درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   آشنایی باسرتیپ خلبان مهدی دادپی ..

 خروج هواپیما از باند .. چرا !؟  

رعایت مقررات و دستور العمل های پروازی و حفظ آرامش در پرواز از مهم ترین اصولی است که باید همیشه رعایت شود .. درست است که اغلب گروه های پروازی به خاطر انجام سال ها پرواز و ماموریت های گوناگون رابطه عاطفی شدیدی بین آن ها حکمفرما شده است که خیلی از ان ها منجر به رفت و آمد خانوادگی هم شده است .. اما در لحظه پرواز باید همه به مسئولیت خود واقف بوده و تصمیم نهایی رو به خلبان هواپیما واگذار نمایند .. و در لحظه بروز مشکلاتی در پرواز ، با عدم جر و بحث و ارایه راه حل ها طبق کتاب و دستورالعمل پروازی آرامش رو بر قرار نمایند .. و اجازه دهند تنها یک نفر تصمیم نهایی رو اخذ کند .. یادمه یک بار در زمان جنگ چنین وضعیتی هم برای ما پیش امد ! قضیه از این قرار بود که به محض بلند شدن از باند ۲۹ چپ ...

 خروج هواپیما از باند .. چرا !؟  

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

 " آشنایی با سرتیپ خلبان مهدی دادپی " عنوان این پست است که شامل سه مبحث جداگانه تقدیم شما دوستان و عزیزان می شود .. ابتدا شمه ای از شخصیت زنده یاد جناب دادپی رو اگر چه بخش عمده اش تکراری است پرداخته و در ادامه به دلایل و احتمالاتی که هواپیما ممکنه از باند خارج بشه رو تشریح می کنم .. و در پایان هم چند سطوری در باب همین حادثه توضیحاتی می دهم ..اما باور کنید هنوز هم گیج و منگ هستم .. و اصلآ باورم نمی شود آقای دادپی دیگه در بین ما نیست .. ! و خودم رو هزاران بار لعنت می کنم که چرا به دیدن این دوست قدیمی نرفتم ... !!؟

اگه خاطر مبارک تون باشه .. دیدید که در پست قبلی چه فشاری رو به خاطر حذف اشتباهی مطلبی که بیش از دو شبانه رو برایش وقت صرف کرده بودم تحمل کردم .. ! و بقدری اعصابم به خاطر مسایل و رویدادهایی که پشت سر هم اتفاق افتاده بود .. تصمیم گرفتم موقتی از محیط سایت و نگارش دور باشم  و به همین دلیل راهی کرج شدم .. اما با شنیدن خبر سانحه ایلوشین خطوط هوایی آریا تور مجبور شدم به خونه برگردم .. البته در ارسال تصاویر تقلبی پست قبلی دوست عزیزم امیر از دبی هیچ گناهی نداشت .. چون او هم دریافت کرده بود .. ولی همان طور که گفتم ، حذف اشتباهی پستی که آماده انتشار بود اعصابم رو به هم ریخت ..

سخن اخر این که .. از همه دوستان و خوانندگان مخصوصآ آن عده ای که در خارج از کشور زندگی می کنند درخواست می کنم .. یک حرکت و تلاش بین المللی برای شکستن تحریم های مربوط به صنعت هوانوردی آغاز کنیم .. باور کنید شدنی است ! منتها باید دوستان به راه کار های عملی اشاره فرمایند .. من خوشحال می شوم که به عنوان یک گام اساسی این خواسته خود رو ترویج کنیم .. من منتظر نظرات و پیشنهادات دوستان برای اجرای این حرکت هستم ..

 

ads.gif

 مرکز آپلود عکس ایرانی  

فلاش بک به گذشته ...

خوب یادمه اواسط دی ماه سال ۱۳۸۶ که تازه پیشنهاد سردبیری " مجله پرواز " رو پذیرفته بودم ، برای پاسخ به حس کنجکاوی ام همچنین راه اندازی بخش " گزارش  ویژه " راهی آموزشگاه  " آرتا کیش " شدم .. به همراهانم سپرده بودم هیچ اشاره ای به سوابق پروازی ام نکنند تا خیلی راحت به کنکاش مسایل مربوط به پرواز بپردازم ... تقریبآ اواخر مصاحبه با مدیر عامل وقت آموزشگاه بودم ، که شنیدم سرتیپ خلبان " مهدی دادپی " که روزگاری در منطقه هوایی مهرآباد فرمانده ام بود ، موسس این آموزشگاه است .. ! برای یک لحظه همه خاطرات شیرینی که با تیمسار داشتم ، از جلوی  دیدگانم عین فیلم سینمایی عبور کرد ..  رشته کار و تهیه گزارش از دستم در آمده بود .. یادمه همون شب در پستی که به خاطر معرفی آرتا کیش در حال تهیه بودم ، بی اختیار احساس عمیق قلبی ام رو نسبت به تیمسار دادپی نوشتم ... ( اینجا )

آن چه آن روز نوشتم ...  

یادی از یک تیمسار خلبان :

20l78zavjkp9yi0s3bpq.jpg

خیلی دلم می خواد احساس واقعی قلبم  رو در باره مرد بزرگی که منشآ خدمات فراوان در عرصه نیروی هوایی و صنعت هوانوردی است ، بیان نمایم . اما افسوس قلم و زبان الکن ام یارای توصیف این امیر عالی رتبه ارتش رو ندارد  . تیمسار خلبان " مهدی دادپی " افسر شجاع و خلاقی است که فرماندهی منطقه هوایی مهرآباد رو عهده دار بود . او زحمات فراوانی در اعتلای نیروی هوایی کشید . و نام نیکی از خود به جا گذاشت . شاید بی اغراق نباشد تا صادقانه اعتراف نمایم  در تمام ایامی که افتخار خدمت و پرواز در نیروی هوایی رو داشتم ، هرگز فرماندهی لایق ، مهربان ، پر تلاش و دلسوز همانند او ندیدم  . و  خوشحالم در مقطعی از زمان از وی یاد می کنم که حدود پانزده سال است وی را ندیده ام . و هیچ گونه ارتباطی با او نداشته و ندارم .  

یکی از خصوصيات پسندیده او سحر خیزی و حضور در پایگاه قبل از همگان بود . همیشه قبل از هر پروازی جلوی هواپیما حاضر می شد . وی بقدری بی تکبر و به اصطلاح خاکی بود که با وجود سن و سال بالایش برای انجام به موقع پرواز ها اغلب خود به پرسنل زمینی کمک کرده و ژنراتور سنگین را جا به جا می کرد . در عین حال خیلی منضبط و دقیق بود . همیشه همه جا حضور داشت . نظارت و پی گیری های او باعث اجرای امور به طور دقیق می گردید . پرسنل پایگاه خیلی او را دوست داشتند و از صمیم قلب برایش احترام قائل بودند .  در زمانی که تیمسار مهدی دادپی مسئولیت فرماندهی منطقه هوایی مهرآباد رو به عهده داشت ، آبادانی و سازندگی های زیر بنایی فراوانی صورت گرفت . ایجاد خطوط هوایی " ساها " تاسیس ترمینال مسافربری مدرن ، ایجاد فضای سبز و پارک های زیبا در پایگاه و منازل سازمانی  ، تآسیس باشگاه ها و سالن های پذیرایی بعضی از کارهای او محسوب می شود . که به یادگار مانده است .

PicbaranPicbaranPicbaran

 از ديگر خصلت هاي بسیار پسندیده و نیکوی او ، رسیدگی به مشکلات پرسنل زیر مجموعه اش بود .  اگه یادتون باشه در باره یکی از دوستانم " ماشاالله مداح " و مشکلات بیماری فرزندش در سایت نوشتم . یادمه قبل از فرماندهی تیمسار دادپی ، این پدر رنج کشیده برای اعزام و معالجه فرزندش در خارج از کشور خیلی دوندگی نمود . جایی نمانده بود که وی نامه و تقاضا ننوشته باشد . از عقیدتی سیاسی کل گرفته تا فرماندهی وفت نیروی هوایی .. اما هیچ کس کاری برای او انجام نداد . تا این که سرتیپ مهدی دادپی به فرماندهی منطقه هوایی مهرآباد منصوب شد . آوازه مرام و مردانگی او قبل از حضورش در پایگاه  به سر زبان ها افتاده بود . به همین دلیل به دوستم گفتم برو مشکل فرزندت رو به تیمسار بگو . او گفت هیچ فایده ای نداره ...  مگر نمی بینی چقدر جدی و خشن است ؟!! اصلآ من رو به دفترش راه نمی ده ... چه برسه که بخواد کارم رو راه بیندازه !!

خلاصه هر کار کردم دوستم نپذیرفت که به حضور تیمسار دادپی بره .. به عبارتی ابهت تیمسار بد جوری او رو گرفته بود . به ناچار خودم نامه ای غیر رسمی برای تیمسار از قول دوستم نوشتم . شاید باورتون نشه خیلی زود با همت این فرمانده مهربان به آلمان اعزام شد . اصلآ چرا راه دوری برم ... وقتی که خودم سکته کردم . اون ایام عمل جراحی قلب باز در ایران انجام نمی شد . پزشکان هم تآکید کرده بودند هرچه زودتر می بایستی برای عمل به اروپا برم . خب زمان جنگ بود و خروج یک افسر پروازی خیلی دنگ و فنگ داشت . خیلی من رو دواندند ... گیر کارم تو حفاظت اطلاعات بود . اون ها مجوز خروج نمی دادند . چون یک شیر پاک خورده ای برام سوسه اومده بود که فلانی اگه بره برنمی گرده !! دیگه حسابی نامید شده بودم . تا این که همسرم گفت چرا به تیمسار مشکلت رو نمی گی ؟ گفتم خانم چی به او بگم ؟ کارم یه جا دیگه گیره ... !! گفت به حرف من گوش کن و برو به آقا دادپی بگو .. خلاصه یه روز دولا دولا خودم رو به دفتر تیمسار رسونده . و ماجرا رو گفتم ... او خیلی متآثر شد . شاید باورتون نشه خیلی زود کارم رو راه انداخت . و  به عبارتی جونم رو بعد از خدا مدیون این این فرمانده مهربون می دونم .

تیمسار دادپی در تمام مدت فرماندهی اش غیر از آبادانی و رسیدگی به مشکلات پرسنل ، برای ساماندهی  و تعمیرات هواپیماها خیلی زحمت کشید . وی با انتخاب متخصصان مجرب و با تجربه بخش " اورهال هواپیماهای بوئینگ 707  " رو راه اندازی نمود . موضوعی که پیش از آن با صرف هزینه های کلان هواپیماها به آمریکا اعزام می شدند  و بعد از انقلاب این عمل متوقف شده بود . هیچ وقت یادم نمی ره زمانی که هواپیمای سی – 130 در زاهدان سانحه داد ، صبح زود خود را به محل حادثه رساند . و من هم افتخار پرواز با او را داشتم . شاید باور نکنید همانند یک کوه نورد حرفه ای جلوتر از امداد گران و ما از کوه بالا می رفت . و در لحظه به لحظه بازرسی حضور داشت . صحبت از سانحه زاهدان شد یاد روایتی در مورد مرحوم  " حسین سیاح پور " خلبان این هواپیما افتادم که لازم می دونم اون رو تعریف نمایم .

PicbaranPicbaranPicbaran

می گویند شهید حسین سیاح پور ، سال ها قبل از سانحه اش در زاهدان ، دچار  درد كليه شديدي مي شود . به طوري كه مدت ها پرواز نمي رفته و در گردان كارهاي دفتري انجام مي داده است . و بعد از مدتي بيماري او به حدي مي رسد كه در خانه بستري مي گردد . به طوري كه مي گويند حتي كاري از دست پزشكان هم بر نمي آمده است . در همين زمان زلزله وحشتناكي در رودبار رخ مي دهد . و هواپيماهاي متعددي از كشورهاي ديگه براي امداد به مهرآباد مي امدند . در يكي از همين روزها تيمسار دادپي دستور مي دهد خلبان جوان را بر روي برانكارد گذاشته و به اتفاق همسرش به رمپ پرواز بياورند ..!

بچه هاي گردان پروازي متعجب از اين دستور تيمسار ، سريع اين كار را انجام داده و حسين را مي آورند . مي گويند تيمسار با خلبان يكي از هواپيماهاي سي - ۱۳۰ آلماني چند دقيقه اي صحبت نموده و متعاقب آن برانكارد حسين سياح پور به داخل هواپيما حمل مي گردد ! رواي اين ماجرا در ادامه مي افزايد :  ما از اين عمل انساندوستانه تيمسار  واقعآ شوكه شده بوديم . تعجب ما بيشتر از اين بابت بود كه حسين و همسرش پاسپورت و ويزاي آلمان را نداشتند ! ولي با هماهنگي هاي اين فرمانده مهربان ، سفارت ايران در آلمان  قبل از فرود هواپيما همه اقدامات لازم رو انجام داده بودند و به محض فرود هواپيما ، خلبان بيمار با احترام به بيمارستان انتقال مي يابد . و در كمتر از سه ماه سلامت خويش را بازمي يابد .

درست در همان ايامي كه دنبال كارهاي بازنشستگي زود هنگام خويش بودم ، شنيدم تيمسار دادپي هم به افتخار بازنشستگي نايل آمده است . واقعآ از شنيدن اين خبر خيلي متآسف شدم . چون مطمئن بودم هرگز نيروي هوايي بعد از او ، فرماندهي اين چنين شجاع  ، لايق ، مردمي و با سواد نخواهد داشت . خوب يادمه وقتي ماشين پيكان آبي رنگ تيمسار دادپي رو در رمپ پرواز ، زير بال هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در زمان جنگ مي ديدم .. يك انرژي مضاعفي به من دست مي داد . و از اين كه مي ديدم فرماندهي بي تكبر براي پرواز به موقع هواپيما حتي به بچه در جابه جايي ژنراتور برق يا حمل بار به داخل هواپيما كمك مي كند . انگيزه گرفته و از صميم قلب او را تحسين مي كردم . در حالي كه از سايه حضور فرماندهان قبل از او همه وحشت داشتند .

در تمام سال هايي كه از محيط نيروي هوايي دور بودم ، هر از گاهي از دوستان و همكاران قديمي ام  مي شنيدم كه تيمسار اير لايني رو راه اندازي نموده است . مطمئن بودم او در اين كار هم موفق خواهد شد . خيلي دلم مي خواست كارهاي فرهنگي و مسئوليت هاي ژورناليستي ام رو رها كرده و دو باره زير دست اين فرمانده مقتدر خدمت نمايم . راستش رو بخواهيد در پستي بلندي هاي زندگي خيلي دلم مي خواست به نزد اين مرد بزرگ رفته و چون گذشته از مشكلات ام بگم . اما باور كنيد دلم نمي آمد مزاحم اوقات او بشم ... پانزده سال بعد وقتي براي تهيه گزارش ويژه براي مجله پرواز به آموزشگاه خلباني آرتا كيش كه توصيف آن را زياد شنيده بودم رفتم  متوجه شدم در رآس مديريت عالي آن تيمسار حضور دارد .

در تمام طول مصاحبه با كاپيتان جلالي مدير عامل موفق آموزشگاه ، چهره مهربان تيمسار جلوي چشمم بود . شايد باور نكنيد وقتي مدير آموزشگاه از پيشرفت هاي موسسه حرف مي زد ، انگار از قبل مي دانستم كه چنين بايد باشد . ولي چون خودم رو خبرنگار معرفي كرده بودم ، سراغي از تيمسار نگرفتم ! همه چيز مرتب و با نظم بود . بعد از سه ساعت گفتگو با كاپيتان جلالي ، وقتي قصد ترك آموزشگاه خلباني رو داشتم جمله آخر مدير عامل موسسه قلبم رو تكان داد .... او حسن ختام گفتگوي اش رو با اين جمله  پايان برد " به دستور تيمسار دادپي ، آموزشگاه و سود هاي آن وقف مردم خوب ايران شده است " و اين اشگ هاي من بود كه در تاريكي درون خودرو ام بي اختيار سرازير شده بود .

وقتي شب به خونه رسيدم ، پريدگي رنگ و رويم همسرم رو نگران كرد . پرسيد چه اتفاقي افتاده است ؟ با بغض ماجراي اتفاقي پيدا كردن دفتر تيمسار دادپي رو به او گفتم . اولين سوال او اين بود : به تيمسار از مشكلاتت گفتي ..؟!! و چه سخت به او توضيح دادم كه اولآ با مدير عامل اون جا گفتگو كردم نه تيمسار ! دومآ خودم رو خبرنگار معرفي نمودم !! و بعد ساعت ها با همسرم به ياد آوري خاطرات تيمسار و خدمات او پرداختيم . من از همه دوستان گرامي عذر مي خواهم كه خيلي پر حرفي نمودم . راستش رو بخواهيد من به اندازه يك كتاب مي تونم از خدمات و انسانيت اين مرد تعريف نمايم . چون جانم و سلامتي ام رو مديون او مي دونم . از طرفي مطمئن هستم تيمسار مخالف تعريف و تمجيد است . و هر كاري كه انجام داده براي دل بزرگ خويش و رضاي خداوند است . از طرفي من هم وظيفه خود مي دونم براي آگاهي نسل جوان و ثبت در تاريخ تنها اشاره اي كوچك به شخصيت او بنمايم .

واکنش تیمسار به مطلب سایت ...  

سه چهار روزی از انتشار پست ام نگذشته بود ، که برای پس دادن تصاویر امانت گرفته شده راهی اکباتان شدم . از آقای جلالی در باره واکنش تیمسار دادپی پرسیدم گفت : تیمسار برای انجام ماموریتی در امارات به سر می برد . بعد از انتشار گزارش شما ظاهرآ خیلی از دوستان و نزدیکان تیمسار به دبی زنگ زده و به او گفته اند شخصی به نام مدرسی مطالبی در باره شما نوشته است .. ! همان شب آقای دادپی از امارات زنگ زد و آدرس لینک شما رو گرفت .. از ان جایی که اخلاق و مرام تیمسار رو خیلی خوب می شناختم و یقین داشتم از تبلیغ و تعریف بی نهایت بی زار است .. خیلی شرمسار شدم . اما   بنا به وظیفه و دینی که به این مرد محترم و با اخلاق داشتم ، برای آگاهی و شناخت نسل جوان امروز بایستی سنت شکنی می کردم .. چون در جامعه امروز هر کی خیرش به کسی می رسد ، به هر بهانه ای اعمال خود رو رسانه ای کرده و در بوق و کرنا آن را به همه اعلام می کند .. اما جناب دادپی با وجود وقف میلیارد ها تومان امتیاز آموزشگاه آرتا و خطوط هوایی آریا رو به مردم ، هرگز در جایی مطرح نکرده بود .. و من هم چون نزدیک به دو دهه او را ندیده و هیچ گونه ارتباط کاری با هم نداشتیم ، با خیالی آسوده آن چه در باره او می دانستم ، بی اغراق نوشتم ..   

 دلم هوای تیمسار رو کرده بود ..

صادقانه می گویم .... اگه بدونید چقدر دلم برای تیمسار و نوع خنده هایش تنگ شده بود . از وقتی که که فهمیدم یکی از دفاتر کارش در منطقه اکباتان تهران است ، خیلی دلم می خواست به دیدنش بروم . هر وقت هم سری به خونه دوست قدیمی ام " ماشاالله مداح " که در اکباتان زندگی می کنه می زدم ، این دلتنگی به اوج خودش می رسید .. حتمآ می پرسید .. خب چرا به دیدنش نرفتی .. !!؟ راستش رو بخواهید از این که در سایت ام از تیمسار دادپی تعریف کرده بودم ، خجالت می کشیدم به چهره مهربان  این فرمانده بزرگوار و مدیر لایق و توانا بنگرم .. چون می دونستم قلبآ از تبلیغ و خود ستایی متنفر است .. ای کاش گردنم می شکست و از این فکر ها نمی کردم .. ای کاش بعد از بیست سال دوری او را ملاقات می کردم .. یادمه شبی که قصد داشتم تصویر تیمسار رو در کنار دوستان صمیمی دوران پروازم با سی - ۱۳۰ در حاشیه وبلاگم قرار دهم ( اینجا ) ، با مشاهده عکس دوست داشتنی اش دوباره یاد خاطراتی که با او داشتم افتاده و بغض گلویم رو فشرد ... اما انگار قسمت نبود تا این دوست فرهیخته و بزرگوارم رو بار دیگر ببینمش .. و دقایقی به اتفاق از خاطرات گذشته نقل کنیم ...

چند روز قبل از سانحه ...

همه می دونند من اصلآ آدم خرافاتی نبوده و نیستم .. اما گاهی خواب هایی که می بینم ، متآسفانه تعبیر می شود ! حتمآ در باره خوابی که در باره یکی از بچه های شعبه ملخ ( زنده یاد شمشیری پور ) نوشتم رو خوانده اید ( اینجا ) او گاهی برای تنظیم ملخ های هواپیما با ما پرواز می آمد .. یه شب خواب دیدم در میان اتش است .. همان روز در ناهار خوری پایگاه ازش خواستم پرواز نرود .. ! اتفاقآ قرار بود با هواپیمای ۵۰۲ مرحوم حسین سیاح پور به زاهدان بره .. که نرفت و هواپیما با برخورد به کوه منفجر شد  .. ! یادش بخیر همون شب با تیمسار دادپی اولین گروهی بودیم که با امدادن گران زاهدان رفته و به امر آقای دادپی تفکیک جنازه های گروه پروازی به من سپرده شد .. ! این گذشت تا این که چند روز قبل از سانحه ایلوشین در مشهد ، نظیر همان خواب آتش رو برای تیمسار دیدم .. خیلی نگرانش شدم .. تلفن همراه اش رو نداشتم . ناچار به تلفن دوست عزیز و فرهیخته ام کاپیتان " حسین جاوید پور " که قبلآ در آرتا مسئولیت داشت زنگ زدم . متآسفانه کاپیتان متوجه تلفن بنده نشدند .. ولی روز بعدش ایشان چند بار به همراه ام تماس گرفته بود ، چون در کرج منزل دخترم آنتن نمی دهد ، متوجه نشده بودم ! قصد داشتم از آقای جاوید پور تلفن تیمسار رو گرفته و ازش بخواهم یک مدت پرواز نرود ! در کرج بودم شنیدم ایلوشین از باند خارج شد ! و روز بعد آقای مهندس فضلی در پیامکی به من اطلاع داد تیمسار دادپی در آن هواپیما بوده و متآسفانه جان باخته است .. نمی دونم چه جوری از حال و روزم بگویم ... ؟؟؟ هنوز از غم فاجعه اولی بیرون نیامده بودم که ....

روحت شاد فرمانده ...

همه پرسنلی که افتخار خدمت با تیسمار دادپی رو داشتند ، بدون اغراق همگی اذعان دارند که او فرماندهی دلسوز ، مدیری توانا ، افسری با انظباط و منظم ، انسانی مومن و نیکوکار ، خلبانی تیز پرواز و پدری مهربان بود . همان طور که قبلآ هم عرض کردم ، اصلآ اهل تظاهر و تبلیغ نبود .. با وجود مسئولیت های خطیر ، و مدیریت آموزشگاه و خطوط هوایی معتبر ، هرگز عکس و مطلبی از او نه در اینترنت و نه در رسانه ها می یابید .. به جز همین تصویری که بنده ازش استفاده نموده ام ، محال است عکسی از تیمسار ببینید .. این ها همه اش نشانه بی ریا بودن این مرد بزرگوار است .. راستش رو بخواهید مدت ها پیش که قصد داشتم خاطرات پروازم رو به صورت کتاب منتشر کنم ، تصمیم داشتم آن را به با اقتدار ترین فرماندهی که در عمرم دیده بودم تقدیم کنم .. باور کنید هرگز نیروی هوایی فرماندهی چنین توانا و لایق به خود ندیده است .. البته جایگاه فرماندهانی مثل شهید ستاری ، بابایی و ... همیشه محفوظ است .. اما این که خلبانی در مدت زمان خدمت اش کارهای بنیادی و مهمی رو انجام دهد ، خیلی کم دیده شده است .. من فقدان این فرمانده بزرگوار رو به خانواده محترم اش ، مردم شریف ایران و کلیه پرسنل نیروی هوایی و همکاران محترم او در آریا تور و آرتا کیش تسلیت می گویم .  

*********

کالبد شکافی یک سانحه ....

به بهانه مقدمه ... !

 به بهانه خروج هواپیمای ایلوشین از باند فرودگاه مشهد ، امشب قصد دارم تحلیلی در باب دلایلی که معمولآ باعث خروج هواپیما از باند می شوند ارایه دهم . توجه داشته باشید همان گونه که بار ها در همین سایت اعلام کرده ام ... تا زمانی که کارشناسان محترم بررسی سانحه رسمآ نوار های به جای مانده در جعبه سیاه رو بازبینی نکرده اند ، هر گونه گفت و گو ، مصاحبه ، اظهار نظر .. فاقد ارزش علمی می باشد . اگر چه ممکن است خیلی از حدس و گمان ها منطبق با نظر کارشناسان باشد . به هر حال بنده هم برای آگاهی دوستان جوان و خوانندگان محترم سایت ، دلایلی که ممکنه باعث خروج هواپیما از باند پرواز شود رو اعلام می کنم .. و تآکید مجدد می کنم که هیچ  ربطی به حادثه پرواز آریاتور ندارد . صرفآ نگاه کلی است . اگر چه ممکنه یکی از همین دلایل باشد .. !!

عدم بالانس مخازن سوخت ...

همان گونه که مستحضرید ، هواپیماها دارای مخازن سوخت بزرگی هستند که معمولآ درون بال های خود یا زیر آن نصب شده اند . و معمولآ هر موتور  سوخت مورد نیاز خود رو مستقیمآ از مخزنی که روی همان بال نصب شده است دریافت می کند . همچنین تمام باک ها توسط لوله هایی ( منیفولد ) به یک دیگر ارتباط دارند و گاهی ممکنه بنا به نیاز و تصمیم خلبان با مهندس پرواز سوخت مصرفی موتور ها رو از باک هایی که در جهت مخالف و بر روی بال قرار گرفته است به موتور آن سوی بال هدایت شود . البته گاهی هم این امر به خاطر مشکلات فنی صورت می گیرد .. که هیچ اشکالی در تعادل هواپیما در پرواز ایجاد نمی کند .. اما قبل از فرود بایستی توسط همان لوله های رابط ، مقدار سوخت در باک های طرفین مساوی شود . اگر به دلایلی خلبان یا مهندس پرواز حواس اش نبوده و در شرایطی که مقدار سوخت موجود در باک های طرفین اختلافی بیش از هزار پاوند داشته باشد ، موقع لندینگ ، هواپیما از باند فرود سریع خارج می شود .. و کنترل آن بسیار مشکل است ..

ترکیدن چرخ های عقب ...

ارابه های فرود نقش بسیار حساسی در لحظه برخورد اولیه هواپیما با زمین دارند . مخصوصآ چرخ های عقب هواپیما ، که در اغلب هواپیما ها ابتدا ان ها با زمین برخورد می کنند .. البته می دانید که ترمز های بازدارنده سرعت هم در همین چرخ ها نصب شده اند .. گاهی به دلایل فنی ارابه های عقبی هواپیما تحمل فشار وارده حاصل از وزن و سرعت رو نداشته و به محض لمس زمین ، منفجر و سبب کشیده شدن هواپیما به خارج از باند فرود می شود .. گاهی ترکیدگی به خاطر عمل نکردن ترمز هاست . دوستان می دانند که برای جلوگیری از سائیدگی چرخ ها بر روی زمین در هنگام فشار بوستر های ترمز ، سیستمی مجهزی با نام ضد لیز خوردگی ( آنتی اسکید ) بر روی آن ها نصب شده است که مانع از کشیده شدن لاستیک بر روی زمین می شود ( عین سیستمی که روی اتومبیل های نصب شده است ) البته مهارت و واکنش خلبان خیلی مهم است ..   

عدم محاسبه دقیق ...  

 قبلآ به کرات در باب محاسبه سرعت فرود هواپیما در مطالب گذشته ام توضیح داده و عرض کردم که توسط مهندس پرواز یا خلبان طبق جداولی که در اختیار دارند ، هر دفعه قبل از فرود سرعت فرود رو محاسبه می کنند . این رقم بستگی به وزن هواپیما در لحظه فرود دارد .. و هر دفعه هم تغیر می کند و رابطه مستقیمی با تعداد مسافر + وزن بار داخل هواپیما + مقدار سوخت + وزن ثابت خود هواپیما دارد .. گاهی بعضی از مهندس پرواز ها یا خلبانان به دلیل خستگی مفرط یا هر دلیلی در انجام محاسبات خود دچار اشتباه می شوند .. که نتیجه آن سرعت بیش از حد در لحظه فرود یا برعکس ان یعنی استال یا همون واماندگی است .. البته اغلب خلبانان جت اموخته اند که چند نات سرعت اضافه از رقم تعین شده داشته باشند ، که در صورت کم آوردن دور موتور دچار استال نشوند ! خب بدیهی است که سرعت زیاد هم باعث اختلالاتی در کنترل هواپیما به محض فرود می شوند .. که یکی از نتایج ان خروج از باند فرود است .. که خطر برخورد با موانع اطراف فراوان است ...

عدم تنظیم ارتفاع نزول ...

گاهی اتفاق می افتد که خلبان در اپروچ خود و زاویه فرود هواپیما دچار اشتباه می شود .. و به اصطلاح بالا تر از سطح استاندارد فرود قرار می گیرد ( های در می آیند ) ! به گفته یکی از مسئولان ارشد سازمان هواپیمایی ، خلبان پرواز ایلوشین سانحه داده هم ممکنه این خطا رو مرتکب شده باشد! معمولآ خلبانان در این گونه موارد ، اگر بیش از حد بالا در امده باشند ، از فرود صرف نظر کرده و با افزودن به سرعت خود ( گو اراند ) کرده و از روی باند عبور کرده و بعد از چرخش مناسب و ساختن ( پترن ) مجددآ در شرایط اپروچ قرار می گیرند .. اما گاهی اوقات خلبانان قدیمی و شاید هم استاد خلبان ها این عمل رو کسر شآن خود دانسته و تمام تلاش خود رو به کار می برد تا هواپیما رو در اواسط باند هم شده با شیرجه ای تند به زمین نشانده و سپس با عجله در مهار هواپیمای خود تقلا نماید .. ت

رقص باند !  

یکی از مواردی که برای اغلب خلبانان ممکن است بار ها پیش امده باشد .. تغیر ناگهانی باند در شب است .. !! به عبارتی خلبان تمام قواعد فرود رو طبق استاندارد انجام داده و به نرمی ارتفاع کم می کند ، اما به محض این که به ابتدای باند می رسد ، متوجه می شود که باند در سمت راست یا چپ خود قرار گرفته است !! و همان طور که عرض کردم ، مجبور است دوباره به سرعت خود افزوده و بعد از چرخشی مناسب ؛ مجددآ در شرایط فرود قرار گیرد .. گاهی این اتفاق چند بار متوالی اتفاق می افتد .. که اصطلاحآ به ان ( ران وی دنسینگ ) یا رقص باند می نامند ! به گفته متخصصان این امر به دلیل خطای باصره و بر اثر خستگی خلبان پیش می آید .

جر و بحث در کابین ... !!

 یکی از دلایل نادر در سوانح هوایی به هنگام فرود ، جر و بحث گروه پروازی داخل کابین است . گاهی رفاقت بیش از حد گروه پروازی و افراد داخل کابین ، یا کوتاه امدن کاپیتان در پرواز و اجازه مداخله همکاران در امور فنی ، چنان هرج و مرجی رو در لحظه لندینگ به وجود می آورد ، که هیچ کس اشراف به اعمال خود ندارد ! و بد تر از همه این که کاپیتان به امید کمک خود ، و کمک خلبان به امید کاپیتان از کنترل نهایی غافل می شوند .. ! و نتیجه خیلی وحشتناک قابل تصور است . این امر بیشتر در ایامی رخ می دهد که کمک خلبان خود از خلبانان با تجربه است .. یا کاپیتان به اصطلاح خاکی است و به دیسیپلین و مقررات اهمیت چندانی نمی دهد .. ! و رفاقت بیش از حدی در بین بچه ها حاکم است .. که نتیجه اش دخالت در کار یک دیگر و ارایه دستور العمل های متفاوتی در لحظه بروز اشکالاتی چون ( های در امدن ) و نظایر آن می شوند .. به خاطر جر وبحث های بی ربط و غیر ضروری و همان گونه که عرض کردم غیر مسئولانه ، اعصاب کاپیتان به هم ریخته می شود .. و از ان جا که همه اتفاقات ناگوار تنها در چند صدم ثانیه است ، گریز از ان اجتناب ناپذیر است .. به عنوان مثال فرض کنید هواپیما یکی از همین دلایلی که بر شمردم ، مواجه می شود .. یکی می گوید دور بزن .. دیگری می افزاید گاز بده .. اون یکی می گوید وسط باند بزن زمین .. و در یک لحظه خلبان به اصطلاح قات می زند ...

نظم و انضباط و آرامش در پرواز ..

رعایت مقررات و دستور العمل های پروازی و حفظ آرامش در پرواز از مهم ترین اصولی است که باید همیشه رعایت شود .. درست است که اغلب گروه های پروازی به خاطر انجام سال ها پرواز و ماموریت های گوناگون رابطه عاطفی شدیدی بین آن ها حکمفرما شده است که خیلی از ان ها منجر به رفت و آمد خانوادگی هم شده است .. اما در لحظه پرواز باید همه به مسئولیت خود واقف بوده و تصمیم نهایی رو به خلبان هواپیما واگذار نمایند .. و در لحظه بروز مشکلاتی در پرواز ، با عدم جر و بحث و ارایه راه حل ها طبق کتاب و دستورالعمل پروازی آرامش رو بر قرار نمایند .. و اجازه دهند تنها یک نفر تصمیم نهایی رو اخذ کند .. یادمه یک بار در زمان جنگ چنین وضعیتی هم برای ما پیش امد ! قضیه از این قرار بود که به محض بلند شدن از باند ۲۹ چپ ... هنوز دقایقی از پرواز نگذشته بود که اعلام وضعیت قرمز شد .. در یک لحظه هر یک از آقایون یک چیز می گفتند .. یکی می گفت .. برگردیم مهرآباد .. دیگری می گفت ارتفاع کم کنیم .. اون یکی می گفت بکشیم بالا .. خلاصه در شرایط خیلی بدی قرار داشتیم .. اصلآ نمی شد تصمیم گرفت .. فریاد کاپیتان همه ور آروم کرد .. و با عبور جنگنده ها از ارتفاع بالا ، و شروع شلیک اتشبار های پدافند شرایط خطرناکی برای ما پیش امده بود .. ولی ما بدون توجه به رهنمود های بچه ها با چرخیدن در همون منطقه ( هولدینگ ) از مخمصه نجات یافتیم ..

*********

نظر شخصی در باره سانحه فوق

y9vfvhgnugnuki83sw29.jpg

حضور نیرو های روستایی ... 

  بنده بر اساس تجربیاتی که طی سال ها پرواز به دست اورده ام ، به مواردی چند از دلایل خروج هواپیما از باند اشاره کردم .. ممکنه یک یا چند تا از موارد فوق باعث خروج هواپیمای ایلوشین از باند فرودگاه مشهد شده باشد .. شاید هم دلیل دیگری باشد که به ذهن من خطور نکرده است .. ! اما به نظر من و ان چه احساس ام می گوید .. دو عامل ارتفاع بالا یا جر و بحث گروه پروازی ( به خاطر دو ملیت متفاوت گروه ) می تونه دلایل اصلی باشد ! باز هم تآکید می کنم این صرفآ نظر شخصی بنده است و ممکنه اساسآ غلط بوده باشد .. اما نکته ای که بعضی مسافران در رسانه ملی و در بخش خبری ( تلویزیون ) اعلام کرده و اشاره به  حضور نیروهای روستایی قبل از امداد گران داشتند .. ! عرض می کنم .. از ان جا که هواپیما از سمت باند ۱۳ ( از بالای خیابان نخریسی ) قصد تقرب رو داشته است .. و به دلایلی که اعلام خواهم کرد از انتهای باند خارج شده بود ، نا خواسته به منطقه ای در انتهای باند رسیده بود که در ان جا معمولآ تعدادی خانواده روستایی به شغل دامداری و زراعت اشتغال دارند . در یکی از پست هایم به واکنش عاطفی این افراد اشاره داشته ام ( ننه علی و هواپیما اینجا ) طبیعی است که این بنده خدا ها زود تر از عوامل امداد به محل حادثه برسند ...

 مشکلات باند فرودگاه مشهد ..

تا اون جا که من به خاطر دارم .. فرودگاه مشهد در قیاس با سایر فرودگاه ها کمی مشکل داشت ! البته این اطلاعات من مربوطه به زمان جنگ است !!! و سال هاست که گذرم به این فرودگاه نیفتاده است ! یادمه شانه خاکی کناره باند فرود مشکل داشت .. کافی بود خلبانی خواسته یا ناخواسته یکی از ارابه های فرودش وارد شانه خاکی می شد .. در یک چشم به هم زدن تا زیر بال به زمین فرو می رفت !! برای اثبات نظریه ام به یک سانحه که الحمدالله به خیر گذشت  اشاره می کنم .. ( اینجا رو کلیک کنید ) ! بله انگار همین دیروز بود که از منطقه جنگی بر می گشتیم که یک ایرباس چرخ سمت راست اش وارد خاک شده و تا خرخره فرو رفت .. ! من شنیدم که این هواپیما به یکی از موانعی که در همون اطراف باند وجود داشته برخورد کرده است !! امیدوارم این اخرین مورد باشد ..

پاسخ به ادعای یک مسئول ..

در نخستین ساعاتی که خبر دردناک خروج ایلوشین رو از باند فرودگاه مشهد شنیدم ، بقدری حالم بد شد که متوجه نشدم کدوم یک از مسئولان محترم بود که در تلویزیون به آقای حیاتی گوینده خبر در تشریح دلایل سانحه اعلام کرد : " این هواپیما پنج دقیقه زود تر از موعد مقرر از تهران به مشهد رسید " ! راستش رو بخواهید خیلی تعجب کردم .. همه می دونند همه هواپیماهایی که از غرب به شرق پرواز می کنند ، به دلیل برخورداری از وضعیت باد پشت ، ( بستگی به شدت وزش باد دارد ) بین پنج تا ده دقیقه زودتر از پرواز در مسیر عکس ان یعنی از شرق به غرب دارد ! شاید منظور کارشناس محترم علاوه بر احتساب باد پشت بوده باشد .. که در این صورت بله قابل دفاع نیست .. البته ارتباطی در فرود و حادثه فوق نمی تواند داشته باشد .. صحبت سرعت شد .. یاد اظهار نظر یکی دیگر از کارشناسان هوافضا در تلویزیون افتادم که به مناسبت کاردستی های دانش اموزان صحبت می کرد .. اون آقا خطاب به مجری گفت .. این موشک های کاردستی اگه روی اصول ساخته شود حتی تا ارتفاع صد هزار پایی هم خواهد رفت !! باور کنید شوکه شدم !! مگه می شه !!؟ کاردستی دانش اموزان به این ارتفاع که فانتوم ها با مشکل به آن سطح می رسند ، دست یابند !!؟ چرا دقت نمی کنیم ؟؟؟

چرا از باند خارج شد .. !؟  

به نظر بنده این هواپیما بدون این که مشکلی داشته باشد .. از تهران پرواز کرده و طبق برنامه بایستی از باند ۱۳ اپروچ می کرده .. اما به دلایلی که عرض کردم به خاطر اشتباه در زاویه کاهش ارتفاع ( دیسنت ) هواپیما بالاتر از حد معمول قرار گرفته است .. در خوشبینانه ترین حالت این که خلبان انصراف از فرود و " گو اراند " رو کسر شآن خویش دانسته و تصمیم می گیرد به هر ترتیبی است در وسط باند فرود آید .. با شیب تندی که برای رد نکردن طول باند می گیرد ، موقع لندینگ به خاطر همین فشار و شیب به ارابه های فرود صدمه وارد می شود .. همین امر باعث چپ و راست رفتن هواپیما می شود .. خلبان در تلاش برای کنترل به خاطر عمل نکردن ترمز ها ، ( شاید کنده شدن کفشک های ترمز ) قادر به مهار مرکب اهنین خود نشده و در نتیجه از انتهای باند خارج می شود .. ! ( البته تا ان جا که به خاطر دارم ، انتهای باند هیچ مانعی وجود نداشت ) ولی شاید به خاطر عبور از انتهای باند و عمل نکردن ترمز ها ، وقتی به شانه خاکی رسیده ، بی اختیار به طرفین متمایل شده و با اولین مانع که ظاهرآ منبع سوخت بوده برخورد می کند .. برای همین فقط جلوی هواپیما داغون می شود .. در بد بینانه ترین حالت هم ممکنه در موقعی که بالا در امده اند .. هر کسی یک نظر داده .. و خلبان که قصد داشته مهارت خودش ور به تیمسار برسونه ، دایو کرده و به خاطر جر وبحث های همکاران قاطی کرده و موفق به کنترل نشده .. و در نتیجه از انتهای باند زده بیرون .. به هر حال همه این ها فقط حدس و گمان است .. ولی مطمئن هستم یکی از موارد فوق در عامل سانحه دخیل بوده است ... خدا همه ان ها رو بیامرزه ..  

  

در پناه اهورامزدا پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۱:۱۵ دقیقه بامداد پنجم مرداد ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد .
 
 
  
زير نظر : عليرضا صادقي
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد
 
 

How to survive a plane crash on a Deserted Island:

1-Tend to the injured. If one of your fellow passengers is a trained professional like a doctor or nurse, do what they say. If not, you will have to take matters into your own hands. 2-Use the process of triage. Assess the status of each survivor. A person who is screaming or moaning is obviously alive, but a silent person is not. They are likely to have more severe injuries, and should be attended to first. When tending to an injured person, check their pulse first. Put your ear against the person's mouth to hear/feel if they're breathing. If they're not, attempt CPR. If they're bleeding, find a rag or rip off your own clothing, apply pressure and tie the cloth around the wound tightly to control bleeding. Do what you can.3-Gather food. You may find berries in the forest but be careful! They may be poisonous. To see if they are, cut the berry in half and rub it on your wrist. Wait. If nothing happens, rub a little of it on the edge of your mouth. wait. If nothing happens, rub a little of it on your lip. wait. If nothing happens, put it in your mouth and SLOWLY chew. There's probably food on the plane so try to rummage through the wreckage and find some. Make spears out of sharpened wood to hunt.4- You should either bury or burn the bodies if rescue hasn't come for four days. The rotting bodies could cause disease and attract wild animals.5-Make big bonfires so rescue planes can find you. 6-Make shelters out of pieces of the plane, wood and leaves from the forest, and anything else you can find. 7-WATER!! It's REALLY IMPORTANT!!! There may be bottled water on the plane. The best way to get water is to explore the island a little bit but don't stray too far from camp and find a river, stream, lake, or other fresh body of water. If it looks foggy, nothing is alive around it, or it looks like there is oil in it DO NOT DRINK IT. Don't drink salt water, it quickens dehydration. If you can't find water here are other ways: A) Get a plastic blanket and some big strong sticks and put the sticks up then tie the blankets to the sticks and when it rains, the raincatcher will collect water. 8-Do NOT panic. Panicking makes things more confusing and difficult. 9-If you see a wild animal, back away slowly and don't attempt to fight it if it's a carnivore and dangerous.

Source:http://www.wikihow.com/Survive-a-Plane-Crash-on-a-Deserted-Island BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

چگونه پس از سقوط هواپیما در یک جزیره دور افتاده جان سالم بدر ببریم:

1-از مجروحین مواظبت کنید:اگر یکی از مسافران همراه شما آموزشهای حرفه ای دیده است مثل یک پزشک یا پرستار هرچه می گویند انجام دهید و گرنه کارها را خود بدست بگیرید.2-ابتدا به آنهایی که حال وخیم تری دارند رسیدگی کنید.وضعیت هر نفر را تخمین بزنید.فردی که در حال جیغ زدن یا ناله کردن است قطعا زنده می باشد اما یک فرد ساکت خیر. احتمالا جراحات جدیتری دارند و باید ابتدائا به آنها توجه شود.در معاینه مجروح ابتدا نبض وی را چک کنید.گوش خود روی دهان فرد قرار دهید و گوش کنید یا احساس کنید که آیا تنفس می کند یا نه.اگر تنفس نمی کند با تنفس مصنوعی و ماساژ قلبی وی را احیا کنید.اگر خونریزی دارد با تکه پارچه ای پیدا کنید و یا از لباس خود پاره کنید و با فشار دادن پارچه را محکم روی زخم ببندید تا خونریزی را تحت کنترل در آورید.هر کار که می توانید انجام دهید.3-به جمع آوری غذا بپردازید.ممکن است در جنگل میوه های توت مانند پیدا کنید.اما مواظب باشید ممکن است سمی باشند.برای اینکه ببینید که سمی اند یا خیر میوه را نصف کنید و روی مچ خود بمالید.صبر کنید.اگر اتفاقی نیفتاد قطعه ای از آنرا دور دهان خود بمالید.اگر چیزی نشد کمی از آنرا روی لب خود بمالید.صبر کنید.اگر اتفاقی نیفتاد آنرا به دهان بگذارید و به آرامی بجوید.احتمالا در هواپیما مقداری غذا وجود دارد بنابراین سعی کنید که بدرون لاشه هواپیما بخزید و مقداری غذا پیدا کنید.برای شکار از چوبهای تیز نیزه درست کنید.4-اگر پس از 4 روز امدادگران به محل نیامدند اجساد را دفن کنید یا بسوزانید.بدنهای پوسیده شده می تواند باعث بیماری شود و یا حیوانات وحشی را بخود جلب کند.5-آتش بزرگی درست کنید تا هواپیماهای نجات شما را پیدا کنند.6-با استفاده از قطعات هواپیما-چوب-برگ درختان جنگلی و هر چیز دیگر که پیدا کردید پناهگاهی بسازید.7-آب.کاملا مهم است.ممکن است بطریهای آب در هواپیما موجود باشد.بهترین راه برای بدست آوردن آب کمی گشتن در جزیره است.اما زیاد از کمپ دور نشوید.رودخانه-جوی آب دریاچه ای یا دیگر موارد آب تازه را پیدا کنید.اگر آب بنظر کدر می آمد و چیزی در اطراف آن زنده نبود یا بنظر آمد که نفت داخل آن است از آن ننوشید.آب شور ننوشید چون بسرعت دهیدراته میشوید.اگر آب پیدا نکردید راههای دیگری هم هست.الف)یک پتوی پلاستیکی و چند تکه چوب قوی و بزرگ پیدا کنید.چوبها را بسمت بالا قرار دهید و پتو را روی آنها ببندید.با آمدن باران آب جمع آوری می شود.8-نترسید.ترسیدن باعث میشود که امور گیج کننده و مشکل شوند.9-اگر حیوان وحشی دیدید که بنظر گوشتخوار یا خطرناک می آمد به آرامی بعقب برگردید و سعی نکنید با آن بجنگید.

گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقیhttp://www.wikihow.com/Survive-a-Plane-Crash-on-a-Deserted-Islandمنبع:

 
 
Picture
 
 
  • پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای  قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  
  •  
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     

     

    - تعداد بازديد
  • 14579
  • مرتبه

    نظرات

    سلام من هنوز منتظر جوابم هستم .
    پاسخ
    من هیچ پرسشی از شما دریافت نکردم دوست عزیز

    ممنون از توضیحات جامع و کاملتون.
    پاسخ
    ممنون از شما که مطالعه فرمودید

    سلام کاپیتان
    1-خوشحالم دوباره میبینمتون
    2-در باره پست قبلی فقط اینو میگم
    سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست
    قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
    3- دو ماه پیش با همین ایلیوشین رفتم مشهد از سرعت زیادش موقع نزول وتاچ داون تعجب کردم و به همسفر کنار دستی هم این موضوع رو گفتم . خداییش هواپیما مثل پیکان مدل 50 بود .خیلی کهنه بود خیلی

    قربانت مجتبی
    پاسخ
    مجتبی جان عزیزم .. ممنون از کامنت سبز شما
    راستش خیلی دلم می خواهد چشمانم رو بسته .. و مشکل رو بزبان بیاورم که مشکل اصلی چیست ..!!؟
    افسوس که در شرایط فعلی کشور صلاح نمی دونم حرف های تفرقه امیز زده و باعث افزایش مشکلات کشور شوم
    وگر نه عزیزم .. مشکل هیچ کدوم این هایی نیست که گفته می شود .. بلکه ریشه در عدم رعایت مقررات و نظارت داره .. همین
    تا بعد که اگه خدا خواست توضیح خواهم داد

    با سلام و احترام و تسليت مجدد به جنابعالي/خلبانان عزيز و خانواده گرامي اين فرمانده عاليقدر.رفتن چنين انسانهاي عاليقدري از بين ما،خلاء بزرگي را ايجاد ميكند كه پر نمودن آن به حداقل 60 سال تحصيل و تجربه نياز دارد.مرحوم دادپي چه راحت از بين جامعه هوانوردي رخت بر بستند .به هر حال فقدان اين قبيل انسانهاي شريف و با كرامت،صدمات زيادي بر اين كشور وارد ميكنند.براي او آمرزش خواستاريم.
    اما چه عجب كه در مطبوعات و صدا و سيماي ما كمترين اشاره اي به اين گونه سرمايه هاي ملي و جهاني نميشود .وقتي مردم شاهد چنين بي اعتنايي هايي هستند،انگيزه و تصورات آنها در باب خدمت ،به شدت كاهش مي يابد.
    شايد هم كمتر كساني همانند جنابعالي يافت ميشوند كه اينگونه انسانهاي بزرگ را درك و به ديگران معرفي نمايند.
    خداوند به خانواده او صبر و بردباري عطاء نمايد.
    مطالب جالب و كاربردي راجع به انحراف هواپيماي مذكور از باند نوشته ايد كه كاملا منطقي و زيباست.
    خداي بزرگ نگهدارتان باد.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب مهندس فضلی نازنین
    با تشکر از شما .. که این چنین با دقت مسایل و رویدادهای صنعت هوانوردی کشور رو پی گیری می فرمایید .. و تشکر به خاطر تشخیص انسان های زحمتکش و شریفی که خدمت زیادی به جامعه و مردم فرمودند
    استاد عزیزم .. وقتی پیامک شکا رو خواندم .. اتاق دور سرم چرخید .. نمی دونم چگونه پاسخ شما رو دادم .. خیلی شوکه شدم .. حیف شد
    افسوس می خورم که چرا به دیدارش نرفته و قبل از مرگ اش او را ندیدم .. من خیلی به او مدیون می باشم
    او در شرایطی که داشتم جان می دادم .. و جلوی خروج من گرفته شده بود .. مردانه ضمانت کرده .. و مرا راهی سوئیس نمود .. خیلی گام های مثبت و خدمات ارزنده در پایگاه مهرآباد انجام داد
    همه پرسنلی که مشکل نداشته و انسان های بی دردسری بودند .. تیمسار رو دوست داشتند .. فقط خلافکاران و زیر کار درو ها از مرحوم دادپی فراری بودند .. چون می دونستند مثل سایه بالای سرشون ظاهر می شود .. هیچ وقت چهره مهربان این فرمانده نازنین رو فراموش نخواهم کرد .. روحش شاد
    خدا اموات شما رو هم رحمت کنه .. جناب مهندس فضلی نازنین .. واقعآ محبت های شما و جناب بهرامی رو هرگز فراموش نخواهم کرد .. که آبروی من و خانواده ام رو خریداری کردید .. اجرتون با خداوند متعال

    عمو بهروز سلام
    من هم واقعا ناراحتم که تیمسار دیگه بین ما نیست
    عمو در باره آرتا کیش ومراکز خیریه نوشتین یک مورد را باید بگم که من دوستانم ایشان رااز صمیم قلب دوست داریم
    عمو بنیاد خیریه ابوفاضل را تیمسار دادپی راه اندازی کردن که دانشگاه ما هم زیر مجموعه آن است
    ایشان برای این که هزینه تحصیل در رشته های هوانوردی را پایین بیارن این دانشگاه را تاسیس کردن
    من برای شما مثال میزنم که قیمت را چقدر پایین آوردن
    برای درس موتور جت که خوب همه میدانیم که متورهای جت خیلی گران است وهر واحد کار با آن در دانشگاه های دیگر 70هزارتومان است ولی در دانشگاه ما فقط 14هزارتومان میگیرن وبقیه را موسسه خیره ابوفاضل میدهد..
    دروس رشته خلبانی هم بماند که چقدر قیمت آن را با کمک تیسار دادپی کم کرده اند
    پاسخ
    بله پسرم .. خدا رحمت کنه تیمسار دادپی رو که این چنین بفکر جوانان و مردم بودند .. او لحظه ای دست از خدمت به مردم بر نداشت
    و در راه انجام همین کار ها عاقبت مظلومانه شهید شد .. بله هرکی در راه خدمت جان اش رو از دست بدهد شهید محسوب می شود ... از شما هم سپاسگزارم که قدردان زحمات ان مرحوم هستید

    سلام جناب مدرسی

    ضایعه درگذشت تیمسار دادپی بسیار سنگین و بزرگ است امیدوارم که خداوند روح این سرباز دلاور نیروی هوایی را شاد گرداند .

    مارسم سوم ایشان از ساعت 4 الی 30/5 فردا سه شنبه در شهرک غرب روبروی مجتمع میلاد نور برگزار می گردد

    روحش شاد
    پاسخ
    ممنون از شما محمد جان که اطلاع رسانی کردی
    اگه حالم خوب باشد حتمآ سری خواهم زد
    خدا روحش رو شاد کنه ...

    سلام كاپيتان (شتلق)
    اميدوارم خوب و سالم باشيد ، كاپيتان يك سئوال داشتم چرا در تمام دنيا هميشه سعي ميشود كه در هر حادثه اي خلبان را مقصر جلوه دهند يعني اول به خلبان گير مي دهند بعد كه ديدند چيزي بهش وصل نمي شود به بعد فني و نقص در آن مي پردازند .
    بگذريم بازهم به خانواده هاي محترم خلبان و تيمسار و مسافران كشته شده تسليت عرض مي كنم
    كاپيتان لطفا مواظب خودتان باشيد
    با اجازه خبردار (شتلـــــق) عقب گرد
    پاسخ
    امیر عزیز و نازنینم
    راستش من دقیقآ نمی توانم ریشه این امر رو پیدا کنم
    شاید به خاطر این که دستش از زمین و آسمان کوتاه است
    به هر حال من هم متقابلآ این فاجعه دردناک رو به شما و همه مردم شریف ایران تسلیت می گویم

    سلام عمو
    روز حادثه خواستم بهتون اطلاع بدم كه نظرخواهي رو بسته بودين...تعريف ايشان را از تيمسار صالح اردستاني خيلي شنيده بودم ...حيف كه كساني مثل ايشان و مرحوم زندي فرمانده نيروي هوايي نشدن
    پاسخ
    آرش عزیز و نازنین
    هیچ فرقی نمی کرد .. او به اندازه ده ها فرمانده نیروی هوایی در طول دوران حضورش در نیروی هوایی به مردم و پرسنل ارتش خدمت کرده و خدمات ارزنده ای به جا گذاشت
    روحش شاد

    با سلام. امیدوارم به زودی حالتون خوب خوب بشه.

    بنده هم فقط یک بار کاپیتان دادپی رو دیده بودم.
    برای کارهای نمایشگاه که خودتون در جریان هستید؛ یک بار از نزدیک ایشون رو دیدم،
    خدا رحمتشون کنه...

    پاسخ
    ممنون پسرم .. خوش به حالت .. ای کاش من هم این اواخر می دیدمش
    چون خیلی دلم براش تنگ شده بود .. خدا واقعآ رحمتش کنه

    سلام
    اين دو فاجعه اسفناك را به شما و جامعه هوانوردي تسليت عرض ميكنم(TU-154 و IL-62) . و كاملا درك ميكنيم كه چقدر نابهنگام بوده و تا چه ميزان شما را متاثر كرده است .
    پاسخ
    سپاسگزارم افشین نازنین
    واقعآ بدجوری شوکه شده ام
    مخصوصآ خبر شهادت تیمسار دادپی رو هنوز هم باور ندارم .. حیف واقعآ هزاران افسوس که این مردان خدا خیلی زود از بین ما می روند .. خدا رحمتش کنه .. سپاس از شما

    جناب مدرسی
    سلام

    قربان نگران حالتان بودیم. خوشحال هستیم که بار دیگر بازگشتید.
    چیزی که در روزهای اخیر در صنعت هوایی شاهد آن هستیم نتیجه سال ها عدم مدیریت صحیح در این زمینه است. چند سال پیش در شبکه 1 فکر کنم گزارش مربوط به اخبار عصر بود که به صنعت هوایی می پرداخت و نظر یکی از مسئولین هوایی را اینچنین گفت که سالانه تعداد نقص فنی های صورت گرفته در پروازها بالا است و هر کدام از آنها می توانند به حادثه منتهی شود.
    تحریم ها به کنار وارد کردن هواپیماهای ارزان و قطعا فرسوده به منظور سودهی بیشتر حاصلش جز سانحه نیست. تا جایی که می دانم طبق تحریم ها هواپیماهای غربی بالای 8 سال می توانند وارد ایران شودند. چرا شرکت ها به سوی این هواپیماها نمی روند و مشتی آهن پاره را از این سو و آن سو به اسم افزایش ناوگان هوایی مسافری وارد می کنند. ایرانی باهوش خوب می داند چگونه تحریم ها را دور بزند. کاری که شرکت ماهان انجام داد و ناوگان خود را به هواپیماهای با کیفیت بهتر مجهز کرده. عدم مدیریت و استفاده از شرایط انحصاری در زمینه های مختلف کشوری و نگاه صد در صد مالی و عدم ارزش گذاری برای جان هم وطنان در بخش اعظم گشور مشاهده می شود که بارزترین آن صنعت خودروی داخلی است. دیگر گاری های تولید شده در چین هم مجهز به ای.بی.اس و کیسه هوا هستند اما مسئولین همچنان از نصب این تجهیزات که در کنار سایر وسایل ایمنی خودروهای روز جهانی پیش پا افتاده هستند به بهانه های مختلف شانه خالی میکنند. در حالی که به راحتی مصرف کننده ایرانی می تواند بهترین اتومبیل را با توجه به مارک و میزان بودجه در نظر گرفته شده صاحب شود مجبور است یک اتاق و چهار تا چرخ را به اسم اتومبیل که در شرایط بحرانی به تابوت خود و خانواده اش مبدل می شود تهیه کند. جریان آتش سوزی در محصولات ایران خودرو را همه می دادند. آتش سوزی همراه با قفل شدن درها. درد آور تر از این موضوع می توان یافت. نتیجه اینکه ایران خودرو هیچ مسئولیتی را گردن نگرفت و با به اصطلاح طرح تعویض فلان قطعه بر مصرف کننده بی چاره منت گذاشت. هر جای دیگر بود دادگاه های رنگارنگ ایرانخودرو را با خاک یکسان می کردند. این تعداد انسان که در حوادث هوایی اخیر کشته شده اند خوراک چند روز جاده های کشور است. ولی دیدن ماشین های له شده به همراه انسان های کشته شده با پارچه سفید روی آنها برایمان کاملا عادی شده. به قول دوستی مانند بشکه آب پوسیده شدیم و .....در آخر اینکه ارزانترین چیز در ایران جان انسان ها است. ببخشید زیاد نوشتم. شرمنده


    چند خبر از مشکلات روزهای اخیر صنعت هوایی کشور که توسط بچه های همیشه بیدار سایت هوافضا جمع آوری شده.

    پرواز ارومیه -تهران در مهرآباد از باند خارج شد
    پرواز اروميه به تهران كه قرار بود ساعت 12:45 امروز صورت بگيرد،در فرودگاه تهران دچار اشكال فني و از باند فرود اين پرواز خارج شد.
    به گزارش خبرنگار ايلنا، پرواز اروميه به تهران كه قرار بود ساعت 12:45 دقيقه امروز صورت بگيرد، با 45 دقيقه تاخير در فرودگاه تهران دچار اشكال فني و از باند فرود اين پرواز خارج شد كه نگراني‌هاي زيادي را براي مسافران به همراه داشته است.
    بنا به گفته يكي از مسافران كه در اين پرواز حضور داشت، گفت: «پرواز هواپيماي اير‌باس به شماره272 از اروميه به تهران در زمان فرود بنا به گفته خلبان دچار اشكال فني شد.»
    وي افزود: «قبل از نشستن هواپيما در باند مخصوص خود، هواپيما از باند خارج و به سختي توسط خلبان هواپيما كنترل گرديد.»
    اين مسافر كه خواست نامش فاش نشود، اظهار داشت: «اكنون يدك‌كش‌هاي فرودگاه جهت جابجايي اين هواپيما در تلاش هستند.»


    فرود اضطراری MD ماهان در تهران!
    پرواز 1029 MD ماهان لحظاتی پیش در مهرآباد به علت cabin fire فرود اضطراری کرد این هواپیما ساعت 16:15 از مهرآباد takeoff کرد و لحظاتی پس از airborn شدن وضعیت اضطراری اعلام کرد و به سلامت در باند 11R فرود آمد.از شانس داشتم روی voice میشنیدم که چنین اتفاقی افتاد.به خیر گذشت


    فرود اضطرارای پرواز تهران – مشهد
    نقص فنی هواپیما باعث برگشت به فرودگاه شد.

    به گزارش "تیک آف" یک فروند هواپیمای مکدانل داگلاس متعلق به شرکت هواپیمایی کیش‌ایر به شماره پرواز 7467 که ساعت 11:15 امروز تهران را به مقصد مشهد ترک می‌کرد پس از تیک آف از فرودگاه مهرآباد به‌دلیل اشکال در یکی از سامانه های هواپیما به فرودگاه مهرآباد بازگشت.

    رضا جعفرزاده سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری با تایید این خبر به ایسنا، اظهار کرد: خلبان به منظور حفظ ایمنی بیشتر به فرودگاه مهرآباد فرود آمد و پس از رفع نقص هواپیما این پرواز حدود دو ساعت بعد انجام شد.


    گلایه خانواده های داغدار پرواز توپولف

    اعتماد: از آسمان باران مي بارد، از آسمان برف مي بارد، از آسمان ستاره مي بارد و کشاورز دانه در زمين مي کارد و چشم به آسمان دارد که از آسمان چه مي بارد؟،کشاورزان فارسيان هم آن روز در مزرعه هاي گندم چشم شان به زمين بود و دل شان به آسمان، که از آسمان تکه هاي آهن و جان خاکسترشده آدمي باريد.

    از سقوط هواپيماي 7908 تهران- ايروان تنها چند روز مي گذرد اما خبر سوخته سوخته است با تمام جوانبش. از پيدا شدن و نشدن جعبه سياه گرفته تا اعزام تيم روسي براي بررسي علت سقوط، از جواب مسوولان که بر بي عيب و نقص بودن هواپيما و سلامت کامل آن صحه مي گذارند تا گزارش تلويزيوني که در آن سقوط هواپيما را در برنامه خبري، يک بلاي طبيعي مي خواند.

    خبر براي شما هم سوخته است مثل تن تمامي آن 168 سرنشين، مثل دل همه آنها که در انتظار بي برگشت مسافرانش سوختند و خاکستر شدند و در دو روز گذشته سبک ترين تابوت ها را در فضايي سنگين به خاک سپردند،

    از اعلام عزاي عمومي در ارمنستان به دليل کشته شدن تعدادي از اتباع آنها- که بسيار کمتر از اتباع ايران بودند- و بي تفاوتي در اين سو که بگذريم، از مرگ بر اثر بلاي طبيعي سقوط هواپيما که بگذريم و از بي تفاوتي رسانه ملي و پخش فيلم هاي شاد و کمدي که بگذريم، به گفته خانواده هاي قربانيان حادثه مي رسيم؛ چه آنها که در هواپيماي 7908 مسافر داشتند و چه آنها که فرزندشان يا پدر و مادرشان جزء خدمه هواپيما بودند.

    نزديکان يکي از مهمانداران هواپيما که مادري جوان بوده و فرزندي يک ساله داشته، مي گويد؛ به ما اعلام شد هفت صبح براي تشييع به دفتر هواپيمايي بياييم. فکر مي کرديم قرار است مراسم خاصي برگزار شود اما بعد از مدتي معطلي و جمع شدن خانواده ها پنج آمبولانسي که تابوت ها را در خود داشت به محل آمد و خانواده ها به دنبال آنها به بهشت زهرا رفتند بدون هيچ مراسم خاص، سخنراني و هيچ چيز ديگري. در بهشت زهرا هم همين برنامه ادامه دارد. با اين تفاوت که جمعيت در بهشت زهرا بيشتر است. شيون و گريه به آسمان مي رسد، تابوت هايي که بايد به خاک سپرده شوند يکي يکي از راه مي رسند و باز از هيچ نيروي رسمي براي به خاکسپاري خبري نيست جز- به گفته شاهدان- تعدادي از نيروهاي حفاظتي.
    يکي از افرادي که برادر 43ساله خود را در اين حادثه از دست داده از حضور اين افراد مي گويد که بدون توجه به حال و وضعيتي که خانواده هاي داغدار در آن قرار داشته اند تنها با گفتن اين جمله ها که «عجله کنيد»، «سريع تر»، «اينجا نايستيد» و... سعي در اتمام مراسمي داشتند که بدون هيچ گونه تشريفات رسمي در حال برگزاري بود.

    در ميان اين خانواده ها که هنوز در شوک از دست دادن عزيزان شان بودند؛ خانواده هايي که تابوت هايي بي جنازه تحويل گرفتند- که جنازه يي نمانده بود- خانواده هايي که صبر در برابر دردشان کم مي آورد، شنيدن از اينکه افرادي بوده اند که در مقابل جمله هاي دردمندانه آنها به هم اشاره مي کردند که «جواب ندهيد و تنها عکس شان را بگيريد» سخت نيست؛ دردناک است، دردناک تر از بي جوابي سقوط هواپيماها، دردناک تر از اعلام نشدن يک عزاي عمومي ساده براي همدردي با 168خانواده، دردناک تر از به کار بردن واژه بلاي طبيعي براي سقوط هواپيما و دردناک تر از هر جواب سربالا و بي تفاوتي آشکاري که تصور کنيد.

    تجمع خانواده هاي داغدار و سوال هاي بي جواب

    بعد از گذشت اين روزها و انجام برخوردهاي نامناسبي که با خانواده هاي داغدار صورت گرفت ديروز جمع زيادي از بازماندگان و خانواده هاي اين حادثه با تجمع مقابل دفتر هواپيمايي کاسپين با خواندن بيانيه يي اعتراض خود را از اين گونه برخوردها اعلام داشتند.

    در بخشي از اين بيانيه که 11بند دارد تحت عنوان «سوال هاي بي پاسخ براي خانواده هاي داغدار و بازمانده هاي سانحه هواپيمايي سقوط هواپيمايي توپولف کاسپين» آمده؛ يک هفته از اين فاجعه مي گذرد و نه شرکت هواپيمايي کاسپين و نه هواپيمايي کشوري و نه هيچ ارگان ديگري مستقيماً با خانواده هاي داغدار هيچ گونه تماسي نگرفته، تسليتي نفرستاده و شاخه گلي ارسال نکرده اند.

    هيچ مسوولي و هيچ مشاوري با خانواده هاي داغدار ملاقاتي نداشته و از وضعيت روحي و رواني آنها مطلع نبوده و براي تسلي خاطر آنها هيچ اقدامي صورت نگرفته است. آيا به راستي بي توجهي تا اين حد به اين دليل نيست که هيچ گونه عزاي عمومي و ملي با توجه به عمق فاجعه اعلام نشد؟ آيا جان باختن 168 نفر که در بين آنها تيم ملي جودو نوجوانان هم بود ارزش سوگ ملي نداشت؟

    اين در حالي است که جمهوري ارمنستان 25 تيرماه را نه تنها عزاي عمومي که عزاي ملي اعلام کرد و در آن روز پرچم هاي سفارتخانه هاي همه کشورها به حالت نيمه افراشته بود جز سفارتخانه ايران.

    اين خانواده هاي داغدار با بيان اينکه چگونه مي توان اين بي توجهي را توجيه کرد در ادامه بيانيه خود تحت عنوان اعتراضات و درخواست هاي خانواده هاي داغدار آورده اند؛ ما خواستار اعلام حقايق درباره تاخير پرواز فوق، آمارهاي پرواز هواپيما، مشکلات فني آن در روزهاي گذشته، اعلام کنترل کيفيت هواپيماي مزبور، ابطال انحصاري بودن پروازهاي هواپيمايي کاسپين- تنها هواپيمايي که به جمهوري ارمنستان پرواز دارد-، برخورد با مسوولين و وزير مربوطه، استيضاح وزير راه و ترابري توسط نمايندگان محترم و پيگيري حق و حقوق خانواده هاي داغدار و... هستيم. در اين بيانيه همچنين خواستار پيگيري قانوني اشخاص و ارگان هايي شده اند که به دروغ اعلام کرده اند؛

    - هواپيمايي تاخير نداشته است. (پرواز به گفته همراهان بازماندگان حداقل يک ساعت و نيم تاخير داشته.)

    - تمام اجساد با انجام تست DNA تحويل داده شده اند. (تست DNA تقريباً چند هفته طول مي کشد.)

    پاسخ
    آوالانچ عزیز و نازنین
    ممنون از شما و کامنت هایی که بار اطلاع رسانی دارند
    راستش من خیلی حالم بد بود .. بعد از سانحه توپولف کرج رفتم تا با بودن در کنار نوه ها کمی آرامش بدست اورم .. اما خبر سانحه دیگر مخصوصآ مرگ تیمسار دادپی فرمانده قهرمان جنگ .. دیگه حال و روز خودم رو نمی دونم .. من در کامنت های قبلی هم توضیح دادم .. طبق مدارک و مستنداتی که به دستم رسیده است .. خیلی راحت می توانم وضعیت این صنعت رو ارزیابی و به اصطلاح نقد نمایم
    اما راستش رو بخواهی به خاطر وضعیت بحرانی کشور عزیزم .. و سوء استفاده بعضی ها که فقط منتظر ند سوژه ای یافته و فریاد مرگ بر این و زنده باد و مرده باد سر دهند .. سکوت می کنم
    اشکال در جایی دیگر است .. که متآسفانه صلاح نمی دونم ... و مصالح ملی و امنیت اجتماعی رو به افشاگری کارشناسی ترجیح می دهم
    به امید روزی که مردم قدر استقلال و آرامش حاکم بر کشور باستانی خود رو دانسته .. و با صلح و صفا زندگی نمایند
    از شما به خاطر کامنت های مفیدتان ممنونم


    سلام
    خسته نباشید
    واقعا این درسته که خلبان به خاطر کسر شان این کار ها رو انجام بده و ب جان این همه انسان بازی کنه؟
    انسان جایزالخطاست...
    ممنون از نقد زیبا...
    پاسخ
    بهنام عزیز و نازنینم
    آن چه که بنده در این پست و شاید هم در سایر مطالب ام به آن ها اشاره داشته ام قبول کن که همه کلی است .. و نمی تونه در باب سانحه مورد نظر باشه .. !! این روز ها بهترین نقد و تحلیل آن چیزی است که نویسنده با ترسیم واقعیت ها و نشان دادن احتمالات ممکن در هر حادثه ای ، قضاوت نهایی رو به خود خوانندگان فهیم واگذار نماید .. که دقیقآ همین رویه ای است که تا مشخص نشدن واقعیت ها از زبان مقامات مسئول ، ضمن جلوگیری از شایعات مخرب ، حدود احتمالات رو بیان می کنم .. اما این بدان معنا نیست که شما یکی از مثال های کلی ام رو به عنوان دلیل اصلی و نهایی پذیرفته و با استناد به آن مسئولان مربوطه رو به چالش بکشی ..!! منظورم این است اگه بنده بر فرض محال دلایلی که ممکنه باعث خروج هواپیما از باند بشود رو مطرح می کنم .. نمی شود صد در صد یکی از دلایل رو به عنوان مسبب حادثه پذیرفت .. !! بهنام نازنین
    این توصیه رو از بنده حقیر بپذیر که هیچ خلبانی دلش نمی خواهد خود و مسافرانش رو به کشتن بدهد .. اگر هم عملی رو انجام داده و یا نمی دهد ، صرفآ چالش های فکری اش می باشد .. و به همین دلیل نمی توانیم با استناد به آن کسی رو محکوم کرد
    پسرم اگر خلبانی کسر شآن اش شود که گواراند کند ، مسلم بدون که در خودش می بیند آن را کنترل نماید
    ممنون از شما

    جناب مدرسی ، ضمن عرض خسته نباشید ، از آنجاییکه بنده در مشهد زندگی میکنم و هواپیما را بعد از سانحه دیده ام ظاهرا شواهد امر دلالت بر سرعت بیش از حد هواپیما در هنگام فرود داشته است ، لازم به تذکر است که هواپیما به سمت چپ یا راست منحرف نشده است ، شاید بهتر است به جای جمله "هواپیما از باند خارج شده است" بگوییم "هواپیما از فرودگاه خارج شده است" چرا که هواپیما پس از تماس چرخهایش با باند فرودگاه مشهد تمامی مسیر باند را با سرعت تمام بدون کوچکترین انحرافی طی نموده و سپس با برخورد با دیوار انتهایی باند آن را شکافته و از فرودگاه خارج شده است و پس از طی مسافتی حدود یک و نیم کیلومتر در زمینهای کشاورزی اطراف گورستان مشهد یا همان بهشت رضا متوقف شده است بطوریکه نیروهای امدادی فرودگاه برای رفتن به محل حادثه باید از فرودگاه خارج شده و به شهر رفته و از جاده دیگری به محل حادثه بروند که شاید دلیل دیر رسیدن نیروهای امدادی همین باشد ، با این حال نظر شما کاملا درست و متین میباشد که اظهار نظر بدون در اختیار داشتن مدارک فنی امکان پذیر نیست . . . جناب مدرسی چندی پیش در این آدرس

    http://fun.mahyaonline.com/funny/item_003.html

    مقاله جالبی راجع به یک باند فرود کوتاه دیدم که مهارت خلبان را برای فرود نشان میداد ولی در جاهای دیگر که فرودگاهها معمولا در خارج از شهر هستند و قیمت زمین در آن مناطق معمولا ارزان است چرا باند فرود را کمی بلندتر از حد نیاز نمیسازند تا در صورت بروز حوادثی از این قبیل خلبان زمان و فرصت لازم را برای مهار و کنترل سرعت داشته باشد . . .

    پاسخ
    دوست عزیز و بی نام و نشان نازنین
    با تشکر از شما و توضیح کامل اتفاق ناگوار .. راستش تا قبل از مطالعه کامنت شما تصورم این بود که از باند خارج شده است .. و اگر یکی از خبرنگاران در گزارشات خود به این صراحت توضیح می دادند که از باند خارج نشده بلکه به قول فرمایش شما در انتهای باند پیشروی کرده بود ، شاید تحلیل فنی ام تغیر یافته و حتی آسان تر هم می شد .. !! عزیزم به هر جهت از ان جایی که عادت دارم از همه زوایا به قضیه نگاه کنم .. به این احتمال هم توجه نشان داده و متذکر شدم حضور نیروهای روستایی قبل از امدادگران صرفآ به خاطر حضور خانواده هایی در همان اطراف است ..
    به عبارت صحیح تر . من با توجه با سال ها پرواز به فرودگاه مشهد ، وجب به وجب محیط ان جا رو آشنا هستم .. پس با این حساب ، سرعت بیش از حد و عمل نکردن سیستم های باز دارنده می تواند دلیل اصلی باشد .. چون وقتی در تلویزیون هواپیما رو مشاهده کردم ، لاستیک های چرخ عقب نترکیده بود .. و از همه مهم تر سیستم بازدارنده ای که بر روی بال ها نصب است " اسپید بریکر ها " رو بالا بر نیامده بود .. که باید حتمآ بررسی شود .. بگزریم
    شما در لینک بسیار زیبایی که زحمت معرفی اش رو کشیدی ، اشاره به باند کوتاهی کردی .. با تشکر از شما باید اضافه کنم .. در حال حاضر در آسیا و هنگ کنگ فرودگاه های کوتاه و منحصر به فردی داریم که به یکی از جاذبه های توریستی تبدیل شده است .. و ان چیزی نیست فرود مورب هواپیماهای غول پیکر مثل جامبو جت از فراز ساختمان ها و آسمان خراش های سر به فلک کشید ه و شیرجه به سمت باند فرود که به موازات دریا قرار دارد است .. به طوری که تماشاگر ابتدا تصور می کند این هواپیما داره به سمت عرض باند فرود می آید !! واقعآ هم همین طور است .. هواپیما ها بدون استثناء از پهلو رو به دریا فرود آمده و به محض برخورد چرخ هواپیما به عرض باند ، سریع تغیر جهت داده و در امتداد خط طولی سرعت خود را کاهش داده و در نهایت قبل از انتهای باند متوقف می شود .. دیدن اپروچ های هواپیماهای بزرگ در این فرودگاه برای من واقعآ جالب و سرگرم کننده بود ..
    http://uk.youtube.com/watch?v=3PCOcyt7BPI
    این هم لینک اش است امیدوارم موفق به دیدنش شوی .. خب بعد از دیدن این فیلم زیبا برای پاسخ به ابهاماتی که در باره فرود خطرناک این چنینی داشتم ، سراغ یکی از اساتید خلبان های جامبو جت رفته و در باره این فرودگاه و نحوه فرود خطرناک سئوالاتی کردم .. می دونی چی جوابم داد ...!!؟
    او گفت .. تنها خلبانانی مجاز رفتن به این فرودگاه زیبا ولی بسیار خطرناک هستند که ( یادم نیست سه ماه یا شش ماه ) بایستی در شبیه ساز در شرایط گوناگون آب و هوایی در این فرودگاه تمرین کرده و بعد از آزمون در صورت کسب مهارت لازم ، اجازه حضور و فرود در این باند رو به او می دهند .. باز هم بگذریم
    اما در مورد پرسش اخر شما که زمین ارزان است باند ها رو طولانی کنند .. عین این می مونه که بگوییم سر راه از تهران تا مشهد هر چه مانع و کوه است رو با خاک یکسان کنیم .. !! یعنی این قدر بلانسبت شما بی ربط است .. می دونی چرا ؟
    چون هر هواپیما برای فرود و تیک آف یک حداقل و حداکثر هایی داره .. و لا غیر .. و هر خلبانی که چک شده و مسئولیت پرواز رو با ان نوع هواپیما می پذیرد ، دقیقآ قادر است در شرایط استاندارد در ان باند فرود آید .. و اضافه کردن باند هیچ ضرورتی ندارد ... !! متوجه شدی ..!!؟
    به عبارتی اگه خلبانی با رعایت استاندارد های ایمنی از تهران به سمت فرودگاهی در نقطه آ پرواز می کند .. با رسیدن به فرودگاه خیلی خوب می تواند در آن باند به زمین بنشیند .. اگه وارد نباشد .. طول بان صد کیلومتر هم باشه .. باز هم از انتهای ان خارج می شود !! برای همین هر فرودگاه ظرفیت پذیرش اش با دیگری متفاو ت است .. و تنها در صورتی عریض یا طویل می شود که قرار باشد برای پذیرایی از هواپیماهایی با کلاس بالا تر مثل ایرباس آ - 380 باشد
    ممنون از توجه شما .. امیدوارم پاسخ ات رو گرفته باشی
    اما یادت باشه دفعه دیگر حتمآ نام زیبایت رو قید کن .. تا بدونم طرف مقابلم چه کسی است

    باز هم حادثه ای ناراحت کننده اتفاق افتاده که واقعا جای تاسف داره مخصوصا از دست رفتن فرد شاخصی چون تیمسار دادپی.

    یه سوال دارم به نظر شما تعداد سوانح کوچک و بزرگی که در یک یا چند سال برای خطوط هوایی ما اتفاق می افته نسبت به دیگر کشور ها (کشورهای در حد خودمان از لحاظ پیشرفت) در حد طبیعیه؟
    پاسخ
    مسعود عزیز و نازنین
    با تشکر از شما .. راستش هر سانحه ای امتیاز منفی برای کشوری که سانحه رخ داده یا خطوط هوایی در اختیار آن است حساب می شود
    تا آن جا که من می دونم ... هیچ مرز طبیعی برای سوانح قائل نشده اند ... به عنوان مثال جایی اعلام نشده که حداقل بروز سوانح در هر کشور چقدر است !!؟
    و از چه حد به بالا اشکال داره .. !! ولی کارشناسان مسایل هوانوردی بر عکس ان را ملاک قضاوت قرار می دهند .. و اعلام می کنند کشور ایکس با این تعداد پرواز در سال .. یا این تعداد جا به جایی بار و مسافر از سال فلان تا تاریخ فلان سانحه نداده است .. مثل ک ال ام هلندی .. که می گویند از سال 2003 تا حالا هیچ سانحه ای نداده است
    اما این رو بدون که خود سوانح ممکنه طبیعی یا غیر طبیعی باشد !!
    که متآسفانه اغلب سوانح اتفاق افتاده در کشور ما غیر طبیعی می باشد !! مثل همین سانحه ایلوشین ... یا سانحه هرکولس خبرنگاران
    البته باز هم تاکید می کنم .. آن چه به عنوان پاسخ کامنت شما عرض کردم ، صرفآ نظر شخصی است ، و فاقد اعتبار قانونی و علمی است

    با سلام خدمت استادم عزيزم
    قبل از هر چيز اين ضايعه رو به همه داغ ديده ها،خانواده ي اين عزيزان و نيز شما كه فرمانده ي لايق و كارآمد خود را از دست داديد تسليت عرض ميگم
    و با اينكه زبونم مو درآورد ولي آرزو مي كنم كه اين دفعه دفعه آخر باشد
    سئوالي كه بنده از سرهنگ عزيز دارم اينست كه:
    چرا آنطور كه شما از تيمسار صحبت كرديد (تا آنجا كه من ديدم و شنيدم ) از اين فرمانده ي كارآمد و دلسوز چيزي به ميان نيامد و در مورد سوابق ايشان سخني به ميان نيومد
    و ديگر اينكه آيا اگر اين مسئله اي كه شما ميگيد صحت داره كه در بعضي جاها خلبان كسر شانش مي آد كه مثلا دور بزنه دوباره اقدام به لندينگ كنه يا در موارد ديگر...
    آيا نبايد تو اين كلاس هاي آموزش خلباني در مورد اين مسائلم با دانشجويان صحبت كرد و اينكه اينقدر جون آدما رو به خواطرغرورخود به بازي نگيرند(البته صحبت من كليه ربطي به اين سانحه نداره)و آيا اگرم فرض كنيم كه مثلا خلبان بهخواد دوباره براي فرود تلاش كنه آيا واقعا از نگاه خلبانان ديگه يا برج مراقبت اين ضعف اون خلبانو نشون مي ده؟ و فرضا اگرم اينطور باشه آيا مسئوليت هر خلبان كه همون تامين امنيت و به مقصد رسوندن مسافرا است محمترين مسئله براي هر خلبان نيست؟
    با تشكر فراوان از سرهنگ عزيز به خواطر اين بررسي همه جانبه اي كه داشتيد.
    رضا حجت جلالي
    پاسخ
    رضا جان عزیز و نازنین
    با تشکر از شما در مورد بخش نخست پرسش شما عرض کنم .. آن چه بنده در باب زنده یاد سرتیپ خلبان مهدی دادپی گفتم .. صرفآ قضاوت شخصی ام و مشاهده راندمان کاری وی در دوران خدمت اش در نیروی هوایی بوده است .. بعد از بازنشستگی هم علی رغم تآسیس آموزشگاه مجهز خلبانی و خطوط مسافربری شخصی ، سهام ان ار وقف جوانان کرد تا خدمتی به نسل های بعدی بکنه .. قبل از هر چیز از شما خواهش می کنم کامنت آقای علیرضا رو بخوان که مدعی است ... واحد دانشگاهی که پاس می کند هزینه هر ترم ان اگه اشتباه نکنم 70 هزار تومان است که به خاطر این عمل انساندوستانه تیمسار دادپی تنها 14 هزار تومان از ان ها اخذ می شود .. جناب آقای جلالی معیار من برای سنجش خوبی ها شاید با دیگران کاملآ فرق بکنه .. در این معیار گاهی یک چغاله فروش بی سواد رو سمبل انسانیت و درستکاری معرفی می کنم .. گاهی پلیس گشت منطقه فرودگاه رو که مایل بود در انجام تعویض لاستیک پنچر ماشین ام کمک کنه .. یا پرسنل کلانتری فلان در همکاری با مردم در راستای اطلاع رسانی و غیره است .. من خوب می دونم این معیار ممکنه صد در صد با دیگران فرق داشته باشه .. پس با این منطقی که تشریح کردم شاید از دید عموم نه تنها انسانی خوب نباشد بلکه برعکس هم جلوه کنه .. چون هر کسی اختیار معیار های خودش را دارد . اما در باب تیمسار دادپی به جرآت می توانم ادعا کنم در تمام طول دوران خدمت ام چه در رژیم پهلوی و چه در بعد از انقلاب فرماندهی مقتدر و سالم تر از دادپی ندیدم .. که اغلب پرسنل جمعی مهرآباد با بنده هم عقیده هستند .. خدا رو شکر .. اما این که چرا علی رغم تعریفاتی که بیان کردم ، به قول شما چرا سخنی از خدمات او نشد .. !!؟ شاید به خاطر روحیه منحصر به فرد خود مرحوم باشد .. شما تمام اینترنت رو جستجو کنید .. هیچ عکس و یا خبری از این مدیر موفق و توانا که هر روز در مکانی و فرودگاهی به سر می برد نیست .. !! با وجود وقف میلیارد ها تومان هرگز قضیه رو رسانه ای نکرد .. !! در صورتی که به خوبی می بینیم که هر گونه کار های خدماتی رو مسئولان چگونه به نام خود مصادر کرده و در بوق کرنا دم از ان می زنند .. او با داشتم اموزشگاه مجهز خلبانی ... و هواپیماهای اموزشی .. و حتی خطوط هوایی کامل و بزرگ .. در جایی نه جلوی دوربین تلویزیون ظاهر شد .. نه در رسانه ها نامی ازش به میان امده .. و نه خود اهل خود نمایی بود .. و این ها نشانه هایی از مردان خدا و مومنان واقعی است .. خب مسلم است بعد از مرگ اش عزیزان و بازماندگانش طبق خوشایند او عمل می کنند .. چون مطمئن هستند او این کار ها رو برای تظاهر و تملق انجام نداده بود .. !! حتی از زحمات این مرد بزرگ در جبهه های جنگ و اعمالی که در زمان تصدی فرماندهی اش انجام داد ، هرگز سخنی به میان نیامد .... در باره کار های او بهتره از پرسنل نیروی هوایی سئوال کنی .. ختم کلام این که ... من با شناختی که از اخلاق و شخصیت اش داشتم ، به خاطر درج چند خط تعریف از او ، هرگز نتوانستم خودم رو قانع کرده و به دیدارش بروم .. چون می دونستم به خاطر همین تعاریف اندک ام دلخور شده است ...
    از منظر دیگر که زیاد صحبتی به میان نیامد ... شاید من غلو کرده و دروغ به خورد خوانندگانم داده بودم .. به هر حال خیلی دلایل می تونه صادق باشه
    اما در باره پرسش شآن خلبان
    این دومین کامنتی است که مجبورم به خاطر استفاده از این واژه توضیحات کامل بدهم ... جناب جلالی عزیز ... من تمام احتمالات رو بر شمردم .. که ممکنه اصلآ و ابدآ شامل خلبانان کشور ما نباشد .. من سعی کردم با یان گونه مثال ها ، حتی جزئیات حسی خلبانان رو مطرح کرده باشم .. به عبارت دیگر .. قصدم این بود کم فروشی نکرده باشم .. و همه فرعیات رو هم بگم .. اما ظاهرآ دوستان این کلمه رو اصل حساب کرده و دلیل حادثه رو کسر شآن قلمداد می کنند !!!!! بر فرض هم کسی کسر شآن اش بشه .. مطمئن باش ان قدر در خودش می بینه که سالم و ایمن فرود بیاید .. انگار من کسر شآن ام بشه با آسانسور از ساختمان بیست طبقه پائین بیایم ..!! پس مطمئن باشید که پله نورد ماهر و مقاومی هستم .. و دلیل بر سانحه نمی تواند باشد
    اتفاقآ خیلی خوشحالم که دوستان با پیش کشیدن جزئیات و دلایل شخصیتی که ممکن است یک در میلیون در جهان صورت گیرد ، و بزرگنمایی آن بنده یا خلبان مادر مرده رو به چالش کشیده و به عنوان خطایی که تا حالا جایی عنوان نشده رویش مانور داده می شود ... !! من در کامنت قبلی هم اشاره کردم .. من عادت دارم تمام احتمالات رو در سوانح به میان اورده و قضاوت رو به خوانندگانم واگذار نمایم .. چون استغفرالله علم غیب که ندارم .. و با تآکید بر این نکته که تا مشخص نشدن واقعیت توسط مراجع مربوطه .. هر گونه اظهار نظر و تحلیل فنی ، صرفآ جنبه شخصی داشته و فاقد اعتبار فنی و علمی است ، تنها به احتمالات پسنده کنیم .. اما متآسفانه با خواندن این کامنت ها و گذاشتن انگشت روی واژه گانی که هنوز از سوی هیچ مرجع قانونی اعلام نشده نه تنها زحمات بنده رو بی ارزش می کنه .. بلکه بهانه خوبی برای مغرضان است .. که با زوم کردن روی این نوع سخنان بنده .. ضمن تمسخر ، این نوع تحلیل بنده رو زیر سئوال ببرند .. در صورتی که همه می دانند هدف ام ، صرفآ بیان احتمالات است و بس .. نه این که یکی از احتمالات رو بزرگنمایی کرده و به دنبال علت انجام آن عمل باشیم !!!! و این درس خوبی برای من است که در تحلیل های خودم زیاد به دنبال جزئیات احساسی و اخلاقی گروه پروازی نشوم .. !! و مثل همه صبر کنم تا رسمآ اعلام شود
    به هر حال ممنون از شما و امیدوارم دیگر هیچ خلبانی دایو کردن رو کسر شآن ندانسته تا باعث این اتفاقات خونبار نگردد

    استاد ارجمندم
    جناب مدرسي عزيز
    سلام
    من هم اين سانحه ي دردناك در فاصله اي نزديك از فاجعه ي هواپيمايي كاسپين را تسليت مي گويم.
    ضمن تاييد نوشته هاي شما و در راستاي ايجاد يك حركت اعتراضي بنده فرمي را در يكي از سايت هايي كه اين حركت را سازماندهي مي كنند تهيه كرده ام و منتظر تاييد آن هستم.
    بدين صورت كه لوگويي تهيه و در سايت ها قرار مي گيرد،افراد معترض با كليك بر روي اين لوگو به صفحه اي راهنمايي مي شوند.در اين صفحه با وارد كردن نام و ايميل آن را امضاي الكترونيكي كرده و آنرا مي توان منبعي جهت ارائه به سازمان هاي بين المللي ارائه داد.
    منتظر نظرات شما بزرگوار و همچنين دوستان هستم.
    در ضمن با كسب اجازه از شما مطلب اين پست عينا با ذكر نام شما در سايت درج گشت.
    با تشكر فراوان
    داود يوسفي
    www.asemoon.org
    پاسخ
    ممنون داود جان عزیز و نازنینم
    واقعا خوشحالم تنها یک نفر از میان خوانندگان انبوهی که تا این لحظه مطلب بنده رو خوانده اند ، پی به نکته اصلی که همانا اتحاد برای فشار به مراجع بین المللی است ، برده است
    دوستانی که شناخت روی اخلاق و نوشته هایم دارند ، به خوبی واقف هستند هرگز تا مشخص نشدن قضیه از سوی مراجع و مسئولین مربوطه ، اظهار نظر رسمی نمی کنم .. چون مطمئن هستم با قضاوت های نادرستی که می شود ، مسیر پی گیری رو منحرف کرده و باعث خدشه دار شدن هدف نهایی ام می گردد .. لذا سعی می کنم تنها به صورت کلی احتمالات رو بیان کرده تا دوستان روی مسایل و اتفاقات اگاه باشند .. که وقتی دلایل از سوی مسئولان مربوطه اعلام شد ، با پیش زمینه اطلاعاتی که در اختیارشون قرار داده بودم ، به درک مفاهیم کمک شون نماید .. اما متآسفانه بعضی از دوستان بزرگوار خواسته و یا ناخواسته انگشت بر روی یکی از احتمالات گذاشته و دلایل آن را می پرسند .. !! بگذریم
    داود جان عزیز و گرامی .. هر یک از ما ایرانی ها که به نحوی با اینترنت و کامپیوتر آشنایی داریم .. باید متحد شده و با تنظیم فرم های عاطفی و تشریح سوانح ناگوار از دولت های دیگر بخواهیم در رساندن پیام ما به تحریم کنندگان ، همکاری کنند
    به هر حال از شما به خاطر درک واقعیت و پیشقدم شدن ممنونم
    از این که مطلب این پست رو ترویج فرمودی .. سپاسگزارم
    موفق و منصور باشی

    آقای مدرسی با سلام،

    کاپیتان شما دیگه چرا؟! از توضیحات فنی که نوشته بودید استفاده کردم و سپاسگزارم. اما آیا هیچ احتمالی‌ مبنی بر نقص فنی این هوا پیما نیست؟ مواردی که ذکر کردید بیشتر عوامل انسانی‌ بود. یادمه همین هفتهٔ پیش شما در جواب یکی‌ از خلبان‌های با سابقه که آموزش کم و عدم مهارت رو از عوامل حوادث دونسته بود، از خلبان‌های ایرانی‌ جانانه دفاع کردید.

    این دومین سانحه در یک هفته هست! تازه ظاهراً موارد جزئ تری هم تو همین چند روز پیش آماده که خوشبختانه به خیر گذشته! می‌شه ۳ پرسش از شما بپرسم؟

    ۱-به نظر شما چرا اینقدر کشور ما سانحه هوایی داره؟ با مقایسه میزان ساعت پرواز نسبت به کشورهای مختلف؟

    ۲- چرا بیشتره این هوپییما هایی که سانحه میدهند روسی هستند؟

    ۳-شما که یک خلبان قدیمی هستید حتما میدانید که آیا در دوران گذشته (پیش از انقلاب) سوانح هویی ما بیشتر بود یا پس از آن، و دلیلش چه چیز یا چیزایی میتواند باشد؟


    با اینکه میدانم انسان محافظه کاری هستید، ولی‌ این را هم میدانم که هرگز از دایرهٔ انصاف و صداقت دور نشدید و نمیشوید. اینرا میگویم چون مدتهاست که نوشته‌هایتان را دنبال می‌کنم.

    با سپاس
    پاسخ
    سرور گرامی کامران نازنین
    با تشکر از شما بخاطر دقت نظری که به مطالب و نوشته ها می فرمایی .. در مورد پست اخیر .. راستش رو بخواهی تا همین چند دقیه پیش تمام تصوراتم در بای سانحه فوق بر این اساس بود که از باند خارج شده است .. و من از این زاویه تمام احتمالات رو که تلفیقی از خطای انسانی و فنی بود رو تا ان جایی که فکرم در این شرایط کار می کرد تشریح کردم .. البته هدف اصلی ام معرفی شخصیت مرحوم دادپی بود .. و در ادامه ترجیح دادم به احتمالات هم بپردازم .. !! هم خود و هم خوانندگان محترم می دونند ان چه در این مطلب به عنوان احتمالات نام برده ام .. کامل نیست .. و شاید دلایل دیگری هم باشد که بنده یا نمی دونم .. یا نشنیده ام و یا به ذهن ام خطور نکرده است .. و این طبیعی است . ولی به شرافتم سوگند می خورم .. ان چه به عنوان یک پست یا مطلب با امضای بنده منتشر شد صرفآ احساس ام در ان لحظه و ادای دین به شخص آقای دادپی بود .. نه چیز دیگر .. به عبارت صحیح تر .. اگر قرار باشه بار دیگر در همین باب مطلب بنویسم .. مطمئن باش خیلی نکات جدید و ناگفته هم اضافه خواهد شد ..
    شاید شما هم به این واقعیت واقف باشید .. که بنده هر ان چه می نویسم .. ناشی از احساس صادقانه ام در همون لحظه نگارش است .. چه خاطره باشه .. چه تحلیل باشه .. تمام سعی من برمبنای صداقت و مستند گونه ( از منظر خطور به مغزم است ) به همین دلیل مخاطب خاص خودش رو داره ... و هرگز سعی نکردم این روش رو تغیر دهم ! و شهامت ان را دارم که صادقانه هم اعتراف به اشتباه نمایم .. و خودم بار ها و بار ها تآکید می کنم .. تمام عرایض بنده فاقد جنبه علمی و فنی است .. بلکه صرفآ حدس و گمان است ..
    اما کامران جان چون بحث صداقت پیش امد .. یک حقیقتی رو برات اعتراف می کنم .. از امروز ظهر که مدارکی به دستم رسید .. پی به حقایقی بردم .. که با خودم کلنجار می روم که آیا علی رغم خواسته خودم مطرح کنم .. یا صبر کنم بعدآ آن را بگویم .. ا!!؟ ازشما چه پنهان وقتی واکنش های بعضی از خوانندگان رو روی احتمالاتی که اشاره کردم دیدم ، به این نتیجه رسیدم که در این شرایط اصلآ صلاح نیست ... ولی راست و حسینی بهت می گم .. که دلیل حادثه رو ناخواسته متوجه شدم !! و صبر می کنم بعد از نظز کارشناسان ، حتمآ بازگو خواهم کرد .. بنابراین امیدوارم دیگه گله ای بر قلب مهربان شما از سوی بنده جمع نشده باشد
    اما کامران عزیز و گرامی .. در باب پرسش هایی که مطرح فرمودی .. اگه موافق باشی ان را به فرصتی دیگه موکول کنیم .. !؟ ولی در حد کلی می گویم .. مشکل اساسی ضعف مدیریت ، سیاسی نگری ، عدم نظارت دقیق در دستورالعمل ها ، فرسوده شدن هواپیما ها ، عدم وجود مدیریتی مستقل و متمرکز و خیلی موارد دیگه است
    با یک مثال فعلآ از این قضیه صرف نظر می کنم
    اگر سیاست از صنعت هوانوردی ما برداشته شود .. و مدیران اندیمشند و دلسوز ما استقلال اندیشه و تصمیم گیری داشته باشند .. خیلی راحت می شود هواپیماهای مدرن غربی با عمر هشت ساله رو از کشور ها خریداری کرد که هیچ ربطی هم به تحریم ندارد
    برای نمونه همین کشور سنگاپور که تعداد بی شماری انواع هواپیماهای لوکس و مدرن با عمر هشت ساله دارد که با افزوده شدن ایرباس آ - 280 آن ها رو به فروش می رسانند .. و دیگه نیازی به خرید هواپیماهای روسی نیست
    اما در مورد هواپیماهای روسی بگویم ... بر خلاف تصور مردم ، به اعتقاد خیلی از خلبانانی که با توپولف ها پرواز داشته اند .. این هواپیما ها بی نهایت امن و قابل اعتماد است
    حال چرا فقط در ایران با مشکل مواجه می شوند .. باید ریشه ای بدور از ملاحظه کاری های سیاسی بررسی و تحقیق کرد
    در پایان انتظار دارم به جای افتادن به جان همدیگر .. یک جنبش بین المللی فشار راه اندازی کرده و با کمک وکلا و حقوق دانان ایرانی ان را به گوش دولت ها و کشور ها برسونیم که دست از تحریم صنعت هوانوردی بردارند .. ولی ظاهرآ این روز ها فقط بلد هستیم اعتراض کرده و مرگ بر این و مرگ بر ان بگوییم !! ممنون از شما

    سلام.
    من یه سوال از شما پرسیده بودم ولی نتونستم جوابمو پیدا کنم.
    میخواستم بدونم دانستن دمای نقطه شبنم چه کمکی به خلبان میکنه.
    با تشکر فراوان.
    پاسخ
    محمد امین جان عزیزم
    در مورد دمای نقطه شبنم الان در شرایطی نیستم که به طور دقیق و فنی توضیح دهم .. اگه محبت فرموده و به بنده لطف فرموده و در فرصتی دیگر پرسش های فنی ات رو بپرسی ، حتمآ کمک ات خواهم کرد .. چون واقعآ مغزم از کار افتاده است .. الان ساعت سه و نیم بامداد است و هنوز کلی کامنت و ای میل مانده است

    سلام.مطالبتان خوب و جالب بود. خسته نباشيد. خدا تيمسار و تمام درگذشتگان نيك انديش و نيك رفتار را در بهشت برين جاي دهد و اميد كه جهنم ملجاي كوته فكران ، بدانديشان و دنياپرستان تك صدا و ديكتاتور باشد.پايدار باشيد.
    پاسخ
    ممنون از شما مینا جان نازنین
    بله واقعآ اشاره به نکات خیلی خوب و منطقی فرمودی .. و مشکل ما وجود دیکتاتور های دیوانه فراوانی است که در مجالس سنا و سایر مراکز قدرت بر علیه کشور ما تحریم های سختی رو اعمال می کنند .. این ها با بستن چشمان خود بر روی اتفاقات و سوانحی که به خاطر فرسودگی ناوگان هوایی ما اتفاق می افتد ، مدام شعار دفاع از حقوق بشر رو می دهند ..
    بله خواهرم .. این کوته فکران بد اندیش و مال پرست با راه انداختن اختلاف در میان کشور های جهان ، به فکر ارسال و فروش سلاح های مرگبار خود هستند .. و هرگز حاضر نیستند در مورد تحریم صنعت مردمی هواپیمایی قدمی برای نجات جان انسان ها بردارند .. خدا لعنت شون کنه

    سلام
    جناب مدرسی ، آقای مدرسی ، عمو مدرسی
    راستش نمیدونم چی خطابتون کنم .
    فقط خدا میدونه که چقدر شما رو دوست دارم . راستش یکبار تو فرودگاه بندرعباس آقایی رو دیم که شکل شما بود ، با اینکه خجالتی هستم اما از روی علاقه ام به شما رفتم جلو و سوال کردم که متاسفانه شما نبودین .
    من واقعا این چند روز تو فاصله حادثه آریا تهران-مشهد تا الان که آپ کردین واقعا نگران شما بودم .
    همه علاقمندای سایت شما از علاقتون به مرحوم دادپی مطلعند ، از دست دادن ایشون واقعا برای کل سیستم هواپیمایی ایران غم و ضربه بزرگیه ، من تو دانشگاه ایشون مهندسی پروازم رو گرفتم . انسان فوق العاده ای بود . شاید ما زیاد با ایشون سروکار نداشتیم اما تواضع،افتادگی،سادگی و صمیمیت ایشون رو واقعا میشد حس کرد .
    عمو جان با همه این احوال خواهش میکنم خودتونو ناراحت نکنین . شما عمل قلب باز کردین ، استرس و غصه برای شما مثل سم میمونه که متاسفانه این چند وقته کم نداشتین اینا رو.
    ما به افرادی مثل شما احتیاج داریم .
    صاف ، صادق ، رک ، پرتجربه ...
    سایتون بالای سر خانوادتون ، ما جوونا و تجربیاتتون در خدمت صنعت هوانوردی ایران مستدام باشه .
    آرزوی سلامتی برای شما و غفران الهی برای مرحوم دادپی
    پاسخ
    مهندس جان عزیز و نازنینم
    شما هر چه که دوست داری من رو خطاب کن .. اصل ارتباط عاطفی جاری میان بنده و دوستانم است که به لطف خداوند همیشه نزدیک تر و صمیمی تر می شود .. از این که به اشتباه شخصی رو با بنده اشتباه گرفتی .. عذر می خواهم
    اما در مورد تیمسار .. بله .. واقعا حال و روز خوبی ندارم .. قلبم بد جوری درد می کنه .. من عادت دارم در چنین مواقعی که قلبم به شدت درد می گیرد ، استراحت کنم .. اما باورت می شه همین که دراز می کشم .. چهره مهربان تیمسار و خاطراتی که طی سال ها حضور در زیر دست ایشون داشتم مثل فیلم سینمایی ظاهر شده و رژه می روند .. !!؟
    نمی خواهم خاطر یاران همدل و صمیمی رو با سخنان خود مکدر کنم ... اما واقعا حالم بی نهایت بد و غیر قابل کنترل است
    نه می تونم بخوابم .. نه می توانم کار کنم .. عین دیوانه ها خودم رو به این ور ان ور زده و به فکر فرو می روم ... !! بگذریم
    چیزی که من را خیلی عذاب می دهد ، این است که چرا به دیدنش نرفتم .. چرا قصور کردم .. ؟ تمام ممیک چهره اش ، خاطرات خصوصی اش از ارتش و نیروی زمینی که قبلآ بوده .. و نصیحت های پدرانه او جلوی چشمانم است
    او واقعا پدر بچه های نیروی هوایی بود .. افسوس خیلی حیف شد
    دوست نازنینم .. باور کن الان ساعت سهو چهل وپنج دقیه بامداد است .. دیگه بدنم نمی کشه پاسخ بقیه کامنت ها رو بدهم .. امیدوارم فردا اگه زنده بودم .. با تاخیر جواب یاران رو بدهم
    ممنون از شما .. چشم سعی می کنم رعایت کنم
    شادو پایدار باشی

    | FE

    سلام آقای مدرسی...باور کنید وقتی آخرین کامنت پست قبلی تون رو دیدم خییییییلی ناراحت شدم...فکر کردم دیگه شما نمینویسید.اما الان خوشحالم.چون این پست رو دیدم.خدا شما را برای این کشور نگه دارد.باتشکر
    پاسخ
    مرتضی جان عزیز و بزرگوارم
    ممنون از این همه مهر و محبتی که به بنده دارید
    امیدوارم لایق این همه خوبی ها باشم . مرتضی جان راستش رو بخواهی
    وقتی اعصابم خرد می شود ، نمی دونم چه کار باید کرد .. !؟ اون دفعه زدم کرج .. که این اتفاق افتاد .. خودم رو برای یکی دو هفته دوری از سایت اماده کرده بودم .. که خبر سانحه تیمسار دادپی رو شنیدم
    خودم هم تعجب می کنم چه جوری ان پست و نوشتم !!؟ چون قلبم بد جوری درد می کنه .. و حالم اصلآ خوب نیست .. برای همین پاسخ کامنت ها رو با تاخیر می نویسم .. ممنون از شما

    با سلام حضور آقا بهروز عزیز و سایر دوستان گرامی باز هم سانحه بنده به نوبه خودم مصیبت وارده را خدمت خانواده های درگذشتگان تسلیت عرض می کنم این روزها سرم خیلی شلوغ و درگیر کارهای روزمره و مشغله های شغلی هستم و کمتر به سایت می زنم ولی مطالب رو کامل خوندم و تشکر ویژه از شما دارم که با وجود مشکلات روزمره از سایت غافل نیستید راستش رو بخواهید در گیر و دار مشکلات ناشی از کار کمتر وقت می کنم به خانواده ام برسم در کل شرمنده ام از اینکه حضورم در سایت کمتر شده امیدوارم بتوانم جبران مافات کنم در صورتی که دوستان سوالی داشته باشند و در حد تخصص بنده باشد آماده پاسخ گویی هستم ایمیل بنده رو هم که دارید امری بود در خدمتیم امیدوارم موفق باشید سلام بنده رو به خانواده محترم برسونید روی نوه های گلتون رو هم از عوض من بوس کنید با تشکر
    پاسخ
    به به جناب جعفر خان بزرگوار
    راستش خیلی نگران شما و دختر عزیزم فریده جان بودم .. مدتی ازتون خبری نداشتم .. خدا رو شکر همین الان در لیست کامنت ها دیدم .. بله درک ات می کنم .. خود من هم مثل شما هستم .. در بحث کار ، خیلی جدی هستم .. و با دل و جون به ان می چسبم .. بای همین طور هم بود .. بگذریم
    جعفر خان .. واقعآ خبر فاجعه هواپیمای تیمسار دادپی خیلی داغونم کرده است ... اصلآ حوصله هیچ کاری رو ندارم .. به زحمت هر چند ساعت به یکی دو تا کامنت پاسخ می دهم .. و بعدش کامپیوترم رو خاموش می کنم .. قلبم داره کار دستم می دهد .. اصلآ لحظه ای رهایم نمی کنه .. تا هر چه قسمت باشد
    نوه های شیطون هم دست بوس عموی بزرگوار خود هستند

    سلام عمو بهروز عزیز
    من احسان هستم دیروز براتون کامنت گذاشتم ولی از بس حواسم پرت بود نفهمیدم کجا گذاشتم اگه امکان داره جواب سوالم را اینجا بزارید.سوالم من که نه سوال همه ی خوانواده که 4 تا از عزیزانمون رو تو هواپیمای توپولف از دست دادیم. 20 تن بنزین برای مقصد تهران تاایروان زیاد نیست که ما از 4 تا عریزانمون یک لنگه کفش فقط پیدا کنیم؟؟
    عزیزای از دست رفتهی من ارش(بعد از ده سال برای دیدار از امریکا اومده بود) احمد کاوه و پدرشون علی اکبر علیمحمدی بودن.ممنونم.
    پاسخ
    احسان جان عزیز و نازنینم
    قبل از هر چیز ضایعه از دست دادن بهترین دوستان و عزیزانت رو در سانحه توپولف ارمنستان به شما و خانواده محترمت تسلیت می گویم
    پسرم من پاسخ این کامنت شما رو همون دیروز دادم .. چشم یک بار دیگر هم می نویسم .. پرسیده بودی چرا 20 تن بنزین به این هواپیما زده شده بود ..!!؟
    احسان جان از نظر علمی بگم .. چه 10 تن بنزین داشت ، چه 5 تن و حتی اگه یک گالن هم داشت ، با اون سرعتی که به زمین برخورد کرده بود ، چیزی باقی نمی گذاشت .. چون در همون پست مربوطه و پست بعدی اش توضیح دادم که بر اثر چه فرمول و خواص فیزیکی این گونه پودر می شود .. به این انفجار پرشرایز رو هم اضافه کنید ..
    اما حالا چرا 20 تن سوخت زده بودند .. !!؟ پسرم بهای سوخت در سایر کشور ها بی نهایت گران است .. و اگر شرکتی مجبور شود در خارج سوخت گیری نماید .. جز ضرر هیچ چیزی عایدش نمی شود .. و مجبور است قیمت بلیط رو افزایش دهد .. به همین دلیل هواپیماهایی که به کشور های همسایه پرواز می کنند ، مخازن خود رو تا خرخره پر از سوخت می کنند تا نیاز به سوخت گیری در خارج نداشته باشند
    همان طور که گفتم .. هیچ توفیری در شدت ضربه وارده نداشته است ..
    با تشکر از شما

    سلام كاپيتان عزيز!!!
    يادتون هست در مورد اليوشين چي گفتم!!!
    اين حادثه تا حدودي به خير گذشت !!
    ولي باز هم ميگم نبايد ما از اين هواپيما چون ارزان هست استفاده مي كرديم كه اين تصميم اشتباه بود!!!
    يك سوال هم داشتم چرا كاپيتان شركت ساها بدليل اينكه تعداد زيادي هفت صدو چهل وهفت داره تعدادي از اونهارو براي جابجيي مسافر استفاده نميكنه با توجه به اينكه مرتبا اور هال ميشن و فكر كنم ساعت پروازيشون نسبتا پايين باشه؟
    با تشكر!!!
    موقعيت خشتكه ننه حسن!!!
    پاسخ
    فرزاد عزیز و نازنین
    بله یادمه عزیزم .. همه یادشونه .. اما کو گوش شنوا ..!!؟ از آن جا که
    این روزها خبر های مرتبط رو پی گیری می کنم .. ، شنیدم صاحبان شرکت های خصوصی برای سود دهی بیشتر مخصوصآ هواپیماهای قدیمی با عمری نزدیک به سی سال رو اجاره می کنند که براشون سود داشته باشه .. اما سخن اصلی این است چرا شازمان هواپیمایی کشور بر این گونه اعمال نظارت نداشت !!؟ البته قصد دارم در یک پست به خیلی از این گونه قضایا بپردازم
    در مورد ساها .. باید بگم هواپیماهایی که اشاره کردی .. مربوط به خود نیروی هوایی است .. و در مورد تصمیم به استفاده کردن جامبو ها و اختیارات ساها چیز خاصی نمی دونم .. ولی با این اتفاقات ناگواری که رخ داده است .. احتمالآ تجدید نظر خواهند کرد .. !!
    ممنون از شما
    نزدیکی های خشتک ننه حسن هستم

    سلام اقا بهروز
    ديروز مراسم باشكوهي براي تيمسار دادپي برگزار كردند گر چه هر قدر هم با شكوه باشه باز هم در مقابل خدمات ايشون كمه.
    همه اومده بودن مخصوصا خيلي از همقطاران قديمي ايشون كه الان سالهاست بازنشسته شدن . مخصوصا از قهرمانان جنگ نظير تيمسار ضرابي تيمسار عتيقه چي و خيلي هاي ديگه از تيمسار هاي بازنشسته كه خيليهاشون از شاگردان ايشون بودند. گروه موسيقي نيرو هوايي هم اومده بود و مارش نظامي و احترامات خاص نظامي براي ايشون برگزار شد . خيلي چشم هام دنبال شما بود كه ببينمتون اما اين جوري كه متوجه شدم دير متوجه شديد و نيومديد متاسفانه پل ارتباطي جز ايميل نداشتم كه خبرتون كنم از همون ابتداي با خبر شدنم كه شايد حدود چهار پنج دقيقه از سانخحه بيشتر نگذشته بود اولين كسي كه به ذهنم رسيد كه بايد با خبرش كنم شما بوديد كه جز ايميل هيچ راهي پيدا نكردم اونم كه بعد از چند روز خونديد... به هر حال شديدا براي از دست دادن ايشون حسرت ميخورم چون به نظرم مديري بسيار توانا بودن .
    اين جوري كه جنازه ي ايشون رو ديدم تقريبا جنازشون سالم بود. البته بنده بيشتر چهره و صورت ايشون رو داخل قبر ديدم كه سالم بود.قصد داشتم از جنازه ي ايشون هم عكس بگيرم كه به نظرم رسيد از نظر اخلاقي درست نيست لذا فقط دو سه تا عكس شخصا از مراسم گرفتم كه براي شما و خوانندگان عزيز اپلود كردم :
    عكس اول :

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/dadpey/1.JPG

    عكس دوم :

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/dadpey/2.JPG

    عكس سوم :

    http://zibayehpenhan.persiangig.com/image/dadpey/3.JPG

    ضمنا جهت اطلاع خوانندگان سايت مراسم ترحیم تیمسار خلبان مهدی دادپی در روز سه شنبه ششم مردادماه از ساعت 4 تا 30: 5 بعد از ظهر در مسجد جامع شهرک قدس(شهرك غرب ) واقع در شهرک قدس (فاز سوم) ابتدای خیابان حسن سیف برگزار می گردد.
    پايدار باشيد و برقرار ...
    زيباي پنهان ( مسعود )
    پاسخ
    مسعود نازنینم شرمنده که دیر کامنت و ای میل های شما رو دیدم
    پسرم به قول شما هر چه هم مراسم با شکوه باشد .. یک صدم هم ارزش خدمات شایان او رو نداره .. مسعود جان عزیزم .. من با شما یک کار خیلی مهمی دارم
    ممنون می شوم که یک ای میل به من بزنی .. اگه شماره تلفن هم داری محبت کن .. تا با شم سریع تماس بگیرم .. یا من شماره ام رو می دهم تا شما زنگ بزنی
    منتظرم

    سلام عمو
    رسیدن بخیر
    کرج خوش گذشت؟
    عمو این ایلیوشین ها دیگه چیند؟مگه این هواپیماها فقط مدلهای باری نداشتن؟
    میتوتینید یه کمی راجع به این ایلیوشین های 62 مخصوصآ فرمیشن عجیب و غریب موتورهاشون توضیح بدید؟
    ارادتمند : بابک معترض
    پاسخ
    بابک عزیز و نازنین
    راستش رو بخواهی اون ایامی که من افتخار خدمت و پرواز در نیروی هوایی رو داشتم ، هنوز این عتیقه ها وارد ایران نشده بود !! به همین دلیل من اطلاعات کاملی از ان ها ندارم .. ولی مطمئن هستم که خیلی از دوستان اگاه به مسایل هوانوردی ، حتمآ پاسخ شما رو خواهند داد
    ممنون از شما

    استاد گرامي سلام
    اميدوارم حالتون بهتر شده باشه. سانحه پشت سانحه. متاسفانه تو همين 2 روز حداقل 3 تا پرواز هم پس از بلند شدن دوباره مجبور شدن بعلت نقص فني به فردگاه برگشته و بشينن. البته خود شما هم كاملا آگاه هستيد كه عمر بالاي ناوگان هواپيمايي ما چه در بعد غير نظامي و جه در بعد نظامي علي رغم همه گونه پيش بيني و رعايت دستورالعملها و كار كشته بودن خلبانها باعث شده كه خطوط وايي ما بيشتر از ساير كشورها مستعد به بروز سانحه باشه. اما سوال مهمتر اينه كه ما اجازه خريد هواپيماهاي با عمر كمتر از 3 سال بدليل تحريم نداريم اما متاسفانه مسئولين رده بالاي ما در اين چند سال هيچ هواپيمايي با عمر 3 يا 4 يا حتي 5 سال هم به ناوگان هواپيمايي كشور اضافه نكردن و هيچ كس هم دليل اين كار رو نميدونه و حتي اگر هم بپرسيم پاسخي نداره.حتي دريغ از يه عذر خواهي يا استعفا چيزي كه در بسياري از كشورها يه اصله و نه يه رسم.
    پاسخ
    امیر جان نازنین متآسفانه همه اخبار این روزهای صنعت هوانوردی رو می خوانم و می دونم قضیه از چه قراره .. !! در مورد عمر بالای هواپیما ها بایستی حسابی و کارشناسانه بحث و تحلیل کنیم .. اما در باب تحریم هواپیماهای غربی .. من شنیده ام که حد اکثر تا هشت سال است .. یعنی می تونیم هواپیماهایی با این سابقه عمر خریداری کنیم .. امیر جان .. صبر کن تا نتایچ رسمی اعلام بشه .. خودم تحلیل کاملی در این زمینه ارایه خواهم داد .. ممنون

    سلام عمو .
    دیشب فیلم حمله به اچ سه را گذاشت.
    توی مدت زمان فیلم همش یاد شما می افتادم دم به دقیقه.
    همینطور در بین فیلم خاطراتتون توی ذهنم تداعی میشد.
    عمو جون نبینم ناراحت باشی.
    چه توی دنیای مجازی(اینترنت) چه توی دنیا ی غیر مجازی نامرد زیاده . به دل نگیرید.
    بالاخره هر کسی باید رذالت خودش رو جوری ثابت کنه . چه دنیای مجازی و چه واقعی.
    البته من منظورم امیر نیست منظورم بانیان این کار هست.
    در نهایت ضمن ابراز تاسف .شادی روح سرتیپ دادپی رو از خداوند منان خواستارم و همچنین تمامی کسانی که در این رابطه جون خودشون رو از دست دادند.

    ***عمو خاطراتتون فراموش نشود***
    ارادتمند شما نوید-چ
    پاسخ
    نوید عزیز و نازنینم
    خوشحالم که جوانان این مرز و بوم به افتخارات برادران ارتشی ارزش قائل شده و به تماشای گوشه ای از شاهکار های جنگ هشت ساله می نشینید
    نوید جان از این که به فکر حقیر بودی .. سپاسگزارم
    در مورد سوء تفاهم پیش امده ، امیر اصلآ تقصیری نداشته است .. اون طفلک برام نوشته بود که برایش ارسال شده بود .. به هر حال با شنیدن خبر سانحه هواپیمای تیمسار دادپی ، همه غم و غصه خودم رو فراموش کردم .. .. واقعآ حیف شد .. کشور ایران بزرگ مردی رو از دست داد که لحظه ای از خدمت به مردم دست نکشید ..
    نوید جان ببخشید با تاخیر پاسخ کامنت ها رو می دهم .. چون حالم اصلآ خوب نیست

    سلام كاپيتان
    از صميم قلب از بابت از دست دادن تيمسار دادپي ناراحت شدم . البته من قبلا ايشان را نميشناختم و از طريق شما با ايشان اشنا شدم واقعا خدايش بيامرزاد . تنها كاري كه از دستم بر ميايد اين است كه فاتحه اي نثار روح بزرگوارش كنم
    پاسخ
    ممنونم عباس عزیز
    خدا اموات شما رو بیامرزه .. همه می دونند چه انسان بزرگواری بود
    حیف .. و صد حیف که دیگر در بین ما نیست
    روحش شاد

    جناب آقای مدرسی
    گویا تقدیر شما چنین رقم خورده است که در زندگیتان شاهد از دست دادن پیاپی دوستان و همکاران و اساتید خود باشید. این سانحه را به شما و خانواده تیمسار دادپی تسلیت می گویم و امیدوارم دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم که افرادی چون تیمسار دادپی سرمایه هایی هستند که حاصل سالها سرمایه گذاری بخش های مختلف کشور برای ساختن چنین مدیرانی است و از دست دادن آنها لطمه بزرگی به کشورمان وارد می کند.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب آقای خادم
    بله عزیزم .. اشاره به نکته ای حساس و جلب فرمودی
    واقعآ فقدان چنین مدیری توانا و با سواد در صنعت هوانواردی ضایعه جبران ناپذیری است .. خدا اموات شما رو هم بیامرزه
    روحش شاد

    سلام اقای مدرسی.چطور هستین؟؟نوه های نازنین خوب هستن؟خیلی نگرانتون شدم فکر کردم شاید دیگر ننویسید.مخصوصا بعد از خوندن نوشته تون در انتهای پست قبل.من مطمئنم کسی قصد سرکار گذاشتن شما را نداشته این تصاویر اشتباهی مدتی دست بدست میشد و فقط کساییکه فیلم را دیده بودند متوجه اصل مطلب میشدند حتی در سایت تخصصی هوافضا هم به تصور اینکه واقعی است این تصاویر را گذاشتند و رویش بحث هم کردند تا اینکه بعد فهمیدند فیلم است.اینه که فراموشش کنید یا میخواهید ان پست را پاک کنید.اعصابتون را بخاطر ان ناراحت نکنید.خدا تیمسار دادپی و سایر کشته شدگان را هم بیامرزه.
    واقعا خواب کشته شدنش را شب قبل دیده بودین؟!
    پاسخ
    دختر کجایی .. !!؟ باور کن نگرانت شده بودم
    اگه این کامنت رو نمی گذاشتی .. حتمآ در حرف های خودمونی پست بعدی رسمآ نگرانی ام رو اعلام می کردم .. خدا رو شکر کامنت ات رو می بینم
    دخترم در باب تصاویر .. بله واقعآ نمی دونستم .. ناراحتی من از این جهت بود که اشتباهی کی از پست های اماده ام رو که خیلی هم رویش زحمت کشیده بودم ، رو پاک کردم
    بقدری فشار روحی بابت حذف پست به من وارد شد .. که اسباب اثاثیه شخصی ام رو جمع کرده و راهی کرج شدم .. باور کن از سایت و حتی از خودم متنفر شده بودم .. !! اما هنوز یک روز از حضورم در کرج نگذشته بود .. که خبر دردناک سانحه هواپیمای تیمسار دادپی رو شنیدم .. به جان نوه هایم از فردای آن روز ( چون مطمئن نبودم ، آقای مهندس فضلی پیامک فرستاد ) قلبم بد جوری درد گرفته و ول کن هم نیست .. من بد تر از این هم تحمل کرده بودم .. و در نهایت با چند ساعت خوابیدن حالم خوب می شد .. ولی با وجود گذشت چند روز ، هنوز هم درد قلبم افزایش یافته ... و اعصابم برای از دست دادن تیمسار خرد است .. امروز راه افتادم تا به مراسم اش بروم .. اما نتوانستم .. حالم خیلی بدتر شد .. در مورد خواب .. بله .. سه چهار روز قبل از سانحه خواب دیدم در اتش است .. به جناب کاپیتان حسین جاوید پور شاهد است که زنگ زدم ... ظاهرآ نشنید .. روز بعدش هم اون بنده خدا چند بار زنگ زده بود من متوجه نشده بودم .. می خواستم تلفن تیمسار رو بگیرم و بهش بگم پرواز نرو ... حیف .. افسوس
    ببخشید دخترم که با تآخیر پاسخ کامنت ها رو می دهم
    مواظب خودت باش

    استاد سلام
    آن گل که میدهد به بوستان صفا
    گلچین روزگار امانش نمیدهد

    استاد از پاسختون به اون دوست ارمنی متشکر . پاسختون روشنگر بود

    فقط همین
    متشکر
    پاسخ
    علی جان عزیز و نازنین
    با تشکر از پر مهرت .. راستش در مورد پاسخ مورد نظر شما که اشاره فرمودی هیچ چیز یادم نمی اید .. به هر حال لطف و محبت و دقت نظری شما رو می رساند .. که سپاسگزارم

    سلام سلام سلام

    سلام بر کپتن گل خودم که فقط باید براش احترام نظامی بزارم...شتلق

    بعد از دوری از خانه و اینترنت اول از همه توی سایت شما آمدم:

    1-درباره پست قبلی ناراحت نشید...بالاخره هستن افرادی که چشم دیدن شما رو ندارن و این نشون میده که شما واقعا فرد موفقی هستید (به فال نیک بگیرید لطفا)

    2-خیلی خیلی ممنونم از این پستتون...واقعا خوب و عالی بود...چقدر خوبه که شما ایشون رو از نزدیک میشناختید...وچه اطلاعات خوبی رو ارائه کردید...ممنونم

    3-عکس مطلب آیندتون (گریز از سانحه مرگبار) خیلی عالی و هیجان انگیز شده!!! دلمون ضعف رفت این عکس رو دیدیم! تا جون به لبمون نکردین پست رو بزارین دیگه!!! شوخی شوخی یه فوتوشاپ کار حرفه ای شدین!

    4- ببخشید که غیبتم زیاد شد - توی این هاگیر واگیر میخواستم شما رو یاد یه مطلب احمقانه بندازنم...میدونم که حالتون خوب نیست ولی شاید بخندین:برای خونه تون کارگر نمی خواین؟! منظورم همایش بود که میدونم هیچ وقت به دیدار شما نمی رسم...حداقل بیاین توی یه نمایشگاه تا شما رو زیارت کنیم...فیلم دوباره یاد هندوستان کرده پس چی شد؟نمی خواین یاران غارتون روببینید؟!

    شتلق با احترام فراوان
    پاسخ
    با پوزش از تاخیر ، به دلیل نامساعد بودن حالم ، در فرصتی مناسب جواب خواهم داد

    سوال من درباره eject مسافرین بود که گفتین جوابشم آماده کردین ! یادتون اومد ؟
    پاسخ
    بله فرید جان یادم اومد ..
    با پوزش که با تاخیر جواب می دهم
    فرید عزیزم .. تصور کن این امر عملی بشه .. و همه مسافران قادر باشند با چتر نجانی که به خود بسته اند در لحظه خطر به بیرون پرتاب شوند .. فکر می کنی چه موانعی سر راه است !!؟
    همین الان روی زمین و در حالی که هواپیما خاموش است . اگه اعلام بشه سریع تخلیه شود .. فکر می کنی چند نفر زیر دست و پا له و کشته خواهند شد !!؟
    به پیر زن ها و پیر مرد ها و زن های حامله و کودکان خردسال فکر کن .. ان ها چی !!؟
    در لحظه ساکن بودن هواپیما برای پرهیز از اتش سوزی خیلی ها گیر می افنتد . چگونه در حالی که هوپیما با سرعتی نزدیک به صوت پرواز می کند ، مسافران قادر به پرش باشند !!؟
    در های هواپیما به خاطر پرشرایز باز نمی شوند .. مگه در ارتفاع پائین باشند
    اموختن فن چتر بازی نیاز به هزینه های زیادی است ... وزن چتر های نجات در هواپیما باعث این می شود که کسی بار حمل نکنه .. !!
    بر فرض همه این ها رو حل کردیم .. از کجا معلوم است که کی باید بیرون بپرند !!؟ از طرفی اغلب حوادث و سوانح هوایی ناگهانی و در کم تر از چند ثانیه است .. چطوری مردم متوجه شده و اماده شوند
    اما به قول یکی از دوستان ممکنه همه این وانع برای نسل های بعدی برداشته شود .. ممنون از شما

    سلام. می‌شه نظرتون رو در مورد این مطلب بفرمائید؟ اگر درست باشه، ریشه خیلی از این مشکلات رو می‌شه تشخیص داد:

    http://jahannews.com/vdcaeynm.49na615kk4.html
    پاسخ
    علی جان عزیزم .. ممنون از کامنت و لینک ارسالی
    بله پسرم می تونه حقیقت داشته باشه
    شما اگر اجازه دهید .. بعد از اعلام نتایج رسمی .. من طبق مستنداتی که به دستم رسیده است ، تحلیل کاملی از وضعیت شرکت های خصوصی ارایه خواهم داد
    با تشکر مجدد از شما

    "ولی مطمئن هستم یکی از موارد فوق در عامل سانحه دخیل بوده است"

    یعنی‌ چی‌؟ کاپیتان

    باز دوباره خلبان مقصر شد. خیلی ممنون از بحث کارشناسی که کردید اما این قدر با اطمینان حرف زدن خیلی جالب نیست.

    شکی نیست که که اگر طراحی این هواپیمها درست انجام شده باشه و قطعات اون فرسوده نبودن در صورت هم چین وضیعتی که گفتید باید تحمل شک ناشی‌ از ضربه رو ارابه فرود داشته باشه به علت میس اپرچ که ممکن خلبان داشته باشه

    پاسخ
    آقا من غلط می کنم که تا قبل از اعلام رسمی مسئولین مربوطه سخنی گفته باشم
    لحظه ای که این مطلب رو نوشتم ، رفرنس من سخنان آقای ایلخانی بود
    ضمن این که من گمان می کردم از باند خارج شده است .. اما حالا به گفته شاهدان عینی از انتهای باند خارج شده است ، وضع فرق می کند !!
    به هر حال من به هیچ عنوان قضاوت نکرده ... و احتمالات را که ممکنه باعث خروج هواپیما از باند بشه رو مطرح کردم .. همین
    ضمن این که مدارکی برای من ارسال شده است .. که حتمآ بعد از اظهار نظر رسمی مسئولان ، آن ها رو رو خواهم کرد
    آقا فرهاد عزیز .. زمانی با اطمینان تلقی می شود که انگشت روی یکی از گزینه ها گذاشته و بگویم به این دلیل این اتفاق افتاد .. اما وقتی که اصلآ کاری با این سانحه ندارم .. و احتمالات خروج از باند رو مطرح می کنم .. چه چی ان جالب نیست !!؟ این هواپیما از طرفین باند خارج نشده بود که این تحلیل کلی رو به ان ربط می دهید حالا که این طور شد .. منتظر تحلیل بنده بعد از اعلام نتایج از منابع رسمی ، باشید
    ممنون از شما

    کاپیتان سلام،

    در مورد اون فایل یوتیوب که گذاشتید از فرودگاه هنگ کنگ باید بگم که اون فیلم مونتاژ شدست و خیلی از صحنهای نشستنش مربوط به کراس ویند لندینگ هست .
    پاسخ
    دوست عزیز و گرامی
    من قصدم نشان دادن فرودگاه و تمرین های خاص خلبانان برای فرود در چنین مکان هایی بود .. کاری به ماهیت فیلم و این که کراس ویند لندینگ ندارم
    به عبارتی .. قصدم نشان دادن سختی های یک فرود بود
    ممنون

    با عرض سلام وخسته نباشید.

    و باز هم حادثه ای دیگر! متاسفانه ......
    .......
    .......

    با تشکر!!
    پاسخ
    دوست عزیز و گرامی
    با پوزش فراوان از این که نمی توانم کامنت شما رو منتشر کنم
    من به شما حق می دهم .. و حرف های شما هم منطقی است
    اما در شرایط فعلی که کشورمون نیاز به آرامش داره ، قبول بفرمایید این گونه سخن گفتن سبب دلسردی بقیه پرسنل پروازی و حتی مسافران می شود .. من بزودی تحلیلی جامع از وقایع پشت پرده منتشر خواهم کرد
    باز هم از شما عذر خواهی می کنم

    سلام قربان...ضمن عرض تسلیت باید به عرضتون برسونم که دیروز در روزنامه ی جام جم نوشته بود با برسی نوار مکالمات داخل کابین خلبان مشخص شده که خلبان با رئیس شرکت اریا تور (مرحوم دادپی)جر و بحث میکرده و تمرکز کافی نداشته!!!! خدا میدونه...این هفته روزنامشو واستون میارم.راستی اونارو نگاه کردین؟چطور بود؟شاد وسلامت باشید...جاوید ایران........
    پاسخ
    ممنون پیام جان
    من در حال نگارش پست جدیدی از مسایل پشت پرده و شلوغی ادعا شده در کابین ایلوشین هستم ... این پست حاصل تحقیق و گفت و گو با خلبانان و کارشناسان است
    در مورد فیلم ها .. همان طور که گفتم .. تا همه اش رو نداشته باشم .. به من نمی چسبه .. !! البته فقط یک بخش از قسمت اول رو از روی کنجکاوی دیدم ، بی نهایت عالی بود
    دستت درد نکنه .. به امید خدا جمعه می بینمت
    تا بعد

    سلام جناب مدرسي

    در مورد فرود اين هواپيما بايد عرض كنم طبق مشاهدات يكي از دوستانم در صحنه حادثه اين پرواز قبل از فرود به دليل ارتفاع و سرعت نسبتا زياد يك بار go around كرده و در فرود دوم هم با ارتفاعي بالاتر از حد طبيعي لندينگ كرده . 3 قطعه عكسي هم از اين هواپيما چند ثانيه قبل از لندينگ گرفته كه در كامنت بعدي براتون مي فرستم .

    ممنون
    پاسخ
    ممنون دوست بزرگوار
    حق با شماست .. من فقط به سخنان رئیس هواپیمایی استناد کرده بودم .. و تصورم این بود از طرفین باند به بیرون رفته است
    در صورتی که بعد از نگارش مطلع شدم از انتهای باند خارج شده که قضیه فرق می کند .. خوشبختانه من هیچ تحلیلی در این باب ارائه نداده ام .. و طبق عادت همیشگی منتظر اعلام نظر رسمی می مانم
    ممنون از شما

    با عرض سلام خدمت پدر بزرگوارم جناب آقای مدرسی
    دردنامه یا دل نامه!!
    در پائین قسمتی از گفتگوی من با شما رو در پست های قبلی بلاگتون آوردم و نتیجه گیری این گفتگو رو به عهده بینندگان فهیم بلاگتون و از طرفی هموطنای گل خودم قرار میدم


    سلام جناب
    هرکسی دوست داره طرف مقابلش رو اگه دوست داره، هرجوری که بخاد صدا کنه شما میفرمایید نگوو باشه چشم،، ولی از قدیم گفتن در دروازه.....wink....
    مرسی از توضیحاتتون
    ولی نمیدونم چرا هرکدوم از شما بزرگترا که ..... به جوونی بند می کنید!! بابا بخدااگه مام جوونیم، از نوعه با فهماشیم
    بنده دانشجوی دکترای مکانیک هستم، فکر نمی کنم اینقدر نادانم باشم فرق کلمات رو متوجه نشم!( بی گناه سرش بالای...) ولی خارج از این حرفا ما شما رو خیلی دوست داریمم، به هزارو یک دلیل واقعییییی
    حتما کارتون رو ادامه بدبد...مرسی جناب مرسیییی
    پاسخ
    دوست عزیز و فرهیخته
    اگه بگم غلط کردم چطور ..!!؟ باورت می شه
    اگه قلبآ اعتراف کنم .. آدم پست و منافق و بی شرف هستم راضی می شی ؟
    اگر بگم تا حالا تظاهر می کردم .. و دشمن این آبو خاک هستم و ضد مردمی ام باور می کنی .. یا باز این داستان ادامه داره
    آقا .. من اصلآ انسان نیستم .. خیال خودت رو راحت کن .. یه گه ای خوردم .. ول کن نیستید .. هی بیگناه با گناه رو علم کردید
    من یک ادم پست فطرت ضد مردمی منافقی هستم .. که تا حالا فیلم بازی می کردم .. ولی یهو ناخواسته مواضع ضد خلقی و مردمی خودم را برای شما انسان های مبارز و فهمیده رو کردم .. اصلآ من یک خائن به این مملکت و وطن هستم .. هر وقت قدرت رو دست گرفتید .. نسل من را بر اندازید ... ای بابا خفه ام کردید .. چند بار از این بدتر به خودم ناسزا گفتم .. باز راحت ام نمی گذارید
    اگه به جای تشکر از پلیس و قاضی آدم کشته بودم .. تا حالا آزادم کرده بودند ..
    چطوری بگم کاری کردید از هر چه وبلاگ و سایت است متنفر بشوم
    به شرفی که شما فکر می کنید ندارم .. بقدری از سایت و نوشتن خاطرات و این داستان ها بی زار شده ام .. که از هر چه کامپیوتره حالم به هم می خورد ..
    جان عزیزاتون بی خیالم شوید .. من که امشب تصمیم دارم کامپیوترم رو جمع کنم .. تا بعد چی پیش خواهد آمد ...


    جناب آقای مدرسی این جواب من بود؟ انتقادهای یک پسر از پدرش باید اینطوری جواب داده میشد؟
    خدا شاهده برای حفظ حرمت شما دوست نداشتم دیگه کامنتی در بلاگتون قرار بدم! گفتم شاید اصلا از من خوششون نیومده و چرا باید خودمو سبک کنم بیام الکی رو در روی پدرم قرار بگیرم، ولی وقتی دیدم چند نفر از دوستان گل فهمیده خودم بدون اینکه کامنتهای قبلی من رو خونده باشن و با یک نتیجه گیری سریع از طرز صحبتهای شما بنده و خانوادم رو بخصوص پدرم که روحش هم از این قضیه خبر نداره، به باد انتقاد و فحاشی قرار دادن، این حق رو برای خودم محفوظ دونستم به این افراد آموزش دیده انتحاری که نمی دونم چرا وارد بحثی شدن که هیچ کس حتی اونها رو مورد خطاب قرار نداده بود ،گوشزد کنم که این بحث فقط و فقط بین من و جناب آقای مدرسی بود و هیچ ربطی به هیچ فرد استشهادی نداره که خودش رو دلسوز یک شخص شخیص و سپر بلای اون قرار بده! از شمام آقای مدرسی به عنوان یک فرد فرهنگی انتظار داشتم با قضیه فرهنگی برخورد کنید، نه با این افراد همصدا بشید!!

    جناب آقای مدرسی دلیل اصرار من به عذرخواهی نه برای عذرخواهی و نه برای خودم بلکه فقط و فقط برای این بود که خدایی نکرده صحبت های ایهام دار باعث القای این حس نشود که فلانی هم که یک آدم دنیا دیدس و کوله باری از تجربه داره، اون هم از ماست.
    البته بنده به عنوان یک پای ثابت بلاگ شما که بارها تشکر کردم از شما و احیانا تشویق کردم شمارو به ادامه راهتون، از شما انتظار بیشتری داشتم و وقتی دیدم که براحتی از کنار این قضیه رد شدید به ناگاه یاد خیانت های نسل پدرانم افتادم که در حق نسل من و ما انجام دادن،از پیروی کور گرفته تا گروگان گیری تا ادامه دادن 8 سال جنگ خانمان سوز و بی نتیجه و یا دیکتاتورپرستی که نتیجه اش تیشه به ریشه زدن این آب و خاک و نظام بود!

    و اما جواب هموطنای گلم:

    آقای امیر666 من بی ادب هستم؟ من بی احترام هستم نسبت به بزرگترم!؟ دوست دارم این مطلب رو به شما گوشزد کنم که روزانه صدها نفر از سراسر دنیا به این بلاگ سر می زنند و بخاطر دلایلی که در بالا عرض کردم دوست ندارم مردم دنیا رو ما حساب دیگه ای بکند و همیشه دوست دارم اسمی نیک از کشورم به جای بذارم..هرچند انتقاد مودبانه من بخاطر تعلق خاطرم به مطالب این بلاگ و سعی در بهبود آن و همه گیر شدن اونه!

    جناب آقای مدرسی فرمودند:

    متآسفانه با ورود فرهنگ بیگانه به کشور بعضی ها توهین و تمسخر بزرگ تر های خود رو افتخار دانسته و خوشحالند .. خدا رو صد هزار بار شکر که بنده به هیچ عنوان ادعای بزرگی نکرده و همیشه خود رو مخلص همه دوستان و هموطنانم دانسته و قلبآ عاشقانه دوستشون دارم
    شما فراموش نکن .. اگه به هر کسی احترام بگذاری ، خودت بالا رفته و قرب و منزلت خودت بالا می رود

    بنده: کجای صحبتهای من بی احترامی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟صحبت از کدوم فرهنگ بیگانه هستش؟؟کجا تمسخر وجود داشت؟آیا با فرافه کنی میشه اصل موضوع رو پاک کرد؟؟؟؟؟

    علی آقای کدخدایی دوست بسیار بسیار گلم فرمودند:

    به طور مكرر خدمت شما عرض نمودم كه نياز نيست اصلاً شما با سلامتي و روح و روان خود بازي كنيد ، به خدا بزرگترين تنبيه و بدترين فحشها به افراد مغرض و بي شعور چه بي سوادش و چه با سوادش اونم از نوع دانشجوي دكترا و .... سكوت است .
    شما كامنت اين افراد را بخاطر روح دموكراتيك بودنتون منتشر كنيد ولي پاسخگوي‌اش اصلا با من، پدر اول و آخرشونو مي‌سوزانم . شما چرا با اين حالنون و وضعيت قلبتون عصباني و نارحت مي شويد.
    آقاي من شما فقط آرامش خودتونو حفظ كنيد . خداييش با اينكه بنده هم نسبت به اون آقايي كه شما ازش طرفداري كرديد نظر مثبتي نداشتم ولي سعي كردم نقدي منصفانه بنويسم و شما هم قبول كرديد ، زيرا با شيوه نگارشم آشنا هستيد و قبل از اينكه همديگر را از نزديك ببينيم آنقدر به بنده اعتماد كرديد كه شماره خودتونو به من داديد ، پس مي شود افراد را با نحوه نگارششون شناخت (البته تا اندازه‌اي) وقتي مي بينيد يارو داره اراجيف ميگه بفرستيدش تو زباله دان و جوابشم نديد والله به خدا گفتم از صدتا فحش براش بدتر خواهد بود البته زيركامنتش هم بنويسد جواب ابلهان ... است اونوقت ما خود حديث مفصل خواهيم خواند از اين مجمل.
    خداييش اگر يكدفعه ديگر عصباني شويد و نارحتي كنيد با اين با ميشه چند بار(چشششمك).

    علی جان بسیار جالبه شمایی که لطف کردید و بنده رو بی شعور و بی سواد و ... خطاب کردید، بد نیست بدانید که نقد بنده عاری از هرگونه بی احترامی به دیگران و بکار بردن الفاظ زشت و زننده بود ولی با این حال من اراجیف بافم؟؟!!
    علی گل، خوبه بازم بدونی که از شما انتقاد می کنم نه به خاطر خودم بلکم بخاطره بی احترامی به پدرم!!! بله پدرم!! پدری که جدا از حق پدری 30 سال برای نیروی هوایی ایران زحمت کشید (الان هم داره 30 سال دوم رو مثل آقای مدرسی در حوضه فرهنگ سپری می کنه)و اون زمانی که شما و خانواده محترمتون در پناهگاه زندگی می کردید، ایشون بدور از خانواده و در زیر باران بمب و موشک صدام و صدامیان به خدمت در راه وطن مشغول بود، تا خدایی ناکرده صدای خنده شما در پناهگاه ها قطع نشه! براستی که اگر امثال ایشون نبودن، آل آقا ها و عباس دوران هارو نمی شناختیم!!بگذریم که ایشون رو بعد از اینکه تازه از پایگاه گرمسیر بوشهر برگشته بودند بدلیل مخالفت با دست بالایی ها(بخوانید فرمانده)بخاطره دزدی از انبارهای نیروی هوایی و تعویض ابزارآلات امریکایی با نوع چینی و تایوانی، اون رو منتقل کردن (کاملا غیر قانونی)به پایگاه وحشتناک چابهار همراه با 4تا بچه و یک مادر پیر(بخونید تبعید)!و بگذریم که با وجود این همه جانفشانی در آخر هم حق و حقوق اون رو بطور کامل ندادند و اون رو هم بالا کشیدند؟! حالا کی تیشه به ریشه این نظام و مملکتم زد؟ کی؟ بگذریم که وقتی نیاز به ده میلیون برای عملش داشت، هیچ ارگان و یا سازمانی دست یاری به سمت پدرم دراز نکرد!...
    و حالا علی آقا چگونه است که شما به خود حق میدی ایشون رو بسوزونی؟؟؟؟؟؟؟
    ولی از شما آقای مدرسی انتظار داشتم که با محکوم کردن ایشان، راه را برای دیگران نیز ببندید، ولی با کمال تاسف شما هم همراه ایشان شدید، انگار که بنده مسبب تمام مشکلات بوجود آمده برای شما و بلاگ نازتون هستم که با وجود این همه عدله روشن من رو به پیروی از حس جوانی متهم کردید!!

    بد نیست درمورد پایگاه هوایی چابهار بگم: ابتدا قبل از انقلاب:این پایگاه قرار بود بزرگترین پایگاه هوایی در شرق کشور باشد که همراه با بزرگترین پایگاه زیردریایی می بایستی عملا امنیت کامل رو در شرق کشور محیا می کرد!!!!!!!!!!و همچنین راه را برای نفوذ ایران به اقیانوس هند و دوردست ها باز میکرد تا شاهد کشتی ربایی نمی بودیم!!ولی بعد از انقلاب بدلایلی که خود بهتر می دونید این امر میسر نشد و پایگاه هوایی، تبدیل شد به پایگاه موش و سمور و تبعیدی ها! بطوری که ما روزی فقط 2 ساعت آب داشتیم،آن هم قطره ای!! بگذریم از وجود هزاران نوع مارو عقرب و رتیل و اینکه بخاطر کمبود مواد دارویی و بیمارستان مناسب مادربزرگم رو از دست دادم و هزاران زخم و رنج بر بدن خودم و پدر و مادرو خواهرانم وارد شد که هنوزم پاک نشده!پایگاهی که فقط یکی مثل اون وجود داشت و اون هم در ایالات متحده بود، این کجا و آن کجا؟؟

    بنده تعجب می کنم چطور کسانی که به خود حق می دهند چندین جمله افترا و تهمت به دیگران بزنند و البته چه آسان است این عمل زشت! کوچکترین زحمتی به خود نمی دهند که درمورد پایمال شدن حق و حقوق اولیه انسان ها در بیخ گوششون حتی 2 جمله بنویسند و برای شونه خالی کردن از آن به هزاران ترفند از قبیل: مراقبت از خانوادم و شغلم و کهولت سن و ... دست می زنند، که البته حقیقت در برابر خداوند همیشه روشن است..در جواب این عده یاد آیه شانزده تا نانزده سوره احزاب از قرآن کریم افتادم که می فرمایند:(ای رسول ما! منافقان را) بگو: اگر از مرگ یا قتل فرار می کنید، آن فرار هرگز به نفع شما نیست. چه آنکه اندک زمانی بیش از زندگی کامیاب نخواهید شد.
    ( ای رسول! به آنها) بگو: اگر خدا به شما به اراده بلا یا شری کند یا به اراده لطف و مرحمتی فرمآید، آن کیست که شما را از اراده خدا به خیر یا شر، منع تواند کرد؟ و هرگز خلق را جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهد بود.
    خدا از حال آن مردم که مسلمین را از جنگ می ترسانند و باز می دارند و به برادران خود می گویند: با ما متفق باشید( نه با مومنان)، به خوبی آگاه است و آنها جز اندک زمانی( آن هم برای نفاق و ریاکاری) به جنگ حاضر نمی شوند.
    آنها به هر نوع کمک مالی و غیره بر شما مومنان بخل می ورزند و اگر جنگ و خطری پیش آید آنها را چنان بینی که از شدت ترس، بر تو با چشمی که از بیم دوران می زند، نگاه می کنند، مانند کسی که از سختی مرگ حال بیهوشی به او دست دهد و باز وقتی که جنگ و خطر برطرف شد، سخت با زبان تند و گفتار خشن با کمال حرص و بخل مطالبه غنیمت می کنند، اینان هیچ به خدا ایمان نیاورده اند، خدا اعمالشان را( چون همه ریا است) محو و نابود می گرداند و این بر خدا آسان است.

    به هر حال سر شمارو درد نمی آورم و داستان رو همونطور که فرمانده بزرگ فرمودن به پایان می برم!!بنده نه از شما آقای مدرسی ناراحتم و نه از کس دیگری، خواهش من اینه که جواب این آدمه بی شعور، بی سواد و کسی که بزرگتر وکوچکتر حالیش نمیشه رو ندید و با جواب ندادنتون حداقل بهم اجازه بدید هرچند وقت مثل ایام قدیم که فقط در سایت شما نظاره گر بودم به سایت شما سر بزنم. در آخر هم این نکته رو یاد آور میشم که بنده با آنکه رای ندادم ولی خود رو ذره ای از موج سبز میدونم و با اینکه هر لحظه که از خانه به بیرون میرم امید برگشت ندارم! ولی حاضرم به خاطر جان فشانی های مدرسی ها جونم رو فدای این همه عشق به وطن کنم تا شاید دوباره برگردیم به پدران من، مدرسی ها و اون خلبان c-130 که نقش اساسی در انجام عملیات حمله به پایگاه الولید داشت و الان همسایه ماست و اون هم مورد بی مهری قرار گرفته و مانند مجنون ها به پیر و جون گیر میده!
    ولی نمیدونم به کجای کشورم نگاه کنم که گوشه گوشه آن در آتش فتنه داره می سوزه!؟ دیگه چه وطنی باقی مونده؟؟ خدای بزرگم ما از اول فداکار بودیم و حالا هم فداکاریم..فقط یک خواهشی دارم ازت... به تمام هموطنام ذره ای از نور معرفت خودت عطا کن..اللهی امین....

    نصر من الله و فتح ان قریب

    استاد ارجمند
    ايميل را چك بفرماييد

    امروز این خبر ناراحت کننده رو خوندم.
    http://alef.ir/1388/content/view/50335/
    متأسفانه از قهرمانان ملی، حمایت خوبی نمی‌شه.

    با سلام و درود خدمت شما
    سایت بسیار جذاب و عالی ایی دارید و امیدواریم همیشه در این راه ثابت قدم بوده و روز به روز پیشرفت كنید در صورت تمایل آماده ی تبادل بنر با شما هستیم.
    در صورت تمایل بنر ما را در وب خود قرار دهید تا ما نیز بنر شمارا قرار دهیم.

    با تشكر w w w . f i g h t e r . o r q . i r

    با سلام و تشکر بخاطر سایت واقعا جذاب و مفیدتان.
    یک سوال خدمتتان داشتم. آیا این قضایای سقوط و خارج شدن از باند میتواند بخاطر وجود دستگاههای ارسال پارازیت روی امواج ماهواره ای و به سبب آن ایجاد اختلال روی امواج رادیویی هواپیما در ارتباط با برج کنترل باشد. خواهشا جواب من بدهید.
    پاسخ
    بعید می دونم .. من این تحلیل رو در سایت مخالفان سنتی ایران یعنی توده های ها خواندم .. اصلآ ربطی نداره .. آن ها حتی اشکالات ریلی را هم به این امر نسبت دادند .. !! حقیقت مشخص خواهد شد

    سلام عمو بهروز عزیز
    کشته شدن مظلومانه هموطنان عزیزمان را در سوانح هوائی اخیر به شما وهمه دوستان تسلیت عرض می کنم.امیدوارم خداوند از تقصیرعاملان بی وجدان اینگونه حوادث نگذرد.
    عموجان من تقریباً هرروز و در دونوبت به محیط صمیمی سایت شما مراجعه می کنم. امیدوارم همیشه سلامت و شاداب باشید.

    (( از سایت هوافضا ))


    مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد .
    سوالات را بخوانید

    ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟
    الف) ۱۱۶ سال
    ب ) ۹۹ سال
    ج ) ۱۰۰ سال
    د ) ۱۵۰ سال
    او نمیتواند به این سوال جواب دهد

    ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
    الف) برزیل
    ب) شیلی
    ج) پاناما
    د)اکوادور
    حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

    ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
    الف) ژانویه
    ب) سپتامبر
    ج) اکتبر
    د) نوامبر
    این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

    ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟
    الف) ادر
    ب) آلبرت
    ج) جرج
    د) مانوئل
    خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

    ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟
    الف) قناری
    ب) کانگارو
    ج) توله سگ
    د) موش
    در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده!

    اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

    جوابها
    ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)
    ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه
    ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه
    ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت
    ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

    پاسخ
    ممنون اوالانچ جان .. بله خیلی جالب است .. قبلآ خونده بودم .. خیلی آموزنده است

    سلام
    از یک طرف شما دلتون نمیاد کامنت ها رو نخونین از طرفی ما دلمون نمیاد کامنت ننویسیم
    یه سوال دارم که هر وقت وقت داشتین جواب بدین
    آیا جهت وزیدن باد موقع فرود مهمه ؟ یعنی ممکنه برج مراقبت از خلبان بخواهد که در جهت مخالف باند فرود بیاد آن هم به دلیل جهت وزش باد؟
    ممنون
    پاسخ
    شهاب عزیزم
    از این که با تاخیر پاسخ شما را می دهم ، شرمنده هستم
    آخه می دونی .. غم تیمسار کمرم رو شکست .. بد جوری داغونم
    حق با شماست .. دلم نمی آید ارتباط ام رو با یاران همدل و صمیمی ام قطع نمایم .. ازطرفی نمی توانم پاسخ ها رو با دقت بدهم ..بگذریم
    در مورد وزش سمت باد .. بله باید حتمآ مخالف جهت وزش باد فرود آید .. اگر مسیر وزش باد که معمولآ از غرب به شرق است تغیر کند ، برج از خلبان می خواهد که از سمت دیگر باند فرود آید .. و گرنه باد اگه از پشت بورزد ، روی کنترل بعد از فرود تآثیر منفی می گذارد .. ممنون از شما

    سلام كاپيتان
    من از علاقمندان به تيمسار دادپي هستم و دوست دارم از سوابق پروازي ومهارت هاي فني ايشان در دوران خدمت بدانم با تشكر
    پاسخ
    محمد جان عزیز و نازنینم
    خدا به شما صبر عنایت فرماید
    پسرم همان طور که می دونی ، تیمسار از این که در باره اش حرف و سخنی گفته شود ، خیلی حساس بود .. من در طول پرواز و یا ساعاتی رو که در دفترش حضور می یافتم .. خیلی از زمان جوانی اش و زندگی اش برایم تعریف کرده بود .. و من چون اخلاق تیمسار خدابیامرز رو می دونستم ، مطلقآ به کسی باز گو نمی کردم .. نمونه این صفت و اخلاق اون خدابیامرز .. عدم وجود یک تصویر از نامیرده در سایت های خبری و اینترنت .. آیا باورت می شه ؟
    کسی که این همه خدمت به مردم می کرد ، حتی یک تصویر یک خط خبر در باره اش جایی درج نمی شد .. اگه من هم ناپرهیزی کرده و در سایت ام پارسال چند خطی رو نوشتم .. از خجالت تیمسار هرگز سر راه اش سبز نشدم .. !! با وجودی که دلم بعد از بیست سال دوری برای دیدنش پر می کشید .. به همین دلیلی که عرض کردم ، از ترس این که مبادا به من پرخاش کنه که چرا تعریف کردی .. به دیدنش نرفتم .. و هرگز خودم رو نمی بخشم

    سلام اقای مدرسی
    احوالتون؟ چه خبر؟
    هواپیما به داخل روستا طرق یا اصلیش شهرک طرق سقوط کرده.
    راستی منظور شما از باند فرودگاه مشهد باند جنگی بود یا مسافربری ها؟ اخه از یم مسئول این باند که در سال 82 بوده شنیدم که شدید ترین محافظت در موقع فرود و پرواز داره از دستگای الکترونیکی گرفته تا تک تیرانداز.

    چند تا سئوال دارم
    پایگاه چهاردهم شکاری مشهد در چه سالی تاسیس شد؟
    از همون اول هم اف5 داشت؟
    جنگنده های میراژ از چه سالی در ایران مورد استفاده قرار گرفت؟
    موقعی که هواپیما های عراقی به ایران پناهنده شدن قطعه ها و دفتر چه های TO داشتن یا نه؟
    موشک هاشون چی ایا موشک ماژیک از همون اول با میراژ به ایران امد؟

    دیروز برای اولین بار دو تا فانتوم رو در اسمان مشهد زیارت کردم پشت سرش یک A-50 ارتش هم اومد امروز سرکار نرفتم منتظر نشستم که دوباره زیارت شون کنم نشد.
    خوب شد مشهد اف5 و میراژ داره وگرنه با این صدای موتور اف4 تا حالا گوش ما که نزدیک فرود گاه هستیم کر شده بود.
    ولی بازم برای ما که هر روز تایگر و میراژ می بینم کلی شارژ بود.

    چند وقت پیش دوباره به کلم زده بود که سال دیگه برم دانشگاه ستاری امتحان بدم تا شاید هوافضا یا خلبانی قبول بشم اما بعد از صحبت با دوستی پشیمون شدم.
    سرتون رو درد نیارم
    فکر نکنید که چون کم کامنت می دم کم به سایت یا وبلاگ میام. میام ولی بیشتر می خونم نا کامنت بدم.
    موفق باشید
    یا علی
    پاسخ
    مرتضی جان جان عزیزم
    از این که این همه به مسایل هوانوردی علاقه مندی واقعآ خوشحالم
    در مورد تک تیرانداز و این شایعات فقط می گویم به عقل ات رجوع کن ..
    من که چیزی نشنیدم ..
    مرتضی جان .. قبلآ همین پایگاه مشهد ، ایستگاه رادار بود .. ولی ظاهرآ بعدش تبدیل به پایگاه شده است
    اما با کمال شرمندگی نمی توانم به سایر پرسش های شما جواب بدهم
    همه ان ها اطلاعات نظامی است .. و بنده اصلآ مجاز به پاسخ به این نوع پرسش ها ندارم .. !! ضمن این که حضرت عباسی خیلی از اون ها رو اصلآ نمی دونم .. چون تخصص من نبود !! ممنون ازشما

    كاپيتان با سلام
    از اشنايي با شما خوشحالم هم بخاطرداشتن دوست مشتركي مثل تيمسار دادپي هم اينكه ميتوانم سوالهايم را از شما بپرسم. پدر من تقريبا 3 روز در هفته پيش تيمسار بود و من با تيمسار زياد تلفني حرف ميزديم اما با وجود علاقه زياد نميدونستم تيمسار به اين زودي همه را تنها ميذاره وميره برا همين كمتر ميديدمش كه راجع به خودش ازش بپرسم.دو ماه پيش تو پرواز كيش وقتي منو ديد خيلي خوشحال شد و بعد از لندينگ دو سه دقيقه اي با هم حرف ميزديم البته موقع سوار شدن چون من مشكل جسمي دارم خود تيمسار كمك كرد تا از پله ها برم بالا. اما دوست دارم به عنوان يك علاقمند به تيمسار و به هوانوردي راجع به سوابق پروازي تيمسار وعمليات هايي كه به عنوان فرمانده يا خلبان در اونها بوده و هواپيماهايي كه در تخصصش بود بيشتر بدونم ضمنا شنبه مراسم تيمسار تو كيش هست.با تشكر
    پاسخ
    محمد عزیز و نازنین
    ممنون از شما .. و خوشحالم دوست بزرگواری این گونه از زنده یاد دادپی عزیز یاد می کنه .. بله پسرم او انسانی بسیار با محبت و منظم بود .. در باب گذشته او حتمآ بزودی در پستی مستقل زندگینامه تیمسار رو منتشر خواهم کرد
    خوشحالم که دوستی به نازنینی شما دارم
    خیلی دوستت دارم .. مواظب خوت باش

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35