درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   روزی که عقاب پرکشید ..

 شهید هاشم آل آقا ، عقاب آسمان نبرد

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

Small---2.jpgSmall---3.jpg

05upt8sup9xiyg119966.jpg

 " روزی که عقاب پر کشید .. " عنوان مطلب این پست است که تقدیم شما یاران بزرگوار می کنم راستش رو بخواهید در باره شهید عالی مقام سرتیپ خلبان " هاشم آل آقا " مطالب زیادی به رشته تحریر در امده است .. و  سایت های گوناگونی در مورد شخصیت قهرمان او و نحوه شهادتش سخن ها  گفته اند . ولی بنده به عنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ پرسنل نیروی هوایی صرفآ به خاطر همه زحمات و تلاش های آن شهید در حفظ امنیت پروازهایی که در زمان جنگ انجام می دادیم ، وظیفه خود می دانم ضمن معرفی مجدد این افسر شجاع و قهرمان ارتش ، به بخشی از خاطرات مشترک ان ایام اشاراتی به سبک و سیاق خودم بکنم . امیدوارم مورد قبول شما عزیزان قرار گیرد ..

اگه خاطر مبارک تون باشه قبلآ عرض کرده ام که .. یکی از مهم ترین سرگرمی های من ، تماشای انواع فیلم های سینمایی است ! و از زمانی که خودم رو شناختم این اشتیاق در من وجود داشته است .. به همین دلیل آرشیوی کامل از شاهکار های سینمایی جهان و فیلم های ایرانی رو خریداری کرده ام و در هر فرصتی آن ها رو تماشا می کنم . جاتون خالی چند روز قبل فیلمی متفاوت در ژانر دفاع مقدس به نام " دست های خالی " با بازی زنده یاد خسرو شکیبایی و مریلا زارعی نازنین دیدم ، که خیلی رویم تآثیر گذاشت .. مخصوصآ صحنه " جشن تولد در زندان "  که مریلا واقعآ عالی و بی نقص آن را اجرا کرد .. خوب یادمه این کار در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر متآسفانه مورد بی مهری داوران قرار گرفت .. ! در صورتی که دومین فیلم منتخب از سوی تماشاگران و منتقدین تا روز های آخر جشنواره بود .. ! بگذریم . به همین دلیل وظیفه خود می دونم به شخصه از همه عوامل فیلم خصوصآ دختر عزیزم سرکار خانم مریلا زارعی گرامی تشکر و قدردانی کرده و با درج تصویر و نام فیلم در پایان مطلب ، خاطره به یاد ماندنی این فیلم خوش ساخت رو زنده کنم ...

یکی از دوستان نازنین در کامنتی برایم نوشته بود : ( نقل به مضمون ) که .. از ان جا که با سیستم دایل آپ به اینترنت متصل می شود ، وجود تصاویر باعث کندی بالا امدن صفحات شده و از از من خواسته بود علی رغم علاقه اش به عکس ها ، در صورت امکان ان ها رو حذف کنم  ! البته اگه یادتون باشه من قبلآ هم وبلاگ ام رو اختصاص به مخاطبانی که با سرعت پائین متصل می شدند ، داده بودم . و عکس ها رو با حجم بسیار کم و در ابعاد کوچک استفاده می کردم  .. و سایت رو برای استفاده از اینترنت پرسرعت قرار داده بودم .. تا این که به خاطر نقل و مکان به خانه جدید ناچارآ مدنی از سیستم دایل اپ استفاده کردم .. و با کمال تعجب دیدم که سایت به راحتی با این سیستم هم بالا امده و هیچ مشکلی ندارد .. ! لذا از آن به بعد تصاویر هر دو رو به طور یکسان درج کردم .. خب حالا هم می توانم این کار رو دوباره انجام دهم .. اما مشکل این است که این روزها اینترنت پر سرعت هم قادر به باز کردن صفحات سایت نیست و به کندی این عمل انجام می شود .. !! به هر حال من تابع نظرات شما یاران هستم .. اگه بفرمایید که واقعا مشکل دارید .. من وبلاگ رو با حجم پائین تری به روز می رسونم ..

 marshalads.gif 

 

 

Start---1-Asli.jpg

 

پایگاه لک لند در آمریکا ...

در پست های قبلی به این نکته اشاره کرده بودم که ..  پایگاه هوایی " لک لند " مخصوص آموزش و تکمیل زبان انگلیسی به مفهوم واقعی بود . یعنی دانشجویان برای گذروندن انواع تخصص ها از تمام نقاط جهان به این مرکز وارد می شدند . و بعد از فارغ التحصیل شدن و اخذ مدرک تخصصی زبان ، با توجه به تخصص خود از یک دیگر جدا شده و به سایر پایگاه ها اعزام می شدند .. در محفل ما ایرانی ها هم از دانشجوی خلبانی گرفته تا سایر تخصص ها همه در آن حضور داشتند ..  قسمت من چنین بود که در نخستین شب ورودم به آمریکا به اتاقی دعوت شوم که متعلق به دو نفر از همافران نازنین بود که برای طی دوره  تخصصی تعمیرات هواپیماهای فانتوم ( اف - ۴ ) قبل از من به آمریکا اعزام شده بودند .. اگر چه مدت حضورم در اتاق ان ها فقط یکی دو شب بود ، اما همین امر باعث دوستی و سلام و علیک ما شد . آخه از شما چه پنهون در ارتش شاهنشاهی طبقه بندی درجات نظامی خیلی به چشم می خورد ! مخصوصآ در قشر همافران که خیلی با هم متحد بودند .. و کم تر با سایر درجات می جوشیدند ! بعد از جدا شدن از دوستان همافرم با دو نفر دانشجوی خلبانی که یکی از ان ها ایرانی و دیگری اهل " ونزولا " بود هم اتاق شدم .. ! البته کل این نقل و انتقالات به دلیل آماده نشدن خوابگاه جدید ایرانی ها بود .. که حدودآ بعد از ده روز آماده شد و برو بچه های گروه ما همگی به آن منتقل شدیم .. ! اسم هم اتاقی ایرانی ام " داود " و دیگری " گانزالس " بود  که من و داود خیلی سر به سر او می گذاشتیم .. دامنه دوستی و سلام علیک ما به ایران هم کشیده شد .. !

1-copy.jpg

گانزالس ( شماره ۱ ) و داود عزیزم ( شماره ۲ ) در مراسم فارغ التحصیلی

تغیر رشته ناگهانی ... !

راستش رو بخواهید از اون جایی که آدمی تقریبآ معاشرتی بوده و رگه هایی از شیطنت های خاص ایام  جوانی در من وجود داشت ، دوستی و رفت و آمد هایم تنها به بچه های گروه خود یا هم اتاقی ام ماشاالله خان مداح خلاصه نمی شد .. ! بلکه از هر فرصتی استفاده کرده و با بقیه ایرانی ها چه قدیمی و چه جدید تر از خودم هم ارتباط برقرار می کردم .. اما رابطه ام با " داود " که چند ماهی از من قدیمی تر بود ، خیلی نزدیک و صمیمی تر بود . برخلاف گروه ده - دوازده نفری ما که در پایگاه بعدی یعنی " شپارد " نوع هواپیمای ما به طور ناگهانی تغیر کرده و در میانه راه از آموزش با هواپیمای " تی - ۳۳ "  به هرکولس منتقل شدیم ..!! داود از همون ابتدا می دونست که قراره با هواپیمای شکاری فانتوم که تازه خریداری شده بود ، پرواز کند . ممکنه برای خیلی ها این پرسش پیش آید که دلیل این تغیر چه بوده است ... !؟ واقعیت اینه که اون موقع ما اصلآ در باره این تقسیم بندی ها اطلاع زیادی نداشتیم .. همه تصمیمات در تهران و ستاد نیروی هوایی با مستشاران آمریکایی گرفته می شد . باور کنید حتی به نوع دوره های تخصصی مون که در حکم ماموریت ( Order ) قید شده بود توجه ان چنانی نمی کردیم .. !! من خودم رو مثال می زنم .. در شرایطی که هنوز سبیل پشت لب هایم جوانه نزده بود و به طور کاملآ  اتفاقی در کنکور اعزام به امریکا قبول شده بودم ( اینجا ) ، اصلآ به فکر این گونه مسایل اساسی نبودم ! فقط این رو می دونستم که قراره خیر سرم در آینده با هرکولس پرواز کنم .. همین !! البته بعد ها کاشف به عمل امد که با از رده خارج شدن هواپیماهای قدیمی " اف - ۸۶ " تغیرات اساسی در نوع اموزش ها صورت گرفته بود .. و  از اون جایی که ما در ابتدای آموزش های اولیه بودیم ، قرعه به نام گروه ما افتاده و سرنوشت ما چنین رقم خورد که همگی به خانواده هرکولس بپیوندیم ..   

پایگاه یکم ترابری ...  

به هر مکافاتی بود دوره آموزشی ما پایان یافته و بعد از مدت ها دوری از وطن راهی ایران عزیز شدیم . باور کنید درد غربت خیلی سخت است .. !  ( به همین دلیل من حال و روز هموطنان خارج از کشور رو با تمام وجودم حس می کنم ) ما علی رغمی که دغدغه  چیزی رو نداشتیم و همه تسهیلات رایگان بود .. و می شد تمام دلار های دریافتی از آمریکا را به همراه حقوقی که در ایران تعلق می گرفت به راحتی  پس انداز کرد ، اما درد دوری از وطن با آن همه تسهیلات و امکانات فراوان مداوا نمی شد .. قبلآ نوشتم که ماشالله مداح و من حتی صبر نکردیم از تعطیلات دو هفته ای که به ما تعلق می گرفت استفاده کرده و زود تر از بقیه راهی ایران شدیم .. ! همان طور که در مطالب قدیمی توضیح دادم ، همه بچه های گروه ما به پایگاه هفتم ترابری منتقل شدند .. و من آقای مداح پارتی بازی کرده و در مهرآباد ماندگار شدیم .. اون هایی که گذرشون به منطقه هوایی مهرآباد افتاده است .. خوب می دونند که پایگاه شکاری به پایگاه ترابری وصل است  .. و پرسنل خیلی راحت می توانند در محیط هر دو پایگاه تردد کنند .. خب من هم بعد از مدتی که از ورودم گذشته و به اصطلاح همه چی برام عادی شد ، و قلق فرماندهان سخت گیر دستم اومد ، از فرصت ها استفاده کرده و برای سرکشی و احوال پرسی از دوستان قدیمی ام مخصوصآ داود جون به پایگاه شکاری سر می زدم .. تا یادم نرفته بگم .. خیلی از همدوره هایم که موفق به اعزام به امریکا نشده بودند ، در تخصص های مختلف به عنوان افسر فنی در آشیانه های هواپیماهای شکاری مشغول به کار بودند .. اون دو تا همافر نازنین هم که به محض ورود به لک لند چند شب هم اتاقشون بودم هم در پایگاه شکاری خدمت می کردند .. من مرتب به ان ها سر می زدم ..

آشنایی با هاشم آل آقا ..   

جاتون خالی من همیشه عادت داشتم صبحونه رو در بوفه آشیانه سی - ۱۳۰ بخورم .. روز هایی هم که پرواز داشتم از ترس این که فرماندهان و سرپرست خط پرواز گیر ندهند ، سریع و با عجله چند لقمه ای از صبحونه همکاران رو با اجازه و بی اجازه برداشته و سراسیمه راهی رمپ پرواز می شدم .. ! اون اوایل که تازه کار بودم ، خیلی ها به من و دوستانم گیر می داند .. از قدیمی های داکوتا گرفته که بعضی از اون ها چشم دیدن ما رو نداشتند تا فرماندهان ریز و درشت .. ! گاهی اگه فرصت می شد ، خودم رو به پایگاه شکاری رسونده و میهمان دوستانم می شدم .. اون موقع در رمپ پایگاه یکم ، ردیف به ردیف فانتوم ها پارک شده بودند و حتی در شیلتر ها هم فانتوم و اف - ۵ به چشم می خورد .. برای دیدن داود به گردان ۱۲ شکاری می رفتم .. راستش رو بخواهید به جز داود کسی رو در اون جا نمی شناختم .. اما به مرور با  چهره همکاران داود آشنا شده بودم .. حتی با نام یکی دو تا از دوستان داود جان رو هم یاد گرفته بودم . گاهی هم که برای تحویل گرفتن ملزومات پروازی از قبیل لباس و کاپشن پرواز ، ماسک خرطومی شکل اکسیژن و یا دستکش و پوتین پروازی به پایگاه شکاری می رفتم ، با تک و توکی از خلبانان شکاری که ان ها هم برای دریافت ملزومات پروازی خود اومده بودند برخورد کرده و سلام و علیکی می کردیم .. ولی اغلب نام ها رو با چهره ها نمی شد تطبیق داد .. ! به همین دلیل تصویر کم رنگی از چهره " هاشم گل آقا " به خاطر داشتم .. اما نام او رو به دفعات شنیده بودم .. شاید هم به خاطر حضور زیاد در گردان ۱۲ شکاری ، بار ها و بار ها با او سلام و علیکی کرده بودم .. اما واقعیت این است تا بعد از شهادت مظلومانه اش قیافه او رو  به خاطر نداشتم  .. ! تنها بعد از مشاهده تصاویر اگهی ختم او چهره اش یادم اومد .. خیلی افسوس اش رو خورده و یاد سر به سر گذاشتن همکارانش افتادم ...

آغاز انقلاب در ایران ...  

راستش رو بخواهید اصلآ یادم نیست که آخرین بار کی داود و همکارانش رو در مهرآباد دیدم .. !؟ چون با پیروزی انقلاب اوضاع در پایگاه ها خیلی به هم ریخته بود !! مخصوصآ برای من که به عنوان مامور در عملیات پایگاه یکم ترابری خدمت کرده و مرتب جلوی چشم ژنرال های ارتش شاهنشاهی بودم ! به ویژه در دوران حکومت نظامی که از نزدیک با فرماندهانی چون اویسی و سر لشگر بدره ای و سایر مقامات عالی رتبه به خاطر مسئولیتی که داشتم ، در ارتباط بودم . و حتمآ یادتونه که به خاطر عشق و علاقه شدید به شخص شاه بچگی کرده و در حضور همکارانم در عملیات پایگاه خیلی راحت عنوان کردم حاضرم دخترم بهاره ( که اون موقع یک سالش بود ) زیر پای اعلیحضرت قربونی کرده تا شاه کشور رو ترک نکنه .. !! و از فردای انقلاب به خاطر این اظهار نظر احساسی مورد خشم دوستان انقلابی ام قرار گرفته و مجبور شدم به خاطر علاقه وافری که به پرواز داشتم ، از موقعیت استفاده کرده و خودم رو به خط پرواز معرفی کنم تا کم تر جلوی چشم دوستان انقلابی باشم .. ! خنده دار اینه که خود همون همکاران هم قبل از انقلاب از شاه تعریف می کردند .. و من اصلآ فکرش رو نمی کردم که چنین یه شبه تغیر عقیده بدهند .. ! به هر حال تنها شانسی که اوردم این بود .. به تعدادی از دوستانم در خط پرواز که به حکم حضرت امام (ره ) فراری شده و حکم تیر بعضی از اون ها در امده بود ، کمک کرده بودم تا دستگیر نشوند  و بعد از انقلاب این عده همه کاره پایگاه شده بودند .. ! به همین دلیل خیلی راحت به جمع گروه های پروازی افزوده شدم .. و از همون ایام با اشتیاق پرواز هایم رو آغاز کردم . ( قبلآ هم پرواز می کردم .. اما در روزهایی که در عملیات شیفت نداشتم ! برای همین به من نمی چسبید !! )

و اما جنگ ....

در خاطرات قدیمی ام خوانده اید که .. به محض شنیدن اولین صدای انفجار در روز نخست جنگ که حوالی ظهر بود ، علی رغمی که شب قبلش در پایگاه شیفت بودم ، خودم رو به پایگاه رسونده و آماده انجام ماموریت های ابلاغی شدم .. و صبح زود روز بعد با گروهی دیگر از همکاران به سمت مشهد پرواز کرده و از اون جا هر روز به منطقه اعزام می شدیم .. بدون این که خبری از خانواده هامون داشته باشیم . خیلی زود ترس ام از جنگ و صدای آژیر قرمز و بمباران های هوایی ریخته شد .. ! ۹ روز اول جنگ رو در بین عقابان تیز پرواز هواپیماهای شکاری در پایگاه های بوشهر و اصفهان و امیدیه گذروندیم .. البته شب ها به مشهد بر می گشتیم . اوایل کار از سیستم دفاعی و پوششی که هواپیماهای شکاری می دادند اطلاع چندانی نداشتم .. هر روز بعد از بوسیدن صورت دخترم بهاره و با توکل به خدا خونه رو به قصد رفتن به پرواز منطقه جنگی ترک می کردم ..  اون روز ها به هیچ چیزی جز جنگ و کمک به رزمندگان فکر نمی کردم .. تمام زندگی و لحظات عمرم در پرواز خلاصه می شد .. یک روز اهواز بودم ، روز بعد بوشهر و خارک و همین طور در امر انتقال مجروحان ، رسوندن خون و مواد غذایی به جبهه ها کمک می کردم .. کم کم فهمیدم که بار اصلی امنیت ما در آسمان ها به عهده هواپیماهای شکاری خصوصآ تامکت هاست .. ! از اون جایی که یکی دو نفر از دوستان و همکارانم در خط پرواز به اصفهان منتقل شده و با اف - ۱۴ پرواز می کردند .. در هر فرصتی که دست می داد به دیدار ان ها رفته و پای صحبت های آن ها می نشستم .. شاید باورتون نشه .. همان گونه که شکارچی وقتی به هم می رسند .. در باره انواع شکار صحبت می کنند ، ان ها هم از نبرد های خود در آسمان تعریف می کردند .. با جزئیات ! و من به عنوان یک ایرانی قلبآ لذت می بردم .. دیگه طوری شده بود که سایر بچه هایی هم که پای حرف های دوستان خود در گردان تامکت نشسته بودند .. در خط پرواز همه جزئیات رو بازگو می کردند .. در آن ایام بود که بار دیگر با  نام هاشم آل آقا و جسارت هایی که از خود نشون می داد ، آشنا شدم ..

5.jpg

یک صدای دلنشین ...

نمی دونم چقدر به تآثیر صدا در عمق وجودتون آگاه هستید .. ؟ بعضی صدا ها درون خود رگه هایی از آرامش به همراه دارند .. مثل صدای گرم مرحوم شکیبایی یا بهروز رضوی نازنین ..حال تجسم کنید شب هنگام در آسمان منطقه ای خطرناک در حال انجام ماموریتی هستید .. هیچ وسیله دفاعی هم از خود ندارید .. اطلاع دارید که هواپیماهای دشمن هر روز در این منطقه جولان داده و با شکاری های ما در گیر هستند .. سکوت رادیویی بر قرار است .. و به شما دستور داده اند اصلآ مکالمه نداشته باشید .. و در صورت لزوم ، به صورت اختصاری اون هم با کد .. ! به خاطر رویت نشدن ، همه چراغ های کابین و بیرون هواپیما تون رو خاموش کرده اید .. با نور کم سویی به پنل آلات دقیق جلوی خودتون خیره شده اید .. بد شانسی هم آورده به یک جبهه هوای متلاطم توام با ابرهای اتش زای ( سی . بی ) برخورد کرده اید .. ! نمی گم که در این شرایط به خاطر از دست دادن یکی از موتور ها ، یا رادار هواپیما .. در شرایط اضطراری هم به سر می برید .. !! با منور شدن بعضی ابر های اطرافتان ، متوجه رگبار گلوله های اتشین هر یک به اندازه پارچ های آبخوری در زیر بال هایتان می شوید ... !! عرق سردی تمام وجودتان رو گرفته .. زیر لب انواع و اقسام دعا هایی که بلدید رو آهسته قرائت می کنید .. تلاش می کنید همکار کنار دستی ات متوجه افکار پریشان شما نشود .. نمی دانید چه پیش خواهد آمد .. !!؟ هر ان منتظر مواجه با آتش  شکاری های دشمن هستید .. در اخبار خودمون هم شنیدید که صدام دیوانه دیوانه چندین فروند هواپیمای سوپر اتاندارد خریداری کرده است .. غرق در افکار وحشتناک خود هستید که صدایی که در ان رگه هایی از آرامش دارد ، روی فرکانس شما اومده و اعلام می کند "  من هواتون رو دارم .. نگران نباشید به پروازتون ادامه دهید .. " واقعآ چه حسی پیدا می کنید .. !!؟؟ مخصوصآ که بدونید این صدای عقاب آسمان ها ، هاشم آل آقاست که در باره شجاعت او روایات زیادی شنیده اید ..

9.jpg

 یاد ان صدای دلنشین ...

 وقتی  پسر نازنینم " علی کدخدایی " در باره شهید هاشم آل آقا تلفنی با من حرف زد ، نمی دونم چرا بی اختیار یاد اون صدای آرامبخش آسمان ها افتادم .. !؟  صدایی که برای اغلب خلبانان مخصوصآ بچه های اف - ۵ و سی - ۱۳۰ آشنا بود .. صدایی که در ان علاوه بر رگه های آرامبخش .. نشانه هایی هم از قدرت و اقتدار داشت .. علی همچنان تلفنی حرف می زد .. اما من در دنیای دیگری بودم .. قدرتی مرموز من رو به زمان جنگ پرتاپ کرده بود .. !! انگاری همین دیروز بود و من در منطقه ای بین بوشهر و جزیره خارک قرار داشتم  .. همه جنگ و هیجانات و خطرات ان یک سو .. پرواز در منطقه خارک و فرود در باند کوچک جزیره که شریان صادرات نفت ما رو به عهده داشت ، سوی دیگر .. ! یادمه هر وقت در ارتفاع پائین روی آب پرواز می کردیم ، با مشاهده جزیره ای متروک با نام " خارکو " یاد شایعات عجیب و غریبی که اون سال ها رواج داشت می افتادم که می گفتند .. معتاد های تزریقی رو این جا زندانی کرده اند .. و هر از گاهی از بالا با هلی کوپتر غذای ان ها رو می ریزند .. !! و من سعی می کردم در اون جزیره متروک به دنبال کشف جنبنده ای باشم .. که هرگز هم نه جنبنده ای دیدم نه هلی کوپتری .. !! اما اون حس کذایی همیشه با من بود .. ! یادم می آید در جزیره خارک همیشه وضعیت قرمز بود .. ! و ما همیشه قبل از تیک آف از طریق پست فرماندهی اعلام می کردیم تا برای دقایقی وضعیت رو سفید اعلام کنند تا شکار اتش پدافند خودمون نشویم .. ! صحبت پدافند شد .. جا داره از همه برادران پدافندی تشکر کنم .. واقعآ انسان های سخت کوشی هستند که کم تر در باره شجاعت ان ها سخنی گفته شده است .. همیشه به دور از تمدن شهری در کوه و دشت و صحرا از آسمان نیلگون ایران عزیز دفاع می کنند یادمه استواری به تنهایی چند میگ رو ساقط کرده بود .. از این دلاوران در پدافند زیاد داشتیم .. واقعآ خدا پشت و پناه شون باشه .. من دست همه آن ها رو با افتخار می بوسم ...  

 2.jpg 

واقعیت های فراموش نشدنی ...  

وقتی در پاراگراف بالا ، حال و هوای یکی از پرواز های آن روزگار رو تجسم کردم ، ممکنه برای خیلی ها این پرسش پیش بیاید که .. این اتفاقات دایمی نبوده است .. یا خیلی کم این مسایل ممکنه اتفاق بیفتد .. ! اما صادقانه می گویم .. ان چه عرض کردم واقعیت فراموش نشدنی است که اغلب برای همه پیش می آمد .. شما با هر کدوم از برو بچه های قدیمی سی - ۱۳۰ صحبت کنید .. به شما خواهند گفت که ان چه نوشتم .. یک سناریوی دایمی برای اغلب ما در زمان جنگ بوده است .. ! اگر حمل بر اغراق نمی گذارید باید اضافه کنم .. پرواز هایی از آن سخت تر و نفس گیر تر هم داشتیم .. مخصوصآ خلبانان شکاری که مرتب در پرواز های برون مرزی هم حضور می یافتند .. و دغدغه شناسایی ان ها توسط رادار های دشمن هر لحظه آنان رو آزار می داده است .. اما با قدرت ایمان و عشق به وطن تمام لحظات اضطراب و دلهره رو تحمل کرده و با با صبوری تمام ماموریت های خود رو کامل به پایان می بردند .. بگذریم از نقش تامکت ها در زمان جنگ تعریف می کردم .. مخصوصآ از دلاور مردی های شهید آل آقا که شنیدن نام و طنین صدای او برای همه خاطره انگیز بود .. و همان گونه که در ابتدای عرایض ام توضیح دادم .. در باره این شهید و نحوه شهادتش سایت های متعددی مطلب نوشته اند ... اما اجازه می خواهم به خلاصه خاطره یکی از خلبانان قهرمان شکاری به نام سرتیپ " مسعود اقدام "  اکتفاء کنم ..  

 ---AAAA.jpg

آخرین کنترل ها را انجام دادم و ثانیه هایی بعد در دل آسمان جای گرفیتم. در آسمان کشور عزیزمان ارتفاع بالا را برای پرواز انتخاب کرده بودیم تا سوخت کم تری مصرف شود. طبق برنامه ابتدا گشتی بر روی آبادان و خلیج فارس زدیم. مسیر را طوری انتخاب کرده بودیم که از 30 مایلی خور موسی و از فراز نخل های آبادان و از روی باتلاق های فاو و ام القصر عبور می کردیم تا رادارهای دشمن نتوانند ما را ردیابی کنند. نزدیک مرز شده بودیم که شهید یاسینی پرسید: - تا مرز چقدر مونده؟ جواب دادم 5 ثانیه. ناگهان همه جا تیره و تار شد. من حدود 20 تا 30 ثانیه چیزی متوجه نشدم و بی هوش شدم. وقتی به هوش آمدم هواپیما در حالت صعود با 50 درجه گردش به سمت راست بود. سریع تغییرجهت دادم. هواپیما هنوز به حالت اولیه برنگشته بود که به یاد رضا افتادم. از طریق رادیوی داخلی با یاسینی تماس گرفتم... - رضا ! رضا صدای منو می شنوی؟ جواب بده. صدایی نیامد دوباره صدا زدم ولی بی فایده بود پاسخی دریافت نکردم. نگرانی تمام وجودم را فرا گرفته بود با خود فکر کردم شاید سیستم ارتباطی کابین ها از کار افتاده. این تنها چیزی بود که به فکرم می رسید. با چک لیست پروازی به شانه اش زدم و او را صدا زدم ولی بازهم نه حرکتی کرد و نه جوابی داد. با خود گفتم احتمالا رضا شهید شده است. در دل دعا می کردم برای یاسینی اتفاقی نیفتاده باشد. گوش چپم به شدت درد می کرد. اضطراب و نگرانی سراسر وجودم را فرا گرفته بود. چون خلبان جلو قادر به هدایت هواپیما نبود مجبور بودم که خود هواپیما را هدایت کنم. تمام تلاشم را بکار بستم تا هواپیما را به طرف مرز کنترل کنم ولی اغلب دستگاه های ناوبری از کار افتاده بود. رادار را هم صدا می کردم ولی جوابی شنیده نمی شد. سرگردان و بی هدف در آسمان پرواز می کردم و رادار را صدا می کردم.

 - از ابابیل به رادار صدای منو می شنوی؟
بعد از سه بار صدای مبهمی به گوشم رسید. دوباره تکرار کردم از ابابیل به رادار؟ که دوبار صدایی آمد!
- ابابیل من عقابم. بگوشم ! عقاب صحبت می کنه. گویا صدای مرا یکی از هواپیماهای گشتی اف 14 که در آن منطقه بود شنیده بود او ادامه داد. برای مدتی سکوت رادیویی بر قرار شده بود چرا که من بدلیل صدمه دیدن هواپیما برای تماس با اف 14مشکل داشتم.خلبانان اف 14 این بار تلاش می کنند ارتباط را بر قرار کنند: - مشکلی پیش اومده؟   با شنیدن این صدا با دستپاچگی گفتم: - هواپیمای ما آسیب دیده است نمی دانم خلبان بیهوش شده یا شهید! ... عقاب جواب داد: - آرامش خودتوحفظ کن مجددا سعی کن تا کنترل هواپیما رو بدست بیاوری. من دارم به طرفت میام. هواپیمای اف 14 به خلبانی سرهنگ خلبان شهید "هاشم آل آقا" لحظاتی بعد در کنار فانتوم قرار گرفت و گفت: - ابابیل همین طور به پرواز ادامه بده مواظب باش از دستگیره صندلی پران استفاده نکنی چون چتر صندلی بازشد و بالای هواپیما به قسمتی از بدنه گیر کرده هواپیمایتان شبیه به آواکس شده است. - تشکر کردم و گفتم من سعی می کنم کنترل هواپیما رو بدست بیارم ولی اطلاع ندارم چه اتفاقی برای یاسینی افتاده. آل آقا جواب داد: - نگران نباش خونسردی خودت را حفظ کن و بر روی همین مسیر ادامه بده ما سمت راست شما کمی عقب تر میام نگران نباش. 
 

 marshalads.gif Start--3-copy-2.jpg

یک اعتراف ...

اگر چه مثل همه صاحبان تارنما ها اهل وب گردی و مطالعه هستم .. اما کم تر به خاطر دارم از سایت یا وبلاگی مطلبی رو عینآ کپی کرده باشم .. در باره شهید آل آقا هم قصد داشتم با مطالعه منابع و تلفیق خاطرات زمان جنگ خودم ، نحوه شهادت اش رو به سبک و سیاق همیشگی تعریف کنم .. اما راستش رو بخواهید دیدم در باره شهدای عالیقدری چون : عباس بابایی ، عباس دوران ، علیرضا یاسینی ، هاشم آل آقا ، منصور ستاری و ...که جز دومی ، با بقیه بزرگواران افتخار آشنایی و مصاحبت داشته ام .. مطالب زیادی در باره شخصیت و نحوه شهادت ان ها در وب های فارسی درج شده است .. و تلفیق بنده جز  کوتاه شدن اصل ماجرا ، و احتمالآ ناقص شدن آن بهره ای ندارد .. ! لذا از اون جایی که هدف اصلی یاد کردن از این بزرگواران است ، تصمیم گرفتم با ذکر منبع ان را عینآ و بدون دستکاری تقدیم شما یاران بزرگوار کنم .. امیدوارم با الگو قرار دادن شخصیت والای این عزیزان در زندگی موفق و پیروز باشیم .  

نحوه شهادت هاشم آل آقا

در تاريخ ۹ آگوست ۱۹۸۴ قرار بر اين بود که يک کاروان از کشتيهای حامل سلاح و مهمات مورد نياز ايران از مبدأ سوريه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمينی حمل گردد . عراقيها که قصد حمله به اين کاروان را داشتند تصميم به استفاده از هواپيماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اينکار خود منصرف شدندزيرا با وجود تامکتهای ايرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خليج فارس اين طرح غير ممکن بود . صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ايرانی در نزديکی جزيره خارک به پرواز در آمدند . اين دو هواپيما با پرواز در ارتفاع خيلی پائين به يکدسته اف ـ ۱۴ ايرانی نزديک شدند . در اين زمان مرکز کنترل زمينی عراق دستور افزايش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد . اما بعلت اينکه مدت زمانی معين طول ميکشيد تا امواج راديوئی از مرکز به ميگها برسد , خلبانان ميگها که فاصله ای ۱۵۰ کيلومتری با مرکز داشتند فرمان را دير دريافت کردند . در اين اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ايرانی ديد و هواپيمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت يک فروند اف ـ ۱۴ ايرانی پرواز می کرد . فاصله کم ميگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ايرانی , امکان شليک موشک هوا به هوا را غيرممکن ميساخت و او به مسافت بيشتری نياز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد اين بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزايش دهد . همزمان هواپيمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقيب تامکت ديگر بپردازد . در همين موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شليک موشکهای خود را دريافت کرده و در نتيجه يک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ايرانی پرتاب کرد . افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپيمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اينروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگيری آنروز را چنين ترسيم ميکند : هاشم از هواپيمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغيير موقعيت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپيمايی در پشت ما نيست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام داديم . پس از اين گردش هاشم احساس عجيبی داشت و مجددأ از هواپيمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعيت پشت سر ما اطمينان حاصل کند . در اين لحظه تنها چيزی که هواپيمای همراه ما ديد , دود حاصل از موشک شليک شده عراقی بطرف ما بود . اين موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتيجه اين برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بيهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقيق پروازی هنوز کار ميکرد اما هواپيما در آتش ميسوخت و با سرعت به سمت آب پيش ميرفت . من با استفاده از چتر نجات به بيرون پريدم و لحظاتی بعد خود را در آب يافتم . هوا مه آلود بود و چند دقيقه ای طول کشيد تامن قايق نجات خود را باز کردم . در اين موقع چندين بار صدای هاشم را شنيدم و من هم در جواب او فرياد کشيدم اما هيچگاه موفق به ديدار مجدد او نشدم .

4.jpg

 نبرد هوائی اما هنوز پايان نيافته بود . در زمانی که هواپيمای همراه خلبان آل آقا در جستجوی ميگ ـ ۲۳ فرمانده دسته بود مرکز عملياتی ايران ۲ فروند هواپيمای فانتوم اف ـ ۴ به منطقه عملياتی اعزام کرد . اين جنگنده ها با سرعت به سمت شمال به طرف محل درگيری با عراقيها پرواز کردند . هواپيماهای ميگ ـ ۲۳ عراقی که هنوز به مقدار کافی سوخت و مهمات داشتند با دور زدن به استقبال فانتومها آمدند . سروان هشام چنين ميگويد : موشکهای R 24 R من از برد بيشتری نسبت به اسپاروهای فانتومهای ايرانی برخوردار بودند در نتيجه من خود را در موقعيت برتر احساس می کردم . رادار هواپيمای من يکی از اف ـ ۴ ها را در فاصله ۳۰ کيلومتری شناسائی کرد ومن از فاصله ۲۵ کيلومتری يک فروند موشک R 24 R را بطرف آن شليک کردم . هواپيمای ايرانی گردشی تند انجام داد. تجزيه و تحليل فيلمهای پرتاب موشک نشان داد که موشک شليک شده توسط من در فاصله ۳ کيلومتری هدف منفجر شد . فانتوم همراه او ضمن تعقيب فرمانده دسته خود موفق شد که درست جلوی هواپيمای عامر ظاهر شود . عامر با شليک يک موشک R 24 R سعی در ساقط نمودن فانتوم کرد اما متاسفانه موشک او به خطا رفت . در اين هنگام جنگ برای ما خاتمه يافته تلقی شده و ما به سمت پايگاه برگشتيم . متاسفانه تنها چند لحظه پس از فرود ما خبرگزاری دولتی عراق به سرعت اعلام کرد که ۳ فروند اف ـ ۱۴ ايرانی توسط ما سرنگون گرديده است و اين خبر تا به امروز در کليه مراجع درج و بعنوان مدرک واقعی ارائه ميگردد .

 با شهادت هاشم آل آقا که چندين نفر از بهترين خلبانان نيروی هوائی ايران را آموزش داده بود ايران يکی از بهترين خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد . او شخصی بود که طنين صدای او جزو خوشايندترين صداها در گوش خلبان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ که بر فراز عراق پرواز ميکردند بود . تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنيت ميکردند . سروان رئيسی مسائل ذکر شده را عامل محبوبيت خلبانانی چون آل آقا ـ جلال زندی ـ عباس حذين و يا شهرام رستمی ميداندو ازآنان بعنوان قهرمانان هميشه جاويد نيروی هوائی ياد می کند .او اما در همين حال اضافه می کند که استفاده از موشکهای فونيکس احتياج به هماهنگی کامل ميان خلبان و افسر کنترل رادار( RIO ) او دارد ولی برخی از خلبانان با اين مسئله مشکل داشتندو اين امر موجب بحثهای زيادی در نيروی هوائی گشت زيرا ما تعداد قابل توجهی خلبان ماهر داشتيم ولی RIO خوب به تعداد کافی نداشتيم . RIO های ما اکثرأ افرادی تازه آموزش ديده و مبتدی بودند که هرگز راه به کابين جلو نيافتند . تنها زمانی اوضاع بهتر شد که خلبانانی همچون آل آقا آماده بودندکه در مأموريتهای جنگی در کابين دوم هم به خدمت بپردازند . شايد همين امر موجب شد که رفته رفته مدالهای افتخار برای سرنگونی هواپيماهای دشمن به هر دو خدمه پروازی اعطاء گردد

  

منابع :

سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی

  http://iranian-airforce.blogfa.com 

علی کدخدایی عزیز و مشاهدات خودم

dfhbsh.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۸:۱۵ دقیقه هفدهم فروردین ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده آرشیو مطالب سایت اينجا رو كليك كنيد . همچنین برای مشاهده مطالب گذشته وبلاگ اینجا را کلیک کنید .
 
 osy584c6rqnos40wm1c1-copy.jpg
  زير نظر : عليرضا صادقي  
 
 این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد
 
THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date: March 22, 2010 , Time:10:10,Location:Darwin, Australia , Operator:Airnorth, AC Type:Embraer 120ER Brasilia Aboard:2 Fatalities:2 , Ground:0 ,Route: Training,Details:The turboprop crashed during a training exercise after the pilots attempted to perform an Engine Failure at Takeoff.

Date: March 22, 2010 , Time:03:45 Location:Moscow, Russia Operator:Avistari-TU, AC Type:Topolev Tu-204-100 Aboard:8 Fatalities:0 , Ground:0 ,Route: Hurghada, Egypt - Moscow, Russia ,Details:While on a positioning flight from Egypt, the aircraft crashed in a forest strip near Domodedovo Airport. All 8 crew members were injured, two critically.

Date:March 1, 2010 , Time:07:45 ,Location:Mwanza, Tanzania , Operator: Air Tanzania ,AC Type:Boeing B-737-247 , Aboard: 46,Fatalities:0 , Ground:0 ,Route: Dar es Salaam - Mwanza ,Details:While attempting to land, the aircraft swerved off the runway and skidded for about a kilometer before coming to a stop. The front landing gear collapsed during the skid. All 39 passengers and crew of 7 escaped unhurt.

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

 

تاریخ:22 مارس 2010/ زمان:10:10/مکان:"داروین" استرالیا/ خط هوایی:"ایر نورث"/نوع هواپیما:امبرائر120/تعداد سرنشین:2/تلفات:2/تلفات روی زمین:0/مسیر:آموزشی/جزئیات:هواپیمای توربوپراپ در حین پرواز آزمایشی و پس از آنکه خلبان تلاش کرد که برخاستن را با یک موتور خاموش انجام دهد سقوط کرد.

 

مارس 2010/زمان:3:45/مکان:مسکو-روسیه/ خط هوایی:اویستاری/نوع هواپیما:توپولف-204/تعداد سرنشین:8/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:مصر بسمت مسکو/جزئیات:در حال پروازی از مبدا مصر هواپیما در یک منطقه جنگلی در نزدیکی فرودگاه "دامادیدوف" سقوط کرد.کلیه 8 سرنشین هواپیما زخمی شدند که حال دوتن از آنها وخیم می باشد.

 

A Tu-204 lying in a forest near Moscow’s Domodedovo Airport after crashing at 2:35 a.m. in heavy fog Monday.

تاریخ:اول مارس 2010/زمان:7:45/مکان:موآنزا در تانزانیا/ خط هوایی:ایر تانزانیا/نوع هواپیما:بویینگ-737/تعداد سرنشین:46/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:دارالسلام به موآنزا/جزئیات:در حال تلاش برای نشستن هواپیما از باند منحرف شد و قبل از توقف حدود یک کیلومترروی باند سر خورد.ارابه چرخ جلو قبل از توقف شکست.کلیه 39 مسافر و 7 خدمه بدون آسیب خارج شدند.

planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 
swycxfs3o3dv7o8yhs8l.jpg
 
 
3.jpg
 3xd597yjymols9z5ul6d.jpgbae5w2rl48m6d6rofo5t.jpg
 
 
 
 
Picture 

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  
  •  

    سخنی با خوانندگان
     
    Me.jpg
     
    هدیه گوگل ( اینجا )
    قابل توجه عزیزانی که عادت دارند کامنت به زبان لاتین یا " فینگلیش " تایپ کنند ! گوگل اخیرآ با ارایه نرم افزاری بسیار کامل ، این مشکل رو برای خیلی از زبان ها از جمله فارسی برطرف کرده است . دوستان می توانند از این پس با بهره گیری از این نرم افزار ، کامنت و ای میل های خود رو به زبان مادری خود درج فرمایند .. با سپاس از شرکت گوگل
    یک اولتیماتوم .. !
     
     دوستان نازنین حتمآ مطلع اند که ..  پاسخ به کامنت های محبت آمیز شما یاران همدل و صمیمی همیشه بخشی از اوقات بنده رو به خود اختصاص داده است . با سپاس از یکایک شما یاران که محبت فرموده با درج نظر ، پیوند عاطفی عمیقی ایجاد می کنید .. در راستای قانونمند کردن و نظم بخشیدن به کار ها ، با اجازتون از این به بعد فقط تا  ۴۸ ساعت بعد از انتشار هر پست به کامنت ها پاسخ خواهم داد . و نظرات تآخیری بدون جواب منتشر خواهد شد .. !
     
    تقدیر از یک هنرمند برجسته ..

    Mrila-Zarei.jpg

    به عنوان یک ایرانی از هنرمند برجسته و عالیقدر سرکار خانم " مریلا زارعی " به خاطر بازی بسیار عالی و تآثیر گذارش در فیلم سینمایی " دست های خالی " تشکر و قدردانی می کنم .

     Iran-Air.jpg

    - تعداد بازديد
  • 7531
  • مرتبه

    نظرات

    با سلام، باتشکر از مطلب زيبايي که به نگارش درآورديد. درود بر روح بزرگ تمام ايرانيان پاک که جان عزيز خود را فداي دفاع از ايران عزيز در دوران جنگ نمودند.
    پاسخ
    درود برغیرت شما هموطن نازنین که این همه بزرگوار هستی و قدر انسان هایی که جانشون را در راه آزادی و استقلال کشور از دست دادند ، می دونی
    پاینده باد ایران عزیز

    آقا بهروز خوش تيپ سلام
    اميدوارم حال خودت و خانواده ات و عينكت خوب باشد و سال سرشار از خوبي و موفقيت را پيش رو داشته باشي. خاطره هاي اينطوري واقعاً جذاب و باعث ايجاد حس غرور هستند. ممنون از خاطراتت. جواب داد. اما....
    در ارتباط با اولتيماتومت بگم كه من وقتي سايت مي رم ممكنه چندين روز دسترسي به اينترنت نداشته باشم. پس شما نبايد اينطوري قضاوت كني و كامنتهاي منو بي جواب بذاري. عواقب اين كار مستقيماً متوجه شخص شما خواهد بود. حالا اگه ميتوني جواب نده تا با نفت خام بيام سراغت.
    ارادتمند همه خوش تيپ ها
    پاسخ
    قربون هر چه بچه آبادان با مرام و نازنین بشم
    رضا جان .. هر کاری یک تبصره داره .. عزیزم .. !! من این رو نوشتم تا به موقع مطالب بعدی را منتشر کنم .. چون پاسخ به کامنت ها و ای میل ها اون حس و حال ام رو می گیره .. البته یکی دو تا کامنت یا ای میل رو جواب ندادند مشکلی نیست .. اما وسط کار هی دغدغه دارم که نکنه کامنت ها زیاد بشه و من شرمنده تآخیر در پاسخ .. !! موضوع همین است رضا جان .. و گرنه خودت بهتر از هر کسی می دونی من همه عشق و زندگی ام .. شما یاران هستید .. و شما هم که گل سر سبد می باشید
    شما مختاری هر وقت که دلت خواست تشریف بیاوری .. دل قلبم .. ببخشید .. خونه مون .. وای بازم بخشید .. در سایت روی دوستان همیشه بازه ..

    با سلام خدمت جناب سرهنگ محترم آقای مدرسی
    من همان فرناز (دختر تنهای سابق) هستم. برای اولین بار در طول این مدت 2 ماهه ای که با سایت شما آشنا شده ام کل یک پست رو به طور کامل خوندم. اول، ماجرای سفر به مکزیک رو خوندم خیلی خوشم اومد، خیلی لذت بردم. با این که امتحان داشتم اما انگار پدر خودم دارد ماجرای سفرش به آمریکا رو برایم تعریف میکند نشستم پای خاطراتتان از ریچارد راند تری پست بعدیتان را نیز خواندم. آقای مدرسی شجاعت و خونسردی تان را تحسین می کنم. من تا به الان فکر می کردم کسی حق نداشت از همان ایالتی که در حال تحصیل است تا به این حد دور شود. در تمام مدتی که داشتم داستان سفر به مکزیک رو می خوندم تن و بدنم می لرزید که نکنه یه وقت کسی سر و کله اش پیدا شه و شما رو به جرم چه می دونم غیبت از کلاس و رفتن به جاهایی که نباید می رفتید دستگیر می کردند و برمیگشتید ایران. چون بابام میگفت که هر کسی رو که خلافی مرتکب می شد یا از مقررات پایگاه سرپیچی می کرد بر می گردوندند ایران. باورتان میشود اصلا" نفهمیدم چطور شد که یک ساعت و نیم گذشته و من زل زده ام به مانیتور و دارم خاطرات شما رو می خونم. قلم روان و خودمانی ای دارید. امروز خیلی روحیه ام عوض شد. کاش زودتر با شما آشنا می شدم. از این به بعد هم من خودم یکی از خوانندگان پروپاقرص دست نوشته هایتان هستم و می خواهم تمام پست های آینده تان را بخوانم بلکه شاید بتوانم ردپایی از پدرم پیدا کنم. راستی آقای مدرسی من هم مثل خودتان یه جورایی اگه بخوام یه کاری رو انجام بدم مثل بلانسبت (خودم رو میگم) سیریش میشم و ول کن هم نمیشم ها! من هنوز هم منتظر پاسخ شما هستم و تا جواب نگیرم بی خیال نمیشم ها! پس خواهش می کنم هرچی از ایشون میدونید بهم بگید. چه خوب چه بدش فرقی نمیکنه. اصلا" برام مهم نیست. فقط می خوام بدونم پدرم کی بوده و چه کارهایی کرده. همین! خیلی حرف زدم ببخسید. راستی سال جدید رو هم بهتون تبریک می گم. با آرزوی سالی خوب سرشار از موفقیت، شادی و سلامتی در کنار خانواده محترم...
    پاسخ
    دختر عزیز و نازنینم فرناز جان
    الهی من فدات بشم عزیزم که این همه با محبت و دوست داشتنی هستی
    دخترم .. بابات راست می گفت .. ما حق نداشتیم از شعاع دایره ای دور تر برویم .. اما بعضی ها مثل من لج کرده و به دور تر هم می رفتند .. در پایگاه های تگزاس که بودیم .. از لوریدو که شهر مرزی بود به ان طرف قدغن بود .. ولی خب من با دوستام رفتم .. تا موتومورس در خلیج مکزیک پیش رفتم .. اون موقع هر کی در دروس تحصیلی وا می خورد و نمره نمی آورد . اول یک فرجه بهش می داند .. اگه تکرار می شد .. عودت به ایران بود .. حالا سرشکستگی یک طرف .. نوع شغلی که به این افراد می دادند خنده دار بود .. فرمانده سربازان .. افسر تربیت سگ .. !! کلآ بر مشاغلی می گذاشتند که فکرش رو نمی کردی .. !! این عمل در مورد کسانی هم که از دستوران نظامی سر پیچی می کردند و مثل من به دور دست ها سفر می کردند .. وجود داشت
    فرناز جان .. من قبلآ هم برایت نوشتم .. تصویر کم رنگی از پدرت در ذهنم است .. مشکل من این است که چهره و نام رو نمی تونم تطبیق دهم .. الان خیلی از همدورهای خودم رو هم یادم رفته است .. اما در باره شما .. من تصویر و سایر اطلاعات رو به دوستانم دادم .. مشکل اینه که اون ه مثل من اهل اینترنت نیستند .. یا مثل آقای مداح .. به دلیل فشار مشکلات و مرگ فرزند جوان .. ذهنی برایش نمانده است .. اما اگه در هیجدهم یا نوزدهم اردیبهشت برایم کامنت بگذاری .. و دوباره عکس ها رو بفرستی .. روز جمعه بیستم اردیبهشت با همکاران نشست داریم .. حتمآ در باره پدرت تحقیق خواهم کرد .. این رو به شما قول می دهم
    مواظب خودت باش .. خوشحالم دختر خوبم به جمع خوانندگان پیوسته است .. فقط خواهش می کنم .. اول به درس و مشق ات برس .. باشه .. ؟؟؟ ممنون عزیزم .. تو عین دختر خودم هستی .. فدات بشم عزیزم

    سلام
    خیلی منتظر مطلب جدید بودم. ای کاش بخش خاطرات شخصی خود رو بیشتر ادامه می دادید.
    پاسخ
    شهاب جان عزیزم .. ممنون از شما
    چشم حتمآ .. اخه نمی خواهم دوستان زده شوند .. برای همین سعی می کنم در انتخاب مطالب تنوع ایجاد کنم
    اما چشم .. حتمآ و سپاس از شما

    قصه ی معراج شاهین راز بود
    قصد او از زندگی پرواز بود
    لحظه ی پایان او اغاز بود
    مرگ او خود اخرین پرواز بود.

    سلام عموجان نازنین

    سرلشگر خلبان شهید ال اقا در کارنامه اش سرنگونی 1 میگ 21 در20 سپتامبر1980 را دارد و در11 دسامبر 1981نیز 2 MIRAGE با موشکهای ایشان به جهنم رفتند! شهید ال اقابا تامکتش داخل ابهای خلیج همیشه فارس شد برای خلیج فارس هیچ موهبتی مهمتر از نگهداری از چنین مرواریدهای گرانقیمتی نیست!از شما بابت ارسال این پست متشکرم خیلی زحمت کشیدید راستش کمی نگرانتون هستم اخه در پست های اخری کمی حالتون خوب نبود . در هر صورت خواهشا بیشتر مواظب خودتون باشید.
    پاسخ
    ممنونم علی جان
    راستش رو بخواهی .. من قصد داشتم در باره نقطه ضعف تامکت ها در زمان جنگ .. و ارایه اطلاعات امریکایی ها به خلبانان عراقی .. و خوابی که همسر هاشم آل آقا دیده است مطلب بنویسم .. اما سرعت پائین اینترنت مخصوصآ در شب خیلی اذیت ام کرد .. از طرفی طولانی شدن فاصله پست باعث شد که وسط های کار .. انگیزه هایم رو از دست داده .. و مجبور شدم به سایتی دیگه استند کنم .. خودم حرف و سخن زیاد داشتم .. و از طرفی چون مدیون این شهید بودم .. دلم می خواست حسابی روی پست او مانور داده و خاطراتم رو جمع بندی کنم .. افسوس که بیش از هشت پاراگراف .. دوام نیاوردم .. !!
    ممنون که به فکر من هستی .. چشم رعایت خواهم کرد


    سلام
    وبلاگ خیلی خوب و پر محتوایی دارید.ممنون!
    من یه سوال دارم: چرا موقع ی بلند شدن هواپیما و نشستنش باید چراق های هوا پیما رو خاموش کنند؟یا چرا باید نور گیر پنجره ها بالا باشه؟
    خوشحال میشم اگر به من جواب بدید.
    ممنون
    پاسخ
    شیدا جان عزیز و نازنین
    ممنون که از وبلاگ بنده تعریف کرده ای .. شرمنده ام فرمودی
    دخترم شما ننوشتی که کدوم چراغ ها باید خاموش باشه .. ؟؟ من نشیندم . آیا منظورت چراغ های داخل کابین مسافران است .. !؟
    اما نور گیر ها و دسته صندلی که می گویند به حالت اولیه برگردانید .. به خاطر رعایت مسایل ایمنی جان مسافران است . که اگر خدای ناکرده هواپیما از باند خارج شد .. نور گیر ها مانند ترکش به سر و صورت مسافران نخورد .. بالا که باشد .. در محفظه خودش قفل می شود
    در باره خاموش کردن .. شاید منظورشون بخشیدن نوعی آرامش قبل از پرواز به مسافران باشه .. تا در سکوت فرود بیایند .. البته در این مورد اخری شک دارم .. چون خودم ندیده ام . .. اما اگر چنین باشد .. شاید دلیل شون این باشد که گفتم .. ممنون از شما که تشریف اوردی

    سلام عمو بهروز گله خودم
    عجب دنیایه بی معرفتی شده. راستش من حدود یکسال پیش با وبلاگتون آشنا شدم و بعدا از طریق این سایت از خوندن خاطراتتون لذت میبردم. حدود چندین ماه کاره هر هفته ام شده بود سر زدن به این سایت و خوندن مطالب جدید تا اینکه بخاطر پر مشغلگی و فشارهای روزمره زندگی به کلی یادم رفته بود که چنین سایتی جزو علاقمندیهایم بود. خلاصه سرت رو درد نیارم امروز بصورت اتفاقی تویه سایت بالاترین داشتم عنواین پست شده رو میخوندم که به مطلبی برخوردم با عنوان شجاع ترین خلبان تام کت ( هاشم آل آقا ) را چگونه زدند !؟ . تصمیم به باز کردن لینک گرفتم و مختصری از این خاطره رو پست کرده بود که در حین خوندنش به خودم گفتم راستی این عینه خاطرات سایت oldpilot هست که عمو بهروز مینویسه و چطور یادم رفته یه سری بزنم.تا مطلب رو تموم نکرده بودم متوجه نشدم که این لینک از همین سایته. تا اینکه وقتی خلاصه متن تموم شد رویه عنوان کلیک کردم تا متن کامل رو بخونم دیدم بابا ای ول رفت تو سایت عمو بهروز خودمون. نمیدونم منو یادتون میاد یا نه . من همون بچه اصفهانی بودم که تویه بعضی از خاطراتتون پست هایی میزاشتم. عمو جان ای ول داری. خدا قوت. راستی امیدوارم که حالتان بهتر شده باشد. یادمه اواخری که من به سایتتون سر میزدم دچار کسالت شده بودید. راستی عمو جان من هنوز خواستار یه اکانت از بالاترینم هر موقع که راهش باز شد منو یادت نره.

    به امید موفقیت و پیروزی شما مرد بزرگوار.

    یک هموطن.
    پاسخ
    فدات بشم سهیل عزیز .. بله چطور امکان داره ادم دوستان نازنین اش رو فراموش کنه .. ؟؟
    درسته گیج هستم .. و حواس پرتی دارم .. اما با این توضیحات شما یادم اومد
    خیلی لطف کردی .. سایت بالاترین از داخل ایران مسدود است .. دوستان محبت دارند و آن را لینک می کنند ..
    سهیل جان .. در باره عضویت در ان سایت .. راستش رو بخواهی ما ها که خودمون بدون دعوت عضو شده ایم .. چنین تسهیلاتی نداریم .. و اگه به صفحه شخصی من نگاه کنی .. خواهی دید اجازه دعوت از کاربر جدید را ندارم .. فقط اون هایی که با دعوت نامه پذیرفته شده اند این حق را دارند
    سهیل عزیزم .. به امید خدا کسالت ام برطرف شد .. و حالا بد نیستم .. شکر خدا ممنون که حضور اوردی

    با سلام ...
    مطالب خوبي بود ، خسته نباشيد ...
    شنيده ام در پايگاه هاي آموزشي امريکا ، دانشجويان آلماني خيلي مغرور بودند ،به امريکايي ها هم فخر فروشي مي کردند و با استعداد ترين دانشجويان ايراني ها و اسرائيلي ها بودند ...
    چنانچه در اين موارد مطلب يا خاطراتي داشته باشيد مشتاق خواندن آنها هستم ...
    دعا گوي شما و همه دوستان ...
    رضا از کرج ...
    پاسخ
    رضا جان نازنین
    من دانشجوی آلمانی به خاطر ندارم که در امریکا دوره دیده باشند .. اما این واقعیت داشت
    ایرانی ها سر امد بودند .. این رو خود امریکایی ها بهتر از همه می دونند .. ضمن این که مثل رانندگی شون که بلانسبت کله شق هستند .. در پرواز هم چنین بودند .. اغلب سوانح مربوط به آرتیست بازی ایرانیان .. و قمپز برای دوست دختر هاشون بود .. !! یا گذر از زیر پل .. یا مانور در محله منزل دوست دختره .. !! ولی در کسب معلومات واقعآ شهره بودند
    چشم خاطراتی در این زمینه حتمآ خواهم نوشت
    ممنون از حضورتون

    کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
    امیدوارم سال نو را به خوبی آغاز کرده و سالی بسیار پربار رو در پیش رو داشته باشید.
    خوشبختانه تاریخ زرین کشورمان پر است از دلاورمردانی که عاشقانه و خالصانه و دور از هرگونه روی و ریا،با خون سرخ خویش عزت و شرف و تمامیت ارضی کشورمان را حفظ کرده و بر خیال خام خائنان،مهر باطل زده اند.
    کاپیتان جان بنده زندگی نامه این عقاب تیز پرواز را مطالعه کرده ام.در لیاقت این خلبان همین بس که یکی از معدود ترین خلبانانی بود که توانست در حداقل زمان به درجه استاد خلبانی برسد.
    افسوس که کشورمان چنین خلبانان شجاع و بی همتایی را در جنگ با صدام بی همه چیز از دست داد.روحشان شاد باد.
    کاپیتان مدرسی یک سوال هم درباره جی میل شما دارم:آیا جی میلتون سالمه؟چند بار برای شما ایمیل زده ام اما هر بار هنگام سند کردن ارور می دهد.و اصلا مشخص نیست تا ببینم آن را دریافت کرده اید یا خیر؟
    برای شما و خانواده محترمتان آرزوی بهترین لحظات را دارم.
    با تشکر و ایام به کام.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب جوهری نازنین
    با درود .. و سپاس از مهر و محبت شما دوست نازنین .. خوشحالم که دوستان اگاهی دارم .. بله حق با شماست .. او خیلی با استعداد بود .. و خیلی زود مسلط شده بود .. حتی گاهی در کابین عقب می نشست .. تا حسابی اشراف یابد .. واقعا حیف شد .. مرد بزرگی بود .. اگه کمک امریکایی ها نبود .. امکان نداشت تامکت سقوط کنه ..
    جناب جوهری .. همان گونه که در پاسخ به کامنت علی 1 نوشتم .. خیلی دلم می خواست روی او .. کمک امریکایی ها .. نقطه ضعف تامکت که البته بعد ها اصلاح شد .. و خاطراتی که از جنگ داشتم رو با ماموریت ها این شهید بزرگوار تلفیق کرده .. و یک پست کاملا احساسی ارایه دهم .. اما به دلایلی که عرض کردم .. متآسفانه نشد .. و مجبور شدم سر و ته قضیه رو هم بیاورم
    در باره جی میل .. راسش قبلآ خراب بود .. اما مدتی است درست شده است .. اما من نامه ای از شما دریافت نکرده ام ..
    ممنون از حضورتون

    با سلام بر كاپتان عزيز!
    عيد نوروز و سال نو را به شما، خانواده و تمامي خوانندگان سايت تبريك مي گويم
    انشاء الله كه هميشه برقرار باشيد!
    پاسخ
    ممنون رضا جان نازنین
    من هم از طرف خوانندگان و خودم این عید سعید رو به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض کرده و سالی توالم با موفقیت و شادکامی برایت آرزومندم

    سلام و دورود بي پايان بر محمد(ص) و اولاد پاكش
    سلام و دورود به ارواح پاك امام (ره) و شهداي مظلوم دفاع مقدس
    استاد عزيزم جناب مدرسي بر شما شهيد زنده نيز دورود مي فرستم دستان مباركتان را بوسه ميزنم
    باور كنيد داستان شهادت سرلشگر عزيز هاشم آل اقا را شايد هزار بار خواندم و عكس چهره پاكش را بارها به نظاره نشستم اما هر بار كه او را مي بينم يا ماجراي عروج ملكوتيش را ميخوانم بغض گلويم را ميگيرد و اشك در چشمانم حلقه ميزند انگار پدرم را از دست داده‌ام ، نميدونم چه حس عجيبي است ولي احساس ميكنم هاشم آل آقا درونم با من حرف ميزند و با من هم كلام ميشود ، از جايگاهش در بهشت مي‌گويد و از دوستان شهيدش و از رشادتهايشون برايم نجوا مي‌كند از صبري كه حسين لشگري عزيز در 18 سال اسارتش و اينكه بعد از ده سال از آزاديش به ديدار او رفته حرف ميزند .
    من عاشق اين دو شهيدم: سرلشگر هاشم آل آقا كه به راستي عقاب آسمان ايران بوده و هست و سرلشگر شهيد حسين لشگري كه به تعبير آقا سيد آزادگان بود .
    شايد باور نكنيد اما بارها با شهيد هاشم آل آقا در آسمان پرواز كردم و خود را درون جنگنده‌اي حس كردم كه سكان هدايتش در دستان پر توان اوست ، صد افسوس كه او را به نامردي زدن (افعيان يانكي ه با ارائه نقاط ضعف تامكت به عراقيان كفتار باعث شدن يكي از عقابان ايران زمين اسير تير زهرالود دژخيمان شود و براي ابد در آسمان دل ايرانيان جاودانه شود) اما بدانند ايران سراسر هاشم آل آقاهاست و سراسر دليري و صبر حسين لشگري ها است .

    پاينده باشيد
    علي كدخدايي
    پاسخ
    پسر عزیزم علی جان نازنین
    به جان نوه هایم با چشمان خیس پاسخ شما را می نویسم .. چون من هم دقیقآ چنین احساسی دارم .. علاوه بر ان جانم رو مدیون او هستم ... من هم ارادت خاصی به او دارم .. و همیشه به عنوان سمبل دلاوری جلوی چشمانم است .. همه شهدا عالیقدرند .. اما هاشم رو همان گونه که شما به درستی اشاره کردی .. به نامردی زدند .. و چه زیبا نوشتی که ایران پر از آل آقاست
    و این واقعآ تعبیر درستی است .. شاگردان او .. اینک همه استاد خلبان هستند . و صد ها هاشم دیگر را اماده دفاع از کشور تربیت کرده اند
    یاد و خاطر همه شهدای نازنین جنت مکان گرامی باد
    ممنون از شما .. و شرمنده از این که حقیر رو شهید زنده نامیدی .. من اگه سعادت داشتم که شهید می شدم .. و زنده نمی ماندم که شاهد این مشکلات باشم
    لطف کردی پسرم

    lotfan dar morede satip yahyaa vatanparast ke bandeh dar modate kootahi dar shrooe jang va ghabl az shahaadate ishan aftekhaare ashnaai ba ishan ra daashtam chizi benevisid.
    پاسخ
    کاوه جان عزیزم .. ممنون که به فکر شهدای قهرمان هستی .. چشم
    حتمآ در باره شهید یحیحی وطن پرست مطلب خواهم نوشت
    دست شما درد نکنه که این همه به یاد ارزش های کشورت هستی
    یا حق
    راستی کاوه جان .. من نرم افزار فونت فارسی رو در پائین همین صفحه قرار دادم .. پس چرا استفاده نکردی .. !!؟؟

    با سلام و احترام
    من يه سئوال داشتم كه خواهشمنمدم در صورت امكان به آن پاسخ دهيد :
    چرا در كليه هواپيماهاي مسافربري و باربري و اكثر هواپيماهاي جنگنده ورود و خروج مسافرين و پرسنل پروازي از درب هاي سمت چپ هواپيما انجام ميشود . آيا در اين زمينه استاندارد خاصي موجود است ؟
    با تشكر
    پاسخ
    محمد جان عزیزم به نکته بسیار جالبی اشاره کردی
    البته در ابتدا بگویم .. که من در این باره چیز خاصی نمی دونم . اما می تونم نظرم رو برات بگم
    هم چنان که ماشین ها و صندلی راننده ها طبق تعریف کارخانه سازنده به جز بعضی کشور ها در سمت چپ قرار دارد .. ممکنه این هم یک اصلی باشه که از اول تعریف شده است .. یا چطور برای سوار شدن به اسب حتمآ باید از سمت چپ سوار ان شوی .. شاید سازندگان کابوی هواپیما .. از ابتدا اون سمت رو برای سوار شدن طراحی کرده و بعد ها به عادت تبدیل شده است ..!!
    دلیل دیگه می تونه .. تنظیم بودن سیستم های جنبی باشه که برای سمت چپ تنظیم هستند .. یک نظر دیگه هم یادم اومد .. هواپیماهای قدیمی ملخی بودند .. و چون ابتدا موتور سمت راست را روشن می کنند .. شاید به همین خاطر در ورودی رو در سمت مخالف تعبیه کرده اند ..
    به هر حال شاید دوستان نظر بهتری داشته باشند .. من صادقانه آن چه به ذهنم رسید عرض کردم .. !
    ممنون از حضور شما

    خداوندا !
    در این سالی که در پیش است
    نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای لیکن
    درآغاز طلوع روشن سالی که می آید
    کمک کن تا رها سازم زخود
    من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس
    هزار و سیصد و اندوه
    خدایا مهربانم کن
    تو چشمان مرا با نور خود بگشا
    تو لبخند رضایت را عطایم کن
    بفهمان زندگی زیباست
    خداوندا !
    تو راه سبز ایمان را نشانم ده
    تو نیکی پیشه ام فرما
    که راه حق صبورانه بپیمایم
    و هرگز من نباشم از زیانکاران
    رفیقا مهربانا عاشقم فرما
    مرا در شط پرمهر گذشتت شستشویم ده
    تو پاکم کن قرارم ده
    کریما دستهای گرم و لبخندی عطایم کن
    تو ای نزدیکتر از من به من
    اینک مرا دریاب پناهم ده
    و ذکرت را عطایم ده
    که با یادت دلم آرامشی یابد
    حبیبا قدردان نیکی ام فرما
    تو گرداننده دلها و چشمانم
    تو ای تدبیر بر هر روز و هرشامم
    تو چرخاننده احوال این دنیا
    بگردان حال من را سوی آن حالی که میدانی
    تو آرامش عطایم کن
    خداوندا نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما
    برای مردمان خوب این وادی
    عطا فرما هزار امید
    هزار و سیصد آگاهی
    هزارو سیصد و هشتاد بهروزی
    هزار و سیصد و هشتاد ونه لبخند زیبا را...


    براي شما آرزوی سالي نیک و روزهای سرشار از سلامتی و بهروزی و لحظاتی شاد دارم .
    در پناه حق..
    درود بر تمامي شهديدان ايران زمين
    ياد و نامشان را در سال جديد گرامي مي داريم.
    پاسخ
    رضا جان عزیز و مهربان
    بی نهایت از انتخاب قطعه شعر بسیار زیبا ، پر بار ، و عالی سپاسگزارم .. و از صمیم قلب دعا می کنم که چنین باشد
    از شما هموطن خوبم به خاطر قلبی بزرگ و مهربانی که داری تشکر می کنم .. از این که به فکر شهدای قهرمان کشور هستی .. قدردانی می کنم
    خدا پشت و پناهت باشه .. سالار

    kapitan aziz man yek booshehri hastam hamishe shojathaye shoma ra dar booshehr mishenidim . sarboland bashid
    پاسخ
    محمد جان عزیز و نازنینم
    درود به شرف و غیرت شما دلاور مردان بوشهر .. که همیشه موجب سربلندی کشور عزیزمون بوده و هستید
    من خاطرات زیادی از مهمان نوازی و بزرگواری مردم بوشهر در زمان جنگ دارم .. واقعآ خدا پشت و پناهتون باشه
    من به شما دوستان خوب بوشهری ام افتخار می کنم
    قربون همه شما هموطنان با غیرت

    درود جناب مدرسی عزیز
    درود بیگران به روانپاک بنیانگذاران نیروی هوایی که با درایت و مدیریت ناشی از ایرانپرستی و مهر بر ایرانی این نیرو را بنا نهاد و درود بر ایرانیانی که پیوستن بان نیرو اروزی سرافرازی ایرانرا بسر داشتند چه انان که ناجوانمردانه بجرم ایرانپرستی اعدام شدند وچه انانی که از زندان راهی پرواز شدند و بالاخره همه انانی که سر بر سرپیمان با خدای ایران نهادند و مردانه از اسمان نیلی رنک ایران پاسداری نمودند و مینمایند .
    تحلیل های بسیار زیبا و ارزشمندی از هموطن عزیزم اقای کدخدایی را شاهد بودم در رابطه بانیروی هوایی کشورمان بینوسیله ازایشان خواهش مینمایم در رابطه با تاریخچه پیدایش و بنیانگذاری نیروی هوایی کشورمان هم من و دیگر یاران سایت را میهمان قلم زیبا خود بنمایند
    نسل امروز برای درک عضمت رشادت های قهرمانان خو نیازمند دانستن تاریخ میباشد.
    پایدار باشید نکته بین
    پاسخ
    دوست نکته بین عزیزم .. با درود به شما
    و عرض صمیمانه ترین شادباش ها به مناسبت عید سعید نوروز و عرض تشکر از شما دوست وطن پرستم ... به استحضار می رسونم .. تاریخ هر کشوری گنجینه همه حوادث خوب و بد است .. و مردمان هر سرزمینی با مراجعه به تاریخ ، از خواندن کارهای خوب مردان بزرگ که در گذشته انجام داده اند ، لذت برده و به روح بزرگ گذشتگان درود می فرستند ..
    اما این وظیفه ما است که از تاریخ و کار های نیک الگو گرفته .. و سر مشق زندگی خود قرار دهیم .. و یادمون باشه که سعدی بزرگوار در این باره چه سروده است ..
    سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز .. مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
    در باره درخواست از جناب کدخدایی عزیز .. با شما موافقم . اگه فرصت کنه .. خیلی راحت و بدون تعصب از کار های نیک گذشته دفاع می کنه .. این اشتباه بزرگی است که ما فکر کنیم بچه مسلمون های معتقد امروزی منکر کار های نیک گذشتگان هستند !!
    با سپاس از شما

    درود

    از عموی من علی‌ رنجبر که با اف ۴ میپرید و از فرودگاه بوشهر شما یا دوستاتون چیزی میدونید؟، اونم تو تگزاس دوره دید، هم اتاقیشم کاظم روستا خدا بیامرز بود همه شون پرپر شدن الان همام. از خلبان ال آقا. کاظم عموم علی‌، و همهٔ دوستاشون چیزی جز یک سنگ یادگاری دسته جمعی تو بهشت زهرا نمونده تو هوا پودر شدند و به آسمان پیوستند، من ۵-۶ ماه بعد از پریدنش دنیا اومدم، اما همیشه سعی‌ کردم، برادر زاده لایقی باشم براش، خودش با همسرش عقد کرده بودند هنوز ازدواج نکرده بودند، شما که می‌نویسید، بابام اینا خوش حال میشن، زنده و پیروز باشید
    پاسخ
    علی جان عزیز و نازنین
    همان طور که در این پست هم شرح دادم .. من خیلی از برو بچه های شکاری رو به قیافه می شناختم و سلام و علیک داتشیم .. بعضی ها رو فقط با نام کوچک .. !! و کم تر پیش می آمد که نام و چهره ها رو با هم تطبیق دهم .. مثلآ یادمه یکی می پرسید .. فلانی رو می شناسی .. و من خیلی راحت می گفتم نه .. بعدآ متوجه می شدم .. که فلانی دوست صمیمی ام بوده که متآسفانه نام خانوادگی اش رو نمی دونستم .. در باره شهید رنجبر .. نامش خیلی به گوشم آشناست .. من 9 روز اول جنگ را با خلبانان شکاری بوشهر گذروندم .. و تقریبآ با چهره اکثر اون عزیزان دلاور آشنا بودم .. اما شهید کاظم روستا رو خوب به یاد دارم .. از لک لند می شناختمش .. باور کن نمی دونستم طفلکی شهید شده است .. وای چه گل های نازنینی رو از دست دادیم .. خدا صدام رو لعنت کنه ...
    علی جان خوشحالم که به ارزش های عموی قهرمانت پایبندی .. خدا حفظ ات کنه علی جان .. امثال عموی تو و کاظم عزیز و آل آقای بزرگوار .. هرگز نمرده اند .. خوشا به سعادت آن ها که با افتخار پرواز کرده و همیشه نام و یاد آن ها در تاریخ ماندگاره .. همه ما رفتنی هستیم .. اما این کجا .. و سفر پر افتخار ان ها کجا .. ؟؟
    روحشان شاد

    درود بر شما استاد
    این خاطره شما منو واقعا تحت تاثیر قرار داد درود میفرستم به شما و تمامه عزیزانی که جانشان و فدای وطن کردن
    با سپاس فراوان از شما
    پاسخ
    ممنون عباس عزیزم
    خیلی خوشحالم که شما هموطن گرامی به یاد ارزش های کشور و قهرمانان دلاور ارتش هستید
    من از شما یه خاطر غیرت و مرام ایرانی ات تشکر و قدردانی می کنم
    موفق و پیروز باشی

    بسیار جالب است و اندوناک خاطرای هم از شیهد ان دو بردار دل حامد بنویسید
    پاسخ
    موسی جان .. ممنون از شما
    راستش من اطلاعات چندانی این شهید عزیز ندارم
    ولی اگه به دستم رسید .. چشم حتمآ
    موفق باشی

    با سلام خدمت استاد عزیز
    خوشحالم از اینکه بعد از چیزی حدود 3 ماه تو این سایت پر طرفدار پیغام میگذارم
    جناب سرهنگ می خواستم در مورد اون ایده ی قدیمی ، همون دور هم جمع شدن ااهالی سایت و فکرهایی که جسارتا اگه دارید توضیح بدین...
    می دونین من خیلی دوست دارم مثل خیلی از جاهای دنیا افراد با علایق مشترکشون یه جا داشته باشن که دوره ای جمع بشن اونجا دور هم با هم اختلاط کنن در مورد مسائل هوانوردی صحبت کنن و پای صحبت بزرگ ترای این حرفه بشینن و پذیرای کنن از خودشونو تفریح کنن
    و البته به نظرمن کسایی که می خوان تو همچین جمعی شرکت کنن و به اومدن به همچین جایی علاقه دارن باید بهاشو هم بدن و هزینه کنن و همه با هم لذت ببرن، آخه یه جا ازتون شنیدم که گفته بودید نمی خوام بچه ها هزینه کنن ولی جسارتا من فکر می کنم یه هزینه ی مشخص جهت اجاره کردن جا ویا حداقل هزینه های پذیرایی خودشون رو به بهای دور هم بودن دادن فکر نمی کنم هزینه ی زیادی در ماه برای بچه ها به همراه داشته باشه

    مخلص شما، رضا
    پاسخ
    به به .. آقا رضا خان جلالی .. چه عجب !! خوبی ؟؟
    عزیزم .. باور کن من از خدا می خواهم ماهیانه یک روز ، مثلآ اخرین جمعه هر ما نهار دور هم باشیم .. هر جلسه یکی دو تا از همکارانی که در طول ماه از ان ها یاد کرده ام .. مثل آقایون .. فیروز زبل ، ماشالله خان مداح ، جناب فولادوند .. جناب تقی خان مهدوی بزرگ مرد ارتش .. و خیلی های دیگر رو به عنوان مهمان افتخاری دعوت کرده و به قول شما پای حرف ها و خاطرات ان بنشینیم .. و حتی گزارش اون دیدار رو هم در پست درج کنیم .. اما
    بله .. اما مشکل اساسی من جا بود . که به پیشنهاد دوستان و تآئید جناب فرنودی نمایشگاه هوایی واقع در روبروی پارک ارم خیلی مناسب است .. من اگه خدا بخواد در این ماه یک روز به دیدن جناب فرنودی می روم تا به اتفاق از اون جا بازدید کرده .. و در باره اش صحبت کنیم
    دومین مشکل .. هزینه ها بود .. که بعد از حضور در جلسه خانوادگی بچه های هرکولس ، از آن ها الگو گرفته .. و ما می توانیم در رستوران هوایی همگی هر چه می خواهیم بخوریم .. کل هزینه رو به تعداد افراد تقسیم کرده .. و همه به طور یکسان مبلغ تهار رو پرداخت کنند .. مبلغ زیادی نمی شود .. در جلسات ما در بهترین رستورانی که در دامنه کوه واقع است .. با صرف جوجه کباب و دیزی .. و قلیون و سایر مخلفات در کل نفری شش هزار و پانصد تومن می شد .. ! که اگه خدا بخواهد این کار رو خواهیم کرد .. در ادامه اگه جواب داد .. برنامه ریزی کرده .. و در کنارش کار فرهنگی هم می کنیم .. مثل تور یک ورزه یا گردش علمی .. حتی بعد ها می تونیم اسپانسر گرفته تا هزینه ها کاهش یابد .. اجازه دهید من جا رو مشخص کنم .. بعد یک نفر رو به عنوان هماهنگ کننده انتخاب می کنیم تا رابط بچه ها باشد ..
    ممنون از شما

    اگر اين نوشته را در يكي از سايتهاي راست تندرو مي ديدم با بي اهميتي و باور بر دروغ بودن آن از آن رد ميشدم اما اقرار مي كنم كه اين نوشته و خاطره شما از آل آقا روحم را بدرد آورد. كشورمتن مديون افرادي چون شما و شهيد آل آقا هستن
    پاسخ

    اریا جان عزیزم .. باور کن از صداقت کلام ات لذت بردم .. من هم وقتی به رسانه ای بی اعتماد باشم ، چنین دیدگاه منفی به کل نوشته هایش دارم .. !! اما راستش رو بخواهی .. شهید آل آقا خیلی در جنگ زحمت کشید .. شوخی نیست روزی دوازده ساعت در ان کابین تنگ و فضای دلهره آور و دشمن ستیز آسمان پرواز کردن خیلی مشکل است .. او عاشقانه علاوه بر آسمان ایران از خلیج همیشه فارس هم مراقبت می کرد .. خیلی ها جون خود و مسافرانشون رو مدیون این شهید و همکارانش هستند ..
    یکی از دلایل ارادت من به او ، علاوه بر مدیون بودن .. مظلومی آن شهید است که نا جوانمردانه با ویکتور امریکایی ها هواپیمایش رو از عقب زدند .. .. من هر گاه یاد شهید آل آقا و آوینی می افتم .. بی اختیار بغض ام می گیرد .. و دلم می خواهد زار زار گریه کنم ..
    روحشان شاد

    جناب مدرسی ، سلام و خسته نباشید
    امیدوارم که تعطیلات عید خوش گذشته باشد و انشا الله که سال نو مبارک و پر از شادکامی و موفقیت برای جنابعالی و کلیه خوانندگان سایت شما باشد ، پست بسیار جالبی بود ، ایکاش بنده هم خاطره ای از این عزیز بزرگوار داشتم و بیان میکردم ، ولی خوب به خاطر دارم که در آن ایام وقتی پروازهای کشورهای خلیج فارس را انجام میدادیم بر فراز آبهای نیلگون خلیج فارس شکاریهای ایران را که معمولا در ارتفاعی پائین تر از کریدورهای بین المللی مسافری و تجاری در حال گشت زنی بودند را میدیدیم ، شکاریهای ما با رنگ آمیزی زرد و قهوه ای (اگر اشتباه نکنم در اصطلاح نظامی به آن پلنگی میگویند) به خوبی از جنگنده های عراقی قابل تشخیص بودند و دیدن آنها احساس اطمینان و غرور خاصی را با خود به همراه داشت . . . جناب مدرسی طبق معمول سعی میکنم با کامنت طولانی موجب اتلاف وقت جنابعالی و خوانندگان نشوم ولی با اجازه حضرتعالی در پاسخ به کامنت خانم (یا آقای) شیدا باید عرض کنم که دلیل خاموش نمودن چراغهای داخل هواپیما در هنگام تیک اف و لندینگ به این دلیل است که چنانچه در این لحظات سانحه ای رخ دهد (که درصد بالایی از سوانح به این دو مرحله از پرواز مربوط میشود) از آنجاییکه هواپیما در ارتفاع پائینی قرار دارد احتمال سالم ماندن مسافرین وجود دارد ولی آنچه اهمیت دارد تخلیه سریع مسافرین هواپیما (مثلا در کمتر از 60 ثانیه) میباشد ، لذا در بالای درهای خروج چراغهای چشمک زنی (معمولا به شکل کلمه EXIT) قرار دارد که به محض بروز سانحه فعال و روشن میشوند ، همچنبن اگر جناب شیدا دفعه بعد دقت نمایند در بسیار از هواپیماها در کف هواپیما هم یک رشته چراغ قرار دارد که به محض بروز سانحه روشن میشوند که مسیر این چراغها به سمت دربهای خروج اضطراری است لذا خاموش نمودن چراغهای پرنور داخل کابین به این دلیل است که اگر خدای ناکرده سانحه ای رخ داد مسافران راحت تر و سریع تر دربهای خروجی اضطراری را پیدا نمایند ، البته بنده به همه دوستان توصیه میکنم در هنگام خاموش شدن چراغها به جای فکر کردن به سانحه و اتفاقات ناخوشایند به بیرون از هواپیما نگاه کرده و چراغهای زیبای باند و منظره زیبای ترمینال را نگاه نمایند و از پرواز خود لذت ببرند . . . و اما جواب آقای محمد در مورد سوار شدن مسافرین از درب سمت چپ را اگر جناب مدرسی اجازه دهد در کامنت جداگانه ای عرض کنم که این کامنت طولانی نشود . . .
    پاسخ
    دوست عزیز و بسیار نازنینم جناب خلبان مهاجر
    خیلی خوشحالم کردی .. که دوباره کامنت گذاشتی .. واقعآ از خواندن کامنت های شما روحیه می گیرم .. این رو جدی عرض می کنم
    به نکته بسیار جالبی در باره شکاری ها اشاره کردی .. می دونی که رنگ امیزی هواپیماهای هر کشوری .. بستگی به منطقه ای که پرواز می کنند دارد .. منظورم هواپیما های نظامی است .. شما به محض بلند شدن از مهرآباد .. در همون ارتفاع پائین به سختی سی - 130 ها رو می بینید .. در حالی که هواپیماهای غیر نظامی خیلی راحت قابل شناسایی است .. ! و آن به خاطر همان رنگ ابلق یا به قول شما پلنگی است .. البته الان شکاری ها رو به رنگ سربی در اورده اند .. که آن هم استتار است ..
    دوست عزیزم .. از ان جا که من خیلی کم با هواپیما های مسافربری به مسافرت می روم .. قطعآ به این نکات جالب توجه نکرده بودم .. جالبه بدونی در مجله سروش و صدا و سیما که بودم .. برای رفتن به سمینار ها یا مراسم هایی که سازمان قصد گرفتن بلیط هواپیما داشت .. من جا انداخته بودم که برای من بلیط قطار یا اتوبوس تهیه کنند .. !! چون این طوری بیشتر از سفر لذت می بردم .. از طرفی هواپیما دیگه برایم لذتی نداره .. !!
    اما توضیحات شما کاملآ منطقی بود .. من چون ندیده بودم .. نوشتم از نظر ایمنی .. اما نمی دونستم چه ربطی می تونه داشته باشه .. !!؟
    ممنون که توضیحات علمی و کاملی رو ارایه دادید
    باز هم تشریف بیاورید خوشحال می شوم

    جناب مدرسی ، مجددا سلام و خسته نباشید
    درپاسخ به سئوال آقای محمد در مورد سوار شدن مسافرین از درب سمت چپ باید عرض کنم (البته با اجازه آقای مدرسی و دیگر دوستان دانشمند) در مورد هواپیماهای شکاری بنده اطلاعات چندانی ندارم ولی در مورد هواپیماهای مسافربری باید عرض کنم امروزه بیشتر هواپیماها امکان سوار نمودن مسافرین را از هر دو سمت دارند و حتی اگر دیده باشید در برخی فرودگاههای پرترافیک که از جت وی (JetWay) برای سوار نمودن مسافرین استفاده میشود این موضوع پیش بینی شده است که در هنگام شلوغی از جت وی ها در هر دو سمت هواپیما استفاده شود ولی از جهاتی حق با شما است و در حالت معمولی از سمت چپ هواپیما استفاده میشود ، شاید این امر ریشه در گذشته و عصر هواپیماهای ملخی داشته باشد ، آنچه مسلم است و قطعا شما مشاهده فرموده باشید خلبان و کروی پروازی قبل از مسافرین سوار هواپیما میشوند و هواپیما را روشن و کنترل و آماده مینمایند و زمانی که خلبان به عنوان فرمانده هواپیما اجازه دهد مسافرگیری شروع میشود و از آنجاییکه که خلبان همواره و حتما در صندلی چپ مینشیند به قسمت چپ هواپیما دید و اشراف کافی داشته و میتواند عمل مسافرگیری (و نزدیک شدن به ترمینال) را به دقت زیر نظر داشته باشد و در صورت بروز مشکلی در موتورها و آلات پروازی دستور لغو مسافرگیری را صادر نماید (البته امروزه با وجود جت وی ها زیاد این مسائل پیش نمی آید) ، دلیل دیگر اینکه قسمت کترینگ و نگه داری غذای مسافرین در سمت راست قرار دارد (اگر دیده باشید ماشین کترینگ و پذیرایی از درب سمت راست غذای مسافرین را تحویل میدهد) و بدلیل جلوگیری از تداخل و عبور مسافرین از گالی معمولا (تقریبا همیشه) مسافرین را از سمت مخالف سوار میکنند و دلیل دیگر اینکه کلیه دربهای قسمت بار یا همان کارگو (در غالب هواپیماها) در سمت راست است و از آنجاییکه سوار نمودن مسافرین و بار زدن چمدان مسافرین بصورت همزمان انجام میشود (به خاطر مسائل امنیتی و پرهیز از بمب گذاری تا زمانیکه تمامی مسافرین کارت پرواز خود را ارائه ندهند و از گیت خروجی رد نشوند بارگیری اثاثیه و جمدانهای آنها شروع نمیشود) مسافرین از سمت مخالف بارگیری هواپیما سوار میشوند تا در وقت و زمان صرفه جویی شود ، ببخشید که طولانی شد . . .
    پاسخ
    دوست عزیز و گرامی ام .. بی نهایت سپاسگزارم
    واقعا در باره این پرسش .. نمی دونستم چه پاسخی بدهم .. خودم هم غافلگیر شدم ..!! و از ان جا که عادت ندارم الکی توضیح دهم .. نوشتم اطلاعی ندارم .. اما حدس ام را هم بیان کردم
    اما شما خیلی جالب همه رو تعریف کردید .. و فلسفه آن ها رو به خوبی شرح داید .. ممنون از شما
    امیدوارم حضور شما در سایت باعث ارتقای دانش بنده و خوانندگان محترم بشود ... خیلی خیلی خوشحالم می کنی

    سلام
    خسته نباشید
    در خصوص عدم نمایش تصاویر کاربران می توانند در مرورگر خود با استفاده از تنظیمات عدم نمایش تصویر را انتخاب کنند تا هم با سرعت بیشتری صفحات بدون تصویر نمایش داده شود و هم هزینه اینترنت کمتری داشته باشند.
    در IE
    به Internet Option
    بعد به Advanced
    در قسمت Multimedia
    باکس مربوط به Show Pictures
    بدون تیک قرار دهند.
    پاسخ
    ممنون عزیزم از راهنمایی های جالبی که ارایه فرمودی
    دست شما درد نکنه
    چشم حتمآ این کار رو خواهم کرد

    بنام خداي مهربان و دادار هستي بخش
    سلام دورود بي پايان بر محمد(ص) و اولاد پاكش
    سلام بر دوستان عزيز
    استاد عزيز م چطوريد؟خوبيد انشا الله؟ به قول خودم دماغتون چاغ و چايتون دبشو دمتون هميشه گرم
    در خصوص فرمايشات برادر عزيزم جناب نكته بين بايد عرض كنم بنده حقير كوچكتر از آنم كه ايشون مرا مورد لطف قرار دادند ، بنده حقير چيزي بيشتر از ايشان و بقيه دوستان نمي دانم ولي به خاطر علاقه زياد به نيروي هوايي براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر جمبوجول مي خورم، به هر حال برادر عزيزم ممنوم از الطاف شما ، در زير تاريخچهاي از نيروي هوايي و دانشكده شهيد ستاري و رده‌هاي مختلف آن درج ميكنم شايد مورد قبول واقع شود .

    و من الله توفيق
    برادر كوچيك شما علي كدخدايي
    ----------------------------

    تاریخچه نیروی هوایی ایران

    در سال 1301 شمسی برای نخستین بار در اركان حرب كل قشون دفتری بنام دفتر هواپیمایی تشكیل شد. پس از تأسیس این دفتر، یك فروند هواپیما از نوع «یونكرس» ساخت آلمان خریداری و در قلعه مرغی تهران نگهداری گردید. در 11 خرداد ماه سال 1303 شمسی فرمان تشكیل هواپیمایی نظامی صادر شد.
    در 13 خرداد ماه سال 1303 شمسی اولین دسته افسران ایرانی برای تكمیل تحصیلات نظامی به كشور فرانسه اعزام شدند. در سال 1304 شمسی چند افسر به كشورهای فرانسه و روسیه به منظور طی دورهی خلبانی رهسپار گردیدند. در سال 1305 شمسی ارتش نوبنیاد ایران 2 فروند هواپیمای «اسپاد» و 2 فروند «برگه» و 3 فروند «پوتز» از كشور فرانسه و 5 فروند هواپیمای «دوهاویلاند9» نیز از روسیه خریداری كرد. در 5 اسفند ماه 1304 شمسی یك فروند هواپیمای خریداری شده از نوع برگه 19 با پرچم ایران برای اولین بار به خلبانی یك افسر ایرانی در قلعه مرغی فرود آمد. در همین سال برای نخستین بار «اداره هواپیمایی كل قشون» با سازمانی معین و رسماً تشكیل شد.
    در سال 1310 شمسی تعدادی از هواپیماهای مشقی نوع «تایگرموس» خریداری شده از انگلیس به خدمت نیروی هوایی ایران در آمد و در مهرماه همین سال آموزشگاه خلبانی در مهرآباد تأسیس و برای اولین بار 19 نفر داوطلب غیر نظامی و یك نفر افسر به سرهنر آموزگاری یك خلبان سوئدی و هنر آموزگاری خلبانان ایرانی مشغول فراگرفتن فن خلبانی گردیدند. همزمان با تشكیل آموزشگاه خلبانی به منظور تربیت مكانیسین هواپیما، آموزشگاه فنی نیز در دوشان تپه تأسیس شد.
    در سال 1314 شمسی ماشین آلات كارخانجات هواپیمایی شهباز در محل فعلی دوشان تپه نصب و به منظور تعمیرات اساسی و سواركردن قطعات هواپیماهای مختلف آماده بهره برداری گردید. البته این كارخانه علاوه بر تعمیرات اساسی هواپیما با استفاده از قطعات و مواد اولیه مورد نیاز، موفق شد چندین فروند هواپیما را تعمیر کند. با ورود جنگ جهانی دوم به ایران، واحدهای هواپیمایی این كشور دچار خسارات فراوانی شدند بطوریكه از 3 شهریور ماه 1320 شمسی تا 14 خرداد ماه 1325 شمسی در واقع دوره مشخصی از ركود و انحطاط در تاریخ نیروی هوایی ایران بشمار میرود. این رکود نتیجة تأسف بار اشغال كشور بود كه امكان هر گونه پیشرفتی را سلب نمود. بطور خلاصه از بدو تأسیس هواپیمایی نظامی در ایران حدود 48 نوع هواپیما در خدمت این نیرو بوده است كه به موازات پیشرفتهای صنعت هواپیمایی تدریجاً انواع قدیمی از خدمت خارج و هواپیماهای نوع جدید جای آنها را گرفتهاند. از تاریخ 9 اردیبهشت سال 1332 شمسی نخستین سری از هواپیماهای نوع جت وارد خدمت نیروی هوایی ایران شد.
    نیروی هوایی ایران تدریجاً مجهز به هواپیماهای جت و شكاریهای سریعتر از صوت و هواپیماهای ترابری، آموزشی و ارتباطی روز گردید. از 27 اردیبهشت سال 1347 شمسی هواپیماهای شكاری از نوع فانتوم ( F-4) كه از نیرومندترین هواپیماهای خط اول جهان بود با 5/2 برابر سرعت صوت به خدمت نیروی هوایی ایران درآمد. در سال 1353 شمسی هواپیما بویینگ 707 و هواپیمای «P3-F» و در سال 1354 شمسی به ترتیب هواپیماهای بویینگ 747 جامبوجت و نیز هواپیماهای «F-14» وارد نیروی هوایی گردیدند. و بدین ترتیب كیفیت نیروی هوایی همطراز با پیشرفتهترین نیروهای هوایی جهان گردید.
    مأموریت کلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در کنار سایر نیروهای مسلح، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همچنین حفظ منافع ملی کشور و یاری به ملل مسلمان یا مستضعف غیر معارض با اسلام در جهان می باشد.
    پاسداری از قلمرو فضایی کشور، حمله به هدفهای نظامی و تأسیسات حیاتی دشمن، پشتیبانی هوایی از نیروهای نظامی و انتظامی، تأمین پدافند هوایی کشور و همچنین انجام مطالعات و تحقیقات لازم در کلیة زمینهها در جهت نیل به خودکفایی، بخشی از وظایف نهاجا است که همواره تحت فرمان ولی امر مسلمین جهان و فرماندهی معظم کل قوا، در کنار مردم و در جهت مصالح و آرمانهای امت اسلامی به انجام آن اهتمام میورزد.

    تاریخچه دانشگاه هوایی شهید ستاری

    نیاز به وجود یك مجتمع آموزش عالی هوایی ابتدا در سالهای 53-1352 احساس گردید و به دنبال آن نمایندگانی از نیروی هوایی برای بازدید تأسیسات آموزشی انگلستان و آمریكا به آن كشورها اعزام شدند و از پایگاههای گرانفیلد انگلستان، دانشگاه رابرت، پایگاه هوایی راندلف، پایگاه هوایی دنیا، باشگاه پروازی هوندا، پایگاه ویس آمریكا و ... بازدید به عمل آوردند. نتایج این بازدیدها منجر به توافقهایی برای ایجاد مجتمع آموزشی عالی هوایی شد و مقرر گردید كه چنین مجتمعی در زمینی به وسعت 200 میلیون متر مربع در كنار جاده اصفهان- نائین تأسیس شود. در طرح پیشنهادی قرار براین بود كه دو مرحله آن تا سال 1980 میلادی به اتمام برسد. این مجتمع آموزش عالی هوایی شامل چندین دانشكده و آموزشگاه جهت تربیت خلبان، افسران کنترل شکاری، ناوبر، متخصص فنی و همچنین تسهیلات پروازی (3 باند پرواز، آشیانههای مربوط به تأسیسات و اماكن، زیست شبانه روزی و ...)پیش بینی شده بود كه به دلایل مختلف به مرحله اجرا در نیامد. از سوی دیگر با توجه به ویژگی مأموریتی كه نیروی هوایی بر اساس قانون اساسی بر عهده دارد الزاماً از تجهیزات پیچیده استراتژیك و متنوعی برخوردار بوده است كه در گذشته نگهداری اینگونه تجهیزات و عملیاتی نگهداشتن آنها تحت نظارت مستشاران خارجی انجام میشد و برای تربیت و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز دو گونه فعالیت آموزشی به شرح زیر انجام میشد:
    1- آموزش در خارج از كشور 2- آموزش در داخل كشور
    با توجه به اینكه سیستم آموزشی كشورهای فروشنده تجهیزات به گونهای طراحی شده بود كه علاوه بر تحمیل بار فراوان مالی به كشور، به علت وجود اختلاف فاحش در زبان، آداب و رسوم به ویژه ضعف در دانش پایه، کارکنان دانش آموخته هیچگاه متخصصینی هماهنگ و یك فكر بار نمیآمدند. با توجه به اینكه اعزام محصلین در سنین بحرانی و برای مدتهای نسبتاً طولانی به خارج از كشور باعث گرایش ناخواسته آنان به فرهنگ بیگانه میگردید. پس از مراجعت عوارض سوء آن گریبانگیر نیروی هوایی گشته و از طرف دیگر با توجه به سیستم آموزشی اعمال شده، دانش آموختگان در رشتههای عملیاتی فقط در حد اپراتوری و در رشتههای نگهداری در حد تكنیسین انجام وظیفه میكردند. به منظور رفع مشكلات مورد اشاره، ایجاد یك نهاد آموزشی عالی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توسط برخی از کارکنان دلسوز و علاقمند به آموزش مطرح گردید ولی به علت اینكه ردههای بالای تصمیم گیری، از خود اختیار نداشتند، هیچگاه به طور جدی به این موضوع نگرش مثبتی حاصل نشد و آرزوی ایجاد محیطی فرهنگی، علمی و آموزشی در سطح عالی در دل علاقمندان به تأسیس آن باقی ماند و عملی نگردید.
    پس از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی و حاكمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی در پیروی از اصول آرمانی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ضروری دانست در نظام آموزشی این نیرو تغییرات عمده و اساسی ایجاد نماید. به همین منظور با ایجاد دو ارگان تحت عناوین مركز مطالعات و تحقیقات و برنامه ریزی آموزشی (تبا) اقدام به بررسی ساختار سازمانی، نظام طبقه بندی مشاغل و نظام آموزشی نمود. مطالعات كارشناسی صورت پذیرفت كه در این راستا کارکنان مجرب نیرو و همچنین اساتید دانشگاهی نقش عمده داشتند، طرح ایجاد دانشگاه هوایی به منظور تأمین نیروی انسانی در تخصصهای كارشناسی خلبانی، عملیاتی و فنی در رابطه با تجهیزات متنوع (انواع هواپیماها، موشكها، سامانههای تسلیحاتی، فرودگاهی و پروازی، راداری، پدافند هوایی، مخابراتی و رایانهای) تهیه و از تصویب فرماندهی معظم كل قوا و شورای عالی انقلاب فرهنگی گذشت. پس از تصویب آن، با همت و پایمردی تعدادی از مسئولین علاقمند به آموزش ظرف كوتاهترین مدت با تشكیل گروههای كاری مختلف(طراحی و اجرایی) و با هماهنگی و همكاری صادقانه و دلسوزی امیر فرماندهی وقت نیرو، سرلشكر شهید منصور ستاری و مساعدت مسئولین محترم وزارت فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه هوایی با ایجاد رشتههای كارشناسی مورد نیاز و گزینش دانشجو از طریق آزمون سراسری در سال تحصیلی 68-67 آغاز به كار نمود و در تاریخ 15/8/67 بطور رسمی توسط مقام معظم رهبری(ریاست جمهوری وقت) افتتاح گردید.
    از لحاظ موقعیت جغرافیایی، دانشگاه هوایی شهید ستاری در غرب تهران و در ضلع جنوبی فرودگاه مهرآباد با فضایی به مساحت 215625 مترمربع واقع گردیده است. این دانشگاه با دارا بودن 603/84 مترمربع فضای سبز از امکانات ساختمانی وسیعی برخوردار است که بخشی از این امکانات شامل 128 واحد مسکونی برای اسکان کادر هیئت علمی و پرسنل آموزشی و همچنین خوابگاه انفرادی و نیز خوابگاههای گروهی برای دانشجویان سالهای مختلف اختصاص یافته است.

    مأموریت دانشگاه با توجه به نیازمندیهای نهاجا به شرح زیر تعریف شده است:
    1- تربیت نیروی انسانی مورد نیاز نهاجا بر اساس آیین نامه طبقه بندی مشاغل و نیز تربیت متخصص برای سایر ارگانهایی که با علوم و فنون هوایی در ارتباط میباشند.
    2- انجام امور پژوهشی بر اساس پروژههای تعریف شده که توسط یگانهای ذیربط در نهاجا تعیین و به دانشگاه محول میگردد.
    3- ارائه آموزشهای تکمیلی کوتاه مدت علمی، تخصصی، نظامی، فرماندهی و مدیریتی بر اساس نیاز نهاجا
    4- برنامه ریزی علمی- تحقیقاتی به موازات طرحهای نهاجا در رابطه با بازسازی، نیروی انسانی و تجهیزات

    اهداف تأسیس دانشگاه به شرح زیر میباشد:
    1- تأمین نیروی انسانی متعهد و متخصص نهاجا در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد به نحوی که فارغ التحصیلان دانشگاه قادر باشند مسئولیتهای مربوط به امور نگهداری، بازسازی و کار با سیستمهای موجود را به عهده گرفته و نسبت به طراحی و ساخت سامانههای مورد نیاز نیز اقدام نمایند.
    2- پرورش افسرانی که علاوه بر تعمیر و نگهداری سیستمهای پیشرفته موجود در نیروی هوایی، امر خطیر هدایت پرسنل را نیز بر عهده گرفته و در مشاغل مدیریتی در سطوح مختلف نهاجا و ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام وظیفه نموده و ارائة طریق نمایند.
    3- فراهم کردن بستر مناسب جهت گسترش فعالیتهای علمی، فنی و پژوهشی در نهاجا.
    4- گسترش آموزش عالی در ارتش و تقویت بنیه علمی کارکنان نهاجا

    این دانشگاه در حال حاضر با سیزده رشته مهندسی و كارشناسی و دو رشته کارشناسی ارشد مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به شرح زیرین فعالیت مینماید كه فارغالتحصیلان خود را جهت تأمین نیروی انسانی كارشناس به پایگاههای عملیاتی و یگانهای مختلف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گسیل میدارد.


    1- كارشناسی فنی هوانوردی(خلبانی)
    2-كارشناسی فنی هوانوردی(ناوبری هوایی)
    3- كارشناسی فنی هوانوردی(مراقبت پرواز)
    4- کارشناسی مهندسی هوافضا
    5- کارشناسی مهندسی نگهداری هواپیما
    6- کارشناسی مهندسی برق (الكترونیك)
    7- مهندسی برق(مخابرات)
    8- مهندسی رایانه (نرم افزار)
    9- مهندسی تكنولوژی، فرماندهی و كنترل هوایی(كنترل شكاری)
    10- كارشناسی مدیریت دولتی
    11- مهندسی تكنولوژی، فرماندهی و كنترل هوایی(عملیات موشك)
    12- كارشناسی مدیریت بازرگانی
    13- مهندسی تكنولوژی، فرماندهی و كنترل هوایی(اطلاعات عملیات)
    14- کارشناس ارشد رمز
    15- کارشناس ارشد مهندسی هوافضا(بررسی سوانح هوایی و صلاحیتهای پروازی)
    دانشجویان دانشگاه هوایی شهید ستاری از نظر مقررات استخدامی و قوانین آموزشی تابع قوانین ارتش جمهوری اسلامی ایران میباشند، این دانشگاه دانشجویان رشته های مهندسی را بر اساس آزمون اختصاصی آجا از قبول شدگان گروه آزمایشی ریاضی- فیزیک و دانشجویان کارشناسی هوانوردی(خلبانی) را از قبول شدگان گروه های آزمایشی ریاضی- فیزیک و علوم تجربی و دانشجویان رشته کارشناسی مدیریت را از قبول شدگان کلیه گروههای آزمایشی جذب میکند.


    دانشکده پرواز

    اصولاً وقتی اسم نیروی هوایی و مشخصاً دانشگاه هوایی عنوان میشود اولین موضوعی که به ذهن تداعی می شود "پرواز" است از این رو بطور مختصر به معرفی دانشکده پرواز میپردازیم.
    دانشکده پرواز از سال 1369 به دانشگاه هوایی منتقل گردید و در چارچوب دانشکدههای این دانشگاه قرار گرفت. پیش از آن در پادگان قلعه مرغی فعالیت مینمود. ساختمان این دانشکده روبروی دانشکده مدیریت قرار دارد و درب آن رو به غرب است. دارای دوطبقه میباشد که طبقه اول کلاسهای آموزشی، کتابخانه علمی تخصصی دانشکده در آن قرار دارد. و طبقه دوم دارای قسمتهایی مانند: معاونت آموزشی، نجات خدمه، چتر پاراسل، رییس مرکز و ... میباشد.
    دانشکده پرواز در اصل متشکل از سه گروه " خلبانی" ، "ناوبری" و " مراقبت پرواز" میباشد. دانشجویان ورودی در هر سال پس از دوره BMT و شروع ترم تحصیلی با گذراندن واحدهای درسی در سایر دانشکدههای این دانشگاه و همچنین دروس تخصصی در دانشکدة پرواز برای اعزام به گردان پرواز مقدماتی 33- F Hl آماده میگردند. مراحل اعزام به گردان پرواز به شرح ذیل می باشد:
    1- گذراندن اکثر دروس علوم پایه
    2- گذراندن دوره FTD (دوره زمینی) و گرفتن نمره قبولی در تمام دروس این دوره.
    3- اعزام به گردان پرواز مقدماتی مستقر در کوشک نصرت (پایگاه قیام)
    4- پس از اتمام پرواز و فارغالتحصیلی از این گردان و بازگشت به دانشگاه اقدام به گذراندن واحدهای باقیمانده میکند. دانشجویان خلبانی در طول آموزش در دانشگاه میبایست طبق اعلام آموزش دانشکده پرواز، برای گذراندن دورههای چتر پاراسل، اتاق ارتفاع و آموزش شنا اقدام نمایند.
    پس از اتمام کلیه مراحل به پایگاه اصفهان اعزام میشوند تا پرواز آموزشی گردان 7- PC را شروع کنند.
    پس از اتمام پرواز 7- PC به دانشگاه برگشته تا نسبت به تسویه حساب جهت اعزام به پایگاههای مورد نظر که در طرح تقسیم مشخص میشود اعزام گردند.
    دانشجویانی که در اصفهان نتوانند پروازهای خود را با موفقیت انجام دهند میتوانند طبق دستورالعمل آموزش دانشگاه در یکی از رشته های مهندسی ادامه تحصیل داده و یا انصراف دهند.

    دانشکده مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی

    دفاع از مرزهای هوایی کشور به عنوان یکی از وظایف اصلی نهاجا به عهدهی افرادی است که به حق ((مرزبانان آسمان ایران)) نامیده میشوند. مردانی که در امر مهم دفاع از منابع انسانی، اقتصادی، نظامی و سایر منابع حیاتی کشور در برابر حملات هوایی دشمن میپردازند. آنان با انجام وظیفه در رشتههای کنترل شکاری، عملیات موشک و اطلاعات عملیات، نزدیک شدن خفاشان دشمن به قلمرو فضایی کشور را با هوشیاری و تیز بینی، مشاهده و به محض تجاوز به حریم آسمان ایران به شکار و نابودی آنها میپردازند.
    از آنجا که اهداف دانشگاه هوایی تربیت کارکنان متعهد و متخصص در تمام ابعاد برای نیروی هوایی میباشد، طبق نیازهای پدافند هوایی کشور، دانشکده مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی نیز در دانشگاه تأسیس گردید و دانشکده مهندسی کنترل هوایی با سه گرایش مهندسی اطلاعات عملیات، مهندسی کنترل شکاری و مهندسی عملیات موشک شروع به فعالیت نمود. رشتههای تحصیلی این دانشکده در سطح کشور منحصربهفرد بوده و خاص نهاجا میباشد و فارغالتحصیلان این دانشکده طبق نیاز نهاجا در اقصی نقاط میهن جمهوری اسلامی ایران خدمت مینمایند.
    وظیفه اصلی فارغ التحصیلان رشتة کنترل شکاری، کنترل هواپیماهای شکاری خودی به منظور تأمین پوشش هوایی کشور، کشف، شناسایی و رهگیری اشیاء پرنده ناشناس و وادار نمودن آنها به فرود اجباری یا صدور دستور انهدام آنها، هدایت عملیات تجسس و نجات، فراهم نمودن تسهیلات سوختگیری در هوا با استفاده از سیستمهای راداری، ارتباطی و رایانهای میباشد.
    وظیفهی کارکنان عملیات موشک، گسترش و استقرار آتشبارهای ضد هوایی و بهرهبرداری از آنها از طریق کشف، شناسایی، درگیری و انهدام هدفهای هوایی با استفاده از موشک و توپ مجهز به رادار و ردیاب میباشد.
    وظیفه پرسنل اطلاعات عملیات، جمع آوری اطلاعات برون مرزی در سه شاخه تصویری، ارتباطی و الکترونیکی جهت استفاده عملیاتی می باشد.

    دانشکده هوا فضا

    دانشکده هوا فضا واقع در ضلع جنوبی دانشگاه هوایی ، یکی از فعالترین و موفقترین دانشکده به لحاظ وجود تعداد اساتید مجرب میباشد. این دانشکده همچنین به لحاظ وسعت و تعداد ساختمانهای زیر مجموعه خود نیز گستردهترین دانشکده در سطح دانشگاه هوایی بوده بطوریکه ساختمان مرکزی و سایر آزمایشگاهها و کارگاههای آن در سطح دانشگاه گسترده شده است.
    ساختمان مرکزی دانشکده هوافضا ساختمانی بزرگ و چهارطبقه( طبقه چهارم متعلق به گروه معارف) میباشد. و در طبقه همکف آن آزمایشگاههای مختلفی قرار دارد.
    طبقه دوم به عنوان ستاد دانشکده بوده و در این طبقه دوایر مختلف دانشکده مستقر هستند. در طبقه سوم کلاسها تشکیل میگردد و از جمله مراکز پرکاری که دانشجویان همواره با آنها سرو کار دارند مانند: کتابخانه دانشکده و معاونت امور دانشجویی در آنجا مستقر میباشد.
    فعالیتهای دانشکده:
    1- معاونت دانشجویی که بعنوان رابطی بین دانشجویان و مسئولین دانشکده بوده و نسبت به اطلاع رسانی مطالب و مسایل، علمی، آموزشی و ... به دانشجویان از طریق بردهای نصب شده در دانشکده اقدام میکنند.
    2- باشگاه پهباد (پرندههای هدایت پذیر از دور) فعالیت این باشگاه در زمینههای مدل هواپیما و کنترل از راه دور بوده و محل باشگاه در مجاورت سالن بسکتبال قرار دارد.
    3- سایت رایانه که دانشجویان جهت آشنایی با نرم افزارهای مختلف میتوانند همه روزه به آنجا مراجعه و از سیستمهای رایانهای موجود استفاده نمایند.
    4- تحقیق و پژوهش: دانشجویانی که برای انجام کارهای مختلف تحقیقاتی و پژوهشی مشتاق هستند میتوانند به دایره پژوهشی دانشکده مراجعه نموده و معرفی نامههای لازم را به ارگانهای مختلف برای انجام تحقیقات، اخذ نمایند.
    5- کتابخانه دانشکده: کتابخانه دانشکده هوا فضا با در اختیار داشتن کتابهای مورد نیاز در طول ترم دانشجویان به آنها سرویس دهی مینماید.و دانشجویان جهت عضویت در کتابخانه میتواند به محل کتابخانه در طبقه سوم مراجعه نمایند.

    دانشکده برق

    همزمان با تأسیس دانشگاه هوایی در سال 1367 ، دانشکده مهندسی برق نیز شروع به کار نمود و هر ساله بنا به نیاز نیروی هوایی در ظرفیتهای مختلف در دو گرایش الکترونیک و مخابرات دانشجو میپذیرد. این پذیرفته شدگان همزمان با شروع سال دوم تحصیل به دو گرایش فوق تقسیم میگردند.
    هدف از برقراری گرایش الکترونیکی، تربیت افسران کارشناس در زمینه شناخت، بهرهبرداری، نگهداری و تجزیه و تحلیل سیستمها و دستگاههای الکترونیک میباشد.
    هدف از برقراری گرایش مخابرات تربیت افسران کارشناس در زمینة شناخت، عملکرد، نگهداری، طراحی و تجزیه و تحلیل سیستمها و مدارات مخابراتی است.
    دانشکده برق در میان سایر دانشکدهها از ویژگی خاصی برخوردار است و آن بهرهمندی از ساختمان چهار طبقه در ضلع شمال غربی دانشگاه میباشد گستردگی فضای آموزشی دانشکدة برق مکان مناسبی را جهت انجام فعالیتهای مختلف علمی و پژوهشی را فراهم آورده است چنانکه متمرکزترین بخش آزمایشگاهی دانشگاه با 12 آزمایشگاه فعال در این دانشکده واقع شده است.
    از دیگر جنبههای فعالیت این دانشکده همکاری با سایر دانشگاههای شهر تهران به منظور استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی و برخی از کلاسهای تئوری میباشد به گونهای که دانشجویان برخی از دانشگاههای شهر تهران تعدادی از واحدهای درسی خود را میهمان دانشکدهی مهندسی برق دانشگاه هوایی میباشند.

    دانشکده رایانه

    این دانشکده در سال 1369 تأسیس گردید و تا سال 1371 در قسمتی از دانشکده برق قرار داشت. از این سال به بعد به محل فعلی انتقال یافت. از سال 1377 سمت ریاست دانشکده به فرماندهی تغییر کرد و از آن به بعد این سمت تنها به افراد نظامی واگذار میگردد. از آن سال به بعد فارغالتحصیلان دانشکدة رایانه که موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد شده بودند کم کم کار تدریس در این دانشکده را نیز بر عهده گرفتند.
    عموماً ورودیهای این دانشکده 15 الی 25 نفر بوده ( از زمانی که این دانشگاه کنکور اختصاصی برگزار می کند در این رشته دانشجو نمی پذیرد) که از این بابت خلوتترین دانشکده به حساب میآید. در این دانشکده 6 کلاس آموزشی، یک سایت رایانه، مرکز اطلاع رسانی، کتابخانه و یک آزمایشگاه مدار منطقی وجود دارد.
    در سال 1383 با تلاش فرمانده وقت دانشگاه سایت اینترنت با 30 دستگاه رایانه که به وسیله آنتن رادیویی با سرعت Kbps 512 از شرکت ایزایران سرویس میگیرد، راهاندازی و در اختیار دانشجویان قرار گرفت. ضمن اینکه مرکز ICDL نیز برای آموزش رایانه به کارکنان، زیر نظر این دانشکده فعالیت خود را دنبال میکند

    دانشکده مدیریت

    این دانشکده واقع در طبقه دوم ساختمانی قرار دارد که طبقه اول آن مربوط به دانشکده پرواز میباشد. بطور کلی این دانشکده دارای دو گرایش مدیریت دولتی (ویژه دانشجویان رشتة علوم تجربی و علوم انسانی) و گرایش مدیریت بازرگانی (ویژه دانشجویان رشتهی ریاضی و فیزیک) میباشد. (این دانشکده از زمانیکه دانشگاه از طریق کنکور اختصاصی دانشجو می پذیرد دانشجو نداشته است). این دانشکده از بخشهایی چون قسمت آموزش، قسمت اداری، اتاق معاونت آموزشی، دفتر فرماندهی، سایت رایانهای، کتابخانه و 8 کلاس آموزشی مجزا تشکیل شده است. بیشترین ارتباط دانشجویان با کارکنان دانشکده مربوط به قسمت آموزش میباشد. وظایف اصلی این قسمت در ارتباط با دانشجویان شامل انتخاب واحد، حذف و اضافه، پیش بینی تعداد فارغالتحصیلان سال بعد، راهنمایی دانشجویان در امور مختلف، معرفی دانشجویان برای تحقیق با نهاد و سازمانهای مختلف، هدایت دانشجویان جهت کارآموزی، تعیین تخصص و محل خدمتی دانشجویان و ... میباشد.
    قسمتی از دانشکده مربوط به سایت رایانهای آن میباشد که دانشجویان در تمام وقت درسی خود میتوانند از آن استفاده کنند. بیشترین استفاده دانشجویان این رشته مربوط به تایپ تحقیقات خود آنان می باشد.
    قسمت دیگری از دانشکده مربوط به کتابخانه بوده که اکثر کتابهای مرتبط به مدیریت میباشد. برای عضویت در کتابخانه تنها یک قطعه عکس و یک تعهدنامه در مورد حفظ کتاب کافی می باشد.


    دانشکده علوم پایه

    این دانشکده در سال 1367 تأسیس شد و به گفته یکی از اساتید این دانشکده گذرگاهی سخت برای دانشجویان سایر دانشکدهها میباشد.
    این دانشکده متشکل از تعدادی کلاس در دو طبقه و تعداد آزمایشگاه در طبقه اول میباشد. تعداد 10 نفر هیئت علمی که نیمی نظامی و نیمی غیر نظامی میباشند در این دانشکده خدمت میکنند.
    مجهز نمودن دو کلاس به ویدئو پروژکتور و رایانه جهت ارائه دروس به صورت Power Point و سخنرانیها از تازههای این دانشکده میباشد.

    گروه زبانهای خارجی

    مرکز زبان انگلیسی دانشگاه هوایی شهید ستاری در سمت جنوب دانشگاه واقع شده است. این بخش در واقع زیر شاخهای از دانشکده علوم پایه بوده که بصورت مجزا درآمده و پذیرای دانشجویان تمام رشتهها میباشد و بمنظور تقویت هر چه بیشتر دانشجویان و آماده سازی آنان جهت استفاده از منابع نشریات نهاجا این مرکز زبان آموزش دانشجویان را بعهده دارد و با استفاده از سیستم آموزش زبان انگلیسی موجود در نهاجا ارائه سرویس می نماید.
    یکی دیگر از قسمتهای این مرکز Language Lab آن است که بصورت مجزا و جنب زمین بسکتبال قرار دارد. در این قسمت برای دانشجویان فیلمهایی با زبان اصلی پخش میشود تا زبان گفتاری و شنیداری آنان تقویت گردد.

    گروه معارف

    گروه معارف اسلامی در طبقه چهارم ساختمان دانشکده هوا فضا قرار دارد این گروه یکی از زیر شاخههای عقیدتی سیاسی دانشگاه محسوب میشود. این گروه علاوه بر آموزش دروس مصوب آجا، برگزاری کلاسهای آموزشی قرآن در مقاطع مختلف، منجمله در ماه مبارک رمضان برای دانشجویان و کارکنان کادر و وظیفه از سایر فعالیتهایی است که بر دوش این گروه نهاده شده است.

    منبع : www.f22.mihanblog.com
    پاسخ
    پسر عزیزم جناب کدخدایی نازنین
    واقعآ دستت درد نکنه .. خیلی به زحمت افتادی .. و من فقط می تونم خالصانه از شما تشکر کنم .. و برای این که مزاحم مطالعه خوانندگان محترم نشوم ، پاسخ ام رو کوتاه می کنم .
    خدا خیرت بدهد .. زحمت کشیدی

    سلام آقای مدرسی
    ممنونم از جواب کامنت. راستش من هر چی تقویم تو خونه داشتیم رو نگاه کردم تنها جمعه ای که می خوره به بیستم ماه، یکی همین فروردینه که میشه فردا نه پس فردا، یکیش هم اسفنده!! فکر کنم منظور شما فروردین بوده. اگه درست میگم بهم بگید تا من عکس ها رو فردا اسکن کنم و بفرستم...
    پاسخ
    فرناز عزیزم ممنون دخترم .. ما بیستم اردیبهشت جلسه داریم .. شما تا هیجدهم یاداوری کنید و مدارک را بفرست
    ببخشید احتمالآ من اشتباهی پیغام دادم

    سلام
    روايت غرور افرين يكي از قهرمانان جنگ رو نوشتيد . مناسب ديدم آن روي سكه (= خيانت ) رو هم با اجازه ي شما به نقل از منابع موثق به همراه چند عكس كمتر ديده شده براتون منتشر كنم كه مربوط ميشه به پناهنده شدن يك تامكت ايراني به عراق . باشد كه عبرتي باشه براي همه ي اونهايي كه ممكنه به فكر خيانت به وطن باشند
    ابتدا عكس هايي از لاشه ي اين هواپيما رو ميذارم . گرچه عراق ادعا كرد كه اين هواپيما رو در يك درگيري هوايي سرنگون كرده و حتي همون طوري كه در عكس ها ميبينيد مجسمه ي خلبان عراقي رو هم بر فراز لاشه ي هواپيما ساخت اما ظاهرا لاشه مربوط ميشه به همون تامكت پناهنده...
    سرنوشت تنها اف چهارده پناهنده به عراق به همراه عكس هايي از لاشه اون هواپيما ...
    تصوير اول :
    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/cat/soghot1.jpg

    تصوير دوم :

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/cat/soghot2.jpg

    در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زیادی نمود تا خلبانان ناراضی ایرانی را تشویق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز میکرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به اینکه رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانیها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که همچنان به سمت غرب میرفت ادامه دادند. در زمانیکه به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . سرگرد محمد سعی در شلیک یک فروند موشک R-24R کرد اما موفق به اینکار نشد . رفته رفته فاصله آنان تا تامکت ایرانی کاهش می یافت . در فاصله ۸ کیلومتری ,هواپیمای همراه (Wingman) او یک موشک R - 24 T خود را شلیک کرد . به فاصله کوتاهی انفجاری روی داد و تامکت ایرانی با از دست دادن ارتفاع با سرعت هر چه تمامتر به سمت زمین نزدیک میشد . میگهای عراقی خود را به نزدیکی تامکت رساندند و با تعجب شاهد باز شدن ارابه فرود اف ـ ۱۴ شدند. تامکت قصد تسلیم شدن داشت . با دیدن این صحنه خلبانان عراقی با فرماندهان مافوق تماس گرفته و ضمن تشریح صحنه خواستار دستورات آنان شدند. به فاصله کوتاهی فرماندهان عراقی متوجه شدند که خلبانان ایرانی یکروز زودتر از موعد از قبل تعیین شده به عراق پرواز کرده اند . بلافاصله به میگها دستور داده شد تا تامکت ایرانی را تا پایگاه العبیده اسکورت نموده و مقدمات فرود آنان را فراهم آورند . اما برای اینکار زمانی باقی نمانده بود . هدایت هواپیما از دستان سروان مرادی خارج شده بود و خدمه پروازی باید جان خود را نجات میدادند . اف ـ ۱۴ ایرانی در نزدیکی نومانیه سقوط کرد و چنان لاشه آن متلاشی شد که مقامات عراقی قادر به کسب هیچگونه اطلاعات مفیدی از آن نشدند.
    سروان مرادی اطلاعات زیادی در اختیار عراقیها قرار داد اما مقدار زیادی اطلاعات غلط هم لابلای آنان بود . بعنوان مثال او اعلام کرد که ایرانیها دیگر قادر نیستند موشکهای AIM - 7 را از اف ـ ۱۴ های خود شلیک کنند . بعد از بازجوئیهای مفصل این خلبان ایرانی به سوئیس فرستاده شد تا در آنجا زندگی راحتی بدور از جنگ را آغاز کند . اما تنها ۳ ماه پس از اقامت او در سوئیس , توسط عواملی ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفت و كشته شد. RIO این تامکت ایرانی ( سروان نجفی ) از دادن هرگونه اطلاعات به استخبارات عراق خودداری کردودر پی آن به بازداشتگاه اسرا منتقل شد . در سالهای ابتدای دهه ۹۰ میلادی او به همراه هزاران اسیر دیگر به وطن خود مراجعت نمود .
    این اف ـ ۱۴ اولین وتنها تامکت ایرانی بود که بدست نیروهای عراقی افتاد .
    چند تصوير كمتر ديده شده ي ديگه هم براتون آپلود كردم ...
    تصويري از مراسم تحويل اولين تامكت ايراني :

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/cat/1.jpg


    تصويري از لاشه ي يك فروند ميگ 21 عراقي كه توسط يك تامكت ايراني به خلباني علي عظيمي به وسيله يك فروند موشك دور برد هوا به هواي AIM-54 شكار شد:

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/cat/4.1.jpg

    موفق و مويد باشيد قربان !
    پاسخ
    ممنون عزیزم ..
    خیلی متآثر شدم .. لعنت به هر چه خائن و وطن فروش است
    البته این اطلاعات شما باعث شد .. که در جایی برای خودم یاداوری کردم در باره این موضوع و فرار خلبانان خائن مطلبی بنویسم .
    خیلی حرف ها دارم .. دلم کباب شد وقتی لاشه تامکت رو دیدم ..
    واقعآ از شما دوست خوبم ممنونم
    راستی .. باید در سال جدید مزاحم ات بشم .. دفترچه ام هنوز درست نشده است .. و سینه ام بد جوری شب ها اذیت ام می کنه
    یک مشکلی هم داشتم که .. ان را به کسی نگفته بودم .. من در زمان حمل مجروحان شیمیایی ، بدنم الوده شده است .. هر از گاهی تاول های چرکینی در پای چپ ام از همان زمان جنگ ظاهر می شود ... که اهمیت نمی دادم .. ولی مدتی است که زیاد شده است .. !! باید دکتر بروم .. نمی خواستم مزاحم شما بشم .. اما ظاهرآ چاره ای نیست .. چون خودت فرموده بودی .. حالا هفته دیگه مزاحم ات خواهم شد
    فدات بشم

    راستي عمو بهروز چند وقت پيش شبكه سه يه برنامه اي رو نشون ميداد كه مربوط به متخصصين باك هركولس بودن كه با قد كوتاه هستن . نميدونم ديديد اون برنامه رو يا نه . اما اين برنامه منو برد به دوران بچهگيم كه تو شهرك توحيد زندگي ميكرديم. يادش به خير . تو شهرك توحيد هم چند تا از اين عزيزان زندگي ميكردن . دقيقا قيافه يكي از اين عزيزان تو ذهنم مونده كه قسمتي از مو هاش هم ريخته بود . يادمه تو اون دوران بچه گيمون خيلي تو پايگاه هر وقت اين بنده خدا ها رو ميديديم با ساير بچه ها مسخرشون مي كرديم البته اون موقع نميدونستم تخصصشون چيه اما كمي بعد تر كه سنم بيشتر شد از پدرم پرسيده بودم كه رسته خدمتي اونها چيه . . .كاش اون بنده خدا حلال كنه . گرچه اون موقع بچه بودم و عقلم نميرسيد. يادمه يكي از اون عزيزان همسر قد بلندي داشت كه هيچ وقت با هم و در كنار هم براي خريد و يا بيرون رفتن ، راه نميرفتن و هميشه با فاصلهاز هم راه ميرفتن .اخه بلوك اونها نزديك بلوكي بود كه ما زندگي ميكرديم .
    تو اون برنامه چند باري هم هركولس ها رو نمايش داد كه تقريبا همشون كد هاي ريجسترشون پوشونده بود جز يه دونه كه تا جايي كه خاطرم مياد هواپيمايي بود با ريجستر 507 .

    با پوزش به خاطر اينكه سرتون رو درد اوردم .
    پاسخ
    بله عزیزم .. آقای قربانی و آقای مولایی که هر دو در بلوک 30 زندگی می کردند .. آقای قربانی مدتی است آلزایمر گرفته است .. او همسایه پائینی ما بود .. وقتی پارسال با او تلفنی حرف زدم .. من را نشناخت .. بهش گفتم من همون کسی هستم که با موتور از روی سرش پریدم .. باز هم یادش نیامد .. !!
    دومی هم در طبقه جهارم بولک سی زندگی می کرد .. یک سوزوکی 80 داشت .. همسرش شمالی بود . بله ان ها وارد لوله های باک هواپیما می شدند .. و جلوی لیک و نفوذ سوخت رو می گرفتند .. یادش به خیر
    ممنون که من را به اون دوران بردی ..
    ولی اون برنامه رو ندیدم

    .....
    ....
    .... پاسخ
    احسان عزیزم .. اصلآ چرا خودت رو ناراحت می کنی
    شما که وجدانآ کاری نکردی که احساس گناه و ندامت می کنی ..
    من با وجودی که شما رو ندیدم ، می دونم جوانی مومن و سالمی هستی
    شما مرد هستی پسرم .. سرت رو بالا بگیر .. اتفاقی نیفتاده است
    هیچ چیزی مثل حقیقت نیست .. پاشو برو خونه دایی ات .. و مثل مرد واقعیت رو خودت به مادرش بگو
    آغاز کننده همه این ماجرا ها او بوده است .. یک سوء تفاهم معمولی است .. شما چون جوان پاک و سالمی هستی .. از این مسایل ندیدی
    جریان پیامک بازی .. بین همه رواج داره .. اصلآ موبایل یا شما ره منزل فرق می کنه .. همه در روزنامه ها می زنند .. بر فرض تو به همه دوست هایت داده باشی .. چیز مهمی نیست .. به همین دلیل خیلی ها موبایل نمی خرند .. !!!
    شماره خونه یا عکس کسی را پخش نکردی که زانوی غم گرفتی .. !!!
    پاشو عزیزم .. نیاز نیست خودت رو بخوری و ملامت کنی .. مثل یک مرد برو صادقانه همه چیز رو تعریف کن
    گناه تو و خاله ات این است که شماره موبایل را با عکس یا شماره خونه اشتباهی گرفته .. !!! موبایل شماره اندازش معلوم می شه .. کسی نمی تواند مزاحم کسی بشه .. بر فرض هم شما این کار رو کرده باشی .. اصلآ مهم نیست
    بلند شو .. به خدا توکل کن .. هیچ چیز مثل صداقت نیست ..
    این که چیزی نیست .. در زندگی مسایل جدی دیگری پیش می آید که باید قوی باشی .. یادت باشه سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نخواهد رفت
    توکل به خالق .. خودش همه چیز رو سر و سامان می دهد .. خواهی دید .. مشکلی نیست
    در ضمن .. بازی را او شروع کرده بود نه شما .. اون تلفن هم که سر کلاس شد .. ممکنه خودش باشه .. نه مادرش .. اصلآ این مسایل رو به دایی ات نخواهند گفت .. بگویند هم .. مئسئله ای نیست .. چون خودش این کار رو کرد .. عمل شما کاملآ طبیعی بوده است که نشان از پاک بودن شما و چشم و گوش بستگی شما رو می رسونه .... نه عزیزم .. مسئله رو بزرگ نکن

    سلام عموجان
    من وقتي در مورد برخي شهدا چون شهيد بزرگوار آل آقا مطلب مي خوانم دقيقا مصداق اين حرف كه شهيدان زنده اند را باور مي كنم. شما فقط تاثير حضور اين شهيد را بر روي خوانندگان اين سايت بررسي كنيد. كسي نيست كه در مورد او مطلبي خوانده باشد و بعد از آن اسم او را با احترام به زبان نياورد و چه چيزي با ارزش تر از اين. همواره از خدا خواسته ام كه به من اين توانايي را اعطا نمايد كه كارهايي انجام دهم كه بعدها اسمم با افتخار برده شود هر چند كه اين آرزويي دور از دسترس مي باشد.
    در كامنتي ديگر هم اين خاطره را نقل كردم كه وقتي از يكي از اساتيد پرواز قديمي در خصوص برخي خلبانان شهيد سوال كردم زماني كه به نام شهيد آل آقا رسيدم ايشان به وضوح متاثر شده و از آن والامقام به نيكي ياد كردند.
    چقدر دلم مي خواست كه اين پست را آنطور كه خودتان مايل بوديد تكميل مي كرديد. هنوز هم دير نشده و اگر صلاح ديديد قسمت دومي بر اين پست اضافه كنيد و توضيحات تكميلي خود را بيان نماييد.
    جدا بخاطر شرح موضوعات اينچنيني از شما تشكر مي كنم.
    در پناه حق
    پاسخ
    حمید عزیز و نازنینم .. دقیقآ همین گونه است که اشاره فرمودی
    جایگاه این عزیزان خیلی رفیع است .. و در مورد آل آقا .. یک حس دیگری نسبت به بقیه دارم .. عین شهید آوینی .. که وقتی بعد از شهادتش در سروش خواستم مطلبی در باره اش بنویسم .. یکی دو روز به دفتر کارش رفته .. و حسابی با تمام زوایای ان ارتباط برقرار کردم .. یک روز مرخصی گرفته و در خانه مطلب ام رو احساسی نوشتم .. وقتی هفته بعدش چاپ شد .. شاید باورت نشه .. شب آن شهید بزرگوار به خوابم امد .. و تشکر کرد .. موهای تنم سیخ شده بود .. از من خواست با برادرش هم مصاحبه کنم .. !! و من به حرمت ان شهید این کار را انجام دادم .. برادر محترمش اهل مصاحبه نبود .. به همین خاطر کلک زدم .. ضبط های مغناطیسی تازه به بازرا اومده بود که از راه دور هم ضبط می کرد .. به او گفتم این دختر خانم خبرنگار حافظه خوبی داره .. شما فقط حرف بزنید .. اگه نقطه ای جا افتاد ، اجازه چاپ ندهید .. !! و وقتی متن حرف های او رو جلویش گذاشتیم .. باورش نمی شد .. ولی مجبور شدم واقعیت رو بگویم .. !!
    در باره آل آقا نازنین هم .. خیلی دلم می خواست ادامه داده و به نامردی امریکایی ها ، نقطه ضعف تامکت ها در اون زمان ، امنیت نفتکش ها و جنگ نفت کش ها و شهر ها که موضوعات مهم اون زمان بودند .. بنویسم .. اما واقعیت اینه به خاطر طولانی شدن تعطیلات و کم خواننده بودن سایت در این ایام .. و سرعت پائین اینترنت که کلافه ام کرده بود .. به همراه خرابی کامپیوترم که خود به خود ری استارت می شود .. نیمه کاره کار رو رها کردم .. چون می دونستم .. به قول شما بقدری جایگاه والایی داره .. که نقص نوشته های من مشخص نخواهد شد .. اما هنوز هم به او مدیون هستم .. مسلمآ یک روز از زاویه دیگری به او و عملکردش اشاره خواهم کرد
    ممنون حمید جان

    عمو بهروز نازنين ..
    من در خدمت گزاري حاضرم ... فقط خدا كنه بتونم كاري انجام بدم
    پاسخ
    فدات بشم عزیزم . سعی می کنم مزاحم ات نشوم
    اگه در تعویض دفترچه موفق نشدم .. حتمآ به شما خبر خواهم داد .. تا کمک ام کرده و ان را عوض کنیم
    هیچ وقت محبت های شما رو فراموش نمی کنم

    کاپیتان مدرسی درود برشما
    اقدام شما در گرامی داشت یاد شهیدان میهن واقعا با ارزش است.
    اما در مورد نحوه شهادت ایشان من فکر می کنم واقعیت چیز دیگری است. هواپیمای ایشان اشتباها از طرف پدافند
    خودی هدف قرار گرفت.حتما در مراسم مختلف نیروی هوایی دیده اید در زیر عکس ایشان نوشته اند محل شهادت جزیره خارک خرداد ماه 1363 . درآن هنگام نیروی هوایی سپاه پاسداران به تازگی موشکهای سام 2 و سام 6 از لیبی دریافت کرده بود. و آشنایی کامل با این سلاح های پیچیده را هم نداشتند. البته بعد از این اتفاق مدعی شدند که هواپیمای شهید آل آقا از طرف پدافند عراق هدف قرار گرفته است اما چون محل سقوط هواپیما از ساحل عراق 160 کیلومتر فاصله داشت . و این فاصله در برد هیچ نوع از موشکهای عراقی قرار نداشت .مورد پذیرش کارشناسان نیروی هوایی قرار نگرفت. در گزارش های اولیه ذکر شده در آن زمان هیچ یک از هواپیما های عراقی در آن منطقه پرواز نمی کردند.از درستی این اطلاعات اطمیتان دارم.عدم صحت این روایت از زاویه دیگری قابل بررسی است.حافظ اسد رئیس جمهور اسبق سوریه تنها همکاری که با ایران در زمان جنگ داشت متوقف کردن صادرات نفت عراق از طریق خط لوله عبوری از سوریه به بندر صیدا لبنان بود که البته در عوض آن نفت رایگان از ایران دریافت . می کرد آقای هاشمی رفسنجانی به صراحت در کتاب خاطراتشان نوشته اند که با وجود وعده های فراوان سوریه هیچ کمک تسلیحاتی به ایران نکرد.و فقط معمر قذافی رئیس جمهور لیبی به ایران کمک تسلیحاتی می کرد. (از جمله موشکهای زمین به هوای سام). برای اطمینان از صحت عرایض من می توانید به کتاب ایشان مراجعه کنید. اساسا کاروانی حامل تسلیحات سوریه در طول جنگ به ایران نیامده تا شهیدآل آقا از آن محافظت کند. هواپیمای ایشان هنگام گشت رزمی بر فراز خلیج فارس به اشتباه هدف قرار گرفت. چون ایشان همشهری من هستند در این مورد خیلی مطالعه کرده ام و در صحت عرایض خود تردیدی ندارم و با کمال تاسف باید بگویم مواردی دیگر از این اتفاقات وجود داشته است. تا آنجایی که من اطلاع دارم یکی دیگر از همشهری های ما
    سرگرد شهید بیژن هارونی در سوم مهر ماه سال پنجاه ونه به اشتباه توسط سپاه پاسداران هواپیمایش هدف قرار گرفت وایشان را که یکی از استاد خلبانان اف 5 بود و از پرواز جنگی به پایگاه چهارم دزفول باز می گشت به شهادت رسید. خود شما هم در پست های قبلی به سهل انگاری بعضی از یگان های پدافند سپاه اشاره کرده اید.در جواب یکی از دوستان گفته بودید شاید بخواهید مجددا در مورد شهید آل آقا مطلبی را به نگارش در آورید . من چند عکس از ایشان دارم اگر خواستید برایتان خواهم فرستاد. از جمله عکسی در کنار استاد خلبان آمریکایی و جنگنده A4 اسکای هاوک در هنگام گذراندن دوره تاپ گان در آمریکا.ایشان از معدود خلبانان اف 14 بودند که دوره تاپ گان را گذرانده بودند .
    با سپاس
    پاسخ
    کیوان عزیز و نازنین ... بی نهایت از شما و توضیحاتی که فرمودید ، سپاسگزارم . تا یادم نرفته بگم .. شما کرد هستید .. !!؟؟ فرقی نمی کنه اهل کدوم منطقه از ایران عزیز باشید .. اما من یه احترام مضاعفی به کردهای وطنم قایل هستم .. و مرام و غیرت آن ها را همیشه ستایش کرده ام .. بگذریم
    کیوان جان .. البته استناد بنده به شهادت هاشم آل آقا بر اساس نوشته های وب سایت هایی بود که منابع ام رو هم در پائین ذکر کردم ..
    البته دوست دارم از من بپذیری که حرف و سخن شما را نفی نمی کنم .. چون حتمآ استدلال هایی در این باب دارید . اما اجازه می خواهم ابتدا به نظریه بنده توجه کن .. بعد در باره این شهید بحث می کنیم
    اگر این اتفاق یعنی شهادت آل آقا بر روی هواپیماهای فانتوم یا اف - 5 صورت می گرفت .. بنده به دلیل عدم اطلاعاتم ، چشم بسته سخن شما و یا دیگران رو می پذیرفتم ..
    اما در باره هواپیماهای دوست داشتنی تامکت .. راستش رو بخواهی به دلیل علاقه بیش از حد خودم به این پرنده ، همچنین حضور دوستان و همکاران خودم در اسکادران پروازی .. و دوستان همافر متخصص و مباحثی که معمولآ در ساعات بی کاری در خط پرواز یا حتی در آسمان با بچه ها بحث می شد .. یه مقدار در باره این پرنده های نازنین اشراف دارم
    اما در باره سقوط اف - 14 به دست خودی ها .. یا همان پدافند زمینی .. اولآ سپاه نبوده است . البته فرقی نمی کنه .. چون اون تامکتی که اشتباهی زدنش ، بوسیله سام نبوده ، بلکه توسط موشک " هاوک " یا همون هاگ سرنگون شده بود .. اگه سپاه هاگ داره حرف شما را می پذیرم .. ولی این که تامکت به دست خودی ها سقوط کنه هواپیمای زنده یاد آل آقا نبود .
    دوم این که .. افسر کابین عقب آل آقا به نام رستمی .. خودش جریان زدن شون رو به طور کامل تعریف کرده است .. و در اغلب اسناد جنگ موجود است
    حتی خودم هم وقتی قبل از نگارش این پست تحقیق می کردم .. خوب یادمه به سقوط تامکت به دست خودی ها در جایی اشاره شده بود .. اما آل آقا نبوده است
    اما این که اعزام کاروان تسلیحات از سوریه .. صحیح باشه یا نباشه .. یا این که هاشمی رفسنجانی در کتابش چه چیزی نوشته است .. نمی شود به آن استناد کرد .. اغلب روایت های وبلاگی به خاطر دلنشین شدن ممکنه نمک و فلفل اش رو زیاد کنند .. که وجود آن نوشته ها .. تآثیری در کل روایت ندارد .. کاری که گاهی خود من هم انجام می دهم .. و وقتی که دوستان نکته بین به زعم خودشون قصد دارند مچ من را گرفته و سوتی ام رو متذکر شوند .. به آن ها هم همین پاسخ رو معمولآ می دهم که ... کل ماجرا در دو یا چند روایت یکی است .. اما شاخ و برگ های آن اگه تغیر کرده ، صرفآ برای جذابیت بخشیدن به یک نوشته روایی یا خاطره است ...
    کیوان عزیزم .. همان طور که در اوایل سخن ام عرض کردم .. هرگز تحلیل شما رو رد نمی کنم .. چون تا زمانی که اسناد و گزارش دقیق و روز شمار جنگ رسمآ از سوی نهاد های ارتش یا سپاه منتشر نشود .. طبیعی است که چنین دوگانگی که چه عرض کنم .. چند گانگی در منابع غیر رسمی به چشم می خورد .. سرت رو در آوردم .. ولی یادمه وقتی به بهانه سقوط هرکولس خبرنگاران قصد داشتم تحلیل خودم رو بنویسم .. طبق عادت یک سری به منابع رسمی آمریکا در باره سوانح کلی هواپیما های سی - 130 در کل جهان زدم .. شاید باورت نشه .. کلی اشتباه های عجیب و غریب در ان درج شده بود .. که من همه رو اصلاح کردم .. مثلآ نوشته بود .. سی و چند فروند در اثر بمباران در اتش سوختند .. !! همه می دونند لااقل اطلاعات سقوط و سوانح هرکولس ها رو دقیق می دانم .. حتی اون دو سه موردی که قبل از ورودم به خط پرواز زمین خورده بود را با نام اسامی کروی پروازی .. و دلیل آن را شنیده و اطلاع دقیق داشتم .. !! پس می بینی حتی منابع رسمی خود کشور سازنده یا کارخانه هم اشتباه فاحش وجود داره .. چه به این که غیر رسمی هم باشه ... !! از همه مهم تر هم ایران و هم عراق .. در بیان واقعیت های جنگ هم اغراق و هم تحریف می کردند .. !! و این زمانی موجب دردسر می شود که مورد استناد های من و شما هم قرار گیرد .. !!
    خب با توجه به عرایض طولانی ام .. اگه فکر می کنی منابع تحقیقی شما کامل است .. چرا نپذیرم .. !!؟؟ البته خوشحال می شوم شما محبت کرده و تصاویر آن شهید رو برایم ارسال کنی .. چون راستش رو بخواهی عکس هایی که من داشتم .. مربوط به خیلی قبل از شهادتش بود .. و چهره اش مشخص نبود .. چون عکس ها دسته جمعی بودند .. ! یعنی به درد وبلاگ نمی خورد .. خواننده به دشواری پیدایش می کرد .. ممنون می شوم که برایم ارسال کنی .. و اگه تحلیل کاملی داری .. بفرست .. چون این پست به دلم نیست .. دوست دارم مانند هشت پاراگراف نخست .. بقیه اش رو هم با مشاهدات خودم تلفیق کنم
    منتظرت هستم .. هر چه زودتر بهتر
    ممنون از حضورت

    سلام جناب مدرسی عزیز
    خاطره ای که تعریف کردید مشتی است از خروار ، مشتی بر دهان بیگانه ای که چشم به خاک و بوم این کشور دارد و نمونه ای از شهیدان بزرگ که جان در راه وطن دادند و آگاهانه و با علم به اینکه در ابن راه و مسیر شهید می شوند دل به جانفشانی در راه وطن نهادند
    امثال بابایی ها و باکری ها افسانه های حقیقی امروزند که کاش فردوسی امروز زنده بود و با دیدن رشادتهای دلاورمردان ایرانی دل از رستم و سهراب می بریدو شاهنامه را در مدح شاهکار فرزندان رشید ایران می سرایید
    پرچم سه رنگ ایران برای من تداعی گر دلاورمردیهای فرزندان ایران زمین هست که امروز اینگونه محجور افتاده است
    به قول شما پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
    پاسخ
    الهی فدای کامنت زیبای شما دوست وطن پرست ام بشم
    آفرین بر شما جوانان رشید و برنای این مرز و بوم .. که قدر ارزش های خود رو دانسته .. و فریب زرق و برق و تبلیغات کذب غرب را نمی خورید
    آفرین به شرف شما جوان ایرانی ... من با افتخار بر دست هموطنان دلاور و اندیشمندی چون شما هزاران بار بوسه زده و به دوستی با شما نازنین گرامی افتخار می کنم
    زنده و جاوید باد ارتش دلاور ایران و پرسنل غیور آن

    درود جناب مدرسی
    سپاس از لطف شما و سپاس از هموطن عزیزم اقای کدخدایی که قبول زحمت کردند و دستشان درد نکند واقعا جالب و اموزنده بود بخصوص در مورد دانشگاه هوایی
    من هم به یکی دو نکته برخورد کردم که خواستم با شما در میان بگذارم

    اولین کشوری به درخواست ایران برای فروش هواپیما موافقت کرد المان بود و چون بودجه ای برای اینکار در نظر گرفته نشده بود نخست وزیر وقت اقای رضا پهلوی(رضا شاه بعدی) از مردم کمک خواستند و مردم گیلان و مازنداران هزینه دو فروند هواپیما از نوع (جی یو اف13)را پرداختند و این دو هواپیما گیلان و مازنداران نام گرفتند.
    در دوره 1965 تا 1979 بیش از هفت پایگاه هوایی بیش از 10 مرکز رادار تاسیس و 750فروند هواپیمای جدید وارد نیروی هوایی گردید و80000نفر پرسنل در امریکا انگلستان والمان و کشور های دیگر اموزش دیدند
    نمیتوان از نیروی هوایی صحبت کرد و یادی از زحمات بانوان ایرانی که دوش بدوش مردان ایرانی در ساختن این نیرو سهیم بودند نکرد.

    یاد و نام جانباختکان ایران را یکسان و با احترام نکهبانیم چه جهانبانی باشد چه ستاری که هردو عقابان بلند اشیانه ایران بودند و بس و اموزگاران عقابان امروز و فردایمان.
    خدای ایران نکهبان عقابان تیزپرواز اسمان میهنمان باد
    پایدار باشید
    نکته بین
    پاسخ
    با تشکر از شما دوست خوبم . و سپاس به خاطر افزودن نکات دیگر

    اقای مدرسی خدمت شما سلام و خسته نباشید عرض میکنم پست بسیار خوبی بود فقط ای کاش پایان ان را هم از زبان خودتان مینوشتید.از اقای کدخدایی هم بسیار تشکر میکنم.فقط نمیدانم چرا در این پست اثری از عکس خود این شهید نیست.
    پاسخ
    ممنون جناب تهرانی عزیز
    در باره ادامه ندادن عرض کردم .. عکس ها همه دسته جمعی و در سایت های دیگر درج شده بودند
    اما قراره اخرین عکس هایش به دستم برسه .. حتمآ با مطالب جانبی تقدیم خواهم کرد

    کاپیتان مدرسی درود بر شما
    از پاسخ جامع و کامل شما سپاسگذارم.
    همانطور که خودتان به درستی اشاره کردید تا زمانی که اسناد و گزارش دقیق و روز شمار جنگ رسمآ از سوی ارتش منتشر نشود .... طبیعی است که چنین چند گانگی به چشم بخورد. در مورد تحلیل خودم باید عرض کنم گزارشی مبنی بر این که در زمان سانحه هیچ هواپیمای عراقی در منطقه نبوده و هواپیما توسط موشک زمین به هوا هدف قرار گرفته را من سالها پیش در یکی از نشریات خواندم .فکر می کنم تازه جنگ به پایان رسیده بود. البته در چند جای دیگر هم همان روایت را خواندم و یا از افراد نیروی هوایی شنیدم البته در آن سالها من دانش آموزی کم سن وسال بودم. و آرشیو منظمی از این نشریات نگه نمی داشتم......اگر پیدا کردم قطعا اسکن می کنم و برای شما می فرستم. این روایت جدید را من در همین چند سال اخیر در سایت های مختلف اینترنت دیدم.البته جدی نمی گرفتم تا این که در سایت شما هم دیدم . فکر می کنم نکات متناقضی در این روایت وجود دارد.قبلا به استناداز کتاب آقای هاشمی عرض کردم که اصولا اسلحه ای از سوریه برای ایران فرستاده نمی شد...
    گذشته از این در بخشی از روایت می خوانیم" خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شليک موشکهای خود را دريافت کرده و در نتيجه يک فروند موشک R - 60 بطرف تامکت ايرانی پرتاب کرد" ....... شما بهتر از من می دانید که موشک R-60 یک موشک گرمایاب هدایت فروسرخ است. شبیه سایدوایندر آمریکایی که نیروی هوایی ایران هم در اختیار دارد(البته کارایی سایدوایندر را ندارد و بعدا با R-73جایگزین شد) موشک R-60 موشک هدایت راداری نیست که خلبان عمار بخواهد بعد از قفل راداری آن را شلیک کند............
    در مورد هدایت و کمک آمریکایی ها در این سانحه البته این حرف درست است اما مربوط به سال 63 تمی شود زیرا همانطور که شمابهتر از من اطلاع دارید تامکتها تا آخرین روزهای جنگ حضور فعال و موثر در آسمان داشتند اگر آمریکایی ها از سال 63 کمک به عراق برای سرنگون کردن تامکتها را آغاز کرده بودند قطعا ما تعداد زیادی از آنها را از دست داده بودیم و پروازهای تامکت متوقف می شد. این کمک آمریکا مربوط به سال شصت و هفت می شود. همانطور که می دانید در سال شصت و هفت آمریکایی ها تصمیم گرفته بودند ایران را وادار کنند قطعنامه 598 را بپذیرد.و برای این کار دست به سلسله اقداماتی زدند ازحمله به سکوهای نفتی گرفته تا درگیری دریایی با ایران و از دست رفتن ناوهای سهند و جوشن و همچنین ارتکاب جنایت هدف قرار دادن هواپیمای ایرباس. در بیست وهشتم تیر ماه 67 یعنی چند روز قبل از این که ایران قطعنامه598 را بپذیرد میراژهای اف1 عراقی با کمک آمریکا دو فروند تامکت رامتاسفانه با هم سرنگون کردند. حتی فانتومی را که برای شناسایی خلبانان ایجکت کرده به منطقه پرواز کرده بود سرنگون شد.قطعا شما اطلاع دارید که کارشناسان نیروی هوایی در آن مورد اعتقاد داشتند عراق این کار را فقط با کمک آمریکا توانسته انجام دهد. واضح است اگر آمریکایی ها این کار را از سال 63 آغاز کرده بودند. ما بعد از مدت کوتاهی کنترل خطوط مواصلاتی خود را در خلیج فارس از دست می دادیم. قطعا شما بهتر می دانید وضعیت جبهه و شرایط اقتصادی کشور تابعی از آمادگی عملیاتی تامکت ها بود...............................در سال 63 آنها قصد نداشتند جنگ به پایان برسد.استراتژی هنری کیسینجر را در دستور کار داشتند(ادامه جنگ تا فلج شدن هر دو طرف بدون پیروزی هیچیک از طرفین)در موردهدف قرار گرفتن تامکت خودی توسط موشک هاگ فرمایش شما کاملا صحیح است اما این اتفاق برای تامکتی که دروضعیت اپروچ به پایگاه پنجم امیدیه بودافتاد.مربوط به خلیج فارس نبود....
    از تمام این بحث ها گذشته تمام این ها نظر شخصی من است . نظر شخصی یک غیر حرفه ای که تنها مطالعات پراکنده ای در این موارد داشته است. اساسا در مقایسه با سوابق و تجربه شما خودم را صاحب نظر نمی دانم .بدون تردید اطلاعات شما که در متن کار بوده اید صحیح و مستند است...... ببخشید اگر طولانی شد..... در مورد زادگاه من پرسیده بودید ....... من کرمانشاهی هستم از محبت و حسن نظری که نسبت به هم میهنان خودتان دارید سپاسگذارم. البته خصوصیات اخلاقی که فرمودید منحصر به شهر و منطقه خاصی نیست این خصوصیات اخلاقی همه ایرانیان است. عکس ها را به آدرس ای میل تان می فرستم . پاینده باشید
    با سپاس
    پاسخ
    کیوان عزیز و نازینن
    با سپاس از شما و محبتی که در کشف واقعیات و دلاور مردی های ارتشیان دارید .. قابل ستایش است .. اما پسرم تا یادم نرفته عرض کنم .. بنده به هیچ عنوان خودم رو صاحب نظر ندانسته و نمی دانم .. پر واضح است که ما در آن شرایط فقط و فقط به فکر انجام ماموریت های محوله به نحو احسن بودیم .. و هرگز نه فرصت پرداختن به چنین مباحثی رو داشتم .. نه اصولآ اطلاع دقیقی از رویداد های جبهه و جنگ داشتیم .. اگر اطلاعاتی در باره سوانح هرکولس دارم ، صرفآ به دلیل هم خانواده بودن است
    که با همه برو بچه های ان آشنا بودم .. و یا بحث می شد .. که چرا سقوط کرد .. خودمون زدیم .. خودش خورد زمین .. !!؟
    در باره تامکت ها هم هر چه گاه گداری می شنیدیم ، صرفآ از دوستان و همدور های خودمون که با تامکت می پریدند بود .. اون هم به ندرت این دیدار ها پیش می آمد .. ولی با توجه به جو نظامی در زمان جنگ .. کم تر کسی مثل حالا و با امکانات فعلی قادر به تحلیل مسایل جنگی بود
    اما حالا وضع فرق می کند .. اسناد و مدارک گوناگونی درباب جنگ منتشر شده است .. و همان گونه که در کامنت قبل اشاره کردم .. ممکنه خیلی از ان ها مغرضانه باشد .. خیلی ها هم ناخواسته دچار اشتباه می شوند
    اما آن چه که همه قبول داشته و دارند و به ان افتخار می کنند .. دلاور مردی ارتشیان و قوای نظامی در زمان جنگ بود .. که مرد و مردونه کم نیاوردیم
    شهدا ها که جایگاشون معلوم و مورد حرمت همه مردم ایران هستند
    بقیه .. زیاد تآثیری در اصل ماجرا که شجاعت ایرانیان و ایثار و از خودگذشتگی همه مردم ایران است .. ندارد
    ممنون از شما .. خوشحالم که جوانان حالا .. در پی تحقیق مسایل و رویداد های جنگ هستند .. به امید روزی که خود ارتش اطلاع رسانی دقیق نماید

    سلام عمو
    مثل همیشه نگارش این مطلب عالی بود. مخصوصا اون موقعی که داشتی توصیف شراسط توی کابین رو میکردی و بعدش گفتی : " من هواتون رو دارم .. نگران نباشید به پروازتون ادامه دهید .. " من رفته بودم تو دل ماجرا. یه لحظه انگار تو کابین بودم.
    دستت درد نکنه
    باآرزوی سلامتی برای شما و خانواده محنرم
    پاسخ
    ممنون رضا جان عزیزم
    خیلی خوشحالم که با نوشته های این پست ارتباط برقرار کردی
    راستش .. خیلی دلم می خواست با همان حس و حال .. خاطرات و مشاهدات خودم رو با دلاور مردی های اون شهید تلفیق نمایم .. چون همان طور که در مطلب هم اشاره کردم .. در اکثر پرواز های ما به منطقه نقش داشت .. ولی افسوس .. به دلایلی که در پاسخ به دوستان عرض کرم .. مجبور شدم علی رغم میل و خواسته خودم .. بعد از هشت پاراگراف .. استناد به نوشته دوستان و همکاران کرده و به اصطلاح سر و ته قضیه رو هم بیاورم .. !!
    شاید قسمت شد در پست های آتی .. بار دیگر به این شهید پرداختم
    ممنون از حضور و کامنت شما

    سلام بر عمو بهروز عزیزم عمو جان بعداز یک ماه امروز در اولین فرصت به سایت خودمون سرزدم وتمام قسمتهایی که در عرض این مدت مونده بود یکی یکی خوندم وخیلی هم کیف کردمعمو بهروز علتی که نتونسته بود بیام وسری به سایت بزنم به خاطر شغلم بودچونکه این حقیر مغازه شیرینی فروشی دارم و در این مدت عید سرم شلوغ بودوبعد از سال تحویل هم جای شما خالی مسافرتی هم به شمال داشتم خلاصهامروز که برگشتم دراولین فرصت برای عرض ادب به حضور مبارکتان رسیدم کوچیک همیشگی شمااراز
    پاسخ
    عمو نعمت عزیز و نازنینم
    از این که بعد از مدتی بی خبری از شما دوست بسیار خوبم ، خیلی خوشحالم که سعادت شنیدن خبر سلامتی شما رو به دست آوردم .
    نعمت جان .. امیدوارم همیشه کار و کاسبی ات مثل شب های عید رو به راه باشه .. به طوری که حتی فرصت خواندن مطالب ام رو نداشته باشی .. جدی می گم .. فرصت برای خواندن مطالب عقب مانده همیشه است . اما رسیدن به زندگی و اوج ایام تجاری همیشه نیست .. خوشحالم که به مسافرت هم رفتی .. بعد از یک سال کار سخت ولی شیرین .. چشمک !! رفتن به مسافرت .. اون هم شمال خیلی لذت داره ..
    نعمت نازنین .. شما سرور بنده هستی .. شما نور چشم من بوده و هستی .. من به دوستان زحمتکش ، صادق و نازنین افتخار می کنم
    امیدوارم سال بسیار خوبی داشته باشی
    ممنون از کامنت شما

    کیوان فرماید"همانطور که می دانید در سال شصت و هفت آمریکایی ها تصمیم گرفته بودند ایران را وادار کنند قطعنامه 598 را بپذیرد.و برای این کار دست به سلسله اقداماتی زدند ازحمله به سکوهای نفتی گرفته تا درگیری دریایی با ایران و از دست رفتن ناوهای سهند و جوشن و همچنین ارتکاب جنایت هدف قرار دادن هواپیمای ایرباس. در بیست وهشتم تیر ماه 67 یعنی چند روز قبل از این که ایران قطعنامه598 را بپذیرد میراژهای اف1 عراقی با کمک آمریکا دو فروند تامکت رامتاسفانه با هم سرنگون کردند."

    مگذ نعوذبالله تامکت کشکی است که میراژ ،آن همF1 آن را سرنگون کند؟!

    شمابر اساس کدام کتاب و منبع این را می گویید؟ضمنا اینکه می فرمایید با کمک آمریکاییان، خب ممکن است جزییات را هم بفرمایید تا ما بدانیم چطوری یکf1 توانستهf14 بزند؟>
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    با سپاس و تشکر از دقت نظر شما به مطالب و نوشته های سایت ، خصوصآ دقت نظر به بخش کامنت ها .. که به عقیده من مباحث آن از خود نوشته قوی تر و جالب تر است ، دارید .
    دوست نازنین .. اگه یادتون باشه .. در همان ابتدای بحث اعلام کردم .. تا زمانی که اطلاعیه رسمی از سوی منابع موثق ارتش در باره روزشمار جنگ منتشر نشود .. متآسفانه هم شایعات فراوان است .. و هم غرض ورزی ها عیان و آشکار .. ! که هیچ ادم فهمیده ای هرگز به منابع غیر موثق اعتماد نمی کند .. خود کیوان خان بزرگوار هم ..جوابیه بنده رو پذیرفته و اذعان داشتند که شنیده ها و اطلاعات او هم از سایت های غیر رسمی بوده است .. که متآسفانه اغلب آن ها با هدف تضیف ارتش و روحیه پرسنل ان خواشسته یا ناخواسته .. مطالبی رو منتشر می کنند ..
    دوست نازنین .. من مطمئن هستم کیوان خان عزیز هم .. همین پاسخ رو به شما خواهند داد که .. این مطلب رو از سایت های متفرقه خوانده ام .. !!!
    به هر حال ممنون از شما .. امیدوارم همیشه این دقت نظر رو داشته باشید
    سپاس از حضورتون

    5656656
    پاسخ
    من که متوجه منظور شما از درج این شماره نشدم .. !!

    بنام خدا
    سلام و دورد بر محمد(ص) و برخاندان پاكش

    سلام بر دوستان و به خصوص استاد بزرگوارم جناب مدرسي
    جهت روشن شدن مطلب براي كيوان عزيز بايد عرض كنم
    براي شليك هر نوع موشك هوابرد از يك جنگنده ميتوان بر اساس نوع جنگنده دوسيستم را بكار برد ، در موشكهاي راداري فعال و نيمه فعال نياز است رادار جنگنده پس از جستجو و يافتن هدف بر روي آن قفل راداري نموده سپس موشك را رها نمايد ، سيستم ديگري كه در بعضي هواپيماها مثل تامكت نصب است سيستم هدف يابي مادن قرمز Infra Red Search and Track يا IRST مشهور است مي باشد. در اين حالت خلبان رادار را خاموش مي کند و به کمک سيستم جستجوي مادون قرمز به دنبال رد حرارتي گرماي موتورهاي هواپيماهاي دشمن مي گردد. مزيت اين حالت اين است که چون رادار خاموش است و هيچ موجي منتشر نمي شود، هيچگاه خلبان دشمن نمي تواند پي به وجود هواپيماي خودي پي ببرد. در صورت يافتن امواج مادون قرمز حرارتي هواپيماي دشمن، رادار به صورت اتوماتيک روشن شده و روي هدف قفل مي گردد و در اين حالت، خلبان مي تواند قبل از اينکه دشمن قادر به انجام کاري باشد يا مثلاً سيستم هاي ضد عمل الکترونيکي خود را فعال نمايد، موشک خود را روانه هدف کند لذا دور از واقعيت نيست كه با استفاده از نقطه كور جنگنده تامكت به آن نزديك شد وموشك حرارتي آر-60 را شليك كرد حتي بدون سيستم هدف يابي مادون قرمز.
    در زير مشخصات دقيق موشك آر 60 را نيز آورده‌ام
    موشک کوتاه برد
    R-60
    این موشک ساخت شوروی با نام ناتوی آفیدشاخته میشود.
    این موشک یک موشک کوتاه برد است مخصوص میگ 23 در سال 1960شروع به کار کردوتولید انبوهش در سال 1973 شروع شد.آر 60 جز کوچکترین موشک های هوا به هوای کوچک در جهان بود که وزنی برابر44 کیلوگرم داشت.آر 60 یک سر جستجوگر مادون قرمز دارد.کنترل پیشرانه اونو به وسیله باله هاش انجام میشه.کنترلش بیشتر به وسیله باله های عقب است.آر 60 یک سر جنگی 3 کیلوگرمی داشت.
    این موشک با نام ناتوی آفید آ شناخته میشود و نوع ام آن با آفید بی در مورد آر 60 مطالب دیگری هم در آینده مینویسم.
    مشخصات موشک:
    پیشرانه:تک موتور با سوخت جامد
    وزن لانچر:43.5 کیلوگرم
    ارتفاع:2090 میلیمتر
    قطر:120 میلیمتر
    طول باله:390 میلیمتر
    سرعت:2.7 ماخ
    برد:8 کیلومتر است اما بسته به ارتفاع دارد این موشک تا 20 کیلومتر هم برد داشته است
    سیستم رهگیری: جستجوگر(سنسور مادون قرمز)
    قابلیت شلیک از:جنگنده های میگ 21-23-25-27-29-31
    سوخوی 15-17-20-22-24-25
    یاک 28-38-141
    وهلیکوپتر میل24

    پاسخ
    پسر عزیز و نازنینم علی جان گرامی
    با سپاس از توضیحات کامل شما .. که اشاره به سیستم های راداری در حالت خاموش فرمودید .. همچین توضیحات کامل و مبسوطی که در باب موشک ارایه فرمودید خیلی استفاده کردم . در باب تکمیل فرمایشات شما باید عرض کنم .. بعضی از موشک های هوا به هوا بقدری گران قیمت هستند که گاهی هزینه ان از یک هواپیما گران تر است .. به همین دلیل خلبانان فقط و فقط از این موشک ها برای جنگنده های مهاجم و گریز پا استفاده می کردند .
    سیستم ناوبری موشک های غیر حرارتی .. بقدری حساس و دقیق است .. که من شنیدم مثل هواپیما روی آن سیستم " آی ان اس " سیستم ناوبری نصب شده است که در صورت تغیر مختصات و فاصله و انحراف های ناشی از وزش شدید باد رو به طور اتوماتیک اصلاح کرده .. و دقیق به هدف برخورد می کند .. نکته ای که قصد داشتم در این پست به آن بپردازم .. مسئله تنها نقطه ضعف تامکت ها بود .. که به دست متخصصان با هوش ایرانی برطرف شد .. و موجب حیرت خود آمریکایی ها شدند .. ! و همان گونه که سامانه موشک های فونیکس را که امریکایی ها قبل از ترک ایران در دوران انقلاب دستکاری کرده و از کار انداخته بودند رو درست کردند ..
    حتی یادمه در زمان رژیم شاهنشاهی ، همه متخصصان و مستشاران امریکایی هم اشراف بر سامانه فونیکس نداشتند .. و فقط و فقط ان عده ای که از کارخانه سازنده آمده بودند .. قادر به این عمل بودند .. بله .. علی جان عزیز به قول فرمایش شما .. خیلی کار های ارزشمندی ایرانی ها انجام دادند .. که گمنام مونده .. ولی موجب حفظ استقلال کشور عزیزمون شد
    ممنون از شما و کامنت بسیار جالب و علمی شما
    راستی علی جان .. چند روزی است گوگل یک درجه دیگر سایت ام رو کسر کرده است .. من ظرف 9 ماه که از راه اندازی سایت می گذشت به رتبه سه رسیده بودم .. و بعدش مقام چهار رو کسب کرده بودم .. اما از یک مقطعی که اغلب سایت های ایرانی دان گرید شد .. رتبه سایت هم به سه کاهش یافت .. اما حالا با کمال تآسف دیدم دو باره یک رقم دیگه کسر کرده اند ..
    علی جان بد جوری حالم گرفته شد .. طوری که مطلبی که در دست داشتم رو رها کردم .. آخه قبول کن که انگیزه های ادم گرفته می شود ..
    باور کن خیلی در این باره فکر کردم .. عاقبت به این نتیجه رسیدم .. با طراح محترم سایت صحبت کنم .. تا با دریافت وجه ( به جای رایگانی که فعلآ است ) اولآ از سرور قوی تری استفاده کند .. تا سایت این همه سنگین نباشد .. دوم این که .. وقتی به تاریخچه مطالب سایت در آلکسا شدم .. با کمال تآسف دیدم .. فقط صفحاتی که در سال 2007 نگارش شده بودند .. ثبت شده است .. !!! و بقیه در هیچ جایی منعکس نشده است .. !! شاید به این علت است که آن ها اتوماتیک دو درجه از رتبه سایت رو کسر کرده اند .. !!
    مسئله بعدی این است .. تصمیم دارم بعد از انجام این اقداماتی که عرض کردم .. یک مدتی آزمایشی .. به صورت روزانه .. یا یک روز در میان مطالب کوتاه یا به قول معروف مینیمال ارایه کنم ..
    واقعآ حیفه ادم این همه با دل و جان وقت و زندگی اش رو صرف کاری بکنه .. اما بر اساس اصول نباشد .. !!!
    اگه دیدم جواب نداد .. لااقل خودم رو معطل نمی کنم .. لااقل در این وضعیت سخت اقتصادی می روم سر یک کاری که حداقل درآمدی برایم داشته باشه ..
    مخصوصآ الان که چند تا فرصت شغلی عالی پیشنهاد شده است
    واقعآ کلافه ام .. مطلب رو نیمه کاره رها کردم .. و در حال بردن نوه هایم به کرج هستم .. دیگه مثل سابق انگیزه نگارش و ذوق قبلی رو ندارم

    سلام و دورد خدا بر محمد(ص) و بر خاندان پاكش
    جناب آقا ابوريحان دروني
    ابتداعاً عرض ميكنم نام دانشمندان ايران زمين بسيار محترم و با ارزش است و اگر شما ايراني هستيد لطفاً قداست نان اين بزرگان را حفظ فرموده و اينگونه نامشان را به سخره نگيريد.
    در خصوص زدن اف14 توسط ميراژ اف-1 شما مي توانيد به كتاب آقاي ويليامز كه در خصوص تامكتهاي ايران نوشته سري بزنيد، اين كتاب يكي از معدود نوشته‌هاي غربي ها است كه واقعيتها را انچنان كه هست بيان نموده است ، ضمن آنكه مگر اف14 آياتي از آيات قرآن مجيد است كه زدنش غير ممكن باشد؟
    در ابتداي ورود ميراژها قطعاً خساراتي به اف-14 وارد شده است و در آن شكي نيست ولي خلبانان ما بسيار هوشمند تر از پرنده خودشون عمل كردن و با رفع نقط ضعف توانستن اين كركسها را نيز مانند كفتارهاي ديگر نيروي هوايي عراق به كام نيستي بفرستند.
    سخنان آقا كيوان نيز برگفته از اطلاعات درج شده‌اي است كه در منابع مختلف درج شده است كه تا 80درصد آن دور از واقعيت نيست اما اينكه قبل از قطع نامه دو فروند اف14 همزمان نابود شدن به نظر خود بنده غير واقعي است ، زيرا نيروي هوايي در آن برهه از زمان بعلت مشكلات فني در يك منطقه به هيچ عنوان دو فروند اف 14 را نمي تونسته بكار بگيره ، احتمالاً جنگنده‌هاي ديگري مثل اف4 بودند كه مورد اصابت قرار گرفته اند.
    پاسخ
    ممنون علی جان از توضیحات ات

    سلام
    جناب مدرسی عزیز با توجه به فرمایشات خودتون که گفته بودین تا 2 روز جواب کامنتها رو میدین من وایسادم تا چند روز بگزره و بعد کامنت بدم که وقتتون رو نگیرم

    برین سراغ کارهایی که بهتون پیشنهاد شده
    هم بهتره که تو زمینه دیگه ای مثمر ثمر باشین و هم با بهتر شدن وضعیت سلامتی و روحی و همچنین مالیتون ، روحیه بهتری خواهید داشت و مطالب اینجا هم بسیار پربار تر و اونجوری میشه که خودتون میخواین

    با یه تیر چند هدف خواهید زد

    شاد و سلامت باشین
    پاسخ
    با سپاس از توجه و دقت نظر شما دوست بسیار نازنینم
    بله حق با شماست .. طبق شرایطی که اعلام کرده بودم .. تا 48 ساعت بنده اقدام به هیچ کاری نکردم .. و صرفآ کامنت های وبلاگ و ای میل و سایت رو پاسخ می دادم .. بعد از سپری شدن زمان تعین شده ، با خیالی آسوده اقدام به نگارش پست جدید کردم .. و مدام به قسمت پیشنویس مراجعه می کردم تا بخش انگلیسی رو از آقای علیرضا صادقی در یافت کنم .. که متآسفانه تا دیشب هیچ خبری از ایشون نبود .. راستش رو بخواهی قصد داشتم در صورت دریافت بخش انگلیسی ، پست جدید رو کامل کرده و ارسال نمایم .. اما با مشاهده کم شدن رنگینک گوگل ... و از چهار به سه و حالا هم به رتبه دو .. !! خیلی حالم رو گرفت .. راستش بعد از سه سال .. اون همه ذوق و اشتیاقی که داشتم .. یهو فرو ریخت ... و با اجازت نه به بخش انگلیسی سر زدم .. نه مطلب رو تمام کردم .. نه حوصله انجام هیچ کاری را ... !! بعد از مدتی تعمق به این نتیجه رسیدم .. که یک تجدید نظر کلی کنم ..
    همان گونه در کامنت جناب کدخدایی توضیح دادم .. ابتدا ریشه فنی ان ار بر طرف کنم .. چون فقط صفحات منتشر شده در تاریخ میلادی 2007 ثبت شده است .. !! بعد از رفع این مشکل .. یک دوره به صورت آزمایشی پست های روزانه کوتاه .. ولی متنوع در همه زمینه ها منتشر خواهم کرد .. فوق اش یک روز در میان پست جدید آپ می کنم .. تا ببینم چه جوری جواب می دهد .. اگه افاقه نکرد .. فکر اساسی در موردش خواهم کرد .. یکی از همون راه حل ها .. پاسخ مثبت به کار است .. یا به قول شما استراحت .. تا ببینم چه پیش خواهد امد .. ممنون از محبت شما و لطفی که برای بنده قائل هستید
    ممنون از حضورتون

    کاپیتان مدرسی درود بر شما
    با توجه به این که دو نفر از دوستان در مورد مطالب من ابهاماتی داشتند .می خواستم توضیح مختصری عرض کنم.جناب کدخدایی گرامی فرمایش شما در مورد سیستم IRSTکاملا صحیح است. اما یک نکته را در نظر نگرفتید که این سیستم که مخصوص ردیابی هدفهای هوایی است وسیستم مشابه آن لانتیرن که مخصوص ردیابی هدفهای زمینی است .سیستمهای مدرن آمریکایی هستند .که از اواسط دهه هشتاد میلادی بر روی جنگنده های آمریکایی نصب شد. همانطور هم که خودتان به درستی اشاره کردید بعضی جنگنده ها مثل تامکت (در جریان بهینه سازی های اواخر دهه هشتاد میلادی)با این سیستم مجهز هستند. حتی جنگنده های دهه هشتاد اروپا مثل میراژ 2000وتورنادو IDV2فاقد چنین سیستمی هستند.این سیستم تا همین اواخر در انحصار آمریکایی ها بود. برای اولین بار جنگنده رافال فرانسه که در سال 2001 عملیاتی شد برای رویارویی با جنگنده های نسل پنجم که استیلت هستند. با این سیستم مجهز شد. علی گرامی توجه داشته باشید در مورد میگ 23 صحبت می کنیم . تکنولوژی دهه شصت و هفتاد روسیه. آنهم سری صادراتی به عراق .قطعا فاقد چنین سیستمی بوده است. علی گرامی در مورد نزدیک شدن از نقطه کور هم باید بگویم منطقه خارک و یا به قول نویسنده روایت جدید ماهشهرقطعا در برد رادارهای زمینی پایگاه بوشهرهستند هر دوی این مناطق اهمیت راهبردی دارند از آنجایی که عوارض زمینی خاصی هم در آن مناطق وجود ندارد حتی در صورت اشکال در سیستمهای رادار تامکت قطعا رادار زمینی موقعیت هواپیماهای عراقی را به تامکت ها اطلاع می دادند.از هر زاویه ای به این گزارش نگاه کنیم ایراد آن مشهود است. می دانید که هواپیماهای میگ 23 اساسا شکاری هستندو توانایی هوا به سطح قابل توجهی (جز حمل بمب های سقوط آزاد غیر هدایت شونده)ندارندروسها برای رفع این نقص سری تغییر یافته این هواپیما را مخصوص آفند زمینی با نام میگ 27 اواخر دهه هفتاد تولید کردند. هیچ کدام از این دو توان حمله به هدف های دریایی را ندارد.حتما می دانید هواپیما برای ردیابی و حمله به اهداف دریایی نیازمند توانایی های خاصی در سیستم رادار و کنترل آتش است. حتی سری های اولیه میراژ های F1 عراقی این توان را نداشتند. تا پیش از عملیاتی شدن میراژهای F1 EQ-5در دسامبر 1984(چهار ماه پس از سانحه شهید آل اقا)عراقی ها برای حمله به هدف های دریایی از هلیکوپتر های سوپر فلون مسلح به موشکهای اگزوست وهواپیماهای سوپر اتندارد استفاده می کردند.اساسا دلیل اجاره پنج فروند سوپر اتندارد به صورت اضطراری از طرف عراق در اکتبر 1983 ناتوانی هواپیماهای عراقی در حمله به هدف های دریایی بود.واضح است که روایت نویسنده از ابتدا با اشکال مواجه است. در پاسخ یکی دیگر از دوستان که در مورد منبع خبر سرنگونی دو فروند تامکت پرسیده بودند باید بگویم. این منبع کتاب
    Iranian F-14 Tomcat Combat Unit
    نوشته دو نویسنده آمریکایی است.... البته متوجه هستم که هرچیزی که آمریکایی ها نوشته اند الزاما درست نیست. اما با توجه به این که کتاب توسط یکی از نشریات سازمان صنایع هوایی کشور منتشر شده و در ذیل آن تحلیل کارشناسان نیروی هوایی نوشته شده فکر می کنم قابل استناد باشد.بخشی از آن را عینا در این جا نقل می کنم.


    "در روز 28 تیر چهار فروند میراژF1 EQ-6به دو فروند اف 14 ما نزدیک شدند. این چهار فروندبا پرواز از سمتهای مختلف و اخلال الکترونیکی شدید سعی در نا کام کردن تلاش خلبانان ایرانی در استفاده از موشکهای AIM -54 فونیکس داشتندسپس میراژهای مسلح به موشکهای سوپر 530 دی در گیری را آغاز نمودند که متاسفانه هر دو تامکت سرنگون شدند. 20 دقیقه بعد میراژ ها یک فروند F-4 ایرانی را که برای پیدا کردن موقعیت سقوط تامکتها به طرف منطقه پرواز کرده بود مورد اصابت قرار داده و سرنگون کردند. ستاد فرماندهی نیروی هوایی به ما گفت:موشکهای فرانسوی مورد استفاده میراژ ها بر روی امواج ساطع شده از رادار AWG-9 قفل می کنند. پس از این واقعه بودکه ما متوجه شدیم فرانسوی ها موشک جدید خود یعنی 530D رابه طور آزمایشی و برای ارزیابی در نبرد به عراقی ها تحویل داده اند "

    البته دوستان حق داشتند باور نکنند خود من هم تا قبل از این مورد با این که در جا های مختلف در این مورد مطالبی خوانده بودم به هیچ وجه باور نمی کردم. البته در این کتاب نیامده اما در جایی دیگر خواندم این کار با کمک مستقیم آمریکا با در اختیار گذاشتن اطلاعاتی از سیستم AWG-9 انجام شده است. با این وجود این اتفاق چیزی از ارزش های خلبانان دلیر کشور مان کم نمی کند. همه می دانیم که تحریم های تسلیحاتی چه اثر مخربی در وضعیت عملیاتی هواپیماها و برنامه های آموزشی و تمرینی خلبانان نیروی هوایی داشته است. با این وجود نیروی هوایی مردانه از کشور دفاع کرد..........
    جناب مدرسی یکی از منابعی که روایت متفاوتی از سانحه شهید آل آقا بازگو کرده پیدا کردم . طبق این روایت کمک خلبان ستوان دوم محمد رستم پور نبوده است بلکه جناب سرگرد ابولفضل ظرافتی RIO آن پرواز بوده اند. اگر لازم دانستید برایتان خواهم فرستاد. ...................
    در پایان خواستم یک نکته را یاد آوری کنم همانطور که جناب کد خدایی اشاره کردند حفظ احترام نام آوران تاریخی کشور واجب است . در شرایطی که دولت های خارجی به ویژه ترکیه و دولت های عربی تاریخ و هویت ما را هدف گر فته اند. سهل انگاری در این مورد غیر قابل اغماض است. در شرایطی که بیگانگان و در راس آنها کشورهای عربی و ترکیه شخصیت های بزرگ و دانشمندان ایرانی را به نام خودشان مصادره می کنند. باید بسیار هوشیار باشیم امیدوارم آن دوست عزیز هم که حرمت دانشمندی بزرگ مثل ابوریحان بیرونی را نا دیده گرفته اشتباهش را تصحیح کند. چند ماه پیش در یکی از نمایشگاه های کامپیوتر در اروپا اعراب رباطی را سفارش داده بودند به شکل مردی عرب با لباس عربی که با نام ابو علی سینا با بازدید کنندگان صحبت می کرد. در شرایطی که دشمنان ما تا این حد مصمم هستند و متاسفانه دولت هم اصلا این مسائل اهمیتی برایش ندارد. وظیفه ما بسیار سنگین است.
    با سپاس
    پاسخ
    کیوان عزیز و گرامی
    با تشکر از شما و پوزش به خاطر تآخیر در پاسخ به کامنت .. باید عرض کنم
    که هیچ اطلاعات تکمیلی در این باب نداشته و منابع ام با مآخذ های شما یکی است .. به همین دلیل .. پاسخ های تکمیلی رو به اهل اش می سپارم
    در مورد مصادره کردن ارزش های ملی کشور .. توسط عرب های و کشور ترکیه با شما موافقم .. مردم باید خودشون واکنش نشان دهند .. چون ابزار بیان و اعتراض رو همانند دولت در اختیار دارند .. پس بهتره مردم با دقت به اتفاقات فرهنگی توجه فرمایند ..
    با سپاس از شما

    سلام اقای مدرسی.حالتون خوبه؟قبل از هر صحبتی باید بگم یه عذر خواهی به شما بدهکارم.امیدوارم ناراحتتون نکرده باشم.
    اما اون موقع واقعا استرس داشتم که منو متهم کنن و از اینکه هیچ راهی هم برای اثباتش نداشتم میترسیدم...تجربه خیلی با ارزشی بود اما اگه قبلش ازم میپرسیدن,هیچ وقت دلم نمیخواست اینجوری کسبش کنم...فقط خواستم بگم واقعا به دوستی با شما افتخار میکنم..نمیدونم تو کامنت قبلی براتون نوشتم یا نه...ای کاش همه احساساتو میشد در غالب کلمات بیان کرد...
    روز جمعه که خونه دایی بزرگم رفتیم اتفاق خاصی رخ نداد فقط یه کم عصبانی شدم اونم از اینکه این دختر دایی ما در کنار دخترای دیگه فامیل که کنار هم نشسته بودن به جای عذر خواهی شروع کرده بود به فرستادن پیامک های ناجور اما باور کنین اونجا تنها چیزی که باعث میشد هیچی بهش نگم یاد شما و صحبتهاتون بود.بگذریم
    خیلی خستتون نمیکنم.
    راستی یادم میاد توی کامنتی برای عزیزی نوشته بودین چند وقت دیگه مشهد میاین.اگه میشه قبل از اومدن یه ندایی به ما بدین تا برای دستبوسی مزاحم بشیم.(لطفا هر کجا که صلاح میدونین حذف کنین)
    یا حق
    (تا یادم نرفته یه تشکر جانانه هم از اینکه اسممو حذف کردین و کاملاسر بسته جوابمو دادین بکنم..دستتون درد نکنه)
    پاسخ
    پسر عزیز و نازنینم احسان جان
    خیلی خوشحالم مسئل ختم به خیر شد .. اصلآ از اول هم به اعتقاد من مسئله خاصی نبود ..!! اما چون شما حساس بودی آن را بزرگش کرده و باعث استرس و ناراحتی ات شده بود
    پسرم .. همیشه از زاویه عقل و منطق به اتفاقات نگاه کن .. اگه وجدانت به شما می گوید که کارت صحیح بوده است .. و دغدغه ای نداری .. اصلآ نباید نگران باشی .. فوق فوقش دایی بزرگ ات مطلع می شد .. ! کافی بود واقعیت رو آن گونه که بود بیان کنی .. همین
    اما به اعتقاد بنده در این قضیه چهره و شخصیت شما برای همه فامیل بار دیگر عیان شد .. و همه فهمیدند که شما چقدر بچه سالم و فاقد شیطنت های کاذبی که این روز ها متآسقانه دامن بعضی جوانان رو گرفته ، هستی .
    همیشه سعی کن در موقع ناراحتی هیچ گونه تصمیمی نگیری .. بعد از مشورت با یکی دو نفر که قبولشون داری .. بهترین و سنجیده ترین واکنش رو بروز بده .. اگر هم کسی در دسترس نبود .. بیان واقعیت بهترین روش است .. حتی اگه مقصر هم باشی .. بگذریم
    در باب سفر به مشهد .. چشم . حتمآ خبرت خواهم داد .. راستش یازدهم فروردین عروسی خواهر زاده ام بود .. با وجودی که خیلی اصرار کردند .. موفق نشدم .. اما شاید در تابستان یک سری به مشهد زدم .. حتمآ خبرت خواهم داد... ممنون از شما

    ضمن تشکر از جناب کدخدایی، من دیدگاه شما از بابت نام دانشمندان ارج نهاده و تصحیح می کنم.

    شما اگر آن کتاب را دارید ممکن است جزییات کمک آمریکاییها و چگونگی کمک آنها را توضیح دهید؟

    ضمنا چون سالگرد شهید صیاد شیرازی است، یادی از ایشان هم کنم.به اعتقاد بنده، ایشان یک نظامی بسیار خوب و شاگرد اول بسیاری از آموزشها بوده است.شاید، اگر بخواهم از نظر معلومات و تیزبینی و حرفه ای بودن، بخواهم به نمونه ای اشاره کنم، الان در ارتش ایران که قطعا چنین فرمانده ای نیست. چون افرادی مثل ایشان، کسانی هستند که تاریخ می سازند.از نظر بین المللی و درجه و معلومات نظامی، گمان می کنم در منطقه خاورمیانه، فرمانده کنونی نیروهای ارتش آمریکا در خاورمیانه، قابل مقایسه با ایشان باشد. خدا لعنت کند آن دستی را که اینان را از ما گرفت.


    من گاهی واقعا فکر می کنم، کی می تواند جای یک کسی مثل شهید چمران را بگیرد؟ با وجود آن همه تهمتها، که یک عده می رفتند در تابلو اعلانات مجلس، می نوشتند : چمران ، هامل صهیونیست است!

    این مرد، با وجود آن تهمتها، با وجود آنکه وزیر دفاع بود، شخصا می رفت و خط مقدم را بازدید می کرد و پا به پای رزمندگان عملیات می کرد. دکترا در آمریکا بگیری و یکباره زیر همه چیز بزنی و بیایی ایران بری در گرمای جنوب!!! در سرمای کردستان!!

    اوه!

    اگر این جنون و مستی و عشق در راه خدا نیست، پس چی است؟

    بی جهت نیست، این برای نام کتابش انتخاب کرده بود:

    " رقصی چنین میانه میدانم آرزوست!"

    من دلم می گیرد، وقتی می بینم آن مردان افسانه ای و اسطوره ای، رفته اند یک مشت پست فطرت رذل و دو رو زبان باز، جایشان را گرفته اند، و یا حتی برایشان تبلیغ می کنند تا آن شکمهای گنده شان را، گنده تر کنند!

    از چه گوارا در کوبا چطور اسطوره ساخته اند، من سوال می کنم ما چمران چطور شناسانده ایم؟ یا بهتر بگویم، چطور شناخته ایم؟
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین با سپاس از شما
    پاسخ رو به پسر عزیزم جناب کدخدایی محول می کنم
    چون مخاطب شما ایشان هستند
    ضمنآ اضاافه کنم .. در ارتش امثال شهید صیاد شیرازی و چمران ها زیاد هستند عزیزم .. این رو من مطمئن بوده و هستم
    با سپاس از شما

    جناب مدرسی ، سلام و خسته نباشید
    طبق معمول سعی میکنم که جز مواردی که در حیطه کاری بنده است و اطلاعاتی مختصری از آن دارم کامنت ننویسم و مزاحم اوقات شما و خوانندگان محترم نشوم ، ولی اشاره ای به رنکینگ در گوگل نمودید و از بیان آن احساس کردم باعث دلخوری و ناراحتی شما شده است ، واقعیت این است که بنده کوچکترین اطلاعی و دانشی در این مورد ندارم و اصلا نمیدانم چیست و به چه درد شما میخورد و اعداد 2 و 3 و 4 چه تاثیری میتواند بر سایت شما داشته باشد ، اگر مختصر توضیحی در این مورد بدهید شاید بنده هم بتوانم به سهم خودم کمکی در این زمینه به شما بکنم ، انشا الله . . .
    پاسخ
    سرور گرامی جناب خلبان مهاجر نازنین
    با تشکر از شما و اعلام همدردی به بنده
    راستش رو بخواهی شرکت گوگل که بزرگ ترین و معتبر ترین موتور جستجو گر دنیا رو در اختیار داره .. سایت های پر مخاطب را با ده رقم امتیاز دهی کرده است .. که رقم ده متعلق به جی میل و سایت خودش است .. و من در ایران بالاتر از 6 ندیدم .. شاید هم باشه .. اما من ندیم .
    این امر باعث اعتبار سایت ها می شود .. و در راهنمایی مخاطب و خواننده به سایت ها تآثیر مستقیم داره
    به عنوان مثال .. وقتی در گوگل شما عبارتی رو درج می کنید .. موتور های ان سعی می کنند اول از همه سایت هایی که رتبه بالا دارند .. رو اول معرفی کنه ..
    از طرفی هم کسب رتبه از گوگل امتیاز بالایی در جهان وب محسوب می شود .. مثلآ سایت من در ظرف کم تر از یک سال به رتبه سه رسید .. و در سال دوم به رتبه چهار .. اما در یک مقطعی یک درجه از همه سایت های ایرانی کم شد .. و سایت من به رقم سه کاهش یافت .. خب از اون جایی که سراسری بود .. زیاد ناراحت نشدم .. اما حالا از سایت ام یک امتیاز کم شده است
    وبلاگ ام .. همچنان سه است .. و اگر در گوگل جستجو کنی .. معمولآ وبلاگ ام رو به جای سایت معرفی می کند .. !! و خوانندگان رو به وبلگ راهنمایی می کنه .. به عبارت دیگر .. اغلب خوانندگان سایت من از موتور های جستجو گر به این سایت راهنمایی شده اند .. و شاید بشه این جوری گفت .. که چهل درصد خوانندگانم دایمی هستند .. ولی بقیه رو موتور های جستجو گر راهنمایی می کنه .. که سهم گوگل از همه بالاتر است .. بعد یاهو است
    البته با این مشکل کنار امده ام .. و از امروز سعی می کنم مرتب و پشت سر هم مطالب جدیدم رو منتشر کنم . البته مینیمال .. !!
    ممنون از شما

    سلام آقای مدرسی

    باز هم سقوط هواپیما- باز هم کشته شدن همه سر نشینان- باز هم توپولوف 154- و باز هم به قول روسهای دروغگو طبق معمول اشتباه خلبان.
    هواپیمای توپولوف رییس جمهور لهستان هم خورد زمین.
    قابل توجه اون آقایی که از روسیه کامنت میذاشت و غیرتی شده بود که نکنه یکی به توپولوفها بگه بالای چشمش ابروست و اصرار که توپولوف بهترین اختراع بشر است.

    قربان همگی
    علی از کانادا
    پاسخ
    بله علی جان .. متآسفانه وقتی خبر سانحه رو شنیدم .. دقیقآ یاد همین مسئله ای که شما به درستی عنوان کردی افتادم .. !
    چقدر دل به دل راه دارد
    علی جان نازنین .. اشاره به نکته جالبی کردی .. بعضی از ما ایرانی ها .. به خاطر این که در کشوری زندگی می کنیم روش تعصب داریم .. کورکورانه سعی می کنیم ازمشکلات و ایرادات آن ها دفاع کنیم .. !!
    اما خوشبختانه مردم آگاه هستند .. و واقعیت ها رو به خوبی درک می کنند
    علی جان در رابطه با این فرمایش شما در یکی از همین کامنت ها .. لینکی مبنی بر هواپیماهای روسی از سوی ایکائو منتشر شده است که بهتره آن رو مطالعه کنی
    ممنون از شما

    جناب مدرسی گل من سلام
    با عرض شرمندگی با وجودی که مدت زیادی را صرف کردم اما هنوز موفق نشده ام که مطلب مورد نظر را برای شما ارسال کنم، ببخشید، خیلی خسته ام مجبور فردا ادامه کار را بدهم، باز هم ببخشید.

    عمو بهروز سلام
    يه سئوال داشتم آيه ميشه با......
    ...........
    پاسخ
    آرش عزیز و نازنین
    بله عزیزم پاسخ شما مثبت است .. اما وسیع نیست .. چون نیاز به ارتفاع بلند مثل آسمان دارد .. معمولآ امواج به صورت دایره ای از ارتفاع بالا ارسال می شود .. و تمام منطقه برد مفید رو پوشش می دهد .. اما با این کار .. فقط منطقه محدودی رو فکر می کنم می شود پوشش داد
    البته زیاد مطمئن نیستم .. ولی از نظر علمی و تئوری شدنی است .. چون دقیقآ همین کار رو در آشیانه هواپیما ها انجام می دهند .. و مضر هم است . برای همین همیشه تکه ای سرب به لباس پرواز خود آویخته بودیم .. تا دچار مشکل نشویم .. اولین تآثیرش در مردان عقیم شدن است .. !
    که همان قطعه سرب جلوگیری می کرد !!
    این کامنت شما من رو یاد خاطره ای انداخت .. که حتمآ در پستی مستقل منتشر خواهم کرد

    با سلام خدمت کاپیتان عزیز
    از پست شما بسیار لذت بردم، قطعا دلاورمردیهای این عزیزان شهید و همه زحمات عزیزان ارتشی و سپاهی و بسیجی (که شما هم بخشی از آن هستید)مقدمه ای بر استقلال و سربلندی ایران عزیز است و اینطور نیست که تمام شده باشد. اگر تاریخ کشورهای بزرگ را بخوانید همه برای ارتقا خود این مراحل سخت از قبیل جنگ و رکود اقتصادی و ... را گذرانده اند.
    اما من چون همیشه علاوه بر پست شما کامنتهای سایت را نیز به دقت مطالعه میکنم و یعنی آن را بخش مهمی از سایت میدانم ، مطالبی را خواندم و نظرم را اینجا منعکس میکنم.بحثهایی شد در مورد خیانت یکسری افراد وغیرو و ذالک. من خودم متخصص سازمان انرژی هستم و مدتی پیش مطلع شدیم یکی از همکاران ما که در سازمان همه به او اعتماد داشتیم و خود را به قول معروف قاطی ما میکرد و ما هم او را دوست داشتیم و اتفاقا همشهری همین آقای کیوان بود، جاسوس بوده است و دستگیر شده و معلوم شده سه سال اطلاعات سازمان را از نقشه و تصمیمات و ... از طریق یکی از اقوام خود که به تب در غرب ایران است برای اسراییل ارسال میکرده. از همه مصیبت بار تر اینکه در اعترافات خود گفته اینهمه خیانت را فقط بخاطر اعتقاداتش کرده و هیچ پولی هم دریافت نکرده است. از همه ناراحت کننده تر اینکه اسم و مشخصات تمام ما را که مثلا همکارش بودیم را نیز لو داده است. این واقعا انصاف است. این واقعا اعتقادات است.منظورم من از گفتن این مطالب این است که مسایلی از این دست همیشه در کمین ماست و باید مراقب باشیم. بگذریم از اینکه اعصابم مدتی از این مساله کاملا بهم ریخته بود و تازه یه خورده بهتر شده است. امیدوارم سلامت و موفق باشید و منتظر پستهای بعدی شما هستم.
    پاسخ
    با سپاس و تشکر از شما هموطن اندیشمندم
    بله دقیقآ همین گونه است که فرمودید .. دشمن همیشه در کمین ماست .. ما در زمان جنگ از دست این افراد که به اصطلاح به ستون پنجم معروف بودند ضربات جبران ناپذیری خوردیم .. ولی از تجربیات پند گرفته و به کار بردیم .. حالا هم هیچ فرقی با زمان جنگ ندارد .. دشمن قوی تر و مجهز تر شده است .. اما با این کلام شما که یک قوم یا شهروند خاصی به دلیل این که یکی از فریب خوردگان از دیار ان ها بوده است .. اصلآ موافق نیستم .. حتی برعکس معتقدم قوم کرد ایرانی .. خیلی با شرف و با غیرت و وطن پرست هستند .. بیشترین اختلافات هم به خاطر بدبینی عده ای که به دروغ به این جماعت بزرگوار انگ های گوناگونی می زنند .. یک فریب خورده صد در صد متعلق به شهر یا منطقه ای است .. یا به یکی از قوم های ایرانی تعلق دارد .. اما نمی توانیم همه رو مثل آدم خاطی فرض کنیم .. اون فردی که گفته از روی اعتقاداتم این کار رو کردم .. نا آگاه است . این ضعف ماست که نتوانستیم فرهنگ وطن پرستی و غیرت ملی رو در این گونه افراد تقویت کنیم .. این اشکال در وحله اول از خود ماست که اجازه انحراف در قضاوت رو دادیم .. به هر حال مردم ایران همیشه بیدار و هوشیار است
    اتفاقآ این عمل او باعث تقویت سیستم های ایمنی در سازمان شما و سایر سازمان های حساس شده است ..
    امیدوارم دیگر هیچ کسی در ایران پیدا نشود که وطن خود رو به دشمن قسم خورده ما بفروشد ..
    با آرزوی موفقیت برای شما دوست بزرگوارم

    سلام بر کاپیتان عزیزم.
    مطلب جالبی خواندم ، بد ندیدم که شما هم مطالعه بفرمایید.
    http://www.asriran.com/fa/news/108073
    با تشکر بسیار و احترام فراوان.
    پاسخ
    ممنون احمد جان .. واقعآ مطلب جالبی است که دوست و همکار عزیزم جناب محمدی نازنین در سایت وزین خودش درج کرده است
    این لینک حاوی مطالب بسیار ارزشمندی بود . که اگه منصفانه نگاه کنیم .. نه کسی رو محکوم کرده است .. و نه به هواپیماهای قدیمی گیر داده است .. منتها از نگاه علمی به رابطه آما پرداخته و در انتها هم تصحیح کرده است که همیشه هم امار ها صحیح نیست .. !
    من عاشق این گونه تحلیل های بی غرض هستم
    ممنون از شما دوست خوبم

    ممکن است شما، از میان این همه صدها هزار پرسنل ارتش، اسم 5 ارتشی را بدهید که با چمران برابری کنند؟

    سعدی فرماید:
    اگر ژاله هر قطره اي در شدي
    چو خرمهره بازار از او پر شدي
    پاسخ
    دوست عزیز جناب ابوریحان گرامی
    عزیزم .. این چه نوع قیاسی است که شما می کنید .. !!؟
    با تعریف غلو شده از یک نفر ، بقیه رو تخریب کرده یا به حساب نمی آورید !!
    عزیزم این که نشد شیوه تعریف از فرمانده یا قهرمانی که به بهای پائین اوردن بقیه باشد .. !!
    شما باید خوب بدانی که هر یک از فرماندهان اندیشمند ارتش ، چه آن هایی که شهید شدند و چه ان هایی که هنوز هم هستند .. هر یک دارای خصایل منحصر بفردی هستند .. که موجب خوشنامی آن ها و درج اسم شون در تاریخ گشته است .. بله شهدایی مثل چمران که خوشبختانه بنده با ایشان رفاقتی صمیمی داشته و بار ها افتخار پرواز به مناطق جنگی روبا نامبرده داشته ام ، دارای خصایل و ویژه گی های خاصی بود .. چه در زندگی شخصی و در اجتماع و چه در جبهه های جنگ .. من حتی افتخار دوستی و همکاری با مهندس چمران هم داشته ام .. و لوایح و تقدیر نامه های زیادی از ایشون به خاطر این همکاری در بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس ، دریافت کرده ام .. اما هرگز برای معرفی او بقیه رو پائین نمی اورم .. بلانسبت شما این شیوه منافق ها است .. که به بهانه تخریب عده ای .. یک نفر را که مورد وثوق مردم است تعریف و تمجید می نماید .. !! اگر چنین بود .. با شهادت چمران باید ارتش رو تسلیم صدام می کردیم .. !!! در بین شهدای نیروی هوایی یا خلبانان شهید هم ما بهترین ها رو داشتیم .. که هر یک نمونه بارزی از انسانیت و شجاعت بوده اند .. مانند شهید عباس بابایی ، شهید عباس دوران ، شهید ستاری ، علیرضا یاسینی ، محمد هاشم آل آقا و خیلی های دیگر .. مثل شهید آوینی در حوزه ای دیگر .. هریک سرامد بودند .. اما هرگز نمی توانیم بگوییم چون ستاری رفت .. دیگه یک نفر هم مثل او پیدا نمی شود .. یا به قول شما از میان صد ها هزار نفر یکی مثل فلانی پیدا نمی شود .. !!! البته ممن نظر شخصی خودم رو نوشتم .. شاید حق با شما باشد و من اشتباه می کنم

    سلام آقای مدرسی
    لطفا این ادرس را که وبسایت رسمی شرکت ایروفلوت روسیه است چک کنید. مشخصات تمام هواپیماهای این شرکت که در پروازهای بین المللی استفاده میکنند تنها هواپیمای روسی ایلوشین 96 است و میبینید که خودشون هم از توپولوف استفاده نمیکنند.
    یادمه اون آقایی که از روسیه کامنت میذاشت اخرین بار در جواب من گفته بود:
    توپولوفها تا همون کانادای شما هم می ایند.
    نه برادر کانادا که مال من نیست ولی بر اساس همین وبسایت رسمی ظاهرا فقط تو همون روسیه خودتون میپرند.

    http://wwww.aeroflot.ru/templates/polet_en/plane_park.html

    قربان شما
    علی از کانادا
    پاسخ
    الهی فدای نکته سنجی و دقت نظر شما دوست بزرگوارم بشم ..
    بله علی جان از قدیم گفته اند .. آن چه عیان است چه حاجت به بیان است ..!؟
    بله علی جان .. مشکل و ایراد های اساسی توپولف ها رو فقط من و شما نمی گوییم .. این روز ها حتی بچه دبستانی ها هم از این امر آگاه هستند .. اما همان گونه که بار ها در همین سایت به آن اشاره کرده ام .. افراد پست و بی وجدانی به نام ایرانی با پارتی بازی و هزاران رابطه کثیف اقدام به ورود این هواپیماهای قراضه و به قول خیلی ها تابوت های پرنده نموده اند .. و به خاطر همان ارتباطات کثیف و پشت پرده خویش با روس ها قرارداد خرید و اجاره می بندند .. و یک سری هم کاسه لیس بدبخت و بی شخصیت هم برای این که از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کنند .. بدون آگاهی و بدون منطق از هواپیمایی که دنیا همه مشکلات آن را قبول دارند .. و همه در باب ایمنی پائین آن بحث می کنند .. بلانسبت مردم رو خر فرض کرده .. و روز روشن از توپولف ها حمایت می کنند ..
    علی جان .. شخصیت این گونه افراد کاسه لیس برای همه روشن است .. نباید به کامنت آن ها اعتنایی کرد ..
    ممنون از حضورت

    جناب آقای مدرسی گرامی!

    این شایسته نیست که آدمی وقتی دلایل منطقی در بحث نمی تواند ارایه دهد، به دیگران نسبتهای چون منافق، جاسوس و.. بدهد.

    من الان کاملا منطقی و اصولی، دلایل حضرتعالی را مردود می کنم:

    1-اولا هرکس که در این جنگ هشت ساله ، با نیت خدمت به کشور در جبهه بوده، از هر قشری، از آدم بیسواد گرفته تا دهاتی و تا فلان دانشجو از خانواده مرفه که تا فهمید ایران جنگ است، درس و رفاه و تحصیل را رها کرد و آمد در بیابان جنگید، برای دفاع از سرزمین مادری من، هرکس از اینها که گفتم، شهید شده، برادر من بوده.
    اصلا برایم مهم نیست عقاید سیاسی و مذهبی و هر چیز دیگرش چی بوده، همین خالصانه جان فدای وطن کرده، برادر من بوده! این را جدی و خالصانه بهت گفتم! وگرنه من اینجا که می نویسم، نه کسی مرا می شناسد ، نه به خاطر این حرفها به من حقوق و مزایا و پست می دهند!

    2- منظور پرسش من، نفراتی از افراد حال حاضر ارتش ایران است

    3- همانها که اسم بردید، به غیر ستاری، آن هم تا حدودی، هیچ کدام در حد چمران نیستند.

    سوابق ایشان بررسی می شود :

    شهید عباس بابایی ، شهید عباس دوران ،علیرضا یاسینی ، محمد هاشم آل آقا.

    اولا بر همه اینان درود!

    ولی، این آقایان هیچ کدام سواد دکتر چمران نداشته اند. بدون هیچ تردیدی!

    مگر آنکه کسی آن قدر ناآگاه باشد که
    تحصیل در دوره خلبانی را ، با تحصیل در دوره دکتری گداخت هسته ای دانشگاه برکلی ایالات متحده، یکی بدانیم!

    در مورد مهارت خلبانی هم، به نظر شما اینها بالاتر بودند یا ارتشبد نادر جهانبانی؟
    اظهار نظر نمی کنم چون اطلاع ندارم.ولی خوشحال می شوم نظر شما را بدانم.
    شادروان جهانبانی، آن قامت رشید و چشمهای زیبا ومهربانش، لبخند دلنشینش،مهارت فوق العاده و از همه مهمتر لیاقت و کیاست فرماندهی، هکسهایش با گروه تاج طلایی، واقعا عین یک استاد، یک دوست، یک پدر، کنار سایر خلبانها....خدایش بیامرزد.

    می ماند شهید ستاری، بله ایشان افسر بسیار باسوادی بوده است. حوزه معلوماتی ایشان بسیار فراتر رادار و شکاری بوده است. از برق گرفته تا هنر و ....از آن فرماندهان اسطوره ای و تاریح ساز.. این شخص کارایی خود را در طراحی سایتهای رادار در عملیات فاو نشان داد.که جزییاتش خود جنابعالی می دانید. و شایسته هست که پستی درباره عملیات فاو و نقش نیروی هوایی بگذارید تاارزش این فرمانده تیزهوش که آنچنان ماهرانه سایتهای رادار چید که آن عملیات تبدیل به قبرستان هواپیماهای عراق شد!!


    بنده قصد تخریب نداشتم و بیان واقعیتها مد نظرم بود.

    دو نکته

    اول اینکه بفرمایید من کجا در مورد شهید چمران غلو کردم؟

    دوم ، جناب آقای مدرسی گرامی، شایسته اگر در بحث، به هر دلیلی از بیان دلایل منطقی، هاجز شدیم، به دیگران انگ منافق و جاسوس و وطن فروش و.. بدهیم. شما فرمودید که همسر محترمتان جلسه قرآن می روند. بسیار عالی است. پس لابد می دانید که قرآن،
    70-80 در صدش، مربوط به حق مردم است. و بقیه اش است که به نماز و روزه و... و می دانید که آبروی مومن، حرمتش از کعبه واجبتر.

    صحبت کوتاه، منتظر پاسخ شما هستم.

    خداوند همه
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین .. من کچا به شما انگ منافق و جاسوس زدم .. !!؟؟
    توصیه می کنم بار دیگر پاسخ بنده رو بخوانید .. من نوشتم .. این روش توصیف به بهای تخریب بقیه .. بلانسبت شما روش منافقان است
    نمی دونم چقدر سن و سال داری .. منافقین هم چنین می کنند .. برای تخریب پرسنل سپاه .. مثلآ می آمدند سرلشگر رحیم صفوی رو در حد عرش بال برده و ادعا می کردند هیچ فردی در سپاه مانند او نیست .. بله عزیزم به این می گویند روش تخریب ..
    وقتی شما می گویید آقای چمران دارای چنان درجات بالای علمی بوده .. اما شما در بین فرماندهان ارتش 5 نفر را مثل او پیدا کنید .. قیاس معع الفاروق است ..!!
    اولآ عزیز دلم .. وقتی به یکی می گویند بلانسبت شما .. یعنی این مثالی که می زنم شامل شما نمی شود .. !! پس می بینی شما بدون اگاهی ، بنده رو متهم به تهمت و زدن انگ منافق و جاسوس فرمودید
    دوم .. شما که استناد به قرآن مجید و سخن الله می کنید .. عزیز من .. خلقت آدم ها مخصوص خداست .. به اذن او انسان ها خلق و رشد و نمو می کنند .. پس اگه همه مثل هم نیستند .. یا واضح تر بگویم .. افراد دیگری مثل شهید چمران نیستند .. مشکل در جای دیگر است
    ممکنه یک فرماندهی فرصت رفتن به داتشگاه برکلی رو در امریکا نداشته باشه .. اما با تحصیل در دانشگاه های وطنی .. بالاترین خدمات رو ارایه داده است .. پس باید بگوییم چون درجه تحصیلات ات پائین تر از فلانی است .. مقام ات به فلان شهید نمی رسد .. !!؟؟؟
    عزیزم .. در زمان جنگ .. درجه داران و سربازانی که حتی سواد زیر دیپلم داشتند .. بالاترین خدمت رو در نجات جان هموطنان انجام داده و شهید شدند .. این شایسته است که چون فلانی سوادش کم بود .. به منزلت فلان شهید نمی رسد .. !!!!!؟؟؟؟؟ و این گونه ان ها را مقایسه کنیم .. !!؟
    ما بسیجیانی داشتیم که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند .. با پارتی بازی راهی جبهه جنگ شده .. و منشآء کلی خدمات در راه استقلال کشور بوده است .. آیا شایسته است که بگوییم .. چون حتی سیکل هم نداشته مقام و منزلت او پائین است .. !!؟؟ از من ناراحت نشو . این بار بلانسبت هم نمی گویم .. و رسمآ اعلام می کنم .. همه شهدا دارای مقام و منزلت بالایی هستند .. و همه در مقابل عظمت پروردگار مساوی هستند .. و هر کسی فرق بین شهیدان بگذارد .. و بقیه رو قبول نداشته باشد .. شیوه منافقان است
    با قاطعیت اعلام می کنم در تمام این سه دهه ای که از عمر انقلاب گذشته است .. اولین باری است که از دهان کسی می شنوم .. بین شهدا فرقی وجود داره .. و مقام ان یکی به دیگری نمی رسد .. یا به خاطر داشتن مدرک دانشگاهی .. بالاتر از شهید دیگری است .. !!!!!!
    شما هر جور دلت می خواهد در باره من قضاوت کن .. من در این سایت به هیچ عنوان اجازه نمی دهم فردی با نام مجازی از راه برسد .. و تفاوت بین شهیدان گذاشته و بگوید این به ان یکی نمی رسد .. یا او سوادش کمی بالا بود .. ولی بقیه در سطح فلانی نیستند ... !!!!!
    خواهش می کنم دیگه این گونه کامنت ها رو درج نکن .. چون دیگه جواب نخواهم داد .. شما هم هر چه دلت می خواهد در باره من بگو ... و انگ بچسبان
    همان طور که گفتم دفعه نخست .. بلانسبت به کار بردم .. چون فکر می کردم شاید بنده متوجه نظر شما نشده باشم .. اما حالا فهمیدم شما با تبعیض بین شهدای عالیمقام قصد تفرقه داری ..


    آقای مدرسی ضمن سلام به دلیل این که یک برادرگمنام درباره من اضهار فضل کرده است چند نکته را یاد آوری می کنم......................
    گذشته از طرز تلقی سطحی و تحلیل کودکانه ایشان شیوه نگارش این شخص هم هیچ تناسبی با یک شخص تحصیل کرده و یا به قول خودش متخصص ندارد.فقط یک جمله را بررسی می کنم

    " من خودم متخصص سازمان انرژی هستم و...................."
    نیازی به توضیح نیست.اگر این شخص تحصیلات دانشگاهی داشت. و یا در محیط های تخصصی کار کرده بود می دانست که یک کارشناس هیچ وقت خودش را به این نحو معرفی نمی کند. واضح است که این داستان بی اساس ارزش بررسی و پاسخگویی ندارد. البته تردیدی نیست در هر شهر و منطقه ای افراد نا صالح وجود دارند . اما هیچ کار شناس تحصیل کرده ای به خاطر یک نفرکل یک شهر را زیر سوال نمی برد. حتی اگر بر فرض این داستان واقعیت داشت.........................

    اما اگر حرف حق تا این حد ایشان را آشفته کرده که داستان سازی را چاره کار دیده است. لازم است یک نمونه تاسف آور دیگر را بازگو کنم. حتما همه دوستان دیده اند که بخشهایی از خاطرات خلبان شریفی راد..... خلبان اف 5 در زمان جنگ و عضو تیم آکروجت تاج طلایی در زمان قبل از انقلاب توسط یکی از دوستان در بخش کامنتها منتشر می شود.که بر گرفته از کتاب خاطرات ایشان به نام سقوط در چهلمین پرواز است.این کتاب فقط شامل خاطرات پروازی نیست بخشی از آن شرح خون دل خوردن هاو رنج های ایشان است .که فقط یک نمونه از آن نحوه شهادت شهید علی اقبالی از خلبانان خوب اف 5 است که جناب شریفی راد با صراحت توضیح می دهند.که دلیل شهادت ایشان اشتباه و بی لیاقتی افراد یک نهاد خاص خارج از نیروی هوایی بود.ایشان تصریح کرده اند این اشتباهات باز هم از طرف کسانی که اسم متخصص روی خودشان گذاشته اند تکرار شده است و با کمال تاسف چند نفر از خلبانان نیروی هوایی به شهادت رسیده اند.این کتاب در سال 1362منتشر شد. برادر گمنام هم اگر خواست برای لوث کردن ماجرا دو باره داستان جاسوسی بسازد اطلاع داشته باشد که جناب شریفی راد از اهالی طالقان هستند. و شهید اقبالی هم از اهالی شهرستان رود سر.
    اگر خیلی نگران نفوذ بیگانگان هستید. و دنبال جاسوس می گردید.توصیه می کنم سری بزنید به وبلاگ دکتر خزعلی و مقاله قوم یهود در ایران را مطالعه کنید. برادر مشکل شما مبنایی و ساختاری است. با این حرفها راه به جایی نمی برید.سری هم به وبلاگ سهرابستان بزنید تحلیل جالبی از دلایل نفوذ اطلاعاتی بیگانگان ارائه داده است.
    البته مقابله با این اتفاقات فاجعه بار فقط با شعار ... باید هوشیار باشیم امکان پذیر نیست . این مسئله ریشه های تاریخی و فرهنگی عمیق و پیچیده دارد که بعید می دانم برادر گمنام سر در بیاورد..........
    پاسخ
    کیوان جان عزیز و نازنین
    من تعجب می کنم چرا شما با یک کامنت این همه به هم ریختی .. ؟ و جریان رو سیاسی اش کردی ..!!؟؟
    من که جوابش رو دادم .. و عرض کردم دلایلی که اشاره کرده اصلآ منطقی نیست .. به هر حال من نمی دونم اسم خلبانان شهید از کجا و چگونه وارد این ماجرا شد .. ؟ عزیزم این سایت را چه به قوم یهود .. !!؟
    من به شخصه به همه اقوام احترام می گذارم .. اما شما نباید چنین به هم بریزی .. اگه جای من باشی چی ؟
    گاهی اوقات با انتشار پستی .. عده ای به من حمله کرده .. و کل هویت و گذشته ام رو زیر سئوال می برند .. !! اوایل مثل شما ناراحت می شدم .. اما حالا اصلآ اهمیت نمی دهم
    ممنون از شما

    با سلام خدمت کاپیتان مدرسی
    اگه اجازه بدید بنده به سیاق هر مناظره ای جواب آقای کیوان رو بدم و البته منتظر جواب باشم. چون بالاخره میخواهیم به یه نتیجه ای برسیم.
    کیوان جون! فرمودید عبارت "من یک متخصص هستم..." نشانه اینه که بنده هیچکارم. خب البته از یه منظر این حرف درسته. چون بنده یه عضو کوچک از این مملکتم و یه گوشه ای تلاش میکنم تا بهروزی میهنم رو ببینم و کارم در قیاس با خیلی اصلا به چشم نمیاد. اما باید خدمتتون عرض کنم جایی که من کار میکنم یه بازه وسیع از مهارتها از راننده و انواع مسیول دفتری و اداری و جمعدار وجود داره تا اپراتور دستگاه و مدیر و البته کارشناس یا همون "متخصص". خب من اگه بخوام جایگاه خودمو به عنوان راوی تعریف کنم و به نوعی اهمیت حرفمو نشون بدم مجبورم اینو عنوان کنم. متخصص هم خیلی چیز خاصی نیست. فکر کنم شما تا حالا به گوشت نخورده. یعنی یه نفر که تو انجام یه کار مهارت و دانش و تجربه کافی داره.
    در مورد اون آقای وطن فروش خائن هم اصلا کارش جای دفاع نداره چون با امنیت ملی 80 میلیون انسان بازی کرده و مطمئنم تا زمان مرگش هم ابعاد عمل کثیفی رو که انجام داده نمیفهمه. امیدوارم اعدامش کنند تا درس عبرتی بشه برای بقیه ای که ممکنه در آینده تنشون بخاره.این آقا اگه با یه سری دیگه مشکل داشت چرا اسم مای بدبخت رو که تازه از دانشگاه اومده بودیم و هزار ارزو داشتیم و اصلا نه مدیری مسیولی تصمیم گیری چیزی بودیم رو لو داده.تازه تر اینکه این فرد سنی هم بوده و متاسفانه به رغم تمام سعه صدر مسیولین که ایشون رو در این پست حساس راه دادن این کارو کرده. بعد میگن چرا اقلیتهای مذهبی در پستهای حساس گمارده نمیشوند. البته باید بگم هموطنان زرتشتی و ارمنی ما حسابشون جداست. چون با تمام مشکلاتی که داشتن هیچ وقت خیانت نکردن و برای اعتلای وطنشون کار کردن.
    بعدشم شما که ادعای فهمیدن و آگاهی داری بهتره دست از این خیالپردازی ها که فقط ارتش خوب بود بقیه خرابکار! برداری. اگه خوب تو بحر قضیه بری میفهمی که عملا این بسیجی ها بودن که با سپر انسانی جلوی پیشروی دشمن تا دندان مسلح رو گرفتن. و الا الان باید به عربا میگفتی خان دایی. این بسیجی ها خیلی هم غریبه نیستن. همین دوستا و هم محله ای های خودمون بودن.
    اگه لطف کنید و لینک منابعی که ذکر کردید رو بذارید خیلی ممنون میشم.
    ببخشید خیلی "اضهار" نظر کردم.

    سلام لطفا کمی در مورد مرحوم زندی که خلبان اف 14 و بالاترین امار شکار را در نیروی هوایی دارن بنویسید راستش مطب کاملی رو نتونستم جایی بیابم
    ممنون
    پاسخ
    چشم حتمآ در باره مرحوم جلال زندی حتمآ اگه مطلبی به دستم رسید ، منتشر خواهم کرد
    با سپاس از شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35