درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  کابوس مرگبار هرکولس ها ..

 شانسی که هرکولس های ایرانی آوردند

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

 www.oldpilot.ir  wdpilot.blogfa.com

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

 " كابوس مرگبار هركولس ها " عنوان مطلب اين پست است كه تقديم شما بزرگواران مي كنم . اميدوارم مورد توجه قرار گيرد . اين پست نگرشي كوتاه به رويداد هاي ايام جنگ است كه خود از نزديك شاهدش بودم . نگارش اين مطلب و تهيه تصاوير آن باعث شد بنده از پاسخ به عده اي زيادي از دوستان نازنينم غافل شوم .. ! البته به كامنت هاي سايت و بخش زيادي از اي ميل ها جواب دادم .. فقط بخش نظرات وبلاگ كه رقم ان ۳۸ است باقي مونده  .. كه حتمآ تا اخر شب جواب خواهم داد . تعدادي كامنت هم به  سايت اضافه شده است كه توامآ پاسخ خواهم داد . فقط به يك نكته اساسي اشاره كنم كه .. بعضي از دوستان نازنين پيغام خود رو در وبلاگ به شكل خصوصي برايم ارسال كرده و منتظر پاسخ مي مانند .. بايد عرض كنم .. پاسخ به كامنت هاي خصوصي در وبلاگ به هيچ عنوان امكان پذير نيست .. اين عزيزان مي توانند با درج نظرات محرمانه خويش در سايت .. و درج واژه خصوصي منتظر پاسخ باشند .. من با حذف صورت مسئله به دوستان جواب خواهم داد ..

راستش رو بخواهيد بعد از مشكلاتي كه در بخش تبليغات وبلاگ و سايت به وجود امد .. دوست و همكار عزيزم جناب " امير محمود بازيار " اعلام كرد حاضر است همانند گذشته مسئوليت تبليغات رو به عهده گرفته و آن را سر و سامان بخشد .. و از من خواست با درج اي ميل اش در سايت اين نويد رو به دوستان بدهم .. اما واقعيت اين است به خاطر حضور دو روزه ام در كرج و ديدار با نوه ها بقدري حجم نامه ها زياد  بود كه موفق به پيدا كردن اي ميل پسر عزيزم نشدم .. از ايشون خواهش مي كنم در بخش كامنت هاي سايت و وبلاگ ادرس اي ميلش رو درج كند .. تا از پست بعدي آن را منتشر كنم . ضمنآ از پست بعدي فقط تبليغاتي كه با جناب بازيار هماهنگ كرده اند منتشر خواهد شد .. از دوستاني هم كه در حال حاضر بنر تبليغاتي آن ها منتشر شده است  خواهش مي كنم براي تمديد قبل از انتشار پست بعدي اقدام فرمايند .. كليه تعرفه ها از طريق اي ميل ارسال خواهد شد .. 

كلام اخر اين كه ..  باورتون مي شه سه شبانه روز بود قصد داشتم در بخش حرف هاي خودموني مطلب  مهمي رو با شما عزيزان در ميان بگذرام .. اما به خاطر طولاني شدن اين پست .. و ساعت هاي طولاني نشستن پشت ميز كامپيوتر باعث شد .. از فرط خستگي يادم بره .. اگه زنده موندم در پست بعدي حتمآ مطرح خواهم كرد .. شايد هم در بخش كامنت ها خدمت شما عرض كردم ... !!

برچسب ها : انقلاب اسلامي + شعار مرگ بر امريكا + اعليحضرت + بابائيان و لشگري + جنگ + سي - ۱۳۰ + آمريكا  + فرود در آب + تراتل ها + لاكهيد + كابل فرامين

1 (468.60).gif

 

 نگاهي به دوران پيروزي انقلاب ... 

دقیقآ یادم نیست چه تاریخی بود !؟ اما خوب می دونم اوایل انقلاب و جنگ بود . هنوز خیلی ها از جمله خود من در شوک انقلاب بسر می بردیم . شعار های مرگ بر این و مرگ بر آن خصوصآ مرگ بر آمریکا هر روز رساتر از قبل شنیده می شد .. خوب یادمه اولین باری که شعار مرگ بر آمریکا رو قبل از پیروزی انقلاب شنیدم ُ در حال گذر از خیابان بابائیان سابق نرسیده به سه راه سرسبیل ( دقيق ترش .. جلوي قبرستون ارامنه ) بودم .. باور كنيد از اين كه خيل عظيم جماعت انقلابي ان روز بر عليه امريكايي ها شعار مي دادند خيلي تعجب كردم !! اصلآ سر در نمي اوردم ! همه اش با خودم فكر مي كردم كه حتمآ اشتباهي رخ داده است .. آخه آمريكايي ها كه مردماني خوب و مهرباني هستند .. انقلاب كردن چه ربطي به آمريكا داره .. !!؟ خيلي دلم مي خواست از ماشين پياده شده و از يكي دو نفر علت خشم و فريادهاشون رو در باره آمريكا مي پرسيدم .. ! اما از اون جايي كه اون موقع به شخص شاه وفادار بودم ، حتي پرسش كوتاه از آن جماعت رو خيانت به خاندان سلطنتي مي دونستم .. !! ضمن اين كه هر وقت از دو خيابان معروف  " بابائيان "‌ و " لشگري " عبور مي كردم ، حس نوستالژيك ام نسبت به وفاداري به شخص اعليحضرت همايوني تحريك مي شد .. ! حتمآ مي دونيد كه اين دو نفر از اعضاي گارد جاويدان دربار بودند كه در حادثه ترور نا فرجامي كه براي اعليحضرت رخ داد ، خود رو سپر بلاي پادشاه كرده و كشته شده بودند .. و نامگذاري اين دو خيابان صرفآ به اين جهت بود . تا يادم نرفته بگم يكي از بچه محل هاي سابق ام دختر استوار لشگري رو گرفته بود .. اگه بدونيد چقدر به حال او غبطه مي خوردم !! مدام به خودم مي گفتم .. خوشا به حالش دختر چه كسي رو به همسري انتخاب كرده است .. چي مي شد  پدر زن من هم به يك بهانه اي خودش رو جلوي شاه مي انداخت .. !!!‌

ببخشيد .. حواشي اش طولاني شد !

 لطفآ اشتباه نكنيد .. وقتي در پاراگراف بالا نوشتم " دقيقآ یادم نیست چه تاریخی بود !؟ اما خوب می دونم اوایل انقلاب و جنگ بود . هنوز خیلی ها ... " قصد داشتم در باره موضوع اين پست يا دقيق تر بگم  ..  نخستين هواپيماي هركولسي كه به خاطر اشكال دسته گازش ( تراتل ) در امريكا سقوط كرده بود توضيح دهم .. كه متوجه شديد چگونه ناخواسته رفتم تو حاشيه ..!!؟؟ اما اجازه مي خواهم يك توضيح كوتاه به اون دسته از خوانندگاني كه تازه به جمع ياران همدل و صميمي سايت پيوسته اند ، داده و عرض كنم كه " اگه در ميان خاطراتم گاهي اوقات اشاره به عشق و علاقه ام به شخص شاه مي كنم .. اولآ كه واقعيت داشت . چون در يك خانواده متعصب نظامي و شاه دوست پرورش يافته بودم . دوم به خاطر سوگندي كه خورده بودم ، بود . اما با مرگ شاه ، ان عشق شديد بنده هم خاموش شد . اما دليل بر آن نمي شد كه نظام انقلابي رو قبول كنم .. به عنوان يك نظامي فقط مطيع بودم . اما با آغاز جنگ به دليل تعهدي كه به وطنم و مردمان شريف ان داشتم ، با دل و جان بيش از وظيفه اي كه به عهده ام گذاشته بودند تا روز آخر در آن شركت كردم . ديگه اون عشق و علاقه به تاريخ پيوست .. اكنون عاشق كشور و مردمانش هستم . از ادم هايي كه به دروغ خود رو مخالف نظام گذشته معرفي مي كنند ، متنفرم . البته من منكر وجود آن افراد نمي شوم .. خيلي از دوستانم هم مومن بودند هم مخالف شاه .. لذا در پاسخ به اون عزيزاني كه مي پرسند .. مواظب باش گير ندهند، عرض مي كنم : هيچ گاه كسي از صداقت ضرر نديده است  . ضمن اين كه معتقدم .. اگه غير از اين تعريف كنم ، هم درپيشگاه خداوند متعال و هم بندگان او گناهكار بوده و بايد روزي پاسخ گو باشم . "

 وضعيت اطلاع رسوني آن ايام ..

 گاهي اوقات وقتي به گذشته مخصوصآ زمان جنگ فكر مي كنم .. به اين موضوع مي انديشم كه اگه وضعيت ارتباطات مثل امروز كامل و پيشرفته بود ،مثلآ موبايل مجهز به دوربين ديجيتال وجود داشت .. چه آرشيو گرانبهايي از بخش هاي مختلف ، صحنه ها ، حوادث ، لحظات ناب و حتي پرواز هاي جنگي به صورت انبوه به ثبت مي رسيد .. يا آخرين كلام شهدا با خانواده هايشان برقرار مي شد .. رزمندگان به راحتي وضعيت خود رو به فرماندهان و حتي عزيزانشون اطلاع مي دادند .. اما افسوس نه دوربين ديجيتالي بود .. كه صحنه ها رو شكار كرده و به ثبت رساند .. نه تلفني به شكل امروزي بود كه ارتباطات براحتي برقرار شود .. ! يادمه شاهكار ارتباطات در مناطق جنگي همانا تلفن " اف - ايكس " بود كه بدون هيچ گونه پيش شماره اي شما قادر مي شديم با تهران يا ساير شهرستان ها تماس برقرار كنيم .. معمولآ در ستاد هاي جنگ يا پست هاي فرماندهي و استانداري ها و فرمانداري ها برقرار بود .. يادش بخير . اين ها رو عرض كردم تا بگم اطلاع رساني يك مقدار كند بود . اما آگاهي از سوانح هوايي و اخبار صنعت هوانوردي خيلي زود به اطلاع همكاران مي رسيد .. مخصوصآ در باره هواپيماهايي كه نمونه آن در كشور ما وجود داشت .اما قبل از اين كه وارد مبحث اصلي شوم ، براي درك و تجسم بهتر شما عزيزان از اوضاع آن ايام ناچارآ مقدمه ديگري رو بيان مي كنم . و آن چيزي نيست جز اشاره به واحد انتشارات خط پرواز و رابطه آن با كارخانه لاكهيد آمريكا كه سازنده سي - ۱۳۰ ها بود ..

 واحد انتشارات خط پرواز

 معمولآ كشور هاي سازنده هواپيما در جهان مخصوصآ كشور امريكا در كنار ارايه خدمات پشتيباني و قطعات يدكي و ايضآ دانش فني به مشتريان خود ،يك بخشي هم بنام انتشارات دارد كه كم تر در باره آن  سخني به ميان مي آيد ! در اين بخش هر گونه تغيرات اعمال شده در بخش هاي مختلف هواپيما را به اطلاع خريداران مي رساند . به همين جهت قبل از انقلاب در دفتر خط پرواز ، واحدي بنام " انتشارات " وجود داشت . و مسئولي كه براي آن انتخاب شده بود تنها وظيفه اش سر و سامان دادن به كتاب هاي فني و به اصطلاح امروزي " آپديت كردن " آن ها بود . آن دسته از اطلاعات فني - پروازي هم كه از امريكا مرتب به خط پرواز مي رسيد را ( ساپلي منت ) مي ناميدند . سرپرست انتشارات خط پرواز به عهده فردي به نام اكبر بود .. بچه ناف مشهد بود .. و لهجه اش هم خيلي غليظ بود ! تا اون جايي كه من يادمه اكبر اغلب درگير تنظيم كردن اطلاعات جديدي بود كه مرتب از كارخانه " لاكهيد " مي رسيد . كم تر ديده بودم كه اكبر پرواز كنه .. شايد گراند دايمي بود ( كه من در جريان وضعيتش نبودم ) مختصر سلام و عليكي با او داشتم .. به بهانه همين دوستي يك روز يكي از اطلاعيه هاي جديدي كه از امريكا رسيده بود نشانم داده و با همون لهجه شيرين اش خطاب به من گفت  : مي بيني يره اين يانكي ها چه پول هايي از ما ايراني ها مي گيرند !؟ و سپس ورقه قديم و جديد رو كنار هم قرار داده كه به اون صورت فرق خاصي با هم نداشت .. فقط يك علامت كوچك ( يه شكل دست آدم  كه با انگشت سبابه اشاره به تيتر ها داشت ) جايش عوض شده بود ! اكبر با عصبانيت ادامه داد : باورت مي شه براي همين تغير كوچك بيش از ۲۵ سنت به ازاي هر ورق كاغذ ۴ - آ دريافت مي كنند !؟ خلاصه با پيروزي انقلاب و قطع ارتباطات كاسه كوزه طفلك اكبر هم به هم ريخته شد .. و با آغاز جنگ هم از تجربياتش به عنوان افسر شيفت استفاده مي شد ..  اگه يادتون باشه يك خاطره جالبي كه با او داشتم ( روزي كه نزديك بود قاتل شوم !  ) را تعريف كردم . كه چگونه يه شب قرار بود الكي الكي قاتل شوم .. !!

 

 سوانح سريالي براي هركولس ها .. !

تاريخ دقيق نخستين سانحه اي كه به شكل غير متعارفي ابتدا در آمريكا و سپس چند كشور ديگر رخ داد رو نمي دونم . اما در سال هاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي و زمان جنگ خبرش به طور جدي به ايران رسيد .. و در همان زمان ها بود كه متوجه شديم چه معظل مرگباري سايه بر هركولس هاي جهان حتي ايران انداخته است .. بعد از چهارمين سانحه هركولسي كه به خاطر گير كردن دسته گازهايش به شكل وحشتناكي با سرعت زياد به زمين بر خورد كرد .. ديگه قضيه جدي شده بود . همان گونه كه عرض كردم .. به دليل قطع ارتباط با كشور امريكا و شديد تر شدن بحران به خاطر اقدام دانشجويان پيرو خط امام ره و اشغال سفارت آمريكايي ها و لانه جاسوسي خواندن سفارت ، ديگه هيچ اميدي مبني بر دريافت اطلاعات فني - پروازي  ( ساپلي منت ها ) نداشتيم . شايد از همين ايام بود كه جرقه روي پاي خود ايستادن مطرح شد .. در ارتش و نيروي هوايي واحد هايي به نام جهاد سازندگي پايه گذاري شد .. اگر چه خروجي اوليه آن ها زياد جالب نبوده و به اصطلاح فاقد كيفيت هاي لازم بودند .. اما هرگز نا اميد نشدند و بعد ها ديديم كه چگونه در حساس ترين بخش ها از سامانه موشكي تامكت ها گرفته تا بخش پشتيباني از متخصصان فني و گردان هاي نگهداري در بد ترين شرايط تحريم هاي بين المللي با سربلندي جنگ رو به پايان برديم . بگذريم .. ابتدا موضوع در گردان هاي پروازي سي - ۱۳۰ دهان به دهان مي گشت .. شايد به قول ضرب المثل قديمي كه مي گويد .. " مرگ حق است اما براي همسايه ! " كم تر كسي از بر و بچه هاي ما موضوع رو جدي تلقي مي كرد .. ! شايد به دليل قرار گرفتن در موقعيت جنگي كم تر كسي احساس دلهره و ترس اش رو بروز مي داد .. ! اما تا اون جايي كه من به خاطر دارم .. در جمع هاي چند نفري وقتي قضيه قفل كردن تراتل ها و در ادامه سقوط مرگبار پيش مي آمد .. همه سعي مي كردند با زهر خندي از اهميت موضوع كاسته و يا ترس و اضطراب خويش رو پنهان نمايد ! اما در پرواز هاي طولاني .. بهترين سوژه براي بحث هاي داخل كابين بود .. !

فاجعه فرود در آب ...

فكر مي كنم هنوز هم عده زيادي از هموطنان و مسافراني كه با هواپيما مسافرت مي كنند بر اين باورند كه در صورت بروز وضعيت اضطراري در پرواز ، سطح " آب " امن ترين محل براي فرود است .. ! اين تصور غلطي است كه برخي هموطنان گرامي دارند . البته يكي از اموزش هاي مهمي كه خلبانان در طول خدمت خود فرا مي گيرند همانا فرود در آب يا (  Ditching ) است . كه مهارت هاي زيادي رو مي طلبد . البته نوع هواپيما ( منظورم نوع قرار گرفتن بال ها و موتور آن ها است ) نقش موثري در لحظه برخورد با آب را دارد . به اميد خدا تصميم دارم مستند نشنال جئوگرافي بعدي ام رو به يكي از سوانحي كه خلبان در قبال عده اي هواپيما ربا مجبور به فرود اجباري در آب شده بود ، بپردازم .. تا شما عزيزان محترم با مشاهده تصاوير بازسازي شده مستند با يكي از فرود ها در آب آشنا شويد . بگذريم .. اگه اشتباه نكنم بعد از فرود اجباري يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ آمريكايي ها در آب بود كه قضيه قفل شدن دسته گاز هواپيماهاي هركولس در ايران جدي و همگاني شد .. ! و علي رغم بي اطلاعي از دنياي غرب ، اما مطمئن بوديم قضيه به طور جدي در حال پي گيري است .. از سوي ديگر مقامات نظامي و فرماندهان محترم ارتش و نيروي هوايي نمي توانستند تصميمي جدي در قبال پديده قفل شدن تراتل ها اتخاذ نمايند چون كشور در شرايط مقابله با دشمن وحشي و قدري بود كه از سوي قدرت هاي بزرگ غربي حمايت مي شد .. و الحق و انصاف هركولس هاي ايران نقش حساسي در پشتيباني از جبهه هاي جنگ و حمل مجروحين به عهده داشتند .. از سوي ديگر همان گونه كه در بالا اشاره كردم  ، از سوي هيچ منبع معتبر به صورت رسمي خطر فوق اعلام نشده بود .. !     

  

نظر هاي متفاوت اهالي هركولس ..

اون دسته از پرسنلي كه دوره آموزشي خود رو در آمريكا گذرونده بودند ، مطمئن بودند علي رغم قطع ارتباط سياسي - اقتصادي بين ايران و امريكا ، در صورتي كه پي گيري هاو و كالبد شكافي سوانح به نتيجه مشخصي برسد ، كارخانه لاكهيد طبق قوانين داخلي خويش و اساسنامه شركت همچنان به روال گذشته در صورت نياز ، صد در صد اطلاع رساني خواهد كرد .. و كاري به سياست هاي كشور متبوع اش نخواهد داشت .. ! از سوي ديگر تعدادي از برو بچه هاي انقلابي كه هرگز دل خوشي از امريكا و سياست هاي مغرضانه آن نداشتند و به قول معروف دلشون مي خواست سر به تن آمريكا و اربابان آن نباشد ..!! معتقد بودند .. امكان نداره آن ها در صورت رسيدن به راه حلي مناسب ما رو خبر كنند .. ! و تنها به مشترياني كه رابطه خوبي با آن ها دارد ، ارتباط برقرار خواهد كرد .. ! در حالي كه اين بحث در زمين و آسمان ادامه داشت .. هر از گاهي از نقطه اي از جهان خبر مي رسيد هواپيماي سي - ۱۳۰ ديگري دچار اين مشكل شده .. و به شدت با زمين برخورد كرده و منهدم شده است .. !! ديگه قضيه جدي شده بود . و هر كسي با خود فكر مي كرد .. اگه اين اتفاق براي من در آسمان رخ داد چه كار بايد بكنم .. !!؟ بچه ها در طول پرواز و حتي در زمان حضور در ماموريت ها هم به اين قضيه پرداخته و هر يك راه حلي رو ارايه مي داد .. اما از ان جايي كه در زبان و يا بر روي كاغذ مي شد از پس اين معضل بر آمد اما هيچ تضميني وجود نداشت كه در لحظه بروز اين حادثه وحشتناك و گير كردن دسته گاز ها شخص بتواند از پس تئوري هايش بر امده و هواپيما رو سالم و امن به زمين بنشاند .. ! و داستان ادامه داشت ..

ايرانيان زبل مشكل رو حل كردند .. !  

همه مي دونند ايراني ها از استعداد و هوش سرشاري برخوردارند .. كافي است به ان چه مي خواهند فكر كنند .. يا در شرايط و تگنا هاي سختي قرار گيرند .. اون وقت است كه هوش و درايت آن ها به كمك شون آمده و راه حل مناسب رو كشف مي كنند .. بر اين نكته اغلب كارشناسان آمريكايي واقف اند . آن ها به خوبي به خاطر دارند كه در طي دوره هاي اموزشي ، ايرانيان گاهي از استادان خويش هم جلو مي زدند .. ( كافي است به زندگي نامه اغلب عقابان تيز پروازي كه شهيد شدند رجوع كنيم .. خواهيم ديد كه از همان دوره كار اموزي جوهره خودشون رو به استادان آمريكايي نشون داده بودند ) در باره معضل گير كردن تراتل ها در حين پرواز .. كه نه عقب مي رفتند .. نه تكان مي خوردند و در نهايت هواپيما با سرعت سرسام آوري با زمين برخورد مي كرد .. بچه ها خيلي فكر كردند .. هر كسي يك راه حلي رو مطرح مي كرد .. اما يك راه حل كليد معما در آن شرايط اضطراري بود .. يادمه در شرايطي كه امار سوانح سريالي هركولس ها از چهار نقطه جهان به گوش مي رسيد .. و تبديل به كابوسي مرگبار براي اغلب خلبانان سي - ۱۳۰ در كل كشور هايي كه داراي اين نوع هواپيما بودند ، گشته بود .. بعد از كلي مشورت و ارايه راه كار هاي متفاوت .. يك نظريه كامل توسط ايراني ها عملي شد .. ( لازم مي دونم در داخل پارانتز عرض كنم كه .. علي رغم اين كه براي هر ايراد و مشكلي چه بر روي زمين و چه در حين پرواز كارخانه سازنده در قالب كتاب هاي تخصصي راه كار هايي ارايه داده است .. اما متآسفانه براي دو مورد ايراد مرگبار هيچ توضيحي در كتاب وجود نداشت .. ! اولي در باره قفل كردن تريم تب ها {  Trim Tab } يا همون بالچه هاي كمكي بود .. كه با تلاش اساتيد خلبان قديمي چون سرهنگ " مكري " در حين پرواز اموزشي هواپيما رو وادار به استال " واماندگي " كرده و سپس از شاگرد مي خواست از ان حالت بيرون آورد .. و دومي هم كنترل در شرايط قفل شدن تراتل ها بود ) كه راه حل اش كشف شد ..

كليد معما چه بود ؟  

همان گونه كه اشاره كردم .. راه حل هاي زيادي رو بچه ها مطرح مي كردند .. اما در موقع نقد و مشورت  نكات ضعف هر يك از طرح ها ، پيشنهادي مطرح مي شد .. و دوباره به سراغ راه حلي ديگر مي رفتند .. فراموش نكنيد كه اگه خلبان نتواند بر سرعت هواپيمايش كنترلي داشته باشد .. مسلمآ هنگام كاهش ارتفاع كه دماغه ان رو به پائين است .. سرعت اش هر لحظه افزايش مي يابد .. اما طرح نهايي در ان شرايط اضطراري كشف شد .. بهترين راه حل اين بود  : در صورت قفل شدن دسته گازها ( تراتل ها ) قبل از فرود ، خلبان يكي از موتور هاي را ( ترجيحآ موتور شماره ۴ ) را خاموش كند .. بدين وسيله سرعت هواپيما كمي كاهش مي يابد .. اما هم چنان قابل كنترل نيست .. بعد از مدتي در مرحله اپروچ موتور متضاد آن را از بال مقابل يعني ( شماره يك ) را خاموش نمايد .. قطعآ سرعت كاهش مي يابد .. و بهترين فرصت براي پائين دادن فلپ هاي هواپيماست .. در صورت بالا بودن سرعت علي رغم خاموش كردن دو موتور .. بالا بردن دماغه در حد خيلي كم و رسيدن به سرعت فلاپ ها الزامي است .. و بعد از اين كه هواپيما به منطقه شورت فاينال رسيد .. اگه همچنان داراي سرعت بالايي بود ، يك موتور هم روي باند و در لحظه اپروچ خاموش شود .. بودن يك موتور فشار هيدروليك و هوا رو براي ترمز ها فراهم مي كند .. البته خوشبختانه هرگز به مرحله ازمايش نرسيد .. ( عملي شدن يا نشدن اين طرح هم پاي پيشنهاد دهنده اش .. من فقط راوي هستم !! ) ولي همان گونه كه عرض كردم .. اين طرح منطقي تر از بقيه به نظر مي رسيد .. لااقل اميدي به زنده ماندن در ان به چشم مي خورد .. ! در همين هنگام كه همچنان چالش ها وجود داشت .. و رقم سوانح اگه اشتباه نكنم كلآ به يازده فروند رسيده بود .. ! متخصصان سازنده هواپيما موفق به كشف علت اصلي قفل شدن دسته گاز ها شدند .. و بلافاصله علي رغم پيش بيني بعضي از دوستان تندرو و انقلابي .. يك نامه رسمي هم به ايران رسيد كه در ان به اشكالات احتمالي در سيستم دسته گاز هاي هواپيماهاي سي - ۱۳۰ اشاره شده بود .. مسئولان كارخانه لاكهيد تاكيد بسيار داشتند .. كه جلوي پرواز همه هركولس ها تا رفع ايراد احتمالي گرفته شود .. و در همان ( ساپلي منت ) به نحوه بازديد و تعميرات آن اشارات مبسوطي شده بود ...

روزي كه  هركولس ها خوابيدند .. !

 كم تر كسي باورش مي شد كه به اين زودي پي به علت سوانح ببرند .. همان گونه كه در مستند هاي نشنال جئوگرافي مشاهده كرده ايد .. براي كشف دلايل سوانح هوايي تيم هاي بررسي و تحقيق با صرف هزينه هاي كلان كه اغلب از قيمت هواپيماي سانحه ديده هم بيشتر است .. بعد از مدت هاي طولاني موفق به كشف دلايل اصلي سوانح مي شوند .. اما اين بار از شانس قارقارك هاي ما ، خيلي زود خبر رسيد كه .. موفق به كشف دلايل گير كردن تراتل هاي سي - ۱۳۰ شده اند .. و جالب اين كه بلافاصله از مقامات بالاي ارتش دستور رسيد .. تا بررسي و عيب يابي يكايك هركولس ها ، هيچ يك از هواپيماها مجاز به پرواز نيستد .. ! و بدين ترتيب همه هواپيماها ناخواسته گراند شدند .. و در جايي كه پارك شده بودند ، آروم گرفتند .. اگر چه براي نخستين بار رمپ پرواز مملو از هركولس ها شده بود .. اما دل آدم مي گرفت .. آخه به صداي غرش موتور ها .. صداي ريورس ، صداي " جي تي سي " ( جنراتور كمكي برق در هواپيما ) عادت كرده بوديم .. بدون ان صدا ها .. انگاري زندگي توقف كرده بود .. تلاش پرسنل متخصص با توجه به درك شرايط و ضرورت هاي جنگي واقعآ قابل تقدير و قدرداني است .. آن ها سه شيفته به جان سي - ۱۳۰ ها افتادند .. و كل مسير طولاني تراتل ها از داخل كابين تا هريك از موتور ها به دقت بررسي شدند  .. شايد باورتون نشه .. خيلي از هواپيما هاي ما هم در مرز گير كردن دسته گاز هاشون بودند .. متخصصين با بررسي بيشتر در مسير سيم هاي گاز دريافتند به دليل شل شدن يك  " پين "  محافظ .. كه به گفته كارشناسان ممكنه حركت هاي شديد هواپيما باعث شل شدن ان شده باشد ، سيم شل شده و بر روي " پولي " يا همون چرخ محافظ قرار مي گرفته است  .. كه در اين صورت با پرواز هاي متوالي هواپيما ، سيم سائيده شده و در نهايت با قطع آن باعث عدم حركت قرقره شده و دسته گاز ها از حركت باز مي ايستادند .. و چون در حين پرواز اين اتفاق ها رخ مي داد ، كنترل ان براي خلبانش خيلي دشوار مي شد .. مخصوصآ كه آن بنده خدا ها نمي دونستند .. مشكل چيست .. !!؟؟ و در كتاب هواپيما هم هيچ اشاره اي به اين وضعيت در حالت اضطراري نشده بود .. ! و بدين سان خيلي راحت بدون اين كه قادر به كم كردن سرعت مركب اهنين خود باشند .. با شدت تمام به زمين برخورد مي كردند .. و همان گونه كه عرض كردم ، يك فروند آن هم در آب سقوط كرده و متلاشي شد .. !

 

 نمونه " پين " اي كه محافظ سيم هاي گاز بود .. كه بعد ها كارخانه لاكهيد آن را تغير داد

 c9grzonv11okublhvvhp.jpg

figt25aw3ruekq5p1q.jpg

 

 

وضعيت پايگاه بعد از فرار رهبر جنايتكار منافقين  

يك مقدمه ضروري ..  

 بار ها در همين سايت اعلام كرده ام كه .. مطلقآ ادم سياسي نبوده و نيستم . و سعي هم مي كنم در اين تارنماي وارد مباحث ساسي نشوم .. همچنين همه عزيزاني كه شناخت اندكي بر شخصيت ام دارند واقف اند .. هرگز ادم كينه اي نيستم . بدترين بلا ها را هم كه سرم بياورند ، بعد از مدتي اصلآ يادم مي رود كه با كي چه مشكلي دارم .. اما علي رغم اين دو خصيصه هيچ گاه جنايت و خيانت هاي سران  منافقين رو فراموش نمي كنم .. همان گونه كه در مطالب قبلي به كرات اشاره كردم ، هرگز ياد روزي رو كه منافقين كور دل در زمان جنگ لباس مقدس ارتش ايران رو به تن كرده .. و بر روي عده اي سرباز بي گناه آتش گشودند رو فراموش نمي كنم .. آخه جرم آن جوان هاي مظلوم چه بود ؟؟ و مدتي بعد هم در همان ايام جنگ ديديم كه صدام حسين جنايتكاري كه از روي دشمني با ايرانيان چگونه با اسلحه كمري اش در مقابل دوربين رسانه ها به اسيران بي گناه ما با خشم و تنفر شليك كرده و آن ها رو به شهادت مي رسوند ..  مدعيان دروغين آزادي .. چگونه او را در اغوش گرفته و ارادت و نوكري خود رو به اون ادم قلدر اعلام مي كردند .. من تا زنده ام هرگز خاطره اين جنايات رو از ياد نخواهم برد  .. به همين دليل هر گاه صحبت از زمان جنگ مي شود .. بر خود لازم مي دونم اين جنايتكاران آدمكش رو به نسل هاي امروزي معرفي كنم .. جالبه بدونيد كه آقاي بني صدر هم با آن هواپيما گريخت .. اما هرگز به وي بي حرمتي نكرده ام .. و با وجودي كه چندين مرتبه با وي پرواز داشتم.. اما چون نمي دونم خائن بوده يا خادم .. هرگز اظهار نظري نمي كنم .. و به عقايد همه احترام مي گذارم ..

 

هدفي كه وسيله را توجيه كرد .. !

نخستين بار بعد از انقلاب بود كه با اين جمله آشنا شدم  !  " هدف وسيله رو توجيه نمي كند .. " راستش رو بخواهيد اوايل معني ومفهوم اين تيتر رو نمي دونستم .. ! به قدري گيج و خنگ بودم كه نمي دونستم .. هدف چيه .. توجيه كيه .. !!؟؟ تا اين كه يك بار بلانسبت همه شما عزيزان مثل چهارپا كه با بارش تا خرخره در گل گير كنه .. سر اين كه " توجيه " مي كنه يا نمي كنه بد جوري گير كرده بودم .. !! آخرش هم نفهميدم بالاخره توجيه پذيره يا خير .. !!؟؟ مي دونم مطلب خيلي طولاني شد .. ولي با اجازتون يك پارانتز بي موقع باز كرده و براي رفع خستگي هم شده قضيه آن رو بيان مي كنم ..

همه مي دونيم كه بعد از انقلاب عمل " گزينش " وارد بخش مهمي از زندگي كه چه عرض كنم .. سرنوشت ما انسان ها شد .. هر جا مي رفتم صحبت گزينش بود .. از دانشگاه رفتن دختر ننه رقيه دلاك گرفته تا استخدام پسر مش قلي يخ فروش ( چه كاراكتر هايي همين جوري سر زبونم اومد !! ) همه جا بحث گزينش بود .. اما هرگز فكر نمي كردم روز و روزگاري يقه خودم رو هم بگيرند .. ! از شما چه پنهون براي ما هم به بهانه هاي مختلفي از ترفيع گرفته تا پرواز به خارج و هزار كوفت و زهر مار ديگه گزينش تعين كردند .. ! ديگه دست هر كي رو كه نيگا مي كردي يك جلد " توضيح المسايل " بود ! و مث بچه محصل ها همه در انديشه تقلب بودند .. ! هر جا مي ديدي سه چهار نفر با لباس پرواز و دبدبه و كبكبه ايستاده و مشغول گفت و گو اند .. يقين مي كرديم كه در باب تعداد سوره هاي توبه .. و بسم الله هاي آن بحث مي كردند .. يكي فلان كتاب ديني رو توصيه مي كرد .. و ديگري فلان !  اين گذشت و .. تا اين كه  قرعه به نام من حقير و تني چند از دوستان و همكاران اصابت كرد .. ! البته اين رو اضافه كنم .. من هرگز دنبال تقلب و حفظ احكام ديني نرفتم .. چون از كودكي در خانواده اي مذهبي و متدين بزرگ شده بودم . اما جاتون خالي تا مي ديديد .. يكي از همكاران قديمي و پيشكسوت كه از نسل داكوتا ها بود .. و براي خودش برو بيايي داشت .. چگونه در مقابل نخستين پرسش روحاني جوان كه پرسيد .. اصول دين چندتاست .. ؟‌ طفلك سرخ شد .. سفيد شد .. رنگ داد و با لكنت زبان ( طفلك وقتي عصبي مي شد زبانش مي گرفت ) گفت : ب .. ب.. ببخشششيد ااگگگه مي شششه يه راهنمممممممايي بفرمايييد !! تجسم كنيد كسي كه ادعاي ورزشكاري اش مي شد .. و اندكي هم جاهل مسلك بود .. و تيپ اش هم توي رديف هاي ناصر ملك مطيطي با همون سالك بر گونه و تشكيلات .. در مقابل همكارانش نتونه بگه اصول دين چند تاست .. !!؟ فقط اين رو اضافه كنم .. كه من از خنده نتوانستم خودم رو كنترل كرده و  مثل همون چهار پا كف نمازخانه از خنده غلت زده و ريسه مي رفتم .. !! القصه نوبت من هم كه رسيد .. تقاص خنده هايم رو به گونه اي دادم كه نمي دونستم بالاخره هدف وسيله رو توجيه مي كنه يا نه ... !!؟ شانسي و الا بختكي گفتم " نه " و قبول شدم .. !!!‌

 هدفي كه وسيله اش كشتار بي گناهان بود ... !

ضرباتي كه ما در زمان جنگ از منافقان خورديم .. خيلي سنگين بود ! من نمي خواهم وارد ان مقولات شوم .. چون با درج خاطرات و تعريف جزئيات اعمال ان ها رو توضيح داده ام .. اما هرگز فكرش رو نمي كردم منافقين براي ضربه زدن به ارتش اقدام به بريدن كابل فرامين هواپيماهاي سي - ۱۳۰ كنند .. !! بعد از فرار خفت باري كه رهبر منافقين كه با خيانت و همكاري مشتي فريب خورده خائن توآم بود .. و  به  سبب بمب گذاري در حساس ترين واحد هاي رادار ي كشور و دستكاري آن ها امكان پذير شده بود .. تحمل مقابله پرسنل قهرمان و دلاور ارتش دربرابر ماشين جنگي صدام براي حاميان آن ها خيلي گران تمام شد . و دستور رسيد كه به هر وسيله اي جلوي غرش اقتدار اميز هركولس ها گرفته شود .. و اين چنين شد كه بار ديگر همان خائن هايي كه ايستگاه هاي رادار رو خرابكاري كرده بودند .. يا ان هايي كه در مقام ستون پنجم اطلاعات دقيق پرواز شهيد محلاتي و سرهنگ خلبان " درويش " رو به اربابان خود مخابره كرده بودند .. خيلي راحت به همان طريقي كه در جبهه لباس دلاور مردان ارتشي رو به دست اورده و به همين بهانه روي سربازان بي گناه ما اتش گشودند .. اين بار هم موفق شدند با زخمي كردن كابل هاي فرامين .. ترتيپ كار رو به گونه اي دهند كه خلبان بي گناه همراه با عده اي پرسنل نظامي يا خانواده هاي آن ها كه با اين هواپيما ها تردد مي كردند .. بعد از ساعتي پرواز همان سيم هايي كه بر حسب حادثه موجب سانحه مرگبار شده بودند .. بار ديگر تعمدي قطع شده ... و نزد اربابان خود رو سفيد گردند .. !!‌ بله ان ها از سوانح هركولس ها و دلايل آن ايده مرگبار گرفته بودند .. و فكر مي كردند بار ديگر مي توانند همان تراژدي رو اين بار تعمدي و با هواپيماهاي ايرانيان اجرا نمايند .. اما غافل از اين كه هوشياري يكي از خدمه پرواز كه مهندس پرواز جواني بود .. به هنگام بازديد قبل از پرواز متوجه برش عمدي كابل هاي فرامين .. و رد چكمه بر روي لاستيك خاك گرفته هواپيما شده .. و ناخواسته به ماجرا مشكوك مي شود  .. و بعد از دقت بيشتر به عمق فاجعه پي مي برد .. ! بلافاصله دستور بررسي دقيق ساير هواپيماهاي اماده پرواز صادر شد .. نامردان تعدادي از هواپيماهاي داخل رمپ پرواز رو ناجوانمردانه برش داده بودند .. كه به تناوب هر يك از آن ها در گوشه اي از خاك وطن عزيزمون سقوط كنند .. !!‌

چهره هاي منفور ...

من هرگز در باره اين چهره ها قضاوت نمي كنم .. و ان را به نسل جوان امروز مي سپارم . تا با مطالعه تاريخ و عملكرد مردم مخصوصآ در زمان جنگ خود با آرامش در باره هريك از آن ها كه در آن روزگار نقش داشتند ، قضاوت كنند .. افرادي چون من به دليل اين كه فقط يك اجرا كننده ساده بوديم .. و از دنياي سياست دور بوديم  .. هرگز الفباي آن را نياموختيم .. ممكنه امروزه  خيلي ها اين اعمال رو حتي تآئيد كنند .. همان گونه كه عرض كردم .. آدمايي چون من و ما فقط راويان بي طرفي هستيم كه ماجرا ها رو ان گونه كه ديده يا شنيده صادقانه تعريف مي كنيم .. نه تعين كننده بوديم .. نه سياست گذار و نه حتي  سياست مدار .. به اميد اين كه همه در صلح و آرامش باشيم .. ممنون كه تحمل فرموديد

  

dfhbsh.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۹:۴۵ دقيقه بامداد بيست و سوم ارديبهشت ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده آرشیو مطالب سایت اينجا رو كليك كنيد . همچنین برای مشاهده مطالب گذشته وبلاگ اینجا را کلیک کنید .
 
 
 
 

تصوير بيست سال بعد خودتون رو ببينيد .. !!

چندي پيش اگه اشتباه نكرده باشم سايت وزين " يك پزشك " بود كه اين نرم افزار جالب رو معرفي كرد . خيلي جالب است .. همان گونه كه از نامش بر مي آيد ، شما با ارسال عكسي از چهره خود ، نماي تغير يافته چهره خودتون بعد از بيست سال رو به شما نشون مي دهد .. بله به همين سادگي !

  مطالب خواندنی 

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

       
  •  

    - تعداد بازديد
  • 4424
  • مرتبه

    نظرات

    سلام آقاي مدرسي عزيز.
    آدرس ايميل رو نوشتم.
    دوستاني كه مايل به تبليغ در سايت هستند فقط از طريق ايميل

    amirbazyar66@gmail.com

    تماس بگيرند.
    متشكرم.
    پاسخ
    ممنون امير جان
    خيلي گشتم .. ولي پيدا نكردم

    سلام ، آیا امکان دارد دو هواپیمای جنگنده زیر یک هواپیمای مسافربری حرکت کنند و در رادار تنها هواپیمای مسافربری نشان داده شود.
    سوال بعدی آیا شما و یا هر خلبان دیگری توانایی نشستن پشت هواپیمای سیویل را دارد ، یعنی خلبان f-14 می تواند در صورت نیاز بدون آموزش خاصی یک بویینگ را به پرواز در بیاورد؟
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي .. با تشكر از دقت نظر شما به عرض مي رسانم
    در تعاريفي كه از نقاط قوت بعضي هواپيماهاي شكاري مي كنند .. گاهي اشاره به اين موضوع مي شود كه شكاري مورد نظر علي رغم دستيابي به سرعت مافوق صوت ، قادر است در سرعت كم هم همپاي يك هواپيماي كوچك در ارتفاع پائين پرواز كرده و تعادلش رو حفظ كند .. ! به عنوان مثال تامكت هاي خودمون توانايي پرواز در پشت يك هواپيماي كوچك يك موتوره را هم دارد .. ! شما اگه تيتراژ اخبار سراسري زمان جنگ رو يادت باشه .. همان كليپي كه در آن انجزه انجزه خوانده مي شد .. يك فروند هواپيماي تامكت در رژه هوايي و در ارتفاع پائين پشت يك هواپيماي بونانزا قرار گرفته بود .. و به راحتي پرواز مي كرد .. !! اگر چه كم تر كسي متوجه اين فناوري شكاري هاي ما مي شد .. اما واقعيتي بود كه كارشناسان با يك نگاه متوجه منظور آن تصوير مي شدند .. پس بخش اول پرسش شما رو كه آيا مي تواند يا نه را پاسخ دادم .
    اما قسمت ديگر پرسش شما در باب رادار بود .. دوست عزيز مكانيزم رادار به اين صورت است كه امواجي رو به شعاع تعريف شده منتشر مي كند .. اين امواج در برخورد با هر جسم پرنده فلزي .. سرعت ، ارتفاع ، نوع پرنده و ... ساير مشخصات رو بعد از گذشتن از آناليزور هاي حساس در اسكوپ بزرگي كه جلوي مسئول رادار قرار دارد منعكس مي كند .. از طرفي هم .. چون تمام پرواز ها اطلاعات مسير خود رو قبلآ به ايستگاه هاي رادار سر راه خود اطلاع داده اند .. مسئول فوق با كنترل آن در مي يابد كه فرضآ فلان هواپيماي مسافربري يا نظامي است .. البته در صورت عدم مطابقت هم ابزار هاي ديگري وجود دارد كه مورد بحث ما نيست .. و همان گونه كه اشاره كردم مختصات هواپيما ها در صفحه رادار به شكل نقطه اي متحرك نشان داده مي شود .
    اما اين كه اگه چند تا هواپيماي شكاري در زير هواپيماي بزرگ قرار گيرد ديده مي شود يا خير .. !!؟ عرض كنم .. وقتي هواپيماي شكاري كه به طور حتم مختصات او در صفحه رادار كوچك تر از هواپيماي مسافربري است .. وقتي در پشت آن قرار مي گيرد .. امواج صرفآ همان يك نقطه متحرك رو نشان مي دهد .. چون نقطه هاي كوچك در پشت نقطه بزرگ پنهان شده اند .. !! و تا زماني كه جدا نشوند .. به هيچ وجه ديده نمي شوند .. !! و چون هواپيما ها در مسير پروازي شون با چشم ديده نمي شوند .. اين اتفاق به راحتي رخ مي دهد .. كما اين كه در جنگ ايران و عراق بار ها شاهد اين اتفاق بوديم .. نمونه بارز آن عمليات حمله به اچ - 3 بود كه در باره اش فيلم و مطلب زيادي درج شده است . عراقي ها هم بار ها در پشت هركولس ها مخفي شده و تا تهران مي امدند .. ! يكي دو بار هم پشت هواپيماي ما قايم شدند .. كه حمله ميگ ها به ايران خودرو دقيقآ از پشت قارقارك ما جدا شد ..!!
    اما در باب پرسش دوم شما .. به طور كلي عرض كنم .. اصول پرواز در همه هواپيما ها يكي است .. به عبارتي نقش فرامين و كاربرد آن ها در همه هواپيما ها از كوچك و بزرگ يكي است . اما همان گونه كه اتوموبيل ها با هم تفاوت دارند .. هواپيما ها به مراتب تفاوت هاي زيادي در ابزار كنترل آن ها دارد .. به هيمن دليل اگه يك استاد خلبان هواپيمايي قصد پرواز با هواپيماي ديگري را داشته باشد .. بايستي ابتدا در مقام يك شاگرد دوره هاي زميني و پروازي آن را سپري كند .. و ساعت هاي متوالي رو در كنار استاد پرواز كند .. تا به اصطلاح خودمون لم آن دستش بيايد .. همان گونه كه عرض كردم .. ابزار پرواز رو در هواپيماي جديد فرا بگيرد .. اما گاهي ممكنه خداي ناكرده وضعيت اضطراري در هوا پيش بيايد .. و مثلآ خلبانان هواپيمايي مسموم شوند .. كه البته از محالات است .. چون غذا هاي هريك فرق دارد .. ! اما بر فرض اتفاقي براي خلبانان داخل كابين افتاد .. در حالت اضطراري اگه خلباني در بين مسافران باشد .. نسبت به ادم نا آشنا بهتر مي تواند در فرود هواپيما تلاش نمايد .. البته او هم نياز به راهنمايي يا همان ويكتور از زمين دارد .. كه معمولآ توسط معلم خلباني از همان تاپ هواپيما او را راهنمايي مي كند
    اميدوار م پاسخ پرسش ها شما رو كافي داده باشم
    ممنون از شما

    سلام جناب مدرسی
    خسته نباشید و بابت مطلب زیباتون ممنون
    امیدوارم دیدار نوه های گلتون و تجدید روحیه باعث شده باشه خستگی از بدنتان در بره و مثل همیشه سرزنده و شاداب باشید

    پاینده باشید
    پاسخ
    بي نهايت سپاسگزارم حميد نازنينم
    خوشحالم كه مطلب فوق نظر شما دوست خوبم رو به خود جلب كرده است
    تشكر از حضور پر مهر شما

    مجددا صلاح نمی دانم خودم را معرفی کنم

    امام سجاد در دعای روزهای هفته می‌گوید: خدایا اگر آبروی کسی را ریخته‌ام تو جبران کن.

    مکارم شیرازی با بیان این که معلوم نیست این دعا مستجاب شود گفت: اگر به کسی تهمت زده‌ یا غیبت او را کرده‌اید و دستتان به او می‌رسد حتما از او طلب حلالیت کنید.

    محض یادآوری..
    پاسخ
    با تشكر از شما
    من متوجه منظور شما نشدم كه به كي تهمت نا حق زده ام .. !!؟
    من جز سر دسته منافقين در باره فرد خاصي حرفي نزدم .. و دلايل ان را هم فكر كنم به روشني توضيح دادم ..
    به هر حال از تذكر شما ممنونم .. نيازي به معرفي كردن يا نكردن شما نيست .. چون من ادم منطقي هستم .. حرف حق رو مي پذيرم

    سلام کاپیتان..خوبید..خدا قوت..کاپیتان یک سوال داشتم.البته اگر اسرار نظامی نیست پاسخم بدید.من هنوز در اسمان شیراز هرکولس های سی 130 را می بینم و در خدمت که بودم نیز برای جزایر حمل و نقل را انجام می دادند...عجب هواپیمایی هست..کاپیتان بعد از 30 و اندی سال چگونه هنوز جواب می دهند..اخه مگه یک هواپیما براش عمر مفید تعریف نشده است..یعنی هنوز عمر مفید اینها تمام نشده؟؟البته فکر می کنم پرواز اینها به دلیل همت و تلاش متخصصان دلسوز نیروی هوایی ارتش هست!!
    پاسخ
    دقيقآ همين گونه است كه فرموديد
    اين هواپيما ها داراي ايمني بالايي هستند .. و نه تنها در ايران .. در خيلي از كشور هاي ديگر هم حتي آمريكا پرواز مي كنند
    البته نقش تعمير ونگهداري و زحمات متخصصان ما بي تآثير نيست
    ممنون از شما

    سلام عمو
    مطابق معمول عالی بود و دستتون درد نکنه
    با اجازه
    پاسخ
    ممنون رضا جان نازنين
    من هم از اين كه توانسته ام نظر شما دوست خوبم رو جلب كنم خوشحالم
    ممنون از كامنت شما

    سلام آقای مدرسی
    مثل همیشه زیبا و دلنشین خاطرات و تعریف می کنید درود بر شما!
    موفق و پیروز باشید
    یا علی
    پاسخ
    منصور جان عزيز و گرامي
    راستش رو بخواهي .. من كار خاصي نمي كنم .. خود خاطرات جذاب و شيرين هستند .. من فقط يك راوي معمولي هستم
    به هر حال خوشحالم كه نظر شما دوست عزيزم رو جلب كرده است
    يا حق

    با سلام خدمت استاد عزیزم
    مطلب جالب و کاملی بود.
    ما همیشه ارادتمند شما هستیم.
    میثم باریکانی
    پاسخ
    ميثم عزيز و گرامي
    خوبي پسرم .. ؟ مدتي بود نبودي .. !!؟ خوشحالم كه دوباره مي بينمت
    خوشحالم كه از اين مطلب خوشت اومده است
    مواظب خودت باش عزيزم

    سلام عمو بهروز خوبی؟
    راستش از ایرانی جماعت هرچی که بگی بر میاد!
    چند وقت پیش مسئولای یکی از دانشگاه های اروپایی به ایران اومده بودند تا با دانشگاه صنعتی شریف ایران همکاری داشته باشن!
    اول از همه شروع کردن به عناوین اساتید خودشون و رقم فول پروفسورهاشون به 37 رسید و مقاله ها و کتاب های آقایون رو به رخ ما کشیدن!
    نوبت به دانشگاه شریف شد و یکی از معدود و انگشت شمار فول پروفسورهای خودش رو به جایگاه دعوت کرد ضمن اینکه تا ایشون تشریف بیارن به جایگاه کتب و مقاله ها و نظریه ها و افتخارات این فرد بزرگ رو باختصار توصیف کردن، به تنهایی از تمامی 37 فول پروفسور دانشگاه مذکور هم مقاله و کتاب بیشتر چاپ کرده بود و هم نظریه های بزرگی در دنیا داشت که با اومدن ایشون کم کم ذوق اولیه ی مسئولان دانشگاه اروپایی رنگ باخت!
    بله ما ایرانیا هرچی بگی ازمون بر میاد.
    مطمئن باشین اگه کمی اون موقع ماجرا بیشتر طول می کشید مهندسین و نوابغ ایرانی مشکل رو حل می کردن.
    پاسخ
    قطعآ چنين است كه مي فرمايي .. بله ما ايراني ها در همه رشته اي علوم و فنون داراي تبحر خاصي هستيم
    اين رو اغلب كارشناسان جهان مي دونند .. يكي از دلايلي كه هرگز مردم ايران رو با كشورهايي چون عراق و افغانستان مقايسه نمي كنند .. حس و غيرت ملي در دفاع از آب و خاك شون است
    متآسفانه بخش زيادي از انرژي و تفكرات ما در راه هاي غير مفيد صرف مي شود .. كه ان هم به دليل نداشتن متولي كنترل و راهنماي دلسوز است
    بله امير نازنين .. ما اساتيد خبره زيادي داشته و داريم .. كه همه ان ها از مفاخر ادبي و علمي ما هستند
    اميدورام شمال بهت خوش بگذره
    مواظب خودت باش
    ممنون از كامنت شما

    كاپيتان بهروز مدرسي عزيزم درود بي كران بر شما.
    كساني مانند مسعود و مريم رجوي پس از سي و دو سال كه از انقلاب گذشته در خيال خام خويش، هنوزسوداي رياست جمهوري ايران را در سر مي پرورانند همان گونه كه ارباب جنايتكارشان سردار نگون بخت فادسيه نيز سوداي سقوط سه روزه ايران را در جنگ در سر مي پروراند و چه پندارهاي عبثي.اين ها آنچنان نزد ملت ايران منفور هستند كه حتي اگر روزي خداي ناكرده اين نظام عوض هم بشود مردم به هيچ روي حاضر به پذيرش اين خائنان جنايت پيشه نخواهند بود.در باره تفاوت خلبانان ايراني با عراقي همين بس كه سرلشكر شهيد و عقاب تيز پرواز كشورمان زنده ياد عباس دوران به خاطر تواضع و فروتني،هم گاهي اوقات درجه هايش رو روي دوشش نصب نمي كرده و هم از دوستان و يا حتي زيردستانش مي خواسته كه او را با عناوين و القاب نظامي مورد خطاب قرار ندهند اما يك خلبان جاني عراقي مانند عدنان الدليمي،تنها به خاطر بمباران شيميايي و بيمارستان ها و مدارس و كشتار مردم بي دفاع و مظلوم از دست صدام جنايتكار مدال لياقت در يافت مي كند.
    اما كاپيتان جان امروز يكي ازخبرگزاري ها اعلام كرده بود كه سازمان ياتا پس از حادثه اخير توپولوف حامل رييس جمهور لهستان استفاده از توپولوف 154 را در تمامي دنيا ممنوع اعلام كرده و جناب كاپيتان نخجواني هم فعلا تعداد 5 فروند از اين هواپيما را كه متعلق به شركت تابان اير مي باشد دستور گراند شدن آنها را صادر نموده و اين در حاليست كه وزير راه و ترابري از تمامي ايرلاين هاي داخلي خواسته كه اين هواپيما را از ناوگان خود خارج كنند و جالب اينجاست كه شركت ايران ايرتور كه همچنان از اين نوع هواپيما استفاده مي كند هيچ كدام از هواپيماهايش گراند نشده است.به اميد فردايي بهتر در صنعت هواپيمايي كشورمان.
    با تشكر و ايام به كام.
    پاسخ
    سرور گرامي جناب جوهري عزيزم
    با سپاس و تشكر از اين همه مهر و محبت شما .. و تصديق فرمايشات شما در باب اين گروه جنايتكار .. به استحضار مي رسانم .. هر چه در باره اين جنايتكاران سخن بگوييم كم است .. خيلي از جوانان ما به دام شعار ها و وعده هاي اسلامي اين گروه خائن شدند .. و نه راه پس دارند و نه راه پيش .. !! چندي قبل شنيدم همين سران خائن منافقين براي اين كه مهر مادري رو از كودكان اردوگاه اشرف دور كند .. و مادران رو وادار به عشق و علاقه به سازمان نمايد .. دستور داده است فرزندان بي گناه رو از كانون گرم خانواده ها جدا كنند .. هر فلك زده اي هم كه از جانش سير شده و پي به پوچي اين جماعت شده است .. به هيچ عنوان اجازه خروج از كمپ را نمي دهند .. !!!‌ من حتي شنيدم بارها به درخواست خانواده ها .. نظام افرادي رو كه دست آن ها به خون آلوده نشده است رو به كشور مي پذيرفت .. ولي همين سردمداران جنايتكار ان مانع از خروج جوانان اغفال شده مي گردند .. خدا لعنت شون كنه ..
    در باره توپولف ها .. بله من هم شنيده ام .. اما مشكلي كه كشور ما هميشه با آن مواجه بوده ، سياست يك بام و دو هوا است
    اگر قانوني ابلاغ مي شود .. بايد براي همه يكسان باشد .. اما مي بينيم بعضي ها به بهانه ارتباط با مسئولان شانه خالي مي كنند ..
    اميدوارم .. هر چه زودتر غائله هواپيماهاي روسي .. و دلالان بي وجدان آن از شر مردم ايران كم شود
    با سپاس از شما

    عموجان سلام
    با تشکر از پست زیبای شما که ما را به حال و هوای دوران ابتدای جنگ برد.
    در قسمتی از این پست اشاره به تشکیل واحد جهاد سازندگی در نیروی هوایی کردید. فکر کنم منظورتان واحد جهاد خودکفایی است. اینطور نیست؟ چون جهاد سازندگی که کارهای عمرانی را بیشتر انجام می داد.
    در مورد دارو دسته رجوی هم اگر کسی فکر می کند که اینها انسان می باشند باید نگاهی به عکسهای قربانیان بمب گذاری های آنها در کوچه خیابانها بیاندازد که عمق سبعیت افراد این گروه بر او مشخص شود. من هنوز پس از گذشت بیست و اندی سال وقتی عکس های شهدای بمب گذاری ها را به یاد می آورم منقلب می شوم.
    در پناه حق
    پاسخ
    حميد عزيز و گرامي
    من هر وقت مي خوانم كه دوستان با نوشته هايم ارتباط برقرار كرده اند .. قلبآ خوشحال مي شوم . در باره جهاد خودكفايي يا سازندگي .. راستش من هم با ياد اوري شما به شك افتادم .. !! تا اون جا كه من مي دونم .. جهاد سازندگي بود .. كه اول در نيروي هوايي شكل گرفت .. بعد خودكفايي تكميل اش كرد .. شايد هم حق با شما باشد .. به هر حال جهاد بود .. اولين توليدات آن ها اصلآ جالب نبود .. يادمه بنده خدا ها لاستيك هاي فرسوده هواپيماها رو كه از زمان شاه در اطراف پايگاه ها ريخته بود .. جمع اوري كرده و با كشيدن روكش تحويل دادند .. روزي كه قرار بود سي - 130 كه لاستيك هايش روكش جهادي داشت رو امتحان كنند ، هرگز فراموش نمي كنم .. يادمه ما در حال فرود به مهرآباد بوديم .. قبل از ما هواپيماي جناب بهزاد عابديان كه از خلبانان به نام و با اخلاق هركولس بود از باند 29 چپ اجازه تيك آف خواست .. بعد از او قرار بود ما بشينيم .. اما ظاهرآ هنوز هواپيما روي باند در حال خزش بود كه لاستيك ها مثل روده .. دراز به دراز روي باند ولو شده بود .. ما از بالا فكر كرديم آدم يا كارگران اطراف باند هستند كه با هواپيما برخورد كرده اند .. كه اون طوري به فاصله از هم ديگر دراز كش شده بودند .. اما وقتي فرود آمديم .. فهميدم هواپيماي بهزاد بود كه براي آزمايش لاستيك ها اون هم بدون بار و مسافر قرار بود چندين فرود انجام بده .. كه به خاطر كنده شدن روكش ها .. پروازش كنسل شد .. !!!‌البته بعد ها همين جهاد كار هاي بسيار با ارزش و موثري را توليد كرد .. و از گراند شدن هواپيما ها جلوگيري كرد .. آدم نبايد از حق بگذرد .. درسته ما اون روز كلي به ريش او افراد خنديديم .. اما ديري نگذشت كه از كارمون شرمنده شديم .. چون عملآ به چشم خودمون ديديم چه خدمات با ارزشي رو در همان نيروي هوايي ارايه دادند .. واقعآ اجرشون با خداوند .. خيلي ها هم از همان برادران در زمان جنگ شهيد شدند .. روحشان شاد
    در باره منافقين .. بله حق با شماست . بقدري پر رو و وقيح هستند .. كه حد ندارد .. جالبه طرفدار ندارند .. و گرنه پدر مردم رو در مي اوردند ..
    ممنون حميد جان

    سلام عمو. خوبی؟ خوشحالم که دوباره مطلب جدیدتون رو آپ کردین. مثله همیشه عالی بود. عمو اونجاهایی که دارین به قول خودتون یه پرانتز باز میکنین به خاطر طولانی شدن مطلب عذرخواهی نکنین خواهشا چون همین مفصل بودن مقالاتتون هست که مخاطب داره. منکه هرچیم شما طولش بدی اصلا خسته نمیشم.
    راستی عمو دو تا سوال:

    همیشه واسم سوال بوده که چرا برای خدمه پروازی چتر نجات تعبیه نمیکنن که اگه با سقوط مواجه شدن سریع بپوشن و بپرن بیرون یا همینطور برای مسافران هواپیماهای مسافربری؟ (عمو داری الان بهم میخندی میدونم دی) ولی جدا چرا؟ وزن چتر نجاات زیاده؟

    دوم اینکه به کیلومتر بر ساعت سرعت هواپیماها در چه بازه ای هست. و آیا هواپیماها هم حداقل و حداکثر سرعت دارن؟

    شاد و موفق باشید.
    پاسخ
    سهيل عزيزم .. باور كن خيلي خوشحالم كه از مطالب اين پست خوشت اومده است .. اين نهايت مهر و محبت شماست كه از مطالب كليشه اي و خسته كننده بنده تعريف مي فرماييد .
    در باره پارانتز ها .. بايد عرض كنم .. واقعآ چون مستند نگاري بر پايه خاطرات قديمي ام مي كنم .. هر چه در لحظه به ذهن ام مي رسد رو درج مي كنم .. گاهي به خود امده و براي خارج نشدن از مبحث اصلي .. سريع سر و ته اش رو هم مي اورم ... !
    سهيل جان .. اين درست كه خوانندگان قديمي و حرفه اي سايت به همراه دوستان نازنينم از طولاني نوشتن و حواشي ها خسته و دلزده نمي شوند .. و من هم به حرمت درخواست اين عزيزان اين سبك و سياق رو ادامه مي دهم .. اما اگر به آمار حضور مخاطبان نظري بيندازي .. بخش عمده اي از خوانندگان سايت رو گوگل هر روز به سايت راهنمايي مي كند .. و اين عزيزان تازه وارد .. هميشه بر بنده ايراد مي گيرند ..
    كه .. واي خسته شديم .. واي اصل مطلب رو نفهميديم .. و هر بار بنده مجبور مي شوم بار ها و بارها دفاعيات كليشه اي ام رو مطرح كرده و بگم .. به خواست خوانندگانم اين گونه مي نويسم .. !! بگذريم
    در باره چتر نجات .. عرض كنم : راستش رو بخواهي در هواپيماهاي عزيز و دوست داشتني سي - 130 به ازاي هر يك خدمه پروازي ، يك چتر نجات در هواپيما قرار مي دادند .. كه معمولآ در پرواز هاي آموزشي .. يا چتربازي با ماموريت هايي كه مسافر نداشتيم .. از طريق شعبه چتر نجات خودشون قبل از پرواز برايمان قرار مي دادند .. اما اگه ماموريت حمل مسافر داشتيم .. خودشون هم آن ها را از هواپيما خارج مي كردند .. حق هم دارند .. مگه مي شه استفاده كرد ؟؟ وقتي زن و بچه مردم داخل هواپيما هستند .. بر فرض هم مشكلي پيش بيايد كه بر گروه پروازي مسجل شود تا دقايقي ديگر زمين مي خورند .. آيا به نظر شما از نظر اخلاقي و وجداني صحيح است ما خونسرد به چشمان وحشت زده زن و بچه مردم نگاه كرده و بگوييم .. باي باي ما رفتيم .. !!؟؟ ضمن اين كه اون وقتي كه براي پوشيدن چتر نجات صرف مي شه .. و تا زماني كه همه بخواهند به بيرون بپرند .. بالاي ده دقيقه طول مي كشد .. اتفاق در چند ثانيه رخ مي دهد .. اگه فرصت باشه .. خلبان براي نجات هواپيما تلاش مي كنه نه جان خودش .. !! حتي در هواپيماهاي شكاري هم .. خيلي از شهداي گردان هاي شكاري علي رغم اصرار به ترك هواپيما از سوي فرماندهان و مسئولان .. آن ها تا آخرين لحظات در كابين باقي مونده .. تا بلكه هواپيما رو نجات دهند .. و بعدش ديگه خيلي دير مي شده است .. كافي است به آمار اين گونه ايثار گري ها نظري بيندازيم ... همه چيز روشن و شفاف است
    دوم اين كه نمي شه براي هر مسافر يك چتر نجات قرار داد .. تجسم كن در هواپيمايي كه 90 نفر مسافر داره .. 90 تا چتر هم بگذارند .. فكر مي كني چقدر زمان مي برد تا همه يكي يكي به بيرون بپرند ..!!؟ روي زمين بدون چتر كلي زمان مي برد .. !! از سوي ديگر حجم چتر ها رو حساب نمي كني .. ؟ ما وقتي قراره چتر باز حمل كنيم .. كلآ 64 نفر بيشتر قادر به حمل نيستيم .. پس مي بيني كه اصلآ امكان پذير نيست .. از همه مهم تر .. عمه من كه به زحمت دو نفر بايد دستش رو بگيرند تا سوار هواپيما بشه .. اگر قرار باشه از چتر استفاده كنه .. كي بايد چترش رو براش ببنده ..!!؟؟ بچه هاي كوچك تكليفشون چي مي شه .. ؟ بله اصلآ امكان پذير نيست .. حتي بر روي كاغذ !!
    و اما در باره سرعت هواپيما ها .. بله آن ها هم حد اقل و حد اكثر دارند
    اولآ همه هواپيما ها يك حداكثر سرعت دارند كه كارخانه توصيه كرده است .. و خلبانان بايد حواس شون باشه سرعت بيش از اندازه نگيرند .. حداقل سرعت هم كه مشخصه .. چون در ان صورت هواپيما استال مي كنه .. اما در يك پرواز معمولي كه همه چيز نرمال و طبيعي است .. گاهي به خاطر تغير مسير و جهت باد .. سرعت هواپيما هم تغير مي كند .. به اين صورت اگه شما باد پشت بگيري .. خيلي زود تر از موعد پيش بيني شده به مقصد خواهي رسيد .. يا برعكس .. به همين دليل خلبانان به محض تغير سرعت هواپيما ، موظف اند تغيرات رو به ايستگاه هاي سر راه اطلاع دهند .. و مثلآ بگويند كه اگر قرار بود ساعت يازده و ده دقيقه از فراز منطقه يا ايستگاه آن ها بگذرند .. حال يازده و پانزده دقيقه يا هفده دقيقه خواهند رسيد ..
    البته سيستم هاي مدرن امروزي اين مشكلاتي كه ما داشتيم رو بر طرف كرده است .. حتي سيستم هاي كمك ناوبري اي مثل " آي ان اس " كه بر تعدادي از هواپيماهاي ما نصب بود .. خودش تغيرات رو اصلاح مي كرد .. و ما قادر بوديم تا 9 ايستگاه رو تا مقصد با ان ببنيديم .. مثلآ براي رفتن به بندرعباس .. اگر قرار باشه .. از روي اصفهان و شيراز و عبور كرده و به بندر عباس برسيم .. كلآ مي بيني سه تا ايستگاه شده است .. با ايستگاه هاي كوچك بين راهي هم حساب كنيم .. باز مي بيني توانايي آن خيلي عالي بود .. و خلبان و ناوبر .. بدون دغدغه از محاسبات پشت سر هم راحت مي شدند ..
    ببخشيد خيلي طولاني شد

    سلام عمو
    میبینم که دوباره میخواهند شما رو وارد حاشیه کنند.من نمیدونم چه اصراری دارید که به کامنت برخی عقده ای ، روانی و بیکار که حتی عرضه و لیاقت معرفی خودشون حتی با یک اسم مستعار رو هم ندارند پاسخ بدید چون گاها یک لحظه احساساتی شدن باعث میشه که چیزی بنویسین یا اسم فردی رو ببرین که بیخود و بی جهت براتون دردسرساز بشه به همین خاطر یه پیشنهاد دارم اونم اینه که برای سوزاندن برخی از اعضای مهم بدن اینجور افراد ( منظورم دلشونه ) این کامنت ها رو یا منتشر نکنین یا بدون پاسخ منتشر کنین ، خواننده ها و دوستانتون خودشون جواب میدن .....
    ضمنا اون مطالب و پستی که قرار بود آپ کنین چی شد؟نکنه اونا رو هم گذاشتین کنار مطالبی که از شهید جدی براتون فرستاده بودم ؟؟؟چشمک
    ارادتمند : بابک معترض
    پاسخ
    بله آقاي دكتر بزرگوار حق با شماست .. من هر چه صادقانه و از صميمي قلب به همه احترام گذاشته و با دل و جان هر آن چه از دستم بر مي آيد انجام مي دهم .. باز هم عده اي حرف يا كلامي مي زنند كه آدم رو پشيمان مي كنند كه چرا اصلآ بخش كامنت ها رو نبسته و خودم رو راحت نكنم ؟؟
    شما ادامه اين كامنت ها رو اگه بخوانيد .. فردي با هويت غير متعارف به نام " آق مسعود " از من در باره رادار و پنهان شدن شكاري ها پرسيد .. كلي وقت گذاشته و هر ان چه مي دونستم برايش نوشتم .. به جان نوه هايم بعد از كلي نگارش .. دستم خورد به كليد اينتر .. و همه اش پاك شد .. دو باره با حوصله برايش جواب دادم .. احساسي به من مي گفت اين بابا منظوري داره .. همان طور كه گفتم .. بدون درج حتي ايميل مسايلي رو مطرح مي كنه .. كه چه پاسخ بدهم .. چه ندهم .. تآثير منفي اش رو در سايت مي گذارد ..
    اصلآ گيرم حق با اين آقاست .. به حرمت پاسخي كه در كامنت قبلي اش صادقانه دادم .. لااقل رعايت مقررات رو مي كرد .. و از درج كامنت سياسي خوداري مي كرد .. اما مي بينيم كه به قول شما .. اصلآ نبايد كساني رو كه نمي شناسم و با هويت گمنام بدون درج اي ميل كامنت مي گذارند .. پاسخ ندهم
    دكتر جان .. در باره مطلب مورد نظر .. راستش رو بخواهي يكي از آن ها را با چه اشتياقي بازنويسي كردم .. ديدي كه به شما هم زنگ زدم تا منابع اش رو دقيق درج كنم .. اما بقدري اعصابم سر قضيه اي خرد بود .. كه ناخواسته حذف اش كردم .. و بدي بلاگفا اين است كه به هيچ عنوان مطلب حذف شده بازگشت ندارد .. به همين دليل با تاخير .. اين پست رو با عجله جايگزين كردم ..
    يك عادت بسيار بدي كه دارم .. وقتي براي يك نوشته حس و حالي قائل مي شوم .. وقتي به هر دليلي پاك شود .. ديگه امكان نداره به اون حال و هوا برگردم .. ناچارا بايد دو سه پست از خودم مطلب بنويسم .. تا آثار عصبانيت از بين برود .. ممنون از شما

    من شنیده بودم ! که ناو وینسنت به همین دلیل هواپیمای ما رو تو خلیج فارس زد. بعد از چند بار تکرار این کار واخطار آمریکایی ها ، مجبور شدن...
    پاسخ
    دوست عزيز داشتيم ... !!؟؟
    وقتي من صادقانه پاسخ شما رو دقيق و كامل مي دهم .. كم ترين انتظارم رعايت چارچوب و قوانين سايت است .. گيرم كه شما درست مي فرماييد .. اين سايت كه سياسي نيست .. شما وارد اين مقولات مي شويد .. ! شما هم بلانسبت حرف دشمنان ما را مي زنيد .. عزيزم كي چنين حرفي رو زده ؟ آخه چه ربطي داره ؟ من نمي خواهم وارد اين گونه مباحث شوم .. اما جهت اطلاع شما و ساير عزيزاني كه ممكنه سخن دشمنان ما رو قبول كرده .. و با خون شهداي بي گناه ان حادثه بازي كند عرض مي كنم
    آيا شما مستند نشنال جئوگرافي رو قبول داريد ؟ با خرج ميليون ها دلار سوانح و حوادث مهم هوانوردي رو بازسازي مي كنه .. و خبره ترين كارشناسان رو براي پيدا كردن دلايل حادثه جلوي دوربين مي اورد .. خب اگه من به شما بگويم كه همين سازمان معتبر كه همه مردم جهان از افراد عادي گرفته تا متخصصان و كارشناسان خبره .. اين برنامه رو قبول دارند .. اين حادثه را با دقت و وسواس تمام بازسازي كرده است .. هرگز به اين شايعات مغرضانه اشاره نكرده است .. چي مي گوييد ؟؟؟
    من توصيه مي كنم برويد ان مستند رو ببينيد .. همه جزئيات رو دقيق عين روز حادثه تهيه كرده است .. از افسر كشيك ناو گرفته تا ناخدا .. از خلبان هلي كوپتري كه در منطقه پرواز داشته تا همه افرادي كه او ساعت در ناو مسئوليتي داشتند .. هيچ يك چنين سخني نگفته اند .. حتي با برادر شهيد رضائيان كاپيتان اير باس هم مدت طولاني مصاحبه كرده است .. يعني يك طرفه به قاضي نرفته است .. من نمي دونم چه اصراري بر اين شايعه داريم ... من مي دونم .. قصد مغرضان كم اهميت جلوه دادن عمليات هاي تاريخي چون اچ - 3 است .. كه آن را عملي عادي و تكراري قلمداد مي كنند ... !!
    فقط در يك كلام بگويم .. اخطار هايي كه به ايرباس مرتب داده مي شد .. روي فركانس هواپيماهاي نظامي بود .. نه هواپيماهاي شخصي و مسافربري ..!! براي همين زنده ياد رضائيان كاپيتان هواپيما آن ها را نشنيده بود .. ضمن اين كه طبق مقررات مسئول بي سيم و ارتباطات ناو مجاز به ارتباط با ايرلاين ها رو نداشت .. بله عزيزم اين قصه سر دراز دارد
    اصلآ فرض را بر اين مي گذارم .. كه حق با شما و كساني كه چنين ادعاهايي دارند است .. مگر اين سايت سياسي است كه اين گونه مسايل سياسي و نظامي را مطرح مي كنيد ؟
    لطفآ رعايت كنيد عزيزم
    ضمن اين كه شما با يك هويت مجازي و گمنام تشريف اورده ايد .. حتي زحمت درج اي ميل خودتون را كه جزء مقررات سايت است نكشيديد .. اين درست است كه شما. با يك نام غير متعارف بدون هويت مسايلي رو مطرح كنيد كه چه پاسخ بدهم چه ندهم .. برايم مشكل ساز است ..!!؟؟

    عمو جان سلام،
    عموی من خلبان F-14 هست، ایشان میگویند که F-14 هم هنوز یکی از بهترین رهگیرهای دنیا و قویترین پرنده دفاعی کشور است. آیا واقعا اینطور است یا عموی من از روی تعصب گفته است.
    قربان شما
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    حق با عموي شماست .. و دليلي ندارد بي جهت از يك هواپيما دفاع كند ..
    در پايان استدعا مي كنم ... در كامنت ها لااقل يك اسم مجازي الكي قيد فرماييد .. اي ميل پيشكش بنده .. اين جوري من نمي دونم طرف مقابلم چه كسي است ..
    ممنون

    سلام بر عموی عزیز

    خوشحالم که حالتون خوبه و دماغتون چاق!انشاالله که همیشه همینطوری سر حال باشین...

    خاطرات شما واقعا ارزشمنده و هر خطش ثبت تاریخ...

    عمو جون دیگه نمایشگاهی برگذار نمی شه؟ به جان خودم شوخی نمی کنم... میدونم از اتفاق دفعه قبل ناراحت هستین اما من به شخصه هنوز مشتاق دیدارم ، مثل گذشته...دیگه کمتر خواننده های قدیمیتون (مثل خودم!!!!) رو میبینم...نمی دونم چرا ولی احتمالا یه دلیلش اینه که خودتون زیاد راغب نیستین ما شما رو زیارت کنیم!!! به هر حال ما مثل گذشته دوستون داریم...خیلی زیاد

    مراقب خودتون باشید...

    یا علی
    پاسخ
    ممنون پسرم .. راستش رو بخواهي اين روز ها سرم خيلي شلوغ است
    و فرصت برنامه هاي اين چنيني رو ندارم .. علت نيامدن دوستان قديم هم .. اين است كه همه مشكلات خاص خودشون رو دارند
    من از هيچ كسي توقع حضور ندارم .. به اميد خدا اگه سرم خلوت شد .. چشم حتمآ برنامه خواهم گذاشت
    ممنون از شما

    سلام عمو بهروز نازنین و گرامی
    دوست دارم بگم جناب سرهنگ (چشمک)
    عمو جان پستتون بی نظیر بود البته قبلا جایی بهش اشاره کرده بودین.
    یه سوال شخصی دارم؟ اگه صلاح دونستین بهم بگین
    عمو جان شما مارو با خدمات C-130 اشنا کردین باور کنید وقتی صحبت از دفاع مقدس میشه و نیروی هوایی همه یکسری F-4 /F5/F14 اگه خیلی سعی کنند boeing 7073j9c سوخترسان رو یادشون میاد ولی به جابه جایی زخمیها وشهدا از عملیاتهای هلی برن گسترده گرفته تا حمل قطعات شکاریها و ریزش بار توسط هرکولس توجه نمیشه بهتون میگم که با مطالبتون به هرکولس طور دیگه ای نگاه میکنم و کلاس اون رو به لحاظ تاثیرگذاری اندازه ی سایر هواگردهای نیروی هوایی میدونم.
    عمو بهروز اگه زمان به عقب برگرده با توجه به همه ی خاطرات و دوستان و عشق و .. که با هرکولس تجربه کردین
    اگر امکان انتخاب داشته باشید ترجیح میدید 1-باز هم هرکولس
    2- خلبان شکاری F14 یا شکاری- بمب بمب افکن F4
    3-خلبان هواپیمای تانکر
    4-خلبان هواپیمای جامبوجت یا دیگر هواگردهای مسافری بدور از دغدغه های نظامی. ببخشید وقتتونو گرفتم باور کنید کلی به اطلاعاتم اضافه کردید. برای شما و خانوادتون مثل همیشه ارزوی سلامتی میکنم.به امید دیداری از نزدیک.
    پاسخ
    با سپاس و تشكر از شما پسر عزيزم
    راستش رو بخواهي به خاطر اين كه شما كلمات لاتين و فارسي را در جملات ات به كار بردي .. بنده قادر به تشخيص نظر شما نشدم .. البته بعد از اين كه منتشر كنم .. در صفحه قابل خواندن است .. اما در اديتور همه كلمات هب هم مي ريزد .. و بايد بعد از كلي حدس و گمان .. بخشي از كامنت شما رو متوجه شوم .. !! اما فكر مي كنم پرسش شما اين بود .. اگه روز روزگاري اين امكان وجود داشته باشه انتخاب كنم .. چي رو بر مي گزينم
    به جان نوه هايم جدي مي گويم .. اگر هزار بار ديگه به دنيا آمده و امكان انتخاب شغل داشته باشم .. اصلآ و ابدآ سمت و سوي ارتش و كلآ ادارات دولتي نخواهم رفت ..
    سعي مي كنم معيار هايم رو بر عكس گذشته انتخاب كنم .. سعي مي كنم وارد كار فرهنگي و نويسندگي شوم .. اگه مهيا نشد .. سعي مي كنم ياد بگيرم كه چگونه دزدي و كلاهبرداري كنم .. ياد خواهم گرفت .. كه به چيزي دل نبندم ... سعي خواهم كرد .. به هيچ اصول و ارزشي پايبند نباشم .. سعي مي كنم .. به جاي مهر و محبت .. كينه و نفرت .. و در نهايتش بي تفاوتي رو پيشه كنم .. سعي مي كنم مردم آزار باشم .. سعي مي كنم بياموزم چگونه در كم ترين زمان .. از اعتماد مردم سوء استفاده كنم .. چگونه دو دستي به پول بچسبم .. چگونه كلاه مردم رو بردارم كه خودش هم متوجه نشود ..
    جدي مي گم .. اين جوري .. هم عزت و احترامم بالا مي رود .. هم محتاج كسي نمي شوم .. هم مشكلاتي چون مسكن .. و زندگي و شكم سيري خانواده ام رو ندارم .. از همه مهم تر در سن جواني سكته نمي كنم .. !! و هزاران مزاياي ديگري كه بدست خواهم اورد .. و تا يادم نرفته اضافه كنم .. در مدرسه وقتي معلم انشاء بگويد بنويسيد علم بهتر است يا ثروت .. حتمآ حتمآ خواهم نوشت ثروت خيلي عالي تر از علم است .. يك عالم ممكنه مستاجر تو سري خور باشه .. اما يك ثروتمند اگه كار خلافي هم بكنه ... همه به او به به مرحبا خواهند گفت .. بازم بگم ؟؟
    علي جان به جان نوه هايم .. تا همين قبل از عيد از صميم قلب خوشحال بودم .. كه راه درستكاري و معنويات و خدمت به خلق خدا رو انتخاب كرده ام .. از اين كه مسكن نداشتم .. سير نبودم .. آينده فرزندان و خانواده ام تآمين نبود .. نه تنها ناراحت نبودم .. بلكه افتخار هم مي كردم .. كه انساني سالم و با وجدان هستم .. اما حالا به شرافتم قسم .. پشيمانم .. بعد از 58 سال .. تازه متوجه شدم .. اين معيار هايي كه يك عمر دنبالش رفتم اصلآ فايده ندارد .. يك نزول خوار دروغگو و كلاهبردار .. خيلي در رفاه است .. تا مني كه دنبال خدمت به مردم و وطنم رفتم ..
    ببخشيد طولاني شد .. لطفآ ديگه شما و ساير دوستان اين موضوع رو ادامه ندهيد .. با عرض پوزش ، به پرسش هايي در اين زمينه و كنجكاوي ساير دوستان .. و توضيح دلايلش .. اصلآ پاسخ نخواهم داد

    سلام کاپی جون
    عجب پستی بود ایول! میگم اون سیم ترمز و کلاچ سی-130 خیلی شبیه موتور من بود که گاهگداری پاره میشه. اگه این اتفاق بیفته وسط آسمون تکلیف چیه؟ من فکر میکردم هواپیما باس پیشرفته تر باشه!و اما من قرار بود یه گزارش از نمایشکاه کتاب بدم.
    بنده دیروز و امروز(پنجشنبه و جمعه) به نمایشگاه رفتم و باید بگم وضعیت awful بود. از ترافیک خفن رسالت و مدرس و خیابونا و کوچه پس کوچه های اطراف مصلی بگیرید برید تا سیستمهای مثلا تهویه داخلی محل غرفه ها. اطراف نمایشگاه هر سوراخ سنبه ای رو نیگا میکردی یه ماشین پارک بود. رو چمنا هم که مردان خانواده دست زن و بچه شونو گرفته بودن اومده بودن پیک نیک. اصولا جای همه چیز در این مملکت عوض شده. یه سری ماشینم دایم دور نمایشگاه طواف میکردن تا جای پارک پیدا شه. ولی از اونجا که من بچه زرنگ تشریف دارم رفتم یه گوشهای تو پیاده رو پارک کردم. خلاصه رفتیم تو محوطه داخلی و یه جمعیت عضیم داخل محوطه موج میزد که در حال اومدن یا رفتن بودن. من موندم یعنی واقعا تو مملکت اینقدر کتابخونه مشتاق داریم. نه آقا جون خودمونو گول نزنیم. اصولا بدلیل کمبود مکانها و فرصتهای تفریحی در کشورمون هر جا یه همچین بساطی بپا میشه مردم مثل قوم تاتار هجوم میارن. در بین جمعیت چه بسیار دختران و پسران تیپ قشنگ(مصداق مبارزه با مفاسد اجتماعی) دیده میشدن که بدنبال جفت مورد نظر بودن. یه سری هم قبلا جفت شده بودن و دست به دست هم انگار اومدن پارک. توی محوطه دایم تبلیغات این موسسات قارچی و مزخرف گاج و قلم چی و امثالهم شنیده میشد. دردسرتون ندم رفتیم تو محل غرفه ها کلا چند تا کولر آبی بزرگ گذاشته بودن برای اون محوطه بزرگ و اون جمعیت خفن که اصلا از شلوغی نمیشد درست را رفت. یه خورده که قدم میزدی میخواستی پس بیفتی. تنه زدن عابران هم که آدمو عصبی میکرد. از شلوغی نمیشد جلو رفت کتابا رو دید. ناشرا هم که ماشالا هر چی کتاب تو این یه سال رو دستشون مونده بود آورده بودن قالب کنن. خیل زیادی از مردم هم یا مفاتیح و سری کامل تاریخ 2500 ساله ایران میخریدن یا دیوان حافظ و فتوحات کوروش کبیر. اصولا به نظر من فلسفه نمایشگاه کتاب اینجوری ایراد داره. چون کتابخونای حرفه ای که میدونن چی میخوان و اصلا واسه 10-15 درصد تخفیف خودشونو به این همه بد بختی نمیندازن. بیرون نمایشگاه هم اصلا جایی واسه خستگی در کردن وجود نداشت، علی الخصوص در نظر بگیرید مردم خسته و گرمازده و من سیگاری. یکی دیگر از فتح الفتوحات این نمایشگاه این بود که درست بیخ گوش غرفه ها در سرای بغلی مشغول کارهای ساختمانی و کندن زمین با این دریل های بزرگ بودن. هم محوطه رو غبار گرفته بود و هم سر صدا زیاد بود.
    آدم واقعا تو کار این مملکت میمونه. یعنی اینقدر برنامه ساخت مصلی تنگاتنگه که اد این چند روز حتما باید کار کنن. بماند که یه دهه است دارن میسازنش و همین چند روز پیش یکی از مسیولان گفته بود تا هفت سال دیگه تموم نمیشه.این وسط یه سری به بخش ناشران خارجی زدم ببینم اونا چیکار میکنن. از قیافه ها پیدا بود از گرما و وضعیت واقعا شاکی اند. تازه بگو بدبختا چقدرم واسه دکوراسیونو و این حرفا سنگ تموم گذاشته بودند. اصولا معلوم بود هنوز فحش دادن تو دلشونو بلد نیستن. یه چند بار این گارو میکردن کلی به خنک شدگیشون کمک میکرد.
    بله کاپی جون! این چنین بود بزرگترین رویداد فرهنگی کشور. شاید بپرسیذ خودت اونجا چه غلطی میکردی؟ من کلا سالی 7-8 تا کتاب و معمولا اونهم رمان و داستان میخونم. انتشارات های معروفشم معلومه. میرم لیست کتابا را میگیرم کتابای خوب که قبلا نشون کردمو میخرم و والسلام. دیگه اینهمه چرخش نداره. کلا اگه شنیدید صدا و سیما گفت آی نمایشگاه چنین و آی چنان بگید: تو بگو زدی و ما هم میگیم آره.
    در مورد آمریکا و این مسایل هم که فرمودید باید بگم من خودم آرزوم اینه چند سالی حداقل اونجا زندگی کنم. حتا بهتون بگم واسه لاتاری گرین کارت هم ثبت نام کردم که منتظرم نتیجه اش چند وقت دیگه معلوم بشه. صدام هم همه میدونن یه دست نشونده بود که داشت عقده حقارت عربا رو بعد از شکست و تحقیر در جنگهای شش روزه با اسراییل ارضا میکرد. منافقین هم باید بدونن دیگه تو این مملکت جایی ندارن، حتی من که نسل چندمی بعد از انقلابم. ممنونات. به امید دیدار
    پاسخ
    ممنون دوست عزيزم .. واقعآ تحيل شما از نمايشگاه خصوصآ مسايل كلان فرهنگي عين واقعيت بود .. اشتباه نكن .. اون كارفرمايي كه به قول شما در اين شلوغي وقت گير اورده و زمين ها رو با سر و صداي فراوان مي كند .. به خاطر انجام وظايف اش نبود كه مثل مردم كره و ژاپن با دل و جان براي كشورشون كار كنند .. اين جماعت به دستور اربابان رانت خوار خود .. چون شنيده بودند .. در اين ده روز مقامات و وزرا و سران قوا به اين محل سر م زنند .. براي اين كه بگويند .. ما هستيم و لحظه اي در كار سازندگي درنگ نمي كنيم .. به ظاهر تلاش مي كنند .. !! خدا رحمت كنه داريوش ارجمند رو كه در اين باره و تظاهر .. مثال باحالي مي زد .. كه هميشه آويزه گوشم است .. وي معتقد بود .. مديريت ما مثل همين ماشين هاي آردي ما مي مونه .. يك مدير تمام باطن اش پيكان است . اما وانمود مي كند كه پژو است .. !! و مي گفت اغلب كار هاي كشور ما چنين است .. !! هميشه خلاف ان چيزي كه است .. سعي مي كنيم نشان بدهيم .. !! اشاره به صداي بلند كردي .. چند ماه قبل دو تا نوه هايم رو خانوادگي بردم سرزمين شادي در ساختمان تيراژه .. در قسمت بازي كودكان و نوجوانان كه مخصوص سنين بسيار پائين است .. باورت مي شه .. قرآن و نوحه با صداي بسيار بلند و گوشخراش پخش مي شد .. !!؟ من ابتدا فكر كردم مراسم مذهبي و وفاتي .. چيزي در راه است .. از همسر و دخترم گه خيلي مومن هستند .. و يوم الله ها رو مي شناسند .. سئوال كردم .. آن ها هم پاسخي نداشتند .. باور كن نه تنها خوش نگذشت .. بچه ها هم كلافه شده بودند .. !! و اصرار داشتند برگرديم خونه .. !!! بله دوست عزيز .. مشكلات ما يكي دو تا نيست .. خدا لعنت كنه تظاهر و متظاهر ها رو .. كه ريشه به انسانيت زده اند
    ببخشيد .. پاسخ من هم طولاني بود

    جناب مدرسی سلام.در یکی از کامنتها در مورد گراند شدن توپولف های 154 صحبت شده بود.لازم دیدم که به عرض اون دوست عزیزمون برسانم که برخورد های هیجانی و احساسی با اینگونه موضوعات فقط خوراک تبلیغی برای روزنامه ها و اشخاص غیر متخصص است.دراینکه تقریبا همه مسئولین دلشان میخواهد که این هواپیماهای لعنتی گورشان را از کشورمان کم کنند و لااقل دلشوره برایشان باقی نگذارند اصلا حرفی نیست ولی در اجرا تفاوتهای بسیاری وجوددارد و نمیتوان بسادگی حرف زدن عمل کرد!توجه کنید که طی قراردادهای مختلف از حدود 25 سال قبل این نسل از هواپیماها به کشورمان سرازیر شدند و بنیان برخی شرکتهای هوائی مثل ایران ایر تور اساسا با همینها ریخته شد و بسیار طبیعی است که براحتی و ظرف چند ماه نتوان ریشه اینها را زد.حرف خیلی زیبا و همه پسند است ولی جایگزین کردن ساعت پرواز زیادی در روز توسط سیستم های دیگر کار آسانی نیست.در شرایط تحریم و تبعات آن و پرداخت سوبسید از جانب دولت و ارزان نگهداشتن نرخ بلیط نیز گرفتن هواپیماهای گرانقیمت چه مالکیتی و چه استیجاری تقریبا غیر ممکن است.ساخت هواپیما های ایران 140 هم که عملا دچار مشکل است و حتی در صورت آماده شدن نیز کسی حاضر بخرید آنها نیست! و اینرا در این چند سال اخیر بوضوح دیده ایم.پس میماند توپولف 154 که گویا بیخ ریش ماست و به این زودیها از دستشان خلاصی نداریم.چرا یک چیز وجوددارد و آنهم اینکه لااقل اگر مجبوریم از اینها بیاوریم، عده ای متخصص خالص و بی غل و غش را بفرستیم خوبهایش را بیاورند نه اینکه تحت تاثیر بسیاری چیز ها آشغالترین آنها را انتخاب و روانه خطوط هوائی ما کنند.ما چنانچه روی برخی کمپانیهای غیر آمریکائی هواپیما سازی نیز متمرکز شده و عده ای حرفه ای متخصص دائم با آنها در مذاکره باشند هواپیماهای خوبی متناسب با شرایط اقلیمی ایران میتوانیم فراهم سازیم.کشور هائی مانند برزیل - هلند و غیره.بهرحال ظرف چند ماه نمیتوان با عجله این هواپیماها را از آسمان ایران خارج کرد و باید حتما جایگزین مناسب رافراهم نموده آنگاه نسبت بخروج اقدام کنیم.
    پاسخ
    سرور گرامي جناب فرنودي عزيز
    با سپاس از شما .. و تشكر از لطفي كه به بنده حقير و خوانندگان محترم روا داشتي و افتخار اظهار نظر نصيب ما فرمودي .. واقعآ سپاسگزارم
    بنده به شخصه با مشاهده امضاي بعضي كامنت ها قلبآ انرژي گرفته و شاد مي شوم .. كه بالطبع يكي از ان ها شما هستيد
    محمود جان .. به نكته ظريف و جالبي اشاره فرمودي .. اشكال كار اين جاست .. ادم هايي چون بنده كه هيچ اطلاعي از مديريت كلان .. ان هم در ابعاد صنعت هوانوردي نداريم .. با مشاهده تضاد ها جو گير شده و كاتوليك تر از پاپ شده و با چشم بسته همه مسايل رو به زعم خودمون تعريف و تحليل مي كنيم .. غافل از اين كه به قول شما .. همه اين مسايل ريشه در خيلي مسايل دارد .. همين چند وقت پيش در جايي خواندم .. آمريكا يكي از شركت هايي كه به ايران جامبو جت فروخته بود .. و مقررات تحريم رو شكسته بود .. كلي جريمه در نظر گرفته بود .. !! بله به قول شما بايد آن دلالاني كه اين وسط چسبيده اند به هواپيماهاي روسي .. لااقل شرف داشته باشند از نوع مرغوب اش انتخاب كنند .. !!‌
    ممنون محمود عزيزم .. دلم برايت خيلي خيلي تنگ شده است
    به اميد ديدار

    يکی از 8 فانتوم شرکت کننده در عملیات متهورانه اچ3 سرگرد خلبان علی خسروی بود. خلبان شجاع و جسوری که خصوصیات بارز اخلاقی و شخصیتی او زبانزد عام و خاص بود و به واسطه همین خصوصیات منحصر به فرد و مبرز در بسیاری از عملیات های پیچیده و سخت نظیر همین عملیات از ایشان استفاده می نمودند به طوری که تا لحظه شهادت در بیش از 100 عملیات برون مرزی هنگام جنگ حضور داشت و رشادت ها و ایثارگری های زیادی از خود به نمایش گذاشت. او در عملیات «کمان99»( در ابتدای جنگ كه یکی از بزرگترین عملیات های هوایی جهان از لحاظ تعداد هواپیما با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بود) نیز حضور داشت.
    سرگرد خلبان علی خسروی در سال 1329 در يكي از روستاهاي توابع شهرستان ممسنی استان فارس متولد شد.
    بعد از اتمام دوره دبیرستان و اخذ دیپلم خود از دبیرستان سلطانی شیراز به خدمت سربازی اعزام می گردد و دوران سربازی را در نیروی زمینی ارتش واقع در تهران(1351) به پایان می رساند. در همین دوران سربازی است که انگیزه پرواز و عشق به خلبانی در وی به بار می نشیند و تصمیم خود را برای ورود به دانشکده خلبانی می گیرد. پس از امتحان و قبولی در دانشکده خلبانی به مدت دوسال دوره مقدماتی خلبانی و زبان انگلیسی را در تهران می گذراند و پس از آن در سال 1353 برای ادامه و تکمیل تحصیلات خلبانی عازم ایالت تگزاس آمریکا می گردد.
    در طی حضور در آمریکا دوره های مختلفی را از سر می گذراند و در بازگشت به ایران و سپری کردن یک سال دیگر به استاد خلبانی در پرواز ارتقاء می یابد. او علاوه بر دوره های پرواز و خلبانی دوره های زیادی چون چتربازی ، تکاوری و نیز آموزش زبان خارجه را با موفقیت و پشتکار وافری به پایان می رساند. او به خاطر عشق و علاقه ای که به پرواز و خلبانی داشت در این زمینه به دانش و تبحر فوق العاده ای رسید که خود به عنوان لیدر(فرمانده) پرواز، اسکادران ها را هدایت و رهبری می نمود و در زمینه های پرواز به عنوان استادخلبان به دیگر دانشجویان خلبانی ، آموزش و درس پرواز می داد.
    پروازهای موفق و جسارت آمیز او حاکی از زبدگی، نخبگی، شجاعت و توانمندی این خلبان عالیقدر است. او انسانی صبور و مهربان بود. قامتی بلند و رعنا و سیمایی جذاب و گیرا داشت. در مقابل زیردستان و ضعفا به نرمی و ملاطفت رفتار می نمود و در برابر زورمندان سخت گیر بود و از خود کرنش نشان نمی داد.
    از خصوصیات بارز اخلاقی او می توان از صداقت، درستکاری، جوانمردی، شهامت، شجاعت، نظم و مناعت طبع وی یاد کرد. او انسانی متین و کم حرف بود و از تملق و چاپلوسی بیزار بود.
    او در بسیاری از طرح ریزی های عملیات های هوایی در پایگاه های بوشهر و تهران حضور فعال داشت و در بسیاری مواقع علاوه بر استاد خلبانی و لیدر پروازی از طراحان عملیات های برون مرزی به حساب می آمد. او استادخلبان فانتوم اف4 بود و برای دوره های خلبانی هواپیمای اف14 قصد عزیمت به آمریکا را داشت که شهادت مجالی به او نداد. عملیات های بسیاری را بر فراز آسمان عراق انجام داد و چه بسیار پیش می آمد که در این عملیات ها به سختی فانتوم بال شکسته و موتوراز کار افتاده خود را که فقط لاشه ای بیش نبود بر زمین می نشاند.
    سرگرد خلبان همواره آماده پرواز بود و در حالی که همسر خویش را از دست داده بود و سرپرستی فرزند خردسالش را نیز برعهده داشت اما همواره آماده و داوطلب انجام ماموریتهای سخت بود و در جواب دیگرانی که او را به خاطر فرزندش از پرواز منع می کردند می گفت : «خون فرزند من از خون کسانی که خانواده خود را از دست داده اند رنگین تر نیست».
    تنها فرزند پسر او که هنگام شهادت پدر فقط 4 سال داشت و مادر خود را نیز در چند ماهگی از دست داده بود هم اینک دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و وکیل دادگستری است.
    او در زمانی که آخرین پرواز خویش را انجام داد و به دیار باقی شتافت معاون اول پایگاه یکم شکاری تهران بود.
    برای مرور یاد و خاطره او کافی است بار دیگر به نظاره فیلم عقاب ها بنشینیم فیلمی اثر ساموئل خاچیکیان با بازی سعید راد و جمشید هاشم پور که پروازهای متهورانه اش همه از آن اوست. در قسمت های ابتدایی فیلم هنگامی که فرمانده پایگاه در سالن کنفرانس شروع ناخواسته جنگ را اعلان و از دفاع و آمادگی برای مقابله با دشمن صحبت می کند سرگرد شهید در کنار سعید راد در چهار ردیف مانده به آخر نشسته و خیره به فرمانده به سخنان وی گوش می دهد و خود را برای جنگی که جانش را به پای آن می نهد آماده می کند.
    حتی در این فیلم تشییع جنازه واقعی او در تهران به جای تشییع جنازه یکی از خلبانان شهید به نمایش در می اید. با دانستن این نکته در این سکانس فیلم است که فقدان وی ، اندوهی نوستالژیک را برای ما به ارمغان می آورد. او که حضورش همراه بود با ارامش و شجاعت و جوانمردی. با رفتنش صدها نفر از دوستان و خانواده و آشنایانش را غمناک و سیاهپوش کرد.
    در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۶۳ در یک پرواز غیر عملیاتی به همراه سروان خلبان شهید علی محبی در فاصله بین تهران-قم به پرواز درآمد. به عنوان لیدر پرواز در حین آموزش خلبانان چند اسکادران سقوط و این آخرین پرواز علی خسروی بود. پروازی که او را برای همیشه در قلب ها مانا و جاوید ساخت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
    پی نوشت :
    *از عقابانی که در عملیات حمله به اچ3 شرکت داشتند و بعدها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند علاوه بر سرگرد خلبان شهید علی خسروی می توان از سرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری مکرم، سرتیپ خلبان شهید محمود خضرایی، سرگرد خلبان شهید پورسرابی و سرگرد خلبان شهید عبدالله رضایی نام برد و یاد کرد.
    پاسخ
    محمد جان عزيز و گرامي
    بي نهايت از لطف و محبت شما در قبال زحمتي كه براي درج اين كامنت تاريخي كشيدي سپاسگزارم
    اين نوع كامنت ها .. علاوه بر آگاهي نسل جوان امروزي از رشادت هاي دلاور مردان ارتشي و نيروي هوايي ، بر سطح علمي و محتوايي سايت هم مي افزايد
    من خوشحال مي شوم كه اين حركت ارزشي شما ادامه داشته باشد
    قطعآ خوانندگان محترم هم از خواندن اين قبيل روايات ، خوشحال مي شوند
    باز هم از شما تقدير و تشكر مي كنم .. روح همه دلاور مردان ارتشي شاد

    سلام بهروز خان
    خسته نباشید. شما گفته بودید که به خاطر ساعات پرواز بالا از طرف شرکت لاکهید مارتین یک مدالیون طلا بهتون داده بودند (همونی که همسرتون تو جلسه هفتگیش گم کردند).
    کی به شرکت لاکهید مارتین خبر داده بود که شما چند ساعت پرواز دارید؟ اونها این مدال را چه جوری براتون فرستادند؟
    شاد و سلامت باشید
    پاسخ
    نه خير فرخ خان نازنين .. بنده بار ها در باب اين موضوع توضيح دادم .. جهت اطلاع عرض مي كنم .. از قبل از اين كه بنده حقير به جمع همكارانم در خط پرواز بپيوندم .. از سوي كارخانه لاكهيد سه نوع مداليوم با تعاريف متفاوت به دست فرماندهان و سرپرستان گروه هاي پروازي داده بودند .. كه به عنوان ابزار تشويق .. به ازاي هزار ساعت پرواز .. يك مدال نقره به شكل هركولس تقديم مي شد .. به افرادي كه به ساعت پرواز دو هزار ساعت مي رسيدند .. به شكل همان مدال قبلي ، اما از جنس طلا با عيار .. فكر كنم 18 ارايه مي شد .. كه بچه ها معمولآ اين مداليوم ها رو بر روي اتيكت نام و مشخصات خود مي چسباندند .. به ندرت اگه كسي به رقم پنج هزار مي رسيد .. دقيقآ به همان ابعاد .. منتها كل بدنه به رنگ طلايي عين مدال دو هزار ساعت پرواز .. با اين تفاوت كه نقش هواپيماي هركولس آن با نقره و تنها دو بال هواپيما از طلايي با عيار بالا .. كه فكر مي كنم عيار 21 باشد .. تقديم مي كردند .. معمولآ اون زمان دسترسي به پنج هزار ساعت پرواز كمي دشوار بود .. پرسنل زياد بودند .. بگذريم . بنده به دليل شوق و علاقه بيش از حد .. خيلي زود به رقم پنج هزار ساعت رسيدم .. و سرپرست وقت خط پرواز .. به نام جناب آقاي محمد معمار زاده كه الحمدالله هنوز هم در قيد حيات هستند .. به بنده هديه دادند .. متآسفانه بعد از انقلاب به خاطر قطع ارتباط با آمريكا و لاكهيد و غيره .. ديگه اين ابزارتشويقي قطع شد .. حتي متآسفانه در اواخر خدمت ام شاهد بودم به همراه ساير اقلام پروازي .. مثل لباس و پوتين و دستكش مدال ها هم خريد و فروش مي شد .. !!!!‌ و هر كي به سينه مي چسباند .. مثل سابق ارزش و اعتباري نداشت .. !! اما آن چه بنده عرض كردم .. اگه خداي ناكرده كسي شك دارد .. هم جناب آقاي معمارزاده مي توانند شهادت دهند .. در باره ساعت بالاي پروازي ام هم فكر كنم همه همكاران در خط پرواز بدون استثنآء شهادت خواهند داد كه .. مرتب حتي در روزهاي استراحتم به اداره امده و به ماموريت هايي كه دوستاني كه نوبت شون بود اكراه داشتند بروند .. با اشتياق مي رفتم .. اين كل داستان مداليوم .. كه خوشبختانه يا متآسفانه همسرم گم كرد .. .. اما در باره رابطه با لاكهيد .. و نحوه ارايه اين ابزار هاي تشويقي و نحوه ارتباطاتش رو واقعآ نمي دونم .. اميدوارم دوستاني كه به ديده شك و ترديد به سخنان من مي نگرند .. قانع شده باشند .. و اگه لازم شد .. مي توانم شماره همراه جناب معمارزاده رو تقديم كنم تا استعلام فرمايند ..
    ضمن اين كه فرخ خان .. اين مسايل براي ادميزاد افتخار نمي آورد .. همان طور هم كه اشاره كردم .. صرفآ ابزاري براي تشويق بود .. اصل انسانيت و اعمال ادم هاست كه بعد از مرگشون باقي مي ماند
    يا حق

    آقا بهروز خوش تيپ سلام
    اميدوارم حالت خوب باشه.
    موفق و پيروز باشي.

    ارادتمند همه خوش تيپ ها
    پاسخ
    ممنونم رضا جان .. ديگه داشتم كم كم نگرانت مي شدم .. البته مي دونستم مدام در ماموريت هستي .. آفرين به مرام شما كه دوستان قديمي خودت رو فراموش نمي كني .. ممنون عزيزم
    با آرزوي موفقيت و شادكامي براي شما و خانواده محترمت

    سلام.اقای مدرسی امیدوارم حالتون خوب باشه.دماغتان چاق باشه. هروقت به بچه های کلاسم میگم دماغتون چاق با تعجب دست به بینیشون می برن تا ببینن دماغشون چاق یا نه.خیلی وقت بود می خواستم حالتون رو بپرسم ولی حالا وصال داد.راستی اقای مدرسی خبری ازش به دستتون نرسید.نمی دونم با اینکه بهم بدی کرده ولی نمی خوام اتفاق بدی براش افتاده باشه.هر چند من اینطوری هستم ها می دونم اون نگران من نیست.امیدوارم هر رورز به بینندگان سایتتون اضافه بشه .البته غیر از این هم نیست.موفق باشید
    پاسخ
    سلام دخترم .. خوبي ؟ ممنون از احوال پرسي هاي شما
    بله دخترم .. دماغت چاق است .. يك اصطلاح قديمي در ميان ايرانيان بود .
    در باره اون بابا .. نه خبري نشده است .. البته گاهي در وبگذر مي بينم از سايت او وارد وب من شده اند .. سريع مي روم و آن جا رو چك مي كنم .. كه نكنه برگشته باشد .. ! اما هر بار با ناراحتي برمي گردم
    سعيده جان .. شما با نگران شدن براي انسان ها .. وقار اجتماعي ، شخصيت و بزرگ منشي ات رو نشون مي دهي .. بگذار او و ديگران هر جور دوست دارند قضاوت كنند .. مهم خودت هستي
    مطمئن باش اگه خبري شد به شما تلفني يا از طريق اي ميل خبر خواهم داد
    ممنون از شما

    سلام عموی عزیزم
    مطلبی رو براتون میفرستم تا خوانندگان محترم و فرهیخته سایت و شاید عده ای مغرض و مردم آزار که گاها کامنتهای بی محتوایی را هم میگذارند بدانند که ارتش جمهوری اسلامی واقعا با چه شرایط دشواری و با چه رشادت بینظیری جنگ را 8 سال با وحشیان عراقی و کسانی که به شهادت اغلب آنانی که در روزهای آغازین جنگ در مناطق اشغال شده حضور داشتند بویی از انسانیت و تمدن و عاطفه نبرده بودند و هنوز هم نبرده اند ادامه داده و با سربلندی به پایان رسانده اند.
    درود خدا بر دلاوران ارتش ایران به ویژه پرسنل غیور و رشید نیروی هوایی که خیلی از آنها علیرغم اینکه پاکسازی هم شده بودند دوباره برگشتند و برای وطن عزیزمان جنگیدند و چه بسا که جان خود را نیز در این راه فدا کردند مثل شهید بزرگوار خلبان جدی اردبیلی
    عمو جان ، ضمنا چند قطعه عکس با کیفیت از تامکت برایتان ایمیل کردم که اگر به دردتان خورد استفاده کنید.
    ارادتمند: بابک معترض

    هواپيماهای مدرن Mirage F.1 EQ-5 و Mirage F.1 EQ-6 و MiG-25RB و سوخوي Su-22M4 که به سلاحهای بسيار دقيق و هدايت شونده پيشرفته مجهز شده بودند، رفته رفته نفوذ عراق در حريم هوايی ايران را افزايش می‏دادند؛ به خصوص حملات نيروی هوايي عراق به مناطق جنوبی خليج فارس بر گسترش مناطق تحت پوشش ايران تأثير بسزايي داشت.
    در اين مورد سروان هاشمی خاطرات خود را چنين بازگو مي‏کند:
    «بايد اعتراف کرد که عراقيها روز به روز توانايي بيشتری در هدايت و کنترل وسايل پروازی جديد خود پيدا مي‏کردند. به خصوص نقش ميراژها برجسته‏تر مي‏شد. در ماه آگوست ۱۹۸۶، پايانه نفتی سيری چنان مورد حملات پی در پی قرار گرفت که ما مجبور شديم از پايانه خارک برای صدور نفت خام خود استفاده کنيم و عملن صدور نفت از آنجا متوقف شد. سپس عراقيها حملات خود را متوجه جزيره لارک نمودند. خوشبختانه عراقيها برای چنين عملياتی، خلبانان ورزيدهء کافی نداشتند زيرا پرواز با هواپيمای يک موتوره توسط يک خلبان که مسافت ۲۳۰۰ کيلومتر را طی يک پرواز رفت و برگشت بايد طی کند مهارت بسيار بالايی مي‏طلبد. آنها توانايي ادامهء اين عمليات را به سبب فشار زياد بر کادر پروازی به مدت طولانی نداشتند. همچنين تلفات بالای عراقيها که به وسيلهء تامکتهای ايرانی متحمل مي‏شدند را بايد به آن افزود. تامکتها کماکان نقش بازدارندگی خود را به خوبی ايفا مي‏کردند.»
    با وجودی که هواپيماهای عراقی به سيستمهای راداری و کشف کننده جديد مجهز شده بودند، ولی همچنان از شناسايي زودهنگام موشکهای فونيکس در زمانی که رادارهای AWG-9 آنها در وضعيت ‏TWS يا « Track While Scan » قرار داشتند عاجز بودند. اما با اين وجود، عراقيها در سال ۱۹۸۷ حملات خود را پيوسته ادامه دادند. صف‏آرايي نيروها در خليج فارس روز به روز پيچيده‏تر مي‏شد. در ماه آگوست ۱۹۸۷، تامکتهای ايرانی بارها کاروان ناوگان نيروی دريايي آمريکا را که نفتکشهای کويتی را اسکورت مي‏کردند تحت نظر داشته و بارها آنها را در فاصله بين تنگه هرمز تا ساحل کويت همراهی کردند. در همان ماه اولين رويارويی بين نيروی هوايي ايران و نيروی دريايی آمريکا به وقوع پيوست. يک فروند جنگندهء F-4E يک موشک AIM-7 به طرف يک هواپيمای گشت دريايي P-3C ORION آمريکايي شليک کرد و به فاصلهء کمی پس از آن يک جنگندهء F-14A آمريکايی متعلق به اسكادران VF-21 به فانتوم ايرانی حمله کرد. در جريان اين نبرد کوتاه هوايی هيچکدام از موشکهای شليک شده به هدف اصابت نکردند. پس از اين حادثه ايرانيها مجبور شدند که قدرت خود را در منطقه هوايی بندرعباس تقويت کنند که با انتقال يک اسکادران تامکت و يک اسکادران فانتوم از بوشهر اين مهم تحقق يافت. هر چند که اين امر به قيمت کاهش حفاظت هوايی تهران و جزيره خارک امكان پذير گشت.
    آخرين درگيري‏های مهم مابين ايران و عراق در ماه فوريه ۱۹۸۸ رخ داد؛ زمانی که خبرگزاري‏های جهان، خبر عدم توانايی ايران در استفاده از F-14 های خود را دائمن پخش مي‏کردند، ميراژهای عراقی يک سلسله عمليات بر عليه پايگاه هشتم شکاری اصفهان را آغاز نمودند. خلبانان عراقی که تا پيش از اين با ديدن گربه‏های ايرانی فرار را بر قرار ترجيح مي‏دادند اين بار به شکلی كاملن متفاوت ظاهر گشتند. خلبانان عراقی که در فرانسه دوره‏های آموزشی را پشت سر گذاشته بودند و اثری از خستگی ناشی از ۸ سال جنگ در آنها مشاهده نمي‏شد مبارزهء جدی بر عليه ايرانيها را در دستور کار خود قرار دادند. تاکتيکهای جنگی خوب و طرحهای دقيق عملياتی و در نهايت استفادهء گسترده از هواپيماهای پيشرفته Mirage F.1EQ5 و Mirage F.1EQ6 قدرت آنان را به شدت افزايش مي‏داد. اين نوع ميراژها از بهترين هواپيماهای صادراتي فرانسه بودند كه به راحتي در اختيار عراق قرار داده مي شدند. آنها قادر بودند که به خوبی از پس فانتومهای ايرانی برآيند و تسليحات آنان به مراتب پيشرفته‏تر از امکانات ايرانيها بود. اما خلبانان ايرانی ترسی از آنان نداشتند. سروان هاشمی مي‏گويد: «ما از امکانات خوب عراق مطلع بوديم اما هيچگاه در فکر تسليم نبوديم و ترسی از نيروهای عراقی که در آن مقطع، هشت برابر توانايی ما را داشتند نداشتيم. اطلاعات ما از توانايی عراق مناسب بود و بدون واهمه به مبارزه با آنها مي‏رفتيم، در عين حال هيچگاه دشمن خود را ضعيف نمی‏پنداشتيم.»
    بزرگترين درگيری هوايی بين دو کشور در مرحله پايان جنگ به تاريخ ۹ فوريه ۱۹۸۸ به وقوع پيوست. در اين روز ميراژهای عراقی در شش مرحله با پرواز در ارتفاع پست به مواضع ايرانيان در خليج فارس حمله نمودند. هواپيماهای اف-۱۴ که در پايگاهای بندرعباس و بوشهر مستقر بودند، به مقابله با اين حملات پرداختند. تعداد زيادی از هواپيماهای ايرانی به موشکهای جديد AIM-9L مجهز بودند که از طريق منابع نامشخص بدست آنان رسيده بود.
    سروان غياثي که در آن زمان با درجه ستواندومی در کابين عقب تامکت خدمت مي‏کرد خاطرات اولين درگيری هوايی خود را چنين شرح مي‏دهد:
    «با اعلام وضعيت اضطراری و ابلاغ دستوراز مرکز ما برای دفاع در برابر دشمن به سمت جنوب غرب پرواز نموديم. من شروع به کنترل تمام سيستمهای هواپيما نمودم و نتايج رضايت بخش بود. کليه سيستمها آماده برای عمليات بودند. به فاصله چند دقيقه، رادار هواپيما، ۶ هدف را شناسايي نمود و من نتايج را به مرکز عمليات زمينی گزارش دادم. سيستم Combat Tree من آنها را به عنوان ناآشنا شناسايي کرد که من به عنوان دشمن ثبت کردم. خلبان ارتفاع پرواز را افزايش داد و با اعلام كد فاكس وان (Fox One)، مرا از پرتاب موشک اسپارو مطلع کرد. اولين هدف ما در انتهای سمت چپ يک دسته سه تايی قرار داشت. زمانی که من رادار را فعال نمودم دشمن سيستم اختلال الکترونيکی خود را فعال نمود و قفل راداری من شکست. من به سرعت عکس‏العمل نشان داده و هدف جديدی را روی رادار قفل کردم. اين بار رادار هواپيما، هدف هوايي انتهای سمت راست را به عنوان تارگت انتخاب نمود و در فاصله ۱۰ کيلومتری موشک اسپارو را شليک کرديم. در اين زمان من نه موشک شليک شده را ديدم و نه هدف را، اما صفحه نمايش رادار اصابت هدف را تأئيد کرد. بلافاصله من هدف بعدی را جستجو کردم. فاصله ما تا عراقيها چنان کم شده بود که در زاويه ۳۰ درجه سمت راست ما، يک فروند ميراژ اف1 و در زاويه ۳۰ درجه سمت چپ هم يک ميراژ اف1 ديگر را مشاهده نموديم. هردوی اين هواپيماها با کاهش ارتفاع درست به سمت ما می‏آمدند. بلافاصله با ديدن ما هر دوی ميراژها به سمت راست چرخشی انجام دادند و ما هم به دنبال آنها به سمت چپ چرخيديم. اما در اين لحظه يکی از ميراژها اشتباهی مرتکب شد و به سمت چپ چرخيد. خلبان ما موفق شد به سرعت پشت سر او قرار گيرد. چند ثانيه‏ای ما توانستيم هواپيمای عراقی را در جلوی خود ببينيم. درست به خاطر دارم که هواپيمای عراقی از نوع Mirage F.1 EQ-5 و يا Mirage F.1 EQ-6 به رنگ خاکستری تيره بود. خلبان ما بلافاصله يک فروند موشک سايدويندر شليک کرد. موشک مستقيم به طرف ميراژ عراقی رفت و دهانهء خروج گاز را جستجو کرد. خلبان اين ميراژ فرصتی برای ترک هواپيما نيافت.»
    آن روز اما روزی بسيار طولانی بود. تامكتها با پرواز به سمت بوشهر، سوختگيری مجدد انجام داده و در ساعت 14:30 مجددن برای رهگيری هواپيماهای دشمن به پرواز درآمدند. سروان غياثي مي‏گويد:
    «ما مشغول گشتزنی هوايي شديم و رادار ما در جستجوی دشمن بود. زمانی که در حال پرواز به سمت جنوب غربی بوديم، رادار AWG-9 چندين هدف را که مستقيم به سمت ما می‏آمدند شناسايي کرد. در مدت کوتاهی، فاصله ما تا هدف به ۱۳ کيلومتر رسيد و سپس ما شاهد حمله دو فروند ميراژ به تانکرهای نفتکش بوديم. خلبان در اين لحظه سيستم پس سوز را به کار انداخت و ارتفاع را کاهش داد تا از پشت دشمن را غافلگير کند. عراقيها دسته پروازی (Formation) خود را شکستند و هرکدام به سمتی پرواز کردند. ما با سرعت بسيار زياد يکی از ميراژها را تعقيب کرديم و يک فروند سايدويندر به طرفش شليک کرديم، اما درست در لحظه شليک موشک، من متوجه ميراژ ديگری که در پشت ما بود شدم. اين هواپيما در فاصله ايده‏آل برای شليک موشک به طرف ما بود. خلبان ماهر ما با چرخشی سريع به سمت چپ، در چشم بر هم زدنی باعث شد که ميراژ از کنار ما با سرعت عبور کند. ما چند دقيقه‏ای وضعيت را مجددن چک کرديم و زمانی که مطمئن شديم ميراژی در کمين ما نيست، به محل پرتاب موشک سايدويندر بازگشتيم. من شاهد قطعات متلاشی شده ميراژ که بر سطح آب کماکان در حال سوختن بودند شدم. شليک ما موفقيت‏آميز بود. نيم ساعت پس از اين واقعه، ايستگاههای رادار ايرانی، پرواز چندين فروند بالگرد متعلق به عربستان سعودی را ثبت کردند که در جستجوی خلبان اين هواپيما بودند و پس از مدت کوتاهی با نااميدی مجبور به ترک محل شدند.»
    يک هفته پس از اين ماجرا به تاريخ ۱۵ فوريه ۱۹۸۸، سروان خلبان اسماعيلی يک فروند بمب افکن سنگين عراقی از نوع Xian H-6D (نسخه چينی بمب‏افکن روسی توپولف Tu-16) را که حامل ۲ فروند موشک ضد کشتی هوا به سطح از نوع C-601 بود را شناسايي کرد. بمب‏افکن عراقی درست زمانی که هر دو موشک خود را به طرف تانکر Kirsten Maersk شليک کرد با عکس‏العمل تامکت ايرانی مواجه شد. اسماعيلی دو فروند موشک AIM-54A يکی به طرف هواپيما و ديگری به سمت موشکهای C-601 شليک کرد. هر دوی موشکهای شليك شده، هدفهای خود را مورد اصابت قرار دادند اما يکی از موشکهای C-601 به کشتی نفتکش اصابت کرد.
    به تاريخ ۱۶ فوريه هم سرگرد رهنورد موفق شد بر فراز جزيره خارک، دو فروند ميراژ اف-1 را پس از آنکه موشکهای اسپارو شليک شده به خطا رفت با دو فروند موشک سايدويندر منهدم کند. عراقيها اما اين خسارت را هم انکار مي‏کنند؛ به خصوص از بين رفتن دو فروند ميراژ در يک روز را غيرممکن مي‏دانند، هر چند که حتا نيروی دريايی آمريکا مدارکی در اين رابطه و در تأئيد آن در اختيار دارد. به طور کلی مي‏توان نتيجه گرفت که فرماندهان و افسران عراقی در طول دوران جنگ هميشه سعی در پائين نشان دادن سطح توانايي‏های نيروی هوايی ايران و به خصوص تامکتها را داشته‏اند و قدرت آنها را در گزارش‏هاي خود پيوسته پايين و ناچيز به شمار آورده‏اند
    سرگرد کاظم يکی از خلبانان سابق اف-۴ ايران و مأمور حفاظت - اطلاعات نيروی هوايي، از مراحل بازجويی يکی از خلبانان ميراژهای عراقی که هواپيمای او در فوريه ۱۹۸۸ مورد هدف قرار گرفت خاطرات جالبی داد. او مي‏گويد:
    «اين خلبان اسير شده به محض شروع بازجويی به من گفت که ما مي‏دانيم ايرانيها فقط ۲۰ فروند هواپيمای اف-۵ و يک دوجين اف-۴ عملياتي در اختيار دارند. هيچکدام از تامکتهای شما حتا قابليت پرواز ندارند و تمام اف-۱۴ ها زمين‏گير هستند. بقيهء هواپيماها در بدترين شرايط عملياتی به سر مي‏برند؛ خلبانان ايرانی از مهارت کمی برخوردارند. من که از شنيدن حرفهای اين خلبان دربند عراقی متعجب شده بودم به سرعت به او گفتم که همين چند لحظه قبل يک دسته ميراژ عراقی توسط يکی از همين تامکتهای زمين‏گير شده و خلبانان مبتدی و ناشی آن منهدم شدند.»
    بدون توجه به ناداني و حماقت عراقيها و يا شايد هم دقيقن به همين علت، تامکتهای ايرانی نبردهای خود را در فاصلهء ماههای مارس تا ژوئن ۱۹۸۸ ادامه دادند و موفق به سرنگونی چندين فروند هواپيمای عراقی بدون کوچکترين خسارتی شدند؛ اما درست در ماههای پايانی جنگ، ايرانيها بايد شاهد تجربيات تلخی می‏بودند. سروان رئيسی مي‏گويد:
    «ما اطلاع داشتيم که در ماه ژانويه ۱۹۸۸ فرانسويها تعدادی نامشخص هواپيمای جديد و پيشرفتهء Mirage F.1EQ-6 به عراق تحويل داده بودند و همچنين از قدرت سلاحهای جديد اين هواپيما که شامل موشکهای پرقدرت Super 530 F-1 مي‎شد كاملن آگاه بوديم. برای ما مشخص بود که قدرت ما در خارج از محدودهء عمل اين موشکها مي‏باشد؛ اما با اين وجود و در کمال ناباوری در تاريخ ۱۹ جولای ۱۹۸۸ خبري ناگوار، شوک شديدی به ما وارد آورد. در اين روز ۴ فروند هواپيمای شکاری ميراژ بر فراز آبادان با دو فروند اف-۱۴ ما درگير شدند. ميراژها موفق شدند که با پرواز در ارتفاع پايين خود را به تامکتها نزديک ساخته و هر دو تامکت را مورد اصابت قرار دهند. هر چهار خدمه تامکتها موفق به ترک به موقع هواپيماهای خود شدند. بعدها طی بررسي‏هايي مشخص شد که تامکتها به وسيلهء موشکهای كاملن جديد Super 530D ساقط گرديده‏اند. اين نوع موشک به طور اختصاصی برای هواپيماهای ميراژ ۲۰۰۰ و رادارهای Pulse - Doppler آن طراحی گرديده و از برد زياد و دقت خارق العاده‏ای برخوردار بود. متاسفانه اين اتفاق زمانی رخ داد که ما هرگز فرصتی برای تلافی پيدا نکرديم.»

    منبع :http://intelligontiran.blagfa
    پاسخ
    دكتر جان عزيز و نازنين .. ضمن تشكر از شما به عرض مي رسونم .. ما هر كار بكنيم .. و هر چه خاطره و مدرك مستند در باره ارتش و دلاور مردان ايراني در دفاع از آب و خاك كشور عزيزمون ايران ارايه دهيم .. باز عده اي مغرض و اجنبي پرست با استدلال هاي كاذب خود سعي در خدشه دار كردن واقعيات دارند ..
    به هر حال ما وظيفه داريم .. اين ارزش ها رو به نسل هاي امروز و آينده نشان داده و معرفي كنيم .. در باره تصاوير هم بله بدستم رسيد .. ممنون از شما
    جناب دكتر معترض گرامي .. همين الان در پاسخ به كامنت دوست نازنيني به نام محمد كه او هم زحمت ارسال كامنتي تاريخي از دفاع مقدس ارسال كرد .. نوشتم : واقعآ شما عزيزان با اين كار نه تنها سطح علمي سايت رو بالا مي بريد .. بلكه به خيلي ها واقعيت هاي جنگ رو نشان مي دهيد
    من از شما خواهش مي كنم .. در صورت امكان هر از مدتي كه فرصت كرديد .. از اين زحمات كشيده و مطالب ديگري هم برايم ارسال فرماييد
    با سپاس از شما


    سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای مدرسی :
    آقای مدرسی من 2 تا سوال در قسمت گزیده ای از مطالب جالب و مفید نوشته بودم که یک هفته ای هست که جواب ندادید اما شما در این پست علتش رو توضیح دادین اما من همچنان منتظرم.
    جناب مدرسی من از شما سوالی داشتم :
    من شیوه ی ( ریورس ) هواپیما هایی که موتورشون در قسمت عقبی هواپیما هست مثل : ( توپولف ، فوکر 100 ) و همینطور هواپیماهایی که موتورشون روی بال هاشون هست مثل ( ایرباس 310،بوئینگ 747 و...) رو کاملا بلدم اما نحوه ی ریورس هواپیما های ملخی و همینطور علت اینکه چه عاملی در ریورسشون باعث کاهش سرعتشون میشه رو بلد نیستم.ممنون میشم جوابم رو بدید.
    باورتون میشه من داییم خلبانه همون کاپیتان حسن لقمان نژاد که در قسمت گزیده ی مطالب جالب و مفید ازتون پرسیده بودم که آیا میشناسینش یا نه !
    ولی من شما رو خیلی بهتر میدونم برای پرسیدن سوالام چون شما در سایت بیشتر حضور دارین و جواب سوالات من رو خیلی زود و با نهایت ادب به من می دید و همین عامل باعث میشه من شما رو برای پرسیدن سوالام انتخاب کنم.
    چون دایی من همیشه در مسافرته ، الان هم رفته مسکو.
    باز هم خیلی ممنون از شما.منتظر جوابتون هستم.
    خسته نباشید.
    شب خوش.
    پاسخ
    ممنون خشايار جان عزيز و گرامي
    حتمآ مستحضر هستي كه بار و حجم كامنت ها خيلي زياد هستند .. و به اين ها كامنت هاي وبلاگ و اي ميل رو هم اضافه كنيد .. علاوه بر اين ها طراحي مطالب جديد و نگارش آن وقت بسيار زيادي از من مي گيرد .. اما با همه اين توصيفات .. من با تمام وجودم سعي مي كنم صادقانه هر ان چه مي دونم به عزيزانم بگويم .. اما متآسفانه به خاطر وقفه اي كه به خاطر ديدار با نوه هايم در كرج ايجاد مي شود .. گاهي تا مدت ها نمي توانم به روال عادي برگردم .. !! نمونه اش همين الان .. 38 كامنت در وبلاگ هنوز پاسخ نداده ام .. !! كلي هم اي ميل تلنبار شده است .. و من يك خط در ميان هم به كامنت ها پاسخ مي دهم .. و هم به مطلب بعدي ام مي رسم .. اين است كه گاهي يكي دو تا كامنت متآسفانه از دستم خارج مي شود .. البته اگه ببينم سريع جواب مي دهم .. فقط اين ها رو عرض كردم تا دوستان به حساب كم كاري و كم فروشي بنده نگذارند .. من مخلص همه عزيزانم هستم
    اما در باره ريورس هواپيماهاي هركولس .. عرض كنم .. پره هاي ملخ هواپيماهاي ياد شده در محل اتصال خود قابل چرخش به طرفين هستند .. به عنوان مثال يكي از حالت هاي ان " فدر " است . اطلاع داريد كه اگه در حين پرواز به دلايلي يكي از موتور ها خاموش شد .. پهناي پره هاي ملخ ان موتور باعث اختلال در برخورد الياف هوايي به هواپيما شده و در نتيجه باعث كاهش سرعت مي شود .. خوب وقتي زاويه ملخ را مي چرخانند .. لبه تيز آن رو به جلو قرار مي گيرد .. تا سطح آيروديناميكي برخورد باد دچار مشكل نشود .. خب حالا كه مكانيزم چرخش ملخ ها رو متوجه شدي .. عرض كنم .. در حالت عادي پرواز .. با چرخش پروانه هاي هواپيما ، بخشي از باد به درون موتور توربيني هواپيما كشيده شده وبا فعل و انفعالاتي كه در ان صورت مي گيرد .. باعث حركت موتور ها مي شوند .. اما وقتي هواپيما به روي باند مي نشيند .. خلبان با عقب كشيدن دسته گاز باعث تغير زاويه پره هاي ملخ شده و جهت وزش باد رو تغير مي دهند .. .. به عبارتي با فشار دادن باد به سمت جلو ... سبب عقب رفتن خود در روي زمين مي شود .. در روي باند هم باعث كاهش سريع سرعت هواپيما مي شود .. به همين دليل .. هركولس ها به راحتي عقب عقب مي روند و نيازي به كشيدن به وسيله كاميون مخصوص نيست
    شما اگه به سايت هاي مخصوص ملخ هركولس ها برويد .. قطعآ تصاوير از اين مكانيزم خواهيد يافت
    ممنون از شما اميدوارم پاسخ پرسش خود رو گرفته باشيد ..

    سلام
    دیشب اینجا یه برنامه نشون دادن راجب سقوط رییس جمهور لهستان و ضعفهای توپولیف 154
    گفت که این نوع هواپیما در شرایت بد جوی مثل یک پرنده توی دستای شکارچی هست ضعف دز سیستم ناوبری و اگه مهندس ناوبر خوب دقت نکنه امکان سانحه بیشتر از 100% هست و حتی ضعفهای دیگه مثل تغییرات دما گفت که این هواپیما در دمای بالا مثل جنوب ایران که نام برد دچار مشکل میشن و حتی از نقلیص دیگه این هواپیما موتور های قدیمی که در مدلهای ایران یافت میشه گفت
    این هواپیما در سرما عالی ولی در گرما نه
    پاسخ
    ممنون دوست عزيز و گرامي
    بله دقيقآ همين گونه است كه مي فرماييد .. و جالب اين كه خود مسئولان و كارشناسان صنعت هوانوردي ايران .. اين مسايل رو بهتر از ان ها مي دونند .. اما .. مشكلات اين هواپيما ها ريشه در مسايل مختلفي دارند .. كه استاد عزيزم جناب فرنودي گرامي به خوبي به آن اشاره كرده است
    دوست عزيز ممنون از شما كه اين نظريه رو ارسال كرديد
    دوستان محترم .. اين خواننده در خارج از ايران تشريف دارد . و اين برنامه در يكي از كشورهاي سابق اتحاد جماهير شوروي پخش شده است

    سلام جناب مدرسی!

    در کامنتها، یکی از دوستان مطالب جالبی در مورد خلبانهای جنگ جهانی دوم می گذارد. من نیز تصمیم گرفتم در مورد نظامیان ارتش آمریکا، مطالبی اینجا ارایه دهم. این کامنت بسیار طولانی خواهد بود اما خواندن اون برای شما، با توجه به اینکه دوره نظامی در آمریکا طی کردید، جالب خواهد بود. همچنین نسل جدید بهتر می فهمد که کسانی مثل شما، چطور و زیر دست چه جور آدمهایی آموزش دیده اند.
    می خواهم درباره ژنرال دیوید پتراوس و ستاد مرکزی ارتش آمریکا صحبت کنم:

    پاسخ
    نما جان عزيز و گرامي
    با سپاس و تشكر از شما .. از ان جايي كه به شخصه عاشق مطالب تاريخي و علمي هستم .. و در اين سايت هم بار ها اعلام كرده ام .. دوستان زحمت ارسال مطالب جالب را بكشند .. اما ضمن عذر خواهي از شما آن را با تآخير منتشر خواهم كرد . دليل آن هم اين است كه بايد به دقت مطالعه كنم .. و در حال حاضر هم در حال طراحي و نگارش پست بعدي ام هستم .. اما حتمآ حتمآ آن را درج خواهم كرد
    اميدوارم از دست بنده رنجيده خاطر نشوي .. آخه نه اي ميلي درج كردي .. نه مشخصات قابل تآئيدي ارايه دادي .. و از اون جايي كه بنده عادت دارم قبل از انتشار هر لينك يا مطلب .. حتمآ آن را به دقت مطالعه كنم .. طولاني بودن آن و عجله بنده .. باعث تاخير به وجود آمده شد ..
    خود جنابعالي حتمآ مستحضر هستي .. مقامات آمريكايي براي القاي قدرت و اقتدار نظامي خود .. اقدام به تبليغات گسترد ه اي در قالب فيلم ، مقاله و كتاب مي كند .. گرچه آگاهي از آن ها براي ما هميشه مفيد است .. تا با ترفند هاي آنان آشنا شويم .. اما به دليل اوضوع استراتژيكي كشور فعلآ دوست ندارم بي جهت خودم و سايت ام زير سوال برويم
    اميدوارم بنده رو درك كرده باشي .. من مطلب شما را سيو كرده ام .. بعد از مطالعه حتمآ حتمآ در همين صفحه منعكس خواهم كرد
    در پايان از شما دوست انديشمندم خواهش مي كنم .. اين عمل بنده باعث قطع ارتباط نشده و بازهم براي ما .. از اين مطالب ارسال فرماييد

    با عرض سلام و دعای خیر
    اگر نوشته های من باعث رنجش و یازحمت شما و خوانندگان محترم سایت شما شده شخصا از شما و خواننده های محترمتان کمال پوزش را دارم و عذرخواهی می نمایم و قول میدهم که دیگر با نوشته هایم مزاحم سایت شما نوشم .
    از خداوند متعال موفقیت،سلامتی و سعادت را برای شما عزیزان و بزرگواران آرزومندم .
    موفق باشید و برادر کوچکتان را حلال نمایید .
    برای همیشه خداحافظ

    - احمد رضا دلیران فیروز
    مدیر اجرایی ستاد مرکزی حزب الله ایران در استان اصفهان
    پاسخ
    جناب آقاي دليران .. شما اصلآ به نوشته من توجه كرديد ؟
    من نوشتم ترفند صهيونيسم هاي اين است كه يك موضوعي رو به دهان ها انداخته و خود را بزرگ جلوه دهند ..
    ضمن اين كه من تجربه نظامي ام رو كه از جنگ هاي مختلف شاهدش بودم عرض كردم .. شما چرا مسئله را به خودت گرفتي ؟
    مسئله اومدن و يا نيامدن شما به خودت ربط داره .. من هرگز كسي را به زور دعوت نمي كنم كه بيايد ..
    اما تعجب مي كنم . چرا سطح درك واقعيتات شما اين چنين است ؟؟
    يك بار ديگر هم كامنت خود و پاسخ من را حتمآ بخوان .. به عنوان يك خواننده مهم نيست چه جوري قضاوت كني .. اما به عنوان يك مسئول اجرايي اين كار خيلي بعيد است
    ضمنآ فراموش نكن .. وقتي كسي به عنوان مسئول جايي امضاء مي كند.. هر چه بگويد و بنويسيد .. نظرات آن سازمان يا بخش تلقي مي شود
    به هر حال اوقات خوشي رو براي شما آرزوي مي كنم .. هر جور راحت هستيد .. دست علي همراهتان

    بهروز جان مجددا سلام عرض میکنم.میخواهم در مورد یک تجربه گردشگری که همین یکی دو هفته قبل رخ داد کمی با دوستان صحبت و اطلاعاتی در اختیارشان بگذارم.بالاخره گردشگری هم بخصوص از نوع داخلی اش حقی دارد که باید توسط امثال ما ادا شود.
    حدود 12 روز قبل بنا بدعوت فرمانداری شهرستان خوی از طریق ارومیه عازم این شهر در آذربایجان غربی شدیم. سفر ما فق 3 روز طول کشید ولی باور کنید به اندازه یک سفر یکماهه خاطره بریمان باقی گذاشت.از مهربانی مقامات شهر و همکاران خودمان در آن شهر هر چه بگویم کم است و از زیبائی بهاری جاذبه های طبیعی این منطقه که فقط باید دید و لذت برد.
    مااز تهران با هما به ارومیه رفته و از طریق تبریز برگشتیم ضمن اینکه فاصله میان این سه شهر را با اتوبوس طی نمودیم.
    در خوی آثار باستانی و بناهای بسیار قدیمی دیدیم که باور کردنی نیست مانند مقبره شمس تبریزی - بازار سنتی شهر با دروازه ای به قدمت 1300 سال - دشت و شهر چالدران و کلیسای سیاه(قره کلیسا) که در نزدیکی مرز ترکیه قراردارد و دهها جاذبه تاریخی دیگر.باورتان نمیشود اگر بگویم ساختمان فرمانداری شهر از سال 1314 تاکنون بشکل زیبائی پابرجا بود.شهر بسیار تمیز و پاکیزه و اتفاق و اتحاد شهردار - شورای شهر و فرماندار بهمراه امام جمعه چشمگیر و غیر قابل کتمان کردن بود و همینها باعث شده اند شهری نمونه پدید آید.
    بازدید از پل عظیم قطور که در سال 1347 ساختمان آن آغاز شده و در حدود 1350 افتتاح گردیده است و مراحل تکمیلی آن تا 1353 ادامه داشته است نیز یکی دیگر از برنامه های جالب توجه بود.قطار تهران استانبول از روی این پل عبور میکند.جالب است بدانید بدلیل اینکه در جنگ تحمیلی این پل چند بار مورد حمله واقع شده و آسیبهائی می بیند و مرمت میگردد ولی قطار برای احتیاط بیشتر بهنگام عبور از روی پل موتور های خودرا خاموش کرده و بدون لرزش از روی پل میگذرد! عظمت این پل از زیر آن کاملا بچشم می آید و انسانرا به تحیر وامیدارد.کوههای اطراف این پل پر از کبکهای زیباهستند که در مقابل چشمان شما به جست و خیز مشغولند.
    بهترین لبنیات - بهترین عسل و بهترین تخمه آفتابگردان از جمله محصولات معروف خوی میباشند.
    خوی بوسیله هواپیما - قطار و ماشین در دسترس گردشگران تهرانی و شهرستانی است.هتلی بسیار خوب بنام ثمین(سه ستاره بسیار خوب و شیک) در انتظار میهمانان این شهر است.اگر رفتید غیر از خرید اقلامی که ذکر کردم از خوردن و خریدن نانهای سنتی کماج نیز غافل نشوید.همش که نمیشه از سیاست گفت...کمی هم بخودتون برسید.ما در قبال دیدنیهای کشور خودمان وظیفه مند هستیم.ما همه به این سرزمین دین داریم.
    پاسخ
    سرور گرامي جناب فرنودي عزيز
    بسيار خوشحالم كه به شما دوست نازنينم خوش گذشته است .. شما يك چيزي رو از قلم انداختيد .. و آن هم مهرباني و مهمانوازي اهالي خوي و آن لهجه زيباي آذري آن هاست .. محمود جان .. من افتخار رفتن و گردش در خوي را بار ها داشته ام .. اخه پدر من نظامي بود .. و براي ماموريت اكثرآ به خوي و مرند و ماكو و ميانه سفر مي كرد .. يا زماني جاده تبريز - تهران از خوي مي گذشت .. زنبيل هاي دستباف قشنگي اول در مرند .. بعش در خوي پيدا مي شود .. اما هيچ چيز مثل تخمه آفتابگردان نيست ..
    البته پل قطور رو نديده ام .. اما روستاي زيبايي به همين نام در خوي قرار دارد .. كه خيلي مردماني مهربان دارند
    محمود جان لطف كردي كه مبحث جالبي رو مطرح كردي .. كي گفته حتمآ بايد از هواپيما و توپولف حرف بزنيم .. !!؟؟؟ چشمك
    خوشحالم كه به شما خوش گذشته است
    اميدوارم هميشه شاد و سرزنده و موفق باشي

    نخیر

    من اصلا ناراحت نشدم!

    خیلی هم خوب کاری کردید! همیشه هممین کرا رو بکنید تا بعدا سو تفاهم نشه!!

    می ماند در مورد قضیه داش مسعود،
    هرض کنم که الحمدلله، ما در مملکت خودمان در تمامی زمینه ها کارشناسان فراوان و صاحب نظری داریم!! لبخند بزن آقای مدرسی!!

    الان که دارم این را برایت می نویسم دارم از خنده می پکم!!

    حالا یک نونهالی چیزی به عقلش رسیده و گفته.. شما چرا...

    الان مثلا می گویم، سر قضیه حجاب، یک چیزی یک هدخ یاد گرفته اند می گویند که بله، انسان نسبت به چیزی که از ان منع شود حریص می شود.

    آقا جان، غریزه جنسی، ربطی به این مساله ندارد! اگر شما می گویید در خارج با دایر کردن برخی مراکز افراد خودشان را خالی می کنند و حجاب باعث حریصتر شدن می شود و اگر حجاب جواب می داد الان وضع جامعه این نبود و الان وضع خیلی خراب است و..

    - اولا کافر همه را به کیش خود پندارد

    در جامعه ما عنوز هم جوانان و افراد واقعا شریف و پاک جود دارند که تعدادشان کم نیست. البته متاسفانه کم رنگ شده، ولی در ضعفها غلو نباید کرد. و ضمنا ار ما خودمان آدم غرض داری هستیم بهتر است به دیگران نسبت ندهیم!

    2-اگر این سیاست آزادی جنسی جواب می داد، پس چرا امروز در غرب کانون خانواده ها از هم پاشیده شده؟ چرا هیزی و مسایل انحرافی در جایی مثل سوئد و انگلیس بیداد می کند؟


    3-یک چیزی هم تازگی مد شده و می گویند اوه دلت پاک باشه!! جسارتا باید هرض کنم اگر شخصی، به زنی را که مانتویی کرستی بر تن کرده وهفت قلم آرایش کرده هیزی کند بعد هم بگوید دلت پاک باشه و من تحریک نشدم!! باید در اولین فرصت به روانپزشک مراجعه کند
    پاسخ
    نما جان عزيز و گرامي
    بي نهايت از سعه صدر شما دوست عزيزم سپاسگزارم .. خيلي نگران بودم كه نكنه شما دلخور بشي .. راستش رو بخواهي دلم طاقت نمي آورد كه به كامنت ها سر نزنم .. براي همين در حين طراحي و نگارش پست جديد گاهي سرك مي كشم .. اما اگه مطلبي طولاني باشد .. از حس و حالي كه در باره وقايع قديمي دارم .. مي افتم .. !! آخه مي دوني كه تمام مطالب ام .. بعد از تفكر فراوان .. به صورت مستند هر ان چه جلوي چشمانم مي آيد رو مي نويسم .. و اگه اين حس قطع شود .. ديگه نگارش و رسيدن به ان بي نهايت دشوار مي شود
    در باره ساير مسايلي كه عنوان كرديد .. فعلآ اظهار نظري نمي كنم
    و در خاتمه از شما قلبآ تشكر و قدرداني مي كنم

    با درود خدمت آقای مدرسی عزیز! من از بازدیدکنندگان قدیمی سایت شما هستم، به جرات میتونم بگویم قلم ساده وزیبائی دارید و رمز موفقیت شما هم همین سادگی و بی آلایشی شما در نوشتن است که نمایانگر شخصیت والای شما میباشد. به این دلیل برای اولین بار کامنت مینویسم چون وقتی در جواب کامنت یکی از دوستان که نوشته بودید (سعي مي كنم ياد بگيرم كه چگونه دزدي و كلاهبرداري كنم ...) من واقعا ناراحت شدم که چرا شخصی با کمالات شما بعد از عمری سربلندی و افتخار باید اینگونه فکر کند، مطمئن باشید احترام و عذت و آبروئی که شما نزد مردم دارید دائمی و به میلیاردها ثروت برتری دارد. خواهش دوم اینقدر کلمه سکته کردم را تکرار نکنید بعضی وقتها که مدتی خبری از شما نیست من واقعا نگرانتان میشوم. باتشکر بهزاد-روسیه
    پاسخ
    فدات بشم بهزاد جان نازنين
    راستش مشكلي براي من پيش آمد .. كه از روي سادگي و بلانسبت شما از روي حماقت كاري رو انجام دادم .. كه حالا بد جوري اعصابم به هم ريخته شده است .. قطعآ قضيه رو با دوستانم مطرح خواهم كرد .. منتظرم تعطيلات اجباري پايان يابد .. اگه به نتيجه نرسيدم .. حتمآ در سايت مطرح خواهم كرد .. تنها دليلي كه توضيح نمي دهم .. چون مي دونم دوستان روي لطف و محبتي كه دارند .. مرتب از من سوال كرده .. و من هر بار با تعريف كردن ان .. بد جوري اعصابم خرد مي شود .. فعلآ خودم رو با نگارش پست جديد سرگرم كرده ام .. تا بعد از تطيلات اگه مشكلم حل نشد .. كه مقصر خودم هستم كه به همه اطمينان مي كنم .. حتمآ شرح قضيه رو خواهم نوشت
    در باره مطالبي كه عرض كردم .. نشآت گرفته از همان حالت عصبي ام بود .. كه جدآ از همه پوزش مي خواهم .. من صد بار ديگه هم بدنيا بيايم .. امكان نداره از جاده صداقت و روراستي خارج شوم .
    در باب واژه سكته .. چشم حق با شماست .. سعي خواهم كرد
    ممنون از شما و حضور پر مهرتون

    سلام جناب مدرسی عزیز
    مثل همیشه یکی از پست های خوب شما رو خوندم و لذت بردم. خواستم از شما بابت این سایت خوبتون تشکر کنم و براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
    من خیلی عاشق پرواز هستم و هفته ای چند ساعت با شبیه ساز پرواز تمرین می کنم. ولی حیف که دیگه خیلی دیر به فکرم رسید وگرنه اگر جوون تر وبدم حتما می رفتم دنبال خلبانی.
    در ضمن عاشق هواپیمای سی ۱۳۰ هم هستم . خیلی حس خوبی به من می ده. تو شبیه ساز هر وقت این هواپیما رو انتخاب می کنم برای پرواز یاد شما می افتم.
    در مورد منافقین هم با شما هم عقیده هستم و اصلا نمیتونم باور کنم عده ای برای رسیدن به اهدافشون مردم بی گناه رو قربانی کنن و یا با روش های ناجوانمردانه دیگه بخوان به اهدافشون برسن.
    در ضمن یه ماکت کوچولوی سی ۱۳۰ هم گفتم یکی از دوستان برام بخره و بفرسته که آویزون کنم بالای میز کامپیوتر احتمال زیاد شما باید یکی از اون ها رو داشته باشین ولی اگر ندارین من دوست دارم یکی هم برای شما سفارش بدم که به عنوان یادگاری از من داشته باشین.
    از طرف من روی ماه نوه های خوشگلتون رو ببوسین.
    با آرزوی موفقیت و سلامت و سر بلندی
    پاسخ
    مهدي جان عزيز و دوست داشتني
    با تشكر از شما و بيان خوشحالي از اين كه مورد پسند شما قرار گرفته است .. بله مهدي جان حق با شماست .. پرواز خيلي لذت بخش است . هر چيزي كه به آدم حس زيبايي دهد .. نيكوست و به قول استاد قميشي گرامي .. هر چيزي كه نشان از خوبي و محبت و زيبايي داشته باشد .. الهي است . فرق نمي كنه چه با سيميلاتور باشه .. چه با هواپيماي واقعي .. احساس يكي است
    مهدي جان در باره منافقين .. خدا شاهد است هرگز در زندگي ام آدم كينه اي نبوده و نيستم .. و هر كي هم به من بدي كنه .. بعد از مدتي يادم مي ره كه چه مشكلي با وي داشتم .. اما در مورد اين آدم هاي خائن .. نمي دونم چرا از ذهن ام پاك نمي شود .. ؟‌هرگز جنايات رهبران اين گروهك تروريستي رو از ياد نخواهم برد .. اگه بدوني چه جواناني پاك و مومن گول اين پدر سوخته ها رو خورده .. يا كشته شدند .. يا اواره گشته و.. يا اين كه اسير دست اين از خدا بي خبران شده اند .. من خيلي از اين افراد متنفرم .. با اعضاي ان كاري ندارم .. چون معتقدم گول خورده اند .. اما سران ان از افعي هم خطرناك تر هستند .. و خيلي هم پر رو پر مدعا مي باشند
    در باره ماكت .. راستش رو بخواهي ندارم .. يكي داشتم . يكي از خوانندگان جوان اومد خونه مون .. بالاي كامپيوترم بود .. احساس كردم چشم اش گرفته .. بهش هديه دادم . البته نمي گرفت .. به زور دادم
    البته اگه بدونم چه جوري مي شه تهيه كرد .. خودم اين كار رو مي كنم راضي به زحمت شما نيستم
    ممنون از شما

    سلام اقای مدرسی امیدوارم رفع کسالت شده باشد
    متن زیبای شما را خواندم. برایم جالب بود تصاویر جالبی هم دارد.کامنت اقای فرنودی هم برایم بسیار جالب بود خوب است دوستان اینگونه تجربیات خود را بیشتر بنویسند.
    از پاسخ برخی کامنت ها متوجه شدم مشکلی براتون پیش امده. اگر ما را محرم می دانید بفرمایید شاید کاری از دستمون برامد.
    پاسخ
    ممنون جناب تهراني عزيز
    خوشحالم مورد پسند واقع شده است
    من هم با شما در باره درج خاطرات اين چنيني موافقم .. اميدوارم جناب فرنودي راه گشاي چنين خطي شود ..
    جناب تهراني .. اختيار داريد .. حتمآ به استحضار خواهم رسوند .. منتها بايد براي روشن شدن نتيجه كار .. تا سه شنبه صبر كنم ..
    ممنون از حس همدردي

    با سلام خدمت شما آقاي مدرسي .
    مطلبي را چند وقت پيش در قسمت شوخي هاي زمان جنگ با مضمون زير ارسال کردم که به همراه پاسخ جناب عالي براي يادآوري مجدد برايتان ارسال مي نمايم . زيرا در خاطرات نوشته شده توسط شما و ديگر دوستان به اين هواپيماها زياد اشاره مي شود و من اطلاعي در مورد آنها ندارم.
    «با سلام و احترام
    با تشکر از پاسخ جناب عالي،منظور بنده تفاوت هواپيماهاي تامکت،اف 4و اف 5 از نظر ساخت و کاربرد آنها است.
    پاسخ
    ممنونم عزيزم .. شايد در آينده نزديك زحمت اين كار رو يكي از خوانندگان به عهده گرفته و من از شرمندگي شما بيرون بيايم
    اما دوست عزيز .. فراموش كردي نام يا حداقل اي ميلي رو درج كني »
    پاسخ
    ممنون رضا جان عزيزم ..
    اشكال كار در اين است كه شما در پست هاي قديمي كامنت خود رو مي نويسيد .. و لذا به غير از بنده ، خوانندگان زيادي آن را نمي بينند تا به شما توضيح دهند
    اما در حد مختصر عرض مي كنم .. تامكت يا همان اف - 14 ها هواپيماهاي هر گير و جنگنده اي هستند كه به خاطر رادار قوي و حمل موشك هاي قوي چون فونيكس برتري خاصي نسبت به هواپيماهاي مشابه اش دارد .. و در جنگ اين هواپيما ها پوشش مناسبي به ساير هواپيماها چه در داخل و چه در داخل خاك دشمن دادند .. اف - 4 يا فانتوم .. هم هواپيماي شكاري است كه قابليت هاي فراواني دارد . اف - 5 هم مثل فانتوم است .. اما با جثه كوچك تر .. كه مثل فانتوم است .. با اين تفاوت در مناطق كوهستاني قابليت مانور بالايي رو دارد
    ولي اگه به دنبال اطلاعات تخصصي تر هستي .. با جستجو در سايت هاي ايراني توضيحات جالبي را ارايه داده اند

    سلام
    اوقات به كام وقت به خير خسته نباشيد
    فكر كنم شماره بنده در نظر قبلي به دستتان نرسيد يا فرصت نكرديد در هر صورت بنده براي ديدار شما و درس پس دادن در به كار گيري بهتر دوربين عزيزتان لحظه شماري مي كنم هر چند خودم اواخر اين هفته به مسافرن مي روم.
    ممنون
    پاسخ
    واي سيد جان .. شرمنده .. باورت مي شه بقدري گرفتارم كه يادم رفت .. ؟ حتي شماره ات رو در جايي نوشته بودم .. اما به خاطر كم حواسي يادم نيست كجا گذاشته ام .. سيد عزيز توصيه مي كنم برو مسافرت .. انشالله وقتي به سلامتي برگشتي .. كامنت با تلفن بگذار .. تا بلافاصله براي روز بعدش قرار بگذاريم
    چون الان حال و هواي مناسبي ندارم
    ممنون از شما

    سلام عمو جان
    امیدواروم حالتون خوب باشه
    منتطر نوشته های همیشه قشنگ و پست جدیدتون هستیم ..
    امیدوارم همیشه شادو موفق تراز پیش باشید
    پاسخ
    فدات بشم دختر عزيزم .. من همين امروز پست جديد رو منتشر كردم
    اميدوارم از ان هم خوشت بيايد
    نوشين گرامي .. من هم براي شما دختر گلم آرزوي سلامتي و موفقيت دارم
    موفق و شادمان باشي

    سلام بسیار وبلاگ خوبی دارید.

    اگر چه کار آقای بنی صدر قابل نقده ولی ایشون بعد از خبردار شدن از معامله رجوی با صدام رابطشون را با او قطع کردن و حتی دختر آقای بنی صدر از رجوی طلاق گرفت. یک سری به سخنان آقای بنی صدر بعد از خروج از ایران بزنید. بد نیست.

    با سپاس
    پاسخ
    ممنون احسان جان از اطلاعاتي كه در اختيارم قرار دادي
    راستش رو بخواهي .. چون كلآ ادم سياسي نيستم .. اين گونه خبر ها را دنبال نمي كردم .. اما حال با شنيدن اين خبر ها .. تعجب كردم
    دست شما درد نكنه
    با سپاس از حضورتون

    خیلی جالبه. 30 سال پیش جواب درست این بوده که هدف وسیله را توجیه نمیکنه. ولی این روزها بنظر میاد "هدف" هر وسیله ای رو توجیه میکنه. حتی نه فقط اینروزها بلکه مدت هاست در عمل اینطور دیده میشه.عجب سیر تکاملی باحالی.
    ولی یک سؤال کاملا بیربط:
    در هرکولس کابلهایی از بالا به دم و از پایین به بدنه متصله. البته در خیلی هوا پیماهای قدیمی به چشم میاد. میشه لطفا توضیح بدین اینها به چه کاری میان؟
    متشکر از شما.
    پاسخ
    دوست عزيز ابتدا خيال كردم من خداي ناكرده اشتباهي اين شعار رو درج كردم .. !! اما بعد فهميدم منظور شما چيز ديگري است .. به هر حال چون جنبه سياسي پيدا مي كند .. من كاري به آن ديگه ندارم
    اما در باب آن كابل ها .. عرض كنم كه آن ها نقش آنتن هاي هواپيما رو ايفا مي كنند .. براي ارتباطات يو اچ اف يا وي اچ اف .. البته اگه اشتباه نكرده باشم
    ممنون از شما

    آقای مدرسی سلام
    رویا هستم از آمریکا، یکی از خوانندگان جدید
    چون ما به شما اعتماد داریم اگر شما ما را محرم می دانید بگویید جریان چیست شاید کسی کمکی باشد یا حداقل باعث تمدد اعصابتان شود.
    اگر هم مایل نیستید تا به صورت عمومی منتشر کنید نشانی ایمیل من را دارید، از طریق ایمیل به صورت خصوصی هم بگویید حداقلش این است که درد دلی کرده اید.
    پاسخ
    هموطن نازنين .. خواهر عزيزم رويا جان
    يك دنيا از لطف و محبت شما سپاسگزارم
    همين كه همدردي مي كني .. يك دنيا براي من ارزش داره ..
    چشم سعي مي كنم .. با شما در تماس باشم
    ممنون از حضور

    سلام کاپیتان. مدتیه نوشته های شما رو میخونم و لذت میبرم.
    کوچیکتر از اونی هستم که بخوام توصیه بکنم، ولی خدمتتون عرض کنم که بهتره وارد مقوله سیاست نشید. میدونم که آدم سیاسی‌ای نیستید. پس در نوشته هاتون هم بیخیال سیاست بشید.
    پاسخ
    فدات بشم محمد عزيزم .. دقيقآ درست مي فرماييد و حق با شماست
    همان گونه كه اشاره فرموديد .. بنده اصلآ با سياست ميانه اي نداشته و ندارم .. و در اين سايت هم سعي كرده ام نظرات و نوشته هايم رو از سياست دور نگه دارم .. اما گاهي كه سوژه به ذهن ام مي آيد .. فراموش مي كنم كه ژانر آن را دقت كنم .. ! بله .. حق باشماست ممنون از لطف شما وسعي خواهم كرد بيشتر دقت كنم .. شما هم اگه موردي به ذهن تان رسيد ، منت گذاشته و اطلاع دهيد تا در صورت اصلاح پذيري آن را تصحيح كنم
    سپاس از حضورتون

    سلام آقای مدرسی.
    خیلی ممنون واقعا خوب و جالب سوالم را پاسخ دادید.
    راستی نگفتید که آیا کاپیتان حسن لقمان نژاد رو میشناسین یا نه ؟
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    پاسخ به كامنت دوستان و خوانندگان گرامي كم ترين عملي است كه در برابر زحماتي كه آن ها متحمل شده و تشريف فرما مي شوند است .. . و من با دل و جان و افتخار آن را وظيفه خويش مي دانم .
    در باره دوست مورد اشاره .. بايد عرض كنم .. يك سري از دوستان و همكاران رو فقط به نام كوچك مي شتاختم .. شايد اگه نام فاميلي اش رو مي پرسيدند ، نمي دونستم .. !! بعضي ها رو فقط از روي چهره .. سلام و عليك داشتيم .. و من هيچگاه نام خانوادگي شون رو نپرسيدم .. به همين دليل هيچ شناختي از نام وي ندارم .. ضمن اين كه هم خانواده نيروي هوايي بزرگ است . و هم من كم حافظه مي باشم ..
    ممنون از حضورتون

    سلام
    بحث سیاسی نبود ، من این مطلب را از کسی شنیدم ، گفتم امکان پذیر است یا نه ؟ راستی اگر لینک آن مستند را دارید بدهید تا دانلود کنم چون آرشیو قیلم مستند دارم.
    و در آخر باید عرض کنم خیلی راحت می توانستند بگویند کاپیتان به آق مسعود جواب ندهید نه اینکه بگویند آدم عقده ای . ادب مرد به زدولت اوست

    این روزها فحش و برچسب زدن شده یک ارزش ، کی ما ایرانی ها از این عصبیت ها رها می شویم خدا عالم است

    راستی چرا فکر می کنیم که هر کس ساز مخالف ما زد مخالف و معاند و فتنه گر ... هستش . بابا ما هم شهید دادیم توی این جنگ خانوده های ما هم درگیر بودن .
    پاسخ
    آق مسعود عزيزم .. از قديم گفته اند هر سخن جايي و مكاني .. ( اميدوارم درست مثال زده باشم ) عزيزم .. چرا به كامنت قبلي ات كه با حرمت بسيار و صبوري آن چه به ذهنم مي رسيد ، جواب دادم .. اشاره نمي كني .. !!؟
    دوست عزيزم .. واقع بيني بد نيست .. شما از من پرسش فرمودي و من پاسخ دادم .. بعد ربط به شايعه اي دادي كه فقط و فقط از زبان دشمنان اين مرز و بوم بر امده است .. و من هرگز به شخص شما توهين نكردم .. منظورم به كساني كه ان شايعات رو مطرح كرده بودند ، بود . اگه در نگارش اين نظرم دچار لغزش شده و خداي ناخواسته شما رو متهم كرده ام ، صميمانه عذر خواهي مي كنم .. منظور بنده همان افراد و گله از جنابعالي بود كه با نامي مستعار و حتي بدون درج اي ميل كه از بديهي ترين نكات درج كامنت است ، نموده و عرض كردم اين شايعات در اين شرايط سياسي كشور .. جز بد بيني و زير سوال بردن پرسنل ارتش حاصلي ندارد .. و در پايان هم به يكي از مستند هاي نشنال جئوگرافي اشاره كرده و عرض كردم .. در عمر پر بركت اين كمپاني و در تاريخ بازسازي سوانح مهم هوايي ، هرگز سياست بازي نكرده و واقعيت ها رو فداي مصالح سياسي نكرده اند .. اين كمپاني با بازسازي شليك به ايرباس و گفت و گو با عواملي كه در ان لحظه در ناو حضور داشته و شاهد ماجرا بودند .. حتي گفت و گو با برادر مرحوم رضائيان حمله به ايرباس رو به درستي و لحظه به لحظه پرواز و اتفاقات قبل و بعد از شليك رو به خوبي روايت كرده است .. و هرگز اشاره به حضور شكاري هاي نيروي هوايي به زير بال ايرباس نكرده است .. و معلوم مي شود كه عده اي صرفآ به خاطر زير سوال بردن ارتش و عمليات هاي پيروزمندانه اي كه در جنگ عراق ابداع و اجرا شده بود .. ، هستند .. و از هر فرصتي و هر موقعيتي كه به دست مي آورند .. اين شايعات رو گسترش مي دهند ..
    من اگه جسارتي كردم .. منظور به اين افراد بود . اگه خداي ناكرده با شما مشكلي داشتم كه با حوصله پاسخ شما را نمي دادم عزيزم
    به هر حال اميدوارم .. متوجه منظور بنده شده باشي .. و اگر باز هم چنين احساسي داري .. من از شما دوست خوب و هموطن نازنينم پوزش مي خواهم
    در باره .. مستند ايرباس بگويم كه در مجموعه هاي نشنال جئوگرافي وجود دارد .. پارسال شخصي به اسم محمد اگهي فروش محصولات اين كمپاني را در سايت ام قرار داد .. با كمي حوصله مي توانيد آدرس وب او را پيدا كنيد
    با تشكر از شما

    "اما چون نمي دونم خائن بوده يا خادم .. هرگز اظهار نظري نمي كنم .. و به عقايد همه احترام مي گذارم .. "

    به خاطر همین جمله روی ماهتان را می بوسم . این اخلاق یک ایرانی شیعه است
    پاسخ
    فدات بشم مصطفي جان نازنين
    من بر دستان پر مهر شما را با افتخار بوسه مي زنم .
    قربون همه اخلاقيات مثبت بشم . ممنون از شما

    سلام آقاي مدرسي اميدوارم حالتان خوب باشد.من يك مهندس عمران 42 ساله هستم و از خوانندگان قديمي سايت بسيار مفيد حضرتعالي .من از بچگي بسيار به خلباني بخصوص نوع جنگي آن علاقمند بوده و هستم . پسري دارم 8 ساله كه او هم بسيار به خلباني جنگنده علاقمند است در زمان جنگ در نمايشگاههاي مربوط به دفاع مقدس در غرفه نيروي هايي فيلم هاي دوبله شده مراحل ساخت جنگندهها ونيازهايي كه باعث طراحي اين جنگندههاشد را نمايش ميدادند ويا گزارش نمايشگاههاي جهاني جنگ افزارها بخصوص بخش مربوط به جنگندهها را آن هم به صورت دوبله نمايش ميدادند .شايد سوال من نا مربوط باشد ولي ميخواستم جسارتا بپرسم شما من را ميتوانيد راهنمايي كنيد چگونه ميتوانم اين فيلم هاي دوبله را براي پسرم تهيه كنم .بسيار متشكرم
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي آقا رضا جان
    باور مي كني من هيچ كدوم از اين فيلم هاي مستندي كه در نمايشگاه ها نمايش مي دهند رو نديده ام .. !!؟؟ اخه از شما چه پنهان وقتي ادم از نزديك با كارخانه هاي هواپيماسازي آشنا شده و بازديد به عمل اورده .. ديگه تماشاي فيلم هاي قديمي آن ها جذابيتي برايم ندارند .. اما اين ها دليل نمي شود تا به شما كمكي نكنم ..!! مخصوصآ آقا پسر نازنين شما .. كه هر چه به اين عزيزان محبت و خدمت كنيم كم است .. و آينده مملكت ما در دستان اين عزيزان خواهد بود
    در باره فيلم ها .. من توصيه مي كنم .. با تماس به سازمان عقيدتي سياسي ستاد كل نيروي هوايي واقع در خيابان پيروزي .. خواسته خود رو مطرح فرماييد .. قطعآ ان ها امكان كپي و تكثير آن آثار دوبله شده رو دارند
    اگه به نتيجه نرسيديد .. در يكي از اخرين پست ها خطاب به خوانندگان درج كنيد و از دوستان راهنمايي بخواهيد .. زيرا بخش كامنت پست هاي قديمي ، به ندرت دوستان و خوانندگان مجددآ سر مي زنند
    ممنون از شما

    سلام جناب مدرسی خسته نباشید
    می دونی خیلی وقته مشتری سایت شما هستم .
    من خودم ISP دارم و هر وقت از وبگردی خسته می شم رو میارم به سایت شما.
    می دونی از خوندن مطالبتون خیلی لذت می برم.
    ولی بیش از هر چیزی دو خصوصیت شما منو تحت تاثیر قراردادن.
    1. نترس بودن شما
    2. صداقت کامل شما
    بازم بهتون خسته نباشید می گم و براتون بهترین آرزوها رو دارم.
    امیدوارم روزگارتون پر از خوشی و کامروائی باشه.
    ئاوات از کردستان
    پاسخ
    آوات عزيز و گرامي
    بي نهايت از شما دوست بسيار نازنيم سپاسگزارم
    آوات جان ببخشيد با تاخير پاسخ شما رو مي دهم .. راستش رو بخواهي كمي كسالت داشتم .. شرمنده .
    اين نظر لطف شماست كه از بنده تعريف مي فرماييد .. من مخلص شما دوست بزرگوارم هستم . ضمن اين كه ارادت خاصي به مردم قهرمان كردستان دارم .
    ممنون عزيزم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35