درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  روايت دردناک شليک به ايرباس ايراني

https://public.blu.livefilestore.com/y1p7VlYjiZLmrfdblxg2hT_Tlr85boNERQ564qcP_XSll2264f20ekI-EyCoxc0gFDga2eW7WBuxC4g6KEaswwj2g/Flight-655-1.jpg?psid=1 

https://public.blu.livefilestore.com/y1p7VlYjiZLmrfdblxg2hT_Tlr85boNERQ564qcP_XSll2264f20ekI-EyCoxc0gFDga2eW7WBuxC4g6KEaswwj2g/Flight-655-1.jpg?psid=1 

ترفند های کلیشه ای برای سرپوش جنایات ضد بشری 

https://public.blu.livefilestore.com/y1p6_0FWLYyqygC9cQPwct_pWcp1Drhybp4snQWW0po5LpqtaDttUo7lM7uQErI2b815jqRjI8Iphm9ZjRf896Azw/Flight-655-2.jpg?psid=1

برچسب ها : ايرباس ايراني + پرواز ۶۵۵ + فرودگاه بندر عباس + خليج فارس + ناو وينسنس +ناو مونتگمري + موشك كروز + هواپيماي اف - ۱۴ + ويليام راجرز + كاپيتان رضائيان +جنگ ايران و عراق + قايق هاي تند رو + نفتكش ها + فركانس نظامي + رادار igies + آماده باش 

 به نام ايزد پاک سرشت و با درود به خاک کهن ايران زمين و پرچم مقدس اش و عرض ادب و احترام به هموطنان گرامي به خصوص ياران و خوانندگان همدل و صميمي و دلاور مردان نيروهاي مسلح و ارتشيان قهرمان مطلب اين پست را تقديم حضورتون مي کنم . اميدوارم مورد قبول قرار گيرد .

به بهانه مقدمه ...

هر روز با آغاز دوازدهم تير ماه سالگرد حمله ناجوانمردانه ناو امريکايي به هواپيماي ايرباس ايراني که بر فراز کانال هاي بين المللي پرواز مي کرد بد جوري حالم گرفته مي شود . و ياد پرپر شدن انسان هاي بي گناهي مي افتم که با شليک موشک سرنگون شدند . من تحليل هاي مختلفي طي سال هاي وب نگاري ام در باره اين سانحه وحشتناک نوشته ام و با دلايل فني سعي کردم ثابت کنم که اشتباهي در کار نبوده است . همچنين با تحليل فيلم مستند نشنال جئوگرافي که سعي کرده بود آن را اشتباه قلمداد کند با تصوير و مدرک ثابت کردم که صرفآ قصد پاک کردن صورت مسئله رو دارند . و به دشمنان قسم خورده داخلي که با شايعات کذب خود سعي در پايمال کردن خون شهداي پرواز 655 داشتند با دلايل فني - پروازي توضيحات لازم رو ارايه دادم . که متآسفانه به دليل پاک شدن آرشيو وبلاگم ،  يکي از مطالب قديمي ام  رو براي اون دسته از خوانندگان محترمي که تازه به جمع ياران همدل و صميمي اين تارنما پيوسته اند باز نشر مي کنم . ان چه در ذيل مي خوانيد بخشي از مطالب قديمي است :  

حرف های خودمونی ...

 شما ياران همدل و صميمي حتمآ مستحضر هستيد كه بنده در بيان خاطرات تاريخي و قديمي اغلب  اظهار نظر نكرده و بلكه سعي مي كنم حتي المكان راوي صادقي باشم . نكته ديگر اين كه اگر چه از بدو پيروزي انقلاب كه شعار " مرگ بر آمريكا " تقريبآ همگاني شده است . اما من به حرمت خاطرات خوبي كه در آن سرزمين داشتم هرگز اين كشور رو زير سوال نمي بردم . اما باور كنيد با تحقيقات جامعي كه در باب شليك دو موشك به هواپيماي ايرباس به عمل آوردم مخصوصآ با مشاهده مستند بازسازي شده اين حادثه دردناك كه از سوي سازمان نشنال جئوگرافي تهيه و توليد شده است به اين نتيجه رسيدم .. آمريكايي ها بزرگ ترين جنايت سياسي خود را در اين ماجراي خونين مرتكب شده اند . كه هرگز قابل دفاع نيست و ..  اگرچه سازندگان مستند " تشخيص اشتباه " خيلي تلاش كردند با افزودن بار دراماتيك و احساسي به كاراكتر مسببان حادثه از بار گناه اين افراد در افكار عمومي جهان كاسته و عمل آن ها را اشتباه در تشخيص قلمداد كنند ! اما اعتراف مي كنم كه اين ترفند ها هم موثر واقع نشده است ! كه در مجالي ديگر به نقد اين مستند و تلاش غير حرفه اي سازندگان آن خواهم پرداخت .

اگر چه در باره حمله امريكايي ها به هواپيماي ايرباس پرواز ۶۵۵ كه از بندر عباس عازم دبي بود قبلآ در اين تارنما با عنوان چرا به ایرباس حمله شد ؟ مطلبي منتشر كرده ام .. اما به خاطر شايعات مسمومي كه متآسفانه بعضي هموطنان ما خصوصآ در دنياي وب به آن دامن زده و مدعي بودند فرمانده ناو در اين ماجرا بي گناه بوده است چون يك فروند شكاري تامكت ( اف - ۱۴ ) ايراني در پشت ايرباس مخفي شده بود ! خيلي دلم مي خواست دروغ بودن اين نظريه مغرضانه رو ثابت كنم . اما خواست خدا چنين مقدر شد كه يك كمپاني عظيم با مخاطبان ميلياردي به نام " سازمان نشنال جئوگرافي " كه در سراسر جهان بيننده انبوه دارد ، اين فاجعه رو به صورت مستند بازسازي كرده و ضمن گفت و گو با يكايك عوامل حاضر و مسئول در ناو " وينسنس " ، هرگز به وجود هواپيماي شكاري در هيچ جاي فيلم اشاره نكرده  است ! بلكه بار ها اعلام كردند كه اشتباهي هواپيماي ايرباس رو به جاي تامكت گرفته بودند ! حتي دادگاه نظامي آمريكا هم به قصور در تشخيص رآي داد ! اما اين كه چرا بعضي ها سعي در القاي وجود هواپيماي شكاري دارند !؟  به همراه نقد عملكرد عاطفي مستند سازان منتشر خواهم كرد  .

شليكي كه اشتباه نبود

تحركات نظامي ناو وينسنس در خليج فارس در كنار ناو مونتگومري، نشان از آن دارد كه روز حادثه ويليام را جرز فرمانده وينسنس، ‌قصد و غرضي در گشودن آتش به سوي اهداف ايراني داشته است.

راجرز در ساعت 7:42 در واكنش به گزارش خلبان‌ هلي‌كوپتر اين ناو مبني بر اينكه قايق‌هاي ايراني به دور يك كشتي بازرگاني آلماني گردش مي‌كنند به مركز جنگي ناو مي‌رود و با اعلام وضعيت فوق‌العاده به سرعت به سوي محل شناور آلماني رهسپار مي‌شود اين در حالي است كه بنابر گزارش‌هاي رسمي هيچ كشتي بازرگاني در محل مورد بحث درخواست كمك نكرده بود.

با وجودگزارش گارد  ساحلي عمان مبني بر اينكه نشاني از قايق‌هاي  ايراني در آبهاي عمان وجود ندارد، ناو وينسنس، به سوي شمال تنگه هرمز حركت مي‌كند. چند دقيقه بعد كاپيتان مك كنيا، فرمانده مركز عمليات نيروي دريايي آمريكا، از اينكه وينسنس 64 كيلومتر بالاتر از محلي قرار دارد كه مي‌بايست در آن مستقر باشد تعجب كرده و از فرماندهان ناوهاي وينسنس و مونتگومري مي‌خواهد كه به سوي جنوب خليج فارس بازگردند.

ساعت 9:10 خلبان هلي‌كوپتر، بار ديگر به راجرز گزارش مي‌دهد كه قايق‌‌هاي ايراني به سوي او تيراندازي كرده‌اند. ويليام راجرز در واكنش به اين گزارش از دستور  فرمانده مركز عمليات، سر باز مي‌زند و مجدداً راهي شمال تنگه هرمز مي‌شود.

روزنامه شيكاگو تريبيون در اين باره نوشت كه اين هلي‌كوپتر آمريكايي بود كه با كم كردن فاصله‌اش با قايق‌هاي ايراني، قوانين درگيري را نقض كرده و دست به اقدامي خصمانه نسبت به واحدهاي سطحي ايران زده بود. در واقع هلي‌كوپتر وينسنس مورد اصابت هيچ گلوله‌اي هم قرار نگرفته بود و ضرورتي نداشت ويليام راجرز به سرعت مسير خود را به سمت قايق‌هاي ايراني طي كند. راجرز آماده استقبال از يك فاجعه بزرگ بود.

9:37 راجرز از فرمانده مك‌كنيا اجازه آتش به سوي قايق‌هاي ايراني مي‌خواهد. وي با ارائه گزارشي كه قايق‌ها به او نزديك شده‌اند و آرايش تهاجمي گرفته‌اند مركز عمليات را قانع مي‌كند تا اجازه شليك به سوي واحدهاي ايراني را به او بدهند. در حقيقت تحركات ناو وينسنس به فرماندهي ويليام راجرز، پوششي بود براي گرفتن اجازه حمله به اين قايق‌ها!

9:42 توپ‌هاي ناو وينسنس قايق‌هاي ايراني را غرق مي‌كنند.

47 :9 رادارهاي ناو وينسنس هواپيماي C-130 را كه از فرودگاه بندرعبارس بلند مي‌شد، نشان مي‌دهند. چند دقيقه بعد خدمه راداري وينسنس گزارش نزديك شدن يك اف- 14  را  مي‌دهند، اين در حالي است كه اسناد نشان مي‌دهد ايرباس ايراني علايمي را كه مبني برغيرنظامي بودن خود بوده مي‌فرستاده و با سرعتي كم در حال اوج گرفتن بوده است.

فرمانده وينسنس با غرق كردن دو قايق ايراني، توهم تهاجم از سوي مقابل را در سر داشته است. راجرز از مركز عمليات در بحرين براي شليك به هدفي كه به عنوان يك اف- 14  در فاصله 32 كيلومتري شناخته است، اجازه آتش مي‌خواهد.

لحظاتي بعد به راجرز اطلاع مي‌دهند كه جت اف- 14 در حال نزديك شدن است، و چند ثانيه بعدتر، افسر تسليحاتي وينسنس از روي عصبانيتي كه حتي قادر به فشار دادن كليد موشك نبود، وظيفه شليك به ايرباس ايراني را به افسر ديگري محول مي‌كند و دو فروند موشك، به سوي پرواز شماره 655 ايران اير پرتاب مي‌شود تا 290 مسافر اين هواپيما هيچ‌گاه به مقصد نرسند. ويليام راجرز به خاطر اين اقدام مدال شجاعت گرفت.

ادعاي مضحك

خدمه ناو وينسنس بعدها در پاسخ به اين اقدام، ادعا كردند كه علايم ايرباس ايراني را با علايم راداري يك اف- 14 كه در حال فرود آمدن بر روي ناو هواپيمابر فورستال كه در حدود 160 كيلومتر دورتر از وينسنس بود اشتباه گرفته‌اند.

اين ادعا زماني مضحك به نظر مي‌رسد كه بدانيم، وينسنس مجهز به سيستم راداري «ايجيز» (Agies) بوده كه يكي از معروفترين و پيشرفته‌ترين سيستم‌هاي راداري در تمام جهان محسوب مي‌شود. به نحوي كه برخي كارشناسان نظامي آن را متعلق به جنگ جهاني سوم مي‌دانند.

اين سيستم در واقع، سيستم تشخيص دشمن از دوست است تا در صورت انتشار امواج غيرقابل قبول از سوي مهاجم احتمالي، سيستم دفاع موشكي وارد عمل شود. ادعاي فرمانده ناو وينسنس در اشتباه پنداشتن ايرباس از اف- 14 به اين معني است كه مدرنترين سيستم جهان قادر به تشخيص يك هواپيماي مسافربري از هواپيماي جنگي نيست. در حالي كه گفته مي‌شود قدرت سيستم راداري ايجز به حدي است كه همزمان چند هدف را كشف و مورد رهگيري قرار مي‌دهد.

 تهران - ۱۲ تيرماه ۱۳۶۷
 
طبق هماهنگي و برنامه ريزي عمليات قرار است امروز كروي پروازي ياد شده ذيل از طريق بندرعباس به دبي پرواز نمايند  .
 
كاپيتان : محسن رضائيان
خلبان دوم : كامران تيموري
مهندس پرواز : محمود رضا اميني
سر ميهماندار : شادمهر طالبي
ميهمانداران : جلال نادري ، علي لواساني ، ژاله بنائيان ، نقي ترابيان ، مينا متولي ، سودابه ترابي نيا ، علي اكبر محسني و حميد بدخشان ..
 
ساعت ۵ بامداد ماشين عمليات جلوي منزل كاپيتان رضائيان توقف كرده و قبل از اين كه راننده زنگ در منزل را بزند ، كاپيتان مثل هميشه شاداب و سرزنده پيش دستي كرده و با گفتن سلام به راننده ، بزرگ منشي و كرامت خود را به ثبوت مي رساند ...
 
صبح همان روز - داخل هواپيما :
 
مسافران خوشحال و خندان  هر يك با روياي شيريني در ذهن يكي يكي از اتوبوس بزرگ مخصوص حمل مسافر پياده شده و با اشتياق از پلكان هواپيما بالا مي روند ...  درون كابين كاپيتان رضائيان به اتفاق كمك خود خلبان تيموري سرگرم مرور چك ليست پروازي هستند . اميني مهندس پرواز پشت سر آن ها بر روي صندلي نشسته و با تمركز خاص به يكايك سيستم ها نگاه مي كند .. در همين حال سودابه ترابي نيا وارد كابين شده و با لبخندي كه بر لب دارد به كروي داخل كابين سلام كرده و صبح به خير مي گويد .. كاپيتان وقتي بر مي گردد تا پاسخ سلام ميهماندار را بدهد ، با ديدن او با تعجب مي پرسد : اوا خانم ترابي نيا شما امروز با ما تشريف مي آوريد ؟ ميهماندار جوان به آهستگي مي گويد ... بله قربان . رضائيان مهربانانه اين بار مي پرسد .. خطري برات نداشته باشه دخترم ؟‌ ترابي نيا اين بار در حالي كه حجب و حيا مانع از نگريستن به چشم خلبان مي كند ، مي گويد .. قربان تازه ۴ ماهه است ..! حالا حالا ها مي تونم در خدمت باشم .. كاپيتان اين بار به طور جدي مي گويد .. ولي خيلي مواظب باش . سعي كن در موقع توربالانس حتمآ راحت بشيني
 
شادمهر طالبي سر ميهماندار هواپيما ضمن بررسي كترينگ و احوالپرسي صميمانه با ميهمانداران ، به محض نشستن همه مسافران بر روي صندلي هاي خود ، خطاب به همكارانش مي گويد ... خب بچه ها حاضريد ؟ وقتي پاسخ مثبت همكاران خود را مي شنود قبل از رفتن به سوي ميكروفن و اعلام خوشامد گويي و توصيه هاي ايمني ، خطاب به سودابه ترابي نيا مي گويد .. خانم از شانس تو ببين امروز چقدر كودكان ناز و ماماني ميهمان ما هستند ... راستي آمار بچه ها رو داري ؟ در همين هنگام ژاله بنائيان به ميان حرف همكارش  پريده و با عذر خواهي مي گويد .. ببخشيد سودابه جان ، ليست پيش منه .. كلآ ۵۷ نفر كوچولو ناز نازي همراه داريم .. انشاالله سودابه جون هم سال ديگه با كوچولوي خودش مياد پرواز مگه نه سودابه ..؟ در همين حال مينا متولي خطاب به همكارش مي گه .. مي گم ژاله جان امروز مسافر خارجي هم زياد تر از روز هاي ديگه داريم .. مي دوني چند نفرند ؟ خانم بنائيان با نگريستن در ليست مانيفست مسافران بعد از اين كه كمي ليست را بالا و پائين مي كنه مي گويد ... والله طبق اين ورقه اي كه من دارم سيزده نفر اماراتي ، ده نفر هندي ، شش نفر پاكستاني ، شش نفر يوگسلاوي و يك نفر هم ايتاليايي آن برد داريم امروز ....
 
پرواز به سوي بندر عباس ....
 
طراوت و شادابي بامدادي از درون كابين به خوبي احساس مي شد ... همه چيز مرتب پيش مي رفت .. ميهمانداران در فواصل تعين شده ايستاده و طرز استفاده از ماسك اكسيژن در مواقع خطر و نحوه قرار گرفتن بر روي صندلي در شرايط اضطراري رو با حوصله به مسافران گوشزد مي كنه ... چيزي به ساعت پرواز نمانده است .. خلبان تيموري بعد از چك كردن فركانس ها ، با زبان انگليسي از برج اجازه روشن كردن موتور ها رو درخواست مي كنه ...
   Mehrabad , Mehrabad This Is EP - IBU Requst Start Up
و لحظاتي بعد صداي مسئول برج كنترل است كه اجازه استارت را مي دهد . و متعاقب آن با روشن شدن دو عدد موتور هاي  جنرال الكتريك مدل CF6-50C2 به نرمي شروع به كار مي كند ... هواپيما بعد از عبور از فراز شهرهاي اصفهان ، شيراز در فرودگاه بندرعباس فرود مي آيد ..
 
آخرين پرواز .........
 
 در فرودگاه بندرعباس پس از تكميل سوخت و بازرسي هاي معمول هواپيما آماده پرواز به مقصد دوبي مي شود ..  از سوي ديگر در همين لحظات همان گونه كه در بالا ذكر شد ، ويليام راجرز فرمانده ناو جنگي وينسنز با تمهيدات دروغيني كه انديشيده نظر فرماندهان عالي رتبه خويش را در مقر بحرين به دست آورده و با نزديكي به سمت آب هاي ساحلي ايران منتظر اجراي نقشه شوم خود است .. كاپيتان محسن رضائيان بار ديگر به اتفاق كامران تيموري كمك خلبان با تجربه خويش چك ليست قبل از پرواز را اجرا مي كنند .. همه چيز آماده است .. بدين ترتيب هواپيماي  Airbus A300B2-203 با شماره ريجستر EP-IBU و شماره پرواز ۶۵۵ مجوز پرواز از كاليدور هوايي A59 و در ادامه مسير بين المللي A59W را دريافت مي كند ... هواپيما به آرامي محوطه رمپ هواپيمايي را ترك كرده و به ابتداي باند ۲۱ توقف مي كند .. مسافران با مشاهده روشن شدن چراغ هاي هشدار دهنده : بستن كمر بند ايمني و نكشيدن سيگار ، سعي مي كنند از پتجره هواپيما مناظر را تماشا كنند ..
 
بر فراز آب هاي نيلگون خليج فارس ....
 
كاپتيان رضائيان بعد از مطمئن شدن از سيستم هاي هواپيما ، در حالي كه زير لب كلمه .. الهي به اميد تو را زمزمه مي كند ،  دست راست خود را بر هر دو اهرم گاز گذاشته و با آزاد كردن سيستم ترمز ها ، هواپيما با شتاب به سوي انتهاي باند راهي مي شود ... بعضي مسافران با دست لبه صندلي را گرفته و زير لب دعا مي خوانند ... مادري با قرار دادن دست خود بر سينه كودك خردسال خود سعي در حفظ تعادل او را در زمان تيك آف دارد ... سودابه ترابي نيا با لم دادن بر روي صندلي مشرف به پنجره ، سعي مي كند كمر بند نجات را طوري ببندد كه آسيبي به مسافر كوچولوي خود وارد نشود ... بعضي ها خونسرد سعي دارند از پنجره مناظر زيباي شهر را تماشا كنند ... شهر ساحلي بندر با  قايق هاي ماهي گيري كه به شكل پراكنده بر روي آب قرار دارند ، چشم انداز زيبايي را به وجود آورده است .. كاپيتان با مشاهده عقربه سرعت ، به نرمي فرمان را به سمت خودش مي كشد .. هواپيماي ايرباس به آرامي الياف هوايي را شكافته و رو به بالا اوج مي گيرد ...  
 
ساعت ۹:۴۸ دقيقه به وقت ايران .....
 
 به اين ترتيب هواپيما در ساعت ۹:۴۸ دقيقه صبح به وقت تهران از فرودگاه بندرعباس بلند مي شود .. خلبان رضائيان بعد از لحظاتي كه هواپيما از زمين كنده شد ، با عقب كشيدن تراترها ( دسته گاز ) سعي در كاهش سرعت اوليه را دارد .. او در همين حال از كمك خود مي خواهد چرخ ها را جمع كرده و فلاپ ها رو تدريجي بالا بكشد .. و به اين ترتيب مسافران صداي جمع شدن ارابه هاي فرود و فلاپ ها را مي شنوند ... دقيقآ دو دقيقه بعد از تيك آف .. خلبان با مسئول برج مراقبت تماس گرفته و اعلام مي كند .. در حال ترك ارتفاع ۳۵۰۰ پايي است و در مسير كاليدور هوايي A59 قرار گرفته است . او كه به زبان انگليسي مكالمه مي كرده است  زمان تقريبي رسيدن به فرودگاه مقصد را به وقت بين المللي ساعت ۶:۵۳ دقيقه كه به وقت ايران ۱۰:۲۳ دقيقه است اعلام كرده و تقاضاي كسب ارتفاع ۱۴۰۰۰ پايي را مي كند .. او دقيقآ به برج مي گويد :‌ leaving 3500 feet for FL140 on Airway A59, estimating MOBET at 06:53 UTC (10:23 Iran time)
 
۷ دقيقه بعد از تيك آف ...  
 
اي كاش قدرتي داشتيم كه عقربه هاي زمان را در اين حالت متوقف كرده و از بروز فاجعه اي دردناك جلوگيري مي كرديم ... باور كنيد به زبان شرح حادثه اي چنين وحشتناك  و غمگين آسان مي آيد .. ولي واقعيت اين است داغ عزيز خيلي سخت است .. آن هم نا جوانمردانه .. بله عرض مي كردم ... ۵ دقيقه بعد از نخستين تماس و در شرايطي كه هواپيما در كاليدور بين المللي قرار داشت ... يعني هواپيما در ارتفاع ۱۲۰۰۰ پايي بود كه تماس براي رسيدن به ۱۴۰۰۰ پا برقرار شد .. و دقيقآ يازده ثانيه بعد از اين تماس ،  دو موشك از نوع " ام . اس - ۲ " ابتدا يكي به زير كاكپيت و دومي به قسمت عقب هواپيما اصابت مي كند .. و درد آور تر اين كه به محض شليك و بر خورد با هواپيماي مسافربري ، صداي هورا و غريو شادي از ناو آمريكايي به هوا خاست .. ثانيه هايي بعد هواپيما كه در آسمان منفجر شده بود ، قطعات آن بر روي آب فرو مي ريزد ...
 
چرا  ايرباس ايراني به اخطار آمريكايي ها توجه نكرد ؟
 
سوالي كه همه جا معمولآ مطرح مي شود و متآسفانه در كمتر جايي پاسخ صحيح آن را شنيده ام ، موضوع اخطار است .  خيلي ها مي پرسند چرا خلبانان با تجربه ايراني به اخطار هاي هشدار دهنده ناو جنگي آمريكا توجه نكردند ؟ در مقابل هستند كساني كه معتقدند ، آمريكايي ها براي انتقام گيري از تحقيري كه توسط مردم ايران شده بودند ، همان گونه كه مقررات بين المللي حضور در آبراه هاي قانوني كشور را ناديده گرفته بودند ، به همان راحتي هم قوانين اخطار پيش از شليك را انجام نداده و با قلدري تمام و نا جوانمردانه به سوي هواپيماي مسافربري ما شليك كرد ... شما چه فكر مي كنيد .. ؟ آيا آن ها به ايرباس ما اخطار داده بودند ؟
 
واقعيت چيست ؟‌
 
واقعيت امر اين است كه مسئولان ناو جنگي آمريكايي قبل از شليك سه بار اخطار به هواپيماي ما داده بودند .. اما چرا كاپيتان محسن رضائيان به آن توجه نكرده بود .؟ موضوعي است كه بايد در باره آن اطلاع رساني بشه .. واقعيت اين است اخطار آمريكايي ها روي موج فركانس هواپيماهاي نظامي پخش مي شده است . خوب يادمه در زمان جنگ وقتي ما به هر دليلي وارد آب هاي خليج فارس مي شديم يا در پايگاه هاي نزديك به منطقه پرواز مي كرديم ..  اغلب با اخطار هاي آمريكايي ها مواجه مي شديم .. مخصوصآ خلبانان شكاري كه بيشتر از ما ها با اين نوع اخطار ها  سر و كار داشتند ..  ولي از آن جا كه اير باس يك هواپيماي غير نطامي است ، طبيعي است آن بنده خدا ها هيچ گاه اخطار آن ها را دريافت نكرده بودند .. ضمن اين كه هنوز در منطقه خودمون بودند 
 
آيا راهي براي اخطار  وجود نداشت ..؟   
 
  چيزي كه كارشناسان مسايل صنعت هوانوردي جهان را متعجب كرده و شايد هم دل هر انسان آزاده اي را به درد آورده است ، استفاده نكردن از شيوه هاي مرسوم ديگر بوده است ..  به نظر من ، بهترين شيوه در اين گونه مواقع اين است كه با شليك منور هاي مخصوص " آلرت " كه در هر هواپيماي قراضه نظامي هم يافت مي شود ، خيلي راحت مي توانستند نظر خلبان را به خود جذب نمايند .. كه در اين صورت مرحوم محسن رضائيان حتمآ براي مانيتورينگ ماجرا سريع مي رفت روي فركانس 121.5 Mhz تا از آن طريق از پيغام بين المللي آگاه شود . لازمه به اطلاع برسونم اين  فركانسي كه عرض كردم بين المللي است و به آن IAD هم مي گويند كه مخفف (‌ International Air Defence ) است . و مرحوم رضائيان اگر به نحوي كه اشاره كردم آگاه اش مي كردند ، صد در صد از اين طريق اخطار آن ها را متوجه مي شد . راه ديگر اين بود با به پرواز در آوردند چند هواپيما از روي ناو ، او را وادار به ترك از منطقه مي كردند !! ( منطقه اي كه خاك خودش محسوب مي شود )
 
چرا اغلب جنازه ها لخت بودند ؟
 
تا آن جايي كه من به خاطر مي آورم تعداد اندكي از جنازه شهدا بدست آمد . و اغلب ان ها هم بدون لباس بوده و يا با لباس هاي پاره شده پيدا شدند .. علت اين مسئله كه خيلي ها معمولآ از من مي پرسند اين است كه .. از ان جا كه داخل كابين  هواپيما موقع پرواز  براي تنفس بهتر و مواجه نشدن با كمبود اكسيژن " پرشرايز " مي شود ، به محضل وارد آمدن ضربه اي سخت كه منجر به سوراخ در بدنه هواپيما شود ، تمام فشار داخل آن به شدت خارج شده كه همين امر سبب پاره گي لباس ها مي شود .. نكته ديگري كه لازم مي دونم به آگاهي شما خوانندگان محترم برسونم اين است كه .. شايد باور نكنيد بهترين مرگ ، همين مردن داخل هواپيماست .. زيرا به دليل شدت برخورد و خروج هواي پرشرايز ، مسافر در همان ثانيه هاي نخست بي هوش شده و مرگ را متوجه نمي شود .. به همين دليل بود من هميشه آرزو داشتم در هواپيماي خودم بميرم .. چون معتقد بودم راحت ترين نوع مرگ است .. و مسافران هرگز متوجه عمق فاجعه نمي شوند !

  

ماجرا به زمان جنگ ايران و عراق بر مي گردد كه طي آن نيرو هاي ايراني مانع از صدور نفت عراق از دهانه خليج هميشه فارس مي شوند .

قايق هاي تند روي ايراني متعلق به سپاه پاسداران با گشت زدن در آب هاي خليج فارس عرصه را براي كشتي هاي نفتكش عراقي تنگ كرده و با شليك گلوله و موشك آن ها را فلج مي كنند .

حمله برق آساي قايق هاي تندروي ايراني و شليك دقيق به هدف هاي شناور باعث شد آمريكا به بهانه اسكورت نفتكش ها وارد آب هاي گرم خليج فارس شود !

آمريكايي ها به بهانه اسكورت نفتكش ها حضور خود رو در منطقه تثبيت مي كنند !

اما نبرد در خليج فارس هم چنان ادامه دارد . و قايق هاي تند رو كنترل رو به عهده دارند .

ناو جنگي يو اس اس وينسنس به فرماندهي دريادار ويليام راجرز پس از يك اسكورت طولاني به جنوب خليج فارس برگشته است .

  

سوم ژوئيه ۱۹۸۸ ناو مونتگمري خبر حمله قايق هاي توپ دار سپاه پاسداران به يك نفتكش ليبريايي را به مركز عمليات نيروي دريايي آمريكا در بحرين مخابره كرد . كاپيتان " ريچارد مك كنيا " از مونتگمري خواست تا از درگيري اجتناب ورزيده و به جنوب خليج فارس رهسپار شود .   

 

ناو شكن وينسنسن در موقعيت جنوب خليج فارس قرار داشت . كه از مركز فرماندهي دستور مي رسد : يك فروند هلي كوپتر رو براي بررسي اوضاع به محل درگيري اعزام نمايد ..  

 

 كاپيتان ويل راجرز در كابين خصوصي اش سرگرم پوشيدن اونيفورم نظامي اش است .

در همين هنگام يكي از افسران اتاق فرماندهي خبر حمله قايق هاي توپ دار رو به فرمانده اش اطلاع مي دهد .

كاپيتان به محض شنيدن خبر ، به افسر تحت امرش مي گويد .. همين الان به اون جا مي آيم .

اين چهره فرمانده ارشد عمليات نيروي دريايي ايالت متحده آمريكاست كه در زمان وقوع حادثه در دفتر مركزي واقع در بحرين بسر مي برده است . و در مقابل دوربين از حادثه ان روز سخن مي گويد .

ناوشکن ویل راجرز در موقع دريافت خبر در جنوب خليج فارس حضور داشت .

ناوشكن وينسنس سعي مي كند موقعيت خود را تغير داده و به سمت شمال ، يعني به نزديكي ناو مونتگمري حركت كند !

در اين تصوير هوايي موقعيت ناو ها دقيقآ مشخص است .

فرمانده " ويل راجرز " دقايقي بعد وارد اتاق مركز كنترل ناو شكن وينسنس مي شود . لازم به ذكر است ناو ياد شده يكي از مجهز ترين ناوگان دريايي امريكا به شمار مي رود كه قادر است اهدافي را تا فاصله ۳۰۰ كيلومتري نشانه گيري و منهدم نمايد .

قايق هاي تند رو در حريم آب هاي قانوني كشور در خليج فارس مشغول گشت زني هستند ...

طبق دستور فرمانده ارشد ، ويل راجرز يكي از هلي كوپتر هاي مجهزش رو براي بررسي دقيق به منطقه درگيري مي فرستد . گفتني است هلي كوپتر فوق ( سيكورسكي ) با دو موتور قوي و تجهيزاتي كه دارد قادر به مقابله با انواع زير دريايي و كشتي مي باشد . ( از اين نوع هلي كوپتر ها در حمله به طبس آمريكايي ها استفاده كرده بودند - مدرسي )

به عقيده بنده .. آغاز گر ماجراي خونين از اشتباه خلبان هلي كوپتر گشت آغاز مي شود ! او بعد از بلند شدن از عرشه ناو ، بر خلاف مقررات اعلام شده بيش از حد به نيروهاي ايراني نزديك مي شود !

قواي ايراني با مشاهده نقض مقررات آمريكايي ها و نزديك شده هلي كوپتر به حريم آن ها ، با شليك آتش به او هشدار مي دهند ..

افسر جوان با مشاهده خط آتش وحشت زده شده و بلافاصله مراتب شليك از سوي قايق هاي تند رو را به فرمانده ويل راجرز گزارش مي كند !

فرمانده راجرز با شنيدن پيغام خلبان هلي كوپتر ، ابتدا از وي مي پرسد آيا كسي كشته و زخمي هم شده است !؟ وقتي جواب منفي را مي شنود ، از خلبان مي خواهد سريعآ خودش رو به ناو برساند .

سپس از همكارانش مي خواهد فوري اعلام وضعيت فوق العاده نمايند . لحظاتي بعد از بلندگو هاي بزرگ ناو صداي آژير خطر به صدا در مي آيد .. !

" مايك زوني نو " يكي از افسران حاضر در اتاق فرمان در باره آن روز چنين مي گويد .. با به صدا در امدن صداي آژير همه پرسنل بايستي سريع به سر پست هاي از قبل تعين شده بروند .. ماسك هاي خود رو زده و كلاه هاي حفاظتي رو به سر نمايند .. كسي حق ندارد خارج از پست تعين شده باشد .. !

پرسنل كه تا قبل از اين تاريخ در هيچ حمله واقعي شركت نكرده بودند .. طبق اموزه هاي تمريني خود در حالي كه سرگرم پوشيدن لباس هاي مخصوص خود هستند ، با عجله به سمت محل هاي تعين شده به راه مي افتند .. همه چيز براي ان ها تازگي دارد !

در مانيتور بزرگي كه در اتاق فرمان وجود دارد ، مختصات هر جنبنده اي در منطقه مشخص است . در اين مانتيور قايق هاي تند روي سپاه  همچنين وضعيت ناو مونتگمري و ساير نفتكش ها مشخص است .

خدمه در حال آماده باش به سر برده و با دقت كل منطقه رو زير نظر دارند ..

بعضي ها هم با دوربين مشغول شناسايي محل قايق ها هستند ..  

 

در باره قدرت آتش همين قايق هاي كوچك روايت هاي فراواني شنيده اند .. و مي دونند كوچك ترين غفلتي موجب حمله و اتش نيروهاي انقلابي ايران قرار خواهند گرفت .. !  

 

 روز سوم ژوئن ۱۹۸۸ با حوادث خونيني قرار است رقم بخورد .. ويل راجرز گزارش مشابهي را از حمله به نفتكش ها دريافت مي كند .. علي رغم تاكيد فرمانده ارشد در بحرين مبني بر عدم درگيري ، او به استناد اين گزارش ها ، مجوز گشودن اتش به روي قايق ها رو بدست مي آورد .. !

 وي سريع دستور حركت به سمت تنگه هرمز و شمال خليج فارس رو صادر مي كند .

سال ها بعد كاپيتان " ويل راجرز " در باره سوم ژوئن خاطر نشان مي كند كه .. ما در تير رآس قايق هاي توپ دار قرا گرفته بوديم . و اصلآ دلم نمي خواست هدف اولين شليك گلوله قرار گيرم !  

 

ويل راجرز علي رغم تاكيد فرمانده ارشد خود ، كه دستور عدم درگيري و نزديك شدن به نيروهاي ايراني رو صادر كرده بود ، عاقبت بدون كسب اجازه از مافوق خود با هدف درگيري به راه مي افتد !  

 

 ويل راجرز با اعلام موقعيت هدف هاي شناور متخاصم به افسران تحت امر خود ، عملآ موقعيت جنگي گرفته و شليك اتش رو اغاز مي كند ..

 

 ساعت ۹:۴۳ دقيقه بامداد ، صداي رگبار گلوله دل خليج فارس رو مي شكافد .. ! و بدين ترتيب پروژه روز خونين در خليج فارس رقم مي خورد ..

 

" مارك نيلسون " يكي ديگر از شاهدان عيني حاضر در ناو است كه در باره شليك مي محابا سربازان مي گويد .. براي سربازان و پرسنل گروه اتش ، اين نخستين مانور واقعي براي آن ها محسوب مي شد !

ساعاتي بعد ناوشكن وينسنس به ناو مونتگمري پيوسته و در كنار آن به حركت در مي آيد !  

 

همان گونه كه در تصوير هوايي مي بينيد هر دو ناو امريكايي فاصله خود رو به سواحل ايران كم مي كنند . آن ها مترصد برخورد با هر هدف شناوري هستند تا آن را به اتش بكشند !  

 

در همين هنگام يكي از افسران اتاق فرمان نگاهش به صفحه مانيتور مقابل  مي افتد . اسكوپ رادار مختصات يك فروند هواپيماي اوريون ( پي تري - اف ) رو نشان مي دهد .. !

 

در صفحه آبي رنگ مانيتور بزرگ ، سمت و سوي هواپيماي پي تري - اف ايراني كه در حال گشت زني  است به خوبي نمايان مي شود . ظواهر امر چنين نشان مي داد كه گشت ايراني به سمت ناو در حركت است .. ! مسئول رادار كاپيتان را مطلع ساخته و مي گويد ۶۲ مايل با ما فاصله دارد !  

 

هواپيماهاي پي تري - اف يكي از مدرن ترين هواپيماهاي اكتشافي با سطح پروازي بسيار بالاست كه قابليت انهدام شناور هاي اقيانوس پيما و اهداف زير دريايي را دارد .

 افسر رادار به روي فركانس نظامي رفته و با تغير شماره ها ، موفق به ارتباط با خلبان ايراني مي شود .

مسئول ارتباطات رادار به خلبان پي تري - اف هشدار مي دهد كه از محدوده حريم هوايي اش منحرف شده است ..

خلبان گشت دريايي تذكر مودبانه مسئول رادار ناو امريكايي رو شنيده ، و سريع تغير مسير مي دهد !

كاپيتان ويل راجرز از اون جايي كه مطمئن بود هواپيماي گشت دريايي با رادار قوي خود حركات آن ها را به خوبي زير نظر دارد ، خطاب به همكارانش گفت .. مواظب پي تري - اف ايراني ها باشيد . با رادار ما رو زیر نظر دارند ..  ممكنه نقشه اي در سر داشته باشند .. !

در همين هنگام كاپيتان " محسن رضائيان " خلبان ايرباس پرواز ۶۵۵ در فرودگاه بندرعباس با تاخير مواجه شده است .. ظاهرآ تعدادي از مسافران هواپیما با مشكل نقص رواديد مواجه شده بودند .. او به همراه كمك خلبان خود " كامران تيموري " و مهندس پروازش " محمد رضا اميني " منتظر اجازه پرواز هستند .

كاپيتان رضائيان بعد از اين كه متوجه شد مشكلات مسافران برطرف شده است ، رآس ساعت ۱۰:۰۵ دقيقه بامداد از برج مراقبت پرواز اجازه استارت و خزش رو دريافت می کند  ..

دقايقي بعد هواپيماي ايرباس آ- ۳۰۰ هواپيمايي ملي ايران به شماره پرواز ۶۵۵ به نرمي به سمت ابتداي باند به حركت در امد ... همه چيز عادي و طبعي به نظر مي رسيد .. 

 

هواپيما راس ساعت ۱۰:۱۷ دقيقه فرودگاه بندرعباس رو به مقصد دوبي ترك كرد ..

 

 هر دو خلبان در كمال آرامش و خونسردی به فكر پروازي ایمن و لذت بخش براي مسافران هستند ..  

 

طبق اعلام سازمان نشنال جئوگرافي  هواپيماي ايرباس رآس ساعت ۰۹:۴۷ دقيقه بامداد به پرواز در آمده است .. ( يادم باشه  در تحليل جداگانه اي كه در باره جانبداری پنهان سازمان نشنال جئوگرافي خواهم نوشت به موضوع اختلاف ساعت هم اشاره كنم . - مدرسي )

 

لحظاتي بعد از تيك آف پرواز شماره ۶۵۵ ، در صفحه مانيتور ناو وينسنس لكه اي كوچك نوراني كه نشاندهنده حضور جسمي پرنده در آسمان است ، به نمايش در می آید  .. !

با به نمايش در امدن حركت جسمي پرنده در اسكوپ رادار ،  افسر كشيك نتوانست نوع و اندازه هواپيما رو تشخيص دهد .. ! ( معمولآ رادار ها فاقد چنين توانايي هايي هستند .. و به همين دليل مشخصات پرواز هواپيما ها قبلآ به مراكز رادار مخابره مي شود - مدرسي )

" اندرسن " سوپروایزر کشیک رادار براي شناسايي هواپيماي ناشناس در گام نخست به سراغ سيستم تشخيص دوست از دشمن ناو ( IFF ) مي رود .

اندرسن براي تشخيص دقيق دگمه انتشار امواج رو فشار مي دهد ..  

 

 او سپس با حركت دادن " ماوس " دايره تمركز هدف را بر روي مختصات هواپيماي ناشناس قرار داده و آن را اصطلاحآ قفل مي كند .. و بدين ترتيپ موقعيت هواپيما را در صفحه مانيتورش مشخص مي نمايد .

 

با فعال كردن دگمه ، امواج الكترونيكي در جهات مختلف ناو در اتمسفر فضا منتشر مي شود .

 

اين امواج ( پالس ها )  بعد از برخورد با هر جسم پرنده اي در آسمان ، آن را مجددآ به سنسور هاي گيرنده ناو منتقل مي كند . كه پس از آناليز مشخص مي شود هدف دوست است يا دشمن !؟ به عبارتي سيستم اتوماتيك موجود در هواپيما ( كروسپاندر ) اطلاعات و كد هاي خود رو منتشر مي كند .  ( به طور كلي همه هواپيماهاي مسافربري كد هاي شناخته شده اي دارند كه ان ها رو با هواپيما هاي نظامي متمايز مي سازد . اما اين كه چرا اندرسن در روز سوم ژوئن تشخيص نداد ، موضوعي است كه مفصلآ بايد در باره آن بحث كرد - مدرسي )

 

 ( در اين تصوير چهار رديف نمايش دهنده ارقام را مشاهده مي كنيد كه اولين رقم دست چپ شماره هر كد اختصاصي است . مدرسي ) كد هاي شماره يك ، دو  و چهار مخصوص هواپيماهاي نظامي است . تنها كد سه براي هواپيماهاي غير نظامي استفاده مي شود . ايرباس ايراني هم در كد سه تقسيم بندي قرار گرفته بود ! اما ...!! 

" مارك نيلسون " يكي از افسران حاضر در ناو وينسنس در باره كد تشخيص دوست از دشمن چنين مي گويد : هر كسي مي تواند از كد سه استفاده كنه لذا نمي شه تشخيص داد كه هواپيماي مسافربري است يا مهاجم .. !

 

" اندرسن " بعد از اين كه موفق نشد هويت صحيح هواپيما رو از روي كد ها بدرستي تشخيص دهد كه آيا هواپيما نظامي است يا مسافربري ، براي برطرف كردن شك و شبهه اش در گام بعدي به سراغ ليست پرواز هاي مسافربري رفت كه در آن ساعت از فرودگاه بندرعباس قرار بود پرواز كنند .. !

( در اين جا لازم است در باره اين ليست توضيح دهم كه .. تمام پرواز هايي كه قرار است از مرز كشور خارج شوند ، قبلآ از سوي سازمان هاي مسئول از جمله وزارت امور خارجه مشخصات پرواز ، نوع هواپيما و ساير اطلاعات مورد نياز به كشور مقصد و حتي كشور هايي كه در مسير پرواز قرار دارند و از فراز آسمان آن ها عبور مي كنند ، مجوز { كليرنس } دريافت مي كنند . و تا اون جايي كه يادمه تا ۴۸ ساعت هم اعتبار داست . البته اطلاعات بنده قديمي است . شايد با پرواز هاي مسافربري تفاوت داشته باشد كه اميدوارم دوستان آگاه و مطلع در صورت لزوم اصلاح فرمايند .  مدرسي )

اندرسن با چك كردن آن ليست ، هيچ مشخصاتي دال بر تيك آف هواپيماي غير نظامي در ان ساعت از فرودگاه بندرعباس  نشد !  ( بزرگ ترين اشتباه مرگبار در همين لحظه به وقوع مي پيوندد . در ادامه متوجه سهل انگاري و قصور اين فرد خواهيد شد . ) 

 

بعد از اين كه اندرسن موفق نشد از طريق كديابي دوست يا دشمن هويت هواپيماي ايراني رو تشخيص دهد ، مسئول رادار به روي فركانس نظامي ( باز هم تآكيد مي كنم نظامي ) رفته و با لهن تهديد آميزي هواپيماي ناشناس رو چنين مخاطب قرار داد ... " هواپيماي ناشناخته ايراني كه در مسير ۲۰۳ درجه با سرعت ۳۰۳ ناتيكال مايل در ارتفاع ۴۰۰۰ پايي پرواز مي كني .. شما در حال اپروچ به منطقه جنگي ناو وينسنس آمريكايي در آبراه بين المللي هستيد .. "

 

اما هيچ پاسخي از سوي هواپيماي ناشناخته ! دريافت نكرد ..

 

كاپيتان رضائيان فارغ از اتفاقاتي كه در شرف وقوع بود ، در حال انجام مقدمات بعد از پرواز بود .  

 

ناو عظيم وينسنس با اون همه تجهيزات مدرني كه دارد ، فاقد بهر گيري از امكانات راديويي براي دريافت فركانس هاي مراكز كنترل ترافيك هواپيماهاي مسافربري است .. !  

 

اين بار نوبت به يكي ديگر از افسران ارتباطات راديويي ناو  مي رسد كه با همان لحن به هواپيماي ناشناس ايراني اخطار دهد .. ! اما همچنان هيچ پاسخي دريافت نمي شود .. !

 

اندرسن حالا با نزديك شدن هواپيماي ناشناخته ايراني كه در هر دقيقه هشت كيلومتر به ناو وينسنس نزديك و نزديك تر مي شود ، به دنبال تشخيص و شناسايي آن است ..

 

او به دنبال شناسايي و يافتن مختصات هواپيماي ناشناس از طريق فركانس هاي ( آي . اف . اف ) است كه اين بار در در ارتفاع يازده هزارپايي قرار دارد . ضمن اين كه وضعيت فركانس ها هم تغير يافته است . و در رديف هاي شماره دو و سه نمايان است !

افسر مسئول اين بار براي تشخيص هويت هواپيماي ناشناس به كتابچه كد هايش مراجعه مي كند . او با توجه به ارتفاع يازده هزار پا ، اين مختصات را به هواپيماي اف - ۱۴ نسبت مي دهد !  

 

و سپس خوشنود از كشف خود ، آن را با صداي بلند به ساير همكارانش در اتاق فرمان اطلاع مي دهد كه مكالمات پخش شده بر روي فركانس هاي نظامي مربوط به اف - ۱۴ است !!  

 

با شنيده شدن نام شكاري قدرتمند اف - ۱۴ ( تامكت ) ، در اتاق فرمان جنب و جوش خاصي پديدار شده و همه چشم به مانيتور هاي بزرگ مي دوزند .. ! اندرسن دليل كشف خود را صحبت هاي خلبان بر روي  كد هاي رديف دو و سه  اعلام مي كند ... !!

 

و بدين ترتيب برچسب " اف - ۱۴ " به مختصات هواپيماي ناشناس اطلاق مي شود ! و از اين لحظه به بعد حركت رو به جلوي ايرباس پرواز ۶۵۵ بر روي مانيتور با نام اف - ۱۴ ناميده مي شود !

حال در مقابل چشمان كاپيتان " ويل راجرز " يك شكاري قدرتمند قرار گرفته است .. !  

 

اين وضعيت در حالي اتفاق مي افتد كه چهل و هشت كيلومتر دور تر از محل استقرار ناو آمريكايي هواپيماي مسافربري ايرباس با ۲۹۰ نفر مسافر در كاليدور رسمي بين المللي در حال پرواز است .  

 

آن ها بي خبر از اتفاقات شومي كه در حال رقم خوردن است .. در حال پرواز هستند  . هرگز فكرش رو نمي كنند كه قرباني اشتباه در تشخيص خواهند شد .. !

اكنون در اتاق فرمان ناو وينسنس كاپيتان ويل راجرز به همراه همكاران خود بر اين باورند كه يكي از ده ها فروند هواپيماهاي مجهز و به روز  اف - ۱۴ كه شاه ايران از آمريكا خريداري كرده است ، اكنون در حال حمله به آن هاست ... !

به زعم كاپيتان ويل راجرز و همكارانش هواپيماي شكاري ايراني به قصد حمله به حريم ناو آمريكايي نزديك شده است ..

با نزديك تر شدن اف - ۱۴ ستوان لوسي افسر هماهنگ كننده ارتباطات به دستور كاپيتان ويل راجرز با  ستاد مركزي بار ديگر ارتباط برقرار كرده و اجازه گشودن اتش را در صورت نزديك تر شدن هواپيماي دشمن كسب مي نمايد .. !

ستوان لوسي به راجرز اعلام مي كند كه شكاري به ۲۰ مايلي ناو رسيده است و هنوز مسير خود را تغير نداده است .. ! چه دستور مي فرماييد ..!!؟؟

كاپيتان راجرز در حال تحمل فشار زيادي است . او در مخمصه بدي گرفتار شده است !

به دستور راجرز به پرسنل و خدمه ناو  اعلام وضعيت اضطراري اعلام مي شود . در اين حالت همه حالت دفاعي به خود گرفته و در حالت اماده قرار مي گيرند ..

با اعلام وضعيت اضطراري و به صدا در امدن آژير خطر از بلندگو هاي عرشه ،ناو حالت تدافعي به خود گرفته و در اولين اقدام طبق دستور العمل هاي دفاعي به حالت چرخشي حركت دايره وارش رو آغاز مي كند !

 

او از خدمه و ديده بان ها مي خواهد با چرخش دايره وار ناو ، به دقت مراقب آتش دشمن باشند . بدين ترتيب ديده بان ها با چشمان مسلح و غير مسلح اطراف رو به دقت زير نظر مي گيرند .. و يكي از خدمه هم ارتباط تلفني اش رو با اتاق فرمان برقرار كرده است ..

به گفته " مارك نيلسون " يكي از افسران حاضر در دفتر فرماندهي ، كاپيتان راجرز بقدري غرق در تصوراتش بود .. كه بدون رعايت شرايط تدافعي كه شامل لنگر انداختن ناو مي باشد ، با سرعت زياد در حال چرخش به دور خود بود . به طوري كه كتاب ها و تمام اشياء از قفسه ها به زمين پرتاپ شده و به سر و كله پرسنل برخورد مي كرد !!  

  

نيلسون افزود : بر عكس شرايط بحراني ما در ناو وينسنس كه خيلي اضطراري بود . و به گمان راجرز كه گمان مي داشت از زمين و هوا درگير خواهيم شد ، كاپيتان رضائيان سرگرم تلاش براي دستيابي و صعود  به ارتفاع مورد نظرش در كاليدور بين المللي بود  ..

 

كاپيتان رضائيان قبل از رسيدن به ارتفاع چهارده هزار پا ضمن ارتباط با مركز كنترل ترافيك ، از برج مراقبت بندرعباس خداحافظي مي كند .. مسئول برج از او مي پرسد : تآئيد كنيد كه بر روي فركانس ۶۷۶۰ قرار داريد ؟ كاپيتان با نيم نگاهي مجدد ، پاسخ مثبت به برج مي دهد .  

 

 همان گونه كه در تصوير مي بينيد ، هواپيماي مسافربري ايرباس روي فركانس ۶۷۶۰ قرار گرفته بود . اين فركانس نشاندهنده كد ( آي اف اف ) هواپيماهاي غير نظامي است .  تا به راحتي در هر راداري قابل تشخيص باشد .

در مركز اطلاعات ناو ،  راجرز با خيره شدن به فركانس ۶۷۶۰ تشخيص دوست از دشمن ( آي اف اف ) بر روي كد شماره سه ، ترديد دارد كه هواپيماي مربوطه  ممكنه نظامي باشد .. ! 

 در اين هنگام يكي از افسران حاضر در مركز به كاپيتان شرايط رو ياد اوري مي كند .. اما هيچ پاسخي از فرمانده اش دريافت نمي كند .. !

 

 راجرز با علامت دست همكارانش رو كه مرتب خطر بمباران هواپيماي ايراني رو متذكر مي شوند ، به سكوت وا مي دارد . او در اين انديشه است كه هواپيماي متخاصم اخطار هاي همكارانش رو شنيده و در اخرين لحظات تغير مسير دهد ..

 

 وقتي هواپيماي ايرباس پرواز ۶۵۵ كه با برچسب اف - ۱۴ شناسايي شده است ، به ۳۷ كيلومتري ناو مي رسد بار ديگر از سوي افسران رادار و ارتباطات مورد هشدار هاي جدي قرار مي گيرد ..   

 

در اين لحظه هواپيماي ايرباس به منطقه ريسك ناو آمريكايي نزديك تر مي شود . مسئول رادار به طور جدي اخطار مي دهد كه .. شما در دايره خطر شليك قرار داريد .. لطفآ جواب دهيد !

 

اين بار افسر رادار به طور خيلي جدي راجرز رو مخاطب قرار داده و مي گويد هواپيماي دشمن به ۲۰ مايلي ما رسيده است .. چي دستور مي دهيد .. كاپيتان غرق در افكار خود است .. افسر سه مرتبه پشت سر هم خطر حمله شكاري ايران رو به افسر مافوق اش هشدار مي دهد .. راجرز بعد از مكثي كوتاه مي گويد .. خير !! شايد در اخرين لحظه جواب دهد .. ! ( توجه شما رو به تناقص گفتار و عمل مسئولان مربوطه رو در مقابل دوربين جلب مي كنم .. مدرسي )  

در اين هنگام يكي از افسران رادار در حالي كه به صفحه مانتيور اشاره مي كند ، فرياد زنان اعلام مي كند كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع است !! ( يعني قصد حمله به ناو را دارد ! )

 

" مايك زونينو " بار ديگر به گزارشگر نشنال جئوگرافي در باره اتفاقات روز سوم ژوئن اشاره كرده و مي افزايد :  وضعيت در ان شرايط خيلي خطرناك به نظر مي رسيد . امكان هر اتفاقي قابل پيش بيني بود . نزديك شدن تا ۱۵ مايلي ناو ، اين امكان رو به هواپيماي دشمن مي دهد تا به طور كلاسيك روي ناو شيرجه رفته و بمب هاي خود رو فرو ريزد .. يا از آن فاصله با موشك هاي پيشرفته اش ناو را منهدم كند !

 

همان گونه كه در تصوير مشاهده مي كنيد .. سرعت ، ارتفاع و رنج پرواز همه حاكي از پروازي عادي براي هواپيماي مسافربري است .. اما به دلايلي كه بعدآ مشخص خواهد شد ، به دروغ اعلام شد كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع به سمت ناو است .. !!  

 

آخرين هشدار ها از سوي افسر رادار به هواپيماي ايراني داده مي شود .. لحظات به كندي مي گذرد . اما كاپيتان راجرز هنوز دستور حمله را صادر نكرده است .. !

" مارك نيلسون " با ياد اوري آن لحظات چنين مي گويد .. نكنه ما قراره بميريم !!؟ چه اتفاقي براي ما پيش خواهد امد ..  همه نگران بودند...

 

در اين لحظه كاپيتان رضائيان اخرين تماس خود را با بندر عباس برقرار كرده و با ارزوي روزي خوب براي همه  از مسئول برج خداحافظي مي كند ...

 

" ويل راجرز " بعد ها در مقابل دوربين نشنال جئوگرافي با قيافه حق به جانبه اعلام مي كند كه .. من ان روز علي رغم هشدار همكارانم كه وخيم بودن اوضاع رو ياداوري مي كردند ، تا نزديك شدن به ده مايلي ناو هيچ اقدامي انجام ندادم !

راجرز به خاطر فشاري كه رويش بود ، خيلي تحمل مي كند . به اين اميد كه در واپسين لحظات هواپيماي ايراني به هشدار ها پاسخ دهد .. اما وقتي مي شنود در حال كاهش ارتفاع است ، از خشم مداد دستش رو شكسته و تصميم نهايي رو مي گيرد .. !

او بلافاصله كليد گارد شليك آتش رو فعال مي كند .

با فعال شدن كليد هاي اتش ، به طور اتوماتيك سيستم موشكي ناو ، تغذيه شده و دو موشك كروز رو اماده شليك نگه مي دارد ...

او از يكي از افسران مي خواهد كه دستور آتش رو صادر كند .. !

و خود بلافاصله دگمه گارد سيستم شليك رو آزاد مي كند ( ذكر اين نكته ضروري است . كه  همه سيستم هاي مهم چه در هواپيما يا ناو هاي جنگي به كليد محافظي كه آن را اصطلاحآ " گارد " مي نامند مجهز شده اند . تا از روي غفلت يا خستگي آن كليد فعال نشود . مدرسي )  

فشردن دگمه شليك مجاز كه فقط افسران ارشد مجاز به فشردن آن هستند ، اخرين مرحله آغاز تراژدي خونباري است كه در آب هاي خليج فارس رقم مي خورد ...

بلافاصله دو موشك به فاصله كم تر از چند ثانيه به سمت هدف تعين شده شليك مي شود ..

بعد از شليك در ثانيه هاي اخر ، يك بار ديگر به هواپيماي ايراني هشدار نهايي مي دهند !!

كاپيتان ويل راجرز مدعي شد تا لحظات آخر انگشت دستم رو بر روي دگمه انصراف شليك ، نگه داشته بودم تا در صورت پاسخ خلبان هواپيما موشك ها را در هوا منهدم كنم ..!! ( معمولآ موشك هاي مدرن اين قابليت رو دارند تا در صورت انصراف با فشردن دگمه اي ، قبل از برخورد با هدف منهدم كرد )

اين همان دگمه انصراف موشك است .

در مانيتور هاي مركز اطلاعات ناو ، مسير حركت دو موشك كروز به خوبي مشخص است .

موشك ها هر لحظه به هدف  تعين شده نزديك و نزديك تر مي شود ...

عاقبت در ساعت ۹:۵۴:۴۳ دقيقه موشك ها به هواپيماي مسافربري اصابت مي كند . و ۲۹۰ مسافر بي گناه رو به كام مرگ مي كشاند ...

بعد از تآئيد اصابت هر دو موشك به هواپيماي ايراني ، خدمه ناو جنگي امريكا با تبريك به يك ديگر شادماني خود رو بروز مي دهند ..  

 

بعد از سرنگوني هواپيماي ايراني ، كاپيتان ويل راجرز فرمانده ناو جنگي امريكايي خوشحال از اين كه از كرو و خدمه ناو تحت فرماندهي اش محافظت كرده است ، از همكارانش جدا مي شود ...

در حقيقت او يك جت مسافربري رو با ۲۹۰ مسافر و گروه پروازي در كريدور شناخته شده و بين المللي  سرنگون كرده بود ! ساعاتي بعد تلويزيون جمهوري اسلامي ايران تصاوير هولناك مسافران بي گناه رو كه مظلومانه در گوشه كنار دريا پراكنده شده بودند ، به نمايش گذاشت ..  

 

اجساد قربانيان در ميان اشگ و آه مردم از آب گرفته شده و در مقابل دوربين هاي تلويزيوني به افكار عمومي جهان نمايش داده شد ..

 

كاپيتان ويل راجرز وقتي متوجه اشتباه خود و همكارانش شد ، اين گونه در كابين شخصي اش غمگين و گريان شد ..

 

 در اين ميان سخنان  " حسين رضائيان " برادر خلبان شهيد كاپيتان رضائيان دل همه رو به درد اورد . او از اخلاق و شخصيت محسن و مهرباني هايش در مقابل دوربين سخن گفت .. اين كه جسد بردارش هرگز در ميان امواج خليج فارس پيدا نشد .. اين كه او يكي از بهترين كاپيتان ها بود .. اين كه او بيش از ده هراز ساعت پرواز داشت و ...

تلويزيون نشنال جئوگرافي تصاوير متعددي از كاپيتان رضايي رو به نمايش گذاشت . تصوير خانواده و سه فرزند وي دل هر بيننده رو به درد آورد ...

در فيلم مستند تهيه شده ،  گوشه هايي از احترام مردم نسبت به قربانيان مظلوم پرواز ۶۵۵ و عظمت تشيع جنازه شهدا به نمايش در امد ..  

بعد از فشار افكار عمومي و مردم جهان و پرسش هاي فراوان در باره سرنگوني هواپيماي مسافربري كه در مسير قانوني و طبيعي در يكي از كاليدورهاي هوايي پرواز مي كرد .. يك دادگاه نظامي ظاهرآ براي كشف واقعيت تشكيل شد ..

 

 افسران رادار به همراه ويل راجرز مورد بازجويي و كالبد شكافي ماجرا پرداختند .. !

بعد از ساعت ها كنكاش مشخص شد كه مسئول كنترل فركانس ها به طور دقيق ليست پرواز هايي كه از فرودگاه بندر عباس تيك آف مي كردند رو به دقت بررسي نكرده است .. چون در پائين همان ليست شماره پرواز و نوع هواپيما به همراه مقصدش مشخص شده بود !

مسئول مربوطه پذيرفت كه در تطبيق ساعت هاي بين المللي با وقت محلي دچار اشتباه شده بود !

در اين دادگاه همچنين مشخص شد كه زنده ياد رضائيان هرگز اخطار هاي هشدار دهنده مسئولان ناو رو نمي شنيده است .. چون به طور كلي فركانس هواپيماهاي شخصي و مسافربري با نظامي ها تفاوت دارد . و مسئولان ناو بر روي فركانس هاي نظامي آن ها را صدا مي زدند .. !!  

 

با وجود مشخص شدن قصور ويل راجرز و همكاران او ، بعد از مدتي به وي مدال شجاعت هديه گرديد !!

 

 در سال ۱۹۹۰ راجرز چارلز بعد از تحقيق بر روي حادثه ايرباس متوجه شد كه بر خلاف ادعاي مسئولان امريكايي ، ناو وينسنس در لحظه شليك بيش از چهار كيلومتر در آبراه كشور ايران قرار داشت . و به عبارتي با شكستن حريم مجاز دريايي ، قوانين رو زير پا گذاشته بود .

در بررسي هاي بيشتر مشخص شد كه هرگز هواپيماي ايرباس پرواز شماره ۶۵۵ در مسير پرواز ارتفاع خود رو كاهش نداده بود .. !

سرعت هاي اعلام شده از سوي افسران رادار مبني بر نظامي بودن هواپيما واقعيت نداشته است !

 اما از همه مضحك تر .. زمان بازگشت ناو وينسس به سواحل سان ديه گو است كه از كاپيتان راجرز و خدمه همراهش عين قهرمانان جنگ استقبال شد .. !

 *****************

سازمان نشنال جئوگرافي در اين فيلم خيلي سعي كرد از چهره خشن و قدرت طلب " ويل راجرز " كاسته و با با افزودن صحنه هايي چون .. عدم پاسخ به همكاران ، شكستن مداد ، گذاشتن انگشت بر روي دگمه انصراف ، عدم تشخيص هواپيماي مسافربري ، كم رنگ جلوه دادن هشدار هاي غلط بر روي فركانس هاي نظامي ، گريه كردن او و ... او را بي گناه جلو دهد ! اما كم تر كسي با مطالعه اخبار و اطلاعاتي كه از سوي خود كارمندان ناو منتشر شده ، به خود سري او پي نبرند . حتي با گذشت سريع از سخنان رئيس عمليات مستقر در بحرين كه اعلام كرده بود بدون اجازه من به شمال خليج فارس رفته بود .. سعي در بي گناه جلوه دادن او و عمل شنيع و ضد انساني اش داشتند .. اما ان چه در تاريخ ثبت شد ، ارايه اطلاعات غلط مختصات پروازي به افكار عمومي بود . كه انشاالله در فرصتي مناسب به همه ان ها خواهم پرداخت .. در پايان ياد اور مي شوم ترجمه و درج مطالب اين فيلم به هيچ عنوان بيانگر تآئيد آن از سوي راقم مطالب نيست . و بنده اين حركت ضد انساني رو محكوم مي كنم . همچنين به اون دسته از هموطناني كه مرتب برايم كامنت گذاشته و مدعي حضور اف - ۱۴ در پشت ايرباس مي شدند .. با سرافرازي اعلام مي كنم .. مشاهده كرديد همه اين داستان ها شايعاتي مضحك بيش نبوده كه با هدف كم رنگ جلوه دادن عمليات افتخار اميز نيروي هوايي از سوي دشمنان و مغرضان ترويج مي شده است .

  

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی .

 ای میل : Behrouz.journalist@gmail.com

 https://www.facebook.com/behrouz.modarresi  : فيس بوک 

این پست در ساعت 22 بتاریخ  دوازدهم تيرماه  ۱۳۹۳ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

سایت پندار پی سی

 https://vwqpoq.dm2302.livefilestore.com/y2pThTRMC0Tts1vAtjZ3P0ih4Typmw-p1AancWOeqyOP-6Vg_6cqvR0Iz5Z95qvQi4aJ58P8HBH53ZNG3ynr_Fbb-jnGlP7wZZkxE2FFl0YftY/HKJ.gif?psid=1

- تعداد بازديد
  • 9994
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35