درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  نگرشي به هواپيماي شاهين

  خاطرات نهفته در هواپیمای شاهین  

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

05upt8sup9xiyg119966.jpg

" نگرشي به هواپيماي شاهين " عنوان مطلب اين پست است که تقديم شما ياران عزيزم مي کنم . در مقدمه توضيح داده ام که چگونه کامنت يکي از دوستان مرا ياد خاطراتي که از اين هواپيما داشتم انداخت و سعي کردم با تلفيقي از اطلاعات دوستان آن را پايان برم . اميدوارم مورد قبول شما ياران فرهيخته قرار گيرد .. و فرصتي باشد تا با مطالب متنوعي در خدمت باشم .

يک تشکر جانانه به همه خوانندگان عزيز و گرامي  و شما ياران همدل و صميمي بدهکارم . و آن در باره رعايت کامنت هاست .. دقيقآ همان گونه که خواهش کرده بودم .. کم کم دوستان اين رسم رو رعايت مي کنند .. و بعد از يکي دو روز ، اجازه مي دهند تا با خيالي آسوده کار نگارش پست بعدي رو آغاز کنم . و ملاحظه مي کنيد که من هم به قولم وفا کرده و سريع پست جديد رو آماده کردم . همچنين به خاطر استقبال گرم از پست پيشين از همه شما بزرگواران سپاسگزارم .

برچسب ها : انقلاب + خط پرواز + سي - ۱۳۰ + ۲۶ ديماه + شاه + فرماندهان ارتش + شاهين + سرهنگ بهزاد معزي + اصغر مطلق + محسن نجفي + جمشيد ستوده + تيمسار اميرفضلي + تيمسار معين زند + گردان يازده ترابري + فيروز مومني + آيت الله طالقاني   

 

 

بهانه ای برای مقدمه  

بار ها عرض کرده ام نظرات و پرسش هاي شما ياران همدل و صميمي اغلب يادآور خاطرات قديمي ام  است . چون راستش رو بخواهيد در زمان خدمت در نيروي هوايي ، آدم بسيار ماجراجويي بودم ! و روزي نبود که در گير ماجرايي نشوم ..! از اين رو وقتي در پست قبلي " ايمان " عزيزم در يکي از کامنت هايش مطلبي به نقل از آقايان " صباغ و ماه " در باره هواپيماي اختصاصي شاه ( شاهين ) از سايت وزين هوا و فضا درج کرد .. ناخواسته به اون ايام بازگشته و همه خاطرات تلخ و شيرين ام زنده شد ..! ابتدا ياد حرف هاي بهزاد معزي افتادم که در جمع دوستان خودموني اش در باره مالکيت قانوني هواپيماي " شاهين "  گفته بود که بعد ها کذب بودن آن معلوم شد .. ! همچنين ياد خاطرات ماه هاي نخست پيروزي انقلاب افتادم .. ياد روزي که حضرت آيت الله طالقاني براي بازديد از پايگاه يکم اومده بود و هوس کرد تا از شاهين ديدن کند .. و خيلي مسايل ديگه که در نوع خودش منحصر به فرد است ..! از شما چه پنهان مدت ها بود قصد داشتم در باره دست هاي پشت پرده خيانت هاي دوران جنگ و تاوان هاي هنگفتي که به خاطر اعتماد کورکورانه پرداختيم رو مطرح کنم .. اما هر بار به دليل بار سياسي آن منصرف مي شدم . شايد فرصتي شد تا در اين پست نگرشي کوتاه به اين موضوعات هم داشته باشم ..  

پايگاه يکم ترابري - خط پرواز ، اوايل انقلاب ..  

اصلآ حال و حوصله کسي رو نداشتم .. غم بزرگي تمام وجودم رو گرفته بود . از يک سو بعضي افراد تازه انقلابي شده به خاطر غلطي که روز ۲۶ ديماه در جمع پرسنل عمليات کرده بودم ، تهديد به مرگم کرده بودند ! قضيه از اين قرار بود که در اون روزي که شاه قصد ترک ايران رو داشت ، در ساختمان عمليات از طريق تلويزيون شاهد مراسم بوديم .. فرماندهان عالي رتبه و افسران ارشد ارتش شاهنشاهي يکي يکي به پاي شاهنشاه مي افتادند .. همه بدون استثناء ناراحت بودند .. اما کلامي به زبان نمي اوردند ! فقط چهره درهم و چشمان خيس گوياي حس درونشان بود .. من هم که حسابي جو گير شده بودم در اون جمع عنوان کردم  " حاضرم دخترم بهاره ( اون موقع يکساله بود ) را جلوي پاي شاه قرباني کنم تا ايشان نرود .. ! " اون لحظه کسي واکنشي نشون نداد .. اما به محض پيروزي انقلاب که دست بر قضا پرواز کيش رفته بودم ، در بازگشت متوجه شدم قبل از هر اقدامي بوفه ام رو در ساختمان ديسپچ تخليه کرده و همه اشياي قيمتي همراه با ظرف و ظروف رو با خود برده اند .. و با خطي درشت نوشته اند .. او ضد انقلاب است و خونش حلال مي باشد .. !!‌ از ترس جونم سريع به واحد سازماني ام که همانا خط پرواز سي - ۱۳۰ بود برگشتم .. و اعلام کردم ديگه در عمليات مامور نخواهم بود ..  

چرا شاه دوست بوديم .. !؟    

قبلآ هم توضيح داده ام .. عشق و علاقه من به خانواده سلطنتي ريشه در کودکي ام دارد . مرحوم پدرم از اون شاه دوست هاي دو آتشه بود که در نيروي زميني ارتش شاهنشاهي خدمت مي کرد . و از همون بچگي به گوش ما خونده بودند  "  خدا . شاه . ميهن " زندگي در منازل سازماني ارتش و تحصيل در مدارسي که شاه دوستي يکي از ارکان  اصلي آن بود باعث شد که چنين تلقين بشه که شاه مملکت حکم پدر آدم رو دارد .. و اموخته بوديم که جونمون رو بايد در راه او فدا کنيم .. ! با چنين روحيه اي بزرگ شده بودم . حتي يادمه در ورقه گزينشي براي استخدام در نيروي هوايي که پرسيده بودند "  هدف شما از خدمت در نيروي هوايي شاهنشاهي چيست ؟ " و با افتخار نوشتم خدمت در راه وطن و فداي جانم در راه منويات شاهنشاه آريامهر .. و اين عشق و علاقه تظاهر نبود . بلکه واقعي و از روي خلوص بود . به همين دليل اوايل انقلاب خيلي داغون بودم .. از همه مهم تر ، تغير قيافه و تظاهر همکاراني بود که تا پيش از انقلاب اواي عربده کشي و بد مستي ان ها گوش فلک رو کر کرده بود .. ! البته از حق نبايد گذشت .. افراد مومن و متقي زيادي هم قبل از انقلاب داشتيم . در عمليات پايگاه که بودم خلبان هاي زيادي چون آقايان  " اصغر مطلق " ، " محسن نجفي " يا " جمشيد ستوده "  و خيلي هاي ديگر بودند که به مفهوم واقعي با خدا و نماز خوان بودند .. بعد از انقلاب هم هيچ تغيري در رفتار ان ها مشاهده نشد .. و اتفاقآ ضرباتي که ما متحمل شديم بيشتر از سوي افراد متظاهر بود ...  خلاصه بگم .. عشق و تنفرم به افراد تنها در دلم بود .. هرگز تا روزي که شاه زنده بود ، نه مخالفتي از خود بروز دادم .. نه کوچک ترين کار شکني يا زبانم لال خيانت کردم .. بلکه صادقانه وظايف ام رو انجام مي دادم .. وقتي هم که شنيدم شاه مرد .. اگر چه خيلي ناراحت شدم .. اما همه چيز برايم پايان يافت .. و بعد از او هرگز به فرد ديگري علاقه نبستم .. و همه عشق و علاقه ام رو به وطن و مردمانم معطوف کرده و با دل و جان کارم رو ادامه دادم .. جنگ بهترين فرصتي بود تا تا پاي جان عشق و دين ام رو به وطن و مردمانم ادا نمايم .. به همين دليل هميشه داوطلبانه به مناطق جنگي و ماموريت هاي خطرناک با اشتياق اعزام مي شدم ...

 

شاهين هواپيماي اختصاصي شاه

 

عمليات پايگاه يکم ..

  از روزي که فعاليت ام رو به عنوان مامور در عمليات پايگاه يکم ترابري اغاز کردم بدليل نوع کارم با خيلي  از افراد و مقامات عالي رتبه و به قول معروف از ما بهترون آشنا شدم . اوايلي که رفته بودم محل عمليات در طبقه دوم ستاد دقيقآ جنب دفتر فرماندهي پايگاه قرار داشت . اون موقع تيمسار " امير فضلي " که خودش از خلبان هاي آس نيروي هوايي بود ، به عنوان فرمانده و تيمسار " معين زند " معاونش يود . در باره ديسيپلين و نظم تيمسار امير فضلي در نوشته اي قديمي ام اشاره کرده ام . او به زيبايي و سر سبزي پايگاه خيلي اهميت مي داد .. همه گل هاي رز زيباي محيط پايگاه و درختچه هاي تزئيني حتي چمن سر سبز رو با هواپيماهاي سي - ۱۳۰ از هلند وارد مي کرديم .. کسي جرآت پا گذاشتن به روي چمن رو نداشت .. ! حتمآ ماجراي يکي از استوار هاي قديمي و پير آشيانه سي - ۱۳۰ رو يادتونه که نوشتم .. " يک روز بعد از اتمام خدمت اون بنده خدا براي ميانبر زدن ازميان چمن ها در حال عبور بود که ناگهان تيمسار اميرفضلي جلويش سبز مي شود .. ! با خشم مي پرسد : مگه نمي دوني که نبايد روي چمن ها راه بري .. !!؟؟ استوار پير شکم گنده که مي دونست از خشم و تنبيه فرمانده در امان نيست .. بلافاصله خم شده و با کندن مقداري چمن آن را در دهان گذاشته و در حالي که به تيمسار مي نگريست گفت .. قربان من گاوم .. من گاوم .. و سپس صداي گاو از حلقومش بيرون اورد ! و بدين سان تيمسار از حاضر جوابي او خنده اش گرفته و از گناهش مي گذرد  "  

استاد خلبان آمريکايي شاهين ..

انگار همين ديروز بود .. تازه يکي دو روزي بود که به عمليات پايگاه منتقل شده بودم . يادمه اون موقع سرهنگ " جواد حسيني " رييس عمليات بود . همون شخصي که نخستين هواپيماربايي بعد از انقلاب رو انجام داد ! سرهنگ با مهرباني خاص خودش منو دعوت کرد تا به دفترش بروم . در حالي که به چشمانم خيره شده بود به آرامي پرسيد .. بابا جون تو همون جووني هستي که از خط پرواز اومدي ..!؟با ترس و لرز در حالي که به زحمت اب دهانم رو فرو مي دادم گفتم .. بله قربون . افزود .. شنيده ام زبان انگليسي ات فول است .. ؟؟ و بدون اين که منتظر جواب ام باشه ادامه داد .. حتمآ مي دوني يکي از کار هاي مهم و حساس شما ارتباط راديويي با پرواز هاي ما در آسمان است .. ؟ ( يکي از دلايل اصلي حضور در عمليات ، عدم تسلط پرسنل ديسپچ به اطلاعات فني - پروازي و زبان بود ) عرض کردم .. بله قربان . و او ادامه داد .. همه پرواز ها يک طرف ، پرواز هاي Blue Flight ( سلطنتي ) يک طرف ديگر ! بايد حواست کاملآ سرجايش باشد .. مي دونم جوون با ادب و منظمي هستي ! ( مطمئن بودم اين جا رو ديگه داره  تعارف مي کنه ) اين پرواز ها مقصدشون معمولآ گفته نمي نشه .با کال ساين " بلو فلايت " روي فرکانس عمليات مي آيد .. بايد حسابي دقت کرده و کم تر سوال کني .. اگه مشکلي داشت سريع استند باي مي دهي و بلافاصله من رو در جريان مي گذاري .. حتي اگه نيمه هاي شب بود ! خلاصه در اون روز بود که فهميدم شاه دو فروند هواپيما به نام هاي " شاهين " که يک بوئينگ ۷۰۷ بود و " شهباز " که بوئينگ ۷۲۷ است ، دارد . ديري نگذشت که با استاد خلبان آمريکايي هواپيماي " شاهين " هم آشنا شدم . نام او " بلو مينسن " بود ! داراي قدي بلند و لاغر اندام بود . بر عکس بقيه امريکايي ها ، خيلي مغرور و گنده دماغ بود ! زورش مي آمد جواب سلام بچه ها رو بدهد ..   

  

پرواز هاي شاهين ...

علاوه بر بلومينستن آمريکايي ، سرهنگ بهزاد معزي هم جز خلبانان سلطنتي محسوب مي شد . تعدادي افسر جوان از بين کمک خلبان ها هر از گاهي به انتخاب معزي در پرواز هاي سلطنتي حضور مي يافتند ..  با شدت يافتن تظاهرات و اوج قيام مردمي نقش نيروي هوايي در خدمت به دولت هاي حکومت نظامي پر رنگ تر شده بود ! حتي با اعتصاب کارمندان محترم شرکت نفت که مي رفت ماشين حکومت نظامي رو متوقف کنه ، باز اين نيروي هوايي بود که پرواز هرکولس ها به دهران عربستان سوخت لازم رو وارد مي کرد .. ! و هر چه شمارش معکوس به پايان جکومت شاه و نظام شاهنشاهي نزديک تر مي شد هواپيماهاي جامبو جت ما هم در حمل اسباب اثاثيه درباريان به خارج از کشور بيشتر فعاليت مي کرد .. تا اين که در يک روز سرد زمستاني دقيقآ ۲۶ ديماه ۱۳۵۷ شاه تصميم مي گيرد با خانواده اش کشور رو  ترک کنه .. هنوز هم چهره و صداي خانم " سيما دبير آشتياني " تنها خبرنگاري که معمولآ با خاندان سلطنتي مصاحبه مي کرد يادمه .. که با احترام به شاه نزديک شده و پرسش خود رو با کلمه اعليحضرتا  به نظر مي رسه قصد خروج از کشور رو داريد .. ممکنه بفرماييد چقدر اين سفر به طول خواهد انجاميد ؟؟ و بدين سان شاه در حالي که سعي مي کرد از دستبوسي و پابوسي جانثاران خود جلوگيري کنه ، با چشماني گريان سوار هواپيماي بوئينگ ۷۰۷ شد که سرهنگ معزي پشت فرمانش نشسته بود .. دقايقي بعد غرش موتور هاي هواپيماي شاهين از ابتداي باند ۲۹ راست راويت گر پايان حکومت شاهنشاهي بود .. و مي رفت شمارش معکوس ديگري براي انقلاب آغاز شود ..

 هواپيماي شاهين بعد از انقلاب

خيلي سريع در ۲۲ بهمن همون سال انقلاب پيروز شد .. مثل همه انقلاب هاي جهان هيجانات خودش رو داشت .. خيلي از فرماندهان و حتي خلباناني که گمان مي رفت در شکنجه و قتل زندانيان سياسي همکاري داشتند به بهانه هاي واهي همچون ريختن زندانيان به درياچه قم دستگير و مورد توهين قرار گرفتند .. ! خيلي زود کذب بودن اين ادعا توسط دادگاه هاي انقلاب اسلامي ثابت و پرسنل آزاد شدند .. اما ديگر به پايگاه برنگشتند .. وضعيت پايگاه به هم ريخته بود .. کسي نمي دونست قراره چه پيش بيايد  فرماندهان طاغوتي همه فراري شده يا به سر کار خود نمي امدند .. براي نخستين بار شوراي فرماندهي تشکيل شد . يکي دو تا از دوستانم به دليل مبارزاتي که با حکومت شاه داشتند ، در اين شورا تقريبآ همه کاره بودند .. گروه هاي انقلابي خيلي سريع در پايگاه ما شکل گرفت .. از اون جايي که بعضي از پرسنل گارد جاويدان و ساواکي ها بچه هاي نيروي هوايي رو به خاطر همکاري و تسريع در پيروزي انقلاب  تهديد کرده بودند .. گروه هاي ضربت هم در همان ايام شکل گرفته و به حراست از پايگاه و هواپيماها همت گماشت .. چند شبي هم من در انتهاي باند در اوج سرما همراه با سرهنگ ( جلال دهقان ) نگهباني مي داديم .. تا اين که يک روز صبح در اول اسفند ماه ۱۳۵۷ سر و کله هواپيماي شاهين بر فراز فرودگاه مهرآباد پيدا شد .. ! کسي باورش نمي شد که شاهين برگشته باشد ! عده اي به طنز عنوان مي کردند .. شاه را برگردانده اند .. وقتي هواپيما در ميان تدابير شديد امنيتي موتور هايش رو خاموش کرد ، با کمال ناباوري سرهنگ معزي با کادر پروازيش به همراه تعدادي غير نظامي از هواپيما پياده شدند .. خيلي زود سرهنگ معزي به قهرمان ملي تبديل شد .. ( از حق هم نگذريم سواي عملکرد سياسي اش .. او واقعآ افسري با انضباط ، سالم و خلباني نمونه بود ) حال چه عواملي باعث همکاري او با سران جنايتکار گروهک منافقين شده بود پرسشي است که بايد مورد کنکاش قرار گيرد ..   

 آشنايي با هواپيماي شاهين

آقاي امير صباغ در سايت " مرجع هوانوردي و هوا فضاي پارسي در باره اين هواپيما نوشته است :

در اواخر رژیم پهلوی و همزمان با افزایش روز بروز رشد اقتصاد ایران و درست در زمانی که روابط دولت ایران با شرکت های امریکایی بسیار بهتر از رابطه با دولت ان کشور بود دولت ایران که همواره برای سفرهای برد بلند خود دچار مشکل بود و سفر با 727های 100 برای مسیرهای بلند را در شان خود نمی دید و همچنین به رقابت با ریاست جمهوری امریکا و 707 تشریفاتی معروف ان اقدام به سفارش یک جت 707 پیشرفته و مجلل نمودرجیستر EP-HIM در گذشته معانی زیادی داشت وقتی پرنده ای این نام را می گرفت به معنی اختصاص قطعی یک پرنده به یک شخص خاص یعنی شاه ایران را داشت و از انجا که قبل از سفارش دادن این پرنده این نام بر روی ان گذاشته شده بود شرکت بوئینگ این پرنده را کاملا سفارشی و متفاوت ساخت و علاوه بر امکانات مدرنتر ناوبری و تجهیزاتی به مبلمان و تزئینات مدرن و زیبا با طراحی فوق مدرن هم مجهز شد همچنین بوئینگ هزینه و وقت زیادی را برای رنگ امیزی خارق العاده ان کرد این پرنده بر خلاف تمامی هواپیماهای ایرانی به رنگ ابی تیره بسیار مرغوب و همچنین سیلور بسیار درخشان در زیر بدنه رنگ امیزی شد که البته بعدها کلیه این رنگ امیزی ها پاک شد.. مجسمه ها و وجود یک میز بار با منبت کاری بی نظیر استفاده از اب طلا بر روی تمامی فلزات بکار گرفته شده در ان و همچنین فرستنده ها و اخلال گرهای پیشرفته ان این پرنده را به گران قیمت ترین پرنده عصر خود تبدیل کرد . شاه ایران فرصت استفاده زیادی از این پرنده را پیدا نکرد و شاید تلخی اخرین سفر وی به مصر لذت پرواز با این پرنده را به کام وی تلخ کرد
EP-HIM یا شاهین ایران بعد از فرار شاه به مصر توسط کاپیتان معزی به تهران بازگشت در بازگشت این پرنده به ایران اخبار متفاوتی وجود دارد معزی و خدمه ادعا می کردند به تصمیم خود و با نارضایتی شاه ایران این هواپیما را بر گردانده اند اما این مسئله با توجه به قرابت و دوستی انورسادات با شاه و بدون اجازه فرودگاه قاهره بسیار بسیار بعید به نظر می رسد و همچنین این پرنده رسما متعلق به نیروی هوایی ارتش بود و شاه ایران بعد از برکنار شدن مطابق قوانین بین المللی حق استفاده از ان را نداشت و نگهداری ان کمکی به وی نمی کرد.....
با ورود به ایران به پارکینگ برده شد و بعد از تخلیه لوازم گران قیمت ان مدتها در گوشه ای از مهراباد زمینگیر بود طبق گزارشات در طول جنگ هم چند ماموریت نظامی توسط ان انجام شده بود.در سال 1986 نام ان به EP-NHY تعییر کرد و رنگ امیزی اولیه ان هم عوض شد و کلیه مسئولیت ان به ایران ایر واگذار شد تا در سال 1999 در پی بازنشستگی ناوگان 707 ایران ایر این شرکت این پرنده را به نیروی هوایی بازگرداند و مجدد با نام 1001 روی ان نقش بست شروع پروازهای این پرنده را باید از ابتدای هزاره سوم یعنی سال 2002 دانست که این پرنده به طور گسترده به اسمان کشورهای دنیا بال گشود و در چند سال اخیر به پرکارترین پرنده دولت تبدیل شد این پرنده در بین علاقمندان 707 در جهان بسیار شناخته شده می باشد و در هر سفر ریاست جمهوری عکاسان علاقه زیادی به عکس برداری از این جت تاریخی دارند.با تمام تعاریفی که از این پرنده شنیدیم برای اطلاع از طراحی داخلی ان کنجکاو می شویم اما متاسفانه تصویر دقیقی از داخل این جت موجود نیست و باید به 707 های VIP مشابه اکتفا کرد در جهان فقط 2 فروند 707 موجود است که نقشه طراحی ان کپی برداری شده از شاهین است اولی 1002 پرنده ای سوخت رسان که توسط مهندسین داخلی سعی شده از طرحی مشابه شاهین در ان استفاده شود و دومی پرنده ای به نام N88ZL که از نوع 707-330B است و در سال 1984 از روی طراحی شاهین مبلمان شد این پرنده در حال حاضر مطابق تمامی قوانین جهانی استاندارد سازی شده و با اخذ مبالغ هنگفت پروازهای اشرافی و مهمانیهای هوایی انجام می دهد.
با دیدن این تصاویر کمی از طراحی 1001 اگاه می شویم...

 نگاهي به درون هواپيماي شاهين ..

يکي ديگر از کاربران محترم سايت ياد شده بالا  به نام " ماه " در باره گران ترين هواپيماي جهان  نوشته است : 

گران ترين هواپيماي جهان

شاهين که گران ترين هواپيماي جهان است بيش از 300 ميليون تومان تجهيزات اضافي دارد و به 15 ميليون تومان اشياء طلايي زينت شده است. اين هواپيما 6 توالت دارد که 5 توالت در قسمت عقب متعلق به همراهان و يکي که حتي سيفون آن نيز طلا است به شاه و همسرش تعلق دارد. در سالن ناهارخوري هواپيما يک ميز 40 تکه وجود دارد که 6هزار ساعت براي منبت کاري ، روي آن کار شده و ارزش آن ميليون ها تومان است. اتاق خواب آن رويايي و ديدني است و مي توان آن را يک موزه کوچک دانست.قصري که در داخل بويينگ بنا شده قيمت هواپيما را تا 800ميليون تومان بالا برده است.در اين هواپيما تمام دستگيره هاي درهاي ورودي و داخلي و تمام وسائل روشويي و شيرهاي آب سرد و گرم حمام از طلا است.ساعت هاي تمام طلايي در اتاق کار شاه در هواپيما زمان را به وقت گرينويچ ، وقت مقصد و وقت محلي نشان مي داد. شاه با دستگاه هاي طلايي مقابل خود در اتاق کار مي توانست موقعيت ، سمت حرکت ، ارتفاع پرواز و سرعت هواپيما را کنترل کند. بار مشروب داخل اتاق ناهارخوري هواپيما نيز از جمله گران ترين بارهاي مشروب است که با چوب هاي بسيار مرغوب و گران مشبک کاري شده و ظروف داخل آن از طلا و نقره است.از اين قصر طلايي پرنده ، همواره 20 دژبان نگهداري مي کردند و ورود به آن مستلزم داشتن کارت مخصوص بود.معرف پروازي اين هواپيما BLUE FLIGHT 1 بوده است. هواپيماي شاهين ، پس از انقلاب به 1001 تغيير نام داد و با معرف پروازي معراج ، سران ارشد كشور را جابجا مي كند.

 هواپيماي شاهين به روايت تصاوير ..

 قبل از اين که پارانتز هاي بي جا و بي مورد خود رو باز کرده و يا ساير خاطرات قديمي ام رو در اين باره به عرض شما ياران نازنين برسونم ، ابتدا لازم مي دونم براي تجسم بهتر توضيحات به تصاوير آن توجه کنيد   

 

يک پارانتز شايد بي مورد .. !!  

صحبت از هواپيماي تشريفاتي و گرانقيمت " شاهين " شد ، راستش رو بخواهيد حيف ام اومد در باره  قديمي ترين کابين مجهز سيار چيزي نگويم ! واقعيت اين است .. علاوه بر هواپيماي ۷۲۷ " شهباز " از چندين فروند هواپيماهاي ديگري هم از جت استار گرفته تا جت فالکون و بوئينگ با کال ساين " بلو فلايت " پرواز مي کردند . اما شايد کم تر کسي در باره اتاق  " وي آي پي " قديمي که شاه و فرح اعلب با ان به مسافرت مي رفتند ، بدوند ! بله قبل از خريد هواپيماهاي تشريفاتي بوئينگ و جت فالکون از اون جايي که شاه اغلب با هواپيماي سي - ۱۳۰ پرواز مي کرد ، يک اتاقک مجهز لوکس و سلطنتي خريداري شده بود که کاملآ اندازه قارقارک هاي ما بود .. و حتي پنجره هاي آن دقيقآ جلوي شيشه هاي هواپيما قرار مي گرفت . درون ان دست کمي از تجهيزات هواپيماي شاهين رو نداشت .. ! از دفتر کار گرفته ، اتاق خواب ، دستشويي ، بار مشروب و ساير تجهيزات پروازي که در طول پرواز اعليحضرت مي توانست به راحتي از ارتفاع ، سرعت ؛ هدينگ و ساير اطلاعات لازم آگاه شود . اين اتاقک هميشه در پشت دفتر خط پرواز درون آشيانه بزرگ سي - ۱۳۰ جاي گرفته بود .. و در ورودي اش با قفل رمز داري بسته بود . تمام دستگيره ها و شير هاي آب و حتي سيفون از طلا بود .. بعد از انقلاب هرگز نديدم از اين کابين استفاده شود .. و تا روزي که بازنشسته شدم ، همون جا خاک مي خورد .. ! تا اين که از زبان يکي از دوستان صميمي ام شنيدم که اين اتاقک رو در يکي از کوچه هاي خيابان پيروزي ، پشت بيمارستان سابق نيروي هوايي ديده است که ظاهرآ براي اهداي خون در نظر گرفته شده است .. !!! او که انسان بسيار دقيقي است براي يقين يافتن از آن چه با چشم خود مي ديده است .. از نزديک بازرسي کرده و متوجه مي شود همان اتاق وي آي پي شاه است .. حال چه بلايي به سر تجهيزات گرانقيمت آن بر امده ، کسي چيزي نمي داند .. ! اميدوارم به دست افراد سودجو نيفتاده باشد .. و در جاي امني نگهداري مي شود .. !   

آيت الله طالقاني و شاهين .. !  

دقيقآ يادم نيست چه مدت از پيروزي انقلاب گذشته بود .. ؟ اما مي تونم حدس بزنم تقريبآ بهار سال ۵۸ بود .. چون تازه شاهين به کشور باز گشته بود . هنوز هم حال و هواي روزهاي نخست پيروزي انقلاب جاري بود . فضا کاملآ سياسي شده بود .. بچه ها در دسته هاي کوچک و بزرگ با هم بحث مي کردند ..  محور گفت و گو ها هم اغلب در باره شخصيت هاي انقلابي بود .. در اين ايام بود که با زندگي افرادي چون چگوارا ، آلنده ، فيدل کاسترو و خيلي هاي ديگر آشنا شدم .. ! و با خيلي از واژه هاي ديگر چون امپرياليسم ، صهيونيسم ، استعمار و کمونيست مآنوس شدم .. ! دفتر خط پرواز محل حضور شخصيت هاي انقلاب بود .. ! يادمه يک روز جلال الدين فارسي براي رفتن به اهواز در دفتر ما منتظر نشسته بود .. بچه ها به من يواشکي ندا دادند که کسي خنده اين بابا رو نديده است .. !! آخه راستش رو بخواهيد بر عکس ساير مقامات که در هر پست و مسئوليتي که داشتند ، با بچه ها خودموني برخورد مي کردند .. اين آقا خيلي مغرور از لحظه ورود اخم کرده بود .. و پاسخ سلام بچه ها رو نمي داد .. به همين دليل به من گفتند اگه او رو بخندوني ، واقعآ هنر کردي .. !! به خاطر دارم که ابتدا با کمال پر رويي کنار دستش نشسته و سر سخن رو باز کردم .. حاج آقا با اکراه پاسخ ام رو مي داد .. و من چون شرط بسته بودم ، از رو نرفته و با پر رويي تمام وارد ساير مباحث مي شدم .. ! او هم حسابي لج کرده بود و اصلآ ادم ام حساب نمي کرد .. زدم به سيم اخر .. بقدري اراجيف گوناگون تحويل اش دادم تا که او کلافه شده و از روي صندلي بلند شده و با خنده اي مصنوعي گفتم .. با اجازتون دقايقي مي رم بيرون هوا بخورم .. بچه ها يک صدا برايم هورا کشيدند .. !!

در يکي از همين روزها خبر رسيد آيت الله محمود طالقاني براي بازديد وارد پايگاه شده است .. خيلي از بچه ها از جمله خود من ، خيلي او رو دوست داشتيم . حضرت آيت الله هر جا قدم مي گذاشت بچه ها با عشق و علاقه دورش جمع مي شدند .. و صادقانه به او توضيح مي دادند .. بازديد او از خط پرواز و رمپ هواپيماهاي هرکولس پايان يافته بود .. اون موقع  فیروز زبل  ( فيروز مومني ) عضو گروه ضربت پايگاه بود و مثل مرحوم بيک ايمانوردي با ژست خاصي اسلحه و خشاب فشنگ به خودش بسته بود .. و در پشت سر مرحوم طالقاني حرکت مي کرد .. و در زمان حضور در خط پرواز طفلک فيروز کلي به من ايماء و اشاره مي کرد که يه وقت شيطنت ام گل نکند .. ! ( آخه سابقه اين نوع شيرين کاري را داشتم !! ) قيافه اش در اون حالت خيلي جالب شده بود .. به هر حال وقتي بازديد از خط پرواز پايان يافت .. جناب طالقاني به قصد مشاهده رمپ پرواز بوئينگ ها راه افتاد .. در همين هنگام از بي سيم فيروز رو احضار کردند .. ! و او کسي رو معتمد تر از من پيدا نکرد ! به همين دليل نزدم اومده و خيلي دوستانه به من گفت .. مرگ من سه نکني .. من بايد برم . تو آيت الله رو ببر جامبو جت ها رو نشون بده .. و من با تعدادي از پرسنل مشتاق و دوستدار آيت الله به سمت رمپ بوئينگ ها راه افتاديم .. هنوز دقايقي از بازديد نگذشته بود که ناگهان آقاي طالقاني اظهار علاقه کرد تا از هواپيماي شاهين بازديد نمايد .. يکي از همافران خط پرواز ۷۰۷ گفت حاج آقا قدغنه .. ما اجازه نداريم وارد اين هواپيما شويم .. !! طفلک آقاي طالقاني ديگه پي گير نشد .. من و يکي دو تا از دوستانم از پاسخ منفي اون همافره واقعآ ناراحت شديم .. به همين دليل به يکي از بچه ها گفتم .. سريع به گروه ضربت زنگ بزن و بگو جناب مومني سريع بيايد رمپ پرواز بوئينگ .. طولي نکشيد که سر و کله فيروز زبل با ماشين گشت پيدا شد ...

عين خودش که همه رو " جمال عشقي " مي ناميد ، در گوش او يواشکي گفتم .. جمال عشقي جون حاج آقا دوست داشت  داخل شاهين رو ببينه .. اما اون طرف ( در حالي که همافره رو نشون مي دادم ) اجازه نداد .. ! بعد براي اين که فيروز رو مصمم تر کنم ، چند تا دروغ شاخدار هم راجع به اون همافره تحويل فيروز دادم .. !! يک لحظه حس کردم رگ هاي گردن فيروز زده بيرون .. !!  با عصبانيت بي سيم ماشين رو به دست گرفته و خطاب به مرکز گفت .. دستور دهيد يک استند ( پله ) جلوي هواپيماي شاهين قرار دهند .. و سپس جلدي از ماشين پياده شد و با گام هاي سريع به سمت آيت الله رفت . دقايقي بعد يک پوشکار وسايل زميني در حالي که استند زرد رنگي رو به سمت هواپيماي شاهين مي برد ، از دور مشاهده شد .. فيروز در حالي که اخم کرده بود .. خطاب به همافر گفت .. سريع برو در هواپيما رو باز کن .. طرف اومد تا حرفي بزنه .. فيروز گفت .. مي گم سريع بدو برو بازش کن .. ! طفلک که مي دونست نمي تونه حريف بچه هاي گروه ضربت بشه .. بدون هيچ مکثي راه افتاد .. يادمه آقاي طالقاني چون حس کرد محدوديت هايي براي ورود به داخل هواپيما وجود داره ، با متاعت خاصي گفت .. نياز نيست به زحمت بيفتيد .. از همين بيرون نگاهش مي کنم .. ! و فيروز انگاري از قبل پاسخ اش  آماده بود گفت .. حاج آقا شما با بقيه فرق مي کنيد .. ممنوعيت شامل شما نمي شه !   راستش رو بخواهيد نخستين باري بود که من هم داخل هواپيماي شاهين رو مي ديدم .. براي لحظاتي بغض ام گرفت .. اما از ترس فيروز که با کلت تو مغزم شليک نکنه ، جلوي احساس ام رو گرفتم .. آيت الله با دقت از همه بخش هاي هواپيما بازديد کرد .. در پايان من از جناب طالقاني خداحافظي کرده و به خط پرواز برگشتم .. شايد باروتون نشه .. روزي که خبر مرگ آقاي طالقاني رو شنيدم ،‌از پايگاه تا بهشت زهرا پياده رفتم . و تا اون جا گريستم .. در طول راه چهره مهربان او جلوي چشمانم بود .. روحش شاد .

 چرا معزي دروغ گفت .. !؟

مدتي از حضور قهرمانانه سرهنگ معزي به ايران گذشته بود .. همه بچه ها از حزب الهي و مومن گرفته تا آدم هاي خنثي به او احترام مي گذاشتند .. شاه دوست ها از اين که او ايام زيادي رو با اعليحضرت گذرونده بود ، براش احترام قائل بودند ! حزب الهي ها هم به خاطر عمل قهرمانانه اش که همانا برگردوندن هواپيماي مجلل شاهين به کشور بود ، او را دوست داشتند .. اما از همه مهم تر اعتماد مسئولان ارتش به او بود . به طوري که پست هاي حساسي به او واگذار شد . باور کنيد خيلي دلم مي خواد يکي از آقايون محترم جواب پرسش من را بدهد .. " آخه چگونه است وقتي ادم دون پايه و بي مسئوليتي مثل من را به خاطر يک لحظه خنديدن يا شوخي با همکاران در زمان جنگ بار ها به نهاد هاي عقيدتي و سياسي يا حفاظت اطلاعات دعوت کرده و سين جيم مي کردند .. چرا شخصي چون معزي رو بعد از باز گردوندن هواپيماي شاهين خيلي راحت به حال خودش رها مي کنند تا آزادنه با سران جنايت کار گروهک منافقين در باره فرار خفت بارشون چانه زني و برنامه ريزي نمايد .. !!؟؟ " آن چه مسلم است او را از مدت ها  پيش براي اين ماموريت نهايي آماده کرده بودند .. ! بگذريم .. يادمه يک روز در ساختمان عمليات پايگاه يکم ترابري شاهد صحبت هاي سرهنگ معزي با چند نفر از دوستان قديمي اش بودم .. با همين گوش هاي خودم شنيدم که مي گفت .. شاه حواس اش نبود که هواپيماي شاهين متعلق به خودشه .. و با هزينه شخصي اش خريداري شده بود .. !  و همش فکر مي کرد ريجسترش به نام نيروي هوايي است .. ! من هم اصلآ به رويش نياوردم .. تا اين که هواپيما رو برداشته و به ايران برگشتيم ( نقل به مضمون ) .. !! در حالي که بعد ها ديديم و شنيديم که اين هواپيما به نام نيروي هوايي بوده است .. ! حال اين که با چه هدف يا اهدافي دروغ هايي از اين نوع رو ترويج مي کرد پرسشي است که بايد روي ان مطالعه شود .. يا دروغ ديگر او در باره خروج بدون اجازه شاه .. ! که دوست عزيزمون آقاي " صباغ " در مطلب خود به آن اشاره کرده است .. براستي چرا .. !!؟؟ فراموش نکنيم همان طور که در بالا گفتم ..  او افسر درستکاري بود . آيا امکان دارد درستکاري او هم از روي برنامه و نقشه اي بيش نبوده باشد  .. !!؟؟‌ اين ها مسايلي است که بايد روي آن مطالعه و تحقيق شود تا ديگر شاهد رو دست خوردن از خودي ها نباشيم .. !!

يک جاده خاکي ..

 واي .. ناخواسته رفتم تو فاز مسايل سياسي .. !! خيلي ببخشيد . اما قبل از اين که به بخش ديگري از سرنوشت هواپيماي شاهين اشاره کنم .. اجازه مي خواهم يکي از خاطراتي که قبل از انقلاب با معزي داشتم رو براي تلطيف فضاي سايت تعريف کنم .. تو رو خدا بعدآ گير ندهيد که چرا زدم جاده خاکي .. !!

در يک روز تعطيل جمعه درست در همون ايامي که هنوز دفتر ما در طبقه دوم ستاد پايگاه يکم ترابري بود .. من با سرهنگ معزي در عمليات شيفت بوديم . در روزهاي تعطيل افسر ارشد عمليات در مقام جانشين عمليات تصميم گيري مي کنه .. اون روز يکي از افسران خلبان باحال  سي - ۱۳۰ اگه اشتباه نکنم اسمش سروان " وشگيني "‌ بود . آماده پرواز تعين شده بود . او وقتي مي بينه خبري از پرواز ها نيست با هماهنگي بچه هاي ديسپچ به خونه شون مي ره .. از شانس بدش سرهنگ معزي افسر عمليات بود ! معزي نزديک ظهر سري به گردان يازده ترابري که دقيقا پشت ستاد قرار داشت مي زنه .. وقتي سراغ خلبان اماده رو مي گيره .. بچه ها به تته پته افتاده و پاسخ درستي به او نمي دهند .. ! سرهنگ حدس مي زنه که او به خونه اش رفته است .. سريع از من خواست راننده رو به در خونه خلبان اماده بفرستم تا او را با خود به پايگاه اورد .. من ادرس خونه سازماني او را به دست سرباز راننده دادم .. ظاهرآ دوست عزيز ما هم مهمون داشته و هم کله اش گرم بوده .. ! وقتي سرباز راننده پيغام معزي رو بهش مي رسونه .. وشگيني خطاب به سرباز مي گويد ..  برو بگو خونه نبود ! سرباز مي پرسه شما ؟؟‌ بهش مي گه : من بردار جناب سروان هستم .. ! سرباز هم برگشته و به سرهنگ معزي مي گويد که جناب سروان وشگيني خونه نبود .. ! معزي با خشم و عصبانيت مي گويد .. چطور ممکنه !؟ او اماده پرواز است .. سرباز ساده دل وقتي عصبانيت فرمانده اش رو مي بيند ، مي افزايد .. قربان .. والله خود بردارش به من گفت .. ! اما جناب سرهنگ راستش رو بخواهيد خيلي شبيه جناب سروان خودمون بود !! سرهنگ سريع دوزاري اش مي افتد که سروان خلبان او رو سر کار گذاشته است .. سريع پشت فرمان نشسته و راهي خونه خلبان خاطي مي رود .. ! وشگيني بعد ها تعريف کرد .. معزي در حالي که سبيل هايش رو مي جويد .. به من گفت .. بگو برادرت هم بيايد .. !!

 و اما .. چهره امروز شاهين

مي دونم که خيلي مشتاق هستيد شکل و شمايل هواپيماي شاهين رو در اين روز ها ببينيد . بايد اضافه کنم .. واقعآ هواپيماهاي بوئينگ مثل هرکولس ها و تامکت هاي نازنين شاهکار صنعت هوانوردي هستند .. که با وجود از رده خارج شدن در اکثر کشور ها ، هنوز هم غربي ها با اشتياق به بوئينگ ها نگريسته و ياد خاطرات بسيار شيريني که با اين مدل هواپيما ها داشتند رو به ياد مي اورند ..

 

در باره ساير هواپيما ها مثل ميترا و بقيه چيزي نشنيده ام .. اما در پايان نکته اي يادم اومد که بد نيست با شما هم در ميان بگذارم .. سرهنگ معزي وقتي تصميم به فرار با سران خائن منافقين مي گيره ، قبل از هر کاري سعي مي کنه کساني رو به عنوان گروه پروازي نام آن ها رو رد کند ، که مشکل ساز نباشند . او به خوبي مي دونست اگه يکي از بر و بچه هاي مومن مثل حاج اصغر مطلق خودمون در کابين حضور پيدا مي کرد ..از محالات بود که به وي و رجوي اجازه مي داد تا به آرزويشان برسند .. ! شده خود و هواپيما رو به زمين مي کوبيد ، هرگز با معزي و گروگان گير هاي صوري او همکاري نمي کرد .. ! اين رو من مطمئن هستم ... با سپاس از همه دوستان که با من همراه يوديد .. راستش کلي حرف در باره معزي براي طرح داشتم .. اما همان طور که گفتم ، پرهيز ار سياسي شدن بيشتر از خيرش گذشتم .. شايد کامنت هاي دوستان ياد اور مسايلي باشند تا بي پرده تر سخن گويم .. !

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۵:۴۵ دقيقه بامداد دهم آبان ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 

  pplnwui1jq5rw7l7897x.jpg

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

    توجه ... توجه.... توجه  

    خوانندگان محترم لطفآ توجه داشته باشيد :

    کليه کامنت هاي وبلاگ ( دل نوشته هاي يک سرباز ) بدون پاسخ منتشر مي شوند .

    دوستان محترم پرسش هاي خود را فقط در سايت ( خاطرات يک خبرنگار ) مطرح فرمايند .

    فراموش نکنيد فقط به کامنت هاي پست اخر پاسخ داده مي شود .

  •  

    - تعداد بازديد
  • 7998
  • مرتبه

    نظرات

    سلام عمو بهروز عزیز.
    انگار حدس من درست بود که شما نیمه های شب(اول صبح) به جای استراحت بفکر خوانندگان هستید و سایت رو آپ می کنید. ضمن تشکر خواهش می کنم مواظب سلامت خودتون باشید عموی نازنین.
    از مطب جدید مثل همیشه لذت بردم و استفاده کردم. درباره شاهین کمتر مطلبی با این جزئیات و تصاویر زیبا و درعین حال گویا خونده بودم که صد البته با بیان شیوا و دلپذیر شما جذابیت اون چندین برابر شد.(درباره وجود هواپیمای دوم و شهباز که اصلا نمی دونستم). جریان اون استوار و من گاوم اشک از چشام در آورد.مطمئنم صدای خندم اول صبحی تا 7 خونه اونورتر رفته. واقعا پرانتز ها و گریز هایی که در حین مطلب اصلی می زنید لذت خوندن مطالب رو چندبرابر می کنه. ضمنا امیدوارم بعضی از عزیزان شروع نکنند به بهانه اومدن اسم رژیم گذشته بحث سیاسی شروع کردن.(راستی عمو..عجب حرفی زده بودید جلوی همکاران در باره نرفتن شاه.. من یکی که غافلگیر شدم. البته چون از عشق بی حد و حصر شما به خواهر خوبم بهاره خانم مطلعم اینطور جا خوردم، خدایی شانس آوردید و آوردیم که بلایی سرتون نیاوردن )اینم اضافه کنم باز گلی به جمال شما که با صداقت می گید به کی علاقه داشتید و طرفدار کی بودید و چرا.بعضی ها که..بگذریم..خودتون بهتر می دونید..
    براتون تو ایمیل یه مطلبی می فرستم که شرح حال بعضی از همون همکاران یک شبه از این رو به اون رو شده ای هست که فرمودید.
    بیشتر سرتون رو درد نمی یارم.
    دوستتون دارم.
    پاسخ
    يک دنيا سپاسگزارم مرتضي جان عزيزم
    بله حدس شما درست است .. من از سر شب معمولآ تا روشن شدن هوا پشت کامپيوترم نشسته و در حال طراحي ، نگارش و پاسخ به اي ميل و کامنت هاي دوستان هستم .. سکوت شب رو دوست دارم .. سال هاي سال است که در شب کار مي کنم .. حتي در ايامي که در نشريات گوناگون قلم مي زدم ..
    از اين که اطلاعات اراياه شده به درد شما خورد ، خوشحالم
    اما در باب سخن قبل از انقلاب در جمع ياران .. همان گونه که توضيح دادم .. جو گير شده بودم .. اما با درستکاري ، صداقت و خدمت با دل و جان ثابت کردم .. خائن به اين مرز و بوم نيستم
    مرتضي جان .. ديگه برايم مهم نيست بعضي ها چه انگ و تهمتي به مي زنند .. من راه خودم رو با اقتدار مي پايم
    من هيچ اي ميلي از شما تاکنون دريافت نکرده ام

    سلام کاپیتان عزیز (شتلق)
    خوبید ؟ اتفاقاً به یکی از سئوالات من پاسخ داده شد و آن سرنوشت شاهین و شهباز بود و ...
    بگذریم خودتان خوبید من نفر 4 در بازدید ها هستم و بالاخره یک می شوم (تا اینجا پیشرفت خوبی داشتم)(چشمک)
    قربان شما
    با اجازه - خبر دار- (شتلق)- عقب گرد
    پاسخ
    فدات بشم امير جان نازنينن
    اولآ شما شماره دوم هستي .. نه چهارم ! دوم اين که هيچ فرقي نداره .. همهيشه برايم عزيز و محترم هستي
    با سپاس از شما

    جناب مدرسي عزيز
    سلام
    خسته نباشيد
    همون ديروز بخشي با عنوان "تحليل ها" ايجاد كردم و 8 پست عينا از سايت شما گذاشتم.تا الان 32 بازديد بدون اينكه هيچ مانوري روي اين بخش بدم انجام شده و اين خيلي برام جالب بود.چون فقط در بالاي سايت نوشته : "تحليل ها" و در صفحه اصلي نه لينكي هست و نه بنري!و اين از بركت وجود شماست.
    ممنون از شما
    www.asemoon.org
    پاسخ
    سرور گرامي جناب يوسفي عزيزم
    اين که شما زحمت کشيده و تعدادي از مطالب بنده رو در سايت وزين خودت قرار دادي .. قلبآ سپاسگزارم . من هميشه مديريت و محتواي سايت شما رو تحسين کرده ام .. و به عنوان يک جوان امروزي همواره به شما افخار مي کنم ..
    داود جان اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشي .. از دوستان عزيزم خواهش مي کنم حتمآ به سايت جناب يوسفي سر زده و هر پرسش تخصصي در باره صنعت هوانوردي دارند .. از ايشون بپرسند . واقعآ آپديت است و با معلومات بالاي خودش با مهرباني پاسخگوست ..
    با سپاس از شما

    سلام
    خوبين
    ايندفعه فكر مي كنم جز اولين ها باشم كه براتون مسج مي گذارم و اين سومين پيغامم هست.نمي دونم در سايتتون چي هست كه هر روز صبح بايد حتما يك نگاه به اون كنم،انگار كه انرژي مي گيرم.احساس مي كنم اين از بيان شيرين و حالت پدرانه و دوستانه ي شماست.حتي همين آشنايي يك طرفه با شما براي من جاي افتخار داره.ممن.نم ازتون.
    پاسخ
    امين عزيز و نازنين
    هيچ فرقي نمي کنه نفر چندم در درج کامنت باشي .. اصل حضور پر مهر شماست که براي بنده محترم و قابل تقدير است
    اما اين که چه عاملي باعث روزانه شما مي شود .. صرفآ شخصيت پويا و بزرگوار شماست .. که با ارتباط عاطفي که با بنده برقرار شده است ، يک مهر دوسويه با محوريت سايت ايجاد شده است
    من هم به شما و دوستي شما افتخار مي کنم .. و هرگز فکر نمي کنم يک سويه است .. با سپاس از کامنت شما

    سلام عموبهروز
    شنيدم معزي خلبان توپي بوده...و رودستش نداشتيم؟
    پاسخ
    آرش جان حق با شماست . واقعآ خلبان با دانشي بود . اما نمي توانيم بگويم لنگه نداشت .. چون افراد ديگري هم هم سطح او حتي بالاتر هم داشته ايم

    سلام
    واقعا خسته نباشید
    مطالب بسیار مفیدی مینویسید
    من از مطالب شما در سایت ایمنی و بهداشت و محیط زیست با نام خود شما استفاده میکنم
    اگر امکان دارد سایت ما را لینک بفرمائید
    پاسخ
    رحيم جان عزيز و نازنين
    از اين که از مطالب اين سايت استفاده مي کني .. واقعآ از شما تشکر و قدرداني مي کنم .. اما در باره لينک کردن .. بايد عرض کنم .. اگه به حاشيه سايت ام نگاه کني .. مي بيني که ليست پيوند ها ناخواسته حذف شده است .. ! من همين چند روز قبل متوجه شدم . شايد به دليل مشکل نرم افزار بلاگرولينگ است .. که سايت من از ان استفاده مي کند .. در حال حاضر طراح محترم سايت به سربازي رفته است .. و به اين زودي نمي توانم پيدايش کنم .. اما به محضي که بخش پيوند ها راه افتاد ياد اوري کنيد حتمآ اين کار رو با افتخار انجام خواهم داد اما اين جا لينک سايت شما رو قرار مي دهم .. تا دوستان نظري به ان بيندازند
    http://www.iranhse.ir

    جناب مدرسی
    خاطره زیبایی بود.برای آن دسته خوانندگان که از ایر فورس وان اطلاع ندارند:هر گاه ریاست جمهور آمریکا سوار هواپیمایی بشود نام آن هواپیما خود به خود به شماره یک نیروی هوایی تغییر خواهد یافت.البته هواپیمای استاندارد وی همان بوئینگ 747 مدل V C 25 است و در زمان ورود و خروج به کاخ سفید و یا اماکن دیگر که به لحاظ امنیتی و زمانی استفاده از خودرو امکان ندارد از هلیکوپتر ویژه این کار یعنی مدل V H 60 استفاده خواهد کرد که چون این هلیکوپتر متعلق به واحد تفنگداران دریایی آمریکا است پس نام آن شماره یک تفنگداران دریایی خواهد شد.حال اگر معاون ریاست جمهوری از این هواپیما یا هلیکوپتر استفاده کند نام انها به شماره 2 نیروی هوایی یا تفنگداران دریایی تغییر خواهد کرد.قوانین گوناگونی برای استفاده ریاست جمهوری از این پرنده ها وجود دارد که یکی از آنها مربوط به تعداد موتورهاست و هیچ هواپیمایی که توسط ریاست جمهوری استفاده میشود نباید کمتر از سه موتور داشته باشد.بخصوص هنگام عبور از فراز اقیانوسها.در برنامه ای مستند نحوه نگهداری و سرویس ایر فرس وان نشان داده میشد(البته قسمتهای غیر محرمانه) یکی از این سرویسها تمیز کردن جزء به جزء بدنه و حتی داخل اگزوزها بود که در عین حال بازرسی کلیه قطعات و ساختارهای آن را از نظر ترک و شل شدگی پرچها و درزها را شامل میشد و این بالاترین ضریب ایمنی را به دنبال داشت.به هر حال برای حفظ آبرو و اعتبار یک مملکت لازم است تا سران ان کشور از چنین امکاناتی هم استفاده کنند.
    پاسخ
    دوست عزيز و نازننيم جناب موريس گرامي
    اطلاعات بسيار بار ارزشي ارايه فرموديد که بخش قوانين تعداد موتور هواپيماي رياست جمهوري امريکا برايم تازگي داشت .. اما در باره بازيد ها و دقت در بررسي ها بگم .. اصولآ امريکايي ها و حتي پاکستاني ها به نگهداري و دقت در بررسي ها خيلي اهميت مي دهند .. و ذاتآ در بازرسي ها خيلي دقيق هستند .. و تنها مربوط به هواپيماي رئيس جمهور شون نيست .. ! بر عکس کشور خودمون .. که بعضي ها حتي زورشون مي آمد بازديد هاي تعريف شده و استاندارد رو انجام دهند .. !
    با سپاس از توضيحات بسيار مهم و عالي شما
    بي نهايت سپاسگزارم

    درود بر آقای مدرسی قهرمان
    شما حتما به نمایشگاه هوایی تهران در حاشیه اتوبان کرج روبروی پارک ارم تشریف بردید.
    درانتهای محوطه بیرونی نمایشگاه همونجایی که بیشتر شبیه قبرستان هواپیماهای بوئینگ میمونه تا نمایشگاه هوایی ....دو تا 727 خوشگل پشت به پشت هم پارک شدن فکر میکنم یکیشون هواپیمای اختصاصی شاه موسوم به شهباز هستش (EP-GDS)و دیگری هم هواپیمای اختصاصی خواهرش اشرف (EP-PLN)که میتونید از نزدیک داخلشون رو ببینید .....فکر میکنم هواپیمای اشرف بود که اجازه بازدید از داخلش رو میدادن .....از پلکان انتهایی هواپیما وقتی وارد میشی درست روبرو ی شما یه بار کوچیک چوبی بسیار شیک خود نمایی میکنه و سمت چپ در امتداد مبلمان راحتی معرکه اش یه تلویزیون قدیمی مال دهه هفتاد که داخل دیوار با تزئینات چوبی بسیار زیبا کار گذاشته شده و موکت ها ، لوستر و.... یه جورایی فکر میکنم فضای داخلی اش شبیه عکس های مطلب شما بودش ....سبک دکوراسیون ادم رو میبره به دهه 1970......واقعا های کلاس ....خیلی جالبه ...فکر میکنم از نزدیک دیدنش ضرر نداشته باشه .
    حالا که صحبت از تشریفات شد حیفه از
    بوئینگ 737 (EP-AGA) متعلق به نخست وزیر دوران قبل از انقلاب و همچنین ایرباس A340 متعلق به سلطان برونئی و از همه جوانتر ایرباس A321 -231(EP-AGB یادی نکنیم ,....راستی جناب مدرسی ....این آقای فیروز مومنی .....همون آقایی نبود که چندین سال پیش یکبار تو تلویزیون به مناسبت هفته دفاع مقدس صحبت میکرد ....یه ریش پرپشت جو گندمی داشت و یکمی توپول ، خیلی پرحرارت و با نمک حرف میزد و درمورد سرهنگ معزی میگفت من به هر کی گفتم این معزی حتی اثاثیه خونه اش رو هم حراج کرده ، داره میفروشه و میخواد بره از کشور کسی به حرفم توجه نمیکرد .....و یادمه تو خاطراتش که خیلی با نمک و با مزه تعریف میکرد از روز اول جنگ و بمباران مهراباد میگفت که از میدان آزادی با سرعت میرفتم سمت پایگاه یکم و.... و (گفت بچه های پایگاه یکم به دیوار طولانی فرودگاه فرودگاه مهرآباد میگن دیوار چین .....)ودر ادامه تعریف کرد چطوری یه بوئینگ رو برای اینکه از باند مهرآباد و خطر بمباران دوباره نیروی هوایی عراق دور کنه تنهایی پرواز داده و از مهرآباد دورکرده و......؟؟؟؟؟
    از فرار بنی صدر با شاهین فرمودین فکر میکنم مشروح واقعه رو تو سایت شما خوندم یا جای دیگه ...نمیدونم .... ؟!!!! لطفا اگر امکان داره دوباره در ادامه موضوع به ماجرای تعقیب و رهگیری شاهین توسط تام کت تا داخل خاک ترکیه .....و تماس وزارت خارجه ترکیه و .....( جایی از زبان سرهنگ معزی نوشته بود که با کم کردن ارتفاع به قدری به شاهین برای سریعتر رفتن فشار میاورده که بدنه هواپیما دچار لرزش شدید میشده ...مابقی ماجرا که فکر میکنم اگر شما بفرمائیید جذابتره ... با آرزوی موفقیت بدرود
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    در باره اين نمايشگاه که مي فرماييد .. راستش بنده تا حالا نديده ام .. يعني برايم جالب نبوده است .. اما موقع عبور از اتوبان کرج از دور ديده ام . در باره هواپيماي اشرف .. با توضيحاتي که ارايه فرموديد ، بله بايد هواپيماي تشريفاتي سلطنتي باشد .. اشرف بعد از کنار گذاشتن اين هواپيما ، از فرانسه جت فالکون خريداري کرد .. که داستان انتخاب خلباناني خوش تيپ وغير سيگاري براي او را شرح داده ام .. ! در باره فرار معزي بايد عرض کنم او با شاهين فرار نکرد .. با شاهين به طور رسمي شاه رو برد .. اما بار دوم با يک فروند بوئينگ سوخترسان با سران منافقين و بني صدر گريخت .. که ماجرا رو بنده با جزئيات دقيق شرح داده ام .. و شما هم احتمالآ در سايت بنده مطالعه فرموديد .. چون بعد از ان خيلي از خبرگزاري ها و سايت هاي مهم مثل عصر امروز هم به مطلب بنده لينک دادند ...
    در باره سرعت زياد و فشار به موتور ها .. مربوط به شاهين نيست .. اما هر هواپيمايي يک محدوده مشخص براي سرعت هوايي و زميني دارد .. که اگر از ان بگذرد .. بدنه شروع به لرزيدن مي کند ..
    در باره همه اين مسايل در مطالب قديمي توضيح داده ام
    با سپاس از شما
    راستي ابولفضل جان اون شخصي که اشاره کردي در تلويزيون صحبت کرد .. احتمالا سردار اصغر مطلق مي باشد .. که اين حرف ها رو زده است
    ببخشيد يادم رفته بود توضيح دهم

    کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
    عمو بهروز ضمن تشکر از شما می خواستم بپرسم شاه که خود خلبان بوده هواپیمای تخصصی اش برای پرواز چه بوده؟
    آخر می گویند شاه هم با بویینگ هم با هرکولس و هم با فانتوم می پریده.
    با تشکر و ایام به کام.
    پاسخ
    مرتضي جان عزيزم به نکته بسيار جالبي اشاره کردي
    ببين عزيزم .. او دوره خلباني رو از نوجواني اموخته بود . و واقعآ به مهارت هايي دست يافته بود .. اما اين که پشت هر هواپيمايي مي نشست .. عرض کنم . من فکر مي کنم که تخصص او در هواپيماي شکاري بوده است .. همان طور که فرزندش هم در سنين نوجواني قادر بود با اف - 5 پرواز کند .. و يک بار هم در مراسم رژه اي که در اتوبان کرج قبل از انقلاب ترتيب داده بودند .. او با اف - 5 در ارتفاع پائين از جلوي جايگاه عبور کرد و مورد تشويق شاه و فرح قرار گرفت .. اما حضور شاه در پشت فرمان هرکولس يا بوئينگ و جت فالکون .. عرض کنم .. اصول پرواز که در همه مساوي است .. اما براي جلوگيري از هر ريسکي .. کمک خلباناني که در کابين کنار دست اعليحضرت مي نشستند .. همه از بهترين ها بودند .. و دستور داشتند در صورت اشتباه شاه در کنترل هواپيما .. تا اخرين دقايق دخالت نکنند .. اين يک دستورالعمل بود
    اما در پرواز هايش با شکاري تنها بود .. حتي در امريکا پشت تامکت نشسته و بعد از پياده شدن دستور داد تا خريداري شود .. ! کلآ او را مي شه خلبان شکاري دانست .. که در ساير هواپيما ها هم توانايي داشت .. يادم مي آيد در يک پروازي بر فراز اروپا .. هوا خيلي خراب بوده است .. و شاه قصد نشستن پشت فرمان رو داشته .. معزي به فرح مي گويد .. خيلي خطرناکه .. فرودگاه مربوطه يخبندان بود .. به هر حال معزي به عنوان کمک خلبان سعي کرده بود از خروج هواپيما از باند جلوگيري کنه ..
    ممنون از شما

    با سلام به جناب آقای مدرسی
    مطلب فوق را بدقت خواندم و لذت بردم البته کمی طولانی است . ای کاش در نمایشگاههای بین المللی خضور پیدا می کردید و از نزدیک مدلهای هواپیماها را به ما توضیح می دادید . بهرحال مشتاق دیدار شما هستم . در صورتی که ایده اقتصادی خوبی برای همکاری دارید می توانیم تشکیل تیم همکاری دهیم و با نظرات دوستان و آشنایان شما و بخصوص خوانندگان عزیز در زمینه غنی سازی و بروز رسانی اطلاع رسانی در عرضه وب و هواپیما و موضوعات مرتبطه گامهای بلندتری برداشته و به امید خداوند وب سایت شما را به محل پاتق افراد علاقه مند در زمینه های فناوریهای بروز در حوزه های جدید تبدیل کنیم . اگر موافق بودید همین جا اعلام کنید تا آستینها را بالا زده و بدیده منت با شما همکاری کنیم . بنده می دانم شما از هر زمینه کاری یک دوست در سراسر ایران دارید که اگر در قالب مدیریت شما در این محل به همکاری برآیند چه می شود
    نظرات دوستان هم حائز اهمیت است؟
    با تشکر
    به آرش جان فرزندتان سلام مرا برسان . به امید دیدار در ضمن آدرس دقیق مغازه ای که آرش جان در خیابان بهار کار می کند(سیسمونی بچه) اگر اشکالی ندارد در همین جا قرار دهید تا خریدهایمان را از آنجا با آشنایت شما انجام دهیم . لطفا بهمراه تلفن
    بازهم متشکرم
    یه دنیا سپاس
    پاسخ
    فرزاد عزيز و گرامي
    از اين که از خواندن مطلب فوق خسته نشدي و خوشت اومد ، خوشحالم . اما اين که مي فرمايي طولاني است .. بار ها عرض کرده ام .. من از خدا مي خواهم به طور خلاصه و کوتاه بنويسم .. چون براي من خيلي راحت است .. اما به خواسته خوانندگانم که اين سبک رو مي پسندند ، زحمت طولاني بودن رو متحمل مي شوم . ضمنآ مي دونم ميليون ها سايت با مضامين خلاصه پيدا مي شود .. دليلي که دوستان طولاني رو ترجيح مي دهند .. احتمالآ به خاطر سبک و سياق خاص خودش است .. به هر حال بنده با تمام وجود در خدمت ياران هستم
    اما در باره ايده اقتصادي که فرمودي .. باور کن بنده به زحمت شکم خود و زن و بچه ام رو سير مي کنم .. ضمن اين که کلآ ادم اقتصادداني نيستم .. و هرگز نتوانسته ام در زندگي از اين هنر بهره ببرم .. !
    اما در باره تشکيل تيم همکاري .. در نظر ايده بسيار جالبي است .. اما مشکل اصلي خود بنده هستم .. باور کن من شخصيت جالبي ندارم .. و نبايد با نوشته هايم بنده رو ارزيابي کنيد .. چون وقتي قرار باشه از نزديک ارتباط داشته باشيم .. مسلمآ در ادامه با نکات منفي شخصيت بنده آشنا خواهيد شد و همين امر موجب انزجار و دوري خواهد شد که فرايند ان جز شکست و ضرر چيزي در بر نخواهد داشت .. بنابراين توصيه مي کنم .. کسي رو به خاطر نوشته و يا از روي تصوير هرگز ارزيابي نکنيد .. بي جهت نيست که قديمي ها هميشه توصيه مي کردند براي شناختن دوستان با او سفر برويد .. کار تيمي هم مثل سفر است .. و من مطمئن هستم شما از شخصيت بنده خوشت نخواهد امد .. ! پس بهتره همون دوري و دوستي برقرار باشه .. !! فرزاد جان حق با شماست .. من دوستان زياد و بانفوذي در همه جا دارم .. اما خيالت رو راحت کنم .. در اين دوره و زمونه کسي براي کسي هيچ قدمي بر نمي دارد .. دوستي ها همه در حد تعارف هستند .. در ظاهر و يا در فضاي وب ممکنه براي لحظه اي جو گير شده و و قصد ياري به شما رو داشته باشد .. اما کافي است يک روز از آن بگذرد .. همه چيز فراموش مي شود .. پس بهترين روش اين است .. هرگز مشکلات و غم و غصه هاي خود رو به کسي نگوييم .. چون همون يک ذره ارزشي که قبلآ براي شما قائل بودند .. کمرنگ مي شود .. ! من معتقدم در اين امر خاص بايد دروغ گفت .. بايد هميشه بگي حالم خوبه .. بيماري ندارم .. مستاجر نيستم .. خانه وييلايي دارم .. سهام هاي عمده اي در شرکت هاي بزرگ دارم .. دغدغه مالي ندارم .. اين جوري شما رو بهتر درک مي کنند .. و برايت احترام مي گذارند .. اما اگه واقعيت رو بگي ... نه تنها چيزي عايدت نمي شود .. بلکه همون يک ذره اعتبارت هم مخدوش مي شود .. و ديگه تره هم به حرفت خرد نمي کنند .. ! اين واقعيت امروز اجتماع است .. مردم بقدري گرفتارند .. که خيلي زرنگ باشند .. خانواده خود رو نجات داده و به فکر آن ها باشند .. نه بيشتر .. !! بقيه حرف ها تعارفي بيش نيست .. اما اين که اين جا پاتوق باشه .. بايد بگم که پاتوق است .. دوستان تشريف مي اورند .. اما براي دوام دوستي .. توصيه مي کنم .. نه از کسي چيزي بخواهيم .. نه به کسي چيزي از خودمون بگيم
    فرزاد عزيزم .. در مورد مغازه پسرم .. ضمن تشکر از شما بايد عرض کنم .. او در آن جا فروشنده ساده اي بيش نيست .. اما اگه اصرارداريد .. ازش آدرسش رو مي پرسم و تقديم مي کنم .. با سپاس از شما

    جناب مدرسی
    خسته نباشید من از خوانندگان پر و پا قرص سایت شما هستم
    اما سوالم از شما این بود که این مستندهای نشنال جغرافی را در ایران می شود به صورت یکجا تهیه کرد و یا خرید آیا کسی را سراغ دارید که داشته باشد ؟
    پاسخ
    امير حسين جان عزيزم
    اگه به مطالب قديمي من مراجعه کني .. شخصي بنام محمد در سايت من تبليغي رو قرار داده بود که در آن انواع و اقسام فيلم هاي نشنال جئوگرافي رو مي فروخت .. حتي يادمه بهش گفتم پول اگهي اش رو به من نده ولي در عوض به خوانندگان سايت تخفيف بالايي بدهد .. از روزي که تصميم گرفتم ديگه تبليغي در سايت قرار ندهم .. ارتباطم با او قطع شد .
    اما راستش رو بخواهي من خودم فيلم هاي زيادي از نشنال جئوگرافي دارم .. اما مشکلي که وجود داره اين است .. چون يکي از دوستان خوبم بنام سام نازنين از سوئد اين مجموعه ها رو در اختيار بنده قرار داده است .. از من خواسته است به هيچ عنوان تکثير نکنم .. ! چون براي او تبعاتي در سوئد خواهد داشت .. شايد باورت نشه من حتي به فرزندم هم ندادم .. ! تا زماني که سام در سوئد درس مي خواند .. طبق قولي که دادم .. قادر نيستم . اما اگه او برگشت ، منعي براي در اختيار گذاشتن به دوستان رو ندارم .
    اما من در جاهاي ديگري لينک هاي دانلود اين مستند ها رو ديدم .. البته کيفيت لازم رو ندارند .. اما اگه جستجو کني .. حتمآ موفق خواهي شد . ضمنآ من نمي دونم شما در کدام شهر زندگي مي کنيد .. .. يا اگه تهران هستيد .. در کدوم محله اي مي باشيد .. ؟ تا اگه کسي پيدا شد به شما وصل کنم ..
    با سپاس از شما

    آشنايي با اختصاصی ترين هواپيماي جهان
    Air Force One


    http://www.centralclubs.com/air-force-one-t9773.html
    پاسخ
    ايمان عزيز و نازنين
    بي نهايت از شما سپاسگزارم
    خيلي مطلب جالب و قابل توجه اي است . من از نزديک ديده ام .
    با سپاس از شما که اطلاعات با ارزشي رو ارايه مي دهيد

    سلام سلام ببخشيد من يه كم دير رسيدم.
    عجب دوراني بودهايادش بخير من اون موقعها 5- ساله بودم(چشمك)
    يه فيلم يواشكيم از اين شاهين گرفتم با موبايل.سالاري واسه خودش هنوز.
    كامنت جالبي بود به همراه ويرايش عالي.
    به نظرم اين خسته نباشيدا كاري از پيش نميبره بايد يه فكر ديگه كرد ولي بازم خسته نباشي عمو جون.
    پاسخ
    سلام ايمان عزيز
    خوش اومدي .. بله واقعآ هواپيماي مجلل و گرانقيمتي است
    خوشحالم مورد پسند شما دوست خوبم قرار گرفته است .. ممنون از حضور پر مهر شما

    سلام آقای مدرسی عزیز.
    من سعی میکنم همیشه مطالب شما رو دنبال کنم.
    دیدم که مطالب زیبایی راجع به هواپیمای سلطنتی نوشته بودید.
    هر چند شما شاید خودتان از این سایت که میخوام معرفی کنم دیدن کرده باشید ولی با خودم گفتم بد نیست لینک این سایت رو برای شما بفرستم.
    شما میتوانید عکسای زیادی از هواپیمای سلطنتی مخصوصا تز داخل هواپیما ببینید.
    فقط نمیدانم چرا این هواپیما انقدر کهنه و فرسوده نگهداری شده است.
    http://jetphotos.net/showphotos.php?offset=0&where=search|Boeing%20727|-2|Iran|-2||15|1|||||||Boeing%20727|Iran|-2|-2|||15|1||-2|-2||||all|2||||||-2|||1|||||||||
    در صورتی که باز نشد جت فوتو را باز کنید سپس بویینگ 727 و ایران را انتخاب کنید.
    پاسخ
    محمد امين جان نازنين
    از شما به خاطر حضور دايمي از سايت بنده ، قلبآ تشکر و قدرداني مي کنم
    اما در باره آدرس سايتي که مرقوم فرموده اي .. راستش تا حالا نديده بودم . و از شما به خاطر معرفي اش تشکر مي کنم .
    دليل کهنه و فرسوده بودن آن ها ، فکر مي کنم از رده خارج شدنشون باشه . اما اعتراف مي کنم من علاقه بسيار شديدي به بوئينگ هاي 727 داشته و دارم . هميشه با ديدن تصاوير اين هواپيماها واقعا حال مي کنم .. شايد بر مي گرده به سال هاي بسيار دور ، زماني که براي ادامه تحصيل با دوستانم به آمريکا اعزام مي شديم .. از تهران تا لندن رو با همين 727 ها طي کرديم .. ! يادش بخير
    همه تصاوير سايت جت فوتو به راحتي باز شدند .
    با سپاس از شما

    هواپیمای تشریفاتی رئیس جمهور روسیه

    http://blog.rooz8.com/8854-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3/

    http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=9176&p=91997
    پاسخ
    يک دنيا سپاسگزارم ايمان نازنين
    خيلي جالب بود
    دست شما درد نکنه

    سلام .من یک ماهیه با سایتتون آشنا شدم و کلی از خاطراتتون رو خوندم.واقعا لذت بخش بودن.ازتون ممنونم.
    من از بچگی عاشق پرواز و هواپیما بودم ولی بدلایلی نشد که تو این مسیر حرکت کنم .اما خیلی خوشحالم که افرادی مثه شما اینقدر صادقانه و زیبا در مورد خاطراتشون که تو دل پرواز شکل گرفته صحبت مکینن.امیدوارم همیشه شاد باشید.

    پاسخ
    از اين که به جمع ياران همدل و صميمي پيوسته اي ، خيلي خوشحالم . خوش اومدي عزيزم . از اين که نتوانستي به رشته مورد علاقه ات دست يابي ، اصلآ ناراحت نباش .. حتمآ مشيتي در کار بوده است
    من مخلص شما دوست عزيزم هستي .. خيلي خوش اومدي نازنين

    سلام آقای مدرسی

    خسته نباشید.
    سوالی دارم که خوشحال میشم اگه شما یا بقیه دوستان پاسخ دهند.

    سرنوشت 707 هاو 727 های ایران ایر و همینطور نیروی هوایی چی شد چون همینطور که میدانید مدتهاست که این دو مدل از رده خارج شده اند.
    من هم خیلی وقت میشه دیگه تو فرودگاه ندیدمشون.

    قربان شما
    علی از کانادا
    پاسخ
    سلام علي جان خوبي ؟
    راستش من هيچ اطلاعي از اين پرنده هاي زيبا ندارم . اما مسلمآ دوستان پاسخ شما را خواهند داد .
    علي جان يکي از بچه ها مي گفت .. در اتوبان کرج 727 شهباز رو براي نمايش عموم در نمايشگاه هوايي گذاشته اند .. به هر حال من هم دلم خيلي مي خواهد بدانم
    با سپاس از شما

    سلام
    کاپیتان جان میرعلی یاری هستم بار چندمم هست که نظر میدهم هر چند هم ایمل زدم ولی جوابی از شما ندیدم.
    هدف کلی من : اگر اجازه میدهید با هم همکاری داشته باشیم و من با ذکر منبع از مطالبتون استفاده کنم من همه کامنت هاتونا کامل می خونم.
    وقتی از شما جوابی نندیدم به دونه اجازه دست به کاری زدم که تو این پیج می بینید.
    http://pilota380.blogfa.com
    /cat-64.aspx
    پاسخ
    ميرعلي جان عزيز م
    اين اولين کامنت و پيغام شماست که مي بينم .. . به هر حال بنده ابتدا به وبلاگ زيبا و پر محتواي شما سر زدم .. بنده رو حسابي شرمنده کردي ..
    مير علي جان .. شما حق داري از مطالب سايت بنده هر جور راحت هستي استفاده کني .. من به حضور جواناني مثل شما افتخار مي کنم

    با سلام خدمت عمو بهروز عزیز
    خیلی دلم برای تان تنگ شده بود . ولی به دلیل مشغله و گرفتاری های ایام کمتر به اینترنت سر می زنم . ولی 2 یا 3 روزی است که دارم مطالب شما را می خوانم . که یاد شب و روزهای که در غربت با شما داشتم افتادم که یادش به خیر .
    راستی یک خورده نگران شما شدم که خدای نکرده دوباره سیگار بکشید .
    زیاد مزاحمتان نمی شوم . فقط سلام مرا به دوستان عزیزم علی کدخدایی نازنین ارمان بیات عزیز دامون بامداد مهربون و ریش سفید این سایت اسی با معرفت برسانید
    نادر رضوی
    پاسخ
    به به نادر جان عزيزم .. پسر آخه اين رسم دوستي است .. ما همه نگران سلامتي شما بوديم .. اتفاقآ هفته قبل علي کدخدايي خونه ما زنگ زد .. و در خلال حرف هايش از شما پرسيد .. گفتم خبر ندارم .. گفت خيلي نگرانش هستم .. گفتم من هم نگران نادر هستم .. خلاصه بگم امکان نداره علي يا ساير بچه ها با من تماس بگيرند .. ولي حال شما را نپرسند ..
    عزيزم .. تو که مي دوني چقدر دوستت داريم .. دامون نازنين هم به تهران اومده .. و در سک شرکت خيلي خوبي در حال کار مي باشد .. و ما هر از گاهي حال همديگر رو مي پرسيم .. بقيه دوستان هم بد نيستند .. همه خوب هستند .. اسي در حال ادامه تحصيل است .. خيلي خوشحالم کردي پسر .. علي و ديگران هم از شنيدن خبر سلامتي شما خوشحال خواهند شد
    با سپاس

    جناب مدرسی
    سلام و درود بر شما
    خیلی ممنونم که با صبر و حوصله جواب نظرات بنده و دیگر دوستان رو میدهید .
    دو تا پیشنهاد دارم برای موضوع پست ویژه :
    یکی ماجرای این 33 معدن چی گرفتار در شیلی که البته با توجه به اینکه در رسانه ها خیلی به اون پرداختن شاید دیگه جذاب نباشه و دیگری ماجرای سقوط هواپیمای حامل تیم ملی راگبی اروگوئه در سال 1972 و آمخواری بازماندگان اون پرواز.
    راستی یکی از رفقا سراغ بوئینگ ها رو میگرفتن ....باید بگم برای دیدنشون تشریف ببرن نمایشگاه هوایی تهران ...
    منم مثل شما از اتوبان کرج که رد میشدم و از دور محوطه نمایشگاه رو میدیدم خیلی دلم میخواست که یکبار برم و از نزدیک هواپیما هارو ببینم که بلاخره مهد کودک دخترم یه جشن تو سالن آفی تائتر نمایشگاه برگزار کرد منم از خدا خواسته سریع مراسم رو پیچوندم و .... اولش خیلی شور و شوق داشتم.... ولی وقتی آدم از نزدیک چشمش به هواپیما ها میفته گریه اش میگیره .....اصلا به وضعیتشون رسیدگی نمیشه
    به هیچ وجه اونجا فضا و محوطه مناسب و در خور نمایشگاه هوایی نداره ....تو گرد و خاک و نشت روغن دارن دست و پا میزنن خیلی از قسمتهاشون قطعه برداری شده و دریچه های باز شده همینجوری رها شده .......درب خیلی از هواپیما قفل کشویی دارن با یه قفل آویز ..!!!! یا اون 727 بیچاره که کردنش رستوران هوایی!!! یه قسمتهایی از سقفشو ایزوگام کرده بودن !!!!
    آقای مدرسی راستی هرچی گشتم هواپیمای نظامی ندیدم ..دلم لک زده بود برای دیدن یه فانتوم ....ولی نبود که نبود ...تا دلتون بخواد سسنا بود و هاوک کماندر و......

    میدونید این هواپیما ها واقعا شاهکار مهندسی و تکنولوژی هستن ... و دوران درخشانی رو پشت سر گذاشتن ...وقتی آدم میبینه
    اینجوری زمین گیر شدن ناراحت میشه ...یاد یه پیرزن رنجور و تنهایی افتادم که در همسایگی منزل پدری یکی از دوستانم در روستایی حومه شهرستان شهریار زندگی میکرد .....دوستم یکروز بهم گفت ....فکر میکنی این پیرزنه که جلوی در خونه اش کز کرده قبلا چیکاره بوده ؟؟؟؟ یه نیم نگاهی بهش کردم ...شاید هفتاد سال رو داشت تکیده و رنجور .....گفتم والله نمیدونم !!!! چی بگم ؟؟؟؟ چندتا شغل رو گفتم و اون هی میگفت ...نوچ ...نوچ ...!!!
    باورتون نمیشه ...وقتی بهم گفت که در زمان جوانی مهماندار هواپیما بوده هم خندم گرفت ...و هم خیلی ناراحت شدم . میدونید وقتی آدم با چیزی و یا کسی مواجه میشه که روزگاری خیلی پر رونق و شاداب بوده و بعد از گذشت سالهای شکوه و پشت سر گذاشتن دوران طلایی اونجوری به حاشیه رونده شده دلش بد جورمیگیره .....راستی عمو مدرسی یه اس ام اس صبح بارم اومد قشنگ بود براتون مینویسم : هوا گرفته بود ، باران میبارید ، کودکی آهسته گفت : خداجونم گریه نکن درست میشه .....همیشه سربلند و پیروز باشید ... دوستدار شما

    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي ابوالفضل جان
    خواهش مي کنم عزيز .. من وظيفه ام رو انجام مي دهم . و از اين ارتباط خوشحالم . در باره موضوع معدنچيان شيلي .. بايد بگم .. درست يکي دو روز بعد از اسير شدن ان ها در اعماق زمين .. اي ميلي دريافت کردم که يکي از دوستان آينده نگر .. به من گفت .. اين رو به خاطر بسپار گه اين ماجرا روزي رسانه اي خواهد شد .. و حتي فيلم هاليوودي از آن خواهند ساخت .. !! حدس او درست بود .. و طولي نکشيد که موضوع رسانه اي شد !!‌و همه شاهديم که چه سر و صدايي کرد .. و اما در باره سقوط هواپيماي فوتباليست ها که در نهايت گوشت مردگان را در نوک کوه مي خوردند .. عنوان واقعي و جالبي است که به خاطر اشتباه يکي از مسافران در استفاده از راديو در هواي ابري و خراب بود .. که در نهايت هواپيما به کوه خورد .. و فيلم آن با جزئيات ساخته شد و حتي يادمه قبل از انقلاب به عنوان بازماندگان از تلويزيون ملي ايران پخش شد .. دوست عزيز .. همان طور که گفتم ، بار آموزشي خوبي دارد . اما من اطلاعات اوليه اون رو ندارم .. مثل چه تاريخي ؟ در چه مسيري ؟ بقيه رو دقيقا مي دونم .. چون فيلم " بازماندگان " رو بار ها ديده ام .. و تمام جزئيات رو به خاطر سپرده ام .. ! در باره نمايشگاه هوايي حق با شماست . متآسفانه به سرمايه هاي ملي ما که مي تواند با اموزشي براي جوانان داشته باشد .. جدي گرفته نمي شود .. و مديريت قوي و تعريف شده اي ندارد .. اگرچه به قول شما عمر ان ها پايان رسيده است .. اما نگهداري و حفظ اون ها هنري است که متآسفانه ما نداريم ... !! در باره اون پيرزن خيلي ناراحت شدم .. اگر چه اين سرنوشت همه ما است .. مشکل اين است ما باور نداريم روزي پير خواهيم شد .. !! هميشه فکر مي کنيم .. چنين قوي و توانا و جوان باقي خواهيم موند .. !! با سپاس از شما

    عمو جان سلام
    خوبین ایشالا ؟
    خواهش می کنم تلفن من رو برای امیر حسین و یا هر کس دیگه ای که نیاز به مستند نشنال جغرافی دارن بدید هرچند که پیشکش ایرانی به چشم گیری سوغاتهای سوئدی نیست اما باز کارراه بندازه .
    قربونتون برم .دلم براتون تنگ شده .
    پاسخ
    پسر عزيز و نازنين آريا جان
    با سپاس از شما .. بله من يادم بود که شما هم اين منبع جالب علمي رو داريد .. اما چون قابل دسترس هستيد ، دلم نمي خواست با بيان نام شما ، تحت فشار و خواسته دوستان زيادي قرار گيرم .. شما نمي دوني چقدر طرفدار داره .. !!؟ مخصوصا هر باري که بنده يکي از آن ها رو ترجمه مي کنم .. تعدادي زيادي از خوانندگان از طريق اي ميل و کامنت خواهان بدست آوردن ان ها هستند .. !!
    اما حالا که شما امر فرمودي من حرفي ندارم .. اما جهت اطلاع عرض مي کنم .. چون تلفن شما در بخش کامنت ها منتشر مي شود .. مطمئن هستم آرامش شما مختل مي شود .. من اين تجربه رو داشته ام .. يک بار تلفني رو براي ارتباط اعلام کرده و علي رغمي که خواهش کردم مثلآ از ساعت هشت شب تا دوازده تماس بگيرند .. از صبح زود تا نيمه هاي شب لحظه اي از زنگ خوردن آروم نمي گرفت .. وقتي هم به آن ها ساعت تماس رو به شوخي گوشزد مي کردم .. مي گفتند در کشور ما الان ساعت اعلام شده شماست .. !!
    حال اگه شما حاضري من شماره شما رو منتشر کنم .. حرفي ندارم
    جا دارد بار ديگر از شما به خاطر اهداي مستند هاي نشنال جئوگرافي سپاسگزارم

    سلام دوستان

    در رابطه با 707 های ایران ایر ابوالفضل عزیز فرمودند اونها رو بردن نمایشگاه هوایی ولی منظور من همه اون 707 ها بود بله ممکنه یکی دوتاشون تو نمایشگاه باشند ولی ما که فقط بکی دوتا 707 نداشتیم.
    میخواستم بدونم آیا مثلا به کشور ثالثی فروخته شدند با اوراق شدند یا مثلا در جایی مثل گورستان هواپیماها(البته در ایران نداریم همچین جایی) خاک میخورن.

    قربان همگی
    علی از کانادا
    پاسخ
    بله علي جان من متوجه پرسش شما شدم . راستش اين پرسش براي من هم قبلآ پيش اومده بود .. بعيد مي دونم اوراق کرده باشند .. قبرستان هواپيما هم که نداريم .. احتمال زياد به کشور هاي ديگري فروخته اند .. بايد دوستان اگاه پاسخ دهند
    با سپاس از شما

    جناب مدرسی عزیز خسته نباشی راستش وقتی ساعت 5.45 را در پایان این پست دیدم نگران سلامتی شما شدم و به یاد این شعر افتادم( تو و شبهای مهتابی) ( من و شبهای بیتابی ) به هر جهت از شما به خاطر این همه پشتکار و با این سن و سال و بیماری قلبی سپاسگزارم و با توجه به مسایل این پست لازم میدانم مطالبی را خدمتتان عرض کنم : ای کاش هواپیمای شاهین را به همان شکل نگه داشته و برای سفرهای خارجی مسئولین رده یک استفاده میکردند که نشان از اقتدار ایرانی بود . ای کاش حفاظت اطلاعات نیروی هوایی به جای گیر دادن به شوخیهای بین خلبانان و خواندن نمازی که گویا این نماز بعد از انقلاب به ایران امده از فرار چندین خلبان شکاری با هواپیما که از نمازخوانان و روزه گیران حرفه ای بودند جلو گیری میکرد . به یاد دارم وقتی سرگرد مرادی هواپیمای f 14 را به خاک عراق برد شهید بابایی چنان عصبی شده بود که گفت: یک هواپیمای pc7 را نیز با بیغیرتی به عراق ببرید و کلکسیون انها را تکمیل کنید اری مقدسی بسیار عزیزم وقتی یاد ان دوران میافتم و سهلانگاری اقایان مومن نما را به یاد میاورم از درد به خود میپیچم حتی به یاد دارم خلبانان شکاری بودند که از ترس کشته شدن خود را به کمر درد میزدند تا پرواز نکنند وجالب اینجاست که همین خلبانان پستهای بالا میگرفتند چون استاد تزویر و ریا بودند و جالبتر اینکه همین اقایان در رابطه با خلبانانی مثل شما که عاشق این اب و خاک بودید چه تصمیمها که نمی گرفتند اری جناب مقدسی شهادت در راه وطن عشق میخواهد انهم عشقی که ایثار را معنی کند . در پایان بغضی را که سالهاست در گلویم نهفته با تک بیتی از مثنوی به تمامی تزویرگران حواله میکنم ( بر لبش قفل است و بر دل رازها) ( لب خموش و دل پر از اوازها) ارادتمند همیشگی شما امیر pc7
    پاسخ
    امير جان عزيز و نازنين
    با سپاس از شما .. و تشکر از اين که به فکر بنده هستي .. راستش رو بخواهي من حتي در سال هايي که در مطبوعات بودم .. کارهاي نگارشي ام رو شب ها انجام مي دادم .. و صبح هم يک راست به سر کار مي رفتم .. در عوض به محض بازگشت مي خوابيدم ، ساعت يک يا دو بامداد بيدار مي شدم .. در همون سال ها هم اينترنت به کشور اومد و من هم از همان ابتدا با وجود گراني آلوده اش شدم .. ! و حتي يادمه با دوستان صدا و سيما شريکي اکانت که اون سال ها تعداد اندکي شرکت اين خدمات رو ارايه مي کردند ، مي خريديم .. بعد ها صدا و سيما به مديرانش اکامنت مجاني داد .. که نمي شد چت کرد .. !! به هر حال اين عادت روي ما موند و الان هم ادامه داره .. فقط ايامي که کرج مي روم .. شب ها مي خوابم .. !! و تا مدتي تعادل ام به هم مي خورد .. ! در باره شاهين من فکر کنم چنين است که شما مي فرماييد .. يعني فقط مسئولان رده بالاي نظام مخصوصآ رياست جمهوري در سفر هايش استفاده مي کند .. دوست خبرنگاري نوشت .. در شرايط بد آب و هوايي که پرواز هاي تبريز کنسل اعلام شده بودند .. شاهين به همراه رئيس جمهور به راحتي فرود آمد .. که البته مهارت و ريسک خلبان بوده .. و هواپيما سيستمي جداي از ساير هم نوعانش مربوط بر ناوبري ندارد .. ! البته يادمه سيستم هاي مدرني را داشت .. اما براي فرود .. چه عرض کنم !؟ امير جان اشاره به تظاهر و رندي در بعضي خلبان ها کردي .. داغ دلم رو تازه نمودي .. بله حق با شماست .. اغلب کساني که با هواپيما گريختند .. از همين افراد متظاهر به مومن هاي دو اتشه و به اصطلاح نماز خوان بودند .. در باره تامکتي که به عراق رفت .. خوشبختانه سالم نرسيد .. چون عراقي ها به خاطر تغير در ساعت ورود ، از ترس اين که نکنه تله باشه .. او را در نزديکي باند زدند .. ! و لاشه اش قابل استفاده نبود ! و دولت بعثي مجسمه اون خلباني که به دروغ ادعا کرده بود تامکت رو زده است بر بالاي لاشه هواپيما بنا نهادند .. اميدوارم اين فرهنگ تظاهر و ريا از کشور رخت ببنده .. و همه با هم دوست و مهربان بوده و در صلح و عشق زندگي کنيم
    ممنون از شما دوست بسيار بزرگوارم

    سلام و درود بر جناب مدرسی
    یه سرچ کوچیک تو گوگل کردم لینک های زیر گیرم اومد ....اون لینک آخری حتی روز شمار زندگی بازماندگان رو داره ....لطفا مثل همیشه زحمت یه پست حسابی و جذاب رو بکشید ....اگه جسارت کردم و لینک مطالب رو براتون پیدا کردم بخاطر این بود که احساس کردم بدتون نمیاد در موردش مطلب بنویسید ...
    راستی هواپیماشون فوکرf28 بوده احتمالا اون موقع هواپیمای جدیدی بوده ....
    آدمخواریhttp://fa.wikipedia.org/wiki/
    ................................
    uruguayan air force flight 571
    ....................................
    http://en.wikipedia.org/wiki/Uruguayan_Air_Force_Flight_571
    دوستدار شما
    پاسخ
    سپاسگزارم ابوالفضل نازنين
    رفتم ديدم .. جالب توضيح داده بود .. به صورت کامل .. با اسامي و روزشمار تا لحظه نجات .. البته فکر مي کنم قديمي است .. اما چشم سر فرصت بايد ترجمه اش کنم .. و با سبک و سياق خودم ان را منتشر نمايم .. براي نسل هاي جوان که نشنيده اند ف جالب مي تونه باشه
    باز هم از شما ممنونم

    قربونت اقا بهرروز.
    كلي مايه افتخار من بود حضور شما.من هميشه وبلاگتون رو مي خونم.ممنون كه سر زديد.
    منهم از صداقت شما خيلي خوشم مياد و خوشحالم كه منو باور كرديد.ممنون.
    پاسخ
    فدات شم متحرک جان .. باور کن ناخواسته مطالب شما من رو خيلي به خودش جلب کرد .. و مجبور شدم همه اون خاطرات رو بعلاوه رزومه جالب آن ، بخوانم .. خيلي لذت بردم . همان طور که عرض کردم مشابهت هاي فراواني رو ديدم .. به هر حال از آشنايي با شما دوست فرهيخته ام خوشحالم

    جناب آقای مدرسی شرمنده آدرس مغازه ای که پسرتان در آنجا کار می کند را در بخش کامنت ها خواهشن قرار دهید اگر تلفن مغازه را هم بگذارید ممنونتان می شویم . در ضمن یک سفارش طراحی وبسایتی همچون خاطرات یک خبرنگار دریافت کردم و پول پیش گرفتم شماره تلفن آن سربازی که طراح سایت شما هست را در بخش کامنتها قرار دهید. در ضمن جیمیلم از کار افتاده کمی فضولی کردم رفتم در بخش تنظیمات پیشرفته و چند ویژگی خودکار را فعالسازی کردم حال هنگام ورود به جای دیگر دایرکت می گردد. ببخشید که پیشنهادات غیرمفیدی در کامنت قبلی ام مطرح کردم در ضمن شما اصلا شخصیت منفی ندارید مطمئنا البته با ما کمی احساس دوری می کنید مثلا با افراد زیر کمی صمیمانه ترید. مثل نادر رضوی و علی کدخدایی . بهرحال کمی با خوانندگان پروبا قرصتان بهتر و نزدیکتر ارتباط برقرار کنید بنده تماس تلفنی را نسبت به ایمیل ترجیح می دهم . باشد که پیروز و سربلند باشید . تلفن جناب آریا طهرانی را هم در همین بخش قرار دهید
    با تشکر ویژه از شما
    پاسخ
    فرزاد عزيز و نازنين
    با سپاس از شما .. راستش رو بخواهي من حتي تلفن کساني که خودشان هم مي خواهند را منشر نمي کنم .. چون از تبعات ان اگاهم .. و بعد ها برايم دردسر ساز خواهد شد .. ! با يک مثال شما رو روشن کنم .. چندين ماه قبل يکي از کمک خلبان هاي ايران اير که ظاهرآ در مشهد تشريف دارند .. شماره تلفن موبايل خويش را داد تا در بخش کامنت ها درج کنم .. و من بهش گفتم که مشکل ساز مي شود .. اما او گفت مشکلي نيست .. و هر کسي پرسشي داره به اين شماره زنگ بزنه .. خب من منتشر کردم .. اما خيلي زود برايم نوشت ان را حذف کن .. ! و براي من اين امکان وجود نداشت .. چون نمي دونستم در کدوم کامنت درج کرده است .. و اصلآ غير ممکن است
    اون وقت شما از من مي خواهي شماره تلفن محل کار تنها پسرم رو بنويسم .. !!؟؟ دوست عزيز .. اين همه منافقين من را تهديد به مرگ مي کنند .. و به خون من به خاطر افشاگري هايي که کرده ام تشنه اند .. اون وقت شما انتظار داري .. من شماره اعضاي خانواده ام رو در سايت قرار دهم .. !؟؟ يا حتي اون سرباز طراح .. که حتي خودم با وجودي که گفته اگه مشکلي بود زنگ بزن .. هرگز به خودم اجازه نمي دهم .. و از طريق اي ميل مشکلات سايت را با او در ميان مي گذارم .. ! بر فرض من شماره افراد را هم درج کردم .. اگه فردا زنگ بزنه و به من بگه .. مرد حسابي چرا شما موبايل من را منتشر کردي .. چي بگم ؟؟؟ شما راضي هستي من تحقير شوم ؟؟ حتي جناب آريا طهراني با وجودي که خودش خواست ، من اين کار رو نکردم .. چون مي دونم دردسر دارد . هم براي او و هم قانونآ براي بنده .. اين سايت با خون دل و زحمت فراوان و صرف هزاران ساعت بي خوابي به اين جا رسيده است .. اون وقت پسر م شما همين جوري از من مي خواهي کار هاي غير عرف انجام دهم .. !!؟‌البته مي دونم شما به ابعاد و تبعات اين کار اگاه نبودي .. و گرنه محاله کسي اين کار رو بکنه .. مگر اين که تلفن تبليغاتي باشه .. که من آن را هم منتشر نمي کنم .. به قول قديمي ها .. چرا ادم تو قبرستان بخوابه که خواب پريشان ببينه !!!؟؟
    و اما در باره تفاوت رفتار ها .. پسرم .. فکر مي کنم همه مردم و حتي شما هم برخوردت با افراد متفاوته .. اولا جناب نادر رضوي از خوانندگان اوليه سايت است که با اغلب خوانندگان ارتباط تلفني و اي ميلي دارد .. يک سال و اندي است که از او بي خبر بوديم .. و همه بچه ها سراغ اش را از من مي گرفتند .. معلومه که ذوق زده شوم .. من که نمي توانم به هر کامنتي ذوق زده شوم .. !!!‌يا جناب علي کدخدايي يا سايرين که کمي لحن فرق مي کنه .. به خاطر ديدر از نزديک است .. او چندين بار به ديدنم اومده .. و در گرفتاري هايم حضور داشته است .. به هر حال من سن و سالي ازم گذشته است .. من به همه خوانندگانم احترام مي گذارم .. مخلص همه هم هستم .. همه رو هم به يک چشم مي نگرم .. اما اگه بنا باشه حتي کامنت هاي يک روز سايت مثل همديگر باشه .. آيا فکر نمي کنه همه تمسخرم کنند ..!!؟؟ آيا نخواهند گفت .. پاسخ ها رو کليشه اي و مثل هم جواب مي دهد .. !!؟؟ تمام سعي من اين است در کامنت هاي روزانه و در پاسخ هايي که مي نويسم ، حتمآ تفاوتي باشه .. همه دوستان شاهدند که براي شما هم همان قدر وقت گذاشتم که براي ساير خوانندگان مي گذارم .. البته مي دونم شما مزاح کردي .. اما پسرم درج تلفن هاي افراد با وجود توضيحاتي که من دادم .. اصلآ کار صحيحي نيست
    من مخلص شما و همه دوستان هستم .. و گرنه بي کارم مگه اين همه وقت براي يکايک کامنت ها بگذارم .. !!؟ شما يک بار ديگه کامنت ات رو بخوان .. وجدانآ شدني است ..!!؟؟

    سلام عمو
    امیدوارم که همیشه خوش و خرم باشین.مثل همیشه واقعا لذت بردم.در ضمن بی صبرانه منتظر پست شما در مورد قهوه تلخ هستم.
    پاسخ
    سپاسگزارم سيد جان .. چشم من اگه خدا بخواهد از امشب روي ان کار مي کنم .. طراحي ها و آپلود تصاوير ديشب تا صبح تمام کردم .. از لحظه اي که از خواب بيدار شدم تا همين الان در حال پاسخ به کامنت ها هستم .. هنوز نهارم رو نخورده ام .. ساعت دقيقآ 4 بعد از ظهر است .. و از ساعت دو و نيم که بيدارم .. خود رو ملزم به پاسخ ها دونسته ام .. منت نمي گذارم .. هميشه اين کار رو انجام مي دهم .. خدا رو شکر اين آخرين کامنت تا اين لحظه است ..
    با سپاس از شما

    سلام
    شما خیلی پر انرژی و فعال هستید ...
    اما بهتره که به فکر سلامتیتان باشید این خیلی بده که شما شب تا صبح بیدار باشید!!!
    ولیکن تلاشتان بابت این سایت قابل تقدیر و ستایش است
    از شما ممنونم
    شاد باشید و سربلند
    پاسخ
    دختر عزيز و نازنينم خانم عبدالهيان
    اين نظر لطف و محبت شما هموطن عزيزم است . اما باور کنيد من به اندازه کافي استراحت مي کنم . فقط ساعت کار خود رو به شب ها تغير داده ام .. و اصلآ بي خوابي نمي کشم . مجددآ از محبت شما بي نهايت سپاسگزارم
    ممنون از حضورتون

    سلام و خسته نباشید
    از افسر ی که با با شاه در امریکا بوده شنیدم در پایگاه مکدل در فلوریدا شاه بداز 10 دقیقه پرواز همراه استاد خلبان F-16 درخواست می کنه که پرواز سولو داشته باشه که با مخالفت مقامات آمریکایی مواجه میشه ولی بداز کلی صحبت شاه با آمریکایی ها شرط می گذارند که کاغذی را امضا کنه که در صورت سانحه مسئولیتی متوجه آمریکا نیست که شاه هم موافقت می کنه . 15دقیقه پرواز می کنه که همه مانورها را انجام می دهد که امریکایی شروع به دست زدن و تحسین کردن شاه می کنند که هوش و استعداد ایرانی هارو به یانکی ها نشون می ده.
    پیروز و پاینده باشید
    پاسخ
    مهدي جان عزيز و گرامي ... با سپاس از شما .. در ادامه فرمايش شما اضافه کنم که تنها شاه هوش و نبوغ بالا نداشته است .. اغلب ايراني ها در طول دوران اموزش در آمريکا ، اين نبوغ رو به اثبات رسانيده بودند .. من در يکي از پست ها در باره يکي از دوستانم .. جناب تقي مهدوي عرض کردم که او در زمان تحصيل اشکال و ايراد استاد ها رو مي گرفت .. ! و طوري شده بود که اساتيد موقع تدريس به چهره او نگاه مي کردند که آيا تآئيدشون مي کند !؟ اين مسئله در پرواز هم به اثبات رسيده است .. همچنان که رانندگي ايراني ها در جهان منحصر به فرد است .. اين ويژگي در آسمان خيلي چشمگير تر است
    با سپاس از شما

    سلام آقاي مدرسي عزيز:من خاطرات شما را با علاقه مي خوانم و لذت مي برم.سوالي داشتم مبني بر اين كه فرموديد خانم سيما دبير آشتياني با اعليحضرت مصاحبه كردند، در صورتي كه ما در تلويزيون آقاي محمود لطفي را ميبينميم كه با اعليحضرتين مصاحبه مي كنند...البته من فقط از تصاوير تلويزيون نقل مي كنم و شايد هم روايت شما درست تر باشد.قطعا همين طور است.شاد و پيروز و سربلند باشيد.

    درود بر جناب مدرسي عزيز:
    جواب سوال قبلي من را نداديد؟؟؟
    پاسخ
    پويا جان عزيز و گرامي
    به شرافتم سوگند نمي دونم سوال شما در باره چه موضوعي بوده است . من بار ها اعلام کرده ام تنها به کامنت هاي پست اخر پاسخ مي دهم .. و اگر بعد از پست جديد کامنتي منتشر شود ، بدون جواب منتشر مي کنم
    ضمن اين که من حضور ذهن به همه پرسش ها ندارم .. کلي کامنت پست جديد رو بايد جواب بدهم . لذا ضمن عذر خواهي از شما ، استدعا مي کنم پرسش خود را در آخرين پست سايت مطرح کن .. تا اگه جوابش رو بدونم حتمآ در خدمت خواهم بود . در حال حاضر کلي کامنت مربوط به پست هاي قديم روي دستم مونده است

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35