ماموریتی برای خانواده دكتر اقبال !

قرار بود پرفسور صادقي كه از بزرگ ترين جراحان اروپا محسوب مي شد قلبم را عمل كند . قرار شد قبل از عمل ملاقاتي با پرفسور صورت پذيرد . وقتي مشخصات ام رو بهش گفتم ، ديدم براي لحظه اي به فكر فرو رفت .. ! بلافاصله پرسيد از كدام مدرسي ها هستي ..؟ مي خواستم بگويم از ورژن بدبخت و فلك زده اش .. كه سريع دوزاري ام افتاد منظورش تخم و تركه است ! گفتم مدرسي هاي مشهد .. راستش رو بخواهيد يك ان وحشت ام برداشت .. گفتم نكنه اجدادم به خاندان اين بابا بدهكار بوده اند ! آخه از شما چه پنهون بابامون كه مرد ، بدهي هاش با يك سگ گردن كلفت به من ارث رسيد ..! آقا سگه هم يكي را در قوچان گاز گرفته بود و توي ژاندارمري شاكي خصوصي داشت .. و خودش هم بازداشت بود ! گفتم نكنه وارث بدهي اجدادم هم هستم .. !؟ كه ديدم نطق جناب پرفسور باز شده و گفت .. من خاندان شما را ميشناسم . اهل روستاي " چكنه " هستم .. پدر من از رعيت هاي پدر بزرگ شما بود ! الان هم اين جا تشريف دارند ! همسرم كه معني رعيت رو نشنيده بود ، فكر كرد من روي سرش هوو اورده ام .. ! همون جا زد زير گريه .. !!




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه






