قدر خلبانان ایرانی را بدانیم



با تحلیلی از : یزدان امیدی
" مهاجرت خلبانان ایرانی " عنوان مطلب این پست است که تقدیم شما یاران عزیز می کنم . راستش رو بخواهید در کامپیوترم فولدری برای نوشته های بعدی وجود دارد که هر چه به ذهن ام رسیده یا دوستان برایم ارسال می کنند در ان نگهداری می کنم .. طبق قراری که با خودم داشتم بایستی سانحه هواپیما دوشان تپه رو این بار با یاد و خاطر خلبان شهید " نصرالله بیک " تعریف و تحلیلش می کردم . لذا در حالی که در جستجوی مطالب مکمل یاد شده بودم .. ناگهان نگاهم به فایلی با عنوان " مهاجرت خلبانان ایرانی " افتاد که امضای آقای یزدان امیدی رو داشت . از شما چه پنهان هر چه به ذهن ام فشار اوردم یادم نیومد که چگونه و کی این نوشته به دست من رسیده است !؟ شاید هم به خاطر پربار بودن مطلب از جایی ان را به امانت برداشته بودم ...اما هر چه فکر کردم چیزی یادم نیومد . خب اصل نام محقق و نویسنده اش است که الحمدالله وجود دارد .. امیدوارم مورد پسند قرار گیرد ...
حدود دوسال است که به خواست دوستان جوان و خوانندگان مهربان قصد داریم برنامه نشستی رو به منظور دیدار از نزدیک تدارک ببینیم . اما راستش رو بخواهید به دلیل هزینه های اولیه اش قادر به انجام این مهم نشده ام ! و می ترسم این آرزو رو با خود به گور ببرم ! از طرفی دوست ندارم هزینه آن را خوانندگان پرداخت کنند . محیط های باز در گردش گاه های عمومی را هم نمی پسندم .. چاره چیست ؟ به پیشنهاد یکی از دوستان خوب .. قرار شد مشکل را مطرح کرده تا خود خوانندگان چاره کار رو پیدا کنند .. البته به امید خدا اگه این دیدار عملی بشه از دوستانی که به نوعی در خاطرات و نوشته ها نامی از آن برده شده است هم دعوت شوند ... از جمله دوست خوبم آقای محمود فرنودی ، ماشاالله مداح ، فیروز مومنی زبل ، ابراهیم فولادوند و ... هم دعوت به عمل اورم . تا ایدم نرفته بگم من دوست دارم در فصل گرما این اتفاق بیفته .. به عبارتی برای زمستان لطفآ برنامه ای نگذارید .. !!
کلام اخر این که .. متآسفانه با گذشت سه روز از تاریخ اخرین پست ام ، نمی دونم به چه دلیلی از آقای علیرضا صادقی خبری نشده است ؟ راستش رو بخواهید خیلی نگران حال او هستم .. چون در این دو سالی که افتخار همکاری با ایشان رو دارم ، سابقه نداشته است که کوچک ترین تآخیری در ارایه ترجمه مطالب انگلیسی داشته باشد .. همین امر مرا بی اندازه ناراحت کرده است .. امیدوارم مشکل خاصی برایش بوجود نیامده باشد .. و پسر عزیزم علیرضا جان در مسافرت تابستانی به سر برده باشند .. مشکل این است اگه بعد از انتشار پست مطلب اش برسد ، در سایت نمی شه اصلاح کرد ! ولی در وبلاگ مشکلی ندارم ..
![]()
نیروی هوایی آمریکا - پیش از انقلاب
در سال های پیش از انقلاب وقتی نخستین بار جهت فراگیری علوم تخصصی صنعت هوانوردی و پرواز به کشور آمریکا اعزام شده بودم .. بعد از گذشت مدتی که به اصطلاح معروف " یخ هایم آب شد ! " و با چشم های خودم دیدم که از کشور های متعددی جوانانی هم سن و سال من که حتی ریش و سبیل در نیاورده بودند در دانشکده زبان " لک لند " واقع در ایالت تگزاس هم حضور دارند .. دو نکته برای من جوان ایرانی قابل تآمل و افتخار بود . اولین موضوع پرداخت بالاترین حقوق و مزایا نسبت به همه کشور ها بود . در اصل باید گفت بالاترین پول تو جیبی ! چون در حقیقت حقوق و مزایای اصلی مون در ایران پس انداز می شد ! نکته دوم استعداد بالای ایرانیان در فراگیری زبان و دروس آموزشی بود . از همه مهم تر ایرانی ها بعد از این که موفق به دریافت " وینگ پرواز " می شدند .. تازه مهارت و نبوغ فردی خود رو به رخ بقیه می کشاندند .. و اگر بلانسبت اون کله شقی ها و آرتیست بازی های بعضی از دوستان رو نادیده بگیریم .. بچه های ایرانی از همون اول که جوجه خلبانی بیش نبودند .. چشم همه اساتید امریکایی رو خیره کرده بودند .. بدون استثنآء در هر دوره و تخصصی بچه های ایرانی اولین بودند ! حیف که اغلب از جمله خود من بیشتر در فکر شیطنت و آرتیست بازی بودیم !
یک مثال از نبوغ ایرانی ها ...
شاید بهتر بود تیتر این پاراگراف رو می نوشتم .. " پارانتزی به گذشته ! " چون می خواهم در باره یک ایرانی که از قضای روزگار یکی از دوستان عزیز و صمیمی ام است بنویسم .. فکر می کنم در بین مطالب قدیمی اشاره ای به نبوغ او کرده ام . بگذریم ... " تقی - م " یا همون آقا تقی خودمون یک نمونه از ایرانیانی است که موقع تحصیل در آمریکا زبانزد کارشناسان نظامی بود ! او یکی دو دوره از گروه ما قدیمی تر محسوب می شد .. ولی جالبه بدونید بار ها و بار ها در کلاس درس اشکال اساتید رو می گرفت ..!! بله تعجب نکنید .. اگه استاد خبره امریکایی در تشریح توانایی های هرکولس اشتباه توضیح می داد ، با متانت و حجب و حیای خاصی دستش رو بالا گرده و با بیان این جمله کلیشه ای که .. استاد ببخشید این موضوع رو که فرمودی .. آیا مربوط به سی - ۱۳۰ های ایران هم می شود یا نه ..!!؟ و استاد در حالی که بادی به غبغب می انداخت می گفت .. " یس سر ! " بله جانم .. بله عزیزم ! و در این جا بود که آقا تقی ما خجالت رو کنار گذاشته و بهش یاد اور می شد که این چیزهایی که می گویی در هواپیماهای ایرانی وجود ندارد .. !! و استاد که هرگز فکرش رو نمی گرد هوش و ذکاوت یک شاگرد ایرانی آن قدر بالا باشد که حتی اشتباه او رو متذکر شود ، با قاطعیت می گفت الان به کتاب مراجعه می کنیم .. و در نهایت در حضور همه سنگ روی یخ می شد .. خود آقا تقی بعد ها در این مورد به من گفت .. هر وقت استاد درس می داد ، مرتب به چشم های من می نگریست تا به سر گفته های او رو تآئید نمایم .. !! و ما از این آقا تقی ها کم نداشتیم ...

جذب نخبگان به غرب ..
راستش رو بخواهید هر یک پرسنل ارتش شاهنشاهی به ویژه نیروی هوایی از لحظه ای که حکم اعزام اش ( Order " به آمریکا صادر می شد ، پرونده ای کامل از مشخصات و گذشته فرد همزمان در آمریکا شکل گرفته و بتدریج کامل و کامل تر می شد ! طبیعی است دانش اموختگان معمولآ برحسب هوش و ذکاوتی که داشتند براشون برنامه ریزی می شد ! و از آن جا که سیستم ارتش شاهنشاهی ، آمریکایی بود .. سعی می شد این فرهنگ در مراجعت به کشور هم گسترش یابد . پرواز های روتین و دائمی به آمریکا و حضور مستشاران در ایران ، سبب نظارت دقیق بر نخبگان شده بود . به همین دلیل با ورود هر نوع تکنولوژی یا هواپیمای تازه ، با مشورت همان مستشاران آمریکایی بهترین ها انتخاب شده و اموزش مجدد می دیدند ! بهترین مثال در این باب انتخاب خبره ترین گروه های پروازی برای ورود هواپیماهای تانکر ، جامبو جت های ۷۴۷ و یا آواکس ها ( به دلیل پیروزی انقلاب ارسال نگردید ) بود . و این پروسه قرار بود ادامه یابد .. که به خاطر سرنگونی رژیم پهلوی ، تمام برنامه های آمریکایی ها به هم خورد ! و بعد از سپری شدن شوک انقلاب ، از راه های دیگری جذب نخبگان عملی شد .. ! به عبارت ساده تر .. اگر این ارتباطات قطع نمی شد ، دیگه نیازی به جذب خلبانان و گروه های پروازی نداشتند ! چون بر روی هواپیماهای ساخت خودشون پرواز می کردند .. و از نگاه فرهنگی هم عین خود آن ها بودند .. ! البته اون عده ای هم که حسابی غرب زده شده بودند ، در این ماجرا از آن سوی بام به زمین افتادند .. !! متآسفانه جذب نخبگان تنها شامل خلبانان و گروه های پروازی نمی باشد .. و این روز ها نوابغ همه رشته ها خریدار داره ..
فرار مغز ها ...
قدیمی ها حتمآ یادشون است که حتی در رژیم پهلوی هم ما مسئله ای به نام فرار مغز ها رو داشتیم ! و خیلی از جوانان نابغه بعد از مطرح شدن در ایران ، خودشون راهی غرب می شدند ! با نگاهی منصفانه به بافت علمی آمریکا خواهیم دید که در حساس ترین مشاغل علمی غرب از ناسا گرفته تا بخش پزشکی و یا سایر مراکز مهم اقتصادی و تجاری .. ایرانی های زیادی در ان جا حضور داشته و خیلی هم خوب درخشده اند .. ! اما متآسفانه چندین سال است ترک نخبگان ایرانی صدمات زیادی بر پیکره کشور وارد کرده است .. مخصوصآ در صنعت هوانوردی که به دلیل اعمال تحریم های ناجوانمردانه به خلبانان با تجربه و قدیمی خیلی نیاز داریم ، به دلیل ضعف مدیریت و تصمیمات غیر کارشناسانه باعث از دست دادن بهترین اساتید خلبان در کشور شده ایم ! به زبان ساده تر .. به دلیل ندانستن قدر سرمایه های با ارزش کشور ، باعث مهاجرت ناخواسته عده زیادی خلبان شده ایم .. ! آقای یزدان امیدی تحقیق مبسوطی در این باره کرده است .. که در ذیل می خوانید :
مهاجرت خلبان هاى ايرانى
• كشورهاى عربى با فراهم آوردن شرايط مناسب ازجمله حقوق ۱۲ تا ۱۵ هزاردلار درماه، حمايت تحصيلى از فرزندان، تقبل هزينه خريد لوازم منزل وارائه تسهيلات بانكى با بهره هاى نازل، اقدام به جذب خلبانان ماهر ايرانى كرده اند
آيا مى توان اين گفته برخى ازمنابع مطلع را باور كرد كه از ۵۲۰ «خلبان ارشد» كشور ۲۳۳ نفر از َآنها، طى دو دهه گذشته مهاجرت كرده باشند؟
اگر برشى تاريخى به قصه مهاجرت خلبانان داشته باشيم ، مى بينيم داستان به شروع جنگ تحميلى در سال۵۹ تا ۶۲ بازمى گردد. در اين سالها، بنا به شواهد و قرائن موجود كه منابع آگاه ارائه مى دهند ۱۵۰تن از خلبانان ما به كشورهاى آسيايى و عمدتاً اروپايى و آمريكايى مهاجرت كردند. موج ديگر مهاجرتها مربوط به سال ۷۵ است در آن هنگام ، ۳۰تن از زبده ترين خلبانان ارشد ايرانى در كشورهاى شرق آسيا مالزى، سنگاپور و ژاپن، اقامت دائم برگزيدند. اما موج سوم مهاجرت خلبانان كه به اعتقاد بسيارى از كارشناسان صنعت هوايى مخرب ترين و مهمترين اين مهاجرت ها مى باشد از سال گذشته به كشورهاى حوزه خليج فارس و عربى آغاز شده است.
بررسى ها نشان دهنده اين است كه بروز حادثه ۱۱سپتامبر و موج مبارزه با تروريسم و حوادث حواشى آن در اين امر بسيار مؤثر بوده است؛ چه آنكه پس از حساسيت هايى كه در ميان اعراب نسبت به اتباع كشورهاى آمريكايى ،اروپايى به وجود آمد، شرايطى فراهم شد تا نگاه آژانس ها و خطوط هوايى عربى، به سوى خلبانان زبده ايرانى كه دردنيا از وجهه و سابقه شايان توجهى برخوردارند معطوف شود. در طى سال هاى اخير ۳۳نفر از «خلبانان ارشد هما» به شركت هاى هوانوردى حوزه خليج فارس سفر كرده اند و عده بسيارى ديگر نيز در حال بستن چمدان ها هستند.
در فوج اخير مهاجرت خلبانان ما، اعراب با فراهم آوردن شرايط مناسب از جمله، حقوق ۱۵ تا ۱۲هزار دلارى در ماه، حمايت تحصيلى از فرزندان خلبانان تا سه فرزند از مقطع دبستان تا تحصيلات دانشگاهى، تقبل هزينه خريد لوازم منازل، ارائه تسهيلات اعتبارى بانكى، بهره گيرى از وامهاى كلان با نرخ هاى كم بهره، شرايط و زمينه هايى فراهم كرده اند تا خلبانان ايرانى رو به سوى كشورهاى «قطر،امارات متحده عربى، كويت و عربستان و... نهند و كار هدايت هواپيماهاى خطوط هوايى آن ها را به عهده گيرند. با توجه به اين كه كشور ما با مشكل تحريم اقتصادى، فرسودگى ناوگان هوايى و دست دوم بودن هواپيماها دست به گريبان است و به عبارت ديگر پروازها با اتكا به مهارت خلبانان انجام مى شود نبايد بگذاريم بهترين خلبانان ما، به سادگى به كشورهاى ديگر مهاجرت كنند. بايد آگاه باشيم اگر ناشيانه نسبت به اين موضوع برخورد كنيم بايد تاوان سخت و فاجعه بارى را متحمل شويم. زيرا خطاى انسانى و خطاى ماشينى (هوايى) يعنى فاجعه به تمام معنا و ناامن شدن آسمان هوايى.

شهرت خلبان ايرانى
ايران به دليل برخوردارى از اقليم چهار فصل، فضاى مناسبى براى آموزش خلبانان به همراه آورده است. وجود آموزش هاى خوب با مبنا و روش هاى مدرن كه از گذشته و سال هاى دور پايه ريزى شده است و نيز دارا بودن ضريب هوشى بالا، جوان بودن خلبانان و سن پايين در برابر ساعت پرواز، سوابق و دانش پروازى، اشتهار به حسن خلق، منش وكرامت ايرانى، همه و همه موجب شده اند تا عموم خلبانان مهاجر ايرانى در شركت هاى هوانوردى و هواپيماسازى در سمت هاى مديريتى، مدرسين دروس هوانوردى، خلبانان مقامات عالى رتبه و ارشد كشورها انجام وظيفه كنند.
از اين ميان مى توان به مدير عمليات« ايرباس»،« ايرج فاطمى »اشاره كرد كه سال هاى سال مسؤوليت تمامى دستورالعمل هاى عملياتى مربوط به ايمنى، استاندارد، تدوين و به روزسازى دستورالعمل هاى هواپيمايى ايرباس و نظارت بر استاندارد در هوانوردى ايرباس را به عهده داشت يا آقاى ساهاكيان مدير ايمنى« قطر ايرلاين »يا خلبان ايرانى« جان كرى»(نامزد رياست جمهورى آمريكا) اشاره كرد كه به رغم وجود خلبانان خبره آمريكايى اما« كرى »ترجيح داده از خلبان ايرانى استفاده كند. در خطوط حوزه خليج فارس حدود ۳۰خلبان ما، در آژانس هاى مهمى هم چون الاتحاد كويت، در حال پرواز هستند و ۲۰نفر ديگر از مديران و خلبانان ايرانى در قطر ايرلاين مشغول به كار هستند. برخى از زبده ترين خلبانان ما موسوم به«خلبانهاى اميرى»نيز وظيفه هدايت هواپيماهاى شيوخ عرب و مقامات عالى رتبه و پروازهاى VIP، تشريفاتى را به عهده دارند. در كشورهاى اروپايى و آمريكايى نيز خلبانان ايرانى در خطوط united Airline و لوفتهانزا و U.P.S آلمان مشغول به پرواز هستند.در آسياى شرق نيز خلبانان ايرانى در شركت كره اى EVA سنگاپور ايرلاين، مالزى و JAL ژاپن فعاليت خلبانى دارند.
به اين ترتيب با نگاهى اجمالى به تعداد خلبانانى كه تاكنون از كشور مهاجرت كرده اند مى توان به ميزان خسارت مادى، ناشى از مهاجرت نيروى انسانى متخصص در اين حوزه پى برد.
موضوع با اهميت ديگرى كه نگرانى عميقى را به وجودمى آورد، جداى از روند فزاينده مهاجرت خلبانان در مقايسه با تعداد اندك اعضاى اين جامعه در كشور كه تعدادشان كمتر از ۲۹۰ نفر خلبان مى باشد، فرارسيدن سنوات خدمتى حدود ۱۰۰تن از خلبانان ارشد اين شركت به آستانه سابقه كار ۳۰سالگى آن ها و رسيدن به سن بازنشستگى است.
خلبانانى كه قريب به اتفاق آنها با هدايت هواپيماهاى پهن پيكر، پروازهاى بين المللى اين شركت را انجام داده و در صورت عدم اقدام جدى، به احتمال زياد بسيارى از آن ها با درخواست بازنشستگى پيش از موعد به زودى به خيل مهاجران خواهند پيوست. اگرچه سن بازنشستگى در خلبانان بدون احتساب سنوات خدمتى ۶۳سال مى باشد، اما بسيارى از اين خلبانان هم اكنون درصدند با گرفتن وكيل خود را بازنشسته كنند.
به اين ترتيب با عدم اتخاذ سياستهاى لازم، خلبانان باتجربه كشور كه به طور مؤثر مى توانند ضمن ايفاى نقش اساسى در ارتقاى سطح ايمنى هوانوردى تأثير بسزايى در تربيت نيروى متخصص نسل جديد داشته باشند، در حال مهاجرت هستند. آنچه كه تأمل و وقت فراوان مى طلبد ضرورت توجه به عامل انسانى در كنار ماشين است. تأثير نيروى انسانى از صفر تا ۱۰۰ است به نحوى كه در صورت خرابى ابزار، ماشين، هواپيما بلافاصله انسان بايد آن را جايگزين كند، بديهى است ضريب خطا در شخص بايد حتماً صفر باشد. زيرا«اشتباه يك خلبان آخرين اشتباه او تلقى مى شود» و خسارت ناشى از آن در كنار تلفات جانى و مالى فراوان ايراد خدشه به اعتبار و حيثيت مديريتى كشور را به همراه دارد.
آمار سقوط هواپيماهاى مسافرى پس از انقلاب گوياى موضوع مذكور است.

متخصصان و كارشناسان حوادث هوايى معتقدند كه در بررسى سوانح هوانوردى، مى بايست به زنجيره دلايل توجه داشت، به عبارت ديگر، بروز يك سانحه هوايى را نبايد صرفاً ناشى از يك عامل دانست. همچنان كه گفته شد با توجه به اعمال تحريم هاى هوايى در خصوص خريد هواپيماهاى مسافربرى ايرباس و به موازات آن وجود هواپيماهاى دست دوم، فرسوده و استناد به آمارهاى ارائه شده از سوى منابع رسمى هوايى و مجلات تخصصى« سازمان بين المللى ايكائو»عامل اساسى قريب به ۸۷درصد سوانح هوايى در دنيا مربوط به روابط و تعاملات فى مابين انسان، تجهيزات و خطاى انسانى شناخته اند و كانون سقوط هواپيماهاى مسافربرى را كابين خلبان تشخيص داده اند.
البته بنا به دلايلى غيرمشخص، نتايج بررسى ۱۳ سانحه هوايى كشور هيچگاه در اختيار متخصصان ذيربط و رسانه ها قرار نگرفته است. اما با نگاهى گذرا، به وقايعى كه در دو سال اخير، در حوزه هواپيمايى كشور اتفاق افتاده مى توان استنباط و اثبات كرد كه مشكلات فنى و خطاى انسانى نقش اصلى را داشته اند.
مثلاً در حادثه خرم آباد «توپولوف ايرتور» يكى ازاستادان خلبانى كشور به خبرنگار ما گفت: حادثه خرم آباد مرتبط با ساخت غيركارشناسى فرودگاه و اشتباه هشت تا پنج ثانيه اى خلبان بود.
وى تصريح كرد: در زندگى روزمره زمان ۸ ثانيه به هيچ وجه نه به چشم نمى آيد و نه مهم است، اما بايد پذيرفت وقتى ذهن خلبان تنها در اين زمان اندك درمحاسبات اشتباه كند، منجر به فاجعه مى شود، زيرا هواپيمايى كه با سرعت ۳۵۰ ۳۰۰، كيلومتر در ساعت در حركت است، احتساب غلط زمان ۸ ثانيه يعنى ۱۵۱۰ كيلومتر خطا، در فرود هواپيما و متعاقب آن، بروز فاجعه اى كه خبرش در رأس اخبار خبرگزاري ها، آژانس هاى خبرى و رسانه ها و مطبوعات دنيا قرار مى گيرد.
هزينه هاى آموزش خلبانى
يك خلبان، بايد از سخت ترين فيلترهاى آموزشى و گزينشى عبوركند. به طورطبيعى هم پاى آموزش هاى آن، از بعد مادى نيز پرهزينه ترين رشته دركشور و شايد دنيا محسوب مى شود.
به طورى كه تنها آموزش خلبان پايه CPIكه حدود ۶سال به طول مى انجامد، براى كشور ۳۱ميليون تومان هزينه دارد، اگر هزينه و مدت زمان آموزش خلبان حرفه اى با مدت ۱۱ماه را بر آن اضافه كنيم كه حدود ۲۸ ميليون تومان است، مشخص مى شود كه براى تبديل شدن به خلبان حرفه اى كه معادل دكترا است، دولت بايد ۵۹ميليون تومان هزينه كند. درحالى كه رشته پزشكى حداكثر ۱۵۱۲ ميليون تومان، رشته مهندسى ۵ ميليون تومان و رشته كارشناسى علوم انسانى نيز ۱ ميليون تومان هزينه دربردارد. براى پيوستن به جرگه خلبانان ارشد بايد ۱۱ دوره تكميلى معادل ۴۱۷ ميليون و ۷۴۰هزارتومان هزينه شود.
به عبارت ديگر هر خلبان ارشد، حدود ۴۸۰ تا ۵۰۰ميليون تومان براى كشور هزينه بر است. اين مخارج جداى از آموزش هاى ديگر، ازجمله آشنايى با هواپيماهاى جديد و چك هاى پزشكى ادوارى است، كه درجاى خود براى خلبانى كه سابقه ۵پرواز با هواپيماهاى مختلف و جديد را دارد اين هزينه به ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزاردلارمى رسد. يعنى هرخلبان ارشد معادل ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دلار ارزش دارد.
« مهمترين عامل مهاجرت »
يكى از مهمترين عواملى كه موجب شده خلبانان ايرانى اقدام به مهاجرت كنند مشكلات مالى، اقتصادى و عدم رعايت شأن و مقام و جايگاه آنها بوده است.
كارشناسان روانشناسى معتقدند خلبان نبايد به هيچ وجه فكر و ذهنش مشغول مسائل معيشتى و مشكلات حاشيه اى باشد زيرا درگير شدن ذهن او حتى چند لحظه احتمال دارد فاجعه اى بيافريند.
لذا در تمامى كشورهاى دنيا، دولت ها براى خلبانان مسافربرى جايگاه ويژه اى قائل اند و تسهيلات خاصى در اختيار آنان قرار داده اند تا خلبان با خيال راحت پرواز كند. از طرف ديگر، با توجه به هزينه درخور توجهى كه دولت نسبت به آموزش خلبانان قائل مى شود و دوره هاى ويژه اى كه خلبانان مى گذرانند آيا عقلانى نيست كه حقوق آنها به حدى باشد كه فكر خلبان مشغول مسائل مدرسه يا دانشگاه فرزندانش نباشد و با فراغ بال و به دور از پارازيتها و استرس هاى مخرب اقدام به پرواز كند.
پايين ترين حقوق
در ارتباط با سقف حقوق خلبانان ارشد ايرانى حرف و حديث فراوانى گفته شده يا شنيده ايم.
اما بايد دقت كرد كسى كه دولت براى او ۶۰۰ ـ۵۰۰ هزاردلار هزينه مى كند با كارمند، كارگر، مهندس و دكتر متفاوت است. يكى از خلبانان ارشدى كه فعلاً در كشور حضور دارد در ارتباط با وضعيت حقوق خلبانان ايرانى و مقايسه آن با ديگر كشورهاى همسايه مى گويد: پايين ترين حقوق خلبانان در دنيا ۵ هزاردلار است. لذا پايين تر از اين حقوق اجحاف به خلبان محسوب مى شود در حالى كه سقف حقوق خلبانان ارشد ايرانى بين ۱۵۰۰ـ۱۲۰۰ دلار در ماه در نوسان است.
وى تصريح كرد: وقتى در فرودگاه هاى دنيا با خلبانان ديگر كشورها درخصوص ميزان دريافت حقوق گفت وگو مى كنيم آنها از دريافت حقوق ما، متعجب و حيران مى شوند. مثلاً حقوق خلبان هاى« آرين ايرلاين» متعلق به افغانستان بيش از ۵ هزار دلار است، درحالى كه يك معلم در اين كشور ۲۰۰ـ۱۵۰ دلار و يك كارمند ۴۰۰ـ۳۰۰ دلار در ماه حقوق دارد. اين يعنى اينكه افغانستان با هزار مشكل داخلى و خارجى كه با آن درگير است فهميده كه خلبان بايد فكر، زندگى و روحيه اش درآرامش باشد.
همچنين دريافتى حقوق خلبانان سوريه اى هم بين ۵ تا ۶ هزاردلار در ماه است. يا خلبانان اروپايى ماهانه ۱۳ـ۱۲ هزار دلار درآمد دارند جداى از خدمات جانبى و داشتن خط اعتبارى بسيار بالا. لازم به ذكر است اگر سانحه اى در اروپا براى خلبانى رخ دهد، بازماندگان آن تا آخر عمر، حقوقى برابر ۱۳ـ۱۲ هزاردلار در ماه دريافت مى كنند اما در كشورهاى حوزه خليج فارس حقوق خلبانان ۱۵ـ۱۲ هزاردلار در نوسان است.

مشكلات جامعه خلبانان
در بررسى هاى به عمل آمده مشخص شد موارد عديده اى در ارتباط با مشكلات خلبانان وجود دارد. از اين موارد مى توان به تجميع مشكلات صنفى كادر پرواز، بى توجهى مسؤولان ذيربط در حل مشكلات اين قشر (خلبانان) در مقاطع گوناگون اشاره داشت. آنچه در كارنامه مسؤولان مذكور ديده مى شود« يكسان نگرى متخصصين» بدون توجه به حوزه مسؤوليت آنهاست به نحوى كه حقوق خلبانان ناديده گرفته شده و فشارهاى فراوانى به لحاظ مصلحت انديشى بى منطق به خلبانان وارد شده است.
به نظر مى رسد مهمترين مشكلات صنفى خلبانان مرتبط است با:
۱) تغييرات پياپى مديريتى در سازمانهاى متولى صنعت هوانوردى
۲) تصور غلط مسؤولان از وضعيت درآمدى و دستمزدى كادر پرواز
۳) عدم اشراف و توجه ريشه اى مسؤولان ذيربط به مشكلات كادر پرواز
۴) دولتى بودن شركت هواپيمايى و محدود بودن اختيارات مسؤولان ذيربط
۵) عدم وجود تشكل صنفى خلبانان
۶) تأمين نيروى كار ارزان از ميان بازنشستگان و پرسنل ساير ارگان ها
۷) عدم تطبيق ميزان مسؤوليت و تسهيلات اعطايى
۸) عدم تبيين وظايف خلبانان و عوامل امنيتى در مقاطع بروز بحران
۹) پايين بودن حقوق خلبانان و مشكلات معيشتى و اقتصادى
۱۰) نبود حمايت هاى دولتى از اين قشر را مى توان از جمله مشكلات خلبانان ناميد. اين عوامل از يك سو و بازاركار قابل توجه در خارج از كشور موجب شده تا خلبانان ما رو به سوى خارج از كشور نهند.
مهاجرت خلبانان
به طوركلى مسأله مهاجرت«خلبانان مسافربرى» به عنوان نيروى انسانى متخصص از چند منظر قابل بحث و پردازش است:
۱)كاهش ضريب ايمنى پروازها
۲) كمبود و خلأ نيروى متخصص و مجرب
۳) هدر روى منابع مالى (سرمايه انسانى)
۴) بحران نيروى انسانى متخصص كارآمد در سالهاى آتى
۵) ايجاد بى انگيزگى و كاهش چشمگير بهره ورى در ساير پرسنل
۶) ايجاد زمينه مهاجرت در ميان ساير خلبانان موجود در كشور
مهاجرت خلبانان اگر منجر به از دست دادن نيروها شود، مساوى با هدر رفتن نيروهاى خلاق و زبده و پشت بند آن هم كاهش« ضريب ايمنى وضريب پرواز» خواهد بود.
جابه جايى مديريتى در صنعت هوايى
حساسيت فوق العاده صنعت هوايى موجب شده سازمان هواپيمايى كشورى طى ۲۵ سال گذشته، ۲۰ رئيس و سرپرست را به خود ببيند، يعنى با متوسط عمر مديريتى ۱۴ ماه ضمن آنكه در شركت هواپيمايى جمهورى اسلامى «هما » باز وضعيتى مشابه را ما شاهد هستيم، به نحوى كه تعداد مديران هما به ۱۶ نفر رسيده است.
بايد يادآور شد، بى ثباتى در مديريت، عواقب ناشى از سوء مديريت را بيش از پيش آشكار كرده و موضوع نابسامانى در اين صنعت را دامن زده است. در كنار ساير مشكلات هوانوردى بايد تأكيد كرد كه عدم ثبات مديريت بخصوص در عرصه سياستگذارى منجر به رشد قارچ گونه هوانوردى، هواپيمايى و در مقطع ديگر استفاده غيركارشناسانه از هواپيماها و خلبانان روسى و يا خلبانان نظامى شده است.
در برهه ديگر استفاده از هواپيماهاى دست دوم با عمر بالاى ۱۵ سال در آسمان هوايى كشور مانند هواپيماهاى خريدارى شده از تركيه نمود يافت، يعنى سلايق مختلف در مقاطع زمانى موجب واردآوردن خسارات شديد اقتصادى و جانى را به همراه داشت. دارابودن اشكالات فنى فراوان هواپيماهاى دست دوم منجر به عدم اطمينان تأثير بر ايمنى پرواز به دليل ارتباط مستقيم با بخشهاى فنى هواپيما منظور قابليت پرواز داشت. متأسفانه بايد اذعان داشت، هواپيماهاى دست دوم اغلب فاقد موارد ايمنى پرواز بوده و هستند.
يكى از خلبانان مهاجر كه هم اكنون مقيم اروپاست درخصوص هواپيماهاى دست دوم مى گويد: از جمله ابزارهايى كه خلبانان بايد از آن برخوردار باشند حداكثر قابليت پرواز و رعايت حداقل پارامترهايى است كه دستگاه بايد داشته باشد. متأسفانه در بسيارى موارد پروازى، ما شاهد بوديم كه اين پارامترها رعايت نمى شد يا خلبان نمى توانست و يا حتى نمى تواند آن موارد را اجرا كند. مثلاً آنچه براى هواپيما در برخى موارد بسيار مهم و اساسى است اوجگيرى است. اما به ما پيش از پرواز، اخطار مى شد كه نبايد با اين هواپيماى دست دوم بيش از ۳۲ هزارپايى اوج بگيرى و اين موضوع بسيارى از موارد كه شرايط جوى و ابرى نامساعد مى شد، براى خلبان مشكل ساز مى شد.
وى خاطرنشان كرد: تمام مسائل حاشيه اى و جانبى دست به دست هم مى داد و خلبانى كه بايد فكرش آزاد باشد و به هيچ مسأله اى به جز فرود موفقيت آميز و رساندن مسافران به مقصد نينديشد با محيط ملتهب و پراسترس مواجه شود و همين موضوعات كوچك و بزرگ فكر و ذهن او را مشوش و مشغول مى كرد كه براى خلبان بسيار خطرناك وفاجعه آور است.اين خلبان مهاجر يادآور شد: اگر تجربه خلبانان و سوابق پرواز آنها نبود، بى ترديد با توجه به تحريم هاى اقتصادى و از رده خارج بودن هواپيماها و نيز مشكلات جانبى، آمار سوانح هوايى به طرز وحشتناكى افزايش مى يافت و حوادث جبران ناپذيرى براى كشور رقم مى خورد.
بايد توجه داشت كه به دليل وجود خلبانان زبده«ايران اير» خوشبختانه تاكنون هيچ حادثه اى به خطوط« ايران اير» از زمان آغاز راه اندازى در كشور به وقوع نپيوسته است.
« ايران درصدر تلفات هوايى دنيا »
ايران درحالى رتبه نخست سقوط هواپيما را در ۷ سال گذشته به دست مى آورد كه تعداد پروازهايش نسبت به ديگر كشورهاى توسعه يافته بسيار اندك است. براساس آمارهاى رسمى پروازهاى داخلى در ايران روزانه ۱۲۰ـ۱۰۰ پرواز است و سالانه به ۳۶ تا ۴۰ هزار پرواز مى رسد، حتى اگر ما يكصد هزار پرواز در سال براى هواپيمايى كشور متصور شويم، بايد آگاه بود كه ايران در مقايسه با كشورهاى اروپايى و آمريكايى از جمله فرانسه، هلند و آمريكا ... كه سالانه بيش از يك ميليون پرواز انجام مى دهند در رتبه هاى پايين است. پس چرا ايران بايد در سوانح هوايى رتبه نخست را كسب كند؟! و حال كه به اين رتبه منفى دست يافتيم آيا صحيح نيست كه استراتژى و برنامه اى براى بهبود آن تدوين شود؟

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت پنج و سی دقیقه بامداد ۲۵ شهریور ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

آرشیو سایت
اينجا آرشیو وبلاگ
اینجا
یادی از شهید نصرالله بیک ( یکی از خلبانان سانحه دوشان تپه )
تصاویر مستند از یک سانحه ،به روایت نشنال جئوگرافیک
نگاهی به زندگی سر گروهبان فاطی ..!!
کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر
ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!
و ....
خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !!






سلام جناب مدرسی!
ضمن تشکر از شما که جویای احوال شده بودید باید بگویم که دیروز به دلیل اذیت کردن بلاگفاهر چه تلاش کردم نتوانستم مطلب را ارسال کنم و چون فکر نمی کردم به این زودی مطلب جدیدی را ارائه دهید از خیرش گذشتم.انشالله مطلب جدید را بزودی در پیشنویس قرار می دهم.
متشکرم
پاسخ
علیرضا جان عزیزم
باور کن نمی دونی چقدر از این که حالت خوب است ، خوشحالم کردی .. واقعآ برات نگران شدم .. چون سابقه نداره شما در این دوسال تاخیری در ارایه مطالب وزین ات داشته باشی
برای همین است که بار ها خواهش کردم دو تا همیشه مطلب در پیشنویس داشته باش .. !! شما این کار رو می کنی .. ولی وقتی استفاده کردم ، جایگزین نمی کنی .. اگه شما همیشه دو تا مطلب داشته باشی .. گاهی اوقات اگه فرصت کنم ، بعد از دو روز آپ می کنم .. شاید هم به روز برسه ..
به هر حال اصل سلامتی شماست .. نگرانی من بیشتر به این خاطر بود که حتی پیغامی که برای شما نوشته بودم رو پاسخ نداده بودی ..
من از شما به خاطر این قضیه عذر خواهی می کنم
ممنون از شما
عمو بهروز سلام
درباره پیشنهاد برای تجمع چند رو قبل برای شما من یک ایمیل فرستادم
درباره مشکل مهاجرن خلبانان من تاقبل از این که وارد دانشگاه بشم فکر میکردم خیلی کم باشه ولی الان میبینم دانشجوهای خلبانی دارن برنامه ریزی میکنن که چجوری برن یه کشور عربی حتی این به گروه های تعمیرونگهداری و اویونیک هم کشیده شده
من خودم میبینم که وقت استراحت دوستان به هم میگن فلان ایر لاین چقدر دستمزد میده و کدوم بهتره و نیروی جوون میگیره
این مشکل خیلی داره جدی میشه وباید جلوشو بگیریم
البته به نظر من عامل دیگش اینه که ما خلبان تربیت میکنیم ولی به علت های مختلف هواپیما نداریم و بیشترشون بیکار میمونن
از شما و آقای یزدان امیدی برای مطلب زیبا و اجتماعی تشکر میکنم
پاسخ
علیرضا جان عزیز
همان گونه که در گذشته هم عرض کردم .. وقتی یکی دو روز برای دیدن نوه ها به کرج می روم ، در مراجعت با انبوهی از کامنت و ای میل مواجه می شوم .. که پاسخ به ان ها دقیقآ یک روز و یک شب وقت نیاز دارد ! من دیشب تا صبح تا رمق در تن داشتم به ای میل ها پاسخ دادم .. اما هنوز کلی باقیمانده است .. به عبارتی هنوز به ای میل شما نرسیدم
در مورد نظر شما در باره خلبانان .. بله حق با شماست باید با این پدیده به نوع منطقی برخورد شود
آوا و آنا رو هم باید بیاری!
پاسخ
کجا .. !!؟ منظورت جلسه نشست با خوانندگان است !!؟
چشم اگه شد حتمآ این کار رو می کنم
سلام جناب سرهنگ.....
پستتون واقعا عالی بود..... فقط 1 چیزو میخوام عرض کنم...این که خیلیها عاشق پرواز و رشته خلبانی هستند ولی 1 ترسی در مورد تحصیل آزاد تو این رشته وجود داره که همون استخدام تو ارلاین هاست.... خود من سال 83 تو کلاسهای آزاد خواستم شرکت کنم و تو تمام مراحل پزشکی قبول شدم ولی پس از بررسی در زمینه تضمین شغلی متوجه شدم که پس از 4 سال آموزش و صرف 30 میلیون تومان هیچ تضمینی وجود نداره... این مبلغ و زمان اصلا کمی نیست... از اونجا هنوز حسرت پرواز رو به دلم میکشم... امیدوارم این مشکلات برای فرزندانمون حل شده بشه و مثل نسل ما نشن.....
راستی آقای مدرسی عزیز در رابطه با ملاقات خوانندگان نظرتون رو کاملا قبول دارم... 1 فکر دیگه میکنم.... تو فکرش هستم.... دوستتون دارم.
خلیج همیشه فارس
پاسخ
امیر جان عزیزم
بله حق با شماست .. این مهم ترین دغدغه اغلب دوستان جوان و خانواده هایی است که با صرف میلیون ها تومان نمی دانند آیا از حرفه ای پر هزینه ای که کرده اند ، استفاده خواهند کرد یا نه ؟ شاور کن بخش انبوهی از نامه هایی که دریافت می کنم ، در همین رابطه است ! و من هیچ پاسخ خاصی متآسفانه ندارم
امیدوارم همان طور که اشاره فرمودید بزودی همه این مسایل شفاف شده و با حذف پارتی بازی و توصیه ان هایی که مستحق این کار هستند مثل گذشته وارد میدان شوند .. در مورد دیدار ممنون از شما
من هم متقابلآ شما رو دوست دارم
با تشکر از کامنت شما
سلامی دوباره
نخسته عمو جون
واقعا مممنون از زحمات شما
..............
...............
.................
..................
پاسخ
بهنام جان عزیز
قبل از این که از شما به خاطر درج کامنت تشکر کنم ، لازم می دونم به خاطر حذف کامنت از شما قلبآ عذر خواهی کنم
دوست عزیز .. قبول کن جای این کامنت های سیاسی در این سایت نیست
اگر چه همه فرمایش های شما صحیح است ، ولی عزیزم بپذیر که هر نکته و کلامی رو نباید در همه جا مطرح کرد .. باور کن اگه بدونم با انتشار ان همه ان مسایلی که شما اشاره کردی درست می شود !!! من به شرافتم قسم قید سایت رو زده و ان را منتشر می کنم .. درج این گونه اخبار که تقریبآ همه می دونند ، جز امتیاز منفی و قطع این ارتباط عاشقانه با خوانندگان هیچ پیامدی ندارد
من بار دیگر از شما عذر خواهی می کنم
درود بر شما جناب مدرسی کتاب ویل دورانت سیاسی نیست و اسم کتاب تاریخ تمدن است بنده از شما پوزش میخواهم و دیگر کامنت سیاسی نمیگزارم اما استاد آن حکایت های تاریخی که سیاسی نیست اگر اجازه بدهید آن ها را قرار بدهم در پناه اهورامزدا پاینده و جاوید باشید.
پاسخ
پاساگارد عزیز و نازنین
با سپاس بی کران از مهر و محبت شما
بله می دونم سیاسی نیست .. من به عنوان مثال و با طنز به ان اشاره کردم که اغلب کامنت های شما گرایش سیاسی دارد .. من در پاسخ به یکی از همین نظرات نوشتم .. اولآ مردم ایران همه اخبار و وقایع رو می دونند .. دومآ اگر با انتشار مطالب سیاسی فکر می کنید مشکل حل می شود .. من حرفی ندارم حاضرم سایت ام رو قربانی حل مشکلی در کشورم نمایم
دوست عزیز .. این سایت متعلق به خودتون است .. فقط از درج مطالبی که تبعات سیاسی دارد ، خواهش می کنم خودداری فرمایید
ممنون از شما
سلام بر جناب آقاي مدرسي بزرگوار/دلسوز و آگاه به امور
مطالب كتابم تقريبا رو به اتمام است و انشاء الله تا هفته آينده يك جلد از پرينت آن تقديمتان ميدارم.خيلي از حرفها را مكتوب كرده ام تا هر زماني كه به آن مراجعه ميكنم تاحدودي تخليه گردم و از طرف ديگر ميزان درك خود نسبت به شرايط حال و آينده را نيز محك زنم.
اما استاد گرامي يكي دو موضوع خدمتتان عرض ميدارم تا جايگاه و تفكر كساني كه در دنياي امروز جايگاه والائي دارند با واقعيات حاكم بر خودمان مقايسه كنم.
سالها قبل از يك استاد اقتصاد ژاپن سوال كردم كه فرق اساسي شما با ما چيست ؟او خنده اي كرد و گفت ما بر اين باوريم كه اگر در كشور ژاپن پيرمردي كه مراحل پاياني مرگش را سپري مينمايد دچار بحران و مصدوميتي شود،آن وضعيت پيرمرد بركل ژاپن تاثیر ميگذارد.اين همان شعري است كه سعدي شيرازي در مورد بني آدم بكار برده است.
موضوع دوم در شب اول قدر هفته قبل در شيراز مهمان پزشكان فوق تخصص و برخي اساتيد و مسولين استاني بودم و افطار و مراسم در يك بيمارستان نيمه تمام برگزار شد.وقتي با آنان آشنا ميشدم و جايگاه علمي و شخصيت كم نظير اين انسانهاي شريف را متوجه شدم كه براي اهداف خاصي كه مربوط به خدمت به انسانهاي محروم و درمانده اين كشور تلاش مينمايند و دست ياري به سوي همه دراز ميكنند تا اين بيمارستان عظيم سريعتر راه اندازي گردد،تعجب نمودم كه در بين اين قشر نيز چه انسانهايي كم نظيري يافت ميشوند اما ...
در اوائل دهه شصت شاهد برگزاري مراسم تشييع جنازه تعدادي خلبان در شيراز بودم كه احتمالا با يك هركولس سقوط كرده بودند.در آن مراسم خلبانان زيادي با لباسهاي فرم و با نظم بي نظيري حضور داشتند.من شاهد بودم كه وجود آن افراد باعث شده بود كه پير تا جوان حاضر در مراسم به خود ببالند و ارزش و عظمت از آنان ميباريد.
مطمدنم تعداد زيادي از آنان ديگر در بين ما نيستند.
كشوري كه سرمايه انساني خود آن هم يك خلبان كه بعد از 50 سال طي عمر و تحصيل و تجربه و گذر از هزاران خطر به آساني از دست ميدهد و كاري ميكند كه بعد از عمري خدمت رهسپار بلاد ديگر گردند،نميتواند مغزهاي كشور خود را حفظ نمايد.فرار مغزها مختص خروج افراد از كشور نيست بلكه فرار مغزها مربوط به كسانيست كه احساس ميكنند تفكر و دانش و تجربه خود را در كشورشان مورد استفاده قرار ندهند.
اين روزها فكر ميكنند مدير عامل يك سازمان استاندارد جهاني همانند هواپيمائي كشور هركسي ميتواند باشد .وقتي اينگونه فكر ميكنيم و به پيش ميرويم به هدف اصلي نميرسيم.
پيشواي ما مولاي متقيان ميفرمايند وقتي فقر وارد جايي شد،ايمان فرار ميكند.از نظر او فقر فقط مالي نبوده است.بدبختي ما به فقر فكري و اعتقاديست كه همه چيزمان را تحت تاثير قرار داده است.
شترسواري هم دولا دولا نداره.
باز هم جاي خوشبختي است كه هنوز هم وجود دارند انسانهاي بزرگي كه همانند ستونهاي اين كشور عمل ميكنند و به خاطر كشور و ناموس و شرف خود از همه حقوق خود ميگذرند تا همه ما با آرامش و امنيت در كنار هم باشيم.
كسانيكه باعث ميشوند يك بچه شيرخوار تا يك مرد/زن پير اين كشور دچار سرخوردگي و دلسردي شوند روزگار نه چندان ديري بايد پاسخگوي خدايي باشند كه پيامبر او فرموده است يك ساعت تفكر از هفتاد سال عبادت بيشتر ارزش دارد.
اميدواريم قدر اين انسانهاي بزرگ كشور كه با ايمان و تكل به خدا و معبود خود روزانه و شبانه مردم را در اوج آسمانها جابجا و ارزش كاري آنان قابل بيان نيست را بيشتر بدانيم و حداقل كاري نكنيم كه افكار پاك آنان مخدوش گردد.
با تشكر و عذرخواهي.
پاسخ
سرور گرامی جناب مهندس فضلی گرامی
با تشکر از شما به خاطر حضور سبزتان ، قلبآ خوشحالم که بلاخره تحقیقات و زحمات شما در قالب کتابی وزین آماده شده است .. تبریک می گویم
در مورد مثال آن استاد ژاپنی .. حق با او است .. در خود امریکا من به چشم خودم دیدم که افراد مسن و حتی شیرخواره دارای حقوقی هستند که کسی قادر به تعرض به ان نیست .. اگر چه در جاهای خاصی نگهداری می شوند .. اما بر عکس کشور ما از اجتماع طرد شده نیستند .. بلکه حق و حقوق شهروندی برخوردارند .. و به چشم احترام نه دلسوزی و تحقیر به ان ها نگریسته می شود .. در اغلب مراسم ملی و اعیاد رسمی در صف اول جای دارند .. در دین خودمون هم به صراحت در احادیث فراوان اشاره به برکت خانوده به خاطر حضور پیرمرد ها و پیرزن ها به کرات شده است
آقای مهندس در باره اون سانحه دلخراش سی - 130 من یک پست نوشته و اشاره کردم .. متآسفانه در ان پرواز بهترین معلم خلبانان نیروی هوایی و میهمانداران را از دست دادیم .. نزدیکی های ساوه این اتفاق افتاد و دلیل ان شل بستن بار ها بود که به محض کم کردن ارتفاع از جای کنده شده و با شدت به سمت کابین حرکت کرده و هرچه سر راهش بوده شسته و از کابین خارج می شود .. و بهترین خلبانان ما کشته می شوند ..
استاد انسان های بزرگوار و خییر در کشور ما کم نیست .. و به برکت زحمات ان ها خدمات انساندوستانه ارایه می شود
ممنون از شما
خیلی ممنون عالی بود.
پاسخ
ممنونم عزیزم
سلام جناب مدرسی گل
مطالب این پست خیلی شدید علمی بود، حیف خاطرات و پرانتز ها که جایشان خالی، من یکی که عاشق جاده خاکی های شما هستم.
از اعداد و ارقام این پست شما برای محاسبات کاری خودماستفاده خواهم کرد.
هم دست شما و هم دست کسی که در این زمینه به شما یاری رسانده درد نکنه.
پاسخ
سپند عزیز و گرامی
ممنون از اظهار لطف شما .. راستش رو بخواهید من گیچ شده بودم که آیا خطوط بالا رو حذف کنم یا خطوط پائین را ..!!؟
به هر حال امیدوارم که درست عمل کرده باشم
در مورد دیدار به شکل بلیط فروشی واقعآ مخالف هستم .. بعد از دوسال و نیم یه عده قصد دارند یک نشست خودمونی داشته باشند ، اون وقت صحیح است که بابت ورودشون بلیط بگیرند ..!!؟ این به عقیده من بزرگ ترین توهین به خوانندگان است
اگه قرار بود بلیطی فروخته شود .. خیلی از خوانندگان حتی حاضر بودند مخارج اجاره سالن و کل پذیرایی رو از خودشان بدهند .. و من راضی به این کار نشدم ! چه به این که بگویند آقای سپند بیا میهمانی .. اما برای ورود به خونه مثلآ دو هزار تومان بده ... !! نه اصلآ با این کار راضی نیستم .. ان قدر صبر می کنم تا خودم پول دستم بیاید و ان گاه این کار رو خواهم کرد .. معقول ترین روش این است یک شرکتی تقبل کنه و تبلیغات خودش رو در سالن بگذارد من هم در سایت تبلیغ آن ها را تا مدتی درج خواهم کرد .. این یک مثال بود .. ولی باید فکر کرد تا روش های دیگری هم پیدا کرد ..
ممنون از شما
آقا بهروز خوش تيپ
سلام
اميدوارم حال شما خوب و اوضاع رديف و بر وفق مراد باشد. ممنون از نوشته هاي قشنگتون.ببخشيد كه نشد توي پست قبلي شما كامنت بزارم. اما خيلي جواب داد. آقا بهروز اگر بدوني تو گرماي جنوب، توي استخر خنك، يخ گاز زدن چه حالي ميده.لابد اون ژنراله مي دونسته نه؟چشمك!!!!
ارادتمند همه خوش تيپ ها
پاسخ
به به .. رضا جان خوش تیپ و خوش مرام عزیزم
خوبی آقا رضا جان .. دلم برات تنگ شده بود
لعنت بر این دل که زود به همه دل می بنده ... و چقدر تحمل دوری و نگرانی ها رو داره ..!!؟
رضا جان راست می گی .. احساس یخ گاز زدن ها رو درک می کنم ... یادمه اولین روزی که به بندرعباس رفته بودم .. بقدری تشنه ام بود که با دیدن یک شیر آب در میان درختان ، سراسیمه خودم رو بهش رسوندم و حسابی خوردم .. دیدم مزه ی بدی می دهد .. اما فکر کردم آب بندر چنین است .. همین که در فکر مزه آب بودم .. یک سربازی دوان دوان نزدم آمده و گفت جناب سروان از آن آب نخوردید .. ها .. و با دست به تابلوی بزرگی که روش نوشته بود .. آب غیر نوشیدنی .. !! بعدآ فهمیدم آب فاضلاب قاطی داشته و برای آبیاری بوده است . !! بله عزیزم گرما این حرف ها سرش نمی شود ... !! ممنون از شما دختر نازنین و دوست داشتنی ات رو ببوس
سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه
راستش اين مشكل در همه نخبه ها هست.
وقتي توان ذهني افراد ميره بالا خوب به طور طبيعي در همه موارد قدرت تحليل و اظهار نظر داره.
متاسفانه تا حد زيادي صرفنظر از مسايل مالي و معيشتي ديدگاه حاكم بر خودي و غير خودي بودن افراد در جامعه مشكل ساز شده.
فراموش نكنيم نعمت محترم بودن و حق اظهار نظر كردن واقعا" در حفط نخبگان بسيار موثره.
در يك سيستم مدون هميشه ايده ها از پايين شكل مي گيرن و در سطوح بالا پخته ميشن. ماداميكه اين اصل نباشه همه چيز بي فايده ميشه.
پاسخ
حمید جان عزیزم .. واقعآ در یکی دو جمله تحلیل بسیار زیبایی از این پست و واقعیت های حاکم رو بیان کردی .. ازت ممنونم
سلام جناب مدرسي
احوال شما؟
روزه نماز ها قبول ها قبول باشه
بله متاسفانه افغانستان بهتر از ما به خلبان هاش ميرسه.
با توجه به اهميت اين موضوع و علاقه منداني كه داره اگر اجازه بديد اين تاپيك شما رو در انجمن نظامي يا همون ميليتاري خودمون بذارم.
راستي خاطره ان روي سكه ارتش شاهنشاهي را خواندم بسيار جالب و خواندني بود مخصوصا قسمتي كه از تيمسار جهانباني نوشته بوديد واقعا خوشم امد چند وقت ژيش با يكي از بچه ها سر همين تيمسار جهانباني دعوا شده بود. اون اقا مي گفت تمام حرف ها در مورد شجاعت و مهارت تيمسار درست نيست كه با اين نوشته شما موضوع حنما حل ميشه.
سئوالي داشتم درباره يكي از دروس خلباني كه در زمان ژرتاب ماهواره اميد برايم پيش امد.
شب بعد از پرتاب ماهواره اميد شخصي از مسئولان صنايع هوافضا گفت كه در زمان شاه كه خلبانان ايراني در امريكا تحصيل مي كردند هر وقت كه سر كلاس حرف از فضا مي شده افسران ايراني را بيرون مي كردند. من كه خيلي تعجب كردم چون اگه انقدر ايراني ها را از دانش هوافضا محروم مي كردند پس شهيد مصطفي چمران كه در ناسا كار مي كرده كه بوده؟
مي خواستم از شما بپرسم كدامش راست است اينكه ايراني ها از درس فضا محروم بودند يا شهيد جمران؟
البته من فكر مي كنم مورد اولي دروغ بوده.
يا علي
پاسخ
مرتضی جان عزیز و گرامی
با تشکر از محبت شما و لطفی که به بنده و سایت داری
مرتضی جان شما اختیار تام بر تمام مطالب بنده دارید .. و اصلآ نیازی به اجازه نیست .. حتی اگه صلاح دونستی می توانی بدون نام و آدرس هم لینک کنی .. چون هدف اطلاع رسانی است نه پز دادن .. !!
در مورد بیرون کردن دانش اموزان ایرانی .. من اولین باره می شنوم .. اتفاقآ اگر می دیدند یکی از ایرانی ها قدرت درک بالایی داره .. از بقیه جدا کرده و اجازه رشد می دادند .. اگر حمل بر تعریف و تظاهر نباشه .. همدور های من شاهد هستند که از نیمه های کلاس ، بنده رو جدا کرده و به کلاسی که همه آمریکایی ها بودند و استاد عالی داشت بردند .. !! زیرا اساتید کشور های غیر امریکایی به خاطر مشکل زبان فرق داشت .. در حالی که آن ها امکان آموزش در سطح وسیع رو برایم فراهم آوردند .. این گونه نبود که کسی رو بیرون کنند به جرم این که ایرانی هستند .. !! به هر حال این می تونه از شایعات اول انقلاب باشه که سعی در تخریب چهره ابر قدرت ها رو داشتند .. از زمان های قدیم تا حالا ، ایرانی ها در بهترین مراکز علمی مثل ناسا در حال کار کردن هستند .. و این با شایعه ای که منتشر شد جور در نمی آید
سلام جناب سرهنگ میخواستم بگم که متاسفانه در داخل کشور ناوگانهای شرقی وغربی با عمرهای مختلف وجود داره وهمونطور که عزیزان میدونند اساس کار یک سیستم شرقی و غربی متفاوته و همین موضوع کار اموزش ونگهداری رو مشکل میکنه . با تشکر از مطلب زیباتون .
پاسخ
دقیقآ درست می فرمایید .. سیستم های غربی بسیار پیشرفته تر از نوع شرقی ان است .. ممنون از شما و تشکر به خاطر درج کامنت شما
سلام سلام
عمو براتون ایمیلی نوشتم لطفا در اسرع وقت پاسخ بدین..
ممنونم ازتون
پاسخ
دختر عزیزم فاطمه جان
من ابتدا نامه شما را ان گونه که فرمودی مفصل توضیح داده و سپس به حضور در بخش کامنت رسیدم
امیدوارم که حتمآ موفق شوی
سلام كاپيتان (شتلق)
خوبيد؟ نوه هاي گل گلي اتان خوبند؟
كاپيتان عالي بود
راستي براي حضور در تجمع خوانندگان من رو فراموش نكنيد(چشمك)
ولي هر تصميم كه شما بگيريد من هم خواهم بود حيف كه بنده توانايي ندارم ولي سعي خواهم كرد با دوستانم تماس بگيرم تا شايد براي فضا و پذيرايي و ... كاري كرد
در هر حال منوط به اوامر حضرتعالي است.
با اجازه ، خبردار ، (شتلق) ، عقب گرد
پاسخ
امیر عزیزم .. مگه می شه شما پسر عزیزم رو فراموش کنم ..!!؟
امیدوارم بتوانم یک فضای خوبی دست و پا کنم .. راستی من امروز به این فکر افتادم در نمایشگاه های آی تی که هر سال برگزار می شود و به وبلاگ نویس ها فضا برای غرفه می دهند ، به نام وبلاگ غرفه ای گرفته و در ان جا میزبان یاران عزیزم باشم
منتها باید دوستان جوان گوش بزنگ باشند و زودتر خبرم کنند
ممنون از شما
جناب آقای مدرسی عزیز ، خلبان هرکولس ، بنده یکی از همان خلبانهای مهاجر یا فراری یا هرچه اسمش را بگذارید هستم که فعلا در سنگاپور ایرلاینز مشغول به کار و خدمت هستم ، نمیدانم باید از شما گله کنم یا عزیزیانی که نظرات میگذارند ، در مورد همکاران عزیزی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس مشغول به کارهستند نمیدانم ولی ما (منظورم گروهی است که در خاور دور مشغول به پرواز هستیم) قضیه اینگونه نیست و باور بفرمایید که حقوق بالا (البته آنقدرها هم بالا نیست) آخرین چیزی است که به آن فکر میکنیم ، شما خود خلبان بوده اید و میدانید عشق پرواز یعنی چه ، درصد بالایی از خلبانان شاغل در خاور دور بازنشسته های با تجربه ایران هستند ، وقتی به دیسپچ میرویم تا اطلاعات پروازی را بگیریم از سفیدی یک دست موی آنها میتوان فهمید که ایرانی هستند و چه احترامی توسط دیگران دریافت میکنیم ، حال تصور بکنید بنده اگر در ایران بودم بعد از بازنشستگی چه حال و روزی داشتم ، اگر خیلی خوش شانس بودم و زبان باز بودم و کلی رابطه میداشتم میتوانستم مجوز یک دفتر آژانس هواپیمایی بگیرم و بلیط هواپیمایی را بفروشم که سالها یوک آنرا در دست داشتم (تازه معمولا ما سرمایه نداریم و یک بازاری سرمایه دار جواز ما را اجاره میکند) گله دیگر به نگارنده مقاله که حقوق بالا را عامل مهاجرت خلبانان میداند ، شما بهتر از هر کسی میدانید که بنده توعی اگر یک بنگاه املاک بزنم و در امر دلالی مسکن وارد شوم چندین برابر حقوق سنگاپور ایرلاینز درآمد دارم ، قصد اطاله کلام ندارم ، ولی باور بفرمایید آنچه ایرانیان نخبه (بنده البته نخبه نیستم) و با تجربه را به آنسوی مرزها میکشاند حس برخورداری از کرامت انسانی است ، شما بهتر از هر کسی میدانید که خلبان پس از استارت هواپیما تصمیم گیرنده نهایی یا به قول معروف Final Commander است ، ولی آیا میدانید که خلبان ک .. خلبان پرواز تهران – پاریس به خاطر اینکه در حین پرواز با گارد امنیت پرواز درگیری پیدا کرد و هواپیمایش را در ژنو فرود آورد و اعلام نمود که بدلیل عدم برخورداری از آرامش عصبی ادامه پرواز را صلاح نمیداند دادگاهی شد و حتما میدانید که دلیل درگیری ایشان جلوگیری گارد پرواز از ورود یکی از بستگان نزدیک خلبان به کابین خلبان بود که صد البته توسط خود خلبان دعوت شده بود ، بنده منکر زحمتهای عزیزان حفاظت پرواز نیستم ولی مگر نه اینکه خلبان اگر بخواهد هواپیما را به هر سمتی میبرد ، نیازی نیست که فامیل و آشنایی بیاید و او را تهدید نماید ، باز تاکید میکنم آنچه امثال ما را در این سنین بالا به اینسوی مرزها میکشاند کرامت انسانی است ، البته ناگفته نماند که این بنده حقیر بزودی پس از اتمام قراردادم به ایران برمیگردم و البته دلیلی دارم که شما بهتر از هر کسی آنرا درک میکنید و با هزاران دلار حقوق عوض نمیکنید . . .
پاسخ
سرور گرامی استاد نازنین
با تشکر از کامنت منطقی شما .. جسارتآ به عرض می رسانم .. اگر به مطلب دقت فرمایید ، بنده مولف آن نبوده و صرفآ به دلیل این که یک طرح تحقیقاتی در زمینه سایت بنده بود ، آن را بدون کم و کاست با نام نویسنده اش درج کردم . صد البته از نظر قانونی ، وجدانی و یا هر چیزی که نامش رو بگذاریم ، این حق طبیعی شما عزیزان است تا به عنوان یکی از صد ها استاد خلبانی که به هر دلیلی مهاجرت فرمودید ، از حرفه و عمل خود دفاع کنید . در این جا لازم می دونم اضافه کنم .. دوستان جوانی که گاهآ از ینده در باره حق و حقوق خلبانی پرسش می کنند ، رک و پوست کنده می گویم .. هرگز موفق نخواهید شد .. حتی اگر با پارتی بازی خلبان شوید ، اگه نگاه مادی داشته باشید ، خود به خود طرد خواهید شد .. و این یک واقعیتی است که خلبانان مخصوصآ ایرانی ها صرفآ به دلیل عشق به پرواز و خدمت به همنوعان به این شغل روی می آورند .. همه چیز مادیات نیست و من دلیل شما و سایر عزیزانی که صرفآ به دلیل کرامت انسانی حاضر به ترک وطن شده اند رو درک می کنم .. البته آن عده از خلبانانی هم که برای درآمد بیشتر هم رفته باشند .. حق طبیعی آن هاست .. همان گونه که یک فوتبالیست برای تآمین آینده خود و خانواده اش مجبور می شود در تیم های عربی بازی کند .. یک خلبان هم حق دارد برای تآمین زندگی بهتر فرزندان خود به هر نقطه ای از جهان که مایل است برود .. این نظر شخصی بنده است و به آن اعتقاد دارم
صحبت از گارد هواپیما ها شد .. همه می دونیم که فلسفه تشکیل گارد هواپیما به بعد از فرار ننگین سرکرده منافقین و بنی صدر شکل گرفت .. و باز شاهد هستیم که به سبب حضور آن عزیزان گارد پرواز برای حادثه جویانی که به سرشون می زند تا با هواپیما ربایی از کشور خارج شوند ، بسیار موثر و در حفظ جان مسافران و خدمه خیلی ضروری است .. اما متآسفانه گاهی این نوع مشکلات بین این نیرو ها با کاپیتان ها پیش می آید .. بعضی ها خیلی سخت گیر هستند .. و تنها به وظایف محوله عمل می کنند .. آن ها هیچ تقصیری ندارند .. قانونی که این اختیار رو به ان ها داده است غلط است و باید اصلاح شود .. و گرنه هیچ کسی راضی به درگیری هوایی و یا هواپیما ربایی نیست .. واقعآ امنیت پرواز ها رو تآمین می کنند .. اما همان طور که گفتم .. بعضی از آن ها خیلی سخت گیر هستند .. ما هم همین مشکلات رو با ان ها داشتیم .. !! حتی یک بار که در پرواز آموزشی گارد هم امده بود .. به ان ها گفتم .. شما ماموریت دارید که اجازه ندهید کسی درون کابین بیاید .. تا ما را بدزدد .. خدا خیرتون بدهد .. اما الان که مسافر نداریم .. به چه دلیلی می آیید !!؟ شما از کجا می دانید که ما شبانه به کدام نقطه رفته و در کجا فرود می آئیم .. !!؟
من دقیقآ شما رو درک می کنم .. اما باید بدانیم که باید متذکر شد که قوانین رو اصلاح کرد .. من شنیدم اخیرآ به دلایل شرایط سیاسی مملکت آن ها خیلی سخت گیری می کنند .. و بنده خدا ها مثل گروه پروازی جان خود رو در راه حفاظت از هواپیما و مسافران می گذارند .. نمونه ان خنثی سازی بمب در هواپیمای اهواز بود .. که دیدیم با چه فداکاری از انفجار درون هواپیما جلوگیری کرد .. همه ایرانی هستیم .. ولی به قول شما حرمت ها باید حفظ شود .. خلبانی که اجازه نداشته باشد فرزند یا نزدیک ترین دوست خود رو به کابین ببرد ، این یک توهین به شخصیت و حرفه اوست .. دوستان باید متوجه باشند که همه چیز پول نیست .. بله همان گونه که عرض کردم ممکنه عده ای به خاطر حقوق بالا رفته باشند .. اما اغب آن ها به خاطر دلایلی که شما برشمردید از کشور خارج شده و همیشه هم قلبشون برای ایران می تپد .. و به عشق ایران پرواز می کنند
در مورد درامد بنگاه ها کاملآ با شما موافق هستم .. آن ها بدون کوچک ترین زحمتی چند برابر یک استاد خلبان درآمد دارند
استاد عزیز .. من از شما قلبآ عذر خواهی می کنم که با این پست سبب رنجش شما و دوستان وطن پرست شما رو فراهم اوردم .. امیدوارم با توضیحاتی که دادم ، بنده رو عفو بفرمایید
یک ایرانی هر جا که باشد .. دلش برای وطن همیشه می تپد
موفق و تندرست باشید
جناب مدرسی ممنونم از شما
نیازی به عذر خواهی نیست.کار دقیقا صحیحی را در شرایط کنونی انجام دادید.باز هم ممنونم
فقط حرف دلم رو بهتون زدم
....
پاسخ
بهنام نازنین
باور کن وقتی به دلایل سیاسی یا به قول فرمایش شما با توجه به شرایط جامعه مجبور می شوم جمله ای رو که خودم هم قبول داشته و به ان معتقدم رو حذف کنم ..، خیلی حالم گرفته شده و اعصابم بی نهایت خرد می شود
در مورد کامنت کاملآ منطقی شما هم واقعآ حق باشماست .. ولی خب خیلی خیلی شرمسارم .. باز هم امیدوارم بنده رو عفو بفرمایید
این نشان دهنده درک عمیق شما از وضعیت کشور عزیزمون ایران است
باز هم سپاسگزارم
سلام جناب مدرسی.خوب هستین؟قربان راجع به اون موضوع که اون شب بعد از خداحافظی تلفونی بهم گفتین خدا شاهده هیچکسو پیدا نکردم.یعنی همه خونه ها اپارتمانی شده.خلاصه شرمندتونم.راستی حالتون بهتره؟ جاوید ایران......
پاسخ
ممنو پسرم .. خیلی به زحمت افتادی ازت سپاسگزارم
پیام جان راستش رو بخواهی .. من به مناسبت 28 شهریور سالروز سانحه هواپیمای تیمسار آروندی ، تحلیلی دوباره نوشته و به زندگینامه خلبان اصلی هواپیما شهید نصرالله بیک پرداختم
اما متآسفانه از دیشب بلاگفا خراب شده .. و من حتی نمی تونم در سایت قرار دهم .. چون ادیتور سایت ام مشکل داره و من همیشه اول در بلاگفا می نوشتم و سپس در ادیتور سایت کپی می کردم .. اما ظاهرآ حالا حالا باید چشم به راه باشم !! چون همه مطالب و تصاویر آپلود شده در وبلاگ ام قرار دارد که باز نمی شود !! احساس ام این است به خاطر مسایل سیاسی موقتآ قطع شده است .. ولی اگر این گونه نباشد .. من نمی دونم چگونه باید مطالب جدید رو آپ کنم !؟ از طرفی برای هفتم مهرماه سالروز سانحه هواپیمای فرماندهان در کهریزک هم تحلیل جدیدی نوشته و به نوعی بازنویسی کردم .. اما با خرابی بلاگفا نمی دونم از کجا و چه جوری آغاز کنم
پیام جان حالم بد نیست .. مثل همیشه بستگی به سایت و مشکلات ان دارد .. چشمک
ممنون از شما
سلام عمو بهروز.
راستش قرار بود خاطره اي كه از شهر ما ساري داشتين رو بنويسين كه مثل اينكه وقت نشده.ايراد نداره ولي اگه ميشه در دستور كار قرار بدين
خدا به شما و خانواده شما عمر با عزت بده
پاسخ
محمد عزیز و گرامی
ممنون از یاد اوری خاطرات زیبای ساری .. من یادم نرفته است عزیزم .. مدتی است برای این که موضوعات را فراموش نکنم ، فایلی به نام مطالب آینده در کامپیوترم وجود داره که هر چه عکس ، خاطره و موضوع برای نوشتن یادم می آید ، در ان بایگانی می کنم .. اما در باره نگارش باید یک واقعیتی رو به شما اعتراف کنم .. من قبل از نوشتن ان فایل رو باز کرده و به ده ها خاطره که عناوین ان ها درج شده است می نگرم .. و هر وقت که با یکی از آن ها ارتباط حسی برقرار کردم ، سریع می نویسم .. به عبارتی برای نوشتم باید در حس همان ایام برگردم .. بعضی سوژه های مثل خاطرات پرواز ، حس اش خیلی زود به سراغ ام می آید .. بعضی ها که حس اش رو نداشته باشم .. ولی از روی تکلیف چیزی رو یادداشت کنم .. حکایت پست مربوط به شایعات رژیم گذشته می شود !! که نه تنها خودم ، بلکه خیلی از دوستان هم مانند من با ان ارتباط بر قرار نکردند .. تمام مشکل من برای نوشتن خاطرات در همین موضوع خلاصه می شود که تا حالا در جایی عنوان نکرده بودم
ممنون از شما .. حتمآ سعی می کنم به حال و روز آن روزگار برگشته و در باره اتفاقاتی که در ساری و نیروگاه برق افتاد رو شرح بدهم
درودبرجناب مدرسی عزیز
بسیارعالی وخوب ودلسوزانه بود.
مطالب کامنت (خلبانان مهاجر) هم واقعا حقیقت ودلسوزانه بود.
به امید روزی که تمام گروه پروازی در ایران بدون دغدغه باشند.
بدرود
شما سرور ما هستید...ممنون از توجهتان به پیام...
پیروز باشید
سالگرد دفاع مقدس نزدیکه ها.
salam man be etelaati dar rabete ba testhaye pezeshki va ham chenin ke andaze ghad baraye vorod be madarese khalabani baiad cheandaze bashad sepasgozaram
سلام جناب مدرسی عزیز
خیلی وقت هست که به یکدیگر احترام نمیذاریم و شان هیچ کس در هیچ تخصصی حفظ نمی شود.این مشکل اساسی جامعه ماست.مهاجرت در همه رشته ها افزایش پیدا کرده.من حرف خلبانی که کامنت گذاشته رو می پذیزم که اول از هر چیز احترام می خواهد تا پول.
پاسخ
بردیا جان عزیزم .. اشاره به نکته ظریفی کردی .. بله واقعآ حق با ان خلبان عزیز و مهاجر است .. همه مردم به خاطر مادیات کشور را ترک نمی کنند .. بلکه حرمت و کرامت انسانی تنها خواسته آن دسته عزیزانی است که از بی حرمتی ها و قانون شکنی ها خسته شده و قید وطن را می زنند .. اما این عده هر کجا باشند .. هم چنان دلشان برای وطن و مردم آن می تپد
این رو من با تمام وجودم قبول دارم
ممنون از شما و کامنتی که زحمت درج ان ار کشیدی
باعرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد عزيزو مهربان اقاي مدرسي
عيد شما مبارك و طاعات شما قبول درگاه حق
ميخواستم اگر زحمتي نيست توضيحي در مورد اين مطلب كه در ذيل مي ايد بدهيد.با تشكر از جنابعالي
(پرواز ابدی دختر خلبان با اهدای چند زندگی)
اعضاي بدن دختر خلبان كه در جريان آخرين پرواز آموزشي، حوالي فرودگاه پيام كرج سقوط كرده بود به چند بيمار نيازمند، زندگي دوباره بخشيد.
به گزارش ایران، صبح سهشنبه - 10 شهريور – صبا – 27 ساله – دختر استاد خلبان شهيد حجتالله كاربر وقتي در آخرين پرواز آموزشي براي دريافت گواهينامه پرواز تهران را به مقصد رشت ترك ميكرد، نميدانست هنگام بازگشت، در چند كيلومتري باند فرودگاه پيام، قاصدكهاي سرگردان مژده پرواز ابدي او را به سوي پدرش نويد ميدهند.
«بتول تخت نوايي» مادر صبا كه در واپسين لحظات زندگي دخترش كنار تخت بيمارستان شاهد وداع غمانگيز و زودهنگام دخترش با زندگي بود، در حالي كه از خصوصيات اخلاقي دخترش با غرور ياد ميكرد به خبرنگار ما گفت: «صبا» از كودكي برخلاف ميل من و پدرش عاشق رشته خلباني بود كه اين حس از سال 82 و به دنبال شهادت پدرش در سانحه هوايي بيشتر شد. صبا دانشجوي رشته ميكروبيولوژي با گرايش ژنتيك بود و يك سال و نيم قبل در حالي كه 20 واحد تا پايان فارغالتحصيلي داشت از دانشگاه مرخصي گرفت و در آموزشگاه خلباني ايران زمين ثبتنام كرد كه پيشرفت قابل توجهي نيز در اين زمينه به دست آورد.
در اين مدت به دليل اينكه شوهرم را از دست داده بودم پيوسته با خلبان شدن دخترم مخالفت ميكردم و دوست داشتم به تحصيلش ادامه بدهد. اما دخترم ميگفت: براي ادامه تحصيل وقت كافي دارد و قول داد بعد از پايان دوره آموزشياش دوباره به تحصيل ادامه دهد. سرانجام دخترم روز دهم شهريور در حالي كه دلشوره عجيبي داشتم خانه را براي آخرين پرواز آموزشياش ترك كرد. براساس آنچه كه از مسئولان و شاهدان حادثه شنيدهام، صبا ساعت 7 صبح سوار بر هواپيماي آموزشي فرودگاه پيام را به مقصد رشت ترك كرد و ساعت 30/11 هم به سوي فرودگاه پيام بازگشت كه نزديكي فرودگاه، ناگهان هواپيما دچار نقص فني شد و او درخواست فرود اضطراري كرد. اما افسوس كه در فاصله چند كيلومتري فرودگاه سقوط كرد.
به دنبال وقوع اين حادثه بلافاصله پيكر نيمهجان دخترم با آمبولانس به بيمارستاني در كرج منتقل شد. اما به دليل نبود امكانات او را با هليكوپتر امداد به بيمارستان امامخميني(ره) تهران منتقل كردند. ساعت 3 بعد از ظهر من و پسرم از حادثه باخبر شده و سراسيمه خود را به بيمارستان رسانديم. تمام لباسهاي دخترم خون آلود بود. با آن كه نميتوانست صحبت كند اما وجود من و برادرش را به خوبي حس ميكرد و با حركت سر جوابمان را ميداد. دقايقي بعد به دليل نبود تخت خالي در بخش مراقبتهاي ويژه «آيسييو» دخترم را به بيمارستان ايران مهر منتقل كرديم اما متأسفانه به رغم تلاش چشمگير پزشكان و مسئولان بيمارستان، بعد از يك شبانهروز اعلام كردند «صبا» دچار مرگ مغزي شده است.
در حالي كه با شنيدن اين خبر شوكه بوديم با اين وجود از آن جا كه ميدانستيم در چنين شرايطي ميتوانيم اعضاي بدن «صبا» را به چندين بيمار نيازمند عضو ببخشيم و به آنها زندگي دوبارهاي هديه كنيم بيدرنگ اعلام آمادگي كرديم. بنابراين قلب، كبد، كليه و ششها، استخوان ران، تاندونها، بافت غضروفي و قرنيه چشمها، براي پيوند به بيماران نيازمند اهدا شد. اين در حالي بود كه يك روز بعد از خاكسپاري پيكرش، وقتي وسايل صبا را به ما تحويل دادند كارت اهداي عضوش را پيدا كرديم و حالا هم خوشحاليم كه او به خواستهاش رسيده است. مادر «صبا» در حالي كه از مرگ دخترش بشدت غمگين بود به خبرنگار ما گفت: حس ميكنم براي نجات دخترم وقتيكشي شد.
چرا كه او تا رسيدن به يك بيمارستان مجهز چندين ساعت در آمبولانس و هلي كوپتر سرگردان بود. شوهرم در دوران 8 سال دفاع مقدس در جبههها حضور داشت تا اينكه سال 80 بازنشسته شد. اما به دليل كمبود استاد خلبان دعوت به كار شد كه سرانجام در چهارم تير سال 82 يعني روز بيستوششمين سالگرد ازدواجمان هنگامي كه با 6 تن از همكارانش براي آزمايش يك هواپيماي بازسازي شده C-130 پرواز كرده بود به دليل نقص فني هواپيما در حوالي رباطكريم سقوط كرد و همراه همكارانش شهيد شد و به آرزوي ديرينهاش رسيد.
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
عید شما هم مبارک پسرم .. در مورد این حادثه غمناک چه توضیحی بدهم !!؟
همه توضیحات رو شما کامل نوشتی .. واقعآ متآسف شدم
آفرین به این خانواده قهرمان که با وجود مرگ دخترش ، به چند خانواده کمک کرده و با اهدای اعضای بدنش به جوانانی امید زندگانی بخشید
من دیگه نمی دونم چی بگم .. اشک هایم روان است علی جان
سلام عمو بهروز
من در مورد اون گردهمايي خوانندگان وبلاگ كه كمك خواسته بودين يك پيشنهاد داشتم.براي حل مشكل هزينه گردهمايي نميتونين از صندوق مهر رضا وام بگيريد؟
من نذر كردم اگه دولت سود سهام عدالت شما رو بده. شما منم به اون گرده همايي دعوت كنيد؟اوكي؟
پاسخ
فدات بشم عزیزم
باور کن اگه دست و بالم باز بود .. خودم همه را به رستوران دعوت می کردم
در باره صندوق مهر رضا .. من هیچ اطلاعی ندارم
ممنون از شما