وقتی آواکس های آمریکایی جا زدند


" حماسه نبرد هواپیماهای خفاش " عنوان مطلب این پست است که آن را تقدیم شما یاران مهربان و صمیمی می کنم . اگر سخن ام را حمل بر منت نمی گذارید باید عرض کنم ... مدتی است دچار سرگیجه های وحشتناک همراه با بی حسی و تهوع می شوم ! دقیقآ از زمان تکمیل پست قبل آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد .. وقتی می خوایم برای مدتی حالم خوب می شود ! اما عشق و احترام شدید به تک تک شما دوستان خوبم و تعهدی که این ارتباط بوجود آورده است مانع از هر گونه تآخیر در انجام وظیفه ام است .. قصد نگران کردن شما را ندارم . صرفآ برای پوزش از اشکالات احتمالی در کارم است . صحبت از پوزش شد ،در پست قبلی فراموش کردم از پسر با شخصیت ام سام عزیز از سوئد به خاطر مستند نشنال جئوگرافی تشکر و قدردانی کنم .. عذر می خواهم . حتمآ می دانید همه این مستند ها را سام نازنینم اهداء کرده است . همچنین از همه خوانندگان به خاطر مشکلی که در ادیتور سایت پیش امد صمیمانه پوزش می خواهم ..
راستش رو بخواهید چندی پیش به دنبال دفترچه راهنمای دوربین عکاسی در لا به لای وسایل قدیمی ام می گشتم .. بر حسب تصادف دفترچه شبه خاطراتی را پیدا کردم که مربوط به دهه شصت و اغاز جنگ بود ..! آخه از شما چه پنهان هر از گاهی به سرم می زد خاطرات و مشاهدات روزانه ام را که گاهی دستنوشته های آن حاصل گفت و گو با شخصیت ها و امرای ارتشی بود که با ما همسفر مناطق جنگی بودند .. افسوس که ادامه ندادم .. اما همان مقدار کم هم باعث یاداوری خیلی از خاطرات ارزشمند تاریخی است ... در این دفتر به بعضی از عملیات های بزرگ با ذکر جزئیات آن از زبان فرماندهان ارتش و سرداران سپاه شده است .. که با خواندن ان خیلی از خاطرات جنبی هم یادم اومد .. که اگه زنده موندم حتمآ برای شما روایت خواهم کرد ..

![]()
بهانه ای برای مقدمه ..
بار ها در نقل خاطرات زمان جنگ اشاره به این نکته کرده ام که ای کاش می شد همه مشاهدات را بیان کرد ! باور کنید بیش از هشتاد درصد از رشادت های دلاور مردان ارتشی به دلایلی که عرض خواهم کرد گمنام مانده است .. ! از دلاور مردان نیروی دریایی بر روی شناور ها گرفته که با نبرد های جانانه خود نه تنها نیروی دریایی عراق را در همان ابتدای جنگ از بین بردند ، بلکه در رویارویی با ناوگان مجهز آمریکا هم جوانمردانه از هر قطره آب خلیج همیشه فارس دفاع کردند .. ( بزودی مطلبی در باره رو در رویی با ناوگان امریکا را که یکی از افسران نیروی دریایی ارسال کرده است ، منتشر خواهم کرد ) . بله داستان رشادت های تکاوران ارتش ، قهرمانی های عزیزان هوانیروز ، نیروی هوایی ؛ برادران نیروی زمینی در لشگر های پیاده گرفته تا تانک و توپخانه و عزیزان ما در پدافند .. همه و همه درسی به دشمن بعثی و اربابان حامی آن دادند .. که هنوز هم خاطره رشادت های بردران ارتشی را فراموش نکرده اند ! حالا تصور کنید وقتی ارتش دلاور با سپاه و بسیج در نبردی مشترک حضور می یافتند ، چه ضربات جبران ناپذیری به ماشین جنگی صدام حسین وارد می کردند ! باز هم مجبورم به کلام تکراری ام اشاره کرده و بگویم .. بر عکس ترسیم چهره ای ضعیف و ترسو ار قوای دشمن توسط بعضی کارگردان های وطنی ، آن ها زرنگ ، قوی و شجاع هم بودند .. ضمن این که سایه حضور عوامل دیکتاتوری چون صدام همیشه ناظر آن ها بود ! و این مسئله باعث می شد شجاعت مضاعفی کسب کنند !!
چرا رشادت های ارتش گمنام مانده ؟
گاهی مردم از خود می پرسند .. چرا رشادت های ارتشیان گمنام مانده است !؟ و چرا کم تر در رسانه ها به آن ها اشاره می شود .. !!؟ راستش رو بخواهید من خیلی به این موارد فکر کرده ام . و به نتایجی رسیده ام که خدمت شما عرض می کنم .. ( البته نظر شخصی ام است ) از آن جا که یک نظامی از بدو پیوستن به بدنه ارتش سوگند یاد کرده است از وجب به وجب خاک کشور دفاع نماید ، و به عبارت دیگر با چشم باز و هدفی مشخص لباس مقدس ارتش را به تن کرده است .. پرداخت و بزرگ نمایی کار های آن ها ضرورتی ندارد . اما این که ماجرای رشادت های سپاه و بسیج با جزئیات اعلام می شود ، صرفآ به این دلیل می تواند باشد که این نیروها خود جوش و داوطلب بودند .. و برای افزایش فرهنگ این روحیه در مردم بایستی تبلیغ مستمر شود . البته به عقیده من هیچ فرقی نمی کند .. چون همه ایرانی هستیم و برای یک هدف مقدس با دشمن می جنگیم . اما چرا برای اشاعه همین فرهنگ رشادت ارتشیان گمنام مانده است ، بیشتر به دلیل حفظ اسرار و جدیت در حفظ آن می تواند باشد . ضمن این که الحق و انصاف خیلی از طرح های مورد استفاده در نبرد های هوایی بقدری بکر و جالب هستند که قابلیت استفاده مجدد آن ها قابل پیش بینی است .. حتی شنیدم بخش هایی از ان در دانشکده های افسری تدریس می شود .. و این واقعآ جای افتخار دارد
پاسخ به یک پرسش تکراری ..
بار ها دوستان جوان و عاشقان ایران این پرسش را مطرح کرده اند که .. با وجود قدیمی بودن ابزار پرنده ما و از رده خارج شدن بعضی هواپیما ها چگونه نیروی هوایی ایران قادر است در جنگ احتمالی با دشمنان از موجودیت خود و کشور دفاع کند !؟ ابتدا اجازه می خواهم از نگاه یک روزنامه نگار یا کسی که ارتباط دایم با انواع رسانه های شنیداری و مکتوب دارد ، به این قضیه نگریسته و پاسخ دوستان عزیز رو بدهم .. واقعیت این است به دلیل شرایط سیاسی فعلی ، دشمنان ما نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است .. حتی هموطنانی که تا دیروز شهروند این کشور بودند ، حالا به صف مبارزان پیوسته اند ! ( توجه کنید که به هیچ عنوان قصد جبهه گیری و تحلیل سیاسی اوضاع را نداشته و صرفآ از بعد اجتماعی قضیه را بررسی می کنم ) . خب طبیعی است برای ترساندن مردم و احتمالآ گرایش به جبهه های مورد نظرشون ، متآسفانه سعی می کنند در نخستین گام توان رزمی و دفاعی کشور را زیر سئوال ببرند ! و بهترین سوژه برای ان ها ، اشاره به قدیمی بودن جنگ افزار ها و هواپیماهای نظامی است !! و تا دلتون بخواهد در این باره غلو می کنند !! حال از نگاه یک فرد نظامی اجازه می خواهم پاسخ دوستان رو بدهم .. در تمام نبرد های مهم ابزار نقش ثانویه در سرنوشت جنگ داشته است .. چرا راه دوری برویم ؟ در همین جنگ با عراق مگه با همان اهن پاره ها ( به گفته بعضی ها در اوایل انقلاب ) پوزه مدرن ترین جنگ افزار ها و هواپیماهای مدرن را به خاک نمالیدیم ..!!؟
برگ برنده ما چیست ... !؟
باور کنید اغلب کارشناسان غربی به این نکته واقف اند که مردم ایران با بقیه ملت ها فرق می کنند ! آن ها این سخن را برای دلخوشی مردم ما نمی گویند .. واقعیت همین است . ما با مردم عراق و افغانستان خیلی فرق داریم .. و آن عشق به وطن است ! به عبارتی این عشق ذاتی که در وجود همه ما است ، بزرگ ترین آس برنده ما است . چرا راه دوری برویم .. ؟ خرمشهر را یادتون است !!؟ شهید محمد جهان آرا و خاطره مقاومت با دست خالی یاران اندک او در مقابل ارتش مدرن و مکانیزه عراق را که از یاد نبردید !!؟ حماسه سرنگونی شکاری دشمن با هلی کوپتر را چی !!؟ حماسه فراری دادن میگ های عراقی با فانتومی بدون سلاح را چی !!؟ تازه در جنگ عراق ما غافلگیر شدیم .. امروز داستان فرق می کند .. ما در همه زمینه ها .. تاکید می کنم در همه زمینه های نظامی به رشد و تعالی رسیده ایم .. این را صادقانه می گویم .. و دشمنان قدر هم این موضوع را می دانند .. برای همین روی نکته قوت ارتش که همانا حامیانش است ، انگشت گذاشته اند . چون ان ها خاطره حضور و حمایت همه اقشار مردمی را در جنگ هشت ساله به خاطر دارند .. و فعلآ به خیال خود روی این بخش مانور می دهند .. !! به عنوان مثال عرض می کنم .. من ناچیز که ممکنه مخالف بعضی سیاست های دولت و شخص ریاست جمهور باشم ، اما وقتی پای استقلال کشورم به میان می آید ، مطمئن باشید تا اخرین قطره خونم را برای دفاع از ان نثار خواهم کرد .. باور کنید من هنوز هم لباس پروازم را برای روز مبادا کنار گذاشته ام ... امثال من در ایران فراوانند . و این نکته ای است که دشمن با تمام وجودش درک می کند ..
یک توضیح واقعآ ضروری ... !!
چهار پاراگراف مقدمه رفتم .. تا خیال دوستان عزیزم را آسوده کنم که ایران با پشتوانه مردمانی وطن دوست و قهرمان ، بدون تآثیر نظرات وعقاید سیاسی همیشه برای دفاع از تمامیت ارضی آماده اند . و اما لازم می دانم توضیح دیگری بدهم . و آن رعایت خطوط قرمز ارتش است . به عبارت روشن تر .. مقوله هواپیماهای خفاش نیروی هوایی جزء اسرار مهم ارتش محسوب می شود . به طوری که حتی اغلب پرسنل پایگاه های هوایی که هواپیماهای خفاش در آن مستقر هستند ، قادر به شناسایی هواپیماهای فوق نیستند ! و غیر از گروه های مجاز پروازی کسی از نحوه کار سیستم های پیچیده و حساس آن اطلاعی ندارد . حتی متخصصان فنی پایگاه هم وقتی برای تعمیرات داخل هواپیما های فوق می شوند ، چیزی را مشاهده نمی کنند ! زیرا کاوری مستحکم روی سیستم ها قبل از فرود هواپیما کشیده شده و حتی قفل های ان لاک و مهر شده اند ! و قفل روی در وردی هواپیما ها هم رمزی است . که فقط افراد مجاز از ان اگاه هستند .. باور کنید حق دارند مثل تخم چشم از آن محافظت نمایند .. اگه بدونید این هواپیما ها چه خدمات مهمی در جنگ انجام دادند !!؟ به همین دلیل ضمن پوزش از یکایک شما یاران همدل و صمیمی با پرهیز از جزئیات کار ، تنها به صورت کلی به آن اشاره می کنم .. و هدف ام نخست آسوده کردن خیال شما یاران است و دوم خنثی کردن تبلیغات کاذب دشمنان در تظعیف ارتش قهرمان است ... فقط خواهش دارم در این باره از بنده پرسشی نفرمایید !
خفاش ها چگونه شکل گرفتند !؟ 
تا ان جایی که اطلاع دارم در مطالب گذشته دو بار به مقوله هواپیماهای خفاش اشاراتی داشتم . و صرفآ برای اون دسته از عزیزانی که تازه به جمع خوانندگان پیوسته اند ، تکرار می کنم ... بیش از سه دهه قبل که جهان دو قطبی بود . و اتحاد جماهیر شوروی و ایالت متحده امریکا قدرت های برتر جهان محسوب می شدند ، هر یک از این کشور ها سعی می کردند با رخنه در مراکز حساس کشور رقیب سر از فعالیت های تسلیحاتی آن در اورد ! این مهم برای آمریکایی ها خیلی راحت تر صورت می گرفت .. زیرا کل تجهیزات ارتش شاهنشاهی ایران وابسته به امریکا بود .. و از برکت افزایش بهای نفت در دهه هفتاد میلادی خیلی از پرسنل ارتش برای آموزش و گسترش فرهنگ غربی به ایالت متحده اعزام می شدند .. به همین دلیل با تجهیز هواپیماهایی همچون سی - ۱۳۰ ( البته من فقط در باره این مدل خفاش ها سخن می گویم .. بیان مدل های دیگر ضرورتی ندارد ) و پرواز در مرزهای شمالی ایران ، کلیه تحرکات نظامی روس ها را رصد می کردند ! همان گونه که اشاره کرده بودم ، شخص شاه و دربار شاهنشاهی روی پرواز به موقع این هواپیما ها خیلی حساس بودند ! به طوری که گزارش کامل ماموریت ها به شرفعرض همایونی می رسید .. و هر گونه تآخیر و کوتاهی در این ماموریت ها با بازخواست مواجه می شد .. ! رژیم پهلوی سخت گیری های سختی در پنهان کردن تجهیزات درون هواپیماهای خفاش داشت ! و حتی به کادر پرواز ان هواپیما ها و خلبانانی که مسئولیت پرواز با آن ها را داشتند ، اجازه نگاه کردن را نمی دادند .. !! تا این که یکی از خلبانان شجاع بنام سرهنگ مقداد پور ( که اون موقع سروان بود ) حین پرواز ادرارش می گیرد ولی وقتی قصد رفتن به داخل هواپیما را داشته ، مسئولین امر ممانعت می کنند ! و او هم نامردی نکرده و یک راست به سمت تهران دور می زند !! با پخش خبر بازگشت ناگهانی خفاش همه به فرودگاه می ریزند .. وقتی از او دلیل کارش را می پرسند ، با لهجه مشهدی اش می گوید .. ( خب شاش داشتوم ..!! ) برای خواندن این ماجرا (اینجا ) را کلیک کنید ..
سرنوشت خفاش ها بعد از انقلاب ...
در روز هایی که غرب به ویژه آمریکایی ها متوجه شدند پادشاه ایران هیچ شانسی برای حکومت ندارد ، با اعزام هواپیماهای غول پیکر گالاکسی ( سی - ۵ ) و یا هواپیماهای حمل و نقل ( سی - ۱۴۱ ) به تدریج همه کارشناسان و مستشاران آمریکایی را به همراه خانواده هاشون از ایران خارج می کردند .. از ان جا که تیم ویژه ای که با خفاش ها کار می کردند ، همگی آمریکایی بودند ، قبل از ترک ایران با دستکاری و از کار انداختن سیستم ها ی شنود و اسکن تحرکات زمینی ، آن ها را عملآ از دور خارج کردند .. ! همان بلایی که سر تامکت های ما و موشک های فونیکس آوردند .. و فکر می کردند حالا که ایران را ترک می کنند ، این ابزار بی مصرف در گوشه ای خواهد پوسید .. !! با پیروزی انقلاب و بعد از بیرون رفتن از شوک حاصل تغیر نظام .. متخصصان دلسوز ما احساس مسئولیت کرده و با مطالعه و کار طاقت فرسا روی سیستم ها و کد های از کار افتاده ، خیلی زود این هواپیما ها را که غریبانه در گوشه ای از رمپ پرواز بلا استفاده مانده بودند ، عملیاتی شدند ... ! و حتی ما شاهد بودیم قبل از حمله ناجوانمردانه عراق به خاک ایران ، خفاش ها در حال گشت زنی بودند .. شاید شنیدن این ماجرا خالی از لطف نباشد .. روز نخست جنگ ، به محض این که خفاش به خلبانی سروان محسن - ن ( با درجه سرتیپی بازنشسته شد ) به زمین نشست و وارد رمپ پرواز شد ، شکاری های عراق به تهران حمله کردند .. وقتی از محسن پرسیدم چطور شما آن ها را ندید !!؟ گفت .. همان طور که می دانی ما قبل از فرود سیستم ها را خاموش کرده و آنتن ها را جمع می کنیم .. خب دشمن هم از همین لحظات سوء استفاده کرده و قدم به خاک مقدس ایران گذاشت ...
حضور خفاش ها در جنگ ..
بعد از انقلاب و در اوج روزهایی که هنوز روحیه انقلابی در بین پرسنل ارتش حکمفرما بود ، سخت گیری های رژیم قبلی بر روی هواپیماهای خفاش برداشته شده بود .. ! و ماموریت های آن هم همانند سایر پرواز ها عادی بود .. و به عبارتی همه بچه های خط پرواز با ان به ماموریت می رفتند .. ! خود من در پرواز های اولیه ام ، مرتب برای پاسخ به حس کنجکاوی ام بالای سر یکایک پرسنل متخصص رفته و از ان ها خواهش می کردم در باره دستگاهی که کار می کنند توضیح دهند .. و دوستان هم چه راحت و سخاوتمندانه راهنمایی می کردند .. باور کنید از آن همه توانایی و کار هایی که سیستم ها قادر به انجام عملیات های گوناگون بودند ، نزدیک بود شاخ در آورم .. راستی تا یادم نرفته اضافه کنم .. اغلب پرسنل متخصص اطلاعات و عملیات همافرانی با تخصص های فنی و الکترونیک بودند .. تک و توکی افسر در میان آن ها دیده می شد .. اما بعد از فروکش کردن جو انقلابی و رخنه گروهک های منافق در بدنه ارتش و نیروی هوایی ، ضرورت حفظ طبقه بندی شدن افراد مطرح شد .. و اتفاقآ چه تصمیم به موقع و به جایی گرفته شد .. چون با آزادی هایی که وجود داشت ، همه پرسنل به بهانه ای می توانسند به درون خفاش ها رفته و ان ها ار از کار بیندازد !! در پست های قبلی اشاره به بریدن کابل های فرامین هواپیماها و خرابکاری منافقین در زمان جنگ کردم .. باید مراقبت بیشتری اعمال می شد .. و الحمدالله خیلی زود جنبیدیم .. چون بعدش برای سرنگونی آن ها جایزه تعین شده بود!!
خواب پریشان صدام .... !!
یکی از آرزو های صدام حسین سرنگونی هواپیماهای خفاش در جنگ بود .. روایت است که شب ها هم خواب خفاش های ما رو می دید !! برای همین خیلی سعی کرد از طریق عوامل فریب خورده و نفوذی خود که به ستون پنجم معروف بودند ، لااقل شماره ریجستری هواپیماهای خفاش را مخصوصآ از نوع منحصر بفرد آن یعنی سی - ۱۳۰ ها را بدست آورد ! گروهک های منافقین هم تا امدند اقدام کنند ، همه شناسایی شدند .. ضمن این که فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی هم حسابی حواس شون برای حفاظت از این هواپیماها کاملآ جمع بود .. هرگز نگهبان آشکار دور این هواپیما ها قرار نداد تا از دور تابلو باشند ..!! و شماره ان ها شناسایی شوند !! بلکه خیلی عادی در میان سایر عشق های آهنین من با اقتدار و ابهت خاصی پارک می شدند .. ! در موقع پرواز هم ، خیلی عادی .. عین هرکولس های معمولی بدون هیچ حرف و حدیثی به پرواز در می امدند .. خب در آسمان هم دوستان تام کتی ما هوای همه ما ها را حسابی داشتند .. مخصوصآ حواس شون روی مسیری که خفاش باید طی می کرد ، بود ! این شد که آرزوی سرنگونی حتی یک فروند از خفاش ها را با خود صدام طفلکی به گور برد ..! علاوه بر حفاظت های معمولی ، گاهی با تغیر شماره های هواپیما ها واقعآ دشمن و عوامل فریب خورده آن ها را کاملآ گیج و مبهوت می کرد .. ضمن این که از بیرون محال است کسی متوجه این نوع هرکولس ها شوند ! فقط برو بچه های گروه پروازی از روی بعضی علایم که کم تر مورد توجه مردم عادی قرار می گیرد ، متوجه خفاش های عزیز و نازنین می شدند .. ( الان را اطلاع ندارم .. شاید همان جزئیات را هم پنهان کرده اند ) البته به طور اتفاقی گاهی خفاش ها به پست میگ های عراقی برخورد می کردند .. که یک نمونه آن را از زبان یکی از دوستان عزیزم جناب سرگرد ابراهیم فولادوند ( خوزه خوره فری لوز = لقبی که من برایش گذاشته بودم ! چون هم غر می زد و هم در بازی پینک پونک جر می زد ! و مفت باز هم بود !! از همه مهم تر عین مکزیکی ها خوره بود !!! اینجا را حتمآ بخوانید ! )

اوایل جنگ ...
از این که به صورت طولانی در ۹ پاراگراف مقدمه چینی کردم ، خیلی عذر می خواهم .. آخه دوستان زیادی خواهان توضیحات بلند و بالا هستند ! بگذریم .. همان گونه که در خیلی از رسانه ها خواندید ، صدام حسین و اربابانش با این خیال خام که در ارتش ایران موج پاک سازی ها آغاز شده و پرسنل نیروهای مسلح ناراضی هستند و ... با رویای تصرف بخش عظیمی از خاک مقدس ایران عزیز ما مخصوصآ استان زر خیز خوزستان به کشور ما لشگر کشی کرد .. !! او در خواب شب اش هم نمی دید که همان نیروی هوایی پاکسازی شده چنان درسی در طول هشت سال جنگ به او بدهد که هزاران بار در خلوت خویش بلانسبت به غلط کردن بیفتد !! ( یک نمونه از پاک سازی ها ، ماجرای سرهنگ خلبان " جدی " بود ... که در حال اسباب کشی از خانه های سازمانی بود که جنگ اغاز شد ! لطفآ در گوگل سرچ کنید .. خیلی سایت ها در باره او نوشته اند . و عاقبت هم شهید شد . روحش شاد ) حماسه دفاع ارتشیان دلاور در طول هشت سال مبارزه بی امان را تنها من تعریف و تمجید نمی کنم .. بلکه اکثر کارشناسان نظامی کشور های غربی ایثار و جانفشانی فرزندان راستین ایران را رسمآ ستوده اند ... مخصوصآ در مقوله جنگ های الکترونیک واقعآ خلبان های ما سر امد بودند .
یک پارانتز بی ربط .. !!
صحبت پاکسازی شد .. یاد خاطرات آن زمان افتادم ! من نمی دونم طراح این ایده چه کسانی بودند !!؟ چون این طرح بهترین بهانه برای تسویه حساب شخصی بود ! و اگر زود آن را بازنگری نمی کردند ، معلوم نبود چه به سر ارتش و مملکت مون می آمد .. یادمه خیلی از نخبه ها را به بهانه های واهی برگ تسویه حساب دست شون می دادند .. خداحافظ ..!! خیلی ها واقعآ بهترین بودند .. و جالب این که هیچ جرمی هم مرتکب نشده بودند ! البته یک عده واقعآ مستحق پاکسازی بودند .. چون حضورشون باعث تفرقه در ارتش می شد .. هر روز صبح که به خط پرواز می امدم ، منتظر زنگ تلفن بودم که لیست تعدادی از بچه ها را اعلام کنه .. باور کنید انگیزه ها همه از بین رفته بود .. هیچ امیدی نداشتم که وقتی از پرواز برمی گردم ، برگه تسویه حساب را دستم ندهند .. ! دو خاطره از ان ایام را هیچ گاه فراموش نمی کنم .. ! یک روز دو تا از همکاران پیشکسوت به بهانه ای با هم درگیر شدند .. قدیمی تره با یک سیلی آبدار خواباند توی گوش همکارش .. ! همان موقع تلفن زنگ خورد .. وقتی گوشی را برداشتند ، همان فردی که کشیده خورده بود حکم پاکسازی اش اومد .. ! جالبه قبل از دعوا تازه یکی از دندان هایش را هم کشیده بود .. کرکری ها شروع شد .. یکی گفت .. خدا رو شکر دندانت را کشیدی چون بیرون گران است .. دومی افزود .. اخرین سیلی در ارتش را هم چشیدی .. بیچاه گیج و منگ به اطراف می نگریست .. !! البته وضع مالی اش عالی بود .. رفت و پشت سرش هم نگاه نکرد ... دومی یک کوتوله قدیمی بود که به درون لوله های سوخت هواپیما می رفت .. و اگر نشت یا منفذی بود ، می گرفت .. به او هم رحم نکرده بودند .. طفلک خیلی ناراحت بود .. بهش گفتم برو ستاد نیروی هوایی و خودت رو نشون بده .. اخه اسمش خیلی غلط انداز بود .. ! طفلک گوش کرد و رفت .. خودش می گفت وقتی وارد ستاد کل شدم ، خطاب به رئیس ستاد گفتم .. جناب سرتاپای من اگه آتش هم باشه .. کجا رو می تونم بسوزانم !!؟ اصلآ من مسلسل یوزی .. !! چه کار می تونم بکنم !! و جالبه حکم پاکسازی اش مانند خیلی های دیگر لغو شد و بنده خدا ها به سر کار برگشتند .. !!
ورود آواکس های آمریکایی ... !!
همان گونه که عرض کردم نیروهای ایرانی متشکل از ارتش ، سپاه و بسیج در عملیات های مشترک از هوا و زمین چنان درسی به دشمنان مزدور دادند ، که واکنش حامیان غربی صدام را به همراه داشت ! ان ها هرگز دلشون برای صدام نمی سوخت .. بلکه نمی توانستند ایرانی مقتدر را در منطقه تحمل کنند ! از سوی دیگر با کوبیدن مراکز اقتصادی و نفتی کشور ، خوشحال بودند که برای ساخت و بازسازی سیل دلار های سبز به خزانه آن ها سرازیر خواهد شد ! این بود که به حمایت صدام حسین شتافتند ! مهم ترین گام مهار شکاری های ایران بود ! زیرا لشگر های پیاده و توپخانه و موتوری ایران با چتر حمایتی جنگنده های شکاری نیروی هوایی به پیشروی خود ادامه می دادند ... ! به همین جهت اولین اسکادران آواکس های آمریکایی به منطقه اعزام شده و در خاک عربستان مستقر شده و از ان جا اطلاعات با ارزش نظامی به ویژه مسیر پرواز شکاری ها و کد ارتباطی بین خلبانان را به ستاد ارتش عراق ارائه و گزارش می دادند ..! این که چرا در عربستان مستقر شدند ، شاید به خاطر ترس از گزند حمله جنگنده شکاری های ما بود . ان ها می دانستند خلبانان ایرانی برعکس همه خلبانان جهان اگر ضرورت ایجاب کنه بلانسبت کله شق و شجاع هستند .. از کمند هر آتشی عبور کرده و عاقبت ماموریت خود را با موفقیت اجرا می کنند .. حتی اگر ریسک مراجعت صفر درصد باشد !! و این واقعیتی بود که آمریکایی ها آن را از زمان اموزش دادن در کشور خودشون به آن پی برده بودند !! و به عینه می دیدند جوجه خلبان های ایرانی ، عین رانندگی شون روی زمین ، در آسمان هم جسور و بی باک هستند .. و حتی از اساتید خود هم جلو می زنند !! به همین دلیل بهترین محل همون عربستان بود .. !!
دومین پارانتز بی ربط ... !
صحبت آواکس های امریکایی شد .. باز ذهن غبار گرفته ام به کار افتاده و من رو با خودش برد به سال های ۷ - ۱۳۵۶ ... روزی که هنوز نه از تظاهرات خبری بود ، نه از انقلاب .. ! من هم در عملیات پایگاه مامور به خدمت بودم .. در میان مستشاران آمریکایی که معمولآ بی تکبر و مهربان بودند ، دو نفر خیلی عصا قورت داده و به اصطلاح قیافه می گرفتند .. !! اولی اسمش " بلو مینستن " یا همچین چیزی بود که خلبان شخص شاه در هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ ( شاهین ) بود .. خب این بابا رو به خاطر علاقه ای که به شخص اعلیحضرت داشتم ، تحمل می کردم !! دومی رو که اسمش رو نمی دونم و سعی هم نکردم بدونم ، در گردان نگهداری که چسبیده به ساختمان عملیات بود ، مرتب می دیدم !! پیش بند سفیدی مثل پزشکان می بست و به شدت قیافه می گرفت .. ! حتی جواب سلام پرسنل رو نمی داد .. فقط به فرمانده پایگاه که تیمسار امیر فضلی بود ، کرنش می کرد .. !! بعد از انقلاب فهمیدیم که طرف آشپز لاکهید بوده و سر از تهران در اورده بود !! اون زمان صحبت این بود که اولین اسکادران آواکس برای ایران خریداری بشه .. حتی خوب یادمه سرهنگ مکری بچه تبریز و یکی از استاد خلبان های قدیمی و پیشکسوت هواپیمای سی - ۱۳۰ که بسیار مهربان و با سواد بود برای فرماندهی گردان آواکس ها انتخاب شده بود ..
تعدادی کاتالوگ خرید هواپیما را از امریکا اورده بودند .. ( انگار که می خواستند دوچرخه بخرند !! به همین راحتی !! ) و ما با خواندن توانایی های آواکس ها مرتب سرمون سوت می کشید ! و هر کی از در وارد می شد فکر می کرد مسابقه فوتباله که همه سوت می کشندند !! و سپس خودش هم سوت می کشید .. ! در میان تصاویر موجود در کاتولوگ چند فریم برای ما ندید بدید ها خیلی جالب بود .. ! در تصویر اولی بیش از نیمی از کره زمین از بالا دیده می شد .. تصویر بعدی جلوتر امده و اروپا رو نشان می داد .. سومی روی ایتالیا زوم شده بود .. چهارمی یکی از شهر های ایتالیا ، عکس بعد شهر و رفت و امد مردم رو نشون می داد .. عکس بعدی یکی از شهروندان که در حال روزنامه خواندن بود را به تصویر کشیده بود .. و تصویر اخر نوشته های ریز روزنامه هم قابل خواندن بود .. !! یک روز موقع صرف نهار با چند نفر امریکایی که برای سر و سامان دادن و هماهنگی اموزش اواکس به ایران امده بودند در باره این بوئینگ ها بجث می کردیم .. ان ها وقتی دیدند آب از لب و لوچه ما آویزان شده و مخ ها همه به سوت سوت افتاده ، با پوزخند اعلام کردند .. تازه این یک چشمه کوچک از توانایی های آواکس هاست .. خیلی از سیستم ها برای ورود به ایران کور شده اند .. !! و همین سخن آن ها .. سوژه مباحث روزانه ما شده بود .. باور کنید روزی نبود که افکارمون را گسترش داده و در باره سیستم های کور شده اظهار فضل نکنیم .. !! مثلآ یادمه یکی می گفت . آمریکایی ها قادرند از اواکس محتویات جیب ما رو ببینند .. ! دیگری می گفت این که چیزی نیست .. خونه مردم را هم می توانند دید بزنند .. و یک نفر هم می گفت .. این که چیزی نیست آن ها قادرند فکر ما ها رو هم بخونند .. !! به هر حال به دلیل پیروزی انقلاب ان ها زیر حرف شون زده و هواپیما ها رو که من شنیدم تا نیمه راه هم امده بودند ، ناکس ها برگردوندند ...!!
افزایش جسارت عراقی ها .. !!
با استقرار هواپیماهای مجهز آواکس در خاک عربستان و کمک های دیگر حامیان اروپایی به صدام حسین ، نیروی هوایی عراق که تا قبل از آن به اصطلاح ماست ها رو کیسه کرده بودند ، جسارت یافته و در مقطعی از جنگ با پرواز بر فراز تهران و شکستن دیوار صوتی سعی در ایجاد ترس و ارعاب شهروندان ایرانی نمود .. ! یادمه مردم تهران غروب که می شد بار و بندیل خودشون را جمع کرده و هر کی به فرا خور وضع خود از خونه بیرون زده و در بیابان های اطراف تهران اطراق می کردند .. !! قشر سرمایه دار و بازاری جماعت هم از همون ابتدا راهی ویلاهای دماوند و یا شمال می شدند .. و حاج اقا ها با گوش دادن به انواع و اخبار از بی بی سی گرفته تا رادیو های وطنی ، در صورت امن بودن پایتخت با سلام و صلوات راهی تهران می شد .. ! آخه اون موقع از ترافیک سنگینی که این روز ها شاهدش هستیم اصلآ خبری نبود .. ! دو طرف اتوبان کرج محل اسکان مردمی شده بود که ابتدا از ترس و در ادامه به دلیل لذت پیک نیک دسته جمعی و عادت به خوابیدن در بیابان ، این امر براشون عادی شده بود ! خود من هم ابتدا چند شب به اصرار اقوام و دوستان راهی بیایان شدم .. بعدش به خاطر لذت ارتباطات دسته جمعی دیگه یک پای ثابت اتوبان کرج شده بودم .. !! یادمه شب ها با شنیده شدن انفجار ، همه نیم خیز شده و واژه تکراری .. آقا خاموش کن .. خانم خاموش کن از گوشه ای بلند می شد .. !! یادش بخیر مردم مجبور بودند چراغ های ماشین ها رو با رنگ آبی بپوشانند .. در لحظه وضعیت قرمز ، اگه بنده خدایی شعله کبریت اش را می افروخت .. همه فریاد می زدند .. خاموش کن خاموش کن .. انگاری خلبان های صدام اون بالا راه رو گم کرده بودند .. !! در آن شرایط انجام پرواز و ماموریت های نظامی برای ما واقعآ مشکل شده بود .. و به عبارتی خطر ریسک بالا رفته بود .. ! اما به هر حال باید می رفتیم .. !
شاهکار تفکر فرماندهان ارتش ...
باور کنید خیلی دلم می خواهد اشاره ای حتی کوچک به طرح معروف پرواز در آن برهه خطرناک که با سکوت رادیویی همراه بود بکنم ... یا نام شریف فرماندهان ستادی را می دونستم .. تنها بعد از شهادت بعضی از آن قهرمانان ، نام و کار های ان ها عیان شد .. سرلشگر عباس بابایی ، یاسینی ، ستاری تنها نمونه کوچکی از ان قهرمانان است .. در ستاد مشترک ارتش فرماندهان نظامی در شب هایی که مردم تهران غروب ها از شهر بیرون می زدند ، ان ها در پادگان ها تمام دانش و اندوخته نظامی خود رو بر روی کاغذ پیاده کرده و با مشورت همگانی ، به نکات ضعف و قوت ان می پرداختند .. خیلی خوب به یاد دارم در همون ایام شب هایی که آماده پرواز بودیم .. در پایگاه زیر نور شمع و یا فانوس آماده دستور ماموریت می ماندیم .. چون مطمئن بودیم جنگ و دفاع از خاک وطن با تمام ابعادش در جبهه ها جریان دارد .. و خیلی از مجروحان جنگی چشم براه فرود هواپیماهای سی - ۱۳۰ هستند تا شاید معالجه شده و دو باره برگردند .. !! در این میان قشری که گمنام باقی ماند و هرگز نام و مشخصات آن ها حتی برای پرسنل ارتش هم مشخص نشد ، فرماندهان عالی رتبه ای بودند که عاقبت طلسم آواکس ها را شکستند .. !! چون ان ها خوب می دانستند در نبرد هوایی ما با همون تام کت هامون از پس سوپر اتاندارد و میراژ های مدرن فرانسوی بر خواهیم امد .. ! کما این که این نظریه در همان هفته های نخست به کار گیری میراژ ها بر علیه ایران ثابت شد ! و خلبانان تام کت خیلی راحت ان ها را هدف موشک های اتشین خویش قرار داده و به اصطلاح فراری شون دادند .. این عمل صدام حسین را به مرز جنون پیش برده بود .. ! اما چگونه از پس اواکس ها بر امدیم .. !!؟
طرح بکلی سری " ل . د " برای خلبانان .. !
عاقبت حاصل تفکر فرماندهان خبره نیروی هوایی و پدافند ارتش بعد از کلی مطالعه در پشت اتاق های دربسته در قالب طرح جامعی با نام " ل . د " بیرون امد ! این طرح به کلی سری بسیار حساس و عالی بود .. البته کد های امنیتی ان هر روز تغیر می یافت ... ابتدا بچه های اطلاعات عملیات ارتش کلیه سیستم های کد دار هواپیما ها را تنظیم کردند .. !! همه می دانید که هواپیماها دارای سیستم هشدار دهنده الکترونیکی به نام ( I . F . F ) هستند .. که معنی ان شناسایی دوست و دشمن است . برای اطمینان حتی منبع این سیستم ها را هم تغیر دادند ! چون بی نهایت اهمیت حیاتی داشت . طرز کارش هم به این صورت بود که با پخش پالس هایی که بیان کننده کد های رمز بود ، بچه های قهرمان رادار و پدافند می توانستند تشخیص دهند که این کد خودی است یا غیر خودی .. ! البته احتمال می دهم یکی از راه های کنترل آواکس ها اختلال در آن ها باشد .. ( نظریه شخصی ) . بعد از این که نیروی هوایی خیالش از کد ها و فرکانس ها راحت شد ، طرح معروف " ل. د " را به اجرا در اورد .. فقط در این حد می توانم اشاره کنم .. که یک کار بسیار حساس و تیمی بود که همه خلبان ها ملزم به اجرای ان بودند .. قبل از پرواز طرح فوق را تحویل گرفته و بر اساس آن طرح که با ایستگاه های رادار و پدافند و حتی شکاری های تام کت و غیره هماهنگ شده بود ، به پرواز می رفتیم .. البته گاهی به دلیل سکوت رادیویی اگه در آسمان به مشکل فنی بر می خوردیم ، یا ابر های بی پدر و مادر آتش زای " سی . بی " سر راهمون سبز می شدند ، قوز بالا قوز می شد .. !! از همه مضحک تر زمانی بود که شما به هر جان کندنی خودت را به یکی از فرودگاه ها می رساندی .. اما از بخت بد وضعیت قرمز بود .. و سربازان خصوصآ در شب که اتش به اختیار بودند .. به رویت اتش می گشودند .. !!
یک جاده خاکی مرتبط ... !
واقعآ عذر خواهی می کنم که این پست ناخواسته طولانی شد .. ! اما حیف ام امد صحبت آتش به اختیار بشه و من در باره صدمات جبران ناپذیر اش توضیح ندهم ! همه می دانیم در همه نبرد ها ، درصدی تلفات اجتناب ناپذیر است .. ! حتی من خوب یادمه هر طرح جدید عملیاتی که اعلام می شد ، درجه ریسک آن را طراحان از قبل در نظر گرفته بودند .. به عبارتی با توجه به چند درصد خطرات احتمالی ماموریت ها را انجام می دادیم ! اما اگه اعتراف کنم درجه اشتباهات خودمون در صدمات وارده بیشتر از دشمن بود ، باورتون می شه !!؟ به عبارتی می خواهم به این نکته تآکید کنم .. طرح ها و برنامه های طراحی شده فرماندهان ارتش تقریبآ کامل و بی اشتباه بود . اما به خاطر وسیع بودن مناطق جنگی و بستر های حفاظتی که اغلب زیر نظر سربازان و درجه داران خبره در هدف گرفتن بود ، متآسفانه گاهی این عزیزان به دلیل عدم تشخیص مناسب خودی ها را سرنگون می کردند .. البته ان ها را هرگز نمی شود ملامت کرد .. چون کوچک ترین بی توجهی و گذشت باعث کشتار انسان های بی گناهی می شد ! آن ها فرمان اتش به اختیار داشتند .. یعنی هر گاه هواپیما را دیدند ، شلیک نمایند .. باید قبول کرد هر فردی دیگری هم جای ان ها بود حتمآ شلیک می کرد .. اغلب این شلیک ها در شب بوده است .. به یکی دو مورد که قبلآ اشاره داشتم توجه کنید ( اینجا ) و (اینجا ) .. یا در مورد سانحه هواپیمای شهید محلاتی که حاصل همکاری ستون پنجم بود .. یادمه همان روز ما در پشت سر ان ها پرواز می کردیم .. که میگ ها به هواپیمای ما هم حمله کرد .. من به عنوان مسافر در کابین بودم .. وقتی در امیدیه فرود امدیم ، یک استیشن آبی رنگ متالیک که راننده اش سرهنگ بود پرسید خلبان این هواپیما شما هستید .. و من برای رد کردن او گفتم بله .. که ناگهان دیدم سرهنگ صدیق فرمانده وقت از ماشین پیاده شد و گفت .. چرا طرح فوق را رعایت نکردید .. و سکوت رادیویی را شکستید !!؟ ( اینجا ) ... یک توضیح کوچک !! در پست سانحه شهید محلاتی نام خانم دکتر را ملیحه ذکر کردم ! در پست بعدی لیلا !به حساب حواس پرتی ام بگذارید که نام مستعار ها رو یادم می ره .. !!
موفقیت طرح فرماندهان ..
همان گونه که اشاره کردم ، طرح فوق خیلی عالی جواب داد .. و با برنامه ریزی دقیق موفق شدیم نه تنها برنامه های آواکس ها را خنثی کنیم ، بلکه به خواست پروردگار و همت همه پرسنل موفق شدیم مثل گذشته برتری هوایی خودمون را تثبیت نماییم . یادمه در آن طرح نقاط کور راداری ایران را با ترفندی جالب عملیاتی کردند .. !! باورتون می شه !!؟ همه می دونیم اکثر مناطق استراتژیک دنیا ، دارای مناطق کور از نگاه راداری هستند .. که همواره سعی می کنند به نوعی آن خلآء را بپوشانند ! در ایران هم ما نقاط این چنینی داشتیم .. اما با ایثار و از جان گذشتگی خلبانان نیروی هوایی که با گشت های دایمی هواپیماهای کوچک ( چون بونانزا ) خیلی راحت بر آن مناطق هم مسلط شدیم .. دیگه هیچ راهی برای نفوذ دشمن نبود .. فرماندهان عالیقدر ارتش در زمان جنگ ، حتی از هواپیماهای اوریون ( پی تری - اف ) هم در مقابله با طرح آواکس های آمریکایی حسابی بهره برده بودند .. آخه می دونید که این هواپیماها اصولآ به منظور گشت زنی دریایی تجهیز شده اند .. و چه جالب با تغیراتی در ان ، نه تنها دریا ، بلکه بخش هایی از خاک کشور عزیز ما هم زیر پوشش قرار گرفت .. ! حالا نوبت شکاری های ارتش بود که بار دیگر پاسخ گستاخی های دشمن و حامیان گردن کلفت اش را بدهند ... !! جاتون خالی کاش می دیدید نبرد به اوج خود رسیده بود .. !! یانکی ها در پشت دستگاه های نظارتی آواکس ها سرگرم اسکن و شناسایی کد ها بودند .. !! غافل از این که همه ان ها تغیر یافته و از طرفی برو بچه های خفاش با اختلال در داده ها و سایر ترفند هایی که می زدند .. عملآ کمک های حیاتی اواکس ها را خنثی کردند .. ای کاش بودید و می دیدید که با چه شوق و اشتیاقی همه دست در دست هم به ماموریت اعزام می شدیم .. ! درسته سکوت رادیویی بود .. اما همیشه تپش گرم خلبان شکاری را پشت سرمون احساس می کردیم .. خیلی لذت بخش بود ..
روزی که آواکس ها جا زدند ...
بعد از موفقیت طرح " ل . د " که به طرح فرماندهان موسوم بود ، و مهارت پرسنل در بهربرداری از آن و عادی شدن شرایط از نظر روحی برای گروه های پروازی ، بعد نوبت گام های بلند بعدی رسید ... به عبارت دیگه .. خفاش هایی که روزگاری بی مصرف در گوشه ای افتاده بودند .. تام کت هایی که آمریکایی ها دستکاری کرده بودند .. به همت همین دلاور مردان نه تنها تعمیر شدند ، بلکه به چنان خلاقیتی رسیدند که مدرن ترین هواپیماهای شکاری روز دنیا را هم به راحتی به نیروی عشقی که به مردم و میهن خود داشتند ، از پای در اوردند .. هفته ای نبود که در جلوی چرخ های هواپیماهای خفاش گوسفندی قربانی نشود .. !! و بوی کباب آن تا ان سوی مرزها به مشام امریکایی ها و فرانسوی ها می خورد و کاری نمی توانستند انجام دهند ... !! در ان ایام وقتی بچه ها مخصوصآ آقای فولادوند ما از دست پخت تیم عملیاتی داخل هواپیمایش برای بقیه تعریف می کرد .. همه بچه ها از صمیم قلب هورا می فرستادند .. باور کنید عین خواندن داستان های حماسی و شاهنامه در زمان های دور که به لشگر سواره نظام ایرانیان قوت قلب می بخشید .. برای ما هم شب ها اوای ابرام فولادوند شیر خرم آباد که از آچمز شدن آواکس ها تعریف می کرد ... همان احساس به همه دست می داد .. خلاصه این پروسه تا روزهای پایان جنگ ادامه داشت .. و بچه ها خیلی راحت ارتش متجاوز عراق را سر جاشون نشاندند .. اون گام های بلندی که عرض کردم .. طرح های معروفی چون حمله به اچ - ۳ را به دنبال داشت .. بله با پایان جنگ .. باور کنید هر کدوم از ما به اندازه بیست سال خاطره از اون روزهای افتخار داریم که باید برای نوه هامون تعریف کنیم ...

آخرین آرزویی که براورده نشده ... !
به عنوان یک نظامی بازنشسته آرزو می کنم روزی فرا برسه با خیال آسوده طرح ها و عملیات هایی که شاهدش بودم را تعریف کنم .. و به همه بگم چگونه ارتش ایران با دستی خالی در مقابل دشمن تا دندان مسلح مردانه ایستادگی کرد ! بله روزی برسه که آزادانه و با افتخار برای نسل های بعدی تعریف کنم ... آرزوی روزی را دارم که هیچ سخنی از جنگ و خون ریزی نباشه .. آرزوی روزی را دارم که همه در صلح و صفا با هم زندگی کنیم ..
کلام اخر ...
به هیچ وجه قصد ناراحت کردن شما را ندارم .. ولی مدتی است بد جوری سرگیجه و حالت تهوع دارم .. در موقع نگارش این پست ، ندانسته نه تنها کامنت های دو پست را حذف کردم ، بلکه نیمی از همین مطلب را هم از دست دادم ! باور کنید خیلی افسوس خوردم ... چون احساس می کنم دارای اون حس و حال اولیه ای که داشتم نیست .. امید عفو دارم ... امیدوارم مورد پسند شما یاران نازنینم قرار گیرد . ضمنآ چون دیروز مطلب انگلیسی به دستم نرسیده بود ، مطلب قدیمی مربوط به آواکس را که با این پست همخوانی دارد ، انتخاب کردم .. راستش رو بخواهید امروز چک نکردم ببینم جناب علیرضا صادقی ترجمه جدید گذاشته است یا نه .. !!؟ مطمئن هستم مطلب جدید اماده است .. اما به دلیلی که عرض کردم ، با اجازه جناب صادقی همین قدیمی را استفاده می کنم ..
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۲:۳۰دقیقه بعد از ظهر مورخه بیست و شش مهر ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 
آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا

خیلی ببخشید این بار تصاویر واقعآ غیر مرتبط هستند !!
تصاویر نوه های شیطونم ( آنا و آوا ) تقدیم به اون دسته از عزیزانی که خواهان درج عکس های جدید تری از آن ها بودند . این شیطونک ها دستبوس همه دوستان نازنین هستند . اما در باره شخصیت این دو که پرسیده بودید ، آوا .. عاشق افراطی کارتون های تلویزیونی است ! گاهی در روز وادار می کند تا یک فیلم را برای او چندین مرتبه تکرار کنند ! از خوردنی ها هم فقط عاشق شیر و آب مرغ است و بس !! بقیه غذا ها را با ترفند به او می دهند ! اما " آنا " متفکر و مغرور است . به تلویزیون اصلآ اهمیتی نمی دهد !! عاشق رانندگی و بازی با آب است ! و ماشاالله هر نوع غذا را با اشتها می خورد ! عاشق عروسک خرس اش است . لحظه از خود در خواب و بیداری دور نمی کند ! به همین دلیل است که من را هم بی نهایت دوست دارد ! چون در نگاه او خرسی دیگر هستم !! شک نکنید !!






پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )




تصاویر مستند از یک سانحه ،به روایت نشنال جئوگرافیک
نگاهی به زندگی سر گروهبان فاطی ..!!
کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر
ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!
خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !!
و ....















بازی جدید ادیتور را ملاحظه می کنید !!؟ این بار مطالب آینده را ببینید کجا پرتاپ کرده است !!
حالا متوجه شدید من چقدر عذاب اضافی تحمل می کنم !!؟؟
تازه اگه به خواهم اصلاحش کنم .. چهار تا مشکل جدید به وجود می آید .. برای همین دست به ترکیب ان نزدم .. خواستم از این بابت هم عذر خواهی کرده باشم ..
ممنون از همه شما یاران خوب
سلام جناب مدرسی
من چند روزی است که با وب سایت پر محتوای شما آشنا شده ام و هر بار در انتظار خواندن خاطره های غرور آفرین شما هستم.
واقعا عرض میکنم هر باری که مطالبی از قدرت نظامی کشورمون رو میخونم یه حسه غروری رو در خودم حس میکنم که وصف شدنی نیست.
در آخر یه خواهش دارم و اونم اینه که اگه در لابه لای خاطراتتون روزهایی هست که با موجودات غریبه روبه رو شدین لطفا برامون پست کنین.
نمیدونم چه نیروییه که خیلی به دونستن اینجور داستانها و علوم غریبه علاقه دارم.
دوستار شما
فرشاد
از نصف جهان
سلام جناب مدرسي.
قبلاً هم يكي دو بار به سايت شما سر زده بودم اما اين بار با خواندن مطلب شما در خصوص آواكس (كه البته حاشيه هايش بيشتر از متن بود) بيشتر از هميشه لذت بردم
دعا مي كنم خداوند همم ميهناني نظير شما را در پناه قدسي اش محافظت فرمايد.
پاينده باشيد
سلام
به ياد سيمرغ ايران . يادش بخير.
روحشان شاد.
سلام عمو.
درمورد وبلاگ بی مدرسی انشاالله از 15 روز دیگه در خدمت هستم. ای دی اس ال ثبت نام کردم. ممنونم.
بهروز جان
سلام
قطعا در پایان یک روز کاری چیزی بهتر از یک پست جدید در سایت شما نمی توان یافت. خسته نباشید.
راستی هیچگونه به هم ریختگی در نظم تصاویر و مطالب مشاهده نکردم و ترتیب پست رامانند پست های قبل دریافت کردم. فقط مطلب بخش انگلیسی که فرمودید درباره آواکس های روسی است دیده نمی شود و تنها تیتر آن دیده می شود.
عکس های آنا و آوا هم خیلی ناز هستند. شباهت به بابابزرگ در صورت آنا موج می زند. احتمال می دهم آوا بیشتر به پدر شبیه باشد. ممنون جالب بودند.
بهروز جان وضیعت پزشکی و درمان و ماجرایی که جدیدا برایم پیش آمده مجبورم می کند تا بگوییم تا می توانید مواظب سلامتی تان باشید و از دوا دکتر پرهیز کنید!! اما از طرف تمامی دوستان که حتما همین نظر را دارند ملتمسانه تقاضا دارم برای معاینات پزشکی حتما وقت بگذارید. از دوستان شنیدم که بیمارستان نیرو در تهران بسیار مجهز است. قربان حتما مراجعه کنید. برای نظامیان هم که هزینه ای ندارد. در کنار شما بودن به ما انرژی می دهد ولی این دلیل نمی شود تا سلامتی شما با اشکال مواجه شود. پس دو سه روزی کار سایت را نیمه تعطیل کنید و بگذارید کمی هم پزشکان ارتش از هم صحبتی شما با لذت ببرند. لطفا پیگیری کنید قربان.
****
( سنترال کلابز )
پادشاهی که گارد حفاظتیاش 400 دختر مجرد میباشد
معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم میکند دارای ناهنجاری رفتاری بسیاری است ، مثلا گفته میشود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمیکند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه میبرد ، چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود (حق و حقوق شهروندی در آمریکا را ملاحظه بفرمایید) و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند
آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر میباشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کارولن چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد ، کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمیپوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند
**
معاون اجتماعي شهرداري تهران در گفتوگو با فارس:
پادگان قلعه مرغي تا پايان سال از تهران خارج ميشود
خبرگزاري فارس: معاون اجتماعي شهرداري تهران گفت: پادگان قلعه مرغي تا پايان سال از تهران خارج ميشود.
محمدهادي ايازي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس درباره خروج پادگان قلعه مرغي از تهران، گفت: بين شهرداري و ستاد نيروهاي مسلح توافقات اصلي انجام شده و در چهارچوب اين توافق طرفين بايد آنجا را تخليه و در اختيار شهرداري تهران قرار دهند.
معاون اجتماعي شهرداري تهران ادامه داد: توافق اوليه بين شهرداري و نيروي انتظامي انجام و اقدامات اجرايي اوليه صورت گرفته است.
وي اظهار داشت: نيروي انتظامي كم كم منطقه را تحويل شهرداري تهران داده تا نسبت به طراحي آن اقدام كنيم.
معاون اجتماعي شهرداري تهران درباره توافقات انجام شده با ارتش، گفت: كليات موضوع مورد توافق طرفين واقع شده ولي هنوز اقدامات اجرايي آن صورت نگرفته است.
ايازي بيان كرد: اميدواريم در اين طرح نيز كه توافقات اصلي آن انجام شده بتوانيم به زودي كارهاي اجرايي را انجام دهيم.
وي خاطرنشان كرد: حتماً پادگان منتقل ميشود چرا كه توافقات اصلي صورت گرفته است.
به گفته ايازي، به جاي اين پادگان مجموعه فرهنگي با تمام سرانهها در جنوب شهر تهران ساخته ميشود.
معاون اجتماعي شهرداري تهران در پاسخ به اين پرسش كه چه زماني پادگان به طور كامل منتقل ميشود؟ گفت: در ادوار گذشته هيچ وقت توافق اين گونه صورت نگرفته است اين اولين بار است كه توافق كلي انجام شده است. تا پايان سال پادگان منتقل ميشود شايد هم زودتر اين كار انجام شود.
وي با اشاره به اينكه در مورد ارتش نيز توافقات اوليه صورت گرفته است، گفت: اميدواريم با سرعت كارها انجام شود.
ايازي در پاسخ به اين پرسش كه به ارتش زمين معوض خواهيد داد؟ اظهار داشت: بر اساس توافقات صورت گرفته يا وجه نقد يا زمين معوض ميدهيم.
سرور عزیزم جناب کاپیتان مدرسی گلم سلام
مرسی از پست های زیبا و خاطرات قشنگ شما
جز قربون صدقه رفتن و تشکر کار دیگری از دستم بر نمی آید
کاپیتان من، شما در مقدمه نوشته بودید که ادیتور ایراد دارد و سایت به هم ریخته
من تا به حال متوجه هیچ گونه خراب کاری نشده ام
به نظر من که سایت سالم و پا برجا است
اما اگر احساس می کنید که ادیتور قاطی داره خوب به سیستم جدید مهاجرت کنید
من که وبلاگ دار نیستم که بتوانم اظهار نظر کنم اما یادمه قبلا دوستان پیشنهاداتی داده بودند
برای آزمایش هم که شده چند تا پست الکی و تستی در چند تا از سیستم های جدیدی که قبلا دوستان پیشنهاد کرده بودند بگذارید
اگر دیدید خوبه این ادیتور نامرد را که شما را اذیت می کند به دور بیاندازید
در ضمن، در مورد احساس سر گیجه و چند مورد از ناراحتی های شما من مشورت کردم
گفتند همه انسانها، از جون سیزده ساله تا پیرمرد نود و سه ساله
باید دارای حداقل 6 ساعت و متوسط هفت ساعت و حداکثر هشت ساعت خواب در روز آنهم فقط شب باشند
من خودم شخصا شدیدا مخالف خواب در روز هستم بجز مواقعی که آدم واقعا نیاز دارد
از شما سرور گرامی خواهش می کنم علاوه بر رژیم میوه و سبزیجات تازه، روز را بیدار باشید و به کارهای روزانه برسید و شب
موقعی بخوابید که پس از شش الی هشت ساعت وقتی از خواب بیدار می شوید خورشید در طلوع باشد
هم روحیه شما را شادتر خواهد کرد هم قولتان می دهم میزان این شرگیجه و خستگی مفرط حداقل هفتاد و پنج درصد کاهش یابد
اگر ما خوانندگان را دوست دارید به خواهش من عمل کنید
بابت عذابهایی که می کشید از شما هم عذر خواهی و هم تشکر می کنم
به امید اینکه همه آرزوهای شما و انسانهای بزرگ و شریفی مثل شما برآورده شود
لام جناب مدرسی!
ضمن تشکر از این پست جدید باید عرض کنم که مطلب جدید را همان دیروز در پیشنویس قرار داده و آماده بود.
در ضمن در بخشی از این پست گفته اید که جلوی خفاش گوسفند می کشتند.اگر این واقعه درست باشد آیا به شناسایی آن از طرف پرسنل پایگاه و دشمن کمک نمی کرد؟آیا آواکسها نمی توانستند خفاش را که در اصل خود آمریکا ساخته بود شناسایی کنند؟
متشکرم
پاسخ
ممنون علیرضا جان
ببخشید من هم حالم خوب نیست و هم ان توهین به نوه ها بد جوری داغونم کرده .. قلبم درد گرفته .. و نمی توانم پشت میز کامپیوتر بنشینم
در مورد پیشنویس ... دیروز وقتی سر زدم هنوز اماده نبود .. اما چشمم به ترجمه خفاش شما افتاد ، دیدم بد نیست تکرارش کنم .. اما الان می بینم مطلب انگلیسی هم پریده است !! چند بار سعی کردم دو باره قرار دهم ..بدتر شد و سایر مطالب را جا به جا کرد .. !! باید من را ببخشی .. دوستان می توانند در وبلاگ /ان را بخوانند
در مورد ذبح گوسفند باید بگم این سنت جلوی اکثر هواپیما ها صورت می گرفت .. و کسی نمی توانست تشخیص دهد که این هرکولس خفاش است یا معمولی .. ضمن این که گوسفند ابتدای باند ذبح می شد ..و هواپیما به راهش ادامه داده و در رمپ پروازی توقف می کرد ..
من از همه دوستان به خاطر عدم پاسخ به کامنت ها عذر خواهی می کنم .. حالم خوب شد حتمآ جواب خواهم داد
سلام عمو جانم امیدوارم همیشه خوب وشاد وسربلند وسرافراز باشید خیلی از شنیدن خبر کسالتتون ناراحتم امیدوارم موقعی که کامنتو می خونین حالتون بهتر شده باشه .بابای من دکتره همیشه تا یه چیزی میشه یا خودش وارد عمل میشه یا رفتن به یه دکتر رو توصیه میکنه امید وارم که همیشه سالم باشین هر کمکی از دستم بر میاد بفر مایین لطفا اگه دوست داشتین به یه دکتر هم مراجعه کنین چون فکر کنم میونه ی خوبی با دکترو این حرفا ندارین راستی دوست داشتم ایمیل میزدم ولی خرابش کردم رومم نمیشه بکسی بگم بیاد درست کنه ... مثل مشکل شما با ادیتور سایتتون این کجا ان کجا چشمک! تا یادم نرفته لطفا از خاطرات امریکا بنویسین چون مدتی سر انتخاب جا واسه تحصیل تحت فشار بودم ولی خوشبختانه کنکور قبول شدیم وفعلا خارج مارج بای بای واسه همینم خاطرات امریکاتونو خیلی دوست دارم . اگه حالتون بهتر بود ما رو بی خبر نزارین با اجازه......
درود جناب مدرسي عزيز .
تشكر ديگر بابت اين پست !
جناب مدرسي عزيز چرا نمي ريد يك وبلاگ تو ورد پرس و... كه سيستم هاي اديتور خوبي دارن بسازيد و بعد براش دامنه ي سايتي هم بخريد اين كه خيلي بهتره و هم پول كم تري مي ديد و هم لذت از آپديت كردنتون مي بريد و... الانا ب نظرم همين كار ها خيلي بهتره ! حالا من اين پيشنهاد رو دادن اگر دوست داريد و... اين كار رو جاب مدرسي عزيز كه جاي پدر بنده رو داريد انجام بديد با اجازه يك جا هايي من به شما پدر يا بابا مي گم اگر مشكلي نيست ( لبخند )
خيلي عذر مي خوام ابت نقطه گذاشتنم در بعضي حرفام چون خيلي طولانين شرمندم .
پيروز و سر بلند باشيد ممون بدرود .
راستي جناب مدرسي يادم رفت بگم چه قد آنا / آوا نازن ( لبخند ) قوربونتون بدرود .
آقای مدرسی عزیز
ممنون بخاطر مطلب جدید و زیبا . اما نگران سلامتی شما شدم . اگر کاری از دستم بر می آید در خدمت هستم . در انتها برای همه شما عزیزانی که در سالهای تنهایی و غربت کشورمان در مقابل دشمنان تا بن دندان مسلح ایستادگی کردید آرزوی سلامتی و لبخند دارم .
خیلی به موقع بود!!دقیقا در سالگرد 27 مهر یعنی سالروز نابودی چند سکوی نفتی ایرانی و ناوچه های سهند و سبلان به دست ناوهای امریکایی هستیم....نیروهای مسلح ایران فعلا گروه عبدالمالک ریگی جوان 24 ساله پاپتی زاهدانی را از بین ببرند ابرقدرتها و دشمنان خارجی پیشکش!!
عمو سلام.
اون قضیه که در مورد شباهت نامتون با بهروز مقدسی تعریف کردید (همون که داماد ریس لاکهید شد) این اشتباه باز هم رخ داده:
http://img99.imageshack.us/img99/2733/behroozamoocopy.jpg
خیلی جالب بود ممنون
امیدوارم همیشه در کنار خانواده و بخصوص نوه ها شاد و سلامت باشید
سلام جناب مدرسی عزیز
خسته نباشید.
برای سردرد لطفا از چای سبز استفاده کنید.
مرسی از زحماتتان.
در ضمن متاسفانه در کشور ما تکنولوژی بدون درجه بندی به اشخاص تعلق می گیرد.بذر پاش ظاهرا همه را با چشم مادر و پدرش می بیند!
برای نوه های گلتان اسپند دود کنید...خدا حافظ همه خانواده و به ویژه شما باشد...
You cant believe how much i enjoyed reading your beautiful stories. purely original which sounds like it truly comes from your deepest memories resting in your honest heart.
I was deeply shocked at what I saw from this stupid comment at the end. I am heartbroken that someone is foolish enough to break your heart and soul. This person obviously has some sort of obsession from your heroic acts and wanted to express his stupidity in this manner.
Our old pilot should remain energetic as always and not be sad at some ignorant and pointless comments. PLEASE DO continue, and I truly mean it. Such statements can not even merely come to your attention. Ignore them and make us happy with reading your beautiful stories. I appologize if I had to write in english because I cant type it farsi. Keep us posted.
SARFARAZ bashid
Hi Behrooz, I've been reading your site for a long time and always enjoy your passionate stories. I never took the extra step to leave you a comment or something but this time i saw this rude guy's comment (Bazrpash)and it pissed me off. First of all please remove rude and offensive comments and don't pulish them. Second of all these maniacs are all over the place in web and they enjoy teasing and hurting people's feelings. The hell with them. Your grandchildren are lovely and adorable and all Iranians anywhere on the globe owe their country to honourable and brave people like yourself. God bless you and all respectful Iranians. Shahriar from Canada
پاسخ
ممنون دوست من .. شما واقعآ لطف دارید .. درک می کنم اما من انسان هستم .. قلب دارم .. احساس دارم .. دو شب تا صبح روی نگارش این مطلب کار کردم .. چندین مرتبه مجبور شدم قسمت هایی را حذف کنم .. !! چون احساساتی شده بودم و از دستم بعضی ناگفته ها بیرون رفته بود .. ! این سوای وقتی که برای تصاویر و .. صرف کردم .. این دومین پستی است که در حالت سرگیجه و تهوع می نوشتم .. تنها عشق دوستان و احساس مسئولیتی که در قبال محبت ان ها دارم ، مرا قادر به نگارش کرده بود .. اما با خواندن ان کامنت خیلی شوکه شدم ... با چشمانی خیس به زحمت خودم را برای دقایقی پشت میز کامپیوتر کشانده تا فقط کامنت ها را بدون پاسخ منتشر کنم .. باور کن حتی یارای خواندن صحیح جملات را ندارم .. برای همین نمی توانم پاسخ مناسب بدهم .. فقط این را می دونم خیلی پس افتادم .. احساس خفگی و تنفر از خود و سایت داره دیوانه ام می کنه .. نمی توانم بی خیال باشم .. تمام دلخوشی ام در زندگی همین نوه ها و سایت است .. شهریار جان صادقانه می گویم ... من خیلی پوست کلفت و بی عار بودم .. اما تآثیر این کامنت از درون داغونم کرده .. دلم می خواهد مدتی سر به بیابان بزنم .. حیف سرگیجه و سیاهی رفتن چشم این مجال را هم از من گرفته است .. ببخشید حتی نمی دونم برای شما چه نوشته ام .. خدا من را لعنت کنه که اخر عمری برای خودم کار درست کردم .........
........... بدرود
Salam aghaye modaressi:
man pedaram az homafarhaye niruye havaii bud. rast migin ke tarh ha va barnameha hame serri budan. vaghti az pedaram miporsidam ke chikar mikonin faghat migoft jange electronic! heif ke tamame zahmathaye arteshia ro be esme sepah tamum kardan va hichi az artesh nemigan.
kheili vaghte bloge shoma ro mikhunam, kheili khub minevisin. man az pedaram duram alan va harfaye shoma mano yade pedaram mindaze, engar ke babam dare baram az khateratesh mige.
kheili mamnun az neveshtehaye khubetun.
Alireza, Canada
واقعا برای رذلی که این بی شرمی رو کرد متاسفم....شخصیت و اخلاق و تربیتش رو نشون داد...نشون داد بچه که بوده پدر و مادرش با همین نامها صداش میکردن.توله سگ لایق توئه نه این بچه های پاک و معصوم...نشون داد یه بچه مدرسه ای بیشتر نبوده....واقعا اگه تو آدمی برات متاسفم...از خدا میخوام تو التیام عقده هات کمکت کنه شاید متوجه حرف زشتی که زدی بشی.....و عذر خواهی کنی
جناب مدرسی سلام ودرود برشما.شرح دلاوری های شما و تمام دلاوران ارتشی که با چنگ و دندان این مملکت را حفظ ردند واخر سر هم افتخاراتشان به نام دیگرانی ثبت شد که امروز نفت و گاز مملکت رامعامله میکنند وجیبهایشان را پر میکنند برا برای همیه در تاریخ خواهد ماند .
ولی چند گله از شما داریم بابت دروغ هایی که تحویل دادید(میبخشید که اینطوری صحبت میکنم) چیزهایی که درباره امادگی واقتدار و الباقی این مزخرفات(باز هم ببخشید) سر دادید چیزی غیر از مشتی دروغ عوام فریبانه و پوپولیستی بیش نیست.همه میدانند که نیروهای ارتش ایران و خصوصا نیروی هوایی چیزی غیر از یک قبرستان پر از وسایل زنگ زده و از رده خارج نیست. لا اقل ما که بچه نظامی هستیم و سالها سال رو در پایگاههای نظامی با این وساایل بزرگ شدیم میدونیم.
شما خودتان هم بهتر میدانید که دار وندار هواپیماهای عملیاتی نیروی هوایی چیزی در حدود 40 الی 50 فروند هواپیمای اف 4 - 5 و 14 است که طبق استانداردها همه انها از رده خارج هستند و هیچ خاصیتی ندارند . میماند چند فروند میگ 29 و سوخو24 که ان هم در جزیان جنگ احتمالی به دلیل نبود پشتیبانی و قطعات یدکی از طرف روسهای نامرد عملا بی استفاده هستند.لابد خودتان بهتر میدانید که تایگر ها قرارد بود در زمان شاه با اف-16 ها جایگزین شوند!!! از روحیه پرسنل هم که چه بگویم باور کنید من به عینه خلبانانی رو میدیم که بعد از اینکه از پایگاه می امدند سراغ پیکانهای لکنته شان میرفتند تا شاید از طریق مسافرکشی بتواند تکه نانی برای زن وبچشون بیارن تا از گشنگی نمیرن! لابد اصلاح "گداجا" که پرسنل نیروی زمینی ارتش به نیروی زمینی رتش ج .ا میگویند را شنیده اید!! صحبت از تمیرنهای پرسنل جدید و ساعات پروازیشان هم نکن که....
در وصف رروحیه وطن دوستی هم به نظر من چیزی ازش باقی نمانده . خودتان قضاوت کنید حوق 200 هزارتومانیشان و خط فقز 850 هزار تومانی فکر میکنند یا به وطن و وطن پرستی واین جو ر صحبتها؟تازه این قسمت خوب ماجراست و الان به قول معروف خوش خوشان ملت ایران است و با 5 - الی 10 برابر شدن قیمت ها که بالایحه تحوع! اقتصادی منتظر ملت ایران است این روحیه وطن پرستی قطعا مضاعف هم خواهد شد!!
برای پی بردن به قصد شمابرای فریفتن عوام در مورد قدرت نظامی ایران همین بخش از متن شما کافیست "در همین جنگ با عراق مگه با همان اهن پاره ها ( به گفته بعضی ها در اوایل انقلاب ) پوزه مدرن ترین جنگ افزار ها و هواپیماهای مدرن را به خاک نمالیدیم ..!!؟ "
خودتان بهتر میانید که سال 59 که جنگ شروع شد هواپیماها و دیگ تسلیحات ارتش کاملا نو و به روز بودند وعلاوه بر ان هزاران پرسنل میهن دوست که هر کدام در کار خود استاد بودند و این وضع با وضعیت فلاکت بار الان قابل قیاس نیست.و از همه مهمتر این که مطمئن باشید که دیگر هیچ کس خودش رو به کشتن نخوهد داد که مسببان جهنم امروز ایران باز هم سر قدرت بمنند..
جناب مدرسی هر چند تحریف واقعیت بخش جدایی ناپذیر کار ژورنالیستیت ولی خواهشا شما دیگر ماله کشی نفرمایید چون کیهان و فالس نیوز!به قدر کافی ازاین توهمات میزنند.باتشکر
ضمنا اقای بزباش!(بذر پاش )هر جا که هستی زود بلند شو و سرت رو بکوب ب اولین دیواری که میبینی بکوب . شاید فرجی شدوشفا پیدا کردی!
پاسخ
دوست عزیز .. من در باره گذشته و آن چه دیده و شنیده بودم برای نسل امروز گفتم .. چه ربطی به امروز داره .. هدف من برگرداندن همان روحیه ای است که شما می فرمایید دیگه نیست .. !! این مزخرف است !!؟؟؟
Iran - Iraq Naval and Air engagements
OPERATION MORVARID: THE STRIKE AGAINST AL FAW
Before the onset of the rainy season in 1980 brought a break in the fighting Iranians showed one more time what kind of operations their regular armed services were still capable of. After the technicians of the IRIAF and the IRIAA prepared as many planes and helicopters as possible, on the afternoon of the 28 November Phantoms and Tigers began a new series of strikes against Iraqi airfields around Basrah, and during this operations shot down one defending MiG-21. So began the Iranian operation Morvarid. During the night hours of the 29 November 1980, at least six ships of the Islamic Revolutionary Iran Navy's (IRINA) Task Force 421 landed a party of Marine Commandos on the Iraqi oil terminals at Mina al Bakr and Khor-al-Amaya. The swift operation, supported by AH-1J Sea Cobras, AB.214 Isfahans and CH-47C Chinooks of the IRIAA, took the enemy completely by surprise. During the short gun fight, most defenders were gunned down. After that, the Marines placed a large number of bombs and mines before being evacuated by helicopters. A series of fierce explosions shattered the air, as further Iraqi oil installations - and very important early warning bases - were going up in flames.
At the same time, two Iranian missile boats of the Combattante II class, Peykan and Joshan, blocked the entrance into the ports of Al Faw and Umm Qasr and shelled both facilities, where meanwhile over 60 foreign ships were blocked.
The Iraqi Navy was compelled to react, and in the morning, two groups of her P183 (NATO Code P-6) motor-torpedo boats, and five P205/205A (NATO Code Osa I/II) fast-attack crafts started a counterattack. Both Iranian and Iraqi ships exchanged intensive missile fire, with Iranian BGM-86 Harpoon missiles scoring several hits and sinking two Osas. After a while, however, Peykan was attacked by three further Osa II boats and the crew called the IRIAF for help. Immediately, two Phantoms, both armed with six AGM-65A Maverick air-to-ground missiles, were scrambled from Bushehr and send to the north. However, they couldn't reach the scene of the naval battle before Peykan succumbed to the hits of two SS-N-2 Styx surface-to-surface missiles. Outraged, two Phantoms crews opened fire at every Iraqi ship that could be found: three Iraqi Osa IIs as well as four P-6s could be sunk in less than five minutes! One of them got three Maverick-hits and exploded in a brillinat fireball. Couple of minutes later, four F-4Ds from Shiraz bombed the port of Al Faw and adjacent depots and magazines with laser-guided bombs, while surrounding Iraqi SAM-sites were hit by F-4Es and F-5Es. The Iraqis, already shattered by the massive destruction of their facilities and heavy losses, claimed one Phantom as shot down by SAMs, but the damaged plane managed to land at Bandar Musharaf.
Further formations of Iranian Phantoms and Tomcats joined the scene, covering the withdrawal of Joshan and the rest of the Task Force 421. Phantoms first hit one Iraqi oil rig, where one SA.321GV Super Frelon helicopter, armed with AM.39 Exocet missile, was parked. The helicopter and the rig got three Maverick hits and were blown to pieces.
At that moment, two groups of Iraqi MiG-23MS interceptors and one of MiG-23BN fighter-bombers appeared on the scene. The following air battle over Mina al Bakr terminal was at least as lethal as the naval clash minutes before: Iranian Phantoms, free of their heavy bomb-loads, turned into MiG-23MSs and shot three of them down, loosing one of their airplanes in the process. The second Iraqi formation of four MiG-23BNs attacked Joshan, but lost two of its members to SA-7 missiles, fired by the crew of the patrol craft. The third MiG was then despatched by AIM-7F-4 Sparrows of Iranian Tomcats. Shortly afterward, the operation Morvarid, a full-fledged success for Iranians, was terminated. In less than 12 hours, they managed to sink up to seven motor-torpedo boats and missile crafts - or almost 80% - of the Iraqi Navy, destroy the oil terminals at Mina al Bakr and Khor-al-Amaya, and block the port of Al Faw. The Iraqis also lost one MiG-21, six MiG-23MS and MiG-23BNs and one Super Frelon. The IRIAF suffered a loss of one F-4E shot down and one damaged.
The operation Morvarid actually marked the end of the first phase in the war between Iraq and Iran in which both sides mounted their - then - most modern equipment in a full-scale fighting. After that the conflict was actually sustained with constrained, episodic action interspersed with bouts of feverish combat. Generally speaking the Iraqi military planers, particularly Saddam Hussein, failed to make a correct assessment of the capabilities of their troops and badly underestimated the enemy. Iraqi armed forces were capable of achieving only limited objectives, such as securing a part of the Shatt al Arab or severing Dezful from the rest of Iran. But as they tried to capture Khoramshahr and Abadan and at the same time attacked Ahwaz and Dezful, they lost valuable time as well as the advantage of the surprise. The first two cities suffered badly, but were actually not crucial if the Iraqi intention was to deprive Iran of precious Khuzistan oil and secure an entrance into the Gulf. However, the failure to capture Dezful and its vital Vahidyeh air base, and thus cut off Iranian supply lines, was in due course to lead to Iraq's expulsion from Khuzistan."
مطالبت خیلی خواندنی هستند. با اینکه ایران نیستم ولی افتخار میکنم به ایرانی بودنم وقتی میام اینجا. امیدوارم حالتون بهتر شه و سایتون بالای سر خانواده خوشکلتون باشه.
مطالبت خیلی خواندنی هستند. با اینکه ایران نیستم ولی افتخار میکنم به ایرانی بودنم وقتی میام اینجا. امیدوارم حالتون بهتر شه و سایتون بالای سر خانواده خوشکلتون باشه.
کاپیتان گل من سلام
شما چرا خودتان را برای آدم بی ادب بی شخصیت بی فرهنگی مثل بذرپاش ناراحت می کنید؟ ایشان منظورشون از توله سگ به من بودند شما ناراحت نشوید؛ از شما عاجزانه خواهش می کنم کامنت این نامرد را پاک کنید، اجازه می دید به شما تماس بگیرم؟
اگر موبایلتان را روشن کردید لطفا یک اس ام اس به من بزنید تا فوری زنگ بزنم
Salam agaye moddaresi , man amid hastam hamooni ke tagriban ye 1 sale pish bahatoon dar rabete ba chegoone khalaban shodanam sohbat kardim .nemidoonam yadetoon hast ya na ,be har hal man sitetoon ro mikhoondam vali comment nemigozashtam . vali in commente aga ya khanoome bazr pash ro didam va natoonestam chizi nagam.Akhe marde momen in doroste ?? az in kar lezat mibari ?? yani chi ?? kami be kari ke kardi fekr kon . in rasmesh nist , hich jaye donya pasandide nist , omidvaram be karet fekr koni
لعنت خدا بر انسانهاي بي شعور
آخه باز ميگويند چرا بدوبيراه مي گوييn ، مرديكه كثافت لجن بي ناموس حرامزده كه با نام كثيف بذر پاش كامنت گذاشتي توله سگ خودتو مادرتو پدرتو فرزندان حرامزادهي خودته. بي پدر و مادر، منافق كثيف هرزه ، دوباره رفتي جلوي آينه عكس خودتو ديدي و ياد مادر هرزه خيابون گردت افتادي؟
آخه حرامزاده ملعون اگر با مدرسي مشكل داري نوه هاي بي گناهش را چرا آماج توهين مي كني؟ مادر به خطاي بي ناموس ، كثافت حرامزاده لجن شب بيا تا دختر و زنتو تحويل بگيري .
هركسي هم به كامنت پر محتواي من ايراد بگيره تمام الفاظ بالا نثارش باد
بنام خداوند بخشنده و مهربان
استاد عزيز و بزگوار جناب مدرسي
سلامم و عرض ادب
كامنت متعفن و بدبوي ملعون بذر پاش را متأسفانه مطالع كردم و از خودم و ايراني بودنم خجالت كشيدم.
از اين بابت عرض ميكنم كه در دنياي غرب هنوز براي مبارزان و مردههاي جنگ جهاني دوم بزرگ داشت مي گيرند و احترام به عمل مياورند ولي ما هنوز بيست سال نگذشته همه چيز را يا داريم به باد فراموشي ميدهيم يا اينگونه به خيال كثيف خودمون لجن مال.
آخه يكي نيست به اين ملعون بذر پاش بگويد اگر مردي كه نيستي و اگر جرأت داري كه نداري و اگر و اگر و اگر مي توني كه نمي توني با خود مدرسي درگير شو نه با نوههاي بي گناه و معصومش .آخه مردك تو چي ميفهمي از خانه و خانواده؟چي ميفهمي از مرد و مردانگي داشتن؟ چگونه در درگاه خداوند تهمتي به خانواده مدرسي ميزني كه روز قيامت بايد جوابش را بدي ؟
سگ خودتي و پدرت و مادرت، به فرزندانت فحش نمي دم چون شايد آنها هم طفل باشند و بي گناه و شايد اصلاً(انشا الله) كه فرزند نداري و شايد هم انشا الله كه مقطوع النسل باشي چون نسل امثال تو كثافت هم مثل خودت خواهند شد.
اگر مرد باشي كه نيستي و اگر ذرهاي حيا داشته باشي كه نداري و اگر كمي شعور داشته باشي كه نداري و اگر ذرهاي خجالت بكشي كه نمي كشي و اگر حرامزاده نيستي كه هستي قدم كثيفتو توي اين سايت گذار و اينطرفها هم پيدات نشه چون به خداي واحد و احد قسم چنان الفاظ ركيكي نثارت كنم كه هركسي آنرا بخونه از خجالت آب بشه پس واي به حال و روزگارت.
از دوستان عزيز هم كه هميشه توي اين موارد به جاي اينكه اينگونه ارازل و اوباش را مورد هجوم قرار بدهند بنده را مورد لطف قرار مي دهند خواهش ميكنم كمي غيرت به خرج داده حيا و ادب را براي چند لحظه كنار بگذاريد به جاي حال دادن به من يه حال اساسي به اين مرديكه احمق (بذرپاش) بدهيد تا مدرسي و مدرسي هاي عزيز بدانند ما هنوز هم در كنار شما هستيم و با منافقان بذرپاشان تخم نفاق مبارزه ميكنيم.
علي يار و نگهدار حق دوستان ظالم و ملعون ستيزان باد
سلام جناب مدرسی عزیز . این چند پست آخرتون خیلی خوب بود . من برای اینکه مزاحم شما نشم هر چند پستی که شما منتشر میکنید منم یک کامنت میفرستم براتون . راستی میخواستم بگم نوه هاتون چقدر بزرگ و شیرین شدند . یادش به خیر انگار همین دیروز بود که تازه به دنیا اومده بودند . ایشالا که سایه شما همیشه بالای سرشون باشه و نتیجه هاتونم ببینید. راستی اینجور که من متوجه شدم به نظرم شما آنا رو بیشتر دوست دارید . اما خوب طبیعی هستش بعضی بچه ها شیرین تر هستند و بیشتر به دل بزرگتر ها راه میان و به قول معروف خودشونو تو دل آدم جا میکنند . در مورد حالتون بگم که شما به نظر من بیشتر باید استراحت کنید و خواب منظم از هر چیزی مهمتر هستش . من خودم 2 روز که خوابم به هم میخوره دچار سر درد و سر گیجه و کم اشتهایی میشم . اما با خواب منظم همه چی عادی میشه . در مورد اون کامنت هم که شما رو ناراحت کرده باید بگم که اصلا اهمیت ندید . میدونم ناراحت کننده هستش اما این جور انسانها همه جا هستند و ما نمیتونیم اونها رو آدم کنیم ! فقط خدا باید به دادشون برسه !بهترین کار اینه که اصلا اهمیت ندید . بالاخره رفتار هر شخصی نشان دهنده شخصیتش هست . ایشون هم که شخصیتشون رو نشون دادند. تمام این کارها به خاطر عقده و کمبود هستش . متاسفانه الان جو حاکم بر اجتماع ما طوری شده که همه یا در حال زیرآب زدن برای دیگران هستند یا سنگ اندازی در کار دیگران . چیزی که من در محل کارم هر روز بارها میبینم . متاسفانه نمیتونند موفقیت کسی رو ببینند . اینا همش به خاطر عقده ها و کمبود ها هستش . به عنوان مثال مثلا اگر من ببینم بهروز مدرسی انسان موفقی هستش و اینهمه خواننده و طرفدار و دوست داره ایا چیزی از من کم میشه ؟؟؟ نه والا ! من تازه خوشحال هم میشم که بهروز مدرسی به یه موفقیتی رسیده و یه هدفی داره که داره براش زحمت میکشه و اگه بتونم هر کاری هم که از دستم بر بیاد براش انجام میدم . به قول معروف میگن تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز . این برای من ثابت شده واقعا. بعضی وقتا یه کار کوچیکی برای کسی انجام دادم یه جای دیگه از یه کارم که گیر بوده گره باز شده که اصلا فکرشم نمیکردم . اما متاسفانه بعضی ها نمیتونند اینو درک کنند .بگذریم خیلی حرف زدم سرتونو درد آوردم . بازم میگم که اول سلامتی شما بعد سایت . به نظر من یه مدت به خودتون استراحت بدید . مثلا 2 هفته . اینطوری خواننده هاتونم وقتی 2 هفته هیچ پستی نخونن بیشتر قدر شما و خاطراتتون رو میدونن . در آخر هم امیدوارم که خداوند تمام انسانهای معیوب المغز و منحرف الفکر رو شفا بده که دیگه انقدر شما رو حرص ندن .
قربان شما دارا
به موجودی با عنوان ( سم پاش شاید آب پاش ) یا هر چیز دیگری که با پاشش آن بتوان از ناپاکی روحی جسمی این بیمار کاست.
تمامی انسان ها معتقدند هر شخص به واسطه دورن مایه اش به یکی از مخلوقات غیر انسانی شباهت دارد و از این بابت شما درست گفتید اما نگاه گناه آلود شما نتوانست تشخیص دهد
آن چیزی که شما در تصاویر دیدید دو تا پیشی کوچولوی ناز و ملوس بودند
و با چیزی که هر روز صبح در جلوی آینه می بیند تفاوت دارد. قعطا تلاش زیادی انجام داده اید تا موفق شدید چهره خود را به حیوان نجیبی چون سگ درآورید. به نظر شما انسان نمایی که به کودکان معصوم توهین و حمله می کند گرگ هست یا کفتار؟! فکر کنم باید از سگ ها بابت این تشبیه طلب عفو داشت. بوی تعفون روح و وجود ناپاکتان از دو خط نوشته شما چنان است که فضای سایت را آکنده کرده و گواه محتوای تشکیل دهنده شما است. می توان حدس زد چه چیزی این چنین تهوع آور باشد. آنا و آوا هر چه بودند عکسشان را دیدیم. شما هم می توانید عکستان را برای آقای مدرسی بفرستید تا در پست بعدی قرار دهند و کاربران قضاوت کنند به چه میمانید!!
گفتید بچه گدا
آرزوی بنده است روزی تمام کودکان ایران سرو وضعی مثل آنا و آوا داشته باشند. چون هر آنچه که میبینم جز لباس ها و وسایل گران قیمت چیز دیگری نیست. احتمالا با دیدن این تصاویر یاد کمبودهای دوران کودکی خود افتاده باشید و به خیال خود کمی عقده گشایی کرده اید.
غیر ممکن است شخصی بدون مقدمه وارد شده شروع به توهین کند. این نه بار اول شما است ونه بار آخر. مشکل شما این دو کودک نیستند ولی آنقدر فرومایه و حقیر هستید که به افراد بدون قدرت تکلم توهین کردید. شما گفتید خجالت بکشید اما ما چنین چیزی به شما نمی گوییم چون این جمله در شعور و رفتار انسانی تعریف دارد و از هر موجود و جانداری توقع چنین عملی نیست. حتی آن قدر جرات ندارید که دوباره با این نام جعلی کامنت گذارده توهین کنید. ولی به شما تبریک می گویم موفق شدید به هر خفتی بود نگاه ها را به سوی خود بکشانید و شخصیت ناپاکتان را ارضا کنید
کاربران این سایت چیزی فراتر از دوست هستند. مطمئن باشید وقتی به یک نفر از اعضای خانواده جسارت شود سایرین چون موج بر سر متجاوز خراب خواهند شد. پس منتظر جملات بیشتری باشید که بی پرده توصیفگر شما هستند.
با آرزوی درمان برای شما
سلام كاپيتان
مطلب جديدتون خيلي زيبا بود، باعث شد كه به ايراني بودنم افتخار كنم. واقعاً اگر در زمان جنگ شما و امثال شما نبودند چه بر سر اين مرز و بوم مي اومد. خدا خيرتون بده.
راستي كاپيتان، اگه خاطرتون باشه توي يكي از مطالبتون در مورد زماني كه بندرعباس بوديد و خلبان P3F بوديد به يه قرص اشاره كرديد كه همراه با ملزومات پرواز به شما داده بودند و اشتها رو كور مي كرد (هموني كه دوتاشو خورديد و بيهوش شديد). اگه از نظر امنيتي و ... مشكلي نداره ميشه يه كم در مورد اين قرص توضيح بديد، اگه زحمتي نيست ميشه اسم اين قرص رو بنويسيد؟
ممنون از لطفتون.
اعوذ بالله منالبرزپاش لعين
سلام ودورود بي پايان بر استاد مدرسي گرامي
ابتدا بنده شخصاً از ستاد جمعآوري موشهاي كثيف تشكر مي نمايم كه خاندان نامبارك سگپاش(همون بذرپاش) را مورد عنايت قرار داده و اعلام مي نمايم نوش جونش و تمامدرختهاي چنار در دنيا توي اونش.
استاد گرامي مادوستون داريم ، هم شما را هم نوهةاي عزيز تر جانتان را پس به خاطر ما بي خيال اين يارو بشيد و اونو به ما واگذار نمائيد.
ارادتمند-علي كدخدايي
خبر فوري خبر فوري
طبق خبرهاي واصله و اطلاعيههاي گوناگوني كه در خصوص موجودي به نام بذر پاش صادر شده كليه سگها ، موشها ، شغالها ، كفتارها ، كلاغها ، سوسكها ،خرها ، الاغها ، قاطرها عنترها ، شامپانزهها ، گوريلها ،سگهاي آبي و .. اعلام نمودند فردي به نام بذر پاش از تيرو طايفه آنها نمي باشد و لطفاً صاحت مقدس اين حيوانات را با نسبت دادن بذر پاش به ايشان آلودهتر ننمائيد .
روابط عمومي ستاد مبارزه با موجودات بيگانه
آوالنچگرامي سلام دورود برشما
بسيار قشنگ اين ملعون را تربيت فرموديد بنده از طرف آقاي مدرسي و خودم از شما تشكر مي كنم
علي يارو ياورتون
كدخدايي
سلام
ببخشيد چرا اينجا همه فش ميدن به هم!!؟!؟!؟!؟؟؟؟؟قضيه اب پاش يا بز باش چيه
؟؟؟دوستان اگه كسي حرف بدي زد به نظر من بهترين راه پاسخ ندادن به اونه!! نه اينكه با فحش هاي اب دار خوشحالش كنيد كه مورد توجه قرار گرفته!!!!!!اون همين رو ميخواد.............با تشكر
درود جناب مدرسي . من نمي دونستم كه سگها هم مي تونن با كامپيوتر كار كنن . واقعا شگفت انگيزه كه بذرپاش رو تازه كشف كرديم . اميدوارم كه استعدادهاي ايشان در المپيادهاي جهاني سگها كشف شود . آفرين سگ خوب . فقط يه چيزي رو يادت باشه كه ما آدمها زماني كه تويه آيينه نگاه مي كنيم خودمون رو مي بينيم نه زماني كه به آدمهاي بي گناه نگاه مي كنيم . تو هم يه كم تمرين كني ياد مي گيري . از كار كردن با كامپيوتر راحت تر هست .
شاد و سرزنده باشين .
بدرود .
سلام عمو قصد مزاحمت ندارم اومدم یه چند تا مطلب خوشگل واسه این انسان ببخشید ...موش نامرد بنویسم ولی دوستان عزیز در ستاد جمع اوری موشهای کثیف و یاران قدیمی سایت همه ی مطالبو گفتن متاسفم اخه اقای محترم میدونم شما عقده دارین و حسودیتون شده ولی خجالتم خوب چیزیست مردک نامرد ای مرگ بر شما و تمام نامردهایی که جرات میکنن به انسانی که تمام عمر زندگیشو صرف خدمت به مردم کرده توهین کنن ... به قول اقایAVLANCH منتظر جملات بیشتری برای توصیف خودتون باشین از ستاد جمع اوری موشهای کثیف نیز تقاضا میکنم به وضع شما رسیدگی بشه...!!
فس فسسسسسسسسسسسسسسسسس پيس پيسسسسسس چسسسسسسس پيسسسسسسس پففففففففففففف چخه چخه چخه پيففففففف پوففففففففف زارتتتتتتتتت زرتتتتتتتتتتت جونننننننننننننن چرتتتتتتتتتتتتتت مادرتوووووووووووووووو خواهرتوووووووووووووووووووووو زنتوووووووووووووووووووووووو زارتتتتتتتتتتتتتتتت ميكنيممممممممممممممم
نگران نباشيد داريم بر عليه ناموجود بيگانهاي بنام بزرپاش سم پاشي ميكنيم كه اينطرفا پيداش نشه شما نگران نباشيد
روابط حمومي سم پاشي
سلام من همون پسر بده هستم بابام هميشه ميگه آدم بعد تا 40 سالگي بچه هست بعدش تا 70 سالگي نوجون هست بعدش تازه جوونيش شروع ميشه خواستم بگم به سرگيجه هاتون فكر نكنيد شما ميتونيد به راحتي خودتون خودتون رو درمان كنيد فقط بگيد من چيزيم نيست من چند وقت پيش سرماكه ميخوردم حتي گاهي چند ماه طول ميكشيد اينقدر گفتم من سرماخوردگي هام زود خوب ميشه كه الان آخرين مريضيمو تو ا روز و نصفي خوب شد بحمدالله
منابع:خودم وبابام
منبع دو ميتونيد مستند راز رو ببينيد بعضي ها كه حتي يكيشون خلبان بود كلا" فلج شده بود با اين روش تو هشت ماهه خوب شد يا كلي موارد كه كلي بيماري بي علاج داشتند خوب شدند شما كه چيزييتون نيست پس لازم نيست اين جور موارد رو تو سايتتون اعلام كنيد تا دشمنانتون شاد بشن يه خاطره هم دارم كه تو كامنت بعدي ميفرستم ميترسم گير بده اگه زياد بنويسم
اينم خاطرم كه گفتم ميگم ببخشيد از نظر خودم جالبه انشاالله لبخند رو تو لباتون بشونه
اون روز يه بچه اي داشت هي ميزد پس گردن من كلي زد منم ديدم خوشش اومده يه دونه اروم زدم پس گردنش يه دونه زد تو گوشم گفت ديگه پرو نميشي ها
عمو بهروز سلام
واقعا احساس غرور كردم كه يه ايراني هستم ... منم عاشق نيروهوايي هستم ولي قسمت نشد كه من برم ولي الان كه نگاه ميكنم دوستان زيادي دارم كه از پرسنل شجاع نيروي هوايي هستن كه بهترينشونم شما هستيد عمو جون
آنا كوچولو و آوا كوچولو هم بزرگ شدن اميدوارم شيطنتهاشون هم بيشتر شده باشه چون شيطنته كه بچه ها رو شيرين ميكنه....
براي شما و خانوادتون آرزوي بهترينهارو دارم
جناب اغای H که حتی جرات نداری اسمتو بنویسی یاحداقل اسم دیگه ای رو بنویسی
بدون که تک تک جونای این سرزمین ازشرق تا غرب از شمال تا جنوب از وجب به وجب خاک از قطره قطره ابهای سرزمینی و مرزهای هوایی این مملکت مثل ناموس خودشون دفاع میکنن واطمینان داشته باش که قبل از قطع دست متجاوز دست وطن فروشان نامردی مثل امثال جنابعالی رو
از بازو قطع و دندانهای فاسدتان را خرد و زبان درازتان را از حلقومتان بیرون خواند کشیدبدان که دفاع از مام میهن هیچ ارتباطی به سیساست نداشته وتو امثال تو دچار توهمی شرماور در رابطه با شعور ایرانی هستین نمی دونم از کجایی و کدوم فریب خورده ها هستی ولی بدون تفکراتت جایی جز در زباله دان تاریخ نخواهی داشت.
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
من صبح در حالی که حالم خوب نبود ، کامنت این خواننده را خواندم .. شاید باورت نشه .. در همان حال خرابم ، مدام خودم را می خوردم که چه جوابی به این آقا که حتی جرآت نوشتن نام خودش را ندارد بدهم
الان هم به همین قصد اومدم ، که کامنت شما را دیدم .. اجازه می خواهم در همین صفحه پاسخ این افراد و کسانی که با ای میل نامه هایی با چنین محتوایی نوشتند بدهم ..
******
بدون مقدمه می روم سر اصل مطلب ...
شخصی به اسم " بهزاد دا " برایم نوشته است
دقیقآ کلام او را کپی می کنم :
در این شکی نیست که شما ایران رو خیلی دوست دارید و در مقام یک نظامی و کارشناس این احساس وظیفه رو می کنید که نباید به خوانندگان این حس القا بشه که ما از نظر توان نظامی ضعیف هستیم
تجهیزات نظامی ما قدیمی و فرسوده هستند و البته ساخت کشور های دیگر لطفا نفرمائید که ما در بسیاری از زمینه ها خود کفا شدیم جوابگو نیست یعنی جوابگوی وضعیت فعلی ما نیست دیگه خبری از خاک ریز و جهاد سازندگی و زیر تانک رفتن نیست این بار شما چه کبریت روشن کنی چه یه نور افکن فرقی به حالمون نمی کنه
در پاسخ این آقایون عرض کنم
مسلمآ افرادی که دوست ندارند اقتدار و عظمت کشور و ارتش خودشون را ببینند ... نه تاریخ استعمار دیگر کشور ها را خوانده اند .. نه احساس حقارت و تحقیر ملت هایی که زیر چکمه دشمن نوامیس ، غیرت و شرف خود را از دست می دهند .. !! اصلآ چرا به تاریخ رجوع کنیم .. کشور همسایه عراق بهترین مثال است .. آن ها هر روز شاهد تجاوز یانکی ها به زنان و دختران خود هستند .. آن ها شاهد زور گویی و غارت کشورشون هستند .. و جیک نمی توانند بزنند !! اتفاقآ آن ها از بهترین تجهیزات و مدرن ترین جنگ افزار ها برخوردار بودند .. این که دیگه خوش خیالی نیست .. !!! ولی چون مردمانشان مثل شما ها شرف و غیرت وطن پرستی نداشتند .. با اولین شلیک گلوله دشمن تسلیم شدند .. نمی خواهم افغانستان و سایر کشور ها رو مثال بزنم
آقایون بهزاد و فرد بی هویت با نام مستعار " اچ " ما اگر حتی به قول شما ابزارمان قدیمی باشه .. اما غیرت وطن پرستی مان به همه مردم دنیا ثابت شده است .. دوم این که هر ایرانی وظیفه دارد این حس وطن دوستی و دفاع از ارزش ها را برای نسل جوان ترویج نماید .. من فکر کنم به روشنی در همین پست چند تا مثال زدم .. حماسه دفاع از خرمشهر با دست خالی .. یا حماسه ایستادگی مردم شهرهای مرزی .. که آدم هایی امثال شما هرگز این حماسه ها را درک نمی کنند .. !! شما بهتره دعا کنی که حرف های من حقیقت داشته باشه .. چون اگر یک درصد هم واقعیت نداشته باشد ، آینده خوبی در انتظار مردم نخواهد بود .. اما با قاطعیت اعلام می کنم .. مردم ایران امروز به مراتب اگاه تر از زمان حمله صدام به کشور هستند .. ارتش و سپاه و بسیج خیلی قوی تر و با تجربه تر از ان زمان هستند .. صنایع نظامی ما در خیلی بخش ها حتی از قدرت های غربی هم پیشی گرفته است .. لزومی نداره در بوق و کرنا کنیم .. چون ما مردمی صلح جو هستیم .. اما اگر دشمنی قصد تعرض به خاک ما را داشته باشد .. خواهی دید همین ارتش در نطفه خفه خواهد کرد ..
ضمنآ خبر خوبی برای امثال شما هم ندارم
ما در جنگ هشت ساله از وطن فروشان ، منافقان ، ستون پنجمی ها ، ضربات جبران ناپذیری خوردیم .. ولی مطمئن باش ارتش و نیرو های دفاعی ما آماده تر از گذشته هستند .. و اگر دشمن قصد تعرض داشته باشد .. به قول سرباز وطن اول حساب شما رسیده خواهد شد ... پس بهتره باور کنی .. که سخنان من واقعیت داره ..
ای کاش می توانستم تنها بخشی از توانمندی ارتش را مثال بزنم ... ! اما این در حیطه وظیفه من نیست .. من وظیفه دارم اخلاق و منشی که به ان از کودکی اعتقاد و باور داشتم را ترویج کنم .. حالا شما بگو دروغ است !!!
سلام کاپیتان عرض ارادت
شما چرا کامنت افرادی مثل بذر پاش رو تائید میکنید که در سایت قرار داده بشه. افرادی که هرچه لایق خودشونه به دیگران نسبت میدن حتی ارزش فکر کردن رو هم ندارد چه برسه به اینکه انسان بخواد اعصاب خودشو هم به خاطر آنها خورد کنه.خواهشا اینجور کامنت ها رو همون اول پاک کنید تا این دسته از افراد بدونن جایی ندارن و دیگه کامنت هم نذارن.
موفق باشید کاپیتان
یا حق
آقای مدرسی گل سلام
هنوز از اون انسان نما ناراحت هستید؟
اگر من جای شما بودم با این همه ساپورتی که در اینجا می دیدم ناراحتی از دلم بیرون می رفت
لطفا بخندید و شاد باشید
شما قهرمان این مملکت هستید، افتخار ما هستید ناراحتی ها و غمهایتان را فراموش کنید. می خواستم با شما تماسی داشته باشم که کمی دلداری بدهم اینقدر خودتان را ناراحت نکنید اما مثل اینکه سعادت نداشتم.
پس از مکالمه تلفنی امان من دچار بیماری سختی شده بودم که همان سرماخوردگی، کوفتگی همراه با ضعف عمومی بود، حالا کم کم دارم خوب می شم، کارهایم را از سر بگیرم.
سلام بر عموي نازينين و گل خودم
عزيزم،نفسم، نوكرتم خيلي براتون نگران شدم...تورو خدا به خودتون فشار نياريد...
جناب كدخدايي...علي آقاي عزيز...امثال بذر پاش رو مگه تا حالا نديدين؟!از اول راه اندازي سايت همچين آدمهاي حقيقتا بي مقداري وجود داشتن و خواهند داشت به نظرم بهتره اون ها رو توي كانون توجه نبريم گورباباي همشون رو هم كرده...فقط محيط يه جوري نشه كه يه غريبه بياد اينجا جا بخوره و بگه اين چه وضعشه؟!چرا اينجا همچين فحش هايي به هم ميدن!درسته؟من نوكرتم...
سلامتي عمو بهروز رو عشق است...
عمو جون اگه كاري از دستمون بر مياد بگين...
شتلق...
سلام
خوشبختانه چند روز درگیر امتحان بودم و نتوانستم به سایت سر بزنم و امروز که آمدم دیدم که وضع عادی نیست. نمی دونم این بدرباش چی نوشته و نمی خوام هم بدونم چونکه مطمئنا" وقتم بیشتر از این ارزش داره که برای چرند خواندن تلف کنم ولی صحبتی با شما عزیزان:
لطفا" از درج درشنام خودداری نمایید چونکه این افراد دقیقا" قصدشان همین هست که جو سایت بهم ریخته شود و زبان دشنام در سایت رواج پیدا کند و از همه مهمتر بی محلی به اینگونه افراد بهترین نتیجه را دارد. راه حل عملی برای اینگونه افراد فقط و فقط مراجعه به یک روانپزشک حاذق هست که اینگونه افراد را جدا" یک روان درمانی قوی بکند پس لطفا" خون خودتان را کثیف نکنید که اینگونه افراد نوعی مازورخیسم (خودآزاری) دارند که با شنیدن دشنام دچار شعف و شادی می شوند.
و اما سخنم با استاد عزیزم جناب مدرسی:
استاد عزیز من که آنا و آوای خوشگل و دوست داشتنی را دیده ام. این دو کودک بقدری تو دل برو هستند که هر وقت عکسهایشان را نگاه می کنم با اینکه صد پشت قریبه برای من حساب می شوند (از لحاظ فامیل بودن با من) ولی ناخودآگاه انواع و اقسام قربون صدقه هایی را که بلد هستم را نثارشان می کنم. عکسهای آوا و آنا را که در فیس بوک گذاشته اید را هم بارها نگاه کرده ام. به قول خودتان دختر بچه یک شیرینی دیگری دارد دیگه چه برسد که نوه هم باشد. بجای لذت بردن از وجود این فرشته های زمینی ناراحت این هستید که یک بیمار روانی چهار تا چرند نوشته و رفته؟ شما که دقیقا" نخواسته دارید هدف این افراد را که سرد کردن شما هست را دنبال می کنید. بعنوان پسرتان از بنده این حرف را پذیرا باشید که برای حرفی خوشحال یا ناراحت شوید که آن حرف ارزش شنیدن داشته باشد. اینگونه افراد فقط شخصیت خانوادگیشان را نشان می دهند و هر چرندی که از دهنشان دربیاید می نویسند و می روند. ارزش ندارد که شما اصلا" به این چرندیات بها بدهید. چرند بودن حرف این افراد موقعی بیشتر مشخص می شود که به بچه پیله می کنند. گیرم بهروز مدرسی بدترین فرد روی دنیا (فرض محال) ، نوه که مشمول الزمه پدربزرگ نمی شود. شما الان دقیقا" دارید نقطه ضعف دست این افراد می دهید. حتی اگر خیلی هم ناراحت بشوید نباید بروز بدهید. می دانم که شما با خوانندگان خودمانی هستید ولی نا اهلهایی هم هستند که از شما و امثال شما بارها تودهنی خورده اند و حالا قصد انتقام دارند. تنها چیزی که می توانم بگویم در مورد این افراد این هست که برای خانواده اش جدا" نگرانم که با یک فرد مریض دارند زندگی می کنند. با عرض معذرت استاد ولی سگ هم در خیابان واق واق می کنه ، آدم که نباید بخاطر پارس سگ ناراحت بشه. این بینوا هم احتمالا" می خواسته عرض اندامی بکنه راهش را بلد نبوده. به امید خدا با مراجعه به یک کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی صحت عقل و مزاج خودش را بدست می آورد.
موفق و پیروز باشید
سام (سوئد)
پاسخ
ممنون سام عزیزم .. حق باشماست .. ولی نمی دونم چه جوری احساس اون لحظه ام را بگم ؟ سام جان من از همه پوزش می خواهم که نمی توانم پشت کامپیوتر بنشینم .. چشمانم اشگ می آیند .. درد می کنه .. سرگیجه شدید هم که مدتی دارم .. این عوامل باعث شده که فعلآ به ارسال کامنت ها بسنده کنم .. شما چون در جریان بنودی .. وظیفه خودم دونستم به حرمت دوستی ها پاسخ بنویسم در پاسخ به دوستمان اچ گرامی .. باید عرض کنم .. اصل ایمان و اتحاد مردم در دفاع از کشورشون است .. حتی اگه هواپیما هم نداشته باشند .. در مقابل قوی ترین ارتش ها هم پیروزند .. و ما چنین ملتی هستیم .. زمان جنگ همه مردم پشت رزمندگان بودند .. و همیشه هستند .. این بهترین سلاح جنگی ماست .. اصلآ ما همان چهار تا اهن پاره به قول اچ را هم نداریم .. اما با غیرت و تعصبی که داریم .. حتی مخالفان نظام هم در موقع دفاع متحد می شوند .. این را مطمئن هستم
در جواب جناب/سرکار خانم اچ:
دوست عزیز ما دوست داریم دروغ بشنویم و همه ما علاف و بیکاریم. می توانم بپرسم شما وکیل و وصی ما هستید؟ اصلا" این سایت تمام مطالبش دروغ هست ولی روزانه بالای چندهزار نفر دوست دارند دروغ بخوانند. دوست دارند داستانهای تخیلی و پوپولیستی بخوانند. شما دوست نداری ، فدات شم دعوتنامه برایت با پست سفارشی نفرستاده اند. لطف کن وقتت را مثل ما هدر نده برو یک مقدار رسم مردانگی یاد بگیر که چطور اول از همه با بزرگتر از خودت صحبت کنی و بعد ممنون از کسی باشی که نفس کشیدنت رو مدیون امثال همین شخصی که به انواع و اقسام تهمت ها متهم می کنی هستی. برو اینهایی را که بهت گفتم اول یاد بگیر بعد وقتی آمدی می بینی که این سایت خیلی خرفها برای گفتن دارد. همین آهن پاره هایی که شما از آنها یاد می کنید به وقت لازم با وجود مردانی چون مدرسی ها از خیلی از حوری بلوری های جدید سر تر خواهند بود. امیدوارم که هیچ وقت هیچ جنگ و خونریزی در هیچ کجای دنیا رخ ندهد ولی اگر زبانم لال اتفاقی بیافتد ما امثال مدرسی ها زیاد داریم.
راستی این اچ را از کجا درآوردی؟ اسمت اچ هست یا فامیلت اچ هست؟ یعنی جدا" اینقدر سخته که یکی بخواهد اسم واقعیش را بنویسد؟!!! جل الخالق...
سام (سوئد)
جناب اقای علیرضا سرباز میهن. H اول فامیل بنده یعنی حمیدیان است حالا بفرمایید ببینم مثلا چه ... نوش جان خواهید کرد؟بی صبرانه منتظرم!
باز هم میگم در حالی که تمام کشورهای همسایه مجهز به اف16-اف18-تایفون-میراژ2000 و امثالهم هستند در یک جنگ احتمالی نه روحیه وطن دوستی انها را ساقط خواهد کرد نه قالیچه های پرنده نیروی هوایی جمهوری اسلامی مثل اف4 واف5 . ویا سامانه های موشکی هاگ که با لامپ خلا کارمیکنند!!اگر هم دلتان به لشکرهای بزرگ چند هزار نفری خوش است.محض اطلاع شما باید یاداوری کنم که دوره جنگهای تن به تن خیلی وقه که گذشته! ضمنا اقای نویسنده شما فرموده اید که نیروی های نظامی ایران نسبت به 30سال پیشرفت کرده اند. خوب خدارو شکر ولی به قول خودتان کسانی که سال پیش به قول خودتان اواکس هایی ساخته اند که ازارتفاع چندکیلومتری نوشته ها روزنامه ای که روی زمین افتاده را میخوانده ویا تامکتهایی که 6 هدف را از 200کیلومتری به طور همزمان پودر میکردند به نظرتان امروز چه میسازند؟؟ یا شاید فکر کرده اید که زمان برای انها نگه داشته شده؟
بنام خداوند بخشنده ومهربان
برادر ارجمندم رضا(سرباز وطن) بسيار خوشحالم كه شما برادر ارجمندم مثل خيلي ديگر از جوانان اين سرزمين با وجود سختيها،گراني ها و ... هنوز به اين آب وخاك و دفاع از آن اعتقاد داريد .
در خصوص آقاي H يا همون حميديان بايد عرض كنم در باغي پر از گل گهگداري بوته خاري و علف هرزي مي رويد اما همه آن گلها را توجه مي كنند و اگر به آن بوته خار برسند آنرا مطمئناً از بيخ خواهند كند.پس در بين مردم ما نيزهستند افرادي كه دلشون ميخواهد سرزمينشونو دو دستي تحويل دشمن بدهندو بشوند نوكر بيگانه ، البته اميدوارم آقاي حميديان از اين دسته افراد نباشند ولي از طرز گفتارشون مشخصه كه بخاطر مسايلي كه در جامعه امروز ما ميگذرد ناراحت و دلخورند و مي خواهند اينگونه ناراحتي خود را نشون بدهند وگر فكر نمي كنم هيچ ايراني غيوري بخواهد آب تو آسياب دشمن بريزد.
اما بحث ديگر من اين است دوست گرامي آقاي حمديان درست است كه ما اف 16 و تايفون و خيلي چيزهاي مدرن ديگر را هم نداريم اما ما و جوانان ما چيزي دارند كه اونهايي كه شما از آن دم ميزنيد آن را ندارند و اون اعتقاد به شهادت ، اعتقاد به مام ميهن ، اعتقاد به قدرتي كه هيچ قدرت ديگري بالاي دست او نيست همين بود كه ما را هشت سال سخت در مقابل دشمني كه هر روز تجهيزاتي را در اختيار مي گرفت كه پيشرفتهتر از تمام داشتههاي ما بود اما بازهم شكست خورد.اگر مادر جنگ 10هواپيما از دست مي داديم حتي نميتوانستيم يك فروند جايگزين كنيم اما عراق در طول هشت سال سه بار بطور كامل نيروي هواي خود را از نو ساخت جوري كه در پايان جنگ نزديك به 800 فروند هواپيمايي آماده نبرد داشت اما از همون200 فروند باقي مانده قاليچههاي پرنده ما ميترسيد.
هنوز هم عربها و كشورهاي همسايه ما از قدرت ايمان جوانهاي ما ميترسند وگر نه تا به حال استخوانهاي ما را هم جويده بودند و نامايران را از نقشه مهو ميكردند. اما هنوز شما دم از داشتهةاي نداشته آنها حرف ميزني ، هنوز نميخواهي قبول كني كه دانش اگر در ثريا هم باشد ما ايرانيان به آن دست خواهيم يافت؟ هنوز نميخواهي قبول كني نيروهاي نظامي ما داراي قدرتي فراتر از تصور هستند؟
چرا ميخواهي خودمون افرادي كند ذهن و نادان و بي مصرف بدوني كه نيازمند به اف 16 و تايفونو و .... هستند ؟ برادر عزيزم اگر مستشاران نظامي غربي فقط يكماه عربستان را ترككنند اونوقت ميفهمي اف 16 با گاري و فرغون براي اونها يكي ميشود.اونها هوش و نبوغ ايراني ندارند كه اف14 فوق مدرن را در سال60 پرواز بدهند و دماغ آمريكائيها به خاك بماند و هنوز هم مي مالند.
عزيزم هنوز زود است براي شما تا بفهميد ايراني بودن يعني افتخار ،يعني عشق يعني ...
بگذريم متأسفانه تصور من اين است كه شما ايراني نيستيد وگر نه دل ايراني را اينگونه با حرفهاي صدتا يكغاز نمي شكستيد و به يك ايراني غيرتمند بي ادبي نمي كرديد.
متأسفم
علي كدخدايي
سلام آقای مدرسی
هی مرتیکه بذرشاش هر وقت بذر پاشیدنت تموم شد برو ننه ات رو از کمپ اشرف درار تا بیشتر توله سگ پس ننداخته.
ببخشید آقای مدرسی ولی نتونستم ساکت بمونم.
علی از کانادا
هیچکس به طور واضح از وضعیت واقعی توان رزمی نیروی هوایی ایران اگاهی نداره درست مثل بعد از انقلاب که ارتش به خاطر برخی مسایل نفرات وتجهیزات خودشو با تمام قوا در اختیار نداشت ولی به محض بمباران بعثی ها همه ی اون خلبانا برگشتن با وجود برخی مشکلات که باهاشون بود وتمام تجهیزاتی که از کار افتاده بود مثلا F14 که تا یک سال تو اشیانه خابیده بود رو عملیاتی کردن وصد وشصت فروند لاشخور بعثی رو به درک فرستادن...یا بعد یه مدت کوتاه از حمله عملیات انتقام و کمان 99 رو انجام دادن که بعد ازجنگ کره بزرگترین عملیات هوایی قرن بیستم بود ما ایرنیها سلطه ی اجنبی رو قبول نمیکنیم مثل سربداران مثل میرزا کوچک خان جنگلی که با دست خالی جلوی دشمن ایستادگی کردن مثل اون جوون خرمشهری که بعد از خبر ازادی خاک ایران جونشو به جان افرین داد یا ماجرایی تازه که میدونم شاید بقیه هم بدونن اون سربازی که از گردن به بایین فلج شده بود و به فرمانده اش تو اسایشگاه اصرار میکرد که به عنوان یه سنگر ازش استفاده بشه ... اون موقها به عراق رو لند وکورتل خود ارتش فرانسه واگذار شده بود که غلافهای اخلال جنگندههای ما در مقابل فرکانسای اونا بی اثر بود یعنی جنگنده ی ما مثل یه برنده ی بی دفاع میشد ولی تو عملیاتایی که فرماندها شانس رو صفر میدونستن دو تا دستای عقابا به نشانه ی امادگی با لا میرفت ..فاکسبت سریعترین جنگنده ی دنیا تا حالا سرابهای فرانسوی و... کسی حماسه ی ده MIRAGE یک تامکت ویا یک تیر ودو MHRAGE رو یادش میاد ....؟؟ دوست عزیز م اقای H اگه منظورتون از همسایه ها همون عربای بی خاصیته که فقط انبار کردنو بلدند و تا حالا یه کفترو با اون HORNET ها نزدن باید بگم نگران نباشین انها که جز فرار کردن چیزی بلد نیستن مثل کویتیها اگه امریکایی ها رو میگین که خیلی مردم خوب وجالبی اند که با هاشون بودم ولی ارتششون بلده فقط ناوایی که حالت غیر تهاجمی دارن و یا یک ایرباس ایرانی با 210 نفر مسا فر بی گناهو بزنه .... ما مردانی داریم مثل همین مدرسی که جسارتا بعد سکته هم از رو نرفته و هنوزم میگه لباسش اماده است اماده ی اماده برای بازگشت به اسمون چون اونم یه عقابه عقابا سر بلند میان سر بلند میجنگن و سر بلند میمیرند از رو حیه حرف زدی... همین اقاهه که راجع بهش حرف زدی مدالاشو فروخته که از موقعیتایی که داشته استفاده نکنه از این عقابای قدیمی و جدید زیاد داریم ...بعد از صدها بار گفتن این سلاح نیست که می جنگه این شرف وطن برستی ودفاع از ناموس ایرانیاست . ما نمیتونیم بیشرفتا رو توبوق و کرناکنیم.... ولی ما هم همینطور ثابت نیستیم عزیزم!!! چوایران نباشد تن من نباد به این بوم وبر زنده یک تن مباد
پاسخ
آفرین بر شما علی جان عزیزم
حقا که نان حلال و شیر پاک خوردی .. آفرین بر چنین جوانان وطن پرستی که هرگز یک وجب خاک کشور را با میلیارد ها دلار عوض نمی کنه .. مام وطن به چنین فرزندان برومند نسل امروز افتخار می کنه
من ناچیز ، کوچک ترین عضو ارتش بوده و هستم .. برای من حاکمیت ها هیچ فرقی نداره ..برای یک ارتشی هم فرقی نداره .. ما سوگند خوردیم از کشورمان دفاع کنیم .. به هیمن دلیل بار ها از دوستانی که سعی می کنند من را به صف مبارزات خود بطلبند .. صادقانه عرض کردم .. هرگز از یک نظامی نخواهید وارد مسایل سیاسی و به اصطلاح مبارزاتی شود .. ما فقط یک درس را خوب بلدیم .. و ان نثار جان ناقابل خود در راه وطن .. چه ابزار مدرن باشه چه اهن پاره .. ما همیشه ایستاده ایم .. ما هرگز به هیچ ابر قدرتی اجازه تصرف گوشه ای از خاک ایران عزیز را نخواهیم داد .. از هیچ سلاح و جنگ افزار مدرنی هم وحشت نداریم .. با دست خالی هم می توانیم
ضمن این که صادقانه عرض می کنم .. ما واقعآ در صنایع نظامی پیشرفته هستیم این را دشمنان ما خوب می دانند .. و از همه مهم تر مردم را داریم .. که با حمایت از رزمنده هاشون .. پشت ان ها را هیچ وقت خالی نمی کنند ..
ممنون از شما
ببخشید .. به زحمت می توانم پشت کامپیوتر بنشینم
با سلام جناب سرهنگ باز هم تشكر ،تشكر وتشكر
بنده به شخصه از شما مي خوام كه ساعات كارييتان بر روي سايت رو كم كنيد تا كمي استراحت داشته باشيد و البته مي توانيد ساعات كاريتون رو همينجوري كمتر از الآن براي هميشه نگه داريد ، دليلي نداره اينقدر به خودتون فشار بياريد
اين سر گيجه و حالت تهوه ...
همش مال پشت كامپيتر نشستنه
در هر صورت دوستان هم مي تونن راجع به اين مسئله توضيح بدن
با تشكر رضا
بسم الله النور
جناب مدرسی با سلام؛
خداوند به شما صحت و سلامتی عاجل دهد.
از مطالبتان در خصوص "خفاش ها" ممنون بسیار جالب بودند خصوصاً با آن شیوه نگارش شما.
زنده و پاینده باشید و تندرست و سرحال ای جوان.
یا علی مدد
اه ! این سپند لامصب هم دست بردار نیست مدام کامنت میذاره
کاپیتان نگران سلامتی شما هستم
لطفا استراحت کنید، خوش بگذرونید و هر وقت حالتان خوب شد یک ندا بدهید تا من هم خوشحال شویم
از طرف همه دوستدارانتان
شما را می بوسیم
درود بر نيروي هوايي كشور عزيزم ايران.
درود بر تمام پشكسوتان عزيزي كه روزهايي كه ما تو پناهگاها بوديم ، مردانه و با غيرت خودشان براي دفاع از ناموس من و شما جنگيدند.
تو رو خدا بس كنيد از بحث هاي زيادي.
حيف نيست سايت به اين با ارزشي رو با اين بحث ها زير سوال مي بريد واقعا".
بنام خدا
سهيل عزيز دفاع از ناموس اين كشور كه همون ارتش و ارتشيها هستند بحث بيهوده نيست.
قربان شما-علي كدخدايي
سلام آقای مدرسی
امیدوارم حالتون هر چه زودتر بهتر بشه!
در مورد ظلمی که به ارتش بعد از انقلاب شد و همچنان ادامه داره قطع به یقین هرکس که یه ذره انصاف
داشته باشه می دونه که اگه ارتش ایران نبود وضع ایران توی جنگ 2+6 خیلی بدتر میشد! نمی خوام بزرگ مردی های سپاهی ها رو زیر سوال ببرم اما واقعیت اینه که سپاه هیچوقت به تنهایی نمی تونست جلوی عراق رو بگیره ! چون سپاه رو کسانی تشکیل داده بودند که سابقه نظامی نداشتند و در واقع تاکتیک های جنگی رو بلد نبودند! بعد از انقلاب بسیاری از فرماندهان توانمند ارتش رو بدون اثبات جرمشون به راحتی از دست دادیم و بسیاری رو هم زندانی کردند که البته بخش قابل توجهی ازون ها برای خدمت و کمک به نیروها آزاد شدند و خالصانه و به عشق وطن رفتند و جنگیدند..
متاسفانه بعد از جنگ سعی شد موفقیت در جنگ فقط به نام گروهی زده بشه که آن روزها محبوبیت ویژه ای نزد مردم داشت و این روزها ..
آقای مدرسی قبول دارم در زمان انقلاب و زمان محمد رضا شاه ارتشی مقتدر داشتیم اما امروز.. ارتشی که نیروهاش به نون شب محتاجن! ارتشی داریم که جرات نداره از خدماتش تو جنگ واسه مردم حرف بزنه و .. اما به جاش گروهی داریم که اقتصاد کشور رو در دست دارن ، کار سیاسی می کنن و به مردم خودشون ...
در آخر درود به همه ی ارتشیائی که دلیرانه برای حفظ وطن ایستادند و هرگز نامی ازشون برده نشد! و درود به خلبان پر افتخار ارتش بهروز مدرسی !
پاسخ
دوست عزیز و نازنین
با تشکر از شما .. من فکر کنم پاسخ به این ابهام را در همین پست دادم
به هر حال باید از این زاویه نگاه کنیم که همه هموطنان ما هستند .. فرقی نمی کنه .. الحق سپاه در اکثر عملیات ها از جان گذشتگی های زیادی کرد .. در جاهایی عملآ جانش را برای نجات مردم به خطر انداخت .. در حالی که آن ها تعهدی به این کار ها نداشتند .. و من فکر می کنم حق این عزیزان است که بیشتر از ارتشی ها از شون تعریف و تمجید بشه .. تا این فرهنگ گسترش پیدا کنه .. و گرنه یک ارتشی که به تعهداتش عمل کرده بود .. و وظیفه اش بود ..
ممنون از شما و تشکر بی پایان به خاطر محبتی که به حقیر دارید
پایدار باشید
salam capitan.
man nemidunam hamleye ghalbiun cheghadr vasi bude?
-aya ghorse digoxin meil mikonid?
-tahavo va sargije momkene marbut be un bashe.
shad bashid
پاسخ
سرور گرامی جناب باوند عزیز
با تشکر از شما .. راستش وقتی یکی از خوانندگان اظهار می کرد که وقتی پشت کامپیوتر می نشینم ، چشمانم درد می گیره و سرگیجه می گیرم .. ، من خیلی تعجب می کردم .. چون خودم گاهی از هشت شب تا هشت روز بعد یکسره پشت کامپیوتر در حال کار بودم .. و تازه کلی هم حال می کردم .. !!! اما از هفته قبل سرگیجه بسیار شدید و همراه با حالت تهوع دچار شده ام .. به طوری که وقتی می خواهم راه بروم ، حتمآ بایستی دستم را به دیوار بگیرم .. !!
منتها وقتی دراز می کشم ، نسبتآ خوب می شود .. اما وقتی پشت کامپیوتر می نشینم ، خیلی سریع حالم بد تر می شود .. به همین دلیل حتی قادر نیستم پاسخ کامنت ها را بدهم ... !!
استاد باوند گرامی .. بنده فقط قرص نیترو کانتین 4 و 6 می خورم بعلاوه آسپرین بچه و همراه با قرص فشار که اسمش را یادم نیست .. بعید می دونم از قرص باشد .. خلاصه از امروز غروب سعی کردم با عینک پشت کامپیوتر بنشینم .. شاید فرجی بشه .. اما بعید می دونم .. !!
ممنون از شما و همه دوستان .. و پوزش که نمی توانم پاسخ دوستان را بدهم
سلام به همه!
راستش مطلبی هست که بدجوری ذهن من رو به خودش مشغول کرده!
من اصلا و ابدا کاری به حرف هایی که پیش آمده و نیامده ندارم!
اما فکر نمی کنید اینجا در واقع حریم جناب مدرسی هستش
ما همه انسانیم! و هموطن!
هر کدوم از ما نظرات و عقاید خاص خودمون رو داریم
بهتر نیست به جای توهین به همدیگه از این کامنت ها دست برداریم؟
این عمل نه تنها توهین به خود شماست که توهینی به جناب مدرسی هم هست
و در مقیاس بالاتر توهین به تمام ایرانی ها!
فرض کنید یک نفر از یه جای دنیا بیاد و این چیز ها رو ببینه چی پیش خودش فکر می کنه؟
خواهش می کنم از توهین به همدیگه پرهیز کنید
سپاسگزارم
بدرود
سلام جناب مدرسی عزیزم.چند وقتی مسافرت بودم و نتونستم یه سری بزنم.اولن که چه هواپیماها و تجهیزات ایران عزیزم اهن پاره باشه چه نباشه فعلن که همون امریکاش با اون تجهیزاتش جیگر حمله کردن رو نداره.دومن مثل اینکه یه مرتیکه ی بی ناموسی به اسم سگ پاش بلا نسبت شما و خواننده های گرامی گوه های گنده تر از دهنش خورده.چنین موجودات کثیفی رو باید سگ محل کرد.در ضمن از شما خواهش میکنم کامنت این بی ناموس هارو اصلن منتشر نکنین.هرکی ناراحته ههههههررررررررر ی ی ی ی ی.عمو جان یه دکتر هم برین.کمتر هم وقتتون رو واسه سایت بزارینو سعی کنین بیشتر استراحت کنین.راستی دلم خیلی واستون تنگ شده.شاد و سلامت باشید.جاوید ایران.........
پاسخ
ممنون پیام عزیز
من هم دلم خیلی برات تنگ شده است
شاید به زودی یک سری به شما زدم .. فعلآ که حتی نمی توانم رانندگی کنم !! نمی دونم چه مرگم شده !!؟
در مورد کامنت ها هم حق با شماست .. ولی این یکی خیلی آتشم زد .. وقتی خواندم ، حال و روزم را نفهمیدم .. عین فانوس تا خوردم !!
ممنون از شما
سلام
من از شیرازم و بار اول است که پیام می گذارم.
بیایید بجای آزار دادن دیگران، یکدیگر را شاد کنیم.
http://www.fargard.com/MainForum/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=729#729
جناب آقای علی کدخدایی عزیز
درود بر شما.
صحبت شما کاملا درست و منطقی است . منظور من هم همین است که شما می فرمائید.
منتها واقعا" میخوام بگم تو این سایت از این جنجال ها جایی نداره.
برادر عزیزم به قول معروف ، جواب ابلهان خاموشیست.
از استاد ارجمندم کاپیتان مدرسی عزیز هم بابت تحمل این مسائل با توجه به شرایط جسمی موجود قدر دانی می کنم.
پاینده باد ایران عزیز
یا حق
پاسخ
فدات بشم سهیل عزیز
ممنون از درایت شما
( هوا فضا )
تحریم حریم هوایی ایران
کاهش22 درصدي پروازهاي عبوري تا پايان سال
مدير کل فرودگاههاي استان فارس گفت: فشار غرب و مسائل سياسي پروازهاي عبوري از آسمان کشور و استان را کاهش داده است.
وی ادامه داد: ايران بهترين محور هوايي مواصلاتي اروپا به آسيا است اما متأسفانه تعدادي از مسيرهاي عبوري بسته شده اند و تعدادي نيز به کشورهاي همسايه انتقال يافتهاند و حتي کشورهاي افغانستان و ترکمنستان با ساخت مسيرهاي زيباي هوايي توانستهاند ميزبان خوبي براي عبور پروازها از آسمان خود باشند.
حجازي همچنین افزود : در چند سال اخير بيشترين رشد پروازي دنيا در منطقه خاورميانه بوده اما متأسفانه در کشور کاهش پرواز عبوري را داشتهايم که آمارها کاهش 9 درصدي اين پروازها در شش ماهه اول سال و کاهش22 درصدي تا پايان سال را نشان مي دهد.
وي با بيان اينکه هر پرواز عبوري از کشور يک هزار و800 تا سه هزار دلار ارز آوري دارد، تصريح کرد: کاهش پروازها از آسمان کشور به مسائل سياسي بر مي گردد که فشار غرب باعث شده تا شرکتهاي پروازي مسيرهاي خود را از آسمان ايران تغيير دهند و از کشورهاي همسايه عبور کنند.
حجازي با اشاره به 285 منطقه ممنوعه در سراسر کشور گفت: بايد برنامهريزي مطلوبي جهت استفاده از اين مناطق ممنوعه پروازي در نظر بگيريم زيرا اين تعداد از مجموع مناطق ممنوع پاکستان، عربستان و ترکيه که جمعا 278 منطقه بوده نيز کمتر است.
به اعتقاد کارشناسان سخنران در اين مراسم طرح کشورهاي غربي و استکبار جهاني جهت انتقال مسيرهاي هوايي از آسمان ايران، انزواي ترافيک هوايي کشور و عدم بهره برداري از سرمايه گذاري هاي انجام شده را به دنبال دارد.
( هوا فضا )
هشدار پزشکان نسبت به سندرم پرواز ارزان قیمت!!!!
پزشکان به نسبت به خطرات سلامتی ناشی از گسترش پروازهای ارزان قیمت که در هواپیماها فاصله بین صندلیها بسیار کاهش یافته است هشدار دادند.به گزارش خبرگزاری مهر، پروازهای ارزان قیمت هر روز با استقبال بیشتری از سوی مسافران مواجه می شوند. قیمت بسیار پایین بلیتهای شرکتهای هواپیمایی چون "ایزی جت" و "رایان ایر" موجب شده است که مسافران نسبت به پرواز با این هواپیماها علاقه بسیاری نشان دهند. در حقیقت یک مسافر می تواند با تهیه یک بلیت 10 یورویی با پروازهای این شرکتها از یک کشور اروپایی به یک کشور دیگر سفر کند.
این پروازها با هواپیماهای کوچکی انجام می شوند که فاصله بین صندلیهای آنها بسیار کاهش یافته است به طوری که هر مسافر با همسفر خود تنها 10 سانتیمتر فاصله دارد. این فضای کم خطر بروز مشکلاتی را در دستگاه گردش خون، شریانها و بروز آرتروز ایجاد می کنند و در شرایط وخیم تر حتی می توانند سبب بروز آسیبهایی مثل انسداد ریوی (27 نفر روی یک میلیون) و لختگی عمیق رگها (5 نفر روی یک میلیون) شوند. تمام این مشکلات نتیجه سندرم کلاس اقتصادی پروازها است.
این پزشکان در این خصوص اظهار داشتند: "فقدان مقررات بین المللی مناسب موجب شده است که هر شرکت هواپیمایی بدون نگاه به وضعیت سلامت مشتریان خود تنها به جلب مسافر بپردازد."
بسیاری از این پروازها بیش از 6 ساعت به طول می انجامد که در این پروازها فاصله هر صندلی از 7/73 سانتیمتر در پروازهای "ایزی جت" و "رایان ایر" تا 4/86 سانتیمتر در پروازهای "تای" و "مالزی" متغیر است.
براساس گزارش لاستمپا، همچنین فاصله هر صندلی با صندلی پشتی و جلویی نیز در این پروازها بسیار کم است.
این مشکل حتی در مورد هواپیماهای شرکت بزرگ نیز وجود دارد به طوری که در کلاس اقتصادی پروازهای "آلیتالیا" مسافر می تواند پاهای خود را حداکثر تا 3/81 سانتیمتر دراز کند درحالی که این رقم در کلاس اقتصادی پروازهای "لوفتانزا" و "ایر فرنس" تنها 7/78 سانتیمتر است.
سلام جناب آقای مدرسی امیدوارم سلامت باشید.پس از چندی لازم می بینم مطالبی را خدمت شما و اهالی این سایت عرض کنم.من بعنوان یک دوست نقدی بشما دارم که من را می بخشید و دلخور نمیشوید. میخوام بشما بگم دوست عزیز وقتی شما خودتان وارد مسائلی غیر هواپیمائی میشوید بسیار طبیعی است که بحث و جدل های دیگری هم بدنبال دارد و آنوقت است که آرا و عقاید متفاوت کم کم بشکل زننده و غیر مودبانه خود را نشان داده و بتدریج به جنگ و دعوا های سیاسی کشیده میشوند. آن چیزی که شما همیشه از آن دوری می کردید ولی حالا دچار آن شده اید.دامنه بد و بیراه دیگر دور از شان شما شده است و واقعا انسانرا متعجب می سازد.حتی آنهائیکه ادعای خداشناسی و تشرع دارند عنان اختیار از کف داده و از دهانشان حرفهائی بیرون می ریزد که حتی از یک بچه خیابانگرد بی سرپرست بعید است !! بابا ول کنید و کمی هم تحمل حرف دیگران ولو بی ادبانه و غیر منصفانه را داشته باشید و آنقدر کاررا کش ندهید که به اینگونه حرفها کشیده شود.لطفا کمی دقت کنید بسیار از یاران تقریبا ثابت و دلسوز شما دیگر نمی آیند و شما گاهی از برخی آنها گلایه می کنید حتی با ذکر نام و از نبودنشان غصه دارید. خوب اینها برای چه دیگر نمی ایند؟ برای اینکه شما از اهداف خود دور شده اید.هیچکس بیکار نیست تا پای یک عشق یک طرفه ایستادگی کند! کامنت گذاشتن وقت میخواهد و دل خوش! اگر دل خوش نباشد کسی وقت نمیگذارد.
الان طوری شده که هرکس عقده گشائی میکند و بعلت اینکه تریبون ندارد از این تریبون مجانی برای عقده گشائی سوء استفاده میکند از مجاهد گرفته تا مذهبی از لات و آسمون جل گرفته تا آدم بظاهر اطو کشیده و امروزی از داخلی گرفته تا ایرانی خارج نشسته خلاصه همه و همه سخنران شده اند بدون اینکه به عواقب جملات فکر نشده خود تعمق بیشتری کنند.هیچ فکر کرده اید چرا دختران و زنهای مراجعه کننده به سایت شما اینهمه کاهش یافته اند ؟ واضح است از بس که حرفهای خارج ار چارچوب مطرح میشود و دامنه آنها به دریدگی و حتک حرمت می کشد.خوب معلوم است که خانمها در اینگونه موارد عقب می کشند و یا دوستانی مثل.....که ترجیح میدهم نام نبرم تا شبهه ایجاد نشود.همه اینها می رساند که سایت شما و مطالب شما جذابیت قبل را ندارد و ناخودآگاه در دام آنهائی افتاده اید که برایتان آنرا بعمد پهن کرده بودند و نمیدانستید.شما انسانی شریف بزرگوار بی عقده قانع فداکار و درست کردار هستید ولی چه زود اسیر هیجانات میشوید و این برای شما با این سن و سال مضر است.از همه نظر.
من افتخار دوستی با شما را دارم و وظیفه دانستم این موارد را تذکر دهم.نیازی به زحمت جواب دادن هم نیست و برایتان آرزوی سلامت دارم.
پاسخ
چناب برهانی عزیز و گرامی
با درود و عرض شرمندگی از این اتفاقات ، باید عرض کنم من حق را کاملآ به شما می دهم .. من از آن چیزی که بدم می امد به سرم آمد ... !! روزی که این سایت را راه اندازی کردم ، هدفم این بود تا جایگاه و مقام دوستان ارتشی را با درج خاطراتی که خود در جنگ دیده و یا شنیده بودم برای جوانان نسل امروزی بیان کنم .. و معتقد بودم حتی اگر یک نفر هم آشنا شود بنده به اهداف خود رسیده ام .. اما افسوس و ضد افسوس همان گونه که شما دوست خوبم عنوان فرمودید ... به دلیل کشیده شدن به وادی سیاست و یا سایر مباحثی که بنده به شخصه نه اعتقادی داشته و نه جز اهداف ام است .. رشته کار این چنین از دستم خارج شده است .... !!!
قصد منت ندارم .. اما برای من که از خیلی از منافع و مشاغلی که در این دو سال و اندی پیشنهاد شد گذشته و به عشق سایت و همین دوستان غر ولند همسرم و اهالی خانه را به جان خریدم .. این حق ام نیست ...
خود من هم زده شده ام .. مخصوصا با این مشکلاتی که اخیرآ برایم پیش آمده است .. که همه و همه نشآت گرفته از حضور شبانه روزی ام پشت کامپیوتر بود .. و به خاطر سایر دلایل دیگر از جمله عدم تحرک کافی در این مدت طولانی .. همه و همه کار را به این جا رساند که مشاهده می کنید
الان خودم هم بخواهم .. دیگه نمی توانم ... !! چون نه چشمانم می بیند .. نه سالم هستم .. !! شاید ذکر این نکته صحیح نباشد .. همیشه از کابوس جدایی با این دوستان نازنین وحشت داشتم .. الان این کابوس به حقیقت پیوسته است .. و من همانند قمار بازی که همه چیزش را از دست داده ، به پایان این ماجرا و این سرنوشت قرار گرفته ام ... !!
طبق توصیه دوستان صمیمی بایستی یک مدت دوری کنم .. حتی شده چند هفته به مسافرت بروم .. بحثی نیست خواهم رفت .. اما می دونم اگر بیش از سه چهار روز فاصله افتد .. من دیگه ادم سابق نخواهم بود .. این ذات بد من است که با دوری عمدی یا سهوی .. دیگه انگیزه و عشق ام را از آن از دست می دهم ... به هر حال من با توهینی که به من شد ... بقدری از خود متنفر شدم که همان شب قصد داشتم یک جور هایی سایت را کلآ حذف کنم .. و به دنبال سرنوشتم بروم ........... !!
حالا هم چه برای معلجه بروم .. چه برای استراحت .. نتیجه اش را از حالا می توانم حدس بزنم ... بازگشتی نیست
به هر حال .. شاید به این سخن من بخندید .. ولی خود من هم مدت هاست به این نتیجه رسیده بودم
فعلآ مغزم هنگ کرده است .. ببینم چه سرنوشتی خدا رقم زده است .. ؟
من از شما دوست خوبم واقعآ تشکر می کنم .. من آدمی منطقی هستم .. و خیلی زود شرایط و سخن دوستان را درک می کنم .. حتی نثر نوشته های شما من را یاد دوستان بسیار قدیمی ام می اندازد .. که به قول شما دیگر نمی آیند .. مثل آقای فرنودی ، فضلی ، فریده ، دامون ، جعفر خان ، و....و ... و ..
ولی باور کنید حق من این نبود این جوری این صحنه را رها کنم .. چون معتقد به عشق و صداقت بودم ... و تا این سن از این راه و مکتب هیچ ضرری عایدم نشده بود .. حالا هم این حکم را مشیت الهی دانسته و با چشمانی گریان و دلی شکسته فعلآ خداحافظی می کنم .. تا چه پیش آید
من بار دیگر از شما دوست بسیار بزرگوارم تشکر می کنم ..
جناب مدرسی ، خسته نباشید ، ببخشید که با همه توضیحاتی که در مورد حالتان و وقت کمتان در مورد پاسخگویی به کامنتها فرمودید ، به خود جسارت داده و در کمال خودخواهی یک سئوال شخصی مطرح میکنم ، میخواستم بدانم جمله
. . . Enter right downwind
که توسط برج مراقبت به خلبان اعلام میشود به چه معنایی است و در چه مواقعی اعلام میشود ، هر زمان که تعداد کامنتها کم بود و حوصله پاسخگویی داشتید جواب بدیهد ، با تشکر . . .
استاد عزيزم سلام
من تو كامنت قبليم سعي كردم راجع به اين اتفاقي كه اين آقاي به اصلاح آقا راه انداخته بود صحبت نكنم الآن هم به همين منوال فقط از شما مي خواهم در حضور تمام عزيزان كامنتهايي كه به فرد يا افراد (همين طور شخص خودتان ) بي حرمتي مي كند را در سايت قرار نديد تا اينطوري فضاي سايت آشفته نشه و البته عزيزان هم جريحه دار نشن
راستي دوستان خوبم ، آقايان من همه ي كامنت ها رو خوندم باور كنيد دوستان از بعضي از شما انتظار نداشتم بنده تو رو خدا نذاريد اين افراد به اهدافشون برسن، باور كنيد هر حرفيو در كمال احترام ودر چهارچوب سايت ميشه زد.
تو رو خدا در غيرت من شك نكيد ، منم مثل همه ناراحت شدم ولي سعي كردم خودم رو با اين افراد همرنگ نكنم و فضاي سايت رو مشوش نكنم كه نشد.
با تشكر رضا
سلام عمو جان
مطلب عالی بود. از اینکه احوال خوبی ندارین ناراحتم. باور کنین اگه وبلاگ و به وردپرس دات کام یا بلاگر اگه انتقال میدادین, تنها زحمتی که باید میکشیدین تایپ مطلب بود و بس. بهتون قول میدم70% وقتتون آزاد میشد.
در این انجمن چند نفر در مورد خفاش بحث کردن:
http://bit.ly/2a8GUz
راست یا دروغش با خودشون!!
پاسخ
علیرضا جان ممنون از شما
راستش رو بخواهی طاقت نیاورده .. و کار نگارش پست جدید را رها کرده و به سراغ این ادرس رفتم
افسوس بعضی دوستان نمی خواهند قبول کنند .. !!! کاریش نمی وشد کرد .. ان ها فقط کار خارجی ها براشون جلوه می کنه .. در حالی که مجبورم گفتار کلیشه ای ام را تکرار کنم ... خیلی ها هواپیما های شکاری مثل تامکت و فانتوم دارند .. اما اصل اون کسی است که با شجاعت با قلبی سرشار از عشق وطن و ارزش های آن دلاورانه با ان ماموریت انجام می دهد .. !!
در باره خفاش ها هم .. هیچ اغراقی نشده .. تازه خیلی از مزایای آن را از قبیل پخش پارازیت و خیلی قابلیت های دیگر ان را ننوشتم .. مهم نیست یعضی ها باور نکنند .. مهم این است که در جنگ عراق و هر جنگ احتمالی دیگر .. ما با ابتکاراتی که دوستان ایرانی انجام داده اند .. می توانیم به نحو احسن از آن استفاده کنیم .. و روی هر چه اواکس و غیره است را کم کنیم
علیرضا جان بگو .. اولآ هم روی تامکت ، اوریون ، خفاش ها کار شده بود و متخصصان کلی روی ان ابتکار و خلاقیت به کار بردند .. دومآ مهم اون کسی است که جیگر و عرضه مبارزه را داره .. خود امریکایی ها درسته شکاری را طراحی و ساخته اند .. ولی همه اساتید و کارشناسان امریکایی در همان زمانی که خلبان های ایرانی تازه کار بودند ، پی به مهارت های بالای ایرانی ها برده بودند ... آن ها روی مقررات و فیس فیس کنان یک کاری را انجام می دهند .. اما ما بدون توجه به درجه ریسک آن با تمام وجود با خلاقیت و ابتکارات فوق العاده ای که انجام می دادیم .. روی خود استاد های امریکایی را هم کم می کردیم ... امریکایی استغفرالله خدا که نیست .. !!
به هر حال من نه اغراق کردم .. نه دروغ نوشتم .. بلکه کم هم نوشتم .. !! هر کی نمی خواهد ، باور نکند
من به عنوان یک نظامی با افتخار از کار هموطنانم در اصلاح کد های این هواپیما تشکر می کنم
سلام عمو جانم امیدوارم حالتون خوب باشه با تشکر از اینکه کامنتمو جواب دادین واقعا خالصانه باعث افتخارم بوده و بارها جوابتون رو خوندم من 18 سال سن دارم اطمینان دارم به اندازه ی شما ودیگر دوستان تجربه ندارم ... ولی نظرمو میگم یه سری از حرفای اقای برهانی رو قبول دارم یه سری رو نه! مثلا فرض کنیم من یه کارخونه ی بزرگ تاسیس کردم مثلا مواد غذایی شما اطلاع دارین که روزانه ده ها تلفن به من می شه که تهدید امیزه از طرف دوست و دشمن تهدید میشم وممکنه بین اعضای خانواده دعوا بشه ریششم حسادتها تنگ نظریها و.... هست یا من یه بازیگر .. بازیکن ..یا شخصیت بزرگم یا یه کار مهم کردم ایا نباید کوچکترین مشکلی برای من بوجود بیاد وادامه بدم از طرف هیچکس نباید کوچکترین فشاری به من وارد بشه؟ شما هم کاری بزرگ کردید عمو جان جان {گفتین بچه نگو سرهنگ..! چشمک!} تاسیس این سایت با اهداف مهم وزیبا همراه بوده من 5 ماه هست که با سایت اشنا هستم وتقریبا توبیشتر بستا کامنت گذاشتم تو این مدت بیش از 3 الی4 کامنت ناجور ندیدم ایا بین صدها هزار مراجعه کننده و ده ها کامنت محبت امیز نباید چند{3الی4} سادیسمی یا انسانهایی که از طرف زندگی تحت فشارند و براشون سخته زندگی زیبا وماجراجویانه ی شما و خاطرات بی نظیر وفوق العادتون {فکر میکنم به خاطر لطف خدا تو زندگی و با لطف خانواده خیلی چیزای جذابو تو زندگی دیدم و اگه زنده باشم میخام ببینم ولی شک دارم به جذابی زندگی شما بشه ! به این میگن یه بارانتز کاملا بیجا!!} ویا از همه مهمتر عکس نوه های زیباتون که خالصانه از طرف بابا بزرگ قهرمانشون روی سایته رو نتونن ببینن که شاید ما هم ببخشید منه حقیرم اگه جاشون بودم یه کاری میکردم که لحظه ای این جمع دوستانه رو بهم بریزم عمو جان شما بازم میگم که یه عقابین دوسستاتون که اسیر بودن مگه سالها توهین و تحقیرو نشنیدن ولی جنگیدن تا اخر خط تسلیم نشدن خودتون بارها توسط دشمن جانتون تهدید شده ولی کم نیاوردین . آقا ی برهانی ! به شخصه میگم به نظر من عمو اگه از مسایل هوابیمایی خارج نشده بود اینهمه طرفدار نداشت به لیست مطالب و تعداد بازدیدا نگاه کنید سوسن و... من به شخصه عاشق خلبانیم و هنوز راهمو انتخاب نکردم اما دلیلی که از این سایت بازدید میکنم اینه که عمو خانوابهروز به من درس زندگی کردنو یا د میده ... دوست داشتن وطن .. احترام به حقوق دیگران... احترام به قانون ... داشتن نگاه باک.. عشق به خانواده وهمسر.. خودداری مقابل خیانت.. و درست زندگی کردن ومهم نبودن سرمایه و لزوم وجود عشق وتعهد به تمام امور زندگی چیزایی که برای هر کدام یه سایت لازمه..! فکر نمیکنم اینا رو بشه فقط توی هوابیمایC130H/E HERCULES ویاRC130H یا ابرای مخوف CB ودلایل سقوطها یافت گرچه که در نوع خودشون بسیار ارزشمندن. واما عمو جان قسم اصلا چرا قسم ؟ خواهشا یه مقایسه بین تعداد مراجعه کننده ها ی سایت با دها سایت ووبلاگ مخصوصا خبرگذاری های داخلی انجام بدین متوجه عمق کارتون میشین واما ما ایرانیا اصولا ادمای خجالتی هستیم کمی کارامون توی برقراری ارتباط با اکراه همراهه من توی تعداد مراجعه به سایت کوچکترین کمبودی نمی بینم فکر نمیکنم همه ی کسایی که برای سایت کامنت نمیگذارن با ما نیستن مثل خود همین اقای برهانی که بعد از مدتی زحمت کشیدن ونکات ضعفی رو بعد از مدتا گوشزد کردن . ما عادت داریم کمی شلوغش کنیم والا من که نگاه میکنم دوستان همه هستن و با کوچکترین توهینی به شما عنان از کف دادن ودوتا چارتا کامنت میزارن واونایی که نیستن حتما نباید مثل این حقیر ابراز وجود کنن با کامنت گذاشتن. نگران خانومام نباشین عزیزم به نظر من رویارویی دستگاهای خفاش وآواکس از فا صله ی 100 ها کیلومتری براشون خیلی جذاب نیست حالا یه دفعه هم gentelmansfirst عمو جان ببخشید طولانی شد دیگه گردنم هم درد گرفت چی میکشی موقع بست نوشتن! امیدوارم موفق و شاد وسربلند باشین وبزودی به اتفاق دوستان افتخار زیارتتون نصیبم بشه در ضمن از کامنت این اقای برهانی بخاطر باسخ تلخ ناراحتم چون فقط دو تا کامنت توهین امیز واشتباه برخی رو مد نظر قرار دادن! ولی همهی ما دوستون داریم چه باشین چه نه! کوچک ودوسدار شما علی
پاسخ
ممنونم علی جان .. شرمنده از این همه لطف دوستان .. من هرگز تسلیم نمی شوم همان گونه ان دوپست قبلی را با زحمت بسیار نوشتم .. علی رغم این که قلبم را شکسته اند .. به قول شما اصلآ اهمیتی نمی دهم .. اما باید تجدید نظر کلی شود .. ! تا همین امروز قصد داشتم دو هفته مانیتورم را بسته بندی کرده و راهی مشهد شوم .. ! تا با دیدن اقوام کمی حالم بهتر شود .. ! اما راستش رو بخواهی هر چه فکر کردم .. دیدم من تحمل دوری نوه ها و دوستانم در سایت را ندارم .. !! برای همین دوباره دست به کار شدم .. الان ساعت ده دقیقه به چهار بامداد است .. ! یکی دو ساعتی می شود که طراحی تصاویر را تمام کردم .. !! البته از ظهر نم نم شروع کردم .. مثل سابق فعلآ قادر نیستم .. اما خودم را نمی اندازم .. به شوق ارتباط با دوستان نیم ساعت کار کرده ، یک ساعت استراحت می کنم .. !! تا حالا سه پاراگراف از مطلب پست بعدی را تمام کردم .. دخترم دعوت کرده فردا کرج بروم .. بهش گفتم نمی توانم رانندگی کنم .. شاید با آژانس رفتم و بقیه اش را جمعه تا شب تمام کنم .. ولی گمان نمی کنم بتوانم با آژانس هم بروم .. پس اگه ماندم .. همین جوری نم نم می نویسم ..
راستی یک خبر خوب .. این پست را اگه حمل بر تعریف نمی گذارید ، از اون پست های ماجرایی است .. و مربوط به یکی از ماموریت های دربار شاهنشاهی به آفریقا و کشور " گینه استوایی " است !!! تقریبآ عین پست قبلی که در باره سفر به قبیله ادمخواران بود .. !!!
خلاصه من یک سربازم .. به این سادگی تصمیم هر بیماری نمی شوم .. !! و با تمام وجود به عشق همین مردم خوب و دوستان صمیممی به کارم ادامه می دهم
منتها ... از پست بعدی به امید خدا یک تجدید نظر کلی در کامنت ها اعمال می شود .. به این شکل که ... هیچ کامنت خارج از موضوع محتوی پست اخر مطلقآ نه منتشر شده و نه پاسخ داده خواهد شد .. . از انتشار کامنت های متفرقه هم خودداری خواهد شد .. فقط کامنت های پرسش در باره صنعت هوانوردی ، مطلب اخر و کامنت های علمی و اموزنده ( مثل جناب اوالانچ عزیز ) منتشر خواهم کرد .. از این به بعد بر عکس گذشته کامنت های توهین امیز را به هیچ عنوان منتشر نخواهم کرد .. از دوستان هم خواهش خواهم کرد .. فقط تا 48 ساعت بعد از آپ شدن کامنت بگذارند .. تا بعدش بتوانم به مطالب پست بعدی برسم .. چون هر کامنتی که درج می شود ، مجبورم مثل همین الان کارم را نصفه کاره رها کرده و به ان ها بپردازم .. !! خب مسلمه که روی کیفیت نوشته بعدی تآثیر منفی داره .. !! همان طور که گفتم .. سه چهار پاراگراف را نوشته بودم .. که به حرمت دوستان که معطل نمانند ، به بخش نظرات برگشتم .. اگر چه فعلآ به دلیل شرایطی که دارم خیلی کم ، مگر بر حسب ضرورت با عرض شرمندگی کامنت ها را منتشر می کنم .. اما همین که یکایک ان ها را خوانده و سپس حتی بی پاسخ هم منتشر کنم .. وقت زیادی برده و سبب قطع حس و حالی که در هنگام نگارش داشتم می شود ..
البته همه این موضوعات را اگه زنده بودم در حرف های خودمونی پست بعدی خواهم نوشت .. و شدیدآ هم اعمال خواهم کرد
اگر من قوانین را رعایت کنم .. بقیه هم رعایت خواهند کرد
به هر حال من تا ان جایی که بتوانم در خدمت شما دوستان خواهم بود .. اگه تاخیر افتاد .. ببخشید .. ولی حطمئن باشید مطلب بعدی در راه است
از بقیه دوستانی که پاسخ به کامنت ها شون ندادم عذر خواهی می کنم .. حتمآ به همه ان ها پاسخ خواهم داد
سلام.
در جایی از مطلب نوشته اید نقاط کور راداری ایران از طریق پرواز هواپیماهای کوچک مثل بونانزا تحت پوشش قرار گرفته بود.
سوال من این است آیا این پرنده قابلیت راداری خاصی دارد؟ یا انواع خاصی از بونانزا این قابلیت را دارد؟
لطفاً در صورتی که پاسخ این سوال وارد خط قرمزهای ارتش می شود. اصلاً کامنت را منتشر نکنید.
متشکرم.
پاسخ
ممنون امیر جان از دقت نظر شما
راستش را بخواهی هواپیماهای کوچک هیچ کار خاصی انجام نمی داد ، بلکه اون خلبان هواپیما بود که با پرواز در منطقه کور راداری ، با چشم غیر مسلح از آسمان ایران پاسداری می کرد .. و از آن جا که این هواپیماها ارزان هستند ، و قیمت موشک های عراقی خیلی گران تر از آن ، لذا هرگز هیچ میگ عراقی ان ها را شکار نمی کرد .. ولی حضورشون باعث می شد ما بر تمام نقاط حساس کشور که از دید رادار پنهان است مسلط باشیم
ممنون از شما
سلام خدمت کاپیتان
آقای مدرسی بندهبا یک هفته تاخیر این پست + کامنت ها رو خوندم آنهم بعلت اینکه بنده سرمای شدیدی خورده بودم، ولی متاسفانه کامنت های تاسف بر انگیزی را دیدم که بگذریم.......
آقای مدرسی بنده هم با نظر جناب آقای برهانی موافقم یک پیشنهاد دارم:
از این به بعد لطف کنید و به کامنت های تشکر و این جور تعارفات پاسخی ندهید!
کامنت هایی که غیر مرتبط با آن پستی که شده است را پاک کنید و اصلا انتشار ندهید!مثل کامنت های سیاسی و نمی دونم برسی توان دفاع جنگ ایران با کشورهای دیگه! آخه این سایت مگه سایت وزارت دفاع هست که هرکی میاد یه تلنگر به این کاپیتان بازنشسته می زنه و میگه ما نمی تونیم بجنگیم و غیره! اگر دل اون اشخاص برا مملکت می سوزه به جای حرف زدن یه کاری بکنند. به قول امام راحل که فرموده بودند:
**نگویید این انقلاب برای ما چه کرده است! بگویید ما برای این انقلاب چه کرده ایم**
آقای مدرسی لطف کنید و این جور کامنت ها رو منتشر نکنید. می دونم می خواهید تو ی سایتتان آزادی وباشه و سانسور نباشه ولی بلانسبت خوانندگان هنوز توی خیلی از افراد شعور استفاده از آزادی وجود نداره!
می دونم که حالتون زیاد خوب نیست پس نیاز نیست به این کامنت هم پاسخ بدبد فقط استراحت کنید تا حالتون بهتر بشه!
تشکر
سلام!!!!
بازم مثل هميشه خفاش برنده ميشه!!!!
ما مخلص تجهيزات به قول بعضي ها كهنه هم هستيم!!!
موقعيت خشتك ن ح گود دي!!!
کاپیتان مدرسی درود بر شما
در ابتدا صادقانه باید بگویم در شهامت و ارزشهای ارتشیان دلیر ایران
کوچکترین تردیدی ندارم همانطور که خودتان هم اشاره کردید میهن دوستی
از خصوصیات اخلاقی ایرانیان است اما
در مورد مطالب شما و چند خواننده محترم
می خواهم چند نکته را عرض کنم چون به نظر من حقیقت مهمتر از هر مصلحتی است. حرف های احساسی و شعار گونه ما
را به جایی نمی رساند متاسفانه در جواب نظرات مستدل و منطقی هم میهنی
به نام حمیدیان شعار های پوچ و تو خالی و بی اساس و بعضا توهین پاسخ
داده شده است.
این که شما سعی می کنید به قول خودتان سعی بر برگرداندن روحیه ای
می کنید که دیگر نیست بسیار هم با ارزش است اما دقت داشته باشید که
روحیه دادن با استناد به دستاوردهای
که وجود ندارد تاثیر معکوس خواهد گذاشت هر کاری باید از راهش انجام شود تا موقعی که ارزیابی درستی از شرایط خود نداشته باشیم و دقیقا ندانیم که کجای کار هستیم و دلمان را به اوهام وخیالات خوش کنیم آینده خوبی در پیش رویمان وجود نخواهد داشت
قطعا شما به خوبی می دانید که این سازمانی که هم اکنون نیروی هوایی نام دارد یک سازمان رزمی موثر که توان تاثیر گذاری در روند جنگ را داشته باشد نیست .
البته شهامت و توان روحی و فکری قطعامهمترین پارامتر تاثیر گذار در جنگ است اما این عامل تا یک حدی
حدی می تواند ضعف تکنو لوزیک را جبران کند حتما خاطرتان هست که همان نیروی هوایی عراق که شما ادعا دارید
پوزه اش به خاک مالیده شده بود
در سالهای آخر جنگ چه بر سر شهرهای
ایران آورد چه بر سر تاسیسات نفتی واقتصادی ایران آورد و چه جوری مسولان را وادار کرد که جام زهر بنوشند من در آن سالها کودک دبستانی بودم اما دقیقا یادم هست که چه جوری وضع زندگی سال به سال بدتر میشد. اجازه بدهید در این مورد یک
پرسش مطرح کنم حتما میدانید که تاسیسات اتمی عراق در هفدهم خرداد ماه سال 61 توسط نیروی هوایی اسراییل منهدم شد تا حالا فکر کرده اید چرا نیروی هوایی ایران نتوانست
این کار را انجام دهد با این که ما با عراق در حال جنگ بودیم ولی اسراییلی ها توانستند. آیا میهن پرستی آنها بیشتر بوده؟
یا به خاطر واقع بینی نیروی هوایی
به معنای واقعی در اختیار داشتند
تا حالا فکر کرده اید اگر خدا به این کشور رحم نمی کرد و اسراییلی ها هم از مسلح شدن صدام دیوانه به بمب اتم احساس خطر نمی کردن چه بر سر ایران وایرانی میامد؟
شما را به خدا بس کنید با این حرفها
به هیچ جا نمی رسیم کپی سازی اف 5 و موشکهای چینی و کره ای که خود آنها از روی موشکهای دهه 60 روسیه کپی شده اند اسمش توان نظامی نیست خودمان را گول نزنیم . بهترین خلبانان دنیا هم با میگ 29سری A ,UB و اف4 و5
هیچ شانسی در مقابل اف 16و18 و رافال ندارند نگاه کنید ترکیه و اسراییل چه جوری با مشارکت در پروزه اف35 علاوه بر تضمین برتری هوایی گام بلندی هم در راه ارتقا سطح فنی و تکنولوزی کشورشان برداشته اند به هند نگاه کنید قرار داد های خرید سوخو 30 را با گرفتن تضمین انتقال تکنولوزی و مونتاز هواپیماها نهایی کرد حالا هم در یک مناقصه برای خرید 126 فروند جنگنده مدرن "رافال و تایفون اف 18 ومیگ 35
را برای خرید بررسی می کند البته این بار آنها انتقال تکنولوزی طراحی و ساخت را هم می خواهند.
حقیقت تلخ است شاید شما و خواننده هایتان مرا هم متهم کنید اما به عنوان یک ایرانی که بهترین را برای کشورش می خواهد فکر می کنم این مسیر اشتباه است.
بدرود پاینده باشید
پاسخ
هم وطن عزیز و گرامی
من قلبآ از شما تشکر کرده و دست شما دوست گرامی ام را هم می بوسم
اما کیوان جان .. بیاییم فقط فرض را بر این بگذاریم که .. به گفته شما و بعضی دوستان اوضاع ارتش و نیروی هوایی و به طور کلی توان رزمی ما بی نهایت ضعیف بوده و در مقابل ارتش های مدرن محکوم به شکست هستیم .. قبول
من به طریقه دیگه پرسش ام را از شما و هم اندیشان شما مطرح می کنم ... آیا اگر ارتش و تجهیزات قوی نداشتیم ، نباید از ناموس خود در مقابل متجاوزان دفاع کنیم ... !!؟ فرض کنیم عین شرایطی که در خرمشهر در اوایل جنگ رخ داد ، در یک شهر دیگر مرزی خدای ناکرده اتفاق بیفتد ..آیا باید جوانان و مردم آن شهر به خاطر نداشتن ارتش قوی و تجهیزات مدرن ناموس خود را تقدیم به دشمن نمایند و نظاره گر باشند .. !!!؟؟ آیا باید هیچ دفاعی برای خاک وطن و نوامیس خود نکنند ... !!!؟؟؟
اگر پاسخ شما مثبت است .. من هیچ سخنی با شما ندارم
اگر پاسخ شما منفی است .. که قطعآ هم همین است .. آیا نباید در شرایطی که به قول شما تجهیزات نداریم ، روحیه غیرت ملی را در نسل جوان افزایش دهیم .. !!؟ به من بگویید در طول تاریخ جنگ های ایران از دو هزار و پانصد سال قبل به این سو .. کدام جنگ را سراغ دارید که توازن برقرار بوده است .. ؟ مسلمآ در هیچ برگی از تاریخ شاهد تسلیم دو دستی کشور به دشمن نبوده ایم
خب عزیز من .. حرف من هم همین است .. حالا که تجهیزات نداریم .. حالا که ارتش ضعیف داریم .. حالا که جوانان بی خیال داریم .. آیا بهتر نیست با یاد اوری حماسه پیشینیان آن ها را در راه وطن پرستی و غیرت ملی تشویق کرد .. !!!؟
بله من اگه بیشتر از شما دوستان اگاه چیزی از وضعیت دفاعی ارتش و کشورم ندانم ، مسلمآ کم تر هم نمی دانم .. ! به عبارتی سرم تو حساب است
آما کیوان جان .. اشما و دوستانت طوری حرف می زنی که انگار قراره بهترین تجهیزات مدرن را به ما بدهند و ارتش را تقویت کنند .. اما من همه را پس زده و قصد اغفال جوانان و کتمان واقعیت دارم .. !!!! مطمئن باش من هم از خدا می خواهم قوی ترین هواپیماهای شکاری را داشته باشیم ... اما دلیل نمی شود فرزندان این آب و خاک را تشویق به وطن پرستی نکرد ... و من هم دقیقآ همین کار را می کنم ..
کیوان عزیز .. با این چرندیات بنده .. مطمئن باش کسی چیزی را از دست نمی دهد .. ولی اگه حتی یک نفر هم تحت تآثیر قرار گیرد .. قطعآ در مقابل دشمن پایداری خواهد کرد
شما باید زمانی بنده را زیر سئوال ببری که با نوشته هایم قصد اغفال نسل جوان را داشته و مانع از خرید تجهیزات جنگی می شوم ... !!!! اگه به قول شما در این شرایط همین چهار تا خاطره را هم نگیم .. پس به درد چی می خوریم .... !!؟
شاید نظر شما این است که بر اساس واقعیت ها ، آیه یاس و نامیدی خوانده و بگویم حالا که ما ارتش قوی نداریم .. شما هم بی خیال دفاع و غیرت ملی باشید .. یا خفه خون گرفته و مانند خیلی از سایت های دیگر .. در باره شعر و عاشقی حرف بزنم ؟؟؟
افسوس حالم اصلآ مناسب نیست .. تا بتوانم نظر و دیدگاهم را تشریح کنم
ولی همین قدر می دانم اگه نظر همه خوانندگان این است دست از ترویج روحیه مقاومت و غیرت ملی به خاطر ضعیف بودن توان نظامی کشور بردارم .. به شرافتم قسم دیگه کلمه ای نخواهم نوشت ... و به جای شرح خاطرات و دلاور مردی های ارتشی ها .. یک فروشگاه راه اندازی کرده و تجارت می کنم
سلام جناب آقای مدرسی
امیدوارم همیشه خوب خوش و سلامت باشید
واقعا با خوندن این خاطرات و دلاور مردیهای فرزندان ایران سر بلند احساس غرور میکنم و از این که ایرانیم بسیار خوشحالم موفق باشید
پاسخ
امیر عزیز و نازنین
من هم متقابلآ آرزوی موفقیت و شادکامی برای شما دوست بزرگوارم دارم . باور کن خیلی خوشحالم که روایت دلاور مردی های برادران ارتشی مورد پسند و افتخار شما جوان های ایرانی است
قلبآ به شما عزیزان افتخار می کنم
با سلام
آقای مدرسی خودتان همیشه می گفتید که نمی خواهم فضای سایت سیاسی شود اما متاسفانه به تنها چیزی که پرداخته می شود سیاست است آن هم از نوع افراطی. تقاضا می کنم از دوستان بخواهید اینقدر الفظ رکیک بکار نبرند. پدر من هم از خلبانان نیروی هوایی بودند که هم اکنون بازنشسته اند. هنگامیکه وبلاگ شما را به ایشان نشان دادم بسیار خوشحال شدند اما به محظی که به قسمت کامنت ها رسیدیم نمی دانستم که چه بگویم. از اینها گذشته فکر کنم سلیقه شما به شخص دکتر احمدی ن÷اد چشم شما بروی بعضی از واقعیت ها بسته. پدر از خلبانان اف4 بودند. هنگامیکه از وضعیت فانتوم ها و سایر ادوات با پدر صحبت می کردم وضعیت کنونی بسامان نیست. خودتان که بهتر از همه وضعیت هرکولس ها را می دانید! اگر کمی به کشورهای همسایه نگاه کنیم فکر کنم بهتر باشد. پیروز باشید.
پاسخ
علی جان ممنون از شما و صراحت بیانی که داری
پسرم خوشحالم که با فرزند برومند یکی از همکارانم آشنا می شوم
علی جان .. بخش کامنت ها را من نمی نویسم .. به شرافت ام اصلآ ادم سیاسی نیستم .. وگرنه لااقل وضعیت ام از این که هست بهتر بود
عقیده هر کسی به خودش مربوط است پسرم .. ولی ان گونه که در باره من فکر می کنی .. نیستم .. باور کن پسرم
بخش کامنت ها .. محل ابراز عقیده های خوانندگان است .. همه می دونند حتی توهین به خودم را هم منتشر می کنم .. حال اگه یکی از دولت می نویسه .. من دخالتی ندارم پسرم .. من مسئول نوشته ها و خاطرات خودم هستم
به هر حال مدتی است به لطف تذکر های دوستان .. این کامنت ها که باعث آزار دوستان می شود ، کم شده اند .. اما تهمت زدن کار صحیحی نیست
شما مرا متهم به سیاسی بودن کردید .. دست شما درد نکنه
باز هم از شما سپاسگزارم