درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  دلیل مهاجرت خلبانان چیست !؟

 بررسی دلایل مهاجرت خلبانان نظامی

در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند. ...

 بررسی دلایل مهاجرت خلبانان نظامی

 

2moam54hmol5qr99728s.gif

ihss9tr9zi9efmcstko6.jpg

" بررسی دلایل مهاجرت خلبانان " عنوان مطلب این پست است که تقدیم شما بزرگواران می کنم . راستش رو بخواهید در بین مطالب قدیمی ام جسته و گریخته به معضل گریز خلبانان و نیروهای متخصص در نیروی هوایی اشاره کرده ام . اما ان چه مرا وادار به نگارش این سوژه کرد .. کامنتی با عنوان " آن روی سکه " نوشته پسر بسیار عزیزم " زیبای پنهان " بود که در باره فرار یک فروند هواپیمای تامکت به عراق در بخش نظرات درج کرده بود . ذکر این نکته ضروری است که .. بررسی و تفحص در باره خروج های غیرقانونی نیروهای متخصص از جمله خلبانان نیاز به ابزار های علمی خاصی دارد که باید محققان با تجربه ای به آن همت نهند . اما آن چه بنده قصد نگارش آن را دارم صرفآ بر اساس دیده و شنیده های خودم است .. تحلیلی را هم که ارایه می دهم نظر شخصی ام است که صادقانه بدون کوچک ترین تحریفی تقدیم شما عزیزان می کنم  .. و ممکنه دارای اشتباهاتی هم باشد .. ! که امیدوارم به بزرگی خودتون بر بنده ببخشایید ...

باور کنید یکی از مسایلی که بد جوری اعصابم رو خرد کرده است .. حذف تصاویر و طرح هایی است که با صرف ساعت ها تلاش سعی می کنم فضای سایت رو دلنشین تر کرده و در ضمن به درک مفاهیم مطلب کمک کنم .. اما این عکس ها که با هزاران خون دل خوردن ها تهیه می شوند ، کلآ میهمان چند روز سایت است .. !! براستی چرا .. !!؟ مشکل کجاست ؟ من هیچ اعتراضی به حذف صد ها عکس و تصاویری که در مطالب قدیمی ام بود ، ندارم . چون نا اگاهانه در هر سایت گمنامی آن ها رو آپلود کرده بودم .. اما حالا چی ؟؟ یادمه یکی از خوانندگان با معرفت سایت به نام " فرید " عزیز که مدیریت سایت وزین " پیک باران " ( اینجا ) را به عهده دارد ، حدود یک سال قبل به من گفت : تصاویرت رو در این سایت آپلود کن  قول می دهم تا زنده هستم از آن ها مواظبت خواهم کرد .. بنده خدا با وجودی که مشکلات فراوانی برایش پیش آمد ، اما به قولش پایبند بود .. اما گاهی برای مدت های طولانی این سایت کار نکرده و من مجبور می شوم به سایت های معتبر دیگری روی اورم .. ! این دوگانگی ها سبب مشکلات عدیده ای برایم شده است .. گاهی مثل حالا این سایت اصلآ باز نمی شود .. و من ماتم می گیرم چه کار باید کرد .. !؟؟ گاهی هم عکس های اپلود شده در پیک باران هم حذف می شوند .. ! الان اغلب عکس های مطلب زنده یاد آل آقا حذف شده اند .. چرا ..؟؟ چه کار باید کرد !!؟؟؟

کلام آخر این که .. در پی درج بنر تبلیغاتی بورسیه برای تخصص هایی چون خلبانی و رشته های مرتبط هوانوردی .. عزیزان زیادی از بنده در باره این موسسه و صلاحیت کاری که وعده داده است مرتب جویا می شوند .. راستش رو بخواهید قرار بود برای آگاهی بیشتر شما علاقه مندان از شرایط اعزام و تعهدات بعدی دانش اموختگان در قبال شرکت " سپند مینو " طی گفت و گویی با مدیر این موسسه به ابهامات پاسخ داده شود . قرار ما شامگاه همین پنج شنبه بود .. اما بعد از چند روز بی خبری بر حسب پی گیری یکی از خوانندگان از طریق کامنت مطلع شدم فعلآ صلاح نیست .. !! به همین دلیل نگارش سوژه " فرار خلبانان "  رو آغاز کردم . اما تا این حد می دونم که شرکت یاد شده فوق سرمایه و انرژی فراوانی رو برای اجرایی شدن این پروژه ملی صرف کرده است .. و کارشناسان خبره زیادی در این طرح همکاری و مشارکت دارند .. مهم ترین امتیازش حضور و مساعدت یکی از بانک های کشور است که اعتبارات لازم رو به طرفین واگذار می کند .. توصیه می کنم به سایت خود شرکت مراجعه کرده و توضیحات لازم رو مطالعه فرمایید  .. مدیریت این تارنما جز انتشار بنر تبلیغاتی ، هیچ گونه اطلاعات خاصی خارج از توضیحات ارایه شده از سوی شرکت سپند مینو ندارد ..  

 marshalads.gif 

  

1 (468.60).gif

 

 

برچسب ها : ستون پنجم + سرهنگ بهزاد معزی + شهید محلاتی + فرار خلبانان + وان ترکیه + سرهنگ جواد حسینی + پاکسازی ارتش + هرکولس

بهانه ای برای مقدمه ...

قبل از این که به مقوله مهاجرت یا فرار خلبانان بپردازم ، لازم می دونم ابتدا توضیحاتی رو عرض کنم . تا خدای ناکرده یک طرفه به قاضی نرفته باشم . راستش رو بخواهید از زمانی که دست چپ و راست ام رو شناختم همیشه واژه " فرار مغز ها " رو از رادیو و تلویزیون ، جراید و زبان مسئولان بلند پایه .. حتی شخص " امیرعباس هویدا " نخست وزیر رژیم شاهنشاهی که همیشه با شاخه ای از گل تازه ارکیده بر یقه و پیپی بر گوشه لبانش این عبارات رو با حرارت توضیح می داد .. می شنیدم ! ولی اون موقع عقلم  اصلآ قد نمی داد که چطور ممکنه مغز ها فرار کنند .. !!؟ چون تصور کودکانه ام از مغز ، همان غذای خوشمزه ای بود که در ویترین ساندویج فروشی ها به کودکان شکمویی چون من چشمک می زد .. ! در یک چشم بر هم زدن قد کشیده و برای تعبیر رویاهایم سر از نیروی هوایی و بعدش ایالت متحده آمریکا  در آوردم .. !! تازه در اون دوران بود که دوزاری ام افتاد " فرار مغز ها " یعنی چه ..!! سخنان تهدید آمیز ژنرال " برنجیان " رئیس اداره ضد جاسوسی یا همون رکن دو ضد اطلاعات و خط و نشون کشیدن های او که یه وقت خدای ناکرده بعد از فارغ التحصیل شدن فیل مون هوای هندوستان نکنه و به سناریوی فرار مغزها عینیت نبخشیده و ماندگار شویم .. تازه فهمیدم اوضاع از چه قراره .. !! کمی که قدیمی تر شده و به پایگاه هوایی برگشتم .. فهمیدم که در پوشه فرار مغز ها ، فایلی جداگانه برای خلبانان و متخصصان با تجربه در نیروی هوایی وجود دارد .. ! اما از حق نگذریم .. تا قبل از انقلاب من خبری در این راستا نشنیدم ولی ظاهرآ یک فروند هواپیما ربایی گزارش شده بود .. !!

در راستای همون مقدمه ..  

ببخشید پاراگراف بالایی کمی طولانی شد . قصد داشتم عرض کنم که .. پرداختن به چنین معظلاتی کار بنده و آدم های معمولی نیست .. باید به صورت علمی کالبد شکافی شود . اما همان گونه که در بحث حرف های خودمونی توضیح دادم ، قصد دارم فقط دیده ها و شنیده های خودم رو در طول خدمت در نیروی هوایی خصوصآ ایام جنگ توضیح دهم . در ضمن بر این باورم که برای بررسی مقوله فرار یا مهاجرت خلبانان بایستی پرسنل ارتش رو از سازمان هواپیمایی کشور تفکیک کرد . چون یک افسر خلبان نیروی هوایی یا هوانیروز در وحله اول یک فرد نظامی به شمار می آید .. بعد خلبان . همچنین باید در بررسی و ریشه یابی های خود فرقی برای آن خلبانی که با هواپیما از کشور گریخته است با کسی که بدون هواپیما کشور رو ترک کرده ، حتمآ قائل شویم . در بعد تخصصی تر باید حساب اون خلبانی که در زمان جنگ با هواپیمایش وارد خاک دشمن شده و اطلاعات نظامی رو در اختیار آن ها قرار داده با خلبانی که به کشور ثالثی رفته است .. فرق گذاشت . پس می بینیم که نمی شود هر مهاجرتی رو فرار نامید و هر فراری رو هم نمی شود خائن دانست .. ! ریشه یابی و شرایط خلبان قبل از اتخاذ تصمیم رو حتمآ باید در نظر داشت .. شرایط اول انقلاب و حتی اوایل جنگ رو نباید از نظر دور داشت .. دخالت های بعضی از تند رو ها و تصمیمات نا عادلانه و فشار های روانی خیلی ها رو فراری داد .. که باید روی ان ها بحث بشه .. لذا باز هم تکرار می کنم که .. فراموش نکنید همه توضیحات بنده صرفآ نظر شخصی است .. و ممکنه دارای اشتباهاتی هم باشه .. همچنین ممکنه کامل نباشد .. لطفآ بعدآ بنده رو متهم به قضاوت ناعادلانه نفرمایید. من با هیچ یک از آن عزیزان مشکلی نداشته و ندارم ..

 اولین هواپیما ربایی بعد از انقلاب ...

باور کنید تا قبل از فرار یک فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ از ایران ، من هیچ اطلاعی از این نوع جرایم نداشتم .. ! و تمام اطلاعات ام مربوط به فیلم های سینمایی هالیودی بود ..! ولی بعد از درج جزئیات حادثه در سایت ام ( اینجا کاربر نازنینی به نام " نیوشا طیبی " در کامنتی برام نوشت که ..  در زمان شاه  ( اواخر دهه چهل شمسی ) یک فرار با هواپیما انجام شده بود . رباینده از کادر های اولیه مجاهدین بوده است . و بعد ها در کتابی با عنوان  " پرواز بر فراز خلیج فارس " جزئیات این حادثه به نقل از یکی از آن ها توسط " نشر نی " منتشر می شود .. اما از آن جا که بنده شناخت کاملی از شخصیت و کاراکتر سرهنگ خلبان " جواد حسینی " ( اولین هواپیما ربا بعد از انقلاب ) دارم و در تمام ایامی که در عملیات پایگاه یکم ترابری مامور به خدمت بودم ، ایشون فرمانده ام بود .. اجازه می خواهم برای بررسی دلایل نخستین هواپیما ربایی بعد از پیروزی انقلاب ، ابتدا به طور خلاصه به شرح ماجرا پرداخته و سپس دلایل آن را بررسی کنم ..

 هواپیما ربایی چگونه انجام شد .. !؟

معمولآ برنامه پرواز فرماندهان و خلبانان ارشدی که مسئولیتی علاوه بر خلبانی دارند ، با بقیه پرسنل گردان های پروازی فرق دارد . آن ها فقط به اندازه حداقل تعهدات پروازی خود پرواز می رفتند . این جا لازم است یک توضیحی بدهم .. پرسنل پروازی موظف اند حداقل ساعت پروازی رو در یک محدوه زمانی مثلآ سه ماهه پر کنند . بیشتر از ساعت تعین شده مزایایی جز افزایش ساعت پرواز و تجربه شخص ندارد . اما زیر حداقل ، همان فوق العاده سختی کار که به اصطلاح خودمون " حق پرواز " می نامیدم کسر می شد . به همین دلیل افرادی چون سرهنگ " جواد حسینی " که فرمانده عملیات پایگاه بود .. انتخاب ماموریت ها با خودش بود .. او یک روز خیلی عادی ماموریت پرواز لجستیکی به پایگاه دوم رو در برنامه کاری اش قرار می دهد .. پرواز سر ساعت انجام می شود .. گردان برای این ماموریت کرو تعین کرده بود . اما با حضور سرهنگ حسینی ، او به عنوان فرمانده هواپیما روی صندلی خلبان می نشیند .. قبل از از رسیدن به منطقه اپروچ تبریز ، خطاب به همکارانش در داخل کابین می گوید .. بچه ها می خواهم قصه تعریف کنم .. و ان گاه به سال های ۱۳۴۲ برگشته و در باره افسر جوانی صحبت می کنه که در اون ایام کمک خلبان بود .. به ان ها ماموریت ترکیه ابلاغ می شود .. بعد ها متوجه می شود مسافر ان ها حضرت امام خمینی ره است که حکومت او را تبعید کرده است .. با پیروزی انقلاب این افسر خدمت امام رفته و امان نامه می گیرد .. چون امام خمینی شرایط وی را درک کرده بود . اما با وجود بخشش ، عده ای تند رو او را راحت نمی گذارند .. و مرتب تهدید به مرگ می کنند .. ! وی سپس با ناباوری می گوید .. اون افسر من هستم و حالا هم ساکت باشید و گرنه شلیک می کنم .. !! و بدین ترتیب به سوی ترکیه ادامه می دهد.. بعد از فرود خطاب به همکارانش می گوید .. هفت تیرم قلابی است . و با نشان دادن درون ساک اش .. می گوید: فردا نگید یک چمدان طلا یا ارز خارج کرد .. من جانم رو نجات دادم . و به این ترتیب اولین هواپیما ربایی در نظام جمهوری اسلامی شکل می گیرد ..

 تحلیل ماجرا ..

 با بررسی اتفاقات رخ داده در این مسئله یه نتایج متعددی می رسیم . اولین فاکتور در این ماجرا ، دخالت افراد غیر مسئول در همه شئونات زندگی مردم است . خیلی خنده دار است .. در شرایطی که رهبر یک کشور آن هم شخصی چون حضرت امام خمینی که کاریزمای قوی دارد .. و مردم جانشون رو در راه افکار او می دادند .. عده ای تند رو ملقب به انقلابی سخن و کلام رهبر رو نادیده گرفته و مرتب یک افسر وطن پرست با تجربه رو تهدید به مرگ می کنند .. و خواب و اسایش رو بر وی حرام می نمایند .. !! این عده که متآسفانه بعد ها ماهیت شون برای ملت رو شد .. هرگز به این نمی اندیشیدند که وقتی روحیه خلبانی رو تخریب می کنند .. ممکنه فجایع دردناکی در پرواز رخداده و خانواده های زیادی داغدار شوند .. ! بقدری فشار می آورند .. که طرف عاصی شده و چاره ای جز خروج از کشور رو نمی بیند .. ! این افراد در طرح پاکسازی ارتش هم دخالت داشتند .. و دیدیم که حتی خیلی از نیروهای انقلابی و پرسنل با تجربه به بهانه های واهی از ارتش تسویه شدند .. ! اگه وساطت افراد دلسوز و پادر میانی ان ها صورت نمی گرفت .. معلوم نبود چه بر سر این مملکت می آمد .. این افراد همون کسانی بودند که در ابتدای پیروزی انقلاب سخن از انحلال ارتش می زدند .. !! به خواست خدا دیدیم چگونه چهره پلید این افراد زود رو شد .. بگذریم . پس می بینیم  فشار غیر قانونی ، عدم حمایت سایر مسئولین و فرماندهان از این مسئله باعث خروج و مهاجرت یک افسر وطن پرست می شود ..

 فرار یک هواپیمای فرند شیپ به عراق !

به دلیل حضورم در عملیات پایگاه یکم ترابری ، همه خلبانان رو که با هواپیما های مختلفی پرواز می کردند رو می شناختم .. چون قبل از ماموریت برای پر کردن فرم پروازی و گرفتن وضعیت هوا به دفتر عملیات و دیسپچ پایگاه می آمدند .. از اون جایی که من خودم هم عضو خانواده سی - ۱۳۰ بودم ، معمولآ با لباس پرواز در بین کارمندان اونیفورم پوش ان جا حضور می یافتم .. و به همین دلیل عین گاو پیشانی سفید بودم .. و همه با من گرم می گرفتند .. ! در میان افسران خلبان اف - ۲۷ یا همون فرند شیپ ، افسری لاغر ، قد بلند با موهای زرد مایل به خرمایی وجود داشت .. که هر وقت به دیسپچ می امد بچه ها پشت سرش او رو ممل امریکایی خطابش می کردند .. با من هم سلام و علیک داشت .. اما متآسفانه نام او را یادم رفته است .. یادمه چند روز قبل از جنگ شایع شد که او با فرند شیپ خود به کشور عراق گریخته است ... !! باور کنید همه بچه ها این عمل کثیف او را تقبیح کرده و همه او را خائن می نامیدند .. آخه چطور ممکنه افسری که سال ها به عنوان خلبان از حترام و مزایای بالایی برخوردار بود یک مرتبه به همه چیز پشت پا زده و مرتکب دو خلاف نا بخشوده می شود .. اول فرار از ارتش خودش جرم محسوب می شود .. چه به این که به خاک کشوری پناهنده بشی که دشمن نامیده می شود .. ! اما به یاد دارم .. در همان روزهای نخست جنگ ، خلبانان غیور ما که در پاسخ به تجاوز صدامیان به عراق حمله کرده بودند ، با شلیک موشکی داغ تصاحب اون فرند شیپ ما رو به دل صدام حسین می گذارند .. ! و اثری از آن باقی نمی گذارند .. !!

 

این هم نمونه دیگری از فرند شیپ شرکت نفت است که به بغداد رفته بود  

تحلیل ماجرا ...

اگر به زندگی خصوصی این خلبان سرک بکشیم .. به احتمال زیاد مشکلاتی بوده است . این فشار ها می تواند سیاسی باشه .. می تونه شخصی باشه .. اما هیچ عقل سلیمی این اقدام او را تآئید نمی کنه .. برای این که او به کشوری گریخت که دشمن ما محسوب می شد .. همه بدون استثناء عمل این خلبان را خیانت تلقی کرده .. و به هیچ عنوان حق رو در هیچ شرایطی به او نمی دهند .. اگر چه هر جوان محصل هم می داند .. خائن هایی از این دست هرگز وابستگی و علاقه به وطن خود نداشته .. و صد در صد برای رفاه بیشتر و رسیدن به آرزوهایی که سرابی بیش نیست .. این خیانت و ننگ رو متحمل شده است  .. مطمئن باشید در هر جای دنیا هم برود ، کسی برای او پشیزی قائل نیست .. نمونه این افراد رو به چشم خودم در جنگ ویتنام شاهد بودم که چگونه مثل موش آزمایشگاهی پیشروی ماموریت هایی با ریسک بالا بود .. ! و آمریکایی ها از این قماش خلبان ها برای خط شکنی استفاده می کردند .. حق اعتراض هم نداشتند .. چون پاسخ واضح و روشن بود .. شما که ارزشی برای کشور خودت قائل نشدی .. چه انتظاری داری که ما بپذیریم در این جا خیانت نمی کنی .. !!

 nn8fe3w6n3nxmxgr7hx.jpg

 سندی آشکار از سرسپردگی مدعیان آزادی !! با صدام جنایتکار در زمان جنگ

نقش ستون پنجم در اغفال ..  

بدون اغراق در زمان جنگ ما ضربات جبران ناپذیری از دشمنان دوست نما خوردیم .. احتیاجی نیست در باره گروهک های خائن و جنایتکار بار دیگر توضیح بدهم .. اما باور کنید دلم از کار های ننگین این جماعت غرق خون است .. یادمه در زمان جنگ خانواده هایی که عزیزی در مقام سرباز در جبهه های جنگ  داشتند ، اغلب به افرادی مثل ما که به مناطق جنگی پرواز می کردیم توصیه می کردند سری به نورچشم آن ها زده در صورت امکان یکی دو روز مرخصی گرفته و با خود به تهران بیاوریم .. من هم که سرم درد می کرد برای انجام چنین کارهای خیر .. اما شاید باورش براتون سخت باشه وقتی از زبان فرماندهانشان می شنیدم که منافقان نامرد با لباس رزمنده ایرانی سربازان بی گناه ما رو به رگبار بسته و مظلومانه شهدیدشون کرده بودند .. اعصابم خرد می شد ... هنوز هم هر وقت یادم می اید اشگ بر دیدگانم جاری می شود .. یک سری مزدور و خائن هم بودند که تنها هدفشون ارایه اطلاعات نظامی به دشمن و فریب رزمندگان و دلاور مردان ارتشی بود . هرگز روزی که این جنایتکاران خائن لحظه پرواز شهید محلاتی و هیات همراهش رو به عراق اطلاع دادند رو فراموش نمی کنم .. از ان جا که قبل از تیک آف هواپیما در کنار زنده یاد سرهنگ " درویش " خلبان هواپیما بودم .. و بعدش در آسمان شنیدم ناجوانمردانه زدنش .. ( اینجا )  تا عمر دارم فراموش نمی کنم . عمق جنایات فریب خوردگان که به بهای ناچیزی علاوه بر ناموس خود ، وطن عزیزمون رو هم فروختند هرگز از یاد مردم بیرون نخواهد رفت ..

 دعوت به خیانت از رادیو .. !

 عزیزانی که مثل من سن و سالی ازشون گذشته و اتفاقات زمان جنگ رو به خاطر دارند ، حتمآ یادشونه که رادیو عراق در تمام ساعات روز و شب به فریب ایرانی پرداخته و به اصطلاح در باغ سبز به ان ها نشون می داد .. مجریان برنامه مرتب با انواع و اقسام حیله های رسانه ای سعی در فریب ایرانیان ساده لوح داشتند .. و طوری تبلیغ کشور عراق رو می کردند .. که انگاری مردم رو به سوی بهشت برین فرا می خوانند .. ! اما همین رادیو در ساعات خاصی برنامه ویژه ای برای خلبانان ایرانی پخش می کرد .. که طی آن با همکاری تعدادی از خلبانان مزدور فراری ، همکاران دلاور خود رو به ترک ایران ترغیب می کردند .. و در ادامه با ارایه مختصات باند های فرود ، از خلبانان می خواستند با رها کردن بمب های خود در بیایان و سپس تکان دادن بال های خود .. در فلان منطقه تعین شده ارتفاع کم کرده و با خاموش روشن کردن چراغ های هواپیما ، اجازه فرود رو دریافت کنند .. ! و سپس عمری رو در رفاه و آسایش زندگی کنند .. !! در ادامه همین پست به یک مورد از این نوع اغفال اشاره خواهم داشت .. اما این تنها بخشی از تبلیغات رسانه ای دشمن بود .. ان ها با کمک و مساعدت فریب خوردگان داخل کشور یک رادیو موج کوتاه سیار هم در داخل کشور به راه انداخته بودند .. که صدای دعوت و فریبکاری ان ها به راحتی در داخل ایران شنیده شود .. !! خوشبختانه خیلی زود مزدوران وطن فروش شناسایی شده و به سزای اعمال ننگین خود رسیدند .. اما رادیو داخل کشور همچنان فعال بود .. که عاقبت ان هم با تلاش تیم تجسس و اطلاعات عملیات نیروی هوایی با حضور مقتدرانه هواپیمای خفاش  خودمون کشف و شناسایی شد .. و جلوی تبلیغات کاذب آن ها رو گرفتند ...

 یک مورد خیانت آشکار ..

همان گونه که در بخش حرف های خودمونی اشاره به کامنت دوست نازنینی با نام " زیبای پنهان " کرده و نوشتم که او در باب تنها هواپیمای تامکتی که سعی داشت به عراق پناهنده شود ولی به دلیل عدم هماهنگی مناسب و یک روز زودتر از زمان توافق به پرواز در امده و مورد هدف قرار می گیرد .. حال بهتر دیدم عین ماجرا رو برایتون نقل کنم ... زیبای پنهان ابتدا چنین می گوید :

روايت غرور افرين يكي از قهرمانان جنگ رو نوشتيد . مناسب ديدم آن روي سكه (خيانت ) رو هم با اجازه ي شما به نقل از منابع موثق به همراه چند عكس كمتر ديده شده براتون منتشر كنم كه مربوط مي شه به پناهنده شدن يك تامكت ايراني به عراق . باشد كه عبرتي باشه براي همه ي اون هايي كه ممكنه به فكر خيانت به وطن باشند . ابتدا عكس هايي از لاشه ي اين هواپيما رو مي ذارم . گرچه عراق ادعا كرد كه اين هواپيما رو در يك درگيري هوايي سرنگون كرده و حتي همون طوري كه در عكس ها ميبينيد  مجسمه ي خلبان عراقي رو هم بر فراز لاشه ي هواپيما ساخت اما ظاهرا لاشه مربوط ميشه به همون تامكت پناهنده است ..

در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زیادی نمود تا خلبانان ناراضی ایرانی را تشویق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند. در زمانی که به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شلیک یک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اینکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ایرانی کاهش می یافت . در فاصله ۸ کیلومتری ,هواپیمای همراه (Wingman) او یک موشک R - 24 T خود را شلیک کرد . به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ایرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمین نزدیک می شد . میگ های عراقی خود را به نزدیکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسلیم شدن داشت . با دیدن این صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشریح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ایرانی یک روز زودتر از موعد از قبل تعیین شده به عراق پرواز کرده اند . بلافاصله به میگ ها دستور داده شد تا تامکت ایرانی را تا پایگاه العبیده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای این کار زمانی باقی نمانده بود . هدایت هواپیما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی باید جان خود را نجات می دادند . اف ـ ۱۴ ایرانی در نزدیکی نومانیه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هیچگونه اطلاعات مفیدی از آن نشدند.
سروان مرادی اطلاعات زیادی در اختیار عراقیها قرار داد اما مقدار زیادی اطلاعات غلط هم لابلای آنان بود . بعنوان مثال او اعلام کرد که ایرانی ها دیگر قادر نیستند موشکهای
AIM - 7 را از اف ـ ۱۴ های خود شلیک کنند . بعد از بازجوئی های مفصل این خلبان ایرانی به سوئیس فرستاده شد تا در آن جا زندگی راحتی بدور از جنگ را آغاز کند . اما تنها ۳ ماه پس از اقامت او در سوئیس , توسط عواملی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت و كشته شد. RIO این تامکت ایرانی ( سروان نجفی ) از دادن هرگونه اطلاعات به استخبارات عراق خودداری کردودر پی آن به بازداشتگاه اسرا منتقل شد . در سال های ابتدای دهه ۹۰ میلادی او به همراه هزاران اسیر دیگر به وطن خود مراجعت نمود .
این اف ـ
۱۴ اولین وتنها تامکت ایرانی بود که بدست نیروهای عراقی افتاد .

با تشکر از این خواننده گرامی ، تحلیل این ماجرا رو در پایان همین پست نقل خواهم کرد .

 

  marshalads.gif

 sSziPR1270646576.gif

ECA-100411120028.gif

 با این سایت مفید آشنا شوید ( اینجا )

دانلود مفید ترین کتاب های مذهبی به صورت کاملآ رایگان  

 

 فرار بزرگ بنی صدر ...

در باره فرار تاریخی و خیانت بار " ابولحسن بنی صدر " رئیس جمهور مخلوع ایران به همراه سرکرده منافقین " مسعود رجوی " با همکاری سرهنگ " بهزاد معزی " خلبان مخصوص محمد رضا شاه پهلوی حرف و حدیث فراوانی بیان شده است . و احتمالآ تحلیل های گوناگونی هم ارایه شده است .. از جمله خود من در یکی از مطالب قدیمی ام (اینجا ) به چگونگی این فرار اشاراتی داشتم . اما بعد از سپری شدن سال ها از این اتفاق ، خیلی راحت می شود ابعاد این ماجرا رو بررسی کرد . به عقیده من اولین نکته ای که باید مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد ، اعتماد بی مورد به شخص " بهزاد معزی " است . ما در ارتش مخصوصآ نیروی هوایی و ستاد مشترک فرماندهان با تجربه و با دانش فراوانی داریم .. که هر یک به تنهایی از سیاست های خاموش سازمان های جاسوسی " سیا " و " موساد " و ترفند های نظامی آنان آگاه اند . و به خوبی می دانند چگونه روی افراد مورد نظر خود کار می کنند .. ! شخصی چون معزی که حساس ترین مسئولیت رو در دربار شاهنشاهی به عهده داشته است ، چگونه با یک نمایش عاطفی و اجرای سناریوی بازگرداندن هواپیمای " شاهین " به ایران .. آن گونه مورد اعتماد قرار می گیرد .. و مسئولیت های کلیدی به وی واگذار می شود ..!! البته این نکته رو نباید فراموش کرد که وی سوای سابقه تاریک سیاسی اش ، خلبانی ماهر ، مدیری توانا ، فردی ناسیونالیست و وطن پرست و سالمی بود . و زحمات زیادی در راه اعتلای نیروی هوایی خصوصآ اموزش خلبانان به عهده داشته است . شاید این خصوصیات اخلاقی باعث فریب مقامات امنیتی ارتش ایران شده بود ... !

سرهنگ بهزاد معزی در کنار بوئینگ سوخترسان ( نمونه هواپیمایی که با ان گریخت )

نقش خیانت در این فرار ...

با مرور اتفاقاتی که قبل از انجام این فرار در نیروی هوایی و پایگاه های آن رخ داد ، و قلب هر انسان وطن پرست آزاده ای رو شدیدآ به درد می اورد ،همانا خیانت ذلت بار و ناجوانمردانه بعضی از پرسنل این نیرو است .. ! من قبول دارم در صحنه مبارزات سیاسی ترفند و کلک و اصل غافل گیری نقش عمده ای رو ایفا می کنه .. و به اصطلاح فرار از مخمصه نوعی مبارزه تلقی می شود .. اما به چه بهایی ... !!؟ به بهای دستکاری و بمب گذاری حساس ترین ایستگاه های راداری کشور آن هم در زمان جنگ که دشمن از هر فرصتی برای بمباران و قتل عام شهروندان بی گناه و غیر نظامی استفاده می کند .. آیا از کار انداختن ایستگاه های رادری کشور آن هم در زمان جنگ با دشمن کار درستی است .. !!؟؟ کمک شما برای گریختن رهبر جنایتکار اپوزیسیونی منفور که هیچ پایگاه مردمی ندارد ، کار صحیح است .. !!؟ آیا حالا بعد از گذشت سال ها از آن ماجرای ننگین .. چه دست اوردی برای تو که خودت رو یک فرد ارتشی مخالف نظام می دونی داشته است .. !!؟ آیا وجدانآ کاری برای مردم ایران کرده اند .. !!؟ خیلی ها ممکنه با این نظام مشکل داشته باشند .. و سیاست های دولت رو قبول نداشته باشند .. اما تضعیف و خرابکاری در  ابزار های دفاعی کشور که هدفی جز شناسایی دشمن متجاوز ندارد ، کار قابل قبولی است .. !!؟ به هر حال .. بعد از اعتماد مسئولان عالی رتبه ارتش به شخصی چون معزی و متعاقب آن خیانت و خرابکاری بعضی پرسنل دومین عامل موفقیت در این فرار بود .. که با هوشیاری در هر یک از موارد فوق ، می شد جلوی این فرار رو گرفت ..

 

چه عواملی باعث فرار خلبانان می شد .. !؟  

همان گونه که وعده داده بودم ، در این پست صرفآ به فرار خلبانان یا پرسنل متخصص فنی می پردازم که خود شاهد ماجرا بوده و یا از منابع موثقی در همان ایام شنیده بودم . و از ان جایی که محدودیت در حجم صفحه دارم ، با اختصار به بعضی از آن ها اشاره می کنم .. درست یک هفته قبل از فرار سرهنگ معزی ، یک فروند بوئینگ سوخترسان دیگری به خلبانی " داریوش خیر خواه " از طریق جنوب کشور گریخت .. ! داریوش رو از زمانی که در گردان سی - ۱۳۰ بود می شناختم .. و روزی که شنیدم فرار کرد ، نه تنها من بلکه کم تر کسی فکرش رو می کرد او دست به چنین اقدامی بزند . من هرگز در باره افسران خلبانی که کشور رو با هواپیما و یا بدون هواپیما ترک کردند قضاوت نمی کنم . چون مطمئن هستم حتمآ دلایلی برای این کار داشتند .. و هرگز هم واژه خائن رو برای این افراد به کار نمی برم .. چون خائن کسی است که به عراق پناهنده می شد .. ( البته این نظر شخص ام است ) یک فروند هواپیمای هرکولس هم به خلبانی زنده یاد " حسین دستوم " توسط مسافران ربوده می شود .. ! هواپیما ربا اصرار داشت ان ها در یک کشور عربی فرود بیایند .. در همین حال یکی از خدمه موفق می شود نارنجک رو از دست هواپیما ربا خارج کرده و او را با تسمه به زمین می بندند  .. اما فرد مزبور سادگی کرده و خطاب به مسافران داخل هواپیما می گوید .. چه کسی قادر است این نارنجک رو خنثی کنه .. !!؟ یک بابایی از انتهای هواپیما دستش رو بالا برده و داوطلب می شود .. !! به محض دریافت نارنجک ، دوباره گروه پروازی رو که راه خود رو به سوی شیراز کج کرده بود ، وادار می کند تا ضمن آزاد کردن همکار دستگیر شده اش .. دو باره به خواسته ان ها تن دهد .. و لی کشور های عربی هیچ کدام اجازه فرود به هواپیما رو نمی دهند .. ! و خلبان شجاع آن به دلیل کمبود سوخت تصمیم می گیرد در اتوبان پر ترددی فرود امده .. و جان مسافران رو نجات دهد .. ! هواپیما ربا ها با اعضای خانواده خود پناهنده می شوند .. !!

 

اغفال متخصصان با تجربه .. !!  

قبل از این که تحلیل نهایی خود رو در باب خروج و فرار پرسنل نیروی هوایی در زمان جنگ ارایه دهم ، اجازه می خواهم به یک مورد دیگر که خود از نزدیک همه آن ها را می شناختم ، اشاره کنم . حتمآ شما عزیزان می دونید که در کنار خلبان با تجربه حضور متخصصان کار آزموده و با دانشی که اغلب ان ها دوره های تخصصی خود رو در امریکا گذرونده بودند ، خیلی با ارزش است . و بدون همت و تلاش این متخصصان ما قادر نبودیم در مقابل تحریم های سفت و سخت امریکا کمر راست کنیم .. اما توطئه و اغفال یا تصمیم به خروج صرفآ مربوط به صنف خلبان نبوده است .. بلکه همان گونه که عرض کردم ، متخصصان درجه یک ما هم در این ماجرا ها سهمی داشته اند .. ! اون هایی که گذرشون به آشیانه هواپیماهای سی - ۱۳۰ در پایگاه مهرآباد افتاده است .. حتمآ دیده اند که سرتاسر دیوار های موازی آن ، دفاتری تعبیه شده اند که بر سر در آن نام شعبات تخصص های گوناگون درج شده است .. و پرسنل شرافتمند فنی و متخصص ما در آن ها حضور دارند . در یکی از این شعبه ها که مربوط به " هیدرولیک " بود .. در زمان جنگ شنیدیم یکی از بچه های فوق تخصص ( لول ۷ ) آن ها از کشور فراری شده است .. خبر زیاد توجه کسی رو جلب نکرد .. اما بعد از مدتی ، فرد متخصص دیگری هم غیب اش زد .. ! شاید خروج دونفر در ابتدای امر زیاد مورد توجه قرار نگرفت .. اما وقتی دو نفر دیگر هم به فاصله کوتاهی به خارج گریخته و از اون جا کارت پستال برای همکارانشون فرستادند .. پی به اهمیت کار برده شد .. !! و خیلی زود معلوم شد که نفر اولی در استرالیا یا کشوری دیگر که حضور ذهن ندارم .. کار همه بچه ها رو ردیف کرده و یکی یکی اون ها رو به خارج می کشید .. !!

 براستی چرا ... !!؟؟

 تا یادم نرفته بگم .. یک فروند اف - ۵ شکاری هم که از پایگاه دوم شکاری تبریز به ترکیه گریخته بود ، قبلآ نوشتم که ما رفتیم هواپیما رو برگردونیم که با کارشکنی های زیادی مواجه شدیم .. !! و دست آخر هم سفیر آمریکا پیشنهاد داد تا ما هم به کشور بر نگردیم .. !! (اینجا ) البته همه می دونند که تعدادی  خلبان و متخصص بنا به دلایلی در زمان جنگ و در مقطعی که به ان ها نیاز داشتیم کشور رو ترک کردند .. و عرض کردم که از نظر من تنها عده ای که به عراق پناهنده شدند رو خائن می دونم .. و بقیه رو باید پای حرف های ان ها نشست و بعد قضاوت کرد .. اما اگر بخواهیم ریشه این فرار ها رو تجزیه تحلیل کنیم .. بخش اعظم آن به مسایل سیاسی کشور مربوط می شود .. که بنده مجاز به پرداختن ان ها نیستم .. در حقیقت چیزی نمی دونم .. اما بخشی که به خاطر تصمیمات نابجای بعضی تندرو های به اصطلاح انقلابی که باعث دلسردی پرسنل و ایضآ خروج آن ها شده رو با احتیاط بررسی می کنم .. !! یادمون باشه که این طیف مغرض در ارتش بعد از وارد اوردن ضربات جبران ناپذیر با هوشیاری مسئولان رده بالا همه شناسایی و طرد شدند .. بزرگ ترین ضربه آن ها در اوایل جنگ ، همانا طرح پاکسازی ارتش بود .. یادمه خیلی از پرسنل مومن و متخصص به خاطر غرض ورزی های شخصی از کار برکنار شدند .. ! ان ها حتی به یکی از دو کوتوله هایی که وارد محفظه باک بنزین هرکولس ها می شدند هم رحم نکرده و حکم اخراجش رو به دستش دادند .. !! بعد ها با توصیه بنده و سایر دوستان به ستاد نیروی هوایی رفته و با بیان این که اگه سرتاپایم اتش باشم کجا را خواهم سوزاند !!! به کار بر می گردد .. !!

تصمیمات غلط بعضی ها .. !  

یکی از دلایل ترک پرسنل نیروی هوایی به خصوص خلبانان در زمان جنگ ، تصمیمات غلطی بود که از سوی بعضی افراد غیر مسئول در پایگاه ها اعمال می شد .. !  متآسفانه به دلیل اجرای قوانین من درآوردی عده ای تندرو در بعضی پایگاه موجب رنجش خانواده ها و حتی خود پرسنل می شد .. یادمه در همون اوایل جنگ در پایگاه دزفول سرگرد خلبانی رو به جرم روزه خواری در میدان صبحگاه شلاق اش زده بودند .. من حتی نام و چهره آن افسر ( سرگرد - االف ) را هنوز هم به خاطر دارم .. یا سر قضیه ویوئو فشار های زیادی به پرسنل و خانواده ها وارد شد .. !! نیروهای تندروی انقلابی به بهانه وجود ویدئو در خانه های سازمانی ؛ خیلی راحت برای جستجو وارد منزل پرسنل شده و حتی بی پروا به اتاق خواب آن ها رفته و همه جا رو به قصد یافتن دستگاه ویدئو و نوار آن به هم می ریختند .. !! در خیلی مواقع منجر به درگیری می شد .. من حتی شنیدم یکی از خلبان های شکاری با ان ها درگیر شده که به چه حقی وارد اتاق خواب من شده اید .. !!؟ (اینجا ) البته برای این که یک طرفه قضاوت نکنیم من پاسخ یکی از برادران رو در این باب درج می کنم .. او که با من سلام علیک داشت در پاسخ به این حرکت گفت .. ما چنین قصدی رو نداشتم .. اما خدا شاهد است وقتی روز عاشورا در حال عزاداری بودم ، تصویر فیلم مستهجنی که همسایه بالایی در حال تماشا بود به تلویزیون ما افتاد .. ! وقتی برای نهی از منکر به در خونه اش رفتم .. دیدم حسابی مست است .. و نه تنها نوار رو خاموش نکرد ، بلکه کلی هم توهین نمود .. !! این شد که تصمیم به این کار گرفتیم .. ! مورد دیگر نارضایتی ها ریشه در اتفاقات اجتماعی داشت .. مثلآ وقتی از اقوام و نزدیکان پرسنلی اقدام به جرمی کرده و دستگیر می شدند .. آن ها انتظار داشتند به حرمت خدمتی که به کشور می کنند ، مسئولان فرجه ای برای ان ها قایل شوند .. در یک مورد یکی از خلبانان با بچه های اداره اگاهی که بی جهت به گوشش سیلی خوابانده بودند ، درگیر شده و در یک لحظه افسر اداره آگاهی رو خلع سلاح کرده و درخواست حضور دژبان مرکزی برای رسیدگی می کند .. !!

 سخن اخر .....

اگر چه انتظار تبعیض روا داشتن در برابر قانون رو نمی پسندم .. اما حفظ حرمت کم ترین انتظاری است که یک پرسنل نظامی از مسئولان دارد .. منتها درجه صبر و استقامت افراد متفاوت است .. خیلی از خلبانان محترم و آس کشور رو می شناسم که در جریان درگیری های سیاسی زمان جنگ .. سر قضیه منافقین نزدیک ترین اقوام خود رو از دست داده ولی به خاطر تعهدی که به کشور و وجدان خویش داشته با جدیت فراوان به کارش ادامه داده است .. اما بعضی های دیگر مثل همون خلبان اف - ۵ ای که برادرش رو اعدام کرده بودند .. طاقت نیاورده و با هواپیمایش به ترکیه گریخته بود .. ! من در این باره هیچ اظهار نظری نمی کنم .. چون در شرایط آن قرار نگرفته ام .. و نمی توانم با قاطعیت بگم .. اگه من جای فلانی بودم چه کار می کردم .. اما قویآ معتقدم یک نظامی در هیچ شرایطی نباید محل خدمت اش رو ترک کنه .. مخصوصا در زمان جنگ .. ان هم در مقابل دشمنی جنایتکاری که از سوی ابر قدرت ها هم حمایت می شود .. یک نظامی نباید مسایل خانوادگی اش رو حرفه اش ربط دهد .. اما باز هم تکرار می کنم نباید همه مهاجران نظامی رو خائن دونست .. حتی ان عده ای که برای تامین آینده فرزندان خود کشور رو ترک کرده است .. یا فردی که به خاطر تحقیر و اهانت از سوی افراد غیر مسئول مجبور به خروج از کشور شده است .. باید پای حرف های او هم نشست .. اما به هیچ عنوان عذر و توضیحات خلبان یا متخصصی که به کشور دشمن پناه برده رو نمی پذیرم .. و با قاطعیت همه ان ها را خائن می نامم .. اما خوشحالم که دست همه خائن ها ، مغرضان و ستون پنجمی هایی که در میان پرسنل محترم رخنه کرده بودند .. رو شده و همه به سزای اعمال خود رسیدند .. بی جهت نیست که می گن .. جنگ نعمت است ...

 

  dfhbsh.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۳:۳۰دقیقه ، سی ام فروردین ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده آرشیو مطالب سایت اينجا رو كليك كنيد . همچنین برای مشاهده مطالب گذشته وبلاگ اینجا را کلیک کنید .

 ztdydlzmcqo2fkjwhto2.jpg 

      زير نظر : عليرضا صادقي  
 
 این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد

 THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:April 13, 2010 , Time23:15 ,:Location:Monterey, Mexico , Operator:Airborne Freight Company Union, AC Type: Airbus A300B4-203F ,Aboard:5 Fatalities:5 , Ground:1 ,Route: Mexico City - Monterey - Los Angeles ,Details:The cargo plane was making a stop at Monterey on its way to Los Angeles when it crashed 1.5 km from the airport, while making a final approach to General Mariano Escobedo International Airport. The aircraft was cleared to land on Runway 11, when the crew decided to abort the landing. The plane then crashed onto Avenida Miguel Aleman roadway, striking a car and killing the driver. The plane then broke apart and burst into flames.

Date: April 13, 2010 , Time:9:36,Location:Manokwari, West Papua, Indonesia , Operator:Merpati Airlines , AC Type: Boeing B-737-300 ,Aboard:103, Fatalities:0 , Ground:0 ,Route: Sorong - Manokwari ,Details:The airliner overshot the runway while landing and ran into trees at Rendani airport. The aircraft broke into several pieces. Heavy rain and fog were suspected in playing a part in the accident. At least 20 people were injured.

Date:April 10, 2010 Time:10:56,Location:Smolensk, Russia , Operator: Military - Polish Air Force ,AC Type:TU-154M Aboard:96 Fatalities:96 , Ground:0 ,Route: Warsaw, Poland - Smolensk Russia ,Details:The military jet crashed into a forest and broke-up while attempting to land in dense fog at Smolensk Air Base. The pilot was advised not to land and use his alternates of Moscow or Minsk. Polish president Lech Kaczynski and his wife were among the dead.

 

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:13 آپریل 2010/زمان:23:15/مکان:"مونتری" در "مکزیکو"/ خط هوایی:مراقبت هوایی/نوع هواپیما:ایرباس آ-300/تعداد سرنشین:5/تلفات:5/تلفات روی زمین:1/مسیر:"مونتری" به "لوس آنجلس"/جزئیات:هواپیمای باری که در مسیرش بسمت "لوس آنجلس" توقفی در "مونتری" داشت در 1.5 کیلومتری فرودگاه ودر حال تقرب نهایی برای فرود در فرودگاه بین المللی "ژنرال ماریو اسکوبودو" سقوط کرد.هواپیما مجوز فرود روی باند 11 را گرفته بود که خلبان تصمیم به لغو فرود گرفت.هواپیما روی بزرگراه "اونیدا میگوئل" سقوط کرد و با برخورد به اتومبیلی باعث مرگ راننده شد.هواپیما چند تکه شد و آتش گرفت.

 

 

تاریخ:13 آپریل 2010/زمان:9:36/مکان:"وست پاپوآ" در اندونزی/ خط هوایی:"مرپاتی"/نوع هواپیما:بویینگ 737/تعداد سرنشین:103/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:"سورونگ" به "مانوکواری"/جزئیات:هواپیما در حال فرود از باند خارج شد و به ردیف درختان در فرودگاه "رندانی" برخورد کرد.هواپیما چند تکه شد.باران سنگین و مه احتمالا در این حادثه نقش داشته اند.حداقل 20 نفر مجروح شدند.

تاریخ:10 آوریل 2010/زمان:10:56/مکان:"اسمولنسک" در "روسیه"/ خط هوایی:نیروی هوایی لهستان/نوع هواپیما:توپولف-154 ام/تعداد سرنشین:96/تلفات:96/تلفات روی زمین:0/مسیر:"ورشو" در لهستان به "اسمولنسک" در "روسیه"/جزئیات:هواپیمای نظامی در حال تلاش برای فرود در پایگاه هوایی "اسمولنسک" و در شرایط مه غلیظ به درختان جنگلی برخورد و چند تکه شد.به خلبان توصیه شده بود که فرود نیاید و در فرودگاه جایگزین در "مسکو" یا "مینسک" بزمین بنشیند.رییس جمهور لهستان "لخ کازیانسکی" و همسرش در میان کشته شدگان بودند.

  planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

       مطالب خواندنی       

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

       

     

  •  

    - تعداد بازديد
  • 14900
  • مرتبه

    نظرات

    با سلام مجدد خدمت اقای مدرسی عزییز
    عمو جان تقریبا یه ماهی می شد که مطالب سایت و نخونده بودم امروزفک کنم از ساعت دوازده دوازده ونیم که دارم مطالبتو نو می خونم فک کنم واسه امروز کافی باشه .. چشمک حالم بهتر بود تونستم بیام پیشتون .. اون پستی که در مورده دوستتون ریچارد نوشته بودیدو خوندم .. من اطلاعاتی در مورد ابر های سی بی نداشتم ..! راستش کلا در مورده هواپیماها و نیروی هوایی چیزه خاصی نمی دونم .. من معماری می خونم واسه همین بیشتر جذب ساختمونای تاریخی و قدیمی میشم .. نجومم می خونم .. ولی تا حالا ابرها نظرمو جلب نکرده بودن مطالب فوق العاده ای بود..مچکرم
    راستی عمو جان تو کامنت قبلی که واستون گذاشتم نوشتید عید یه سری تو راه مشهد بهم میزنید ..!چشمک فک کنم اشتباه نوشتاری بوده دیگههه ؟خوشحال میشم تابستون بتونم ببینمتون
    راستی دوستتون مسعود اوحدی رو هم که گفتید می شناسم یادمه کوچیکتر که بودم برنامه هاشو نگا میکردم ..
    دهکده ی لیوان رو هم من نرفتم ولی اسمشو شنیدم .. اشکالی نداره از این به بعد تو راه مشهد به جای لیوان به ما افتخار بدیدوبه گرگان یه سرکی بزنید .. ته گرگانم به یه جنگل خوشکل ختم میشه.. یه روستاییم به اسم زیارت داره که جای خوش اب و هواییه حیف که گرگان بیایدو اونجا نرید ..
    بیشتر از این وقتتونو نمی گیرم
    روزی شاد و پر انرژی همراه با سلامتی داشته باشید
    با تشکر و احترام نوشین
    پاسخ
    دختر عزیز و نازنیم نوشین نازنین
    ممنون از شما .. نمی دونی چقدر خوشحالم که حالت خوب شده و قادری پشت میز کامپیوترت بشینی .. خدا رو شکر .. خیلی غصه می خوردم . فقط خودم رو دلداری می دادم که به خیر گذشته است .. و به جنبه مثبت آن فکر می کردم .
    نوشین جان .. یادم بینداز اگه عمری بود .. و قرار شد ببینمت ، یک فیلم جالب از مستند نشنال جئوگرافی در باره معماری .. و اشتباه بزرگ یک مهندس در ساخت یک آسمانخراش بزرگ که زیر ان هتل و کازینو بود .. برایت به عنوان هدیه تقدیم کنم .. یک مستند زیبای دیگری در باره شاتل فضایی که در هوا منفجر شد رو دارم .. می دونی نشنال جئوگرافی در بازسازی حوادث خیلی تبحر دارد .. و فیلم هایی که از بازسازی سوانح مختلف می سازه .. بی نهایت جذاب و نفس گیر هستند
    من مجموعه مستند هایم رو حتی به دخترم هم نداده ام .. چون کسی که به من هدیه داده است .. قول گرفته به هیچ عنوان به کسی ندهم .. چون او در خارج است و من به کرات نام او رو در سایت اشاره کردم . و در کشور کوچکی مثل سوئد .. خیلی زود ایرانی ها شناخته می شوند .. و این کار یعنی کپی غیر مجاز بر عکس ایران .. اون جا جرایم بسیار بالایی داشته و شدیدآ برخورد می کنند
    اما من چون می دونم شما دختر گلم اهل کپی کشیدن نیستی .. این دو فیلم رو که در رابطه با رشته کاری است .. تقدیم خواهم کرد
    دخترم .. مطمئن باش اگر قرار شد از مسیر هراز به مشهد بروم .. حتمآ حتمآ سری به شما و خانواده محترمت خواهم زد
    خوشحالم که مسعود اوحدی رو می شناسی .. انسان نازنینی است
    از دوستان قدیمی ام است که البته مدتی است از او بی خبرم ..
    ممنون زا شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35