درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
Feed

تبليغات
وبلاگستان
لينک به من

باقي قضايا
  روش های مفید برای نجات از سانحه

 فقط مسافران هواپیما بخوانند ! 

با بیشترین سرعتی که میتوانید از هواپیما خارج شوید.در صورت وجود دود و آتش تاخیر در خروج از هواپیما بحرانیست.معمولا کمتر از دو دقیقه فرصت دارید تا از هواپیما خارج شوید.از دستورات مهمانداران که پس از سقوط به شما میدهند اطاعت کنید.مهمانداران پرواز تمرینات سختی را پشت سر میگذارند تا مطمئن گردند در صورت سقوط چه باید بکنند.اگر مهماندار پرواز قادر به دستور دادن یا کمک کردن باشد در برخی موارد بعد از سقوط خود نمیتوانند آن را انجام دهند.بوی گوش کنید و همکاری کنید تا شانس زنده ماندن دیگران افزایش یابد.سعی نکنید که متعلقاتتان را نجات دهید.به عقل جور در می آید اما بنظر می آید که هنوز افرادی اینکار را میکنند.همه چیز را باقی گذارید.آنها فقط حرکت شما را کند میکنند.مطمئن شوید که خروجی را که انتخاب کرده اید ایمن است.از پنجره برای اینکه تشخیص دهید که آیا آتش یا خطرات دیگری در خارج از هواپیما هست به بیرون نگاه کنید.اگر خطری هست از وسط هواپیما خارج شوید و یا از خروجیهای دیگر اقدام کنید

  شبی که دلقک شدم

 دلقکی در صحنه تصادف !

از خونه ما تا محل تصادف فاصله خیلی کم بود .. برای همین من و پشت سرم آرش جزء اولین نفرانی بودیم که به محل حادثه رسیدیم . در همین موقع راننده چند اتوموبیل عبوری هم برای کمک و یا تماشا  به جمع ما پیوستند .. داخل سواری چند دانشجو بودند که بد جوری زخمی شده بودند ... حتی یادمه جزوه های ان ها به روی زمین پخش شده بود .. یک دختر خانم لای اهن ها گیر کرده بود .. ولی دانشجوی پسر خارج از ماشین روی زمین افتاده بود .. همین که نزدیک اش رفتم و کمک کردم بلند شود ، دیدم با وجودی که زخمی است با دیدن من خندید !! فکر کردم در تلویزیون من رو دیده .. اهمیت ندادم به سراغ بقیه رفتم .. اما .. ای بابا !! چرا هر کی منو می بینه می خنده ..!!؟ بقدری گیج  و محو تصادف بودم که یادم رفته بود دقایقی قبل مشغول گریم بودم !! در همین اثنا یک خودروی آمبولانس از پائین پل خودش رو به محل رسانده بود .. وقتی رفتم به راننده امبولانس ادرس بدم که از کجا خودش رو زودتر بالا برسونه .. دیدم ای بابا .. راننده به جایی که به من نگاه کنه که در حال ادرس دادن هستم ، همین جوری سرش رو پائین انداخته و به حرف هایم گوش می دهد .. موقع حرکت سریع صدای قاه قاه خنده اش رو شنیدم .. ولی توجه نکردم .. هنوز دقایقی نگذشته بود که حسابی راه بندان شده و جماعت زیادی در اطراف تصادف جمع شده بودند .. این بار دیدم همه با دیدن من می خندند و با دست به یک دیگر نشان می دهند .. !! یعنی چه .. نکنه با زیر شلواری امدم بیرون !!؟ که ناگهان یادم اومد موضوع خنده چیست !! نفهمیدم چه جوری از روی نرده ها پائین پریدم !! و وقتی خونه رسیدم حسابی به دخترم تشر زدم که این چه بلایی بود سرم آوردی ..؟ مضحکه مردم شده بودم !! گفت بابا جان تقصیر خودت بود صبر نکردی تا بهت بگم چهره دلقک ها رو داری ...!!

  نحوه اوراق هواپیماهای 747 ..!

 چگونه یک جامبو جت اوراق می شود !؟  

lpoxln9sgreradrknlbu.jpg 

هر موتور هواپیمای ۷۴۷ چیزی در حدود ۴.۸ تن وزن داشته و در صورت نو بودن ارزشی معادل سه میلیون و شش صد هزار دلار دارد. ولی‌ موتور‌های دسته دوم چیزی در حدود یک میلیون دلار ارزش دارند. هرموتور دارای دو قسمت مختلف هست که باید به صورت جداگانه از بال ها جدا و به صورت یک پارچه (One Unit) به انبار منتقل شود. به این منظور مکانیک‌های شرکت فوق باید شصت اتصال الکتریکی ،  سه خط هیدرولیک را از هر موتور جدا کرده، سوخت داخل لوله های هر موتور را تخلیه کنند و بالغ بر ۳۷۵ پیچ و مهره را از موتور باز نمایند.

  برخورد خونین در آسمان

نوک کفش خلبان باعث سانحه مرگبار شد ..!!

yxm30e7yog8af73oh20j.jpg

مستندی از نشنال جئوگرافی

  بدل اوباما هم کشف شد !!

2e6gbozecv551cdjwmqy.jpg

 پست ویژه   

  دزدی در آسمان ..!!

  ماجرای ربودن میگ ۲۱ عراقی   

 h5sbys9xrrltrku9xp5d.jpg

آگوست 1966.در این روزها میگ-21 تیپ اف-13 مهم ترین رقیب جنگند ه های اسرائیلی در آسمان بود.بنابراین واضح بود که اسرائیلی ها می بایست یکی از آن ها را بدست آورند تا با مطالعه و بررسی دقیق آن خلبانان اسرائیلی و هواپیماهایشان را علیه این جنگنده آماده کنند."موساد"-آژانس سری اسرائیل مامور شد تا خلبانی را پیدا کند که توانایی های مناسبی برای انجام این کار داشته باشد."مایر آمیت" (رئیس وقت موساد) در یک جلسه مشورتی با عده زیادی از نظامیان اهداف "موساد" را تشریح کرد و از آن ها خواست که بنظر آنان چه چیزی بیش ترین نقش ارزشمند را برای امنیت اسرائیل در بر دارد.ژنرال "موردخای هود" فرمانده نیروی هوایی اسرائیل در 1963 (وچند سال بعد) از وی خواست که یک فروند میگ-21 ساخت شوروی را به اسرائیل بیاورد.تشخیص این که آیا "موردخای" واقعا باور داشت که قدرت انجام موفق چنین کاری وجود دارد مشکل بود."ایزر وایزمن" نیز که فرماندهی نیروی هوایی را از "هود" تحویل گرفت نیز اندکی قبل از شروع جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل همین درخواست را از "آمیت" کرده بود.اگر این عملیات انجام می شد اسرائیلی ها به اسرار پیشرفته ترین جنگنده ای که اعراب در آن زمان در اختیار داشتند(به اعتقاد روس ها پیشرفته ترین جنگنده ضربتی جهان) دسترسی پیدا می کردند

  ماجرای من و خانم دکتر ..!

 مکافات دوستی با خانم دکتر   

94e32vrqhytbrurrvni5.jpg

 نزدیک به نیم ساعتی بود که معطل شده بودیم .. ولی از تاکسی خبری نبود . من دل شوره داشتم . که نکنه حمله هوایی خدای ناکرده صورت بگیره .. و بخواهند هواپیما رو جا به جا کنند !! . شنیده بودم که بیمارستانی که لیلا باید بره .. از شانس من خیلی دوره .. از طرفی نمی تونستم یک دختر غریب رو تنها در شهر رها کنم .. در همین اثنا دیدم ماشین پاترول گشت سپاه که از جلوی ما رد شده بود .. دنده عقب گرفت .. به لیلا گفتم بگو خواهرم هستی .. کارت نباشه .. راننده آن که برادری چاق و ریشو بود از ماشین پیاده شد و گفت کجا تشریف می برید ؟ فکر کردم داره استنطاق می کنه .. با اخم گفتم .. باید به شما بگیم کجا می رویم .. !!؟ طرف که از این پاسخ من جا خورده بود ، طفلک این بار با خنده گفت .. جناب سروان این جا ماشین سخت گیرتون می آید .. خواستم ببینم به راهمون می خوره .. شما رو با خود ببریم .. از رفتار بد خودم شرمنده شده و گفتم .. نه ممنون بردار .. اولآ جا نمی شویم .. دوم این که راضی به زحمت شما نیستم .. هنوز حرف ام تمام نشده بود که طفلک برادری که جلو نشسته بود پیاده شد و رفت عقب .. و من و لیلا هم معطل نکرده و جلوی پاترول سوار شدیم .. برادر عذر خواهی کرده و گفت .. اجازه بدهید من این آقایون رو پیاده کنم .. بعد شما رو به مقصد می رسانم .. من با نگاه کردن به لیلا ، بهش فهموندم که از این وضعیت راضی نیستم ... به همین جهت ازش تشکر کرده و گفتم در اولین میدان که تاکسی گیر بیاد پیاده می شویم .. ولی ول کن نبود ..!! خلاصه بعد از پیاده کردن همکاران اش گفت حالا در خدمت هستم ..!! وقتی دید ما احساس راحتی نمی کنیم ، از جیب اش یک نوار کاست در اورد و در ضبط ماشین قرار داد .. و با لحن مهربانی گفت .. ولک من رو از خودتون بدونید .. و سپس شروع کرد به لهجه خوزستانی آواز خوندن ... یخ من و لیلا آب شد ..!! 

  ماموریتی مشترک با کلاه سبزها ..

پروازی خطرناک بر روی خاک عراق با کلاه سبزها

9klnvzyagcyabdv04k49.jpg

برادر وقتی حالت اضطراب و نگرانی ام رو دید ، با لحنی دوستانه و لهجه شیرین اصفهانی گفت .. جناب مدرسی تعجب می کنم  چرا این همه بی حوصله  هستی ..!!؟ ما تعاریف زیادی از روحیه شما شنیده بودیم .. !! با خود گفتم حتمآ تازه کار است .. و گرنه می شناختم . خلاصه بعد از احوالپرسی گرم صحبت رو به وضعیت جنگ و شرایط مملکت کشانده و افزود .. وضعیت جبهه ها الحمدالله به نفع رزمندگان اسلام است .. عقابان تیز پرواز هم که غوغا می کنند .. ولی در بخشی از جبهه های جنگ ، دشمن با توجه به در اختیار داشتن نقاط استراتژیک به برادران ما در اون منطقه  ضربات جبران ناپذیری وارد می کنه .. ما به حول قوت الهی قراره عملیات مشترکی با برادران هوابرد انجام دهیم .. برای این کار عده ای انتخاب شده اند .. و از ان جایی که عملیات خیلی ریسک اش بالاست .. وظیفه خود می دونیم با انتخاب شدگان صحبت کرده و در صورت نوافق وارد جزئیات خواهیم شد .. نفسی راحت کشیده و نطق ام که تا اون لحظه کور شده بود ، وقتی فهمیدم قضیه پرواز است .. سینه ام رو جلو داده و گفتم .. حاج اقا فکر کنم شما تازه تشریف اورید .. در عملیات " ناجی " یا ماموریت " رعد دو " انگار گروه ما بود که به منطقه اعزام شد !! شوخی  شوخی گفتم حاج آقا پیر زن رو از طیاره می ترسونید ..!!  در حالی که می خندید از من خواست در این مورد به کسی حرفی نزنم تا خبرم کنند ..

 
Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35