برای نجات صبا کوچولو بشتابیم

سه چهار روزی بود که روی پست جدیدم کار می کردم .. آخه همان گونه که اطلاع دارید مدتی است دچار افسردگی شدیدی شده ام .. و تمرکز کافی برای هیچ کاری ندارم .. مخاطب پست بعدی ام رئیس سابق فدراسیون فوتبال دکتر دادکان بود که به بهانه سخنان هفته قبل او در برنامه نود یک عذر خواهی به او بدهکار بودم . اما راستش رو بخواهید دلم نمی آمد منتشرش کنم .. چون در این اوضاع سیاسی کشور ممکنه ده ها انگ سیاسی و تهمت به من بچسبانند .. !! برای همین دو دل بودم ..! اما وقتی کامنت هایم رو پاسخ می دادم ، خواننده محترمی به نام افشین پیغام و لینکی برایم گذاشت که بد جوری منقلب ام کرد . بله لینک مربوط به درد دل های پدری مهربان بود که برای بدست آوردن سلامتی فرزند خردسال اش حتی از فروش کلیه اش هم خوداری نکرد ... ( اینجا ) بله دوستان زندگی خیلی فراز و نشیب داره ولی در نهایت یک انسانیت باقی می ماند و بس ..
من هرگز جسارت به دوستان و خوانندگان با غیرت ام نمی کنم .. چون شرف و انسانیت خود رو بار ها با کمک به نیازمندان نشان دادند . ای کاش دست و بالم باز بود و دست این پدر دردمند رو می گرفتم .. اما دعا از اعماق قلب بیمارم به همراه اطلاع رسانی فعلآ تنها کاری است که برای " صبا کوچولو " نازنین می توانم انجام دهم . من بخش هایی از سخنان پدر صبا رو در سایت قرار می دهم . اما توصیه می کنم حتمآ به سایت این پدر مراجعه کنید .. چون علاوه بر درج جزئیات ، صدای گرم دوست عزیزم دکتر محمد اصفهانی حسابی آدم رو منقلب می کنه ..
پوزش رسمی ...
اغلب یاران و خوانندگان محترم با نام پسر عزیزم " سام از سوئد " آشنا هستند .. مخصوصآ مستند های جالب نشنال جئوگرافی که دستمایه خیلی از پست های پرمخاطب سایت شده ، جملگی هدایای این دوست فرهیخته و با دانش است . او بقدری عاشق وطن است که علی رغم هزینه های سنگین سفرهای هوایی از فرصت های به دست امده استفاده کرده و به ایران می آید .. بگذریم راستش رو بخواهید در هر سفر او ما رو حسابی شرمنده محبت های خویش می کند .. باور کنید خیلی دلم می خواست با نان و پنیری ساده پذیرای وی و خانواده اش در کلبه محقر سربازی ام باشم .. اما هیچ گاه میسر نمی شد .. ! در سفر اخیر که کادو های ارزشمندی برای نوه های من آورده بود ، قول گرفتم حتمآ این بار در خدمت اش باشیم .. و او قبول کرد . باور کنید روزمرگی های زندگی ، عدم تمرکز روحی و آلزایمر لعنتی ام باعث شد گذر ایام رو فراموش کنم .. !! دیشب وقتی در جی میل دیدم آنلاین است ، عرق سردی تمام وجودم رو فرا گرفت .. فهمیدم که به سوئد برگشته است .. و دچار شرمندگی و عذاب وجدان شدیدی شدم .. پوزش رسمی تنها کاری است که از دستم بر امد ...


![]()
به بهانه مقدمه
همه موجودات عالم روی نوزادان و فرزندان کوچک خود حساس هستند .. و خداوند مهر مضاعفی بر دل همه موجودات دنیا قرار داده است که در این میان انسان ، این اشرف مخلوقات سر امد همه است . من خودم رو مثال می زنم .. عشق و علاقه به فرزندانم در سخت ترین حالت و اتفاقات همیشه در قلبم بود . خاطره نقص فنی هواپیما رو که فرامین اش قفل کرده بود رو خاطرتون هست که چگونه کفش های دخترم بهاره رو در اون حالت فشار شدید جی روی قلبم گذاشتم .. تا بعد از مرگم بفهمند در آن لحظات هم به یاد فرزندم بودم .. ؟؟ ( اینجا ) یا اکنون نوه هایم ( آنا و آوا ) که تمام زندگی ام است .. و با کوچک ترین ناراحتی آن ها زیر رو شده و دنیا جلوی چشمانم تیره و تار می شود .. نمونه کوچکی از عشق به کودکان و خردسالان است . و می دونم همه انسان ها چنین هستند .. و روی کودک حساس می باشند . این عشق و علاقه در قلب جوانان هم وجود دارد و نمونه بارزش عشق و علاقه آن ها به خواهر برادر کوچک تر از خودشون است .. بله همه ما افتخارمون به انسان بودن است ..
پای حرف های پدری دردمند
آقای فروزنده در نامه ای خطاب به وزیر بهداشت و خدمات درمانی چنین نوشته است :
وزیر محترم بهداشت و خدمات درمانی
با سلام
احتراماً اینجانب علیرضا فروزنده در مورخه 6/11/86 بنا به تشخیص پزشکان متوجه گردیدم که تنها فرزندم صبا دارای تومور مخچه می باشد. که او را به بیمارستان (ن) شیراز جهت انجام عمل جراحی زیر نظر دکتر(ک)آوردیم و عمل اول او جهت کار گذاشتن شانت در تاریخ 9/11/86 بود و عمل اصلی تومور در مورخه 13/11/86 انجام شد و بعد از آن به دلایلی که برای ما مشخص نشد و اعلام کردند که عدم کار کردن شانت می باشد فرزندم به کرات حدوداً 10بار دیگر عمل گردید. و متأسفانه در مورخه 20/4/87 پس از عمل های مکرر انجام شده ساعت 7 صبح فرزندم دچار ایست قلبی گردید و مشخص شد که تراکستومی وی از محل خارج گردیده و در آن روز پزشکان رزیدنت چون امتحان داشتند کسی در ICU جهت جاگذاری مجدد تراک حضور نداشته و تنها یک نفر از اساتید بودند که ایشان نیز مسئولیت 9 بخش را عهده دار بودند و پزشک بیهوشی نیز یک نفر حضور داشته که در آن زمان ایشان نیز در بخش دیگری بر بالین مریض دیگری حضور داشتند. و زمانی بر بالین فرزند من حاضر می شوند که دیگر دیر شده و لطمات و ضایعات زیادی به فرزندم پس از انجام احیای قلبی وارد شد. که بعد از آن فرزندمان را در حالت زندگی نباتی می باشد به منزل آورده و تا کنون مشغول نگهداری از او می باشیم و تنها امیدمان به لطف خداوند می باشد که رحمتش شامل حالمان شود و فرزندمان را دوباره به ما برگرداند. حال سؤال من از شما مقام محترم که می دانم حتماً خودمادری هستید و موقعیت و احساسمان را به عنوان یک پدر و هم نوع درک می نمایید این است که آیا در یک بیمارستان معروف و بزرگ در مرکز یک استان آیا باید در روزی که امتحان رزیدنت های جراحی مغز و اعصاب برگزار می شود اگر مریضی دچار مشکل شد کسی نباید به موقع و در زمان مناسب بر بالین مریض حاضر شود و آیا نباید تقسیم کار به نوعی باشد که از 7 استاد محترم استفاده بهینه گردد؟ (در روز فوق 2 استاد در جلسه امتحان حضور داشته و یک نفر نیز به تنهایی مسئولیت 9 بخش را بر عهده داشته و پزشک بیهوشی نیز تنها یک نفر بوده). آیا امکان ندارد در زمان امتحان رزیدنت های محترم استادان عزیز همگی یک روز چند ساعت از وقت خود را اختصاص به جان مریضانشان بدهند؟ یا لااقل دو استاد در جلسه امتحان باشند و مسئولیت 9 بخش نیز به نوعی بین 3 استاد دیگر تقسیم شود؟ یا لااقل 2 پزشک بیهوشی حضور داشته باشند؟ حال خودتان بگویید اگر مریضی در یک بخش دچار مشکل شود و همزمان مریض دیگری نیز در بخش دیگر دچار مشکل شود تکلیف چیست؟ آیا به خاطر یک امتحان و عدم برنامه ریزی درست باید جان یک انسان بی گناه گرفته شود؟
حال از آن مقام خواهشمندیم به خاطر وجدان کاری که از حضرتعالی سراغ داریم پیگیر این مسئله گردید. زیرا که عدم دقت یک پرستار در ICU و مصادف شدن این خطا با روز امتحان و عدم حضور رزیدنت و پزشک بیهوشی در بخش باعث گردید که زندگی کودک بی گناهی قربانی شود و در کنار آن نیز خانواده ای دچار مشکلات روحی، روانی و مالی فراوان گردند. و حتی این زندگی به مرز نابودی و فنا شدن پیش برود و هیچ مسئول و مقامی نیز جوابگوی این مسئله نیست. و امیدوار هستیم اگر کسی به درستی جوابگو نمی باشد لااقل وجدان بیداری باشد که حداقل جلوگیری از مسائل اینچنینی در آینده نماید و جان بیماران برایش ارزش داشته باشد. ؟؟؟؟
تقاضا از دوستان شیرازی
از همه دوستان و عزیزان مهربان شیرازی و شهر های اطراف خواهش می کنم .. حتمآ از این پدر دردمند دلجویی کنند .. مخصوصآ دوست بسیار بزرگوارم مهندس فضلی نازنین با ارتباطات گسترده ای که دارد می تواند ره گشای درد های این پدر رنجدیده باشد .. حتی با یک شاخه گل هم می شود جویای حال صبای نازنین شد .
سخنی با پدر گرامی صبا
جناب آقای فروزنده عزیز .. درد و رنج شما رو با تمام وجودم درک می کنم . و به عنوان یک پدر متوجه درد های بی کران شما هستم . دوست عزیز امیدت به خداوند متعال باشد . درسته هموطنان ایرانی خصوصآ شیرازی های مهمانواز شما را تنها نخواهند گذاشت .. اما شما باید با اتکاء به خداوند متعال به صبا و مادرش روحیه بدهید .. من فکر نمی کنم نیازی به فروش کلیه باشد .. من قول می دهم هموطنان عزیز در داخل و خارج شما رو تنها نخواهند گذاشت .. برای صبای کوچولو آرزوی بهبهود و بازگشت به زندگی دارم .. و از صمیم قلب به درگاه خداوند دعا می کنم ...
شماره حساب اعلام شده
دوستان عزیزی که مایل میباشند کمک به هر نحوی در نگهداری صبا داشته باشند لطفا پیام بگذارند در صورت تمایل شماره حساب جهت همیاری شما عزیزان-------------------- بانک ملت شعبه جماران سیمان شیراز کد:۳۹۲۹۷ حساب پس انداز به شماره:۱۴۰۵۳۸۶۸۱۵ بنام صبا فروزنده
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۲۳:۱۵ دقیقه به تاریخ بیست و یکم دی ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 
آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا
THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:
Date: January 5, 2010 Time:13:30 Location:Wheeling, Illinois Operator:Royal Air Freight AC Type:Gates Learjet 35 Aboard:2 Fatalities:2 , Ground:0 ,Route: Detroit, MI - Chicago, IL ,Details:The cargo plane crashed into a forest reserve south of Chicago-Executive Airport while on approach, after being cleared to land.
Date:December 30, 2009 Time:06:15 Location:Morobe Province, Papua, New Guinea Operator:Kiunga Aviation AC Type:Cessna A185E Skywagon Aboard: 7Fatalities:6 , Ground:0 ,Route: Lae Nadzab - Baindoang Airstrip ,Details:After an engine fire the aircraft crashed in mountainous terrain. The pilot was the lone survivor.
Date:December 22, 2009 Time:22:22,Location:Kingston, Jamaica,: Operator:American Airlines AC TypeBoeing B-737,Aboard:154 Fatalities:0 , Ground:0 ,Route: Washington DC - Miami - Kingston, Jamaica ,Details:The aircraft overshot the runway and crashed into a fence while attempting to land in heavy rain. The right engine broke off, the landing gear collapsed and the fuselage broke open in two places. Forty-four people were injured.
SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
حوادث هوایی اخیر دنیا:
تاریخ:5ژانویه 2010/زمان:13:30/مکان:"ویلینگ" در "ایلی نویز"/ خط هوایی:رویال ایر/نوع هواپیما:لیرجت 35/تعداد سرنشین:2/تلفات:2/تلفات روی زمین:0/مسیر:دیترویت به شیکاگو/جزئیات:هواپیمای باری پس از دریافت مجوز برای فرود در جنگلی در جنوب منطقه متعلق به فرودگاه شیکاگو سقوط کرد.
تاریخ:30 دسامبر 2009زمان:6:15/مکان:ایالت "موروبه"-پاپوآ -گینه نو/ خط هوایی:"کیونگا"/نوع هواپیما:سسنا/تعداد سرنشین:7/تلفات:6/تلفات روی زمین:0/مسیر:لانادژاب به فرودگاه "بایندونگ"/جزئیات:پس از آتش گرفتن موتور هواپیما در منطقه کوهستانی سقوط کرد.خلبان تنها بازمانده بود.
تاریخ:22 دسامبر 2009/زمان:22:22/مکان:"کینگستون" در جامائیکا/ خط هوایی:آمریکن ایرلاینز/نوع هواپیما:بویینگ-737/تعداد سرنشین:154/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:واشینگتن دی سی-میامی -کینگستون در جامایکا/جزئیات:هواپیما در حال فرود در باران سنگین از باند خارج و بیک حصار برخورد کرد.موتور راست جدا و ارابه فرود منهدم شد و بدنه به دو تکه شکسته شد.54 نفر مجروح شدند.
planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
![]()

تصاویری از صبای نازنین قبل از بیماری

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا

تصاویر مستند از یک سانحه ،به روایت نشنال جئوگرافیک
نگاهی به زندگی سر گروهبان فاطی ..!!
کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر
ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!
خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !!
و ....























سلام
واقعا نمیدونم چی بگم ساعت 3 صبح سه شنبه 22 دی 88 اومدم سری به سایت بزنم این مطلب را دیدم داغون شدم واقعا از زنده بودنم خجالت کشیدم وقتی این طفل را دیدم که بخاطر سهل انگاری بعضی آدم های بی توجه اینجوری شده کاش معجزه ای میشد کاش
پاسخ
فدات بشم مهران جان نازنین
بله عزیزم .. متآسفانه مشکل در عدم مدیریت های صحیح ، عدم برنامه ریزی مناسب ، و بی توجهی به جان مردم است
در باره بی توجهی پزشکان در مطلب " سرگذشت سه یار " اشاره به مرگ یکی از عزیز ترین دوستان خانوادگی ام نمودم ، که الکی الکی به خاطر عدم دقت دکتر بی هوشی به کماء رفته و در نهایت بعد از چند سال به رحمت خدا رفت .. و کک کسی هم گزیده نشد .. نه دیه ای تعلق گرفت .. نه حقی به خانواده اش دادند .. بگذریم
مهران جان الان صبای هشت ساله در وضعیت بحرانی قرار دارد .. پدر بیچاره حاضر شده است حتی کلیه اش را هم برای تآمین هزینه های معالجه صبا بفروشد .. اتوموبیل اش را فروخته .. حال نوبت ما است با اطلاع رسانی و کمک هر چند ناچیز به حسابی که اعلام شده است .. دین خود رو به مردم و جامعه ادا کنیم ..
مهران جان .. خودت حالت بعد از عمل چطوره ؟ بهتر شدی انشاالله ؟ دوره نقاهت پایان رسید ؟
امیدورام همیشه سالم و تندرست باشی .. و سایه ات روی سر خانواده محترمت قرار گیرد
ممنون از کامنت شما
کاپیتان بهروز مدرسی عزیزم درود بی کران بر شما. حقیر به خاطر کم دقتی و ندیدن جواب شما بسیار پوزش می طلبم و باور کنید هنگامی که جواب شما را خواندم از خوشحالی سر از پا نمی شناختم.امید وارم منو ببخشید.کاپیتان جان درد صبا کوچولو هم همانند مونای عزیز غمی به غمهای همه دوستداران شما افزود.ولی من مطمئنم که در وهله اول رحمت خداوند متعال و در وهله دوم با حمایت مالی و معنوی تمامی دوستداران شما ان شا الله صبا کوچولو بهبودی خودشونو به دست میارن.کاپیتان عزیزم من اطمینان دارم که تمامی خوانندگان سایت شما به خاطر اولا عواطف پاک انسان دوستانه ، دوما به خاطرعشق و علاقه ای که به شما دارند در حد توان خویش به صبای عزیز کمک خواهند کرد.کاپیتان عزیزم بی رودربایستی باید بهتون بگم تا الآن کمتر کسی به مانند شما توانسته اینچنین ارتباط عمیق و معنوی رو با خوانندگانش برقرار کنه.دلیلش هم فکر کنم این باشه که سخنی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند. کاپیتان جان به خدا سوگند مثل پدر خودم دوستتون دارم و از همین جا دست شما رو می بوسم.به امید دیدار.
جوهری از بوشهر__شهرستان جم
پاسخ
دوست عزیز و نازنین جناب جواهری
با سپاس از شما .. باور کن من تنها به وظیفه ام عمل می کنم .. و خواهش می کنم هرگز عذر خواهی نکنید .. ناراحت می شوم .. همه ممکن است اشتباه بکنند .. اما همان طور که قبلآ عرض کردم .. من هرگز کامنت یا ای میلی را بی جواب نمی گذارم .. ممکنه کمی با تآخیر پاسخ دهم .. اما هرگز این لطف خوانندگان را بی جواب نمی گذارم
در باره صبای کوچولو و مینا نازنین .. از همه دوستان و خوانندگان محترم تشکر می کنم .. من فقط واسطه هستم .. همین
امیدوارم و از صمیم قلب دعا می کنم هم مونا و هم صبا و همه بیماران شفاء یافته و به کانون گرم خانواده برگردند .. این روز ها ادم گرفتار بیمارستان های بی مروت شدن خیلی سخت است . من حاضرم بمیرم اما قدم به بعضی بیمارستان ها نمی گذارم .. چون بعضی از پزشکان و بیمارستان ها فقط پول را می شناسند و بس .. به بیمار اهمیتی نمی دهند .. مگر این که طرف پول و پله ای داشته باشد .. اون وقت قضیه فرق می کنه .. لعنت بر این پول که شرافت و عزت نفس بعضی ها رو گرفته ..
ممنون از شما
سلام واقعا نمیدونم چی بگم ممنونم از این همه اظهار لطفتان من امروز تا ساعت 30/6 عصر 22/10/88 تهران هستم در صورت امکان ایمیلتان را بررسی نمائید با تشکر فروزنده پدر صبا
پاسخ
جناب افشین خان گرامی
با آرزوی بهبودی صبای نازنین .. باید عرض کنم بنده به وظیفه وجدانی خویش عمل نموده و از صمیم قلب دعا می کنم .. صبا سلامتی اش رو بازیابد
دوست عزیز .. بنده چندین بار در ساعت پنج و بیست دقیقه با شما تماس
گرفتم .. متآسفانه در دسترس نبودید .. به ناچار برای شما پیامک ارسال کردم
ضمنآ به اطلاع می رسونم از امروز جی میل بنده به دلایلی باز نمی شود .. و صفحه آن در مربعی به طول سه در سه سانتی متر در پائین صفحه باز شده و در همان فضای محدود ، همه نوشته ها روی هم تلنبار شده است .. به همین دلیل اگه موفق به پاسخ دهی نشدم ، از شما پوزش می خواهم
موفق و تندرست باشید
درود بر استاد و پدر بزرگوارم .
دوباره پست تلخ موندم تو این دنیا چی بگم بنده در ذات دنیا عدالت و حق نمی بینم لیکن شکر که سلامتی بنده آنچنان ضربه های تلخ نخورده است و خیلی انسان های دیگر هم در سلامتی هستند.
ولی استاد و پدر بزرگوارم از جانب دیگه از این پست ها لذت می برم و اونم وجدان پاک و بیدار شما استاد بزرگوار هست دعای خیر ما خوانندگان بر شما استاد گرامی و خانواده ارجمندتون انشاالله که شما استاد و خانواده محترمتون در سلامت و دور از تلخی ها باشید واقعا از ته وجودم لذت بردم که استاد گرامی این قد انسان پاک و با وجدانی هستند .
آخ که این وجدان خیر من هم بر دلم بکوبد و من هم کار خیری انجام دهم ... فقط این زبانم هست که می تواند به این انسان کمک کند به اطلاع پدر خود می رسانم .
با آرزوی سلامتی و برکت پاک بر شما بدرود .
سوز و ساز....
يک بحر...سرشک بودم و عمري ..سوز
افسرده و پير مي شدم روز بروز
با خيل گرسنگان چو هم رزم شدم
سوزم : همه ساز گشت و شامم همه روز
پاسخ
امیر جان عزیز و مهربانم
از لطف و محبت شما بی نهایت سپاسگزار و ممنونم
امیر جان باور کن من هیچ کار خاصی نکرده ام که در خور این همه تعریف و تمجید باشم .. این وظیفه وجدانی هر انسان است که به هموطنانش کمک کنه
از این که شما پسر نازنینم این همه قلب رئوف و مهربان داری .. خوشحالم
از انتخاب شعر زیبایت هم ممنونم
سپاس از حضور صمیمانه شما
اقای مدرسی عزیز سلام من از ایتالیا با شما تماس میگیرم همیشه مطالب روی سایتتون را میخونم و لذت میبرم ولی این بار ماجرای غمانگیزی را دیدم برای صبا کوچولو ارزوی بهبودی میکنم
بسر شما از ایتالیا نیما
پاسخ
نیمای عزیز و گرامی
از این همه طف و محبت شما بی نهایت ممنون و سپاسگزارم
بله نیما جان .. حق با شماست .. ماجرای صبای کوچولو دل همه مردم رو به درد می اورد
ممنون از حضورت
ای خداااااااااااااااااااا !!
این اشتباهات و سهل انگاری های مسخره توی ایران کی میخواد تموم بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا متاسفم برای اون خانواده ولی در این وضعیت حیات نباتی ( یعنی مغز از کار افتاده ) فکر نکنم خیلی امیدی به بهبودی وجود داشته باشه .
پاسخ
محمد جان عزیزم
این موضوع رو احتمالآ پدرش هم فهمیده است .. ولی به عنوان یک پدر می خواهد هیچ چیزی در راه بهبود او کم نگذارد
اگه خاطرتون باشه در پست سرگذشت سه یار .. یکی از دوستان بسیار صمیمی ام که او را قاطبه می نامیدم به همین طریق و بر اثر سهل انگاری به کماء رفته و در نهایت مغزش از کار افتاد ..
فقط معجزه می تونه کمک حال این بچه باشه
ممنون از شما
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و کلیه خوانندگان عزیز سایت و دوستان گرامی امیدوارم حالتان خوب و همیشه سرزنده و سرحال باشید خداوند انشاء الله به صبای عزیز شفا عنایت کنه و خانواده اون رو صبر بده راستش جناب مدرسی عزیز از من می شنوی تهران رو ول کن بیا یک جای خوش آب و هوا و بیخیال زندگی ماشینی و این حرفها شو از وقتی که محل کارم به نقطه زیبایی از کویر ایران منتقل شده و با وجود سختی های فراوان کم کم دارم به این موضوع رسیدم که تهران عجب شهر قاتلیه :) خدائیش پدر آدم درمیاد تو هوای تهران وقتی دم و بازدم میکنه جاتون خیلی خالیه راستش اینجا خیلی با سی-130 ها عیاق شدیم اکثر کارهامون رو راه می اندازن با وجود اینکه کمی پیر شدن عین خودمون ولی باز هم خوب به درد می خورن بر و بچه های ترابری هم خیلی با صفا و با حالند عین خودت همشون هم سلام گرم خدمت همکار قدیمی شون دارند خلاصه تهران رو ول کن بیا کنار خودم توی کویر برات یک جای توپ ردیف می کنم :) خوش باشید و سرزنده یا علی.
پاسخ
جعفر خان عزیز و گرامی
از این که هوای سالم و بی دود و دمی را تنفس می کنی ، خوشحالم
بله حق داری .. واقعآ اگه کسی بتونه دوام بیاره .. روستا یا شهرستان های پرت افتاده کویری خیلی با حال است
من عاشق زندگی در روستا و مکان هایی مثل کویر هستم
افسوس به دلیل وابستگی شدیدم به نوه هایم .. هیج جا حتی مسافرت های روتین رو هم نمی تونم بروم .. جعفر خان .. کار دله .. گناه من چیست .. !!؟ چشمک .. از قول من به دوستان سی - 130 خیلی سلام برسون .. بعید می دونم دیگه کسی از اون جمع من رو بشناسه .. !!؟ به هر حال جوانی و عمر من در همان قارقارک ها سپری شد .. من می دونم این پرنده زیبا آهنین سال های متوالی عمر خواهد کرد .. و به همت متخصصان خوب گردان نگهداری .. همیشه سرپا و قبراق رو پا خواهد بود
امیدوارم همیشه بهت خوش بگذره .. مواظب خودت باش
و به جای ما هم از هوای تمیز و چشم اندازی زیبا مخصوصآ تماشای ستارگان در شب حسابی لذت ببر
ممنون از کامنت شما
با سلام ودرود فراوان خدمت شما کاپتان مدرسی عزیز پوزش بنده را به دلیل اینکه دیروز نتوانستم با شما ارتباط برقرار کنم بپذیرید در اینجا لازم میدانم مراتب سپاس بیشمارم را نثارتان نمایم زیرا که تا کنون کمتر کسی شده بود که بخواهد در باره وضعیت صبا اطلاع رسانی به عموم هموطنان نماید ولی شما خودتان نمیدانید که با این کار بزرگی که انجام میدهید چه روحیه ای به ما داده اید و این باور را در ما زنده نموده اید که در این کهن دیار هنوز جوانمردانی هستند که زندگی همنوعانشان نیز برایشان مهم است ودر جایگاهی که قرار گرفته اند وظیفه وجدانی خود میدانند که در قبال دیگران مسول هستند کاپتان عزیز اصرار بنده جهت تماس با شما بدین جهت میباشد که میخواهم در باره کلیه مسائلی که برای فرزندم پیش آمده با شما صحبت نمایم واز تجربیات جنابعالی بهره مند شوم بیصبرانه منتظر شما میبا شم با تشکر فروزنده
پاسخ
جناب آقای فروزنده عزیز و گرامی
باور بفرما این کم ترین کاری بود که از دست بنده حقیر بر می امد .. ای کاش وضع مالی حسابی داشتم .. به خدا قسم با هزینه خودم به خارج می بردم .. من دقیقآ وضعیت روحی شما رو درک می کنم .. خیلی سخت است . یکی از دوستان صمیمی ام بنام آقای مداح هم عمرش رو برای فرزندش گذاشت .. باور کن کمرش دولا شده است .. بله من هم فرزند بیمار داشتم .. می دونم با یک سرفه ، پدر عرق مرگ به چهره اش می نشیند .. همه این حالات رو درک می کنم .. و تنها کاری که از دستم غیر از اطلاع رسانی بر می آید ، دعا به درگاه خداوند است .. خیلی از دوستان از خارج از کشور با بنده مکاتبه داشته و اعلام امادگی برای هر نوع کمکی کردند .. اما شرمنده که این مسئله رو عرض می کنم .. ان ها می خواهند خیالشون از صحت موضوع آسوده باشد .. به عبارتی دوست دارند مراتب امر توسط افرادی تآئید بشه .. امیدوارم شما هم شرایط رو درک کنی .. اون بنده خدا ها هزاران کیلومتر دور تر از ایران .. همیشه شاهد بلانسبت شیادی های فراوان اینترنتی هستند .. البته مسئله صبای کوچولو به قدر کافی واضح و مستند است که نیاز به ارایه مدرک ندارد .. اما چون شما خودت انسانی فهمیده و با جنبه ای هستی .. و از طرفی با دنیای مجازی آشنا هستی .. نباید از تردید هموطنان مخصوصآ اون هایی که در خارج از کشور هستند دلخور شوی .. باید شرایط اطمینان ان ها را فراهم آوریم
به هر حال بار دیگر از صمیم قلب برای فرزند شما که عین فرزند خودم است آرزوی شفای عاجل دارم .. امیدوارم بار دیگر لبخند شادی بر لب شما و مادر رنج دیده اش بیاید
ممنون از شما
سلام عرض ادب
آخه کاپیتان عزیز آدم دردش رو به کی بگه همین هفته پیش عمومی پدر بنده عمل پروستات انجام دادن بعد از عمل هم حالش خوب بوده که به یک باره ایست قلبی می کنه! بچه هاش هم فکر می کنند به علت کهلوت سن بعد از عمل ایست قلبی کرده و مرده ولی در صورتی که یه آمپوفلی هست به نام هپارین که بعد از هر عمل جراحی تاکید می کنم بعد از هر عمل جراحی حتی عمل کوچک باید به شخص زده بشه تا خون رقیق بشه و جلوی انعقاد خون گرفته بشه
حالا این آمپول رو به عمومی پدر ما نزدند و خون ایشان لخته شده و ایست قلبی کرده!
حالا یا پزشک تجویز نکرده یا پرستار نزده
پاسخ
از صمیم قلب به شما و خانواده عموی محترم شما تسلیت می گویم
واقعآ به قول شما درد یکی دو تا نیست .. نمی دونم هوش و حواس مردم کجاست .. ؟ چرا به وظایف تخصصی خود عمل نمی کنند .. !!؟
خدا لعنت کنه انسان هایی که با سهل انگاری های عمدی خود باعث به خطر افتادن جان انسان های بی گناهی می شوند .. فرقی نمی کنه از صبای کوچک گرفته تا عموی خدا بیامرز شما .. همه عزیز خانواده هاشون هستند .. حیفه همین جوری الکی الکی بدون هیچ گناهی از این دنیا بروند
امیر جان من جای شما باشم ، حتمآ شدیدآ پی گیری می کنم .. این ها یا بفکر بساز و بفروشی هستند .. یا تجارت .. !! البته همه پزشکان این گونه نیستند .. اما یک نفر خطاکار یک صنف رو به زیر سوال می بره
امیدوارم غم آخرت باشه
ممنون از کامنت
با سلام خدمت جناب مدرسی عزیز کاملا فرمایش جنابعالی درست میباشد اینجانب در قسمت پزشکی وبلاگ صبا اسنادی را ارائه نموده ام و در هفته گذشته نیز روز سه شنبه که بنده تهران بودم جهت انجام آخرین آزمایش برای اهدا کلیه کارهایم را انجام دادم که تائیده اهدا گرته ام وقرار شده روز یکشنبه 27/10 جهت دیدار با فرد گیرنده کلیه ساعت 8 صبح در انجمن بیماران کلیوی واقع در کوچه فرهنگ حسینی حضور داشته باشم در ضمن تئیده موافقت با اهدا کلیه در قسمت مدارک پزشکی صبا میباشد و تلفن منزل اینجانب به شماره 000000 میباشد وحتی لازم میدانم عرض کنم در برنامه شمس کرامت که در زمان تولد امام رضا ع از شبکه 2 پخش میگردید از هموطنان در مورخ 7/8/88 ساعت 7 برای شفا صبا درخواست دعا گردید ودر مورخ 22/10/88 که سعادت نداشتم شما را زیارت کنم توسط د وستان در روزنامه تهران امروز که جنب هتل انقلاب میباشد توسط آقایان میری وسردبیربا اینجانب صحبت ومصاحبه شد که قرار گردید خودشان ظرف چند روز آینده اطلاع رسانی نمایند باز هم از حسن توجه و دقت جنابعالی برای جلوگیری از هر گونه سوءاستفاده از احساسات پاک هم میهنان کمال تشکر را دارم اگر برایتان امکان دارد به منزل ما تماس بگیرید و شماره ای بدهید تا اینجانب بتوانم شکایتهای دادگستری و هر گونه مدرک دیگری که صلاح دانستید برایتان ارسال نمایم بی صبرانه منتظر تماس شما هستم ودرضمن زحمت بکشید وقتی را برای بنده اختصاص دهید تا در روز یکشنبه 27/10/88 که به تهران جهت کارهای مشخص شدن گیرنده کلیه ام میایم بتوانم شما را از نزدیک زیارت کنم تلفن تماس منزل اینجانب0000000 میباشد منتظر تماس شما هستم در ضمن اگر دوستانی نیز درشیراز دارید میتوانند آدرس منزلم را ارائه نمایم با تشکر فروزنده
پاسخ
دوست عزیز و نازنین جناب فروزند گرامی
مسلمآ اگه بنده ذره ای شک و تردید داشتم ، هرگز و به هیچ عنوان یک سطر هم در باره شما نمی نوشتم .. حتی دیگران هم همین طور اند .. از قدیم گفته اند طلایی که پاک است چه منت اش به خاک است
تنها مسئله شک و شبهه ای است که برای بعضی دوستان خییر در خارج از کشور پیش امده است .. و ان ها مترصد کمک کردن هستند .. اما همان طور که قبلآ هم با عرض پوزش فراوان اعلام کردم .. به خاطر دور راه و افزایش ترفند های شیادی در اینترنت .. کمی تردید به خود راه داده اند .. اما همواره تاکید داشتند که به بنده اعتماد دارند .. که واقعآ از ان ه سپاسگرازم .. به همین دلیل هم بنده روی اعتماد متقابلی که به شما دارم .. ان را مطرح کرده و خواهش کردم .. در صورت امکان مدارک مستندی برای این عزیزان اریاه فرمایید
جناب فروزنده عزیز .. همان گونه که قبلآ هم اشاره کردم .. من دقیقآ درد و رنج شما را با تمام وجودم احساس می کنم .. من هم فرزند بیمار دارم .. و می دونم چقدر زجر اور است .. باور کنید هر وقت دچار مشکل می شود ، من به دیوار چسبیده و یارای مشاهده درد او را ندارم .. به هیمن دلیل همیشه دعا می کنم تا کسی بیمار نشود .. و با افتخار اعلام می کنم .. درد شما درد من است . ااطلاع رسانی کم ترین کاری است که در حال حاضر می توانم انجام دهم
در ضمن عرض کنم .. من عادت ندارم شماره تلفن کاربری را در بخش کامنت ها درج کنم .. اما از ان جا که ممکنه بعضی از دوستان مایل باشند با شما شخصآ تماس برقرار نمایند ، استثنآ شماره تلفن همراه شما را منتشر می کنم
09178879199
با آرزوی شفای صبای کوچولو
موفق باشی
سلام جناب مدرسی
واقعا یکی از تلخ ترین مطالبی بود که در سایت شما خوندم. از صمیم قلب برای صبای نازنین آرزوی سلامتی می کنم.
پاسخ
مهدی جان عزیزم ممنون از ابزار احساسات شما که نشآت گرفته از قلبی پاک و مهربان است
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما دوست بسیار بزرگوارم
پاینده باشی
سلام خدمت جناب مدرسی عزیز همانگونه که خدمتتان گفته بودم امروز یکشنبه 27/10/88 تهران هستم و دوست داشتم شما را از نزدیک زیارت نمایم و مدارک مربوط به بیماری صبا را به شما بدهم ولی متاسفانه تا کنون هر چقدر به همراه شما تماس میگیرم خاموش است در صورت امکان لطفا با من تماس بگیرید ممنون فروزنده
یا حمید به حق محمد یا عالی به حق علی یا فاطر به حق فاطمه یامحسن به حق حسن ویا قدیم احسان به حق حسین الهم اشفع کل مریض یا الله یا الله یا الله یاالله یاالله یا االله یاالله یاالله یاالله یا الله.(به خصوص این دختر کوچولو)
پاسخ
ممنون از شما و دعای خیرتون دکتر جان عزیز