نگرشی بر محصولات مخرب اینترنتی



" نگرشی بر محصولات مخرب اینترنتی ..!! " عنوان مطلب این پست است که با کمی تآخیر تقدیم شما یاران محترم می کنم . دلیل تاخیر رو اغلب می دونید و آن چیزی نیست جز حضور دو هفته ای نوه هایم در منزل ما ..!! و این وروجک های شیطون نه تنها سیستم خواب بنده رو به هم زده اند .. بلکه سبب فاصله گرفتن از سایت و از همه مهم تر تاخیر در پاسخ کامنت ها شده است . که بدینوسیله از همه شما یاران همدل و صمیمی پوزش می خواهم . البته اکثر دوستان بار ها از روی لطف و محبت به من پیشنهاد استراحت دو هفته ای داده بودند ..با اجازتون این تآخیر ها رو به حساب استفاده از تعطیلات تابستانی ام محسوب کنید .. از هفته آینده همه چیز به روال عادی بر خواهد گشت . فعلآ در اوقاتی که ان ها در خواب هستند به وظایف روزانه ام می رسم !!
ممکنه بعضی از دوستان گله فرمایند که چرا از چارچوب مطالب روتین سایت خارج شده و به مسایل اجتماعی می پردازم .. !!؟ راستش رو بخواهید جرقه نگارش مطلب اجتماعی بعد از سوانح دردناک دو فروند هواپیمای مسافربری در ذهن ام نقش بست .. که واقعآ استقبال بی نظیری از ان پست شد . و یک راست خودش رو به فهرست پر خواننده ترین پست ها رسوند ! به هیمن دلیل وسوسه شدم دغدغه دیگرم رو صادقانه با شما در میان بگذارم . آن چه در ذیل می خوانید صرفآ درد دل یک پدر یا یک دلسوز اجتماع است .. و به هیچ عنوان قصد تضعیف نهادهای نظارتی رو ندارم . می دونم خیلی از خانواده ها همواره نگران فرزندان جوان خود هستند .. این پست رو تقدیم به همه عزیزانی می کنم که دغدغه تربیت فرزند نوجوان خود را دارند ...
کلام اخر این که .. یکی از خوانندگان خوش ذوق در کامنتی از من خواست در باب اخرین پروازم مطلبی بنویسم .. اگر چه در میان سطور مطالب قدیمی ممکنه اشاره ای کوتاه به آخرین پرواز کرده باشم .. اما هرگز به فکرم نرسیده بود ان را بیان کنم .. ضمن تشکر از این خواننده عزیز ، به اطلاع می رسانم .. به محض خواندن پیغام این خواننده محترم ، در کاعذی کوچک برای یاد اوری خودم درشت توشتم .. آخرین پرواز فراموش نشود !! جالب این که وقتی ذهن خود رو متمرکز کرده تا جزئیات ان پرواز به خاطرم آید ، بی اختیار یاد اتفاقاتی در گذشته افتادم .. که هر دو این مطلب رو پشت سر هم برایتون درج خواهم کرد .. برای این که معطل مطالب انگلیسی نشوم ، از جناب علیرضا جان صادقی خواهش کردم دو مطلب همیشه اماده داشته باشد .. تا به خاطر ترجمه تاخیر در انتشار پست های بعدی رخ ندهد . حال که صحبت از ترجمه شد ، لازم می دونم از زحمات پسر خوبم جناب صادقی و آوالانچ عزیز که زحمت مطالب پیوستی سایت رو می کشند ، تشکر و قدردانی کنم

![]()
ورود اینترنت به ایران ...
دقیقآ تاریخ ورود اینترنت به ایران رو نمی دونم .. اما بی اغراق بنده یکی از نخستین کاربران این تکنولوژی جدید در کشور بودم که از مزایای آن بهره مند شدم . یادمه هنوز در مجله سروش و صدا وسیما مشغول به کار بودم که بحث اینترنت پیش امد .. و مانند هر محصول جدیدی بهای کاربردش بسیار گران بود . شرکت های ارایه دهنده خدمات اینترنتی هم در تهران به تعداد انگشتان یک دست نمی رسید ! بزرگ ترین آن ها شرکت " البرز " بود که در شمال میدان آرژانین قرار داشت . قیمت اکانت یک ماهه بقدری بالا بود که یادش بخیر با یکی از تهیه کنندگان موفق تلویزیونی " مهدی کسائیان " شریکی از البرز اکانت می گرفتیم .. روزها مهدی استفاده می کرد و شب ها من ! مدتی بعد صدا و سیما به مدیرانش اکانت رایگان هدیه می داد ، که به من هم رسید ! چقدر خوشحال بودم که از این نعمت بهره می برم . اولین کار نیکی که از طریق اینترنت انجام دادم ، ارسال پرونده پزشکی یک بیمار نوجوان بود که در همسایگی ما ساکن بود .. و برحسب اتفاق مادرش از من پرسید .. شما در صدا و سیما وسیله ای دارید که مدارک پزشکی پسرم رو سریع به خارج بفرستید .. !!؟ همان شب به کمک یکی از همکارانم در شبکه پنج تلویزیون این کار خیر صورت گرفت .. و چقدر احساس رضایت می کردم .. !
پارانتزی کاملآ بی جا ... !!
به دلیل مهارت اندکی که در کامپیوتر و اینترنت یافته بودم ، گاهی به دوستان و آشنایان این هنر رو آموزش می دادم .. کم کم این کار به عنوان یکی از حرفه های مورد علاقه ام تبدیل شد ! اون موقع تازه مجله وزین " خانواده سبز " توسط آقای " هرمز شجاعی مهر " منتشر می شد .. و من هم افتخار داشتم به عنوان دبیر سرویس بخش فرهنگی با آن ها همکاری کرده و اخبار دست اول صدا و سیما رو در آن بنویسم .. یک روز برحسب اتفاق وقتی سردبیر جوان مجله " مهدی اسماعیل تبار " متوجه شد در اوقات فراغت ام کامپیوتر و اینترنت تدریس می کنم ، محبت کرده و گفت .. یک تلفن به من بده تا برایت در مجله تبلیغ کنم .. یادمه ایام عاشورا بود .. و هنوز سهمیه مجله جدید بدستم نرسیده بود ( هر شماره سی نسخه سهمیه داشتم که در بین همکاران صدا و سیما تقسیم می کردم ) . چشم تون روز بد نبینه ..یهو دیدم تلفن ها پشت سر هم شروع شد .. ولی جالب این که کم تر کسی در مورد نحوه کار و یا دستمزد سئوال می کرد .. !! بلکه همه بدون استثنآء می پرسیدند .. خودتون شخصآ درس می دهید ؟ یا این که تصویر متعلق به خودتون است ...!!؟ راستش رو بخواهید از آن جا تصویر بنده در بالای صفحات بخش صدا و سیما چاپ می شد ، من از همه جا بی خبر به همه پاسخ ام مثبت بود !! اما وقتی ادامه پرسش ها در باب تصویرم افزایش یافت .. به شک افتاده و با خود گفتم .. ماه هاست عکس بد ترکیب ام در مجله چاپ می شه .. چی شده حالا که اگهی چاپ شده این همه کنجکاوی می کنند !!؟ چرا همه هم خانم و دختر خانم هستند .. !!؟
پیدا کردن جواب معما .... !!
دوزاری ام افتاد که هر چه هست مربوط به چاپ تصویر آگهی تبلیغاتی است ! از طرفی همه جا به خاطر ایام سوگواری عاشورا تعطیل بود .. سریع فکری به نظرم رسید و دست به دامان آرش پسرم شدم . بهش گفتم پسرم می روی برایم یک نسخه جدید خانواده سبز بخری .. !؟؟ با تعجب نگاه ام کرده و گفت ... بابا خودت کلی سهمیه مجله داری .. چرا باید روز تعطیل برات مجله بخرم ..!!؟ واقعیت رو بهش گفته و ازش خواستم از دوستش که دکه مطبوعات داره خواهش کنه که یک نسخه از مجله جدید رو برایم بگیره .. طولی نکشید که مجله رو آورد .. سریع رفتم صفحه تبلیغات .. با کمال تعجب دیدم در بالای آگهی مربوط به بنده ، تصویر یک مرد جوان و خوش تیپ آمریکایی رو در حالی که پشت کامپیوتر نشسته است درج کرده اند ... !! و فهمیدم به همین علت خانم ها حتی از شهرستان های دور و نزدیک به بنده زنگ زده و همان طور که گفتم ، بدون هیچ پرسشی در مورد هزینه تدریس و سایر سئوالات رایج ، فقط تآکید داشتند خود شما درس خواهی داد ... !! در ان جا پی به ارزش تبلیغات برده و از طرفی متوجه زیر و بم ترفند ها و نحوه جلب مخاطبان گوناگون از طریق آگهی شدم .. بعد ها همین تجربه باعث شد وقتی در مقام مدیر مسئولی یکی از شعب تبلیغات روزنامه جام جم انتخاب شدم ، نکات مثبت هنر تبلیغات رو به کارمندان جوان ام یاد دهم .. به راستی که موفق هم بودند ..
سودجو یان بی نقاب ... !!
در یکی از پست های قبلی اشاره به چهره های پلیدی کردم که برای کسب درآمد در پس ماسک هایی پنهان شده و با ایفای نقش انسان های با شرافت ، در لحظه مناسب ماسک از چهره برداشته و اهداف خود می رسند ( اینجا ) .. !! اما با پیشرفت تکنولوژی در عصر ارتباطات عده ای از خدا بی خبر به میان افراد با شرافت رخنه کرده و با استفاده از روش کسب آن ها ، کالای بنجل و گاهی مخرب خود رو به همگان ارایه می دهند .. !! البته باید اذعان کنم که پیشگامان حقه بازی اینترنتی غربی ها و سپس برخی از تبعه کشور های آفریقایی بودند که هر یک به روش های گوناگون در پی شکار قربانیان ساده خود بودند .. و از ان جا که تکنولوژی اینترنت تازه وارد کشور شده بود ، خیلی ها باور کرده و گول افراد شیاد رو خوردند .. !! یادمه نخستین بار که یکی از همین شارلارتان های آفریقایی که در پشت چهره دختر خانمی زیبا پنهان شده بود ، با ارسال ای میلی سعی در خام کردن من داشت !! روش کار هم خیلی ساده بود .. اغلب این ها مدعی هستند پول کلانی در اختیار دارند که به حکم قواین کشور خودشون نمی توانند برداشت کنند .. و از قربانی می خواست با ارایه شماره حسابی ، پول رو برای او واریز کرده و سپس با کسر درصدی مجددآ به آفریقا عودت داده شود !! اگر چه این روش در زبان اقتصاد به " پول شویی " معروف است ! اما آن ها با همین ترفند .. ابتدا چند هزار دلار برای هزینه های وکیل و غیره از قربانی دریافت کرده و سپس برای همیشه متواری می شوند !! من همان موقع این نوع شیادی ها رو در پستی مستقل ( اینجا ) افشاء کردم ...
این بار در ایران ... !!
از آن جا که بنده مطالب ام رو بر اساس مشاهدات عینی خودم درج می کنم ، مجبورم برای تجسم بهتر خوانندگان و نتیجه گیری نهایی آن ها رو مورد بررسی قرار دهم .. یادمه سال ها پیش که تازه فروشگاه های اینترنتی با خدمات پستی راه اندازی شده بود ، هنوز به شکل امروزی روایج پیدا نکرده بود .. و دارای نواقصی هم بود . در همون سال ها من از آنتی ویروسی به نام " کاسپر اسکای " در کامپیوترم استفاده می کردم که خیلی هم راضی بودم .. یک روز که ویندوزم رو عوض کردم ، متآسفانه بعد از نصب از من شماره سریال خواست که نداشتم ! خیلی به این در و آن در زدم .. و اتفاقآ در محله قبلی خودمون میدان آریاشهر تا دلتون بخواد مغازه های نرم افزار فروشی بود .. اما هیچ کدوم از سی دی های خریداری شده دارای کد ریجستری نبودند .. یا زمان ان پایان رسیده بود !! تا این که چشمم برای نخستین بار به فروشگاه های اینترنتی وطنی خورد ! با چه ذوق و اشتیاق فرم پر کرده و بعد از مدتی بسته دلخواه به دستم رسید .. ! با کمال تعجب دیدم علی رغم اعلام فروشنده ، تاریخ مربوط به دو سال قبل است و قابل استفاده نیست .. وقتی هم به قصد مکاتبه با فروشنده نامه اعتراضی ام رو نوشتم ، با کمال تآسف و تعجب متوجه مسایل دیگری که نشان از حقه بازی و واسطه گری بود شدم . که بهتره خودتون به مطلبی که در همون زمان نوشتم ( اینجا ) مراجعه فرمایید .. !!
بعضی ها چگونه پول در می اورند !؟
در ادامه به خاطر استمرار در استفاده از اینترنت و به اصطلاح وب گردی هایم بار دیگر قربانی یکی دیگر از موسساتی شدم که هنر ان ها تیغ زدن از مدیران وبلاگ و سایت ها بود ! کل ترفند ها آن ها رو که با چرب زبانی اعلام کرده بودن مثلآ به ازای هر کلیک ایکس ریال می دهند ، بعدآ معلوم شد که این گونه نیست ... و به محض پرسشی معمولی ، کل پول هایی که بدهکار بودند رو بالا کشیده و یک لیوان آب هم روش ... !! ( کل ماجرا رو در اینجا ببینید ) البته من می توانستم از طریق قانونی با این شیادان مقابله کنم .. چون مطمئن بودم قانون خیلی خوب از پس حقه باز ها بر می آید .. اما به خاطر درخواست بعضی از دوستان بسیار خوبم از جمله جناب آقای " نادر رضوی " که معتقد بود .. ارزش وقت من خیلی بیشتر از پی گیری ماجراست .. و خواست که به خدا بسپارم .. ! و من به حرمت کلام این دوست چنین کردم .. اما چندی نگذشته بود که یک مدل دیگر کلاهبرداری اینترنتی رو که محصول غرب به اصطلاح متمدن بود ، به دستم رسید ! از ان جا که شنیده بودند بعضی ایرانی ها مایل به مهاجرت به غرب هستند ، از این اشتیاق ان ها سوء استفاده کرده و به بهانه صدور گرین کارت بعضی ها رو سرکیسه می کردند .. !! و من بنا به وظیفه وجدانی ام همان موقع کل ماجرا رو در یک پست تقدیم دوستان عزیزم کردم ( اینجا ) .. ! شاید باورش براتون کمی دشوار باشه ، بعد از درج افشای انواع کلاهبرداری های اینترنتی ، خیلی از هموطنان در نامه هایی ضمن تشکر فراوان ، فریب خوردن از شیادان بین المللی رو تآئید کردند .. عده ای هم در شرف کلاه برداری بودند که به موقع آگاه شده و قطع ارتباط کردند .. که برای بنده به عنوان یک خبرنگار خیلی خوشایند بود .
*******
اندر عجایب این روزها ... !!
مدت ها از افشای انواع ترفند حقه بازان اینترنتی سپری شده بود .. و من هم مانند هر ایرانی دیگر تقریبآ یقین پیدا کرده بودم که با گذشت سال ها از ورود اینترنت به ایران ، کم تر کسی فریب ترفند های حقه بازان رو بخورد ..!! راستش رو بخواهید مانند گذشته ذغدغه مضرات اینترنت رو نداشتم .. به قول معروف سرم رو انداخته بودم پائین و از اتفاقاتی که در وب می افتاد بی خبر بودم .. ! از آن جا که مدتی است برای تهیه تصاویر مرتبط با خاطراتی که می نویسم نیاز به جستجوی اینترنتی دارم ، متآسفانه تبلیغاتی رو دیدم .. که حقیقتآ شوکه شدم !! یعنی واقعیت دارد !!؟ نخستین تبلیغ در باره عطر های محرک جنسی بود .. !! چشم مسئولان روشن !! روز روشن در باره مزایای تحریک جنس مقابل از سایت های ایرانی تبلیغ می شود .. !! شاید آن هایی که پدر نیستند .. یا پدر های بی خیال که متآسفانه شمارشان اندک نیست ، این پرسش من رو به تمسخر بگیرند ! یا اصلآ بگویند به تو چه !!؟ که در پاسخ این قشر می گویم .... مراقبت از نوجوانان کنجکاو خیلی سخت تر از کودکان شیر خوار است ! کوچک ترین غفلتی موجب انحراف در فکر و رفتار آن ها می شود .. در همان دوره ای که در منازل به فرزندان جوان اموزش کامپیوتر می دادم ، نخستین پرسش خیلی از والدین سلامت محیط اینترنت بود . و من چه با قاطعیت خیال آن ها رو آسوده می کردم !! همه می دونند من آدم خرافاتی و قدیمی نیستم .. اما همین قدر می دونم که دین اسلام و شریعت ما هم مخالف تحریک جوانان است . و احادیث فراوانی در باب مراقبت از آن ها داریم .. !
در مملکت اسلامی که لزوم رعایت حجاب رو از سنین کودکی تآکید دارد ، در مملکتی که حتی بیرون ماندن یک تار موی بانوی سالخورده ای گناه قلمداد می شود . در عجبم که چگونه مسئولان مربوطه چشمان خود رو در برابر این گونه تبلیغات مخرب بسته اند !! ؟ آنانی که آزادانه در اینترنت انواع عطر های محرک رو تبلیغ می کنند ، نه تنها به دلیل وارد کردن کالاهای مسموم و مخرب در برابر اجتماع و خانواده ها مسئول هستند .. به عنوان تبلیغ آزادانه و به کار بردن واژه های تحریک آمیز هم مسئولند . البته رشد قارچ گونه این گونه تبلیغات مخرب رو باید به شرایط سیاسی کشور هم ربط داد . در اوضاعی که همه چیز سیاسی شده است و مسئولان مربوطه چارچشمی مراقب تخلفات سیاسی هستند ، از اصل حفاظت از اجتماع غافل مانده اند .. و در این جاست که بعضی افراد سودجو و از خدا بی خبر هم از از وضعیت آشفته کشور نهایت سوء استفاده رو کرده و به کالاهای مسئله دار خود می پردازند ! اگه حمل بر خود ستایی نشود ، بنده در خیلی از کشور های غربی از امریکا گرفته تا اروپا حضور داشتم .. حتی در آن جا هم هرگز ندیدم مسایل جنسی رو در رسانه ای همگانی به این شکل آزادانه تبلیغ کرده و با کلمات ترغیب کننده به معرفی کالای خود بپردازند !! اکنون که مسئولان محترم و نهاد های نظارتی به دلایلی که عرض کردم فرصت برخورد با این سودجویان رو ندارند ، بجاست که خانواده ها مراقب گشت و گذار های اینترنتی فرزندان نو جوان خود باشند ...
تبلیغ آشکار استراق سمع ..!!
وقتی در روزنامه " سرمایه " از قول معاون دادستان خواندم که با فروشندگان وسایل استراق سمع برخورد قانونی می شود ... خیلی خوشحال شدم . چون بی پروا و آزادانه از توانایی و قابلیت سیستم های مدرن استراق سمع تبلیغ می کردند !! من نمی دونم چقدر با مسایل اختلافات خانوادگی آشنایید ؟ یا چقدر بر ریشه یابی جنایت در کشور اشراف دارید ؟ اما مطمئن هستم بدگمانی بعضی هموطنان رو قبول دارید .. بدگمانی از توهم و شک و تردید به وجود می آید . حال در این گیر و دار افرادی سود جو با فروش دستگاه های شنود و تبلیغات مستمر ، ابزار کار رو در اختیار مردم قرار می دهند ..!! و خیلی راحت اعلام می کنند .. با خرید یک سیستم که ابعاد ان به اندازه قوطی کبریت است ، و قرار دادن سیم کارت ( که الحمدالله با پیشرفت تکنولوژی خیلی ارزان بدست می آید ) شما در هر وقت و هر زمان که بخواهید می توانید صداهای مورد نظر رو بشنوید !! راستش رو بخواهید روشون نمی شه که بگویند جاسوسی کنید .. چون این کار عملآ جاسوسی است ! جالب این که ورژن های متعددی با ساختار های گوناگون در اینترنت تبلیغ می شود .. هر یک ، دیگری را به تقلبی بودن محکوم کرده .. و با سرافرازی اعلام می کنند فقط از محصولات ما بخرید !!
واقعآ ما به کدام سو می رویم .. ؟ ما را چه می شود !!؟ یادش بخیر زمان های قدیم چقدر فضولی در کار مردم رو بد می دونستند ! چقدر هزینه می کردند که به جوانان بیاموزند .. جاسوسی عملی زشت و غیر قابل بخشش است ! حال با فراگیر شدن اینترنت در اکثر خانه ها که کاربران اصلی آن را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند با خواندن تبلیغات وسوسه انگیز ابزار جاسوسی تشویق می شوند که برای تفریح هم شده آن را آزمایش کنند .. !! بقیه اش رو خودتون حدس بزنید .. با پرداخت پول تو جیبی اش به راحتی صاحب یک دستگاه جاسوسی می شود ! اگر چه او ابتدا سرک به مسایل خصوصی خواهر و یا دوستان خود می کشد .. اما این گونه تفریح ها حس جاسوسی رو در آن ها بر انگیخته و با کوچک ترین پیشنهادی نه تنها خانواده خود ، بلکه کشورش رو به باد می دهد !! ما هنوز با گذشت سال ها از پایان جنگ هشت ساله ، هنوز کمر خود را از ضرباتی که ستون پنجم بر پیکره ما وارد کرده ، راست نکرده ایم .. که ابزار جاسوسی در مدل های مختلف در کشور تبلیغ و به فروش می رسد !! من واقعآ نمی دونم مسئول نظارت بر کار این افراد کیست ..!!؟ چرا به عمق فاجعه فکر نمی کنند .. !؟ برای افراد سود جو فرقی نمی کند که با این ابزار ممکنه چه گوهر گرانبهایی به یغما رود .. براشون اصلآ مهم نیست که قتل و جنایت رخ دهد .. برای آن ها پول مهم است و بس ... لطفآ به بریده خبری که به ان اشاره کردم توجه کنید .. و سپس گشتی در فضای اینترنت بزنید ...
برخورد با فروش دستگاه های استراق سمع
فارس: «فروش دستگاه های استراق سمع ممنوع است و با متخلفان برخورد خواهد شد.» معاون دادستان تهران ضمن بیان این مطلب گفت: «طبق قانون، هیچ کسی اجازه ورود به حریم خصوصی افراد و شنود مکالمات و یا تصاویر آنان را ندارد.
استراق سمع عملی غیرقانونی است و کسانی که اقدام به فروش، نصب و یا استفاده از این دستگاه ها کنند، مجرم هستند و با آنان برخورد قانونی خواهد شد.» محمود سالارکیا افزود: «اقدامات دادستانی در این زمینه آغاز شده و با تمامی متخلفان برخورد خواهیم کرد. دادستانی برای مبارزه با جرائم الکترونیکی، رایانه ای و اینترنتی برنامه های جامعی دارد.»
نگاهی به یک نمونه تبلیغ .. !!
دستگاه استراق سمع
(کیت مونتاژ شده)
با برد 100 متر (برد مجاز)!
محصول 2008
هیچ رازی باقی نخواهد ماند.....!!!
میکروفن را در محل مورد نظر قرار داده و تا برد 100 متر (برد مجاز) صدای مورد نظرتان را بشنوید.
دلت می خواد بدونی دیگران چه حرفهایی می زنند ؟!
می خوای صداهای نامفهوم اطرافت
برات كاملا واضح و مفهوم باشه ...؟؟؟
دلتون می خواد از راز دیگران باخبر بشین ؟؟؟
همسایه ی بغلی ات چی داره می گه ؟؟؟
توی اتاق بغلی چه خبره ؟؟؟
اطرافیانت چه چیزهایی پچ پچ می كنن ؟؟؟؟
كمترین صدا ها را هم خواهید شنید ....!!!
تقویت صدا تا 5 برابر....
این واقعا باور نكردنیه ....؟؟؟
شما فقط باید گوش كنید.....
با كمترین هزینه با آسانترین روش
استراق سمع كنید.....
تبلیغ آموزش هک کردن ... !!
در باره انواع تبلیغات مخرب از هک کردن گرفته تا مخفی کردن آی دی یا سایر ترفند های اینترنتی چیزی نمی گویم .. !! شاید شعور و ادراک من قدرت پذیرش این مسایل رو ندارد .. ! شاید اصولآ فراگرفتن ترفند هایی که به راحتی بشود سیستم رایانه بنده خدایی رو مختل کرد ، کار بسیار شایسته ای است !! شاید ارسال ویروس به کامپیوتر ها و یا دسترسی به استاد و مدارک خصوصی کامپیوتر مردم یک نوع هنر قرن بیست و یکمی است که من درک اش نمی کنم ..!! به هر حال همان گونه که در بالا اشاره کردم ، عادت دارم هر رویداد و اتفاقی رو از دریچه چشم خودم بسنجم .. به همین دلیل وقتی نخستین بار تبلیغ آموزش هک رو در فضای اینترنت دیدم ، به خود گفتم ... چی می شد اگه به جای آموزش هک ، غیرت و مردانگی تدریس می شد .. به جای ترفند های دسترسی به اسرار مردم ، درس پایداری و وطن پرستی رو آموزش می دادند .. لازم به ذکر است همه عزیزان می توانند به راحتی مصادیقی که عرض کردم در اینترنت پیدا کند ! به همین دلیل از درج لینک و ادرس فروشگاه های یاد شده برای پرهیز از تبلیغ خود داری کردم .. ! اما هر یک از دوستان بخواهد لینک این فروشندگان رو در اختیارشون قرار می دهم . امیدوارم روزی فرا برسه که محیطی با نشاط در اینترنت داشته باشیم .
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۳:۳۰ دقیقه بامداد پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران 

Super Guppy:
The Super Guppy is a large, wide-bodied US cargo aircraft used for ferrying outsized cargo components. It was the successor to the Pregnant Guppy, the first of the Guppy aircraft produced by .Aero Spacelines inc. Five were built in two variants, both of which were colloquially referred to as the "Super Guppy."The first, the Super Guppy, or "SG", was built directly from the fuselage of a C-97J Turbo Stratocruiser, the military version of the Boeing 377. The fuselage was lengthened to 43 m, and ballooned out to a maximum inside diameter of 7.6 m, the length of the cargo compartment being 28.8 m. The floor of the cargo compartment was still only 2.7 m wide, as necessitated by the use of the Stratocruiser fuselage.In addition to the fuselage modifications, the Super Guppy used upgraded Pratt & Whitney T-34-P-7 turboprops for increased power and range, and modified wing and tail surfaces. It could carry a load of 18,000 kg and cruise at 480 km/h. The second version was officially known as the Super Guppy Turbine (SGT) because the original 377 engines had been replaced with high-performance Allison 501-DCC turboprops. The overall cargo compartment length was increased to 33.8 m, and the improved fuselage and engines allowed for a maximum load of 24,700 kg. These design improvements, combined with a pressurized crew cabin that allowed for higher-altitude cruising, allowed the SGT to transport more cargo than its predecessors.The SGT retained only the cockpit, wings, tail, and main landing gear of the 377. The nosegear was taken from the Boeing 707 -- and reversed 180 degrees. This dropped the front of the aircraft slightly, leveling the cargo bay floor and simplifying loading operations.In the early 1970s, four Super Guppies were used by Airbus industries to transport aeroplane parts from decentralised production facilities to the final assembly plant in Toulouse. The running joke was "Every Airbus is delivered on the wings of a Boeing". The super Guppies have since been replaced by the Airbus beluga, capable of carrying twice as much cargo.Only one Super Guppy remains in service: an SGT flown by NASA . The other four are mothballed.
General characteristics:Crew: Four/Length:43.84 m/Wingspan:47.625 m/Height:14.148 m/Empty weight:46039 kg/Useful load:24720 kg/Powerplant: 4× Allison 4,680 hp each /Cruise speed: 467 km/h /Range:3219 km/Service ceiling:9753.6 m
Source:http://en.wikipedia.org/wiki/Aero_Spacelines_Super_Guppy BY:Alireza Sadeghi
سوپر گاپی:
"سوپر گاپی" ("گاپی" نوعی ماهی کوچک پهن پیکر است)هواپیمای بزرگ و پهن پیکر آمریکایی می باشد که جهت حمل بارهای خیلی بزرگ کاربرد دارد.این هواپیما پس از "پرگنانت گاپی"(گاپی باردار) که نخستین هواپیمای "گاپی" بود که توسط شرکت "خطوط هوایی-فضایی" تولید شده بود ساخته شد.5 هواپیما دراین 2 نمونه ساخته شد که در محاوره بهر دو "سوپر گاپی" می گفتند.در ابتدا "سوپر گاپی" مستقیما از بدنه "سی-97 جی" ساخته شد که نسخه نظامی "بویینگ 377" بود.بدنه تا 43 متر طویلتر شد و قطر داخلی آن تا حد اکثر7.6 متر افزایش یافت و طول قسمت 28.8 بار متر تعیین گردید.کف قسمت بار فقط همان 2.7 متر پهنا را بخود اختصاص داد که این بعلت استفاده از بدنه همان "سی-97 جی" بود.علاوه بر تغییر در بدنه "سوپر گاپی" با موتورهای "پرات اند ویتنی تی-34 پی-7" بروز شد که باعث ایجاد قدرت بیشتر و برد بیشتر می گردید .همچنین سطوح بال و دم نیز اصلاح شدند.این هواپیما قادر به حمل 18000 کیلوگرم بار با سرعت ثابت 480 کیلومتر بر ساعت می باشد.نسخه دوم رسما "سوپر گاپی توربینی"(اس جی تی) نامیده شد زیرا موتورهای اولیه 377 با موتورهای توربوپراپ "آلیسون 501 دی سی سی" با کارایی بالاتر جایگزین شد.طول محفظه بار تا 33.8 متر افزایش یافت. و این بدنه و موتورهای اصلاح شده اجازه حمل با رتا سقف 24700 کیلوگرم را می داد.این طراحی پیشرفته بهمراه کابین خدمه تحت فشار به هواپیما امکان پرواز در ارتفاع بالاتر را می داد و باعث می شد که "اس جی تی" قابلیت حمل بار بیشتری نسبت به اسلاف خود را داشته باشد."اس جی تی" فقط کاکپیت-بالها-دم و ارابه فرود اصلی 377 را حفظ کرد.چرخ دماغه از "بویینگ-707" گرفته شد و 180 درجه تغییر جهت داده بود.این مورد جلوی هواپیما را کمی پایین آورد که باعث تراز شدن بار و عملیات آسانتر بارگیری می شد.در اوایل 1970 4 "سوپر گاپی" توسط "صنایع ایرباس" برای حمل و نقل قطعات هواپیما از مرکز تولید تا محل مونتاژ نهایی در "تولوز" استفاده شد.در آنزمان جوکی بر سر زبانها بود مبنی بر اینکه "هر ایرباس بر روی بالهای بویینگ تحویل داده میشود"."سوپر گاپیها" سپس با "ایرباس بلوگا" جایگزین شدند که دو برابر "سوپر گاپی" بار حمل میکرد.تنها یک "سوپر گاپی" در خدمت باقی مانده است.یک "اس جی تی" که توسط "ناسا" به پرواز در می آید.4 تای دیگر به موزه سپرده شده اند.
خصوصیات عمومی:خدمه:4 نفر/طول:43.84 متر/بال تا بال:47.625 متر/ارتفاع:14.148 متر/وزن خالی:46039 کیلوگرم/بار مفید:24720 کیلوگرم/پیشرانه:4 موتور آلیسون هر یک بقدرت 4680 اسب بخار/سرعت کروز:467 کیلومتر بر ساعت/برد:3219 کیلومتر/سقف پرواز:9753.6 متر
گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقیSource:http://en.wikipedia.org/wiki/Aero_Spacelines_Super_Guppy





تصاویر مستند از یک سانحه ،به روایت نشنال جئوگرافیک
کالبد شکافی سانحه هواپیمای ۷۲۷ رامسر
ضربه ای که از بزرگ ترین دروغ خوردم ... !!
خانم منشی دادگاه و باقی قضایا .. !!
و ....












سلام به استاد بزرگوارم جناب مدرسی عزیز :
استاد ابتدا بابت غیبت چندین ماهه ام یک عذر خواهی به شما بدهکار هستم ! شرمنده که در این چند ماه ایران نبودم و متاسفانه به اینترنت هم دسترسی نداشتم !!
در این چند روز اکثر پست هایی که نبودم را با اشتیاق خواندم و مثل همیشه بسیار لذت بردم. دستتون درد نکنه.
استاد این پست هم مانند بقیه بسیار عالی بودو در جهت روشن سازی افکار عمومی نسبت به خطرات خاموش و همچنین پنهان حرف های زیادی برای گفتن داشت. امیدواریم این رویه آگاه سازی در کنار مطالب هوایی و جذاب شما ادامه داشته باشند.
بازهم از شما استاد عزیز بسیار سپاسگزارم و از درگاه خداوند منان برای شما آرزوی موفقیت و تندرستی دارم.
موفق باشد
((ارادتمند رامین))
پاسخ
رامین جان عزیزم .. چقدر خوشحالم که بعد از مدتی غیبت و نگرانی های بنده ، دوباره سعادت خواندن کامنت شما رو می یابم
پسر عزیزم .. برای من جای بسی افتخار است که دوستان فرهیخته ای چون شما از مطالب تعریف می کنند .. و این بر تعهد و مسئولیت من می افزاید
امیدوارم لایق این دوستی باشم
ممنون از کامنت شما
سلام به تمامی دوستان و تشکر بی کران از لطفی که به بنده حقیر دارید. امیدوارم فرصت لازم جهت تایپ مطالب جدید و جالبی که به دستم رسیده است را بیابم تا کمی پاسخ گوی لطف شما دوستان باشم.
..............................
(( خواهران غریب ))
هواپیمای جاسوسی یو-2 و داستان این پرنده آمریکایی را بیشتر شما عزیزان می دانید. اما آنچه در این رابطه کمتر به آن اشاره شده همتای گمنام ساخت شوروی این هواپیما است. در زیر بیشتر با خواهر روس یو-2 آشنا خواهید شد. عکس های لازم هم به صورت لینک قرار خواهم داد. فقط از جناب مدرسی بابت تایپ انگلیسی عذر خواهی می کنم.چون اجتناب ناپذیر بود.
http://images.google.com/images?gbv=2&hl=en&ei=NA-
میاسیچف M-17 و M-55
در سال 1982 گزارش جاسوسی منابع غربی مشخص نمود که مهندسان شوروی موفق به ساخت نوعی هواپیمای شناسایی بلند پرواز شده اند. تصاویر ماهواره ای که از مرکز آزمایش هوایی ژوکوفسکی گرفته شده بود نشان می داد که این هواپیما از ساختار دو دو سکانه و بال های مستقیم با زاویه پسگرایی کم استفاده می کند که در ترکیب با یک بدنه باریک و بلند مشخصه بارز یک هواپیمای بلند پرواز شناسایی است این گزارش دلیل قانع کننده ای بود تا مقامات نظامی ایالات متحده متوجه شوند که روس ها نیز به یک ماشین پرنده مرموز با کابردی مشابه U-2 لاکهید مارتین دست یافته اند. سال ها بعد مشخص شد که نام این پرنده M-17 است و توسط دفتر طراحی ( میاسیچف ) به اجرا در آمده است. در واقع کار طراحی آن از سال 1967 آغاز شده بود و اهداف اولیه تعریف شده برای آن شامل ماموریت های عکس برداری اطلاعاتی از ارتفاع بالا و رهگیری بالون های شناسایی می شد.
البته بعدها به خاطر ساختار منحصر به فرد آن در مطالعات غیر نظامی مانند تحقیق در رابطه با جو زمین نیز از آن استفاده گسترده ای به عمل آمد. نامی که سازمان ناتو برای این پرنده جدید در نظر گرفت MYSTIC-A به معنی ( پرنده رمز آلود ) بود. همچون ساختار طراحی U-2 در هواپیمای M-17 نیز از یک پیشرانه جت طراحی شده برای ارتفاعات بالا استفاده شده بود ولی تفاوت هایی نیز به چشم می خورد. از جمله آنکه در M-17 عرض بال بیش از U-2 در نظر گرفته شده بود و هم چنین طول هواپیما اندکی از رقیب آمریکایی بیشتر بود در حالی خود بدنه کمی جمع و جورتر به نظر می رسید. این هواپیما در 26 می 1982 توسط خلبان آزمایشگر ( ادوارد چیلتسوف ) برای نخستین بار به پرواز در آمد.
از نمونه تک موتوره یعنی M-17 دو فروند ساخته شد که یکی در موزه هوایی نگهداری می شود و دیگری در خدمت پروازهای تحقیقاتی مربوط به لایه اوزون است. توان محدود موتور این هواپیما تاثیر منفی در میزان حمل بار آن داشت. بنابراین خیلی زود طراحان دست به کار طراحی نمونه دو موتوره از آن شدند که به M-55 شهرت یافت. این هواپیما نیز نخستین بار توسط ( چیلتسوف ) به پرواز در آمد ولی چهار سال بعد یعنی در 16 آگوست سال 1988 ناتو برای این نمونه جدید نام MYSTIC-B را برگزید. نخستین برخورد نزدیک کارشناسان ناتو با این هواپیما تنها زمانی میسر شد که در سال 1994 روس ها آن را در یک نمایشگاه هوایی غربی در معرض دید قرار دادند.
این هواپیما قادر است تا ظرف مدت زمان 35 دقیقه به ارتفاع 21500 متری صعود کند. توان حمل 1500 کیلوگرم تجهیزات و پرواز بدون موتور در مسافت 200 کیلومتر به صورت Gliding از دیگر ویژگی های منحصر به فرد این پرنده است. این هواپیما دارای 25 رکورد ثبت شده جهانی در کلاس هواپیماهای هم رده خودش است. با این حال مشکلات ناشی از فروپاشی شوروی بر روی پروژه M-55 تاثیر گذاشت و تنها پس از تولید 5 فروند از نمونه جاسوسی در سال 1994 ساخت آن به پایان رسید. در حال حاضر نیروی هوایی روسیه در صدد است تا هواپیمای بدون سرنشین بلند پروازی را جایگزین M-55 کند. این هواپیما به احتمال زیاد ( پهپاد زوند ) شرکت سوخوی خواهد بود که در حال حاضر در مرحله طراحی قرار دارد و به نوعی رقیب گلوبال هاوک آمریکایی محسوب می شود.
( منبع : ماهنامه نوآور )
مشخصات
طول : 3/22 متر
ارتفاع : 25/5 متر
عرض بال : 32/40 متر
حواکثر وزن برخاست : 20 تن
برد : 1315 کیلومتر
مدت گشتزنی : 2 ساعت و 25 دقیقه
سقف پروازی : 21550 متر
حداکثر سرعت : 743 کیلومتر بر ساعت
پاسخ
خیلی ممنون اوالانچ عزیز و نازنین
راستش رو بخواهی یکی از خوانندگان وبلاگ جناب دکتر آرمان اظهار داشته اند که هیچ یک از لینک های ارایه شده در کامنت پست قبلی باز نشده است .. البته من فقط موفق شدم یکی از ان ها را با تاخیر مشاهده کنم .. هنوز هیچ پاسخی برای آن مشکل پیدا نکردم .. اگه امکان داره ، شما محبت فرموده و در وبلاگ پاسخ دکتر آرمان گرامی رو بدهید .. ایشان یکی از خوانندگان پر و پا قرص مطالب شما و جناب صادقی است
در مورد انعکاس این خبر هم از شما تشکر و قدردانی می کنم
موفق و پایدار باشی
سلام عمو جون.
ببخشید این روزها کمتر مزاحم میشم.
عمو خیلی حال درست و حسابی ندارم و دلشوره دارم.
ولی هر وقت میام توی سایت شما حالم بسیار بهتر میشود.
عمو یه سری کارهایی هست که اونا نیز باعث بیشتر شدن استرس ام هستند.دارم برای المپیاد برق آماده میشم خیلی استرس دارم.
عمو این استرس نمیدونی با من چه کرده؟
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم
رک و راست و بدون تعارف بهت می گم ... اگه خودت مرتب عنوان کنی که استرس و دلشوره داری .. همین بیان باعث انرژی منفی شده و مکانیزم مغز و بدن ات قبول می کنند که شما بیمار هستی .. !! این سخن من نیست .. بلکه محققان و دانشمندان بیان کرده اند .
اجازه می خواهم با یک مثال دیگر .. واقعیت رو بهت بگم .. راستش رو بخواهی وقتی من سکته کردم .. و آنژوگرافی انجام گرفت .. همه آقایون دکتر های معالج ام تعجب کردند که چگونه تا حالا زنده مانده ام !!! ؟ چون هر سه رگ اصلی قلب ام گرفتگی صد در صد و نود و نه در صد داشت !! و به گفته پزشکان از مویرگ ها قلبم تغذیه می شد !! حتی وقتی به سوئیس رفتم .. آن ها هم با دیدن تصویر آنژیوگرافی قلبم ؛ تصور کردند اشتباهی رخ داده است ! و مجددآ در سوئیس آنزیو شدم ! و آن هم نشان دهنده آن واقعیت تلخ بود .. هرکی دیگه جای من بود ، تا حالا هفت کفن پوسانیده بود .. این رو جدی می گویم .. اما فکر می کنی چرا زنده و شاداب ماندم .. !!؟ فقط و فقط تلقین مثبت .. و فکر نکردن به بیماری بود !! ای کاش با دوستان و همکاران من ملاقات کرده و از ان ها در باره روحیه من بپرسی . به گفته دوستانی که در سی سی یو و آی سی یو به ملاقات من می امدند .. بقدری آن ها رو می خندانم .. و به ان ها روحیه می دادم .. که خود متعجب می شدند .. !! بله عزیزم مکانیزم بدن انسان خیلی مقاوم است .. به شرطی که با آن کنار آمده و به قول قدیمی ها پیش از مرگ واویلا نگویی .. !!! با یک مثال مستند دیگه سخن ام رو پایان می برم
همسر بنده یک شوهر عمه داشت که خیلی ورزشکار و دو برابر هیکل من رو داشت .. او فقط یکی از رگ های قلب اش می گیرد .. ولی بقدری ترسیده بود .. که نهایت نداشت .. !! چونوضع مالی اش خوب بود .. با کوچک ترین عطسه یا درد قلب سریع به اورژانس زنگ زده و به بیمارستان های خصوصی می رفت .. و تحت بهترین مداوا قرار می گرفت .. دکتر ها معتقد بودند که نباید عمل بشه .. چون فقط یک رگ آن مختصری گرفته است !! اما همین بابا به خاطر ترس فراوان از مشکل بسیار کوچک .. یک روز که طبق معمول قلبش درد می گیره .. به بیمارستان می رود .. و دیگه بر نمی گردد !!!
در صورتی که من همه شاهد هستند که نیمی از بدنم فلج و لمس می شود !! اما انگار نه انگار .. که قلبم مشکل داره و سه بار سکته کرده ام .. !! خیلی خونسرد بدون این که وحشتی به دل راه دهم .. و به کسی چیزی بگم .. می روم توی تختخوابم و چند ساعت استراحت می کنم .. و قبل از خواب به چیز های خوب می اندیشم .. مثلآ بزرگ شدن نوه هایم .. عروسی ان ها .. یا چیزهای خوب .. به جان همین نوه ها وقتی از خواب بیدار می شوم ، اصلآ یادم می رود که قلب دردی داشته ام .. این ها رو گفتم که متوجه شوی تلقین چقدر موثر است .. من تنها از تجربیات خودم مثال زدم .. به شرفم قسم گاهی واقعآ باور می کنم که دیگه این بار کارم تمام است .. ولی با توکل به خدا و نترسیدن از مرگ .. و با زمزمه این کلمه که به دیدار خداوند دارم می روم .. ترس و وحشت رو از خودم دور کرده .. و با کمال شگفتی می بینم مشکل برطرف می شود
حال با مقایسه با شما که جوان هستی .. و انرژی زیادی داری .. واقعآ خنده دار است .. بی تعارف می گم .. شما خیلی جوش موفقیت ات رو می خوری .. این اولین عامل است . باید به خودت بقبولانی که اگه هم موفق نشدی ، آب از آب تکان نخورده و با تجربه بیشتر دو باره و دوباره امتحان خواهی داد
عامل دیگر .. می تونه حسادت باشه .. هرگز به کسی حتی دشمن و رقیب خودت هم حسادت نکن .. همیشه یاد بگیر که برای رقیبان خودت و حتی بد خواهانت هم آرزوی موفقیت کنی ... یک مثال در این باره
حتمآ جریان دونده آفریقایی رو شنیدی که سال ها در المپیک شرکت می کرد و هر بار شکست می خورد .. اما هرگز نامید نشد .. در یکی از مسابقات که خوشبختانه جلو تر از همه بود .. رقیب سر سخت همیشگی اش پشت سر او مانده بود .. چند متری به خط پایان نرسیده بود که احساس کرد رقیب همیشگی اش به زمین خورد .. او ترجیح داد که به رقیب اش کمک کرده و مسابقه رو به دیگران واگذار نماید .. و چنین هم شد .. در لحظاتی که او برگشت و رقیب اش رو از زمین بلند کرد .. عده ای دیگر از خط پایان گذشتند .. اما لذتی که آن سیاه پوست از کمک به رقیب اش به دست آورد ، خیلی شیرین تر از موفقیت در المپیک جهانی بود
پسرم .. من می تونم ساعت ها در باره این موضوعات با شما صحبت کنم
دشمن بدن انسان .. اول خودش است .. این رو از من غریبه قبول کن
از همین الان .. برو صورتت رو بشور .. جلوی آینه به ایست و به خودت بگو .. من چیزی ام نیست .. و به خودت بگو فدای سرم که در مسابقات قبول نمی شوم .. و از صمیم قلب برای موفقیت رقیبانت دعا کن .. وقتی احساس کردی که بر این حس سوار هستی .. دیگه سبک می شوی .. نه دکتر نیاز است و نه غصه .. بیاموز به همه خوبی کنی .. خوبی این نیست که کمک مالی کنی .. بلکه یاد بگیر که خیر همه رو حتی رقیبانت رو بخواهی .. در ان صورت شما قهرمان واقعی هستی
در مورد ریزش مو هم همین طور .. اصلآ فکرش رو نکن .. می گن کچل ها خوش تیپ ترند .. !!! چشمک
عزیزم فرایند ریزش مو امری ژنتیکی است .. اما روش هایی هم برای تقویت وجود دارد .. اول شما باید قبول کنی که هیچ برایت ریختن مو اهمیتی ندارد .. چون غصه خوردن باعث تشدید ریزش می شود .. دوم پیشگیری است .. خیلی خونسرد به یک عطاری مراجعه کن .. آن ها گیاهان دارویی خوبی رو به شما معرفی می کنند
مثل عناب ، رونانس ، نخود ، حنا ، زرده تخم مرغ .. و چلتوک برنج
ولی باز هم تکرار می کنم .. اصلآ اهمیت به ریزش نده .. ولی در کمال خونسردی صرفآ برای پیش گیری اقداماتی رو انجام بده .. فکرش رو نکن .. لبخند بزن .. به خدای متعال و مهربان فکر کن . به هموطنانت فکر کن ..
آخرین توصیه ام این است .. که به داشته هایت فکر کن ... و از این زاویه به زندگی ات بنگر .. که چند میلیون نفر در همین ایران وجود دارند که از خدا می خواهند مثل شما باشند .. یعنی سایه پدر و مادر بالای سر .. شکمی سیر .. وضعیت تحصیل و ورزش .. و خیلی چیزهای دیگر .. و خدا رو شکر کن .. انسان هایی که به نداشته هایش فکر می کند .. هرگز موفق نمی شود .. مثلآ من با خودم می گویم .. درسته که سه بار سکته کردم .. اما خدا رو شکر می کنم که سر پا هستم .. خیلی ها با اولین سکته زمین گیر می شود .. خب این یک امتیاز مثبت به دیگران است .. خب حالا شما امتیازات مثبت خودت رو بشمار .. از سلامتی .. سالم بودن .. وضعیت خانواده .. بدنی قوی .. شکمی سیر .. و خیلی چیزهای دیگری که همه آرزوی ان را دارند
ناشکری نکن .. خدا رو قهرش می گیرد .. برشیطان لعنت بفرست .. و از این لحظه انسانی دیگر بشو
حتمآ موفق خواهی شد
فراموش نکن داشتن مو مزیت نیست .. شکست از مسابقات ، شما رو برای پیروزی بعدی اماده می کند .. آخرین مثال همین پیام از کرج رو مثال می زنم ..با وجودی که الکی مردود شد .. با روحیه بسیار عالی داره دوباره می خونه .. و معتقده که مشیت الهی چنین برایش رقم زده است .. مطمئن باش پیام حتمآ موفق خواهد شد .. همان گونه که شما خواهی شد
به امید خدا
سلام استاد
دیروز با هواپیما میومدم مشهد.تو مهرآباد دم غروب لود و منظره خیلی زیبایی شده بود ... خورشید در حال غروب پشت ابر و هواپیمایی که فرود میومدن و بلند می شدن ... یهو یاد شما کردم که چقدر ایم منظره رو دیدین و حتما" هم دوست دارین ... خیلی زیبا بود... گرجه از دماغمون دراومد ..3 ربع رو باند بودیم و بعد پیادمون کردن و گفتن ابرکاندیشن ایراد داره(چشمک)و منتظریم قطعه بیادو با 6 ساعت تاخیر پرید ...اینم از ماهان و ایرباس 310 !! خلاصه اون جاش که خوب بود جاتون خالی!!
پاسخ
ممنونم روزبه جان نازنین
بله واقعآ زیباترین منظره از نظر بنده همین صحنه ها هستش
سپاسگزارم که یاد بنده افتادی .. خیلی شرمنده ام کردی
اما در باب تاخیر .. شما هیچ گاه از بابت تآخیر نگران نباش .. زیرا این نکته قوت پرواز است .. شما به این فکر کن که مسئولان چقدر به سلامت شما اهمیت می دهند که ترجیح می دهند ساعت ها معطل شده ولی در عوض پرواز امن و راحتی داشته باشید
برعکس ان فاجعه است .. شرکتی که به ایراد های هواپیما زیاد اهمیت ندهد .. نتیجه اش خیلی دردناک است
خوشحالم که سالم به مقصد رسیدی
ممنون از کامنت شما
عمو بهروز سلام
چیزی نمیتونم بگم جز این که وقت لازمه تا ما یه محصول جدید رو کاملا بشناسیم و بفهمیم که چجوری ازش استفاده کنیم
چون اینترنت که دفترچه راهنما نداره
ممنون که مطالب اجتماعی هم مینویسید
پاسخ
ممنونم پسر عزیزم علیرضا جان
بله .. به نکته ظریفی اشاره کردی .. اینترنت دفتر چه راهنما نداره .. پس باید خودمون مراقب باشیم
ممنون از کامنت شما
سلام بر عمو بهروز عزیز امیدوارم که خوب سر حال باشی عمو جان فقط خواستم عرض ارادتی کرده باشم وجویای احوالتوعمو جان فکر میکنم اولین نفری باشم که مطلب جدیدت را میخوانم موفق باشی
پاسخ
نعمت عزیز و نازنینم
از این که به فکر عموی خودت هستی .. صمیمانه تشکر می کنم
پسر عزیزم .. اول و اخر در اصل هیچ فرقی نداره .. همین که زحمت کشیده و قدم رنجه به سایت خودتون می کنید برای من یک دنیا ارزش داره
من با تآخیر کامنت ها رو پاسخ دادم .. فکر کنم نفر سوم باشید .. باز هم می گم .. هیچ فرقی نمی کنه .. همه برای من عزیز هستند
ممنون از کامنت شما
سلام عمو. فرموده بودید کجا جوجه می فروشند؛ اطراف مولوی پرنده و مرغ و جوجه زیاد می فروشند. اگر می تونستم خودم می گرفتم می اومدم. ولی همون طور که گفتم به خاطر اون امتحان تا 2 شنبه یا سه شنبه نمی تونم بیام. سه شنبه هم که وروجک ها می روند. گفتم زود تر بگم تا خودتون زود تر تهیه کنید.
یاحق.
پاسخ
ممنون امیر جان عزیزم
امروز دخترم تماس گرفت و گفت .. احتمالآ جمعه صبح زود می آیند
در باره مولوی من خودم می دونستم .. ولی راهش خیلی دور است .. ارزش نداره منظور من در همین اطراف ما و شماست
به هر حال ممنون از محبت شما
جناب آقای اوالانچ عزیز
با تشکر از اقدام شما .. خدمت شما عرض کنم ، .. خواننده محترمی که درخواست لینک های قبلی رو داشتند جناب آقای دکتر آرمان هستند .. نه آرمان بیات خودمون ! من با اجازه شما در بخش کامنت های وبلاگ نام آقای بیات رو به دکتر آرمان تغیر دادم . ایشان لینک پست قبلی رو که باز نشده است را درخواست فرموده اند
با تشکر مجدد از شما
فریده عزیز و نازنین
لطفآ اگه می شه یک ای میل به من بزن
کار واجبی با شما دارم
فقط توکل ات به خدا باشد
سلام
خوبین؟
ماه مبارك چه می كنین؟
در مورد این پست باید خدمتتون عرض كنم متاسفانه این نوع محصولات در همه جای دنیا به طور بسیار بدی به فروش میرسه
اگه یك نگاه به داخل اسپم میل باكس بندارین كلی تبلیغات برای ویاگرا و عطر محرك جنسی و افزایش طول ... و ... می بینین
همه جای دنیا این نوع محصولات جنسی و فضولی باب هست.
حالا باز هنوز ایران مونده تا به خارجیها برسه كه حتی زنها رو به صورت انلاین برای یك شب معرفی می كنن
one night love program
متاسفانه همه جای دنیا هست
ایران هم مثل همه جا
خدا به آدم عقل و شعور داده و باید با تعقل فكر كنه
خدا عاقیت همه ما رو به خیر كنه
خدا كنه نادم و كافر از دنیا نریم
پاسخ
بله حمید جان عزیز .. در خارج خیلی کارهای ناشایستی انجام می دهند که ما هرگز آن کار ها رو نکرده و به آن افتخار هم می کنیم
نمی دونم چقدر مطالب اجتماعی و تحقیقات دانشمندان را از ولنگ و باری غربی ها خوانده ای .. !!؟ ولی همه به اتفاق به این نظر رسیدند که کشور هایی که مردمانش رعایت اصول اخلاقی رو می کنند سالم ترند .. و امروزه ان ها افسوس سلامتی فرزندان ما رو می خورند .. این یک واقعیت است
در کشور ما تربیت فرزندان فرقی نمی کنه چه دختر و پسر جایگاه خاصی نزد ایرانیان داشته و دارد .. این حریم مقدس رو نمی شکنند .. اما این عده با تقلید از غربی ها همان کار رو می کنند که آن ها انجام می دهند .. به هر حال من از زاویه تفکر خودم به قضیه نگریستم .. ممکنه خیلی ها اصلآ براشون مهم نباشه فرزند نوجوانشون برای میهمانی ها و یا پارتی های خصوصی عطر محرک هورمونی استفاده می کنند .. !! یا با دستگاه های جاسوسی ، به منزل اقوام سرک می کشند .. ولی من صرفآ از زاویه اعتقادات خودم نوشتم
به هر حال ممنون از کامنت شما
عمو فردا می آیند؟
پاسخ
امیر جان منظورت بچه هاست .. !!؟
بله فردا شاید غروب من بروم آن ها رو بیاورم .. ضمنآ باید یک سری به سام زده و یک امانت فرزندش نزد من می باشد باید سریع به او برسونم .. اگه تو وقت داشتی و می امدی .. خیلی عالی می شد .. و گرنه من همون ساعت برای دیدن سام راه می افتم .. و در برگشتن هم بچه ها رو می اورم .. ولی اگه قرار باشه شام هم بمانند ، من بر می گردم !!
****
اگه منظورت دخترم است .. نه ان ها هفته دیگه احتمالآ جمعه می آیند
امیر جان می دونی من حواس ندارم .. باز هم تلگرافی کامنت می گذاری ... !!!!! چشمک
کی فردا می آیند .. بچه ها ..!!؟ دخترم از سفر ... !!؟ جوجه ها ..!!؟ اجل من ..!!؟ طلبکار ها ... !! خلاصه کامنت ات خیلی گنگ بود
آخ جون پست جدید !!!
جناب مدرسی گل سلام
درود بر شما، من فکر می کردم همه قسمتهای سایت شما را خوانده ام، اما با این پست یک سری لینکهایی به پست های قدیمی داده بودید، مثل کلاهبرداریهای آفریقایی، کلیکی، خرید اینترنتی و ... که خودم شخصا خیلی دلم می خواست این ها را با فریادی رسا به دیگران بگویم اما متاسفانه قلمم به خوبی شما نبوده و نیست. (ان شا الله که بشود)
----------------------------------
زنبوری در ماشین
===============
خانواده آقای X پس از مدتها سوار ماشین شدند تا به سفر خارج از شهر بروند ، همگی خوشحال و بسیار شادان بودند، اتوموبیل با سرعت زیاد در اتوبان حرکت می کرد و حضرت عزرائیل هم از بالا مشغول تماشا بود، یک راننده تقریبا پنجاه ساله، یک بانوی چهل و پنج یاله، همراه دختر بیست ساله اشان، سرعت بالا، اتوبان خلوت...
دختر خانواده از پدر خواهش می کند که برای آرامش بیشتر شیشه پنجره های اتوموبیل را بالا ببرد، هنوز فقط یک سانتی متر باقی مانده بود تا کاملا شیشه ها بالا برود که همراه با سرعت باد زنبوری به داخل اتوموبیل آمد محکم به پیشانی دخترک خورد، این باعث وحشت و در نتیجه جیغ (بنفش؟؟) مادام شد، زنبور گیج از ضربه راهی گردن راننده شد، تا اینجای داستان حضرت عزرائیل اون بالا مشغول تماشا بود، اما برایش فرصت نیست، برای ماموریتی باید به جای دیگر می رفت.
اتوموبیل هنوز سریع اما ثابت و استوار، به استواری و آرامی راننده اش در بزرگ راه در حال حرکت است، شیشه راننده تا نیمه پائین می آید و زنبور زنده، با کمک دست راننده به بیرون راهنمایی می شود.
بانوی خانه که در سمت راست نشسته با چشمش نهیبی به دختر جوان می زند اما خود لرزان به شوهرش می گوید:
« چگونه در این شرایط همراه با یک زنبور در اتاقکی در بسته، سرعتی بالا، آنهم تو که به نیش زنبور حساسی توانستی اینقدر خونسرد و آرام باشی؟»
مرد جواب داد، اینکه چیزی نیست، در شرایط جنگی بجای زنبور صدها گلوله آتشین در کابین ما به این بر و آنبر می خورد، سرعتم بالاتر، پایداری سست تر ولی حواسم جمع تر بود.
====
بر اساس واقعیت همراه با مقداری تغییر و چاشنی و نون اضافه
----------------------------------
منظورم از نوشته بالا علاوه بر تمرین دست به قلم شدن پیش استادم جناب مدرسی گل، اشاره به موضوع خویشتن داری است، چه گلوله وارد کابین شود، چه زنبور، چه عقاب باشی در آسمان، چه نشسته در ماشین مشتی ممدلی، چه قاضی باشی چه متهم، چه دکتر باشی چه مریض باید مثل خلبانان جنگ آرام، متین و استوار باشیم.
از کلاهبرداران اینترنتی می نویسید؟ وقتی من کلاهبردار نیستم چرا باید به من بر بخورد؟
فلانی که ادعای عقاب بودن سطح تفکر و سطح دوستی اش می شد آدم حساسی بود، یک زنبور خودپسندی و خود محوری کاذب به کابین مغزش وارد شد، هم خودش را و هم همقطاران سوار به سوی سقوط راهی کرد، حال مهم نیست سرانجام این سقوط زنده یا مرده بودن باشد، یا اینکه چقدر آسیب به هر کسی وارد شود، مهم این است که کرم سیب چه داند از باغ سیب!
دوستتان دارم سبد سبد
شب خوش
منتظر پستهای بیشتر هستیم
پاسخ
ممنون سپند عزیزم
بازهم با کلام زیبایت شرمنده ام کردی
داستان جالبی بود .. خیلی لذت بردم .. و چه خوش گفتی که شیادان به فکر آسیب هستند ... ممنونم از شما
عمو.
چاکر این شوخ طبعی شما هستم.
فرمودید منزل آقا پیمان (چشمک) تماس گرفته و گفته اند جمعه بر می گردند. من فکر کردم همین امروز رو می فرمایید.
×××××××××××××××××××××××××××××××
یاحق
پاسخ
نه عزیزم .. منظورم هفته دیگه جمعه است
ممنون از محبتی که به من داری
سلام عمو جون دوستتان دارم به تعداد قطره قطره آبهای روی زمین+ستاره های دنیا به توان (N)
به نکته خوبی هم اشاره کردید از دور میبوسمتان.
ارادتمند شما نیود -چ
پاسخ
ممنونم پسرم که حرف های مرا که برای دوست افسرده شما زده بودم ، به اطلاع وی رساندی و خوشحالم که مورد قبول او قرار گرفته است . بله پسرم بهش تا می تونی امیدواری بده و بگو ... دنیا خیلی زیباست .. خداوند خالق بهترین زیبایی ها در هر فصل است .. کافی است با دقت به زیبایی های اطرافمان نگریسته و شکر گزار خالق بزرگ باشیم .. حیف است که ادم این عمر کوتاه رو با غصه و نگرانی سپری کنه .. خوشحالم که سخن ام رو که حاکی از یک عمر تجربه است رو به دوست عزیزت رسوندی
منتظر شنیدن تغیر روحیه او هستم
یا حق
( سنترال کلابز )
ریسک تبدیل شدن روسیه به واردکننده تسلیحات وجود دارد
تمایل ژنرال ها و دریاسالارهای روسی به تجهیزات نظامی خارجی و تسلیحات در حال افزایش است. کارشناسان معتقدند که وزارت دفاع به فکر هزینه ها نیست و فقط به این فکر می کنند که نشان دهند که روند مدرنیزه کردن نیروهای مسلح ادامه دارد.
ارتش روسیه در حال حاضر برای یگان های نیروی مخصوص تفنگ های "اسنایپری"(sniper) آلمانی و اتریشی خریداری کرده و دوربین های حرارتی کمپانی فرانسوی "تالس" بر روی تانک های تولید روسیه نصب شده است. هواپیماهای بدون سرنشین اسراییل هم که سال گذشته در طرف گرجستان با ما جنگیده بودند، وظیفه پوشش هوایی روسیه را دارند.
"نیکلای ماکاروف" رییس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه تایید کرد که روسیه از فرانسه کشتی های بالگردبَر "میسترال" خریداری می کند. وی با این سخنان در مباحث مربوط به آنکه آیا روسیه در بحث فناوری های دفاعی به دیگر کشورها وابسته است، نقطه پایانی نهاد.
"روسلان پوخوف" رییس مرکز تحقیقات استراتژی و فناوری معتقد است: خرید کشتی هایی مانند "میسترال" حکایت از آن دارد که روسیه مانند چین فقط تلاش می کند که از مدرن ترین فناوری هایی که در جهان وجود دارند، برخوردار شود. بعد از خرید این کشتی باید قرارداد سه کشتی مشابه در کارخانه های روسیه منعقد شود. هیچ مسئله خجالت آوری در این وجود ندارد. آمریکا هم بعنوان مثال از فرانسه فناوری بمب های "بونکرزن" را خریداری کرده است.
وی می گوید که تنها چیزی که این مسئله را ناتمام می گذارد، آنست که چرا مناقصه برگزار نشد؟ چرا که کشورهای اسپانیا و هلند نیز می توانند چنین کشتی هایی بسازند. خرید کشتی هایی مانند "میسترال" عملا دیگر برنامه های کشتی سازی نیروی دریایی روسیه را مسدود می سازد.
فقط باید امیدوار بود که وزارت دارایی از خرید دیگر کشتی های غیرضروری جلوگیری کند. نیروی دریایی روسیه نیازهای واجب تر دارد که می توانند توسط صنایع داخلی رفع شوند، بعنوان مثال ساخت کشتی های کلاس "کوروت" و "فرگات". حال اگر دوستی با فرانسه تا این اندازه از نظر سیاسی مهم است و نیاز به پرداخت هزینه دارد، آیا راحت تر نبود که هواپیماهای مسافربری از آنها خریداری کنیم(مانند همان کاری که چین می کند). بعنوان مثال هواپیماهای ایرباس" А380" که مشابه روسی ندارد. این هواپیماها هم مانند کشتی های بالگردبَر چشمگیر، زیبا و از نظر سیاسی مهم هستند اما دست کم در اقتصاد کشور بکار گرفته می شود و حداقل درآمدزا است.
پاسخ
آوالانچ عزیز و نازنین
ممنونم از کامنت خبری شما .. دست شما درد نکنه
راستش رو بخواهی ، مسابقه تسلیحاتی در هیچ کشوری مطلوب بشریت نیست
سال ها طول کشید تا با سرنگونی نظام فرتوت کمونیستی ، جهان از جنگ سرد مستمر راحت شد .. اما ظاهرآ دوباره هوس مدرنیزه کردن ارتش بر آمده اند .. اولین مشکل مسلح شدن این گونه ارنش ها ، ایجاد مزاحمت برای سایر همسایه می باشد .. به هر حال به امید روزی که هرگز جنگ و نبردی در هیچ نقطه جهان آغاز نشود
ممنون از کامنت شما
سلام عمو
از این که به این امر مهم اشاره کردین خیلی ممنونم.راستش باید این نوع سایت های فارسی از فضای اینترنت حذف بشن که می خوان به خاطر پول جوانان جامعه ما رو به بیراهه بکشون.ولی انصافا بعضی فروشگاه های اینترنتی عالی هستند.مثلا من چند تا کتاب کمیاب رو که واقعا نتونستم تو شهر پیدا کنم از اینترنت خریدم.
خدا نگهدار
پاسخ
ممنونم سید حمید جان عزیزم
بله هیچ کسی منکر آدم های شرافتمند در اینترنت نیست ... خیلی ها کالاهای خود رو از طریق وب به فروش می رسانند .. اما سخن اصلی ما مربوط به آن دسته سودجویان کلاشی است که برای کسب مقداری پول همه چیزشون رو می فروشند .. خدا لعنت شون کنه
باز هم از شما به خاطر اظهار نظری که فرمودید سپاسگزارم
یا حق
سلام عمو بهروز
ميخواستم ببينم مطلب عموي من هم تو نوبت مطالب قشنگتون هست يا نه.
ممنون
پاسخ
محمد عزیز و نازنین
بله عزیزم .. مگه می شه خاطرات بهترین دوستم رو ننویسم ؟
راستش رو بخواهی بعد از دو یا سه پست بعدی نوبت مطلب زنده یاد عموی شما می شود
از این که با کمی تآخیر مواجه شد .. شرمنده .. شاید هم خیلی زودتر از برنامه منتشر کردم
ممنون از یاد اوری
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من یکی از پرسنل جوان نیروی هوایی هستم و تقریبا از روز اول خواننده سایت شما هستم و خواندن مطالب شما برای من باعث افزایش تجربه و راحت بودن در محیط کار شده امیدوارم همینجور سرحال ادامه بدین راستی از گردان بالگرد مهراباد خاطره ای دارید یا نه ؟
پاسخ
دوست و همکار گرامی
باور کن هر گاه کامنتی از دوستان جوانی چون شما که تازه اول راه هستند می خوانم .. قلبآ خوشحال می شوم
و با خود زمزمه می کنم .. ای کاش در زمان ما هم کسی بود که اشاره ای به راهی که در پیش داشتیم می کرد ... قدیمی های ما از برو بچه های داکوتا بودند .. که تحصیلات تخصصی ان ها در ایران سپری شده بود .. و با جوانان تحصیل کرده در آمریکا مشکل جدی داشتند .. چه برسه که راهنمایی کنند .. !! این امر در بخش گردان های شکاری هم گاهی مشاهده می شد .. !! البته خیلی کم .. و بازمانده های اف - 86 از رده خارج چشم دیدن بجه های تعلیم دیده شکاری فانتوم و اف - 5 رو نداشتند .. !!
اما اشاره به گردان هلی کوپتر مهرآباد کردی .. راستش رو بخواهی یکی از همدوره های ما نمی دونم چه جوری سر از شنوک در اورده بود .. !! و ما گاهی برای صرف صبحانه به بوفه شنوک می رفتیم .. بچه های خون گرمی بودند .. اما هرگز سوار هلی کوپتر نشدم .. الا زمان سانحه سی - 130 در کهریزک .. که برای نجات رفتم
امیدوارم در راهی که طی می کنی .. همیشه موفق و تندرست باشی
عمو سلام.
از علی کدخدایی خبری نیست؟ کجاس. باهاش تماس دارید؟ حالش خوبه؟
عمو اگر شنبه نرفتید تیراژه سه شنبه میریم.
واسه امتحانم دعا کنید.
پاسخ
امیر جان عزیزم .. من هم خیلی نگران علی جان هستم
چند روزه قصد دارم بهش زنگ بزنم .. بچه ها حواس ام رو پرت کرده اند .. انشاالله فردا حتمآ به او زنگ خواهم زد
در باره تیراژه هنوز تصمیم نگرفتیم .. تا خدا چه بخواهد
ممنون از شما .. برات دعا می کنم تا از امتحانات سر بلند و موفق بیرون بیایی
یا حق
سلام کاپیتان
منو به خاطر اینکه کامنت نذاشتن یکی دوتا پست ببخشید
خوب هستید؟ پست خیلی بجا و عالی بودش
به وبلاگ منم سر بزنید سعی میکنم به روز آپدیت کنم
یا حق
پاسخ
نیما جان عزیز و گرامی
خوشحالم کردی که بعد از یکی دو پست غیبت ، چراغ سایت ام رو روشن کردی چشم حتمآ به وب شما هم با افتخار سر خواهم زد
موفق و تندرست باشی
سلام استاد عزیز
واقعا ممنونم از اینکه تشریف آوردین و نظر بسیار ارزشمندتون رو برام گذاشتین .
اولا منه گناهکار لایق نیستم که شما اونجوری فرمودین ولی ایشالله همیشه سلامت باشین
همیشه منتظر دیدارتون هستم.
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم
روزه نمازت قبول عارفه خانم گرامی
دخترم .. من واقعآ وقتی به وب شما سر می زنم ، خیلی احساس آرامش به من دست می دهد .. که تنها دلیل اش انتخاب مطالب معنوی و زیباست
من باید از شما تشکر کنم که چنین سایت خوبی رو راه اندازی کردی
مواظب خودت باش
یا حق
( سنترال کلابز )
نیروی هوایی عربستان بخشهایی از یمن را بمباران کرد
به گزارش شبكه خبر به نقل از پایگاه اینترنتی نهرین نت، دفتر اطلاع رسانی حوثی ها پس از این حمله با صدور بیانیه ای تاكید كرد: نیروی هوایی ارتش عربستان، صبح دیروز، مقر الملاحیظ واقع در استان صعده در شمال یمن را بمباران كرد.
این بیانیه افزود: این دخالت آشكار عربستان سبب شد توافقی كه چند روز پیش، حوثی ها و نیروهای دولتی یمن بدان دست یافتند، نابود شود.
حوثی ها با بیان اینكه حمله هوایی ارتش عربستان، دخالت آشكار در امور یمن است، خاطرنشان كردند: مسیر حركت به طور كامل رصد شده است و آنها از خاك عربستان برخاسته و دوباره بدانجا بازگشته اند.
نهرین نت نوشت: ناظران بر این باورند این حمله را اتاق عملیات مشترك یمن و عربستان اجرا كرده اند، اتاقی كه حدود دو هفته پیش و پس از سفر رئیس سازمان امنیت ملی یمن به عربستان، تشكیل شد.
..................................
انيشتين و راننده اش
براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي كرد بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان شنوندگان حضور داشت بطوريكه به مباحث انيشتين تسلط پيدا كرده بود! يك روز انيشتين در حالي كه در راه دانشگاه بود با صداي بلند گفت كه خيلي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتين سخنراني كند چرا كه انيشتين تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانستند او را از راننده اصلي تشخيص دهند. انيشتين قبول كرد، اما در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از وي بپرسند او چه مي كند، كمي ترديد داشت. به هر حال سخنرانی راننده به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتين درست از آب درامد.
دانشجويان در پايان سخنراني شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت: سوالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد به حدی كه باعث شگفتي حضار شد!
پاسخ
چه جالب ... واقعآ ماجرای انیشتن خیلی عالی و جالب بود البته دارای نکات حساس و فراوانی در آن بود .. که باید در باب ان ها نقد صورت پذیرد
ممنونم آوالانچ عزیز و نازنین
تشکر های من هم کم کم تبدیل به کلیشه می شوند .. و من از این موضوع ناراحت هستم .. دوست دارم هر بار با الفاظی خاص و دست اول تشکر و قدردانی ام رو ابراز دارم
به هر حال .. از صمیم قلب می گویم .. آوالانچ جان .. ممنونم
سلام كاپيتان (شتلق)
خوبيد ؟ درباره جوجه يك روزه سئوال كرديد اكثرادر كوشه كنار ميادين بزرگ من ديده ام كه يك جعبه مي گذارند و جوجه اردك و جوجه مرغ يك روزه مي فروشند حتي رنگ شده به شكل هاي مختلف (پانكي - رپ - و...) (چشمك)
بازهم عالي بود و متشكر
با اجازه خبر دار (شتلق) عقب گرد
پاسخ
ممنون امیر عزیزم
بله من هم خیلی در اطراف میادین و بازرا روزها دیده بودم .. که همان گونه که فرمودی جوجه یک روزه رو می فروشند .. اما فکر کنم به خاطر ماه مبارک رمضان بساط شون رو جمع کرده اند .. ×× شاید هم به پست من نمی خورند
به هر حال ممنون از محبت شما
سلام استاد و سرور دلسوز
برايتان آرزوي سلامتي و توفيق دارم اما متاسفانه اين سعادت ندارم كه بيشتر در خدمتتان باشم.گرفتاريهاي كاري و زندگي بر من هم سايه افكنده ولي به لطف خداي بزرگ داره كم ميشه.
راستي موفق شدم منزلم در شيراز را بسازم و خانواده ام را در آنجا مستقر نمايم.آرزو ميكنم روزي با حضور جنابعالي و خانواده گراميتان منور گردد.
آدرس كامل پستي و شماره تلفن كلبه درويشيم با تلفن همراه خدمتتان ارسال ميدارم.
پاسخ
سرور گرامی جناب آقای مهندس فضلی نازنین
خیلی خیلی خوشحالم که سرپناهی برای خانواده تهیه فرمودید .. مبارک باشد
راستش وقتی پیامک ناقص شما شامل آدرس
در شیراز به دستم رسید .. خیلی نگران شدم .. با خود گفتم جناب مهندس چرا ادرس ارسال کرده .. !!؟ خبری شده !!؟ جرآت تماس هم نداشتم .. یک لحظه نگران برادرتان که عمل کرده بود شدم .. با ناراحتی نوشتم پیامک ناقص رسید .. !! تا این که الان کامنت شما رو در میان سایر نظرات دیده و یک راست سراغ این اومدم ... به جان نوه هایم .. چشم هایم یارای خواندن کامنت رو نداشتند .. اما وقتی متوجه امر خیر شدم .. نمی دونی چقدر خوشحال شده و خداوند متعال رو شکر گفتم ... صمیمانه ترین تبریکات بنده رو بپذیرید .. دیگه از مستاجری راحت شدید .. آرزویی که همیشه همسرم دارد ..!! و به یک خانه خرابه هم راضی است .. می گوید سن ام کشش جستجو برای خانه و اسباب کشی رو نداره .. کی می شه ما هم یک آلونک برای خودمون دست و پا کنیم .. !!؟
شاید باورت نشه .. حتی من رو ملامت می کنه که چرا بر عکس همکارانت دنبال امتیازاتی که نیروی هوایی در زمان جنگ به شما می داد ، نرفتی .. !!؟ و من با افتخار می گویم .. اولآ فکر نمی کردم زود سکته کرده و عذرم رو از نیروی هوایی بخواهند .. !! چشمک
دوم این که برای من جلوگیری از ورود دشمن به خاک کشورم از صد تا خانه گرانقیمت ساختن با ارزش تر است .. و در نهایت بهش می گم .. خانم برو خدا رو شکر کن که یک حقوق بخور و نمیر بازنشستگی داریم که می شه با ان خانه ای رو اجاره کرد .. !! اگه مثل خیلی دیگر از همکاران که الکی الکی روی تصویه حساب های شخصی پاکسازی شدند بودیم .. و همین حقوق رو نداشتم چه خاکی باید به سرمون می ریختیم .. !!؟ این جمله رو که می گم .. تا مدتی آروم می گیره .. اما سر برج که می شه .. دوباره یاد مستآجری به سراغ اش می آید .. !! مهندس جان ببخشید با شما درد دل کردم .. نمی دونم چه رازی در کامنت بعضی دوستان است .. که ادم احساس بسیار نزدیکی کرده .. و دلش می خواهد حرف های انباشته شده در دلش رو که هرگز جایی بازگو نمی کنه رو به زبان اورد .. این از معجزات انسان های نیکو و بزرگوار است
باز هم تبریک عرض می کنم .. انشاالله به دل خوش و عروسی نورچشمی ... و خبرهای شادی بخش
یا حق
بهروز خان سلام واقعا از وبلاگ شما لذت ميبرم ماشااله شما خيلي حوصله داريد كه بعد از شغل سخت خلباني همچنان پر انرژي و فعال هستيد راستي دايي من هم خلبان بود و بعد از انقلاب پاكسازي شد و در زمان جنگ دوباره برگشت اما اورا نخواستند الان در امريكاست (خوش به حالش) اما يكي از دوستان او كه با ما و دايي هاي ديگرم رفاقت داشت در بوشهر شهيد شد _جناب سرگرد خلبان عليرضا دباغيان)ميخواستم بپرسم شمااز ايشان اشنايي و يا خاطره اي نداريد چون علي اقا هم مثل شما خيلي سرزنده وشوخ بود روح او و همه شهدا راه وطن شاد باد
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
ممنون از کامنت شما .. پسرم راستش در حال حاضر تنها سرگرمی و هدف ام در زندگی ، همین سایت است .. و مجبورم برای پر کردن اوقات فراغت و سپری کردن ایام بازنشستگی یک کار مفیدی بکنم !! چشمک
در باره پاکسازی شدن برخی افراد .. راستش رو بخواهی یک تصمیم نسنجیده ای بود که بر اساس آن خیلی از مهره های خوب و با تجربه هم در میان عده ای اندک که مستحق خروج از ارتش بودند قرار گرفته و به ناحق پاکسازی شدند .. به هر حال مسئولان دلسوز به موقع متوجه سوء برداشت ها شده و به موقع جلوی این عمل گرفته شد .. و بعد ها با مطالعه و تحقیق افرادی که فکر می کردند کارایی ندارد ، پاکسازی کردند .. بگذریم .. در صلاحیت من نیست در این باب اظهار نظر کنم .. ایم که می گویم بی گناه ، به خاطر این که شاهد بودم خیلی ها بعد از اعتراض برگشتند .. رضا جان در مورد جناب دباغیان .. خیلی نام او برایم آشناست .. اما گذشت دو دهه از زمانی که از ارتش بازنشسته شده ام هیچ هوش و حواسی برایم به جا نگذاشته است .. ممنون از شما
سلام دوست عزیز و خوبم آقای مدرسی... آقا خیلی خوش اومدید به وب لاگ خودتون. مرسی که دعوتمون رو پذیرفتید و ممنون از لطف و توجهتون نسبت به کار های من... آقای مدرسی من اون غلط املائی رو به عمد مارک کردم و آبی رنگش کردم.
می دونید... یک سری کارکرد های ادبی هستند که لزوم وجودشون در متن حس می شه و اگر اشتباه یا جا به جا نوشته بشن قدرت کار رو پائین میارن. اما خودتون بهتر می دونید که زبان ما یه جورائی با زبان عربی قاطی شده در عین حالی که با اون زبان فرق های زیادی داره. ما یک سری حروف نا به جا و بلااستفاده رو از عربی به عاریت گرفتیم بدون اینکه جای استفاده شون رو بدونیم. مثلا در عربی حرف ث رو متفاوت با حرف س تلفظ می کنن. اما درباره فارسی چی؟ تفاوت حروف توی آوای اونهاس و نه معنی و یا هر چیز دیگه... پس می خوام بگم که این تفاوتی که ما بین (ظ) و (ز) و(ذ) قائل هستیم فقط یک عادته که توی کودکی به ما تحمیل شده و اگر کمی به دوران کودکیمون مراجعه کنیم یادمون میاد که این قضیه تحمیل بزرگی بود بر سر مون که چرا باید مثلا طائر رو با ط بنویسیم و با ت ننویسیم. بدون اینکه دلیلش رو بدونیم. واقعا چرا؟ ما باید سوال های کودکانه رو جدی بگیریم و وجودشون رو همیشه توی ذهنمون حفظ کنیم چون همیشه این سوال ها هستند که ذهن ما رو پویا تر و پویا تر می کنن. تفاوت واهی بین این حروف، بی دلیل ترین اجبار در زبان فارسی بوده و هست که من یک فرهنگ تحمیلی رو مسئول این اجبار می دونم. من با شما موافقم که باید زبان رو با اصول و قواعد بنیادی اش حرف زد یا نوشت اما توی بعضی مجموعه ها ( مثل زبان فارسی) یک سری قواعد هستن که هیچ سنخیتی با قواعد بنیادی اون مجموعه ندارن. من اسمشون رو قواعد کاذب می ذارم. قواعدی بدون مورد مصرف. قواعدی که فقط جلوی راحت بودن رو می گیرن. دست ادیب و ذهنش رو مشغول به اضافه کاری می کنن علاوه بر اینکه سنگینی می کنن بر سر نویسنده و وقتی آدم دلیلش رو می فهمه که چرا این حروف بی مصرف و بی قاعده رو باید صرف کنه یه حس بدی بهت دست می ده. بیاید فکر کنیم ببینیم که آیا ما می خوایم توی زبانمون 3 تا حرف هم صدا و مشابه مثل ( ظ ز ذ ) داشته باشیم؟ اینا واقعا فرقشون با اون یکی چیه؟ حرف من فقط همینه. مشتاقم نظر شما رو هم در این باره بدونم. بازم به من سر بزنید. حضورتون محیط رو سر زنده می کنه ضمن اینکه همیشه رمز چگونه خوب نوشتن رو در داستان های شما می شه پیدا کرد. در پناه حق باشید.
پاسخ
دوست بسیار عزیز و فرهیخته ام سالداش جان گرامی .. خیلی از شما تشکر می کنم که به نکات بسیار ارزشمندی اشاره فرمودید .. مخصوصآ مسئله رجعت به کودکی و پرسش های بی پاسخ .در باب کلمات و فلسفه ساختاری ان .. واقعآ سپاسگزارم .. دوست عزیزم .. بنده افتخار این رو داشتم که مقطعی ازعمرم رو در صدا سیما سپری کنم .. من یکی از اعضای شورای بررسی برنامه های ترکیبی بودم .. یادمه به ما تاکید می شد .. برنامه هایی رو موافقت کنیم که اولآ چیزی به مخاطب اش بدهد ! یعنی فردی که یک ساعت پای برنامه تلویزیونی می نشیند باید در ازای صرف وقت بهره ای هم برده باشد .. که در حقیقت همان بحث فرهنگ سازی پیش می آمد . که متآسفانه اغلب برنامه ها حتی در حال حاضر .. جنبه پرکردن اوقات فراغت داره .. بدون این که چیزی به مخاطب اش بدهد .. !! مخصوصآ برنامه های طنز آن که به اعتقاد من خیلی افتضاحه .. !! بگذریم .. مورد دیگری که روی ان خیلی تآکید داشتیم ، رعایت رسم الخط فارسی بود .. اما هنوز که هنوزه .. با وجود داشتن سازمان های عریض و طویل فرهنگستان های فارسی در خود صدا و سیما و کلی مدیر و کارمند و بودجه .. هنوز هم متآسفانه شاهد هستیم در ابتدای فیلم یا سریال های تلویزیونی " به نام خدا " رو که باید جدا باشد ، سر هم و به شکل " بنام خدا " می نویسند !! و کسی هم نیست به تهیه کننده یا کارگزدان و یا بازبین پخش بگوید که وقتی بنام خدا می نویسید ، معنی ان کاملآ عوض شده و اصلآ معنای به یاد خدا رو نمی دهد !!! ولی باز هم در خیلی برنامه ها همین اشتباه فاحش دیده می شود . همین رو بگیر .. بقیه پیشکش ما ... چشمک
ببخشید خیلی وارد جاده خاکی شدم
سلام مطالبتون رو خوندم مطالبی جالبی بود می خواستم چند تا نکته رو در این مورد بگم:
اول اینکه این عطر محرک جنسی که همه جا زدن اصلا چنین چیزی وجود ندارد (حداقل در ایران) چون یکی از دوستانم خریدار این محصول بوده باید بگم که بعد از تحویل گرفتن اون دیده که تو یه بسته بسیار شیک در ابعاد 30*40 یک شیشه عطر به اندازه ارتفاع 5 سانتی و قطر یک سانتی هست حالا جالب اینجاست که عطر مشهد بوده (شوخی نمی کنم عین حقیقت است) هدف فقط اخاذی از دوستمان بود که به هدف شان رسیدند.
و اما در مورد هک ، والا این سی دی های آموزش هک که می فروشند هم قضیه اش دسته کمی از قضیه بالا نداره چون واقعا اصلا آموزش نمی دند فقط برخی از اصول اولیه رو می گویند که شما اون ها رو می تونستید تو 10 سال پیش اجرا کنید که اجرا کردن اونها با این اسیستم های پیشرفته ضد هک امروزی اصلا امکان نداره مثل این می مونه که شما بخواهید یه درب ضد سرقت که با رمز و کلید های مخصوص کامپیوتری باز می شوند با کلید قفل هایی که از زمان رضا شاه موندن باز کنید (چشمک)
ولی یه نکته هم هست یاد گرفتن هک کار بدی هم نیست البته اگر در قسمت مثبت استفاده بشه مثل همین یادگیری تیراندازی با اسلحه هست می تونی هم خودی رو بزنی و هم می تونی چشم دشمن رو دربیاری. اگه ما واقعا یه هکر درست و حسابی تو مملکت داشته باشیم می تونیم اطلاعات خیلی زیادی از کشور های دیگه به دست بیاریم.
ولی این تبلیغات همش کشک هست چون هکر واقعی هیچوقت روش هاش رو به هیچکس یاد نمیده مگر اینکه نفعی برای اون فرد داشته باشی. آخه مگه با 5 هزار تومن اصلا نه 20 هزار تومن می شه هکر شد؟؟؟؟ اینها همه راههایی برای اخاذی هست.
پاسخ
ممنون دوست عزیزم .. بله واقعیت همین است .. هنر این جماعت سوء استفاده است .. !! کافی است چیزی رو بشنوند .. بعد از ان ایده گرفته .. و یک عطر قلابی و ارزان قیمت رو به نام کالای مورد نظر ارایه می دهند .. جالبه که اکثر ان ها هیچ رد و نشونی هم از خود نمی گذارند .. من عاشق دیدن فیلم سینمایی هستم .. به عبارتی تنها سرگرمی من مخصوصآ موقع غذا خوردن ، حتمآ یک فیلم سینمایی رو می بینم .. تا حالا چند بار گول شیادان رو خوردم .. !! در تبلیغ مثلآ می نویسند .... صد شاهکار سینمای .. بعلاوه مثلآ سه فیلم پدر خوانده .. ! وقتی به تصاویر آگهی نگاه می کنی .. در بسته بندی های جالب و قاب های مخصوص در مقابل چشم مردم قرار می دهند .. اما وقتی بسته رو تحویل می گیری .. با کمال تآسف می بینی دریغ از یک بسته حافظ معمولی سی دی !! تازه به دلیل تکثیر غیر حرفه ای و با عجله .. اکثر نوار ها باز نمی شوند .. یا فاقد صدا هستند .. !! از پدر خوانده هدیه هم خبری نیست ..!! خب ادم باید چی به این جماعت بگویی !!؟ واقعآ باید گفت .. حروم تون باد . باور کن خیلی تا حالا رو دست خوردم .. فقط یک بار از طریق یکی از دوستان بسیار صمیمی ام که سرهنگ اداره اگاهی است ، یکی از همین فروشنده ها رو گیر اوردم .. اولش حتی پاسخ گو هم نبودند !! اما وقتی دوستم خودش رو معرفی می کرد .. سریع به چاپلوسی افتاده .. و به تقصیر کارمند مادر مرده انداخته .. و سریع اعلام کرد .. همین الان در قاب برایتون می فرستم .. !! و تقاضای ادرس کرد .. به دوستم گفتم .. بگو نیازی نیست .. ولی مواظب باشید که از این اشتباه ها نشه .. !! بعد که جناب سرهنگ امار طرف رو در اورد ، مشخص شد کارمند اخراجی یکی از نهاد های ارتشی بوده است !! بله عزیزم .. مشکل این جماعت زالو صفت فقط اخذ پول نیست .. واقعآ افراد ضعیف و بی شخصیتی هم هستند .. در مورد دیگری که باز هم طبق لیست ارایه شده شانزده دی وی دی از شاهکار های سینمای جهان بود .. وقتی بدستم رسید ، با کمال تعجب مشاهده کردم .. هیچ کدوم طبق لیست نیست .. و اغلب فیلم ها همان هایی است که قبلآ خریده بودم ..!!! واقعا خدا لعنت شون کنه
ممنون از شما
سلام جناب سرهنگ
اول خواهش ميكنم از اينكه شما رو جناب سرهنگ خطاب كردمناراحت نشيد چون من فرزند يكي از همكاران و دوستان قديميتان هستم واعتقاد دارم اين درجه ومقام را به راحتي و با چند سلام و صلوات وريش و...به دست نياورده ايد و ميدونم چه كارها و رنجها ودلاوريهاي بزرگي رو در تاريخ كشورمون به ثبت رسونديد(شما و تمام قهرمانان نيروي هوايي)گرچه اين درجه و مقامه كه از شما ارزش ميگيره بر خلاف كساني كه از درجه ارزش گرفتند..پس از شما خواهش ميكنم هرگز در زماني كه همان انسانهاي كوته بين گذشته امثال پدران من را به خاطر خدمت صادقانه به هر دو حكومت و نشان ارتش مذمت ميكنند شما با سربلندي به همين اندك قدر داني و همين اندك نشاته بباليد تا به كودكاني كه در راهند نگويند انها انها انقدر از كرده خود پشيمان و شرمگينند كه حتي نشان و درجه خودرا انكار ميكنند.
گرچه من و تمام دوستان اگاه و فاضلمان خوب ميدانند اگر شما چنين نميخواهيد از بزرگي روح و شان بالاي طبعتاناست و اينجاست كه همانطور كه عرض كردم اين نشان از شما ابرو ميگيرد
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم مسعود گرامی
واقعآ نمی دونم چگونه و با چه زبانی از شما فرزند یکی از دوستان و همکاران دلاورم تشکر و قدردانی کنم
اشاره به نکته ای جالب و بحث انگیز فرمودی .. حتمآ پدر محترم و بزرگوارت بهت گفته که اغلب بچه ها در خط پرواز سی - 130 بندرت درجه و نشان ارتش رو به لباس پرواز خود نصب می کردند .. اکثرآ به همان آرم هرکولس و پرچم ایران و اتیکت نام و نشان اکتفآء می کردند .. تنها دلیل این کار می تونه ریشه در اصول فلسفی داشته باشه .. اخه من شنیده ام کسانی که بر فراز ابر ها و بین اقیانوس ها مرتب پرواز می کنند .. و کوه ها و رشته کوه های بلند ، در مقابل دیدگانشون خیلی کوچک و ناچیز می آید ، بعد از مدتی جهان بینی ان ها تغیر می یابد .. و دیگه از مقام پرستی و جاه طلبی و غرور تکبر خبری نیست .. و به عنوان انسان به هموطنان خود می نگرند .. بگذریم ... به هر حال به هر دلیلی که بود ، کم تر کسی از همکاران به درجه و مقام اهمییت می داد .. !! و تنها در مراسم رسمی از نشان های ارتش استفاده می کردیم
من به شخصه معتقدم .. هیچ درجه و مقامی برای انسان شخصیت خلق نمی کند .. بلکه رفتار و منش آن ها با همنوعان و میزان علاقه به خداوند متعال انسان ها رو از هم متمایز می کنه .. پسرم خوشحالم که با شما آشنا شده ام .. به پدر عزیز و محترمت از قول بنده سلام برسون
راستش رو بخواهی .. درج خاطرات و ترسیم گوشه ای از دلاور مردی های ارتشیان غیور و با شجاعت کل هدف من از راه اندازی این سایت است .. هدفی که ابتدا به عنوان سرگرمی آغاز شد .. و در اندک مدتی راه و چارچوب خود رو پیدا کرد
ممنون از کامنت شما
با سلام مجدد
جناب كاپیتان مدرسی
پیرو پست قبلی باید خدمتتون عرض كنم
این مباحث از چند دیدگاه مطرحه:
1-فروش لوازمی كه كاربرد محرك جنسی داره مثل عطرهای حاوی فرومون جنس مخالف برای افراد متاهل خیلی كمك می كنه
همچنین داروهای خاص افزایش زمان جنسی
و یا هر محصول دیگری
مهم اینه كه در خاتیار افراد موردنظر باشه
اما در مورد لوزام جاسوسی در همه جای دنیا استفاده از انها جرمه و عوارض كیفری داره. در كشور ما هم اگه شاكی داشته باشه كسی اقدام میشه
من نمی گم این كارها درسته اما مشكل ابزارهای رسانه جمعی همین چیزهاست
اینترنت یك ابزار دو سویه هست و كنترلش خیلی سخته
ضمن اینكه این محصولا معمولا متولی واقعی نداره
و كمتر سایت رسمی اونها رو می فروشه
اغلب سایتهای تو در تو هست كه معلوم نیست سر از كجا در میاره
بگذریم در هر حال
ادمها خودشون باید مقید و سالم باشن
و گرنه هیچكس نمی تونه كسی رو محدود كنه
پاسخ
ممنون حمید جان عزیزم
بله حق باشماست .. اما تمام بحث بنده بر سر ذهنیت پویای جوانان است .. و گرنه در کشور های غربی خیلی فروشگاه های کثافت کاری هم هست که کالاهای خاصی رو ارایه می دهند .. اما بحث حرمت اجتماع است .. بحث سلامت ذهن جوانان است
همان گونه که با سایت های مبتذل برخورد می شه .. کاری نداره جلوی تبلیغ آن ها رو گرفت .. !!
به هر حال ممنون از شما
( سایت هوافضا )
عراق براي بازپس گيري هواپيماهاي شکاري خود با صربستان مذاکره مي کند
يک هيئت نظامي عراقي براي باز پس گرفتن نوزده فروند هواپيماي شکاري اين کشور که براي تعميرات به صربستان فرستاده شده بود به آن کشور سفر کرده است.
ژنرال محمد العسکري سخنگوي وزارت دفاع عراق در اين باره گفت «ژنرال عثمان الفرجي مشاور وزارت دفاع و انور محمد امين فرمانده نيروي هوايي عراق در مورد نگهداري، تعميرات و تحويل فوري نوزده فروند هواپيماي شکاري ميگ بيست و يک و بيست و سه، با مسئولان صربستان در حال مذاکره هستند».
ژنرال العسکري گفت «اين هواپيماها در زمان حکومت صدام ديکتاتور سابق عراق در سال هزار و نهصد و هشتاد و نه براي تعميرات به صربستان فرستاده شد و همه هزينه هاي آن پرداخت شده است».
وي بر اهميت وجود اين هواپيماها تاکيد کرد و گفت نيروي هوايي ما تنها بالگرد دارد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بغداد، يوگسلاوي سابق پيش از فروپاشي، يکي از مهم ترين صادرکننده تسليحات به عراق در زمان حکومت صدام حسين به شمار مي رفت و تعداد زيادي از يوگسلاوها نيز در عراق کار مي کردند.
ژنرال عسکري افزود «وزارت دفاع عراق در کشورهايي همچون آمريکا، فرانسه، ايتاليا، روسيه و برخي کشورهاي عربي در جستجوي منابع مالي يا تجهيزات نظامي است که در زمان صدام حسين براي ارتش خريداري شده بود».
وي در پايان گفت « در اين جستجوها به دو کشتي جنگي در مصر ، دو کشتي در ايتاليا و چندين فروند هواپيما و ديگر تجهيزات نظامي متعلق به عراق در روسيه و فرانسه دست يافته ايم». وي به جزئيات بيشتر در اين مورد اشاره اي نکرد.
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
ممنونم عزیزم .. طبق معمول کامنت بسیار قابل تعمقی است
اوالانچ عزیز و نازنین ... راستش رو بخواهی من پست بعدی که عنوان آن ، خاطره اخرین پروازم است .. چیزی به اتمام ان نمانده است .. اما ظاهرآ به دلیل ماه مبارک رمضان کم تر کسی فرصت رفتن به اینترنت رو می یابند !! به همین دلیل من هم کار رو تعطیل کردم .. چون واقعیت این است ، جز تعدادی انگشت شما از دوستان قدیمی ، بقیه آمار مراجعه کنندگان .. یا سرچ گوگل می اورد .. یا اشتباهی وارد سایت می شوند !!
به همین دلیل فعلآ دو دل هستم که آیا پست جدید رو به موقع منتشر کنم یا خیر .. من هم بی خیال شده .. و به نوه هایم برسم !!؟
تا خدا چه خواهد .. چون باور کن به چه مکافاتی تصاویر و مطالب آن ار اماده کردم .. اما همان طور که گفتم .. مخاطبی وجود نداره .. !! به هر حال اگر قرار باشه تا بعد از عید فطر تعطیل کنم .. از دوستان انگشت شمار و دایمی عذر خواهی خواهم کرد
ممنون از شما
با عرض معذرت از اينكه بي مقدمه اشنايي و معرفي خودم شروع به خواهش كردن ازشما كردم و هم اينكه مطلبم رو در دو كامنت جداگانه گذاشتم ...البته خودم رو درايميل شخصيتون معرفي كردم
جناب سرهنگ من هميشه از مطالب سايت وزينتون استفاده ميكردم ولذت ميبردم ولي تا به حال توفيق عرض ادب خدمتتون رو نداشتم...
اما بالاخره موقعيت شد تا چند مطلب رو خدمتتون عرض كنم
اولي:در مورد امار سقوط جنگنده هاي ايران بود كه در چند پست اخير قيد فرموديد..جنگندهساقط شده در تابستان گذشته در خوزستان كه به نقل از خبرگذاري ايرناf-5ذكر گرديدغلط بوده و جنگنده فوق f-7چيني ( نسخه چني ميگ 21) به خلباني سروان محمودي بود كه اخرين پروازش با اين تابوت بود و چون دوره ميگ 29 رو ديده بود و قرار بود به تبريز برگرده خوانوادش اون روز همراه با من در ترمينال پايگاه منتظر اومدن مسير هركولس بوديم..و حتي در زمان سقوطش بچه 5 سالش تو سالن بغل من بود..و خلبان كابين ديگه هم تازه از دانشگاه ستاري منتقل شده بود و پرواز بعديش پرواز سلو بود...
اما جريان سقوط از اين قرار بود كه در هنگام اجراي طرح تقرب به دليل نشت هيدروليك و از دست رفتن قسمتي از فشار هيدروليك كنترل بالچه هاي vertical براي خلبان بشدت مشكل ميشودتا جايي كه بنا به گفته عزيزان control tower فرمانده عمليات وفرمانده پايگاه گرفتن ارتفاع و ejectراتوصيه ميكنند اما خلبان شجاع و وطن پرست كه صلاح موقعيت وشرايط هواپيما را بهتر از هر كسي ميدانست تصميم به حفظ اين اندك سرمايه ارتش و ناوگان خسته شكاريهاي اين سرزمين ميكند...اما مثل اينكه خدا براي داشتن اينچنين عقاب سرفرازي در پيش خود مشتاقتر بود...
در هنگام فرود دچار استال شده و با ساييدن بال چپ به باند هواپيما دچار انفجار اني شد..
هنوز صداي گرم و با صلابت و مهربونش تو گوشمه...اونشبي كه تو صف نونوايي پايگاه وقتي فهميد من عجله دارم خودش رفت اخر صف و وقتي ازش پرسيدم كدوم قسمتي؟ خنديد و گفت: به ما نمياد خلبان باشيم...؟
من امروز در جوابش ميگم تو لايق اسماني قهرمان...
اسكورت تابوتش تا تهران با 5 امبولانس و ماشين ضد گلوله جه فايده ايي داره؟
جناب سرهنگ چون ميدونم خسته هستيد و من هم پر حرفي كردم با اجازه شما ادامه مطلب رو در وقتي ديگه عرض ميكنم... پاينده باشيد
بلند اسمان جايگاه من است.
پاسخ
مسعود عزیز و نازنین
با تشکر از شما دوست بسیار خوبم .. به اطلاع می رسونم .. اگه به مطالب بنده دقت کرده باشی .. صرفآ خاطره است .. و خیلی کم پیش می اید که بنده خبری رو در باره امار و اطلاعات نظامی درج کنم .. !! مخصوصآ در باره خبر مربوط به سوانح شکاری ها ... اصلآ در جریان نیستم . اما یک احتمال وجود دارد .. و آن بخش کامنت هاست .. که دوستان عزیز نظرات شون رو درج می فرمایند .. و شاید هم در میان کامنت ها اخبار جدید هم به چشم بخورد .
اما بنده با قاطعیت اعلام می کنم .. هرگز در باره این مطلبی که اشاره می فرمایید چیزی ننوشته ام !! ای کاش لینک خبر مورد بحث رو قرار می دادی
به هر حال فرقی نمی کنه ... از شما سپاسگزارم که لینک قبلی رو اصلاح کردی
روحش شاد .. واقعآ خبر دردناکی است
ممنون از شما
درود.
در مورد این موضوع جسارتا باید بگم:
خانه از پایبست ویران است، / خواجه در بند نقش ایوان است!
راستی، مطمئنا این برای شما خاطرهانگیزه:
http://www.2ql.net/uploads/1251580364.jpg
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
ممنون از بیان نظرتون .. ضمنآ از لینک خاطره انگیزی هم که زحمت کشیدی ، قلبآ تشکر می کنم
یا حق
بنام خداوند حي لايموت
خدمت استاد عزيز جناب مدرسي سلام دورود
همچنين خدمت تمامي عزيزان و دوستان گرامي سلام و عرض ادب مخصوص به پيشگاه جناب آوالانچ،بازيار عزيز ، نادرجان گرامي ، خواهر ارجمند فريده و همه ياران با وفاي سايت
روزه ونمازاتون به درگاه احديت قبول و سرتون سلامت و دماغتون چاق باد.
دلم تنگ شده بود گفتم يه سلامي كرده باشم و از درگاهتون التماس دعا داشته باشم در اين شبهاي عزيز همه را ياد كنيد و دعا كنيد تا همه مريضها شفا پيدا كنند و گرفتاري بدبختي از سر مردم ما رخت بربندد و به درك واصل شود.
فقط ميگم كه همه شما را دوست دارم و دعاگوي همه شما هستم
علي يارتون
علي كدخدايي
پاسخ
قبل از این که پاسخ پسر عزیزم جناب کدخدای رو بدهم .. اعلام می کنم .. مدتی بود که ایشون به همراه تعدادی دیگر از عزیزان قدیمی سایت غیبت داشتند .. و من واقعا نگران بودم .. و به دلیل مشغله مراقبت از نوه ها فراموش می کردم خبری از جناب کدخدایی بگیرم .. تا این که امروز این سعادت نصیبم شد و با او تماس گرفتم .. راستش رو بخواهید پسر عزیزم به دلیل افزایش مسئولیت کاری اش از یک سو و روزه گرفتن در این ماه ، باعث شده بود که خیلی کم تشریف بیاورند .. به هر حال از همه عزیزانی که سراغ او را از بنده می گرفتند ، اعلام می کنم که به لطف خداوند حالشون خوب است .. الحمدالله
*****
علی جان عزیزم
واقعآ خوشحالم که بار دیگر در جمع یاران قدیمی می بینمت
مواظب خودت باش
با سلام خدمت عمو بهروز گل
يه خبري شنيدم اعصابم ريخت بهم
يكي از بچه ها گفت تو شركت XXXX بيشتر بچه هاي ارتشيو بيرون كردند.
به بهونه هاي اينكه چمدونم تو با توربو پرامپ ميپريديو تو 2موتوره ميپريديو تو شكاري بوديو
در عوض كلي .... جايگزين كردند.اونم تو لولهاي b747.ايرباس
جالبه بدونيد به اقايون مدرك ساعت پرواز 10000 ده هزار ساعت پرواز دادند
مي خواستم سرمو بكوبم به ديوار
تو رو خدا بهم كمي دلگرمي بدين
با تشكر
پاسخ
حامد عزیز و نازنین
قبل از هر توضیحی از شما پوزش می خواهم که دو نام رو از کامنت شما حذف کردم .. اولی نام ایرلاین بود . می دونی که هر خبری چه درست و چه غلط ممکنه تآثیر منفی در فروش بلیط و مسافران بگذارد .. و به همین دلیل صرفآ به دلایل انسانی و دموکراتیک ، تا تآئید نشدن خبر از سوی مقامات مسئول ، بیان نام ایرلاین صحیح نیست
دومین نام که حذف کردم .. مربوط به گروه خلبان های جایگزین بود .. !! که ان هم به دلایل بالا .. انتشار اخباری از این دست ممکنه نفاق برانگیز باشه ... پس بهتره خویشتندار باشیم تا مشخص شود
اما پاسخ شما
حامد جان .. من فکر نمی کنم چنین خبری صحت داشته باشد .
برفرض محال هم انجام داده باشند .. قانونآ هیچ اشکالی ندارد !! چون شرکت خصوصی است و اختیار شرکت و هواپیماهایش رو دارد .. . چشمک
شوخی کردم .. صبر کن تا تآئید شود
ممنون از شما
دوست عزيز كه اين مطالبو چك ميكنيد
بنده از دوستان اقا بهروز هستم
به ايشون بگيد پاسخ ميل قبلي بنده در مورد .... به ايميل من بزنند
متشكر حامد
پاسخ
حامد جان عزیزم .. متوجه پرسش شما نشدم
مگه کسی غیر از من پاسخ کامنت ها رو می دهد ..!!؟
من که متوجه نشدم منظور شما چی بود .. !!؟
پسرم حامد جان .. فقط خونسرد باش .. خودم خبرت می کنم .
راستی حال خودت چطوره .. !!؟ خدا روح پدر قهرمان و شجاع شما رو که از بهترین اساتید خلبان نیروی هوایی بود ، شاد کنه
نگران نباش
سلام
اقا اینها چی هستش دارین میگین؟ چرا مزخرف میگی مرد حسابی؟!
پاسخ
حق با شماست .. من مزخرف می گم
سلام استاد ...
ممنون خيلي عالي بود مثل هميشه ..
شاد و سلامت باشي و خداوند طاعات و عبادات شما رو قبول كنه ...
التماس دعا خدانگهدا شما و خانواده عزيز شما ....
پاسخ
با تشکر از شما سرور گرامی
خوشحالم که مورد پسند شما واقع شد
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوست خوبم
شاد و تندرست باشید
سلام عمو بهروز باز هم مثل همیشه از مطالبتون استفاده کردم و بابت زحماتتون تشکر.
عمو بهروز 2 تا سوال داشتم ازتون اول اینکه می خواستم بدونم ساعت پروازی هواپیماها بر چه اساسی هست مثلا یک هواپیما در روز چند تا پرواز می تونه داشته باشه یا اینکه نه تعداد مشخصی داره و دوم ساعت پرواری خلبانان در روز و هفته و مه و سال و همچنین تعداد خلبان و کرو پرواز در پروازهای طولانی مدت.
در ضمن مطلب جدیدمبا نام ایران ایر در سراشیبی بدنامی رو در وبلاگم قرار دادم و دوست دارم شما مطلب را بخونید و جواب بدید در ضمن مطلب قبلی من با نام توپولف میهمان یا میزبان با انتقادهایی همراه شد که این انتقادها خیلی ناراحتم کرد می خواستم اگر امکان داشته باشه مطلب توپولف را هم اگر وقت دارید مطالعه کنید و انتقاد یکی از ذوستان رو هم که به من کرده مطالعه کنید و نظرتونو بدید تا ببینم ما اشتباه می کنیم یا اون دوست عزیزمون.
با تشکر
احسان
لینک مقاله ایران ایر در سراشیبی سقوط
http://www.airimage.blogfa.com/post-197.aspx
لینک مقاله توپولف میهمان یا میزبان
http://www.airimage.blogfa.com/post-194.aspx
لینک انتقاد دوستمون از مطلب توپولف و جوابیه ما
http://www.airimage.blogfa.com/post-198.aspx
http://www.airimage.blogfa.com/post-199.aspx
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم
اولآ خسته نباشی .. و به شما بابت نگارش مطالب جالب و علمی تبریک می گویم .. دست شما درد نکنه
در باره ساعت پرواز .. باید عرض کنم هر هواپیما تا زمانی که سالم باشه و سوخت داشته باشه می تونه طبق برنامه ای که بهش می دهند ف پرواز کنه .. مگر این که مشکلی برایش پیش بیاید که بخواهند تعمیرش کنند . یعنی هیچ محدودیتی وجود ندارد .
در مورد ساعت پرواز خلبانان .. راستش رو بخواهی در باره گروه پروازی غیر نظامی و ایرلاین ها نمی دونم .. اگر چه خیلی از همدوره ها و دوستانم الان با ایرلاین های مختلفی پرواز می کنند .. اما هرگز عادت ندارم در باب مسیل خصوصی ان ها سئوال کنم .. !! اما در نیروی هوایی برای هر گروه پروازی که با یک مدل هواپیما پرواز می کردند ، یک سقفی وجود داشت . که گروه هر هواپیما با دیگری فرق داشت .. مثلآ شکاری به دلیل سرعت زیادش ، دلیل نداشت با ما یکی باشد !!
بر فرض گروه هرکولس باید سی ساعت در یک دوره زمانی پرواز داشته باشد .. !! و فانتومی ها ممکنه ده ساعت باشد .. البته من اجازه ندارم ریز این اطلاعات رو بیان کنم .. اما می دونم نظر شما در باره سقف خاصی است .. که پاسخ اش مثبت است
در مسیر های طولانی هم ف خب دو گروه پروازی در هواپیما حضور می یابند .. منتها حقوق و مزایای ان ها بر اساس بعد مسافت دوری از مرکز با ارز محاسبه می شود
در باره پست هایی که فرمودی .. چشم حتمآ خدمت خواهم رسید
سلام جناب سرهنگ باید از مطلب زیباتون تشکر کنم راستش این از موضوعات مهمی که اصلا بهش توجه نمی شه واثرات مخربی روی اجتماع داره راستی ازتون میخوام در مورد نرفتن تیم ملی فوتبال که خیلی دوسش دارم با اون همه امکانات مطلب بنویسید همونطور که میدونید بسکتبال و والیبال با امکانات محدودجهانی شدند راستی من می خوام بدونم ایا کتابی رو در مورد خو دتون مینویسید اگه جواب مثبته کی چاب میشه؟ مجله ی مکث هم جالبه امید وارم با کمکتون بهتر بشه سر فراز باشید.
پاسخ
ممنون علی جان عزیزم
متآسفانه همین طور که شما می فرمایید است .. و کم تر توجه می شود
در مورد فوتبال .. علی جان راستش رو بخواهی من هیچ گونه اطلاعی ندارم .. اگر چه یکی دو پست ورزشی نوشتم .. اما همه ان ها به نوعی نقدر رفتار های اجتماعی بود .. و ربطی به خود فوتبال به ان صورت نداشت .. ولی چشم اگه موضوعی به ذهنم رسید ف حتمآ منتشر خواهم کرد .. در مورد درج خاطرات به شکل کتاب .. اولش چنین تصمیمی داشتم .. اما از شما چه پنهان هزینه چاپ آن را ندارم .. اما بار ها اعلام کرده ام هرکسی بخواهد ، رایگان این امتیاز رو بهش می دهم
ممنون از شما
سنترال کلابز
يك پايگاه خبري صهيونيست:
نيروي هوائي امارات در مانور نيروي هوائي اسرائيل شركت داشت
يك پايگاه خبري صهيونيستي از مشاركت نيروي هوائي امارات در مانورهاي نيروي هوائي رژيم صهيونيستي خبر داد.
به گزارش پايگاه اينترنتي "روتر " اسرائيل،
نيروي هوائي امارات متحده در مانورهاي هوائي رژيم صهيونيستي كه چند هفته پيش تحت عنوان "پرچم قرمز " * در ايالات متحده آمريكا برگزار شد، مشاركت داشت.
بنابر اين گزارش، نيروي هوائي امارات همگام با نيروي هوائي اسرائيل و با هواپيماي نوع F16E در اين مانورها شركت داشته است.
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
ممنون از شما که با درج اخبار به روز شده ، به ارتقای سطح کیفی سایت کمک می فرمایید
واقعآ از مطالب زیبای شما خیلی استفاده کرده و می آموزم
دست شما درد نکنه
عمو خاطرات خيلي برام جذاب ترند خصوصا خاطرات آمريكا
تو رو خدا خاطره بيشتر بنويس
باي باي
پاسخ
چشم دختر عزیزم .. حتمآ به ان ها هم خواهم پرداخت
ممنون از کامنت شما
عمو جون سلام...
اميدوارم شاد و سلامت باشي...
عمو شايد باورت نشه اما من 90 درصد مطالبتونو هميشه خونده ام و بعضياشونو رو هم چند بار خونده ام...
اما چون حوصله كامنت گذاشتن نداشتم براتون كم كامنت گذاشتم..
اما از الان تصميم گرفتم كه بيشتر باهاتون در ارتباط باشم..
عمو يه سوال هست كه منو اين روزا خيلي مشغول كرده..
به نظرتون چرا همه دنيا ما رو تحقير ميكنن.؟
اخه چرا اين زمونه هروقت اسم ايران مياد بقيه دنيا يه جور ديگه به ما نيگا ميكنن.؟
و كلي چرا هاي ديگه...؟!!
پاسخ
ممنون آرش عزیزم
باعث افتخار منه دوستی فرهیخته و همنام با فرزند خودم از خوانندگان قدیمی سایت است
پسر عزیزم .. هیچ اشکالی نداره که کامنت ننوشتی .. اصل حضور شماست که برای من خیلی مهم است
پسرم در مورد پرسش شما .. صادقانه می گم .. اصلآ به این موضوعات فکر نکن . .. همه این ها به خاطر جریان های سیاسی است .. و سیاست هم پدر و مادر ندارد
شما فکرت رو به مسایل بهتری سوق بده .. چشمک
ای نامرد!حالا دیگه فقط دوستای خودتو تو عکس معرفی میکنی؟!(عکس پست ظفار رو میگم)
از اولین پروازت هم بنویس ببینیم شما تنبل ها چجوری خلبان شدین.
پاسخ
خیلی با خودم کلنجار رفتم که پاسخ شما رو ندهم
آخه لفظ نامرد برای یک انسانی که متآهل است ، صحیح نیست .
درود . متشکرم از پستتون . سیاست روسی همینه دیگه .
پاسخ
ممنون محمد جان
حالا از کجا با این قاطعیت به روس ها نسبت می دهی ..!!؟
نظرخواهي براي اين پست بسته شده!