تآثیر وحشتناک یخ در کنترل هواپیما



اغلب مسافران محترم هواپیما و ایضآ بعضی از خوانندگان گرامی اطلاعات کمی در باره خطرات یخ زدگی هواپیما و امکان سقوط آن دارند ! البته به لطف سیستم های مدرن " یخ زدایی " امروزه این احتمال به صفر رسیده است . " انجماد در پرواز " عنوان مطلب تصویری این پست است که بر اساس ماجرایی واقعی توسط سازمان نشنال جئوگرافی باز آفرینی شده است . این روایت پاسخ مناسبی برای آن دسته از عزیزانی است که با خواندن ماجراهای سوانح هوایی نظرشون در باره مسافرت با هواپیما تغیر کرده و اعلام می کنند .. دیگه با هواپیما پرواز نمی کنیم !! در حالی که هر سانحه تجربه ای بر ایمنی سایر پرواز ها است . در مطلب ذیل خواهید دید که این سانحه دردناک چگونه باعث تغیرات اساسی درساختمان بال و بدنه یکی از بهترین و مدرن ترین هواپیماهای جهان یعنی " 72 - ATR " شد ! با تشکر ویژه از سام عزیزم از سوئد که این مستند ها رو در اختیار بنده قرار داده است .
مدت ها پیش در همین بخش پرسشی رو مطرح کردم که دوستان محبت فرموده و پاسخ ام رو دادند . اما راستش رو بخواهید درست و حسابی متوجه نشدم ! بهتره پست قبلی رو مثال بزنم .. با گذشت یک روز از آپ شدن مطلب ، آمار مراجعه به صفحه دوم سایت ۲۲۷ نفر بود . در کم تر از یک ساعت ناگهان به ۲۷۴۶ نفر رسید !! خب این موضوع اصلآ تعجبی نداره .. اما پرسش ام این است چرا با افزایش بازدید از یک صفحه سایت ، آمار کلی بازدید کنندگان تغیر نکرد !؟ یعنی چطور ممکنه بیش از دو هزار نفر ظرف یکی دو ساعت وارد سایت شده ولی آمار اصلی ( وبگذر ) روند عادی داشت !؟ البته این روند روز بعد به چهار هزار و در ادامه به بیش از پنج هزار نفر رسید .. ولی همان گونه که عرض کردم آمار کلی خیلی پائین است ! بگذریم ... دوستان همان گونه که متوجه شدید این روز ها حتی علی رغم به روز شدن مطالب سایت باز هم با افت شدیدی از بازدید کنندگان مواجه هستم .. شاید به خاطر ماه مبارک رمضان باشد .. شاید اخرین ماه تابستان در ان دخیل است .. نمی دونم ! ولی اگه این روند ادامه یابد ، با اجازتون تصمیم دارم تا ابتدای ماه مهر به خودم مرخصی بدهم ... ! البته شاید ..
کلام آخر این که .. دوستان قدیمی حتمآ خبر دارند که بنده در ایامی که در مجله سروش و صدا و سیما فعالیت می کردم .. در کنارش مسئولیت همکاری با چند نهاد خیریه رو هم داشته و به خاطر ارتباطی که با هنرمندان و ستارگان سینما و تلویزیون داشتم ، همواره از ان ها برای حرکت انسانی استفاده می کردم . یکی از هنرمندان بسیار مهربانی که در هر شرایط دعوت من را پذیرفته و با چهره ای خندان و بی تکبر از این گونه مراسم استقبال کرده و با کشیدن دست نوازش بر سر یتیمان و بیماران آن ها را قلبآ شاد می کرد ، خانم " کتایون ریاحی " بود . از شما چه پنهان شنیدم یکی از جوانان عزیز بنام " لیلا " وبلاگی رو به نام این هنرمند بزرگوار و دوست داشتنی راه اندازی کرده است ( اینجا ) . لذا برای پاسداشت از اعمال این هنرمند مردمی ، همچنین تشویق این دختر نو جوانم لینک خانم ریاحی رو در ذیل درج می کنم .. امیدوارم با رفتن به این وبلاگ بر بنده منت گذارید . http://www.kataunriahi.blogfa.com/

![]()

کالبد شکافی یک سانحه
مستندی از نشنال جئوگرافی
بهروز مدرسی
در بعد از ظهر روز سی و یکم اکتبر ۱۹۹۴ پرواز شماره ۱۸۴ متعلق به خطوط هوایی " آمریکن ایگل " فرودگاه ایندیانا پولیس رو به مقصد شیکاگو ترک کرد ...

مسافران با خیالی آسوده درون هواپیما جای گرفته اند ... کلآ ۶۸ نفر مسافر و خدمه در این پرواز حضور دارند .. پانزده دقیقه از پرواز گذشته است ...

دوشیزه " ماندو هوور " یکی از میهماندارن این پرواز است . امروز نخستین روز کاری اش در شرکت هواپیمایی " آمریکن ایگل " است .

خانم " ساندی مونداف " هم یکی از میهماندارن باسابقه ای خطوط هوایی آمریکایی است که به اتفاق دستیار جوانش وظیفه پذیرایی از مسافران رو به عهده دارد

خانم میهماندار برای سرگرم کردن و پذیرایی از تنها مسافر کودک و نوجوان داخل هواپیما ، برای او لوازم نقاشی و شکلات تعارف می کند ...

کاپیتان " اورلاندو اگریا " مسئولیت این پرواز رو به عهده گرفته است .. در حقیقت او امروز می بایستی در خونه استراحت می کرد .. اما به خاطر این که همسرش در انتظار به دنیا اوردند فرزند دوم شون بود ، برای کسب درآمد بیشتر حاضر به انجام این پرواز شده بود .. !!

" جف کاگیانو " کمک خلبان این پرواز است .. او عاشق اسب سواری و هواپیماست ...

آن ها در هوای بارانی فرودگاه رو ترک کرده اند .. تمام مسیر پرواز پوشیده از ابر است ..
کاپیتان به کمک خود می گوید برای رهایی از توربالانس شدید ارتفاع خود رو تا سقف شانزده هزار پا افزایش دهد ..

عقربه ارتفاع سنج مقابل خلبان به آرامی به عدد شانزده هزار پایی نزدیک می شود ..

هواپیمای " ا تی آر - ۷۲ " یکی از پنج هواپیمای معروف و راحت جهان است که برای مسافت های کوتاه بسیار مناسب و مقرون به صرفه است . این هواپیما ساخت کشور فرانسه است .

آقای " استیفان فردریک " یکی از خلبانان با تجربه خطوط هوایی " امریکن ایگل " معتقد است ... شما وقتی از ایندیانا پولیس به فرودگاه " شیکاگو " پرواز می کنید ، باید در نظر داشته باشید که به یکی از شلوغ ترین فرودگاه های جهان می روید ..

با نزدیک شدن هواپیما به منطقه اپروچ فرودگاه شیکاگو در امریکا ، آن ها با برج مراقبت تماس گرفته و موقعیت خود رو اعلام می کنند .

برج مراقبت شیکاگو پیغام پرواز شماره ۱۸۴ را می شنود

در همین لحظه خانم " ویشو ویلمن " که برای لحظه ای استراحت به بیرون رفته بود به محل کار خود در ایستگاه مراقبت پرواز حضور می یابد . در کنار او تعدادی کاراموز هم حضور دارند ..

در مانیتور مرکزی برج مراقبت فرودگاه شیکاگو ، علاوه بر پرواز ۱۸۴ ، پرواز های دیگری هم در حال نزدیک شدن به فرودگاه هستند

طبق اعلام برج مراقبت هواپیمای پرواز شماره ۱۸۴ بایستی تا فرا رسیدن نوبت فرود اش در منطقه امن دور خودش بچرخد ( هولدینگ ) ..

از این رو خلبان طبق دستور العمل اپروچ ارتفاع خود رو به ده هزار پایی کاهش می دهد .

طبق برنامه باید آن ها تا اطلاع ثانوی باید دور خود چرخیده تا نوبت فرودشون برسد ..

در این گونه موارد گروه پروازی باید منتظر بمانند تا موافقت فرود برسد .. آن ها ترجیح می هند برای سر نرفتن حوصله شون ، بر روی یکی از ایستگاه های رادیویی رفته و به یک اهنگ ملایمی گوش فرا دهند

در همین حال در کابین باز شده و خانم میهماندار وارد می شود ...

او با شنیدن اوای دل انگیز موسیقی به وجد امده و خطاب به خلبانان می گوید .. به به موسیقی استریو هم که گوش می کنید ... !!

در حالی که هر سه مشغول صحبت در باب موسیقی هستند ، چشم کاپیتان به عقربه افتاده و متوجه می شود کمی دماغ هواپیما بالاست ... !

در همین هنگام به کمک خلبان خود می گوید که دماغه هواپیما بالاست .. بهتره تنظیم کنی ..

کاپیتان از کمک اش می خواهد پنجاه درجه به هواپیما فلاپ بدهد تا هواپیما در حالت مسطح قرار گیرد . و کمک نیز بلافاصله این کار رو انجام می دهد ...

هوای بیرون ابری و بشدت بارانی است .. هواپیما با پائین امدن فلاپ ها ، مسطح می شود ..

کمک خلبان وقتی بی اختیار نگاه اش به موتور سمت راست افتاد ، خطاب به کاپیتان گفت .. فکر کنم در شرایط یخبندان هستیم .. و کاپیتان هم با زدن دگمه " دی آیس " فکر کرد که مشکل بر طرف می شود .
کاپیتان از ان جا که کلی کار باید در شهر انجام می داد ، از این همه تآخیر در هولدینگ شاکی شده و به نرمی بر فشار دادن بر دسته گازهای هواپیما ( تراتل ها ) کمی به سرعت هواپیمایش می افزاید ..
هواپیما با سرعت بیشتری این بار در میان توده های ابر به پرواز در می آید ..

در این مدل هواپیماها ، به جای ارتباط رادیویی با دیسپچ ، از طریق تایپ صورت می گیرد ! و خلبان با تایپ کردن درخواست خود ، پاسخ اش رو می گیرد ! ( عین چت اینترنتی ) !!

کاپیتان با تجربه پرواز شماره ۱۸۴ یک لحظه به شک افتاده و از همکارش می پرسد .. چقدر سوخت داریم !؟
کمک خلبان دست به کار شده و با همان سیستم کامپیوتری خود ، محاسبه کرده و در جواب می گوید .. ۳۶۰۰ پاوند سوخت داریم .

در همین لحظه کاپیتان چون خیالش از بابت سوخت راحت می شه ، گوشی رو از سرش برداشته و با خنده به کمک خود می گوید ... جف جان .. دیگه نمی تونم بیش از این خودم رو نگه دارم .. بد جوری جوش آوردم ... !!

آن گاه بدون این که منتظر جواب کمک اش باشد ، با عجله از روی صندلی اش بلند می شود ..

خلبان جوان بعد از قضای حاجت از دستشویی خارج می شود

در این هنگام چشم اش به میهمانداران می افتد که به جای پذیرایی و رسیدن به مسافران ، مشغول شنیدن موسیقی داخل کابین هستند ...

کاپیتان جوان با مشاهده صحنه شیطنت اش گل کرده و با گرفتن گوشی به جف می گوید که .. بدبخت اگه بدونی این جا چه خبره .. !!؟ من در میان دو تا خانم خوشگل به سر می برم .. !!!

بیچاره جف هم چون کمی ندید بدید بود ، این جوری با شنیدن شوخی کاپیتان که در باب جنس مخالف بود ، نیش اش تا بنا گوش باز شد .. ( طفلک خیلی خوش خوشان اش شد !!! )

کاپیتان بعد از سر به سر گذاشتن با کمک خودش ، دوباره به سمت کابین به راه افتاد ..

بعد از نشستن کاپیتان بر روی صندلی خود ، برج به ان ها اطلاع داد که ارتفاع خود رو از ده هزار پا به هشت هزار پایی برسونند ..

آن ها با کم کردن سرعت هواپیما ، در حال کاهش ارتفاع به سقف مورد نظر بودند

که ناگهان با روشن شدن چراغ های اخطار ، هواپیما شروع به آژیر کشیدن کرد .. !!

در حالی که صدای آلارم خطر در کابین پیچیده بود ، کاپیتان با نگاهی به صفحه آلات دقیق مقابل خود خطاب به کمک خلبانش گفت .. سرعت زیاده .. فلاپ رو کمی جمع کن ..

جف طبق خواسته کاپیتان فلاپ رو جمع کرد ..

در حالی که صدای آژیر همچنان می آمد ، ناگهان بدنه هواپیما شروع به لرزش شدیدی کرد .. !! و تا قبل از این که کاپیتان فکر کنه موضوع چیست ..

ناگهان هواپیما به شدت به سمت راست متمایل شد .. تلاش هر دو خلبان برای کنترل هواپیما بی فایده بود ... و هواپیما در همان حال به سرعت به سمت زمین سرازیر شد ... !!

بیچاره مسافر ها از ترس نمی دونستند در برابر این حرکت کششی سریع چه کار کنند ..!!؟

صدای جیغ و فریاد از قسمت مسافران می امد ...

جف به کمک کاپیتان هر چقدر زور در توان داشتند برای چرخاندن فرمان هواپیما ( یوک ) به کار بردند .. ولی در مقابل جی وارده ، اصلآ نمی توانستند به حالت اولیه برگردانند ...

هواپیما در آسمان سمت بال راست خود هر لحظه به زمین نزدیک و نزدیک تر می شد .. خلبانان ها دست از تلاش برنداشته و با تمام قدرت به یوک فشار می اوردند ...

تلاش و مقاومت خلبان ها عاقبت جواب داد و هواپیما برای لحظه ای به حالت عادی برگشت .. هنوز کاپیتان و کمک اش در شوک حاصل از این اتفاق بودند ، که ...

که چند لحظه بعد دو باره هواپیمای با سرعت به سمت راست پیچید ..

و همان گونه که در عقربه می بینید ، هواپیما به کلی از کنترل خارج شد ..

دیگه فاصله ای چندانی با زمین باقی نمانده بود .. هواپیما با سرعت باور نکردنی به سمت زمین نزدیک شده و با شدت در مزرعه ای فرو افتاد ..

همان شب نیروهای اتش نشانی و هلی کوپتر امداد گران در معیت پلیس به محل حادثه شتافتند .. متآسفانه هیچ یک از مسافران و خدمه زنده نمانده بودند ...

صبح روز بعد .. کارشناسان بررسی سوانح هوایی خود رو به محل سقوط هواپیما رساندند ..

چیزی از هواپیما باقی نمانده بود .. تمام قطعات برای روشن شدن تحقیقات جمع اوری شدند ..
بزرگ ترین لاشه باقی مانده از هواپیما ، همین یک قسمت از دم بود که راز یکی از عجیب ترین سوانح هوایی دنیا رو در خود داشت ..

آقای " جورج فیت " رئیس تیم بررسی سانحه در باره آن روز می گوید .. وقتی ما صبح زود به مزرعه رسیدیم همه فضای منطقه را بوی سوخت جت و روغن هیدرولیک پوشانیده بود .. ما در شرایط خیلی دشواری باید تحقیقات خود رو آغاز می کردیم .

گروه تحقیق و بررسی ابتدا با هلی کوپتر از کل منطقه عکسبرداری کردند .. برای ان ها خیلی مهم بود که بدونند هواپیما در چه زاویه و شیبی به زمین برخورد کرده است ...

بررسی اولیه حاکی از ان بود هواپیما با سرعت بسیار زیادی که احتمالآ خارج از کنترل خلبان بوده است ، با زمین برخورد کرده است ..

خوشبختانه در بخشی از لاشه دم هواپیما ، موفق یه کشف جعبه سیاه شدیم .. البته در ظاهر خیلی صدمه دیده بود .. جعبه حاوی مکالمات به لابراتوار منتقل شد .

در آزمایشگاه محققان سرگرم تحقیق از سر نخ های بدست امده بودند ..

آن ها ابتدا به سراغ اطلاعات مفید ضبط شده رفتند ..

متخصصان ابتدا به آثار باقیمانده از چهار زاویه هواپیما پرداخته و هر تیکه از اجسام به جای مانده رو بررسی کردند

متخصصان هر قسمت از تصاویر گرفته شده از محل سانحه را علامت گذاری می کردند .. این اطلاعات بعدآ در کشف ماجرا مفید خواهد بود ... علایم به متخصصان نشان خواهد داد که ابتدا دماغه هواپیما با زمین برخورد داشته است ..

ابتدا آقای " رابرت اسویم " که کی از کارشناسان خبره گروه تحقیق است ، بر روی آلات دقیق پیدا شده در محل سانحه به تحقیق پرداخت ..

او به کمک کارشناسان باید می دانست که آیا قبل از سقوط ارتفاع سنج درست کار می کرده است یا خیر .. !!؟

آن ها با آزمایشات دقیق خود بر روی عقربه های ارتفاع سنج و آی دی آی ، علی رغم خراش های ایجاد شده بر روی صفحات آن ها ، موفق شدند که بدانند سیستم های فوق هیچ اشکالی نداشته ، و زاویه برخورد با زمین ناشی از اشکالی دیگر بوده است .. !!

آن ها با بررسی دقیق تر متوجه شدند خلبان می دونسته که داره با زمین برخورد می کنه ... !!

گروه بررسی و تحقیق وقتی خیال شون از صحت ابزار های آلات دقیق هواپیما آسوده شد .. و فهمیدند که سیستم های نشاندهنده قبل از سقوط سالم بودند ، به دنبال تاریخچه هواپیما قبل از پرواز رفتند ..

آن ها در بررسی های خود متوجه شدند هواپیما در وضعیت جنوب شرقی شهر شیگاگو در حال چرخش ترافیکی بوده است ..

گروه تحقیق در ادامه بررسی خود ، سر از برج مراقبت در آورد ، و با بررسی سوابق متوجه شدند یکی از مسئولان برج ان روز در حال فراگیری بوده است ( به اصطلاح خودمون طرح کادی بوده .. چشمک ) به عبارتی تردید داشتند که نکنه فرد تازه وارد کنترل پرواز فوق رو به عهده داشته است !!؟

با مطالعه دقیق تر متوجه شدند ، هر اتفاقی بوده در همین منطقه هولدینگ به وجود امده است

با بررسی دقیق تر در پرواز های آن روز ، متوجه شدند هواپیماهای متعددی فرود و پرواز داشته اند .. پس مشکل در کجا می تونست باشد .. !!؟ با گفت و گو با خلبانانی که ان روز پرواز داشتند ، متوجه شدند همه به یک نکته اشاره دارند .. و آن یخ است !!

گروه تحقیق با اگاهی از شرایط انجماد در منطقه هولدینگ ، سرنخ اصلی رو پیدا کردند .. به همین دلیل یک راست به سراغ دکتر " مارسیا پولوتوویچ " که یکی از باسابقه ترین اساتید در زمینه بررسی حوادث مربوط به یخ بود رفتند .. به اصطلاح خودمون خانم دکتر یخ شناس قابلی بود

خانم یخ شناس ما دریک مرکز بین المللی که مربوط به تحقیق در همین موارد بود حضور داشت

گروه تحقیق و تجسس به سراغ پرونده های هواشناسی در روز سانحه رفتند .. با کمال تعجب دریافتند که تمام اطراف فرودگاه شیکاگو پوشیده از ابرهای یخ ساز بوده است .. !!
بررسی دقیق تر وضعیت هوا ، نشان دهنده این واقعیت بود که ابر های موجود برای همه هواپیماها نمی توانست خطر آفرین باشد ...

آن ها متوجه شدند جت های بزرگ تر به راحتی از میان توده ابرهای یخ ساز بدون هیچ حادثه ناگواری گذشته اند .. پس مشکل کجاست .. !!؟
گروه تحقیق با انطباق وضعیت ابر ها در نقشه پروازی ، متوجه مشکل اساسی که همانا شرایط یخ بندان بود ، شدند .. اما چرا کسی هیچ اخطاری نداد .. !!؟

بعد از تحقیقات گسترده یکی از خلبانان به نام " فردریک " اعتراف کرد که اون روز بعد از این که از پرواز به زمین نشست ، به مرحوم کاپیتان پرواز ۱۸۴ و سایر خلبانان حاضر در فرودگاه اخطار لازم رو داده است .. اما ظاهرآ به خاطر نیاز به حق ماموریت .. توجه نکرده و به قول معرف دل به دریا زده است .. !!

اعضای تیم بررسی سانحه با توجه به این مسئله که پرواز های متعددی در منطقه بوده است ، از ان متعجب شدند چرا مسئولان برج وضعیت رو اعلام نکرده است !!؟ ولی با بررسی دقیق تر متوجه شدند مانیتور مسئولان برج یخبندان رو نشان نمی دهد ..!! پس آن ها مقصر نبودند .. !!

با بررسی دقیق تر صدا های درون کابین ، گند خیلی از کارهایی که در پرواز مجاز نبود هم در امد .. !! در این نوار صدای کل کل خانم میهماندار جوان با خلبانان ، پخش موسیقی ، شوخی کاپیتان با میهمانداران هم در موقع رفتن به دستشویی همه رو شد .. !! البته این ها دلیل بر سانحه نبود .. ولی خب بد شانسی از این بد تر نمی شه که هم ادم بمیره .. و هم مشت اش باز بشه ... !!!

اما ان چه که برای گروه تحقیق مهم بود .. این است که خلبانان هواپیما ۹ دقیقه قبل از سقوط متوجه وضعیت شرایط یخبندان شده بودند .. اگه یادتون باشه کمک خلبان با نگاه کردن به شیشه به کاپیتان گفت .. البته گروه بررسی متوجه شدند که دو دقیقه قبل از سانجه هم آن ها بار دیگر متوجه یخ بر روی لبه بال شده اند .. اما مهم این است که آن ها چه اقدامی در این رابطه انجام دادند .. !!؟

کارشناسان برای پاسخ به پرسش خود و آگاهی از سیستم یخ زدایی هواپیماهای " اتی آر " به سراغ قابلیت های هواپیما رفته و انگشت روی این سیستم گذاشتند ...

با بررسی های دقیق تر از صدای خلبانان ، گروه تحقیق متوجه شد بعد از این که جف جوان موضوع وجود یخ رو در لبه بال ها یادآوری کرد ، کاپیتان سیستم یخ زدایی رو روی حالت حداکثر گذاشته است .

با اجازه تون یک توضیح درباره این سیستم مهم می دهم .. معمولآ هواپیماها برای یخ زدایی با زدن دگمه ای اجازه می دهند حرارت موتور ها به لبه فرار بال ها رسیده و یخ های حاصل رو ذوب نماید .. البته باید حواس شون باشه بیش از ۳۰ ثانیه اگر این کلید رو فشار بدهیم ، ممکنه کل لبه بال رو ذوب کرده و از ان سوی پشت بام به زمین بیفتند .. !! به همین دلیل دگمه فوق در هواپیماهایی که از حرارت استفاده می کنند ، فشاری است . در بعضی هواپیماها مثل همین نوع ، نشانده ای درون مخزن مایع ضدیخ نصب شده است که در شرایط لازم ، پمپاژ می کند .. و خلبان بنده خدا هم همان طور که در تصویر می بینید این کار رو انجام داده بود ...

برای آگاهی دقیق تر و بررسی خود سیستم ضد یخ هواپیما ، آقای " چارلی پیریر " یکی از کارشناسان مرکز تحقیقات سوانح از زاویه ای دیگر به دنبال آزمون سیستم می رود ..

او ابتدا با بررسی نوار صدای داخل کابین ، متوجه شد کاپیتان بعد از زدن دگمه ضد یخ ، به دسته گاز فشار داده است .. پس چه عاملی در این سیستم خوب عمل نکرده است .. !!؟

آن ها ابتدا روی نشاندهنده های وضعیت یخبندان زوم کردند ...

گروه بررسی به سرپرستی آقا ریچارد ، عقربه ها رو در شرایط انجماد قرار دادند ..

بعد دل و روده سیستم های تحریک کننده عقربه رو بررسی کردند .. اما هیچ مشکلی مشاهده نکردند !! پس گیر کار در کجا می تونه باشه ... !!؟ به همین دلیل آقای " پیریر " از رو نرفته و با حمل سیستم ضد یخ این مدل هواپیما به فرانسه .. یک راست به دیدن طراح این مدل هواپیما ها رفت .. تا اشکال کار رو پیدا کنه .. و بفهمه ایراد از کجاست ..

در فرانسه یک خانم زیبا و دلربا وظیفه منشی آقا ریچارد رو ایفا می کرد .. آخه طراح هواپیما زبان انگلیسی بلد نبود .. آقا ریچارد ما هم فرانسه نمی دونست .. !!

جناب ریچارد خان ابتدا از منشی جوان درخواست کرد اگه می شه پوشه اطلاعات این هواپیما رو در اختیارش بگذاره .. و خانم جوان هر ان چه ازش خواسته بودند ، در اختیار متخصص میهمان قرار داد ..
همین جناب کارشناس در مصاحبه اش افزود .. من متوجه شدم این هواپیما در یکی از ایالت های آمریکا در شرایط یخبندان فرود امده است .. لذا سریع به دیدن خلبانش رفتم ..

آقای " میشل بوداک " کاپیتان ان هواپیما بود .. وی هم ظاهرآ با اشکال مواجه شده بود !! وی در باره حادثه آن روز می گوید ...

طبق معمول داشتیم پرواز می کردیم .. به منطقه اپروچ ونسکانتین که رسیدم ، شرایط یخبندان حاکم بر ابر های منطقه بود .. خب من با اتکاء به سیستم ضد یخ هواپیما ، آن را به کار انداختم .. اما

چشم تون روز بد نبینه .. در یک لحظه بدنه هواپیما شروع به لرزیدن کرد .. و ناگهان به سمت بال سمت راست چرخید .. من و کمک ام هر چه فشار معکوس به یوک هواپیما وارد می کردیم ، هواپیما مسطح نمی شد .. دیگه مطمئن شدیم که به زمین خواهیم خورد .. اما ناگهان هواپیما به حالت عادی برگشت .. و ما نشستیم ..

آقای چارلی از طراح فرانسوی هواپیما پرسید .. چرا این گونه هواپیماهای اتی آر شما یهو به سمت راست متمایل می شه .. !!؟ طراح مادر مرده با وجودی که زبان نمی دانست ، تمام نقشه های بال هواپیما رو روی میز پهن کرد ..

یک ماه بعد از سانحه و با وجود مشخص نشدن ایراد اصلی در این مدل از هواپیما ها ، شبنامه و اخطار های متعددی از سوی خلبان خطوط هوایی آمریکن ایگل منتشر شده و تهدید به اعتصاب کردند ..

چندی بعد تمام روزنامه ها از ممانعت خلبانان از پرواز با " ا تی آر " ها خبر داد .. اعتصاب جدی شده بود

مسافران هر روز شاهد باطل شدن پرواز های متعددی بودند .. از سوی دیگر گروه بررسی سانحه و متخصصان خبره متوجه شده بودند که عیب از سیستم ضد یخ هواپیماست .. اما نمی توانستند آن را عملآ ثابت کنند ..

با مطالعه و تحقیقات فراوان آن ها متوجه شدند که چرا هواپیما ها در شرایط یخ بندان ناگهان به سمت راست کشیده می شوند .. !!

تحقیقات جامع نشان داد که با جمع شدن تیکه های یخ بر روی سقف بال ، جایی که خلبان قادر به مشاهده آن نیست ، فشار به الرون ها آورده و چون فرامین این هواپیماها کابلی است ، باعث ایجاد توربالانس شدید در پشت بال و فرامین شده و همین امر هواپیما رو فقط به سمت راست می کشد ..

گروه تحقیق به ناچار برای اثبات اشکال در بدنه هواپیماهای " اتی آر " دست به دامان سازمان ناسا شد . چون آن ها تجهیزات مجهزی برای اثبات داشتند ...

آن ها ابتدا مایع ضد یخ رو به لبه های بال و روی الرون ها پاشیدند .. و شرایط مساوی با حالت یخبندان در آسمان به وجود اوردند ..

آن گاه با روشن کردن سیستم ضد یخ ، باقیمانده یخ ها رو دقیقآ اندازه گرفتند .. بله کم کم به اشکال اصلی نزدیک می شدند ..

در اقدام بعدی از یک فروند هواپیمای سوخت رسان خواستند تا مایع سرد رو به هواپیمای " اتی آر " در آسمان پمپاژ نماید ...

رنگ زرد حاصل از پاشیده شدن محلول به خوبی مشاهده می شود

این اخرین آزمایش مهم برای پاسخ به اشکالی که می دونستند بود .. که از این طریق ضعف سیستم ضدیخ این مدل هواپیما ها آشکار شد !

با مشخص شدن اشکال اساسی در بدنه ، موضوع به روز نامه ها درز پیدا کرد ..

فشار مطبوعات باعث شد که آقای " دیوید هین سون " رسمآ در حضور ارباب جراید اعتراف به اشتباهات طراحی کرد

این اعتراف توسط خبرنگاران به همه رسانه ها مخابره شد .. و کمپانی سازنده مجبور به تغیر در ساختار بال و بدنه شد ...

عاقبت جناب ریچارد خان که اجازه می خواهم زبل خطاب اش کنم .. آن قدر در فرانسه با منشی زیبا سر و کله زده تا طراح فرانسوی رو قانع به اشتباه در طراحی کنه ..

در نهایت طراح فرانسوی همین طور که در تصویر می بینید ، نقاط مشکل دار بال رو به ریچارد خان نشون می دهد .. خدا می دونه آقا طراح چه حال و روزی داشته .. !!

بالاخره .. مشکل برطرف شد .. و بال های هواپیمای " اتی آر " همگی اصلاح شدند ..

با اجازتون یک عکس از سر و کله زدن خانم منشی ( که گفته می شود کم کم تبدیل به ستون پنجم ریچارد خان ما شده بود ) ، با طراح عصبی رو قرار می دهم ..

در پایان بعد از اعلام رسمی موسسه تحقیقات و سوانح هوایی ، سایر شرکت ها هم موظف به اصلاح نقص در هواپیماهای خود شدند ..

آخرین تصویر هم مربوط به شرکت هایی است که در حال اصلاح بال و بدنه رو نشان می دهد ..
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت شش و ۴۵ دقیقه بامداد نوزدهم شهریور ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

Ilyushin or Ilyushin Design Bureau is a Russian design bureau and aircraft manufacturer, founded by Sergey Vladimirovich Ilyushin. Ilyushin was established under the Soviet Union. Its operations began on January 13, 1933, by order of P. I. Baranov, People's Commissar of the Heavy Industry and the Head of the Main Department of Aviation Industry. In Soviet/Russian nomenclature, aircraft from Ilyushin are prefixed Il.Aviation Industries Ilyushin is a subsidiary established in 1992 to act as Ilyushin's marketing and customer service arm.Ilyushin has developed aircraft for widely varying roles over the years. The Russian government is planning to merge Ilyushin with Mikoyan, Irkut, Sukhoi, Tupolev, and Yakovlev as a new company named United aircraft Corporation.Some notable aircrafts ara Ilyushin-1-2-21-4-3-6-10-12-14-18-20-22-28-30-32-38-40-46-54-62-76-78-80-86-96-102-103-106-108-112-114 and "Ms-21" and "A-50" as Awacs.
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
ایلیوشین:
"ایلیوشین" یا "دفتر طراحی ایلیوشین" دفتر طراحی و ساخت هواپیمای روسی می باشد که توسط "سرگئی ولادیمیروویچ ایلیوشین" تاسیس شد."ایلیوشین" در زمان اتحاد شوروی بوجود آمد.فعالیت آن در 13 ژانویه 1933 با دستور "بارانوف" کمیسر صنایع سنگین خلق و رییس شاخه اصلی صنایع هوایی آغاز گردید.در فهرست نامگذاری روسی هواپیماهای "ایلیوشین" دارای پیشوند "آی ال" می باشند.صنایع هوایی ایلیوشین بعنوان یک شرکت تابعه در 1992 تاسیس شد که فعالیت آن در زمینه بازاریابی و خدمات رسانی به مشتریان می باشد."ایلیوشین" در خلال سالها فعالیت نقش های متفاوت و گسترده ای را عهده دار شده است.دولت روسیه در صدد است که "ایلیوشین" را با شرکتهای "میکویان"-"ایرکوت"-"سوخو"-"توپولف" و "یاکولوف" تحت یک شرکت واحد بنام "شرکت متحد هوایی" ادغام کند.برخی هواپیماهای شاخص این شرکت به این شرح می باشند:ایلیوشین-1-2-21-4-3-6-10-12-14-18-20-22-28-30-32-38-40-46-54-62-76-78-80-86-96-102-103-106-108-112-114 و "ام-اس-21" و "آ-50" در نقش آواکس.
منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

همه نیک می دونند که هواپیمای سی - ۱۳۰ ، سایت و نوه هایم چقدر برای من عزیز و محترم هستند . و عاشقانه دوستشون دارم . در پی یکی از جستجو های عاشقانه ام نگاهم به نام قشنگ " آنا " ی نازنین افتاد که بر روی هواپیمای بوئینگ ۷۸۷ نقش بسته است ! اگر چه بر حسب سنوات گذشته تصاویر هیچ ربطی به مطالب این پست ندارند .. اما برای من تنها رابطه ، فقط عشق به آنا است .. که به عنوان یادگاری باقی می گذارم . اما بهتره بدونید این نام اختصاری " All Nippon Airways " است که بر حسب اتفاق نام آنای عزیزم رو شکل داده است ... 



پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا ) خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !! و ....


تصاویر مستند از یک سانحه ،به روایت نشنال جئوگرافیک
کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر
ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!
سخنی با شما یاران
دوستان عزیز و گرامی .. باور کنید قصد منت گذاشتن رو ندارم .. ولی باور کنید سه شب تا بامداد برای تهیه عکس ، تنظیم برای صفحه ، آپلود دانه به دانه تصاویر و ترجمه وقت گذاشتم .. با توجه به کار نکردن سایت " پیک باران " واقعآ در آپلود تصاویر خیلی مشکل داشتم .. به همه این ها طراحی پوستر مطلب رو هم اضافه کنید .. در تمام این سه شب به کامنت های شما چه در وبلاگ و چه در سایت و همچنین ای میل هاتون پاسخ هم می دادم .. واقعآ بی انصافی است اگه یکی در این میان ادعا کنه چرا جواب کامنت ام رو نمی دهی .. !!؟ البته همان طور که گفتم سطح بازدید پائین است .. و همین انگیزه هایم رو گرفته است .. شاید چند روزی رفتم کرج .. لطفآ اگر در پاسخ به کامنت ها با تآخیر مواجه شدید ، من را سرزنش نفرمائید ..
قربون همه تون بشم
بهروز مدرسی




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه










عموجون خسته نباشی
این انرژی مثبتی که داری، ما جوونا رو مشتاق میکنه
انشا... که زنده و شاد باشی
پاسخ
سپاسگزارم مسعود نازنین
این عشقی که من به انسان ها مخصوصآ هموطنان جوانم دارم ، باعث شکل گیری آن چه شما انر/زی مثبت اش می نامید می شود ... به هر حال ممنونم از کامنت شما .. من هم برای شما دوست عزیزم آرزوی موفقیت می کنم
پایدار باشی
سلام آقای مدرسی
لطف کنید کامنت من در پست قبلی را اینجا بذارید تا اگه کسی میاد ایران به من اطلاع بده.
ممنون
علی از کانادا
پاسخ
ممنون علی جان .. چشم همین کار رو خواهم کرد
با تشکر از شما
سلام عمو.
در مورد اون سوالی که پرسیدید. بهترین کسی که می تونه جواب بده امیر خان عظمتی هست. اصلا شاید این یه ایراد تو طراحی صفحات باشه پس بهتره که به اطلاعشون برسونید.
یاحق
پاسخ
امیر جان عزیزم
ممنون از شما .. راستش .. امیر خان عظمتی سرش خیلی شلوغه .. حتی وقتی مشکلی برای سایت پیش می آید ، من خجالت می کشم که مزاحم او شده و وقت اش رو بگیرم ... از این ها گذشته این اشکال مربوط به وبگذر است
به عبارتی در ظرف یک یا دو ساعت سه هزار نفر به آمار افرادی که صفحه دوم پست آخر رو خوانده اند ، اضافه می شود .. ولی در وبگذر همون سیر عادی اش رو نشون می دهد که مثلآ 50 نفر در یک ساعت اضافه شده اند .. تازه این سه هزار نفر تنها برای یک صفحه است .. در حالی که ممکنه افراد زیاد تری به سایر صفحات هم سرک کشیده باشند .. علاوه بر این ها روزی دویست تا سیصد کامنت مستهجن به بعضی از پست های قدیمی ام ثبت می شود .. !! که با احتساب ان ها آمار باید خیلی بالاتر باشد .. به هر حال برای من فرقی نداره .. هدف ام در وحله اول سرگرمی و گذران زندگی برای خودم است .. دوم اطلاع رسانی به نسل امروز آن چه از گذشته و جنگ می دونم .. بگذریم
ممنون امیر جان
اقا بهروز از اين كه باعث رنجش شما شدم صميمانه عذر خواهي ميكنم ادمي با تجربيات منحصر به فرد و جالب شما حيف است خاموش بماند مطمين باش ما خوانندگان وبلاگ به شما مرخصي ميدهيم اما ترخيصي هرگزدر مورد كم شدن بازديد كنندگان هم احتلالا به خاطر اين است كه اين روزها مردم كمي سياسي شده اند شانه هاي مردانه و صورت زيباي نوه هايت را ميبوسم
پاسخ
رضا جان عزیز و مهربان
پسرم من معمولآ خیلی کم از کسی می رنجم .. !! اگر هم کسی قلبم رو بشکند .. خیلی زود حتی اصل قضیه رو فراموش می کنم ... !! این رو جدی می گم .. باورت می شه حتی نمی دونم در باره چه موردی حرف می زنی ..!!؟
البته شاید به خاطر حواس پرتی ام باشه .. اما هر چه هست .. ترجیح می دهم همیشه این گونه باشه و هیچ دلخوری رو به یاد نیاورم
رضا جان عزیزم .. خیلی ممنون از این که به فکر من هستی .. راستش من جایی رو ندارم بروم .. البته فامیل و اقوام زیادی دارم که از خداشون است به آن ها در مشهد سر بزنم .. اما واقعیت اینه من حتی برای دیدن نوه هایم در کرج هم در این ماه کمی مشکل دارم ..!! اخه دخترم و دامادم و حتی خانم پرستار بچه ها هم روزه می گیرند ... !! و حضور من در خانه ، برایشون مزاحمت ایجاد می کنه .. و گرنه دوشنبه حتمآ می رفتم .. !! طاقت دوری بچه ها رو ندارم .. ولی خب تحمل پذیری ام بد نیست .. شاید فردا شب برم .. و یکی دو روز بمانم .. تا خدا چه خواهد ..
در مورد امار بازدید کنندگان حق با شماست
اما بهتره اعتراف کنم که 80 درصدش رو گوگل و سرچ اینجین ها هر روز به سایت می اورد .. تنها بیست در صد خوانندگان دایمی و ثابت هستند
ممنون از شما
سلام
به به به به !
عج حالی می ده آدم بیاد آنلاین بشه دو تا پست با هم ببینه !
چه حالی داره نفر 72ام هم باشی که آپدیت جدید سایت را می بینی !!
این همه عکس، به ترتیب، همراه با توضیح، واقعا دست شما درد نکنه.
اینقدر دقیق هستند که احساسا می کنم یکبار این فیلم مستند را دیده ام
از طرف همه از شما تشکر می کنم.
جناب مدرسی گل
اینقدر بازدید برایتان مهم نباشد، مهم این است که عده زیادی، هزاران نفر، معتاد مطالب شما شده اند.
واقعا خسته نباشید.
پاسخ
سپند عزیز و نازنین
خوشحالم که از مطالب بنده لذت می بری .. باعث افتخاره
سپند جان .. اجازه می خواهم یک اعتراف برایت بکنم .. و چون من چیزی رو از کسی پنهان نمی کنم .. و همیشه با همه صادق هستم .. در این بخش همگانی می نویسم .. سپند جان روزی که شما رو ملاقات کردم .. اگر یادت باشه اشاره به افرادی کردم که می توانستند با شرکت شما همکاری کنند ..
من کلآ سه نوع دوست دارم .. یک سری دوستان قدیمی و همکاران نیروی هوایی ام هستم .. که جایگاه خودشون رو دارند
گروه دوم افراد بسیار با نفوذ و سرمایه داری هستند .. که اگه از کاری که قراره انجام دهند ، اطمینان حاصل کنند ، پول براشون عین چرک دسته .. میلیارد ها تومان خیلی راحت روی پروژه ها سرمایه گذاری کرده و از نفوذ خود هم برای پیشبرد استفاده می کنند .. من به دلیل تجارب مدیریتی ام ، با خیلی از این افراد در ارتباط بوده و دوست هستم
گروه سوم .. دوستان بسیار عزیزی هستند که اعتبار دارند .. و بر اساس همان اعتبار می توانند بهتریم مجوز ها رو دریافت کنند .. مشکل آن ها فقط سرمایه است .. مثل کاپیتان " غ " که اگه یادت باشه به شما معرفی کردم .. و قصد داشت ایرلاین یا اکادمی پرواز راه اندازی کنه .. و مجوزش رو داشت
*****
خب این ها رو صادقانه گفتم تا بدونی واقعآ قصد داشتم این افراد رو به شما معرفی کنم ... من تا حالا برای خیلی ها این کار ها رو انجام داده .. بدون این که طمع مالی داشته باشم
اما دو مسئله باعث شد کمی درنگ کنم
نکته اصلی دوستی شما با آقای " ش " در روسیه بود
شراکت و ارتباط شما با او برایم کمی تردید گذاشته بود .. چون خیلی از خوانندگان سایت ام هم دوستانه در باره شخصیت مغرور و بد دهن او به من پیغام داده بودند .. که در سایت های هوانوردی خودشه رو نشون داده بود
خب در شرایطی که دو دل بودم .. همین آقای ش دیدی که در همین بخش برایم کامنت گذاشت وو و به قول خودش قطع ارتباط رو اعلام کرد
و باقی قضایا که خودت بهتر می دونی ... همین مسایل سبب شد
که با عرض شرمندگی نتوانم برای شما کاری بکنم
البته می دونم او در شرکت شما شریک اسمی بوده .. و در اصل یک نوع کارمند حساب می شده .. اما اشکال کار دوستی شما با او بود .. قدیمی ها اعتقاد داشتند انسان ها رو از روی دوستانشان بشناسید
خب .. من نمی گویم او چه جور انسانی است .. به من ربطی نداره .. اما صرفآ به خاطر دوستی ای که شما با او داشتی .. من نمی توانم حیثیت ام رو نزد دوستان با نفوذم بیهوده از دست بدهم
به عبارت ساده تر .. همان گونه که شما رو با تمام وجودم پذیرفتم و قول همکاری دادم .. صرفآ به خاطر دوست مشترکمون بامداد بود .. که اگر چه او را ندیده بودم .. اما حاضرم یکی از کلیه هایم رو برای گربه همسایه او بدهم
سپند جان این ها رو گفتم .. تا بدونی انتخاب دوست خیلی مهم است ... مخصوصآ برای افرادی که کار بین المللی انجام می دهند .. من این عرایض ام رو روی ارادتی که به شما دارم عرض کردم .. و گرنه به من هیچ ربطی نداره با چه کسانی دوستی و کار می کنی ... فقط عین پسرم خواستم اگاه ات کنم
ممنون از شما
سلام کاپیتان
خسته نباشید
برای مطلب بسیار زیبایتان که همراه با عکسهای جالب و تحلیل زیباترتان همراه بود ممنونم
پاینده باشید
پاسخ
حمید جان عزیز و گرامی
از این که باعث آرامش خیال شما دوست بزرگوارم شده ام ، واقعا خوشحالم
من کار خاصی انجام نداده .. بلکه صرفآ انجام وظیفه ای بیش نیست
پاینده باشی
سلام عمو.
این یه سایت برای آمار سایت ها هست.
خیلی هم باکلاس تر و خوشگل تر از وبگذره
اولین لینک نمونه پیچ یک وبلاگ در آن هست:
http://whos.amung.us/stats/cqxjrljh9c9w/
که بیننده هاشو به صورت آنلاین هستند رو با نشون دادن مکان نمایش میده.
http://whos.amung.us/
این هم آدرس سایت
پاسخ
امیر جان عزیز و نازنین
خیلی از شما به خاطر این هدیه زیبا تشکر می کنم
بله خیلی عالی است .. اولی تقاضای پول کرد .. !! ولی ادرس دومی رو ابتدا در وبلاگ پیشنویس اضافه کردم .. بعد در دل نوشته ها .. اگه فرصت کردی خودت زحمت اش رو بکش و در وبلاگ مخصوص چاپ کتاب هم هر وقت فرصت داشتی قرار بده .. در بخش تنظیمات وبلاگ .. زیر اطلاعاتی که قبلآ درچ شده است
ممنون از شما
سلام كاپيتان
تشكر مي كنم از مطالب خوبتان.همه دنبال يه لقمه نان هستن و كلي وقت كم ميارن.ما جوانها را سرزنش نكنيد و ما را از بهترين و مفيد ترين سرگرميمان يعني از سايت كاپيتان پير تهديد به جدايي نكنيد.
كاپيتان مشكلات جوانان جوياي نام و زحمتكش را در اين منگنه پست روزگار كه نمي باييد اين جوري مي بود را در يابيد و دليل پايين امدن امار بازديد كنندگان را اين بدانيد و بس.
ارادتمند شما .
پاسخ
بله وحید جان .. حقیت رو خیلی ساده بیان فرمودی
شرایط اقتصادی طوری شده که همه باید خیلی خیلی تلاش کنند .. راستش چون من شب و روز در یک اتاق و با یک کامپیوتر و سایت ام می گذرونم .. یادم می ره دنیا دست کیه .. !! حق باشماست
اما وحید جان .. من هرگز جسارت تهدید آمیز نمی کنم .. اگر هم صحبت از رفتن می زنم .. صرفآ در حد مرخصی یکی دو روزه است .. خودم بیشتر از بقیه وابسته به این نوع ارتباط مجازی شده ام
ممنون از کامنت شما
سلام به استاد عزیز
ماشا ا... حسابی فعال بودین و کلی مطلب جدید گذاشتین
بریم بخونیم!
پاسخ
علی چان عزیزم .. خوشحالم بعد از مدت ها دوباره افتخار کسب خبر از شما دوست خوبم رو پیدا کرده ام
مواظب خودت باش
یا حق
با سلام به شما استاد گرامي ،جناب صادقي عزيز و همه ي دوستان گرامي در اين سايت پر بيننده
باز هم افتخاري نصيب من شد كه در در اين سايت پيغام بگذارم و تشكر به خواطر اين همه تلاش و شرمندگي به خواطر غيبت نسبتن طولانيم در تشكر از اين همه تلاش.
استاد عزيزم شبيه سازي شما از واقعه و توضيحاتتون باور كنيد از ديدن خود فيلم شايد خيلي لذت بخش تره با اين توضيح كه اين حقير اين قسمت رو خودم يكبار ديدم.اقرار مي كنم كه واقعا عالي بوديد.و البته مطلب قبليتان هم خيلي خوب بود
مخلص شما اين روز ها دنبال كار معافيت است برا همين كم مزاحم مي شه
مخلص، رضا
پاسخ
رضا جان عزیزم .. مدتی بود نگرانت بودم .. ولی مطمئن بودم که دنبال کارهای خصوصی ات هستی
خوشحالم که بار دیگر کامنت شما رو می خوانم
رضا جان عزیز و گرامی .. این نظر لطف شماست که از مستندی که خودتون دیدید و قطعآ دارای اشکالات فراوانی است ، تعریف می کنید .. به هر حال مثل همیشه شرمنده ام کردی
رضا جان دعا می کنم هر چه زودتر موفق به دریافت معافی ات شوی
توصیه می کنم نذر کن .. من برای شما نذر می کنم .. به شرطی وقتی گرفتی .. خبرم بدهی .. نذر های من رد خور ندارد .. !! چشمک
استاد عزیز سلام
متاسفانه چند ماه به اینترنت دسرسی نداشتیم و الان بعد از این همه مدت خوشحال شدم که توانستم به شما سر بزنم.
من همان امین 17 ساله هستم که میخواستم به ارتش بروم چند مدت پیش خبری به گوشم خورد که میخواستم از شما بپرسم که صحت داره یا نه؟
خبر این هست که کسانی که دو برادر خدمت کرده دارند از خدمت معاف میشوند آیا این خبر درسته و اینکه آیا این معافیت به رفتن من به دانشکده افسری تاثیر منفی دارد یا خیر یعنی آیا مانع میشود ؟
خیلی ممنون ازشما استاد خوب و مهربانمان
پاسخ
امین جان عزیز و نازنینم
خیلی خوشحال شدم که بعد از مدت ها تاخیر عاقبت دوباره صحیح و سالم می بینمت .. پسرم در مورد معافی و قوانین جدید ان چیزی نمی دونم .. همه اطلاعات من مربوط به دو دهه قبل است ..!! اما نامید نشو
دوستان زیادی هستند که این مسایل رو می دانند .. مثلآ همین کامنت قبلی رضای عزیزم در حال تلاش برای گرفتن معافی است . هفته قبل هم جناب امیر محمود بازیار دنبال این کار ها بود .. مسلمآ آن ها شما رو راهنمایی خواهند کرد .. به قول امروزی ها .. کانال سایت رو عوض نکن .. و مرتب بیننده این بخش باش .. حتمآ پاسخ ات رو خواهی شنید
البته در مورد دانشکده افسری بگویم .. قبلآ کسانی که خدمت کرده .. یا سابقه خدمت حتی برای مدت خیلی کوتاه داشتند ، یا در محیط های نظامی بزرگ شده بودند ، معمولآ به بقیه مقدم تر بوده و از اولویت های خاصی برخوردار بودند .. اغلب امتیاز هایی مثل منشی گری .. یا مشاغل راحت در ایام تحصیل اعطا می کردند .. ولی همان طور که گفتم .. از شرایط فعلی بی خبرم .. امیدوارم آن گونه که دوست داری شود .. راستی نذر یادت نره .. من خیلی اعتقاد به نذر دارم .. این نذر می تونه ارسال فاتحه به یک فرد خوشنام و مومن در روزگار قدیم باشه .. باور کن من همیشه با تمام وجودم به این افراد نذر فاتحه یا تلاوت قرآن کرده ام و پاسخ ام رو خیلی زود گرفته ام .. و به هر کی هم توصیه کرده ام پاسخ اش رو سریع گرفته است .. البته بگم .. اصلآ خرافاتی نیستم .. خب این چیز ها از بچگی با ما بوده و ادامه داشته .. ضرری هم نداره
ممنون از کامنت شما
سلام اقای مدرسی
ببخشید مدتی کامنت نذاشتم خیلی درگیر بودم. ولی مطمئن باشید هر روز به سایت سر میزنم.
آقا یک مستند توپپپپپپ پیدا کردم که جون میده واسه تحلیل شما.
و فکر کنم کمتر سایتی تا حالا این مسئله را تحلیل کرده باشه.
به نوعی مربوط به سوانح هوایی میشه.
اگر از دوستان خارج از ایران کسی ایران میره لطفا اعلام کنه تا براش پست کنم و ایشان به آقای مدرسی برسانند.
قربان شما
علی از کانادا
پاسخ
دوستان اگه کسی عازم ایران است با ای میل جناب علی آقا تماس بگیره
من این کامنت رو از پست قبلی به این جا منتقل کردم
ممنون از همه
پی نوشت ..
علی جان عزیز و نازنین
اگه امکان داره کامنت سام عزیز از سوئد رو بخوان .. در همین پست او نوشته نیاز به پست نیست
اگه امکان داره با او به ادرس ای میل
sam.eskandari@gmail.com
مکاتبه کن .. او قراره دی ماه به ایران برگرده .. ممنون از شما
سلام استاد عزیز
متاسفانه فیلدهای ورودی برای گذاشتن کامنت در فایرفاکس من کار نمی کنه. من از ویندوز هفت استفاده می کنم و فایرفاکس برای همین تاکید می کنم که در فایر فاکس من قابل کامنت نوشتن نیست. الان دارم با اینترنت اکسپلورر کامنت می گذارم. لطفا" با طراح محترم سایت این موضوع را در میان بگذارید.
استاد همانطوری که حضوری خدمتتان عرض کردم به احتمال خیلی زیاد برای دیماه به ایران خواهم آمد. اگر علی عزیز از کانادا مستندی می شناسند که می خواهند برای شما ارسال کنند اگر برایشان زحمتی نیست نام مستند را به آدرس ایمیل بنده بفرستند کافیه و نیاز به زحمت افتادن ایشان و پست کردن آن ندارند. من شخصا" مستند فوق را می گیرم و حضورا" تقدیمتان می کنم. آدرس ایمیل من را لطفا" پابلیک در فیلد مربوطه که نوشتم منتشر کنید تا علی آقا بتوانند نام این مستندها را برایم ارسال کنند.
موفق و پیروز باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیز و نازنین
باز هم طبق معمول من را شرمنده کرده و می فرمایی .. در باب فید های فایر فاکس برای آقای عظمتی خواهم نوشت .. چون من خودم چیزی سر در نمی اورم .. مسئله بعدی در باره جناب عظمتی طراح محترم سایت است .. هر وقت من چنین مسایلی رو مطرح می کنم سئوالاتی رو می پرسد که بنده به دلیلی که عرض کردم ، قادر به پاسخگویی نیستم .. و معمولآ او را به دوستان معرفی می کنم .. به هیمن دلیل اگر زحمتی نیست .. شما با جناب آقای امیر عظمتی که بنر های رشته خودش که هم رشته شما هم هست در سایت ام مشاهده می کنی ..
"Amir Azemati"
ممنون می شوم همین قضیه رو برای ایشان بنویسی
راستی سام جان .. اگه به کامنت آقای امیر بازیار که در همین پست نوشته است مراجعه کنی ... لینک یک آماری رو برام نوشت که یک مدلش مجانی بود .. ولی یک مدل دیگر ان پولی بود .. و خیلی امکانات داشت .. اگه برات زحمت نیست هر وقت فرصت کردی آن را از نظر فنی و قابلیت هایی که داره ، بررسی کن .. اگه دیدی جالبه .. با عرض شرمندگی بسیار فراوان 5 دلار قیمت اش است ، اگر پرداخت کنی مثل همیشه مدیون شما خواهم شد .
سام جان اگه دیدی جالبه و زحمت دریافت آن را کشیدی .. باید خودت به پسر عزیزم آقای امیر عظمتی اطلاع دهی تا در سایت بگذارد .. چون کد های سایت و تنظیمات دست او است
سام جان .. به جان آنا و آوا .. خیلی شرمنده شما پسر خوبم هستم .. یه وقت نگی چقدر این مرده پر رو است .. و از دوستی سوء استفاده می کنه ... !! خودت می دونی خیلی ارادت به شما دارم
در مورد جناب علی جان از کانادا ، چشم ای میل شما رو برایش منتشر می کنم .. موفق باشی عزیزم
راستی سام جان فراموش کردم که بگم
اگه زحمت کشیده و 5 دلار رو پرداخت کردی .. به شرطی که رسیدی ایران پولش رو بگیری .. اگه قصد گرفتن نداری ..لطفآ هرگز واریز نکن
این رو جدی می گویم
سلام بر عموی عزیزمان
عمو بهروز مطلب قبلی خیلی ناراحت کننده بود...چندتا سوال دارم..:
1-گفتید همکاران وقتی میمودند دیدنتان {ملاقات ام می آمدند ، از خنده روده بر می شدند ..} واقعا این کجاش برای همکاراتون خنده داشته؟آدمی که سکته کرده خنده داره؟!!!
2- همیشه زیاد از هواپیماهای زمین خورده صحبت کردید...حتما باید زیاد باشند اما توی یک روزنامه که آمارهای سقوط هواپیما بود...نوشته بود سی 130 4 یا 5 (نمیدونم ولی همین بود) حالا من موندم که 5 تا دونه توی 30 سال سقوط کردن؟ حتما بیشتر بوده...اگه جز اطلاعات سری محسوب میشه به زحمت نیندازید خودتان را...
3-هنوز توی کف دوتا چیز موندیم:1-حقه فیروز زبل به ارتش ! 2-برپایی نمایشگاه و دیدن شما!
در ضمن مهم نیست که نمی تونید پرواز کنید مهم اینه که هنوز توی اوجید!(البت از نظر من)
هایل هیتلر...!
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم عرفان گرامی
چه عجب شما رو زیارت کردیم .. !!؟
پسرم سعی می کنم به پرسش های شما صادقانه جواب دهم
یک - عرفان جان فکر می کنم اشکال از توضیحات من بود که شما دقیق متوجه نشدی .. الان دوباره توضیح می دهم .. راستش رو بخواهی بقدری من شیطان و دل زنده بودم و بقدری در طول جنگ با همکاران خاطرات شیطنت آمیز و جالبی داشتم که دلم نمی خواست آن چهره ای که از من به خاطر داشتند ، تغیر کنه .. ضمن این که واقعآ برای تشکر از ان ها در همان چند ساعتی که در سی سی یو به دیدنم می امدند .. این من بودم که با یاداوری شیطنت ها آن ها رو می خنداندم .. !! یادمه یک روز که اکثر بچه ها به دیدنم امده بودند .. و اوضاع قلبم هم زیاد تعریف نداشت .. و در مانیتور بالای سرم .. عقربه تپش ها و بالا و پائین رفتن ها رو نشان می داد .. برای این که آن ها رو از اضطراب رها نمایم .. با مشت به شوخی به اون گردی کوچک که مثل ساچمه بود می زدم .. و به شوخی می گفتم .. بچه ها نگاه کنید الانه که از مانیتور بزنه بیرون .. !! چون واقعآ منحنی ها گاهی خیلی بالا و پائین می شد .. و گرنه چیز خنده داری در چهره ام نبود که آن ها بخندند ..
دوم . پسرم هر یک سانحه اگر بی مسافر هم بود ، دست کم هفت هشت نفر از همکاران خوبمون رو از دست می دادیم .. !! گاهی به خاطر ضرورت های زمان جنگ در هر پرواز سه برابر گروه پروازی بچه ها برای اموزش در مسیر ها می امدند .. مثلآ دو تا کمک خلبان ، دو تا ناوبر .. دو یا سه نفر لود مستر .. دو معلم خلبان .. خب در هر سانحه همان طور که گفتم دست کم هشت نفر گاهی تا دوازده نفر از بهترین دوستانمون رو از دست می دادیم .. در صورتی که از نظر اماری و تآلمات روحی برابر با ده ، دوازده زبونم لال شکاری بود ..!! متوجه شدی عزیزم .. !!؟ در سانحه زاهدان همین گونه بود .. در سانحه سقوط هواپیمای فرماندهان در کهریزک نیز به این گونه بود .. کافی است 5 سانحه داشتیم .. خب برابر سی شکاری خلبان و گروه پروازی شهید می شدند .. !!! که یا و خاطره هر یک از ان عزیزان برای ما مصیبتی جانکاه بود
سوم .. در باره فیروز مومنی واقعآ شرمنده ام .. ولی یادم بیندازید اگر قرار شد جلسه دیدار برقرار بشه .. آقای مداح ، فیروز زبل و جناب فولادوند رو حتمآ با خودم خواهم اورد .. ولی همان طور که گفتم .. حتی شیطان هم نمی دوند فیروز زبل چه کلکی زد !!! باز هم بگم ..!!!؟
در پایان ... فدای مهر و محبت شما بشم
درود جناب مدرسي بزرگوار . اميدوارم كه خوب و سلامت باشيد . پاسخ شما بزرگوار به جناب سپند را خواندم و لازم دونستم كه مطلبي رو به عرض شما پدر بزرگوارم برسانم . اول از هر چيز نسبت به لطف خالصانه اي كه به من حقير داريد واقعا شرمنده هستم و از صميم قلب از شما تشكر مي كنم . در اين مدت كه در كنار دوست خوبم جناب سپند عزيز فعاليت مي كردم چيزهاي بسياري اموختم , هر چند كه بايد اعتراف كنم هرگز دانش اموز خوبي نبودم و نگراني هايم به عنوان يك جوان هدفمند بسيار بيشتر از تمركز به روي هدف بود و همين امر باعث شد كه كمك خوبي براي ايشان نباشم و همين جا از ايشان عذر خواهي مي كنم
چرا كه در اين مدت الحق يك تنه همه چيز را مديريت كردند .هر چند كه تلاشهايشان خروجي مطلوب را نداشت , البته نه به دليل مديريت غلط بلكه به دليل وجود افراد ناتواني همچون من كه ياراي همراهي ايشان را تا انجا كه لازم بود نداشتيم .اما از آن جهت اين فعاليتها داراي ارزش بي نهايت براي ما به خصوص من بود ,در اين ميان تجربه ها اندوخته شد و ذهن هاي خفته مان نسبت به تهديدهاي محيط پيرامون باز شد و اين خود روندي پر پيچ و خم بود كه آسان به دست نيامد و مسلما پايان هم نخواهد يافت . يكي از اين تجربه ها براي شخص من اين بود كه تا حدودي متوجه شدم براي ميل به موفقعيت چه مسائلي داراي ارزش خاص هستند . يكي از اين موارد
صداقت است كه امروز متوجه شدم كه اين صداقت براي من كار كرده است و شما در جواب جناب سپند اين قدر به من اظهار لطف مي كنيد كه خود بهتر از هر كسي مي دانم لايقش نبودم و نيستم و نخواهم بود و اين براي من
دنيايي ارزش دارد چرا كه زماني كه بدون داشتن جاذبه هاي مادي بتوان اعتمادي را جلب كرد احساس رضايتي به همراه دارد كه بي قيمت است . جناب مدرسي بزرگوار, جناب سپند عزيز از هر شخصي براي اعتماد
شما امين ترين هستند چرا كه در اين مدت به حد كافي فرصت مقايسه ايشان با ديگران را داشتم و خوشحالم كه صداقتي كه در رابطه ام با ايشان در نظر گرفتم سبب شد كه اعتماد ايشان را نيز بخود جلب كنم و اين اعتماد
امروز ما را به عنوان دو دوست معرفي مي كند نه دو شريك كه براي رفع نيازها در زمان حال همديگر را تحمل مي كنند .اين دوستي باعث شد كه به عنوان دو دوست عملكرد يكديگر را نقد كنيم و در فضايي دوستانه مشكلات يكديگر را گوشزد و نسبت به ناتواناييهايمان در بعضي عملكردها اعتراف كنيم . دقيقا چيزي كه در رابطه با ديگران به دست نيامد همين بود . دوست عزيزمان جناب ش در پاره اي از مسائل كه هرگز فرصت بررسي آنها به صورت گفتمان دوستانه
پيش نيامد فعاليتهايي كردند و اين فعاليتها در قبال اعتماد نا به جا سبب شد كه كاملا ناخواسته به طرف پرتگاهي برده شويم كه تا زماني كه به لبه آن نرسيده بوديم متوجه عمق مسئله نبوديم اما بالاخره ان جا كه لازم بود بيدار شديم و اصلاحاتي را در خود و محيط پيرامون اعمال كرديم كه ناشي از تجربيات تلخ اما ارزشمند بود . امروز بيش از هر زمان به اين امر واقف هستم كه كارهاي بزرگ برنامه هاي بزرگ و دقيق مي خواهد
كه بايد داراي برنامه اي تدوين شده توسط نگرشهاي مختلف باشد و اين مهم در قالب سيستمي به وجود مي آيد كه نيروي محرك خود را از موجوديتي به نام اعتماد مي گيرد . اگر جريان اين ماده جانبخش در جزئي از اين سيستم با خللي روبرو شود دير يا زود كل سيستم تحت تاثير قرار گرفته و به ورطه نابودي كشيده مي شود . اين اعتماد در مجاري صداقت در سيستم پخش مي شود و اينها دقيقا چيزهايي هستند كه در اين مدت من و جناب سپند به دنبالشان بوده ايم . مطمئن هستم كه جناب سپند در اين تلاش نمره خوبي گرفته اند اما من نه . امروز خرسند هستم كه بگويم حداقل در اين مدت در مسير اهدافم عمل كردم و مثل بسياري ديگر كه ضعف خود را نتيجه تقديرو سرنوشت الهي مي دانند عمل نكردم . هر چند كه آسيبهايي وجود داشت و دارد اما تنيجه تفكري محترم بود . جناب مدرسي بزروگوار 3 ماه ديگر به خدمت سربازي اعزام مي شوم خدمتي كه براي من همه چيز دارد جز قداست اما حداقل شرمسار خود نيستم چرا كه اين هدف من را وادار كرد تا ديگر خود را در كلاسهاي درس دانشگاهي كه لحظه لحظه آن برايم زجرآور بود محبوس نكرده و ياد بگريم كه بايد هزينه علائق را پرداخت .
جناب مدرسي بزرگوار از اينكه با نوشته هايم وقت گرانبهاي شما را گرفتم عذر مي خواهم . اميدوارم كه تمام انسانها روزي لذت دستيابي به اهداف مقدس و انساني خود را حس كنند .
هميشه پايدار و كامياب باشد.
به اميد ديدار
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم بامداد جان
چقدر خوشحالم با اندیشه های پسر جوانمرد و با شرافتی آشنا می شوم که بی تعارف بگم .. این روز ها خیلی کمیاب است ... بامداد جان حتمآ متوجه شدی .. تنها هدف من از نگارش ان کامنت در بخش عمومی دو مسئله بود ..
اول - بنده هیچ مسئله پنهان در زندگی ام با کسی ندارم .. اگر هم به فرض به امثال آقایانی چون ش می گویم در خدمت هستم .. و تعدادی رو معرفی می کنم .. صرفآ قصدم کمک به اهداف آن شخص است نه مسایل مالی ... !! اما متآسفانه همه شاهد هستیم که چگونه در همین بخش آقایی که من اعتبارم رو برای معرفی او گذاشته و افرادی رو معرفی کردم ، ان گونه بی رحمانه به زعم خودش بنده را از خود می راند !!! خدا رو صد هزار بار شکر که دیناری از این نمد به دستم نرسید .. و گرنه باید تا عمر داشتم بنده و عبید انسان هایی با شخصیت آقای ش می بودم .. !!! متوجه هستی که .. !!؟
دوم - هدف مهم دیگرم .. تذکر در انتخاب دوست ، شریک ، کارمند ، ملازم .. و هر چی که اسمش رو می گذاری بود .
چون معتقدم بی برو برگرد انسان ها رو از این طریق محک می زنند .. ! ای کاش اجازه داشتم ای میل هایی که خوانندگان در باره ش و رفتار زننده اش برایم ارسال کردند رو منتشر می کردم .. اما من به حرمت این که قول هایی به او داده بودم ، هرگز به رویش نیاوردم .. !! اما اون بی معرفت به خاطر اشاره به دلال های زالو صفت اکراینی ، به خود گرفته و آن گونه با شهامت و افتخار اعلام کرد که کنار گذاشته ام ..!!! جالبه بدونی بعد از درج ان پست کلی برای من ای میل فرستاد ..!! آخر به او پیغام دادم مرد حسابی ... روی حرف ات واستا .. !! تو که می گی قطع ارتباط .. دیگه ارسال نامه های طولانی و فایل های صوتی چه صیغه ای است .. !! به جان نوه هایم حتی برای حس کنجکاوی بازش هم نکردم .. !! خب چون همان طور که عرض کردم
سپند عزیز در اخرین دیداری که داشتم اعلام کرد که ارتباط دوستی با او دارد .. راست و حسینی به او تذکر دادم تا مادامی که دوستان این چنینی داشته باشد .. هرگز در بیزنس بین المللی موفق نخواهد شد
شاید صحیح نباشد که عرض کنم .. اما یکی از کاپیتان هایی که قصد خرید هواپیما برای ایرلاین تازه تآسیس داشت .. به جان نوه هایم تلفنی به من اطلاع داد که از قید معامله با سپند گذشته است .. !! من خیلی ناراحت شدم .. ولی دلیل اش رو می دونستم . برای همین ازش دلیل اش رو نپرسیدم ..
بامداد جان .. شما به نکته بسیار ظریف و مهمی اشاره کردی .. هیچ چیز مثل صداقت و رو راستی نیست
همین خصلتی که شما داری .. و سپند جان در همه مدتی که در خدمت اش بودم از آن به نیکی یاد می کرد ..
مثال ساده تر می زنم .. من نه شما رو دیده بودم .. و نه آقای ش را ... درسته .. !!؟
خب مگر پدر کشتگی با ش دارم یا با شما پسر خاله هستم که از شما تعریف می کنم .. !!؟ همه این ها به همون صداقتی برمی گرده .. که الحمدالله امروز حتی یک نوجوان ده پانزده ساله هم می تواند ان را تشخیص دهد
ختم کلام این که وقتی شنیدم شرکت سپند در ان پروژه کنار گذاشته شده است .. خیلی خیلی ناراحت شدم .. دلم می خواست این پسر عزیز و مهربان موفق شود .. . می دونم بزودی خواهد شد
و از ان جایی که من هم حضرت عباسی قصد خدمتی داشتم .. رک و راست دلیل انصراف ام رو رویش گفته و نوشتم .. تا بداند مناطق آسیب پذیر شرکت معظم اش کجاست .. !! از شما به خاطر همه خوبی ها ممنونم
و در همین فضای عمومی قول می دهم سپند با تجدید نظر در مورد کارمندانش .. !!!!! حتمآ حتمآ موفق خواهد شد .. قصد دخالت در کادر همکارانش هرگز نداشته و ندارم .. فقط دلایل عدم پای بند بودن به وعده هایم رو رک گفتم
ممنون از شما و آرزوی موفقیت برای هر دوی شما
بامداد جان همیشه به شما و شخصیت مهربانت افتخار کرده و خواهم کرد
سلام مجدد استاد
به روی چشم ، بعد از نوشتن پاسخ کامنت شما برای جناب عظمتی این مشکل را بازگو خواهم کرد.
در مورد پرداخت برای برنامه آماری سایت این دیگه استاد از اون حرفها هست که توقع شنیدنش را حداقل از شما نداشتم. شما امری داشته باشید و به شاگرد خود نگویید؟!!! شما امر بفرمایید خودم خدمتتان زنگ می زنم و شماره کردیت کارتم را به شما می گویم که هر برنامه آماری یا هر چیز دیگری را که می پسندید در سایت بگذارید. شما خودتان ببینید که برنامه فوق جوابگوی خواسته های شما هست یا خیر. اگر بود اشاره بفرمایید با شما تماس می گیرم و اطلاعات مربوطه را در اختیار شما قرار خواهم داد. در مورد هزینه اش هم چشم با هم توافق خواهیم کرد. من دوست ندارم شما ناراحت شوید. ماهی پنج هزار تومان (پنج دلار در ماه برای برنامه معادل دلاری هزار تومان) رقمی نیست که به قول معروف بنده و شما را فقیر و یا غنی کند ولی باز به احترام فرمایش شما ، چشم اجازه بفرمایید در تهران با هم در موردش صحبت خواهیم کرد. چیز قابل داری نیست که بخواهیم در موردش مانور دهیم.
برخلاف تصور شما که مرقوم فرمودید "سام جان .. به جان آنا و آوا .. خیلی شرمنده شما پسر خوبم هستم .. یه وقت نگی چقدر این مرده پر رو است .. و از دوستی سوء استفاده می کنه " ، بنده خیلی هم خوشحالم که شما اینقدر به بنده لطف دارید و بنده لایق برای انجام فرمایشی می بینید. بنده افتخار خواهم کرد برای دلاور مردی که خودم و خیلی های دیگر مثل خودم ، سرزمین و جان و و و و خودمان را مدیون دلاوریها و رشادتهایش هستیم ، انجام وظیفه ای هرچند کوچک کرده باشم. شما به قول معروف با نگاه خریدارانه برنامه فوق را ملاحظه بفرمایید و درصورت رضایت یا ایمیل برایم بفرستید و یا در قسمت حرفهای خودمانی اشاره بفرمایید تا با شما تماس بگیرم.
مراقب خودتان باشید
سام (سوئد)
پاسخ
ای وای ... سام نازنین واقعآ بد جوری مزاحم ات شدم عزیزم
پسرم ارزس محبت و شخصیت شما برای من ثابت شده است .. و تا زنده ام هرگز از خاطر نخواهم برد
اما سام عزیز .. غرض از مزاحمت به شما ، تخصص شما در نرم افزار است .. من وقتی امکانات داشبورد رو خواندم .. دیدم بسیار جالب است .. حتی در وبلاگ ام هم ورژن رایگان ان ار نصب کردم .. اما ارائه خدمات اش نیاز به پرداخت داشت .. !! ولی من فکر می کردم سالیانه 5 دلار است .. !! اگر ماهیانه است .. راستش رو بخواهی برای من مقدور نیست
دوم این که قصدم از مزاحممت صرفآ این بود که شما زحمت بررسی آن را به عنوان یک کارشناس بکشید .. و اگر اوکی کردی ... خودت هم به جناب عظمتی بفرمایی .. !! اما حالا که ماهیانه 5 دلار است .. راستش به همین ورژن رایگانش می سازم .. سایت هم که سیستم شمارش بازدید از صفحات رو به طور دقیق نشان می دهد .. اشکال سر وبگذر بود .. که زیاد مهم نیست .. اصل امار هر صفحه است که به لطف دوستان اخیرآ مخصوصآ در چند پست گذشته زیر پنج هزار نفر برای هر صفحه از مطالب آخر نبوده است .. پس با این حساب جریان کریت منتفی اعلام می کنم ..
ولی سام جان به جان آنا .. انگار که این لطف رو در حق ام انجام داده ای می نگرم .. همین که فرمودی .. باور کن انگار دریافت کرده و استفاده نموده ام
ممنون عزیزم .. واقعآ دستت درد نکنه
امیدوارم روزی بتونم جبران این همه محبت رو بکنم
برای ورود دوباره ات از حالا ثانیه شمار ی می کنم
تا بعد
جناب مدرسی گل سلام
شما راست می گویید حق با شماست
خیلی بعید است که بعد از سالها تجارب با ارزش شما اشتباه کنید، کاملا صحیح می فرمایید.
شما خیلی گلید و خدا شما را دوست دارد، برای همین است که قلبا دوستدار شما هستم.
سرور گرامی، جلوی ضرر را از هر کجا که بگیری سود کردی، خوشبختانه ایشان دیگر دوست من نیست (یا برعکس من دوست ایشان نیستم) من قبلا خیلی دوستش داشتم اما او با وجود این همه ساپورت و خدماتی که برایش انجام دادم بدترین ضربه های آبرویی را به من زد، نمی نویسم چه چیزهایی، مالی-آبروی-احساسی-وقتی-اعتبار و ...
یک گوشه از همه ضررها همین رنجش خاطر شماست، شما و گلهایی مثل شما نباید حتی یک ثانیه دلخور و رنجیده خاطر شوند، من از شما توقعی ندارم جز اینکه شاد و خرم زندگی کنید.
از من بدتان هم بیاید باز هم شما را دوست دارم و همیشه افتخار می کنم که با شما دیدار داشته و به دانستن نام شما نیز افتخار می کنم.
پاسخ
سپند عزیز و نازنینم
به شرافتم سوگند برای من خیلی سخت بود این چنین رک صحبت از عدم همکاری بکنم ... !!! همه دوستانی که من را می شناسند می دونند که من توی عمرم هرگز کسی رو چنین مخاطب قرار نداده بودم .. !!
اما به دلایلی که برای بامداد جان عزیزم توضیح دادم ، صرفآ برای آگاهی و تذکر دوستانه برای شما بود
چون به جان نوه هایم وقتی شنیدم به چه علت شما رو از پروزه حذف کرده اند .. انگار که پروژه خودم یا فرزندم باشد ، قلبآ متآثر شدم .. !! و از ان جا که دقیقآ می دونستم قضیه از کجا آب می خوره .. راست و حسینی برایت نوشتم
دوست ان است که رو سخن بگوید .. ئ همان طور که گفتم خیلی عذاب اور بود تا چنین سخنی به شما که قلبآ دوستت داشته و بهت افتخار می کنم .. گفته باشم
سپند عزیز و گرامی .. مطمئن باش اگه شما به ان چه گفتی پایبند باشی .. قول شرف می دهم همه دوستان با نفوذ و سرمایه دارم رو به شما پسر عزیزم معرفی کنم .. این رو مردانه قول می دهم
البته در این جا لازم می دونم به یک نکته اشاره کنم .. روزی رسان اصلی خداوند است .. و ان چیزی که امثال ما گاهی جسارت کرده و بیان می کند ، صرفآ اصلاح امور است .. نه چیز دیگه
و خوشحالم که درک ام می کنی .. من همیشه مخلص انسان های واراسته و موفقی چون شما هستم
سپند جان .. حال که سخن به این جا رسید .. اجازه می خواهم یک اعتراف دیگه هم بکنم ... باور کن شما یک خصلت بسیار بسیار نیکو داری که من برای نخستین بار در عمرم حسرت خوردم که ای کاش من هم این خصلت بزرگ شما رو داشتم ... بقدری از یک مرام شما خوشم اومد .. که وقتی دامادم از مسافرت برگشت .. و سخن از کار و حرفه اش شد .. بهش در باره خصلت نیکوی شما گفتم .. و مطمئن هستم آن حاصل تربیت خانوادگی شماست .. و اکتسابی نبوده است .. همان طور که می دونی من با خیلی از مردم ارتباط داشته یا دارم .. حقیقتآ کم تر شخصی دیدم که موقع حرف زدن و گفت و گو به اندازه شما صبور بوده و به دقت به حرف و سخن طرف مقابل بع دقت گوش داده و به اصطلاح به میان حرف او نپریده ... و حتی اگر طرف مقابل هم این کار رو انجام داد ، باز هم خونسرد و با احترام اجازه دهد تا طرف مقابل هر جور راحت است حرفش رو بزند .. !! شاید کم تر کسی این خصلت خوب شما رو یاد اوردی کرده باشد .. ولی خدا شاهد است غبطه خوردم .. و چقدر لذت بردم و از شما که سن فرزند من را داری .. درس اموختم .. آفرین به این تربیت خانوادگی .. آفرین بر این رعایت ادب و احترام .. که لااقل خودم فاقد این خصوصیات هستم
به شما تبریک می گویم
سلام کاپیتان
خدا قوت
مثل همیشه جالب بود و خواندنی!!!
فکر میکنم اگه که سوانح ایران هم با این دقت تحلیل و بررسی میشد همیشه مقصر خلبان اعلام نمیشد.
ممنونم که به وبلاگم سر زدید کاپیتان .توقسمت نظرات همون پس پاسخم رو عرض کردم
یا حق
پاسخ
خوشحالم که مورد توجه شما دوست عزیزم قرار گرفته است
کاپیتان جان ... حق با شماست ..ای کاش سوانح کشور ما هم چنین با دقت و حوصله از طریق علمی بررسی می شد .. و به قول شما خلبان مرحوم رو همیشه مقصر اعلام نمی کردند .
تشکر از پاسخ شما
عمو بهروز سلام
مثل همیشه عالی بود
دستتون درد نکنه واقعا خیلی زحمت میکشین برای این که این تصاویر رو از فیلم جدا کنید و آماده برای آپلود تو سایت
ازتون ممنونم برای لطفی که میکنید
عمو میگم خیلی به آنا کوچولو میاد که خلبان 787 خودش هم باشه
پاسخ
پسر عزیزم علیرضا جان گرامی
ممنونم که یکی پیدا شد از مکافات ضبط تصاویر از فیلم و بعدش آپلود یادی کرد ... !! به نظر آسان می آید .. ولی به خدا قسم دو شب تا صبح فقط عکس ها و آپلود ان ها زمان برد .. شب سوم هم تا صبح نشستم روی صحنه به صحنه آن ترجمه به زبان عامیانه کردم ... ! البته من توقع تشکر از کسی رو ندارم .. برای دل خودم کار می کنم
در باره آنا جان تنها جمله ای بود که خیلی به دلم نشست .. !!!
دست شما درد نکنه
ممنون از کامنت شما
به به به به سلام جناب مدرسي عزيز!!!!
اقا ما خيلي خوشحال شديم ديديم كه يهيهو دوتا مطلب اومد بالا!!!
دلم براتون تنگ شده بود اقاي مدرسي شما چقدر جديدا"(يكي دو ماه اخير) حساس وزود رنج شدين من قبلا يادمه خيلي باحال جواب مخالفين رو ميدادين و من كلي حال ميكردم وميخنديدم از اين همه خونسرديتون! چون اگه من بودم فش ميدادم(شوخي كردم)اينو بدونين كسائي كه حرفهاي چرند ميزنند هدفشون جلب توجه و خرد كردن اعصاب شماو جلوگيري از كار و هدف مقدستونه و من به عنوان يكي از خوانندگانتون ميخوام كه به اين چيزا اهميت نديد وبدونيد كه ما دوستون داريم و اين رو هم ازتون ميخوام كه اگر كسي از دوستان مثلا" خود بنده نظري داديم كه خوب شما باهاش موافق نبوديد اون رو به پاي قبول نداشتن شما يا دروغ گو بودن شما و اينجور چيزا نزارين و فقط يه اختلاف نظر بدونين .(((در اين دو سه ماه اخير به دفعات اتفاق افتاد))) عرض ديگه اينكه ازتون ميخوام كه به امار سايت توجه كمتري بكنيد و اينو بدونيد كه خيلي ها به عشق سايت شما انلاين ميشن مثل خود من !!!ميتونم بگم من به نوبه خودم معتاد مطالبتون شدم!!
من يه دفه ازتون خواستم كه راجع به كل كل خلباناي جنگنده موقع نبرد مطلب بنويسيد اين چن وقت كه به خاطر سقوط اون دوتا پير زن روسي ميدونم خيلي سرتون شلوغ بوده وهممون ناراحت بوديم ومجالش نبو ولي فكر كنم مطلب جالبي بشه ها!!!!!!روي دوتا نوه گلتونم از طرف من ببوسيد.
ببخشيد سرتونو درد اوردم!!
با سپاس _ خدا نگهدار
پاسخ
شاهین عزیز و گرامی
واقعآ از شما تشکر می کنم ... بله دوست عزیز کاملآ حق با شماست .. من نباید به هر سخن و کامنتی توجه کنم .. آن ها فقط به قصد تخریب روحیه من می آیند ..!! چشم قول می دهم کم تر اهمیت بدهم .. راستش رو بخواهی شاهین جان زمان خواندن کامنت هم خیلی موثر است .. مثلآ گاهی در اوج کار شبانه که حسابی خسته و کوفته هستم ، برای عدم تآخیر کامنت ها ، کار را موقتآ کنار گذاشته و به آن ها پاسخ می دهم .. در این جاست که اگه کسی قصد راه رفتن روی اعصاب داشته باشه .. حالم گرفته می شود .. وگرنه به قول شما من خیلی در این گونه موارد خونسردم .. گاهی هم واقعآ حرض ام می گیرد .. مثلآ آقا یا خانمی به نام مستعار " جسا " برایم کامنت گذاشته .. اولش کلی تعریف و تمجید .. بعدش در ادامه مسئولان و مقامات خرد و کلان نظام رو توهین کرده و با بد ترین صفات از آن ها یاد کرده و از من می خواهد سکون معنی دار نکنم ... !!!؟؟ خب آدم عصبی می شه .. !! بلانسبت کدوم آدم احمقی به خاطر یک اسم غیر متعارفی چون جسا می آید با نام و ادرس و سایت مشخص و شناخته شده اش چنین کامنتی رو منتشر کنه .. تازه من برای آقا احترام گذاشته .. ان قسمت توهین اش رو حذف کرده و یک ساعت قربون صدقه و عذر خواهی کرده و اعلام کردم که بنده سیاسی نیستم .. فکر کردم قانع شده است .. دوباره روزبعد سر و کله منحوس اش پیدا شده و کلی دری وری نثارم می کنه ... شما باشید ناراحت نمی شوید .. !!؟
بگذریم .. راست می گید .. نباید اصلآ این کامنت ها رو منتشر کرد .. در باب آمار هم باید بگم .. وقتی بازدید کننده ها به یک سوم تقلیل میابند .. و هشتاد درصدش هم از گوگل و سرچ انجین ها می آیند .. خب طبیعی است که آدم انگیزه هایش رو از دست می دهد .. ! من از روز اول هم عرض کردم حتی یک خواننده هم داشته باشم ، کارم رو ادامه می دهم .. در ان شک نکنید .. چون کار دیگری بلد نیستم .. !! چشمک . نوه ها هم دست بوس شما هستند
ممنون از شما
سلام جناب مدرسی عزیز
این مطالب تحلیلی همراه با دقت زیاد شما بسیار مفید هست.از وقتی سایت شما رو می خونم اطلاعاتم نسبت به هواپیما خیلی زیادتر شده.منتظر مطالب هیجان انگیز شما هستم.از خاطرات و تجربیات خودتون هم هر چه بیشتر بنویسید ممنون می شم.من که هر بار سایت رو می خونم سیر نمی شم.همیشه هم به آرشیو سرک می کشم.لطفا به خودتون استراحت ندید!!!مرتب بنویسید!!
با آرزوی سلامتی
پاسخ
بردیا جان عزیز و گرامی
باور کن من هم به عشق شما دوستان بی منت ساعت ها وقت صرف می کنم تا در خدمت شما عزیزان باشم
اعتراف می کنم برای حقیر نگارش خاطرات قدیمی از پرواز ها و اتفاقات ، خیلی شیرین تر و آسان تر از مطالب سایر زمینه ها ... اما آموخته ام برای فرار از کلیشه و تکراری بودن ها ، هر از گاهی گریزی به سایر سوژه های اجتماعی هم زده و نقد یا تحلیلی کوتاه ارائه دهم
در باب مرخصی .. راستش تا حالا که چنین تصمیمی نگرفتم .. اما رفتن به کرج .. احتمالآ فردا ، اجتناب ناپذیره ..
ممنون از کامنت شما
سلام عمو
باز مطلبتون بسیار عالی و خوب بود . من که از خوندش لذت بردم.
و اما در مورد مرخصی تو رو خدا از اینکارا نکنید که ماها دلمون به این خوشه که هر از چند گاهی شما یک مطلب جدید آپ کنین چون با این وضع فیلترینگ و اوضاع برنامه های تلویزیونی تنها دلخوشی من و امثال من خوندن همین تحلیل ها و مستند هاست.
ضمنا عمو جون اون دی وی دی هایی که گفتم دستم رسید به موبایلتون زنگ میزنم موضوع اونا رو بهتون میگم اگه به دردتون خورد براتون میفرستم.
امیدوارم در پناه ایزد منان همیشه سلامت و کامیاب باشید.
ارادتمند : بابک معترض از اربیل
پاسخ
بابک جان عزیز و نازنین
قبل از هر چیز خوشحالم که از مطلب آخر پست راضی هستی
در مورد مرخصی .. راستش فعلآ چنین قصدی رو ندارم .. ولی هفته ای یکی دو روز دیدن نوه ها اجتناب ناپذیره .. ولی چشم حتمآ در خانه مانده و کماکان در خدمت خواهم بود
بابک عزیز و نازنینم ام .. از ان جا که من شب ها کارم رو اغاز می کنم ، روز ها موبایل ام خاموش است .. لطفآ زمان تماس ات رو در کامنت برایم بنویس .. تا شب بعد در ساعتی که می فرمایی موبایل رو روشن کنم ..
من که همیشه شرمنده شما بوده و هستم
مطمئن هستم این بار هم هدایای شما برایم جالب خواهد بود ..
با تشکر از شما
سلام کاپیتان،
مطلب بسیار زیبایئ بود، چون دقیقا با این مشکل aircraft icing بنده در ارتباط میباشم. برای خواندگان محترمتون که احتمالا دوست دارن در مورد این پدیده بیشتر بدونن به این سایت ناسا میتونن مراجعه کنند.
http://icebox.grc.nasa.gov/index.html
در ضمن بخشی از نتایج پروژه تحقیقاتی یکی از ایرانیها رو که در یک کارگاه آموزشی در ناسا برای حل بهتر این مشکل با حضور کمپانی هایی نظیر ایرباس بر گذار شده رو لینک میدم براتون تا علاقمندان بیشتر با مشکلات و روشهأ طراحی برای برخورد با این موضع آشنا بشن.
http://icebox.grc.nasa.gov/workshops/cfd.html
http://icebox.grc.nasa.gov/documen
ts/cfd-sld-2006/Paraschvoiu.pdf
پاسخ
استاد صبری گرامی
واقعآ به شما هموطن اندیشمند که تلاش بی وقفه ای در راستای پیشبرد علم در یکی از بزرگ ترین مراکز تحقیقاتی هوانوردی انجام داده اید ، تبریک گفته و عرض می کنم با عث افتخار همه ایرانیان و مردم جهان هستید
مروری سطحی به تحقیقات شما با توجه به سوانحی که به خاطر وضعیت یخبندان بوجود آمدند ، قابل تقدیره ..
استاد صبری گرامی ، بنده با اجازه تون قصد دارم در پست آتی با درج تصویری از شما و لینک های فوق ، افتخارآ اعلام کنم که فرزندان ایران این گونه قله های افتخار را در جهان در می نوردند .. متآسفانه در اینترنت با این نام تصویری پیدا نکردم .. ممنون می شوم به آدرس جی میل بنده یکی دو تصویر ارسال فرمایید
سلام عمو بهروز.چطوری.ما رو یادت هست؟
خوشحالم هنوز مینویسی و سرزنده ای خدا رو شکر.
دوباره مینویسم.
پاسخ
وای سپنتا جان .... عزیزم چقدر خوشحالم که دوباره بعد از دوسال می بینمت
مگه می شه من شما رو یادم نباشه .. !!؟ شما اولین دوستی بودی که من افتخار داشتم بعد از راه اندازی وبلاگم با او آشنا شده و از راهنمایی های او بهره جویم .. !! و اولین ارتباط تلفنی که دوسال پیش با یکی از خوانندگان وبلاگم انجام دادم شما دوست خوبم بودی .. و بعدش رفتی .. من در همین جا رسمآ اعلام می کنم هر چه آموختم .. مدیون شما و دوست دیگری به نام حمید عزیزم بود .. که تا عمر دارم فراموش نمی کنم
حب .. عزیزم بی خبر رفتی .. !!؟ ولی ما شما رو فراموش نکردیم
واقعآ خوشحالم .. واقعآ خوشحالم
ممنون از کامنتی که نوشتی
حرف برای گفتن زیاد هست اما باری اینکه کامنت ها تون محل چت نشه براتون یک میل فرستادم. و البته شما استادین .شما کار فرهنگی کردین من باید فعلا آبدارچی باشم
پاسخ
پسر عزیزم سپنتا جان نازنین
بی تعارف می گم شما همیشه برای من استاد و گرامی بوده و هستید .. همان طور که گفتم روز اول با راهنمایی های شما موفق شدم این وبلاگ و در ادامه سایت رو راه اندازی کنم .. شما به من نکاتی رو آموختید که همان ها باعث موفقیت شد .. و من تا پایان عمرم به شما مدیون هستم
همین الان نامه ات رو خواندم .. چون فینگلیش بود ، گذاشتم سر حوصله بخوانم .. اگه ناراحت نمی شوی .. بعد از اتمام پست جدید بخوانم
ممنون از شما .. ولی خودمونیم .. عجب ماجراهایی داشتی .. خدا رو شکر الان حالت خوبه
تا بعد
سلام كاپيتان (شتلق)
قربان خيلي عالي بود و ممنون در ضمن پاك شدن كامنت هم فداي سرتان من براي داشتن ارتباط ارتباط با شما افتخار مي كنم به هر صورت شما صاحب اختيار هستيد اگر من ندانسته به چيزي اشاره كردم كه نبايد مي كردم لطف كنيد و كامنت را پاك كنيد از اين كه به بنده لطف داشتيد و بنده را شرمنده كرديد متشكرم
با اجازه خبردار (شتلق) عقب گرد
پاسخ
فدات بشم امیر جان عزیز
مطمئن باش شما هم برای من خیلی عزیز و دوست داشتنی هستی
عزیزم .. همان گونه که توضیح دادم .. اشتباهی بود .. و گرنه اگه قرار بود من پاسخی به کامنت ها ندهم ، پیغام شما رو نخوانده با چشم بسته منتشر می کردم .. من به شما و دوستی ات ایمان دارم
باز هم از شما پوزش می خواهم
سلام عمو
انشاالله اگه عمری باشه و این فراموشی لعنتی بهم فرصت بده یکشنبه شب ساعت 11 بهتون زنگ میزنم.
پاسخ
ممنون بابک جان
من هم اگه یادم باشه و این کم حواسی اجازه بده حتمآ فردا شب روشن خواهم کرد .. ممنون از شما
سلام
جناب مدرسی اولا یک سوال دارم...شما مهندس پرواز بودین یا خلبان
دوم یه نظر:نمیشه برای بال(wing)هواپیما از المنت برقی استفاده کرد؟برای یخ زدایی؟!بال هم ذوب نمیشه!
همیشه دوستتان دارم....
پاسخ
بهنام عزیز و نازنین
آن چه که من گاهی فضولی می کنم و در فواصل بعضی نوشته ها برای اگاهی جوانان می نویسم .. صرفآ اطلاعات تخصصی خودم و هواپیمایی که جوانی ام رو روی آن گذاشتم است ... در این پست هم قید کردم در بعضی هواپیما ها حرارت موتور ها باعث ذوب می شود .. بهنام جان در هواپیمای پهن پیکری مثل سی - 130 هرگز حرارات باطری باعث ذوب یخ ها قطور نمی شود .. ما در فصل تابستان هم گاهی لبه های بال یخ های کلفت می بست .. زمستان جای خودش رو داشت .. که وقتی دگمه رو می زدیم ، به چشم خودمون افتادن قالب های بزرگ یخ رو مشاهده می کردیم .. !! البته ممکنه در خیلی هواپیماهای سبک از باطری هم استفاده کنند .. من اطلاعی ندارم .. اما یک مدل حرارتی را شرح دادم .. مدل محلول ضد یخ رو هم شرح دادم .. البته در فصل زمستان هواپیما ها رو قبل از پرواز با مایع ضد یخ شستشو می دهند
در باره اطلاعات تخصصی هم عرض می کنم ... ادم می تونه شاگرد میکانیک یک هواپیما باشه .. اما عشق به کار وادارش می کنه تمام جزئیات هواپیمایی که تعمیرش می کنه رو بلد باشه
با تشکر از شما
سلام استاد بزرگوار
ممنون از زحمتي كه مي كشين. ميدونم عشق به پرواز و عشق به ايران زمين بزرگترين موتور محرك مرداني چون شماست كه وجب وجب خاك ايران و نسل اند نسل آيندگان اين آب و خاك مرهون و مديون مردانگي اونهاست.
مي خواستم خواهش كنم درصورت امكان، بهترين و معتبرترين آموزشگاه خصوصي خلباني رو معرفي كنين و چنانچه مايل نيستين جنبه تبليغاتي داشته باشه، نام (و آدرس وبسايت) اون رو برام ايميل كنين به nishfafravahr@yahoo.com
باز هم از اشتراك خاطراتتون ممنونم.
پاسخ
دوست عزیز و نازنینم
با تشکر از شما ، راستش اگه بگم به آن گونه ای که مد نظر شماست خبر ندارم شاید تعجب کنی .. ! اما صادقانه پاسخ شما رو به گونه ای دیگر می دهم
دوست عزیز .. همه آموزشگاه ها قواعد و مقررات تعریف شده ای رو به دانش آموختگان خود فرا می دهند .. در این میان ممکنه بعضی از ان ها به دلیل کسب سود بیشتر و یا دلایل دیگری از اساتید کم تجربه ای بهره بگیرند .. و یا مسایل دیگه .. اما آن چه که تغیر ناپذیره ، خود دانشجوست که به عقیده من اگه استعداد و علاقه داشته باشد به خوبی دروس رو درک کرده و در همه آزمون ها قبول می شود .. با یک مثالی عرایض ام رو ادامه می دهم .. در زمان دانشجویی ما در امریکا .. آقایون اساتید به شکل سنتی ایران به ان صورت تدریس نمی کردند .. بلکه مثلآ می گفتند فردا فلان مبحث یا فلان صفحات رو بخوانید .. و روز بعد هر کس برای خود درس رو خوانده بود و اگه اشکالی داشت سئوال می کرد .. !! و دیگه نیازی نبود مثل شاگردان کلاس اول بگویند .. بابا آب داد .. !! به عبارتی این دانشجوست که باید دروس رو خوب یاد بگیرد و اساتید نقش رفع اشکالات رو دارند ..
اما ممکنه برای خیلی از دوستان از جمله شما این پرسش پیش بیاید که سطح کیفی خود اموزشگاه ها چی می شود .. !!؟ در پاسخ به این پرسش هم عرض می کنم .. به عنوان مثال در یک مقطعی سطح علمی آموزشگاه آرتا کیش متعلق به مرحوم دادپی فاقد استاندارد های تعریف شده بود .. خب می دونی چه شد ..!!؟ خود سازمان هواپیمایی در پایان دوره مجددآ از دانشجویان امتحان به عمل می آورد .. خب با این حساب می بینی این قضیه برای کسی که خود درس بخواند .. منظورم دروس رو خوب فرا بگیرد ، بر فرض هم سطح علمی آموزشگاه پائین باشد .. از ان ها رسمآ آزمون به عمل خواهد امد .. امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشی
اما از شما چه پنهان ... من شنیدم آموزشگاه معراج که ان هم در منطقه اکباتان قرار گرفته است نسبت به بقیه بهتر است
ولی همان گونه که عرض کردم .. موفق کسی است که خود علاقه و جدیت نشان دهد .. به امید روزی که به آرزو های زیبایت رسیده باشی
آقا بهروز
سلام
ممنون از دو پست جدید و شرمندگی از تاخیر چند روزه جهت عرض ادب. چند ساعتی می شود که از جاده برگشته ام و هنوز گیج هستم. با اجازتون در مطلب زیر که از ماهنامه نوآور است به معرفی یکی دیگر از ایرانیان افتخار آفرین می پردازم.
موفق باشید
http://www.popsci.com/files/imagecache/article_image_small/files/articles/wheel-fun.jpg
.......................
http://www.aerocopter.com/sia.htm
(( بالگرد به معنای واقعی ))
طرح پیشنهادی یک مهندس ایرانی که در محافل هوافضای جهان سر و صدای زیادی به راه انداخته.
مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ از جمله چالش های اصلی پیش روی دولت ها است که همواره هزینه های کلانی صرف برطرف کردن عوارض و یا رفع آن می کنند و این جدای سرمایه هنگفتی است که هر سال به صورت اتلاف وقت. مصرف سوخت و ایجاد آلودگی و ...... در ترافیک هدر می رود. برای نمونه آمارها نشان می دهد هر سال در ایالات متحده بیش از 78 میلیارد دلار پول به دلیل حضور مردم در راه بندان های مختلف به هدر می رود. یکی از راهکارهای پیشنهاد شده در آمریکا برای کاستن از چنین ضرر عظیمی ایجاد فرودگاه های کوچک و ترغیب مردم به استفاده از هواپیما در سفرهای بین شهری است و بر همین اساس افراد افراد و شرکت های زیادی وارد معرکه شده اند تا با ارائه طرح های متفاوت مسیر رسیدن به چنین هدفی را هموار نمایند.
درد میان پیشنهادهای عملی و غیر عملی عرضه شده مدتی است که طرح پیشنهادی یک مهندس ایرانی سر و صدای زیادی در محافل هوافضای جهان به راه انداخته زیرا در صورت تحقق به راستی تحولی شگرف در این صنعت به وجود خواهد آورد. آقای سیامک یاسینی مهندس سابق ناسا و کمپانی بوییگ که اکنون شرکت کوچکی با عنوان aero copter در شهر بوستون اداره می کند وسیله پرنده ای بین هواپیما و هلی کوپتر را معرفی کرده که به راستی نام بالگرد یا حتی چرخ بال برازنده آن است. این پرنده پیشرفته با نام SARUS از یک روتور چرخان به قطر 21 فوت در دور بدنه بهره می گیرد که به دلیل توانایی تغییر زاویه تا 87 درجه حول محور عرضی قادر است برخاست عمودی انجام داده و سپس حرکت افقی خود را با اتکا به یک موتور ملخی در انتهای بدنه آغاز نماید.
آقای یاسینی در مقایسه ساروس با هواپیمای عمود پرواز V-22 OSPREY اعتقاد دارد که به دلیل وجود یک روتور که از خاصیت شناوری مغناطیسی در آن استفاده می شود ثبات و قابلیت مانور ساروس خیلی بهتر از اسپری بوده و بسیاری از نگرانی ها و مشکلات وی-22 در این پرنده رفع شده است. به گفته این مهندس 52 ساله نونه اولیه ساروس در مدتی حدود 24 ماه تکمیل شده و می توان آن را با قیمتی کمتر از یک میلیون دلار به مرحله تولید رساند. البته سیامک یاسینی ساخت گونه نظامی این هواپیما را به اسم KESTREL در نظر دارد که بدون کمترین توضیحی بهای سه میلیون دلاری آن را یادآوری می کند. اگر چه ساروس خاطره ادوات پرنده فیلم های علمی تخیلی را در ذهن زنده می کند اما بسیاری از کارشناسان صنعت هوایی معتقدند تحقق این ایده دگرگونی شگرفی را در این رده از وسایل پرنده ایجاد می کند که در آینده راهگشای بسیاری از مشکلات خواهد بود. هم اکنون شرکت آئروکاپتر به دنبال سرمایه گذاری برای توسعه و انجام آزمایش های اولیه محصول خود می گردد.
پاسخ
وای خدای شکر اوالانچ عزیزم که بار دیگر کامنت پر بار و علمی ات رو می بینم
باور کن خیلی نگران حال شما بودم .. این دو روز تعطیلی رو قصد داشتم برای دیدن نوه ها به کرج بروم .. اما می ترسیدم شما تشریف اورده و کامنت بگذارید .. و بنده شرمنده شما شوم .. !! می دونستم مشکلی پیش امده که شما این همه تآخیر داری .. به هر حال در حرف های خودمونی پست بعدی رو که در حال حاضر سرگرم تکمیل ان هستم .. نوشتم که مدتی است از آوالانچ عزیز و فریده جان نازنین خبری نیست .. و من نگران او هستم
خب خوشحالم که حالت خوبه و مثل همیشه با دستی پر تشریف اوردی
البته فریده جان هم مکاتبه کرد که کم تر آنلاین می شود .. ولی به هر حال نگران او هم هستم
آوالانچ جان عزیز .. اگه امشب این پست آماده شود ، فردا بعد از ظهر با اجازه شما می روم کرج .. چون از روزی که بچه ها رو تحویل دادم ، هنوز موفق به دیدار نشده ام .. !
در مورد ایرانی ها و خدمات علمی ان ها .. اتفاقآ یک ایرانی دیگر هم در ناسا موفق به آزمایش تحقیقات جالبی شده است که کامنت او در همین پست موجود است .. پاینده باد نام پر افتخار کشور عزیز ما ایران
با تشکر مجدد از شما دوست عزیزم که خسته و مانده تازه از راه رسید ه ای .. خدا قوت
با سلام و درود به جناب مدرسی مهربان و بخشنده فوق العاده جذاب آموزنده بودزیاد روم نمیشه واستون پیغام بذارم خداوند 100 سال سایتون رو برروی ما نگهدارد توه های گلتون را ببوسید
پاسخ
فدات بشم رضا جان نازنین
خوشحالم مورد توجه شما دوست خوبم قرار گرفته است
ممنون از همه الطافی که به بنده داری .. امیدوارم لایق این همه مهر و محبت باشم .. نوه ها دست بوس دایی نازنین خود هستند
ممنون از کامنت شما
مطلب بسیار جالبی بود .
یکی از بزرگترین و مهمترین راهکار هایی که ایرلاین ها به خلبانانشون پیشنهاد می کنند ، کنترل هواپیما به صورت manual در icy condition هست . قسمت شمالی و تقریبا شمال شرقی امریکا مثل ایالت هایی چون شیکاگو ، میشیگان ، نیویورک و ... هوای بسیار سردی داره و تقریبا هیچ تفاوتی با شهر های جنوبی کانادا از لحاظ یخبندان و سردی هوا در زمستان ندارند .
پرواز 3407 که سال 2009 سقوط کرد متاسفانه یکی از چند دلیل سقوطش همین یخزدگی بود . البته دلیل اصلی نبود ولی جزو چند دلیلش بود که همگی به خاطر اشتباه خلبان و کمک خلبان دست به دست هم دادند و یک فاجعه آفریدند .
یک هواپیما در صورت icy condition باید به صورت manual هدایت بشه که جناب خلبان به صورت اتوماتیک داشته اپروچ می کرده و اون هم فقط 3 دقیقه تا باند فاصله داشته .
یکی دیگه از اشکالات فراموشی خلبان در جهت خاموش کردن aircraft's stall-protection systems بود . فدرال اویشن ادمینیستریشن شدیدا به خلبانان هشدار داده بود که در دقایق آخر پرواز این سیستم رو خاموش کنید .
وجود آیس در هوا باعث شد که سرعت هواپیما نسبت به حالت نرمال کمی سریع تر کاهش پیدا کنه و گفته شده که خلبانان به اینسترمن پروازی خوب توجه نمی کنند . در آخر هواپیما استال می کنه و متاسفانه خلبان به جای اینکه نوک هواپیما رو بده پایین می ده بالا و هواپیما در بافالوی آمریکا سقوط می کنه.
از مطلبتون هم ممنون اقای مدرسی .
پاسخ
ممنون از توضیحات شما
فقط آرش جان توجه کن .. وقتی در کامنت از کلمات لاتین استفاده می کنی .. من در ادیتورم نمی توانم کامنت شما را بخوانم .. اما بعد از انتشار فکر نکنم مشکلی داشته باشه
خواهش می کنم .. در صورت امکان از فونت غیر فارسی استفاده نکن
ممنون از شما .. چون الان من اصلآ متوجه کامنت شما نشدم