جدا شدن شیشه هواپیما در پرواز


" فشار پرشرایز حادثه ساز شد .. ! " یا بهتره بگم خلبانی که فشار داخل کابین او را به روی سقف هواپیمایش پرتاب کرد .. عنوان این پست مستند تصویری است که تقدیم حضورتون می شود . اما همان گونه که متوجه شدید ... امضای همیشگی بنده زیر آن نیست ، بلکه خواننده ای جوان به نام امیر آن را ترجمه و تنظیم کرده است . باور کنید بسیار خوشحالم که در راستای کشف و معرفی جوانان علاقه مند و مستعد ، این بار هم فرصتی دیگر به یکی از همین جوانان داده شده است . بعد از تجربه همکاری بسیار مفید با دوستان جوانی چون : علیرضا صادقی ( که مسئولیت اداره بخش انگلیسی را عهده دار است ) ، جناب آوالانچ بزرگوار ( مطالب علمی و جذابی را در کامنت ها منتشر می کند ) دوست نازنین ام علی اصغر صفری ( که تحلیل های جالب علمی او اخیرآ منتشر شد ) و دختر فرهیخته ام خانم داموند گرامی ( اشعار پروازش در آرشیو موجود است ) ، حال نوبت امیر عزیز است . البته دوستان جوان دیگری هم سابقه همکاری و ارایه مطلب با را ما داشته اند که متآسفانه حضور ذهن ندارم . ولی از همه آن ها تشکر و قدردانی کرده و صادقانه اعلام می کنم .. اماده همکاری با همه هموطنان گرامی هستم .
ضمن عرض پوزش از همه دوستان و خوانندگان محترم به خاطر تاخیر در به روز رسانی .. به دلیل تعطیلات چند روزه در کشور و کسالتی که داشتم ، طبق قولی که داده بودم .. دیشب یعنی سه شنبه شب به منزل مراجعت کردم . اما شاید باورتون نشه .. از ساعت یک بامداد تا همین الان که ساعت هفت و سی دقیقه صبح است ، روی بازنویسی مستند نشنال جئوگرافی با عنوان " دزدان ناشی باعث سانحه شدند " کار می کردم . حتی مجبور شدم باری دیگر کل تصاویر را با فرمتی سبک تر اپلود کنم .. ! اما متآسفانه علی رغم تمام ترفندهایی که به کار بردم .. نشد که نشد .. !! اگر چه در گذشته به کرات سابقه بد بیاری و مشکلات بزرگ در انتشار مطالب خصوصآ از نوع تصویری اش داشتم ، اما اعتراف می کنم هیچ پستی تاکنون این قدر عذابم نداده بود .. و با اجازه شما دیگه سراغ اش نخواهم رفت .. !! و اما دو خبر خوب .. ! اول آن که دیدار با نوه های شیطون باعث شد که افسردگی ام برطرف شده و مثل همیشه با انرژی و سرزنده در خدمت یاران باشم . دوم این که .. تا دلتون بخواد انواع و اقسام سوژه های متفاوت به ذهن ام رسیده است که اگه استقبال کافی باشه ، فاصله انتشار رو به دو روز تقلیل خواهم داد .. به شرطی که بخش انگلیسی به موقع اماده شود ..
کلام آخر .. علی رغم کسب اجازه و رخصت از حضور شما دوستان بزرگوار که دو روز طلب مرخصی کردم ، در مراجعت با کلی کامنت جدید مواجه شدم ..! به همین دلیل یه عذر خواهی جانانه هم به کامنت گذران نازنین بدهکارم ! زیرا همان گونه که عرض کردم ، تمام تلاش ام این بود که مستند تصویری رو کامل کنم .. ولی خداوند نخواست بنده بیش از این شرمنده شما مهربانان شوم .. در عوض دو مطلب همزمان به دستم رسید .. یکی همین مستند تصویری جالب است .. دیگری مطلب بسیار جذابی از پسر عزیزم علی صفری است .. که به امید خدا در پست بعدی تقدیم خواهد شد . و بعد از ان سعی می کنم .. یا یکی از خاطرات قدیمی ام در خدمت شما یاران باشم .. پاسخ به کامنت ها هم بعد از استراحت کوتاهی انجام خواهد شد .. ممنون از همه شما عزیزان .


![]()

فرودگاه بین المللی بیرمنگهام


بعد از اوج گیری مهماندارن مشغول پذیرائی از 81 مسافر این پرواز می شود

هواپیما در حال اوجگیری به ارتفاع 23000 پا با 43 تن وزن است بعد از 2 ساعت باید به مقصد خود یعنی اسپانیا رسیده باشند

کاپیتان بعد از 2 دقیقه از حالت کلایمب خلبان خودکار رو روشن می کنه و کمربند خود رو باز می کنه و ریلکس میشینه

بعد از 30 دقیقه از پرواز و در ارتفاع 17300 پائی ناگهان تیم (کاپیتان) متوجه چیز عجیبی می شه

شیشه جلوی کاکپیت به شدت در حال لرزش هست

در عرض صدم ثانیه ناگهان در مقابل چشمهای وحشت زده کاپیتان شیشه از جایش کنده میشه و به بیرون پرتاب میشه

آژیرهای خطر هواپیما به صدا در می آیند و ابر سفیدی تمام فضای کابین رو در بر میگیره و همه کاغذ ها و چک لیستها به بیرون کشیده می شند صدای زوزره باد و جیغ و فریاد مسافران وحشت زده همه جا رو فرا گرفته

درماغه هواپیما به سمت پائین هست و داره به سرعت به سمت زمین شیرجه می ره

آلیستا (کمک خلبان) به سختی می تونه تنفس بکنه چون اکسیزن داخل کابین به بیرون کشده شده و این هواپیما هم به ماسکهای اکسیژن مجهز نیست

تیم (کاپیتان) به بیرون از هواپیما کشیده شده و هوشیاری ندارد و خون زیادی هم از وی رفته که روی بدنه هواپیما دیده میشه به احتمال قوی جان خودش رو از دست داده

ولی پاهایش به فرامین گیر کرده و باعث شده که هم خود به بیرون پرتاب نشه و همچنین باعث قطع خلبان خودکار و فشار فرامین به سمت جلو و نهایتا شیرجه هواپیما به سمت زمین شده

آلیستا (کمک خلبان) به دلیل بستن کمرد بند به بیرون پرتاب نشده و سعی می کنه کنترل هواپبما را به دست بیاره

مهماندار که شاهد این صحنه هست به سرعت خودش رو به کاکپیت می رسونه و با گرفتن پاهای کاپیتان سعی می کنه اون رو به داخل بکشه

کمک خلبان مرتبا توی میکرفن فریاد میزنه: می دی می دی می دی
کنترلر صدای کمک خلبان رو میشنوه ولی خلبان به دلیل اینکه داخل کاکپیت باد به شدت جریان داره مانع شنیدن صدای کنترلر می شه
کمک خلبان در وضعین بسیار بدی قرار داره نبود اکسیژن ، بیرون کشیده شدن کاپیتان و گیر کردن پاهای وی به فرامین که باعث شده هواپیما از کنترل کمک خلبان خارج بشه و به سمت زمین شیرجه بره ، وزش باد شدیدی و ایجاد طوفان داخل کاکپیت

یکی از مهماندار های دیگه از راه میرسه و با کمک هم پاهای خلبان رو از فرامین جدا می کنن
کمک خلبان حالا کنترل هواپیما رو در دست داره ولی ترجیح میده باز هم به همین صورت سریعا ارتفاع رو کاهش ده تا به اکسیزن برسه
بعد از رسیدن به ارتفاع 11000 پائی و کاهش سرعت بدن بی جان کاپیتان از سقف کاکپیت سر می خوره و به شیشه بغل کاکپیت می چسبه

سایمن (مهماندار) به شدت پاهای کاپیتان رو گرفته در صورت رها شدن کاپیتان ممکنه به داخل موتور کشیده بشه و یا با بالهای هواپیما برخورد کنه و باعث سقوط بشه

آلیستا بدون حضور کاپیتان و نداشتن چک لیستها تمام کارها رو از حفظ انجام میده
آلیستا بعد از 7 دقیقه از حادثه برای اولین بار صدای برج مراقبت رو میشوه و اعلام حالت اظطراری می کنه و برای فرود در نزدیکترین فرودگاه درخواست می کنه

تمام نقشه ها و چارت ها به بیرون کشیده شدند و آلیستا باید با راهنمایی برج مراقبت ساوس همتون که نزدکیترین فرودگاه برای فرود هست هواپیما رو فرود بیاره
کنترلر برج اعطلعات لازم برای فرود رو در اختیار کمک خلبان قرار میده و در فرودگاه هم به گروه امداد و نجات اعلام حالت اظطراری می کنه

آلیستا داره تمامه سعی خودش رو برای فرود میکنه و مهماندار هم در حال نگهداری کاپیتان هست


آلیستا با موفقیت هواپیما رو فرود میاره و مسافراها هم از خوشحالی برای کاپیتان کف می زنند


آلیستا بعد از فرود یه دل سیر واسه از دست دادن کاپیتان گریه می کنه

به محض فرود ماشین های امداد و آتش نشانی هواپیما رو احاطه می کنند

امدادگران بدن بی جان کاپیتان رو در حال بردن به سمت آمبولانس هستند

این هم نمایی از شیشه شکسته کاکپیت

این هم کروی پرواز بعد از یک پرواز بحرانی


و این تصویر چهره واقعی مهماندارن پرواز که به به طرف خانه یکی از همکاران خود که یک تجربه وحشتناک در زمان پرواز تجربه کرده می روند


کاپیتان پرواز تیم به صورت معجزه آسایی از مرگ نجات پیدا کرده و تصویر بالا هم تصویر واقعی از چهره وی می باشد


بعد از انتقال بدن یخ زده کاپیتان به آمبولانس ناگهان تیم چشمهایش رو باز میکنه ولی هوشیاری کامل نداره

خوشبختانه کاپیتان از مهلکه جان سالم به در برده و فقط از چند ناحیه دست و قفسه سینه و پا دچار شکستیگی استخوان شده. کاپیتان بعد از 6 ماه به فعلایت خود درایرلاین ادامه میده
کاپیتان جونش رو مدیون عملکرد سریع آلیستا (کمک خلبان) در کنترل و فرود هواپیما در عرض 22 دقیقه هست




خلبانان غیر نظامی تجربه پرواز در ارتفاع بدون اکسیژن رو ندارند ولی خلبانان نظامی در اطاقک مخصوصی که شرایط بدون اکسیژن رو در ارتفاع ایجاد میکنه آموزشهای لازم داده میشه و همچنین عکس العمل های اونها هنگام این اتفاق سنجیده میشه

همانطور که می دونید فشار هوا در ارتفاعات کمتر هست و به همین دلیل برای اینکه در کابین هواپیما مسافران بتوانند به راحتی تنفس کنند سیسمتی به نام پرشیاژ وجود داره و وقتی هواپیما در ارتفاعات در حال پرواز هست به دلیل اختلاف فشار هوای داخل کابین با خارج این هوا تمایل داره تا به طریقی از کابین خارج بشه همانند یک بادکنک که منتظر یک سوراخ برای ترکیدن هست.
وقتی در طول پرواز اتفاق مثل اتفاقی که برای هواپیمای BAC برتیش ابویز می افته و به یک باره هوای داخل هواپیما بر اثر ترکیدن شیشه به بیرون کشیده میشه هوای داخل هواپیما دیگه نمی تونه ذرات بخار آب موجود در فضا رو در خود نگه داره و به همین دلیل هوا به صورت ابر سفید در میاد و از کابین به سرعت تخلیه می شه(همانطور که در شکل بالا در اطاقک مخصوص نشان داده شده)
عملکرد کمک خلبان در شرایطی که اکسیژن وجود نداشته و باد مثل توفان داخل کاکپیت بوده و از طرف دیگر نبود کاپیتان واقعا شگفت آور است

در فرودگاه ساوس همتون تحقیقات برای علت حادثه شروع می شود
با توجه به اینکه فریم پنجره آسب ندیده و همچنین تکه های خرده شیشه نیز دیده نمیشه نظریه برخورد پرنده به شیشه رد می شود.

استیود مسئول تحقیق سانحه در حال بررسی موضوع است
وی با نگاه کردن در Log book هواپیما متوجه میشه که یک روز قبل از پرواز همان شیشه ای که کنده شده تعویض شده

استیود مسئول برررسی سانحه به آشیانه تعمیر و نگهداری برتیش ایرویز میرود تا با مهندسی که عملیات تعمیر رو انجام میده برای کشف علت گفت و گو کند

استیود و کالین قدم به قدم در حال بررسی موضوع هستند

ناگهان در حین گفت و گو با کالین (مهندس تعمیر) به صورت تلفنی به استیود خبر می رسه که اشکال از پیچها به کار رفته در نصب پنجره بوده و پیچهایی با اندازه کمی کوچکتر به کار برده شده با این حساب موضوع مشخص شده و مهندس تمیرات مسئول این حادثه بوده

در هواپیماهای دیگر پنجره از داخل کاکپیت کار گذاشته و بسته میشه و این باعث میشه تا با فشار هوای داخل کابین پنجره ثبات میماند و به بیرون پرتاب نمیشه ولی در این هواپیما پنجره از بیرون بسته میشه و اگر کمی نقطه ضعف در پیچ وجود داشته به دلیل فشار داخل کابین پنجره به بیرون پرتاب خواهد شد


استیود به مهندس تعمیر این مساله رو بیان می کنه ولی او همچنان انکار می کنه و اسرار بر این داره که پیچها رو درست انتخاب کرده و به همین خاطر پیچهای قبلی هواپیما رو که هنوز در سطل آشغال بوده رو به استیو نسون میده


پس از بررسی کارشناس مربوطه از متوجه میشه که پیچهای به کار رفته دو صدم اینچ کوچکتر از پیچهای استاندارد بوده

ساعت 4 صبح کالین به محل کار خودش می آید تا کارش رو شروع کنه


کالین شروع به تعویض پنجره هواپیما می کنه و تصمیم میگیره که پیچها رو هم عوض کنه


کالین به انبار میره تا پیچهای جدید رو بردارد ولی کالین به دفترچه راهنمای تعمیرات نگاه نمی کنه و از روی چشم و بر اساس کنترل چشمی پیچهای مورد نظرش رو انتخاب می کنه ولی تعدا این پیچها کم هستند و کالین به تعداد بیشتری نیاز داره


به همین خاطر کالین به انبار دیگری می ره تا پیچهای مورد نظر رو انتخاب کنه کالین پیچهای مورد نظر رو از انبار پیدا میکنه در تاریکی فکر می کند که پیچهای مورد نظر را پیدا کرده در حالی که این پیچهای مورد نظر نبوده و دو صدم اینچ باریک تر از پیچهای استاندارد هستند

با توجه با اینکه آشیانه پر بوده و هواپیما در جای نامناسبی پارک شده بود ونور کمی در آن منطقه وجود داشت کالین متوجه این موضوع نشد که پیچ ها درست بسته نشدند و کمی شل و لق هستند

کالین log book هواپیما رو امضام میکنه و هواپیما برای پرواز فاجه آمیز صبح روز بعد آماده میشه


همانطور که قبلا هم گفته شد به دلیل فشار داخل کابین که چنیدن برابر فشار هوای خارج از هواپیما هست این هوا به تمامی اجزای بدنه کابین فشار وارد می کنه تا راهی برای خروج پیدا کند و این نقطه ضعف پنجره باعث شد تا هوا از این طریق به یک باره از کابین خارج بشه

کارشناس بررسی حادثه حال به علت حادثه پی برده و حالا برای بررسی این موضوع می پردازند که چرا این موضوع اتفاق افتاده

کارشناسان بررسی حادثه برای اینکه بفهمند چرا مهندس تعمیر چنین اشتباهی را انجام داده و بدون نگاه کردن به دفترچه های راهنما و از روی حدس و گمان به انتخاب پیچها دست زده یک جلسه ی دوستانه با وی در یک هتل ترتیب می دهند تا با ایشان بدون تهدید و اخطار و در آرامش پی به اصل موضوع ببرند چون معتقدند اگر مهندس رو تهدید نکنند و دوستانه از او سوالات رو بپرسند راحت تر به نتیجه می رسند

بعد از گفتو گو بین کالین و کارشناسان کالین به به تمامی موارد اقرار می کنه و همچنین اقرار می کنه که پیچها رو بر اساس معیار چشمی خودش انتخاب کرده و همچنین در تاریکی قدرت تشخیص وی کم شده بوده و بر همین اساس مقصر حادثه او بوده است
کالین در جواب یکی از سوالات کارشناس پاسخ جالبی می دهد ، سوال این بود که آیا از در هنگام تعمیر از دفترچه های راهنما استفاده می کنید یا نه جواب می دهد که من مهندس هستم و نیازی به نگاه کردن نیست که این تفکر وی باعث به خطر افتادن جان 81 مسافر و 6 کروی پرواز شد!
بعد از اتمام تحقیقات گروه کارشناسی اعلام کردند که علت حادثه ناشی از ضعف در maintains برتیش ایرویز و همچنین سهل انگاری مهندس تعمیر و عدم استفاده از درفترچه های راهنما باعث بروز حادثه شده
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۸:۱۵ دقیقه بیست و هشتم بهمن ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 
آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا
landing at an airport in foggy weather:
If we are flying to a destination airport commonly affected by fog, this is taken into account during flight planning. Generally, landing in thick fog, namely a CAT III procedure, slightly increases the time it takes for landing aircraft to clear the runway, so the full capacity of the airport in terms of traffic numbers is not available. Often this means waiting on the ground at the airport or in the air in a holding pattern close to the destination airport.
For this, "extra" fuel is carried along just in case. During the flight we monitor the development of the weather. Before descending from cruising level, information on the approach and the landing runway is loaded into the flight management systems. In addition, we go through the details and performance of the approach procedure.
Before starting the approach, we check that the aircraft and airport equipment are functioning perfectly and make sure that the airport is applying low visibility procedures and that the visibility is at least 75 metres. Seats are adjusted to ensure that the visual segment from the cockpit is optimal. when the RVR (runway visual range) is below 400 metres, the captain always does the flying while the first officer, on the captain’s right, focuses on monitoring the flight instruments.
On reaching the initial approach altitude, the aircraft’s speed is already low enough to ensure that we can gradually deploy the landing configuration (leading and trailing edge devices that improve lift). Generally through instructions given by the radar controller, sometimes by navigating independently, we reach the Instrument Landing System (ILS) localiser. The checklist for landing has already been performed and both autopilots can be armed by the captain for the approach.
The autopilot captures the localiser and turns onto the final track. A little later the glide slope is captured. Often the landing gear will be deployed at this point. Landing lights are often kept off in low visibility, because they are dazzling, rather like a car’s full headlights in fog.
By viewing the distance measuring equipment 10 km away from the runway, or with the aid of a radio beacon, we check at around 500 metres height that the glide slope is correct.
The first officer checks that the final approach checklist is ready, and the captain asks the cabin crew to be seated with seat belts fastened for landing.
At 300 metres height at the latest the aircraft should be stabilised: in addition to the flight path, the vertical speed, thrust setting and aircraft configuration must be such that the autopilot can remain on the ILS beam. In the event of a malfunction after this altitude, the approach will be abandoned for a new approach attempt.
At around 100 metres height we check that the autopilot’s internal logic has detected no faults and that it has advanced to LAND mode. At 30 metres height – if all the preconditions still hold – the captain decides to land by stating: "Landing". The runway is only a couple of hundred metres away – the captain gazes outwards, but the runway may not yet be visible.
The first officer continuously monitors the automatic systems and announces "FLARE" when the autopilot shifts from LAND mode to FLARE mode. The aircraft’s audio system fetches information from the radioaltimeter and reads aloud the radioaltimeter values. Without glancing at the altimeter, the pilots receive the distance of the main gear from the surface of the runway to within an accuracy of metres.
At around six metres height the audio system says "RETARD", which urges the captain to pull back the thrust levers, thus ensuring that the engines are idling.
The aircraft typically touches the runway surface at a speed of around 240 km/h. The captain obtains the first visual signs of the runway at the same time as he engages the engine jet blast, namely thrust reversers, to slow the landing roll-out. The sound of the engines changes slightly at this point.
The first officer monitors the deployment of the spoilers, checks the thrust reversers and the operation of automatic braking:
The captain’s eyes are on the centreline of the runway, whose individual lights disappear under the radome one after another. When the first officer states that the speed has slowed to around 150 km/h, the captain disengages the thrust reversers and the engines are idling once again.
With a light touch of a pedal, the captain switches from automatic braking to manual. Moreover, with a press of a button on the left-hand control stick, the "AUTOPILOT COMES OFF". The captain’s left hand moves to the tiller situated next to the control stick, which is used to turn the nose gear.
The green and yellow centreline lights guide the aircraft off the runway. The first officer reports to the tower that the aircraft has cleared the active runway. A routine landing has taken place. In fact it is only now that the most demanding stage of the flight begins: taxiing in thick fog following the airport signs to the aircraft parking place.
For the take-off back to Helsinki, visibility of at least 125 metres is required. The higher visibility requirement is due to the fact that take-off is always performed manually and, in the event of an engine failure before a certain decision speed, there must be enough visibility to allow the captain to abort the take-off on the remaining length of runway.
Source:http://blogs.finnair.com/2009/10/21/landing-in-fog/ BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
فرود در فرودگاه در هوای مه آلود:
اگر در حال پرواز بسمت فرودگاهی هستیم که معمولا مه آلود است در حین طرح نقشه پروازی باید به آن توجه کنیم.بطور معمول فرود در مه غلیظ که روال کاری آن "کت 3" نام دارد تا صاف شدن هوای باند باعث افزایش زمان فرود می شود بنابراین ظرفیت کامل فرودگاه بعلت بالا رفتن تعداد ترافیک در دسترس نمی باشد.غالبا این بدان معنی است که یا باید در زمین فرودگاه منتظر بمانیم و یا در هوا در منطقه ای نزدیک فرودگاه مقصد چرخ بزنیم.بدین علت مقداری سوخت اضافی نیز حمل می گردد.در حین پرواز وضعیت هوا را نظارت می کنیم.قبل از کم کردن ارتفاع از حالت کروز (ارتفاع ثابت) اطلاعات در مورد وضعیت تقرب و باند فرود به سیستم مدیریتی داده می شود.بعلاوه ما نیازمند جزئیات و نحوه اجرا دستورالعملهای تقرب نیز می باشیم.
قبل از شروع تقرب کارکرد بدون عیب و نقص تجهیزات هواپیما و فرودگاه را چک می کنیم و مطمئن می شویم که روال های فرودگاه در حالت دید کم قابل اجراست و دید حداقل 75 متر می باشد.صندلیها نیز طوری تنظیم می شوند تا مطمئن شویم که قسمت قابل دید از کاکپیت خلبان در شرایط مناسبی دیده شود.زمانیکه فاصله دید باند زیر 400 متر است خلبان معمولا پرواز را هدایت می کند در حالیکه کمک خلبان بر نحوه کار ابزار آلات پروازی نظارت دارد.
با رسیدن به ارتفاع اولیه تقرب سرعت هواپیما قبلا آنقدر کم شده است تا اطمینان حاصل گردد که دستورالعملهای فرود قابل اجرا باشند.(تنظیم و هدایت سطوحی که نیروی بالا برنده را زیاد می کنند).معمولا با دستورات داده شده از طرف مسئول رادار و یا گاهی موارد توسط ناوبری مستقل ما بطرف "سیستم نشستن با ابزار" یا "آی ال اس" می رویم.چک لیست نشستن قبلا انجام شده و هر دو خلبان اتوماتیک می تواند توسط کاپیتان برای تقرب استفاده گردند.
خلبان اتوماتیک علائم "آی ال اس" را دریافت می کند و بسمت انتهای باند میرود.کمی بعد علائم شیب فرود نیز دریافت میشوند.غالبا چرخها در این مرحله باز می شوند.چراغهای فرود معمولا در شرایط دید کم خاموش نگهداشته میشوند زیرا در این حالت وضعیت گمراه کننده ای دارند درست مثل وضعیت چراغهای ماشین در هوای مه آلود.
با دیدن تجهیزات نشان دهنده فاصله در 10 کیلومتری باند و یا با کمک دریافت علائم رادیویی در نقطه ای خاص با چک کردن ارتفاع 500 متری متوجه میشویم که شیب فرود صحیح است.
کمک خلبان "چک لیست" فرود را آماده می کند و کاپیتان از خدمه کابین می خواهد که در صندلی خود بنشینند و کمربندها را برای فرود ببندند.
در ارتفاع 300 متری هواپیما باید متعادل و پایدار شود.همچنین مسیر پرواز-سرعت عمودی-وضعیت قدرت موتورها و وضعیت هواپیما نیز باید کنترل شوند تا خلبان اتوماتیک در مسیر امواج "آی ال اس" قرار داشته باشد.در صورت وقوع ایراد پس از این ارتفاع عمل تقرب برای انجام تقرب دوباره لغو می شود.
در ارتفاع 100 متری چک می کنیم که سیستم منطق درونی خلبان اتوماتیک ایرادی تشخیص نداده باشد و در حالت "فرود" قرار گرفته باشد.در ارتفاع 30 متری اگر همه پیش شرطها هنوز برقرار باشند کاپیتان با گفتن کلمه "فرود" تصمیم به نشستن می گیرد.باند فقط در حدود 200 متری قرار دارد و خلبان به سمت جلو نگاه می کند اما هنوز باند قابل رویت نیست.
کمک خلبان که مرتبا سیستمهای اتوماتیک را نظارت می کند در زمانیکه خلبان اتوماتیک از حالت "فرود" به حالت "فلیر" میرود می گوید "فلیر".سیستم صوتی هواپیما اطلاعات را از ارتفاع سنج رادیویی دریافت و مقدار ارتفاع را با صدای بلند می خواند.بدون نگاه کردن به ارتفاع سنج خلبان فاصله ارابه فرود اصلی را از سطح باند با دقت متر دریافت می کند.
در ارتفاع حدود 6 متری سیستم صوتی اعلام می کند "ریتارد" و خلبان آگاه میشود که باید دسته گاز موتورها را عقب کشیده و مطمئن شود که موتورها "آیدل" شده اند.
معمولا هواپیما سطح باند را با سرعتی در حدود 240 کیلومتر در ساعت لمس می کند و در همین زمان معمولا کاپیتان نخستین نشانه های دیداری باند را دریافت می کند.دور موتورها را معکوس کرده تا سرعت حرکت روی باند را پایین آورد.در این حالت صدای موتورها بآرامی عوض می شود.
کمک خلبان وضعیت "اسپویلرها" را نظارت می کند.دور معکوس موتورها و عمل ترمز اتوماتیک را چک می کند.
کاپیتان روی خط وسط باند تمرکز می کند و چراغها یکی پس از دیگری در زیر دماغه هواپیما ناپدید میشوند.زمانیکه کمک خلبان اعلام می کند که سرعت به حدود 150 کیلومتر در ساعت کاهش یافته کاپیتان موتورها را از حالت دور معکوس در آورده و دوباره در حالت "آیدل" قرار می دهد.
با لمس پدالها توسط کاپیتان ترمزها از حالت اتوماتیک به حالت دستی تغییر وضعیت می دهند.بعلاوه با فشار دکمه ای در سمت چپ فرمان کنترل (یوک) خلبان اتوماتیک نیز خاموش می شود.دست چپ کاپیتان گردونه کوچکی را که در کنار یوک قرار دارد برای چرخاندن چرخ دماغه حرکت می دهد.
چراغهای زرد و سبز خط وسط هواپیما را به خارج باند راهنمایی می کنند.کمک خلبان به برج اعلام می کند که هواپیما باند اصلی را ترک گفته است.یک فرود معمولی انجام شده است.در واقع پر زحمت ترین بخش پرواز شروع شده یعنی هدایت هواپیما در مه غلیظ با دنبال کردن علائم فرودگاه تا قرار گرفتن در محل پارک هواپیماها.
برای تیک آف مجدد دید باید در حدود 125 متر باشد.نیاز به دید بالاتر به این خاطر است که معمولا برخاستن بصورت دستی انجام میشود و چنانچه قبل از رسیدن به سرعت تصمیم گیری یکی از موتورها دچار ایراد شود باید دید کافی وجود داشته باشد تا خلبان بتواند عمل بر خاستن را در مابقی طول باند لغو کند.
منبعhttp://blogs.finnair.com/2009/10/21/landing-in-fog/ گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی:

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا













سلام جناب مدرسی
این پست هایی که در مورد مستندها هستن خیلی جالب هستن. واقعا دست و پنجه شما و همه دوستانی که این پست ها رو آماده می کنین درد نکنه.
نکته خیلی مهمی که در این پست من دیدم اینه که هیچ وقت نباید احساس غرور کرد و همیشه خوبه که خودمون رو علامه ندونیم.
با تشکر و آرزوی موفقیت.
پاسخ
مهدی جان عزیزم .. من هم با شما هم عقیده هستم
و احساس می کنم علاوه بر جنبه سرگرمی برای جوانان ، نکات مهم و اموزنده ای هم برای خلبانان دارد . اگر چه خلبانان ایرانی در جهان به لحاظ هوش و ذکاوت و به اصطلاح خودمون " دست فرمون " عالی دارند .. اما هر پست این چنینی که حاصل میلیون ها دلار سرمایه گذاری و تحقیق در ابعاد کشف سوانح است ، تلنگری برای رعایت اصول ایمنی است ..
البته اگه حمل بر منت نمی گذارید .. باید عرض کنم که این نوع پست ها خیلی زحمت دارند .. باید فریم به فریم را بازبینی کرده تا با انتخاب تصویری مناسب و گویا ، یک پیام را منتقل کنیم .. !! تازه بعد از این همه وقت صرف کردن ، نوبت اپلود تصاویر می رشه .. این ها همه یک طرف .. دغدغه از دست ندادن موضوعی خیلی فشار روی آدم می اورد .. شما باید مطالب و دیالوگ های مثلآ یک فیلم سینمایی رو در صد قطعه عکس پیاده کنی .. کافی است یک انسان مطلع و با تجربه از ادم یک ایراد بگیرد .. که مثلآ فلان بخش مهم را چرا درج نکردی .. !!؟ یا گاهی محدودیت فضا در اینترنت دست و پای ما را کاملآ می بندد .. و حذف یکی دو تصویر خیلی اثر منفی می گذارد .. شما دو دل هستی که کدوم عکس را حذف کنی .. !!؟ خلاصه .. مهدی جان همه این کار ها را با دل و جان انجام می دهی .. در پایان با خواندن یک کامنت که نوشته است .. این مستند ها را ما در اروپا و امریکا می بینیم .. برای ما جذابیت ندارد .. لطفآ دیگه از این پست ها نگذارید .. !! خب فکر می کنی چه حالی بهت دست بده .. !!؟؟ .. اما از همه این ها گذشته .. واقعآ اموزنده هستند .. برای هر قشری به درد می خورد .. حتی برای مسافران .
مهدی جان خیلی طولانی شد .. ببخشید
ممنون از شما
کاپیتان مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما.
از این که سفر به استان البرز!! و دیدن نوه های شیطونتون باعث شارژ روحی شما شده بی نهایت خوشحالم
مدتی بود منتظر پست جدید شما بودیم.
بسیار زیبا بود.راستی کاپیتان جان یه سوال داشتم:
اگر اون سکته لعنتی سراغ شما نمیومدو شما هر 30 سال رو در ارتش خدمت کرده بودید،با چه درجه ای بازنشسته می شدید؟
با تشکر و با آرزوی تندرستی و بهروزی روز افزون شما و خانواده محترمتان.
ایام به کام
پاسخ
دوست عزیز و بزرگوارم
ممنون از لطف و محبت شما .. واقعآ هم چنین بود .. باور کن علی رغم خستگی شدید و حتی خوردن قرص آرامبخش ، همین که سر را به بالش می گذاشتم .. حسی وحشتناک سراغم می امد .. احساس می کردم دنیا به اخر رسیده است .. تنگی نفس شدید گرفته و نمی توانستم حتی برای یک دقیقه دراز بکشم .. !! به چه مکافات خودم رو به کرج یا به قول شما دوست نازنینم استان البرز رساندم .. بعد از بالا رفتن دوقلو ها از سر و کول ام ..که واقعآ شیطون شده اند و مهار ان ها بی نهایت سخت شده است .. وقتی برای استراحت چشم بر هم نهادم .. با چه آرامشی خواب سراغم آمد .. خودم باورم نمی شد .. که چنین سریع معالجه گشته ام .. !! البته روز 25 بهمن یا همون روز والتاین ، دوسال آن ها پایان یافت . اما به خاطر ایام سوگواری دخترم برای ان ها جشن نگرفت .. و به زمانی دیگر موکول کرد ..
اما در باره پرسش شما . باید عرض کنم چون با ماده 108 پزشکی بازنشسته شدم ، 9 سال باقیمانده را هم محاسبه کردند .. و در حقیقت سنوات خدمتی ام را سی سال محاسبه شد .. به عبارتی اگر هم آن 9 سال را خدمت می کردم .. در نهایت به همین جا می رسیدم که الان هستم .. یعنی یک سرباز صفر .. که به ان افتخار می کنم
سلام عموجان
من اين پست را كه خواندم ياد حادثه سقوط هواپيماي فرماندهان نيروهوايي (شهيدان ستاري ، ياسيني ، اردستاني و ...) افتادم كه در آن حادثه هم باز شدن پنجره كابين پرواز باعث بروز سانحه و شهادت آن عزيزان گرديد. ياد و خاطره كليه دلاورمردان نيروهوايي را گرامي مي داريم.
در پناه حق
پاسخ
حمید عزیزم .. خیلی ممنون از این که یادی از قهرمانان ملی کشور عزیزمون کردی .. واقعآ روحشان شاد .
البته من نخستین بار است که در باره نحوه سانحه به این شکلی که شما اشاره کردی .. می شنوم
البته من بعید می دونم این چنین باشد .. ! به هر حال ممنون می شوم اگه اطلاعات موثقی در باره این سانحه داری .. بیان کنی .. تا اطلاعات ام کامل شوند .. همان طور که می دونی .. من بعد از بازنشسته شدن از نیروی هوایی و دنیای پرواز .. تقریبآ ارتباط ام را با پایگاه قطع کردم .. و دانسته های من هم در حد همه مردم عادی است
ممنون از حضور پر مهرت
مثل هميشه جالب و خواندني بود کاپيتان
ممنون از وقت و زحمتي که گذاشتيد براي ارائه اين پست
پاسخ
فدات بشم مسعود عزیزم
اما همان گونه که در ابتدای مطلب عرض کردم .. بنده هیچ نقشی در تهیه و ترجمه این پست نداشتم .. همه اش سلیقه جناب امیر نازنین است
اما خوشحالم که مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته است
بدرود نازنین
سلام عموبهروز خوبی؟
از اینکه پرانرژی اومدی خیلی خوشحالم
ایشالله همیشه اینجوری پر انرژی باشی و زود به زود با مطالب قشنگت ما رو بهره مند کنی.
واقعا بعضی اوقات غرور و بی دقتی چه کارها که دست بقیه نمیده!
این مسائل آدم رو به فکر می ندازه که مهم نیست که چه مقامی داری! یا چه پستی داری! اما اگه کارت رو اشتباه کوچیکی هم انجام بدی ممکنه زندگی خیلی های دیگه رو به خطر بندازی!
ممنون به خاطر پست زیباتون.
پاسخ
امیر عزیزم .. همان گونه که در ابتدای پست توضیح دادم ، تمام کار های این پست را دوست عزیزمون جناب امیر خان عزیز تهیه و تنظیم کرده است .. و بنده هیچ نقشی در تکمیل ان ندارم .. فقط تصویر بالای صفحه را با عجله طراحی کردم . بگذریم
در تائید فرمایش شما ، باید عرض کنم . دقیقآ همین گونه است که می فرمایی .. هر اشتباهی نهایتآ دودش به چشم مردم می رود .. با گذشتن از اشتباهات کوچک .. فجایع بزرگ برای مون عادی می شود ..
ممنون از کامنت شما . امیدوارم با پشتکار فراوان در خدمت شما عزیزان باشم
از ارتش ایران ....
..........
...........
پاسخ
آقا یا خانم بی هویت ... !! که جرآت درج نام مستعار هم نداری .. ! از تخریب ارتش چه چیزی عایدت می شود ..!!؟؟
افسوس شخصیت خود و خوانندگانم اجازه نمی دهد .. هویت خانوادگی و اجتماعی افرادی مثل شما رو توصیف کنم .
شما می توانی مخالف باشی .. شما می توانی از همه کس متنفر باشی
اما حق نداری چهره ارتش و پرسنل آن را خدشه دار کنی ... چون همین ارتشی که نام بردی در مقابل هجوم بیگانگان از ناموس شما دفاع خواهد کرد .
با سپاس از حضورتون
استاد، تصاویر دیده نمی شود متاسفانه.
پاسخ
ممنون پیام عزیزم
راستش من بی تقصیرم .. همان گونه که در حرف های خودمونی نوشتم .. این پست را امیر عزیز تهیه و اپلود کرده است .
البته گناه من این است که به او خاطر نشان نکردم از سایت های معتبر تصاویر رو اپلود کنه .. او خودش بدون کوچکترین کمکی از من ، این مطلب را تهیه کرده است . افسوس .. درست در زمانی که بیش از چند ساعت از انتشار پست نمی گذرد ، بیش از شش هزار نفر بازدید کننده داشته است .. خب به این می گن بدشانسی .. !!
********
امیر عزیز اگه برایت امکان داره ، تصاویر را در سایت جدید پیک باران که لینک ان در بخش پیوند های وبلاگ درج شده است ، سریع آپلود کن .. و به من اطلاع بده .. در همان سایت خودت بگذار .. منتها در صفحه ای جدید
******
با پوزش از خوانندگان به خاطر اتفاقی که رخ داده است .. ممکنه اشکال از سرور هم باشه که به دلیل سرعت بسیار پائین اینترنت ، دچار به هم ریختگی شده است
متاسفانه تصاویر برای من درست نمایش داده نمشوند...احتمالا درست آپلود نشده اند
پاسخ
دوست عزیز .. با سپاس از شما ، راستش من اول همین فکر را کردم که مشکل از آپلود است .. اما حالا می بینم هیچ یک از تصاویر قبلی سایت هم باز نمی شود ..!! پس نمی تواند مشکل اپلود باشد .
احتمالآ .. همان گونه که در کامنت خواننده محترم " پیام " عرض کردم .. شاید به خاطر سرعت بسیار پائین اینترنت باشه .. که سرور سایت های اپلود را مختل کرده است . دلیل این ادعای من هم این است که هیچ یک از تصاویر سایر مطالب ام هم باز نمی شوند .. !! احتمال دارد .. بعد از چند ساعت مشکل برطرف شود . به هر حال ..
من به خاطر اتفاق پیش آمده ، ضمن اظهار تآسف .. از همه خوانندگان فهیم و بزرگوار سایت عذر خواهی می کنم
hich kodoom az axa hatta ba ADSL bala nemiad
پاسخ
با تشکر از شما .. بله متآسفانه همین طور است که می فرمایید . ..باور کن حتی به زور صفحات سایت با اینترنت پر سرعت بالا می آید .. !! حتی صفحه سایت ارایه دهنده خدمات اینترنتی رو .. !! جالبه بدونی من به خاطر حرفه روزنامه نگاری ام از اینترنت پرسرعتی که معمولآ به منازل نمی دهند استفاده می کنم .. !! و همین مکافات رو مدتی است دارم .. !!
فکر می کنم با بهبود سرعت اینترنت .. مشکل برطرف شود
ما علیکم...
به هیچ وجه من الوجود تصاویر قابل روئیت نیست. پیشنهاد می کنم تا آن موقع مطلب را موقتا حذف نمایید.
ضمنا تبلیغات کمی آزار دهنده هستند، همه اش را یکجا چقدر به حساب خیریه واریز کنم تا همه شان را بردارید؟
پاسخ
تصاویر همین الان قابل رویت شدند
در باره حذف مطلب .. جسارتآ عرض می کنم .. امکان پذیر نیست .. زیرا در خیلی از سایت ها لینک شده است . و اگر حذف اش کنم .. به خوانندگان محترم سایت های لینک دهنده به نوعی توهین کرده ام .. چون ان ها که در جریان عدم نمایش تصاویر نیستند .. دلیل این ادعای بنده هم این است .. پستی که صبح منتشر شده است .. ظرف چند ساعت به آماری بالای هفت هزار و دویست نفر رسیده است ..به نظر جنابعالی آیا صحیح است به این عزیزان فرهیخته خدای ناکرده توهینی روا شود ..!!؟؟
اما در باب آگهی ها .. تنها یک بنر تبلیغی که مربوط به فروشگاه اقلام هوایی است .. در سایت درج شده است . که شخص آگهی دهنده عواید اش را مستقیمآ به حساب خیریه واریز می کند
و بنر دیگر .. صرفآ حکم فراخوان را دارد .. و اگهی تجاری نیست .
اما به طور کلی به استحضار سرور گرام می رسانم .. خط مش کلی سایت با نظر خوانندگان قدیمی تآمین و اجرا می شود .. بنده فقط مجری اوامر دوستان هستم . اما از این که شکر خدا این همه متمول هستید که حاضرید برای حذف بنرکوچک فراخوان کودکان سرطانی دست به جیب مبارک کرده و کل هزینه های ان ها را پرداخت کنی .. دوستانه عرض می کنم .. هیچ بیمار نیازمندی هرگز حاضر نمی شود پولی که از راه فخر و تکبر و به ازای خاموش کردن بنر انساندوستانه و فراخوان سایت که صرفآ جنبه اطلاع رسانی دارد ، را قبول کنند . آن ها ترجیح می دهند درد و رنج خود را در تنهایی و غربت تحمل نمایند .. اما همین بنر کوچکی رو که نشاندهنده هویت ان هاست را با ثروت دنیا عوض نکنند .. برادر من شما اگه اهل کمک بودی .. مثل خیلی های دیگر . بدون این که نامی از کمک ان هم با شرط و شروط بیان شود .. کمک ات رو واریز می کردی ..
به لحن خودت .. عزت زیاد
سلام اقای مدرسی...حالتون خوبه...نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ شده بود...شرمنده ام که این مدت نتونستم بهتون سر بزنم...البته این دلیل نمشه که به یادتون نبودم...خودمونیم,شما هم یه چند وقتی از شر ما یه نفس راحتی کشیدینا...
من همین الان همه پست هاتونو خوندم دستتون درد نکنه فقط اگه بازم از خودتون خاطره ای دارین بنویسین...به خدا دل همه برای کاراتون تنگ شده...
راستی یه موقع فکر نکنین کودکان مرودشتی یادم رفته...من همیشه صبح ها باید مدرسه برم به خاطر همین وقت ندارم برم بانک...البته فکر کنم در هفته دیگه اگه زنده بودم بتونم بین دو زنگ یه سری هم به بانک بزنم
شاد و سربلند باشید
پاسخ
احسان عزیز و نازنین
نمی دونی چقدر خوشحالم که بار دیگر سر حال و با نشاط می بینمت .. عزیزم خیلی نگرانت بودم .. منتها حواس پرتی که من دارم .. یادم می رود از دوستان غایب یادی کرده باشم .. البته همیشه دعا می کنم غیبت دوستان مسایل تحصیلی یا اشتغال باشد .. نه خدای ناکرده مشکلی دیگر ..
پسرم .. از این که به یاد هموطنان درد کشیده ات هستی .. خدا اجرت بدهد .. من همیشه برایت دعا می کنم
ممنون از حضورت
سلام جناب مدرسی عزیز من چند وقتی بود به سایت شما سر نزده بودم راستشو بخواهید رفته بودم آموزشی هروقت از فرودگاه کرمانشاه رد میشدم یاد خاطراتی که شما از اون منطقه نوشته بودید میافتادم راستی چقدر از خاطرات شما برای بچه ها تعریف کردم به همشون آدرس سایت دادم
فکر کنم با یه بار دیدن مثل من مشتری دائم بشن اون چند وقت هم که نبودم جویای احوال سایتتون از مسعود چشم آبی بودم راستشو بخواهید من یه رفیق اینترنتی دارم اونم عمو بهروز نازنین. دوستار شما عماد
پاسخ
الهی فدات بشم عماد جان گرامی
دل به دل راه داره عزیزم .. امیدوارم هر جا که هستی شاد و تندرست باشی
عماد جان .. از این که به یاد حقیر بودی .. خیلی از شما سپاسگزارم
مخصوصآ که بنده را شرمسار محبت های خودت هم کرده ای .. از طرف من به همه دوستانت سلام مخصوص برسون .. و از همه به خاطر حضور به سایت خودشون تشکر کن
مسعود چشم آبی از عزیزان این سایت است . و خیلی دوستش دارم
امیدوارم کرمانشاه این شهر قهرمان خیز کشور بهت خوش بگذره .. واقعآ انسان های بامحبت و شریفی هستند .. به همه مردم اون دیار هم سلام برسون
ممنون از حضور و کامنت پر مهرت .. پایدار باشی عزیزم
سلام عموجان
برخي منابعي كه در آن به سقوط هواپيماي امراي ارتش در اثر باز شدن پنجره كابين خلبان اشاره شده است را در زير مي آورم (لازم به ذكر است كه تمام اين سايتها يك مطلب را از روي يكديگر كپي كرده اند)
http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php?t=25156
http://www.sajed.ir/pe/content/view/5937/180/
http://www.tebyan.net/science_technology/spacesciences_aviation/2009/10/25/105678.html
نكته ديگر هم اينكه من تمام عكسها را كامل و بدون اشكال مي بينم حالا يا كار خودم خيلي درست است يا كار اينترنتم! (چشمك)
در پناه حق
پاسخ
ممنون حمید عزیزم
و از این که منابع سانحه را برایم لینک کردی ، سپاسگزارم
سر فرصت حتمآ مطالعه خواهم کرد
در باره تصاویر .. عرض کنم .. مشکل از آپلود نبوده ، بلکه سرعت پائین اینترنت سبب کندی سرور و باز نشدن تصاویر شده بود
چون بعد از مدتی باز شد .. من فکر می کنم آن اشکال در خارج از ایران به چشم نمی خورد
به هر حال خوشحالم که شما بدون مشکل موفق به دیدن آن ها شدی
ممنون از شما
دوستان با پوزش از همه شما یاران بزرگوار .. برای انجام کاری عازم کرج هستم .. و اگه زنده موندم ، جمعه باز خواهم گشت .. مطلب پست بعدی هم اماده است .. فقط طراحی اش مانده است ..
بدرود
سلام
از کودکی تا بحال، پرواز آرزوی دست نيافتنی من بوده. خوش به حالتون. ضمنا مطالب وبلاگ خصوصا آخری، عالی بود. موفق باشيد
پاسخ
سعید جان نازنین
خیلی خوشحالم که آرزوی مشترکی با هم داشتیم
اما عزیزم .. قسمت و مشیت الهی را نباید از یاد برد
اصل خدمت به مردم است .. خب قسمت این بود که در حرفه ای دیگر به هموطنانت خدمت کنی
سعید جان خیلی خوشحالم که از مطالب سایت خوشت اومده است .. مطلب اخری هم کار یکی از خوانندگان با ذوق سایت بوده است .
ممنون از حضورت عزیزم
سلام عمو کاپیتان
آخه به کی قسم ت بدم... بیا و در حق ما پدری کنً و از وردپرس دات اورگ استفاده کن! هم سه گیگابایت فضای رایگان برای آپلود تصویر و مدارک میده, هم راحته کاربریش, هم مصائب نگه داری سایت و نداره, هم اینکه کلهم حرف نداره!!!
من که آخرش سکته میکنم!!!
پاسخ
علیرضا جان نازنین
اولآ خدا نکنه یک مو از سر شما دوست فرهیخته ام کم شود
دوم این که همان گونه که قبلآ هم عرض کردم .. من اصلآ به مسایل فنی سایت آشنایی ندارم .. ضمن این که همه کارهای پشتیبانی به عهده طراح محترم آقای امیر عظمتی است
ولی مطمئن باش در آینده نزدیک حتمآ یک سایت جدید با تفکیک موضوعات خواهم زد تا هم مطالب قدیمی را بازخوانی کرده و هم همه را طبقه بندی کنم .. اون موقع حتمآ از نرم افزار پیشنهادی شما استفاده خواهم کرد
ممنون از این که این همه به فکر ما هستی
سلام جناب مدرسی عزیز ممنون از شما و دوستان برای ایجاد پستهای آموزنده و بسیاز جالب
باز هم منتظر مطالب جذاب هستیم... پیروز باشید
پاسخ
جناب آقای حسینی گرامی
بی نهایت خوشحالم که رضایت شما دوست بزرگوارم جلب شده است
چشم .. حتمآ سعی خواهیم کرد در جهت رضایت مندی شما دوستان عزیز و فرهیخته گام برداریم
ممنون از حضورتون و با آرزوی موفقیت و شادکامی
سلام
بی احترامی به هر شخصی به دور از ادب هست .مخصوصا از ارتش که قسمتی از ان هم نیروی هوایی میشه .که با تمام جان از کشور دفاع کردند و اگر باز هم لازم بشه امیدوارم که نشه باز هم دفاع میکنن.به یاد بیاریم عباس دوران که میدونست بر نمیگرده ولی ماموریتشو انجام داد عزیزان نیروی زمینی ارتش که با تمام وجد همراه جوانان از مرزها دفاع کردن.الان وضعیت خوبی بر کشور حاکم نیست و مردم دچار یه حس بدی نسبت به همه شدن امیدوارم که هرچه زودتر همه با هم یکدل و یکصدا به فکر ابادی و سازندگی باشیم نه تخریب همدیگه .به امد دیدار در ایران
پاسخ
قربون شما دوست وطن پرست نازنینم بشم
آفرین به این حس .. آفرین به این غیرت
محمد جان .. کاملآ حق با شماست . همان طور که شاهد هستی .. دوستی بد ترین تهمت ها را به ارتش و پرسنل ارتش زده بود .. !! خب من نمی توانستم کامنت او را منتشر کنم ... از طرفی هم دلم می خواست او را آگاه سازم .. از این رو فقط برایش جواب دادم .. ولی پاسخ کامل شما .. واقعآ عین حقیقت است
ما در تمام یگان های ارتش قهرمانان و دلاورانی چون شهید عباس دوران کم نداشتیم .. که با تمام وجود و با علم شهید شدن به استقبال دشمن تا دندان مسلح عراق رفتند .. و اجازه ندادند کشور عزیزمون مورد تعرض دشمنان قرار گیرد
الان هم به قول شما شرایط سیاسی متعادل نیست .. همه وطن دوستان از این وضعیت ناراحت هستند .. من هم آرزو می کنم صلح و دوستی در ایران حاکم باشه .. تا دشمنان ایران حتی فکر توطئه در سر نپرورانند ..
ممنون عزیزم .. و سپاس از کامنت منطقی شما
سلام آقا بهروز
پست جالبي بود،من فيلم مستند اين حادثه رو چند سال پيش از شبكه 4سيما ديدم،دقيقا مثل همين روايت داخل سايت بود.يك نكته خيلي جالب و آموزنده اين فيلم برام داشت واون نوع تفكر و منش افرادي بود كه مامور برسي حادثه واعلام دليل اين حادثه هوايي بودند:
اونها بعد روشن شدن موضوع استفاده از پيچ چند صدم سانت كوچكتر از سايز اصلي، از طرف مهندس نگهداري وتعميرات كار خود را تمام شده فرض نكردند بلكه سراغ بخش مهمتر اين اتفاق يعني علت بروز چنين خطاي انساني رفتند!(كاري كه در هوانوردي كشور ما كسي سراغش نميره و همه دنبال پيدا كردن مقصر و خراب كردن همه چيز سر اون بخت برگشته ميرن تا به اشد مجازات برسوننش)با استفاده از روشهاي خوب روانشناسي و رفتار نيك با مقصر اصلي حادثه در فضايي كاملا دوستانه برخورد ميشه و اين شخص بدون اينكه احساس ترس از بازجويي يا مجازات متعاقب بابت اظحاراتش داشته باشه خيلي صادقانه به اشتباه خود اعتراف ميكنه و تمام دلايلي كه منجر به اين خطاي انساني شده براي همه آشكار ميشه(چيزي كه در فضاي رعب وترس بازجويي خشن ممكن نيست و خيلي زوايا ناخودآگاه مبهم ميمونه)
رسيديم به مهمترين بخش! شركت به اين نتيجه ميرسه كه كار مداوم و خستگي ناشي از اون و به علاوه روشهاي من درآوردي تكنيسين ها چقدر خطرناكه و ممكنه به كجاها ختم بشه از اينرو در روش هاي تعميراتي تغييرات لازم اعمال ميشه و آموزش پرسنلي جهت تقويت سطح فكر و دانش افراد براي جلوگيري از اينگونه خطاها گذاشته ميشه و در يك كلام اصلاح رفتار سيستم اتفاق ميافته
در واقع يه بازبيني ساده منجر به اصلاح كلي و بهبود يه سيستم ميشه.
اينجورعملگرايي نتيجش امنيت پروازه نه روشهاي مثل كبريت بيخطري ما كه نتيجش ميشه سقوطاي پي در پي ودرسهايي كه هيچوقت نگرفته ونخواهيم گرفت ، مثال ماجرا : هواپيمايي تابان!!!!!
با تشكر سلامت وپيروزباشيد.
پاسخ
ممنون مهدی جان .. من نمی دونستم تلویزیون خودمون این فیلم رو نشون داده یا نه .. !!؟ من کلی از فیلم های نشنال جئوگرافی را که سام عزیزم از سوئد برایم اورده است .. دیدم . و همان گونه که شما به درستی اشاره کردی .. بررسی دقیق و اصولی تیم های بررسی و اخذ تصمیمات بسیار سازنده برای جلوگیری از اشتباهات و سوانح بعدی است
امیدوارم با دلسوزی مسئولان و مدیران رده بالای صنعت هوانوردی .. ما هم دیگه شدهد هیچ شانحه ای در کشور نباشیم
ممنون از شما
سلام به شما كاپيتان ايشالا كه هميشه شاد باشين من تازه چند روزه با وبلاگ شما اشنا شدم و دقيقا 4شبه كه از 12 شب تا نزديكهاي صبح نشستم و وبلاگ شما رو خوندم و ماشالا تموم نميشه ..با بعضي هاش كه چقدر خديدم با بعضي ها تراحت شدم اصلا دوست ندارم كر كنم كه شما گاهي افسرده ميشين راستي يه سوال شما به چند تا كشور سفر كردين دوست دارم يه روز مثل شما به همه جا سفر كنم خاطرات امريكاتون واقعا جالبه ...كاش مامانم هم ميتونست مثل من با اينترت كار كنه ومطالب شما رو بخونه
پاسخ
نوشین جان عزیزم .. نمی دونی چقدر خوشحالم که شما دختر با احساس ام با سایت آشنا شدی .. و به جمع یاران همدل و صمیمی پیوستی . عزیزم به خودت زیاد فشار نیاور ... کم کم هم می تونی بخوونی .. !
دخترم .. حضور شما نسل جوان امروزی و رضایت مندی تون باعث افزایش نگیزه و عشق و علاقه ام به کار می شود .. و همین امر سبب رفع افسردگی و کلیه بیماری هایم خواهد شد ..
نوشین جان .. معمولآ ذات خاطرات چنین هستند .. بعضی هاشون خنده داره .. بعضی ها اشگ آوره .. به هر حال خاطرات این جوریه عزیزم .. !
در باره سفر به کشور های دنیا .. بقدری زیاد هستند که نمی توانم همه رو بشمارم .. خب حرفه ام طوری بود که به همه جای دنیا مسافرت می کردم ..
من از نوجوانی عاشق سفر بودم .. و الان هم هستم . منتها همسرم علاقه نداره .. و من همه مسافرت هایم با دوستان ام است .. ! البته خیلی کم دوست داره مزاحم کسی بشه .. بگذریم
نوشین جان .. شما می تونی چکیده خاطرات رو براش بخونی .. !! چشمک
ممنون عزیزم .. مواظب خودت باش
سلام جناب مدرسی عزیز . ببخشید من یه مدت نبودم . اما همیشه به فکرتون بودم ولی کمتر میرسیدم به سایت سر بزنم . این مدت خیلی سرم شلوغ بود و انواع اقسام مشکلات و گرفتاریها ! نمیدونم چجوریه که همه مشکلات با هم هماهنگ میکنند که همزمان بریزن سر آدم ;) حتما براتون یه ایمیل میزنم و یه خلاصه ای براتون مینویسم . کلی درد دل دارم ! بیشتر مزاحمتون نیمشم . قربان شما دارا
پاسخ
به به .. دارا جان نازنین
چقدر حلال زاده هستی .. باور کن خیلی سعی کردم نام عزیزت رو به یاد اورده و تشکری بابت همکاری های گذشته بکنم .. اما حواس پرتی لعنتی این اجازه رو به من نداد .. اما بعد از انتشار پست . خود به خود یادم اومد .. و حالا می بینم خودت هم کامنت نوشتی
دارا جان .. حق با شماست .. گاهی ادم بقدری غرق مسایل و مشکلات روزمره زندگی و خانواده و حتی حرفه اش می شود که به خیلی مسایل فرصت رسیدگی نمی یابد .. اما خوشحالم که بعد از مدتی تاخیر و غیبت .. عاقبت شاد و سر زنده برگشتی .. خدا رو شکر
دارا جان عزیزم .. اگه جی میل ات بی پاسخ ماند .. بدون که وضعیت جی میل در ایران مدتی است خرابه .. و باز نمی شود .. من به فکر گشودن ای میلی دیگر هستم .. حتمآ اعلام خواهم کرد
ممنون از حضورت
عکسا همه باز شدند کاپیتان. ممنون از پست خوبتون.
پاسخ
ممنون دخترم .. بله خدا رو شکر مشکل برطرف شد
سپاس از اطلاع رسانی و حضور پر مهرت لیلا جان عزیزم
سلام
مطلب خوبی برای ترجمه انتخاب شده بود. نثر روانی هم داشت. از شما متشکرم.
پاسخ
ممنون شهاب عزیز م
این پست نتیجه زحمت یکی از دوستان جوان ما بود .. که الحق عالی بود
از شما هم به خاطر دقت نظر و حضورتون سپاسگزارم
استغفرالله...
فکر کنم در کامنت قبلی با لحن نامناسبی نوشتم که باعث شد شما اشتباه برداشت کنید...
باور کنید بنده اصلا حتی متوجه بنر حمایت از کودکان سرطانی هم در میان انبوه مطالب صفحه نشده بودم، بلکه فقط منظورم شلوغی نسبی صفحه بود که قصدم این بود که به عرض برسانم اگر خلوت تر شود بهتر است، وگرنه چه کاری بهتر از قرار دادن چنین بنرهایی در صفحه.
پاسخ
اخیش .. خدا رو شکر .. راحت ام کردی
احمد جان حلالم کن .. به جان نوه هایم من خودم از این که لحن پاسخ ام مناسب نبود ، عذاب وجدان گرفته بودم .. یک حسی به من می گفت .. نباید منظور خاصی داشته باشی .. و خدا رو شکر می بینم حدس ام درست بوده است
من روی اقشار آۀسیب پذیر و بیمار خیلی حساس هستم .. خلاصه خوشحالم یک سوء تفاهمی بیش نبود
من از همین جا روی ماهت رو می بوسم .. تا مرا ببخشی
و رسمآ از شما پوزش می خواهم
قربون مرام و بزرگواریت بشم
یا حق
سلام آقای مدرسی
ببخشید من فقط در مورد این پست می خواستم چند تا غلط نوشتاری بگیرم.
زیرا سایت خوب و پر محتوای شما حیفه که اشتباه داشته باشه شما خودتون استاد هستید و می دانید خواننده های سایت از سن وسال های مختلف و سطح سواد و هوش متفاوت هستندو یک سری آدم مانند من هست که نکته بین و کلمه کلمه سایت رو آنالیز میکند.مانند
. maintainsکه صحیح آن maintenance
است.ببخشید جسارت کردم. شما خودتون در رسانه ها فعالیت می کنید و می دانید هر کلمه ای 1 بار حقوقی با خود دارد حالا این کلمات اشتباه در این طور متن ها مشکلی ایجاد نمی کندولی 1کلمه سهوی نابجااستفاده بشود امکان ایجاد گرفتاری دارد.
سالم و تندرست در پناه ایزد منان باشید
پاسخ
مهدی جان عزیز و بزرگوار
بی نهایت از دقت نظر و حساسیت شما سپاسگزارم
این نهایت فرهیختگی شماست که به بنده و سایت خودتون لطف می کنید .. از شما قلبآ سپاسگزارم
مهدی جان نازنین .. حق با شماست .. دقیقآ همین طور است که اشاره فرمودی .. و من واقعآ خوشحال می شوم دوستان اشکلات سهوی و حتی عمی حقیر را گوشزد فرمایند .. باعث رشد محتوا می شود
البته در باره این پست .. من دقیقآ نمی دونم این واژه اشتباه در کجا درج شده است .. چون همان گونه که مستحضر هستی .. دوست جوان و گرامی امیر این زحمت را کشیده است .. البته هیچ فرقی نمی کنه
من نه تنها با شما همعقیده هستم .. و معتقدم باید دقت نظر بیشتری در درج کلمات بشه .. بلکه مشتاقانه خواستار تذکر های این چنینی هستم
با سپاس از شما و کامنت منطقی شما
میگم کاپیتان، اینقدر آویزون دامادتی شاکی نمیشه؟
پاسخ
امان از گیر دادن های آنتیک شما .. !!! چشمک
به جان نوه هایم .. به زور از دست آن ها خلاص می شوم .. باورت می شه ؟
خودت بهتر از من می دونی .. آدم به در باز جایی نمی رود .. بلکه به روی باز می رود .. ! اون هم با این اخلاق گند بنده که بی نهایت حساس هستم .. و اگه کوچک ترین بی احترامی یا به قول شما شاکی مواجه شوم .. تا اخر عمرم قید دختر و نوه و همه چیز رو می زنم
نمونه بارز این اخلاق غیر منطقی .. ارتباط با مادر تنی خودم بود .. به خاطر مسئله ای این چنینی که البته نه به خودم بلکه به خانواده ام روا داشته بود .. سال ها قطع ارتباط کرده و به دیدارش نرفتم .. و عاقبت فهمیدم فوت کرده است .. اگر چه ناراحت شدم .. ولی خب من هم در زندگی برای خودم معیار هایی دارم .. حتی یادمه برای تدفین فرزند یکی از دوستانم که به بهشت زهرا رفته بودیم .. تنی چند از دوستانم .. از من خواستند تا مزار مادرم را پیدا کنم .. به آن ها گفتم .. وقتی در زنده بودنش به وی سر نزدم .. بعد از مرگش چه فایده ..!!؟ و از همان جا برایش فاتحه فرستادم
خودم قبول دارم این رفتار مناسب نیست .. اما من بی نهایت حساس ام .. و خدا این قدرت را به من داده است تا از عزیز ترین کسانم در صورت بی احترامی برای همیشه ببرم .
ولی از همه این ها گذشته .. دوستانی که داماد بنده را می شناسند می دانند .. بی نهایت احترام بنده و خانواده ام را دارد .. بقدری نجیب و بزرگوار است که بعد از سال ها .. هنوز هم انگار همین دیروز به خواستگاری دخترم آمده است .. بی نهایت احترام می گذارد .. و به زور و با خواهش و تمنا از آن ها جدا می شوم .. ولی ممنون از شما که به این جزئیات دقت می کنی .. خیلی مخلصت هستم .. باز فردا ننویسی .. من یک جمله نوشتم .. تو صد جمله پاسخ ام دادی .. !!! چشمک
اما در باره واژه " آویزان " که در باره بنده به کار بردی .. اصلآ از شما گله نمی کنم .. چون به احتمال زیاد با شخصیت بنده آشنا نیستی که چنین اصطلاحی را به کار بردی .. اما جهت اطلاع ات عرض کنم که .. من از اون دسته ادم های چتر باز و فرصت طلبی نیستم که هر روز یک جا به قول شما آویزان شوم .. !! همین دامادم با وجود شخصیت مهربانی که دارد .. تا قبل از به دنیا امدن نوه ها .. سالی یک بار هم به زور می رفتم خونه شون .. کلآ در اون شش ، هفت سالی که ازدواج کرده بودند ، یک شب هم به خاطر ندارم در منزل ان ها مونده باشم .. !! شاید فقط به مناسبت تولد یا عید یا شب چله ای رسمآ و با دعوت رفته و بعد از شام بر می گشتم .. !! شاید صحیح نباشه بگم .. اقوام و خویشاوندانم .. بی نهایت به من علاقه مند هستند .. همیشه هم گله می کنند چرا خونه ما نمی آیی .. !؟ ولی کلآ عادت به میمانی رفتن ندارم .. دوست دارم همه به خونه ما بیایند .. امیدوارم با این توضیحاتی که عرض کردم .. کمی با شخصیت بنده آشنا شده باشی ..
با سلام
آقا جریان این نمایش هوایی چی شد
انگار تاریخش فرق کرده نه؟
اگه توضیح بدید ممنون می شم.
پاسخ
مملی جان نازنین
ممنون از یاد اوری .. راستش رو بخواهی تاریخ همان یازدهم اسفند ماه است .. و با اقتدار هر چه با شکوه تر برگزار خواهد شد .. اگه زنده بودم ف حتمآ در ان جا در غرفه ای منتظر حضور یاران خواهم بود
سلام اقای مدرسی عزیز یک پرسش داشتم زمان شاه وجنگ وبعد از جنگ چند فروند هرکولس از بین رفت
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
با کمال شرمندگی و پوزش از محضر شما دوست نازنینم
به عرض می رسانم .. این گونه پرسش ها جز اسرار ارتش محسوب می شود . و بنده مجاز به بیان آن ها نیستم .. اما پاسخ شما در سایت های فراوانی درج شده است ..
واقعیت این است که من نمی خواهم بهانه به دست کسی بدهم
ممنون از شما
سلام استاد مدرسي عزيز خسته نباشيد.
پست بسيار زيبا و اموزنده اي بود.
از امير عزيز كه زحمت ارائه اين پست جالب را كشيده اند كمال تشكر را دارم واقعا اين مستندهاي (نشنال جئو گرافيك)بسيار اموزنده و جذاب هستند.
اما يك مسئله جالب در اين حادثه به چشم ميخورد كه نشان دهنده شانس خلبان هواپيما است.
((در اكثر سوانح و خصوصافرودهاي سخت (هارد لندينگ)دسته پرواز يا يوك هواپيماها به خاطر محل قرارگيري ونزديكي به سينه و شكم خلبانان ضربات سهمگين و مرگباري را به خلبان وارد ميكند و باعث اسيب جدي ميشود اما در اين حادثه كه به نظر من يكي از عجايب تاريخ هوانوردي است همان يوك خطرناك با نگه داشتن پاي خلبان وي را از مرگ حتمي نجات داده.
به نظر من اين حادثه علاوه بر داشتن ابعاد فني جالب نشان ميدهد بعضي مواقع خداوند با نظر و لطف خود تمام معادلات فني را خنثي ميكند تا با نجات دادن انسان يا انسانهايي اين درس بزرگ را به انسان بدهد:
((تا وقتي كه خدا را داريد اميد و تلاش خود را درهيچ شرايطي متوقف نكنيد))
باز هم تشكر از كاپيتان مدرسي و امير عزيز.
پاسخ
ممنون علی جان عزیزم
دقیقآ همین گونه است که شما اشاره فرمودی .. می دانی اگه پای او به فرامین کنترل گیر نمی کرد .. حتی ده نفر ادم هم نمی توانستند مانع کشیدن خلبان از پنجره به داخل باشند .. و این همان لطف و محبت پروردگار است
علی جان .. همان گونه که شاهد هستی .. پست جدید شما را منتشر کردم .. من بی صبرانه منتظر مطالب بعدی شما هستم . اگه با من مکاتبه کنی .. حتمآ موضوعاتی را به شما خواهم گفت .. تا به طور مشترک هم همکاری را تجربه کنیم .. !! یعنی به اتفاق هم مطلبی را ارایه دهیم .. ! به این صورت که شما طبق توافق قبلی روی موضوعی تحقیق کرده و برایم ارسال می کنی .. و من با تلفیق مطالب شما و نوشته های خودم .. کار را ارایه خواهم داد . فکر می کنم سیستم های اخطار دهنده برخورد هواپیما " تی کست " موضوع جالب و بکری برای خوانندگان باشد . یا اتاق ارتفاع .. البته در باره اتاق ارتفاع قبلآ توضیح داده ام .. اما از بعد فنی شما هم مطلب بنویسی .. عالی خواهد شد .
فقط خواهشی که دارم .. برای مطالب مشترک حتمآ روی نوشته ات قید کن .. تا خدای ناکرده بنده در مطلب مستقل شما دست نبرم
ممنون عزیزم
از سایت بسیار زیبای شما عمو بهروز دیدم کردم . واقعا به سن شما نمی خورد که این همه فعال و اکتیو باشید . به امید دیدار حضوری شما
اگر گفتید از کجا به سایت شما آمدم . در یکی از انجمنهای گفتگوی به نشانی http://www.proshat.us/showthread.php/9-389p4.html آدرس شما لینک شده بود
با تشکر از جناب آقای بهروز مدرسی
سیاووشی از مشهد
پاسخ
سرور گرامی جناب سیاووشی نازنین
بی نهایت از شما سپاسگزارم .. بله حق دارید .. ولی خب خدا رو شکر انرژی لازم رو برای خدمت به دوستان هنوز هم دارم
استاد خوشحالم که ا مطالب سایت توجه شما دوست فرهیخته ام را جلب کرده است .. ضمنآ از این که به جمع یاران همدل و صمیمی سایت پیوسته اید خوشحالم .. سلام و درود بنده رو به دوستان انجمن برسونید
با سلام و عرض خسته نباشيد ، درخصوص كامنت اون دوست عزيزمون كه فرمودهاند در سانحه سقوط هواپيماي شهبد ستاري شيشه هواپيما كنده شده ، بايد خدمتتون عرض كنم كه پدر بنده يكي از خلبانان قديمي ارتش جمهوري اسلامي ايران هستند و شب حادثه نيز بلافاصله همراه با سرتيپ رستمي جانشين وقت فرماندهي نيرو در محل حادثه حضور پيدا كردند ، ايشون دليل اين حادثه رو اشتباه مسلم خلبان هواپيما بيان كردند ، به اين شكل كه پس از تيك آف از فرودگاه اصفهان هواپيما دچار نقص كوچكي در سيستم پرشرايز ميشه و به دليل حضور مقامات بالاي نيرو خلبان ترجيح ميده كه به جاي ادامه مسير به فرودگاه اصفهان برگرده و اقدام به رفع نقص كنه ، ولي هنگام اپروچ به دليل اشتباه گرفتن ارتفاع فرودگاه اصفهان با ارتفاع تهران ( ارتفاع اصفهان 30 متر بالاتر از ارتفاع تهران هست) و عدم اعلام ارتفاع توسط برج مراقبت با اين فرض كه خلبان خودش از اين موضوع بديهي مطلع مي باشه ، و به دليل اينكه پرواز در شب بوده و خلبان نميتونسته ببينه كه داره به زمين برخورد ميكنه ، هواپيما به زمين برخورد كرده و متاسفانه تعدادي از دلير ترين و شجاع ترين فرمانده هان نيروي هوايي تاريخ ايران در اين حادثه شهيد مي شوند.
روحشان شاد
پاسخ
سام عزیز و گرامی
ممنون از پاسخ منطقی شما .. بله این به حقیقت خیلی نزدیک تر است
اما من تعجب می کنم چطور ممکنه زنده یاد جمشیدی چنین خطای فاحشی رو مرتکب بشه .. چون در زمان جنگ به اتفاق بیش از ده ها بار در شرایط بد آب و هوایی و شرایط سخت اضطراری در فرودگاه اصفهان فرود آمده بودیم .. و ایشان ارتفاع از سطح دریا را حفظ بود . تصور من این است .. دغدغه شدید خدا بیامرز برای سلامتی جان فرماندهان عالیقدر نیروی هوایی .. و ایمنی پرواز باعث شده بود که تمام فکر و حواس اش به این موضوع باشد .. برای همین است که به خلبان ها توصیه شده است جز پرواز به مسایل دیگری فکر نکنند .. ! ایشان از ماهر ترین افسران خلبان بودند .. که بنده افتخار دوستی و ماموریت های زیادی با نامبرده داشتم .. و در یکی از پست های قدیمی بنام شوخی در جنگ ، اشاره مستقیمی به یکی از همان خاطرات مشترک داشتم .. !!
اما سام عزیزم .. من تعجب می کنم .. چطور ممکنه ارتفاع از سطح دریا را یادش نباشه .. !!؟ در دفترچه اطلاعات فرودگاه ها ، اولین نکته .. همین ارتفاع است .. ! از سوی دیگر چراغ های قرمز و سفید بهترین راهنما برای خلبانان برای تنظیم ارتفاع است .. که من به طریقه تنظیم ارتفاع توسط خلبانان اشاره می کنم ..
***********
زاويه اين چراغ ها به گونه اي است كه اگر خلبان 2 چراغ قرمز و دو چراغ سفيد ببيند در راستاي صحيح فرود و ارتفاع مناسب قرار دارد
اگر چهار چراغ سفيد باشد يعني در هر فاصله اي كه هستي ارتفاي بسيار زياد است
اگر 3 سفيد و 1 قرمز باشد يعني ارتفاع زياد است
اگر 2 سفيد و 2 قرمز باشد يعني ارتفاع مناسب است
اگر 1 سفيد و 3 قرمز باشد يعني ارتفاعت كم است
اگر 0 سفيد و 4 قرمز باشد يعني بيش از حد ارتفاع كم است (خطرناك)
زاويه اين چراغها طوري است كه در هر فاصله اي خلبان ميتواند وضعيت ارتفاعي هواپيما را با فرودگاه تنظيم كند .
**************
به هر حال قسمت این بود ما بهترین عزیزامون را در این حادثه از دست بدهیم
روحشان شاد
درود بر کاپیتان عزیز
مستنداین سانحه توشبکه4نمایش داده شد که آخر گروه تخقیق متوجه شد که تکنسین تعمیر،درانتخاب پیچ برای شیشه هواپیما اشتباه کرده بود.
درموردسانحه هواپیمای شهید ستاری باید بگم که پدرمن می خواست جای شهید مخسنی به پرواز بره که آخرین لحظات به خاطر مشکل پزشکی ازاین پرواز منع شد(خدااین شهید بزرگوار راباانبیا واولیامخشورکند).
مثل اینکه هواپیمابعد ازپرواز که دچارنقص فنی میشه تقاضای فرود اظطراری میکنه ولی براثر اشتباه خلبان درتنظیم (زاویه فرود،ارتفاع ازسطح دریاکه برای تهران تنظیم کرده بود ویادش رفته بود که مجددا برای اصفهان تنظیم کند)هواپیما به زمین کوبیده می شود((نوع هواپیما=جت استار))،البته من این مطلب رو از دوستان پدرم شنیدم.
بااخترام
پاسخ
مسعود عزیزم .. بله دقیقآ همین گونه است .. چون در کامنت قبلی هم به نقل از سام نازنین .. به این موضوعات اشاره شده بود .. او تنظیم ارتفاع از سطح دریا را برای تهران بسته بود .. و در موقع برگشت اضطراری حواس اش به این موضوع نبوده است .. و بالطبع سیستم های هشدار دهند هم مثل رادیو التیمتر هم بر اساس تنظیم اشتباه به صدا در نیامده است
خدا همه شهدا رو قرین رحمت کنه .. در باره پیچ اشتباه هم حق با شماست .. و متخصص مربوطه از روی تنبلی پیچ غیر استاندارد را به هواپیما نصب کرده بود ..!! واقعا می بینی یک پیچ ، یک تیکه چسب ، یک زنبور باعث سقوط هواپیماهای فوق مدرن می شوند .. !!باید خیلی حواس ها جمع باشد
ممنون از شما
اون قضیه " آویزان شدن از داماد " را من ننوشتم
پاسخ
جدی .. !!؟ دیدی با امضای شما نوشته بود .. !! به هر حال
فرقی نمی کنه .. من باید این توضیحات رو حتمآ برای تنویر افکار دوستان می دادم .. به هر حال هر کی بوده .. از شخصیت رک و دوست داشتنی شما سوء استفاده کرده است
و همان طور که گفتم .. برای من فرقی نداره که کی گفته .. مهم این است که قانع شوند ... ممنون از توضیح شما
سلام کاپیتان
کی اومده این حرفای بالایی رو زده. من ننوشتم. ارتشبد واقعی منم.
پاسخ
ارتشبد عزیز .. بر منکرش لعنت
ما از اول شما رو ارتشبد دانسته و خواهیم دانست . به همین دلیل وقتی ارتشبد قلابی هم از قول شما مطلبی رو نقل می کنه .. ما با دل و جان به ان پاسخ می دهیم .. البته فکر کنم یک ارتشبد دیگری هم پیدا شده .. !! چون چند کامنت قبل .. همان ارتشبد اعلام کرد من این حرف ها رو نزدم .. !! خلاصه احساس می کنم حسابی از سوی چند ارتشبد .. من دون پایه دست انداخته شده ام .. مطمئن هستم .. باز عین همین کامنت تکرار خواهد شد .. و ارتشبد بعدی همین پرسش تکراری را مطرح کرده و خواهد گفت .. کی گفته که ... !! بگذریم
فعلآ که ما در خدمت هستیم .. اگر چه دست مون بیندازند
چون از قدیم گفته اند ... ادب در اطاعت است
سلام کاپیتان
حقیقتا این اخلاق شما منو شرمنده کرد. البته من اصلا قصد نداشتم شما رو دست بندازم. فقط میخواستم به این ارتشبد پترائوس بفهمونم دست بالا دست زیاده.
پاسخ
ارتشبد سورنای گرامی
باور کن من هم شوخی کردم .. من مطمئن هستم که شما دوستان و یاران نازنین بقدری بزرگوار و مهربان هستید .. که هرگز قصد دست انداختن کسی رو ندارید .. من با این ارتشبد پترائوس کمی بفهمی نفهمی شوخی کیبوردی دارم .. !!
.. بگذریم
اما از شوخی گذشته همه باید قبول کنیم دست بالا دست فراوانه .. مگه نه !!؟
ممنون از شما و حضور پر مهرت
با سلام و خسته نباشيد به شما كاپيتان مدرسي ، براي همه عجيب بود كه جناب جمشيدي چنين خطايي رو بكنن ولي همون طور كه خودتون بهتر ميدونين برخي موارد به علت استرس ، مشغله فكري و ... ممكنه يه خلبان هر قدر هم ماهر باشه يك اشتباه بديهي رو مرتكب بشه كه شايد هم آخرين اشتباه اون باشه . در مورد چراغهاي پاپي هم كه فرموديد اون طور كه من شنيدم هواپيما در حال گردش نهايي براي در راستا قرار گرفتن با باند بوده كه به زمين برخورد مي كنه و ظاهرا هنوز باند و چراغهاي پاپي رو در ديد نداشته.
موفق باشيد
پاسخ
حق با شماست سام گرامی .. قطعآ همین گونه است که می فرمایید .. او در حال پترن و اپروچ نهایی برای فرود بوده و آلتی میتر رو هم به مقصد تهران ست کرده بود .. با بروز مشکل پرشرایز ، ابورد می کنه .. و بقدری فکرش به سلامت و ایمنی فرماندهان بوده ، که فراموش کرده ارتفاع سنج از سطح دریا
را برای فرودگاه اصفهان که فکر می کنم حدود 180 پا بالاتر از تهران است ، تنظیم نماید .. ! به همین سادگی .. و در حالی که فکر می کرده حدود دویست ، سیصد پا از زمین فاصله دارد .. در تاریکی شب به زمین اصابت می کند .. واقعآ افسوس .. علاوه بر خود جناب جمشیدی .. که الحق انسانی بسیار شریف و مومن بود .. فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی هم چون آقایان ستاری و یاسینی و ... به شهادت برسند .. روحشان شاد
ممنون سام نازنین
جناب مدرسي سلام عرض مي کنم
قربان چند وقت پيش به بنده قول داده بودين حادثه سقوط توپولوف در خرم آباد در 23 بهمن 1380 را تشريح کنيد.
بنده هنوز منتظر هستم.
سپاسگزارم
پاسخ
عباس جان عزیزم
از این که مدت هاست منتظر مانده ای ، شرمنده ام
راستش رو بخواهی .. کاپیتان آن پرواز زنده یاد احمدی فر از همکاران خوب ما بود که یه زمانی در گردان سی -130 و بعدش سوخترسان منتقل شد .. و زمانی فهمیدم با توپولف پرواز می کرده که خبر سانحه اش را در خرم آباد شنیدم عباس جان .. واقعیت این است من هنوز اطلاعات اولیه سانحه به دستم نرسیده است .. به دوستان اگاه و رابط هایم در فرودگاه سپرده ام تا برایم آن ها را ارسال کنند .. متآسفانه هم بنده و هم دوستان فراموش کرده اند .. امیدوارم در ایام نمایشگاه موفق به دیدارشان شده و از خجالت و شرمندگی شما بیرون آیم .. چشم .. به خدا قسم اگه اطلاعات اولیه را داشتم ، این همه چشم انتظارت نمی گذاشتم . اگه هواپیما نظامی بود سریع تر دسترسی به اطلاعات سانحه می یافتم .. اما هواپیماهای مسافربری .. کمی مشکل است و دوستان ماشاالله گرفتار .. من نهایت سعی خودم را خواهم کرد
موفق و پیروز باشی
آقای مدرسی یک سر به سایت دنیای اقتصاد بزن با 95 هزار بازدید کننده مواجه می شوید کمی درباره مسائل اقتصادی بنویسید (شما اصلا شمه اقتصادی ندارید ببخشیدها)
http://www.donya-e-eqtesad.com
5 هزار نفر در روز مربوط به بازدیدکنندگان سایت شما که عددی نیست . اگر خبرهایتان کمی بوی اقتصادی بدهد مطمئنا آمار فراتر از اینها می رود
پاسخ
جناب ابطحی نازنین و بزرگوار
با سپاس از شما دوست عزیزم ، به اطلاع می رسانم که ..
اولآ هدف بنده رسیدن به آمار بسیار بالا در حد 90 هزار در روز نیست .. ! البته هیچ مدیر سایتی بدش نمی آید امار مخاطبانش بالا باشد .. من هم همین طور ، اما این که به عنوان هدف در این راستا تلاش کنم .. از هدف و راه اصلی ام که همانا .. بیان مسایل و اتفاقات چند دهه قبل و خاطرات پرواز به جبهه های جنگ باز خواهم ماند
دوم این که .. شرح و درج مسایل اقتصادی دانش خاص خودش رو می طلبد .. آیا این درست است که من به خاطر هجوم خوانندگان و افزایش آمار وارد مباحثی شوم که خود هیچ آگاهی و اشرافی از ان ندارم .. !!؟ آیا این مردم فریبی تلقی نمی شود .. !!؟؟
آدمی مثل من که از جوانی تا حالا .. حساب جیب خودم رو ندارم .. و به قول شما هیچ گونه شمه اقتصادی نداشته .. و از اقتصاد سر در نمی آورم .. پرداختن به مسایل مربوطه درست است .. !!؟
جناب ابطحی گرامی .. ممکنه خیلی سایت های بلانسبت پورنو هم تا سه برابر دنیای اقتصاد خواننده داشته باشد .. و کسی هم مانع انتشار این گونه مسایل مبتذل نباشد .. به نظر شما رفتن به این گونه سمت و سوها کار تآئید شده ای است .. !!؟ آیا به قول سیاسیون منافق .. هدف وسیله رو توجیح کنه .. !!؟
قطعآ منظور شما این نبوده و نیست .. فقط خواستید طرفداران مسایل اقتصادی رو به بنده گوشزد فرمایید .. با سپاس از شما .. عرض می کنم .. اگه دانش این کار رو هم داشتم .. به خاطر عدم سنخیت با مسایلی که تا حالا مطرح کرده ام .. هرگز وارد ان نمی شدم .. !
با سپاس از مهر و محبت شما دوست خوبم از رشت