درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  آفرین به این خلبان ایرانی ..

 آچمز شدن مسئول کنترل پرواز اروپایی

کاپیتان با شخصیت و ماهر هواپیمای ایرباس ایرانی با وجودی که در شرایط حساس فرود قرار داست .. و معمولآ خلبانان در چنین وضعیتی که تمام تمرکز و نگاه شون به آلات دقیق و سیستم های کنترل هواپیماست ، کم تر صحبت می کنند .. مخصوصآ در هوای بارانی توآم با مه غلیظی که منطقه باند فرود رو پوشانیده بود ، بی نهایت دشوار تر می نمود .. اما با تعجب شنید که کاپیتان ایرباس تحمل توهین آشکار مسئول برج مراقبت رو نکرده و در همان حال خیلی محترمانه به روی فرکانس امده و خطاب به کنترلر گفت .. این جمله شما توهین آشکار به بنده است و سبب بر هم خوردن تمرکزم در هنگام فرود می شود .. و این خلاف مقررات است .. ! مسئول متکبر برج فرودگاه که متوجه کلام نادرست خود شده بود ، به منظور دلجویی و معذرت خواهی با طعنه گفت .. منظور از جمله ای که بیان کردم ، به این دلیل است که هواپیمای شما ( منظور ایران ) قدیمی است و از تکنولوژی روز دنیا عقب است .. !! در همین حال کاپیتان ایرانی در کمال خونسردی جواب داد : من این توانایی رو دارم که حتی با چشم بسته این هواپیما رو فرود آورم .. ! سپس بدون این که منتظر پاسخ مسئول برج مراقبت بماند ، خیلی سریع گفت .. "Now Sit back and watch it " 

 آچمز شدن مسئول کنترل پرواز اروپایی

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

 خاطره ای از : جناب " خلبان مهاجر " گرامی  

vnsh0329k8y5c5pnw2g5.jpg

اغلب خوانندگان با نام و قلم دوست بسیار عزیزمون جناب " خلبان مهاجر " آشنا هستند . او یک هموطن عزیز ایرانی است که دست سرنوشت او را برای تحصیل و آموزش خلبانی در اوایل انقلاب و جنگ به خارج از کشور کشاند .. علی رغم غم غربت و دوری از ایران عزیز ، او با جدیت تمام دست از تلاش بر نداشت .. و سر انجام بعد از سپری کردن دورهای مقدماتی ، موفق شد به عنوان یک خلبان جوان ایرانی در کابین مدرن ترین هواپیماهای جت شبکه های بین المللی جای گیرد . هوش و ذکاوت همراه با انجام پرواز های متعدد به  اقصی نقاط جهان و کسب تجربه ، او را تبدیل یه کاپیتانی ماهر و ممتاز کرد . به برکت تارنمای " دل نوشته های یک کهنه سرباز " موجب افتخار حضور و آشنایی گردید .  به لحاظ شخصیت والای انسانی  اش ، خوشبختانه در مدتی کوتاه این مراوده تبدیل به صمیمت و دوستی با بنده و سایر خوانندگان گرامی شد  . با درج یکی دو کامنت از دیده ها و تجربیاتش در پرواز ، علاقه مندان زیادی خواهان استمرار  خاطرات و مشاهدات خلبان مهاجر شدند .. " افرین به این خلبان ایرانی " عنوان یکی از خاطرات است . که تقدیم شما یاران نازنین می شود ..

خلبان مهاجر از بدو حضورش در سایت ، همواره پاسخگوی انواع پرسش های صنعت هوانوردی خوانندگان جوان بوده است .. امری که بنده به خاطر دو دهه دوری از محیط فرودگاه ها و پرواز ، همچنین عدم آگاهی از سیستم هواپیماهای مسافربری همیشه عاجز در راهنمایی این عزیزان بودم .. اکنون خوشحالم با یک هموطن فرهیخته و با دانش از صنف کاپیتان های ممتاز و بین المللی آشنا شده ام . مسلمآ درج خاطرات و مشاهدات او موجب افزایش بار علمی و محتوایی سایت خواهد شد .  

     برچسب ها : خلبان مهاجر + پرواز + سنگاپور + Jet Bridge + فرکانس رادیویی + هواپیمای مصری + مسئول برج مراقبت +  Full Reverse + Centered Line + خلبان ایرباس

  

 شاهکار خلبان ایرانی ایرباس

 

مکان : یکی از فرودگاه های اروپا

زمان : چند روز بعد از کریسمس ۲۰۱۰

 فرودگاه با گذشت چند روز از سال نو میلادی همچنان شلوغ است . راهروی منتهی به سالن اصلی لحظه ای آرام نمی گیرد ..  " جک " نظافتچی سیه چرده پیر فرودگاه از این که امروز مسئولیت نظافت لاین ( D ) را به او سپرده اند ، اندکی ناراحت به نظر می رسد ! او در حالی که زیر چشمی به " آلفونس " سرکارگر ایتالیایی تبار خود می نگرد ، وسایل نظافت را درون چرخ دستی اش قرار می دهد .. مسافران دسته دسته با لباس های نو و لب های خندان بدون توجه به جک پیر ، از کنارش می گذرند .. در سالن اصلی عده ای مشغول نگریستن به تابلوی اعلام وضعیت پرواز ها هستند .. صدای چرخیدن صفحات دیجیتالی اطلاعات پروازها صدای دلنشینی دارد .. ! باران به شدت در حال بارش است . طبق اعلام رادیو یک جبهه هوای مه آلود بخشی از قاره اروپا رو فراگرفته است .. از پنجره شیشه ای سالن باند فرودگاه و رمپ بزرگ به خوبی معلوم است .. عده ای از مستقبلین به همراه مشایعت کنندگان در کافه تریای طبقه دوم سرگرم وقت گذرانی و میگساری اند .. در میان آن ها مسافرانی که هنوز وقت زیادی تا زمان پرواز شون دارند هم حضور دارند  .. گارسون میانسال کافه با وجودی که زمان زیادی در این مکان خدمت کرده است .. اما هنوز هم از دیدن صحنه فرود و تیک آف هواپیما ها سیر نشده است .. و همین موضوع باعث رنجش کارفرمای اسکاتلندی اش شده است .. در روز های بارانی و مه آلود منطقه باند فرود گاه خیلی شاعرانه می شود .. با نشستن هر هواپیمایی بر سطح باند ، موجی از آب توآم با بخار که حاصل  برخورد آب به موتور های داغ هواپیماست ، منطقه فرود رو در بر می گیرد .. صدای ریورس هواپیما ها با هم فرق دارند .. ولی از پشت پنجره های شیشه ای به آرامی شنیده می شود .. .

 گروه های پروازی با اونیفورم های زیبا و شیکی که بر تن دارند از در مخصوص وارد می شوند .. " خلبان مهاجر " ،  کاپیتان خوش تیپ پرواز سنگاپور با خدمه اش از راه می رسند .. رویش چند تار موی سفید بر اطراف شیقه هایش جذابیت خاصی به این جوان بلند قامت ایرانی بخشیده است .. مخصوصآ با عینک دودی رنگ " ری بن " وقار خاصی یافته است .. کم تر کسی می تواند ملیت کاپیتان رو تشخیص دهد .. تیم مهماندارن برای اماده کردن هواپیما و دریافت سرویس های پذیرایی مسافران از کرو جدا شده و داخل هواپیما می شوند .. کاپیتان همراه با کمک هایش برای تکمیل فرم پروازی و دریافت وضعیت هوای مسیر و پیش بینی های آن به ساختمان عملیات می روند .. باران شدت یافته است .. و همانند شلاق گاهی به شیشه های ساختمان می کوید .. خلبان مهاجر طبق یک عادت خوب قدیمی ، کمی زودتر از زمان تعین شده به فرودگاه امده است .. تیم خدمات زمینی در حال اتصال لوله خرطومی (Jet Bridge) به هواپیما است .. تا مسافران به راحتی از سالن ترمینال به درون هواپیما منتقل شوند .. خلبان مهاجر نگاهی به وضعیت هوای حاضر و پیش بینی مسیر را می کند .. فرودگاه مبدآ را مه غلیظی پوشانیده است .. و رگبار باران هم مانع از رقیق شدن آن نشده است .. وضعیت هوای مسیر هم تعریف چندانی ندارد .. به همین دلیل کاپیتان ارتفاع ۳۸۰۰۰ پایی رو درخواست می کند .. بعد از تکمیل و امضای فرم پروازی و مطالعه اخطار های هواشناسی ( سیگمنت ) ها فرم رو به مسئول دیسپچ ارایه می دهد .. خانم دیسپچر با لبخند دلنشینی آرزوی پروازی خاطره انگیز برای آن ها می کند ...

  

 خلبان مهاجر بعد از ترک ساختمان عملیات به اتفاق همکارانش به پای هواپیما می آیند .. آن ها با چرخش دور هواپیما ، تمام بدنه رو با دقت و ظرافت خاصی بازدید می کنند .. و سپس دولا شده و محفظه چرخ های فرود ، اتصالات هیدرولیک ، لاستیک ها ، سطوح دیسک ها و کفشک ها رو بازدید می کنند .. و گاهی هم با چراغ قوه جیبی خود محفظه های تاریک رو برای وجود هر گونه نشت و احیانآ زنگزدگی کنترل می نمایند .. سپس به درون کابین هواپیما مستقر می شوند .. خلبان مهاجر بر روی صندلی سمت چپ و کمک اش بر روی صندلی راست می نشینند .. صدای برخورد دانه های باران بر بدنه فلزی هواپیما ریتم شادی رو نداعی می کند .. آن ها با روشن کردن سیستم های پرواز .. ان ها رو برای سفر طولانی آماده می کنند .. مهماندارن در کابین مسافران مستقر شده اند .. و با لبخند به مسافران خوشامدگویی می کنند .. بعضی هم در نشستن و قرار دادن ساک های دستی در قفسه بالای سرشون کمک می نمایند ... همه چیز برای یک پرواز طبیعی آماده است .. یکی از مهمانداران با چند لیوان قهوه داغ به کابین خلبانان می رود .. خلبان مهاجر در حالی که به ساعت خود نگاه می کند .. خطاب به کمک اش می گوید .. زود بخور .. داره دیر می شه .. ! و در همان حال به تلاش مسئولان زمینی می نگرد که در حال عقب کشیدن خرطومی هستند .. گراند کرو بعد از بسته شدن در هواپیما و دور شدن وسایل خدماتی مراتب رو به کاپیتان اطلاع می دهد .. همه کار ها سر ساعت دقیق انجام گرفته است .. کمک خلبان با برج مراقبت تماس گرفته  اجازه استارت می گیرد .. بعد از شنیدن پاسخ مثبت ، دست خلبان مهاجر بر روی کلید استارت موتور سمت راست هواپیما می رود ..

موتور های هواپیما مثل ساعت کار می کنند .. کمک خلبان چک لیست کنترل سیستم ها رو هنوز تمام نکرده است .. که صدای مسئول برج مراقبت روی فرکانس آن ها شنیده شده و اجازه تاکسی می دهد .. هواپیما به وسیله تراک مخصوص (Push Car)  به عقب کشیده می شود .. دست کاپیتان بر روی تراتل ها ( دسته گاز ) رفته و به آرامی به حرکت در می آورد .. صف طویلی از هواپیما ها در خط موازی باند پشت سر هم قرار گرفته اند .. ! برج بار دیگر به روی فرکانس پرواز سنگاپور آمده و اعلام می کند شماره هشت برای تیک آف هستید .. آماده باشید .. خلبان مهاجر خطاب به کمک اش به شوخی می گوید .. اگه گفتی چند تا هواپیما در صف هستند .. !؟؟ خلبان جوان تلاش بسیار می کند تا با نگاه کردن از پنجره سمت راست خود ، به امار دقیق صف طویل دست یابد .. ! و بعد از دقایقی می گوید : قربان پانزده فروند .. نه ببخشید ! چهارده فروند دیگر پشت سر ما هستند .. ! کاپیتان که شیطنت اش گل کرده بود و می خواست دقایق معطلی درون صف نسبتآ طولانی رو با مزاح کردن با همکارانش آسون تر نماید ، با خنده گفت .. نیاز به دولا شدن و شمردن نبود آی کیو .. !! مگه نشنیدی برج رقم ۲۳ رو به کار برد .. !!؟ خب .. عزیزم ( روش نشد بگه .. خنگ خدا .. !!  گاگول جان ! )  یعنی پشت سر ما پانزده فروند دیگه توی نوبت اند .. ! دیدی شمردن هم بلد نیستی .. !!؟؟ بعد برای این که فضا شوخی رو کنترل کنه .. گفت : عجیبه والله .. مرتب اعلام می کنند مردم اتحادیه اروپا با بحران مالی رویرو بوده اند .. !! خدا رحم کرد .. و گرنه الان باید دویست فروند تو نوبت صف می ایستادیم .. !!

  غلیظی مه و شدت باران مانع از سبک شدن ترافیک نشده بود .. مسئول برج مراقبت به ازای هر یک فروند هواپیمایی که اجازه پرواز می داد ، یک فروند را هم راهنمایی می کرد تا فرود آید .. ! به کمک سیستم ناوبری ( آی . ال . اس ) خلبانان خیلی راحت و بدون دغدغه با آرامش در چنین هوایی فرود می امدند .. صدای گفت و گوی مسئول برج مراقبت با خلبانان از سیستم ( یو . اچ . اف ) هواپیماها برای همه قابل شنیدن بود .. و همه کاپیتان هایی که در صف انتظار قرار داشتند .. از دستوراتی که به سایر همکارانشون صادر می شد آگاه می شدند .. به همین دلیل خلبان مهاجر مطلع شد که هواپیمای شماره " یک " متعلق به خطوط هوایی مصر است .. طبق خواسته برج مراقبت ، خلبان مصری بایستی در آخرین نقطه رمپ منتهی به باند پرواز با زاویه نود درجه توقف کرده و منتظر فرود هواپیمایی که در حال تقرب بود ، می ماند . در همین اثنا دستوری از مسئول برج مراقبت خطاب به کاپیتان مصری صادر شد .. که خلبان مهاجر با شنیدن آن حسابی شوکه شد .. ! ( البته قبلآ هم به دفعات شاهد برخورد تبعیض آمیز مسئولان متکبر برج مراقبت این کشور اروپایی با خلبانان آسیایی بود .. که به اصطلاح ما ایرانی ها بلانسبت آدم حساب شون نمی کردند ..!! ) اما این بار منظورش به یک کاپیتان ایرانی بود .. !! برج خطاب به خلبان مصری گفت : مواظب باش و زیاد به باند نزدیک نشو .. !! هواپیمایی که در حال تقرب است ، یک هواپیمای ایرباس ایرانی است .. !!! خلبان مهاجر با شنیدن این توهین اشکار نسبت به هموطن ایرانی اش .. بد جوری خونش به جوش آمده و دلش می خواست پاسخ مردک مغرور رو بدهد .. چون می دونست کاپیتان ایرباس ایرانی در شرایط حساس فرود ، قادر به پاسخگویی نیست ..

کاپیتان با شخصیت و ماهر هواپیمای ایرباس ایرانی با وجودی که در شرایط حساس فرود قرار داست .. و معمولآ خلبانان در چنین وضعیتی که تمام تمرکز و نگاه شون به آلات دقیق و سیستم های کنترل هواپیماست ، کم تر صحبت می کنند .. مخصوصآ در هوای بارانی توآم با مه غلیظی که منطقه باند فرود رو پوشانیده بود ، بی نهایت دشوار تر می نمود .. اما با تعجب شنید که کاپیتان ایرباس تحمل توهین آشکار مسئول برج مراقبت رو نکرده و در همان حال خیلی محترمانه به روی فرکانس امده و خطاب به کنترلر گفت .. این جمله شما توهین آشکار به بنده است و سبب بر هم خوردن تمرکزم در هنگام فرود می شود .. و این خلاف مقررات است .. ! مسئول متکبر برج فرودگاه که متوجه کلام نادرست خود شده بود ، به منظور دلجویی و معذرت خواهی با طعنه گفت .. منظور از جمله ای که بیان کردم ، به این دلیل است که هواپیمای شما ( منظور ایران ) قدیمی است و از تکنولوژی روز دنیا عقب است .. !! در همین حال کاپیتان ایرانی در کمال خونسردی جواب داد : من این توانایی رو دارم که حتی با چشم بسته این هواپیما رو فرود آورم .. ! سپس بدون این که منتظر پاسخ مسئول برج مراقبت بماند ، خیلی سریع گفت .. "Now Sit back and watch it " یعنی پس بشین و تماشا کن .. ! خلبان مهاجر اصلآ باورش نمی شد که کاپیتان با تجربه ایرانی ، در اون شرایط دشوار حتی قادر به پاسخگویی باشه ... و همچنان که در مات و حیرت بود !  حسی به او می گفت .. وای الانه که همکار ایرانی اش آرتیست بازی راه بیندازه .. !! خدای من نکنه یه وقت توی این هوا بخواد روی کنترلر رو کم کنه .. اگه زبونم لال نشه چی .. !!؟ باند حسابی لیزه .. !! خدایا کمک اش کن ..

 یک پارانتز کاملآ به جا و به موقع .. !!

 خلبان مهاجر عزیز در تعریف این ماجرای غرور آفرین برای این که خوانندگان به نکات فنی عملی که کاپیتان هواپیمای ایرباس قرار است انجام دهد رو بهتر تشریح کنه .. با یاد کردن از بنده و پارانتز های بی موردم ، او هم پارانتز بزرگ ولی به جا و به موقعی رو گشوده و چنین می گوید :  

با عرض معذرت در این جا باید (بقول آقای مدرسی) یک پرانتز باز کنم و یک مطلب فنی را توضیح بدهم ، خلبان در مرحله تقرب نهایی (Final Approach) باید طبق یک برنامه بسیار دقیق و منظم اقدام به کاهش سرعت و کاهش ارتفاع نماید و طبق آنچه در کتاب های پرواز نوشته شده است بهترین تاچ داون (مرحله تماس چرخ ها با زمین) این است که طوری خلبان دسته گاز را به نرمی عقب بکشد و سرعت را کاهش دهد که درست در آخرین سانتی مترهای تماس با باند هواپیما در حالت واماندگی یا همان استال (Stall) قرار گیرد و در واقعا هواپیما به روی باند بیفتد (که این نرم ترین فرود می باشد و مسافرین حتی نمی فهمند که هواپیما کی نشسته است) البته این کار مهارت خاصی را می طلبد و معمولا خلبانان این کار را نمی کنند و در حدود چند پا مانده به زمین موتور را آیدل می کنند یعنی کلا دسته های گاز را می بندند (به قول راننده ها موتور را می گذارند تو خلاص) ، بسیار از خلبانان هم (نظیر آقای معزی که جناب مدرسی بارها به آن اشاره نموده اند) به منظور حفظ آمادگی برای صعود مجدد (در صورت بروز مشکل احتمالی) نه تنها این قاعده را رعایت نمی کنند بلکه چند درصدی هم بیشتر از آن چه در کتابچه فنی گفته شده است به موتور نیرو می دهند ، به هر حال در زمانی که دید برای فرود کم است معمولا تمامی خلبانان جانب احتیاط را رعایت کرده و این کار را انجام می دهند و ضمن این که قدرت موتور را یک کم بیشتر از حد مجاز تنظیم می کنند ، یک کمی هم بالاتر می گیرند تا زمانی که باند را به خوبی ببینند و بعد اقدام به نشاندن هواپیما می کنند که به همین دلیل معمولا در انتهای یک سوم ابتدایی باند فرود می آیند و برای توقف باید جهت موتور را با شدت تمام معکوس نمایند که اصطلاحا به آن فول ریورس (Full Reverse) می گویند و با صدای زیاد و شتاب منفی همراه است و اگر در سطح باند هم بارندگی باشد باز شدن درپوش های موتور و برخورد پر فشار هوای داغ با آب روی باند باعث تبخیر و پاشیده شدن آن به اطراف می شود .

در حالی که تمامی هواپیماهای منتظر پشت سرهم و با حفظ فاصله مناسب منتظر فرا رسیدن نوبت شان بودند همه کنجکاو شده بودند تا پایان رجز خوانی بین خلبان و کنترلر را ببینند ، در همین حال چراغ های هواپیما در ارتفاعی پائین نمایان شد و هواپیمای ایرانی از میان ابر و مه شدید بیرون آمد و با سرعتی بسیار کم درست در ابتدای باند (فقط چند متر از باند را رد کرد) به نرمی چرخ هایش را بر زمین نهاد و بدون استفاده از فول ریورس تنها چند درصد درپوش موتورهایش را باز نمود و بدون این که در پشت سر خود ابری از بخار و قطرات آب به جا بگذارد به نرمی سرعت هواپیما را کاهش داد و در واقع با این کار مهارت خود را به رخ همه کشید ، در حالی که همه در سکوت کامل نظاره گر این واقعه بودند درست قبل از این که کنترلر اعلام نماید که هواپیما از کدام تاکسی وی از باند خارج شود خلبان ایرانی اعلام کرد که : اگر فرودم مورد پسند واقع نشده است می توانم برگشته و دوباره فرود بیایم .. !!  ، در این لحظه تعدادی از هواپیماهای منتظر در صف استفاده از باند بر روی فرکانس آمده و هر یک جمله ای در تحسین فرود ایشان بیان نمودند ...

یک پارانتز دیگر از خلبان مهاجر

 با عرض پوزش از طولانی شدن مطلب ولی باید باز هم در پرانتز عرض کنم که در وسط باند خط سفید رنگی قرار دارد که از ابتدای باند تا انتهای باند کشیده شده است و به آن سنترد لاین (Centered Line) می گویند و مورد استفاده آن برای تنظیم چشمی و هدایت هواپیما در هنگام فرود و تیک آف است و بهترین فرود فرودی است که چرخ جلوی هواپیما درست بر روی خط وسط زمین را لمس کند که البته اگر هم کمی کنار بود اتفاقی نمی افتد ولی وسط بودن آن مهارت خلبان را می رساند ، خلاصه کنترلر برج مراقبت که واقعا کم آورده بود ، ضمن تائید فرود نرم و بی نقص خلبان ایرانی از روی بدجنسی (از آنجایی که می دانست همه می شنوند) خطاب به خلبان ایرانی گفت : "فکر نمیکنی یک ذره سمت چپ خط وسط قرار داری !؟؟ " و به خیال خودش با این جمله خواست شیرینی این فرود نرم را بر کام خلبان تلخ نماید ، ولی خلبان ایران با بیان جمله ای ثابت کرد که خلبانان ایرانی نه تنها در پرواز مهارت دارند ، بلکه در حاضر جوابی و سخنوری هم بسیار تبحر دارند ، در حالی که همه هواپیماهای حاضر منتظر بودند تا خلبان ایرانی عصبانی شده و جواب کنترلر را با پرخاشگری بدهد ، ایشان با خونسردی تمام ضمن اعلام مشخصات کامل پرواز (که اشاره به ایرانی بودن آن داشت) گفت  : "بله کاملا حق با شما است ، من کمی در سمت چپ خط وسط قرار دارم ، ولی در عوض کمک خلبان من در صندلی کنارم کمی در سمت راست خط وسط قرار دارد" با این جواب نغز و زیبا تمامی خلبانان حاضر روی این فرکانس شلیک خنده را سر دادند و تمامی آن ها بر روی فرکانس آمده و هر یک جمله ای در تائید کار خلبان ایرانی گفتند و پس از آن صدایی از کنترلر در نیامد و البته بنده هم به عنوان آخرین نفر برای لحظه ای میکروفن را باز کرده و به زبان فارسی یک "خسته نباشید" کوتاه به ایشان گفتم که مطمئنم شنیدن یک جمله به زبان زیبای فارسی از میان صف هواپیماهایی که هیچکدام لوگوی ایرانی بر بدنه خود ندارند قطعا خستگی پرواز را از تن ایشان بیرون کرده است . . .  

کلام آخر .......  

راستش رو بخواهید و همان گونه که شاهد هستید شیوه نگارش " خلبان مهاجر " نازنین خیلی شیوا و دلنشین است .. و اگر جسارتآ بنده یکی دو پاراگراف آغازین رو داستانی اش کردم ، صرفآ به این دلیل بود که شما یاران همدل و نازنین در این سایت عادت دارید مطالب طولانی و دارای حاشیه بخونید .. و از آن جا که خاطره دوست بزرگوارم کوتاه بود ، باز هم عرض می کنم جسارت کرده و خیر سرم یکی دو پاراگراف رو روایت گونه تقدیم شما یاران کردم .. امید عفو دارم .

 

نمونه ای از یک فروند ایرباس ایرانی    

 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۲:۳۰دقیقه ، چهارم فروردین ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 

     آرشیو سایت  اينجا                        آرشیو وبلاگ اینجا 

 

كتابهاي موبايلي وكامپيوتري رادراختيارشما ميگذارد
 
 
 مطالب خواندنی قدیمی  
 
 پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

  • - تعداد بازديد
  • 19829
  • مرتبه

    نظرات

    خاطره بسيار زيبايي بود. البته از رفتار مسئول برج مراقبت چندان متعجب نشدم! در شرايطي كه ايرانيها خودشان (حتي تحصيلكرده ها) با هم انگونه رفتار ميكنند از خارجيها چه انتظاري ميشه داشت؟
    پاسخ
    مهدی جان به نکته بسیار ظریفی اشاره کردی
    واقعا قابل تعمق است
    ممنون ازشما

    سلام
    مثل همیشه لذت بردم
    پاسخ
    خیلی خوشحالم عزیزم
    زحمت این مطلب رو جناب خلبان مهاجر عزیز کشیده است

    سلام استاد عزیز

    لذت بردم و احساس غرور کردم از همه شماخلبانان که واقعا غرور افرینید
    پاسخ
    ممنون پيمان جان نازنين
    خيلي خوشحالم كه از خواندن اين مطلب احساس غرور كردي
    اين نشان از وطن پرستي شماست .. موفق و پيروز باشيد

    just Bravoooooooooooo! amir@KL
    پاسخ
    just Thanksss To u

    نظرخواهي براي اين پست بسته شده!

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35