درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  سریال های نوروزی در یک نگاه !

 برچسب ها : نوروز ۱۳۹۰ + برنامه هاي تلويزيوني + برنامه نود + عادل فردوسي پور + مردان اهنين + موج و صخره + رو در رو + پايتخت + سيروس مقدم + الهام غفوري + فيلم هاي سينمايي + اسپانسر + نقد سريال ها + تقليد ناشيانه + سعيد آقاخاني

به بهانه مقدمه ...

راستش رو بخواهید مدت ها بود ديگه مثل سابق هيچ گونه شور اشتياقي براي نگارش خاطرات و به روز کردن تارنمايم نداشتم .. ! دلايل بي شماري سبب اين بي انگيزگي شده بود . حتمآ يادتونه با چه حوصله مثال زدني پاسخ تک تک کامنت مخاطبان رو در سايت و وبلاگ ام مي دادم .. و به سيل نامه ها تا پاسي از نيمه شب جواب مي دادم .. باور کنيد کسي رو مقصر نمي دونم . مشکل از من بود که دنياي مجازي رو جدي گرفته بودم ! بگذريم .. کامنت دوست بزرگواري بنام " فرهاد صيادي مقدم " باعث شد کمي به خود اومده و اهسته آغاز کنم ! ابتدا نظر شما رو به نامه اين دوست فرهيخته جلب مي کنم :

با سلام واحترام
آقای مدرسی خیلی خوشخال شدم از تغییر رویه نگارش خود فعلا" منصرف شدید. همچنین برایم مایه مباهات و فخر است که توسط شخصیتی والا همچون جنابعالی مورد مرحمت قرار گرفتم. شما همچون استاد خوشنویسی هستید که داستان زندگی قهرمانان گمنام زیادی را برای کسانی مثل من با تحریری زیبا ارائه می کنید. هیچ استاد خوشنویسی ندیده ایم که پس از سالیان سال زحمت و خرج استعداد صاحب خط زیبا شود و بعد چیزی غیر از فضایل و حسنات با آن خط خوش بنگارد.
آقای مدرسی این افتخاریست که هر روز ده ها هزار نفر منتظر دو سه پاراگراف نوشته شما هستند و طبیعی است که حسد بخیلان را برانگیزد که همین حسادت آن ها نشان از اوج هنر و استعداد شماست. حساب مغرضان و حسودان جداست. بر چشم و گوش دل آنان مهر نهاده شده و کارشان تمام است. اعتنا نکردن بهترین پاسخ آن هاست. اصولا" ارزش این ثانیه های عمر بیشتراز آن است که برای همچون موجوداتی تلف کرد

و اما .. ان چه باعث شد اين پست رو بنويسم ، پاسخ به نظر دوست نازنينم " سينا " بود . وي در کامنت خود نوشته بود :

 سلام جناب مدرسی
چطوره یه نقد به سریال های نوروزی تلویزیون بنویسید.البته من فقط پایتخت رو دیدم چون در باره ی مازندرانی ها بود.و من خودم مازندرانی هستم. بعضی جا ها انصافا مسخره کردن ما رو به طوریکه امام جمعه و استاندار هم اعتراض کردن.ولی در کل سریال خوبی بود.
هر وقت تونستین و وقتش رو داشتین خوشحال میشم که اینکارو بکنین.
موفق و پیروز باشید.

بي ترديد هموطنان زيادي در ايام تعطيلات نوروزي مخاطب برنامه هاي گوناگون تلويزيون جمهوري اسلامي بودند . بعضي ها خيلي خوششون اومد ، عده اي نپسنديدند ! افرادي هم تنها با بخش هاي خاصي ارتباط برقرار کردند . اما روي هم رفته بايد اذعان کنيم که دست اندرکاران براي پرکردن اوقات فراغت بينندگان خيلي زحمت کشيدند . بايد بپذيريم راضي کردن همه آحاد مردم امکان پذير نيست . چون سلايق فرق مي کند . تنوع کانال هاي تلويزيوني کمي در طبقه بندي سلايق موثر است . اما بايد قبول کنيم که ضعف هايي هم وجود داشت . و هدف از انتقاد زير سوال بردن برنامه سازان نيست . به همين دليل سعي مي کنم همراه با بيان ضعف ها به مشکلات پيش روي برنامه سازان هم بپردازم . 

 يک پارانتز بي موقع ..!

 با پوزش از همه دوستان ، مي دونم قرارمون نقد و بررسي برنامه هاي نوروزي است . اما يک گله جانانه اي از " عادل خان فردوسي پور " توي دلم مونده ، حيف ام اومد مطرح نکنم .. اگه يادتون باشه در نخستين برنامه  " نود " عادل خان با اشتياق اعلام کرد " گفت و گوي امشب رو با { کارلوس کيروئوش } سر مربي جديد فوتبال آغاز مي کنيم و ... " ظاهرآ قرار بود  اوايل برنامه به همراه " ترابيان " تشريف فرما شوند .. اما نيامدند .. و او هي ميان برنامه پخش کرد .. باز نيامدند ! نيم ساعت گذشت ، به اجبار بخش هاي باقيمانده گزارش ورزشي رو مرور کرديم .. تشريف نياورند ! باز هم زمان گذشت و گذشت .. و چيزي نمونده بود کفگير برنامه هاي ترکيبي و گزارش ها به ته ديگ بخورد .. که حضرات تشريف آوردند .. ! راستش رو بخواهيد با شناختي که از عادل خان داشتم ، انتظار مي رفت بي رو در بايستي بد قولي و   وقت نشناسي و توهين به مخاطبان ميليوني رو رک و راست مطرح کرده و کاري مي کرد تا عذرخواهي کنه .. آخه او که کفاشيان و تاج و ترابيان نبود که مجبور باشند لي لي به لالاي اين باباي پرتقالي بگذارند .. !! و به قول معروف .. بقدري بالا ببرندش که بعدآ نتوانند پائين آورند .. ! به عقيده من حتي اگه قرار باشه اين بابا تخم دو زرده طلا براي اهالي فدراسيون هم بگذاره ، باز دليل نمي شه با تآخير طولاني خود به مخاطبان چشم انتظار توهين کنه .. عادل خان يکي طلب ات ..

مردان اهنين ..

 

صحبت ورزش و پهلووني و برنامه سازي شد ، ياد برنامه " مردان آهنين " افتادم . واقعآ نمي دونم جذابيت اين برنامه بي روح و کسل کننده در کجاست که چندين سال پياپي بدون هيچ گونه نوآوري توليد و پخش مي شود .. !؟ فرض رو بر اين مي گذارم که مخاطب ميليوني دارد .. ! و بقدري نامه و فاکس و اي ميل از سوي مشتاقان برنامه به دفتر شبکه در طول سال ارسال شده بود ، که محبور به ادامه کار شديد .. براستي آيا نبايد خلاقيتي در تصوير برداري و تعين زواياي مناسب دوربين به کار مي گرفتيد تا جذابيت بصري براي بيننده ايجاد بشه .. !!؟ اوج و فرود هاي مرسوم در اين نوع برنامه ها پيشکش مون ! آيا به صرف تغير مجري و لوکيشن از کيش به قشم کار تمام است .. !؟؟ براستي آيا ما در کشورمون همين يک داور رو براي قضاوت داريم .. !؟ والله به خدا تهيه کنندگان اين نوع برنامه ها ، از کلي روان شناس و مخاطب شناس و کارشناس براي دادن انرژي مثبت و نشوندن گل خنده و شادي به بينندگانشون استفاده مي کنند .. تا در کنار سپري کردن اوقات فراعت ، حالي هم به اون ها بدهند .. اما ما حتي صبر نمي کنيم شرکت کننده نفس اش رو تازه کنه .. براي داغ نشون دادن برنامه سريع به سراغش مي رويم .. ! تازه در همه جاي دنيا رسمه از دو شخصيت متضاد براي کشش اين نوع برنامه ها استفاده مي کنند يکي با شوخي هاي بداهه و بذله گو و ديگري متين و با وقار ( عين احمدزاده و  محمد حسيني يادتونه مسابقه چقدر مخاطب داشت !؟ ) اما در برنامه " مردان اهنين " در کنار داور به کلي جدي يک مجري معمولي و بدون تحرک قرار گرفته بود .. ! باز صد رحمت به رضا جاوداني .. ! فراموش نکنيد جذاب ترين مستند هاي جهان هم پنج سال پشت سر هم تکرار نمي شوند ... !

 به عقيده من ..  مشکل تکرار مداوم و ساليانه اين نوع برنامه ها ، اخذ مشارکت با سازمان ها و نهاد هاي گوناگون است که مدتي است متآسفانه در ساخت و توليد برنامه هاي تلويزيوني رايج شده است . يعني شرط توليد و رفتن روي انتن پيدا کردن اسپانسري پولدار است .. ! طبيعي است شريک برنامه به خاطر هزينه اي که متقبل شده است صرفآ به فکر معرفي برند يا لوگوي تجاري خودش است .. و صد سال سياه به فکر مخاطب بيچاره نيست .. ! تهيه کننده هم براي حفظ رفاقت ( شما بخوانيد بدست آوردن دل اسپانسر ) به فکر رضايت و تآمين نظرات او است .. که با منافع بيننده منافات دارد .. ! البته در باره همه تهيه کنندگان صدق نمي کند .. اما مي تواند يکي از دلايل آبکي بودن برنامه باشد .. ! برنامه " نگاه سه " هم متآسفانه از اين قماش برنامه هاست که پخش آن از شبکه سه آغاز شده است .. گفت و گو هاي کسالت آور و خسته کننده مثلآ با مدير فلان کارخانه  در ساعت پيک تلويزيون ،صرفآ بدرد تهيه کننده اش مي خورد که براي جفت و جور کردن آن خيلي دوندگي کرده است .. ! و گرنه نفعي براي مخاطب عام ندارد .. ! به اميد روزي که نظارت بيشتري بر اين گونه توليدات باشد .   

موج و صخره ..

 يکي ديگر از برنامه هايي که فکر مي کنم به طريقه مشارکت از شبکه تهران در ايام نوروز به روي آنتن رفت سريال " موج و صخره " بود . راستش رو بخواهيد فکر مي کردم چون من ادم خنگ و گاگولي هستم با اين سريال بسيار جذاب و زيبا که دست بر قضا از کشش دراماتيک و ظنز فراواني برخوردار بود ، ارتباط برقرار نکردم .. ! اما وقتي با يکي دو نفر ديگر هم مشورت کردم ، متوجه شدم اون ها هم سعادت درک مفاهيم اين اثر هنري رو پيدا نکرده بودند .. ! از شوخي گذشته بهترين تعريفي که مي شود براي اين مجموعه تعريف کرد ، گشت و گذار گوشه کنار جزيره کيش توآم با معرفي يکي از بانک هاي کشور بود . که الحق با بي سليقه گي خاصي نويسنده مزاياي تبليغاتي بانک رو به خورد متن داستان داده بود ! مشکل ديگر اين مجموعه استفاده ناشيانه از چهره هايي بود که در ساير سريال ها تبديل به " تيپ " شده بودند .. ! اصرار تهيه کننده بر حضور شخصيت هاي تيپيک حاصلي جز سرگرداني براي مخاطب نداشت .. شوخي هاي سر سري و نخ نما شده ، مضموني ضعيف ، بازي هاي خسته کننده و تکراري حتي تبليغ مناسبي براي بانک مربوطه نشد .. !

يکي از آفت هاي برنامه هاي تلويزيوني متآسفانه کپي برداري و تقليد ناشيانه از تيپ هايي است که قبلآ در مجموعه هاي ديگري خوش درخشيده اند .. ! شما نگاه کنيد به کاراکتر " علي صادقي " آيا تغيري درشخصيت پردازي اش نسبت به بازي هايي که در گذشته هاي نه چندان دور در کنار رضا عطاران و سيروس گرجستاني و ... به ايفاي نقش پرداخته بود ، صورت پذيرفته بود !؟ قطعآ او به عنوان يک هنرمند  همانند ساير بازيگران مطرح در اين مجموعه قابليت هاي بازيگري در کاراکتر هاي متفاوتي رو دارند .. اما مشاهده مي کنيم .. با همان چهره و مميک حتي همان حالت مو به بازي گرفته شده است .. ! دريغ از گريمي متفاوت ، دريغ از نوع پوشش و حتي گويش .. " صخره و موج " تنها مجموعه اي که گرفتار اين نوع تقليد هاي نا بجا شده نيست . با کمي دقت تعداد زيادي مجموعه به ويژه در ژانر طنز در شبکه هاي مختلف با بازيگران مشابه پيدا خواهيد کرد .. !

راه در رو ...  

 

سعيد آقاخاني يکي از معدود کارگرداني است که تحصيلات عالي دارد . و دست بر قضا طنز رو هم خوب مي شناسد . اما مدت زيادي نيست که در مقام کارگردان برنامه هاي طنز تلويزيوني وارد کارزار شده است . او در اين مجموعه خيلي سعي کرد کاري متفاوت از ساير سريال هاي طنز ارايه دهد .. اما او هم در ابتداي راه به همان ورطه اي افتاد که پيش از او ساير توليد کنندگان افتاده بودند . نياز به تخصص و کنکاش خاصي نيست .. کافي است به کاراکتر بازيگران اين مجموعه دقت کنيد .. خيلي راحت رد پاي تيپ هاي تکراري رو پيدا خواهيد کرد .. مثلآ در دو کاراکتر پيرمرد ها .. همان تقليد ها همان شوخي ها .. همان تيپ هايي که بارها تکرار و تکرار شده بودند .. همه بازيگران جز شخصيت " جليل فرجاد " در نقش مردي خيير و نيکو کار بقيه تکراري بودند .. تصور من اين است که حتي فيلمنامه که چه عرض کنم .. داستان رو بر اساس تيپ هاي شناخته شده و جا افتاده قبلي بازيگران به پيش برده اند .. البته ما نمي توانيم سعيد آقاخاني رو به دليل اين کار مواخذه کنيم .. چون مخاطب عام اين نوع کار رو مي پسنده .. ! کافي است به گزارشات مردمي که تهيه شده بود ، دقت کنيم .. کم تر کسي به اين مسايل اهميت داده بود .. ! براي اون ها مهم خنديدن است .. حتي اگر ده ها بار با اسامي متفاوت همان تيپ ها بازي کنند . و گناه اين کار به گردن کساني است که اولويت رو " پر کردن اوقات فراغت " تلقي کرده و به اين بهانه سليقه و نوع نگرش مخاطبان رو پائين آورده اند ..

ياد مثال تکراري افتادم که قبلآ خدمت تون عرض کرده ام .. يادمه در سال هايي که عضو شوراي بررسي برنامه هاي ترکيبي بودم هميشه به ما تآکيد مي شد .. طرح هايي رو تصويب کنيم که سطح بينش مخاطب رو افزايش دهد .. به قول معروف بيننده نکته جديدي  فرا بگيره .. و گرنه پرکردن اوقات فراغت رو عمه من هم بلده همين جوري بلانسبت شما اراجيف صد تا يه غاز تحويل خلق الله بدهد .. ! باورتون مي شه همون موقع من با برنامه هاي طنزي که در اختيارم قرار مي گرفت هميشه مشکل داشتم !!؟ يادمه اوراق و نوشته ها رو مث آقا معلم ها به خونه مي بردم .. و از بچه هايم که محصل بودند مي خواستم اون ها رو با دقت بخونند ، آن گاه دقت مي کردم هروقت به نوشته اي لبخند مي زدند ، پاراف مي کردم .. ! چون شرافتآ من به هيچ يک از اون ها خنده ام نمي گرفت .. ! بگذريم . ختم کلام اين که .. مجموعه " راه در رو " با کسر بازي هاي تکراري اش ، حرفي براي گفتن نداشت . فقط آقاخاني کمي موفق شده بود بار کشش روايت رو جان تازه اي بدهد .. و گرنه اين کار هم حرفي براي گفتن نداشت ..

در تمسخر و هجو استاد هستيم ..

 

يک ضرب المثلي قديمي مي گه .. سلموني ها وقتي بي کار باشند ، سر خودشون رو اصلاح مي کنند ! حال حکايت ما با سريال به اصطلاح طنزي است که آقاي شب خيز تهيه کرده است .. ! اين مجموعه جز تمسخر کردن بزرگ و کوچک اهالي تلويزيون حرفي براي گفتن نداشت .. ! از برنامه هاي خود شبکه سه گرفته چون (  برنامه  هفت ، نود و .. ) کارشناسان هواشناسي ، دو قدم به صبح ، آشپزي و شخصيت مديران ارشد يکي از شبکه ها .. ! و .. اگر بپذيريم بعضي آيتم هاي برنامه به دليل شباهت چهره و يا بيان جذابيتي بديع خلق کرده بود .. در باقي آيتم ها هيچ نو اوري به چشم نمي خورد . صحنه هاي کسالت ْآور و بدون هيجان چند شخصيت پير نه تنها فاقد جذابيت بود ، بلکه کرامات انساني سالخوردگان هم به سخره گرفته شده بود که اين امر باز اموزي منفي در نزد کودکان کم سن و سال دارد .. !

در کجاي دنيا با شخصيت پدر بزرگ اين گونه شوخي مي کنند !!؟ ‌ان هم در کشور ما که حايگاه بزرگان هميشه بزرگ شمرده مي شود . و حضور پدر بزرگ و مادر بزرگ ها رو برکت زندگي تلقي مي کنند .. اما ما به خاطر کم آوردن آيتم ، آن ها رو اين گونه به سخره مي گيريم .. ! آيتم هاي مشاوره خانواده در آفريقا فاقد هر گونه بار نمايشي بود .. کارگردان خلاق يک تذکر کوجک به مترجم بومي ها نداده بود که لااقل گفتار گنگ مخدوش خود رو تغير دهد .. و براي هر جمله اي يک نوع واکنش و گويش کوتاه و مشخص نداشته باشد .. !!‌ بنده خدا " مهران رجبي " هنرمند ارزشمندي که نقش و کاراکتر او را در اين برنامه در حد بسيار توهين آميزي پائين آورده بودند .. و طفلک فکر مي کرد چون برنامه به اصلاح طنزه .. هر کار بکنه و هر چه بگه معقول خواهد افتاد ... !! لااقل اين هنرمند شريف رو بازي نمي داديد .. !

مشکل اصلي اين گونه برنامه ها نداشتن نويسنده هاي توانا و طناز است . آيا تا حالا فکر کرده ايد چه تعداد نويسنده چيره دست داريم .. !؟ البته من معتقدم هنرمندان و نويسندگان بي شماري در همه شهر هاي کشور پيدا مي شوند .. اما عدم جستجو و جذب اون ها به سيستم مديريتي سازمان صدا و سيما ربط پيدا مي کنه .. و مديران گروه هيچ برنامه خاصي براي استعداد يابي ندارند .. و شايد هم دلشون نمي خواهد به غريبه ها اعتماد کنند .. از طرفي انحصار طلبي بعضي تهيه کنندگان باعث راه نيافتن چهره هاي جديد و استعداد هاي فاخر به تلويزيون مي شود .. به همين دليل بايد با همين تعداد مشخص بسوزند و بسازند ...  به هر حال اين مجموعه طنز که من حتي سعي نکردم نام اون رو به خاطر بسپارم فاقد جذابيت هاي لازم براي ايام عيد بود . شوخي هاي آبکي ، ديالوگ هاي بي محتوا ، شوخي هاي لوس و بي مزه با همکاران و حتي مديران در اين برنامه ثابت کرد که ما در تمسخر و هجو همکاران واقعآ اساتيدي خبره هستيم .. !

پايتخت ..

مخاطبان شبکه اول سيما شاهد مجموعه اي متفاوت از کارگردان شناخته شده اي بنام " سيروس مقدم " بودند . که با يکي دو درجه اغماض مي شه اون رو گل سر سبد سريال هاي نوروز ناميد . بازي هاي روان و طبيعي بازيگران خصوصآ " محسن تنابنده " در کنار " عليرضا خمسه " که در اين محموعه نقشي تآثير گذار به عهده اش بود ، تا اندازه اي موفق شد پيام خود رو به مخاطب برساند . در کنار بازي هاي خوب هنرپيشه ها بهره گيري از گويش خاص مازندراني ها حال و هواي کار رو دوچندان کرده بود . تصوير   برداري در فضا و لوکيشن هاي تقريبآ باز و سيار و استفاده از فراز و نشيب هاي روايتي که نويسنده با نگاهي ساده به آن ها جان داده بود و با حضور کارگرداني با تجربه نتيجه اي قابل قبول ارايه داده بود . به طور کلي تغير گويش در هر برنامه اي اگه حرفه اي و درست استفاده شود ، امتيازي براي جذب مخاطب است .. به عنوان مثال برنامه درسي آقاي " قرائتي " رو مثال مي زنم .. که با وجود سنگيني فضاي برنامه به دليل بهره گيري طبيعي از لهجه و گويش کاشان به يکي از برنامه هاي پر مخاطب در نوع خودش تبديل شد .. اما فراموش نکنيم تغير در گويش هر چند هم به صورت حرفه اي باشد ، راه رفتن روي تيغ تعبير شده است .. و ممکنه به ذائقه بعضي ها خوش نيايد .. همان گونه که سينا خواننده سايت در کامنت اش اشاره کرده است .. مي بينيم که مخالفاني بر عليه گويش اين سريال قد بر افراشتند .. !

آن چه مسلم است اين سريال و بعضي نقش هاي کليدي آن مثل کاراکتر " بابا پنجعلي " جاي کار فراواني داشت . اما نويسنده يا کارگردان تعمدآ در همين حد آن را به تصوير کشيدند .. که ماندگاري اش بيشتر باشد .. اما همان گونه که در بالا اشاره شد اين سريال رو با اغماض بهتر از بقيه قلمداد کرديم .. نکته منفي شايد آزار دهنده آن ، به متن سريال باز مي گردد .. که نويسنده با خلق ماجراهاي پشت سر هم و اغراق آميز در هر قسمت از مجموعه ، آن را از يک روايت ساده با بازي هاي زير پوستي بازيگرانش خارج نموده است .. ! مشکل بعدي که به روند قصه لطمه زده بود ، رد پاي عجله و شتاپ زدگي که خاص  چنين ايامي است  . کاملآ به چشم مي خورد .. اگر چه کارگردان و عوامل توليد سعي کرده بودند با بهره گيري از اتفاقات روز مثل دربي پايتخت يا سيزده بدر همزمان با روند رو به جلوي سريال بهره گرفته و مخاطبان رو شگفت زده نمايند ، اما دغدغه به موقع رساندن به پخش شبکه اول و حساسيت هاي ناظرين برنامه به کيفيت کار لطمه زده بود .. سکانس هاي اضافه و تکراري فرد متخلف که در حال تصوير برداري بود .. نقش رابط قاچاق چي و نوع کار شبکه توزيع مغاير با سبک کار سيروس مقدم بود . که همان گونه که عرض کردم ، ضعف اصلي اين ناهماهنگي با بقيه کار صرفآ به خاطر ضيق وقت مي تواند باشد .. سکانس هاي اتفاقي برخورد با قهرمان داستان اگر چه حرفه اي پرداخته شده بود .. اما خط روايت رو از حالت رئال مثل برخي از جاهاي ديگر خارج کرده بود .. که در کليت موجب کشش هاي فراوان شده بود .. و جا دارد به يکايک عوامل اين برنامه  خصوصآ خانم الهام غفوري تبريک گفت .. در پايان به انتخاب موسيقي در عنوان بندي ها بايد اشاره کرد که کاملآ حس نوستالژيک مخاطبان رو تحريک مي کرد .. و جز تيتراژ پاياني که از ملودرام غير مازندراني استفاده شده بود ، بقيه عالي و قابل تقدير بود ..

فيلم هاي سينمايي ..

بي ترديد فيلم هاي سينمايي امسال که از شبکه هاي گوناگون پخش شد ، نقطه قوت تمام برنامه هاي سازمان صدا و سيما در ايام نوروز بود . عزيزاني که دستي بر اتش تهيه و پخش فيلم هاي سينمايي از شبکه هاي تلويزيوني دارند ، به خوبي واقف اند که تهيه و پخش فيلم هاي سينمايي روز دنيا چقدر پر هزينه و مشکل است . و نياز به ارتباطات قوي و حرفه اي دارد . زيرا شبکه هاي موظف اند از قانون کپي رايت استفاده کنند .. و به جز شبکه هاي محلي ( مثل شبکه تهران ) که مي توانند فيلم هاي روز رو به بهانه نقد و بررسي بدون اجازه کمپاني به روي انتن ببرند ، بقيه شبکه ها با اقتدار و سليقه به صورت قانوني آخرين فيلم هاي روز جهان رو براي مخاطبان خود به روي انتن بردند ..

تنها ايراد واضحي که مي توان به بازبين هاي شبکه هاي تلويزيوني گرفت ، حذف ناشيانه و غير حرفه اي بخش هاي متعدد فيلم بود . در صورتي که راه کار هاي متعددي براي حذف سکانس هاي زننده و مستهجن وجود دارد که آقايون با عجله به تيغ قيچي سپرده بودند .. مضحک ترين نوع حذف مربوط به فيلم هايي بود که با عناوين داستاني اقدام به پخش آن ها نمودند .. فيلم هايي که سال ها در شبکه هاي توزيع فيلم هاي مجاز به نمايش در امده بودند . و کلوپ ها اجاره فيلم سال ها آن ها رو به مردم داده بودند .. اما با کمال تآسف خيلي ناشيانه اقدام به حذف بخش هاي غير مورد دار کرده بودند .. نمونه بارز آن فيلم " زلزله " بود .. ! دوستان خيلي راحت انتهاي فيلم دوبله رو حذف کرده بودند .. انتظار مي رود عزيزان دقت بيشتري در اين گونه فيلم هايي که مردم به کرات ديده اند ، کرده تا حس لدت تماشاي فيلم رو از مخاطب نگيرند .. در پايان متذکر مي شوم هر ان چه در باره برنامه هاي تلويزيوني عرض کردم صرفآ نظر شخصي است و سليقه تلقي مي شود .. ضمنآ بر خلاف عهدي که با خود بسته بودم تا مثل گذشته از تصوير در مطالب ام استفاده نکنم ، اين بار به خاطر تجسم گرايي مخاطبان قول خود رو شکستم !!

 

 

اين پست  ساعت۷:۳۰ دقيقه بامداد در تاريخ بيست و يکم فروردين ماه ۱۳۹۰

 

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

     آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

مشاهده این سایت خوب رو به همه دوستان توصیه می کنم

برای مشاهده روی تصویر کلیک فرمایید .

توجه .. توجه ... توجه

 dik.ir       

این دیکشنری امکانات فراوان و خوبی دارد: فارسی به فارسی ، فارسی به انگلیسی ، انگلیسی به فارسی ، انگلیسی به انگلیسی ، ترجمه ی متن ، فینگلیش به فارسی و ... امتحان کنيد

برای حمایت از کار ارزشمند طراح گرامی این نرم افزار و خدمت سودمندی که به جامعه کرده است ، بنده با افتخار و به صورت رايگان اين لينک رو تبليغ مي کنم .

مطالب قديمي گذشته

 پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • - تعداد بازديد
  • 4323
  • مرتبه

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35