درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  يک تصميم ، يک درخواست

https://tzi7lq.dm2302.livefilestore.com/y2p5EC9-LLRE0CTmYEM-vwK4TDZtSQ5D6xICS5zOoLkGRI5495rWoveqQIyaYke6V7Uj_C6CUNqNSYKfAgcULB3Eqzk8R0b0VKiFOoElddeaM8/%D9%8A%DA%A9-%D8%AA%D8%B5%D9%85%D9%8A%D9%85.jpg?psid=1

https://tzi7lq.dm2302.livefilestore.com/y2p5EC9-LLRE0CTmYEM-vwK4TDZtSQ5D6xICS5zOoLkGRI5495rWoveqQIyaYke6V7Uj_C6CUNqNSYKfAgcULB3Eqzk8R0b0VKiFOoElddeaM8/%D9%8A%DA%A9-%D8%AA%D8%B5%D9%85%D9%8A%D9%85.jpg?psid=1

کليد واژه ها : سايت دلنوشته هاي يک کهنه سرباز + واسطه خير شدن + رو زدن به دوستان

 به نام ايزد پاک سرشت و با درود به خاک کهن ايران زمين و پرچم مقدس اش و عرض ادب و احترام به هموطنان گرامي به خصوص ياران و خوانندگان همدل و صميمي و دلاور مردان نيروهاي مسلح و ارتشيان قهرمان مطلب اين پست را تقديم حضورتون مي کنم . اميدوارم مورد قبول قرار گيرد .  

درد دل خودموني با شما

از زماني که خودم رو شناختم متوجه شدم محبت به انسان ها در ذات و سرشت ام نهفته است . به عبارتي خواسته يا نخواسته دوست داشتم به همه کمک کنم . هرگز کينه کسي رو به دل نمي گرفتم . گذشت زمان اين حس رو در وجود و افکارم نهادينه کرد . اولين فضاي خارج از منزل نيروي هوايي و سپس حضور در آمريکا بود . در غربت متوجه شدم محبت مرز و بوم جغرافيايي نمي شناسد اگر چه خودت غمگين خاک وطن باشي ! يادمه در همان دوران يکي از دوستان امريکايي ام که دوره پرواز با هواپيماهاي سنگين " سي - ۵ " رو مي گذروند نياز به پول پيدا کرد . من خودم مبلغ مورد درخواست وي را نداشتم . از دوست و هم اتاقي عزيزم " ماشالله مداح " قرض گرفته و به وي پرداخت کردم تا کارش راه بيفته { جناب مداح شکر خدا زنده و حاضر است مي تواند شهادت دهد } به پايان فارغ التحصيلي زمان زيادي نمانده بود . ما در پايگاه " لنگلي " در ايالت " ويرجينيا " بوديم . روز وداع با خاک امريکا فرا رسيد و بر حسب سنت ايراني جشن خداحافظي برگزار شد . همه دوستان و ياران خارجي را دعوت کرده بوديم . اما من به دوستي که ازش طلب داشتم اطلاع ندادم . چون مي دونستم دستش خالي است و با ديدن من خجالت خواهد کشيد . يادمه آقاي مداح خيلي برافروخته شده بود و مدام تکرار مي کرد .. بهروز پس طلب من چه مي شود .. !؟ بهش قول دادم در ايران باز مي گردونم .. 

سال ها از اين ماجرا گذشت و من دلار هاي دوستم رو پرداخت کردم تا اين که دست تقدير مرا راهي بندرعباس کرد . اون زمان هواپيماهاي " سي - ۵ " مرتب به ايران پرواز مي کردند . يکي دو بار شنيدم يکي از خلبانان هواپيماي غول پيکر " گالاکسي " سراغ ام رو گرفته است ! متآسفانه هر دو بار هم در پرواز بودم . فهميدم همان دوست قديمي و همدوره ام بوده است . اين اتفاق خارج از کشور رو مثال زدم تا مجبور نباشم کار هاي داخل ايران رو توضيح دهم ! خب انقلاب شد و جنگي در گرفت و من هميشه با همان ديد محبت اميز به انسان ها مي نگريستم . از درد و رنج مجروحان جنگي خصوصآ غير نظامياني که بر اثر بمباران هاي ناجوانمردانه زخمي شده بودند غصه دار شده و قلبم به درد مي آمد . عاقبت بر اثر تداوم رنج ها اين عضو بدن ام طاقت نياورد و سکته کردم .. ! از ذکر ماجراي رفتن به سوئيس و کمک هاي زنده ياد تيمسار دادپي براي گرفتن اجازه خروج از کشور مي گذرم . بعد از عمل جراحي تا قبل از بازنشستگي ناخواسته مدتي در خدمات فرودگاهي بودم و چقدر خوشحالم عامل خير شده و ده ها انسان بيکار رو دعوت به همکاري کردم ..

من آدم صدر در صد مذهبي نيستم اما به دعاي خير خيلي اعتقاد دارم و هر کسي خواست صد ها دليل و مدرک مستند ارايه مي دهم که چگونه از ده ها سانحه و حادثه مرگبار به طور اتفاقي نجات پيدا کردم . القصه بعد از بازنشستگي سرنوشت مرا به مجله سروش و صدا و سيما کشاند . و چقدر خوشحالم که در آن برهه هم عامل خير براي خيلي از جوانان شدم . اگر چه از بعضي دو رنگي ها و انسان هاي بد ذات ضربه خوردم ، اما چون هدف کمک به همنوعانم بود زياد اهميت نمي دادم ..در نهايت به خاطر تبعيض هاي آشکار و تملق و ريا کاري و اجبار به دروغ گفتن و دو رويي براي هميشه رسانه ملي رو ترک کردم ! اگر چه از حقوق و مزاياي بالايي برخوردار بودم . خب فشار روزگار و سکته هاي بعدي باعث شد که خود رو به مفهوم واقعي بازنشسته نمايم ! و چنين شد که خانه نشين شدم . اما نمي دانم چه عاملي باعث شد که به طور اتفاقي وبلاگي رو راه اندازي کردم ! اوايل حتي نمي دونستم چه بنويسم !؟ خيلي زود به  راهي افتادم که مسير زندگي ام رو عوض کرد ! تعجب نکنيد .. بيش از آن که تصور مي کردم ،خط و ربط سوژه هايم پيدا شد و در اندک زماني آمار بازديد کنندگان افزايش يافت . در کم تر از سه ماه به توصيه دوستان وبلاگ رو تبديل به سايت کردم . و ديري نپائيد خوانندگانم به بيش از هزار و دويست نفر رسيد ..

از ان جا که با ديدي مثبت و صادقانه کار خود رو آغاز کردم  همين سايت باعث شد تا با هموطنان زيادي در داخل و خارج از کشور آشنا شوم . بي اغراق بهترين حلقه ياران و دوستان در زندگي فعلي ام همين عزيزان هستند . خيلي از جوانان درخواست راهنمايي و مشاوره مي کردند و من با صداقت اگر کاري از دست خودم بر مي امد دريغ نمي کردم اما اغلب دست به دامان ساير ياران و دوستان مي شدم . باور کنيد از اين که به دوستان جوانم با تمام وجود ياري مي رسوندم خيلي خوشحال بودم . اما از حق نگذريم در اين وادي هم مشکلات عديده اي رو تجربه کردم . اما به هر حال به خاطر آشنايي و دوستي با نسل جوان راضي و خوشحال بودم . با ادامه ارتباطات ، تقاضا ها افزايش يافت  . بعضي از درخواست ها جنبه پيگيري قانوني داشت که از توانم خارج بود که سعي مي کردم با وصل کردن به دوستان قديمي و داراي نفوذ و قدرت مشکل آن ها رو بر طرف کنم . معمولآ هم شيوه کارم به اين شکل بود که طرفين رو به هم وصل مي کردم تا بدون واسطه اگر پرسشي پيش اومد دچار وقفه نشوند . برخي تقاضاي توصيه از بعضي ارگان ها داشتند .. عده اي دنبال استخدام بودند . خب طبيعي است که من به شخصه قادر به انجام خواسته هاي دوستان نبودم . اما از آن جايي که دلم مي خواست کار همه راه بيفتد قول مي دادم از همه رابطه هايم براي رفع مشکل استفاده کنم . راستش رو بخواهيد تنها کاري که در اين مواقع از دستم بر مي آمد رو زدن به اين و آن بود که اين کار رو با افتخار انجام مي دادم .

  https://tzi7lq.dm2302.livefilestore.com/y2pFZyFdb0SqkX1NfvQGA2fecKFUEhdPl7-YTQFKBBZrJ0StE3u_IIqocvMHZ38Y5A4ym8RApn4YU9a32JJHTzxstTnKx-XO5oSFfv1Pab4Bsw/Starting-Baner.jpg?psid=1

اما خب با بورکراسي ايران بهتر از من آشنا هستيد و مي دونيد هميشه جواب نمي دهد . اگر چه در اين جور مواقع قلبآ ناراحت مي شدم اما وجدانم آسوده بود که من با تمام وجود تلاش ام رو کرده ام . اما مشکلات اصلي از همين جا آغاز مي شد که تصميم به نگارش اين پست گرفتم ! واقعيت اين است بعضي از از دوستان بزرگوار با شنيدن پاسخ منفي بقدري آشفته شده و به اصطلاح به هم مي ريزند که در حد توصيف نيست . اگر چه من قلبآ حق رو به اون ها مي دهم . اما برخي از دوستان اتلاف زمان و پاسخ منفي رو از چشم من ديده و خيلي راحت پشت پا به دوستي ها مي زنند . و به قول قديمي ها تبديل به پسر شمر مي شوم ! اين رو اضافه کنم مشکلات و درخواست ها تنها به انجام توصيه و سفارش براي نهاد ها مربوط نمي شوند .  بخش اعظم ان مربوط به توصيه کار و استخدام در شرکت هاي هواپيمايي است . که همه مي دونند من هيچ شناخت و آشنايي با سيستم هواپيماهاي غير نظامي نداشته و ندارم . تنها تعداد انگشت شماري از دوستان قديمي مسووليت هايي در برخي شرکت هاي هوايي دارند که اغلب براي انجام کار دوستان به آن ها رو زده ام . برخي خوش شانس بوده و کارشون راه افتاده اما  عده اي ديگر به بن بست هاي قانوني خورده و ناکام ماندند .. ! اما اين همه مشکل نيست .. برخي از دوستان که دستي در شرکت هاي هواپيمايي داشته و من بر حسب وظيفه به اون ها هم رو زده و وعده هايي شنيده بودم ، با بدقولي هاي طولاني { در حد دو سال } باعث بي اعتباري نزد متقاضيان جواني شده ام که مدت هاي طولاني به اصطلاح " سر کار " بودند !  

يک تصميم يک در خواست .. !  

باور کنيد بقدري از بد قولي برخي دوستان حالم گرفته شده است که تصميم گرفتم يک بار براي هميشه بر خلاف ميل باطني ام ديگر به هيچ عنوان واسطه کاري که از دست خودم بر نمي آيد نشوم . تنها انتظارم از اين دوستان بزرگوار اين بود که .. لااقل وعده طولاني به متقاضيان { از خلباني گرفته تا مهمانداري و بخش فني } نمي دادند . تا نه وقت اون ها گرفته مي شد و نه آبرو و اعتبارم نا خواسته  خدشه دار مي شد . خدا رو شاهد مي گيرم بقدري از اين اتفاقات ناراحت هستم که مدت هاست از شرم شنيدن صداي به حق اون ها ،تلفن هايم رو خاموش کرده ام . از اين رو تصميم دارم از اين به بعد هرگز به کسي قول انجام کاري رو ندهم . مگر اين که از دست شخص خودم بر آيد . و از همه عزيزاني که در اين مدت به قول خودشون علاف وعده هاي بنده و دوستانم شده اند پوزش بخواهم . تنها درخواستي که از ياران جوان ام دارم اين است .. صرفآ تقاضاهايي از حقير کنند که قادر به انجامش باشم . مثلآ وسط خيابان معلق بزنم يا دور ميداني بدوم يا حتي آن ها رو کول کرده و مسافتي رو طي کنم .. اگر چه خيلي سخت است اما اين جوري حداقل آرامش ام رو حفظ مي کنم .

کلام اخر ...

آخرين درخواست رو از همکاران ژورناليستم دارم . راستش رو بخواهيد به فرزند يکي از نزديک ترين دوستانم که دختر خانمي با تحصيلات دانشگاهي در رشته گرافيک است و آثارش در چند نمايشگاه عمومي به نمايش در امده است از مدت ها پيش قول داده بودم کاري مرتبط با تجربه اي که دارد برايش دست و پا کنم . به دوستان زيادي سفارش اش رو کردم . حتي بنده خدا به خاطر مشکلات زندگي حاضر شد اگر کاري غير از رشته تحصيلي اش پيدا شد ، قبول کند . اما از شانس بد او و اقبال من مدت هاست شرمنده او و خانواده اش شده ام .. از اين رو از دوستان رسانه اي استدعا دارم اگر جايي رو سراغ دارند با اي ميل بنده مکاتبه فرموده تا لااقل از شرمساري بيرون بيايم .

 

https://teskga.blu.livefilestore.com/y1pig6_0ch_XJdQKSRh9gSB3ZynyKI5lLPMHtfWNcNuiMoH9GyFQrfWFZxJv_bVOrUSsXU7cWZGqjvbr9pQxej2BNkaIspBWhud/autumn-8.jpg?psid=1

    قدرداني از شبکه تلويزيوني نمايش  

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی .

 ای میل : Behrouz.journalist@gmail.com

 https://www.facebook.com/behrouz.modarresi  : فيس بوک 

این پست  ساعت ۲۰:۱۰ دقيقه بتاریخ دوم شهريور ۱۳۹۳ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

https://tzi7lq.dm2302.livefilestore.com/y2pmvo7I4wNt3Z-m6tc-qA8P0DaoYqZNUnWohXqZxHVVLL9jbHoKRt5EwmYNeNA-nhbmTPRRMs0CWpGXMTgv-zgh4GX2osmvMj-3UOmy0pFrZA/0001.jpg?psid=1

اگه يادتون باشه در يکي از پست هايم ( اينجا ) اشاره به حضور " مسعود فراستي " در شبکه نمايش و نقد هاي غير اصولي و مخرب او در برنامه " سينماي کلاسيک " کردم . و متذکر شدم در هيچ کجاي دنيا قبل از نمايش ، محتوا و داستان فيلم رو { اون هم به طور کامل } لو نمي دهند . اما منتقد پر ادعاي ياد شده با اين کارش علاقه مندان تماشاي فيلم هاي قديمي رو فراري مي دهد . اگر چه انتظار تغير فراستي يا شيوه نقد او را نداشتم ، اما ديشب وقتي با اکراه سري به شبکه ياد شده زدم در کمال ناباوري منتقد ديگري رو مشاهده کردم که جايگزين فراستي شده است . نکته قابل توجه توضيحات بسيار عالي و اصولي او در باره سابقه کارگردان فيلم { به خاطر يک مشت دلار } و فضاي دوران قديم ساخت فيلم بود . از اين رو وظيفه خود مي دونم به خاطر حرمت به مخاطبان انبوه و علاقه مند سينماي کلاسيک از اين اقدام شبکه نمايش تقدير و قدرداني نمايم . { اگر چه نمي دونم حضور منتقد جديد موقتي است يا دايمي ، اما در همين حد هم قابل ستايش است }

سایت پندار پی سی

 https://vwqpoq.dm2302.livefilestore.com/y2pThTRMC0Tts1vAtjZ3P0ih4Typmw-p1AancWOeqyOP-6Vg_6cqvR0Iz5Z95qvQi4aJ58P8HBH53ZNG3ynr_Fbb-jnGlP7wZZkxE2FFl0YftY/HKJ.gif?psid=1

- تعداد بازديد
  • 7808
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35