کالبد شکافی یک اتفاق جدید ورزشی



" چرا علی کریمی اخراج شد !؟ " عنوان مطلب این پست است که تقدیم حضورتون می کنم . راستش رو بخواهید دیروز وقتی مطلب جدیدم رو منتشر کردم در بخش کامنت ها چشمم به نظر دوست بسیار عزیزم محمود فرنودی افتاد که در باره اخراج علی کریمی سخنان جالبی رو بیان کرده بود . از اون جایی که قصد داشتم روی قضیه اخراج بازیکنان و متعاقب آن جبهه گیری رسانه ها مطلبی رو ارایه دهم .. به نوشته دوست فرهیخته ام اکتفا کرده و آن را به انضمام فراز هایی از نوشتار یک روزنامه تقدیم حضورتون می کنم . امیدوارم هر چه زودتر مسئله این جوان ورزشکار کشور هم به خیر و خوشی برطرف شود .
اما دوستان ظاهرآ سیستم کامپیوتر بنده طلسم شده است ... ! تازه یکی دو روز بود که از مشکلاتش رهایی یافته بودم . اما نمی دونم چرا حرکت ان از دیروز بسیار کند شده است ..!؟ حتی امشب بیش از ۲۵ دقیقه طول کشید تا ویندوز بالا بیاید .. !! البته دلیلش رو می دونم . همان گونه که می دونید ویندوز اورژینال نصب کرده بودم . اما ظاهرآ با سرور های اینترنت پر سرعت کشور مشکل داشت . و علی رغم تلاش و زحمت دوستان کرجی مجبور شدم ویندوز دیگری روی آن نصب کنم .. ! ارتباط با اینترنت میسر شد اما هر ساعت بر کندی آن افزوده می شد .. ! به طوری که برای بالا امدن هر صفحه ای کلی منتظر می ماندم .. ! طی هماهنگی با دوستان متخصص کرجی ام قراره فردا بعد از ظهر بار دیگر مزاحم ان ها شده تا عیب یابی فرمایند .. لذا اگه مثل دفعه قبل که کلی کامنت مربوط به پست دختر افغانی بی جواب ماند .. گله نفرمایید .. حتمآ بعد از مراجعت به همه آن ها پاسخ خواهم داد ..
کلام اخر این که .. از یکایک دوستان و خوانندگان بزرگواری که با حضور مرتب خود چراغ تارنمای بنده رو روشن نگاه می دارند ٬ سپاسگزارم . از این که با تلاش و محبت شما آمار حضور یاران افزایش یافته است قلبآ ممنونم . و در نهایت از این که با صبوری و بزرگواری خویش تاخیرات بنده رو تحمل می کنید واقعآ شرمسارم .. امیدوارم روزی قادر به جبران باشم . اما راستی جواب مسابقه .. در تیتراژ آغازین و پایانی سریال فاصله ها دوربین با سرعت در حال گذر از تونلی بزرگ بود .. و اتوموبیل های متعددی از مقابل به سرعت عبور می کردند .. در میان انواع خودرو های سواری یک اتوبوس مسافربری هم با سرعت رد می شود .. با اجازنون بنده درون آن اتوبوس نشسته بودم ... !!!!! ببخشید .. اصلآ و ابدآ قصد شوخی و یا خدای ناکرده قصد سرکار گذاشتن رو نداشتم .. بلکه هدف ام این بود دوستان عزیز رو به فکر وا دارم .. همین . اخه هنوز که هنوزه فکر می کنم جوون هستم .. یک جوون ۲۵ ساله .. ! به جان نوه هایم حتی فراموش می کنم که نزدیک به شش دهه از عمرم سپری شده است .. ! برای همین شیطنت های جوانی گاهی سراغ ام می آیند .. آخه من کسی رو جز شما عزیزان ندارم واقعآ شرمنده ام .......
برچسب ها : ویندوز اورژینال + سریال خاطره ها + باشگاه استقلال + باشگاه استیل آذین + سردار آجرلو + علی کریمی + انتقاد + روزه خواری + نظارت مدیریتی + آبدارچی + تدارکاتچی + برنامه نود + محمود فرنودی + بیانیه + مصاحبه + نشریات

![]()

اصل خبر چه بود .. ؟
بازی تیم استقلال تهران با استیل آذین شنبه آخر شب انجام شد . یک شنبه خبر اخراج علی کریمی رسانه ای شد .. همون ابتدای صبح این خبر در پر تیراژ ترین روزنامه های ورزشی منتشر شد . دوشنبه هم ادامه داشت . و شب هم به برنامه نود کشیده شد . بهتره اول خبر رو بخوانید :
این خبری بود که صبح امروز تیتر همه خبرگزاری های و سایت های خبری شد و فردا هم زینت بخش صفحه اول روزنامه ها خواهد بود. اخراج کریمی از استیل آذین با توجه به خبرهای دو روز اخیر چندان هم عجیب نبود، چرا که آجرلو مدیرعامل باشگاه استیل آذین دیروز اعلام کرده بود که به موضوع مصاحبه های کریمی بعد از بازی با استقلال رسیدگی خواهد کرد و او امروز قولش را با اخراج این بازیکن عملی کرد.

علی کریمی از استیل آذین اخراج شد
از فردای بازی تیم های استقلال تهران با استیل آذین همه جا خبر پیچید که " علی کریمی " بازیکن با تجربه و قدیمی کشورمون از تیم استیل اذین اخراج شده است .. ! و معاقب آن انگار مسابقه ای با موضوعیت علی کریمی شکل گرفته باشد ٬ همه رسانه های تصویری و شنیداری و مکتوب و اینترنتی خبر رو با سلایق و گویش های متفاوت اعلام کردند .. ! خبری که با انتقاد از مدیر باشگاهی کلید خورده بود در ادامه به تظاهر به روزه خواری و بی انظباطی ختم شد .. ! واکنش ها متفاوت بود . عده ای او را بازیکنی سرکش و ناآرام توصیف کرده و اخراج رو کم ترین جزای آن می دانستند .. ! بعضی ها هم طبق یک عادت دیرینه در بوق و کرنا دمیدند که .. پاسخ انتقاد از مدیریت ٬ اخراج نیست . و متعاقب ان دها دستور العمل دینی و ورزشی و اخلاقی پیچیده و از سردار آجرلو خواستند .. انصاف داشته باشد و روزه خواری رو بهانه نکند .. ! اما عده ای هم مثل من و خیلی های دیگر که از جنجال آفرینی و لجن مال نمودن افراد متنفر هستند ٬ انتظار دارند قضیه با خیر و خوشی ختم به خیر شود . و معتقدند این گونه مسایل و مشکلات داخلی به خانواده فوتبال ربط دارد و بایستی در داخل خود تیم استیل آذین حل و فصل شده و از رسانه ای شدن بیشتر قضیه خوداری کنند . اما ظاهرآ قضیه حالا حالا ها تمام شدنی نیست .. تازه پای آن به برنامه " نود " کشیده شده است .. ! اما وجدانآ باید بپذیریم که هیچ کس مخالف رعایت شئونات و ارزش های ماه مبارک رمضان نیست . از سوی دیگر قبول داریم که نظم و انظباط تیمی و حرمت مدیران و پیشکسوتان از اصول مهم ورزش است . و با خاطیان باید برخورد شود .
اما بشنوید از تاریخچه نافرمانی یا به قول بعضی رسانه ها سرکشی علی آقا رو که در دنیای فوتبال و مستطیل سبز به " جادوگر " معروف بود ! جادوگری که همه از خرد و کلان در مسابقات گوناگون ملی و داخلی از بازیکن شماره ۸ انتظار جادو و حتی معجزه داشتند .. اما هنوز جوهر حکم اخراج وی از سوی مدیر عامل باشگاه اش خشک نشده بود که روزنامه وزین ورزشی گل سریع آمار جنجال های جادوگر جوان رو از آرشیو بیرون آورده و منتشرش کرد .. ! و چه جالب گزارشگر برنامه تلویزیونی نود بدون ذکر منبع آن را روخوانی کرد .. ! به آن چه سایت گل نگاشته است توجه فرمایید :
پرونده ای که از آرشیو بیرون آمد ..!
این اولین باری نیست که ستاره سالهای اخیر فوتبال ایران جنجال آفرینی می کند، چرا که در دوران حرفه ای او موارد متعددی از این جنجال ها وجود داشته است. کریمی بازیکن رک و صریحی است که در هر بار مصاحبه او باید منتظر انتقادات صریح و شدیدی از مربی گرفته تا رئیس فدراسیون بود.
اولین بار در جام رمضان سال 75 بود که علی کریمی خبرساز شد، منتها در ان زمان بازیکن گمنامی بود و خبرسازی او خیلی مورد توجه قرار نگرفت. علی کریمی در یک مسابقه از جام رمضان مقابل تیمی قرار گرفت که علی دایی ستاره آن روزهای فوتبال ایران در ان بازی می کرد. کریمی چند بار توپ را از لای پاهای علی دایی رد کرد و باعث عصبانیت دایی شد. درگیری این دو بازیکن در ان شب دعوای حسابی راه انداخت که با وساطت دیگر بازیکنان و مربیان ختم به خیر شد.
ستاره جدید فوتبال ایران پس از درخشش در بازیهای آسیایی 1998 بانکوک از سوی ایوان کوردس آلمانی به تیم امید دعوت شد. در مسابقات جام دانهیل ویتنام، کریمی که رابطه خوبی با کوردس نداشت، در بازی مقابل ویتنام نیمکت نشین شد. او در اواسط بازی به میدان آمد و در اعتراض به اخراج علی انصاریان، یک مشت به سینه تورو کامیکاوای ژاپنی زد و با زدن پاهای داور نگون بخت ژاپنی باعث سرنگونی او در زمین شد! علی کریمی اخراج شد و از سویAFC یک سال محروم شد.
در اولین مصاحبه بلند خود که با هفته نامه تماشاگران انجام داد، تیغ انتقادات شدید خود را متوجه علی دایی و امیر عابدینی کرد. او گفته بود که خدا دایی را بغل کرده و البته سال گذشته در مصاحبه جدیدی باز هم گفت که هنوز معتقد است که خدا دایی را بغل کرده است! او همچنین گفته بود خوشحال است که از انتقالش به الاهلی امارات ریالی به عابدینی نرسیده است.(کریمی به عنوان بازیکن آزاد به الاهلی پیوست).
در مسابقات جام غرب آسیا در سال 1381 که در اردن برگزار می شد، علی کریمی در میانه مسابقات از تیم اخراج و به تهران بازگردانده شد. گفته می شود اخراج او به دستور دادکان رئیس وقت فدراسیون بود. یک روز در تمرینات تیم ملی که دادکان نیز ناظر ان بوده، علی کریمی با کلاه حاضر می شود! دادکان شخصا کلاه را از روی سر کریمی برداشته و به بیرون پرت می کند. کریمی هم اردوی تیم ملی را ترک و از فهرست تیم اعزامی به بازیهای آسیایی 2002 پوسان نیز خط خورد.
در جام جهانی 2006 از روزهای خوبش به دور بود و دلیل آن هم مصدومیت طولانی مدت او در بایرن مونیخ بود. در بازی با پرتغال در دقیقه 65 تعویض و جای خود را به فریدون زندی داد. کریمی موقع بیرون آمدن از زمین آن لگد معروفش را نثار ساک پزشک تیم کرد که عکس آن لحظه به سرعت مورد توجه رسانه های جهان قرار گرفت. در بازی سوم مقابل آنگولا هم برانکو می خواست او را در نیمه دوم به زمین بفرستد که از دستور او سرپیچی کرد و حاضر به گرم کردن نشد!
اردیبهشت ماه 87 تیم ملی برای اردوی چند روزه به اردبیل رفت. علی کریمی در تیمی که دایی سرمربی آن شده بود، کاپیتان بود. فقط چند روز به بازیهای مقدماتی جام جهانی در مرحله اول مقابل امارات و سوریه باقی مانده بود که علی کریمی مصاحبه بلندی انجام داد و مسولان فدراسیون فوتبال را به بی کفایتی متهم کرد. فدراسیون فوتبال بلافاصله حکم اخراج کریمی از تیم ملی را صادر کرد. بعدها با فشار رسانه ها علی دایی او را به تیم ملی دعوت کرد، ولی کریمی حاضر نشد به تیم ملی برگردد.
فصل قبل و در بازی استیل آذین با تراکتورسازی، علی کریمی دوباره خبرساز شد . او پس از گلزنی مقابل تراکتور در ورزشگاه تختی به سمت هواداران این تیم رفت و با حرکتی باعث تحریک انها شد. هواداران تراکتور که قرار بود در بازی برگشت از خجالت او دربیایند، اما به هدف خود نرسیدند. چرا که کریمی در بازی مقابل سایپا با مجید ایوبی درگیر شد و کارت قرمز گرفت تا به تبریز نرود.
اردوی تیم ملی قبل از آغاز لیگ در اتریش یکی از خبرساز ترین اردوهای تاریخ تیم ملی بود. علی کریمی که در دو بازی مقابل ستاره سرخ و واشاش دو گل زده بود، به ناگاه تیم ملی را ترک کرد و به تهران بازگشت. دلیل بازگشت او مصدومیت اعلام شد، اما خبرهایی وجود داشت مبنی بر اینکه او با قطبی درگیر شده است. او چند روز بعد در مصاحبه ای گفت که قطبی باید شهامت داشته باشد و دلیل دعوت نشدن او به تیم ملی را اعلام کند.
کریمی که یک روز قبل از بازی با استقلال در تمرینات این تیم با درودگر سرپرست تیم درگیر شده بود، در مصاحبه با سایت شخصی اش گفت که با مدیریت فعلی امیدی به قهرمانی وجود ندارد! او با جمله خود نشان داد که ماجرای اختلافات او با آجرلو مدیرعامل باشگاه صحت داشته است و فقط به خاطر هدایتی حاضر به تمدید قرارداد خود با استیل آذین شده است. باشگاه استیل آذین در بیانیه ای دلیل اخراج کریمی را روزه خواری عنوان کرده است.
و اما بیانه چه می گوید .. !؟
منطقی ترین کار این است که قبل از هر پیشداوری ابتدا به بیانیه رسمی باشگاه استیل آذین توجه کنیم و ببینیم آن ها چه گفته اند ..
بیانیه باشگاه استیل آذین؛ روزه خواری دلیل اخراج علی کریمی

باشگاه استیل اذین در بیانیه ای دلایل اخراج علی کریمی از این تیم را اعلام کرد. در متن بيانيه صادره از سوي روابط عمومي باشگاه استيل آذين درباره تخلفات كريمي و اخراج اين بازيكن از استيل آذين آمده است: باشگاه فرهنگي ورزشي استيل آذين وظيفه خود مي داند در مقابل عدم تمكين در اجراي مقررات و حرمت شكني و تظاهر به روزه خواري آقاي علي كريمي، يكي از بازيكنان تيم فوتبال اين باشگاه و عدم رعايت شئونات ماه مبارك رمضان در جريان تمرين به وظيفه ديني و قانوني خود عمل نموده و اخراج اين بازيكن را اعلام نمايد. در ادامه آدمه است: از آنجايي كه تعظيم شعائر الهي و حرمت نهادن به مقدسات دين مبين اسلام در اولويت باشگاه فرهنگي ورزشي استيل آذين قرار دارد و متاسفانه اين موضوع از جانب بازيكن مذكور رعايت نشده و حتي با توهين وي به مسئولان فدراسيون فوتبال و مقررات همراه بوده و عليرغم تذكرات سرپرست تيم، وي به اقدام خود ادامه داده و اصرار بر انجام اين تخلف داشته است، اين بازيكن از همراهي تيم فوتبال استيل آذين محروم ميباشد. بي ترديد آنچه در درجه بالاتري از عناوين و افتخارات ورزشي قرار دارد، ايستادگي و پافشاري بر مباني دين مبين اسلام و اصول اخلاقي است كه موجبات تعالي و قدسيت انسان را فراهم ميآورد. در بخش ديگري از اين بيانيه عنوان شده است: بي گمان نگاه ابزاري و هدف محور به ورزش بدون لحاظ داشتن جنبههاي معرفتي، معنوي و انساني منجر به حاكميت اخلاق و معنويت در ورزش نميشود. از همين رو، اميدواريم كه اقدام باشگاه استيل آذين در الويت دادن به اصول اخلاقي تبديل به يك رويه در ورزش كشور گردد و ورزش به فرموده امام خميني(ره) نه به عنوان هدف كه به عنوان وسيله اي در جهت نيل به تعالي تلقي گردد.
و اما ...
راستش رو بخواهید تا زمانی که طرف دیگر قضیه یعنی خود علی کریمی لب به سخن نگشاید ٬ بدرستی نمی شود واقعیت ها رو قضاوت کرد . اما یک حسی به من می گه که قضیه نمی تونه این جوری باشه .. نه این که خدای ناکرده قصدم دروغ گو نامیدن مسئولان باشگاه باشه .. بلکه معتقدم شاید مثل همه ماجراهای این شکلی ٬ یک کلاغ چهل کلاغ اش کرده باشند . در اعتقاد و راست گویی جناب آجرلو شکی نیست . اما ممکنه گزارش غلط به وی داده باشند . از سوی دیگر .. اگه قراره دنبال مقصر بگردیم که چرا جرم روزه خواری اتفاق افتاده است .. ؟ گناه اصلی به عهده سردار است که در نظارت و مدیریت اش اهمال فرموده است . و گرنه آب در زمین بازی چه می کرده است .. !!؟؟ معمولآ در اداراتی که مدیران مکتبی حضور دارند ٬ یادمه روز قبل از آغاز ماه مبارک رمضان دستور می دهند هر چه کاسه و کوزه و سمار در مطبخ خانه است رو جمع اوری نمایند .. و به مقام مبارک آبدارچی .. ( شما بخوانید تدارکات چی ) تفهیم می فرمایند .. هیچ گونه نوشیدنی و خوردنی و دود کردنی تا لحظه افطار ممنوع است .. آیا براستی جناب اجرلو چنین دستوری داده بود ؟ یا نظارتی داشته است !!؟ قطعآ این گونه نبوده است .. چون طبق اعتراف یکی از آقایون در برنامه نود .. مسئول تدارکات نباید آب به زمین بازی می اورد .. ! بگذریم .

جناب آقای محمود فرنودی
اما واقعیت این است که دقیقآ در روزی که خبر دهان به دهان و رسانه به رسانه بازگو و منتشر می شد .. یکی از مدیران فهیم و دلسوز کشور بلافاصله به سایت حقیر مراجعه فرموده و در بخش نظرات کامنتی دال بر اتفاقات روز مرقوم فرمودند . از ان جایی که عمق نگاه این هموطن بزرگوار حاوی نکات ارزنده ای بود ٬ تصمیم گرفتم عین کامنت رو در یک پست مستقل تقدیم دوستان نازنین به ویژه جوانان دوست داشتنی بکنم .. آن چه در پی می آید ٬ نوشته دوست عزیزم جناب آقای محمود فرنودی است :

جناب مدرسی سلام.
امروز در خبر ها آمده بود که علی کریمی بازیکن بزرگ فوتبال ما بدلیل روزه خواری و عدم رعایت مقررات از باشگاه خود اخراج شده است.بنظر می رسد با توجه به سیر حوادثی که برای این بازیکن در این سال ها اتفاق افتاده است، این آخرین سکانس سناریوئی باشد که بخشی توسط خود او و بخش دیگری توسط مدیران حکومتی ورزش طراحی و اجرا شده است و در حقیقت سکانس پایانی زندگی ورزشی اوست. خیلی مایلم در این پست اگر شما صلاح بدانید ریشه این گونه رفتارهای غیر ورزشی برخی ورزشکاران کشورمان را که منجر به طرد همیشگی آنان و تلف شدن عمر ورزشی شان می شود شناسائی نموده و سلوک ایشان را در میادین ورزشی روانکاوی کنیم.اتفاقا بدلیل اینکه اکثر یاران این سایت از جوانان هستند بنظرم طرح این گونه موضوعات می تواند بسیار مفید باشد بویژه این که در مورد فردی است که بسیار مورد توجه جوانان و مورد عشق و علاقه آنهاست و طبعا رفتارهای وی روی زندگی خیلی از آنها اثرگذار خواهد بود.این بازیکن استعداد خدادادی زیادی در اجرای تکنیک های ناب و فردی فوتبال دارد و حرکات وی در زمین همه را بوجد می آورد.به جرات می توان گفت که هیچیک از مربیان امروزی فوتبال ما که با رقم های نجومی در تیم های لیگ برتری فعالیت دارند در پیشرفت تکنیکی این بازیکن تاثیری نداشته اند سهل است گاهی حسادت نیز ورزیده اند و تلاش کردند اورا با انواع ایرادهای اخلاقی محکوم کرده جلوی سیر پیشرفت های اورا بگیرند.به نحوی که او تقریبا با هیچ کدام از این مربیان وطنی آبش توی یک جوی نرفت و هرگاه با کسی کار کرد پس از مدت کوتاهی دچار مشکلات اساسی شد!
آخرین آن همین آقای آجرلو مدیر مکتبی میلیاردر مشهور آقای هدایتی که گویا این باشگاه و تمامی بازیکن های گرانقیمت وی پول خردی بیش نیستند در مقابل ثروت افسانه ای ایشان !! این بازیکن حتی وقتی که برای تیم بزرگی مثل بایرن مونیخ خریداری شد اصلا ذوق زده نشد و مثل بسیاری دیگر که سر از پا نمی شناسند و یکباره کوچه و محله و اقوام خودرا فراموش می کنند و توگوئی که از ازل در ناف فرانکفورت یا مادرید از مادر زاده شده اند، خودرا نباخت و پس از مدتی که زیاد طولانی هم نبود اروپا دلش را زد و دلتنگی خانواده و خواهر و برادر بر او چیره شده و بنای ناسازگاری را گذاشت و گذاشت تا عذرش را خواستند و علیرغم اینکه هنوز هم تیم های زیادی در همان اروپا خواهانش بودند مانند یک مائده آسمانی به تور کشورهای حاشیه خلیج فارس افتاد و چند سالی با دستمزد های کلان به ثروت اندوزی مشغول شد! چرا ؟ مگر نمی دانست که فوتبالش در این کشورهای عربی افت کرده و شانس های خودرا از دست خواهد داد؟ چرا می دانست ولی دلش می خواست نزدیک ایران باشد تا هر وقت دلتنگ شد با یکساعت و نیم پرواز در خانه باشد! علی کریمی خوب یا بد شاخصه های اخلاقی ویژه ای دارد که تقریبا اکثر نوابغ دارند چه فوتبالی و چه غیر فوتبالی. باید مثل او فکر کنید، اعتقاداتتان شبیه به او باشد،اسیر کلیشه های مرسوم نباشید، مقید به خیلی از خطوط قرمز نباشید، شمارا در چارچوب حبس نکنند، حتی الامکان شرایط را مطابق میلتان ردیف کنند،اگر حوصله کاری را نداشتید وادارتان به انجام آن کار نکنند،اگر چیزی خلاف میل تان دیدید ملاحظه نکنید و فوری ایرادها را به زبان جاری کنید ..
ساده اندیش باشید، حسابگر نباشید، سیاست باز نباشید، دو رو و ریا کار نباشید و خلاصه یک علی کریمی باشید تا بتوانید با او کار کنید.این خصلت آدم های استثنائی است که در زمینه فعالیت خود یکباره و یک تنه همه نتیجه هارا تغییر می دهند!!واین نشان می دهد که باافراد معمولی فرق دارند و نباید با آن ها معمولی برخورد کرد.وقتی که چنین نشود آنوقت شاهد عکس العملهای غیر طبیعی (به زعم ما البته) این گونه افراد با محیط اطراف خود خواهیم بود و هرچه خشن تر برخورد کنیم نه این که چیزی حل نمی شود بلکه خرابتر هم خواهد شد!در موضوع بستن مچ بند سبز در مسابقات خارج از کشور که پس از انتخابات پارسال رخ داد همه دانستند که کسی جز این بازیکن مبتکر این کار نبوده است و کارآکتر سایرین که این مچ بند را بسته بودند مشخص می کرد که کار آن ها نبوده و دنباله رو بوده اند.چرا چیزی به او نگفتند؟ بدلیل این که از محبوبیت او و رفتارهای صاعقه وار وی واهمه داشتند! به تعقیب و مراقبت پرداختند تا با صبروحوصله و قدم به قدم از برج عاجی که برای خود ساخته بود پیاده اش کنند!کسانی که رفتارهای اورا بر نمی تافتند بخوبی به زوایای روحی و اخلاقی وی آشنا بودند و شرایط را طوری فراهم کردند تا اورا روز بروز گستاخ تر و هتاک تر کنند! بنحوی که بتدریج مردم و حتی دوستداران او از این وضعیت خسته شده و راضی به رفتنش شوند.آنوقت براحتی می توان با یک تلنگر اورا سرنگون ساخته و برای همیشه از شرش خلاص شد!صحنه هائی که بخصوص در این اواخر از این بازیکن در صحنه های بازی دیدیم ما را مجاب می سازد که طراحان کار خودرا بخوبی جلو می بردند و نتیجه بسیار نزدیک بود
برای کمترین سوتی که داوران می زدند علی کریمی دیوانه وار بسمت شان حمله می کرد و گوئی که قصد کشتن داور را داشت! با هر تعویضی که مربی انجام می داد آنچنان عکس العملی بروز می داد که گوئی این آخرین مسابقه ای است که بازی می کند! خلاصه اینکه بقدری حرکات و رفتارهایش ناهنجار شده بود که تردیدی باقی نمی گذاشت که بزودی به پایان خط خواهد رسید که متاسفانه رسید.وقتی همه چیز سیاسی می شود و مدیران ما علیرغم سیاسی بودن بطرز ناشیانه ای با مسائل جوانان برخورد می کنند، وقتی همه چیز بر پایه ریا و دوروئی است و وقتی الگوهای جوانان پاک این سرزمین را بخاطر عقاید سیاسی شان به لجن می کشند، ساده اندیشی است اگر فکر کنیم همه چیز باید سر جای خودش باشد! ایکاش آقای آجرلو آنقدر معرفت داشت که بگوید علی کریمی متمرد و سرکش بود و نگوید که تظاهر به روزه خواری می کرد!! هر بچه ای میداند که امثال علی کریمی در دامان مادران مسلمان و پاک این کشور رشد کرده اند و حرمت ماه رمضان و عدم تظاهر به روزه خواری را خیلی بهتر از تازه مسلمانان اینروزها درک می کنند پس بداند که ما بزرگتر ها با رفتار نابهنجار خودمان جوانان را به ناکجاآباد رهنمون می سازیم.آن ها تقصیری ندارند.
آقای فرنودی در ادامه و در کامتی دیگر تصریح کرد که :
بهروز جان سلام.موضوعی که مطرح کردم مبتلا به ذهن بسیاری از جوانان و میان سالان کشورمان است و لازم است به چالش کشیده شود.چرا با روحیه جوانان بازی می شود؟ چرا براحتی آنان را از ورزش دلزده و بسوی مواد مخدر و تفریحات ناسالم سوق می دهیم ؟ من شخصا اگر بطرف هیچ یک از آلودگی ها نرفتم فقط علاقه به ورزش بود و بس . ما با انواع سیاست های غلط از جمله روزنامه های زرد ورزشی به تعداد زیاد و خارج از کنترل از این ورزشکاران برای جوانان و نوجوانان بت می سازیم و در وقتی که اقتضای منافع سیاسی - اجتماعی خودمان است این بت را می شکنیم و عده بسیاری را دلسرد و مایوس می کنیم.باور کنید امروز رادیوی ورزش و یکی از سایت های خبری را می دیدم و می شنیدم تقریبا همه کسانی که مورد سوال قرار گرفته بودند نظرشان عکس نظر مسئولین بود !! همه بکلی چشم خودرا بر روی حرکات و رفتارهای غلط علی کریمی که کم هم نیستند بسته و یکدست مسئولین و فدراسیون را مقصر می دانستند!!! چرا بدلیل اینکه به او عشق دارند.به او که شعبده می کند و در لحظات سرنوشت ساز دلشان را شاد کرده است.به او که حرف دل مردم را بصراحت بر زبان جاری می سازد و برای خودش خط قرمزی قائل نیست. به او که به مردم دروغ نمی گوید حتی اگر بدخلقی می کند.به او که مثل یک طفل دلش از دوری پدرومادرش می گیرد حتی اگر روی نیمکت گرانترین بازیکنان جهان نشسته باشد...بله دوستان اینچنین مردم عاشق می شوند..مثل عشقی که به غلامرضای تختی داشتند بدلائلی که هرگز نوشتنی و گفتنی نبود و همه از دل دردمند مردم مظلوم سرچشمه می گرفت.اگر بخواهید بدانید درون دل مردم چه می گذرد باید آنرا بشکافید و خود ببینید.گفتنی نیست آقای برادر آجرلو!
مردیم از بس دستور دادید.ما میان سالان این دستورات را به چیزی نمی گیریم و با دلخوری و حوصله ناشی از سن و سال از کنارش رد می شویم ولی جوانان دیگ های جوشانند...غل میزنند و گاهی منفجر می شوند. علی کریمی یکی از خالص ترین اینهاست.جان برادر یادتون می آد چگونه دو سال تمام با انواع ترفند ها از دادن پول ما طفره می رفتید و آسمان و ریسمان می بافتید تااین پول را نپردازید و بالاخره ناچارتان ساختند که بپردازید! همان وقتی که در پاس مسئولیت داشتید؟ بله شما هم برای منافع آنی خود و سازمانتان خطا و خلاف هم می کنید.چرا وقتی از جانب یک جوان افتخار آفرین مورد خطاب واقع می شوید چنین بر می آشوبید و به انواع تهمتها متشبث می گردید.شما مگر نعوذاب...خدائید؟کیست که نداند بچه های جنوب شهر همه از امثال شماها مسلمان ترند و اسلام دوستی و عمل به واجبات همیشه در صدر اعمال ایشان بوده است.بس است با جوانان این کشور اینطور بازی نکنید.والله مسبب خیلی از انحرافات مدیریتهای مشعشع امثال شما مدیران یکشبه است!

سخن آخر ...
بله دوستان .. زندگی فراز و نشیب زیادی دارد . مهم این است که انسان در هر شرایط عزت نفس خود رو حفظ نماید ..
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۳:۴۵ دقیقه بامداد به تاريخ بیست و ششم مرداد ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

آرشیو سایت
اينجا آرشیو وبلاگ
اینجا
مطالب خواندنی
پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
به جای قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا








سلام آقای مدرسی
اگه بدونی دیشب نزدیک یکساعت تمام یوتیوب را چک کردم تمام تیتراژ سریال را دیدم نه یکبار بلکه بیست بار.
یادتون باشه یک هیچ به نفع شما.
قربان شما
علی از کانادا
پاسخ
فدات بشم علي جون .. جدآ شرمنده ام .. ديگه من باشم تا از اين شوخي ها بکنم . !! البته شوخي نبود . من در اتوبوس بودم و گروه رو ديدم که در حال فيلمبرداري هستند . به خاطر حضور يکي از هنرپيشه هايش که خوشم ازش نمي آمد ، جلو نرفتم . اما آن ها از حرکت اتوبوس ما فيلم گرفته بودند .. من فقط الکي آن ار بزرگ کردم .. !!نوعي شيطنت که حتمآ جبران خواهم کرد
ممنون از حضورت
سلام دوباره
آقای مدرسی من فقط یک سوال از این اقای آجرلو دارم.
مگر میشود که از یک ورزشکار بخواهیم چله تابستان دو ساعت تمرین کند و آب نخورد اصلا خود این آقای آجرلو آیا میتواند فقط ده دقیقه در این هوا بدود و آب نخورد. خوب چه اجباریه آقایان اگر نمیتوانند استثنا قائل شوند خوب اصلا چرا در ماه رمضان فوتبال را تعطیل نمیکنند؟
بابا خیلی زور داره که به یکی بگیم الاولالله باید تمرین کنی آبم نخوری مگه اردوگاه کار اجباریه؟
قربان شما
علی از کانادا
پاسخ
علي جان تا يادم نرفته بگم .. چند روزي است حسابي ذکر خير شما است .
راستش رو بخواهي هم اين هفته و هم هفته قبل .. من کرج بودم و تمام زحمت کارهاي کامپيوترم به عهده " پيام از کرج " و دوستان بسيار نازنين اش که واقعآ من رو شرمنده کردند .. بله .. من و پيام اغلب تعريف از شما بود .. اين به اون اذيتي که کردم ... در !! باشه !؟
علي جان در باره مسئله جناب کريمي ، همه مي دونند که قضيه نمي تواند چنين باشد . اين ها توجيهات براي مردم است . اما در دنياي واقعيت من فکر مي کنم به خاطر انتقادش از مديريت است .
البته من معتقدم که بايد حرمت بزرگان حفظ شود . مخالف نظم و انضباط نبوده و نيستم . روزه هم مثل عبادت و دينداري .. عملي شخصي است . به هر حال شخصي مثل کريمي نبايد بهانه به دست مخالفانش بدهد ..
ممنون از شما
سلام و درود به عمو بهروز عزیز و جناب فرنودی عزیز
در یک کلام می تونم بگم نقد فوق العاده و موشکافانه و جامعه شناسانه ای بود!!!
من خودم از طرفداران علی کریمی و تیم محبوبم هم پرسپولیس هست و تا حدی که تا دو سال پیش برای دیدن اکثر بازی های تیم محبوبم و به خاطر اینکه کمکی ( هر چند ناچیز ) به باشگاه محبوبم شده باشه (علیرغم جو نه چندن مطلوب استادیوم ها و نظر افکار عمومی نسبت به اون ها) به استادیوم می رفتم و از بازی ها لذت می بردم ( با اینکه شاید برخی بازی ها چنگی هم به دل نمی زدند )
اما اعتراف می کنم که وقتی یک مقدار چشمم رو بازتر کردم و دیدم که همه چیز در این خاک سیاسی هست و از روی منافع واقعا به قدری از ورزش دلزده شدم که حتی شما اگر امروز از من بپرسید که پرسپولیس آخرین بازیش با کجا بود مطمئنا من به شما خواهم گفت (( نمی دونم!!!! ))
باعث تاسف هست که علیرغم اینکه سرمایه های این خاک ( چه منابع انسانی و چه منابع طبیعی )قربانی منافع شخصی و خصوصا سیاسی بازی آقایان می گردد و ما تنها نظاره گر هستیم!
پیروز باشید
پاسخ
به نکات بسيار عالي و منطقي اشاره کردي محمد جان .. من همين فرمايشات شما رو سال ها سعي مي کردم به پسرم بگويم .. که مثل شما عاشق استاديوم ورزشي و تيم استقلال بود .. چه سختي هايي رو تحمل نمي کرد .. و هر بار تيم اش گل مي خورد ، از ناراحتي از حال مي رفت .. !! تا اين که او هم مثل شما خودش متنبه شده و ديگه شکر خدا کم به استاديوم مي رود ..
يک روز بهش گفتم .. پسرم سختي ها رو شما مي کشيد .. فرياد ها رو شما سر مي دهيد .. سودش رو بازيکنان مي برند .. چي به شما مي رسه ؟ آن ها حاضرند جواب سلام شما رو بدهند .. ؟؟ يا مديران بعضي از باشگاه ها با طرز ديالوگ کردن ان ها رو نشونش دادم .. و گفتم اين هم رئوساي ان ها .. مي بيني چه جوري در تلويزيون هم دست از تهديد و خط و نشان بر نمي دارند .. و اين گفته ها موثر واقع شده و حالا مثل سابق نيست
البته جناب نظري اين رو هم اضافه کنم .. نسل امروز ما خيلي راحت حرف حساب و دروغ رو تشخيص مي دهند .. آن ها خيلي بهتر از بنده مي دانند پشت قضيه چيست .. وسلام
ممنون از حضورتون
کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
در مورد فوتبال کشورمان و عوامل پشت پرده باید بگویم صد رحمت به مافیای ایتالیا.
باشگاه های ما با این که لقب فرهنگی ورزشی را یدک می کشند اما دریغ از فرهنگ و کارهای فرهنگی(البته به طور کل منکر نمی شوم)
فوتبال ما واقعا سالهاست که دارد دوران سیاه و ذلت باری را سپری می کند.با این همه پولی که خرجشان می شود اما به هیچ جا نمی رسند و مدام در میادین بین المللی حذف می شوند.ایراد از کجاست؟
از امکانات؟از مربی؟از فدراسیون ؟از دلال بازی؟یا از مدیریت؟
می دانم که جنابعالی و سایر دوستان دقیقا می دانید مشکل فوتبال ما کجاست و حلقه گمشده اش چیست.
متاسفانه ما سالهاست که دل خود را به قهرمانیهای قبل از انقلاب در آسیا خوش کرده ایم ولی نمی گوییم بعد از انقلاب چرا حتی یک بار در جام ملت ها قهرمان نشده ایم.
تنها دلمان را خوش می کنیم به یکی دو قهرمانی پوشالی در بازیهای آسیایی که تیم های مدعی چون ژاپن و کره و عربستان همه با تیم امیدشان می آیند و ما با تیم اصلی.آن وقت هم با این قهرمانی آبکی تلویزیون باید یک هفته سرودهای حماسی پخش کند.کاپیتان عزیز متاسفانه ما تا حد زیادی هم داریم چوب ادعایمان را می خوریم
مدعی هستیم که فراتر از آسیا بازی می کنیم اما حتی در آسیا هم حرفی برای گفتن نداریم.
در کشورهای خارجی و حتی کشورهای عربی می بینیم که برای بازیکنشان چه بازی خداحافظی با شکوهی را انجام می دهند،آن وقت ما برای اسطوره های فوتبالمان امثال پروین و حجازی و عابدزاده و... چه کرده ایم؟
متاسفانه وضع تا بدان جا پیش می رود که یک اسطوره محبوب را تبدیل به یک فرد منفور می کنند و هزاران عوامل دیگر که خود بهتر واقفید.
با تشکر و ایام به کام.
پاسخ
سرور گرامي جناب جوهري نازنين
قبل از هر مطلبي . از اين که با کمي تآخير پاسخ کامنت ها رو مي دهم ، عذر مي خواهم . راستش همان طوري که قبلآ اعلام کرده بودم ، مشکل کامپيوترم با ويندوز اوريجنال هم که يکي از خوانندگان بزرگوار و دوست داشتني از امارات برايم فرستاده بود ، برطرف نشد .. ! و پست آخر رو به هزار مکافات و تآخير در حرکات ماووس به پايان بردم .. ! حتي ري استارت کامپيوتر بيش از 25 دقيقه به طول مي انجاميد .. !! به همين دليل مجددآ کيس رو بغل کرده و با خود به کرج بردم .. ! و دوباره همان دوستان عزيز و جوانم رو به زحمت انداختم .. سواي ارايه خدمات تخصصي عالي ، شيفته شخصيت و بزرگواري يکايک ان ها شدم که از دوستان پسر عزيزم پيام از کرج هستند .. و جا دارد بار ديگر از آقايان ابراهيم و احسان نازنين تشکر و قدرداني نمايم . خب ديشب به خونه بازگشتم .. و به خاطر حمل کيس از پله ها نفس ام به شمارش افتاده .. و قلبم درد گرفت .. همون ديشب قرار بود بعد از انجام خرده کاري هاي معمول به کامنت ها پاسخ دهم .. اما درد قلب و خستگي و استرس خرابي کامپيوترم باعث شد موفق به انجام ان نشوم .. !
امروز هم بعد از فراغت از ريزه کاري هاي معمول ، کامنت هاي بسياري در باره مطلب " خلبانان مفقود الاثر " دريافت کردم .. راستش رو بخواهي به محض انتشار پست ياد شده ، خيلي از دوستان و خوانندگان با مرام اطلاعات خوشحال کننده اي از بازگشت افتخار اميز تعدادي از قهرمانان رو خبر دادند .. و اين روند ادامه داشت .. اما با مطالعه کامنت هاي جديد خصوصآ گله بعضي از باران که .. مثلآ چرا نام فلان خلبان را درج کردي .. !!؟؟ او که زنده و سالم است و در ايران بسر مي برد ... !!؟؟ يا با درج انواع اقسام پرسش ها ، اشکالات و آمار غلط رو از چشم بنده مي ديدند ..!! در صورتي که من هم در حرف هاي خودموني و هم در پايان مطلب .. منبع اصلي رو درج کرده بودم .. ! و حتي به طور شفاف توضيح دادم که به پيشنهاد يکي از خوانندگان که لينک مربوطه رو ارسال کرده بود ، بنده احساس مسئوليت کرده و آن لينک را ترجمه نموده و با بزرگ کردن ابعاد تصاوير آن ها را در اختيار خوانندگان بزرگوارم در سرتا سر جهان قرار دادم .. اما همان گونه که عرض شد .. خيلي از دوستان و ياران کم کم آمار غلط رو از چشم بنده ديده و زير سوال ام مي بردند .. خب تا اين جاي کار مشکلي نبود .. چون عادت دارم .. !!اما کم کم احساس کردم همه آن قهرمانان به خير و سلامتي به کشور بازگشته اند .. ! علي رغم خوشحالي زايد الوصفي که داشتم .. به خاطر پرهيز از هر گونه تهمت و يا انگي که خود شما بهتر مي دونيد ، مجبور شدم کل پست را از وبلاگ و سايت حذف اش کنم .. البته اين توضيح رو در پست جديد اعلام خواهم کرد .
*******
جناب جوهري عزيز .. با پوزش از طولاني شدن پاسخ شما ، به اختصار عرض مي کنم .. تمام فرمايشات شما صحيح و منطقي است . و متآسفانه با اختصاص ميليارد ها تومان از سرمايه هاي کشور ، هيچ خروجي قابل تآملي نداشتيم . و فقط در اين ميان عده اي دلال و واسطه و برخي مديران جيب هايشون پر شد .. ! و صد البته هم بعضي از بازيکنان بدون هيچ غيرت و تعصبي که بازيکنان قديم فوتبال داشتند .. صرفآ با هدف پول در آوردن وارد دنياي فوتبال شده اند .. و به قول شما امپراطوري حاکم بر فوتبال رو تقويت مي کنند .. به اميد روزي که ورزش کشور ما به جايگاه واقعي اش برسد .. و نظم و انضباط در همه رشته هاي ورزشي جايگزين شود ..
ممنون از شما
با سلام و عرض ادب خدمت استاد مدرسي
با تشكر از جناب فرنودي عزيزبه خاطر مطالب و نقد جالب.. و اميدوارم سرمايه يك كشور كه متعلق به همه ميباشد به راحتي از بين نرود . ضمنا بهروز خان در خدمت هستيم.
ارادتمند عليرضا بابائي نيا
پاسخ
سرور گرامي جناب بابائي نيا نازنين
با سپاس از توجه شما دوست فرهيخته ام و تشکر ويژه از جنابعالي از طرف آقاي فرنودي و خودم ، از اين که توجه اي خاص به مطالب سايت داريد . يک پوزش و عذر خواهي هم به خاطر تاخير در انتشار کامنت ، بنده به شما بدهکارم . و اميد عفو دارم .
ممنون از حضورتون
سلام
هنگامی که این خبر را خواندم واقعا ناراحت شدم؛ یاد خودم افتادم که سالها در آن مملکت تلاش کردم و هر بار عده ای زیر پایم را خالی می کردند؛ پشتم حرف می زدند و ...
آخر من هم مانند بسیاری از جوانان مملکت عطای آنجا را به لقایش بخشیدم و برای تحصیل عزم به خارج جزم کردم.
شاید برای من این اتفاق باز کردن زخمی بود که سالها با ان درگیر بودم؛ از نزدیک حس می کنم که کریمی چه می کشد.
به او حق می دهم؛ آیا کسی را که اهل ریا کاری نیست؛ حاضر به چاپلوسی نیست و به استعدادهای خود تکیه دارند را همیشه در آن مملکت اینگونه باید تباه کرد؟
به هر حال این اتفاق باعث شد یکبار دیگر گزینه برگشت برای من کمرنگ تر شود و به یاد آورم که آن مملکت با ستاره های خویش چه می کند! ستاره هایی که چیزی از آن جز نرساندن شر نمی خواهد.
ممنون از این پست.
پاسخ
آرش عزيز و نازنين
با سپاس از شما راستش قصد جسارت و دخالت در تصميم شما ندارم .. اما پسرم قبول کن هيچ جا وطن ادم نمي شود . قبول دارم مشکلات فراواني دامن مردم با شرف ايران را در برگرفته است .. اما اين ها دليل نمي شود که به خاطر رويداد هاي ورزشي و ايضآ تصميم مدير باشگاهي شما دل از وطن کنده و به قول خودت گزينه بازگشت ات رو کم رنگ نمايد .. !! وطن در هر شرايطي وطن است . چه جنگ باشه .. چه گراني و نامردي .. اما هيچ عاملي باعث دل کندن نمي شود .. من و همه مردم ايران به جواناني مثل شما افتخار مي کنيم که براي کسب علم و دانش و تخصص به خارج از ايران تشريف برده ايد .. باور کن هيج جا وطن نمي شه عزيزم . به عنوان خدمتکاري کوچک که به اغلب نقاط دنيا سفر کرده ام .. صادقانه نظرم رو بيان کردم . گرچه معتقدم شما جوانان وطن خيلي با هوش و با درايت هستيد .. و خيلي راحت مسايل رو آناليز مي کنيد . مشکل علي کريمي هم حتمآ برطرف خواهد شد .
ممنون از شما
خاطرات سرتيپ آزاده خلبان محمد يوسف احمد بيگي
( قسمت چهارم)
پایگاه هوایی الرشید زندان دژبان
اسفند ماه 1362به اسرا اطلاع دادند که آنها را از آن جا خواهند برد. آنها می دانستند که برای ورود به زندان جدید، حتما تفتیش خواهند شد. به همین دلیل بابا جانی گفت:
- برای بردن رادیو فقط یک راه وجود دارد وآن این که رادیو را چند تکه کنیم و هر تکه را یکی با خودش حمل کند.
وقتی اتوبوس آمد، هر بیست و پنج نفر آنها سوار شدند اما بر خلاف همیشه چشم هایشان را نبستند. پس از طی مسافتی به " زندان دژبان" در " پایگاه هوایی الرّشید" رسیدند. آنها را به حیاط زندان که چیزی حدود 500 متر مربع وسعت داشت بردند. این زندان شامل سه بند بود. هنگام ورود به بند تفتیش آغاز شد. طبق هماهنگی قبلی نفر اول، جناب سرگرد محمودی بود که داخل ساکش هیچ چیز مشکوکی وجود نداشت. آنها قرار گذاشته بودند افرادی که از بازرسی عبور می کنند، ساک هایشان را که همه یک شکل و از کیسه ی نایلونی برنج درست شده بودند، با هم عوض کنند. با شلوغ کردن اوضاع توسط بچه ها، حواس نگهبآنها پرت شد و محمودی توانست بعد از عبور از بازرسی، کیسه خودش را با یکی از اسرا عوض کند. همین طور کار را ادامه دادند تا توانستند تمام وسایل را از بازرسی عبور دهند.
بندی که وارد آن شدند 150 متر بود و در آن 6 اتاق کوچک قرار داشت. دستشویی بیرون از اتاق ها بود و از ساعت 8 شب تا 6 صبح امکان استفاده از آن غیرممکن بود.
جیره غذایی بسیار اندک بود. تشک ها پنبه ای و کثیف و نمدار بود. ساعت 9 شب همه آنها را به اتاق های شان فرستادند و گفتند تا ساعت 7 تمام درها بسته خواهد بود. حتی به آنها اجازه رفع حاجت و ادای فریضه نماز را ندادند.
صبح که درها را باز کردند آنها خواستند که با رییس زندان صحبت کنند و مشکلات را با او در میان گذاشتند و او قول داد که وضع را درست کند.
نزدیک غروب آفتاب بود که چند دستگاه تهویه کوچک آوردند و نصب کردند. تعدادی تشک ابری هم آوردند و قرار شد درها ساعت 10 شب بسته شوند و 5 صبح قبل از طلوع آفتاب باز شوند.
ارتباط با اسرا از طریق مورس
آنها کمی که با محیط آشنا شدند متوجه اسیرانی شدند که احتمال دادند ایرانی باشند. با ضربات مورس، تماس گرفتند و فهمیدند که حدس شان درست بود.
آنها همان همرزم های شان از نیروی زمینی و انتظامی بودند که دو سال پیش از آنها جدایشان کرده بودند.
پس از تماس با آنها، قرار گذاشتند که از خصوصیات نگهبانان و وقایعی که در زندان برای آنها رخ داده بود بنویسند و آن را در درز لباسی که شسته و روی بند آویزان کرده بودند قرار دهند. فردای آن روز نوبت هواخوری بود. آنها لباس ها را از روی بند برداشتند و نوشته ها را خواندند. در آن نامه ها بیان شده بود که افسران و نگهبانان زندان افرادی پست و بی رحم هستند و نباید به حرف ها و قول هایشان اطمینان کرد.
احمد و دوستانش نیز از وقایع ایران و جبهه ها آن را مطلع کردند (به دلیل داشتن رادیو، از این اوضاع با خبر بودند)
جایی برای نگه داری عمو (رادیو)
"زندان دژبان" زندانی بسیار قدیمی و متعلق به زمان انگلیسی ها بود که زمانی بر عراق سلطه داشتند. دیوارهای حمام و دستشویی آن ترک خوردگی داشت و لابه لای دزرهای آن لجن انباشته شده بود. اسرا می ترسیدند که دچار بیماری های پوستی شوند اما مسئولان زندان توجهی نداشتند. با توجه به وضعیت آنها که تا آن زمان جزو مفقودین محسوب می شدند (زیرا صلیب سرخ از وجود آنها هیچ اطلاعی نداشت.) مسئولان عراقی حتی الامکان سعی داشتند که کسی آنها را نبیند. لذا از آوردن افرادی مثل دکتر به داخل زندان خودداری می کردند.
بچه ها تصمیم گرفتند که خودشان آن جا را مرمت کنند. جناب بورایی که در بنایی نیز سررشته داشت، پیشنهاد کرد که جای یکی از آجرها را خالی بگذارند و داخلش را سیمان کرده و روی آن را هم با موزاییک بپوشانند. برای این که موزاییک غیرطبیعی جلوه نکند، با مخلوط سیمان و صابون درز آن را بپوشانند تا بدین طریق مخفی گاهی برای رادیو درست کنند. این کار انجام شد و چیزهایی از قبیل کاسه و مسواک و ... جلوی آن قرار گرفت تا طبیعی تر جلوه کند.
ساخت منبع تولید برق
پس از مدتی باطری رادیو تمام شد و بچه ها کسل و ناراحت بودند. روزی یکی از اسرا در حال مطالعه روزنامه انگلیسی زبان "بغداد آبزرور" به مطلبی برخورد کرد و آن این بود که از میوه ها و پوست شان می توان الکتریسیته ایجاد کرد.
مقداری انار داشتند که آنها را دانه کرده و به صورت سرکه در آوردند. برای آن دو قطب مثبت و منفی درست کردند. لامپ کوچکی هم به دو سر قطب ها وصل کردند. لامپ روشن شد ولی اندازه آن بزرگ بود و نمی توانستند پنهانش کنند.
با مطالعه بیشتر، وسایل را کوچک تر کردند تا حدی که به اندازه یک باطری ماشین در آمد. بدین صورت که پوست انار را در آب خیس می کردند و برای مدتی پوست انار حال اسیدی به خود می گرفت سپس از آن برق می گرفتند. از وقتی نیروگاه آب اناری درست شد، مدت زمان بیشتری می توانستند از رادیو استفاه کنند.
عراقی ها متوجه رادیو شدند ولی ...
روزی بر خلاف روزهای دیگر، تا ساعت 8 صبح درِ بند باز نشد تا این که ساعت 8 افسر نگهبان به تنهایی وارد شد و جناب محمودی را با خود برد. جناب محمودی نیز خواست تا رضا احمدی به عنوان مترجم نزد او باشد البته او خود قادر بود عربی صحبت کند اما حضور رضا احمدی نیر کنارش لازم بود زیرا به دلیل اطلاعات زیادی که از قرآن و احادیث داشت مشاور خوبی بود و می توانست به او کمک کند.
نگهبان بدون مقدمه به او گفت:
- رادیو را به من بده.
رضا از نگهبان خواست که توضیح بیشتری دهد. پس از مکالماتی به جناب محمودی گفت:
- نگهبان رادیو می خواهد.
جناب محمودی گفت:
- مگر آنها به ما رادیو دادند که حالا از ما می خواهند؟
نگهبان: "همان رادیو که از ابوغریب به این جا آورده اید."
محمودی: "مگر وقتی ما با این زندان آمدیم تفتیشمان نکردید؟"
نگهبان: "من همه جا را تفتیش می کنم و رادیو را پیدا خواهم کرد اما اگر خودت آن را به من بدهی بهتر است."
محمودی زیر بار نرفت و حتی تهدیدهای او کارساز نشد.
با وضع پیش آمده استفاده از رادیو غیر ممکن شد. بند بغلی آنها مرتب درخواست اخبار و اطلاعات می کرد و آنها شک کردند که مبادا موضوع رادیو از همان جا لو رفته باشد.
از این رو برای شان نوشتند با توجه به این که عراقی ها به داشتن رادیو مظنون شده اند آن را درون چاه توالت انداخته اند.
تلاش برای یافتن رادیو و اقامه نماز شکر
بچه ها حدود بیست روز از رادیو استفاده نکردند تا آب ها از آسیاب افتاد. پس از بیست روز دوباره رادیو را روشن کردند.
یک روز صبح سر ساعت مقرر، درِ سلول ها را باز نکردند تا این که نگهبانان آمدند و گفتند که می خواهند همه اتاق ها را بگردند. سرپرست نگهبانان نفرات سلول را دقیقا بازرسی بدنی کرد و از محوطه بند خارج نمود. پس از چند دقیقه دستور داد تا دوباره به سلول برگردند.
وقتی برگشتند همه چیز به هم ریخته بود. سر انجام نگهبان ها به سلول آخر رسیدند و رادیو درست در همان سلول بود. احمد از سوراخ کلید نگاه کرد و دید که باباجانی و قنودی، زیر سر و کتف فرشید اسکندری، و محمدی و سلمان پاهای او را گرفته و از سلول بیرون آوردند. (فرشید اسکندری به علت داشتن رماتیسم مفصلی، هر از چند گاهی بیماری اش عود می کرد).
نگهبانان هر پنج نفر آنها را تفتیش کردند و به داخل حیاط فرستادند و سلول را گشتند اما نتوانستند رادیو را پیدا کنند. آنها رادیو را وسط پای فرشید اسکندری پنهان کرده بودند. همه آنها این ماجرا را از الطاف الهی دانستند و همگی به پاس این عنایت نماز شکر به جا آوردند.
"هاد" کتاب قوانین
کلمه هاد مخفف (هیئت امور داخلی) بود که توسط محمودی فرمانده آسایشگاه پیشنهاد شده بود.
محمودی با همکاری تعدادی از بچه ها قوانینی را برای اداره امور تدوین کرده بودند که به عنوان " کتابچه دستورالعمل" در امور داخلی زندان از آن استفاده می کردند. در پایان کتابچه نیز اسامی نوشته شده بود و هر کس ملزم بود جلوی اسم خودش را امضا کند. اعضای هاد چهار نفر بودند که تصمیم می گرفتند مثلا چه کسی دستشویی ها را بشوید.
براساس دستورالعمل هاد، هر سه ماه یک بار تغییرات گروهی و محل داشتند. این که چه کسی با چه کسی هم گروه شود مسئله مهمی بود که در آن شرایط برای همه دلمشغولی خوبی بود.
موشک جواب موشک
اواخر سال 1366 بود و مدتی بود که اخبار موشک باران ایران را می شنیدند. این مسئله آنها را سخت غمگین کرده بود.
تا این که شبی در نزدیکی های پایگاه الرّشید انفجار مهیبی رخ داد. فردای آن شب فرمانده گفت:
- این صدای موشک های دوربرد ایران بود که به ساختمان "بانک رافدین " بغداد اصابت کرده و آن را در هم کوبیده است.
بچه ها زیر لب زمزمه می کردند:
- موشک جواب موشک.
سرانجام جنگ موشک ها هم کاری از پیش نبرد و پس از مدتی حملات از سر گرفته شد.
آتش بس
روز 28 تیر 1367 محمد صبح زود از خواب برخاست که از یکی از بچه ها شنید ایران قطعنامه 598 را قبول کرده است.
این خبر او را دلخور کرد اما وقتی شنید امام قبول کرده، کمی آرام شد. گفت:
- اگر امام پذیرفته حتما ادامه این جنگ به صلاح اسلام و مسلمین نبوده زیرا امام کارهای شان از روی حکمت است و ما مطیع اوامر او هستیم. به هر حال ما راضی هستیم به رضای خدا و این تصمیم امام را بی چون و چرا گردن می نهیم.
قرار شد اسرا در اسرع وقت مبادله شوند اما عراق در اجرای این بند از قطعنامه تعلل ورزید و به همین دلیل آزادی اسرا به حالت تعلیق در آمده بود.
برای امام دعا کردند
در شب سیزدهم خرداد ماه 1368مطلع شدند که امام(ره) کسالت دارند و در بیمارستان بستری هستند.هر کدام از آنها به طریقی برای شفای امام دعا می کرد.آنها شبی برای شفای ایشان مجلسی ترتیب داده و دعای توسل خواندند.
شب پانزدهم خرداد 68 شبی جانکاه و فراموش ناشدنی برای همه مردم ایران بود. آن شب مسئول رادیو به محض دریافت خبر ارتحال حضرت امام(ره) توان از کف داده بود و گوشی را از گوش کشیده و بی اختیار شیون و زاری سر داده بود. در آن زمان یوسف با محمدی و ذوالفقاری هم سلول بود. شب ها پس از شام به کلاس قرآن می رفتند. آن شب نوبت او بود که ظرف ها را بشوید. وقتی برای گذاشتن ظرف ها به درون سلول رفت محمدی را دید. پرسید:
- چرا برگشتی؟ مگر کلاس نداریم؟
جوابی نداد. به ذوالفقاری نگاه کرد.او هم رنگ پریده بود.
گفت: "چی شده؟ چرا این طور نگاه می کنید؟"
بغض محمدی ترکید و اشک چون سیل از چشمانش سرازیر شد. ذوالفقاری خودش را به او نزدیک کرد و گفت:
- تسلیت می گویم، من زودتر خبر دار شده بودم ولی به تو چیزی نگفتم. امام ...
به محض این که کلمه امام از زبانش جاری شد، تن محمد سرد شد و زانوهایش لرزید.
هر سه شروع به گریستن کردند. در آسایشگاه همه فهمیده بودند.
محمودی به تک تک سلول ها سر می زد و آنها به آرامش دعوت می کرد. او گوشزد می کرد که هر چند غم سنگینی است اما نباید دشمن بفهمد که ما از موضوع با خبر هستیم زیرا ممکن است نگهبان ها حساس شوند و به وجود رادیو پی ببرند. پس بگذارید تا آنها خودشان خبر را اعلام کنند.
سه روز بعد در روزنامه ها خبر ارتحال امام (ره) و ...
تا دو روز پس از آن واقعه جان سوز روزنامه برایشان نیاوردند. روز سوم بود که روزنامه دادند و پس از آن که بچه ها خبر را خواندند به یک باره چون کوهی آتشفشان فوران کردند و با شوری وصف ناپذیر در غم هجران امام عزیز به سرو سینه می زدند مراسم نوحه خوانی و سینه زنی به پا کردند و برای امام (ره) ختم قرآن گرفتند.
قبل از رحلت امام، روزنامه های عراق و سایر کشورها، اراجیفی را می نوشتند مبنی بر این که بعد از امام(ره) دیگر کسی رهبری این ملت را نخواهد پذیرفت. چرا که در ایران همه چیز به هم خواهد ریخت و جنگ قدرت مملکت را از هم خواهد پاشید. بحمدالّله با انتخاب حضرت آیت الّله خامنه ای توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، دشمنان ایران سکوتی مرگبار گرفتند. دیگر حتی روزنامه عراقی "الثوره" هم چیزی درباره حکومت و رهبری ایران نمی نوشت. زیرا دریافته بودند که به ملت عراق یا سایر ملل نمی توان اخبار دروغین داد و مردم عراق تشییع بی سابقه و تاریخی پیکر پاک و مطهر امام(ره) را از تلویزیون دیده بود.
رادیو به دست بند کناری هم رسید
مدت چهار ماه بود که آنها از رادیو استفاده می کردند اما بند مجاور اطلاعی نداشت. با وجود افرادی مثل سرگرد اسدالّله میرمحمدی و سروان علی والی (افسر نیروی انتظامی و قهرمان مسابقات وزنه برداری آسیا ) در بین آنها، باز هم نمی توانستند کاملا مطمئن باشند ومی ترسیدند که رادیو لو برود.
روزی هنگام هواخوری، افرادی از بند مجاور از فرصت استفاده کردند و رادیوی یکی از نگهبان ها را که لبه دیوار حیاط بود با قلاب گرفتن و بالا رفتن از دیوار می دزدند و پنهان می کنند. آنها نمی دانستند که محمد و دوستانش رادیو دارند لذا با خوشحالی به آنها اطلاع دادند و گفتند که رادیو خراب است. آنها می دانستند که باباجانی در تعمیر رادیو متخصص است. لذا خواستند تا رادیو را برایشان تعمیر کند و پس از تعمیر نیز همان جا بماند تا هم خودشان استفاده کنند و هم به آنها اخبار را بدهند.
قرار شد رادیو را در کیسه ای پنهان کنند و در زیر لباس های آویخته شده روی بند در محوطه حیاط قرار دهند. فردای آن روز باباجانی آن را برداشت و هر چه قدر سعی کرد نتوانست آن را تعمیر کند. رادیو بزرگ بود و نگهداری از آن خطر ناک. باباجانی قطعاتی را که امکان خرابی آنها در رادیوی خودشان می رفت از آن جدا کرد و ما بقی را درون چاه توالت انداخت ولی از این موضوع حرفی به بند بغلی نزدند و از آن پس اخباری را که از رادیوی خودشان می گرفتند به اسم رادیوی آنها به خودشان می دادند!
centralclubs.com
پاسخ
شاهين عزيزم .. باز هم مثل هميشه با درج کامنت هاي بسيار خواندني در ارتقاي سطح علمي سايت سهيم بوده ايد . شاهين جان همان گونه که مستحضري .. با حذف پست خلبانان مفقود الاثر ، يک بخش از کامنت هاي شيرين و خواندني شما ناخواسته حذف شد . مي دونم زحمت زيادي است .. اما با شرمندگي توصيه مي کنم .. اگه امکان داره ، اون قسمت حذف شده را در يکي از پست ها ، ترجيحآ در پست بعدي مطلب حذف شده قرار بده . تا خوانندگان اتي از اين اطلاعات تاريخي محروم نشوند .
با سپاس از شما
سلام عموبهروز خوبی؟
همیطور سلام گرم خدمت جناب فرنودی عزیز.
من کاملا با نظر جناب فرنودی موافقم. هنوز یادم نرفته که غزال تیزپای ایران خداداد عزیزی درگیر چه بازیهایی شد و خسته و دلزده فوتبال رو کنار گذاشت تا هر موقع که باهاش مصاحبه می کنن آه آتشینش از پشت خطوط و امواج تلویزیون و رادیو فوران کنه!
ورزش ورزشه! اما یه سری افراد به لجن می کشنش! ماجراهای پشت پرده ای که چندی قبل خود تلویزیون پخش کرد یادتون هست؟ متاسفانه خبرنگارهای روزنامه های زرد برای اینکه خودی نشون بدن حاضرن با لجن مال کردن یه آدم خودشون رو به بالا برسونن!
به قول آقای فیروز کریمی که می گفت دیگه کم کم باید به فکر ترک فوتبال و نشستن تو خونه و بافتنی بافتن و آشپزی باشم!! ما هم باید به فکر بیخیال شدن ورزش و خالی شدن ورزشگاه ها و دلسردی از ورزش باشیم! البته سایر ورزش ها با مدیریت بهتری مواجه هستن که نتایجش رو هم می گیرن مثل والیبال و بسکتبال. اما فوتبال داره تلف میشه...
پاسخ
کاملآ حق با شماست امير جان . من با اين نظريه شما موافقم . مخصوصآ اون بخشي که مربوط به نشريات به اصطلاح زرد است . من از نزديک با شيوه کاري ان ها آشنا هستم .. و در سال هايي که خود در مقام ژورناليست خدمت مي کردم ، بار ها و بار ها با انواع حيله ها و ترفند هاي اين جماعت که متآسفانه باعث بدنامي اکثر روزنامه نگاران باشرافت شده اند ، بودم . اين ها براي کسب درآمد و به قول شما مورد توجه افکار عمومي قرار گرفتن ، هر کاري مي کنند .. که لجن مال کردن مردم و اسطوره ها و تيتر هاي پوشالي تنها بخشي از اعمال ان هاست ..
اميدوارم روزي باعث طرد اين گروه از جامعه مطبوعاتي باشيم .
و براي فوتبال کشور هم آرزوي رشد و کسب جايگاه رفيع دارم .
ممنون از شما
با سلام و عرض ادب خدمت شما، بیایید حق بین باشیم،علی کریمی فوتبالش خوبه که خوبه اما سابقه این فرد همه چیزو درباره اخلاقش ثابت میکنه.آخه چقدر حرکات غیر ورزشی؟ چقدر غرور کاذب؟خب پول داری که داری برو خرجش کن نوش جونت اما حق نداری به مقدسات بی احترامی کنی آقای کریمی.من متاسفم که این آقای علی کریمی اینقدر سابقه بدی در رفتارهاش از خودش به جا گذاشته که زندگی ورزشی خودش رو هم تحت تاثیر قرار داده و باعث میشه تموم بازیهای خوبش از یاد برن و کم کم از اذهان مردم طرد بشه.
آقای مدرسی در پستتون عنوان شده که آقای کریمی به خاطر نزدیکی به خانواده به امارات اومده بود اونم از تیمی به نام بایرن مونیخ !!!!!!
آخه کدوم شیر پاک خورده ای همچین کاری میکنه؟اصلا با عقل جور در میاد؟تو رو خدا با قضیه احساسی برخورد نکنیم!!
فقط بدونید که غرور کاذب بازم میگم غرور کاذب باعث شد که علی کریمی به این روز بیفته چون این فرد حس میکنه آسمون سوراخ شده و ایشون ازش افتاده پایین،نه آقا برو ستاره های با اخلاق دنیا رو ببین که در برابرشون هیچی نیستی و کمی ازشون یاد بگیر.
در پایان ببخشید اگه کمی عصبی شدم خب پیش میاد دیگه.موفق و موید باشید
پاسخ
جواد جان عزيز و بزرگوارم
ضمن تشکر از شما هموطن بسيار عزيز و ورزش دوستم .. با بخشي از نظريه شما موافقم . و آن جنجال هاي بي مورد و غرور کاذب است . و اضافه مي کنم .. نه در دنياي ورزش ، بلکه در هيچ حرفه و شغلي قابل تحمل نيست . من به عنوان يک نظامي بازنشسته هميشه به نظم و انضباط و احترام به مردم ( کوچک و بزرگ فرقي نمي کنه ) موافقم .
يادش بخير .. در زمان هاي نه چندان دور ، نام و آوازه هر ورزشکاري مصادف با جوانمردي ، مهرباني ، صبوري و استقامت بود . پهلواني و خصلت پهلواني اولين هدف هر ورزشکاري بود . اما متآسفانه خيلي وقت است که جايگاه اين خصلت ها مخدوش شده است .. و پول پرستي و به قول علي پروين .. قيافه گرفتن و غرور کاذب دست آورد ورزشي خيلي از ورزشکاران خصوصآ فوتباليست ها شده است .
جواد جان کسي منکر حفظ ارزش هاي اسلامي نيست . و در اين پست هم نويسنده مطلب جناب فرنودي و بقيه خوانندگاني که با درج کامنت تلويحآ از علي کريمي دفاع کردند ، هدف شون زير پا گذاشتن ارزش هاي حاکم بر کشور نيست . بلکه تهمت و دروغ رو تقبيح کرده و معتقدند فردي در جايگاه مدير عاملي باشگاه استيل آذين حق ندارد اختلاف هاي خود با کريمي رو با تهمت و دروغ آغاز کرده و انگ روزه خواري رو به يک فرد مسلمان بزند .. !
من به شخصه کاري به علي کريمي و رفتار هاي گذشته ااش ندارم . صادقانه بگم .. اصلآ خوشم ازش نمي امد .. ! ولي دليل نمي شود در واکنش به عمل غير منطقي ساکت بنشينم .. ! خصوصآ از سوي فردي که خود را پاسدار ارزش هاي انقلاب مي دوند ! اتفاقآ از افرادي مثل سردار آجرلو بيشتر از بازيکن جوان حتي خاطي و گناهکار انتظار عدالت و معرفت اسلامي مي شود . او به عنوان يک بزرگ تر و يک مسئول بايد از جنجال و رسانه اي شدن پرهيز کند .. خيلي از ورزشکاران به دلايلي از باشگاه ها اخراج شده اند .. و اگه مشکلي هم بوده از طريق نهاد هاي قانوني دستگاه ورزش رسيدگي شده .. اين که با تهمت به يک مسلماني تهمت زده شود ، کار ناپسندي است .
بله علي کريمي خيلي رفتار و حرکات غير ورزش که نشآت گرفته از غروز کاذب است ، دارد . اما اين ها هيچ دليلي نمي شود که با آبروي او چنين بازي شود .. ! تمام بحث دوستان هم همين است . و گرنه کسي مدافع بي نظمي و حرمت شکني نيست ..
ممنون از شما که نظرت رو نوشتي
http://www.hamshahrimags.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3161
پاسخ
آرش جان عزيزم .. متآسفانه خبر واقعيت داره .. من در کرج بودم
که اين خبر تلخ رو شنيدم . اما در نقل و درج اين خبر اشتباهي وجود دارد . و ان اين است که هواپيماي فانتوم را متعلق به هوانيروز گزارش کرده اند .. که اصلاح کرده و اعلام مي کنم .. هوانيروز فاقد هواپيماي فانتوم ( اف - 4 ) است . اميدوارم حال هر دو خلبان آن بزودي خوب شود
ممنون از شما
سلام عمو بهروز.بابا ای ول شما هم؟
من همش میگفتم اونی که تو اتوبوس نشسته چقدر آشناست؟ولی انصافاشوخی با حالی بود.آقا از این شوخیها بیشتر انجام بدید.انصافاخیلی خندیدیم.
راستی عمو جون اون جریان خانم اقبال که با رانندشون اومده بودند برا میوه ها به نظرتون مشکوک نیست.آخه اون میوه های گندیده به چه دردشون میخوره.شاید چیزی زیر میوه ها بوده که خودشون نتونستن ببرند.و چون شما یه نظامی هستید طبعاضریب اطمینان شما بیشتره.آخه من خیلی مشکوکم.
راستی عمو من جمعه این هفته امتحان دارم.زبون روزه و گرمای بیش از 50 درجه و درس خوندن خیلی سخته.تو رو خدا برام دعا کنید.درسش هم خیلی مشکله.
خیلی خیلی دوستون دارم.عمو جون شرمنده دلم برا خاطرات جنگی خیلی تنگ شده.
با آرزوی سلامتی برای شما.
پاسخ
ممنون پسر عزيزم .. آره حق با شماست . .. چون خودم رو حسابي به شيشه جسبونده بودم .. و هنر نمايي بعضي از ستارگان رو تماشا مي کردم .. ! و همان طور که ديدي ، خيلي از اين که اين افتخار در عمرم نصيب ام شده ، غرق در لذت بودم . خوشحالم که شناختي .. !!
اسي جان راستش رو بخواهي خودم هم نمي دونم چه عاملي سبب شد که شيطنت ام گل کرده و تصميم گرفتم اين شوخي نامناسب رو درج کنم .. !!؟ به هر حال از همه خوانندگان بزرگوارم ، عذر خواهي مي کنم .
در باره پست خانم دکتر اقبال .. راستش رو بخواهي شما هنوز خصلت بعضي از ثروتمندان رو نمي دوني .. ! اين که چيزي نيست .. من اگه سفره دلم رو باز کنم .. يه دنيا خاطره هاي رنگارنگ از اين مضحک تر از رفتار بعضي ثروتمندان دارم .. ! اين که ميوه نوبرانه بود ..! و معمولآ هم ميوه بيش از يک هفته دوام مي اورد .. ضمن اين که نمي دونست چه وضعيتي براي اتول من پيش اومده بود .. بگذريم
اسي جان اميدوارم طاعات و عبادت شما مورد قبول حق قرار گيرد .. ولي مطمئن باش اگه لايق باشم با تمام وجودم دعا مي کنم تا موفق باشي ..
اگه خدا بخواهد يک خاطره جنگي و تکراري رو به خاطر بهانه اي که عرض خواهم کرد ، پست بعدي تقديم خواهم کرد
موفق باشي عزيزم
سلام
توی این ر........
...........
پاسخ
دوست عزيز .. اگر چه به عقيده شما احترام مي گذارم .. و به نوعي با شما موافقم ، اما با شرمندگي کامنت شما رو به خاطر توهين و سياسي بودنش حذف کردم . شما همين نظرت رو مي تونستي با روش مناسبي بيان فرمايي
ممنون از شما
سلام عمو بهروز امروز به یه مطالبی برخورد کردم که انقدر اعصابم به هم ریخت که نمی دونم چطوری توضیحش بدم؟!!
http://captainz.mihanblog.com/post/66
توی وبلاگم نوشتمش.
شما هم هر موقع وقت داشتین بخونینش.
ما انقدر از خودی ضربه می خوریم که حد نداره! حالا یکی شکلش اینجوریه یکی هم شکلش نوع دیگه که تو وبلاگم گذاشتم.
http://captainz.mihanblog.com/post/66
سرتون رو درد نمیارم.
پاسخ
امير جان عزيز و نازنينم
از اون جايي که دوزاري ام کج است ، صادقانه مي گم .. علي رغم اين که چند بار کل خبر رو خوندم ، به دليل اين که هيچ شناختي از شرکت بالي و شخص علاقبند ندارم ، متوجه ارتباطات و محکوميت ها نشدم . اي کاش مي شد کمي بيشتر از آقاي علاقبند مي نوشتي .. تا بيشتر با اوي آشنا شويم
ممنون از شما و سايت وزيني که زحمت انتشارش رو مي کشي
با سپاس از شما
آقای مدرسی عزیز
امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید . گویا یک دوست دیگری هم به نام سروش آمده که من نیستم . در هر صورت یک خواهشی داشتم و آن اینکه در مورد پست جستجوی خلبانان گم شده 2 تا مطلب گذاشتم یکی در مورد خلبان پویان فر و دیگری شهید لشگری که اگر امکان داره اضافه کنید . فکر می کنم زود هست که مطلب مربوط به خلبانان گم شده بسته بشه . من به نوبه خودم تا جاییکه ممکن بوده اطلاع رسانی کردم و از هر کسی که اطلاعی از لیست ارائه شده توسط شما داره خواستم تا اطلاعات خودش را ارسال کنه . باید این حقیقت را پذیرفت که این سایت در آینده به یکی مهم ترین منابع تاریخی از نوع خودش تبدیل خواهد شد . اگرچه همین الان هم ارزش و احترام و جایگاه خاص خودش را دارد .
پاسخ
سروش جان عزيز ونازنين
مسئله تشابه نام امري عادي است .. اين وسط من مادر مرده قاطي مي کنم .. ! براي همين هميشه در اين موارد خواهش کردم دوستان يک پسوندي ، پيشوندي اضافه کنند تا قابل تشخيص از يک ديگر باشند .
و اما در باره مطلب مربوط به خلبان هاي مفقودالاثر .. همان گونه که در کامنت جناب مرتضي جوهري که از خوانندگان قديمي و فرهيخته سايت است توضيح دادم که .. ضمن تشکر از دوستان عزيزي که بعد از انتشار پست فوق زحمات زيادي رو متقبل شده و در امر شناسايي و پيدا کردن قهرمانان دلير کشورمون اطلاع رساني کرده اند ..لذا در استمرار همکاري خوانندگان و کامنت هاي فراوان ان ها چنين استنباط کردم که .. اغلب اين عزيزاني که اسم ان ها در ليست بود ، همگي به شکر خدا آزاد شده و هم اکنون در کشور به خير و خوشي زندگي مي کنند .. و از ان جايي که معمولآ تهمت زدن و انگ وارد کردن به ديگران امري عادي تلقي شده ، راستش رو بخواهي از ترس تبعات بعدي کل پست رو حذف کردم .. و گرنه خدا گواه است که بنده صرفآ به دليل احساس مسئوليت در قبال قهرمانان شريف نيروي هوايي آن لينک ارسالي از سوي خوانندگان رو ترجمه کردم .. همين . اما خيلي ها من رو به خاطر مشکلات و آمار هاي غلط زير سوال برده و توضيح خواسته بودند .. !! در حالي که بنده فقط در اين پست تنها يک مترجم بودم . ... بازهم اگه نظر دوستان بر اين امر تعلق گيرد که به قول شما براي ثبت در تاريخ به قوت خود باقي بماند ، بنده با کمال ميل آن را مجددآ منتشر خواهم کرد ..
با سپاس از شما
سلام عمو جان نازنین دلم خیلی تنگتون بود اومدم سلامی عرض کنم. همیشه سایتو میخونم ولذت میبرم الان یک سال و یک ماهه با شما و سایت زیباتون هستم و بسیار ازتون در مورد زندگی و تجربیاتتون که خالصانه بیان کرده بودین اموختم .یه4ماهی کامنت نمیگذاشتم تا وقت پر ارزشتونو نگیرم .درمورد موضوع بالا فوق العاده ممنونم هم از شما هم ازاقای فرنودی نازنین و فکرمیکنم جسارتا یک لجبازی باشه که متاسفانه بر خلاف بسیاری تعالیم دینی مبنی بر حفظ ابروی دیگران و....اینچنین شده به شخصه کریمی رو یک نابغه میدونم هنگامی که در بایرن بود در بازیهای زیادی زیروبرتو فیکس تیم ملی برزیل و سباستین دایسلر در تیم ملی المان رو نیمکت نشین کرد پیرو فرمایش اقای فرنودی فکرکنم باید رفتار با ستارگانمون رو یاد بگیریم ولی ایا کریمی حرفهای غیر واقعی میزند؟وقتی میگوید هتل تیم ملی ایران که ادعایش گوش زمین واسمون رو کر کرده کولر نداشت!!!مورد تایید تمامی بازیکنان.در کل امیدوارم مشکل فدراسیون فوتبال با خودش حل شود وقتی رییسش نمیداند مربی تیم ملی کجاست؟ یا نایب رییسش بدون اطلاع هیچ کس در ترکیه با مربیان خارجی طرح همکاری میکند.و مربیش میگوید ماتا فلان دقیقه (هفتاد وچند) در جام جهانی بودیم . راستی تا یادم نرفته در روزنامه ی گل دیروز معدنچی تاکید کرد ظهر بازی همه نهار خوردند! عمو جان نازنین مواظب خوتون و نوه های زیباتون باشید .با احترام.علی 1
پاسخ
علي عزيزم اولآ از قديم گفته اند .. دل به دل راه داره .. مطمئن باش همين حس و حال رو در باره شما و ساير دوستان دارم . درسته که دنياي مجازي است .. اما همه مي دونيم اين سايت پاتوق ياران فرهيخته و بزرگوار است . و اغلب ارتباطات آن معنوي است . از اين که بزرگواري کرده و کامنت براي کمک به حقير نمي نوشتي ، سپاسگزارم . اما بار ها عرض کرده ام .. که جواب به نظرات دوستان وظيفه ام است . و با افتخار اين کار رو انجام مي دهم .
علي جان از اين که از مطلبي که جناب فرنودي عزيز زحمت درج اش رو کشيده راضي هستي و مورد پسند شما دوست خوبم واقع شده است ، بي نهايت خوشحالم . اما در باره مسايلي که عنوان فرموديد .. بنده موافقم و معتقدم حفظ حرمت و جايگاه مسلمان ها واجب است . اما علي جان از شما چه پنهان من در حين پاسخ به نامه ، برنامه نود رو هم گوش مي دادم .. وقتي نوبت به آقاي اجرلو رسيد .. ايشان مطالبي رو عنوان کرده .. که حاکي از ان بود او چنين سخني نگفته .. بلکه برنامه نود به خاطر خلاصه کردن صحيت هاي وي ، چنين برداشتي شده است .. ! ابتدا من هم تحت تآثير قرار گرفتم .. ! اما بعدش يادم اومد که رسمآ اطلاعيه داده بود .. که به قول شما و اغلب دوستان صحيح نبوده است .. ممنون از حضورتون
عمو جان در هر صورت من به عنوان یک ایرانی همیشه طرفدار علی کریمی هستم و خواهم بود،در این قضیه بیشتر از اینکه حقانیت یک سری آدم معلوم بشه،حقانیت علی کریمی معلوم شد نمونش نظر سنجی دیشب نود یا صفحه حمایت از علی کریمی در فیس بوک که در عرض 48 ساعت 25000 نفر عضو شدند،راستی گفتم فیس بوک!،عمو جان چرا تو فیس بوک پیج ندارید؟؟
پاسخ
سروش عزيزم .. مسلمآ علي کريمي هواداراني دارد . من جسارتآ اعلام مي کنم که .. وارد مسايل سياسي نمي شوم . و اگر چه معتقدم به دليل سياسي شدن فوتبال ما در اين رشته ورزشي پرطرفدار مشکلاتي داريم .. بگذريم
در باره فيس بوک عرض کنم .. اون اوايلي که فيس بوک در ايران آزاد بود ، يکي از خوانندگان زحمت کشيده بود و صفحه اي در ان به نام بنده ثبت کرده بود .. بعد خودم اطلاعاتش رو تکميل کردم .. بعد از اين که از سوي مخابرات مسدود شد ، ديگه به اون صورت وارد ان نشدم . تا اين که به کمک يکي از دوستانم نرم افزاري در کامپيوترم نصب شد که از طريق ان مي شد وارد فيس بوک شد .. مدتي سر مي زدم . اما صادقانه مي گويم به ريزه کاري هايش آشنا نشده بودم .. و هر از گاهي هم که سر مي زدم ، کلي از هموطنان درخواست پيوند شده بودند و من هم با خوشحالي همه را ليست مي کردم .. تا اين که ويندوزم رو عوض کردم .. وقتي وارد فيس بوک شدم ، طبق قوانين امنيتي سايت فوق ، چنين تشخيص داد که ممکنه هويت بنده جعلي باشد و من بهروز مدرسي نباشم .. ! لذا چندين پرسش براي شناسايي انجام داد که حد اکثر با دو خطا مي توانستم هويت ام رو ثابت کنم . اما متآسفانه نرم افزار اقدام به نشان دادن تصاويري از ليست دوستانم نشان داد و از من خواست يکي از 5- 6 گزينه را تيک بزنم .. ! از اون جايي که اکثر چهره ها رو نمي شناختم ، هويت ام مورد تآئيد قرار نگرفت .. !!
ضمن اين که همان گونه که عرض کردم .. من ارتياط چنداني با ان برقرار نکرده بودم .. و به فوت و فن هاي آن وارد نبودم .. !! و بار ها هم در همان صفحه اعلام کرده بودم .. با اين حساب .. الان نمي دونم تکليف اون صفحه چه خواهد شد .!!؟ چگونه مي توانم هويت ام رو به اثبات برسونم .. يا آيا مي شود با همين جي ميلي که دارم يکي ديگر با نامي متفاوت باز کنم ؟
ممنون از شما دوست نازنينم
سلام جناب مدرسي
مرسي بابت مطالب جديدتون
راستش ديروز و امروز همه مطالب جديدتون را خواندم و لذت بردم
مخصوصا جريان اختلاس در اون بنياد خيريه را
علي ايحال خيلي ممنون بابت زحماتي كه ميكشين بابت غيبت يك هفته اي هم عذرخواهي ميكنم
حق يارتان
پاسخ
حميد جان نازنين
با سپاس و تشکر از محبت و الطاف شما .. راستش رو بخواهي اگه در باره توهمات بنده توضيح مناسبي نمي دادي .. باور کن با اضافه شدن اين غيبت ، حسابي دچار اوهام وحشتناکي در باره خودم مي شدم .. !! اما خوشحالم که دوباره افتخار خواندن کامنت هاي شما را دارم .. و صادقانه اعتراف مي کنم .. براي بنده دوستي شما خيلي ارزش دارد .. و مسايل مطروحه ربطي به عشق و علاقه حقير نسبت به شما ندارد .
خوشحالم که مطالب مطروحه مورد توجه و عنايت شما دوست خوبم واقع شده است .. ممنون به خاطر همه چي
سلام
من اول فوتبال رو دوست داشتم و پیگیری میکردم. ولی الآن بدم میاد و نمیذارم بچه هام نگاه کنن و حرفشو بزنن.چون تو فوتبال ایران جز فحش و دری وری و عیش و نوش چیز دیگری نیست . البته جسارت نباشه ها.
خداحافظ
پاسخ
ناصر خان عزيز و گرامي
با اين کامنت پي به شخصيت آينده نگر شما بردم . و از اين که چنين دقيق به مسايل اوقات فراغت و سرگرمي هاي فرزندانتان نظارت مي کنيد ، خوشحالم و صميمانه تحسين مي کنم . اما ناصر خان من فکر مي کنم اين بعد فوتبال ما از تلويزيون پخش نمي شود .. و شديدآ با صداهاي توهين اميز و نامربوط برخورد شده و مانع از پخش ان مي شوند .. اما قبول دارم گاهي اوقات از دستشون در مي رود .. ! ممنون از بيان نظرتون .. اميدوارم شاهد به ثمر رسيدن مطلوب فرزندانتان باشيد
ممنون از حضور شما
با سلام حضور استاد مدرسی
مثل همیشه سایتتان وزین و خواندنی است. من همیشه از مشتریان سایت شما هستم. راستی خبر سقوط یک فروند فانتوم در بوشهر را شنیدید؟ من خیلی بابت از دست رفتن یک فانتوم دیگر ناراحت شدم. اما خوشبختانه خلبان و کمک خلبان با موفقیت ایجکت کردند. دست خدا همراه عقابان تیزپرواز میهنمان.
برای شما و خانواده محترمتان آرزوی سلامتی دارم.
میثم باریکانی
پاسخ
ميثم جان متآسفانه سه شنبه غروب در کرج اين خبر تآسف آميز رو شنيدم . باور کن خيلي حالم گرفته شد .. ولي وقتي شنيدم خلبانان ان زنده هستند ، کمي از ناراحتي هايم کاسته شد .. اما به قول شما حيف است که يکي از شکاري هاي با ارزش مون را از دست داديم .
پسرم .. مهر و محبت شما يار بزرگوار و دوست داشتني خيلي وقته به بنده ثابت شده است .. و از اين امر خوشحالم .
من هم براي شما آرزوي موفقيت و شادکامي دارم .
ممنون از کامنت شما
سلام بهروز خان
اول خواستم بگم سلام عمو بهروز ولی احساس کردم اونوقت فاصله سنی من و شما زیاد میشه به این دلیل گفتم بهروز خان.
تحلیل جالبی بود.در اینجا فقط در حیطه ورزش نیست که ایجوری برخورد میشود شما که ازین تجربه ها زیاد دیدی.
موفق باشد.
ایمان از اهواز
پاسخ
ايمان عزيز و دوست داشتني .. شما هر جور و هر شکلي که مايلي مي توني بنده رو خطاب کني .. اين را از صميم قلبم مي گويم .. شما عزيزان دوست داشتني بقدري با محبت و بزرگوار هستيد .. که من همواره شرمنده محبت و الطاف يکايک شما مي شوم .
در باره تحليل مورد بحث .. بايد بگويم کل مطلب رو جناب فرنودي زحمت تآليف اش رو کشيده بود . و بنده نقشي در نظريات جالب ايشان نداشتم . ولي با ان موافقم . و خوشحالم که شما دوستان نازنين از ان خوشتون امده است .
و اما مي پذيرم که اين نوع رفتار ها مخصوص فوتبال نيست .. و به قول شما در خيلي جاهاي ديگر عموميت دارد
ممنون از حضور و درج کامنت شما
با عرض سلام به عمو بهروز گلم عموجان باعرض تبريك به خاطر ماه مبارك رمضان عمو بهروز اگه درمورد سالگرد ورود ازادگان عزيز به ميهن عزيزمان ايران خاطره اي داشته باشي برامون بنويس خيلي ممنون از زحماتي كه توي اين چند روز به خاطر زود منتشر كردن خاطراتت ميكشي ياشاسين اذربايجان
پاسخ
من هم متقابلآ فرا رسيدن ماه مبارک رمضان رو به شما دوست بزرگوار و با تقوايم تبريک گفته و آرزوي قبولي طاعات و عبادت شما رو دارم
آراز جان .. واقعيت اين است در ايامي که آزادگان بزرگوار و قهرمان به ايران بر مي گشتند .. يکي دو سورتي هم با هواپيماهاي جامبو جت پايگاه ما اين امر صورت گرفت .. دست بر قضا خاطرات جالبي از ورود آن ها در پايگاه دارم . اما متآسفانه به خاطر اين که بخش اعظم خاطرات مربوط به ان روزگار سياسي شده است .. متآسفانه قادر به درج ان نيستم . به عبارتي رسم بود بعضي از مقامات به پايگاه امده و از هموطنان آزاده استقبال نمايند .. از اون جايي که آن مقامات مسئول در حال حاضر مورد غضب واقع شده اند .. و درج اسامي ان ها تبعات سياسي دارد ، از خير ان خاطرات که دست بر قضا اکثر ان ها از نوع برخورد آقايون و اتفاقات پيش بيني نشده بود ، مي گذرم .
ولي چشم اگه خاطره اي سواي حضور مغضوبين سياسي يادم اومد ف حتمآ درج خواهم کرد ..
و اما در باره انتشار پشت سرهم چنين تصميمي داشتم .. اما متآسفانه به خاطر مشکلات فني کامپيوترم .. قادر به ادامه نشدم . اما قول مي دهم دوباره اگه خدا بخواهد بدون تآخير و پشت سر هم مطالب بعدي رو منتشر کنم
با سپاس از شما دوست خوبم
سلام عمو بهروز عزيز
يست خيلي قشنكي بود همجين امروزي بود.. ازتون مجكرم همجنين اقا فرنوديه عزييز
جواب مسابقه تونم كه خوندم با اجازتون با صداي بلند خنديدم ذهنه خيليا رو مشغول كرده بودين .. با جوابش حتي بيشتر(ايكن متفكر كر كره خنده )..
به قول شما دوران نامرئی بودن خيلي بهم خوش ميگذره ((چشمک))
بهتره دوباره برم توو ّلاااكم ّ!
ینی من عاشق علی پروین با دفاعش از علی کریمیَ م. گفته نمیزارم کسی حق این بچه رو ضایع کنه؟ ینی در عین حال که ازش دفاع کرده یه حالی هم بهش داده. کلاهمه رو بچه میبینه !!
معدنچی هم گفته 95% فوتبالیست ها روزه نمیگیرن! و اون روزی که علی کریمی اخراج شد کل بازیکنای تیم (استیل آذین) ناهار تو یه رستوران خوردند!!!!
خدا ميدونه اصن اصل قضيه جيه !!!!
به اميد روز هاي خوب نه بيشتر !
پاسخ
نوشين عزيز و نازنينم
از اين که موفق شدم با شيطنت هايم لبخندي به لبان شما دختر گلم بنشانم خوشحالم . همچنين از اين که موفق شدم براي دقايقي شما رو از قالب نامرئي بودن بيرون اورم ، بازهم خوشحال و مفتخرم .
نوشين نازنين ..اما اين که مطالب و رويداد هاي اجتماعي ورزشي رو دنبال مي کني .. نشون دهنده ذهن پويا و شخصيت کنجکاو شما داره .. و از اين که احساس همدردي با پرسوناژ هاي مورد بحث مي کني .. حاکي از قلب مهربون و عاطفي شماست . و من قلبآ به داشتن دوستي فرهيخته و با شخصيتي چون شما افتخار مي کنم
نوشين جان در باره اين که کي روزه بوده يا چه کساني نهار رو کجا ميل کرده بودند .. هيچ مشکلي نيست .. واقعيت اين است که در يک جمله روي تصوير حک کردم .. و ان چيزي نيست جز نشانه هايي از فوتبال سياسي .. !! همين . به عبارتي همه اين حاشيه ها از ساست زدگي فوتبال ما نشآت مي گيره و بس ..
اما خوشحالم که با پا در ميوني بزرگ تر ها مشکلي که براي علي کريمي پيش امده بود داره برطرف مي شه
ممنون از حضورت
بهروز جان سلام. تصاویر خوبی از سفری که خاطره ای از آن نقل کردم در منزل دارم که اگر برای آن موضوع تشریف آوردی تقدیم میکنم شاید برخی بکار سایت بیاید.از جمله چهره بسیار جوانتر دکتر الهی قمشه ای در لحظانی از همین سفر.متشکرم
پاسخ
محمود جان نازنين
اولآ از شما به خاطر ارسال خاطرات بسيار شيرين و دلچب که با بياني شيوا درج کرده اي سپاسگزارم .
اما اين کامنت شما بي نهايت خوشحالم کرد . راستش رو بخواهي وقتي براي تعمير کامپيوترم به کرج رفتم ، بهاره از من پرسيد : بابا امانتي ها رو به جناب فرنودي تحويل دادي .. !!؟ من قبل از اين که ادامه ديالوگ هايم رو با دخترم بگم .. با اجازه ات يک پارانتز باز مي کنم
راستش رو بخواهي وقتي در روز هاي آغازين ماه مبارک رمضان براي شما نوشتم که .. محمود جان امانتي حاضر است تا هر وقت شما صلاح دونستي و استعلامي که به خاطر آغاز اين ماه به خاطر ساعت کار حاج آقا فرمودي ، به من خبر بده تا حضور شما شرفياب شده و امانتي رو تقديم کنم .. اما وقتي ديدم شما در اي ميل يا کامنت ( دقيقآ يادم نيست از چه طريق مکاتبه داشتم ! ) هيچ اشاره اي دال بر دريافت امانتي بروز ندادي .. حسابي افسرده شدم . و از شما چه پنهان دق دلم رو به بهاره خالي کردم .. !! پارانتز بسته ..
من هم از ناراحتي همه تقصير ها رو به گردن او انداخته و با اعتراض باور نکردني بهش گفتم .. بقدري اين دست اون دست کردي .. که محمود خان پشيمان شد .. !! و از همه مهم تر دويست ، سيصد هزار تومن اش را هم خرج کردم .. ! دخترم که بدتر از من شوکه شده بود .. عنوان کرد .. بابا به جان خودت بچه ها با شيطنتي که مي کنند ، تمام حواس ام رو به خود مشغول داشته اند .. ! و من علاوه بر فراموشي .. دچار افسردگي هاي گاه و بي گاه هم مي شوم ... !! و در ادامه افزود خيلي وقته امانت شما اماده است .. ! شما چرا يادآوري نکردي .. !!؟؟
اما يادمه مرتب به من مي گفت .. بابا با تعاريفي که از شخصيت جناب فرنودي کرده اي .. و صحبت هاي مامان که با محمود خان کرده بود ، مطمئن هستم شما اشتباه مي کني .. حتمآ يادشون رفته .. شما يک بار ديگه ياد اوري کن .. با ناراحتي گفتم ..خودت بهتر از هر کسي اخلاق مزخرف من رو مي دوني .. که محاله من ديگه در اين باره با آقاي فرنودي سخني بگويم . و باقي قضايا
اما حالا وقتي اين کامنت رو خواندم .. دلم مي خواست قبل از پاسخ اول به کرج زنگ بزنم ..اما وقتي به ساعت نگاه کردم .. ديدم اي دل غافل .. ساعت 5:50 دقيقه بامداد است .. !! و من از سر شب سرگرم پاسخ به اي ميل ها و بخشي از کانمت هاي سايت بودم .. !! هنوز بيش از 36 کامنت در وبلاگ باقيمانده است .. و تعداد زيادي هم در سايت .. ! از طرفي به خاطر مشکلات کامپيوترم .. به اندازه کافي تاخير در انتشار پست جديد داشته ام .. ! نمي دونم چه جوري با همه اين ها کنار بيايم .. !!؟؟
اما حقيقتآ اين کامنت شما به من روحيه و انرژي بسيار زيادي بخشيد .. هيچ خبري اين همه خوشحالم نمي کرد .. اين غم بزرگ اگه با درايت شما دوست خوبم برطرف شود .. کمي آرامش از دست رفته ام بر مي گردد
ببخشيد که گناه شما را به قول مشهدي ها شستم .. !!
به اميد ديدار
با سلام خدمت آقای مدرسی عزیز
پیرو گفتگوی تلفنی دو روز قبل اسامی زیر را خدمتتان ارسال می کنم.
....... .....
البته امروز صبح وقتی سایت شما را چک کردم به نظرم رسید کل سایت را برداشتید که شاید کار بهتری باشه.
بهرحال هر جا هستید امیدوارم سلامت و پیروز باشید.
پاسخ
بهمن جان عزيزم .. همان طور که تلفني خدمت شما عرض کردم .. بنده فقط در مقام مترجم ان را ترجمه کردم . و حضرت عباسي هيچ شناختي روي اسامي و وضعيت ان ها نداشته و ندارم . اما وقتي مشکلات سايت اصلي در ارايه امار رو ديدم با نصايح دوستانه افرادي چون شما ، بهتر ديدم کل ان را از سايت و وبلاگ ام بردارم .. !! تا خاطرم آسوده باشه و از پاسخ گويي هاي متعدد راحت شوم .. !! ممنون از تذکر شما
با سلام خدمت مدرسي عزيز و جناب فرنودي گرامي
علي کريمي يك اسطوره و ستاره درخشان در ورزش فوتبال است.
و يك سردار ! نميتواند با ترفند روزه خواري يك قهرمان را به زمين بزند.
آجرلو، مديرعامل باشگاه استيل آذين اگر معتقد است که علي کريمي در تمرين اين تيم روزه خواري کرده و علت اصلي اخراجش از اين باشگاه نيز همين موضوع بوده است اولا" بايد مانع آب گذاشتن در درون زمين در ماه مبارك رمضان ميشد ثانيا"ابتدا سياست امر به معروف را در پيش مي گرفت.ثالثا"
گناه بردن آبروي يک مسلمان بيشتر از روزه خواري است و مديران ارشد استيل آذين بايد بدانند که با اين کار خود به نوعي اسطوره کشي کرده اند و اين موضوع نبايد بيش از اين در ورزش کشور رواج پيدا کند.
محمود
پاسخ
دوست عزيزم محمود جان .. با نظر شما کاملآ موافقم . اما همان گونه که در يکي از کامنت ها اشاره کردم .. امشب آقاي اجرلو در پاسخ به خبرنگار نود گفت .. شما با خلاصه نمودن مصاحبه من ، اين شائبه رو به وجود اوريد .. من گفته بودم در ملآ عام گناه دارد .. و گرنه آب در گوشه اي از زمين زير درختي در خفا پنهان شده بود .. ! از طرف ديگر يکي از بازيکنان همين تيم اظهار کرده بود ان روز همه در رستوران نهار خورديم .. !
با قرار دادن اين پازل در کنار هم .. و اعتراف آقاي اجرلو . من تصورم اين است يک سوء تفاهمي ساده اي بيش نبوده است که ان هم به همت همه اهالي ورزش بزودي برطرف خواهد شد .
اميدوارم موضوع هم به زودي ختم به خير شود و ما کم تر شاهد اسطوره کسي به تعبير شما باشيم
ممنون از حضور و اظهار نظر منطقي شما
از مطالب زیباتون استفاده بردم به امید اصلاح شدن امثال آقای آجرلو
پاسخ
داوود جان عزيزم .. درسته همه ما حتي خودم رفتار مدير عامل رو زير سوال برديم .. اما اين هم درست نيست همه مشکلات رو به يک نفر ربط دهيم . ايشان به ارزش هاي خودش پايبند است . و به خودش ربط دارد . اما بازيکنان نبايد به قول معروف سوتي دهند که يک مدير اين گونه برخورد نمايد .. ! ضمن اين که امشب بنده خدا اجرلو در برنامه نود توضيح داد که منظور او چنين نبوده است .. به هر حال من که متقاعد شدم . و از اين که بي رحمانه در ذهن خود بر او تاخته بودم ، عذاب وجدان گرفتم
ممنون از حضورت
سلام جناب مدرسی
من سعید هستم که قبلا یکباز در مورد UFO ازتون سوال کردم
شرمنده که باز مزاحم وقت شما میشم
جناب مدرسی البته مجددا میخواستم سوالی را از حضورتون بپرسم که به بحث علی کرینی ربطی نداره و از این نظر باید ببخشید من را
جناب مدرسی چنان که به طور یقین شما بهتر از من اطلاع دارید هر وسیله پرندهای که با بال پرواز میکنه در صورت استال در شرایط خاص ممکنه تو اسپین بیفته و ....
حال سوال من اینه که اگر در وسایل پرنده سبک هنرآموز خلبانی قبل از سولو شدن حتما باید یک بار آن وسیله را از اسپین خارج کنه این در مورد هواپیماهایی نظیر هراکلس به چه صورته ؟ یعنی آیا اصلا پرواز سولو در مورد این هواپیماها معنی داره ؟ یا کمک خلبان فقط با حضور استاد این کار را انجام میده ؟ یا اصلا ریسک افتادن هواپیمایی مثل سی 130 به اسپین را میشه قبول کرد ؟
واقعا از لطف شما تشکر میکنم
پاسخ
سعيد جان عزيزم .. با تشکر از لطف شما .. اگه اشتباه نکرده باشم .. در باره يوفو براي شما پاسخي در وبلاگ نوشتم . و عرض کردم يکي دو سال قبل تحقيقاتي هم در اين زمينه انجام دادم .. اما بعد ها به اثر آشفتگي هاي ذهني به فراموشي سپردم .
در باره پرواز سولو در هرکولس ها .. وضعيت چون کار تيمي است ف کمي فرق داره .. به اين ترتيب که هنر اموز بايستي دوراني را در صندلي سمت راست به عنوان کمک خلبان پرواز کنه .. وقتي مهارت و تخصص او ثابت شد و ضمنآ ساعت هاي مقرر و تعين شده رو به درستي طي کرد ، به عنوان خلبان يک چک مي شود . اين بار او در صندلي چپ نشسته و معلم خلبان در جاي کمک او مي نشيند .. و در پرواز هاي آزمايشي .. بايد مهارت خودش رو به اثبات برسونه .. گاهي اين روند مدت ها طول مي کشد .. اما نوع تمرين ها بر اساس دستور العمل هاي تعين شده از سوي ايمني و استاندارد هاي جهاني است . اما گاهي بعضي از اساتيد به خاطر تجارب ارزشمندي که دارند ، در هوا ان تجارب رو هم به فرد مورد نظر اموزش مي دهد .. ضمنآ مراحل تمرين و پرواز اموزشي هم دسته جمعي است .. و در هر پرواز ممکنه چندين کمک خلبان نوبتي پرواز نمايند ..
در مورد اسپين .. هم به صورتي که در هواپيماهاي شکاري است ، با اين هواپيما صورت نمي گيرد .. و با عرض شرمندگي اجازه ندارم جزئيات مراحل اموزشي رو در سايت عنوان کنم .. ! به درد کسي هم نمي خورد .. اما در حد اگاهي ان چه لازم بود عرض کردم
آقای مدرسی عزیز
با سلام
به شدت نگران شما شده ام چون تا حالا جواب کامنت ها هرگز اینقدر طولانی نشده بود . در ضمن پست مربوط به خلبانان گم شده هم حذف شده و این به نوبه خود نگرانی را بیشتر می کند .
امیدوارم هر چه سریعتر خبری از شما بشود تا رفع نگرانی هم از بابت خدایا نکرده بیماری و یا مشکلات دیگر بشود .
با عرض ارادت
سروش قدیمی ( چون یک سروش جدید هم پیدا شده که من نیستم , من همان کسی هستم که در بازار تیراژه شما را شناخت )
پاسخ
سروش جان نازنين و اولي .. چشمک
از اين که به فکر حقير بودي .. جدآ ممنون و سپاسگزارم . راستش رو بخواهي همان شب با هزار مکافات موفق شدم پست اخر رو منتشر کنم .. ويندوز کاملآ سنگين شده بود .. و صفحات با مکث هاي طولاني بالا مي امدند .. حتي ري استارت هم بيش از 25 دقيقه زمان مي برد .. به ناچار به زحمت فراوان کامنت گذاشته و به دوستان اطلاع دادم که يکي دو روز در خدمت نخواهم بود .
ديشب هم تا پاسي از نيمه شب با وجود درد قلب که از فشار کار و حمل کيس داشتم .. فقط موفق شدم ريزه کاري هاي کامپيوترم رو تکميل کنم .. امروز وقتي به کامنت ها نظر انداختم .. از سوي خيلي ها دليل اشتباهات آماري سايت رو از چشم بنده مي دانستند .. و مرتب در باره بعضي از اسامي که برگشته اند نام برده و دليل اشاره به آن اسامي رو مي پرسيدند .. !! کم کم به اين نتيجه رسيدم که همه به سلامتي برگشته اند .. و امار سايت مادر به روز نيست .. البته خودم هم در حرف هاي خودماني همان پست يه اين نکات اشاره داشتم .. به هر حال صلاح را در اين دانستم که کلآ حذف اش نموده و خيال خودم رو راحت کنم
اما مي دونستم دوستان به خاطر اين اتفاقات ممکنه نگران شوند .. به همين دليل تا همين لحظه که ساعت شش و نيم بامداد جمعه است .. در حال پاسخ به کامنت ها و اي ميل ها بودم . کامنت هاي وبلاگ هنوز باقي مونده است .. در سايت هم هنوز تعدادي باقي مانده .. به جان نوه هايم ديگه به زحمت مانيتور رو مي بينم .. به همين دليل فکر مي کنم تعدادي باقي بمونه که از همه عذر خواهي مي کنم .. تازه اين ها هم تمام شود .. بر فرض که کامنت يا نامه اي جديد نيايد .. براي طراحي و نگارش زمان صرف خواهد شد .. و قطعآ در باره اين تآخير هم مورد بازخواست قرار خواهم گرفت .. اين ها رو عرض کردم تا دوستان باور کنند من کم کاري نمي کنم .. ولي گاهي مثل الان ديگه بدنم نمي کشه
با سپاس از لطف و محبت شما دوست خوبم که به فکر بنده بوديد .. اين محبت شما ياران رو هرگز فراموش نخواهم کرد .. و باعث افزايش انگيزه برايم شده است
درود
!
...
........
...........
پاسخ
با سپاس از شما و تشکر ويژه به خاطر زحماتي که متقبل شدي
اما راستش رو بخواهي شک داشتم که خصوصي است يا عام است !!؟
از اون جايي که بنده معمولآ مطالبي که از طريق کامنت دريافت مي کنم ، به خاطر حفظ طراوت و جذابيت اش منتشر نمي کنم .. اين کار جالب شما رو هم منتشر نکردم .
اما شاره به مواردي ديگر کردي .. من بي صبرانه منتظرم .
چون يک پست خارج از برنامه دارم . و يک پستي که مربوط به يکي از همکارانم است .. که شنيدم بنده خدا به دليل سرطان درگذشته است .. بر خود لازم مي بينم حتمآ براي ثبت در تاريخ به گوشه اي از زندگي او و خاطراتي که داشتيم اشاره کنم
با اين حساب پست سوم نوبت شماست .. لطفآ هر چه عکس يا خبر تکميلي داري به همين طريق برايم ارسال کن
با سپاس مجدد از شما
man dar in post shoma comment gozashtam.vali mesle in ke accept nashode???ya beton naresid??
پاسخ
مجيد جان عزيزم .. قبل از هر چيز خدا رو شکر مي کنم که قبل از ترک کامپيوتر به قصد استراحت ، کامنت شما رو مشاهده کردم .
مجيد عزيزم . راستش رو بخواهي به دليل دو سه روز تاخيري که به علت برطرف کردن مشکلات کامپيوترم مواجه بودم ، کامنت هاي بسياري در وبلاگ و سايت ارسال شده بود . من وقتي يکي يکي به کامنت هاي مربوط به اين پست جواب مي دادم ، چشمم به کامنت شما که با فونت لاتين نوشته بودي افتاد .. و حواسم بود که اشتباهي با کامنت هاي مزاحم که معمولآ لا به لاي صفحه قرار مي گيرند ، حذف اش نکنم .. اما بعد از گذشت چندين ساعت همين چند دقيقه پيش با کمال تعجب ديدم آن کامنت فينگليش غيب اش زده است .. !! فهميدم که از ان چيزي که مي ترسيدم به سراغم امده است .. به شرافتم سوگند خيلي اعصابم خرد شد .. !! و از ته دل به کند ذهني خودم لعنت فرستادم .. همين اساعه که ساعت 6:50 دقيقه بامداد جمعه است وقتي به اخرين کامنت رسيدم .. با کمال تعجب ديدم يک کامنت لاتين ديگه هم رسيده است .. از خدا خواستم همان قبلي باشد .. که متوجه شدم شما پسر عزيزم از من در باره حذف ان پرسيده اي .. باور کن يک دنيا خوشحالم کردي .. که با آرامش سر به بالين خواهم گذاشت . خواهش مي کنم اگه برايت زحمتي نيست ، دوباره ارسال کن .. مطمئن باش فردا غروب وقتي از خواب بيدار شدم ، حتمآ جواب شما را خواهم داد . من بار ديگر از شما هموطن نازننيم عذر خواهي مي کنم .. ولي واقعيت همين بود که عرض کردم .. دلم مي خواهد امکان اين وجود دشت تا صفحه اديتورم رو به شما نشان دهم .. مملو از کامنت هاي تبليغاتي و مستهجن است .. که هر از گاهي براي سبک شدن صفحه ان ها را حذف مي کنم ..
ممنون که در اخرين لحظه تشريف اورده و از من دليل حذف رو پرسيدي
با سپاس و شرمندگي فراوان
جناب مدرسی عزیز
البته پاسخ شما را در باره یوفو همان زمان مشاهده کردم و به همین سبب هم مجددا ازتون تشکر میکنم و بی نهایت شرمنده هستم که سوالی از شما پرسیدم که در معذور قرار گرفتید ....
حقیقتا فکر نمیکردم بحث در باره اسپین یا روشهای آموزشی منعی داشته باشه چون حداقل اطمینان دارم کسانی که شاید غریبه و نانحرم تلقی میشن از تمام این چیزها و یا حداقل تا قبل از انقلابش را کاملا مطلع هستند .
باز هم از شما تشکر و غذر خواهی میکنم
پاسخ
پسر عزيز و نازنينم
باور کن من تنها آرزويم قبل از رفتن از دنيا اين است که .. همه مشاهدات و خاطراتم توآم با تجربياتي که کسب کرده ام را بدون کوچک ترين محدوديت و حتي خود سانسوري تقديم جوانان عزيزم بکنم .. البته سوء تفاهم نشود ، تا اين جاي کار مشکل جدي نداشتم . و ان چه موجب دغدغه هاي حقير بوده صرفآ وسواس بيش از حد خودم در رعايت خطوط قرمز هاي ارتش و نظام بوده است و اما در باب مسئله اي که عنوان فرمودي .. سعيد جان صادقانه مي گويم .. ما هيچ محدوديتي در بيان نحوه اموزش با هواپيماهاي ارتشي رو نداريم . اتفاقآ تا دلت بخواهد سايت هاي متعددي همه جزئيات رو به طور کامل و به تفصيل شرح مي دهند .. و مشکلي هم پيش نمي آيد .. ! اما قضيه حقير فرق مي کند . اولآ همان گونه که در بالا اشاره کردم ، حساسيت بيش از حد خودم محدوديت ايجاد مي کند . ولي مهم ترين دليل اين است که سخني که بنده در سايت منعکس مي کنم ، به دليل اين که افسر بازنشسته ارتش مي باشم با مديران غير نظامي ساير تارنماها کيلي فرق دارد .. ! به عبارتي تبعات نوشته و انديشه هاي بنده خيلي بيشتر است .. ! همين امر سبب شده است براي حفظ آرامش و از همه مهم تر حفظ سايت ام بهانه به دست کسي ندهم . وقتي ادم بد شانس باشه .. و بخواهند به او گير دهند .. خب خيلي راحت مي توانند ادعا کنند .. اسرار اموزشي هواپيماهاي ارتش خصوصآ نقطه ضعف هاي آن را منتشر کرده است .. و باعث تضعيف اذهان عمومي شده و الخ ... !!!
اميدوارم متوجه منظورم شده باشي .. و گرنه عزيزم اين مسايل پيش پا افتاده ترين پرسش هايي است که شما سوال کرده اي .. باز هم از شما پسر نازننيم پوزش مي خواهم . شرمنده که نمي توانم کمک ات کنم .
**********
ضمنآ به اطلاع دوستان بزرگواري که زحمت کشيده و کامنت ارسال فرموده اند مي رسانم .. با کمي تآخير جواب خواهم داد . چون در حال طراحي و نگارش پست بعدي هستم . که اگه خدا بخواهد .. تا نزديکي هاي سحر يعني روز شنبه صبح اماده خواهد شد .. ! و گر نه تا غروب پايان خواهد يافت .
با سپاس از همه ياران همدل و صميمي