درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  نگاهي به پرواز بي فرود EP-CPG

  کالبد شکافی سانحه توپولف کاسپین  

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

 vigxe9s62j9ap99ffzxz.jpg

فردا بيست و چهارم تيرماه ۱۳۸۹ مصادف با نخستين سالگرد سانحه دهشتناك توپولف خطوط هواپيمايي كاسپين است . يادتونه كه ۱۶۸ مسافر و خدمه بي گناه در حوالي قزوين سقوط كردند ؟ مي بينيد عمر چه زود مي گذرد !؟ باور كنيد اگه پسر نازنينم علي اصغر صفري اين موضوع رو ياد آوري نمي كرد ، محال بود يادم مي امد ! ايشون از اصفهان با من تماس گرفت و پيشنهاد داد به طور مشترك تحليل فني از اين سانحه رو بنويسم . راستش رو بخواهيد از اون جايي كه معتقدم يك روزي نوشته هاي اين جوون با استعداد سبب كسب امتيازاتي برايش خواهد شد .. و ممكنه كوچك ترين مشاركت ام بهانه اي براي حسودان و مغرضان او در آينده شود ، ازش خواستم خود به تنهايي اين زحمت رو بكشد . ضمن اين كه من دانش بالاي اين محقق جوان رو ندارم . آن چه در ذيل مي آيد .. تحقيق و نقد فني از اين سانحه است تا از اين طريق به بازمندگان و خانواده هاي داغدار اين سانحه بگوييم : در غم و اندوه شما بزرگواران  قلبآ شريك هستيم . و ياد و خاطر يكايك آن عزيزان رو گرامي مي داريم .. روحشان شاد . ضمنآ ۳۱ تيرماه هم سالگرد عزيز ترين دوست و فرمانده قهرمانم " تيمسار مهدي دادپي " است . قصد داشتم خاطرات بيان نشده اي كه از اين مرد نازنين دارم ، در پست ويژه اي منتشر كنم . اما به توصيه فرزند نازنين يكي از همكاران و دوستان نزديك تيمسار قرار شد در صورت هماهنگي مطالب دست اولي به نقل از پدر ايشون به همراه گزارش مصوري از سالگرد منتشر كنم ..

اما براي اون دسته از خوانندگان محترمي كه تازه به جمع ياران همدل و صميمي اين تارنما پيوسته اند .. لينك هايي كه به مناسبت سوانح متعددي كه متآسفانه در كشورمان سال قبل به وقوع پيوست رو در اين بخش قرار مي دهم .. سانحه برای توپولفی دیگر .. چرا ~!؟ ( عنوان پستي براي همين حادثه توپولف كاسپين است . در اين پست همچنين نحوه بررسي سوانح هوايي رو به صورت تصويري شرح داده ام ) . از لاکربی اسکاتلند تا قزوین خودمون !  ( راستش رو بخواهيد بعد از حادثه خطوط هوايي كاسپين عده اي مغرض بدون مطالعه شايعه كردند كه بمب گذاري عامل اين فاجعه بوده است ! لذا در اين پست بنده با درج تصاويري كذب بودن شايعه رو به اثبات رسوندم ) . باز هم توپولفی دیگر .. !! ( عنوان پستي است كه در آن به سانحه توپولف شركت هواپيمايي تابان در مشهد مي پردازد ) . و در پايان جمع بندي جامعي از سوانح هواپيماهاي توپولف و دلايل ورود آن ها به كشور و نقش دلال ها اشاره كرده ام كه در مطلبي با عنوان دلایل ورود هواپیمای روسی ملاحظه مي كنيد . البته سوانح متعددي در اين سايت مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است .. كه با مراجعه به بخش آرشيو به همه آن ها دست خواهيد يافت .. فقط اميدوارم ديگه شاهد هيچ سانحه هوايي نباشيم ..

برچسب ها : هواپيماي توپولف + خطوط هوايي كاسپين + نقص فني + موتور هواپيما + كمپرسور + ايروان + روسيه + پارامتر بررسي + اضطراري ـ صعود + انفجار + رانش موازي + HEADING +ATC + negative pitch + climb + APU + NOSE DOWN + yaw + over bank

۱۶ دقیقه پس از پرواز شماره ۷۹۰۸ خطوط هوایی کاسپین از فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) و درست لحظاتی بعد از  آن که خلبان پرواز در ارتفاع ۲۸.۸۰۰ پایی در گفتگو با مراقبت پرواز  وضعیت هواپیما را کاملا عادی ذکر کرده بود ناگهان خبری فوری از سوی کنترلر های رادار سکوتی دلهره آور را بر (ATC) فرودگاه حاکم کرد.....

خبر این بود :

هواپیمای tu.154به شماره پرواز ۷۹۰۸ از صفحه رادار محو شده است !!

بلافاصله تلاشهای همه جانبه برای برقراری ارتباط با هواپیما برقرار شد و همچنان از EP-CPGو سرنشینان آن هیچ اثری نبود و ترس و نگرانی از سرنوشت این هواپیما هر لحظه بیشتر می شد .

از چند فروند هواپیمای حاضر در منطقه در خواست شد تا با تماس رادیویی روی فرکانس هواپیما خبری از وضعیت این پرواز بگیرند اما خلبانان دیگر هم در پاسخ سلام گرم خود به کاپیتان پرواز ۷۹۰۸ هیچ چیز نشنیدند به جز سکوتی دلهره آور .....

در همان لحظات گزارشاتی از سوی تعدادی از کنترلرها دریافت شد که با شک وتردید می گفتند علائمی را در رادار مشاهده کرده اند که گویا هواپیما را در ار تفاع ۱۵۰۰۰ پایی نشان می داده و فورا این علائم نیز از بین رفته!!

ثانیه ها به تندی می گذشت و همچنان تلاش ها در جریان بود تا صدایی از خلبانان یا نشانه ای از توپولف در رادار پیدا شود اما دقایقی بعد گزارشی ارسالی شوکی بزرگ را به پرسنل مراقبت پرواز وارد کرد و عرق  سردی بر پیکر دهها نفر ی که به دنبال این پرنده گم شده می گشتند باقی گذاشت!

......یک فروند هواپیما دقایقی پیش در ۱۲ کیلومتری جنوب قزوین سقوط کرد.......

 

چند ماه بعد منابع خبری ایران و منابع رسمی خبری کشور از قول وزیر راه وترابری و رئیس سازمان هواپیمایی کشوری و همچنین تعدادی از اعضای تیم بررسی این سانحه علت سانحه هواپیمای  tu.154mخطوط هوایی کاسپین را که به کشته شدن تمامی ۱۶۸ سرنشین هواپیما منجر شد نقص فنی و جدا شدن یکی از قطعات موتور شماره ۱ (سمت چپ)و برخورد آن با موتور وسط و قسمت دم هواپیما اعلام کردند.

اگر چه به علت آسیب جدی به جعبه سیاه هواپیما هنوز هم بعد از گذشت یک سال از وقوع این سانحه تلخ گمانه زنی هایی در مورد این سانحه در جریان است .اما با توجه به مشاهدات و گزارشهای متخصصین ایرانی حاضر در گروه بررسی سانحه و همچنین شواهد علمی وغیر قابل انکار فنی این سانحه می توان با اعتماد بیشتری نسبت به فرضیه مطرح شده به تحلیل این سقوط دهشتناک پرداخت.

مشخصات (EP-CPG)

طبق شواهد موجود هواپیمای tu.154mخطوط هوایی کاسپین با رجیستر(EP-CPG)تولید سال ۱۹۸۷ توسط شرکت هواپیما سازی توپولف می باشد که ۱۱سال پس از تولید و ورود به خدمت در سال ۱۹۹۸ از یک شرکت خارجی توسط هواپیمایی کاسپین به صورت ملکی خریداری شده و وارد خدمت شده بود تا روز سانحه مشغول به ارائه خدمات پروازی بوده.

طبق بررسی ها هواپیمای مزبور در طول دوران خدمت چندین بار برای ارتقای بعضی سیستم ها و چک های دوره ای مختلف به کشور سازنده (روسیه)فرستاده شده بود.

گواهینامه صلاحیت پروازی این هواپیما تا مارس ۲۰۱۰ اعتبار داشته و گویا تاریخ بعدی تعمیرات اساسی این هواپیما ۱۸/۳/۲۰۱۱ بوده که قاعدتا باید تحت نظارت شرکت سازنده صورت بگیرد.

شواهد نشان می دهد که این هواپیما مدت زمان کوتاهی قبل از سانحه نیز برای انجام یکسری تعمیرات

(تعمیرات اساسی موتور)در روسیه بوده که پس از انجام این تعمیرات و کسب مجدد استاندارد ایمنی پرواز شرکت سازنده دوباره به ایران بازگشته.

در نتیجه به نظر می رسد هواپیمای مزبوربا ۲۲ سال سن جزء هواپیماهایی بوده که از عمر نسبتا بالایی برخوردار بوده  و یکی از پیرترین توپولف های کشور بوده .

این هواپیما روز قبل از سانحه چندین سورتی پرواز داخلی و خارجی نیز داشته است و در طول پروازها هیچ گونه نقص فنی از سوی خلبانان و یا مهندسین تعمیر و نگهداری در مورد این هواپیما گزارش نشده بود.

(ذکر این نکته ضروری است که معمولا خطوط هوایی از آماده ترین هواپیماهای خود و بهترین خلبانان برای پروازهای بین المللی استفاده میکنند)

در روز سانحه هم هواپیما در حال انجام یک پرواز بین المللی به مقصد ایروان(ارمنستان)بوده و هیچ یک از خلبانان هم در چک لیست قبل از پرواز گزارشی از نقص فنی ارائه نداده بود و هواپیما از سوی متخصص تعمیر و نگهداری (مینتنس)برای پرواز مجاز بوده.

۱۶ دقیقه نخست پرواز.

بعد از (take-off) از فرودگاه امام خمینی طبق طرح پرواز برنامه ریزی شده هواپیما با قرارگیری در هدینگ مناسب و (climb rate)یا نرخ صعود استاندارد در حال رسیدن به ارتفاع کروز بوده است.

طبق گزارشات  رادیو کال  (ATC) فرودگاه امام و خلبانان پرواز هواپیما در شرایط نرمال پروازی بوده و کم کم در حال دور شدن از محدوده تحت نظارت فرودگاه امام و ورود به فضای تحت کنترل مرکز کنترل ترافیک هوایی کشور و رادار بوده .و طبق رسم تمامی پروازها  گفتگو هایی از سوی خلبانان پرواز ۷۹۰۸ با مرکز کنترل ترافیک هوایی و فرودگاه در جریان بوده که در یکی از آخرین این گفتگو ها خلبان برای صعود به ۳۴۰۰۰ پایی در خواست کرده بوده.

اما چند دقیقه بعد در شرایطی که از سوی هواپیما هیچ گونه پیامی در مورد شرایط اضطراری مخابره نشده بود کنترلر رادار متوجه گردش به چپ ناگهانی هواپیما در ارتفاع ۲۸۸۰۰ پایی میشود و هنگامی که قصد ارتباط گرفتن با خلبان  را دارد متوجه (دایو)شدید هواپیما نیز میشود و با استرس زیادی سعی میکند که از خلبان جویای و ضعیت هواپیما شود  که ناگهان تمام مشخصات پروازی این هواپیما از صفحه رادار محو میشود....

 

وقتی پازل سانحه پیچیده میشود!

در  سوانح هوایی یکی از مهمترین قسمت های بررسی هر سانحه مطالعه دقیق علت تغییراتی است که در پارامترهای اصلی پرواز صورت میگیرد و این نکته بسیار مهمی است که ما بتوانیم پارامترهای پروازی را در هر لحظه اسکن کرده و تجزیه و تحلیل کنیم و به این ترتیب متوجه خواهیم شد که چگونه زنجیره منظم پرواز گسسته میشود و کدام حلقه از اجزای پرواز در ابتدا با پاره شدن خود کل نظم  حاکم بر یک پرواز را میشکند و ازیک پرواز سقوط می سازد.

در سانحه توپولف در قزوین که امروز یک سال از آن گذشته و واقعا یکی از فجیع ترین سوانح تاریخ هوانوردی بود (لااقل در ایران)ما با مسائلی مواجه هستیم که یک پازل از این سانحه ساخته اند و کلید این پازل که جعبه سیاه هواپیما است هنوز نتوانسته کمک زیادی به متخصصان بررسی سانحه بکند و از بین رفتن و آسیب دیدن جعبه سیاه در هر سانحه بررسی علت آنرا با مشکلات زیادی مواجه می کند .

در چنین سوانحی به خاطر از دست رفتن جعبه سیاه کمیت تحلیل ها زیاد و کیفیت آنها پایین است .

مثلا در سانحه سقوط ایرباس ۳۳۰ خطوط هوایی فرانسه در اقیانوس اطلس نیز به خاطر موقعیت بد محیطی سانحه و پیدا نشدن جعبه سیاه کار بررسی این سانحه با شرایط سختی روبرو شد .اما این بدین معنا نیست که در چنین شرایطی هرگز علت سانحه پیدا نخواهد شد .

بلکه در نبود جعبه سیاه متخصصان باید از راههایی مانند (فرضیه سازی)و (سیمولیت)استفاده کنند تا بتوانند با این کلیدهای جایگزین  پازل هر سانحه را حل کنند.

لازم به ذکر است که حتی ما سوانحی را نیز داشته ایم که جعبه سیاه به دست آمده و اطلاعات

(FDR AND CVR)هم به طور کامل بررسی شده ولی همچنان علت سانحه نا مشخص مانده.

(مانند سانحه a.320خطوط هوایی نیوزلند در نزدیکی فرانسه) و اتفاقا در چنین شرایطی تحلیل ها وفرضیه سازی توانسته جایی که جعبه سیاه سکوت کرده بسیاری از مسائل مجهول را پاسخ دهد.

سانحه هوایی توپولف قزوین هم جزء سوانحی است که به خاطر نداشتن (FDR AND CVR)ما مجبوریم برای بررسی آن از راههای جایگزین وارد شویم تا بتوانیم به نتیجه منطقی از این سانحه تلخ دست یابیم.

و برای این کار باید با توجه به اطلاعات به دست آمده ازدیگر منابع اطلاعاتی غیر از جعبه سیاه استفاده شود.

یکی از این منابع اطلاعاتی گفتگوهای خلبانان با  (ATC)است.که متاسفانه در این سانحه این منبع مهم نیز مجهول مانده چون هیچ گزارشی قبل از سانحه مخابره نشده که همین امر باعث شده این سانحه پیچیده تر از دیگر سوانح مشابه به نظر برسد.

در این سانحه حتی از سوی خلبان کلمه مختصر (mayday mayday mayday)گفته نشده که البته شاید گفته شده ولی هرگز این صدا به بیرون از هواپیما نرفته است....

به همین دلیل و به خاطر از دست دادن دو منبع مهم اطلا عاتی پرواز پازل این سانحه بسیار پیچیده شده و فقط باید توسط (فرضیه سازی)و (سیمولیت)و مراجعه به گزارشات مراقبت پرواز خصوصا رادار و تجزیه تحلیل علمی این گزارشات به بررسی این سانحه پرداخته شود .که همین تجزیه تحلیل ها بالاخره توانسته تا به این لحظه متخصصان را به نتایجی برساند که در نوع خود مهم و با ارزش هستند.

تغییر غیر استاندارد پارامترها.

شاید گفتن این نکته تکراری یا واضح باشد که در تمام سوانح هوایی از دست دادن پارامترهای پرواز است که منجر به وقوع سانحه می شود.

و این نکته بسیار مهم است زیرا در پرواز پارامترهایی چون(ALT-SPEED-HEADING-ANGLE OF ATTACK)به عنوان (متغیر های وابسته)بر روی هم تاثیر میگذارند و با تغییر هریک از این متغیرها ما به تناسب تغییراتی را در دیگر پارامترها خواهیم داشت .

که این یک امر طبیعی است اما این مسئله تا هنگامی طبیعی است که این تغییرات هواپیما را وارد شرایط خطرناک نکند و در تمام هواپیما ها این تغییرات دارای استاندارد زمانی و مکانی خاص خودش می باشد که اگر پارامترهای پروازی ما خارج از این استاندارد ها تغییر کند مطمئنا هواپیما وارد یک وضعیت غیر استاندارد شده .

در پرواز ۷۹۰۸ خطوط هوایی کاسپین تغییر ناگهانی در یکی از پارامترها نقطه آغاز سانحه بوده که این  مربوط میشود به تغییر ناگهانی و شدیددر (HEADING)!

طبق گزارشات دریافتی نخستین وضعیت غیر عادی در این پرواز که توسط رادار نیز ثبت شده یک چرخش به چپ یا(left turn)نسبتا شدید بوده که لحظاتی بعد نیز این گردش به چپ همراه میشود با افت شدید ارتفاع و احتمالا (negative pitch)شدید و بعد از آن (اوت)شدن هواپیما از دید رادار ها.

همه این تغییرات در عرض چند ثانیه رخ داده که این امر به خوبی نشان دهنده آن است که با تغییر پارامتر هدینگ بلافاصله تمامی پارامترها به شکل بسیار ( unnormal)و غیر استانداردی تغییر می کند و بهترین توضیح برای این وضعیت این است که با توجه به اینکه هیچ برنامه ای برای گردش به چپ در آن شرایط توسط خلبان اعلام نشده بود خود این گردش ناگهانی و خارج از برنامه حاصل یک فرآیند خارج از کنترل خلبان بود.

اما اینکه چه چیز می توانسته هواپیما را  به سمت چپ منحرف کند و در ضمن آن را وارد یک نرخ نزول بسیار شدید کند چه چیزی می تواند باشد؟!

طبق گزارشات رسمی منتشر شده و ادعای تعدادی از شاهدان که همه سخن از

(آتش در قسمت عقب هواپیما) گفته بودند یکی از فزضیه های مهم و اساسی مطرح شده قوت بیشتری گرفت که گزارشات تکمیلی نیز تا حدودی این فرضیه را محتمل تر می کرد و آنهم مسئله متلاشی شدن بخشی از موتور شماره ۱ هواپیما بود که شروع این سانحه بود.

*وقتی موتور متلاشی میشود.*

هواپیما در ارتفاع نزدیک ۲۸۸۰۰ پایی در حال (climb)بوده که  از تعادل خارج میشود و علت آنهم انفجاری بوده که در موتور سمت چپ و شماره ۱ هواپیما روی داده و با از بین بردن (رانش موازی)باعث منحرف شدن هواپیما به سمت چپ می شود و هواپیما وارد یک حرکت (yaw)مانند میشود و حول محور عمودی به سمت چپ گردش میکند که البته لازم به ذکر است که در شرایط معمولی از دست دادن یک موتور نمی تواند هواپیما را بلافاصله تا به این اندازه از کنترل خارج کند و باید بررسی کرد که آیا هواپیما یکی از ۳موتور را از داده یا آنچه که در موتور شماره ۱ روی داده توانسته تاثیر (مستقیم)بر دیگر قسمتهای کنترل و رانش هواپیما نیز بگذارد؟!

در گزارشهای منتشر شده به گردش ۲۷۰ درجه ای هواپیما در زمان کوتاهی اشاره شده که مطمئنا می توان گفت از  دست دادن رانش یک موتور یا حتی ۲ موتور از ۳ موتور هم نمی توانسته به این شدت بر پایداری هواپیما تاثیر بگذارد و این مسئله مسئله ای فراتر از یک نقص فنی در موتور شماره ۱ بوده و با توجه به کاهش ناگهانی ار تفاع و شدت بالای سقوط می توان به این نتیجه رسید که آنچه که رانش موتور چپ را گرفته توانسته دیگر قسمت های کنترلی هواپیما را نیز درگیر یک وضعیت غیر عادی کند.

در اینجا با توجه به اعلام نظر کارشناسان در مورد (احتمال جدا شدن بخشی از موتور سمت چپ )باید این مسئله را به عنوان یک فرضیه خیلی جدی مورد بررسی قرار داد چون اگر ما بخواهیم دلیل گردش اولیه به سمت چپ را از دست دادن( تراست )موتور ۱ بدانیم و با توجه به مشاهده آتش در قسمت عقب هواپیما می توانیم حدس بزنیم که جدا شدن بخشی از موتور هواپیما یعنی یک انفجار در کمپرسوری که هوا را با شدت خیلی زیادی فشرده میکند و با سرعت خیلی زیادی به سمت عقب موتور هدایت میکند و یادمان باشد انفجار در کمپرسور یک موتور جت میتواند اثرات بسیار مخرب و ویرانگری را چون یک بمب در سیستم های هواپیما بگذارد .

و این نکته مهمی است زیرا دهها قطعه فلزی در قسمت های داغ موتور (قسمت های مرکزی که مستقیما در فشرده کردن و سوزاندن هوا دخیل هستند)در صورت متلاشی شدن میتوانند با نیروی گریز از مرکز فوق العاده زیاد به همه طرف پرتاب شوند که حتی اگر یکی از این قطعات خروجی از موتور به قسمت های دیگر هواپیما برخورد کند میتواند آسیب های غیر قابل جبرانی را به هواپیما وارد کند .

 و به احتمال زیاد یکی از قطعات یا چند قطعه از موتور متلاشی شده سمت چپ با خروج از موتور۱ به

(الویتور-رادر و موتور وسط هواپیما )برخورد کرده و همین امر باعث وارد شدن آسیب جدی به این سیستم ها شده ....

*پدیده شوم خستگی فلز*

در جهان هوانوردی هیچ پدیده ای   به اندازه خستگی بدنه یا خستگی فلز قطعات هواپیما برای ایمنی پرواز ها مخرب و ویرانگر نبوده است.

خستگی پدیده ای است که در اکثر مواقع اگر در پرواز بروز کند می تواند برای هر نوع هواپیمایی به شدت خطرناک باشد و معمولا نیز در صورت بروز در یک قطعه یا قسمتی از استراکچر هواپیما در پرواز به خاطر شرایط سخت محیطی تاثیرات مخرب آن می تواند با یک فاجعه تمام شود.

اگرچه باید عنوان کرد خستگی معمولا در قطعات با توجه به عمر قطعه و استاندارد زمانی مورد استفاده قابل پیشگیری است و تنها راه آن هم تعویض به موقع قطعات است اما گاهی اوقات به خاطر شرایط خاص وغیر قابل پیش بینی یک قطعه ممکن است زودتر دچار فرسودگی شود.

مثلا قطعات و اجزای موتورها که فشار بیشتری را در پرواز متحمل میشوند زودتر از دیگر قطعات دچار فرسودگی و خستگی میشوند که البته در موتورها این یک امر طبیعی است و تمامی اجزا و قطعات دارای عمر استاندارد خود هستند. 

در سانحه هواپیمای توپولف به نظر می رسد با توجه به اظهارات کارشناسان خستگی فلز باعث شکسته شدن بخشی از موتور و در نتیجه متلاشی شدن کمپرسور و دیگر اجزا شده باشد که البته این امر بسیار نادر است که یکی از قطعات اصلی موتور دچار این حالت  شده باشد ولی این مسائل سابقه دارد و چندین سانحه مرگبار تا به حال به علت به وجود آمدن خستگی در جهان هوانوردی رخ داده است.

و متاسفانه گویا متلاشی شدن موتور شماره ۱ به علت خستگی در محور موتور بوده و متلاشی شدن این قسمت ۱۰۰ در صد می توانسته به یک چنین فاجعه ای برای هواپیما ختم شود.

*شبیه سازی تئوریک سانحه*

با توجه به اطلاعات و تحلیل های گفته شده می توان این سانحه را در چند بخش از لحظه اول تا آخر مورد بررسی قرار داد.

۱.هواپیما در ار تفاع ۲۸۸۰۰ پایی در حالت کلایم قرار دارد و موتورها با حداکثر رانش .

(we are in climb -and-engins are in maximum thrust)

bank angle=0

pitch angle=7 or 10 

خلبان و کمک خلبان در حال کنترل چشمی اینسترومنت هستند و از طرف مهندس پرواز  هم هیچ مشکلی در سیستم ها مشاهده نشده است.هواپیما طبق طرح پرواز در حال صعود به ارتفاع کروز بوده است.

۲.متلاشی شدن یکی از قطعات اصلی موتور و برخورد ان بادیگر قطعات و انفجار در قسمت مرکزی موتور.

در این لحظه احتمالا با صدای انفجار شدید هواپیما به خاطر از دست دادن موتور سمت چپ کمی به چپ متمایل شده.

همزمان چند قطعه فلزی وارد موتور و سط شده احتمالا از قسمت بغل سمت چپ .

الویتور و رادر آسیب جدی می بینند به خاطر ورود قطعات مخرب موتور ۱ و احتمالا سیستم هیدرولیک الویتور هم آسیب جدی می بیند.

طبق گزارشات گویا (APU)نيز از آسيب در امان نمي ماند.در مورد الويتور به نظر حقير احتمالا هم سيستم هيدروليك آسيب ديده و هم خود سطح الويتور به اصطلاح استراكچر دميج شده است و اسيب ديده.

۳. به علت آسيب به الويتور هواپيما ليفت را از دست داده و (NOSE DOWN)به سمت زمین روانه شده.

به خاطر حرکت (yaw)مانند ناشی از آسیب به موتو رهای چپ و وسط هواپیما حالتی شبیه به

(left bank)داشته كه با از دست رفتن الويتور به حالت (over bank)به سمت چپ درآمده. و با زاويه بنك شديد وارد دايو شده و فشار جي به شدت افزايش يافته است.

در اين حالت احتمالا خلبان و ديگر سرنشينان بيهوش شده اند كه البته اين بيهوشي مي توانسته موقت باشد .

هواپيما با سرعت زيادي با (negative pitch)روانه زمين شده وبنك شديد نيز هر لحظه هواپيما را بيشتر وارد حالت چرخشي مي كرده است.

در اين حالت بوده كه هواپيما در شرايطي كه به شدت ار تفاع را از دست مي داده به خاطر گردش به چپ اوليه هدينگ تغيير ميكرده و كم كم به سمت شرق مسير  در حال تغيير بوده است در حالي كه به خاطر سرعت بسيار زياد ديگر از دست خلبانان هيچ كاري بر نمي آمده و تلاش ها به خاطر از دست رفتن الويتور براي بازگرداندن هواپيما كاملا بي نتيجه بوده است چون هيچ و سيله اي در اختيار خلبانان براي اين كار قرار نداشته است.

اگرچه به نظر بنده در همان لحظات اوليه (G)فوق العاده زياد خلبانان را بيهوش كرده و حالت هايپوكسي ايجاد شده است اگرچه ممكن است مقاومت هايي نيز از سوي انان در جريان بوده .

هواپيما نهايتا با سرعت فوق العاده زياد و با حالت چرخشي بدون كوچكترين كنترلي به شدت از ناحيه دماغه با زمين بر خورد ميكند و به خاطر سوخت زياد موجود در هواپيما-چرخش شديد و سرعت فوق العاده زياد بوده كه چاله اي به عمق 10متر در زمين ايجاد ميشود.

در واقع به نظر بنده چرخش اوليه به خاطر از دست دادن الويتور و   (over bank) شديد ادامه پيدا كرده و منجر شده به برخورد شديد به حالت چرخشي يا زمين.

به خاطر پديده(شتاب چرخشي)بوده كه شدت برخورد بسيار بالا رفته است چون بر طبق قوانين فيزيك جسمي كه در حالت چرخشي پيش ميرود در هنگام برخورد با جسم ديگر نيروي فوق العاده بيشتري را به جسم مقابل وارد ميكند.

البته احتمالا به خاطر سرعت فوق العاده زياد قسمت هايي از بال وبدنه قبل از برخورد با زمين جداشده است.

يادآور مي شود اين تحليل يك تحليل شخصي مبتني بر تجربه و مطالعات شخصي است.

*يادي از مرد آسمان كاپيتان مهدي فيروزه سهيل*

بدون شك از دست رفتن تمام168 سرنشين اين پرواز براي كشور و ملت ايران غمي بزرگ و اندوهي عظيم بود ولي براي جامعه هوانوردي ايران در ميان تمام نام هاي سرنشينان اين پرواز نام

 (خلبان مهدي فيروزه سهيل)بيشتر از هركس ديگري دل انسان را به درد مي آورد.

كاپيتان مهدي فيروزه سهيل يكي از بهترين و محبوب ترين خلبانان ايران و جواني دوست داشتني و با اخلاق بود كه هرگز ياد او از ذهن دهها نفر از خلبانان كشورمان نخواهد رفت.

طبق فرمايشات( استاد خلبان توانگريان) دوست و استاد صميمي كاپيتان سهيل مهدي يكي از جوانان ممتاز و اسوه هاي پرواز و اخلاق بود كه هرگز در ميان جوانان هم سن وسالش همتايي در اين قشر نداشت.

مهدي فيروزه سهيل كمك خلبان پرواز 7608 اگرچه در بين ما نيست اما بدون شك نواي ساز او و صداي ماندگار و زيباي او براي هميشه در اسمان ايران باقي مانده است.

كاپيتان سهيل و همكارانش پرواز خود را ابدي كردند و تا ابد هرگاه در ميان ابرها پرواز ميكنيم چهره مهربانش را خواهيم ديد.

روح تمام سرنشينان اين پرواز تا ابد قرين رحمت پروردگار آسمانها......

با تشكر ويژه از.

كاپيتان توانگريان-خانواده محترم مرحوم كاپيتان سهيل و استاد بزرگوار كاپيتان مدرسي عزيز.

علي اصغر صفري.

با پوزش از دوستان و خوانندگان محترم ، بنده از امروز تا جمعه به دليل مشكلات شخصي قادر به دسترسي به اينترنت و پاسخ به كامنت ها نيستم . از اون جايي كه جواب به پرسش ها و نظرات اين پست مربوط به جناب صفري است ، استدعا مي كنم هر گونه نقد و انتقاد سازنده و تشكر خود رو مطرح فرماييد .  بنده در اسرع وقت همه را منتشر خواهم كرد تا دوست عزيزم پاسخگوي آن ها باشد .

با سپاس : مدير سايت

 dfhbsh.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۶ بامداد تاريخ بيست و سوم تيرماه  ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

 

 

یاران همدل توجه دارند که من در ماههای آخرین رژیم شاه همزمان در دو مکان بکار اشتغال داشتم.یکی هواپیمائی ژاپن در فرودگاه مهرآباد که بیشتر شبها بود و دیگری هتل هایت تهران(آزادی فعلی چهارراه پارک وی). کار من در هتل از ساعت 15 آغاز و تا ساعت 23 ادامه داشت که اگر شهر شلوغ بود و خطری بر سر راه بازگشت احساس می شد همانجا می خوابیدیم.در یکی از روز های اواخر دیماه 57 افرادی از سازمان امنیت(ساواک) در هتل حاضر شده و سراغ مدیر هتل را گرفتند.به اطاق وی راهنمائی شدند.حدود یکساعت بعد یکی از معاونین مرا صدا کرد و ضمن معرفی یکی از آنان گفت که من باید حرفهای ایشانرا بشنوم.با آن مرد در گوشه ای از لابی به صحبت نشستیم.وی خود را با اسم مستعار معرفی نموده و گفت که یکی از ماموران حفاظت شخصیتها در ساواک است.گفتم من چه خدمتی میتوانم انجام دهم.این ماموران که در آنروزها دیگر کرک و پرشان تقریبا ریخته و از آن یال و کوپال که داشتند خبری نبود، با مهر و محبتی که تا آنموقع ندیده بودیم بمن گفت که بله...ما بشما اطمینان داریم و چنین و چنان.در قسمت آخر اظهار داشت که از روز اول برج(بهمن ماه)تعدادی از مقامات کشوری و لشگری مملکت بدلیل عدم امنیت در شهر و مکانهای عمومی مایلند در این هتل که حفاظت از آن سهلتر است هفته ای یکی دو روز در اینجا دور هم جمع شوند و تا عصر با هم گپ بزنند...نهاری بخورند و عصرانه ای و شب قبل از تاریکی کامل هوا بروند.البته اینرا هم اشاره کرد که دو ماشین ساواک با مامور دم درب ورودی هتل بدون اینکه ماموران از آنها خارج شوند بکار حراست از آنها مشغول خواهند بود و ما میتوانیم هر گاه چیز مشکوکی دیدیم به آنها اطلاع دهیم.


ما که بکرات اینگونه بگیر و ببندهای ساواک را در هتلهای بزرگ دیده بودیم و با بسیاری از آنها آشنا بودیم اینبار هم موضوع را زیاد جدی نگرفتیم تااینکه روز جمعه ای در روز های اول بهمن ماه حوالی ساعت 9 صبح دو سه اتومبیل شخصی یکی پس از دیگری مقابل هتل توقف نموده و تیمسار فردوست - تیمسار قره باغی - تیمسار رحیمی و دو سه نفر شخصی و دو سه خانم موطلائی(که هرگز نفهمیدیم چه کسانی بودند)از آنها پیاده شدند.در میان درباریان علافی که همیشه در هتلها ولو بود و تقریبا کار دلالی محبت میکرد شخصی بود بنام آقای ملکی با قدی کوتاه و سری طاس و صورتی گرد - کمی چاق ولی بسیار شیک پوش که آخرین بار من اورا در دوره ای که در هتل اینتر کنتینانتال کار میکردم دیده بودم یعنی حدود 5 سال قبل از این روز.با من شخصا خیلی دم از رفاقت میزد ولی بسیار گدا بود و دیناری از جیبش خرج نمیکرد سهل است گاهی حتی پول روزنامه خود را از من دانشجوی یک لا قبا میگرفت بعنوان نداشتن پول خرد و هرگز هم پس نمیداد !!


این ملکی هم در میان آنان بود.همگی آمدند و دور یکی از میز های داخل کافی شاپ لابی هتل مستقر شدند.ظرف یکی دو دقیقه فضای هتل بشدت امنیتی شد.دو سه مامور هم که البته شخصی پوش بودند ولی قیافه هایشان تابلو بود در اطراف به گشت زنی و گرم کردن سر خودشان مشغول شدند.من با اشاره رئیسم جلو رفتم و خود را معرفی کردم و از آنان خواستم اگر کاری داشتند بمن اشاره کنند.ما که اغلب و در آنزمان یا دانشجو بودیم و یا تازه فارغ التحصیل شده ولی هنوز هوای دانشگاه در سرمان بود خیلی مایل بودیم بدانیم آنها به چه منظور در اینجا هستند و از واقعیتهای مملکت چه اطلاعاتی دارند.بلکه بطریقی از آنها کسب کرده و در اختیار رابطین خود در شهر قرار دهیم.علت علاقه ما به نزدیکی به آنها همین بود. در اولین آشنائی تیمسار رحیمی فرماندار نظامی تهران مودبانه از جا بلند شد و با من دست داد و ابراز خوشحالی کرد.قوی هیکل و دستانی بزرگ داشت بنحویکه دست من در دستان او مثل بچه ای بود.بطرف تیمسار فردوست رفتم..درون مبل لم داده بود و پیر تر از سایرین بود..کمی بخود تکان داد وهمانطور لمیده با من دست داد،البته سرد و با بی میلی! تیمسار قره باغی مودبانه و بصورت تمام قد ایستاد و بااحترامی که در صدایش نهفته بود دست داد و ابراز خوشوقتی نمود و نشست.آقای ملکی مرا به دو نفر غیر نظامی دیگر و دو خانمی که اشاره کردم نیز معرفی کرد و با همه آنها دست دادم.دستور داده بودند جلب توجه نشود.بنابراین همه میهمانان ورودی به هتل را بپذیریم و مانند روزهای معمولی رفتار کنیم. حدود ساعت 13 بلند شده و به یکی از رستورانهای همین طبق می رفتند برای ناهار.سر میز ناهار فقط خودشان بودند و کسی به آنها اضافه نمی شد.


پس از یکی دو باری که آمدند و این برنامه تکرار شد بتدریج باهم بیشتر دوست شدیم و حرفها کمی از حالت رسمی خارج شد.البته اینهم هدف و قصد من بود نه آنها! گهگاه که شهر شلوغتر بود و تظاهرات بالا می گرفت، تیمساران بیشتر به تلفن احتیاج داشتند.نمیخواستند با بی سیم و از داخل هتل و جلوی چشم مردم با مامورین حرف بزنند و دستوری صادر کنند، بنابراین مرا صدا میزدند و تلفن خصوصی میخواستند. من عمدا و با جلب اعتمادشان آنها را به دفاتر پشتی می بردم و یک تلفن مستقیم روی میز یکی از مدیران را در اختیارش میگذاشتم و ظاهرا درب را می بستم تا او راحت حرفش را بزند.سپس پشت در ایستاده و مکالماتش را گوش میکردم و اگر چیزی دستگیرم می شد عینا و فوری به رابطین در شهر اطلاع میدادم! البته بدلیل اینکه با رمز حرف میزدند چیز زیادی گیرمان نمی آمد فقط حدسهائی که میزدیم انتقال می دادیم !! مثلا فردوست بارها می گفت یک ماشین پرتقال بفرستید سر چهارراه اسلامبول چونکه مردم زیادی توی صف ایستاده اند!! معلوم می شد یک ماشین نیروی ضد شورش برای مقابله با مردم سر چهارراه اسلامبول لازم است...و امثال اینها.یکروز تیمسار فردوست که پس از خروج شاه از کشور فرمانده واقعی مملکت از جانب شاه بود و از دوستان دوران کودکی وی محسوب می شد از من تلفن خواست.او را به اطاق خودم بردم.با من خیلی رفیق شده بود بنابراین ابائی نداشت منهم باشم و او صحبت کند.داشت در مورد جلسه ای قرار میگذاشت که بعضی از سران انقلاب را ببیند و مذاکراتی صورت گیرد.البته نام همه را گفت که من بلحاظ ملاحظات سایت از ذکر نامها خودداری میکنم.وقتی تلفنش تمام شد گفتم تیمسار ما در این هتل فقط 10 خط تلفن داریم و مخابرات درخواست 20 خط دیگر را بلاجواب گذاشته است.فورا تلفن را گرفت و به وزیر مخابرات کابینه بختیار دستور داد 20 خط ما وصل شوند که ظرف 48 ساعت چنین شد !


این پیر مرد حدود 65 ساله که تقریبا همیشه مست بود و بی تعادل راه می رفت، در یکی از گپ زدنهای ما در کنار میز پذیرش هتل با یکی از همکاران دختر من که ش - ز نام داشت چند کلمه ای صحبت کرد و دلباخته او شد!! روزگار این دختر در هتل تیره و تار شد زیرا که عاشق دلخسته ولی سالخورده آنی از معشوق غافل نمی شد و بکلی بهم ریختگی مملکت را بفراموشی سپرده و هردم در پی جلب توجه دختر این جا و آنجا خودرا بر سر راه او قرار میداد و دلدادگی می نمود ! باور کنید این خانم ناچار بود هر چند روز یکی دو روز از دست این عاشق سمج مرخصی بگیرد و اصلا در هتل ظاهر نشود! یادم هست یکروز و جلوی چشمان متعجب همه سر راه این دختر را که از پله های لابی پائین می آمدگرفته و التماس میکرد! اینقدر بعضی از اینها فاسد بودند و ملاحظه آبروی کشور و پادشاه مملکت را نمیکردند. کار به مدیر هتل کشید و با ترفند هائی که او اندیشه کرد موقتا مزاحمت خاتمه پیدا کرد تا انقلاب به پیروزی رسید و این جماعت ناپدید شدند! روز دیگری که تنها یک هفته به پیروزی انقلاب مانده بود آقایان بسمت رستوران برای صرف ناهار می رفتند.در بین راه مرا دیدند و ضمن احوالپرسی تعارف کردند تا ناهار را با آنها بخورم! منهم فورا پذیرفتم و برای اینکه تنها نباشم آقای ر-ن رئیس مستقیم خودم را هم صدا کردم تا بما ملحق شود.من و رئیسم باتفاق تیمسار فردوست - تیمسار قره باغی - تیمسار رحیمی - آقای ملکی و کامبیز پروانه مدیر کل هتل دور یک میز بزرگ نشستیم.بطور طبیعی چنین ترکیبی اصلا قابل تصور نبود ولی اینک وضعیت بگونه ای شده بود که فرقی میان شاه و گدا نبود و همه همدیگر را بنوعی تحمل میکردند تا وضع روشن شود!! پروانه لب به شکوه باز کرد و از حمله مردم به مراکز دولتی و کلانتریها شکایت کرد و پرسید که پس این نیرو های نظامی چکار می کنند؟ هیچکدام حرفی نزدند جز فردوست..آخر او از همه به شاه نزدیکتر و نسبت بدانان نیز ارشد تر بود.فردوست که غیر از شاه همه نظامیان به او مشکوک بودند گفت که دیگر کاری نمی شود کرد و دولت بختیار باید با انقلابیون مذاکره کند و بصراحت گفت که این مذاکرات اگرچه ضعیف ولی جریان دارد.


من پرسیدم تیمسار نتیجه مذاکرات تاکنون چه شده است؟اطلاعاتی که از بالاترین سطوح حکومت شاه میتوانست کسب شود برای دوستان انقلابی ما در شهر بسیار ارزشمند بود و من باید بهر کیفیت آنها را کسب و به ایشان اطلاع میدادم. فردوست که بیش از همه معتقد بود دوران شاه به پایان نزدیک میشود پروائی از بیان حقایق نداشت اگرچه خودش بالاترین مقام امنیتی بعد از تیمسار نصیری در کشور بود و یک جناح بزرگ از سازمان امنیت را رهبری میکرد، ولی در ابراز حقیقت بسیار روشن حرف می زد! فردوست مکث کوتاهی کرد و در حالیکه رویش بسمت من جوان 25 ساله ناپخته واحتمالا انقلابی بود گفت، بله من حضور تیمسار چند بار عرض کرده ام که باید با آقا(منظورش امام بود)کنار آمد...شاه دیگر تمام شد!!! و اشاره اش به تیمسار قره باغی رئیس ستاد ارتش بود و تیمسار هم با اشاره سر تائید میکرد. در تمام اینمدت تیمسار رحیمی که مردی منضبط و مودب بود کلامی نگفت نه تائید و نه تکذیب! ملکی پرید وسط که تیمسار نفوس بد نزنید انشااله درست می شه! و منظورش دلداری بود.قره باغی رو به پروانه کرد و گفت شنیدم شایع شده شما مامور سیا هستید؟! چکار می کنید؟ وضع خطرناکه.نمیخواهید بروید؟ و منتظر نماند او جواب دهد.خودش بلاقاصله گفت با چه وسیله ای...هواپیما ها همه در اعتصابند! رئیس من روبه مدیر هتل پرسید چرا با خانم نرفتید؟ پروانه غرید...من با او به بهشت هم نمیروم!اینها باهم اختلاف داشتند و زنش چندین روز زودتر راهی خارج شده  و اورا در این بحران تنها گذاشته بود.


شایعاتی در اطراف تیمسار خسرو داد فرمانده هوانیروز و تیمسار ناجی فرمانده نظامی اصفهان(که بعدا اعدام شدند)وجود داشت مبنی بر اینکه آنها روی دست و پای شاه افتاده و اجازه بمباران مردم از هوا را خواسته اند که شاه هم مخالفت کرده است.تیمسار رحیمی آشکارا از اشاعه این اخبار نگران بود و می گفت اگر اتفاقی بیفتد جان اینها در خطر خواهد بود!(خودش هم اعدام شد!) از حدود سه روز پیش از پیروزی نهائی انقلاب دیگر اثری از آنها در هتل پیدا نشد و آنها را ندیدیم تا شبی که تیمسار رحیمی همراه سه تیمسار دیگر اعدام شدند، فردوست سال بعد به سیمای جمهوری اسلامی آمد و خاطراتی را که در دو جلد کتاب مکتوب کرده بود بصورت خلاصه شفاها هم با مردم در میان گذاشت و چندی بعد بدلیل سکته قلبی ظاهرا در زندان درگذشت.تیمسار قره باغی پس از حدود دو سال زندگی مخفی در دو سه منزل دوستانش در تهران با شناسنامه و گذرنامه جعلی با عکس خودش ولی با نام دیگری ایران را ترک و در فرانسه به خانواده اش پیوست و دو سال قبل به بیماری سرطان در سنین بالای 80 درگذشت.از رئیسم که فرد باسوادی در کار هتل بود دیگر خبر ندارم ولی میدانم در هتلهای بین المللی صاحب پستهای خوبی است.از آقای ملکی با پیروزی انقلاب دیگر خبری نگرفتم و کامبیز پروانه مدیر کل هتل هم همانطور که قبلا گفتم پس از حدود 28 ماه زندان در اوین گناهش ثابت نشد و پس از آزادی راهی آمریکاشد و به خانواده اش پیوست.منهم در شهریور 1358 در حالیکه مدیر داخلی هتل بودم بدلیل اختلاف با شورای کارکنان که پس از انقلاب تشکیل شده بود استعفا دادم.

 

 مطالب خواندنی 

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا 

     

  •  
     
    - تعداد بازديد
  • 7073
  • مرتبه

    نظرات

    سلام جناب مدرسی عزیز
    تحلیل جالب و خوبی بود که همین جا از آقای علي اصغر صفري تشکر می کنم.
    کاش روزی می رسید که این هواپیماهای فرسوده و ناامن دیگه در هواپیمایی کشور ما نبودن و ما شاهد این جور حوادث نمی بودیم.
    امیدوارم خداوند روح تمام درگذشتگان این حادثه رو قرین رحمت خود گرداند. برای بازماندگان هم آرزوی صبر دارم.
    جناب مدرسی دو عدد فیلم از ۷۴۷ و a380 پیدا کردم که برای شما ارسال می کنم.
    با آرزوی سلامتی و سربلندی شما
    پاسخ
    جناب فدوي نازنين
    من هم از زحمات جناب صفري به خاطر درج اين مطلب تشكر و قدرداني مي كنم .. و هم صدا با شما آرزو مي كنم كه هرگز شاهد چنين حوادث تلخي در كشور عزيزمون نباشيم
    در باره فيلم هايي كه اشاره كردي ، خيلي خوشحال شدم . اميدوارم بتونم يك روز زحمات شما رو جبران كنم
    ممنون از شما

    سلام آقای مدرسی

    هنوز این پست را نخواندم وقتی عنوان این پست را دیدم یاد ماجرایی افتادم.
    یادتونه که تقریبا دو ماه پیش اومدم ایران که موفق به زیارت شما هم نشدم.
    یه روز برای همون مراسم ختمی که در جریان هستید باید میرفتم طرفای زعفرانیه. عصر بود و نمایشگاه کتاب هم بود و ترافیک معروف.
    رفتم سر خیابون دربست گرفتم یه آقای محترم و مسنی راننده بود سوار شدم و با هم همکلام شدیم یه چیزی از زندگیش برام گفت که تا چند روز انگار تو کما رفتم.
    گفت: چندین سال پیش من و همسرم به دلیل کار من در قزوین زندگی میکردیم ما باردار نمی شدیم خانمم دیگه هر روش که فکر کنی معالجه کرد نشد انواع راز و نیاز و دعا و غیره.
    یک شب خواب دید تو یه دشتی اطراف خونمون یک عالمه جسد رو زمین افتاده. به من گفت و ما هر چی دنبال تعبیرش رفتیم چیز خاصی نفهمیدیم. تا اینکه خدا یه دختر به ما داد و این دختر بزرگ شد و رفت دانشگاه و یه روز که برای کاری باید میرفت شهرستان هواپیماش تو قزوین سقوط کرد.....

    بله آقای مدرسی واقعا خواب مادرش عجب تعبیری داشته.

    قربان شما
    علی از کانادا
    پاسخ
    علي جان عزيز و گرامي
    با سپاس از شما .. اي كاش اين پست رو حتمآ مي خواندي و نظرت رو كه براي جناب صفري خيلي مهم است را بيان مي فرمودي .. اما
    در باره خاطره ان مرد .. من به شخصه به خواب و ارتباط با دنياي ناشناخته اعتقاد دارم .. اگه مطالب قديمي ام رو خوانده باشي .. اشاره به خوابي كردم كه يك هواپيماي سي - 130 را ديدم كه از آن زبانه آتش شعله مي كشد و به كوه برخورد مي كند .. در داخل هواپيما يكي از متخصصان شعبه ملخ ، زنده ياد شمشيري پور را ديدم . او هر از گاهي براي تنظيم زواياي ملخ هواپيماها ، با ما به پرواز مي امد .. فرداي آن روز او را در نهارخوري پايگاه ديدمش .. جلو رفتم و خوابم رو برايش تعريف كردم . او در جواب به من گفت اتفاقآ قراره با هواپيماي شماره 502 براي تنظيم زواياي ملخش بروم .. !! گفتم اگه مي شه به پروازي ديگر موكول كن .. چند روز بعد اين هواپيما در زاهدان به كوه برخورد مي كند و همه مسافران كه رزمنده هاي ارتشي بودند و براي استراحت از كرمانشاه به زاهدان برمي گشتند ، كشته شدند .. ! من كلآ يادم رفته بود كه چنين خوابي ديده ام .. !! تا اين كه يك شب خدا بيامرزشمشيري پور اومد خونه مون و كلي از روستا شون ميوه و سوغاتي برايم آورد .. وقتي پرسيدم مناسبت اين سوغاتي ها چيه .!!؟ گفت يادته خوابت رو به من گفتي .. خوب من نرفتم و هواپيما به كوه خورد .. اگر چه سال ها بعد به خاطر ابتلا به سرطان درگذشت .. اما من هرگز اين اتفاق رو فراموش نمي كنم .
    اما علي جان يك نكته گنگ در سخنان آن پيرمرد وجود دارد .. هواپيماي سرنگون شده در حوالي قزوين پرواز بين المللي بود . به عبارتي به شهرستان نمي رفت .. ! اگه منظورش هواپيماي ديگري بوده .. ؟ من به خاطر ندارم كه هواپيمايي در قزوين سقوط كرده باشه .. البته من دوزاري ام كج است .. خوشحال مي شوم روشن ام كني ..

    فرارو- هربار پس از یک سانحه هوایی بحث درباره امنیت پرواز به میان می آید و راه هایی درباره چگونگی جلوگیری از این حوادث مطرح می شود، اما به نظر می رسد این بحث ها تاکنون نتیجه ای در پی برنداشته است چون گهگاه خبرهای تلخی از وقوع یک حادثه هوایی در کشور به گوش می رسد.

    طبق آمارها چیزی نزدیک به 25 درصد از کشته شدگان حوادث هوایی طی هفت سال گذشته متعلق به سوانح هوایی ایران بوده اند و سهم ایران در این بین بسیار بالا است. به همین خاطر این سوال مطرح است که چرا این چنین است؟

    ایران تحریم است!
    شاید اولین پاسخی که مطرح شود و همواره پس از یک حادثه هوایی نیز از دهان مسئولان شنیده می شود این است که ایران به دلیل تحریم ها توانایی نوسازی ناوگان هوایی خود را ندارد و این در حالی است که طبق قوانین بین المللی اقلام دارویی و قطعات هواپیماهای مسافر بری نباید مشمول تحریم ها شوند.

    گفته می شود که میانگین عمر هواپیماهای در حال پرواز در ایران 25 سال است و این در شرایطی است که عمر مفید یک هواپیما برای انجام پرواز ایمن 20 سال است، بنابراین می توان عمده ترین دلیل بالا بودن حوادث هوایی در ایران را فرسوده بودن هواپیما ها دانست.

    در این راستا تاکنون اقداماتی انجام شده است اما ثمر بخش نبوده اند. یکی از این اقدامات که چند سال پیش انجام گرفت خریداری چند فروند هواپیای ایرباس از ترکیه بود اما این هواپیماها به فاصله دو سال پس از خرید زمین گیر شدند و امکان پرواز را از دست دادند.

    هواپیماهای روسی در ایران
    از آنجا که خرید هواپیماهای نوی غربی به خاطر تحریم دچار مشکل است، نگاه هواپیمایی ایران به هواپیماهای روسی جلب شد که هم امکان خریدشان مهیا است و هم قیمتی بسیار ارزان تر از نوع غربی دارند. امنیت این هواپیماها اما محل بحث است.

    هرچند ناوگان هوایی ایران فرسوده است اما تعداد زیادی از سقوط ها و سوانح هوایی ایران مربوط به هواپیماهای روسی است و این مسئله این سوال را به ذهن متبادر می کند که در حالی که ایران برای خرید هواپیماهای نو روسی و تامین قطعات آنها دچار مشکل نیست چرا میزان مشکلات این هواپیما ها بالا است؟

    پاسخی که از سوی برخی به این سوال داده می شود عدم ایمنی این هواپیما ها است اما مسئولان دولتی به هیچ عنوان این امر را نمی پذیرند.

    توپولوف؛ امن ترین یا نا امن ترین؟
    در این راستا سفیر ایران در روسیه هواپیمای توپولوف را هواپیمای امنی می داند که میزان سقوطش در مقایسه با ایرباس کمتر است.

    محمود رضا سجادی در این باره به فارس می گوید: « شما اگر در مسیرهای داخلی روسیه، سوار توپولوف‌های 154 ‌شوید در خواهید یافت كه به هیچ وجه از لحاظ زیبایی و راحتی با ایرباس فرقی ندارند. متأسفانه توپولف در ایران به بدترین وجه، عرضه می‌شود، موكت‌های كثیف، صندلی‌های نزدیك به هم، قیمت آزاد بلیط و .... و نیز تصادفاتی كه به اصل هواپیما ارتباطی نداشت، همه دست به دست هم دادند تا تصویری ترسناك از این هواپیما ارائه دهند. در حالی كه توپولف 154 جزو امن‌ترین هواپیماهای دنیاست. از لحاظ اقتصادی هم به صرفه است و تنها هواپیمایی كه در خطوط ایران سود می‌دهد، این هواپیماست.»

    خبرگزاری فارس نیز امروز طی خبری عنوان کرد که با بررسی سوانح هوایی سه نوع هواپیمای بوئینگ، ایرباس و توپولف طی 7 سال گذشته، بوئینگ طی این مدت با 25 سانحه هوایی منجر به مرگ به عنوان سانحه ساز ترین هواپیما شناخته شد و ایرباس و توپولف به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند.

    این خبرها بر آنند که در برابر منتقدان هواپیماهای روسی مخصوصا توپولوف بر امنیت آنها تاکید کنند اما منتقدان با تکرار سخنان خود کماکان هواپیمای توپولوف را نا امن می دانند.

    بر خلاف خبرگزاری فارس که توپولوف را از بوئینگ و ایرباس امن تر می داند اما خبرگزاری مهر چند روز پیش طی خبری عنوان کرد:« هواپیمای توپولوف با نام اختصاریTU- 154 Mبه عنوان نا امن ترین هواپیمای مسافربری جهان شناخته می شود.»

    در ادامه این خبر می خوانیم:« این هواپیما از نظر فنی در دنیا تحریم و مجوز پرواز بین المللی به اتحادیه اروپا و آمریکا را ندارد.شرکت هواپیمایی توپولوف به دلیل زیان ده بودن در سال 2002 اعلام ورشکستگی و در 5 شرکت هواپیما سازی روسی ادغام شد.»

    ابوالقاسم رحمانی سخنگوی كمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی، نیز می گوید:« هم‌اكنون20 فروند از هواپیماهای نوع توپولوف در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرند كه طبق آمار میزان اتفاقاتی كه برای این نوع هواپیماها رخ می‌دهد، بیش از سایر هواپیماهاست.»

    از دیگر سو همچنین می خوانیم که شرکت هواپیمایی آئروفلوت" روسیه در ناوگان هوایی خود از تعداد اندکی هواپیمای توپولوف استفاده می کند و افتخار خود می داند که بر تعداد ایرباس های خود بیافزاید.

    همان طور که ملاحظه شد درباره امنیت توپولوف اخبار ضدو نقیضی به گوش می رسد. از یک طرف این هواپیما به عنوان امن ترین هواپیمای جهان معرفی می شود از طرف دیگر عنوان می شود این هواپیما به خاطر نا امنی اجازه پرواز در اروپا و امریکا را ندارد. واقعیت چیست؟

    توپولوف چه امن ترین هواپیمای دنیا باشد و چه نا امن ترین آن مسئله این است که تعداد سقوط این هواپیما در ایران بسیار بالا است و این امر تاحدودی ادعای کسانی را که توپولوف را نا امن می دانند لا اقل درباره ایران اثبات می کند.

    به هر حال باید تدبیری برای جلوگیری از سقوط بیشتر هواپیما در کشور و کشته شدن هموطنان مان اندیشید، تدبیری که شاید نیازمند بازنگری جدی در خط مشی سازمان هواپیمایی کشور و سایر مقامات مربوطه باشد.
    منبع:www.fararu.com
    پاسخ
    شاهين جان عزيز و گرامي
    به نكات بسيار جالب و ارزشمند اشاره كردي .. بله اين واقعيتي است كه در باره اين هواپيما ها در چالش است . همان طور كه اشاره كردي .. دسترسي به هواپيماهاي امن غربي رو به دليل سياست هاي امريكا و تحريم نداريم . از سوي ديگر تنها گزينه بهرگيري از هواپيماهاي ناامن روسيه است .
    آن چه كه در اين مباحث هرگز مورد توجه و كنكاش قرار نمي گيرد ، مدل هاي پيشرفته توپولف است . كه يا روس ها به ما نمي فروشند يا ايراني ها عادت به ارزان خريدن دارند .. !!
    اما در مورد اين كه در روسيه اين هواپيما ها سانحه نمي دهند ، به عقيده من سرماي هواي منطقه تآثير مستقيمي در راندمان و خستگي فلز داره .. كه در كشور ما به خاطر گرماي محيط زودتر سير فرسودگي و خستگي آغاز مي شود
    ممنون از شما شاهين جان

    پس از به خدمت در آمدن هواپیمای مسافربری جت توپولف-104 در1956وپیشرفت های سریع تکنولوژی طراحی وساخت موتور های جت در 1964(وزارت هوانوردی غیر نظامی شوروی )فعالیت هایی را آغاز کزد تا جانشین مناسبی برای این هواپیما وهمچنین هواپیما های توربوپرایلیوشی-18 وآنتونوف-10 (مورد استفاده از 1959)فراهم کند.بدلیل طولانی تر بودن دوره طراحی وتوسعه ی یک هواپیما جت در مقایسه با هواپیمای ملخ دار حکومت سوسیلیستی به دنبال ساخت فقط یک هواپیمای مناسب برای تعویض هواپیما های پیش گفته بود در حالی که قبلا(در دهه1950) فراهم کند خواستار ساخت سه نوع هواپیمای میان برد شده بودم ماموریت هواپیمای جت مورد نظرشامل جابجایی بین 150تا160نفر مسافر در یک محدوده ی 3200-3500 کیلومتری با سرعت پرواز کروز 950کیلومتر برساعت وقابلیت پرواز از روی باند های 2500 متری بود از بین سه دفتر طراحی توپولف و ایلیوشین و آنتونوف اندره توپولف مامور اجرای برنامه شد و او هم سرگی ییگر را به مدیریت طراحی گماشت.
    پس ازپایان طراحی واجرای آزمایش های تونل باد در انستیتو مرکزی آئرو هیدرودینامیک در مسکو اولین پیش نمونه توپولف-154 در سوم اکتبر 1968 پرواز کرد. هر چند نمای بیرونی این هواپیما به بوئینگ 727شباهت داشت. طراحان روسی هرگونه کپی برداری از طرح آمریکاییها را رد کرده به قوانین مشترک آئرودینامیکی استناد نموده اند. اولین گروه نه نفری 154در1970عرضه ودر سال بعد به خدمت گرفته شدند. خط تولید 154پس از گذشت 30سال تا1970 همچنان فعال بودهوحدودا 922فروند هواپیما تولید کرده است.

    در 1974 یکی ازمراکز تحقیقاتی شوروی پس از اجرای آزمایشات استاتیکی و دینامیکی اعلام کرد که عمر ایمن بالهای 154 فقط حدودیک ربع 30000ساعت پروازی پیشبینه شده اولیه است. دلیل این موضوع جنس آلیاژ مورد استفاده در سازه 154 اعلام شد که عملکرد استاتیکی مناسب ولی عملکرد دینامیکی نامناسبی دارد. بنابراین بال جدیدی طراحی و بالهای حدود120فروند 154تعویض شد هر چند توپولف-154اساسا برای عمر ایمن30000ساعت پروازی طراحی شده بیش از 60 فروند از آنها بیشتر از این مدت فعالیت کرده اند. با وجود تلاش هایی که برای کاهش مقدار صدای مزاحم توپولف-154 انجام شده تا آن را با استاندارد های رسته ی 3 از قوانین ایکائو تطبیق دهند اما همچنان توپولف-154برای بسیازی از فرودگاه های جهان هماپیمای نامطلوبی است.


    انواع مدل ها

    Tu-154a ( ورود به خدمت در آوریل1974 )

    tu154b (ورود به خدمت در1977 با بدنه کشیده تر وسیستم کنترل تقویت شده وبازه ی بزرگتر برای جابجایی-گرانیگاه مطلبق با استاندارد های رسته ی 2از قوانین ایکائو)


    Tu-154s (مدل باربری)

    tu154m

    (۱۹۸۳باموتورهای جدیدتر مجهز به یکان قدرتی کمکی وسیستم ناوبری اینرسی جدیدتر صادر شده به کشور های متعدد)

    کابران

    اتحاد جماهیر شوروی(سابق)-بلغارستلن-لهستان-کره ی شمالی –رومانی-چکسلواکی(سابق)-کوبا-جمهوری خلق چین-کشور های بالکان-افغانستان-آلمان شرقی(سابق)-نیکاراگوا-مصر-ایران

    تعداد تولید شده: (تا1997)بیش از920فروند


    مشخصات

    سه موتور توربو فن سولووییف
    بیشینه وزن برخاست: 100.000 kg
    بیشینه وزن فرود :80.000kg
    بیشینه سرعت کروز: 950 km/h و 513 knot
    بیشینه ارتفاع کروز: m 11.900 39.000 ft ,
    خدمه در عرشه پرواز : سه نفر شامل دو نفر خلبان و یک مهندس پرواز
    ظرفیت حمل مسافر : (نوع اقتصادی) 180( نوع توریستی) 164


    منبع:http://catc.blogfa.com
    پاسخ
    يه دنيا از اطلاعات جامعي كه درج كردي ، سپاسگزارم
    نكته قابل توجه .. همخواني مطالب انتخابي شما با عنوان پست است . كه نشان از اگاهي و درايت شما دارد .
    واقعآ از لطف و محبت شما تشكر و قدرداني مي كنم

    salam amo jan
    bebakhshid fingilish minevisam
    man az khanandehaye ghdimi o avalin khanande haye site shoma boodam hamon kasi ke pishnahad dadam khaterehaye jangi ro benvisin ...
    age yadeton bashe man alman boodam daram baraye ye safar bar migardam mikhastam bebinam chizi daroyyee lazem nadarin !!
    khoda ghovat
    پاسخ
    آروين جان عزيز و نازنينم
    بله من كاملآ شما رو يادم مي ايد كه در هفته هاي اول كه نمي دونستم در باره چه موضوعاتي بنويسم ، شما به من توصيه كردي از خاطرات جنگي ام بنويسم .. تا قبل از ان من معتقد بودم درج مسايل جنگ ممكنه جذابيتي براي نسل امروز نداشته باشه .. اما متوجه شدم اشتباه مي كردم .. و خيلي مورد توجه قرار گرفت .. ممنون از شما
    آروين جان عزيزم .. من سلامتي شما رو مي خواهم .. اميدوارم سفر به ايران به شما خوش بگذرد . مواظب خودت باش

    کار تجزیه و تحلیل این حوادث کار تو نیست علی اقا بسپار به کسی که حداقل درس این کار رو خونده
    پاسخ
    دوست عزيز محمد آقاي محترم
    خيلي دلم مي خواهد شما بزرگواري كرده و بگويي مشكل اين تحليل چيست ..!!؟
    چرا ما دوست نداريم يا نمي توانيم موفقيت و استعداد هم سن و سال هاي خودمون رو ببينيم .. !!؟؟
    صادقانه مي گم .. من هم درس آن را در معتبر ترين مراكر علمي دنيا خوانده ام و هم تجربه اش رو اموختم . اما هرگز نمي توانم به خوبي اين جوان اين گونه تحليل كنم . فراموش نكن در دومين مطلب تحليلي همين جوان كه شما قبولش نداري .. سرلشگر آذربرزين يكي از فرماندهان با دانش و خلبانان آس كه بعد از انقلاب مسئوليت فرماندهي نيروي هوايي به وي سپرده شد ، از اون ور دنيا خاضعانه از نوشته هاي وي تقدير كرده است ! به عقيده من اين تعريف خيلي ارزشمند است . و با هيچ قيمت مادي نمي شود مقايسه كرد .. از همه اين ها گذشته .. اگه ما بپذيريم به همه كمك كنيم ، مطمئن باش يك روزي هم كسي پيدا خواهد شد كه به ما ياري برسوند .
    اما سواي اين مباحث .. شما روي چه منطقي او را مي كوبي ؟؟؟
    چه عاملي باعث شده است شما اين تحليل بسيار ارزنده رو ناچيز بشماري .. !!؟؟
    خلبان مهاجر رو يادته .. ؟ كه در معتبرترين ايرلاين بين المللي پرواز مي كنه .. حتمآ يادته كه از تحليل هاي اين جوان تعريف مي كرد ..
    ممنون مي شوم دلايل نظرت رو بنويسي

    با درود به سهیل عزیز

    از اینکه از این فیلم خوشتان اومده خوشحالم!!

    سهیل عزیز، از اونجا که معلومه به فیلم علاقه دارید، من چندتا فیلم جالب بهتنون معرفی می کنم:

    1- اگر می خواهید حقیقت را در مورد جنگ عراق بدونید، فیلم Green zone با هنرنمایی مت دیمون را ببینید.

    سهیل عزیز ، من خیلی وقته دنبال این سه فیلم هستم، لطفا اگر برات مقدوره و خرجی هم برات نداره، از او بر بیم بیارشون


    1-

    http://www.imdb.com/title/tt0492466/

    2-

    http://www.imdb.com/title/tt0775566/

    3-
    http://www.amazon.com/This-War-Memories-Gary-Mortensen/dp/
    B0000B0JJ5

    4-
    http://www.amazon.com/Over-There-Episodes-Josh-Henderson/dp/
    B000CNE0RO/ref=pd_bxgy_d_img_c

    اینها یک سری فیلم مستند بسیار جالب در مورد جنگ عراق هستند

    اگر برات مقدور است تهیش کن

    ایران که اومدی برام بفرست

    آقای مدرسی ایمیل اقای سهیل را برام میل کنید.

    در مورد توپولوف هم، ان شالله یکی از همین روزها ولادیمیر سوار یکیشون باشه از شرش راحت بشیم

    سپاس

    2

    -

    پاسخ
    ممنون عزيزم .. اميدوارم سهيل نازنين آن را بخواند . و اي ميل خوش رو در يكي از كامنت هايش درج كند
    از شما به خاطر حضورتون سپاسگزارم .. در ضمن خوشحال مي شوم نظرت رو در باره اين پست بگويي . آخه يكي از جوانان ما در كامنت قبلي آقاي صفري رو زير سوال برده بود .. و كارش رو رد كرده بود . دوست دارم اين تناقض تفكري رو دريابم كه شما خيلي خوب مي توني بي طرفانه تحليل كني

    سلام جناب مدرسی
    مرسی بابت مطلب جدید و همینطور تشکر از جناب صفری و فرنودی که زحمت مطالب را کشیده بودند
    استاد با اینکه هم تحلیل اقای صفری زیبا بود و هم علاقه خاصی به خاطرات شیرین اقای فرنودی دارم فراموش نکنید که جای خالی نوشته های خودتان در کنار این پست خیلی به چشم می آید
    پاینده باشید
    پاسخ
    با سپاس از شما
    حميد جان همان گونه كه در حرف هاي خودموني توضيح دادم ، من مطمئن هستم در آينده نزديك نوشته ها و تحليل هاي پسر عزيزم آقاي صفري در سرنوشت و آينده اش تآثير گذار خواهد بود . به عبارتي مطمئن هستم سكوي پرشي براي كسب امتياز هاي شغلي و معنوي اش خواهد بود .. از سوي ديگر.. از ان جايي كه هميشه افراد مغرض و حسودي در جامعه وجود دارند ، قطعآ سعي در تخريب و ممانعت از پيشرفت او خواهند كرد .. و چه بسا كوچك ترين جمله تآليفي بنده رو ، به كل مطالب آقاي صفري ربط بده .. و بقيه اش معلومه ديگه .. !! من گاهي ناخواسته آينده جلوي چشمم مي آيد .. و در اين موضوع كوچك ترين شكي هم ندارم .
    به هر حال از مهر و محبت شما سپاسگزارم .. از طرف جناب فرنودي و صفري از شما تشكر مي كنم

    با سلام و تشكر از جناب
    آقاي صفري عزيز و كاپيتان گرامي
    مطالب با بيان زيبايي جمع آوري شده بود.
    روحشان شاد .
    سوالي داشتم ، اين عكس هاي شبيه سازي شده از كجا آمده و چه گروهي اين كار را انجام داده اند ؟
    آيا فيلم شبيه ساز شده اي همانند سوانح هوايي معروف دنيا ، تا بحال تهيه شده است يا خير ؟
    با تشكر فراوان.
    به اميد سلامتي و پرواز هاي زيبا و ايمن براي تمام هوانوردان اين مرزو بوم.
    يا علي
    پاسخ
    ماوريك جان عزيز و گرامي
    بي نهايت از شما سپاسگزارم كه از نوشته و تحليل علمي جناب صفري تعريف فرمودي .. روح همه درگذشتگان شاد .
    در باره تصاوير فوق بگويم .. چند هفته قبل كه طبق معمول در اينترنت به جستجوي تصاويري براي پست هاي جديدم بودم ، با سايتي برخورد كردم كه نظريه كارشناسان مبني بر از كار افتادن كمپرسور را درج كرده بود . و خيلي كوتاه به سانحه فوق پرداخته بود . به دليل جالبي تصاوير آن ها را سيو كردم . و حتي نوشته هاي ان سايت وزين رو كپي كردم تا در آينده به اطلاعات ان استناد نمايم . اما متآسفانه چون فراموش كردم لينك سايت رو ياداشت كنم .. به خودم اجازه ندادم از مطالب آن سايت در پي نوشت مطالب جناب صفري استفاده كنم . اما چون مطئن بودم كه تصاوير رو از جايي كپي كرده است ، با فراغ بال آن ها رو درج نمودم .. !!
    جناب ماوريك عزيز .. آن گونه كه از شواهد امر بر مي آيد ، احتمالآ فيلم هايي انيميشني براي شناخت دقيق تر عوامل حادثه تهيه شده است . كه اميدوارم هر چه زودتر همگاني شود . با سپاس از شما

    با سلام
    آقای مدرسی نحلیل تان خوب و قابل قبول بود.اگرچه در همان زمان سقوط هم من در روزنامه جامجم هم این تحلیل را به نوعی دیگر خونده بودم و در آنجا هم دلیل سقوط را اشکال فنی و یا آتش گرفتن موتور 1 می دونستن.
    کاش مطلبی هم در مورد دلیل سقوط هواپیماهای روسی در ایران بتویسید آیا به خاطر کیفیت هست و یا آب و هوا و...

    ولی اونطور که من در سایر وسایل روسی میدونم این هست که روسیه علاقه د اره با استاندار های جهان متفاوت باشه نه اینکه غیر استاندارد. به عبارت بهتر برای خودش استاندارد تعریف میکنه در صنعت ریل و راه آهن که این طوره... البته منظورم استانداردهای بین المللی هواپیمایی نیست مثلا در طراحی و یا نحوه ساخت قطعه...
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي محسن جان
    تعجب مي كنم كه اين تحليل رو به من ربط داده اي .. !! تعجب بعدي ام .. اشاره به جام جم كردي .. آتش گرفتن و نقص فني يك موضوع كلي است . اما در تحليل فوق موضع به صورت كارشناسانه توام با جزئيات تعريف شده است . البته اين رو بگم .. اگه نويسنده اين مطلب خودم بودم ، هرگز از عدم دقت مخاطبان گله و دفاع نمي كردم .. اما در اين قضيه پاي زحمت يك جوان در ميان است . و اما تعجب سوم ام .. در همين پست يك لينك در باره تحليل ام در موضوع هواپيماهاي روسي درج كرده ام .. !! اشكالي نداره .. احتمالآ شما هنوز پست رو نخوانده ، كامنت درج كرده اي .
    در باره نوع استاندارد روس ها با شما موافقم .. اما هرگز مطلوب نبوده و نيست
    ممنون از توجه شما

    سلام خدمت استاد بزرگوار جناب كاپيتان مدرسي عزيز.

    استاد از تمام زحمات شما متشكرم اين بار هم شرمنده كرديد.

    ----------------------------------

    در جواب آقا (محمد )عزيز.

    محمد آقاي گل بنده از شما يك سوال داشتم.

    چرا هر وقت بنده از توپولف مطلب مي نويسم شما جوش مي آوري و غيرتي مي شوي ؟!!

    بنده مي دانم كه شما با من كاري نداري بلكه خيلي از لحاظ عاطفي به توپولف وابسته اي.

    ولي بگذار خيالتو راحت كنم .

    توپولف و دلالان آن نفس هاي آخرشان را در اين كشور مي كشند.
    پاسخ
    پسر عزيزم حتمآ تعجب مي كني كه چرا كرج نرفته ام .. !!؟
    راستش رو بخواهي .. ديروز وقتي با شما صحبت مي كردم ، اصلآ فكرش رو نمي كردم پستي كه همه مطالبش رو شخص ديگري نوشته است و من كاري جز طراحي و ارسالش ندارم ، اين همه وقت ام رو بگيره .. ! بعد از اتمام سريال از ساعت دوازده شب كار طراحي رو آغاز كردم . ابتدا تصميم داشتم همان تصويري كه تبليغ اش رو كرده بودم استفاده كنم . و تنها تصوير دوم را طراحي كنم .. اما بعد از اتمام كار متوجه شدم با هم همخواني ندارند ! چون هر يك رو در شرايط روحي متفاوتي كار كرده بودم .. !! و جور در نمي امد . به همين دليل دوباره روي تصوير اول كارم رو شروع كردم .. كلي وقت ام رو گرفت .. البته بازهم به دلم نچسبيد .. چون با عجله كار مي كردم .. و آرامش هميشگي رو نداشتم .. !! خلاصه بعد از اتمام دو تصوير اصلي ، تصميم گرفتم عكس قبلي رو هم زير حرف هاي خودموني قرار بدهم . اما از شما چه پنهان قصدم اين بود افعالي كه به هم چسبانده بودي از هم جدا كنم .. ديدم ديگه هوا داره روشن مي شه .. ! اين بود كه دست به تركيبش نزدم . و همان جوري منتشر كردم . البته سايت هم كمي ادا دراورد و بار نخست ارور داد ، دفعه بعدي كه منتشر كردم ، ديدم هر دو با هم درج شده اند .. !! با چه مكافات دومي رو حذف كردم . بعدش مراحل بعدي رو كه شامل پينك كردن وبلاگ و سايت بود را آغاز كردم .. تا اومدم بخوابم ساعت هشت و نيم صبح شده بود .. به همين دليل دير از خواب برخواستم ..! و چون مي دونستم اتوبان كرج بعد از ساعت چهار بعد از ظهر مخصوصآ اخر هاي هفته شلوغ است ، قيد رفتن به كرج رو زده .. و هماهنگ كردم اگه خدا بخواهد فردا قبل از ظهر با همسرم راهي شويم .. اين شد كه با خيال آسوده كامنت هاي وبلاگ و سايت رو پاسخ دادم . وبعدش هم روي پست بعدي ام كه بيشتر تصويري است و به تحليل برنامه " يك جهان يك جام " مي پردازم ، كار كردم . تا وقتي از كرج برگشتم .. حجم كارهايم كمي سبك شود
    در پايان به شما تبريك مي گويم .. استقبال خوبي شد .
    اما در باره محمد آقا .. من بعيد مي دونم با شما كدورتي داشته باشند .. احتمالآ قصد بيان نظرش رو داشته .. منتهي لحن آن مناسب نبوده است .. ! اميدوارم كدورت ها برطرف شود

    سلام آقایان مدرسی و صفری

    اول جناب مدرسی بله من اشتباه کردم اون دختر خبرنگار بوده و برای کار میرفته ارمنستان.
    آخه خیلی تند اون کامنت را گذاشتم و فقط اون قسمت مربوط به خواب دیدن برام مهم بود.

    البته خودمونیم ارمنستان هم یه روزی مال ایران بوده پس خیلی بیراه هم نیست اگه بگیم شهرستان.......

    راستی از زحمات آقای صفری هم تشکر میکنم پست عالی بود.
    راستی این اقای صفری آخر نابغه است ها. انگار کارشناس ارشد سازمان بین المللی هوانوردی داره گزارش میکنه.
    واقعا آفرین.

    قربان شما
    علی از کانادا
    پاسخ
    علي جان يك دنيا سپاسگزارم
    واقعآ لطف كردي .. در باره ماجراي پيرمرده هم شما بي راه نرفته بودي .. چون از نظر دراماتيك ، همون خواب اوج ماجرا بود .. كه شما به درستي تشريح كردي .. ممنون از طرف جناب صفري از شما تشكر مي كنم .. واقعآ آينده درخشاني داره .. خدا رو شكر

    سلام
    من قصد توهین نداشتم ولی دلیل انتقاد من اینه که این حادثه کلی بازماند داغدار داره و کوچکترین اشتباه و حرف غلط میتونه یه زخم سنگین از نظر روحی و روانی داشته باشه
    همه جای دنیا هم رسم بر اینه که بعد از اعلام رسمی نظر کارشناسان دیگران نظر مدهند
    جناب مدرسی من هم مثل شما اینجا در بلاروس کانال نشنال جئوگرافی میبینم و بارها و بارها گفته شده که یه حادثه بعد از چندین سال تحقیق و برسی مدارک و شواهد و .....نظر رسمی که کاملا صحیح است اعلام میشه نه اینکه توی خونه و با یک شبیه ساز هر کسی بنشینه و اعلام نظر کنه
    این هم نظر من بود ممکنه بعضیها خوششون نیاد ولی درست باید فکر کرد بعد نظر داد
    جناب مدرسی از من ناراحت نشید بیاییم تعارف کنار بگزاریم تا بتونیم از اشتباه کمتر بشه و روی سخن من با علی بود
    امید وارم که از من ناراحت نشده باشید
    پاسخ
    محمد جان عزيز و نازنين
    با تشكر از شما دوست عزيز و فرهيخته ام .. قبل از هر مطلبي اضافه كنم كه .. من اصلآ با سخن شما ناراحت نشدم . چون هم مي شناختمت . هم اي ميل ات رو درج كرده بودي .. و ديدي كه من هم در كمال ادب و احترام پاسخ شما رو دادم . اما اي كاش در همان كامنت اين مسايل رو اشاره مي كردي . من اين جا رسمآ اعلام مي كنم كه با تمام گفته هاي شما موافقم . اما با لحن كامنت اولي شما مخالف هستم .
    محمد عزيزم .. اما ظاهرا شما در جريان اطلاع رساني انجام شده نيستي .. من خيلي وقت قبل شنيدم كه رسمآ ايراد كمپرسور موتور سمت چپ را باعث سانحه اعلام كردند . پس با اين حساب مي بيني كه جناب صفري به قول خودت تخلفي را مرتكب نشده است .
    اما در باره خانواده داغدار عرض كنم كه .. آن ها از اين كه ببينند مردم ياد و خاطر عزيزان ان ها را از ياد نبرده و جواني از شهرستان شجاعانه تحليل حادثه رو منتشر مي كند .. به هيچ عنوان نمي رنجند . اخه دليلي نداره هركي در باره اون حادثه نظري بدهد .. آن ها ناراحت شوند . .. ! اتفاقا حسن اين گونه نظرات فني ، علاوه بر آگاهي مردم ، فرهنگ مشاركت و همدلي رو هم افزايش مي دهد . به هر حال اميدوارم بين شما و جناب صفري دوستي برقرار بشود .
    با سپاس از شما

    سلام دوباره جناب مدرسی
    فکر کنم منظورم را اشتباه بیان کرده بودم منظورم این بود که در کنار این دو مطلب یه مطلب هم از خودتان میگذاشتید و خدای ناکرده قصد کوچک شمردن مطلب و تحلیل زیبای جناب صفری را نداشتم چون واقعا زیبا و منطقی بود خاطرات جناب فرنودی هم که از موارد مورد علاقه من در هر پست است که می خوانم و جا داره که همین جا از هر دو نفرشان تشکر کنم و امیدوارم سوتفاهمی پیش نیامده باشد
    پاینده باشید
    پاسخ
    نه حميد جان عزيزم .. شما منظورتون رو كاملآ درست و عالي بيان فرموده بوديد .. من متوجه شدم چي فرموديد ، منتها پاسخ اشتباه بنده اين توهم رو براي شما وجود اورد كه چنين برداشتي رو كرديد .
    من در حرف هاي خودموني هم قبلآ به اين موضوع اشاره كرده بودم . و قصد بنده در پاسخ به شما ، همانا سخناني كه در حرف هاي خودموني نوشته ام بود .. به هر حال معذرت مي خواهم كه چنين سوء برداشتي شد ! منظور من كلي بود . و شما قبول داريد كه اگه در آينده يك روزي قرار باشه به خاطر اين تحليل ها براي جناب صفري امتيازي قائل شوند .. سر و كله عده اي مغرض پيدا خواهد شد كه ادعا كنند مطلب را وي شريكي نوشته است !!
    منتها همان طور كه گفتم .. بد توضيح دادم
    ممنون از شما
    از طرف جناب فرنودي و صفري از شما تشكر مي كنم

    کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
    ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی شما و تشکر از جناب آقای صفری بابت تحلیل این حادثه تاسف بار می خواستم از ایشان بپرسم با توجه به این که هواپیما در زمان وقوع حادثه حدودا 29000 پا ارتفاع داشته و این ارتفاع معمولا به نسبت فرصتی را در اختیار خلبان گذارده تا تصمیمات مقتضی را اتخاذ کرده و از حتی الامکان از بروز حادثه جلوگیری نماید؛آیا این امکان وجود نداشته که پس از آتش سوزی در موتور،خلبان بتواند موتورها را ایدل کرده و به حالت گلابد مسیری را بپیماید تا شاید بتواند هواپیما را با توجه به این که در آن اطراف زمین های تقرببا همواری وجود داشته فرود بیاورد؟یا این که از دست دادن موتور کل سیستم های هواپیما را خراب می کند و آیا اصولا توپولوف ها توانایی گلاید کردن را دارند یا خیر؟
    با تشکر از زحمات شما و جناب صفری عزیز.ایام به کام.
    پاسخ
    سرور گرامي جناب آقاي جوهري نازنين
    با پوزش از شما و همه خوانندگاني كه با تآخير جواب كامنت آن ها رو درج مي كنم .. مسلمآ جناب صفري پاسخ دقيق و كارشناسي اين پرسش رو خواهد داد . اما جسارتآ اعلام مي كنم .. مواردي كه شما اشاره كرديد ، صرفآ مربوط به شرايط عادي يعني شرايطي كه هواپيما قابل كنترل باشد . و فرامين به دستورات خلبان واكنش نشان دهند .. نه اين كه ايلويتور و بالچه هاي نصب شده بر روي آن بر اثر برخورد جسم سختي از كار افتاده يا كنده شده باشد .. در اين حالت هواپيما مثل گلوله سنگ با شتاپ فراوان به سمت زمين كله مي كند .. و توان هر نوع واكنشي رو از همه مي گيرد .
    به هر حال توضيحات علمي را جناب صفري درج خواهد كرد .

    صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا (لسان الغیب)
    با عرض سلام خدمت دوستان گرامی آقای مدرسی و صفری

    واقعا ناراحتم که نتونستم در پست قبل کامنت رو کامل بنویسم چون من هم تحلیل هایی داشتم که حاصل ساعت ها مطالعه بود ولی به دلیل مشغله زیاد و همچنین موشکافی رک و بی پروا از اون جا که با مسایل سیاسی هم گره خورده بود, آن را منتشر نکردم.
    واما در باره این حادثه باید بگم این چند روزی که نبودم در یک کلاس بین المللی تدریس زبان انگلیسی که از طرف کالج ساسکس داون و دانشگاه کمبریج انگلستان بر گزار می شد شرکت کردم. باید بگم این وضعیت تحریم ها باعث شده بود که همه فاکتور های تشکیل کلاس با مشکل روبرو بشه. مثلا استاد با هزار مصیبت وارد ایران بشه. باید در اون کلاس شرکت میکردید و میدید که ما در سراسر ایران چه نخبگانی داریم ولی به دلایلی فضای کافی برای فعالیت مناسب اون ها وجود نداره. این مساله دقیقا در باره هوانوردی ما هم موجوده و من واقعا تعجب می کنم از انسان هایی که عقیده دارند این تحریمات تا به حال هیچ تاثیری نداشته. بحث رو طولانی نمی کنم چون نمی خوام از چارچوب اجتماعی سایت وارد مقولات سیاسی بشم و دوست بزرگوارم آقای مدرسی را ناراحت کنم ولی باید قبول کرد مسایل روزمره مثل پارامتر های پروازی به یکدیگر متصل هستند. از طرفی از اون جایی که این مباحث مثنوی هفتاد من کاغذ هست و نمی خوام مطلب طولانی بشه اون رو ادامه نمی دم.
    با تشکر از آقای صفری باید چند مساله رو که به اون ها توجه نشده رو عنوان کنم. البته در مطالب به طور غیر مستقیم آمده. همانطور که آقای صفری فرمودند پارامتر های پروازی به یکدیگر مرتبط هستند. برای مثال در این مورد قرار گرفتن زاویه حمله هواپیما در محدوده پایین تر از افق باعث افزایش سرعت کروز, افزایش شدید نرخ نزول و کاهش سریع ارتفاع می شود. که همه این ها به دلیل شتاب منفی وارده (9.8-) به هواپیما می باشد. البته در اینجا دو عامل دیگر برای کاهش سریع ارتفاع وجود دارد. یکی از آن ها اسپین یا چرخش پرنده به حول محورش بوده که به درستی به آن اشاره شده. ولی عامل بعد که در نظر گرفته نشده: نباید فراموش کرد که موتور شماره 3 همچنان کار می کرده و با منفی شدن ,AOAرانش آن سبب افزایش تصاعدی نرخ نزول شده. در واقع در اینجا با قرار گرفتن بردارسرعت اولیه, شتاب منفی جی و رانش موتور 3 در یک جهت و جمع برداری این سه اندازه, سرعت نزول هواپیما به شدت افزایش یافته است. در واقع هواپیما مثل یک مته دریل وارد زمین شده و کابین خبان طبق برخی منابع 10 یا 22 متر در سطح زمین نفوذ کرده.
    از اون جایی که من دانشجوی مهندسی مواد هستم و علاوه بر آشنایی با اصول ابتدایی پرواز با روند شکل دهی فلزات به کار رفته در بدنه هواپیما آشنا یی دارم, نکاتی را که در باره خستگی فلز به آن اشاره نشده توضیح می دهم. اصولا عنصراصلی آلیاژ بدنه و اکثر قطعات به کار رفته در اغلب اجسام پرنده از جنس فلز آلمینیوم می باشد. بدو ن ورود به مبحث ساختار اتمی و توضیح شبکه این عنصر باید بگویم که محدوده تغییرات استحکام و چکش خواری آن در دما های مختلف بسیار متفاوت می باشد. برای مثال به دلیل شرایط اقلیمی و درجه حرارت, روند استحکام دهی به فلزات در کشور های گرم سیر و سرد سیر کاملا متفاوت است. به فرض مثال قطعه ای که برای خدمت در آب و هوای گرم سیر طراحی شده و آلیاژ آن پروسه شکل دهی و استحکام دهی را طی می کند می تواند با قرار گرفتن در دمای زیر صفر در کشوری دیگر به شدت زودتر خسته شده و اصلا کارایی نداشته باشد. به عنوان مثال یک قطعه کاملا با استحکام و با تاریخ انقضای خستگی دو سال در عربستان, می تواند در منطقه ای مثل سیبری کاملا ترد بوده و ظرف یک هفته خسته شود. در نتیجه یا باید این قطعه ظرف پریود های منظم و بسیار کوتاه تعویض شود که اصلا به صرفه نیست یا قطعه ای مناسب شرایط آب و هوایی جدید طراحی شود که نیازمند سرمایه گذاری و البته امضای این قرارداد از طرف شرکت سازنده است. (اگر قبول کند !!!) البته در یک هواپیما گرچه این امر بر خستگی تمامی قطعات تاثیر سو دارد ولی نمود آن در برخی دیگر از بخش ها مثل ارابه فرود که علاوه بر تاثیر گرفتن از دما از عوامل دیگری مثل تنش حاصله از سوی تیک آف و لندینگ تبعیت میکند آشکار تر است. (به عبارت دیگر این قطعات به دلیل این که تحت تاثیر بازوهای فرسایشی بیشتری مثل هوازدگی, خوردگی, تانسورهای تنش متعدد و پیوسته و چندین فاکتور دیگر هستند بسیار زود تر خسته می شوند.)
    حال بدون نوشتن قصه حسین کرد فقط می خواهم به تفاوت اقلیمی ایران و روسیه دقت کنید و موضوع را تحلیل کنید.
    نکته آخر: در جواب مارویک عزیز باید بگویم من فکر می کنم این عکس ها توسط برنامه شبیه ساز پرواز مایکروسافت ایکس گرفته شده اند. چون من با دوستانم قبلا این حادثه
    shmahdavi
    http://www.shmahdavi.tk
    پاسخ
    شهاب عزيز و گرامي
    يك دنيا از شما دوست فرهيخته ام تشكر و قدرداني مي كنم . و افسوس مي خورم چرا به موقع اين كامنت هاي با ارزش رو منتشر نكردم ... !
    من قبلآ هم به جناب صفري عرض كرده بودم كه چند روزي براي ديدن نوه ها عازم كرج هستم .. اما از اون جايي كه من و همسرم به خاطر تنها نماندن آرش هر دفعه يكي از ما دو نفر براي ديدن نوه ها عازم كرج مي شديم .. ! اما اين دفعه پسرم با دوستانش براي گذروندن تعطيلات تابستاني اش به مسافرت رفته بود .. و به همين دليل من و همسرم به اتفاق عازم كرج شديم .. همين امر باعث شد كه اقامت ما طولاني شد . و به جاي دو ، سه روز ، پنج روز مانديم .. !!
    كه البته اگه دغدغه سايت و تعهد انتشار كامنت هاي اين پست كه متعلق به جناب صفري است .. نبود ، مسلما ما چند روزي بيشتر هم مي مانديم .. ! بگذريم
    در باره تفاوت آب و هوايي اقليم ها و تآثير آن بر فلزات به كار رفته در هواپيما ، حق با شماست و به خوبي حق مطلب رو ادا فرمودي
    اميدوارم دوستان براي طرح پرسش هاي فني و تخصصي خود به سايت شما سر بزنند . يك دنيا از لطفو محبت شما سپاسگزارم شهاب جان گلم .

    با سلام
    استاد گرامي چند روزي هست كه با سايت شما آشنا شده ام و مطالبش را مي خوانم
    در زمان جنگ شرايط سني من طوري بود كه حوادث اطراف را درك مي كردم و مي ديدم كه تلويزيون هواپيماهاي سي 130 حامل سربازان را نشان مي دهد بعدها كه بزرگتر شدم با چوب و تخته هواپيمايي را به شكل هواپيماي سي 130 درست مي كردم و موتور الكنريكي و پروانه مي گرفتم و مي بستم به بالهاي ان و مثلا در عالم رويا و كودكي ام با آن پرواز مي كردم و از آسمان زمين را مي ديدم باند فرودگاهي را هم كه در باغچه حياط منزلمان درست كرده بودم را براي نشستن انتخاب مي كردم واي كه چقدر ذوق مي كردم با هواپيماي دست ساز خودم ...

    از اروميه و پادگان قوشچي گفتيد و وضع آن زمانش و حالا بيايي ببينيد حالا چگونه است . گردنه قوشچي سابق ديگر وجود ندارد بزرگراهي شده كه از جلوي پادگان مي گذرد .

    به هر حال اگر قابل دانستيد به خانه ما هم بياييد و من حتما شما را لينك مي كنم ... تا ديگران هم از مطالب شما بهره ببرند ....

    امير از اروميه
    پاسخ
    امير رضا جان نازنين
    از اين كه با دوست محترم و نازنيني چون شما آشنا شده ام ، بسيار خوشحالم
    امير رضا جان با توضيحاتي كه در باره دوران كودكي و عشق و علاقه ات به هواپيما دادي .. دقيقآ به حس و حال اون دوران شما پي بردم .
    باورت مي شه .. هميشه از خودم مي پرسيدم .. الان وضعيت اون منطقه قوشچي با 40 سال قبل كه من اون جا دوران نوجواني ام رو گذروندم ف چه فرقي كرده است . به عبارتي چهل و سه سال قبل تركش كردم .. ! از اين كه گردنه خطرناك قوشچي تبديل به اتوبان شده است ، خيلي خوشحالم كردي .. چون خيلي ها در ان گردنه جان خود رو از دست دادند ..
    دوست عزيز .. معمولآ هركسي از من بخواهد او را لينك كنم ، بدون هيچ پيش شرطي خواسته اش رو اجابت كرده و اگر لينكش فاقد مشكل هاي سياسي و اجتماعي بود ، حتمآ در بخش پيوند هايم اضافه مي كنم . شما نوشتي .. مرا لينك خواهي كرد . احتمالآ فراموش كردي !! به هر حال بنده با افتخار شما را در سايت ام لينك كردم
    با آرزوي موفقيت

    در جواب آقا (محمد )عزيز.

    محمد آقاي گل بنده از شما يك سوال داشتم.

    چرا هر وقت بنده از توپولف مطلب مي نويسم شما جوش مي آوري و غيرتي مي شوي ؟!!

    بنده مي دانم كه شما با من كاري نداري بلكه خيلي از لحاظ عاطفي به توپولف وابسته اي
    --------------------------------علی جان من جوش میارم چون سهام دار که هیچ صاحب کارخانه توپولف هستم
    یه چیزی هم بگم جنبه انتقاد داشته باش
    مگه غیر از اینه که توی خونه با یک شبیه ساز کار میکنی؟
    هرکسی که اسم تمام فوتبالیستای دنیا رو هم بلد باشه که فوتبالیست نمیشه عین این هم برای شما صادق هست .
    یه پیشنهاد دارم بیا بجای تحلیل و این کارها یه مطلب آموزنده بنویس مثل معرفی نوع جدید هواپیماها 380 a یا هر چیز دیگه که اموزنده باشه و خیلی هم کارشناسی نباشه .
    نباید تو هر کاری دخالت کرد
    یه چیزی که فراموش کردم بگم من با هواپیما توپلف وغیره مشکل ندارم بلکه با اصل عملت مشکل دارم
    نصلشون کنده میشه خوب بشه به من چه ؟
    توپلف نباشه یه هواپیمای داغون عصر بوق دیگه میاد فکر میکنی به ما هواپیمای نو اجاره میدن با ماهی 100000 $ ؟
    نه عزیزم با این پولا به ماها هواپیما نمیدن.شرکتهای دیگه مثل ماهان که وضع خوبی دارن یواشکی هواپیمای خوب میخرن به این شرط که بعدا جریمه که برای فروشنده در نظر گرفته میشه پرداخت کنن.از فردا نوبت این md که صقوط کنن.دیدی اوضاع صنعت هواپیمایی اینقدر خرابه که 6 ماه دیگه هم به توپولفها وقت دادن که بهت بگم 6 سال دیگه هم میدن.انتقاد همیشه سازنده است و ای کاش که ما ایرانیها هم روزی جنبه شنیدن انتقاد داشته باشیم .راستی راجب کامنت اول بگم صفحه کلید فارسی ندارم با کلی دردسر تایپ میکنم
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي محمد جان
    نقد و انتقاد سازنده .. بسيار عالي و تآثير گذار است . مطالعه تاريخ نشان مي دهد اغلب رجال موفق كساني بودند كه انتقاد پذير بوده اند .. بگذريم
    اما ان چه مسلم است اينه كه .. نه شما صاحب كارخانه توپولف ها هستي .. نه جناب صفري با تحقيق ب اين گونه مباحث قصد خريدن كارخانه هواپيما سازي دارد .. ! هر دو هموطن هستيم . هر دو دلمون براي سقوط هاي پشت سر هم و از دست رفتن صد ها هموطن بي گناه غرق خون است .
    بايد با احترام به همديگر .. در كمال ادب و احترام به نقد مسايل مطروحه بپردازيم . در باره اين نظريه .. حتمآ جناب صفري پاسخگو خواهد بود

    سلام كاپيتان
    خوبيد ؟
    كاپيتان من يك كمك از شما مي خواستم بنده داراي گواهينامه ppl و cpl و IR و استاد پروازي( IP) instructor rating AFI و flight dispach license no.492 و با ساعات پروازي 1500 ساعت هستم و متولد 1354 و به دنبال پرواز هستم آيا مي شود ؟
    شماره تماس : 0935800000
    پاسخ
    كيوان عزيز و گرامي
    بار ها در همين بخش توضيح داده ام كه بيش از دو دهه است كه از محيط پرواز و محيط فرودگاهي دور مانده ام .. اغلب دوستان و همكاران با نفوذم يا بازنشسته شده اند .. يا متآسفانه فوت كرده اند .. در زمان ما بخش خصوصي چنين رشد و نمو نكرده بود . و گرنه بنده حتمآ هر كاري از دستم بر مي امد انجام مي دادم .
    به هر حال من شماره تلفن شما را سيو كرده ام .. در صورت هر نوع مساعدتي از سوي دوستان ، حتمآ به شما خبر خواهم داد
    با آرزوي موفقيت براي شما دوست بزرگوارم

    سلام
    آقای مدرسی من بیشتر مطلب رو خوندم و تقریبا میتونم بگم همشه... ولی فکر نکنم که شما از بنده انتظار داشته باشید که یک نظر تخصصی بدم چون در این متن کلماتی هستن که بنده اصلا تا حالا نشنیدم... با اینکه من به مطالب نظامی علاقه خاصی دارم ولی از هواپیما و اصطلاح های کارشناسی زیاد نمیدونم...
    ببینید من خواستم نظر خودم رو گفته باشم و البته به نظر بازم من هیچ وبلاگ نویسی دوست نداره که در نظرات فقط بگن مرسی یا متشکر... به همین خاطر ابتدا تشکر یادم رفت ... قبول دارم مطلب کاملا پرمحتوا و عالی هست در مورد هواپیماهای روسی هم شرمنده این یه دونه رو ندیده بودم... در این مورد حق باشماست..
    در پایان هم از نویسنده این مطلب و هم از توجه و زحمات شما عزیزان متشکرم
    پاسخ
    ممنون محسن جان عزيز و گرامي
    با تشكر از شما ، بايد به عرض برسونم .. منظور من كلي بود .. و گرنه اين طبيعي است كه همه خوانندگان تخصص فني با موضوعيت هواپيما رو نداشته باشند .. ! من از اين كه نتوانستم منظورم رو كامل برسونم ، پوزش مي خواهم
    از اين كه نوشته اين پست توجه شما رو جلب كرده است ، خوشحالم
    به اميد موفقيت

    سلام آقای مدرسی
    برای بار دوم هست که به اینجا میام!
    یه بار از سایتی که نمیدونم چی بود و این بار از سرچ گوگل!
    امکان جستجو در این سایت رو جایی ندیدم!
    نمیدونم درباره نویسندگی مطلبی دارید یا نه، به هر حال قلم روانی دارید و نکات ظریفی توی نوشته هاتون هست که برام جالبه. بدون تعارف و این حرفا.
    امیدوارم مطالبی درباره نوشتن و نویسندگی اینجا پیدا کنم یا در آینده ببینم!
    شاد باشید...
    پاسخ
    حامد عزيز و گرامي
    از اين كه بار ديگر به اين سايت تشريف اورديد ، ممنونم
    در باره جستجو در عناوين موضوعات عرض كنم كه .. در پايان هر پست دو لينك جداگانه مربوط به آرشيو مطالب ولاگ و سايت درج شده اند .. كه با كليك بر روي هر يك از ان ها .. با عناوين هر صفحه آشنا خواهي شد . اما در باره نويسندگي متآسفانه چيزي در اين مورد ننوشته ام
    چون بنده خودم رو در اين حد و قواره نمي دونم
    با سپاس از شما دوست خوبم

    ساعت ۹:۴۲ صبح

    سرانجام در ساعت ۹:۴۲ قایق‌هاى ایرانى به سوى ناو وینسنس که در حال تعقیب آنها بود نزدیک شدند و یک دقیقه پس از آن توپ‌هاى ناو آمریکایى به سوى قایق‌هاى ایرانى شلیک کردند. وینسنس با غرق کردن دو قایق ایرانى و صدمه‌زدن به سومى تعدادى از دریانوردان ایرانى را به قتل مى‌رساند.

    مقامات نظامی ایران واقعه را این‌گون گزارش می‌کنند:

    تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند, با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان ایرانی نیز به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند چرخبال آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند. رزمندگان ایرانی، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش چرخبالها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند چرخبال آمریکایی مورد هدف قرار گرفته و در آب‌های خلیج‌فارس سقوط می‌کند.

    ساعت 10 صبح (بندرعباس)

    هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۰۵ از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14 هزار پا تعیین شد. در ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راههای هوایی ایران و امارات تماس داشت.
    http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=1067#124571
    آقاي مدرسي نظرتون درباره اين چيه؟
    پاسخ
    با تشكر از شما دوست عزيز و گرامي
    همان گونه كه مستحضريد بنده معمولآ وارد مسايل سياسي نمي شوم . يعني دانش و سواد اين كار رو ندارم . اما اگه مي بيني در باره ايرباسي كه در آب هاي بين المللي سرنگون شد مطلبي درج كردم ، صرفآ اشاره به فيلم مستند نشنال جئوگرافي بود كه خيلي بچگانه سعي در تطهير فرمانده ناو مينسنس رو داشت .. و من از همين منظر به قضيه نگريستم .
    در باره لينك هايي كه اشاره كرديد .. عرض كنم .. من عادت دارم قبل از پرداختن به مسايل بين المللي ، حتمآ ديدگاه هاي ساير دوستان و همكاران رو مطالعه مي كنم .. كه در رابطه با ايرباس پرواز 655 هم ، بنده همه مطالب اين لينك و نوشته هاي مشابه رو مطالعه كردم ..
    با سپاس از توجه شما

    سلام عمو بهروز. اولا ممنون كه لطف كرديد و به درخواست بنده خبرگزاري كتاب را لينك كرديد.در ثاني، در سال‌هاي اخير باافزايش سوانح هوايي، من هر بار سوار هواپيما مي‌شوم با خودم عهد مي‌كنم ديگر با هواپيما به سفر نروم اما با گذشت زمان قول و قرارم را كنار مي‌گذارم و دوباره از هواپيما استفاده مي‌كنم. پس فردا يكشنبه بليت پرواز به يزد را دارم و براي اولين بار است كه خيلي مي‌ترسم و حالا بعد از خواندن اين پست تصميم گرفته‌ام بليت را پس بدهم و با اتومبيل به يزد بروم. واقعا چرا بايد دشمنان ما به خاطر مسايل سياسي ما را تحريم كنند و جان ميليون‌ها ايراني كه در طول سال با هواپيما سفر مي‌كنند برايشان بي اهميت است؟
    عمو! واكنش همكاران شما به اين خطرات چيست؟ خلبان‌ها بااين كه مي دانند خطر در كمين آنهاست، جان خود را در كف دست مي‌گذارند و خانواده‌هاي آنها چه حالي دارند؟
    پاسخ
    حميد رضا جان عزيزم .. با تشكر از شما ، در باره لينك كتاب بايد اضافه كنم كه اين وظيفه بنده است از شما به خاطر معرفي اين سايت تشكر كنم .
    در باره خطرات پرواز با هواپيما .. باور كن اشتباه مي كني . آن چه در پايان كامنت در باره خلبان هاي نوشتي ، درصدي از انها ، آن هم تنها در مورد خلبانان نظامي صدق مي كنه .. نه اين كه شامل همه خلبانان از جمله مسافربري ها شود ! ضمن اين كه به اعتقاد بنده ، تنها در زمان جنگ آن هم به ندرت اين مسايل رخ مي دهد .. ! و گرنه بعيد مي دونم خلباني با علم به ريسك پذيري ماموريتش ، موافق به پذيرش مسئوليت در پرواز ذكر شده باشد .
    در باره پس دادن بليط هواپيما در سفر به يزد .. با شما مخالفم !! چون هنوز هم هواپيما رو امن ترين وسيله مسافرت مي دونم .
    ممنون از شما

    با سلام و تشکر
    حقیقتش خیلی دلتنگم...دلتنگ صمیمی ترین دوستم ..کسی که از سال 1380 با هم دوست بودیم و اون الان دیگه بین ما نیست ولی یادش همیشه زنده و جاویدان هست..بله دوست عزیزم کسی نیست جز استاد خلبان مهدی فیروزه سهیل که در سانحه توپولوف 154 جان به جان آفرین تسلیم کرد و پرواز ابدی را آغاز کرد..من از شما تشکر میکنم که یاد و خاطره مهدی ما را گرامی داشتید..همچنین از علی تشکر میکنم که در این مورد مطامب با ارزشی نوشت..وقتی علی به من زنگ زد و گفت تو سایت مطلب نوشته سریع به سایت مراجعه کردم و مطالبشو خوندم..و خوشحال شدم که از مهدی عزیز یاد کرده..راستش دیروز مراسم سال استاد خلبان مهدی فیروزه سهیل بود.. و روز قبلشم هواپیمایی کاسپین در مسجد جامع شهرک غرب مراسم گرفته بود.. ناخداگاه به آرمان بیات گفتم چه قدر زود یک سال شد..واقعا عمر خیلی زود میگزره ..ولی چیزی که میمونه نام نیک انسان هست..مهدی سهیل همیشه زنده هست و همیشه در بین ماست..همیشه می گفت توکولت به خدا باشه..یادمه یکی از تکه کلاماش این بود(چه طوری جوان)من دوست خیلی عزیزی را از دست دادم دوستی که در درجه اول معلم اخلاق محبت ودوستی بود ...آقای مدرسی عزیز از شما هم تشکر میکنم که تو سایتتون از استاد خلبان مهدی فیروزه سهیل یاد کردین ..مهدی شاگردای زیادی را در مرکز آموزشهای هوایی هما در فرودگاه پیام تربیت کرد..یادش گرامی و جاویدان باد..از نظر من مهدی شهید راه عشق یعنی آسمان آبی تلقی میشه..و شهدا جایی جز بهشت ندارن.. از نظر من هر خلبانی که به دیار حق پرواز مکنه شهید محسوب میشه.. مهدی ما واقعا آسمونی شد ..میگن خدا گلچین میکنه ..مهدی ما هم گلی بوذ که عاشقانه در راه معشوق در راه عشقش که پرواز بود شهید شد.مهدی ما گل سر سبد خلبان ها بود...مهدی جان پروازت بلند به بلندای آسمان آبی..از علی صفری هم تشکر میکنم که از مهدی یاد کرد..علی جوان با استعدادی هست که به زودی اطمینان دارم خلبان خوبی خواهد شد..
    با تشکر خلبان فرزاد فلسفی
    پاسخ
    سرور گرامي جناب فلسفي نازنين
    با عرض تسليت مجدد به خاطر شهادت مهدي نازنين و ساير مسافران و همكارانش كه مظلومانه جان خود رو از دست دادند .
    راستش رو بخواهيد .. من پارسال در همان ايامي كه تازه اين اتفاق وحشتناك رخ داده بود ، ميهمان جمعي از خلبانان هواپيمايي ملي بودم . يكي از دوستان نزديك زنده ياد مهدي سهيل هم اون جا حضور داشت .. اگه بدوني چه تعريف هايي از شخصيت او مي كرد ؟ حتي يك بار هم ظاهرا مادر يكي از بچه ها مشكل پيدا مي كنه و مهدي او رو سريع به بيمارستان مي رسونه .. واقعآ حيف شد .
    اما در باره اين پست .. راستش رو بخواهي از قبل هماهنگ شده بود كه با خانواده زنده ياد مهدي سهيل گفت و گويي انجام شود . اما در دقايق اخر اعلام شد به دليل رعايت بعضي محدوديت ها ، از آن صرف نظر شد ..!! بگذريم
    جناب فلسفي گرامي .. شما تعابير با ارزشي در باره خلبانان شهيد به كار برديد .. حق با شماست و من كاملآ با اين نظريه موافق هستم . ضمن اين كه معتقدم سواي قوانين و مقررات ، در منظر خداوند متعال هم اين بزرگواران شهيد محسوب شده اند . روحشان شاد
    با سپاس از حضور پر مهر شما دوست فرهيخته ام

    عمو جون سلام
    امیدوارم که سرحال و سلامت باشی عمو.

    من دو روز پیش این پست رو خوندم ولی چون (بی رو در بایستی )به دلم نچسبید کامنتی هم نذاشتم چون دوست ندارم الکی از چیزی تعریف و تمجید کنم.
    امروز که دوباره اومدم ببینم آپدیتی چیزی هست یا نه متوجه شدم بعضی از دوستان ظاهرا خوششون نیومده از این پست و دیدم شما حتما خواسته اید نظرمون رو در این مورد بیان کنیم.

    خب دوباره رفتم پست رو خوندم ببینم چرا مثل پستهای شما به دلم نچسبید.
    وقتی با نگاه دقیق تری تحلیل کردم دیدم از نظر کیفی چیزی کم نداره ولی چیزی که نوشته های شما با عمو بهروز کم داره یا من حسش نکردم اینه که نوشته های عمو بهروز در این باب حوادث به گونه ای هست که اشک آدم رو در میاره و انگار که اتفاقی ناگوار برای یکی از نزدیکانمون پیش اومده و خیلی روی احساساتمون تاثیر میزاره.
    پس جناب صفری اگه کسی از شما انتقاد میکنه این رو بحساب ضعف مطالبتون نگذارید بلکه هر کس سلیقه ای داره و مطمئنا کسانی هم هستن که از این پست خوششون اومده مثل افرادی که عمو بهروز اشاره کردند.

    از ارتشبد دیوید پتراوس بخاطر پیشنهاد فیلم جدید تشکر میکنم و همین حالا دارم دانلودش میکنم.
    در مورد 4 تا درخواستتون:
    فیلم Iraq.In.Fragments و the war tapes رو تونستم ازشون لینک دانلود پیدا کنم و دانلودشون کردم.

    Over there فیلم نیست بلکه سریال هست و تا بحال 12-13 قسمت شده و کلش 14 گیگ هست و من بدلیل نداشتن فضای خالی کافی نمیتونم کل قسمتها رو دانلود کنم اگه قسمت خاصی مد نظر هست بفرمایید تا دانلودش کنم.

    در مورد The war memories هرچی گشتم لینک دانلودی پیدا نکردم. ظاهرا یا تازه منتشر شده یا اونقدر مخاطبی نداشته که لینک دانلودش در نت منتشر بشه. اگه لینک دانلودش رو تا روز یکشنبه پیدا کردید بفرستید تا دانلودش کنم.

    در این مورد من یک فیلم مستند دیگه پیدا کردم که بی ربط به موضوع این فیلم نیست با نام Iraq for sale . دانلودش کردم انشا الله هفته آینده که اومدم ایران در اولین فرصت فیلمها رو در DVD به آدرس عمو بهروز پست میکنم و شما از ایشون بگیرید.
    البته اگه شما همشهری باشید (اصفهان) که شخصا تقدیم میکنم.

    در ضمن قسمت دوم فیلم Behind the enemies (colombia) رو دانلود کردم این رو هم اضافه میکنم هم عمو کیفیش رو ببره (چشمک) هم شما اگه این قسمت رو ندیدید.


    راستی عمو آدرس پستیتون رو واسم میل کنید تا واستون بفرستم.

    ایمیل بنده:
    f1056291@yahoo.com

    شاد و موفق باشید.
    پاسخ
    سهيل عزيز و گرامي
    با سپاس و تشكر فراوان به خاطر زحمتي كه متقبل شدي . سهيل جان باور كن جناب صفري عزيز بيش از بنده انتقاد پذير بوده و هستش . من هم ابتدا فكر مي كردم كه نبايد همه انتقاد ها رو به وي نشان دهم .. ! اما بعد از مدتي مراوده و همكاري در سايت ، متوجه شخصيت والا و انتقاد پذيرش شدم .
    اما در باره جذابيت مطالب .. ضمن تشكر از تعاريف شما در باره مطالب حقير ، لازم مي دونم به نكته اي اساسي تآكيد نمايم ...
    سهيل جان باور كن اگه من هم قصد نگارش چنين اطلاعات مفيد و ارزنده اي از اين سانحه داتشم ، مطمئنآ به خوبي اين در نمي امد .. ! چون ذات مطالب فني و تحليلي چنين است . و بر عكس مطالبي كه در ان خاطرات شخصي درج شده اند و نويسنده فضاي كافي براي اوج و فرود هاي داستاني دارد خيلي راحت مي شود به قول شما با احساسات خواننده ها نزديكي كرد .. !
    اما انتقادي كه يكي از خوانندگان وبلاگ به نام " مرجان " از نوشته جناب صفري بيان كرد را من مي پذيرم . كه در باره ويرايش متن و رعايت افعال به جهت زيبا شناسي بود . كه دست بر قضا بنده قبل از دريافت مطلب ، به جناب صفري گوشزد كرده بودم . و از وي خواسته بودم رعايت قواعد نگارشي رو به عمل اورد ... ظاهرآ كمبود وقت و عجله براي درج به موقع پست ، باعث رعايت نكردن وي شده بود . چون با شناختي كه وي او دارم ، مطمئن هستم فقط مشكل وقت را داشته است . البته من به خانم مرجان در وبلاگ هم چنين پاسخي دادم .. اما شايسته است خود آقاي صفري از فردا سري هم به وبلاگ زده و پاسخ پرسش ها را بدهد .
    در باره فيلم ها از طرف ارتشبد از شما تشكر مي كنم
    اما راستش رو بخواهي نوشتن اي ميل رو به وقت ديگري موكول مي كنم .. چون به دليل دوري چند روزه از خونه .. كلي كامنت و اي ميل روي هم تلنبار شده اند .. و من بايد بين نگارش و طراحي پست جديد و پاسخ به كامنت ها يكي رو انتخاب كنم .. ! ولي از اون جايي كه اين پست مربوط به جناب صفري است ... وظيفه خود مي دونم ابتدا كامنت هاي مربوط به وي رو منتشر كرده و سپس با خيالي آسوده با شما مكاتبه داشته باشم .. !! چشمك !
    با سپاس مجدد از شما

    با درود!


    ابتدا و قبلا از هر چیز، جنایت فجیع بمب گذاری اخیر در سیستان را محکوم می کنم و باز مادندگان و خانواده های اونها همدردی می کنم.

    افراط گرایی مذهبی، از هر فرقه و گروهی و دین و مذهبی، محکوم و غیر قابل قبول است.

    وظیفه نظام آن است با تمام قدرت بر علیه این افراد اقدام کند . آنها را به سزای عمل احمقانه شان برساند.

    من یک چیزی هست که باید بگویم: شما ها که این بمب گذاری کردید، و می گویید که ما علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنیم. ولی، اینها که شما کشتید، وابسته به دولت نبودند، بلکه مردمی پاک و نمازگزارنی بودند که برای عبادت به مکانی مقدس رفتند و شماها جنازه هایشان تحویل خانوادشان دادید، شما گرگهای حرام....

    چیزی شما باید در انتظارش باشید، خشم و نفرت مردم ایران است.

    در مورد این پست:
    خدا را شکر که آقای محمد آمد و نظر قبلی خودشان را اصلاح کردند. من هم نیازی به اظهار نظر خودم نمی بینم. قط از اینکه جناب صفری وقت گذاشتن و این مطالب در اختیار دیگران گذاشتند ممنونم. اگر هم احیانا، لجام گسیختگی و عدم انسجام مطالب در نوشته های ایشا ن باشد
    باز هم همین وقت زو حمتی که ایشان می گذارد آنقدر پر ارزش است که عیبها را می پوشاند، گرچه ایشان هر بار، ان شا االه بهتر از بار قبلی خواهند بود
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    بنده هم وقتي تصاوير مادران داغدار رو ديدم كه چگونه براي شهادت فرزندان بي گناه خود اشگ مي ريختند ، خيلي ناراحت شدم . و با چشماني خيس و بغضي تركيده به برنامه نگاه كردم .. خدا لعنت شون كنه كه براي اهداف شوم خود جان بيگناهان رو هم چاشني كار خود مي كنند .
    و همكلام با همه مردم و خانواده هاي داغدار خواهان برخورد قاطع با يكايك اين تروريست هاي بي رحم هستم .
    در باره كامنت محمد عزيز از بلاورس هم .. بايد اضافه كنم ... بنده ايشون رو به خوبي مي شناسم . از خوانند هاي قديمي و فرهيخته سايت است . و به قول شما خوشحالم كه با اصلاح نظر قبلي اش .. منظور خود رو شفاف تر عنوان فرمود .. در باره كسب تجربه جناب صفري هم به نكته مهمي اشاره كرديد .. بله سطح نوشته ها كه برخوردار از مفاهيم علمي - پروازي است بر كسي پوشيده نيست . كه همه حاكي از دانش بالاي اين جوان دارد .. اما بهترين خوراك هم بدون ادويه و نمك و فلفل خوشمزه به نظر نمي رسند .. !! چشمك
    ممنون از شما

    سلام استاد مدرسی
    کارشناسی آقای صفری درمورد توپولوف ساقط در قزوین بسیار جالب بوده ومایه تشکراست لیکن ایکاش قکر ما بیسوادها راهم میکرد واینقدر اصطلاحات قلمبه سلمبه انگلیسی حواله ما نمی کرد آخه قربونت برم همه که استاد خلبان نیستند اگرکمی ساده تر نوشته شود بهتر است من پس ازسقوط درجائی خواندم قطعه ای ازموتورکنده شده وفرامین هیدرولیک سکان افقی را ازکار انداخته وهواپیما بدون هیچ کنترولی به زمین خورده باتشکر سارا
    پاسخ
    سارا جان عزيز و گرامي
    از شما به خاطر دقت نظر و نكته سنجي تان ممنون و سپاسگزارم
    حق با شماست . معمولآ در مطالب و مقاله هاي علمي كه داراي واژه هاي فني و علمي است ، براي درك مخاطبان عادي و غير متخصص هم تمهيداتي رو مي انديشند .. و اغلب با درج شماره بر روي كلمات و اصطلاحات لاتين ، در پي نوشت .. به زبان عاميانه و ساده توضيحاتي رو درج مي كنند .
    كه جناب صفري عزيز .. به دليل تازه كار بودن و عجله اي كه براي انتشار به موقع تحليل خود داشتند ، از خيلي نكات مهم غافل ماندند . اما مطمئن باشيد .. همين تذكر هاي دوستانه و انتقاد هاي سازنده شما در مطالب و تحليل هاي بعدي او لحاظ خواهد شد . و اين دقيقآ همان چيزي است كه من و جناب صفري عزيز از خوانندگان فرهيخته اي مثل شما مرتب درخواست مي كنيم
    با سپاس و تشكر از شما

    سلام آقای مدرسی
    متاسفانه چند ماهی هست به دلیل دوری از شهر واینترنت ارتباطم کلا با همه وازجمله شما قطع بود.بعد اینهمه دوری با کلی ذوق و شوق میخاستم بیام اینجا تا دیداری تازه بشه و احوالپرسی ،
    اما دریغ که در روز بازگشتم به شهر چیزهایی رو متاسفانه برای چندمین بار دیدم به چشم خودم که دیگه احوالی نمیگذاره. بازهم بمب بازهم ذره های تن بهترین دوستان و آشنیان و همسایگان و زمین فرش شده ازخون
    چیزی که قطعی هست برای مردم این شهر و من ادامه این سریال زشت تا مرگ آخرین نفرمونه.انشالله که مبارک مامورین امنیتی بشه چون دیگه کسی نمیمونه که نگران باشن خدای ناکرده.
    شرمندم با این ورود مجدد اینجوری.دیگه چیزی نمیتونم بگم .فعلا خداححافط
    پاسخ
    مهدي جان عزيز و گرامي
    ضمن عرض تسليت به شما دوست بسيار عزيزم و هموطنان داغدار بلوچي .. باور كن درك ات مي كنم . حق داري اين چنين آلشفته و ناراحت باشي ..
    خدا لعنت كنه .. خدا ريشه اين تروريست هاي ظالم رو خشك كنه كه اين جوري خون مردم بي گناه ما رو به زمين مي ريزند ..
    باور كن هر بار خبري وحشتناك از خطه شما مي شنوم ، ناخواسته نگران سلامتي شما دوست نازنينم مي شوم .. اگر چه هيچ فرقي با بقيه نداري .. و ما همه هموطن و از همه مهم تر انسان هستيم
    مهدي جان خودت رو ناراحت نكن .. به اميد خدا همه اين تروريست ها به جزا خواهند رسيد .. اين خواست همه مردم است
    مواظب خودت باش .. روحشان شاد

    فکر کنم باید این مورد خاطر نشان کنم که ظاهراچند ماه پیش جعبه ی سیاه پرواز ایرفرانس که از برزیل به سمت فذانسه در پرواز بود از اقیانوس اطلس پیدا شده. البته من این خبر رو فقط بصورت گذرا در شبکه ی سی ان ان دیدیم...
    پاسخ
    ممنون علي جان
    اميدوارم پيدا بشه .. تا به ابهامات پاسخ داده شود

    سلام ، با تشکر از آقای صفری ، ولی من فکر نمی‌کنم که با انفجار در کمپرسور موتور سمت چپ و احیانا اصابت قطعاتی از آن به موتور وسط و الویتورها ، هواپیما به این سرعت و شدت دچار چرخش بشه و هم‌زمان هم به طور پیچ منفی ورداره که ظرف چند ثانیه از ارتفاع 28000 پایی به زمین برسه ، به نظر من تنها عاملی که می تونه منجر به این موضوع بشه یک انفجار بسیار قوی در قسمت عقب هواپیما بوده که باعث شده کل قسمت موتور ها و دم هواپیما نابود بشه و هواپیما مثل یه تیکه سنگ به زمین بیفته و گرنه انفجار ناشی از فتیک یکی از قطعات کمپرسور موتور سمت چپ به هیچ وجه نمی تونه چنین پیامدهایی رو داشته باشه .
    پیروز باشید
    پاسخ
    سام عزيز و گرامي
    با سپاس از شما .. راستش رو بخواهي پارسال وقتي هواپيماي توپولف در اطراف قزوين سقوط كرد ، من هم دقيقا همانند شما مي انديشيدم . و به عبارتي تحليل ام اين گونه بود كه شما اشاره فرموديد . اما من عادت دارم براي هر تحليل ام تحقيقاتي داشته باشم . به همين دليل ابتدا به سراغ تصاوير سوانحي رفتم كه عامل انفجار سبب سرنگوني اش شده بود . . سانحه جامبو جت مسافربري آمريكايي در نزديكي دهكده لاكربي ، مثال مشخصي در اين راستا بود كه من شكر خدا تصاويرش رو داشتم .. سپس با مقايسه گودال ها ثابت كردم كه نظريه بمب گذاري شايعه اي بيش نيست .
    توصيه مي كنم شما به اون مطالب ابتدا سري بزنيد .. اگه قانع نشديد .. مسئله فوق را بار ديگر مطرح فرماييد
    با سپاس مجدد از شما دوست عزيزم

    .....
    .....

    راستي براي منم دعا كنيد زودتر اين دانشگاهم تموم بشه كه تمام زندگيمو به خودش اختصاص داده . اين ترم مجبور شدم برم شهر جديد پرند مهمان بگيرم با كلي درد سر ...
    با تشكر ..
    زيباي پنهان ( مسعود )
    پاسخ
    با سپاس و تشكر از شما
    راستش رو بخواهي چند روزي نبودم .. و تاريخ ثبت شده در ذيل كامنت ها هم ميلادي است .. به همين دليل تاريخ دقيق اين نوشته رو نمي دونم .. ! البته مي شود با مراجعه به يك تقويم اين مشكل رو برطرف كرد .. اما مسئله اين است كه شك دارم تاريخ ميلادي كامپيوترم صحيح باشه .. !! بگذريم
    به هر حال من سه شنبه رآس ساعت 1600 يا همان چهار بعداز ظهر به شماره اي كه در كامنت درج كردي .. منتظر تماس شما هستم .
    در باره دانشگاه .. با تمام وجودم برايت دعا مي كنم . مطمئن هستم خيلي زود اين دوران را هم پشت سر خواهي گذاشت .
    ممنون از شما

    با سلام
    با تشكر از مطالب خوبتون
    خيلي جالب و خواندني هست
    پيروز و سرافراز باشيد . ضمنآ از اين كه لينك بنده رو در وبلاگ وزين خود درج كرده ايد ، سپاسگزارم . با اجازتون من هم شما رو لينك كردم
    ممنون عزيزم

    با سلام و احترام
    یکی از شبکه های ماهواره ای به نام puls بر روی ماهواره هاتبرد بین ساعتهای 12 تا 1 بامداد در اغلب شبها برنامه ای دارد که در این برنامه به شکل زیبایی به بازسازی حوادث هوایی پرداخته شده است.حتی بعضی از این حوادث که ماجرای آن در سایت جنابعالی آورده شده نیز از این برنامه پخش شده است.گفتم شاید دیدن این برنامه برای شما هم جالب باشد

    با تشکر- عباس
    پاسخ
    يه دنيا ممنون عباس جان
    راستش رو بخواهي من فرصت ديدن ماهواره رو ندارم . چون اين سايت كل وقت هاي بنده رو پر كرده است ... ! اما از اطلاع رساني شما سپاسگزارم . سعي مي كنم ادرس آن پيدا كرده .. تا اگه برنامه جالبي مشاهده كردم ، در سايت قرار دهم ..
    باز هم از شما دوست بسيار خوبم تشكر و قدرداني مي كنم

    Dear Captain,

    I was reading a documentary about Iran-Iraq war and and it turned out that General Jalal Zandi was the most successful fighter pilot ever, based on confirmed records.
     Given I have never heard of him in Iranian media, I was wondering if you know him or even if you have had any sort of mission with him.

    Warm Regards,

    Matt
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    با تشكر و سپاس از شما
    در باره تيمسار " جلال زندي " كه اشاره فرموديد ، راستش رو بخواهيد چون فيلد ايشان شكاري است .. بنده هيچ حضور ذهني ندارم . چون خيلي از ان عزيزان رو فقط با چهره مي شناختيم .. يا به خاطر وسعت پايگاه هاي هوايي .. دقيقآ اين كار غير ممكن است .
    و همان گونه كه اشاره كردم .. متآسفانه هيچ ارتباط در ماموريت ها هم نداشتم . با تشكر از حضورتون

    سلام عمو

    کممنت قبلی‌ منو پاک کردین و جواب ندادین

    من آلمان هستم و به زودی قصد برگشت به ایران رو دارم می‌خواستم بدونم شما چیزی لازم ندارین .. دارو یا اگه کتابی‌ رو میخواین حتما بگین

    من رو یادتون نمیاد من همون پسری هستم که اولین بشه بهتون گفتم از جنگ بنویسیم ... شما هم دم و مونس شب‌های تنهایی ما تو غربت بودین ... و با هر پست شما ما خندیدیم و بعضی‌ اوقات هم اشک ریختیم

    قصه دراز هستش و فارسی نوشتن خیلی‌ برای من سخته

    فقط بدون که خیلی‌ دوست داریم
    پاسخ
    آروين عزيز و گرامي
    من دقيقآ شما پسر خوبم رو با توضيحاتي كه نوشتي ، به خاطر دارم .
    . يادش بخير من مونده بودم چي بنويسم كه با راهنمايي هاي مفيد شما ، سوژه براي ادامه كارم در فضاي وب رو بدست اوردم . واقعآ از شما سپاسگزارم
    آروين جان .. من سلامتي و شادكامي شما رو مي خواهم . دستت درد نكنه .. همين كه نوشتي چي لازم داري .. براي من يك دنيا ارزش داره ..
    دست شما درد نكنه .. من بي صبرانه منتظر ورود شما به كشور عزيزم ايران هستم / و خوشحالم كه سايت پل ارتباطي بين من و شما بوده است
    وقتي رسيد كامنت بگذار .. تا ببينمنت

    روزنامه دفاع زمینی، شما را به بازدید از پایگاه اینترنتی این روزنامه دعوت می نماید.
    www.defazamini.ir

    با درود و تشكر خدمت همه ياران عزيز و بزرگوار .. حتمآ اطلاع داريد كه اين دفعه ديدار با نوه هايم كمي به طول انجاميد ! وقتي ديروز ( دوشنبه ) از كرج برگشتم ، ابتدا به دليل كمبود خواب تا ساعت ده شب خوابيدم ! آخه طبق عادت شب ها خوابم نمي برد و روز ها هم نوه ها نمي گذاشتند استراحت كنم .. ! از ديشب تا همين حالا كه ساعت 6 بامداد سه شنبه است ! ابتدا به كامنت ها پاسخ دادم . بعد نوبت اي ميل ها شد .. و تعدادي از كامنت هاي وبلاگ را هم جواب دادم . به همين دليل موفق نشدم پست جديد رو منتشر كنم ! راستش رو بخواهيد بين انتشار مطلب جديد و پاسخ به كامنت ها و نامه ها مانده بودم .. و نمي دونستم كدام يك رو آغاز نمايم .. !!؟ اما اين كه چرا پاسخ به كامنت ها اولويت اولم قرار گرفت .. ؟‌صرفآ به اين دليل بود كه مطلب متعلق به جناب صفري بود .. و بايستي بدون هيچ درنگي ان ها را درج مي كردم . اما مشكل بعدي ام مربوط به موضوع پست هاي بعدي است .. از شما چه پنهان بنده بخشي از برنامه تلويزيوني " يك جهان يك جام " رو به صورت تصويري آماده كرده بودم . تا با ارايه تحليلي به نقد و بررسي اين برنامه بپردازم . اما همزماني سانحه توپولف و زحمتي كه جناب صفري كشيده بود ، باعث شد كه تحليل جناب صفري اولويت اولم قرار گرفت .. حال نمي دونم آيا انتشار برنامه اي كه مدتي از زمان پخش ان گذشته است ، ضرورت دارد با خير ..!!؟ فراموش نكنيد من وقت زيادي صرف انتخاب ، دانلود ، اديت با فتوشاپ و در نهايت آپلود تصاوير كرده ام ! كه هر يك از ان ها مشكلات خاص خودش رو دارد ! ضمن اين كه تيتراژ پاياني برنامه فوق رو سعي كردم با اديت تصاوير پشت سر هم اسامي دست اندركاران به همان ترتيبي كه در تلويزيون پخش شد را در انتهاي كار قرار دهم .. و اعتراف مي كنم اين قسمت بي نهايت دشوار بود .. بگذريم ... سوژه بعدي ام مربوط به يكي ديگر از خاطراتم است كه خيلي طرفدار دارد .. و عزيزان زيادي درخواست درج ان را كرده اند .. اتفاقآ مربوط به يكي از خاطرات جذاب و شنيدني اوايل بازنشستگي ام است كه هنوز پايگاه رو ترك نكرده بودم و دست بر قضا با فرد مولتي تلياردي كه سن و سال بالايي داشت مواجه شده بودم .. !
    حال كه پي به وضعيت ام برديد ، لطفآ منطقي راهنمايي ام كنيد كه كدام سوژه رو كار كنم !؟ يادتون باشه كه هنوز هيچ اقدامي براي پست مربوط به خاطره انجام نداده ام .. و طراحي ان نصف روز وقت ام رو به خود اختصاص مي دهد ..
    الان ساعت 6:45 دقيقه بامداد سه شنبه است .. هوا كم كم روشن شده است .. و با اجازتون مي روم استراحت كوتاهي كرده و نزديك ظهر بيدار شوم . اگه دليل قانع كننده اي از شما ياران دريافت نكنم ، برنامه يك جهان يك جام رو تكميل خواهم كرد . موفق و منصور باشيد .

    عمو جان سلام

    اولا یه چشمک بخاطر همونی که میدونی.

    دوم در مورد نظرخواهی که داشتین به نظر من شما هرچی که پست کنید همیشه مخاطبین خودش رو داره.

    بنظر من همون پست یک جام یک جهان رو که واسش زحمت کشیدید رو منتشر کنید ، با اینکه من آدم فوتبال دوستی نیستم ولی دوست دارم با دیدگاه شما در این مورد آشنا بشم.

    راستی عمو من دیشب رسیدم ایران.

    شاد و سلامت باشید.
    پاسخ
    به به .. خدايا شكر صحيح و سالم برگشتي به وطن عزيز و دوست داشتني ات .. قبول داري هيچ جا ايران نمي شه .. !؟ وقتي رسيدي خونه .. اولين كلمه ات اين نبود كه .. آخيش .. قربون خونه خودمون .. بگذريم
    خوش اومدي سهيل جان .
    در باره بيان ديدگاهت ممنونم . ضمن اين كه فراموش نكن .. بنده هميشه سعي كرده ام تنوع مطالب رو در سايت رعايت كنم
    با تشكر از حضور مجدد شما

    سلام عموجان
    با وجود اينكه بي نهايت منتظر خواندن خاطرات شما (مخصوصا آنهايي كه اصلا از آن مطلبي ننوشته بوديد) هستيم با اين وجود به نظرم بهتر است كه اول مطلب يك جهان يك جام را منتشر كنيد. هر چه باشد روي اين مطلب هم زحمت كشيده شده و حيف است خوانده نشود. ما هم شكممان را صابون ماليده و چشم انتظار خاطره مي مانيم. اين هم لذتي دارد.
    در ضمن اين كامنت براي انتشار نيست و فقط نظرم را به شما اعلام كردم.
    در پناه حق
    پاسخ
    ممنون حميد جان
    شما لطف داري . از اين كه درك ام مي كني .. خوشحالم
    چشم . سعي مي كنم دومي رو سريع آماده كنم

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد مدرسي عزيز
    حوادث در هر نقطه از دنيا كه اتفاق بيفتد تلخ و غم انگيز است و تحليل و تجزيه سوانح (هوايي -ريلي - جاده اي )
    باعث مي شود تااز حوادث مشابه جلوگيري گردد و درصد سوانح كاهش يابد .ضمن تقدير از علي عزيز به خاطر اين تجزيه وتحليل خوب .....
    با عنايت به رشته حقير در صنعت ريلي
    متاسفانه در ساعت 2 بامداد 28 تير ماه برخورد دو قطار در ايستگاه سينديا ي هند 61 كشته و125 مجروح بر جا گذاشت .طبق اظهار سخنگوي ريلي هند علت حادثه در حال بررسي مي باشد.
    ضمنا روايت جناب فرنودي عزيز هم جالب بود از ايشان به خاطر مطالب زيبايشان سپاسگزارم.
    عليرضا بابائي نيا
    پاسخ
    سرور گرامي جناب بابايي نيا
    از شما به خاطر بيان ديدگاه تان ممنونم . حق با شماست . ما انسان هستيم و هر نوع خبري كه نشان از درگذشت انسان ها باشه ، متآثر و ناراحت مي شويم . و بايد از ان ها درس بگيريم .
    از طرف جناب صفري و فرنودي گرامي از شما تشكر مي كنم .
    از خبري كه در باره برخورد قطار در هند نوشتي .. خيلي ناراحت شدم .
    دنياي ريلي رو دوست دارم . و خوشحالم كه با يكي از لكوموتيو ران هاي با شرافت ارتباط عاطفي و دوستي دارم
    ممنون از حضورتون

    سلام من خودم به خاطرات و مطالب فنی بیشتر علاقه دارم ولی در این مورد فکر می‌کنم بهتر باشه مطلب مربوط به برنامه ۱ جهان و ۱ جام رو که حدس میزنم مربوط به جام جهانی‌ هست را زودتر قرار بدهید چون بعد از گذشت نه‌ روز از جام جهانی‌ با تأخیر بیشتر مطلب لطف خودش رو از دست میدهد و همانطور که همه ما میدانیم شما برای طراحی و نوشتن هر مطلب خیلی‌ می‌کشید. در ضمن چون من به ندرت کامنت میگذارم از زحمات شما، آقای فرنودی،آقای صفری و سایر عزیزان تشکر می‌کنم.
    پاسخ
    ممنون دوست عزيزم . حق با شماست . ضمن اين كه دو سه نفر ديگه هم همين نظر رو دارند . ممنون كه تظرتون رو بيان فرموديد
    از طرف آقايان صفري و فرنودي بزرگوار از شما تشكر مي كنم

    شرمنده من چند لحظه پیش کامنت گذشتم ولی‌ مشخصاتم رو ندادم
    پاسخ
    اشكالي نداره نادر جان
    من براي اين كه اين نظر منطقي بدون هويت نماند ، از واژه يك دوست استفاده كردم . كه در كل فرقي نمي كنه .. شما در حقيقت بالاتر از دوست هستيد .

     

    سلام جناب مدرسي

    فكر مي كنم شما كامنت منو پاك كرديد ؟؟؟ چرا ؟؟؟

    امير - اروميه
    پاسخ
    امير جان عزيز و گرامي
    مگه من ديوانه ام كه كامنت به اون زيبايي و محبت اميز شما رو پاك كنم !!؟
    اتفاقآ يادمه ديشب كه تا صبح سرگرم پاسخگويي به كامنت ها بودم ، نظر شما خستگي رو از تنم بيرون اورد .. شما با درج حقايقي از دوران كودكي خود و بيان وضعيت پادگان قوشچي من رو به اون عالم برديد ..
    پسرم .. وقتي نوشتي كامنت ام را پاك كردي .. ابتدا ناباورانه به سراغ كامنت قبلي شما رفتم .. چيزي پاك نشده است جزء امضاي لاتين شما !! كه آن هم تقصير من نيست .. احتمالآ اديتور موقع سيو كردن دچار مشكل شده است .
    همه خوانندگان قديمي مي دانند كه من بار ها خواهش كردم از كلمات لاتين در بخش كامنت اسفاده نفرمايند . چون اديتور به هم مي ريزد . و باعث چنين مشكلاتي مي شود .
    به هر حال من در حذف امضاء يا شايد هم بخشي از كامنت شما بي تقصيرم . شما چون به قول خودت تازه به جمع ياران سايت پيوسته اي .. از مشكلات بخش كامنت بي اطلاع هستي .. پس لطفآ از كلمات لاتين استفاده نكن
    ضمن اين كه امير جان گرامي .. اگه كامنت شما مشكلي داشت كه باعث حذف آن شد .. مگه من مرض دارم كه شما رو در سايت خود لينك نمايم ...!!؟؟

    با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب كاپيتان مدرسي عزيز.

    و عرض شرمندگي و عذر خواهي بابت اشتباهات ادبي اين پست .

    اميدوارم ديگه تكرار نشود.

    ----------------------------------

    در جواب محمد از بلاروس.


    جناب محمد گرامي .

    اول بايد خدمت شما عرض كنم كه بنده اصلا شبيه ساز توپولف را ندارم و نداشته ام.

    سيستم شبيه ساز هم كه در كامپيوتر دارم مدتي است كه مشكل نرم افزاري پيدا كرده و اصلا وارد آن نمي شوم.

    شما هنوز هم داري ايراد بني اسرائيلي از مطالب بنده مي گيري و به جاي بحث فني حرف هاي الكي سر هم مي كني و فكر ميكني خيلي هم حرفت حسابه.

    بنده هيچ ادعايي ندارم در مورد مطلب خودم چون در مباحث فني دست بالاي دست زياد است و امكان اشتباه هم همواره وجود دارد .

    شما لازم نيست كه به من بگويي چه كار كنم و چه كار نكنم!

    هر كسي مي تواند هر جور كه دلش خواست فكر كند و زندگي كند .ديگه دوران اينكه تو از اون طرف دنيا به كسي بگويي كه در چه چيزي دخالت كند يا نه گذشته است؟!

    اميدوارم كه ناراحت نشوي ولي بنده شما را نه به عنوان يك منتقد بلكه به عنوان يك ((متخصص لجن پراكني))مي شناسم .

    در هيچ يك از مطالب ارسالي توسط شما ذره اي نگاه فني و نقد حرفه اي وجود نداشته وندارد و فقط سعي مي كني كه ديگران را زير سوال ببري.

    نشستي تو قطب شمال و داري تعيين و تكليف مي كني چه چيزي بايد نوشته شود و چه چيزي نبايد عنوان شود؟؟!

    اگر با يك شبيه ساز مي شود هر سانحه اي را تحليل كرد كه همه بايد كارشناس هوانوردي باشند !!!!!!!!!

    عزيزم نوشتن از مشخصات ايرباس 380 كار سختي نيست و فقط كافي است كه چند مطلب را از اينترنت دانلود كني يا كپي بگيري و اين كار يعني تكرار مكررات.

    امثال شما اصولا با فكر و تحليل مخالفيد و فقط دوست داريد كه ديگران به شما بگويند دنيا دسته كيه!

    خواهشا از اين سيستم (گاگول بازار)بيرون بيا و ياد بگير در اين دنياي دقل باز و دروغگو گوينده باشي نه شنونده.

    اتفاقا دشمنان مي خواهند كه ما سكوت كنيم تا آنها به ما بگويند دليل هر حادثه در جهان خلقت چيست.

    اگر چه وارد شدن به چنين مباحثي داراي مسئوليت و بسيار دردسر ساز است.
    اما بنده ميخواهم در زندگي آدم خودم باشم نه ميمون سيرك ديگران!!!

    سعي كن قبل از هر حرفي كمي به سلول هاي خاكستري ...فشار بياوري...باور كن كار سختي نيست.

    محمد جان باور كن منتظر روزي هستم كه به جاي لجن پراكني و چرت و پرت يك نقد علمي روي تحليل هاي آبكي بنده بگذاري.

    ((از طرف يك تحليل گر آبكي به دفتر حافظ منافع توپولف در بالاروس!!!!))
    پاسخ
    ممنون جناب صفري عزيزم
    همه مي دونند هركاري در ابتدا پستي و بلندي هايي داره .. و اگه كساني از رسم الخط گله مي كنند ، در عوض ابتدا از تحليل زيبا و علمي شما تشكر و قدرداني مي كنند . مطمئن باش اگه براي اين افراد مهم نبودي ، هرگز خودشون رو به زحمت نمي انداختند كه در باره ويرايش آن ايراد بگيرند .. و من هميشه از اين گونه افراد دقيق و دلسوز و آگاه تشكر و قدرداني كرده ام
    در باره رابطه شما و محمد خان از بلاروس .. من هيچ اظهار نظري نمي كنم . فقط اميدوارم هر چه زودتر با هم به تفاهم برسيد .

    جناب ((جوهري ))عزيز سلام و خسته نباشيدو ممنون از حضورتون.

    در مورد مسئله مطرح شده بايد عرض كنم كه به دليل از دست رفتن الويتور خلبان هيچ كاري نميتوانسته انجام دهد و سقوط حتمي بوده است.

    با تشكر.
    پاسخ
    ممنون جناب صفري عزيز

    سلام. شرمنده که دوباره کامنت میذارم. ولی دو تا نکته کچک رو می خواستم بگم. ای کاش بالای بخش کامنت یادآوری میکردید که در کامنت لغت لاتین ننویسید چون انتهای مطلب من هم به دلیل همین سهلنگاری حذف شده. البته این اشکال از کم حافظگی منه. در ضمن اینجا روی مطلب من با آقای صفری هست. ببین دوست من یا باید کامنت های مغرضانه منتشر نشه یا اگر میشه باعث جنجال نشه. نمی گم مثلا اون آقای محمد حرف حساب میزد که همه میدونن نمیزد. ولی شما هم نباید با ادبیات تند با اون ها بر خورد کنی. خواه یا نا خواه همه قشری با رسانه درگیرن و نظرشون رو میگن. شما مثلا نمی تونید بگید که آدم های کم فرهنگ سایت منو یا روزنامه منو نخونن. برادر من نویسنده که شانش هم سطح یک آدم بی سواد نیست. اگر آقای مدرسی بزرگواری میکنن و کامنت رو منتشر میکن چون طرفدار آزادی بیان هستند حالا شما میتونید خیلی مودبانه به این افراد بگید طبق منابع ذیل (کاری که اکثر اروپایی ها و لمریکایی ها میکنند) شما درست نمیگید. این کامنت اصلا جنبه نصیحت نداشته و صرفا یادآوری برخی نکات رو انجام داده.
    شهاب مهدوی
    پاسخ
    يه دنيا ممنون شهاب جان گرامي
    راستش رو بخواهي خيلي طول كشيد تا من متوجه مشكل اديتورم شدم .. ! اوايل كار كه مبتدي بودم ، اين مشكلات رو به حساب عدم آگاهي خودم مي دونستم .. بعد ها متوجه شدم ضعف از سيستم است . البته بايد طراح محترم سايت جناب امير خان عظمتي اين زحمت رو بكشد .
    در باره چالش بين محمد خان و جناب صفري .. كاملآ حق با شماست . من خيلي دوستانه و با زبان احترام به محمد گرامي متذكر شدم كه جمله هاي شما ، مفهوم و نيت قلبي ات رو نمي رسوند ! و ديديم كه ايشان هم با همان زبان خوش پاسخ بنده رو داده و دلايل چنين اظهار نظرش رو صادقانه بيان كرد ..
    اما از سوي ديگر جناب صفري هم ظاهرآ بعد از كلي مجادله در مطالب قبلي اش كاسه صبرش لبريز شده و از ديالوگ هايي بهره بردند كه نه لايق خودش است و نه طرف مقابل .. !! به هر حال هر دو جوان و روشنفكر هستند . كوچك ترين حذف كامنت هاي طرفين ، تبعات نا خوشايندي داشت . من هر دو طرف رو به صلح و دوستي دعوت كردم . اميدوارم ديگه شاهد برخورد خصمانه نباشيم
    من روي ماه هر دو طرف رو بوسيده و خواهش مي كنم از اين به بعد ادامه ندهند و يا به قول شما از فرهنگ دوستي استفاده كنند
    ممنون شهاب جان گرامي

    اميدوارم كه ناراحت نشوي ولي بنده شما را نه به عنوان يك منتقد بلكه به عنوان يك ((متخصص لجن پراكني))مي شناسم .

    در هيچ يك از مطالب ارسالي توسط شما ذره اي نگاه فني و نقد حرفه اي وجود نداشته وندارد و فقط سعي مي كني كه ديگران را زير سوال ببري.
    خواهشا از اين سيستم (گاگول بازار)بيرون بيا و ياد بگير در اين دنياي دقل باز و دروغگو گوينده باشي نه شنونده
    --------------------
    اولا من تا الان بهت بی احترامی نکردم جنبه نداری دیگه از حرف حق هم ناراحت میشی من مثل تو که ادعا ندارم که مطلب بنویسم بعد هم جنبه انتقاد نداشته باشم.
    کاپتان قرار نبود توهین کنیم به همدیگه
    بعد ادم بیسواد برو کمی هم جغرافی بخون که دفعه بعد بدونی قطب کجاست ((درکت میکنم کم سنی هنوز بهت یاد ندادن احترام بزرگتر نگداری ))راجب شبیه ساز اگه اون نبود تو خودت با چتر بارونی از پشت بام پرت میکردی حتما.(((((خواهشا از اين سيستم (گاگول بازار)بيرون بيا و ياد بگير در اين دنياي دقل باز و دروغگو گوينده باشي نه شنونده))))گاگول تویی که اونقدر بچهای که من یه بار حم بهت توهین نکردم تو این همه توهین میکنی.
    اینقدر بچه ای که منو دشمن خودت میدونی.
    بعد تو فکر کردی کارشناس بوئینگی یا ایر باس که البته از نوع شبیه ساز که از مسئولیت حرف میزنی ؟
    من که مثل تو ادعام جایی رو نگرفته که بخوام کسی رو نقد کنم شما هم لطفا برید قوانین جزایی و مدنی را مطالعه و نقد کنید.
    اقای مدرسی عزیز لطف کن این کامنت سانسور نکن من برعکس افراد مورد تایید شما نه به کسی توهین کردم نه بی احترامی ولی توی یک کامنت چند بار توهین و بیاحترامی ؟
    علی اقا هر چی میخوای راجب من فکر کن ولی همین روسها که تو ازش متنفری وقتی پدر من و شما توی روستاهاشون خر سوار میشدن((پدر من روستایی است پدر شما رو نمیدونم)) اونا توی فضا بودن!!!!!!!!
    کسانی میتونن از اینا ایراد بگیرن که خود صاحب علم باشن
    تو علی اقا به یک توپلف که خود اینا هم سوار نمیشن الان و ما ایرانیها سر بلیط همین توپلف پیاده نصف شهر مگردی گیر دادی هر کسی هم که ازت انتقاد کنه محکوم به خیانت میکیش برو توی اینترنت راجب هواپیمای جدیدی که ساختن بخون البته میدونم که زبونت یاری خوندن نخواهد داد.
    مثلا sukho superjet 100
    که مسافربری هم هست میدونم نشنیدی .
    کسانی از اینا باید ایراد بگیرن مثل اروپاییها یا امریکاییها نه تو افتابه بدست که هنوز هم بهش افتخار میکنی.
    باز هم میگم اگه تمام اصطلاحات هوا نوردی بلد باشی بزم هوا نورد نیستی
    باز هم میگم بجای نقد یا برسی حوادث هوایی کمی ادب یاد بگیر
    جناب مدرسی لطفا این پیغام را که در جواب کامنت توهین امیزی که نسبت به من ارسال و توسط شما تایید گردیده بوددرج نمایید تا شاید این دوست گرامی دفعه بعد بدونه که توهین کار درستی نیست
    امید وارم که این پیغام بنده مثل پیغام علی خان مورد تایید قرار بگیرد جناب مدرسی بر میگردم به حرف شما که گفتید انتقاد سازنده است اما اگر جواب انتقاد بی احترامی و توهین بود اونوقت چی؟
    یادمه پارسال همین موقع یه خلبان روس شرکت تابان تو فرود گاه امام بهم گفت که راجب همین کاسپین گفت هواپیما از اورهال برگشته با دستگاه وجب به وجب چک شده که ترک میکروسکپی هم نداشته باشه ولی علی اقا هنوز کارشناسا اعلام نظر نکردن رسما نظر رسمی شخص خودش اعلام کرد
    چون چند روز یش بوی سایت تابناک خوندم که دلیل سقوط رسما اعلام نشده هر چی گشتم لینکش پیدا نشد ولی کارشناس ما کاش از همه بهتره بدون تحقیق و جعبه سیاه نظر میده!!!!!!!
    تازه اصلا به هیچ مدرکی هم هاحیاج نداره چون جواب انتقاد هارو با توهین میده.
    به امید دیدار در ایران اگه خدا بخواهد تا 10 روز دیگه عازم اقای مدرسی
    اقای صفری اگر خواستی باز هم توهین کنی بهتر به این ادرس مستقیم بفرستی توی سایتی که هزاران خواننده داره خوب نیست به کسی توهین کنی
    belarus_07((at))yahoo.com
    پاسخ
    محمد جان عزيز و گرامي
    قبل از هر سخني ، صادقانه اعلام مي كنم كه پاسخ آقاي صفري به شما توهين اميز بوده است . من وقتي خواندم ، به شرفم قسم شوكه شدم . و حق پاسخگويي شما محفوظ است .
    دوست عزيز .. خود شما شاهد هستي كه من حتي توهين به خودم رو هم منتشر مي كردم ! و اخيرآ به خواسته خوانندگان محترم ديگه كامنت هاي توهين اميز به خودم رو منتشر نمي كنم .
    دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند .. بدانند كه من به دموكراسي و آزادي بيان معتقد هستم . و تنها واژه هاي زننده و سياسي رو حذف مي كردم .. اما اگه قرار باشه وضع به همين منوال پيش برود ، با اجازه دوستاني كه براي آرامش و سرگرمي تشريف به سايت مي اورند ، آن ها را حذف خواهم كرد .
    من همان طور كه در پاسخ اولين كامنت شما عرض كردم .. كه بيان شما برداشت مغرضانه رو تلقي مي كرد ، اما باور كنيد اصلآ انتظار اين مجادله رو نداشتم . ولي رسمآ اعلام مي كنم كه از اين به بعد هر نوع كامنت توهين آميز يا داراي مفاهيم طعنه آميز رو حذف خواهم كرد .. از من دلخور نشويد .
    هر كدام از شما يك بار بدون سانسور حرف هاي خودتون رو زديد
    ياد سخن قديمي ها افتادم .. يادشون به خير .. هميشه مي گفتند هر كسي كه كوتاه بيايد ، نشانه ترس و ضعف او نيست .. بلكه برعكس نشاندهنده شخصيت بالاي آن فرد به حساب مي آيد .
    با اين حساب ، اگه يكي از طرفين كوتاه آمده يا به قول شهاب نازنين با الفاظي مودبانه سخن خود رو بيان مي كرد ، مسلمآ هيچ كس به حساب ترس يا بي منطقي نمي گذاشت ... بگذريم
    محمد جان گرامي .. من در موضوع جدل شما با علي آقا .. همواره تآكيد كردم كه شما رو مي شناسم . از دوستان قديمي سايت هستيد . در گذشته با نكته سنجي هاي دقيق خود ، اشتباهات بنده رو متذكر شديد . و من با كمال احترام پذيرفته و رسمآ از شما تشكر كردم . در اين قضيه هم يكي از دلايل مداخله نكردن بنده ، صرفآ به اين خاطر بود كه چون نويسنده اين پست جناب صفري است .. امكان انتشار ديدگاه هايش رو در پاسخ به خوانندگان بدهم .
    حتي قبل از رفتن به كرج ، از ايشون خواستم تا رمز عبور سايت رو در اختيارش بگذارم تا خوانندگان محترمي كه كامنت مي گذارند ، معطل نشوند . .. ! منتها خود وي قبول نكرد . منظورم اين است كه بنده براي احترام به خوانندگانم حتي حاضر به در اختيار گذاشتن پسورد هاي سايت ام شدم . مسلمآ چنين ادمي با اين نوع ديدگاهي كه دارد ، راضي به توهين به دوستانش نيست .
    اميدوارم اين اخرين كامنت از اين نوع بين شما و علي آقا باشد . و گرنه با كمال شرمندگي از اين به بعد منتشر نخواهم كرد .. و با نقطه چين بخش توهين اميزش رو حذف خواهم كرد .
    از جناب صفري عزيز هم خواهش مي كنم .. گذشته ها رو فراموش كرده و با محمد خان گرامي دوستي برقرار كند .. و از اين مجادله بيهوده پرهيز نمايد
    با تشكر از شما

    کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
    بی نهایت سپاسگزارم از شما و جناب آقای صفری عزیز بابت جواب به سوالات بنده.
    کاپیتان در مورد تحلیل یک جهان یک جام من فکر می کنم با توجه به زحماتی که برای آماده کردن این پست کشیده اید حیف است که آن را نیمه تمام بگذارید.اگر خودتان هم صلاح دانستید آن را منتشر کنید.
    کاپیتان عزیز از شما خواهش می کنم اگر جناب صفری هم موافق هستند و از نظر ایشان ایرادی ندارد و اجازه می دهند،آدرس ایمیل ایشان را به من بدهید.ممنون می شوم.
    با تشکر و ایام به کام.
    پاسخ
    سرور گرامي جناب جوهري عزيز
    با سپاس از شما و تشكر از اظهار نظري كه در باب پست بعدي فرموديد . چشم . حتمآ آن را تقديم شما ياران همدل كرده و خيلي زود مطلب بعدي رو منتشر خواهم كرد .
    از جناب صفري مي خواهم اي ميل خود رو در ذيل همين كامنت درج نمايد .
    با سپاس

    یه چیزی فاموش کردم بگم جناب مدرسی صانحه اصفهان یادتون هست که خیلیها مطالب شما و بعنوان سند قرار دادن و شما مجبور به حذف پست شدید .دلیل انتقاد من هم به همین خاطر بود که هر کس ممکنه از این سایت به عنوان سند استفاده کنه که در حقیقت هیچ سندیتی هم نداره .
    حالا انتقاد من به جناب نویسنده بر خورد.حتی زیر مطلب ویسنده محترم فراموش کرده بنویسه که این مطالب نظر واستدلال شخصی نویسنده است نه یک نظر کارشانس و قطعی !!!!!
    با احترام محمد
    پاسخ
    بي نهايت ممنونم محمد جان عزيز
    به نكته بسيار اساسي اشاره كردي . البته تصور من اين بود كه قضيه كمپرسور رسمآ از سوي منابع هواپيمايي صادر شده است . شايد هم تصور خيلي ها از جمله علي آقا هم چنين بوده است .. ! به هر حال من به شخصه فكر مي كردم اين نظريه رسمآ اعلام شده است .
    در باره استناد به مطالب .. بله واقعا چنين است . موارد ديگري هم بوده است . كه از آن به بعد تصميم گرفتم بعد از اعلام نظر رسمي ، به تحليل بپردازم . اما علي رغم اين مسايل ، همواره تآكيد مي كنم كه اين نظريه شخصي است و ممكن است غلط باشد . چون تبعات آن خيلي بالاست ..
    از اين كه به نكته مهمي اشاره و ياد اوري فرمودي ، از شما سپاسگزارم

    سلام عمو جان
    من برگشتمD-: !
    از زحماتتون مچکرم همچنین اقای صفری واقای فرنودی عزیز
    به نظر من هم با توجه به وقتی که صرف مطلب یاد شده کردید بهتره که مطلب 1جهان 1جام رو زودتر منتشر کنید .. که فک کنم همین تصمیم روگرفتید

    شادو سبز باشید
    پاسخ
    رسيدن به خير دخترم .. خوش اومدي
    از طرف آقايان فرنودي و صفري هم از شما تشكر و قدرداني مي كنم
    در باره يك جهان يك جام .. حق با شماست . دوستان هم چنين خواسته مشتركي داشتند . و من قصد دارم بعد از مدتي ، سريع مطلب بعدي رو كه جنبه اموزشي داره منتشر كنم
    مواظب خودت باش نوشين عزيزم

    سلام عمو جان
    امیدوارم حالتان خوب و ایام به کامتان باشد
    در مورد مجادله دوستان عزیز ( آقایان صفری و محمد ) ، متاسفانه بعضی ها انگار سایت رو با ارثیه پدریشان اشتباه گرفته اند که اینجارو تبدیل به فضایی برای کوبیدن همدیگه کرده اند.اگر اینجوری فکر میکنند بایستی بگویم که سخت در اشتباهند.
    با وجودیکه من اسم توپولوف رو تابوت پلوف گذاشته ام و بسیار از این هواپیما هم به لحاظ فنی و .... معترضم و علیرغم اینکه اعتقاد دارم ورود این ها به ناوگان هوایی کشور از ابتدا اشتباه بود و باز ندیده و نخوانده !!! اعتقاد دارم که سوخوی 100 هم آنچنان مالی نمیتواند باشد ولی باز اینها دلیلی برای کوبیدن همدیگر نمیتوانند باشند.
    باز گلی به جمال محمد که جانب ادب رو رعایت کرده اند ولی جناب آقای صفری ، به عنوان کسی که چند پیراهن توی زندگی بیشتر از شما پاره کرده ام نصیحتی دوستانه برایتان دارم : درخت هر چه بیشتر بار بدهد همانقدر هم سرش را بیشتر خم میکند.به دانسته هایتان مغرور نبوده و دل هم وطنانتان را به خاطر کمونیست های پست فطرت نشکنید.
    عزت زیاد ، پاینده و تندرست باشید
    بابک معترض
    پاسخ
    دكتر جان قربون كلامت .. واقعآ سخن از حقيقت گفتي .. سخن دل خيلي ها رو به زبان اوردي .. بايد اعتراف كنم من هم عين شما فكر مي كنم .. اصلآ خيال همه را راحت كنم .. كلآ از كشور روسيه كمونيستي متنفر بودم . و اين نظريه رو در يكي از مطالبم كه مربوط به پرواز به مسكو بود ، عنوان كردم . اما به قول شما دليل نمي شود به كسي كه طرفدار اين ها و محصولات ان باشد .. توهين كرد . آن هم از سوي انسان تحصيل كرده و محقق آگاه .. !
    البته دكتر جان مقصر اصلي خود من هستم . نبايد كامنت ها ي توهين اميز رو منتشر مي كردم . شايد به اين دليل كه او صاحب پست بود ..
    پذيرش اين اشتباه از سوي دوستان ، سر سوزني از احترام و شخصيت ان ها كم نمي كند . دوستان به خاطر علاقه به اين عزيزان است كه اظهار نظر مي كنند .. و گرنه اصلآ اهميتي نمي دادند .
    به هر حال اميدوارم اين آخرين مجادله بين اين دو عزيز باشد
    ممنون دكتر جا كه با كلام حق خودت ، صلح و صفا را به ارمغان اوردي

    دوستان عزیزم سلام.بسیار تعجب میکنم که دو تحلیل گر علمی یکدیگر را به اسامی و القابی خطاب می کنند که انسان خجالت می کشد.آقایان بخدا جوانان این کشور مطالب شمارا می خوانند و اصلا زیبنده نیست چنین با یکدیگر جدال لفظی داشته باشید.حضور در این سایت پر بیننده باید برای هر کسی افتخار داشته باشد زیرا در رسانه ای حاضر می شود که صدها نفر از جمعیت این کشور مطالب و نوشته های ایشانرا می خوانند و قضاوت می کنند.این بسیار جای مباهات دارد و باید از این مرد سخت کوش که بجای پرداختن به آّب و نان خانواده بفکر تغذیه فکری جوانان این مملکت است قدردانی شود نه اینکه حرمت سایت و سوابقش را ندانید و فضای سایت را آلوده به این حرفهای بیهوده کنید.امیدوارم دلگیر نشده باشید.
    پاسخ
    جناب آقاي فرنودي گرامي
    با تشكر فراوان از شما و دكتر معترض گرامي كه با نصيحت دوستان جوان ما حرمت سايت رو حفظ مي فرماييد .
    اميدوارم ديگه شاهد اين مباحث كه به قول شما بيهوده است نباشيم .
    محمود جان باور كن من به داشتن دوستان فرهيخته اي مثل شما افتخار مي كنم
    و خوشحالم كه به اين سايت افتخار حضور مي دهيد
    باز هم سپاسگزارم

    با درود!

    آقایان! آتش بس اعلام می کنیم!

    حالا قدر من و جناب آقای کدخدایی را بهتر بدانید آقای مدرسی! منظورم را که متوجه شدید؟!


    چشمک!
    پاسخ
    ممنون دوست عزيزم
    اتفاقآ من بعد از كش يافتن مباحث اين دو عزيز ، ياد شما و جناب كدخدايي افتادم كه در نهايت به دوستي عميق ختم شد .
    ممنون از توجه شما

    جناب مدرسی من از اول هم با کسی مشکل نداشتم.
    من از یک چیزی خوشم نبومد اعلام کردم.حالا هم منتظر مطلب بعدی شما هستم .
    راستی 6 ماه پبش بود که قرار بود یک پست راجب پرواز کور بذارید اما خبری نیست ؟
    پاسخ
    ممنون محمد جان .. شما لطف داريد
    در باره پرواز كور .. چشم بايد كمي تحقيق كنم و دست پر در خدمت شما عزيزان باشم
    با تشكر از حضور پر مهر شما

    سلام استاد گرامي جناب آقاي مدرسي.


    اول از همه يك عذر خواهي به شما و خوانندگان فهيم بده كار هستم به خاطر جواب دادن به آقاي محمد از بلاروس .

    اميدوارم ايشان هم ناراحت نشده باشند.

    محمد عزيز.

    بازهم اگه تند روي كردم از شما عذر خواهي ميكنم.

    ----------------------------------

    بنده يك هوانورد نيستم و نخواهم شد.

    شما راست مي گويي برادر من .

    هي مطلب مي گذاري كه به من ثابت كني كه هوانورد نيستم و هوانورد نخواهم شد!!!!!

    (باشه داداش من قبول كردم)

    بنده امروز اين مطلب را پذيرفتم و ديگه حرفي توي اين زمينه نمي زنم .

    چرا كاري كنيم كه به خاطر ما ديگران ناراحت شوند اصلا ارزش نداره برادر من .

    باز هم اگر از پاسخ بنده ناراحت شدي از شما عذر مي خواهم بنده جواني كردم فكر كردم دارم با بچه محلمون صحبت ميكنم.

    از اين به بعد براي خودم مي نويسم و حال ميكنم.امروز هم مي خوام برم براي خودم يه جايزه بخرم كه اينقدر انسان شريفي هستم!!!!

    البته اگه اشكال نداشته باشه.

    اين هم يك تجربه بود بهتر از خيلي تجربه هايي كه جوانان امروز توي اين لجن بازار دارند!!


    آقاي مدرسي استاد بزرگوار و خوانندگان شريف شايد به خاطر لحن تند پيام قبلي من به اين آقا كمي بدبين شده باشيد نمي دانم شما جاي من بوديد چه مي كرديد چون شما جاي من نيستيد.....!!

    به هرحال در اين مدت جناب كاپيتان مدرسي عزيز هم زحمات زيادي كشيدند و جا دارد از ايشان تشكر ويژه كنم .
    پاسخ
    پسر عزيز و بزرگوارم علي جان
    نياز به عذر خواهي نيست .. همين كه قبول كردي تند رفتي ، براي دوستان و خوانندگان سايت كافي است . اما عذر خواهي شما نشان از شخصيت والا و مهربان شما دارد . با اين كار ثابت كرديد كه انتقاد پذير هستيد . البته به بنده ثابت شده بود . اما مهم خوانندگان سايت و دوستان هستند كه بايد راضي باشند .. و با اين عذر خواهي چيزي از شخصيت و بزرگواري ات نه تنها كم نشد ، بلكه به اعتقاد من خيلي هم باعث خوشحالي است .
    اما اين كه مدعي شدي .. هوانورد نيستي .. اشتباه است . شما مگه به خاطر بنده يا محمد عزيز قرار بود هوانورد شودي كه حالا با حرف ما مي خواهي كناب بكشي ..!!؟؟ به نظر حقير شما نه تنها اطلاعات و دانش هوانوردي ات همانند اغلب هوانورادان است . بلكه گاهي در مباحثي كه مطرح مي كني كه نشان از درك و تحقيق شما دارد ، كوي سبقت را از هوانوردان هم مي ربايي . اين را بدون تعارف عرض مي كنم . و حاضرم هر كي قبول نداره ، ثابت كنم . مگه هوانوردان بلانسبت شاخ دارند يا دم .. !!؟ همه آدم هاي عادي هستند كه به خاطر حرفه شون مطالعاتي در زمينه كار خود دارند . و بي ترديد مطالعات شما خيلي گسترده تر از اين داستان هاست .
    مسايل ارتباطي و اجتماعي رو هرگز به زندگي ات ربط نده .. شما براي اينده ات برنامه هايي داري .. كه به عقيده بنده اين همه اطلاعات جامع از صنعت هوانوردي بيش از حد نياز براي هوانورد شدن است
    علي جان .. همه ما گاهي داغ مي كنيم . مهم اين است كه بعد قانع شويم . كه شما كاري كردي كارستان . مطمئن باش محمد عزيز هم بد شما را نمي خواهد . ممكنه در بيان منظورش مرتكب اشتباهات لفظي شده باشد . اما شخصيت او خيلي فراتر از يك كاربر گمنام و معمولي است . انسان شريفي است . به هر حال خوشحالم كه صلح و دوستي برقرار شد . خدا رو شكر .
    علي جان .. من هرگز به شما بدبين نشده ام . شما را مثل پسر خودم دوست دارم . اگه برايم مهم نبودي .. اصلآ خودم رو درگير مجادله شما نمي كردم . و از دوستان هم مي خواستم بي خيال مباحث شما باشند . شما بايد قدر خودت رو بدوني . از اين به بعد با اون علي اصغر صفري گذشته خيلي فرق داري .. حالا اغلب شما رو مي شناسند . با دانش و معلومات پروازي شما آشنا هستند و ان را قبول دارند .. نمونه بارز آن تيمسار آذربرزين بزرگوار بود .. كه از ان سوي آب با كامنتي محبت اميز كار شما رو تائيد كرد .. اين مهم است پسرم . در هر حرفه اي كه بروي اين چالش ها اجتناب ناپذيره .. مهم اين است كه هرگر هدف خود رو فراموش نكنيم
    من منتظر آثار بعدي شما هستم
    با ارزوي موفقيت براي شما پسر فرهيخته ام

    دستتون درد نکنه. واقعا جالب بود. اینکه این موضوع رو هم یاد آوری کردین کار خیلی خوبی بود.
    پاسخ
    ممنون بهنام جان عزيز
    زحمت ان را جناب صفري عزيز كشيده بود
    خوشحالم كه پسنديدي

    سلام اقای مدرسی خوب هستید؟
    ببخشید ولی شما را اصلا نمیشه پیدا کرد ها!توی این چند روز چند بار تماس گرفتم و اس ام اس زدم ولی ظاهرا امکان برقراری ارتباط نبود.البته گفته بودید که دارید میروید به کرج.من باز هم از شما خیلی تشکر می کنم می خواستم بگم ان مشکل من فعلا به صورت توافقی حل شده و معامله را فسخ کردیم.در اولین فرصت تماس می گیرم و براتون توضیح می دهم.فقط خواستم این را بگم تا نگران نباشید.باز هم بسیار ممنون.
    پاسخ
    دختر عزيز و نازنينم فريده جان
    با پوزش فراوان از شما ، همان طور كه قبلآ گفته بودم ، اين مدت كرج بودم . و در منطقه جهانشهر به هيچ عنوان موبايل ها آنتن نمي دهند .. ولي واقعآ نگران حال شما بودم . خوشحالم كه گام هاي نخست رو با موفقيت طي كرديد .
    منتظر شنيدن صداي گرم شما هستم

    با عرض سلام و خسته نباشید.

    جناب آقای مدرسی بزرگوار.

    بنده امیرعباس نصر دوست علی صفری و هم کلاسی ایشان و در ضمن هم محله ایشان هستم و میخواستم در مورد مسئله مطرح شده در سایت شما استاد فرهیخته و بزرگوار در صورت صلاحدید شخص جناب عالی مطالبی را عرض کنم.

    در ابتدا ضمن تبریک به شما به خاطر مدیریت این سایت وزین و زیبا که بنده به تشویق دوست عزیزم

    علی صفری نخستین بار بهمن ماه سال گذشته با آن آشنا شدم تبریک صمیمانه عرض می کنم و لازم

    به ذکر می دانم که اگر چه تا به حال مزاحم شما نشدم و یکبار هم بدون اسم کامنت درج کرده ام ولی

    همواره مطالب زیبای سایت شما را مورد مطالعه قرار می دهم و به راستی با اینکه خود بنده هم دستی

    بر قلم دارم با این حال شما را از لحاظ قدرت نویسندگی و تاثیر بر مخاطبین بسیار در این زمینه خبره و

    کار کشته و دلیل این امر را صداقت و نیت پاک شما در درج مطالب می دانم.

    اما غرض اصلی از مزاحمت در مورد دیالوگی که بین علی و جناب محمد بزرگوار رخ داد.

    جناب آقای مدرسی دوستی بنده و علی صفری مربوط به ۵ سال پیش است که با ایشان در یک

    دبیرستان بودم و از همان دوران دبیرستان علی را به عنوان یک دوست صمیمی و خیرخواه برگزیدم و تا به امروز به عنوان یکی از بهترین دوستان زندگی به دوستی با وی افتخار می کنم.

    قسم می خورم بدون تعصب دوستی دیرینه در مورد این جوان با شما صحبت کنم .

    در مورد سطح سواد واطلاعات ایشان بنده چون در این زمینه هیچ گونه سوادی ندارم هیچ اظهار نظری

    نمی کنم اما حس می کنم که در این مسئله ایجاد شده کمی نسبت به ایشان از سوی بعضی از عزیزان زود قضاوت شده است.

    اگر چه خود ایشان هم به خاطر بعضی از رفتارها مقصر است.

    جناب مدرسی از آن روزی که با علی آشنا شدم همواره در دست او یک نشریه-کتاب-کتابچه و...مربوط به

    هواپیما و پرواز دیده ام چه در دوران دبیرستان و چه در دوران دانشگاه و حتی گاهی در محیط بیرون از

    دانشگاه و از علاقه و پشتکار ایشان در این زمینه خاطرات بسیار زیادی دارم که همه نشان دهنده آن

    است که علی برای آنچه که امروز به آن رسیده زحمت کشیده است.

    یادم می آید در هنگامی که با ایشان در پیش دانشگاهی درس می خواندم بارها و بارها شاهد تلاش طاقت فرسای ایشان برای کسب جزئی ترین اطلاعات در مورد پرواز و هواپیما بودم که اگر به چشم خودم نمی دیدم باور نمی کردم.

    بعد از کنکور به خاطر رفتن به ۲ دانشگاه مختلف با یک سال تفاوت مدتی از کارهای ایشان بی خبر بودم

    تا اینکه متوجه شدم ایشان مشغول کار بر روی یک سیستم هشدار دهنده در هواپیماهای

    جنگنده است و در سطح بالایی با چند متخصص الکترونیک و مکانیک در حال کار بود.گویا سیستمی بود

    که خودش طراحی کرده بود و توجه بسیاری از متخصصان را جلب کرده بود.

    یادم می آید که وقت زیادی را صرف پیگیری و انجام این طرح خود کرد و همیشه درد و دل زیادی با بنده در

    مورد مشکلات کارهای تحقیقی و فشار بالای روانی این کار ها می کرد و کار بنده هم شده بود دلداری.

    حتی یک کیت هم ساختند و برای پیگیری به تهران دعوت شدند و حتی با چند نفر از متخصصان رده

    بالای این زمینه جلسات مکرر و فشرده داشتند که در نتیجه چون علی غیر نظامی بود و در رشته علوم

    سیاسی هم تحصیل می کرد نتوانست کاری را که برای آن بسیار زحمت کشیده بود به اتمام برساند و

    آنقدر کارها پیچیده شده بود که خودش علی رغم میل و با وجود فشار روحی زیاد طرحی را که به قول خودش چشمش را روی آن گذاشته بود نا تمام رها کرد/

    ولی در این مدت شاهد تحسین تمجید بسیاری از خلبانان غیور نیروی هوایی از ایشان بودم .

    شاید گفتن از تلاش های او ثمره ای جز اتلاف وقت شما و خوانندگان نداشته باشد.

    اما این فقط بخشی از کارهایی بود که توسط وی انجام شد و دهها خدمت دیگر آن هم به صورت رایگان

    به صنعت هوانوردی به عنوان یک محقق جوان بسیار جای تشکر دارد حتی اگر سطح تحلیل های ایشان

    بالا نباشد اما به نظر من همین که جسارت کرده و یک چنین کاری را انجام می دهد بسیار جای خوشحالی است.

    من هیچ چیزی از پرواز نمی دانم و اگر جسارت نباشد علاقه ای هم به این کار ندارم ولی سوالم از جناب محمد عزیز این است :

    آیا کسی که به اصول و تکنیک های این کار وارد نباشد می تواند در ۲۲ سالگی در رسانه جهانی اینترنت

    بلافاصله پس از یک سانحه خلبانان روسی را محکوم کند که سطح سواد پایینی دارند یا اینکه خلبانان روسی ریسک پذیرند!!!

    مگر طرح چنین مسئله ای به همین سادگی است اگر نویسنده چنین مطلبی بی سواد باشد می تواند تا چنین سطحی در مورد عملکرد خلبانان کشوری مثل روسیه تحلیل بنویسد.؟!!

    یا در مورد حفظ خونسردی و شوخی با هواپیما یا سانحه هوایی هلند که علی زحمت تحلیل آن را کشید.آیا با شبیه ساز می توان چنین تحلیلی را منتشر کرد.؟!!

    من فکر میکنم محمد عزیز در مورد مطلب ایشان کمی و بیش از کمی بی انصافی به خرج داده.

    نوع لحن خود جناب محمد در اولین کامنت خودشان در این پست بسیار زننده بود جناب مدرسی.

    اما در مورد دخالت جناب محمد در بخش دیگر زندگی ایشان که هیچ ربطی هم به موضوع مورد بحث نداشته بنده به عنوان یک دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل باید پاسخ این دوست عزیز را بدهم.

    در بخشی از فرموده محمد عزیز که گفته بودند:

    (( شما هم لطفا برید قوانین جزایی و مدنی را مطالعه و نقد کنید.....))باید خدمت این دوست عزیز عرض

    کنم که رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل یکی از مطرح ترین و با کلاس ترین و پر درآمد ترین رشته

    های تحصیلی در جهان است و اگرمراجعه کنید به سفارت خانه ها کشور های عضو اتحادیه اروپا متوجه

    احترام ویژه ای که آنها به دانشجویان علوم سیاسی ایرنی میگذارند خواهید شد.

    پس امیدوارم منظور آقای محمد از بیان این جمله توهین به رشته علوم سیاسی وروابط بین املل نبوده باشد یا خدای ناکرده ایشان قصد تحقیر این رشته های مهم و تاثیر گذار علمی را نداشته باشند...

    ضمن اینکه باید بگویم به خاطر اینکه رشته تحصیلی بنده و علی یکی است و به تازگی برای دوره

    تکمیلی دوباره وارد یک دانشگاه شده ایم علی اصغر صفری دهها برابر تسلطی که در پرواز دارد در رشته

    تحصیلی خودش هم موفق است و این را به عنوان یک رقیب می گویم و هیچ قصد بزرگ نمایی نداشته

    وندارم همین قدر بگویم که در مباحث استراتژیک در دانشگاه هیچ کس حتی هیچ استادی را برتر از وی

    ندیده ام و هرگاه در این مورد کنفرانس دارد تا چند روز بعد پس لرز ه های کنفرانس های وی در محیط کلاس و دانشگاه وجود دارد.

    البته در مورد نوشته افراطی علی بنده هیچ دفاعی نمی کنم و امیدوارم با توجه به شناختی که از ایشان دارم هرچه سریعتر از آقا محمد بزرگوار عذر خواهی کند.

    در پایان از جناب مدرسی عزیز هم تشکر می کنم و امیدوارم سربلند باشند و قدر سایت وزین و زیبای خودشان را بدانند.

    امیرعباس نصر

    دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل.

    ۳۰/۴/۸۹
    اصفهان-کافی نت خاطره.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي جناب نصر
    با سپاس فراوان از توضيحاتي كه مرقوم فرموديد . واقعيت اين است هر كسي در زندگي خود معيار هايي براي شناخت افراد دارد . در مورد جناب صفري اگر چه خود به دليل حجب و حيا در روز نخست آشنايي هرگز اشاره اي اين چنيني به گذشته تحصيلي اش نكرد ، اما درج چند خط در باب صنعت هوانوردي كافي بود تا به قدرت دانش وي پي ببرم . بعد از 58 سال زندگي حتمآ معيار هايي براي سنجش افراد دارم .. ! و صادقانه مي گويم خيلي راحت پي به عمق انديشه و دانش اين جوان بردم . و حتمآ يادتان است كه بدون هيچ شرط و شروطي تا امروز مطالب و تحليل هاي وي را با افتخار منتشر كرده .. و با تمام وجودم از وي حمايت مي كنم . و مطئن هستم خيلي زود بالاتر از حدي كه خود تصورش رو مي كند ، اوج گرفته و رشد خواهد كرد .
    اما در باره درگيري وي با جناب محمد .. اگر چه من به شخصه مخالف هر نوع توهين و ديالوگ هاي تحقير آميز در سايت ام هستم .. اما در قضيه فوق به حرمت دوستان تنها هدف ام برقراري صلح بود . و هرگز به عنوان يك قاضي در باره مجرم بودن هريك از ان ها قضاوت نكردم .
    و ديديم كه علي جان با عذر خواهي قال قضيه رو كنده .. و خود را از فشار چالش با شخصي به نام محمد رها كرد . البته ساعاتي پيش اطلاعاتي در باره پيشينه كدورت جناب محمد به دستم رسيد . .. كه بنده به دليل حواس پرتي فراموش كرده بودم . كه اگه خدا بخواهد در اين رابطه اطلاعيه اي رسمي صادر خواهم كرد . تا به نوعي از علي دلجويي شود .
    اما باور كن .. همين مجادلات باعث شده است نتوانم پست جديدم ام رو كه هشتاد درصد كار هاي آن از قبل تكميل شده است رو كامل كنم .. !
    با سپاس از شما و تبريك به خاطر داشتن دوستي چون علي اصغر صفري
    ممنون از كامنت شما

    با سلام حضور بهروز خان عزیز من هم به نوبه خودم سالگرد این ضایعه رو خدمت خانوادگان داغدار این ضایعه تسلیت می گویم انشاء الله غم آخرشان باشه.
    چند روز پیش برای درمان زخم کمرم تهران بودم نمی دونم شما با این آب هوا چه می کنید ما که رفتیم شما بمونید با این آب وهوا چشمک اون خانم دکتر بداخلاق هم خدمت شما سلام رشوند آدرس سایت رو بهش دادم تا اون هم از مطالب سایت بهرمند شه مطالب جناب فرنودی نازنین هم خیلی زیبا و دلنشین است اگر دیدنشون سلام مخصوص بنده رو خدمت ایشان برسونید طراحی عکس ها هم واقعا" محشره دستت گلت درد نکنه خیلی زیبا هستن سلام بنده رو خدمت خانواده و دوستان عزیز برسانید.
    یا علی
    پاسخ
    خدا بد نده جعفر خان .. حق داري با اين همه فشار ماموريت هاي خارج از مركز درد كمر هم بگيري .. ! اميدوارم مداوا شده باشي
    ممنون از شما .. من هم به نوبه خود اين ضايعه رو به مردم ايران و خانواده هاي داغدار حادثه تسليت مي گويم .
    جعفر خان اشاره به آب و هوا كردي .. ما اگه به جاي خوش آب و هوا برويم ، مريض شده و دوست داريم هر چه زودتر به تهران برگرديم .. عين حكايت بهرام گور و آن كشاورزي كه گوساله رو حمل مي كرد !! .. عادت كرده ايم
    در مورد جذابيت مطالب و خاطرات جناب فرنودي با شما موافق هستم .. و از طرف خودم از شما تشكر مي كنم
    ممنون از حضورت

    سلام جناب آقای مدرسی

    این کامنت را خدمت تمامی دوستان عزیز آقایان صفری – فرنودی- پترائوس – کدخدایی و تمامی دوستانی که در این سایت کامنت میگذارند مینویسم. البته قبلا با آقای مدرسی هماهنگی تلفنی شده است و ایشان نسبت به حذف تمام یا هر بخشی که صلاح دانسته اند مختارند.

    روی سخن من با کارمند سفارت ایران در بلاروس و دلال فروش و اجاره توپولوف آقای وطن فروش محمد یا محمد از بلاروس سابق یا هر کوفت دیگری است.
    در ابتدا عرض کنم مردک تو غلط میکنی به اجداد ما ایرانی ها توهین میکنی قسمتی از کامنت این مردک را بخوانید:
    (علی اقای صفری هر چی میخوای راجب من فکر کن ولی همین روسها که تو ازش متنفری وقتی پدر من و شما توی روستاهاشون خر سوار میشدن((پدر من روستایی است پدر شما رو نمیدونم)) اونا توی فضا بودن!!!!!!!! )

    مردک خرسوار وقتی دوهزاروپانصد سال پیش ما دانشگاه جندی شاپور داشتیم راه شاهی داشتیم که از ترکیه فعلی تا پاسارگاد را به هم وصل میکرد وقتی داریوش کبیر کانالی را ساخت که الان به کانال سوئز مشهور است
    اربابان روس تو داشتند تو جنگل ها همدیگرو میخوردن شاید بابای خرسوار تو هم یکی از اونها بوده!!!!!!!

    تو اول میگی به احترام خانواده های داغدار نباید در مورد توپولوف حرف زد بعد به جد اندر جد همون خانواده ها توهین میکنی؟؟؟
    چه غلطها...

    دوستان این وطن فروش روس همونیه که پارسال هم وقتی آقای مدرسی خواست مدارک دلالان توپولوف را رو کنه با اسم محمد از بلاروس اومد اینجا و شکر زیادی خورد.... ولی با جوابهایی که از منو و سایرین گرفت فهمید مسجد جای ......نیست و دمش رو جمع کرد ولی هر بار اینجا صحبت از توپولوفهای روسی میشه دوباره سرو کله اش پیدا میشه و انگار به ناموسش توهین شده.

    یک دلیل دیگه از مزدور بودن و دلالی این آقای خرسوار:
    لطفا به قسمتی از کامنتش در زیر نگاه کنید:
    (یادمه پارسال همین موقع یه خلبان روس شرکت تابان تو فرود گاه امام بهم گفت که راجب همین کاسپین گفت هواپیما از اورهال برگشته با دستگاه وجب به وجب چک شده که ترک میکروسکپی هم نداشته باشه ولی علی اقا هنوز کارشناسا اعلام نظر نکردن رسما نظر رسمی شخص خودش اعلام کرد)

    مردک تو اگر یک مسافر معمولی بودی چه جوری تو فرودگاه خلبان توپولوف رو دیدی و اون بی پدر مادر روس از کجا میدونسته که هواپیمای یک شرکت دیگه اوورهال شده و یک کاره هم اومده به تو گفته..... ارواح عمت......

    در خاتمه
    من همانطور که با آقای مدرسی تلفنی صحبت کردم به عنوان کسی که از ابتدای این سایت بوده ام از ایشان خواستم تا زمانی که این مردک وطن فروش به دلیل توهین به هموطنان ما از تک تک عزیزان وآقای صفری عزیز در این سایت رسما معذرت نخواهد کامنتهای ایشان را نمایش ندهند. از سایر دوستان هم خواهش میکنم در رابطه با این توهین آشکار ساکت نمانده و بیایید یکبار برای همیشه دم این وطن فروشهای دلال را از این سایت کوتاه کنیم.

    قربان همگی
    سربلندی ایران و ایرانی را از خداوند خواهانم
    علی از کانادا
    پاسخ
    من قبل از اين كه جواب اين كامنت علي آقا رو بدهم .. اجازه مي خواهم كمي به عقب برگشته و در باره اين موضوع توضيح دهم
    امروز به دليل حضور در جلسه همايش بين المللي خيلي خسته شده بودم .. لذا تصميم داشتم كار شبانه تكميل پست جديد رو به فردا موكول كنم .. از كانادا علي آقا تماس گرفته و در حالي كه خيلي عصباني بود .. از من پرسيد چرا در پاسخ توهين هاي محمد سكوت كرده ام .. !!؟ پرسيدم كدام توهين ؟ اشاره به خر سوار بودن اجداد ما كرده و شديدآ معترض بود .. ! سعي كردم او را قانع كنم كه تمام هدف بنده برقراري صلح و آرامش بين اين دو جوان بود .. و زياد به محتواي كامنت هاي اين دو دقت نكردم .. ! او به من ياد آور شد .. كه ايشان همان محمدي است كه با امضاي محمد از بلاروس كامنت جنجالي مي گذاشت .. ! قسم خوردم كه من اصلآ نشناختم ... وي افزود : اگه يادت باشه از اولين مطلب آقاي صفري كه بر عليه توپولف ها بوده است وي سر و كله اش پيدا شده و بعد از دفاع از صنعت روس ها و توپولف ها با همه از جمله شما و آقاي صفري درگيري داشته است .. ! همان گونه كه اشاره كردم الحمدالله به دليل بيماري آلزايمر من چيزي از گذشته يادم نيست .. البته با توضيحات علي آقا مقداري از آن تشنج ها يادم امد .. در پايان اجازه خواست تا به عنوان يك ايراني از توهيني كه به اجداد ما شده است دفاع نمايد ... همين
    اما اكنون با كامنتي توهين اميز ديگري مواجه شده ام .. اگر چه علي آقا از من خواسته است هر جا كه لازم است را حذف كنم .. اما چه جوري !!؟؟
    صادقانه مي گويم .. من اصلآ چيزي از اون مجادله هاي قبلي در باره توپولف رو يادم نيست . تنها اندكي به صورت خيلي گنگ در ذهن ام مانده است .
    اما در باره ايران و گذشته تاريخي اش واقعآ تعصب دارم .
    باور كنيد .. به شرافتم سوگند نمي دونم چه كار بايد كرد ؟ فقط اين رو مي دونم كه من سايت را راه اندازي كردم تا از فشار هايي كه رويم است كاسته شود . اما حالا با اين اتفاقاتي كه رخ داده است .. بد جوري زير منگنه قرار دارم .. ! اگه اين كامنت رو منتشر نكنم ، خلاف عهدي است كه از روز نخست با خود و خوانندگانم داشتم . اگه بخواهم سانسور كنم .. نمي شود ..!! كجايش رو ؟؟ " دو واژه مردك و وطن فروش كمي توي ذوق مي زند .. باور كنيد بين دور راهي مانده ام .. ! تازه اين اول ماجراست چون حالا كه منتشر كردم .. بايد همين حق را هم براي محمد از بلاروس قايل باشم .. نتيجه سلب آرايش و آزردگي خوانندگان است . از همه مهم تر من با اين اوصاف و كامنت هاي توهين اميز نمي توانم آرامش لازم براي پست هاي بعدي رو داشته باشم .
    يا بايد براي هميشه همه كامنت هاي وبلاگ و سايت را مسدود كنم .. و بدون توجه به نظرات خوانندگان هر از گاهي يك مطلب منتشر كرده و بعد بروم سركار و زندگي خودم ... اگر هم منتشر نكنم .. كه نمي شود . علي آقا از خوانندگان قديمي سايت است . كه از همان روز هاي اول با من در ارتباط بوده است . و هر وقت هم به ايران امده است ، افتخار ملاقات داشته ام ... پس مي بينيد كه تصميم آساني نيست . يعني بنده نمي توانم چنين كاري رو بكنم . به عبارتي .. اين خوانندگان هستند گه بايد رعايت فرمايند .. من فقط توهين هاي زننده رو حذف مي كنم . و بقيه رو علي رغم ميل باطني ام منتشر مي نمايم
    در پايان لازم است به اين نكته اشاره كنم كه .. علي آقا كل كامنت ها مجادله آميز گذشته در باب مطالب آقاي صفري و بنده رو با محمد از بلاروس دارد . و جزئي ترين نظريه هاي وي رو در پاسخ به مطلب نقدي كه بر عليه توپولف ها و دلالان داشتم رو دارد . حاصل اين اتفاقات هر چه باشد ، كاري ندارم اما باور كنيد از كار نگارش و تكميل پست بعدي باز مي مانم .. لطفآ گله نفرماييد .
    حق يك پاسخ براي محمد آقا محفوظ است .

    با درود و سلام بر سرباز واقعي و خستگي ناپذير امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف ) جناب آقای مدرسی عزيز و گرامي
    مطلبتان جالب بود
    اميد وارم سالم باشيد خداوند سايه شما را بر سر خانواده محترم و نوه هاي عزيزت مستدام بدارد
    انشاءالله اين سايت زيبايتان پر بارتر از هميشه فعال باشد.
    با تشكر فراوان
    محمود
    پاسخ
    تشكر مي كنم از شما محمود جان . شرمنده ام مي فرمايي . اما خوشحالم مورد توجه و عنايت شما دوست بزرگوارم قرار گرفته است
    با آرزوي موفقيت و شادكامي و موفقيت براي شما دوست نازنين و بزرگوارم

    دوستان عزیزم باسلام.چند سال قبل که من در یکی از هتلهای تهران مسئولیت داشتم شخصی از مجلس پیش من آمد که مخبر کمیسیون راه و ترابری بود بنام مهندس هزار جریبی یکی از نمایندگان محترم گرگان در مجل ششم.
    دلیل مراجعه این آقا به بنده این بود که به وی گفته بودند در خصوص مسائل هواپیمائی میتوانم مشاوره به وی بدهم.پرسیدم در چه موردی؟ گفت هواپیماهای توپولوف! شخصا بعنوان یک کارشناس بازرگانی هوائی که عمری در حدود 36 سال را در اینراه سپری کرده ام نظر خوبی در مورد هواپیماهای روسی نداشته و ندارم.بااین حال به ایشان گفتم بدلیل اینکه این یک موضوع مملکتی است و شما می خواهید گزارش دقیقی به مجلسی که نمایندگان ملت در آن تصمیم گیری می کنند،بدهید لذا باید کاملا علمی و تجربی باشد.برای اینکه این مورد تحقق پیدا کند من می توانم فرد یا افرادی را بشما معرفی کنم تا در حضور خودم هر سوالی دارید بپرسید و نظرات آنها را یادداشت نموده و به کمیسیون ببرید.ما باید کار کاملا کارشناسی کنیم.وی پذیرفت و چند روزی مهلت گرفتم تا آن ها را پیدا کنم.بلافاصله با کاپیتان عبدالهی خلبان قدیمی و ورزیده سابق هما که سالها مدیر عملیات توپولوف در شرکت ایران ایر تور بود و در کرج دوران بازنشستگی خودرا می گذراند تماس گرفته و با وی قرار ملاقات گذاشتم.همزمان بسراغ دوست گرانقدر و مدیر آژانس پیمان کاپیتان ظفر عزیزی که از خلبانان قدیمی و بسیار باتجربه ایران ایر بوده و دوران بازنشستگی را به گردانندگی یک آژانس مسافرتی در شهرک اکباتان مشغول است، رفتم و هر دوی این بزرگواران با اطلاع از حضور یکدیگر پذیرفتند در این نشست نامحدود از نظر ساعتی حضور یافته و دانش خودرا در اختیار قرار دهند.در یک روز ماه رمضان این اتفاق خوب افتاد و ما چهار نفر در هتای که من مسئولیت داشتم دور هم نشستیم.قرار شد افطار را هم در خدمتشان باشیم تا از نظر وقت کم نیاوریم! جلسه از ساعت 17 الی 22 بطول انجامید. پنج ساعت تمام ایندو خلبان پیشکسوت و آگاه که یکی در مقوله هواپیماهای غربی و دیگری علاوه بر غربی با تسلط کامل روی پرواز های توپولوف به صحبت پرداختند و نماینده محترم مجلس حدود 17 صفحه یادداشت تهیه کرد.کمترین ابراز نظری نکرد(بهرحال خودش هم مهندس بود) و مثل یک شاگرد مطیع فقط گوش کرد و یادداشت برداشت.
    نظرات هردوطرف مورد تائید کامل طرف دیگر هم بود و هیچ جائی اختلاف ولو اندک ایجاد نشد.ایندو خلبان عزیز ما از داکوتا تا 747 های غول پیکر راپرواز کرده و دهها هزار مایل رانده بودند.پس چه کسی موجه تر از اینها برای ابراز نظر؟ کاپیتان عبدالهی بسیاری از توپولوف ها را بهنگام خرید یا اجاره در روسیه یا اقمار آن دیده، امتحان کرده، پرانده و به ایران آورده بود و خودش مدیر عملیات ایران ایر تور بود که میدانید بزرگترین ناوگان توپولوف را داشت.
    بهر شکل بخوبی بیادم هست که کاپیتان عبدالهی ضمن اینکه تائید نمی کرد اظهار داشت به موتور های روسی (یکبار مصرف) اتلاق میشود!! زیرا بسیاری از آنها سابقه دارند که ناگهان از کار افتاده اند و هرگز مشخص نشده چرا ؟(نقل به مضمون).
    شاهد امتناع بسیاری از خطوط شوروی سابق است از استفاده از این هواپیماها و جایگزین کردن نسل غربی! حتی با قیمتهای بسیار گرانتر.
    جلسه پر بار خاتمه یافت و با کمال تاسف من نه ضبط کردم و نه فرصت شد از مهندس هزار جریبی کپی از یادداشتهایش بگیرم! چرا که ایشان از ما قول گرفت برای ادای توضیحات بیشتر در جلسات کمیسیون راه و ترابری حضور یابیم.موضوع این بود که دولت می خواست 500 میلیون دلار در اختیار صنعت هواپیمائی برای نوسازی هواپیماها بگذارد و مجلس می خواست این پول هدر نرود و با نظرات کارشناسان همراه باشد.
    از بد روزگار خود مهندس هزار جریبی که یکی از نمایندگان گرگان بود یکی دو هفته بعد همراه با وزیر راه مرحوم دادمان و تعدادی از نمایندگان مجلس در یک سفر پر مخاطره به گرگان با یکی از همین هواپیماهای روسی (کاسپین)که البته توپولوف نبود و یاک بود سقوط کردند و متاسفانه همگی از دنیا رفتند! همیشه بیاد مهندس هزار جریبی هستم که با چه اشتیاقی می خواست ایرانیان هواپیماهای بهتری سوار شوند و حتما در آخرین لحظات حیات به فکر ایرادات هواپیماهای روسی بنا به گفته ایندو خلبان عزیز ما بوده است و با خود عهد کرده بود که اگر جان سالم بدر ببرد حتما باید این موضوع را به سرانجام برساند...
    متاسفانه اینها هم به خیل صدها نفری پیوستند که در اثر مشکلات مربوط به تحریم - سوء مدیریت - ایرادات هواپیماهای روسی وووو...جانشان را از دست دادند تا ما جدی تر به این اشکالات بپردازیم و هیچوقت هم اینطور نشد و همیشه پس از چند روز فراموشمان شد و دوباره منتظر واقعه تلخ دیگری نشستیم.
    مدرسی عزیز من بدون اینکه بخواهم موضع گیری کنم امیدوارم ایندو دوست عزیز ما که بسیار جوانند بزودی شاهد شکوفائی صنعت هواپیمائی ما و ارج و قرب مسافران ایرانی در هواپیماهای مدرن و بدون مساله آینده باشند و از پروازشان لذت ببرند.بنظر من نباید همواره خودرا در پناه این جمله کلیشه ای که (حادثه خبر نمی کند) پنهان کرده و از عقل و تجربه خود بهره نگیریم.
    به یاد خلبان مرحوم تیمسار مهدی دادپی که خود در یکی از همین سوانح به دیار باقی شتافت و اینروزها سالگرد فوت ایشان است.برایش فاتحه ای بخوانیم.او هم زحمات زیادی علاوه بر ارتش برای هواپیمائی بازرگانی کشید.روحش شاد.
    پاسخ
    سرور عزيز و گرامي جناب فرنودي
    باور كن خيلي افسوس خوردم . بله حادثه بسيار تلخي بود . و خيلي ها به خاطر اين هواپيماها و سوء مديريت ها به قول شما به رحمت الهي شتافتند . خدا همه آن ها را رحمت كند . محمود جان هفته قبل طبق معمول تا نزديكي هاي صبح كار كردم .. و از خستگي حدود ساعت هفت و خورده اي خوابيدم .. حدود ساعت هشت از خوابي كه ديدم پريدم ..
    خواب ديدم در كنار ساختماني بزرگ مثل اكباتان كه زير ستون هاي بزرگي داشت ايستاده ام و با شخصي در حال گفت و گو هستم .. ناگهان ديدم از پله ها تيمسار دادپي پائين امده و به سمت ديگري راهي شد .. صحبت با دوستم رو قطع كرده و به دنبال زنده ياد تيمسار دادپي دويدم . .. من عادت داشتم وقتي پشت سر تيمسار راه مي رفتم .. با سخني طنز توجه او را جلب مي كردم .. اين بار هم با صداي نسبتآ بلند با خودم گفتم .. اي بابا .. چند ساعته من اين جا ايستاده ام نمي دونستم تيمسار عزيزم اون بالاست .. تيمسار لباس پرواز پوشيده بود .. كمي هم برف روي زمين بود .. ناگهان ديدم با اخم برگشت و با نگاه سنگيني به من نگاه كرد .. با خود گفتم حتمآ جايي كار دارد .. با عجله خودم رو به اون ساختمان بلند كه گمان مي كردم دفتر كارش است رسوندم .. آقاي خسروي رئيس دفترش رو كه مردي محترم و سيد اولاد پيغمبر بود رو ديدم .. كه يك لانچ باكس مملو از برنج چرب و خورشت دستش بود به من تعارف كرد .. من به او گفتم .. من براي غذا نيامده ام . اومدم تيمسار را ببينم . در همين حال صداي تيمسار را شنيدم كه با خسروي مي گفت .. مگه نگفتم كسي رو بالا راه نده .. !!؟ خسروي در جواب گفت .. تيمسار غريبه نيست . خودي است . و با اصرار غذا را به من داد .. بعد يادمه از پله ها پائين اومدم .. به همان مسيري كه تيمسار رفته بود نگريستم .. با تعجب ديدم جوي هاي نهر با آب هاي گورا .. به صورت رشته رشته در همان مسير روان هستند .. با ديدن آب ها از ترس خيس شدن پريدم .. كه از خواب بيدار شدم . بقدري غرق در ديالوگ ها بودم كه فكر مي كردم دادپي زنده است .. بعد از مدتي به خود اومدم .. و زدم زير گريه .. همسرم به تصور اين كه اتفاقي برايم افتاده است .. سراسيمه به اتاقم آمد .. بهش خوابم رو تعريف كردم .. تعبير خوبي از آن كرد ..
    بله .. خدا رحمتش كند .. من هنوز هم باروم نمي شه تيمسار فوت كرده است
    به قول شما او هم همراه با هزاران عزيز ديگر جانش را در پاي اين صنعت گذاشت . من در خاطراتم قبلآ هم توضيح داده ام .. از كودكي از روس ها و محصولات روسي متنفر بوده ام .. اين تنفر حالا هم ادامه دارد .
    به همين دليل در هيچ شرايطي سوار آن ها نمي شوم .
    در باره خاطره اي گه تعريف كردي .. اگه زنده ياد مهندس نمي مرد .. شايد تغيري در ناوگان ها مي شد .
    ممنون از شما و اين خاطره جالب ..

    استاد گرامي جناب كاپيتان مدرسي سلام.


    ضمن عذر خواهي مجدد از تمام خوانندگان به خاطر قائله ايجاد شده از همين جا از تمام خوانندگان محترم مي خواهم كه اتش بس اعلام كنند و به خاطر جلوگيري از آشوب و سوء استفاده گروهي از مغرضان اينترنتي خواهشا بحت را به پايان برسانند .

    با ديدن واكنش دوست بزرگوار (علي از كانادا)در مقابل توهين به اجداد ايرانيان بنده احتمال مي دهم كه بحث دامنه بيشتري پيدا كند و اين چيزي نيست كه در اين سايت ظرفيت آن وجود داشته باشد چون اين يك سايت غير سياسي است و در اين ميان اگر خداي نكرده توهيني به گروه و ملتي بشود مدير سايت جناب مدرسي عزيز ممكن است با مشكل مواجه شود.

    به همين دليل بنده دوباره رسما از جناب محمد عزيز به خاطر شروع اين تنش عذر خواهي مي كنم اگر چه خود ايشان هم مقصر بودند ولي اعتراف مي كنم كه بنده بودم كه جو را به سمت راديكال شدن بردم.

    به آقاي محمد هم مي خواهم بگويم كه شايد هر دو نفر دچار اشتباه شده باشيم و تمام اين ناراحتي هاي انفجاري و لحظه اي ناشي از ناراحتي ما به خاطر سوانح اخير است.

    باور كنيد اين سايت از لحاظ انتقاد پذيري بسيار با ظرفيت است ولي اگر بحث تخريب و توهين باشد مسلما همه ما ممكن است از كوره در برويم.

    جناب محمد بزرگوار بايد قبول كني كه هروقت وارد سايت شده اي به جاي انتقاد علمي مسائلي را مطرح كرده اي كه باعث بدبين شدن همه به شما شده است.

    در ضمن بنده هيچ گاه به توپولف يا هيچ هواپيماي روسي ايرادي نگرفته ام بلكه با آمار و اطلاعاتي كه دارم به تحليل سوانح پرداخته ام.

    به من چه كه اكثر سوانح مربوط به توپولف است؟!

    وقتي كه در يكسال دو فروند سانحه ميدهد من نمي توانم به تحليل سوانح اخير ايرباس يا بوئينگ بپردازم.

    ضمن اينكه بنده در تمام نوشته هاي كم ارزش و حقير خودم همواره گفته ام كه اين يك تحليل شخصي است و بر خلاف فكر محمد عزيز در اين مطلب هم اشاره مستقيم كرده ام.

    بنده هيچ ادعايي در اين زمينه ندارم و افراد بسيار باسوادتر از خودم و حتي كم سن وسالتر را هم ديده ام كه در اين زمينه قويتر هستند.

    در مورد صنعت هوايي روسها بنده سر همان حرف اصلي خودم هستم كه در بخش غير نظامي همچنان ضعيف است ولي در بخش نظامي بسيار پيشرقته......

    ----------------------------------
    به هر حال ضمن عذر خواهي دوباره به خاطر حفظ آرامش همه خوانندگان و كاپيتان مدرسي عزيز

    (((بار ديگر بنده مسئوليت تمام تشنج و درگيري به وجود آمده را شخصا پذيرفته و از خوانندگان و جناب مدرسي هم مي خواهم كه خواهشا براي حفظ آرامش هزاران خواننده ديگر بحث را تمام كنند.)))

    ((مسلم است كه اشتباه اصلي از بنده بود چون مي توانستم جواب افراطي اوليه خودم را از طريق ايميل براي جناب محمد ارسال كنم ولي به اشتباه آنرا در سايت مطرح كردم و به قول قديمي ها جواب سلام عليك است...))


    ((استاد قسمتون مي دهم اين قسمت را حذف نكنيد))

    در ضمن بنده مي خواهم مرد و مردانه يك مسئله را مطرح كنم و از استاد بزرگوار هم مي خواهم استادي خودشان را در حق بنده تمام كنند و اجازه طرح اين مسئله را بدهند.

    سوال من از خوانندگان عزيزاين است.

    چه قدر صلاح مي دانند بنده در سايت جناب مدرسي مطلب بگذارم؟

    يادتان باشد كه حقيقت را بگوئيد و جوابها را با يك كلمه آري يا نه به اميل بنده ارسال كنيد و يا در آخر كامنت هاي پست هاي بعدي به آن اشاره كنيد.

    ادرس ايميل بنده.
    alisafari_f14@yahoo.com.

    با تشكر از استاد بزرگوار جناب كاپيتان مدرسي.
    پاسخ
    ممنونم علي جان .. دفعه قبل هم گفتم نياز به عذر خواهي نيست . همين قدر كه بپذيري كمي تند رفتي .. كافي است . همه ما در لحظاتي داغ مي كنيم . و واكنش شديدي از خود نشان مي دهيم .
    شما اگه بدوني علي آقاي طفلك از كانادا چقدر ديشب عصباني بود .. با فرياد با من حرف مي زد .. و من هي او را آرام مي كردم . او از اين كه به اجداد ايراني توهين شده است خيلي ناراحت بود .. و من او را آرامش كردم
    مسئله بعدي در باره ادامه كار شما است . من با مشورت و دانستن نظرات مخالف نيستم و مي بيني كه هميشه به نظرات خوانندگانم احترام مي گذارم . اما قويآ اعلام مي كنم .. نياز به پرسش نيست . وقتي من حاضر مي شوم پسورد سايت ام را كه به فرزندم نداده ام را در اختيار شما قرار بدهم .. معني اش مشخص است . من شما و دانش شما رو قبول دارم . و قصد دارم ادامه راه ام را بعد از مرگم به شما سپرده و از شما بخواهم چراغ اين سايت رو روشن نگاه داري .. پس نياز به هيچ نظر سنجي نيست . البته دانستن نظر دوستان بسيار مهم است . اما نمي شود به اين نظرات استناد كرد . خوانندگان اين سايت عادت ندارند در اين گونه نظر خواهي ها شركت كنند .. فقط تعداد معدودي پاسخ خواهند داد . چون همه در گير هستند ... من بار ها در بخش حرف هاي خودموني مسايلي رو مطرح كرده ام .. اما مي بيني كه فقط تعدادي زحمت اظهار نظر را به خود داده و شركت مي كنند . اين ها رو گفتم تا روي تصميم ات تآثير نداشته باشد . من در اين سه و سال و اندي .. اخلاق همه دوستان دستم اومده است ... منتظر مطالب شما هستم
    مطمئن باش با انتشار پست جديد همه چيز به فراموشي سپرده مي شود . اما به خاطر همين كامنت ها فرصت تكميل پست جديد را به دست نمي آورم . اميدوارم تا آخر شب پست بعدي را تقديم كنم

    صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
    آقا یون به عنوان یکی از قدیمی ترین ها میگم. باور کنید خیلی خوشحالم که افراد این قدر نکته بین هستند ولی به عنوان اولین کسی که متوجه مشاجره این دو نفر شد میگم: آقایون همه تذکرتتان را دادید و دو نفر شنیدند. حتی صفری عذر خواهی هم کرد. شما با نکته بینی هشدار دادید, حالا هم ادامه ندید. انسان پند پذیر متوجه اشتباهش می شود. دیگه لازم نیست قضیه کش پیدا کنه. حرمت این سایت بر همه واجبه. به این بنده خدا (مدرسی) رحم کنید. بذارید بره سراغ پست های دیگه. بازهم میگم ما حرفمون رو زدیم و اگر ادامه ندیم به خدا معنیش فروتنیه نه کم اوردن. اگر سایت براتون حرمت داره, حرف یه آدم قدیمیه سایت هم باید حرمت داشته باشه. پس از همه خواهش میکنم کوتاه بیایید. یک روایت کوتاه از کتاب داستان راستان شهید مطهری میگم و خواهش می کنم که خوب بخونیدش و بهش فکر کنید.
    روزی یک گروه از یهودیان به خانه پیامبر میان و با وجود این که مهمان رسول الله بودن هر نا سزایی رو به پیامبر میگن و خونرو ترک میکنن. عایشه به پیامبر میگه یا رسول الله چرا شما در برابر ناسزا های آنها ساکت بودید و گذاشتید هر توهینی می خوان بکنن؟ پامبر می فرمایند من جوابشون رو دادم. عایشه میگه چه گفتید؟ ایشان می فرمایند گفتم علیکم (یعنی بر خودتان باد) و همین کافی بود چون بر مسلمان سزاوار نیست که دهان به حرف بد باز کند.
    .........................
    حالا که شما دوستان با اینکه از رسول الله بزرگوارتر نیستید خیلی بیشتر از علیکم به همدیگر گفتید. پس یه جورایی بی حساب شدید. حال نه از شرم آقای مدرسی بلکه به شرم از رفتار رسول الله و روح این مرد بزرگ این قضیه رو فراموش کنید و اگر هر یک از طرفین این موضوع رو از سر نا پختگی ادامه داد شما فقط چند ثانیه به این روایتی که گفتم فکر کنید. مطمینم شما این قدر بزرگوار هستید که معقولانه ترین راه رو انتخاب کنید.
    (به این فکر کنید که این دعوا ها باعث شده دیگه کسی به مطالب دقت نکنه برای مثال حتی نویسنده هم به اولین کامنت من که جنبه علمی داشت دقت نکرد یا الان می بینیم که دیگه کسی درباره خاطرات قشنگ آقای فرنودی حرفی نمیزنه)
    ............................
    آقای مدرسی به خدا اگر بازهم این افراد به این کاراشون ادامه بدن من یکی کامنت نمیذارم و از بقیه هم می خوام در یک پست به نشانه اعتراض این کارو انجام بدن.
    ................................
    پاینده و سر بلند باشید
    شهاب مهدوی
    پاسخ
    قربون شما دوست عزيز و انديشمندم
    چه زيبا و عالي مسايل رو با استناد به روايات ديني و دستور بزرگان تعريف كردي .. شهاب جان به خدا سوگند .. پاسخ به كامنت ها مانع از ادامه كارم شده است . و تمام وقت و انرژي ام صرف پاسخ و اين مجادله ها شده است
    من از همه عزيزان مي خواهم ديگه در باره اين موضوع صحبت نفرمايند .. و گرنه به شرفم سوگند بخش كامنت ها را براي هميشه مسدود كرده و خيال خودم و همه را راحت مي كنم .. الان دو سه روزه كه موفق به اتمام پست جديد نيستم
    از جناب صفري عزيز و همه عزيزان ممنونم كه احساس مسئوليت كرده و نظرتون رو اعلام فرموديد . حالا كه تمام شده است لطفآ دامن نزنيد .
    ولي باور كنيد قضيه مسدود كردن كامنت ها را جدي عرض مي كنم .. اين جوري خيال همه راحت است .
    ممنون از همه شما .. حتمآ كامنت شهاب گرامي را با دقت بخوانيد . با تشكر از همه شما عزيزان

    سلام اقای مدرسی
    به دلیل عدم دانش کافی درمورد مسائل تخصصی پرواز و هواپیما نمی خواستم در این پست نظری بدهم اما الان فکر می کنم وظیفه دارم مطلبی را بگم:اگر به تحلیل های قبلی اقای صفری مراجعه کنید باز هم ردپای این محمد از بلاروس را میبینید که بقدری شیفته روس ها و توپولف است که به راحتی به ملیت و کشور خود هم توهین می کند و ظاهرا کاری جز مجادله و توهین بلد نیست حالا خدا رحم کرده ایشون ساکن بلاروس است که نه در دنیا کشور مطرحی است و نه از نظر تکنولوژی حرفی برای گفتن دارد مردمش هم بیچاره و فقیرند من موندم اگر ایشون جای شما بود و برای تحصیل پرواز به امریکا می رفت چقدر از خود باخته میشد و ملت خودش را تحقیر می کرد!!من با اقای علی از کانادا موافقم ایشون به دلایلی که من نمیدونم و ظاهرا شما بهتر در جریان هستید به شدت و متعصبانه از هواپیمای بی کیفیت توپولف دفاع میکنه و هرگاه این جوان باسواد و باایمان ما اقای صفری نقدی بر این سوانح مینویسه پیدایش میشه و با سواستفاده از ازادی بیان این سایت شر به پا میکنه.در این مباحثات من هیچگاه ندیدم این محمد اقا از تحلیل اقای صفری ایراد فنی و تخصصی بگیرد مثلا بگوید فلانی این جا به این دلیل اشتباه کردی و بعد منتظر پاسخش باشد بلکه همش توهین میکند و ظاهرا برای ناراحت کردن ایشون بهش میگه تو هوانورد نیستی.ردپای ایشون در سایر پستهای از این قبیل گواه خوبی بر طرز فکر و عقاید و همینطور سطح سواد ایشون است و شکرخدا جای انکارش نیست.اتفاقا من ردپای ایشون را در سایت هوافضا هم دیده ام و انجا هم بحث و مجادله داشتند و اعضای انجا هم در مورد ایشون عقیده ای مثل جناب علی اقا از کانادا داشتند دیگر پای خودشان.ایشون نباید فکر کند که میتونه از ازادی بیان اینجا سواستفاده بکنه اگر تمایل به بحث دارد می تواند به اقای صفری ایمیل بزنه و انجا هرچه که بخواهند به هم بگویند نه اینکه اینجا در اینطور علنی به ایران و ایرانی توهین کنه و بعد هم طلبکار باشد و بیچاره اقای صفری عذرخواهی کند تا جو ارام بشود.به نظر من هم ایشون باید عذرخواهی کند و لحن نوشتار خود را عوض کند در غیر این صورت کامتهای ایشون را منتشرر نکنید تا بره با همن روس ها خوش باشد.به قول اقای صفری:توپولف و دلالان ان نفس های اخر را در این کشور می کشند.
    می خواهم از علی اقا از کانادا هم تشکر کنم غیرت و میهن پرستی ایشون و قاطعیتشون خیلی من را تحت تاثیر قرار داد از اقای صفری هم می خواهم به کارشون ادامه بدهند و دلسرد نشوند باعث افتخار ما هستند.
    پاسخ
    فدات بشم جناب تهراني عزيز .. راستش تا ديشب من نمي دونستم محمد همان محمد از بلاروس است !! و گرنه از همان ابتداي امر يه جور هايي مسئله را جمع و جورش مي كردم . شما نمي دوني علي آقا چقدر عصباني بود .. با فرياد و بغض صحبت مي كرد .. وقتي قسم خوردم كه نمي دوانستم .. و حتي كامنت ها را هم توجه نمي كردم تا جو آرام شود .. كمي آروم شد . و از من خواست تا با انتشار كامنت ايشان موافقت كنم .. علي رغم قولي كه بهش دادم .. باز بنده خدا نوشت هر جايش را مايل بودي حذف كن .. و من هرگز به خودم اجازه اين كار را ندادم . و ديديد كه منتشر كردم .
    آقاي تهراني .. من سن و سالي ازم گذشته است . ديگه بچه دبستاني نيستم كه كسي من را اغفال كند .. بار ها به دوستان گفته ام .. با خواندن چند خط كامنت پي به شخصيت دروني خوانندگانم مي برم .. چطور ممكنه علي صفري را نشنخته باشم ..!!؟ اين جوان بقدري محجوب است كه خجالت مي كشيد مطالبش به صورت مستقيم منتشر بشه .. اغلب از من مي خواست تا من هم به ان پاراگراف هايي بيفزايم .. ! ولي من ايمان داشته و دارم .. كه دانش او فراتر از اين مسايل است . معلوم است زحمت كشيده .. معلوم است علاقه دارد .. و دانش او لااقل از بنده ناچيز بيشتر است . من اين را صادقانه اعلام مي كنم .. كه اطلاعات علمي جناب صفري از بنده و خيلي از همكارانم بيشتر است . حاضرم قسم بخورم تا باورتان شود ... من از روي تعصب اين حرف را نمي زنم .. چون مي دونم افراد متخصص زيادي اين مطالب رو مي خوانند .. نمونه بارز ان كامنت سرلشگر آذربرزين است .. كه از ان سوي آب زحمت كشيده و نظر بنده را تآئيد كرده .. و مطالب آقاي صفري را ستود . ايشان يكي از خلبانان آس نيروي هوايي در رژيم گذشته بود كه در اوايل انقلاب مدتي هم به عنوان فرمانده كل نيروي هوايي منصوب شده بود .. خب آيا او هم اشتباه كرده است .. !!؟
    همه مي دانيد كه سطح دانش و معلومات خوانندگان اين سايت بسيار بالاست . اغلب دكتر ، مهندس ، محقق از اين سايت ديدن كرده و اغلب هم كامنت مي گذارند .. چندين پرفسور با تخصص بين المللي از خوانندگان سايت هستند .. مسلم است من اعتبار خود و سايت ام رو به دست ادم ناآگاهي نمي گذارم ... !! و از روي ايمان به دانش اين جوان آن ها را منتشر مي كنم
    من بار ديگه اعلام مي كنم .. مطالب آقاي صفري به بنده و سايت اعتبار مي بخشد .. نه سايت حقير به او .. و اين را از صميم قلب اعلام مي كنم
    و تا زنده ام از اين جوان فهميده و با شخصيت دفاع خواهم كرد و حامي او خواهم بود .. من مطئن هستم روزي به خاطر همين مطالب كه قدرش رو نمي دونيم .. آينده اين جوان از اين رو به ان رو خواهد شد .. من به اين سخنم ايمان دارم .. جناب تهراني عزيزم .. ممنون از مهر و محبت شما .. از طرف جناب علي از كانادا از شما تشكر و قدرداني مي كنم

    جناب مدرسی شخصی با مشخصات من 2 پیغام گذاشت که هر دو به اسم من ثبت شده است
    از شما خواهشمندم که نسبت به حذف این دو پیغام هر چه زودتر اغدام نمایید و اینکه من نسبت به عوض کردن ایمیل ادرس خود مینمایم و از تایید مطالبی که با ایمیل قبلی من نوشته شده است خودداری فرمایید.
    لازم به ذکر است که مطالب یاد شده 50%درست و50%غلط میباشد یعنی اینکه شخص مورد نظر با من اشنای کامل دارد.
    با تشکر محمد از بلاروس
    جناب مدرسی لطفا نسبت به حذف این 2 پیغام سریعا اقدام فرمایید
    پاسخ
    محمد جان گرامي
    لطفآ به من بگو كدام كامنت ها را مي فرمايي ؟
    چشم من پاك مي كنم .. اما شما به محتوا و سخنان ابتدايي هر دو اشاره كن تا من حذف كنم

    اقای مدرسیی عزیز وقتی من از پدر خودم مثال میزنم دلیلی برای ناراحتی دیگران نیست ارشیو که خود شما دارید مطالعه کنید لطفا
    حالا من شدم وطن فروش کارمند سفارت یا خائن به کشور
    توی همین سایت 2 مطلب کذب با نام من درج شده
    در ضمن اقای مدرسی خود شما خوب میدمنید که من یک دانشجو هستم و خود شما لطف کردید تبلیغ کار منو توی سایت به رایگان درج کردید
    اگه من دلال توپلف بودم به این تیلیغ برای درامد و خرج تحصیلم احتیاج داشتم؟علی اقا که از کانادا هستی تو خودت کی هستی که بقیه رو محکوم به خیانت میکنی؟؟؟؟؟؟؟
    من روی کلامم با علی بود نه با هیچکس دیگه
    جناب مدرسی این اخربن باری هست که بنده به سایت شما سر زدم
    شما رو با این دوستان وطن دوست تنها میگذارم امیدوارم که روزها وروزگار خوبی داشته باشید
    دفاع کردن از یک محصول یک کشور سوم دلیل بر خیانت نیست
    شاید 1 یا 2 کامنت جنجالی در دفاع از محصولات روسی گذاشته باشم که اینم دلیل به خیانت نیست
    من نه به اجداد کسی توهین کردم نه به اجداد تو علی اقا از کانادا .
    وقتی در جواب علی خان که هر چی خواسته بود نوشته بود راجب من کسی ایراد نگرفت حالا چون ما توی کشورمون کارخانه جات متعدد هواپیما سازی داریم که دفاع از محصولات روسی خیانت محصوب میشه
    بکار بردن الفاضی نظیر شکر زیادی خوردن یا مردک واقعا جای شرم داره
    دوست عزیز محض اطلاع جناب عالی تمامی پرسنل پروازی خارجی باید از گیت گذرنامه رد بشن اونجا بود که من با اون کمک خلبان روسی تابان اشنا شدم وقتی دیدم روسی صحبت میکنه با هم شروع به صحبت کردن کردیم
    دلیلی هم نداره که بخوام برای تو دلیل و مدرک بیارم
    جناب مدرسی دل من شکست وقتی اجازه میدید که به یک نفر که مجازی با هم اشنا شدیم بگید خائن
    خداحافظ شما برای همیشه
    پاسخ
    محمد عزيز و گرامي
    كاهي انسان در به كار بردن جملات دقت لازم را نمي كنه .. و در حالي كه هيچ منظور خاصي نداره ، اما معني جمله اش ممكنه تعابير ناخوشايندي داشته باشه .. كه به عنوان مثال اولين كامنت شما به آقاي صفري چنان تعبيري داشت .. كه وقتي با اعتراض وي مواجه شديد و توضيح داديد .. همان موقع هم عرض كردم .. پسرم كامنت شما چنين مفهومي را نمي رساند . اگه از اول چنين واضح توضيح مي دادي ، محال بود كسي تعبير ديگري بكند .
    محمد جان من و شما بچه نيستيم .. و خوب مي دانيم كسي را به خاطر علاقه به يك هواپيما يا يك ماشين هرگز نمي كوبند . همه آزاد هستند از علاقه خود سخن بگويند . به عنوان مثال عرض مي كنم .. من در اغلب مطالبم سخن از عشق ام به هركولس ها اشاره داشته ام .. وجدانآ كسي تا حالا شده كه به خاطر اين علاقه شماتت ام نمايد .. !!؟ اصلآ چرا راه دوري مي روي .. من بار ها و به كرات در باره علاقه ام به شخص شاه سخن گفته ام .. خودت بهتر مي داني .. كلي بسيجي و سپاهي و جوانان مومن و با تقوا و انقلابي از اين سايت بازديد مي كنند .. آيا شده كه يك بار به خاطر اين علاقه به من چيزي بگويند .. يا خداي ناكرده توهين كنند .. !!؟ پس قضيه شما و واكنش ها به علاقه شما به كشور روسيه و ايضآ هواپيماهاي روسي و توپولف مربوط نمي شود . ما كه نمي خواهيم با الفاظ بازي كرده و يا خداي ناكرده خودمون رو گول بزنيم . هيچ كسي فرد ديگري را به خاطر علاقه به موضوعي سركوب نمي كنه .. اگر بر فرض محال هم يكي پيدا بشه كه به شما بگويد كه چرا به توپولف علاقه داري يا به من بگويد چرا به هركولس .. ؟ مطمئن باش خوانندگان واكنش نشان داده و او را شماتت مي كنند . پس ديگه اختلاف نظرت با جناب صفري و يا علي آقا و ديگران را به موضوع علاقه ربط نده . صادقانه مي گويم .. شما به كامنت جناب تهراني مراجعه كن و آن را با دقت بخوان .. متوجه مي شوي كه مشكل دوستان با شما سر مسايل ديگري است كه اين خواننده بدون كوچك ترين توهيني توضيح داده است ..
    به عبارتي شما در هر پست و مطلبي كه در باره دلالان وطن فروش نامردي كه با دستكاري ريجستر ها و هزار زد و بند ناجوانمردانه ديگر با مديران طمع كار باعث فروش هواپيماهاي قراضه و غير استاندارد شده بودند كه به خاطر آن هزاران هموطن ما مظلومانه پر پر مي شوند .. شما سر و كله ات پيدا شده و از آن نامرد ها دفاع كردي .. !! يا هر وقت اين جوان محجوب و با سواد ما زحمت كشيده و با صرف ساعت ها وقت ، جسارت به خرج داده دانش و اطلاعاتش رو در باره هواپيماهاي روسي بيان كرده ، شما يه جور هايي توي ذوق اش زدي .. بله محمد جان اصل قضيه اين جاست .. شما شاهد بودي كه تا همين الان من به عنوان يك بي طرف سعي در برقراري صلح و صفا بين شما و خوانندگان كردم . اما حالا وادارم كردي .. تا نظر واقعي ام رو با مثال و مستند به شما بيان كنم . راست و حسيني مي گويم .. اگه واقعآ احساس مي كني مطالب جناب صفري .. يا آقاي ايكس و ايگرگ در باره توپولف ها و هواپيماهاي روسي اشكال داره .. و شما به عنوان فردي كه در ان جا حضور داري و به عنوان فردي كه نوستالوژي هايش به نوعي زير سوال رفته .. چرا خودت با درج مطلبي پاسخ اشتباهات آن ها را نمي دهي .. به قول خودت دانشجو هستي خب از يك دانشجو انتظار مي رود با منطق و آمار و با زبان علمي از نظريه اش دفاع كنه .. و در كامنت اش بنويسه .. آقايون شما اشتباه مي كنيد .. آقاي صفري خستگي فلز به اين دليل و با اين منطق مربوط به توپولف ها نمي شود .. نه اين كه به صورت هاي گوناگون واكنش منفي نشان دهي ...
    شما خودت جوان هستي .. و بهتر از هر كسي مي دوني كه فردي مثل آقاي صفري بايد در اين اوضاع اقتصادي خيلي تلاش كنه .. از خيلي از خواسته هايش بزند .. تا چند كتاب مطالعه كنه .. چند مقاله بخواند . حال كه در باره موضوع فني و علمي اظهار نظر كرده است .. قبول كن شيوه شما اصلآ كار درستي نيست . مخصوصآ اين كه اين پروسه در هر مطلب ايشان تكرار و تكرار شود .. مسلمآ صداي همه در مي آيد .. و اگر علي صفري هم به خاطر شخصيت بالايش براي ختم ماجرا عذر خواهي كند .. ديگران سكوت نكرده و براي پاسخ به شما و به عبارتي دفاع از حق معترض مي شوند ..
    مسئله ديگر مربوط به نام هاي جعلي است . شما به عنوان يك انسان تحصيلكرده به من بگو اگر جاي من بودي چه كار مي كردي .. !؟ در هر پست چند نفر با اسامي محمد و حسن و تقي و نقي مي آيند .. من چگونه مي توانم تشخيص دهم كه اين آقايون به قول شما جعلي هستند ..!!؟؟
    من بايد يا كامنت ها را منتشر كنم .. يا نكنم . اگر قراره منتشر بشه .. از من نخواه كه مثلآ فلان نام مشابه رو حذف كنم .. چون اون محمد ها هم حق دارند مثل شما نظرشون رو مطرح كنند . و از ان جايي كه هيچ علايم مشخص كننده اي نام شما ندارد ، بنابراين كسي با شما اشتباه فرض نمي كند .. مثلآ اگه ده نفر با بهروز كامنت بگذارند .. تنها زماني من مي توانم ادعاي جعلي بودن بكنم .. كه يكي با نام بهروز مدرسي مطلب خلاف واقع نوشته باشد .. و گرنه هر بهروزي مي تواند تا جايي كه توهين اميز نباشه نظرش رو درج كنه ..
    با تشكر از شما

    سلام علی‌ آقا من به عنوان کسی‌ که تقریبا از اوّلین روز خواننده مطالب این سایت به همراه تمام نظرات خواننده‌های آن هستم کاملا موافق هستم که شما به‌ نوشتن در سایت آقای مدرسی ادامه دهید، چون به‌ عنوان کسی‌ که به مطلب فنی هواپیما علاقه‌ دارم از نظرات شما خیلی‌ استفاده کردم و حیف است سایت را از وجود خودتان محروم کنید به خاطر فقط یک نفر که ممکنه دچار سوع (امیدوارم به خاطر مشکل فارسی ساز متهم به بی‌ سوادی نشوم) تفاهم یا سوع تعبیر شده و ممکن است اصلا قصد بدی نداشته باشد. اگر دقت کنید در مطالب چند سال گذشته بعضی‌ افراد به‌ خود آقای مدرسی حتی توهین‌های بسیار زیاد میکردند و ایشان رو بیسواد مینامیدند، ولی‌ خوب تعداد معدودی بودند که الان هم کمتر شده‌اند و اصلا تهمت‌های بی‌ موردشان برای خوانندگان مهم نبودند، فقط باعث میشدند ما ناراحت بشویم که چرا با این مرد شریف اینگونه رفتار میکنند. ما برای مطالب سایت و خود آقای مدرسی و سایر دوستان به اینجا می‌‌آییم. در ضمن تا وقتی‌ که کسی‌ را بی‌ دلیل متهم نکنید و توهین نکنید آزاد هستید عقیده شخصی‌ خود را در مورد هر موضوع به عنوان علاقمند، مطلع و ... ابراز کنید و خوانندگان مختار هستند قبول کنند یا نکنند. امیدوارم به زودی مطالب بیشتری از شما ببینم. هنوز من وقتی به پایین صفحه میرسم نوشته‌های علیرضا که نویسنده مطالب ترجمه بود به یادم می‌‌اید و ناراحت میشوم، امیدوارم شما و آقای مدرسی و سایر دوستان ما را تنها نگذرید.
    پاسخ
    ممنونم نادر جان .. بسيار عالي نظرت رو بيان فرمودي
    واقعآ سپاسگزارم . من هم با شما موافق هستم كه جناب صفري بايد پركار تر از گذشته با اين سايت يا هر سايت ديگر همكاري كند . و از نظرات بسيار علمي اش همه را بهرمند سازد .
    نادر جان به دوستي با شما افتخار مي كنم . مثال هاي شما همه منطقي بودند . عده اي نمي توانند رشد و موفقيت افراد ديگر را ببينند . يا به قول شما ممكنه محمد عزيز هم منظوري نداشته باشه .. اما اين ها دليل بر عدم همكاري نيست
    با سپاس از شما دوست قديمي ام

    سلام جناب مدرسی گرامی
    من تا بحال پیغامی نذاشتم و بعد از این هم نخواهم گذاشت
    اما لازم دیدم چند نکته یاد اور بشم
    1-به هم نباید توهین کنیم با توهین چیزی حل نمیشه
    2-انتقاد پذیر باشیم
    3-بهم احترام بذاریم
    جای خجالت داره وقتی کسی را در یک وبسایت رسمی به همه چی متهم کنیم
    یک دوست یه انتقادی کرد همه کوبدین بد شروع شد جنگ اینترنتی
    توپلف بد یا خوبه این هر کسی میدونه که بد یا خوبه لازم نیست به هم ناسزا بگید
    نکته بعدی اقای مدرسی شما بعنوان یک کارشناس حرف شما مورد تایید هست اما در این پست همه به به چهچه یک نفر کارشناس یا اهل فن نظر نداد ممکنه نخونده باشن یا نخواستن ((منظورم اینه که ارزش مرد به کم سخن گفتن هست ))
    ممکنه که به من هم توهین بشه ولی برام اصلا مهم نیست
    چند نفر یکی از اون سر دنیا به اون یکی اون سر دنیا الفاضی رو میگه که خوندنش خجالت آوره
    اینجای سخنم با نویسنده مطلب هست اگه کسی به شما گفت که اینکاره نیستی نباید اونجوری جاب داد باز خوبه که عذر خواهی کردی
    من تمام پیغامهارو خوندم بیطرف میگم کسی اینجا حرفی که در شان ما ایرانیها نیست نباید حق نداره بزنه و شماهم بعنوان مدیر سایت باید مدیریت داشته باشید یا انتقاد تایید نکید که اینطوری نشه یا اینکه اجازه بی احترامی به کسی ندهید مثل این پست به نظر من شمادر این مسئله مقصرید جناب مدرسی
    نکنته بعدی اینکه شما مسئولیت زیادی در برابر خواندگان دارید با کمی مدیریت همه اینها قابل حل می باشد در اینجور مواقع ارسال پست جدید کمک بزرگی به ارامش میکنه
    نکته بعدی در دین اسلام و در کل در عرف هم جایز نیست اینطوری ابروی یک شخص که هموطن هم هست ریخته بشه بیااییم در این پست یا پست بعدی همه از هم معذزت بخواهید روی سخنم با اون 3 نفر میباشد اگر هم نمیخواهید پس مشکل از خود شماست
    به امید روزهای خوب یاد اور بشم من نه وطن فروشم نه دوستدار توپلف نه متخصص صنعت هوانوردی نه متخصص لجن پراکنی
    اینها گفتهای شماست دوستان که واقعا شرم اور و جای تاسف هست
    پاسخ
    دوست عزيز و محترم
    شما كه حرف هاي منطقي مي زني .. پس چرا بدون نام و نشان وارد سايت مي شوي ..!!؟ حرف حساب هميشه حق است . و شما اگه اعتماد به اعتقاد به گفته هايت داري ، بايد با نام و مشخصات واقعي ات بيايي و از بنده و خوانندگان ايراد بگيري .. دوست عزيز .. ابتدا عرض كردم حق با شماست . تا متوجه شوي تابع سخن حق مي باشم
    اما جهت اطلاع شما عرض مي كنم .. طبق قانون اساسي و قوانين جزا و مفاد قانون هاي مدني .. زماني بزه توهين و افترا و آبروي هموطني را بردن محسوب مي شود كه نام و مشخصات شخص مقابل را كامل بيان كنيد . مثال : بهروز مدرسي خائن است . در اين جا مصداق اشاره شما صحيح مي باشد . . و بنده به عنوان مدير سايت موظف هستم از توهين و افترا جلوگيري كنم .
    اما وقتي يك نام مجازي بي هويت به نام ايكس چندين بار در مباحث علمي كه به نقد و تحليل ايراد هاي هواپيماهاي روسي و به داد خواهي خون مسافران پرپر شده مي پردازد ، وارد شده و از هواپيماهاي روسي و دلالان وطن فروش دفاع مي كنه .. خب معلومه اين بابا قصد و غرضي داره .. !
    فراموش نكنيم كه نويسنده مطلب با هويت مشخص ( علي اصغر صفري ) مطلب نگاشته است و طرف مقابل با درج نام مستعاري به نام فرضآ بهروز با گفته هاي خودش قصد تحقير نويسنده را دارد .. طبق قانون اساسي هويتي نمي شود براي وي تعريف كرد .. !! حتي مجازي !!
    فرمايش شما زماني صدق پيدا مي كند كه طرفين با نام و هويت هاي مشخص به ديالوگ بپردازند .. در اين جا بنده موظف هستم به عنوان مدير اين تارنما از انتشار توهين و افترا جلوگيري كنم . پس مي بيني طبق همان آموزه هاي اسلامي كه شما هم اشاره كردي .. صحبت در باره نام مستعاري كه از يك عمل زشت بار ها و بار ها حمايت مي كند ، و هر گاه مقاله اي با هويت مشخص منتشر مي شود سر و كله اش پيدا شده و دوباره از تابوت هاي پرنده و دلال هاي روسي حمايت مي كند .. اين نام بي هويت فاقد ارزش هاي انساني است .
    ضمن اين كه فراموش نكنيد .. بعد از چندين مرتبه تكرار آن هم فقط در مطالب انساني با هويت مشخص .. جنجال ها آغاز شده است . و صبر علي صفري و ديگر دوستان تمام شده است .
    در پايان .. مي پذيرم كه مقصر هستم . اما مجرم نيستم . ضمنآ من با شما موافق هستم كه انتشار پست بعدي از مشكلات جلوگيري مي كند .. اما جهت اطلاع شما عرض مي كنم .. بلاگفا از دسترس خارج شده است .. و تمام مطالب نيمه كاره ام در آن سيو است . اگه جنجال هاي كامنت نبود .. مطلب بنده از همان روز انتشار اين پست تقريبآ آماده بود .. فقط توضيحات بعضي تصاوير مانده بود . كه با مشگل بلاگفا ، نمي توانم پست هاي بعدي ا م رو منتشر كنم .

    با سلام خدمت تمامي دوستان و هموطنان گرامي
    آقاي مدرسي از شما و همينطور مخصوصا از آقاي فرنودي تشكر مي كنم..دوست داشتم با آقاي فرنودي عزيزدر ارتباط باشم..اگر ميل ايشون رو در اختيارم قرار بدن ممنون مي شم
    يه گله از مدرسي عزيز
    آقاي مدرسي هميشه شما در بهم زدن جو سايت به بعضي ها كمك مي كنيد..البته ببخشيد كه اگه انتقادم يكم تنده چون فرصت زيادي ندارم جملات رو ويرايش كنم...
    دو دوسته بسيار گلمون بحث هاي باهم كردن و جفتشون از هم معذرت خواهي كردن.. ولي در حالي كه همه چيز تموم شده يكي مثل تهراني يا علي از كانادا يا شهاب مهدوي نظراتي رو عنوان مي كنن كه دوباره و سه باره جو سايت رو متشنج مي كنن!
    بنده هم با آقاي صفري هم عقيده هستم هم با آقا محمد گل!
    نظرات جفتشون برام عالي بود ...ولي حقيقتي كه در فضاي مجازي وجود داره اينه كه دوستان بدون هيچ حفاظي تمام تصورات ذهني از هم رو به هم عنوان مي كنن!! بالاخره اينجا فضاي مجازيه و شرم نگاه وجود نداره! و همينطور هر مطلبي هرچند زشت و زننده رو به فال نيك مي گيرم و اون رو با شخصيت طرف يكي نمي دونم..همه ما به قول شما از كوره در مي ريم و امكان داره حرف هاي هم بزنيم..ولي اينجا مشهود تره و مطمئنا اين دو عزيز اگر بصورت واقعي در كنار هم بودن هيچ گاه تند به هم نمي پريدن.. پس آزادي بيان و الفاظ رو به عنوان يك واقعيت در فضاي مجازي بايد يپذيريم
    صحبت آقاي محمد در مورد خر هم يك واقعيتي است..اگر در مورد عصر حاضر صحبت مي كنيم تمام ويژگي هاش برامون مصداق داره...وگر نه در زمان داريوش كبير توپولوفي فكر نمي كنم وجود داشته باشه كه آقاي علي آقاي گل عصر حاضر رو با 2500 سال پيش قياس كردن و اين همه هيزم به آتش ريختن!!
    يك توصيه هم به ةقاي مدرسي عيزيزم
    من فكر مي كنم بهتره اينجور نظرات كه هيزم به آتش ريخته مي شه رو منتشر نكنن..چون خيلي از افراد بخاطر نظرات اين آقايون كه در بالا اضافه كردم نه تنها بي مورد از شما ناراحت شدن! بلكم يك كامنت بسيار درد آور نوشتن و از شما و سايتتون خداحافظي كردن و يا روي به توهين و اين چيزا آوردن در صورتي كه اصلا و مطمئنا نظر شما اينگونه نبوده و فقط اين افراد خاله زنك بودن كه جارو جنجال ايجاد كردن و نه تنها معذرت نخواستن برخلاف بقيه!! بلكم روز به روز بر وقاحت خود افزودن!
    آخرا هم ما 35 ساله در منطقه جهانمشهر كرج زندگي مي كنيم... در تمامي اين مناطق آنتن به وفور وجود داره.. من خيلي متعجب شدم كه شما فرموديد آنتن وجود نداره..شايد مصلحت شما بوده! ولي اگه اسم كوچه رو هم عنوان كنيد ممنون مي شم اخه در مخابرات جهانشهر كار مي كنم و شايد بتونم به محله دخترتون يه كمكي كنم..فقط يه چيز امكان داره..اينكه بسياري از مناطق اطراف جهانشهر خودشونو جزو جهانشهر مي دونن..ممنون ميشم اگه اسم كوچه رو بگيد و ما جهانشهريارو كه الحق بهترين جاي كرجه و با مناطق بالاي شهر تهران در قياسه رو محكوم نكنيد.
    امر ديگري نيست بجز سلامتي و تندرستي مدرسي عزيزم و سلام ويژه خدمت تمامي ارتشيان عزيز ايران زمين
    پاسخ
    دوست عزيز جناب حسين آقاي نازنين
    قبل از هر چيز بايد بگويم .. من هيچ رو در واسي با خوانندگانم نداشته و ندارم . و فكر مي كنم به خاطر صداقتي كه در همه مطالبم به چشم مي خورد ، دوستان به اين سايت تشريف مي آورند . من اصولآ آدم مصلحت گرا نيستم . كه بخواهم با تراشيدن بهانه اي چون انتن ندادن ، بار مسئوليت ام را خالي كنم . دختر بنده در خيابان كسري - نرسيده به ميدان گلها كوچه نسيم غربي زندگي مي كنه .. اگه تلفن ات رو مرحمت كني .. يك روز كه اون جا هستم دعوتت مي كنم تا به منزل دخترم تشريف بياوري و خودت از نزديك شاهد عدم آنتن دهي اون جا باشي .. بله عزيزم .. اي كاش مصلحت گرا بودم . مسلمآ حال و روزم خيلي بهتر از حالا بود .. من هميشه چوب صداقت ام رو مي خورم .
    من در كامنت قبلي فكر كنم توضيح كامل و قانوني دادم . و نوشتم زماني من مقصر هستم كه هر دو طرف با هويت واقعي با هم ديالوگ برقرار كنند .. مثل بهروز مدرسي با علي اصغر صفري .. مسلمآ بنده اگه يكي از اين دو نفر داغ كرده و از روي عصبانيت سخني درج كردند ، بنده وظيفه قانوني دارم آن را حذف نمايم . كما اين كه تا به امروز چنين بوده است .. و هر جا كامنتي خارج از خطوط قرمز نظام و اجتماع بود ، حذف مي كردم .
    اما در مسئله اي كه سخن از يك نام مجازي خشك و خالي است كه هر بار در برابر نقد ضعف هاي هواپيماهاي روسي سر و كله اش پيدا مي شود .. و از منظر قانون يك عامل مجازي بدون هويت است و سخن آزار دهنده هم مي نويسد .. چه انتظاري از بنده داريد ؟
    شما مي فرماييد من كامنت آقايان تهراني و علي از كانادا را منتشر نمي كردم ..!
    به هر حال از شما دوست خوبم تشكر مي كنم .. باور كن ديگه من هم دارم قاطي مي كنم .. بابا گناه من چيه كه دوست دارم همه در صلح و صفا زندگي كنند .. و بايد اين جوري عذاب بكشم .. !!؟
    خدا رو شكر كه بلاگفا تعطيل شده .. و مطالب آينده ام همه در آن آرشيو است . و من سعي مي كنم براي فرار از خودم .. و سايت ..فعلآ قيد همه چيز رو بزنم

    نظرخواهي براي اين پست بسته شده!

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35