درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  پایان عمر هواپیما ها ... !

  این جا گورستان هواپیماهاست ..!    

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

qheyr2yfoh1beulehlbd2.jpg

(8) Small---2.jpg

  فرستنده لینک تصاویر : حمید عزیز از دبی   

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

 " پایان عمر هواپیماها " عنوان این پست ویژه است که تقدیم شما خوبان می شود . لینک این تصاویر را دوست ارجمندم " حمید خان " از دبی برایم ارسال فرمود که در ابتدای امر باز نمی شد ! ولی با ترفند هایی که شما دوستان راهنمایی ام فرمودید موفق به مشاهده آن ها شدم ..! در گذشته هم دو پست متفاوت در همین زمینه منتشر کردم که با استقبال گرم شما یاران مواجه شد . ( هر دو لینک در بخش تصاویر مرتبط قرار داده ام ) اما ممکنه این پرسش برای شما پیش بیاید که چرا با فاصله اندک پست های " زنگ تفریح " رو منتشر می کنم .. !!؟ حق باشماست .. واقعیت این است هنوز از بیماری سرماخوردگی  با بهتره بگم آنفولانزا خلاص نشده ام ..! و گرنه قصد داشتم در باره لو رفتن بمب افکن های اتمی  " ب - ۵۲ " و فوق سری آمریکا که خود از نزدیک شاهدش بودم مطلب بنویسم .. که سستی و سرگیجه باعث شد شرمنده شما یاران صمیمی شوم ...

قدیمی ها معتقد بودند سرنوشت هر انسانی بر پیشانی اش نوشته شده است ! حالا من عرض می کنم در پیشانی هر هواپیمایی سه نوع اجل قید شده است .. ! و هیچ راه گریزی نیست ! اولین  مورد که دردناک ترین نوع پایان کار محسوب می شود ، سانحه و برخورد با زمین و دریاست ! در این سایت شما به اندازه کافی تصاویر این گونه پایان راه ها رو دیده اید . دومین نوع آن که تقریبآ آبرومندانه است .. از رده خارج شدن است . که خوش شانس ترین ان ها سر از موزه ها در می آورند .. ولی بخش عظیمی از ان ها با انتقال به محل های مخصوص ، اوراق شده و یا بازیافت می شوند .. ! سومین نوع سرنوشت که از همه بهتر و دلنشین تر است .. خدمت به انسان ها در قالب رستوران و منزل است ( اینجا ) .. !! جالبه بدونید .. خود هواپیما ها نوع اول را پایان جهنمی ، دومی را برزخ و سومی را بهشت می نامند .. !! تا نظر شما چی باشد !!؟

کلام اخر این که ... همه دوستان و خوانندگان قدیمی مطلع اند که بنده همیشه سعی داشته ام با تنوع در موضوعات و حتی ترکیب بندی رنگ بنر ها و فونت ها و حفظ هارمونی ترکیبات رنگی از طلسم یکنواختی تا اندازه ای رها یابم .. ! مثلآ اگر ترکیب بندی رنگ تصاویر و پس زمینه ها در یک پست آبی است ، در مطلب بعدی از سایر چهار رنگ اصلی بهره می گیرم .. به همین دلیل قاعدتآ نباید از رنگ زرد برای این پست استفاده می کردم .. اما دلیل تکرار آن ، پس زمینه خاکی رنگ کویر در اغلب تصاویر هواپیماها بود ! که هیچ راه گریزی برای تغیر رنگ وجود نداشت .. ! لذا از همه شما عزیزان به ویژه آن هایی که دقت نظر فراوانی به جزئیات دارند عذر خواهی می کنم . امیدوارم دیگه تکرار نشه ..

 marshalads.gif

Test Baner.gif

Logo-Small-Ha.jpg

 با سرنوشتی که در بالا برشمردم ، این ها در حقیقت " برزخی  " هایی هستند که در انتظار اوراق و یا بازیافت به سر می برند ! معمولآ هواپیما ها را در مناطق خشک و وسیعی مانند صحرای آریزونا با نظم و ترتیب خاصی پارک می کنند . برای جلوگیری از به حرکت در آمدن یا وازگونی هواپیما ها بر اثر باد و توفان های موسمی .. یا با زنجیر های قوی مهار می کنند و یا این که برای حفظ تعادل ، دم همه ان ها را جدا می نمایند .. در این جور مواقع هواپیما ها همدیگر رو  " آهای دم بریده " خطاب می کنند .. !!

IMG_3452.jpg

گاهی وزش شدید باد صحنه های غم انگیزی رو وجود می اورد ! این نهایت بدشانسی برای یک ادم بازنشسته ( اوا ببخشید ) هواپیمای بازنشسته است که در مجاورت فنس های فلزی غریبانه مرگ خود رو به نظاره بنشیند .. ! حتی تکه های زباله که ره اورد توفان های شدید است ، به شکل لاشخور ها بر روی فنس توری انتظار مرگ هواپیما رو می کشد ... !!

IMG_3238.jpg

هواپیما های جت تعصب خاصی روی نیروی محرکه یا همون موتور هاشون دارند !  این امر در مرام آن ها حکم ناموس رو دارد  ! به همین دلیل کم تر کسی موتور جت را بدون در پوش ( کالینگ ) مشاهده کرده است ! اما نمی دونم به چه دلیلی این جا درپوش موتور رو برداشته اند ..!!؟ از ظواهر چنین بر می آید که موتور مربوطه دارای زنگ زدگی شدیدی است . و این بد ترین آفت برای سلامت هواپیما ها به شمار می آید .. به همین دلیل متخصصان همیشه در بازدید های خود ، نیم نگاهی هم به مقوله زنگ زدگی دارند .

IMG_3224.jpg

همان گونه که مشاهده می کنید ، این هواپیما در وزش شدید توفان های صحرایی گرفتار شده است . در اغلب پایگاه های هوایی امریکا مخصوصآ در ایالت های توفان خیز ، گروه های پروازی همیشه امادگی انتقال دسته جمعی ( evacuation ) هواپیما ها را به پایگاهی دیگر دارند . این اتفاق بیشتر برای پرهیز ار گردباد های مخرب (  tornado یا hurricane ) است . معمولآ دستور تخلیه نهایی پایگاه را بالاترین مقام هوایی با استناد به پیش بینی اداره هواشناسی می دهد . (2) IMG_3447.jpg

به قول شاعر .. گهی زین به پشت و گاهی پشت به زین .. یادش بخیر یک زمانی مسافرانی که با عجله سوار این هواپیما می شدند ، اولین نگاه ها به دنبال شماره ردیف صندلی بودند .. بعدش هم کشیدن همان قلاب و جای دادن وسایل همراه ... حالا در صحرای سوزان به انتظار بازیافت ..

IMG_3333.jpg

 در میان پس مانده قطعات به جای مانده از هواپیمای غول پیکری ، ضربه گیر های فولادی چرخ ها به چشم می خوردد .. همین لوله های سرسخت که حالا این چنین غریبانه خاک می خورند ، روزگاری نه چندان دور اغلب فرودگاه های زیبای جهان را لمس کرده اند .. کمی ان طرف تر رادیاتور های قوی مکش هوا رو مشاهده می کنید ... این ها همه توسط شرکت های خصوصی شسته شده و سپس در کوره ای قوی ذوب خواهند شد ..

IMG_3320.jpg

آن چه که مشخص است .. این هواپیما تازه وارد جرگه برزخی ها شده است !! چون هنوز صندلی ها و موکت های کف آن را خارج نکرده اند .. اما اغلب مشاهده شده است که دست به ترکیب صندلی و روکش های داخلی هواپیما نزده و همین جوری به دست اوراق چی ها می دهند  !! البته می دونید که هزینه جدا کردن و حمل صندلی ها گاهی خیلی گران در می آید .. برای همین ترجیح می دهند به همین صورت رهایش نمایند ...

IMG_3308.jpg

اغلب مسافران توصیه های مهماندارن عزیز رو در باره ماسک های اکسیژن و راه های خروج اضطراری جدی نمی گیرند .. و نمی دونند همین ماسک ها جان خیلی ها رو از مرگ نجات داده است . همه می دونیم در ارتفاعی که هواپیما پرواز می کند اکسیژن برای تنفس وجود ندارد .. و مسافران از طریق سیستم پرشرایز هواپیما به راحتی تنفس کرده و حتی سیگار می کشند .. اما زبانم لال در صورت خرابی سیستم پرشرایز ، تنها همین ماسک های ناقابل است که به داد مسافران رسیده و تا کم کردن ارتفاع هواپیما مانع از خفگی آن ها می شوند  .. هواپیماها دارای مخازن اکسیژن ثابت و سیار هستند .. که تحت فشار برودت بسیار زیادی ( اگه اشتباه نکنم زیر ۲۷۰ درجه زیر صفر  ) به حالت مایع در می آیند .. همیشه توصیه های گروه  پروازی رو جدی بگیرید .. به نفع شماست .

 IMG_3368.jpg

بله روزگار غریبی است .. یک زمان این نوشته راهنمای مسافران بود .. آدم های زیادی ساعت ها زیر این تابلو نشسته و برفراز ابر ها به پرواز در امده بودند .. اما اینک حتی مورچگان سرخ مخصوص کویر و صحرای آریزونا هم کم ترین توجه ای به این نوشته نمی کنند .. !!

IMG_3357.jpg

در این تصویر الوار های مخصوص راه آهن نگه دارنده وزن سنگین دم هواپیما هستند .. به احتمال زیاد موتور های آن را جدا کرده اند که این چنین  توازن ( سی .جی ) آن به هم خورده است . اما نکته قابل توجه سوراخ های متعددی است که در بخش هایی از بدنه و دم هواپیما وجود دارد .. این دریچه ها به متخصصان اجازه دست یابی و تنظیم قطعات مربوطه در ان منطقه را می دهد ..

 marshalads.gif

(2) Tabligh---Baner.jpg

  بزرگ ترین مرکز هوافضا و هوانوردی ( اینجا )

IMG_3352.jpg

 باور کنید تا قبل از دیدن این تصویر فکر می کردم تنها جماعت ایرانی اهل یادگاری نوشتن به در و دیوار هستند .. اما حالا می بینم ملل دیگر هم بله ... بگذریم ... این نوع برچسب های اطلاع رسانی رو در اغلب هواپیماهای نظامی می توانید ببینید . این بخش مربوط به رمپ هواپیمای حمل و نقل بزرگی است که در ان به ظرفیت های گوناگون بار اشاره شده است . مهار انواع بار ها در هواپیما تخصصی بسیار حساس و پیچیده ای است . برای همین متخصصان و لودمستر ها دوره های تخصصی پیشرفته ای رو برای اموزش طی می کنند . نکته بعدی نوع زنجیر های مهار کننده بار هاست .. که اگه اشتباهی بسته شود با کوچک ترین تکان در توربالانس یا هوای خراب ، باعث حادثه می شود . به همین دلیل بر روی برچسب هایی ابعاد و اندازه ها جلوی چشم قرار می گیرد ..

IMG_3381.jpg

در این تصویر به خوبی محل اتصال دم مشخص شده است . غیر از قرار گرفتن سکان عمودی که وظیفه نگهداری رادر هواپیما رو به عهده دارد .. قسمت انتهایی بدنه را می بینید که مقاوم تر از سایر قسمت های هواپیماست .. چون سنگین ترین بخش هواپیما که همانا دم است به این قسمت متصل شده و دو حرکت مهم در کنترل پرواز را به عهده دارد .. ( الویتور ها که وظیفه بالا و پائین بردن هواپیما را عهده دارند و رادر که گردش به چپ و راست را امکان پذیر می کند ) و همه آن ها به این قسمت متصل می شوند .. برای همین این بخش بدنه خیلی پهن و مقاوم ساخته شده است

IMG_3378.jpg

این هم محفظه عظیم چرخ ها که اماده بازیافت به سر می برند ..  

IMG_3454.jpg

 این تصویر که برشی از قسمت جلوی کابین است ، به خوبی اسکله پیچیده کابین را نشان می دهد . مهم ترین بخش محل اتصال شیشه های  هواپیما ست . که با ماده ای مخصوص ( مثل چسب دوقلو ) بعد از ترکیب با هم دور شیشه مالیده می شود .. و کم تر از ۷۲ ساعت نباید هواپیما رو حرکت داد ! با کمی دقت محل عبور لوله های هوا برای ایرکاندیشن ، کابل های الکترونیک ( جهت پشت امپر ها ) و لوله های سرعت سنج است .. در هواپیماهای هرکولس ، محفظه رادار در جلو و مخزن حاوی اکسیزن در قسمت زیرین راست و محفظه چرخ های جلو در زیر این بخش کابین وجود دارد .. !!

qffwefwqegtw.jpg

در این عکس شما کابین هواپیما رو مشاهده می کنید که محکم بر روی وسیله محرکی بسته شده است . از ان جا که در موقع اوراق کردن ، کلیه سیستم های آلات دقیق و عقربه های داخل کابین را به صورت مجزا جدا می کنند ، معمولآ برای پرهیز از تابش شدید اشعه خورشید ، شیشه های هواپیما رو رنگ کرده یا می پوشانند ( عین کابین پشتی ) جنس اغلب محفظه دماغه هواپیما فایبر گلاس هستند و دلیل ان صرفآ برای عبور امواج رادار است که در دماغه جای می گیرد .. البته بعضی دماغه ها مثل هرکولس یک پارچه و بعضی دماغه ها مثل همین هواپیما ، دو برچه ای هستند .. که در این تصویر شکاف اتصال آن به خوبی مشحص است ..

plane-nose-ps.jpg

اگه خاطر مبارک تون باشه در گذشته ای نه چندان دور ، در باره سقوط هواپیمای مدرن بوئینگ ۷۵۷ نوشتم که بعد از تحقیقات فراوان کارشناسان به این نتیجه رسیدند که وجود چند حشره ای کوچک در لوله های سرعت سنج ( پی . تو ) ها باعث سانحه شده بود ( اینجا )  رو حتمآ ببیندید . در این تصویر با فلش ان ها رو نشان داده ام . البته این لوله های حساس به وسیله جریان برق در پرواز داغ می شوند تا مانع از یخ زدگی با حشرات باشد .. و جالب این که قبل از پرواز یکی از چک های مهم همین آیتم است که یکی از کرو با زدن دست به پی تو ها ، باید حتمآ گرمای ان ار احساس کنند .. اما نمی دونم چرا هواپیمای ترکیه ای این بازدید مهم و حیاتی رو انجام نداده بودند .. !!؟

rerfwet.jpg

یادش بخیر .. آخرین قطعه به جای مانده از مسافران ..شاید هم کروی پروازی

 untitled.jpg

در بحث کابین ها به رادار های هواپیما و محل نصب ان اشاره کردم .. در این تصویر به خوبی محفظه رادار این هواپیما که فعلا لاستیک به آن تکیه داده اند مشخص است  . بعضی از هواپیماها غیر از رادار مورد اشاره ، دارای رادارهای قوی دیگری هستند .. که به خلبانان توصیه شده است روی زمین یا ارتفاع پائین مطلقآ روشن نکنند .. چون اشعه حاصل از ان باعث عقیم شدن مردان می شد .. !! البته ما هم در هواپیمای سی - ۱۳۰ داشتیم .. یادمه در روزگاری که خانم گاندی نخست وزیر هند به هریک از آقایونی که خود رو عقیم می کردند یک رادیوی ترانزیستوری دو موج هدیه می داد ، من طرحی رو به سفارت هند داده و نوشتم .. به جای هزینه های گزاف جراحی ، ما حاضریم جماعتی که داوطلب عقیم شدند هستند را ظرف کم تر از چند دقیقه عقیم گردانیم .. !! کافی بود سیستم " لورن " قارقارک رو روی سر هندی ها روشن می کردیم .. !! ( البته این طرح بکر از مغز مستعد من فراتر نرفت .. !! چشمک )

 bbbbb_1.jpg

در این تصویر هم سیستم در های خروجی عقب هواپیما مشخص است . چیز خاصی ندارد . فقط لوله ای برای عبور کابل های برق در عکس دیده می شود . در هواپیماهای هرکولس این قسمت را در چتر بازی می گویند .. جالبه بدونید برای پرش چتربازان یک جاپایی به طول تقریبی نیم متر به بیرون در وصل می شود تا چتر باز از هواپیما فاصله داشته باشد و سرش موقع پرش به دم هواپیما کوبیده نشود .. ! همچنین در جلوی این درهای چتر بازی ، محفظه ای شبیه در موقع پرش نیمه باز می شود .. و جلوی الیاف هوایی رو موقع پرش چتر باز می گیرد به ان در اصطلاحآ ( ایر دفلکتور دور ) می نامند .

IMG_3448.jpg

چقدر تصویر کابین فراوان است .. من با فلش محل نصب رادار و هم چنین سیل های اطراف شیشه رو نشون داده ام ..  بدیهی است شیشه های هواپیما معمولآ چند لایه هستند .. مخصوصآ شیشه های جلویی کابین خیلی مستحکم می باشند .. به همین دلیل در صورت مشاهده کوچک ترین حبابی ، باید از پرواز خوداری کنند .. معمولآ شیشه های جلو به سختی از قاب خود خارج می شود .. گاهی متخصصان با الوار های قطور ساعت ها به آن ضربه می زنند .. اما به سختی شکسته یا خارج می شوند .. !! در ضمن من جای شلیک دو گلوله رو روی بدنه این کابین می بینم .. نکنه از روی کلمبیا پرواز داشته است .. !!؟

fuselage.jpg

 پایان بخش تصاویر ، نشان دادن لوله های قطور عبور دهنده هوای داغ  ( بلید ایر ) برای استارت موتور های جت و شفت مرکزی است .. لوله های کوچک تری ( منی فولد ) حرارت موتور ها رو به لبه های بال هدایت می کند .. تا در زمستان مانع یخ زدگی سطوح فرامین و بال ها شودند .. البته زمان هدایت حرارت موتور ها به لبه های بال حداکثر ۳۰ ثانیه است .. چون اگه یادمون بره .. کل لبه فرار بال رو ذوب می کنه .. و از ان ور بام می افتیم .. !!

End-Text.jpg 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۳ بامداد به تاریخ بیست و هشتم  آبان  ۱۳۸۸ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده آرشیو مطالب سایت اينجا رو كليك كنيد . همچنین برای مشاهده مطالب گذشته وبلاگ اینجا را کلیک کنید .
 
  osy584c6rqnos40wm1c1.jpg
   
 زير نظر : عليرضا صادقي
 این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد  

THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:November 15, 2009 Time:06:58Location:windhoek,Nambia, Operator:Air NaveAC Type:Cessna 208B Grand Caravan Aboard:4 Fatalities:3 , Ground:0 ,Route: Windhoek, Nambia - Ngiva, Angola Details:The cargo plane failed to gain altitude after taking off, descended to the right and crashed into the ground.Two passengers and the pilot were killed, one passenger survived.

Date:November 14, 2009 Time:02:00Location:Near Reno, Nevada , Operator:Mountain Lifeflight AC Type:Aerospatiale AS350BA Aboard:3 Fatalities:3 , Ground:0 ,Route:Reno, NV - Susanville, CA Details: The medical helicopter crashed and burned about 29 miles northwest of Reno, while returning to its base in Susanville, after dropping off a patient at a Reno hospital. All three crew members aboard were killled.

Date:November 12, 2009 Time:13:30Location:Kigali, Rwanda , Operator:RwandairAC Type: Canadair CRJ-100ER Aboard:15 Fatalities:1 , Ground:0 ,Route: Kigali, Rwanda - Entebbe, Uganda Details: Fifteen minutes after taking off, the pilot announced that the aircraft had a mechanical problem and was returning to the airport. After coming to a stop, for some unexplained reason, the plane took off again at full power, made a right turn and crashed into the VIP lounge.

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:15 نوامبر 2009/زمان:6:58/مکان:"ویندهوک"-"نامبیا"/ خط هوایی:"ایر نیو"/نوع هواپیما:"سسنا-208 بی"/تعداد سرنشین:4/تلفات:3/تلفات روی زمین:0/مسیر:"ویندهوک" در "نامبیا" به " ان جیوا " در "آنگولا"./جزئیات:هواپیمای باری پس از برخاستن نتوانست به ارتفاع لازم برسد و پس از کاهش ارتفاع بسمت راست به زمین برخورد کرد.دو مسافر و خلبان کشته شده و یک مسافر نجات یافت.

 آپلود عکس

تاریخ:14 نوامبر 2009/زمان:02:00/مکان:نزدیک "رنو" در "نوادا"/ خط هوایی:"لایف فلایت مونتاین"/نوع هواپیما:آیروسپاسیال /تعداد سرنشین:3/تلفات:3/تلفات روی زمین:0/مسیر:"رنو" در "نوادا" به "سوسانویل" در "کالیفرنیا"/جزئیات:هلیکوپتر امداد پزشکی که پس از رساندن یک بیمار به بیمارستان "رنو" در حال برگشت به پایگاهش در "سوسانویل" بود در 29 مایلی شمالغربی "رنو" سقوط و آتش گرفت. هر سه سرنشین آن کشته شدند.

 آپلود عکس

تاریخ:12 نوامبر 2009/زمان:13:30/مکان:"کیگالی" در "رواندا"/ خط هوایی:"رواندا ایر"/نوع هواپیما:"سی آر جی-100"/تعداد سرنشین:15/تلفات:1/تلفات روی زمین:0/مسیر:"کیگالی" در "رواندا" به "انتبه" در "اوگاندا"/جزئیات:پانزده دقیقه پس از برخاستن خلبان اعلام کرد که بعلت نقص فنی مجبور به بازگشت به فرودگاه است.پس از توقف بعلتی ناشناخته هواپیما با قدرت تمام مجددا بلند شد و بسمت راست پیچید و بداخل سالن "وی آی پی" رفت.

 آپلود عکس

planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

 
 ulrcg076ba01nrvvbsvq.jpg
برای مشاهده تصاویر بالا ، لطفآ (اینجا ) را کلیک فرمایید . 
ycud2txy502oj5lletqh.jpgtopu4v1v0f62dl8qcjlg.jpg
 
برای مشاهده لینک مربوط به تصاویر بالا ، لطفآ (اینجا ) را کلیک فرمایید . 
 

Picture

Rhokond.gif

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

    (2) Next.jpgSmall---2.jpg

    0vl2xy27t0vezwk1jyux.jpg  Next.jpg

     
    نقد و بررسی سریال " گمشدگان " و اهداف پنهان آن
  • تصاویر مستند از یک سانحه  ،به روایت نشنال جئوگرافیک

    نگاهی به زندگی سر گروهبان فاطی ..!!

  •  کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر

     ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!

     خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !! 

     و ....

    شاد و خرم باشید  

    image006.gif

  •  
    - تعداد بازديد
  • 5607
  • مرتبه

    نظرات

    ( سنترال کلابز )


    ((سرهنگ خلبان محمد رضا عباسی))


    وقتی عملیات بیت المقدس به مراحل جدیدی رسید برای آنکه به دشمن نزدیک بشویم و منطقه استقرار ما شناسایی نشود مجبور بودیم محل خود را عوض کنیم . به همین دلیل از طرف رودخانه نیسان به منطقه بالای ایستگاه حسینیه (بین کارون و خرمشهر)نقل مکان کردیم . درآن نقطه دشمن فعالیت زیادی داشت و ما وظیفه داشتیم با پروازهای متعدد فعالیت دشمن را خنثی کنیم .
    در این مرحله دشمن با هلی کوپترهای غول پیکر خود آرامش نیروهای زمینی مارا بر هم زده بود . ما باید به جنگ هلی کوپترها میرفتیم و آنهارا از منطقه دور میکردیم.در همین اندیشه بودم که خبر دادنددو فروندهلی کوپتردشمن در 15 کیلومتری جاده خرمشهر وارد عمل شده و برای نیروهای زمینی ما ایجاد مزاحمت کرده است .
    باحضور افسر عملیات به سرعت یک شور ستادی سرپایی تشکیل داده و با یک نقشه دقیق با چهار فروند هلی کوپتر از زمین بلند شدیم.
    وقتی به نزدیکی های نیروهای دشمن رسیدیم دشمن با شدت و حجمفراوان آتش پدافند به مقابله با ما پرداخت. پس از عبور از خط پدافند هوایی دشمن دو تیم شدیم.تیم اول به طرف هلی کوپترهای عراقی رفت و تیم دوم به نقطه ای دیگر پرواز کرد.
    من در هلی کوپتری بودم که قرار بود به طرف هلی کوپترهای عراقی برویم.هلی کوپترهای عراقی با دیدن ما شروع به جنگ و گریز کردند و لحظاتی آنها ما را تعقیب می کردند و لحظه ای بعد ما دور میزدیم و در حالی که آنها را تعقیب میکردیمنیروهای آنها را موردهدف قرار میدادیم. لحظات پر اظطراب و سختی بود.هلیکوپترهای عراقی به علت داشتن سوخت و مهمات زیاد میدان عمل بیشتری داشتند .ما لازم بود در عین درگیری مراقب زمان پرواز و سوخت هلی کوپترهای خود نیز باشیم . لحظات به سرعت میگذشت و نقشه های ما همانطور که پیش بینی میکردیم به پیش میرفت ناگهان خلبان یکی از هلی کوپترها که از ما جدا شده بود اعلام کرد هلی کوپتر عراقی در امتداد او ودر تیررسش قرار گرفتهو میخواهد او را هدف قرار بدهد.ما برای آنکه هلی کوپتر عراقی از مسیر خارج نشود مسیر پرواز را به همان نحو ادامه دادیم و عبدالله نجفی و باقر کریمی توانستند با موشک تاو یکی از هلی کوپترهای عراقی را هدف قرار داده ودر آسمان منفجر کنند.

    و لحظاتی بعد هلیکوپتر عراقی که به تلی از آتش تبدیل شده بود سقوط کرد و خدمه اش به هلاکت رسیدند. هلی کوپتر دوم وقتی این صخنه را دید دیگر نتوانست خیلی مانور بدهد و با هجوم ما فرار را بر قرار ترجیح داد و ما نیز با توجه به محدودیت زمان پروازی از تعقیب آن صرفنظر کرده و به پایگاه خود برگشتیم .
    این عملیات روحیه مضاعفی به پرسنل هوانیروز داد و همه این عملیات را انتقام خون شهید خدادادی و شهید حراف دانستند *


    *ستوان خلبان خدادادی و سروان خلبان حراف در مورخ 61/2/10 در اطراف سوسنگرد به شهادت رسیدند

    برگرفته از کتاب سجیل آتش

    پنجم آذر ماه 1359 اطلاع دادان بخشی از توپخانها ارتش عراق روی جاده اهواز اجرای آتش سنگین دارد و نیروی های خودی را زمین گیر کرده است از ما خواسته شد جهت شناسایی و انهدام نیروهای عراقی اقدام کنیم سه فروند بالگرد کبری به همراه یک فروند بالگرد نجات وارد منطقه عملیاتی شدیم به عنوان فرمانده تیم آتش جلوتر از دو فروند دیگر پرواز میکردم که صدای ستوانیارپور عزیز را از طریق رادیو شنیدم
    علیرضا خونسرد باش یک فروند میگ 21 عراقی پشت سرت قرار دارد نگاهی به عقب انداختم و مسیر برخورد گلوله ها را به روی زمین نگاه کردم فاصله برخورد و انفجار آنها هر لحظه با من کمتر می شد گردش سریعی به سمت راست انجام دادم قصد داشتم به مسیر اولیه پرواز باز گردم اما در نیمه راه هواپیمایی را مقابلم دیدم هر دو در یک ارتفاع قرار داشتیم
    راه گریزی نداشتم در صورتی که پهلو به او میدادم هدف قرار می گرفتم تنها راه پرواز مستقیم به سویش بود قلبم درون سینه می طپید و گوشهایم فریاد ها مکرر کمک خلبان را تحمل می کرد
    علی الان ما را میزند
    می دانستم با توجه به وضعیت سلاحم تقریبا نوعی برتری آتش را نسبت به او دارم اگر هواپیما از موشکها یا راکتهایش استفاده نمی کرد این برتری در تمام لحظات با من بود اما ترس شلیک موشک و از هم پاشیده شدن پیکرم سخت مرا می لرزاند
    با نزدیک شدن به هواپیما آماده شلیک شدم انگشتم را بر روی ماشه قرار داده و دندانهایم را محکم به روی هم فشردم ناگهان هواپیمای عراقی در مقابلم چند چرخش انجام داد و با سرعت ارتفاع گرفت سخت یکه خوردم و واقعا قدرت العمل را از دست دادم نمی دانم چه اتفاقی رخ داد هواپیما عراقی در فاصله نزدیک با من بدون شلیک مهمات ناگهان اوج گرفت وقتی پیام ستوانیار پور عزیز را شنیدم نفسی به راحتی کشیدم
    علی هواپیما رفت
    با رفتن هواپیما عملیات شناسایی را انجام داده و به پایگاه بازگشتیم در گوشه ای از محل فرود یک فروند بالگرد شینوک مشغول تخلیه بار بود در همین لحظه چندین فروند هواپیما عراقی بر فراز آسمان قرارگاه ظاهر شدن بالگرد شینوک از زمین فاصله گرفت ما نیز به داخل سنگر ها و پناه خاکریزها رفتیم
    بمب ها زوزه کشان به سمت زمین سرازیر شدند انفجار ها آغاز شد زمین زیر پیکر خفته بر خاک ما به شدت می لرزید خاک بر سر و رویمان پاشیده شد در همان لحظه نیز صدای انفجاری سنگین و خرد شدن جسمی به گوش رسد
    با فرو کشیدن انفجار ها از داخل سنگر و پشت خاکریزها بیرون آمدیم هر کس به دنبال نقطه برخورد بمبی بود چشمها زمین را می کاوید که یکی از دوستان فریاد کشید آقا بالازاده
    نگاهها به یک سو دوخته شد در گوشه ای از قرارگاه بالگرد شینوک در میان شعله های آتش می سوخت و ستوانیار یکم خلبان ساعد آقا بالازاده به خیل شهادت پیوست.
    به نقل از سرهنگ خلبان هوانیروز غلامرضا علیزاده نیلی از کتاب رقص دلفین ها

    \پاسخ
    خیلی ممنون آوالانچ عزیز و نازنین
    باور می کنی قادر به نشستن پشت میز کامپیوترم نیستم
    یا تب می کنم یا لرز دارم .. دو سه روزه که سرگیجه هم اضافه شده است و مدام احساس می کنم از بلندی در حال پرت شدن هستم
    در این ده روز فقط میوه خورده ام و سوپ .. نه سرخ کردنی .. نه غذاهای چرب نمی دونم چرا این بار این همه ماندگار شد ؟؟
    به هر حال ممنون از مطلب عالی شما .. دستت درد نکنه

    برخی شرکتهای هواپیمایی داخلی در پی توصیه اخیر سازمان جهانی هواپیمایی کشوری (ایکائو )، شکلات را از برنامه پروازی خود حذف کردند.

    به گزارش خبرنگار مهر، تا حالا شده سوار هواپیمای ایرانی شوید و در ابتدای پرواز به شما شکلات ندهند. در جدیدترین اقدام، برخی شرکتهای هواپیمایی در پی توصیه های اخیر سازمان جهانی هواپیمایی کشوری ( ایکائو ) حذف شکلات را از ابتدای پروازها در دستور کار قرار دادند.

    این موضوع را با تعدادی از مهمانداران برخی شرکتهای هواپیمایی در میان گذاشتیم و آنها نیز تائید کردند. برخی از این مهمانداران گفتند: بنابراعلام ایکائو، خوردن شکلات توسط مسافران در ابتدای پرواز بر افزایش استرس آنها در مسیر پرواز تاثیر می گذارد.

    از این پس اگر سوار هواپیما شدید و به شما شکلات ندادند، تعجب نکنید.
    پاسخ
    ممنون از کامنت شما
    البته یکی دیگر از خوانندگان هم به این موضوع اشاره فرمود .. واقعآ تعجب می کنم .. باید جای گزین ارایه دهند
    ممنون از شما

    سلام آقای مدرسی
    من یکی از شیفتگان پروازم که این عشق با اینکه در حال اتمام دوره فوق لیسانس هستم فروکش نکرده . اخیرا یک آگهی دیدم در اینترنت مبنی بر آموزش خلبانی در 10 ماه. میخواستم بدونم با توجه به انکه 27 سال دارم اگر در این مدرسه خلبان بشم بعدا فرصت استخدام دارم یا نه؟در ضمن این مدرسه معتبر هست یا نه؟ ببخشید مزاحم شما میشم چون یکی از خوانندگان پر و پا قرص سایت شما هستم و غیر از شما خلبان با تجربه ای نمیشناسم. ضمنا آدرس وب سایت مذکور
    : www.iranpilotcenter.com
    هست.
    Regards
    Ali Ghavanini
    پاسخ
    علی جان عزیز و گرامی
    از این که به بنده لطف داشته و از حقیر استعلام می فرمایید ، سپاسگزارم
    واقعیت این است که همه اموزشگاه ها معمولآ از روی اصول اموزشی مدون بنام " جیپسون " ها اموزش می دهند .. من بار ها به دوستان جوانم عرض کردم فرقی نمی کند کدام اموزشگاه باشد .. مهم این است دانشجوی خلبانی با تمام وجودش دروس ارایه شده را فرا بگیرد .. همین
    می دونی که در کشور های پیشرفته و دانشگاه های معتبر .. خود دانشجویان دروس را مطالعه کرده و تنها در صورت داشتن اشکال از اساتید سئوال می کنند !! خب با این توصیف همه چیز بستگی به تلاش فرد دارد
    خب اگه کسی در خودش این ذوق و استعداد رو دید . و وضع مالی اش هم اجازه داد ، یک تحقیقی در مورد آموزشگاه ها می کند .. که همان طور که عرض کردم زیاد تآثیر گذار نیست .. !! فقط از نظر هزینه و تسهیلات باید تحقیق کنید .. چون خود سازمان هواپیمایی در نهایت از فارغ التحصیلان امتحان به عمل خواهد آورد
    شما حتی می توانی در منزل مطالعه کرده و در جلسه پرسش های خودت رو از استاد بپرسی ..
    اما در باره آموزشگاهی که معرفی کردی .. با توجه به شفافیت و صداقتی که در کلام مدیر جوان اموزشگاه جناب کاپیتان بخشایش دیدم .. حس بدی در باره او ندارم .. اما برای این که پاسخ شما دوست خوبم را به طور کامل بدهم .. برای ایشان نامه نوشته و درخواست توضیحاتی در باب اموزشگاه اش کردم .. با خواندن ان و توضیحات ایشان صد در صد به شما خواهم گفت .. که مناسب است یا نه .. ولی همان طور که عرض کردم به نظر درست می رسد
    ممنون از شما

    سلام عمو
    کم کم دارم نگرانتان میشم.
    عمو شماره بهترین دوستمو بهتون میدم ، اسمش دکتر شهرام .... هستش که انصافا پزشک خوبیه و الان پزشک اورژانس بیمارستان پارسیان و بیمارستان لاله هستش .باهاش مشورت کنین اگه لازم باشه ویزیتتون کنه.09122490000
    ارادتمند: بابک معترض
    پاسخ
    دکتر عزیز و نازنینم
    با تشکر از شما و محبتی که به حقیر داری .. راستش رو بخواهی من همیشه هرگاه سرما می خورم ، برعکس ادم های عادی مدت ها می افتم .. !! هیچ گاه دکتر نرفته ام .. و با استراحت و خوردن سوپ و میوه تقویت می شوم
    اگه خدا بخواهد از امروز بعد از ظهر کمی حالم بهتر شد .. با اجازت رفتم دوش گرفته و کمی احساس سبکی می کنم .. الان هم یکی از دوستان قدیمی خط پرواز جناب فیروز مومنی تماس گرفته و برای جلسه گرد همایی فردا ظهر دعوتم کرد .. بهش قول دادم که تمام سعی خودم رو خواهم کرد تا به این دیدار برسم .. ! اگه به هر دلیلی فردا احساس کردم حالم خوب نیست .. مطمئن باش به دوست شما تماس خواهم گرفت
    ممنون از توجه شما .ضمنآ من نام فامیلی و بخشی از شماره تلفن او را حذف کردم تا خدای ناکرده مشکلی پیش نیاید

    سلام عمو جان
    فکر می کردم دیگه خوب خوب شدید!! خیلی ناراحت شدم وقتی خوندم حالتون بهتر نشده. خواهش من رو هم که زمین انداختید و دکتر نرفتید :(
    حد اقل مراقب خودتون باشید. زیاد نشنید پشت کامپیوتر.
    امیدوارم هرچه زودتر شما رو مثل همیشه شاد و سرحال و قبراق ببینیم
    پاسخ
    دامون عزیز و نازنین
    با تشکر از شما .. من هرگز روی هیچ کسی رو زمین نمی اندازم شما که سرور و نورچشم هستی .. من گفتم اگه حالم بدتر بشه ، حتمآ طبق قولی که به شما دادم به دکتر مراجعه کنم .. خب حالم بد تر نشد .. بلکه با استراحت روز به روز بهتر می شدم .. امروز دوش گرفتم و کمی احساس بهبودی می کنم .. فردا هم اگه خدا بخواهد جلسه بچه های سی - 130 است که آقای مومنی دعوت ام کرد .. فکر می کنم بتوانم بروم ..
    اما دامون عزیز شما اون روز شاهد بودی که چقدر حالم نامناسب بود و مرتب عرق می ریختم .. !! ؟
    به هر حال از شما و همه دوستانی که جویای حال حقیر بودند ، تشکر می کنم

    (سنترال کلابز )


    ژاپنيها از خلبانان کامیکازه خود تجليل مي کنند

    برخي از ژاپنيهاي ملي گرا هنوز هم شصت سال پس از جنگ جهاني دوم از سربازان خود که در ان جنگ کشته شدند تجليل مي کنند.
    به گزارش شبکه پنج تلويزيون فرانسه، در يکي از معابد ژاپني نامه يکي از خلبانان کاميکازه بر روي تابلوي ورودي نصب شده است که در ان براي والدينش نوشته است من قرار است کشته شوم و اصلا هم پشیمان نيستم. وي در ان جنگ با کوباندن هواپيماي جنگي اش به يکي از ناوهاي امريکايي کشته شد. در مجموع چهار هزار خلبان جوان ژاپني در ان جنگ به همان شيوه کشته شدند. انان فقط براي يک ماموريت استخدام شده و تعليم ديده بودند و ان ماموريتي انتحاري بود.
    خلبانان جوان قبل از ماموريتشان به خوبي مي دانستند که زنده باز نخواهند گشت چرا که با مهمات زياد درون هواپيماهايشان، هفتاد فروند ناو جنگي امريکايي را به کلي منهدم کردند.
    تاکه هيکو اِنا از معدود خلبانان سابقي است که از اين ماموريت جان سالم به دربرده است. وي در سال هزار و نهصد و چهل و پنج به پرواز در امد و قرار بود ماموريت مشابهي داشته باشد اما قبل از رسيدن به هدف هواپيمايش دچار نقص فني شد و مجبور به فرود اضطراري شد. او امروز هشتادو شش ساله است و خاطرات ان زمان را تعريف مي کند.
    وي مي گويد چند هفته از قبل از اجراي ماموريت ترس از مرگ انسان را فرا مي گيرد.او به هيچ وجه فردي افراطي يا قهرمان نبوده است بلکه فقط به عنوان سرباز مجبور به اجراي دستورات مافوق خود بوده است.
    تاکه هيکو انا مي افزايد خلبانان کمي با پرواز مخالفت مي کردند ما احساس مي کرديم مجبوريم دستورات را پيروي کنيم. همه ما تا اخرين لحظات رنج و عذاب زيادي کشيديم. سپس به خود مي گوييم کشته شدن براي کشور چيز خوبي است. بايد فداي کشور شد.
    ماسيميچي شيدا از خلبانان سابق ژاپني سالها به عنوان خلبان خطوط هواپيمايي فعاليت کرده است. وي به ياد دارد اندکي پس از خروج از مدرسه نظامي به عنوان کاميکازه انتخاب شد. وي به خوبي ترس از مرگ را به ياد دارد. او قرار بود با يک فروند هواپيماي ملخ دار قديمي مملو از مواد منفجره پرواز کند.
    شيدا مي گويد
    سي سال پس از جنگ ما در ژاپن مورد نفرت قرار داشتيم و مجبور بوديم داستان خود را پنهان کنيم. من هم در طول سي سال حرفه خلباني ام اين داستانها را مخفي کردم. علت اين سکوت اين بود که از اينکه اموزش ديده بودم تا کاميکازه شوم شرم داشتم.
    اين زمان امروزه سپري شده و ديگر مطرح کردن اين مسائل در ژاپن امري تابو به شمار نمي رود. افراد کمي در ژاپن به اين مسئله و تاريخ جنگ جهاني دوم توجه دارند. فقط ملي گرايان هنوز از اين خلبانان تجليل مي کنند .
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و گرامی
    ممنونم از شما .. واقعآ مطلب جالبی را انتخاب فرمودی
    واقعآ این افراد از جان گذشته و قهرمان بودند .. جان همیشه شیرین است و کسی که به قصد دفاع از کشور بمب به هواپیمایش بسته و به ناو های مجهز می کوبید ، واقعا قید زندگی و جانش رو زده بود
    البته کار بچه های ما هم در جنگ در مقابل ارتش های قدر جهان ، دست کمی از ژاپنی ها نبود .. با این تفاوت که آن ها می دانستند برنمی گردند .. ولی ما نمی دونستیم که کدام ماموریت ، اخرین پرواز ما خواهد بود ..!!؟
    ولی اعتراف می کنم .. حس بسیار شیرینی است که تنها در مقابل دفاع از کشور و ناموس مزه می دهد ... ! ممنونم آوالانچ عزیز .. خدا قوت

    با سلام خدمت کاپیتان
    خواستم بپرسم
    1) در جریان جنگ اول خلیج فارس چه تعداد هواپیما به ایران پناهنده شدند وچه تعداد .چه نوع به غنیمت کرفتیم(منظورم هواپیماهایا نظامی است اخه فکر کنم طبق قوانین بین الممملی نمیشه هواپیمای مسفری را غیمت گرفت)
    2)آیا این هواپیماها کارایی داشتند اخه شنیدم عراقی ها موقع فرود از حولشان بههواپیماهاآسیب رسوندند
    3) این هواپیماها چه کسری از هواپیماهای عراقی بودند اخر دیگر بعد از قضیه منطقه پرواز ممنوع دیگر اسمی از نیروی هوایی عراق نیامد وفکر کنم بلکل نابود شد!
    پاسخ
    مازیار عزیز و گرامی
    آیا باورت می شه من اطلاع دقیقی از این جریانات ندارم .. !!؟ یعنی آن جوری که شما مد نظرت است .. واقعآ نمی دونم . دوم این که اون یه مقدار اطلاعاتی هم که خود شاهدش بوده و بعد ها از زبان دوستان و همکارانم شنیدم ، طبق سوگندی که یاد کرده ام ، به عنوان یک نظامی مطلقآ مجاز به بازگو کردن اسرار ارتش نیستم . ضمن این که به درد کسی هم این گونه اطلاعات نمی خورد .. !! مثلآ من بنویسم 24 فروند هواپیما غنیمت گرفتیم .. خب چه فرقی داره اگه بگم 240 فروند یا یک عدد !! تنها به درد افرادی می خورده که تحلیل مساایل جنگ رو انجام می دهد .. که در پایان جنگ مثل مهره های شطرنج ، حساب کتاب گرفته شده ، زده شده و سالم مونده رو ارزیابی نمایند ..
    اما حقیقت همانی بود که عرض کردم .. واقعآ نمی دونم

    عکسهای جالب از گورستان هواپیماها:

    http://www.virtualbirdseye.com/wp-content/uploads/2008/09/plane-
    graveyard-birds-eye-view.jpg


    http://www.uphaa.com/uploads
    /306/graveyard-plane.jpg


    http://www.beerismycopilot.com/img/google_
    earth/airplane_graveyard.jpg


    http://www.earthspots.com/SpotImages/
    1099/USAArizonaAirplaneGraveyard.jpg


    http://3.bp.blogspot.com/_Q-PuSGjFHvY/SCUkWrL
    9ZVI/AAAAAAAAAXw/CmYbfEphTPU/s640/plane3.jpg


    http://www.upgradetravelbetter.com/wp-content/uploads/2007/11/airplane-graveyard.jpg


    http://5.media.tumblr.com/AYqzkwFJKp3
    wmeyhN5NAIJauo1_500.jpg
    پاسخ
    خیلی ممنون کامران نازنین
    واقعآ تصاویر جالب و دیدنی هستند .. دست شما درد نکنه
    فقط با عرض شرمندگی چون آدرس لینک ها طولانی تر از حد معمول هستند و موجب به هم ریختن کادر بندی سایت می شود ، من آن ها را از وسط کات کرده و به یک سطر پائین تر منتقل کردم .. دوستان می توانند هر لینک را از پائین به بالا ، یکی یکی کپی و پست نمایند
    از شما به خاطر ارسال این لینک های جالب تشکر می کنم

    ( سنترال کلابز )

    مدتها پيش كشاورز فقيري براي پيدا كردن غذا يا شكاري به دل جنگل رفت. هنوز مسير زيادي را طي نكرده بود كه صداي فرياد كمكي به گوشش رسيد. او صدا را دنبال كرد تا به منبع آن رسيد و ديد كه پسربچه اي در باتلاق افتاده و آهسته و آرام به سمت پايين مي رود.

    آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشمانش به كشاورز التماس مي كرد تا جانش را نجات دهد. كشاورز با هزار بدبختي و با به خطر انداختن جانش بالاخره موفق شد پسرك را از مرگ حتمي و تدريجي نجات دهد و او را از باتلاق نجات دهد.

    فرداي آن روز وقتي كشاورز روي زمينش مشغول كار بود ، كالسكه سلطنتي مجللي در كنار نرده هاي ورودي زمين كشاورزي ايستاد و دو سرباز از آن پياده شدند و در را براي آقاي قد بلندي كه لباسهاي اشرافي بر تن داشت ، باز كردند.

    زماني كه آن مرد پايين آمد ، خود را پدر آن پسر معرفي كرد. او به كشاورز گفت كه مي خواهد اين محبتش را جبران كند و حاضر است در عوض كار بزرگي كه او انجام داده است ، هر چه بخواهد به او بدهد.

    كشاورز با مناعت طبعي كه داشت به مرد ثروتمند گفت كه او اين كار را براي رضاي خدا و به خاطر انسانيت انجام داده و هيچ چشمداشتي در مقابل آن ندارد.

    در همين موقع پسر مرد كشاورز از ساختمان وسط زمين بيرون آمد. مرد ثروتمند كه متوجه شد كه كشاورز پسري هم سن و سال پسر خودش دارد ، به پيرمرد گفت كه مي خواهد معامله اي با او بكند و هزينه تحصيل پسرش را در بهترين مدارس و دانشگاهها بپردازد.

    كشاورز موافقت كرد و پسرش بعد از چند سال از دانشگاه علوم پزشكي لندن
    فارغ التحصيل شد و به خاطر كشف يكي از بزرگترين و مهم ترين داروهاي نجات بخش جهان كه پني سيلين بود ، به عنوان يك دانشمند مشهور شناخته شد. آن پسر كسي نبود جز "الكساندر فليمينگ".

    چند سال گذشت. دست بر قضا پسر مرد ثروتمند سخت بيمار شد و اين بار الكساندر با داروي جديدش بار ديگر جان آن پسر را نجات داد.

    جالب است كه بدانيد آن مرد ثروتمند و نجيب زاده ، كسي نبود جز "لرد راندلف چرچيل" و پسرش هم كسي نبود جز " وينستون چرچيل ".

    بزرگي مي گفت : " بر اساس نيتي كه براي انجام كار داري ، پاداش مي گيري."

    پس با نيتي كه در قلبت هست ، كاري را انجام بده ، نه براي اجر مادي. عشق بورز با علم به اينكه شكست مي خوري و بخوان به خاطر خودت ، گويي ديگران صدايت را نمي شنوند. فكر كن بهشت همين جاست. روي زمين.

    ( سنترال کلابز )

    ارتميس نخستين بانوي دريانورد و فرمانده نيروي دريايي هخامنشيان

    آرتميس يا آرتميز در چم(معني) راست گفتار بزرگ فرمانده بزرگ نيروي دريايي خشايارشا در جنگ يونانيان بود که با خردمندي و کارآمدي بي همتاي وي نيروي دريايي و رزمناوهاي تريوم و صدها ناو نبرد ناو ناوچه را رهبري کرد و با فرماندهي درست بايسته خويش ‌سپاه يونان را در هم شکست. اين زن فرمانده از رايزنان جنگي خشايارشا نيز بود...

    ارتميس چهره اي شگفت انگيز در تاريخ ايران باستان است و شايد گزافه نگفته باشيم در تاريخ سر تا سر جهان ميباشد ..او نخستين بانويي است که در سمت فرماندهي نيرومند ترين نيروي دريايي جهان و عضو شوراي عالي دفاعي و وزارت جنگ و وزارت دفاع هخامنشيان و همچنين فرماندهي سپاه غربي ايران مستقر در کاريه انجام وظيفه ميکرد ..

    اين بانو در سال 480 پيش از ميلاد مسيح با پنج رزمناو سنگين تريوم و هشت هزار سپاهي پياده مرکب از هشت هنگ و دو گردان ششصد نفره از نيروهاي زبده گارد جاويدان که توسط خشاريارشاه براي محافظت از ملکه ارتميس اعزام شده بودند در جنگ سالاميس شرکت کرد ..

    وي را از سويي يوناني ميدانيم و از سويي خشن ترين دشمن يونانيان ميدانيم و از سويي دلاور ترين فرمانده ايراني که ضمن اينکه شکست فاحشي بر يونانيان وارد کرد قواي دريايي فنيقيه را که از نبرد فرار ميکردند و در خطوط دفاعي ايران شکاف ايجاد کرده بودند را دنبال نمود و ضمن غرق نمودن ناوگان فنيقي ناوگان يوناني را که در شکاف نفوذ کرده بود و قصد حمله از پشت به ناوگان ايران را داشت شکست بسيار مهلک و سختي داد.با اين حال هنوز چهره اين بانو پر رمزو راز مانده است..

    حال انکه پس از شناخت حکومت هخامنشيان و نحوه اداره ارتش و ساتراپيهاي ان مشکل خود بخود حل ميشود .ايران در دوران هخامنشي گستره اي فراوان يافته بود و يکي از ساتراپهاي مهم در مرز با يونان کاريه به مرکزيت هاليکار ناسوس بود اين ساتراپ شاهانش خود را ايراني ميدانستند و هرگز زير بار يونان نرفتند ولي ساکنان شهر عمدتا تاجران و کشاورزان يوناني مهاجر بودند ..

    معروفيت ارتميس در تمام دوران ادامه داشت و حتي در دوره ساساني و اسلامي نام بسياري از دختران دربار حتي سلاطين سلجوقي ارتميس بود و او بسيار محبوب شاهان ميهن دوست مثل ملکشاه سلجوقي جلال الدين خوارزم و شاه عباس بود و قبل اسلام نيز که گفتنش لزوم ندارد که چه بسا نام بسياري از دختران ايراني ارتميس بود ..

    ملکه ارتميس در سال 480 پيش از ميلاد با سيصد فرمانده و ناوران مشهور ايراني در نبرد سالاميس شرکت کردو ترموپيل و چون تنها زن فرمانده ارتش ايران در کل جنگ بود و ايرانيان شاهد دلاوري بانوي زيباي ارتش خويش بودند به جوش خروش درامده و دليرانه ميجنگيدند تا مبادا به بانو اسيب برسد مخصوصا دو گردان محافظ جان ملکه که از سپاه جاويدان بودند انچنان دلاوري کردندکه ملکه نيز تهيج شد و اين دلاوري باعث محبويبت وي تا زمان حاضر نيز شده ..
    متاسفانه بيشتر اطلاعات ما از وي از هرودوت است مردي از خاندان مهاجرين که دشمن درجه يک خاندان ليگداميش خاندان ملکه ارتميس بود و سر ضد ايراني بودنش توسط همين خاندان تبعيد به يونان شد هر چند هرودوت سياستي ضد ايراني داشت و گاهي سخنانش بر ضد ملکه است اما وي نيز نتوانسته سخنان نيشداري برملکه ببنددودر جايي از زيباي و دلاوري ملکه سخن گفته و گاهي نيز با سخنان نيش دار او را بدنام کرده..
    ارتميس علاوه بر شجاعت و زيبايي داراي بصيرت کامل در امور جنگي بودبخصوص در امور نبرد ناوگانهاي جنگي و به عقيده تيمستوکل زمامدار اتني دشمن ايران (در هنگام لشکر کشي خشايار شاه)ارتميس يکي از برجسته ترين دريا سالاران جهان بوده که دشمن ديرينه يونانيان بوده و ان قدر يونانيان از وي ميترسيدند از ساير فرماندهان ايراني نميترسيدنداين وحشت از ملکه ارتميس به حدي بود که براي سر وي حکمران يونان ده هزار درهم جايزه گذاشته بود.
    ارتميس هميشه مورد احترام دربار و شخص شاه بود و غالبا مورد مشورت شاه قرار ميگرفت و در شوراي جنگي راي وي از ارا مهم محسوب ميشد و در اخر وي ضمن فرماندهي ناوگان ايران سمت ساتراپ کاريه عضو شوراي عالي دفاعي ايران و عضو وزارت جنگ و عضو عالي وزارت دفاع و فرمانده سپاه غربي ايران و فرمانده دو گردان جاويدان و فرمانده پنج رزمناو سنگين بود و دست اخر اينکه وي نخستين بانوي دريانورد و نخستين وزير دفاع زن جهان ميباشد
    بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده نخست اسکندر و سپس تازيان به ويژه همه دستمايه و نشانه ها کشور ما را به نابودي کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادنداز اين رو کمتر يادمانهايي از گذشته به ويژه از زمان مادوهخامنشيان و اشکانيان وساسانيان به جاي مانده است که بتوان بر آنها تکيه نمود ولي از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسيده است٬ نشان ميدهد که زن ايراني به والاترين پايه هاي گردانندگي کشور دست يافته و با پشتکار ستودني و کارداني به انجام کارها پرداخته است..

    .........
    ..........
    ........
    پاسخ
    امیر عزیز و نازنین
    از شما به خاطر ارایه چنین اطلاعات مهمی تشکر و قدردانی می کنم . واقعآ دستت درد نکنه که لااقل من را آگاه کردی .. من با این دوستمان توی این هفته قرار ملاقات دارم .. حتمآ کل این ماجرا ها رو با ایشون مطرح خواهم کرد .. و بعد از این که پاسخ وی را شنیدم ، زیر کامنت شما در آخرین پست منتشر می کنم .
    قبول بفرما من اگه بخواهم کامنت شما را منتشر کنم .. قانونآ مرتکب جرم شده ام .ضمن این که من اصلآ دوست ندارم با آبرو و شخصیت یکی بازی شود .. البته حسن این کامنت شما این است که لااقل بنده که قرار بود همکاری کنم .. تا نگرفتن پاسخ قانع کننده ، نه اگهی اش را درج می کنم و نه با او همکاری خواهم کرد ..
    مطمئن باش من پی گیر این قضیه هستم
    و اجازه نمی دهم از طریق سایت من بعضی ها خدای ناکرده گول بخورند ..
    نمونه این ماجرا ها رو من حتی در تهران هم دیدم .. که با استعلام جناب بیات متوجه شدیم غیر قانونی است . و از رفتن یکی از دوستان عزیزم به آن جلوگیری کردم .. مخصوصآ که این عزیز دختر خانم هم بود .. ! و از شهرستان آمده بود .. باز هم از شما تشکر و قدردانی می کنم ..

    هیچ چیز بیشتر از بازنشسته شدن کنکورد منو در دنیای هواپیما ناراحت نکرد
    پاسخ
    رز سیاه نازنین
    بله کاملآ حق با شماست .. من هم خیلی ناراحت شدم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35