درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  معجزه در پرواز

    یک رویداد باور نکردنی در آسمان ! 

 همه چيز عادي و طبيعي به نظر مي رسد . اما درست در لحظه اي که خانم کمک خلبان قصد دارد با چرخش به سمت راست در کاليدور اصلي قرار گيرد ، ناگهان صداي انفجاري شنيده مي شود .. کاپيتان سعي مي کند با گرفتن يوک " فرمان " کنترل رو به عهده گيرد .. هر دو شوکه شده اند . باب در حالي که سرگرم گذاشتن ماسک اکسيژن به سر خود است خطاب به کمک خلبان مي گويد .. ما فشار رو از دست داده ايم .. اما به خاطر  وزش باد صدايش به همکارش نمي رسد ... !

    یک رویداد باور نکردنی در آسمان !

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

  

 bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

 " معجزه در پرواز " عنوان مطلب تصويري اين پست است که تقديم حضورتون مي کنم . بايد عرض کنم آن چه مي خوانيد برگرفته از يک حادثه واقعي است که سازمان نشنال جئوگرافي با صرف هزينه هاي کلان  بازسازي و به صورت مستند ارايه داده است . که به درخواست جمع کثيري از خوانندگان آن را آماده کردم که جا دارد از  " سام " نازنين در سوئد به خاطر در اختيار گذاشتن اين مجموعه تشکر کنم . لازم به ذکر است .. بعضي از عزيزاني که در خارج از ايران سکونت دارند بر بنده خرده مي گيرند که ما اين مستند ها  رو اين جا در ماهواره مي بينيم .. و براي ما جذابيتي ندارد .. ! از سوي ديگر تعدادي مرتب از بنده در خواست انتشار آن ها رو دارند .. باور کنيد نمي دونم به حرف کدوم دسته گوش فرا دهم .. !؟ ضمن اين که واقعآ انتخاب تصاوير ، سايز بندي ، آپلود ، ترجمه ، و روايت کل ماجرا از ميان ده ها هزار تصوير کار دشوار و سختي است .. که بنده به عشق دوستان انجام مي دهم .. پس لطفا اعتراض نکنيد !!

صحبت از محدوديت شد بايد عرض کنم .. بعضي از مستند ها مثل همين مورد از لحاظ گفتاري خيلي طولاني و پر تصوير است .. ! از سوي ديگر با محدوديت حجم و فضا در وبلاگ و سايت مواجه ام . که کار بنده رو خيلي سخت مي کند . به همين دليل بخش هاي پاياني رو به طور خلاصه تر پرداختم . اميدوارم بر کل کار تآثيري نداشته باشد . اين کار اگر چه وقت و انرژي فراواني رو از من گرفت .. اما با عشق و احترام تقديم به شما ياران همدل مي کنم .. اميدوارم هرگز شاهد هيچ سانحه اي در دنيا نباشيم .

 برچسب ها : جزيره هيلو + هونولولو + هاوايي +  شرکت هواپيمايي لوها + پرشرايز + ترک + جدا شدن سقف + فرود اضطراري + برج مراقبت + اتشفشاني + مهمانداران + گروه تحقيق + چرخ جلو + فلاپ + ارتفاع + سرعت فرود

 

 

۲۸ آپریل ۱۹۹۸ ساعت یک بعد از ظهر فرودگاه بین المللی " هیلو " شاهد حضور مسافرانی است که قصد دارند با پرواز شماره ۲۴۳ این جزیره زیبا رو به مقصد " هونولولو " ترک کنند .. 

خطوط هوایی " لوها " یکی از شرکت های معتبر هوانوردی است که تجارب زیادی در حمل به مسافر دارد  

مسافران با نظم و ترتیب با هزاران شوق و امید در صف دریافت بلیط قرار دارند .

دقایقی بعد اجازه سوار شدن مسافران صادر مي شود .. زمان پرواز کلآ ۳۵ دقيقه است . پرواز ها از صبح زود اغاز مي شود . و اين نهمين پرواز اين شرکت به جزيره هونولولو است .

مسافران با لبخند و خوشامدگويي مهمانداران وارد هواپيماي بوئينگ ۷۳۷ مي شوند .. سال هاي متمادي است که گروه پروازي به اين پرواز هاي روتين عادت کرده اند

خانم " سي بي " يکي از با سابقه ترين مهمانداران اين خطوط است که به عنوان سر مهماندار در اين پرواز حضور دارد ..

 

يکي از مسافران در حين سوار شدن به هواپيما ، ناخواسته متوجه ترک هايي در بدنه هواپيما مي شود 

حس بدي در اين رابطه او را آزار مي دهد .. اما به خاطر شلوغ بودن سر مهماندارن بي خيال مي شود !

کاپيتان " باب شونزتايمر " با يازده سال سابقه مسئوليت اين پرواز رو به عهده دارد . کمک او خانم " اميني تامکينز " با ۹ سال تجربه پرواز ، منتظر چک براي کاپيتاني است ..

کاپيتان باب قبل از روشن کردن هواپيما به شوخي از کمک اش مي پرسد .. کي کاپيتان مي شي !؟؟ دقايقي بعد هواپيماي ۷۳۷ به سر باند قرار گرفته و به پرواز در مي ايد ...  

معمولآ هواپيماهاي بوئينگ ۷۳۷ در زمان تيک آف و لندينگ با تکان هايي همراست .. اما چشم انداز زيباي جزاير هاوايي تکان ها رو از ياد مسافران مي برد ..

مسير پروازي به خوبي در اين تصوير مشخص شده است . مسافران از مشاهده مناظر لذت مي برند .

به خاطر کوتاهي مسير پروازي ، معمولآ با نوشيدني خنک ( نمي گويم با شامپاين ! ) از مسافران در طول مسير پذيرايي مي شود . و خانم سي بي در حال پذيرايي است ...  

هواپيماي ۷۳۷ در حال رسيدن به ارتفاع دلخواه يعني ۲۴۰۰۰ پايي است .

 کاپيتان عادت داره مسئوليت پرواز رو به کمک خلبانش بسپارد چون چيزي به کاپيتاني اش نمانده است

 همان گونه که عقربه ارتفاع سنج نشان مي دهد ، در حال رسيدن سقف درخواستي است .

همه چيز عادي و طبيعي به نظر مي رسد . اما درست در لحظه اي که خانم کمک خلبان قصد دارد با چرخش به سمت راست در کاليدور اصلي قرار گيرد ، ناگهان صداي انفجاري شنيده مي شود .. ! 

کاپيتان سعي مي کند با گرفتن يوک " فرمان " کنترل رو به عهده گيرد .. هر دو شوکه شده اند . باب در حالي که سرگرم گذاشتن ماسک اکسيژن به سر خود است خطاب به کمک خلبان مي گويد .. ما فشار رو از دست داده ايم .. اما به خاطر  وزش باد صدايش به همکارش نمي رسد ... !

در بخش مسافران اوضاع خيلي آشفته است .. وزش باد شديد و سرماي حاصل از آن مسافران را پريشان کرده است ..

اين در حالي است که به دليل از دست دادن فشار پرشرايز ، جان همه مسافران در خطر است .

 

هر دو خلبان به زحمت ماسک هاي اکسيژن را به روي سر قرار مي دهند ..   

خانم " پاترسيا آوبري " يکي از مسافران اين پرواز در باره لحظه انفجار مي گويد .. با صداي مهيبي سقف هواپيما از بالاي سر ما کنده شد .. ! همه وحشت زده شده بوديم ..

اين تصوير دقيقآ لحظه ترک خوردن بخشي از سقف هواپيما رو نشون مي دهد .. که بعد ها فيلمي  مستند از حادثه فوق توسط سازمان نشنال جئوگرافي تهيه و توليد شد .  

قسمت بزرگي از سقف با شدت تمام از جايش کنده شده و به اقيانوس مي افتد .. !

تنها شانسي که اوردند ، قطعه جدا شده به دم هواپيما برخورد نکرد ! و به قول قديمي ها ميلي متري از کنار دم با سرعت گذشت ..

يکي از خانم هاي مهماندار از اين که سر مهماندار پرواز " خانم سي بي " به بيرون پرتاپ شده و همکار ديگرش بي هوش و خونين به روي زمين افتاده است ، خيلي ناراحت و نگران است ..

اين هم تصوير يکي ديگر از مهمانداران که بنده خدا به محض کنده شدن سقف به روي زمين افتاد !

صداي شديد وزش باد مانع از شنيدن دستورات کاپيتان است . خانم کمک خلبان با فرياد مي گويد .. من متوجه نمي شوم چه مي گويي .. من متوجه نمي شوم ... !

در اين لحظه وقتي خانم تامکينز به پشت سرش مي نگرد ، از تعجب خشک اش مي زند ! او تازه متوجه مي شود چه بلايي به سر هواپيماي آن ها اومده است .. !

 

بيچاره مسافران به خاطر از دست دادن پرشرايز و وزش شديد باد خيلي وحشت کرده اند ..

اين هم از بدشانسي اين مسافر است که يک تکه روزنامه رو وزش باد به صورتش چسبانده است .. !

آشفتگي و اضطراب مسافران به خوبي نمايان است ..

طفلک مهماندار سعي مي کند هر از گاهي به وضعيت همکار مجروح اش رسيدگي کند ..

عمو " گريک فيث " حتمآ معرف حضورتون است ! در اغلب سوانح به عنوان کارشناس حضور دارد . او در باره خطر بي اکسيژني که اصطلاحآ " هاي پاکسيا " مي نامند ، توضيح مي دهد .

در همين لحظه ماسک هاي اکسيژن براي تنفس از سقف اويزان مي شوند .. بنده خدا مسافراني که سقف بالاي سرشون نيست .. براي لحظه اي تنفس از ماسک هاي ساير مسافران تقلا مي کنند .

خانم هاپکينز ابتدا سعي مي کند وضعيت خود را به مرکز کنترل ترافيک اطلاع دهد . اما موفق نمي شود

سرعت هواپيما در اين لحظه به ۲۷۰ ناتيکال مايل رسيده است ..

 کاپيتان سعي در کاهش ارتفاع دارد .. اما همين فاصله مشکلاتي براي مسافران پديد آمده است .

اين تصوير لحظه جدا شدن ورقه هاي سقف رو به خوبي نشان مي دهد .. !

همان گونه که مي بينيد ، ترک و شکاف ها حتي به زير بدنه هم ادامه يافته است .. !

 

طفلک خانم مهماندار يک لحظه با خود فکر کرد .. نکنه هواپيما خلبان نداشته باشه ! به همين دليل با تلاش بسيار سعي کرد خود رو به پشت کابين رسانده و از تلقن داخلي جوياي حال ان ها شود ..  اما متآسفانه ارتباط قطع شده است .. !

هر دو خلبان با تلاش بسيار سعي مي کنند هواپيما رو در ارتفاع يازده هزار پايي حفظ کنند !

تقريبآ بيست و پنج دقيقه از پرواز گذشته بود که اين اتفاق وحشتناک رخ داد .. !

 

کاپيتان سعي مي کند هواپيما رو در ارتفاع مناسب حفظ کند .. کمک اش مرتب در حال تماس است

کمک خلبان وقتي از ارتباط با مرکز ترافيک ناميد مي شود ، سريع به روي فرکانس برج کنترل مي رود .

در برج مراقبت پرواز فرودگاه  " هونولولو " مسئول مربوطه در حال گفت و گو با همکاران خود است که صداي کمک خلبان را مي شنود ...

خانم هاپکينز سعي مي کند با فرياد وضعيت اضطراري هواپيما رو به برج مراقبت اطلاع دهد . او تاکيد دارد که ارتباط اش با بخش مسافران قطع شده است .. و از حال روز ان ها هم بي خبر است ..

با شنيده شدن وضعيت پرواز ۲۴۳ ، مسئول برج حادثه رو به سر شيفت آتش نشاني اطلاع مي دهد .

سرپرست ايستگاه به محض شنيدن وضعيت اضطراري ، آژير رو به صدا در اورده و از داخل ميکرفون وضعيت رو اعلام مي کند .. آتشفشان ها سريع به ابتداي باند اعزام مي شوند ..

هواپيما همچنان در ارتفاع پائين به سمت فرودگاه در پرواز است .

 

به دليل کنده شدن بخش اعظمي از سقف و رخنه باد به داخل کابين ، کنترل هواپيما خيلي دشوار شده است .. و هر ان احتمآل چند تکه شدن هواپيما در آسمان مي رود ..

بر و بچه هاي ايستگاه اتش نشاني به محض شنيدن وضعيت اضطراري که براي يک فروند هواپيماي ۷۳۷ پيش امده است .. سريعآ آماده شده و براه مي افتند ..

در اين تصوير لحظه کم شدن ارتفاع رو مشاهده مي کنيد ..

بنده خدا کمک خلبان بقدري فرياد زده بود که صداش دورگه شده بود ! به همين دليل کاپيتان از گوشي  خودش وضعيت رو به مسئول برج مراقبت گزارش مي کند .. ضمن اين که به دليل کاهش ارتفاع ، هر دو نفر ماسک هاي خود رو برداشته اند ..  

مسئول برج مراقبت به کاپيتان اطمينان مي دهد که همه تسهيلات اضطراري براي فرود آماده است .

مهماندار با تجربه از اون جايي که احساس مي کنه .. شايد هواپيما به فرودگاه نرسه و توي  اقيانوس  سرنگون شوند ،  سعي مي کند با پوشاندن جليقه نجات به مسافران آن ها رو اماده کنه ..

با نزديک شدن به منطقه اپروچ کاپيتان از کمک اش مي خواهد چرخ ها رو پايين اورد .. اما متآسفانه مشکل ديگري بروز مي کنه .. ! و همان طور که در تصوير مي بينيد ، چراغ قفل شدن چرخ جلو خاموش است .. که نشاندهنده باز نشدن چرخ جلوي هواپيماست .. !

عمو " گريک " در باره خطر باز نشدن و فرود بدون چرخ جلو هواپيما در شرايطي که بخشي از سقف کنده شده است مي گويد .. در اين وضعيت احتمال کنده و مچاله شدن کابين وجود داره .. !  

کاپيتان از کمک اش مي خواهد يک بار ديگه اهرم چرخ ها رو باز و بسته نمايد .. شايد چرخ جلو باز شود

در همين هنگام دو نفر از بچه هاي زحمتکش آتشفشاني فرودگاه وقتي مي شنوند خلبان مطمئن نيست که چرخ جلو باز است يا خير ؟‌سريع خود رو به ابتداي باند رسونده و با دوربين نظاره گر سمتي که هواپيما قرار است بيايد ، مي شوند .

خانم مهماندار همچنان سعي در کنترل قسمت مسافران دارد ..

آن ها هر لحظه به منطقه فرودگاه نزديک مي شوند ..

کاپيتان از کمک اش مي خواهد براي کاهش سرعت و سهولت فرود فلاپ را باز کند ..

در همين هنگام خانم هاپکينز دست به کار شده و سريع سرعت فرود رو با توجه به وزن هواپيما ، مسافران ، مقدار باقي مانده سوخت ، طول باند ، وزش باد محاسبه مي کند ..

کاپيتان با مشاهده جدول به دست امده ، از کمک اش مي خواهد پنج درجه فلاپ ها رو باز کند .

خب اين هم عقربه نشان دهنده وضعيت هواپيما .. ! به هم خوردن تعادل هواپيما کاملآ مشخص است .

با نزديک شدن به منطقه " شورت فاينال " خلبان سرعت رو کم مي کند .

همه مضطرب و نگرانند . هيچ کسي از دقايق ديگر اطلاعي ندارد ...

کاپيتان در حالي که باند فرو رو در مقابل خود مي ديد ، در پاسخ به مسئول برج مراقبت که در باره وضعيت چرخ جلوي هواپيما سوال کرده بود گفت .. چه با چرخ جلو و چه بدون چرخ فرود خواهم امد .. !

در همين هنگام يکي از بچه هاي اتشفشاني که با دوربين خود هواپيما رو رصد کرده بود ، با بي سيم به مسئول برج مراقبت خبر مي دهد که .. چرخ هاي جلوي هواپيما باز هستند ..

مسئول برج با شنيدن خبر فوق خوشحال شده و سريع به کاپيتان اطلاع مي دهد .. ديگه چيزي به فرود نمانده است .. باند هر لحظه نرديک و نزديک تر مي شود ...

طبق توصيه مهماندار فدکار همه مسافران پاها رو جمع کرده و سر ها رو به روي زانو يا صندلي مقابل قرار مي دهند .. همه در تشويش و اضطراب به سر مي برند .. ! و از خود مي پرسند .. چه خواهد شد !؟

هواپيماي بدون سقف و مملو از مسافر به سمت باند فرود نرديک و نزديک تر مي شود ..

به اعتقاد اکثر کارشناسان مسايل هوانوردي ، اين حادثه يکي از عجيب ترين و حتي ناممکن ترين رويداد صنعت هواپيمايي جهان بوده است ..

بنده خدا مسافران با ترس و وحشت آخرين لحظات پرواز رو تجربه مي کنند ..

با لمس کردن چرخ هاي هواپيما بر باند فرودگاه .. خنده و شادي جاي دلهره رو مي گيرد ..

خانم هاپکينز از کاپيتان مي پرسد .. ريورس ؟؟ و کاپيتان با خوشحالي مي گويد .. بله جانم .. برو به ريورس ( معکوس کردن دور موتور ) و در اين هنگام دست هاي کمک خلبان بر روي تراتل ها قرار مي گيرد

لحظاتي بعد از ايستادن هواپيما ، مسافران مات و مبهوت باور ندارند که سالم نشسته اند .. !

در اين لحظه چهره مهماندار فداکار پرواز ۲۴۳ از همه خوشحال تر است .. اشگ شوق در چشمانش ديده مي شود ... مسافران همه خوشحال و خندان اند ..

مسافران سريع توسط تشک هاي اضطراري از هواپيما پياده مي شوند ..

 ب

آن ها با ديدن بدنه در هم شکسته هواپيما ، باور نمي کنند از آن جان سالم بدر برده اند .. !

عده اي دور کاپيتان را گرفته و مرتب تشويق اش مي کنند ...

 

 اين حادثه تنها يک کشته دارد . و او کسي جز خانم " سي بي " سر مهماندار قديمي نيست . هفت نفر هم زخمي شده اند ..  هنوز هم همه در شک بسر مي برند ..

عده اي از امداد گران براي نجات مسافراني که در داخل هواپيما گير کرده اند ، بالا مي روند ..

بلافاصله تيم تحقيق متشکل از خبره ترين کارشناسان تشکيل مي شود ..

ابتدا تصاويري بزرگ از قسمت هاي مختلف بدنه گرفته مي شود ..

تصاوير به دقت مورد ارزيابي کارشناسان قرار مي گيرد ..

بعد از مدتي هواپيما رو به گوشه ديگري از باند منتقل مي کنند ..

بخش هايي از بدنه هواپيما براي تشخيص دلايل حادثه  به واشنگتن ارسال مي شود .

کارشناسان به دقت محل پيچ و مهره هاي بدنه رو بازديد مي کنند .. ان ها به وچود زنگ زدگي در بخش هاي متعددي از بدنه مواجه مي شوند ..

خوردگي و زنگ زدگي بزرگ ترين آفت هواپيماهاست .. که در اين هواپيما باعث حادثه شده بود .

کارشناس برنامه با نشان دادن بخش هاي زنگ زده به دوربين از عدم دقت و بازرسي کامل متخصصان صحبت مي کند ..

تمام اجزاي بدنه در بازديد هاي تعين شده بايد به وسيله تابش نور هاي مخصوص شناسايي شوند .

آن چه از نتيجه بازرسي ها حاصل مي شود ، عدم دقت و توجه متخصصان مربوطه و رعايت نکردن دستور العمل هاي ارايه شده کارخانه سازنده اعلام مي شود ..

در اين هنگام يکي از کارشناسان با شاهدان عيني گفت و گو مي کند ..

اين خانم مسافر به تيم تحقيق مي گويد که عملآ ترک رو در نزديک در ورودي ديدم . اما چون مهمانداران سرشون شلوغ بود ، اطلاع ندادم .. !

در اين جا نمونه ترک نزديک در به خوبي نمايان است ..

معمولآ بدنه هواپيما ها متشکل از پنجره هاي مربع شکل است . تا در صورت هر گونه ناهنجاري و فشار يکي از آن ها به عنوان سوپاپ اطمينان عمل کرده و فشار رو خارج نمايد ..

همان گونه که در تصوير مي بينيد .. اگر ترک وجود نداشت ، فقط بخش کوچکي از بدنه جدا مي شد .. !

اگر چه تيم تحقيق و بازرسي متوجه دليل کنده شدن سقف شد ، اما هم چنان اين پرسش مطرح بود که چرا فقط خانم سي بي به بيرون کشيده شد .. !!؟

مي گويند بنده خدا  خانم " سي . بي " خيلي مهربان و مردمي بوده است . روحش شاد

همان طور که مي بينيد ، دو مهماندار در طرفين محور کنده شده قرار داشتند .. اما براي کشف معما به سراغ مسافري مي روند که آخرين بار سرمهماندار نزد او بوده است ..

 مسافر مربوطه تعريف مي کنه که سرمهماندار در حال صحبت با من بود .. من روزنامه دستم بود . که ناگهان ديدم دو تا پا از بالاي سرم به سمت بيرون مي رود .. خيلي سريع محو شد .. !

اين لحظه پذيرايي خانم سي بي است .. که به بيرون کشيده مي شود ..

با مطالعه فراوان مشخص مي شود ترک ها از جلوي در ادامه داشته و به قسمت عقب هواپيما و پائين کشيده شده بود .. و با هر پرواز و فشار پرشرايز اين ترک ها جلوتر رفته و بيشتر مي شدند .. البته بحث هاي تخصصي ديگري هم در باره کشش سر مهماندار و نحوه بازرسي در اين فيلم بود که به دليل محدوديت به آن ها نپرداختم ..

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۳ بامداد به تاريخ هفتم آبان ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 

 

 

  pplnwui1jq5rw7l7897x.jpg

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

    توجه ... توجه.... توجه  

    خوانندگان محترم لطفآ توجه داشته باشيد :

    کليه کامنت هاي وبلاگ ( دل نوشته هاي يک سرباز ) بدون پاسخ منتشر مي شوند .

    دوستان محترم پرسش هاي خود را فقط در سايت ( خاطرات يک خبرنگار ) مطرح فرمايند .

    فراموش نکنيد فقط به کامنت هاي پست اخر پاسخ داده مي شود .

  • - تعداد بازديد
  • 14087
  • مرتبه

    نظرات

    جناب مدرسی
    مطلب جالبی بود و نمونه هایی از این حوادث را در مجلات گوناگون خوانده ام.چیزی که بیشتر از همه مشخص هست اهمیت کار تیم نگهداری و خدمه زمینی برای حفظ سلامت پروازی است که متاسفانه چندان جدی گرفته نمیشود(نه در همه کشورها).در بسیاری از سوانحی که مطالعه کردم بی توجهی تکنسینها و مهندسین فنی دخیل بوده.شاید استاندارهای کاری انها مانند خلبانان نیست و چندان به سلامت روحی و جسمی آنها پرداخته نمیشود.من بارها سوار هواپیماهایی شدم که متوجه عیوب زیادی در بخش لاستیکها و بدنه بودم.به انتها رسیدن عاج لاستیکها و آثار نشت سوخت در اطراف دهانه باک در بالها نمونه های از ان بوده.
    سوالی اینجا برای من بوجود امده:
    در ثصاویری که از خط تولید اکثر هواپیماهای تجاری دیدم متوجه شدم که انبوهی از سیمها و دسته های سیمکشی از میان بدنه و سقف و بخش جلوی کابین به عقب عبور میکند یعنی دقیقا از همان محلی که سقف این 737 جدا شده.مطمئنا این کابلها و احیانا لوله های هیدرولیک جهت هدایت و انتقال داده ها و موارد فنی دیگر نصب شده اند..مانند رشته های عصبی بدن.در این صورت هنگام جدا شدن سقف بخش بزرگی از این اتصالات و سیمکشیها نیز قطع شده و ارتباط آنها با سمت دیگر جدا خواهد شد.در این صورت چگونه خلبان توانسته بدون داشتن هیدرولیک و یا ارتباط الکتریکی با سطوح کنترل بخصوص در دم هدایت را انجام دهد؟اگر از سیستمهای کمکی استفاده میشده ایا محل آنها جدای از این مسیر صدمه دیده بوده؟
    مورد جالب دوم در این سانحه تلفات کم آن است که تنها سر مهماندار بوده.اگر مسافران در حین پرواز کمربندهای خود را باز میکردند مسلما تلفات بسیار زیادتری وجود میداشت.بهمین دلیل عاقلانه است که در تمام طول سفر و هنگام نشستن بر روی صندلی کمربندها را بسته نگاه داریم..مانند هنگام سوار شدن بر اتومبیل زیرا حادثه هیچگاه خبر نمیکند و معلوم نیست که چه رخ خواهد داد...
    سپاسگذارم
    پاسخ
    سرور گرامي علي جان نازنين
    به موضوع بسيار ظريفي اشاره کردي .. آن چه که کارشناسان بعد از تحقيقات مفصل در باره متخصصان هواپيماي فوق انجام دادند .. و با بررسي هايي که در نوع استفاده در " پرچ " ها و پيچ و مهره ها انجام دادند .. که متآسفانه به دليل محدوديت فضا نتوانستم تصويري آن ها را نشان دهم .. به اين موضوع اشاره شده و تاکيد کرده اند .. که عدم توجه به توصيه هاي کارخانه که ناشي از عدم دانستن زبان و کم سوادي مکانيک ها بوده است .. باعث زنگ زدگي و ترک برداشتن قسمت هايي از هواپيما شده بود .
    اما در باره کابل فرامين .. اتفاقآ اين پرسش براي بنده هم پيش امد .. چون همان گونه که در تصاوير و فيلم مشخص است .. ارتباط سقف هواپيما در قسمتي جدا شده است .. و معمولآ هم محل عبور سيم هاي کنترل فرامين در بالاي سقف قرار دارند .. اين که چگونه فرامين مختل نشدند .. احتمال مي دهم اين هواپيما از زير بدنه کابل هاي فرامين رو عبور داده است .. اما در کنترل مشکلاتي پديد آمده بود .. و آن هم به خاطر مقاومت در برابر باد و الياف هوايي بود .. که هر گونه چرخش خارج از استاندارد باعث فشار زياد به سقف و خطرات احتمالي مي شد ... در باره بستن کمر بند ايمني .. بله کاملآ حق با شماست . حتي در مواقعي که چراغ کمربند ها خاموش مي شود ، بهترين توصيه باز نکردن کمربند ها در طول سفر است .. چون گاهي اوقات رادار هم هواي توربالانس رو نشان نمي دهد .. و با سقوط ناگهاني و کاهش ارتفاع مواجه مي شود .. که مسافراني که کمربندشون رو بسته اند .. هميشه شانس نجات دارند ..
    رعايت استانداردها و بازرسي ها فني بهترين تضمين ايمني در پرواز هاست . چندي پيش تصويري از شيشه شکسته يکي از هواپيماهاي خودمون رو ديدم که در يکي دو تا از سايت ها منتشر شده بود .. و جالب اين که شيشه را با چسب چسبونده بودند .. !! اتفاق خبر نمي کند .. کمي تلاطم پرشرايز باعث کنده شدن و خروج هوا مي شود ..
    به اميد روزي که هيچ سانحه اي در دنيا نداشته باشيم

    سلام عموجان
    بسيار بسيار مطلب زيبايي بود و زحمتي كه كشيده بوديد نتيجه داد و ما لذت برده و مطلب جديدي آموختيم. در خصوص كامنت آقاي فراز بايد بگويم كه به هواپيماي رئيس جمهور آمريكا در اصطلاح اير فورس وان مي گويند. (فارسي نوشتم كه فونتها قاطي نشوند) منظور ايشان اين بود كه در مورد هواپيماي شاهين كه همان اير فورس وان ايراني است (يعني هواپيماي رئيس جمهور ايران) مطلب بنويسيد.
    از جناب آقاي فرنودي هم هيچ خبري نيست و ما غمگين هستيم (اشك!)
    راستي مطلبي كه در زير تبليغ قهوه تلخ نوشتيد چه معني داشت؟ لطفا توضيح بدهيد. اگرچه من خودم حدس زدم يعني چه.
    در پناه حق
    پاسخ
    حميد عزيز و نازنينم .. با سپاس از شما .. خوشحالم که از اين مطلب خوشت اومده است .. در باره کامنت فراز عزيز .. اگه شما نخستين کامنت وي را بخواني .. طوري سوال رو طرح کرده بود که فکر من رفت روي هواپيماهاي شکاري جديد که جمهوري اسلامي مي سازد .. و من با اغلب اسامي ان ها آشنا نيستم .. ! او در کامنت اول اشاره به شاهين کرد .. که فکر کردم در باره هواپيماي سلطنتي شاه مي پرسد ... وقتي احساس کردم شکاري است پرسيدم متوجه نشدم .. و او تلکرافي نوشت .. ايرفرس 1 .. !! که بيشتر گيجم کرد .. چون مي دونستم ايرفورس وان چيه .. اما دنبال ربط اش مي گشتم . !! تقصر منه که کامنت اول او را خوب متوجه نشدم .. و به بي راهه رفتم .. !
    اما در باره جناب فرنودي عزيز .. عرض کنم .. ايشون مدتي در ماموريت بودند .. و در امارات حضور داشتند .. من هم نگرانش بودم . که خوشبختانه اخيرآ برگشته است . از شما به خاطر بيان احساسات پر مهرتان سپاسگزارم .
    در باره مطلب قهوه تلخ .. راستش مطلبي در همشهري خواندم که از روي قهوه تلخ کپي برداري شده و شبکه غير مجاز زير زميني تکثير کرده است .. بي اختيار ياد .. من بميرم .. تو بميري هاي مهران خان افتادم .. که از مردم مي خواهد تکثير نکنند .. ! لذا از اون جايي که وي صحبت از مرام و معرفت کرده است .. قصد دارم بي معرفتي هايش رو عنوان کرده و بهش ياداوري نمايم .. از هر دستي که بدهد از همان دست هم خواهد گرفت .. من دقيقآ در جريان رند بازي هاي او و بي معرفتي هايش در تلويزيون بودم که چگونه نمک خورده و نمکدان را شکست .. و حال قصد دارم در يک پست به تمام اون موارد با ارايه نشاني بپردازم ..

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35