دو کلمه حرف منطقي با مهران مديري



" مديري موج سوار قابل " عنوان مطلب اين پست است که تقديم شما مي شود . در اين نوشته سعي کرده ام با نقبلي به خاطرات گذشته واژه " مرام " و معرفت رو که مديري در ابتداي فهوه تلخ از مردم ايران توقع دارد را به نقد بکشم . ضمن اين که مصرانه از مردم عزيز مي خواهم نه تنها قهوه تلخ ، بلکه هيچ فيلم و سريالي ديگري رو از شبکه هاي غير مجاز تهيه نفرماييد .
بر چسب ها : مهران مديري + لاله صبوري + شبکه اول ، گروه اجتماعي + شبکه پنج + قهوه تلخ + قلب يخي + شبکه سوم + جشن شبکه + فرهنگسراي خاوران + مرام و معرفت + جواد خياباني + تهيه کننده + کارگزدان
![]()

بهانه ای برای مقدمه ..
در همین ابتدای کار صادقانه اعتراف می کنم بنده هیچ مشکلی با شخص آقای " مهران مدیری " نداشته و ندارم . در باره سریال " قهوه تلخ " هم معتقدم : حرکت فرهنگی جدیدی توسط تهیه کنندگان محترم این سریال آغاز شده است . و برای نخستین بار یک کالای فرهنگی به این شکل در سیستم توزیع قرار گرفته است . و مردم محترم هم بايد در گسترش اين فرهنگ شرافتمندانه سهيم باشند . تا سرمايه و زحمات عده اي هنرمند توسط افراد قليلي سودجو به يغما نرود . اما آن چه باعث نگارش اين مطلب يا بهتره بگم انتقاد از شخص مديري شد ، خواهش هاي متوالي او از مردم مبني بر عدم کپي از آخرين محصول هنري اش است که با واژه هايي چون .. جان من ، من بميرم .. تو نميري انتظار مرام و معرفت از خريداران قهوه تلخ داشت ! و بنده با ديدن پلان هاي کليشه اي در ابتداي سريال اين پرسش در ذهن ام متجلي شد که " مهران خان .. خود تو چي !؟ آيا آن چه از مردم انتظار داري ذره اي در وجودت است !؟ آيا هرگز يک جو مرام و معرفت با همکارانت داشته اي .. !؟ مردم پيشکش .. !! " و سپس بي اختيار گذشته هنريش مثل يک فيلم سينمايي جلوي چشمانم اومد ! رفتار او با هنرمند محترم خانم " لاله صبوري " و همسرش در جشن سالگرد شبکه سوم سيما .. يا ساير قضاياي دوران تهيه کنندگي اش و ... اما از اون جايي که پاي سرمايه و اعتبار افراد و هنرمندان ديگري در ميان بود سکوت کرده و اصلآ صلاح ندونستم کوچک ترين نقدي در باره اين هنرمند به زبان اورم . چون شرايط جامعه و روحيات مردم رو در اين گونه مواقع به خوبي مي دونستم . و مطمئن بودم ممکنه تآثير هر چند ناچيزي در روند فروش قهوه تلخ داشته باشد . که در آن صورت بنده خودم رو هرگز نمي بخشيدم . اما بعد از مدتي وقتي در خبرهاي رسمي خوندم متآسفانه عمل زشت کپي از سريال قهوه تلخ صورت گرفته است و شبکه هاي زير زميني اقدام به پخش آن کرده اند .. ديگر سکوت رو جايز ندونستم ...
اصل خبر چه بوده است .. ؟
بنده دقيقآ عين خبر رو در ذيل درج مي کنم ..
قهوه تلخ هم کپی شد
سه شنبه گذشته- زمانی که فصل چهارم این سریال توزیع شد- مدیری گفت: «خوشحالم که سی دی قهوه تلخ کپی نشده است.» اما واقعیت چیز دیگری استسایت گروه مجلات همشهری:
زمانی که سریال «قهوه تلخ» در شبکه خانگی توزیع شد، مهران مدیری ترجیح داد در ابتدای هر قسمت از سریال دقایقی با مردم گفتوگو کند و با گفتن جملاتی مثل جان من کپی نکنید، مرگ من کپی نکنید و قربونتون برم، راضیشان کند تا پولهایشان را خرج خرید سی دی اوریجینال این کار کنند تا با این کار نه تنها یک پک شیک از سریال را در اختیار داشته باشند؛ بلکه برای ترویج فرهنگ کپی نکردن در جامعه قدمی بردارند. اما این اتفاق خوشایند خیلی دوام نداشت. .
همشهری سرنخ در شماره 67 خود نوشت: سه شنبه گذشته- زمانی که فصل چهارم این سریال توزیع شد- مدیری گفت: «خوشحالم که سی دی قهوه تلخ کپی نشده است.» اما واقعیت چیز دیگری است.
شاید در یکی دو هفته اول شاهد پخش کپیهای این سریالها نبودیم؛ اما عصر هر روز با یک نگاه سر سری به پیاده روها و بساط دستفروشانی که آنجا تردد میکنند مشخص میشود که شبکه زیرزمینی قاچاق فیلمها در این دو سه هفته مشغول طراحی کاورهای جذاب برای کپیهای غیرمجازشان بودهاند و برای همین تا امروز خبری از کپیهای سریالها نبوده.
این دستفروشان ده قسمت از سریال را داخل یک کاور شیک میگذارند و با قیمت بسیار نازل که حتی پول یک سیدی اوریجینال هم نمیشود به مردم میفروشند. متاسفانه این ضرر تنها متوجه قهوه تلخ مدیری نشد و سریال قلبیخی را هم میتوانید در بساط این فروشندگان غیرمجاز پیدا کنید. محمد حسین لطیفی قبلا گفته بود اگر قلب یخی کپی شود و به شبکه قاچاقی راه پیدا کند شاید نتواند سریال را آنطور که میخواهد و در تعداد قسمتهای بالا با تیراژ خوب تولید کند و ممکن است از این کار منصرف شود. گذشته از دستفروشان، گروهی از وبلاگ داران هم کپی سریالهای مذکور را برای دانلود گذاشتهاند. در همین راستا تصویر دنیای هنر- یکی از سرمایه گذاران قلب یخی که پخش فصل اول این سریال را به پایان رسانده است- اعلام کرد: «بعضی از سایتها و وبلاگها با هدف سودجویی و ضربه زدن به شبکه خانگی، لینکهای ویژه دانلود قلب یخی گذاشتهاند. ما به این وبلاگها هشدار میدهیم که در کوتاهترین زمان ممکن نسبت به حذف یا مسدود ساختن این بخشها اقدام کنند که در غیراینصورت از طریق مراجع قانونی تحت پیگرد قرار خواهند گرفت و با آنها برخورد خواهد شد.»
يک واقعيت تلخ ...
از اين که چنين اتفاقي رخ داده است ، واقعآ متآثر شدم . سال هاست متوليان فرهنگي کشور سعي دارند با ابزار هاي قانوني جلوي اين پديده بسيار زشت و غير معقول رو بگيرند . اما هر بار با دستگيري چند خرده پا يا فروشندگان دستفروش نه تنها هرگز به توقف کامل اين پديده خلاف دست نيافنند ! بلکه بر دامنه آن نيز افزوده شده است .. ! و همان گونه که در خبر بالا مي خوانيد ، اين عمل به وبلاگ ها هم سرايت کرده است ! بايد هر ايراني از خودش آغاز کند . وقتي من شما و ديگران کپي هاي غير مجاز رو خريداري نکنيم مسلمآ ديگر شبکه اي به نام قاچاق فيلم و سريال وجود نخواهد داشت . بياييم همه با هم متحد شده و با اين عمل غير اخلاقي مبارزه کنيم .


نقبي به گذشته ...
دقيقآ نمي دونم چند سال از پخش مجموعه " ساعت خوش " گذشته بود اما اين رو يقين دارم که هر يک از بازيگران اين برنامه شاد تلويزيوني به جايي رفته بودند که چندان خبري از ان ها در رسانه ها نبود . اون موقع چهره شاخص و متمايز آن گروه مديري بود و به همين دليل موفق شده بود با زرنگي ذاتي خود به فعاليت هاي هنري اش ادامه دهد .. اما به قول معروف هنوز " مديري " نشده بود ! در همون سال ها که اگه اشتباه نکنم اوايل دهه هشتاد يا کمي عقب تر بود . تهيه کننده اي بنام " م . ک " که از راديو به گروه اجتماعي شبکه اول تلويزيون آمده بود که بدليل اعتماد مدير وقت گروه مربوطه همچنين حرفه اي بودنش برنامه هاي پرمخاطب متعددي را به روي انتن مي فرستاد . و الحق با نو اوري هاي خاصي که انجام مي داد هميشه کارهايش با اقبال عموم مواجه بود . اما واقعيت اين است راز موفقيت و خوش ساخت بودن کار هاي تهيه کننده ياد شده در استفاده از عوامل کاملآ حرفه اي و شل کردن سر کيسه و دست و دلبازي او نشآت مي گرفت . در همين سال ها بود که بنده به دليل حضورم در هفته نامه سروش همچنين گروه ياد شده به عنوان يکي از اعضاي شوراي بررسي طرح هاي ترکيبي با تهيه کننده فوق آشنا شده و طولي نکشيد که مسئوليت تبليغات و روابط عمومي مجموعه وي به من سپرده شد .. همان طور که اشاره کردم برعکس بعضي تهيه کنندگان ، هم خوش اخلاق و خنده رو بود و هم حسابي پول خرج مي کرد .. يادمه وقتي براي تهيه گزارش به پشت صحنه هاي او سر مي زدم ، همواره بهترين تسهيلات رفاهي رو براي بازيگران و عوامل برنامه تدارک مي ديد .. و به قول معروف هرگز از ساندويچ کالباس خبري نبود ! ضمن اين که به تبليغات هم واقعآ بهاء مي داد .
تهمت و افترا پشت سر تهيه کننده !
از اون جايي که بعضي از مردم ما عادت دارند هرگاه کسي پيشرفت و ترقي کرد سريع پشت سرش حرف در اورده و تهمت و افترا به او زنند ، اين تهيه کننده با اخلاق ما هم از اين گزند مصون نماند . و خيلي از برو بچه هاي گروه و همکارانش مدام تهمت زد و بند به او مي زدند ! راستش رو بخواهيد چون مدير مربوطه واقعآ انسان مومن و با تقوايي بود براي خود من هم اين پرسش پيش اومده بود که چرا اکثر پروژه هاي بزرگ و حساس به اين تهيه کننده داده مي شود !؟ لذا يک روز که حاج آقا رو سر کيف ديدم ، اين قضيه رو با او در ميان گذاشتم .. ! مدير گروه که به صراحت کلام شهره است .. رک گفت : براي اين که وقتي کاري رو به او مي دهم ، شب سرم رو راحت روي بالش مي گذارم .. و مطمئن هستم که فردا بهانه نمي اورد که حاجي فيلم گيرم نيامد ، استوديو به من ندادند !! حتي شده بره استوديو بخره ، هرگز اجازه نمي دهد کار گروه بخوابه .. ! باور کنيد به عنوان يک انسان منطقي اين استدلال رو پذيرفتم . از سوي ديگر تهيه کننده ياد شده چهار نعل پيش مي رفت .. از حق نگذريم خيلي از چهره هاي جوان و گمنام رو ميدان داده و به هنرمندان بزرگي تبديل کرد .. هميشه به دنبال خلاقيت بود .. در همان سال ها يک روز همين آقاي تهيه کننده به اتفاق معاون گروه ( م . الف ) که انساني بسيار شريف و متواضعي است به اتفاق بنده قرار شد برويم به يکي از خيابان هاي فرعي منشعب از شريعتي ( حدودآ بالاي سيد خندان ) تا آقاي مديري رو ببينيم ! از اون جايي که اين بابا عادت به تنوع در انتخاب بازيگر و مجري در کارهايش داشت بنده زياد کنجکاوي نکرده و با ان ها به محل لوکيشن مهران مديري رفتيم ..
آغاز همکاري مديري با گروه ..
اون روز مهران خان مديري ضمن معرفي گروهي که با آن ها کار مي کرد براي انجام گفت و گوي خصوصي با معاونت گروه اجتماعي ما رو دعوت به يکي از اتاق هاي لوکيشن کرد . چون مسئوليت بنده تبليغات و روابط عمومي اين تهيه کننده بود ، در هنگام صحبت با مديري زياد به جزئيات و قرار و مدار ها توجه نکردم .. و بيشتر به دنبال کسب خبر از فعاليت کار اخر مديري بودم تا آن را در چرخه نشرياتي که فعاليت مي کردم منتشر کنم . طولي نکشيد که مديري رسمآ وارد دفتر تهيه کننده مورد بحث شد که اون موقع روبروي پارک ساعي قرار داشت . و کار همکاري و ساخت مجموعه هاي مشترک رو با يکديگر آغاز کردند . نبوغ مديري با خلاقيت و اقتدار مالي تهيه کننده از همه مهم تر اعتماد و حمايت حاج اقا به عنوان مدير گروه که بعد ها در مقام مديريت يکي از شبکه ها فعاليتش رو آغاز کرد ، باعث شد برنامه هاي جالبي از اين دفتر به روي انتن برود .. و من هم همچنان در کنار دوست تهيه کننده ام خبرهاي آن ها رو منتشر و تبليغ مي کردم . در همين سال ها که مديري تازه مزه پول و ثروت رو مزه مزه مي کرد ، يک مشکل اجتماعي برايش رقم خورد ! که مثل بمب در تهران صدا کرد ! خوب يادمه در اطراف ميدان وليعصر و خيابان هاي اطراف آن ، بعضي ها خبر مديري رو در ورقه هاي کاغذي تکثير و به مردم مي فروختند .. وارد اين قضيه نمي شوم .. به گفته مديري تهمتي بود که اصرار داشت از کارنامه اش پاک شود . ( و من هم مي پذيرم چون علاوه بر آو نام هنرمندان ديگري هم در ميان بود ) هيچ وقت اين جمله مديري رو فراموش نمي کنم که به من گفت " آقاي مدرسي دلم مي خواهد حتي در کيهان بچه ها هم خبر برائت من رو چاپ کني .. ! " ( نقل به مضمون ) و من نيز چنان کردم ..
فعاليت در شبکه تهران ..
وارد اين بحث نمي شوم که چه عاملي باعث قطع همکاري ام با گروه اجتماعي شبکه اول شد که سر از شبکه تلويزيوني تهران در اوردم . همان گونه که در مطالب قديمي نوشته ام ، مسئوليت روابط عمومي و بازبيني فيلم ها و سريال هاي اين شبکه رو به عهده داشتم . تا يادم نرفته با اجازتون يک پارانتز بي مورد باز مي کنم . . چندي پيش يکي از خوانندگان سايت بالاترين به بنده اعتراض کرده بود که .. " تو همون کسي هستي که در تلويزيون بازبين بودي و ... ! " و طوري روي واژه بازبين مانور داده بود که انگاري شکنجه گر بوده ام .. ! البته من پاسخ او رو ندادم ! اما جهت اطلاع دوستان عرض کنم . کار بنده به عنوان بازبين سانسور يا حذف کيلويي برنامه ها نبود ! بلکه با انجام بازبيني و نظارت در ميان انبوه حلقه فيلم هاي سينمايي ، ان هايي که مورد اخلاقي نداشته و داراي محتوا بودند رو انتخاب مي کردم .. و اگر هم احيانآ داراي صحنه هاي غير قابل پخش بود ، با ياداشت زمان پلان هاي مورد بحث آن ها را در اختيار مسئولان مي گذاشتم ! تا ان ها تصميم بگيرند .. همين ! ضمن اين که در همان موقع تلاش من و همکارانم اين بود که پلان هاي مورد دار رو طوري انتخاب کنيم که در صورت حذف به داستان فيلم لطمه نخورد ! به همين دليل تا چند سال متوالي شبکه تهران در نظر سنجي هاي سازمان مقام نخست رو کسب مي کرد . بگذريم .. دوراني که در شبکه تهران کار مي کردم ، همچنان با تهيه کننده ياد شده همکاري داشتم .. ديري نپائيد که حاج آقاي گروه اجتماعي به عنوان مدير به اين شبکه اومد . و مهران مديري براي اين شبکه با دوست تهيه کننده من کار مي کرد .. !
دفتر خيابان نياوران ...
کار تهيه و توليد مجموعه هاي پرمخاطب توسط گروه مديري و تهيه کننده فوق همچنان ادامه داشت . با گسترش کار هاي توليدي و ساخت سريال هاي متعدد ، آقاي " م . الف " تهيه کننده پر آوازه ما دفتر کارش رو به خيابان نياوران منتقل کرد .. يادمه يکي از سريال هاي آن ها با بازي خانم " لاله صبوري " که ايفا گر کاراکتر " مريم " بود اون موقع خيلي گل کرده بود . " رضا " شوهر خانم صبوري هم که جواني محجوب و هنرمند بود در تيم نويسندگان گروه قرار داشت . اون موقع رسم بود که هر آيتم رو يک يا دو نويسنده به اتفاق مي نوشتند .. خيلي از نويسندگان حرفه اي امروز مثل سروش صحت هم بودند . استقبال عمومي از اين مجموعه تلويزيوني خيلي زياد شده بود . به خصوص از بازي خانم صبوري مردم خيلي تعريف مي کردند .. و اکثر مطبوعات از من خواستار هماهنگي مصاحبه با خانم صبوري بودند . خب من هم بنا به مسئوليتي که داشتم ، اغلب روزها در دفتر حضور داشتم .. در ادامه کار مي ديدم خانم صبوري اون نشاط و روحيه لازم گذشته رو نداره .. و پشت صحنه هر روز گرفته تر به نظر مي رسد .. ! اوايل فکر مي کردم به خاطر مشکلات خانوادگي است .. از اين رو زياد کنجکاو نمي شدم .. تا اين که يک روز آقاي " م . الف " به من گفت .. تهيه کنندگي برنامه ويژه سالگرد شبکه سوم سيما رو به من داده اند و اگه مي شه تيم خبرنگارهايت رو در اختيار من قرار بده .. خب اون موقع دختر پسر هاي جوان زيادي با من همکاري مي کردند .. و هر جا بنده مي گفتم با جان و دل مي رفتند . چون مطمئن بودند بنده بد اون ها رو نمي خواهم .. طفلک بچه ها براي هر چه پر بار شدن مراسم خيلي زحمت مي کشيدند . و اون همه راه دور را از مجله سروش به فرهنگسراي خاوران ( محل برگزاري مراسم ) رو طي مي کردند ..
جشن سالگرد شبکه سوم سيما ..
همان طور که گفتم از مدت ها قبل بچه هاي تيم من با آقاي " م . الف " براي پربار شدن مراسم همکاري مي کردند .. خود من هم بعد از ظهر ها در خدمت گروه بودم .. تا اين که شب مراسم فرا رسيد .. جماعت انبوهي حضور يافته بودند .. به طوري که وقتي آقاي " صافي " مدير وقت شبکه سوم سيما براي حضور در مراسم اومد ، به زحمت جايي در بالکن براي او تهيه کرديم .. ! من هم علاوه بر سرپرستي و نظارت بر کار برو بچه هاي خودم ، در پشت صحنه هم حضور داشتم . مجري برنامه جواد خياباني بود . او هم براي جذابيت برنامه اغلب ورزشکاران سرشناس تيم ملي رو از وزنه بردار گرفته تا فوتباليست و .. دعوت کرده بود .. گروه مهران مديري هم به خاطر اين که سريال آن ها روي انتن بود و محبوبيت داشت همه حضور داشتند .. سالن به معناي واقعي شلوغ بود .. مخصوصآ که دوست ما سنگ تمام گذاشته بود . و با تهيه بسته هاي فرهنگي و اهداي سکه طلا مردم رو هيجان زده کرده بود . يک چند تا خواننده هم دعوت شده بودند که متآسفانه اسامي اون ها رو يادم نيست .. وقتي نوبت به گروه مهران مديري شد ، مجري برنامه از همه بازيگران دعوت کرد به روي سن بيايند .. مردم با ابراز احساسات از آن ها استقبال مي کردند .. بعد از معرفي تک تک بازيگران آن ها به پشت صحنه بر مي گشتند .. قبل از پايان مراسم نوبت به اهداي جوايز رسيد . گرو هاي تلويزيوني و برنامه سازان همراه با هنرمندان يکي يکي به روي سن دعوت مي شدند و هر يک از دست مدير شبکه جوايز خود رو به همراه يک سکه بهار آزادي دريافت مي کردند .. اما وقتي نوبت به گروه مهران مديري رسيد با کمال تعجب ديدم نامي از خانم صبوري و همسرش برده نشد ! ابتدا فکر کردم من اشتباه متوجه شده ام تا اين که ..
اعترافي که اشگ ام را در اورد ..
يکي دو روز بعد وقتي در لوکيشن خانم صبوري رو ديدم که در حال تمرين نقش اش است ، از او خواستم تا لحظه اي کارش رو تعطيل کنه .. از اون جايي که برايم احترام زيادي قايل بود ، سريع پذيرفت . ديگه برايم مسجل شده بود که افسردگي اين بانوي هنرمند ربط به کارش دارد ! بدون مقدمه دليل عدم دريافت سکه رو پرسيدم .. ! او دلش نمي خواست حرفي در اين باره بزند .. اما وقتي قول دادم سعي مي کنم مشکل اش رو حل کنم .. گفت " مديري از من خوشش نمي آيد ! " ( نقل به مضمون ) با تعجب پرسيدم چرا .. !!؟؟ گفت از خودش بپرسيد ! گفتم به همين دليل شما سکه نگرفتي .. !؟ گفت اين که چيزي نيست .. دستمزد من ساير بازيگران خيلي پائين تر است .. ! ديگه داشتم از تعجب شاخ در مي آوردم ! گفتم پس رضا چرا .. !!؟ با خنده گفت .. او هم به اتش من مي سوزد ! بهش گفتم نقش اصلي رو شما در اين مجموعه بازي مي کني .. و بدون اغراق عامل اصلي استقبال مردم تو هستي .. اون وقت اين جوري با تو برخورد مي شه .. گفت " واقعيت اين است مديري دوست نداره بازيگري از او جلو بزنه .. ! وقتي هم ديد استقبال و تعريف مردم و روزنامه ها از من زياد است ، با من رفتار تحقير اميزي مي کنه .. و در مراسم هم ديدي که حتي به آبدارچي مجموعه جايزه دادند الا من و شوهرم .. ! راستش رو بخواهيد از اين مسئله خيلي عصبي شدم .. و ازش خواستم صدايش رو در نياورد تا بگم چه کار کنه .. فرداي اون روز اولين کاري که کردم ، چک کردن ليست بازيگران و عوامل بود .. ديدم طفلک خانم صبوري خيلي به حق اش اجحاف شده .. در حالي که به فلان بازيگر خانم نقش چندم فرضآ ايکس ميليون تومن مي دهد به اين هنرمند چيزي زير نيم ميليون تومان دستمزد تعلق گرفته است .. !!

دعوت از خانم صبوري به خونه ام ..
چون در محيط اداره نمي شد با خيال آسوده حرف زد .. چند روز بعد خانم صبوري رو با همسرش براي صرف شام به منزلم دعوت کردم . وقتي از تفاوت دستمزد ها مطلع شدم .. از خانم صبوري پرسيدم چه مدت ديگه از قرار داد شما باقي مونده است .. فکر کنم گفت يکي دو روز ديگر باقي نمانده و بايد همه تمديد قرارداد کنيم .. بهش گفتم .. دخترم بدون تعارف کل اين مجموعه روي پر شما مي چرخه .. اين يکي دو روز رو هم برو .. با اتمام قرار داد ، ديگه پايت رو به دفتر نگذار .. گفت مديري خونه ام رو مي شناسه .. حتمآ مي آيد دنبالم .. ! بهش گفتم برو در خانه يکي از اقوامت که آدرس اش رو مديري نداره ، پنهان شو ! خلاصه اين که اون شب تمام قرار مدار ها رو با خانم صبوري و همسر نويسنده اش گذاشتم . و ازآن ها خواستم به هيچ عنوان تا اطلاع ثانوي با مهران مديري صحبت نکنند .. قرار گرديد هر خبري شد من به او اطلاع برسونم .. با اتمام تاريخ قرار داد قديمي ، مديري ورقه قرارداد جديدي رو به خانم صبوري داده و و از او مي خواهد فردا که اومد آن را امضاء نمايد .. ! جالب اين که به خاطر استقبال دستمزد همه رو اضافه کرده بود به جز خانم صبوري و همسرش .. ! ( اخه رسم است اگر مجموعه تلويزيوني مورد استقبال قرار گيرد ، در هنگام تمديد رقم را افزايش مي دهند ) خانم صبوري هم به حرف بنده گوش کرده و ابتدا در خانه خودش پنهان مي شود .. موقع ضبط برنامه مديري وقتي با غيبت بازيکن اصلي اش مواجه مي شود ، به منزل او تماس مي گيرد ! خانم صبوري پاسخ نمي دهد .. اون شب با تغير ديالوگ ها نقش خانم صبوري رو از نمايش حذف مي کند .. و همچنان هر از چند گاهي شماره منزل او را مي گيرد ..
همه خواستار بازگشت مريم بودند ..
در تماس هايي که با خانم صبوري مي گرفتم .. اطلاعات رد و بدل مي شد .. و او همچنان پنهان بود . مديري که دوزاري اش افتاده بود قضيه از چه قرار است چندين بار شخصآ به در خونه اون ها رفته بود ولي چون خبري نمي شنيد ، نوميدانه بر مي گشت .. او به هر جا که فکرش قد مي کشيد تماس گرفته بود . کم کم قضيه رسانه اي شد .. و روزنامه ها با عناوين جنجالي از مريم مي خواستند برگزدد .. ! دوستان اگه اون ايام رو به خاطر بياورند .. سريال بدون خانم صبوري حسابي لطمه خورده بود ! راستش رو بخواهيد از اتفاقاتي که اون روزها در اين راستا افتاد ، زياد يادم نيست .. فقط اين رو يادمه که قضيه خيلي جدي از طرف حاج آقا و مسئولان تلويزيوني در حال پي گيري بود ! به همين دليل به خانم صبوري گفتم که حالا وقت اش است همه حرف هايش رو با مديران شبکه و گروه در ميان گذاشته و از اجحاف و تحقيري که مهران مديري در برنامه جشن شبکه سوم به سر او و همسرش آورده سخن گفته و سپس موضوع رو به اجحاف در دستمزده ها سوق دهد .. جالب اين که مديري وقتي شنيد قضيه پرداخت ها و ساير مسايل رو شده است .. بار ديگر سراسيمه به منزل ان ها مراجعه کرده و حاضر شده بود با پرداخت ميليون ها نومان خسارت ، و عقد قرارداد جديد او برگردد .. ! عاقبت وقتي احساس کردم که صداي ظلم مديري به گوش مسئولان رسيده است ، با مشورتي که با هم داشتيم ، قرار شد تمام وعده هاي مديري در حضور مدير گروه به صورت رسمي امضاء و قانوني شود ... !

مديري همه رو شوکه کرد .. !
خانم لاله صبوري بعد از دريافت دستمزد واقعي خويش به سر کارش برگشت .. و با پايان گرفتن مجموعه مديري ديگر او و همسرش رو دعوت نکرد .. و از افراد ديگري به عنوان چهره جديد استفاده کرد . مدت ها از اين موضوع گذشته بود .. و من در شبکه تهران بودم . بعد از قضيه خانم صبوري من هم ارتباط ام رو با اون دفتر قطع کردم .. و هرگز نه من و نه خانم صبوري در جايي عنوان نکرديم که پشت قضيه مخفي شدن اين هنرمند من نقش داشتم .. مهران خان مديري همچنان با آقاي " م . ک " همکاري مي کرد .. و هر سال مجموعه هاي طنز جالب و مخاطب پسندي رو ارايه مي دادند .. تا اين که يک روز يک خبر همه رو در شبکه شوکه کرد .. ! خبر از اين قرار بود .. مهران خان مديري زير پاي معرف و تهيه کننده خودش رو خالي کرده .. و در ارايه طرح جديد ، خود رو به عنوان تهيه کننده به تلويزيون معرفي کرده است .. !! اون هايي که از نقش و محبت هاي آقاي تهيه کننده نسبت به مهران مديري اطلاع داشتند ، اصلا باورشون نمي شد که او چنين کاري رو انجام داده باشد .. اما در دنياي حرفه اي و انباشت پول و سرمايه ، مرام و معرفت اصلآ معنايي ندارد .. !! مديري با آموخته ها و امکانات بي دريغ مردي با شخصيت ، به چنان جايگاهي رسيده بود که ديگر سايه شخص ديگري رو تحمل نمي کرد ... در جايي خوندم از مهران مديري به عنوان " رند وارونه " نام برده شده است .. و نويسنده سعي کرده بود رندي او رو تشريح نمايد ..

مهران موج سوار زيرک ..
واقعيت اين است که او علاوه بر هنر درخشاني که در زمينه تهيه و توليد برنامه هاي پر مخاطب دارد . و هنرمند قابلي است ، شم بالايي در استفاده از شرايط حاکم بر جامعه را دارد . به عبارت صحيح تر او استاد موج سواري است .. ! بنده اگر چه فاقد دانش و گرايش هاي سياسي ام ، اما به اين نکته خوب واقفم که مديري استاد استفاده از امواج و جريانات سياسي است .. و با ظرافت خاصي آن را انجام مي دهد . به عنوان مثال به روزهاي اعتصاب برخي نمايندگان اصلاح طلب در مجلس اشاره مي کنم .. که سريع با دستمايه قرار دادن ان ، برنامه اي پر مخاطب ارايه داد . تا اين جاي قضيه هيچ ايرادي بر او نيست .. هنرمند بايستي از اتفاقات روزگار خودش الهام گيرد .. اما با ادامه کار هاي خود که ريشه در مسايل سياسي داشت ، رسانه ها از او به عنوان فردي که قصد دارد چهره دورغين تلويزيون هاي ماهواره اي رو رسوا کرده و خوراک دروغين به خورد آن ها دهد ، ياد کرده و با اشاره به کاراکتر " نظام " از او و کارش سخن ها گفتند .. تا جايي که رسانه هاي اپوزيسيون از او به عنوان مهره حکومت ياد مي کردند .. ! اما بلافاصله در کار جديد او يعني " قهو تلخ " مي بينيم که نظرات همين افراد صد و هشتاد درجه در باره او تغير جهت داده و از او به عنوان عامل مردمي ياد مي کنند .. !! در اين که قشر اپوزيسيون ما اعتقاد به کلام و واقعيت ها نداشته و هر مسئله اي رو به نظام و حکومت ربط مي دهند ، بحثي نيست .. و پرسشي که از آقايون دارم اين است .. چگونه است فردي رو که تا ديروز عامل نظام معرفي مي کرديد و سعي در نخريب چهره اش داشتيد ،چطور يک شبه يا بهتر بگويم با ساخت برنامه اي ديگر .. او را عامل مردمي مي خوانيد .. !!؟؟ اما نتيجه اي که مي خواهم بگيرم ربطي به جريانات فوق ندارد .. بلکه مي خواهم تآکيد نمايم که .. اين مهران خان است که خوب مي داند چگونه درونمايه توليداش رو به قضايا ربط دهد !! و يک بار اين ور جوي قرار گيرد و يک بار ان سوي جو .. ! دلم به حال مردماني مي سوزد که خيلي سريع تحت تآثير القائات و شايعات بيگانگان قرار گرفته و باورشون مي شود که طرف مثلآ مخالف فلان انديشه و شخص است .. !!

کلام اخر ..
خيلي دلم مي خواهد سطح فرهنگي و اگاهي ملت ايران به جايي برسد که ديگر با هر شايعه اي تحت تآثير قرار نگيرند .. و هر حرفي رو باور نکنند .. ! همه اين داستان ها به خاطر پول است . و امثال مهران مديري ها بايد بدونند از قديم گفته اند .. از هر دستي بدهي ، از همون دست هم خواهي گرفت .. ! او که خود ذره اي معرفت و مرام نداشته است ، با چه رويي از مردمان خواستار معرفت و مرام است !؟ باز هم تکرار مي کنم .. مردم بايد هرگز کپي غير مجاز خريداري نکنند .. و برنامه هاي فرهنگي رو به خاطر محتوايش خريداري کنند نه شايعه .. البته شنيده ام که قهوه تلخ کار جالبي از آب در امده است . که به همه دست اندرکارانش و شخص مديري تبريک مي گويم .

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۶:۴۵دقيقه بامداد سيزدهم آبان ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

آرشیو سایت
اينجا آرشیو وبلاگ
اینجا

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
به جای قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا
![]()
توجه ... توجه.... توجه

خوانندگان محترم لطفآ توجه داشته باشيد :
کليه کامنت هاي وبلاگ ( دل نوشته هاي يک سرباز ) بدون پاسخ منتشر مي شوند .
دوستان محترم پرسش هاي خود را فقط در سايت ( خاطرات يک خبرنگار ) مطرح فرمايند .
فراموش نکنيد فقط به کامنت هاي پست اخر پاسخ داده مي شود .

روز خوبی داشته باشید











سلام عموی نازنین.
با ید با عجله آماده شم و برم سرکار. امروز 5 شنبه هست و مثلا تعطیلیم اما الان تماس گرفتن که کاری پیش اومده اما مگر می شد قبل از چک کردن و خوندن مطلب جدید شما ؟
اینم یکی دیگه از خاطرات تلخ و شیرین شما بود که با صداقت مثال زدنی خودتون بیان شد.خیلی چیزا هست که دوست دارم بگم اما عجله امونم رو بریده.
دوستتون دارم
(بر می گردم )
پاسخ
سپاس مرتضي جان عزيزم
برو به سلامت .. منتظر بازگشت شما دوست خوبم هستم
با سلام خدمت استاد مدرسي
بعضي مواقع لازم ميشه يك چيزهايي كه قلبا دوست نداري بازگو كني را ناچارا بنويسي يا اطلاع رساني كني اين مورد هم فكر ميكنم از همين موارد بود.چشمك
به هر حال به قول موزالينك :آدمي زاده افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشد.
زنده و پاينده باشي
ارادتمند بابائي نيا
پاسخ
با درود و تشکر از سرور گرامي جناب بابائي نياي نازنين
بله واقعا همين طور است که مي فرماييد . من اصلآ دلم نمي خواست در شرايطي که مردم با سريال جديد ارتباط برقرار کرده اند ، توي ذوق ان ها بزنم .. براي من مردم اولويت اول هستند .. بعد شخص يا اشخاص .. اما وقتي ديدم سايت ها و نشريات آغاز به سخن کردند ، بنده هم ماجرا ها رو صادقانه بيان کردم .
جناب بابايي .. من قصد داشتم در باره جايزه ها با توجه به شناخت قبلي و تجربه اي که از اين گروه کسب کرده بودم بگم .. و در مورد ان ها هم سخن بگويم .. اما چون ادم منطقي مي باشم .. در جايي خوندم با حضور نماينده دادستاني قرعه کشي صورت مي گيرد ، از خيرش گذشتم
يره ايول !
پاسخ
يره با مويي !؟؟
خیلی جالب نوشته بودید. خسته نباشید. اگر هر کدام از ما وقتی شاهد بی عدالتی می شویم، از مظلوم دفاع کرده و در مقابل ظلم بایستیم وضعیت کنونی مملکت این نمی بود که هست. که جوانی چاقو خورده 45 دقیقه برای جانش التماس کند و کسی به دادش نرسد. سپاس از بیداریتان. پاینده باشید.
پاسخ
با سلام از شما دوست و هموطن عزيزم
راستش من ديشب در خبر ها خواندم که در ميدان سعادت آباد به خاطر اختلاف ناموسي فردي چاقو مي خورد ، و مدت ها از مردم خواهش مي کند ، اما کسي اعتنايي نمي کند ! باور کن از اين که مردم بي اعتنا شده اند تعجب مي کنم .. از دوران قبل از انقلاب هم تحويل مجروح و تصادفي دردسر داشت . اما دليل نمي شد اين کار رو انجام نداد . من همين الان ياد خاطره اي در اين راستا افتادم .. که اگه اجازه بدهيد ، به عنوان يک پست منتشرش کنم .. که مربوط به اتفاقي مشابه مي شود .. ممنون از حضور شما در اين پست
سلام آقای مدرسی،با تشکر از این پست خوبتون منم میخواستم مطلبی رو در رابطه با اقای مدیری عرض کنم.
در اون زمانی که شبهای برره پخش میشد من به عنوان مهمان یکی از دوستانم که در اون سریال بازیگر بود رفتم به محل لوکیشن شبهای برره و از نزدیک با بازیگران و عوامل تهیه کننده آشنا شدم و اتفاقه با خیلی هاشون اصلا رفیق شدم، باور کنید بعضی از این بازیگران اینقدر خوش برخورد بودند که واقعا باور نمیکردم،مثلا آقای سیامک انصاری وقتی که وقتش آزاد میشد میومد پیشم و منو میبرد همه جارو نشون میداد و حتی آقای حمید آقا گلیان هم خیلی لطف داشتند ف یادمه آقای شفیعی جم نشسته بود ومنم کنارش بودم و صحبت میکردم باهاش و ایشون هم بسیار با روی باز با من هم صحبت بودند، خلاصه اون روز خیلی به من خوش گذشت و خاطره خوبی برام بود اما نه به خاطر مدیری.آقای مدرسی من در اون روز کاملا متوجه غرور آقای مدیری شدم از این مسئله واقعا تعجب کرده بودم، حتی یادمه آقای پیردوست خیلی ساکت و ناراحت بودند که وقتی علتشو پرسیدم از دوستم ایشون گفت به خاطر یه سری مشکلات با کارگردان(مدیری) چون قراره که ایشون حذف بشه(البته تا آخر موندند).
خلاصه آقای مدرسی عزیز، اون روز گذشت و من از همون روز حسم نسبت به اقای مدیری عوض شد و بسیار متاسف شدم که چرا فردی که این چنین بین مردم مشهور شدهباید این چنین هم مغرور باشه و این در رفتارش نمود پیدا کنه.
در پایان امیدوارم اگه به جایی میرسیم به خودمون مغرور نشیم و بدونیم این دو روزه دنیا به هیچ کس وفا نمیکنه و ارزش نداره
پاسخ
جواد عزيز و نازنين
به نکته بسيار جالب و مفيدي اشاره کردي
من سال ها تجربه در کنار هنرمندان مطرح تلويزيون و ستارگان و گارگزدانان سينما دارم .. به شرافتم قسم مي خورم اغلب ان ها همين گونه که شما تعريف کرديد ، انسان هاي بسيار مردمي ، مهربان هستند .. و افتخار مي کنند که با مردم ارتباط داشته باشند .. حتي مغرور ترين ان ها ، وقتي پاي مهمان به ميان مي آيد ، خيلي نرم شده و احترام مي گذارند .. من از کساني حرف مي زنم که مديري در مقابل آن ها حتي رقمي به حساب نمي آيد .. آن ها تمام افتخارشون اين است که مردمي باشند .. از جناب پرويز پرستويي گرفته تا داريوش ارجمند و بقيه که نام نمي اورم .. از خانم ها .. خانم زنکنه ، مهناز افشار و ... که بنده با يکايک ان ها نشست و برخاست و گفت و گو داشته ام . او خود را يافته جدا بافته اي مي داند .. به همين دليل است فقط هنرمندان مردمي ماندگار مي شوند .. مثل مرحوم فردين ..
باسپاس از حضورتون
با سلام.جناب مدرسی چرا این مشکل رو با بقیه ی بازیگراش نداشت.تو اغلب مجموعه ها آقای مدیری نقش کمرنگی نسبت به خیلی از بازیگرا داره و این موضوع احتمال اینو رد میکنه که آقای مدیری نخواد بازیگرش پیشرفت کنه و فقط فکر چهره شدن خودش باشه.و به جز اون انصاف نیست آدم یه طرفه به قاضی بره آقای با مرام.هرچند رسم ماست که تا ببینیم کسی محبوبیت داره هرجور شده زیرابشو بزنیم.این رسم ما ایرانی جماعته.
پیروز باشید.
پاسخ
جناب پرهام عزيز و گرامي
شما از کجا مي دوني که با ساير بازيگران مشکل نداشته است .. !!؟
همين الان يک کامنت اشاره به اين موضوع داشت .. عزيزم من اگه قصد خالي کردن زير پاي او را داشتم .. خيلي مسايل زيادي براي بيان و طرح ان دشاتم .. اما همين مرام که شما اشاره فرمودي ، مانع از بيان ان ها شد .. و حتي با وجود عدم خواست قلبي ام .. از ان سخني به ميان نياوردم
من تنها به مواردي اشاره کردم که مي شود ثابت کرد . من اسامي هنرمندان رو اوردم .. که الان در قيد حيات هستند .. ! من هرگز به خودم اجازه نمي دهم اعتبار سايت ام رو با تهمت به ديگران تخريب کنم .. و همان طور که گفتم .. سخن براي بيان زياد داشتم .. اما چون به قوانين و مقررات آشنا هستم .. تنها به مسايلي اشاره کردم که قابل اثبات باشه .. براي من چه سودي داره که مديري محبوب بشه يا نه ؟؟ مگه عزيزم من رقيب او در کار هستم .. ؟؟ يا کاري مثل او ارايه مي دهم .. !!؟ شما کمي منصف باش عزيزم و همه رو با يک چوب نزن .. !! من هرگز به خودم اچازه ندادم در باره موارد خصوصي حرف بزنم .. که اگه به تعبيري که شما کرديد ، بايد در چند پست به ان ها بپردازم .. !! حتي در باره اهداي جوايز هم حرف و حديث براي گفتن داشتم .. وظيفه من اگاهي دادن است .. اما وقتي در جاي خواندم که نماينده قانون حضور دارد مطرح نکردم .. من که با مديري دشمني ندارم . حتي بارها از مردم خواهش کردم حتمآ قهوه تلخ را از فروشگاه هاي مجاز خريداري کنند .. و در پايان هم خيلي دموکراتيک به او تبريک گفتم .. من خيلي واضح عرض کردم .. کسي دم از مرام مي زند که خود داشته باشا .. همين . حال اگه شما اين را به حساب دشمني بنده با او مي گذاريد ، مختاريد . کافي است به آرشيو مطالب ام بروي تا ببيني که در يکي از پست هايم چقدر از او تعريف کرده ام .. کار خوب را مي گويند .. کار زشت رو هم تذکر مي دهند ..
خیلی جالب نوشته بودید. خسته نباشید. اگر هر کدام از ما وقتی شاهد بی عدالتی می شویم، از مظلوم دفاع کرده و در مقابل ظلم بایستیم وضعیت کنونی مملکت این نمی بود که هست. که جوانی چاقو خورده 45 دقیقه برای جانش التماس کند و کسی به دادش نرسد. سپاس از بیداریتان. پاینده باشید.
پاسخ
با سپاس از شما . چون در کامنت قبلي مشابه چنين نظري بود ، ادامه نمي دهم
هر کاری کنید مهران مدیری رو بازم مردم دوست دارند
پاسخ
بله عزيزم دقيقآ چنين است . و بايد هم چنين باشه . ما که قصد نداريم او را تخريب کنيم .. بلکه قصدمون همين است که مردمي بماند
سلام عمو جان
عالی بود ، عالی .نقد بسیار خوب و شجاعانه ای بود.من هم اون زمان ها رو کاملا به یاد دارم ولی نمیدونستم این آقا با عوامل سریال هاش چکار میکنه.
به هر روی خسته نباشید و خدا قوت.
بابک معترض
پاسخ
سرور گرامي جناب دکتر معترض
سپاس از شما .. خوشحالم اون روز ها رو ب خاطر مي اوريد . البته مدتي است که ديگه اين کار رو نمي کنه .. چون حضور افراد در اغلب مجموعه هايش نشان از اصلاح اخلاقش شده است
با سپاس از شما
من شخصا نسبت به مهران مدیری بسیار متعصب هستم. هیچ گونه انتقادی رو قبول نمی کنم. ولی متن شما بسیار قابل تامل هستش!
پاسخ
پارميدا جان عزيزم
از اين که دموکراتانه به مسايل مي نگري ، سپاسگزارم
ممنون از شما و تشکر به خاطر حضورتون در سايت
آخی! خیلی دلم برات سوخت. جدی می گم. نوشتتون سرشار از بغض و کینه بود، ولی اثرگذار نیست. آدمهای مضهور و محبوب همیشه مورد حسادت واقع می شن، دلیلش هم عقده حقارت آدمهای حسوده...خانم صبوری باید تا ابد مدیون مدیری باشه، چون بعد از اون سریال؛ این خانم هنرمند! هیچ کار موفقی نداشت. عزیزم شما هرقدر هم تلاش کنی اثری نداره، جای مهران مدیری توی قلب ماست و جای شما توی همین وبلاگ! مدیری با همه بدیها و خوبیهاش کسیه که نزدیک دودهه رنگ شادی و آرامشو به خونه های مردم اورده، اما شما چی؟! دست از حسادت بردار، قهوه تلخ رو ارجینال بخر و ازش لذت ببر...آفریننننن.....
پاسخ
با سپاس از شما مهدي عزيزم
حق با شماست .. بنده خيلي ادم حسود و تنگ نظري هستم . و از خدا مي خواهم مرا به راه راست هدايت کنه .. چون من اصلآ نمي توانم موفقيت هنرمند محبوب ام رو تحمل کنم .. اما به توصيه شما حتما عمل مي کنم .. و مي روم قهوه تلخ رو مي خرم
خاک بر سرت...می دونم این کامنت رو رد می کنی و نشون میدی ولی بهت میگم که به وضوح مشخصه که کجات سوخته... واسه سوختن بیشتر اونجات عرض می کنم که قهوه تلخ عالی می فروشه کپی هم کم میشه چون کار مدیریه...لاله صبوری کیه بابا! مدیری از هر آدم بی استعداد و بی عرضه ای یه ستاره می سازه...اینا هنر مدیریه...تو هم خون خودتو کثیف تر از این نکن. با تموم این حرفات مدیری یه امضا هم بهت نمی ده:))))))
پاسخ
بي نهايت از شما و ادبياتي که بکار بردي ممنونم
این حرفا که زدی حساب و منطقی بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه بچه دبستانی هم می فهمه که شما خصومت شخصی دارین با آقای مدیری... البته سن و سالتون بالاس و احتمالا قوه منطق و ادراکتون تحلیل رفته... به هر حال که مدیری توی زندگی شخصی خودش چه کرده به خودش مربوطه، مهم اینه که من و تو و یه ملت به خاطر لحظه های شادی که توی زندگیمون ساخته بهش مدیونیم...لاله صبوری هم اگه بانوی هنرمندی بود بعد از مجموعه 77، یه کار به یاد ماندنی دیگه با کس دیگه ای ارائه می داد. پس صحبتهات همه بی ارزشن....زنده باد اسطوره طناز سینما و تلویزین ایران؛ مهران مدیری...........
پاسخ
بله حق با شماست . من قوه تحليل ام رو از دست داده ام . فقط جهت اطلاع شما مي گويم .. من هرگز وارد حريم خصوصي او نشدم . و گرنه تا دلت بخواد حرف دارم . اما وقتي شما يک طرفه و از روي احساس به موضوعات مي نگريد .. من هيچ حرفي ندارم . و به نظرشما احترام مي گذارم
خوشحالم اینبار هم اشتباه نکردم. آخه من در نظر اول که شخصی رو می بینم یا سریع با آن ارتباط برقرار می کنم یا اینکه از اون خوشم نمیاد و پس از سالها فهمیدم اونایی که در نظر اول ازشون خوشم نمیاد یه کلکی تو کارشونه و آدم نرمالی نیستن! این آقای مدیری هم علی رغم اینکه کارهایش رو دنبال می کردم و تعریف و تمجید اطرافیان را دربارش می شنیدم اما به دلم نمی نشست اما امروز متوجه شدم دلیلش چه بود!
جالب بود
در اینکه آقای مدیری رند و زرنگ است هیچ جای بحث و جدلی نیست اما مدیری که از آهنگ دیگران برای تیتراژ خود استفاده می کند و یا کتاب ماشالله خان را سناریو خودش می کند آیا به کپی رایت اعتقادی دارد؟
پاسخ
با سپاس از شما .. راستش را بخواهي .. در اولين سالي که آقاي کيا رستمي فيلم جالب خود " خانه دوست کجاست " رو براي حضور در جشنواره هاي خارجي برد ، همون ابتداي کار 30 هزار دلار او را جريمه کردند که در تيتراژ فيلم اهنگ کلاسيکي رو از موسيقدانان معروف که نامش رو يادم نيست ، استفاده کرده است . البته من قصد داشتم در باره اجراي آثار ديگران هم اشاراتي داشته باشم .. اما واقعيت اين است براي بعضي از بينندگاني که همه چيز رو با چشم و احساس خود قضاوت مي کنند .. طرح اين مسايل اصلآ قابل درک نبود .. ! منظورم کساني است که واقعيت ها رو قبول ندارند .. و الان هم در اين بخش نظرات تشريف اورده اند ... !!
کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
عمو بهروز در این پستتان شاهد نوآوری و خلاقیتی تازه می باشیم خصوصا آن عکسی که خودتان را در کتابی نیمه باز حک کرده اید بسیار جالب می باشد.
اما عمو بهروز در تکمیل سخنان جنابعالی باید به مهران مدیری گفت:
چاه نکن بهر کسی--اول خودت بعدا کسی
با تشکر و ایام به کام.
سلام دوباره
صبح به قدری عجله داشتم که نفهمیدم چی خوندم و نه فهمیدم چی نوشتم.
عموی خوب.
خوشحالم که دوباره یکی از خاطرات شما رو می خونم(گرچه از نفس خاطره و احجافی که در حق هنرمند محبوب شد غمگینم). خیلی مواقع با خوندن خاطرات شما سعی می کنم خودم رو در اون موقعیت فرض کنم و ببینم من چه می کردم؟خاطراتی گاهی تلخ و گاهی شیرین.خصوصا با روحیه حساس و حق گرای شما می دونم و می تونم تجسم کنم گاهی چقدر سخت بوده.اون سریال خانم صبوری رو خوب یادمه. یادمه بخاطر هنرمندی ایشون در اجرای نقش اون سریال به سریال مریم معروف شده بود.درست مثل سریال سال های دور از خانه که مردم بعد از مدتی به اسم اوشین از اون سریال یاد می کردند.خوب یادمه ساعت پخش سریال که نزدیک می شد کم کم اکثر مردم پای تلویزیون حاضر می شدند تا سریال "مریم" رو ببینند و برای ساعتی افکار و دلواپسی های مختلف زندگی رو فراموش کرده و به قول معروف هوایی عوض کنند.
و شما چه خوب حق مطلب رو ادا کردید. امیدوارم همه اون هایی که به نوعی محبوب و معروف هستند قبل از هر چیزی خودشون رو الگو بدونند.(گرچه
آرزویست بس محال)
پاینده باشید.
پاسخ
مرتضي جان عزيز و گرامي
با سپاس از شما دوست خوبم که هميشه با اين سايت در رتباط هستي
و خوشحالم که ماجراهاي اون سال ها رو خوب به ياد داري .. بله دقيقا چنين بوده .. و من سعي کردم صرفآ روي اين قضيه انگشت بگذارم .. و از ابتدا قضايا رو تشريح کردم .. اما بعضي ها تاب تحمل واقعيت ها رو ندارند .. و با انگ هايي چون حسودي و زير پاي کسي رو خالي کردن مي گذارند .. !! البته من به همه نظر ها احترام مي گذارم .
ممنون مرتضي جان از حضور پر مهر شما
سلام عمو بهروز عمو جان بعد مدتی خواستم ازاحوالات عموجان خبری داشته باشم واز زحماتی که واسه سایت میکشی تشکر کنم به امید اینده بهتر یاشاسین اذربایجان
پاسخ
اراز عزيزو مهربانم
باور کن هر وقت کامنت شما دوست خوبم رو مي بينم ، قلبآ خوشحال مي شوم .. و ياد دوران بسيار خوبي که در منطقه اذربايجان داشتم ، در من زنده مي شود . با سپاس از حضور پر مهر شما
آقاي مدرسي با عرض سلام
پست جالبي بود. همه جور خبر در مورد مديري شنيده بودم غير از اجحاف در حق همكاران. چند سال پيش يكي از بازيگران معروف سريالهاي طنز كه به نوعي آشناي يكي از دوستان من بود.مسائل بسيار ناجوري را به مديري نسبت مي داد.البته از آنجايي كه هميشه سعي مي كنم يك طرفه قضاوت نكنم.زياد جدي نمي گرفتم.پس از آن همانطور هم كه شما اشاره كرديد. شايعات ديگري هم در مورد مديري منتشر شد.تا اين كه در همين اواخر آقاي حامد بهداد در مصاحبه اي بحث هايي كاملا متضاد با آن شنيده ها مطرح كرد. از سوابق جبهه و جنگ مديري گرفته تا خصوصيات اخلاقي منحصر به فرد ايشان...... واقعا قضاوت كار مشكلي است.در مورد مطلب شما يك سوال برايم مطرح شد. چطور مديري دستمزد بازيگران را تعيين مي كرده در حالي كه قانونا مسئوليت قراردادها و تعيين دستمزد با تهيه كننده است.
با سپاس
پاسخ
با سپاس از شما
واقعيت امر اين است همه ما هميشه با احساس به مسايل مي نگريم . کم تر کسي از روي عدالت و بي طرفي مسايل رو مطرح و قضاوت مي کند .. اگه همه ما ياد بگيريم که واقعيت رو همان گونه که بوده بيان کنيم .. ديگه شاهد تناقض نخواهيم شد . در باره مديري هم همين طوره .. اما در باره دستمزد ها بگم .. اون سال ها دستمزد ها رو تهيه کننده با توافق پرداخت مي کرد .. و مبني فرمولي نداشت . مخصوصآ کساني که براي اولين بار وارد عرصه هنري مي شدند .. و اوايل به اين مسايل دقت نمي کردند .. و همه نوع دستمزدي رو قبول مي کردند .. با سپاس از شما
عالی...حرف نداشت...من از اوش هم وقتی دیدم در مورد کپی نکردن قهوه تلخ دلایلی همچون حمایت از مدیری مطرح میشه اصلا و ابدا احسساس خوبی نداشتم.
سر قضیه اینکه اسم سازنده واقعی آهنگ امشب شب مهتابه رو نمیارند دیگه مطمئن شدم کپی رایت خوبه برای آقای مدیری ولی فقط برای کارهای خود ایشون و هرچی میگند فقط فقط شعاره و موج سواری.
مردم ما رو زود جو میگیره متاسفانه و افکار عمومی ما حافظه بسیار بسیار بسیار ضعیفی داره.
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
بله اين يکي از دلايل محکم و غير قابل انکار در باره قانون کپي رايت است . من در يکي از همين کامنت ها به فيلم آقاي کيارستمي اشاره کردم که براي فيلم خانه دوست به خاطر چند ثانيه استفاده از اهنگ کلاسيک .. سي هزار دلار ناقابل جريمه اش کردند و بعد بهش اجازه ورود به جشنواره ها رو دادند .. همه جا اين گونه است .. اما اين جا خيلي راحت شخصي پيدا مي شه اهنگ هاي ديگران را براحتي کپي و استفاده غير مجاز مي کنه .. بعدش هم به چشمان من و شما مي نگرد .. و با بيان جملاتي چون من بميرم .. جان من کپي نکنيد .. ! بله من مي پذيرم نبايد به هيچ عنوان کپي بشه .. اما تا زماني که بينندگان تلويزيون سطحي نگر باشند .. و هر چيزي که پخش کردند ، وابسته شدند ! همين داستان ها ادامه خواهد يافت .. ! من وارد خيلي قضايا نشدم . همين آقا بود که تبليغات رو عملآ وارد مجموعه هاي تلويزيوني به شکل تهوع اوري کرد .. ! براي سودجويي .. بگذريم
ممنون از شما
سلام استاد نازنين
وقت بخير و خدا قوت
استاد اين عكس آخري چيه كه انتهاي پست گذاشتيد ؟
بد جوري حال منو گرفتيدا
شما رو به خدا برش داريد لطفا"
پاسخ
چشم
سلام عموي گل خودمون خسته نباشي.
يادتونه كه يكي دو هفته پيش در مورد شيطون يه چيزي نوشتم؟
معضل مردم ما شده اين حسادت.خاطرات عالي داشتيم با كل خانواده تو اون روزاولي بي خبر بودم از اين مسائل خيلي رفتم تو فكر.
پيشرفت كناريت از طريق تو پيشرفت و محبوبيت تو رو حتما دنبال خودش داره پس چرا.......؟من كه حد اقل به عنوان يه آدم نه چيز ديگه اين خصلت رو نه دارم نه تاييدش ميكنم حتي اگه نزديكترين كسم باشه.
وقتت بخير عمو نميگم جالب بود ولي استفاده كردم خسته نباشي.
پاسخ
سپاس ايمان عزيزو گرامي
حق با شماست حسادت معضل خيلي بدي است
حتي در حد سطحي ، اصلآ کار پسنديده اي نيست
خوشحالم که از اين پست استفاده کردي
خب مسلما اغلب هنرمندان به دنبال شهرت هستندو برای رسیدن به آن گاهی حتی انسانیت را زیر پا می ذارن. این ضعف این آدمهاست.به هر حال سریال های جالبی می سازه. لاله صبوری هم واقعا در آن سریال بهتر از مدیری بازی می کرد.
پاسخ
با سپاس از اظهار نظر شما دوست خوبم
متآسفانه اين خصلت در بين بعضي از هنرمندان وجود داره .. يکي از همين هنرمند نما ها .. به محض اين که وضع اش خوب شد ، همسرش را طلاق داده و در تهران که غريب هم بود رهايش کرد .. !! جالب اين مه طرح اون سريال رو بيچاره همسرش با ارتباطاتي که داشت ، تآئيديش رو گرفته بود .. متآسفانه همين است که شما مي فرماييد . خوشحالم که اکثر هنرمندان چنين نيستند
با عرض احترام خدمت شما نویسندهی گرامی و خانم صبوری و آقای مدیری... خوب این یک طرف قضیه است. برای ما خوانندههای صرف، قضاوت در این مورد بدون شنیدن صبحتهای آقای مدیری دشواره. اما دوست عزیز، اگر هم بگیم که جواب های، هوی باشه... باقی دست اندرکاران قهوهی تلخ چی؟ اونها که داد های سر نداده بودن؟! یا اونها هم پروندههای مخفی این اطراف دارن؟ حرف مگو زیاده ولی ایکاش فضایی فراهم بود که میشد با نهایت احترام، تلخ نقد شد و هنرمند باقی موند. به هر حال تصورم این هست که شاید آقای مدیری هم حرفهایی در این مورد داشته باشن، در غیر این صورت این داستانی که نقل کردید، در صورتی که واقعا به همین شکل بوده باشه، طبیعتا تلخ و ناراحت کننده است. من شخصا قضاوتی نمیکنم. به عنوان یک مخاطب آرزوی موفقیت آقای مدیری و تیم ایشون و شما و خانم صبوری رو دارم.
پاسخ
با سپاس فراوان از شما هموطن نازنين
بسيار عالي و منطقي به قضيه نگاه کرديد .. که نشان دهنده شخصيت والاي شماست .. قطعآ چنين است . الي جان باور کن من وارد حريم نقص کپي رايت او نشدم .. که در تيتراژ برنامه هايش عملآ اهنگ هاي ديگران رو حتي بدون ذکر نام استفاده مي کند .. وارد ساير مسايل پشت پرده نشدم .. فقط به مصاديقي اشاره کردم که هي حاضر حضور دارند .. و قابل اثبات است .
من حق رو به شما مي دهم که بايد حرف هاي دو طرف را شنيد . قطعآ اگه او يا نماينده اش حرفي براي گفتن داشته باشه . بدون کوچک ترين تحريف آن را منعکس خواهم کرد
با سپاس از شما
از شما مي خوام نظرتون را درباره اين سايت اعلام كنيد http://www....
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
وقتي شما حتي حاضر نمي شوي نام مستعاري براي خودت انتخاب کني .. و همين جوري لينکي را قرار مي دهي تا تبليغ بشه .. خب طبيعي است من منتشر نمي کنم . ضمن اين که من در سايت خودم هرگز اين لينک هاي خشنونت بار رو نشان نمي دهم
استاد کاملآ شخصيت اين فرد رو خوب افشاکردي . يکي از اقوام ما در گروه مديري ... است و خيلي از خسيس و مغرور بودن او حرف زده است در باره خانم صبوري من هم شنيده بودم بله چنين بود بعد ها با جواد رضويان اين کار را کرد . و در وسط يکي از کار ها چون از او جلو زده بود حذفش کرد . فشار
مردم باعث شد که از او دلجويي کند . بسيار آدم ترسو است . .....هم دارد و
.............
پاسخ
امير عزيز و گرامي
من از شما بابت حذف صفاتي که به کار بردي ، عذر خواهي مي کنم . نياز به توهين نيست . شما اگه سخني داري خيلي منطقي و بدون توهين عنوان کن تا خوانندگان بپذيرند . در باره جواد رضويان که اشاره کردي ، من هم شنيده بودم . اما چون خودم از نزديک شاهد نبودم به ان اشاره نکردم . در باره مطالبي که در انتهاي کامنت خود نوشته بودي و من با شرمساري ان ها رو حذف کردم .. بايد عرض کنم .. من از همه ان ها اطلاع دارم . اما امير جان ما اجازه نداريم مسايل خصوصي افراد رو مطرح کنيم . همه ما داراي خصوصياني هستيم که دوست نداريم ديگران در باره ان صحبت کنند . من حتي با جزئيات خبر دارم .. اماا هرگز حتي به طرفداراني که چشم بسته و با ادبيات خودشون از او طرفداري مي کنند مطرح نمي کنم .. ما بايد نظم و احترام رو از خودمون شروع کنيم . ضمن ايم که من اغلب بچه هاي گروه او را مي شناسم . و با آن ها کار کرده ام . ممنون از شما و پوزش مجدد بخاطر حذف بخش هايي از کامنت شما
بازم خدمت کاپیتان سلام عرض می کنم نقد جالبی بود من فقط خواستم از هم شهری خودم مهران جان تشکر کنم که از حضور گرم کاپیتان اُف (طنز کمربندها را ببندیم) استفاده کرده.
http://www.aftab.ir/news/2004/oct/27/
images/4e631656eb8a609eefbd37af734350eb.jpg
پاسخ
بي نهايت از شما و نکته سنجي شما سپاسگزارم
ممنون از حضورتون
سلام كاپيتان
خسلي خوشحال هستم كه ميبينم افرادي را كه توهين ميكنند جوابشان را بسيار حساب شده ميدهيد . همين روال را ادامه دهيد و اينكه خيلي مواظب سلامتي خود باشيد براي ما خيلي مهم است كه بدانيم شما هميشه سالم و سرحال هستيد
پاسخ
خواهش مي کنم عباس جان .. اين بنده خدا ها هيچ تقصيري ندارند .. از ديالوگ و کامنت هايشان معلوم است که سطح نگرش آن ها چگونه است .. !! انتظار ان ها از تلويزيون همين لوده بازي هاست .. کافي است بخندند ! و اين يعني ايده آل و حاضر نيستند هيچ ساز مخالفي رو با چهره اي که همذات پنداري مي کنند از دست بدهند .. اين جماعت قابل احترام هستند .. بايد اين نوع نگرش ساده انگاري و همين سادگي رو در ان ها تحمل کنيم .
با سپاس از شما
سلام علیکم.
استاد مدرسی واقعا که قربون اون مرام وُ معرفت-تون ... از افشای این
وافعیات خیلی متشکرم ، چون اولا از حق دفاع کردید ، ثانیا این « بُتی »
که به ناحق بعضی جوونا وَ آدمای کم
تجربه از مهران مدیری ساخته-اند ،
برای بعضی-ها که اهل تأمل وَ تحمل هستند ، افشا وَ شناخته شد. خیلی درده که دردهایی از این نوع وَ بدتر،
با سلاح صاحبان زر وُ زور وُ تزویر ،
برای مردم وارونه جلوه داده میشه!
من این بازیگرانی رو که اسم بردین ،
فقط از دریچه-ی این جعبه-ی جادویی
می-شناسم وَ هیچ نسبتی هم با هیچکدام
نداشته وَ ندارم ؛ ولی کارهاشون رو از همون اواخر دهه-ی هفتاد تا بحال دیده-ام. راجع به حذف خانم صبوری وَ
شخصیت مهران مدیری برداشتهایی خاص
خودم داشتم که الان با توضیحات مفید
شما ، به یقین رسیدم.
دوست دارم چکیده-ای مفید وَ جداب با
توجه به مطالب شما در وبلاگم منعکس
کنم ، البته در صورت عدم مخالفت شما
وَ داشتن حس وُ حالی مناسب برای به حق
ادا کردن واقعیاتی که شما زحمت بیانش
را کشیده-اید.
شاید یکی از دلائل این علاقه، توجه من
به افشای کسانی-ست که عملا میگویند
« حق با پوله ، حق با زوره »! ... یعنی همون شعار آمریکایی که میگه :
"MIGHT IS RIGHT".
در پناه حق ،
عـبـــد عـا صـی.
پاسخ
دوست عزيز و نازنين
خوشحالم که اين پست مورد تکميل نگرش شما به افراد شده است
کاملآ حق با شماست . و اين فقر فرهنگي ما رو مي رساند .
من خوشحال خواهم شد شما هر گونه که صلاح مي دانيد از مطالب بنده در وبلاگ وزين خود استفاده فرماييد
با سپاس از حضورتون
سلام عمو بهروز عزيز..اميدوارم خوب و سلامت باشيد.
عمو بهروز جان راستش من هر كاري ميكنم اصلا نميتونم بين شخصيت قديمي تر شما در نقش خلبان ارتش ايران و شخصيت جديد تر شما بعنوان روزنامه نگار و خبر نگار ارتباط برقرار كنم..نميدونم چرا..اصلا وقتي خاطرات دوران ژورناليستيتونو ميخونم انگار كه اين عمو بهروز يه عمو بهروز ديگه اس.. و بايد اينم بگم كه من به شخصه عاشق خاطرات دوران خلباني و بخصوص دوره پيش از انقلاب شما هستم..
حالا به سبك خودتون يه پرانتز بي ربط باز ميكنم!!
عمو بهروز من خيلي به خيابون تخت جمشيد(طالقاني فعلي) و خيابونهاي منشعبش علاقه دارم چون هنوز اكثر ساختمونهاي قديمي دولتي مثل ساختمون هاي متعلق به شركت نفت سر جاشون هستن با همون شكل و شمايل..و قدم زدن تو اين خيابون قديمي رو خيلي دوست دارم..وقتي تو اين خيابون قدم ميزنم احساس ميكنم چندين سال به گذشته بر گشتم (گذشته اي كه خودم درش نبودم)..حالا دلم ميخواد احساس شما رو هم نسبت به اين خيابون بدونم..اگه از زمان گذشته خاطره اي از اين خيابون داريد دوستدارم برام بگيد..ممنون ميشم
==========================
مطلب جديدتونم خيلي خوب و افشا گرانه بود..متاسفانه ما جوونا ياد گرفتيم كه فقط دنبل يه دست اويز يا بهانه بگرديم..يه شبه از يكي بت ميسازيم و يه شبه يكي رو به خاك ذلت ميكشونم..مثلا اقاي مديري چون مجموعه شونو توي تلويزيون دولتي پخش نكردن ميشن قهرمان و مبارز ملي و هنرمندي مثل عليرضا افتخاري به دليل دست دادن با رييس جمهور تبديل ميشه به..اصلا كاري نداريم كه طرف كي بوده و قبلا چه كاره بوده..مهم اينه كه الان يه حرفي يا يه كاري مطابق ميل ما انجام داده..
مثلا كسي كه در دهه شصت وسط دانشگاهها بين دخترا و پسرا ديوار ميكشيده امروز ميشه سمبل دفاع از ازادي..
حالا گذشته از اين حرفها عمو بروز نازنين توي پست هاي قبلي قول يه خاطره قديمي(پيش از انقلابي) رو بهم داده بوديد..منتظرشم
با سپاس فراوان..در پناه ايزد منان
پاسخ
امير حسين عزيز و نازنين
باور کن اين کامنت شما حال و هواي خاصي داشت .. و با تجسم قدم زني شما در خيابان هاي قديمي ، من رو هم با خود همراه کرده و به اون دوران برد .. واقعا سپاسگزارم . در باره نوع کار هاي قديم و جديد بنده .. حق با شماست . خود من هم اصلآ تصورش رو نمي کردم روزي وارد فضاي رسانه ها شوم . اگر چه از نوجواني عاشق مطالعه و روزنامه نگاري خصوصآ شخصيت سردبري بودم که در بعضي داستان ها مي خواندم .. و همذات پنداري با ان مي کردم .. خب تلاش و پشتکارم باعث شد خيلي راحت به اين آرزويم برسم .. و بعد از دو دهه ، خودم رو بازنشسته کرده و در ژانر جدي که همانا وب نويسي است .. کارم رو ادامه دهم ...
در باره علاقه جامعه به موضوعات بي ارزش و به قول شما بت کردن شخصيت هاي آن ، با شما موافقم . و دليل ان بيشتر سياسي شدن موضوعات است .. ! و اگر سياست رو از اين مسايل حذف کنيم .. مي بينيم هيچ مشکلي نداريم
بگذريم .. در باره خاطرات قبل از انقلاب... چشم سعي مي کنم پست بعدي رو با يکي از خاطرات قديمي آغاز کنم .. ممنون از حضور شما
آقاي مدرسي سلام. راستشو بخواين من خيلي وقته خاطراتون رو ميخونم ولي روم به ديوار! هيچ وقت براتون کامنت ننوشته بودم.... شرمندم ولي از به بعد هر چند وقت سلامي عرض ميکنم.
راستش بخواهيد در مورد زرنگي و غرور مديري من باهاتون موافقم کلا در مجموعه هاش سعي ميکنه کاري کنه همه اونرو فقط ببيننداز اونجايي که آدم مردم شناسي هستم از روي رفتار حتي توي بازيگريش ميتونم قصدش رو بفهمم
تو اين طنزهاي آخري تبختر شخصيتش کاملا مشخص هست بخوصوص تو مرد دوهزار چهره وقتي جاي خودش بازي ميکنه.
از شرايط سياسي و زماني هم به نحو احسنت استفاده مي کنه يا موج سواري ميکنه مثالش همين قهوه تلخ .ميگن بعلت مخالفت با دولت!!!?? صدا سيما اجازه پخش سريال رو نداده اگر به اين دليل بود هرگز وزارت ارشاد هم مجوز پخش سريال رو براي شبکه خانگي هم نميداد. در مورد خسيس بازي هم اگه توجه کرده باشيد هيچ کدوم از طنزهاي اخيرش آهنگ متن نداره. آهنگ هاي ديگر روش گذاشته شده از باغ مظفر بگير بيا تا همين قهوه تلخ يعني نمي خواد پول آهنگ ساز رو بده
اينها عيب هاش بود هرچند نميشه چرب دستيشو تو طنز و بازيگري انکار کرد. بيشتر از يک ده هست دارم باطنزهاش ميخندم و شاد ميشم اما خوب از باب شخصيت تعريفي ندارند.
پاسخ
کاوه جان عزيز و گرامي
خيلي خوشحالم که شما هموطن نازنين بعد از مدت ها افتخار داده و نظرات جالب خودتون رو بيان مي فرماييد
شما خيلي جالب و منطقي يا بهتره بگم به صورت علمي شخصيت او را ترسيم کرديد .. که دقيقآ چنين است . من وارد نقض هاي کپي رايت او در مورد تيتراژ کارهايش نشدم .. چون همه اين مسئله رو مي دونند .. وارد مسايل خصوصي اش هم نشدم که به بنده ربطي نداره .. اما در بعد شخصيت اجتماعي اش ، اين وظيفه بنده به عنوان روزنامه نگار است تا اعمال منفي او را گوشزد نمايم .. چون خيلي از جوان ها چشم بسته او را به عنوان الگو قبول دارند .. و بايد تجديد نظر کند .. که به نظر مي رسد ، قبول کرده است .. و خيلي وقت است ترکيب گروه اش تغير نکرده است .. که شايد هم تحمل پذيري همکارانش باشد .. ! خوشحالم که خيلي منطقي به تشريح او پرداختيد
با سپاس از شما دوست خوبم
درود بر جناب آقای مدرسی قهرمان .....خوب هستید ؟ خسته نباشی قهرمان ....
آه ...یادش بخیر سالها پیش زمان جنگ بود ....یادمه تلویزیون دوتا کانال بیشتر نداشت ...یک و دو !!!
تو عالم کودکی همیشه فکر
میکردم پس اینهمه عدد دیگه رو تلویزیون گروندیک سیاه و سفید درب و داغونمون برای چی درست شده ..!!!اون روزها بهترین برنامه های تلویزیون خلاصه میشد در برنامه کودک ، علی کوچولو ، هادی هدی و .... خوردن و خورده شدن در برنامه راز بقاء با اون تیتراژ فراموش نشدنی ....سریالهای سربداران و آینه ...و آینه عبرت و سلطان و شبان و دلیران تنگستان ، اوشین و یکی دو قسمت میشل استروگوفو همچنین برنامه ورزش و مردم ، و دیدنیها !!!!......البته باید بگم تقریبا هر یک ساعت به یک ساعت و خصوصا شبها لا به لای تمام این برنامه ها ی کسل کننده که هرکدوم 100 بار در ماه مکرر پخش میشدن ، تیزر ناگهانی و پر از هیجان و حرارت که گوینده اش که فریاد میکشید ( توجه ....توجه ...علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام علامت خطر یا وضعیت قرمز است ....محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید ..... ) برای خودش یه تنوعی بود . در این میان کمتر میشد تو برنامه های تلویزیون به چیزی خندید..و اصولا در اونها کمتر به کمدی پرداخته میشد !!!....یکی از اون معدود برنامه ها مربوط به اقتصاد بود (آقای اقتصادی) که با نمایش های تلویزیونی طنز مسایل و معضلات اقتصادی رو معرفی میکرد و درموردشون توضیح میداد.....حتما یادتون میاد ...آقای اقتصادی شبهای عید برنامه های ویژه ای داشت که یکم ملاتش بیشتربود....که تو اون برهوت و قحطی شادی واقعا دیدنی بودن ...... جنگ که تموم شد تا مدت ها تلویزیون تعادلش به هم خورده بود و نمیدونست چکار باید بکنه .....لازم بود روحیه مردم عوض بشه ...تا چندین سال وضع به همین روال بود تا اینکه سال 72 با سریال نوروز 72 سرو کله یه سری جوان قد و نیم قد ، چاق و لاغر و... شوخ و شنگ به جعبه جادویی توی خونه ها باز شد ....
هه هه هه ... اون روزها این برنامه اونقدر برای مردم عجیب غریب و جذاب بود که پس از پایان تعطیلات نوروزی در روز چهارده فروردین بسیاری از دانش آموزان ومردم تیکه کلامهای شخصیت های اون نمایش هارو در محل کار و مدرسه تکرار میکردن .....!!! این نشان از موفقیت مجموعه و تاثیر گذاری اون بر جامعه داشت....در همین ایام آهسته آهسته بازیگران این قطعه های نمایشی معروف میشدن و از همه مهمتر مهران مدیری بود ....که در مقام بازیگر وکارگردان مجموعه پرواز 57 (1372) واقعا با نوآوری و حرف جدیدی برای گفتن داشت . از اون موقع تا الان سریال تولید و پخش این مجموعه های تلویزیونی به کارگردانی مدیری همچنان ادامه داره .....و واقعیت اینه که مدیری نو آوره و در کشف و معرفی چهره های هنری مستعد و جدید استاده.
خوب ...از نوآوری و خلاقیت تا پولدار شدن راهی نیست و
متاسفانه وقتی یه نفر تو کارش حرفه ای شد و صحبت از صدها و صدها میلیون پول بی زبون به میان اومد ...رعایت اخلاق خیلی خیلی خیلی سخت میشه .بعضی ها برای پول هر کاری میکنن . برای اینکه همیشه اول باشن و موقعیت خودشون رو حفظ کنن دست به هر کاری میزنن و اگر لازم باشه با جفت پا از رو سر پدر مادرشونم رد میشن و البته نمیشه بهشون ایرادی گرفت . وقتی تو فضا و مکانی رشد کنی که ارزش هرکس با پول سنجیده میشه ...این قانون و سیستم ارزش گذاری یه جورایی میره تو خون و وجودت و دیگه زبون دیگه ای حالیت نمیشه ..... وقتی کارمند و کارگر زیر دستت ازت خواهش میکنه ....چیزی از حرف های اونو نمیفهمی . میتونی بخری ...بفروشی ... پول داری دیگه ....صاحبی !!! برای اینکه بتونی یه کارفرما رو درک کنی باید کارفرما بشی !!! نمیدونم چرا تا صحبت از منافع شخصی میشه آدم نه تنها نمیخواد حق قانونی زیر دست خودشو بده ...بلکه همیشه دنبال اینه یه جوری یه چیزی هم از طرف با هر دوز کلک بگیره.... این واقعیته ...دلت نمیاد حق و حقوق طرف رو بدی ...واقعا چرا اینطوریه ؟؟؟؟میگن هنرمند باید درد کشیده باشه حتما هنرمندهای ما هم همین جور هستن .....و گذشته خودشون رو فراموش نکردن... کجایی چارلی چاپلین ....
پاسخ
دوست عزيز و گرامي ابوالفضل جان
قبل از هر چيز از شما خواهش مي کنم .. ديگه من را با القابي چون قهرمان و .. خطاب نکن .. مي دونم شما خيلي به من لطف داري .. و سپاسگزارم . اما در عالم واقعيت نه تنها قهرمان نيستم ، بلکه خيلي ترسو و محافظه کارم .. ! اين رو جدي مي گم . براي ادامه همين پست مجبورم خيلي سخنان رو نگويم .. خيلي چيزها رو ناخواسته حذف کنم .. و اين جز ترس و اميخته اي با خود خواهي چيز ديگري نيست .. ممنون مي شوم از شما دوست خوبم
اما در باره توضيحاتي که از گذشته داديد .. مرا با خود به اون سال ها برد .. همه آن ها رو دقيقآ يادمه .. و از همه خاطره دارم .. تحليل شما بسيار عالي و منطقي است .. اين ها واقعيت جامعه ما هستند . اما دوست عزيز .. من هنرمندان زيادي رو مي شناسم که هرگز ارتباط خود رو با مردم قطع نکرده و هرگز به بهانه پولدار شدن تغير شخصيت ندادند ..
راستش رو بخواهي من قصد ترسيم شخصيت واقعي او را نداشتم .. و تنها به مسئله کپي رايت و انتظاري که از مردم دارد ، اشاره کرده و افزودم .. خودت که چنين انتظاري از مردم داري .. آيا خودت هم رعايت مي کني .. !!؟؟ از استفاده و نقص کپي رايت در تيتراژ برنامه هايش بدون اين که نامي از صاحبان اثر ببرد .. يا حق و حقوق ان ها را پرداخت کند .. خيلي راحت کپي غير مجاز مي کنه .. و به چشمان من و شما نگريسته و مي گويد .. جان من کپي نکنيد .. !!! او مردم رو چه فرض کرده ؟؟ ربطي به کار هاي خوب او ندارم . من هم مي پذيرم کارهايش کمي با بقيه فرق دارد ... اما اين ها دليل نمي شود قانون کپي رو زير پا گذاشت .. !! ممنون از شما دوست بسيار خوبم . و سپاس از کامنت شما
حرکت شجاعانه ای بود
بالاخره شما حرف حق را زدید، و ممکن است به بعضیها بر بخورد
ببینید جناب مدرسی، واقعیت این است سلیقه مردم ما، بسیار پایین آمده است. شما به فیلمها نگاه کنید، ازدواج ، دسیسه، کلک، از فلان دختر به خاطر اینکه چهره قشنگی دارد استفاده می کنند و یک مشت....
حکایت امثال مدیری هم، مثل آن آقایان فوتبالیست است که با تشویق و استفاده از احساسات مردم به جای می رسند و با پول این مردم بنز آخرین مدل می خرند و پشتش می نشینند و به مردم توهین می کنند.
شما حساب کنید ببیند فیلمهای که مت دیمون در آنها بازی کرده، مثل هویت بورن، منطقه سبز و.... چه ساختاری دارند و چه کیفیتی، آن وقت مزخرفات این حضرات پر مدعا را هم ببینید.
واقعا اینها مگر چه غلطی می کنند که آن همه پول می گیرند؟
یک مثال ساده می زنم:
در فیلم سیصد، به تاریخ و تمدن کهن ما توهین شد، حالا من می خواهم بدانم پاسخ جامعه هنری کشور به آن فیلم چه بوده؟
البته، من نمی گویم که هنرمندان مقصرند، قطعا سیاستهای غلط هنری ما بی تاثیر نبوده است، اما واقعا، به قول یکی از هنرمندان، سینمای امروز ما تبدیل به بوتیک عروس شده است
متاسفانه برخی از مردم ما افراد بسیار ساده لوحی هستند و یم دفعه جذب یک سخنرانی، یک فیلم، یک مقاله ، یک تیتر و..... می شوند
در صورتی که شخصی که قدرت تحلیل دارد، به خود تیتر، فیلم و یا سخنرانی نگاه نمی کند، او به " انگیزه پشت" آن فیلم و سخنرانی و تیتر نگاه می کند.
پاسخ
با سپاس از شما دوست فرهيخته ام .. پيرو کامنت منطقي شما بايد اضافه کنم .. يادمه در روزهايي که تازه عضو شوراي بررسي برنامه هاي ترکيبي گروه اجتماعي شبکه اول و سوم شده بودم .. در همون ابتداي کار به من و همکارانم توصيه شده بود طرح ها و مجموعه هايي که ارايه مي شود را از اين منظر نگاه کنيم که بعد از تهيه و پخش ان چه عايد مخاطبان مي شود .. ؟
و اين فرمول جالبي براي تشخيص بود . حالا که به عمق اين ديدگاه مي نگرم .. متوجه مي شوم واقعآ خيلي از برنامه هاي تلويزيوني خصوصآ در وادي طنز .. چيزي جز گذروندون وقت .. عايد مخاطبانش نمي شود . و اين براي فرهنگ ما خطرناک است . تلويزويون که به تعبير صحيحي آن را دانشگاه ناميده اند .. بايد بعد از صرف ميليارد ها تومن از سرمايه کشور ، دستاورد مثبتي براي مخاطبانش داشته باشد .. با نگاهي سطحي به کامنت هاي افرادي که از مديري دفاع کرده اند .. متوجه دستاورد هاي برنامه هاي تلويزيوني مي شويم . يک برنامه موفق ، مجموعه اي است که علاوه بر سرگرمي نکاتي هم به مخاطبان مي اموزد .. عين اغلب فيلم ها و سريال هاي خارجي که ماندگاري آن ها به همين دليل است . در مورد فيلم سيصد .. وارد بحث نمي شوم که پاي متوليان فرهنگي به ميان مي آيد .. و دفاع از ارزش هاي تاريخي به عهده ان هاست .. بگذريم ... ممنون از شما
متاسفانه آنقدر مطلب را کشدار و با توضیحات اضافه می نویسید که اصل مطلب از یاد خواننده میرود
وب سایت راهم کمی از بهم ریختگی مطالب نجات دهید
موفق باشید
پاسخ
دوست عزيز و محترم
حق با شماست .. من بايد تجديد نظر کلي کنم . با شما موافقم
اما واقعيت اين است ، خواسته خوانندگانم چنين است .. بايد از ان ها خواهش کنم که اجازه دهند کوتاه و خلاصه بنويسم ..
ممنون از شما
با سلام به نظر می آید نوشته شما احساسی است تا منطقی. به هر حال هر کسی ضعف هایی دارد و هیچ انسانی کامل نیست. اما خوشحالی شما از کپی شدن قهوه تلخ کاملا مشخص است. غیر از بحث مالی و شخصیتی و... مردم ما باید یاد بگیرند که هیچ اثری را کپی نکنند. این شامل کتاب الکترونیکی و نرم افزار و محصولات فرهنگی و هنری می شود. همین قدر که مدیری توانست تلنگری به مردم بزند که اثر هنری را کپی نکنند مایه خوشحالیست و شما هم اگر منصف بودید باید از این موضوع خوشحال می بودید. متاسفم که با دولتی هایی مانند رجانیوز و فارس نیوز هم آوا شدید و خوشحال از اینکه مدیری زمین خورد و سریال کپی شد. مهم نیست مدیری سوار موج سیاسی می شود و مردم را خوشحال میکند مهم این است که همیشه حرفی برای گفتن دارد و در قهوه تلخ هم وضعیت فعلی ایران ما را به تصویر کشیده و این در تاریخ ثبت خواهد شد.
پاسخ
آرمين جان عزيز و گرامي
با سپاس از کامنت شما .. به سخنان شما احترام قائل هستم . اما شما در باره خوشحالي بنده واقعا اشتباه مي فرماييد . آرمين جان من اگه خوشحال مي شدم .. که چندين بار در مطلب خود خواهش نمي کردم که هرگز از مراکز غير رسمي محصولات فرهنگي و قهوه تلخ را خريداري نکنند .. و بار ها تاکيد نمي کردم که اين سخنان دليل بر عدم خريد شما نشود .. و در اخر هم از مجموعه تعريف نمي کردم و تبريک نمي گفتم .. من که ترسي از او ندارم که هم به نعل بزنم و هم به ميخ .. !! همان جور که ضعف هايش رو بي پروا گفتم .. همون جور هم در باره قهوه تلخ خوب نمي گفتم .. !!
من صادقانه نظرم رو بيان کردم .. شما هم مجازيد هر جور مايل هستيد روي بنده و شخصيت ام قضاوت فرماييد
به هر حال ممنون از حضور شما و درج کامنت
بي ادبي نباشه ...
ولي باور اين داستان هندي سخته
به قول اون دوستمون خانوم صبوري اگر بازيگر بود و اين همه استعداد داشت كه شما ميگي . تو بقيه كاراش موفق ميشد
منم يه داستان ميگم :
يه روز يكي بود زير بار زورگو هاي رژيم نرفت ... زورگو ها به يه عده پول دادن خرابش كنن
اميدوارم اين داستان واقعيت نداشته باشه...
پاسخ
فريد جان گرامي .. من صادقانه سخن ام رو گفتم . کاري به خانم صبوري و ادامه کارهايش ندارم . چون موفقيت و عدم موفقيت او ربطي به موضوعات مطروحه ندارد . اين قياس درستي نيست .
اما بخش اول اين داستاني که گفتي .. همه القائات دروغين است .. به قول يکي از خوانندگان اگه چنين بود که مجوز پخش در سيستم خانگي توسط ارشاد صادر نمي شد .. ! اين هنر مديري است که براي فروش دست به شايعاتي بزند که مردم بپذيرند .. و اما بخش دوم . رژيم هرگز نياز به خراب کردن کسي به اين شکل ندارد .. اگه کسي مشکل داشته باشه اون ها با کسي تعارف ندارند .. دوران اين تهمت ها پايان رسيده است .. اما اگه منظورت اينه که به من پول داده اند تا مديري رو خراب کنم .. بله حق با شماست .. کلي به من پول و امکانات دادند تا اين هطالب رو بنويسم . چون رژيم قادر نبود با او برخورد کنه .. !!! اتفاقآ هدف بنده از درج اين مطلب همين بود که اين سخنان شايعه اي بيش نيست ..
بله دقیقا یادمه که وقتی کاراکتر مریم رفت خیلی ناراحت شدیم. همیشه دلم میخواست دلیلش رو بدونم چی بوده، چون شایعات زیادی هم پیچیده بود. الان برام جالب بود که با این دقت دلیلش رو فهمیدم.
:-)
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
باور کن من سعي کردم صادقانه هر ان چه رو که مي دونستم بيان کردم .. بدون کوچک ترين تحريف يا خصومت
سلام کاپیتان
واقعاً نمیشه از ظاهر آدمها به باطنشون رسید. ممنون از اینکه روشنمون کردی.
پاسخ
دقيقآ چنين است محمد جان . تمام هدف بنده هم اين بود .. کسي که الگوي جوانان است بايد مواظب رفتار هاي اجتماعي اش باشد
با سپاس از شما
سلم عمو جان
یه مدتی هست که عکس های داخل سایت و هر مطلب به صورت عجیبی با مطالب تناقض داره و من فکر میکنم یا سایت و هک کردن یا اپلود سنتر عکس هاتون ایراد پیدا کرده
آخه عکس دخترهای انچنانی یا اون انگشت داغون یا موبایل آتش گرفته نباید انقد مهم باشه که تو همه مطالبتون درج بشه
به همین دلیل خواستار رسیدگیتون در این باره هستم
با تشکر
مجتبی
پاسخ
مجتبي جان عزيز و نازنين
من قبل از اين که پاسخ شما دوست خوبم رو بدهم .. ابتدا رفتم به آرشيو سايت آپلود .. و تمام تصاوير قبلي رو چک کردم .. اصلآ چيزي غير معقولي رو نديدم . حتمآ مي دوني اگه تغيري در سايت آپلود به وجود آيد در همه تصاوير فوري نمايان مي شود .. مثلآ در باره تصوير بنده همراه با اسکلت .. که يکي از خوانندگان خواست حذف اش کنم .. به محض اين که تغيرش دادم .. خود به خود در سايت بدون اين که بنده اصلاحات رو اعمال کنم .. خود به خود تصحيح شد . پس با اين توضيحات و کنترل دقيق بنده همه حاکي از اين است که چنين مسئله اي وجود ندارد .. احتمالآ فقط سايت شما مشکل داره .. چون با اين همه مخاطبان بالا ، تا حالا کسي اين سخن را نگفته است .. مشکل از سايت شماست
دوستان عزيز تااين لحظه به همه کامنت هاي شما در سايت پاسخ دادم ..با اجازتون از حالا قصد دارم روي پست بعدي کار کنم .. اگه ممکنه کامنت کم تري بگذاريد .. چون موظف به پاسخ دادن هستم .. لذا از حس و حال درج پست جديد مي افتم .. با سپاس از همه شما دوستان شما
ممنون از نقد بسیار خوبتون...امیدوارم برخورد زشت بعضی از دوستان در نوشتن این جنین نقدها تاثیر نگذاره...ماگاهی فراموش میکنیم که با درست کردن خودمون فقط میتونیم بقیه را درست کنیم.
پاسخ
با سپاس از شما دوست خوبم
بايد عرض کنم بنده اصلآ اهميتي به اين گونه افراد مغرض نمي دهم .. اگر مي بيني کامنت هاي ان ها رو منتشر مي کنم .. صرفآ براي نشان دادن شخصيت اين افراد است .. !! بله حق با شماست همه بايد از خودمون شروع کنيم
با سپاس از حضور شما
جناب مدرسی عزیزم مقاله جالبی بود راستش را بخواهی در این راستا چیزهایی شنیده بودم ولی نه به این گستردگی امیدوارم که خداوند عبرت از روزگار را در وجود همه ما تزریق کند و اتش حسد در ضمیرمان را با اب از خود گذشتگی و ایثار خاموش نماید چرا که به قول حضرت مولانا: (خود حسد نقصان و عیبی دیگر است ) بلکه از جمله کمی ها بتر است )( ان ابوجهل از محمد ننگ داشت) ( در حسد خود را به بالا می فراشت ) ( بوالحکم نامش بد و بوجهل شد )( ای بسا اهل از حسد نا اهل شد ) راستی جناب مقدسی انسان برای بیان حقیقت در رابطه با شخصیتهایی که در جامعه بت شده اند تاوان سنگین میدهد و به همین خاطر است که در بعضی از کامنتها بیجهت به شما توهین میشود . به هر جهت توهین به شما توهین به ماست . درود بر شرافت و شجاعتتان ارادتمند همیشگی شما pc7 امیر
پاسخ
سرور گرامي امير جان عزيز و نازنين
با پوزش فراوان از اين که کامنت شما رو دير پاسخ مي دهم .. واقعآ شرمسارم .. دليل ان رفتن کامنت به صفحه قبل بود که از نظر بنده پنهان مانده بود .. ! و همين الان بر حسب اتفاق آن را ديدم
از بيان احساس عارفانه شما صميمانه متشکرم . چه انتخاب جالب و پر معني .. دست شما درد نکنه .. در باره توهين ها .. اصلآ اهميت نده .. شما کافي است به نحوه ديالوگ اين افراد توجه کني .. معلومه از چه قماشي هستند .. خدا همه رو به راه راست هدايت کنه .. به قول شما اين وظيفه ما است بت هاي دروغين جامعه رو شکسته .. و واقعيت ها رو بيان کنيم .. منتها بعضي ها به حساب حسادت و غرض ورزي مي گذارند .. به هر حال ممنون از شما و کامنت بسيار زيبايتان
سلام
مهران مديري شايد حق دو – سه يا حتي هزار نفر رو خورده باشد. خوردن حق كار هر كسي باشه كار زشتيه و بايد در درگاه خدا پاسخگو باشه. ولي شما چرا از كسي كه حق ميليونها نفر رو خورده با احترام ياد مي كني؟ (در نوشته " ماجراي پيشنهاد دو پست مهم دولتي توسط احمدي نژاد به من "). يادت باشه يه سوزن به خودت بزن يه جوال دوز به ديگران. اگه مي خواي ظلم كسي رو نقد كني اوني كه حق مييلوني رو خورده در اولويته. خدا همه مار رو به راه راست هدايت كنه.
پاسخ
شما وقتي اين قدر از مرحله پرت هستي که هنوز متوجه نشدي در اون پستي که در باره احمدي نژاد نوشته بودم ، يک مطلب طنز است .. ! اون وقت قصد داري
به موعظه هاي شما گوش کنم .. شما با اين دقت و نظر قصد اصلاح جامعه رو داريد .. !!؟؟ برايت متآسفم . شما که هنوز بين يک شوخي و جدي رو تشخيص نمي دهي و از من ايراد مي گيري .. و الکي و نسنجيده به بنده تهمت مي زني .. از کجا مطمئن شوم بقيه حرف هاي شما هم اين گونه پرت نيست .. !!!؟؟؟
ضمن اين که نه بنده و نه اين سايت سياسي است .. !!
با سلام جناب مدرسی عزیز
متاسفانه این موارد در جامعه ما بسیار است که در بین بازیگران و ورزشکاران و سیاست پیشگان ظاهر و باطن شان مانند شب و روز است و با تاسف بیشتر اینها برای بسیاری الگو و نمونه اند .
از اطلاع رسانی تان که هر گردی گردو نیست بی نهایت سپاسگزارم .
پاسخ
پويا جان عزيز و گرامي
بله حق با شماست .. متآسفانه کساني که به غلط الگوي جامعه شده اند ، خود فاقد صلاحيت هاي لازم هستند
با سپاس از حضورتون
سلام
خیلی خوشم اومد آقای مدرسی . صریح و بدون ترس نظرتون را نوشته بودید.راستش جدای از اعتمادی که بعد از این چند سال نسبت به کلام شما پیدا کردم برای من اصلا باورش سخت نیست. چون با چشم خودم موارد مشابهی را در مورد افراد معروف و محبوب دیگه ای هم توی این کشور دیدم.
من جمله غرور بی جای علی دائی و حسین رضا زاده و ظلمی که در حق علی کریمی و اون وزنه بردار جوان (اگه اشتباه نکنم آقای حسینی) کردند.
یا رب مخواه آن که گدا معتبر شود...گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود
پاسخ
مهرداد عزيز و بزرگوار
از توجه و دقت نظر شما دوست فرهيخته ام سپاسگزارم . راستش من نخواستم وارد مسايل غير کاري ايشون شوم .. ! مقررات و خط مش سايت هم چنين اجازه اي به من نمي داد .. اما با نظريه شما در باره بعضي ادم هاي خاص موافقم . چون اين افراد الگوي خيلي از جوانان ما در کشور هستند .. من اغلب در پاسخ اعتراض اين افراد که مدعي بودند .. زندگي حرفه اي مون به خودمون ربط داره .. مي گفتم : تا زماني که شما الگو نباشيد . وقتي الگو شديد به همه ربط پيدا مي کنه .. ! مهرداد جان حتمآ مي دوني سال ها در تخصصي ترين نشريه صدا و سيما در مقام دبير سرويس کار مي کردم .. و با اغلب ستارگان و کارگردانان سينما و تلويزيون نه تنها در ارتباط بودم بلکه به دليل شخصيت خاص غير مادي ام با اکثر ان ها دوستي و حتي رفت و آمد داشتم . هرگز بياد ندارم سوء استفاده از دوستي با ان ها کرده باشم .. و الان هم خاطرات خيلي زيادي از تک تک ان ها دارم .. که مهران مديري در مقابل جايگاه اجتماعي ان ها رقمي نيست . و همين امر باعث شده است که به اين نظريه شما رسيده باشم . در همين سايت با دليل و منطق و نام بردن از اشخاص معتبري چون مدير قبلي شبکه سوم سيما جناب صافي ، جواد خياباني ، آقاي شفيع توضيح دادم که دايي در مقابل تشويق مردم که او را تشويق مي کردند .. جمله اي زننده در باره مردم بکار برد .. که گروه ورزش سيما رسمآ در جلسه اي که من هم حضور داشتم و به بررسي همين مسئله پرداخته بود .. تصميم گرفت هرگز نام دايي رو حتي در مسابقات دربي هم نياورند .. ! در پايان اضافه کنم .. بنده هرگز خصومت شخصي با اين اشخاص نداشته و ندارم .. و صرفآ تلنگري به ان هاست تا به خود بيايند .. همين
ببخشيد طولاني شد .. ممنون از شما
مجموعه 77 درسته؟ حالا هم سال 89 ؟ اينم درسته؟ چطور شده وجدان جنابعالي 12 سال طول كشيد بيدار شد؟ بوي كباب خورده به مشامت جناب كهنه سرباز؟
.
وبلاگت تاييد نويسنده ميخواد براي درج كامنتها نه؟ اونوقت بر اساس كدام منطق و عرف توهين مشخص آقاي مهدي رو تاييد كردي؟
.
قبول دارم اين حرفتو مردم ما واقعاً زود باورند ...
.
نگران نباش سهمتو مي گيري گرچه كه بزور
پاسخ
سعيد خان عزيز و گرامي
از اين که با درج دو تاريخ متفاوت قصد داري ثابت کني که بعد از اين همه تاخير چرا اعتراض کردم !؟
هموطن عزيز و محترم .. اگه پست رو دقيق مطالعه کرده باشي .. دليلش رو توضيح داده و نوشتم .. تو که از مردم انتظار مرام و معرفت داري .. آيا خودت رعايت مي کني ..!؟ نقص کپي رايت براي تو آزاد است تا آثار علي اکبر شيدا رو بدون اجازه و بدون درج نام وي استفاده کني .. بعدش با من بميرم و تو بميري از مردم مي خواهي اين کار رو انجام ندهند .. !!؟ و ديدي بعد از اين که از قسمت هفتم به بعد تيتراژ را اصلاح کرد ، بنده رسمآ از وي تشکر کردم .
من وارد مسايل خصوصي پشت پرده او نشدم .. تنها يکي دو مورد از نامردي هايش رو ياداوري کردم همين .. !
از قديم گفته اند يک سوزن به خودت يک جوالدوز به ديگران .. اين آقا خودش نامردي مي کنه و قوانين کپي رايت رو رعايت نمي کنه .. بعد با کمال جسارت جلوي دوربين من بميرم تو بميرم در مي اورد .. !
بله سعيد خان اين بود که بعد از دوازده سال به قول شما اعتراض کردم .. و گرنه من کاري با او و امثالهم ندارم
سلام. نمیدانم مدیری چه کار کرده و چه کار نکرده و آیا واقعا حق کسی را خورده یا نه و...؟ ولی درست تر این بود که شما که ادعای انصاف و اصلاح و نیت خیر دارید، (به خصوص که چندجا هم اشاره کردید که گویا مدیری این رفتارش را اصلاح کرده) این مورد را به هرطریق و آن هم در زمان خودش، به خود او گوشزد میکردید.حالا چه از راه ایمیل، نامه و غیره. نه اینکه بابردن آبروی او در یک سایت شخصی. کافیست در سایت گوگل جستجویی کنید تا ببینید که دامنه ی این تذکر و یادآوری دوستانه(!) شما تا کجاها کشیده شده. مثلا من و شما وبقیه خیلی بی عیب و مبرا از تمام گناهانیم که به این شکل درباره دیگران قضاوت کنیم !؟ من و شما هم در طول روز این همه خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباه میشویم؛ بعد هم توبه میکینم یا نمیکینم...ولی فکر نمیکنم نه شما ونه طرفداران افشاگریتان، این روش تذکر را در مورد خودشان بپسندند. مطمئنید که هدفتان اصلاح اشتباه و دوستی در حق مدیری بوده!؟- شما خیلی روشنفکرانه از نوع نوشته های طرفداران مدیری به نوع شخصیتشان پی بردید، ولی فکر نمیکنید که دیگران هم با خواندن مطلب و جوابهای شما به نظرات خوانندگان، برداشتی مشابه، از شخصیت شما داشته باشند؟؟
"خدایا به من کمک کن قبل از اینکه درمورد راه رفتن کسی قضاوت کنم؛ کمی هم با کفشهای او راه بروم" دکتر علی شریعتی