درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  دلیل مهاجرت خلبانان چیست !؟

 بررسی دلایل مهاجرت خلبانان نظامی

 

2moam54hmol5qr99728s.gif

ihss9tr9zi9efmcstko6.jpg

" بررسی دلایل مهاجرت خلبانان " عنوان مطلب این پست است که تقدیم شما بزرگواران می کنم . راستش رو بخواهید در بین مطالب قدیمی ام جسته و گریخته به معضل گریز خلبانان و نیروهای متخصص در نیروی هوایی اشاره کرده ام . اما ان چه مرا وادار به نگارش این سوژه کرد .. کامنتی با عنوان " آن روی سکه " نوشته پسر بسیار عزیزم " زیبای پنهان " بود که در باره فرار یک فروند هواپیمای تامکت به عراق در بخش نظرات درج کرده بود . ذکر این نکته ضروری است که .. بررسی و تفحص در باره خروج های غیرقانونی نیروهای متخصص از جمله خلبانان نیاز به ابزار های علمی خاصی دارد که باید محققان با تجربه ای به آن همت نهند . اما آن چه بنده قصد نگارش آن را دارم صرفآ بر اساس دیده و شنیده های خودم است .. تحلیلی را هم که ارایه می دهم نظر شخصی ام است که صادقانه بدون کوچک ترین تحریفی تقدیم شما عزیزان می کنم  .. و ممکنه دارای اشتباهاتی هم باشد .. ! که امیدوارم به بزرگی خودتون بر بنده ببخشایید ...

باور کنید یکی از مسایلی که بد جوری اعصابم رو خرد کرده است .. حذف تصاویر و طرح هایی است که با صرف ساعت ها تلاش سعی می کنم فضای سایت رو دلنشین تر کرده و در ضمن به درک مفاهیم مطلب کمک کنم .. اما این عکس ها که با هزاران خون دل خوردن ها تهیه می شوند ، کلآ میهمان چند روز سایت است .. !! براستی چرا .. !!؟ مشکل کجاست ؟ من هیچ اعتراضی به حذف صد ها عکس و تصاویری که در مطالب قدیمی ام بود ، ندارم . چون نا اگاهانه در هر سایت گمنامی آن ها رو آپلود کرده بودم .. اما حالا چی ؟؟ یادمه یکی از خوانندگان با معرفت سایت به نام " فرید " عزیز که مدیریت سایت وزین " پیک باران " ( اینجا ) را به عهده دارد ، حدود یک سال قبل به من گفت : تصاویرت رو در این سایت آپلود کن  قول می دهم تا زنده هستم از آن ها مواظبت خواهم کرد .. بنده خدا با وجودی که مشکلات فراوانی برایش پیش آمد ، اما به قولش پایبند بود .. اما گاهی برای مدت های طولانی این سایت کار نکرده و من مجبور می شوم به سایت های معتبر دیگری روی اورم .. ! این دوگانگی ها سبب مشکلات عدیده ای برایم شده است .. گاهی مثل حالا این سایت اصلآ باز نمی شود .. و من ماتم می گیرم چه کار باید کرد .. !؟؟ گاهی هم عکس های اپلود شده در پیک باران هم حذف می شوند .. ! الان اغلب عکس های مطلب زنده یاد آل آقا حذف شده اند .. چرا ..؟؟ چه کار باید کرد !!؟؟؟

کلام آخر این که .. در پی درج بنر تبلیغاتی بورسیه برای تخصص هایی چون خلبانی و رشته های مرتبط هوانوردی .. عزیزان زیادی از بنده در باره این موسسه و صلاحیت کاری که وعده داده است مرتب جویا می شوند .. راستش رو بخواهید قرار بود برای آگاهی بیشتر شما علاقه مندان از شرایط اعزام و تعهدات بعدی دانش اموختگان در قبال شرکت " سپند مینو " طی گفت و گویی با مدیر این موسسه به ابهامات پاسخ داده شود . قرار ما شامگاه همین پنج شنبه بود .. اما بعد از چند روز بی خبری بر حسب پی گیری یکی از خوانندگان از طریق کامنت مطلع شدم فعلآ صلاح نیست .. !! به همین دلیل نگارش سوژه " فرار خلبانان "  رو آغاز کردم . اما تا این حد می دونم که شرکت یاد شده فوق سرمایه و انرژی فراوانی رو برای اجرایی شدن این پروژه ملی صرف کرده است .. و کارشناسان خبره زیادی در این طرح همکاری و مشارکت دارند .. مهم ترین امتیازش حضور و مساعدت یکی از بانک های کشور است که اعتبارات لازم رو به طرفین واگذار می کند .. توصیه می کنم به سایت خود شرکت مراجعه کرده و توضیحات لازم رو مطالعه فرمایید  .. مدیریت این تارنما جز انتشار بنر تبلیغاتی ، هیچ گونه اطلاعات خاصی خارج از توضیحات ارایه شده از سوی شرکت سپند مینو ندارد ..  

 marshalads.gif 

  

1 (468.60).gif

 

 

برچسب ها : ستون پنجم + سرهنگ بهزاد معزی + شهید محلاتی + فرار خلبانان + وان ترکیه + سرهنگ جواد حسینی + پاکسازی ارتش + هرکولس

بهانه ای برای مقدمه ...

قبل از این که به مقوله مهاجرت یا فرار خلبانان بپردازم ، لازم می دونم ابتدا توضیحاتی رو عرض کنم . تا خدای ناکرده یک طرفه به قاضی نرفته باشم . راستش رو بخواهید از زمانی که دست چپ و راست ام رو شناختم همیشه واژه " فرار مغز ها " رو از رادیو و تلویزیون ، جراید و زبان مسئولان بلند پایه .. حتی شخص " امیرعباس هویدا " نخست وزیر رژیم شاهنشاهی که همیشه با شاخه ای از گل تازه ارکیده بر یقه و پیپی بر گوشه لبانش این عبارات رو با حرارت توضیح می داد .. می شنیدم ! ولی اون موقع عقلم  اصلآ قد نمی داد که چطور ممکنه مغز ها فرار کنند .. !!؟ چون تصور کودکانه ام از مغز ، همان غذای خوشمزه ای بود که در ویترین ساندویج فروشی ها به کودکان شکمویی چون من چشمک می زد .. ! در یک چشم بر هم زدن قد کشیده و برای تعبیر رویاهایم سر از نیروی هوایی و بعدش ایالت متحده آمریکا  در آوردم .. !! تازه در اون دوران بود که دوزاری ام افتاد " فرار مغز ها " یعنی چه ..!! سخنان تهدید آمیز ژنرال " برنجیان " رئیس اداره ضد جاسوسی یا همون رکن دو ضد اطلاعات و خط و نشون کشیدن های او که یه وقت خدای ناکرده بعد از فارغ التحصیل شدن فیل مون هوای هندوستان نکنه و به سناریوی فرار مغزها عینیت نبخشیده و ماندگار شویم .. تازه فهمیدم اوضاع از چه قراره .. !! کمی که قدیمی تر شده و به پایگاه هوایی برگشتم .. فهمیدم که در پوشه فرار مغز ها ، فایلی جداگانه برای خلبانان و متخصصان با تجربه در نیروی هوایی وجود دارد .. ! اما از حق نگذریم .. تا قبل از انقلاب من خبری در این راستا نشنیدم ولی ظاهرآ یک فروند هواپیما ربایی گزارش شده بود .. !!

در راستای همون مقدمه ..  

ببخشید پاراگراف بالایی کمی طولانی شد . قصد داشتم عرض کنم که .. پرداختن به چنین معظلاتی کار بنده و آدم های معمولی نیست .. باید به صورت علمی کالبد شکافی شود . اما همان گونه که در بحث حرف های خودمونی توضیح دادم ، قصد دارم فقط دیده ها و شنیده های خودم رو در طول خدمت در نیروی هوایی خصوصآ ایام جنگ توضیح دهم . در ضمن بر این باورم که برای بررسی مقوله فرار یا مهاجرت خلبانان بایستی پرسنل ارتش رو از سازمان هواپیمایی کشور تفکیک کرد . چون یک افسر خلبان نیروی هوایی یا هوانیروز در وحله اول یک فرد نظامی به شمار می آید .. بعد خلبان . همچنین باید در بررسی و ریشه یابی های خود فرقی برای آن خلبانی که با هواپیما از کشور گریخته است با کسی که بدون هواپیما کشور رو ترک کرده ، حتمآ قائل شویم . در بعد تخصصی تر باید حساب اون خلبانی که در زمان جنگ با هواپیمایش وارد خاک دشمن شده و اطلاعات نظامی رو در اختیار آن ها قرار داده با خلبانی که به کشور ثالثی رفته است .. فرق گذاشت . پس می بینیم که نمی شود هر مهاجرتی رو فرار نامید و هر فراری رو هم نمی شود خائن دانست .. ! ریشه یابی و شرایط خلبان قبل از اتخاذ تصمیم رو حتمآ باید در نظر داشت .. شرایط اول انقلاب و حتی اوایل جنگ رو نباید از نظر دور داشت .. دخالت های بعضی از تند رو ها و تصمیمات نا عادلانه و فشار های روانی خیلی ها رو فراری داد .. که باید روی ان ها بحث بشه .. لذا باز هم تکرار می کنم که .. فراموش نکنید همه توضیحات بنده صرفآ نظر شخصی است .. و ممکنه دارای اشتباهاتی هم باشه .. همچنین ممکنه کامل نباشد .. لطفآ بعدآ بنده رو متهم به قضاوت ناعادلانه نفرمایید. من با هیچ یک از آن عزیزان مشکلی نداشته و ندارم ..

 اولین هواپیما ربایی بعد از انقلاب ...

باور کنید تا قبل از فرار یک فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ از ایران ، من هیچ اطلاعی از این نوع جرایم نداشتم .. ! و تمام اطلاعات ام مربوط به فیلم های سینمایی هالیودی بود ..! ولی بعد از درج جزئیات حادثه در سایت ام ( اینجا کاربر نازنینی به نام " نیوشا طیبی " در کامنتی برام نوشت که ..  در زمان شاه  ( اواخر دهه چهل شمسی ) یک فرار با هواپیما انجام شده بود . رباینده از کادر های اولیه مجاهدین بوده است . و بعد ها در کتابی با عنوان  " پرواز بر فراز خلیج فارس " جزئیات این حادثه به نقل از یکی از آن ها توسط " نشر نی " منتشر می شود .. اما از آن جا که بنده شناخت کاملی از شخصیت و کاراکتر سرهنگ خلبان " جواد حسینی " ( اولین هواپیما ربا بعد از انقلاب ) دارم و در تمام ایامی که در عملیات پایگاه یکم ترابری مامور به خدمت بودم ، ایشون فرمانده ام بود .. اجازه می خواهم برای بررسی دلایل نخستین هواپیما ربایی بعد از پیروزی انقلاب ، ابتدا به طور خلاصه به شرح ماجرا پرداخته و سپس دلایل آن را بررسی کنم ..

 هواپیما ربایی چگونه انجام شد .. !؟

معمولآ برنامه پرواز فرماندهان و خلبانان ارشدی که مسئولیتی علاوه بر خلبانی دارند ، با بقیه پرسنل گردان های پروازی فرق دارد . آن ها فقط به اندازه حداقل تعهدات پروازی خود پرواز می رفتند . این جا لازم است یک توضیحی بدهم .. پرسنل پروازی موظف اند حداقل ساعت پروازی رو در یک محدوه زمانی مثلآ سه ماهه پر کنند . بیشتر از ساعت تعین شده مزایایی جز افزایش ساعت پرواز و تجربه شخص ندارد . اما زیر حداقل ، همان فوق العاده سختی کار که به اصطلاح خودمون " حق پرواز " می نامیدم کسر می شد . به همین دلیل افرادی چون سرهنگ " جواد حسینی " که فرمانده عملیات پایگاه بود .. انتخاب ماموریت ها با خودش بود .. او یک روز خیلی عادی ماموریت پرواز لجستیکی به پایگاه دوم رو در برنامه کاری اش قرار می دهد .. پرواز سر ساعت انجام می شود .. گردان برای این ماموریت کرو تعین کرده بود . اما با حضور سرهنگ حسینی ، او به عنوان فرمانده هواپیما روی صندلی خلبان می نشیند .. قبل از از رسیدن به منطقه اپروچ تبریز ، خطاب به همکارانش در داخل کابین می گوید .. بچه ها می خواهم قصه تعریف کنم .. و ان گاه به سال های ۱۳۴۲ برگشته و در باره افسر جوانی صحبت می کنه که در اون ایام کمک خلبان بود .. به ان ها ماموریت ترکیه ابلاغ می شود .. بعد ها متوجه می شود مسافر ان ها حضرت امام خمینی ره است که حکومت او را تبعید کرده است .. با پیروزی انقلاب این افسر خدمت امام رفته و امان نامه می گیرد .. چون امام خمینی شرایط وی را درک کرده بود . اما با وجود بخشش ، عده ای تند رو او را راحت نمی گذارند .. و مرتب تهدید به مرگ می کنند .. ! وی سپس با ناباوری می گوید .. اون افسر من هستم و حالا هم ساکت باشید و گرنه شلیک می کنم .. !! و بدین ترتیب به سوی ترکیه ادامه می دهد.. بعد از فرود خطاب به همکارانش می گوید .. هفت تیرم قلابی است . و با نشان دادن درون ساک اش .. می گوید: فردا نگید یک چمدان طلا یا ارز خارج کرد .. من جانم رو نجات دادم . و به این ترتیب اولین هواپیما ربایی در نظام جمهوری اسلامی شکل می گیرد ..

 تحلیل ماجرا ..

 با بررسی اتفاقات رخ داده در این مسئله یه نتایج متعددی می رسیم . اولین فاکتور در این ماجرا ، دخالت افراد غیر مسئول در همه شئونات زندگی مردم است . خیلی خنده دار است .. در شرایطی که رهبر یک کشور آن هم شخصی چون حضرت امام خمینی که کاریزمای قوی دارد .. و مردم جانشون رو در راه افکار او می دادند .. عده ای تند رو ملقب به انقلابی سخن و کلام رهبر رو نادیده گرفته و مرتب یک افسر وطن پرست با تجربه رو تهدید به مرگ می کنند .. و خواب و اسایش رو بر وی حرام می نمایند .. !! این عده که متآسفانه بعد ها ماهیت شون برای ملت رو شد .. هرگز به این نمی اندیشیدند که وقتی روحیه خلبانی رو تخریب می کنند .. ممکنه فجایع دردناکی در پرواز رخداده و خانواده های زیادی داغدار شوند .. ! بقدری فشار می آورند .. که طرف عاصی شده و چاره ای جز خروج از کشور رو نمی بیند .. ! این افراد در طرح پاکسازی ارتش هم دخالت داشتند .. و دیدیم که حتی خیلی از نیروهای انقلابی و پرسنل با تجربه به بهانه های واهی از ارتش تسویه شدند .. ! اگه وساطت افراد دلسوز و پادر میانی ان ها صورت نمی گرفت .. معلوم نبود چه بر سر این مملکت می آمد .. این افراد همون کسانی بودند که در ابتدای پیروزی انقلاب سخن از انحلال ارتش می زدند .. !! به خواست خدا دیدیم چگونه چهره پلید این افراد زود رو شد .. بگذریم . پس می بینیم  فشار غیر قانونی ، عدم حمایت سایر مسئولین و فرماندهان از این مسئله باعث خروج و مهاجرت یک افسر وطن پرست می شود ..

 فرار یک هواپیمای فرند شیپ به عراق !

به دلیل حضورم در عملیات پایگاه یکم ترابری ، همه خلبانان رو که با هواپیما های مختلفی پرواز می کردند رو می شناختم .. چون قبل از ماموریت برای پر کردن فرم پروازی و گرفتن وضعیت هوا به دفتر عملیات و دیسپچ پایگاه می آمدند .. از اون جایی که من خودم هم عضو خانواده سی - ۱۳۰ بودم ، معمولآ با لباس پرواز در بین کارمندان اونیفورم پوش ان جا حضور می یافتم .. و به همین دلیل عین گاو پیشانی سفید بودم .. و همه با من گرم می گرفتند .. ! در میان افسران خلبان اف - ۲۷ یا همون فرند شیپ ، افسری لاغر ، قد بلند با موهای زرد مایل به خرمایی وجود داشت .. که هر وقت به دیسپچ می امد بچه ها پشت سرش او رو ممل امریکایی خطابش می کردند .. با من هم سلام و علیک داشت .. اما متآسفانه نام او را یادم رفته است .. یادمه چند روز قبل از جنگ شایع شد که او با فرند شیپ خود به کشور عراق گریخته است ... !! باور کنید همه بچه ها این عمل کثیف او را تقبیح کرده و همه او را خائن می نامیدند .. آخه چطور ممکنه افسری که سال ها به عنوان خلبان از حترام و مزایای بالایی برخوردار بود یک مرتبه به همه چیز پشت پا زده و مرتکب دو خلاف نا بخشوده می شود .. اول فرار از ارتش خودش جرم محسوب می شود .. چه به این که به خاک کشوری پناهنده بشی که دشمن نامیده می شود .. ! اما به یاد دارم .. در همان روزهای نخست جنگ ، خلبانان غیور ما که در پاسخ به تجاوز صدامیان به عراق حمله کرده بودند ، با شلیک موشکی داغ تصاحب اون فرند شیپ ما رو به دل صدام حسین می گذارند .. ! و اثری از آن باقی نمی گذارند .. !!

 

این هم نمونه دیگری از فرند شیپ شرکت نفت است که به بغداد رفته بود  

تحلیل ماجرا ...

اگر به زندگی خصوصی این خلبان سرک بکشیم .. به احتمال زیاد مشکلاتی بوده است . این فشار ها می تواند سیاسی باشه .. می تونه شخصی باشه .. اما هیچ عقل سلیمی این اقدام او را تآئید نمی کنه .. برای این که او به کشوری گریخت که دشمن ما محسوب می شد .. همه بدون استثناء عمل این خلبان را خیانت تلقی کرده .. و به هیچ عنوان حق رو در هیچ شرایطی به او نمی دهند .. اگر چه هر جوان محصل هم می داند .. خائن هایی از این دست هرگز وابستگی و علاقه به وطن خود نداشته .. و صد در صد برای رفاه بیشتر و رسیدن به آرزوهایی که سرابی بیش نیست .. این خیانت و ننگ رو متحمل شده است  .. مطمئن باشید در هر جای دنیا هم برود ، کسی برای او پشیزی قائل نیست .. نمونه این افراد رو به چشم خودم در جنگ ویتنام شاهد بودم که چگونه مثل موش آزمایشگاهی پیشروی ماموریت هایی با ریسک بالا بود .. ! و آمریکایی ها از این قماش خلبان ها برای خط شکنی استفاده می کردند .. حق اعتراض هم نداشتند .. چون پاسخ واضح و روشن بود .. شما که ارزشی برای کشور خودت قائل نشدی .. چه انتظاری داری که ما بپذیریم در این جا خیانت نمی کنی .. !!

 nn8fe3w6n3nxmxgr7hx.jpg

 سندی آشکار از سرسپردگی مدعیان آزادی !! با صدام جنایتکار در زمان جنگ

نقش ستون پنجم در اغفال ..  

بدون اغراق در زمان جنگ ما ضربات جبران ناپذیری از دشمنان دوست نما خوردیم .. احتیاجی نیست در باره گروهک های خائن و جنایتکار بار دیگر توضیح بدهم .. اما باور کنید دلم از کار های ننگین این جماعت غرق خون است .. یادمه در زمان جنگ خانواده هایی که عزیزی در مقام سرباز در جبهه های جنگ  داشتند ، اغلب به افرادی مثل ما که به مناطق جنگی پرواز می کردیم توصیه می کردند سری به نورچشم آن ها زده در صورت امکان یکی دو روز مرخصی گرفته و با خود به تهران بیاوریم .. من هم که سرم درد می کرد برای انجام چنین کارهای خیر .. اما شاید باورش براتون سخت باشه وقتی از زبان فرماندهانشان می شنیدم که منافقان نامرد با لباس رزمنده ایرانی سربازان بی گناه ما رو به رگبار بسته و مظلومانه شهدیدشون کرده بودند .. اعصابم خرد می شد ... هنوز هم هر وقت یادم می اید اشگ بر دیدگانم جاری می شود .. یک سری مزدور و خائن هم بودند که تنها هدفشون ارایه اطلاعات نظامی به دشمن و فریب رزمندگان و دلاور مردان ارتشی بود . هرگز روزی که این جنایتکاران خائن لحظه پرواز شهید محلاتی و هیات همراهش رو به عراق اطلاع دادند رو فراموش نمی کنم .. از ان جا که قبل از تیک آف هواپیما در کنار زنده یاد سرهنگ " درویش " خلبان هواپیما بودم .. و بعدش در آسمان شنیدم ناجوانمردانه زدنش .. ( اینجا )  تا عمر دارم فراموش نمی کنم . عمق جنایات فریب خوردگان که به بهای ناچیزی علاوه بر ناموس خود ، وطن عزیزمون رو هم فروختند هرگز از یاد مردم بیرون نخواهد رفت ..

 دعوت به خیانت از رادیو .. !

 عزیزانی که مثل من سن و سالی ازشون گذشته و اتفاقات زمان جنگ رو به خاطر دارند ، حتمآ یادشونه که رادیو عراق در تمام ساعات روز و شب به فریب ایرانی پرداخته و به اصطلاح در باغ سبز به ان ها نشون می داد .. مجریان برنامه مرتب با انواع و اقسام حیله های رسانه ای سعی در فریب ایرانیان ساده لوح داشتند .. و طوری تبلیغ کشور عراق رو می کردند .. که انگاری مردم رو به سوی بهشت برین فرا می خوانند .. ! اما همین رادیو در ساعات خاصی برنامه ویژه ای برای خلبانان ایرانی پخش می کرد .. که طی آن با همکاری تعدادی از خلبانان مزدور فراری ، همکاران دلاور خود رو به ترک ایران ترغیب می کردند .. و در ادامه با ارایه مختصات باند های فرود ، از خلبانان می خواستند با رها کردن بمب های خود در بیایان و سپس تکان دادن بال های خود .. در فلان منطقه تعین شده ارتفاع کم کرده و با خاموش روشن کردن چراغ های هواپیما ، اجازه فرود رو دریافت کنند .. ! و سپس عمری رو در رفاه و آسایش زندگی کنند .. !! در ادامه همین پست به یک مورد از این نوع اغفال اشاره خواهم داشت .. اما این تنها بخشی از تبلیغات رسانه ای دشمن بود .. ان ها با کمک و مساعدت فریب خوردگان داخل کشور یک رادیو موج کوتاه سیار هم در داخل کشور به راه انداخته بودند .. که صدای دعوت و فریبکاری ان ها به راحتی در داخل ایران شنیده شود .. !! خوشبختانه خیلی زود مزدوران وطن فروش شناسایی شده و به سزای اعمال ننگین خود رسیدند .. اما رادیو داخل کشور همچنان فعال بود .. که عاقبت ان هم با تلاش تیم تجسس و اطلاعات عملیات نیروی هوایی با حضور مقتدرانه هواپیمای خفاش  خودمون کشف و شناسایی شد .. و جلوی تبلیغات کاذب آن ها رو گرفتند ...

 یک مورد خیانت آشکار ..

همان گونه که در بخش حرف های خودمونی اشاره به کامنت دوست نازنینی با نام " زیبای پنهان " کرده و نوشتم که او در باب تنها هواپیمای تامکتی که سعی داشت به عراق پناهنده شود ولی به دلیل عدم هماهنگی مناسب و یک روز زودتر از زمان توافق به پرواز در امده و مورد هدف قرار می گیرد .. حال بهتر دیدم عین ماجرا رو برایتون نقل کنم ... زیبای پنهان ابتدا چنین می گوید :

روايت غرور افرين يكي از قهرمانان جنگ رو نوشتيد . مناسب ديدم آن روي سكه (خيانت ) رو هم با اجازه ي شما به نقل از منابع موثق به همراه چند عكس كمتر ديده شده براتون منتشر كنم كه مربوط مي شه به پناهنده شدن يك تامكت ايراني به عراق . باشد كه عبرتي باشه براي همه ي اون هايي كه ممكنه به فكر خيانت به وطن باشند . ابتدا عكس هايي از لاشه ي اين هواپيما رو مي ذارم . گرچه عراق ادعا كرد كه اين هواپيما رو در يك درگيري هوايي سرنگون كرده و حتي همون طوري كه در عكس ها ميبينيد  مجسمه ي خلبان عراقي رو هم بر فراز لاشه ي هواپيما ساخت اما ظاهرا لاشه مربوط ميشه به همون تامكت پناهنده است ..

در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زیادی نمود تا خلبانان ناراضی ایرانی را تشویق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند. در زمانی که به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شلیک یک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اینکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ایرانی کاهش می یافت . در فاصله ۸ کیلومتری ,هواپیمای همراه (Wingman) او یک موشک R - 24 T خود را شلیک کرد . به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ایرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمین نزدیک می شد . میگ های عراقی خود را به نزدیکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسلیم شدن داشت . با دیدن این صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشریح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ایرانی یک روز زودتر از موعد از قبل تعیین شده به عراق پرواز کرده اند . بلافاصله به میگ ها دستور داده شد تا تامکت ایرانی را تا پایگاه العبیده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای این کار زمانی باقی نمانده بود . هدایت هواپیما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی باید جان خود را نجات می دادند . اف ـ ۱۴ ایرانی در نزدیکی نومانیه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هیچگونه اطلاعات مفیدی از آن نشدند.
سروان مرادی اطلاعات زیادی در اختیار عراقیها قرار داد اما مقدار زیادی اطلاعات غلط هم لابلای آنان بود . بعنوان مثال او اعلام کرد که ایرانی ها دیگر قادر نیستند موشکهای
AIM - 7 را از اف ـ ۱۴ های خود شلیک کنند . بعد از بازجوئی های مفصل این خلبان ایرانی به سوئیس فرستاده شد تا در آن جا زندگی راحتی بدور از جنگ را آغاز کند . اما تنها ۳ ماه پس از اقامت او در سوئیس , توسط عواملی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت و كشته شد. RIO این تامکت ایرانی ( سروان نجفی ) از دادن هرگونه اطلاعات به استخبارات عراق خودداری کردودر پی آن به بازداشتگاه اسرا منتقل شد . در سال های ابتدای دهه ۹۰ میلادی او به همراه هزاران اسیر دیگر به وطن خود مراجعت نمود .
این اف ـ
۱۴ اولین وتنها تامکت ایرانی بود که بدست نیروهای عراقی افتاد .

با تشکر از این خواننده گرامی ، تحلیل این ماجرا رو در پایان همین پست نقل خواهم کرد .

 

  marshalads.gif

 sSziPR1270646576.gif

ECA-100411120028.gif

 با این سایت مفید آشنا شوید ( اینجا )

دانلود مفید ترین کتاب های مذهبی به صورت کاملآ رایگان  

 

 فرار بزرگ بنی صدر ...

در باره فرار تاریخی و خیانت بار " ابولحسن بنی صدر " رئیس جمهور مخلوع ایران به همراه سرکرده منافقین " مسعود رجوی " با همکاری سرهنگ " بهزاد معزی " خلبان مخصوص محمد رضا شاه پهلوی حرف و حدیث فراوانی بیان شده است . و احتمالآ تحلیل های گوناگونی هم ارایه شده است .. از جمله خود من در یکی از مطالب قدیمی ام (اینجا ) به چگونگی این فرار اشاراتی داشتم . اما بعد از سپری شدن سال ها از این اتفاق ، خیلی راحت می شود ابعاد این ماجرا رو بررسی کرد . به عقیده من اولین نکته ای که باید مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد ، اعتماد بی مورد به شخص " بهزاد معزی " است . ما در ارتش مخصوصآ نیروی هوایی و ستاد مشترک فرماندهان با تجربه و با دانش فراوانی داریم .. که هر یک به تنهایی از سیاست های خاموش سازمان های جاسوسی " سیا " و " موساد " و ترفند های نظامی آنان آگاه اند . و به خوبی می دانند چگونه روی افراد مورد نظر خود کار می کنند .. ! شخصی چون معزی که حساس ترین مسئولیت رو در دربار شاهنشاهی به عهده داشته است ، چگونه با یک نمایش عاطفی و اجرای سناریوی بازگرداندن هواپیمای " شاهین " به ایران .. آن گونه مورد اعتماد قرار می گیرد .. و مسئولیت های کلیدی به وی واگذار می شود ..!! البته این نکته رو نباید فراموش کرد که وی سوای سابقه تاریک سیاسی اش ، خلبانی ماهر ، مدیری توانا ، فردی ناسیونالیست و وطن پرست و سالمی بود . و زحمات زیادی در راه اعتلای نیروی هوایی خصوصآ اموزش خلبانان به عهده داشته است . شاید این خصوصیات اخلاقی باعث فریب مقامات امنیتی ارتش ایران شده بود ... !

سرهنگ بهزاد معزی در کنار بوئینگ سوخترسان ( نمونه هواپیمایی که با ان گریخت )

نقش خیانت در این فرار ...

با مرور اتفاقاتی که قبل از انجام این فرار در نیروی هوایی و پایگاه های آن رخ داد ، و قلب هر انسان وطن پرست آزاده ای رو شدیدآ به درد می اورد ،همانا خیانت ذلت بار و ناجوانمردانه بعضی از پرسنل این نیرو است .. ! من قبول دارم در صحنه مبارزات سیاسی ترفند و کلک و اصل غافل گیری نقش عمده ای رو ایفا می کنه .. و به اصطلاح فرار از مخمصه نوعی مبارزه تلقی می شود .. اما به چه بهایی ... !!؟ به بهای دستکاری و بمب گذاری حساس ترین ایستگاه های راداری کشور آن هم در زمان جنگ که دشمن از هر فرصتی برای بمباران و قتل عام شهروندان بی گناه و غیر نظامی استفاده می کند .. آیا از کار انداختن ایستگاه های رادری کشور آن هم در زمان جنگ با دشمن کار درستی است .. !!؟؟ کمک شما برای گریختن رهبر جنایتکار اپوزیسیونی منفور که هیچ پایگاه مردمی ندارد ، کار صحیح است .. !!؟ آیا حالا بعد از گذشت سال ها از آن ماجرای ننگین .. چه دست اوردی برای تو که خودت رو یک فرد ارتشی مخالف نظام می دونی داشته است .. !!؟ آیا وجدانآ کاری برای مردم ایران کرده اند .. !!؟ خیلی ها ممکنه با این نظام مشکل داشته باشند .. و سیاست های دولت رو قبول نداشته باشند .. اما تضعیف و خرابکاری در  ابزار های دفاعی کشور که هدفی جز شناسایی دشمن متجاوز ندارد ، کار قابل قبولی است .. !!؟ به هر حال .. بعد از اعتماد مسئولان عالی رتبه ارتش به شخصی چون معزی و متعاقب آن خیانت و خرابکاری بعضی پرسنل دومین عامل موفقیت در این فرار بود .. که با هوشیاری در هر یک از موارد فوق ، می شد جلوی این فرار رو گرفت ..

 

چه عواملی باعث فرار خلبانان می شد .. !؟  

همان گونه که وعده داده بودم ، در این پست صرفآ به فرار خلبانان یا پرسنل متخصص فنی می پردازم که خود شاهد ماجرا بوده و یا از منابع موثقی در همان ایام شنیده بودم . و از ان جایی که محدودیت در حجم صفحه دارم ، با اختصار به بعضی از آن ها اشاره می کنم .. درست یک هفته قبل از فرار سرهنگ معزی ، یک فروند بوئینگ سوخترسان دیگری به خلبانی " داریوش خیر خواه " از طریق جنوب کشور گریخت .. ! داریوش رو از زمانی که در گردان سی - ۱۳۰ بود می شناختم .. و روزی که شنیدم فرار کرد ، نه تنها من بلکه کم تر کسی فکرش رو می کرد او دست به چنین اقدامی بزند . من هرگز در باره افسران خلبانی که کشور رو با هواپیما و یا بدون هواپیما ترک کردند قضاوت نمی کنم . چون مطمئن هستم حتمآ دلایلی برای این کار داشتند .. و هرگز هم واژه خائن رو برای این افراد به کار نمی برم .. چون خائن کسی است که به عراق پناهنده می شد .. ( البته این نظر شخص ام است ) یک فروند هواپیمای هرکولس هم به خلبانی زنده یاد " حسین دستوم " توسط مسافران ربوده می شود .. ! هواپیما ربا اصرار داشت ان ها در یک کشور عربی فرود بیایند .. در همین حال یکی از خدمه موفق می شود نارنجک رو از دست هواپیما ربا خارج کرده و او را با تسمه به زمین می بندند  .. اما فرد مزبور سادگی کرده و خطاب به مسافران داخل هواپیما می گوید .. چه کسی قادر است این نارنجک رو خنثی کنه .. !!؟ یک بابایی از انتهای هواپیما دستش رو بالا برده و داوطلب می شود .. !! به محض دریافت نارنجک ، دوباره گروه پروازی رو که راه خود رو به سوی شیراز کج کرده بود ، وادار می کند تا ضمن آزاد کردن همکار دستگیر شده اش .. دو باره به خواسته ان ها تن دهد .. و لی کشور های عربی هیچ کدام اجازه فرود به هواپیما رو نمی دهند .. ! و خلبان شجاع آن به دلیل کمبود سوخت تصمیم می گیرد در اتوبان پر ترددی فرود امده .. و جان مسافران رو نجات دهد .. ! هواپیما ربا ها با اعضای خانواده خود پناهنده می شوند .. !!

 

اغفال متخصصان با تجربه .. !!  

قبل از این که تحلیل نهایی خود رو در باب خروج و فرار پرسنل نیروی هوایی در زمان جنگ ارایه دهم ، اجازه می خواهم به یک مورد دیگر که خود از نزدیک همه آن ها را می شناختم ، اشاره کنم . حتمآ شما عزیزان می دونید که در کنار خلبان با تجربه حضور متخصصان کار آزموده و با دانشی که اغلب ان ها دوره های تخصصی خود رو در امریکا گذرونده بودند ، خیلی با ارزش است . و بدون همت و تلاش این متخصصان ما قادر نبودیم در مقابل تحریم های سفت و سخت امریکا کمر راست کنیم .. اما توطئه و اغفال یا تصمیم به خروج صرفآ مربوط به صنف خلبان نبوده است .. بلکه همان گونه که عرض کردم ، متخصصان درجه یک ما هم در این ماجرا ها سهمی داشته اند .. ! اون هایی که گذرشون به آشیانه هواپیماهای سی - ۱۳۰ در پایگاه مهرآباد افتاده است .. حتمآ دیده اند که سرتاسر دیوار های موازی آن ، دفاتری تعبیه شده اند که بر سر در آن نام شعبات تخصص های گوناگون درج شده است .. و پرسنل شرافتمند فنی و متخصص ما در آن ها حضور دارند . در یکی از این شعبه ها که مربوط به " هیدرولیک " بود .. در زمان جنگ شنیدیم یکی از بچه های فوق تخصص ( لول ۷ ) آن ها از کشور فراری شده است .. خبر زیاد توجه کسی رو جلب نکرد .. اما بعد از مدتی ، فرد متخصص دیگری هم غیب اش زد .. ! شاید خروج دونفر در ابتدای امر زیاد مورد توجه قرار نگرفت .. اما وقتی دو نفر دیگر هم به فاصله کوتاهی به خارج گریخته و از اون جا کارت پستال برای همکارانشون فرستادند .. پی به اهمیت کار برده شد .. !! و خیلی زود معلوم شد که نفر اولی در استرالیا یا کشوری دیگر که حضور ذهن ندارم .. کار همه بچه ها رو ردیف کرده و یکی یکی اون ها رو به خارج می کشید .. !!

 براستی چرا ... !!؟؟

 تا یادم نرفته بگم .. یک فروند اف - ۵ شکاری هم که از پایگاه دوم شکاری تبریز به ترکیه گریخته بود ، قبلآ نوشتم که ما رفتیم هواپیما رو برگردونیم که با کارشکنی های زیادی مواجه شدیم .. !! و دست آخر هم سفیر آمریکا پیشنهاد داد تا ما هم به کشور بر نگردیم .. !! (اینجا ) البته همه می دونند که تعدادی  خلبان و متخصص بنا به دلایلی در زمان جنگ و در مقطعی که به ان ها نیاز داشتیم کشور رو ترک کردند .. و عرض کردم که از نظر من تنها عده ای که به عراق پناهنده شدند رو خائن می دونم .. و بقیه رو باید پای حرف های ان ها نشست و بعد قضاوت کرد .. اما اگر بخواهیم ریشه این فرار ها رو تجزیه تحلیل کنیم .. بخش اعظم آن به مسایل سیاسی کشور مربوط می شود .. که بنده مجاز به پرداختن ان ها نیستم .. در حقیقت چیزی نمی دونم .. اما بخشی که به خاطر تصمیمات نابجای بعضی تندرو های به اصطلاح انقلابی که باعث دلسردی پرسنل و ایضآ خروج آن ها شده رو با احتیاط بررسی می کنم .. !! یادمون باشه که این طیف مغرض در ارتش بعد از وارد اوردن ضربات جبران ناپذیر با هوشیاری مسئولان رده بالا همه شناسایی و طرد شدند .. بزرگ ترین ضربه آن ها در اوایل جنگ ، همانا طرح پاکسازی ارتش بود .. یادمه خیلی از پرسنل مومن و متخصص به خاطر غرض ورزی های شخصی از کار برکنار شدند .. ! ان ها حتی به یکی از دو کوتوله هایی که وارد محفظه باک بنزین هرکولس ها می شدند هم رحم نکرده و حکم اخراجش رو به دستش دادند .. !! بعد ها با توصیه بنده و سایر دوستان به ستاد نیروی هوایی رفته و با بیان این که اگه سرتاپایم اتش باشم کجا را خواهم سوزاند !!! به کار بر می گردد .. !!

تصمیمات غلط بعضی ها .. !  

یکی از دلایل ترک پرسنل نیروی هوایی به خصوص خلبانان در زمان جنگ ، تصمیمات غلطی بود که از سوی بعضی افراد غیر مسئول در پایگاه ها اعمال می شد .. !  متآسفانه به دلیل اجرای قوانین من درآوردی عده ای تندرو در بعضی پایگاه موجب رنجش خانواده ها و حتی خود پرسنل می شد .. یادمه در همون اوایل جنگ در پایگاه دزفول سرگرد خلبانی رو به جرم روزه خواری در میدان صبحگاه شلاق اش زده بودند .. من حتی نام و چهره آن افسر ( سرگرد - االف ) را هنوز هم به خاطر دارم .. یا سر قضیه ویوئو فشار های زیادی به پرسنل و خانواده ها وارد شد .. !! نیروهای تندروی انقلابی به بهانه وجود ویدئو در خانه های سازمانی ؛ خیلی راحت برای جستجو وارد منزل پرسنل شده و حتی بی پروا به اتاق خواب آن ها رفته و همه جا رو به قصد یافتن دستگاه ویدئو و نوار آن به هم می ریختند .. !! در خیلی مواقع منجر به درگیری می شد .. من حتی شنیدم یکی از خلبان های شکاری با ان ها درگیر شده که به چه حقی وارد اتاق خواب من شده اید .. !!؟ (اینجا ) البته برای این که یک طرفه قضاوت نکنیم من پاسخ یکی از برادران رو در این باب درج می کنم .. او که با من سلام علیک داشت در پاسخ به این حرکت گفت .. ما چنین قصدی رو نداشتم .. اما خدا شاهد است وقتی روز عاشورا در حال عزاداری بودم ، تصویر فیلم مستهجنی که همسایه بالایی در حال تماشا بود به تلویزیون ما افتاد .. ! وقتی برای نهی از منکر به در خونه اش رفتم .. دیدم حسابی مست است .. و نه تنها نوار رو خاموش نکرد ، بلکه کلی هم توهین نمود .. !! این شد که تصمیم به این کار گرفتیم .. ! مورد دیگر نارضایتی ها ریشه در اتفاقات اجتماعی داشت .. مثلآ وقتی از اقوام و نزدیکان پرسنلی اقدام به جرمی کرده و دستگیر می شدند .. آن ها انتظار داشتند به حرمت خدمتی که به کشور می کنند ، مسئولان فرجه ای برای ان ها قایل شوند .. در یک مورد یکی از خلبانان با بچه های اداره اگاهی که بی جهت به گوشش سیلی خوابانده بودند ، درگیر شده و در یک لحظه افسر اداره آگاهی رو خلع سلاح کرده و درخواست حضور دژبان مرکزی برای رسیدگی می کند .. !!

 سخن اخر .....

اگر چه انتظار تبعیض روا داشتن در برابر قانون رو نمی پسندم .. اما حفظ حرمت کم ترین انتظاری است که یک پرسنل نظامی از مسئولان دارد .. منتها درجه صبر و استقامت افراد متفاوت است .. خیلی از خلبانان محترم و آس کشور رو می شناسم که در جریان درگیری های سیاسی زمان جنگ .. سر قضیه منافقین نزدیک ترین اقوام خود رو از دست داده ولی به خاطر تعهدی که به کشور و وجدان خویش داشته با جدیت فراوان به کارش ادامه داده است .. اما بعضی های دیگر مثل همون خلبان اف - ۵ ای که برادرش رو اعدام کرده بودند .. طاقت نیاورده و با هواپیمایش به ترکیه گریخته بود .. ! من در این باره هیچ اظهار نظری نمی کنم .. چون در شرایط آن قرار نگرفته ام .. و نمی توانم با قاطعیت بگم .. اگه من جای فلانی بودم چه کار می کردم .. اما قویآ معتقدم یک نظامی در هیچ شرایطی نباید محل خدمت اش رو ترک کنه .. مخصوصا در زمان جنگ .. ان هم در مقابل دشمنی جنایتکاری که از سوی ابر قدرت ها هم حمایت می شود .. یک نظامی نباید مسایل خانوادگی اش رو حرفه اش ربط دهد .. اما باز هم تکرار می کنم نباید همه مهاجران نظامی رو خائن دونست .. حتی ان عده ای که برای تامین آینده فرزندان خود کشور رو ترک کرده است .. یا فردی که به خاطر تحقیر و اهانت از سوی افراد غیر مسئول مجبور به خروج از کشور شده است .. باید پای حرف های او هم نشست .. اما به هیچ عنوان عذر و توضیحات خلبان یا متخصصی که به کشور دشمن پناه برده رو نمی پذیرم .. و با قاطعیت همه ان ها را خائن می نامم .. اما خوشحالم که دست همه خائن ها ، مغرضان و ستون پنجمی هایی که در میان پرسنل محترم رخنه کرده بودند .. رو شده و همه به سزای اعمال خود رسیدند .. بی جهت نیست که می گن .. جنگ نعمت است ...

 

  dfhbsh.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۳:۳۰دقیقه ، سی ام فروردین ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده آرشیو مطالب سایت اينجا رو كليك كنيد . همچنین برای مشاهده مطالب گذشته وبلاگ اینجا را کلیک کنید .

 ztdydlzmcqo2fkjwhto2.jpg 

      زير نظر : عليرضا صادقي  
 
 این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد

 THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:April 13, 2010 , Time23:15 ,:Location:Monterey, Mexico , Operator:Airborne Freight Company Union, AC Type: Airbus A300B4-203F ,Aboard:5 Fatalities:5 , Ground:1 ,Route: Mexico City - Monterey - Los Angeles ,Details:The cargo plane was making a stop at Monterey on its way to Los Angeles when it crashed 1.5 km from the airport, while making a final approach to General Mariano Escobedo International Airport. The aircraft was cleared to land on Runway 11, when the crew decided to abort the landing. The plane then crashed onto Avenida Miguel Aleman roadway, striking a car and killing the driver. The plane then broke apart and burst into flames.

Date: April 13, 2010 , Time:9:36,Location:Manokwari, West Papua, Indonesia , Operator:Merpati Airlines , AC Type: Boeing B-737-300 ,Aboard:103, Fatalities:0 , Ground:0 ,Route: Sorong - Manokwari ,Details:The airliner overshot the runway while landing and ran into trees at Rendani airport. The aircraft broke into several pieces. Heavy rain and fog were suspected in playing a part in the accident. At least 20 people were injured.

Date:April 10, 2010 Time:10:56,Location:Smolensk, Russia , Operator: Military - Polish Air Force ,AC Type:TU-154M Aboard:96 Fatalities:96 , Ground:0 ,Route: Warsaw, Poland - Smolensk Russia ,Details:The military jet crashed into a forest and broke-up while attempting to land in dense fog at Smolensk Air Base. The pilot was advised not to land and use his alternates of Moscow or Minsk. Polish president Lech Kaczynski and his wife were among the dead.

 

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:13 آپریل 2010/زمان:23:15/مکان:"مونتری" در "مکزیکو"/ خط هوایی:مراقبت هوایی/نوع هواپیما:ایرباس آ-300/تعداد سرنشین:5/تلفات:5/تلفات روی زمین:1/مسیر:"مونتری" به "لوس آنجلس"/جزئیات:هواپیمای باری که در مسیرش بسمت "لوس آنجلس" توقفی در "مونتری" داشت در 1.5 کیلومتری فرودگاه ودر حال تقرب نهایی برای فرود در فرودگاه بین المللی "ژنرال ماریو اسکوبودو" سقوط کرد.هواپیما مجوز فرود روی باند 11 را گرفته بود که خلبان تصمیم به لغو فرود گرفت.هواپیما روی بزرگراه "اونیدا میگوئل" سقوط کرد و با برخورد به اتومبیلی باعث مرگ راننده شد.هواپیما چند تکه شد و آتش گرفت.

 

 

تاریخ:13 آپریل 2010/زمان:9:36/مکان:"وست پاپوآ" در اندونزی/ خط هوایی:"مرپاتی"/نوع هواپیما:بویینگ 737/تعداد سرنشین:103/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:"سورونگ" به "مانوکواری"/جزئیات:هواپیما در حال فرود از باند خارج شد و به ردیف درختان در فرودگاه "رندانی" برخورد کرد.هواپیما چند تکه شد.باران سنگین و مه احتمالا در این حادثه نقش داشته اند.حداقل 20 نفر مجروح شدند.

تاریخ:10 آوریل 2010/زمان:10:56/مکان:"اسمولنسک" در "روسیه"/ خط هوایی:نیروی هوایی لهستان/نوع هواپیما:توپولف-154 ام/تعداد سرنشین:96/تلفات:96/تلفات روی زمین:0/مسیر:"ورشو" در لهستان به "اسمولنسک" در "روسیه"/جزئیات:هواپیمای نظامی در حال تلاش برای فرود در پایگاه هوایی "اسمولنسک" و در شرایط مه غلیظ به درختان جنگلی برخورد و چند تکه شد.به خلبان توصیه شده بود که فرود نیاید و در فرودگاه جایگزین در "مسکو" یا "مینسک" بزمین بنشیند.رییس جمهور لهستان "لخ کازیانسکی" و همسرش در میان کشته شدگان بودند.

  planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

       مطالب خواندنی       

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

       

     

  •  

    - تعداد بازديد
  • 10790
  • مرتبه

    نظرات

    سلام جناب مدرسی عزیز
    اولا یک سوال
    هواپیماهای c130 تقریبا چند تا بودند...الان چند تا مونده و آیا استفاده می شوند یا نه...جایگزین آنها چه هواپیماییه؟
    دوم اینکه مرسی از مطالب بسیار جالب ....شب خوش
    پاسخ
    بهنام جان .. شما چرا این نوع سوالات رو می پرسی ..!!؟
    مگه نمی دونه این اطلاعات جزء اسرار ارتش محسوب می شود .. و من به هیچ عنوان حق ندارم در این باب بحثی رو آغاز کنم .. ؟
    خوشحالم که از مطلب فوق خوشتون امده است
    شرمنده که نتوانستم کمکی کنم

    سلام
    الان همه می گن ای وطن فروش ها ای خاین ها اما جز یه خلبان هیچ کس حس غریبی که موقع پرواز هست را نمی توانه حس کنه
    جناب سرهنگ شما که امریکا بودی بگو
    از خلبان ایرانی زرنگ تر بهتر کلک تر قالتاق تر حرفه ای تر دیده بودی؟
    داستانی که تو تبریز سر یه خانم پرستار بهتون گیر داده بودن یادتونه؟؟
    ازتون تعهد گرفتن؟؟
    چرا؟
    توقع داشتی خلبان که تازه از امریکا امده تو iiaf خدمت کرده یک دفعه بشه مومن
    من منظورم تمام خلبان ها بود فشارها را چی؟ شلیک پدافند خودی را چی؟ هر روز سورتی رفتن تو خاک عراق چی؟ندیدن خانواده؟شهادت دوستان؟
    حالا اخرش گروه ضربت و گیر هاش
    پاک سازی نیرو هوایی
    اگه پشت انها قرص بود این کارا میکردن؟جرات می خواد ولی میگویم شاید هرگز
    شما که خوب خلبان نادر جهانبانی را باید بشناسی
    فقط یکی از هزار ستاره اسمان ایران
    من کاری هم به سیاست ندارم
    گر حکم شود که مست گیرند
    در شهر هر انکه هست گیرند
    پاسخ
    ممنون دوست عزیزم
    بله من با شما موافقم .. و در تحلیل های خودم دیدی که به ان فشار ها اشاره کردم .. من کاری به فشار های سیاسی ندارم .. این هایی که نوشتم الان خودشون هم به این نتیجه رسیده اند .. طیف برخورد و پاکسازی پنهان مربوط به همین افرادی بود که زیر نقاب انقلابی باعث دلخوری و کاهش انگیزه ها می شدند .. من شنیدم که الان دیگه از اون خبرها نیست .. البته قبلآ هم برای کسانی که آسه می امدند و آسه می رفتند هم مشکلی نبود .. !! اما مگه می شه ادم تحرک و شیطنت نداشته باشه .. !!؟ به عنوان مثال در ماجرای تبریز .. واقعآ من بی گناه بودم .. داخل تاکسی به من ربط نداشت .. اما خب می خواستند بگویند ما حواس مون جمع است .. !! ولی خب من چون قصدم خدمت بود .. با این فشار ها مثل خیلی های دیگر کنار امده و زندگی ام رو کردم .. چون می دونستم خروج از کشور بهتر از این ها نیست ..
    کاری ندارم که همین امر باعث خود خوری و در نهایت سکته ام شد .. !! اما همه سخن من این بود حضور افراد مغرض در کشور زیر لوای تند رو ، انقلابی .. و غیره خیلی به ما ضربه زد ..
    امیدوارم همه زندگی سالم و بی دردسری رو آغاز کنند .. هیچ جا وطن نمی شه .. هیچ جا ایران عزیز نمی شود
    زنده باد ایران عزیز .. سر بلند باد ارتش قهرمان

    | م

    متاسفانه پدیده مهاجرت و یا به اصطلاح پدیده فرار مغزها چند سالی است که در کشور ما بسیار پررنگ شده و روز به روز بر تعداد دفاتر مهاجرتی برای ایرانیان چه در داخل کشور و چه در خارج کشور افزوده میشود .
    مهاجرت به کانادا و استرالیا اخذ گرین کارت سرمایه گذاری ایالات متحده آمریکا خرید ملک در قبرس اروپایی دبی و آنتالیا ثبت شرکت در مالزی اسپانیا و چک تحصیل در انگلستان ایرلند جنوبی و هند و ... تبلیغات بسیار آشنایی است که روزانه آنها را بارها و بارها میشنویم .
    نتیجه این تبلیغات دو حالت عمده دارد : 1 - منجر به کلاهبرداری از متقاضیان مهاجرت و وارد شدن خسارت مادی و معنوی برای هموطنان میشود 2 - در حالت مثبت خروج افراد متخصص و سرمایه های آنها از داخل کشور میشود .
    باید به این نکته توجه داشت که اکثریت قاطع ایرانیانی که از کشور مهاجرت میکنند از افراد تحصیلکرده و متخصص و متمول هستند که مهاجرت آنها باعث انتقال تخصص و سرمایه آنها از داخل به خارج میشود .
    به چند مثال بسیار ساده توجه کنید :
    بر طبق یکی از محاسبات دانشگاه ام آی تی ایرانیان مقیم آمریکا، تحصیلکرده ترین گروه نژادی در کشور آمریکا محسوب می‌شوند.
    این گروه مهاجر ۵۰٪ بالاتر از حد میانگین جامعه در ایالات متحده درآمد کسب می‌کنند و از گروه‌های موفق جامعه آمریکا محسوب می‌گردند. بگفته برخی منابع، سهم ايرانيان در اقتصاد ايالات متحده ۴۰۰ ميليارد دلار است.
    بر طبق اداره آمار آمریکا در سرشماری سال ۲۰۰۰، نزدیک به ۲۷٪ ایرانیان آمریکایی دارای مدرک کارشناسی ارشد به بالا بودند، که این میزان در میان گروه‌های مهاجر آمریکایی دارای رتبه نخست است. و بیش از ۵۶٪ ایرانیان مقیم آمریکا دارای مدرک کارشناسی می‌باشند، که در میان ۶۷ گروه مهاجر آمریکا دارای رتبه دوم است
    بسیاری از ایرانیان آمریکا در سطوح شهری و در محل زندگی خود حضوری بسیار فعال داشته‌اند.
    ایرانیان آمریکایی در مقام والایی مثل معاونت وزیر در دولت ایالات متحده هم خدمت نموده‌اند

    در سال ۲۰۰۶ در تگزاس، یک زوج ایرانی مقیم هیوستون ۱۰ میلیون دلار به مرکز سرطان ام دی اندرسون دانشگاه تگزاس اهدا نمودند
    در سال ۲۰۰۴، یک زوج دیگر ایرانی با اهدای ۱۵ میلیون دلار، مرکز پژوهشهای سلول‌های بنیادین را در دانشگاه کرنل تاسیس نمودند.
    در لس آنجلس دانشگاه جنوب کالیفرنیا نیز در سال ۲۰۰۷ دریافت کننده اهدای ۱۷ میلیون دلاری یک مهندس ایرانی بود
    دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین هدیه‌ای ۳۰ میلیون دلاری از یک ایرانی دریافت نمود
    در سانفرانسیسکو، دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو بزرگ‌ترین هدیه خود را از یک زوج دیگر ایرانی بمبلغ ۱۰ میلیون دلار دریافت کرد
    در شیکاگو بیمارستانی دریافت کننده هدیه ۴ میلیون دلاری از یک ایرانی خیر بود
    دانشگاه ایالتی پورتلند حتی به پاس هدیه ۸ میلیون دلاری از یک دکتر ایرانی ، دانشکده مهندسی خود را بنام او گردانید
    بورلی هیلز شهری است بسیار اشرافی و گران‌قیمت در غرب کلانشهر لس آنجلس که گران‌ترین و اشرافی‌ترین خانه‌های شهر لس آنجلس در آن قرار دارد.
    خانه‌ بسیاری از معروفترین و مشهورترین بازیگران سینمای هالیوود، خوانندگان و دیگر هنرمندان آمریکایی در آنجا قرار دارد.
    بسیاری از ایرانیان متمول مهاجر مقیم لس آنجلس در شهر بورلی هیلز زندگی می‌کنند و بیش از ۶۰٪ املاک در این شهر از آن ایرانیان است
    ایرانیان مقیم شهر لس آنجلس دارای امکانات وسیع مالی و تبلیغاتی هستند، و جمعین آنها از پانصد نا هشتصد هزار نفر تخمین زده میشود
    تکزاس دارای جمعیت زیادی ایرانی‌تبار و فارسی‌زبان است
    خیابانی در هیوستون تگزاس بروایتی قریب ۷۰۰۰۰ ایرانی و یا ایرانی-تبار دارد
    پس از ایرانیها، عرب‌های سوری و پاکستانی‌ها بازار سرمایه را در دبی دست دارند.
    و ... ... ...
    ادامه دارد
    احمد رضا دلیران فیروز کارشناس حسابداری
    پاسخ
    احمد رضا جان عزیز و گرامی
    با سپاس از شما دوست فرهیخته و اندیشمندم که زحمت درج کامنت طولانی در وبلاگ و همچنین سایت کشیدی .. دستت درد نکنه
    خیلی استفاده کردم .. اطلاعات شما دست اول و باعث افتخار ایرانیان است .
    من قبول دارم سطح تفکر و ضریب هوشی ایرانیان بالاتر از سایر کشور هاست .. این رو امریکایی ها بار ها اعتراف کرده اند .. در هر کاری ایرانی ها تیز و باهوش اند .. خب الان هم در باره اقتصاد شما توضیحاتی عالی دادی .. دست گل ات درد نکنه

    سلام. من در پست قبلی یک کامنت به زبان انگلیسی گذاشتم و در آن ذکر کردم که به دو دلیل این فونت را انتخاب کرده ام. اول اینکه آن روز فونت پارسی نداشتم و دوم اینکه مساله برایم بسیار مهم بود. با وجود اینکه دیده بودم در انتهای پست قبلیتان تاکیید کرده بودید که کامنت های نوشته شده با فونت لاتین را منتشر نمی کنید ولی من با توجه به این که مساله به نظرم فورس ماژور آمده بود و می دانستم شما از علاقه وافرم به علم پرواز مطلع هستید این کامنت را با فونت لاتین و زبان انگلیسی منتشر کردم. در واقع انتظار داشتم شمایی که بار ها مرا دوست عزیز خود خوانده بودید و حتی یک بار فرموده بودید به دوستی با من افتخار می کنید (که ان شا الله از تعارفات شاه عبدالعظیمی نبوده) جواب سوال مرا بدهید. من یک سوال دارم اگر دوست شما که او را عزیز می خوانید و یا حتی مردی نا شناس که از شما در خواست مساعدت کند آدرسی را با خط بد و یا در حد سواد خود به شما ارایه کند, جه کار می کنید؟ آیا متکبرانه ازو می خواهید ابتدا آداب سخن گفتن با شخص شما را باموزد و بعد با شما سخن بگوید؟ آیا شما مرد بزرگوار در جواب انسانی که مشکل تکلم دارد سکوت می کنید؟ باورتان نمی شود از این که کامنت من را منتشر نکردید چقدر ناراحتم.شما حتی می توانستید برای آن که روال سایت خود را در انتشار کامنت لاتین زیر پا نگذاشته باشید جواب مرا به صورت خصوصی بدهید. شاید انتظار من بیش از حد بوده و فکر می کردم همین یک کلمه دوست (منهای تعارفات دیگر) که نثار بنده حقیر کرده اید می توانسته از ته قلب و مایه به جا آوردن حق دوستی باشد. فکر می کردم شما هم مثل من باشید و کاری که از دستتان بر می آید در ازای دوستی با افرادی حقیر چون من انجام دهید. کما اینکه من بارها اعلام کردم که بی منت و مزد تا آنجا که در توانم باشد به شما کمک خواهم کرد و هنوز با وجود اینکه بسیار دل آزرده ام پایبند حرفم هستم. قصد داشتم این کامنت را به صورت خصوصی و یا ای میل برایتان منتشر کنم تا کدورت میان دو دوست در چشم دوستان دیگر موجب سیاه نمایی نشود؛ ولی بعد تصمیم گرفتم همان طور که از دوستم در روبروی دیدگان دیگران تعریف و تمجید می کنم, انتقاد نیز بنمایم. باشد که با قرار گرفتن این دو در کنار هم تعریفات حمل بر ریا و تملق نشوند. در آخر بابت اینکه باعث خستگی دیدگان جنابعالی شدم پوزش می طلبم. باشد که منجر به دلخوری شما نگردیده باشد که من طاقت رنجش دوستان را ندارم, حال آن که آن ها را فقط از روی خطاب کلمه دوست به دوستی بر گزیده باشم.
    خدا نگهدار شما.
    شهاب مهدوی
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنینم شهاب جان گرامی
    به جان نوه هایم سوگند .. اصلآ من کامنت شما را ندیدم
    اگر چه بار ها ادعا می کنم اگه کامنتی با فونت لاتین باشه پاسخ نمی دهم .. اما اگه دقت کنی به کامنت های زیادی از این نوع جواب داده ام
    من نمی دونم روی چه اصلی بنده رو متهم می کنی .. !!؟؟؟
    ای کاش می شد صفحه ادیتورم رو به شما نشان بدهم .. در هر بار چک کردن چیزی حدود پنجاه شصت کامنت مستهجن می آید .. !! که من قبل از پاسخ به یاران بزرگوارم .. ابتدا آن ها رو حذف می کنم .. چون یک بار ناخواسته به صفحات من اضافه شده بود . از سوی مخابرات اخطار شدید الحنی گرفتم .. و تهدید کردند در صورت تکرار ، سایت ام را می بندند .. !!
    خب طبیعی است که کامنت شما را در لا به لای آن ها اشتباهی حذف کرده باشم .. اما این که بعد از این همه سلام و علیک .. این گونه نظرت روی آدم ها تغیر می کنه .. تعجب می کنم
    من اگر چنین ادمی بودم که شما تصور و متهم می کنی ... مگه بلانسبت همه دوستان مغز الاغ خورده ام که تا نیمه های شب بیدار مانده و هر از چند دقیقه به صفحه کامنت ها نگاه می کنم تا دوستان معطل نشوند .. !!
    یا مگر دیوانه ام به محضی که چشمانم رو از خواب باز می کنم .. یک راست به سراغ کامنت ها اومده .. و بعدش با خوردن یک چای تلخ گلویم را صاف می کنم .. !!؟؟
    نه عزیزم .. من با هیچ کسی تعارف ندارم .. الکی به کسی هم نمی گویم دوستت دارم .. به هر کی یا علی بگم تا آخر عمرم روی حرفم هستم .. و تاوان اشتباه ام رو هم با افتخار می دهم .. اما هرگز چنین به قول شما ناراحتش نمی کنم
    من با نور چشمم هم رک و صادق هستم .. و اگر کوچک ترین دلخوری و ناملایمات ببینم .. بلافاصله عنوان می کنم .. بار ها در این سایت نمونه هایش رو دیدید که چگونه با عزیز ترین دوستانم .. تذکر داده و از ان ها گله می کنم .. اما هنوز به این اندازه نامرد نشده ام که کامنت کسی رو که ادعای دوستی و ارادت دارم رو پاک کنم .. !!
    اگه شما چنین تصوری روی بنده داری ... و حرمت و احترامی که برای شما قائل بودم رو به حساب ملاحظاتی می گذارید .. خواهش می کنم خط بطلان روی دوستی بنده بکشید ... و به هیچ عنوان برای من کامنت نگذارید
    من هنوز این مقدار حقیر و پست نشده ام که یک روز ادعای ارادت کسی رو بکنم .. و روز دیگه کامنت او را پاک کنم ..
    من اگر از خواننده ای دلخور باشم .. ابتدا به خودش می گویم که دیگه کامنت های شما را منتشر نخواهم کرد .. نمونه بارز آن آقای ابوریحان بیرونی است .. که به دلیل عدم درک پاسخ ام .. که بهش بلانسبت گفته بودم .. مرا متهم به توهین به حق خودش نمود .. ! و من عرض کردم دیگه پاسخ ات رو نخواهم داد .. کما این که همین الان یک کامنت دوباره فرستاده .. ولی من حتی زحمت باز کردن آن را به خودم ندادم
    من هرگز در عمرم تعارف شاه عبالعظیمی به کسی نکردم .. وگرنه وضع ام خیلی بالاتر از الان بود ..
    به هر حال از این که شما بنده رو ادم متزللی دریافته اید .. که در ظاهر یک جور احترام قائل ام و در پشت سر طوری دیگر .. بی نهایت سپاسگزارم
    حق من همین است

    آقاى مدرسى سلام؛ بنده يكسالى ميشه كه به سايت وزين شما ميام؛ تقريبا اكثر مطالب سايتتون رو خوندم؛ بسيار لذت ميبرم از نثر روان و طريقه خاطره نويسى شما؛ اكثرا شبها تا ساعت 2 يا 3 تو سايت شما هستم.و اين هم اولين كامنت من هست! يه سىوال داشتم؛ آيا خلبانان بر اثر فشار زياد جى بيهوش ميشن؟ با تشكر
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    باعث افتخار بنده است که شما دوست بزرگوارم از خواننده های این سایت هستی سهیل جان .. فشار جی تآثیرش خیلی دردناک است .. اول به استخوان ها فشار می آورد .. برای همین خلبانان شکاری که به ان ها در مانور ها جی وارد می شود ، جی سوت می پوشند .. بعدش خون با فشار زیاد به حرکت در می آید .. و همین امر منجر به بی هوشی می شود .. برای همین در اکثر سوانحی که جی وارد شده همه در همان آسمان بی هوش شده و چیزی نمی فهمند
    ممنون از شما و حضور با صفای شما

    (( فرار از شوروی با میگ-25 ))

    ويكتور ايوانويچ بلنكو (Viktor Ivanovich Belenko يا در زبان روسي: Виктор Иванович Беленко) متولد 15 فوريه 1947، مهندس هوافضاي آمريكايي و روسي‏‎الاصل است.
    بلنكو، خلبان گردان 513 ام نيروي دفاع هوايي اتحاد شوروي بود كه پايگاه آنها واقع در شهر Chuguyevka واقع در جمهوري Primorsky Krai واقع شده بود.


    اما موضوعي كه باعث جهاني شدن نام وي شد، به تاريخ 6 ام سپتامبر 1976 و در جريان فرار موفقيت‏آميز وي به غرب، به وقوع پيوست. وي در اين روز، با يك فروند ميگ25 فاكس‏بت در جزيرهء هوكايدو در ژاپن فرود آمد. اين اولين باري بود كه كارشناسان غربي، از نزديك اين هواپيما را مشاهده كرده و مورد بررسي قرار دادند و بسياري از رازهاي ميگ25 را آشكار ساختند و بسيار متعجب شدند.


    به دستور پرزيدنت جرالد فورد، به بلنكو، پناهندگي سياسي و مقرري ماهيانه اعطاء شد و در سايهء اين پناهندگي، وي زندگي بسيار راحتي در سالهاي بعد در ايالات متحده سپري كرد. ايالات متحده در ابتدا، به مدت 5 ماه، وي را مورد پرسش و بازجويي قرار داد و پس از آن، وي سالهاي بعد را به عنوان مشاور به استخدام درآمد.
    هواپيماي ميگ25 وي، قطعه قطعه شد و مورد بازرسي دقيق قرار گرفت؛ اما به دليل خشم شديد مقامات شوروي، اين قطعات در سه محموله، بسته‏بندي شده و به شوروي ارسال گشتند.

    بلنكو به همراه خود، كتابچهء راهنماي خلباني به وسيلهء فاكس‏بت را آورده بود. وي با اين كار، انتظار داشت خلبانان آمريكايي بهتر بتوانند اين هواپيما را مورد ارزيابي و سنجش قرار دهند. با اين حال، مقامات دولت ژاپن، به آمريكايي‏ها تنها اجازهء‌ آزمايشات زميني و تست رادار و موتورها را دادند. (هواپيما، پرواز داده نشد)

    بلنكو، تنها خلبان فراري از شوروي محسوب نمي‏شد كه بدين طريق از شوروي يا كشورهاي بلوك شرق، فرار مي‏كرد. به تاريخ مارس و مي 1953، دو خلبان لهستاني، با هدايت دو فروند MiG-15 به دانمارك فرار كردند. همچنين بين سالهاي 1985 تا 1987، برخي هليكوپترهاي شوروي كه در افغانستان مشغول عمليات بودند، به پاكستان فرار كردند.
    به تاريخ 20 مي 1989، خلبانی روسی، سروان الكساندر ژويف (Alexander Zuyev) با يك فروند MiG-29A Fulcrum به شهر طرابوزان در تركيه فرار كرد.

    http://www.centralclubs.com/topic-t12822.html

    (( آدولف تولكاچف و ماجراي فروش اطلاعات به CIA ))

    آدولف تولكاچف، متولد 1927 در آكتيوبينسك، قراقستان، مرگ به سال 1986. وي يك مهندس الكترونيك خبرهء اتحاد شوروي بود كه بين سالهاي 1979 تا 1985، اطلاعات بسيار حياتي، در اختيار سازمان CIA قرار داد.
    وي در مركز اصلي استراتژيك طراحي رادار شركت فازاترون (Phazotron) كار مي‏كرد و يكي از طراحان ارشد اين شركت به شمار مي‏رفت. تولكاچف، اطلاعات كاملي از پروژه‏هايي نظير موشكهاي R-23، R-33‏، R-27، R-60 و S-300PMU1 را در اختيار سازمان CIA قرار داد. به جز اينها، اطلاعات كامل و نقشهء رادارهاي MiG-29، MiG-31، Su-27 و برخي اطلاعات مربوط به ساير سيستم‏هاي آويونيك را نيز به سازمان CIA واگذار كرده بود.
    ايالات متحده، بر اساس اطلاعاتي كه اين فرد در اختيارشان گذاشته بود، اطلاعات كاملي از نحوهء كار رادارهاي پيش‏اخطار شوروي و رادار منفعل فازبندي شدهء جنگندهء MiG-31 را بدست آورده بود.
    تولكاچف، عاقبت پس از اينكه رفت و آمد وي توسط KGB به دقت زير نظر گرفته شد، دستگير شد و به سال 1986 به جرم جاسوسي، اعدام شد.

    «رادار منفعل فازبندي» شده معادل كلمات Passive Phased Array Radar مي‏باشد. منفعل بودن يا Passive بودن رادار ميگ31، بدين معني است كه اين رادار، هنگام جستجو و قفل بر روي اهداف، تشعشع خاصي منتشر نمي‏كند و بنابراين قابل ردگيري توسط سيستم‏هايي نظير گيرندهء اخطار رادار (RWR) نمي‏باشد.

    ارتباط با CIA
    بي‏اعتمادي و تنفر وي از رژيم كمونيستي شوروي، به زماني باز مي‏گشت كه پدر و مادر همسرش در زمان استالين مورد شكنجه قرار گرفته و سپس كشته شده بودند. البته شايد به دليل اينكه آنها يهودي بودند.
    تولكاچف به سازمان CIA گفته بود كه وي از Alexander Solzhenitsyn و Andrei Sakharov الهام گرفته است. (دو نفر از مخالفان كمونيسم و اصلاح‏طلبان روس)

    تولكاچف، به مدتي طولاني سعي كرد با مقامات رسمي ايالات متحده تماس حاصل كند. اما وی به طور کاملن تصادفی، در خیابان با یکی روسای سازمان CIA که کارمند سفارت آمریکا نیز بود ملاقات می‏کند اما سازمان CIA به دلیل نگرانی از زیر گرفته شدن فعالیتهایش توسط KGB، بسیار محتاطانه عمل می‏کند.
    اما سرانجام، ارزش اطلاعات تولکاچف به دلیل دارا بودن مستندات بسیار ارزشمند و غیرقابل چشم پوشی برای متخصصین آمریکایی، محرز می گردد. مدتی بعد، با تایید اطلاعات رادار هواپیماهای ارسال شده توسط نیروی هوایی ایالات متحده، اعتماد آمریکا به وی جلب می‏شود.

    از آنجا که وی در استفاده از روشهای مرسوم سازمان CIA نظیر استفاده از مرکبهای ناپیدا در نوشتن (موسوم به dead drops)، مخالفت می کرد، ترتیب یک ملاقات خصوصی با وی داده می‏شود. به دلیل اینکه وی قادر بود حجم عظیمی از اطلاعات طبقه بندی شده و بسیار محرمانه را در اختیار CIA قرار دهد، دوربین های عکاسی بسیار کوچکی به شکل ساعت مچی در اختیار وی قرار می گیرد.
    انجام این ملاقات خصوصی، به دلیل احتمال شنود و کم شدن مخفی کاری، یک بدعت در روشهای ارتباطی سازمان CIA به شمار می رفت. اگرچه تولکاچف برای همکاری، درخواست پول کرد، اما به نطر می رسید که وی این پرداخت را به جهت خطرپذیری و ارزش تلاشش مطالبه می‏کند. سرانجام با پرداخت مبلغ سالیانه 200 هزار دلار آمریکا به عنوان حقوق، موافقت شد.


    ما در یکی از ملاقاتهای انجام شده در سال 1985، تولکاچف در معرض لو رفتن قرار می گیرد. این امر زمانی واقع می‏شود که وی سعی کرده بود یک افسر CIA را ملاقات کند که به ناگهان، توسط ماموران KGB محاصره شده و دستگیر می‏شود. وی جهت بازجویی، به مرکز اصلی KGB واقع در Lubyanka برده شده و زندانی می‏شود؛ ضمن اینکه از وی، ادوات مخصوص جاسوسی، نظیر دوربین های عکاسی بسیار کوچک، یافت می‏شود.
    آدولف تولکاچف، سرانجام به سال 1986، توسط KGB تیرباران می‏شود.
    http://www.centralclubs.com/cia-t13274.html

    معرفی یک هواپیما
    XB-70

    http://www.centralclubs.com/topic-t2245.html
    پاسخ
    خیلی ممنونم اوالانچ جان
    واقعآ کامنت جالبی بود
    من خودم در زمان اوج اختناق کمونیستی به شوروی رفته ام .. واقعآ زندگی در ان جا به لعنت خدا نمی ارزید .. من تعجب می کنم این گروهک های چپ ایرانی چطور این مسایل رو نمی دیدند .. و الکی از آن کشور یاد می کردند .. !!؟
    خیلی اسفناک بود .. حتی زمان جنگ خودمون چند سفر به رومانی رفتم .. در زمان چائوشسکو .. بد جوری همه جا شنود اطلاعاتی می شد .. با یک دختر دانشجوی رومانیایی دوست شده بودم .. و با هم در باره همه چیز حرف می زدیم . جرآت نمی کرد در باره حزب کمونیست صحبت کنه .. صدای ضبط رو روشن می کرد و آهسته می گفت .. اگه یک دقیقه این جا آزادی باشه .. گربه ها هم کشور رو ترک خواهند کرد .. ان گاه چپی های ما الکی تعریف و تمجید می کنند ... الان خیلی عالی شده است
    ممنون از شما با انتخاب بسیار عالی که انجام دادی
    در باره فرار میگ 25 همان موقع کاریکاتوری چاپ شده بود .. که یک آمریکایی اشاره به برف پاک کن هواپیما کرده و می گوید .. وای برف پاکن اش هم برقی است .. !!!! خیلی بامزه بود
    ممنون از حضورت

    کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
    تحلیل جالبی را از فرار خلبانان داشتید و سوای دلایلی که شما در این باب فرمودید،بنده به نوبه خود یکی از عوامل بسیار مهم فرار یا مهاجرت خلبانان ایرانی را در مسایل مالی_معیشتی و رفاهی این این قشر شریف کشور می دانم.
    اما کاپیتان عزیزم همانطور که جنابعالی هم نیک واقفید یکی از معیارهای سنجش میزان دموکراسی در یک کشور،نقد و نقادی و میزان انتقاد پذیری افراد و به خصوص مسئولین می باشد.نقد تا آنجایی ارزش دارد که از دایره انصاف و عدالت و منطق پای بیرون ننهد.و درغیر این صورت دیگر نمی شود به آن نقد گفت بلکه غرض ورزی،کینه توزی و یا... می باشد.متاسفانه بعضی از کامنتهای بزرگواران در حیطه نقد سایت و مطالب شما عاری از حقیقت می باشد.به نحوی که در مقابل عده ی بسیار اندکی مثلا در حیطه جنگ تحمیلی فکر کنم کاپیتان شما مجبور شوید حتی وجود جنگ را هم انکار کنید چه برسد به بررسی سایر زوایای آشکار و نهان جنگ!!!
    قطعا آنچه باعث رونق و پیشرفت سایت و مطالب جنابعالی می شود نقد و تجزیه و تحلیل منطقی و منصفانه است نه بی حرمتی و ... .
    با تشکر و ایام به کام.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب جوهری نازنین
    با درود و تشکر از کامنت عالی شما .. بله حق با شماست .. بخش عمده اش برای آینده فرزندانشان بوده است .. ان ها به این امید که در کشوری که پناهنده می شوند .. فرزندانشان پیشرفت کنه .. دل از وطن شسته و خارج شدند .. و من در تحلیل ام اشاره کوتاهی به این قضیه کردم ..
    موارد بعدی را هم به قول شما سعی کردم منطقی باشم .. حرف دل آن برادر را هم درج کردم .. تا یک طرفه به قاضی نرفته باشم .. و بگویم که در خیلی مواقع پرسنل هم مقصر بودند .. به هر حال حرمت عاشورای حسینی رو حتی اقلیت های مذهبی هم نگه می دارند .. این که یکی هم مست کنه و هم فیلم مستهجن در چنین روز عزیزی ببینه .. معلومه باعث جریحه دار شدن عزیزان می شود .. البته نوع برخورد هم صحیح نبود .. همه که در روز عاشورا فیلم مستهجن نگاه نمی کردند .. که همه ویدئو دار ها رو مجرم تصور می کردند .. من هم ویدنو داشتم .. اتفاقآ یک سیم هم به همسایه مومن و حزب الهی ام داده بودم .. یک روز صبح پاشدم .. دیدم سیم رابط رو قطع کرده و انداخته در تراس خونه مون ... !! بعد از پی گیری متوجه شدم بگیر بگیر شروع شده و اون بنده خدا چون پست حساسی داشت .. از ترس آبرویش سیم رابط رو قطع کرده بود .. ! بله عرض می کردم .. من هم داشتم .. اما خدا شاهد است فقط فیلم های سینمایی رو تماشا می کردیم .. و حتی در ان هم حواس مون بود .. تا زن و مرد به هم نزدیک می شدند .. سریع می زدیم جلو .. حتی در شرایطی که فرزندانمان هم خانه نبودند .. و من با همسرم فیلم نگاه می کردیم هم رعایت می کردیم ... حرمت و ارزش خانواده خیلی بالاتر از این حرکت هاست .. انسان باید خودش مراقب باشد .. الان هم چنین هستیم .. خدا رو شکر
    در باره منصف بودن در نقد .. سخن شما را می پذیرم .. و دیدید وقتی صحبت از بهزاد معزی شد .. در کنار نقد نوشتم انسانی سالم ، خلبانی توانمند .. و مدیری با تجربه و وطن پرستی بود ..
    و مشاهده فرمودی که وارد مسایل سیاسی هم نشدم .. و گذرا به نکاتی اشاره کردم .. که همه به ان آگاه و معترفند
    به امید روزی که هیچ خلبان و متخصصی کشر عزیز خودمون رو ترک نکنه
    ممنون از شما

    سلام عموجان
    ظاهرا اين معضل فرار خلبانان در ابتداي جنگ باعث ضررهاي بيشمار به نيروي هوايي ما گشته بود و يك قلم يك سري از بهترين خلبانان ما پاكسازي شدند چون چند تن از همقطاران آنها به كشورهاي خارجي پناهنده شده بودند. من تعجب مي كنم چرا در آن موقع به جاي اين كار يك فعاليت فرهنگي صورت نگرفت كه جلوي اين برخوردهاي چكشي گرفته شود و بجاي آن با فرهنگ سازي عده اي از پرسنل را كه از آمريكايي ها آمريكايي تر شده بودند را آموزش فرهنگي ندادند. فكر كنيد چقدر اين موضوع مي توانست در جنگ به نفع ما شود و چه عمليات هايي موفقتر انجام مي شد و چه تعداد هواپيما كمتر آسيب مي ديد.
    يادم هست زماني يك خواننده به نام سعيد محمدي در مورد برادرش صحبت مي كرد كه خلبان بوده و با هواپيمايش به خارج رفته و پس از مدتي برادرش در اروپا كشته شده است و سعي مي كرد استدلال بياورد كه كار برادرش اشتباه نبوده. يادم مي آيد كه من با وجوديكه با كشتن انسانها به خاطر عقايدشان مخالف هستم به اين نتيجه رسيدم كه اين كار در هر صورت يك خيانت حساب شده و در كليه ارتش هاي دنيا (فكر مي كنم) نظامي خائن را تيرباران مي كنند.
    خلاصه اگر من خلبان بودم و مي خواستم فرار كنم بجاي برداشتن هواپيما مي رفتم لاي گله هاي گوسفند و از مرز عبور مي كردم. اين روش سختي بيشتري دارد اما لااقل تا آخر عمر برچسب خيانت روي پيشاني آدم نمي خورد.
    در پناه حق
    پاسخ
    بله حمید جان عزیزم .. به موضوع بسیار اساسی اشاره کردی
    اما قبول کن در زمان جنگ دغدغه مسئولان ارتشی و مملکتی ورای این مسایل بود .. تمام ابر قدرت ها برای تحت فشار گذاشتن ایران به حمایت از صدام برخواسته بودند .. و ما تنها بودیم .. تنهای تنها .. بله اگه آرامش امروز رو داشتیم در مقابل چنین حرکت هایی .. حتمآ یک پکیج فرهنگی آماده و ارایه می کردیم .. اما قبول دارم .. بعضی ها زود اسیر تبلیغات دشمن می شوند .. من در همین سایت به تعدا زیادی از این ترفند ها که خودم با ان مواجه بودم رو درج کردم .. از پیشنهاد سفیر آمریکا در ترکیه گرفته .. تا مسئولان دیگری از امریکا که در سوئیس بعد از عمل جراحی سراغم امده .. و ابتدا با همسرم تماس گرفته و ملاقات کرده بودند .. و کلی وعده و وعید داده بودند .. !! اما من چون دست ان ها رو خونده بودم .. همیشه پاسخ ان ها را با قاطیعت می دادم .. و بهترین استدلالم خاطرات جنگ ویتنام و حضور پرسنل غیر امریکایی بود
    ایا آن زندگی و پولی که از صدقه سر خیانت به ادم پرداخت می شود .. حضرت عباسی خوردن دارد .. !!؟؟
    خب بعضی ها راحت می خورند .. چون وطن برای ان ها معنی نداشته است
    در باره برادر محمدی .. بله من او را خوب می شناختم .. اتفاقآ قد بسیار کوتاهی داشت .. و با وجود ان کاپیتان جامبو جت ما بود .. !! من خیلی با او شوخی داشتم .. وقتی شنیدم با جت فالکون فرار کرده است خیلی ناراحت شدم .. راسته که می گن انسان ها را نمی شه شناخت .. کسی فکر نمی کرد .. سروان محمدی ان انسان محجوب و خجالتی روزی دست به چنین کاری بزنه .. و بعدش یک روز زنده یاد دادپی همه پرسنل رو در تالار عملیان جمع کرده و خبر کشته شدن آن افسر فراری را داد .. و گفت این است سزای خیانت به کشور .. اون هم در زمان جنگ .. !!
    ممنون حمید نازنین

    ممنون از مطالب همیشه بکر و جذابتون....
    پاسخ
    سپاسگزارم امیر نازنین
    این نظر لطف شماست

    سلام عمو بهروز عزیز
    امیدوارم حالتون در حد تیم بندسلیگا عالی باشه دی
    به مطلب خوبی اشاره کردین و همینطور من هم با شما هم عقیده ام در مورد اینکه نمیشه به همه انگ خائن رو زد بلکه شاید دلیلی برای خودشون داشتن ولی برای کسائی که به خاک دشمن پناهنده و بر ضد کشور خودمون عملیات انجام میدادن پست ترین عناوین رو میشه نسبت داد.
    در مورد مشکلی که با فضای عکسهاتون دارید و نگران پاک شدنشون هستید من به شما فضای 25 گیگی که مایکروسافت در اختیار قرار داده رو پیشنهاد میکنم.
    آدرسش اینه:
    .skydrive.live.com
    برید یه اکانت مجانی باز کنید و هرفایلی رو که دوست داشتین میتونین اونجا آپ کنید و لینکه عکستون رو تویه سایتتون بزارید.
    همیشه هم استیبل هست جای نگرانی نیست.
    بعنوان مثال این فایلو من آپ کردم
    http://cid-8c85dc78b254210b.skydrive.live.com/self.aspx/Everyone/7.jpg

    خلاصه بنده در خدمتم هرجایی که بنظرتون رسید بتونم کمکتون بکنم کوتاهی نمیکنم

    شاد، سرزنده، موفق و پیروز باشید.
    پاسخ
    سهیل عزیز و نازنین
    یه دنیا از شما سپاسگزارم که فایل معتبری رو برای اپلود پیشنهاد دادی .. خیلی اعصابم داغون شده بود .. تمام زحماتی که برای طراحی تصاویر سایت کشیده بودم ، حذف شدند .. به همین راحتی
    راستی یک سوال .. این لینک آیا کاری به عدم اپدیدت ویندوز گیر نمی دهد .. !!؟ اخه می دونی نسخه ویندوز های ایران همه کپی رایت هستند .. و در موقع آپدیت شناسایی شده و قفل می گردند .. !
    برای همین هیچ وقت اپدیت نمی کنم .. حال اگه بخواهم از امکانات ان استفاده کنم .. فکر نمی کنی چند روز دیگه به من گیر بده .. !!؟
    من تصاویر اخرین پست رو در وطن دانلود ، اپلود کردم .. اما حق با شماست
    فردا ممکنه این هم تعطیل بشه .. هیچ اعتباری نیست
    با نظر شما در باره مهاجرت و دلایل ان ها موافقم

    با سلام جناب مدرسی.من در
    ........
    ...........
    پاسخ
    مهران جان عزیزم .. من با شما تماس خواهم گرفت

    سلام ودرود بر سرباز واقعي امام زمان
    جناب آقاي مدرسي
    واقعا" ببينيد چقدر تآسف آور است انجام چنين كارهاي كوچك (تجسس در زندگي خصوصي ديگران)و بي ارزشي توسط افرادي بي خرد جه هزينه هاي سنگيني به افراد و خانواده آنها و در نهايت جامعه و كشور وارد ميسازد . اميدواريم كه كه در اينده شاهد چنين اقدامات و ضررهاي جبران ناپذيري در كشور نباشيم.
    پاسخ
    با سلام به شما دوست و برادر گرامی ام
    محمود جان نازنین .. شرمنده ام می فرمایی .. من خاک پای همه بزرگوارن هستم .. محمود جان در باره حرمت شکنی و ورود به حریم خصوصی دیگران در همه ادیان و قوانین زمینی و الهی مطرود شده است
    خب از طرفی هم حساسیت های اول انقلاب و متعاقب آن جنگ تحمیلی با حمایت ابر قدرت ها .. زمینه قدرت نمایی به مشتی افراد غیر صلاحیت دار داده بود تا در قالب نیروهای انقلابی هر تند رویی که داشتند ، انجام دهند .. به خاطر شرایط کشور .. و نقابی که پشت ان پنهان شده بودند .. خیلی راحت نمی شد فرق خادم با خائن رو تشخیص دارد .. اما گذشت زمان همه چیز رو حل کرد .. تصمیمات این افراد همه لغو شد .. کلی از کسانی که بی گناه پاکسازی شده بوند اعاده به خدمت شدند .. کلی از همین تندرو های تقلبی عذرشون از ارتش خواسته شد .. و در محیط صلح بهتر به امور ارتش پرداختند .. اما در همین فرصت کوتاه .. نتایج دخالت آن ها باعث شد ما صدمات جبران ناپذیری رو متحمل شویم .. خود من یک نمونه بارز این نوع موضوعات هستم
    بعد از بازنشستگی می تونستم در پست مدیریتی که در ساها داشتم مثمر ثمر باشم .. اما افرادی مغرض و عقده ای چنان عرصه رو بر من تنگ کردند .. که ترجیح دادم قید همه مزایا رو زده و از پایگاه مهاجرت کنم .. خب الحمدالله خدا کمک ام کرده و سیر ترقی رو در زندگی طی کردم
    ممنون از شما

    آقا تا حال دقت كردي كه اگه كسي بخواد مطلبي دقيق از سايت شما در بياره پدرش درمياد
    خيلي مفصل و پرحاشيه مينوسيد..
    در ضمن مطمئن هستم همه كساني كه از ايران فرار كردند دليلي بسيار محكم داشتن
    اولين و قابل قبول ترين اون حفظ جان بوده است آقاي مدرسي عزيز
    بنابراين من فرار بني صدر و ديگران را بسيار منطقي مي دانم...
    در ضمن بني صدر پايگاه مردمي نداشت؟
    خيلي عجيبه والا؟ مراجعه كنيد به نتياج انتخابات آقاي عزيز
    پاسخ
    حسین جان عزیزم .. در باره طولانی بودن مطلب ، من تقصیر ندارم
    مطیع امر خوانندگانم هستم
    و گرنه کدوم آدم با شعوری .. کار راحت و خلاصه رو به مطلبی طولانی و طاقت فرسا ترجیح می دهد .. !!؟؟
    اگه دوستان و خوانندگان بخواهند کوتاه بنویسم .. مطمئن باش استقبال خواهم کرد .. شک نداشته باشید .
    در باره فرار بنی صدر .. من نوشتم .. مبارزه .. و فرار بخشی از فعالیت های سیاسی قلمداد می شود . اما این که با خرابکاری در رادار های حساس پایگاه های هوایی قصد فرار و مبارزه داشته باشی .. صحیح نیست
    حسین جان .. من اصلآ خودم رو درگیر مسایل سیاسی نمی کنم .. در این پست هم من فقط به بمب گذاری ، خرابکاری ایستگاه های رادار در زمان جنگ اشاره کردم .. و کاری به محبوبیت بنی صدر و آرای او نداشته و ندارم .. خود من اون زمان خیلی بنی صدر رو قبول داشتم .. یکی دو پرواز هم با هم داشتیم .. اما عزیزم .. مطلب من را درست بخوان .. بعد از من ایراد بگیر
    من کجا آرای بالای او رو نفی کردم .. !!؟؟ من کجا اشاره به نداشتن پایگاه مردمی کردم .. آقا .. !!؟؟؟؟
    باز هم می گویم خرابکاری .. بمب گذاری ، و از کار انداختن تجهیزات و ایزار دفاعی کشور در زمان جنگ کار پسندیده ای نیست .. حالا بنی صدر شما سی میلیون آرا داشته باشه .. چه ربطی داره .. ؟؟؟؟
    ممنون آقا

    عموجام دوباره سلام
    نه خیالتان از بابت چک کردن ویندوزتون راحت باشه اصلا کاری به اصل بودن یا نبودن ویندوزتون نداره
    من خودمم از نسخه کرک شده ویندوزش دارم استفاده میکنم و حتی از آپدیتها هم استفاده میکنم
    در مورد اون اکانت هم همونطوریکمه گفتم این اکانت بصورت مجانی هست که از طرف مایکروسافت ارائه شده.

    موفق باشید
    پاسخ
    سهیل جان باور کن نمی دونم با چه زبانی از شما دوست بسیار نازنینم تشکر و قدردانی کنم .. واقعا نجات ام دادی .. الان که پاسخ شما را می نویسم .. در آن جاعضو شدم .. چه راحت و آسون .. !! بدون درد سر .. باور کن قلبآ دعایت کردم .. ای کاش مدت ها قبل به من می گفتی .. تا این همه بدبختی و خون دل نخورم ..!! اتفاقآ همین الان ای میل هایم رو چک می کردم .. مدیر محترم شرکتی که ارایه دهنده هاوست و دامین است .. برایم نوشت هر چقدر بخواهم فضا در اختیارم برای اپلود می دهد .. و در عوض من تبلیغ اش رو در سایت ام درج کنم ... ازش تشکر کرده و نوشتم .. مشکل ام فعلآ بر طرف شده است .. اما به خاطر این بزرگواری که در حق ام می خواستی انجام دهی .. من همین جوری بنر شما را در ساید و وبلاگم درج خواهم کرد ..
    باز هم از شما تشکر می کنم

    جناب آقای مدرسی ، سلام و خسته نباشید ، بسیار پست جالبی بود ، راستش در پست قبلی وقتی اعلام کردید که عنوان پست بعدی خلبانان مهاجر است تصور کردم راجع به امثال بنده میخواهید مطلب بنویسید که البته با خواندن این پست متوجه شدم منظور شما خلبانان فراری است ، به هر حال ممنون ، غرض از اینکه مزاحم شدم و کامنت میگذارم راجع به کامنت آقا یا خانم آوالانچ عزیز است که با کامنت های پربار خود سایت شما را جذاب تر و خواندنی تر نموده است ، مطلبی که میخواهم بیان کنم شاید برای برخی خوانندگان خسته کننده بیاید ولی از آنجاییکه به نوعی با فرار ویکتور بلنکو و میگ 25 شوروی مرتبط است شاید برای برخی دیگر خالی از لطف نباشد ، حتما به خاطر دارید که تا 20 یا 25 سال پیش هواپیماهای مسافربری از دستگاههای ناوبری GPS استفاده نمیکردند و استفاده از ماهواره ها برای تعیین مختصات صرفا مخصوص آمریکا و معدود کشور صاحب ماهواره بود ، ولی جناب آقای ویکتور بلنکو با فرار داستانی خودش (که برای شخص بنده بسیار جالب است و اگر خوانندگان علاقه داشته باشند و جنابعالی هم اجازه دهید در کامنتی جداگانه عرض نمایم) مجموعه حوادثی را رقم زد که منجر به در اختیار قرار دادن تکنولوژی GPS به شرکتهای هواپیمایی تجاری گردید (البته به عنوان وسیله کمکی ناوبری) ماجرا از این قرار است که آقای ویکتور بلنکو وقتی در فرودگاه ژاپنی به زمین نشست نه تنها تمامی اخطارهای برج مراقبت فرودگاه را ندیده گرفت بلکه هنگام فرود از فاصله چند متری یک هواپیمای مسافری که تازه تیک اف کرده بود و در حال اوجگیری بود عبور کرد و این فقط به این دلیل بود که سوخت باقیمانده جنگنده میگ 25 ایشان تنها برای 30 ثانیه پرواز کفایت میکرد و ایشان حتی فرصت نداشت تا فرودگاه را دور بزند و در مسیر و جهت صحیح فرود قرار بگیرد ، بعد از این ماجرا نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی طی ابلاغیه پایگاه های هوایی جزایر ساخالین (در نزدیکی ژاپن) موظف شدند تا محدودیت سوختگیری برای جنگنده های آن پایگاه قائل شوند که چنانچه مثل آقای بلنکو هوس فرار به ژاپن به سرشان زد قبل از رسیدن به سواحل ژاپن به علت کمبود سوخت سقوط کنند و حداقل هواپیما به دست غریبه ها نیفتد ، این قوانین سریعا ابلاغ و عملیاتی گردید تا 7 سال بعد که پرواز شماره 007 شرکت هواپیمایی کره (کرین ایر لاینز) از نیویورک عازم سئول بود در حوالی جزایر ساخالین از مسیر بین المللی پروازی خود خارج شد و به حریم هوایی شوروی تجاوز نمود که سریعا 4 فروند هواپیمای سوخو (اگر حافظه ام یاری کند و اشتباه نکنم سوخوی 17 بودند) از همان پایگاهی که سالها قبل بلنکو فرار کرده بود برای رهگیری هواپیمای بوئینگ 747 شرکت کره ای به هوا برخاستند و به سمت آن پرواز نمودند ، اگرچه که مقامات شوروی اعلام نمودند این یک پرواز جاسوسی در پوشش مسافری بوده است ولی بعدها عنوان شد که یک اشکال و خطای ساده در دستگاههای ناوبری عامل خروج از کریدور بین المللی مسافری بوده است ، به هرحال وقتی به سرگرد اسیپوویچ فرمانده دسته پروازی اعلام میشود که به پرواز کره ای نزدیک شده و آن را مجبور به فرود نمایند ، سرگرد فرمانده اعلام میکند که در صورت انجام این کار سوخت کافی برای برگشتن به پایگاه نخواهند داشت (از برکت فرار آقای بلنکو و اعمال محدودیت در سوختگیری) به ایشان ابلاغ میشود که هواپیما را ساقط نماید که طبیعتا شلیک به یک پرنده غول پیکری مثل جامبوجت 747 بسیار ساده است و هواپیمای کره ای با 269 مسافر در دریای ژاپن سقوط نمود و متها بعد امواج دریا بخشی از بقایای این هواپیما را در شمالی ترین نقطه بخش هوکایدوی ژاپن به ساحل آورد و این تنها چیزی بود که از هواپیما به دست آمد و امروزه درست در همان نقطه در ساحل بنای یادبودی برای قربانیان این سانحه بنا شده است ، شاید اگر 7 سال پیش آن خلبان روسی فرار نکرده بود ، جنگنده های رهگیر روسی سوخت کافی داشتند و هواپیما را تا فرود اجباری اسکورت میکردند و امروز آن 270 مسافر زنده بودند ، ولی از طرف دیگر یکی از مسافران پرواز 007 کره ای اقای لارنس مک دونالد 48 ساله بود که دست بر قضا نماینده محبوب حزب دمکرات در مجلس آمریکا از ایالت جورجیا بود که مرگ ایشان در این پرواز (آن زمان جنگ سرد بین آمریکا و شوروی در اوج خود بود) سوژه ای داغ برای رسانه ها بود و نهایتا این امر منجر به این قضیه شد که چندی بعد مرحوم رونالد ریگان رئیس جمهور وقت ایالات متحده طی تصویب قانونی ارتش آمریکار را موظف نمود تا سیستم GPS ماهواره هایی را که از آنها برای ناوبری هوایی استفاده میشود (یا همان Global Positioning System) در اختیار صنعت هوانوردی تجاری نیز قرار دهد و اینگونه بود که GPS ها به عنوان وسایل کمک ناوبری پای خود را به درون کاکپیت هواپیماهای تجاری و مسافربری باز نمودند و اینبار باید بگوییم که شاید اگر 7 سال پیش آن خلبان روسی فرار نکرده بود امروزه هنوز GPS ها فقط در اختیار نیروی هوایی آمریکا بود و پروازهای مسافری و تجاری از جذابیت امروزی برخوردار نبودند . . . ببخشید که طولانی شد
    پاسخ
    بی نهایت سپاسگزارم ... واقعآ لذت بردم . راستش رو بخواهی من تا حالا از نزدیک با نحوه کار سیستم جی پی اس در هواپیما برخورد نکرده ام .. اما می توانم حدس بزنم که چقدر کار ناوبری آسان شده است .. مخصوصآ برای پرواز های روی اقیانوس که کار هر کسی نبود بدون جی پی اس از آن مسیر در شب یا روز با موفقیت عبور کند .. به همین دلیل در رژیم شاهنشاهی برای چک کردن فرمانده هواپیما .. او را در مسیر پرواز به امریکا چک اش می کردند .. مخصوصآ حضور در منطقه اپروچ فرودگاه ای شلوغی چون نیویورک .. واقعآ مشکل بود .. طرف یک ثانیه روی فرکانس شما می امد و مثل بلبل دیتاهای فرود رو اعلام می کرد .. کمک خلبان .. یا همون فردی که قراره فرمانده هواپیما بشه .. موظف بود سریع اطلاعات ارایه شده رو یادداشت کرده و به آن عمل کند .. قبول داری که کوچک ترین اشتباهی در ان ترافیکی که هر دقیقه یک هواپیما فرود می آیند چقدر سخت و دشوار بود .. ؟ از سوی دیگر خود استاد خلبان هم برای خودش یادداشت می کرد .. تا اگه شاگرد اشتباه کرد .. مشکلی پیش نیاید .. یاد خاطره ای در همین رابطه افتادم .. یادم با سرهنگ معزی برای چک فرمانده هواپیما به امریکا رفته بودیم .. روی منطقه اپروچ فرودگاه وقتی مسئول برج اطلاعات رو ارایه داد .. و کمک خلبان در پاسخ گفت .. راجر .. ! معزی بد جوری عصبانی شده و گفت .. آقا نگید راجر .. !!! چون وقت مسئول برج رو با این کلمه می گیرید .. و به سایر هواپیما ها نمی رسد .. !! ببین چقدر دقیق و به نکات جزیی توجه داشت .. ؟ یا بچه هایی که با بوئینگ 707 می پریدند .. معزی همیشه تآکید می کرد .. سرعت فرود رو همیشه چند نات زیاد محاسبه کنید .. !!! تا اگر اشتباهی صورت گرفته باشه .. موتور بوئینگ بر عکس هرکولس ها چند ثانیه طول می کشه تا پاسخ بده .. و مثل پیکان نیست که گاز بدی .. و ماشین جواب بده .. !! همان چند نات ممکن است هواپیما رو استال کنه .. !! کاری به سیاست ها و اعمال او ندارم .. ولی واقعآ نکاتی رو به شاگرد یاد می داد که به دردش بخوره .. بله .. از جی پی اس می گفتم .. باور کن بقدری عبور از فراز اقیانوس سخت و طاقت فرسا بود که نهایت ندارد .. البته ما مجبور شده بودیم ستاره شناسی هم یاد بگیریم تا با رصد ستاره ها در شب .. با تله سکوپ مخصوصی که داشتیم .. جهت اصلی رو پیدا کنیم .. البته رفرنس ما کتاب جالبی بود که امریکا در اختیار ما گذاشته بود .. و حرکت و تصویر ستاره ها رو در هر دقیقه ، ساعت ، روز ، ماه و سال پیش بینی کرده بود .. !! بعد ها از این تله سکوپ ها در زمان جنگ کمک خلبان های گراند به سایت های پدافند می رفتند .. و با ان هواپیما های خودی را از دشمن تشخیص می دادند .. !!
    در روز هم اگه سیستم ناوبری مون رو بر فراز اقیانوس از دست می دادیم .. با نفتکش ها و کشتی های مسافربری .. خودمون رو ست می کردیم .. !! واقعآ مکافات بود .. ! ولی خب در عوض مهارت بچه ها بالا می رفت .. و به معنی واقعی کاپیتان حساب می شد .. ! بگذریم
    دوست عزیزم .. من بار ها از شما خواهش کردم .. چنین اطلاعات مفیدتون را در قالب یک مطلب منت به بنده گذاشته و ارسال کنید
    تا هم خودم و هم بقیه از خواندن ان لذت ببریم .. من که عاشق خواندن این نوع اطلاعات عمومی هستم .. یادمه روزی که قرار بود خلبان روسی رو به امریکا ببرند .. چهار نفر ادم دیگه رو شکل او گریم کرده بودند .. و با پالتوی سفید بلندی بر تن و عینک بر چشم .. از فرودگاها عبورش می دادند .. تا جاسوسان شوروی او را هلاک نکنند .. !!
    بله عرض می کردم .. اگه بر بنده واقعآ منت نهید .. و از این دست خاطرات ارسال کنید .. هم یک استراحت کوتاهی من می کنم .. هم خوانندگان نفسی راحت از دست مطالب تکراری بنده می کشند .. چشمک
    منتظر هستم .. استاد
    ممنون از شما .. ببخشید پاسخ بنده هم طولانی شد

    (( خلبان مهاجر ))

    استاد گرانقدر از لطفتون سپاس بیکران دارم. آنچه مسلم است شما کوهی از تجربه و خاطره در راه خود کسب کرده اید و ما هم مشتاق شنیدن. در انتهای برنامه تلویزیونی مربوط به تاریخ صداوسیمای ایران مجری هنگام خداحافظی جمله جالبی رو بیان می کرد که مصداق حال ماست. اینکه ما آدم های خاطره بازی هستیم!!

    برایتان آرزوی سربلندی روزافزون دارم.
    یاحق

    چطور روسها یک بوئینگ747 را به همراه تمامی مسافرانش به کام مرگ فرستادند

    در ساعات پایانی روز 31 آگوست 1983 و در فرودگاه بین المللی جان اف کندی واقع در نیویورک یک فروند بویینگ 200-747 متعلق به شرکت هواپیمایی کره جنوبی خود را برای پرواز به سوی سئول آماده میکرد . بعد از سوار شدن 240 نفر مسافر و حضور 29 خدمه ، هواپیما با کسب اجازه از برج مراقبت تیک آف کرده و به سمت غرب به راه افتاد . کمی بعد از نیمه شب ، هواپیمای بویینگ به منظور سوختگیری در فرودگاه Anchorage واقع در آلاسکا فرود آمد .

    پس از انجام اقدامات لازم و گرفتن سوخت مورد نیاز ، هواپیما در ساعت 3 بامداد به وقت محلی (13:00 به وقت گرینویچ) به طرف مقصد خود به پرواز در آمد . مسیر پیش بینی شده برای پرواز عبارت بود از حرکت به سمت غرب و سپس گردش به سمت جنوب . می توانید در تصویر زیر مسیر پیش بینی شده را مشاهد بفرمایید.

    ما همانگونه که در شکل مشخص است، هواپیمادر اثر یک اشتباه ساده از مسیر تعیین شده خارج شد و در اثر آن از روی شبه جزیره کامچاتکا (متعلق به شوروی) عبور کرد و سپس با گذر از دریای اختسک به سمت جزیره ساخالین در حرکت بود . در این لحظات ، چند فروند جنگنده میگ 23 و سوخو 15 نیروی هوایی شوروی به پرواز در آمده بودند و در حال حرکت به سمت هواپیما بودند. در ساعت 18:26 دقیقه به وقت گرینویچ یکی از جنگنده های Su-15 که از پایگاه هوایی «دالینسک سکول» به پرواز در آمده بود با شلیک یک تیر موشک هوا به هوا ، هواپیمای کره ای را ساقط کرد . هواپیما در 55 کیلومتری جزیره مونرون به دریا برخورد کرد و از هم متلاشی شد ، تمامی مسافران و خدمه هواپیما نیز در جا کشته شدند . در ساعات اولیه ناپدید شدن هواپیما به اشتباه گمان می رفت که روسها هواپیما را مجبور به فرود در جزیر ساخالین کرده اند که مدتی بعد رد شد . بعد از اصابت موشک ، هواپیما به دلیل کاهش فشار سریع ، شروع به کم کردن ارتفاع نمود و این روند تا زمان برخورد به سطح دریا ( 18:27:46 به وقت گرینویچ) ادامه یافت . روسها به سرعت توانستند تا اطلاعات جعبه سیاه هواپیما را پیدا کنند اما از ارائه آنها به مراجع ذیصلاح خودداری کردند ، اما بعد از به قدرت رسیدن یلتسین در روسیه ، اطلاعات جعبه سیاه هواپیما در اختیار مراجع ذیصلاح قرار گرفت . اطلاعات به دست آمده از جعبه سیاه هواپیما نشان می داد که خدمه از تجاوز به حریم هوایی شوروی بی اطلاع بوده اند .
    سازمان بین المللی هوانوردی غیر نظامی (ایکائو) در دو مقطع به انجام بازرسی در مورد سقوط این هواپیما پرداخت . بار اول بلافاصله بعد از سقوط هواپیما و بار دوم نیز در سال 1991 و بعد از ارائه اطلاعات جعبه سیاه بود . اما هر دو بازرسی بر این مطلب صحه گذاشتند که تجاوز هواپیمای کره ای به حریم هوایی شوروی تصادفی بوده است.
    خلبانی که بویینگ 747 را ساقط کرده بود ادعا کرده بود که پیش از شلیک موشکها به سمت هواپیما ، تعدادی تیر مسلسل به عنوان اخطار به طرف هواپیما شلیک شده بود ، حتی اگر وی چنین کاری انجام داده باشد ، بر اساس اطلاعات جعبه سیاه ،خدمه هواپیمای کره ای موفق به دیدن آنها و فهمیدن شرایط نشده بودند . همچنین روسها ادعا کرده بودند که پیش از ساقط کردن هواپیما ، سعی در برقراری ارتباط رادیویی با آن داشته بودند اما موفق نشده بودند . همچنین خلبان روسی در ارتباط رادیویی با ایستگاه رادار اعلام کرده بود که هواپیما با چراغهای نوک بال روشن در حال حرکت است اما متصدی رادار دچار اشتباه شد و فکر کرد که هواپیما با چراغهای خاموش در حال حرکت است و این از نظر وی به معنی این بود که هواپیما در حال انجام یک پرواز جاسوسی می باشد از این رو دستور ساقط کردن هواپیما صادر شده بود .

    بعد از حادثه رقابت آمریکا و شوروی برای پیدا کردن جعبه سیاه هواپیما آغاز شد .آمریکاییها تمام تلاش خود را بکار بستند و با هواپیماهای گشت دریایی E-2C وجب به وجب اقیانوس را برای پیدا کردن لاشه هواپیما و جعبه سیاه کاوش میکردند . در حالیکه جنگنده های F-15C از آنها در مقابل هواپیماهای روسی میگ 23 ، میگ 25 و میگ 31 مستقر در پایگاههای نزدیک به محل سقوط حفاظت میکردند . اما دست روسها زودتر به جعبه سیاه هواپیما رسید ، با این وجود هیچ گونه اطلاعاتی از جعبه سیاه تا 8 سال بعد از سانحه منتشر نشد . عدم وجود اطلاعات دقیق باعث شد تا چندین فرضیه در مورد سانحه بوجود آید . فرضیه هایی که نادرستی بسیاری از آنها بعد از ارائه اطلاعات جعبه سیاه از سوی دولت یلتسین ثابت شد .

    یکی از فرضیه ها احتمال می داد که روسها ، هواپیمای کره ای را با یک هواپیمای RC-135 نیروی هوایی آمریکا که در حال پرواز در همان نزدیکی بود اشتباه گرفته بودند و از این رو آن را ساقط کرده بودند .

    یکی دیگر از فرضیه ها که اصرار زیادی نیز بر آن می شد این بود که این پرواز بخشی از یک ماموریت کسب اطلاعات در مورد پوشش راداری شوروی و عکس العمل سیستم دفاعی این کشور بوده که در جهت منافع آمریکا انجام می شده است . نیروی هوایی آمریکا بارها از این روش استفاده کرده بود و برای یافتن نقاط کور راداری در شوروی ، چندین هواپیمای خود را راهی حریم هوایی شوروی کرده بود که بسیاری از آنها نیز توسط نیروهایی شوروی از بین رفته بودند . اما ممکن بود که آمریکا بخواهد تا از یک هواپیمایی غیر نظامی به عنوان طعمه استفاده کند تا متوجه عکس العمل سیستم دفاعی شوروی بشود . در این حالت در بدترین شرایط هواپیما مجبور به فرود می شد و پس از مدتی آزاد می شد اما اینبار روسها در همان اول کار هواپیما را ساقط کرده بودند . مارشال روسی نیکولای ارگاکف نیز در کنفرانس مطبوعاتی برگزار شده در مورد این حادثه ، با نمایش نقشه ای از تجاوز بویینگ 747 به حریم هوایی شوروی مدعی شده بود که این کار با قصد قبلی صورت گرفته است .

    حتی بعضی پا را فراتر گذاشتند و مدعی شدند که هواپیما به علت اصابت موشک سقوط نکرده است . اینان فاصله ای در حدود 20 دقیقه را از زمان اصابت موشک تا برخورد هواپیما به زمین متصور می شدند که بعد از انتشار اطلاعات جعبه سیاه ، نادرستی این فرضیه کاملا ثابت شد .


    سرهنگ اسيپويچ : پشيمان نيستم
    خلبان روسي هنوز هم اصرار دارد كه KAL 007 در حال جاسوسي بوده است .

    صبح روز 1 سپتامبر 1983 ، آژير خطر در پايگاهي تقريبا سري در جزيره ساخالين (متعلق به شوروي) به صدا در آمد و ظرف مدت كمي چند فروند جنگنده رهگير MiG-23 و Su-15 نيروي هوايي شوروي سابق به هوا برخاستند تا هواپيمايي را كه وارد حريم هوايي شوروي شده بود رهگيري نمايند . «گنادي اسيپويچ» خلبان يكي از Su-15 ها بود.وي به خوبي لحظه اي كه آژير خطر را شنيده بود ،به خاطر مي آورد وي در مورد آن ميگويد :« اين (آژير خطر) براي ما همه چيز بود ، اين به اين معنا بود كه بايد به آسمان برويم و كسي (هواپيمايي) را بكشيم» . كنترلر رادار زمني وي را به سمت هواپيماي ناشناس هدايت كرد و او را طوري راهنمايي كرد كه در پشت هواپيماي ناشناس قرار بگيرد. «اسيپويچ» موفق شد تا از فاصله 13 كيلومتري (8 مايلي) آن هواپيما را در سايت نشانه روي خود ببينيد. اولين چيزي كه به ذهن وي رسيد اين بود كه هواپيماي ناشناس ممكن است يك فروند هواپيماي باري شوروي باشد كه جهت تست ميزان آمادگي نيروي هوايي استفاده شده است . بعد از مدتي تعقيب كردن هواپيما از فاصله دور ، وي تصميم گرفت تا جهت اطلاع از ماهيت هواپيما از نزديك نگاهي به آن بيندازد. كمي بعد وي در فاصله 150 تا 200 متري هواپيما قرار گرفته بود.
    اسيپويچ» ادعا ميكند كه با مشاهده چراغهاي چشمك زن و دو رديف پنجره در بدنه هواپيما ، متوجه شده است كه هواپيما مي بايست پرنده اي غير نظامي باشد . اما وي عقيده داشت كه به سادگي ميتوان يك پرنده غيرنظامي را با انجام تغييراتي براي استفاده در ماموريت هاي نظامي آماده كرد.
    براي مدتها كارشناسان بر اين تصور بودند كه خلبان روسي، 747 كره اي را با يك فروند RC-135 آمريكايي اشتباه گرفته است و از اين رو دست به ساقط كردن آم زده است . اما سرهنگ «اسيپويچ» صريجا اذعان دارد كه وي ميدانست كه با يك هواپيماي غيرنظامي سر و كار دارد نه يك فروند RC-135 . اما شرايط و تفكرات خاص دوران جنگ سرد باعث شده بود تا وي بر اين تصور باشد كه هواپيما نه در يك پرواز تجاري كه در يك پرواز جاسوس بر فراز سرزمين شوروي قرار دارد.
    اين تفكر باعث شد تا او متخاصم بودن هواپيما را تاييد نموده و به رادار زميني گزارش كرده و از كنترلر رادار زميني كسب تكليف نمايد. البته «اسيپويچ» بعدها فاش كرد كه وي شرح دقيقي از ظاهر هواپيماي ناشناس را به رادار زميني مخابره نكرده بود. وي ميگويد : « من به كنترلر رادار زميني نگفتم كه هواپيما از نوع بويينگ است ، آنها خودشان هم چيزي نپرسيدند» البته وي به رادار اطلاع داده بود كه هواپيما داراي چراغ هاي چشمك زن هست . كنترلر در جواب كسب تكليف او گفته بود كه او مي بايست هواپيما را مجبور به فرود در خاك شوروي نمايد . به منظور اخظار دادن به خدمه هواپيما و مجبور كردن آنان به فرود ، «اسيپويچ» از مسلسل هواپيمايش سه بار استفاده كرد و در مجموع 520 تير به اطراف هواپيما شليك كرد، اما از آنجايي كه هيچ گلوله رسامي بين گلوله هاي مسلسل وي وجود نداشت ، قطعا خلبانان 747 نتوانسته بودند تا موفق به درك موقعيت شده باشند . او مدعي است كه حتي اگر خلبانان كره اي متوجه شليك گلوله نشده اند حداقل ميبايست نور حاصله از شليك گلوله هاي مسلسلش را ديده باشند يا اينكه متوجه چراغهاي روشن Su-15 شده باشند .«اسيپويچ» چراغهاي هواپيماي خود را روشن كرده بود تا به 747 پيام بدهد كه به دنبال وي حركت كند و گرنه ميبايست رسيك نابودشدن را قبول كند.اما هنوز هم هيچ رفتاري از سوي هواپيماي ناشناس مبني بر تبعيت از رهگير شوروي مشاهده نشده بود . وي تلاشي هم نكرد تا با استفاده از راديو با 747 ارتباط برقرار كند . از نظر وي نه وقت آن موجود بود و نه زبان يكديگر را ميدانستند . امري كه متخاصم بودن آنها را كاملا تاييد ميكرد. مشكلي كه در آن لحظات گريبانگير «اسيپويچ» و ساير مقامات شوروي بود چيزي جز «زمان» نبود . هواپيماي ناشناس تا چند دقيقه ديگر از فضاي هوايي شوروي خارج ميشد و وارد فضاي هوايي بين المللي ميشد . در حاليكه «اسيپويچ» نگران اين بود كه تا چند دقيقه ديگر هواپيما از فضاي هوايي شوروي خارج ميشود و ميبايست هر چه سريعتر اقدامي انجام داد ، ناگهان هواپيماي كره اي سرعتش را 350 نات كاهش داد ، اين كاهش سرعت باعث نگراني «اسيپويچ» شد، وي گمان كرد كه هواپيماي ناشناس متوجه حضور او شده است و اكنون ميخواهد تا به نحوي از تيررس او خارج شود . اما كارشناسان معتقدند كه خلبانان 747 كره اي در آن نقطه متوجه خروجشان از مسير برنامه ريزي شده بودند و با آن كاهش سرعت قصد برگشت به مسير برنامه ريزي شده خود را داشتند ، اما «اسيپويچ» چنين چيزي را قبول نداشت ، و بر آن شد تا تصميم خود مبني بر ساقط كردن هواپيماي ناشناس را عملي سازد. او ابتدا براي اينكه كاملا مطمئن شود كه احيانا يك هواپيماي باري شوروي را ساقط نميكند ، سيگنالهاي الكترونيكيي از هواپيمايش ارسال كرد كه در صورتي كه هواپيماي ناشناس متعلق به شوروي بود ، به آن جواب داده مي شد و خودي بودن هواپيما مشخص ميشد ، اما از آنجايي كه هواپيماهاي غيرنظامي غربي به چنين سيستمي مجهز نبودند ، قاعدتا قادر به دريافت اين سيگنالها و ارسال جواب به آنها نيز نبودند. وي با انجام مانوري پشت سر هواپيماي كره اي قرار گرفت و دو موشك هوا به هوا به سوي آن شليك كرده و 747 كره اي را به همراه 269 مسافرش سرنگون كرد ، اتفاقي كه بوريس يلتسين بعدها آنرا بزرگترين تراژدي جنگ سرد توصيف كرد.
    http://www.centralclubs.com/747-t13816.html

    خاطرات خلبانان نیروی هوایی در 8 سال جنگ
    http://iranian-airforce.blogfa.com/

    سلام عمو بهروز ...
    خوشحالم كه كامنتي كه براتون فرستاده بودم موجب شد شما مطلبي با تحليل بسيار قوي خودتون بنويسيد...
    ببخشيد كمي دير كامنت ميذارم . متاسفانه اين روزها درگيري هام زياد شده و كمتر ميتونم به اينترنت سر بزنم . شايد باورتون نشه اما هر وقت كه كمتر ميتونم به سايت تون سر بزنم كلي افسردگي ميگيرم.
    خوشحالم كه مطلبتون مثل هميشه بدون پيش داوري و يك جانبه نگري بود و البته به نظر من در خصوص اين مساله فرار يا خيانت يا هر چيز ديگه اي كه اسمش رو ميشه گذاشت هر چه قدر بپردازيم باز هم كمه . چون موضوعي هست كه جامعه ي ما شديدن داره درگيرش ميشه . اونم توي تخصص هاي مختلف از دكتر و مهندس گرفته تا حتي تعمير كار حرفه اي خودرو ...
    در خصوص فشار ها روي پرسنل نوشتيد يادمه بچه كه بودم هميشه يه ترس عجيبي از همين گروه ضربت تو دلم بود.اگه اشتباه نكنم و درست يادم مونده باشه يكي از محل هاي استقرارشون يه كانتينري بود نزديك درمانگاه شهرك توحيد . البته از اون سالها خيلي ميگذره .
    اما چيزي كه خوب يادم مونده ترس هميشگيه من بود از اون عزيزان. اونم با وجودي كه بنده خداها اصلا كاري به كار ما نداشتن . نميدونم دليل اين ترس چي بود اما شايد به خاطر اين بود كه توي عالم بچه گي مدام در محيط پايگاه ميديدم همه ميترسن منم فكر كردم لابد منه بچه ي فسقلي هم بايد بترسم ( چشمك ) . شايد تنها برخوردي كه يكي دوبار ديدم اونها انجام دادن برخورد با چند تا از بچه هاي بلوك ما ( بلوك 34 ) سر جريان چهارشنبه سوري بود كه يادمه يه بار موهاي سر يكيشون رو از ته تراشيده بودن .
    يه نمونه ي ديگه از تندروي هايي كه كه اخيرا ديدم و به نظرم عاقبت خوبي نداره توي پايگاه يكم بود كه براي كاري رفته بودم كه با تعجب گشت هاي موتور سوار دژبان رو داخل پايگاه ميديدم كه مدام تردد ميكنن . وقتي از يكي دو نفري كه ساكن پايگاه بودن پرسيدم گفتن اين گشت ها براي مقابله با بد حجابي و مسائل اين چنيني ... هست . البته نميدونم اين ادعاي اون ساكنين چقدر درست بود چون پدر من سالهاست بازنشسته شده. اما كاش روزي برسه كه ما ياد بگيريم نميشه بد حجابي رو با زور حل كرد و بايد از طريق فرهنگي اين مساله رو حل كرد . و اين گشت ها چه در پايگاه هاي هوايي و چه در غالب گشت ارشاد پليس در جامعه به جاي مقابله با چنين چيزي به برقراري نظم و امنيت در جامعه كمك كنن. البته اين قسمت اخر نظر شخصيه من هست كه ميتونه صد در صد غلط باشه .
    سرتون رو درد اوردم.
    در پناه خدا هميشه پيروز باشيد ..
    زيباي پنهان
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنینم زیبای پنهان جان
    بسیار سپاسگزارم که مطلب و تصاویر جالب شما انگیزه اولی و حتی یاد اور خیلی خاطرات شد
    خیلی سعی کردم وارد مقولات سیاسی یا پیش داوری نشوم
    بقدری عجله داشتم .. در تیتر ها از نظر فعل زمان توجه نکردم .. دوستان اندیشمندم محبت و بزرگواری کرده و به من تذکر دادند .. و من خدا رو شکر می کنم چنین دوستان اگاه و نازنینی دارم
    یکی از ویژه گی های این پست .. شکستن رکورد بازدید کنندکان طی این سه سال بود .. !! قبلآ ده هزار و دویست و خرده ای بود .. اما دیروز به رقم دوازده هزار نفر رسید که بیش از شش هزار نفر فقط این پست ار در کم تر از 24 ساعت خوانده بودند
    من از همه خونندگان به ویژه شما و آولانچ نازنینم که موجب ارتقای سطح علمی سایت شده .. خلبان مهاجر گرامی .. و علی کدخدایی و سایر بزرگوارانی که کامنت های پر بار درج می کنند ممنون و سپاسگزارم
    امیدوارم .. هر وقت سرت خلوت شد .. حتمآ ببینمت
    ممنون از حضورت

    سلام کاپیتان
    چندین وقته دارم مطالبتو می خونم ولی اولین کامنتمه....
    به هر حال سرهنگ یه حسی بهم میگه خودت نیستی یه جورایی داری تو جلد کسی دیگه میری...
    نمیدونم من دوستان خلبان زیادی داشتم اما بعضی نوشته هات یا جانب داری هات و دغدغه های فرهنگیت از جنس اونا نیست ....شایدم اونا یه جور دیگه بودند به هر حال بنظرم به جای مطلب قبلی اگر در مورد بحران پرواز ها در اروپا و دلایل فنیش مینوشتی شایسته تر بود..
    در هر صورت هر چی به خوردمون بدی حال میکنیم
    دمتم گرم به امید سر افرازی همه خلبانهای ایرانی
    قربونت
    پاسخ
    فرشاد عزیز و نازنین
    حق داری .. شاید بزرگ ترین دلیلش که مثل سایرین نیستم .. خانه نشینی و بیماری های متعددی باشه که دست به گریبانم .. و حس افسردگی که گاهی داغونم می کنه .. و تنها به نوشتن پناه می برم .. و تنها دلخوشی ام همین چند تا دوست و جوانان نسل امروز هستند
    حال .. این را هم سرزنش ام می کنید .. !!
    برای دانستن و اگاهی از مسایل اتحادیه اروپا و سایر دغدغه هایی از نوع جنس دوستان شما .. باید مثل اون ها ذی نفع هم باشم .. در ایرلاینی .. مشاوره بدم .. پرواز کنم .. اموزش بدهم .. بله اون وقت غم رفتگران و مسئولان فلیت سرویس در اقصی نقاط جهان هم برایم مهم جلوه می کند .. و همه جا با دوستانم و در اجتماع بازگو می کردم .. من که نه تلویزیون نگاه می کنم .. نه روزنامه می خوانم .. و همه چیزم شده همین سایت .. چه انتظاری فرا تر از آن دارید
    بله من حق رو به شما می دهم .. از جنس هیچ کس نیستم .. مثل هیچ کس هم نیستم .. ای کاش می تونستم مشکل و فشار هایی که رویم است رو برایت تعریف می کردم .. تا می دیدی که خیلی پوست کلفت و بی غیرت هم هستم در این شرایط مطلب هم می نویسم ...... !!!!!!!
    ممنون

    سلام عمو جان
    بهروز خان مثل همیشه مطلب جالبی رو عنوان کردید ولی عمو بهروز به قول خودت و یکی از دوستان که کامنت گذاشته بود هر فراری حتمن یه دلیل داره ولی به قول شما دیگه فرار به عراق غیر قابل توجیه بود. از شما تشکر می کنم به خاطر این همه وقت که برای سایت و جواب به کامنت ها می زارید.
    عمو من فقط خواستم تشکر کنم و راضی نیستم زحمت بکشی به من پاسخ بدی.
    تا بعد
    سلامت و سرافراز باشید
    پاسخ
    فدات بشم رضا جان نازنین
    خوشحالم که مورد پسند شما دوست خوبم واقع شد
    رضا جان .. پاسخ به کامنت ها تنها جزئی از وظیفه ام در قبال دوستان بزرگواری است که زحمت کشیده وقت صرف می کنند برای حقیر نظرشون رو درج می کنند ... و این کم ترین کاری است که می تونم جبران کنم
    ممنون عزیزم

    سلام کاپیتان
    خسته نباشید و بابت مطلب زیبایتان ممنون
    شاید تفاوتی که بین این سایت و بقیه سایتها هست و اغلب هم زیاد به چشم نمیاد تفاوت در نوع کامنتهاست که بغیر از موارد تشکر و سلام و احوالپرسی حاوی مطالب جالب و آموزنده ای است که خوانندگان محترم سایت ارسال می کنند و اغلب هم درباره موضوع روز سایت است واقعا همیشه بعد از خواندن پست ها و نوشته های عالی تان سری هم به کامنت ها میزنم و از انها لذت میبرم.جا داره اینجا غیر از خودتان که احترام و حرمت خاصی برای بنده دارید از دوستان دیگری که با ارسال مطالب زیبا ما را بهره مند می کنند تشکر کنم و اگر خلبان مهاجر عزیز هم فرصت کردند درباره شیوه فرار خلبان روسی که اشاره کردند مطلبی را ارسال کنند.

    یا علی
    پاسخ
    حمید جان قطعآ همین طور است .. کامنت ها برای خود بنده هم آموزنده و جالب است .. به محضی که چشمم رو از خواب باز می کنم .. یک راست پشت میز نشسته و اول کامنت ها رو پاسخ می دهم .. بعد غذا می خورم ..
    دوستان نازنینی مثل اوالانچ و خلبان مهاجر .. و خیلی دیگر از بزرگان که باید از همه خوانندگان نام ببرم .. واقعآ یا با پرسش های خود باب تازه ای از مسایل علمی رو باز می کنند .. یا با کامنت های تاریخی .. واقعا حال و هوای تازه ای به سایت می دهند . از همه ممنونم
    از شما هم که به این نکات توجه می فرمایی .. سپاسگزارم

    سلام استاد گرامی خسته نباشید.

    پست زیبایی بود.

    راجع به عملکرد یک چنین افرادی نمیشود یکطرفه قضاوت کرد اما در هرحال اگر هم میخواستند فرار کنند نباید هواپیما را با خود میبردند .

    اینجاش دیگه اسمش خیانته...

    راستی استاد مطلب جدیدم تا امشب اماده میشه هر موقع امر فرمودید ادرس و رمز وبلاگ پیشنوس خودم را میدهم تا از انجا بردارید.

    سربلند باشید.

    علی اصغر صفری.
    پاسخ
    ممنون علی جان
    زیاد عجله نکن .. به فاصله یک پست دیگر هم فرصت داری .. چون مطلب بعدی ام در باره ابرهای آتشفشان است .. و همه تصویری است و از حادثه واقعی که برای یک جامبو جت پیش آمده بود را ترجمه کرده و همراه با عکس هایش ارایه خواهم داد .. دیشب یک سوم عکس ها را آپلود کردم .. امشب به امید خدا تمامش می کنم .. 120 تا عکس از لحظات حادثه است که سازمان نشنال جئوگرافی بازسازی کزده است
    بعد از آن مطلب شما را درج خواهم کرد
    در باره فرار ها هم حق با شماست
    ممنون از شما

    اول اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی
    و دوم اردیبهشت ماه سال روز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و روز زمین پاک گرامیباد
    احمد رضادلیران فیروز
    پاسخ
    جناب دلیران نازنین
    از شما به خاطر دقت نظر .. و حرمت به ایام ملی و همکاری با این سایت تقدیر و تشکر می کنم
    ممنون از شما

    سلام عمو
    يه مورد فرار خلبان رو جا انداختي...اگه گفتي؟؟اف 5 كه رفت عربستان....حرفهاي زيادي دارم ولي ميترسم محرمانه باشه و از طرفي هم ميترسم دايي ناراحت بشه
    پاسخ
    آرش جان .. بله حق با شماست . اما من اشاره کردم اون هایی که خودم شاهدش بودم رو می نویسم .. ضمن این که اگه همه را کامل می نوشتم .. تضعیف ارتش بود .. قبول کن .. همینش هم موجب تآسف است و گرنه کاری نداشت من در باره همه فرار ها یک لیست طولانی ردیف می کردم .. !! آن ها اشتباهی مرتکب شدند .. حال من هم اون اشتباه ان ها را انعکاس بدهم .. !!؟
    شما اگر مسایلی رو می دونی .. و نمی خواهی دایی بزرگوارت دلخور بشه .. برایم ارسال کن من می نویسم
    ممنون از شما

    سلام جناب مدرسی عزیز
    این مطلب هم مثل همه مطالب قبلی سایتتون جالب و جذاب و خوندنی بود. بابت این که وقت می ذارین و ما رو در جریان این مطالب قرار می دین ممنون. چون معمولا این جور چیزها جای خاصی گفته نمیشه یا شاید هم من ندیدم و نشنیدم.
    امیدوارم همیشه همه مردم دنیا در صلح و آرامش کنار هم زندگی کنن.
    برای شما هم آرزوی سلامتی و سربلندی دارم.

    از طرف من نوه های نازنین تون رو ببوسین.
    پاسخ
    ممنون مهدی جان عزیزم
    خوشحالم که پسندیدی .. عزیزم من وظیفه ام است .. من باید از شما تشکر کنم که تشریف می اورید . و وقت صرف خواندن آن ها می کنید
    در باره درج شدن این نوع مسایل .. باید عرض کنم .. بعید می دونم جایی درج شده باشد .. چون من مشاهدات و تحلیل خودم رو از ان ها بیان کردم
    از طرفی هم معمولآ این گونه فرار ها کم تر در جایی درج می شود
    هدف من هم زدودن ننگ این حرکات از دامن ارتش قهرمان است .. که بگم این هایی که به عراق رفتند .. ایرانی نبودند .. همین
    ممنون از شما

    عموجان سه باره سلام
    تویه موضوع قبلی در مورد فاکتور جدید پیج رنک گوگل سوال داشتید . این لینک رو ببینید و از افزونه پیشنهادی استفاده کنید:
    فاکتور جدید گوگل در پیج رنک صفحات!
    http://www.2daylink.com/linkbox/archives/002123.html

    در مورد آپلود تصاویرتون هم یه سایت دیگه هم هست که من خودم از این یکی دارم استفاده میکنم.
    http://img98.com/
    عمو شما فقط لب تر کن من اونقدر واست پیشنهادات میدم که بگی کچلم کردی.

    مخلصیم. من به امید شما دارم یکمی از پوست افسردگیم در میام. فقط مطالب سایتتون رو زود به زود آپ کنید.

    همیشه سرزنده باشید.
    پاسخ
    ممنون سهیل جان عزیز و نازنینم
    دست گلت درد نکنه .. واقعآ نجانم دادی .. هرگز محبت های شما رو فراموش نمی کنم .. در باره لینک اولی .. رفتم نرم افزار مربوطه رو دو باره هم از دو جا دانلودش کردم .. اما موقع باز کردن از زیپ .. فایل اجرایی در هیچ کدوم از اون دو تا فایل پیشنهادی نبود .. بگذریم
    در باره لینک دیگری که برای آپلود معرفی کردی .. باید عرض کنم .. من دیگه به هیچ سایت اپلود ایرانی بلانسبت این دوست شما .. اعتمادی نمی کنم
    اون یکی که بیش از دو سال همه تصاویر وبلاگ و سایت ام رو در آن آپلود می کردم .. به من قول داد تا زنده است من نگران تصاویرم نباشم .. اما خیلی زود سایت اش دچار مشکل شد .. !!
    بنده خدا تقصیری نداره .. مشکلات سرور های غیر معتبر همین است .. اهمیتی به آبرو و اعتبار صاحبان تصاویر و مدیران سایت ها نمی دهند .. ضمن این که فقط من برعکس سایر سایت ها روی طراحی تصاویر وقت گذاشته و اهمیت می دهم .. برای خیلی سایت ها حذف تصاویر معنایی نداره .. اصلآ خودشون بعد از مدتی حذف می کنند .. !!
    به هر حال ممنون از لطف شما دوست عزیزم

    سلام اقای مدرسی
    پست خیلی جالبی بود می بینم که رکورد شکسته!تبریک میگم.کمتر سایتی است که اینقدر بازدیدکننده داشته باشه.فقط خیلی جمع و جور نوشته بودین.تحت فشار که نیستید؟قبلا مفصلتر مینوشتید.من هم نظر شما را دارم یعنی خلبانانی که به عراق نرفتند را خائن نمیدونم احتمالا خیلی ناامید بوده اند.یک صحبتی هم با خواننده عزیز خلبان مهاجر دارم برادر شما قرار بود خاطراتت را بنویسی؟؟شاید پشیمان شدی؟ به هرحال ما منتظریم.قربان شما.انشا... پست بعدی از این هم بیشتر خواننده دارد.
    پاسخ
    سرور گرامی تهرانی جان نازنین
    از این که از این مطلب خوشت اومده است ، سپاسگزارم . ممنون که توجه می کنی .. بله رکورد پربیننده ترین شکسته شد .. قبلآ ده هزار و خرده ای بود .. اما این پست به دوازده هزار و خرده ای رسید .. که مدیون حضور شما یاران می باشم . جناب تهرانی من در این پست مخصوصآ نخواستم وارد مباحث سیاسی و اثرات مخرب اش در خروج خلبانان بشم .. بعدش هم خلبانان شخصی ر و قلم گرفتم .. و در مورد نظامی ها هم .. به تعداد انگشت شماری فقط اشاره کردم ..
    از شما چه پنهان این نوع مطالب .. اخر و عاقبت خوبی نداره .. ممکنه بعضی ها همین چند خط انتقادی رو که معمولآ خودشون هم معترف اند ، بر نتابند .. !! در حد یک اشاره فکر می کنم کافی است .
    ضمن این که من فقط می خواستم رو خلبانانی که به عراق گریخته بودند مانور داده .. و کالبد شکافی کنم .. به هر حال تلافی آن ار در پست بعدی حسابی در اوردم .. !! ممنون از شما

    با سلام مجدد خدمت اقای مدرسی عزییز
    عمو جان تقریبا یه ماهی می شد که مطالب سایت و نخونده بودم امروزفک کنم از ساعت دوازده دوازده ونیم که دارم مطالبتو نو می خونم فک کنم واسه امروز کافی باشه .. چشمک حالم بهتر بود تونستم بیام پیشتون .. اون پستی که در مورده دوستتون ریچارد نوشته بودیدو خوندم .. من اطلاعاتی در مورد ابر های سی بی نداشتم ..! راستش کلا در مورده هواپیماها و نیروی هوایی چیزه خاصی نمی دونم .. من معماری می خونم واسه همین بیشتر جذب ساختمونای تاریخی و قدیمی میشم .. نجومم می خونم .. ولی تا حالا ابرها نظرمو جلب نکرده بودن مطالب فوق العاده ای بود..مچکرم
    راستی عمو جان تو کامنت قبلی که واستون گذاشتم نوشتید عید یه سری تو راه مشهد بهم میزنید ..!چشمک فک کنم اشتباه نوشتاری بوده دیگههه ؟خوشحال میشم تابستون بتونم ببینمتون
    راستی دوستتون مسعود اوحدی رو هم که گفتید می شناسم یادمه کوچیکتر که بودم برنامه هاشو نگا میکردم ..
    دهکده ی لیوان رو هم من نرفتم ولی اسمشو شنیدم .. اشکالی نداره از این به بعد تو راه مشهد به جای لیوان به ما افتخار بدیدوبه گرگان یه سرکی بزنید .. ته گرگانم به یه جنگل خوشکل ختم میشه.. یه روستاییم به اسم زیارت داره که جای خوش اب و هواییه حیف که گرگان بیایدو اونجا نرید ..
    بیشتر از این وقتتونو نمی گیرم
    روزی شاد و پر انرژی همراه با سلامتی داشته باشید
    با تشکر و احترام نوشین
    پاسخ
    دختر عزیز و نازنیم نوشین نازنین
    ممنون از شما .. نمی دونی چقدر خوشحالم که حالت خوب شده و قادری پشت میز کامپیوترت بشینی .. خدا رو شکر .. خیلی غصه می خوردم . فقط خودم رو دلداری می دادم که به خیر گذشته است .. و به جنبه مثبت آن فکر می کردم .
    نوشین جان .. یادم بینداز اگه عمری بود .. و قرار شد ببینمت ، یک فیلم جالب از مستند نشنال جئوگرافی در باره معماری .. و اشتباه بزرگ یک مهندس در ساخت یک آسمانخراش بزرگ که زیر ان هتل و کازینو بود .. برایت به عنوان هدیه تقدیم کنم .. یک مستند زیبای دیگری در باره شاتل فضایی که در هوا منفجر شد رو دارم .. می دونی نشنال جئوگرافی در بازسازی حوادث خیلی تبحر دارد .. و فیلم هایی که از بازسازی سوانح مختلف می سازه .. بی نهایت جذاب و نفس گیر هستند
    من مجموعه مستند هایم رو حتی به دخترم هم نداده ام .. چون کسی که به من هدیه داده است .. قول گرفته به هیچ عنوان به کسی ندهم .. چون او در خارج است و من به کرات نام او رو در سایت اشاره کردم . و در کشور کوچکی مثل سوئد .. خیلی زود ایرانی ها شناخته می شوند .. و این کار یعنی کپی غیر مجاز بر عکس ایران .. اون جا جرایم بسیار بالایی داشته و شدیدآ برخورد می کنند
    اما من چون می دونم شما دختر گلم اهل کپی کشیدن نیستی .. این دو فیلم رو که در رابطه با رشته کاری است .. تقدیم خواهم کرد
    دخترم .. مطمئن باش اگر قرار شد از مسیر هراز به مشهد بروم .. حتمآ حتمآ سری به شما و خانواده محترمت خواهم زد
    خوشحالم که مسعود اوحدی رو می شناسی .. انسان نازنینی است
    از دوستان قدیمی ام است که البته مدتی است از او بی خبرم ..
    ممنون زا شما

    ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است .
    ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد می‌رسد.
    اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۲۵ درجه) را تجربه می‌کنند.
    ایران، دومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.
    دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهره‌برداری است.
    گردشگری ایران به عنوان یک صنعت از ظرفیت‌های بسیار بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است.
    بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه‌های طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبوده‌است
    لازم به توضیح است که در سال گذشته و در حالی که جهان در اوج بحران اقتصادی بی سابقه خود به سر می برد صنعت گردشگری در حدود 1000 میلیارد دلار درآمد نصیب کشورهای دنیا کرده است که متاسفانه سهم ایران با این همه امکانات و موقعیت های عالی به کمتر از دو دهم یک درصد و در حدود یک میلیارد و نیم بالغ میشود .
    در سال 2008، در حدود 2 ميليون گردشگر خارجی از ایران بازدید کرده‌اند و این در حالی است که در این سال ۸۴۲ میلیون جهانگرد در دنیا سفر کرده‌اند. این صنعت از توسعه‌ای که شایستهٔ آن است برخوردار نبوده‌است. از دلایل آن می‌توان به آماده نبودن بسترهای اقتصادی مناسب در ایران برای جذب سرمایه‌گذاری در ساخت هتل و سایر صنایع جانبی این حوزه اشاره کرد.
    بی‌خبر بودن سرمایه‌گذاران از زمینه‌های موجود در ایران و تبلیغات ضعیف و نیز انتشار اخبار نادرست و منفی از ایران،از موانع در راه رشد صنعت گردشگری در ایران است[

    مقایسه با ایران، برخی کشورها توانسته‌اند کارنامه موفقی را در این زمینه از خود برجای بگذارند. به طور مثال تنها در سال ۲۰۰۷ میلادی، حدود ۱۵ میلیون گردشگر خارجی از شهر دبی در کشور امارات متحده عربی در جنوب خلیج فارس دیدار کردند
    این در حالی است که کشور ایران با سهمی کمتر از یک پانزدهم تعداد گردشگران شهر دبی در سال مشابه، تنها کمتر از یک درصد سهم درآمد جهانی از صنعت توریسم را به خود اختصاص داده‌است.
    وقتی جهانگردان به کشوری وارد می‌شوندالزاماً باید هزینه‌هایی را در ان کشور بپردازند مثل هزینه غذا و هزینه محل اقامت و هتل ومهمانخانه، هزینه تفریحات، هزینه حمل و نقل، هزینه گشتها، تورها، و همچنین پولی که بابت خرید سوغاتی و کالای بومی کشور میزبان می‌پردازند و هزینه ورود به موزه یا مکان دیدنی این هزینه‌ها از طریق ارزی که وارد کشور میزبان می‌کنند باعث رونق اقتصادی کشور میزبان می‌شوند به جهان گردان صادرات نامرئی هم می‌گویند.
    با توسعه فعالیتهای جهانگردی زمینه برای ایجاد اشتغال فراهم می‌شود و این امر برای کشورهایی که با جمعیت جوان و متقاضی روبه رو هستند بسیار مفید است از هر ده نفر گردشگر که وارد کشور میزبان می‌شود یک فرصت شغلی ایجاد می‌گردد
    در سال 2007 تولید ناخالص داخلی کشور ترکیه (۶۶۳٫۴۱۹ میلیارد دلار) بوده که عمده آن را مدیون صنعت پر رونق گردشگری و کشاورزی است این در حالی است که بودجه کلی سال 1389 ما با احتساب فروش گاز و نفت بشکه ای حدود 65 دلار و بدون در نظر گرفتن کسری بودجه احتمالی در بهترین حالت چیزی در حدود 360 میلیارد دلار برآورد شده است .
    لازم به ذکر است که اداره آمار آمریکا فقط سهم حدود کمتر از 900.000 نفر ایرانی مقیم آن کشور در اقتصاد ایالات متحده در سال 2000 را بیش از 400 میلیارد دلار برآورد کرده اند که قسمت عمده آن هم مدیون صنعت گردشگری است و این در صورتی است که بودجه کل ایران با 75 میلیون نفر جمعیت با احتساب فروش نفت و گاز در سال 2010 در حدود کمتر از 360 میلیارد دلار است .
    امیدوارم که قدر این صنعت پر رونق و کم هزینه بیش از پیش دانسته شود .
    احمد رضا دلیران فیروز کارشناس حسابداری
    پاسخ
    احمد رضا جان واقعآ نمی دونم چگونه و چطوری از این همه زحمات شما که در راه اطلاعات عمومی زحمت می کشی .. تشکر و قدردانی کنم .. !؟
    واقعآ مطالب بسیار عالی و پر محتوا در سایت درج می کنی .. که حال و هوای خاص خودش رو دارد ..
    عین اوالانچ جان که مباحث دفاع مقدس رو به نحو بی نظیری تعریف می کنه .. یا از مسایل تاریخی در امر هوانوردی مطلب انتخاب می کنه .. و ما همه به او و مطالبش عادت کردیم .. شما و خلبان مهاجر هم .. کار ارزنده ای رو ارایه می دهید .. بی نهایت سپاسگزارم

    سلام عمو بهروز امیدوارم حالتون خوب
    باشد. من از خونندگان قدیمی‌ سایت هستم که تا به‌ حال کامنت نفرستاده بودم امروز در حل گشتن در سایت
    ب.ا.ل. ... .ت.ر.ی.ن بودم که مطلب جالبی‌ راجب بهینه سازی وب سایت در برخورد با موتور های جستجودر سایت PcFa دیدم نشانی‌ صفحه http://pcfa.ir/?p=592
    هست.
    ارادتمند
    نادر
    پاسخ
    یه دنیا ممنونم نادر جان عزیزم
    همین الان لینک فوق رو بالا اوردم .. باید چیز خوبی باشه
    بعد از اتمام پاسخ به کامنت ها ، حتمآ مطالعه اش خواهم کرد .. من دنبال سایتی حاوی چنین اطلاعاتی می گشتم
    ممنون از شما

    عجيبه كه شما به عمليات خرمن شب اشاره نكرديد كه سيا و نيروي هوايي آمريكا براي شناخت توان ايران در تامين فطعات جنگنده هاي امريكايي از حدود سال 82 اجرا كردند سايت هاي انگليسي زبان علاوه بر شرح عمليات از خروج 1 فروند اف14 -2 فروند اف5 و 3 فروند اف4 از كشور خبر مي دهند سوال كه با خواندن پست شما پيش اومد اينكه اين اف 14 هماني است كه در عمليات مذبور امريكايي ها خارجش كردند كه در اين صورت انهدامش هم به دست آمريكايي ها صورت گرفته و اگر نه كه در اين صورت 2 فروند اف14 از ايران خارج شده
    پاسخ
    احسان عزیز و نازنین
    من در پاسخ به کامنت جناب تهرانی هم عرض کردم .. مخصوصآ زیاد وارد مباحث کلی و سیاسی نشدم
    فقط در حد بیان دلایل اجتماعی به بعضی از فرار ها اشاره کردم
    ضمن این که من همه مسایل رو نمی دونم .. و مطالب سایت ام صرفآ بر اساس خاطرات شخصی خودم است
    اگه روزی خواستم تغیر تکنیک بدهم ، مسلمآ به مباحثی خارج از مشاهدات خودم اشاره خواهم داشت
    ممنون از شما

    سلام عمو جان خوبين؟؟
    سال نوتون مبارک باشه!
    به همه ي خوانندگان سايت هم تبريک ميگم.عذر مي خواهم بابت تاخير
    البته عمو جان تماس گرفتم ايام عيدو اس ام اس هم دادم .هر چه زنگ خورد کسي جواب نداد.
    يکي دو بار هم زنگ زدم گوشيتون خاموش بود.
    از شما چه پنهان يک مشکل خيلي بزرگ برامون پيش اومده که حسابي همه رو ناراحت کرده.حدود 170 ميليون از برادرم رفته که الان منزلش در گرو بانک هست
    خلاصه دوباره باهاتون تماس ميگيرم.
    به خانواده سلام برسونين.

    پاسخ
    ای بابا .. حالم گرفته شد دخترم .. !! چرا ؟
    حتمآ گیر دلال ها و شر خر های قالتاق افتاده است .. !!؟
    امیدوارم که مشکلات شما به زودی برطرف شود
    فاطمه جان .. شرمنده که در ایام عید گوشی ام خاموش بود .. ببخشید .. کلآ گوشی ام خراب بود .. و گرنه من جایی نرفتم
    من هم عید نوروز رو به شما دختر گلم تبریک می گویم .. تعجب کردم چرا مدتی از شما خبری نیست
    حتمآ من را از مسایل برادرتان خبر کنید .. شاید کمکی هر چند کوچک از دستم بر امد
    ممنون عزیزم

    درود جناب مدرسی

    سپاس از موضوع اانتخابی و گزارش مقداری از واقعیت ها.

    میتوان عاشق ایران بود و حتی بعد از نزدیک چهار دهه دوری از وطن هنوز نمازت را رو به قبله وطن بخوانی میتوان با همه حکمرانان وطنت قهر باشی ولی با شروع جنگ قد علم کنی از انسوی ابها که من هم بیایم

    میتوان که با کاستی های زندگی بسازی ولی هرگز حاضر نباشی در مقابل اجنبی اسرار میهن افشا کنی و تیمسار سابق

    نیروی هوایی و خلبان متماز باشی ولی سرفرازانه رانندگی تاکسی را بر مزدوری بیگانه ترجیح بدهی

    میتوان چوبسیار افسران نیروی دریایی که از بهترین دانشکاه های امریکا فارغ التحصیل شده اند اینک در راس شرکت های بزرگ بین المللی مدیر باشی و هر لحظه چشم از خلیج همیشگی پارس برنداری که مبادا گستاخی قصد جسارت داشته باشد

    و انگاه که از خود میپرسی پس چرا اینجایم روایت شما بازگو کننده خیلی از واقعیت هاست و تنها جرمت عاشق ایران بودن شما نخواستید وارد مسایل سیاسی بشوید به احترام شما من نیز فعلا از کنار ان ناگفته میگذرم و اشاره کوتاه مینمایم به این مطلب که زور داشت که یکی که حتی بدلایلی از خدمت سربازی معاف شده باشد یک شبه بشود فرماندهت .

    بگذریم در ضمن اشاره داشتید فرار با هواپیما در دوران سابق که ان هواپیما ربایی بود و خلبان وخدمه هیچ نقشی در ان نداشتند و هواپیما غیر نظامی بود .

    اقای محمدی هم نظامی نبودند در قبل از انقلاب دریکی از کشور های خاور دور خلبانی یاد گرفت ودر ایرتاکسی کارمیکردند که بعد از انقلاب بواسطه اشنایی با یک حاج اقایی پیشرفت کردند و بلاخره خلبان اقای رفسنجانی شد و با هواپیمای وی به عراق رفت.

    دشمنان ایرانزمین به همانگونه که در زمان جنگ جهانی اول توانستند امپراطوری عثمانی را تکه تکه کنند، به همانگونه در فکر تکه تکه نمودن میهن ما هم هستند. تا به همانگونه که در جنوب خلیج فارس شیخ نشینهائی را ساختند، در شمال خلیج فارس هم جمهوریهائی را تشکیل دهند تا هرکدام مستعمره ای از یکی از کشورهای غربی و یا چین و دیگران

    باشد.

    مام میهن از هر زمانی بیشتر به فرزندانش و به همبستگی فرزندانش نیاز دارد. خدای ایران خصلت شجاعت و درستکاری و راستگوئی را براین فرزندان ارزانی دارد

    پایدار باشید

    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    بسیار تحلیل زیبا و عالی نوشتی .. دست شما درد نکنه
    واقعآ با کلمه به کلمه این نگرش شما ادم به زندگی و در ایران زیستن و به ایرانی بودنش افتخار می کنه
    زنده و جاوید باد سرزمین مقدس ایران .. .. و چه زیبا نوشتی که ..
    مام میهن از هر زمانی بیشتر به فرزندانش و به همبستگی فرزندانش نیاز دارد. خدای ایران خصلت شجاعت و درستکاری و راستگوئی را براین فرزندان ارزانی دارد.. بله همین گونه است
    ممنون از شما

    سلام عمو یه سوال برام پیش اومده
    که ذهنمو بهم ریخته گفتم بهتره از شما بپرسم
    تو مطالب شما و خاطرات خلبان های دیگه اینطور خوندم که گفته شده دوره مقدماتی پرواز رو
    در تهران گذروندیم و برای طی دوره های عالی تر پرواز راهی امریکا شدیم
    از طرفی خوندم که مثلا شهید یاسینی بعد از برگشت از امریکا ابتدا دوره کابین عقب
    رو در تهران دیدن بعد به پایگاه فلان مثلا همدان رفته و دوره کابین جلو رو با موفقیت
    سپری کردن یا شما فرمودین که خلبانای هرکولس یا جامبو رو تو مسیر امریکا چک میکردن
    مگر شما همونجا چک نمیشدین یا خلبانای شکاری اونجا دوره های کابین جلو و ناوبری رو نمی گذروندن
    البته خودمونی تر بگم شاید منظور ای هست که اینجا دست فرمون تر میشدن
    این حدسم درسته یا ؟
    یه سوال دیگه در زمان شما سیمولاتور تصاویر گرافیکی داشت یا اینکه فقط نقاط روشنی مثل چراق های باند پروازی
    رو مثل پرواز در شب براتون ترسیم میکرد؟ سپاسگذارم
    پاسخ
    رضا جان عزیز و نازنین
    به نکته بسیار عالی اشاره کردی
    ببین عزیزم .. خلبانی مراحل گوناگون داره .. یک حلبان بعد از طی دوره اموزشی و دریافت وینگ درسته عملآ خلبان شده است .. اما او راه بسیار درازی در پیش رو دارد .. باید مدتی پرواز کنه .. تا خلبان تاکتیکال یا عملیاتی بشه .. باید ساعت های طولانی در بد ترین شرایط پرواز کنه .. تا معلم خلبان بشه ... همین طور کلی زمان می برد تا فرمانده هواپیما بشود .. فرمانده هواپیما .. بالاترین مقام در یک پرواز است .. ممکنه چند خلبان و استاد خلبان هم در یک ماموریت داخل کابین باشند .. اما فرمانده هواپیماست که بالاترین اختیارات و مقام را دارد .. تمام خلبانی که در مسیر امریکا چک می شدند .. خودشون معلم خلبان بودند .. و به تنهایی قادر به انجام ماموریت های دشواری بودند .. اما برای فرماندهی هواپیما .. باید در فرودگاه های بسیار دشوار و پر ترافیک مثل نیویورک یا اورلی پاریس فرود می امد .. باید برای عبور از روی اقیانوس مهارت می یافت .. باید در بار ریزی هوایی که سخت ترین کار هوایی است مهارت کسب کند .. پرواز دسته جمعی یا فورمیشن .. واقعآ دشوار است .. خب این ها هر کدوم مراحل مختلفی داره
    در شکاری هم .. بله امثال شهید یاسینی برای کسب تجربه کابین عقب . داوطلبانه این دوره ها رو می گذروند تا با جزئیات سیستم های هواپیمایش آشنا باشد .. و در پرواز های کابین جلویی که داره .. بدونه فرد پشت سری چه شرایطی داره .. ! ! خلاصه همان طور که گفتم .. مراحل مختلفی وجود داره .. همه این ها یک طرف .. باید دوره های سرپرستی ، فرماندهی .. فرماندهی جنگ .. دافوس و غیره رو هم سپری کنه ..
    امیدوارم متوجه شده باشی

    لطفا به من کمک کنید سوابق پدرم را کامل کنم
    پاسخ
    حميد جان من متوجه پرسش شما نشدم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35