درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  کلاهبرداری بعضی پزشکان در زایشگاه ها !

خانم های حامله و پا به ماه حتمآ توجه فرمایند

برچسب ها : خانم های حامله + زایمان + سزراین + زایشگاه ها + پزشکان شیاد + کلاهبرداری + جراحی های بی مورد + مشتریان پولدار +

بهانه ای برای مقدمه ..

از این که آمار کلاهبرداری ها متآسفانه در کشور ما زیاد شده است فعلآ بحث نمي کنم . يا اين که شيادي در دنياي تجارت اينترنتي بي داد مي کند حرفي نمي زنم .. اما در باره عملکرد بعضي بيمارستان ها و زايشگاه ها نمي توان سکوت کرد ! سخن از کساني است که شرافت و سوگند پزشکي خود رو براي چندرقاز پول زير پا گذاشته و به بهانه هاي دروغين از بيماران خصوصآ فرزندان تازه متولد شده ليست کذايي عمل هاي جراحي صوري تهيه و خانواده ها رو مي چاپند ! همين چند روز پيش بود که کوس رسوايي رها سازي دو نفر از بيماران را در بيابان شنيديم .. ! تکذيب خانم وزير شرافت از دست رفته مسئولان بعضي از بيمارستان ها رو بر نمي گرداند . چون تصاوير رسانه ها و گزارش تلويزيون از عمل بسيار شنيع آقايون پرده برداشت . هنوز در شوک عمل غير انساني بسر مي برديم که نامه يک مادر   محترم مسايل ديگري از اين دست را افشاء  مي کند .. در نامه به نام بيمارستان اشاره مستقيم  شده بود . اما بنده به لحاظ محدوديت قانوني آن را درج نکردم . اما در صورت در خواست مسئولان مربوطه عين نامه رو ارسال خواهم کرد ( اگر چه خود مسئولان حتمآ بهتر از ما در جريان اين گونه فساد ها در برخي زايشگاه ها هستند ) به هر حال براي جلوگيري از کار اين گونه شياد ها بهتر است در کنار رسيدگي و نظارت مسئولان امر ، خود ما هم به همه خانواده ها و مادران اطلاع دهيم .

دوستان اگر خاطر مبارک شون باشه حدود سه سال پيش که به لطف خدا ، پدر بزرگ دو تا دختر ناز دوقلو شدم .. در باره خرج تراشي زايشگاه معروف تهران در همين سايت اشاره کردم که چگونه به بهانه هاي واهي قرار بود نوه هايم چند روزي در زايشگاه زير نظر باشند .. ! اما به توصيه يک پرستار با وجدان که پرده از راز شرم اور مسئولان بيمارستان برداشت ، با مسئوليت خودمون بچه ها رو از معتبر ترين زايشگاه شمال تهران مرخص کرده و به خونه برديم .. و شکر خدا هيچ اتفاقي هم نيفتاد .. ! اما ظاهرا اين امر تبديل به اپيدمي شده است .. ! تنها با اطلاع رساني مي شود جلوي اين شياد ها رو گرفت ! من عين نامه اين مادر گرامي رو منعکس مي کنم . به اميد ريشه کن شدن خلافکاران و شيادان که با آبرو ساير هم صنف هاي خود هم بازي مي کنند . خدا لعنت شون کنه ..  سخن آخر اين که : اگه بعد از انتشار با به هم ريختگي فونت ها مواجه شديد ، پيشاپيش عذر خواهي مي کنم .. چون بخش هايي از نامه با فونت هاي بسيار درشت درج شده بود .. و تلاش بنده براي اصلاح نتيجه مطلوبي نداشت .. !‌

ممکن است کمی از وقت با ارزشتان را بگيرد ولی ارزشش را دارد: 

داستان از اين قرار است که حدود دو سال پيش يکی از همکاران من برای زايمان به بيمارستان -ع  رفت. و به سلامت نوزاد خود را به دنيا آورد. ولی قضيه به همين جا ختم نشد...

به قطعيت می توانم ادعا کنم که اکثر خانم های باردار وسواس بسيار زيادی در انتخاب دکتر زنان خود دارند و آنقدر در اين خصوص جستجو می­کنند تا در نهايت به يک پزشک اعتماد کرده و او را انتخاب کنند. اين امر موجب می­شود که به ميزان اهميت بيمارستانی که قرار است در آن زايمان کنند و از آن مهمتر پزشک کودکی که قرار است کودکشان را درست پس از تولد در آن بيمارستان معاينه کند خيلی توجه نکنند. در حقيقت از آنجايي که سزارين در کشور ما بسيار رايج گرديده است ، بيشتر توجه خانواده­هايي که قرار است کودکی بدنيا بياورند بر روی اين نکته است که جراح متخصص زنان و زايمان ماهری  را پيدا کنند. دليل اين موضوع هم با يک جستجوی ساده در اينترنت پيداست :" سزارين يکی از 5 جراحی پر ريسک دنياست"

خب روی اين موضوع نمی خواهم خيلی تکيه کنم، بالاخر ه برخی از زايمان ها مثل زايمان خودم به طبيعی ختم نمی­شود و مادر ناچار است برای نجات جان کودک و صد البته خودش،   تن به سزارين دهد. در اين جا می خواهم به موضوع اهميت انتخاب بيمارستان و از آن مهم تر پزشک کودک بپردازم. چيزی که ممکن است اين سوال را در ذهنتان ايجاد کند که "پزشک کودک چه اهميتی دارد؟؟؟؟" 

حالا به ادامه داستان می­پردازم....

دوستم پس از زايمان کودک هفت ماهه خود با تشخيص پزشک کودک بيمارستان -ع به نام خانم دکتر …………..، که خانمی با ظاهر چادری و محجبه است (منظورم ظاهری است که ما ايراني ها به عنوان مظهر مؤمن می­شناسيم)،   در ان آی سي يو بستری شد. مدت بستری اين کودک بيش از دو ماه طول کشيد و در طول اين مدت هر بار يک عيب و ايراد و مرض به بچه اضافه مي شد. البته قبل از بستری کردن کودک شغل پدر و نوع بيمه درمانی خانواده توسط پزشک کودک اين بيمارستان پرسيده می شد و بعد از آن سيل بيماري ها بود که به نوزاد خانواده نسبت داده می­شد. و در شرايطی که پدر و مادر کمرشان از هزينه­های بيمارستان شبی 1.5 ميليون ان آی سي يو خم می­شد و درخواست دريافت شرح حال کودکشان را از بيمارستان می­کردند تا او را به بيمارستان دولتی با شبی 15000 تومان انتقال دهند کودک به طور معجزه آسايي بهبود مي يافت و چند روز بعد از دستگاه خارج شده و سپس مرخص می­گشت. به گفته دوست من که نوزادش را اواخر سال بدنيا آورده بود و ناچار شده بود او را تا اواخر فروردين سال بعد در بيمارستان و زير دستگاه نگه دارد و سال نوی تلخی را گذرانده بود، اين پزشک هر روز تعداد نوزادانی که در دستگاه ان آی سي يو بستری بودند را چک می­کرد و با يک مقايسه تلفنی با ساير بيمارستانها به ساير همکاران زير دست خود خرده می­گرفت که چرا بايد بيمارستان­های ديگر نوزادان بيشتری در دستگاه داشته باشند ولی ما نه؟؟!!!! 

و اين اخبار از دهان پرستارانی که ديگر تاب رفتارهای غير پزشکی بلکه پولدوستانه ايشان را نداشتند به گوش خانواده­ها می­رسيد. البته تا آن موقع که وجدان زير خاکستر وجودی اين انسان ها برانگيخته شود، چه هزينه­های کلانی را خانواده­ها نپرداخته بودند و چقدر پول تو جيب بيمارستان نرفته بود.

واقعه دردناکی که باعث شد دست به قلم ببرم و اين متن را بنويسم اين بود که اين موضوع هنوز تمام نشده است. و بدون شک دليل آن اين است که اين خانواده­های تيغ خورده همينکه کودکشان از بيمارستان مرخص شده فرار کرده­اند و ديگر پشت سرشان را نگاه نکرده­اند و آنقدر خدا را شکر کرده­اند که بچه­شان سالم است که نگو و نپرس. همين امسال، دو ماه پيش  يکی ديگر از دوستان من دوقلوی خود را در اين بيمارستان بدنيا آورد و با تشخيص پزشک پولدوست خانم تهرانی در همين چاه افتادند.

بماندکه چقدر تن و بدن اين پدر و مادر لرزيد و چند تا بيماری برای بچه­هايشان تشخيص داده شد. قبل از تمام اين تشخيصات هم اول شغل پدر و بعد نوع بيمه درمانی آنها بررسی شد. پدر اين خانواده برايمان تعريف می­کرد که چقدر از شنيدن اين سوال تعجب کرده است و در نهايت صداقت هم پاسخ داده است. جالب توجه اين است که همزمان با دوست من، خانم ديگری نيز در بيمارستان دوقلو بدنيا آورده بود که شغل پدرش بازاری بود (يعنی عجب طعمه­ای!!!) ولی درايت اين خانواده آن ها را از دام اين پزشک عنکبوت صفت نجات داد. درست هنگامی که پزشک برای اين دوقلوها تشخيص داد که مشکل آب مغزی دارند و بايد جراحی شوند، بلافاصله پدر خانواده درخواست شرح پزشکی کرده و بچه را از بيمارستان بيرون آورد، البته با تهديد بيمارستان برگه­های رضايت شخصی را امضا کرد و همه چيز را بجان خريد و بلافاصله با پزشکان ديگر و بيمارستان های ديگر مشورت کرد و نتيجه آزمايشات جديد کاملاً مشخص بود، دوقلوها کاملاً سالم بودند.آن ها به سلامت به خانه­شان برگشتند و زندگی شيرين و جديدشان را شروع کردند.

ولی دوستان من که هنوز هم يکی از نوازادانشان در بيمارستان - ع بستری است، در دام اين عنکبوت افتادند. البته آنها هم وقتی پزشک تشخيص داد که بايد قلب هر دو کودک جراحی شود، درخواست شرح پزشکی کردند تا بچه­ها را به بيمارستان دولتی انتقال دهند و البته در اين مسير با مدير بيمارستان هم مشاجره کردند. و در کمال تعجب روز بعد مشاهده کردند که هر دو کودک از ان آی سي يو به بخش منتقل شده­اند و ميزان زردی شان که تا به آن روز از 12 پايينتر نيامده بود ناگهان به 3 رسيد. و درست همان روز يکی از نوزادان مرخص شد. 

با اين بذر پاشی که هدفشان جلب اعتماد بود موفق شدند تا نوزاد ديگر را همچنان در بيمارستان نگه دارند و تا می توانند آن ها را به اصطلاح تيغ بزنند. می­دانيد صحبت از چه مبلغی است 21ميليون تومان.... و آن هم فقط برای طمع اين پزشک و نه بخاطر اينکه واقعاً آنها مريض باشند. خانم - ت عنکبوت صفت که لياقت پيشوند دکتر را ندارد با استفاده از الفاظ و لغات قلنبه و سلنبه پزشکی خانواده­ها را فريب می­دهد و ما هم که از علم پزشکی بيخبريم فکر می­کنيم واقعاً خبری است.

درحاليکه پدر اين خانواده به ما می­گفت که دليل بستری کردن کودکشان اين است که کودک شير بالا می­آورد. من رشته­ام پزشکی نيست بلکه فقط يک مادرم که خيلی در خصوص تشخيص های پزشکی و داروهايی که برای خانواده­ام تجويز می­شود تحقيق و مطالعه می­کنم. و اين را می­دانم که شير بالا آوردن يکی از مشکلات بسيار بسيار رايج در نوزادان است که به اين خاطر نوزادان را بستری نمی­کنند.

همسرم هربار پای درد دل دوستانمان می­نشيند می گويد: " اميدوارم نتيجه اين خيانتش به اعتماد خانواده­ها را در همين دنيا ببيند و هرگز هم تمام نشود." 

و البته من هم اميدوارم و بيشتر از اين اميدوارم که خانواده­هايی که از در دام اين عنکبوت افتاده­اند و يا از دام آن رهانيده­اند تجربيات خود را به اين متن افزوده و به همه اطلاع رسانی کنند. 

بی تفاوتی ما ملت در خصوص مسائل موجود در جامعه زمینه هر نوع کلاه برداری در جامعه  راآنقدر توسعه داده که صنف پزشکی که می بایست سالم ترین قشر جامعه باشد این چنین آلوده گردیده بیائید به حکم انسانیت  از هر راهی که می شناسید با هر نوع فسادی مبارزه نمائید نگذاریم به همین سادگی با تحمیق ما به شخصیت و منزلت ما توهین نمایند شاید این ارقام برای بعضی از ما ناچیز باشد ولی آیا تا کنون قیمتی برای آبرو و شخصیت خود تعیین نموده اید بیائید از امروز از بی تفاوتی خارج شویم نمی گویم مبارز سیاسی شوید مبارزه با شارلاتانیزم که روز به روز در حال توسعه هست اگر با ارزش تر از مبارزه سیاسی نباشد کمتر نیست و متاسفانه هیچ مرجعی هم برای تظلم خواهی در این رابطه وجود ندارد ، پس به قول استاد نادر ابراهیمی نگذاریم زندگی گوسفندی به ما هم نسبت داده شود ، من به نوبه خودم ضمن ارسال این مقاله برای تمام دوستان به تعداد زیادی گپی تکثیر و توزیع خواهم نمود  

 

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

اين پست ساعت۵:۳۰ دقيقه بامداد بتاریخ بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ پايان يافت .

                                    

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 

 

     آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

 

       مطالب قديمي گذشته

 پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )            
  •       
    - تعداد بازديد
  • 10428
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35