درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حماسه نبرد هواپیماهای خفاش

 روزی که آواکس ها بریدند ! 

 (2) Small---1.jpg

تعدادی کاتالوگ خرید هواپیما را از امریکا اورده بودند .. ( انگار که می خواستند دوچرخه بخرند !! به همین راحتی !! ) و ما با خواندن توانایی های آواکس ها مرتب سرمون سوت می کشید ! و هر کی از در وارد می شد فکر می کرد مسابقه فوتباله که همه سوت می کشندند !! و سپس خودش هم سوت می کشید .. ! در میان تصاویر موجود در کاتولوگ چند فریم برای ما ندید بدید ها خیلی جالب بود .. ! در تصویر اولی بیش از نیمی از کره زمین از بالا دیده می شد .. تصویر بعدی جلوتر امده و اروپا رو نشان می داد .. سومی روی ایتالیا زوم شده بود .. چهارمی یکی از شهر های ایتالیا بود ، عکس بعد شهر و رفت و امد مردم رو نشون می داد .. فریم بعدی یکی از شهروندان که در حال روزنامه خواندن بود را به تصویر کشیده بود .. و عکس اخر نوشته های ریز روزنامه هم قابل خواندن بود .. !! یک روز موقع صرف نهار با  چند نفر امریکایی که برای سر و سامان دادن و هماهنگی اموزش اواکس به ایران امده بودند در باره این بوئینگ ها بجث می کردیم .. ان ها وقتی دیدند آب از لب و لوچه ما آویزان شده و مخ ها همه به سوت سوت افتاده ، با پوزخند اعلام کردند .. تازه این یک چشمه کوچک از توانایی های آواکس هاست .. خیلی از سیستم ها برای ورود به ایران کور شده اند .. !!

وقتی آواکس های آمریکایی جا زدند

 

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

 (5) Small---2.jpg

Small---3.jpg

  05upt8sup9xiyg119966.jpg

 " حماسه نبرد هواپیماهای خفاش " عنوان مطلب این پست است که آن را تقدیم شما یاران مهربان و  صمیمی می کنم . اگر سخن ام را حمل بر منت نمی گذارید باید عرض کنم ... مدتی است دچار سرگیجه های وحشتناک همراه با بی حسی و تهوع می شوم ! دقیقآ از زمان تکمیل پست قبل آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد .. وقتی می خوایم برای مدتی حالم خوب می شود ! اما عشق و احترام  شدید به تک تک شما دوستان خوبم و تعهدی که این ارتباط بوجود آورده است مانع از هر گونه تآخیر در انجام وظیفه ام است .. قصد نگران کردن شما را ندارم . صرفآ برای پوزش از اشکالات احتمالی در کارم است . صحبت از پوزش شد ،در پست قبلی فراموش کردم از پسر با شخصیت ام سام عزیز از سوئد به خاطر مستند نشنال جئوگرافی تشکر و قدردانی کنم .. عذر می خواهم . حتمآ می دانید همه این مستند ها را سام نازنینم اهداء کرده است . همچنین از همه خوانندگان به خاطر مشکلی که در ادیتور سایت پیش امد صمیمانه پوزش می خواهم ..

راستش رو بخواهید چندی پیش به دنبال دفترچه راهنمای دوربین عکاسی در لا به لای وسایل قدیمی ام می گشتم .. بر حسب تصادف دفترچه شبه خاطراتی را پیدا کردم که مربوط به دهه شصت و اغاز جنگ بود ..! آخه از شما چه پنهان هر از گاهی به سرم می زد خاطرات و مشاهدات روزانه ام را که گاهی   دستنوشته های آن حاصل گفت و گو با شخصیت ها و امرای ارتشی بود که با ما همسفر مناطق جنگی بودند .. افسوس که ادامه ندادم .. اما همان مقدار کم هم باعث یاداوری خیلی از خاطرات ارزشمند تاریخی است ... در این دفتر به بعضی از عملیات های بزرگ با ذکر جزئیات آن از زبان فرماندهان ارتش و سرداران سپاه شده است .. که با خواندن ان خیلی از خاطرات جنبی هم یادم اومد .. که اگه زنده موندم حتمآ برای شما روایت خواهم کرد ..

 

Test Baner.gif

Start-1.jpg 

بهانه ای برای مقدمه ..

بار ها در نقل خاطرات زمان جنگ اشاره به این نکته کرده ام که ای کاش می شد همه مشاهدات را بیان کرد ! باور کنید بیش از هشتاد درصد از رشادت های دلاور مردان ارتشی به دلایلی که عرض خواهم کرد گمنام مانده است .. ! از دلاور مردان نیروی دریایی بر روی شناور ها گرفته که با نبرد های جانانه خود نه تنها نیروی دریایی عراق را در همان ابتدای جنگ از بین بردند ، بلکه در رویارویی با ناوگان مجهز آمریکا هم جوانمردانه از هر قطره آب خلیج همیشه فارس دفاع کردند .. ( بزودی مطلبی در باره رو در رویی با ناوگان امریکا را که یکی از افسران نیروی دریایی ارسال کرده است ، منتشر خواهم کرد ) . بله داستان رشادت های تکاوران ارتش ، قهرمانی های عزیزان هوانیروز ، نیروی هوایی ؛ برادران نیروی زمینی در لشگر های پیاده گرفته تا تانک و توپخانه و عزیزان ما در پدافند .. همه و همه درسی به دشمن بعثی و اربابان حامی آن دادند .. که هنوز هم خاطره رشادت های بردران ارتشی را فراموش نکرده اند ! حالا تصور کنید وقتی ارتش دلاور با سپاه و بسیج در نبردی مشترک حضور می یافتند ، چه ضربات جبران ناپذیری به ماشین جنگی صدام حسین وارد می کردند ! باز هم مجبورم به کلام تکراری ام اشاره کرده و بگویم .. بر عکس ترسیم چهره ای ضعیف و ترسو ار قوای دشمن توسط بعضی کارگردان های وطنی ، آن ها زرنگ ، قوی و شجاع هم بودند .. ضمن این که سایه حضور عوامل دیکتاتوری چون صدام همیشه ناظر آن ها بود ! و این مسئله باعث می شد شجاعت مضاعفی کسب کنند !!

چرا رشادت های ارتش گمنام مانده ؟  

 گاهی مردم از خود می پرسند .. چرا رشادت های ارتشیان گمنام مانده است !؟ و چرا کم تر در رسانه ها به آن ها اشاره می شود .. !!؟ راستش رو بخواهید من خیلی به این موارد فکر کرده ام . و به نتایجی رسیده ام که خدمت شما عرض می کنم .. ( البته نظر شخصی ام است ) از آن جا که یک نظامی از بدو پیوستن به بدنه ارتش سوگند یاد کرده است از وجب به وجب خاک کشور دفاع نماید ، و به عبارت دیگر با چشم باز و هدفی مشخص لباس مقدس ارتش را به تن کرده است .. پرداخت و بزرگ نمایی کار های آن ها ضرورتی ندارد . اما این که ماجرای رشادت های سپاه و بسیج با جزئیات اعلام می شود ، صرفآ به این دلیل می تواند باشد که این نیروها خود جوش و داوطلب بودند .. و برای افزایش فرهنگ این روحیه در مردم بایستی تبلیغ مستمر شود . البته به عقیده من هیچ فرقی نمی کند .. چون همه ایرانی هستیم و برای یک هدف مقدس با دشمن می جنگیم . اما چرا برای اشاعه همین فرهنگ رشادت ارتشیان گمنام مانده است ، بیشتر به دلیل حفظ اسرار و جدیت در حفظ آن می تواند باشد . ضمن این که الحق و انصاف خیلی از طرح های مورد استفاده در نبرد های هوایی بقدری بکر و جالب هستند که قابلیت استفاده مجدد آن ها قابل پیش بینی است  .. حتی شنیدم بخش هایی از ان در دانشکده های افسری تدریس می شود .. و این واقعآ جای افتخار دارد

پاسخ به یک پرسش تکراری ..

بار ها دوستان جوان و عاشقان ایران این پرسش را مطرح کرده اند که .. با وجود قدیمی بودن ابزار پرنده ما و از رده خارج شدن بعضی هواپیما ها چگونه نیروی هوایی ایران قادر است در جنگ احتمالی با دشمنان از موجودیت خود و کشور دفاع کند !؟ ابتدا اجازه می خواهم از نگاه یک روزنامه نگار یا کسی که ارتباط دایم با انواع رسانه های شنیداری و مکتوب دارد ، به این قضیه نگریسته و پاسخ دوستان عزیز رو بدهم .. واقعیت این است به دلیل شرایط سیاسی فعلی ، دشمنان ما نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است .. حتی هموطنانی که تا دیروز شهروند این کشور بودند ، حالا به صف مبارزان پیوسته اند ! ( توجه کنید که به هیچ عنوان قصد جبهه گیری و تحلیل سیاسی اوضاع را نداشته و صرفآ از بعد اجتماعی قضیه را بررسی می کنم ) . خب طبیعی است برای ترساندن مردم و احتمالآ گرایش به جبهه های مورد نظرشون ، متآسفانه سعی می کنند در نخستین گام توان رزمی و دفاعی کشور را زیر سئوال ببرند ! و بهترین سوژه برای ان ها ، اشاره به قدیمی بودن جنگ افزار ها و هواپیماهای نظامی است !! و تا دلتون بخواهد در این باره غلو می کنند !! حال از نگاه یک فرد نظامی اجازه می خواهم پاسخ دوستان رو بدهم .. در تمام نبرد های مهم ابزار نقش ثانویه در سرنوشت جنگ داشته است .. چرا راه دوری برویم ؟ در همین جنگ با عراق مگه با همان اهن پاره ها ( به گفته بعضی ها در اوایل انقلاب ) پوزه مدرن ترین جنگ افزار ها و هواپیماهای مدرن را به خاک نمالیدیم ..!!؟

برگ برنده ما چیست ... !؟

باور کنید اغلب کارشناسان غربی به این نکته واقف اند که مردم ایران با بقیه ملت ها فرق می کنند ! آن ها این سخن را برای دلخوشی مردم ما نمی گویند .. واقعیت همین است . ما با مردم عراق و افغانستان خیلی فرق داریم .. و آن عشق به وطن است ! به عبارتی این عشق ذاتی که در وجود همه ما است ، بزرگ ترین آس برنده ما است . چرا راه دوری برویم .. ؟ خرمشهر را یادتون است !!؟ شهید محمد جهان آرا و خاطره مقاومت با دست خالی یاران اندک او در مقابل ارتش مدرن و مکانیزه عراق را که از یاد نبردید !!؟ حماسه سرنگونی شکاری دشمن با هلی کوپتر را چی !!؟ حماسه فراری دادن میگ های عراقی با فانتومی بدون سلاح را چی !!؟ تازه در جنگ عراق ما غافلگیر شدیم .. امروز داستان فرق می کند .. ما در همه زمینه ها .. تاکید می کنم در همه زمینه های نظامی به رشد و تعالی رسیده ایم .. این را صادقانه می گویم .. و دشمنان قدر هم این موضوع را می دانند .. برای همین روی نکته قوت ارتش که همانا حامیانش است ، انگشت گذاشته اند . چون ان ها خاطره حضور و حمایت همه اقشار مردمی را در جنگ هشت ساله به خاطر دارند .. و فعلآ به خیال خود روی این بخش مانور می دهند .. !! به عنوان مثال عرض می کنم .. من ناچیز  که ممکنه مخالف بعضی سیاست های دولت و شخص ریاست جمهور باشم ، اما وقتی پای استقلال کشورم به میان می آید ، مطمئن باشید تا اخرین قطره خونم را برای دفاع از ان نثار خواهم کرد .. باور کنید من هنوز هم لباس پروازم را برای روز مبادا کنار گذاشته ام ... امثال من در ایران فراوانند . و این نکته ای است که دشمن با تمام وجودش درک می کند ..

یک توضیح واقعآ ضروری ... !!

 چهار پاراگراف مقدمه رفتم .. تا خیال دوستان عزیزم را آسوده کنم که ایران با پشتوانه مردمانی وطن دوست و قهرمان ،  بدون تآثیر نظرات وعقاید سیاسی همیشه برای دفاع از تمامیت ارضی آماده اند . و اما  لازم می دانم توضیح دیگری بدهم . و آن رعایت خطوط قرمز ارتش است . به عبارت روشن تر .. مقوله هواپیماهای خفاش نیروی هوایی جزء اسرار مهم ارتش محسوب می شود . به طوری که حتی اغلب پرسنل پایگاه های هوایی که هواپیماهای خفاش در آن مستقر هستند ، قادر به شناسایی هواپیماهای فوق نیستند ! و غیر از گروه های مجاز پروازی کسی از نحوه کار سیستم های پیچیده و حساس آن اطلاعی ندارد . حتی متخصصان فنی پایگاه هم وقتی برای تعمیرات داخل هواپیما های فوق می شوند ، چیزی را مشاهده نمی کنند ! زیرا  کاوری مستحکم روی سیستم ها قبل از فرود هواپیما کشیده شده و حتی قفل های ان لاک و مهر شده اند ! و قفل روی در وردی هواپیما ها هم رمزی است . که فقط افراد مجاز از ان اگاه هستند .. باور کنید حق دارند مثل تخم چشم از آن محافظت نمایند .. اگه بدونید این هواپیما ها چه خدمات مهمی در جنگ انجام دادند !!؟ به همین دلیل ضمن پوزش از یکایک شما یاران همدل و صمیمی با پرهیز از جزئیات کار ، تنها به صورت کلی به آن اشاره می کنم .. و هدف ام نخست آسوده کردن خیال شما یاران است و  دوم خنثی کردن تبلیغات کاذب دشمنان در تظعیف ارتش قهرمان است ... فقط خواهش دارم در این باره از بنده پرسشی نفرمایید !

 خفاش ها چگونه شکل گرفتند !؟ Start--2.jpg

 تا ان جایی که اطلاع دارم در مطالب گذشته دو بار به مقوله هواپیماهای خفاش اشاراتی داشتم . و صرفآ برای اون دسته از عزیزانی که تازه به جمع خوانندگان پیوسته اند ، تکرار می کنم ... بیش از سه دهه قبل که جهان دو قطبی بود . و  اتحاد جماهیر شوروی و ایالت متحده امریکا قدرت های برتر جهان محسوب می شدند ، هر یک از این کشور ها سعی می کردند با رخنه در مراکز حساس کشور رقیب سر از فعالیت های تسلیحاتی آن در اورد ! این مهم برای آمریکایی ها خیلی راحت تر صورت می گرفت .. زیرا کل تجهیزات ارتش شاهنشاهی ایران وابسته به امریکا بود .. و از برکت افزایش بهای نفت در دهه هفتاد میلادی خیلی از پرسنل ارتش برای آموزش و گسترش فرهنگ غربی به ایالت متحده اعزام می شدند .. به همین دلیل با تجهیز هواپیماهایی همچون سی - ۱۳۰ ( البته من فقط در باره این مدل خفاش ها سخن می گویم .. بیان مدل های دیگر ضرورتی ندارد ) و پرواز در مرزهای شمالی ایران ، کلیه تحرکات نظامی روس ها را رصد می کردند ! همان گونه که اشاره کرده بودم ، شخص شاه و دربار شاهنشاهی روی پرواز به موقع این هواپیما ها خیلی حساس بودند ! به طوری که گزارش کامل ماموریت ها به شرفعرض همایونی می رسید .. و هر گونه تآخیر و کوتاهی در این ماموریت ها با بازخواست مواجه می شد .. ! رژیم پهلوی سخت گیری های سختی در پنهان کردن تجهیزات درون هواپیماهای خفاش داشت ! و حتی به کادر پرواز ان هواپیما ها و خلبانانی که مسئولیت پرواز با آن ها را داشتند ، اجازه نگاه کردن را نمی دادند .. !! تا این که یکی از خلبانان شجاع  بنام سرهنگ مقداد پور ( که اون موقع سروان بود ) حین پرواز ادرارش می گیرد ولی وقتی قصد رفتن به داخل هواپیما را داشته ، مسئولین امر ممانعت می کنند ! و او هم نامردی نکرده و یک راست به سمت تهران دور می زند !! با پخش خبر بازگشت ناگهانی خفاش همه به فرودگاه می ریزند .. وقتی از او دلیل کارش را می پرسند ، با لهجه مشهدی اش می گوید .. ( خب شاش داشتوم ..!! ) برای خواندن این ماجرا (اینجا ) را کلیک کنید ..

سرنوشت خفاش ها بعد از انقلاب ...

 در روز هایی که غرب به ویژه آمریکایی ها متوجه شدند پادشاه ایران هیچ شانسی برای حکومت ندارد ، با اعزام هواپیماهای غول پیکر گالاکسی ( سی - ۵ ) و یا هواپیماهای حمل و نقل ( سی - ۱۴۱ ) به تدریج همه کارشناسان و مستشاران آمریکایی را به همراه خانواده هاشون از ایران خارج می کردند .. از ان جا که تیم ویژه ای که با خفاش ها کار می کردند ، همگی آمریکایی بودند ، قبل از ترک ایران با دستکاری و از کار انداختن سیستم ها ی شنود و اسکن تحرکات زمینی ، آن ها را عملآ از دور خارج کردند .. ! همان بلایی که سر تامکت های ما و موشک های فونیکس آوردند .. و فکر می کردند حالا که ایران را ترک می کنند ، این ابزار بی مصرف در گوشه ای خواهد پوسید .. !! با پیروزی انقلاب و بعد از بیرون رفتن از شوک حاصل تغیر نظام .. متخصصان دلسوز ما احساس مسئولیت کرده و با مطالعه و کار طاقت فرسا روی سیستم ها و کد های از کار افتاده ، خیلی زود این هواپیما ها را که غریبانه در گوشه ای از رمپ پرواز بلا استفاده مانده بودند ، عملیاتی شدند ... ! و حتی ما شاهد بودیم  قبل از حمله ناجوانمردانه عراق به خاک ایران ، خفاش ها در حال گشت زنی بودند .. شاید شنیدن این ماجرا خالی از لطف نباشد .. روز نخست جنگ ، به محض این که خفاش به خلبانی سروان محسن - ن ( با درجه سرتیپی بازنشسته شد ) به زمین نشست و وارد رمپ پرواز شد ، شکاری های عراق به تهران حمله کردند .. وقتی از محسن پرسیدم چطور شما آن ها را ندید !!؟ گفت .. همان طور که می دانی ما قبل از فرود سیستم ها را خاموش کرده و آنتن ها را جمع  می کنیم .. خب دشمن هم از همین لحظات سوء استفاده کرده و قدم به خاک مقدس ایران گذاشت ...  

 حضور خفاش ها در جنگ ..

بعد از انقلاب و در اوج روزهایی که هنوز روحیه انقلابی در بین پرسنل ارتش حکمفرما بود ، سخت گیری های رژیم قبلی بر روی هواپیماهای خفاش برداشته شده بود .. ! و ماموریت های آن هم همانند سایر پرواز ها عادی بود .. و به عبارتی همه بچه های خط پرواز با ان به ماموریت می رفتند .. ! خود من در پرواز های اولیه ام ، مرتب برای پاسخ به حس کنجکاوی ام بالای سر یکایک پرسنل متخصص رفته  و از ان ها خواهش می کردم در باره دستگاهی که کار می کنند توضیح دهند .. و دوستان هم چه راحت و سخاوتمندانه راهنمایی می کردند .. باور کنید از آن همه توانایی و کار هایی که سیستم ها قادر به انجام عملیات های گوناگون بودند ، نزدیک بود شاخ در آورم .. راستی تا یادم نرفته اضافه کنم .. اغلب پرسنل متخصص اطلاعات و عملیات همافرانی با تخصص های فنی و الکترونیک  بودند .. تک و توکی افسر در میان آن ها دیده می شد .. اما بعد از فروکش کردن جو انقلابی و رخنه گروهک های منافق در بدنه ارتش و نیروی هوایی ، ضرورت حفظ طبقه بندی شدن افراد مطرح شد .. و اتفاقآ چه تصمیم به موقع و به جایی گرفته شد  .. چون با آزادی هایی که وجود داشت ، همه پرسنل به بهانه ای می توانسند به درون خفاش ها رفته و ان ها ار از کار بیندازد !! در پست های قبلی اشاره به بریدن کابل های فرامین هواپیماها  و خرابکاری منافقین در زمان جنگ کردم .. باید مراقبت بیشتری اعمال می شد .. و الحمدالله خیلی زود جنبیدیم .. چون بعدش برای سرنگونی آن ها جایزه تعین شده بود!!

1.jpg 

خواب پریشان صدام .... !!  

یکی از آرزو های صدام حسین سرنگونی هواپیماهای خفاش در جنگ بود .. روایت است که شب ها هم خواب خفاش های ما رو می دید !! برای همین خیلی سعی کرد از طریق عوامل فریب خورده و نفوذی خود که به ستون پنجم معروف بودند ، لااقل شماره ریجستری هواپیماهای خفاش را مخصوصآ از نوع منحصر بفرد آن یعنی سی - ۱۳۰ ها را بدست آورد ! گروهک های منافقین هم تا امدند اقدام کنند ، همه شناسایی شدند .. ضمن این که فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی هم حسابی حواس شون برای حفاظت از این هواپیماها کاملآ جمع بود .. هرگز نگهبان آشکار دور این هواپیما ها قرار نداد تا از دور تابلو باشند ..!! و شماره ان ها شناسایی شوند !! بلکه خیلی عادی در میان سایر عشق های آهنین من با اقتدار و ابهت خاصی پارک می شدند .. ! در موقع پرواز هم ، خیلی عادی .. عین هرکولس های معمولی بدون هیچ حرف و حدیثی به پرواز در می امدند .. خب در آسمان هم دوستان تام کتی ما هوای همه ما ها را حسابی داشتند .. مخصوصآ حواس شون روی مسیری که خفاش باید طی می کرد ، بود ! این شد که آرزوی سرنگونی حتی یک فروند از خفاش ها را با خود صدام طفلکی به گور برد ..! علاوه بر حفاظت های معمولی ، گاهی با تغیر شماره های هواپیما ها واقعآ دشمن و عوامل فریب خورده آن ها را کاملآ گیج و مبهوت می کرد .. ضمن این که از بیرون محال است کسی متوجه این نوع هرکولس ها شوند ! فقط برو بچه های گروه پروازی از روی بعضی علایم که کم تر مورد توجه مردم عادی قرار می گیرد ، متوجه خفاش های عزیز و نازنین می شدند .. ( الان را اطلاع ندارم .. شاید همان جزئیات را هم پنهان کرده اند ) البته به طور اتفاقی گاهی خفاش ها به پست میگ های عراقی برخورد می کردند .. که یک نمونه آن را از زبان یکی از دوستان عزیزم جناب سرگرد ابراهیم فولادوند ( خوزه خوره فری لوز = لقبی که من برایش گذاشته بودم ! چون هم غر می زد و هم در بازی پینک پونک جر می زد ! و مفت باز هم بود !! از همه مهم تر عین مکزیکی ها خوره بود !!! اینجا را حتمآ بخوانید ! ) 

 

اوایل جنگ ...

از این که به صورت طولانی در ۹ پاراگراف مقدمه چینی کردم ، خیلی عذر می خواهم .. آخه دوستان زیادی خواهان توضیحات بلند و بالا هستند ! بگذریم .. همان گونه که در خیلی از رسانه ها خواندید ، صدام حسین و اربابانش با این خیال خام که در ارتش ایران موج پاک سازی ها آغاز شده و پرسنل نیروهای مسلح ناراضی هستند و ... با رویای تصرف بخش عظیمی از خاک مقدس ایران عزیز ما مخصوصآ استان زر خیز خوزستان به کشور ما لشگر کشی کرد .. !! او در خواب شب اش هم نمی دید که همان نیروی هوایی پاکسازی شده چنان درسی در طول هشت سال جنگ به او بدهد که هزاران بار در خلوت خویش بلانسبت به غلط کردن بیفتد !! ( یک نمونه از پاک سازی ها ، ماجرای سرهنگ خلبان " جدی " بود ... که در حال اسباب کشی از خانه های سازمانی بود که جنگ اغاز شد ! لطفآ در گوگل سرچ کنید .. خیلی سایت ها در باره او نوشته اند . و عاقبت هم شهید شد . روحش شاد ) حماسه دفاع ارتشیان دلاور  در طول هشت سال مبارزه بی امان را تنها من تعریف و تمجید نمی کنم .. بلکه اکثر کارشناسان نظامی کشور های غربی ایثار و جانفشانی فرزندان راستین ایران را رسمآ ستوده اند ... مخصوصآ در مقوله جنگ های الکترونیک واقعآ خلبان های ما سر امد بودند .

یک پارانتز بی ربط .. !!

صحبت پاکسازی شد .. یاد خاطرات آن زمان افتادم ! من نمی دونم طراح این ایده چه کسانی بودند !!؟ چون این طرح بهترین بهانه برای تسویه حساب شخصی بود ! و اگر زود آن را بازنگری نمی کردند ، معلوم نبود چه به سر ارتش و مملکت مون می آمد .. یادمه خیلی از نخبه ها را به بهانه های واهی برگ تسویه حساب دست شون می دادند .. خداحافظ ..!! خیلی ها واقعآ بهترین بودند .. و جالب این که هیچ جرمی هم مرتکب نشده بودند ! البته یک عده واقعآ مستحق پاکسازی بودند .. چون حضورشون باعث تفرقه در ارتش می شد .. هر روز صبح که به خط پرواز می امدم ، منتظر زنگ تلفن بودم که لیست تعدادی از بچه ها را اعلام کنه .. باور کنید انگیزه ها همه از بین رفته بود .. هیچ امیدی نداشتم که وقتی از پرواز برمی گردم ، برگه تسویه حساب را دستم ندهند .. ! دو خاطره از ان ایام را هیچ گاه فراموش نمی کنم .. ! یک روز دو تا از همکاران پیشکسوت به بهانه ای با هم درگیر شدند .. قدیمی تره با یک سیلی آبدار خواباند توی گوش همکارش .. ! همان موقع تلفن زنگ خورد .. وقتی گوشی را برداشتند ، همان فردی که کشیده خورده بود  حکم پاکسازی اش اومد .. ! جالبه قبل از دعوا تازه یکی از دندان هایش را هم کشیده بود .. کرکری ها شروع شد .. یکی گفت .. خدا رو شکر دندانت را کشیدی چون بیرون گران است .. دومی افزود .. اخرین سیلی در ارتش را هم چشیدی .. بیچاه گیج و منگ به اطراف می نگریست .. !! البته وضع مالی اش عالی بود .. رفت و پشت سرش هم نگاه نکرد ... دومی یک کوتوله قدیمی بود که به درون لوله های سوخت هواپیما می رفت .. و اگر نشت یا منفذی بود ، می گرفت .. به او هم رحم نکرده بودند .. طفلک خیلی ناراحت بود .. بهش گفتم برو ستاد نیروی هوایی و خودت رو نشون بده .. اخه اسمش خیلی غلط انداز بود .. ! طفلک گوش کرد و رفت .. خودش می گفت وقتی وارد ستاد کل شدم ، خطاب به رئیس ستاد گفتم .. جناب سرتاپای من اگه آتش هم باشه .. کجا رو می تونم بسوزانم !!؟ اصلآ من مسلسل یوزی .. !! چه کار می تونم بکنم !! و جالبه حکم پاکسازی اش مانند خیلی های دیگر لغو شد و بنده خدا ها به سر کار برگشتند .. !!

ورود آواکس های آمریکایی ... !!

همان گونه که عرض کردم نیروهای ایرانی متشکل از ارتش ، سپاه و بسیج در عملیات های مشترک از هوا و زمین چنان درسی به دشمنان مزدور دادند ، که واکنش حامیان غربی صدام را به همراه داشت ! ان ها هرگز دلشون برای صدام نمی سوخت .. بلکه نمی توانستند ایرانی مقتدر را در منطقه تحمل کنند ! از سوی دیگر با کوبیدن مراکز اقتصادی و نفتی کشور ، خوشحال بودند که برای ساخت و بازسازی سیل دلار های سبز به خزانه آن ها سرازیر خواهد شد ! این بود که به حمایت صدام حسین شتافتند ! مهم ترین گام مهار شکاری های ایران بود ! زیرا لشگر های پیاده و توپخانه و موتوری ایران با چتر حمایتی جنگنده های شکاری نیروی هوایی به پیشروی خود ادامه می دادند ... ! به همین جهت اولین اسکادران آواکس های آمریکایی به منطقه اعزام شده و در خاک عربستان مستقر شده و از ان جا اطلاعات با ارزش نظامی به ویژه مسیر پرواز شکاری ها و کد ارتباطی بین خلبانان را به ستاد ارتش عراق ارائه و گزارش می دادند ..! این که چرا در عربستان مستقر شدند ، شاید به خاطر ترس از گزند حمله جنگنده شکاری های ما بود . ان ها می دانستند خلبانان ایرانی برعکس همه خلبانان جهان اگر ضرورت ایجاب کنه بلانسبت کله شق و شجاع هستند .. از کمند هر آتشی عبور کرده و عاقبت ماموریت خود را با موفقیت اجرا می کنند ..  حتی اگر ریسک مراجعت صفر درصد باشد !! و این واقعیتی بود که آمریکایی ها آن را از زمان اموزش دادن در کشور خودشون به آن پی برده بودند !! و به عینه می دیدند جوجه خلبان های ایرانی ، عین رانندگی شون روی زمین ، در آسمان هم جسور و بی باک هستند .. و حتی از اساتید خود هم جلو می زنند !! به همین دلیل بهترین محل همون عربستان بود .. !!

(2) 2.jpg

دومین پارانتز بی ربط ... !  

صحبت آواکس های امریکایی شد .. باز ذهن غبار گرفته ام به کار افتاده و من رو با خودش برد به سال های ۷ - ۱۳۵۶ ... روزی که هنوز نه از تظاهرات خبری بود ، نه از انقلاب .. ! من هم در عملیات پایگاه مامور به خدمت بودم .. در میان مستشاران آمریکایی که معمولآ بی تکبر و مهربان بودند ، دو نفر خیلی عصا قورت داده و به اصطلاح قیافه می گرفتند .. !! اولی اسمش " بلو مینستن " یا همچین چیزی بود که خلبان شخص شاه در هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ ( شاهین ) بود .. خب این بابا رو به خاطر علاقه ای که به شخص اعلیحضرت داشتم ، تحمل می کردم !! دومی رو که اسمش رو نمی دونم و سعی هم نکردم بدونم ، در گردان نگهداری که چسبیده به ساختمان عملیات بود ، مرتب می دیدم !! پیش بند سفیدی مثل پزشکان می بست و به شدت قیافه می گرفت .. ! حتی جواب سلام پرسنل رو نمی داد .. فقط به فرمانده پایگاه که تیمسار امیر فضلی بود ، کرنش می کرد .. !! بعد از انقلاب فهمیدیم که طرف آشپز لاکهید بوده و سر از تهران در اورده بود !! اون زمان صحبت این بود که اولین اسکادران آواکس برای ایران خریداری بشه .. حتی خوب یادمه سرهنگ مکری بچه تبریز و  یکی از استاد خلبان های قدیمی و پیشکسوت هواپیمای سی - ۱۳۰ که بسیار مهربان و با سواد بود برای فرماندهی گردان آواکس ها انتخاب شده بود ..

تعدادی کاتالوگ خرید هواپیما را از امریکا اورده بودند .. ( انگار که می خواستند دوچرخه بخرند !! به همین راحتی !! ) و ما با خواندن توانایی های آواکس ها مرتب سرمون سوت می کشید ! و هر کی از در وارد می شد فکر می کرد مسابقه فوتباله که همه سوت می کشندند !! و سپس خودش هم سوت می کشید .. ! در میان تصاویر موجود در کاتولوگ چند فریم برای ما ندید بدید ها خیلی جالب بود .. ! در تصویر اولی بیش از نیمی از کره زمین از بالا دیده می شد .. تصویر بعدی جلوتر امده و اروپا رو نشان می داد .. سومی روی ایتالیا زوم شده بود .. چهارمی یکی از شهر های ایتالیا ، عکس بعد شهر و رفت و امد مردم رو نشون می داد .. عکس بعدی یکی از شهروندان که در حال روزنامه خواندن بود را به تصویر کشیده بود .. و تصویر اخر نوشته های ریز روزنامه هم قابل خواندن بود .. !! یک روز موقع صرف نهار با  چند نفر امریکایی که برای سر و سامان دادن و هماهنگی اموزش اواکس به ایران امده بودند در باره این بوئینگ ها بجث می کردیم .. ان ها وقتی دیدند آب از لب و لوچه ما آویزان شده و مخ ها همه به سوت سوت افتاده ، با پوزخند اعلام کردند .. تازه این یک چشمه کوچک از توانایی های آواکس هاست .. خیلی از سیستم ها برای ورود به ایران کور شده اند .. !! و همین سخن آن ها .. سوژه مباحث روزانه ما شده بود .. باور کنید روزی نبود که افکارمون را گسترش داده و در باره سیستم های کور شده اظهار فضل نکنیم .. !! مثلآ یادمه یکی می گفت . آمریکایی ها قادرند از اواکس محتویات جیب ما رو ببینند .. ! دیگری می گفت این که چیزی نیست .. خونه مردم را هم می توانند دید بزنند .. و یک نفر هم می گفت .. این که چیزی نیست آن ها قادرند فکر ما ها رو هم بخونند .. !!  به هر حال به دلیل پیروزی انقلاب ان ها زیر حرف شون زده و هواپیما ها رو که من شنیدم تا نیمه راه هم امده بودند ، ناکس ها برگردوندند ...!!

  افزایش جسارت عراقی ها .. !!

 با استقرار هواپیماهای مجهز آواکس  در خاک عربستان و کمک های دیگر حامیان اروپایی به صدام حسین ، نیروی هوایی عراق که تا قبل از آن به اصطلاح ماست ها رو کیسه کرده بودند ، جسارت یافته و در مقطعی از جنگ با پرواز بر فراز تهران و شکستن دیوار صوتی سعی در ایجاد ترس و ارعاب شهروندان ایرانی نمود .. ! یادمه مردم تهران غروب که می شد بار و بندیل خودشون را جمع کرده و هر کی به فرا خور وضع خود از خونه بیرون زده و در بیابان های اطراف تهران اطراق می کردند .. !! قشر سرمایه دار و بازاری جماعت هم از همون ابتدا راهی ویلاهای دماوند و یا شمال می شدند .. و حاج اقا ها با گوش دادن به انواع و اخبار از بی بی سی گرفته تا رادیو های وطنی ، در صورت امن بودن پایتخت با سلام و صلوات راهی تهران می شد .. ! آخه اون موقع از ترافیک سنگینی که این روز ها شاهدش هستیم اصلآ خبری نبود .. ! دو طرف اتوبان کرج محل اسکان مردمی شده بود که ابتدا از ترس و در ادامه به دلیل لذت پیک نیک دسته جمعی و عادت به خوابیدن در بیابان ، این امر براشون عادی شده بود ! خود من هم ابتدا چند شب به اصرار اقوام و دوستان راهی بیایان شدم .. بعدش به خاطر لذت ارتباطات دسته جمعی دیگه یک پای ثابت اتوبان کرج شده بودم .. !! یادمه شب ها با شنیده شدن انفجار ، همه نیم خیز شده و واژه تکراری .. آقا خاموش کن .. خانم خاموش کن از گوشه ای بلند می شد .. !! یادش بخیر مردم مجبور بودند چراغ های ماشین ها رو با رنگ آبی بپوشانند .. در لحظه وضعیت قرمز ، اگه بنده خدایی شعله کبریت اش را می افروخت .. همه فریاد می زدند .. خاموش کن خاموش کن .. انگاری خلبان های صدام اون بالا راه رو گم کرده بودند .. !! در آن شرایط انجام پرواز و ماموریت های نظامی برای ما واقعآ مشکل شده بود .. و به عبارتی خطر ریسک بالا رفته بود .. ! اما به هر حال باید می رفتیم .. !

 شاهکار تفکر فرماندهان ارتش ...

باور کنید خیلی دلم می خواهد اشاره ای حتی کوچک به طرح معروف پرواز در آن برهه خطرناک که با سکوت رادیویی همراه بود بکنم ... یا نام شریف فرماندهان ستادی را می دونستم .. تنها بعد از شهادت بعضی از آن قهرمانان ، نام و کار های ان ها عیان شد .. سرلشگر عباس بابایی ، یاسینی ، ستاری تنها نمونه کوچکی از ان قهرمانان است .. در ستاد مشترک ارتش فرماندهان نظامی در شب هایی که مردم تهران غروب ها از شهر بیرون می زدند ، ان ها در پادگان ها تمام دانش و اندوخته نظامی خود رو بر روی کاغذ پیاده کرده و با مشورت همگانی ، به نکات ضعف و قوت ان می پرداختند .. خیلی خوب به یاد دارم در همون ایام شب هایی که آماده پرواز بودیم .. در پایگاه زیر نور شمع و یا فانوس آماده دستور ماموریت می ماندیم  .. چون مطمئن بودیم جنگ و دفاع از خاک وطن با تمام ابعادش در جبهه ها جریان دارد .. و خیلی از مجروحان جنگی چشم براه فرود هواپیماهای سی - ۱۳۰ هستند تا شاید معالجه شده و دو باره برگردند .. !! در این میان قشری که گمنام باقی ماند و هرگز نام و مشخصات آن ها حتی برای پرسنل ارتش هم مشخص نشد ، فرماندهان عالی رتبه ای بودند که عاقبت طلسم آواکس ها را شکستند .. !! چون ان ها خوب می دانستند در نبرد هوایی ما با همون تام کت هامون از پس سوپر اتاندارد و میراژ های مدرن فرانسوی بر خواهیم امد .. ! کما این که این نظریه در همان هفته های نخست به کار گیری میراژ ها بر علیه ایران ثابت شد ! و خلبانان تام کت خیلی راحت ان ها را هدف موشک های اتشین خویش قرار داده و به اصطلاح فراری شون دادند .. این عمل صدام حسین را به مرز جنون پیش برده بود .. ! اما چگونه از پس اواکس ها بر امدیم .. !!؟

 طرح بکلی سری " ل . د " برای خلبانان .. !

 عاقبت حاصل تفکر فرماندهان خبره نیروی هوایی و پدافند ارتش بعد از کلی مطالعه در پشت اتاق های دربسته در قالب طرح جامعی با نام " ل . د " بیرون امد ! این طرح به کلی سری بسیار حساس و عالی بود .. البته کد های امنیتی ان هر روز تغیر می یافت ... ابتدا بچه های اطلاعات عملیات ارتش کلیه سیستم های کد دار هواپیما ها را تنظیم کردند .. !! همه می دانید که هواپیماها دارای سیستم هشدار دهنده الکترونیکی به نام ( I . F . F ) هستند .. که معنی ان شناسایی دوست و دشمن است . برای اطمینان حتی منبع این سیستم ها را هم تغیر دادند ! چون بی نهایت اهمیت حیاتی داشت . طرز کارش هم به این صورت بود که با پخش پالس هایی که بیان کننده کد های رمز بود ، بچه های قهرمان رادار و پدافند می توانستند تشخیص دهند که این کد خودی است یا غیر خودی .. ! البته احتمال می دهم یکی از راه های کنترل آواکس ها اختلال در آن ها باشد .. ( نظریه شخصی ) . بعد از این که نیروی هوایی خیالش از کد ها و فرکانس ها راحت شد ، طرح معروف " ل. د " را به اجرا در اورد .. فقط در این حد می توانم اشاره کنم .. که یک کار بسیار حساس و تیمی بود که همه خلبان ها ملزم به اجرای ان بودند .. قبل از پرواز طرح فوق را تحویل گرفته و بر اساس آن طرح که با ایستگاه های رادار و پدافند و حتی شکاری های تام کت و غیره هماهنگ شده بود ، به پرواز می رفتیم .. البته گاهی به دلیل سکوت رادیویی اگه در آسمان به مشکل فنی بر می خوردیم ، یا ابر های بی پدر و مادر آتش زای " سی . بی " سر راهمون سبز می شدند ، قوز بالا قوز می شد .. !! از همه مضحک تر زمانی بود که شما به هر جان کندنی خودت را به یکی از فرودگاه ها می رساندی .. اما از بخت بد وضعیت قرمز بود .. و سربازان خصوصآ در شب که اتش به اختیار بودند ..  به رویت اتش می گشودند .. !!

یک جاده خاکی مرتبط ... !

واقعآ عذر خواهی می کنم که این پست ناخواسته طولانی شد .. ! اما حیف ام امد صحبت آتش به اختیار بشه و من در باره  صدمات جبران ناپذیر اش توضیح ندهم ! همه می دانیم در همه نبرد ها ، درصدی تلفات اجتناب ناپذیر است .. ! حتی من خوب یادمه هر طرح جدید عملیاتی که اعلام می شد ، درجه ریسک آن را طراحان از قبل در نظر گرفته بودند .. به عبارتی با توجه به چند درصد خطرات احتمالی ماموریت ها را انجام می دادیم ! اما اگه اعتراف کنم درجه اشتباهات خودمون در صدمات وارده بیشتر از دشمن بود ، باورتون می شه !!؟ به عبارتی می خواهم به این نکته تآکید کنم .. طرح ها و برنامه های طراحی شده فرماندهان ارتش تقریبآ کامل و بی اشتباه بود . اما به خاطر وسیع بودن مناطق جنگی و بستر های حفاظتی که اغلب زیر نظر سربازان و درجه داران خبره در هدف گرفتن بود ، متآسفانه گاهی این عزیزان به دلیل عدم تشخیص مناسب خودی ها را سرنگون می کردند .. البته ان ها را هرگز نمی شود ملامت کرد .. چون کوچک ترین بی توجهی و گذشت باعث کشتار انسان های بی گناهی می شد ! آن ها فرمان اتش به اختیار داشتند .. یعنی هر گاه هواپیما را دیدند ، شلیک نمایند .. باید قبول کرد هر فردی دیگری هم جای ان ها بود حتمآ شلیک می کرد .. اغلب این شلیک ها در شب بوده است .. به یکی دو مورد که قبلآ اشاره داشتم توجه کنید ( اینجا ) و (اینجا ) .. یا در مورد سانحه هواپیمای شهید محلاتی که حاصل همکاری ستون پنجم بود .. یادمه همان روز ما در پشت سر ان ها پرواز می کردیم .. که میگ ها به هواپیمای ما هم حمله کرد .. من به عنوان مسافر در کابین بودم .. وقتی در امیدیه فرود امدیم ، یک استیشن آبی رنگ متالیک که راننده اش سرهنگ بود پرسید خلبان این هواپیما شما هستید .. و من برای رد کردن او گفتم بله .. که ناگهان دیدم سرهنگ صدیق فرمانده وقت از ماشین پیاده شد و گفت .. چرا طرح فوق را رعایت نکردید .. و سکوت رادیویی را شکستید !!؟ ( اینجا ) ... یک توضیح کوچک !!  در پست سانحه شهید محلاتی نام خانم دکتر را ملیحه ذکر کردم ! در پست بعدی لیلا !به  حساب حواس پرتی ام بگذارید که نام مستعار ها رو یادم می ره .. !!

 موفقیت طرح فرماندهان ..

 همان گونه که اشاره کردم ، طرح فوق خیلی عالی جواب داد .. و با برنامه ریزی دقیق موفق شدیم نه تنها برنامه های آواکس ها را خنثی کنیم ، بلکه به خواست پروردگار و همت همه پرسنل موفق شدیم مثل گذشته برتری هوایی خودمون را تثبیت نماییم . یادمه در آن طرح نقاط کور راداری ایران را با ترفندی جالب عملیاتی کردند .. !! باورتون می شه !!؟ همه می دونیم اکثر مناطق استراتژیک دنیا ، دارای مناطق کور از نگاه راداری هستند .. که همواره سعی می کنند به نوعی آن خلآء را بپوشانند ! در ایران هم ما نقاط این چنینی داشتیم .. اما با ایثار و از جان گذشتگی خلبانان نیروی هوایی که با گشت های دایمی   هواپیماهای کوچک ( چون بونانزا ) خیلی راحت بر آن  مناطق هم مسلط شدیم .. دیگه هیچ راهی برای نفوذ دشمن نبود .. فرماندهان عالیقدر ارتش در زمان جنگ ، حتی از هواپیماهای اوریون ( پی تری - اف ) هم در مقابله با طرح آواکس های آمریکایی حسابی بهره برده بودند .. آخه می دونید که این هواپیماها اصولآ به منظور گشت زنی دریایی تجهیز شده اند .. و چه جالب با تغیراتی در ان ، نه تنها دریا ، بلکه بخش هایی از خاک کشور عزیز ما هم زیر پوشش قرار گرفت .. ! حالا نوبت شکاری های ارتش بود که بار دیگر پاسخ گستاخی های دشمن و حامیان گردن کلفت اش را بدهند ... !! جاتون خالی کاش می دیدید  نبرد به اوج خود رسیده بود .. !! یانکی ها در پشت دستگاه های نظارتی آواکس ها سرگرم اسکن و شناسایی کد ها بودند .. !! غافل از این که همه ان ها تغیر یافته و از طرفی برو بچه های خفاش با اختلال در داده ها و سایر ترفند هایی که می زدند .. عملآ کمک های حیاتی اواکس ها را خنثی کردند .. ای کاش بودید و می دیدید که با چه شوق و اشتیاقی همه دست در دست هم به ماموریت اعزام می شدیم .. ! درسته سکوت رادیویی بود .. اما همیشه تپش گرم خلبان شکاری را پشت سرمون احساس می کردیم .. خیلی لذت بخش بود ..2.jpg

روزی که آواکس ها جا زدند ...

بعد از موفقیت طرح " ل . د " که به طرح فرماندهان موسوم بود ، و مهارت پرسنل در بهربرداری از آن و عادی شدن شرایط از نظر روحی برای گروه های پروازی ، بعد نوبت گام های بلند بعدی رسید ... به عبارت دیگه .. خفاش هایی که روزگاری بی مصرف در گوشه ای افتاده بودند .. تام کت هایی که آمریکایی ها دستکاری کرده بودند .. به همت همین دلاور مردان نه تنها تعمیر شدند ، بلکه به چنان خلاقیتی رسیدند که مدرن ترین هواپیماهای شکاری روز دنیا را هم به راحتی به نیروی عشقی که به مردم و میهن خود داشتند ، از پای در اوردند .. هفته ای نبود که در جلوی چرخ های هواپیماهای خفاش گوسفندی قربانی نشود .. !! و بوی کباب آن تا ان سوی مرزها به مشام امریکایی ها و فرانسوی ها می خورد و کاری نمی توانستند انجام دهند ... !! در ان ایام وقتی بچه ها مخصوصآ آقای فولادوند ما از دست پخت تیم عملیاتی داخل هواپیمایش برای بقیه تعریف می کرد .. همه بچه ها از صمیم قلب هورا می فرستادند .. باور کنید عین خواندن داستان های حماسی و شاهنامه در زمان های دور که به لشگر سواره نظام ایرانیان قوت قلب می بخشید .. برای ما هم شب ها اوای ابرام فولادوند شیر خرم آباد که از آچمز شدن آواکس ها تعریف می کرد ... همان احساس به همه دست می داد .. خلاصه این پروسه تا روزهای پایان جنگ ادامه داشت .. و بچه ها خیلی راحت ارتش متجاوز عراق را سر جاشون نشاندند .. اون گام های بلندی که عرض کردم ..  طرح های معروفی چون حمله به اچ - ۳ را به دنبال داشت  .. بله با پایان جنگ .. باور کنید هر کدوم از ما به اندازه بیست سال خاطره از اون روزهای افتخار داریم که باید برای نوه هامون تعریف کنیم ...

(2) 1.jpg

آخرین آرزویی که براورده نشده ... !  

به عنوان یک نظامی بازنشسته آرزو می کنم روزی فرا برسه با خیال آسوده طرح ها و عملیات هایی که شاهدش بودم را تعریف کنم .. و به همه بگم چگونه ارتش ایران با دستی خالی در مقابل دشمن تا دندان مسلح مردانه ایستادگی کرد !  بله روزی برسه که آزادانه و با افتخار برای نسل های بعدی تعریف کنم ... آرزوی روزی را دارم که هیچ سخنی از جنگ و خون ریزی نباشه .. آرزوی روزی را دارم که همه در صلح و صفا با هم زندگی کنیم ..

کلام اخر ...

به هیچ وجه قصد ناراحت کردن شما را ندارم .. ولی مدتی است بد جوری سرگیجه و حالت تهوع دارم .. در موقع نگارش این پست ، ندانسته نه تنها کامنت های دو پست را حذف کردم ، بلکه نیمی از همین مطلب را هم از دست دادم ! باور کنید خیلی افسوس خوردم ... چون احساس می کنم دارای اون حس و حال اولیه ای که داشتم نیست .. امید عفو دارم ... امیدوارم مورد پسند شما یاران نازنینم قرار گیرد . ضمنآ چون دیروز مطلب انگلیسی به دستم نرسیده بود ، مطلب قدیمی مربوط به آواکس را که با این پست همخوانی دارد ، انتخاب کردم .. راستش رو بخواهید امروز چک نکردم ببینم جناب علیرضا صادقی ترجمه جدید گذاشته است یا نه .. !!؟ مطمئن هستم مطلب جدید اماده است .. اما به دلیلی که عرض کردم ، با اجازه جناب صادقی همین قدیمی را استفاده می کنم ..

   

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲:۳۰دقیقه بعد از ظهر مورخه بیست و شش مهر ماه  ۱۳۸۸ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgArchive.jpg

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 (2) ztdydlzmcqo2fkjwhto2-copy.jpg
    
 زير نظر : عليرضا صادقي
 
 این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد  

 

24b6zr6-copy.jpg 

 خیلی ببخشید این بار تصاویر واقعآ غیر مرتبط هستند !!

تصاویر نوه های شیطونم ( آنا و آوا ) تقدیم به اون دسته از عزیزانی که خواهان درج عکس های جدید تری از آن ها بودند . این شیطونک ها دستبوس همه دوستان نازنین هستند . اما در باره شخصیت این دو که پرسیده بودید ، آوا .. عاشق  افراطی کارتون های تلویزیونی است ! گاهی در روز وادار می کند تا یک فیلم را برای او چندین مرتبه تکرار کنند ! از خوردنی ها هم فقط عاشق شیر و آب مرغ است و بس !! بقیه غذا ها را با ترفند به او می دهند ! اما " آنا " متفکر و مغرور است . به تلویزیون اصلآ اهمیتی نمی دهد !! عاشق رانندگی و بازی با آب است ! و ماشاالله هر نوع غذا را با اشتها می خورد ! عاشق عروسک خرس اش است . لحظه از خود در خواب و بیداری دور نمی کند !  به همین دلیل است که من را هم بی نهایت دوست دارد ! چون در نگاه او خرسی دیگر هستم !! شک نکنید !!

Picture-196-copy.jpg

  DSC03031.jpg

 DSC02986.jpg

Ana-&-Ava-New.jpg

Ana-&-Ava-2.jpg

Picture 

Rhokond.gif

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  
  • Small---2.jpg

    0vl2xy27t0vezwk1jyux.jpg 

     Next.jpg
     
    نقد و بررسی سریال " گمشدگان " و اهداف پنهان آن
  • تصاویر مستند از یک سانحه  ،به روایت نشنال جئوگرافیک

    نگاهی به زندگی سر گروهبان فاطی ..!!

  •  کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر

     ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!

     خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !! 

     و ....

  • 24b6zr6.jpg
  • - تعداد بازديد
  • 12263
  • مرتبه

    نظرات

    آقای مدرسی عزیز
    ممنون بخاطر مطلب جدید و زیبا . اما نگران سلامتی شما شدم . اگر کاری از دستم بر می آید در خدمت هستم . در انتها برای همه شما عزیزانی که در سالهای تنهایی و غربت کشورمان در مقابل دشمنان تا بن دندان مسلح ایستادگی کردید آرزوی سلامتی و لبخند دارم .

    خیلی به موقع بود!!دقیقا در سالگرد 27 مهر یعنی سالروز نابودی چند سکوی نفتی ایرانی و ناوچه های سهند و سبلان به دست ناوهای امریکایی هستیم....نیروهای مسلح ایران فعلا گروه عبدالمالک ریگی جوان 24 ساله پاپتی زاهدانی را از بین ببرند ابرقدرتها و دشمنان خارجی پیشکش!!

    عمو سلام.
    اون قضیه که در مورد شباهت نامتون با بهروز مقدسی تعریف کردید (همون که داماد ریس لاکهید شد) این اشتباه باز هم رخ داده:

    http://img99.imageshack.us/img99/2733/behroozamoocopy.jpg

    Salam aghaye modaressi:
    man pedaram az homafarhaye niruye havaii bud. rast migin ke tarh ha va barnameha hame serri budan. vaghti az pedaram miporsidam ke chikar mikonin faghat migoft jange electronic! heif ke tamame zahmathaye arteshia ro be esme sepah tamum kardan va hichi az artesh nemigan.
    kheili vaghte bloge shoma ro mikhunam, kheili khub minevisin. man az pedaram duram alan va harfaye shoma mano yade pedaram mindaze, engar ke babam dare baram az khateratesh mige.
    kheili mamnun az neveshtehaye khubetun.
    Alireza, Canada

    واقعا برای رذلی که این بی شرمی رو کرد متاسفم....شخصیت و اخلاق و تربیتش رو نشون داد...نشون داد بچه که بوده پدر و مادرش با همین نامها صداش میکردن.توله سگ لایق توئه نه این بچه های پاک و معصوم...نشون داد یه بچه مدرسه ای بیشتر نبوده....واقعا اگه تو آدمی برات متاسفم...از خدا میخوام تو التیام عقده هات کمکت کنه شاید متوجه حرف زشتی که زدی بشی.....و عذر خواهی کنی

    جناب مدرسی سلام ودرود برشما.شرح دلاوری های شما و تمام دلاوران ارتشی که با چنگ و دندان این مملکت را حفظ ردند واخر سر هم افتخاراتشان به نام دیگرانی ثبت شد که امروز نفت و گاز مملکت رامعامله میکنند وجیبهایشان را پر میکنند برا برای همیه در تاریخ خواهد ماند .
    ولی چند گله از شما داریم بابت دروغ هایی که تحویل دادید(میبخشید که اینطوری صحبت میکنم) چیزهایی که درباره امادگی واقتدار و الباقی این مزخرفات(باز هم ببخشید) سر دادید چیزی غیر از مشتی دروغ عوام فریبانه و پوپولیستی بیش نیست.همه میدانند که نیروهای ارتش ایران و خصوصا نیروی هوایی چیزی غیر از یک قبرستان پر از وسایل زنگ زده و از رده خارج نیست. لا اقل ما که بچه نظامی هستیم و سالها سال رو در پایگاههای نظامی با این وساایل بزرگ شدیم میدونیم.
    شما خودتان هم بهتر میدانید که دار وندار هواپیماهای عملیاتی نیروی هوایی چیزی در حدود 40 الی 50 فروند هواپیمای اف 4 - 5 و 14 است که طبق استانداردها همه انها از رده خارج هستند و هیچ خاصیتی ندارند . میماند چند فروند میگ 29 و سوخو24 که ان هم در جزیان جنگ احتمالی به دلیل نبود پشتیبانی و قطعات یدکی از طرف روسهای نامرد عملا بی استفاده هستند.لابد خودتان بهتر میدانید که تایگر ها قرارد بود در زمان شاه با اف-16 ها جایگزین شوند!!! از روحیه پرسنل هم که چه بگویم باور کنید من به عینه خلبانانی رو میدیم که بعد از اینکه از پایگاه می امدند سراغ پیکانهای لکنته شان میرفتند تا شاید از طریق مسافرکشی بتواند تکه نانی برای زن وبچشون بیارن تا از گشنگی نمیرن! لابد اصلاح "گداجا" که پرسنل نیروی زمینی ارتش به نیروی زمینی رتش ج .ا میگویند را شنیده اید!! صحبت از تمیرنهای پرسنل جدید و ساعات پروازیشان هم نکن که....
    در وصف رروحیه وطن دوستی هم به نظر من چیزی ازش باقی نمانده . خودتان قضاوت کنید حوق 200 هزارتومانیشان و خط فقز 850 هزار تومانی فکر میکنند یا به وطن و وطن پرستی واین جو ر صحبتها؟تازه این قسمت خوب ماجراست و الان به قول معروف خوش خوشان ملت ایران است و با 5 - الی 10 برابر شدن قیمت ها که بالایحه تحوع! اقتصادی منتظر ملت ایران است این روحیه وطن پرستی قطعا مضاعف هم خواهد شد!!
    برای پی بردن به قصد شمابرای فریفتن عوام در مورد قدرت نظامی ایران همین بخش از متن شما کافیست "در همین جنگ با عراق مگه با همان اهن پاره ها ( به گفته بعضی ها در اوایل انقلاب ) پوزه مدرن ترین جنگ افزار ها و هواپیماهای مدرن را به خاک نمالیدیم ..!!؟ "
    خودتان بهتر میانید که سال 59 که جنگ شروع شد هواپیماها و دیگ تسلیحات ارتش کاملا نو و به روز بودند وعلاوه بر ان هزاران پرسنل میهن دوست که هر کدام در کار خود استاد بودند و این وضع با وضعیت فلاکت بار الان قابل قیاس نیست.و از همه مهمتر این که مطمئن باشید که دیگر هیچ کس خودش رو به کشتن نخوهد داد که مسببان جهنم امروز ایران باز هم سر قدرت بمنند..
    جناب مدرسی هر چند تحریف واقعیت بخش جدایی ناپذیر کار ژورنالیستیت ولی خواهشا شما دیگر ماله کشی نفرمایید چون کیهان و فالس نیوز!به قدر کافی ازاین توهمات میزنند.باتشکر

    ضمنا اقای بزباش!(بذر پاش )هر جا که هستی زود بلند شو و سرت رو بکوب ب اولین دیواری که میبینی بکوب . شاید فرجی شدوشفا پیدا کردی!
    پاسخ
    دوست عزیز .. من در باره گذشته و آن چه دیده و شنیده بودم برای نسل امروز گفتم .. چه ربطی به امروز داره .. هدف من برگرداندن همان روحیه ای است که شما می فرمایید دیگه نیست .. !! این مزخرف است !!؟؟؟

    | H

    خبر فوري خبر فوري

    طبق خبرهاي واصله و اطلاعيه‌هاي گوناگوني كه در خصوص موجودي به نام بذر پاش صادر شده كليه سگها ، موشها ، شغالها ، كفتارها ، كلاغ‌‌ها ، سوسكها ،خرها ، الاغ‌‌ها ، قاطرها عنترها ، شامپانزه‌ها ، گوريل‌ها ،سگ‌هاي آبي و .. اعلام نمودند فردي به نام بذر پاش از تيرو طايفه آنها نمي باشد و لطفاً صاحت مقدس اين حيوانات را با نسبت دادن بذر پاش به ايشان آلوده‌تر ننمائيد .


    روابط عمومي ستاد مبارزه با موجودات بيگانه

    با سلام جناب سرهنگ باز هم تشكر ،تشكر وتشكر

    بنده به شخصه از شما مي خوام كه ساعات كارييتان بر روي سايت رو كم كنيد تا كمي استراحت داشته باشيد و البته مي توانيد ساعات كاريتون رو همينجوري كمتر از الآن براي هميشه نگه داريد ، دليلي نداره اينقدر به خودتون فشار بياريد
    اين سر گيجه و حالت تهوه ...
    همش مال پشت كامپيتر نشستنه
    در هر صورت دوستان هم مي تونن راجع به اين مسئله توضيح بدن

    با تشكر رضا

    بسم الله النور

    جناب مدرسی با سلام؛

    خداوند به شما صحت و سلامتی عاجل دهد.
    از مطالبتان در خصوص "خفاش ها" ممنون بسیار جالب بودند خصوصاً با آن شیوه نگارش شما.
    زنده و پاینده باشید و تندرست و سرحال ای جوان.

    یا علی مدد

    اه ! این سپند لامصب هم دست بردار نیست مدام کامنت میذاره
    کاپیتان نگران سلامتی شما هستم
    لطفا استراحت کنید، خوش بگذرونید و هر وقت حالتان خوب شد یک ندا بدهید تا من هم خوشحال شویم
    از طرف همه دوستدارانتان
    شما را می بوسیم

    درود بر نيروي هوايي كشور عزيزم ايران.
    درود بر تمام پشكسوتان عزيزي كه روزهايي كه ما تو پناهگاها بوديم ، مردانه و با غيرت خودشان براي دفاع از ناموس من و شما جنگيدند.
    تو رو خدا بس كنيد از بحث هاي زيادي.
    حيف نيست سايت به اين با ارزشي رو با اين بحث ها زير سوال مي بريد واقعا".

    بنام خدا
    سهيل عزيز دفاع از ناموس اين كشور كه همون ارتش و ارتشيها هستند بحث بيهوده نيست.
    قربان شما-علي كدخدايي

    سلام آقای مدرسی
    امیدوارم حالتون هر چه زودتر بهتر بشه!
    در مورد ظلمی که به ارتش بعد از انقلاب شد و همچنان ادامه داره قطع به یقین هرکس که یه ذره انصاف
    داشته باشه می دونه که اگه ارتش ایران نبود وضع ایران توی جنگ 2+6 خیلی بدتر میشد! نمی خوام بزرگ مردی های سپاهی ها رو زیر سوال ببرم اما واقعیت اینه که سپاه هیچوقت به تنهایی نمی تونست جلوی عراق رو بگیره ! چون سپاه رو کسانی تشکیل داده بودند که سابقه نظامی نداشتند و در واقع تاکتیک های جنگی رو بلد نبودند! بعد از انقلاب بسیاری از فرماندهان توانمند ارتش رو بدون اثبات جرمشون به راحتی از دست دادیم و بسیاری رو هم زندانی کردند که البته بخش قابل توجهی ازون ها برای خدمت و کمک به نیروها آزاد شدند و خالصانه و به عشق وطن رفتند و جنگیدند..
    متاسفانه بعد از جنگ سعی شد موفقیت در جنگ فقط به نام گروهی زده بشه که آن روزها محبوبیت ویژه ای نزد مردم داشت و این روزها ..
    آقای مدرسی قبول دارم در زمان انقلاب و زمان محمد رضا شاه ارتشی مقتدر داشتیم اما امروز.. ارتشی که نیروهاش به نون شب محتاجن! ارتشی داریم که جرات نداره از خدماتش تو جنگ واسه مردم حرف بزنه و .. اما به جاش گروهی داریم که اقتصاد کشور رو در دست دارن ، کار سیاسی می کنن و به مردم خودشون ...

    در آخر درود به همه ی ارتشیائی که دلیرانه برای حفظ وطن ایستادند و هرگز نامی ازشون برده نشد! و درود به خلبان پر افتخار ارتش بهروز مدرسی !

    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    با تشکر از شما .. من فکر کنم پاسخ به این ابهام را در همین پست دادم
    به هر حال باید از این زاویه نگاه کنیم که همه هموطنان ما هستند .. فرقی نمی کنه .. الحق سپاه در اکثر عملیات ها از جان گذشتگی های زیادی کرد .. در جاهایی عملآ جانش را برای نجات مردم به خطر انداخت .. در حالی که آن ها تعهدی به این کار ها نداشتند .. و من فکر می کنم حق این عزیزان است که بیشتر از ارتشی ها از شون تعریف و تمجید بشه .. تا این فرهنگ گسترش پیدا کنه .. و گرنه یک ارتشی که به تعهداتش عمل کرده بود .. و وظیفه اش بود ..
    ممنون از شما و تشکر بی پایان به خاطر محبتی که به حقیر دارید
    پایدار باشید

    سلام
    من از شیرازم و بار اول است که پیام می گذارم.
    بیایید بجای آزار دادن دیگران، یکدیگر را شاد کنیم.
    http://www.fargard.com/MainForum/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=729#729

    سلام جناب آقای مدرسی امیدوارم سلامت باشید.پس از چندی لازم می بینم مطالبی را خدمت شما و اهالی این سایت عرض کنم.من بعنوان یک دوست نقدی بشما دارم که من را می بخشید و دلخور نمیشوید. میخوام بشما بگم دوست عزیز وقتی شما خودتان وارد مسائلی غیر هواپیمائی میشوید بسیار طبیعی است که بحث و جدل های دیگری هم بدنبال دارد و آنوقت است که آرا و عقاید متفاوت کم کم بشکل زننده و غیر مودبانه خود را نشان داده و بتدریج به جنگ و دعوا های سیاسی کشیده میشوند. آن چیزی که شما همیشه از آن دوری می کردید ولی حالا دچار آن شده اید.دامنه بد و بیراه دیگر دور از شان شما شده است و واقعا انسانرا متعجب می سازد.حتی آنهائیکه ادعای خداشناسی و تشرع دارند عنان اختیار از کف داده و از دهانشان حرفهائی بیرون می ریزد که حتی از یک بچه خیابانگرد بی سرپرست بعید است !! بابا ول کنید و کمی هم تحمل حرف دیگران ولو بی ادبانه و غیر منصفانه را داشته باشید و آنقدر کاررا کش ندهید که به اینگونه حرفها کشیده شود.لطفا کمی دقت کنید بسیار از یاران تقریبا ثابت و دلسوز شما دیگر نمی آیند و شما گاهی از برخی آنها گلایه می کنید حتی با ذکر نام و از نبودنشان غصه دارید. خوب اینها برای چه دیگر نمی ایند؟ برای اینکه شما از اهداف خود دور شده اید.هیچکس بیکار نیست تا پای یک عشق یک طرفه ایستادگی کند! کامنت گذاشتن وقت میخواهد و دل خوش! اگر دل خوش نباشد کسی وقت نمیگذارد.
    الان طوری شده که هرکس عقده گشائی میکند و بعلت اینکه تریبون ندارد از این تریبون مجانی برای عقده گشائی سوء استفاده میکند از مجاهد گرفته تا مذهبی از لات و آسمون جل گرفته تا آدم بظاهر اطو کشیده و امروزی از داخلی گرفته تا ایرانی خارج نشسته خلاصه همه و همه سخنران شده اند بدون اینکه به عواقب جملات فکر نشده خود تعمق بیشتری کنند.هیچ فکر کرده اید چرا دختران و زنهای مراجعه کننده به سایت شما اینهمه کاهش یافته اند ؟ واضح است از بس که حرفهای خارج ار چارچوب مطرح میشود و دامنه آنها به دریدگی و حتک حرمت می کشد.خوب معلوم است که خانمها در اینگونه موارد عقب می کشند و یا دوستانی مثل.....که ترجیح میدهم نام نبرم تا شبهه ایجاد نشود.همه اینها می رساند که سایت شما و مطالب شما جذابیت قبل را ندارد و ناخودآگاه در دام آنهائی افتاده اید که برایتان آنرا بعمد پهن کرده بودند و نمیدانستید.شما انسانی شریف بزرگوار بی عقده قانع فداکار و درست کردار هستید ولی چه زود اسیر هیجانات میشوید و این برای شما با این سن و سال مضر است.از همه نظر.
    من افتخار دوستی با شما را دارم و وظیفه دانستم این موارد را تذکر دهم.نیازی به زحمت جواب دادن هم نیست و برایتان آرزوی سلامت دارم.
    پاسخ
    چناب برهانی عزیز و گرامی
    با درود و عرض شرمندگی از این اتفاقات ، باید عرض کنم من حق را کاملآ به شما می دهم .. من از آن چیزی که بدم می امد به سرم آمد ... !! روزی که این سایت را راه اندازی کردم ، هدفم این بود تا جایگاه و مقام دوستان ارتشی را با درج خاطراتی که خود در جنگ دیده و یا شنیده بودم برای جوانان نسل امروزی بیان کنم .. و معتقد بودم حتی اگر یک نفر هم آشنا شود بنده به اهداف خود رسیده ام .. اما افسوس و ضد افسوس همان گونه که شما دوست خوبم عنوان فرمودید ... به دلیل کشیده شدن به وادی سیاست و یا سایر مباحثی که بنده به شخصه نه اعتقادی داشته و نه جز اهداف ام است .. رشته کار این چنین از دستم خارج شده است .... !!!
    قصد منت ندارم .. اما برای من که از خیلی از منافع و مشاغلی که در این دو سال و اندی پیشنهاد شد گذشته و به عشق سایت و همین دوستان غر ولند همسرم و اهالی خانه را به جان خریدم .. این حق ام نیست ...
    خود من هم زده شده ام .. مخصوصا با این مشکلاتی که اخیرآ برایم پیش آمده است .. که همه و همه نشآت گرفته از حضور شبانه روزی ام پشت کامپیوتر بود .. و به خاطر سایر دلایل دیگر از جمله عدم تحرک کافی در این مدت طولانی .. همه و همه کار را به این جا رساند که مشاهده می کنید
    الان خودم هم بخواهم .. دیگه نمی توانم ... !! چون نه چشمانم می بیند .. نه سالم هستم .. !! شاید ذکر این نکته صحیح نباشد .. همیشه از کابوس جدایی با این دوستان نازنین وحشت داشتم .. الان این کابوس به حقیقت پیوسته است .. و من همانند قمار بازی که همه چیزش را از دست داده ، به پایان این ماجرا و این سرنوشت قرار گرفته ام ... !!
    طبق توصیه دوستان صمیمی بایستی یک مدت دوری کنم .. حتی شده چند هفته به مسافرت بروم .. بحثی نیست خواهم رفت .. اما می دونم اگر بیش از سه چهار روز فاصله افتد .. من دیگه ادم سابق نخواهم بود .. این ذات بد من است که با دوری عمدی یا سهوی .. دیگه انگیزه و عشق ام را از آن از دست می دهم ... به هر حال من با توهینی که به من شد ... بقدری از خود متنفر شدم که همان شب قصد داشتم یک جور هایی سایت را کلآ حذف کنم .. و به دنبال سرنوشتم بروم ........... !!
    حالا هم چه برای معلجه بروم .. چه برای استراحت .. نتیجه اش را از حالا می توانم حدس بزنم ... بازگشتی نیست
    به هر حال .. شاید به این سخن من بخندید .. ولی خود من هم مدت هاست به این نتیجه رسیده بودم
    فعلآ مغزم هنگ کرده است .. ببینم چه سرنوشتی خدا رقم زده است .. ؟
    من از شما دوست خوبم واقعآ تشکر می کنم .. من آدمی منطقی هستم .. و خیلی زود شرایط و سخن دوستان را درک می کنم .. حتی نثر نوشته های شما من را یاد دوستان بسیار قدیمی ام می اندازد .. که به قول شما دیگر نمی آیند .. مثل آقای فرنودی ، فضلی ، فریده ، دامون ، جعفر خان ، و....و ... و ..
    ولی باور کنید حق من این نبود این جوری این صحنه را رها کنم .. چون معتقد به عشق و صداقت بودم ... و تا این سن از این راه و مکتب هیچ ضرری عایدم نشده بود .. حالا هم این حکم را مشیت الهی دانسته و با چشمانی گریان و دلی شکسته فعلآ خداحافظی می کنم .. تا چه پیش آید
    من بار دیگر از شما دوست بسیار بزرگوارم تشکر می کنم ..

    استاد عزيزم سلام
    من تو كامنت قبليم سعي كردم راجع به اين اتفاقي كه اين آقاي به اصلاح آقا راه انداخته بود صحبت نكنم الآن هم به همين منوال فقط از شما مي خواهم در حضور تمام عزيزان كامنتهايي كه به فرد يا افراد (همين طور شخص خودتان ) بي حرمتي مي كند را در سايت قرار نديد تا اينطوري فضاي سايت آشفته نشه و البته عزيزان هم جريحه دار نشن
    راستي دوستان خوبم ، آقايان من همه ي كامنت ها رو خوندم باور كنيد دوستان از بعضي از شما انتظار نداشتم بنده تو رو خدا نذاريد اين افراد به اهدافشون برسن، باور كنيد هر حرفيو در كمال احترام ودر چهارچوب سايت ميشه زد.
    تو رو خدا در غيرت من شك نكيد ، منم مثل همه ناراحت شدم ولي سعي كردم خودم رو با اين افراد همرنگ نكنم و فضاي سايت رو مشوش نكنم كه نشد.

    با تشكر رضا

    سلام عمو جان
    مطلب عالی بود. از اینکه احوال خوبی ندارین ناراحتم. باور کنین اگه وبلاگ و به وردپرس دات کام یا بلاگر اگه انتقال میدادین, تنها زحمتی که باید میکشیدین تایپ مطلب بود و بس. بهتون قول میدم70% وقتتون آزاد میشد.

    در این انجمن چند نفر در مورد خفاش بحث کردن:
    http://bit.ly/2a8GUz
    راست یا دروغش با خودشون!!
    پاسخ
    علیرضا جان ممنون از شما
    راستش رو بخواهی طاقت نیاورده .. و کار نگارش پست جدید را رها کرده و به سراغ این ادرس رفتم
    افسوس بعضی دوستان نمی خواهند قبول کنند .. !!! کاریش نمی وشد کرد .. ان ها فقط کار خارجی ها براشون جلوه می کنه .. در حالی که مجبورم گفتار کلیشه ای ام را تکرار کنم ... خیلی ها هواپیما های شکاری مثل تامکت و فانتوم دارند .. اما اصل اون کسی است که با شجاعت با قلبی سرشار از عشق وطن و ارزش های آن دلاورانه با ان ماموریت انجام می دهد .. !!
    در باره خفاش ها هم .. هیچ اغراقی نشده .. تازه خیلی از مزایای آن را از قبیل پخش پارازیت و خیلی قابلیت های دیگر ان را ننوشتم .. مهم نیست یعضی ها باور نکنند .. مهم این است که در جنگ عراق و هر جنگ احتمالی دیگر .. ما با ابتکاراتی که دوستان ایرانی انجام داده اند .. می توانیم به نحو احسن از آن استفاده کنیم .. و روی هر چه اواکس و غیره است را کم کنیم
    علیرضا جان بگو .. اولآ هم روی تامکت ، اوریون ، خفاش ها کار شده بود و متخصصان کلی روی ان ابتکار و خلاقیت به کار بردند .. دومآ مهم اون کسی است که جیگر و عرضه مبارزه را داره .. خود امریکایی ها درسته شکاری را طراحی و ساخته اند .. ولی همه اساتید و کارشناسان امریکایی در همان زمانی که خلبان های ایرانی تازه کار بودند ، پی به مهارت های بالای ایرانی ها برده بودند ... آن ها روی مقررات و فیس فیس کنان یک کاری را انجام می دهند .. اما ما بدون توجه به درجه ریسک آن با تمام وجود با خلاقیت و ابتکارات فوق العاده ای که انجام می دادیم .. روی خود استاد های امریکایی را هم کم می کردیم ... امریکایی استغفرالله خدا که نیست .. !!
    به هر حال من نه اغراق کردم .. نه دروغ نوشتم .. بلکه کم هم نوشتم .. !! هر کی نمی خواهد ، باور نکند
    من به عنوان یک نظامی با افتخار از کار هموطنانم در اصلاح کد های این هواپیما تشکر می کنم

    سلام.
    در جایی از مطلب نوشته اید نقاط کور راداری ایران از طریق پرواز هواپیماهای کوچک مثل بونانزا تحت پوشش قرار گرفته بود.
    سوال من این است آیا این پرنده قابلیت راداری خاصی دارد؟ یا انواع خاصی از بونانزا این قابلیت را دارد؟


    لطفاً در صورتی که پاسخ این سوال وارد خط قرمزهای ارتش می شود. اصلاً کامنت را منتشر نکنید.
    متشکرم.
    پاسخ
    ممنون امیر جان از دقت نظر شما
    راستش را بخواهی هواپیماهای کوچک هیچ کار خاصی انجام نمی داد ، بلکه اون خلبان هواپیما بود که با پرواز در منطقه کور راداری ، با چشم غیر مسلح از آسمان ایران پاسداری می کرد .. و از آن جا که این هواپیماها ارزان هستند ، و قیمت موشک های عراقی خیلی گران تر از آن ، لذا هرگز هیچ میگ عراقی ان ها را شکار نمی کرد .. ولی حضورشون باعث می شد ما بر تمام نقاط حساس کشور که از دید رادار پنهان است مسلط باشیم
    ممنون از شما

    با سلام
    آقای مدرسی خودتان همیشه می گفتید که نمی خواهم فضای سایت سیاسی شود اما متاسفانه به تنها چیزی که پرداخته می شود سیاست است آن هم از نوع افراطی. تقاضا می کنم از دوستان بخواهید اینقدر الفظ رکیک بکار نبرند. پدر من هم از خلبانان نیروی هوایی بودند که هم اکنون بازنشسته اند. هنگامیکه وبلاگ شما را به ایشان نشان دادم بسیار خوشحال شدند اما به محظی که به قسمت کامنت ها رسیدیم نمی دانستم که چه بگویم. از اینها گذشته فکر کنم سلیقه شما به شخص دکتر احمدی ن÷اد چشم شما بروی بعضی از واقعیت ها بسته. پدر از خلبانان اف4 بودند. هنگامیکه از وضعیت فانتوم ها و سایر ادوات با پدر صحبت می کردم وضعیت کنونی بسامان نیست. خودتان که بهتر از همه وضعیت هرکولس ها را می دانید! اگر کمی به کشورهای همسایه نگاه کنیم فکر کنم بهتر باشد. پیروز باشید.
    پاسخ
    علی جان ممنون از شما و صراحت بیانی که داری
    پسرم خوشحالم که با فرزند برومند یکی از همکارانم آشنا می شوم
    علی جان .. بخش کامنت ها را من نمی نویسم .. به شرافت ام اصلآ ادم سیاسی نیستم .. وگرنه لااقل وضعیت ام از این که هست بهتر بود
    عقیده هر کسی به خودش مربوط است پسرم .. ولی ان گونه که در باره من فکر می کنی .. نیستم .. باور کن پسرم
    بخش کامنت ها .. محل ابراز عقیده های خوانندگان است .. همه می دونند حتی توهین به خودم را هم منتشر می کنم .. حال اگه یکی از دولت می نویسه .. من دخالتی ندارم پسرم .. من مسئول نوشته ها و خاطرات خودم هستم
    به هر حال مدتی است به لطف تذکر های دوستان .. این کامنت ها که باعث آزار دوستان می شود ، کم شده اند .. اما تهمت زدن کار صحیحی نیست
    شما مرا متهم به سیاسی بودن کردید .. دست شما درد نکنه
    باز هم از شما سپاسگزارم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35