درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  گزارشي از یک تخلف در شهرداری

https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2phBlJYM_ahvyOc7tWXSNvteHlAD1d1diRQB7u4PMWhew7fpRwpQwJDFy0kyOVRcS_yMNyRf9k3d1m5SkiJi3Cn2ReBGJdHcrA6As4IRMvL80/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---1.jpg?psid=1

https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2phBlJYM_ahvyOc7tWXSNvteHlAD1d1diRQB7u4PMWhew7fpRwpQwJDFy0kyOVRcS_yMNyRf9k3d1m5SkiJi3Cn2ReBGJdHcrA6As4IRMvL80/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---1.jpg?psid=1https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2pGRB-q1vG6eyKXsFTLNwiG75w8WnF0hkCbiTpJl6UyWp31Dk5qK6Q_fjJx3D0ajvjaU7A_kgbFlGiFLusgjTUrPMNtKXn_32KANLcVwzVQMk/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---2.jpg?psid=1

برچسب ها : دکتر محمد باقر قالیباف + مديران ناسالم شهرداري + گزارش تخلف در منطقه هفت + غير استاندارد بودن ساخت و سازها + عدم نظارت اصولي +جدي گرفته نشدن جان انسان ها + تآمل وزير محترم کشور با روزنامه نگاران

 به نام ايزد پاک سرشت و با درود به خاک کهن ايران زمين و پرچم مقدس اش و عرض ادب و احترام به هموطنان گرامي به خصوص ياران و خوانندگان همدل و صميمي و دلاور مردان نيروهاي مسلح و ارتشيان قهرمان مطلب اين پست را تقديم حضورتون مي کنم . اميدوارم مورد قبول قرار گيرد .

به بهانه مقدمه ..

در حال نگارش روايتي از يک ماجراي بانکي بودم تا خير سرم بعد از انتشار چند انتقاد ، تعريفي از عملکرد مديريت يکي از شعب بانک سپه { شعبه شريعتي } و سوء تفاهم هايي که ابتدا پيش امده بود رو براي شما دوستان خوبم نقل کنم . اما متآسفانه حادثه اي برايم رخ داد که مجبور شدم بنا بر رسالتي که در اطلاع رساني به عهده دارم آن را بدون کم وکاست تعريف نمايم ! البته ماجرايي که قصد بيانش رو دارم  مطمئن هستم در ايران خصوصآ در تهران به امري عادي و کليشه اي تبديل شده است ! که ريشه در حضور افراد ناسالم و سودجو در نهاد هاي خدماتي { در اين ماجرا شما بخوانيد شهرداري ها } دارد . و با وجود بروز اتفاقات ناگوار به خاطر ضعف مديريتي و عدم نظارت اصولي متآسفانه عزمي جدي براي برخورد با متخلفان مشاهده نمي شود . و به قول قديمي ها در به روي همان پاشنه مي چرخد ! من در اين پست بار ديگر شهردار محترم تهران را مخاطب قرار داده و با تصاويري مستند به تخلفات آشکار يک مجتمع مسکوني مي پردازم که به لطف پارتي بازي مالکان و حضور داماد با نفوذشان در بازرسي منطقه تمام شکايات رسيده رو آشکارا وتو کرده و سلامت همسايه هاي اطراف رو عملآ به مخاطره انداخته است براي من مهم نيست که آيا اين گزارش تخلف به رويت شهردار تهران مي رسد يا خير !؟ اما ايمان دارم با همت و تلاش ساير نهاد هاي مسوول به ويژه رسانه ها با افراد ناسالم برخورد جدي و قانوني صورت خواهد گرفت . کلام اخر اين که .. به شرافتم سوگند مي خورم در شرح اين ماجرا ، هرگز جمله اي غير واقعي و مغرضانه به کار نبرم . با سپاس از شما خوانندگان محترم .

گزارش يک تخلف آشکار در شهرداري منطقه هفت

 نقبي به گذشته ..

با اجازتون براي درک بهتر مطلب ابتدا به قول فرنگي ها يک " فلش بک " به سال ها قبل مي زنم ... پنج شش سال قبل وقتي از  " آرياشهر " به يکي از محله هاي ساکت " بهار شمالي " اسباب کشي کرديم در همسايگي ما باغي تقريبآ بزرگ و زيبا با درختان سرو قديمي سر به فلک کشيده و خانه اي قديمي به سبک عمارت هاي کلاه فرنگي با نماي اجري و بالکني قوسي شکل ، جلوه اي خاص به محله مون بخشيده بود . و خانواده هايي هم که ظاهرآ دو بردار بودند در ان زندگي مي کردند . صبح ها وقتي پنجره اتاق ام رو باز مي کردم با مشاهده درختان قديمي و شور زندگي در همسايگي ام احساس نشاط مي کردم . از شما چه پنهان هميشه آرزو داشتم در چنين فضايي زندگي کنم ! اما با ترک ساکنان خانه در مهر ماه نود و يک ، سر و کله ماشين هاي غول پيکر و گود برداري حياط باغ از قسمت جنوبي آغاز شد من هر روز ساعت ها نظاره گر تخريب بي رحمانه و صداي گوشخراش لودر ها بودم . در اين انديشه بودم که مهندسان براي حفظ درختان سرو چه تمهيداتي رو به کار خواهند برد ! آخه من ساده شنيده بودم قطع اشجار قديمي منع قانوني دارد !!!  روياي طبعيت گراي من زياد به درازا نکشيد و با کمال تآسف ديدم که کارگران قلدر با اره و تبر به جان نماي سر سبزي باغ افتادند .. مدت ها طول کشيد که تنه درختان را زمين گير کنند ! و در نهايت با کمک زنجير هاي قوي و فشار بي امان لودر ها ريشه ها هم از خاک بيرون کشيده شد ! چه خوشبيانه منتظر حضور عوامل شهرداري براي جريمه اين تخلف بودم ! اما آب از آب تکان نخورد ! با وجود کوهي از شاخ و برگ و تکه هاي بزرگ چوبي در کوچه ، هرگز توجه ماموران زحمتکش شهرداري منطقه هفت ناحيه سه رو به خود جلب نکرد .. !!

 درد سر ها از همان روز ها براي ساکنان محله آغاز شد . گرد و غبار روزانه حاصل گود برداري و جولان دادن شبانه کاميون هاي که تا طلوع آفتاب بي وقفه ادامه داشت . به هر حال براي آباداني شهرمون بايستي تحمل مي کرديم .. ! اما اي کاش ماجرا به همين جا ختم مي شد . کم کم سرو کله کارگران افغاني و ايراني پيدا شد . که در حين کار با خيره شدن به نواميس مردم ، آرامش اهالي محل و رهگذران عبوري را سلب می کردند ! من نخستين بار اين قضيه مزاحمت کارگران رو از دوستم که استاد دانشگاه است و در همسایگی ما زندگی می کنه شنيدم که بي نهايت از چشم چروني و هيزي برخي کارگران عصباني شده بود . از اين رو محبور شديم به سرکارگر ساختمان اعتراض کنيم . اما از شما چه پنهان از پشت پنجره گاهي یواشکی آن ها رو کنترل مي کردم ! تا اين که يک روز با چشمان خودم ديدم که آن ها حتي از زنان مسن هم نمي گذرند ! بد جوري خونم به جوش اومده بود . با خشم فراوان يقه سرکارگر رو گرفته و با صداي بلند طوري که همه بشنوند فرياد زدم يک بار ديگر اين اعمال تکرار شود مطمئن باشند خونشان را خواهم ريخت ! ظاهرآ اين تهديد موثر واقع شده و ديگر کمتر شاهد هيزي برخي از کارگران بوديم . { البته اکثر اون ها واقعآ پاک و شريف بوده و هستند } اما مشکل آمدن خاک به منازل همچنان با شدت ادامه داشت . همسايه ها با خواهش و تمنا از ان ها مي خواستند قبل از کندن و تخريب ديوار هاي خانه حتمآ آب پاشيده شود . اما بي توجهي و خسيسي مالکان باعث عدم استفاده از روش هاي استاندارد مي شد . باور کنيد با وجودي که همسرم طبق عادت روزانه اش هر روز همه جا رو گردگيري مي کرد ، اما چند ساعت بعد انبوهي گرد و غبار بر روي وسايل خونه مي نشست ... !

جالب اين که پروسه مزاحمت هاي ساختمان سازي با بالا رفتن طبقات افزايش مي يافت . وقتي نوبت پوشش هر سقف مي رسيد مصيبت ها آغاز مي شد ! مهندسان به اصطلاح ناظر ساختمان بدون دقت در نصب " يونوليت " ها ، مسووليت رو به کارگران ارزان افغاني سپرده و اون ها هم همين جور سرسري کنار هم قرار مي دادند ! باور کنيد با کوچک ترين نسيم ورقه ها جدا شده بر روي درختان ، کابل هاي برق  فشار قوي گير مي کردند ! دريغ از واکنش مالکان يا مهندسان مشاور ! يعني اگر ما خطر آتش سوزي رو به کارگران گوشزد نمي کرديم امکان نداشت آن ها اقدامي در رفع خطر انجام دهند ! تمام کوچه در تابستان با تکه هاي يونوليت عين برف زمستاني سفيد مي شد .. ! رفتگران شهرداري هر روز صبح با زحمت و تلاش فراوان آن ها را جمع مي کردند اما خدا شاهده ساعاتي بعد همان آش و همان کاسه ! مشکل زماني براي همسايه ها جدي شد که تکه هاي يونوليت منافذ چاه هاي حياط و پارکينک ها را مسدود مي کرد . بعد از آن نوبت بتن ريزي آغاز مي شد ! خودرويي در اين محله وجود نداره که از پاشيده شدن قير و بتن و يا افتادن اجسام ديگر در امان مانده باشند . وقتي هم بنده خدا ها اعتراض مي کردند ، با قلدري نمايندگان مالک مواحه مي شدند .. ! اين پروسه براي هفت طبقه تکرار و تکرار مي شد . اما با کمال تعجب مشاهده شد مالکين سود جو با استفاده از آشنا هاي خود در شهرداري منطقه هفت ، دو طبقه هم اضافه تر کردند ! جالب اين که اغلب ساختمان هاي محله زير پنج طبقه هستند . و با اين ارتفاع غير کارشناسي جلوي تابش طبيعي آفتاب گرفته مي شد ..

https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2pOQ78rbdrLd0HAXZzlh8pudiKKrW-j3AOhUutm9B3Tm0gEWu6vQEAlza4P8jna-hPcFbIOym0J1CyS36BKoSTQ3UpMrZKMlsn67TNTyZdbb0/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---7.jpg?psid=1

من به حرمت خانواده متخلفان نام آن ها را تار کردم . تعداد طبقات کاملا مشخص است .

طوماري اعتراض آميز همسايه ها به شهرداري هفت و واحد بازرسي مربوطه ارسال شد . فقط دو سه روز کار متوقف شد ! اما دوباره عمليات تکميل دو طبقه اضافه آغاز شد ! مردم وقتي براي اعتراض به بازرسي مراجعه کردند ، با کمال تعجب پاسخ شنيدند که .. " شما بايد زودتر اطلاع مي داديد ! " و بدين ترتيب به کمک پارتي بازي و تخلفي آشکار ،  تابش نور آفتاب به خانه همسايه ها متوقف شد !! اون هايي که وقت کافي و حوصله داشتند جهت پي گيري و اعتراض به تخلف آشکار دنبال قضيه رو گرفتند .. اما خيلي زود متوجه شدند که داماد مالک بساز و بفروش و سود جو در بازرسي شهرداري حضور دارد ! و به لطف اين مدير ناسالم و متخلف همه اعتراض ها خيلي راحت " وتو " مي شوند ! چشم آقاي شهردار روشن ! اما تا اين جاي ماجرا نقب و فلش بکي به گذشته بود . آن چه باعث شد اين پست را بنويسم ماجرايش خطري بود که به صورت معجزه آسا از بيخ گوشم گذشت ! قضاوت با شما مردم خوب و شريف .

 https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2pCd6OUHlsY3zi26AXKc3r5FwNk6SokXDFdagUwsU-dx_dcZCD9OvNk6zAGaIDU-uxABsHy9Wkdfvgs2nQ3jaCEjyt0QPKoLam4JDUmOZZhoI/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---6.jpg?psid=1

دو طبقه زير و هفت طبقه بالا ! کلآ ۹ طبقه !!

حادثه ای که نزديک بود جانم را بگيرد !  

شنبه آخر شب بود که از منزل دخترم در کرج به سمت تهران راه افتادم . سر کوچه مون از ماشين پياده شده و به سمت خونه مون در انتهاي کوچه راه افتادم . ساعت حدود چهل دقيقه بامداد بود . باد تقريبآ شديدي همراه با سوز کشنده اي مي وزيد . هيچ جنبنده اي در کوچه مشاهده نمي شد . از آن جا که دو طرف ماشين پارک شده بود ترجيح دادم آهسته از وسط کوچه عبور کنم . چون مي دونستم کوچک ترين تلنگري به هر يک از خودرو ها ، صداي آژيرشون آرامش همسايه رو به هم خواهد زد ! چشمتون روز بد نبينه با نزديک شدن به ساختمان مورد بحث يهو غرش شيئي ناشناس را در نزديکي خودم شنيدم . تا اومدم سرم رو برگردوندم جسمي سنگين با صداي مهيبي جلوي پايم با زمين اصابت کرد ! بقدري شوکه شده بودم که براي لحظه اي فراموش کردم کجا قرار دارم . فقط يادمه عرق سردي بر بدنم نشست و توان ايستادن از من سلب شد . سعي کردم به آرامي بر ديوار تکيه کنم . اول فکر کردم هلي کوپتري دچار سانحه شده است ! دليلش رنگ هاي الواني بود که به چشم مي آمد .. ! اصلآ قادر به تحرک نبودم . از بدشانسي ام کسي در اون وقت شب از اون جا عبور نمي کرد .. نمي دانم چقدر به همان حالت کز کرده در حالت نيمه بي هوشي سپري شد ! به هر مکافاتي بود بپا خواسته و با کمال تعجب ديدم " ايرانيت " هاي ساختمان نو ساز است که به دليل عدم رعايت استاندارد هاي لازم و نظارت مهندسين مشاور و وصل شدن آن با مفتول هاي نازک ، با وزش اولين باد جدي از جايش کنده شده و مانند يک شمشيري برنده بر سر عابران فرود آمد !  

 https://6wbjzw.dm2303.livefilestore.com/y2pTTW1PveXDfTiSmKvXaxoyZfO2uShwnIb0TozWDZm9EACGKR-LhA6XpJx1smtIgQvPyL-BZnIhBgxFiJNM3GfSxCUK-MHIZJtMHMwlCxK7Ao/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---4.jpg?psid=1

در عکس بالا شما اگه دقت فرماييد محل اتصال ايرانيت ها به خوبي مشخص است . فراموش نکنيد که کوچه مدت هاست به دليل قطع روشنايي تاريک بود ! ( با وجود تماس هاي متعدد همسايه ها مدت هاست کسي براي تعويض لامپ تير چراغ برق تشريف نياورده اند !! ) به هر حال با هر جان کندني بود خودم رو به خونه رسونده و دقيقآ رآس ساعت ۲ بامداد مورخه بيست و چهارم آذر با پليس ۱۱۰ تماس گرفته و ضمن تشريح اتفاق ياد شده ، به مامور " کد ۲۹ " که شنونده اظهاراتم بود تاکيد کردم .. براي حفظ جان شهروندان خصوصآ دانش آموزاني که اول صبح از اين کوچه عبور مي کنند ، حتمآ اقدامات لازم رو  تا قبل از طلوع آفتاب انجام دهيد . راستش رو بخواهيد با وجودي که حال و روز مساعدي نداشتم اما حسي به من مي گفت .. آثار جرم توسط ايادي مالکان تا قبل از صبح پاک خواهد شد ! به همين دليل سريع دوربين ام رو برداشته و از آثار به جا مانده از بي مبالاتي بساز بفروش هاي سود جو ، چند عکس براي ارايه به مراجع قضايي تهيه کردم .

https://6wbjzw.dm2301.livefilestore.com/y2p4L9ZgAq14F4SkXW3W9miolp-H_5zyUy671nhab1kWnYtCHC61Jc6opylnWC4uITeJwyXyyue9I6d-CvnNqAINvtm0fGpVOrQqdxEtAQngSE/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81--3.jpg?psid=1https://6wbjzw.dm2304.livefilestore.com/y2pUpRatTTY5sJ0c353uxD0dG9CzCqwzLR-iSGMoOT6fHvTKiRDl3HfJyCrGVPPple1c_xCFDTmKNMGFWz1JpsYDJ2Rak4n2lqliDNCyn5xm8Y/%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%81---5.jpg?psid=1 

 صبح روز بعد مشاهده کردم تمام ايرانيت ها را برداشته اند ! اما نيمه باقي مانده به شکل بسيار خطرناکي بر روي داربست در ارتفاع بالا باقي مانده است . و با هر نسيمي شديدآ تکان مي خورد . متآسفانه باز هم مهندسان مشاور يا ناظران مربوطه در خواب خوش خويش بسر مي بردند ! به سراغ سرکارگر افغاني ساختمان { فيض الله } که پسر با ادب و نجيبي است رفته و ار وي در باره ايرانيت هاي کنده شده پرسيدم . گفت صبح همه را جمع کرديم . گفتم چرا به راحتي کنده شدند ، همان پاسخي داد که من حدس زده بودم . و ان چيزي نبود جز اتصال الکي بوسيله مفتول هاي نازک و غير مقاوم .. ! بهش گفتم به مالکان ساختمان زنگ بزن و بهشون بگو .. اين بار به خاطر به خطر انداختن جان مردم رسمآ در مراجع قضايي شکايت شده است . و پليس ۱۱۰ هم ديشب وضعيت را ثبت کرده است . ضمنآ بهشون بگو ما قضيه داماد شما در بازرسي را هم فهميده ايم و اين بار قضيه کاملآ فرق مي کنه ... همچنين تاکيد کردم تا فردا اگر ايرانيت ها مقاوم سازي نشود ، من همه همسايه ها رو به اين جا کشانده و مانع ادامه کار خواهيم شد .. تهديدم خيلي عالي اثر کرده و روز بعد ديدم نه تنها ايرانيت ها را با اتصالات قوي تري به داربست ها وصل کرده اند بلکه با قرار دادند ميل گرد بر روي آن ها ، مانع هر نوع حرکتي شده اند . اما پرسش من از مسوولان شهرداري اين است : براستي وظيفه ناظران در پروژه هاي ساختماني چيست!؟ مگر نه اين که ايمني از اصول مهم ساختمان سازي است !؟ چرا با وجود جدا شدن نيمي از ايرانيت ها بعد از چهل و هشت ساعت آن هم با تهديد و زور کار خودشون رو انجام دادند !!؟؟  

سخني با شهردار محترم تهران  

جناب آقاي قاليباف کمتر کسي است که از تلاش و زحماتي که شما براي زير ساخت هاي شهر تهران مي کشيد بي اطلاع باشد . پروژه پل دو طبقه صدر بهترين گواه اين ادعاست . اما جناب شهردار آيا شما از فساد بعضي مديران خود با خبر هستيد يا خير !؟ اگر نيستيد ، واقعآ جاي تآسف دارد . اما اگر هستيد بايد عرض کنم اگر ده ها پروژه عظيم در تهران و کل ايران بسازيد وقتي جان انساني به خاطر عدم نظارت اصولي عوامل زير مجموعه شما جانش رو از دست دهد ، نه تنها کار هاي شما به عنوان شهردار هيچ ارزشي براي مردم ندارد بلکه در پيشگاه عدل پروردگار هم بايد پاسخگوي حق الناس باشيد . اگر چه خوشبختانه من در کل عمرم هرگز گذرم به دستگاه هاي عريض و طويل شهرداري ها نيفتاده است ، اما به عنوان شهروندي که در اين کلان شهر زندگي مي کنم در باره فساد ، رشوه خواري آشکار و پنهان و سوء استفاده هاي کلان و پارتي بازي زياد شنيده ام . وجدانآ شما براي برخورد با اين معضل چه اقدامي کرده ايد !؟ قصد تهمت و افتراء ندارم . اما کافي است شما چند نفر از افراد معتمد و قابل اعتماد خود رو مامور رسيدگي به تخلفات مديران و کارمندان شهرداري نماييد . و با اختصاص تلفن ، اي ميل و حتي پيامک و رسانه اي کردن موضوع ، از مردم بخواهيد افراد فاسد شهرداري ها را معرفي کنند ! سپس شکايات و ادله هاي دريافتي را طبقه بندي کرده بعد از بررسي عادلانه با ان ها برخورد قانوني نماييد . و يک بار براي هميشه با اين عوامل از خدا بي خبر در هر پست و مقامي باشند برخورد کنيد . باور کنيد بقدري نيروهاي جوان و تحصيل کرده و سالم در کشور و همين تهران فراون هستند که خيلي راحت از عهده مسووليت هاي محوله بر خواهند امد .

 انتقادي دوستانه از شما

آقاي دکتر صادقانه اعتراف مي کنم .. من همواره شخصيت شما رو تحسين مي کردم . به ويژه از وقتي که تصميم گرفتيد خلباني موفق شويد . باور کنيد در دور دهم انتخابات من خيلي دلم مي خواست شما رئيس جمهور شويد ( اي کاش هم مي شديد ) اما به عقيده حقير ان چه شما را در رسيدن به اهدافتان دور کرد ، بهره گيري از مشاوران کم تحربه و سياسيون بود . بگذريم .. به هر حال تقدير چنين رقم خورده که بار ديگر مسووليتي خطير در اختيار شما قرار گيرد . هيچ پست و مقامي براي هميشه پايدار نبوده است . به عنوان يک کهنه سرباز به شما توصيه مي کنم انتقاد پذير باشيد . و همانند وزير محترم کشور تآمل نزديک تري با رسانه ها و اصحاب تفکر و قلم داشته باشيد . از انسان هاي با تجربه و سالم براي نظارت زير مجموعه هاي خود بهره بگيريد . قطعآ ضرر نمي کنيد . ريشه فساد را هر چه زودتر خشک کنيد محبوب قلوب مردم خواهيد شد . کلام اخر اين که .. توصيه مي کنم بررسي و برخورد را از همين پروژه ساختمان متخلف در شهرداري منطقه هفت آغاز کنيد . از کساني که از ابتدا تا امروز چشمان خود را بر تخلف آشکار چند بساز بفروش بي وجدان بسته اند . و بي رحمانه همه شکايات و اعتراضات مردم محله اي را " وتو " کرده اند .. دريافت جريمه از متخلفان در شهرداري ها دردي را دوا نمي کند . تکليف مردماني که با اين تخلف از نعمت تابش نور خورشيد به خانه هاي خود محروم شده اند چيست !؟ قبول کنيد تا زماني که اصل دريافت جريمه از متخلفان در دستور کار شهرداري ها باشد ، تنها بساز بفروش ها و شهرداري از تخلفات بهره مي برند و بس .. !

در پايان از آن جا که مطمئن هستم گوش شنوايي براي رسيدگي به اين تخلف آشکار پيدا نخواهد شد ، از دوستان روزنامه نگار و همکاران رسانه اي ام تقاضا مي کنم با پيگيري هاي خود موجب رسوايي افراد فاسد در سازمان هاي خدماتي شوند . براي دريافت نشاني کامل با اي ميل بنده مکاتبه فرماييد .    

https://6wbjzw.dm1.livefilestore.com/y2pOG5XPtpEcN28PxtP84v4Qgim60iZqOHeKPJEs8s0Bb7nskvjWdz68HcNao9KKZY2X4YUkxRPitckoLgmv_CNyl7V6hjbI9Ic2GjIWGFAreE/%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1.jpg?psid=1

اکثر دوستان و خوانندگان قديمي اگاه اند که بنده مطلقآ آدم سياسي نبوده و نيستم . باور کنيد حتي نام وزير محترم کشور رو هم نمي دونستم ! اما از ان جايي که صحبت از نقد پذيري و تامل وزير ياد شده با رسانه ها شد راستش حيف ام اومد از واکنش منطقي او در مقابل نقد تلخي که از عوامل زير مجموعه اش شد ، يادي نکنم . حتما شما هم جريان گزارش تلويزيوني را که مربوط به رها سازي معتادان در مراکز بازپروري بود را مشاهده کرديد . و روز بعد هم ديديد که آقاي " رحماني فضلي " نه تنها ناراحت نشده يا مثل خيلي مسوولان در مقام تکذيب و توجيه بر نيامد ، بلکه اين عمل خبرنگاران را ستود و در ادامه با ارسال نامه اي به سازمان صدا و سيما رسمآ از آن افراد تشکر و قدرداني کرد . از اين رو وظيفه خود مي دونم بدينوسيله رسمآ از نقد پذيري ايشان تشکر و قدرداني نمايم .  

گله اي کوچک از وزير محترم کشور

جناب آقاي رحماني فضلي صادقانه اعتراف مي کنم هميشه براي پرسنل پليس کشورم قلبآ احترام قائل بوده و هستم . و با راه اندازي پليس ۱۱۰ بنده جز کساني بودم که علاوه بر شبکه تلويزيوني تهران در رسانه هايي که مسووليت داشتم اهداف اين نيروي تازه تاسيس رو اطلاع رساني مي کردم . يادمه با جناب سرهنگ " صديق " نخستين فرمانده اين سازمان مرتب در ارتباط بوديم . اما راستش رو بخواهيد وقتي در ساعت ۲ بامداد تاريخ ۲۴ آذر ماه به مامور کد " ۲۹ " شما گزارش حادثه را داده و تاکيد کردم که باقيمانده ورقه ايرانيت در بالاي داربست براي جان عابران و دانش اموزان خطرناک است ، و با اعلام هويت مشخص و شماره تلفن همراه ام و ادرس دقيق ، تنها انتظارم از برداران زحمتکش ۱۱۰ اين بود که به حرمت جان انسان ها سري به محل بزنند . اما متآسفانه اين دوستان صحبت هاي بنده رو جدي نگرفتند ! از اين رو اين تيتر رو جهت اطلاع جنابعالي و هرگونه کار بايسته تقديم شما مي کنم : هوا سرد بود از پليس ۱۱۰ خبري نشد !! مطمئن هستم پيگيري خواهيد کرد .

 

https://swsqfq.dm1.livefilestore.com/y2p1TgotxjVU06yvgYR7h0P8pz6EUEJU_ZRVqB_M6Rr1bUwzv_chiD68Wt_6LZHrrHJdYz0y7jyeW5U-RLn4v4wwFoVx0JNanL7b9Px4qLpnbU/%D8%A8%D9%86%D8%B1.jpg?psid=1

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی .

 ای میل : Behrouz.journalist@gmail.com

 https://www.facebook.com/behrouz.modarresi  : فيس بوک 

این پست در ساعت ۲:۱۵ دقيقه بامداد بتاریخ بيست و نهم آذر ماه  ۱۳۹۲ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

سایت پندار پی سی

https://vwqpoq.dm2302.livefilestore.com/y2pThTRMC0Tts1vAtjZ3P0ih4Typmw-p1AancWOeqyOP-6Vg_6cqvR0Iz5Z95qvQi4aJ58P8HBH53ZNG3ynr_Fbb-jnGlP7wZZkxE2FFl0YftY/HKJ.gif?psid=1

- تعداد بازديد
  • 2909
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35