درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  غریبی شهید چمران

 شهید چمران در وطن هم غریب ماند

راستش رو بخواهيد حسي مدام آزارم مي داد .. انگار به من و همکارانم الهام شده بود که دوستان تشريف نياورند ! از اين رو دست به دامن حاج علي آقاي خدادي شده و اسامي و شماره تلفن و اي ميل همه خبرنگاران انجمن دفاع مقدس رو گرفتم . و از اون جايي که نام و چهره دبير جشنواره آقاي قربان حسيني به دليل سال ها فعاليت در بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس براي اين همکاران آشنا بود ضمن تماس با يکايک آن عزيزان و تآکيد بر حضور حاج آقا قربان حسيني و حاج علي آقا در همايش براي همگي دعوتنامه ارسال کرده و تآئيديه دريافت را گرفتيم . حتي براي خاطر جمعي بيشتر ، به تعدادي از دوستان صميمي خود و حاج آقا حسيني هم شخصآ تماس گرفتم و آن ها را براي نشست خبري دعوت کردم .. ديگه يقين پيدا کرديم که حداقل ۶۵ نفر براي کنفرانس خبري حضور خواهند يافت . خصوصآ اين که در زير دعوتنامه اسامي و لوگوي سازمان هاي قدرتمندي چون ..

 شهید چمران در وطن هم غریب ماند  

 

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

 همه دوستان مي دونند هرگز ادعاي مومن بودن را نداشته ام . اما ارادات خاصي به شهيد دکتر چمران دارم . شايد تنها دليلش خاطراتي است که در زمان جنگ و در هنگام پرواز با وي داشتم . حتي يادمه در يکي از ماموريت هاي جنگي که با او داشتم کتابي را به نام بنده امضاء کرده و به عنوان هديه اهداء کرد . به همين دليل وقتي براي حضور در " نخستين همايش بين المللي مصطفي انديشه ها " گراميداشت شهيد دکتر مصطفي چمران از سوي دبير همايش جناب قربان حسيني دعوت شدم با اشتياق پذيرفتم . اين همايش قراره در سالروز تولد اين شهيد بزرگوار يعني دهم مهر ماه در سالن همايش بين المللي صدا و سيما با حضور ميهمانان و انديشمندان داخلي و خارجي برگزار بشه .. به همين دليل براي نخستين بار از فضاي وبلاگ و سايت ام دور ماندم .

صحبت از وبلاگ و سايت شد . دوستان و خوانندگان قديمي خوب مي دونند در طول اين سه سال و نيمي که از عمر تارنمايم مي گذرد هرگز امکان اين همه تآخير وجود نداشته است . واقعيت اين است که حضور در همايش تنها بهانه اي براي تمرکز اعصاب بود . از شما چه پنهان خيلي تحت فشار بودم . دغدغه پاسخ به انبوه کامنت ها و نامه هاي محبت اميز شما بزرگواران و انتشار به موقع مطلب جديد بد جوري آزارم مي داد . کافي بود چند روزي از محيط اينترنت و خانه دور باشم . يا براي ديدار نوه هايم به کرج مي رفتم .. در مراجعت حجم عظيمي از نامه و کامنت و پاسخ به ان ها مانع انتشار پست جديد ام مي شد و همين امر فشار عصبي شديدي به من وارد مي کرد . از سوي ديگر زخم زبان بدخواهان و حسودان و مغرضان باعث شده بود که تمرکز و انگيزه هايم رو بتدريج از دست بدهم .. ! در اين مدت زماني که از شما ياران همدل و صميمي دور بودم خيلي دلم براي يکايک شما تنگ شده بود . از شما چه پنهان روز پنج شنبه تلفني استعفاي خويش را از حضور و همراهي با همايش اعلام کردم .. اگه پذيرفته شود به اميد خدا از اين به بعد همچون گذشته با تمام وجود در خدمت خواهم بود ..

برچسب ها :  همایش + شهید مصطفی چمران + مهندس مهدی چمران + قربان حسینی + فرهنگسرای اندیشه + مصطفی اندیشه ها + فرهنگسرای رسانه + سالن همایش ها + سازمان صدا و سیما + نشست خبری + روزنامه نگاران + شبکه های تلویزیونی + شبکه های رادیویی + بی حرمتی + استعفاء

 

بی اعتنایی خبرنگاران خالي بودن صندلي ها رو رقم زد !

جايگاه شهيد چمران هرگز متزلل نخواهد شد .

اواخر بهار بود که به دعوت آقای " قربان حسینی " به موسسه فرهنگی هنری " پیام سازان نور " رفتم . او به من گفت : قراره " نخستین همایش بین المللی مصطفای اندیشه ها " گرامیداشت شهید دکتر مصطفی چمران در دهم مهرماه برگزار بشه . آیا حاضر به همکاری هستی ؟ روی ارادتی که به شهید چمران و شخص قربان حسینی داشتم ، با دل و جان پذيرفتم .

بعد از ماه ها جلسه و همفکري ، به دليل ملاحظات شخص مهندس چمران ما هم چنان در تهيه بودجه همايش مشکل داشتيم ! به قول حاج آقا حسيني اگه به جاي شهيد چمران هر شهيد ديگري بود ، آقاي مهندس چمران امکانات کافي در اختيارمون قرار مي داد .. ! عاقبت بعد از دوندگي هاي فراوان قرار شد سازمان فرهنگي هنري شهرداري بودجه اوليه را تهيه نمايد . به همين دليل آقاي حيدري پور رئيس فرهنگسراي انديشه به عنوان مجري همايش انتخاب شد .

از همان روزهاي نخست آقاي حميد نوروزعلي در جلسات ما رو همراهي مي کرد . وي به خاطر تجربيات ارزشمندي که داشت ، به عنوان مدير کميته روابط عمومي و تبليغات از سوي دبير همايش منصوب و حکم دريافت نمود . اما راستش رو بخواهيد به بنده بي سواد کم تجربه فقط وعده حکم را دادند .. ! و هرگز از حکم یا ابلاغیه هیچ خبری نشد .! بگذريم !!

و اما حاج علي آقاي خدادي که گاهي او را " خدادادي " هم مي نامند ، در مقام مدير کميته مدعوين منصوب شده است . و الحق و انصاف به دليل برخورداري از تجربه ارزشمند خود خيلي عالي و جلوتر از زمان کار  برنامه ريزي و دعوت از مدعوين را آغاز کرده است .. خدا قوت حاجی ..

ماجراي بنده حقير سراپا تقصير خيلي طولاني است ... ! همين قدر بگم که .. به عنوان خادمي کوچک در جمع بزرگان و فرهيختگان به عنوان نخودي حضور يافته بودم .. ! به همين دليل هم کسي حضورم رو جدي نمي گرفت ! روايت است .. در محافل رسمي به عنوان دبير ستاد خبري هم از بنده ياد مي شد ..!

راستش رو بخواهيد اغلب زحمات همايش به دوش اين سه خانم بزرگوار بوده  است . و در حقيقت با تلاش خستگي ناپذير خود چرخ همايش رو به حرکت در اورده اند .. لذا به رسم کليشه هاي رايج از سمت راست معرفي مي کنم : خانم مهربان ( مسئول ستاد خبري ) است . و خانم ها مولايي و کمالي ( مسئوليت پي گيري ، هماهنگي و برنامه ريزي ) را به عهده دارند ..

حاج علي آقا مدام در حال تماس و برنامه ريزي جهت دعوت ازميهمانان است . خيلي حرفه اي اين کار رو دنبال مي کند . گاهي هم از خانم ها مي خواهد به او ياري نمايند .. خدا خيرش بده

 دلم مي خواهد اعتراف صادقانه اي بکنم .. باور کنيد هرگز در عمرم مجموعه اي منظم ، حرفه اي ، با شخصيت ، خوش برخورد و با صداقت تر از تيم اجرايي فرهنگسراي انديشه نديدم . آن ها خيلي جدي و عالي وظايف محوله رو با لبخند به انجام مي رسودند . در سمت راست آقاي " دستمالچي " يکي از مديران نازنین فرهنگسرا را در حال گفت و گو با مدير تبليغات مي بينيد ..

 

بعد از جلسات متعدد و تصميم گيري هاي گوناگون در کميته هاي مختلف ، قرار شد نشست خبري همايش با اصحاب رسانه ها در فرهنگسراي " رسانه " انجام گيرد . از اين رو مزاحم آقاي " تدين " مدير با تجربه فرهنگسرا شديم . او همکاري صميمانه اي با عوامل دبيرخانه همايش ، خصوصآ ستاد خبري کرد که جا دارد از وي و همکارانش تشکر و قدرداني شود .

 اين هم بنر بزرگ اطلاع رساني همايش که براي پس زمينه پشت سخنرانان در نشست خبري پيش بيني و طراحي شده بود . خيلي روي طراحي و ترکيب المان هاي آن وقت صرف شده بود ! اما صد افسوس که کاربرد چنداني نداشت .. !

 

راستش رو بخواهيد ستاد خبري علاوه بر ارسال دعوت نامه به شش خبرگزاري ، بيست و پنج روزنامه ، پانزده دعوت نامه هم براي شبکه هاي راديو تلويزيوني از جمله : واحد مرکزي خبر ، شبکه خبر ، شبکه العالم و جام جم .. ارسال کرده بود . اما متآسفانه هيچ يک تشريف نياوردند . دو فيلمبردار محترمي که در تصوير مي بينيد ، يکي از آن ها براي پوشش آرشيوي با دبير همايش قرارداد بسته بود ! و ديگري را هم در دقيقه نود رابطه اي براي حفظ آبرو خواهش کردم اومد .. !!

طفلک برو بچه هاي زحمتکش فرهنگسراي انديشه از کله سحر براي نصب بنر هاي سالن کنفرانس و پذيرايي از خبرنگاران به محل نشست اومده بودند . و با دل و جان در حال انجام وظايف خود بودند . در چهره هر يک شوق ميزباني با شکوه به چشم مي خورد .. مدير روابط عمومي هرهنگسراي رسانه هم بر حسن اجراي کار ها نظارت داشت ..

همان گونه که در تصوير مشاهده مي فرماييد ، به اتفاق آقاي تدين در حال بررسي سالن پذيرايي از خبرنگاران و دستگاه قهوه جوش هستم .. چيزي به اومدن همکاران خبرنگارم باقي نمانده بود ..

پاي سيب خوشمزه ، انواع آبميوه استرليزه ، نسکافه ، آب معدني به همراه موز براي پايان نشست در نظر گرفته شده بود ..

اين هم يک نوع بنر ديگر اطلاع رساني که در مداخل ورودي قرار گرفته بود .

 

قبل از حضور ميهمانان خبرنگار ، آقاي حيدري پور مدير کميته اجرايي به همراه آقاي دستمالچي ، يکي از معاونان وي در فرهنگسراي انديشه  در حال بررسي اقدامات انجام گرفته است .. همه چيز براي پذيرايي و اطلاع رساني به ۶۵ نفر خبرنگار محترم آماده بود ..

 

عاقبت رآس ساعت ده صبح نخستين خبرنگاران به سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي رسانه تشريف آورده و در انتهاي سالن مستقر شد ..

پانزده دقيقه بعد ، دومين خبرنگار که خانمي محترم از يکي از نشريات بود ، تشريف اورده و در رديف آخر نشست .. مدام به خودم دلخوشي مي دادم که حتمآ تشريف خواهند آورد .. معمولآ اغلب نشست ها با تاخير صورت مي گيرد .. دو نفر از نيرو هاي خودي در همان رديف آخر به روي صندلي نشستند تا کمي تا قسمتي از آبرو ريزي جلوگيري کنند .. !

 ساعت ده و نيم بامداد بود .. اما هنوز خبري نبود ! از خانم " ليلا مهربان " که همکارمون در بخش ستاد خبري بود خواهش کردم تا در سالن بنشيند .. !

بعد از گذشت حدود ۴۵ دقيقه که با غرولند همان يکي دو نفر همراه شده بود ، ناچارآ به ترتيبي که مشاهده مي فرماييد ، سخنران ها در جاي خود مستقر شدند .. ! اما سالن همچنان خالي بود !

اضطراب و ناراحتي در چهره همه عوامل اجرايي مشاهد مي شد ! هيچ کس فکرش رو نمي کرد که دوستان محترم خبرنگار پاسخي به دعوت نامه هاي رسمي ندهند ! چون خانم مهربان به يکايک رسانه ها تماس گرفته بود تا تآئيديه دعوت نامه اش رو بگيرد .. !

با افزوده شدن دو بانوي محترم خبرنگار ، ديگه تاخير جايز نبود ! کلآ شش خبرنگار در سالن حضور يافته بودند .. !! با احتساب فيلمبردار محترم شبکه سه ( آقاي حسين زاده ) و کارگردان آن ( آقاي حميدي ) کلآ هشت نفر از جمع ۶۵ نفر ميهماني که دعوت شده بودند ، در سالن امفي تئاتر حضور داشتند .

براي حفظ موازنه ( شما بخوانيد جلوگيري از آبرو ريزي ) تعدادي از کارمندان فرهنگسراي انديشه در رديف هاي خالي سالن نشستند ..

باور کنيد از ناراحتي و غصه داشتم دق مي کردم .. ! همه ناراحت بوديم . به هر حال طبق هماهنگي مراسم تلاوت آياتي چند از کلام الله مجيد رسمآ آغاز شد .. در حالي که فقط شش روزنامه نگار در سالن حضور داشتند .. ! و اين غير قابل تحمل بود ..

 به غير از دونفر خبرنگار محترمي که در انتهاي سالن نشسته بودند ، اين چهار نفر کل روزنامه نگاراني هستند که افتخار حضور داده بودند ... !

بنده با علامت زرد رنگي ، خبرنگاران را از خودي ها متمايز کرده ام .. !!

ابتدا بنده ضمن عرض خير مقدم و خوشامدگويي به حضار ژورناليست در سالن ، از ان ها خواهش کردم بعد از پايان سخنراني دبير جشنواره ، جهت اعلام اسامي ميهمانان ويژه خود براي روز همايش به خانم مهربان مراجعه فرمايند .. و سپس از آقاي قربان حسيني خواهش کردم سخنان خود رو بيان فرمايند .

در اين تصوير به خوبي خبرنگاران با علامت زرد رنگ مشخص شده اند .. !

 در حالي که سخن در باب ابعاد مختلف شخصيت شهيد بزرگوار دکتر مصطفي چمران بيان مي شد ، وجود صندلي هاي خالي خيلي عذابم مي داد .. ! واقعآ حق شهيد چمران و حتي هيچ شهيدي ديگر نيست که اين چنين غريبانه در باره آن ها سخني روايت شود ..

شايد باورتون نشه .. مطالب و نکات جالبي در باره شهيد چمران عنوان شد که بعيد مي دونم کسي قبلآ آن ها را شنيده باشد .. حتي يکي از کتاب هاي اين شهيد عارف که به قلم خودش به زبان انگليسي درج شده بود ، به ميهمانان معرفي شد .. اي کاش اين اطلاعات رسانه اي مي شد ..

هديه به خبرنگاران موضوعي است که بايد صراحتآ به آن پرداخته شود .. متآسفانه رسم بسيار ناپسندي در کشور رواج يافته است که بعد از پايان هر نشست خبري با اهداي هدايايي ، به اصطلاح سبيل خبرنگاران چرب مي شود .. !!‌ و با عرض شرمندگي اعلام مي کنم کار به جايي رسيده که انعکاس اخبار بستگي به سنگيني هديه داد .. !! يادمه چند سال قبل موجي عليه اين حرکت نا پسند راه افتاد . اگه اشتباه نکنم  ابتدا واحد مرکزي خبر بود که رسمآ اعلام کرد .. خبرنگاران اين واحد مجاز به دريافت هيچ گونه هديه اي نيستند ..

بعد ها تعدادي نشريه ديگر از جمله روزنامه " رسالت " هم به جمع مخالفان پيوست . و تقريبآ اين حرکت منسوخ مي شد .. که من فعاليت ام رو در مطبوعات کم کردم . اما وقتي در دبير خانه همايش بحث هدايا پيش آمد ، متوجه شدم نه تنها منسوخ نشده ، بلکه متآسفانه انعکاس خبر بستگي به نوع هدايا دارد ! البته از حق نبايد گذشت که همه خبرنگاران چنين نيستند . و اغلب ان ها چشمداشتي به هديه ندارند . و وظايف خود رو به نحو احسن انجام مي دهند . کما اين که در همين نشست هم تعدادي از همکاران روزنامه نگار بدون دريافت هديه قصد ترک سالن را داشتند که به زور تقديم شد .. !

با پايان يافتن سخنراني ، ما مونديم و کلي ميوه و پاي سيب اضافي ... !! به هر حال از حاضران به نحو احسن پذيرايي به عمل آمد ..

شايد يک ليوان نسکافه به همراه يک پاي سيب خوشمزه ، اندکي از دغدغه هاي خالي بودن سالن رو جبران کنه ..

طفلک جناب حيدري پور  لحظه اي از هماهنگي برنامه ها غافل نيست . حتي در زمان استارحت و پذيرايي هم دلشوره کارهايش رو دارد . خدا قوت به اين مدير جوان و با تقوا که با عملکرد دقيق و صادقانه خويش و همکارنش باعث افتخار کشور هستند ..  

 

کلام اخر ...  

تصاوير را مشاهده کرديد . بقدرکافي گويا بودند . اما براي اين که در آينده گناه بي اعتنايي خبرنگاران به دامن ستاد خبري و همکاران عزيزم در دبيرخانه همايش نيفتد ، لازم مي دونم در باره روند دعوت از اصحاب رسانه توضيحاتي رو عرض کنم ...

از ان جايي که انعکاس خبر در رسانه ها اغلب رابطه اي است ، معمولآ مسئوليت ستاد هاي خبري به خبرنگاران قديمي سپرده مي شود تا از طريق ارتباطاتي که با همکاران خود دارد ، انعکاس خبرها به شکل مطلوبي نمود پيدا کند . ( البته فرا گير نيست . اما ترجيحآ چنين است ) لذا فکر مي کنم دليل  واگذاري سمت دبير ستاد خبري همايش به بنده چنين بوده باشد .بگذريم ..  از اون جايي که احتمال مي دادم شماره تلفن اغلب همکاران مطبوعاتي و راديو تلويزيوني که بنده در گذشته با ان ها همکاري داشتم تغير کرده باشد ، با ليست روابط عمومي فرهنگسراي انديشه تلفيق کرده و به يکايک نشريات ، خبرگزاري ها و شبکه هاي داخلي و بين المللي راديو تلويزيون دعوتنامه فرستاديم . از اون جايي که دغدغه عدم استقبال همکاران رو داشتم ، ليست جديد و به روز شده اي رو از روابط عمومي وزارت ارشاد ( رابطه اي ) دريافت کرده و براي اغلب نشريات و رسانه ها دعوتنامه فرستاديم ..

راستش رو بخواهيد حسي مدام آزارم مي داد .. انگار به من و همکارانم الهام شده بود که دوستان تشريف نياورند ! از اين رو دست به دامن حاج علي آقاي خدادي شده و اسامي و شماره تلفن و اي ميل همه خبرنگاران انجمن دفاع مقدس رو گرفتم . و از اون جايي که نام و چهره دبير جشنواره آقاي قربان حسيني به دليل سال ها فعاليت در بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس براي اين همکاران آشنا بود ضمن تماس با يکايک آن عزيزان و تآکيد بر حضور حاج آقا قربان حسيني و حاج علي آقا در همايش براي همگي دعوتنامه ارسال کرده و تآئيديه دريافت را گرفتيم . حتي براي خاطر جمعي بيشتر ، به تعدادي از دوستان صميمي خود و حاج آقا حسيني هم شخصآ تماس گرفتم و آن ها را براي نشست خبري دعوت کردم .. ديگه يقين پيدا کرديم که حداقل ۶۵ نفر براي کنفرانس خبري حضور خواهند يافت . خصوصآ اين که در زير دعوتنامه اسامي و لوگوي سازمان هاي قدرتمندي چون .. صدا و سيما ، بنياد شهيد چمران ، بنياد شهيد ، وزارت دفاع ، سازمان فرهنگي هنري شهرداري و ... به عنوان مشارکت به چشم مي خورد . و نشان از اعتبار قوي و بين المللي همايش داشت ..

متآسفانه با آن همه پي گيري و تآکيد همان گونه که در تصاوير ديديد ، با بي اعتنايي خبرنگاران مواجه شد ! ذکر اين نکته ضروري است که تاريخ نشست خبري را قبل از هفته دفاع مقدس انتخاب شده بود تا هيچ گونه تداخلي در کار همکاران محترم بوجود نيايد .. بگذريم ! اما از اون جايي که هر کدوم از ما عادت داريم از شکست ها نهراسيم ، عزم خود را جزم کرده و اين بار متن سخنراني دبير جشنواره را تايپ کرده و براي همه نشريات و روزنامه ها فرستاديم . تا اون جا که به خاطر دارم ، به بيش از ۴۴ نشريه متن خبر را ارسال کرديم . حتي فيلم تلويزيوني مراسم را هم با فرمت مورد نياز صدا و سيما ( ميني دي وي دي ) آماده و به شبکه هاي خبري تلويزيوني ارسال کرديم . اما متآسفانه بعد از گذشت دو روز ، تنها خبرگزاري فارس و روزنامه اطلاعات و الوفاق مختصري به اين کنفرانس اشاره کرده بودند ... !!

و اما بعد ...

باور کنيد بعد از اين سلسله اتفاقات از خودم به عنوان يک خبرنگار متنفر شدم . احساس بي هويتي و شرمندگي مي کردم . حتي خجالت مي کشيدم به روي همکارانم در ساير کميته ها نگاه کنم .. ! چون خروجي همه زحمات و تلاش هاي آن ها به ستاد خبري ختم مي شد .. حالم بد جوري از اين بي اعتنايي گرفته شده بود . اعصابم شديدآ خرد شده بود . تحمل اين همه خفت و تحقير رو از سوي همکاران سابق خود نداشتم .. پاهايم کشش لازم براي رفتن به دفتر همايش رو نداشت .. اين بود که تصميم نهايي ام رو گرفتم .. و پنج شنبه ظهر تلفني به خانم مهربان با ديدگاني گريان تماس گرفته و  خواهش کردم متن استعفاي حقير رو به شکلي که برايش مي خوانم ياداشت کرده و به دبير جشنواره ارايه دهد .. و به اين ترتيپ پروسه همکاري ام با نخستين همايش بين المللي مصطفاي انديشه ها قطع شد .. شک ندارم دوستان از اين اتفاق خوشحال خواهند شد .. چون اين بي اعتنايي و سکوت خبري را به حساب بي عرضگي حقير گذاشته بودند .. اما مطمئن هستم همايش با اقتدار کامل به گونه اي که در خور نام و شخصيت شهيد بزرگوار و عارف مبارز دکتر مصطفي چمران است ، برگزار خواهد شد . انشاالله

 

  

 dfhbsh.jpg

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲:۱۵دقيقه بامداد به تاريخ سوم شهريور ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

 

pplnwui1jq5rw7l7897x.jpg

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

      

  •  
    - تعداد بازديد
  • 5997
  • مرتبه

    نظرات

    سلام كاپيتان
    از اينكه دلم ميخواست خبرنگار شوم پاك پشيمان شدم . برادر خانمم كه دستي در كار تبليغات و تلوزيون و تيزر و اينها دارد ميگفت كه بيشتر خبرنگاران خيلي پست و ... هستند اما باورم نميشد . با خواندن اين پست باور كنيد از اين به بعد حتي روزنامه هم نميخرم چرا كه انرا هم همين خبرنگاران مينويسند
    در هر حال خيلي دوستتان دارم و اميدوارم كه سالم و سرحال باشيد
    پاسخ
    عباس جان نبايد هر اتفاق خبري را به حساب همه روزنامه نگاران با شرف و زحمتکش انداخت . امکان اين که دعوتنامه به دست ان ها نرسيده باشد .. و در دفاتر نشريه بايگاني شده باشد هم است . اما به هر حال طبق هماهنگي دقيقي که با خبرنگاران انجمن دفاع مقدس شده بود ، حضور آن ها را قطعي فرض کرده بوديم . من هرگز جامعه باغيرت روزنامه نگاران را فراموش نمي کنم .. آن ها هميشه زحمت مي کشند . اما خب .. بعضي ها به زنده ها بيشتر اهميت مي دهند تا شهدا .. و درد من اين جاست
    ممنون از شما

    سلام كاپيتان - خبر دار - (شتلق)
    حالتون خوب است . سلامتي و حضور هميشگي و پرقدرت شما آرزوي لحظه به لحظه من است. كاپيتان عزيز اين از خطاي شما نبوده بلكه دوستان خبر نگار كمي كم لطفي فرموده اند .
    بگذريم كاپيتان عزيز وقتتان نيمي گيرم
    با اجازه -خبردار - (شتلق)- عقب گرد
    پاسخ
    فدات بشم امير جان
    ممنونم که به ياد من هستي .. و از ياد نبردي
    ممنون از حضور شما

    سلام آقاي مدرسي...بسيار خوشحالم كه اين مراسم اينطوري تمام شد..كلي خنديدم.... اگه اين مراسم در حد شهيد چمران نبود ولي كاملا در حد برادر ايشون بود..شمام اگه لطف بفرمائيد همكاري هاي خودتون رو با اينا كمتر كنيد ممنون ميشيم!!لطفا هم نگيد كه ربطي به اينا نداره كه بهره برداريشو اينا مي كنن!! اينارو كه مي دونيد كيان؟؟!! اينا همونايي هستن كه شما 8 سال تو آسيابشون آب ريختيد و به واصطه همكاري هاي بي دريغ شما همبشه اشك گوشه چشم مادرانمون بوده و هست..بگذريم...دلم شور افتاده بود واستون يكم...خوشحالم كه سر زنده هستيد...منتظر خاطراتتون هستيم...با تشكر از دوستارانتون
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    با سپاس از شما و کامنتي که مرقوم فرمودي .. قبل از هر چيز لازم است به اين نکته اشاره کنم که .. جايگاه و قدر و منزلت همه شهيدان و احترام به آن ها براي همه ما از واجبات است . بدون در نظر گرفتن گرايش هاي سياسي ، شهدا حق بزرگي به گردن يکايک ما دارند . خصوصآ شهيد چمران که بنده خاطرات زيادي با وي و حتي همسرشون در جبهه هاي جنگ دارم . و حرمت زيادي برايم قائل بود . در باره عدم همکاري با اين افراد ، حق را به شما مي دهم . يکي از دلايل عدم همکاري بنده ، اتفاقآ همين تبعيضات آشکار بود ... !!
    من بار ها در جلسات هماهنگي به اين مسئله علنآ اشاره کرده و رک و صريح مي گفتم .. خيلي ريز ما رو مي بينيد .. !! ما بچه ناتني دفاع مقدس هستيم .. !! خدا شاهد است رنج زيادي رو متحمل شدم . اما به حرمت شهيد چمران و قولي که داده بودم ايستادگي کردم . جالبه بدوني حتي به پوشش خبرنگار خانمي که اتفاقآ خيلي در رعايت پوشش اش حساس بود ، به دليل چادر نداشتن گير بهش داده بودند ... !! و من به خاطر انجام کار به رويم نمي اوردم .. اما وقتي قضيه خبرنگاران پيش آمد و زخم زبان آقايان آغاز شد ، ديگه درنگ رو جايز ندونسته و تلفني استعفايم رو ارايه دادم .. !
    اما خدا رو شاهد مي گيرم بنده علي رغم مشکلات زندگي ، به خاطر پول دعوت آقايون رو قبول نکرده بودم .. با دل و جان و ارادتي که به شخص آقاي قربان حسيني و شهيد چمران داشتم پذيرفتم . اما همان طور که گفتم بار ها تحقير شده و به روي خودم نمي اوردم .. !! آقايون جلسه مي گذاشتند .. سر ظهر با قلبي بيمار آژانس گرفته و به محل مي رفتم .. اما مي ديدم کنسل شده و به من اطلاع نداده بودند .. !! اين امر چند بار اتفاق افتاد .. اما به رويم نياوردم ! تا اين که استارت کار زده شد .. همان طور که گفتم اصلآ به چشم نمي امدم !!! خدا رو شکر من عقده اين کارها رو نداشته و ندارم . مثلآ فيلمبرداري رو دعوت کردند از پشت صحنه همايش تصويربرداري کند .. دبير همايش به يکايک مسئولان گفت که براي مصاحبه حاضر شوند .. و يک کلمه به بنده نگفت .. فلاني تو که با شهيد آشنا بودي هم برو .. !! به همين دليل وقتي دوربين به داخل جلسه هماهنگي هم امد بنده پشت ام رو به دوربين کرده و کارم رو ادامه دادم ..!! در پايان انگار تازه يادشون افتاده باشه بنده هم وجود دارم .. خطاب به تصويربردار گفتند .. از آقاي مدرسي هم مصاحبه بگير .. که بنده عذر اورده و انجام ندادم .. !! بله عزيزم درد يکي دو تا نيست . و گرنه من به خاطر عدم امدن خبرنگاران صحنه را ترک نمي کردم .. خودم خبرنگارم . مي تونستم خبر سازي نمايم .. اما به خاطر دلايلي که برشمردم ، قطع همکاري کردم . و تا زنده هستم هرگز با انسان هايي که مدعي دينداري هستند ، همکاري نخواهم کرد !! ببخشيد طولاني شد . ولي براي اين که محکوم به کم کاري نشوم ، بايد بک بار هم که شده حرف دلم رو بازگو مي کردم
    ممنون از شما
    راستي اشاره به بردار شهيد چمران فرمودي .. صرفنظر از گرايش هاي سياسي ايشون ، خدا را شاهد مي گيرم بنده خدا خيلي در ساده برگزاري کردن و پرهيز از تجملات اصرار مي کرد . حتي حاضر نشد ديناري از بيت المال براي اين همايش پرداخت نمايد .. ! حتي کار داشت تعطيل مي شد . و همه اين مشکلات به خاطر اين که ان شهيد بردار مهندس چمران بود .. و گرنه دست او براي اين گونه هزينه هاي ارزشي باز بود . اين را به شرافتم سوگند مي خورم

    سلام
    البته تلويزيون امروز صبح حدود ساعت هشت صبح در يكي از كانال هاش گزارشي رو پخش كرد و با يكي از دست اندركاران اين مراسم كه شما هم معرفي شون كرده بوديد مصاحبه اي رو ترتيب داده بود ... فكر كنم همون فيلمي باشه كه خودتون اشاره كرديد ... ضمنا تصوير شما رو هم لحظاتي نشون داد ... خداوند ان اشالله همه ي ما رو به راه راست هدايت كنه و كمك كنه كه به ارمان هاي كسايي كه در راه وطن جونشون رو فدا كردند خيانت نكنيم ... شايد اگر با نيروي جواني فعلي كه دارم به جاي شما بودم به جاي استعفا سعي ميكردم تا ميتونم در انعكاس بيشتر اين مراسم و نتايج اون تلاش كنم تا كم كاري خيلي هاي ديگه كه دچار روز مرگي شدن و روزگار دفاع مقدس رو فراموش كردن جبران كنم ... البته يه مساله ي ديگه هم وجود داره . اگه بخواهيم از ديدگاه ديگري به اين مساله بپردازيم شايد برگزاري هزاران همايش موازي و گاها متاسفانه بدون هيچ دست اوردي از دفاع مقدس سبب شده كه استقبال كافي و مناسب از اين همايش ها نشه ... تصور كنيد هر ساله بزرگداشتي مثلا براي همين شهيد بزرگوار چمران برگزار ميشه اما توي اكثر اونها فقط و فقط به زندگي شهيد چمران پرداخته ميشه و مثلا ميگن تو امريكا دانشجوي دكتراي هسته اي بوده و تو لبنان با امام موسي صدر بوده و به ايران مياد و قس علي هذا ( البته زندگي نامه رو هم معمولا بخش هاييش پر رنگ ميشه و باقي بخش ها كه شايد از نظر عده اي ( به اشتباه )جالب نباشه معمولا حذف ميشه .... و البته معمولا كمتر به انديشه و تفكر اين شهيد و اصولا همه ي شهدا پرداخته ميشه ...
    البته اين روز ها كه اكثر ادم ها دچار روزمرگي زندگي و سياست زدگي شدن و بيشتر درگير جناح و چپ و راست بازي شدن توقع بيشتري نميشه داشت ... يه نكته طنز تلخ هم اينكه جايي ميخوندم كه خيلي از اين مدل همايش ها رو خبرگزاري ها خبرنگار اعزام نمكنن و به جاش به يه نفر كه با جو اين جور همايش ها اشنا هست بدون اعزام به محل ميگن كه از همون دفتر خبرگزاري متن خبر رو بنويسه ايشون هم كافيه چند تا اسم از مسئولان همايش و همين طور زندگي نامه شهيد رو داشته باشه تا با تجسم و تخيل چيزهايي كلي و عمومي بنويسه و تلخ ترين قسمت ماجرا اين ميشه كه معمولا خبر ( در اينجا تخيل فرد ) خيلي هم دور از واقعيت از اب در نمياد البته قصد پايين اوردن سطح علمي اين همايش رو ندارم چون با چيزي كه از تلويزيون ديدم به نظرم اين يكي متفاوت هست .. و اي كاش همه همايش ها همين طور متفاوت باشن و بيشتر به انديشه و تفكر شهدا بها بدهند
    با پوزش از شما
    موفق و مويد باشيد
    زيباي پنهان ( مسعود )
    پاسخ
    مسعود جان عزيز و گرامي
    مي دونم کدام فيلم را پخش کرده اند .. همان گونه که شما هم اشاره کردي ، اين همان فيلمي است که خودمون خارج از صدا و سيما تهيه و تدوين کرديم . و نسخه هايي را هم به معاونت سيما ، شبکه ي خبر و واحد مرکزي خبر و .. ارسال کرديم . خوشحالم که بالاخره پخش شد .
    مسعود جان اتفاقآ بنده هم نظر شما را داشتم . و بعد از پايان نشست خبري به دوستان وعده دادم ناراحت نباشند .. ما مي تونيم اصل همين گفته هاي دبير جشنواره رو دوباره براي مطبوعات بفرستيم . و دقيقآ هم چنين کرديم . يکي از خانم ها زحمت کسيد و دونه به دونه نشريات اول تماس گرفته و از ان ها پرسيد آيا مي خواهيد خبر نشست رو براي شما ارسال کنم .. ؟؟ . در صورت مثبت بودن جواب ، سريع براي ان ها فاکس مي شد . تا روز چهارشنبه که بنده حضور داشتم ، 44 روزنامه و خبرگزاري خصوصآ روزنامه نگاران دفاع مقدس ارسال شده بود . حتي خبر بعدي را هم تنظيم کرده بودم که از شنبه مجددآ ارسال کنيم . اما واقعيت اين است روز پنج شنبه هماهنگ کردم در خونه بمانم و خبر را براي سايت ها و وبلاگ هاي مختلف ارسال نمايم . چون در دفتر ما کامپيوتر آنلاين وجود نداشت .. ! هنوز ساعتي از فعاليت ام در منزل نگذشته بود که دختر خانمي که کار هاي خبري را هماهنگ مي کرد .. زنگ زده و گفت .. سريع بيا دفتر ..!!‌پرسيدم چي شده ؟ گفت : نشست خبري با دو سه روزنامه داريم . !!‌ گفتم کي هماهنگ کرده ؟ گفت .. ساير بخش ها .. !! حسابي شوکه شدم ..!! اگه قرار بود کاري در ستاد خبري صورت بگيره ، بايستي با بنده حتمآ هماهنگ مي شد .. اما آن ها چون تشخيص شون اين بود کار ما ضعيف بوده است ، بدون اطلاع با بنده خودشون برنامه ريزي کرده بودند .. اگه آقايون چنين رابطه اي داشتند .. چرا قبلآ که اين همه استرس داشتيم و از اين که خبرنگاران نيامده بودند ناراحت بوديم ، چنين پيشنهادي ندادند !!؟؟
    بگذريم .. دلم نمي خواهد قفل زبانم باز شده و از مشکلات سخن بگويم . هر کسي ديگه هم جاي من بود .. با اين عدم همکاري آقايون و سنگ اندازي قطعآ ادامه نمي داد .. !!
    مسعود جان در باره روش کار خبرنگاران دقيقآ چنين است که اشاره فرمودي .. بايد فکر اساسي صورت پذيرد . بايد انديشه هاي ارزشي شهيداني چون دکتر چمران در جامعه ترويج بشه .. و مردم عادي با ان ها آشنا شده و به کار گيرند .. و گرنه هزينه کردن هاي زياد براي يکي دو روز چيزي رو رواج نمي دهد . و حتي مخالف روح ساده زيستي و کمک به يتيمان شهيد چمران است
    ممنون از شما

    خسته نباشی کاپیتان، خدا قوت
    پاسخ
    ممنون عرفان عزيز

    سلام ...آقا اين دفعه اول بود كه انتقادي كردمم از شما و شما پاسخ خوب داديد بهم...نمي دونم چرا ولي اين دفعه ازتون خوشم اومد...در مورد خود چمران چيزي نمي گم چون نه تخصصشو دارم نه مي شناسمش...ولي برادر ايشون رو به واسته همون تظاهر به دينداري و رياكاري و همكاري با اينا نمي پسندم...دركل بيخيال....آقا يكم در مورد اين اورهال c-130 توضيح ميديد كه جديدا انجام شده!! فكر نكنم كار شاققي باشه..چون چيزي عوض نشده بود و كاكپيت همون بود! ممنون ميشم يكم توضيح بديد...راستي همسايه ما كه ناوبر c-130 بوده ميگه سال 1352 كل مستشاراي آمريكاي خط پرواز c-130 رو ترك كردن درسته؟؟؟؟

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35