برای وقت مخاطبان حرمت قائل شوید



پنجشبنه شب در برنامه ويژه وزين نود بخشي مربوط به گفت و گوي آقاي دايي و دکتر صالحي رئيس محترم کميته استيناف فدراسيون فوتبال يود .. ساعت ها بحث و جدل شد . اخر هم به نتيجه نرسيد . در اين پست پرسش بنده به عنوان يک بيننده عادي و علاقه مند شبکه سوم سيما از مسئولان و دست اندرکاران گروه ورزش و برنامه نود اين است .. از کي تا حالا مسايل شخصي يک نفر در رسانه اي ملي حل و فصل مي شود .. !؟ اگر اين مباحث براي اهالي فوتبال ما نتيجه مثبتي در بر داشت .. خوشحال مي شوم به بنده بي سواد حالي فرمايند . يا اگر بعد از ساعت هاي راه رفتن روي اعصاب بينندگان آيا يکي از طرفين قانع شد .. !؟ و پرسش اخر اين که .. با اين همه هزينه تهيه و توليد برنامه هاي تلويزوني و حذف يکي دو برنامه ويژه سحر چه دستاوردي نصيب مخاطبان ميليوني آن شد .. !!؟
بعد از انتشار مطلب " خلبانان اسير مفقودالاثر " که دقيقآ ترجمه اي کامل از يکي از سايت هاي خارجي مربوط به صليب سرخ جهاني بود .. بتدريج متوجه شدم در هر کامنت خبر آزادي و زندگي شاد و خرم تعدادي از قهرمانان دلاور به دستم مي رسيد . تا جايي که احساس کردم اکثر اسامي ان ليست به خير و خوشي و سلامتي به خاک عزيزشون قدم گذاشته اند .. و سجده شکر به جاي اورم .. اما راستش رو بخواهيد در بعضي کامنت ها برخي دوستان با پرسش هاي عجيب و غريب خود چنان من رو زير سوال برده بودند .. و مدام اشکلات لينک اصلي رو به رخ ام مي کشيدند .. که انگاري مولف مطلب من بودم ! به همين دليل براي پرهيز از هر نوع بازي سياسي و زير سوال رفتن به خاطر امار و اطلاعات غلط ترجيح دادم کلآ از وبلاگ و سايت حذف اش کنم . در پايان به دليل مشکلات کامپيوترم موفق به پاسخ به خيل عظيمي از کامنت شما ياران نشدم .. و از ديشب هم تا همين حالا يکسره در حال طراحي و نگارش اين پست هستم .. اميد عفو دارم .. اگه عمري بود از امشب در خدمت خواهم بود ..
برچسب ها : برنامه نود + عادل فردوسي پور + شبکه سوم سيما + علي دايي + دکتر صالحي + کميته استيناف فدراسيون فوتبال + علي اصغر پورمحمدي + برنامه هاي سحر + نقد و بررسي + گروه ورزش +

![]()

به بهانه مقدمه ... !
خيلي وقت بود تصميم داشتم به عنوان بيننده دائمي برنامه پرمخاطب " نود " انتقاداتي از عادل خان فرودسي پور کرده و در باب تهيه کنندگي و اجراي برنامه پرمخاطبش نکاتي رو متذکر شوم . اما هر بار به دلايلي منصرف مي شدم . البته با شناختي که از مديريت محترم شبکه سوم سيما آقاي " علي اصغر پورمحمدي " و مدير گروه ورزش آقاي " زماني " دارم ، مطمئن هستم آن ها در راه پويايي و پر محتوا بودن برنامه ها از هيچ تلاشي دريغ نمي کنند . و با گشاده رويي از هر نقدي که مغرضانه نبوده و به اصطلاح سازنده باشد استقبال مي کنند . فراموش نکنيم برنامه پربيننده اي چون " نود " که به صورت زنده روي انتن مي رود حساسيت هاي فراواني دارد . و از آن جا که ماهيت ساختاري اش به نوعي نقد رويداد هاي فوتبال و حواشي آن است ، مسلمآ به مذاق بعضي حضرات سازگار نيست ! اما آن چه سبب پايداري و استمرار آن طي سال هاي متوالي گرديده است ، بي ترديد به دليل حمايت هاي همه جانبه آقاي ضرغامي و حاج آقا پورمحمدي مي باشد . زيرا کم تر کسي است که نداند در عمر پر برکت برنامه نود چه افراد با نفوذ و صاحب منصبي به دنبال تعطيلي يا تعديل خط مش منتقدانه آن بودند .. !
اما واقعيت امر اين است .. ما مردم ايران عاشق جنجال هاي رسانه اي هستيم ! فرقي نمي کنه نشريه اي زرد و بي محتوا باشد ، يا برنامه پر هزينه تلويزيوني ..! به قول جماعت مطبوعاتي فقط و فقط بايد بنده خدايي رو خوابانيده و شلاق اش بزنند ! يا سرش رو ببرند .. !! اون وقت اگه برنامه تا پاسي از صبح هم طول بکشه همه چهار چشمي به صفحه تلويزيون خيره و از مجادله و افشاء گري حسابي لذت مي بريم .. ! کاريش هم نمي شود کرد .. ! البته همين ابتداي کار اضافه کنم منظورم مخاطب عام است . خب با اين تفاصيل برنامه تلويزيوني " نود " هرچه به سمت و سوي نمايش جنجال هاي اين چنيني رود ، قطعآ بيننده بيشتري رو جذب مي کند ! اين خصلت پنهان در برنامه سازي سبب شده است تهيه کننده کاردان و نابغه برنامه يعني همين " عادل خان فرودسي پور " هم دايم در جستجوي شکار موقعيت هاي ناب باشد ! اين خصلت به بينندگان جوان برنامه اش هم سرايت کرده است .. و اگه کمي به محتواي تصاوير ارسالي دقت کنيم ، به راحتي حس شکارچي بودن سوژه هاي ورزشي رو مشاهده مي کنيم .. ! نياز به بيان مثال نيست .. عکس هايي چون : حضور گوسفند در ورزشگاه ، سيستم آبخوري ، سرويس هاي بهداشتي ورزشگاه ها ، روي تير چراغ رفتن تماشاگران ، سربريدن کبوتر و ... همه اثبات اين ادعاست .. ! تا اين جاي کار هيچ مشکلي نيست .. و شايد هم يک نوع هنر است ..
با تعاريف ارايه شده مي پذيريم که يکي از دغدغه هاي مجري محترم برنامه تلويزيوني " نود " ايجاد هيجان و چالش است ! مغرضانه است اگه خواسته اين جوان با استعداد و دوست داشتني رو " جنجال " تعريف کنيم . اگر چه در اغلب برنامه هاي او جنجال به چشم مي خورد ! اما ريشه اغلب جنجال ها ( شما بخوانيد درگيري هاي لفظي ) بي ظرفيتي و عدم جنبه نقد پذيري طرفين است ! اما خودمونيم گاهي هم شيطنت هاي همين عادل خان باعث جرقه به انبار باروت مي شود .. !! البته من اين عمل رو هنر و ظرافت کار مجري گري مي دونم ! و تا اون جا که حافظه غبار گرفته ام ياري مي کنه جز تعدادي انگشت شمار که به در بسته برخورد کرده است ( نمونه بارز آن واکنش بعضي مديران زبل باشگاه هاي ورزشي بود که الحق و انصاف حسابي عادل رو ميخکوب نموده بطوري که بنده خدا به زحمت آب دهانش رو فرو مي برد ! پر واضحه که مناصب نظامي آقايون حق کل کل رو از مجري با حياي برنامه گرفته بود !! ) اما در اغلب موارد با هنرمندي هرچه تمام تر کبريت رو به خرمن طرف مقابل به راحتي مي اندازد . رسم جوانمردي نقد و نقادي ايجاب مي کنه که صادقانه نقاط قوت برنامه هم گفته شود . اگر چه تنها قصد بيان گله ي دوستانه اي رو دارم ، اما به رسم ادب و احترام ابتدا به نيمه پر ليوان نود نگاه مي کنم ..
بي ترديد يکي از مولفه هاي توفيق برنامه " نود " بررسي کامل مسابقات فوتبال ليگ برتر است که با کارشناسي دقيق خبره هاي فوتبال و اساتيد داوري هر هفته انجام مي گيرد . بعلاوه اعلام وضعيت تيم ها به همراه خبرهاي کاملي از دنياي فوتبال به همراه رديابي و کشف معضلات سخت افزاري و زير بنايي اين ورزش تيمي است که با چاشني دعوت مخاطبان به حضور در مسابقه هفتگي و ارسال پيامک ، رنگ و لعاب هيجان اميزي را به برنامه مي بخشند . دعوت به مشارکت بينندگان جوان در ارسال تصاوير فوتبالي اگر چه در ظاهر پر کردن فضاي يک آيتم برنامه به نظر مي آيد ، اما در دراز مدت تقويت حس تفکر و نظارت و مسئوليت پذيري قشر عمده اي از جوانان کشور رو در بر مي گيرد که با انگيزه مشارکت و برده شدن نام آن ها ، به شخصيت واقع بينانه و شناخت معضلات در ان ها کمک مي کند . گنجاندن بخش طنز نود که با ظرافت و هنرمندي بالايي انتخاب و ساخته و پرداخته مي شود ، از نقات قوت ان محسوب مي شود . با اين حال بي انصافي است اگه از نقش بي طرف و صادقانه کارشناسان ميهمان نامي برده نشود .. حضور کارشناسان خوشنام و با شرافتي همچون امير حاج رضايي ، هوشنگ نصير زاده ، آقاي محصص و اساتيد شرافتمند داوري که متآسفانه جز آقايان فنايي و عنايت نام ديگري به خاطرم نمي آيد همچنين مسئولان محترم فدراسيون آقاي کفاشيان که واقعآ شخصيت قابل تحسيني دارد و ساير مسئولان به همراه سرمربيان با دانش فوتبال که حضورشون سرشار از علم و تجربه است .. همه و همه از نقاط قوت نود به شمار مي آيد . در نهايت کالبد شکافي معظلات ورزشي و مباحث مهم روز قطعآ به رشد اين ورزش کمک شاياني مي کند . اما همه اين مسايل به يک سو ، شخصيت فرهيخته و با استعداد مجري برنامه يعني عادل فرودسي پور به سوي ديگر .. دانش بالا و به روز فوتبال جهان و ايران ، حضور ذهن قوي در باب تاريخچه بازي هاي باشگاه ها و رزومه بازيکنان جهان ، از همه مهم تر عشق و علاقه وافر او به برنامه توليدي اش و سعي و کوشش جهت از قلم نينداختن اتفاقات مهم و حواشي هاي آن تنها بخشي از شخصيت کاريزماي عادل خان است .. تعصب و صداقت ، روراستي با مخاطب و از همه مهم تر تسلط در اجرا خوب و بدون نقص اش از ويژه گي هاي منحصر به فرد نود است . که فقط با عادل خان خوب مي درخشد و بس ... آن چه مسلم است مزاياي ديگري هم دارد که بنده حضور ذهن ندارم . از جمله دعوت از جوانان فوتباليست با اخلاق که انگيزه آن ها را صد چندان مي کند ...
فکر کنم بخشي از گفتني ها رو عرض کردم . اما مي پذيريم که هيچ کسي مطلق نيست . همه ما در مقاطعي از زندگي روزمره خود دچار اشتباه مي شويم . طبيعي است مجري جوان ما هم از اين امر مستثني نيست . بار ها پيش آمده است که نيت او براي طرح پرسش هايي به اصطلاح جنجالي در خلق چالش هاي هيجان انگيز رو شده است ! بايد بپذيريم توليد و ساخت برنامه اي پرمخاطب آن هم به صورت زنده خيلي دشوار است . ان هايي که دستي بر آتش تهيه و ساخت برنامه هاي تلويزيوني دارند ، به خوبي درک مي کنند که مديريت و سازماندهي برنامه اي چون نود خيلي دشوار است . خصوصآ با تعاريفي که از سليقه مخاطبان ايراني کردم .. مسلمآ ان ها با پخش برنامه اي اموزنده و بدون جنجال موافق نيستند ! به قول معروف کشته و مرده گير دادن هاي عادل خان هستند ! البته به همراه افشاء گري هاي کار ساز .. ! آن ها بلانسبت مرده حال گيري از بدمن هاي فوتبال هستند .. ! و دوست دارند در هر برنامه عادل خان يکي از اون ها رو به زير هشت برده و مثلآ در باره دستمزد هاي زير ميزي و پنهان کاري مصلحت اميز آقايون آن ها رو به تله انداخته و با سوالات کاملآ حساب شده اش طرف رو ناک اوت نمايد .. ! يا در زمينه دلالي بعضي ها بي پرده سخن بگويد .. دوپينگ ، زد و بند ، تباني ، دخالت هاي بي مورد مدير عاملان ، سوتي مربيان ، داوران و بازيکنان .. هريک سوژه ايده عالي براي مجري نود است و هميشه استرس نداشتن و يا کم داشتن سوژه هاي اين چنيني رو دارد .. !
بي تعارف عرض مي کنم .. در ايامي که فاقد مولفه هايي که نام بردم باشيم ، بي برو برگرد سير نزولي افت برنامه احساس مي شود . قبل از همه خود عادل اين مصيبت رو حس مي کنه .. ! از اين رو با زرنگي و استعدادي که در خود سراغ دارد ، به سمت ايجاد چالش مصنوعي مي رود ! البته سوء تفاهم نشود ، نه اين که خداي ناکرده زبونم لال الکي گير داده و به قول معروف تهمت ناروا به کسي بزند .. اصلآ و ابدآ از محالاته .. اما از اون جايي که تا دلت بخواهد هم بدمن فوتبالي همه جا به چشم مي خورد و هم انواع و اقسام معضل حل نشده ورزشي فراهم است ، عادل خان با برنامه ريزي مناسب خود ، فتح البابي بر سوژه ها گشوده و با دعوت دوستداران واقعي و سالم فوتبال .. انگشت به روي يکي از ان ها گذاشته و بعد به انتظار واکنش مي نشيند .. ! خب به اين مي گويند زرنگي .. حرفه اي بودن .. اما گاهي بد شانسي مي اورد . نه تنها به چالش کشيده نمي شود ، گاهي هم مثل برنامه همين هفته ( ۵ شنبه ۲۸ مرداد ماه ) بخشي از برنامه ( يعني پرداختن به دعواي علي دايي با فدراسيون و کميته استيناف ) به دليل کوتاهي و متانت يکي از از طرفين منازعه ! سناريوي جنجال و چالش به شکست مي انجامد .. ! از همه بدتر به خاطر عطف به آشتي کنان عادل خان با دايي ، طفلک مجبور مي شود برنامه اي کسل کننده ، بي نتيجه ، طولاني و خنثي اي را روي انتن شبکه بفرستد .. !! نکته خنده دار اين قضيه در اين است که .. طبق معمول پيش بيني مي شد به خاطر مختومه شدن پرونده قضايي دايي و کوتاه شدن دستش از حق و حقوقي که مي پنداشت حق مسلم اوست ، بحث جالب و جنجال برانگيزي در برنامه بين علي دايي ، دکتر صالحي ( رئيس کميته استيناف فدراسيون فوتبال ) و ايضآء آقايون تاج و کفاشيان و ساير دست اندرکاران بوجود خواهد امد .. ! از اين رو از قبل با خواهش و ريش گرو گذاشتن هاي فراوان مسئولان پخش شبکه سوم سيما رو متقاعد کرده بود تا يکي دو ساعت هم وقت اضافي با حذف برنامه هاي ارزشي سحر به نود اختصاص داده شود .. تا به اميد خدا دعوا يا همون اختلاف نظر در مفاد قانوني ختم به خير شده و در اين ايام ماه مبارک رمضان ثوابي نصيب دست اندرکاران شود .. ! اما .... بله واقعآ اما .....

يک اعتراف راست و حسيني ...
قبل از اين که وارد مبحث اصلي اين پست بعد از يک مقدمه نسبتآ طولاني شوم ، اجازه مي خواهم صادقانه و راست و حسيني اعتراف کنم .. اين جانب بهروز مدرسي در اين ماه مبارک و عزيز سوگند ياد مي کنم که هيچ گونه کينه و عداوت با هيچ يک از مسئولان تلويزيوني به ويژه عزيزان و برنامه سازان فهيم شبکه سوم سيما بلاخص گروه ورزش و برنامه نود و شخص عادل خان فرودسي پور نداشته و ندارم بلکه بر عکس ، خيلي هم برنامه نود و شخص عادل خان رو دوست دارم . و افتخار مدت ها همکاري و دوستي با جناب پورمحمدي بزرگوار و ساير مديران اين شبکه رو دارم . همچنين هيچ گونه دشمني و پدرکشتگي با جناب علي دايي و ساير آقايون و دست اندرکاران ورزشي بويژه فدراسيون فوتبال نداشته و ندارم . اما از شما چه پنهان در روزگاري که علي آقا در ورزشگاه آزادي مقابل تيم عربستان باخت ، حسابي از وي دلخور شدم . البته از اون جايي که سخن در زبان بنده دوام نمي اورد ، سريع دست به قلم شده و با نوشتن احساساتم کمي تا قسمتي خودم رو آروم کردم .. ! اما خيلي زود همه چيز رو فراموش کردم .. ! و ديگه هيچ دلخوري از شخص دايي ندارم .. اما چون صحبت حق و حقيقت است ، از وي هم خوشم نمي آيد . ( به هزاران دليل .. ) اما دليل نمي شود خداي ناکرده به او بي حرمتي کنم . هر گاه از وي دلخور باشم .. بلافاصله حرف ام رو در همين تارنما صادقانه بيان خواهم کرد . پس از من بپذيريد که با هيچ يک از پرسوناژ هاي اين پست دشمني ندارم ..
اندر احوالات قبل از برنامه ...
من هم مثل هزاران يا شايد ميليون ها نفر وقتي رآي دادگاه استيناف رو از راديو و تلويزيون شنيدم ، بي اختيار چهره عادل فرودسي پور به جلوي چشمم آمده و با خود گفتم .. آخ جون اين هفته نود حسابي ديدني مي شود .. !! عرض نکردم .. !!؟؟ اين خصلت اغلب ما جماعت ايراني است . که در عين صلح دوستي ، گل سرخ و کبوتري سفيد با شاخه اي زيتون بر نوک ، گاهي اوقات دوست داريم شاهد حال گيري بدمن ها باشيم .. فرقي نمي کنه دلال فوتبال باشه يا بازيکن دوپينگي .. ! گاهي هم شنيدن اسرار پشت پرده و مباحث فوتبال پاک و ناپاکي که آقاي مايلي کهن هر از گاهي مطرح مي کنه رو دوست داريم .. ! ( راستي بگم که از آقاي مايلي کهن بر عکس گذشته خوشم مي آيد ! شايد به خاطر افشاء گري هايش است .. نمي دونم . اما راستش رو بخواهيد دوست دارم در فوتبال ليگ برتر ببازه !! دست خودم نيست .. نوعي مرض است . دعا کنيد خوب شوم .. ) بگذريم ... بله خيلي هاي ديگر هم حتمآ مثل من چشم انتظار برنانه اين هفته نود بودند .. ! طبيعي است که عادل خان هم بيشتر از ما به فکر برنامه نود و بخش جنجالي اش باشه .. ! پيش خودم تجسم مي کنم که طفلکي عادل چگونه به بعضي از ناظران عبوس پخش رو انداخته تا اخر شب هواي برنامه اش رو داشته باشند .. ! البته همه ناظران محترم ( مانند آقاي .. نه اسم نمي برم ) بد قلق نيستند .. اکثر اون ها خنده رو و با جنبه هستند . از همه مهم تر عادل با شخصيت کاريزمايي اش نياز به خواهش نداره .. کافي است فقط به سمت مسئولان مربوطه برود .. از همون جلوي در بهش مي گويند .. اوکي عادل جان خيالت راحت باشه .. دو سه تا از برنامه هاي سحر رو به خاطر گل روي تو قربوني مي کنيم .. ! و در همين زمان در ته دل خود چنين مي گويند .. برو عادل جان دمت گرم .. که امشب وقتش است کولاک راه بيندازي .. !!
برنامه اي براي احقاق حق ...
تهيه کننده محترم برنامه نود با درايت و تجاربي که از کش پيدا کردن بحث ها جنجالي داشت ، خيلي راحت با يک برنامه ريزي دقيق آيتم هاي روتين برنامه رو که شامل نمايش بخش هايي از فوتبال ليگ مي شد را با حضور کارشناس محترم سريع جمع و جورش کرد .. خودش هم دلش براي يک برنامه جنجالي حسابي تنگ شده بود .. ! او با شناختي که از علي دايي داشت خيلي خوب مي دونست که اگه کمي ولتاژ پرسش هايش را از وي بالا و پائين ببرد ، علي اقا داغ خواهد کرد ! و با بستن چشم هايش رک و راست و بي رود بايستي سخن اش رو خواهد گفت .. مثل هميشه که با اتکاء به ايمان و درستکاري اش از احدي باک نداشته و گفتني ها رو خيلي بي پرده به زبان مي آورد .. ! اما عادل خان در برنامه ريزي اش دچار يک اشتباه فاحش شده بود ! او از اون جايي که به قول خودش مدت ها رابطه اش با علي دايي شکر آب شده بود و مثل گذشته ممارست چنداني با سر مربي تيم قرمز پوش ها نداشت ، نمي دانست که اين قهرمان اسطوره اي فوتبال کشور هم مثل هزاران نفر ديگر با گذشت زمان متحول و پخته تر شده است .. ! شايد هم به خاطر مشورت با مشاوران با تجربه ، به نقاط ضعف خود پي برده و کمر به اصلاح ان پرداخته بود .. ! عادل در خيال خود در اين فکر بود که دايي چون گذشته با يک جمله ناجور داغ دلش تازه شده و به خاطر احقاق حق قانوني و ظلمي که به وي شده فرياد اعتراض بر خواهد اورد .. و با شدت هر چه تمام تر با ميهمانان پشت خط حود منازعه خواهد داشت .. ! به همين خاطر اگه برنامه رو ديده باشيد ، مرتب به ساعت خودش نگريسته و از اين که دايي نيامده بود ، حسابي دل نگران و مشوش بود ! حق هم داشت .. تمام کاسه کوزه هايش در هم مي شکست .. ! آخر سر هم طاقت نياورده و خطاب به کارشناس برنامه گفت .. دايي حتمآ در ترافيک گير کرده است .. ولي خواهد امد .. !!
دايي آمد ...
عاقبت سر و کله علي دايي در استاديوم پخش هويدا شد .. عادل به خاطر شخصيت خانوادگي اش که ذاتآ انساني ميهمانواز و مهماندوست است .. بعد از اتمام آن بخش از برنامه ، از علي دايي دعوت به عمل مي آورد تا در جايگاه مخصوص جلوس کند .. خودش هم با احتياط در کنار دستش مي نشيند . بينندگان ريز بين و نکته سنج برنامه نود متوجه ايماء و اشاره هر از گاه عادل خان مي شدند که به دستيارانش علامت مي داد تا براي اطمينان با مسئولان پخش هماهنگ نمايند تا با تغيراتي در کنداکتور جدول پخش و ايضآء حذف تعدادي از ان ها ، زمان کافي رو براي مجادله اي ديدني و شنيدني اماده کنند .. حتي خودش هم طاقت نياورده و يکي دو بار اين خواسته اش رو به زبان اورد ..با اغاز اين بخش برنامه ، مجري تواناي نود با پرسشي جنجالي ، اولين جرقه رو شعله ور کرد .. سرمربي قرمز پوش هاي پايتخت که او هم از قبل ضمن مشورت با مشاوران و وکلاي ريز و درشت اش کل مدارک و اسناد مربوط به نامردي هاي فدراسيون رو به همراه اورده بود . و دل پر خوني از زير حرف زدن هاي مسئولين و کميته استيناف داشت با توکل به خداوند مهربان و اعتماد به نفسي که به خاطر محق بودنش احساس مي کرد ، ابتدا خيلي آرام قضيه رو شرح داد .. و پشت سر هم مدرک رو کرده و از تصوير برداران مي خواست تا تمام و کمال به بينندگان هم نشان دهند .. ( طفلک فکر مي کرد همان قدر که دريافت آن همه پول خوشحالش مي کنه .. مردم هم خوشحال خواهند شد ! ) البته همان گونه که عرض کردم حق اش بود . به قول معروف نامردي و زير قول زدن هم حدي داره .. ! اگر چه به قول خود علي دايي فقط به کرسي نشاندن حرف اش مهم بوده نه مبلغ کلان مورد بحث .. ! و حتي اعتراف کرد که تصميم داشته کل ان را به يتيم خونه بپردازه .. ( البته جمله صحيح اش اين بود که .. يتيم خانه همان جا مي خواستم بسازم - نقل به مضمون ) و عادل هم سراپا گوش بود .. و در دل برنامه ريزي مي کرد .. که اولين نفر چه کسي رو از آن همه لشگري که اماده پشت خط نگاه داشته است ، استفاده کند .. ! تا اين که قرعه به نام آقاي تاج افتاد .. از همان ابتدا معلوم بود که اين معون زرنگ و با کياست دم به تله آفسايد دايي و فردوسي پور نخواهد داد .. با زبان چرم و نرمي که داشت با زدن گهي به نعل و گاهي به ميخ يک جورايي از مناقشه اي که در انتظارش بود ، خلاصي يافت .. با اشاره عادل خان ، آقاي دکتر صالحي طرف اصلي منازعه وارد معرکه شد .. و خيلي خونسرد و با تآني به صحبت هاي علي دايي گوش مي داد .. !

او از قبل مي دانست که ممکنه با جنجال و اعتراض طرف مقابل رشته کلام از دستش خارج شود .. اما با پيشه کردن صبوري و حفظ خونسردي خيلي راحت با استناد به قوانين ، دلايل تعلق نگرفتن دستمزد مدت بي کاري سرمربي تيم ملي ايران که از همون ابتداي ورودش با خداوند متعال لابي کرده بود .. برشمرد .. ! در موقع حرف زدن سرمربي تيم سابق ملي ايران ، دکتر صالحي سکوت اختيار مي کرد .. و اين همان پاشنه آشيل عدم درگيري لفظي بود .. ! هر چه باشه سال ها ممارست با قوانين و افراد مختلف در زمينه هاي گوناگون و مواجه شدن با انواع و اقسام بزه ، خيلي خوب فرا گرفته بود که صبر و سکوت و آرامش بهترين حربه در مقابل حريف آتشين است .. و اتفاقآ هم خيلي عالي جواب داد .. اما اين بار نوبت علي آقا بود که بار ها و بار ها به ميان توضيحات دکتر صالحي پريده و با نشان دادن کپي قرارداد متمم و به پيش کشيدن بحث ماليات ها کسر شده خواهان اعاده حق و حقوق اش شده بود... ! در اين ميان مجري نازنين برنامه وقتي ديد جريان بر خلاف سناريوي از قبل پيش بيني شده در گردش است ، ازهنر و تبحرش بهره برده و با پيش کشيدن واژه ها و اصطلاحات قلمبه و سلمبه قضايي ، سعي داشت داغ دل علي آقا رو تازه کنه .. اما دکتر خيلي هوشيار تر اين اين قضايا بود .. خيلي خونسرد و آروم به تشريح مفاد قانون پرداخت .. و علي آقا هم طبق عادت ترک کرده اش ، هي سخن او را قطع مي کرد .. تا اين که دکتر صبور و خونسرد فدراسيون هم عصبي شده و مودبانه اظهار داشت .. شما حرف زدي من سکوت کردم .. لطفآ شما هم رعايت کن .. ! و اين پروسه دادمه داشت .. ظاهرآ وقت قانوني و از قبل تعين شده مصاحبه با علي دايي طبق گفته عادل خان نيم ساعت بود .. اما ناخواسته دو ساعت ديگر هم افزوده شد .. تا شايد جنگ و درگيري آغاز شود .. اما جنين نشد .. !!

آن روي سکه ...
راستش رو بخواهيد سعي کردم اون بخش روايت رو به حالت نيمه طنز بيان کنم .. تا لااقل حوصله شما ياران سر نرود .. اما حال خيلي جدي از مسئولان و دست اندرکاران اين برنامه سوال مي کنم ..
حضرت عباسي کجاي اين پرونده قضايي شامل حال ساير ورزشکاران مي شد .. !؟ وجدانآ چه بهره اي نصيب بينندگان ميلووني برنامه وزين نود شد ..!!؟ مگه نه اين که شما وظيفه داريد مشکلات فوتبال رو صادقانه طرح کرده و در ارايه و رفع ان با اطلاع رساني خود بکوشيد .. ؟ لطفآ يکي به بنده خنگ حالي کنه .. چه دردي از درد هاي مخاطبان برنامه حل شد .. !!؟ اصلآ دست آورد اين بخش برنامه چه بود .. !!؟ اگه منظورتون نشان دادن قوانين فوتبال و فدراسيون است ، مسلمآ جاي آن در برنامه اي چون نود نبود . البته در حد ده دقيقه يا حداکثر پانزده دقيقه بد نبود براي روشن شدن افکار عمومي در باره اين موضوع جنجالي که حتي مادر بزرگ کر بنده هم از آن با خبر شده بود .. مي شد سخنان هر دو طرف قضيه رو شنيد .. نه اين که بيش از دو ساعت مردم رو سرکار گذاشته و به حرف هاي بي فايده و پوچي که براي هيچ يک از مخاطبان عام قابل درک نبود هي از قانون و ائين نامه و واژه هاي عجيب و غريب اش بگوييد . اگه اين مشکل ممکن بود در آينده براي يکي از ورزشکاران ما پيش بيايد .. هي .. قابل تحمل بود .. ! اما موضوعي که عموميت نداره .. و تنها مسئله مالي و حقوقي فردي است که به گفته خودش اصلآ نيازي به اين پول ها ندارد .. چه توجيه قانوني دارد .. !!؟؟
از کي تا حالا تلويزيون با خرج هزينه هاي گزاف در برنامه پر مخاطبي چون نود ، همه را معطل خودش مي کنه تا حقانيت يک نفر رو ثابت کنه .. !!؟؟ باز هم تآکيد مي کنم .. اگه موضوع شامل حال همه فوتباليست ها مي شد .. قابل تامل بود .. اما وقتي مسئله صرفآ شخصي و مربوط به پستي است که دها تصميم گيرنده دارد و همه حتي دانش اموز دبستاني هم مي دونه که علت به اصطلاح بد قولي و اخذ ماليات چيست .. و ريشه در کدام سخن و يا عمل سياسي دارد ، چه اصراري داريد در تلويزيون ساعت ها روي ان بحث کنيد .. !! اگه آفتاب از سوي ديگر سر در اورد و قرار شده صدا و سيما هر از گاهي در برنامه هاي پر مخاطبش مشکلات شخصي هموطنان رو حل و فصل کنه .. آيا وجدانآ فکر مي کنيد باز هم نوبت به علي دايي مي رسيد .. !!؟هزاران بدبخت بيچاره نيازمند راهنمايي اند .. چرا من بازنشسته رو دعوت نمي کنيد تا از درد و رنج هايم بگويم .. ؟ از اين که سر پيري مستآجر هستم و با فرزند بيمار منت بعضي نزول خوران بنگاهي رو کشيده و هر ساله به نوبت تحقيرم مي کنند ، سخن بگويم . و طرف هاي مسئول در حمايت از بازنشستگان رو براي مناظره دعوت نمي کنيد .. !!؟
بگذريم .. دلم نمي خواهد موضوع سياسي شود .. ولي وجدانآ خيلي دلم مي خواهد عادل خان يا حاج آقا پورمحمدي که مرد حق و حقيقت است .. و مخالف سر سخت قانون شکني است .. و از اصراف و تفريط متنفر است ... ( طوري که کارمندان دفترش رو مجبور مي کرد نامه ها و مکاتبات خود رو در کاغذ هاي باطله انجام دهند ) بفرمايد هزينه ساعت ها بحث قانوني ان هم مسئله اي شخصي با حساب دو دو تا چهار تا چقدر مي شود .. !!؟ اصلا گيرم که ارزش داشت .. و من خنگ عقلم نمي رسد .. ممکنه يکي بزرگواري کنه و بگه .. خب بعد از اون همه اعتراض و قطع کردن صحبت طرف مقابل و نشان دادن تمام کاغذ پاره هاي فدراسيون .. نتيجه چي شد .. !!؟؟ آيا جناب علي دايي قبول کرد که حق اش نبود ؟ و بي خود بي جهت شلوغ اش کرده بود .. !!؟ يا دکتر صالحي بزرگوار متقاعد شد که حق با دايي است .. و بايد حکم رو باطل نمايد .. !!؟؟
از همه اين ها گذشته .. چگونه به خود اجازه مي دهيم برنامه اي که تهيه کننده گمنامي با هزار شور و اشتياق براي پخش در ايام سحر آن را ساخته بود ، قرباني برنامه بي سر و ته اي شود که هيچ عايدي براي طرفين و مخاطبانش نداشت .. !! وجدانآ کسي پي گير اين مسايل است .. !!؟ بگذريم ...

گزارش يا ...
راستش رو بخواهيد مدتي است يک حرکت زشت و زننده اي در تلويزيون شکل گرفته است .. و آن تمسخر و سر کار گذاشتن بعضي از افراد جامعه است .. ! همين چند روز پيش در برنامه پيش پا افتاده و جلف " الف و ب " مجري هنرمند و دانشمندش رو ديدم که در خيابان يقه يک بنده خداي ساده روستايي رو که پوشش بومي داشت گرفته و از او در باره مسايلي از شاخه هاي اقتصاد و رفتار هاي اجتماعي سوال مي کرد .. طفلک فرد مورد نظر که نمي دونست جريان چيست .. !؟و اين بابا از کجا با ميکروفن جلويش سبز شده است ، با پاسخ هاي بي سر وته موجب تمسخر مجري فرهيخته برنامه شده بود .. ! و با پاسخ هاي .. " بله آقا .. خير آقا .. " صادقانه از روي بهت و حيرت جواب مي داد .. ! باور کنيد به شرافتم سوگند جيگرم آتش گرفت وقتي مجري برنامه سرش رو به گوش مرد ساده چسبانده و با حالتي تمسخر اميز خطاب به بينندگان تلويزيوني گفت .. اين بابا ما رو گرفته .. ! و بعد از ش پرسيد عمو تو ما رو گرفتي .. !!؟ و آن روستايي که نمي دانست منظور او چيست .. جواب داد بله آقا .. !! و شليک خنده حاضران در صحنه .. حتي پرسش هاي او هم رندانه بود .. مخصوصآ با پرسش نام آن دسته از وسايل برقي که مرد ساده هرگز حتي نامش رو هم نشنيده بود ! و سپس ان دلقک بازي ها تمسخر هاي جلف ..! واقعآ نمي دونم چي بگويم .. !؟؟ راستش يک زماني تمام برنامه هاي سيما به دقت نظارت مي شد . که مبادا صحنه اي که داراي بار بد اموزي باشه روي انتن رود .. ! در تعجب ام چرا همان گونه که فريم به فريم برداشت هاي بيرون رو چک مي کنيم که خداي ناکرده نام فروشگاه ، مغازه اي غفلتآ بدون پرداخت حق و حقوق بازرگاني پخش نشود چگونه روي خود رو بر اين صحنه هاي رقت انگيز مي بنيديم ؟ اميدوارم بنده سرپا تقصير اشتباه ديده و متوجه شده باشم .. چون حتي بيان اين صحنه هاي تحقير اميز گناه است .. اما در باره پرسوناژي که در برنامه نود نشان داده شد .. و با وي که آرزوي داشت روزي هنرپيشه شود ، مصاحبه اي صورت گرفت .. من هيچ قضاوتي نمي کنم . و آن را به ساير بزرگواران و مسئولان شبکه مي سپارم . اميدوارم همان گونه که بنده عرض کردم .. اشتباه از بنده بوده باشد .
کلام آخر ..
باور کنيد بقدري اعصابم از اتفاقاتي که در برنامه نود رخ داد خرد شده است .. که دقت نکردم جملات پارگراف هاي اخر رو که با رنگي مجزا نوشته ام رو چک کنم .. راستش رو بخواهيد جرآت بازخواني ندارم .. چون وقتي ياد ساعت ها چانه زني بيهوده در باره مسئله اي کاملآ شخصي مي افتم .. که مشکل کسي جز سرمربي سابق تيم ملي نيست .. بد جوري اختيارم رو از دست مي دهم .. اميدوارم لااقل بعد از ان همه هزينه و حذف برنامه هاي ارزشي .. يکي از طرفين قانع شده باشند ... !!!!
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۱۲ ظهر به تاريخ سي ام مرداد ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

آرشیو سایت
اينجا آرشیو وبلاگ
اینجا
يک توضيح ضروري
يکي ديگر از خاطره هاي شنيدني جناب فرنودي عزيز آماده است . اما از ان جايي که قراره تصاوير مربوط به خاطره سفر آقاي فرنودي به دستم برسد ، انتشار ان را با پوزش از همه شما بزرگواران براي پست ديگري گذاشتم .. با سپاس از شما

باور کنيد کل افاضات و دلتنگي هاي ورزشي ام همين لينک هايي هستند که تصاويرشون رو در ذيل درج کرده ام .. ! و با کليک بر روي آن ها به مطالب دسترسي خواهيد داشت . همان گونه که عرض کردم اصلآ از ورزش سررشته اي ندارم .. و اهل ورزش هم نيستم .. از تنبلي مفرط دوستانم به من لقب " امپراطور تبل ها " رو اختصاص داده اند .. اما خب .. گاهي اوقات با ديدن برنامه هاي ورزشي جو گير شده و چون قادر به صبوري و خويشتن داري نبودم ، براي جلوگيري از گيرپاچ کردن قلبم دست به قلم شده و با همين اندک سواد اکابري ام خودم رو تخليه کرده ام .. و روز بعدش هم اصلآ يادم رفته که ليلي زن بود يا مرد . !؟ به همين دليل ادعا مي کنم از کسي کينه به دل ندارم .. ممنون
پدر دیگری برای ورزش می خواهم !
آقاي مايلي کهن فقط متآسفم .. !
دايي جان ، امشب خيلي تحقير شدم !
تآملي بر سخنان مايلي کهن .. !
مطالب خواندنی
پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
به جای قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا













سلام عمو
دلم خیلی براتون تنگ شده بود.انشا الله که همیشه سالم و شاد باشین.
پنجشنبه نود رو ندیدم ولی این پست شما خیلی جالب بود.
واقعا باعث تاسفه تمسخر به نفر بشه مایه خنده مردم اونم تو رسانه ی ملی!
راستی عدل خان یه کتاب ترجمه کرده که خوندم واقعا خوبه ولی ترجمش خیلی روان نیست.اسم کتاب:فوتبال علیه دشمن نوشته سایمون کوپر.نشر چشمه.
football against the enemy
پاسخ
حميد جان از قديم گفته اند دل به دل راه داره .. مطمئن باش من هم وقتي مدتي از خوانندگان بزرگوارم بي خبر مي شوم ، دلم براشون تنگ مي شه . و نگرانشون مي شوم .
از اين که اين پست مورد توجه شما دوست نازنينم قرار گرفته است ، بي نهايت خوشحالم .. همون بهتر برنامه را نديدي .. بيش از دو ساعت و نيم بحث و جدل براي اين که آيا دايي بايد ماليات بدهد يا فدراسيون .. !!؟؟ اخر هم بي نتيجه اين مباحث پايان يافت
من مخالف دريافت حق و حقوق مردم نيستم .. اما معتقدم در تلويزيون که رسانه اي ملي و همکاني است نبايد وقت مردم رو صرف اين گونه مباحث پوج نمايند
در باره کتاب عادل نمي دونستم .. راستش رو بخواهي چشمانم خيلي ضعيف شده اند که حتي قادر به مشاهده صفحه موبايل نيستم .. و با کمک ذره بين ان را مي بينم .. !!
ممنون از حضورت
با سلام ودرود خدمت عمو بهروز عزیز/باورکنید در این یک سال ونیمی که باسایت شما آشنا شدم عادت همیشگی منه که به وبلاگ شما مراجعه کنم /و البته شما منو در زندگیم خیلی راهنمایی کردید که از این بابت خیلی سپاس گذارم// عمو بهروز یک سوال داشتم. من شنیده ام که تعدادی از خلبانان شکاری بازنشسته زمان جنگ که مانند شما از این مملکت دفاع کردند اکنون خلبان هواپیمای مسافری هستند آیا صحت دارد؟ البته اگر سوال من از نظر شما که یک ارتشی بازنشسته هستید موردی ندارد جواب دهید/ با تشکر
پاسخ
فرشيد جان عزيزم
از اين که به بنده افتخار داده و مرتب به اين سايت سر مي زني ، خيلي خوشحال هستم . من کار خاصي انجام نداده ام .. شما هم مثل پسرم هستي .. هيچ فرقي نمي کنه .
در باره حضور خلبانان شکاري عرض کنم .. بله حقيقت داره .. تصحيح مي کنم .. اغلب خلبانان نيروي هوايي بعد از بازنشسته شدن. به شرکت هاي خصوصي هواپيمايي يا هواپيمايي ملي ايران تشريف برده اند و پرواز مي کنند . حتي در زماني هم که شاغل هستند .. گاهي اوقات به درخواست سازمان هواپيمايي تعدادي خلبان جوان به آن سازمان منتقل مي شدند .. يادمه وقتي که فوکر ها براي اولين بار وارد شد .. خيلي از همکاران ما که زير 30 سال سن داشتند به ايران اير رفتند . اصولآ پرسنل پروازي نيروي هوايي به دليل تجربه بسيار بالا در جنگ و همچنين نوع اموزش هايي که در ارتش فرا گرفته اند .. خيلي در شرکت هاي هواپيمايي خواهان دارد . و اولويت رو به ان ها مي دهند .. خيلي از دوستان و همدور هاي بنده در حال حاضر با انواه هواپيما ها پرواز مي کنند .. اغلب با جامبو ، ايرباس ، و بوئينگ ها مي پرند . و خيلي هم به کار خود وارد هستند . مطمئن باش من هم اگه سکته نمي کردم ، الان در يکي از همين ايرلاين ها مشغول به پرواز بودم
ممنون از حضورت
مطلبتون ضعیف بود کابیتان.راستی به نظرم 90 واسه تلوزیون یه اجباره که بدون اون واقعا تلوزیون هیچ حرفی واسه گفتن نداره
پاسخ
ممنونم دوست عزيز .
حق با شماست . من نبايد وارد حوزه هايي که شناخت ندارم شوم . از شما به خاطر بيان واقعيت ها سپاسگزارم
drood mojadad.
bande dobare comment khodamo dar site shoma gharar dadam..vali emshab dobare yek email baraye man omad ke comment shoma unproved shastesh hamchenin neveshte bod ke in messege nemitone deliver be site shoma beshe.va az an jaleb tar linky be man dade bod ke mostaghiman be darb vrodie site shoma hedayat mishe va az man user password site ro mikhad ta messege khodamo accept konam!!!!!!
in matne ersali dar email man hastesh...
This is the mail system at host c37.servage.net.
I'm sorry to have to inform you that your message could not
be delivered to one or more recipients. It's attached below.
For further assistance, please send mail to postmaster.
If you do so, please include this problem report. You can
delete your own text from the attached returned message.
va toye yek pegham forvard shode ham in jomelato neveshte ast.
An unapproved comment has been posted on your blog ?????? ?? ???????, for entry #636 (??? ??? ????? ????? ?? !? ). You need to approve this comment before it will appear on your site.
Approve this comment:
IP Address: ***********
Name: majid
Email Address: majidjon13@yahoo.com
.....
comment khodam ro mojadad mifrestam.
پاسخ
مجيد جان با تشکر از شما .. راستش رو بخواهي چن نفر ديگر هم اين مسئله را عنوان فرمودند .. من نمي دونم مشکل از کجاست
شايد به خاطر اديتور باشه .. اخه گاهي اوقات وقتي رويش کليک مي کنم تا کامنت ها را جواب دهم .. ارور مي دهد .. احتمالا در چنان اوقاتي اين اتفاق براي خوانندگان مي افتد . اگر بار ديگر تکرار شد ، لطفآ عين احطار را برايم بفرست تا به طراح محترم سايت بفرستم
با سپاس از شما
drood mojadad.
ebteda az shoma babate tavajohetan be comment haghir va dark kol arzershi
ke be bazdid konandeganetan darid sepdas gozaram.
comment ghabi ro kamelan beyad nadaram chand mozoe motefavet bod anche
beiad biaram inja dobare minevisam commente bande ba in kalamt aghaz
shod:oh oh oh magar tamam mishavad..sat hast dar site shoma dar hale motale
hastam vali hamchenan ba eshtiagh dar hale khandanam..jesmam khaste shode
ama maghzam hamchenan dobale matalebe jalebe shoma ra migirad va be man
farman midahad az paye sandali bolan nasho!!.chandin sale pish ba site
shoma ashena shodam va dar an zaman ba khandane chand ta az neveshte
hayetan ehsas kardam tamayolat rasti shadid darid va az havadare hokomate
islami iran hastid be hamin elat site shoma ra bastam va kolan az khateram
biron rafte bod.chand vaghte pish kamelan etefaghi dobare ba site shoma bar
khord kardam.va az roye avatar axe shoma ra tashkhis dadam.va khaterat
ghabl dobare be yadam amad.vali in bar onvanhaye etefaghi ke kenare site
gharar dade eid nazare mara jalb kard.chon onvanhaye jaleb va giraii
darid.va man chon alaghe besiar ziadi be havapeima.jangande va kolan hava
faza daram(va dar morede havapeiam haye americai etelate besiar jam
kardam).shoro be khandane matalebe shoma kardam.va bayad eteraf konam mara
besiar jalb kard.nahveye neveshtan shoma khanande ra be khod jalb mikonad
va asaln va abadan ehsase khastegi va kesseli be adam dast
nemidahad.besiari az matalebe site shoma ra ba eshtiaghe besiar ziad
mikhandam.zaman az dastam kharej shode bod.va be khod ke amadam didam bish
az 5 saat paye computer dar hal motaleye site shoma bodam.va besiar lezat
bordam.dar bein matalebe site nazarare ghablie man nesbat be site besiar
taghiir kard.va nazare besiar mosbati be site peida kardam va be in natije
residam shoma rayate kheili masael mojod ra mikardid va ba ehtiat
mineveshtid.bel akhare baraye kessi ke zamani ba khalkhali va mesle anha
ashenaie nazdik dashte ast in masael ehtiati besiar manteghist.shoma ra yek
iranie vatan parast yaftam ke dar har sharayet khak va manfate keshvar
barayash dar olaviat ast.mavaze siasi ke pishe khod darid bar man poshide
ast.harchand agar rayate ensaf ra bekonim joda az masaele amniati shoma
taadol ra khob anjam dade eid zemne in ke nazare khod ra niz neveshte
eid.harchand hamchenan dar morede bazi az nazar haye shoma jahate ax daram
va kamelan nazare motefaveti daram(baraye mesal nazari ke dar morede
hokomate america va artesh an keshvar darid.ke ba vjod zahere
khashen.nezami va jang avar ama tasire mosbati bar jahan dashte ast).ama in
mozo baese in nashod ke dast az matalebe shirin.amozande va zibaye shoma
bar daram.be har hal az in be bad paye haye sabet weblog shoma khaham
bod.va dar morede mataleb shoma agar chizi be zehnam resid.comment khahma
gozasht.dar vaghe man bishtar gharb gera hastam va dele khoshi az hokomat
nadaram.harchand adame siasi va falle zede hokomat nistam.omidvaram hozore
yek nafar ba aghayede bazan motefavet ra dar weblog khod bepazirid va sate
khoshi ra dar kenare ham separi konim.besiari az matalebe nakhonde dar site
shoma hast ke eshtiaghe besiar ziad daram ke anha ra motale konam.va az
zahamte shoma baraye in site va ahdafe kheir khahane ei ke dar an darid
sepas gozaram.
rasti chand roze pish ke mojadad ba sie shoma bar khord kardam.hamonjor ke
ghablan neveshtam chandin sat vaghte motale site shoma shod va mataleb ra
ba eshtiagh va bedone khastegi mikhandam.yade zamani oftadam ke ba in
weblog ashena shode bodam yahoo2.blogfa.com...harchand matalebe in site ba
shoma kamelan fargh darad.ama har do az madod site haii hastid ke vaghte
besiar ziadi baraye anha gozashtam va az an lezat bordam.site shoma mara be
khaterate chandin sal pishe site mazkor bord.
majid az mashhad
پاسخ
مجيد جان عزيز و گرامي
قبل از هر چيز بنده تصورم اين بود شما در خارج از کشور زندگي مي کني .. و دسترسي به فونت فارسي نداري .. !! به همين دليل با وجودي که چشمانم خط ها را مرتب گم مي کرد .. و خيلي اوقات هم بعضي کلمات را متوجه نمي شدم ، اما به خاطر حرمتي که براي جوانان خارج از کشور قائل هستم .. دلم نيامد نيمه کاره رها کرده و با درج جمله اي که .. بنده از پاسخ به کامنت هاي لاتين معذورم ... ! اما وقتي با هزار زحمت بسيار و گم کردن خطوط و عدم درک بعضي واژه ها کامنت محبت اميز شما را پايان بردم .. متوجه شدم از مشهد برايم نظر گذاشته اي ... !! ضمن تشکر از شما پسر بسيار خوبم که خيلي عالي و صادقاانه نظرت رو برايم نوشتي .. به شرافتم سوگند مي خورم .. واقعآ براي بنده خواندن کامنت هاي اين چنيني خيلي دشوار است . واقعآ اعصابم خرد مي شود .. ! اخه عزيزم سن و سالي از من گذشته است .. چشمانم خيلي ضعيف است . چند روزي هم حال و روزم خيلي خوب نيست . براي همين کامنت ها رو نتوانستم جواب بدهم .. از طرفي خيلي هم طولاني بود .. من از شما پسر خوبم تقاضا مي کنم با فونت فارسي کامنت بنويس .. تا لااقل بتوانم درک کنم . خيلي از نرم افزار هايي وجود دارد که اين کار را براي شما انجام مي دهد .. البته ممکنه مديران سايت ديگه مشگلي نداشته باشند .. چون همه جوان هستند .. اما شرايط بنده خيلي فرق دارد .. به هر حال از شما سپاسگزارم . و از اين که خيلي راحت با نوشته هاي بنده ارتباط برقرار کردي .. که حتي بيش از 5 ساعت گذر زمان رو احساس نکردي .. خوشحالم . و باعث افتخار بنده است .
عزيزم .. اشاره کرده بودي که بنده از دولت حمايت مي کنم .. نه عزيزم . همه دوستان مي دانند من ادم سياسي نيستم .. اگر چه مشاغلي که داشتم مرا به مسئولان رده بالاي دولتي متصل مي کرد .. اما بار ها عرض کرده ام نه از موقعيت هايم سوء استفاده کرده ام .. نه کاري با کسي داشته ام
اگر مي بيني گاهي اوقات احتياط مي کنم .. صرفآ به اين دليل است که دوست ندارم بهانه به دست کسي بدهم تا موجب تعطيلي سايت ام پيش آيد .
شما اگه خواننده اکثر مطالب بنده بوده باشي .. به خوبي با شخصيت بنده آشنا خواهي شد .. که تمام عشق ام کشورم است . مردم وطن ام است . همين
باز هم از شما تشکر مي کنم .. ضمنآ چندين کامنت طولاني در پست هاي ديگر هم درج کرده اي .. که هنوز نخوانده ام .. از همين جا پاسخ ان ها را با تشکر و قدرداني از شما بيان مي کنم .. و از اين که به دلايلي که عرض کردم قادر به مطالعه و پاسخ بقيه کامنت هاي لاتين شما نيستم ، صميمانه عذر خواهي مي کنم
کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
برنامه نود این هفته فارغ از این که حق با چه کسی است بیانگر بسیاری مشکلات پشت پرده فوتبال و فدراسیون ما بود.
سالها پیش که ((والدیر ویه را)) در سه بازی سرمربی ایران شد و دست بر قضا ایران پس از تساوی با استرالیا به جام جهانی صعود کرد،پس از برخوردی که مسئولان فدراسون با این شخص داشتند وی گفته بود:((مسئولان فوتبال ایران خوش استقبال و بد بدرقه هستند)).
متاسفانه سالهاست که مسئولان فدراسیون با پرداختن به مسائل بی اهمیت و حاشیه ها،انرژی خود را بیهوده هدر داده و فوتبال ما را تا این حد تنزل داده اند.فوتبال ما با این طرز تفکر ره به جایی نخواهد برد.
عمو بهروز عزیز:کسانی مانند شما و امثال شما دین خود را نسبت به مملکت ادا کرده اید و این خود باعث افتخاری سترگ برای شماست.حال نیز بر مسئولان است که دینشان را نسبت به شماها ادا کنند ان شاءالله.
با تشکر و ایام به کام.
پاسخ
سرور گرامي جناب آقاي جوهري عزيز
بله حق با شماست .. متآسفانه فوتبال ما با ان هم بودجه اي که از بيت المال خرج قرار داد بازيکن هاي پر مدعايش مي شود .. که در عرصه بين المللي هيچ دستاوردي براي ما نداشته است ، متآسفانه با سوء مديريت ها و به قول شما پرداختن به حاشيه ها و مسايل غير ضروري از اهداف اصلي خود باز مانده است . و همه اين مشکلات رو مي شود در لا به لاي حرف هاي ميهمانان نود به خوبي درک کرد
دوست گرامي .. باز هم حضورتون عرض مي کنم .. بنده و امثال حقير جز انجام وظيفه ، هيچ کار فوق العاده اي انجام نداده ايم .. اين رو جدآ عرض مي کنم .. من به عنوان يک سرباز فقط و فقط به وظايف ام عمل کرده ام و بس که به خاطر ان هم حق و حقوق بالايي دريافت مي کردم .. به همين دليل هيچ منتي بر کسي نداريم .. باز هم از شما به خاطر درج نظرات و حضور در سايت تشکر مي کنم .. اما از اين که با تآخير پاسخ کامنت ها را مي نويسم عذر خواهي مي کنم .. راستش رو بخواهي معمولا در ماه هاي مبارک رمضان من خيلي بي حال مي شوم .. از سوي ديگر چند روزي است که حالم اصلآ خوب نيست .. و کم تر پشت کامپيوترم مي نشينم . چون قلبم بد جوري درد دارد .. و احساس رخوت و کسالت مي کنم .. به همين دليل با استراحت .. سعي مي کنم به حال اول برگردم
اميدوارم دوستان شرايط ام رو درک فرمايند .
ممنون از شما
سلام عموجان
در تاييد حرفهاي شما يكي از شگردهاي اين برنامه را كه بارها مشاهده كرده ام شرح مي دهم. كافي است يكي در جامعه ورزشي گله اي نسبت به فرد ديگر داشته باشد. بلافاصله گزارشگر برنامه به سراغ فرد دوم مي رود و مي گويد فلاني اين حرف را در مورد شما زده است نظر شما چيست. با توجه به ظرفيت پايين ما ايرانيها نسبت به انتقاد طرف هم بلافاصله شروع مي كند به ريختن پته طرف مقابل روي آب. عادل خان هم در برنامه بعدي شماره نفر دوم را مي گيرد و از او مي خواهد كه اظهاراتش در گزارش را تاييد كند. بعد بلافاصله درحاليكه طرف اول روي خط است به طرف دوم زنگ مي زند و مي گويد حالا بياييد با هم گفتگو كنيد. طرفين هم شروع مي كنند از خجالت همديگر در آمدن و در آن موقع قيافه عادل خان ديدني است كه قند در دلش آب مي شود و چشمانش برق مي زند.
بعضي از افراد دعوت شده در برنامه بلد شده اند كه چگونه جلوي فردوسي پور درآيند كه نمونه آنها فرهاد مجيدي و دكتر شريفي است كه هر چي عادل مي گفت جلويش درمي آمدند و منتظر بودند كه او سوتي بدهد و بلافاصله آنرا شاخ مي كردند. از اين رو به نظر من ديگر اين گونه افراد به اين برنامه دعوت نخواهند شد و تنها بازيكنان شهرستاني دعوت مي شوند كه در پاسخ سوال در خصوص سنش بلافاصله عادل بگويد سن واقعي يا ...؟ و طرف هم قسم آيه بخورد كه سنش واقعي است و عادل كيف كند كه طرف به دست و پا افتاده است.
در پناه حق
پاسخ
حميد جان به نکته بسيار جالبي اشاره کردي .. بله متآسفانه واقعيت دارد . نمونه بارز آن بحث مايلي کهن با دادرس .. وجدانآ حرف هاي دادرس رو گوش کنيد .. چيز بي ربطي نگفته بود .. همين دو به هم زني .. ديديد که مايلي کهن چگونه آبروي او را در مقابل ميليون ها بيننده برد .. اون طرف چگونه رويش مي شود در مقابل خانواده اش اين حرف ها را که بر فرض هم صحيح باشد ، تحمل کند .. وجدانآ خيلي دردنکه .. که يکي در مقابل دوربين بگويد . فلاني هر کي صحبت مي کنه .. پشت سرش ايستاده است .. !! يا به او ربطي نداره .. !!
آن هم از زبان فردي که ادعاي مسلماني و اخلاقيات رو دارد .. !
من همه اين مسايل رو که تعداد آن ها در تمام مدت فصل کم نيستند را به حساب شيطنت برنامه نود مي گذارم ..
همان گونه که اشاره کردم .. چالش هاي سازنده در باب مشکلات فوتبال خيلي عالي است .. و به رشد ان کمک مي کند .. نه اين که دامن زدن به حرف هاي بي ارزش و سراسر تهمت و افترا .. !
در برنامه هايي که خبرنگاران نود به سراغ مشکلات رفته اند .. خيلي به جذابيت برنامه کمک مي کند .. اما در اغلب چون سوژه پيدا نمي شود .. سراغ اين گونه برنامه هاي خنثي مي رود
ممنون از شما دوست خوبم
سلام آقای مدرسی می خاستم از شما در مورد آرتاکیش و خانواده مرحوم دادپی مشورتی کنم اگر امکان دارد 1جا قرار بزاریم
خیلی ممنون
پاسخ
مهدي جان عزيز
با پوزش فراوان بنده بعد از آن مصاحبه و تهيه گزارش از آرتا ، تا امروز هيچ ارتباطي با آن ها ندارم
ضمن اين که بعد از مرگ تيمسار دادپي هم ارتباطتم خود به خود قطع شده است
با سپاس از شما
در ضمن .. دوست عزيز کسي که قصد ديدار و ملاقات با شخصي را دارد ، بهتر است ابتدآ خودش رو معرفي کرده و شمه اي از خود و کاري که دارد مطرح نمايد .. خود شما باشي .. حاضري به يک نام مجازي بدون درج اي ميل و مشخصات با هر کسي که دلش خواست ملاقات کني .. !!؟؟
البته من اگه بدونم مثمر ثمر خواهم بود .. بدون درج هويت هم مي آيم .. اما اين را کلي عرض کردم تا براي درخواست از افراد ديگر حواس ات جمع باشد
عين اين مي مونه بنده براي شما بنويسم تقي هستم مي خواهم در باره آموزش و پرورش صحبت کنم .. يک قرار بگذار ببينمت ... !! نمي گويي . شما کي هستي .. در باره چه موضوع اموزش و پروش مي خواهي من را ببيني .. !!؟؟؟
salam amo behrooz .
hamishe dost dashtam wasaton cm bezaram wali be khatere nadashtane fonet farsi ke alan ham mazerat mikham ,rom nemishod bezaram chon midonam kheili azabawar hast khondanesh.
khodaesh hagh ba shomast wali bayad did moshkele asli chie ke hamishe az in bahsha pish miyad,haghighatesh ine ke keshware ma kolan kolaN moshkel dare wa ey kash moshkelat faghat hamina bod , nemidonam chera in hame pole melate ro be hadar midand toye hame zamineha az ghatare shari gerefte ta kharid hawapeima hamishe pole mardom ro hadar midand wa bad fekre chare miyoftand ,khodemonali dayee bazikone bozorg gharaman khob wali aya be darde sar morabigari time meli mikhord onam ba in mablaghe ziyad har chand ke toye donye fotbal raghami nist wali wase iran kheili pol hast onam ba in natayej ,rasti che chizi ro be gardan dasht dayee???????????? ma ke nafahmidim kholase kheili doset darim jenabae kapitan , koli ham video national geo grafic wasaton downlowd kardam ke dar awalin forsat miresonam be dasteton be omid didar mowafagh bashid.khoda hafez n
پاسخ
ممنون و تشکر از شما دوست بسيار عزيز و نازنينم
بهزاد جان حق با شماست هزينه کلان پرداخت شده در مقايسه با خارج از کشور رقمي نيست .. ولي ْآيا شما دانش مربيان خارج رو هم با اين مدعيان مربي گري مقايسه مي کنيد .. !!؟
زماني قابل مقايسه است و ما مي توانيم ادعا کنيم رقمي نيست که سطح دانش و تجربه سرمربيان تيم ملي ما هم تقريبآ در حد و حدود ان ها باشد .. اما وجدانا دايي که دوره سرمربي گري رو نديده حق داشت مبلغ سنگيني از بودجه بيت المال دريفا کنه .. تازه طلبکار هم باشه .. !!؟؟ همين اقا باعث تحقير مردم ايران شد .. باعث شد تيم ملي در ميدان آزادي به عربستان ببازه و از رفتن به جام جهاني باز بمونه .. ! حالا بايد تلويزيون بيايد دو ساعت و نيم به اين بابا وقت بده که در باره طلب خودش حرف بزنه .. !!؟ اين تلويزيون به چه سمت و سويي مي رود ..!!؟؟ ممنونم عزيزم . خوشحالم که با شما دوست خوبم در ارتباط هستم ممنون از حضورتون
سلام آقای مدرسی واقعا متاسفم تو مملکتی کار و زندگی میکنم که مبغهای میلیاردی به همچین ادمایی میدن اونوقت طرف از یه قرونشم نمیگذره ولی نفراتی مثل همکارای من و شما تو ارتش محتاج پونصد تومن وام و ... برای خرج نون شبشون هستن و صبح تا شب هم برای دفاع از این مملکت بیدار و اماده هستن
پاسخ
دوست عزيز و گرامي
بله ..به نکته قابل توجه اي اشاره کردي
يکي نيست به اين بابا بگه .. تو که کاري براي تيم ملي نکردي .. و تازه باعث تحقير مردم کشورت شدي . و تيم از صعود به جام جهاني هم باز ماند .. چطوري رويت مي شه اين ادعا رو بکني ..!!؟
اصلآ گيرم که حق با توست .. به بينندگان تلويزيوني چه ربطي داره که به خاطر دادرسي به خواسته تو دو ساعت و نيم از وقت باارزش اش رو صرف دعواي بي ارزش تو کند ..!!؟؟
تازه .. اخرش هم بي نتيجه تمام بشه .. ! و اين امر بر تو مشتبه شود که محق هستي .. و قصد شکايت داشته باشي ..
برو آقا هر کاري که دلت مي خواهد بکن .. اما وقت مردم رو نگير .. براي من مخاطب اصلآ مهم نيست تو بدهکار باشي يا طلبکار .. فقط روي اعصاب مردم راه نرو ..
درود
جناب مدرسي بنده از مشكلاتي كه براي شما ايجاد شد متاسم.كامپيوتر بنده مشكل فونت فارسي داشت.دست اخر مجبور شدم فوت عربي انهم عربي عربستان سعودي نصب كنم.ابتدا اجازه دهيد سوتفاهمي را متذكر شوم.بنده در پست قبلي ننوشته بودم شما هوادار دولت هستيد.حالا كامنت قبلي خودم رو مجدد مينوسم.
....................
ابتدا از توجهتون به كامنت حقير و دركل ارزشي كه به بازديدكنندگان خود ميدهيد سپاس گذارم.
اوه اوه مگر تمام ميشود؟ساعت هاست در سايت شما در حال مطالعه هستم اما همچنان در حال خواندم!جسمم خسته شده اما مغزم همچنان دنباله مطالب شما را ميگيردو بمن فرمان ميدهد از پاي صندلي بلند نشو!!!چنديدن سال پيش با سايت شما اشنا شدم و با خواندن چند تا از مطالب شما احساس كردم شديدا دست راستي هستيدو هوادار حكومت اسلامي ميباشيد.به همين علت سايت شما را بستم و كلا از خاطرم بيرون رفت.چند وقت پيش مجددا با سايت شما برخورد كردم و از روي اواتار عكس شما را تشخيص دادم.و خاطرات قبل دوباره بيادم امد.ولي اينبار عنوانهاي اتفاقي كه كنار سايت قرار داده ايد نظر مراجلب كرد.چون عنوانهاي جالب و گيرايي داريد.و من چون علاقه بسيار زياد به هواپيما.جنگنده و كلا هوا فضا دارم.و در مورد هواپيماهاي امريكايي و جنگنده ها اطلاعات زيادي جمع كرده ام.وتعريف سي 130 رو هم بسيار زياد شنيده ام دوباره شروع به خواندن مطالب شما كردم.و بايد اعتراف كنم.مرا بسياربخود جلب كرد.نحوه ي نوشتن شما خواننده را بخود جلب ميكندو اصلا و ابدا احساس خستگي و كسالت به خواننده دست نميدهد.بسياري از مطالب سايت شما را با اشتياق ميخواندم.زمان ازدستم خارج شده بود و به خود كه امدم ديدم بيش از 5 ساعت است كه در حال مطالعه سايت شما هستم.ونظر بسيار مثبتي نسبت به سايت پيدا كردم.و به اين نتيجه رسيدم شما رعايت خيلي از مساعل موجود را ميكرديد.و با احتيات مينوشتيد.بالاخره براي كسي كه زماني با خلخالي و امثال انها برخورد نزديك داشته است.اينگونه مسائل امنيتي بسيار منطقي است.شما را يك ايرانيه وطن پرست شناختم كه تحت هرشرايطي خاك و منفعت كشورش در اوليت است.مواضع سياسي كه داريد بر من پوشيده است هرچند اگر رعايت انصاف رابكنيم.شما جدا از مسائل امنيتي تعادل را در نوشته هايتان بخوبي انجام داده ايد.ضمن اينكه نظر خود را نيز نوشته ايد.هرچند همچنان در مورد بعضي از نظرهاي شما نظر عكس دارم.و در واقع كاملا نظر متفاوتي دارم.((براي مثال نظري كه در مورد حكومت امريكا و ارتش ان كشور داريد.و باوجود ظاهر خشن نظامي و جنگ اور اما تاثير مثبتي بر جهان داشته است.))اما اين موضوع ديگر باعث اين نشد كه دست از مطالب شيرين.اموزنده و زيباي شما بردارم.بهر حال از اين به بعد پايه ثابت سايت شما خواهم بود.و درمورد مطالب شما اگر مطلبي به ذهنم رسيد كامنت خواهم گذاشت.در واقع من بيشتر غرب گرا هستم.ول خوشي از حكومت ندارم.هرچند ادم سياسي و فعال ضد حكومت نيستم.اميدوارم حظور يك نفر با عقايد بعضا متفاوت را در وبلاگ خود بپذيريد و ساعات خوشي را در كنار هم سپري كنيم.بسياري از مطالب خوانده نشده در سايت شماست كه اشتياق بسيار دارم.كه همه انها را مطالعه كنم.از زحمات شما براي اين سايت و اهداف خير خواهانه اي كه داريد سپاس گزارم.راستي چند روز پيش كه مجددا با سايت شما برخورد كردم.همان گونه كه قبلا نشوتم چندين ساعت وقت مطالعه سايت شما شد و مطالب را با اشتياق و بدون خستگي مطالعه ميكردم.نمونه هايي از اين ويژگي منحصر به فرد در ميان سايتها بسيار كم پيش مي ايد.ياد زماني افتادم كه تازگي با اين سايت اشنا شده بودم((yahoo2.blogfa.com))هرچند مطالب اين سايت با سايت شما تفاوت دارد و هر دو از سايتهايي هستيد كه وقت زياد براي انها قرار دادم و بسيار لذت بردم.سايت شما مرا به خاطره چندين سال پيش در سايت مذكور برد.
مجيد از مشهد.
پاسخ
فدات بشم مجيد عزيزم .. از اين که به خاطر فونت لاتين منظور شما را دقيق متوجه نشده بودم ، عذر خواهي مي کنم
اين که از نوشته ها خوشت اومده است ، موجب خرسندي و افتخار بنده است که نسل جوان و فرهيخته امروزي از ان تعريف مي کند .
مجيد جان نمي دونم علت رعايت مسايل امنيتي رو براي شما توضيح داده ام يا خير .. به هر حال بار ديگر عرض مي کنم که .. از اون جايي که بنده يک نظامي بازنشسته اي هستم ، هر ان چه بگويم و بنويسم .. تآثير و تبعاتش با ساير مديران سايت ها تفاوت دارد .. به عنوان مثال اغلب سايت هاي ايراني در باب خصوصيات فني هواپيماهاي موجود در ارتش مطلب مي نويسند .. و نقد مي کنند . اما اگه بنده کوچک ترين اشاره اي به نقاط ظعف يا قوت ان ها نمايم ، مطمئن باش دامنه تآثير گذاري اش بيشتر است . از طرفي اين طبيعي است که سايت ها پرمخاطب در کشور همواره زير ذره بين مقامات امنيتي است . به همين دليل من هميشه با وسواس و دقت فراوان خطوط تعين شده نظام و خصوصآ ارتش رو رعايت مي کنم . چون در حال حاضر تنها دلخوشي ام در زندگي همين سايت و ياران همدل و صميمي آن است .. کوچک ترين غفلت سبب بحران ناخواسته مي شود .. از سوي ديگر به خاطر پرواز با مسئولان و مقامات بلند پايه هر دو رژيم ، خاطرات فراواني دارم .. که با درج ان ها گاهي از سوي کساني که شناختي روي بنده ندارند ، با واکنش هاي منفي مواجه مي شوم .. هر دو طرف من را وابسته به طرف مقابل و عامل ان رژيم مي داند .. !! و اين خيلي خنده دار است .. ! همه اين مسايل دست به دست هم مي دهد تا بيش از هر وبلاگ ديگري رعايت مسايل رو بکنم .
در باره فونت لاتين .. من بار ها و بارها به خوانندگانم اعلام کرده بودم که از پاسخ به کامنت هايي که با فونت غير فارسي نوشته شده باشد .. پاسخ نخواهم داد .. اما راستش رو بخواهي هميشه جواب داده ام .. !! چون با خود فکر مي کردم .. اين هموطن کلي زحمت کشيده وقت صرف کرده تا نظرش رو اعلام کنه .. خدا رو خوش نمي آيد که جواب ندهم .. !! همين امر در کامنت شما برايم پيش اومد .. مخصوصآ که خيلي طولاني بود و من سطور را مرتب گم مي کردم .. !! ولي خب با هزار مکافات خواندم . باور کن چشم هايم ضعيف است نمي بينم . و گرنه مشکلي نيست .. از اين که شما رو به زحمت انداختم ، شرمنده ام
با تشکر از شما و وقتي را که صرف مطالعه مطالب مي فرمايي
سلام
من 1 جوانی هستم جویای نام خسته از روزگار .رشته تحصیلیم اویونیک هست مدارک استانداردپروازم رو به جی میل شما فرستادم.بنده بزرگ شده محله نظام آباد هستم و همیشه پرواز شما با اون قوهای آهنین را در آسمان دوشان تپه به خاطر دارم خانه ما توی خیابان سبلان روبروی مرکز آموزش های هوایی فرح آباد بودبرای همینم ازبچگی سربه هوا بزرگ شدم.از کودکی که محله ما زیر بمب وموشک صدام گجستک بود می خواستم خلبان شکاری باشم ولی قسمت منو از اون دور کرد ولی باور کنید اگر یک روز کتابی یا فیلمی از هواپیما نبینم خوابم نمی بره.الان هم به دلیل اینکه خودم در نیروی هوایی خدمت کردم و داییم هم در پایگاه یکم خدمت می کنه با پرسنل روابط دارم.
چند وقت پیش رفتم برای آموزش خلبانی پیش تیمسار اعتضاد تا اگر امکان دارد بطور قسطی شهریه را پرداخت کنم که اون بنده خدا گفت من کاره ای نیستم و خیلی دقیق و کامل حساب هر سورتی پرواز را محاسبه می کنند و باید تو حساب موسسه باشد.
با یکی از بنده خداهاییکه که مرحوم دادپی رااز زمان خدمت در پایگاه بوشهر میشناخت مشورت کردم
گفت خانوادگی مو رو از ماست می کشن بیرون و اهل اینطور برنامه ها نیستند که کمکشون جنبه مالی داشته باشد.
تیمسار اعتضاد گفت 40ملیون در طی 2 سال باید داشته باشی اما من تازه می خوام استخدام ایران ار بشم و پدرم هم کارمند بازنشسته هست که شما حال بازنشسته ها رو با گوشت و خون و پوست لمس کردید و سنم هم داره بالا میره برای همین هم وقت گرانبهای شمارا گرفتم تا با شما هم مشورت کنم
پیروز و سربلند باشید
پاسخ
مهدي جان عزيز و نازنين
وقتي کامنت شما رو مي خوندم .. با تعاريف جالبي که کردي .. انگار جلوي چشمانم بودي .. همه اون لحظه ها رو تجسم کردم . به همين دليل مي خواهم بگم با تمام وجود درک ات مي کنم .
و اما در باره پرواز .. مهدي جان اگه پسر خودم هم اين پرسش رو مي کرد .. بهش توصيه مي کردم حتمآ به ايران اير برو . ! به عبارتي تمام تلاش خودت رو صرف پيوستن به اين سازمان بکن . چون اولآ از همه نظر بهتر از خلباني در نيروي هوايي است . يک خلبان ارتش در وحله اول يک پرسنل نظامي است .. بعد يک خلبان و تمام حق و حقوق اش همانند ساير پرسنل ارتشي محاسبه مي شود . منتها به خاطر پرواز ، فوق العاده شغلي دريافت مي کنه که ما ان را حق پرواز يا سختي خدمت مي ناميديم .
البته معيار سنجس بين اين دو خيلي وسيع است . براي کسي مثل من که دوست داشت نظامي باشد .. مسلمآ ارتش گزينه اول و اخرم بود . اما براي فردي که دوست دارد خلبان شود ، مسلمآ مزاياي ايران اير خيلي خيلي عالي است . درسته محدوديت ورود و جذب دارد .. اما در عوض از نظر تسهيلات و کلاس کاري خيلي بالاتر از خلبان ارتش است .
مهدي جان .. تصيم گيرنده خودت هستي . من هرگز وادارت نمي کنم که چه کار کني .. اما همان طور که گفتم .. اگه پسر خودم هم اين پرسش را مي کرد .. همين را مي گفتم
اما در باره توصيه و پارتي بازي .. معمولآ درجات نظامي بالا .. به خاطر موقعيت خود هرگز همين جوري توصيه کسي رو نمي کنند ! حتي اگه بهکسي قول هم داده باشند . چون امتياز منفي برايش محسوب مي شود .. !! مخصوصآ در شرايط و جو امروزي که خيلي راحت به مسايل مالي و رشوه متهم مي کنند .. !! از من بپذير که حتي عموي ادم هم اگه داراي درجات بالا باشه .. بندرت براي برادر زاده خود قدمي برمي دارد .. ! مگر اين که زبانم لال اهل زد و بند باشه .. که داستان فرق مي کنه ..
از سوي ديگر استخدام و جذب نيرو در نيروي هوايي داراي مکانيزم پيچيده و تو در تويي است که يک نفر به تنهايي نمي تواند اعمال نفوذ نمايد .. بخش هاي مختلفي نظر مي دهند .. و در نهايت هم در شورايي امتياز ها رو محاسبه مي کنند .. کم تر کسي مي تواند اختيار وسيع در جذب نيرو داشته باشه .. مگه اين که مثلآ در يکي از بخش هاي مختلف .. مثل پزشکي ،عقيدتي و .. مشکلي پيش امده باشد .. در اين صورت مي شه اگه پارتي قدر داشت ، کاري انجام داد . هر کسي هم قولي مي دهد .. مطمئن باش واقعيت ندارد .. !
اما در ايران اير و سازمان هواپيمايي شخصي چون محيط غير نظامي است .. دست مسئولان استخدام باز تر است . من از زبان بعضي از مسئولان رده بالاي در سال ها قبل شنيده بودم که مي گفت .. با اهداي يک زانتيا مي شه به عنوان کمک خلبان در يکي از اير لاين ها نشست .. !!
البته اين صحبت مال سال ها قبل است .. الان رو نمي دونم .. اما بنده معتقدم .. اگه خدا بخواهد و خود آدم هم استعداد بالايي در فراگيري داشته باشد .. خود مسئولان اموزشي براي جذب او اقدام کرده و به اصطلاح در هوا مي قاپندش .. ختم کلام اين که اگه در وجودت استعداد فراگيري عالي رو حس مي کني .. زبان انگليسي ات هم قوي است .. درک مفهوم ات هم خوبه .. توکل به خدا کن و برو جلو .. به هيچ کسي هم رو نينداز .. چون همان گونه که عرض کردم .. بعيده کسي بتونه کاري در اين زمينه انجام دهد .. !! ولي اگه در همين ابتداي کار اميدت به توصيه و پارتي بازي است .. فراموش اش کن .. در جاي ديگري که مثمر ثمر تر هستي کارت رو آغاز کن
برات دعا مي کنم که موفق شوي .. حتمآ من را از نتيجه کارت مطلع کن
و اشاره کنم به همزمانی درج این مطلب در سایت شما و مصاحبه آقای علی دائی در صداوسیما و وقتی که سخاوتمندانه در اختیار ایشان قرار گرفت تا مردم ایران را با مشکلات پولی خود آشنا سازد !!
این برنامه بدون رودر بایستی یک نکته اساسی داشت و آنهم بی درد بودن این قهرمان و نه پهلوان ملی بود که از روی رفاه بیش از حد و در حالیکه اکثریت جوانان این کشور از صبح تا شب برای لقمه ای نان شرافتمندانه له له میزنند، در بدر بدنبال پولی است که خود بخوبی می داند مستحق دریافتش بدلیل نتایجی که بدست آورده،نیست.اینجا مردم ما بخوبی فهمیدند که اگر قرار باشد سر کیسه شل شود حکما برای از ما بهتران شل می شود نه هزاران زوج تازه ازدواج کرده که ماهها با خفت و خواری از این بانک به آن بانک می روند، روحیه و غرور جوانی شان لطمه می خورد تا شاید یکی دو میلیونی وام ازدواج که به هیچ دردشان هم نمی خورد،به آنها بدهند و شاید بهتر باشد بگوئیم جلویشان پرت کنند! وامی که قطعا این قهرمان محبوب ما جلوی درب بهترین رستورانهای جهان بعنوان انعام به دربانها می دهد!
آری برادر گرامیم! دلم بسیار بدرد آمد و در خلوت خود پس از این برنامه گریستم که چرا خداوند آنقدر بمن نداده است که بتوانم برخی از این زوجهای جوان را دلشاد سازم و منت بانکهای مختلف را از دوششان بردارم.
وقتی قهرمان ما از 800 میلیون تومان براحتی 800 تومان حرف می زد یاد مرحوم تختی افتادم که هرگز شرافتش را به پول نفروخت و بجای آن کنج دل میلیونها ایرانی برای خود خانه ای ولو بسیار کوچک دست و پا کرد.این قهرمان ملی امروزی با لیسانسی که همیشه بدان فخر می فروشد هنوز نمیداند که نباید در مقابل خیل جوانان بیکار و بی پول این مملکت که دلشان آزرده است نباید و روا نیست اینقدر حرف از پولهای بادآورده بزند و زمین و زمان را با رندی بهم بدوزد تا خویشتن را در مسابقات موفق جلوه دهد.ما ملت ایران از وی شکایت داریم که دل مارا سوزانده است.با آمار و ارقامی که این آقای مهندس در سیما ردیف کرد هیچکس موافق نیست.مهم اینست که ما به جام جهانی نرفتیم و حسرت بدل ماندیم.پس چه پولی باید به وی داده شود که بیشرمانه حرف از شکایت به فیفا می زند؟
علی دائی لااقل دهها مغازه در بهترین موقعیتهای شهر تهران و سایر شهرها دارد و اینها را از صدقه سر همین ملتی که وی همه آنها را به سخره گرفته است، دارد.یک یا چند کارخانه تولید لباس دارد.سهام زیادی در شرکتها دارد.میلیونها پول بی زبان از باشگاه فعلی خود گرفته است.ویلا ها و املاک چندی در کشورهای دیگر خریداری کرده است و دهها مورد دیگر که از چشم من و شما پنهان است.پس چه جای طلبکاری از این ملت مظلوم.من سخنم با مدیران مملکت است! تا کی می خواهید با شعارعدالت محوری و توزیع متناسب ثروت چشمهایتان را بر روی اینگونه ثروت اندوزی ها ببندید.آیا طبعات اجتماعی و جرم زائی اینگونه رفتار ها را درک می کنید؟شما برای اینکه یکنفر مثل این قهرمان خیلی ملی را نرنجانید که مبادا برایمان تخم دو زرده نکند و از گرسنگی بمیریم میلیونها جوان آرزومند این کشور را به ورطه نومیدی و فساد ناشی از آن می کشانید.من که چنین حرفهائی را بر زبان جاری می سازم در میانسالی هیچ کمبودی از نظر زندگی مادی و شغلی و فعالیتهای اجتماعی ندارم و شکر خدا علیرغم اینکه در خانواده ای بشدت کم درآمد بزرگ شدم ولی شرافت و پاکی را به ارث بردم و هیچ کمبودی احساس نمیکنم، ولی آیا همه آحاد مردم چنین هستند؟ آیا تصور نمی کنید اینهمه جرم و جنایتهای بی بدیل چگونه حادث می شوند؟ بر صدا وسیماست که چون دانشگاه چوب نظارت خودرا بر آلام اجتماعی همیشه حاضر و ناظر نگهدارد و نگذارد چنین عناصری حتی در سنین میان سالی جوانان را به مسخره گرفته و دقایق متمادی هل من مبارز بطلبند! ما هیچ بدهی به علی دائی نداریم.این آقا زنجیر پاره کرده است.یکی بدادش برسد!
پاسخ
ممنون محمود جان عزيزم
واقعآ حظ کردم وقتي کامنت منطقي شما را خواندم . پر رويي و وقاحت به حدي است که طلبکارانه دو ساعت و نيم از ساير برنامه ها بزنند تا آقا بيايد ثابت کند که محق دريافت 800 ميليون تومن پول است . !!! و آب از آب هم تکان نخورد . به خدا قسم ان علي اصغر پورمحمدي که من مي شناختم .. مخالف چنين بي عدالتي هايي بود .. !! از هيچ احدي واهمه نداشت .. و در مقابل بي عدالتي مي ايستاد .. شايد او را هم زمانه عوض کرده است . به قول جوانان آن ها اصلآ به فکر تحقير جوانان و کارگراني که به سختي زندگي مي کنند و براي استراحت جلوي تلويزيون نشسته اند نيستند .. به فکر بد آموزي نيستند ..
محمود جان برات گفتم دخترم براي نگهداري از فرزندانش پرستاري را استخدام کرده است . اين زن که داراي سه فرزند بي پدر است .. تا غروب خونه دخترم کار مي کنه .. و بعد تا سر شب در همان کوچه يا مجتمع کار هاي همسايه ها را انجام مي دهد تا خرج سه فرزند بي پدر خود را تهيه کند .. خيلي هم زن مومن و نماز خوان و نجيبي است .. با وجودي که جوان و بيوه است .. اما خيلي به معتقداتش پايبند است . بگذريم يک شب که پول اضافه کاري اش را که 30 هزار تومن بود را گرفته بود که در اتوبوس آخر شب يک نامردي از کيف اش زده بود .. بيچاره زن بي پناه بقدري ناله کرده بود که صدايش گرفته بود .. القصه .. روزي براي وام دو ميليون تومني که مدت ها درخواست کرده بود ضامن مي خواست .. دخترم از من خواست تا ضمانت او را بکنم .. باورت مي شه نزديک بود مسئول بانگ را کتک بزنم .. ..!!؟؟ بقدري ايراد بني اسرائيلي گرفت .. که من ورقه ها رو پاره کردم .. و از دامادم برايش دو تومن گرفتم .. !! خب ادم اين ها را مي بيند و به رفتار رسانه ملي شک مي کند .. اخه تاکي يک بام و دو هوا ..!!؟؟
چی میشه گفت خیلی وقته حرفی برای گفتن نیست
پاسخ
بله عزيزم .. حق با شماست
ممنون از کامنت شما
سلام به شما حسادت ميکنم 8سال در جنگ بودم معاون وبعد فرمانده دسته شناسايي و ده سال فرمانده يگان ضربت بر عليه منافقين خاطرات من زندگي من خلاصه اش اينه خون و اتش و تنهاي پارتکه پاره شده و روحي خسته و ازرده وتنفر از خودم که چرا و چرا