درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  ارتش دزدان دریایی را فراری داد

Dozdan-1

     ناز شست ارتش دلاور ایران به دزدان دریایی  

Dozdan-1dozdan-2

برچسب ها : پایگاه یکم ترابری + خط پرواز + پرواز به سومالی + محمد زیادباره + عباس زیور سنگی + دزدان دریایی + خلیج عدن + نیروی دریایی ایران

دوباره سلام

من از طرف خود و پدرم از همه عزیزانی که جویای حال بابام بودند تشکر و قدردانی می کنم . وی در حال استراحت پزشکی است و شکر خدا رو به بهبودی است . او دیشب وقتی در اخبار سراسری تلویزیون شنید که برای نوزدهمین بار نیروی دریایی ارتش ایران به دزدان دریایی سومالی که قصد غارت محموله یکی دیگر از کشتی های ایرانی رو داشتند حمله کرده و متجاوزان رو فراری داده است ، خيلي خوشحال شده و گفت قبلآ مطلبي در اين باره نوشته است . و از من خواست که اون لينک رو پيدا کرده و با اضافه کردن توضيحاتي که مي دهد برايش منتشر کنم . ضمنآ همان گونه که در پست قبلي توضيح دادم من تبحر زيادي در اينترنت و تايپ سريع ندارم . از اين رو کامنت ها رو به توصيه پدر موقتي منتشر کردم تا خودش به موقع جواب دهد . اما بي خيال فيس بوک شدم . به همين دليل پوزش مي خواهم . با تشکر از همه دوستان عزيز - آرش مدرسي

 

خاطراتی از پرواز به سومالی ...  

هیچ گاه خاطره پرواز به سومالی رو که در رژیم گذشته انجام دادیم از یادم نمی رود . رژیم شاهنشاهی مراودات بسیار دوستانه ای با " محمد زیادباره " داشت . می گفتند دیکتاتور است .. ! ولی اون وقتی که ما سومالی بودیم ، از کسی نشنیدیم که از آقای زیاد باره ناراضی باشه .. ! به هر حال اگه هم زمزمه ای بوده من چون شم سیاسی نداشتم ، دوزاری ام نیفتاد که اون جا توسط دیکتاتوری مستبد اداره می شه یا نه !!؟ بقدری پروازمون عقب جلو افتاد .. که همه گروه پروازی کلافه شده بودند .. جزء پروازهایی بود که هیچ کسی حاضر نبود به جایت برود !! پرواز به آفریقا اصولآ تنبیه ای محسوب می شد ! اون موقع کسی حاضر نمی شد پرواز آمریکا رو به جای کسی برود ، اون وقت توقع پرواز به  کشور های آفریقایی واقعآ غیر ممکن بود .. من که هر وقت به قاره آفریقا پرواز داشتم ، یاد آش کشک خاله جونم می افتادم ..! که در هر شرایطی باید رفت ! آخرین پروازم رو هرگز فراموش نمی کنم .. دو کرو بودیم ! چون راه مون رو دور می کردیم تا بدون مزاحمت وارد سومالی شویم .. هنوز مزه هندونه بزرگ ۳۵ کیلویی که با خود به تهران اوردم زیر زبونم است ! بگذریم بعد از سرنگونی محمد زیاد باره ، شنیدم یه مشت افراد بیابانگرد اون جا رو اشغال کرده و هر از گاهی هم کودتا می کنند !! واقعآ آدم های فقیری هستند . اون زمان از دزدی دریایی هیچ خبری نبود و ما فقط در افسانه ها می خوندیم که مثلآ ناخدایی با چشم کور و یا پایی لنگ عده ای رو دنبال خود انداخته و به دنبال گنج دریایی هستند .. !!

بزرگانی که ما رو تحویل می گرفتند .. ! 

 نمردیم و در زمان رژیم گذشته توسط دو تا رئیس دولت حسابی تحویل گرفته شدیم ! اولی اش دوست عزیزمون جناب " سلطان قابوس " پادشاه فعلی عمان است ، که حضرت عباسی خیلی ما رو تحویل می گرفت .. و یکی دو بار هم به قصرش ما رو دعوت کرد و موقع خداحافظی هم به هر کدومون یک مدالیوم طلا هدیه داد .. پدر فقز بسوزه که در اوج بی پولی و قطع حقوق در روز های اول بازنشستگی که هنوز مزایای ام وصل نشده بود ، نفهمیدم چه جوری به پول نزدیک شون کردم ! حیف .. واقعآ هر وقت یادم می افتد بد جوری اعصابم خرد می شود ! بله عرض می کردم ... ادم وقتی توسط یک پادشاه دعوت به قصر یا کاخ می شه احساس می کنه خودش هم شاهه !! من که چنین احساسی داشتم ! چون از لحظه ورود همه اطرافیان با دیدن مون تا زانو خم می شدند !! طفلکی ها !! اگه فرصت بشه در باره یکی از کنیز های سیاه و حلقه به گوش سلطان خاطره ای براتون تعریف می کنم . دومین رئیس دولتی که ما رو به خونه اش ( ببخشید به کاخ اش ) دعوت کرد ، محمد زیاد باره بود .. که زیاد خنده رو نبود .. فقط یک بار که با من دست می داد دیدم یکی از دندوناش طلایی است ..  عباس زیور سنگی کنارم بود ..  خدا بیامرز خیلی شوخ بود .. یواشکی گفت .. مملی مستراح رو چراغونی کرده ... !!! نمی دونستم جلوی خنده ام رو بگیرم .. یک تعلیمی دستش بود که مرتب موقع دستور دادن به نوکر ها به پاهای خودش می کوبید .. قد بلند و صورت سوخته ای داشت .. انگاری چشمانش رو خون گرفته بود ! به هرحال چون نون نمک اش رو خورده ام ، پشت سرش غیبت نمی کنم ... !!

گرفتن نیشگون از خدمتکاران .. !!

خدا بیامرز عباس از اون دسته از دوستان صمیمی ام بود که وقتی با هم یک جا می افتادیم ، نمی تونستیم جلوی خنده مون رو بگیریم .. از میان دوستانم با دو سه نفر دیگه هم این وضع رو داشتم .. ! کافی بود به چشم همدیگر نگاه کنیم ، بعد بزنیم زیر خنده ! حالا هر چه مراسم رسمی تر و جدی تر بود ، خنده ما هم شدید تر و غیر قابل کنترل بود ! یکی از اون دوستان آقای " ناصر جهانگیری " بود ! هنوز زنده اس ! بله روزی که رفته بودیم میهمانی محمد زیاد باره که به خاطر دریافت کمک های محمد رضا شاه پهلوی قند تو دلش در حال آب شدن بود ، ولی از اون جایی که یک هفته شل کن سفت کن توی پایگاه داشتیم ، اعصاب همه داغون بود .. فکر می کنم علت اش دریافت مجوز از روی کشور های مختلف بود که به خاطر محموله هایی که حمل می کردیم ، اجازه نمی دادند .. و ما به خاطر طولانی کردن مسیر با دو گروه پروازی ، به ماموریت می رفتیم .. در اخرین ماموریت ام با عباس بودم .. اگه ما در ایران این همه معطل نمی شدیم ، حتمآ اون جا زیادباره دستور می داد گردن هر دوی ما رو به خاطر خنده های الکی بزنند !! عباس به او دو نفری که بادبزن های بزرگ رو باد می زدند ، گیر داده بود !! و هی با چشم و ابرو  سعی در خنداندن ان ها داشت .. هر وقت هم گارسون ها برای پذیرایی به نزد ما می امدند ، عباس ازشون نیشگون می گرفت .. ! و ای که چقدر نخندیدن در اون لحظات سخت بود .. خلاصه جاتون سبز خیلی شرایط مضحکی بود ! تجسم کنید خونه یک دیکتار وحشی دعوت شده اید و شما گیر دوست شیطونی افتادید که مرتب شما رو می خندونه !! من ترسم از ضد اطلاعات هم بود .. چون یک سری از سفرای و اعضای سفارت هم میهمان بودند ...

 یک خاطره دیگه از زمان زیاد باره ...

 در باره پرواز های ایام گذشته به قاره کهن آفریقا خیلی مطلب نوشته ام .. همان طور که بار ها اشاره کردم ، واقعآ برای ما ماموریت به این قاره مخصوصآ شاخ آفریقا خیلی ملالت بار و خسته کننده بود ! و جز پرواز های حال گیری محسوب می شد ! دلیل اش هم واضح است .. وقتی از پرواز های پشت سر هم به  آمریکا و اروپا خسته شده بودیم ، دیگه آفریقا جای خود رو داشت ! اول از همه باید از مسیر پر پیچ و خم و طولانی اش بگم که بر عکس ماموریت های آمریکا که سر راهمون در جزیره " ازور " وسط اقیانوس در محیطی زیبا و دل انگیز استراحت می کردیم ، در پرواز به آفریقا لقمه رو از دور سر چرخانده و سپس به دهان می بردیم !! اگه به همین نقشه بالا خوب نگاه کنید از ایران به سومالی ، مستقیم چندان راه طولانی به نظر نمی رسد .. ولی ما به خاطر مسایل امنیتی راهمان رو خیلی دور می کردیم .. گاهی از طریق ترکیه و شمال اردن هاشمی که روابط خوبی با شاه ایران داشت پرواز کرده و از روی خاک کشور مصر که از متحدان نزدیک اعلیحضرت بود گذشته وارد سودان  و سومالی می شدیم !! ولی گاهی هم تا عمان راحت می امدیم و سپس برای پرهیز از موشک های برداران یمنی ارتفاع پائین  به موازات خاک آن کشور پیش می رفتیم و آنگاه از طریق همین تنگه عدن وارد سومالی می شدیم !! واقعآ نفس گیر و پر مخاطره بود !! و برای همین چون توقف نداشتیم ، دو گروه پروازی به اتفاق عازم این گونه ماموریت ها می شدیم .. گفتنی است هماهنگ و هم مرام بودن با سایر بچه ها نعمت بزرگی محسوب می شد ! البته چون از ستاد گروه ها تعین می شد ، ما هیچ نقشی در تعین و انتخاب همکارانمون نداشتیم ! خب البته اکثرآ همه با هم جور بودیم .. و با شوخی و تفریحاتی که می کردیم ، ماموریت و پرواز طولانی قابل تحمل می شد .. و گرنه اشگ مون در می آمد .. !!

 در میان پرواز های متعددی که به شاخ آفریقا داشتم ، کلآ یکی دو تا از آن ها به لطف حضور دوستان خوب و صمیمی از همه مهم تر بذله گو ، جاتون سبز خیلی به من خوش گذشت . یکی همون ماموریتی که به حکم علیا حضرت فرح پهلوی به " لستو "رفتیم ،  که به خاطر حضور فیروز زبل و ماجراهای عشق و عاشقی با دخترک زیبای یکی از سران قبایل آدمخوار خیلی خوش گذشت ! و دومی اش آخرین ماموریت به سومالی با خدابیامرز " عباس زیور سنگی " بود ! صحبت از شاخ شد .. یا خاطره هایی از میهمانی قصر " محمد زیاد باره " افتادم ! همان طور که عرض کردم ، عباس مدام سر به سر مستخدم ها و خدمتکار های رنگین پوست پادشاه می گذاشت ! تکیه کلامی معروف داشت که وقتی بنده خدا ها نزدیک می شدند ، با لحن خاصی می گفت .. " اوخ جون " و این واژه رو خیلی سریع و با آهنگ ادا می کرد ! بیچاره خدمتکار ها که به چشم میهمانان علیقدر به ما ها نگاه می کردند ، جرآت جیک زدن رو نداشتد .. وقتی عباس اون ها رو مخاطب قرار می داد ، سر در نمی آوردند ! و صحنه های دیدنی پدید می امد .. سر میز شام هم با نشان دادن یکایک مدعوین در باره فشار شاخی که به گوش آن ها رفته بود بحث می کرد .. مثلآ می گفت .. بهروز این یکی رو نیگاه کن .. آره همونی که سینی دستش است .. او شاخ بزرگی تو گوش یا پاچه اش کرده اند .. بقدری با مزه تشریح می کرد ، که ناخواسته من هم ادامه اش رو می گرفتم .. و به زبان شیرین فارسی یواشکی در باره شاخ و نوع مصرف اش از خدمتکاران سوال می کرد .. باور کنید از خنده روده بر شده بودیم .. یادش بخیر ..  

**********

سال ها بعد سومالی ...

هفده سال پیش شنیدم آقای زیاد باره طی کودتایی خونین سرنگون شده است ! اما نکته جالب این که کسانی که امور مملکت رو به دست گرفتند ، خیلی خشن تر از زیاد باره هستند ! و با وحشی گری های بومی منطقه رو به خاک و خون می کشانند . دیگه سومالی و پایتخت قدیمی اش " مگادیشو " رنگ آرامش رو کم تر می بیند . مردمان ان روز به روز فقیر تر می شوند ... ولی در دهکده ای گمنام کیلومتر ها دور تر از پایتخت عده ای دور هم جمع شده و گروه راهزنان دریایی رو تشکیل دادند ! این عده با تسلطه به آبراه بین المللی کشتی های نفتکش ، باری و حتی مسافربری رو متوقف کرده و اموال آن را به غارت بردند ! و در مدت زمانی کوتاه به ثروت افسانه ای دست یافتند ..! در حالی که اغلب هموطنان آن ها گرسته و با فقر و بیماری دست و پنجه نرم می کنند .. این راهزنان بعد از مدتی تغیر تاکتیک داده و علاوه بر غارت محموله های میلیون دلاری کشتی ها و نفتکش های غول پیکر ، اعضای خدمه ان ها رو هم به گروگان گرفته و از کمپانی های کشتیرانی در خواست باج های میلیونی می کنند ! طبق مطالعات من ، تنها فرانسه با اعزام نیرو های واکنش سریع موفق به آزادی گروگان های کشورش شد .. ولی بعد ها دزدان دریایی با ارتباط با قاچاقچیان بین المللی اسلحه در جهان غرب ، به مجهز ترین سلاح های مخرب و اتوماتیک هم چون موشک های ضد کشتی و ضد ناو هم دست یافتند .. !! در این بین کشتی های جمهوری اسلامی هم چندین بار گیر این دزدان بی رحم افتاده و محموله هایشان به غارت رفت .. !! آمار دقیقی از مقدار پول پرداخت شده برای آزادی گروگان ها در دست نیست ..

 آمار حمله دزدان دریایی

دوستان قدیمی خوب می دانند که بنده طی دوسال و اندی که از راه اندازی سایت ام می گذرد ، هرگز نوشته و یا مطلبی را از سایت های دیگر درج نکرده ام . و هر ان چه تقدیم یاران صمیمی شده است مبتنی بر خاطرات شخصی و مشاهدات ام بوده است . اما با اجازتون این بار برای آگاهی بیشتر شما بزرگواران از آمار های موجود ، به مطلبی در همین زمینه که در سایت " شهروند امروز " به قلم آقای " رضا طهماسبی " درج شده است ، آشنا می کنم . فراموش نکنید که این اطلاعات مربوط به شش ماه پیش است .. به هر حال نشان دهنده شرارت دزدان است .

جدیدترین آمارهایی كه ماه گذشته میلادی منتشر شد نشان می‌دهد كه حمله به كشتی‌های عبوری در دریا از 38 فقره در سال 2004 در تنگه مالاكا به 7 فقره در سال 2007 كاهش یافته است. راهزنان آب‌های اندونزی 94 بار در سال 2004 به كشتی‌های عبوری هجوم برده بودند كه این تعداد در سال 2007 به كمتر از نصف یعنی 43 فقره كاهش یافته است و در سواحل قاره آمریكا نیز 45 فقره دزدی در سال 2004 به 21 فقره در سال 2007 رسید. به طور كلی آمار حملات دزدان دریایی كه در سال 2004 تعداد 329 فقره بود با افزایش تدابیر امنیتی ناوها و كشتی‌های جنگی به 263 فقره در سال 2007 رسید. با این همه تعداد هجمه‌های دزدان دریایی به كشتی‌ها نشان از افزایشی 10 درصدی دارد و این همه در خلیج عدن و دزدان سومالیایی خلاصه می‌شود. در سال 2004 كشتی‌هایی كه از این مسیر كوتاه فاصله بین آسیا و اروپا را از طریق دریای احمر و كانال سوئز می‌پیمودند تنها 2 بار طعم برخورد با دزدان دریایی در این منطقه را چشیدند، در حالی‌كه در سال 2007 تعداد 31 فقره كشتی مورد هجوم قرار گرفتند. نكته جالب این كه تاكنون كه در نهمین ماه سال 2008 قرار داریم دزدان سومالیایی 54 بار به كشتی‌های این منطقه یورش برده‌اند و بیش از نیمی از آن‌ها را هم ربوده‌اند. نیجریه نیز پس از این كه در سال 2004 دزدان دریایی این منطقه 28 بار به كشتی‌ها حمله كرده بودند در سال 2007 این حملات دلپذیر و درآمدزا را به 42 فقره افزایش داد. این آمار تغییر الگوی دزدی‌های دریایی در آب‌های جهان را نشان می‌دهد. هجوم دزدان دریایی در خلیج عدن در ماه‌های اخیر افزایش قابل توجهی داشته است و با توجه به این كه این منطقه استراتژیك از مناطق پرتردد دریایی محسوب می‌شود كشتی‌های مختلفی از انواع تجاری، نفتی یا حتی تفریحی از كشورهای گوناگون مورد حمله قرار گرفتند.

 اوج این حملات در 21 آگوست رخ داد هنگامی كه ابتدا در سپیده‌دم یك كشتی ایرانی، سپس یك كشتی ژاپنی و پس از آن هم یك كشتی آلمانی ربوده شدند. در حالی‌كه دزدان دریایی قبلاً تنها محموله كشتی‌ها را مورد دستبرد قرار می‌دادند، دزدان سومالیایی با گروگان گرفتن خدمه كشتی از مالكان كشتی هم تقاضای پول نقد در ازای آزادی كشتی و خدمه دارند. آزادی دو كشتی مالزیایی و یك كشتی ژاپنی بیش از 8 میلیون دلار هزینه برای مالكان آن‌ها در برخواهد داشت. هم چنین اخبار منتشر شده حاكی از این است كه ربایندگان كشتی ایرانی برای آزادی، آن تقاضای 2 میلیون دلاری را مطرح كردند كه هنوز مورد پذیرش مقامات ایرانی قرار نگرفته است. در بین كشتی‌های ربوده شده یك قایق با دو سرنشین فرانسوی نیز مشاهده می‌شد كه البته دولت فرانسه برای آزادی آنان به هیچ عنوان با دزدان دریایی وارد مذاكره نشد. كماندوهای فرانسوی تنها 10 دقیقه زمان نیاز داشتند تا دو گروگان را آزاد، یك دزد را كشته و 6 تن را نیز اسیر كنند. پس از این عملیات، ساركوزی رئیس‌جمهوری فرانسه در سخنانی از دیگر كشورهایی هم كه كشتی‌هایشان توسط دزدان سومالیایی ربوده شده بود خواست مذاكرات را قطع كنند. و برخورد جدی و قاطع در قبال این موضوع اتخاذ كنند. 

 موقعیت جغرافیایی منطقه خطر

با درج این نقشه سعی کردم تجسم شما رو نسبت به منطقه ای که در گذشته به شاخ آفریقا موسوم بود ، آشنا کنم .. ! در اوایلی که دزدان دریایی کار غارت از کشتی ها رو آغاز کردند ، منطقه خطرناک خلیج عدن را حداکثر ۵۰ مایلی آب های سومالی اعلام کرده بودند . و به همه ناخدا هایی که قصد عبور از منطقه رو داشتند ، اخطار داده می شد تا این فاصله رو حتمآ برای حفظ امنیت خود رعایت کنند . ولی اخیرآ متوجه شدم کشتی هایی که مورد حمله قرار می گیرند ،حداقل ۲۰۰ مایل با آب های سومالی فاصله دارند !! و این نشان دهنده تجهیز دزدان دریایی است . اما حالا که با شرایط و موقعیت مکانی آقا دزد ها آشنا شدید ، بهتر است بدونید در حال حاضر ان چه از وضعیت سارقان مسلح تخمین زده می شود ، چنین است که پنج گروه اصلی دزدان دریایی در آب های منطقه فعال هستند ! و هرکدوم از این شازده ها حداقل ده قایق سریع موتوری و دویست مرد مسلح در اختیار خود دارند !! و با توجه به این که هر کدوم از این مردان مسلح سالانه بین ده تا سی  هزار دلار درآمد دارند ، شغل بسیار جذابی برای مردم فقیر سومالی محسوب می شود ... !! بزن بریم سومالی .. چشمک !!

dozdan-8

مروری بر یک اتفاق دریایی ...

کلی مقدمه از گذشته و حال نوشتم ، تا به بحث اصلی ام که همانا ماجرای آخرین حمله دزدان دریایی به یکی از نفتکش های ایرانی به نام " هادی " است برسم .  و در ادامه  اقدام تحسین برانگیز نیروی دریایی قهرمان کشورمون رو که در هیاهوی رسانه ها عمل افتخار آمیز آن ها گم شده است رو برای شما دوستان خوبم تشریح کنم .  آن چه می خوانید برداشتی آزاد از سخنان " جمال میاحی " مدیر  امور فنی شرکت ملی نفتکش ایران در گفت و گو با خبرنگار " شانا " است .

۲۵ خرداد ساعت ۱۳ و ۵ دقیقه  

یک فروند نفتکش ایرانی ۳۱۷ هزار تنی (VLCC) با نام " هادی " در خلیج " عدن " در حال حرکت است . همه چیز طبیعی و عادی به نظر می رسد . کارمندان کشتی به همراه گروه فرماندهی و کارکنان ویژه هریک در حال انجام وظایف خود هستند تا محموله خود را که بیش از ۳۰۰ هزار تن نفت خام است ، سالم به بندر " آنسوخنا " واقع در کشور مصر برسانند . نفتکش خرامان خرامان با سرعت ۴/ ۱۶ گره دریایی به سوی تنگه باب المندب در حرکت بود . در همین حال یکی از دیده بان های جوان که با دوربین مراقب اطراف بود ، متوجه یک قایق تند روی سفید رنگ می شود که در موقعیت سمت چپ عقب نفتکش با سرعت ۲۰ گره دریایی به سوی آن ها می آید ..!! او بلافاصله کاپیتان کشتی را در جریان قایق مشکوکی که هر لحظه به آن ها نزدیک و نزدیک تر می شد ، قرار می دهد ... کاپیتان باتجربه با شنیدن گزارش دیده بانش ابتدا همه کارکنان تحت امرش را در جریان ماجرا قرار داد .. افسر نگهبان نفتکش با شنیدن موضوع ، مراتب را سریع به یک فروند ناو نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی که در فاصله هشت مایلی سمت راست کشتی قرار داشت ، مخابره کرد . او همزمان تمام این اطلاعات رو به ناو نیروهای ائتلاف که در نزدیکی نفتکش ایرانی قرار داشتند ارسال کرد ..

ساعت ۱۳ و پانزده دقیقه ...

در این لحظه قایق تند رو و سفید رنگ دزدان دریایی سومالی مرتب به نفتکش ایرانی نزدیک و نزدیک تر می شد .. دیده بان شجاع نفتکش با صبوری وضعیت رو برای فرمانده گزارش می کرد .. کاپیتان با تجربه نفتکش ایرانی به خوبی می دانست از نظر سرعت حریف قایق تند روی سارقان مسلح نیست .. و تا رسیدن نیروهای کمکی هر لحظه ممکنه آسیب جدی به بدنه نفتکش اش وارد آید ! او خیلی خوب از قدرت آتش دشمن و ابزار های مخرب اش آگاه بود .. با نگاهی به صفحه رادار و محاسبه زمان رسیدن نیروهای ائتلاف و ناو ایرانی ،به این نتیجه رسید تا رسیدن قوای کمکی ،با اتکاء به نقطه ضعف قایق های تند رو از نزدیک شدنش ممانعت به عمل آورد .. او ضمن هماهنگی با بچه های موتور خانه و گروه فرماندهی سعی کرد نفتکش رو با چپ و راست کردن سریع و حرکات زیگزاکی ، موج های بزرگی ایجاد نماید .. با هر حرکت نفتکش موج های سفید رنگ بزرگی در انتهای کشتی ایجاد می شد .. و دیده بان می دید که چگونه قایق تند رو با برخورد به امواج مثل پر کاه بالا و پائین می پرد .. !! حال نوبت حفظ جان کارمندان بود .. به همین دلیل زنگ خطر نفتکش به صدا در امده و با اعلام وضعیت قرمز ، همه کارمندان طبق آموزش هایی که دیده بودند به خوابگاه های خود رفتند ...

ساعت ۱۳ و ۲۰ دقیقه ....  

وضعیت خیلی خطرناکی برای نفتکش هادی و محموله ارزشمندش به وجود امده بود .. کاپیتان برای گریز از این وضعیت بایستی خونسردی خود و کارمندانش رو حفظ می کرد .. در همین لحظه قایق اشرار مسلح هر لحظه نزدیک و نزدیک تر می شد .. ! وقتی قایق به ده متری سمت راست کشتی رسید ، دیده بان ناگوار ترین خبر بد رو به کاپیتان گزارش داد ... او در حالی که سعی می کرد بر حرکات خود مسلط باشد ، فریاد زد .. قربان آن ها سعی دارند با " آر . پی . جی " کشتی رو هدف قرار دهند .. کاپیتان ضمن هشدار حفظ خونسردی ، از کارمند تحت امرش فاصله تقریبی رو سئوال کرد .. وقتی دیده بان لحظه تغذیه سلاح مخرب رو به کاپیتان گفت .. این فریاد کاپیتان به موتور خانه بود که .. با تمام قوا فرمان چرخش به چپ رو صادر کرد  ..!! دیده بان با چشمان متعجب خود دید که چگونه دزد مسلح سلاح مرگبارش رو شلیک کرد .. اما به لطف خداوند و دریایت گروه فرماندهی ، موج حاصل از چرخش نفتکش به سمت مخالف ، باعث شد که گلوله آتشین به خطا برود .. لبخند دیده بان یه دنیا شادی به همراه داشت کارمندان در خوابگاه شاهد اتفاقات اطراف کشتی خود بودند .. جوان تر ها با ترس و لرز زیر لب دعا می خواندند .. با نجربه ها هم منتظر رسیدن قوای کمکی بودند .. همین واکنش در موقع شلیک دومین گلوله آرپی جی هفت هم اتفاق افتاد .. این بار هم خطا رفت ...

  ساعت ۱۳ و ۲۳ دقیقه ....

صدای فریاد الله و اکبر و غریو شادی کارمندان بعد از خطا رفتن گلوله دوم آرپی جی ، همه صحن خوابگاه رو پر کرده بود .. همه به درایت کادر فرماندهی و کاپیتان کهنه کار آفرین گفتند .. آن ها خوب می دونستند در صورت برخورد حتی یک گلوله از فاصله نزدیک بر بدنه کشتی ، چه فاجعه جبران ناپذیری پیش خواهد امد .. علاوه بر آسیب های زیست محیطی و جاری شدن نفت خام به دریا ، شاید اگه این وضع ادامه یابد ، باعث غرق نفتکش هم شود .. ! بعد از به صدا در امدن وضعیت قرمز ، همه کارمندان به غیر از گروه فرماندهی و کارکنان ویژه در موتور خانه جمع شدند .. حال نوبت گروه امنیتی نفتکش ایرانی بود تا قدرت خود رو به رخ رقیب بکشد .. ! آن ها با شلیک های مکرر پاراشوت ( گلوله های نور افشان ) به سوی قایق دزدان دریایی ؛ سعی در به هم ریختن اعصاب آن ها رو داشتند .. در همین حال نفتکش با افزودن به سرعت خود به سوی باب المندب حرکت کرد ...

ساعت ۱۳ و ۳۰ دقیقه ...

بعد از گذشت دقیقآ ۲۵ دقیقه از لحظه مخابره مشاهده قایق تند روی دزدان دریایی سومالیایی ، ناو نیروی دریایی ارتش پر افتخار ایران به کنار نفتکش رسید .. و بعد از چرخشی به اطراف کشتی ایرانی ، به تعقیب قایق اشرار پرداخت .. در همین لحظه صدای با اقتدار افسر بی سیم ناو به گوش می رسید که در حال گزارش وضعیت خود به ستاد فرماندهی است .. قربان .. ما هم اکنون در طول جغرافیایی ۱۲ درجه و ۵۸ دقیقه شمال و عرض جغرافیایی ۴۸ درجه و ۲۷ دقیقه شرق هستیم .. قایق دزدان را فراری دادیم و آن ها در حال فرار ازمنطقه هستند .. سوژه مورد نظر با ایمنی کامل در مسیر تعین شده حرکت می کند ... از آن سوی بی سیم سوال شد آیا ناو یا هلی کوپتر های گروه ائتلاف دریایی رسیده اند یا خیر ..!؟ پاسخ افسر نیروی دریایی منفی بود .. در همین حال با پخش گزارش افسر ناو به ستاد عملیات که هم زمان از بلندگو های  کشتی پخش می شد ، بار دیگر غریو شادی کارمندان را دنبال داشت ..

ساعت ۱۴ پایان ماجرا ...

  عقربه های ساعت دو بعداز ظهر رو نشون می دادند .. نیم ساعتی از حضور مقتدرانه ناو ایرانی به محل درگیری می گذشت ... آرامش کامل بر منطقه حاصل شده بود .. دیگه هیچ نشانی از دزدان دریایی نبود  در این لحظه هلی کوپتر " سیکورسکی "  متعلق به نیروهای ائتلاف از راه رسید .. قایق تند رو دو و دور تر می شد .. نیروهای کماندو داخل هلی کوپتر با یک مانور عملیاتی حساب شده سرنشینان مسلح قایق سفید متجاوز رو دستگیر کردند .. و بدین سان یکی دیگر از پرونده های  دزدی دریایی رو در خلیج عدن بستند .. تا شاید روزی دیگر یا در محلی دیگر اتفاقی دیگر رخ دهد ...  

آفرین به غیرت نیروی دریایی ..

زمانی نه چندان دور رسانه های غربی مخصوصآ عربی ، زبان به تمسخر نیروی دریایی ایران گشوده و از این که هیچ اقدامی برای مقابله با دزدان نمی کند ، آن را ملامت می کردند .. با اوج گیری حملات دزدان دریایی و ضعف کمپانی های بزرگ کشتی رانی ، نیروی دریایی ایران به منظور برقراری امنیت دریانوردی و اسکورت کشتی های ایرانی تردد کننده در محدوده خلیج عدن ، چند فروند یگان رزمی دریایی رو از ماه های گذشته به این خلیج اعزام کرده است .. حالا به عنوان یک ایرانی ، یک سرباز بازنشسته وقتی اخبار   حضور مقتدرانه شناور های رزمی نیروی دریایی کشورم رو می شنوم ، که در میان انواع قایق های تند روی اشرار تا دندان مسلح سومالیایی حضور یافته و خواب رو بر آن ها حرام کرده است ، ضمن تحسین قلبآ به آن ها افتخار کرده و بوسه به دست یکایک آن ها می زنم ...

  ناز شستی دو باره ..  

دلاور مردان نیروی دریایی ارتش همیشه سرافراز کشورمون دیروز ( ۲۲ تیرماه ۱۳۹۰ ) بار ديگر با حضور به موقع در خليج عدن ، براي نوزدهمين بار موفق شدند دزدان مسلح سوماليايي رو متواري کنند . آن ها با اقتدار کامل کشتي بزرگ ( دادگر ) رو تا مقصد اسکورت نمودند . آفرين به غيرت و شرف ارتش هميشه قهرمان ايران که بار ديگر قدرت و صلابت خويش رو به رخ جهانيان کشيد . بنده به عنوان يک کهنه سرباز ايراني نه تنها از شنيدن اين خبر خوشحال شدم ، بلکه وظيفه خود دونستم تا در این هیاهوی سیاسی رسانه ها که اغلب این گونه اخبار ارتشیان مظلوم رو فراموش کرده یا جدی نمی گیرند .. آن را با افتخار بازگو کرده و اين موفقيت رو به مردم محترم ايران و ارتشيان دلاور صميمانه تبريک گويم .

dozdan-7dozdan-4dozdan-5dozdan-6dozdan-9

 

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

نگارش اوليه : تيرماه ۱۳۸۸ 

اصلاح و بازنشر : ساعت ۶:۳۰ دقيقه بامداد بتاريخ ۲۳ تيرماه ۱۳۹۰ .  

                                    

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 

 

     آرشیو سایت  اينجا                         آرشیو وبلاگ اینجا 

لینک های مرتبط

 

    ماموریت سری در آفریقا   

Small---2

برای خواندن مطلب بر روی تصاویر راست کلیک فرمایید .

 

 مطالب قديمي گذشته

  پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )  
  •  

    - تعداد بازديد
  • 5736
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35