درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  از لاکربی اسکاتلند تا قزوین خودمون !

 از لاکربی اسکاتلند تا قزوین خودمون !  

کی می تونه حدس بزنه چه رابطه ای می تونه بین سقوط توپولف ایرانی با مستخدمه دریا ها وجود داشته باشه ! اون هم از نوع تیز پایش ..!!؟   قبل از هر توضیحی بهتر است خودم در مورد عنوان تیتری که روی تصویر اول مطلب نوشته ام بگم .. آخه ممکنه خیلی ها از خودشون همین سئوال رو بپرسند و دنبال رابطه مبهم آن با شرکت کاسپین  بگردند ..!! اگر چه برای ما جماعت ایرانی شنیدن مسایل عجیب و غریب از نهاد های رسمی مسئله ای کاملآ عادی است ، ولی خب تا اذهان به سوی  انواع فدراسیون های ورزشی مخصوصآ جودو نکشیده است !! قضیه این خانمه رو می گویم !!

 از لاکربی اسکاتلند تا قزوین خودمون !  

2moam54hmol5qr99728s.gif

 

 m753lwvjz85b44xxlkmi.jpg

 " از لاکربی اسکاتلند تا قزوین خودمون " عنوان این پست است که تقدیم شما یاران می شود . راستش رو بخواهید به دو دلیل یک پست رو برای اولین بار با سوژه تکراری منتشر می کنم ! در پست قبلی اگه یادتون باشه توضیح دادم با به دست آوردن اخبار جدید از سانحه دردناک توپولف ایرانی ، به صورت پی نوشت در وبلاگ ام تحلیل های جدید رو ارائه خواهم داد .. اما به جز یک نامه اون هم از سوی یکی از خوانندگان محترم به نام آقای علی سرلکی که تآکیدی بر فرظیه نخست ام بود بدستم نرسید ! اما دو دلیلی که دوباره در این باب خدمت می رسم .. یکی پخش شایعات بسیار گشترده در جامعه است که نشآت گرفته از جریانات سیاسی اخیر است . و همین امر مرا بر آن داشت تا شایعه بمب گذاری و هر نوع عملیات تروریستی رو متنفی دانشته با مدرک و تصویر از نظریه ام دفاع کنم . مورد دوم انتشار نامه فردی که خود رو کارمند کاسپین خطاب کرده و مسایلی رو بیان کرده و متآسفانه در خارج خیلی روی ان مانور شد .. که بنا به وظیفه اخلاقی در باره ادعاهای یاد شده فقط توضیح داده ام .. و خود به هیچ عنوان قضاوت نکرده ، بلکه آن را به شما عزیزان محول کرده ام ..

همه عزیزان به خوبی واقف اند از بدو راه اندازی سایت با دل و جان به تمام کامنت ها پاسخ داده و برای یکا یک خوانندگان ام حرمت و ارزش قایل بوده و هستم .. اما متآسفانه در شرایطی که به خاطر تآلمات روحی حاصل از غم از دست دادن هموطنان ام به سر می بردم ، بعضی از دوستان جوان بد جوری من رو در مخمصه قرار داده و با انتخاب پاسخ های بنده به دیگر مخاطبان ، بنده رو سین جیم می کرد !! خب ابتدا بنا به وظیفه صادقانه به یک یک آن ها پاسخ می دادم .. اما ظاهرآ این روش پرسش ها که به بازجویی بیشتر شبیه بود تا کامنت ، هی ادامه پیدا کرد ...!! به حدی که بدجوری اعصابم خرد شد. و تصمیم گرفتم کلآ بخش کامنت ها رو تعطیل کنم ... اما بعد دیدم این کار اصلآ صحیح نیست .. ! لذا بع از مشورت با تعدادی از دوستان اگاه ام .. از جمله جناب کدخدایی نازنین ، قرار شد برای این که به کارهای دیگرم هم برسم ، بخش کامنت ها فقط تا ۴۸ ساعت از لحظه انتشار فعال خواهد بود .. بعدش مسدود خواهد شد .. امیدوارم دوستان همکاری کنند ..

سخن اخر این که ... بعضی از دوستان بنده رو به خاطر درج یک تشکر خشک خالی که به عقیده خودم گسترش و اشاعه رفتار های خوب و پسندیده است .. عده سعی کردند من را رو در روی مردم و حرکت های مردمی قلمداد کنند !! مدعی بودند چرا نوشته ام آن ها بی گناه بودند !!!؟ یعنی بقیه که دستگیر شده اند گناه کار هستند .. !!؟ باور کنید چنین منظوری نداشتم .. من اموخته ام به هر کسی که محبت می کند تشکر کنم .. خواه قاضی دادگستری باشد ، خواه پرسنل کلانتری و یا آن پسر چغاله فروش .. خوبی رو باید گفت .. مگه همین شما ها برای آزادی یک فرد هزاران اعلامیه نمی دهید که آزاد باید گردد ؟ خب من هم با تشکر خودم از قاضی عادل به او نشان دادم مردم آگاه هستند و کار های خوب رو قدر دان هستند .. همین !! این که هیاهو ندارد .. من از جنس همین مردم بوده و هستم . منتها برای کاری خاصی ساخته و تربیت شده ام .. و ان چیزی نیست جز اهدای جان بی ارزشم در راه آزادی و استقلال کشور .. اما اگه یک میلیون تومان هم بدهند قادر نیستم در خیابان رفته و شعار بدهم .. !! چون هم بیمارم و هم سن و سالی ازمن گذشته است !! اما اگه این کار جرم است .. می پذیرم .. ولی من را از مردم جدا نکنید .. قربون همه مردم ایران بشم ...

Picbaran

دوشیزه خدمتکار تیزپای دریا ها کیست !؟

از شما چه پنهان این آمریکایی های از خدا بی خبر ! برای اغلب اجسام بی جان که  روزانه با اون سرو کار دارند ، از صفت های جانداری مثل .. دختر و پسر ( هی . شی ) استفاده می کنند ! حتی به ماه و خورشید هم رحم نکرده و خورشید رو خانم و دیگری رو آقا صدا می کنند .. ! خب تا این جای قضیه زیاد مهم نیست .. ما هم در داستان های قدیمی مون هم خورشید خانوم داشتیم . اما این جماعت پان آمریکن ای برای این هواپیمای جامبو جت خوش رکاب و صد البته خوش دست شون که طفلکی مرتب روی اقیانوس ها پرواز می کرد ، لقب ( Clipper Maid Of The Seas ) یعنی دوشیزه خدمتکار تندپای دریاها رو گذاشته بودند .. ماهم برای اتوبوس ها گاهی هواپیما هایی که مرتب با اون پرواز می کردیم ، یادش بخیر خیلی اسم ها روشن گداشته بودیم .. که فرصت شد خواهم گفت ... !  

 به عزیز نسین هم ربط پیدا می کنه .. !! 

خوانندگان قدیمی و یاران همدل به خوبی می دونند که من عادت دارم موقع نوشتن مطالب و خاطرات قدیمی ، بی اختیار جاده خاکی  می رم ! و با باز کردن انواع پارانتز های به موقع و بی موقع از بحث خارج شده و خاطراتی که توآمآ به ذهن غبار گرفته ام می رسه رو توضیح می دهم ! این بار هم از شما چه پنهون  با شنیدن ماجرای شیرین کاری فدراسیون و  جودوی نوجوانان در رابطه با تعویض شناسنامه و اسامی سه نفر از قهرمانان اعزامی بی اختیار یاد ماجراهای  طنزی از نویسنده چیره دست ترکیه ( عزیز نسین ) افتادم که به زیبایی دردسر  آدم هایی که زنده اند ولی شناسنامه هاشون باطل شده افتادم .. به عبارت صحیح تر کلی پارانتز یادم اومد که می تونستم در حاشیه براتون بگم .. اما به خاطر تآلمات روحی خودم و مردم شریف ایران اجالتآ از این مهم گذشته و تنها به این جمله قناعت می کنم که ... این سانحه به خیلی چیزها ربط پیدا می کنه ... !! از مدیریت صنعت هوانوردی گرفته که بار ها در همین پست مستقیم و غیر مستقیم گفتیم و گفتیم .. تا قضیه تحریم ها ! اما آن چه که مرا وا داشت پست دیگری در باب همین سانحه بنویسم ، صرفآ بازار شایعات و مخدوش کردن ذهن مردم شریف و خانواده های محترم و داغدار این سانحه است !

شایعات بی اساسی که رایج است  .. ! 

امان و صد امان از دست این جماعت بی کار و شایعه پرداز !! هنوز دقایقی از برخورد دردناک هواپیمای توپولف پرواز شماره ۷۹۰۸ به زمین نگذشته بود که خیلی از مردم و حتی مقامات قزوین با تحلیل ها و اظهار نظر های گوناگون و بی اساس خود ذهن همون چهار تا متخصص رو هم مغدوش کردند ! یکی می گفت برای فرود اضطراری به سمت زنجان راهش رو کج کرد .. دیگری در مقابل دوربیبن تلویزیون باد به غبغب انداخته و با اطمینان گفت که خلبان از فرود در زنجان منصرف شده و به سمت تهران برگشت .. !! برای متخصصانی هم که هر اطلاع کوجکی می توانست سرنخ و قطعه ای از پازل های  به هم ریخته و پراکنده باشد ، جز سر در گمی و انحراف از مسیر تفکر ، چیزی به همراه نداشت ! من خودم وقتی از قول یکی از شاهدان شنیدم که موتور سمت چپ اش آتش گرفته بود ، بی اختیار کامپیوتر مغزم رفت سراغ شنیده های مختلفی که از زبان همکارانی که با توپولف پرواز می کنند  .. و شنیده هایی در رابطه با هواپیما ..در ذهن ام حک شده بود ...! و با بیان این که نظریه ممکنه واقعی نباشه و تکرار چندین باره آن نوشتم .. به خاطر انفجار در مخزن سوخت اش بوده که در نتیجه باعث کنده شدن دم سنگین هواپیما شده بود .. و منتظر شنیدن سایر اطلاعات تکمیلی دیگر بودم تا نظریه ام رو کامل کنم .. و به هر منبع خبری که بتونه در تحلیل ام کمک کنه روی آوردم ...

 از کنسرت اندی تا بمب گذاری !!

متآسفانه همان گونه که گفتم .. هر کی یه جوری به این قضیه دردناک نگریسته و آن را تحلیل و تفسیر می کند .. ! به طوری که بعضی تحلیل ها بقدری مسخره و بی اساس اند که به اصطلاح مرغ پخته هم خنده اش می گیرد  .. دیگه همه کارشناس و خبره شده اند .. از کرم قلی میرزا بقال سرکوچه ما گرفته تا شاطر یحیی نانوای خالی بند محله ارمنی ها !! همه و همه به نوعی سانحه رو تفسیر می کنند  !! و بعضی ادم های ساده و زود باور مثل حاجیه زبیده خانم بند انداز یا ننه رقیه ترشی فروش هم نه تنها باور کرده ،بلکه زیر لب بعضی ها رو لعنت می فرمایند  ..!! یکی می گوید .. کنسرت اندی بود ، رژیم نمی خواست مردم به ارمنستان بروند !!! خیلی ها هم به جریانات سیاسی اخیر پیوند داده و آن را برای انحراف افکار عمومی دانسته و به بمب گذاری یا عمل تروریستی نسبت می دهند !!  طفلک مردم نااگاه و خانواده های داغدار هم با شنیدن شایعات بی اساس خیلی رنج برده و اه و ناله سر می دهند .. همه می دونند هر اظهار نظری قبل از بازبینی نوار جعبه سیاه پایه و اساس علمی نداشته و صرفآ حدس و گمان است ! این جماعت به جعبه سیاه هم رحم نکرده و ان را هم به جریانات دلخواه وصل کرده اند !! در این آشفته بازار ، یک نظر یا بهتره بگم شایعه ، بیشتر از هر چیزی در جامعه بین مردم به گوش و دهان به دهان می چرخد و آن چیزی نیست جز ." انفجار بمب " !! با پذیرفتن این شایعه بقیه چیزهایی هم که اشاره کردم خود به خود قابل قبول می شود ..!! لذا برای اثبات عدم وجود هر نوع بمبی یا اعمال تروریستی ، مجبور شدم این قضیه رو با یکی از سوانح معروف بمب گذاری شده به صورت مستند و تصویری مقایسه کنم . تا دوستان دست از شایعه سازی برداشته و منتظر کشف حقایق بمانند ...

 سانحه در لاکربی رو یادتون است  ؟

 سوانح بسیار زیادی بر اثر انفجار بمب یا حملات انتحاری در کابین خلبان باعث سرنگونی هواپیما ها و کشته شدن مسافران بی گناه بی شماری شده است .. که در این میان مستند های ملموس و طبیعی  سازمان معتبر نشنال جئوگرافی که از شبکه های معتبر بین المللی پخش می شوند ، از همه گویا تر است . من در میان آثار متعددی که از این سازمان مشاهده کرده ام ، سانحه " لاکربی " رو برای مقایسه و اثبات نظریه ام انتخاب کرده ام . چون یکی از نمونه های بارز و دردناک انفجار بمب در هواپیماست . و اتفاقآ قصد داشتم در یکی از پست های آتی آن رو تجزیه و تحلیل کنم . ولی شاید قسمت این بود که با عجله و گذرا به آن بپردازم .. در یکی از غروب های سرد زمستانی ۲۱ دسامبر ۱۹۸۸ ،که مردم  جهان خود رو برای تعطیلات سال نو ی مسیحی اماده می کردند ، یکی از جامبو جت های غول پیکر و زیبای خطوط هواپیمایی پان امریکن با شماره سریال ( N۷۳۹pa )با ۲۵۹ نفر مسافر از فرودگاه هیتروی ( Heathrow ) لندن قصد پرواز به نیویورک رو داشت . در مخیله هیچ کس نمی گنجید که پرواز شماره ۱۰۳ پایانی دردناک داشته باشد ! همه خوشحال و سرحال سوار ۷۴۷ شدند .. طبق اعلام خطوط هوایی پان امریکن ، اغلب مسافران از شهروندان امریکایی بودند که از اروپا برای تعطیلات به خانه برمی گشتند .. هواپیما ساعت ۱۸:۲۵ دقیقه فرودگاه هیترو رو به سمت جان اف کندی نیویورک ترک می کند ..

 انفجار بر فراز لاکربی ...

هواپیما بعد از چند ساعت پرواز در ساعت ۲۱:۱۲ دقیقه در حالی که بر فراز دهکده کوچکی  به نام " لاکربی " واقع در اسکاتلند می گذشت و در ارتفاع ۳۱۰۰۰ پایی بود ، ناگهان به دلیل فعال شدن بمبی دست ساز  با صدای مهیبی منفجر می شود  ..!! به گفته اولین شاهد عینی که سرگرم گفت و گو با یکی از دوستان اش بود ، صدای مهیبی رو در آسمان می شنود ... لحظاتی بعد صدای ریختن اجسامی رو از آسمان به روی سقف منزل اش و خونه های اطراف متوجه شده و از روی کنجکاوی از پنجره به بیرون می نگرد .. در همین لحظه گلوله بسیار بزرگی از اتش رو می بیند که به سمت دهکده در حال حرکت است !! با نزدیک شدن انبوه آتش لوازم خانه شروع به لرزش می کنند .. به محض شنیدن صدای برخورد به زمین با چراغ قوه اش به محل حادثه می شتابد .. در میان  انبوه قطعات مشتعل ، بلیط خطوط هوایی پان امریکن رو می بیند .. با روشن شدن هوا بیش از شش هزار نیروی پلیس به علاوه تعدادی زیادی از پرسنل ارتش با کیسه هایی که در دشت داشتند ، به مسافت چند کیلومتر اطراف محل برخورد را جستجو و هر قطعه و اشیایی رو که می یابند به مرکزی بررسی سانحه تحویل می دهند .. در ان جا  متخصصان با دقت و حوصله هر تکه از بدنه و موتور هواپیما رو بر اساس شماره ثبت شده روی آن ، با دقت و حوصله فراوان قطعات رو سرهم می کنند  ... تیم شبانه رو کار می کند ...

چگونه واقعیت کشف می شود !؟

تیم بررسی سانحه در فضای بزرگی مانند آشیانه هواپیماهای جامبو جت ، ابتدا بر روی زمین با خطوطی از نوک هواپیما تا دم آن را تقسیم بندی و شماره گذاری می کنند .. به این ترتیپ هر قطعه پیدا شده رو به دقت بررسی کرده و در جای اصلی قرار می دهند .. بعد از ماه ها ، پیکر درب و داغون هواپیما شکل اولیه اش رو به خود می گیرد .. !! متخصصان متوجه سوراخی به عمق چند متر در سمت راست نزدیک بال می شوند .. در میان قطعات ریز ، یک تراشه الکترونیکی به دست می آید .. تراشه به اندازه دانه انگور کوچک است ! همین تیکه ناچیز کلید حل معماست .. با کمک سازمان " اف .بی . آی " پرونده و تصاویر  تمام بمب هایی که در جهان منفجر شده اند رو بازبینی می کنند . عاقبت متوجه می شوند کلید تایمر بمب که با رسیدن به ارتفاع دلخواه منفجر می شود ، محصول آلمان است ! شاخه ای از افسران تحقیق به آلمان می روند ... عده ای هم با پیدا شدن یکی دو تیکه لباس کودک که در چمدان بمب قرار داشت ، راهی " مالتا " می شوند .. خیلی راحت فروشنده لباس کودک رو پیدا می کنند .. آن ها در ادامه بررسی و تحقیقات خود به گروه تروریستی مستقر در فرانکفورت بر می خورند که در سانحه بمب گذاری جامبو جت دیگری مربوط به " ایر ایندیا " که دو سال قبل منفجر شد دست داشته اند .. ! روش کار قرار دادن بمب دست ساز درون ضبط صوت دو بانده بود که به محض رسیدن به ارتفاع مورد نظر منفجر می شد ! و پلیس در این زمینه دو نفر مظنون اهل لیبی رو بازداشت کردند ...  

 

 وقتی تحقیقات جواب می دهد .. !

 اگر چه تحقیقات مربوط به انفجار جامبو جت " ایر ایندیا " به خاطر متلاشی شدن و پرتاب قطعات آن به داخل اقیانوس خیلی با کندی انجام گرفت ، اما در این سانحه به خاطر جستجوی کامل و به دست اوردن کوچک ترین قطعات و بررسی آن پی به روش کار ترروریست ها بردند .. همان طور که گفتم با جاسازی بمبی قوی در ضیط صوت و قرار دادن در کیف سامسونت ، برای رد گم کردن روی ضبط صوت دو بانده رو با لباس های بچه گانه پوشاندند .. و سپس با پروازی از فرانکفورت به لندن آن را با خود حمل کرده و در لندن کانتینر حامل بار مسافران به درون هواپیمای پرواز ۱۰۳ قرار گرفت .. به همین راحتی !! بعد از حادثه خونین لاکربی ، دیگه به هیچ عنوان چمدان بدون صاحب در هیچ فرودگاهی پذیرفته نمی شود ! و سازمانی برای کنترل این قضیه به وجود امد .. از همه دوستان و خوانندگان عزیز و محترم عذر خواهی می کنم که برای تجسم بهتر قضیه ، هشت پاراگراف توضیح اضافی دادم .. !! خب حالا که با ماجرای لاکربی و بمب گذاری آن آشنا شدید ، و متوجه گشتید که چگونه و با چه دقتی بعد از ماه ها حقیقت کشف شد ، می خواهم با مقایسه تصویری این دو سانحه و بیان نظرات شاهدان عینی که در حال حاضر معتبر ترین استناد است ، نظریه ام رو ثابت کنم ...

 مقایسه تصویری ...

خواهش می کنم به دقت به این عکس نگاه کنید .. در تصویر فوق که مربوط به هواپیمای ساقط شده جامبو جت آمریکایی است ، شما بزرگی قطعات رو به عینه ملاحظه می کنید .. حتی جالبه که شیشه بعضی از پنجره های کابین و بدنه نشکسته اند .. و همان گونه که اشاره کردم کارشناسان با چسباندن قطعات پیدا شده در زمین ، حتی موفق به بازسازی هواپیما به شکل تقریبآ اولیه شدند ! حتمآ می پرسید دلیلش چیست .. !؟ خیلی واضح است .. هواپیما از قطعات بسیار ریز و درشتی که به هم متصل شده اند تشکیل شده است . و هر قطعه نسبت به دوری از نوک دماغ هواپیما شماره گذاری شده اند .. که کارشناسان با دیدن شماره به راحتی می توانند تشخیص دهند مثلآ فلان پیچ مربوط به کدوم بخش از بدنه است .. به هر حال وقتی انفجاری در هوا و در ارتفاع خیلی بالا رخ می دهد ، به دلیل سیستم پرشرایز که قبلآ توضیح داده ام و کارش فراهم کردن هوا در ارتفاع بالاست ،  همانند بادکنکی داخل هواپیما رو با هوای فشرده پر می کند ، و به محض ایجاد کوچک ترین روزنه یا سوراخی ، منفجر شده و قطعات در آسمان پخش و پلا می شوند .. و از ان جایی که سبک هستند ، باد به زیر آن ها پیچیده و مانند تیکه کاغذی کوچولو ، بعد از چرخیدن به هر سو ، عاقبت به زمین می رسد !

  

خب حالا به این عکس به دقت نگاه کنید .. خواهید دید که بزرگ ترین قطعه همانی است که در جلوی پای آقای محترمی که از ناراحتی دستاش رو بغل کرده و با افسوس در حال تماشاست قرار دارد .. عکس های زیادی هم که توسط خبرنگاران محترم و زحمت کش " خبرگزاری مهر " که زودتر از همه خودشون رو به محل سانحه رسانده و گرفته شده است ، همه نشان دهنده این واقعیت است که هواپیمای توپولف پرواز شماره ۷۹۰۹ به مقصد ایروان ، متآسفانه به محض برخورد منفجر و داغون شده است . حتمآ می پرسید دلیل اش چیست .. پرواضح است طبق قوانین فیزیک ، وقتی هواپیمایی از ارتفاع بالا ؛ تقریبآ ۱۸ هزار پایی با سرعت زیاد به سمت زمین شیرجه می رود ( من در جایی خواندم ثانیه ای ۳۰۰ پا سرعت نزول یا شیرجه اش بوده ! ) به محض برخورد ، همان وزن و سرعت رو زمین به هواپیما منتقل می کند .. این قانون در مورد برخورد پرندگان به هواپیما هم صدق می کند .. برای همین است یک گنجشک کوچولو یا یک کبوتر چاهی وقتی به هواپیمای غول پیکری می خورد ، بخش عظیمی از بدنه محکمش جر می خورد ! پرنده که چنان قدرتی ندارد !! پس با استناد به همین قانون فیزیکی ، به محض برخورد پودر می شود ، و همه قطعات ان خرد می شوند .. حال به این برخورد ، چاشنی پرشرایز رو هم اضافه کنید !! البته در این سانحه نقش پرشرایز ( اگر چه مخرب است ) ولی نقشی به ان صورت نداشته است .. شاید به محض کنده شدن دم  تخلیه شده باشد .. شاید هم در هواپیما محبوس بود ، اما قدر مسلم این است که در فرایند پودر شدن می تونه بی تآثیر باشد !

 نتیجه علمی

 پس با مقایسه این دو تصویر و سایر عکس های گرفته شده از هر دو سانحه در می یابیم که هواپیمای توپولف در آسمان منفجر نشده است ! و دلایلی که منتسب به اجرای کنسرت آقای اندی و یا جریانات اخیر می کنند ، همه شایعه است . و از نظر علمی نمی تواند صحت داشته باشد . البته مجبورم باز یک پارانتز باز کرده و اعلام کنم .. این ها همه فرضیه های آبدوغ خیاری است ... و تا زمانی که جعبه سیاه بازخوانی نشود ، هر ان چه که گفته یا شنیده می شود ، همه حدس و گمان است . و بنده هم مستثنی از این قضیه نیستم .. و نظریه های من همه شخصی است .
 
مقایسه تصویری بعدی ...  
 
 
 
این بار توجه شما خوانندگان عزیز رو به سوراخ های  ایجاد شده بر اثر برخورد هر دو هواپیما جلب می کنم .. همان طور که مشاهده می کنید ، هر دو هواپیما به زمینی نرم و خاکی برخورد کرده اند . و تقریبآ گودال های عمیق به وجود امده ، با هم دیگر مشابهت دارد . خب این از اعجاز قواعد فیزیکی است ! که با وجودی که یکی پودر شده و دیگری بخش عمده ای از قطعاتش دست نخورده باقی می ماند ، در حفر گودال شبیه به هم هستند .. ! البته اگر اهل دقت نظر باشید ، متوجه می شوید گودال سانحه لاکربی گود تر از هواپیمای توپولف است ! پر واضح است .. اولی از ارتفاع ۳۱۰۰۰ پایی سرنگون شده ، دومی احتمالآ از هفده یا هیجده هزار پایی .. ! اما هر دو از سمت برخورد که اریب است ، تدریجآ عمیق تر شده است .. که به خاطر کشش و سرعت است . جالبه بدونید در سانحه لاکربی ، اجسادی نیز به صورت پراکنده به دست امد .. اما در سانحه توپولف بزرگ ترین بخش انگشت یکی از مسافران بود ! گفتنی است که در لحظه برخورد جامبو جت ۱۱ نفر از اهالی بی گناه هم بر اثر تخریب منازل شون کشته شدند اما در قزوین خوشبختانه در وسط مزرعه ای سقوط کرد ..
 
******** 
 
همان گونه که عرض کردم ، ملاک ارزیابی و تحلیل متخصصان بر اساس شنیده هاست که معتبر ترین ان شاهدان عینی هستند . در همه رسانه هایی که بعد از سانحه دردناک توپولف به تجزیه و تحلیل ماجرا پرداختند ، اغلب به مشاهدان شاهدان عینی استنداد کرده و نوشتند که موتور سمت چپ هواپیما اتش گرفته بود .. که بنده بر اساس همین فرضیه و نزدیکی باک های سوخت که از بد حادثه به خاطر پرواز برون مرزی احتمالآ مملو از بنزین بوده ، اعلام کردم که ممکنه دم سنگین هواپیما که وزن سه موتور رو تحمل می کنه و به خاطر نزدیکی به مخزن سوخت ، منفجر و جدا شده  است که باعث عدم کنترل خلبان با تجربه ای  چون مرحوم شیر اکبری و افسر کمکی اش شده است . و گرنه در ان ارتفاع فرصت زیادی برای اعلام وضعیت داشته است .. که باز به احتمال قریب به یقین همه بر اثر صدای انفجار و افت ناگهانی ارتفاع و فشار جی حاصل از جدا شدن دم هواپیما ؛ همه در همون لحظات اولیه بی هوش شده اند .. برای اثبات ادعایم به نامه یکی از خوانندگان جوان سایت اشاره می کنم که از کشاورزان شنیده است که ابتدا صدای رعد و برق (که احتمالآ مربوط به کنده شدن دم هواپیماست ) و بعد زوزه ای را شنیده اند که بعدش دیدند هواپیما در حالی که اتش از دم اش برخاسته به سمت زمین در حال شیرجه است .. ( جالب این که در هواپیمای لاکربی هم صدای زوزه باعث جلب توجه شاهد شده بود . ) به هر حال برای آگاهی بیشتر نظر شما رو به نامه این خواننده جلب می کنم ...
 

استاد عزیز با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر به دلیل تحلیل قشنگتون

به عرضتون برسونم از اونجایی که بنده ساکن قزوین هستم حدود یک ساعت بعد از سقوط هواپیمای مزبور به محل سانحه رسیدم که حدودا در 5 کیلومتری قزوین و 1 کیلومتری  روستایی بنام مهدی آباد قرار داشت و این هواپیما در زمین کشاورزی یکی از اهالی همین روستا سقوط کرد با توجه به اینکه خواننده دائمی مطالب شما هستم بد ندیدیم مشاهدات عینی خودم از محل رو براتون بازگو کنم تا شاید با تصور شرایط بتوانید تحلیل جامعی را در این باره داشته باشید .

اولین نکته ای که توجه من رو خیلی جلب کرد این بود که به جز موتور هواپیما (به نظر من و از طرز قرار گرفتن ملحقات روی آن ، موتور سمت چپبود )که البته داخلش هم خالی بود و یکی دو قطعه بسیار کوچک که معلوم نبود متعلق به کدام قسمت هواپیماست ، هیچ قطعه بزرگی حتی به اندازه یک صندلی در محل قابل مشاهده نبود که من از نحوه کج شدن موتور تصور کردم شاید موتور چپ در آسمان بدلیل آتش گرفتن و یا انفجار جزیی در همین موتور کنده شده و به فاصله 300 متری از سقوط هواپیما پرتاب شده است و جالب اینکه حتی شلنگهای لاستیکی دور موتور که روی آن روسی نوشته شده بود و یک سری از

 اهرمها و دو کپسول کوچکی که در کنار آن چسبیده بودند کاملا سالم بودند .

طی صحبتی که من با کشاورز همان زمین که در زمان حادثه آنجا بود داشتم ایشان به من گفت ابتدا صدایی مانند رعد و برق و سپس زوزه را شنیده و هنگامی که به آسمان نگاه کرده هواپیما را دیده در حالیکه انتهایش آتش گرفته دور خود میچرخد و به سمت زمین می آیدو پس از زمین خوردن منفجر شده است که به نظر اینجانب  با توجه به مطالعه مطالب قبلی حضرتعالی هواپیما ممکن است ابتدا موتور سمت چپش بعد از  آتش سوزی و یا انفجاری کوچک کنده شده و متعاقب آن دچار استال شده باشد

آن تعداد از اجسادی را که من دیدم اکثرا لباس به تن داشتند (البته تکه های اجساد) که این امر احتمال تخلیه پرشرایز و یا انفجار در آسمان را به نظر اینجانب کمرنگ مینماید

نکته جالب اینکه با اینکه از هواپیمای به آن بزرگی هیچ چیز باقی نمانده بود و لی تعداد زیادی کاغذ در اطراف پخش شده بود که سر تیتر همه آنها air traffic  بود و دریکی از آنهاکه من دیدم دستور العمل های مربوط به اپروچ در یک باند مدور توضیح داده شده بود .

و نکته آخر اینکه به نظر من اگر خلبان میخواست فرود اضطراری کند فرودگاه کشاورزی قزوین کمتر از 3 کیلومتر با ایشان فاصله داشته است (همان فرودگاهی که آموزشگاه معراج برای تعلیم پرواز استفاده می کند ) و مطمئنا بسیار امن تر از  زمین کشاورزی بود که هم طول زیادی جهت فرود نداشت و هم از 3 طرف توسط شهر و روستا در محاصره بود و چه بسا در صورتی که هواپیما یک کیلومتر آن طرف تر سقوط

می کرد فاجعه بسیار بزرگتری رخ میداد .

در هر صورت این مشاهداتی بود که بنده داشتم و به نظر من در مجموع یک سری عوامل فنی و متعاقب آن انسانی ناشی از استرس و دستپاچگی حاصل از شوک حادثه این فاجعه را به بار آورد و تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان را به کام مرگ فرستاد . امیدوارم که مطالب جهت تحلیل بهتر و دقیق تر حضرتعالی مثمر ثمر بوده باشد 

با احترام - علی سرلکی

**********
پاسخ به نامه ای که منتشر شد ...
 
دقیقآ نمی دونم چه زمانی بود ، اما یادمه که بعد از انتشار خبر سانحه ، ای میلی از از سوی  یکی از کارمندان شرکت " کاسپین " مزین سایت های فارسی زبان اینترنتی شده و خیلی هم سر و صدا کرد ! قضیه از این قراره .. بنده خدایی اعلام کرده بود که بلد نیست این نامه رو در سایت های پر مخاطب منتشر کند .. اما در نامه اش قید کرده بود .. این همان هواپیمایی است که مشکل اساسی در پرواز اصفهان داشت .. !! و بعد همون مشکل در پرواز کیش رخ داد . .. که هر دو بار به خیر گذشت و اما در سومین بار جان ۱۶۸ نفر رو گرفت ... من نه این بابا رو می شناسم .. نه قصد تآئید یا تکذیب موضوع رو دارم .. فقط در باب ایراد فنی مسایلی رو بیان می کنم .. خودنون قضاوت کنید که کدوم منطقی تر است !!؟ آیا می شود کارمند باسوادی که مدعی است در کاسپین کار می کند ، در انتشار خبری مشکل داشته باشد !! ؟ اما در همه جای دنیا از جمله همین ایران خودمون هم مرسوم و رایج است که اگر هواپیمایی در پرواز یا روی زمین ایراد اورده و دوباره در پرواز بعدی همان ایراد یا مشابه آن مشاهده شود ، بازرسان اجازه پرواز به ان هواپیما رو به هیچ عنوان نمی دهند .. و هریک از خلبانان ایرادی رو مشاهده کنند که قبلآ بوده است ، جلوی ایراد به زبان انگلیسی واژه " تکرار " رو قید می کنند ..
 
با درج کلمه تکرار در فرم فنی هواپیما ، متخصص مربوطه و تعمیر کار ایراد فوق موظف می شود مراحلی رو طی کنند .. که من فقط اشاره ای به ان می کنم .. بازرسی فنی و هر یک از متخصصان مجبورند طبق قانون ایراد های تکراری رو از پروسه ای دیگر بررسی و آنالایز نمایند که چه عامل و عواملی سبب تکرار یک ایراد شده بود .. با این حساب آیا به عقل جور می آید که ایرادی که به واسطه آن به قول نویسنده محترم رسانه ای شده است ... بار دیگر هم رخ بنماید و هیچ بنی بشری از میان متخصصان آشیانه و سوپر وایزر های فنی یا بازرسان مربوطه از آن به راحتی گذشته و به قول معروف سمبل کاری کنند ..!!؟ امکان ندارد من قضاوت رو به خود خوانندگان واگذار می کنم ... ولی نظر شخصی من این است که این نامه جعلی و برای تخریب شرکت هواپیمایی کاسپین بوده است ..
 
*********
در پایان بار دیگر به ملت شریف ایران و همه خانواده های داغدار این مصیبت بزرگ رو تسلیت گفته و از خداوند متعال خواستار امرزش روح شهدای فاجعه و عنایت صبر و بردباری به بازماندگان ان هستم . روحشان شاد .  
 
 
در پناه اهورامزدا پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه بیست و هشتم تیر ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد .
 
 
  
زير نظر : عليرضا صادقي
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد
 

Ababil Drone:

The Ababil is an Iranian made UAV. Iran has developed a number of variants, including the tactical Ababil-5 for medium-range reconnaissance and surveillance, the Ababil-T for short/medium-range attack, and also the Ababil-B and -S.The Ababil is much smaller than manned airplanes. The length of 2.9 m is shorter than a Volkswagen Beetle. It is powered by a simple two-bladed pusher propeller with a rear mounted wing and a front canard for good stall, stability and maneuverability characteristics. It can be launched from a rail mounted on the back of a truck . A rocket launch system can be used from a ship deck, and can be assembled or broken down for portability. A parachute recovery system provides a descent rate of 4 m/s, while skids can be used for conventional landings on a runway or field.It has a maximum operational radius of 150 km (93.2 miles) and a maximum ceiling of 14,000 ft (4,268 m). It has the ability to travel at a maximum speed of 300 km/h and is capable of carrying a 45 kg (88 lb.) payload. It has a surveillance configuration, carrying a camera and digital communications equipment, but also an attack configuration, carrying a high-explosive warhead that would be delivered by the UAV crashing onto a target.Israel has claimed that Hezbollah received at least 12 Ababils before the 2006 lebanon War, and launched three into Israel during the conflict, though all three were shot down by Israeli jets before inflicting damage.On March 16, 2009, US forces in Iraq claimed to have shot down, using an F-16 warplane, an Iranian Ababil 3 drone on February 25, 2009 that had been flying through Iraqi airspace for "almost an hour and 10 minutes." The drone crashed about 60 miles northeast of Baghdad, 12 miles inside Iraqi territory near the town of Balad Ruz in Diyala province. Officials at Iraq's Defense and Interior ministries suggested that the drone might have been scouting for routes to smuggle Iranian weapons into the country. The New York Times, however, speculated that the drone was monitoring Iranian dissidents in Iraq, such as those at Camp Ashraf, which is located near where the drone crashed.Weight drone is about 83 kg.

Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

هواپیمای بدون خلبان "ابابیل":

"ابابیل" هواپیمای بدون خلبان ساخت ایران می باشد.ایران تعدادی از گونه های مختلف "ابابیل" را منجمله نوع تاکتیکی "ابابیل-5" را ساخته است که برای مراقبت و نظارت هوایی در بردهای متوسط کاربرد دارد.همچنین "ابابیل-تی" برای حملات برد کوتاه و متوسط و "ابابیل-بی" و "ابابیل-اس"."ابابیل" بسیار کوچکتر از هواپیمای سرنشین دار است.طول 2.9 متری آن از یک فولکس واگن نیز کوچکتر است."ابابیل" نیروی خود را از یک موتور ساده دو پره ای می گیرد و بالهای آن نزدیک انتهای بدنه و در بالا تعبیه شده اند.همچنین دو بال کوچک در جلو برای پایداری و مانورپذیری بهتر قرار داده شده است و از یک ریل بالارونده در عقب یک کامیون قادر به پرتاب می باشد.همچنین سیستم پرتاب موشکی از عرشه کشتی نیز موجود است."ابابیل" جهت حمل و نقل میتواند باز شده و دوباره سرهم گردد.یک سیستم بازیابی چترنجات نرخ نزولی برابر 4 متر بر ثانیه را فراهم میکند و سیستم چرخ در فرودهای عادی بر روی باند قابل استفاده می باشد.حداکثر شعاع عملیاتی 150 کیلومتر بوده و سقف پرواز نیز 14000 پا(4268 متر)تعیین شده است.هواپیما قادر به پرواز با سرعت 300 کیلومتر بر ساعت و حمل 45 کیلوگرم بار می باشد.پیکربندی نظارتی آن شامل یک دوربین و تجهیزات مخابراتی دیجیتال می باشد و همچنین در بعد تهاجمی دارای سر جنگی قدرتمندی است که با برخورد پرنده به هدف عمل می کند.اسرائیل ادعا کرده است که که حداقل 12 "ابابیل" تا قبل از جنگ سال 2006 به "حزب الله" تحویل داده شده است که 3 عدد از آنها در حین جنگ به داخل خاک اسرائیل فرستاده شده اند اگرچه هر 3 این پرنده ها قبل از ایجاد هر گونه آسیبی توسط جنگنده های اسرائیل ساقط شدند.در16 مارس 2009 نیروهای آمریکایی در عراق مدعی شدند که یک فروند "ابابیل-3" را که در فضای عراق بمدت حدود یک ساعت و 10 دقیقه پرواز کرده بود توسط "اف-16" مورد هدف قرار داده اند.پرنده بی سرنشین در حدود 60 مایلی شمال شرقی بغداد سقوط کرد که در 12 مایلی منطقه تحت نفوذ نیروهای عراقی و نزدیک شهر "بلاد روز" در استان "دیاله" بوده است.مقامات رسمی وزارت دفاع و کشور عراق اعلام کردند که احتمالا هواپیما مشغول دیده بانی جهت پیدا کردن راه های قاچاق اسلحه از ایران به عراق بوده است."نیویورک تایمز" نیز بر این باور است که پرنده در حال دیده بانی نیروهای مخالف حکومت ایران در خاک عراق نظیر :"پایگاه اشرف" که در نزدیکی محل سقوط آن قرار دارد بوده است.وزن پرنده حدود 83 کیلوگرم می باشد.

منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

هفت تصویر دردناک از لحظه انفجار هواپیمای جامبو جت پان امریکن پرواز شماره ۱۰۳ که از لندن عازم نیویورک بود . ماجرای بمب گذاری توسط سازمان نشنال جئوگرافی به زیبایی مستند سازی شده است که عکس های ذیل را از فیلم یاد شده گرفته ام .

Picture

 
  • پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای بهروز وثوقی قطعه هواپیما تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  

    •  

    تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

    و

    جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

    روایت واقعی

     

    - تعداد بازديد
  • 11261
  • مرتبه

    نظرات

    سلام . من از خوانندگان همیشگی مطالب شما هستم . سوالی ذهن من رو به خودش مشغول کرده شاید هم خنده دار باشه .
    به هر حال پرسیدن عیب نیست ...
    چرا در هواپیماهای مسافری مثل هواپیما های جنگی که قابلیت eject وجود داره و یا هواپیماهای نظامی که چتر باز ها رو در هوا تخلیه میکنند چنین سیستمی برای تخلیه مسافر در هنگام خطر نیست ؟
    ممنون میشم اگه جواب بدین

    استاد گرامي سلام
    از اينكه علي رغم نا مساعد بودن حالتون خيلي زود 2 مطلب در مورد سانحه توپولوف درج كرديد متشكرم.
    متاسفانه در مورد اين حادثه غمبار مطالب بسيار زيادي مبهم و گاهي بسيار قابل تامل ديده ميشه كه تا مدتها جاي بحث و بررسي خواهد داشت و اميدوارم شما بعنوان شخصي كه به نوعي هم در مسايل هوانوردي و هم در مطبوعات و جرايد دستي بر آتش داريد حتما پيگيري كرده و ما خواننده هارو نيز اگاه كنيد.
    من به شخصه چندين موصوع مبهم توي اين حادثه ديدم كه حتي توي گفته هاي خود شما هم تناقض مشاهده ميشه و اميدوارم بتونيد پاسخ بديد.
    اول در گفتگوي خبر 22:30 شب حادثه مطلبي مبني بر كاهش ارتفاع هواپيما با سرعت 300 پا در ثانيه بر اساس اطلاعات مركز رادار مستقر در زنجان عنوان شد و خود شما كاملا آگاه هستيد در صورتيكه يك هواپيماي مسافربري و حتي باربري مثل C130 از ارتفاع 28700 پا با اين نرخ نزول(300پا در ثانيه) كاهش ارتفاع بده سرعت اون در ارتفاع حدود 10000 پااز سرعت مجاز تحمل سازه هواپيما عبور نموده و قطعا قبل از رسيده به زمين در هوا متلاشي خواهد شد و حتي در صورت سقوط در وضعيت Spin Stall نيز بعلت وارد شدن جاذبه منفي(G منفي) قطعا بعلت عدم طراحي چنين بارگذاري در طراحي سازه كليه هواپيماهاي مسافربري قطعات بال و دم از بدنه اصلي جدا مي شوند(البته هواپيماهاي مسافربري نيز حد مجازي در طراحي براي تحمل G منفي دارند اما نه براي سقوط از ارتفاع بالا بلكه جهت جلوگيري از خطرات احتمالي در هنگام تقرب ناگهني با سرعت بالا يا احيانا افتادن در چاله هاي هوايي در حين پرواز و يا طوفانهاي هوايي كه منجر به كاهش ارتفاع ناگهاني هواپيما مي گردد).
    نكته دوم اينكه در صورتيكه بنابر نظر جنابعالي دم هواپيما در اثر انفجار كنده شود مي بايست در مسافت بسيار دورتري از محل سقوط هواپيما يافت شود و در عين حال شامل قطعات بزرگتري نيز خواهد بود در صورتيكه مخروط نوك دم اين هواپيما بزرگترين قسمت دم ان بود كه در تصاوير بوضوح مشخص است.
    سوما در صورت بروز آتش سوزي در قسمت موتور خود شما قطعا ميدانيد آتش سوزي باعث ذوب شدن قطعات مختلف موتور مخصوصا در قسمت انتهايي موتور مي گردد در صورتيكه چنين امري در تصوير منتشر شده از قسمتي باقيمانده موتور اصلا مشاهده نمي شود.
    چهارم اينكه عدم تماس خلبان با برج مراقبت در طول 2 دقيقه قبل از سقوط نيز بسيار جاي تامل دارد و تخليه ناگهاني فشار كابين در ارتفاع 28700 پايي در درجه اول باعث متلاشي شده هواپيما مي شود و نه باعث بيهوش شدن همه بطور ناگهاني و اگر اين تخليه ناگهاني نيز نباشد پس از مدتي باعث بيهوشي خلبانان و مسافرين مي شود و خلبان مي توانسته با برج مكالمه اي هر چند كوتاه داشته باشد.در واقع مهمترين ابهام اين سانحه به عاعتقاد بنده عدم تماس خلبان با برج است؟؟؟؟؟
    اما نكته اي كه از ذهن همه دور مانده است اينكه با توجه به نوع حادثه احتمال بروز نقص فني بسيار زياد است و در تمام دنيا پس از هر سانحه با دلايل مبهم هواپيماهاي از آن نوع تا روشن شدن دليل قطعي و رفع عيب را زمينگير مي كنند تا از بروز سانحه ديگر جلوگيري بعمل آيد اما اين هواپيماهاي توپولوف ما همچنان به راحتي پرواز مي كنند و هيچ كس نيز در اين مورد خو به روي خود نمي آورد( بعنوان مثال زمينگير كردن ناوگان كنكورد فرانسه پس از سانحه تركيدن لاستيك و سقوط يكي از اين هواپيماها)
    نكته ديگر كه بسيار باعث شرمندگي است نوع حمل كردن نوارهاي مغناطيسي هواپيما پس از پيدا كردن ان است كه بارها در شبكه هاي تلويزيوني نشان داده شد كه شخصي بصورت مچاله در حين صحبت با موبايل آنه را داخل يك پلاستيك زباله مي ريزد .آيا نوار مغناطيسي كه اطلاعات چنين حساسي را با خود حمل مي كند و در اثر سانحه آسيب ديده را بايد مچاله كرد كه اندك اطلاعات ان نيز از دست بروز؟؟؟؟
    آيا قرار گرفتن تلفن همراه باعث از بين رفتن اطلاعات ثبت شده روي آن نمي شود؟؟؟؟
    آيا واقعا افراد حاضر در صحنه براي حستجوي چنين قطعات حساسي واقعا كارشناس هستند؟؟؟؟ و هزار و يك سوال بي پاسخ......
    پاسخ
    امیر عزیز و نازنین ... با تشکر از شما راستش بنده هم اطلاعات و تجربیاتم کهنه و قدیمی شده است .. و با سیستم های امروزی منطبق نیست
    در باره رها شدن از ارتفاع بالای بیست هشت هزار پا .. به خاطر شیرجه رفتن هواپیما ، و شکل آیرودینامیک آن ، گاهی تا چند برابر استحکام تعریف شده مقاومت می کند .. چون سایر اجزا از قبیل بال ها و بالچه ها رانش منفی ایجاد نمی کنند .. به عبارت ساده تر تبدیل به موشکی می شود که تا چند برابر استقامت اش مقاومت می کند .. و همان طور که عرض کردم همه سیستم ها با هماهنگی میل به سقوط و رسیدن به نقطه جاذبه می کنند .. ولی آن چه که به عنوان مقدار استقامت ذکر شده به خاطر ان است که در پرواز قضیه فرق می کند .. فیوسلاج یا بدنه قصد غلبه بر هوا و جاذبه رو دارد .. اما بال ها به خاطر رانش موتور .. و گاهی هم تریم دادن ، آن کشش رو خنثی می کنه ... بله در چنین شرایطی تعریف مشخصی از جی می شود .. ولی در شرایط شیرجه فاقد اندازه های تعریف شده است
    در باره کنده شدن دم .. منظور من پرت شدن به گوشه ای دیگر نیست .. بر اثر انفجار یا هر اتفاقی شفت نگهدارنده از داخل خرد شده و باعث به اصطلاح کنده شدن دم می شود .. البته گاهی واقعآ جدا می شود .. ولی در خیلی از سوانح به بدنه چسبیده است ولی فاقد کارایی است !! در مستند نشنال جئوگرافی من چندین مورد این چنینی رو دیدم که از داخل کنده شده بود .. معروف ترین مثال ، هواپیمایی است که در نزدیکی واشنگتن سقوط می کنه .. انشاالله اگه فرصت بود چند نمونه از ناکاار آمدی دم رو تشریح خواهم کرد
    در مورد اتش سوزی .. امیر جان اغلب اتش سوزی ها منشا ء داخلی و درونی دارد .. ممکنه بر اثر آتش سوزی درونی و پاره شدن شلینگ ها و یا انفجار قطعات مانند ترکش عمل کرده و به بدنه برخورد نموده و باعث انفجار شود .. البته همه این ها نظریه است که اتفاق افتاده است .. نمونه اش کنکورد که تکه ای از فلزی که بین موتور و بال قرار می گیرد از هواپیمای دیگری کنده شده و در نهایت باعث برخورد به بدنه کنکورد و اتش سوزی می شود
    عدم تماس یکی از ابهامات اصلی است .. امیر جان می دونی ما دو نوع فشار جی داریم .. مثبت و منفی .. در اولی ون به مغر نمی رسد .. و با جی منفی ، خون به سرعت به مغز رسیده و باعث پاره شدن رگ های مغزی و بی هوشی می شود .. در این باره نمی شود با قطعیت نظر داد .. مگر این که هیچ یک از گروه حالت طبیعی نداشتند .. دلیل آن غیر از عوامل جی .. باید به دنبال عوامل جنبی و احتمالی دیگر هم گشت
    امیر عزیزم ... بله من هم با شما موافقم که با مشاهد نقص فنی همه هواپیما ها رو گراند می کنند .. اما این امر در زمانی اتفاق می افتد که دلیل اشکال رو فهمیده و سپس همه را می خوابانند تا به دنبال آن اشکال مشخص باشند .. و گرنه شما در کجا دیدی که با یک سانحه ، همه هواپیماهای شرکتی بخوابد .. !! ببین عزیزم من اصلآ وارد این مباحث هرگز نمی شوم .. چون خواننده بدتر گیج می وشد . و جز ایجاد وحشت نتیجه ای ندارد ... در صورتی که در ماه به همین تعداد انسان قربانی حوادث رانندگی در کشور می شوند
    به طور کلی پس از تشخیص عیب این دستور صادر می شود .. و گرنه شاید تحقیقات دو سال به طول بیانجامد .. پس با این نظریه باید همه بخوابند !!؟؟؟
    در مورد نوار .. راستش یکی دیگر از خوانندگان به نام بهرنگ اشاره کرد .. من باورم نشد .. فکر کردم نوار کاست مسافران است !! و در همان توضیح دادم در سایر کشور ها گاهی تا دو سه برابر قیمت هواپییمای سقوط کرده هزینه تحقیق و حتی پیدا کردن جعبه سیاه می دهند .. چطور ممکنه شخصی نا اگاه چنین سند های اصلی رو به دست بگیرد !!؟ اگه واقعآ نوار جعبه سیاه باشه .. که من هنوز هم بعید می دانم .. باید از ان سازمان به خاطر عدم رعایت در حفظ مدارک شکایت کرد
    به هر حال امیدوارم تا اندازه ای پاسخ شما رو داده باشم .. فراموش نکنن من در شرایط عادی روحی نیستم .. !! ولی به حرمت دوستان تلاش ام رو می کنم
    موفق باشی

    سلام . من از خوانندگان همیشگی مطالب شما هستم . سوالی ذهن من رو به خودش مشغول کرده شاید هم خنده دار باشه .
    به هر حال پرسیدن عیب نیست ...
    چرا در هواپیماهای مسافری مثل هواپیما های جنگی که قابلیت eject وجود داره و یا هواپیماهای نظامی که چتر باز ها رو در هوا تخلیه میکنند چنین سیستمی برای تخلیه مسافر در هنگام خطر نیست ؟
    ممنون میشم اگه جواب بدین
    پاسخ
    پسر عزیزم .. با تشکر از شما
    راستش اگر چه ممکنه از نظر علمی روزی عملی بشه ، اما خیلی مشکلات داره
    همین الان روی زمین بدون استفاده از چتر نجات ، اگه خدای ناکرده اتش سوزی در بگیره .. در خروج همدیگر رو له می کنند
    تازه یادت باشه در یک خانواده کودک ف پیر مرد ، پیر زن هم ممکنه مسافرت کنه .. در شرایطی که زمان خیلی کمی وجود داره چه جوری این ها چتر بپوشند و بپرند ..!!؟
    در ارتفاع بالا که نمی شه پرواز با چتر پرید .. !! در ارتفاع پائین هم که فرصت نیست .. برای پرش باید شرایط اماده بشه
    ممنون از شما

    درود بر شما جناب مدرسی کلمه مستخدمه در پارسی اشتباه است در زبان پارسی چه برای خانمها و چه آقایان از یک کلمه استفاده میشود.برای مثال ما برای شاعر مرد و زن از کلمه شاعر استفاده میکنیم و به کاربردن کلماتی مانند مرحومه و شاعره اشتباه است.در پناه اهورامزدا پاینده و جاوید باشید.
    پاسخ
    ممنونم پسرم .. خودم هم شک داشتم
    خیر سرم یه زمانی ویراستار بودم !! ولی خب مغزم هنگ کرده است
    باز هم سپاسگزارم

    با سلام خدمت استاد بزرگوارم
    همانگونه که قبلا به استحضار رساندم این حقیر بازرس فنی شرکت نفت ایرانول می باشم،حدود ساعت 12 ظهر روز حادثه بود که به همراه تعدادی از دوستان در محوطه پالایشگاه بودیم که صدای موتور هواپیمائی نظر ما را به خود جلب کرد که پس از نگاه کردن به آسمان متوجه شدیم هواپیمای مورد نظر از نوع توپولف می باشد،آنچه جالب توجه بود صدای غیر عادی موترها بود که این صدا را فقط هنگام reverse و موقع landing این نوع هواپیما شنیده بودم،پیش خودم فکر کردم شاید این نکته بتواند در تحلیل های آن استاد بزرگوار کمکی هر چند اندک باشد.جسارتا اصطلاحات و مفهوم reverseوlanding را از دوستان بزرگوارتان در سایت های مجله هوائی و سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی یاد گرفته ام و قصد هیچگونه جسارتی را نداشتم.
    در خاتمه دنیا دنیا آرامش برای شما و خانواده محترمتان از درگاه ایزد یکتا خواستارم و به وجود شما و امثال شما در کشورم افتخار می کنم
    پاسخ
    حامد عزیز و نازنینم
    ممنون از ارایه اطلاعات مربوطه
    تغیر صدای موتور هواپیما ها ، دلایل زیادی می تونه داشته باشه
    که البته من در مورد توپولف ها چیزی نمی دونم .. ولی امکان داره نسبت به مستقیمی بر فشار دسته گاز ها داشته باشد .. به عنوان مثال موقع تیک آف تا اخر دسته گاز رو به جلوست .. اما بعد از این که از زمین کنده می شود ، عقب کشیده می شود
    ان چیزی که برای شما ممکنه غیر عادی جلوه کرده این است که .. ممکنه خلبان در موقع کاهش ارتفاع سرعت اش از حد معمو کم تر شده بود ، لذا برای جبران سرعت و عدم استال در اون لحظه به گازش فشار بیشتری وارد کرده باشه .. در این صورت صدای شنیده شده در پائین مثل صدای ناله و نوعی زوزه است .. البته باید کارشناسان نظر بدهند .. من نظر شخصی ام را گفتم
    ممنون از شما دوست عزیزم

    سلام بر استاد عزیزم مرسی که مطلبی نزدیک و مرتبط با واقعه ی اسف بار توپولوف کاسپین نوشتید که این نشون می ده که چقدر واقعیت برای شما و البته دوستان خواننده اهمیت دارد
    این واقعا افتخار انگیزه
    راستی این مطلبو خوندید،در ضمن آیا شما خلبان پرویز الماسی که این مطالبو گفته رو می شناسید؟

    ...........
    نگاه فنی یک خلبان به سقوط توپولف: چگونگی حادثه شگفت انگیز است
    نوشته شده توسط MAGIC در ۵:۲۴ ب.ظ – 5:24 ب.ظ - 6,347 views


    یکی از خلبانان شرکت هواپیمایی کاسپین پس از مشاهده محل سقوط هواپیمای پرواز ۷۹۰۸ گفت: تاکنون در هیچ سانحه هوایی مسافران و هواپیما اینگونه متلاشی نشده بودند و این حادثه بسیار نادر و کم نظیر است.

    خلبان پرویز الماسی که به منظور شرکت در مراسم یادبود درگذشتگان سانحه اخیر و بویژه ابراز همدردی با خانواده کادر پروازی به محل سقوط هواپیما آمده بود ، درحالی که بشدت از دیدن محل سقوط متاثر شده بود در گفتگو با خبرنگار مهر در قزوین گفت: بیش از ۳۵ سال سابقه پرواز با هواپیماهای مختلف را دارم و چندین سانحه هوایی را از نزدیک و از طریق فیلم دیده ام ، اما با جرات باید بگویم از دیدن این صحنه ها شگفت زده شدم و باور نکردم که این هواپیما بعد از سقوط اینگونه متلاشی شده باشد.

    الماسی افزود: خلبان و کادر پروازی این هواپیما از بهترین خلبانان کشور و شرکت کاسپین بودند و نه تنها اشتباه خلبان شاید غیر ممکن باشد بلکه حتی با توجه به نوع حادثه به نظر می رسد داشتن نقص فنی در هواپیما نیز بعید باشد.

    وی در بیان استدلال این گفته خود تصریح کرد: این هواپیما حدود ۲۸ هزار و ۶۰۰ پا ارتفاع داشته که این ارتفاع برای یک خلبان فرصت بسیار زیادی تلقی می شود تا تصمیم بگیرد و حداقل اطلاعاتی را به مرکز کنترل منتقل کند ، اما شواهد نشان می دهد در چند دقیقه قبل از سقوط هیچ تماس و یا ابراز نگرانی از سانحه یا مشکلی در هواپیما گزارش نشده و در حدود دو دقیقه قبل از سقوط همه ارتباطات خلبان با خارج از کابین قطع بوده است.

    خلبان الماسی یادآور شد: با سابقه ۱۲ هزار ساعت پرواز باید بگویم هرچند نقص فنی در هواپیما مسئله ای عادی تلقی می شود اما گزارشها بیانگر آن است که از وقتی هواپیما گردش به چپ کرده و در حال سقوط بوده یک دقیقه و ۱۸ ثانیه طول کشیده تا به زمین برخورد کند که در این زمان هم هیچ اطلاعاتی منتقل نشده است که این جای تامل و بررسی دارد.

    وی به مهر گفت: حتی از کمک خلبان و مهندسان پرواز هم اطلاعاتی منتقل نشده و معلوم نیست در کابین چه اتفاقی افتاده که همه مستاصل بوده اند و کاری برای ارتباط نکرده اند. شاید بتوان حدس زد یک حادثه غیر طبیعی و یا مورد دیگری که کنترل مجموعه خلبان و کادر پرواز را مختل کرده منجر به این سقوط در کمترین زمان شده است.

    وی افزود: توپولوف به رغم شایعاتی که در اذهان نسبت به آن وجود دارد از هواپیماهای بسیار خوب است که حتی در صورت از کار افتادن سه موتورش قادر است مدتی پرواز کند و حتی فرود اضطراری داشته باشد و این هواپیما نیز ضمن تست جدید هنوز از نظر فنی مدتها می توانسته پرواز داشته باشد.

    الماسی اظهار امیدواری کرد: با استخراج اطلاعات جعبه سیاه و FDR علت سقوط هواپیما که از نظر فنی ارزشمند است، مشخص شود.
    http://www.3pars.com/?p=1295
    .................
    راستی جسارتا یه سئوال دیگه به نظر شما چرا اینقدر کادر پروازی تعدادشون زیاد بوده ،اینطور که می گن 15 نفر بودن؟
    باور کنید همان قدر که برای شما اهمیت موضوع بالاست برای من هم همین طور است و به دور از هر قرضی تنها دوست دارم مسئله روشن شود
    باور کنید ما دستمان که به جایی بند نیست که بتونیم اینقدر مزاحمش بشین در هر صورت باز هم تشکر رضا
    پاسخ
    رضا جان عزیز .. بله من هم قبلآ مصاحبه کاپیتان الماسی رو خونده بودم
    حق با اوست .. واقعآ همه چیز عجیب و باور نکردنی است
    باید اتفاقی افتاده باشد که هیچ ارتباطی با زمین برقرار نشده است
    رضا جان همان طور که بنده عرض کردم .. هر کسی یک نظر کارشناسی اعلام می کنه که به نظرش صحیح است
    ممکنه همه هم درست گفته باشند .. اما تا روشن نشدن رسمی قضیه هیچ یک از حرف ها ارزش صد در صد ندارند
    در مورد تعداد زیاد من در همون پست اول توضیح دادم .. در پرواز های خارج از کشور معمولآ تعداد زیادی اعزام می شوند .. تا کسب تجربه کرده باشند .. ممنون از شما

    سلام جناب آقای مدرسی
    درمدت کوتاهی که با وبسایت و وبلاگ شما آشنا شده ام بیشتر مطالبتان را خوانده ام. شما با ثبت و انتشار خاطراتتان خدمت بزرگی به قسمت های نانوشته و ناشنیده تاریخ معاصر این کشور می کنید. به سهم خود از شما تشکر می کنم. تنها نکته ای که باید به عرض برسانم وجود اشتباهات املایی در نوشته های زیبایتان است. از خداوند برای شما بهروزی آرزو دارم.

    پ.ن.: لذت خواندن نوشته هایتان را با دوستانم شریک شده ام.
    پاسخ
    مهدی جان عزیز و بزرگوار
    از شما بسیار سپاسگزارم که به جمع یاران همدل و صمیمی پیوسته ای
    در مورد غلط املایی ، حق با شماست .. اجتناب ناپذیره
    چون بار ها توضیح داده ام .. چون حواس ام مشغوله .. وقتی به خاطره ای می پردازم ، تمام تمرکزم به گذشته و ان اتفاقات است .. و فرصت بازخوانی و اصلاح پیدا نمی کنم
    چون همین جوری اش هم کلی وقت من گرفته می شود .. به عبارتی زمان ندارم .. شما بهتر می دانی در روز پاسخ به ای میل های فراوان ، کامنت های وبلاگ .. کامنت های بی شمار سایت .. جستجو برای پیدا کردن تصاویر مربوطه .. طراحی ، ادیت ، مطالعه خبر ها .. همه و همه وقت گیر هستند
    حال اگه یک روزی برای دیدن نوه هایم به کرج بروم .. در مراجعت باید بیش از ده ها ساعت وقت صرف کنم ، تا تنها بتوانم به کامنت های انبوه شده سایت پاسخ بدهم .. و از بقیه کار هایم می مانم ..!! از طرفی عادت ندارم پاسخ تلگرافی بدهم .. به عباراتی با دل و جان به همه جواب می دهم .. و این را نوعی احترام به خواننده می دونم .. به این هایی که تعریف کردم ، مسایل شخصی رو هم اضافه کن ... در حال حاضر کار من شده ساعت ها پشت میز کامپیوتر .. !! حتی غذا یم رو هم این جا می خورم .. با این حساب قبول می کنی که اجتناب ناپذیره !!؟
    بله اگه مطالب ام نیاز به عکس نداشت .. کامنت ها رو هم پاسخ نمی دادم .. مطمئنآ با دقت و ویرایش فنی آن ها را منتشر می کردم
    به هر حال ممنون از شما ، سعی می کنم بیشتر دقت کنم

    جناب مدرسی عزیز سلام.یک اینکه سلامتی شما بسیار واجب و بر همه چیز ترجیح دارد.پس زیاد بخودتان فشار نیاورید.نظیر این سانحه که بارها اتفاق افتاده و چیز تازه ای نیست و تا وقتی این حضرات باشند و این کمبود ها باشد بازهم تکرار میشود.شما بهتر است روزی سری به ادارات سازمان هواپیمائی کشوری بزنید آنوقت درک خواهید کرد که چرا باید همیشه منتظر تکرار چنین حوادثی بود!
    در مورد این پرواز باید به صراحت عرض کنم که احتمال بمب گذاری بسیار زیاد است.خود شما هم بعنوان یک خلبان از مشخصات این سقوط و چیزهائیکه تاکنون بدست آمده میتوانید حدس بزنید.دستگاه بهر شکل در شرایط فعلی کشور نمی خواهد این احتمال را در نظر بگیرد و بمردم بگوید زیرا احساس میکند که باعث ناامنی بیشتری در جامعه خواهدشد.کلیه استدلالات شما و سایرین که اغلب هم در خور تامل است موید همین است.ما که در یک جمع تقریبا تخصصی هواپیمائی بحث میکنیم نباید مثل آدمهای تازه کار خود را سانسور فنی کنیم.
    عدم اطلاع کروی پروازی به زمین در مورد اشکال فنی تا آخرین لحظه حیات.
    ریز شدن کلیه قطعات هواپیما و اجساد
    که حاکی از سرعت بلا اراده هواپیما در برخورد با زمین است و پس از انفجار بخشی از هواپیما رخ داده است.
    گرفتن تقریبی سقف پروازی بعد از حدود 17 دقیقه پرواز و اینکه در این ارتفاع موتور ها در کمترین فشار کار میکنند و احتمال خطر خیلی کم است و اینکه در صورت بروز نقص فنی خلبان فرصت کافی اولا برای چاره اندیشی ثانیا برای اطلاع دادن داشته است...همه و همه گواهی بر یک اتفاق مخرب بسیار ناگهانی است که همان انفجار یک بمب میتواند باشد.
    نمیدانم چرا مقامات ما میخواهند اینقدر کشورمان را بصورت کاذب امن جلوه دهند؟ ما که امن تر از بسیاری کشورهای پیشرفته نیستیم که بارها این اتفاقات افتاده است.
    ما در فرودگاه هایمان متاسفانه روزن برای نفوذ خائنین زیاد داریم بخصوص در بخش چمدانها و بسته های پستی که میتواند خطر آفرین باشد.
    پاسخ
    جناب برهانی عزیزم
    با تشکر از شما ... خدمت ات عرض کنم ، همان طور که در هر دوپست نوشتم .. همه اظهار نظر ها فقط جنبه حدس و گمان دارد .. هیچ نظری مطمئن نیست .. حتی عرایض بنده .. تا نوار ها بازبینی نشوند ، امکان نداره کسی بتونه حدس درست بزنه
    بله مشکل اساسی عدم تماس خلبان است .. که چرا موفق به تماس نشده است
    شاید ارتباط اش با زمین بر اثر اشکال فنی قطع شده باشد .. بقول شما شاید هزاران مشکل دیگه داشته باشه .. باید صبر کنمی تا نظر کارشناسان خبره مشخص شود
    ممنون از شما

    سلام آقای مدرسی!!!!!!!

    من این پست رو دو بار خوندم!!!راستش چندتا سوال ازتون داشتم!!!البته من به شما جسارت نمیکنم و این متوجه نشدن شاید از اطلاعات کم من باشه اگر حوصله داشتین جواب بدین!!!آخه متاسفانه مخالفتهایی که با شما در پست (ابریشم چی) کردم گویا باعث سوء تفاهم شده بود که من شمارو ویلا ندیده خطاب کردم ولی اینجا برای بار دوم عرض میکنم والا بلا من این منظور رو نداشتم!!!ولی اگر نوشته های من جوری بوده که باعث شده این جوری متوجه بشین بازهم معذرت میخوام!!!!ببخشید بریم سر اصل مطلب میگفتم ....شما گفتین هواپیما منفجر نشده پس صدای رعد وبرق که شاهدان عینی ماجرا شنیدن چی بوده؟؟؟یا کنده شدن دم رو چه طور میشه توجیه کرد؟؟؟!؟؟!؟!یه مطلب دیگه که میخواستم بگم راجع به اون کسی بود که خود رو کارمند کاسپین معرفی کرده حالا کار نداریم که یارو واقعا اون کاره بوده یا نه.....ولی پسر خاله من چن وقت پیشا تعریف میکرد که تو یه پروازی که به کیش داشته قبل از این که خلبان بخواد بره سر باندو تیک اف کنه موتورش اتیش میگیره و بعد از 1 ساعت رفع عیب میکنن هواپیما پرواز میکنه یا علی برو که رفتیم!!!!!یا به طور متوسط از هر 10 تا پروازی که ادم تو خطوط ایران داره حداقل یکیش پر ماجراست و با تبهر مثال زدنی همکارای شما رفع میشه و هیچ کس هم خبر دار نمیشه الا اون بدبختایی که اون تو نشستن و مسولین بی خیال!!!!!مگه همین چند وقت پیش راجع به هواپیمای خبر نگاران خودتون نگفتین که هواپیما قبل از پرواز ایراد داشته؟؟؟؟خوب اصولن ما ایرانیا همین جوری هستیم فکر میکنیم همه چیو میشه مرامی و رفاقتی حل کرد یا با تف موقتا چسبوند حتی به قیمت جون مردم!!!به نظر شما روزی چندتا فرود اضطراری رخ میده که من و شما ازش بی خبر هستیم؟؟؟؟روزی چنتا هواپیما بعد از اینکه بلند میشن میبینن ای دل غافل لگن خرابه مجبور میشن سر خرو کج کنن برگردن!!! این چیزایی که ما هر از چند گاهی میشنویم تازه بخشی از ماجراهاست شما که خودتون بهتر میدونین!!((یه خاطره از یکی از دوستام داخل پرانتز میگم:دوستم تعریف میکنه که یکی از فامیلاشون بعد از مدتها میاد ایران و اینا میرن شهر بازی می دونید که امریکا خودش مهد شهر بازیه و اینجا واصه طرف اصلا جالب نبوده وخلاصه ایناسوار یکی از این دستگاهای اونجا میشن وطرف میبینه که اصلا حال نمیده ولی به مردم که نگاه میکنه میبینه همه دارن از هیجان قبض روح میشن بر میگرده به رفیقش میگه بابا این چیه ترس نداره که چرا ملت اینقدر هیجان میکنن طرف هم در جوابش میگه داداش اینا که واصه بالا پایین رفتن این دستگاه نمیترسن هیجان همه واصه اینه که هر لحضه ممکنه این دستگاه سر تن جا بشه و همه پرت بشن رو زمین بترکن!!!خلاصه یارو که اینو میشنوه میفهمه که چه شکری خورده سوار این دستگاه شده وبیشترین هیجان زندگیشو تجربه میکنه))وقتی این از وضع شهر بازیهای ماست چه انتظاری میشه از ایر پورتش داشت؟؟؟!!!ببخشید که سرتون رو درد اوردم ولی واقعا خونم داره به جوش میاد!!!اخه ارزش جون ما شده اندازه پشه!!!!خیلی دلم پره ولی حیف که سایت شما سیاسی نیست وبه حرمتتون دیگه سخن کوتاه میکنم!!!!


    با تشکر فراوان!!!!!!

    پاسخ
    شاهین عزیز و نازنین
    همه اون کسانی که من را سال ها می شناسند ، می دونند لااقل کینه ای نیستم
    به جان نوه هایم اگه توضیح نمی دادی .. اصلآ یادم نبود که قبلآ سوء تفاهمی پیش آمده است .. فراموش نکن من همه مردم وطن ام رو دوست دارم .. بگذریم .. پسرم اگه مطلب اول و دوم من را خوانده باشی .. من عرض کردم انجار بوده ، منتهی مربوط به باک سوخت بوده است !! من در هر دو مطلب روی این انفجار تآکید داشتم
    در مورد ایراد اجازه می خواهم یک حقیقتی رو راست و حسینی بهت بگم .. در زمان رژیم پهلوی ، من دو بار ماموریت یافتم با دوستان برویم امریکا و هواپیمای سی - 130 نو رو از کارخانه تحویل بگیریم .. باورت می شه هواپیمای صفر کیلومتر رو وقتی بازدید کردیم کلی ایراد داشت !! همه اابو طیاره ها دارای ایراد هستند حتی ان هایی که از کارخانه می آیند بیرون .. منتها هر ایرادی کشنده نیست .. ممکنه چراغ یکی از لامپ های سقف سوخته باشه .. خب این ایراد است .. مگه نه ؟ ولی می شه با ان ایراد هم پرواز کرد .. به همین اساس ایراد ها رو طبقه بندی کردند .. تنها بعضی ایرادا ها هواپیما رو می خواباند ... !! شاهین جان حتی دو دهه قبل که نسبت به حالا هواپیما ها سرپا تر بودند .. زمانی که بنده پرواز می کردم .. روزی نبود که هوپیما ها بدون ایراد نباشند .. یا از نیمه راه بر نگردند .. پس می بینی شرایط ذو بعد از بیست سال می تونم درک و تجسم کنم
    شاهین عزیز .. خلبان جان اش رو از بیرون نیاورده است .. ملاک او برای پرواز امضای متخصصان و سوپر وایزر هاست .. اگه سر باند موتور آتش بگیره .. و متخصص تشخیص بدهد اشکال جانی نداره .. و امضا کنه .. و بعدش هم سوپر وایزر یا بازرس فنی پاراف کنه .. باید پرواز کنه .. و با دل و جان هم پرواز می کند .. همه خلبان ها بدون استثناء تابع مقررات و دستور العمل های ایمنی هستند .. علاوه بر ان خود کتابچه هواپیما هم مقرراتی برای پرواز دارد .. اگر این ها رعایت نشود ، هیچ مقامی با ان پرواز نمی رود
    مسئله این است که ما بدبین شده ایم .. همه مسایل رو به هم ربط می دهیم .. حتی ان چه خودمون دوست داریم از نوشته ها برداشت می کنیم .. همین
    به عنوان مثال .. مگه من خودم ننوشتم صدای انجاری که مثل رعد و برق بود ...!!؟ مگه نامه اون خواننده رو هم درج نکردم .. ولی باز شما همان نکته رو به من متذکر می شوی .. باید حتمآ بمب باشه تا انفجار تلقی بشه
    ضمن این که من بار ها اعلام کردم همه این نظرات آبدوغ خیاری است .. باید از روی جعبه سیاه تحلیل شود .. کمی صبور باشید .. حتمآ دلایل ان روشن خواهد شد

    بهروز جان
    سلام

    بی اغراق هیچ جایی مثل سایت آقا بهروز نیست.قربان درباره پر کشیدن فرشته مرگ توپولف ناکام آدرسی را برایتان ایمیل کردم تا آخرین و بهترین اخبار را دریافت کنید. امیدوارم خاطره پایین تکراری نباشد چون آرشیوم بدجدری به هم ریخته.

    موفق باشید

    ( از وبلاگ نیروی هوایی ایران )
    قلب بغداد ، بغداد نفوذ ناپذیر نیست

    سال 1363، کشور عراق جنگنده های جدید خود را تحویل گرفته بود و همه روزه توسط بمب افکن های میگ 25 در ارتفاع بالا پرواز کرده و شهرهای ایران بخصوص تهران را بمباران می کردند. در این بمباران تعداد زیادی از مردم بی دفاع به شهادت می رسیدند. مردم غیور ایران بی صبرانه منتظر بودند تا جوابی قاطع به این حملات داده شود.
    در آن سو نیز کشور عراق با تحویل گرفتن پیشرفته ترین تجهیزات پدافندی، دم از آن می زد که شهر بغداد توسط رینگ های پدافندی قوی محافظت می شود و هر جنگنده ای قصد بمباران بغداد را داشته باشد، در چندین کیلومتری این شهر سرنگون می شود. لذا نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با این که می دانست پدافند عراق بسیار قوی و خطرناک است، تصمیم گرفت این سد را شکسته و از آن عبور کند.


    اهمیت حضور بر فراز بغداد

    این عملیات از دو جنبه دارای اهمیت بود:
    اول این که با توجه به نزدیک بودن عملیات زمینی گسترده توسط رزمندگان اسلام، این عملیات هوایی می توانست نقش عمده ای در بالا بردن روحیه آنان داشته باشد؛ زیرا همانند همین تبلیغاتی که درباره پدافند قدرتمند عراق می شد، درباره نیروهای زمینی و لجستیک هم عراق تبلیغات گسترده ای به راه انداخته بود.
    دوم مردم ایران با انجام این عملیات علاوه براین که متوجه می شدند نیروهای نظامی شان همچنان بیدار و قدرتمند هستند، دیگر تحت تاثیر جنگ روانی بعثیون قرار نمی گرفتند.
    نیروی هوایی با توجه به نزدیکی به مرز و دارا بودن تجهیزات خوب برای پشتیبانی و احتمال فرود اضطراری هواپیما پایگاه شکاری همدان، این پایگاه را مامور انجام این عملیات نمود.


    طراحی عملیات

    طرح نقشه پرواز با ساعت ها مطالعه سرانجام عملیاتی شد و با توجه به خطرات بالایی که این عملیات داشت، فرماندهی وقت پایگاه هوایی همدان تصمیم گرفت تا تعدادی از زبده ترین خلبانان پایگاه انتخاب شوند و سپس از بین آنها داوطلب برای این عملیات انتخاب شود. تمامی کارها طبق برنامه پیش می رفت. در بعداز ظهر یک روز سرد زمستانی در سال 1363 درحالی که اکثر پرسنل به منزل خود عزیمت کرده بودند، از سوی معاونت پایگاه، به مسئول عملیات اسامی اعلام شد تا آنها را در اسرع وقت خبر کنند.
    مسئول عملیات شخصا دست بکار شد. درحالی که عقربه های ساعت عدد 7 بعدازظهر را نشان می داد، به تمامی منتخبین اعلام شد هرچه سریع تر خود را به پست فرماندهی پایگاه برسانند.
    خلبانان یکی پس از دیگری به پست فرماندهی رسیدند و بلافاصله به اتاق اهداف پایگاه راهنمایی شدند. این کار ادامه پیدا کرد تا کلیه منتخبین دور هم جمع شدند و هر کس از دیگری علت احضار خود را جویا می شد.


    احتمال بازگشت از این ماموریت بسیار پایین است

    پس از دقایقی فرمانده پایگاه وارد شد و شروع به سخنرانی کرد :
    - این روزها دشمن خیلی گستاخ شده که هر شب به ایران حمله هوایی می کند و عده زیادی از هموطنان مان را به خاک و خون می کشد. سرانجام از سوی مسئولین تصمیم گرفته شده است تا جهت تقویت روحیه عمومی مردم و رزمندگان ما هم اهدافی را در شهر بغداد بمباران کنیم. همه می دانیم که تبلیغات عراق روی پدافند این شهر بسیار زیاد است و سرلشکر شهید عباس دوران هم بر روی همین شهر هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. ولی من با توجه به نیروی ایمان شما، امیدوارم بتوانیم از این موانع عبور کرده و اهداف از پیش تعیین شده را در داخل این شهر بمباران کنیم. با توجه به خطرات بالای این ماموریت، احتمال بازگشت هواپیما و خلبانان اعزامی بسیار پایین است. حالا با توجه به توضیحاتی که داده شد، هرکس تمایل دارد در چنین عملیاتی شرکت کند، دست خود را بالا بیاورد.


    خلبانان هر دو دست خود را بالا بردند

    بعد از سخنان فرمانده پایگاه، حاضرین همه در سکوت بودند و آن گاه همه شاهد حماسه ای دیگر بودند. تمامی حاضرین، بدون استثنا دست خود را بالا بردند. حتی عده ای از خلبانان دو دست خود را بالا بردند.
    چشمان اشک بار فرمانده پایگاه نشان دهنده همه چیز بود. او اوج ایثار را در مقابل خود می دید. به دلیل این که هیچ کدام از فرماندهان پیش بینی همچین حرکتی را نکرده بودند، مجبور شدند تا به قید قرعه خلبانان را انتخاب کنند.
    قرعه به نام سرتیپ خلبان (سروان آن زمان) "سیدرضا پردیس" - فرمانده سابق نیروی هوایی - و سرتیپ خلبان (سروان آن زمان ) "جهانبخش حسنی" افتاد.


    خلبانان منتخب کار بر روی طرح پروازی را آغاز کردند

    هر دو بلافاصله شروع به مرور نقشه پرواز، سمت حرکت، ارتفاع و سرعت نمودند. تمامی نقاط مسیر را شناسایی و مقدار سوخت مصرفی را نیز محاسبه کردند. محل استقرار پدافند دشمن نیز به خوبی بر روی نقشه تا شهر بغداد مشخص بود. به دلیل تراکم بالای پدافند دشمن، کار طراحی عملیات تا پاسی از شب به طول انجامید. قرار شد با توجه به اختلاف افق 30 دقیقه ای همدان با بغداد، عملیات در لحظات اولیه طلوع آفتاب در همدان آغاز شود و دقیقا 30 دقیقه بعد، وقتی هواپیما بر روی شهر بغداد بود آفتاب در آن جا در حال طلوع باشد.

    شروع عملیات

    صبح روز بعد ساعت 5 صبح، آخرین توجیهات پروازی انجام پذیرفت و خلبانان پس از گرفتن تجهیزات پروازی، از زیر قرآن مجید عبور کرده و به طرف پرنده آهنین بال حرکت کردند. هوا تاریک و خیلی سرد بود. در آشیانه هواپیما خلبانان با استفاده از چراغ قوه، آخرین بازدیدها را از هواپیما انجام دادند و بدون معطلی سوار هواپیما شدند. با اشاره خلبان، ابتدا موتور راست و سپس موتور سمت چپ با استفاده از کمپرسور روشن شد. خلبان با توجه به هماهنگی های قبلی، بدون آن که تماس رادیویی با برج برقرار کند، به ابتدای باند رفته و با گرفتن علامت های مخصوص به حرکت درآمد و در دل آسمان جای گرفت.
    هواپیما با سرعت به سمت مرز پیش می رود و در نزدیکی مرز ارتفاع خود را برای پنهان ماندن از دید رادار، تا حد ممکن کم می کند. به شکلی که کوه های مقابل خلبان ارتفاع بیشتری داشتند. بعد از لحظاتی هواپیما به نقطه صفر مرزی می رسد و خلبان با رساندن ارتفاع به 100 پا با سرعت 850 کیلومتر در ساعت، از مرز عبور کرده و وارد خاک عراق می شود.


    نذر کنیم در صورت بازگشت به دیدار حضرت امام (ره) برویم

    خلبانان بعد از ورود به خاک عراق نذر می کنند که در صورت بازگشت، به دیدار حضرت امام (ره) بروند.
    هواپیما به آخرین نقطه مشخص می رسد و خلبان با گردشی مناسب در مسیر اصلی قرار می گیرد تا از جنوب بغداد وارد شهر شود. در تمامی طول پرواز تا هدف، مسیر طوری طرح ریزی شده بود که حدالامکان هواپیما کم تر از نقاط مسکونی عبور کند تا مبادا دیده بان های عراقی از ورود آنها قبل از رسیدن به بغداد مطلع شوند. خلبانان در 20 مایلی بغداد گردش نهایی را انجام می دهند. دشمن دیگر از وجود هواپیمای ایرانی مطلع شده بود و ستون های آتش پدافند آنها آسمان را فرا گرفته بود. با توجه به تهدیداتی که خلبانان متوجه آن شده بودند، پرنده آهنین با سرعت آسمان را می شکافت و پیش می رفت.


    سرانجام هواپیما به هدف رسید

    به لطف الهی خلبانان بر روی کارخانه ای که هدف بود رسیده و آن جا را مورد حمله سنگین خود قرار می دهند. پس از رها کردن بمب ها بر روی هدف، اینک هواپیما سبک شده بود. خلبان به دلیل این که مورد هدف پدافند آن جا قرار نگیرد، مسیر را ادامه داده و بعد از رفع خطر ابتدا گردشی سریع انجام می دهد و با افزایش سرعت تا 1100 کیلومتر به سمت کوه های مرزی ایران حرکت می کند. به دلیل حجم بالای پدافند آنها مجبور می شوند ارتفاع خود را تا 20 متری از سطح زمین پایین بیاورند. کابل های برق فشار قوی در حومه بغداد، مهم ترین خطر بود که خلبان مجبور می شد گهگاه ارتفاع خود را برای رد شدن از بالای آنها زیاد کند ولی بلافاصله دوباره به ارتفاع 20 متری برمی گشت.

    هواپیمای دشمن در تعقیب فانتوم

    هنوز دقایقی نگذشته بود که مشکلی بزرگ گریبان آنها را می گیرد. کمک خلبان اطلاع می دهد که یک فروند هواپیمای دشمن با سرعت در تعقیب آنهاست. چاره ای نبود. خلبان سرعت را به حداکثر مجاز می رساند و هواپیما را به ارتفاع 10 متری از سطح زمین می رساند. پرواز در این ارتفاع بسیار خطرناک بود زیرا در صورت اصابت موشک هواپیمای دشمن، به علت سرعت زیاد و ارتفاع کم، دیگر خلبانان فرصت پریدن از هواپیما را نیز نداشتند ولی چاره ای نبود. آنها باید این ریسک را می پذیرفتند زیرا در ارتفاع بالاتر هواپیمای دشمن به راحتی آنها را هدف قرار می داد.
    کمک به خلبان می گوید که تا حد ممکن ارتفاع را کم کند و موتورها را در حالت پس سوز قرار دهد. خلبان نیز چنین می کند. در این هنگام اولین قفل راداری برای شلیک موشک از سوی هواپیمای دشمن بر روی فانتوم ایرانی انجام می شود که کمک خلبان با مهارت خاص و استفاده از دستگاه جنگ الکترونیک، آن را خنثی می کند ولی به خاطر این که تمرکز خلبان برهم نریزد، این مطلب را به خلبان اطلاع نمی دهد.


    میگ عراقی دست بردار نبود

    هواپیمای دشمن دست بردار نبود. کمک مجددا از خلبان می خواهد که ارتفاع را کم تر کند که خلبان به کمک می گوید دیگر از این کم تر نمی شود و هواپیما در صورت کم کردن ارتفاع با زمین برخورد می کند. کمک با نگاهی به بیرون متوجه می شود ارتفاع هواپیما به قدری کم است که خار و خاشاک بیابان با زیر هواپیما فاصله بسیار کمی دارند. پرواز در این ارتفاع و با سرعت بیش از 1100 کیلومتر. خطرناک تر از این ممکن نیست. تنها با اشاره کوچکی به فرمان کنترل، هواپیما به طور حتم سقوط می کرد و اینها همه نشان از مهارت و قدرت بالای خلبان در هدایت هواپیما داشت.


    خلبان دشمن می خواهد به هرقیمتی فانتوم ایرانی را سرنگون کند ولی ...

    در این هنگام هواپیمای دشمن خود را عاجز از این می بیند که هواپیمای فانتوم را هدف قرار دهد. ارتفاع خود را کم می کند تا با قرار گرفتن در پشت سر فانتوم، در فرصتی مناسب آن را هدف قرار دهد. کمک خلبان بلافاصله متوجه موضوع می شود ولی به دلیل این که مبادا تمرکز خلبان برهم ریخته شود، به او چیزی نمی گوید و اعلام می کند هواپیمای دشمن دست از تعقیب برداشته. ولی برای اطمینان از ارتفاع پایین و با همین سرعت به پرواز ادامه بده تا نزدیکی مرز هواپیمای دشمن دوبار دیگر عمل قفل راداری را بر روی فانتوم ایرانی انجام می دهد که هربار کمک خلبان با مهارت بالا این قفل را در هم می شکند ولی بازهم به خلبان اطلاع نمی دهد. تا این که به یک باره کمک متوجه می شود که هواپیمای دشمن دیگر در تعقیب آنها نیست و تصور می کند که با توجه به نزدیک شدن به مرز، از تعقیب آنها دست برداشته است.


    مشکلی دیگر فانتوم را تا مرز سقوط پیش می برد

    در همین لحظه بخاطر پرواز در ارتفاع بسیار کم ناگهان خلبان متوجه تیرهای چوبی سیاه رنگی می شود که به سرعت به آنها نزدیک می شوند. بی درنگ فرمان هواپیما را با تمام قدرت به عقب می کشد. هواپیما بلافاصله شروع به اوج گیری می کند ولی نمی تواند به ارتفاع لازم برسد و قسمتی از باک های خارجی و سکان عمودی هواپیما با یک کابل برق برخورد می کنند و هواپیما تکان شدیدی می خورد. ولی خوشبختانه آسیب به حدی نبود که آنها نتوانند به مسیر خود ادامه دهند.
    بنزین هواپیما به علت استفاده از پس سوز و پرواز در ارتفاع پایین، بسیار کم شده بود. خلبان که دیگر در چند مایلی مرز قرار داشت، پس سوز موتورها را خاموش می کند و برای کاهش مصرف سوخت سریعا شروع به افزایش ارتفاع می کند. این کار به دلیل این که امکان داشت فانتوم به وسیله رادار پدافند و یا هواپیماهای گشتی عراق شناسایی شود، بسیار خطرناک بود ولی خلبان چاره ای نداشت. کم کم هواپیما ارتفاع گرفت و به ارتفاع 29000 پا رسید.


    هواپیما به سلامت فرود می آید

    خلبان بلافاصله با رادار تماس می گیرد و موقعیت و وضعیت را اطلاع می دهد. افسر کنترل رادار که بسیار از بازگشت آنها خوشحال بود و خلبان را راهنمایی می کند.
    به دلیل کمبود سوخت، خلبان از فاصله 70 مایلی پایگاه به تدریج شروع به کم کردن ارتفاع می کند و با تماس با برج مراقبت، به سلامت به زمین می نشیند.
    خلبانان در میان استقبال دوستان و پرسنل از هواپیما پیاده می شوند و با نگاهی به هواپیما، قدرت و خواست خداوند را دوباره مشاهده می کنند.

    معجزه ها یکی پس از دیگری

    براثر برخورد هواپیما با کابل های فشار قوی، قسمت هایی از باک خارجی هواپیما کنده شده بود و به صورت صفحات مقاوم و سرعت گیر در مقابل جریان هوا قرار گرفته بود و این چیزی بود که طبق دستورالعمل پروازی موجب سقوط هواپیما می شد.
    در همین هنگام خلبانان متوجه معجزه دیگری می شوند. از سوی رادار مرزی اعلام می شود که با توجه به اطلاعات آنها که از روی صحبت های خلبانان عراقی تعقیب کننده فانتوم بدست آورده بودند، هواپیمای تعقیب کننده فانتوم به دلیل پرواز در ارتفاع پایین و عدم توانایی خلبان در کنترل هواپیما، با زمین برخورد کرده و متلاشی شده است.
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و نازنینم سلام
    ممنون از محبتی که به حق حقیر کردی ... واقعآ سپاسگزارم .. ساعت ها وقت ام رو صرف مطالعه کردم .. خیلی جالب بود .. از این که در باره این سایت که واقعآ متعلق به خودته این همه لطف داری .. ممنونم
    همچنین از کامنت های جالب و علمی که در ان قرار می دهی .. واقعآ مدیون شما هستم
    یک بار که دیر می کنی ... نگران ات می شوم
    ممنون از زحمتی که کشید ی

    سلام
    خوبین
    خسته نباشید
    عیدتون مبارک
    ایشالله دیگه از این اتفاق ها ÷یش نیاد
    هیچوقت
    در هیچ کجای دنیا
    موفق باشین
    مطالبتون خیلی بهم در شنیدن حقیقت کمک کرد
    منتظر دیدارتون هستم.
    پاسخ
    عید شما هم مبارک باشه دختر عزیزم
    ببخشید نبودم .. و پاسخ شما دختر عزیزم کمی تآخیر داشت
    خوشحالم که از مطلب خوشت اومده است
    خیلی دوستت دارم دخترم .. به امید دیدار

    بهروز جان
    سلام
    امیدوارم در کنار آوا و آنا خوش گذشته باشد و انرژی گرفته باشید.
    ایمیلی برایتان فرستادم.


    (از سایت هوافضا)

    ربات گوشتخوار يا نابودگر تمدن؟؟
    وقتي صحبت از تامين انرژي اين ربات با گوشت به ميان مي‌آيد اولين سوالي كه به ذهن خطور مي‌كند، اين است كه آيا اين ربات در ميدان جنگ به شكار حيوانات مي‌رود يا از سهل‌الوصول‌ترين منبع يعني گوشت لاشه سربازان كشته شده نيازهاي خود را تامين خواهد كرد؟

    جام جم آنلاين: وقتي يكي از نشريات داخلي صنايع جنگ‌افزارسازي وزارت دفاع ايالات‌ متحده (پنتاگون) هفته گذشته در گزارشي از ساخت اولين ربات نظامي خوداتكا كه قادر است نياز خود به انرژي را از گياهان و حتي جانوران تامين كند خبر داد، اولين واكنش رسانه‌ها فقط تحير و شگفتي بود.

    اين شگفتي به حدي بود كه اكثر منابع رسانه‌اي وقتي اين خبر را منتشر كردند اين نكته را يادآور شدند كه نمي‌دانند در مورد چگونگي تامين انرژي اين ربات از طريق مصرف گياهان و جانوران چه كلمه‌اي را بايد به كار ببرند. اين كه آيا مي‌توان از فعل خوردن براي اين ربات استفاده كرد يا بايد به دنبال كلمه‌اي جديد در فرهنگ لغات بود كه گوياي عمل تامين انرژي در اين نسل نوظهور از ربات‌ها باشد.

    با گذشت تنها 2 روز از انتشار اين خبر بود كه توجه رسانه‌ها به نكته‌اي جالب كه پيشتر در سايه قرار گرفته بود، جلب شد.

    طراحان اين ربات‌ خوداتكاي تاكتيكي كه به اختصار Eatr معرفي شده است،‌ ادعا دارند مخلوقشان ماشين نظامي برخوردار از قابليت مشاركت در ماموريت‌هاي رزمي است كه در صورت لزوم با مصرف گياهان، گوشت و حتي الكل،‌ بنزين و حتي روغن خوراكي انرژي مورد نيازش را تامين كند.

    وقتي صحبت از تامين انرژي اين ربات با گوشت به ميان مي‌آيد اولين سوالي كه به ذهن خطور مي‌كند، اين است كه آيا اين ربات در ميدان جنگ به شكار حيوانات مي‌رود يا از سهل‌الوصول‌ترين منبع يعني گوشت لاشه سربازان كشته شده نيازهاي خود را تامين خواهد كرد؟

    اين گمانه‌زني‌ها موجب شد شركت‌هاي دخيل در توليد اين ربات دستپاچه وارد ميدان ‌شوند تا به دغدغه‌هاي مردم پيرامون توليد نسلي نوظهور از ربات‌هاي‌انسان‌خوار واكنش نشان دهند.

    هري شول، مديرعامل شركت فناوري‌هاي قدرتي سايكولن (CPT) كه از جمله شركت‌هاي دست‌اندركار طرح توليد Eatr بوده روز گذشته به نيابت از شركت‌هاي دخيل در اين طرح اعلام كرد رباتي كه آنها ساخته‌اند لاشه‌خوار نيست و قرار نيست نمونه اول نسل ربات‌هاي انسان‌خوار باشد. پروژه توليد ربات‌هاي خوداتكا از سال 2003 براساس مناقصه اعلام شده از سوي آژانس پروژه‌هاي تحقيقاتي پيشرفته دفاعي پنتاگون يا Darpa شكل گرفت و پس از 6 سال تحقيقات پيوسته به ساخت Eatr منجر شد
    به نقل از عصر ایران
    اگر اطلاعات کاملتر و همچنین عکس این روبات رو خواسته باشید می تونید به این لینک یه نگاهی بیاندازید :
    www.robotictechnologyinc.com/.../Presen ... 06%20April%

    پاسخ
    سروز عزیز و نازنینم اوالانچ گرامی
    ممنون از شما .. آوا و آنا دستبوس عموی بزرگوارشون هستند
    آوالانچ جان .. اشتباه کردم که با حال خراب رفتم کرج ! چون بدجوری قلبم درد گرفته بود ... و به خاطر این که دخترم رو ناراحت نکنم ، به رویم نیاوردم .. ! ولی از شما چه پنهان من عادت داشتم در دو روزی که کرج هستم ، غروب ها هر دو وروجک ها رو به پارک نزدیک خونه شون ببرم .. اما هر دو روز اصلآ نتوانستم این کار رو انجام دهم ! همسرم به تنهایی آن دو رو به پارک برد .. تپش قلب .. عرق سرد بر بدنم .. و ضعف شدید و بی اشتهایی از جمله مشکلاتی بود که داشتم .. به ان ها گفتم کمی سردرد دارم .. !! خلاصه همش در اتاق خودم در حال استراحت بودم .. ! دیشب هم قصد داشتم ماشین رو در پارکینگ آن ها گذاشته و با آژانس به تهران بیایم .. چون وقتی بیدار شدم احساس کردم نیمی از بدنم کرخت شده است .. حتی شام هم نتوانستم بخورم .. و هر چه اصرار کردند که شب هم بمونم ، چون اول صبح قرار ملاقات با یکی از خوانندگان سایت رو داشتم ، به هر مکافاتی بود به تهران برگشتم .. !! باور کن وقتی کامپیوترم رو روشن کردم ، کلی کامنت در وبلاگ ، سایت و ای میل ها تلنبار شده بود .. تا همین الان که ساعت ده صبح است .. یک سره دارم کار می کنم .. اما تنها تونستم به تعدادی از کامنت های وبلاگ و ای میل ها جواب بدهم .. هنوز هم وبلاگ تمام نشده است .. بعد از دیدن دوستم ، با اجازت می خوابم .. غروب به امید خدا همه آن ها رو پاسخ می دهم .. فقط کامنت علی از کانادا رو جواب دادم .. به هر حال از شما به خاطر الطافی که به بنده داری تشکر و قدردانی می کنم ..

    ( سایت هوافضا )

    انتخاب یک ایرانی به عنوان سومین خلبان برتر دنیا


    «مسابقات جهاني بازي هاي هوايي» يا «المپياد بازي هاي هوايي» عنوان معروف ترين مسابقات هوانوردي در جهان است كه اخيرا با شركت مشهورترين و سرآمدترين كشورهاي صاحب صنعت هوانوردي، در شهر تورين ايتاليا برگزار شد.

    اين مسابقات كه دو سال يك بار و به صورت چرخشي در كشورهاي مختلف انجام مي شود، شامل مسابقات جهاني طراحي و توليد هواپيماهاي Experimental و هم چنين مسابقات جهاني هوانوردي است كه توسط فدراسيون ورزش هاي هوايي برگزار مي شود و يكي از معتبرترين مسابقات در نوع خود است.

    در اين مسابقات كه امسال براي معرفي بهترين هاي دنيا، در شهر تورين ايتاليا برگزار شد، يك خلبان ايراني در ميان شركت كنندگان جهاني، درخششي فوق العاده داشت.

    خلبان حسين فكور مقدم، جوان ايراني كه از كشور جمهوري چك در اين مسابقات شركت كرده بود، توانست به شايستگي تمام، مقام سوم اين مسابقات را با هواپيماي ALTO كه طراحي و ساخت آن را خود به عهده داشته است، كسب كند. مسابقاتي كه به Experimental Aircraft معروف است و نفرات برتر آن اين ها بودند: نفر اول RAYMOND Eric از آمريكا، با هواپيماي Sunseeker II و نفر دوم GUILIE Christian از فرانسه با هواپيماي F1 Racer و نفر سوم حسين فكور مقدم از جمهوري چك با هواپيماي ALTO.
    حسين فكور مقدم كه اكنون در جمهوري چك به فعاليت هاي هوانوردي و دانشگاهي خود مشغول است در زمينه سطح كيفي اين مسابقات، به خبرنگار روزنامه آسيا مي گويد: «اين مسابقات از سطح بسيار بالايي برخوردار بود و تمام كشورهاي بنام اين رشته، با بهترين خلبان های كشورشان شركت كرده بودند.»

    درباره قدم بعدي وي در حوزه فعاليت هاي هوانوردي اش مي پرسيم كه مي گويد قدم بعدي اش اين است كه با هواپيمايي كه خود طراحي كرده و ساخته است، يعني همان هواپيماي ALTO به دور دنيا سفر كند. البته با نيت و شعاري خيرخواهانه. به اين منظور در تلاش است در اين سفر، از موسسه خيريه همياري مبتلايان به سرطان (مهيار) حمايت كند و براي كمك به موسسه برنامه هايي را در دستور سفر خود قرار دهد. اگر اين امكان برايش فراهم باشد كه براي حمايت از اين موسسه در مسير پرواز خود نمايشگاه هايي بگذارد، توانسته است به ايده هاي خود جامه عمل بپوشاند.

    مي گويد كه فعلا در مرحله تداركات اين پروژه بزرگ است و جالب اين است كه چنين پروژه اي را به تنهايي و بدون حمايت هيچ موسسه يا شركت ديگري انجام مي دهد. درست همان گونه كه پروژه «پرواز به خاطر خليج فارس» را تا شمالي ترين نقطه قطب انجام داد. در آن پرواز، حسين به عنوان اولين خلبان ايراني، توانست با يك هواپيماي فوق سبك به مدار قطبي و آخرين شهر و فرودگاه شمالي دنيا با پيام «خليج هميشه فارس» براي بچه هاي دنيا پرواز كند و در Northcap (نورث كپ) در مختصات جغرافيايي و در مدار71 درجه شمالي و 25 درجه شرقي در فاصله‌اي نه چندان دور از منطقه قطب شمال، فرود آيد.

    حسين، آن پرواز خود را هم با يك هواپيماي فوق‌سبك از نوع ايرلوني (Airlony) انجام داد. هواپيماي او از آسمان كشورهاي آلمان، دانمارك، نروژ، سوئد، فنلاند، استوني، ليتواني و لهستان گذشت و سپس در نقطه آغازين در جمهوري چك به زمين نشست. او آن پرواز را هم با هزينه شخصي و به ابتكار خود و با همكاري يك كمك خلبان انجام داد.

    حسين فكور مقدم كه در روز بيست و چهارم اردیبهشت ماه 1359 در تهران به دنيا آمده است، فارغ التحصيل رشته خلبان حرفه اي (ايرلاين ATPL) از دانشگده پرواز جمهوري چك است. او كه داراي مدرك ليسانس در اين زمينه است، علاوه بر اين كه معلم خلباني و خلبان آزمايشگر (Test Pilot) است، به عنوان خلبان هواپيماي VIP هم به كار اشتغال دارد و مديريت توليد و فروش دو كارخانه بزرگ هواپيما سازي از جمله كارخانه Direct Fly به عهده اوست.

    حسين فكور مقدم در دهه 70 در ورزش سنگ نوردي کشور هم كارنامه اي به يادماندني از خود به یادگار گذاشته است كه از آن ميان مي توان به چندین سال عضويت در تیم ملی سنگوردی و هچنین بارها كسب مقام اول تا سومی کشوری و همچنین شرکت در مسابقات آسیایی و جهانی و مربی گري تیم جوانان ایران ایر در کنار استاد حسین فدایی نژاد اشاره كرد. او داراي مدارک بین المللی طراحی ومربیگری کوهنوردی و سنگ نوردی می باشد.

    او دوست دارد كه از تخصص و دانشي كه دارد در مسير بهبود وضعيت صنعت هوانوردي و توليد هواپيماهاي فوق سبك در ايران، استفاده نمايد. مي گويد اگر مسئولين و متوليان امر در ايران مايل به همكاري باشند، اين امكان براي وي فراهم است كه تكنولوژي توليد و ساخت اين نوع هواپيما را به ايران منتقل كند و در زمينه توليد اين تجهيزات هوايي همكاري هاي لازم را انجام دهد. حتي اگر برخي از صاحبان حرف مرتبط تمايل داشته باشند، براي او اين امكان فراهم است كه در مسير خريد وانتقال اين نوع هواپيماها به ايران با علاقه مندان همكاري هاي لازم را انجام دهد. اين كاري است كه به نحو احسن از او بر مي آيد.
    حسين فكور مقدم در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه آسيا درباره وضعيت اين صنعت، مي گويد«با توجه به توانايي هاي موجود، اين امكان براي كشور ما وجود دارد كه با تكيه بر متخصصيني كه دارد اين صنعت را در داخل ارتقا داده و در ميان كشورهاي صاحب اين رشته، به مدارج بالاتري دست يابد» به هرحال اگر اشخاصي مايل به اين همكاري باشند، چنين كانالي به راحتي از طرف حسين فكور مقدم وجود دارد تا باب توسعه اين صنعت در كشو فراهم شود.

    او سابقه كار بسيار موثري در اين زمينه دارد كه برخي از آن ها از جمله عبارتند از: تدريس در رشته خلباني و آموزش فنون هوايي در چندين دانشكده و آموزشگاه پرواز در جمهوري چك و آزمايش بيش از 100 فرورند هواپيماي فوق سبك و VLA و LSA، همكاري با كميته فوق سبك در امنيت پرواز در جمهوري چك، مشاركت در تهيه و توليد هواپيماي فوق سبك ALTO در شركت Direct fly، اصلاح طرح هواپيماي فوق سبك ALTO ، پرواز با هواپيماي فوق سبك به مدار قطبي، به فاصله 8000 كيلومتر به مدت 9 روز.
    فكور مقدم در باره علت گرايش به اين رشته و شكل گيري زمينه هاي اين حرفه در خود مي گويد:«پرواز كلمه اي است كه تمام پسربچه ها بارها و بارها به زبان مي آورند. آن ها مي خواهند در آينده پرنده باشند و شغل خلباني يكي از چندني شغل هايي است كه آنها بارها و بارها انتخاب مي كنند. من هم يكي از آنها بودم ولي با خودم عهد كرده بودم در كنار اين شغل انتخابي ديگر براي خودم نداشته باشم. به اين دليل با تمام نيرو مشكلات را پشت سر گذاشتم و بعد از خلبان شدن با‌ آرزوي اين كه روزي تمام پسر بچه ها به آروزي خودشان برسند، طراحي و توليد هواپيماي فوق سبك را با كيفيت بالا و كمترين قيمت ممكن، شروع كردم و اكنون Alto يكي از هواپيماهاي برتر دنيا در اين زمينه است، اين هواپيما در واقع يكي ارزان ترين هواپيماهاي تمام فلزي دنيا مي باشد.»
    از وي درباره كشورهايي كه در اين زمينه سرآمدند مي پرسيم كه مي گويد: «كشورهاي سرآمد در اين رشته عبارتند از: جمهوري چك، آمريكا و فرانسه كه همگي در اين مسابقات شركت داشتند.»

    حسين فكور مقدم در ميان تمام ايراني هايي كه با تخصص ها و استانداردهاي بين المللي در حوزه كاري خود، در كشورهاي مختلف دنيا به كار اشتغال دارند، از جمله پديده هاي منحصر به فرد است كه به نظر مي رسد صنعت هوانوردي كشور چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي مي تواند از قابليت ها و توانايي هاي باالفعل او در راستاي بهبود اين صنعت در داخل كشور استفاده كند. بنابراين شايسته است كه در جهت جذب نيروهاي متخصصي از اين دست تلاش ها و پي گيري هاي قابل قبولي در دستور كار قرار گيرد.

    كاپيتان مقدم مانند همه كساني كه حق شناسي جزوي از اصول زندگي شان است در پايان مي گويد: می خواستم تشکری داشته باشم از تمام کسانی که من را یاری کرده اند، همچنین از خانواده ام و برادرم حسن فکورمقدم و کاپیتان کامیار کاویانپور تشكر مي كنم.

    حسين فكور مقدم درباره قيمت هواپيماهاي فوق سبك توضيح داد كه قيمت اين هواپيما ها از 40 هزار يورو مي تواند شروع شود، كه به اين ترتيب خيلي ها مي توانند به خاطر اين قيمت مناسب به آن دسترسي داشته باشند.

    لازم به ذكر است كه همچنين تسهيلاتي براي ورود و گمركي اين هواپيماها در نظر گرفته شده است و هركسي با سه ماه آموزش خلباني مي تواند پريدن به آن هواپيماها را ياد بگيرد و با دريافت گواهي نامه خلباني يكي از آن ها را در اختيار داشته باشد.

    البته نكته بسيار مهم اين است كه ارزان بودن قيمت اين هواپيما ها به هيچ عنوان دليلي بر كاهش كيفيت نيست، بلكه در ساخت آن ها بهترين تكنولوژي هم سان با استانداردهاي اروپايي به كار برده شده است.
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و نازنین
    ممنون از شما و مطالب بسیار خواندنی که زحمت ارسال ان را می کشید .. دست شما درد نکنه
    به امید مطالب بعدی

    سلام
    لطفا از تلاشتان دست بر نداريد
    ما تازه شما را پيدا كرده ايم و ميخواهيم عطش سؤالاتمان را با چشمه شما سيراب كنيم برايمان جالب است كه از زبان يك خلبان زمان جنگ ناگفته هايي را بشنويم( البته در چارچوب حفظ اسرار نظامي) و توقع زيادي هم نداريم . با تشكر و خسته نباشيد فراوان !
    پاسخ
    پسر عزیز و نازنینم
    از این که من تا زنده ام در خدمت شما یاران بزرگوار خواهم ماند ، شکی نیست
    ولی در باب پاسخ به پرسش های شما ، اگر آگاه به مسایلی که مطرح می فرمایید باشم ، مطمئنآ صادقانه پاسخ خواهم داد
    از شما به خاطر حضور سبزتون تشکر و قدر دانی می کنم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35