<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>خاطرات يك خبرنگار</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.oldpilot.ir/atom.xml" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1</id>
   <updated>2012-02-05T18:19:02Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>قهوه تلخ در محاق </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2012/02/post_561.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1.805</id>
   
   <published>2012-02-05T18:17:34Z</published>
   <updated>2012-02-05T18:19:02Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pI8PBqp_jdVMdyn2SAeY2OXLBHMP6g6rhle9maBIqpMHtJQsJYYUV4YImEYgR4whTw--KVOdJMjfONQnEkKGpyw/Moderi--1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#ffcc00" size="4" style="BACKGROUND-COLOR: #000000">  چه خبر از <font size="5">مجموعه جنجالی</font> &quot; <font color="#ff3300" size="5">قهوه تلخ</font> &quot; !؟  </font></strong> </p><p align="center">  <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pI8PBqp_jdVMdyn2SAeY2OXLBHMP6g6rhle9maBIqpMHtJQsJYYUV4YImEYgR4whTw--KVOdJMjfONQnEkKGpyw/Moderi--1.jpg?psid=1" complete="true" /></p><p align="center"><font size="2"><font color="#660000"><font color="#ff6600">برچسب ها</font> : سریال قهوه تلخ + مهران مدیری + برادران آقاگلیان + کاخ جهانگیر خان دولو + وزارت ارشاد + قوه قضائیه +سیستم توزیع سوپرمارکتی + همشهری جوان</font>  </font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">سلام من آرش هستم .</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2">با تشکر از همه دوستان و خوانندگان محترم که هميشه مشوق مجريان اين سايت بوده و هستند . و پوزشي دوباره به خاطر عدم پاسخگويي به نظرات شما بزرگواران . ديشب به طور خيلي اتفاقي مطلبي در باره &quot; قهوه تلخ &quot; خواندم و بي اختيار يادم آمد پدرم دي ماه پارسال در پست &quot; </font><a href="/2010/12/post_459.php" target="_blank"><font size="2">واي بر ما اگر نيم درصد واقعيت داشته باشد !</font></a><font size="2"> &quot; ،  با ارايه تصاوير مستند هشداري در باب احتمال انحراف اين مجموعه داده و خوشبينانه آرزو کرده بود که اين مسايل واقعيت نداشته باشد ! راستش را بخواهيد بابام به دليل شناخت کاملي که از &quot; مهران مديري &quot; داشت ، از همان ابتداي کار نظر مثبتي در باره اهداي جوايزي چون آپارتمان  به خريداران را نداشت ! و با استناد به شايعات متضاد سياسي که در جامعه منتشر شده بود ، اين عمل را فقط ترفندي براي سودآوري مي دانست ! ( او دلايل خود را به طور شفاف توضيح داده بود ) و ... به هر حال توليد و پخش قهوه تلخ با فراز و نشيب هايي به راهش ادامه داده و سپس متوقف شد ! از آن جايي که اطلاع رساني شفاف در خيلي از حوزه ها از جمله مراکز فرهنگي نهادينه نشده است ، با اجازتون تصميم گرفتم با ذکر منبع ، مطلب &quot; همشهري جوان &quot; را تقديم حضورتان کنم . تا در مقام &quot; پي نوشت    نگارش هاي قبلي &quot; در آرشيو سايت به يادگار بماند ! اين را هم اضافه کنم که هيچ گونه تغيري در نوشته ذيل انجام نگرفته است . </font></font></p><p align="center"><a href="/2010/12/post_459.php"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pEyK2Vrugl3Ufd1YS_TfGeCMUB5a-3pYsXDGbMg5ZV1qb6km88IGbl9e9XBMwqYCv_eMSkSBFo-HdSZvDbIWxCw/Moderi---2.jpg?psid=1" complete="true" /></font></a></p><p align="center"><font size="2"><font color="#990000"><sub>براي مشاهده مطلب روي تصوير کليک راست کنيد .</sub></font> </font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#990000"><font size="2"><strong>         از سیر تا پیاز به بن‌بست رسیدن سریال مدیری</strong> </font></font></p><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><font color="#990000" size="2">«گروه تولید قهوه تلخ،‌ پخش شده‌اند. جمع کردن دوباره‌ گروه‌، کارخیلی سختی است»، «احتمالا خبر توقف سریال صحت دارد»، «مهران مدیری افسرده شده و شاید کار را ادامه ندهد»، « این سریال پروانه پخش ندارد»، «ساخت ادامه قهوه تلخ منتفی است».<br /><br />گفته‌های عوامل سریال و مسئولان وزارت ارشاد در این چند‌روز، چیزهایی شبیه به این است؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد سریال قهوه تلخ زودتر از موعد یخ کرده و از دهان افتاده؛ سریالی که شروعی داغ و طوفانی در تابستان 89 داشت، حالا در زمستان 90 پایانی سرد و تلخ دارد. چرا قهوه تلخ به چنین پایانی رسید؟<br />«ما بعد از یک ماه برمی‌گردیم تا انرژی و فضای تازه‌ای را به سریال تزریق کنیم.» مهران مدیری تقریبا با چنین استدلالی یک هفته قبل از آغاز رمضان، وقفه در قهوه تلخ را کلید زد؛ وقفه‌ای که از موارد قبلی طولانی‌تر شد و با توجه به افت محسوس فروش نسخه‌های آخر، قابل پیش‌بینی بود. بدین ترتیب مخاطبان پرو‌پا قرص قهوه تلخ با شنیدن حرف‌های مدیری، سری 25 سریال را داخل دی‌وی‌دی‌پلیرها گذاشتند، سه قسمت 73 تا 75 را دیدند و آن‌‌وقت به‌استقبال سریال‌های «پر روح» رمضان رفتند.</font></span></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">نهم شهریور، ما‌ه رمضان تمام شد اما خبری از قهوه تلخ نشد. درست یک ماه بعد، وزارت ارشاد خبر داد که سازندگان سریال باید برای سری جدید مجوز‌ بگیرند. بدقولی قهوه تلخی‌ها البته چیز تازه‌ای نبود. قبل از این هم حداقل دو بار در زمان سری چهارم و سری یازدهم چند روزی در توزیع سریال وقفه افتاده بود. اما این بار پای دو ماه وقفه در میان بود. نیمه مهر، پخش تصاویر بازیگران قهوه تلخ در ایستگاه متروی قیطریه تهران بمب خبری رسانه‌ها شد. فیلم‌برداری سری تازه شروع شده بود. یوسف صیادی، سپند امیرسلیمانی، سعید امیرسلیمانی، رامین ناصرنصیر، آرش نوذری، ‌مه‌لقا باقری و لادن سلیمانی به‌گروه اضافه شدند.<br />عوامل، لوکیشن «کاخ جهانگیرخان دولو» در «باغ برره» (واقع در خیابان بوسنی) را ترک کرده و به لوکیشنی در جمال‌آباد رفته بودند که تا چند ماه قبل سازندگان «ساختمان پزشکان» در آن فیلم‌برداری داشتند. لوکیشنی با سه آپارتمان که قرار بود میزبان آدم‌های تاریخی در تهران امروز باشد و شش‌ماهی برای ساخت آن، وقت و هزینه صرف شده بود. با این اخبار و حواشی، وقفه قهوه تلخ وارد سومین ماهش شد. در نیمه آذر خبر توقف فیلم‌برداری برای گرفتن مجوز تبلیغات و توزیع و نشر آن رسید. شنیده شد که در این مدت، حدود سه فصل از سریال فیلم‌برداری شده. مدیری هم به‌طرز غیرمنتظره‌ای سر از فیلم «پل چوبی» مهدی کرم‌پور درآورد.</font></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">«نسخه قاچاق قهوه تلخ هم رسید». درست یک ماه قبل، سر‌و‌کله تیراژ بالایی از دی‌وی‌دی‌های سری 26 پیدا شد؛ آن هم با قیمت 2000 تومان یعنی 500 تومان ارزان‌تر از نسخه‌های قبلی. با وجود درخواست‌های مدیری برای نخریدن این نسخه، دی‌وی‌دی‌های غیرقانونی راه ورود به پلیرها را خیلی سریع پیدا کردند. کیفیت بالا، تبلیغات متنوع (حتی تبلیغ جشنواره پاییزه سامسونگ) و از همه چشمگیرتر پروانه نمایش اول آن، نشان می‌داد که هر کس این کار را کرده، خیلی خوب کارش را بلد بوده. حرکتی که خیلی‌ها را یاد توزیع ناگهانی سی‌دی «بمب خنده» (که درباره شبکه‌های ماهواره‌ای بود) و «فضانوردان» (که همزمان با حضور تیم ملی در جام جهانی ساخته شد) ‌انداخت که هر دو مجوز انتشار نداشتند اما ناگهان پخش شدند! مسئولان وزارت ارشاد اعلام کردند که ماجرا را پیگیری می‌کنند اما این اتفاق عملا تیر خلاص به قهوه تلخ بود.</font></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">بازار شایعات درباره سریال از سه سو داغ شد: از یک طرف شنیده می‌شد که برادران آقا‌گلیان بیشتر از سه ماه است که به‌عوامل دستمزد نداده‌اند و آنها راهی جز ترک پروژه نداشته‌اند. سحر زکریا این مسئله را تایید می‌کند: «مشکلات مالی باعث متوقف شدن کار شده وگرنه بچه‌ها اصلا کنار نرفتند. اولش، یعنی دو سه ماه پیش به ما گفته شد که کار متوقف شده و دیگر سر کار نرفتیم. یک ماه پیش هم گفتند که دیگر نیایید.» زکریا البته اطلاعات بیشتری ندارد، یا حداقل علاقه‌ای به گفتن‌شان ندارد! سعید پیردوست کمی صریح‌تر حرف می‌زند. او اواخر خرداد آخرین حقوقش را از تهیه‌کننده گرفته و چون قرار بوده شخصیت‌ها به زمان حال بیایند از آن به بعد دیگر در مجموعه بازی نداشته. پیردوست که سابقه طولانی همکاری با برادران آقا‌گلیان را دارد، این وضع را بی‌سابقه می‌داند: «قرارداد بچه‌ها سر قضیه مالی فسخ شد. من خودم [با گذشت شش هفت ماه از آخرین دریافتی] هنوز با پروژه تسویه حساب کامل نکرده‌ام. ۱۲‌سال است که با اینها کار می‌کنم؛ بالا و پایین داشته‌اند ولی هیچ‌وقت در این شرایط قرار نمی‌گرفتند!» او معتقد است، مشکل اصلی به تهیه‌کننده برمی‌گردد: «اصولا اشکال کار در این است که تهیه‌کننده‌ها به‌شرایطی که دارند قانع نیستند. اگر به قراردادهای بچه‌ها پایبند بودند و اول آنها را تسویه می‌کردند و بعد می‌رفتند سراغ کار دیگری، به این مشکلات برنمی‌خوردند.»</font></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">این از طرف اول! اما از طرف دیگر، شنیده شده چون این پروژه مثل «قلب یخی» قرارداد فصل‌به‌فصل مشخصی نداشته، به مرور مدیری، بازیگران و دیگر عوامل دستمزد خود را بالا برده و تهیه‌کننده را عاصی کرده‌اند. طرف سوم هم، ماجرای پیگیری سفت و سخت وزارت ارشاد و دستگاه قضایی بود که به پخش قاچاق سریال مشکوک شده بودند. این وسط دست آنهایی که برای قرعه‌کشی سه واحد آپارتمانی، با هزار امید و آرزو دی‌وی‌دی‌های قهوه تلخ را خریده بودند در حنا ماند. به‌این ترتیب دومین و البته مهم‌ترین سریال ویژه شبکه نمایش خانگی- که ظرف کمتر از یک‌سال 25 سری رسمی آن به بازار آمد و خریداران برای هر مجموعه کاملش 62500 تومان خرج کردند- بدون پایان خوش تمام شد و در شرایطی که قرار بود در 120 قسمت به‌صورت 40 بسته 3 تایی عرضه شود، در نیمه راه از دهان افتاد.</font></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">ظاهرا طلبکاری عوامل قهوه تلخ از تهیه‌کنندگان- که کمترین رقمش هم مبلغ کوچکی نیست- آنها را خیلی محافظه‌کار کرده و باعث شده حاضر نباشند به این راحتی‌ها صحبت کنند و حقیقت ماجرا را بگویند. آنچه در ادامه می‌خوانید، حرف‌‌های یکی از عوامل سریال است که به‌خاطر نگرانی از وصول نشدن طلبش، نمی‌خواهد نامش فاش شود: «نزدیک یک ماه است که کار تعطیل شده. دقیق معلوم نیست که تا کی تعطیل می‌ماند ولی چیزی که مشخص و قطعی است این است که این‌ طرف سال وضع همچنان همین است. عوامل و بازیگران به‌شدت از این آقایان طلبکارند. حرف چند ماه طلبکاری ا‌ست! تا این تسویه نشود، دیگر کسی سر کار برنمی‌گردد. متاسفانه دوستان قدر بازیگران را نمی‌دانند و بسیار هم بد برخورد می‌کنند. به ما گفتند که پول دستشان نیست و مجوز هم نیامده. وقتی هم که پول دستشان نیست، نمی‌توانند پول ما را بدهند و کار ادامه پیدا نمی‌کند. می‌گویند سود نکرده‌اند ولی طبق آمارهایی که موجود است، مگر می‌شود سود نکرده باشند؟! حتی می‌گویند ضرر هم کرده‌اند! ما نمی‌دانیم این ضرر از کجا می‌آید!<br />بعضی بازیگرهای سریال بیش از چهار برابر دیگران پول می‌گرفتند و ممکن نیست از پولشان گذشته باشند. تهیه‌کننده‌ها از یک‌ماه‌ مانده به توقف کار، دیگر سر لوکیشن نمی‌آمدند و باید با التماس آنها را می‌آوردیم. مهران مدیری هم افسرده شده. هم پولش را نداده‌اند، هم بد‌و‌بیراه مردم را می‌شنود، هم مجوزش‌ صادر نشده و.... خب همه اینها باعث افسردگی می‌شود دیگر! قراردادهایی که تمام عوامل برای این کار بستند، جزو‌ کمترین قراردادهای زندگی‌شان است چون کار را دوست داشتند. همه یک‌سوم آنچه را که باید می‌گرفتند، گرفته‌اند. حتی امسال و پارسال هم مثل دو سال قبل با تیم قرارداد بسته شد؛ بدون اضافه شدن حقوق.»</font></p><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font color="#990000"></font><font size="2"> </font></p><p align="center" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font color="#990000" size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pncZe9OsEs8_Avt7F2AoRj1fSuL4GIDdYdFE4hRuhKfIHrZSSRAysxeNtifWNrD2CifIeganfs7oIQiFevkM8Kw/Modiri---3.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font size="2"> </font></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /></p><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><br /><font color="#990000" size="2">از همان اول کار، وقتی مدیری سر قیمت فروش کارش با تلویزیون کنار نیامد و تصمیم گرفت سریالش را در سیستم توزیع سوپرمارکتی پخش کند، حاشیه‌های قهوه تلخ کلید خورد؛ یعنی کمی قبل از آغاز فیلم‌برداری! بعد از آن، هر‌چند‌وقت یک‌بار حرف‌و‌حدیث‌های مختلفی از پشت صحنه سریال اینجا و آنجا به‌گوش می‌رسید. این حرف‌ها را عوامل نفوذی همشهری جوان از اطراف و اکناف شنیده‌ و جمع‌ کرده‌اند و خب هیچ‌کدامشان طوری نبوده که گویندگان حاضر باشند مسئولیتش را با هویت مشخص به‌عهده بگیرند. ما هم که منتشرشان کنیم، از صحت و سقم‌شان مطمئن نیستیم. به‌قول قدیمی «بر‌عهده راوی!» یکی از مهم‌ترینِ این حرف‌و‌حدیث‌ها به‌دستمزد بازیگران مربوط می‌شود؛ اینکه خانم‌های بازیگر چشم‌و‌همچشمی بیش‌ از اندازه‌ای برای دستمزدشان داشتند و مدام با هم در حال رقابت و البته چانه‌زنی بودند.<br />دستمزد بازیگران ذکور البته ظاهرا آنقدرها جای چشم‌و‌همچشمی نداشته. به‌طور واضح و مبرهنی انگار معلوم بوده اجرت کسی که زحمت خوردن قهوه به‌آن تلخی را بر خودش هموار می‌کند، با کسی که سبیل‌های از بناگوش در‌رفته‌ای دارد و مدام سرش را تکان می‌دهد، باید تفاوت‌ فاحشی داشته باشد. طرفین هم با دل‌خوش و خرم این اختلاف را پذیرفته و به آن گردن نهاده بودند.<br />کلاغ‌های خبرچین این‌طور روایت می‌کنند که جناب کارگردان برای خودش امپراتوری‌ای به‌راه انداخته و یکی از اتاق‌های ساختمان محل فیلم‌برداری با کلیه امکانات رفاهی برای استراحت آن جناب در نظر گرفته شده بود و احد‌الناسی هم اذن دخول به آن محفل خصوصی را نداشته.<br />بریز و بپاش‌های تهیه‌کننده‌ها در کنار جناب کارگردان هم یکی دیگر از آن شایعه‌هاست؛ اینکه الطاف ملوکانه‌ای داشتند و هر از چندی به تعدادی از عوامل- که لابد جزو خواص بوده‌اند- گوشی موبایل چند میلیونی یا لپ‌تاپ هدیه می‌دادند.<br />جدای از اینها، لیستی از مطالبات تسویه‌نشده- از بدهی‌ چند‌ده‌ میلیونی‌ به آشپز گرفته تا انواع و اقسام چک‌های پاس نشده اخوان تهیه‌کننده(!)-یکی دیگر از دلایل به زمین گرم خوردن لیوان قهوه از طرف نفوذی‌های پشت صحنه ذکر شده.</font></p><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font color="#990000"></font><font size="2"> </font></p><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">منبع :</font></p><p align="justify" class="MsoNormal" style="TEXT-INDENT: -18pt; MARGIN: 0cm 26.25pt 0pt 0cm; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-outline-level: 2; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt" dir="rtl"><font color="#990000"><p /></font></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; BACKGROUND: white; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ff9900; mso-bidi-language: FA"><font size="2">همشهری جوان</font></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><br /></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ff9900; mso-bidi-language: FA">بازنشراطلاعات : </span><span style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ff9900; mso-bidi-language: FA" dir="ltr">takbook.com</span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: black; mso-bidi-language: FA"><p /></span></p><p align="center" dir="rtl"> </p><p align="center" dir="rtl"><img src="http://nsks5g.blu.livefilestore.com/y1pY90_xhKokzMtqYmThOmrPd0MC5gKniRNIGKJHeMHbQQFRYeGHmjAGG8wgjTh4btLRjV9vQVs6W2VKwyEnHRoSH5tn_Ka6v_Z/dfhbsh.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p> </p><p align="right"><font color="#000099">در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .</font></p><p align="right"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">بهروز مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900ff">اين پست ساعت ۲۱:۴۵ دقيقه بتاريخ شانزدهم بهمن ماه ۱۳۹۰ پايان يافت .  </font></p><p align="right"><font color="#9900ff"> </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"></font></font> </p><p align="center"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                     <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#009900" size="2">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></a></p><p align="center"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></p><p align="center"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p class="info" /><p class="info" /><p align="center" class="info" /><p class="info"><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div class="info" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" class="info" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div class="info"><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>  </div></li><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></span><font size="2"> </font></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>یک فنجان ناکام</strong></font></span></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>مگر می‌شود سود نکرده باشند؟!</strong></font></span></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>پایان ناخوش</strong></font></span></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>هیچ‌وقت این‌طوری نبود</strong></font></span></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>قاچاق، با کیفیت آینه</strong></font></span></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #ffcc00; mso-bidi-language: FA"><font color="#660000" size="2"><strong>بی‌قهوه روی پل</strong></font></span>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کودتای نوژه </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2012/02/post_560.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1.802</id>
   
   <published>2012-02-04T16:29:27Z</published>
   <updated>2012-02-04T16:31:17Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pLycIsLxfNQMIu7RjmMeJ7vC7jiBFaUrRJAhOWQXd9WX-vDJ0GSz0cGIvC4Td7jNdEPYKrKJ729hpgWSulMEw1A/kodeta---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#663333" size="5">ماجرای من و <font color="#ff6600">کودتای</font> نافرجام نوژه !</font></strong> </p><p align="center"> <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pLycIsLxfNQMIu7RjmMeJ7vC7jiBFaUrRJAhOWQXd9WX-vDJ0GSz0cGIvC4Td7jNdEPYKrKJ729hpgWSulMEw1A/kodeta---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p><p align="center"><font size="2"><font color="#660000"> <font color="#ff6600">برچسب ها :</font> جنگ ایران و عراق + فرودگاه سنندج + هواپیمای سی -۱۳۰ + حمل مجروحان جنگی + مرحوم محمد حیرانی + سپاه پاسداران + کودتای نوژه + دادگاه انقلاب</font> </font></p><p align="center"><font size="2"><font color="#006699"><strong>سلام من آرش هستم .</strong></font> </font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2">با عرض شرمندگی فراوان از اين که من و خواهرم به دليل دغدغه هاي زندگي مثل سابق پاسخگوي  خيل عظيم کامنت ها و اي ميل شما بزرگواران نيستيم . و حتي نمي توانيم هر از گاهي يکي از مطالب قديمي را بازنشر کنيم . راستش مشکلات قلب پدر شکر خدا تا اندازه اي بهبود يافته است . اما همچنان اسير افسردگي روحي است . و طبيعتآ در اين شرايط حال و حوصله انجام هيچ کاري را ندارد . با شناختي که از شخصيت شفاف ايشون دارم مطمئنم به محض آغاز مجدد فعاليت در سايت ، دلايل به هم ريختگي روحي اش را توضيح خواهد داد . و اما در باره مطلب &quot; کودتاي نوژه &quot; ، من به طور اتفاقي اين پست را مطالعه کرده و از اتفاقات اون ايام خيلي شگفت زده شدم . اميدوارم کشور عزيز ما ايران هميشه در صلح و صفا و دوستي باشد . اما کلام اخر این که من و نسل جوان امروز ممکنه از چند و چون مسایل پشت پرده این اتفاق بی اطلاع باشند . من  لينکي در اين باره  </font><a href="http://bahman18.blogfa.com/post-45.aspx" target="_blank"><font size="2">تاریخ معاصر ایران </font></a><font size="2"> پيدا کردم  اگر چه معتقدم بايستي سخن محققان غير مغرض و بي طرف را هم شنيد . من به شخصه مانند پدرم هيچ علاقه و اشتياقي به مسايل سياسي ندارم . آن چه مي خوانيد فقط خاطرات شخصي يک بازنشسته نظامي است . ممنون از همه شما عزيزان . </font></font></p><p align="center"><a href="http://bahman18.blogfa.com/post-45.aspx" target="_blank"></a><font size="2"> <font color="#ff0000"><strong>چگونه از تهمت كودتا ، جان سالم به در بردم !</strong></font></font></p><p align="right"><strong><font color="#660000" size="2">در دادگاه كودتا چيان نوژه چه گذشت ؟ </font></strong></p><div class="cnt"><ul><li><div align="right"><strong><font color="#660000" size="2">چرا به جرم كودتا دستگير شدم ؟</font></strong></div></li></ul></div><p align="right"><strong><font color="#660000" size="2">( روايتي از يك ماجراي واقعي )</font></strong></p><p align="right"><font color="#660000"><font size="2"><strong>يك توضيح : </strong>من به اين سخن سخت اعتقاد دارم ،<strong> &quot; بي گناه پاي دار مي رود ، ولي بلاي دار ، نه &quot;</strong></font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">تاريخ دقيق اين اتفاق يادم نيست .  ولي سعي مي كنم ماجرا به آن شكلي كه رخ داد ، بيان كنم . يك روز صبح ، مثل همه ي روزهاي خدمتم ، صبح عازم محل كارم شدم . آن روز قرار بود براي حمل <strong>دارو</strong> و <strong>آذوقه</strong> به شهر<strong> سنندج</strong> بريم . در دستور پروازي قيد شده بود در مراجعت ، اگر زخمي و يا <strong>مجروحي</strong> هم بود به<strong> تهران</strong> بياوريم ....  به اين ترتيب ، سوار هواپيما شديم و به سوي مقصد پرواز كرديم .</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">از گروه پرواز ، فقط سروان <strong>محمد حيراني</strong> ( فرمانده هواپيما ) و ستوان<strong> ناصر رحيمي</strong> ( ناوبر ) را به خاطر مي آورم . اوضاع آن ايام سنندج خيلي بحراني بود . و بياد دارم ضد انقلاب محلي ، توطئه هاي فراواني در منطقه انجام مي دادند . از عمر انقلاب هم مدت زيادي نگذشته بود . و برادران سپاه و ارتش براي آرام كردن اوضاع در منطقه حضور داشتند . </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">بعد از نشستن در باند فرودگاه <strong>سنندج</strong> ، بچه ها براي استراحت به كافي شاپ فرودگاه رفته بودند . ولي نمي دانم چرا من در رمپ بودم . بعد از تخليه بار هواپيما ، تعدادي <strong>مجروح</strong> كه حال وخيمي داشتند ، به هواپيما منتقل گرديدند . خوب به خاطر دارم شرايط روحي يكي از مجروحان خيلي وخيم بود . او كه يك دست و يك پايش توسط افراد &quot; <strong>حزب كومله &quot;</strong> قطع گرديده بود ، به همسرش هم جلوي چشمانش تجاوز شده بود ! و به همين دليل مرتب خودش رو به در و ديوار مي كوبيد . كه من پيشنهاد كردم طفلك را با تسمه ببندند . </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2"> در همين اوضاع و شرايط بود كه ،  فكر كنم سردار شهيد <strong>محمد باكري</strong> يا يكي  از فرمانده هان  او بود كه از من پرسيد : آيا امكان دارد تعدادي از بر و بچه هاي سپاه را كه مرخصي دارند ، به تهران ببريد ؟ جوابم مثبت بود . و لحظاتي بعد ديدم كه علاوه بر بچه هاي سپاه ، پرسنل ارتش هم دارند سوار هواپيما مي شوند .....</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در رمپ پرواز همين جوري براي خودم قدم مي زدم كه ديدم چند برادر سپاه مرا به سوي خويش فرا مي خوانند . با خوشرويي پذيرفتم و به ميان آن ها رفتم . يكي از آن ها كه چهره اي خشن داشت و قيافه اش داد مي زد &quot; طلب باباشو از همه مي خواد &quot; ، خطاب به من با لحن داش مشدي و تمسخر آميزي گفت : برادر .... چرا فقط يك فروند هواپيما براي بردن ما به تهرون فرستادند؟؟ نمي شد دو سه تا بفرستند ؟ پس اين نيرو هوايي چه كار داره مي كنه ...؟!! </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">من كه حوصله جر و بحث با او را نداشتم ، با همون لحن خودش پاسخ دادم : اين يكي اش هم اضافي است ... هواپيما ها ماموريت واجب تري از حمل مسافر دارند . كه ديدم نامرد نه گذاشت نه برداشت و با همان لحن گفت .... <strong>چطور شد زمان شاه گور به گور شده تون ، شما  چار تا  چارتا  هواپيما  براي  &quot; خانم بردن &quot; داشتيد  .... حالا كه نوبت ما شد ، ميگي طياره نداريم ...؟</strong></font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در يك لحظه حسابي قاطي كردم .....  اصلآ انتظار چنين توهين ركيكي را نداشتم ..  مردك با اين حرفش ما را  &quot;قواد &quot; خطاب كرده بود ..  من كه معمولآ  آدم آرامي هستم ، به خاطر اين توهين ناموسي ، بد جوري به هم ريختم ... خون جلوي چشمانم را گرفته بود ... سريع پريدم تو هواپيما ، و تبر آن را كه براي مواقع اضطراري تعبيه شده بود برداشتم و زدم بيرون ....</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">خدا شاهد است واقعآ قصد داشتم خونش را بريزم ... شروع كردم توي رمپ پرواز دنبالش دويدن ... من بدو ... او بدو .... مردك بسان غزال وحشي همچنان مي دويد .... يه عده هم از بر و بچه هاي سپاه ، سعي مي كردند مرا نگه دارند ... ولي من با نيروي كاذب فوق العاده اي كه به دست آورده بودم ، آن ها را چون پر كاهي به طرفي پرت نموده و ..... همچنان دنبالش تبر به دست مي دويدم ... هيچ كس جلو دارم نبود ... تا اين كه زد داخل چادر پرستاران مستقر در فرودگاه ... و از سمت ديگر آن مجددآ فرار كرد ....</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">تا اومدم وارد چادر بهداري بشم ، چند نفر از خواهران پرستار ، كه شاهد اين تعقيب و گريز بودند ، با باز كردن دست هايشان ، سعي نمودن جلوي مرا بگيرند ..  با ديدن خواهران .... همچنين به خاطر ضعفي كه در مقابل خانم ها دارم !!‌ ( شوخي مي كنم ) به خاطر احترامي كه قائل هستم .... آرام گرفتم .. و همچو &quot; ناپلئون بنا پارت &quot; كه شمشيرش را به &quot; دزيره &quot; تقديم كرد ، من هم تبر را به خواهران پرستار دادم ....</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در همين اثنا ديدم فرمانده سپاه مستقر در فرودگاه ، به سويم آمد و قبل از اين كه من حرفي بزنم ، با وقار خاصي كه محبت از كلامش مي باريد ، گفت : برادر ، من تحقيق كردم ، حق با شماست .. براي اين كه به شما ثابت كنم سپاه قانونمند است ، كافي است شما نشانم بدي ، تا همين حالا ، خلع سلاحش كرده و لباسش رو گرفته ، و كت بسته با همين هواپيما براي محاكمه به تهران بفرستمش ... </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">لحن فرمانده سپاه ، آرامم كرد . دقايقي بعد .. تمام آن ها را جمع كرد و از من خواست شناسايي كنم . قبول كرده و به جستجو در ميان چهره ها پرداختم .... خداي من چه مي بينم ..؟ اين ها همه شبيه هم هستند  ... !! ظاهرآ گروهاني از بچه هاي شمال بودند ... واقعآ تشخيص خيلي سخت بود ! همه با ريش .. چهره هايي شبيه هم ... بد جوري گير كرده بودم . واقعآ ( ببخشيد ) عين خري كه تو گل گير كنه .. مستاصل و در مانده شده بودم ... بالاخره با شك و ترديد ، يكي را نشان فرمانده دادم و گفتم ايشون بود !!</font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">طرف كه حسابي بر افروخته شده بود ،<strong> گفت : من ..... ؟ گفتم بله تو .... گفت مطمئني من بودم ..؟ گفتم آره خودت بودي ... سكوت مطلقي بر اطراف حاكم شده بود .... همه منتظر نتيجه اين مجادله بودند ... ديدم طرف گفت پس من بودم ؟ .... و شروع كرد زير لب كلماتي را تكرار كردن .... و در همين حال دولا شد و به آرامي در كيسه سربازي خود را گشودن .... ! پيش خود گفتم ... خدايا اين چه غلطي بود كه كردم .... نكنه طرف مي خواد اسلحه شو در بياره ؟ از ترس نمي دونستم چه كار كنم .... اگر فرار مي كردم كه درست نبود ... با اين  هيكل و سبيل و خلاصه اين همه دك و پز ... صحيح نيست ... خب اگه بمونم .... الكي الكي فدا مي شم !! </strong></font></font></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">گفتم الان است كه كلت خود را بيرون آورده و يك تير تو مغزم شليك كنه ... خلاصه دل را به دريا زدم و واستادم ... هر چه مي خواد پيش بياد ... بياد ... مرگ يك بار شيون يك بار... ديدم طرف از داخل كيسه سربازي ، يك جلد كلام الله مجيد در آورد .. و با گذاشتن دست خود بر روي آن .... سوگند خورد من نبودم ....</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">از اين كه قرآن مجيد را ديدم ، موهاي تنم سيخ شد ، ديگه قيد دفاع از ناموس و .... را زدم .. و از اين كه الكي شهيد نشدم ، قند تو دلم آب شده بود .. به همين جهت خطاب به فرمانده سپاه گفتم ... من از حقم گذشتم .. شما هم بگذريد ....</font></strong></p><p align="justify"><a href="http://www.10pix.com/show.php/76106_DSC2121C130T165351leftsidelandingl.jpg.html" target="_blank"><font color="#000033" size="2"></font></a></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">                                            ***********</font></strong></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">بعد<strong> از اين </strong>، رفتم يه نگاهي به هواپيما بيندازم ... اما ديدم هواپيما تا خرخره اش پر از سپاهي و ارتشي است !! جاي سوزن انداختن نبود . خواهش كردم آقايون اضافه هاش پياده شوند ... ولي انگار نه انگار كه با اون ها حرف مي زدم ! ... هر چه خواهش و تمنا ... اثري نداشت ... هر چه گفتيم آقايان باند كوتاه است و انتهاي باند كوه بلندي است ، هواپيما نمي كشد .. هيچ كس از جاش بلند نشد . </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">اين بار مجبور شدم از راه قانون وارد بشم .... خطاب به ارتشي هاي درون هواپيما ، گفتم اين يه دستور نظامي است ... تمام پرسنل ارتش پياده شوند ... و بلافاصله طفلكي ها  پياده شدند .. ولي مشكل همچنان باقي ماند ... يكي از فرماندهان سپاه آمد و او هم خواهش نمود آقايان اضافه هاش پياده شوند .. ولي هيچ كس تره به حرف اين برادر هم خرد نكرد !!</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">برادر فرمانده ، خيلي عصباني شد . و اين بار با تحكم اعلام كرد : برادران شما براي نجات جان يك مجروح شيش نفرتون جان خود را فدا مي كنيد ... پس چرا حالا فشار به مجروهان داخل هواپيما آورديد ؟ اينا چه گناهي كردند؟  اما اين روش هم جواب نداد .. به ناچار با عمليات تهران تماس گرفتيم  . افسر عمليات سرهنگ خلبان محسن نجفي بود .. كسب تكليف كرديم .. گفت : هر ان چه كه در دستور پروازي شما نوشته شده است ، عمل كنيد . </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">توي اين گير و داد بوديم كه ديدم يك روحاني در حاليكه يك بقچه زير بغل داشت ، آمد تو كابين و بقچه اش را گذاشت روي صندلي خلبان هواپيما ... !! من كه از اتفاقات رخ داده كلافه شده بودم ، با عصبانيت ، بقچه او را با لگد به بيرون از هواپيما پرتاب كردم ... و گفتم حاج آقا پس خلبان كجا بشيند ؟!!  و حاج آقا هم با عصبانيت پياده شد و گفت نشونت مي دم !!</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">با تآكيد افسر عمليات ، ما آمديم كلك زديم . و به برادران سپاه گفتيم : همه پياده شويد ، ما بريم سر باند ، موتور هايمان را چك كنيم ، اگه جواب داد ، همه تون را سوار مي كنيم . و به اين ترتيب به جز مجروحان ، همه را پياده كرديم و به سر باند رفتيم . و بعد از چند دقيقه اي كه موتور هواپيما با آخرين قدرت خود مي چرخيد .... از زمين بلند شديم ... بعد ها فهميديم برادران از روي عصبانيت به خاطر رو دستي كه خوردند ، به سوي هواپيما رگبار هم بسته بودند ...!</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">همان شب از تلويزيون شنيدم كه يك گروه از نظاميان ارتش ، به جرم كودتا دستگير شده اند . زياد اهميت ندادم ... يكي دو روز از ماجراي سنندج گذشته بود كه ، يك روز صبح داخل هواپيما عازم ماموريت مشهد بودم كه ... شنيدم به برج اعلام شد ، جلوي خروجي باند را مسدود كنند ! زياد اهميت ندادم ... ما كه تازه حركت كرده بوديم ، به ما هم دستور دادند برگرديد به رمپ پرواز ! </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">با خود گفتم حتمآ يك مسافر از ما بهترون جا مانده و اين ها به اين بهانه ما را از سر باند برگرداندند ! به محض رسيدن به محل پارك هواپيما ، هنوز موتور ها را خاموش نكرده بوديم ، كه چشمتون روز بد نبينه ...ديدم چند نفر دژبان ارتش با هيكل هاي نتراشيده ، درشت با چهره هاي خشن آمدند و مرا دستگير كردند ... </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">وقتي سوار خودروي دژباني شدم ، ديدم بقيه بچه هاي پرواز سنندج هم هستند . چشمان همه ما را بستند . و در حالي كه براي هر كدام از ما ها يك دژبان گذاشته بودند .. اجازه هيچ گونه سئوالي را هم نمي دادند ... و در حالي كه سر هايمان را پائين نگه داشته بودند ، از پايگاه خارج شديم ... هر چه مي گفتم بردار ، جناب .... عزيز جان  ممكنه بگي جرم ما چيست ،  هيچ كلامي به لب نمي آوردند !! بقدري در راه هي پرسيدم كه يكي از آن ها به تنگ آمده و گفت :<strong> حالا كودتا مي كنيد</strong> ؟!!! </font></p><p align="justify"><br /><font color="#000033"><font size="2">تازه دو زاري ام افتاد ، اي داد و بيداد .. عجب گيري افتاديم ... خلاصه ما را به دادگاه نظامي واقع در چهارراه قصر بردند ... بعد از ساعاتي بلاتكليفي به درون اطاق بازپرسي فرا خوانده شديم . تا وارد شدم ديدم همون روحاني جوان هم اون جاست ... تا منو ديد ، خطاب به قاضي كه او هم روحاني بود گفت : <strong>حاج آقا</strong> .. <strong>خودشه ... اين همون طياره چي است ؟  من كه مرگ خود را حتمي مي دانستم ، و شب قبلش هم از زبون حضرت امام شنيده بودم كه گفته بود ، به اين كودتاچيان رحم نكنيد ، زدم به سيم آخر و در جوابش گفتم .. واله ما درشكه چي شنيده بوديم ، اما طياره چي تا حالا نشنيديم ... !! </strong></font></font></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">جناب روحاني كه از اين پاسخ من ناراحت شده بود ، خطاب به قاضي پرونده گفت : حاج آقا همين شخص بود كه با كودتاچيان همدست بود .... براي همين ۱۲۰ نفر نيروي كمكي سپاه را از طياره پياده كرد  و همه را جا گذاشت !! تا سپاه نتونه اقدام موثري براي آن ها بكنه !! با شنيدن كلمه ي ۱۲۰ نفر...... خيلي خوشحال شدم .. ديدم راه دفاعي باقي مونده است . </font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">خطاب به رياست دادگاه كه مرد متين و دلسوزي بود ، گفتم حاج آقا ، هواپيما كه پيكان نيست ۷-۸ نفرو سوارش كرد ... ظرفيت هواپيما طبق قانون ، ۹۰ نفر است . ما چگونه مي تونستيم ۳۰ نفر اضافي را در آن باند كوتاه سوار كنيم ؟ خوشبختانه از ستاد كل نيرو هاي مسلح يك سرهنگ خلبان ، به نام سرهنگ ميبودي ، به عنوان مطلع دعوت شده بود تا اگر ما از نظر فني اراجيف گفتيم ، او فتوا دهد ...</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">سرهنگ ميبودي را خوشبختانه مي شناختم ، افسري جدي و با سواد بود براي همين به ستاد مشترك ارتش رفته بود . او با نشان دادن كتاب مقررات پرواز اين گونه هواپيما ها ، حرف هاي ما را تآئيد نمود . و به قاضي پرونده ثابت كرد كه ما طبق دستور پروازي اقدام كرديم . با تهران هم هماهنگ بوديم و .......</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">خلاصه دل حاج آقا به رحم آمد و پذيرفت كه ما هيچ ارتباطي با كودتاگران تداشتيم . و بلافاصله دستور آزادي ما را صادر كرد . شايد باورتان نشود ، وقتي از محوطه دادگاه بيرون مي رفتيم ف هر لحظه انتظار داشتم از پشت ما را به رگبار ببندند ! ولي به خير وخوشي پايان يافت .</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#000033" size="2">بعد ها با همون حاج آقا دوست شدم ....  داماد آيت الله ملكوتي امام جمعه تبريز بود .  اين دوستي سبب آزادي خيلي افراد از زندان ها گرديد ... چون توصيه از ايشون مي گرفتم ... و به اين ترتيب خطر مرگ از بيخ گوشم پريد .. و به اين نتيجه رسيدم كه سر بي گناه پاي دار ميره اما بالاي دار نمي رود .....</font></strong></p><p align="center"><font size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1p0UBhE8h_pthfAiLeZmdTt2a2SE-qXXaREyQtapAoM6EV-awBwMe0Rr7Ybclipc6Z0CNgkFXllTcAzZibVPB8IA/autumn-8.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="right"><font color="#000099">در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .</font></p><p align="right"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">بهروز مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900ff">نگارش اوليه : بيست و پنجم ارديبهشت ۱۳۸۶ </font></p><p align="right"><font color="#9900ff">بازنويسي و بازنشر : ساعت ۲۰ مورخه پانزدهم بهمن ماه ۱۳۹۰   </font></p><p align="right"><font color="#9900ff"> </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"></font></font> </p><p align="center"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                     <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#009900" size="2">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></a></p><p align="center"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></p><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><div align="center" class="info"><font color="#006600"> </font><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></div><p class="info" /><p class="info" /><p align="center" class="info" /><p class="info"><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" class="info" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div class="info" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" class="info" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div class="info"><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>  </div></li></span></span></span></span></span></span></span></span></font>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نامه اي از يک دوست جوان .. </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2012/01/post_559.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1.799</id>
   
   <published>2012-01-11T01:02:12Z</published>
   <updated>2012-01-11T01:11:07Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pldrHDD8DcatRRHr_oGnUimuS9uJBTG3eD4z9XS7CooH5gbgs2kEa2D5rzeoMS1Xndo-xTmX7Mlx57AWWaijdEg/Milad---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#ff0000" size="5" style="BACKGROUND-COLOR: #000000"> روزي که قاصدک <font color="#ff9900">خبر شاد</font> برايم اورد . </font></strong> </p><p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pldrHDD8DcatRRHr_oGnUimuS9uJBTG3eD4z9XS7CooH5gbgs2kEa2D5rzeoMS1Xndo-xTmX7Mlx57AWWaijdEg/Milad---1.jpg?psid=1" complete="true" /> </p><p align="justify"><font color="#660000"><font color="#ff3300">برچسب ها :</font> آزمون خلباني + دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری +  هواپیمای بونانزا + هواپيماي پی سی 7 + معلم خلبانی + جنگده اف 7 + سام از سوئد</font></p><p align="center"><strong><font color="#006699" size="2">بهانه اي براي سخن ...</font></strong></p><p align="justify"><strong><font color="#006699"></font></strong><font size="2">  <font color="#006699">خیلی خوشحالم بار دگر این سعادت نصیبم شد تا بعد از مدت ها دوری و بی خبری با شما یاران همدل و صمیمی سخني آغاز کنم . خوشحالم در غياب ام ، بهاره و آرش کم و بيش خط ارتباطي رو برقرار کرده و پيغام و نظرات دوستان رو به من منتقل مي کردند . راستش رو بخواهيد مشکلات از جايي آغاز شد که .. ناخواسته با بحران هايي مواجه شدم ، که خود در آن نقش چنداني نداشتم ! فشار زياد روحي سبب شد تا قلب سه بار سکته کرده ام ، تاب نياورد و در نهايت کله پا شدم ! از شانس بدم سرماخوردگي شديدي هم سراغم آمده و روند معالجات با تاخير مواجه شد ! الان هم حال و روز مناسبي ندارم . بي حسي و سرگيجه ارمغان اين پروسه است . شما که غريبه نيستيد .. تا بحران فروکش نکند و به آرامش روحي نرسم ، قلب و جسم گرفتارند . بگذريم .. آن چه باعث شد بپاخواسته و به قول معروف از تخت و بستر دل کنده و پشت ميز کامپيوترم بنشينم ، اي ميل &quot; ميلاد &quot; يکي از خوانندگان قديمي سايت بود که قلبآ خوشحالم کرده و اشک شوق را از ديدگانم جاري ساخت . و بر آن شدم با اجازه وي عين نامه را منتشر کنم ...  اما پيش از آن لازم مي دونم از يکايک دوستان عزيز و نازنيني که در زمان کسالت ام  محبت فرموده و در صفحه فيس بوک و بخش نظرات وبلاگ و يا تلفني جوياي حالم شدند ، قلبآ تشکر و قدرداني کنم . اميدوارم هر چه زودتر به شرايط عادي برگشته و مثل سابق در خدمت ياران باشم . </font></font></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#cc0000">ماجراي ميلاد عزيز</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#006699"><font color="#000033">يادمه تازه تارنماي &quot; دلنوشته هاي يک کهنه سرباز &quot;  رو راه اندازي کرده بودم . که ميلاد عزيز در کامنتي ضمن اشاره به وضعيت حضورش در آموزشگاه خلباني ، از سختي هاي آغاز راه و عشق و علاقه اش به پرواز سخن به ميان آورده و در پايان با درج شماره تلفن همراه اش از من خواست با وي تماس بگيرم . راستش رو بخواهيد با خوندن پيغام اين جوون پي به اشتياق وافر او نسبت به پرواز بردم . اما احساس کردم تاب تحمل سختي هاي آغاز دوره اموزشي رو ندارد . ( <font color="#cc6600">مشکلي که بار ها من و دوستانم در دوره اموزشي با آن مواجه بوديم . يادمه در همون ماه هاي نخست خدمت خيلي ها فراري شدند ! من هم بدجوري دو دل بودم تا اين که يکي از دانشجويان که اهل کرمانشاه بود با لهجه شيرين محلي اش گفت { <font color="#330000">يک سال بخور نان تره ، يک عمر بخور نان کره .. !</font> } شايد باورتون نشه اما همين مثال تمام سختي ها رو تا پايان دوره اموزشي برايم هموار کرد !</font> ) <font color="#000033">از اين رو نسبت به اين جوون احساس مسئوليت کرده و با وي تماس گرفتم . صادقانه مي گم .. اگه حمل بر تعريف از خود نمي گذاريد خداوند حسي رو به من عطا  فرموده است که با چند دقيقه گفت و گو يا مطالعه چند خط دست نوشته و حتي مشاهده تصوير افرادي که تو عمرم هرگز نديدم ، اغلب اوقات پي به ذات و شخصيت آن ها مي برم ! (</font></font></font><font color="#996600"> <font color="#cc6600">يادمه اون ايامي که در صدا و سيما فعاليت مي کردم همکاران { <font color="#330000">مخصوصآ خانم ها</font> } با اگاهي از اين موضوع اغلب با نشان دادن تصاويري نظرم رو در باره صاحب عکس ها جويا مي شدند ! جالبه بدونيد اکثر توضيحاتم صحيح از آب در مي آمد ! </font></font><font color="#000033">) بنابراين وقتي با ميلاد تلفني صحبت کردم متوجه استعداد خارق العاده اش شدم . به همين خاطر با قاطعيت بهش گفتم که حتمآ موفق خواهد شد . مدتي بعد هم با ارسال اي ميلي به وي متذکر شدم که .. &quot; در وي نيرويي فرا تر از استعداد مي بينم . و نوشتم مثل روز برايم روشن است که خيلي زود مدارج پيشرفت و ترقي را طي خواهد کرد . از اين رو با اطمينان ازش خواستم سخنان بنده رو لاي قرآن قرار دهد و وقتي به موفقيت هايي که برايش پيش بيني کردم رسيد ، به من اطلاع دهد . تا اين که با اي ميل  ذيل مواجه شدم : </font></font></p><p align="right"><font color="#006699"><font size="2"><strong>نامه اي از يک دوست :</strong> </font></font></p><p align="right"><font color="#006699"></font><font size="2"> </font></p><p align="justify"><font color="#330000" size="2"><span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl"></span></span></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pSbv8YHyqSKFs9Q-AWDs7XJxRwiGyiRPIP_JK5A91lkes9n2UwGH5hVENZ89KNLhiLRegGT32jDyxJKk9oDCVCA/milad---3.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center"><span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl"><font color="#330000" size="2">گاهی گمان نمیکنی و میشود...<br />گاهی نمیشود که نمیشود...<br />گاهی هزار دوره  دعا  بی اجابت است...<br />گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود...<br />گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست...<br />گاهی تمام شهر گدای تو میشود .</font></span></span></p><span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl"><p align="justify"><br /><font color="#330000" size="2">ساعت 3 بعد از ظهر یکی از روزهای خرداد ماه 85 زنگ خانه بصدا درآمد،پدرم با چشمانی پر از اشک و بغض در سینه مانده    در دهانه در ایستاده بود...حرفی نمیزد،بغض و لبخند کنارلبش صدایم را در سینه خفه کرد... هیچکدام یارای حتی سلام کردن بهم را نداشتیم...پدرم برای دریافت نتیجه نهایی آزمون پذیرش خلبانی از خانه بیرون رفته بود.تا چند ثانیه حرفی نمیزدیم  و نگاهمان بر هم گره خورده بود.نه جرات داشتم نتیجه را بپرسم و نه پدر حرفی میزد...نهایتا اشک و لبخند هر دو بر آن بغض و فضای سنگین غلبه کرد ...بله دوستای عزیزم،لحظه ای که سالها و شاید بیش از 14 سال برای دیدن و رسیدن بهش لحظه شماری میکردم اتفاق افتاد.اسمم در لیست پذیرفته شدگان نهایی استخدام دانشجوی خلبانی در نیروی هوایی ارتش قرار گرفته بود.... شاید اگه تا حالا مثل من برای پرواز اشک ریخته باشین و پهنای صورتتون خیس شده باشه متوجه میشین من چه حالی بهم دست داده و چه لذت خارج از وصفی سراسر وجودم رو فراگرفته. حرف برای گفتن زیاده ولی...کوتاه مینویسم... پس از گذراندن دوره های بسیار خاص و نسبتا طاقت فرسا وارد دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری شدم.واحد ها و درسهای علمی و مقدماتی پرواز رو با علاقه بسیار زیادی سپری کردم.البته دوره های سخت نظامی گری و کم خوابی ها و نگهبانی ها و پاسداری ها وتنبیهات و ندیدن ماه به ماه خانواده و... از قلم نیفته. به ثبات نسبی در دروس رسیده بودم و تقریبا آماده اعزام به دوره های پروازی و شروع کارهای عملی بودم که به طور کاملا اتفاقی سایت &quot; </font><a href="/" target="_blank"><font color="#ff0000" size="2">یادداشت های يک خبرنگار</font></a><font color="#330000" size="2"> &quot; نظرم رو به خودش جلب کرد.پیر هرکولس یا همون سی 130  بهروز مدرسی 54 ساله با روحیه بسیار جوون و شاداب خودش میلاده 19 ساله رو انرژی مضاعف و صد چندان بخشید.با تمام تلاش تونستم با استاد مدرسی  تماس تلفنی داشته باشم.دوستان،استاد مدرسی عطوفت کلامش و صداقت بیانش آنچنان در بنده اثر کرد که انگار انرژی تازه ای پیدا کرده بودم.استاد مدرسی تو یکی از ایمیل هایی که برام فرستاد آینده ای بسیار درخشان رو برام پیش بینی و به تصویر کشید.البته خودم رو لایق اون همه محبت نمیبینم ولی از علاقه وافر من به پرواز و به قول خودمون عشق خلبانیم خبر داشت.استاد مدرسی برام نوشته بود:<br />&quot;<strong>حرفهایم را لای قرآن نگه دار و روزی که  به حرفهایم رسیدی اونها رو بخون و یادی از من کن</strong>&quot;</font></p><span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl"><font color="#000066"><p align="center"><font size="2"> <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1p36VG3mqbziqcVZaq7U2DXcuLqfmIlrhYlyW2N0foIA-rM0vt_rLkBFZjhkHuXApj9NNYd1xHE2OvB9p938B2iw/milad---4.jpg?psid=1" complete="true" /> </font></p><p align="justify"><br /><font color="#330000" size="2">ایشالا که عمرشون 120 ساله باشه. دوستان میلاد با اون انرژی که وصفش محاله وارد دوره مقدماتی  پرواز با هواپیمای بونانزا شد و سپس رهسپار اصفهان جهت گذراندن دوره پیشرفته خلبانی با هواپیمای پی سی 7 شد. پرواز با پی سی 7  به پایان رسید و میلاد بعنوان نفر اول پروازی جهت معلم خلبانی هواپیمای پی سی 7 ماندگار اصفهان شد. البته اینو هم بگم که پرواز با جنگده شرط معلمی روی پی سی 7  هستش که این روزا مشغول پرواز با جنگده اف 7  هم هستم. سرتون رو درد آوردم ولی دوستای عزیز یادتون نره که خواجه شیراز میگه:<br />من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم<br />که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را<br />اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم<br />جواب تلخ میزیبد لب لعل شکر خارا<br />بچه ها  پرواز ممکنه خیلی چیزا رو ازتون بگیره ولی پرواز رو بخاطر<br />بسپارید،پرنده مردنیست.<br />خدانگهدار.</font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pTAK4613q2hqMsnb_v82GYBVRR-kBHcigzOEn_uitAjxoZYPrq6miPpiX1xOrvNoJqWa0IUgyUVrztOuGMb3Gpg/milad---5.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> </font><font color="#000033">باور کنيد وقتي خبر پيشرفت و ترقي ميلاد رو شنيدم ، از شدت شوق بي اختيار گريستم . بلافاصله با شماره تلفني که در نامه نوشته بود تماس گرفتم . شايد باورتون نشه .. در اين مکالمه هم اوج موفقيت هاي بعدي اش جلوي چشمم مجسم شد . و اين بار هم با قاطعيت و اطمينان ازش خواستم اين پيش بيني ام رو هم با درج تاريخ لاي کلام الله مجيد قرار دهد . و خاطر نشان کردم قطعآ در آن هنگام بنده زنده نخواهم بود تا شاهد موفقيتي که بدست آورده باشم .. قطعآ چنين خواهد شد . شک نکنيد ! </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#cc3300">يک خاطره مشابه ...</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در اين چهار سالي که از عمر تارنمايم گذشته است ، خوشحالم با ارتباط صميمي و صادقانه منشآء خير و نيکي متعددي شده است . به هيچ عنوان قصد بيان آن ها رو ندارم . چون نخستين اصل حفظ راز داري است . و تنها زماني با هدف بخشيدن انگيزه به مخاطبان جوان ماجرايي تعريف مي شود که طرف مقابل رسمآ اجازه آن را صادر کرده باشد . اما از شما چه پنهان وقتي در باره نگريستن به تصوير و يا مطالعه دستخط توضيح مي دادم ، ياد خاطره اي مشابه افتادم که با پنهان کردن هويت و نشانه هاي آشکار آن را شرح مي دهم : </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><font color="#330000">يکي از خوانندگان جوان سايت که دختر خانم دانشجويي بود به بنده اعتماد فرموده و ضمن تشريح مشکلات خانوادگي اش از من راهنمايي خواست . خب در اين گونه مواقع من با همون حس پدرانه سعي مي کنم او را جاي دختر خويش قرار داده و در حد توان ام راهنمائي اش کنم . شکر خدا بعد از مدتي مشکلات مطروحه به خير و خوشي پايان يافت . اما ارتباط ما همچنان برقرار بود .. تا اين که در نامه اي خبر آشنايي با جوان دانشجويي رو به من اطلاع داد . اين رو اضافه کنم به خاطر باور هاي مذهبي سنتي که پايبندش بود از همون ابتدا برايم نوشت که هدف از اين ارتباط صرفآ ازدواج است . و من با شناختي که روي شخصيت وي پيدا کرده بودم ، مي دونستم از راه پاکي و درستي عدول نخواهد کرد . چند ماهي گذشت .. رابطه اش با پسر ياد شده صميمي تر شده بود . او با آگاهي به اين نکته که بنده با خوندن نامه هاي نامزدش پي به شخصيت او مي برم ، يکي دو تا از اي ميل هاي او را برايم عينآ ارسال کرد . راستش رو بخواهيد با خواندن يکي دو خط ، متوجه شدم که شخصيت جالبي ندارد ! نامه هاي بعدي او ذات خبيث اش برايم مسجل شده بود ! اما بنده به خودم اين اجازه رو نمي دادم تا کاخ آرزو هاي دختر جواني رو خراب کنم ! خيلي با خودم کلنجار رفتم . خصوصآ با شناختي که از جو شهرهاي کوچک ايران داشتم به هيچ عنوان صلاح نمي دونستم در اين مورد او رو اگاه کنم ! به ناچار براي اطمينان خاطر از وي خواستم عکس نامزدش رو برايم بفرسته .. با ديدن تصوير صد در صد مطمئن شدم که ذره اي اشتباه در شناخت شخصيت منفي پسره نکرده ام . تا اين که دختر در نامه اي از دغدغه توزرد در اومدن نامزدش برايم نوشت .. او رسمآ نوشت &quot; عمو بهروز نظرت در باره نامزدم چيست ؟ &quot; چون هفته آينده قراره به خواستگاري ام بيايند .. با شناختي که از خلق و خوي دختر پيدا کرده بودم و با اشراف به وضعيت خانواده  متمول پسر که اختلاف طبقاتي بالايي بين اون ها وجود داشت  ، چند سوال زيرکانه طرح کردم و از او خواستم قبل از خواستگاري حتمآ از پسره بپرسه ! و عين پاسخ او را برايم ارسال کند ! خوشبختانه داماد در پاسخ به همون چند تا سوال ظريف ، نقاط ضعف اش رو آشکار کرده بود ! شکر خدا دختر در اون جلسه پي به شخصيت نامزدش مي برد . طوري که در نامه اش دقيقآ نقاط ضعف پسر را برايم شرح داده و از من گله کرده بود که چرا با ديدن نامه ها و عکس پي به ذات نامزدش نبرده بودم !؟ و من خوشحال از اين که خودش به شناخت رسيده است ، نوشتم .. عزيزم من مي دونستم براي همين ازت خواستم تا پاسخ پرسش هايت رو به طور شفاف نداد ، مراسم خواستگاري رو عقب بينداز ! خوشبختانه به هم خورد . و بعد ها برايش توضيح دادم که بنده هرگز به خودم اين اجازه رو نمي دهم تا در زندگي دوستان دخالت نمايم .. بلکه به طرق مختلف سعي مي کنم طرف رو آگاه سازم .. !</font> </font></font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2"><strong> پاسخ به کامنت يک دوست :</strong></font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2">حال که صحبت از اي ميل و نظرات دوستان شد اجازه مي خواهم به دو کامنت ديگر هم اشاره اي بکنم . هموطن بزرگواري با نام &quot; علي &quot; چنين مرقوم فرموده است :  </font></p><p align="justify"><font color="#996600" size="2">با سلام خدمت جناب آقای مدرسی و خانواده محترم<br />و با آرزوی بهبودی هرچه سریعتر استاد مدرسی به نظر اینجانب در سیستم مدرن و پیشرفته امروز جامعه مدنی کارها تخصصی و تقسیم شده است و از آنجائی که بارها نیز متذکر شده ام متاسفانه وبلاگ شما از مسیر موضوع آن در حال منحرف شدن است (البته به نظر بنده) چرا؟<br />چون خود حقیر بدلیل نگارش شیرین خاطرات پرواز و خاطرات زندگی استاد با قلم شیوای شان با این وبلاگ آشنا شده ام و حال که یک بررسی کلی از مطالب گذشته و حال انجام میدهم می بینم یواش یواش از مسیر خاطرات به سایر مطالب منحرف شده که این موضوع باعث کاهش نظرات و بازدیها گردیده و کلاً جذابیت سایت را تحت الشعاع قرارداده (فقط به ذعم بنده بدون درنظر گرفتن هیچگونه حب و بغضی )لذا بنده در نظرات قبلی نیز پیشنهاد داده بودم تا بهبودی کامل و برگشت استاد مدرسی فرزندان و یا همسر ایشان از خاطراتی که با استاد دارند و داشتند بنویسند تا جذابیت سایت صد چندان شود البته به نظرم این ایده توسط دختر خانم مدرسی مورد توجه قرار نگرفت ولی فقط چهت کمک به بهبود سایت مجدداً این پیشنهاد بنده برروی میز پیشنهادات گنجانده شود <br />با تشکر مجدد از شما و خانواده محترم تان</font></p><p align="justify"><font color="#996600"><font color="#006699"><font size="2"><font color="#000033"><strong>پاسخ : </strong>علي جان عزيز و گرامي با سپاس و تشکر از دقت نظر شما ، از اون جايي که دوستان ديگري هم به اين نکته ظريف اشاره کرده اند عرض مي کنم ..</font><font color="#000033"> در باره تقسيم کاري که اشاره کردي ، بعيد مي دونم اين موضوع شامل سايت هاي شخصي و غير تخصصي باشه ! انحراف از چي !؟ در کجاي همان جامعه مدرن خاطره نويسي يا به اصطلاح دلنوشته ها طبقه بندي مي شوند !؟ البته براي يک سايت شخصي خيلي ايده ال است که موضوعاتش رو طبقه بندي کنه .. قطعآ من هم چنين آرزويي داشته و دارم . اما فراموش نکن .. آغاز کار ابتدا صرفآ براي سرگرمي با وبلاگ آغاز کردم . در کم تر از سه ماه به توصيه خوانندگان به سوي سايت رفتم ! اون هم بدون کوچک ترين دانش و تجربه اي .. ! حتمآ مي داني که خود سايت هم حاصل لطف دوستي به نام آقاي &quot; پرويز زاهد &quot; است . که به رايگان راه اندازي کرد . شايد اشتباه من اين است که براي تنوع همه خاطرات خويش را از دوره کودکي گرفته تا دبيرستان و از دوره آموزشي آمريکا گرفته تا پرواز هاي پيش از انقلاب و جنگ را همراه با خصوصي ترين خاطرات خانوادگي مطرح کرده ام ! وقتي بحث &quot; تنوع &quot; پيش مي آيد هر موضوعي که ارزش اطلاع رساني داشته باشد ، قابل انتشار اند . من اگه بخواهم فقط به خاطرات شخصي ام بپردازم ، مطمئن باش بعد از مدتي کفگير به ته ديگ مي خورد ! اما قبول دارم بايد خط و خطوطي تعريف شده برايش متصور شد . که اگه عمري بود با تجربه اندکي که اموخته ام سايت بعدي را با طبقه بندي موضوعات راه اندازي خواهم کرد . فعلآ که مشکلات زندگي و بيماري توان اداره همين سايت فکستني رو هم ازم گرفته است . البته باز هم تاکيد مي کنم .. من از شما به خاطر اظهار نظر بسيار عالي تشکر و قدرداني مي کنم . و انتظار دارم ساير دوستان هم اين گونه شفاف نقاط ضعف رو بيان فرمايند تا باعث رشد و اصلاح شود .  </font></font></font></font></p><p align="center"><font color="#006699"></font><font size="2"> <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pSbv8YHyqSKHg3tPgx3B7wciXhlqUKKHpo7b2Oi69z3KIgsHsfcFLG9ZwfKTl6QK3yrUH_rBiTK0_hY5L0KosCQ/Milad---2.jpg?psid=1" complete="true" /> </font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#330000">کامنتي از جنس عشق</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در ايامي که به خاطر بيماري از محيط اينترنت به دور بودم ، و حس افسردگي شديدي تمام وجودم رو احاطه کرده بود ، فرزندانم گاهي اوقات که احساس مي کردند سطح هوشياري ام معتدل است برايم نامه ها و کامنت هاي دوستان رو مي خواندند .. شنيدن نظر دوستان به قلبم جلاي خاصي مي بخشيد و باعث مي شد براي دقايقي مشکلات رو فراموش کنم . تا اين که يک روز آرش کامنت سام عزيز رو برايم خواند .. نمي دونم چگونه حال و روزم رو توصيف کنم .. هر کلام سام به من نور تازه اي از اميد و زندگي مي بخشيد . ( اگر چه من هرگز خودم رو لايق اين تعريف ها نمي دونم ) صادقانه مي گم .. بقدري از کلام اين جوان انرژي گرفتم که در اندک مدتي افسردگي از اطرافم رخت بر بست . و من پاسخي ندارم جز اين که بگم .. فداي غيرت و شرف وطن دوستي تو ... فداي قلب هاي مهربوني که به عشق ايران و مردمان شريف آن مي تپد . من از شما و امثال شما درس عشق و معرفت مي آموزم ..   </font></p><p align="justify"><font color="#330000"><font size="2"> <span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl">بهاره خانم / آرش عزیز: درسته من همون کسی هستم که با امضای سام (سوئد) در سایت استاد مدرسی عزیزم کامنت می گذاشتم و افتخار زیارت ایشان را (همراه با مادر گرامی شما و آنا و آوا) داشتم. خیلی نگران حال استاد هستم. اگه امکان دارد عین این کامنت را برای استاد بخوانید: &quot;استاد عزیزم ، من سام هستم که از آنطرف دنیا به عشق بزرگ مردی که سربلندی و اقتدار وطنم را مدیون رشادتهایش می دانم دارم می نویسم. استاد عزیزم از شما یاد گرفتم که جلوی مشکل سر خم نکنم و با مشکلات بجنگم. خدمت شما عرض کرده بودم که درسم که تمام شد قصد دارم به ایران عزیزم برگردم و به هموطنانم خدمت کنم. خدمت به هموطن را از شما آموختم وقتی که در سایت می نوشتید که دخترتان را که خواب بود بغل می کردید و با او وداع می کردید و به ماموریت می رفتید و احتمال می دادید که بازگشتی در کار نباشد. استاد عزیزم من فقط تز فوق لیسانسم باقی مانده و به امید خدا تابستان 91 برای همیشه به وطن باز خواهم گشت. می دونم آنا و آوا در این دنیا برای شما از همه چیز با ارزش ترند. به جون آوا و آنا قسمتان می دهم که روحیه تان را نبازید و مثل قبل پر انرژی و فعال باشید. شما باید خوب بشوید و مثل گذشته برایمان خاطراتتان را تعریف کنید. یادتان می آید که به من قول داده بودید که در شهرک اکباتان همدیگه را ببینیم؟ امسال و پارسال که نشد ولی حداقل یک دیدار به بنده بدهکارید و باید در تابستان که برای همیشه به ایران می آیم همدیگر راببینیم. برایتان انواع و اقسام مستندها از چگونگی تشکیل زمین و کوه و ... تا مستندهای سانحه های هوایی و کوهنوردی جمع کرده ام که دوست دارم با گفتار و نوشته های زیبای شما در سایت بخوانم. می دانم زمانه خیلی بی رحم شده ولی شما همان دلاوری هستید که با سخت تر از این مشکلات هم دست و پنجه نرم کرده اید و از پس آنها برآمده اید. یکبار دیگر هم اراده کنید، مطمئن هستم که از پس همه مشکلات برخواهید آمد. دوست دارم در تابستان شما را شاد و سرحال ببینم پس لطفا&quot; خواهش مرا اجابت کنید و با این افسردگی بجنگید. منتظر شنیدن خبرهای خوب هستم. شاد و پیروز باشید. سام (سوئد)&quot;.</span></span></font></font></p><p align="right"><font color="#330000"><span class="commentBody" data-jsid="text"><span dir="rtl"></span></span></font><font size="2"><strong><font color="#cc3300">کلام اخر ..</font></strong>  </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">از همه دوستان بزرگوار خواهش می کنم تا کسب بهبودی کامل از بنده انتظار پاسخ به کامنت ها رو نداشته باشند . مطمئن باشید اگه شرایطم مناسب باشد ، مثل گذشته با تمام وجود به همه نظرات شما عزيزان جواب خواهم داد . نکته بعدي اين که به خاطر وقفه طولاني که در اين مدت پيش آمده است . بنده هر گاه فرصت کنم مطلب جديدي رو منتشر خواهم کرد .</font> </font></p><p align="center"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1p0UBhE8h_pthfAiLeZmdTt2a2SE-qXXaREyQtapAoM6EV-awBwMe0Rr7Ybclipc6Z0CNgkFXllTcAzZibVPB8IA/autumn-8.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"> </p><p align="right"><font color="#000099">در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .</font></p><p align="right"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">بهروز مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900ff">اين پست ساعت ۴:۳۰دقيقه بامداد بتاريخ بيست و يکم دي ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="right"><font color="#9900ff"> </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"></font></font> </p><p align="center"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                     <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#009900" size="2">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></a></p><p align="center"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></p><font color="#006600"><p align="center"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>   </div></li><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></font></font></span></span></span></span>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>فراخوان کمک به همنوعان </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2012/01/post_558.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1.798</id>
   
   <published>2012-01-06T16:57:30Z</published>
   <updated>2012-01-06T17:08:29Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="450" height="422" style="-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor" src="https://public.blu.livefilestore.com/y1ppl-vU4IkSEdSa3WlB94WC2m-e1D7nQl7_yY28oof39AWDsuUdCI0mfBiQ58nfwiUyOts4axJeuCWU2ZvYkzliA/Help---1.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#66ff00" size="4" style="BACKGROUND-COLOR: #000000">  کارگر باغیرتی که حین انجام وظیفه <font color="#ffcc00">مصدوم</font> شد  </font></strong> </p><p align="center"><img width="450" height="422" style="-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor" src="https://public.blu.livefilestore.com/y1ppl-vU4IkSEdSa3WlB94WC2m-e1D7nQl7_yY28oof39AWDsuUdCI0mfBiQ58nfwiUyOts4axJeuCWU2ZvYkzliA/Help---1.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">سلام من آرش هستم</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2"> با سلام و عرض ادب حضور همه دوستان گرامي . اين بار هم اي ميلي از آقاي &quot; داوود ترنج &quot; براي پدرم ارسال شده بود که با خواندن آن حسابي ناراحت شدم . بدون هيچ توضيح اضافي عين نامه اين هموطن عزيز را منتشر مي کنم . مطمئن هستم ايرانيان عزيز در هر کجايي که هستند مي توانند به اين کارگر باشرافت که هنگام انجام وظيفه دچار حادثه دردناکي شده است کمک و ياري رسانند . کافي است براي لحظه اي خودمون را جاي وي و خانواده اش قرار دهيم . دوستاني که قادر به کمک مالي نيستند ، لااقل مي توانند با اطلاع رساني به سايرين از اجر معنوي برخوردار باشند . اميدوارم از پست بعدي خود پدر مسئوليت کار را به عهده گيرد . آن چه مي خوانيد نامه آقاي ترنج است که از سايت </font><a href="http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=34637&cat=12" target="_blank"><font size="2">سلامت نیوز</font></a><font size="2">  نقل قول کرده است . </font></font></p><p align="justify"><a title="Link" href="http://anapourna.persianblog.ir/post/331/"><font size="2"><strong>رضا کیکاج نژاد</strong></font></a><font size="2"><strong> </strong></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">دنیای غریبی است آقا ... در این مملکت عده ای 3000 میلیارد اختلاس می کنند و کمی آنطرف تر &quot;رضا&quot; در عنفوان جوانی بخاطر بی پولی از درد به خود می پیچد. آقای رئیس جمهور در ابتدای مهرماه از دانش آموزان پرسیده : اگر بجای رئیس جمهور بودید چه می کردید؟ ... و دختر رضا در جواب این پرسش نوشته است : اگر بجای آقای رئیس جمهور بودم، اولین کارم این بود که دست و پای پدرم را به او پس می دادم! دخترک امروز از من پرسید:‌ یعنی نامه ام را می خواند؟! ... و من نتوانستم جوابش را بدهم.</font></p><p align="center"><font color="#990000" size="2"> <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1p9Qt6FTqmYlm0BNmusDqLXwllOhLEnOuQ3oLx56vxH2-WoHNzI9K-llohU_mqTdFInUbLYRDf0As0ycL5dqJSqg/help---5.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">رضا 39 سال سن دارد. دو سال قبل بر اثر سانحه برق گرفتگی (11000 ولت) به فلاکتی گرفتار آمد که در عکس می بینید ...</font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#990000"> </font><font color="#990000">همه چیز از آخرین روز از اولین ماه سال 88 شروع شد، رضا کیکاج نژاد، کارگر شرکت سامان محیط که کار تولید آسفالت و اجرای رویه جاده‌ها را به کارفرمایی سینا گلزاری برعهده داشت. هنگامی که در حال تخلیه آسفالت‌ها در محل مورد نظر بود به علت شکم دادگی سیم‌های برق 33 هزار ولت کنار جاده ناگهان اتاقک کامیون به برق فشار قوی کنار جاده اتصالی می‌کند، لرزشی سخت او را در بر می‌گیرد و بر اثر شدت فشار برق گرفتگی به میان جاده پرتاب می‌شود.</font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">چشمانش را در بیمارستان اندیمشک باز می‌کند، آنجا ماندگار نمی‌شود و به بیمارستان طالقانی اهواز منتقلش می‌کنند و بعد از سه روز او را با پزشک و پرستار و با هواپیما به بیمارستان سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان منتقل می‌شود.</font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://gkk9ra.blu.livefilestore.com/y1pD7N69w7ptPAUAp_0_6ON5tO3Mg3xfxsxC0FQYmTOkEUsRAisLzUDzPEGGFgO4EyQw5vJfWhp4Ieg-efEnPTZrXpdbsM7HIdE/help---2.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#990000"> </font><font color="#990000">رضا بارها و بارها در بیمارستان تحت عمل‌های مختلف جراحی قرار گرفت، در این اعمال جراحی که برای قطع اندام‌ها و ترمیم حفره‌های عمیقی که درست به شکل قرینه در زیر بغل‌ها، پهلوها، زیر زانوها و سمت کلیه‌ها او ایجاد شده بود حداقل ده بار بیهوشی عمومی را تجربه کرد و بعد از آن نیز برای شتسشو و کنترل عفونت اندام‌های تحتانی یک بیهوشی دیگر را نیز تجربه کرد، ساعد دستان راست و چپش و پای راست و چپ او قطع شد تا او زنده بماند. اما کاش این ماجرای تلخ به همین جا ختم می‌شد، غم سنگین چشم‌های رضا کیکاج نه از نداشتن دست و پا که از نامهربانی‌های عدالت است.</font></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#990000"> </font><font color="#990000">او که در کوچه پس کوچه‌های انتهای خیابان سینای اندیمشک به همراه همسر مهربان و دو فرزندش زندگی مستاجری را می‌گذارنند در آن ایام سخت، دلخوش بود به دیه‌ای که قرار بود بر طبق حکم دادگاه که اداره برق و رضا کیکاج نژاد را هر کدام به میزان سی درصد و کارفرما را به میزان 40 درصد مقصر این حادثه اعلام کرده بود به او و خانواده‌اش تعلق بگیرد.</font></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://gkk9ra.blu.livefilestore.com/y1piaQuXdVaOJFbaAn5bVe2YUAoKeF50NGhfj1zSN6VPCNvQOBmOUb0EJpCaVyzlUGSQqWlTVLt9KdFCQBgng_-vbX-xjwnAM9F/help---3.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">اما شرکتی که رضا سلامتی‌اش را در آن از دست داد به حکم اعتراض کرد و با پیگیری‌های فراوانی که کرد، بعد از دو سال از گذشت حادثه و زمانی که هر دو طرف، یعنی کارفرما و همچنین اداره برق نواقص خود را برطرف نموده‌اند، رضا کیکاج 100 درصد مقصر شناخته ‌شد. بله، شرکتی که رضا در استخدامش بوده توانسته خود را از پرداخت خسارت به او رها سازد... آنها راههایی را بلد بوده اند که (رضا) هنوز هم به درک آن نرسیده ... است.</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">در این دو سال چه بر خانواده رضا رفت ؟... وقتی که 11 عمل جراحی را شاهد بودند ... بخدا سوختند. همه شان سوختند ... مثل رضا</font></p><p align="justify"><font color="#990000" size="2"> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">پدرش که کارگر بازنشسته راه آهن است تنها مایملک اش از این دنیا که در یک خانه دو اطاقه خلاصه شده بود را فروخت و خرج فرزندش کرد و خودش به فلاکتی باور نکردنی به اجاره نشینی در دورترین نقطه شهر رفت. پیرمرد، حالا مجبور است در خیابان های شاهین شهر و با اتومبیلی که همشهریان از سر دلسوزی در اختیارش می گذارند بدنبال مسافر بدود بلکه از پس مخارج درمان دردهای فرزندش که زیر گوشش ناله های جگرخراش می کند برآید ... اما نمی آید.</font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://gkk9ra.blu.livefilestore.com/y1pMK6EWSDoJu-4Fn-ALw9YsXiqpe6pX6YDOC_BbP_qRgKHqrtzxFDywTgaAbk6-P0F7rL-Q0vy_UAsITu0G5LNl6XZeD4M8_d8/help---4.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">کلیه های (رضا) دارد عفونت می کند. عروق اش تاب گردش خون از دست می دهند. استخوانهایش مرتب رشد می کنند و از زیر پوست بیرون می زنند ... آنوقت وقتی در روزنامه می خوانم که در این مملکت افرادی 3000 میلیارد تومان اختلاس می کنند آنهم درحالیکه (رضا) پول خرید 4 دانه کپسول ضد چرک را ندارد، جان به سر می شوم.<br /><br />دانشکده توانبخشی تهران برای پروتز دست و پای رضا فاکتور صد میلیونی صادر کرده و مدیر بهزیستی قول داده اگر مسئولان بالاتر قبول کنند 2 میلیون تومان آنهم پس از طی مراحل قانونی و بلند و کوتاه شدن آدمی مثل رضا که پا ندارد (شاید) به او کمک نماید.</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2"> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">مهناز حاجی پور همسر رضای 31 ساله، فرهنگی است، او فداکارانه در این دو سال هم پرستار همسرش بود و هم نان آور خانواده‌. این همسر مهربان می‌گوید برای خودم هیچ نمی‌خواهم تنها امیدم و تلاشم این است که همسرم روی پای خود بایستد. تلاش همسر و پدر رضا تهیه هزینه پروتزهایی است که شاید با وجود آنها بتوانند بار دیگر لبخند را بر لبان همسر و فرزند خود ببینند، اما افسوس...</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">هنگامی که خواستم از رضا کیکاج عکس بگیرم به جای مسئولین خجالت کشیدم و در دل هزار بار آرزو کردم که روزی این همسر و پدر را با لبانی خندان و ایستاده بر دو پا هرچند مصنوعی باشد ببینم، مگر نمی‌شود من و شما هر کدام به سهم خود کمکی کنیم برای التیام این زخم عمیق که هزینه ای بالغ بر 100 میلیون تومان دارد، شاید دوباره رضا بخندد با همت هموطنان ما...</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">با شما هستم : حاج آقا...؟ حاج خانم ...؟ آیا می توانید یک گل لبخند به دختر بچه ای که پدرش دست و پا ندارد هدیه کنید؟</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">این روزها، رضا، در آغوش کشیدن فرزندش را یک (رویا) می داند. بیائید به رویای ساده (رضا) جامه عمل بپوشانیم.<br />به قدر مسلمانی خود ...  به قدر انسانیت خود ... !!!</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#990000">دوستان عزیزی که مایل به کمک هستند میتوانند کمک های نقدی خود را به شماره کارت 5894631203295555 بانک رفاه به نام رضا کیکاج نژاد واریز کنند.</font> </font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1p9Qt6FTqmYlkwhgriKXg2EmSoAaQ9dpzBl1oD1dOZIw72rTgKWlh4irCthoyuxKihV0nfjBkGMZzhNEvcBa-p2A/help---6.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="right" dir="rtl"><font size="2"><font color="#ff0000">منابع :</font> </font></p><p align="right" dir="rtl"><font color="#990099" size="2"> اي ميل آقاي داوود ترنج</font></p><p align="right" dir="rtl"><a href="http://anapourna.persianblog.ir/post/331/" target="_blank"><font size="2">سايت آنا پورنا</font></a></p><p align="right" dir="rtl"><a href="http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=34637&cat=12" target="_blank"><font size="2">سلامت نيوز </font></a></p><p align="right" dir="rtl"><font size="2"><font color="#990099">تشکر ويژه از آقاي احمد عامري - اهواز به خاطر گزارش و عکس</font> </font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"> <img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p><p align="right"><font color="#000033" size="2"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font size="2"><font color="#000033">آرش مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900cc" size="2">اين پست ساعت۲۰:۳۰ دقيقه بتاريخ شانزدهم دي ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="right"><font size="2"> </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center"><font size="2"></font></p><h6 class="uiStreamMessage" dir="rtl" data-ft="{"></h6></font><p align="center"><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p><font size="2"></font></p><p align="center"><font size="2"></font></p><p align="center"><font color="#006600" size="2"><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></p><p align="center"><font size="2">    <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#cc9900">مطالب قديمي گذشته</font></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></font></p><p><font size="2"></font></p><p><font size="2"></font></p><p align="center"><font size="2"></font></p><p><font color="#cc9900" size="2"></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="2"><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2">    <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font> </div></li>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گذر از تونل زمان تسلا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2012/01/post_557.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2012://1.797</id>
   
   <published>2012-01-03T22:27:45Z</published>
   <updated>2012-01-03T22:30:03Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pfqUMTXypbaLkF6zynDig6kAEb0qpdcFIyQYYz-zIBupsxMQJroKOqNUbbjspMJw9fQTE7S7cgzbY_qMrYi3E9A/Gozar---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#ff99ff" size="5" style="BACKGROUND-COLOR: #330033"> آيا پروژه <font color="#3399cc">گذر از زمان</font> واقعيت دارد ؟ </font></strong>  </p><p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pfqUMTXypbaLkF6zynDig6kAEb0qpdcFIyQYYz-zIBupsxMQJroKOqNUbbjspMJw9fQTE7S7cgzbY_qMrYi3E9A/Gozar---1.jpg?psid=1" complete="true" /> </p><p align="center"><font color="#330000"><font color="#ff6600">برچسب ها :</font> نيروي دريايي آمريکا + نامرئي کردن کشتي و هواپيما ها + جنگ جهاني دوم + نيکلاس تسلا + جان ون نيومن + پروژه مونتاک + دانکن + بيلک</font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">سلام من آرش هستم</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2">با سلام و عرض ادب و احترام حضور همه دوستان گرامي و خوانندگان محترم . اگر چه عهد بسته بودم هرگز مطلبي را سرخود منتشر نکنم ، اما وقتي در هنگام مرور پست الکترونيکي پدر چشمم به مطلب بسيار جالب آقاي &quot; صادق صالحيان &quot; افتاد حيف ام آمد آن را منتشر نکنم ! زيرا خود من بار ها در باره تکنولوژي هاي عجيب و غريب مطالبي شنيده بودم که باورش برايم دشوار بود ! به همين دليل با ذکر نام فرستنده مطلب آن را تقديم حضورتون مي کنم . اما در باره پدرم ابتدا لازم مي دانم از همه بزرگواراني که مرتب جوياي حال ايشان بودند از طرف خود و خانواده ام صميمانه تشکر کنم . همان گونه که اطلاع داريد  بعد از بهبود نسبي وضعيت قلبش دچار سرماخوردگي شديدي شد . از اون جايي که به دليل سه بار سکته قلبي عملآ پنجاه درصد قلب وي از کار افتاده است ( طبق آخرين اکوگرافي ) روند بهبود در هر نوع  بيماري خيلي طولاني است . فعلآ با تجويز پزشک از داروهاي آرامبخش و خواب آور استفاده مي کند. و از هر گونه ارتباط و کار با کامپيوتر بدور نگاه داشته ايم . خوشبختانه وضعيت او خوب و رو به بهبود است و بزودي خود مسئوليت سايتش را به عهده خواهد گرفت . ممنون از همه دوستان گرامي .      </font></p><p><font size="2"></font></p><p><font size="2"> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">خلاصه ماجرا از اين قرار است كه </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#330000">پیش از جنگ جهاني دوّم و در طول آن، نیروی دریایی آمریکا دست به آزمایش‌هايي برای نامرئی کردن کشتی‌ها و هواپیماها زد (در سال 2010 نيز ارتش بريتانيا به آزمايش مشابهي دست زد كه مستند آن از صداي امريكا پخش شد). این نامرئی کردن بايد به گونه‌ای باشد که رادارها دیگر قادر به ردیابی این وسایل نبوده و حتّي با چشم غيرمسلّح هم نتوان آنها را ديد. به این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید به طور كامل وارد بعد دیگری از زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. در نتيجه زير نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله «نیکلاس تسلا» و «جان ون نیومن» این پروژه در مساحتی بیش از ۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.</font> </font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img width="325" height="369" src="https://public.blu.livefilestore.com/y1plbd9FUTS1R5ESbb0StlvEdPKXj8SzdFwkcsodrOdprNtMzbSUHDR-7r8K8aJRWIGvGXLbZTvlyVv6IP8c9glxg/Gozar---3.jpg?psid=1" complete="true" /><br /><br /><font color="#330000">تصوير بالا در حال نشان دادن نيكلاس تسلا در ميان امواج الكتريسيته است. به گفته بسياري از اطرافيان وي، زندگی نيكلاس پر از رمز و راز بوده و نحوه اعلام مرگش توسط دولت آمریکا نيز بسیار شک برانگیز است. با اين كه مرگ او در سال ۱۹۵۷ اعلام شد، ولي جسدش هيچگاه به کسي نشان داده نشد (حتّي به بستگان درجه يك او). اين مسئله با توجّه به اين كه نيكلاس تسلا هرگز در هيچ جنگي از نزديك حضور نداشته و بيشتر در محيط‌‌هاي آزمايشگاهي به سر مي‌برده بسيار شك‌برانگيز است . چرا بايد جسد يك دانشمند را حتّي به خانواده‌اش نيز تحويل ندهند، مگر آن كه اتّفاقي عجيب براي او افتاده باشد؟ </font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">قضيه هنگامي جالب‌تر مي‌گردد كه برخي شاهدان عینی و شماري از همكاران سابق وي ادّعا كرده‌اند كه او را در سال ۲۰۰۱ نیز زنده دیده‌اند، در حالی که همچنان دست به آزمایش‌هاي بسيار خطرناك، غیرقابل بخشش و قربانی کردن انسانها می‌زند. در پروژه فيلادلفيا جان فوون نیومن، همکار تسلا که مسئول پروژه فیلادلفیا و سپس مونتاک بود، به همراه بیش از۴۰۰ دانشمند روی این پروژه کار می‌کردند که آلبرت انیشتين نیز در میان آنها بود. در آزمایش‌هاي اولیه با کمک دستگاه‌های بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند، در واقع به بُعدی ناشناخته وارد كرده و سپس آنها را بازگرداند. این آزمایش‌ها پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. طبق برخي از مدارك، شمار زيادي از یهودیان مخارج این پروژه عظیم را می‌پرداختند! </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">پس از آزمایش‌هاي اولیه که زير نظر نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت، تصمیم بر آن شد که تعدادی حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی قرار دهند و آن را به بُعد دیگری بفرستند. این حیوانات داخل قفس‌های فلزی و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملاً ناپدید شد، ولی پس از بازگشت شماري از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان دیده می شد. تا آنجا كه مدارك نشان مي‌دهند، قرار بر آن شد که تا کامل شدن پروژه هیچ انسانی مورد آزمايش قرار نگیرد . ولي عطش انسان براي دانستن سيري ناپذير است . در نتيجه در ۱۲ اوت ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه‌اش مورد آزمايش قرار گرفت. هيچ كدام از ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. پس از حركت كشتي به آب‌هاي آزاد، دستگاه‌ها شروع به کار کردند. کشتی با کلیه افراد درونش از جلوي چشم دانشمندان ناپدید شد... تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشت. طبق گفته شاهدان ماجرا، یک هاله سبز فسفری در هنگام ناپديد شدن تمام کشتی را احاطه کرده بود. </font></p><div><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td valign="top"><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td valign="top"><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td valign="top"><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td valign="top"><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"><tbody><tr><td valign="top"><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">پس از ظاهر شدن دوباره كشتي، افراد درون آن در وضع فجيعي بودند. خدمه کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارش‌هاي افشا شده نیروی دریایی حکایت از این دارد که چند ملوانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم حاضران ناپدید شدند (احتمالاً یا بخار شدند یا به بُعد دیگری انتقال یافتند). </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">. سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟ </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#330000">دو بازمانده‌ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار ساعت کشتی در یک تونل زمانی ۴۰ ساله وارد شده بود. به بيان ديگر از سال ۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقاً در زمان آزمایش مشابهی به نام «پروژه مونتاک» وارد شده بود. آخر چرا و چگونه؟ قضیه از این قرار است که ۴۰ سال پس از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی که نامشان ذکر شد، دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی «پروژه مونتاک» است. کشتی ای که در سال ۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود. در این میان دو نفر از خدمه كشتي به نام‌های «دانکن» و «بیلک» به دلايلي از کشتی بیرون پریدند و در سال ۱۹۸۳ باقی ماندند در حالی‌ که خود کشتی و سایر خدمه به سال ۱۹۴۳ بازگشت و تمام افراد آن جان باختند. </font><font color="#330000">این دو بازمانده كشتي ناپديد شده، عضو نیروی دریایی نبودند بلکه دو پژوهشگر و دانشمند فیزیکدان و از دوستان «جان فون نیومن» و «نیکلاس تسلا» به شمار مي‌رفتند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی Eldridge حضور داشتند و در زمان مناسب به ۴۰ سال در آینده سفر کردند.</font> </font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1p-dvRfm1Dm5PTU5GAtdeBRZev3KrSVFzy36QZHK817sJbIZYaWXALj-dQObZUpuoKI1o5iIHip6KtuRpsIKSRVw/Gozar---2.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">طبق گفته‌هاي «دانکن» و «بیلک»، «جان فون نیومن» كه اثري از آنها در كشتي ظاهر شده مشاهده نكرد، دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب در سال 1983 و در همان مكان آماده کرده بود! به گفته بيلك: «وقتی آنها ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن ما است!!». پس طبق اين گزارش‌هاي افشا شده، این سفر ۴۰ ساله در زمان با موفقیت انجام شده است. به گفته «دانکن» و «بیلک» یک نفر سوم نيز همراه آنها بوده است، ولی به سبب اشتباهی که در ساعت زمانی بدن او روي داد، او پس از ورود به سال ۱۹۸۳ در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مُرد. «دانکن» و «بیلک» هم اکنون در سال 2010 در نیویورک زندگی می کنند و چندين مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام نيز انجام داده‌اند. به گفته آنها پس از ایشان، این اولين و آخرين باری نبود که سفر در زمان صورت گرفت. «دانکن» با دادن مشخصات و مدارک بسیاری بيان مي‌كند که برای سفر در زمان تنها به سه وسیله نیاز است و پس از گشوده شدن تونل زمان و رفتن به بُعد به گفته او «بي‌زمان» مي‌توان به هر زماني سفر كرد. </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2">در اظهاراتي ديگر از دانكن كه براي ما كه چيز زيادي در اين باره نمي‌دانيم بيشتر جنبه علمي- تخيّلي دارند، پس از موفقيت او در انجام سفر در زمان، دولت ايالات متّحده امريكا او را در يك پروژه بسيار محرمانه ديگر نيز شركت داد. به گفته دانكن، او و يك تيم مجرّب 20 نفره از راه تونل زمان به آينده و سال 6535 ميلادي فرستاده شدند. به گفته آنها، در آن زمان و در آنجايي كه آنها بر روي همين زمين (البته در زماني ديگر) حضور داشتند، اثري از انسان نبود. در عوض آنها از يك ميدان عظيم كه يك مجسّمه‌ طلايي غول‌پيكر از اسب در آن قرار داشت،‌بازديد كردند (شايد آن مجسّمه ساخت انسان‌ها بوده باشد). البته گويا اين آزمايش چند بار ديگر و با گروه‌هاي ديگري نيز انجام شد كه هر بار همان نتيجه را داشت: اثري از انسان در سال 6535 بر روي زمين نبود!</font></p></td></tr></tbody></table><p align="center"><font size="2"></font></p></td></tr></tbody></table><p><font size="2"></font></p></td></tr></tbody></table><p align="center"><font size="2"><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="right"><font color="#000033" size="2"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font size="2"><font color="#000033">آرش مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900cc"><font size="2">اين پست ساعت ۲ بامداد بتاريخ چهاردهم دي ماه ۱۳۹۰ پايان يافت .</font> </font></p><p align="right"> </p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center" /><h6 class="uiStreamMessage" dir="rtl" data-ft="{" /></font><p align="center"><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p align="center"><font color="#006600"><a href="/2011/01/_727.php"><font size="2"></font></a></font></p>   <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font><p /><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>  </div><p /></li></td></tr></tbody></table></td></tr></tbody></table></td></tr></tbody></table></div>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جوابیه ای برای نقد شوق پرواز </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/12/post_556.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.796</id>
   
   <published>2011-12-10T17:45:14Z</published>
   <updated>2011-12-10T17:49:48Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pTiXjqsbqnwDXtiyPq07gCjJ31LdmUqd05fX-ZuwoVN6XAM-UpLT4Xx047aORF5RYDx81BY8WbUda0b2TrRLycQ/Shogh-Parvaz---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#99ffff" size="5" style="BACKGROUND-COLOR: #000066"><font style="BACKGROUND-COLOR: #6699ff">    <font color="#000033">ما همين &quot; <font color="#ffffff">عباس </font>&quot; را مي خواهيم</font>   </font></font></strong></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pTiXjqsbqnwDXtiyPq07gCjJ31LdmUqd05fX-ZuwoVN6XAM-UpLT4Xx047aORF5RYDx81BY8WbUda0b2TrRLycQ/Shogh-Parvaz---1.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center"><font color="#660000"><font size="2"><font color="#ff3300"> برچسب ها :</font> سريال شوق پرواز + شهيد عباس بابايي + مشرق نيوز + جوابيه + رضا استادي + معين فتحي + يدالله صمدي + روابط عمومي مجموعه تلويزيوني </font></font></p><p align="center"><font color="#006699"><font size="2"><strong>يک توضيح ضروري</strong> ( آرش مدرسي )</font></font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2">هفته گذشته يعني دقيقآ دوازدهم آذرماه با هدف روشن نگاه داشتن چراغ سايت ( پدرم ) به جاي بازنشر يکي از مطالب جالب قديمي سر خود تصميم گرفتم با ذکر منبع ، نقد سايت &quot; مشرق نيوز &quot; در باره سريال تلويزيوني &quot; شوق پرواز &quot; را منتشر کنم . دو روز قبل نامه اي با امضاي آقاي &quot; رضا استادي &quot; مدير محترم روابط عمومي مجموعه ياد شده به اي ميل آقاي مدرسي فرستاده شد . ايشان بعد از  احوالپرسي و تعارفات مرسوم فرمودند :</font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2"><font color="#990000"> &quot; در سایت شما مطلبی به نقل از سایت شوق پرواز منعکس شده بود که با توجه به نکات غیر منصفانه آن مممنون می شم در صورت امکان این مطلب را هم در سایت قرار دهید تا مخاطبان خود به مقایسه هر دو مطلب بپردازند . با احترام ـ استادی &quot;</font> </font></font><p align="justify"><font color="#006699"></font><font size="2"> <font color="#006699">يک عرف و سنتي پسنديده در رسانه ها ( خصوصآ نشريات ) رايج است ، چنانچه جوابيه يا پاسخي در باره مضوعات درج شده دريافت نمايند ، در همان صفحه با همان فونت و اندازه منتشر کنند . اما در باره نقدي که سايت &quot; مشرق نيوز &quot; در باره سريال &quot; شوق پرواز &quot; نوشته بود و بنده عين همان را با ذکر منبع و بدون کوچک ترين بالا و پائين يا تحريفي باز نشر کردم ، تا آن جايي که مي دونم جوابيه و پاسخ شامل  اين سايت نمي شود ! چه بسا ممکنه مطلبي را چندين رسانه لينک دهند ، بعيد مي دونم همه اون ها موظف به درج پاسخ هاي رسيده باشند ! اما بنده اين کار را به دو دليل مشخص انجام مي دهم . اول - <font color="#003366">اين که آقاي &quot; رضا استادي &quot; از دوستان بسيار خوب و همکاران ژورناليست پدرم است . و امر ايشون بر بنده واجب است</font> . دوم - </font><font color="#003399"><font color="#003366">با شناختي که از آقاي مدرسي در باره سياست هاي سايت دارم که در آن بر  لزوم رعايت دموکراسي و عدالت و از همه مهم تر صداقت و رو راستي دارم ، اين جوابيه بايد حتمآ منتشر و اطلاع رساني مي شد . <font color="#006699"> ضمنآ لازم به ذکر است بنده بر خلاف فرمايش جناب &quot; استادي &quot; نقد ياد شده را از سايت &quot; شوق پرواز &quot; بر نداشته بودم ! و اصلآ از وجود سايت فوق بي اطلاع بودم ! ( <font color="#003366">شايد هم استاد اشتباه لپي فرموده است !</font> ) </font></font></font></font></p><p align="justify"><font color="#003399"><font color="#006699"><font size="2">کلام آخر : ضمن تشکر و قدرداني از همه دوستان و خوانندگان محترمي که در اين مدت جوياي سلامتي  و حال و روز پدر بودند و پوزش از اين که به دليل مشغله فراوان ، فرصت پاسخ به يکايک نظرات و نامه ها را نداشتم به اطلاع مي رسانم از فردا خود آقاي مدرسي مسئوليت سايت را به عهده خواهد گرفت . اميدوارم اشکالات و ضعف هاي نگارشي بنده و خواهرم را به بزرگي خودتان بخشيده باشيد . آن چه در ذيل مي خوانيد ، عين جوابيه آقاي &quot; معين فتحي &quot; است . که در سايت رسمي &quot; </font><a href="http://www.shogheparvaz.tv/component/content/article/79-reviews/1050--lr-.html" target="_blank"><font size="2">شوق پرواز</font></a><font size="2"> &quot; درج شده است . لازم مي دونم از زحمات بي دريغ &quot; عمو رضا &quot; استادي در سريال </font><a href="http://www.shogheparvaz.tv/" target="_blank"><font size="2">شوق پرواز</font></a><font size="2"> و حيطه مطبوعات رسمآ تشکر و قدرداني کنم .   </font></font><font size="2">    </font></font></p><p align="center"><font size="2"> <img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1p4IEwsaAaRoRBHASGpmBe_8LF3pTLTwUEBeu9GviQWe53aUHTgDY1JOVZZM4wFf6NugdZg46kx2aUF7-qD4Fvpg/Shogh-Parvaz---2.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center"><font size="2"> <font color="#990000">یادداشت یکی از مخاطبان سریال «شوق پرواز» در خصوص مطلب سایت «مشرق نیوز»</font> </font></p><p dir="rtl"><b><font size="2"><font color="#cc0000">ما همین «عباس» را می خواهیم</font> </font></b></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#990000" size="2">اشاره:<br />سایت مشرق نیوز یکشنبه سیزدهم آذر ماه در مطلبی به نقد و بررسی سریال شوق پرواز پرداخت . این مطلب حاوی برخی انتقادهای سازنده و منصفانه بود اما در فرازهای متعددی از آن متاسفانه نگاهی غیر منصفانه و تخریبی حاکم بود. بازنشر این مطلب از سوی سایت رسمی شوق پرواز با واکنش یکی از مخاطبان این سریال تلویزیونی مواجه شد. در مطلبی که می خوانید «معین فتحی» یکی از مخاطبان این سایت نکاتی را درخصوص این یادداشت و دیگر انتقادهای صورت گرفته نسبت به سریال «شوق پرواز» مطرح کرده است. سایت رسمی شوق پرواز ضمن انتشار این مطلب اعلام می کند که آماده دریافت دیدگاه ها و نظرهای مثبت و منفی دیگر مخاطبان است .</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033"><font size="2"><b> چرا «شوق پرواز» را تماشا می کنم؟</b><br />من هم یکی از مخاطبان سریال تلویزیونی «شوق پرواز» هستم. با «شک و تردید» به تماشای قسمت اول و دوم سریال نشستم و با «خوشبینی» قسمت های بعدی سریال را دنبال کردم. حالا هم چند هفته ای است که به «مشتری پَر و پا قُرص» سریال شوق پرواز تبدیل شده ام و علاوه بر تماشای سریال، گهگاه سری هم به سایت می زنم و مطالب را می خوانم؛ گاهی هم با نام های مختلف نظر می دهم.<br />من و خانواده ام طرفدار جدی تلویزیون نیستیم. این به معنای آن نیست که از «ماهواره تماشاکن های حرفه ای» هستیم و دنبال برنامه هایی از جنس آکادمی گوگوش و بفرمایید شام و.... فضای خانه ما به گونه ای است که جایی برای «تحمیل» هیچ رسانه ای وجود ندارد، فرقی هم نمی کند این رسانه تلویزیون ایران باشد یا شبکه های فارسی زبان خارج از کشور. اگر بیننده برنامه ای هم هستیم، حتما آن را «انتخاب» می کنیم و در ساعت و زمانی مشخص، برنامه مورد علاقه خود را تماشا کرده و باقی اوقات را صرف کارهای مهم تر و مفیدتری مثل «مطالعه» می کنیم. بر همین اساس می گویم که تماشای سریال «شوق پرواز» را هم انتخاب کردم تا ببینم در فضای سال 1390 سازندگان این سریال تا چه اندازه درک روشن و درستی از زمانه خود داشتند؟ پیش از تماشای سریال همیشه از خودم سوال می کردم آیا قرار است در این سریال نیز با کلیشه های «حاجی ـ سیدی» به سراغ مخاطب بیایید؟ آیا باز هم می خواهید تصویری غیر واقعی و دست نیافتنی از قهرمان های جنگ ارائه کنید؟ آیا می خواهید به تلخی از جنگ یاد کنید یا اینکه قرار است جای همه این افراط و تفریط ها را نگاهی واقع بینانه به دفاع مقدس و آدم های آن پُر کند؟<br />من هم مانند بسیاری از مخاطبان این سریال پیش از پخش «شوق پرواز» عباس بابایی را می شناختم. درباره او کتاب ها و مقالاتی خوانده بودم و می دانستم شخصیتی با ویژگی های خاص است اما هنگام تماشای سریال شوق پرواز به دنبال تطبیق مطالعاتم با حاصل کار شما نبودم. می دانم قالب «فیلم و سریال» محدودیت هایی دارد که در آن نمی توان تمام جنبه های زندگی قهرمانی مانند عباس بابایی را به تصویر کشید. هر اندازه هم این ابزار قدرتمند باشد، باز هم لحظاتی خاص و معنوی در زندگی این عزیزان وجود دارد که تکنولوژی قادر به تصویر کشیدن آن نیست اما سینما و تلویزیون به عبارتی «عالم معنا و مفهوم» است و اگر اثری تلاش کند تا وارد این وادی شود، به دور از کاستی هایی که در فیلم ها و سریال های ایرانی و اصولا «هنر نمایش» امری عادی و معمول است، می تواند با صداقت و راستی اثری موفق و جذاب خلق کند و به نظرم شوق پرواز با وجود ضعف های آن حداقل به مخاطب خودش تا اینجای کار دروغ نگفته و تلاش نکرده تا ضعف هایش را پُشت مسائل دیگر پنهان کند. من به دلیل همین راست گویی مخاطب کار هستم و تا پایان هم مخاطب کار باقی خواهم ماند.<br />اما این روزها وقتی نظرهای برخی مخاطبان سریال را که می خوانم، متوجه می شوم گاهی تمرکز آنها بر موضوع هایی همچون: ریش داشتن و نداشتن عباس بابایی، شیشه پپسی کولا، گنبد حسینه، حضور برخی از هموطنان لُر در صحنه ای از سریال، شادمانی عباس پس از شنیدن خبر پدر شدنش و مواردی ظاهری و سطحی از این دست است. این مسائل سبب شده تا این گروه از مخاطبان از معانی نهفته در بطن سریال غافل شوند و متاسفانه در همین سطح و ظاهر بمانند. البته این موضوع فقط محدود به این گروه از مخاطبان عزیز نیست و متاسفانه برخی رسانه ها نیز در همین سطح باقی مانده اند که در ادامه نوشته ام به برخی از مصداق های این مورد اشاره خواهم کرد. <br />یکی از ایرادهای اصلی برخی مخاطبان نسبت به سریال، مسئله «حجاب ملیحه» بود. با دیدن قسمت چهارده سریال متوجه برخی مفاهیم موجود در این سریال شدم و دیدم چقدر بینندگان سریال عجول بودند که منتظر نماندند تا ملیحه را در قسمت چهاردم سریال تماشا کنند که هنگام عبور از هال خانه و موقع چیدن میز شام، گوشه چادرش را با دندان می گیرد تا مبادا مردهای نامحرمی که در خانه هستند چهره او را ببینند. این همان ملیحه ای بودکه در قسمت های پیشین کت ـ دامن به تن می کرد و همین مسئله خون برخی مخاطبان را به جوش آورده بود اما با بیان و زبان شیوای عباس پذیرفت که پس از ازدواج در وضع ظاهر خود تغییر ایجاد کند و حالا در این قسمت ها رفتار و حجابش الگویی است که می تواند سرمشق دختران جوان شود.<br />در همین قسمت و در روایت بخش امریکا، صحنه ای هست که عباس پس از پیشنهاد بی شرمانه دوست امریکایی خود، در خیابان می دود تا شیطان را از خود دور کند. می توان از سریال شوق پرواز دهها مورد از چنین مثال هایی استخراج کرد که با زبانی هنرمندانه و ساده ـ نه ریاکارانه ـ ارائه شده است. <br /><b>عباس بابایی «شهید مادرزاد» نیست!</b><br />مهم ترین ویژگی این سریال برای من و گروهی از دوستانم که هر روز شنبه با هم به بحث درباره این سریال می نشینیم، این است که شوق پرواز قهرمانی متفاوت از قهرمان های دفاع مقدس که در این سال ها در تلویزیون و سینما دیده ایم را پیش چشم ما قرار می دهد. شاید این موضوع علت بخشی از انتقادهای بی پایه و اساس نسبت به این سریال باشد. این مخالفان قهرمانی از جنس عباس بابایی را برنمی تابند، زیرا آنها طالب «شهید مادر زاد» هستند! آنها احتمالا عباسی را می خواسته اند که از کودکی ریش داشته باشد، با انگشتر عقیقی در انگشت و تسبیحی در دست؛ و از همان کودکی و شاید از بدو تولد در حال ذکر گفتن باشد! طبیعی است «عباس بابایی» این سریال تناسبی با عباس آنها نداشته باشد اما این «عباس» برای من و دیگر هم نسلانم به شدت دوست داشتنی و دست یافتنی است. عباسی که اهل ریا نیست، با نمازش عوام فریبی نمی کند و دین خود را به رخ دیگران نمی کشد. عباسی که در 37 سالگی با درجه سرتیپی به شهادت می رسد، عباسی که بخش عمده ای از زندگی خود را در دوران پیش از انقلاب سپری می کند اما همیشه یک مسلمان واقعی است، عباسی که بعد از انقلاب رنگ عوض نمی کند و در عمر کوتاه خود در این مقطع نیز بیشترین خدمت را به کشورش می کند. <br />من و دوستانم بابت ترسیم این عباس واقعی و باور پذیر از شما تشکر می کنیم. شوق پرواز به ما می گوید که «عباس شدن» و «عباس ماندن» کار سختی است اما غیر ممکن نیست!<br /><b>*** مقایسه با نجات سرباز رایان</b><br />فیلم «نجات سرباز رایان» را بارها دیده ام. درباره آن مطالب فراوانی خوانده ام و بی اغراق می گویم اطلاعاتم درباره این فیلم دست کمی از عوامل سازنده آن ندارد! همین علاقه به فیلم سبب شد تا مطلب منتشر شده در سایت «مشرق نیوز» را بخوانم. نمی خواهم منکر برخی مطالب مستدل و دقیق این مطلب شوم اما به نظرم پایه و اساس نگارش چنین مطلبی بی منطق و سست است و بیشتر حاصل یک واکنش انفجاری نسبت به یک موضوع مهم است تا مطلبی دقیق و دارای پایه و اساس! به نظر می رسد این واکنش احساسی صرفا بر اساس تماشای چند قسمت از سریال صورت گرفته و به همین دلیل هیچ ردی از جزئیات، مصداق ها، دلایل و... در مطلب دیده نمی شود. احتمالا  به همین دلیل نویسنده نام خود را پای مطلب نگذاشته و ترجیح داده پشت نامی کلی پنهان بماند. <br /><b>درخصوص این مطلب و فرازهای مختلف آن چند نکته قابل ذکر است:</b><br />1 ـ در بخشی از این مطلب آمده است: «ای کاش مدیران صدا و سیما حالا که پس از دو دهه محض پر کردن بیلان کار هم که شده می خواهند درباره اسطوره های جنگ فیلم بسازند، تنها به اندازه قصه های عشقی که میلیاردها تومان پول بیت المال خرج تولیدشان می شود تا باصطلاح مردم را از ماهواره ها دور کند، برای بزرگ مردانی چون عباس بابایی همت کرده و به داستان زندگی بابایی در حد قصه موهوم و ضد انقلاب و دفاع مقدسی &quot;ستایش&quot; اهمیت بدهند».<br />این چه استدلال سست و بی پایه و اساسی است که برای پرداختن به امر مهم و حساسی مانند «عباس بابایی» حتما باید امر دیگری همچون «ساخت سریال های ملودرام» تعطیل شود؟<br />شاید شما هم با من موافق باشید که بخش مهمی از مردم جامعه ما آدم هایی عادی هستند که به دور از مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زندگی ساده و معمولی دارند. حالا چه دلیلی دارد حتما فیلم یا سریال ملودرام ـ که می تواند بخش زیادی از این مردم را جذب کند ـ ساخته نشود تا مثلا سریال شوق پرواز ساخته شود؟ از طرف دیگر چه کسی می گوید ساخت سریال درباره اسطوره ها فقط وظیفه صدا و سیما است و نهادها و سازمان های دیگر نقشی در این مسئله ندارند؟ نکته دیگر اینکه وظیفه رسانه ای مانند «مشرق نیوز» در پیگیری وظایف سازمان ها و نهادهای مسوول  به جز نگارش چنین مطالب احساسی چه می تواند باشد؟ آیا صرفا یک واکنش کفایت می کند یا چنین موضوع مهمی نیاز به پیگیری دارد؟<br />2 ـ «عباس بابایی» سریال شوق پرواز می توانست با عباس های بابایی دیگری که حاصل زحمت و تلاش دیگر برنامه سازان سیما بود تفاوت داشته باشد. شاید اگر این سریال توسط کارگردان سریال جاودانگی ساخته می شد، حاصل کار به گونه ای دیگر بود یا شاید «ابراهیم حاتمی کیا» نگاه دیگری به این شخصیت داشت اما اینکه بخواهیم عباس بابایی را با سرجوخه رایان فیلم اسپیلبرگ مقایسه کنیم، کاری بیهوده و مضحک است! هر فرد مبتدی و تازه کاری در سینما هم می داند که شیوه قهرمان پردازی در دنیای هالیوود با شیوه قهرمان پردازی شرقی کاملا متفاوت است و این تفاوت ریشه در فرهنگ و تاریخ آن کشورها دارد. جنگ جهانی دوم، جنگی با انگیزه های دینی و اسلامی نبود و طرفین جنگ با انگیزه های مادی و برای کشورگشایی و کسب امکانات مادی بیشتر با یکدیگر متحد شدند. چنان که امریکا پس از این جنگ در مسیر «ابرقدرت شدن» گام برداشت و شوروری هم بخش های فراوانی از اروپا را زیر سلطه خود گرفت. البته نمی توان منکر برخی انگیزه های میهن پرستانه افراد درگیر در این جنگ بود اما آیا چنین رویدادی با دفاع مقدس قابل مقایسه است؟ طبیعی است در چنین فضایی یک طرف از جنگ بخواهد برای نمایش قهرمانی خود به شیوه های خاص متوسل شود. این شیوه های خاص از سوی «سینمای هالیوود» در اختیار فیلم سازان قرار گرفته تا در هر دوره قهرمان هایی برای تاریخ امریکا خلق کنند. روزی این قهرمان بتمن است، روزی مرد عنکبوتی، روزی شخصیت هایی که به جنگ ستارگان می روند و یک روز دیگر هم سرباز رایان! اما مگر عباس بابایی کم پشتوانه معنوی دارد که برای ترسیم چهره قهرمانانه او بخواهیم به چنین شیوه هایی متوسل شویم و همان مسیری را پیش برویم که اسپیلبرگ پیش رفت؟<br />متاسفانه اعتماد به نفسی که فضای مجازی در اختیار برخی نویسندگان قرار می دهد، باعث می شود تا آنها دست به چنین مقایسه هایی بزنند و یک روز سینمای ما را با هالیوود مقایسه کنند، روزی دیگر سیاست و اقتصاد را با امریکا و یک روز هم جاده ها و راههای ما را با جاده های انگلستان! ظاهرا هیچ کس هم نیست بگوید اگر قرار بر مقایسه باشد، چنین سایت هایی که حتی یک شماره تلفن هم در بخش «تماس با ما» ندارد تا صدای مخاطبان خود را بشنوند، در مقام مقایسه چگونه با سایت های خارجی مقایسه می شوند و اساسا در چه رده ای از مقایسه قرار دارند؟<br />هر فرد علاقمند به دو مقوله دفاع مقدس و سینما می داند که ریشه های دفاع مقدس در ایران با جنگ های سایر دنیا کاملا متفاوت بوده و به همین دلیل شهید بزرگوار «سید مرتضی آوینی» مبدع نوعی از مستندسازی به نام «مستند اشراقی» می شود که این گونه مستند، طرفدران فراوانی پیدا می کند، زیرا او به تفاوت ماهوی دفاع مقدس با جنگ های رایج دنیا توجه داشته و تلاش کرده تا این تفاوت را در ساختار مستند مورد توجه قرار دهد و نوع جدیدی از مستند سازی را ارائه کند. <br />بر همین اساس معتقدم اگر «شوق پرواز» ضعف و کاستی دارد ـ که کم هم ندارد ـ این نوع مقایسه های دم دستی و به در و دیوار زدن، نه مشکلی از این سریال را حل می کند و نه کمکی به پیشرفت ساخت چنین سریال هایی انجام می دهد و صرفا وقت تلف کردن است. البته نقد دقیق و منصفانه تمرکز و دقت می خواهد و تا مخاطبی 14 قسمت سریالی اینگونه را ندیده باشد، قادر به نقد دقیق نیست و طبیعی است چنین نویسندگانی به سراغ طرح چنین مطالب کلی بروند و از جزئی نگری بپرهیزند. از همه مهم تر اینکه با در نظر گرفتن حضور خانواده این شهید در مراحل مختلف تحقیق و نگارش، آیا این گونه مطالب که کلیت یک اثر را از بیخ و بُن می زنند و هیچ نکته مثبتی در این آثار نمی بینند، چقدر قابل دفاع و قابل توجه است؟<br />3 ـ هرچه تلاش کردم به خودم بقبولانم که نویسنده این مطلب «نیت خیر» داشته، موفق به این کار نشدم! در بخشی از مطلب نویسنده سایت مشرق نیوز در توصیف عباس بابایی آمده است: «این همان عباس بابایی است که برای هدف قرار دادن یک پل در خاک دشمن آنقدر صبر کرد تا یک گاری از روی آن بگذرد، نکند که خونی به ناحق ریخته شود» اما از این جوانمردی که نویسنده در مطلب خود به آن اشاره کرده، در متن نویسنده خبری نیست! نویسنده سایت مشرق نیوز برای معرفی تحقیر آمیز یدالله صمدی بدون در نظر گرفتن فیلم های خوب و ارزشمند او اینگونه می نویسند: « صمدی کیست؟ سایت سوره سینما به عنوان مرجع سینمایی درباره او می نویسد:&quot; يدالله صمدي متولد 1331 مراغه است. وي فعاليت سينمايي را سال 1351 با فيلم &quot;تختخواب سه نفره&quot; به كارگرداني نصرت الله كريمي به عنوان دستيار كارگردان آغاز كرد. از فعاليت هاي اخير وي مي‌توان به رياست كانون كارگردانان و مدير عامل خانه سينما اشاره كرد.&quot;صمدی در سال های پس از انقلاب نیز بیش از ده فیلم سینمایی را کارگردانی کرده است؛ در تلویزیون نیز شاید مشهورترین کارش مجموعه ای بود که چند سال پیش درباره غیاث الدین جمشید کاشانی، منجم ایرانی عصر &quot;الغ بیک&quot; به روی آنتن رفت، به هر حال هر چه هست صمدی را نمی توان یکی از کارگردان های ویژه ساز صدا و سیما دانست و این خود پیش قراول آن چیزی است که ما پشت صحنه تولید این سریال را در آن مقصر می دانیم؛ یعنی ارزان سازی»!<br />نویسنده بی نام و نشان مشرق نیوز ظاهرا نه نامی از فیلم های خوب و ارزشمند ساوالان، دو نفر و نصفی، آپارتمان شماره 13، اتوبوس، دمرل، معجزه خنده، کلانتری غیر انتفاعی و... شنیده که به مطلبش اضافه کند و نه می داند که صمدی برای تلویزیون تا به حال «مجموعه» نساخته و آنچه درباره زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی ساخته یک فیلم سینمایی بوده نه سریال! علاقه نویسنده به ذکر نام فیلم «تختخواب سه نفره» و تاکید بر آن به عنوان اولین حضور صمدی در عرصه سینما نیز علتی جز «بی تقوایی» و تلاش برای ترور شخصیتی کارگردان نداشته است. کارگردانی که اگرچه 7 سال از فعالیت سینمایی خود را پیش از انقلاب سپری کرده، اما در عوض در سال های پس از انقلاب چندین فیلم ارزشمند به سینمای نوپای پس از انقلاب تقدیم کرده و در شرایط بحرانی سال 1388 ـ که هم مخاطبان این مطلب و هم نویسنده مشرق نیوز از جزئیات آن آگاه هستند ـ برخلاف جریان قالب سینماگران در آن سال، شهامت به خرج داده و ساخت سریالی با موضوع زندگی عباس بابایی قهرمان را آغاز کرده است. <br />مطلبم را با یک سوال به پایان می برم: «وقتی نویسنده ای با این طبع بلند و نگاه عمیق! که از زندگی عباس بابایی روایتی در حد و اندازه «نجات سرباز رایان» می خواهد؛ انصاف را در مطلب خود رعایت نمی کند و حتی در ارائه کارنامه هنری یک کارگردان نیز غرض ورزانه اقدام می کند، من به عنوان مخاطب چرا باید مطلب او را بپذیرم و حرف هایش را باور داشته باشم»؟!</font></font></p><p dir="rtl"><b><font color="#000033" size="2">معین فتحی</font> </b></p><p dir="rtl"><strong></strong> </p><p align="center"><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" /></p><p align="right"><font color="#000033"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font color="#000033">بهروز مدرسی</font> </p><p align="right"><font color="#9900cc">اين پست ساعت ۲۱:۱۵ دقيقه بتاريخ نوزدهم اذر ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="right"> </p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center" /><h6 class="uiStreamMessage" dir="rtl" data-ft="{" /></font><p align="center"><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center">  <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>  </div></li></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سقوط هواپیمای بدون سرنشین</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/12/post_555.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.795</id>
   
   <published>2011-12-07T02:18:18Z</published>
   <updated>2011-12-07T02:21:27Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img width="450" height="619" style="-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor" src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pTcT1x_xCON1DiuOhI4sGrBX8qB6BynZFK8Bw89vdHzdd0S2pTWjB2vNtNmxPk8Ee5yVy50YR9EtF3YFlvwwE2ZCTjE5bpHEl/Rq---1.jpg?psid=1" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#cc6600" size="5"><font style="BACKGROUND-COLOR: #660000"><font style="BACKGROUND-COLOR: #000000"><font size="4"> <font color="#ff6600"> نگاهی به</font></font> <font color="#ff9900">هواپیماهای جاسوسی</font> <font color="#ff6600">آمریکا</font>  </font></font></font></strong></p><p align="center"><img width="450" height="619" style="-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor" src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pTcT1x_xCON1DiuOhI4sGrBX8qB6BynZFK8Bw89vdHzdd0S2pTWjB2vNtNmxPk8Ee5yVy50YR9EtF3YFlvwwE2ZCTjE5bpHEl/Rq---1.jpg?psid=1" complete="true" /><img src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pW3FLEGsdvX12dL-Tx9Y7b4Y2MbZMqHtLI_fp7D8zBt-o85L1J_oDaZ-YIR3yB8VI1cW3FyNWVgjH7UUO4wQuyWYuqbbBaOH_/Rq---2.jpg?psid=1" complete="true" /></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699"> سلامي ديگر از روي اخلاص</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2">ما فرزندان آقاي مدرسي به کمک و مساعدت بي دريغ جناب سرهنگ ( ت - ميم ) بنا به درخواست پدر و مشاوره هايش سعي کرديم به سبک سياق گذشته تحليلي در باره سرنگوني يک فروند هواپيماي بدون سرنشين آمريکايي بدست برادران دلاور پدافند ارتش ايران ارايه دهيم . مي دانيم کار ما عاري از اشکال نيست . اما خواهش داريم به عنوان عرض ارادت نسبت يه شما خوانندگان گرامي با وجود کاستي هاي فراوان ان را  از ما بپذيريد . هدف همان گونه که قبلآ هم اعلام شد روشن نگاه داشتن چراغ اين سايت است . اميدوارم با بهبود حال پدر اين مسئوليت از روي دوش ما برداشته شود .                                با سپاس و احترام ( بهاره و آرش مدرسي )</font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#660000"><font color="#ff6600">برچسب ها :</font> هواپيماي بدون سرنشين آمريکا +  RQ-170 Sentinel + رادار گريز + پدافند ارتش ايران + پنتاگون + تبليغات باز + پروژه هاي سري + مرد شش ميليوون دلاري + ايالت نودا</font><font color="#006699">&nbsp;</font></font></p><p align="right"><font size="2"> <strong><font color="#cc6600">اصل خبر :</font></strong> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#990000"> یک فروند هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته جاسوسی آمریکایی از نوع &quot;RQ170&quot; توسط نیروهای مسلح ایران ساقط و با اندک خسارتی در اختیار ایران قرار گرفت.</font><br /><br /><br /><font color="#330000">یک مقام آگاه نظامی در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، با اعلام این خبر گفت:‌ با کنترل مناسب فضای کشور و تسلط اطلاعاتی نیروهای مسلح، واحدهای جنگ الکترونیکی و پدافند هوایی موفق شدند با اقدامات عملیاتی خود یک فروند هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته جاسوسی آمریکایی از نوع &quot;RQ170&quot; را که به طور محدود به مناطق مرزی شرق کشور تجاوز کرده بود، کشف و از کنترل متجاوزین خارج ساخته و آن را با اندک خسارتی سرنگون کرده و در اختیار بگیرند . این مقام نظامی تاکید کرد: نظر به وقوع تجاوز آشکار مرزی، اقدامات عملیاتی و الکترونیکی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر علیه پرنده‌های متجاوز، به مرزهای کشور محدود نخواهد ماند</font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pW3FLEGsdvX1cSAtfJEmktdn6gvZlAa49AKogyLrsaW3RPLCtOZTUPHudlHti33mFPVGezUqi5cr_hKLElny-oHLH8BGnst1W/Rq--5.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="right" dir="rtl"><font size="2"></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033" size="2"></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"> <strong><font color="#cc6600">نگرشی به سیاست های دفاعی - نظامی آمریکا</font></strong> </font></p><p><font size="2"></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033" size="2">اون هايي که با سياست هاي دفاعي - نظامي آمريکايي ها آشنايي دارند يا تحقيقاتي در اين زمينه به عمل آورده اند به اين مسئله واقف اند که آمريکا براي تبليغات تسليحات نظامي خود { <font color="#330000">حتي غلو شده</font> } اهميت بسزايي قائل است . و بي محابا سري ترين ادوات و تجهيزات نظامي اش (<font color="#330000"> انواع هواپيماهاي جنگنده مدرن ، سيستم هاي راداري ، توپ و تانک و غيره</font> ) به همراه پايگاه هاي هوايي مهم و استراتژيک اش را به نمايش عموم مي گذارد !  آن ها همچنين با تلفيق انواع طرح هاي علمي - تخيلي ( <font color="#330000">ژول ورني !</font> ) و بهره گيري از انواع امکانات بصري و تروکاژهاي سينمايي سعي مي کنند در مخاطبان جهاني خويش ( <font color="#330000">دوست چه دشمن</font> ) قدرت بلامنازع يا به تعبير خودشون ( <font color="#330000">ابر قدرتي و آقايي</font> ) يانکي ها را تثبيت کنند . دليل اين ادعايم سريال هاي پرفروش هاليوودي مثل ( <font color="#330000">مرد شش ميليوون دلاري</font> ) است که پيش از انقلاب از تلويزيون ايران پخش مي شد . و حتمآ قديمي ها يادشون است که در هر قسمت سري ترين پايگاه هاي اتمي آمريکا به همراه محرمانه ترين طرح ها و پروژه ها سري ارتش به تصوير کشيده مي شد ! جالب اين که سال ها بعد همان طرح هاي تخيلي تحقق يافته و در خدمت قواي نظامي اش قرار مي گرفت ! دانشجويان نظامي کشور هاي مختلف از جمله ايرانياني که از سوي ارتش شاهنشاهي براي طي دوره هاي آموزشي به پايگاه هاي نظامي امريکا اعزام مي شدند ، اولين نکته اي که تعجب آن ها را بر مي انگيخت ، در ديد عموم قرار گرفتن سري ترين هواپيماهاي استراتژيک و فوق مدرن ارتش بود ! و همه آحاد مردم از غير نظامي گرفته با پرسنل پايگاه آزادانه تا چند قدمي هواپيماها مي توانستند تردد نموده و حتي عکس يادگاري بگيرند ! </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033" size="2">آن چه مسلم است يانکي ها از اين اعمال و روش ها اهداف نظامي خويش رو دنبال مي کردند . (<font color="#330000"> که همانا ديکته کردن قدرت و توان نظامي آمريکا مي باشد</font> ) و هرگز نبايد به حساب بي احتياطي و ناداني آن ها گذاشت ! ضمن اين که آن ها بودجه هاي هنگفتي را هم صرف &quot; تبليغات غير مستقيم &quot; دفاع نظامي خويش مي کنند . رد پاي اين تبليغات را مي شود در نشريات و کتاب هاي فراواني که به چاپ مي رسد دنبال کرد که با ظرافت هاي خاصي مخاطب را جلب اهداف تعين شده مي کند که فعلآ موضوع بحث نيست . در عرف ادبيات نظامي ، به اين گونه روش ها &quot; <font color="#330000">تبليغات باز يا نا محدود</font> &quot; مي گويند . که <font color="#cc0000">نگرشي هوشمندانه در القاي قدرت کاذب آن ها دارد</font> <font color="#cc0000">!</font> اما برخلاف آمريکايي ها خيلي از کشور ها از جمله ايران ( <font color="#330000">چه پيش از انقلاب و چه اکنون</font> ) در ارائه توان دفاعي - نظامي خود از سياست &quot; <font color="#330000">چراغ  خاموش</font> &quot; که <font color="#cc0000">در حقيقت نوعي پنهان کاري هوشمند است</font> ، بهره مي برند . در اين روش اگر چه اصطلاحآ  چراغ خاموش ناميده شده است ، اما پنهان کاري مطلق نيست ! زيرا فرماندهان با کفايت ارتش بر حسب ضرورت هاي بين المللي و مرعوب ساختن دشمنان هر دفعه بخشي از تجهيزات و توانمندي هاي خويش را به نمايش مي گذارد . به عنوان مثال .. رو نمايي از موشک هاي مدرن ، هواپيماهاي جنگي در قالب مناسبت هاي ويژه را مي توان نام برد . و هر گاه هم که لازم باشد حضور مقتدرانه اش را در عرصه هاي بين المللي به ثابت مي کند . عبور از تنگه سوئز ، مقابله با دزدان دريايي سومالي و رکورد شکني حضور در زير آب و .. تنها بخشي از اين ضرورت هاست .   </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#cc6600"> و اما .. پنهان کاري آمريکايي ها !</font></strong> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#000033">همان طور که همگي مستحضر هستيد و با مثال هاي کوتاهي که عرض شد</font><font color="#000033"> ، سياست آمريکايي ها در معرفي و عرضه انواع و اقسام تجهيزات نظامي بر همگان آشکار است . و اين سياست از قديم تا امروز اجرا مي شود . آن ها حتي سري ترين آزمايشات اتمي خويش را در حضور اربابان جرايد و رسانه ها به صورت شفاف اجرا مي کنند .. البته منتقدان و کارشناسان امور نظامي هم آزادانه تمام نقاط ضعف دفاعي پنتاگون را بيان مي کنند . ( <font color="#330000">که اين هم در راستاي همان سياست هاي تعريف شده است </font>) اما اين ها همه يک روي سکه است ! طرف ديگر سکه ، يا در حقيقت پشت پرده سياست وزارت دفاع آمريکا ( پنتاگون ) حاکي از <font color="#cc0000">هزارتوي پيچيده و پر رمز و رازي است که تنها افراد خاصي دسترسي به بخشي از اطلاعات محرمانه دارند !</font> پر واضح است مهم ترين پروژه هاي بين المللي و توليد و بهره برداري از سري ترين تسليحات مدرن نظامي در اتاق هاي فکر اين بخش طراحي ، سفارش ، توليد و آزمايش مي شوند . جالب تر اين که تنها در موارد خاصي با صلاحديد سياسيون و فرماندهان رده بالا اطلاع رساني مي شود ! بنابر اين با کمي تفکر و تعمق در مي يابيم تمام آن ژست هاي تبليغاتي و در ديد همگان قرار دادن تسليحات مدرن نظامي و اختصاص هزينه هاي هنگفت فقط و فقط براي سرپوش گذاشتن بر روي طرح ها و پروژه هاي فوق سري پنتاگون ، و ماليات دهندگان ساده امريکايي است تا دلخوش به دست اوردهاي  دفاعي کشور دموکراتيک خويش باشند ! و به جهانيان هم ابر قدرت بودن خود رو ثابت کنند ! </font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#cc6600">فلسفه نام گذاري هواپيما ها ..</font></strong> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#000033">همان گونه که مي دانيد در فرهنگ لغات آمريکايي سه ضمير وجود دارد . ( <font color="#330000">He و She</font> ) براي جانداران مذکر و مونث و ( <font color="#330000">It</font> ) براي اجسام . اما نظاميان آمريکايي بر اساس يک سنت قديمي ( <font color="#330000">که احتمالآ ريشه در تعبيرات روانشناسي دارد</font> ) در محاوره هاي معمول خود از ضمير جانداران براي هواپيماها و کشتي ها و .. استفاده مي کنند ! و عادت دارند ضمير مونث ( </font><font color="#330000">She ) <font color="#000033">را براي هواپيما ها به کار برند ! البته اين امر مختص نظاميان آمريکايي نيست ، بلکه در خطوط هواپيمايي غير نظامي هم گاهي اوقات از واژگان و اصطلاحات مخصوص دوشيزگان و بانوان استفاده مي شود !  اگه يادتون باشه نام هواپيماي شرکت پان امريکن که بر اثر خرابکاري در حوالي &quot; <font color="#330000">لاکربي</font> &quot; سقوط کرد ، لقب آن را ( <font color="#330000">Clipper Maid Of The Seas</font> ) به معني &quot; <font color="#330000">دوشیزه خدمتکار تندپای دریاها</font> &quot;  گذاشته بودند ! البته اين امر نزد ما ايراني ها هم مرسوم است مثل خورشيد خانم و  .. اما گاهي اوقات شرکت هاي سازنده هواپيمايي ( <font color="#330000">به ويژه در صنايع نظامي</font> ) نام هايي را بر اساس ساختار طراحي يا شباهت انتزاعي يا .. براي هواپيما هاي توليدي خود انتخاب مي کنند . مانند :  تام کت براي اف - ۱۴ ( <font color="#330000">گربه نر</font> ) ، هورنت براي اف - ۱۸ ( <font color="#330000">زنبور گاوي</font> ) و هرکولس براي سي - ۱۳۰ ها ( <font color="#330000">هرکول</font> ) و .. </font></font><font color="#330000"><font color="#000033">گاهي هم نام گذاري ها با هدف ارعاب و ترساندن دشمنان انتخاب مي شوند . مانند همين هواپيماي بدون سرنشين آمريکايي ( <font color="#cc0000">Beast of Kandahar</font> ) که موضوع بحث اين پست است با لقب &quot; <font color="#cc0000">جانور قندهار</font> &quot; نام برده شده است ! فراموش نکنيد اين لقب را خود نظاميان به اين هواپيماها داده اند . و دليل انتخاب اين نام کاملآ مشخص است ! اما جالبه بدونيد اسم و لقبي که خود کارخانه سازنده ( </font></font><font color="#330000">لاکهید مارتین <font color="#000033">) براي اين مدل هواپيما برگزيده است ( </font></font><font color="#330000"><font color="#cc0000">RQ-170 Sentinel</font> <font color="#000033">) نام دارد که اصطلاحآ به معني هواپيماي &quot; <font color="#cc0000">ديده بان ، قراول ، سرباز محافظ و يا کشيک</font> &quot; است ! </font></font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"> <font color="#330000"><font color="#000033">اين مبحث را با اشاره به نام هاي کاربردي هواپيماهاي نظامي پايان مي برم . در عرف نظامي &quot; <font color="#330000">حرف اول</font> &quot; هر هواپيمايي معرف نوع ماموريت اش است . به عنوان مثال هر هواپيمايي که با نام ( <font color="#330000"> F</font> ) ناميده شود ، مثل : اف ۴ ، اف۵ ، اف ۸۶ ، اف ۱۴ و .. به معني هواپيماي ( <font color="#330000">Fighter</font> ) يا همون جنگنده است . و به اين ترتيب حرف (<font color="#330000"> B</font> ) به معني بمب افکن ( <font color="#330000">bomber</font> ) مثل : ب ۵۲ ، بي ۲ و .. و حرف (<font color="#330000"> C</font> ) به معني حمل و نقل (  <font color="#330000">cargo</font> ) مثل : سي - ۱۳۰ ، سي - ۱۴۱ ، سي - ۵ و غيره .. و حرف (</font></font> <font color="#330000">T</font> ) <font color="#000033">به مفهوم آموزشي (</font> <font color="#330000">Training</font> <font color="#000033">) است . مثل : تي ۳۸ و تي ۳۷ و غيره .. اما نکته قابل توجه در هواپيماي مورد بحث ما ( </font><font color="#cc0000"> شماره گذاری RQ-170 از لحاظ حروف صحیح ولی از لحاظ عددی ، خارج از ترتیب است که نشان دهنده تلاش برای جلوگیری از حدس زدن در مورد وجود برنامه است . از لحاظ فنی ، حروف (<font color="#330000">RQ</font>) اشاره به هواپیمای بدون سرنشین غیرمسلح دارد ؛ در حالی که حروف (<font color="#330000">MQ)</font> به معنای هواپیمای بدون سرنشین مسلح است !</font><font color="#330000"> ) </font></font><font color="#000033"><font size="2">بنابر اين چندان دور از ذهن نيست که از همان ابتدا فلسفه توليد و به کارگيري اين مدل هواپيماهاي &quot; <font color="#330000">بدون سرنشين</font> &quot; در پروسه مخفي کاري و به کلي سري پنتاگون کليد خورده است .  </font></font><p align="center" dir="rtl"><font size="2"> </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#cc6600"><font size="2"> <strong>آشنایی با هواپیمای </strong> <strong>بدون سرنشین RQ-170 Sentinel</strong></font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033" size="2">در راستاي نام گذاري هواپيماها گاهي اتفاق مي افتد که کارخانه هاي سازنده نام هايي براي شعبات خود بر مي گزينند که در خور شخصيت خود و يا توليدات شون است ! مثلآ همين کارخانه لاکهيد مارتين براي طراحي و توليد هواپيماهاي بدون سرنشين ( <font color="#330000">RQ-170 </font>) شعبه اي مجزا به نام ( <font color="#330000">Skunk Works</font>  ) تهيه کرده است که مضمون لقبش خيلي خنده دار و با معني است ! در اغلب پارک ها و صحرا هاي آمريکا  حيواني شبيه به<font color="#000033"> راسو با جثه اي بزرگ تر</font> زندگي مي کند که آن را &quot; اسکانک &quot; ( <font color="#330000">Skunk</font> ) مي نامند . اين جانور به محض احساس خطر ، ماده اي بسيار متعفن و بد بويي را از بدنش خارج مي کند که هيچ جانداري تاب تحمل آن بو را ندارد . جالبه بدونيد اگه غفلتآ بر روي انساني بپاشد ، اثر متعفن آن با هيچ ماده شيمايي برطرف نمي شود ! و حتي موجب شوک و بي هوشي انسان ها مي شود ! با اين حساب در مي يابيم اصطلاح &quot; <font color="#330000">اسکانگ ورکس</font> &quot; براي شعبه سازنده اين نوع هواپيما ها به معني ( <font color="#cc0000">کاري از راسوهاي متعفن آمريکايي</font> ) يا { <font color="#cc0000">کار گروه انسان هاي بدرفتار و مردم فريب</font> } انتخاب شده است ..!! در خبر هاي مربوط به اين هواپيما آمده است .. &quot; <font color="#cc0000">هواپيماي Sentinel از آشیانه هواپیماهای بدون سرنشین Predator و Reaper استفاده می کند .</font> &quot; که لقب هواپيماي ( <font color="#cc0000">Reaper</font> ) به مفهوم &quot; <font color="#330000">ماشين درو يا دروگر</font> &quot; است . که به احتمال قريب به يقين مراد درو نمودن و کشتن انسان هاي بي گناه است ! و لقب هواپيماي (<font color="#cc0000">Predator </font>) به معني &quot; <font color="#330000">درنده و يغماگر</font> &quot; مي باشد ! که واقعيت اشکاري از نوع ماموريت هاي ان هاست !</font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#000033"> </font><font color="#000033">ساختار اين هواپيما ها بر اساس کنترل از راه دور است که به وسيله امواج الکترونيکي هدايت مي شود . هواپيماي بدون سرنشيني که توسط دلاور مردان پدافند ارتش ايران به زير کشيده شده متعلق به گردان ۳۰ اکتشافي مرکز آزمايشات پروازي پايگاه تون اوپه (  <font color="#330000">Tonopah</font> ) واقع در شمال غربي ايالت نودا مي باشد . گفتني است اين مدل هواپيما ها که عمومآ رادار گريز هستند به هيچ عنوان قابليت حمل بمب را ندارند و صرفآ در عمليات هاي</font><font color="#330000">&nbsp;</font><font color="#000033">پشتیبانی اکتشافی،نظارتی ،جاسوسی یگانهای رزمی در افغانستان و ايضآ همسايگاني چون ايران برای جمع آوی اطلاعات مفید در مورد آزمایشات موشکی،هسته ای،دورسنجی و جاسوسی الکترونیک مورد بهره برداري قرار مي گرفته است . در باره ساير مشخصات فني هواپيماي فوق به اندازه کافي در ساير سايت ها و خبرگزاري ها به ان پرداخته شده است که ضرورتي براي تکرار مجدد ندارد ! </font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><strong><font color="#cc6600" size="2">خبر غرور آفريني از دلاور مردان ارنش</font></strong></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000"><font color="#000033" size="2">روز سيزدهم آذر ماه خبر غرور آفريني دلاور مردان پدافند ارتش ايران بار ديگر عنوان تيتر نخست بعضي  خبرگزاري هاي داخلي و خارجي شد . خبري که در لحظه انتشار در فضاي سوگواري سالار شهيدان و تعطيلي رسانه ها داخلي رنگ باخت ! اما انعکاس عمل متهورانه غيور مردان ارتش ايران مثل بمب در مجامع بين المللي ترکيده و صدا داد . برخي از هموطنان اين خبر را &quot; <font color="#330000">شايعه تبليغاتي رژيم</font> &quot; تعبير کرده و در سايت هاي فارسي زبان نسبت به آن واکنش منفي نشان دادند ! عده اي ديگر که همواره مبهوت تسليحات و تبليغات مدرن غرب قرار گرفته اند ، هرگز تحقق اين عمل پدافند ايران رو نپذيرفتند .. ! و يا سعي کردند با دليل و برهان به بقيه بقبولانند که اين اتفاق تنها ممکنه به دليل نقص فني بوجود آمده در هواپيماي بدون سرنشين امريکايي ها رخ داده باشد .. ! عده اي هم به وجد اومده و با بيان احساسات خود اقدام دلاور مردان پدافند ايران را تحسين کرده و ان را عميقآ ستودند . تعدادي هم پا را فرا تر گذاشته و عمليات سرنگوني هواپيماي فوق را معجزه سالار شهيدان قلمداد کردند .. اما همچنان خيل عظيمي به صحت ادعاي رژيم جمهوري اسلامي شک و ترديد داشتند .. !  </font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pJN2faj44E7lKr4zfdVWeayht7zfUg45C5ytcfLAqV7LhrooqHMXlgryku6ETYeHndCuQwKi5pESkOWdMEBZszlhpqqAm_kpl/Rq---3.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#cc6600">تآئید مقامات آمریکایی</font></strong> </font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font size="2"><font color="#990000"> </font><font color="#330000">یک مقام وزارت دفاع آمریکا٬ پنتاگون٬ در گفت‌وگو با “واشنگتن‌پست” احتمال سقوط هواپیمای رادارگریز آمریکایی در خاک ایران را تایید کرد٬ اما سخنان برخی از نظامیان ایرانی درباره تاثیر حملات سایبری در سرنگونی آن را «مهمل» خواند  به گزارش دویچه‌وله، روز یک‌شنبه (۴ دسامبر/۱۳ آذر) برخی از خبرگزاری‌های ایرانی، به‌ویژه خبرگزاری فارس٬ که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است٬ از «سرنگونی» یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی خبر دادند که در حال گشت‌زنی با هدف جاسوسی و شناسایی٬ حریم هوایی ایران در نزدیکی ‌مرزهای شرقی را نقض کرده و هدف حمله «واحدهای جنگ الکترونیکی و پدافند هوایی» جمهوری اسلامی قرار گرفته است .پیش‌تر٬ نیروهای ناتو در افغانستان ناپدید شدن این هواپیمای بدون سرنشین را که به گفته خبرگزاری فارس از نوع RQ-170 بوده٬ تایید کرده بودند. رسانه‌های دولتی در ایران٬ هنوز عکسی از این هواپیما منتشر نکرده‌اند.به گزارش واشنگتن‌پست٬ تکنولوژی جاسوسی به‌کار رفته در هواپیماهای RQ-170 همانی است که در بمب‌افکن‌های یو.اس.بی۲ و نیز جت جنگنده F-35 به کار رفته است. طراحی و پیاده‌سازی این تکنولوژی٬ یکی از گران‌بهاترین پروژه‌های تسلیحاتی در تاریخ پنتاگون بود. این هواپیماها از ابزارهای کلیدی جاسوسی آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی‌اند. این هواپیماها از تکنولوژی ماهواره‌ای رمزگذاری‌شده بهره می‌گیرند و همین مساله نفوذ به آن را غیرممکن می‌سازد.</font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#330000" size="2"> یک مقام آگاه نظامی ایران که بدون افشای هویت واقعی خود با خبرگزاری فارس گفت‌وگو کرده٬ عصر دیروز یکشنبه (۴ دسامبر) هشدار داد که «اقدامات عملیاتی و الکترونیکی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه پرنده‌های متجاوز٬ به مرزهای کشور محدود نخواهد ماند.» هواپیماهای تجسسی و رادارگریز RQ-170 برای نفوذ به سیستم دفاع هوایی نیروهای دشمن طراحی شده‌اند. یکی از آنها در شناسایی مکان دقیق اختفای اسامه بن‌لادن در پاکستان٬ نقشی کلیدی ایفا کرده بود.یک منبع نظامی در آمریکا نیز بدون افشای هویت واقعی٬ در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست گفت «در اختیار گرفتن این هواپیما٬ به‌طور بالقوه اطلاعات نظامی و امنیتی ارزشمندی را درباره شیوه‌های جاسوسی آمریکا در اختیار نیروهای ایرانی قرار می‌دهد» اما هم‌چنان درباره صحت و سقم خبرهایی که منبع اصلی آن رسانه‌های وابسته به نظامیان و دولت ایران‌اند٬ تردیدهای جدی وجود دارد.</font></p><p align="right" dir="rtl"><font size="2"><strong><font color="#cc6600">واکنش آمریکایی ها</font></strong>  </font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033"><font size="2">اون هایی که با مردم آمريکا معاشرت و نشست و برخاست کرده اند به خوبي آگاهند که مردم اين کشور در بيان عقايد خود خيلي راحت و آزادند ! و بدون جانبداري و به اصطلاح &quot; خود سانسوري &quot; سخن و عقيده خود را بدون تعارف هر جا لازم باشد مطرح مي کنند . جالبه بدونيد به محض اين که خبر سرنگوني يکي از هواپيماهاي بدون سرنشين کشورشون را بوسيله ايران شنيدند ، نه تنها انجام اين گونه عمليات ها را توسط ايراني ها ناممکن ندانستند ، بلکه تلويحآ اعلام کردند .. که ايراني ها به سبب استعداد و هوشي که دارند خيلي راحت به همه تکنولوژي هاي علمي دست يافته اند . ( </font><a href="http://www.wired.com/dangerroom/2011/12/did-iran-capture-a-u-s-stealth-drone-intact/" target="_blank"><font size="2">نظرات مردم آمریکا ) </font></a><font size="2"> و ساعاتي بعد شبکه هاي تلويزيوني (  </font><a href="http://www.foxnews.com/politics/2011/12/05/us-military-sources-iran-has-missing-us-drone/" target="_blank"><font size="2">فیلم و خبر در آمریکا  </font></a><font size="2">) هم اين اقدام ارتش ايران رو تائيد و نسبت به چگونگي آن تحليل کردند ! براي نمونه دو لينک براي نمونه درج کردم . </font></font></p><p align="justify" dir="rtl"><font color="#000033"></font><font size="2"><strong><font color="#cc6600"> به اين خبر افتخار مي کنيم ..</font></strong> </font></p><p align="justify"><a href="http://www.foxnews.com/politics/2011/12/05/us-military-sources-iran-has-missing-us-drone/" target="_blank"></a><font color="#000033"><font size="2">به عنوان يک ايراني عاشق وطن بدون هيچ گونه تعلق خاطري به ملاحظات سياسي ، اين عمل مقتدرانه غيور مردان پدافند ارتش ايران را صميمانه تحسين و به ان قلبآ افتخار مي کنم . براي من هيچ فرقي ندارد که هواپيما به خاطر نقص فني سرنگون شده ، يا خودش راهش رو گم کرده و در شرق کشور عزيزم سقوط کرده ، يا برادران غيرتمند پدافند اون رو زده اند يا بواسطه کنترل امواج توسط فرماندهان ايراني به زمين کشيده شده است .. از اين که بار ديگر اقتدار ارتش عزيز و شرافتمند کشورم نقل محافل بين المللي و کارشناسان خبره نظامي شده است ، به ان مي بالم . از اين که با هر توجيهي به يکي از سري ترين هواپيماهاي ابر قدرت جهان دسترسي پيدا کرده ايم ، شاد و خرسندم . من مي دانم خيلي از هموطنان ما قدرت ارتش ايران و تجهيزات و نوع اوري هاي آن را قبول ندارند . ضمن احترام به عقايد همه  اون عزيزاني که تحت تآثير ابهت تجهيزات نظامي غرب قرار گرفته اند اعلام مي کنم .. متخصصان غيرتمند ارتش ايران به فن آوري هاي جديدي دست يافته است که بر حسب سياست هايي که در بالا اشاره شد ، براي مردم آشکار نشده است . اما يقين داشته باشيد دشمنان ما اگر ذره اي به توان دفاعي دلاور مردان ارتش ايران شک داشتند از مدت ها قبل به خاک مقدس ما تعرض مي کردند . ما حتي اگه از نظر تسليحات نظامي در مقايسه با غرب ضعيف باشيم به پشتوانه وطن پرستان واقعي تا زنده هستيم اجازه هيچ گونه تعرضي را به خاک ميهن عزيزمان نمي دهيم .. آمريکايي ها به خوبي واقف اند همان گونه که در زمان حضور ناو هاي بسيار مدرنشان در خليج هميشه فارس به گفته دوست بسيار عزيز و فرهيخته ام &quot; <font color="#330000">ابراهيم حاتمي کيا</font> &quot; رزمندگان ايراني با قايق هاي کوچک خود شبانه بر بدنه ناو هاي آن ها يادگاري نوشته و عکس مي انداختند ، امروزه مي توانند در يک چشم بر هم زدن ضربه کاري وارد نمايند .. و اين واقعيتي است که اون ها درک کرده اند .. آرزو مي کنم هرگز در ايران جنگي رخ ندهد . و اين امر تنها با همدلي و اتحاد امکان پذير است ..</font>  </font></p><p align="center"><a href="http://www.wired.com/dangerroom/2011/12/did-iran-capture-a-u-s-stealth-drone-intact/" target="_blank"></a> </p><p align="center"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1p0UBhE8h_pthfAiLeZmdTt2a2SE-qXXaREyQtapAoM6EV-awBwMe0Rr7Ybclipc6Z0CNgkFXllTcAzZibVPB8IA/autumn-8.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"> </p><p align="right"><font color="#000099">در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .</font></p><p align="right"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">بهروز مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900ff">اين پست ساعت ۵:۴۵ دقيقه بامداد بتاريخ شانزدهم اذر ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="right"><font color="#9900ff"> </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"></font></font> </p><p align="center"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                     <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#009900" size="2">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></a></p><p align="center"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></p><p align="center" /><p align="center"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font>   </div></li></font></p><p align="center" dir="rtl"><font size="2"><img src="https://gqkcma.blu.livefilestore.com/y1pjqrXXRWe2m-UA6oqXVFFFGqzaIgrDQ0HhAeq9Hb7ueWrKeVt8HF4RUWCoGCxUUP-L1M1Gq4h9ZdZCpNOXDxFXEJx0gTpMLhg/Rq---4.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>رابطه شوق پرواز با شهيد بابابي ! </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/12/post_554.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.794</id>
   
   <published>2011-12-03T19:00:46Z</published>
   <updated>2011-12-03T19:24:40Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://gkkcma.blu.livefilestore.com/y1pJZhFAvjq0tqqzlWxAZDrmq1rkEloA-MAF1OMXK2jLOFebpAik1yQNZAUZges9Mb_BsWvAolTZFH6sxQdlbLNqKxYPU4MIiPY/Abas-Babaee.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#ffcc00" size="4" style="BACKGROUND-COLOR: #003333">  اعتبار <font color="#66ff00">شهدا</font> را با <font color="#ffff00">سريال هاي سخيف</font> <font color="#66ff00">مخدوش</font> نکنيد </font></strong> </p><p align="center"><img src="https://gkkcma.blu.livefilestore.com/y1pJZhFAvjq0tqqzlWxAZDrmq1rkEloA-MAF1OMXK2jLOFebpAik1yQNZAUZges9Mb_BsWvAolTZFH6sxQdlbLNqKxYPU4MIiPY/Abas-Babaee.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="center" class="title" style="PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-TOP: 0px"><strong><font color="#009900" size="4">کاش &quot; بابايي &quot; هم سرجوخه رايان بود !</font></strong></p><p align="center" class="title" style="PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-TOP: 0px"> </p><div align="justify" class="subtitle" style="MARGIN-BOTTOM: 20px"><font color="#990000" size="2">بابایی مردی بود که اگر کشته یکی از جنگ های تجاوزکارانه آمریکایی و سربازی با شهرتی بسیار کم تر از این ژنرالی که هست، سازنده حماسه &quot;نجات سرباز رایان&quot; خوب می دانست چگونه او را به تصویر بکشد.</font></div><p align="center"><font size="2"><font color="#ff6600">برچسب ها</font> : <font color="#660000">عباس بابايي + نيروي هوايي + اف -۱۴ + صدا وسيما + اسطوره + سريال شوق پرواز + يدالله صمدي + نجات سرجوخه رايان</font></font></p><p align="center"><font color="#660000"><font size="2"><strong><font color="#006699">اين مقدمه هم بهانه من است !</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2">من آرش هستم . و از همه عزيزاني که جوياي حال بابام بودند تشکر و قدرداني کرده و از اين که نمي توانم پاسخ پيامک ها و کامنت هاي شما را بدهم ، عذرخواهي مي کنم . اما آن چه سبب شد براي نخستين بار در سايت پدر مطلبي به انتخاب خود منتشر کنم  ، اول : تصويري که سال ها در ذهنم  از شخصيت شهيد &quot; عباس بابايي &quot; بر اساس گفته ها و خاطرات پدر ترسيم کرده بودم مغاير است با آن چه در تلويزيون نمايش داده مي شود ! دوم : نقد جالب &quot; مشرق نيوز &quot; در باره سريال &quot; شوق پرواز &quot; بود . که واقعآ احساس کردم حرف دل من را مي زند ! از اين رو سعي کردم بدون کم و کاست نقد درج شده را اين جا منتشر کرده تا مخاطبان سايت هم آن را بخوانند . <font color="#006699">خوانندگان قديمي سايت حتمآ يادشان است که پدرم در نوشته هاي جنگي خود بار ها از ملاقات هايش  با شهيد &quot; عباس بابايي &quot; در زماني که فرمانده پايگاه اصفهان بود ، ياد کرده است . يکي از خاطرات بياد ماندني در باره بابايي اين بود : <font color="#003399">در ايامي که آن شهيد بزرگوار در اصفهان حضور داشت ، روزي يکي از درجه داران عايله مند به دفتر تيمسار رفته و از کوچکي فضاي خانه سازماني که در اختيارش بود گلايه مي کند . و از فرمانده اش مي خواهد تا در صورت امکان منزل برزگ تري را در اختيارش قرار دهد . فرداي ان روز تيمسار بابايي خانه بزرگ و شيک سازماني اش را تخليه کرده و در اختيار آن پرسنل دون پايه قرار مي دهد و خود به خانه کوچک وي نقل و مکان مي کند !</font> يادمه شهادت تيمسار بابايي دقيقآ در روزي اتفاق افتاد که بابام سکته قلبي کرده بود . وقتي خبر را شنيد خيلي گريه کرد و مدام با خودش مي گفت افسوس ، خيلي حيف شد . او فرمانده اي دلسوز و مردمي بود . پدر تاکيد داشت :  در دوران حضور بابايي ، نيروي هوايي پيشرفت هاي علمي قابل توجهي کرده بود . تاريخ هرگز خدمات اين مرد بزرگ و شريف را فراموش نخواهد کرد . اما آن چه اين روزها به نام او از تلويزيون به روي آنتن مي رود ، نه تنها گوياي شخصيت اين شهيد نيست بلکه به عقيده من  اعتبار شهداي عاليقدر ما با اين گونه سريال هاي سخيف خدشه دار مي شود .  </font></font></font></p><p align="center" class="MsoNormal" style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto" dir="rtl"><b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #006600; FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt">نگاهی به سریال شوق پرواز</span></b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt"> </span><span style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 8pt" dir="ltr"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: red; FONT-SIZE: 10pt"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> </span></b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">باید بیست و پنج سالی از شهادتش بگذرد تا از میان هزاران موضوع خانوادگی و عشقی، تلویزیونی که روزگاری قرار بوده است دانشگاه عمومی باشد... تصحیح می کنم! اصلا نیازی نیست تا دانشگاه عمومی باشد و صبح تا شب مانند چهار شبکه تلویزیونی داخلی روباه پیر که این روز ها بحث اش داغ داغ است، برای ارتقاء دانش عمومی مردم برنامه آموزشی پخش کند، اگر به اندازه یکی از استودیو های سرگرمی (یا به قول فرنگی اش اینترتیمنت) هالیوودی هم شعور در برخی برنامه سازان بود، به خوبی در می یافتند که نمی شود از کنار این همه اسطوره که داستان زندگی شان این روزها تنه به افسانه می زند به راحتی گذشت و فیلم و سریال مردم پسند و پر بیننده و از همه مهم تر جهانی نساخت. اما اینجا ایران است؛ اگر در آمریکا پس از سال ها از یک قهرمان پوشالی و کارتونی در دوران جنگ جهانی دوم، &quot;کاپیتان آمریکا&quot;، در سال 2011  فیلمی سینمایی می سازند و پایان بندی اش را طوری ترتیب می دهند که در آن،  توی مخاطب شیرفهمت شود این داستان ادامه دارد؛ در ایران در بحبوحه جنگ و در حالی که همه چیز باید برای تهییج مردم آماده شود، چندین سال بودجه صدا و سیمای انقلاب به حلقوم پروژه ای ریخته می شود که کارگردان پاریس نشین آن قلبش برای دوران قاجار و نوستالژی های آن تنگ شده و هزینه این دلتنگی را مردم ایران باید بپردازند تا خواب آشفته آقای کارگردان[ماجرا مربوط به سریالی است که احتمالا مخاطبان دهه شصت صدا و سیما آن را به یاد دارند.]، با اندکی ته مایه تاریخی، قالب عصر جمعه‌ها شود و هنوز هم که هنوز است برای بارها و بارها میهمان آنتن ها شود و الخ.<br /><br />اما در این سوی ماجرا بعد از بیست و پنج سال عباس بابایی باید با هیبتی به تلویزیون ایران بیاید، که به لباس کودکی پنج ساله بر اندام مردی کامل می نماید. به قول شیخ رساله &quot;شوخ و شیخ&quot; داستانی خنده دار است اگر گریه امان دهد! [ </span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #330000; FONT-SIZE: 10pt">اولین رساله ای که در عهد قاجار در نقد مدرنیته نوشته شد و در آن شیخی طرفدار سنت با شوخی مدهوش فرنگی مآبی جدل می‌کند.]</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt"> داستان زندگی عباس بابایی اگر همان چیزی است که جمعه شب ها از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود که حق بود اگر تا بیست سال دیگر هم به این فرد پرداخته نشود، چرا که اساسا بابایی &quot;شوق پرواز&quot; آنقدرها هم جذابیت دراماتیک برای روایت ندارد. او آدمی است معمولی، با کمی ریشه های مذهبی، عاشق می شود، ازدواج می کند و البته شاگرد اول درس خلبانی نیز هست و همین. احتمالا در قسمت های آینده مانند قسمت های قبل سخنرانی خواهد کرد و در نهایت در اوج داستان به شهادت می رسد. گذشته از این که آنهایی که اندکی تامل در زندگینامه شهدای جنگ داشته باشند خوب می دانند قطعا این داستان عباس بابایی،فرمانده عملیات نیروی هوایی نیست، اگر هم چنین باشد، چنین روایتی تنها نشان دهنده سر هم بندی شدن یک اثر دراماتیک است و بس.<br /><br />شوق پرواز کلاژی است از چند تکه روایت و خاطره که به مدد چند شخصیت خیالی در امروز روایت می شود. شخصیت هایی که هیچکدام باعث همذات پنداری مخاطب نمی شوند. آنقدر نچسب و شعاری از آب در آمده آمده اند که حسرت بر جان مخاطب می ماند که ای کاش این فیلمنامه یک بار بازنویسی می شد تا شاید کمی از این تکه تکه‌گی و آشفته بودن، بیرون بیاید. اگر قرار به تفکیک باشد این سریال که متاسفانه دست کم پانزده سالی دیر آمده است از هر دو بال می لنگد، نخست بال داستان و دیگری آنچه که از پشت دوربین بیرون آمده است که بخش تصویری محسوب می شود. گذشته از این که آنهایی که اندکی تامل در زندگینامه شهدای جنگ داشته باشند خوب می دانند قطعا این داستان عباس بابایی،فرمانده عملیات نیروی هوایی نیست، اگر هم چنین باشد، چنین روایتی تنها نشان دهنده سر هم بندی شدن یک اثر دراماتیک است و بس. شوق پرواز کلاژی است از چند تکه روایت و خاطره که به مدد چند شخصیت خیالی در امروز روایت می شود. شخصیت هایی که هیچکدام باعث همذات پنداری مخاطب نمی شوند. آنقدر نچسب و شعاری از آب در آمده آمده اند که حسرت بر جان مخاطب می ماند که ای کاش این فیلمنامه یک بار بازنویسی می شد تا شاید کمی از این تکه تکه‌گی و آشفته بودن، بیرون بیاید. اگر قرار به تفکیک باشد این سریال که متاسفانه دست کم پانزده سالی دیر آمده است از هر دو بال می لنگد، نخست بال داستان و دیگری آنچه که از پشت دوربین بیرون آمده است که بخش تصویری محسوب می شود.</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt"><br /><br /><b><span style="COLOR: #003300">زاویه داستان؛قصه ای خانوادگی درباره خلبان افسانه ای</span></b><span style="COLOR: #003300"><br /></span><br /><span style="COLOR: #000033">سنگ بنای این نوع روایت را درباره مشاهیر، اولین بار حبیبه جعفریان در کتاب هایی که انتشارات روایت فتح با موضوع زندگی سرداران شهید به روایت همسر، منتشر کرد، گذاشت. این کتاب ها در سال های ابتدایی دهه هشتاد جزء پر مخاطب ترین آثار دفاع مقدس محسوب می شدند و پس از چندی به نوعی سبک تبدیل شدند. گلستان جعفریان، هم که خواهرش را در تهیه این آثار یاری می داد مدتی بعد، خود دست به قلم گرفت و در نشریه سوره حوزه هنری آن دوره، درباره چند سردار شهید، از جمله شهیدان آبشناسان و کلاهدوز و چند نمونه دیگر تک نگاری هایی را انجام داد و این گونه بود که کم کم این سبک به نوعی گسترش پیدا کرد و البته تبدیل به مجموعه هایی شد که نشر ساقی، وابسته به روایت فتح هنوز هم آنها را منتشر می کند. اینکه روزنه‌ای جدید به زندگی سرداران و اسطوره های جنگ تحمیلی باز  شده بود و از دریچه ای نو به زندگی کسانی که قرار بود سمبل سبک زندگی انقلاب اسلامی باشند نگریسته شده ؛ از این زاویه،این اتفاق، نوعی رویش محسوب می شد. با این حال این رخداد مثبت، پس از اندک زمانی، آنقدر دچار افراط شد که از مسیر تعادل خروج کرد.<br /><br />پر مخاطب بودن سبک جدید، سبب شد تا دیگر روایت گران ناخودآگاه به سمت این نوع از روایت رفته و کم کم در برخی از موارد روایت همسر شهید تبدیل به تنها روایت موجود و مورد استناد و به عبارتی مهم ترین زاویه دید، شود. این در حالی بود که در ابتدا انتخاب این زاویه دید، تنها از آن جهت که نگاهی ویژه به قصه زندگی شهدای دفاع مقدس خصوصا سرداران شهید است، مورد توجه قرار گرفت. قاعده از این قرار است که یک رزمنده در دوران جنگ معمولا کمترین زمان خود را در میان خانه و خانواده می گذراند و با این وصف چگونه می شود از دریچه این زمان کوتاه روایتی دقیق از چهره این رزمنده ارائه کرد. اما عطش مخاطب، که در دهه اخیر بیش از هر چیز تبدیل داستان زندگی اسطوره ها به ملودرام های عاطفی را می پسندید کار خودش را کرده بود و ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!<br /><br />با ادای احترام به تمام شیرزنانی که در مقام همسری سرداران شهیدی همچون عباس بابایی و دیگران برای خانواده هایشان هم مرد بودند و هم زن! و درست در شرایطی که کم نبودند زنانی که به بهانه خانه و خانواده مردان خود را از میدان های جهاد دور نگه می داشتند پشت و پشتیبان شیرمردان خود بودند، باید گفت متاسفانه چنین بیماری بر روایت سریال&quot; شوق پرواز&quot; نیز سایه افکنده است. به عقیده نویسنده این سطور قطعا حق این است که سریال هایی مجزا به داستان زندگی همسران شهدای بزرگواری همچون شهید بابایی و دیگران ساخته شود و از زاویه دید آنها به زندگی همسران شهیدشان بپردازد؛ چنین اثری می تواند به عنوان یکی از ملودرام های موفق تلویزیون ایران که رنگ انقلاب اسلامی نیز دارد محسوب شود، اما چنین سریالی دیگر قصه بابایی یا بهتر بگوییم همه قصه بابایی نخواهد بود.<br /><br />البته نباید از حق گذشت که در این سریال تا حد امکان همسر شهید، تنها به عنوان راوی حضور دارد اما جنس داستان همان گونه که در تیتراژ نیز به آن اشاره می شود، یک عاشقانه است - هر چند آنگونه که در ادامه اشاره خواهیم کرد عاشقانه نیز نیست- یک داستان خانوادگی است که می شود برای یک بنا، نجار یا آهنگری که در دوره ای زیسته، طرحش کرد و همین. با این وصف، آیا می توان بعد از بیست و پنج سال تنها همین داستان را درباره افسانه‌ای ترین خلبان نیروی هوایی ایران قبول کرد؟ پس از بیش از دو دهه تنها یک روایت خانوادگی درباره عباس بابایی؟ درباره خلبانی که یکی از زبده ترین خلبانان نیروی هوایی کسی که توانسته بود اخلاق و فن جنگ را با هم پیوند زند؟</span></span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #003300; FONT-SIZE: 10pt">پرداخت فيلم ، شخصيت هايي بر روي سطح ؛ ماجراهاي ابتر</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 10pt"> <br /><span style="COLOR: #009900"> </span><br /><span style="COLOR: #000033">وقتی زاویه داستان، یک زاویه خانوادگی انتخاب می شود به اندازه کافی دست فیلمنامه نویس بسته شده است، اما باز هم کم نیستند کسانی که می توانند از دل داستانی محدود، فیلمنامه ای خوب و خوش ساخت بیرون بکشند،آنچه البته سریال &quot;شوق پرواز&quot; از آن بی بهره است. شاید قضاوتی تا این حد تند درباره این سریال آنهم در اولین نقد ها کمی بی انصافانه به نظر برسد، اما با وجودی که از ابتدا و در همان قسمت اول به نظر می رسید این مجموعه احتمالا باید چگونه کاری باشد، همچنان صبر کردیم تا چند فصل از قصه پیش رفته و مجبور نباشیم با شک و تردید درباره این سریال سخن بگوییم. در تیتراژ &quot;شوق پرواز&quot; اگر چه، چند نام آشنا در میان پدید آورندگان فیلم نامه دیده می شود، اما بر اساس همین تیتراژ فیلمنامه نهایی دست پخت یدالله صمدی کارگردان مجموعه است. صمدی کیست؟ سایت سوره سینما به عنوان مرجع سینمایی درباره او می نویسد:&quot; يدالله صمدي متولد 1331 مراغه است. وي فعاليت سينمايي را سال 1351 با فيلم &quot;تختخواب سه نفره&quot; به كارگرداني نصرت الله كريمي به عنوان دستيار كارگردان آغاز كرد. از فعاليت هاي اخير وي مي‌توان به رياست كانون كارگردانان و مدير عامل خانه سينما اشاره كرد.&quot; صمدی در سال های پس از انقلاب نیز بیش از ده فیلم سینمایی را کارگردانی کرده است؛ در تلویزیون نیز شاید مشهورترین کارش  مجموعه ای بود که چند سال پیش درباره غیاث الدین جمشید کاشانی، منجم ایرانی عصر &quot;الغ بیک&quot; به روی آنتن رفت، به هر حال هر چه هست صمدی را نمی توان یکی از کارگردان های ویژه ساز صدا و سیما دانست و این خود پیش قراول آن چیزی است که ما پشت صحنه تولید این سریال را در آن مقصر می دانیم؛ یعنی ارزان سازی!<br /><br />شاهد دیگری که بر این مدعا وجود دارد، غیر از صاحب نام نبودن کارگردان اثر و ضعف فیلمنامه که عاری از ویژگی های یک فیلم نامه مانند پختگی شخصیت ها و محکم بودن ساختار و جفت و جور شدن ماجراها، فقر امکانات و صحنه پردازی است.این سریال درباره خلبان گران ترین پرنده نیروی هوایی یعنی اف 14 است، اما به نظر می رسد برآورد های آن حتی از سریال کم مایه &quot;ستایش&quot; که داستان دست چندمی فارسی- هندی را به تصویر می کشید کمتر باشد و اگر نه، چیزی در همان حدود است. نماهایی که از درون و بیرون هواپیما های در حال پرواز گرفته شده  تنها برای خالی نبودن عریضه است و چیزی به کار اضافه نمی کند و به این اضافه کنید به بی ماجرایی داستان که اساسا نیازی به خرج کردن پول ندارد. سریال یدالله صمدی نه تنها به ماجرا ها نمی پردازد که از آنها فرار می کند؛ نمونه آن را می توانید در کش و قوس های انقلاب دید، کل ماجرا به روایت سر هم بندی شده از شرکت عباس بابایی در یک جلسه مذهبی و یکی، دو گفت و گو با دوستانش و دست آخر تصاویری آرشیوی از انقلاب محدود می شود. قصه عباس آباد و خدمات بابایی برای محرومان اطراف اصفهان نیز همانگونه است. که تنها چند نما از ورود و خروج بابایی به روستا و در نهایت نریشنی که بر روی این تصاویر می آید به نمایش در می آید و بابایی اتو کشیده، به این روش به محرومان کمک می کند. از همه نچسب تر بخیه درشت لیلی غفوری و نامزد آنچنانی اوست که قرار است خلاء های بزرگ داستان را پر کند و آن را به امروز پیوند بزند.باید پرسید نظر نزدیکان مدیران صدا و سیما در باره این سریال چیست، مطمئنا برخی از مدیران سیما مدعی نیستند که دختران پسران امروزیشان با دیدن این سریال مانند لیلی غفوری دچار تحول روحی شده و به قول شخصیت لیلی-ستاره اسکندری- ناگهان دچار علاقه و عشق شدید به خاکشان شده اند و مبهوت زندگی شهیدی مانند عباس بابایی به روایت یدالله صمدی!<br /></span><br /><b><span style="COLOR: #006600">سخن آخر این که</span><span style="COLOR: red">&nbsp;</span></b>؛  <span style="COLOR: #000033">ای کاش مدیران صدا و سیما حالا که پس از دو دهه محض پر کردن بیلان کار هم که شده می خواهند درباره اسطوره های جنگ فیلم بسازند، تنها به اندازه قصه های عشقی که میلیاردها تومان پول بیت المال خرج تولیدشان می شود تا باصطلاح مردم را از ماهواره ها دور کند، برای بزرگ مردانی چون عباس بابایی همت کرده و به داستان زندگی بابایی در حد قصه موهوم و ضد انقلاب و دفاع مقدسی &quot;ستایش&quot; اهمیت بدهند.این همان عباس بابایی است که برای هدف قرار دادن یک پل در خاک دشمن آنقدر صبر کرد تا یک گاری از روی آن بگذرد، نکند که خونی به ناحق ریخته شود و این هم اوست که بعد از شهادتش در مسجدی در اصفهان بیش از هر کسی، روستائیان و کشاورزانی دیده می شدند که عباس برای دروی محصولشان داس به دست گرفته بود و یا سقف کومه هایشان را کاهگل کرده بود، عباسی که تا به امروز چندان نشانه ای از او در این سریال ندیده ایم. بابایی مردی بود که اگر کشته یکی از جنگ های تجاوزکارانه آمریکایی و سربازی با شهرتی بسیار کم تر از این ژنرالی که هست، سازنده حماسه &quot;نجات سرباز رایان&quot; خوب می دانست چگونه او را به تصویر بکشد؛ اما چه می شود کرد که &quot;پایداری آنها در باطلشان و سستی شما در حقتان، دل را می میراند و اندوه را تازه می گرداند!&quot;[گوشه ای از خطبه جهاد؛ نهج البلاغه]</span></span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; FONT-SIZE: 8pt"> <p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p> </p></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #003300; FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt">نگاهي به نظرات مردم :</span></b><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">بعضي از خوانندگان &quot; مشرق نيوز &quot; نظرات جالبي در اين باره ارايه داده اند که توصيه مي کنم حتمآ بخوانيد . اما با اجازه شما تعدادي از آن ها رو منعکس مي کنم : </span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt"> </span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #990000; FONT-SIZE: 10pt">اصلا من نمي دانم چرا اين سريال نبايد مستقيما به شهيد بابايي بپردازد. مگر شكل روايتي داستان چه برتري بر شيوه نشان دادن سير زندگي شهيد داريد؟آيا بهتر نبود كه اين سريال به سبك مثلا سريال در چشم باد ساخته مي شد. واقعا روايتداستان زندگي يك نويسنده در كنار اين داستان لزومي داشت؟</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #330000; FONT-SIZE: 10pt">به نظر من( که البته شاید فکر کنید تند میگم، ولی عین واقعیته،) باید بگم که این فیلم جز خیانت به شهید بابایی و امثال شهید بابایی چیز دیگه ای نیست<br />اگه هرکی زندگی نامه شهید بابایی رو هم بخونه می فهمه که این فیلم از اون خاله بازی که یک بچه 5ساله می کنه مسخره تره چون حتی یک هزارم عظمت شهید رو هم نشون نداده<br />در آخر هم می تونم بگم آقایون یا وارد این کار نشن یا اگه میشن یک کاری بسازن که هرکی میبینه چیزی جز آفرین به سازنده نثار نکنه چون در غیر اینصورت نه تنها کسی با این ملکوتیان اشنا نمیشه بلکه دیگه...</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #990000; FONT-SIZE: 10pt"> من کتاب خاطرات بابایی رو خوندم و میدونم درد این نویسنده چیه. نقد بسیار وارد و منصفانه ای است. راستش را بخواهید بنده به عنوان یکی از علاقمندان شدید سرلشکر بابایی حالم از دیدن این سریال و ضعفها و بی محتوایی آن و اجحافی که در حق بابایی کرده به هم می خورد. آقا این صدا و سیمای ما نمیشه بیزحمت همون &quot;ستایش&quot; بسازه و کاری به این اسطوره ها نداشته باشه؟</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #330000; FONT-SIZE: 10pt">متاسفانه فیلم شوق پرواز حق مطلب رو خوب ادا نکرده.واقعا ضعف در پرداختن به داستان و ضعف فیلم نامه و کارگردانی مشهوده.موسیقی فیلم که دیگه خیلی نامرتبطه با موضوع ها و داستان.کاش اون همه بودجه و خلاقیت که صرف فیلمهای پوچ میشه صرف فیلم شهدا میشد</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">&nbsp;</span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 10pt">منبع : </span><span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #000033; FONT-SIZE: 8pt"><a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/82781/کاش-بابایی-هم-سرجوخه-رایان-بود" target="_blank"><span style="FONT-SIZE: 10pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt">مشرق نيوز</span><span style="mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</span></a><p /></span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span style="mso-bidi-language: FA" dir="ltr"><p><font face="Times New Roman" size="3"> </font></p></span></p><p align="justify"><p align="center"><font color="#000033"><div align="justify" class="subtitle" style="MARGIN-BOTTOM: 20px"><a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/82781/کاش-بابایی-هم-سرجوخه-رایان-بود" target="_blank"></a></div><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></font></p></p><div align="center" class="subtitle" style="MARGIN-BOTTOM: 20px"><p align="right"><font color="#000033"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font color="#000033">آرش مدرسی</font> </p><p align="right"><font color="#9900cc">اين مطلب در ساعت ۲۲:۳۰ دقيقه بتاريخ دوازدهم آذر ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="right"> </p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center" /><h6 class="uiStreamMessage" dir="rtl" data-ft="{" /></font><p align="center"><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p><font color="#006600"></font></p><p align="center"><font color="#006600"></font>   <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"></font></font></div></li></div>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نبرد خفاش با آواکس هاي امريکايي</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/12/post_553.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.793</id>
   
   <published>2011-11-30T23:41:10Z</published>
   <updated>2011-11-30T23:52:18Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pp5SIVR9qMXD3IhBo3PwFwGui1wiHhQYraSWit4tdQD4W58jWUSV1qarK4_wOw1gDAZB_tFBhYqPUIfxy3FuCHQ/Khofash---1.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#ff9900" size="5" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(0,0,0)"><font style="BACKGROUND-COLOR: rgb(0,0,0)"><font size="3"><font color="#ffcc00"> صدام</font>  <font size="2">برای</font> <font color="#ffcc00">سرنگونی هواپیمای</font> <font color="#ff3300">خفاش</font> <font color="#ffcc00">جایزه</font> تعین <font size="2">کرده</font> بود </font><font size="2">!</font></font></font></strong></p><p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pp5SIVR9qMXD3IhBo3PwFwGui1wiHhQYraSWit4tdQD4W58jWUSV1qarK4_wOw1gDAZB_tFBhYqPUIfxy3FuCHQ/Khofash---1.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="center"><font size="2"><font color="#ff6600"> برچسب ها :</font> <font color="#660000">هواپيماهاي خفاش + آواکس هاي آمريکايي + آقاي فولادوند + ميگ هاي عراقي </font></font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">من آرش هستم</font></strong> </font></p><p align="center"><font color="#006699" size="2">با عرض ادب خدمت خوانندگان سایت و پوزش از اين که در غياب پدر بنده مامور ارتباط مي شوم ! البته همه مي دونند من هيچ گونه نقشي در نگارش مطالب ندارم . خود پدر معمولآ هر زمان فرصتي بدست مي اورد يکي دو تا از مطالب قديمي رو اصلاح و به قول خودش باز نشر مي کند . که اين پست هم يکي از اون ها مي باشد . بابام همون شبي که پست قبلي رو مي نوشت دچار مشکل قلبي شد . و مدتي است از کامپيوتر و موبايل و غيره به توصيه پزشک متخصص قلب دور شده است . لذا به دليل تاخير پيش آمده تصميم گرفتم از ميان مطالبي که قبلآ پدر تهيه کرده بود يکي رو انتخاب کنم . در فايل پست هاي در دست انتشار ، يک  مطلب نيمه تمام در باره حضور هواپيماهاي قطري هم به چشم مي خورد . حيف که کامل نبود. راستي من به يکي دو تا از نظرات پست قبلي جواب دادم و بقيه را بدون پاسخ منتشر کردم   . ضمن اين که من شک دارم پدر مطلب فوق را اصلاح کرده باشد . دليل ادعايم ننوشتن برچسب ها بود  . و من جسارتآ همين جوري از خودم چند تا برچسب نوشتم ! لطفآ اگه به مشکلي بر خورديد به حساب بابام نگذاريد ! بالاخره من هم کم کم باید راه بیفتم !</font></p><p align="center"><img style="Z-INDEX: 1" alt="9" src="https://blufiles.storage.live.com/y1piG8Bbyxsoqr0eyV2E7c0rhVtXRkgtbTg_slRzV_5oZeZ6bK8e1G40rR3sP0t9RtPWB6bfsl_U5g/9.jpg?psid=1" complete="true" jquery15108143588380248112="575" complete="true" /></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#000000" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(0,255,204)">چرا در باره هواپيماي خفاش مخفي كاري مي شد  .... !؟</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">از همون نخستين روز هايي که وبلاگ و بعد سایت ام رو راه اندازی کردم تا به امروز ، هر از گاهي بعضي  از خوانندگان كنجكاو و علاقه مند به امور نظامي در باره هواپيماي خفاش ، شماره سريال  يا ريجستري ، شكل ظاهري ،  اطلاعات خصوصي و ده ها  پرسش متفرقه ديگر در مورد هواپيماي خفاش از من سوال می فرمودند كه با عرض شرمندگي بسيار ، هميشه عرض مي كردم اطلاعات مربوط به اين هواپيما كاملآ محرمانه است . و اصلآ دوست ندارم ذره اي به خطوط قرمز نظام يا ارتش نزديك شده يا خداي ناكرده به آن بپردازم . اما چرا در باره اين هواپيما اين همه مخفي كاري مي شود ؟ دليلش كاملآ روشن و مشخص است .. زيرا نقش بسيار استراتژيك در جنگ و حتي صلح دارد . و از آن جا كه تجهيزات پيشرفته آن در يك هواپيماي معمولي سي - ۱۳۰ جاسازي شده است ، تشخيص آن حتي براي پرسنل پايگاه هم غير ممكن است . و همواره سعي مي شود تجهيزات آن از ديد همه مخفي بماند . در رژيم سابق حتي خلبان هواپيما هم حق نگاه کردن به تجهيزات مدرن داخل هواپیمایش رو نداشت !! و اگه يادتون باشه در يكي از پست هاي قبلي به آن پرداختم (<strong><a href="/2007/09/post_129.php" target="_blank">اينجا </a></strong>)  ..</font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000000" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong> خفاش و ماموريت هاي آن ...</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"> <font color="#000033">همان گونه كه مي دانيد آمريكايي ها در رژيم گذشته خيلي در ارتش به خصوص نيروي هوايي فعاليت مي كردند . از آن جا كه در آن روزگار شوروي سابق يكي از دو ابر قدرت بزرگ جهان محسوب مي شد ، آمريكايي ها براي آگاهي از فعاليت هاي نظامي روس ها و تحركات شون در منطقه با تجهيز كردن هواپيماهايي همواره آن ها رو زير نظر داشتند .. و اين تجهيزات همان طور كه اشاره كردم بي نهايت محرمانه بود . و بعد از پرواز با پوشاندن كاور بزرگ پلاستيكي بر روي تجهيزات داخل هواپيما و لاك و مهر كردن آن ، مانع از مشاهده پرسنل متخصص و فني هواپيما مي شدند .. و جالبه بدونيد علاوه بر مقامات ارشد نيروي هوايي ، دربار شاهنشاهي هم بر پروازهاي منظم اين هواپيما نظارت داشت .. و توسط ژنرال هاي بلند پايه نظارت و گزارش مي شد . بعد از انقلاب و خروج آمريكايي ها ، اصلآ فكرش رو نمي كردند كه ايراني ها قادر باشند آن تجهيزات پيچيده و حساس رو به كار اندازند .. به همين دليل هواپيماهاي خفاش عملآ اوايل انقلاب زمين گير شده و در گوشه اي غريبانه خاک می خوردند .. ! و تازه زمزمه هاي تخليه تجهيزات براي استفاده مناسب از هواپيما به گوش مي رسيد كه خيلي زود به همت متخصصان تحصيل كرده نيروي هوايي مجددآ به راه افتاد ..</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong> نقش اين هواپيما بعد از انقلاب ...</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">بعد از اين كه پرسنل متعهد اطلاعات و عمليات ستاد كل نيروي هوايي موفق به راه اندازي تجهيزات شدند    و پرواز هاي آن آغاز شد ، برعكس رژيم گذشته خلبانان و كروي پروازي هواپيماهاي خفاش مجاز به  تماشاي داخل هواپيما شدند . ولي از آن جا كه ماموريت اين هواپيماها خيلي مهم و حساس بود ، لذا تصميم گرفته شد كروي ثابتي براي آن ها در نظر گرفته شود . به اين ترتيب بعد از انتخاب و تعين صلاحيت هاي لازم توسط نهاد هاي مربوطه ، فقط عده اي خاص از بچه ها مجاز به پرواز با اين هواپيما شدند . كه خوشبختانه من هم عضو اين گروه بودم .. و اگر فرصتي دست مي داد پائين رفته و از نزديك كار متخصصان آن را مي ديدم و در باره كاركرد سيستم ها سوال مي كردم . واقعآ كار بچه هاي متخصص خيلي غرور آفرين بود . مخصوصآ در جنگ واقعآ نقش بسيار اساسي و حساسي داشت .. به عبارتي پرسنل اين هواپيما با پرواز هاي شبانه روزي خود ، روزگار خلبانان عراقي رو سياه كرده و به محضي كه آن ها در كابين شكاري هاي خود نشسته و استارت مي زدند ، از طريق متخصصان داخل اين هواپيمای خفاش  شناسايي شده و به اطلاع مقامات مسئول مي رسيد .. !</font> </font></p><p align="justify" /><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong>وقتي آمريكا با آواكس هايش كم مي آورد ....  !!</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">در مورد حمايت غربي ها به خصوص آمريكايي ها از صدام حسين و پشتيباني دائم آن ها در جنگ هشت ساله با ايران چيزي نمي گويم چون همه اين مسئله رو مي دانيد . اما آن چه كه خيلي دلم مي خواد شما جوان هاي عزيز بدونيد در باره حضور و نقش هواپيما هاي آواكس  است كه با استقرار در خاك عربستان ، سعي مي كردند تمام اطلاعات نظامي ارتش ايران به خصوص پرواز جنگنده هاي نيروي هوايي رو به عراق اطلاع داه تا آن ها به موقع به مقابله برخيزند ! اين هواپيماها به دليل برخوداري از    پيشرفته ترين سيستم هاي جاسوسي قادرند بيش از دو سوم كره زمين رو رديابي كنند . و در جريان جنگ ايران و عراق آن ها با وجودي كه اطلاعات گران بهايي در اختيار ناوگان هوايي عراق قرار مي دادند ، ولي اين ايراني ها بودند كه به دليل عشق و علاقه وافر به خاك كشورشون هميشه سربلند از تمام نبرد هاي هوايي بيرون مي آمدند .. اختناق حاكم در ارتش بعثي و ترسو بودن ذاتي برخي نظاميان آن سبب گرديده بود به نحو مقتضي از اطلاعاتي كه آواكس در اختياروشون مي گذاشت استفاده مطلوب نكرده و در صورت مواجه با شكاري هاي ما فرار را بر قرار ترجيح مي دادند !</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong>نبرد هواپيماهاي خفاش با آواكس هاي آمريكايي .... !</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">آن چه كه همه كارشناسان خبره امور نظامي جهان را به تعجب وا داشته بود ، شكست خفت بار هواپيما هاي پيشرفته آواكس آمريكايي در مقابل خفاش هاي ايران بود ! به عبارتي ايراني ها با تجهيزات به جاي مانده آمريكايي ها و اصلاح آن چنان مديريت فضاي ايران و عراق را در اختيار داشتند ، كه عرصه رو براي خلبانان شكاري بعثي ها تنگ و غير فعال نموده بود ...! و عملآ اطلاعات ارائه شده  توسط آواكس ها خنثي مي ماند .  قضيه از اين قرار بود كه هميشه يك فروند خفاش در آسمان ايران حضور داشت . و با پروازهاي طولاني كه انجام مي داد تمام حركات نيروي هوايي عراق رو زير نظر داشت و به محض اين كه خلباني استارت مي زد و يا قصد ورود به خاك ما رو داشت ، ايراني ها مطلع مي شدند .. ! شايد براتون جالب باشه كه اغلب اعلام وضعيت هاي قرمز و سفيد با گزارش هاي پرسنل اين هواپيما صورت مي گرفت .. از طرفي مهارت و بي باكي خلبان ها شكاري به ويژه پرسنل تام كت يا همون اف - ۱۴ سبب شده بود عملآ آواكس ها كارايي خود را از دست بدهند . زيرا خلبانان و برنامه ريزان نبرد هوايي عراق بزدل تر از آن بودند كه ياراي مقابله با عقابان تيز پرواز ايراني را داشته باشند ..</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000000" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong> نقشه دشمنان براي سرنگوني خفاش .... !!</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> دو عامل مهم سبب حفظ برتري ايران مخصوصآ نيروي هوايي در جنگ با عراق بود . كه تلاش هاي زيادي براي تضعيف و از بين بردن آن ها مي شد . نخستين عامل كه مهم ترين هم به حساب مي آمد ، پرسنل متعهد و با تجربه نيروي هوايي بود . كه براي دفاع از كشور و ارزش هايي كه به آن اعتقاد داشتند ، جان خود را هم فدا مي كردند . تبليغات فراواني براي تضعيف و اغفال خلبانان و كروي پروازي صورت مي گرفت  و حتي با صرف هزينه هاي بسيار كلان از سوي عوامل خود كه در قالب گروهك هايي كه هنوز پاكسازي نشده بودند ، كار اغفال ادامه داشت .. اما تنها تعداد خيلي كمي گول وعده هاي دروغين آنان را خورده و حاضر به ترك كشور شدند .  عامل بعدي هواپيماهاي خفاش بود . و همان گونه كه اشاره كردم در قالب هواپيماهاي معمولي سي - ۱۳۰ كل منطقه از جمله خاك كشور عراق را زير نگاه نافذ خود داشت . و پرسنل متخصص داخل آن قادر به رد يابي هرنوع  فركانسي بودند ! که به هيچ عنوان هم قابل شناسايي  دشمن نبود ! پرواز هاي خفاش خواب راحت را از همه عراقي ها گرفته بود ! به طوري كه صدام براي سرنگوني اين هواپيما ها جايزه كلان تعين كرده بود !!</font></font></p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)">خفاش ها ، بلاي جان منافقين  ....!!</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"> <font color="#000033">حتمآ تمام كساني كه سن و سالي ازشون گذشته هنوز اوايل جنگ رو به خاطر دارند .. و يادشون است كه همين گروهك منافقين با پشتيباني غرب و با صرف هزينه هاي كلان ، راديويي رو راه اندازي كرده  بودند  كه شب و روز با پخش برنامه هاي مخرب سعي در تضعيف روحيه رزمندگان جوان و خانواده هايي كه عاشقانه پشتيباني جبهه ها رو به عهده داشتند ، مي كرد . و با اعلام خبر هاي دروغ و اخبار جعلي  ضربه به نظام وارد مي ساخت . برادران سپاه خيلي تلاش كردند ايستگاه اين راديو رو شناسايي كنند .. تا اين كه به همت همين قارقارك دوست داشتني و تلاش تيم متخصصي كه با اين هواپيما پرواز مي كردند عاقبت اين لانه فساد و مركز توطئه شناسايي شد . ( <a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-1081.aspx" target="_blank">روزي که خفاش به جنگ رجوي رفت !</a> )  آن ها براي رد گم كردن نظام ، ابتدا اين فرستنده قوي را در يك منزل مسكوني در يكي از شهرهاي كردستان نصب كرده بودند .. و خيلي مطمئن بودند كه  تابش  امواج آن از طرفين قابل شناسايي نيست . و به همين دليل به خاطري آسوده در حال تخريب چهره نظام و رزمندگان بودند .. و هرگز فكرش رو نمي كردند كه ممكنه امواج مخرب آن ها از آسمان شناسايي بشه ! به همين دليل دل پر خوني از هواپيماهاي خفاش  دارند ! !</font></font></p><p style="TEXT-ALIGN: center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pp5SIVR9qMXBBf2kFzB9oJ2FKlIQQ7Fii2D2snFOarIF4Q4zLCZ_fhI6QRhD48ZcHYCnHbfo9oxHJI0wwMoBBow/khofash---3.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"> پاي صحبت يك همكار خفاشي .......... !!</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">اگر چه من در طول جنگ پرواز هاي زيادي با هواپيماهاي خفاش داشتم . ولي براي شنيدن نقشه سرنگوني اين هواپيما به سراغ  &quot; <strong><font style="BACKGROUND-COLOR: rgb(255,255,204)">‌ابراهيم فولادوند</font></strong> &quot;‌يكي از ياران خفاشي ام رفته و با هزار خواهش و تمنا ازش خواستم در باره خفاش حرف بزند . او كه خيلي تعجب كرده بود از من پرسيد ... يعني جنابعالي مي خواهي در مورد خفاش مطلب بنويسي !!؟ فهميدم منظورش چيست .. به همين دليل گفتم .. نه جانم . من كه از همه بيشتر حواسم است . فقط مي خواهم در باره تلاش هايي كه براي سرنگوني قارقارك شما مي شد حرف بزني . ولي بر خلاف اون سال ها كه فردي وراج و پر سر زبون بود ، ديدم به پيرمردي خميده و كم سخن تبديل شده است !! اول فكر كردم با باباي ابرام دارم حرف مي زنم ..! اما وقتي به رسم اون ايام بناي شوخي رو آغاز كرد .. فهميدم خودشه ... !!  ابرام علاوه بر همكار بودن ،  يكي از دوستان نزديك من به شمار مي رود . باور كنيد جدي عرض مي كنم .. تنها فردي كه در جنگ نگرانش بودم ، او بود . چون هر روز پرواز بود ..</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000000" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"><strong> سرگرد ابراهيم فولادوند .........</strong></font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">اگر چه به كار گيري واژه &quot; خفاشي &quot;  براي يك دوست قديمي زياد مناسب ، ولي چون در اين رابطه قصد پرسش از او دارم .. مهم نيست . من با ابرام خيلي شوخي مي كردم . واقعآ تحمل و صبوري او در مقابل شوخي هاي من ستودني و جاي تحسين داشت . در همين سايت در باره يكي از ماموريت هاي مهمي كه بايستي با هم به منطقه جنگي مي رفتيم ، نوشتم . يادمه به خاطر كار ساخت و ساز خونه اش ، از من خواست كه تنها به ماموريت بروم ! و من براي فرار از وراجي هاي او !! ( شوخي مي كنم ) قبول كردم قرار بود هواپيماي آسيب ديده سي - ۱۳۰ در فرودگاه اهواز رو استتار كنيم .. كه از شانس بد من براي نخستين بار اهواز شديدآ بمباران شد ! طفلك ابرام نمي دونست من مرده ام يا زنده ! واقعآ نيمه عمر شده بود .. بگذريم .. به سختي از زير زبانش يكي دو خاطره پروازي كشيدم بيرون ! مگه حرف مي زد !؟ يك ماجرا هم خودم مي دانم كه تقديم حضور شما ياران مي كنم ..</font></font></p><p align="center"><img src="https://public.blu.livefilestore.com/y1pl-Lg2200hgpbcHvAyme7yCQhljq4n9IMRDcOdBsYOdbOHI68n54RLsUEjyEYHBWakzVKStr-fvn3dyqm3xkZrQ/khofash---2.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="right"><font size="2"> <strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)">حمله ميگ عراقي به هواپيماي خفاش ..... !</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> تا يادم نرفته عرض كنم يكي از دلايل كناره گيري ام از پرواز با خفاش ، يك نواخت بودن آن بود . و من ترجيح مي دادم پروازهايي رو انجام دهم كه مسافر همراه داشته باشد . بگذريم . ابرام جزء افرادي بود كه شب و روز با خفاش پرواز مي كرد .. هميشه با خود فكر مي كردم كه ابرام رو نخواهم ديد .. چون مي دونستم خيلي ها دنبال ساقط كردن اين هواپيما هستند .. مخصوصآ كه صدام لعنتي هم جايزه تعين كرده بود ! ابرام در باره ماجراي يكي از حمله ها گفت :</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"> <font color="#000066"> در يكي از روزهاي جنگ تحميلي طبق معمول هميشه صبح خيلي زود به اداره آمدم . پرواز رآس ساعت هفت صبح بايد انجام مي گرفت . بچه هاي تيم اطلاعات و عمليات با يك دستگاه ميني بوس ، در حالي كه بعضي از بچه ها با خود ابزار ويژه اي شبيه كيف دستي حمل مي كردند بعد از سلام و عليك با كروي پروازي همگي داخل هواپيما شدند . ما سر ساعت مقرر از مهرآباد به پرواز در امديم .. همه چيز عالي بود . هواپيما هم مانند هميشه قبراق و سرحال به نظر مي رسيد .. با مخازن مملو از سوخت كه به قول معروف تا خرخره پر بود ! قرار بود ان روز با پرواز در منطقه جنوب كشور ، و چرخيدن بر روي استان هاي جنوبي ، تمام حركات نظامي دشمن رو زير نظر بگيريم . عراقي ها از اين كه تمام نقشه هاي پروازي آن ها از قبل لو مي رفت ، خيلي عصباني بودند . دست به هر حقه و ترفندي مي زدند ، تيم داخل هواپيما آن ها رو شناسايي مي كرد .. كاري كه آن ها با كمك آواكس هاي مجهز خود يك بار هم به طور كامل موفق نشده بودند خلبانان شكاري ما رو اغفال نمايند .. </font></font></p><p align="justify"><font color="#000066" size="2">به همين دليل آن ها تصميم گرفته بودند به هر ترتيبي كه است ما را ساقط كنند . و اين موضوع از طريق ستاد كل نيروي هوايي به ما ابلاغ شده بود كه بيشتر مراقب باشيم ! همان طور كه مي دانيد ايراني ها واقعآ در ترفند زدن و فريب دشمنان در جهان معروف هستند ! به همين دليل براي خنثي كردن نقشه  خلبانان شكاري به ويژه خلبانان آمريكايي آواكس ها كه در عربستان مستقر بودند ، اقدام به كاري كرديم كه همه ان ها رو دست خوردند .. قضيه از اين قرار بود كه اغلب هنگام ماموريت هاي حساس و گشت زني در مناطق استراتژيك توسط جنگنده هاي خودي حمايت مي شديم . به قول معروف آن ها هواي كار ما رو داشتند .. به همين دليل هيچ يك از شكاري هاي  دشمن جرآت نزديك شدن به ما رو نداشت . اما اين بار به دليل اهميت موضوع و رو دست زدن به آواكس هاي امريكايي اقدام به ريسك بزرگي كرديم . به اين صورت كه براي گيج كردن آن ها ، از شكاري هايي كه محافظت ما رو به عهده داشتند خواهش كرديم  پشتيباني از ما رو رها كنند ! تا  وانمود كنيم كه يك فروند هواپيماي معمولي نظامي هستيم ! اگر چه تصميم خطرناكي بود ، ولي به ريسك ان مي ارزيد !‌  </font></p><p align="justify" /><p align="justify"><font color="#000066" size="2">اين عمل ما و دور بودن شكاري هاي محافظ  باعث شد تمام نقشه هاي امريكايي ها كه اين بار براي ضربه زدن به هواپيماهاي نيروي هوايي و رزمندگان دلير ايران  از كارشناسان خبره آمريكايي بهره گرفته بودند با شكست مواجه شده و عملآ كارايي آواكس ها به دليل حضور هواپيماي خفاش به زير سوال رفته بود . و تازه دوزاري شون افتاد كه نكنه همين قارقارك معمولي كه بدون محافظ در منطقه تردد مي كنه خفاش باشه ؟!! به همين دليل دستور سرنگوني خفاش اين بار با شدت بيشتري در دستور كار آن ها قرا گرفت . و جالب اين كه اين نقشه شون  هم لو رفته بود و بچه هاي ما مسير تجسس و گشت هوايي رو تغير داده بود .. به همين دليل اين بار آن ها يك فروند سي - ۱۳۰ معمولي رو كه عازم پايگاه وحدتي دزفول بود ، هدف حملات خود قرار دادند كه خوشبختانه به ياري خداوند متعال و هوشياري خلبان سي - ۱۳۰ به شكل معجزه آسايي نجات يافته و هواپيما خسارت كمي مي بيند ! </font></p><p align="justify"><font color="#000066" size="2">به هر حال بعد از اتفاقات فوق كه سبب تحقير بيشتر امريكايي ها شد ، آن ها تصميم گرفتند هر جور شده اين هواپيما رو ساقط نمايند ... مخصوصآ كه صدام جايزه ارزشمندي براي لاشه هواپيماي ما در نظر گرفته بود ! دقيقآ نمي دونم چند ساعت از گشت ما در منطقه مي گذشت .. كه ناگهان بچه هاي  داخل هواپيما يك دسته شكاري عراقي رو كه قصد ورود به خاك ما رو داشتد ، شناسايي نمودند . هنوز دقايقي از اعلام اين موضوع نگذشته بود كه به ما از پائين خبر دادند كه يك فروند ميگ عراقي از بقيه جدا شده و به سمت سي - ۱۳۰ ما در حركت است ! در يك لحظه چهره فرزندانم مقابل چشمم آمد . با خود گفتم .. ابرام ديدي كه كار تو هم تموم شد !!؟‌ولي در عين حال سعي كردم خونسردي خودم رو حفظ كنم .. از پائين هم همين جوري فاصله رو اعلام مي كردند ... دوازده مايل .... ده مايل ... هشت مايل ... خداي من كمك ام كن .. در اين لحظه سريع اقدام به كم كردن ارتفاع كرده و به صورت شيرجه به سمت زمين آمديم .. دل تو دل هيچ يك از بچه ها نبود ... </font></p><p align="justify"><font color="#000066" size="2">باور مي كنيد آن قدري كه ناراحت ساقط شدن هواپيما بودم ، به مرگ خود و همكارانم زياد فكر نمي كردم چون با پوشيدن اين لباس از قبل فكر اين لحظات رو كرده بودم .. ولي واقعآ حيف ام مي آمد كه بعد از اين همه رو دست زدن به آمريكايي ها ، ابزار مهم جنگي مون رو از دست بدهيم . تنها شانسي كه آورديم زير پاي ما دشت صاف و وسيعي  قرار داشت كه هر از گاهي شاهد عبور ماشين هاي عبوري بوديم .. خداي من . كمك ام كن .. صدا از پائين همين جور ادامه داشت .. پنج مايل .. چهار مايل .. و ما حالا خيلي به زمين نزديك بوديم .. اين بهترين و عاقلانه ترين تصميمي بود كه در اون لحظه حساس گرفتيم . و به محض اين كه متوجه شديم يكي از ميگ ها به سمت ما مي آيد ، اقدام به كم كردن ارتفاع نموديم .. علت اين كار هم اين بود كه اگه به ما حمله كنه .. سريع به زمين بنشينيم .. تا سيستم ها آسيب كمتري ببينند .. ديگه فاصله چنداني با زمين نداشتيم كه در يك لحظه صداي غرش موتور ميگ رو اكه از بالاي سر ما عبور مي كرد رو شنيديم .. هيچ كي باور نمي كرد كه جان سالم به در برده ايم .. منتظر برگشت اش بوديم .. تا اين كه بچه هاي پائين اعلام كردند كه آن ها تهران رو بمباران كرده و برگشتند ! يادمه فرداي آن روز جلوي پاي هواپيماي ما گوسفند قرباني كردند ! </font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)">درد سر گم شدن اسلحه كمري ............ !</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> اگه يادتون باشه قبلآ به اين موضوع اشاره كرده بودم كه در زمان جنگ به هر يك از ما يك كلت كمري كبراي ۳۸ واگذار كرده بودند .. و حتمآ يادتونه كه رفتم مجوز همين كلت رو بگيرم كه سخن من با مسئول اسلحه خانه به طول انجاميد و فرد ديگري به جاي من پرواز رفت .. و روي كرمانشاه خودي ها زدند !!؟ به هر حال هنوز هم نفهميدم دليل واگذاري آن اسلحه ها چي بود ..؟ همون موقع به ما گفتند اگه اين سلاح  همراه تون باشه ضرر نداره . چون ممكنه مجبور به فرود اضطراري شويد .. و همين اسلحه جان شما رو نجات خواهد داد ! بگذريم . حتمآ شنيديد كه گم كردن اسلحه كمري آن هم در زمان جنگ ، چه دردسر هايي داره ؟‌ . اگه ادم نتونه ثابت كنه كه گم كرده ممكنه دادگاه صحرايي شده و حتي به اعدام هم محكوم شود .. ! چرا ..؟ ارتش كه چرا ندارد ...!!! خب اين ماجرا براي همين دوست عزيز ما در زمان جنگ اتفاق افتاد .. و خيلي شانس آورد كه ولش كردند !!</font> </font></p><p align="justify" /><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"> اسلحه چه گونه گم شد .... ؟</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">اين ابرام آقاي ما از همون روز اول بر عكس بچه هاي ديگه هيچ علاقه اي جهت سكونت در خانه هاي سازماني رو  نداشت .  به همين دليل هر وقت آقا از پرواز بر مي گشت ، سريع لباس هايش رو عوض كرده و با پوشيدن لباس شخصي سوار ابو طياره قراضه اش كه يك پيكان يشمي رنگ قديمي بود شده و به سوي نظام آباد راهي مي شد ... ابرام آقاي ما اصلآ بدش نمي آمد سر راه چند تا از بندگان خدار رو تو مسير خونه شون سوار كرده تا هم خرج بنزين ماشين اش در آمده  و هم پول سيگار و كبريت ! چه اشكال داره .. ؟ كسي كه نمي شناسه  ..! بنده خدا آقا ابرام عادت داشت لباس پرواز رو مچاله كرده و زير صندلي جلو قرار بده .. خب يادمون نره كه تهران پر چاله چوله است .. و به كمر آقا ابرام ما هم يه كلت كبراي ۳۸ آمريكايي بسته شده است ! بيچاره ابرام اصلآ يادش رفته بود كه اسلحه داره و ممكنه تو اين دست انداز ها كه مث جيگر زليخاست ، حركت كرده و به سمت عقب روان شود .. از بد شانسي ابرام آقاي ما همين بس كه به جاي مسافري لارج و ثروتمند ، يه آدم يه لا قباي معتاد كه از سر ناچاري گاهي دست به سرقت هم مي زنه به پست او مي خورد ..‌!!</font> </font></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)">دردسري بزرگ براي ابرام عزيز .... !</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> از قديم گفته اند هر جا سنگه پاي لنگه ! خب اين بار سنگ به پاي لنگ ابرام آقاي ما اصابت مي كنه ! اون طفلك بقدري تو لاك خودش بود كه تا چند روز قضيه سرقت اسلحه كمري اش رو نمي دونه !  و همين جوري پروسه خونه ، اداره ، پرواز ، خونه رو ادامه مي ده .. تا اين كه يك روز تو خط پرواز فيروز زبل نكته جالبي در مورد شماره سريال كلت ها كشف مي كنه .. و از بچه ها مي خواد يه نگاهي به سريال ها بيندازند .. اين جا بود كه ابرام مي بينه ... اي دل غافل كلتي در بساط نيست !! خداي من چي شده ؟ به چه بدبختي خونه رو گرفته و از مادر بچه ها سراغ كلت رو مي گيره .. وقتي جواب مي شنوه كه خيلي وقته كه بدون كلت به خونه مي آيي !! برق سه فاز او رو گرفته .. و فك هاي درازش شروع به لرزيدن مي كنه ... واي خداي بزرگ كي باور مي كنه گم شده ؟ و تازه با خود كلنجار مي ره كه آخرين بار كي آن را زير صندلي پيكان قرار داده است ... ؟</font> </font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"> گزارش به حفاظت اطلاعات پايگاه .......... !!</font></strong> </font></p><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify" /><p align="justify"><font color="#000033" size="2"> قبل از اين كه گزارش كنه .. هر كي يك چيزي مي گه .. يكي مي گه ... ابرام يه وقت خر نشي گزارش كني ها .. ! بيچاره ات مي كنند . اون يكي مي گه ... يه پا بپر كردستان و لنگه اش رو بخر ..  هركي يه جور نسخه براي اين طفل معصوم مي پيچند .. ابرام سرسام گرفته .. شب ها خواب كلت و آرپي جي هفت مي ديد ..!!  عاقبت با خود مي گه .. ادم كه نكشته ام .. اتفاقي است كه افتاده ! با ترس و لرز به ساختمان حفاظت اطلاعات پايگاه مراجعه مي كنه .. ديدن قيافه هاي سرد و بي روح سربازان نگهبان و سلام و عليك خشك برادران او رو از زندگي سير مي كنه .. چند بار تصميم مي گيره صداش رو در نياورد .. كي مرده كي زنده است .. شايد قسمت شد و شهيد شدم .. اون وقت كي سراغ اسلحه رو مي گيره ؟ ولي ناچارآ تصميم مي گيره مراتب رو گزارش كنه .. روز نخست برادر بازجو با مهرباني تآكيد مي كنه ... خب برادر بگو دقيقآ كجا گم كردي ؟‌ و ابرام با پر رويي هر چه تمام تر مي گويد .. برادر جان اگه من مي دونستم دقيقآ كجا افتاده كه دولا مي شدم بر مي داشتمش !!‌</font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#000033" style="BACKGROUND-COLOR: rgb(102,255,204)"> عاقبت كار .............. !</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033"> درد سرتون ندم ... ديگه جايي نموند كه طفلك ابرام فرم پر نكرده و توضيح ندهد .. !! از ستاد نيروي هوايي گرفته تا حفاظت اطلاعات ارتش .. از دادگاه انقلاب گرفته تا دادرسي ارتش .. و او فقط يك جمله مي گفت .. والله نمي دونم چي شده .. ! از داخل ماشين ام يكي دزديده است .. در نهايت تعهد پشت تعهد كه حقيقت رو گفته .. از تهديد به محاكمه صحرايي تا اعدام .. و طفلك ابرام ما فقط واقعيت رو مي گفت .. شنيدم مدتي بازداشت بود .. . و سپس شانس آورد و با جريمه نقدي قال قضيه رو كندند و آن بيچاره رو كه ديگه رمقي براش نمانده بود رهاش كردند .. ! ابرام با گذشت سال ها از اون ماجرا .. اصلآ دوست نداره راجع به پروسه تحقيقاتي كه ازش شده حرف بزنه .. ولي خودمونيم .ابرام خيلي شكسته شده است . دلم به حالش مي سوزه ... حتمآ او هم الان همين ديالوگ ها رو پشت سر من به خانواده اش مي گه .. بهروز خيلي شكسته شده .. !!</font> </font></p><p align="center"><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></p><p align="right"><font color="#000033"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font color="#000033">بهروز مدرسی</font> </p><p align="right"><font color="#9900cc">نگارش اوليه : مرداد ماه ۱۳۸۷</font></p><p align="right"><font color="#9900cc">اصلاح و بازنشر ساعت  ۳:۳۰ دقيقه بامداد دهم  آذر ماه ۱۳۹۰ .</font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center" /><h6 class="uiStreamMessage" dir="rtl" data-ft="{" /></font><p align="center"><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p align="center"><font color="#006600"><a href="/2011/01/_727.php"><font size="2"></font></a></font></p><p align="center" /><p /><p align="center"><font color="#006600"></font>   <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font> </div></li>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حکایت فوتبال کشور ما ..! </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/11/post_552.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.792</id>
   
   <published>2011-11-24T23:06:30Z</published>
   <updated>2011-11-24T23:10:16Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="Traktor---1" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pkO5OL7H3ZClXov_dWymin17XfE_F0dz0CMfbvoW4d_SPBlfTno5bDMMTyHT2qjOlKMCZXKwF9iS0YSh8zZqdfQ/Traktor---1.jpg?psid=1" complete="true" jquery15105966227551319995="157" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#99ff00" size="4" style="BACKGROUND-COLOR: #000000"><font size="5"><font size="4"> آقايون چشمتان روشن <font size="3">!</font> <font color="#ffcc00">سهميه آسيا</font> <font size="3">را</font> ارتقاء داديد </font></font><font size="3">! </font></font></strong></p><p align="center"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="Traktor---1" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pkO5OL7H3ZClXov_dWymin17XfE_F0dz0CMfbvoW4d_SPBlfTno5bDMMTyHT2qjOlKMCZXKwF9iS0YSh8zZqdfQ/Traktor---1.jpg?psid=1" complete="true" jquery15105966227551319995="157" /></p><p align="center"><font size="2"><font color="#ff3300">برچسب ها</font> : <font color="#660000">فدراسیون فوتبال + سهمیه آسیایی + جدایی طلبان + توهین به سرود ملی + توهین به قومیت ها + تماشاگر نماها + هوشنگ نصیرزاده + کمیته داوران + برنامه نود + عادل فردوسی پور + خلیج همیشه فارس</font>  </font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">به بهانه مقدمه</font></strong>  </font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2">فکر نمي کنم نياز به تکرار اين جمله کليشه اي باشه که .. &quot; به شکل حرفه اي اهل تماشاي فوتبال نيستم ! &quot; اما به عنوان يک ايراني نمي تونم شاهد اين همه هرج و مرج و بي نظمي در داخل و تحقير و حق کشي در عرصه هاي بين المللي باشم .. ! آخه ادم عاقل چند بار از يک سوراخ گزيده مي شود !؟ چند بار بايد تاوان بي تجربگي و ضعف مديريتي آقايون را در جهان بديم !؟ همه دوستان مي دونند تعصب شديدي روي مسايل ملي کشورم دارم و بهانه نگارش ام در ابتدا رفتار غير ملي عده اي تماشاگر نما در ورزشگاه شيراز بود که با دامن زدن به مسايل قومي و مليتي و همراه داشتن پرچم و نشان کشور هاي بيگانه بود که حقيقتآ خيلي آتش گرفتم ! کسر دو سهميه از باشگاه هاي کشورمون دليل ديگري براي نگارش اين پست بود . همين ديروز { اول آذر } آقايان از قول &quot; کنفدراسيون فوتبال آسيا &quot; در روزنامه هاي ورزشي با فونت درشت تيتر زدند .. &quot; <font color="#cc0000"><strong>۳ سهميه قطعي است و يک سهميه مشروط !!</strong> </font> &quot; درست يک روز بعدش يعني { دوم آذر ماه } خيلي راحت اعلام شد .. ايران تنها دو سهميه دارد ! اون هايي که با  فرهنگ و ادبيات بين الملل آشنا هستند خوب مي دونند مفهوم اين امر چيست ! .. يعني آقايون اين بار هم بازي خوردند !!‌ حضرات اين کاره نيستند ! بي تعارف مي گم وقتي کشور هاي کوچکي همچون عمان  ، امارات ، قطر ، فليپين ، ويتنام و ... نمايتدگاني فعال در مجامع آسيايي و جهاني دارند و مدام در حال اعتراض و چانه زني و گرفتن انواع امتيازات هستند ، و فدراسيون نشين هاي ما در حال چالش با رقباي داخلي و درگير با حواشي هاي فوتبال داخلي هستند نتيجه چنين مي شود که هر دو عرصه رو از دست مي دهيم ! باز جاي شکرش باقي است جناب کفاشيان اعلام کرد  .. &quot; گزينه مناسب تر از خودم براي انتخابات بعدي نمي بينم .. ! &quot; واقعآ خدايا شکرت ..   </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#006699">  در اين پست سعي دارم نگاهي گذرا به وضعيت فوتبال کشورم انداخته و سپس به اختصار ضعف ها و مشکلاتي که دامن گير اين ورزش پرطرفدار شده رو برشمارم ...<font color="#000000"> </font> </font> </font></p><p align="center"><font size="2"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="9" src="https://blufiles.storage.live.com/y1piG8Bbyxsoqr0eyV2E7c0rhVtXRkgtbTg_slRzV_5oZeZ6bK8e1G40rR3sP0t9RtPWB6bfsl_U5g/9.jpg?psid=1" complete="true" jquery15108143588380248112="575" /></font></p><p align="right"><strong><font color="#003300" size="2">واي خداي من چي مي شنوم ..!؟؟ </font></strong></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">باور کنيد وقتي خبر مربوط به حضور افراد جدايي طلب رو در سايت ( </font><a href="http://www.irdc.ir/fa/content/15020/default.aspx" target="_blank"><font size="2">مرکز اسناد انقلاب اسلامي</font></a><font size="2"> ) خواندم براي لحظاتي فکر کردم .. دارم خواب مي بينم ! آخه مگه مي شه روز روشن عده اي به اصطلاح جدايي طلب يا هر کوفت و زهرماري که تصور باطل تجزيه ايران رو در سر مي پرورونه با در دست داشتن نماد هاي باطل خود و در دست داشتن پرچم بيگانگان ، مليت و استقلال وطن عزيزمون رو زير سوال ببرند و بعد هم آزادانه ورزشگاه رو ترک کنند ... !!؟؟ بهتره ابتدا به اصل خبر توجه فرماييد : </font></font></p><p align="right"><strong><font color="#cc0000" size="2">حضور با آرم جدایی‌طلبان در‌بازی فجر و تراكتور</font></strong></p><p align="justify"><font color="#cc0000" size="2">در بازی دیروز فوتبال فجر سپاسی شیراز و تراكتور سازی تبریز برخی تماشاگران به اصطلاح حامی تیم فوتبال تراكتورسازی تبریز كه به شیراز آمده بودند،  ورزشگاه حافظیه شیراز با در دست داشتن پرچم كشورهای تركیه و آذربایجان و چسباندن آن بر  پیراهن خود، نمادهای جدایی طلبانه را به نمایش گذاشتند . متاسفانه این افراد كه نقش لیدری گروهی از تماشاگران را نیز بر عهده داشتند پیش از این در ورزشگاه‌های شهرهای دیگر نیز شعارهای <font color="#ff0000">جدایی‌طلبانه </font>سر می‌دادند . این لیدر نماها كه به نظر می‌رسد تفكرات پان‌تركیسم دارند بیش از آن كه دلسوز تیم خود باشند سعی دارند از این موقعیت بدست آمده به تمام معنا سوء استفاده كنند تا اهداف انحرافی خود را پیاده كنند . پانْ‌تُركیسْم، ایدئولوژی ملی‌گرایانه (ناسیونالیستی) و توسعه‌طلبانه‌ای كه برپایه‌ آن كلیه‌ مردمانی كه به زبان تركی سخن می‌گویند – از جمله همه‌ی ترك ‌زبانان مسلمان – ملت واحدی هستند كه باید تحت رهبری واحد و در دولتی واحد متحد شوند. این حركت تفرقه آمیز نوعی هشدار به مسئولان امنیتی، قضائی و ورزشی است كه شاید  از سهل انگاری كه در چند بازی گذشته اتفاق افتاده است عبرت بگیرند و بیش از این اجازه جولان به چنین افراد فرصت طلبی را ندهند.</font></p><p align="justify"><font color="#cc0000"><font color="#003300" size="2"><strong>بشکند دستاني که پرچم ايران را  سوزاندند ! </strong></font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">از قديم گفته اند .. براي پي بردن به حقايق بايد سخن مخالفان ( بخوانيد غير خودي ها ) و مغرضان رو هم شنيد ! من چون اهل سياست نيستم با کسي هم اختلاف نظر ندارم . و تعريف دشمن از نظر من يعني کسي که .. به خاک و نماد هاي ملي کشورم تعرض کند . فرقي نمي کند پرچم باشد يا اونيفورم نظامي .. ! به طور کلي با هر چيزي که استقلال ، تماميت ارضي و مليت ام رو تحقير کنه ، مخالفم . لذا براي پي بردن به عمق فاجعه نگاهي هم به تحليل يک سايت به اصطلاح غير خودي انداختم . باور کنيد دارم شاخ در مي اورم .. ! فقط يکي به من بگه چه جوري جرآت مي کنند .. !!؟؟ لطفآ متن رو بخوانيد :</font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#330000"> هواداران به هر شهری که قدم می‌گذارند، با مردم شهر و هواداران تیم مقابل درگیر می‌شوند. درگیری درگیری فیزیکی نیست، از جنس نفرت است. از نوع قومی یا شهری یا هر چیز دیگر. گویی در شهر حریف فقط یک هدف وجود دارد! تحریک هواداران تیم حریف به فحاشی‌های قومی. کارشناسان علوم ارتباطات و عملیات روانی این عمل را پرووکاسیون می‌گویند. یعنی تحریک. تحریک افراد به اقدامی غیرعقلانی. این بخش هواداران تصمیم دارند از این فحاشی‌ها و خبرسازی‌ها بعدها استفاده کنند. چند هفته فرصت دارند تا ذهن همشهری‌ها و هواداران پر شمار تیم را علیه کرمانی‌ها، رشتی‌ها، انزلی‌ها و تهرانی و حتی اصفهانی‌ها تحریک و آماده کنند. این بخش از هواداران که خود را به ایدئولوژی نخ‌نما شده پان‌ترکیسم مجهز کرده‌اند بدشان نمی‌آید در شهر غریبه فحاشی‌های قومی بشنوند. به این ترتیب نفرت زیادی انباشته می‌شود و می‌توانند در شهر خودشان از غریبه‌ها با تعداد بیشتری هوادار پذیرایی کنند. هر چقدر توهین‌ها و نزاع‌ها بیشتر باشد تعداد تماشاگران بازی بعدی بیشتر خواهد شد و عضوگیری آسان‌تر . اکنون نزدیک به دو سال است که تبدیل شده‌اند به یکی از معضلات استان آذربایجان شرقی و البته هر شهری که به آن سفر می‌کنند. <font color="#ff0000">شعارهایی علیه تمامیت ارضی، حساسیت‌های ملی (مانند خلیج فارس)، اقوام و مردم شهرهای دیگر و حرف‌ها و سخنانی از این دست</font>. با اینحال و علیرغم اینکه اکثریت بالایی از ساکنان آذربایجان شرقی کمترین علاقه‌ای به این نفرت‌پراکنی نشان نمی‌دهند، اراده‌ی جدی‌ای برای برخورد با این پدیده به چشم نمی‌خورد. گاه و بیگاه <font color="#ff0000">پرچم یکی از کشورهای همسایه را بالا می‌برند</font> یا <font color="#ff0000">پرچم کشور خودشان را آتش می‌زنند</font>. تولید نفرت در این فضا امری عادی است.</font> </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">البته اين رو اضافه کنم .. طبق معمول به سر و ته اين نوع گزارش ها تهمت هاي ريز و درشت ديگري هم  افزوده شده بود ! که به خاطر شرايط استراتژيک مملکت مجبور شدم حذف کنم ! </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#003300">حرمت سرود ملي ..</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">ابتدا توجه شما رو به تيتري که روزنامه &quot; <font color="#330000">ابرار ورزشي - ۱۸ آبان ماه</font> &quot; در صفحه نخست خود از قول &quot; <font color="#330000">واعظ آشتياني</font> &quot; درج کرده است جلب مي کنم  : <strong><font color="#ff0000">برخي از ورزشکاران هنگام سرود ملي آدامس مي جوند !</font></strong> مگه کسي تو سيستم عريض طويل ورزش پيدا نمي شه که به بعضي از حضرات ورزشکار تآکيد کنه که .. پخش سرود ملي و بالا رفتن پرچم هر کشوري بيانگر استقلال مردم اون کشور است . و بي حرمتي ورزشکاران به آن ، توهين به ملت شريف ايران و تمام شهدايي است که در راه برافراشته شدن پرچم و آواي غرور آفرين سرود ملي خون خود رو فدا کرده اند .. ببخشيد .. چه انتظار بي جايي از آقايون دارم .. ! وقتي وظايف محوله خود رو به درستي انجام نمي دهند ، چگونه توقع حفظ حرمت ارزش هاي  ملي کشورمون رو از اون ها داشته باشيم .. !!؟؟؟ </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#003300">اشتباهات بين الملي ..</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">وجدانآ در همين دوره رياست جناب کفاشيان بر فدراسيون فوتبال چند دفعه تيم هاي ما به خاطر اهمال و ندانم کاري آقايون از حق قانوني خويش باز ماندند .. !؟ باشگاه استقلال رو يادتونه .. فقط به خاطر به موقع ارسال نکردن ليست بازيکن ها از حضور قانوني خويش باز ماند .. ! آيا شما شنيديد که مديري ، مسئولي به خاطر کم کاري در اين قضيه تنبيه شود !؟ حتي يک عذر خواهي کوچک از مردمي که با پول آن ها خرج سفر هاي خارجي آقايون ، هزينه هاي فوتبال و .. تامين مي شود نکردند !! مثل هميشه با اجراي شوي &quot; <font color="#330000">کي بود کي بود ، من نبودم</font>  &quot; سر و ته قضيه رو هم آوردند . تيم اميد رو يادتون است !!؟ که چه بچگانه به خاطر ندانم کاري بعضي ها راحت کنار گذاشته شد !؟ جالب اين که مدتي هم با وعده هاي پوشالي اعلام کردند وکلاي ما پي گير هستند .. مطمئنآ صعود مي کنيم !! کدوم وکلا ..!!؟؟ يادمه يک بار عادل فرودسي پور خواسته يا ناخواسته اشاره به وکلاي جواني کرد که در موضوعات مشابه قبلي هم کاري از پيش نبرده بودند .. ! اگر چه نياز به اشاره مجري &quot; نود &quot; هم نبود .. اتفاقآ يکي از مشکلات ورزش ما به ويژه فوتبال ، <font color="#cc0000">سپردن مسئوليت هاي بزرگ به اشخاص غير حرفه اي است که با انواع توصيه و سفارش و پارتي بازي بر مسند کار قرار مي گيرند !</font> برنامه اعتراض آقاي &quot; <font color="#330000">نصيرزاده </font>&quot; در برنامه تلويزيوني &quot; <font color="#330000">نود</font> &quot; به گزينش غير عادلانه داوران بين المللي رو يادتونه .. !؟ ديديد که چگونه و با چه لحن و ادبياتي پاسخ اين کارشناس پزرگوار رو دادند .. !!؟؟  اين ها نمونه هاي بسيار کوچکي از تکرار معضلات و اشتباهات در عرصه هاي بين المللي است .. به قول عادل خان فرودسي پور .. از يک سوراخ چند بار بايد گزيده شويم تا مسئولان ما به خود امده و دوباره همون اشتباه رو تکرار نکنند .. !!؟ </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">در باره کسر سهميه قهرمانان آسيا ، امروز آقاي &quot; عزيز محمدي &quot; در يک گزارش تلويزيوني که ظاهرآ در مالزي انجام گرفته بود خيلي خونسرد اعلام کرد .. &quot; <font color="#330000">آقايون گفته بودند سهميه ما کسر نخواهد شد اما نمي دانم چرا اين کار رو کردند ! { <font color="#660000">نقل به مضمون</font> } به هر حال ما در حال پي گيري هستيم !!</font> &quot; باور کنيد خيلي دلم مي خواست اون جا بودم و به اين آقاي محترم عرض مي کردم .. بايد حضور قوي داشته باشيم .. بايد افراد کار بلدي که مسلط به زبان انگليسي و مقررات فوتبال هستند به کار گمارده شوند .. بايد مدام مثل نمايندگان ساير کشور هاي کوچک موي دماغ اون ها باشيم .. نه اين که به اميد شايد ها و اگر ها دل خود و مردم رو الکي خوش کنيم !! به هر حال سهميه ما پريد .. ! به همين سادگي .. سر آقايون به سلامت .. ! </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#003300">اطلاع رساني ضعيف .. !</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">چند وقت پيش بر حسب اتفاق نوشته اي در وب ديدم که ظاهرآ بنده خدايي دلسوز از مردم ايران خواهش کرده بود به سايت فدراسيون فوتبال رفته و به طفلک &quot; <font color="#330000">هادي عقيلي</font> &quot; رآي دهيم .. ! وي معتقد بود اغلب کشور هاي کم جمعيت که کانديدا هايي در مراسم انتخاب بهترين ها داشتند ، سيل اي ميل هاي مردمانشان سرازير است .. در حالي که فکر کنم خيلي ها خبر نداشتند ! پرسش من از آقايون اين است .. آيا نمي شد با اطلاع رساني گسترده همين يکي دو تا کانديدايي هم که به خاطر تلاش و لياقت خودشون به اين مجامع راه يافته بودند ، حمايت مي کرديد !؟ و از مردم مي خواستيد که حتمآ رآي دهند .. اين ساده ترين کاري بود که مي شد در حق ورزشکاران ما انجام دهيد .. و در اخر هم ديديم که بنده خدا هادي عقيلي رآي نياورد .. ! البته نمونه هاي فراواني وجود دارند که بنده حضور ذهن ندارم ! </font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#003300"> عدم نظارت دقيق ..</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">وقتي گزارش مرگ نوجوان فوتباليست کشورمون رو در تلويزيون ديدم که چگونه مظلومانه روي دست پدرش به خاطر کمبود امکانات پزشکي ورزشگاه مظلومانه جان داد ، خيلي متآثر شده و جيگرم آتش گرفت .. ( <font color="#330000">بايد پدر باشيد تا بدانيد دور از جان مرگ يک جوان برومند چقدر دردناک است</font> ) يا اون جوان فوتباليست ديگر يزدي که در اتفاقي مشابه جان داد . مسلمآ زبانم لال اگه ده ها تن ديگر از فوتباليست هاي کشور ما در اتفاقات مشابه جان خود رو از دست دهند ، مطمئن باشيد تا اين آقايون در رآس امور فوتبال هستند ، آب از آب تکان نخواهد خورد .. ! آخه يکي نيست بگه : <strong><font color="#ff0000">مسئول نظارت بر اين گونه کاستي ها کيست .. !؟</font></strong> چه کسي مسئوليت کنترل خدمات پزشکي رو در استاديوم هاي ورزشي به عهده دارد ؟ آيا اصلآ مسئولي براي اين امور داريد .. !؟ </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#003300">عقل سالم در بدن سالم ..</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">بدون شک همه ما شعار معروف &quot; عقل سالم در بدن سالم &quot; رو بار ها و بار ها در مدرسه و زنگ هاي انشاء شنيده ايم .. من ابدآ کاري به ريشه اين شعار ورزشي ندارم .. اما بار ها به چشم خود ديده ام ، ورزشکاران و افرادي که حتي از دور دستي بر ورزش دارند ، داراي چهره هاي بشاش ، روحيه مردمي ، صبور و مهربان هستند .. حضرت عباسي شما چند تا مسئول ورزشي رو  { <font color="#330000">فعلآ منظورم فوتبال است</font> }مي شناسيد که لااقل مقابل دوربين هاي تلويزيوني که ميليوون ها نفر مخاطب دارند ، بدون عصبانيت و  آرام به انتقاد هايي که ازشون مي شه پاسخ دهند !!؟ ( <font color="#330000">فرقي نمي کنه تلفني با حضوري باشه</font> ) به عنوان مثال ناچارم بار ديگر مناظره آقاي &quot; نصيرزاده &quot; کارشناس محترم فوتبال رو با يکي از مسئولان کميته داوري مثال بزنم .. ديديد چگونه در حالي که حنجره اش رو پاره مي کرد ، با مغلطه سعي  داشت  صورت مسئله رو پاک کند !!؟؟؟ مگه نه اين که کسوت داوري چون قاضي شريف و مقدس است .. و ادب و احترام شرط اصلي اين حرفه است ؟ بر فرض طرف مقابل برداشت اشتباه کرده باشد ، آيا چنين است پاسخ به يک همکار !!؟ اون هم شخصيتي چون جناب نصيرزاده که لااقل به حرمت مخاطبان ، صبوري و وقار خويش رو حفظ کرده بود .. <font color="#ff0000">مگه نه به اين که پيشکسوتان هر حرفه اي بايد الگو و سرمشق باشند !؟ آيا براستي کسي اون شب برداشت شادابي ، پيشکسوتي ، ورزشي از نماينده داوران کرد !؟</font> تعجب نکنيد اگه مسئول بي سواد تدارکات يک تيم کوچک شهرستاني بر سر و روي داور مسابقه کوبيد ! حرمت امامزاده با متولي آن است .. قبول کنيد سيلي نخست رو از خودشون خوردند .. با مثال ديگري به بحث چهره ورزشي خاتمه مي دهم .. نمي دونم اون مسابقه فوتبالي که در شرايط گرد و غبار شديد در استاديوم آزادي برگزار شد رو به خاطر داريد يا نه .. !؟ وقتي با استناد به استاندارد هاي رايج هواشناسي و اخطار هاي ارايه شده قبل از بازي از مسئول محترم ليگ پرسيده شد که طبق چه اصولي با جان فوتباليست هاي ما اين گونه بازي مي شود ؟ و چرا مسابقه رو تعطيل اعلام نکرديد .. ؟؟ دلم مي خواست چهره اون مسئول محترم ورزشي رو مي ديديد که با چه عصبانيتي از عمل خويش دفاع کرد !! خود شما حتمآ نمونه هاي بسياري از شادابي ( <font color="#330000">ببخشيد .. خشم و عصبانيت</font> ) بعضي مسئولان رو هنگام انتقاد ديده ايد .. ! من که ديگه مطلقآ قبول ندارم ورزش شادابي مي اورد .. !!! </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#003300">الگوي پوشالي من ... ! </font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">همه مي دونند من هرگز فوتبالي نبودم .. اما نام بعضي فوتباليست ها را در همون دوران پيش از انقلاب  بار ها شنيده بودم .. بعضي از اين نام ها با گذشت زمان پايدار و مردمي شدند . و من به عنوان شهروند هر از گاهي اسم بعضي از اون ها رو به خاطر اعمال انساني که انجام مي دادند و در رسانه ها تبليغ شده بود ، به خاطر سپرده بودم . کم کم شخصيت يکي از اون ها رو به خاطر صفات حسنه اي که داشت تحسين مي کردم .. و در ذهن خويش از او الگو ساخته بودم .. تا اين که چند روز قبل بر حسب اتفاق ، ميهمان چند مهندس معمار بودم . در اون جمع خصوصي ترجيح بند اغلب حرف آقايون.. برج و آپارتمان سازي و وام هاي کلان ساختماني بود .. ! ( <font color="#330000">مقوله اي که من چيزي ازش سر در نمي اوردم !</font> ) در آن اثنا يکي از آقايون انبوه ساز که ظاهرآ با مشکل کوچک { <font color="#330000">ميلياردي !!</font> } مواجه شده بود و مدتي اقساط بانکي اش عقب افتاده بود ، از همکارانش راه چاره خواست .. يکي در جمع ياران اشاره به نام همون  فوتباليست معروف کرده و افزود : چرا از آقاي ايکس نمي خواهي تا با مدير بانک مربوطه صحيت کند تا براي مدتي اقساط شما رو عقب اندازد !؟   ( <font color="#330000">نمي دانيد در اون لحظه چقدر بهش افتخار کردم</font> ) اما با کمال تعجب آن چه شنيدم باورم نشد ! مهندس برج ساز گفت .. دکي ، مگه يادت نيست سر فلان برج که اقساط بانکي ام عقب افتاده بود ، همين آقاي ايکس براي شش ما به تاخير انداختن ، صد ميليون  تومن  ناقبل اول از من گرفت تا با استفاده از محبوبيت اش آن کار را انجام دهد !؟ من که تا اون لحظه ساکت نشسته بودم ، براي اطمينان از آن چه شنيده بودم خطاب به مهندس گفتم .. منظور شما فلان فوتباليست معروف است .. گفت : بله .. !! اتفاقآ دو تا چک ۵۰ ميليووني ازم گرفت تا زمان بازپرداخت وام بانکي ام رو به تاخير اندازد .. !! باور کنيد اصلآ در باره فوتباليست معروف چنين فکري رو نمي کردم .. خاک بر سر مدير اون بانکي بشه که اجراي قوانين رو فداي چهره هاي پوشالي مي کنه .. بگذريم ... </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><strong><font color="#003300" size="2">کلام اخر ... </font></strong></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">باور کنيد خيلي دلم مي خواست اتفاقات رنگارنگي که در فوتبال کشور ما رخ مي دهد رو ، طبقه بندي و تشريح مي کردم .. از عدم برنامه ريزي اصولي گرفته تا تصميمات عجيب و غريبي که فقط در فوتبال ما رواج دارد .. اما با خود حساب کردم وقتي همه مردم ايران از نوجوان کم سن و سال گرفته تا افراد مسن و پا به سن گذشته همه و همه .. کل اتفاقات صورت گرفته در فدراسيون فوتبال و عملکرد يکايک مسئولان مربوطه رو رصد کرده و اگاهند .. من ديگه سخن از چه بگويم .. !!؟ فقط به عنوان کلام اخر ملتمسانه از اين بزرگواران مي خواهم .. نگذاريد با ندانم کاري و سهل انگاري هاي پي در پي شآن و منزلت فوتبال ما در جهان مورد تمسخر قرار گيرد .. کاري به صرف هزينه هاي هنگفتي که در اين عرصه خرج مي شود و به قول کارشناسان مربوطه خروجي قابل قبولي ندارد ، ندارم . </font><font color="#ff0000"><strong><font size="2">اما شما رو به شرفتان سوگند مي دهم .. حداقل نگذاريد مليت ام ، پرچم پر افتخار کشورم ، خليج هميشه فارس ايران عزيز توسط مشتي اوباش بي وطن به سخره گرفته شود ! نگذاريد در عرصه هاي بين المللي حيثيت ورزشي ما بدليل کم تجربگي و پارتي بازي عده اي پايمال شود . از خطا ها درس گرفته و نگذاريد دوباره و چند باره تکرار شود ..</font> </strong></font></p><p align="justify"><strong><font color="#ff0000"></font></strong> </p><p align="center"><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" /></p><p align="right"><font color="#000033"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font color="#000033">بهروز مدرسی</font> </p><p align="right"><font color="#9900cc">این پست ساعت ۲:۴۵ دقیقه بامداد چهارم آذر ماه ۱۳۹۰ پایان یافت . </font></p><p align="right" /><p align="justify"><font color="#006699"></font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font> </p><p /><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center"></p><p align="center"><font color="#006600"> </font></p><p align="center"><font color="#006600"></font>   <font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><font color="#006600"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><strong><font color="#cc9900" size="4">مطالب قديمي گذشته</font></strong></span></span></span></span></span></span></span></span> </font></span></span></span></span></span></span></span></span></font></p><p /><p align="center" /><p><font color="#cc9900" size="4"><strong></strong></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#cc9900" size="4"><a href="/2011/01/_727.php"><strong></strong></a></font></p><p align="center" dir="rtl">  <font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#666600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><a href="/2010/12/post_455.php#more" target="_blank"><font color="#800000">پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )</font></a></font></font></font></p><p align="center" dir="rtl"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><font color="#800000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#990000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#990000">)</font> </font></font></font></font></p><div dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-58.aspx" target="_blank"><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#000066" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div><div align="center" dir="rtl"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-97.aspx" target="_blank"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000cc"><font color="#990099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div><div><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-93.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#ff6600"><font color="#0000cc"><font color="#0000cc"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-76.aspx" target="_blank"><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#660099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#000033"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#0000cc"><font color="#000033">ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-184.aspx" target="_blank"><font color="#000033">اینجا</font></a><font color="#000033"> )</font></font></font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff0000"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-160.aspx" target="_blank"><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff0000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#ff0000"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#000099">آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-220.aspx" target="_blank"><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000099" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-208.aspx" target="_blank"><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#003300" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/8611.aspx" target="_blank"><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#996600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="2"><font color="#996600"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font><font color="#9900cc">با خلخالی در صحرای طبس ! ( </font></font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-377.aspx" target="_blank"><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#9900cc" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-375.aspx" target="_blank"><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#0000ff" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">پرواز به قبیله آدمخواران !! (</font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-414.aspx" target="_blank"><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#999900" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />عملیات محرمانه نجات زندانیان ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-469.aspx" target="_blank"><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا</font></a><font color="#ff6600" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"> )</font></font></div></li><li style="DIRECTION: rtl" dir="rtl"><div align="center"><font color="#0000cc"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" />ماجرای اشگ ننه علی ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-478.aspx" target="_blank"><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">اینجا </font></a><font color="#000000" face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">)</font></font> </div></li><a href="/2011/01/_727.php"><font size="2"></font></a></font><font size="2"> <span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13.5pt"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 13pt"><span lang="EN-US" style="COLOR: rgb(0,0,204); FONT-SIZE: 13.5pt" dir="ltr"><img width="68" height="76" style="WIDTH: 68px; HEIGHT: 76px" src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pe2q_h-GQWZJMjCWnHrz_S3kHYm_SLI85EdzfR-yNzurPuI5zhgpPNwVvunuWKB7xs5iWLwe7Uyw2LRt0KdDwIw/Butterfly.jpg?psid=1" complete="true" /></span></span></span></span></span></span></span></span></font>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کالبد شکافی یک فرود .. ! </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.oldpilot.ir/2011/11/post_551.php" />
   <id>tag:www.oldpilot.ir,2011://1.789</id>
   
   <published>2011-11-19T22:14:35Z</published>
   <updated>2011-11-19T22:18:09Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.oldpilot.ir/">
      <![CDATA[<p align="center"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="shahbazi---1" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pTqE-NqJxIp77_wWUNSiGFSroOFTD2uHuj6e2xCuGH8lNwuIW0wCFzXJ2QKG905Kt4FO5UVlVKwNzw6K6JVNlfA/shahbazi---1.jpg?psid=1" complete="true" jquery151075098782746086="160" /></p>]]>
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font color="#33ffcc" size="4" style="BACKGROUND-COLOR: #000000"> نگرشي به پرواز مسکو به تهران &quot; <font color="#ffcc00">ايران اير</font> &quot; </font></strong>  </p><p align="center"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="shahbazi---1" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pTqE-NqJxIp77_wWUNSiGFSroOFTD2uHuj6e2xCuGH8lNwuIW0wCFzXJ2QKG905Kt4FO5UVlVKwNzw6K6JVNlfA/shahbazi---1.jpg?psid=1" complete="true" jquery151075098782746086="160" /><font size="2"><img style="WIDTH: 450px; HEIGHT: 468px" alt="shahbazi---2" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pEif2Y0sYktO0zXP8wxmYMledGQVn94eSCWBh3PF41IJsVL3Dl91UW07whqb5_ndWiZlrqMIZR8j0EhaRYggmNQ/shahbazi---2.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center"><font size="2"><font color="#ff3300"> برچسب ها :</font> <font color="#660000">کاپيتان شهبازي + کاپيتان عقدايي + هواپيماي ۷۲۷ + بازنشدن چرخ جلو + خطوط هوايي ايران اير + پرواز مسکو به تهران + فرودگاه مهرآباد + بازنشدن چرخ جلو  </font></font></p><p align="center"><font size="2"><strong><font color="#006699">به بهانه مقدمه ..</font></strong> </font></p><p align="center"><font color="#006699" size="2">اگر چه در باره حادثه اضطراري پرواز مسکو - تهران به کاپيتاني &quot; هوشنگ شهبازي &quot; مطالب متعددي در رسانه ها منتشر شده است و همه مهارت اين استاد خلبان گرامي رو ستوده و قلبآ تحسين و تقدير کرده اند ، اما برخي از دوستان و خوانندگان محترم از من خواستند تا تحليلي در اين زمينه به سبک و سياق هميشگي ارايه دهم . قبل از مطالعه مطلب ذيل بهتره اين نکته مهم رو ياداوري کنم .. دانش و اطلاعات بنده مربوط به هواپيماهاي نظامي است . و حدود دو دهه از بازنشستگي ام مي گذرد ! مضاف بر اين که  ساختار کاربردي و دستورالعمل هاي پروازي هواپيماهاي مسافربري تومني دو زار با هواپيماهاي ارتشي  بويژه با &quot; قارقارک &quot; هاي دوست داشتني بنده توفير داره ! ضمن اين که بار ديگر تآکيد  مي کنم ..  آن چه بيان مي شود صرفآ ديدگاه شخصي ام است . </font></p><p align="justify"><font color="#006699" size="2"></font></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#990000">اصل خبر چي بود ..!؟</font></strong>  </font></p><p align="right"><font size="2"><font color="#cc0000">فرود اضطراري هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ ايران اير به دليل باز نشدن چرخ جلو</font> </font></p><p align="justify"><font color="#660000" size="2"> روز سه شنبه ۲۶ مهرماه،هواپیمای B727-200 با رجیستر EP-IRR که از مسکو به سمت فردگاه امام خمینی (ره) در حال حرکت بود به دلیل باز نشدن چرخ دماغه برای فرود اضطراری به فرودگاه مهر آباد رفت و با مهارت کامل خلبان شهبازی به سلامت به زمین نشست.هیچ آسیبی به مسافران خدمه وارد نشده است و همه از هواپیما تخلیه شده اند</font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">اين خبري بود که بلافاصله بعد از فرود امن و مقتدرانه کاپيتان &quot; هوشنگ شهبازي &quot; در بعد از ظهر همان روز موضوع داغ خيلي از رسانه هاي داخلي و خارجي شد . و هر يک به فرا خور بضاعت خويش به آن پرداختند . آن چه که تقريبآ در اغلب خبر ها از قلم افتاد ، اشاره نشدن به تلاش و تبحر ساير خدمه در پرواز شماره &quot; ۷۴۲ &quot; هواپيمايي ايران اير بود ! بگذريم ... براي تجسم بهتر حادثه ، ابتدا به زبان ساده ماجراي اين پرواز رو بيان کرده و در ادامه تحليل فني خويش رو بازگو خواهم کرد .. </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">پرواز تهران - مسکو و بالعکس</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">مکان : فرودگاه مهرآباد </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">زمان : بيست و ششم مهرماه ۱۳۹۰ </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">بر و بچه هاي شيفت شب &quot; ديسپچ &quot; هواپيمايي &quot; ايران اير &quot; از قبل اطلاع داشتند که براي مسير تهران به مسکو دو کروي پروازي تعين شده است . ( <font color="#990000">در پرواز هاي طولاني { لانگ رنج } معمولآ از دو گروه خدمه { خلبان ، کمک خلبان ، مهندس پرواز و .. } استفاده مي شود . زيرا مدت مجاز پرواز { </font> <font color="#ff0000">crew Duty</font> <font color="#990000">} براي خلبانان محدود است . { <font color="#ff0000">در دوران ما براي خلبانان نظامي ۱۴ ساعت تعين شده بود</font> }  و در صورت باطل شدن زمان قانوني ، هيچ خلباني مجاز به پرواز نيست . از اين رو براي رعايت ايمني از دو گروه استفاده  شده بود  ) <font color="#000033">به همين دليل آن ها شب با &quot; واحد ترابري &quot; هماهنگ کرده بودند که صبح زود ماشين به در خونه خلبانان و کادر پروازي مراجعه کند . در سپيده دم روز سه شنبه ۲۶ مهرماه هر دو کروي پروازي هواپيماي &quot; ۷۲۷ &quot; در ساختمان ديسپچ حضور مي يابند . اما از بين آن ها تنها کاپيتان &quot; رستگار فر &quot; و کاپيتان &quot; قربان پور &quot; براي تکميل &quot; فرم پروازي &quot; به مسئول مربوطه مراجعه مي کنند . تجربه به آن ها  نشون مي داد با وجود پيش رو داشتن چهار لندينگ در برنامه ( <font color="#990000">فرود در فرودگاه هاي امام ، مسکو ، امام و مهرآباد</font> ) پروازي لذت بخش و امني پيش رو دارند .. کاپيتان رستگار فر بعد از چک کردن هواي حال حاضر مسير و پيش بيني ساعات آينده ، اقدام به درج اطلاعاتي چون .. مقدار بنزين ، تعداد خدمه و مسافران ، فرودگاه آلترناتيو و .. در فرم پرواز مي کند . طبق برنامه کروي دوم شامل کاپيتان &quot; هوشنگ شهبازي &quot; به اتفاق کاپيتان &quot; عقدايي &quot; در مسير رفت &quot; آزاد &quot; هستند . مهندس پرواز به اتفاق کادر فني به دقت بازيدهاي قبل از پرواز را با گردش به دور هواپیما آغاز مي کنند . &quot; خان محمدي &quot; سر مهماندار با تجربه پرواز هم به اتفاق همکاران خويش سرگرم چک کردن لانچ باکس ها و ساير  اقلام پذيرايي مي شوند  .. همه چيز طبق روال عادي برنامه پيش مي رود .. سر ساعت تعين شده کاپيتان قربان پور با مسئول برج مراقبت فروگاه مهرآباد تماس گرفته و درخواست اجازه استارت مي کند ... </font></font></font></font></p><p align="justify"><strong><font color="#0066cc" size="2">پرواز به سوي فرودگاه امام ( ره )   </font></strong></p><p align="justify"><font color="#0066cc"><font color="#000033" size="2">داخل هواپیما مهمانداران با اونيفورم هاي يکدست و منظم خود سرگرم آماده کردن وسايل پذيرايي  هستند . دقايقي بعد صداي روشن شدن موتور هاي هواپيما آغاز پرواز رو اعلام مي کند . درون کابين هر دو خلبان به همراه مهندس پرواز سرگرم بررسي هاي قبل از پرواز مي باشند . دقايقي بعد با هماهنگي مسئول برج مراقبت ،  هواپيما خرامان خرامان خزش خود رو به سمت ابتداي باند ۲۹ راست آغاز مي کند  . با دريافت اجازه تيک آف ، دست راست کاپيتان رستگارفر بر روي تراتل ها ( دسته گاز ) قرار گرفته و با برداشتن پاهاي خود از روي پدال هاي ترمز ، پرنده اهنين لجام گسيخته بعد از دويدن بر روي باند به نرمي از زمين کنده شده و بعد از مدتي به سمت چپ متمايل مي شود .. مقصد بعدي خيلي طولاني نيست  از اين رو لحظاتي بعد آن ها فرودگاه امام خميني ( ره ) رو پيش روي خود مشاهده مي نمايند . خوشبختانه به دليل ترافيک سبک آن ها خيلي زود در موقعيت تقرب باند قرار مي گيرند ... ارابه هاي فرود هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ ايران اير خيلي نرم بر باند فرود بوسه زده و بعد از طي مسافتي پشت خودروي &quot; مرا تعقيب کنيد &quot; قرار مي گيرد .  داخل فرودگاه از ساعاتي قبل همه کار هاي مربوط به خروج مسافران انجام شده است . و جماعت انبوهي چشم به راه آمدن هواپيما هستند .. بعد از توقف هواپيما  کارهاي زميني با نظم خاصي صورت مي پذيرد .. طولي نمي کشد که با وصل شدن پلکان به درهاي هواپيما ، مسافران پرواز مسکو با اشتياق قدم به داخل هواپيما مي گذارند .. مهمانداران با متانت در حالي که لبخند به چهره دارند آن ها رو راهنمايي مي کنند .. سر ساعت مقرر دوباره پروسه استارت ، خزش و تيک آف آغاز مي شود .. مسير پرواز تا فرودگاه مسکو به خير و خوشي طي شده و هواپيما سر ساعت مقرر زمين مي نشيند  .. </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><strong><font color="#0066cc" size="2">فرودگاه مسکو ، همان روز  </font></strong></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">اين بار نوبت به گروه دوم مي رسد تا مسئوليت پرواز شماره ۷۴۲ شرکت هواپيمايي &quot; ايران اير &quot; رو به عهده گيرند . کاپيتان &quot; هوشنگ شهبازي &quot; طبق عادت هميشگي ابتدا با نگريستن به فرم هواپيما ( <font color="#990000">کتابچه اي که همه اشکالات هواپيما در ان درج مي شود و بعد از تعمير و چک هاي نهايي توسط بالاترين مقام تخصصي سالم بودن آن تآئيد مي شود که اصطلاحآ آن را ريليز { <font color="#ff0000">release </font>} مي نامند</font> ) سابقه پرواز هاي قبلي رو با مرور کردن اشکالات قديمي چک مي کند . ( <font color="#990000">قطعآ اين عادت سبب دقت نظر بيشتري در پروسه بازديد هاي قبل از پرواز مي شود</font> ) او بعد از اتمام کنترل و بازرسي هاي روتين هواپيما قدم به داخل کابين گذاشته و در صندلي سمت چپ مي نشيند . کاپيتان دوم پرواز &quot; عقدايي &quot; هم بعد از احوالپرسي چک ليست اش رو آماده مي کند . آن ها با کنترل صفحات آلات دقيق و پنل هاي مربوطه از مقدار سوختگيري مجدد هواپيما هم مطمئن مي شوند . ( <font color="#990000">معمولآ خلبان ها سوخت اضافي با خود حمل نمي کنند . چون علاوه بر افزايش وزن هواپيما ، خطرات ديگري هم به همراه دارد . طبق گفته کاپيتان شهبازي مقدار سوخت زده شده به هواپيماي فوق معادل مصرف از مسکو به فرودگاه امام بعلاوه مقداري که براي فرودگاه آلترناتيو { <font color="#ff0000">که معمولآ اصفهان يا شيراز است</font> } به اضافه مقداري براي نيم ساعت چرخش { <font color="#ff0000">هولدينگ</font> } به انضمام ده درصد اضافي { <font color="#ff0000">براي احتمالات پيش بيني نشده</font> } در نظر گرفت شده بود </font>) . </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><strong><font color="#0066cc" size="2">پرواز شماره ۷۴۲ ايران اير به تهران</font></strong></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font color="#000033" size="2">عاقبت پرواز شماره &quot; ۷۴۲ &quot; ايران اير با ۹۷ نفر مسافر و خدمه فرودگاه مسکو رو به مقصد تهران ترک مي کند . اين بار گروه کاپيتان &quot; رستگارفر &quot; در حال استراحت هستند . مهمانداران هم بعد از برقرار شدن تعادل هواپيما سرگرم پذيرايي از مسافران مشتاقي مي شوند که لذت پرواز با بوئينگ هاي آمريکايي رو عميقآ حس مي کنند .. ! به لطف هواي تقريبآ صاف مسير ، مناظر روي زمين قابل رويت هستند . هواپيماي ۷۲۷ با وجود عمر طولاني خيلي نرم و راحت اوج مي گيرد .. کاپيتان شهبازي سقف ارتفاع پرواز رو سي و هفت هزار پا انتخاب کرده است . (<font color="#990000"> طبق قوانين بين المللي ارتفاع زوج و فرد براي چهار جهت جغرافيايي الزامي است . به عنوان مثال هواپيماي فوق به علت پرواز از شمال به جنوب بايستي حتمآ از ارقام فرد براي سقف ارتفاعش استفاده مي کرد { <font color="#ff0000">۳۵۰۰۰ پا ، ۳۷۰۰۰ پا</font> } بديهي است پرواز هاي جنوب يه شمال رقم زوج است . { <font color="#ff0000">مثلآ ۲۶۰۰۰ پا ، ۳۸۰۰۰ پا و ..</font> } اين قانون براي شرق و غرب هم صدق مي کند . و بايستي مغاير با هم باشند . اين تدبير براي جلوگيري از برخورد هاي احتمالي است .</font> ) اوج زيبايي مناظر زماني است که هواپيما وارد حريم ايران عزيز شده و درياي مازندارن از پنجره هاي هواپيما قابل رويت مي شود . نگريستن به خاک وطن براي اون هايي که مدت ها از کشور دور بوده اند ، خيلي هيجان انگيز است . ( <font color="#990000">من خودم حتي براي دو روز هم که از ايران خارج مي شدم ، با ورود به حريم کشورم حس و حال عجيبي به سراغم مي امد .. واقعآ يادش بخير </font> ) </font></font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">پروسه کاهش ارتفاع ..</font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2"> کاپيتان شهبازي طبق برنامه تنظيم شده پروازي اش وقتي به ۱۲۵ ناتيکال مايلي ( <font color="#990000">هر ناتيکال مايل برابر ۸/۱ کيلومتر است</font> )  فرودگاه امام خميني ره مي رسد بعد از هماهنگي با مرکز کنترل خطاب به همکارش مي گويد &quot; ديسنت &quot; ( <font color="#990000">کاهش ارتفاع</font> ) مي کنيم .. با اعلام اين جمله که مفهومش آغاز پروسه کاهش ارتفاع و انجام طرح تقرب است همه خدمه طبق چک ليست فرود ، وظايف محوله خود رو آغاز مي کنند .. ابتدا کاپيتان عقدايي که پيش از آن هدايت هواپيما رو به عهده داشت با شنيدن واژه ( <font color="#990000">من دارمش</font> ) دست هايش رو از يوک ( <font color="#990000">فرمان هواپيما</font> ) برداشته و به اين ترتيپ مسئوليت کنترل رو به کاپيتان شهبازي واگذار کرده و خود سرگرم آماده کردن چک ليست مي شود . در اين هنگام مهندس پرواز هواپيما آخرين بررسي هاي پيش از فرود رو انجام داده و سعي مي کند توازن سوخت درون باک ها رو تنظيم کند ( <font color="#990000">معمولآ در پرواز هاي طولاني مقدار سوخت مصرفي از باک ها يکسان نيست و ممکنه يک باک ته مانده سوخت اش بيشتر از باک ديگر باشد . اين امر در حين پرواز مسئله اي نيست . اما قبل از فرود بايد ته مانده سوخت باک هاي قرينه مساوي باشند . چون در غير اين صورت موقع فرود تعادل هواپيما به هم خورده و ممکنه باعث خروج  از باند شود</font> ) نظارت بر تخليه پرشرايز هواپيما ( <font color="#990000">معمولآ به طور اتوماتيک تخليه مي شود</font> ) از ديگر کارهايي است که مهندس پرواز انجام مي دهد ..  &quot; خان محمدي &quot;  سرمهماندار هواپيما با روشن شدن چراغ هاي اخطار ( <font color="#990000">بستن کمر بند هاي نجات و عدم کشيدن سيگار</font> ) با کمک مهمانداران وضعيت مسافران رو چک کرده تا همه صندلي ها به حالت اول برگردانيده شوند .. کاپيتان شهبازي با به عقب کشيدن اندک تراتل ها ( <font color="#990000">دسته هاي گاز</font> ) دور موتور ها کاهش يافته و  دماغه هواپيما پائين مي آيد . در ادامه اين صداي کاپيتان عقدايي است که آخرين وضعيت هواپيما رو با مرکز کنترل ترافيک چک کرده و با فرودگاه مقصد ارتباط برقرار مي کند .. همه چيز همانند دو فرود قبلي عادي به نظر مي رسد .. </font></p><p align="justify"><font color="#0066cc"></font><font size="2"><strong><font color="#0066cc"> باز نشدن چرخ جلوي هواپيما</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">به دليل کاهش تدريجي ارتفاع ، هواپيما هر از گاهي تکان هايي مي خورد ( <font color="#990000">اين امر به دليل کاهش دما ، فشار جاذبه و گاهي هم عبور از توده هاي ابر است . که خطري در بر ندارد</font> ) چهره بعضي مسافر ها با هر تکاني تغير يافته و با فشردن دسته صندلي زير لب انواع ورد  و دعا هايي که بلد اند رو نجوا مي کنند  .. حرفه اي تر ها به روي مبارکشون نمي اورند اما وقتي تکان شديد تر مي شود ، ته دلشون به لرزه در مي آيد ! کاپيتان عقدايي  چک ليست فرود رو قرائت مي کند .. کاپيتان شهبازي با نظارت بر سيستم ها ، با کلمه کوتاه  &quot; چک &quot; پاسخ همکارش رو مي دهد .. تا اين که نوبت به کلمه &quot; فلاپ &quot; ( <font color="#990000">شهپر</font> ) مي رسد ..  کاپيتان بر اساس تجربه و سرعت &quot; ديسنت &quot; درصد پائين اومدن شهپر ها رو اعلام مي کند ( <font color="#990000">معمولآ با پنجاه در صد شروع مي کنند .. گاهي هم به درخواست کاپيتان تدريجي پائين مي آيد</font> )  مسافراني که صندلي اون ها پشت به بال هاي هواپيما قرار دارد ، بيرون آمدن فلاپ ها رو که توآم با صدا است ، مشاهده مي کنند . با نزديک شدن به پانزده مايلي فرودگاه نوبت باز شدن چرخ ها مي رسد .. با اعلام کاپيتان ، دست هاي عقدايي به روي اهرم چرخ هاي فرود رفته و آن را پائين مي کشد .. صداي باز شدن چرخ ها و کم شدن سرعت هواپيما رو همه احساس مي کنند . اين بار شهبازي منتظر مي ماند تا همکارش <strong>باز و قفل شدن</strong> چرخ ها رو به اطلاعش برسوند . ( <font color="#990000">در کنار اهرم چرخ ها سه عقربه کوچک وجود دارد که نشاندهنده وضعيت چرخ هاي هواپيما است . درون اين عقربه ها خط هاي مورب سياه و سفيدي وجود دارد { <font color="#ff0000">باربر پول ، که کنايه به علامت هاشور در حال چرخش آرايشگر هاي آمريکايي است ! و پول هم به معني قطب</font> ) که بعد از باز شدن ارابه هاي فرود و قفل شدن آن ها ، خط هاي مورب تغير شکل داده و علامت قفل بودن رو نشان مي دهد . در بعضي هواپيماها هم چراغ هاي کوچکي تعبيه شده اند که به محض قفل شدن چرخ ها ، چراغ ها به رنگ سبز روشن مي شوند . اگر به هر دليلي يکي از سه چرخ هواپيما { <font color="#ff0000">سمت راست عقب ، سمت چپ عقب و چرخ هاي جلو</font> } باز نشوند .. يا باز شده اما قفل نشده باشند ، خلبان متوجه مي شود علاوه بر اين ها ، درون دسته اهرم چرخ ها چراغ هايي { <font color="#ff0000">معمولآ به رنگ قرمز</font> } تعبيه شده اند که به محض پائين آوردن دسته روشن شده و بعد از قفل شدن چراغ ها خاموش مي شوند </font></font><font color="#000033">) کاپيتان عقدايي با تعجب مشاهده مي کند چرخ هاي عقب هواپيما پائين اومده و قفل شده اند ، اما چرخ جلو همچنان بسته مانده است .. ! ( ببخشيد اصلاح مي کنم : عمل باز کردن چرخ ها قبل از باز کردن فلاپ ها است ) </font></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pTvr92kMhFNq_BNt02Gx_l4azjUgYxt-Kd5NFE_HdfUEDTQrE4nZAt08CaMDu1rS3_5pbUOMRSpbywYMnb2UMPQ/31.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="center"><font size="2"><font color="#000066">ا<sub>ين تصوير آرشيوي است و مربوط به بوئينگ ۷۶۷ است .</sub></font> </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">مواجه با اضطراري ..</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">کاپيتان شهبازي خيلي خونسرد ابتدا از همکارش مي خواهد بار ديگر اهرم چرخ رو بالا داده و مجددآ آن را پائين آورد .. با جمع شدن محفظه ارابه هاي فرود و پائين اومدن دوباره آن ، کاپيتان رستگار فر و قربان پور قبل از همه حدس مي زنند که مشکلي در ارابه هاي فرود هواپيما پيش آمده است .. !</font><font color="#000033"> اما بدليل اين که شهبازي  خود استاد خلبان است ، ان ها بر اساس اصول و عرف پروازي تا مادامي که مشورتي از آن ها نشده ، دخالتي نمي کنند . بعد از انجام کارهاي مقدماتي چون چرخ هاي جلو همچنان بسته مونده بود با نظر شهبازي  ضمن اعلام وضعيت اضطراري به فرودگاه امام ، به مسئولان کنترل ترافيک خواسته کاپيتان مبني بر حضور در منطقه &quot; رود شور &quot; ( <font color="#990000">يازده مايلي فرودگاه بين ساوه و پادگان پرندک</font> ) به منظور &quot; هولدينگ &quot;  ( <font color="#990000">چرخش بيضي وار</font> ) و ريکاوري ( <font color="#990000">عيب يابي</font> )  اطلاع داده مي شود . بعد از دقايقي بوئينگ ۷۲۷ ايران اير بر روي منطقه امن درخواست شده قرار مي گيرد . شهبازي از همکارش درخواست مي کند  تا پروسه رفع عيب رو به روشي که کمپاني معظم بوئينگ توصيه کرده انجام دهند . (  <font color="#990000">معمولآ روش هاي متعددي رو کارخانه هاي سازنده هواپيما براي مقابله با انواع اضطراري هاي پيش آمده در پرواز در اختيار خلبانان قرار مي دهند . که در مورد چرخ ها ابتدا بعد از يکي دو بار امتحان اهرم که با کنترل فيوز ها همراه است ، در صورت نتيجه نگرفتن به سراغ باز کردن دستي مي روند .. { <font color="#ff0000">در هواپيماهايي چون هرکولس ابتدا به وسيله آچاري بنام &quot; شتر گلو &quot; سعي مي کنند اهرم پائين آورنده رو با دست چرخانده تا تدريجي چرخ ها پائين بيايد . اگر اين روش هم نتيجه نداد ، با باز کردن مهره بالاي شفت نگهدارنده چرخ ها ، با فشار وزن  لاستيک ها رها شده و پائين مي آيند . در ادامه اين روش بايستي حتمآ سيستم چرخ ها با زنجير هاي مخصوصي محکم بسته شوند که آن را اصطلاحآ &quot; تاي دان &quot; مي گويند } .</font> البته بعيد مي دونم روش اخر در مورد هواپيماهاي مسافربري مصداق  داشته باشد . به همين دليل فضايي به وسعت جا گرفتن يک انسان در محفظه چرخ جلو وجود دارد  ) <font color="#000033">. </font></font><font color="#000033">در زماني که هولدينگ آغاز شد ، براي رفع هر گونه ابهامي ، مسئله باز نشدن چرخ جلوي هواپيما به مسافران اطلاع داده مي شود ..  </font>   </font></font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#0066cc"> تلاش براي باز شدن چرخ جلو ..</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">بعد از حدود بيست دقيقه چرخش هاي متوالي در منطقه &quot; رود شور &quot; وقتي همه تلاش ها و توصيه ها جواب نمي دهد ، کاپيتان شهبازي تصميم نهايي اش مبني بر &quot; فرود بدون چرخ جلو &quot; رو گرفته و بعد از مشورت با تيم پروازي قرار مي شود براي فرودي امن و کم خطر ، شرايط اضطراري پرواز و فرود بدون چرخ جلو را با مسافران در ميان بگذارند . (<font color="#990000"> زيرا رعايت استاندارد هاي ايمني توسط سرنشينان ، و آگاهي آن ها از نحوه صحيح روش هاي نجات درصد ريسک رو کاهش مي دهد . به همين دليل يکي از نکات مهمي که مهمانداران در دوره هاي آموزش خود ياد مي گيرند ، نحوه مواجه با انواع اضطراري ها ، انتقال صحيح اصول نجات به مسافران و روحيه بخشي به ان هاست</font> ) . سرپرست مهماندارن &quot; خان محمدي &quot; تمام تلاش خود رو با کمک ساير همکارانش انجام مي دهند .. اما به خاطر طولاني شدن چرخش هاي هواپيما ، کنترل و آرام کردن مسافران کمي دشوار به نظر مي رسد . در اين هنگام کاپيتان قربان پور به ياري مهمانداران آمده و سعي مي کند همه مسافران در آرامش نکات ايمني رو رعايت کنند . اما از اون جايي که تعداد زيادي از سرنشينان هواپيما روس بوده و زبان انگليسي رو بلد نبودند ، توجيه اون ها مشکل ساز شده بود ! خوشبختانه با کمک يک ايراني که به زبان روسي مسلط بود ، تمام توضيحات ايمني بيان مي شود .. کاپيتان شهبازي بعد از مشورت با همکاران با تجربه خود چنين تصميم مي گيرند که به جاي فرودگاه امام در مهرآباد فرود آيند . ( </font><font color="#990000">بدون شک يکي از تصميمات صحيحي که در اين پرواز اخذ شد ، فرود در فرودگاه مهرآباد بود . زيرا با توجه به احتمالاتي از قبيل اتش سوزي ، چند تکه شدن بدنه ، پرت شدن مسافران به روي باند و .. فاصله طولاني فرودگاه امام تا مراکز درماني شهر مشکل ساز مي شد . نکته مهمي که خود شهبازي هم بعد از فرود به آن اشاره کرده بود ، يک بانده بودن فرودگاه امام بود . که در صورت اتش سوزي ساعت ها باند بين المللي کشور مسدود مي شد و اين به صلاح کشور نبود . </font></font></p><p align="justify"><font color="#990000"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">فرود در فرودگاه مهرآباد ..</font></strong>  </font></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">وقتي تصميم نشستن در فرودگاه مهرآباد قطعي مي شود ، کاپيتان شهبازي با حفظ خونسردي و توصيه آرامش به همکارانش منطقه رود شور رو به سمت فرودگاه مهرآباد ترک مي کند .. سکوت کاملي کابين مسافران رو فرا گرفته است .. کاپيتان با تجربه هواپيماي ۷۲۷ بعد از هماهنگي با برج مهرآباد ، به وي اطلاع داده مي شود که باند ۲۹ چپ ( <font color="#990000">که اغلب هواپيماهاي نظامي در آن فرود مي آيند</font> ) براي فرود وي آماده است . کاپيتان شهبازي به دليل سال ها پرواز بعد از انجام محاسباتي خيلي راحت و حرفه اي محل تماس دماغه هواپيما به انضمام متراژ تقريبي سايش رو به مسئول برج مراقبت اعلام مي کند ! تا نيروهاي آتش نشاني و خدمات پزشکي در نقطه اي نزديک به سانحه حضور يابند . ( </font><font color="#990000">تجربه ثابت کرده است در سوانح هوايي نجات جان مصدومان و حادثه ديدگان به صدم ثانيه ها بستگي دارد . و هر چه فاصله آمبولانس ها و نيروهاي امداد به محل سانحه نزديک تر باشد ، انسان هاي بيشتري نجات مي يابند .. </font><font color="#000033">) هواپيما بعد از انجام طرح تقرب با سرعت و ارتفاع مجاز هر لحظه به فرودگاه نزديک و نزديک تر مي شود .. ( </font><font color="#990000">يکي از خطراتي که در اين گونه مواقع جان سرنشينان هواپيما رو تهديد مي کنه ، دارا بودن سوخت در ته باک هاي هواپيماست ! به همين دليل هواپيماها براي اجتناب از اتش سوزي ، قابليت تخليه سوخت { <font color="#ff0000">دامپينگ </font>} را دارا مي باشند . و خلبان ها مقدار اضافه بنزين در باک هاي هواپيما رو در منطقه امن &quot; هولدينگ &quot; خالي مي کنند . </font><font color="#000033">) در اين پرواز به دليل سوزاندن سوخت اضافي در هنگام چرخش ، کاپيتان شهبازي بدون دامپينگ به سمت باند فرود مي رفت .. نيروهاي امداد و کارمندان برج مراقبت نفس ها رو در سينه حبس کرده بودند .. خوشبين ترين آدم ها هم انتظار آسيب و تلفات انساني رو کرده بودند .. مسافران براي پرهيز از هر گونه آسيبي طبق راهنمايي هاي خان محمدي و کاپيتان قربان يور با گرده کردن دستان خود پشت گردن و قرار دادن سر به روي زانو ، کاملآ آماده هر نوع حادثه اي بودند .. کاپيتان شهبازي با اعتماد به نفس مثال زدني طبق محاسباتي که از قبل کرده بود ، خيلي راحت ابتدا چرخ هاي هواپيما رو بر روي باند قرار داد .. او با کنترل يوک و بالا نگه داشتن دماغه هواپيما ، مسافتي رو طي کرد .. اما با کم شدن سرعت اوليه هواپيما ، حفظ دماغه در آن وضعيت امکان پذير نبود .. بالاخره در همان نقطه اي که از قبل پيش بيني کرده بود ، نوک هواپيما به زمين برخورد کرده و با کشيده شدن چند متري بر روي زمين ، خيلي آروم و بي صدا توقف کرد ..  بلافاصله مسافران با کمک خدمه پرواز از در هاي خروجي به بيرون آمدند .. بدون اين که کوچک ترين خوني از دماغ کسي بيايد .. در ادامه  اين صداي کف و هوراي مسافران و نيروهاي امدادي بود که به او شکل از کاپيتان شجاع و کادر پروازي مجرب ايران اير تقدير و تشکر به عمل آوردند ...   </font></font></p><p align="center"><font color="#000033" size="2"><img src="http://mq0gcq.blu.livefilestore.com/y1p_vGdy_GbVVn-9dPTQC9koWqiUcgFXri9TFfkrpo8F2py9iU83rK8zu7rPEyJXibU17mxjeFjeGB6tuDPylSu_hv4Hfc_OFFd/4.jpg" complete="true" /></font></p><p align="right"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">حفظ خونسردی مهم ترین عامل</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">اگر از من پرسیده شود .. مهم ترین عامل موفقیت کاپیتان شهبازی چی بوده است ؟ بدون درنگ ابتدا به حفظ خونسردی ، اعتماد به نفس و مهارت هاي فردي وي اشاره خواهم کرد . يادمه مطلبي در اين مقوله قبلآ منتشر کرده ام . توصيه مي کنم ابتدا پست  ( </font><a href="http://www.blogfa.com/Desktop/حفظ%20خونسردي%20در%20پرواز" target="_blank"><font size="2">حفظ خونسردي در پرواز </font></a><font size="2">) رو مطالعه فرموده تا به صدق عرايض بنده پي ببريد . در اين جا به بخشي از آن مطلب اشاره مي کنم : </font></font></p><p align="justify"><font color="#330000" size="2">حتما تا کنون همه ما داستان های زیادی از روایات واقعی پروازهایی شنیده ایم که نباید به مقصد می رسیدند. بارها دیده شده که هواپیماهای ترابری - مسافربری و جنگنده ها در شرایط بسیار بسیار پیچیده و دشوار و مرگباری به لطف خداوند وبا مهارت خلبانان خود به مقصد رسیده اند . حتی شرایطی که علم هوانوردی در ان سکوت اختیار کرده و همه چیز را به شانس و تقدیر می سپارد . مطمئنا اگر از تمام خلبانانی که در شرایط دشوار موفق به کنترل هواپیمای خود شده اند پرسیده شود که .. چگونه موفق به انجام چنین کاری شده اند !؟  ان ها اولین رمز موفقیت در این کار را (حفظ خونسردی)خواهند دانست. خونسردی یکی از شاخصه های مهمی است که یک داوطلب خلبانی باید واجد ان باشد تا بتواند در شغل خود موفق باشد .در واقع تجربه وعلم ثابت کرده اند که علاوه بر شرایط علمی و هوشی که خلبانان باید واجد ان باشند شرایط روحی مانند اعتماد به نفس و خونسردی قدرت تصمیم گیری سریع و دقیق بسیار در بهبود عملکرد خلبانان هواپیما و یا بالگرد موثرند. به عبارتی .. گاهی اوقات حفظ اعتماد به نفس وخونسردی می تواند یکسری معادلات را به هم بزند و شما را از چند قدمی مرگ به زندگی باز گرداند این موضوع یک فرضیه نیست که فقط بر روی کاغذ مطرح شده باشد بلکه عملا ثابت شده است با نگاهی به بسیاری از سوانح هوایی می شود به دو نکته اساسی  دست یافت.</font></p><p align="justify"><font color="#330000"><font size="2"><strong>۱.</strong> در بعضی از سوانح حفظ خونسردی و قدرت تصمیم گیری صحیح به خلبانان کمک کرده که در سخت ترین شرایط بهترین تصمیم را بگیرند و خود و هواپیمایشان را نجات دهند.</font></font></p><p align="justify"><font color="#330000"><font size="2"><strong> </strong><strong>۲.</strong> بعضی دیگر از سوانح همواره عدم عملکرد صحیح خلبان را به علت ازدست دادن کنترل رفتاری وخونسردی به عنوان یکی از فاکتورهای مهم سانحه در خود جای داده اند . <font color="#cc0000">توصيه مي کنم حتمآ اين مطلب رو بخوانيد</font> . </font></font></p><p align="right"><font color="#000033"></font><font size="2"><strong><font color="#0066cc">نگاهي به انواع اضطراري ها</font></strong>  </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2">با بررسي و مطالعه اجمالي سوانح هوايي در مي يابيم که بخش عمده آن ها صرفآ بر اثر اشتباهات بسيار کوچکي رقم خورده است . که بدون شک با حفظ خونسردي و اعتماد به نفس خلبان و کادر پرواز مي شدخيلي از آن سوانح مرگبار را جلوگيري کرد ! براي نمونه چند موردي که از مستند هاي سازمان &quot; نشنال جئوگرافي &quot; ترجمه کرده ام رو مثال مي زنم :  ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-543.aspx" target="_blank"><font size="2">پرواز ارواح</font></a><font size="2"> ) ، ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-537.aspx" target="_blank"><font size="2">سقوط ايرباس روسي</font></a><font size="2"> ) ،  ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-1056.aspx" target="_blank"><font size="2">يک تيکه چسب باعث سقوط بوئينگ ۷۵۷ شد!</font></a><font size="2"> ) و يا ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-563.aspx" target="_blank"><font size="2">چند زنبور کوچک باعث سقوط هواپيما شد </font></a><font size="2">) با يک نگاه ( <font color="#990000">که توصيه مي کنم حتمآ مشاهده فرماييد چون همه تصويري هستند</font> ) متوجه مي شويم که ‌ همه اين سوانح ابتدآ با اعلام اضطراري همراه بوده است ! که متآسفانه گروه هاي پروازي فوق به دليل عدم حفظ خونسردي و اعتماد به نفس تصميم هاي مناسبي اتخاذ نکرده و خسارات جبران ناپذيري رو رقم زده اند .. ! اما از حق نبايد گذشت که خيلي از اشکالات فني در پرواز بقدري سريع رخ مي دهند که کوچک ترين فرصت واکنش از خلبان ها و کادر پرواز سلب مي شود . به عنوان مثال پرواز خطوط هوايي کاسپين رو مثال مي زنم که به دليل انفجار کمپرسور و برخورد قطعه اي فلزي به فرامين کنترل ، با سرعت باور نکردني در يکي از مزارع نزديک قزوين به زمين اصابت کرد ! </font></font><font size="2"><font color="#ff0000"><font color="#000033">با اين مثال ها چنين نتيجه مي گيرم که &quot; </font></font><font color="#ff0000"><strong>هيچ اضطراري رو نبايد در پرواز دست کم گرفت . چون ساده ترين مشکل هم مي تواند سوانح مرگباري در پي داشته باشد ..</strong> </font> <font color="#000033">همان گونه که مي دانيد &quot; عامل انساني &quot; نقش يسيار گسترده اي در اغلب سوانح داشته و دارد . لينک مثال هاي بالا تنها بخشي از اين نوع اشتباهات هستند که با کمي اعتماد به نفس و خونسردي مي شد از وقوع آن ها جلوگيري کرد . گاهي هم صرفآ نقص فني هواپيما ها  باعث اعلام اضطراري ها مي شود ( دقيقآ مانند همين پرواز ۷۲۷ کاپيتان شهبازي ) که اگه او هم احيانآ  دستپاچه شده و دست و پاي خود رو گم مي کرد ، همين اضطراري به ظاهر ساده موجب فاجعه اي عظيم مي شد .. با اين حساب چنين مي شود نتيجه گرفت که .. &quot; <font color="#ff0000"><strong>نبايد هر اتفاق ساده اي رو در پرواز دست کم گرفت ..</strong></font> &quot;</font></font></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">اضطراري باز نشدن چرخ ها ..</font></strong> </font></p><p align="justify"><font size="2"> <font color="#000033"><font color="#000033">بعد از پي بردن به نقش &quot; وضعيت اضطراري &quot; </font>در پروازها که خلبان و خدمه پروازي نقش بسيار تعين کننده اي در آن دارند ، براي تکميل شدن عرايض ام اشاره اي هم به &quot; وضعيت اضطراري چرخ  &quot; هاي هواپيما مي کنم .. </font><font color="#990000"><font color="#990000">همان گونه که مستحضريد هواپيما ها داراي دو نوع ارابه هاي فرود هستند . نوع اول چرخ هاي اصلي که اصطلاحآ اون ها رو</font> ( <font color="#ff0000">Main Landing Gear</font> ) مي نامند . و  نحوه قرار گرفتن اون ها در اغلب هواپيماها متفاوت اند (<font color="#ff0000">&nbsp;</font><font color="#330000">بعضي ها بر زير بدنه تعبيه مي شوند برخي هم در زير بال هاي هواپيما نصب مي شوند . تعداد محور و چرخ ها هم در هواپيماها نسبت به کاربرد پرنده اهنين متفاوت است . مثل هواپيماهاي  ايرباس آ - ۳۸۰ و جامبو جت که با بقيه تفاوت دارند</font><font color="#ff0000">&nbsp;</font>) نوع دوم چرخ هاي زير دماغه است که اصطلاحآ آن ها رو ( <font color="#ff0000">Nose Landing Gear</font> ) يا چرخ هاي جلو مي نامند . که حفظ تعادل بدنه رو حفظ مي کنند . و مقاومت ارابه هاي فرود اصلي رو ندارند . همان گونه که مي دونيد باز بودن دايمي چرخ ها موجب مقاومت هوا و کاهش سرعت مي شود ( <font color="#330000">و حتي در سرعت هاي بالا سبب کنده شدن محور ها از بدنه مي شود !</font> ) به همين دليل در زير هواپيما محفظه هايي براي جمع شدن ارابه هاي فرود تعبيه شده است . <font color="#000033">يکي از شايع ترين اضطراري ها در پرواز ، باز نشدن جرخ هاي جلو يا دماغه است در حالی که چرخ های اصلی باز شده اند . به همين دليل کارخانه هاي سازنده هواپيما روش هاي متعددي رو براي باز شدن ارابه هاي فرود در کتاب هاي فني و چک ليست هاي اضطراري درج کرده اند . در نهایت اگر باز نشد فرود بدون چرخ جلو تنها گزینه پیش روی خلبانان است . سخت ترین نوع اضطراری در مقوله چرخ ها ، باز نشدن ارابه هاي فرود اصلي است ! همان هايي که ضربات شديد برخورد هواپيما رو با سطح باند تحمل مي کنند . و در صورت عدم پاسخ به روش هاي توصيه شده چک ليست اضطراري ، خلبانان چاره اي جز فرود در باند از پيش آماده شده ندارند ! </font></font></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#990000"><font color="#000033"> </font></font><font color="#990000">براي اين منظور سطح باند فرود توسط ماشين هاي اتش نشاني با ماده اي بنام &quot; فوم &quot; پوشانيده مي شود . و خلبان بايستي قبل از لندينگ تمام سوخت درون باک هايش رو تخليه { <font color="#ff0000">دامپ</font> } نمايد . که عملي بي نهايت حساس و خطرناک است . زيرا خلبان بايستي در نخستين اپروچ عمل فرود رو انجام دهد ، در غير اين صورت بايد مقداري سوخت براي &quot; گو اراند &quot; و چرخشي دوباره در باک هاي خودش نگهدارد ، که همين امر ريسک آتش سوزي و استرس هاي آن را افزايش مي دهد . </font><font color="#000033">در اين جا هم مهم ترين عامل در کنار مهارت هاي لازم ، حفظ خونسردي و اعتماد به نفس خلبان &quot; حرف اصلي &quot; رو مي زند . </font><font color="#ff0000"><strong>اما بدترين و خطرناک ترين مقوله در مبحث اضطراري چرخ هاي اصلي هواپيما ، باز شدن يک سمت ارابه هاي فرود و بسته موندن طرف مقابل است ! </strong></font><font color="#000033">از اين رو يکي از آموزش هاي متداولي که کارآموزان رشته خلباني طي مي کنند ،روش هاي مقابله با انواع وضعيت هاي اضطراري ، خصوصآ در مقوله باز نشدن چرخ هاست . جالبه بدونيد روند آموزش ها حتي در مقاطع مختلف چک هاي خلباني وجود دارد . به عبارتي همه خلبانان روش هاي انواع و اقسام فرود ها  در شرايط مختلف رو مي دانند . و گرنه به مقام کاپيتاني نمي رسند ! راستش رو بخواهيد بنده در طول دوران حضورم در نيروي هوايي بار ها و بار ها </font><font color="#000033">شاهد وضعيت اضطراري باز نشدن چرخ ها  ( <font color="#990000">چه براي خودمون و چه همکارانم</font> ) بوده ام . اما تنها يک بار در دوران آموزشم در ايالت &quot;  <font color="#990000">ويرجينيا پايگاه لنگلي</font> &quot; آمريکا شاهد باز نشدن يک طرف چرخ هاي عقب هواپيماي هرکولسي بودم ، که خلبانش با تلاش فراوان خدمه پرواز با زحمت بسيار هواپيما رو سالم فرود آورد .. يادمه استادمون همه ما رو برد پيش گروه پروازي ياد شده و خواست تا سوالات خود رو مطرح کنيم .. در اون حادثه هم خونسردي تيم حرف حرف اول رو مي زد ..  </font></font></p><p align="center"><font size="2"><img style="Z-INDEX: 1; FILTER: alpha(opacity=100); ZOOM: 1" alt="shahbazi---3" src="https://blufiles.storage.live.com/y1pEif2Y0sYktO1sDrd5YhoC7IudhFVXNDvUxpHSPxlFc6cXIkjRZ2ehdlz2H2kmZzghY4FiN1i5msIH3wNlbMXIQ/shahbazi---3.jpg?psid=1" complete="true" jquery151075098782746086="248" /></font></p><p align="right"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">بازتاب حادثه در رسانه ها  ..</font></strong>  </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#000033">از لحظه اي که کاپيتان &quot; هوشنگ شهبازي &quot; چرخ هاي عقب هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ &quot; ايران اير &quot; رو با کف سرد باند ۲۹ چپ فرودگاه مهرآباد آشنا کرد ، بلافاصله خبرش عين برق و باد بر روي سايت هاي فارسي زبان داخل و خارج نقش بسته و به ياري تکنولوژي سايبري تبديل به &quot; تيتر اول &quot; شد ! </font><font color="#990000">تا اين جاي کار هيچ عيب و ايرادي نداره .. اما از اون جايي که ايروني جماعت اهل افراط و تفريطه ، ديگه ول کن قضيه نشديم و هر روز با تحليل هاي احساسي و ايضآ غير کارشناسي خود موضوع رو دستمايه انواع و اقسام شايعات سياسي و اجتماعي کرديم .. ! طوري که اصل قضيه محو شد ..! </font><font color="#000033">لذا با اجازتون قصد دارم از زواياي گوناگوني به ابعاد اين فرود شجاعانه بپردازم .. اما </font><font color="#000033">اما قبل از هر حرف و حديثي بدينوسيله رسمآ و کتبآ اعلام مي کنم .. به هيچ عنوان قصد کمرنگ کردن عمل شجاعانه کاپيتان  &quot; هوشنگ شهبازي &quot; و همکاران محترم ايشون ( <font color="#990000">که در کم تر جايي به نقش حياتي اون ها اشاره شده است</font> ) رو ندارم . و صادقانه بار ديگر تآکيد مي کنم .. اگه درايت و اعتماد به نفس توآم با خونسردي وي نبود ، قطعآ شاهد فاجعه اي مرگبار مي شديم . اما ... </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">پاسخ به يک پرسش بي جواب .. !</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"></font><font size="2"><font color="#000033"> يکي از پرسش هايي که در روز ها و هفته هاي بعد از حادثه مرتب در رسانه ها و سايت هاي مختلف مطرح مي شد ( شايد هم هنوز هم مي شود ! ) چنين است .. چرا مسئولان شرکت هواپيمايي ايران اير نشست خبري رسمي برگزار نکردند ..!؟ و از اين خلبان وظيفه شناس و قهرمان به نحو شايسته اي تقدير و تجليل نشد .. !؟ </font><font color="#990000"><font color="#000033">باور کنيد خيلي دلم مي خواهد منظورم رو اون طوري که شايسته است بيان کنم .. اما احساس مي کنم خداي ناکرده قادر به انتقال پيام نباشم ! از اين رو با يک مثال سعي مي کنم منظورم رو برسونم ..</font> &quot;  فرض کنيد در يک مدرسه يا دبيرستاني همه شاگردانش مستعد و با هوش هستند . و نمرات آن ها در همه دروس کمتر از نوزده نيست ! و آوازه اين دبيرستان و محصلانش در همه جا زبانزد عام و خاص شده است . حال اگه در اين مرکز آموزشي دانش آموزي در يکي از دروس نمره بيست اخذ کند . آيا شرافتآ توقع تقدير و تشويق دانش آموز مربوطه رو از مسئولان آموزشي همان دبيرستان داريم .. !!؟ حضرت عباسي اگه مسئولان اموزشگاه تو بوق و کرنا کنند که .. يا ايهاالناس ( <font color="#ff0000">در اين جا مراد رسانه هاست !</font> ) اي مردم .. ببينيد ما اين محصل رو به خاطر دريافت نمره بيست تشويق اش مي کنيم .. ! ( <font color="#ff0000">فراموش نکنيم هر يک از محصلان اين دبيرستان براي ثبت نام بايستي از هوش و ذکاوت و پيشينه آموزشي قوي و قابل قبولي هم برخوردار باشند . و با اين اوصاف بعد از قبولي در آزمون سخت از فيلتر هاي متعددي هم عبور کرده اند !</font> ) شما چه احساسي از اين قضيه خواهيد داشت .. !!؟ </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033" size="2">آقا جان وجدانآ ما که با کسي تعارف نداريم .. وقتي در همه عالم و آدم  ميهمان نوازي ، نوع رانندگي و پرواز خلبان هاي آس و شجاع و ...  ما ايراني ها زبانزد عام و خاص است .. و انصافآ همه هم قبول دارند . آيا شايسته است که براي يک اضطراري متداول از خلبان با تجربه اي چون &quot; شهبازي &quot; که اغلب ايرلاين ها آرزوي استخدام اون ها رو دارند ، توسط مسئولان خود ايران اير بزرگنمايي شود ، چه استنباطي از کار ما خواهند کرد ..!؟ ( <font color="#990000">لطفآ با قضيه مدرسه اي که مثال زدم قياس کنيد</font> ) اين رو اضافه کنم .. بنده به هيچ عنوان مخالف تشويق و تقدير از کاپيتان شهبازي ها نيستم .. اما در حد معقول درون سازماني ( <font color="#990000">که قطعآ هم چنين رويه اي در ايران اير رواج داشته و در سابقه وي درج مي شود</font> ) اما ابن که اين همه هياهوي کاذب شود مخالف ام .. انعکاس آن براي اون هايي که اين کاره اند اصلآ وجه خوبي ندارد . باور کنيد . </font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#cc0000">البته مي پذيرم شرايطي که بعد از تحريم هاي جهاني عليه خطوط هوايي کشور ما اعمال شد و سوانح مرگباري که پشت سر هم اتفاق افتاد که بخشي از آن به خاطر ضعف مديريت در صنعت هوانوردي و ميدان دادن به دلالان نامرد و سودجوي روسي و اکراني و ياران کوتوله ايراني آن ها بود ، چشم مردم شريف ايران ترسيده و هر لرزش شديد در پرواز رو لحظه اخر عمر خود مي پندارندبنابر اين طبيعي است که از مهار يک اضطراري متداول تا اين حد به وجد آمده و تا حد يک قهرمان ملي انتظار تشويق و اهداي مدال داشته باشند .. !</font>  </font></p><p align="justify"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">يک نفر به من بگه .. </font></strong> </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><font color="#000033">احساسم اين است حق مطلب رو بدرستي ادا نکرده ام .. همه هراس ام از اين است که مبادا سوء تعبيري از گفته هاي من پيش آيد .. اجازه مي خواهم با مثال ديگري اين موضوع رو بررسي کنيم .. ابتدا خواهش مي کنم اين لينک تصويري رو ببينيد</font> ( </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-554.aspx" target="_blank"><font size="2">فرود با موتورهاي خاموش </font></a><font size="2"> ) .. که چگونه يک فروند هواپيماي ۷۶۷  &quot; ايرکانادا &quot; به دليل اشتباه محاسباتي در مقدار سوخت ؛ هر چهار موتورش در نيمه هاي راه خاموش شده و آن ها مجبور مي شوند در يک پيست کوچک ماشين هاي مسابقه اي اون هم بدون چرخ هاي جلو به سلامت فرود آيند .. و دو روز بعد هم هواپيما به خط پرواز بر مي گردد .. <font color="#990000">حال پرسش من اين است .. اگه زبونم لال ، هفت قدم رو به قبله ، دور از جون همه چنين اتفاقي براي يکي از پرواز هاي برون مرزي &quot; ايران اير &quot; پيش مي آمد . و دست بر قضا کاپيتان اش هم جناب &quot; شهبازي &quot; بود ، وجدانآ فکر مي کنيد چه گونه بايد از او تقدير به عمل مي اورديم .. !؟ منظورم اينه در برابر چنين اضطراري مهم تري آيا تقديري باقي مي ماند که انجام دهيم .. !!؟ ( <font color="#ff0000">من در پايان همين مطلب لينک تجليل هاي رسمي توسط .. رئيس مجلس ، فرماندار ميانه ، شبکه بين المللي جام جم ، وزير راه و ترابري و .. را درج خواهم کرد</font> ) </font></font></font><font size="2"><font color="#000033">يا يک مثال ديگري سخن ام رو ادامه مي دهم .. همه شما قضيه فرود يکي از هواپيماهاي مسافربري آمريکا رو در رودخانه &quot; هودسون &quot; شنيده و تصاويرش رو مشاهده کرده ايد ..</font><font color="#000033"> صادقانه مي گويم .. اين کار براي خلبانان ايراني مثل آب خوردن است . و بي رو در بايستي همه کاپيتان هاي ما از پس چنين اضطراري هايي بر مي آيند</font><font color="#990000"> .. اما اگر مي بينيد آمريکايي ها سر و صداي تبليغاتي راه انداختند يا خلبان لهستاني به خاطر فرود بدون چرخ در باند ، &quot; قهرمان ملي &quot; خطاب شده و مدال شجاعت دريافت کرده است ، صرفآ به اين دليل است که اکثر اون ها تنها اپراتور هايي هستند که در سايه آموزش هاي کامل  فقط و فقط پرواز کردن رو فرا گرفته اند و به همراه پيشرفته ترين هواپيماهاي مدرن ، دقيقآ طبق اصول تعريف شده پرواز ، به ماموريت مي روند .. البته از حق نگذريم در ميان ان ها استعداد هاي شگفت انگيز فراواني هم به چشم مي خورد . که گاهي اوقات با ريسک کردن هاي منطقي مثل همکاران ايراني خود شگفتي  خلق مي کنند . </font><font color="#000033">به همين دليل است که براي آن ها اين گونه مهار کردن ها جلوه مي کند . خدا رو شاهد مي گيرم .. در همين جنگ ايران و عراق خلبانان ايراني ( <font color="#990000">از شکاري گرفته تا ترابري و حتي هلي کوپتر هاي هوانيروز</font> ) شاهکار هايي رو خلق کردند که فرود در رودخانه و ... تيله بازي به حساب مي آيد ! قبول کنيد حتي يک پرواز ساده و معمولي با هواپيماهاي قديمي که در سايه تجارب فوق العاده خلبانان ايراني و گروه هاي پروازي با تلاش و همت متخصصان کشورمون به پرواز در مي آيند ، واقعآ در قياس با کار ساير خلبانان جهان &quot; يک شاهکار &quot; محسوب مي شود .  </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><strong><font color="#0066cc">تمام سخن من اين است ..</font></strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"></font><font size="2"><font color="#000033"> بياييم کمي واقع بين باشيم . ما به جاي تبليغات حساب شده در راستاي تقويت حس اعتماد خلبان هاي خود با هياهو و شلوغ کردن </font><font color="#000033">هايمان   &quot; ضد تبليغ &quot; کرده ايم .. ! باورتون نمي شه .. !؟ با گذشت نزديک به يک ماه علنآ مي بينيم خود کاپيتان هم باب گلايه هايش رو گشوده و ابتدا تلويحآ از عدم تشويق همکارانش ناخرسند است .. ! ( <font color="#990000">البته من به مصاحبه هاي درج شده اطمينان نداشته و بعيد مي دونم جناب شهبازي علنآ چنين تقاضايي داشته است ! قضاوت رو به خود شما واگذار مي کنم</font> .. <a href="http://etemaad.ir/Released/90-08-07/150.htm" target="_blank">اعتماد </a><font color="#000000">، </font><a href="http://khabaronline.ir/detail/180376/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-/%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87" target="_blank">خبر آنلاين </a><font color="#000000">، </font><a href="http://ayandenews.com/news/38635" target="_blank">آينده </a>) و چنين توقعي رو خواسته و ناخواسته ايجاد کرده باشد ! البته بماند که هر گونه تجليل و تقدير رسمي توسط مقامات مسئول مستلزم پروسه تحقيقات کارشناسي از سوي متخصصان امر است .. و نمي شود انتظار داشت در فرداي روز سانحه بسان وبلاگ و سايت هاي فارسي زبان اسير احساسات هيجاني شده و بنده خدا رو از کار و زندگي و پرواز بيندازيم که مي خواهيم تشويقت کنيم ! البته من در خبرها خوندم که کاپيتان شهبازي و همکارانش رسمآ توسط وزير راه و ترابري و مسکن ، رئيس مجلس ، فرمانداري ميانه ، شبکه بين المللي جام جم مورد عنايت قرار گرفته اند .. اين هم لينک هايش ... <a href="http://nasrnews.ir/show.php?ID=6047" target="_blank">فرماندار ميانه </a> <font color="#000000"> </font><a href="http://www.aftabnews.ir/vdci3vazwt1apw2.cbct.html" target="_blank">آفتاب </a><font color="#000000">، </font><a href="http://www.entekhab.ir/fa/news/43459" target="_blank">انتخاب </a><font color="#000000">، </font><a href="http://www.alef.ir/vdcg779qnak9xn4.rpra.html?128585" target="_blank">سايت الف </a></font><font color="#000000">،  <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/183917/هواپیما-علی-لاریجانی-سازمان-هواپیمایی-کشوری-سقوط-هواپیما-/صنعت/اقتصاد" target="_blank">خبرآنلاين </a><font color="#000033">با اين حساب قبول مي کنيد کمي زياده روي کرده ايم .. !؟ حتمآ خواهيد گفت : فشار همين رسانه ها اين تشويق ها رو سبب گشته است !! الله و اعلم</font> </font></font></p><p align="justify"><font size="2"><font color="#0066cc"> <strong>کلام اخر اين که ..</strong></font> </font></p><p align="justify"><font color="#000033"><font size="2"><font color="#cc0000">کاپيتان شهبازي و همکارانش ثابت کردند از جنس بقيه خلبانان ايراني هستند ... با تجربه ، شجاع ، نترس با دريايي از اعتماد به نفس .. و بي جهت نام و آوازه خلبانان ايراني جهاني نشده است .. ! يک جمله هم خطاب به آقاي شهبازي نازنين ..</font> <strong><font color="#ff0000">ياشا قارداش</font></strong> ..  </font></font></p><p align="justify"><font color="#000033"></font><font size="2"> </font></p><p align="center"><font size="2"><img src="http://mq3qqw.blu.livefilestore.com/y1pfrFnU22g8oNpK5lpYJ3uZUGPcrSmjlpMIuSJiPBGMfTP0CD9HeOqyVEKtEQ_GJVyZ85GphdH25B1f-hXPjNHm2vcsjIwVyn9/autumn-3.jpg?psid=1" complete="true" /></font></p><p align="right"><font color="#000033" size="2"> با تشکر و احترام : </font></p><p align="right"><font size="2"><font color="#000033">بهروز مدرسی</font> </font></p><p align="right"><font color="#9900cc" size="2">اين پست ساعت ۱:۴۵ دقيقه بامداد بيست و نهم آبان ماه ۱۳۹۰ پايان يافت . </font></p><p align="center"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font color="#000099"><font size="2">پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران <font color="#990000"><img src="http://www.filedony.com/imgupload/files/xfrnmqg92rt73z4ttgel.gif" complete="true" complete="true" /></font></font></font></font></p><p align="center"><font size="2"><img width="185" height="151" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 151px" src="http://mq1bqq.blu.livefilestore.com/y1pJpVsuzXDHnGYzJz4AGNZ7tg_EIfKhhXgCjzq8gJvCszsNDv66bH3D1UBpH_1SjoHo6Z2oPmtF6dDZDkeg5G1MTUPqI7s8D7p/ajr4i2ce8c0d7seedv8o%5B2%5D.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /><img width="185" height="150" style="WIDTH: 185px; HEIGHT: 150px" src="http://zmtkoa.blu.livefilestore.com/y1p75wzDNNDS9g75bxiZzkxWenEhlldrn8QFDM-ilu3Vn3lFTEe8-8opVMvHusMw5HiVYKGlQn5DdKZJ-6_S5b5nNgA4UQ82XJ9/Weblog-Archive-.jpg?psid=1" complete="true" complete="true" /> </font></p><font color="#990000"><p align="center"><font size="2"> <font color="#000033"> </font>  <font color="#0000cc"> آرشیو سایت<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font>  </font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-481.aspx" target="_blank"><font color="#0066ff" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اينجا</font></a><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#000099"> </font>                      <font color="#003300">  آرشیو وبلاگ<img src="http://public.blu.livefilestore.com/y1pgrdtYPGVx8k4lkxQ7O0maIREpaPtfmFzAyCT38_jIF1QQot9lByM1Kqjkdb9ofEkc8OOZHBvAegnA_RfkcdObQ/b.gif?psid=1" complete="true" complete="true" /></font> </font></font><a href="http://oldpilot.blogfa.com/posts/?p=1" target="_blank"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><font color="#009900">اینجا</font><font color="#800000"> </font></font></font></a></p><p align="center"><font color="#006699"><font size="2"><strong>يک توضيح ضروري</strong> </font></font></p><p align="justify"><font color="#006699"><font size="2">همه شما ماجراي نشت بنزين از هواپيمايي که از مالزي عازم تهران بود ، خوانده و يا شنيده ايد . بنده هم بلافاصله در پستي مستقل ( </font><a href="/2011/11/post_549.php#more" target="_blank"><font size="2">اينجا</font></a><font size="2"> ) براي بازگرداندن اعتماد به مردم شريف کشورم ضمن ارايه  توضيحات فني عرض کردم .. تنها دليل اين اتفاق سر ريز شدن سوخت از باک هاي هواپيماست . بعد ها با اطلاعيه هاي &quot; ايران اير &quot; متوجه شدم حدس ام صحيح بوده است . اما امروز مطلبي به قلم يکي از خبرنگاران محترم در &quot; </font><a href="http://www.khabaronline.ir/detail/184388/سقوط-هواپیما-سوانح-هوایی-/قاضی‌زاده،-سمیه/وبلاگ" target="_blank"><font size="2">خبر آنلاين</font></a><font size="2"> &quot; خواندم که .. پرواز در آن وضعيت رو &quot; <font color="#cc0000">فاجعه اي بزرگ</font> &quot; ناميده بود ! لذا بار ديگر اعلام مي کنم .. نشت بنزين به هيچ عنوان خطرناک نيست . حتي اگر به صورت ريزش هم باشد ، وزش باد شديد در پشت هواپيما ، هر گونه مايع سيالي رو تبديل به پودر کرده و از هواپيما دور مي کند . چون طبق توضيحاتي که دادم باک ها به دليل احاطه بودن در نوعي اسفنج مقاوم ، حتي گلوله هم باعث ايجاد سوراخ در آن ها نمي شود . اما بازديد و معطلي در پرواز ياد شده صرفنظر از ملزم بودن خلبانان  در صورت دريافت هر گونه گزارش اشکال فني ، به جرآت مي شود اذعان داشت که </font></font><font color="#006699"><font size="2"> صرفآ به خاطر ايمني بيشتر و  بازگرداندن آرامش به جمع مسافران هواپيما بوده است . زيرا ادامه پرواز با هياهوي ايجاد شده سبب وحشت بقيه مسافران شده و  عملآ پرواز در چنان شرايطي امکان پذير نبوده است . و گروه پروازي مربوطه بهترين گزينه رو انتخاب کردند . فراموش نکنيم گروه پروازي هم جان خود رو مثل هر  مسافري دوست داشته و قط
