عملیاتی که صدام حسین را آچمز کرد !



" نگرشی بر عملیات سلطان " عنوان این پست حماسی است که تقدیم شما یاران نازنین می شود . البته یک عذر خواهی به همه خوانندگانم بدهکارم . اول این که به خاطر عجله ای که داشتم ، قسمت پایانی اش رو به گونه ای که برنامه ریزی کرده بودم ، موفق به انجامش نشدم . ضمن این که اعتراف می کنم این نخستین تجربه ام در زمینه برداشت آزاد از سایر منابع است . همان طور که گفتم .. فقط یک تجربه خشک و خالی .. کاری که متآسفانه برای اغلب سایت ها امری عادی تلقی می شود .. اما برای من که تاکنون همه مطالب ام متکی به خاطرات حک شده در ذهن ام بود ، زیاد جذاب و خوشایند نبود . نظر شما رو نمی دونم .. اما فقط می تونم این قول رو بدهم که این اخرین تجربه ام در این گونه مطالب یود ! دیگه تکرار نخواهد شد .. مگه شما امر بفرمایید .. !!
در پست قبلی اعلام کردم که به دلیل فرار از مشکلات خانه تکانی ، منزل رو به قصد دیدار نوه هایم ترک می کنم .. ! نمی دونم از شانس بد بنده بود یا همسرم .. که درست روز عملیات ، کارگر خانمی که هر ساله زحمت خانه تکانی و نظافت کلی منزل ما به عهده اش است ، مطلع می شود که دخترش در یکی از شهرستان ها به شکرانه وضع حمل کرده است .. !! این خبر برای همسرم که بی نهایت در امر شست و شوی و نظافت دقیق است و بالطبع کار هر نظافتچی رو قبول ندارد ، می تونه خبر بدی باشه .. چون دوباره باید مراحل سخت گزینش افراد رو برای نظافت خونه پشت سر بگذرونه .. ! و اما این اتفاق برای بنده دو تعبیر متفاوت دارد .. اول این که دوباره مجبورم یکی دو روزی رو از شما یاران همدل و صمیمی دور باشم .. دوم این که حضور در کنار نوه ها به همه چیز می ارزد .. !! پس دوباره همون جمله تکراری ام رو عرض می کنم که .. اگه پاسخ کامنت و ای میل های شما با تاخیر همراه شد ، به حساب جسارت نگذارید .. حتمآ در مراجعت پاسخ خواهم داد ...
کلام اخر این که .. هفته قبل دو اتفاق برایم رخ داد .. که خیلی شرمنده شدم . اول این که یکی از بانوان نازنین که از خواننده های قدیمی سایت است ، محبت فرموده و از کشور کانادا دو هدیه زیبا و جالب رو به همراه عیدی برای آنا و آوا ارسال کرد .. نام این بانوی بزرگوار " راژیا " است .. که امیدوارم درست تلفظ کرده باشم . و از نام های اصیل کردی است .. حقیقتآ اعتراف می کنم .. این هدایا رو پاسخ خداوند به احساس عاشقانه ام نسبت به هموطنان کرد نازنین ام در زمان جنگ می دانم .. وای که چقدر این حرکت معنوی شوکه ام کرد .. باور کنید تا خود کرج به خاطر مشیت الهی و حساب و کتاب داشتن کار روزگار اشگ ریختم .. دومین هدیه رو دختر خانم بزرگوار دیگری در خارج از کشور به من هدیه داد .. هموطن نازنینی به نام " ستاره رهنما " محبت کرده و با اجاره سایتی معتبر ، این امکان رو برای بنده فراهم اورد تا با خیالی آسوده از این پس مطالب و تصاویر سایت رو در ان اپلود و حفظ نمایم .. و دیگر دغدغه حذف تصاویر سایت ام رو نداشته داشتم . این بزرگوار قول داد تا پایان عمر هر ساله شارژ ان را بپردازد .. واقعآ نمی دونم چه جوری و با چه واژه هایی عظمت این عشق و محبت رو تعریف کنم .. ؟ فقط با تمام وجودم از صمیم قلب در پیشگاه خداوند عزت و سربلندی این عزیزان رو طلب می کنم .. حال که صحبت محبت شد .. نباید لطف دختر گلم شبنم نازنین در دبی رو هم فراموش کنم .. ممنون


![]()

یک بهانه ، یک مقدمه ...
در باره افتخارات دلاور مردان ایرانی و پرسنل غیور ارتش مخصوصآ تیزپروازان نیروی هوایی در طول هشت سال دفاع مقدس که من همیشه آن را دفاع مردانه نامیده ام ، همانند اغلب جنگ های به وقوع پیوسته در تاریخ حرف و حدیث های فراوانی روایت شده و می شود . روایاتی که حاکی از درایت و فهم ایرانی ها به ویژه طراحان عملیات های حساس در آن زمان است . همه می دونیم قوای رزمنده ایرانی درجنگ با عراق عملیات های سرنوشت ساز بسیار گسترده ای رو طراحی و به اجرا گذاشت . مانند بیت المقدس ، فتح المبین ، خیبر ، ثآمن الآئمه ، طریق القدس و ... که هر یک از اون ها یاد اور پیروزی های فراموش نشدنی است .. و در تاریخ زرین ایران عزیز به ثبت رسیده است . اما در باره عملیات های نفس گیر و خطرناکی که پرسنل نیروی هوایی در زمان جنگ انجام داد ، کم تر اطلاع رسانی شده است . و تنها چند سالی است که به برکت حضور تکنولوژی مدرن و گسترش فن وبلاگ نویسی ، عملیات های افتخار آفرین قهرمانان ما که حاصل تفکر فرماندهان شجاع و فهیم نیروی هوایی و پرسنل دلاور ستاد مشترک ، به رشته تحریر در امده است ... عملیات های غرور آفرینی چون : اچ - ۳ ، کمان ، مروارید ، سلطان و صد ها ماموریت برون مرزی دیگری که با اهداف مهم نظامی ، طراحی و اجرا شده است که به دلیل ماهیت طبقه بندی شده و رموز تاکتیکی محرمانه آن ها ، هرگز برملا نشده است . و بنده در مطالب قدیمی ام به نمونه هایی از آن ها خیلی گذرا اشاراتی داشته ام ..
عملیات " سلطان " از جمله ماموریت های موفق برون مرزی عقابان تیزپرواز نیروی هوایی است که به دفعات در سایت های ایرانی درج شده است .. و بنده قصد دارم به سبک و سیاق خود به بازخوانی ان پرداخته و برای آگاهی بیشتر و افزایش اطلاعات عمومی دوستان گرامی و جوانان نازنین ، در باره تجهیزات به کارگرفته شده در این عملیات توضیحاتی رو ارایه دهم . البته تا یادم نرفته اضافه کنم .. برای تنوع بخشیدن به موضوع تقریبآ تکراری سوژه ، برای نخستین بار نیم نگاهی هم به منابع معتبری در این زمینه انداخته ام . اگر چه قلبآ معتقدم .. هر وبلاگ یا سایت مخاطبان خاص خودش رو دارد .. و تکرار در رسانه های دیگر ، دلیلی بر نپرداختن به ان نیست ..
*********
نیروی هوایی عراق
دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، فرماندهان عالی رتبه و تحصیل کرده عراقی از این که همسایه قدرتمند شرقی آن ها به یکی از مدرن ترین هواپیماهای شکاری جهان یعنی " اف - ۱۴ " مجهز شده بود ، برای حفظ توازن قدرت هوایی خود در جستجوی رقیبی قدر می گشتند . از آن جایی که هواپیما های تامکت تنها در اختیار ایالت متحده امریکا قرار داشت و به غیر از نیروی هوایی ایران که ان هم با پادرمیانی مجلس سنا و فشار شخصیت هایی چون " هنری کسینجر " وزیر وقت وزارت امور خارجه آمریکا موافقت اش کسب شده بود ، به کشور ثالثی واگذار نمی شد .. کارشناسان نظامی عراق در اروپا دنبال هواپیماهای شکاری مدرن با قابلیت های بسیار بالایی می گشتند .. تا این که در سال ۱۹۷۷ میلادی با کمپانی معظم " Dassault " در فرانسه به توافق رسیده و قرار دادی مبنی به خرید هواپیمای میراژ - اف یک ( Mirage F-1 ) را منعقد کردند . طبق قوانین تعریف شده کمپانی سازنده هواپیما موظف شده بود علاوه بر پشتیبانی قطعات و لوازم یدکی ، همزمان با تحویل هواپیماهای میراژ به نیروی هوایی عراق ، تعدادی متخصص رو برای آموزش پرسنل عراقی اعزام کند . سه سال بعد از عقد قرارداد ، تحویل هواپیماها در شرایطی آغاز شد که حاکم دیکتانور عراق برای گریز از معاهده ۱۹۷۵ الجزایر و با رویای تصرف تهران در سه روز !! حملات گسترده ای رو به خاک ایران آغاز کرده بود .. ! ۴۷ کارشناس و متخصص فرانسوی در پایگاه هوایی " الهوریه " که در نزدیکی شهر " موصل " واقع شده است ، کار اموزش خلبانان میراژ رو آغاز کردند .. صدام حسین به خاطر دستیابی به هواپیماهای مدرن ، به افتخار میهمانان فرانسوی میهمانی شام مجللی رو ترتیب داد ... !

ستاد نیروی هوایی ایران
با تحویل نخستین پارتی هواپیمای میراژ به عراقی ها و استقرار متخصصان فرانسوی در پایگاه هوایی الهوریه ، کارشناسان کهنه کار ایرانی در ستاد مرکزی نیروی هوایی و پست های فرماندهی تابعه که کل تحرکات نظامی دشمن رو زیر نظر داشتند ، با رصد کردن روی الهوریه در تفکر انهدام کامل پایگاه هوایی و از بین بردن میراژ های فرانسوی بودند ! آن ها خیلی دلشون می خواست راهی پیدا کرده تا ضمن خوشامدگویی به فرانسویانی که علنآ وارد جنگ با ما شده بودند ، ضرب شصتی هم به صدام حسین داده تا دیگه هوس مقابله با شیر مردان ایرانی رو در سر نپروارند .. !! اما همه فرماندهان و طراحان نقشه های جنگی به خوبی می دانستند حضور در عمق ۳۰۰ کیلومتری خاک دشمن حتی بر روی کاغذ هم عملی نیست .. ! و به خودکشی بیشتر شباهت دارد تا یک طرح عملیات جنگی .. !! در همان حال عرق وطن پرستی و خشم ناشی از تعرض عراقی ها به نوامیس مردم شریف چنان در سینه پرسنل ارتش خصوصآ عقابان تیزپرواز مشتعل بود که حتی در موقع استراحت هم در اندیشه طراحی راهکاری برای نفوذ و متوقف کردن ماشین جنگی دشمن بودند .. در جلسات مشترک فرماندهان ارشد ارتش همچنین فرماندهان پایگاه های هوایی گاهی تا پاسی از نیمه شب سرگرم مشورت و بررسی نقشه عملیات های گوناگونی بودند .. تا این که جرقه عملیات مافوق تصور در ذهن دو تن از خلبانان قدیمی فانتوم به نام های " سرهنگ افشاری " و سرگرد " ذوقی " شکل گرفت ..
نگرشی به هواپیماهای اف -۱۴ ( تامکت )
قبل از این که در باره طرح مشترک دو خلبان شجاع ایرانی بحث ام رو آغاز کنم .. از اون جایی که در همه ماموریت ها و عملیات های خطرناک جنگی به کرات به نقش فعال و حضور هواپیماهای اف - ۱۴ با همون تامکت اشاره می شود ، اجازه می خواهم نکاتی رو در باره گربه های دوست داشتنی ایران بیان کنم . البته از شما چه پنهان مدت هاست تصمیم داشتم به بهانه از رده خارج شدن این هواپیماهای فوق العاده در ایالت متحده امریکا که در سال ۲۰۰۴ صورت گرفت .. پستی کامل از تاریخچه و توانمندی های آن و نقش بسیار حساس اش در زمان جنگ حتی در ایام صلح تقدیم شما یاران کنم .. که به امید خدا اگه زنده موندم ، حتمآ در آینده ای نزدیک انجام خواهم داد . یقینآ اطلاع دارید که نکته قوت هواپیماهای تامکت در توانایی استفاده از موشک های بسیار پیشرفته " فونیکس " است . که در شرکت " هیوز " تهیه و تولید می شود . البته موشک های یاد شده و سیر روند تکاملی آن هم تاریخچه جالبی دارد که سعی می کنم در فواصل همین پست گریز هایی به آن بزنم .. ! همان گونه که در بالا اشاره شد ، ایران تنها کشوری در جهان بود که به این نوع هواپیما ها بعد از امریکا دسترسی داشت . خوب یادمه خیلی از خلبانان آس شکاری که قبلآ برای آموزش حرفه خلبانی به آمریکا اعزام شده بودند ، با ورود تامکت ها به ایران و استقرار آن در یکی از پایگاه های بزرگ هوایی کشور ، مجدد جهت طی دوره های تخصصی و پرواز با این پرنده محبوب مخصوصآ فراگیری کار با سیستم های موشکی نظیر فونیکس راهی امریکا شدند .. اما با اغاز انقلاب اسلامی و تیره شدن روابط بین دو کشور ، همه خلبانان برگشتند .. حتی خوب یادمه قرار بود بر روی سامانه ره گیری هواپیما ها تغیراتی ایجاد بشه تا بوسیله تکنولوژی لیزری و با خاموش بودن رادار هواپیما ، قادر به ردیابی هدف های پرنده در آسمان باشد که این پروژه هم انجام نشده کنسل شد ... ! اما این تازه اول مشکلات بود .. !
خرابکاری آمریکایی ها .. !!
حتمآ تعجب می کنید اگه بگم .. طبق گزارش آن دسته ازپرسنل فنی که در گردان های نگهداری و پروازی هواپیماهای " اف - ۱۴ " خدمت می کردند ، به دنبال وقوع انقلاب و دستور ترک سریع مقامات امریکایی از کشور .. آن ها با دستکاری در سیستم های حساس هواپیما و سلاح های مربوطه عملآ شلیک موشک از آن ها رو غیر ممکن کرده بودند .. ! اما با کمال ناباوری به همت متخصصان نیروی هوایی و کار مستمر شبانه روزی ، سرانجام تعدادی از تامکت ها قابلیت شلیک فونیکس رو بدست اوردند .. در این رابطه یا اجازتون یک پارانتز باز می کنم .. در مطالب گذشته اشاره کردم که دو نفر از دوستان و همکاران صمیمی ام از خط پرواز سی - ۱۳۰ به گردان اف - ۱۴ رفته و با آن هواپیما پرواز می کردند . البته در زمان جنگ هر گاه گذرم به اصفهان می افتاد ، چند شبی میهمان این عزیزان بودم .. علاوه بر آن یکی از اقوام دور بنده هم که همافر متخصصی بود در گردان نگهداری کار می کرد .. خب طبیعی است که شب ها محور گفت و گو های ما در باب تامکت ها باشد .. آن ها معتقد بودند حتی در قبل از انقلاب هم کار بر روی سامانه های فونیکس خیلی بامشکل همراه بود . و تنها از عهده تعدادی متخصص ماهر کمپانی هیوزکه در آشیانه کار می کردند میسر بود ! البته آن ها کار آموزش متخصصان ما رو به عهده داشتند .. ولی حضرت عباسی کم تر کسی اموزش رو جدی می گرفت .. ! بعد از انقلاب کارشناسان غربی معتقد بودند .. امکان نداره یک فروند تامکت عملیاتی شود .. چون بدون دریافت قطعات یدکی ، نرم افزار های بهینه سازی و حمایت کمپانی هیوز چنین چیزی غیر ممکن می نمود .. اما خوشبختانه این کار عملی شد .. و دیدیم که چگونه در طول هشت سال جنگ ، چگونه اقتدار و قدرت مطلق خودشون رو به دشمن دیکته کردند .. !؟ و موفق به حفظ ایمنی آسمان ایران عزیز شدند ..
طرح عملیاتی سلطان ...
بر اساس طرحی که آن دو افسر شجاع و فهیم نیروی هوایی ارایه دادند ، قرار شد 6 فروند جنگنده F-4E ، هر كدام مسلح به 12 بمب MK-82 (متعلق به اسكادران هاي 31 و 32 شكاري تاكتيكي مستقر در پايگاه شهيد نوژه همدان ) به هدف حمله کنند . براي اين ماموریت تصميم گرفته شده بود تا جنگنده ها از شمال عراق به هدف نزديك شوند ( بر خلاف معمول هميشه كه جنگنده ها از غرب عراق وارد آسمان اين كشور مي شدند ) . اين تغيير مسير به جنگنده ها اين امكان را مي داد كه از خطر قرار گرفتن در برد 12 سايت از 16 سايت موشكي شناخته شده SA-2 ، SA-3 و SA-6 مستقر در منطقه پرهيز کنند ، همچنين اين تغيير مسير باعث مي شد تا شکاری ها در مسير گشت هاي هوايي شناخته شده جنگنده هاي عراقي كه عمدتا با MiG-21 بر روي شهر موصل صورت مي گرفت قرار نگيرند . با اين وجود ، بارگيري جنگنده هاي فانتوم با بمبهاي 500 پوندي (آن هم به تعداد 12 تير براي هر جنگنده) باعث مي شد تا وزن هواپيما شديدا افزايش يابد و به تبع آن جنگنده ها نتوانند با تكيه بر سوخت داخلي خود و مخازن سوخت اضافه ماموريت را به سلامت انجام دهند ، از اين رو نياز به سوختگيري هوايي در بين مسير احساس مي شد . بنابر اين قرار شد تا 2 فروند هواپيماي تانكر 707 به همراه گروه پروازي به داخل عراق وارد شوند و كار سوخت رساني به فانتوم ها را انجام دهند . براي محافظت از تانكرها هم قرار شد 2 فروند جنگنده F-14A تامكت (متعلق به گردان 81 شكاري تاكتيكي پايگاه هشتم شكاري اصفهان) در گروه پروازي حضور داشته باشند .
پست فرماندهی نیروی هوایی ..
با تکمیل شدن طرح فوق و جلسات متعدد شور و مشورت با فرماندهان و خلبانان با تجربه و بازسازی دقیق آن از نظر زمانبندی همه چیز برای انجام یک ماموریت تاریخی و سرنوشت ساز مهیا شده بود . از نخستین روزهای شکل گیری پروژه " سلطان " همه مسایل و جزئیات ایمنی آن مو به مو اجرا می شد . بچه ها در عملیات های برون مرزی گذشته ، حسابی کارکشته شده بودند .. از ویژه گی های مهم این عملیات ، مجوز حضور بوئینگ های سوخترسان به اتفاق تامکت ها به داخل خاک عراق بود .. ! ممکنه در روایت این عملیات حضور تانکر ها عادی به نظر بیاید .. اما کافی است وضعیت جنگی و حاکم بر فضای هر دو کشور رو در نظر گرفته .. و تجسم کنید دو فروند هواپیمای سنگین بوئینگ ۷۰۷ که تا خرخره شون مملو از سوخت است ، بخواهند در معیت فانتوم ها چابک وارد خاک دشمن تا دندان مسلح شوند .. ! دشمنی که از حمایت اغلب کشور های غربی هم برخوردار است .. !! و مجهز به انواع هواپیماهای رهگیری ، رادار های قوی ، سیستم موشکی مدرن زمین به هوا ، به همراه کلی تجهیزات اضافه .. !! چه شود .. !!!؟؟ تازه برای ورود به خاک دشمن ، بایستی وارد فضای کشور دیگری به نام ترکیه هم می شدند .. !! کافی بود یکی از بچه ها در اون هنگام به زیر پایش خیره شده تا به وضوح با چشم بصیرت اختلافات قومی و مرزی منطقه رو مشاهده می کرد .. ! قوز بالا قوز زمانی می شد که اضطراری هم می گرفتند .. !! باور کنید تجسم هر یک از موضوعات فوق در اون شرایط مو رو بر تن ادمی سیخ می کند .. ! ( قربون خودم که کچل و کم مو هستم .. !! ) الحق و انصاف قبول کنید که شق القمر بود ...

قبل از آغاز عملیات ...
سرهنگ افشار علاوه بر دغدغه مسئولیت اجرایی طرح سلطان ، وظیفه حفظ روحیه در افراد زیر مجموعه اش رو هم به عهده داشت .. کافی بود یک فروند بچه شیطان بر افکار یکی از خلبانان گروه غلبه کرده و او را به خطرات و تهدیدهای جدی سر راهش وا می داشت .. !! عزیزانی که دستی بر آتش جنگ داشته اند حتمآ درک می کنند که چگونه کوچک ترین خطای سهوی کل عملیات رو با شکست مواجه می کرد .. ! کافی بود زبونم لال اتفاق غیر منتظره ای برایشون رخ می داد .. از خرابی هواپیماها گرفته تا شلیک پدافند مدرن دشمن .. یا پیدا شدن سرو کله شکاری های عراقی ( که البته این مورد پیش اومد ! ولی خواهید دید گربه های دوست داشتنی مون حسابی دخل شون رو آوردند .. ! ) بگذریم . ابتدا جناب افشار جلسه ای رو با خلبانان فانتوم ترتیب داد . البته این رو بگم .. چون خودش از تبار فانتومی ها بود ( خلبان اف - ۴ بود ) دقیقآ امار آس های کشور رو داشت .. اگر چه به خاطر امادگی و تجارب بالای همه خلبانان انتخاب خیلی دشوار و کار سختی محسوب می شد .. وي ابتدا خلبانان فانتوم ها را نسبت به ماموريت توجيه كرد و در خلال آن به خلبانان گفت كه آن ها بايد فقط بر روي اصول پروازي تمركز كنند ، همديگر را در ديد داشته باشند ، هدف را پيدا كرده و منهدم نمايند .. و سپس نوبت خلبانان اف - ۱۴ رسید . او خطاب به آن ها تاكيد كرد كه آن ها مي بايست به همراه هواپیماهاشون در كنار تانكر ها چرخیده و از اون ها مانند دو تا چشم خود كاملا محافظت كنند، چون اگر خدای ناکرده بوئینگ ها آسیب دیده و منهدم شوند ، همه چيز از بين خواهد رفت . خود سرهنگ افشار قرار شد تا شخصا برای نظارت در عمليات حضور داشته باشد و از درون يكي از تانكرها عمليات را فرماندهي كند .
۲۹ اکتبر ۱۹۸۰ پایگاه شکاری تبریز ..
سحرگاه روز 29 اكتبر 1980 ، پايگاه دوم شكاري تبريز ، شاهد برخاست 3 فروند تانكر 707 (1 فروند ذخيره) ، 8 فروند جنگنده فانتوم (2 فروند ذخيره) و 3 فروند جنگنده تامكت (1 فروند ذخيره) بود . هواپيماها در جنوب اروميه به يكديگر ملحق شدند و با حركت در ارتفاع پايين و در پناه كوه ها خود را از ديد رادارهاي عراقي مخفي كردند . قبل از ورود به آسمان تركيه تمام هواپيماهاي ذخيره به پايگاه بازگشتند . سپس بقيه هواپيماها كه اكنون 10 فروند مي شدند گروه پروازي سلطان را تشكيل دادند . اين گروه پروازي شامل 6 فروند جنگنده فانتوم با اسامي سلطان 1 تا سلطان 6 ، 2 فروند جنگنده تامكت با اسامي سلطان 7 و سلطان 8 و 2 فروند هواپيماي تانكر 707 با اسامي سلطان 9 و 10 بود . ليدر دسته فانتوم ها ، سلطان 1 به خلباني سرگرد شوقي بود ، ليدر تامكت ها تامكت سلطان 7 به خلباني كاپيتان صدقي بود و همبال (وينگ من ) او تامكت سلطان 8 به خلباني كاپيتان طيبي بود. سرهنگ افشار نيز درون تانكر سلطان 9 قرار داشت و از آن جا عمليات را فرماندهي مي كرد. هواپيماهاي گروه پروازي سلطان به مسير خود ادامه دادند و وارد آسمان تركيه شدند و دقايقي به طي مسير در آسمان تركيه ادامه دادند ، سپس فضاي هوايي تركيه را ترك كرده و وارد آسمان عراق شدند و در پناه كوههاي جبل سينجار به حركت ادامه دادند ، سپس تمام جنگنده ها يك بار ديگر در آسمان سوختگيري كردند . پس از سوختگيري فانتوم ها راهي هدف شدند ،در حاليكه تانكرها و تامكت ها در همان منطقه شروع به چرخيدن كردند و منتظر آن ها ماندند ... دقایقی به کندی می گذشت .. کسی از آینده خبر نداشت ..

بر فراز پایگاه الهوریه ...
جنگنده های فانتوم بعد از دقایقی پرواز به راحتی و بدون کوچک ترین مشکلی به هدف خود نزدیک شدند .. وای چه لحظات هیجان انگیز و جالبی .. ! خلبان ها با ارتفاع گرفتن و شیرجه رفتن بر روی مواضع از قبل تعین شده ، آن جا رو به جهنمی از آتش تبدیل کردند .. ماموریت با دقت و اقتدار پایان یافته بود .. و بایستی به همان روش از منطقه خطر دور می شدند .. با وجود زبانه کشیدن شعله های سرکش ، هنوز هیچ خبری از شلیک پدافند هوایی دشمن نبود .. ! شاید سرگرم تماشای بازی فوتبال استقلال - پرسپولیس بودند .. !! شاید هم خوابشون برده بود .. یا منتظر دستورات مافوق خود بودند .. ! شکاری های ما در حال پرواز به سمت هواپیماهای تانکر بودند .. که رادار یکی از تامکت ها حضور چهار فروند جنگنده عراقی رو که سلانه سلانه خیر سرشون مشغول گشت زنی بودند ، تشخیص داد ! فاصله آن ها تا بوئینگ های سوخترسان چیزی حدود هفتاد کیلومتر بود .. خلبان تامکت همچنین به وسیله سیستم شناخت دوست از دشمن ( آی . اف . اف ) هواپیمایش خیلی زود متوجه شد که هر چهار فروند هواپیمای جنگنده عراقی از نوع میگ ۲۳ یا همون " فلاگر " ها هستند .. این خبر سریع به سرهنگ افشار که با با دقت مثال زدنی سرگرم بررسی اوضاع بود ، اطلاع داده شد . فرمانده با تجربه بدون کوچک ترین وحشتی متوجه شد که جنگنده ها دقیقآ در منطقه ای بین تانکر ها و فانتوم ها پرواز می کنند .. و به هیچ عنوان متوجه شکاری های ایرانی نشده اند ! اما این امکان وجود داشت که تا دقایقی دیگر فانتوم ها با فلاگر ها برخورد کرده و مشکلاتی رو برای گروه فراهم اورند .. از همه مهم تر طفلک فانتوم های ما فاقد موشک های هوا به هوا بودند .. !! و از طرفی آن ها سوخت هم به مقدار کافی برای تغیر مسیر و تعقیب و گریز نداشتند .. و به عبارتی شیشه عمر آن ها به همون چند گالن سوخت ته باک هاشون بستگی داشت .. که فقط تا رسیدن به نزدیک مادر هاشون ( تانکرها ) کفایت می کرد .. !!
تصمیم مهم و حساس فرمانده ...
نقش رهبری و فرماندهی در لحظات حساس و خطرناک مشخص می شود .. حال نوبت سرهنگ افشار بود تا با حفظ خونسردی اش سریع تصمیم عاقلانه و صحیحی رو اتخاذ کند .. او به خوبی می دونست کوچک ترین اشتباه در امر محاسبه موقعیت ها و دستوراتی که صادر می کنه تبدیل به فاجعه ای خونبار برای خود و گروه همراه اش بدل خواهد شد .. اما او مرد لحظات خطر بود . سرهنگ مطمئن بود در شرایط عادی مواجه شدن فانتوم ها با فلاگر ها ، اصلآ جای نگرانی ندارد .. و به اصطلاح یک لقمه چپ فانتوم ها خواهند شد .. اما در شرایط فعلی نه سوخت کافی برای مانور دارند .. نه موشکی برای شلیک !! . از اين رو سرهنگ افشار به 2 فروند تامكتي كه در معيت تانكرها پرواز مي كردند دستور داد تا ميگ 23 ها را رهگيري كنند و پيش از رسيدن آن ها به جنگنده هاي فانتوم ، نابودشان كنند . با صدور این فرمان .. حال نوبت عزرائیل بود که به حکم فرمانده به بالای سر خلبانان فلاگر بروند .. ! و ان ها نیز همین کار رو کردند .. و سریع در منطقه حضور یافتند .. ! از آن جا كه هیچ گونه وقتي براي تلف كردن وجود نداشت ، هر دو تامكت سريعا از تانكر ها فاصله گرفتند و به يكديگر ملحق شدند و در حالي كه ارتفاعشان را به 15000 پا افزايش مي دادند به سمت جنوب (مكان حضور فلاگر ها ) حركت كردند . صدقي و طيبي با چك كردن دستگاه هاي الكترونيكي هواپيماهايشان متوجه شدند كه عراقي ها هنوز متوجه حضور آن ها نشده اند .. !! ( اونا دیگه چقدر پخمه بودند ..! ده فروند هواپیما بر فراز خاک شون جولان می دادند، یک پایگاه هم در دود آتش می سوخت .. اما ان ها هنوز خواب تشریف داشتند ) بنابر اين بازهم افزايش ارتفاع دادند و خود را به ارتفاع 20000 پايي رساندند . در چنين ارتفاعي دست آن ها براي حمله بسيار بازتر بود . جالب این که هنوز هم خلبانان گشت متوجه نکته مشکوکی نشده بودند .. !! به هر حال یا اشکال از رادار های عهد بوق شون بود ، یا برای هم قصه ننه کلثوم رو تعریف می کردند .. !!
لحظه نبرد هوایی ...
در آن ماموريت تامكت سلطان 7 با دو تير موشك AIM-54 فينيكس ، 3 موشك AIM-7 اسپارو و 2 تير موشك AIM-9سايدوايندر مسلح شده بود و تامكت سلطان 8 نيز مجهز به 6 تير موشك AIM-7 اسپارو و 2 تير موشك AIM-9 سايدوايندر بود .به خوبي قابل درك است كه تامكت ها موشك هاي دوربردتر و موثرتري نسبت به حريفان خود در اختيار داشتند ، اما هنوز موفقيت آن ها منوط به رعايت اصل مهم غافل گيري بود ، تا مبادا نيروي هوايي عراق متوجه حضور آن ها شود و جنگنده هاي ديگري را نيز براي مقابله با آن ها به آسمان بفرستد . خدمه تامكت ها قرار كردند تا ابتدا تامكت سلطان 7 با فلاگرهاي عراقي درگير شود . در حال افزايش ارتفاع به 22000 پايي ، كمك خلبان تامكت سلطان 7 ، رادار AWG-9 جنگنده را در حالت TWS قرار داد و مشغول بررسي دقيق اهداف شد ، در فاصله 56 كيلومتري از فلاگر هاي عراقي ، جنگنده هاي عراقي به وضوح رادار تامكت صدقي قابل مشاهده بودند . 4 فروند ميگ 23 به صورت جفتي پشت سر هم حركت مي كردند . صدقي تصميم گرفت تا ابتدا به ميگ 23 هاي جلويي حمله كند . در فاصله 33 كيلومتري از جنگنده هاي عراقي ، صدقي اجازه شليك موشك فينيكس را به كمك خلبان داد . وي موشك را بر روي اولين ميگ 23 كه در جلو حركت ميكرد شليك كرد ، موشك بلافاصله از تامكت جدا شده و به سمت جنگنده عراقي كه در ارتفاع 30000 پايي حركت مي كردند به پرواز در آمد . 8 ثانيه بعد نيز دومين موشك فينيكس به سمت دومين هواپيماي ميگ 23شليك شد . علي رغم شليك 2 موشك ، هنوز ميگ 23 ها به مسير خود ادامه مي دادند ، احتمالا آن ها هنوز از حضور تامكت ها در منطقه و سرنوشت سياهي كه در انتظارشان بود بي خبر بودند . در حالي كه خدمه تامكت ها مسير موشك هاي فينيكس را دنبال مي كردند و منتظر نتيجه بودند ، از سوي سلطان 9 با آن ها تماس گرفته شد و به آن ها اطلاع داده شد كه عراقي ها از حمله به پايگاه الهوريه آگاه شده اند و به ميگ 23 ها دستور داده اند تا به سمت فانتوم ها پرواز كنند و آن ها را رهگيري نمايند . ميگ 23 هاي عراقي قصد گردش و حركت به سمت فانتوم ها را داشتند اما خوشبختانه فرصتي پيدا نكردند ....

یک پارانتز بی موقع در زمین و آسمان .. !!
برای این که دوستان عزیزم به کاربرد موشک های فونیکس و اسپارو و دیگر موشک های رنگاوارنگ دیگه در این عملیات آشنا شوند ، چهار خلبان بخت برگشته فلاگر ها رو با خلبان های دو تامکت قهرمان مون رو در بین زمین و هوا تنها گذاشته و به دنیای این فن اوری ها می رویم .. AIM - SPARROW یک موشک هوا به هوا ، هدایت شونده به وسیله رادار و دارای کلاهکی باقدرت انفجاری بالاست. این موشک چند منظوره قابلیت عمل در همه شرایط و همه ارتفاعات را دارد و می تواند از هر جهتی به هواپیما و موشک های با عملکرد بالا حمله کند. سری موشک های AIM/RIM - 7هوا به هوا ، نیمه فعال و بدون موتور همراه است که به صورت ریلی و پرشی پرتاب می شود. . موشک های اسپارو بر روی هواپیماهای F-14 و F-4های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز نصب می شوند . در جنگ 8 ساله با عراق هم پرنده های عراقی زیادی طعمه خشم اسپاروهای ارتش ایران شدند.هواپیمایی که این موشک از آن شلیک می شود بایستی همواره هدف را به وسیله رادار در تصویر داشته باشد و این نیازمند آن است که هواپیما پروازی مستقیم و بدون لغزش داشته باشد. این نکته از محدودیت های موشک های اسپارو محسوب می شود. موشک اسپارو هنگام پرواز به وسیله چهار بال متحرک دلتا شکل کنترل می شود. نیروی رانش موشک نیز از یک موتور سوخت جامد فراهم می شود. یک فیوز فعال فرکانس رادیویی ، زمانی که موشک درمحدوده برد کشنده هدف قرار دارد ، کلاهک را منفجر می کند. اگرچه ابعاد ظاهری موشک در گونه های مختلف آن نسبتا بدون تغییر باقی مانده است ،اما اجزای داخلی آن پیشرفت ها و توانایی های گسترده ای را پذیرا بوده است

آشنایی با رادار اف - ۱۴ ها ...
در بحث شیرین حمله تامکت ها به فلاگر ها با واژه " AWG - 9 " که نوعی رادار است اشاره شد . برای آشنایی شما عزیزان .. با اجازه جناب عزرائیل و نکیر و منکر .. که همچنان به حالت استند بای در هوا منتظر بازگشت ما هستند ، کاربرد آن رو تعریف می کنم .. . سامانهء AWG-9 در اواخر دههء 1960 جهت نصب بر روي شكاري F-111B طراحي و ساخته گرديد، اما با لغو پرژوهء ساخت F-111B توسط نيروي دريايي، اين سامانه به جنگندهء F-14A منتقل گرديد. اين سيستم رادار، به يك فرستندهء بسيار پرقدرت مجهز است تا تاكنون در هيچ جنگندهاي نصب نشده است، و بدين جهت تامكت قادر ميشود به راحتي اهداف پرنده را فاصلهء 100 مايلي (160 كيلومتري) تشخيص دهد. پردازشگر آنالوگ بسيار پيشرفتهء AWG-9، تأثيرات داپلر منعكس شده را تحليل كرده تا بتواند شتاب و جهت حركت هدف مورد نظر را به طور دقيق تشخيص دهد. اين قابليت فوقالعاده، به تامكت امكان ميدهد تا اهداف ثابت روي زمين يا اهداف نزديك سطح دريا كه به واسطهء نزديك بودن به سطح دريا، شناسايي آنها با اغتشاش همراه است، و همچنين اهداف بسيار كوچك يا اهداف پرندهء بسيار كمارتفاع را به طور دقيق شناسايي نمايد.
نبرد با فلاگر ها ...
اولين فينيكس به ميگ 23 جلويي برخورد كرد و آن را به تلي از آتش بدل كرد . كمك خلبان تامكت سلطان 7 فريادي از خوشحالي كشيد . با اين وجود به نظر مي رسيد كه موشك فينيكس دوم به هدف برخورد نكرده اما لحظاتي بعد كمك خلبان متوجه شد كه دومين ميگ 23 نيز در حال سقوط به طرف زمين است . به احتمال زياد موشك به خود هواپيما برخورد نكرده بود اما فيوز مجاورتي آن منفجر شده بوده و سرجنگي قوي موشك فينيكس كار ميگ 23 عراقي را يكسره كرده بود . تا اين لحظه 2 فروند ميگ 23 عراقي نابود شده بودند ، اما خدمه تامكت ها فرصتي براي شادماني نداشتند چون هنوز 2 فروند ميگ 23 ديگر در منطقه حضور داشتند كه ممكن بود خطراتي براي فانتوم ها ايجاد كنند . ميگ 23 هاي باقي مانده كاملا گيج شده بودند و نمي دانستند چه بايد بكنند ، آنها ابتدا به سمت جنوب تغيير مسير دادند ولي بعد به سمت غرب تغيير مسير دادند و پس از آن شروع به كاهش ارتفاع نمودند . آنها هنوز هم نمي دانستند كه چه چيزي و از چه سمتي آن ها را مورد حمله قرار داده است . صدقي و طيبي با دقت فعاليت آن ها را بر روي رادارهايشان زير نظر داشتند و منتظر موقعيت مناسبي براي شكار آن ها بودند . شوك ناشي از متلاشي شدن 2 فروند ميگ 23 در مقابل چشمان خلبانان ميگ 23هاي باقي مانده باعث شد تا آن ها دو اشتباه بزرگ انجام بدهند . يكي اين كه به سمت غرب راه افتادند و پشت خود را به سمت تامكت ها نموده بودند (اكنون تامكت ها دقيقا در پشت آن ها قرار گرفته بودند) و ديگر اين كه كاهش ارتفاع داده بودند و باعث شده بودند تا تامكت ها در ارتفاع بالاتري قرار بگيرند كه براي حمله بسيار ايده آل تر بود . تامكت ها براي چند لحظه پس سوز موتورهايشان را روشن كردند تا به سرعت مناسبي برسند و فاصله شان با فلاگر ها كمتر شود .

پایان زندگی جنگنده های عراقی ..
خدمه دو تامكت اكنون خودشان را براي شليك موشك هاي اسپارو به طرف فلاگر هاي عراقي كه فقط 12 كيلومتر جلوتر از تامكت ها بودند آماده مي كردند . اينبار نوبت طيبي بود كه وارد عمل شود ، بنابر اين صدقي 2000 پا از او فاصله گرفت تا مواظب اطراف باشد و چنان چه هنوز جنگنده عراقي ناشناخته اي در منطقه باقي مانده بود آن را رهگيري كند . لحظاتي مانده به شليك موشك هاي اسپارو ، طيبي با صدقي تماس گرفت و اعلام كرد كه در CSD جنگنده اش مشكلاتي بوجود آمده است . ساختار سيستم تسليحات تامكت بگونه اي است كه بدون داشتن يك CSD فعال و بدون مشكل كار رهگيري دشمن و شليك موشك كاملا غيرممكن است . طيبي مي توانست مشكل را حل نمايد ، برنامه ريزي مجدد CSD در حدود 5 دقيقه زمان مي برد و 6 تا 8 دقيقه نيز نياز بود تا سيستم ناوبري هواپيما اصلاح گردد . اما او در 300 كيلومتري عمق اسمان عراق قرار داشت و فرصت و سوخت كافي براي انجام اين كار ها نداشت . بدون CSD ، طيبي فقط مي توانست از مسلسل هواپيما استفاده كند و براي برگشت به فضاي امن ايران نيازمند شانس زياد و اسكورت از سوي جنگنده ديگري مي بود . صدقي كه از اين مشكل آگاه شده بود و مي دانست كه طيبي فرصتي براي رفع مشكل ندارد به او دستور داد كه از ادامه مسير خودداري كند و به سمت منطقه اي كه تانكرها در آنجا در حال گردش بودند برگردد و منتظر بماند . و خودش نيز به دنبال ميگ23هاي باقي مانده به راه افتاد . صدقي موشك حرارتي را مسلح كرد و به دنبال ميگ 23 ها به راه افتاد . وي يكبار ديگر نيز از پس سوز استفاده نمود تا به سرعت دست يابد . اكنون صدقي به نزديكي فلاگر ها كه در 10000 پايي پرواز مي كردند رسيده بود . در 1500 متري آن ها ، صدقي صداي قفل موشك سايدوايدر را شنيد اما قبل از آن كه بتواند موشك را شليك كند ، فلاگر ها به يك باره از هم جدا شدند و ليدر به سمت راست گردش كرد و وينگ من هم به سمت چپ . مسلما آن ها اكنون از حضور تامكت مطلع شده بودند . صدقي بلافاصله به راست گردش كرد و به دنبال ليدر رفت . فلاگر عراقي سعي در انجام مانورهاي شديد جهت جلوگيري از شليك موشك توسط صدقي داشت اما بالاخره صدقي توانست تا بر روي فلاگر قفل كند و موشك سايدوايندر را به طرفش شليك كند . ثانيه هايي بعد موشك به هدف برخورد كرد و آن را متلاشي كرد . هنوز لحظاتي از متلاشي شدن فلاگر عراقي نگذشته بود كه كمك خلبان صدقي به وي خبر داد كه آخرين ميگ 23 دقيقا در پشت سر آن ها قرار دارد و هم چنين سوخت چنداني براي آن ها باقي نمانده است .
یک مانور نجات بخش ..
در حال پرواز با سرعت 520 مايل بر ساعت ، با سوخت نه چندان زياد و با يك ميگ 23 دقيقا در پشت سر ، صدقي مانوري شبيه مانور كبرا انجام داد . اين مانور باعث شد تا سرعت وي در چند ثانيه به يكباره از 520 مايل بر ساعت به 150 مايل بر ساعت كاهش پيدا كند . اما خلبان آخرين ميگ 23 كه انتظار چنين مانوري را نداشت غافلگير شد و به يكباره از صدقي جلو افتاد . اكنون صدقي در پشت سر فلاگر عراقي قرار گرفته بود ، وي مجددا پس سوز را روشن كرد تا به سرعت دلخواه برسد سپس يك تير موشك حرارتي سايدوايندر روانه فلاگر عراقي كرد . اين موشك نيز همانند 3 موشك قبلي به هدف اصابت كرد و باعث شد تا فلاگر عراقي منهدم شود . پس از منهدم كردن آخرين فلاگر عراقي ، صدقي پس سوز را خاموش كرد و با سرعت عادي به سمت تانكرها به راه افتاد . وي در تماس با سلطان 9 وضعيت خود را اطلاع داد و همچنين متوجه شد كه تمام فانتوم ها به سلامت به تانكر ها رسيده اند و پس از سوختگيري راهي آسمان ايران شده اند . پس از لحظاتي صدقي و كمك خلبانش توانستند تانكر سوخترسان را ببيند در حالي كه فانتوم هاي سلطان 1 و سلطان 3 آن را اسكورت مي كردند . صدقي توانست همانند ساير پرنده هاي حاضر در عمليات به راحتي سوختگيري نمايد و به سلامت به آسمان ايران اسلامي برگردد

نتیجه عملیات ..
بعد از عمليات مشخص شد كه فانتوم هايي كه به پايگاه هوايي الهوريه حمله كرده بودند ، علاوه بر وارد كردن خسارات جدي توانسته اند تا 2 فروند ميگ 21 و يك فروند Mi-8 را نيز بر روي زمين از بين ببرند . همچنين حداقل يك متخصص فرانسوي در جريان حمله به هلاكت رسيد و يك نفر ديگر نيز زخمي شد . بعد از اين جريان تمامي متخصصان فرانسوي به فرانسه بازگشتند . هم چنين بعدا مشخص شد كه 3 خلبان از 4 خلباني كه ميگ 23 هايشان توسط صدقي ساقط شده بود كشته شده اند كه از جمله آنان ميتوان به كاپيتان احمد صباح (شكارچي 2 فروند F-5E ايراني در روز اول جنگ) اشاره كرد

برداشتی آزاد از منابع :
http://www.pauliddon.net/2009/06/sultan-strike.html
كتاب Iranian F-14 Tomcat Units in Combat
مشاهدات راقم سطور
و تشکر ویژه از :
جناب اوالانچ عزیز و نازنین
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۷:۳۰دقیقه بامداد به تاریخ بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 
آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا
Ukraine pilots were drunk on plane:
Politicians and police authorities in Ukraine are investigating the airline industry after an incident on the main carrier.During the week, police were ordered to prevent a plane from taking off with a drunken crew.The pilots and cabin crew on the Ukrainian airline Donbassaero were found to be at least ten times over the legal limit.The inland flight was due to carry 86 passengers, including the Ukrainian deputy Attorney General Tatiana Kornikova, from Simferopol on the Crimean peninsula to Kiev.Ms Kornikova ordered the investigation into air safety in Ukraine.
http://story.irishsun.com/index.php/ct/9/cid/88176adfdf246af5/id/610727/cs/1/ BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
خلبانان مست اوکراینی در هواپیما:
سیاستمداران و مقامات پلیس پس از وقوع حادثه ای در سطوح اصلی حمل و نقل در حال تحقیق بر روی صنعت هوانوردی می باشند.در طول هفته به پلیس دستور داده شد که از پرواز هواپیمایی با خدمه مست جلوگیری کند.میزان مستی خلبانان و خدمه پرواز خطوط هوایی "دنباسارو" ده مرتبه بیش از حد قانونی بود. قرار بود که در این پرواز داخلی 86 مسافر که در میان آنان دادستان کل اوکراین "تاتیانا کورنیکووا" نیز حضور داشت از فرودگاه "سیمفروپول" در شبه جزیره "کریمه" به "کیف" پرواز کند.خانم "کورنیکووآ" دستور داد که تحقیقات روی ایمنی هوایی در اوکراین انجام گیرد.
http://story.irishsun.com/index.php/ct/9/cid/88176adfdf246af5/id/610727/cs/1/گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی منبع:

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا

بزودی
تعبیر یک خواب
اصل خبر این است " بر اساس فراخواني که به منزل بازنشستگان نيروهاي مسلح ارسال شده، شرکت سرمايهگذاري ساتا با همکاري شرکت ليزينگ خودرو سپهر پارس وابسته به شرکت غدير، در نظر دارد خودروهاي سنگين کشنده بنز مدل 360/Axor1843LS ساخت کشور آلمان را با سود 17 درصد به متقاضيان واحد شرايط در سال 88 واگذار کند . " اگر چه حکم همین شوفری هم به منزل حقیر نرسیده است .. و شاید حکم شاگرد شوفری یا شاگرد مکانیکی آن به در شکسته منزل ما ارسال شود ، لذا همین امر چنان ذوق زده ام کرد .. که از شما چه پنهون در خواب دیدم به اتفاق تنی چند از همکاران بازنشسته ام به ترتیب از چپ آقایان : ابراهیم فولادوند ( خوزه خوره فری لوز ) ، جهانگیر خان قمچیلی ( عامل انگلیس ) ، رضا مسیبی ( آقا رضا جهود ) ، حسین اسد ( ملقب به جسد ) ، علی خزایی ( پینیکویو ) و اینجانب بهروز مدرسی ( سون استرایپ ! ) و نشسته در کامیون آق تقی مهدوی ( دل مشگی ) و عزیزان نشسته در قسمت بار که متآسفانه تصویرشون رو نداریم آقایان : ابرهیم سال افزون ، فیروز بهمن مومنی ، ماشالله مداح ، صفرعلی سویری ، جهانگیر ناصری ( راننده کامیون ) .. در مراسمی برای دریافت اجالتآ لوله اگزوز کامیون های بنز حضور داریم .. ! ضمن تبریک به آقایان یاد شده .. امیدواریم بقیه قطعات هم هر چه زودتر برسد .. با سپاس از همه عزیزان حاضر در مراسم .. اسامی دوستانی که در کامیون بغلی حضور دارند ، بعدآ اعلام خواهد شد ..
![]()
The Sultan Strike
When the war started on September 22nd 1980 when Saddam Hussein attempted to destroy the Iranian Air Force on the ground, at the time most of the Iraqi Air Force was made up of obsolete aircraft like MiG-21's, MiG-23's and Chengdu J-7's (example seen below).

Saddam's major air attack proved futile as Iran had built several concrete bunkers to store its aircraft (having learn the mistakes of the Arabs in the Six Day War), so the Iraqi Air Force was only successful in crating a few runways.
Iran responded the next day with Operation Kaman 99 was launched as were 146 Iranian F-4s and F-5s for a bombing raid on Iraq, 60 F-14 Tomcats where scrambled to defend Iranian airspace against a possible Iraqi retaliation, they managed to down five Iraqi MiG's, the bomb raids inflicted damage on the air bases but the Iraqis had flown most of their air forces to neighbouring countries (such as Saudi Arabia) before the Iranian attack, however they were then out of action for several weeks.
As the Iranians were putting up stiff resistance against the Iraqi invasion (Saddam vowed they'd reach Tehran in three days!), the IRIAF had total air supercity over them making it impossible for the present IrAF at the time to support ground units.
The Sultan strike was born after the Iranians had obtained very precise information about 47 French technicians having arrived at an air base near Mosul along with several of the new Dassault Mirage F-1's that the Iraqi's had ordered back in 1977 now ready for delivery giving the IrAF a newer fighter jet for their inventory.
However the Iranians weren't going to allow that happen and were eager to "welcome the French" to the war since they had obviously chosen the side of the aggressor, unlike the Israeli bombing of a nuclear reactor in 1981 (Operation Opera) in 1981 in which they attacked on a Sunday to avoid killing foreign workers on the plant the Iranians were readying to strike when there were several French workers in the area!
A total of six F-4's were put to the mission each carrying twelve Mark 12 bombs along with a KC 707 tanker along with two F-14's from the 81st TFS flying shotgun, they would be flying a total of 187 miles to strike their Iraqi targets.

Zig zagging past Iraqi radars and entering Turkish air space before re entering northern Iraq, refueling several times from the low flying tankers watched over the F-14's, they came across a patrol of four MiG-23's, covering the strike force both F-14's engaged one (with an AIM-54), and the other engaged two right away destroying one instantly and knocking the other out of control, engaging a third the fourth obviously returning to base being low on fuel.
The Tomcat's had protected the strike package that had broken 300km into Iraqi air space and bombed al-Hurriyah air base destroying two MiG-21's and three Mi-8 helicopters on the ground, a single French technician was killed, the rest of the French were ordered home.
It was a small tactical victory and proved to Saddam Hussein that the Iranians were a formidable foe!
منبع :http://www.pauliddon.net/2009/06/sultan-strike.html




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه











سلام عموجان
با تشكر فراوان از شما به علت بازنويسي اين عمليات غرور آفرين. من با اينكه بيش از 10 بار اين عمليات را مرور كرده بودم باز هم از خواندن آن مخصوصا با توضيحات تكميلي شما لذت بردم. جالب اينست كه من در تمام سايت ها به دنبال پيدا كردن مطلبي در خصوص خلبان قهرمان صدقي بودم ولي به جز اين عمليات هيچ اشاره اي به اين افسر شجاع نشده است. حتي در سايت پروازي ديگر هم كه مرجع خوبي در اين زمينه بود هيچ مطلبي از ايشان نخواندم (ياد عزيز مفقودالاثر جناب سراملكي مدير سايت پروازي ديگر را هم گرامي مي داريم)
طبق معمول جسارت كرده و غلط املايي از سايت مي گيرم. (با وجودي كه هزار بار توضيح داده ايد كه به علت سريع نوشتن در شب و دوباره نخواندن مطالب اين مشكلات پيش مي آيد علاقه من به سايت باعث مي شود كه از هيچ غلط املايي گذر نكنم) در ابتداي مطلب يكبار اسم فرمانده طراح عمليات ذوقي نوشته شده كه بعدا خودتان شكل صحيح آن را كه شوقي مي باشد ذكر فرموده ايد.
در پناه حق
پاسخ
حمید عزیز و نازنین
بی نهایت از شما سپاسگزارم .. که با بیان نظرات خود همیشه مشوق بنده بوده اید .. اما این که این نوشته تکمیل تر به نظر می رسد .. باید عرض کنم ..این سعادت بنده است که دوست اگاه و فرهیخته ای از نوشته ای تعریف نماید .. واقعآ ممنونم
در باره اشتباه تایپی حق با شماست .. نمی دونم چرا اخیرآ این همه کند ذهن شده ام .. !! باید ببخشید
ممنون از حضور امید بخش شما
(( سایت هوافضا ))
تاريخچه كوتاه نبردهاي F-14 تامكت در خدمت
نویسنده: آرمان
هواپيماي جنگنده افسانه اي F-14 تامكت علي رغم شهرت و توانايي هاي بي نظير آن و امپراطوري بي چون و چراي آن بر آسمان ها تا چند دهه، در نبردهاي زيادي شركت نكرد. به خصوص نبرد هايي كه در آن ها هواپيماي دشمن به وسيله موشك فينيكس سرنگون شده باشد تعدادشان به انگشتان دست هم نمي رسد. تامكت كه در اصل براي حفاظت از ناوهاي هواپيمابر و نه ماموريت هاي تهاجمي طراحي شده بود، در نيروي دريايي به طور بسيار محدود در چند جنگ هوا به هوا شركت كرد و عمده شكارهاي اين جنگنده به خدمت آن در جنگ تحميلي توسط ايران باز مي گردد كه شما فراواني از جنگنده هاي نيروي هوايي بعثي عراق به وسيله اين جنگنده خوش پرواز IRIAF سرنگون گشتند. در مطلب زير به تاريخچه كوتاهي از نبرد ها و درگيري هاي هواپيماي تامكت در زمان خدمت سي و چند ساله اين جنگنده مي پردازيم:
1975-1974، جنگ ويتنام: اگر چه تامكت بسيار ديرتر از آنچه كه مي بايست به جنگ ويتنام رسيد، اما اين جنگنده در اسكادران هاي VF-1 و VF-2 به تدريج پروازهاي پاترول يا گشت هوايي خود را از سپتامبر 1974 آغاز كرد و اين گشت ها تا مي 1975 ادامه داشت. اين گشت هاي هوايي به عنوان بخشي از عمليات Frequent Wind انجام مي شد، با وجود موفقيت هاي عمده فانتوم در مقابل جنگنده هاي ويتنامي، در طي اين عمليات تامكت ها موفق به شكار هواپيماهاي ميگ نشدند، يعني همان شكارهاي آماده اي كه در ماموريتهاي تن به تن با فانتوم به راحتي از مزرعه آسمان درو مي شدند.
1974 تا به حال، اسكورت بمب افكن هاي شوروي: يكي از بازي هاي مورد علاقه تامكت (!) اسكورت بمب افكن هاي شوروي بود كه در حال عبور بر فراز ناوهاي هواپيمابر آمريكا شناسايي مي شدند. از آن جا كه يكي از ماموريت هاي اصلي تامكت حفاظت از ناوهاي هواپيمابر بود، ماموريت هاي موسوم به «Catch that bomber» از ماموريت ها و كارهاي تقريباً روزانه خدمه تامكت به شمار مي رفتند. هر گاه كه جنگنده يا بمب افكن هاي دوربرد و استراتژيك شوروي مسلح به موشك هاي كروز ضد كشتي به محدوده خطر ناوهاي آمريكايي مي رسيدند، اف-14 هاي نيروي دريايي به منطقه خطر اعزام مي شدند تا به اصطلاح به آن ها «خوش آمد» بگويند. اين ماموريت ها در حقيقت براي سرنگون ساختن جنگنده ها يا بمبرهاي دشمن انجام نمي شد، بلكه صرفاً هدف از انجام ان ها اسكورت بمب افكن تا منطقه دور از خطر و البته در صورت امكان نگاهي انداختن به تسليحات محمول اين هواپيما ها بود.
1988-1980، جنگ تحميلي ايران-عراق: مي دانيم كه ايران تنها كشور بعد از آمريكا بود كه به جنگنده افسانه اي تامكت مجهز بود. در 22 سپتامبر سال 1980 مقارن با سي و يكم شهريور ماه 1359 شمسي، رژيم بعثي عراق با هدف اشغال منطقه موسوم به شط العرب و جزاير استراتژيك خليج فارس كه داراي چاه هاي نفتي بسيار غني بودند، با حمله به چندين پايگاه هوايي ايران به منظور فلج ساختن قواي هوايي ايران، آتش جنگ تحميلي هشت ساله را بر افروخت. تامكت هاي ايران با 270 موشك فوق پيشرفته فينيكس در آن زمان و تعداد نا معلومي موشك هاي اسپارو و سايدوايندر به جنگ هواپيماهاي عمدتاً روسي عراق رفتند. هيچ يك از طرف هاي درگير در جنگ آمار صحيح و درستي از شكارهاي خود در نبرد هاي هوايي به جامعه جهاني ارائه ندادند، اگرچه وقايع مشهود دال بر ساقط شدن بيش از هشتاد فروند هواگرد عراقي به وسيله اف-14 هاي ايراني است. عمده اين هواگردها شامل هواپيماهاي ميگ 21، ميگ 23، ميگ 25، سوخو 20، سوخو 22، جنگنده هاي ميراژ اف-1 و تعدادي هليكوپتر هاي ميل مي باشد كه از شوروي سابق خريداري شده بودند.
1981، ساقط شدن دو فروند سوخو 22 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: در اوايل دهه هشتاد ميلادي، كشور ليبي مشكلاتي را در زمينه مرزهاي آبي بين المللي ايجاد كرده بود. بنا بر قوانين بين المللي، كشورهاي ساحلي حق دارند تا دو مايل حاشيه دريا را جزو مرزهاي خود به شمار آورند در حالي كه كشور ليبي اين قانون را قبول نداشته و تا 12 مايل آن طرف تر از مرزهاي خشكي خود، دريا را جزو مرز هاي كشورش مي دانست. نيروي دريايي آمريكا در نقش نيروي پليس بين المللي روزانه گشت هايي را بر فراز حريم هوايي بين المللي كه از آن سو ليبي جزو مرزهاي خود مي دانست انجام مي داد كه اكثر اين پرواز به درگيري هاي مانوري بين جنگنده هاي روسي ليبي و جنگنده هاي آمريكايي مي انجاميد. صبح نوزدهم آگوست سال 1981 بود. دو فروند F-14A از ناو هواپيمابر نيميتز برخاسته و به قصد انجام ماموريت گشت هوايي يا CAP در حال پرواز بودند كه هواپيماي پيش اخطار آواكس E-2 آن ها را از وجود دو فروند سوخو 22 فيتر در منطقه آگاه كرد كه مستقيماً به سمت تامكت ها در حال حركت بودند. با نزديك شدن سوخوها به هواپيماهاي تامكت، آتشي از زير بال هواپيماي سوخو 22 ليدر پيدا شد كه بعد ها معلوم شد كه اين آتش مربوط به روشن شدن موشك AA-2 آتول بوده كه به سمت اولين تامكت شليك شده بود. اين موشك به تامكت ها برخورد نكرد و با اين اتفاق، چون به سمت تامكت ها شليك شده بود خلبان ها مي توانستند به سوخو 22 هاي ليبي شليك نمايند. پس خلبان ليدر تامكت مسير خود را به سمت سوخو 22 وينگ من تغيير داد و با رها شدن از اشعه مستقيم آفتاب صبحگاهي كه چشم فرمانده تامكت را آزار مي داد، يك فروند موشك سايدوايندر از بال تامكت جدا شده و مستقيماً به درون اگزوز موتور سوخو 22 رفت و از قسمت كابين به بعد سوخو به طور كلي منهدم شد اما خلبان با موفقيت از هواپيماي نيمه سوخته خود اجكت كرد. دومين فروند سوخو 22 هم با شليكي عالي به سرنوشت سوخو 22 ديگر دچار شد و بدين ترتيب بار ديگر برتري تامكت اثبات گرديد.
1983، نبرد بر فراز لبنان و درگيري با ميگ ها و موشك هاي SAM: در اواخر سال 1983، نيروهاي حافظ صلح آمريكا در منطقه لبنان، كشوري كه درگير جنگ هاي داخلي است، مورد تهديد حملات نيروهاي گروه هاي نظامي لبنان و نيروهاي سوريه قرار گرفتند. در نتيجه اين حملات، اسكادران هاي VF-11 و VF-31 از روي ناو هواپيمابر جان اف كندي به انجام عمليات پرداختند. در طي اين عمليات، هواپيماهاي تامكت به شدت مورد تهاجم موشك هاي زمين به هواي SAM و موشك هاي هوا به هواي AAA قرار گرفتند، هر چند كه هيچ از آن ها به تامكت ها برخورد نكرد. يكي از خلبانان اسكادران VF-11 مي گويد: «در يكي از پروازهاي خود بر فراز لبنان كه در اصل ماموريت شناسايي به وسيله سيستم TARPS بود، به طور همزمان رادار تامكت من بر روي هشت هواپيماي ميگ قفل نمود، اما ميگ ها با انجام مانورهاي سپليت اس مانع از قفل صحيح و شليك مي شدند، هر چند كه نهايتاً هواپيماهاي دشمن به سمت سوريه عقب نشيني كردند.» در اين عمليات هيچ هواپيماي تامكتي ساقط نشده و حتي آسيبي به آن ها نرسيد، در حالي كه در حملات بعدي دو هواپيماي A-6 و A-7 سرنگون شدند.
1985، نجات هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان توسط تامكت ها: در سال 1985، هواپيماي مسافربري متعلق به خطوط هوايي مصر در پرواز مصر به ليبي توسط هواپيما ربايان سازمان آزادي بخش فلسطين براي در فشار گذاشتن دولت اسرائيل به منظور آزادي زندانيان سياسي ربوده شد. به منظور آزادي هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان، هفت هواپيماي اف-14 تامكت مامور رهگيري هواپيماي بوئينگ 737 شدند كه سه فروند از اين هواپيما ها براي دفع خطر احتمالي تهاجم هواپيماهاي ليبيايي در نظر گرفته شدند. يك هواپيماي پيش اخطار E-2 از قبل موقعيت دقيق هواپيماي قرباني را مشخص كرده و تامكت ها را بدان سمت هدايت نمود. هواپيماهاي تامكت در شرايط سخت پرواز شبانه و سكوت كامل راديويي و همچنين در حالتي كه تمام چراغ هاي بيروني هواپيماها خاموش شده بود، به بوئينگ 737 قرباني نزديك شدند. هواپيماهاي F-14 به گونه اي جالب در جلو، عقب و طرفين هواپيماي بوئينگ 737 قرار گرفتند و پس از ثبات موقعيت، تامكت ها تمام چراغ هاي خود را روشن كرده و ارتباط راديويي خود را با خلبان بوئينگ 737 برقرار نمودند. هواپيماي تروريست ها به شيوه اي بسيار غافلگير كننده رهگيري شده و تا فرودگاهي در ايتاليا اسكورت شد. پس از فرود، گروه هاي پليس هواپيما را احاطه كرده و تروريست ها را با موفقيت دستگير نمودند.
1989، ساقط شدن دو فروند ميگ 23 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: روز چهارم ژانويه سال 1989، بار ديگر نيروي هوايي ليبي مغلوب نيروي دريايي آمريكا شد. دو فروند F-14 تامكت كه از ناو هواپيمابر جان اف كندي برخاسته بودند، بار ديگر در حريم بين المللي هواپيماهاي ليبيايي را مشاهده كردند. يك روال كاملاً معمولي اين بود كه همانند اكثر اوقات رادار قدرتمند AN/AWG-9 هواپيماهاي تامكت روي هواپيماي دشمن قفل مي شد تا هواپيماهاي دشمن از وجود قفل راداري آگاه شده و امكان بازگشت بدون درگيري براي آن ها به وجود مي آمد. معمولاً همين اقدام براي دور كردن هواپيماهاي دشمن كافي بود، چرا كه صداي قفل رادار مسلح AWG-9 به اندازه كافي ترسناك است كه هواپيماهاي نسل سوم روسي را بترساند. اما انگار اين بار خلبانان ليبيايي شجاع تر از اين حرف ها بودند چرا كه به نزديك تر شدن به تامكت هاي آمريكايي ادامه دادند. پس از هشت دقيقه مانورهاي دو طرف براي يافتن موقعيت خوب شليك، سرانجام دستور درگيري از سوي مركز فرماندهي ناو صادر شد. نخستين تامكت روي هدف قفل كرده و موشك اسپاروي خود را شليك كرد، اما موشك به هدف برخورد نكرد. اين در حالي بود كه موشك دوم شليك شده از همين هواپيما هدف خود را پيدا كرده و با موفقيت به آن اصابت نمود. تامكت دوم نيز به دليل فاصله نزديك استفاده از موشك سايدوايندر خود را ترجيح داده و موشك را شليك كرد. اين موشك نيز به هدف اصابت نموده و به داخل اگزوز موتور هواپيماي دشمن رفت.
1991، جنگ خليج و آزادسازي كويت: در سال 1991، شش ماه بعد حمله نيروهاي عراق بعث به كويت به منظور اشغال چاه هاي نفت آن كشور، نيروهاي متحد حملات گسترده اي را عليه عراق صورت دادند. نيروي هوايي كشورهاي متحد كاملاً بر نيروي هوايي عراق پيروز بود و اين مسئله از تعدد هواپيماهاي نيروهاي متحد و همچنين عدم پشتيباني غرب از عراق و فرسوده بودن جنگنده هاي عمدتاً روسي عراقي ناشي مي شد. تعداد فراواني از جنگنده عراقي براي جلوگيري از نابودي و انهدام به ايران پناه آوردند، به طوري كه حتي در حال حاضر جنگنده هايي چون سوخو 24، ميگ 21، سوخو 22 و A-50 هاي عراقي در ايران مشغول به خدمت اند. در اين جنگ حادثه كلاسيك «شكار ميگ» رخ نداد و اين بدان دليل بود كه اكثر جنگنده هاي عراقي با مشاهده جنگنده هاي نيروهاي متحد در فواصل نزديك اقدام به عقب نشيني و حتي فرار مي كردند. اف-14 هاي نيروي دريايي عمليات مختلفي را در اسكورت ناوهاي هواپيمابر و هواپيماهاي آواكس در اين جنگ انجام دادند. شايعه ها دال بر آن بود كه خلبانان عراقي كاري مشابه آن چه در مقابل اف-14 هاي ايران در جنگ تحميلي انجام دادند را صورت مي دادند، بدين ترتيب كه به محض آگاهي از قفل شدن رادار تامكت روي هواپيمايشان، مسير كاملاً مخالف را پيش رو گرفته و تقريباً از منطقه خطر تنها مي گريختند. تنها شكار تامكت در اين جنگ سرنگوني يك فروند هليكوپتر ميل-8 هيپ با موشك سايدوايندر بود كه از فاصله نزديك صورت گرفت. در ششم فوريه 1991، يك فروند F-14B از اسكادران VF-103 از بين رفت كه در طي اين حادثه، يكي از خلبانان نجات يافت و ديگري به اسارت گرفته شده و در پايان جنگ آزاد گرديد.
2000-1999، جنگ يوگسلاوي سابق: در طي جنگ يوگسلاوي، شايد F-14 بزرگترين و موثر ترين نقش هاي عمر خدمتي خود را ايفا كرد. در اين نبرد هواپيماهاي تامكت از اسكادران هاي مختلف براي پرواز در ماموريت هايي چون پشتيباني نزديك، بمباران دقيق با بمب هاي ليزري و ماموريت هاي شناسايي به كمك سيستم پيشرفته TARPS شركت داشتند. از ناو هواپيما بر يو اس اس تئودور روزولت كه به جنگ يوگسلاوي و خصوصاً نبرد كوزوو فرستاده شده بود، در بين ماه هاي آورين و ژوئن همان سال تعداد 4270 سورتي پرواز انجام شد كه از اين تعداد 3055 عدد آن ها پروازهايي عملياتي بودند كه در آن ها هواپيماهاي تامكت از اسكادران VF-14 و F/A-18 نقش موثري داشتند. در اين عمليات تعداد 477 هدف تاكتيكي و حدود 80 هدف ثابت نابود گرديد در حالي كه آمار سقوط يا سرنگوني هواپيماهاي خودي هنوز صفر بود.
2001، عمليات عليه تروريسم پس از حادثه يازدهم سپتامبر: در يازدهم سپتامبر سال 2001 ميلادي، تروريست هاي گروه هاي وابسته با ربودن هواپيماهاي مسافربري در بين راه و هدايت آن ها به سمت شهر نيويورك و برخورد كردن آن ها با دو ساختمان تجارت جهاني، موجب كشته شدن هزاران انسان بيگناه شدند. در اين حادثه دو ساختمان برج هاي دوقلوي تجارت جهاني به شدت آسيب ديدند، به همين دليل تعمير آن ها مقرون به صرفه تشخيص داده نشده و هر دو ساختمان براي هميشه از آن منطقه حذف شدند. بلافاصله در دوازدهم سپتامبر، ناتو بيانيه ي جديدي صادر كرد كه به موجب آن حمله يك كشور عضو اين سازمان، حمله به تمام كشورهاي عضو آن بود و همه مي بايست در دفع تهاجم شركت كرده و كشور متجاوز را به عقب نشيني وادار كنند. به زودي تروريست ها شناسايي شدند. اين تروريست ها تحت فرماندهي شخصي به نام اسامه بن لادن كه در افغانستان زندگي مي كرد و مورد حمايت رژيم طالبان بود به فعاليت مي پرداختند. چند هفته پس از تهاجم به ساختمان هاي تجارت جهاني، نيروهاي آمريكايي و انگليسي عمليات گسترده اي را عليه شبكه تروريست ها و نيروهاي آن ها در افغانستان آغاز كردند. در اين عمليات هواپيماهاي F-14 كاملاً مسلح به همراه هواپيماهاي F/A-18 از روي ناوهاي هواپيمابر به انجام عمليات پرداختند و هدف هاي زيادي چون پايگاه ها، تسليحات، كمپ هاي تمرين نبرد و همچنين واحد هاي نيروي رژيم طالبان را نابود كردند. در نهم اكتبر 2002، هواپيماي F-14 متعلق به اسكادران VF-14 مسير 1700 مايلي خليج فارس تا مزار شريف را براي عمليات بمباران دقيق طي كرد كه در اين عمليات، هواپيماهاي رژيم طالبان به كلي منهدم شدند.
پاسخ
سرور گرامی جناب آوالانچ نازنین
با سپاس از شما و جناب آرمان گرامی به دلیل تحقیق بسیار کامل و زحمتی که شما متحمل شدی ..
آوالانچ جان .. شما جزء معدود خوانندگان محترمی هستی که اولآ در باب طراحی ها نظر می دهی .. و نظرت منتقدانه و کامل است . اخه باور کن بیش از وقتی که برای نوشتن می گذارم ، در یافتن تصاویر ، طراحی ، انتخاب تیتر ، آپلود کردن و درج در سایت می گذرد . اما همان طور که گفتم .. تک و توکی به آن توجه می کنند .. ! مهم نیست .. اصل رضایت دوستان است
در باره .. نوع هواپیماها در رژه هوایی .. حق با شماست . این تنها تصویری بود که می شد تجسم چند هواپیما رو در کنار تانکر نشان داد .. و در مورد پرچم .. باورت می شه من تا حالا به این جزئیات توجه نکرده بودم .. !!؟
تحقیق بسیار عالی است .. حالم که خوب شد عمیقآ خواهم خواند .. راستش رو بخواهی .. دیشب تا صبح که روی این پست کار کرده و طبق معمول اول صبح خوابیدم .. ظهر که بیدار شدم تا بعد از صرف نهار عازم کرج بشم .. دیدم یک سمت بدنم لمس است .. و درد شدیدی در دست هایم احساس می کردم .. ! قبلآ یک بار همین وضعیت برایم پیش اومد .. یادمه در مجله سروش بودم و بعد از پایان ساعت کار به عیادت دخترم که حصبه گرفته بود رفتم .. همین جوری مثل امروز دست هایم از آرنج به پائین بد جوری درد می کرد .. دو دل بودم که به دیدن دخترم بروم یا نه .. ؟ به هر حال انگار هزار نفر به من گفت برو .. رفتم کریمخان بیمارستان آبان .. همین که به بالای تخت بهاره رسیدم .. یهو آنژین صدری یا همون درد قفسه سینه گرفته و افتادم .. دقیقآ دومین سکته ام رو در بیمارستان زدم .. !! اگه دکتر احمد فیروزان نبود .. الان در خدمت نبودم .. سریع قفسه مرفین ها رو شکست و به من تزریق کرد .. اولی تآثیر نداشت .. و من هی درد می کشیدم .. دومین امپول اثر کرد و آن ها توانستند از من نوار قلب بگیرند .. و گفتند باز هم سکته کرده ام .. و همون جا بستری شدم .. !!
درد سرت ندهم .. امروز هم چنان وضعی داشتم .. اصلآ خودم رو نباختم .. در خانه تنها هم بودم .. چون همسرم شنبه ها و سه شنبه ها به جلسه قرآن می رود .. بقدری بی حال بودم که روی زمین خوابیدم .. ساعت 8 شب همسرم اومد .. تعجب کرد کرج نرفته ام .. بهش جریان رو گفته و دوباره روی زمین خوابیدم .. امشب ساعت یک بامداد از خواب بیدار شدم .. دستم کمی خوب شده ولی بی حال هستم .. رفتم دوش گرفته .. و الان پشت کامپیوتر نشستم .. صبح زود هم خانه تکانی آغاز می شود .. !! نمی دونم چه کار کنم .. !! دعا می کنم تا فردا حالم بهتر شده تا خودم رو به کرج برسونم .. !!
اگه تاخیری پیش اومد .. بدونید که حال و روزم خوب نیست .. تا خدا چه خواهد رضایم به رضای او
ببخشید طولانی شد .. به امید دیدار
سلام.پيشاپيش عيد رو به شما تبريك ميگم .. اميدوارم سال خوبي داشته باشيد ..
راستي چه ميكنيد با خونه تكوني ...
يه شعر در مورد خونه تكوني كه نميدونم شاعرش كيه :
خانه تکانی کمرم را شکست
گردن و این بال و پرم را شکست
شستن فرش آخ چه حالی گرفت
بارکشی ، شافنرم را شکست
اول شب ، موقع تعویض لامپ
لوستر افتاد و سرم را شکست
بعد از آن هم کمد افتاد روم
بینی ناز و جگرم را شکست
خورد ترک پله ی آن نردبان
دنده و پهلو و برم را شکست
صندلی از بخت بدم لیز بود
یک دو سه جای دگرم را شکست
دسته ی پارو به سرم خورد سخت
عینک و این چشم ترم را شکست
خانه تکانی به چه روزم نشاند
نصف که نه ، بیشترم را شکست
پاسخ
ممنونم از انتخاب این شعر زیبا و طنز که الحق تعریف وصف ما است !!
من هم پیشاپیش عید سعید نوروز و آئین باستانی ایرانیان رو به شما دوست و پسر گلم تبریک می گویم . امیدوارم سال های سال در خوشی و شادی زندگی کنی .. ممنون از حضورت
سلام مجدد ...
يه كاريكاتور باحال ديدم كه حيفم اومد براتون نفرستم منتها نميدونم قوانين سايت شما اجازه انتشار اون رو ميده يا نه به هر حال هر طور صلاح ميدونيد عمل كنيد ... اما فكر ميكنم براي خيلي از جوون ها و هم سن و سال هاي من كه گه گاهي فكر ميكنيم دنيا از اين بدتر براي ما نميشه اين كاريكاتور شايد با زبان طنز خيلي حرفها برامون داشته باشه .... تا شايد ياد بگيريم كه مثبت فكر كنيم و هميشه نيمه پر ليوان رو ببينيم و يادمون نره كه وضعيت هميشه از اين هم بد تر ميتونه باشه ...
و اما كاريكاتور ...
با پوزش از جسارتي كه شد ..
در پناه يگانه دادار هستي بخش موفق و مويد باشيد ...
پاسخ
دوست عزیز و نازنینم .. کلی از کاریکاتوری که فرستادی .. خندیدم .. پسر عجب سوژه بکری .. !! واقعآ همینه .. امروز همه این وضعیت رو دارند .. اما با کمال پوزش از روی ماه شما پسر خوبم .. به خاطر حضور بانوان محترم ، من هرگز به این وادی ها نمی روم
بازهم از شما پسر فهمیده ام پوزش می خوهم . خوشحالم که خودت این اجازه رو قبلآ به من دادی ..
روی ماهت رو می بوسم
سلام کاپیتان
اولا ممنون
دوما شما هفته پیش تو فروشگاه اتکا تو خیابون کارگ بودین؟
ممنون
پاسخ
درود بابک عزیزم .. خوبی پسرم ؟
در باره پرسش شما .. نه عزیزم . من معمولآ کم تر از خونه بیرون می آیم . مخصوصآ که منزل ما در منطقه مرکز شهر و طرح ترافیک قرار دارد .. ! این روز ها هم که اصلآ نمی شود قدم به بیرون گذاشت
ممنون از شما
سلام عموبهروز
خوبی؟ راستش هر موقع که شما اینجور با حرارت از عملیات های اون زمان تعریف می کنی من ناخودآگاه یاد ترانه ی ای ایران با صدای استاد محمد نوری می افتم!
ما برای بوییدن بوی گل نسترن، چه سفرها کرده ایم!
ما برای نوشیدن شورابه های کویر، چه خطرها کرده ایم!
ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک خون دل ها خورده ایم
و همیشه با شیندن این آهنگ گریه ام می گیره.
بوسه بر دستان غیور مردانی که خالصانه برای خاکشون وطنشون ناموسشون جنگیدن...
پاسخ
قربون احساس پاک و ستودنی شما هموطن شجاع و مهربانم بشم
به به .. عجب شعر زیبایی .. افسوس که فرصت گوش کردن به موسیقی رو ندارم ! حق داری گریه کنی .. امام جعفر صادق علیه سلام می فرماید .. یکی از نشانه های مردان بهشتی ، چشم گریان آن هاست .. خوشا به سعادت شما که چنین آسمانی می اندیشی .. قربون شما دوست با وفایم
ممنون از حضورتون
سلام خدمت عمو بهروز عزیز
سال ۸۸ با همه فراز ها و نشیب های آن رو به پایان است. من به نوبه خود فرا رسیدن سال نو شمسی را به همه دوستان عزیز و سروران عزیزم به ویژه به عمو بهروز عزیز دوست عزیزم علی کدخدایی نازنین استاد فریخته جناب محمود فرنودی عزیز (امبدوارم که اسمشان را صحیح نوشته باشم) جناب آرمان بیات دوست عزیز و قدیمی و در حقیقت پیشکسوت اینجا
اسی عزیز و نازنین دوستان دامون و بامداد عزیز تبریک نموده و آرزوی بهروزی و موفقیت را از خداوند منان برای این عزیزان و دیگر دوستان از خداوند بزرگ خواستارهستم.
والبته شرمنده دوستان بزرگوارم عمو بهروز عزیز و علی جان کدخدایی هستم که مثل سابق نمی توانم با دوستان در ارتباط باشم و البته امیدوار هستم که سال آینده همانند گذشته در خدمت دوستان باشم.
حول حالنا الی احسن الحال
پاسخ
پسر عزیزم نادر جان گرامی
بی نهایت خوشحالم که بعد از مدت ها بی خبری و نگرانی از شما ، کامنت زیبای شما رو می خوانم ... من هم از سوی خود و به نمایتدگی ازهمه این عزیزانی که نام بردی .. فرا رسیدن عید سعید نوروز این سنت فراموش نشدنی ایرانیان باستان رو به شما هموطن و دوست گرامی ام تبریک گفته و صمیمانه ترین شاد باش ها رو برایت آرزومندم .. سالی مملو از موفقیت و پیروزی برای شما هموطن نازنین در غربت رو آرزومندم
نادر جان .. برای من و سایر دوستان ، مهم سلامتی شماست . حضور در سایت بهانه است . مهم قلب هامون است که با هم در ارتباط اند
خیلی خوشحالم کردی .. خداوند پشت و پناهت باد
یا حق
(( سنترال کلابز ))
روزی که ژنرال های عراقی خطر تامکت را احساس کردند
در این مطلب جریان درگیری نیروی هوایی ایران با عراق و سرنگون ساختن 5 یا 6 فروند هواپمای عراقی تنها در 17 دقیقه آن هم هنگامی که ژنرالهای عراقی سوار بر هلی کوپتر در صحنه حضور داشتند را خواهید خواند .
در 20 نوامبر 1982 (29 آذر 1361) نیروهای عراقی در منطقه ای بین عین خوش و موسیان به خاطر عملیات محرم که توسط ایران انجام شده بود در شرایط بحرانی قرار داشتند . نیروهای ایرانی توانسته بودند سکوهای نفتی عراقی بسیاری را تصرف کنند و خط ارتباطی بین دو منطقه عین خوش و موسیان را قطع کنند . نیروی هوایی عراق هم به دلیل حضور رهگیرهای نیروی هوایی ایران و سایت های موشک SAM کاری نمی توانست انجام دهد . هوانیروز عراق هم وضع بهتری نداشت . همه تلاشهای این نیرو بی نتیجه مانده بود . هلی کوپترهای عراقی یا توسط رهگیرهای ایرانی ساقط شده بودند یا بادهای شدید و هوای بد مانع کار آنها شده بود . نیروهای پیاده عراقی نیز تلفات بسیاری داده بودند . نزدیک به 3500 سرباز کشته شده و خط مقدم عراق نیز در حال سقوط بود . در این زمان ژنرال ماهر عبد الرشید و ژنرال عبدالجبار محسن تصمیم گرفتند تا وضع نیروها در خط مقدم را بررسی کنند .
صبح روز بعد ( 30 آذر 1361) هر دو ژنرال سوار بر یک فروند Mi-8 به خلبانی سرگرد س موسی شدند . این هلی کوپتر توسط 3 فروند Mi-8 دیگر و یک فروند Mi-25 اسکورت می شد . همچنین 4 فروند میگ 21 و 4 فروند میگ 23 نیز برای پوشش هوایی در منطقه حضور داشتند .
در همان حال در آن طرف مرز در ایران در حوالی ساعت 10 و 40 دقیقه صبح در ارتفاع 40000پایی دو فروند F-4E خود را برای سوخت گیری از یک تانکر B-707 و سپس حمله به عراق آماده می کردند . تانکر B-707 نیز توسط دو فروند F-14 اسکورت میشد . هدایت تامکت لیدر را کاپیتان خسروداد بر عهده داشت . تامکت ها در نزدیکی تانکر پرواز می کردند و با رادارهای قدرتمند خود آسمان را زبر نظر داشتند . در ساعت 10 و 45 دقیقه زمانی که اولین فانتوم سوخت گیری را شروع کرد کاپیتان خسروداد در صفحه رادار تامکت خود چندین هدف پروازی با فاصله از یکدیگر را مشاهده کرد . تمامی اهداف در رنج موشک فینیکس قرار داشتند .
اگرچه به او اکیدا دستور داده شده بود که وارد آسمان عراق نشود یا تانکر را بدون محافظ قرار ندهد او تصمیم گرفت تا به اهداف پروازی حمله کند . پس ابتدا به تامکت دوم که فقط با اسپارو و سایندوایندر مجهز شده بود دستور داد که در کنار تانکر باقی بماند و از آن مراقبت کند و سپس به سمت عراق حرکت کرد .
او و کمک خلبانش به سرعت 2 عدد فینیکس و 2 عدد اسپارو به طرف هواگرد های عراقی شلیک کردند . تلاش آنها وقتی به ثمر رسید که دیدند در صفحه رادار هواپیمایشان نقاط کمتری دیده می شود .
در همان زمان هواپیماهای عراقی از حضور تامکت در نزدیکیشان اطلاعی نداشتند . اولین نشانه های خطر برای هلی کوپتر حامل ژنرالها وقتی نمایان شد که یکی از هلی کوپترهای اسکورت که چند کیلومتر جلوتر حرکت میکرد پیغام اخطاری ارسال کرد با این مضمون که 3 فروند از هواپیماهای اسکورت کننده در آسمان آتش گرفته اند و در حال سقوط هستند . ثانیه هایی بعدتر یکی از خلبانان میگ ها پیغامی ارسال کرد که آنها نمیدانند از کجا مورد جمله قرار گرفته اند ولی به هلی کوپتر حامل ژنرالها توصیه کرد که حتما در جایی امن فرود بیاید . سرگرد موسی (خلبان هلی کوپتر ) وقتی که خودش تکه های میگ های در حال سقوط را در آسمان دید به سرعت تغییر مسیر داد و به طرف داخل عراق حرکت کرد . در واقع بازدید ژنرالها از منطقه قبل از اینکه شروع شده باشد تمام شده بود .
کاپیتان خسروداد بعد از ساقط کردن یک فروند میگ 21 و دو فروند میگ 23 مجددا به داخل ایران و کنار تانکر بازگشت و خبر وجود میگ ها در منطقه را به اطلاع فانتوم ها رساند . متاسفانه رادار تامکت او هلی کوپترها را که در ارتفاع پایین و بین تپه ها حرکت می کردند ردیابی نکرده بود . فانتوم ها نیز تصمیم گرفتند تا با میگ های موجود در منطقه درگیر شوند . ولی در مسیر به یک فرمیشن از SU-22 ها برخورد کردند که برای بمباران راهی ایران بودند . پس با آنها درگیر شدند حاصل این درگیری ساقط شدن یک فروند سوخو 22 و فرار مفتضحانه بقیه سوخو ها بود .
درگکیری ها همانروز مجددا ادامه یافت . خدمه یک فروند هلی کوپتر کبرای ایرانی به خلبانی علی شافی و علایی در حالیکه سوخت کافی نداشتند با یک فروند Mi-25 و یک فروند SA.342L درگیر شدند . به دلیل کمبود سوخت فقط با تیربار به سمت Mi-25 شلیک کردند و منتظر دیدن نتیجه نشدند و به سمت ایران برگشتند . این دو بزرگوار 5 روز بعد تر از این جریان هنگام پرواز مورد اصابت ضدهوایی عراق قرار گرفتند و به شهادت رسیدند .
روحشان شاد.
پاسخ
ممنون اوالانچ جان
باور کن هر وقت کامنت های غرور آفرین شما را می خوانم .. اشگ شوق در چشمانم حلقه زده و خود رو در اون زمان حساس می کنم
هنوز هم مزه روزهای افتخار و شهادت جلوی چشمانم است .. هرگز با خواندن خاطرات اون ایام خسته نمی شوم .. دست شما درد نکنه .. واقعآ مطلب بسیار عالی بود .. من با خواندن کامنت های شما ، خاطرات اون ایام ام به ذهن ام می آیند .. مثلا همین مسئله ژنرال عراقی ها . من را یاد خاطره ای از این نوع انداحت که در پست های بعدی حتمآ به آن اشاره خواهم کرد
ممنون از شما و خسته نباشی
درود وسلام برکاپیتان عزیز
من قبلا این خاطره رو خونده بودم ولی این بار که خوندم بیشتر حال داد. راستی شنیدم شرح تمام عملیاتهای نیروی هوایی قرار هست بصورت کتاب بشه اونم تو9جلد،البته این کتاب مراحل پایانیش رو طی می کنه،نویسنده این کتاب تیمسارنمکی هست.
راستی یه عکس اون بالا دیدم که با کروات هستید!!خیلی خوش تیپ شدیداااااااا.
کاپیتان امسال عید کجا میرید؟
خیلی دوست دارم
بدرود
پاسخ
مسعود جان عزیزم .. این نهایت افتخار و خوشحالی برای حقیر است که دوستان خوبم از مطلب تعریف می کنند .. در باره کتاب .. بله من هم چیزهایی شنیدم . امیدوارم به دستم برسد . چون خیلی از خاطرات با خواندن ان برایم زنده می شود .
مسعود جان .. اون عکس مونتاژ شده است .. ما رو چه به کت و شلوار فاستونی انگلیسی .. !!؟ شاید باورت شده که من تنبل رفتم کامیون بنز تحویل بگیرم .. !! این ها رو برای طنز نوشتم .. همه کله ها متعلق به دوستانم هستند . ولی پائین تنه ها مروبط به آلمانی ها با کلاس می باشد
موفق باشی
درود بر شجاع دلان هوایی کشور عباس دوران - بابایی ...
پاسخ
باربد نازنین .. ممنون از شما
بله نظیر این دلاوران خیلی زیاد هستند .. روحشان شاد
عمو جان نازنین سلام عرض شد
عملیات سلطان رو8 دفعه بطور کامل خونده بودم هم از روی منابع یعنی کتاب تام کوپر و در وبلاگها.. ولی با اجازتون با نگارش زیباتون شد دفعه9 بازم ممنون خیلی جالب بود بر طبق نوشته های کوپر نویسنده یIRANIAN F14 UNITS IN combat فکر کنم اسفند 66 یکدسته Su-22 به رهبری فکرکنم دو MIRAGEF1 قصد حمله داشتند که با موشک AIM-54A یکی از ماهرترین خلبانان ایران MIRAGE ستوان احلان ابدالقادر مورد اصابت قرار گرفت وجلوی چشم سوخوها MIRAGE پر!صدای رهبر سوخوها توسط ایرانیها ضبط شده بود که با تمام قدرتش در رادیو فریاد میزد:اف اربع عشر یالا..یالا{F14 .فرار..فرار} گربه های ایرانی بارها روی صحنه ی نبرد تاثیر گذار بودند حتی بدون فینیکس بارها از فاصله های دور روی جنگنده های دشمن قفل میکردند و انها با اینکه غربیها به انان اطمینان میدانند که ایران فینیکس عملیاتی ندارد!! از درگیری اجتناب میکردند.. عمو جان تامکت سلاحی امریکایی است-همینطور فانتوم-هرکولس و بویینگهای نیروی هوایی ولی خلبانان انها عقابان تیز پرواز ایرانزمین بودند کسانی که با فداکاری 12 ساعت با سوختگیری هوایی روی اسمان ایران گشت میزدند 12 ساعت در کابین یک شکاری بدون هیچ چیز دیگری و هر لحظه با موشکهایی که از لحاظ قطعات بسیار بسیار در مضیقه بودند انتظار MIG-25 /MIRAGEF1 با خلبانی حتی اتباع شوروی رو میکششیدند.هرکولهایش بدون کوچکترین ترسی در دل خط مقدم به زمین مینشستند و فانتوم ها و تایگر هایش صدها کیلومتر از مرز دور میشدند بدونایرانی . ضمنا واقعا ذوق فوقالعاده ای در طراحی عکس دار کوچکترین ترسی ازمرگ-اسارت و... وحتی با اصابت پدافند با فدا کردن جان شیرین انجام ماموریت میکردند. پس زنده باد غیرت ید عکس سوم پست 707 -tomcat -MIG29 -Su24 و MIRAGE های سوخته! ضمنا امیدوار بودم کمی بیشتر از خاطراتتون با تامکت میگفتین(چشمک)!
پاسخ
علی جان عزیز و دوست داشتنی
بی نهایت سپاسگزارم که این همه اشراف و مطالعه روی تاریخ جنگ ایران داری .. علی جان همان طور که اشاره کردم .. من در باره اف -14 ها تحقیقات مفصلی کرده بودم .. حتی همین نوشته شما رو هم انتخاب کرده بودم که به بهانه از رده خارج شدن آن یک پست بنویسم .. اما از شما چه پنهان وقتی در جستجوی تصاویر وب گردی می کنم .. می بینم مطالب زیادی در این زمینه ها به رشته تحریر در امده است .. این است که منصرف شده و تمام تلاش و زحماتی که در امر تحقیق کشیده بودم ، بر هدر می رود .. اما حسن خوبی که داره .. باعث یاداوری خیلی خاطرات می شود .. برای همین من ناشکری نمی کنم ... در باره لاک کردن بدون موشک هم بله واقعیت داره .. عراقی ها حتی از فانتوم بدون سلاح هم فرار می کردند ... !! و من خاطره یکی از آن ها رو قبلآ نوشته ام .. !! ممنون از حضور پر مهرت
شما چرا همه حقيقت را نمي گوييد از سال 62 به بعد ديگر نيروي هوايي براي ايران نمانده بود. اگر عراق 150 سورتي پرواز مي كرد ايران 15 سورتي پرواز مي كرد كه همه اش هم تهاجمي و بمباران نبود. با اين شرايط در بيشتر زمان جنگ نيروي هوايي عراق برتري مطلق داشت. اين ها را براي اين مي گويم كه مظلوميت ارتش ها را هم بگوييد.
پاسخ
آقا جان حق با شماست
ما ضعیف ترین ارتش رو داشته و داریم
نیروی هوایی عراق خیلی قوی تر از ما هستند .. ما چیزی نداریم . ما اصلآ از سال 62 نیروی هوایی نداریم .. این ها پرسنل نیروی زمینی هستند که با لباس آبی وارد پایگاه های هوایی می شوند .. هواپیماها هم ماکت هستند ..
این آقا بهنام راست می گوید .. چه کار کنیم دیگه .. بدبخت و مظلوم هستیم
من هم اشتباه کردم .. که از عملیات های مهم بعد از سال 62 رو نوشتم .. من رو ببخشید . به قول آقا بهنام وطن پرست و با غیرت .. عراقی ها ده برابر ما قدرت و هواپیما دارند .. اصلآ یادم نبود .. ما اگه الکی می گفتیم .. 15 فروند پرواز داشتیم .. در عوض 150 فروند از عراق می آمد زن و بچه های ما را می کوبید .. و چون مظلوم و بدبخت بودیم .. هرگز دفاع نکردیم
****
آقا بهنام این جوری خوبه ... ؟
شما هر جور امر کنی من همون رو خواهم نوشت !
سلااااااااااااااااام کاپیتان
خوبی عمو جون؟نوکرتم؟آره دیگه نوکرتم...خییییلییی دوست دارم عمو جون...
غرض از مزاحمت...میدونید میدونم ، کم تر مزاحم میشم چون وقتتون ارزش داره...میدونید که خیلی دوستون داریم...
اما غرض از مزاحمت...در مورد یکی از تصاویر یه اشتباه کوچولو کردین که همین باعث شد دست به قلم بشم...
زیر یکی از تصاویر نوشتین (حمل میگ25) عمو جون این یه داستان جالبی داره که باید بشنوین...بعد از جنگ خلیج فارس 1 که نیروی هوایی عراق لت و پار شد صدام تونست به سختی نیروی هواییش رو بازسازی کنه اما هنوز هم به طور وحشتناکی با تحریم ها رو برو بود.قبل از جنگ خلیج 2 روسیه و چین به صد-دام وعده داده بودن که هر طور شده جلوی آمریکا رو میگیرن و به صدام قول داده بودن آمریکا فقط مختصری موشک باران می کنه...صدام احمق هم به طور احمقانه ای خیلی از هواپیماهاش رو میکنه زیر خاک!شنیدید؟؟!!! زیر خاک میگ ها و سوخوها رو مدفون میکنه! تا پس از پایان جنگ دوباره بتونه ازشون استفاده کنه!!!ها ها ها ! اگه توی عکس دقت کنید تمام افراد در عکس نظامیان آمریکایی هستن و کشنده هم یک ماشین آمریکایی هست!در ضمن قبل از یانکی ها ، لودر با احتیاط دور هواپیما رو خالی کرده و بعد با دست خاک ها رو کنار زدن که باز هم توی عکس معلومه...عجب احمقی بوده صدام! یه توپولوف16 رو وسط یه روستا استتار میکنه و آمریکایی ها هم خیلی اتفاقی پیداش میکنن و بوم!!!!
ببخشید که سرتون رو درد اوردم...
خیلی چاکریم...شتلق و شپلق و شوتولوق ها رو قبول کنید...
هایل هیتلر!
پاسخ
عرفان عزیز و نازنین
بی نهایت سپاسگزارم که این همه من رو شرمنده می کنی .. و این همه به فکر بنده حقیر هستی .. من راضی نیستم که از شما دوست خوبم بی خبر بمانم .. ! پس واجب شد تا می تونم گاف در نوشته هایم بدهم .. چشمک
در باره این موضوع بله می دونم .. و جریان زیر خاک کردن هواپیما ها رو شنیده بودم .. اما چون دم دست این تصاویر اماده بود .. و هوا کم کم روشن می شد .. مجبور شدم برای خالی نبودن عریضه تصویر میگ را هم در سایت قرار دهم .. !! ممنون از توضیحات کامل و علمی شما
مواظب خودت باش
ممنون از حضورت
نوشته های شما بینظیر هست... این مطلب از تمام فیلم های جنگ ایران و عراقی که تا بحال دیده ام جذاب تر و از همه مهم تر صادقانه تر بود... زمانی که نیروی مسلح ارتش و همه از مملکت دفاع میکنن احساس افتخار تمام وجودم رو فرا میگیره.. امیدوارم همیشه صلح باشه و هیچگاه مدافعان مملکت و مردم دست به تجاوز به خاک دیگران نزنند یا بازیچه ی سیاست هم نشوند و همیشه فقط و فقط اماده دفاع از وطن و مردم ...
پاسخ
فدات بشم سینا جان عزیزم
من هم با شما کاملآ همعقیده هستم .. عاشق صلح و دوستی هستم
اما به هیچ متجاوزی هم اجازه چپ نگاه کردن به خام عزیز کشورم رو هم نمی دهم .. از این که نوشته های بنده توجه شما دوست عزیز و فهمیده ام رو جلب کرده است ، بی نهایت خوشحالم
تعاریف شما دوستان نازنین باعث شرمندگی و افزایش انگیزه هایم می شود
با آرزوی بهترین شاد باش ها برای شما هموطن نازنینم
ایام به کام
كاپتان بهروز مدرسي عزيزم درود بي نهايت بر شما.
خلبانان ايراني بارها ثابت كرده اند كه بهترين خلبانان جهان هستند؛اين امر را حتي خود يانكي ها هم بدان اذعان كرده اند.
انصافا اين عمليات بايد در حد يك حماسه تلقي گردد.
كاپيتان جان اگر اشتباه نكرده باشم خلبان احمد صباح همان كسي است كه هواپيماي حامل (( بن يحيي )) كه براي ميانجيگري به ايران مي آمد را ساقط كرد.
درود بر شرف و همت خلبانان جان بر كف ايران كه درسهاي فراموش ناشدني زيادي را به سردار نگون بخت قادسيه آموختند.
اما كاپيتان گلم براي انجام عمليات خطير و حساس گردگيري و خونه تكاني،اميدوارم كارگر بعدي منتخب عيال مربوطه به انواع موشكهاي سايدواندر و علي الخصوص فونيكس و موشكهاي گرد و غبار ياب...چشمك... مجهز باشد.
كاپيتان عزيزم از طرف من آوا و آنا را حسابي ببوسيد.اميدوارم حسابي بهتون خوش بگذره.
راستي تا قبل از شروع سال جديد،پست جديدتون رو منتشر مي كنيد يا نه كاپيتان؟
پاينده،پيروز و بهروز باشيد...ياشاسين كاپيتان
پاسخ
سرور گرامی جناب جوهری عزیز
با سپاس از شما دوست فرهیخته ام که با حضور خود باعث دلگرمی بنده می شوید . بله این خلبان همان کسی بود که در سه راهی مرگ .. !! منطقه ای بین ایران و ترکیه و عراق که ما اسمش رو مثلث مرگ گذاشته بودیم ، هواپیمای جت فالکون بن یحیی رو سرنگون کرد .. من خاطرات زیادی از این سه راهی داشتم .. !! جناب جوهری .. باور کنید بد جوری از دست خونه تکانی های قبل از عید شکار هستم .. !! حتی فکرش هم آزارم می دهد .. بوی مواد شوینده ، صدای جارو برقی .. کنده شدن پرده ها ، واقعآ متنفرم
از بد شانسی امروز حالم خیلی بد شد .. الان هم به عشق شما دوستان به زور پشت کامپیوترم نشسته ام .. به هر حال باید بزنم بیرون .. یا بیمارستان می روم که در اون صورت صد در صد بستری ام خواهند کرد .. یا می روم کرج !!
تا خدا چه بخواهد ... باور کن مرگ با انسان فاصله کمی داره .. من امروز آن را وقتی دو کپسول زیر زبانی گذاشته ولی درد قلب ام رهایم نکرد .. مرگ رو احساس کردم .. اما جدی می گم .. اصلآ وحشتی ندارم .. هر کسی جای من بود از ترس ده بار دیگه هم سکته می کرد .. اما من با خونسردی .. فقط خوابیدم ..!!
دیدن کامنت های محبت امیز یاران حالم رو کمی خوب کرد . باور کن انسان به عشق و امید زنده است .. اگر این ها رو ازش بگیرند .. بهتره بمیره .. !
آنا و آوا دست بوس عموی نازنین خود هستند .. چشم حتما خواهم بوسید
در باره پست جدید .. بله حتمآ اگه زنده موندم .. تا شب عید دو پست جدید تقدیم خواهم کرد .. موفق و سربلند باشی
سلام جناب مدرسی عزیز
تمام لحظاتی که داشتم این مطلب رو می خوندم همه صحنه های اون رو در ذهن مجسم می کردم و احساس غرور می کردم که ایرانی عزیز چنین سربازانی داره. دست همه شما سربازان وطن رو می بوسم و به وجود تک تک شما افتخار می کنم.
سربلند، سالم و موفق باشید.
پاسخ
مهدی جان عزیز و نازنین
خیلی خوشحالم که شما دوست عزیزم از پست فوق خوشت اومده است
بله .. من هم مانند شما با خواندن واقعیت های دفاع مقدس احساس افتخار و غرور می کنم
مهدی جان ببخشید پاسخ کامنت ها کمی دیر شد .. حالم اصلآ خوب نبود
نمی توانستم پشت کامپیوتر بنشینم
الان هم کمی بهترم .. با استراحت مشکلات قلبم بهتر می شود
با سپاس از شما
سلام كاپيتان(شتلق)
خوبيد ان شااله هميشه سلامت باشيد و ما از نگارش زيباي شما بهره مند
بااجازه خبر دار (شتلق) عقب گرد
پاسخ
امیر عزیز و گرامی
با اجازه ات کمی حالم بهتر از دو سه روز قبل شده است
کلی کامنت و نامه جمع شده است که باید حتمآ تا قبل از عید پاسخ داده و یک پست ویژه نوروز تقدیم عزیزان کنم
مشکل من لمس شدن یکی از دستانم است .. که همان طور که گفتم .. داره بهتر می شه ..
ممنون از شما
جناب مدرسی ، خسته نباشید و انشا الله که کسالت مختصر و درد دست شما هم برطرف شده باشد ، با توجه به عمل بای پس و سابقه سکته ای که داشته اید ، به نظر من بهتر است این دردها را یک کم جدی بگیرید ، جسارت بنده را ببخشید ولی فکر میکنم اگر به جای اینکه تا ساعت هشت شب منتظر بمانید تا همسرتان بیاید ، یک تماسی با مرکز فوریتهای پزشکی یا یکی از اقوام و آشنایان میگرفتید بهتر بود ، به هر حال انشا الله که همیشه خوش و خرم و سلامت و پاینده و برقرار باشید و در عروسی نوه هایتان به رسم قوچانی ها مجلس را گرم نمایید ، مجددا پیشاپیش از اطاله کلام عذرخواهی مینمایم ، پست بسیار زیبایی بود علی الخصوص برای بنده که از میان تمام هواپیماهای شکاری فقط از تامکت خوشم می آید ، یادم می آید در زمان رژیم گذشته ارتش مجله ای (با نام ماهنامه ارتش) را برای آگاهی افسران خود به چاپ میرسانید که در آن اطلاعات جدید نظامی را منتشر مینمود ، مرحوم پدرم که در آنموقع سرهنگ نیروی زمینی بود این مجلات را به خانه می آورد و بنده مشتری پر و پا قرص آن بودم ، پدر بنده مدت کوتاهی قبل از انقلاب بازنشسته شد و ما هم از آن مجلات محروم شدیم و نمیدانم بعد از انقلاب هنوز این نشریه چاپ میشود یا خیر ، به هر حال یادم می آید که همزمان با عقد قرارداد خرید این هواپیماها بعضی نشریات آمریکایی به انتقاد از این عمل شاه پرداخته بودند و معتقد بود که به واسطه برخی مسائل پشت پرده شاه با خرید 80 فروند از این گربه های بسیار گرانقیمت در واقع شرکت (اگر اشتباه نکنم گرومن) را از ورشکستگی نجات داده بود و حتی یادم هست که یکی از این نشریات عکسی از شاه را داخل کابین یک اف 14 نشان میداد که در حالی که با دست بر بدنه هواپیما میکوبید میگفت "Let's buy it" و آنها (نشریات آمریکایی) معتقد بودند که شاه مانند کودکی که از دیدن یک اسباب بازی ذوق زده میشود دلارهای حاصل از فروش نفت را به باد میدهد و دلیل آنها هم این بود که به دلیل پیچیدگی تکنولوژی این هواپیما ایرانیها هیچگاه نمیتوانند از آن استفاده درستی بکنند و مثل یک اسباب بازی لوکس بی مصرف باقی خواهد ماند ، خوب به خاطر دارم که در همان ایام در همان نشریه ماهنامه ارتش نوشته بود که ترکیب رادار قدرتمند و موشک فونیکس این هواپیما را قادر میسازد تا از فاصله 60 مایلی 24 هدف را در یک محدوده 360 درجه شناسایی و 6 تا را انتخاب و سرنگون (ظاهرا اف 14 حداکثر 6 فونیکس را میتواند لود کند) و از دست 18 هواپیمای دیگر هم فرار نماید ، باور بفرمایید در همان سنین نوجوانی همواره خود را در کابین این هواپیمای بال متحرک فوق مدرن تجسم مینمودم واما نکته ای که شاید برای برخی پوشیده مانده باشد (این را من در یک نشریه نظامی آمریکایی خواندم) که استفاده بهینه و همزمان از رادار فوق پیشرفته و موشک فونیکس هوش و سرعت انتقال بالایی را میطلبد ضمن آنکه خلبان و افسر ناوبر باید در هماهنگی کامل باشند و جالب اینجاست که خلبانان آمریکایی علیرغم بارها استفاده از این موشکها (بخصوص در جنگ کوزوو و بوسنی) هیچگاه تاکنون در یک نبرد واقعی موفق نشده اند با استفاده از این موشک (فونیکس) و رادار هیچ هواپیمایی را سرنگون نمایند و این نشان از توانایی بالای خلبانان ایرانی در استفاده از این سلاح دارد (بد نیست اگر دوستان به منابع دسترسی دارند ، تحقیقی در زمینه خاطرات خلبانان اف 14 آمریکایی انجام داده و پست زیبایی تهیه شود) ، ببخشید که طولانی شد ولی در مورد کامنت یکی از دوستان در رابطه با اقای بن یحیی وزیر امور خارجه الجزایر که قرار بود با پیشنهاد صلح به ایران بیاید و هواپیمایش نزدیک ارومیه سرنگون شد ، باید عرض کنم آن ایام اوایل شروع کار بنده در کسوت خلبانی بود و یادم هست که اتفاقا همان روز پرواز داشتیم و وقتی به مهرآباد آمدیم متوجه شدیم که برای چند ساعت پروازهای غرب کشور (استانهای آذربایجان) معلق شده است و وقتی دلیل را جویا شدیم حادثه را بازگو کردند (هنوز در اخبار اعلام نشده بود) این اولین باری بود که عراقیها به هواپیمای مسافری و غیر نظامی در آسمان حمله میکردند (سابقه حمله به هواپیماهای مسافربری پارک شده روی باند را داشتند) و موجی از اضطراب را بین بچه ها ایجاد کرده بود که شاید تا چند هفته بعد هم ادامه داشت ، به هر حال اگر اشتباه نکنم در اردیبهشت سال 1361 بود و عملیاتی که شما به زیبایی آنرا بیان نمودید (اگر تاریخ آنرا به خاطر اسرار نظامی عوض ننموده باشید) قبل از این واقعه بود ، بنا براین فکر نمیکنم که خلبان احمد صباح که در آن روز کشته شد همان کسی باشد که هواپیمای هیئت الجزایری را سرنگون کرده باشد ، مجددا از شما و همه دوستان عذر خواهی میکنم و پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را همه دوستان و هموطنان تبریک عرض میکنم .
پاسخ
به به دوست بسیار عزیز و محترم .. خیلی خوشحالم که دوباره کامنتی از شما رو می خوانم . در باره مشکل قلبی ام .. باید عرض کنم .. این دفعه قضیه ظاهرآ خیلی جدی است .. ! قبلآ هم از این مشکلات سراغ ام می امد .. و زود هم بهبود می یافت .. اما این بار چهار روزه که ول کن نیست .. !! شاید باور نکنی .. اغلب اوقات سست و بی حال هستم .. و در خواب بسر می برم .. حتی دو روز برای یک لحظه هم نتوانستم پشت کامپیوتر بشینم ... ! از سوی دیگر کلی کامنت در وبلاگ و سایت روی هم تلنبار شده اند .. که پاسخ به همه ان ها وقت گیر است .. از سوی دیگر ، مطلبی ویژه از خاطرات جالبی که تا حالا در باره اش ننوشته ام را قصد دارم اگه حالم خوب بشه برای شب عید منتشر کنم .. مربوط به ماجراهای سفر به مکزیک است .. !! بگذریم
به هر حال از این که با تاخیر پاسخ شما رو می نویسم عذر خواهی می کنم
در باره مجله ارتش .. بله ما هم در پایگاه که بودیم .. برایمون ارسال می شد .. معمولآ کسی آن ها را نمی خواند .. مگر از سر بی کاری .. !! ولی گاهی خبر های جالبی در آن درج می شد .
روزی که شاه برای خرید تامکت ها به آمریکا امده بود .. ما تازه وارد آمریکا شده بودیم .. اما یادم روزنامه های عکس شاه را پشت یک فروند تامکت چاپ کرده بودند و جمله معروف .. لطفآ بخریم رو درج کرده بود .. بعد ها وقتی دوره ما به ویرجینیا افتاد .. در دانشگاه ویلیامزبرگ آن دوستی داشتم که گاهی بهش سر می زدم .. او به من گفت شاه در موقع اقامت اش در ویرجینیا ، این جا اقامت داشته است .. خیلی دانشگاه قدیمی و زیبایی است
پاتوق من اغلب اون جا بود ... و تمام سوراخ سنبه های اون جا رو بلد بودم .. !! بگذریم
در مورد عملکرد ایرانیان با تامکت .. واقعآ کارشناسان جهان رو متعجب ساخته است .. ایرانیان به مفهوم واقعی گل کاشتند .. چه در بخش راه اندازی سیستم های دستکاری شده پایانه های فونیکس و چه در عملیات های بسیار خطرناک .. واقعآ ایرانی ها نمونه بودند
دوست عزیز و نازنین .. ببخشید که نمی توانم مثل سابق زیاد پای کامپیوتر بنشینم .. منتظر کامنت های دیگر شما هستم ..
ضمنآ به بقیه کامنت ها هم بتدریج پاسخ خواهم داد
لطفآ گله نفرمایید
بنام خداوند جان آفرين حكيم سخن بر زبان افرين
خداوند جان و خداوند راي خداوند روزي ده رهنماي
سلام بر استاد عزيز جناب مدرسي
و سلام خدمت نادر عزيز و مابقي دوستان
پيشاپيش عيد سعيد نوروز و بهار طبيعت را به پيشگاه دوستان و استاد عزيز تبريك عرض كرده و آروزمندم دلهاي همه عزيزان در سال جديد مملو از آرامش ، عشق و محبت و توكل به خداي متعال باشد.
استاد گرامي در خصوص نظر يكي از دوستان در باره نيروي هوايي ايران از سال 62 به بعد بايد عرض كنم تا حدودي اين دوست گرامي درست گفته اما مابقي قضايا را تحقيق نكرده كه بنده عرض ميكنم :
تا سال 1362 نيروي هوايي ايران IRIAF با دارا بودن بهترين شكاري رهگيرهاي دنيا و پرسنل ورزيده و آموزش ديده كه در ايالات متحدهدوره ديده بودند قدرت بلامنازع درگيريهاي هوايي بود ولي با ورود جنگندههاي ميراژ مجهز به موشكهاي مرگبار سوپر ماترا و ماژيك اين قدرت بلامنازع دچار افتي كوتاه مدت گرديد و در همين دوران تعدادي از بهترين خلبانان عزيز ما به همراه بهترين جنگندهاي ما از دست رفتن (از اين جهت بهترين جنگندهاي ما كه چون در دوران تحريم بوديم و قطعات نبود تعداد زيادي از پرندههاي ما زمينگير بودن و فقط بهترينها ميتوانستن پرواز كنند)، بعد از تحمل اين مصيبتها فرماندهان نيرو با بررسي جوانب موضوع و بررسي راهكارهاي مناسب توانستن راههاي مقابله با ميراژهاي عراقي را پيدا نموده و دوباره توانستن قدرت اوليه را تا حد زيادي به دست آورن اما نكته مهم اين است كه عراق در طي 8سال جنگ به طور كامل سه بار كل نيروي هوائيش نو شد يعني IRIAF چنان بلاي بر سر آنها آورد كهمجبور بودن جنگندههاي جديد خريداري كرده و خلبانان جديد را آموزش دهند و در عوض ايران حتي يك جنگنده جديد را نتوانست به ناوگان جنگي خود اضافه نمايد علاوه بر آنكه به طور تقريبي نزديك به 40% كل جنگندههايش را نيز از دست داده يا بعلت نبود قطعات زمينگير بودند .
در سال 1365 و در جريان واترگيت IRIAF توسط قطعات و تجهيزات ارسالي ايالات متحده توانست تقريباً بيشتر جنگندههاي زمينگير خود را بازسازي نموده و عملياتي نمايد ضمن آنكه باطريها و تجهيزات موشك فونيكس نيز كه ارسال شده بود باعث گرديد تا ققنوس مجدداً به آشيانه بازگشته و كابوس دهشتناك تامكت مجهز به فونيكس خواب از نيروي هوايي عراق بربايد .
به هر حال جنگ ايران و عراق كه به گفته كارشناسان جنگ طولاني تر جنگ كلاسيك كل تاريخ بوده است به علت فرسايشي بودنش باعث شد تا هر دو طرف درگير جنگ به شدت تحليل رفته و آسيب پذير شوند البته بايد اضافه كنم كه تجربيات بدست آمده در اين جنگ باعث شد كه عراق در اواخر جنگ تعداد خيلي كمي تلفات در نيروي هوايش به ثبت برسد .
اميدوارم اطلاعات اندك حقير جواب قانع كنندهاي براي آن دوست گرامي بوده باشد
مولا علي يار و نگهدار شما باشد
فرزند كوچك شما علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم جناب کدخدایی گرامی
از این که بعد از مدتی بی خبری افتخار حضور دادی سپاسگزارم
شما بهتر از هر کسی اوضاع جسمی ام رو می دونی .. چون تلفنی صحبت کردیم
در باره مسایل مطرح شده .. باور می کنی نه من بلکه اغلب همکاران مون اصلآ به این قضایا فکر نمی کردیم .. ما وظیفه داشتیم صبح زود به پایگاه امده .. و تا پاسی از نیمه شب به دنبال اجرای ماموریت های محوله بودیم .. این که در چه مقطعی ضعیف بودیم .. در چه مقطعی قوی .. اصلآ اطلاعی ندارم
ولی علی جان باور کن .. خیلی ها از روی غرض و برای کم رنگ کردن عملیات های مهم به اصطلاح زخم زبان می زنند .. وگرنه برای دریافت پرسش های خود راه های زیادی وجود داره ..!!
به هر حال شما خیلی محبت کردی که با حوصله بخشی از تاریخ اون ایام رو ترسیم فرمودی
از حالا عید سعید نوروز رو به شما و خانواده محترمت تبریک می گویم .. سالی توام با موفقیت و شادکامی داشته باشی
ممنون از حضورت
جناب نيري عزيز گفته شما كمي بودار است دقت كنيد:
امیدوارم همیشه صلح باشه و هیچگاه مدافعان مملکت و مردم دست به تجاوز به خاک دیگران نزنند یا بازیچه ی سیاست هم نشوند و همیشه فقط و فقط اماده دفاع از وطن و مردم ...
طي 300 سال اخير ايران عزيز ما يا به قول شما مدافعان اين مملكت نه تنها به خاك هيچ كشوري تجاوز نكردهاند بلكه مورد حمله نيز واقع شدهاند . دوست عزيز در بيان گفتههاي خود دقت كنيد زيرا دشمنان ما منتظر سوتيهاي اينچنيني هستند تا بر عليه ما توطئه چيني نمايند.
با تشكر - علي كدخدايي
پاسخ
ممنون علی جان
قطعآ منظور این دوست عزیز ما این چنین نبوده است
ولی به قول شما احتیاط شرط عمل است
سلام كاپيتان
پيشاپيش آغاز سال نو رو بهتون تبريك مي گم. ممنون از اين پست عاليتون. البته مثل همه پستهاي قبلي ولي خب هر گلي بوي خودش رو داره ديگه . وقتي صحبت از وطن و دفاع از اون به ميون مياد فرقي نمي كنه كه كي باشيم و چه مرام و مسلكي داشته باشيم و همين مسئله باعث ميشه كه با خوندن شرح رشادتهاي سربازان وطن بي اغراق مو بر تنم سيخ ميشه و چيزي نمونده كه اشكم سرازير بشه. به هر حال از خداوند مي خوام كه شمارو سلامت نگه داره و سالهاي سال ما بتونيم عيد رو بهتون تبريك بگيم.
پاسخ
دوست نازنین جناب اقای محمد خان شیرازی
با سپاس از کامنت دلپذیر شما ، که واقعآ شرمنده ام فرمودی .. محمد جان من هم از فرصت استفاده کرده و فرا رسیدن عید سعید نوروز رو به شما و خانواده محترمنان تبریک عرض می کنم .. امیدوارم سالی توام با شادمانی و موفقیت سپری کنی .. در باب دفاع مقدس حق باشماست .. ای کاش همه بدور از هر نگرش و عقیده ای که دارند ، مسایل دفاع مقدس رو با سیاست و سایر مسایل قاطی نکنند .. به امید ان روز
ممنون از حضورتون
الرئيس العراقي الراحل صدام حسين.
http://akhbar.7ikayat.com/IsCiCE-CaCIECN-b1/OaN-EN-CaNAiO-CaUNCi-CaNCIa-OICa-IOia-b1-p271.htm
پاسخ
عمو جان لینک شما باز نشد
لا مفتوح السایت مبارکه الصدام
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و کلیه دوستان و یاران صمیمی سایت ببخشید که کمتر بهتون سر می زنم دلیلش هم مکان جدید کاریم است که دسترسی به اینترنت ندارم و کلا" از دنیا پرتیم با تشکر از خاطره ای که تعریف کردید ضمنا" عید رو هم به شما و و خانواده محترم و دوستان عزیز تبریک می گویم امیدوارم موفق و پیروز باشید انشاء الله چند روز دیگه در خدمت هستیم.
پاسخ
جعفر خان عزیز و گرامی
باور کنید خیلی دلم برات تنگ شده است . می دونستم
در محل ماموریتی که قرار بود بروی اینترنت نیست .. قبلآ خودت اشاره کرده بودی .. اما واقعآ جای شما در این مدت هشت ، نه ماه واقعآ خالی بود
خوشحالم که به زودی بر خواهید گشت
من هم پیشاپیش فرار سیدن عید سعید نوروز رو به شما و خانواه محترمتان تبریک عرض کرده و صمیمانه شاد باش ها رو در سال جدید توآم با موفقیت از خداوند متعال خواستارم
ممنون از حضور پر مهرت جعفرخان نازنین
سلام
صد البته درج چنین خاطراتی مایع شوق هر ایرانی است و از همه مهمتر شما مختارید از هرچه که می خواهید بنویسید. ولی باید این نکته را عرض کنم که درج خاطرات پرواز, دوره های آموزشی و خاطرات مرتبط به آن ها و صد البته قلم شیوا شما دلیل حضور اینجانب و شاید افراد زیاد دیگری باشد. باور بفرمایید دل من برای خاطرات پروازی شما تنگ شده.
امیدوارم نظر من حمل بر گستاخی, خودخواهی و تحمیل عقاید نشده باشد.
پاینده و پیروز باشید.
ایام به کام و نوروزتان پیروز.
(شهاب مهدوی)
پاسخ
شهاب عزیز و نازنین
این نظر لطف شما پسر نازنینم است .. و همان گونه که اشاره کردی مطالب دفاع مقدس ویژگی خاص خودش رو داره .. مخصوصآ نسل جدید که اون موقع حضور نداشتند ...
در باره خاطرات شخصی که در باره پرواز و امریکا اشاره کردی .. راستش رو بخواهی از دیشب با چه مکافاتی یکی از خاطرات دست اول از سفر به مکزیک و هیجانات آن را در حال نگارشش هستم .. همان طور که می دانی مشکل لمس بودن دست راستم .. خیلی آزارم می دهد .. و مرتب در حال استراحت هستم
اما تصمیم گرفتم .. در ازای هر چند پاراگرافی که از خاطره ام می نویسم ، به یکی دو تا کامنت هم پاسخ دهم ..
در آخرین کامنت سال .. سعی کرده ام همان گونه که یاران بار ها درخوست کرده اند ، مرتب به جادی خاکی زده و پارانتز های بی ربط و ربط دار باز کرده ام .. !! اگر چه خود مطلب هم جذابیت های خاص خودش رو داره .. و تقدیم خواهم کرد به همه دوستان و عزیزان
از این که پاسخ کامنت ها به تآخیر مواجه شده عذر خواهی می کنم .. بایستی بین پاسخ به کامنت ها و نگارش مطلب جدید یکی رو انتخاب می کردم .. اما من هر دو رو سعی می کنم انجام دهم
سال خوبی رو برایت آرزومندم
درود خدمت آقای بهروز مدرسی عزیز و گرامی.
سال جدید رو پیشاپیش تبریک میگم و آرزوی صحت و سلامتی برای شما و خانواده دارم.
پاسخ
فدات بشم دوست عزیز و نازنینم
من هم فرا رسیدن عید سعید نوروز این سنت باستانی رو به شما دوست بزرگوارم تبریک گفته و آرزوی موفقیت و شادکامی برای شما و خانواده محترمتان ارزومندم
ممنون از کامنت شما
سلام عمو بهروز گل
با اینکه 10 بار شرح این عملیات رو خونده بودم خوندنش از زبون شما یه چیز دیگه بود. گرچه عمو زیاد هم تغییر نداده بودیش ولی باز هم یه چیزه دیگه بود. عمو راستش برم خونه اینترنت درست درمونی ندارم اینه که گفتم همین الان عید رو بهت تبریک بگم. بهروز خان من فردا میرم خونه یعنی میرم مازندران. اگه گزارت افتاد تو عید اون طرف ها شماره منو که فکر کنم برات میل کردم ولی بازم میل می کنم برات اگه افتخار بدی به ما خوشحال میشیم. یه کلبه درویشی داریم قابل شما رو نداره.
عمو می دونم سرت شلوغه ولی من امسال یه جوری خونه رو پیچوندم که خودشون هم ندونستن چی شد. آخه هر سال من شیشه ها رو تمیز میکردم دیگه گفتم امسال یه حالی به داداشه بدیم فکر نکنه زرنگه. آخه نامرد اگه بهش زور نکنی عمرا کاری داوطلبانه بکنه. مامانه هم بیچاره از اخلاقش می ترسه این بود که همه ساله بنده در خانه تکانی حضور فعال داشتم.
واقعا این زنا عمو بهروز آدم رو دیوانه می کنند.هر سال جای تلویزیون رو عوض کردن من نمی دونم چی لذتی برا اینا داره.
سرت رو درد نیارم عمو
نوه های شیطونت رو از طرف من ببوس
شرمنده ما دستمون یه ذره تو دوران دانشجویی تنگه نمی تونیم براشون عیدی بفرستیم
فدای مرامت
عیدت مبارک
سلام برسون
پاسخ
فدات بشم رضا جان نازنین
شرمنده ام می کنی ..
رضا جان در باره خانه تکانی شب های عید .. راستش این یک سنت قدیمی است که به ارث مونده و مزایای زیادی داره .. اولآ خونه یک نفسی می کشه .. دوم این که تغیر دکوراسیون باعث آرامش می شود .. اگه من هم گاهی می نالم .. برای این است که همسر من همیشه به تمیزی بیش از اندازه اهمیت می دهد .. !! و هر روز برای ما خانه تکانی وجود دارد .. !! ضمن این که چون سکته کرده ام .. از این که نمی توانم کمکی کرده باشم .. می زنم بیرون
اما شما کار خوبی کردی که برادرت رو به کار وا داشتی ..
رضا جان .. من در کامنت های قبلی هم توضیح داده ام .. هشتم عید ماه عروسی خواهر زاده ام است و از چند ماه قبل خواهش کرده اند حتمآ در مقام دایی بزرگه حضور داشته باشم .. اما بعید می دونم قادر به مسافرت باشم ... مخصوصآ حالا که دست راستم هم لمس شده و قادر به کاری نیستم .. !!
اگه بتونم کامنت ها رو جواب داده و مطلب آخر سال رو تموم کنم .. شاهکار کرده ام .. !! اما این دلیل نمی شود از لطف و دعوت شما دوست نازنیم تشکر و قدردانی نکنم .. من عاشق شمال هستم .. اما راستش رو بخواهی شمال در ایامی حال می دهد که جاده ها شلوغ نباشه .. که ادم از راه های منتهی به شمال لذت ببره .. خدا رو چه دیدی .. شاید زد به سرم اومدم شمال .. !! و مزاحم ات هم شدم .. نوه های شیطونم دست بوس دایی عزیزشون هستند .. همین که یادی از اون ها کردی برای من خیلی ارزش داره
مواظب خودت باشی .. عید رو هم پیشاپیش بهت تبریک می گویم
assalam o aleyk ya sayyed kapitan
anta chera be ma tohin kard. ana sarbaz e arab, sarbaze saddam.
dorost ke saddam mesle moosh dastgir shod, vali shoma hagh nadasht tohin kard. nahno ghavi
پاسخ
اسلام و علیک یا اخی
من کی و در کجا به صدام حسین توهین کرد .. !!؟
من فقط از یکی از عملیات ها تعریف کردم .. همین
شما دوست عزیز ما و همسایه گرامی ام هستی .. از همه مهم تر شما انسان هستی و من وظیفه دارم به شما احترام بگذارم .
تا زمانی که به عنوان متجاوز به خاک مقدس ما قدم نگذارید ، من به شخصه مخلص هر چه عراقی با مرام هم هستم
ممنون از توجه شما .. امیدوارم سوء تفاهم شده باشد
چون توهینی در کار نیست
آفرین به عقابان آسمان نگارش حضرتعالی نیز بسیار عالی بود بحصوص جملات طنزی که بکار برده بودید واقعا خیلی حال داد.درود بر پرسنل جان بر کف ارتش سلامت باشید
پاسخ
دوست عزیز و گرامی جناب ناصریه
خیلی خوشحالم که شما دوست خوبم از نوشته حقیر تعریف فرمودی
باور کن سبب افزایش انگیزه هایم می شود .. و با عشق و علاقه بیشتری کارم رو ادامه خواهم داد
من هم به سهم خود از پرسنل غیور ارتش تشکر و قدردانی می کنم
خدا پشت و پناه همه ان ها باد
سلام عمو جون
هر چی ایمیل می زنم جواب نمیدی من لوگوی سایتت و توی سایتم گذاشتم ممنون میشم اگر شما هم همین کار و بکنی
www.weaponpm.com
www.jangafzar.org
پاسخ
سورنای نازنین
خودت می دونی وقتی تاخیری رخ می دهد .. حتمآ مشکلی پیش امده است
وگرنه همه شاهد هستند که من به هیچ عنوان دوست ندارم کامنت یا درخواستی به تاخیر بیفتد .. الان هم چند روزی است که بد جوری حالم وخیم است .. دست راست ام در حد فلج شدن ، لمس شده است .. حتی تا دو روز اصلآ نتوانستم پشت کامپیوترم بنشینم .. همین امر باعث شد حجم ای میل های رسیده و کامنت های وبلاگ و سایت افزایش یابد .. یک مقدار هم که حالم بهتر می شود .. نمی دونم اولویت به کدوم کار بدهم .. !!؟؟
چون خیلی دلم می خواهد یک پست از خاطرات قدیمی در امریکا رو قبل از پایان سال تمام کنم ...
سورنا جان شما گله شما از من .. به نشانه عدم شناخت کافی ات از بنده است
امکان نداره من جواب عزیزان رو ندهم .. !!
اما در باره درج لوگو در سایت .. عزیزم .. من در سایت فقط می تونم لینک بدهم .. اون هم اگه بلاگرولینگ راه بدهد .. اما افزودن لوگو دست من نیست .. چون بار ها اعلام کرده ام .. من کد های سایت رو ندارم .. و همه نزد طراح محترم آقای عظمتی است .. که او هم سرش همیشه شلوغ است و من در مواقع اضطراری خرابی سایت هم با شرمندگی مزاحم او می شوم
اما .. در وبلاگ دستم باز است .. اگه خواستی لینک ات رو در سایت و وبلاگ قرار می دهم .. و لوگوی آن را در وبلاگ بگذارم . منتظر جواب شما هستم
جناب مدرسی و نادر رضوی عزیز سلام
بنده هم عید سعید نوروز را حضور شما گرامیان تبریک میگویم.برایتان شادمانی و سلامتی آرزو دارم.در وقت تحویل سال بنده را از دعای خود برخوردار فرمائید. مبارک باشد این عید و همه عید
پاسخ
سرور گرامی جناب استاد فرنودی نازنین
بنده هم فرا رسیدن عید سعید نوروز رو به شما دوست بسیار عزیز و گرانمایه ام تبریک گفته .. و بهترین و صمیمانه ترین شادباش ها رو برایت از درگاه خداوند مسئلت دارم
امیدوارم همیشه سایه پر مهر شما بر سر خانواده گرام و ما دوستان قدیمی ات برقرار باشه ..
مواظب خودت باش
شرمنده که با تآخیر پاسخ ات رو می نویسم ..
سلام.... عمو بهروز کجایی؟ حالت خوبه؟ بد جوری نگرانتم.... کجایی؟ خبری ازت نیست
پاسخ
امیر حسین جان .. ممنون عزیزم
جای خاصی نیستم .. فقط حالم خوش نیست
دست راست ام لمس شده است .. و قادر به نشستن پشت میز کامپیوتر نیستم
البته از دیروز تا حالا کمی بهتر شده است .. الان فقط مچ دست ام درد می کنه .. ولی با وجود این .. هر روز یکی دو پاراگراف از پست جدید رو به همراه تعدادی از کامنت ها پاسخ می دهم ..
نگران من نباشید .. بزودی حالم خوب خواهد شد .. و برای شب عید با یک پست جالب در خدمت شما خواهم بود
مواظب خودت باش
كاپيتان و قهرمان ايران عزيز ما
جناب آقاي بهروز خان مدرسي
با سلام و عرض تهيت و تبريك به جنابعالي براي نوشته هاي زيبا و مهيج شما كه به واقع آدمي رو در متن ماجرا ميبره و غرق ميكنه گويي كه داره فيلم سه بعدي ميبينه
اينهارو گفتم بي تعارف چون شخصاً با كسي تعارف ندارم و فقط حرف دلمو ميگم
كاش ميشد تريبوني بودو شما براي خيلي هاي ديگه هم تعريف ميكردي چون مطمئنم خيلي ها دسترسي به اينترنت ندارند و از اين افتخارات بي خبرند
در ضمن ميخواهم از شما براي تمام لحضات خوبي كه بواسطه خواندن مطالب شما برايم حادث شد از صميم قلب تشكر كنم و از خداوند متعال لحظات شاد همراه سلامتي براي جنابعالي وخانواده محترمتان و تمامي عزيزان قهرماني كه نامشان در نوشته هاي شما آمده خواستارم
سال خوب و پر بركتي داشته باشيد
عيدتان مبارك
پاسخ
رضا جان خوب نازنین
رضای دوست داشتنی که با سخنان خودت نه تنها بنده رو شرمنده فرمودی ، بلکه عشق و تعهدم به کاری که انجام می دهم رو افزایش دادی
خوشحالم که مورد قبول شما دوستان فرهیخته قرار گرفته است
من هم متقابلآ از حضور دایم شما دوست خوبم تشکر و قدردانی می کنم .. فرا رسیدن عید سعید نوروز رو به شما و خانواده گرامیتان تبریک عرض کرده و سال خوبی رو برایت آرزومندم
ممنون از حضور و پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ ها
زردی تلخ کامی های گذشته را با سرخی آتش شست و شومیدهیم .چهارشنبه سوری مبارک عمو جان،
روز سه شنبه 25 اسفند ساعت 30/11 با هواپیمایی ماهان برای اردبیل پرواز داشتم.صبح خانمم از اردبیل زنگ زد و گفت که باد و طوفان بسیار شدیدی در اردبیل در حال وزیدن و ... است ما هم با ترس و لرز اومدیم فرودگاه و خدا خدا میکردم که پرواز انجام بشه.پرواز سر ساعت انجام شد هواپیما از نوع ایر باس 310
به خلبانی کاپیتان صادقی جبلی بود(به احتمال 99% ایشان از همکاران قدیمی شما هستند)عمو جان چشمتان روز بد نبیند وقتی به بالای اردبیل رسیدیم مه از یک طرف و وزش باد با سرعت 110 کیلومتر در ساعت ( بنا به اعلام خلبان ) هواپیما را دچار چنان تکان های وحشتناکی کرد که چند نفر از مسافران بالا آوردند و زنان و بچه ها هم جیغ میکشیدند و اگر نبود توضیحات قبلی خلبان در مورد اینکه هواپیما تکان خواهد خورد و ... نصف مسافرانسکته میکردند.
اما منظور من از نوشتن مطالب فوق چیز دیگریست : هواپیمایی ماهان که از قرار معلوم با تلاش و پیگیری مهندس حقیقت پور ( استاندار محترم اردبیل ) پرواز هایش به اردبیل را چند ماهیست آغاز نموده است واقعا نعمت بزرگی برای این شهرستان محسوب میشود .هواپیماهای مدرن به اضافه خلبانانی که تجربه پرواز در شرایط سخت جنگی را در ارتش جمهوری اسلامی دارند و به اصطلاح مثل فولادآبدیده شده اند به همراه کروی بسیار مودب و آموزش دیده متضمن یک پرواز عالی و لذت بخش برای مسافرین هستند من به همین وسیله ازکاپیتان صادقی جبلی ، کاپیتان اسکندریان ، کاپیتان وفا و به ویژه همشهری خوبمان کاپیتان نمازی که افتخار داشته ام در هواپیمای این عزیزان به عنوان مسافر حضور داشته باشم همچنین از کلیه مهمانداران عزیز این شرکت قدردانی میکنم.
عمو جان ، میبوسمت یکی از این ور یکی از اون ور ، امیدوارم سایه شما 120 سال روی سر خانواده و نوه های گلتون باشه .
به امید موفقیت و بهروزی روز افزون : بابک معترض
پاسخ
سرور گرامی جناب دکتر معترض نازنین
قبل از هر چیز خوشحالم که صحیح و سالم شما و سایر مسافران به زمین نشستید بله حق با شماست .. وزش شدید باد مخصوصآ اگه از طرفین باشد ، مشکلات عدیده ای برای خلبان به وجود می اورد .
متآسفانه من کاپیتان صادقی رو نمی شناسم .. احتمالآ از بچه های شکاری هستند .. اما مسعود خان وفا از اون نیک مردان روزگار است که من به دوستی با ایشون همیشه افتخار کرده ام .. او یکی از خلبانان آس نیروی هوایی همچنین از بچه های با شخصیت گردان سی - 130 بود . اما در باره جناب نمازی نازنین .. خوشبختانه ما دو تا خلبان به نام آقای نمازی داشتیم .. اولی اصغر خان نمازی بود که بعید می دونم همشهری شما باشد .. منظور بایرام خان نمازی است .. که ارادات خاصی به ایشان داشته و دارم
باور کن بایرام یکی از بهترین و با تجربه ترین خلبانان نیروی هوایی بود که در جنگ همگام با سایرین خیلی از خود گذشتگی نشون داد .. فکر می کنم در این سایت هم یک بار کامنت گذاشته بود .. خلاصه همه خوب و به قول شما آبدیده هستند .. و من خوشحالم که بعد از مدت ها بی خبری .. نام آن ها رو شنیدم .. مخصوصآ مسعود جان وفا رو که دلم برایش تنگ شده است .
دکتر جان .. خجسته نوروز باستانی رو به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض کرده و سالی مملو از موفقیت و شادکامی برای شما دوست بزرگوارم آرزومندم
ممنون از حضور پر مهرتون و پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ ها
عمو جون ببخشید دوباره مزاحم میشم
آیا واقعا همونطوری که نوشته اید در نبرد هوایی فانتوم ها میتونستن دخل فلاگر ها رو بیارن؟
پاسخ
بله دکتر جان عزیزم
تاریخ جنگ ملو از این نوع نبرد هاست .. ما حتی با هلی کوپتر هم میگ عراقی رو ساقط کرده بودیم
آفرین بر غیرت ارتشیان دلاور
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=90542
پاسخ
ممنون دوست عزیزم
آگه بدونم کمک ها واقعآ به دست آن ها خواهد رسید ، من هم همه رو به حساب آن ها واریز خواهم کرد
اگر چه تیمی که رابط هستند خیلی مورد اعتماد می باشند
البته تابناک به دلیل مخاطبان زیادش خیلی تآثیر گذار تر است . اما این که چرا مهر .. ؟ باید بگم طبق قانون باید نهادی حقوقی باشد .. همان گیری که به من دادند و مجبور شدم به عنوان مدیر سایت باز کنم
عمو بهروز سلام
خواستم عيد نوروز را به شما و خانواده محترمتان تبريك بگم....سال خوبي داشته باشيد
پاسخ
آرش جان نازنین
خجسته نوروز باستانی رو به شما و خانواده محترمتان تبریک گفته و سالی پرنشاط و توآم با موفقیتی رو برای شما آرزومندم
با پوزش از تاخیر در پاسخ ها
hi dear captain
sorry i lost my persian fonts and i had to write english
i am visiting your nice website every day but i did not have
enough time for post a comment
thank you so much for your uploading
and happy new year
good luck
پاسخ
حمید جان نازنین و گرامی
مهم حضور است که شما دوست خوبم همیشه بنده رو شرمنده می فرمایی . فدای سرت که فونت فارسی رو گم کردی ..
همان طور که عرض کردم تلاش روزانه شما برای حضور خیلی برایم ارزشمند است .. من هم از شما تشکر و قدردانی کرده و سال خوب و پر نشاطی رو برایت آرزومندم .
عیدتان مبارک
سلااام اااقای مدرسی عزیییز امیدوارم زودتر حالتون روبه را شه راستش من ای دی اس الم مشکل داره با دیال میام نت سرعتش پایینه سایتو وا نمیکنه به وبلاگم که خبر نداده بودید که حالتون خوب نیست خبر نداشتم الانم شانسکی سایت بالا اومد
امیدوارم هر چی زودتر خوب بشید
سال خوبی و واسه خودتونو خانواده ی محترمتون ارزومندم
امیدوارم سالم و سلامت باشید شب خوبی داشته باشید
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم نوشین گرامی
ممنونم عزیزم که به فکر بنده هستی .. بله کمی مشکل داشتم . و مجال اطلاع دهی رو به دست نیاوردم
نوشین جان .. مشکلات اینترنت پرسرعت ، موقتی است . شما باید یکی دو بار خود مودم رو روشن و خاموش کنی .. تا شاید اشکال از مودم باشد .. بعد اگه درست نشد ، به پشتیبانی شرکتی که اینترنت گرفته ای زنگ بزن و علت رو سئوال کن .. شاید اشکال از خط تلفن ات باشد .. که با یک نوزگیر برطرف خواهد شد .. من هم یکی دو بار دچار این مشکلاتی که نام بردی شدم .. ولی با راهنمایی بخش پشتیبانی فهمیدم اشکال از خط تلفن خودم است
نوشین جان .. من هم سالی مملو از شادمانی و موفقیت برای شما دختر گلم و خانواده محترم ات از خداوند متعال خواستارم .. مواظب خودت باش عزیزم
سلام جناب آقای مدرسی
سال نو و عید نوروز را خدمت شما و خانواده محترمتان تبریک عرض میکنم.
انگار همین دیروز بود که با شما در میدان هفت تیر دیدار کردم این عمر ماست که مثل باد میگذرد.
امیدوارم باز هم افتخار دیدار شما را داشته باشم.
نوه ها را ببوسید
قربان شما
علی از کانادا
پاسخ
علی جان عزیز و دوست داشتنی
خجسته نوروز باستانی رو به شما پسر عزیزم صمیمانه تبریک گفته و بهترین شادباش ها رو برایت آرزومندم .. برایت سالی توآم با موفقیت و شادکامی مسئلت دارم ... بله علی جان گذر عم خیلی سریع تر این حرفاست
یاد اون روزی که سعادت دیدار شما رو داشتم .. گرامی باد
می گم علی جان .. یادته یک سرباز ، طفلک انگار قاطی داشت .. هر چه ما صحبت می کردیم ، خودش رو قاطی دیالوگ ها می کرد .. !!؟؟
چند روز دیگه حتما من هم به سرنوشت او دچار خواهم شد .. چون مشکلات نه تنها کم نشده . بلکه اضافه تر هم شده است .. !!
بیایید دعا کنیم که در سال جدید .. همه مشکلات برطرف شده و با همت ایرانیان با غیرت صلح و آرامش رو به کشور ارمغان اوریم
علی جان ببخشید با تاخیر پاسخ کامنت ها را می نویسم
سلام عمو بهروز امیدوارم حالت خوب باشه من یکی از علاقمندان پروازم یه سوال از خدمت شما داشتم من تو کرمانشاه زندگی می کنم از اونجا که همیشه چشام به آسمونه تا یه پرنده ای ببینم// مدت 5-6 ماهه که هرکولسی رو میبینم البته اگه هوا صاف باشه وگرنه صداشو میشنوم بین ساعت 10 و بعد ظهر ها 3 که از مسیر شمال شرق به سمت جنوب غرب حرکت میکنه خواستم بدونم شما می دونید که ماموریتش چیه؟ البته در حد امکان متشکرم
داشی بهروز کمی و ای کرماشانیل تعریف بکه ،بدبختیل گشتیان جور یک نیین وخدا///
و خدا توام هرچی بتوای و پید بیید و همیشه گرج و ساق بوید
امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید
پاسخ
مهرداد عزیزم .. خوبی برارگم .. ؟؟
مهرداد جان .. حتی اون زمانی هم که در نیروی هوایی بودم ، از ماموریت همه هواپیماها آگاه نبودم .. !
اگه هر روز نبود ، شاید می تونستم حدس بزنم . اما این که هر روز ، حدس و گمان اش کمی دشوار است
البته ممکنه آنتونف های سپاه باشه .. که ماموریت های روزانه داشته باشند .. اما برای هرکولس .. بعید می دونم .. !! مخصوصآ مسیری که اشاره کردی .. من چیزی به خاطر نمی اورم که در اون منطقه اون هم به صورت دایم داشته باشیم
فرض کن از تهران می روند تبریز .. !!! چه فرقی برایت دارد .. !!!؟؟؟
ممنون برارگم .. سلامت بی .. خوش و سلامت ..
سال خوبی رو برایت آرزو می کنم پهلوان
با عرض سلام و خسته نباشيد ويژه خدمت استاد بزرگوار (كاپيتان مدرسي)عزيز.
استاد به خاطر بعضي گرفتاريها ي ويژه شب عيد و عدم دسترسي به اينترنت در اين مدت چند پست اخير را از دست دادم كه همين امشب همه را خواندم واقعا پست هاي زيبا و اموزنده اي بود.
خصوصا اين پست اخر كه بسيار جالب و هيجان انگيز بود.
استاد به نظر من انجام مانور كبرا توسط خلبان تامكت ايراني كار بسيار شجاعانه و سختي بوده.
استاد گرامي در هواپيمايي مجهز به موشك با وزن زياد و در حين تعقيب و گريز وجنگ تن به تن در شرايط سخت جنگي انجام مانور كبرا كه كمتر خلباني در شرايط عادي هم توانايي انجام انرا دارد يك شاهكار بزرگ است....
در هر صورت به شما استاد بزرگوار به خاطر اين مطلب جالب و اموزنده خسته نباشيد عرض ميكنم.
ودر استانه نوروز براي شما و تمامي خوانندگان محترم سايت ارزوي طول عمر و سلامتي دارم.
گرچه در كل سال88 براي بنده در حوزه اجتماعي به خاطر حوادث تلخ ان سال خوبي نبود اما افتخار اشنايي و همكاري با شما واقعا يكي از بهترين خاطرات من از اين سال است...
هميشه سربلند باشي(كاپيتان)
پاسخ
پسر عزیزم جناب علی جان صفری گرامی
خیلی خوشحالم بعد از مدتی بی خبری .. عاقبت کامنتی از شما رو مشاهده می کنم .. البته می دونستم که مشکل اینترنت داری .. اتفاقآ چند روز پیش با یکی از دوستان ذکر خیر شما بود .. و من بهش گفتم : علی جان قرار بود برای من مطلب بفرستد .. اما نمی دونم چرا خبری نشد .. !!؟
در باره ماموریت ها حق با شماست .. واقعآ کار سخت و دشواری بود
من هم نوروز باستانی رو به شما و خانواده محترمتان تبریک گفته و سالی خوب و توآم با موفقیت رو برایت آرزومندم
علی جان برای من هم آشنایی و همکاری با شما افتخار بزرگی است
با سپاس از حضور پر مهرت
جناب مدرسی واقعا عالی بود. اما در پایان یک مسئله تلخ در ذهنم مطرح شد.
که ما دیگر توانایی انجام چنین عملیات هایی را نداریم. گذشته از شعار و خیال
پردازی با کمال تاسف نیروی هوایی ما حتی یک هواپیمای روزآمد و مدرن ندارد.
گذشت آن دوران .............
پاسخ
حسین جان عزیزم
ممنون از این که مطلب رو خوندی .. و خوشحالم که مورد پذیرش شما قرار گرفت .. اما حسین جان عزیزم .. این همه بد بین نباش
من نمی دونم روی چه امار و مدرکی به این نتیجه رسیده ای .. !!؟
تامکت ها هم از رده خارج بودند .. اما دیدی ایرانیان حتی همین حالا هم بار عظیمی بر دوش دارد ..
ممنون از حضورت
آقای مدرسی عزیز
عید نوروز و سال جدید را خدمت شما و خانواده محترمتون تبریک عرض می کنم .
در مورد این پست باید عرض کنم اگر چه بیش از 10 بار از منابع مختلف شرح این عملیات غرور آفرین را مطالعه کرده بودم اما با نثر زیبای شما حلاوت دیگری داشت .
راستش امروز خبری شنیدم که تا الان به شدت متاثرم کرده و غمگین و اون هم اینه که تنها دایی باقی مانده من دچار عارضه بمب های شیمیایی صدام ملعون شده , گفتم تنها داییم بخاطر اینکه دایی دیگرم در سال 59 تنها 3 ماه بعد از ازدواجش شهید شد و این یکی نگو 3 سال است که درگیر عوارض بمب های شیمیایی شده و من بیخبر دائما ازش گلایه میکردم چرا وقتی تهران میاد به ما سر نمیزنه و یک روزه میاد و بدون دیدن ما میره ! ؟؟؟
قضیه هم از این قرار بوده که سال 67 در منطقه سردشت مورد حمله شیمیای قرار میگیرند و چون فکر میکردند دور تر از منطقه هستند اتفاقی نیافتاده غافل از اینکه بالاخره 18 سال بعد مشکل دامنگیرشون میشه و با اثر گذاشتن روی حنجره , برای مدتی صداش را از دست میده و دچار تنگی تفس شده . وقتی میبینه بقیه همرزمانش هم همین مشکل را دارند مورد آزمایش قرار میگیرند و معلوم میشه اثر گاز خردل هستش . حالا هر 3 ماه یکبار داروی گران قیمتی باید تزریق بشه که هر نوبت تزریقش 4 ساعت طول میکشه تا روند کشنده اثر گاز کمی کنترل بشه . البته لازم به گفتن هست که از اون جمع فقط 4 نفر باقی مونده بودن که یک نفر هم به دست تروریست های پژاک شهید میشه و حالا شدن 3 نفر . راستش نمیونم این خبر را چطوری باید به مادرم و خانومش خبر بدم که مطمئن هستم هرگز تحمل نمیکنن .
اینها را گفتم تا هم کمی سبک بشم و هم جواب اون دوستی را که گفته بود نیروی هوایی ایران بعد از سال 62 از بین رفته اینطوری بدم که دوست عزیز ! و وطن پرست !!! طی 300 سال گذشته هر وقتی دشمنی هوس کرده بود به کشور حمله کنه یا قسمتی از خاک وطن را برده بود و یا امتیاز مهمی گرفته بود و یا هر 2 ! اما در طول این طولانیترین جنگ کلاسیک تاریخ که به جرات مردم ایران به تنهایی در مقابل باقی دنیای ایستادگی کردند و نه تنها قسمتی از خاک کشور از دست نرفت و امتیازی هم داده نشد بلکه تک تک دشمنان هر کدام به دست دیگری ازبین رفت . انچه رمز پیروزی بود نه جنگنده های فاقد قطعات یدکی و نه موشک های فونیکش خراب و نه تانک و آرپی جی که کم بود بلکه غیرت , ایمان و اعتقاد و از خود گذشتگی همه مردم کشور بود . چه خلبان , چه ناوی , چه رزمنده و حتی مردم عادی کوچه و خیابان !
امروز وقتی دایی ناصر در جو.اب تاثر و تالم شدید من گفت :
ما آنچه کردیم به خاطر خدا و دفاع از وطن بوده و در نتیجه راضی هستیم به رضای خدا !
جوابی نداشتم و ندارم جز اینکه :
ما خاک پای تمام رزمندگان وطن هستیم , چه خلبان , چه ناوی , چه سرباز پیاده و حتی همه مردم کوچه و خیابان که دلشان مطپد برای خاک پاک وطن !
زنده باد ایران
خلیج همیشه فارس
چشم همه دشمنان کور !!!
پاسخ
سروش عزیز و نازنین
.. غروب بعد از ساعتی تلاش برای نوشتن آخرین مطلب امسال حالم بد شد و افتادم .. چون با استراحت معمولآ آرام می شوم
برای نخستین بار کلی کامنت در وبلاگ و سایت روی هم جمع شده است .. که به دلایلی که عرض کردم هنوز فرصت نکردم جواب بدهم
از نظر نوبت بندی .. این کامنت آخرین است .. اما همین جوری از روی کنجکاوی وقتی خواندم .. درد قلب خودم رو فراموش کردم .. و با چشمانی گریان از این واقعه جواب شما را می نویسم
عزیزم .. افرادی مثل دایی بزرگوار شما متعلق به همه مردم ایران است . او جز افتخارات ایران عزیز محسوب می شود
درد او درد همه ماست ... همه رفتنی هستیم ... خوشا به سعادت افرادی مثل دایی شما که با سرافرازی و روی سفید کارنامه این دنیای خودشون رو با غیرت نوشتند ..
سروش جان .. به جرآت می توانم ادعا کنم .. بهترین تحلیل نظامی رو شما بیان کردی .. بله واقعیت همین است
حتی نقش یکایک مردم در اون زمان برای همه رزمندگان مهم بود .. حمایت آن ها باعث انگیزه دفاع مردمی می شد
به مادر و همسر دایی ات بگو ... سرش رو بالا بگیره و با افتخار نام همسر و فرزند خود رو به زبان بیاورند .. چون یک مرد غیرتمند تمام درد های یک دفاع مقدس رو در بدن دارد
من به شخصه به عنوان عضوی کوچک از خانواده ارتشی افتخار می کنم بر پاهای مردانی چون دایی شما بوسه بزنم
با آرزوی موفقیت برای شما
درود جناب مدرسی عزیز
شاد باش نوروزی حضور شما و همه خوانندگان سایت شما.
افتخار و درود بر تک تک قهرمانان میهنمان وایران را سپاس بداشتن چننین فرزندانی
نمیتوان احساس غرور نکرد از این حماسه وهزاران حماسه دیگر بدون یاد اوری وسپاس از ابر مردانی که بنیانگذر نیروی هوایی کشورمان بودند. یاد ونام افزارمندان ـ سربازان درجه داران افسران و امیرانی که در ایجاد و توسعه این نیرو کوشیدند جاودانه باد
با شادباش دوباره نوروزی و آروزی جاودانگی ایران عزیزمان
نکته بین
پاسخ
دوست عزیز و نکته بین گرامی
خوشحالم که از زبان شما دوست فرهیخته و نکته بین چنین سخنان غرور آفرینی رو در باره دلاور مردان ارتشی می شنوم
ممنون از این همه مهر و محبت .. و صمیمانه ترین تبریکات به مناسبت عید سعید نوروز
ممنون از حضور
جناب آقای کدخدایی، که احتمالا خود را شخصی اهل تحقیق می دانند،
فرمودند :
در سال 1365 و در جريان واترگيت IRIAF توسط قطعات و تجهيزات ارسالي ايالات متحده توانست تقريباً بيشتر جنگندههاي زمينگير خود را بازسازي نموده و عملياتي نمايد
1-لطفا ایشان بفرمایند فرق بین ماجرای واتر گیت و ایران گیت چیست؟
2- یکی از خوانندگان محترم سایت به نام سروش بسیار احساساتی شده و فرموده اند :
اما در طول این طولانیترین جنگ کلاسیک تاریخ که به جرات مردم ایران به تنهایی در مقابل باقی دنیای ایستادگی کردند و نه تنها قسمتی از خاک کشور از دست نرفت و امتیازی هم داده نشد بلکه تک تک دشمنان هر کدام به دست دیگری ازبین رفت . انچه رمز پیروزی بود نه جنگنده های فاقد قطعات یدکی و نه موشک های فونیکش خراب و نه تانک و آرپی جی که کم بود بلکه غیرت , ایمان و اعتقاد و از خود گذشتگی همه مردم کشور بود .
نظر جنابعالی در مورد پوشش هوایی و عملکرد نیروی هوایی در ماجرای عملیات اراده جدی و اینکه یک F-18 به راحتی با شلیک چند هارپون ناو ایرانی را غرق کرد چیست؟
شما که می گویید "انچه رمز پیروزی بود نه جنگنده های فاقد قطعات یدکی و نه موشک های فونیکش خراب و نه تانک و آرپی جی که کم بود بلکه غیرت , ایمان و اعتقاد و از خود گذشتگی همه مردم کشور بود . "
لابد در حین این عملیات، مردم ایران شجاعت و غیرت نداشته اند؟
سعی کنیم کمتر شعار داده و بیشتر واقع بین باشیم و از قصه سرایی های کودکانه بپرهیزیم
پاسخ
دوست عزیز من که در تمام کامنت های این چنینی همیشه عرض کرده ام در جریان نبوده و نیستم .. ما سربازیم و وظیفه مون هم تعریف شده است
تحلیل گر مسایل نظامی نبوده و نیستم
بنام خدا
سلام بر استاد گراميم جناب مدرسي عزيز
سال نومبارك باشد
اما جناب centcom اگر كمي منصف باشيم مي بينيم آقاي سروش عزيز بيراه نگفته است واقعاً جنگ ما فقط با عراق نبوده است ، در طول جنگ به گفته خود مسئولان ما از حداقل 5كشور عربي اسير و مزدور به اسارت گرفتيم و در مقابل سل انبوه تجهيزات اهدايي به عراق ما تقريباً هيچ چيزي به تسليحات خود اضافه نكرديم ودرنهايت مظلوميت و محروميت توانستيم در مقابل يكي از پنج ارتش قدرتمند جهان در آن موقه پيروز و فاتح از جنگ خارج شويم ، اگر غير از اينه عزيزم شما توضيح فرمائيد تا ما ارشاد شويم .
واتر گيت يا ايران گيتش هم نميدونم شايد شما درست ميفرمائيد
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم علی جان گرامی
عید نوروز این سنت آریایی رو به شما پسر عزیز و مهربانم تبریک گفته و سالی مملو از مهر و محبت ، عشق و موفقیت برای شما مسئلت دارم
در باره کمک اغلب کشور ها به عراق .. مسئله ای ثابت شده است . از بمب های میکروبی و خردل و هزار کوفت و زهر مار گرفته تا هواپیما های بسیار پیشرفته .. و به قول شما از اسرای رنگارنگی که در عملیات های مختلف می گرفتیم .. مشخص بود چه کشور هایی در منطقه رو در روی ما ایستاده بودند .. و به خواست خدا .. و همیاری مردم و تلاش رزمندگان ما نزد مردم خودمون روسفید موندیم .. و هرگز اجازه ندادیم یک وجب از خاک ایران نازنین مورد تجاوز بیگانگان قرار گیرد
در باره مسایل سیاسی .. بار ها عرض کرده ام که من چیزی نمی دونم .. یک سرباز فقط به دفاع و عدالت و انسانیت فکر می کنه .. همین
ممنون علی جان گرامی
بنام خدا
استاد عزيز دوباره سلام
اتفاقاً اين مبحث سياسي نيست ، اشتباه نشود،اين مبحثي است بسيار مهم براي اينكه جوانان ما بدانند چه بر سر ملت ما آمد ، اين دوست عزيز ميفرمايند كه بنده اهل تحقيق هستم ، خب چه اشكالي داره ايا اين عيب است؟آيا اين بد است كه تحقيق كرده و بعد حرف بزنم؟
مثلاً ايشون در خصوص ماجراي ايران گيت بنده را مورد سوال قرار دادند كه بسيار كار بجاي بود چون بنده اشتباه كردم و نام ماجراي ايران كنترا يا ايران گيت را به اشتباه واترگيت گفتم كه اصل ماجرايش به شرح زير است :
ایران گیت IRANGATE
نامی است كه با تداعی نام رسوائی «واترگیت» بر رسوائی حكومت ریگان در رابطه با ایران داده شده و پس از گذشت سالها از افشای آن هنوز مورد بحث مطبوعات و محافل سیاسی آمریكاست.
ماجرا به اختصار از این قرار است كه دولت آمریكا در سال 1985 در دوران ریاست جمهوری ریگان برای جلب كمك و حمایت ایران در رهائی گروگانهای آمریكائی در لبنان با ارسال اسلحه و لوازم یدكی مورد نیاز ارتش ایران در جنگ با عراق موافقت میكند و ریگان ضمن ارسال این سلاحها به ایران هیئتی را نیز به ریاست «رابرت مكفارلین» رئیس پیشی شورای امنیت ملی رئیس جمهور آمریكا به تهران اعزام مینماید و یك جلد انجیل نیز با پیامی به خط خود برای فتح باب دوستی با ایران همراه وی به تهران میفرستد. از هیئت اعزامی آمریكا در ایران استقبال نمیشود و مكفارلین دست خالی به آمریكا باز میگردد. البته چندتن از گروگانهای آمریكائی در لبنان در این فاصله آزاد میشوند، ولی انتظارات واقعی آمریكا برآورده نمیشود و افشای این ماجرا در آمریكا، به خصوص نقش خود رئیس جمهور در آن جنجال بزرگی برپا میكند. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود، زیرا در جریان تحقیقات درباره این مسئله از «پویندكستر» مشاور امنیت ملی ریگان و سرهنگ «اولیور نورث» كه در این ماجرا نقش اصلی را به عهده داشته و همچین خود «مكفارلین» معلوم میشود كه میلیونها دلار سود حاصله از فروش اسلحه به ایران به طور غیرقانونی و برخلاف مصوبات كنگره آمریكا برای شورشیان ضد دولتی نیكاراگوئه، كه به «كنترا» معروف هستند ارسال شده است.
به همین جهت این رسوائی به ماجرای «ایران – كنترا» Iran – Contra هم معروف شده است.
خب اين باعث شد بنده بيشتر تحقيق كرده و اشتباه خود را اصلاح نمايم و اين جاي تشكر داره اما يه مطلب مهمي كه بچه مذهبي هاي ما آن را ناديده ميگيرند اين است كه در كنار داشتن تسليحات بايد ايمان قوي داشت وگرنه هيچ به دست نخواهي آورد مثل اون بچه رزمنده كه با آفتابه چهار پنج تا نره خر بعثي رو به اسارت گرفته بود و اون حمارها خيال كرده بودن آفتابه نوعي سلاح جديده كه داراي خشابي گنده و لولهاي كج است ولي اينو نفهميده بودن كه اون سلاحي كه باعث شده بود اون رزمنده نوجوان آنها را اسير كنه ايمان و تقواي و صد البته توسل به ائمه بود نه چيز ديگر اما يه مطلب اينجا مهمه اونم اينه كه اگر آن رزمنده همون آفتابه را هم نداشت ديگه هيچي نداشت كه با اون بتونه اون احمق ها را اسير كنهپس ميبينيم كه بودن تسليحات مهمه حتي اگر يه آفتابه آهني باشه.بيشتر از اين هم اگر كسي بخواهد حرفي بزنه سفسته بازي است نه چيز ديگر.
در خصوص غرق نمودن ناوچه ايراني نيز ماجرا به شرح زير است :
در ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ (میلادی) نیروهای آمریکایی با چندین گروه سطحی جنگ را آغاز کردند ٫ بعلاوه نیروی هوایی از ناو هواپیمابر انترپرایز (به انگلیسی: USS Enterprize) ٫ عملیات با هماهنگی دو گروه سطحی آغاز شد ٫ یک گروه به همراه دو ناوشکن و یک واحد تدارکاتی آبی خاکی به سکوی نفتی ساسان حمله کردند ٫ گروه دیگر که در برگیرنده یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله کردند ٫ تفنگداران نیروی دریایی از شاخه واکنش سریع به سکوی نفتی ساسان حمله کردند و به جمع آوری مدارک و کارگزاری مواد منفجره جهت از کار انداختن آن پرداختند .
ایران با اعزام قایق های تندروی بوقمار (به انگلیسی: Boghammar) و حمله به چندین هدف متفاوت در خلیج فارس به این حمله پاسخ گفت ٫ شامل کشتی تدارکاتی با پرچم آمریکا و یک کشتی با پرچم پاناما ٫ بعد از این حمله هواپیماهایA-6E با راهنمایی ناوچه های آمریکایی به سمت قایقهای تندرو هدایت شدند ٫ هواپیما ها با رها کردند بمبهای راکی کلاستر (به انگلیسی: Rockeye Cluster ) بر روی قایقهای تندرو باعث غرق شدن یکی و آسیب دیدن چندی دیگر شدند که بعد از خسارت دیدن به جزیره ابوموسی پناه بردند.
برخورد با وارد شدن جوشن ٫ قایق توپ دار کلاس کمان ٫ ادامه پیدا کرد ٫ جوشن اقدام به پرتاپ موشکهای هارپون (به انگلیسی: Harpoon missle) خود به سوی وین رایت (به انگلیسی: USS Wainwright) کرد که این عمل با پرتاب چهار موشک استاندارد (به انگلیسی: Standard missle) از سوی سیمپسون (به انگلیسی: USS Simpson) پاسخ داده شد و در همین حین وین رایت هم با پرتاپ دو موشک استاندارد این حمله را ادامه داد ٫ این حمله سازه اصلی کشتی ایرانی را منهدم کرد ولی باعث غرق شدن فوری آن نشد٫ بیگلی (به انگلیسی: USS Bagley) هم یک فروند از هارپون های خود را به سمت آن شلیک که البته به هدف نخورد٬ سه کشتی با نزدیک شدن به جوشن اقدام به غرق کردن آن با استفاده از آتشبار توپخانه کردند.
در این حین دو عدد اف-۴ (به انگلیسی: F4) نیروی هوایی به وین رایت نزدیک شدند ٫ که با پرتاپ چند فروند موشک استاندارد از منطقه فراری شدند.
نبرد ادامه پیدا کرد هنگامی که ناوچه سهند که از بندر عباس حرکت کرده بود وارد کش مکش با چندین واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا شد ٫ ناوچه بوسیله هواپیماهای اینترودر(به انگلیسی: Intruder A-6es) که مشغول گشت زنی مراقبتی برای جوزف استراس (به انگلیسی: Uss joseph struss) بودند ردیابی شد.
ناوچه سهند چندین موشک به سمت هواپیماهای اینترودر شلیک کرد که هواپیماها با دو موشک هارپون و چهار [[بمب هدایت شونده لیزری اسکیپر]] (به انگلیسی: Laser-guided skipper bombs) پاسخ دادند ٫ جوزف استراس هم یک موشک هارپون به آن اضافه کرد ٫ اغلب ٫ اگرنه تمام سلاحهای شلیک شده با کشتی ایرانی برخورد کرد٫شعله های آتش از روی عرشه سهند به آسمان سر کشید و به تدریج به باطری کشتی (به انگلیسی: Magazine) رسید که باعث انفجاری شد که این انفجار به غرق شدن کشتی کمک کرد. با وجود غرق شدن سهند یکی از پیشرفته ترین کشتیهای ناوگان ایران ٫ایرانیها همچنان به نبرد ادامه دادند ٫ کمی بعدتر در همان روز ٫ خواهر خوانده سهند ٫ ناوچه سبلان وارد معرکه شد و با آتش چند فروند موشک زمین به هوا به اینترودر ها آنها را مورد حمله قرار داد .خلبان اینترودر با پرتاپ یک بمب هدایت شونده لیزری بر روی سبلان کشتی را به طور کامل از کار انداخت به طوری که حتی قادر به حرکت هم نبود ٫ که البته بعدا بوسیله یدک کشهای ایرانی به بندرعباس بازگردانده شد ٫ در این حین مقامات ارشد در واشنگتن که در جریان امور بودند به واحدهای آمریکایی دستور دادند که نبرد را ترک کنند.
والسلام
ارادتمند علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم علی جان گرامی
بی نهایت از صراحت نفس و کلام شما لذت بردم آفرین
از همه مهم تر .. از مطالب تحقیقی شما خیلی استفاده کردم .. بله من هم با شما موافقم که بیان این مسایل تاریخی اصلآ سیاسی نبوده و نیست .. و صد البته موافقم که ایمان و تخصص به همراه شجاعت باعث موفقیت قوای ما در نبرد های یک طرفه که با حمایت کشور های غربی انجام می گرفت .. شده بود ..
از همه این ها گذشته .. علی جان جریان آفتابه واقعیت داره .. !!؟
من می تونم یک پست طنز یا حتی روایتی از این واقعیت بنویسم .. فقط ممنون می شوم که اگه اطلاعاتی از این کار داری برایم سریع ارسال کن .. اگر نه من با هیمن یک خط اطلاعاتی که نوشتی هم می تونم یک پست بلند و بالا تهیه کنم .. من بی صبرانه منتظر اطلاعات تکمیلی شما هستم .. تا لااقل مطلبی که در باره جنگ می نویسم .. منبع معتبری مثل شما داشته باشد
حتمآ خودت می دونی که .. در بیان خاطرات جنگی ، بی نهایت وسواس دارم .. و دلم نمی خواهد مطلبی تحریف شده وارد نوشته های من شود ..
ممنون از شما و اطلاعات بسیار با ارزشی که ارایه دادی
یا حق
با درود!
من از عمد آن پرسش را درباره ایران گیت و واتر گیت کردم تا شما متوجه اشتباه فاحش خود شوید.
بسیار خوب اجازه بدهید فرمایشات جناب کدخدایی را کنار هم بگذاریم :
"واتر گيت يا ايران گيتش هم نميدونم شايد شما درست ميفرمائيد"
"اين دوست عزيز ميفرمايند كه بنده اهل تحقيق هستم ، خب چه اشكالي داره ايا اين عيب است؟آيا اين بد است كه تحقيق كرده و بعد حرف بزنم؟
مثلاً ايشون در خصوص ماجراي ايران گيت بنده را مورد سوال قرار دادند كه بسيار كار بجاي بود چون بنده اشتباه كردم و نام ماجراي ايران كنترا يا ايران گيت را به اشتباه واترگيت گفتم "
مقایسه این دو قسمت دقیقا به شما جناب آقای کدخدایی می فهماند که شما گاهی بدون تحقیق صحبت می کنید.
من یک پرسش کردم و شما پاسخی ندادید :
"شما که می گویید "انچه رمز پیروزی بود نه جنگنده های فاقد قطعات یدکی و نه موشک های فونیکش خراب و نه تانک و آرپی جی که کم بود بلکه غیرت , ایمان و اعتقاد و از خود گذشتگی همه مردم کشور بود . "
لابد در حین این عملیات،مردم ایران شجاعت و غیرت نداشته اند؟( عملیات اراده جدی، که البته شما به دلایل شروع آن عملیات اشاره نکردید که اصلا چرا این برخورد پیش آمد)، "
بگذریم،چون این سایت جای بحثهای سیاسی نیست، من نمی توانم برخی اطلاعات را اینجا ارایه دهم. ولی در حد امکان تا جایی که امکان داشته باشد و ایجاد مشکل نکند برخی جریانات که جنابعالی واضح است،هیچ اطلاعاتی در مورد آن ندارید می گویم.دلال اصلی آن ماجرا شخصی به نام منوچهر قربانی فر بود که ایشان در آن ماجرا کارهای زیادی کرد که اسلحه بدست ایران برسد.
و اصل این جریان در واقع به نظر می آید برخی معامله ها در قبل عملیات فاو بوده باشد ، که این می تواند قابل توجه جنابعالی باشد که می فرمایید این غیرت و فلان و چنین و چنان بود نه اسلحه آمریکایی که....
و همچنین واردات اسلحه از ارتش اسراییل، که بسیار راحت قابل اثبات است، اسلحه های ایران اکثرا مربوط به قبل از 1975 بود که در سال 1985 پر واضح بود که ارتش ایالات متحده از آنها استفاده نمی کرد.پس باید به نوعی از انبار تسلیحاتی دیگر کشورها استفاده می شد، که در این میان کشور اسراییل بهترین گزینه بود، به خاطر شباهت زیادی که ساختار نیروی هوایی این کشور به نیروی هوایی شاهنشاهی و نیروی هوایی آمریکا داشت.
این مطالبی که گفته شد آقای کدخدایی عزیز، می توانید تحقیق کنید ببینید درست است یا خیر.البته اگر واقعا دنبال حقیقت هستید . نه یک مشت تعصب کورکورانه...مخصوصا آنجا که فرموده اید:
صد البته توسل به ائمه بود نه چيز ديگر اما يه مطلب اينجا مهمه اونم اينه كه اگر آن رزمنده همون آفتابه را هم نداشت ديگه هيچي نداشت كه با اون بتونه اون احمق ها را اسير كنهپس ميبينيم كه بودن تسليحات مهمه حتي اگر يه آفتابه آهني باشه.بيشتر از اين هم اگر كسي بخواهد حرفي بزنه سفسته بازي است نه چيز ديگر."
اولا که شما کلمه سفسطه را غلط نوشته اید دوست عزیز!!
الحمدالله که بنده از آن تیپ " بچه مذهبی" ها نیستم که بروم گروه مقاومت مسجد محل شتشوی مغزی بشوم و تحت تاثیر احساسات به واسطه یک مشت به اصطلاح خاطره راست و دروغ قرار بگیرم. بعد هم از من بیگاری بکشند بو بگویند خب تو باید الگویت شهدا باشند!!
بگذریم، ببینید جناب آقای کدخدایی،پیروزی در جنگ، به عوامل زیادی بستگی دارد، یکی از مهترین اونها بدون تردید، تسلیحات است و دیگری که هم بسیار مهم است، انگیزه است. خلبانان آمریکا در جریان جنگ ویتنام عملکرد ضعیفتری داشتند، نسبت به جنگ جهانی دوم، چون انگیزه ضعفتری داشتند. به طور کلی در طول تاریخ ، کسانی که در کشورشان، از میهنشان دفاع می کردند، شجاعانه و پر افتخار جنگیده اند.
این به خاطر آن چیزی است که از دیدگاه تحلیل نظامی، به آن انگیزه گفته می شود، که در مورد ایران، با توجه به اعتقاد مذهب شیعه، شما اسمش را می گذارید ایمان به ائمه و ...
که صد البته تاثیر گذار هم است.
این خداوند است که همه جهان را اداره میکند و گر می شود به او خالصانه توکل کرد و او پاسخ ندهد؟
یک مطلب ضد و نقیض دیگر هم در فرمایشات شما وجود دارد :
از فرمایشات شما این طور برداشت می شود که می خواهید القا بفرمایید که ما در جنگ چقدر تنها و مظلوم بودیم و هیچ کس به ما کمک نکرد و ما با اتکا به خدا و توکل و امام و... پیروز شدیم!!
و البته خود شما به کمک ها و پشتیبانی های ایالات متحده اشاره می کنید....
خلاصه این جنگ این بود:
این جنگ را همان کسانی که از پشت پرده راه انداختند، آن قدر کش دادند که امکانات بسیاری از دو طرف نابود شد. یکبار به عراق کمک کردند و یکبار به ایران. و در همان موقع ها بود که ترکیه و دبی سرمایه گذاری کردند و این شدند که امروز می بینید...
این درواقع شعار نا گفته، اما عمل شده کشورهایی است که دم از صلح و حقوق بشر می زنند:
صلح برای ما، جنگ برای بقیه
پاسخ
بسیار سپاسگزارم دوست عزیز
البته من احساس ام این است که این گونه تحقیقات بوی سیاست رو می دهند .. ! اما چون جناب کدخدایی معتقد است این اطلاعات سیاسی نیست .. و شما هم تآکید کردید که بار سیاسی آن را کم می کنید .. منتشرش می کنم
اما خواهشآ .. از همه دوستان و عزیزان استدعا می کنم .. کاری نکنید که باعث مسدود شدن تنها عشق زندگی ام شود .. در پست آخرم " http://www.oldpilot.ir/2010/03/post_392.php#more "
دو لینک از مصادیق جرایم رایانه ای رو قرار دادم .. که به صراحت اعلام داشته است . هر نوع اطلاعات و یا کامنتی که باعث افشای اسرار ارتش و نظام شود ، جرم محسوب شده و وبلاگ یا سایت مربوطه بدون اخطار مسدود خواهد شد .. و باز در بخش نظرات همین لینک ، دوستان زیادی اعلام کرده اند که مطلب نوشته شده در وب آن ها مشکل چندانی نداشته است .. و از این که بدون تذکر قبلی حذفش کرده بودند .. ناراحت بوده و به دنبال راهکاری می گشتند
.. من مخالف تحقیق و بیان واقعیت ها نیستم
اتفاقآ خیلی دلم می خواهد با دیدگاه های متفاوت حتی مخالف مسئله هشت سال دفاع مقدس تجزیه و تحلیل شود .. اما صادقانه اعتراف کردم .. به عنوان یک سرباز تنها اموخته بودم از متجاوز و خاک مقدس کشورم دفاع کنم .. و هرگز به دنبال سیاست های نهفته در ذات جنگ با عراق نرفته و نمی دونم در پش پرده چه گذشته است .. !!؟
اما به دلایلی که عرض کردم .. از همه دوستان خواهش می کنم .. رعایت بنده رو کرده و خدای ناکرده چیزی ننویسند که باعث قطع این ارتباط دوستانه و صادقانه ای که با خوانندگانم دارم ، از بین برود .. چون مطمئن هستم اگه این ارتباط به هر دلیلی قطع شود .. من از غصه حتمآ دق خواهم کرد
ممنون از شما .. فقط امیدوارم جناب کدخدایی این کامنت شما رو ببیند .. توصیه می کنم در صورت امکان ، کامنت های خود رو در پست های اخر قرار دهید .. تا طرف مقابل تان حتمآ ان را ببیند ..
با سپاس فراوان
بارها گفته شده:
عراق در جنگ با ایران، به پیشرفته ترین سلاحهای غربی و شرقی مجهز بوده و از هر دو ابرقدرت پشتیبانی می شده است.
جناب کدخدایی، از شما پرسشی دارم:
اگر واقعا عراق به پیشرفته ترین سلاحهای غربی و شرقی مجهز بوده باشد، پس باید نیروی هوایی ارتش آن کشور مجهز به بمب افکنهای استراتژیک و نامریی B1،هواپیماهای نامریی F-117 و هواپیماهای تورنادو ... بوده باشد.
شما حتما اطلاع دارید که کارایی هواپیمای مثل میراژ 2000، به هیچ عنوان قابل مقایسه با F-117 نیست.
از شما پرسش می کنم اگر واقعا، عراق چنین تجهیزاتی را داشت،چه بر سر پایگاههای شکاری ایران می آورد؟
لطفا صراحتا بفرمایید آیا قبول دارید که این حرف یک دروغ عوام فریبانه بوده است؟
"عراق در جنگ با ایران، به پیشرفته ترین سلاحهای غربی و شرقی مجهز بوده و از هر دو ابرقدرت پشتیبانی می شده است."
پاسخ
ممنون از شما .. امیدوارم جناب کدخدایی پاسخ شما را بنویسد .. فقط خواهش می کنم به پاسخی که در کامنت قبلی شما نوشتم ، توجه فرمایید
چشم! حتما رعایت خواهم کرد.این وبلاگ شماست و ما تابع مقرراتی که شما تعیین می فرمایید خواهیم بود. از شما به خاطر اینکه این فضا را ایجاد فرمودید سپاسگزاری می کنم
فقط خدمت سرورم جناب کدخدایی درود می فرستم. من وقتی پست خودم را مجددا خواندم احساس کردم قدری تند نوشته ام. ان شاالله جنابعالی به دل نگیرید و آن طور که شایسته روحیه محققانه شماست پاسخ دهید. من مطالب قبلی شما در مورد سانحه را خوانده ام و تردیدی در اینکه جنابعالی فردی باسواد و اهل تحقیق هستید ندارم.
پاسخ
بی نهایت سپاسگزارم دوست نازنین
باور کن من از خودم هیچ مقرراتی وضع نمی کنم .. فقط دلم نمی خواهد ارتباط ام با شما یاران بی دلیل قطع نشود .. همین
سلام جناب سرهنگ
بازم ممنون از مطالبق زیباتون
راستی جناب سرهنگ لازمه عرض کنم منبعد من مزاحم همیشگیتون خواهم بودو چاره ای هم متاسفانه نیست امیدوارم قابل بدونید.اگه تونستید لطف بفرمائید شماره موبایلتون هم بدید که یه مطلبیو میخام اگه اجازه بدید عرض کنم خدمتتون
مرسی
ببخشید زیاد حرف زدم آقای مدرسی
پاینده باشید
پاسخ
دوست عزیز و نازنین
خوشحالم که از مطالب نوشته شده خوشت اومده است ..
دوست عزیزم .. من نمی توانم شماره ام رو در بخش نظرات منتشر کنم .. !! البته هیچ اشکالی نداره .. همه خودی هستند .. اما مشکل اینه که فرصت پاسخ گویی به همه یاران رو ندارم .. اما اگه شما شماره تماس به همراه نام خود رو درج کنید .. من حتمآ در اولین فرصت با شما تماس خواهم گرفت .. ضمن این که شماره تماس و سایر اطلاعات خصوصی شما را منتشر نخواهم کرد
ممنون از شما و تشکر از حضورتون
سلام جناب مدرسی میخواستم بپرسم ایا در طول جنگ تحمیلی هیچ وقت هرکولسها در اسمان مورد حمله جنگنده های عراقی واقع شدند یا نه دیگه اینکه اگه میشه خاطره اولین پروازتون در مقام خلبان و احساس واقعیتونو بگیدو دیگه اینکه اگه خلبان موقع فرود مسئولیت فرود رو به کمک خلبان واگذار کنه تخلف کرده یا نه ممنون سربلند باشید ارادتمند سعید
پاسخ
سعید جان نازنین
با درود و سپاس از حضورتون .. راستش رو بخواهی در ایام جنگ ، خیلی از سی - 130 ها در آسمان با شکاری های دشمن مواجه شدند .. که با عکس العمل سریع خلبانان هرکولس و یا کاهش سریع ارتفاع مانع از هرگونه اقدامی شده اند .. یکی دو باره برای خود من پیش آمد .. همکارانم هم در خاطراتشون حملات زیادی از جمله با خفاش به خاطر دارند .. که یک موردش رو از زبان جناب آقای فولادوند نوشتم ..
اما در یک مقطعی هم شکاری ها پشت هواپیماهای سی - 130 پنهان می شدند تا رادار های ایرانی آن ها رو نبیند .. به این ترتیپ که وقتی هرکولس ها برای حمل مجروحین جنگی به مناطق جنگی اعزام می شدند ، به محض تیک آف ، شکاری های عراقی که فاصله چندانی با مرز نداشتند .. سریع در ارتفاع پائین پرواز کرده و وارد مرز می شدند .. و سپس خود رو به زیر هرکولس سریع کشانده و تا مقصد که معمولآ تهران و تبریز و اصفهان بود ، راحت حمله می کردند .. البته در پاسخ به پرسش شما باید عرض کنم .. که تا حالا هیچ سانحه ای به خاطر برخورد با جنگنده های دشمن نداشتیم .. البته دلیل اصلی آن .. این بود که آن ها برای اهداف مهم تری ماموریت داشتند .. و هرگز به هیچ خلبان شکاری عراقی نمی گفتند .. برو در آسمان دنبال هرکولس ها بگرد و آن ها را نابود کن .. !! چون ارزش اهداف آن ها بالاتر از هرکولس بود .. اما در مراجعت بدشون نمی آمد که آن ها رو با شلیک گلوله یا باقیمانده موشک های خود مورد اصابت قرار دهند .. البته اگه موشکی از نوع هوا به هوا حمل می کردند .. !! ولی همان گونه که عرض کردم .. سابقه رودر رویی و فرار و یا پنهان شدن در پشت هرکولس ها رو زیاد داشتیم .. در حمله به کارخانه ایران خودرو .. پشت هواپیمای ما قایم شده بودند .. !! و من به چشم خودم دیدم که از زیر بال هواپیمای ما به سرعت روی تهران که رسیدیم جدا شده و لحظاتی بعد در اطراف فرودگاه دود بلندی رو دیدم .. که بعد شنیدم ایران خودرو بوده است
سعید جان در باب خاطره اولین پروازم به کرات در مطالب قدیمی اشره کرده ام .. اما باز هم به روی چشم ..
ممنون از حضور و کامنت شما
جناب مدرسی سلام این مورد که اشاره فرمودید یعنی ایم شدن هواپیماهای دشمن در پناه هرکولسها خیلی جالب بود برای اولین باربود همچین چیزی خواندم راستی مگر هرکولسها رادار ندارند که متوجه بشوند دیگه اینکه میخواستم بدونم موقع فرود وقتی هواپیما به چند متری باند رسید خلبان ایا با کمک چشم فاصله تا زمین را تخمن میزنه یا با دستگاه خاصی؟ سوال اخر اینکه ایا موتور dc-3 داکوتا جت ملخدار هست یا پیستونی؟وقت شما به خیر خدا قوت
پاسخ
دوست نازنین جناب سعید خان
بله در زمان جنگ از این اتفاقات خیلی رخ می داد .. و همان طور که عرض کردم چند بار هم به سر خود بنده اومد .. رادار هواپیماها به خاطر مشاهده وضعیت ابر های خطرناک است .. نه دیدن اطراف خود هواپیما .. !
در مورد فاصله با باند .. خلبان به کمک سیستم های ناوبری متوجه فاصله اش با باند فرود می شود .. در مورد موتور های داکوتا هم فکر می کنم پیستونی بوده است
با آرزوی اوقات شاد و دلنشین برای شما دوست بزرگوارم
سلام
چند تا نکته:
1. برای آپلود عکس میتونید از سایت
http://picasaweb.google.com/home
استفاده کنید که هم رایگان هست هم مال گوگل هست و هم فیل نیست! درضمن امکانات زیادی میده و نرمافزار مخصوص هم برای راحتی کار داره
2. علت دیر آمدن سایت شما کند بودن سایت 4fileup هست که عکس هاتون رو توش میزارید. بعضی عکسا اصلا نمیان(من ای دی اس ال دارم)
3. اینکه چرا رنک سایت شما کم شده احتمالا به خاطر عوض کردن نرم افزار بلاگ یا قالب اون هست. اگه توی تعداد بازدید کننده هایی که گوگل برای شما میفرستع افت فاحشی دیده نمیشه اصلا جای نگرانی نسیت.رنک گوگل یک چیز تجملاتی هست. اگه بازدیدکننده هایی که از گوگل میان کم نشدن لازم نیست نگران باشدی و هیچ کاری برای افزایش رنک انجام ندید.
3. راستی یادم رفت از مطالب دیگران کپی پیست نکنید فقط لینک کنید اینکار ارزش سایت شما رو پایین میاره
4. در ضمن لینک هاتون رو هم به صورت صحیح نامگذاری کنید.
به جای ارشیو مطالب "اینجا" بنویسید "آرشیو مطالب" یا به جای
به جای قطعه هواپیما بهروز .. "اینجا" لینک کنید:
" به جای قطعه هواپیما بهروز تحویلم دادند. "
5. لطفا از این عملیات ها بیشتر بگذارید. متاسفانه الان اگه پشت یک کاری یک آخوند نباشه کسی تحویلش نمیگیره برای همینه کسی از ارتش و فعالیت هاش در زمان جنگ چیزی نمیگه.
در ضمن در توضیح این عملیات ها لطفا نقشه شماتیک رو هم بگذارید.
6. در مورد انواع هواپیماها و مشخصات فنی اونها بیشتر توضیح بدید مثل همین پست
7. اگه فیلم خواستید تو سایت من یک مطلب بگذارید حتما پیداش میکنم.(البته من تو کار خارجی هستم!)
سایت من دانلود فیلم هست.
در آخر خوشحال میشم اگه سایت من رو با همین اسم لینک کنید. مایه افتخاره.
با تشکر
مجتبی
پاسخ
مجتبی جان عزیز و گرامی
با تشکر از شما .. راستش رو بخواهی لینک اولی در ایران فیلتر است .. باز نشد . دوم در باره تعویض قالب با بلاگ .. من چیزی متوجه نشدم .. ولی من هیچ قالبی رو عوض نکرده ام .. اصلآ تنظیمات سایت با من نیست .. دست طراح محترم آن است .. و هرگز از روز اول تا حالا قالب همان است . اگه منظورت چیز دیگری است .. لطفآ دقیق تر توضیح بده
سوم .. اگه دقت کرده باشی .. در این سه سالی که سایت ام را راه اندازی کرده ام .. هرگز مطلبی را از جایی کپی نکردم .. این پست فرق داشت
در باره نامگذاری .. منظورت اینه که کل جمله را های لایت کرده و در سایت قرار دهم .. تا با کلیک روی آن وارد پست شوند .. !!؟ اگه منظورت این است .. باید بگم خیلی ها هنوز نمی دونند .. که باید روی مطلب راست کلیک کنند .. ولی واژه اینجا .. راحت کلیک می کنند .. اما اگر شما دلیل منطقی دارید .. لطفآ توضیح بیشتر بفرمایید .
دوست عزیزم .. با تشکر از این که بنده رو لینک کرده ای .. با اجازه ات علاوه بر سایت ، در وبلاگ ام هم شما رو افزودم
ممنون از شما