درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  يک سانحه صد ها فرضيه !

کليد واژه ها : پرواز ام اچ - ۳۷۰ مالزيايي + بوئينگ ۷۷۷ + فرودگاه کوالالامپور + جعبه سياه +سيگنال +  اقيانوس هند + جستجو گران چند مليتي + انفجار هواپيما + شرکت فري اسکيل + رسانه هاي غربي + ناوشکن آمريکايي يو اس اس پينکني 

 به نام ايزد پاک سرشت و با درود به خاک کهن ايران زمين و پرچم مقدس اش و عرض ادب و احترام به هموطنان گرامي به خصوص ياران و خوانندگان همدل و صميمي و دلاور مردان نيروهاي مسلح و ارتشيان قهرمان مطلب اين پست را تقديم حضورتون مي کنم . اميدوارم مورد قبول قرار گيرد . 

اين نخستين پست من در سال جديد است از اين رو وظيفه خود مي دونم عيد سعيد نوروز اين آئين کهن باستاني رو به همه دوستان و ياران نازنين تبريک بگويم . و سالي سرشار از عشق و محبت همراه شادکامي و موفقيت براي يکايک شما بزرگواران آرزو کنم .

خبر خوش براي هموطنانم ..

بهترين خبري که امسال خيلي خوشحالم کرد ، شنيدن آزادي چهار نفر مرزبان ايراني گروگان گرفته شده توسط گروه تروريستي جيس العدل بود که امروز جمعه پانزدهم فروردين به نقل از خبرگزاري تسنيم از قول اسماعيل کوثري عضوکميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي گفته شد چهار سرباز آزاد شده به رابط جمهوري اسلامي در پاکستان تحويل داده شده است . من از تلاش همه دست اندرکاران به سهم خود تشکر مي کنم و به همه مردم شريف خصوصآ خانواده هاي مرزبانان تبريک مي گويم .  

معماي سر به مهر يک سانحه !

بيش از بيست روز از زمان گم شدن هواپيماي مالزيايي مي گذرد . سانحه اي که دل همه مردم جهان را به درد آورد . طبق روال ، متخصصان و کارشناسان پرواز از اقصي نقاط دنيا نظرات تخصصي خودشون رو بيان کردند .. اما از همان ابتدا عدم دريافت سيگنال هاي ماهواره اي قضيه رو مشکوک کرده بود . هر روز در کنار جستجوهاي گسترده اظهار نظر هاي متفاوتي از سوي مسوولان و دست اندرکاران مربوطه منتشر مي شد که زياد منطقي به نظر نمي رسيد .. ! يک روز خلاف منکراتي کمک خلبان رو در بوق کردند و روز ديگر پاسپورت جعلي دو ايراني را .. ! و به قول مشهدي ها انواع و اقسام فرضيه هاي { يک من صد غاز } رو به کمک رسانه هاي فراگير خود به خورد مردم دادند ! با گذشت زمان و تغير تدريجي مواضع آقايون دم خروس بد جوري بيرون زد ! اين ها بهانه اي شد تا در اين پست با اشاره به تعدادي از اين تئوري ها ، آن ها رو با منطق اصول پروازي تطبيق داده و با بررسي تکه هاي پازل هاي رو شده ، به حل معما نزديک شوم . ياد آوري مي کنم .. ان چه بيان مي کنم صرفآ نظر شخصي ام است . قضاوت نهايي را به عهده شما و دوستان با تجربه و اگاه واگذار مي کنم .

گره هاي کور يک پرواز ( از شايعات تا واقعيت )

فکر کنم کم تر کسي است که ماجراي پرواز شماره " ام اچ - ۳۷۰ " خطوط هواپيمايي مالزي رو نشنيده باشد . اين هواپيما هشتم مارس ساعت دوازده و بيست و يک دقيقه به وقت مالزي ( شانزده و بيست و يک دقيقه روز جمعه به وقت گرينويچ ) از فرودگاه کوالالامپور به پرواز در امده و قرار بود ساعت هيجده و سي دقيقه بامداد روز بعد در فرودگاه پکن به زمين بنشيند . اما حدود يک ساعت بعد از پرواز ناگهان ارتباط اش را با تيم کنترل پرواز از دست داده و از صفحه رادار ناپديد مي شود ! اين هواپيما از نوع بوئينگ " ۷۷۷ - ۲۰۰ " بود که با ۲۳۹ سرنشين به پرواز در آمده بود . بلافاصله بعد از اعلام گم شدن جت مسافربري کشور هاي چين ، ويتنام ، مالزي و فيليپين جستجو هاي همه جانبه خود را براي پيدا کردن هواپيما آغاز کردند . اما متاسفانه تا به امروز هيچ اطلاعاتي از وضعيت هواپيما و مسافران بي گناه آن به دست نيامده است ! با طولاني شدن روند جستجو چند کشور ديگر با تجهيزات کامل تري به چرخه جستجو پيوستند . ولي همچنان هيچ رد و نشاني بدست نيامده است . از ان جايي که همه هواپيماهاي مسافربري داراي سيستم هاي هشدار دهنده قوي ماهواره اي هستند و در صورت بروز هر گونه سانحه سيگنال هايي رو جهت شناسايي محل سقوط ارسال مي کنند ، معماي پرواز " ام اچ - ۳۷۰ " کليد خورد .

طبيعي است اولين حدس و گمان ها به سانحه ختم مي شود . اما بر اساس داده هاي ثبت شده از سوانح هواپيمايي اغلب خلبانان قبل از سقوط هواپيما اعلام وضعيت اضطراري مي کنند . اما اين اتفاق براي پرواز ياد شده نيفتاده بود .. ! معني و مفهوم آن چنين است که اتفاق خيلي سريع رخ داده است به طوري که گروه پروازي حتي فرصت اطلاع رساني هم پيدا نکرده اند ! با پذيرش فرضيه سقوط ناگهاني ( با هر دليل و منطقي ) ، انتظار دريافت سيگنال هاي ماهواري است . اما در کمال ناباوري همه شاهد بوديم اين اتفاق هم نيفتاد ! و هيچ پالسي از جعبه سياه هواپيماي مالزيايي دريافت نشد ! فراموش نکنيم جعبه سياه هواپيما ها که در برگيرنده آخرين مکالمات داخل کابين و داده هاي پروازي است در صورت بروز سانحه  حتي از اعماق اقيانوس ها هم قادر به ارسال سيگنال هاي ماهواره اي هستند . و طبق گفته متخصصان مربوطه تا يک ماه { در سيستم هاي مدرن حتي بيشتر } در هر شرايطي پالس هاي شناسايي ارسال مي شوند . بنابر اين از همان ابتدا با دو معماي عجيب روبرو شديم .

ديدگاه هاي متفاوت از مقامات رسمي تا صاحبنظران !

همزمان با آغاز همه جانبه جستجو ها انواع و اقسام ديدگاه ها از سوي مقامات ، کارشناسان و صاحبنظران مطرح شد . که برخي به واقعيت ها نزديک بود . خود من بعد از گذشت دو روز ، انفجار خواسته يا ناخواسته دم هواپيما ( محل جعبه سياه ) توسط گروه هاي تروريستي را دليل عدم فرصت  کافي خلبانان براي اطلاع رساني و ارسال نشدن سيگنال ها از اعماق اقيانوس دانستم ( اينجا ) فرضيه ديگري هم به ذهن ام خطور کرد و آن " بلعيده شدن هواپيما توسط امواج بلند سونامي " بود . البته اين ديدگاه ام خالي از اشکال نبود چون اگر چنين اتفاقي هم رخ داده باشد بايد به ياري سيستم هاي رد يابي مجهز ماهواره ها محل سانحه مشخص شود . که ديديم عملآ چنين نشد ! آخرين حدس و گمان رو در صفحه فيس بوک ام چنين عنوان کردم ..  " ممکنه اين هواپيما را وادار به فرود در يکي از فرودگاه هاي مناطق دور دست آسيايي کرده باشند !‌ "  ( با هر هدف و انگيزه سياسي يا باج خواهي ! ) که پاسخ تقريبآ منطقي به دو معماي مطرح شده نخست بود !

 در حالي که فشار خانواده هاي نگران مسافران پرواز هواپيماي گم شده به مسوولان کشور مالزي افزوده مي شد از سوي مقامات اين کشور " نقش ربايش توسط تروريست ها " به صورت جدي مطرح شد ! و در ادامه در کمال ناباوري حضور دو مسافر ايراني با پاسپورت هاي جعلي ( که سال قبل از دو مسافر اروپايي دزديده شده بود ) را عامل اصلي در ربوده شدن هواپيماي مالزيايي اعلام کردند !! که اتهامي غير واقعي با اهداف سياسي از سوي غربي ها بود . طولي نکشيد که انواع و اقسام نظريه ها در اين رابطه مطرح شد ! و رسانه ها با درج تصاوير دستکاري شده از دو هموطن ما سعي در انحراف افکار عمومي رو داشتند . اما از ان جا که اين جنجال ها بر پايه دروغ و تهمت بنا شده بود ، عاقبت در هفتم فروردين ماه وزرات کشور مالزي با ارايه آخرين جزئيات مربوط به ورود دو مسافر ايراني به پرواز " ام اچ - ۳۷۰ " ، اقدام اين دو را بدون انگيزه هاي سياسي ارزيابي کرد . خبرگزاري ايرنا از قول " احمد زاهد حميدي " وزير کشور مالزي افزود : اين دو مسافر مجرم ، تروريست و يا پناهجو نبوده اند . و فقط قصد داشتند از گذرنامه هاي اتريشي و ايتاليايي که ان ها را مجاز به سفر به اروپا مي کرد ، در ان جا اقامت کنند

قرضيه سقوط در اقيانوس هند .. !

بعد از گذشت مدتي از جستجوهاي همه جانبه نيروهاي چند مليتي براي آرام کردن افکار عمومي ادعا کردند که جت مسافربري مالزيايي در آب هاي اقيانوس هند سقوط کرده است ! و مدتي روي اين سناريو کارکردند ! در ادامه اين پروسه رازگونه افزودند .. در عمليات چند مليتي چند شئي شناور پيدا شده و جست و جو ها روي اين منطقه متمرکز شده است . در همين رابطه رسانه هاي استراليا به نقل از مقامات تآکيد کردند که اجسام يافت شده بايد مورد بررسي قرار گيرد و اکنون کشتي هايي از چين و استراليا به منطقه جست و جو اعزام شده اند .. ! صرفنظر از اطلاعيه هاي گوناگون " سازمان ايمني دريايي استراليا " و خبرگزاري " شين هوا " و اعزام چهار فروند شناور چيني به محل مشاهده اجسام شناور ، اين بار مقام هاي نيوزلندي مشارکت کننده در طرح جست و جو اعلام کردند .. دوريين هاي يک هواپيما يازده شئي پنجاه تا صد سانتي متري را که بسياري از آن ها مستطيل شکل بوده اند در دريا ثبت کرده اند ! اما همان مقامات بر اين باور بودند تا زماني که اين اشياء شناور از آب گرفته نشوند و مورد بررسي فيزيکي قرار نگيرند ، نمي توان گفت که مربوط به هواپيماي مالزيايي است . در عين حال عمليات حستجو با ده فروند هواپيما از شش کشور استراليا ، چين ، ژاپن ، نيوزلند کره جنوبي و امريکا در حدود يک هزار و صد کيلومتري شمال اين کشور ادامه داشت .. ! سازمان ايمني دريايي استراليا هم بر اساس تجزيه و تحليل داده هاي راداري بين درياي چين جنوبي و تنگه " مالاکا " قبل از ناپديد شدن هواپيما ، در مورد جست و جوي منطقه تجديد نظر کردند !

يک توضيح ضروري

در فيلم هاي خبري جستجو هاي نيروهاي چند مليتي من شاهد حضور هواپيماهاي مدرن " اوريون " يا همان " پي تري - اف " بودم . از آن جايي که پيش از انقلاب مدتي افتخار پرواز با اين هواپيماهاي مجهز دريايي را داشتم ، مطمئن بودم با تجهيزات منحصر بفردي که دارا هستند { خصوصآ مدل هاي جديد } قطعآ به راحتي قادرند وجب به وجب منطقه جستجو رو به درستي رصد کنند . و هر ان منتظر کشف لاشه منهدم شده بدنه بوئينگ ۷۷۷ توسط اين پرنده ها بودم . ضمن اين که شناور هاي اعزام شده و ساير هواپيماهاي جستجو گر هم هر يک از امکانات خارق العاده اي براي جستجو و رصد کف اعماق اقيانوس ها برخوردار هستند . اما متآسفانه چنين نشد ! همين مسئله و عدم دريافت سيگنال هاي شناسايي باعث شد که به اين قضيه مشکوک شوم . و از زواياي ديگري به ماجرا نگاه کنم ! به قول مشهدي ها .. احساس کردم " کاسه اي بايد زير نيم کاسه " بوده باشد ! در ادامه داستان سرايي ها ، مقامات مربوطه  به اين نتيجه رسيدند که سرعت هواپيما در طول مسير بيشتر از ميزان تخمين زده شده بوده است و اين مسئله قطعآ باعث افزايش مصرف سوخت شده و فاصله پيمودن هواپيما به جنوب اقيانوس هند نيز کاهش مي يابد ! آقايون واقعآ زحمت کشيدند ! جالبه بدونيد عاقبت يازدهم فروردين ماه پايگاه خبري - تحليلي قدس آنلاين در ياداشتي تحت عنوان " اميد ها نا اميد شد "  به نقل از مسوولان امنيت دريايي استراليا نوشت .. بررسي ها نشان مي دهد هيچ کدام از اين اشياء مربوط به هواپيماي از دست رفته  مالزيايي نبوده است !

داستان سرايي مقامات امريکايي ... !

 با اجازه دوستان از بيان سناريوهاي مختلف از جمله ثبت فرکانس موتور هاي جت ياد شده توسط زيمنس و تحقيقات گسترده در باره صلاحيت اخلاقي خلبانان و حتي سوابق مسافران و ساير ادعا ها و نظريه هايي که همگي کم و بيش آگاهيد مي گذرم . واقعيت اين است که بعد از سپري شدن دو هفته چرخش آشکار و مهندسي شده مقامات آمريکايي آغاز شد ! زيرا براي خيلي ها روشن شد که رسانه هاي آمريکايي تعمدآ به فضاي غبار آلود اين حادثه ادامه مي دهند ! تا همچنان فرصت فکر کردن و پيگيري عادي ماجرا رو از مردم ، رسانه ها و مقامات مالزيايي بگيرند و تنها مظنونان حادثه راه گريز داشته باشند !‌  کافي است گشت و گذري در رسانه هاي مستقل و صفحات اجتماعي غربي بيندازيم تا به واقعيت هاي پنهان معماي سقوط پي ببريم . ابتدا نظريه يک خلبان اهل ايالت فلوريدا به بهانه دفاع از همکاران مالزيايي اش در " اينديا تو دي " منتشر شد . اگر چه تحليل اين خلبان با تجربه به منطق پروازي خيلي نزديک است . و توجيه قابل قبولي در سناريوي گردش به چپ هواپيما مالزيايي از مسير اصلي پرواز مي باشد ، اما جستجو هاي وبگردي من راز هاي جديدي رو برايم آشکار کرد .. اما ابتدا به گزيده اي از مطلب خلبان ياد شده مي پردازم :

او با نام بردن از " زهاري احمد شاه " و " فريق عبدالحميد " خلبانان هواپيماي گم شده به وضعيت پرواز شماره ۳۷۰ مالزيايي پرداخته و در باره انحراف به چپ هواپيما از مسير اصلي مي افزايد " اين هواپيما تعمدآ به سمت تنگه " مالاک کا "  تغير مسير داده است " به اعتقاد او کاپيتان زهاري با آتش سوزي ناخواسته در کابين مواجه شده و از روي تفکر صحيح که حاصل هيجده هزار سابقه پروازي اش بوده ، ترجيج داده به جاي بازگشت به مالزي ، مستقيمآ از سمت دريا به نزديک ترين فرودگاه يعني " پولائو لنکاوي " که داراي باندي به طول سيزده هزار پا است ، برود . زيرا در صورت ادامه به سوي کوالالامپور با کوه هايي با ارتفاع هشت هزار پايي مواجه مي شده است . وي در مورد خاموش بودن " ترانسپاندر ها " مي گويد .. " به احتمال فراوان هواپيما دچار آتش سوزي الکترونيکي شده که طبق چک ليست هاي اضطراري مي بايست ابتدا فيوز هاي منابع الکترونيکي { باس ها } رو قطع کرده و سپس مدار ها يکي يکي وصل شوند تا مدار خراب پيدا شود " از اين رو با خاموش شدن منبع تغذيه الکترونيکي { باس ها } هواپيما ديگر قابل رديابي نبوده است . و اين امر در شرايطي رخ مي دهد که خلبانان سرگرم خاموش کردن آتش سوزي اون هم از نوع الکتريکي بودند که معمولآ دود هاي مسموم کننده و خطرناکي متصاعد مي شود . او احتمال گرم شدن بيش از حد سيستم يکي از چرخ هاي هواپيما { شايد ترکيدگي به هنگام برخاستن از باند } به خاطر وزن سنگين و طولاني بودن زمان حرکت بر روي باند آن هم در هواي بسيار گرم فرودگاه را عامل آتش سوزي تدريجي دانسته که بعد از يک ساعت پرواز بر فراز اقيانوس براي  آن ها دردسر آفرين شده است  . 

او در ادامه چنين نتيجه گرفته است که  ممکنه خلبانان بر اثر تنفس دود هاي مسموم دچار خفگي شده باشند و چون هواپيما در حالت پرواز خودکار { اتو پايلوت } بوده ، همچنان به مسيرش ادامه داده تا سوخت اش پايان يافته و به دريا سقوط کرده است . شايد هم کل سطح کنترل داخل کابين به خاطر اتش سوزي از بين رفته و سبب افتادن هواپيما شده است .. ! خلبان آمريکايي هر گونه شايعه در مورد هواپيما ربايي يا خودکشي انتخاري از جمله حضور يک مهندس پرواز در جمع سرنشينان پرواز فوق را غير قابل باور دانسته و ثبت پرواز در ارتفاع بالا توسط رادار هاي نظامي را غير دقيق اعلام کرد . وي با احتمال  پذيرش فرضيه پرواز در ارتفاع چهل و پنج هزار پايي را ترفندي براي مهار اتش سوزي به خاطر کمبود اکسيژن در ان سقف از سوي خلبان متصور شده و معتقد بود کنترل هواپيما در ارتفاع فوق مشکل است و معمولآ باعث واماندگي  هواپيما مي شود .. 

  همان طور که عرض کردم اگر چه اين نظريه با منطق پروازي جور در مي آيد اما برخي از کارشناسان مستقل در رسانه هاي آزاد و صفحات اجتماعي خود ديدگاه هاي ديگري ارايه داده اند .. که به نظر من دست هايي در پشت پرده به کمک رسانه هاي غربي سعي در پنهان کردن واقعيت دارند . فراموش نکنيم مدت هاست کارخانه بوئينگ به دليل تحميل سياست هاي نظامي - سياسي ، بخش اعظم بودجه توليدات خود رو در صنايع نظامي وزارت دفاع هزينه کرده و قابليت رقابت با سازندگاني چون ايرباس رو خيلي وقته  از دست داده است ! من در جايي خوندم بوئينگ هاي مدل ۷۷۷ داراي نواقص فني در شرايط اضطراري هستند . که فعلآ وارد اين بحث نمي شوم . اما شواهدي در دست است که آمريکايي ها مانع از کشف واقعيت ها هستند .. ! . ان قدر کشش مي دهند تا در نهايت در کمال تآسف اعلام کنند که .. چون عمر باطري هاي جعبه سياه يک ماه بيشتر دوام ندارد ، از اين رو ضمن همدردي با خانواده قربانيان حادثه عمليات اکتشاف رو ناخواسته تعطيل مي کنيم .. !! دليل ادعايم چنين است :

 سناريوي جديد رسانه هاي غربي .. !

ابتدا نظر کارشناس روزنامه " نيويورک تايمز " رو مطرح مي کنم .. اين رسانه با اشاره به حضور بيست نفر از کارکنان شرکت صنعتي " فري اسکيل " در ميان هواپيماي ناپديد شده مالزيايي مدعي شد اين حادثه به رقابت و جنگ پنهان شرکت هاي فعال در صنايع الکترونيکي ربط دارد ! شرکت ياد شده توليد کننده انحصاري نيمه رسانايي با همين نام تجاري است که با گذشت مدت کوتاهي از آغاز فعاليت ، رشد اقتصادي خيره کننده اي داشته و پيش بيني مي شود در آينده نزديک به يکي از غول هاي صنعت الکترونيک تبديل خواهد شد .. ! " فري اسکيل " ماده اي نيمه رسانا ساخته شده از مواد طبيعي و سازگار با محيط رسيت است که در صنايع الکترونيکي ، خودرو سازي ، رايانه ، مخابراتي ، زير ساخت هاي بي سيم نسل آينده ، مديريت انرژي هوشمند ، تجهيزات پزشکي قابل حمل ، لوازم مصرفي تلفن همراه هوشمند کاربرد دارد . امتياز اختراع و توليد اين ماده و مالکيت شرکت در اختيار پنج دانشمند و سرمايه گذار چيني است که چهار نفر از ان ها در حادثه پرواز " ام اچ ۳۷۰ " سر به نيست شده اند !

جالبه بدونيد که شرکت " فري اسکيل " ضمن تآئيد حضور بيست نفر از کارمندانش در اين پرواز ، گزارش تايمز و ساير شايعات رسانه هاي آمريکايي در اين باره را تکذيب و از رفتار ان ها اظهار تآسف کرده است ! گفتني است از اين بيست نفر ، دوازد نفر اهل مالزيي و هشت نفر چيني بودند که چهار نفر از آن ها ، از مالکان اصلي اختراع و نام تجاري فري اسکيل هستند . در ادامه اين سناريو تايمز با گنجاندن انبوهي سند ، مطلب ، آمار و اظهار نظر در باره اهميت اين ماده و جايگاه ان در صنايع الکترويک و ذکر داستان ها و مطالبي در باره رقابت شديد ميان شرکت هاي بزرگ تلاش کرده است ادعاي خود رو مستند جلوه داده و جاي هيچ گونه شک و ترديدي براي مخاطب نگذارد که انفجار هواپيما کار اخرين بازمانده از پنج نفر صاحب اختراع بوده است يا اين که شرکت هاي رقيب در صنعت نيمه هادي ها هواپيما رو نابود کرده اند ! اما باز هم حدس و تحليل اصلي ترين عامل ربط دادن حادثه هواپيما به اين بيست مسافر و ميزان صحت اين داستان نيز به اندازه ساير فرضيه هاي رسانه هاي آمريکايي از قبيل دست داشتن اجنه ، ارواح ، موجودات فضايي ، سياه چاله هاي زميني ، جادگران و پسر نوزده ساله ايراني است .. !

روايتي ديگر اما متفاوت .. !

روايت "  روزنامه خراسان "  که يازدهم فروردين منتشر شد به نکته در خور توجه اي اشاره داشت . که خلاصه آن چنين است :

چندي پيش طي يک معامله بين بعضي گروه ها تروريستي و دولت چين چند قطعه مهم و پيچيده اي که از ارتش آمريکا به دست تروريست ها افتاده بود و براي چيني ها ارزشمند بود به ارتش چين فروخته مي شود ! اين محموله ( که مي تواند قطعات بسيار پيشرفته اي از هواپيماهاي پهباد باشد که در افغانستان به دست طالبان افتاده باشد ) طي يک برنامه پيچيده و با طي مسير هاي انحرافي از خاورميانه به مالزي مي رسد . و پرواز شماره ۳۷۰ به عنوان آخرين بخش اين نقل و انتقال انتخاب مي شود ! سيستم هاي اطلاعاتي اسرائيل رد اين محموله را به دست اورده و به سيستم هاي امنيتي آمريکا خبر مي دهند . در نهايت نيروهاي امنيتي اسرائيل و امريکا وارد عمل شده و طي برنامه اي دقيق و با همراه کردن چند دولت ديگر از جمله استراليا و انگلستان مانع انتقال پر ارزش به چين مي شوند ! طبق نقشه جمعآ شش تا نه مامور بسيار مجرب امنيتي با هويت هاي جعلي و پاسپورت هاي تقلبي به عنوان مسافر سوار هواپيماي ياد شده مي شوند . حتي از اين دو جوان ايراني که با پاسپورت هاي دزدي و با هويت حعلي سوار هواپيما شده اند به عنوان بخشي از نقشه  دانست که ممکن است بعدآ به درد اين سناريو بخورد مانند درگير کردن ايران يا فشار به مالزي جهت کوتاهي امنيتي در پروازها و غيره ..

دقيقآ در نقطه تحويل راداري هواپيما از سيستم ناوبري مالزي به ويتنام ارتباط به طور ناگهاني و کامل قطع مي شود ! هواپيما با تغير سطح پروازي و احتمالآ تمهيدات الکترونيکي از راه دور ، به کل از ديد و رديابي رادار هاي زميني مصون ميماند ! ربايندگان با کنترل کامل هواپيما آن را از شمال مالزي و تايلند به سمت اقيانوس هند و به طرف پايگاه دريايي مرکزي آمريکا در جنوب جزاير مالديو حرکت مي دهند . گفتني است چند شاهد عيني در مالزي و مالديو گزارش هايي مبني بر پرواز يک هواپيما در ارتفاع پائين داده اند . دقيقآ معلوم نيست که هواپيما چه مدت در آن جا مستقر بوده ولي اين که گوشي هاي موبايل بعضي مسافران تا چند روز زنگ مي خورده نشان مي دهد احتمالآ مرحله بعدي عمليات مدتي بعد صورت گرفته است . سپس براي از بين بردن شواهد مسافران و هواپيما رو منفجر مي کنند !

زاستش رو بخواهيد اين تئوري از نظر منطقي صحيح به نظر نمي آيد ! خصوصآ در مورد زنگ خوردن گوشي ها مگه مي شود ماموران حرفه اي که چنين نقشه اي رو به اصطلاح طراحي کرده باشند عقلشون به گرفتن گوشي هاي همراه مسافران نباشند .. !؟؟  

 در جستجوي واقعيت ..  

با جمع بندي ديدگاه هاي کارشناسان و سازمان ها و مقامات رسمي مرتبط با صنعت هواپيمايي به اين نتيجه اصلي مي رسيم که .. هواپيما بدون نقص فني و در شرايط آب و هوايي خوب ناگهان در فراز اقيانوس با حادثه اي مواجه شده است . که به گفته مدير دايره سوانح شرکت بوئينگ ، بقدري ناگهاني و سريع بوده که خلبان حتي فرصت غافلگير شدن نيز نداشته است . او وبسياري ديگر از متخصصان بر اين باورند که هواپيما منفجر شده اشت { همان حدسي که من از همان ابتدا زده بودم } و از ان جايي که قطعات ان يافت نشده ، مشخص است که انفجار با مواد پر قدرتي صورت گرفته که تمام حجم هواپيما را متلاشي کرده است . آن ها همچنين به صورت تلويحي شليک موشک به هواپيما رو تائيد مي کنند . اما اين که به چنين احتمال منطقي و معقولانه فرصت مطرح شدن داده نمي شود و داستان هاي جن و پري با آب و تاب توسط رسانه ها توليد و منتشر مي شوند به همين امر مربوط است ! زيرا مطرح شدن اين فرضيه کاملآ منطقي ، افکار عمومي جهان را وا مي دارد که به دنبال منبع موشک شليک شده باشند ! پر واضح است که نيروهاي نظامي کشور هايي چون اندونزي ، مالزي ، ويتنام و کامبوج حتي اگر بخواهند هم نمي توانند يک هواپيما را در ارتفاع سي و پنج هزار پايي هدف موشک قرار دهند و خيلي زود تبرئه مي شوند .. پس حقيقت در جايي ديگر نهفته است .. !!

واقعيت اين است که در ان منطقه فقط يک يگان نظامي حضور داشته که قابليت و توان شليک موشک به هواپيما را داشت ! از قضا اين يگان " يو اس اس پينکني دي دي جي " بود ناوشکن فوق وابسته به ناوگان هفتم نيروي دريايي آمريکاست و از معدود شناور هاي نظامي جهان است که به طور ويژه براي حمله به هواپيما طراحي و تجهيز شده است و در صنايع تسليحاتي آمريکا موشک هاي قدرتمندي فقط براي اين ناوشکن ها توليد مي شود . ناو شکن پينکني مجهز به سامانه شناسايي و رديابي قدرتمند و موشک هاي هدايت شونده به اهداف پروازي مي تواند هرگونه هدفي را در محدوده بسيار طولاني با استفاده از سيستم پرتاپ عمودي نابود کند . اتفاقآ اين ناوشکن روز جمعه و در زمان ناپديد شدن هواپيما سرگرم تمرين نظامي و انجام رزمايش در همان منطقه بود و نزيک ترين شناور به نقطه ناپديد شدن هواپيما به شمار مي رفت . به قدري نزديک که کاربران آمريکايي پس از اطلاع از سانحه هوايي در صفحه اينترنتي ناوشکن کامنت گذاشته و از ان ها خواسته اند اين منطقه رو جستجو کنند ! جالب اين که در ميان سکوت ناگهاني اين ناوشکن و کارکنان آن در فيس بوک ، يکي از کاربران به ان ها اطلاع مي دهد که يک هواپيما درست در نقطه اي که شما هستيد ناپديد شده است . سعي کنيد به آن ها کمک کنيد !

کارکنان و فرماندهي ناو امريکايي که در صفحه فيس بوک خود از مانور و تمرين هايشان خبر داده و روز جمعه محل استقرار خود را به اطلاع دوستانشان رسانده بودند ، در ساعات نخستين مانور خود را متوقف کرده و سکوت اختيار مي کند ! اين در حالي است که ناوگان ويتنام که بسيار دورتر از آن ها قرار داشتند از دريافت آخرين سيگنال هاي هواپيما خبر داده بود ! اما اين ناوشکن مجهز به رادار هاي پيشرفته از هواپيماي بوئينگي که از بالاي سرش پرواز مي کرده اظهار بي اطلاعي کرده است ! اين موضوع حتي دوستداران اين ناوشکن و کاربران سايت آن را نيز متعجب کرده بود . به طوري که يک تفگندار سابق نيروي دريايي آمريکا در صفحه اينترنتي خود از فرماندهان ناوگان هفتم کرد که چرا حضور ناوشکن پينکني بزرگ ترين ناو مجهز به انواع موشک هاي ضد هوايي ، ضد سطحي و ضد زير دريايي مستقر در جنوب شرقي آسيا را در چند مايلي نقطه ناپديد شدن هواپيما پنهان کرده و سپس ناوچه ديگري را ( پس از درخواست هاي مقامات مالزي و فشار افکار عمومي ) براي جستجوي هواپيما اعزام کرده است !؟؟ در دومين روز جستجوها به ناوشکن فوق دستور داده مي شود که به گروه جستجو و امداد ملحق شوند و در اوج خبر سازي رسانه هاي بزرگ آمريکايي ، تنها يک سايت خبري مستقل بر اساس شواهد و تحليل هاي خود نتيجه گيري کرد که ماموريت اصلي ناوشکن پنهان ساختن آثار جرم است !!

با اين حال رسانه هاي خبر ساز امريکايي که هر احتمال بي ربط و هر خبر منحرف کننده اي در باره حادثه رو پوشش داده و حتي خبر ادعاي پيشگويي جادوگر نيجريه اي را با تصوير بازتاب مي دادند ، اين فرضيه را کتمان کرده و اجازه گسترش آن را ندادند . اين رسانه ها حتي پس از انتشار تمام مکالمات خلبان با برج کوالالامپور که در تمام پنجاه و چهار دقيقه آن همه چيز طبق روال و عادي است و در آخرين دقيقه نيز خلبان اعلام مي کند " اوضاع خوب و عالي است " تلاش مي کنند رويکرد خود را دنبال کرده و در شرايطي که آخرين اطلاعات نيز بر انفجار شديد و ناگهاني هواپيما دلالت دارد ، فرضيه موجودات فضايي و نيروهاي ماورايي را در ذهن مخاطب زنده کنند ! روشن است که چه در مرحله نخست و فضاي پر هيجان روزهاي اول و چه در مرحله دوم که هيجان ها فروکش کرده و ماجرا براي مخاطبان عام تکراري و کهنه شده ، رويکرد ثابت رسانه هاي جريان ساز آمريکايي ارائه اطلاعات پر شمار و غلط در باره حادثه است تا ذهن ها همچنان از توجه به واقعيت و مضنون اصلي دور بمانند ! با اين رويکرد حتي اگر در آينده نيز واقعيت آشکار شود با انبوهي از اطلاعات غلط و خبرهاي راست و دروغ ، امکان خدشه دار کردن ان فراهم خواهد بود .

 من معتقدم هواپيما هرگز پيدا نخواهد شد  ... !

با کنار هم قرار دادن همه اين پازل ها يک امر مسلم و بديهي است که هواپيماي مالزيايي به طور ناگهاني منفجر و نابود شده است ! چون اگر غير از اين بود با تجهيزات مدرن روز و ماهواره ها مي شد محل دقيق جعبه سياه رو پيدا کرد . مهم نيست که انفجار به دست تروريست ها ، ماموران امنيتي ، شرکاي تجاري ، ناوشکن آمريکاي يا هر موردي ديگر صورت گرفته باشد ، مهم انفجار ناگهاني و نابودي هواپيما با تمام سرنشينان است . که با شيطنت هاي رسانه هاي غربي و بيان تحليل هاي آبکي و انحرافي و ناديده گرفتن شواهد و ادعاي صاحبنظران و متخصصان همچنان افکار جهاني رو فريب داده و همه رو بازي داده است ! هنوز مردم شليک ناجوانمردانه ناو وينسنس آمريکايي به ايرباس پرواز ۶۵۵ رو از ياد نبرده اند که چگونه با ظاهر سازي و ادعاهاي پوشالي عمل خود را توجيه کردند ! دوشنبه همين هفته   عمر باتري بوئينگ به اتمام خواهد رسيد . و به همين راحتي جان بي گناه مسافران پايمال مي شود . به هر حال باید این چند روز را هم با گربه رقصاني رسانه هاي غربي به سر کنيم !! به اميد روزي که در صلح و امنيت جهاني به سر بريم .

 

https://swsqfq.dm1.livefilestore.com/y2p1TgotxjVU06yvgYR7h0P8pz6EUEJU_ZRVqB_M6Rr1bUwzv_chiD68Wt_6LZHrrHJdYz0y7jyeW5U-RLn4v4wwFoVx0JNanL7b9Px4qLpnbU/%D8%A8%D9%86%D8%B1.jpg?psid=1

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی .

 ای میل : Behrouz.journalist@gmail.com

 https://www.facebook.com/behrouz.modarresi  : فيس بوک 

این پست در ساعت ۱بامداد بتاریخ شانزدهم فروردين ماه  ۱۳۹۳پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

سایت پندار پی سی

https://vwqpoq.dm2302.livefilestore.com/y2pThTRMC0Tts1vAtjZ3P0ih4Typmw-p1AancWOeqyOP-6Vg_6cqvR0Iz5Z95qvQi4aJ58P8HBH53ZNG3ynr_Fbb-jnGlP7wZZkxE2FFl0YftY/HKJ.gif?psid=1

قابل توجه دوستان عزيز و فرهيخته ام
موسسه روايت خوبان ( مجري امور طراحي و چاپ ) متعلق به يکي از دوستان بسيار بزرگوارم است که تجارب ارزشمندي در چاپ افست دارد . خيلي هم با انصاف است ( البته قراره تخفيف مناسبي هم براي دوستانم در نظر گرفته شود ) خوش
حال خواهم شد ضمن معرفي اين دفتر به دوستان ، سفارشات چاپ خود رو به موسسه ياد شده بسپاريد .
بنده کيفيت کار موسسه روايت خوبان را تضميمن مي کنم .
تلفن : 22115817
ممنون از مهر همه شما ياران خوبم .

https://6gzpog.dm1.livefilestore.com/y2pOuKBfoVQohdx2AIsIIOemFUo7WgpA8XaPkrTX3uJTAooQZM1pxuwaq79a6I-XURR4qpwWACf-7D5CMQ0B-nu5DMfGtZnG9aJKN9P2tzzhNI/Tabligh.jpg?psid=1

- تعداد بازديد
  • 8475
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35