درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  تلخی های یک پرواز ..!

    نگرشی بر یک خاطره پروازی ..   

  

 برچسب ها : فرودگاه اروميه + فرودگاه مهرآباد + فرودگاه امام + کاپيتان سادات اخوي + هولدينگ + اپروچ + هواپيماي فوکر ۱۰۰ + وزش باد + سوختگيري + علي عبداللهي

بهانه ای برای آغاز ..

ابتدا پوزش ام را به دلیل تآخیر نسبتآ طولانی پذیرا باشید . پیری است و هزار گرفتاری .. ! ظاهرآ این بار  ویروسی ناقلا ما رو حسابی برای مدتی کله پا کرد به طوری که حتی قادر به روشن کردن کامپیوترم نبودم بگذریم .. چندی قبل در بخش کامنت های وبلاگ ام با لینک جالبي آشنا شدم که هموطن بزرگواري بنام آقاي  " علي عبداللهي " در تارنماي وزين اش ( می زند باران به شیشه ..  ) به رشته تحرير در آورده بود . اگر چه بنده عادت ندارم از نوشته هاي ساير همکاران گرامي در سايت ام استفاده کنم ، اما به چند دليل اين کار رو انجام دادم .. دومي اش به خاطر شخصيت ويژه و دقيق جناب عبدالهي ( به رزومه اش رجوع فرماييد ) سومي به خاطر درج ديدگاه خودم در اين رابطه و .. انعکاس خبر علمي که يکي از خوانندگان محترم ارسال فرموده است . ذکر اين نکته ضروري است : تصوير استفاده شده در طرح بالا جنبه تزئيني دارد . چون راقم محترم اشاره به شرکت هواپيمايي نفرموده بود .  

 تلخی های یک پرواز از ارومیه تا تهران

 

  بارالها سفر را بر ما آسان فرما و در سفر حافظ خود و خانواده ام باش. خلبان پرواز سادات اخوی و مدت پرواز حدودا " یک ساعت و ۵ دقیقه. این ها اطلاعاتی بود که مهماندار هواپیما ساعت ١٧:٠۵ دقیقه عصر از بلندگوی هواپیمای ارومیه به تهران در اختیارمان قرار داد و پرواز کردیم به سمت تهران با هواپیمای فوکر ١٠٠. خلبان پرواز هنگام  Take Off نمودن گفت وافوض امری بالله و شروع به تیک آف نمود. همه چیز عادی بود و در راه با وجود حرکت ابر ها بر خلاف جهت پرواز، تکان های کم و بیش شدیدی احساس می شد اما به دلیل خستگی ناشی از کار روزانه دقایقی را توانستم به خوبی بخوابم. حوالی تهران و به دلیل طولانی شدن لندینگ، پشت سری هایم هی یا امام حسین(ع) یا امام حسین(ع) می گفتند اما من بدلیل این که مسیر دور زدن به تهران را از سمت ارومیه و تبریز قبلا" بارها تجربه کرده بودم، خیلی نگران نبودم. هواپیمایی که از غرب می آید مجبور است به شرق تهران رفته و پس از دور زدن و قرارگرفتن در دالان مربوطه در یکی از باندها فرود آید و همین تنظیم نمودن باند فرود بالاخره یک سری تکان های کم و بیش شدید را بهمراه دارد. بعضی وقت ها هم ممکن است باند فرودگاه خالی نباشد و خلبان مجبور شود دور بیشتری بزند تا اجازه فرود پیدا کند. 

هواپیما همچنان در وضعیت عادی بر روی مسیر فرود قرار گرفت و از بالای نواب  هم رد شدیم، بالای بزرگراه سعیدی و باند پرواز. در حالی که همه در حال نفس راحت کشیدن بودند، به یک باره هواپیما در باند فرود شروع به اوج گرفتن نمود و تقریبا" نفس همه مسافران حبس گردید. معمولا" هنگام اوج گرفتن دوباره هواپیمای در حال فرود ممکن است خیلی اتفاقات بدی بیافتد و چنان چه محاسبات خلبان کمی غلط باشد و یا موتور هواپیما قدرت کشش لازم را نداشته باشد، هواپیما کمی آن طرف تر سقوط می کند و سقوط های بسیاری بوده است که به این شکل اتفاق افتاده است. اما خوشبختانه هواپیما توانست دوباره اوج بگیرد و شروع به پرواز مجدد و بالا رفتن کند. بعد از چند دقیقه که صدای گله و شکایت مسافران بلند شد، سر مهماندار با چهره یی خندان  گفت که خوشبختانه هواپیما هیچ چیزیش نیست و فقط بخاطر شدت وزش باد نتوانسته ایم بنشینیم و دوباره بر خواهیم گشت و پس از یک دور مجددا" خواهیم نشست. حتی به تعدادی از مسافران با خنده می گفت که این هواپیما قبلا" فقط ٢٠ سال دست یک خانم دکتر بوده که فقط باهاش می رفته مطبش. پس از این و با شدت گرفتن سرو صدا ها خود خلبان توضیحات لازم را  به مهمانان داد و گفت دقایقی این بالا خواهیم ماند تا وضع هوای تهران بهتر شود.

پس از آن هی دور زد و هی دور زد و هی دور زد. داشتیم کلافه می شدیم. فکر می کردم شاید مشکلاتی در چرخ هواپیما بوده و در حال خالی کردن بنزین است و می خواهد ما را جایی توی همین بیابان های اطراف تهران پرت کنند. فقط چند بار از کنار فرودگاه حضرت امام (ره) رد شدیم . حدود ۵٠ دقیقه از ساعت مقرر فرود گذشت و شد ساعت ٧ بعد از ظهر. بالاخره خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و گفت: متاسفانه بدلیل عدم امکان فرود در فرودگاه مهرآباد به سمت فرودگاه حضرت امام(ره) می رویم. هنوز بیابان بود و هیچ چیز مشخص نبود. بدقایقی بعد چشممان به جمال جاده قدیم قم و سپس اتوبان و فرودگاه روشن شد و در حالی که همه نفس ها حبس شده بود هواپیما به سلامت و بآرامی روی باند فرودگاه نشست. پس از فرود موفق صدای صلوات بلند شد و پس از آن هم کف محکم به افتخار خلبان. در تمام این مدت همسر و بچه هایم در مهرآباد منتظرم بودند و با یک ساعت تاخیر حسابی دچار استرس شده بودند.

فی الفور با آنها تماس گرفتم اما آنها می گفتند که این جا هوا عادی است ولی هیچ پروازی انجام نمی شود. خیلی ها خیال می کردند که در فرودگاه حضرت امام پیاده می شویم و  ایران ایر هم با حداکثر سه تا اتوبوس ما را به فرودگاه مهرآباد می رساند. اما خلبان پرواز برای بار چهارم شروع به صحبت کردن کرد و گفت : من دوباره خلبان پرواز هستم و ما حدود یک ساعت و توی هواپیما در خدمت شما خواهیم بود و پس از سوختگیری، مجددا به سمت فرودگاه مهرآباد حرکت خواهیم کرد. با پخش این خبر مسافران که از جایشان بلند شده و کیف دستی و ساک هایشان را هم برداشته بودند شروع به داد  فریاد کردند و به هیچ وجه حاضر نبودند در هواپیما بنشینند و یا دوباره با همین هواپیما به سمت فرودگاه مهرآباد حرکت کنند و دوباره وضعیت قبلی را بخواهند ادامه دهند.تقریبا" هر کسی برای اعتراض یک چیری می گفت و جلوی هواپیما خیلی ازدحام داشت. دوباره خلبان پرواز شروع به صحبت کرد و گفت به دلیل قوانین پرواز و همچنین بین المللی بودن فرودگاه حضرت امام امکان پیاده نمودن مسافران نیست مگر این که این پرواز کلا" کنسل شود. اما برای مسافران قابل توجیه نبود که یعنی چه ما در کشور خودمان و در یک فرودگاه توی همین تهران باید در هواپیما محبوس باشیم و نتوانیم پیاده شویم.

مشاجره ها خیلی بالا گرفت و مسن تر ها و هیکلی تر ها خوب رچز می خواندند! در حین این مشاجرات با برخی ها گرم گرفتم. کسانی که به هر تقدیر همیشه سوار همین هواپیماها می شوند حاضر نبودند برای یک بار دیگر آن هم فقط یک بار دیگر با همین هواپیما برای یک مسیر 40-50 کیلومتری پرواز کنند و همه چیز به خیر و خوشی تمام شود.   بسیاری از آنها حتی بلیط برگشت هم داشتند و می دانستم بعضا" برای برگشت با هواپیما لیست انتظار و منت کشی از این و آن برای گرفتن بلیط را تجربه می کنند اما حالا خیال می کردند که از دست عزائیل و چنگال مرگ فرار کرده اند و به هیچ وجه ریسک نمی کردند. بالاخره حدود نیم ساعت بعد مقرر شد کسانی که دوست دارند پیاده شوند و کسانی که نمی خواهند با همین هواپیما برمی گردند به مهرآباد اما فقط در صورتی بارها تحویل می شود که همه مسافران پیاده شوند. با تصمیم مسافران به پیاده شدن دسته جمعی من هم به خانواده ام گفتم که بیایند فرودگاه حضرت امام و مانده بودم تا همه مسافران پیاده شوند و دست آخر من پیاده شوم چرا که برگشتن به فرودگاه مهرآباد را ترجیح می دادم. در حین پیاده شدن مسافران، یکی گفت همین هواپیما ده دقیقه دیگر به سمت مهرآباد برخواهد گشت و برخی ها که توی اتوبوس بودند بخاطر بارهایشان دوباره به هواپیما برگشتند و کار به مشاجره و دست به یقه شدن بین انتظامات و مسافران کشید.

خلاصه با اجبار و داد و فریاد مسافران،در اتوبوس ها بسته شد و اتوبوس حرکت کرد. پس از رسیدن به مقصد،در اتوبوس برای حدود 5 دقیقه بسته بود و عده یی از انتظامات فرودگاه و مسئولان پروازی این دست آن دست می کردند که برخی از مسافران با مشت زدن به اتوبوس  و در نهایت فشار و بازکردن درهای اتوبوس مثل زندانیان از اتوبوس فرار کردند در حالی که راننده اتوبوس التماس می کرد که برگردید توی اتوبوس  و ... . بالاخره پایمان به زمین رسید و وارد سالن فرودگاه امام (ره)شدیم. فرودگاه امام خمینی بسیار قشنگ و تمیز و شیک است. در حد فرودگاه های بین المللی. حیف که پرواز چندانی در آن انجام نمی شود تا از لحاظ تجاری نیز همپای فرودگاه های برتر منطقه باشد. موقعیتی که در سال ها پیش از این بجای سایر کشورها در اختیار ایران بود و به هر تقدیر به جهت سوء مدیریت ها از کف ایران رفته است. در تمام این مدت با خودم فکر می کردم که به همان اندازه که کارهای این مسافران در مشاجرات و استفاده از زور بد است، برخورد ایرلاین هم در بی برنامگی در هنگام بروز چنین رخدادهایی و در نهایت عدم ابراز یک معذرت خواهی خشک و خالی و به حساب آوردن مسافران هم بد و زشت است. البته شاید اگر مسافران بر سر جای خودشان می نشستند و به هر حال به خدمه پرواز همکاری می کردند همانطور که سرمهماندار می گفت پذیرایی هم می شدند اما شروع مشاجرات هر جور برنامه ریزی را هم به هم می زند و اصولا" پذیرایی و معذرت خواهی را هم از یاد می برد.

در این میان، یکی می گفت فهمیدم که هنوز زور و حرف زور زدن توی این مملکت کارساز و شاید در بسیاری از موارد تنها راه حل است!

نگرشي بر کل رويداد ..

 با سپاس و تشکر از جناب " عبداللهي " گرامي به دليل درج خاطره پروازي اش که نشاندهنده بخشي از واقعيت هاي اجتماعي است ، بنده جسارتآ نظر شخصي ام رو به عنوان يک شهروند ساده در باره اين واقعه بيان مي کنم . اما ابتدا اجازه مي خواهم در باره بخشي از گفته هاي اين هموطن محترم که ممکنه موجب تعبير منفي مسافران هواپيما شود ، توضيحاتي رو به عرض برسانم .. ( پاراگراف هايي که نيار به توضيح دارند رو با رنگ قرمز تفکيک کرده ام ) ...

در بخشي از خاطره امده است "  معمولا" هنگام اوج گرفتن دوباره هواپیمای در حال فرود ممکن است خیلی اتفاقات بدی بیافتد و چنان چه محاسبات خلبان کمی غلط باشد و یا موتور هواپیما قدرت کشش لازم را نداشته باشد، هواپیما کمی آن طرف تر سقوط می کند . " اگر چه بر اساس امار هاي رسمي بخش اعظم سوانح در زمان اوج گيري و فرود اتفاق مي افتد .. اما اوج گيري مجدد ( گو اراند ) يک شيوه بسيار عادي براي همه خلبان هاست . و صرفآ براي تامين امنيت فرود صورت مي گيرد . و هيچ خطري جان مسافران رو تهديد نمي کند . فراموش نکنيم اگر بنا بر اساس محاسبات غلط باشد ، خب ممکن است در همان فرو اوليه هم خطرناک باشد .. ! مطمئن باشيد امروزه به همت سيستم هاي بسيار مدرن و پيشرفته ناوبري اين گونه احتمالات به حد صفر رسيده است . مضاف بر اين که خلبان هاي ايراني داراي تبحر فوق العاده اي در سخت ترين فرود ها هستند .

....  "  و مي خواهد ما را جایی توی همین بیابان های اطراف تهران پرت کنند . ... " مسلمآ نويسنده با بيان اين جمله قصد مزاح با خوانندگانش رو داشته است .. ! و گرنه در تاريخ پيدايش هواپيما در جهان ، هيچ خلباني مسافران خود رو به بيرون پرتاپ نکرده است ... !

در پاسخ به جمله ..  " این جا هوا عادی است ولی هیچ پروازی انجام نمی شود . " بايد عرض کنم : اين پديده کاملآ طبيعي است . زيرا مردم عادي با مشاهده آسمان فقط صاف بودن آن را مي بينند . اما براي خلبان پرواز معيار هاي متعددي در امنيت فرود موثر است که اغلب با چشم غير مسلح ديده نمي شوند . مثل شدت و جهت وزش باد يا وجود ابرهاي خطرناک در منطقه ( سي . بي ) و ... مضاف بر اين که فاصله مکاني مهرآباد تا فرودگاه امام خميني ( ره ) کيلومتر ها فاصله دارد .. و نمي شود هواي منطقه اي رو از آن فاصله تشخيص داد ... !

در بخش ديگري چنين آمده است ..  " به دلیل قوانین پرواز و همچنین بین المللی بودن فرودگاه حضرت امام امکان پیاده نمودن مسافران نیست مگر این که این پرواز کلا" کنسل شود . " در باره مقررات فرودگاه ها و تفکيک ان ها بنده وارد بحث نمي شوم . چون اطلاعات تخصصي ام در اين باره کامل نيست . اما در اين حد مي دونم که .. طبق مقررات مصوب فرودگاه ها بر اساس کاربرد هايي که دارند تعريف شده اند . و در همه جاي دنيا فرودگاه هاي نظامي ، اموزشي ، محلي و بين المللي با يک ديگر فرق دارند . مگر بر اساس ضرورت هاي پرواز که استثنآ اين مقررات ناديده گرفته مي شوند .

و اما در باره اين نظريه که ..  " خيال می کردند که از دست عزائیل و چنگال مرگ فرار کرده اند و به هیچ وجه ریسک نمی کردند . " بايد افزود .. اين تفکر بسيار ساده انديشانه اي است . زيرا هيچ کسي از آينده و مرگ خويش مطلع نيست . و همه مي دونند عمر دست خداوند است .. اگر زبانم لال تقدير چنان باشد که عمر کسي پايان يابد ، مطمئن باشيد چه با اتوبوس برگردد چه با هواپيما يا پاي پياده .. اجل به موقع فرا مي رسد .. و راه فراري نيست .. !

اما در مورد اين اتفاق که ... " برخي از مسافران با مشت زدن به اتوبوس  و در نهایت فشار و بازکردن درهای اتوبوس مثل زندانیان از اتوبوس فرار کردند .. ! " با پوزش فراوان بايد عرض کنم که اين ديگه به فرهنگ خودمون بر مي گرده .. البته قصور خدمه پرواز در اين رويداد کاملآ دخيل است . چون اگر مسافران به درستي توجيه شده بودند ، تکليف همگي کاملآ مشخص بود . البته اين احتمال هم وجود دارد که عدم پاسخگويي شفاف مسئولان فرودگاه بين المللي فوق ( شايد به دليل نبودن مسئول تصميم گيرنده ) در پذيرش پرواز خارج از برنامه ( شما بخوانيد محلي ) موجب اين سردرگمي ها نزد خدمه پروازي و مسافران شده است . فراموش نکنيد گروه پروازي هم همانند مسافران دوست دارند هر چه سريع تر به خانه و کاشانه خويش برگردند ...

 علل این اتفاق چی می تواند باشد .. !؟ 

آن چه از محتواي نوشته بر مي آيد و در صحبت هاي يکي از مهماندارن نازنين مشهود است ، دليل اين امر " وزش باد شديد " بوده است . همان گونه که مستحضر هستيد کاپيتان با تجربه هواپيما قبل از اپروچ  به باند ۲۹ راست فرودگاه مهرآباد ، جوياي اطلاعات اوليه براي فرود شده است . که با وزش نامتعارف باد مواجه مي شود ! ( يعني به جاي وزيدن باد از مقابل { که از ضروريات فرود است } باد از سمت بغل { کراس ويند } که احتمالآ از جنوب به شمال بود ، مي وزيد .. ! ) که فرود در اين شرايط کاملآ غير ممکن و خطرناک است . و همه خلبانان از ان پرهيز مي کنند . ( البته گاهي اوقات بعضي خلبانان بد شانسي اورده و دقيقآ هنگام لندينگ با اين پديده مواجه مي شوند .. ) که بلافاصله سعي مي کنند با انصراف ( ميس اپروچ ) از خطر ريسک کردن رهايي يابند . اگر هم سرعت کم باشد با مهار دقيق و تلاش فراوان هواپيما رو متوقف مي کنند . مطمئنآ اغلب دوستان در يوتيوب با اين نوع وزش بادها و عکس العمل خلبانان مواجه شده اند ..

البته اين توضيح رو هم اضافه کنم .. گاهي اوقات هم ممکنه به دليل اتفاقات پيش بيني نشده ديگري مانند .. مسدود شدن باند ، حضور ناگهاني مانع در باند فرود ، اشتباه در محاسبه سرعت فرود ، يا اشکال فني هواپيما و .. خلبان قبل از فرود ، انصراف دهد ! که همه اين مسايل براي کاپيتان هاي باتجربه عملي بسيار ساده و طبيعي قلمداد مي شود . اما اين که خلبان محترم اين پرواز دقايقي رو به چرخيدن روي اورده و سپس به سوي فرودگاه ديگري عزيمت کرده است ممکنه به اين دليل باشد که .. وي براي پرهيز از آوارگي مسافران همچنين هزينه هاي اضافي و جلوگيري از اتلاف وفت ، با توجه به زود گذر بودن اين گونه پديده ها ( کراس ويند ) سعي کرده بود با چرخيدن در منطقه امن ( هولدينگ ) منتظر عادي شدن وضعيت باد باشد .. اما با طولاني شدن مدت زمان پرواز به دليل محدوديت سوخت موجود در باک هاي هواپيما ترجيح داده است ريسک نکرده و يک راست در نزديک ترين فرودگاه تهران فرود آيد .

اما ممکنه اين پرسش براي بعضي مسافران پيش بيايد که چرا هواپيما سوخت بيشتري با خود حمل نکرده بود .. !؟ لازم به ذکر است طبق مقررات تعين شده ، هواپيما ها بر اساس ماموريت هاي محوله و مسير هاي پروازي سوخت به همراه دارند . ( چون سوخت زياد علاوه بر اضافه شدن وزن هواپيما و مقرون به صرفه نبودن آن ، از لحاظ ايمني هم مجاز به اين عمل نيست . و به همين دليل به اندازه مسير رفت و برگشت بعلاوه مقداري اضافه براي رفتن به فرودگاه کمکي { آلترناتيو } سوخت زده مي شود . گاهي اوقات هم به دليل افزايش ظرفيت بار ، در فرودگاه هاي مقصد براي بازگشت سوخت گيري مي کنند ! )

 طبق مقررات خلبان محترم پرواز بعد از فرود در فرودگاه امام ، برنامه اش که همانا سوخت گيري مجدد و مراجعت به فرودگاه مهرآباد بود ( با ذکر ساعت تقريبي ) به مسافران و خدمه پروازي اش اعلام مي کند . اما متآسفانه اين بار مسافران به دليل ترس ذاتي از بازگشت با اين هواپيما خودداري مي کنند .. ! به عقيده من عدم توجيه مسافران در زمان چرخيدن هواپيما در نزديکي فرودگاه ( هولدينگ ) و پاسخ هاي طنز آميز و غير منطقي برخي مهمانداران و طولاني شدن مدت پرواز همچنين تاريکي هوا و از همه مهم تر عدم اشراف و اگاهي از مقررات فرودگاه بين الملي  ... دليل اصلي عدم اطمينان مسافران و تصميم  مبني بر ترک هواپيما و بازگشت به مهرآباد توسط وسائط نقليه عمومي مي باشد .  البته دليل ديگري هم مي شود متصور شد و آن عدم اعتماد مسافران به سخن و قول شرکت هاي هواپيمايي در ايران است .. !

اما بايد بپذيريم عدم اگاهي اغلب مسافران هوايي به حق و حقوق قانوني خويش ، از جمله عامل اصلي    هنجار شکني در اين پرواز محلي است . در اين جاست که نقش رسانه ها در اطلاع رساني و افزايش فرهنگ عمومي خيلي حساس و مهم است . عدم انتقاد پذيري برخي مديران صنعت هوانوردي از ديگر مشکلات عمده  مسافران شرکت هاي هوايي است . اين مسئله باعث شده است فرهنگ تملق و چاپلوسي و گاهآ رانت خواري و دلال بازي در اين صنعت مشاهده شود . و باعث رشد و گسترش کوتوله هاي بي دانش و مغرض متعددي در اين حيطه باشيم که با حضور در تارنماهاي بي محتوا جلوي هر گونه نقد و انتقاد سازنده اي رو مي گيرند .. خوشبختانه با درايتي که نمايندگان محترم مجلس در استيضاح وزير اسبق راه و ترابري از خود به نمايش گذاشتند ، نشان دادند که به درستي سخن اعتراض دلسوزان واقعي اين مرز و بوم رو رصد کرده و از ان ها بهره مي برند ..

کلام اخر اين که .. بار ديگر تاکيد مي کنم .. بنده هيچ شناختي از ساختار و مقررات هواپيماهاي غير نظامي ندارم . آن چه عنوان شد صرفآ نظر کاملآ شخصي در راستاي تقويت روحيه مسافران هوايي است . اميدوارم روزي فرا رسد که ديگر شاهد اين ناهنجاري و زورگويي هاي غير محترمانه در کشورمون نباشيم . و همه با توکل به خداوند و تبحر پرسنل پرنده از پرواز و زيبايي هايش لذت ببريم  .. بار ديگر وظيفه خود مي دونم از جناب " علي عبداللهي " عزيز به خاطر انعکاس اين خاطره تشکر و قدرداني کنم .

آشنايي با هواپيماهاي فوکر ۱۰۰ 

حال براي اطمينان خاطر مسافران محترم نگاهي گذرا به مشخصات هواپيماهاي مجهز فوکر  مي پردازم که متاسفانه نام منبع ان را فراموش کرده ام . که از اين بايت قلبآ عذر خواهي مي کنم . 

هواپیماهای فوکر از جمله هواپیماهای مسافربری هستند که پس از تحریم آمریکا پس ازخرید برخی انواع دیگر روسی خریداری شدند .ایران ایر با داشتن 28 فروند فوکر 100 یکی از بزرگترین اپراتورهای این هواپیماست شرکت آسمان نيز 12 فروند از این هواپیما را در اختیار دارد.  هواپیمای فوکر 100 روزانه در خطوط هوایی ایران بسیار دیده شده و به دلیل هزینه کم و ویژگی های مناسب، در خدمت خطوط هوایی ایران است. این هواپیمای مسافربری بزرگترین محصول کارخانه فوکر است که بنا بر اساس نامش نیز دارای صد صندلی برای مسافران است. این هواپیما، تقریباً بر اساس طراحی هواپیماهای دیگر کمپانی فوکر شکل گرفته اما دارای ویژگی های برتر و مدرنیزه شده و همچنین دارای گنجایش و طول بیشتری نیز هست. کارخانه فوکر در سال ۱۹۸۳ اعلام نمود که همزمان با تولید هواپیمای فوکر ۵۰ که یک هواپیمای کم مصرف توربوپراپ است، در حال طراحی هواپیمای مسافربری متوسطی برای خطوط هوایی منطقه ای است. بدنه این هواپیما بر پایه بدنه هواپیمای قدیمی تر فوکر ۲۸ طراحی شده اما تفاوت محسوس آنها در طول بدنه بیشتر هواپیمای نمونه فوکر صد به خوبی هویدا است.

همچنین از تفاوت های دیگر هواپیمای فوکر صد با نمونه قدیمی تر فوکر ۲۸ می توان به ظرفیت آنان اشاره نمود که در نمونه ی قدیمی تر، حداکثر قابلیت حمل ۸۵ مسافر وجود داشت در حالی که در فوکر صد حداکثر قابلیت حمل ۱۲۲ نفر مسافر نیز وجود دارد. همچنین هواپیمای فوکر صد از موتورهای مرغوب توربوفن ساخت رولزرویس با کشش حداکثر ۱۳.۰۰۰ پوند بهره می برد که به آن توانایی های خاصی بخشیده است. این هواپیما همچنین به وسیله سیستم نوین کابین شیشه ای که در آن اطلاعات پروازی که قبلاً بر روی آلات پرواز عقربه ای و آنالوگ نمایش می یافتند، بر روی صفحه های دیجیتالی ال سی دی به شکلی پر نور در شب ها و خوانا نقش می بندند. نخستین پرواز این هواپیما به ۳۰ نوامبر ۱۹۸۶ بازگشته و گواهینامه پروازی خود را یک سال بعد دریافت داشت. همچنین اولین مشتری این هواپیما خطوط هوایی سویس ایر بود که تعدادی از این هواپیمای نوین و اقتصادی را در سال ۱۹۸۸ تحویل گرفت. این هواپیما دارای مدل های گوناگونی از جمله مدل QC است که در حقیقت مدل قابل تعویض از مسافربری به باربری به صورت سریع و در کوتاه ترین زمان می باشد. همچنین مدل اکسکیوتیو جت که نمونه ای با امکانات ویژه ی اشرافی مخصوص حمل رهبران کشورهای مختلف است نیز تولید شد. این هواپیما دارای سرعت کروز اقتصادی ۸۴۵ کیلومتر بر ساعت است که این مقدار در پرواز های دوربرد به منظور کاهش مصرف سوخت به ۷۳۷ کیلومتر در ساعت کاهش می یابد.

همچنین وزن خالی این هواپیما با تمام تجهیزات به حدود ۲۸ تن رسیده و دارای حداکثر وزن برخاست ۴۳ تن می باشد. همچنین طول دوسر بال این هواپیمای متوسط حدود ۲۸ متر و طول خود هواپیما تقریباً به ۳۵ متر می رسد. همچنین موتورهای این هواپیما به جای قرار گرفتن در زیر بال ها، برای بهبود ویژگی های آیرودینامیکی مانند کاهش پسا، به قسمت انتها و دم هواپیما انتقال یافته اند که از این لحاظ، این هواپیمای مسافربری را می توان یک هواپیمای هیوی تیل یا دم سنگین نامید.از این هواپیما تعداد ۳۰۰ فروند به وسیله خطوط هوایی مختلف از جمله چندی از خطوط هوایی ایران مانند خطوط هوایی آسمان، سفارش داده شد که تا سال ۱۹۹۶، یعنی سال منحل شدن شرکت فوکر، تعداد ۲۸۸ فروند از این هواپیماهای مسافربری تولید و تحویل گردید.

مطلب رسیده ...

و اما .. بدور از هر گونه اظهار نظري توجه شما رو به اين خبر علمي در رابطه با مسافران هوايي جلب مي کنم که يکي از خوانندگان محترم زحمت ارسالش رو کشيده بود .  

کارتی را که می بینید، طرح جدیدی است که برای بلیط های هواپیما در نظر گرفته شده است. این بلیط هوشمند حاوی اطلاعات کامل پرواز شما به صورت آنلاین می باشد که در صورت تغییر در اطلاعات مانند تاخیر یا کنسل شدن پرواز، به صورت خودکار توسط گیرنده های این کارت اطلاعات را به شما نشان خواهد داد. اما این کارت توانمندی های دیگری نیز دارد

 نوار کناری این کارت، به صورت یک نوار قابل جداسازی می باشد که به اندازه مچ دست شما طراحی شده است. در دو سوی این نوار دو دکمه مغناطیسی وجود دارد که در صورت اتصال با یکدیگر، به عنوان باتری (یکی قطب مثبت و دیگری منفی) فعال شده و روی این نوار اطلاعات دیجیتالی نشان داده خواهد شد. این اطلاعات شامل ساعت، تاریخ و مشخصات پرواز شما می باشد که در طول سفر برای شما مفید خواهند بود

 

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

اين پست ساعت ۷:۱۵ دقيقه بامداد در تاريخ ۲۲ خرداد ماه ۱۳۹۰ پايان يافت .   

                                    

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 

 

     آرشیو سایت  اينجا                         آرشیو وبلاگ اینجا 

 

مطالب قديمي گذشته

  پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )    
  • - تعداد بازديد
  • 6175
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35