درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  دفاع از مردی که هرگز ندیدمش .. !

چرا با آبروی مردم الکی بازی می کنیم؟

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

(6) Small---2.jpg

(2) Small---3.jpg

ulw2cgjr76ukp90v4rrm.jpg

Tabligh-Nokia.jpg

" من از آقای ابریشم چی دفاع می کنم ! " عنوان این پست است که تقدیم شما یاران خوبم می کنم . همه عزیزانی که بنده را می شناسند .. بر این نکته تآکید دارند که .. نه سرمایه دار هستم ! نه پاچه خواری کسی را می کنم ! نه می دونم شرکت های ایراتل و نوکیا کجاست ! نه با آن ها بده و بستون دارم ! نه طالب گوشی های آن چنانی هستم !! از همه مهم تر به شرافتم سوگند هرگز در عمرم حاج آقا " احمد ابریشم چی " را ندیده و ملاقات نکرده ام ! اما چرا خارج از چارچوب مطالب سایت ام با تیتر بزرگ و صدای رسا اعلام می کنم که ... من از این مرد دفاع می کنم .. تنها به خاطر رسالت خبرنگاری و تعهد اخلاقی است که در باب آن چه خود به شخصه دیده و شنیده ام به عنوان دفاع از ارزش های انسانی مطرح می کنم .ارزش هایی که متآسفانه این روز ها به دلیل اوج مسایل و اخبار سیاسی کم رنگ شده اند ! جوی که انسان ها را صرفآ از عینک سیاسی ارزیابی و قضاوت می کند ! و به راحتی شخصیت انسان ها رو پایمال کرده و بدون تحقیق و مطالعه به صورت یک طرفه هزاران تهمت و افترا رو به دیگران می زنند ! حاج احمد ابریشم چی یکی از افرادی است که قربانی سیاست های مسموم شده است ! و من قصد دارم در این پست چهره غیر سیاسی او را ترسیم کنم .

Tashakor.jpg

شنبه ساعت ده و نیم شب زنگ تلفن منزل ما به صدا در امد .. وقتی همسرم گوشی رو برداشت ، ناگهان دیدم با صدای بلند گریه سر داده و به سر خودش می کوبد .. ! یک لحظه احساس کردم برای نوه های کوچولویم اتفاقی افتاده است .. خیس عرق شدم .. جرآت پرسش رو نداشتم .. بگذریم . خبر رسید سرشب خواهر همسرم به اتفاق شوهرش ( که هر دو کارمند هستند ) در پارک لاله دستگیر شده اند !! با یک تشر مرد سالارانه بهش نهیب زدم : خانم بند دلم آب شد ! این که مسئله ای نیست . خب تحقیق کرده و می فهمند این دو سیاسی نیستند .. حتمآ آزادش می کنند این که ناراحتی نداره ! اما ول کن نبود .. به پاس زحماتی که طی سی و سه سال زندگی مشترک با من متحمل شده ، و بی سرپرست ماندن فرزند نو جوان باجناقم از خانه زدم بیرون ..! شاید باورتون نشه تو عمرم هرگز پایم به هیچ کلانتری کشیده نشده بود . بعد از کلی این در و اون در زدن ،مطلع شدم در کلانتری ۱۴۸ واقع در خیابان انقلاب به سر می برند ! به عنوان یک نظامی بازنشسته می دونستم حضور در پاسگاه پلیس اون هم ساعت یک بامداد اصلآ صورت خوشی ندارد ! اما به دلایلی که عرض شد ، راهی شدم . تعدادی خانواده رو با فاصله بسیار دور تر از کلانتری مشاهده کردم !

وقتی برای پرسیدن آدرس نزد آن ها رفتم ، اولین پرسش آن ها این بود ! آشنایان شما هم بازداشت شده است !؟ وقتی پاسخ مثبت ام رو شنیدن ، مصرانه توصیه کردند به ان جا نزدیک نشوم !! پرسیدم چرا ؟ گفتند شما رو هم به جرم مشارکت خواهند گرفت !! اگر چه ته دلم کمی خالی شد ، اما با اعتماد به نفسی که داشتم بدون توجه به توصیه های ایمنی همشهریان دلسوز راهی کلانتری شدم ! سراغ افسر نگهبان رو گرفتم .. ! با احترام به دفتر افسر نگهبان راهنمایی شدم .. وقتی قضیه دستگیری باجناق و همسرش رو گفتم ، خیلی مودبانه همه چیز رو توضیح داد . بهش گفتم آن ها اصلآ سیاسی نیستند .. در حالی که سعی داشت امید و دلداری ام بدهد ، گفت حتمآ آزاد می شوند .. از ایشون پرسیدم امکان ملاقات است .. می دونم دیر وقته .. ! خودم هم باورم نمی شد .. با پرسیدن اسم باجناقم ؛ او را صدا زده تا برای دقایقی او را ببینم . متوجه شدم همسرش را جای دیگری انتقال داده اند .. به هر حال همین چند دقیقه ملاقات یک دنیا برایم ارزش داشت . ولی از همه مهم تر رفتار انسانی و محبت آمیز پرسنل کلانتری ۱۴۸ بود . موقع ترک پاسگاه از مامور جلوی در نام افسر نگهبان رو پرسیدم .. گفت ستوان " یعقوب خلجی " من واقعآ رفتار و منش پرسنل این کلانتری رو تا زنده هستم هرگز فراموش نخواهم کرد . و از صمیم قلب آن ها رو تحسین می کنم ..

ads.gif

این انسانیت است که می ماند ...

حتمآ متوجه شدید که موضوع بحث این پست صرفآ انسانیت است . چه از آن افسر وظیفه شناس نیروی انتظامی ، که حتی کارت شناسایی ام رو ندیده و صرفآ به سخن من که گفتم افسر بازنشسته هستم ، اعتماد کرد . چه از مردی که به بهانه دفاع از واقعیات پنهان شخصیت اش ، قصد تعریف دارم . آن چه این رفتار ها را ماندگار کرد ، همین انسانیت است . اگر ماموران کلانتری حتی به داخل راه ام نمی دادند ، به عنوان یک کهنه سرباز حق رو به ان ها داده و هرگز دلخور نمی شدم ... ولی عمل فوق انسانی ان ها نه تنها فرزند تنهایی رو از نگرانی بیرون اورد ، بلکه دعا های همسرم رو به همراه داشت ... صحبت همسرم شد ، اجازه می خواهم برای تعریف ماجرای آقای ابریشم چی کمی به عقب برگردم .. به دورانی که تازه بازنشسته شده بودم .. و حتمآ می دانید آن ایام ( حالا رو نمی دونم ) اگه کسی بازنشسته می شد ، ماه ها طول می کشید تا حقوق و مزایای اش به حساب جدید واریز شود ! برای من که تمام زندگی ام رو تبدیل به دلار کرده و برای عمل جراحی قلب باز که اون دوران در ایران انجام نمی شد به اتفاق همسرم به کشور سوئیس رفته بودم ، فاصله چند ماهه برقراری حقوق و مزایای بازنشستگی ام واقعآ فاجعه بود ! و همان طور که می دانید ، هر چه باقی مانده بود رو هم فروختیم ....

آغاز زندگی جدید خارج از پایگاه ..

خیلی دلم می خواهد نام افراد بزرگواری که در ان شرایط بحرانی دستم رو گرفتند و کمک ام کردند تا راه شرافتمندانه زندگی ام رو پیدا کرده و به اصطلاح از صفر شروع نمایم ، رو با صدای بلند اعلام کنم .. اما افسوس که راضی نیستند .. آن بزرگواران هم مرا به سر کار معرفی کردند و هم خانواده ام رو اسکان دادند .. به پاس این بزرگواری و پاسداشت محبت های بی دریغ آن ها ، از ان تاریخ همسرم با حضور در جمع بانوانی مومن و خدا جوی که هفته ای دو روز ( شنبه و سه شنبه ) در مسجدی که در محله سابق مون قرار داشت ، در جلسات مذهبی و ختم قرآن آن ها شرکت کرده و هر روز خداوند بزرگ رو شاکر است که به سبب آشنایی با خانم هایی با تقوا ، شیوه زندگی رو فرا گرفته است ... اگر چه نزدیک دو دهه از آن ایام می گذرد و ما در محلات گوناگونی طعم زندگی رو چشیدیم .. ولی شاید باورتون نشه .. در هر شرایطی .. چه از آسمان برف و باران ببارد ، چه سنگ بیفتد ، امکان ندارد یک جلسه غیبت داشته باشد در هر محله ای که باشیم ، با هر مکافاتی خود رو به موقع به محله سابق مون در بالای شهر تهران می رساند .. و چقدر در روحیه اش تآثیر مثبت گذاشته است .. و من هم از این که همسرم به قول معروف هیاتی شده واقعآ خوشحالم ... 

بلایی که بد موقع ظاهر شد !

دقیقآ یادم نیست چه تاریخی بود .. فقط این رو می دونم تازه به محله صادقیه نقل و مکان کرده بودیم .. افزایش اجاره بهای مسکن در محله جدید و متضرر شدن بابت مسئولیت ام در بخش نیازمندی های روزنامه جام جم ، به عنوان مدیر مسئول یکی شعبات که متآسفانه به پست عده ای کلاهبردار افتادیم ، همه و همه باعث شد که زندگی کمی به ما فشار اورد ! قضیه هم از این قرار بود که من احمق برای احترام به مشتری به همه خانم های کارمندم دستور دادم .. بر عکس روزنامه همشهری که ابتدا پول درج اگهی رو می گیرد و بعد تبلیغ مردم رو چاپ می کنه ، شما اول درج کنید .. بعد با در دست داشتن بریده اگهی ، پیک موتوری مون به نزد مشتری مراجعه کنه .. ! خب این روش باعث شد تا تعدادی موبایل فروش نا مرد با اسامی جعلی سفارش آگهی های چند میلیون تومانی به کارمندان دفترم بدهند .. !! خلاصه تا اومدم متوجه شوم ، چند میلیون تومان بدهکار جام جم شدم ! و شکایت و پی گیری هایم هم به نتیجه ای نرسید .. و چون نمی خواستم به طفلک کارمندان فشاری وارد شود ، تمام حقوق و مزایای ان ها رو داده و از نیازمندی های جام جم استعفاء دادم ..!! که اتفاقآ تا همین چند ماه پیش از حقوق ارتش ام کسر شده و به حساب روزنامه جام جم واریز می شد .. !! 

مکافات پسر جوان داشتن ... !!

در چنین احوال و روزگاری پسر نوجوان ام هوس دریا و اجاره ویلا در شمال به سرش زده بود ! از ان جایی که بنده عادت ندارم مشکلات کاری ام رو به خانواده منتقل کنم ، شازده پسر ما بدون درک موقعیت چنین درخواستی رو مطرح کرد ! شرایط سنی او طوری بود که بایستی همیشه مراقب اش می بودیم ! چون اجتماع تعریف مناسبی نداشت .. ! از طرفی من و همسرم روی مراوده ها او خیلی حساس بودیم . و از شما چه پنهان اعتقاد داشتیم مواظبت از پسر نوجوان سخت تر از دختر است ! با مشکل بزرگی مواجه شده بودیم .. نه پول داشتیم مثل همه مردم بریم شمال و ویلا اجاره کنیم ، تا بچه مون عقده ای بار نیاید ! نه می تونستیم به او واقعیت رو بگوییم ! خلاصه تو بد مخمصه ای افتاده بودیم ! و این دقیقآ در شرایطی بود که باید به دنبال کاری مناسب هم می گشتم ! با توجه به قلب بیمارم هر کاری رو هم نمی تونستم بپذیرم .. !! القصه ... در یکی از همین جلساتی که همسرم می رود ، به قول خودش تقاضای تک پسرمون ناخواسته از دهانش خارج می شود .. ( شما بخوانید در حرف های خاله زنکی !! ) و از این ماجرا چند روزی می گذرد .. تا این که یک روز با صدا در امدن زنگ تلفن ، همسرم متوجه می شود یکی از خانم های جلسات مذهبی اش برای تحقق خواسته پسر کاکل زری مون دست به کار شده است ! آن خانم مومن که خدا حفظ اش کنه ، شماره ای رو به همسرم داده و گفت .. هر چند نفر که مایلید شمال بروید چند روز قبلش به این شماره اعلام کنید .. تا برای استفاده از ویلاهای محمود آباد نام شما ها رو هم اضافه کنه .. ضمنآ اگه ماشین هم نداشتید ، با اتوبوس می برند !!

احساس بدی که داشتم ... !!

راستش رو بخواهید احساس خیلی بدی داشتم .. ! مدام همسرم رو سرزنش می کردم که چرا غرورم رو خدشه دار کردی .. !!؟ تو می دونی این جایی که می گویند کجاست !!؟ در رژیم گذشته ایام تابستون خیلی به محمود آباد می رفتیم ، نیروی هوای پلاژ مخصوص داشت ... با خود فکر کردم می برند محل هایی که برای مستضعف ها ساخته اند ! و من اصلآ دوست نداشتم به خاطر خواسته فرزندم ، شخصیت ام زیر پا له بشه .. هزار تا فکر و خیال ! حتی گفتم برو زنگ بزن و تشکر کن .. و او سوگند یاد می کرد که ناخواسته از دهانش بیرون امده است .. ! او اخلاق ام رو خوب می دونست .. که به هیچ عنوان حاضر نیستم برای رفاه و آسایش گردن نزد کسی کج کنم .. ! خلاصه ان قدر همسرم توضیح داد تا قانع شدم ، اما با احساس بدی که داشتم راهی محمود آباد شدیم .. ! از قبل گفته بودند که صبحانه و نهار و شام هم با آن هاست . و این بدتر کفر من رو در اورده بود ! طبق برنامه ما باید از ظهر چهارشنبه اون جا باشیم تا جمعه بعد از شام که بر می گردیم .. روی دعوت نامه ادرس و کروکی هم درج شده بود .. در بین راه با خودم هزاران فکر و خیال می کردم .. تا این که بالاخره پیدا کردیم .. در باغ بزرگی رو با احترام روی ما گشوده و به یکی از اتاق های شیک و مجلل راهنمایی مون کردند .. !! 

چی فکر می کردم ، چی شد .. !

باور کنید من در دوران زندگی ام ، به خاطر حرفه ای که داشتم در اغلب کشور ها به هتل های درجه یک و چند ستاره و بسیار لوکس رفته بودم .. و گاهی هم به قصر بزرگان دولت و پادشاهان دعوت شده بودم . اما اگه بگم آن چه را که در ان ویلا دیدم ، هرگز تو عمرم ندیده بودم ، باورتون می شه !!؟ یک لحظه فکر کردم ما رو اشتباه گرفته اند .. و این جایی نیست که بایستی وارد می شدیم .. ! ظروف لب طلایی ، سرویس های لوکس و مجلل ، درون یخچال ها مملو از انواع میوه فصل ، چند عدد دوچرخه و کفش های ورزشی ادیداس گرانقیمت .. خلاصه در خواب هم انتظار چنین جایی رو نداشتم ! موقع شام دعوت کردند تا به رستوران برویم .. وقتی وارد شدیم ، بیش از صد نفر رو دیدیم که با خانواده دور میز ها نشسته اند .. وقتی که میز ها با انواع غذا های لذیذ و چاشنی های فراوان محلی اماده شد ، با ذکر صلواتی همه رو برای صرف غذا دعوت کردند .. دقیقه به دقیقه در اتاقی که بودیم ، سبد های میوه می اوردند .. از زیر گذر به ساحل اختصاصی بسیار زیبا راه داشت .. محوطه به شکل بسیار هنرمندانه تزئین شده بود .. باور کنید از احساس می کردیم در بهشت هستیم .. !! عصر ها میز در میان گل ها می چیدند و انواع و اقسام میوه های گران بهاء رو می چیدند .. ! تا میهمانان تناول فرمایند .. ! تمام ملحفه ها و سرویس ها تمیز و از نوع بسیار گرانقیمت .. فردای آن روز پسرم که با تعدادی از میهمانان آشنا شده بود ، گفت بابا همه میهمانان از قشر پائین شهر و اصناف هستند .. که سالی یک بار به این محیط می آیند .. ! با شنیدن این حرف کمی آروم گرفتم .. ولی کی این کار ها رو انجام می داد ..!!؟

حقایقی که برام آشکار شد ...

همان طور اشاره کردم ، واقعآ پذیرایی در حد شاهانه بود .. قبل از این که پسرم بگوید سایر میهمانان مردم عادی از میان اقشار مختلف مردم است ، با خود فکر می کردم این جا محلی برای پذیرایی از سران مملکت و مقامات خارج از کشور است .. ! با روشن شدن این موضوع تقریبآ یخ ام آب شد و به قول معروف خودم رو با محیط وقف دادم .. بعد از ساعاتی به سرم زد ته توی ماجرا رو در اورم که واقعآ این بهشت از آن کیست که این چنین سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می کنه .. این بار وقتی یکی از خانم های پیشخدمت با ظاهری آراسته با ظرف بزرگی میوه وارد اتاق شد ، ازش در باره صاحب این مکان پرسیدم .. گفت مگه شما نمی شناسید !!؟ گفتم نه .. ! با تعجب به من و همسرم گفت .. از تهران زنگ زدند و گفتند شما از دوستان نزدیک حاج آقا " ابریشم چی " هستید !! برای این که کم نیاورم ، سریع ریکاوری کرده و گفتم .. اون رو می دونم .. خواستم ببینم غیر از ایشون کسی دیگه هم مسئولیت این جا رو به عهده داره !!؟ طفلک خانمه شروع کرد به تعریف ... چقدر از انسانیت حاج آقا حرف زد .. او گفت .. خیلی در این منطقه ایجاد اشتغال کرده است .. علاوه بر پرسنل فراوانی که در این ویلای بزرگ کار می کنند ، افراد متعدد فراوانی در سایر ویلا ها مشغول به کار هستند .. و هفته ای یک اتوبوس میهمان از تهران می آید و به مدت سه شبانه روز به بهترین وجه از آنان پذیرایی می شود ..

معیار من برای سنجش انسانیت ... !

این را صادقانه عرض می کنم .. از نظر من هر کسی دل انسانی رو به دست اورده و شاد اش کند ، جاش تو بهشته .. من نزدیک به شش دهه از عمرم با افراد زیادی آشنا شده ام .. کاری به کشور های دیگه ندارم .. در همین ایران خودمون ، من افراد ثروتمند زیادی رو دیده و می شناسم .. که جانشون برای یک ریال خرج کردن در می آید .. !! اگر هم بخواهد انفاق کنه .. خیلی کلیشه ای و سراسر تظاهر و مملو از ریا است . بعضی ها فقط در ایام خاص مذهبی خوب دست به جیب می شوند .. بعضی ها هم از دل و جان نیکی و محبت می کنند .. اما تعداد افرادی که با دل و جان بهترین ها رو برای مردم بخواهد ، خیلی کم دیده ام . قصد او خود نمایی نبود ! و گرنه برای مثال عرض می کنم چه اجباری بود برنج درجه یک ایرانی با روغن حیوانی سر سفره بی ریا بگذارد .. !!؟ معیار به خوراک نیست .. اصل کرامت بیش از حدی است که عاشقانه به مردمی که نمی شناسد ، خدمت می کند .. خانم خدمتکار می گفت .. حاج آقا بیمار است .. و گرنه گاهی برای احوالپرسی و نظارت بر پذیرایی با همسرش تشریف می آورد ... که البته سعادت آشنایی با این مرد بزرگ هرگز دست نداد ... موضوع به این جا ختم نشد .. بعد از پایان سفر رویایی و شنا در ساحل بسیار زیبا ؛ سال بعد اول تابستان از دفتر حاج آقا زنگ زدند .. که امسال چند نفر تشریف می اورید ..؟ برای چه تاریخی رزرو کنیم !!؟ وقتی همسرم در باره این دعوت سئوال کرد ..بهش گفتند شما در لیست هستید .. سالی سه روز حق استفاده از این تشکیلات رو دارید .. ! یا ایام عید ، یا ایام تابستان .. !! که بار دوم با چند نفر همراه رفتیم ...

بله عرض می کردم .. هر کسی که در راه کمک به مردم قدمی بردارد ، هرگز نام و خاطره او را فراموش نمی کنم .. من قلبآ این گونه انسان ها رو همیشه تحسین می کنم .. از کمک و مساعدت آن پلیس وظیفه شناس فرودگاه گرفته ..تا آن پسرک چغاله فروش یا همین پرسنل کلانتری ۱۴۸ انقلاب یا شخص آقای ابریشم چی .. این ها برای من سمبل انسانیت هستند .. این نماد انسانیت می تونه حتی شامل پلیسی باشه که طناب دار رو به گردن مجرمی می اندازد .. او هم با محبت کردند و برخورد مناسب با مجرم اعدامی می تونه در لیست انسان های مهربان و بزرگوار قرار گیرند .. هرگز ما اجازه نداریم فردی را به خاطر حرفه ای که دارد ، سرزنش کنیم .. البته من در پاراگراف بعدی به آن اشاره خواهم کرد .. اما علت این که همین شبانه پشت کامپیوترم نشستم تا از شخص آقای ابریشم چی دفاع کنم ، عنوان تیتر و خبری بود که در باره این مرد شریف و محترم در رسانه های خارجی درج شده بود ! آن ها با بی رحمی آقای ابریشم چی رو که مالک دو تا نمایندگی موبایل ( ایرانوکیا و ایراتل ) است رو متهم به وارد کردن دستگاه شنود برای دولت کرده بودند !! همان طور که گفتم .. من قصد دفاع از عملکرد این مرد بزرگوار رو ندارم .. فقط پرسش ام از نویسنده آن مقالات این است ... آیا به تصمیم او این سیستم خریداری شده است !!؟ بر فرض هم که خبر صحت داشته باشد ، از کی تا حالا عامل نمایندگی در باره ضروریات و خواست های اضطراری دولت تصمیم می گیرد .. !!؟ بر پایه چه مدرکی ما با آبروی یک انسان بازی می کنیم .. در باره نحوه خرید های دولتی عرض می کنم ...

خرید های دولتی ...

با اجازتون سخن ام رو با مثالی آغاز می کنم .. در اواخر سلطنت محمد رضا شاه ، طبق معمول ماموریتی به ما ابلاغ شد .. که بایستی به لندن می رفتیم .. بگذریم در مراجعت وقتی به تهران رسیدیم بر حسب تصادف متوجه شدیم محموله ما باتوم برقی است !! که برای سرکوب انقلابیون خریداری کرده بودند .. ! حال اگه می امدند عکس و مشخصات ما رو درشت در نشریات درج کرده و اعلام می کردند .. عامل وارد کردن باتوم برقی این افراد هستند ... !! کار صحیحی بود !!؟ اولآ ما که نمی دونستیم محموله ای که به ما می دهند چیست .. بر فرض متوجه می شدیم .. اگه من نمی رفتم فرد دیگری می رفت .. مشکل اصلی که ما نبودیم .. از سوی دیگر معمولآ دولت تمام خرید های کلان خود رو از طریق ذیحساب ها و مسئولان خرید انجام می دهد .. ( البته هر وزارتخانه متخصصان جدا گانه ای دارند ) که اگه اصولی به قضیه بنگریم آن هم در امر خرید مقصر نیستند .. ! بر می گردم به موضوع جناب ابریشم چی .. عنوان کرده اند او سیستم های شنود موبایل ها رو خریداری کرده است !!! اولآ از کجا می دانید این عمل انجام شده است !!؟ منبع شما معتبر است .. قبول . به ایشان چه ربطی داره ؟ صرف مالک نمایندگی بودن ، که تصمیم گیرنده نیست .. ! اصلآ تا حالا کدوم انسانی رو به خاطر گفت و گو با موبایل گرفته اند !!؟ که گناه ان را به گردن شخصی بی گناه می اندازید .. !!؟

واقعآ قصد دفاع ندارم ...

امیدوارم به خاطر این پرسش ها من رو به طرفداری از نهاد و یا شخص خاصی نکنید .. ! اگه در باره شنود موبایل پرسشی رو مطرح کردم ، صرفآ عدم اگاهی ام در این زمینه هاست .. چون همه می دانند من اصلآ آدم سیاسی نیستم .. فردا هزاران انگ رو به من نچسبانید .. که از سیستم شنود دفاع کرد .. !! من اصلآ وارد آن مقولات نمی شوم .. ولی در دفاع از شخص آقای ابریشم چی روی سخن خود بوده و هستم .. اگر او را دیده بودم ، به شرفم قسم این بحث رو مطرح نمی کردم .. ( اگر چه وظیفه حکم می کند ) ..بگذریم . اجازه می خواهم بحث رو از زاویه دیگری مطرح کنم .. بر فرض محال آقای ابریشم چی مرد نیکو کار و خییر تصمیم می گیرد چنین دستگاهی رو بنا به ضرورت هایی که خودش تشخیص داده و خریداری کند و به ایران وارد نماید ... !! منطق حکم می کند .. اگر قراره از فردی انتقاد کنیم .. اگر بدی هایش رو می گوئیم ، خوبی های وی را هم مطرح کنیم .. و من بر اساس همین منطق خوبی هایی که از این شخص دیده و شنیدم نقل کردم .. ! شما به اصطلاح کار ناپسند او را اطلاع رسانی کردید .. من هم اعمال نیکوی او را اطلاع رسانی می کنم .. همان گونه که من به خودم اجازه نمی دهم به شما انگ ضدیت با انسانیت و یا موارد دیگری رو بزنم ، شما هم حق ندارید نوشته ام رو بازی سیاسی دانسته و متهم به طرفداری از شخص یا جریانی رو نمائید .. !


من اصلآ وارد بحث تحریم نوکیا نمی شوم . اون به خودتون مربوطه .. اما به عنوان یک انسان ، هرگز با شخصیت آدم ها بازی نکنید .. مخصوصآ آن هایی که دستی نان رسان دارند ..


یه خواهش دوستانه ...

همان گونه که در سخنان ام اشاره کردم ، بنده هیچ اطلاعی از کاربرد وسایل مخابراتی ندارم . اما از همه همکارانم خواهش می کنم اگر با کسی اختلاف نظر عقیدتی و حتی سیاسی داریم .. در اطلاع رسانی جنبه انسانیت و مردانگی رو رعایت کنیم .. حتی اگر طرف مقابل ما از جاده عدل و انصاف خارج شد ، ما حق نداریم در بیان تهمت ها و افترا ها مسابقه داده و چهره هموطنانمون رو مخدوش کنیم .. ممکنه ما با همسایه ، دوستمون ، غریبه اختلاف نظر عمیق داشته باشیم .. اما انسانیت حکم می کند در این آشفته بازار عقده های درونی مون را فاش نکنیم .. یادش به خیر .. قدیمی ها ضرب المثل خوبی روایت می کردند .. پیغمبر ما دید رو نا دید کرد .. ما حق نداریم .. نا دید رو دید کنیم . تخاصم ها یه روزی به پایان می رسه .. اما انسان واقعی کسی است که در هر نبردی مرد باشد و مردانه مبارزه کند .. در پایان در وب گردی هایم در باب نوکیا به گزارشی بر خوردم که اگه مایل بودید آن را مطالعه فرمایید .. من خودم تا اخر نخواندم !! چون ذی نفع نیستم شما را نمی دانم (اینجا )

 

در پناه اهورامزدا پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۲:۱۵ دقیقه بیست و یکم تیر ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .

یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد .
 
 
  
زير نظر : عليرضا صادقي
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد

KH-29:

The Kh-29 is a Russian air to surface missile with a range of 10-30 km. It has a large warhead of 320 kg, has a choice of laser or TV guidance, and is typically carried by tactical aircraft such as the Su-24 'Fencer' and Su-30 'Flanker'.It is comparable to the American AGM-65 Maverick missile but with a much heavier warhead.The Kh-29 is intended for primary use against larger battlefield targets and infrastructure such as industrial buildings, depots and bridges, but can also be used against ships up to 10,000 tonnes, hardened aircraft shelters and concrete runways.Design started in the late 1970s at the Molniya design bureau in Ukraine on what would be their only air-to-ground munition, but when they moved exclusively to space work Vympel took over development of the Kh-29. The first firing of the missile took place in 1976 and after extensive trials the Kh-29 was accepted into service in 1980.The basic aerodynamic layout of the Kh-29 is similar to the Molniya R-60 . The laser guidance head came from the Kh-25 (AS-10 'Karen') and the TV guidance from the Kh-59 (AS-13 'Kingbolt'), mated to a large warhead.The Kh-29 entered service with the Russian air force in 1980, and has been widely exported since.Some operatores:Belarus-Bulgaria-India-China-Poland-Russia-Iraq-Syria-Ukraine and Peru and some so on.During Iran-Iraq war -this missile was served by Iraq on Su-22.

Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

موشک هوا به زمین "کی اچ-29":

"کی اچ-29" موشک روسی هوا به زمینی با برد 10 تا 30 کیلومتر می باشد که دارای یک سر جنگی بزرگ 320 کیلوگرمی میباشد و قابلیت انتخاب هدایت توسط لیزر یا هدایت تلویزیونی را داراست و معمولا توسط هواپیماهای تاکتیکی سوخو-24 و سوخو-30 حمل میگردد.این موشک معادل موشک آمریکایی "ای جی ام-65" با نام "ماوریک" می باشد که البته سر جنگی بزرگتری دارد."کی اچ-29" در ابتدا بر ضد اهداف بزرگ در منطقه نبرد و زیر بناهای اقتصادی نظیر:ساختمانهای صنعتی-انبارها و پلها استفاده میشود اما میتواند علیه کشتیهای بزرگ 10000 تنی-آشیانه های مستحکم هواپیماها و باندهای بتونی نیز استفاده گردد.طراحی آن در سال 1970 و در دفتر طراحی "مولنیا" در اوکراین انجام گردید که تنها مقر طراحی موشکهای هوا به زمین بود و بعدها به مقدار زیادی به دفتر فضایی "ویمپل" محول گردید که نهایتا منجر به تولید "کی اچ-29" گردید.نخستین شلیک موشک در 1976 انجام گرفت پس از آزمایشات فراوان دیگر در 1980 وارد خدمت شد.طرح اولیه آیرودینامیکی "کی اچ-29" شبیه موشک "آر-60" "مولنیا" میباشد.سر هدایت لیزری موشک از موشک "کی اچ-25" و سر هدایت تلویزیونی از "کی اچ-59" گرفته شده و با یک سر جنگی بزرگ جفت شده است."کی اچ-29" در 1980 وارد خدمت نیروی هوایی روسیه گردید و همچنین به تعداد زیادی صادر نیز گشته است.برخی کاربران آن شامل:"بیلاروس"-"بلغارستان"-"هند"-"چین"-"لهستان"-"روسیه"-"عراق"-"سوریه"-"اوکراین"-"پرو" و چند کشور دیگر میباشند.در طی جنگ ایران و عراق این موشک توسط عراق و روی سوخو-22 بخدمت گرفته شد.

منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی


نامه های شما ...

این پست : حسام الدین حافظ پور  

 

سلام خدمت شما جناب آقاي مدرسي گرامي استاد بنده حقير:

مي خواستم يه خاطره از اولين باري كه وارد دانشگاه پرواز شدم رو براتون تعريف كنم. تا خودتون اگر صلاح دونستيد اونو توي وب سايتتون قرار بديد........!

من از همون بچگي علاقه بسيار شديدي به پرواز و هواپيما داشتم و هنوز هم دارم. تا اينكه دوران دبستان و راهنمايي گذشت و در دوران دبيرستان در ابتدا رشته علوم تجربي رو براي ادامه تحصيل انتخاب كردم و اما طولي نكشيد كه به پيشنهاد مشاوران و پدر و مادر بسيار عزيزم رشته رياضي و فيزيك رو انتخاب كردم كه از اين بابت واقعا مديون اين عزيزان هستم چون همين طور كه ميدونيد براي انتخاب رشته پرواز و خلباني حتما بايد رشته رياضي فيزيك رو در دوران دبيرستان و پيش دانشگاهي ادامه بديم .

بنده همون رشته رياضي و فيزيك رو هم در دوران پيش دانشگاهي ادامه دادم تا اينكه نوبت به كنكور رسيد. تا اون زمان يواش يواش عشق من نسبت به پرواز هم كمرنگ تر شد چون هيچ جايي رو براي ادامه تحصيل در رشته خلباني رو پيدا نكردم. خلاصه بعد از كنكور در رشته مهندسي پتروشيمي قبول شدم و ثبت نام كردم و اون ادامه دادم تاينكه يه اتفاق خيلي جالب برام اتفاق افتاد و اونم اين بود كه يكي از اقوام رو كه ايشون كاپتان پرواز در شركت ايران اير بودند رو بعد از سالها ديدم و به طور خيلي اتفاقي علاقه خودم رو براي ايشون شرح دادم و ايشون اولين قدم رو براي انتخاب اين رشته براي من برداشتند و اولين دانشكده رو به من معرفي كردند من هم يه روز سه شنبه به طرف دانشگاه حركت كردم... راستي نگفتم دانشكده در فرودگاه واقع شده بود .......

اون روز وقتي به فرودگاه رسيدم توي محوطه فرودگاه گم شده بودم و از همون جا با ايشون تماس گرفتم و از ايشون كمك خواستم و ايشون من رو راهنمايي كردند تا اينكه اونجا رو پيدا كردم همين طور داشتم به صداي هواپيما ها گوش مي كردم كه يهو يه سرباز بهم گفت |: آقا پسر كجا ميري اينجا همه رو راه نميدن..... تا اين جمله رو شنيدم از خودم وا رفتم آخه اون سرباز نگهبان اونجا بود. راستي يادم رفت بگم به اونجا سه راه سوختگيري مي گفتند و از اونجا جلوتر رفتن براي مردم عادي قدغن بود. آخه جلوي ساختمان سوختگيري واقع شده بود و برج مراقبت و ساختمان حراست پرواز و دانشكده اونجا بود ....

خلاصه داشتم با ناراحتي بر ميگشتم كه يهو يه نفر صدام زد و گفت : آقا پسر چرا مي خواي بري داخل ؟ با كي كار داري؟ من هم براش توضيح دادم و گفتم مي خوام دانشكده رو ببينم و چند تا سوال بپرسم . يهو دست منو گرفت و برد حراست فرودگاه كه جلوي ترمينال 1 پرواز هاي داخلي واقع شده بود (بعدا فهميدم اون آقا حراست پرواز شركت آسمان بوده) ترسيده بودم كه با من چي كار داره بعد منو پيش رئيس حراست فرودگاه برد و قضيه رو واسه رئيس حراست تعريف كرد رئيس به من گفت به تنهايي اجازه ورود نداري مگر اينكه يه نفر از حراست با تو بياد داخل . اون آقا كه حراست پرواز آسمان بود با من اومد داخل تو مسير راه ازش فاميلشو پرسيدم گفت شيرازي هستم خلاصه رفتيم داخل محوطه جلوي پاركينگ سوختگيري ايستاده بودم كه يه لحظه احساس كردم يه سايه اومده روم برگشتم ديدم يه فوكر 100 بالاي سرم ايستاده (آمده بود واسه سوختگيري)

اينقدر ترسيدم كه سريع خودم رو كنار ديوار رسوندم در همين حال و هوا بودم كه يهو استارت انجين كرد و صداي خيلي مهيبي رو توليد كرد با اين كارش به ترسم افزوده شد .براي خودم گفتم اين خلبان-(سانسور)-حسابي ما رو ترسوند بعد از اون آقاي شيرازي دستم و گرفت و برد داخل دانشكده و منو با معاون دانشكده آشنا كرد معاون دانشكده هم با يه لحن تند و تيز به من گفت " دانشجو! ما دانشجو نميگيريم" همين جمله رو كه گفت انگار دنيا رو سرم خراب شده بود . خدا حافظي كردم و با ناراحتي هر چه تمام تر به خانه برگشتم وقتي داستان رو واسه خانواده تعريف كردم منو دلداري دادند آخه حالم خيلي گرفته بود........

 

با تشكر حسام الدين حافظ پور

دانشجوي رشته خلباني


 

 Picture

  • پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )
  • چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )
  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای بهروز وثوقی قطعه هواپیما تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  •  ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  •  آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  •  با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعرارف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )
  • شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا  
  • yul2qu6sjgcpbprkkr6e.jpg

    تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

    و

    جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

    روایت واقعی

    - تعداد بازديد
  • 8559
  • مرتبه

    نظرات

    باز هم سلام عمو بهروز
    امیدوارم زندگی خوبی رو سپری کنید.
    همه چیز مال شما تهرانی هاست
    آقای ابریشم چی به امثال من دانشجوی فقیر شهرستانی که نمی رسند.به نظر من این هم یکجور تبلیغات است.کارهای مهمتر از شمال و ویلا هم هست.پر کردن شکم خالی گرسنگان...
    پاسخ
    بهنام جان ممنون از شما که کار من را تبلیغات دونستی ..!! پسرم این همه قسم و آآیه خوردم .. این همه به شرافتم قسم خوردم ، شما شرافت من را هم زیر سئوال می بری ..!! ؟ هیچ اشکالی نداره .. دانشجوی فقیر ، پیرمرد فقیر .. مهم شرافت و انسانیت است مهم انفاق است
    شاید من نتوانستم حرف دلم رو بزنم ... تا زمانی که معیار شناخت پول باشد .. همه همین حرف ها را می زنند
    شما اگر دلت دریایی است .. با تجسم کار های نیک این مرد ، که از حاصل تلاش بیزنس اش ویلایی رو خریده است .. ولی آن را در اختیار مستضعفان واقعی و مردان خدای جوی قرار داده است .. حالا شما هم شرافت من را هم عمل این مرد را زیر سئوال می بری .. بحث تهرانی و شهرستانی رو می کشی
    شما حق داری شرافت من را خدشه دار کنی .. ولی هرگز نمی پذیرم شرافت انسانی که دل خدایی دارد زیر سئوال برده شود ..
    بهنام جان .. یه توصیه دوستانه هم بهت می کنم
    تا زمانی که آدم کینه هموطنان اش رو به دل بگیره .. مسلمآ به جایی نخواهد رسید .. حتی اگه طرف دکتر بشه .. ولی چشم بصیرت نداشته باشه .. باز هم بی فایده است
    من خیلی دانشجویان فقیر تر از شما را می شناختم ، و می شناسم الان خلبان بهترین خطوط هواپیمایی کشور هستند .. چون چشم بصیرت و انسانیت داشتند

    سلام كاپيتان عزيز!!
    من هم با شما موافقم نبا يد با كسي اينجور رفتار كرد!!!
    اين نامه دوستمون رو خوندم واقعا براي يك معاون دانشگاه متاسفم
    دقيقا عين برخورد د اموزش گاه فنون هوايي مشهد بود!! كه بنده فرار كردم از اونجا ولي چه كنم كه باز هم عاشق.....
    در فيس بوك ادتون كردم اگه افتخار بديد!!! فرزاد صبري
    هنوز كاپيتان براي ورود به اين رشته گيجم !! خواهش ميكنم كمك كنيد!!
    موفق باشيد!!!
    پاسخ
    فرزاد عزیزم .. ممنون که درک ام کردی
    در مورد فیس بوک ، راستش فیلتر شده است و من نمی توانم وارد آن شوم .. ولی از محبت شما سپاسگزارم
    در مورد انتخاب رشته هم .. کامنت بنویس دوستان اگاه راهنمایی ات خواهند کرد
    موفق باشی

    سلام عمو بهروز امیدوارم که حالت خودتو نوهات خوب باشه عمو بهروز فکر میکنم این پست شما را من اولین نفر مباشم که بازدید میکنم از این جهت خوشحالم ودیگر اینکه من از خوانندگان همیشگی شما هستم ولی به این خاطر که وقت گرانبهایتان را نگیرم پیغام برات نمیزارم ولی به خدا همیشه تو این فکرم که زود زود مطلب بزاری ومن بخونم دیگر وقتت را نمیگیرم نوکرت از اذربایجان
    پاسخ
    نعمت عزیزم .. الهی فدای برزگواری شما بشم
    پسرم شما عزیز و نورچشم من هستی .. من هم به شوق ارتباط با شما جوانان نسل امروز وقت ام را ساعت ها پای کامپیوتر می گذرونم
    نعمت جان من بر دست های شما با افتخار بوسه می زنم
    موفق و منصور باشی

    salam ostad.kheli khoshhalam ke avalin nafar matlabeton ro khondam bebakhshid ziad mozahemeton misham kament mizaram.vali vaqhean heife ke azaton vase matalebe zibaton tashakor nakonam.movafaqh bashid
    پاسخ
    دختر عزیز و نازنینم
    اول آخر نداره ... ولی چهارمین نفری که کامنت ات بدستم می رسه !!! اصل محبت و بزرگواری شماست
    دخترم خیلی دوستت دارم
    ممنونم که یکی از خوانندگان با احساس و فرهیخته این سایت هستی
    مواظب خودت باش دخترم
    شما رو به خداوند متعال می سپارم

    این از ان پستهای خاص بود!بله منم با شما موافقم که ان اقا کاره ای نیست و مجبور به اطاعت است البته شاید به کاری که میکنه اعتقاد هم داشته باشه اما قضاوتش به عهده ما نیست یعنی نمیشه از پیش ایشون را متهم کرد.فقط من نفهمیدم منظورتون این بود که ان اقا برای قشر نیازمند امکان تفریح فراهم میکرد؟اگر اینطوره کار قشنگی بوده به هر حال نیازمندان هم دل دارند و حق شاد بودن.به هر حال اگر دیگران بد این اقا را گفتن شما هم خوبی اش را گفتین ایشون هم انسانه و باید از تمام جنبه ها رفتارش را بررسی کرد.البته بازار تجارت و سیاست خیلی هم کثیفه یک وقت میبینید رقبای تجاری اش برای بدنام کردن و کسادکردن کارش این شایعات را میسازند.من دراین مورد هیچ قضاوتی نمیکنم و به قول شما اگر راست هم باشه این اقا تصمیم گیرنده نبوده و تقصیری ندارد.
    پاسخ
    فریده جان عزیزم .. بله دخترم .. این آقا تنها مالک کلیه گوشی های نوکیا و ایراتل است . و نمایندگی کل ایران مربوط به ایشان است . اما انسان بسیار مومن و خدای جوی است .. بله او در محمود آباد ویلای بسیار بزرگی داره که انسان های مومن و با تقوا رو به صورت هیات مذهبی به این محل بسیار با شکوه دعوت می کنه .. سه شبانه روز از همه انه به بهترین وجه پذیرایی می کنه .. همه چیز درجه یک . هیچ کسی این کار را نمی کند .. .. درآمد و ثروت اش را تقدیم به مردم کند .. و من از این بابت او را تحسین می کنم ..
    فریده جان خیلی ها ممکنه از این کار ها بکنند .. ولی او بدون ریا از دل و جان خیلی عالی از میهمانانش پذیرایی می کنه // خدا عمر با عزت بهش بده
    در مورد سیستم هایی که می گویند .. من خبر ندارم .. ولی فکر می کنم برای خراب کردن نوکیا و باز شدن راه رقبایش چنین شایعاتی رو سر زبان ها انداختند
    ممنون از شما

    اقای مدرسی درود حق شناسی و قدردانی شما قابل احترام است ولی ایکاش روزی برسد که مردم ما و در کشور ما قدردانی ها از منافع عام باشد . من احترام دارم به رفتاری که ان مامور پلیس با شما داشته است ولی در اینور اب این رفتاری است که 99 درصد افراد پلیس با افراد جامعه بطور یکسان دارند و فرقی ندارد مراجعه کننده فرد اول مملکت باشد یا یک شهروند عادی.خوشحالم شما توانستید جوابی یگیرید و خودتان و همسرارجمندتان اندکی ارامش پیدا کنید ولی همزمان در یوتیوب فیلم مادری را دیدم که با در دست داشتن عکس فرزند 19 سالهاش دنبال او میگشت و هیچکس جوابگوی او نبود.چون مرد نبود چون افسر بازنشته ارتش نبود و نمیدانم که چی . بازهم قید میکنم از حس قدرشناسی شما احساس خوشی دارم که هنوز انسانهای با مرام وجود دارند ولی امیدوارم در این قدر شناسی ها منافع ملی و عام مردم و رضای پروردگار را در نظر داشته باشیم ........ان
    پاسخ
    من بار ها گفته ام .. کاری به سیاست ندارم
    اشاعه فرهنگ محبت به دیگران هزینه ای نداره .. هر کسی باید از خودش شروع کنه ...
    با پوزش فراوان بخش اخر صحبت های شما رو حذف کردم
    این وبلاگ سیاسی نیست .. هیچ دلیلی هم نداره ان مادری که شما می گویید ، مربوط به سوژه هایی است که در اخبار غربی به آن اشاره می شود باشد !! من به هیچ یک از خبر هایی که منابع خارجی دارند اعتماد نمی کنم .. آن ها خوشبختی من و شما را نمی خواهند .. آن ها به فکر منافع خودشون هستند
    مردم هم این را فهمیده اند .. و دیگه اعتنایی به خبر سازی های دروغین منابع غربی ندارد
    من به عنوان یک انسان وظیفه دارم خوبی هایی که می بینم ، بیان کرده و از جوان ها بخواهم خوب باشند و به افراد خوب احترام بگذارند .. نه به سیاست کاری دارم ... نه می توانم کاری داشته باشم
    همان طور که عرض کردم .. باید همه افراد به قول شما خوبی ها رو برای همه یکسان قسمت کنند .. برای رسیدن به این هدف .. نباید تفرقه انداخت .. به جای جنگ و ستیز .. باید تخم عشق و محبت را کاشت
    ممنون

    درود جناب مدرسي . در رابطه با آقاي ابريشم چي نه مي شه گفت گناهكاره و نه مي تونم بگم كه بي گناهه . تويه اين مدت زندگي چيزهايي رو ديدم كه ديگه نمي تونم كسي رو نديده و نشناخته بد و خوب كنم . اما مسئله شنود اس ام اس ها براي يكي از دوستان من دردسر شده و اين بيچاره گذرش به خاطره يه اس ام اس افتاده به ادراه اطلاعات و هر روز اذيتش مي كنن . نمي دونم چي بگم . فقط افسوس و افسوس و افسوس

    ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان کدام محرم دل ره در این حرم دارد

    بدرود
    پاسخ
    بامداد عزیز و نازنین
    حق باشماست .. بنده هم به هیچ عنوان وارد جزئیات نشدم .. فقط در مقابل نقد مخرب ، وظیفه خودم دونستم آن چه خوبی نام دارد را هم بیان کنم .. همین
    و گرنه شما بهتر از هر کسی می دونی .. اهل این مسایل نیستم و نبودم .
    فقط احساس تکلیف کردم تا به دوستان عرض کنم .. اگه بدی کسی را می گویید ، دو تا کار خوب را هم اعلام کنید
    نه اهل اس ام اس هستم .. نه کسی را دارم که براش پیامک بفرستم .. یک خط معمولی دارم .. که اغلب خاموشه .. کسی رو ندارم به من زنگ بزنه
    نه کار سیاسی می کنم .. که دنبال کشف مسایلی که به من مربوط نیست بروم .. نه به سیاست علاقه دارم .. که بخواهم پی گیر مسایل سیاسی باشم
    تنها ادای دینی بود به مردی که دل مردم رو شاد می کنه .. همین
    از شما به خاطر حضور سبزت ممنونم

    ببخشید من خیلی حرف میزنم مثل اینکه
    شرمنده .. کامنتم رو از قسمت بلاگفا به اینجا منتقل کردم و از این ببعد اینجا کامنت میذارم

    =============================

    سلام
    قبل از هرچیز بگم که سوالی که در راستای کنجکاوی زنونه میخواستم بپرسم رو در واقع بعد از همون جمله ام پرسیدم همون سوال درمورد مدال بود

    این پستتون رو هم خوندم
    چه خوبه که هنوز کسانی هستند که اینقدر ظریف در مورد مسائل فکر میکنن
    متاسفانه کسانی که این نوع خبر هارو اطلاع رسانی میکنن ( منظورم ماجرای وارد کردن گوشی های دارای سیستم شنود ) فقط و فقط به خوده خبر توجه میکنن و به اولین اسمی هم که دراین راستا برخورد کنن میچسبن و دیگه وارد بقیه قضایا مثل تحقیق در مورد درستی یا نادرستی خبر و علت و انگیزه جریان نمیرن

    البته این شاید به خاطر شرائط حاکم بر جامعه خیلی هم دور از انتظار نباشه و نشه خیلی هم ازشون عیبجوئی کنیم
    اونقدر نامردیا و بی وجدانیا دیده شده که دیگه یکی هم بیاد و بخواد انسانیتی به خرج بره کسی اصلا نمیبینتش که بخواد بازگوش کنه!!!

    ولی خوب ای کاش همه مثل شما فکر میکردند و به قضایا با همون دیدی نگاه میکردند که شما نگاه میکنید.

    میدونید آقا بهروز صحبتاتون و تحلیلاتون از قضایا رو میخونم و حقیقتا میکنم آویزوه گوشم
    عمر اونقدر بلند نیست که ادم خودش همه چیز رو تجربه کنه و ببینه
    ولی چیزایی که شما میگید همش سرمایه گذر عمر شماست و با ارزش

    و اونقدر هم سلیس و روون میگید که به قول ترکا

    " یاغ الیسیز و یاتیردیسینیز بیزیم جانیمیزا "

    اگه نتونستید بخونیدش بگید تا فارسیش رو بنویسم ( ببخشید من خودم هم ترکیم چندان جالب نیست ولی عاشق ضرب المثلاشون هستم )

    همیشه موفق و موید باشی
    پاسخ
    دختر نازنیم خاطره جان
    ممنون از این که کامنت هایت را از وبلاگ به این جا منتقل کردی
    دخترم .. در وبلاگ محدودیت کلمات وجود داره .. و من همیشه یادم می رفت به شما بگم بیا این جا .. چون در سایت فضا نا محدوده .. و من به خاطر همون محدودیت ها هیچ وقت نمی تونستم پاسخ شما دختر نازنینم رو کامل بدهم .. !! بگذریم
    در مورد نوع نگاه .. حق با شماست . ما اگه به همه بدبین باشیم ، دنیا هم به ما روی خوشی نشان نخواهد داد
    در مورد خبر ها .. متآسفانه این روز ها عده ای بدون تحقیق عقده های خود را با مخدوش کردن چهره افراد نشان می دهند .. و مردم عادی بین خبر واقعی و جعلی رو نمی تواند تشخیص بدهد !! همه چهره های موجه توسط بعضی ها به انحراف کشیده شده است
    من روز اول به دوستان توصیه کردم .. خویشتن داری نمایند .. با هرج و مرج هیچ کشوری روی آسایش و آرامش رو ندیده است .. متآسفانه عده ای از اختلاف ها سوء استفاده می کنند .. من همان طور که همیشه می گویم .. کاری به مسایل سیاسی و التهابات اخیر ندارم .. چون مطمئن هستم همه چیز به حال عادی بر خواهد گشت
    ولی مطالب من صرفآ فنی و یا اجتماعی است .. و به روال همیشه برای اگاهی نسل جوان امروز منتشر می شود .. دختر عزیزم
    صحبت به تجربه کردی .. بله پند گرفتن از تجربه دیگران خیلی برای انسان مفیده .. امیدوارم لایق اعتماد شما نسل امروزی باشم
    از این که به جمع یاران سایت پیوستی ، خیر مقدم می گویم
    مواظب خودت باش

    مجددا من ..

    ببخشید میتونم یه پیشنهاد بدم؟

    این خط زیرین کلماتی که تو بخش نظرات درج میشه واقعا چشم رو اذیت میکنه ..
    اگه شرائطی باشه که این خط برداشته بشه فکر کنم خیلی خیلی بهتر باشه
    باز هرچه خودتون صلاح میدونید

    با تشکر

    خاطره
    پاسخ
    بله حق با شماست .. ادیتور من خیلی مشکل داره
    از پست قبلی بخش کامنت ها دچار این مشکلات شده است
    اگه تغیر بدهم ، مطالب جا به جا می شود .. ولی دوباره سعی خودم رو می کنم
    ممنون از تذکر به جای شما

    سلام كاپيتان (شتلق)
    اميدوارم خوب باشيد كاپيتان كور شود كسي كه بخواهد به شما و شرافت و .... توهين كند كاپيتان خيلي ها در ايران هستند كه كارهاي خير مي كنند و خود را مخفي مي كنند من هميشه آرزو كرده ام من را آنقدر پول دار نكن كه افرا ضعيف تر را فراموش كنم . به خاطر همينه كه هيچ وقت پولدار نمي شم (چشمك)
    كاپيتان هميشه حرفهايتان قشنگ است و من را اميدوار مي كند همين الان از بابت موضوعي آن قدر عصباني شدم كه مي خواستم براي دفاع از يكي از همكاران با مديريت در گيري فيزيكي ايجاد كنم ولي با خواندن مطلب شما آرام شدم خدا خيرتان بدهد
    ببخشيد زياد شد
    با اجازه خبر دار (شتلق) عقب گرد
    پاسخ
    پسرم .. اگه بگم این آرزو و خواسته من هم است باورت می شود !!؟ من هم همیشه از خداوند خواسته ام اگر نعمت و ثروتی که می دهی باعث غرور و دوری ام از مردم باشه ، خدایا هرگز به من چنین ثروت و نعمتی را نده .. و همین دیدگاه باعث آرامش ام شده است
    امیر جان در باره درگیری و عصبانیت بگم .. ادم عاقل کسی است که خویشتن دار باشد .. باور کن درگیری بلانسبت گردن کلفتی اصلآ هنر نیست .. هنر ان است آدم بتواند ، اما انجام ندهد
    خوشحالم که درگیر نشدی .. چون حتمآ بعدش پشیمان می شدی
    انسان های باشخصیت هرگز درگیر نمی شوند و با منطق حرف خود رو بیان می کنند
    موفق باشی

    سلام عمو.

    تو کامنتا خوندم که قلبتون اذیت کرده.

    بیام دنبالتون بریم دکتر؟


    عمو فردا می زنگم برای دیدار با آقا مارشال (چشمک)
    پاسخ
    امیر جان عزیزم
    بله سرم ناگهان گیج رفت از پشت میز با کله اومدم پائین .. و چند ساعتی خیس عرق در روی زمین دراز کشیدم .. نمی توانستم بلند شوم .. حتی خودم رو نمی توانستم به چپ و راست بچرخانم !! اگر چه تا تختخوابم چند وجب فاصله داشتم .. اما هیچ تکانی نمی توانستم به خودم بدهم .. !! و چند ساعتی به همان منوال گذشت ... و بعد از دو روز استراحت حالا بهتر شده ام .. اما هنوز منگی ام رو دارم ... برای مثال من این پست رو پریشب تا صبح تمام کردم .. اما احساس کردم ناقص است .. و مجبور شدم شب وقتی حالم خوب شد خوانده و با افزودن یکی دو تا جمله آن را منتشر کنم
    برای خواهر همسرم و شوهرش مشکلی پیش آمده است .. دو روزه درگیر فکری آن هستم .. امروز اگه مشکل قانونی بر طرف بشه .. شاید رفتم کرج ... بد جوری دلم هوای بچه ها رو کرده .. شاید هم نروم ! آخه جمعه به دلیلی که حالم خوب نبود از رفتن صرف نظر کردم .. دیشب با تلفن با نوه ها الکی حرف زدم .. با شنیدن صداشون .. بدجوری دلم پر کشید .. منتظرم مشکل خواهر همسرم امروز به امید خدا برطرف شود .. تا با خیالی آسوده برم کرج .. فعلآ از برنامه یک ساعت دیگرم هم خبر ندارم .. اما اگر بودم .. فردا می رویم .. اگر هم رفتم ، چهرشنبه می رویم پیش آقا مداح
    ممنون از شما .. فردا بعد از ظهر زنگ بزن

    سلام به همه دوستان محترم،و آقای کاپيتان مدرسی اميدوارم همچنان شاد و سرحال باشيد و با يک چايي داغ قند پهلو بر روی ميز کارتان همچنان مطالب داغ و لبسوز بنويسيد و من به عنوان عضوی کوچک همچنان شما را تشويق می کنم.نوشته های شما از فيلم های سريالی نيز جذاب تر است(مرسی).
    آقای مدرسی اين پست در رابطه با شايعه و رفتار های خاله زنکی برخی هم وطنان عزيز بود ، من نيز اصلا تا به حال اسم اين آقا را نشنيدم و حال که چنين تهمتی به او وارد کرده اند مردم عزيز تا خودشان به چشم نديدند و تحقيق نکردند (مثل شرلوک هلمز)هرگز نمی توانند حکم گناه اين فرد را صادر کنند در غير اين صورت سنگ روی سنگ بند نمی شود پس همه متهمان به قتل نيز بايد اعدام شوند؟؟/.و اما نکته آخر که من زياد مطمئن نيستم-مگر ايران تکنولوژی ساخت انواع دستگاه های مخابراتی را ندارد؟و تا آنجا که من می دانم از لحاظ فناوری مخابراتی در بهترين سطح است///پس وارد کردن دستگاه شنود کمی غير قابل باور است و البته ابلهانه اگر سران مملکت بخواهنمد تلفن ما را شنود کنند احدی نمی فهمد بس که تکنولوزی پيشرفت کرده و بعد چون محرمانه است پس اينقدر تابو که نمی شود و از همان شرکت مخابرات به راحتی می شود تلفن ها را شنود کرد.خنده
    با تشکر از شما و به اميد روزهايي پاک برای ايران
    پاسخ
    ممنون عزیزم .. واقعآ شرمنده ام می کنی .. اصلآ خودم رو لایق این همه مهر و محبت نمی دانم
    در باره تهمت و افترا آن هم ندانسته و بر اساس شایعه همان گونه که شما اشاره کردی اصلآ صفت پسندیده ای نیست
    ولی متآسفانه این روز ها نشآت گرفته از فضای آشفته سیاسی ، هر خبری را به همه منتصب می کنیم
    دوست بزرگوارم .. من هم مانند شما این گونه شنیده ام که خود مخابرات از قدیم و طبق خبر های حوادث نشریات با مجوز قضایی شنود کرده و خیلی از مجرمان را به دام می انداخت
    حال در این قضیه من بیایم داد وبی داد راه بیندازم و بگم چرا شنود خریده اید !!؟ اصلآ منطقی نیست .. از قدیم گفته اند طلایی که پاکه ، چه منت اش به خاکه ..؟ مگه من یا شما چه فعالیت غیر قانونی یا سیاسی می کنیم که نگران شنود مکالمات خود هم باشیم ..!!!؟
    مگه دولت یا مخابرات بی کاره بیاد به حرف های مردم عادی گوش بدهد .. !!؟
    اصلآ به قول دوستان خریداری شده .. خیلی هم کار زننده و غیر انسانی است .. کی گفته مقصر شخص ایکس است یا ایگرگ !!؟
    پرسش من کلآ این بود .. در نهایت چند بار توضیح دادم .. بر فرض حق با دوستان باشه .. و خبر را نقدی بر اعمال مالک نمایندگی نوکیا قلمداد کنیم .. من هم چهره دیگری از این ادم را معرفی کردم .. که به هیچ وجه منظورم دفاع از کارهای تجاری و ایضآ سیاسی ایشان نیست
    ولی بعضی دوستان این دو را با هم قاطی می کنند
    مشکل ما در مملکت همین است .. که حرف همدیگر را متوجه نمی شویم
    ممنون از شما

    اقای مدرسی فکرکنم امار سایت مشکلی داره من دیشب چند بار سر زدم هر دفعه همین عدد1978 را نشان میداد که الان نشون میده!راستی پیام چی شد؟
    پاسخ
    دخترم فریده جان ... بله حق با شماست ، اغلب اوقات شماره نمی اندازد ! به عبارتی .. تعداد مراجعه کننده به صفحه هر پست مشخص است ، در پست قبلی تعداد بازدید از صفحه بعد از چند ساعت دوهزار و پانصد نفر افزایش یافت .. در صورتی که آمار کل 120 نفر را نشان داد
    و این اختلاف همیشه وجود داره .. و از ان جایی که آمار کل این دوسال را دارد ، نمی توانم عوض اش کنم
    مگر یک نشاندهنده معتبر پیدا کرده و راس سال تحویل آن را به کار بیندازم
    در مورد پیام هم به هر دری زدم .. ناراحتی من می دونی چیه ..!!؟ او با انزواگری دارد خودش و مشکل اش رو فراموش می کنه .. بعد از چند ماه که حالش خوب شده و برگرده ، وقتی این داستان رو بشنوه ، بد تر پس می افتد !! اتفاقآ از اون طرف هم تحت فشار هستم .. چون فرصتی باقی نمانده است ! هر چه قسمت خدا باشد
    ممنون از شما

    سلام عمو جان.
    حال و اوضاع تون چطوره؟
    عمو همیشه هستند کسانی که تنها برای خود نمیخواهند و در همه حال خدا را در نظر میگیرند.
    کارهای ایشون قابل تقدیره و در رابطه با نوکیا هنوز مطمئن نشدم و وقتی مطمئن شدم در باره ان نیز نظر میدهم.
    1-عمو این نامه خوانندگان ادامه دارد؟یا تموم شد؟"(نامه آقای حافظ پور)

    2-برای خلبان مسافربری باید حتما رشته ریاضی باشید؟
    ارادتمند شما نوید-چ
    پاسخ
    نوید جان ممنون پسرم
    از این که قلب مهربانی داری .. سپاسگزارم
    در باره نامه آقای حافظ پور .. راستش من هم وقتی خواندم ، احساس کردم بقیه اش را نفرموده است !! براش نوشتم که آخرش را چرا نگفتی ؟ البته بعد پاسخ داد .. ولی در خاطرم نماند
    من چون حالم خوب نبود ، فرصت تذکر به آقای حافظ پور را پیدا نکردم که از ایشون خواهش کنم .. اگه مطلبی را می فرستند ، لااقل کامل باشه .. ! اما چون قول داده بودم ، علی رغمی که کامل نیست درج کردم ..
    نوید جان به هر حال این نامه ادامه ندارد
    مقصر نویسنده محترم ان است که حال گیری کرده است !! چشمک

    با سلام. آقاي مدرسي عزيز اگر ناراحت نشويد من شما را متهم به طرفداري ببخشيد كوركورانه از آقاي ابريشم چي مي كنم. اولا اون بهشتي كه شما توصيفش رو كرديد آيا قطعا صلواتي و با بنيه مالي اين آقا اداره مي شه! ثانيا ملاك اعزام افراد مستضعف براي بهره مندي از فيوضات بهشت مذكور چه مي تواند باشد. ما كه از قشر كارمند مرفهيم! هرگز مجوز اقامت در چنين اماكني را نداشته ايم. ثالثا وارد كردن دستگاهها و هر كوفت شنود ديگر صرف نظر از بد يا خوب بودن آن حتما نفع مالي داشته كه ايشان با وقوف به عواقب آن اقدام كرده اند وگرنه گردن كلفت تر از آقا هم در كشور سراغ داريم. خداوكيلي و وجدانا دليل انتخاب ابريشم چي به عنوان نماينده شنود وارد كن بيانگر اطلاعاتي بودن و وابسته بودن وي به رانت يا گروهي خاص نيست؟خدا ما مستضعفان را نصيب بهشت تصنعتي بندگانش نكند...
    پاسخ
    خانم محترم من چرا باید ناراحت بشوم؟؟
    چرا کورکورانه ... !!؟ من این همه توضیح دادم و عرض کردم که صرفآ یک اقدام خیرخواهانه ایشون رو تعریف کردم
    در باره خرید هم توضیح دادم .. که طبق عقل و منطق نمی تواند عامل نمایندگی برای دولت تصمیم بگیرد
    در نهایت هم متوجه شدم قبل از این ماجراهای سیاسی مخابرات قادر به شنود هر خط تلفنی بوده که طبق حکم قضایی انجام می شد و می شود
    در اخر هم عرض می کنم .. سخنان من و دوستانم که به درد شنود نمی خورد .. اگر واقعیت هم داشته باشد ، مربوط به جاسوس ها و خلافکاران است که باید طبق قانون عوامل امنیتی و قضایی با پی گیری و شنود مکالمات پی به آدرس مجرم یا قاتل یا جاسوس بگردنند .. چه ربطی به ادم های عادی داره
    در پایان شما دلت خانم محترم از جای دیگری پر است .. من با شما هیچ بحثی ندارم .. اصلآ حق با شماست .. همه کلاه بردار و رانت خوار هستند .. جز شما

    سلام اقای مدرسی !!!!
    اجازه بدین باهاتون مخالفت کنم!!!
    این اقا مگه میشه ندونه داره چی وارد میکنه؟؟؟شما حتما میگین اگر نمیکرد کس دیگه میکرد!!!خوب اگه من بودم نمیکردم تا کس دگه بکنه!!!اصولا همیشه ادمهایی پیدا میشن که از اب گل الود ماهی بگیرن!!!ایشون هم یکیشون!!!به قول شما ادم خییری بوده اصلا هم تظاهر نمیکرده...مگه کم هستن ادمهایی که صب حق بچه یتیم رو میخورن شب نذری میدنو کاملا خالصانه و بدون تظاهر انفاق میکنن!!!!مطمئن باشید که اگر براش سودی نداشت این کارو نمیکرد!!!!!البته من برای نظر شما خیلی احترام قائل هستم ولی خوب این هم نظر منه به نظر من چون شما قبلا نون نمکشو خوردی و ذهنیت مثبتی روش داری اینجوری روش قضاوت میکنی!!در صورتی که اگر جای من بودید و مخصوصا پسوند حاج اقا رو رو اسم این بابا میدیدین مثل من فکر میکردین!!!!!باز هم ببخشید که جسارت کردم!!!
    پاسخ
    شاهین جان عزیز و گرامی
    من کاملآ به نظر شما احترام می گذارم عزیز .. ولی من آدم ویلا ندیده و نان نمک خورده ای نبودم که بعد از نزدیک به شش دهه عمر از خدا با یک دریا رفتن و غذا خوردن ، شرف و حیثیت ام رو برای آن نان نمک بگذارم !! من آن قدر شعور دارم حتی فرزندم را اگه خلاف کرد برای همیشه نام اش را بر زبان نیاورم .. من مادرم را هفت سال اخر عمرش ندیدم .. تا شنیدم مرده است .. ان هم روی همین تفکری که دارم و به ان معتقدم .. بله اگه ادم ندید بدیدی بودم .. عقده دریا و شمال یا یک وعده غذا را داشتم .. این وصله به من می چسبید .. تمام اقوام پدری و مادری من بدون استثناء ویلا در شمال دارند .. التماس هم می کنند .. خودم نمی روم ! برای رفتن به این جا هم فکر کنم توضیح کافی دادم .. یعنی با برگشتن چندین سال به عقب .. خواستم ذهن دوستان را روشن کنم که در چه شرایطی تن به دعوت دوستان مومن همسرم دادم
    و باز توضیح دادم من این آقا را تو عمرم ندیدم .. معیار من برای سنجش ادم ها رو توضیح دادم ... ولی شما و بعضی از دوستان به حساب دفاع ار خرید یک محصولی می کنید که من حتی نمی دانم چیست !!؟
    البته از نظر علمی می دونم طبق دستور قضایی مکالمات خلفکاران ، قاتلان ، جاسوسان برای حفظ امنیت ملی شنود می شود .. و فکر کنم به روشنی نوشتم هرگز نماینده قوی ترین صنعت در کشور نمی تواند تصمیم گیرنده باشد !!
    مثالی می زنم .. فرض کنیم شرکت ال جی در کره سیستمی ساخته است که با استفاده از ان مردم را اقیم می کنند .. به دلایلی دولت تصمیم می گیرد برای کنترل جمعیت در جاهایی آن را نصب کند .. !! و شایعه خرید این سیستم همه جا پخش می شود .. آیا شما تنها نماینده ال جی در ایران را مقصر این سیستم می دانید !!؟ عرض من هم این بود ...
    **********
    اصلآ هر چه گفتم رو فراموش کنیم .. یک بار دیگه مطلب من را بخوانید .. من نوشتم اگه یک انسان در زندگی اش هم کار بد می کند و هم کار خوب ... اگر قراره نقد بشه .. باید هر دو صفات او را بیان کنیم .. همین
    این کل نظر من در این پست بود و بس
    بعد در ادامه آمدم گفتم .. عده ای راست یا دروغ ورود سیستم شنود را به تقصیر این بابا انداخته اند .. اصلآ قبول کار خوبی نیست .. من هم آمدم در باره صفات خوب که نفر اولی یادی از ان نکرده گفتم .. دیگه وارد بحث تکنولوژی و فلسفه دستگاه هم نشدم .. تا این جای قضیه را قبول دارید یا نه ؟ منظورم دیدگاه خودم است .. در پایان هم مطلب ام را جمع بندی کرده و گفتم .. هر کی را دوست دارید نقد کنید ، اما مردانه نقد کنید .. این حرف بدی است !!!؟
    من که از ورود و استفاده دستگاه کذایی حمایت نکردم .. !!! تازه دوستانه سئوال کردم از کجا مطمئن هستید که این کار را این مرد با شرف کرده .. !!؟
    حال اگه کسی دلیل داره .. با منطق و مدرک می آید و عنوان می کند .. آقای مدرسی .. در جریان باشید که طبق این سند یا به گفته افراد فوق که مورد وثوق شما هم هست بر این ادعا صحه گذاشتند .. اگه بعد از ان من باز هم دفاع می کردم .. می توانستید به حساب نان نمک و شمال و این داستان ها بگذارید

    عمو بهروز سلام
    من واقعا خوشحال شدم که هنوز هم آدمهای نیکوکاری پیدا میشن که بدون هیچ چشمداشتی برای رفاه مردم کار میکنن
    عمو جان من چند روز پیش یک مقاله درباره این وسایل خوندم قسمتی از آن را میگم
    در مقاله چنین گفته بود که این سیستم برروی گوشی نصب نمیشه وبر روی دستگاه های مخابراتی نصب میشه وبه نوع گوشی خواصی ربطی نداره وشرکت سازنده آن شرکت *نوکیا زیمنس* است که شاخه ای از شرکت نوکیا با زیمنس با هم همکاری کرده اند
    درضمن این دستگاه در حدودا150 کشور دنیا استفاده میشود ویک وسیله معمولی است دوستان خواهش میکنم یک فرد که فقط وارد کننده گوشی است را زیر سوال نبیرید
    باور کنید من تا امروز حتی نمیدانستم صاحب ایراتل آقای ابریشمچی است...

    عمو بهروز یک سوال در باره سی-130 داشتم آیا این نوع هواپیما برای خاموش کردن آتشهای جنگل استفاده میشود (یعنی تانکر آب یا پودر آتش خاموش کن روی آن نصب میشود)؟

    با تشکر علیرضا
    پاسخ
    ممنون پسرم .. بله من هم به این نظریه که شما عنوان کردی رسیدم
    منتها در این هیاهوی سیاسی بدون این که کاربرد ان را دقیق بدونیم .. هیاهو راه انداخته و مردم را متهم می کنیم
    چه خوب چه بد .. این کار را هرگز نمایندگی نمی تواند پیشنهاد یا برای دولت وارد کند ... !! شنود کاربردش مخصوص خلافکاران است .. انسان های معمولی چرا می ترسند .. !!؟ فرض کن اطلاعیه بدهند دولت سیستمی وارد کرده که هر کسی قصد خیانت و افشای اسرار دولت را داشته باشد ، شناسایی می کند .. اون وقت عمه من که اهل این ماجرا ها نیست و به چیزی دسترسی نداره .. داد و بی داد راه بیندازه و مالک نمایندگی اون شرکت را به باد ناسزا بگیره !!! تمام حرف من این بود
    تازه اگر حق با همه مردم عزیز باشه ... کی گفته ایشون مقصره ؟ بر اساس چه مدرکی مردم رو تخریب می کنیم .. سخن من این است
    اما متآسفانه دوستان بنده را به حمایت از شخص یا سیستمس که نمی دوم چی است متهم می کنند !! بگذریم
    پسرم می شه از سی 130 برای اطفای حریق هم استفاده کرد
    ممنون از شما

    دوستان با تشکر از کامنت شما یاران برزگوار ... به اطلاع می رسانم در حال حاضر عازم کرج هستم .. تا دیداری با نوه هایم تازه کنم .. چون جمعه حالم مناسب نبود ، موفق به دیدن ان ها نشدم .. در ضمن کامنت یکی از دوستان خوبم رو امدم اصلاح اش کنم .. و بخش سیاسی اش رو حذف کنم .. متآسفانه کل ان پاک شد .. نام نمی آورم .. ولی تلفنی حتمآ از این پسر نازنینم حتمآ عذر خواهی خواهم کرد ... تا فردا آخر شب بدرود ..
    در ضمن از دوپست قبل به این سو خطی زیر کامنت ها درج می شد که هر چه تلاش کردم ، موفق به حذف ان نشدم .. ناچار دست به دامن طراح محترم و جوان سایت جناب امیر عظمتی شدم .. عزیزانی که مایلند تشکری از این جوان نازنین به خاطر پشتیبانی سریع و دایمی اش از سایت بکنند ، در بخش پیوند لینک ها ، لینک یک کلیک برای همیشه ،متعلق به آقای عظمتی است .. ممنون می شوم برای تشویق این جوان یک تشکر خشک حالی بکنید .. تا رویم بشه باز هم مزاحم اش بشم ..!! سپاسگزارم

    اقابهروز سلام انگار این نکته بین جواب های شما را نمی خواند که میگین سیاسی نیستید .نکته جان منافع ملی چیه سه روز در سال کنار دریا با پذیرایی شاهانه را بچسب شما خودت کناراقیانوس نشستی هروقت حال کردی میری کنار اب حالتو میکنی خننکی میخوری این سه روز را به اقا بهروز نمیبینی طفلک از بابت سه روز باید صبخ زود هم بیدار بشه نماز بخونه .حالا صاحب ویلا شنود وارد میکنه و جواناگیر میافتن و قطار قطار میبرشان یک جائی عوضش یک اتوبوس ادم میبره کنار دریا که دعاش کنند روز عاشورا چی میشه مهم نسیت خیرات خورشت قیمه عشقه نکته بین شیر فهم شدی این اقا بهروز ما سیاسی نیست عزت زیاد
    پاسخ
    واقعآ از شما به خاطر این طرز فکر ممنونم
    اصلآ تصورش را نمی کردم .. وقتی چنین با جزئیات همه چیز رو تشریح کرده .. و استدلال اوردم که مالک یک نمایندگی نمی تواند تصمیم گیرنده به جای دولت و نظام باشه ... باز هم دوستان قدیمی من را آدمی کاسه لیس و دریا ندیده قلمداد کرده و مورد تمسخرم قرار می دهند ... !!! دست شما درد نکنه
    شما به جای این کنایه ها جواب من را بده که چند نفر را تاکنون به خاطر شنود دستگیر کرده اند .. ؟ با چه مدرک و استناد به چه گفته ای نماینده نوکیا را مقصر در این تصمیم گیری می دانی
    عیب ما مردم همین است .. بلانسبت هوچی هستیم .. فقط کافی است یکی یک خبری را منتشر کنه .. که به مذاق ما خوش بیاید .. دیگه تا بتونیم طرف را نابود می کنیم
    به هر حال باز هم از شما دوست قدیمی که شخصیت و شرافت من را به دو شب اقامت در دریا فروختی
    اشکالی نداره

    سلام کاپیتان مدرسی
    مدت زیادی بود که به علت مشغله زیاد نتوانسته بودم کامنت بگذارم.
    همه مطالب قبلی را مطالعه کردم.خیلی عالی بودند از شما تشکر و عذرخواهی می کنم.در ضمن از آقای عظمتی نیز نهایت تشکر را دارم.

    کامیاب باشید
    نوید مستوفی
    پاسخ
    به به نوید جان
    اگه بدونی چقدر نگران حال شما بودم ؟
    خوشحالم که بعد از مدتی غیبت ، دوباره سالم می بینمت
    ممنون از کامنت سبز شما

    اقاي مدرسي عزيز !!!!!!!!!!
    شما چرا مطلب رو به خودتون ميگيريد من كي گفتم شما نديده هستي؟؟نخورده هستي؟؟؟؟ اخه عزيز من شما چرا اين جوري برداشت ميكنيد؟؟؟؟من نگفتم اين اقا اين كارو كرده يا نه فرض كردم كه انجام داده باشه اون چيزهارو گفتم!!!!!!!شما چرا راجع به نون ونمكي كه گفتم اين واكنش رو دادي منظور من تعصب بود !!!!شما حساب كن اگه با يه نفر يه بستني هم بخوري باز روش تعصب پيدا ميكني!!!!به هر صورت ببخشيد باعث سوء تفاهم شدم اگر هم نخوايد ديگه كامنت نميزارم كه باعث رنجش شما نشم!!!!!با تشكر.................................................................
    پاسخ
    شاهین جان عزیز و نازنیم
    الهی من قربون صفا و مرام شما بشم
    عزیزم .. من از شما معذرت می خواهم .. بله حق با شماست
    من نه تنها نسبت به کسی که با او بستنی بخورم ، متعصب هستم .. روی دفاع از حق و حقیقت هم متعصب هستم
    اشتباه از من بود که بد متوجه نظر شما شدم
    امیدوارم من را ببخشی .. ولی به شرفم قسم من قصد دفاع از ورود این تکنولوژی نداشته و ندارم .. فقط گفتم .. یک طرفه به قاضی نروید .. شما هر شخص را به خاطر اعمال بدی که انجام داده نقدش کنید .. ولی مردانه این کار رو بکنید .. مثلآ بگویید مدرسی که فلان ابزار شکنجه را برای دولت خریده . دو نفر را هم بهش حال داده است !! همین
    ولی شاید با زبان الکن ام نتونستم خوب توضیح دهم
    اگه دوباره نیایی و کامنت ننویسی دلخور خواهم شد
    من مخلص شما دوست بزرگوارم هستم

    اقاي مدرسي سلام
    در جامعه متاسفانه انقدر تفكرات پايين امده كه نميدانم چه بگويم . اگر شخصي(البته بلانصبت اقاي ابريشمچي) تمام مملكت را بچابد و خون مردم را در شيشه بكند اما در عوض در يك ويلاي چندهزار متري از يك عده مردم مشخص پذيرايي كند و همچنين براي جند صد نفر اشتغال ايجاد كند، ما بايد قبول كنيم كه اين ادم ادم خوبي است و بسيار انسان شرييفي ميباشد چون ما به عينه ميبينيم كه دارد به مردم حال ميدهد . خداوندا به ما عطا كن زود قضاوت نكردن را .
    اقاي مدريسي هميشه از صمصم قلبي برايتان احترام قائل بوده و هستم و خواهمنشدم كه ناراحت نشويد چون فقط يك نظر داشتم كه مطمئنم در فضاي دموكراتيك شما قابل ذكر ميباشد
    پاسخ
    بدبین جان عزیزم .. به نکته بسیار خوب و حساسی اشاره کردی
    من ضمن تآئید نظریه شما دوست محترم آن را تکمیل می کنم و می گویم ... خدایا بقدری قدرت تفکر منطقی به مردم بده .. که اگه قراره کسی را نقد کنند ، هم خوبی ها و هم بدی هایش را با مدرک بیان بفرمایند
    پایان کلام

    بنام خدا
    1- آقا بي خيال كامنت بنده اگر پاك شد كه شد فداي سرتون البته اطميناندارم بنده را فرموديد ولي خوب اتفاقه ديگه پيش مي‌د. اشكالي نداره ولي اگر خود شما موافق با عرايض بنده بوديد مرا بس است اگر نه كه بعداً با شما صحبت خواهم كرد.
    2- از جناب امير عظمتي طراح عزيز و محترم سايت نهايت تشكر و امتنان را به خاطر الطاف بي دريغشون به استاد مدرسي و خوانندگان اين سايت دارم.
    3- نادر رضوي عزيز از لطف شما برادر ارجمندم نهايت تشكر را دارم اميدوارم اگر قابل دونستيد و دفعه ديگر به اين كشور گل و بلبل برگشتيد موفق به ديدار شما شوم .

    يا علي و حق نگهدارتون
    علي كدخدايي
    پاسخ
    پسر بسیار عزیز و نازنینم علی جان کدخدایی
    من یک ساعتی بیش نیست که از کرج برگشتم
    باور کن قصد داشتم به شما زنگ بزنم .. اما چون دیر وقت رسیدم .. و بعدش از این که پیام از کرج کامنت ها را خوانده است ، خیلی خوشحال و ذوق زده شده .. و پی گیر آن بودم
    دوم این که .. اگه خاطر مبارک ات باشه .. من ابتدا قضیه این پست را با شما در میان گذاشتم .. و در باره اش حسابی با هم بحث کردیم .. من نه تنها حرف های شما را قبول دارم ، بلکه به آن ها احترام می گذارم .. اگه قبولت نداشتم که به شما بازگو نمی کردم سالار ..!!! فقط اون بخشی که کمی تا قسمتی داغ کرده بودی و وارد مباحث سیاسی شده بود ، را داشتم پاک می کردم ، صفحه بالا نیامد و همه پاک شد .. به هر حال خوشحالم که شما یکی لااقل من را درک می کنی .. و می دونی خیلی دوستت دارم
    از طرف آقای عظمتی و جناب رضوی هم از شما تشکر و قدردانی می کنم
    خیلی دوستت دارم علی جان

    سلام کاپیتان
    منم با شما کاملا هم عقیده هستم چونکه دورادور از ایشون شناخت دارم و از کارایی که کردن مطلع هستم.معتقدم هر کسی بنا به مقتضیات شغلی که داره ممکنه خیلی از کارارو انجام بده.در مورد ویلاهای ایشون هم من کاملا در جریان مطالبی که فرمودید بودم و شنیده بودم که به این شکل مدیریت میشه و خدمات داده میشه.پست خوب و جالبی بود فکر میکنم تنوع در موضوعات که این سایت رو بعضا به یک مجله تبدیل میکنه میتونه خیلی در بالا بردن بازدید کننده موثر باشه ضمن اینکه تنوع بازدید کننده رو هم به دنبالش داره.
    مراقب خودتون باشید کاپیتان
    یا حق
    پاسخ
    نیمای عزیز و نازنینم ممنون از شما
    ولی باور کن اصلآ انتظار نداشتم دوستان این چنین من را به تمسخر بگیرند
    من که از خرید دستگاه شنود حمایت نکردم .. من که نگفتم این کار را حاج آقا ابریشم چی انجام داده یا نه ...!!؟ من برای این که ذهن دوستان به موضوع باز تر بشه .. اومدم زندگی ام رو از بیست سال قبل به این ور تشریح کرده و در نهایت رسیدم به آشنایی با مرد با شرافتی که حتی ندیده امش !! ولی خیلی ها شرافت من را به دوشب اقامت در دریا فروختند .. و اصلآ براشون مهم نبود من چی گفتم .. انگار که از ورود ان تکنولوژی دفاع کرده باشم با من برخورد نمودند .. اشکالی نداره .. خدا بزرگ است
    ممنون از شما که تآئید فرمودی
    خدا پشتیبان همه انسان های مهربان است

    سلام کاپیتان
    مثل همیشه تک تک پستهاتون رو میخونم. متاسفم از اینکه پیام نمیذارم. ولی بدونید هیچی از نگاهم پنهون نمیمونه. اینکه شنیدم مشکلی پیش اومده ناراحت شدم. میدوارم که حل بشه هرچه زودتر. از اینکه مینویسید و میخونم خوشحالم.
    سلامت و سربلند باشید
    پاسخ
    بابک عزیز و نازنیم ... خدا پدر با شرف شما را رحمت کنه ..ممنون عزیزم
    در باره مشکل پیش آمده ف خوشبختانه به خیر گذشت .. و قاضی محترم امنیت ملی ، بعد از تحقیق و بررسی صحت گفته های آن دو ، دستور آزادی آن ها را صادر کرد .. که واقعآ از ایشان تشکر می کنم
    من مطمئن بودم که آزاد خواهند شد .. چون اصلآ ادم های سیاسی نبودند .. و در پارک بی خبر از همه جا ، با یکی از دوستانشون که قرار بود از شهرستان بیاید .. که به محض امدن دوست شون ، پلیس و نیروهای ویژه برای متفرق کردند مردم عده ای را دستگیر می کنند .. من در زندگی ام همیشه به این اصل معتقد بودم .. بی گناه پای دار می رود ولی بالای دار نمی رود .. ولی همسرم نگران تنها فرزند آن ها بود .. به هر حال خیلی خوشحالم که با قضاوت صحیح و عادلانه ، سبب شد خوشحالی به خانواده ای برگردد .. بابک جان از شما به خاطر حضور سبزت سپاسگزرام

    باز هم سلام عمو بهروز
    آخه من که شما رو نگفتم تبلیغات می کنی...منظورم کار اون آقا نوکیا هستش...
    در ضمن من هیچ وقت به شرافت کسی توهین نمی کنم . بد برداشت کردین...
    ولی باز هم دوستون دارم
    پاسخ
    بهنام جان عزیز و نازنین
    من هم از همین تعجب کردم .. !! چون شما رو می شناختم .. و می دونستم قلبآ انسان مهربان و منطقی هستی .. برای همین یه لحظه داغ کردم !! که امیدوارم به دل نگیری .. خودت می دونی من مخلص شما یاران همیشه گی هستم
    به هر حال از سوء برداشتی که شده ، از شما عذر خواهی می کنم .. امیدوارم من رو ببخشی

    جناب مدرسی از من بد شانس تر وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟ اون از اولش که همه ی مراحلو قبول شدم و سر یه چیزه کوچک ردم کردن اینم از حالا که یه ادم با معرفت پیدا شده و حاضره کارمو ردیف کنه اما اینجوری شد.....تازه من اصلن نمیخواستم برم مسافرت اما اینقدر پدر و مادرم اصرار کردن که مجبور شدم.جناب مدرسی اگه بگم تمام مدت فکر شما و تمام این عزیزانی که بهم لطف داشتن بودم باور میکنین؟؟اما حیف که دختر خاله ام بقدری خسیسه که نمیذاشت به کامپیوترش نزدیک بشیم چه برسه به اینکه بخوام وارد اینترنت بشم و به شما سر بزنم......دیگه فکر کنم خیلی دیر شده باشه چون دوره ی اموزشی از روز شنبه شروع شده.من از جناب امیر محمود بازیار که زحمت کشیدن و کامنت هارو جستجو کردن خیلی ممنونم.همچنین از جناب نکته بین.....فریده خانم....جناب علیرضا که خیلی زحمت کشیدن و باقی دوستان که به برادر کوچیکشون لطف داشتن.دست شما پدر خوبم رو هم میبوسم که اینقد به فکرم بودین.من یک بار دیگه شمارمو میدم.جاوید ایران..... شماره:09365000001 ایمیل:vahidie@yahoo.com
    پاسخ
    پیام عزیز و نازنینم
    هیچ کسی نمی تواند از قسمت و تقدیر فرار کنه .. شاید قسمت این بود که شما به قول خودت به خاطر یک موضوع کوچک مردود شوی .. و دوباره به خاطر لطف یک انسان بزرگوار ، کارت ردیف بشه
    مهم این نیست که قبول بشی یا نه .. مهم این است که به تقدیر و مشیت الهی ایمان بیاوری .. این مهم است .. !! اگه درست شد .. شما بیشتر از همه قدر مرحمت الهی رو درک خواهی کرد .. اگر هم زبانم لال امسال نشد .. سال بعد به خواست خداوند متعال حتمآ موفق خواهی شد .. همه کار های خدا روی حکمت است .. من این ها را می نویسم تا اگه دیر شده بود .. دوباره ناراحت نشی .. و این بار نزنی از کشور بری بیرون ... چشمک
    ولی عزیزم ... اصل قبول مشیت الهی است .. بقیه بهانه اس
    امیدوارم کار شما از شنبه درست شود .. باز هم خودت رو برای هر نوع سرنوشتی آماده کن ..
    موفق باشی عزیزم .. همه نگران شما بودند .. خیلی ها در نامه برایم اظهار همدردی با شما می کردند .. و حال و روز من خیلی بد و داغون بود .. خودم رو به خاطر گم کردن شماره تلفن شما خیلی ملامت می کردم
    موفق باشی پسرم
    راستی از حالا نذر دانش اموزان مرودشتی یا کودکان سرطانی بکن .. حتمآ درست خواهد شد

    سلام براستاد محترم.
    کم سعادتی بنده است که تهران نیستم. برای من هم افتخار بزرگی بود که بتونم با شما ملاقات کنم.
    سپاس گذارم که منو لینک کردین. واقعا به من افتخار دادین. بک گراند هم درست کردم امیدوارم که مطلوب شده باشه. خواهش من از شما اینه که تمام معایب منو دونه به دونه به من گوش زد کنید(مثل چک لیست)چه فنی چه تخصصی .
    بی نهایت سپاس گذار.
    شاد زیوید دیر زیوید و تا زیوید به کامه زیوید. اغنی اشوبید هما زوربیم هما زور هما اشوبید. بیاری اهورا مزدا ایدون باد ایدون ترج باد.
    پاسخ
    قربون صفا و صمیمیت شما دوست بسیار عزیز و نازنینم
    من هم مشتاق دیدار با همه یاران همدل و صمیمی ام هستم .. انشاالله یک روز حتمآ میسر خواهد شد
    عزیزم .. از این که من را لایق بررسی وب خودت دانستی ، برای من بزرگ ترین افتخاره .. ماشاالله شما خودت خیلی از سن و سال ات جلو تر هستی .. و درک بسیار خوبی از جامعه داری
    به شما دوست بزرگوارم همیشه افتخار کرده و همزبان با شما با صدای رسا اعلام می کنم ... که
    شاد زیوید دیر زیوید و تا زیوید به کامه زیوید. اغنی اشوبید هما زوربیم هما زور هما اشوبید. بیاری اهورا مزدا ایدون باد ایدون ترج باد.

    سلام
    یه سوال راجع به یه پست خیلی قدیمی(يك اتفااق نادر ، هواپيما با بال شكسته به پرواز در آمد ! ) چه طوری استیبل حفظ شده؟ این اتفاق یه بار تو پرواز یکی از مدلهای ما افتاد منتهی به شکلی دیگه هواپیما به محظ بلند شدن فلتر کرد و یکی از الورانها کنده شد تو پرواز اف سی اف ودر کما ناباوری صحیح و سالم نشست من واقعا نفهمیدم چه طور این اتفاق افتاد و چه طور هواپیما تنها با رادر و یک الوران نشست؟ میشه لطفا راهنماییم کنید؟
    ممنون.
    پاسخ
    دوست نازنینم .. از این که مطالب پست های قدیمی رو می خوانی ، قلبآ سپاسگزارم
    در باره این اتفاق خدمت شما عرض کنم .. خیلی از کارشناسان غربی ضمن تعجب از این اتفاق نادر و این که چگونه هواپیمای به اون سنگینی با کلی سوخت با شکسته شدن قسمتی از نوک بال ، موفق شده بود از زمین تیک آف کرده و در آسمان هواپیما رو لول نگهدارد ..!! و همه بدون استثنآء خلبان ایرانی بوئینگ 707 سوخترسان را تحسین کردند .. و تا مدت ها نقل مجامع هوانوردی جهان بود .
    اما این که چگونه موفق به این کار شده بود !!؟ پرسشی است که حتی خود خلبان اش هم نمی دونست !!! و همان گونه که مستحضری .. اگه تنها چند سانتی متر از نوک بال هواپیمایی کنده شود ، اون هواپیما قادر به تیک آف یا کنترل نیست .. اما قسمت خدا باعث شد که بعد از کنده شدن بیش از یک متر و خرده ای از بال بوئینگ سوخترسان .. او هم چنان از زمین کنده شده و در آسمان جولان دهد .. !! به هر حال هیچ کسی دلیل چگونگی این کار رو متوجه نشد .. فقط می شه گفت .. خواست و مشیت الهی بود .. همین

    عمو جون سلام
    یه جایی تو اینترنت می گشتم؛چشمم به این مطلب افتاد
    http://enghelab57.wordpress.com/2008/07/01/%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-57-%D8%AE%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2/
    پاسح
    بله بهنام جان مربوط به اوایل انقلابه .. که در باره سقوط 727 ایران ایر اظهار نظر کرده بودم .. اون شب ما هر دو همزمان وارد منطقه اپروچ تهران شده بودیم ... من حتی بعد از گذشت نزدیک به سه دهه شماه هواپیمایی که از تبریز می آمدیم را به خاطر دارم .. 543 بود
    به خاطر این مصاحبه کلی بدبختی کشیدم
    ممنون از شما

    سلام استاد گرامی
    خیلی وقت است که خواننده همیشگی سایت شما هستم
    و اولین کامنتم را دارم میزنم
    چون حیفم اومد از کنارش بگذرم
    شرافت و انسانیت را واقعا قشنگ توصیف کردید چه ان افسر کلانتری چه ان تاجر
    دوستان معترض بدانند که وجدان و شرافت و انسانیت کالا نیست که با تبلیغات خریداری و فروخته شود
    بعدشم جناب مدرسی معذرت میخام بچه که نیستن با یک پذیرایی گول بخوره و طرفدار کسی بشه و جالب انکه کسی که دیده نشد
    وجدانهای بیدار شرافت و انسانیت را زود درک میکنند و وجدانهای خفته هستند که هر نیکی و نیک سیرتی را به حساب غرض ورزی های سیاسی شخصی و یا بغض های درونی میکنند
    اقای ابریشم چی را من اینجا شناختم البته قبلا در مقالات به نام ا.ا نماینده نوکیا نام اورا دیده بودم و الان میبینم که چطور بدون اینکه شناخته شود مردم کشورش را از محل درامد شخصیش پذیرایی میکند بی منت.
    فکرش را کردم خودم هر قدر هم دستم به دهانم برسد سختم است بی منت این کار را انجام دهم
    حداقل کلی فیلم و عکس میگیرم برای روز مبادا!!!!
    زنده باد شرافت و انسانیت
    پایدار باشید
    پاسخ
    حمید عزیز و نازنینم
    نمی دونی چقدر خوشحالم که یک نفر هم عقیده خودم پیدا کردم .. بد جوری خود من را هم زیر سئوال برده اند !! من که دفاع از کسی و چیزی نکردم ..فقط نوشتم .. در موقع نقد صفات مثبت و منفی را با هم بنویسید .. !! همین
    بعدش هم گفتم هرگز یک نمایندگی در تصمیم گیری های نظام نقشی ندارد .. حالا چون اون عامل نوکیا در ایران بود ، دلیل نمی شه مخترع و سازنده دستگاه های فوق باشه !! از همه مهم تر با چه مدرکی شخصی را متهم می کنیم ؟
    ضمن این که این سیستم مربوط به آدم های متخلف ، قاتلان ، آدم کش ها ، جاسوس ها و غیره است .. به مردم عادی چه ضرری داره .. صد تا وارد کنند .. چه نفعی از شنود تلفن های من و عمه جونم گیر آن ها می آید !!؟
    ما باید منطقی تر باشیم
    باز هم از شما دوست بزرگوارم تشکر و قدردانی می کنم

    عمو گریه ام گرفته...دارم میمیرم..از این اتیش گرفتم که چقدر با خونوادم واسه نرفتن کل کل کردم..از این اتیش گرفتم که شما چقدر دنبالم گشتینو چقدر دوستان به فکرم بودن اما خودم اونجا داشتم به دختر خالم التماس میکردم که فقط پنج دقیقه بزاره از کامپیوترش استفاده کنم اما نذاشت...بیچاره فریده خانوم که چقدر به فکرم بودن.من شرمنده ی همه ی شمایی که قلبتون پاکه هستم....عمو دلم صد برابر وقتی که فهمیدم سر یه دعا ردم کردن گرفته.اخه ادم انقد بد شانس؟؟؟؟؟؟؟؟ عمو نمیدونم چرا هر وقت دلم میگیره وقتی به اسمون نگاه میکنم حالم خوب میشه.حتی اگه ابری باشه.الانم میخوام برم بهش زل بزنم.راستی کی گفته مرد نباید گریه کنه؟؟؟ عمو وقتی از زبون من گفته بودین:مدرسی کیه .. !!؟ سایت کیلویی چنده .. !!!؟؟ حتمآ باز درخواست داره .. ! گور باباش ای میل رو باز نمی کنم .. پس دیدید که حق دارم حرف های خودمونی رو حذف کنم ..!!؟ کاسه داغ تر از آش که نمی تونم باشم ! وقتی اینارو خوندم خیلی حالم گرفته شد...من که از همون روز اول با خود شما درد و دل کردم...گفتم یه عاشق واقعی مثل شما حرفمو میفهمه...بعد شما چنین فکری راجع به من میکنین؟؟؟ بی خیال.قلب پاک و مهربونو با صفای شما و همه ی دوستانم رو عشقه....بازم از شما و همه ی با مرامایی که پیگیره کارم بودین مچکرم.میرم به اسمون نگاه کنم.جاوید ایران.....
    پاسخ
    پیام جان فوری شماره تماس ات را برام بنویس .. من نبودم الان آمدم

    سلام کاپیتان
    رامسر بودم 2 تا هواپیما شخصی تو تاکسی وی بودن میخواستن برن نوشهر
    بعد برن فرودگاه آزادی . داشتم دیوونه میشدم . به قولی دست ما کوتاه و خرما بر نخیل . ابر5000 پا
    خلبانا می گفتن تا 13000 پا بالا میرن. اگه غرورم اجازه میداد التماس میکردم منم ببرن ولی .... ایشالله یکی میخرم با هم میپریم .

    شاگرد شما مجتبی
    عمرا التماس کنم .خودم
    پاسخ
    مجتبی جان عزیزم
    احساس لطیف و زیبایت رو واقعآ درک می کنم
    اگه علاقه شما کمی دیگر بیشتر از این شود .. می تونی با قدرت تفکر خودت رو درون هر هواپیمایی حس کنی .. ! این رو جدی می گویم
    به هر حال از شوخی گذشته .. حتمآ یه روز خودت مالک یکی از همنی پرنده ها خواهی شد
    مواظب خودت باش

    استاد گرامی
    خیلی وقت است که خواننده همیشگی سایت شما هستم
    و اولین کامنتم را دارم میزنم
    چون حیفم اومد از کنارش بگذرم
    شرافت و انسانیت را واقعا قشنگ توصیف کردید چه ان افسر کلانتری چه ان تاجر
    دوستان معترض بدانند که وجدان و شرافت و انسانیت کالا نیست که با تبلیغات خریداری و فروخته شود
    بعدشم جناب مدرسی معذرت میخام بچه که نیستن با یک پذیرایی گول بخوره و طرفدار کسی بشه و جالب انکه کسی که دیده نشد
    وجدانهای بیدار شرافت و انسانیت را زود درک میکنند و وجدانهای خفته هستند که هر نیکی و نیک سیرتی را به حساب غرض ورزی های سیاسی شخصی و یا بغض های درونی میکنند
    اقای ابریشم چی را من اینجا شناختم البته قبلا در مقالات به نام ا.ا نماینده نوکیا نام اورا دیده بودم و الان میبینم که چطور بدون اینکه شناخته شود مردم کشورش را از محل درامد شخصیش پذیرایی میکند بی منت.
    فکرش را کردم خودم هر قدر هم دستم به دهانم برسد سختم است بی منت این کار را انجام دهم
    حداقل کلی فیلم و عکس میگیرم برای روز مبادا!!!!
    زنده باد شرافت و انسانیت
    پایدار باشید

    سلام- جناب آقاي مدرسي شريف ، در پاسخ به اظهارات اينجانب مرقوم فرموده ايد كه دل من از جاي ديگري پر است. عجب نمي دانستم شما رمالي هم مي كنيد.مطلبي مي نويسيد و نظر مي خواهيد بعد شنيدن سخن منتقدانه شما را وادار به اتهام هم مي كند.من نه اون آقاي خير ويلادار را مي شناسم و نه شما را فقط گهگداري و اگر ناراحت نمي شويد نوشته هايتان را خوانده و جسارتا نظر مي دهم و اگر حافظه تان ياري كند در پست هاي قبلي تان از مطالب زيبايتان هم تشكر كرده ام. فقط لطفا انتظار نداشته باشيد همه هميشه مثل شما فكر كنند و افكار شما را تاييد كنند. خودتان كه خوب مي دانيد دستگاههاي شنود فقط براي جاسوسان نيست و در شرايط فعلي ممكنه هر كسي را به خاطر گفت و گو درباره برخي شرايط فعلي و حاكم به مسلخ بكشند پس لطفا اونارو فقط به پيدا كردن آدرس جاسوس و دزد و ... نسبت ندهيد. من هم مثل شما يك روزنامه نگارم و از پشت كوه نيامده ام كه خيلي چيزها را نديده بگيرم. شما هم بايد دل بزرگي داشته و تحمل انتقاد از خود كوچكتران را داشته باشيد.اگر براتون هم مشكلي نيست به سوالات قبلي من در زمينه ملاك اعزام به بهشت ويلايي شمال هم توضيح بفرماييد. نوه هاي زيبايتان را هم از طرف من ببوسيد. خواهرتان مينا
    پاسخ
    قبل از هر چیز من در حضور همه از شما عذر خواهی می کنم .. امیدوارم پاسخ غیر منطقی حقیر را به حساب جسارت نگذاری .. واقعیت اینه که اون روز شرایط روحی ام مناسب نبود .. هم خودم مریض بودم ، هم مشکلی برای خواهر همسرم و شوهرش پیش امده بود که الحمدالله به خیر گذاشت
    این مسایلی که عرض کردم ، به حساب توجیه پاسخ زشت من نگذارید
    من ممکنه با شما در مواردی اختلاف نظر و سلیقه داشته باشیم .. اما دلیل نمی شود از جاده منطق خارج شویم
    خواهر نازنینم امیدوارم .. من رو بخشیده باشی
    اختلاف نظر ما در چند بند خلاصه می شود
    اول این که من هرگز در مطلبی که نوشتم ، نگفتم سیستم شنود کار خوب و عالی است !! دوم این که .. به عنوان یک روزنامه نگار هدف ام این بود بگم .. اگه قراره مثلآ خانمی به نام مینای نازنین رو به خاطر ورود دستگاه شکنجه به ایران محکوم کرده و با حیثیت او بازی کنیم .. بهتره در کنارش کار های خوب اش رو هم توضیح دهیم ... تا این جای قضیه شما هم باید با من موافق باشی .. چون این یک اصل اساسی در نقد است
    سوم .. کمی پا را فراتر از حیطه خود دراز کرده و نوشتم ... هیچ گاه افراد یا نمایندگی ها تصمیم گیرنده در خرید و وارد کردن دستگاه های امنیتی برای نظام و دولت نیستند .. نمی دونم شما با این نظر من موافق هستید یا خیر .. !!؟ به عبارت صحیح تر .. اگر دولت تصمیم بگیرد دستگاهی را برای مخابرات بگیرد ، قطعآ از کارشناسان وزرات خانه اش استفاده خواهد کرد
    و عامل یا عاملان کارخانه مورد نظر که بخشی از تولیدات اش رو به آقای ایکس در ایران واگذار کرده است .. برای معاملات دیگر مخصوصآ در شاخه امنیتی هرگز نیاز به نماینده تولیدات دیگر ندارد .. !! اگه در این بند اشتباه می کنم .. بنده را روشن کنید
    سوم این که .. سیستم شنود قبل از اتفاقات اخیر در ایران وجود داشته است .. و تنها با امر قضات دادگستری ، قابل شنود بخشی از مکالمات برای روشن شدن موضوع پرونده شنیده می شود .. . من شاهد بودم که پرینت مکالمه برای قاضی فرستاده می شود .. خب من فکر نمی کنم کشور را به خاطر داشتن این تکنولوژِی مورد ملامت قرار دهیم .. ( لطفآ نگویید از دولت دفاع می کنه ) .. اگر بازهم اشتباه می کنم .. خوشحال می شوم توضیح دهید
    مینا جان عزیزم .. یه پرسش دیگه دارم .. خوشحال می شوم صادقانه پاسخ ام رو بدهی ... من و شما به خاطر حرفه ای که داریم ، اخبار رو مرتب پی گیری می کنیم .. درسته .. !!؟ خب وجدانآ تا حالا چند مورد در باره دستگیری به خاطر شنود در کشور را شنیدی ...!!؟
    کسی که قصد مبارزه با نظامی رو داشته باشه .. مطمئن باش نکات ایمنی رو رعایت می کنه .. اصلآ قبل از اتفاقات سیاسی .. اغلب مردم حرف های خصوصی خود رو در تلفن بیان نمی کردند .. خب می بینی که ربطی به شنود نداره .. !! پرسش بعدی
    طبق چه مدرک و دلیل ما آقای ایکس رو به خاطر ورود دستگاه های کذایی محکو م می کنیم .. !!؟
    مینا جان نازنینم .. من می پذیرم اصل مطلب رو نتوانستم ادا کنم .. اما هرگز قصدم دفاع از شخص آقای ابریشم چی نبود .. هر کسی مسئول اعمال خودش است .. ولی من قصدم این بود که بگم .. این مرد دست به خیر و نان رسانی هم دارد .. همین
    در پایان بار دیگر از شما رسمآ عذر خواهی می کنم .. و می پذیرم پاسخ ام اصلآ مناسب نبود .. با این حساب فکر می کنم اختلاف نظر من و شما در باب اصل قضیه شنود است
    من معتقدم .. مادامی که من کار خلافی نمی کنم .. و سالم زندگی می کنم .. شنود که سهله .. اصلآ دوربین تو خونه و محل کارم نصب کنند ..!!! آخه مگه بی کارند که حرف های من شهروند رو گوش کنند ... چیزی عایدشون نمی شه !!! من هم تا زمانی که کار غیر قانونی انجام نمی دهم ، اصلآ به این مسایل نمی اندیشم .. !! با یک مثال سخن ام رو پایان می برم .. انگار اعلام کنند .. سخت ترین وسیله شکنجه برای مجرمین خریداری شده است .. آیا من و شما باید ناراحت بشیم ..
    باز هم تکرار می کنم .. به هیچ عنوان با قضیه اعتراضات اخیر کاری ندارم .. هر ان چه گفتم .. کلی و مربوط به قبل از این جریانات اخیر است .. لطفآ شما هم از منظر قبل از 22 خرداد با من سخن بفرمایید
    نوه های شیطونم دست بوس خاله نازنین خود هستند
    شما رو به خداوند متعال می سپارم و به دوستی با شما افتخار می کنم


    ...... وطن فروش .... کاپیتان قلابی حیا کن و این سایت .... رو جمع کن
    پاسخ
    .......

    سلام جناب مدرسی
    خوبید
    سایت دانشجو رو از یاد بردید ؟
    من امروز چند تا از مطالب شمارو خوندم، جدا جالب و تاثیر گذار بودن.
    ازتون خواهش میکنم اگه میشه لطف کنید و باز هم افتخار بدید به دانشجوهای ایرانی .
    مرسی و موفق باشید [img]http://www.daneshju.ir/forum/images/smilies/danesh_1.gif[/img]
    پاسخ
    آرش عزیز و نازنینم
    این چه فرمایشی است
    شما نور چشم بنده هستید
    پسرم .. اگه غیبتی بوده ، به حساب مشکلات و مسایل شخصی بگذار
    و گرنه خودت می دونی که بنده مخلص همه جوون ها مخصوصآ دانشجویان نازنین هستم .. و با افتخار بوسه بر دست یکایک ان ها می زنم
    از این که مطالب بنده مورد توجه شما و یاران فرهیخته تان قرار گرفته است ، بی نهایت خوشحالم
    شما اجازه داری هر طور که مایل هستی ، از مطالب در سایت استفاده کنید
    شاد و پایدار باشید

    سلام استاد خيلي مخلصيم .....
    خداوند سلامتي كامل به شما عنايت كنه و اميد وارم با خانواه محترم همواره در پناه حق زندگي پر نشاطي داشته باشيد.
    پاسخ
    به به .. جناب آهی نازنین
    نمی دونی چقدر خوشحالم که به سایت حقیر افتخار حضور دادی
    اخه عادت داشتم شما رو خارج از سایت ( وبلاگ ) ببینم و خیلی خوشحالم که به خونه خودتون تشریف آوردید
    من هم برای شما و خانواده گرام ، آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم
    ممنون از کامنت سبزی که برام نوشتی

    استاد ارجمند
    جناب مدرسي عزيز
    سلام
    زحمت لينك به سايت بنر فراموشتان نگردد
    www.asemoon.org/shopping.html
    من شرمنده ي بزرگواري هاي شما هميشه خواهم بود

    طول عمر و سلامتي شما آرزوي قلبي همه دوستان آسماني است
    asemoon.org

    پاسخ
    ممنون داود جان عزیزم
    چشم در پست بعدی که احتمالآ فردا اخر شب خواهد بود ، حتمآ اصلاح خواهم کرد .. ممنون از یاد اوری

    سلام آقاي مدرسي
    من خيلي وقته وبلاگ شما رو مي خونم و تقريبا متوجه شدم كه شما بسيار خاكي مي باشيد . ولي در مورد اين پست نمي دونم چي بگم . راستش من آقاي ابريشمچي را خيلي خوب مي شناسم و تقريبا مدت 3 سال برايشان كار كردم . ولي من ايشان را اينجوري كه شما تعريف مي كنيد نشناختم . ولي شايد ايشان تكاني به خودشون دادن و اينجوري شدن كه شما مي فرماييد . من به خودم اين اجازه رو نمي دم كه حرفاي شما رو غير واقع بدونم و اصلا در اين حد نيستم ولي يك مقداري شك كردم به آقاي ابريشم چي ...
    راستي من هم از امير عظمتي عزيز ( دوست خيلي خوب و يار قديمي در گروه جارچي ) تشكر مي كنم كه بسيار سريع و بصورت دايمي از اين سايت پشتيباني مي كند .
    پاسخ
    محسن جان نازنین
    از شما به خاطر بیان واقعیت ها ممنونم
    من نظر شما رو رد نمی کنم .. ممکنه محیط کاری که احتمال فراوان به دست اقوام خودش سپرده ، دارای چنین جوی باشه
    به هر حال من ان چه را به عینه دیده بودم .. و تعریف های کارمندان ویلا و میهمانان از شخصیت جناب ابریشم چی نوشتم .. البته اضافه کنم .. علی رغم داشتن سهمیه ، من فقط یک بار دیگه با خانواده عازم ان جا شدم .. که بر حسب اتفاق ، ما رو به ویلایی مستقل با فاصله تقریبآ دوری از ویلا های همگانی محمود آباد قرار داشت .. در ان جا هم در جوار ویلای بسیار عالی و زیبا ، خانواده ای استخدام شده و زندگی می کردند که وظیفه نظافت و سرویس به میهمانان ویلا رو داشتند .. غذا با اتوموبیل سواری به مستخدم سپرده می شد .. و آن ها با احترام فراوان میز غذا را در حال می چیدند .. و منتظر می شدند که ما بیدار شده و وارد حال شویم .. طفلکی ها دست به سینه می ایستادند تا غذای ما تمام شده و ظرف ها رو جمع آوری کنند .. بار ها از آن ها خواهش کردم تشریف ببرند استراحت کنند ما خودمون جمع خواهیم کرد .. اما ان ها مودبانه اصرار داشتند .. این وظیفه ای است که به ما سپرده شده است .. واقعآ همه چیز رویایی .. ولی دیگه نرفتم .. راستش خجالت کشیدم . من آدم ندید بدیدی نیستم .. درسته مشکلاتی دارم .. اما ادمی نیستم که از موقعیت ها سوء استفاده نمایم ... اگر چه نام ما در لیست دایمی است .. و با هر تعدا میهمان که بخواهیم می توانیم از تسهیلات واقعآ شاهانه آن جا رایگان استفاده کنیم ... اما به دلایلی که گفتم .. شاید هم دلم نمی امد چند تا پیشخدمت دست به سینه خبر دار بیرون ایستاده و منتظر پایان غذا خوردن ما باشند ... دیگه نرفتم
    ولی همان طور که گفتم .. سخنان شما رو می پذیرم .. و این باید طبیعی باشد .. همه مدیران رفتار داخل اداره با بیرون خیلی فرق دارند ..
    باز هم از شما دوست عزیزم تشکر می کنم

    Ageh ghaza mideh be adamha baraye hamineh keh omid dareh yeh rooz be dardesh bokhoron hamoontor keh shoma alaan be nafeesh matlab neveshti,
    Aman az sadeh lohi Captain,
    پاسخ
    ممنون از کامنت شما
    بله این هم یک نظر خوب می تونه باشه

    آقای مدرسی عزیز
    فکر نمیکنید این حاتم بخش های ایشان صدقه هایی است که برای موجه دادن چهره سوپر ثروتمند خود انجام می دهد. کاری به اینکه این همه ثروت از کجا آمده ندارم. آیا در یک جامعه که مدام صحبت از عدل علی است نباید پرسید چرا شما که تازه جزء قشر نسبتاً مرفه هستید نتوانید به شمال بروید و ایشان به قول شما بیشمار از این قصرها داشته باشند.و یکسر هم به خاطر تامین زنگی روزمره حاضر به تن دادن به هر کاری.
    پاسخ
    ای کاش شما که در بیان نظر خودت مصر هستی ، نام شریف ات را قید می کردی .. به هر حال دوست گمنام ام
    من ادم های زیادی رو می شناسم که ثروت افسانه ای دارند .. و اتفاقآ هم اهل زد و بند و رانت خواری هستند .. ولی دیناری خرج نمی کنند .. حتی حقوق کارمندان خودش رو هم کامل نداده و به همه ظلم می کند
    من فکر می کنم .. دنیا پر از این ادم هاست .. خب اگه یکی به قول شما بیاد ایجاد اشتغال کنه .. و به مردم برسه .. باید او را ستایش کرد
    ضمن این که من به هیچ عنوان جزء قشر مرفه نبوده و نیستم

    عزیز من این که شما گفتی افسر بازنشسته ای احترامت کردن هنر نیست. خیلی از کارکنان نیروی انتظامی تخلف رانندگی می کنند و جریمه هم نمیشن. تازه این ضد قانون هست. هنر موقعی است که حقوق انسانی همه حفظ بشه
    پاسخ
    دوست عزیزی که حتی نام خودت رو برای بیان نظرت نمی نویسی
    عرض کنم .. آن ها می توانستند به بنده هیچ پاسخی ندهند .. یعنی وظیفه ای نداشتند ..!! آن ها این لطفی که کردند .. به هر کسی اون شب مراجعه می کرد ، انجام می دادند
    این رو از برخورد مودبآنه پرسنل ان جا مخصوصآ افسر نگهبان کشیک متوجه شدم .. آن ها حتی از من کارت هویت درخواست نکردند .. که نشان از مردمی بودن آن ها داشت .. و به همین دلیل من رسمآ از رفتار انسانی آن ها تشکر کردم اعتقاد من این بود هر کسی به این محل مراجعه می کرد با احترام پاسخ او را می دادند ..
    ممنون از شما

    Salam
    rastesh dar morede khoobi ya badie afard ba in harfa nemishe ghezavat kard vali dar morede aghaie abrishamchi ye soal baram ijad shodeh oonam ine ke ishoon che joori tooneste in hameh sherkat ro baham dashte bashe va kasiam soraghesh naiad, oonam tooie in systeme fasede eghtesadie Iran?
    motmenan ishoon vabastegii be jaii dare va dasthaie digeii ham dar kareh, hala ye meghdare kami kharje mardom mikone vali masalan dokhtareshoon Lamborghini yek miliard tomani tooie tehran savar mishe!
    bazi kara mitooneh halate namayeshi ham dashte bashe
    ba arezooie movafaghiat va behboodeh hale shoma
    پاسخ
    خیلی ممنون از شما خواننده محترم
    ای کاش لااقل یک اسم مستعار می نوشتی
    من معمولآ کامنت هایی که با فونت لاتنی نوشته شده یا هویت نویسنده درج نشده نمی دهم .. اما دیدم شما به نکاتی اشاره کردید .. که مجبورم جواب بدهم
    دوست عزیزم .. من به هیچ عنوان در باب این که از کجا اورده و به کجا ها وصل است یا این که چه جوری خرج می کند ندارم ..
    من در زندگی ام معیاری برای شناخت ادم های خوب و با شرافت دارم .. که ثروت در ان نقشی ندارد .. مثل اون پسر چغاله فروش .. که یک پست در باره اش نوشتم .. از زاویه دید من .. انسان ها چند دسته اند .. من به ان دسته از انسان هایی که مثل آقای ابریشم چی به فکر جوون ها هستند .. و ایجاد اشتغال می کند .. و از دل و جان مال اش رو انفاق می کنه .. تحسین می کنم .. وسلام
    ممکنه یک نفر واکسی یا سوپر رو هم طبق این قانون تحسین و تعریف کنم .. کما این که بار ها این کار رو انجام داده ام
    اما این که آقای ایکس از کجا اورده و یا چندین شرکت داره .. من نه تنها ناراحت نیستم .. بلکه دعا می کنم سرمایه این جور افراد صد برابر شود .. چون دل انفاق و نان رسانی داره .. چیزی که خیلی ها ندارند ... !!! ممنون از شما

    دوست عزیز شما اگر خیلی علاقمند به دفاع از حقوق مظلومان هستید می توانید از حقوق 19 میلیون رای دهنده به آقای موسوی بعلاوه 13 میلیون رای دهنده به آقای کروبی و 5 میلیون رای دهنده به آقای رضایی دفاع کنید. امثال ابریشم چی کسایی رو بهتر از شما دارن که از حقشون با ابزار مناسب تر از شما دفاع کنن.
    عزت زیاد
    پاسخ
    من هرگز ادعای دفاع از حقوق مظلومان نکردم عزیز
    ضمنآ حامد جان ابزار من برای تبلیغ نبودم .. حتمآ نتونستم طرح موضوع کنم
    به هر حال ممنون از شما

    استاد گرامي سلام
    الان 2 روزي كه مي بينم هيچ نظري اضافه نشده اميدوارم حالتون خوب باشه. من هم با اجازتون مي خوام با شما مخالفت كنم....
    دلايل هم بسيار زياده. من نميخوام با اين پست به كسي توهين و يا تهمت بزنم اما در تاريخ هم عده اي تحت عنوان عياران بودند كه از راه غارت كاروانهاي تجاري پول و ثروتي بدست مياوردند كه با اون به مردم كم بضاعت زمان خودشون كمك مي كردند آيا به نظر شما اين كار درست بوده؟؟؟ خود شما قطعا بسياري از حاجي بازاريهارو ميشناسيد كه اموراتشون با نزول پول و كلاه گذاشتن سر مردم ميگذره اما ماه محرم و يا ماه رمضان يا اعياد مذهبي كه ميشه سفره هاي آنچناني برپا ميكنند. در پايان هم به سخن حضرت علي اشاره مي كنم كه كاخي برپا نمي شود مگر آنكه كوخي در كنار اون درست شود.
    پاسخ
    امیر عزیز و نازنینم
    قلبآ و عمیقآ از شما و نظرتون تشکر کرده و اعلام می کنم .. باور کن من هم از این افرادی که نام بردی .. و در طول سال هزار تا کار خلاف شرع انجام داده و در ایام مذهبی برای تظاهر و یا بهتره بگم اغفال مردم خرجی می دهند .. متنفرم !! صادقانه بگم .. من یک نا برادری دارم .. که از فرزندان مادرم با شوهرش است .. او به جرآت می توانم بگم که حتی نام ائمه معصوم رو هم نمی داند .. بی نهایت عیاش و کلاه بردار است ... صاحب چند تا فروشگاه بنگاه ماشین است .. ( از اون موند بالا ها ) همین ادم وقتی ماه محرم فرا می رسه .. تکیه به چه بزرگی می زنه .. و صد ها نفر را شام و نهار می دهد !! بزرگترین علم و اون آویز هایی که فانوس داره .. اسم اش رو یادم رفته .. برای تظاهر بلند می کنه .. ! به هیچ کسی رحم نمی کنه .. حتی سال ها پیش ماشین من را از دستم در اورده .. و علی رغمی که هنوزسند نزده بودم ... وقتی چند ساعت بعدش مراجعه کرده و گفتم ماشین ام رو بده .. گفت فروخته ام !!! و به همین راحتی پول من رو که برادر بزرگ ترش بودم ، هاپلی کرد .. !!! البته من شاهد بودم که تقاص کار هایش رو در همین دنیا جواب داد .. و می دهد .. من بیش از بیست ساله که خبری ازش ندارم .. حتی به خاطر او و اعمالش قید مادرم رو هم زده و بدیدن اش نرفتم .. تا شنیدم فوت کرده است .. !! حتی میلیون ها تومان ارثیه به من رسیده است که از ثروت مادرم است . اما با وجودی که همه می دانند مستاجرم ، مشکلات فراوانی دارم .. هرگز به خودم اجازه ندادم پا به ان خانه بگذارم .. در پاسخ به دوستانم که از قضیه ارثیه آگاه هستند ... می گویم . وقتی مادرم زنده بود سری به او نمی زدم .. حالا بعد از مرگ اش برم ..!!؟
    ضمن این که دلیل اصلی آن .. حضور همین برادر خلاف کارم و بقیه برادران خلاف کار تر از او باشد .. که با پول حرام خانه های متعددی به نام مادرم و خودش می خرید ... بله امیر جان همه چیز پول نیست
    و من این مسایلی که اشاره کردی .. با تمام وجودم درک می کنم .. و بی نهایت متنفرم .. و از گرسنگی بمیرم ، حاضر نیستم با این افراد همکلام بشم ... اما آن چه باعث شد از این مرد با شرف دفاع کنم .. حمایت از جوانان و ایجاد اشتغال است . و معتقدم ثروت افسانه ای او به خاطر انحصار واردات محصولات نوکیا است .. که خیلی درآمد زاست .. و او از پولی که به دست اورده در راه مردم هزینه می کند
    به هر حال من فقط مشاهدات خودم رو با زاویه سنجش انسان های خوب تعریف کردم
    بهترین داور وجدان او و خداوند متعال است .. که چیزی از نظر او پنهان نیست
    راستی ... در مورد 2 روز غیبت .. با تشکر از شما کرج رفته بودم
    ممنون که به فکر حقیر هستی

    جناب مدرسی طبق امری که فرمودین به علیرضا جان خبر دادم و شمارمو بهش دادم و گفتم قراره شما فردا ظهر به ایشون زنگ بزنید.البته هرچی گشتم امیل ایشون رو پیدا نکردم اما رفتم توی سایتش و در اخرین پست واسش کامنت گذاشتم.عمو فکر کنم دیگه خیلی دیر شده باشه چون دوره ی اموزشی از شنبه بیستم تیر شروع شده....من فردا تا ساعت دو منتظر تماس شما یا علیرضا جان هستم اما اگه خبری نشد خودم ساعت دو باهاتون تماس میگیرم.فداتون بشم.جاوید ایران....
    پاسخ
    ممنون پیام جان
    راستش رو بخواهی قبل از این که دوست علیرضا قول بر طرف کردن مشکل شما را داد ، من از علیرضا خواهش کردم یک بار دیگه بره بپرسه .. اگه صد در صد قابل تغیر است ، به شما خبر دهیم .. که خوشبختانه پاسخ ایشان مثبت بود . به هر حال پیام جان شما این قضیه رو به خداوند واگذار کن .. اگه قسمت باشه .. چند ماه هم بگذره ، هیچ مشکلی نیست .. ولی من فکر می کنم علیرضا تا قبل از ساعت دو به شما زنگ بزنه
    پیام جان من حتی برای شما ای میل هم فرستادم .. ای کاش ای میل ات را از کافی نت چک می کردی .. به هر حال خوشحالم که برگشتی ... من قرار نبود امشب به تهران برگردم .. خواست خدا بود .. مواظب خودت باش

    ریا

    Shoma bejaye inke vaghte khodetan ra baraye aghye Abrishamchi sarf knonid behtar boud ke kami ham daynetan ra be melete khodetan ada mikardid.
    پاسخ
    آقا مهدی ... چشم حتمآ این کار را خواهم کرد

    سلام عمو.

    به سایت جناب عظمتی رفتم و کامنت در کردم.

    خدا رو شکر که پیام اومد و دید.
    ایشالا که درست میشه.
    پاسخ
    ممنون پسرم .. من بعد از شنیدن خبر سانحه خیلی شوکه شدم .. تنها کاری که تونستم به زحمت انجام دهم .. نوشتن همین پست از ساعت هشت شب تا فردا قبل از دو بعد از ظهر بود .. بعد هم بی هوش افتادم
    الان ساعت چهار بامداد است که تازه از خواب بیدار شدم .. کلی نامه و کامنت بی پاسخ مونده است
    اگه برسم باید اول به آن ها پاسخ دهم
    ممنون از شما

    جناب مدرسی عزیز و مهربان علیرضا جان به من زنگ زد و مشخصات کامل رو گرفت که بدست اون عزیز برسونه.عمو اون شهری که من بودم حتی خود کامپیوترشم درست و حسابی نمیدونستن چیه چه برسه به کافینت!!!! البته وقتی برگشتم کرج ایمیلتون رو خوندم و همون لحظه این کامنت هارو گذاشتم که شما هم کرج بودین و بازم به تاخیر افتاد. عمو در مورد همون چیزی که فرمودین نظر کردم.شما هم دعا کنین چون خدا جواب قلب های پاک رو میده.بازم خبرتون میکنم.سلامت و سربلند باشید.جاوید ایران.....
    پاسخ
    پیام جان خیلی خوشحالم که ظرفیت درک واقعیت ها رو داری
    خداوند یار و یاور افراد صابر است
    مطمئن باش مشیتی در کار بوده .. که شما یک سال دیر تر رفته ، ولی در عوض به بهترین افتخارات صنعت هوانوردی نایل آیی
    من این را قلبم گواهی می دهد
    فقط از حالا عهد کن در هر شرایطی به جوان های علاقه مند .. در هر رشته ای که دوست دارند کمک کنی
    و همیشه و در همه حال به فکر مردم باشی
    حتمآ موفق خواهی شد
    به امید آن روز

    جناب مدرسی الان ساعت دوازده ظهره.میخواستم بهتون زنگ بزنم اما چون دیشب گفتین تا ظهر میخوابین گفتم شاید خواب باشین و دیگه بیشتر از این نخواستم مزاحمتون بشم.یعنی روم نشد.عمو جان علیرضای عزیز همین الان بهم زنگ زد و گفت که با اون بنده خدا تماس گرفته و ایشون هم گفته که لیستارو رد کردن و دیگه کاری نمیشه کرد.راست هم گفته.امسال همه چی دست به دست هم دادن تا من قبول نشم.بهر حال من از همین دیروز تلاشمو واسه سال اینده شروع کردم.در اخر هم از شما و از علیرضا جان که خیلی زحمت کشیدین تشکر میکنم.من شرمندتونم.عمو من تمام تلاشمو واسه سال اینده میکنم.اگه تشریف اوردین کرج و دوست داشتین همدیگرو ببینیم کافیه که یک تک زنگ بهم بزنین.تو یکی از همون پارکای جهانشهر زیارتتون میکنم.البته اگه افتخار بدین و تشریف بیارین منزل که خیلی بیشتر خوشحال میشیم.شاد و سلامت باشید.جاوید ایران.....
    پاسخ
    ممنون پیام عزیزم .. حتمآ مزاحم ات خواهم شد
    فعلآ به خاطر سانحه هواپیما ، قلبم خیلی درد می کنه .. اعصابم داغونه .. حوصله هیچ کاری رو ندارم .. حتی نمی تونم کرج بروم .. مدت ها طول می کشه تا به حالت عادی برگرده .. فعلآ دعا می کنم تا حتمآ سال دیگه موفق بشی
    تا می تونی زبان بخوان .. صحبت کن .. ورزش کن و کتاب بخوان .. فرقی نمی کنه چه کتابی باشه .. فقط مطالعه داشته باش
    مطمئن هستم یک روز خلبان ماهری خواهی شد

    سلام آقای مدرسی.از نگارش زیباتون لذت بردم، و به این خاطر که فرد صادقی هستید اینو بهتون میگم، فکر نمیکنید که به صرف پذیریی‌ از چند خانواده انسانیت آدم مشخص نمی‌شه؟من خودم از لحاظ مالی‌ وضع خیلی‌ خوبی دارم ولی‌ اینکه انسان از کجا پول در میاره هم خیلی‌ مهم، وقتی‌ با وارد کردن دستگاه برای شنود مردم این مملکت پول در بیاری هزارتا خانواده رو هم که پذیرایی‌ کنی‌ فایده نداره، شاید این کارو می‌کنه که امثال من و شما ازش تعریف کنیم و حاشیه امنیتی براش درست کنیم، وگرنه راههای بهتری هم برای کمک به دیگران که تزویر و ریا هم توش نباشه بسیار است. به هر حل احساس می‌کنم کمک کردن به سرکوب مردم ارزش هیچ دفاعی رو نداشته باشه
    پاسخ
    پرهام عزیز و نازنین
    ممنون که منطقی با من صحبت می کنی
    عزیزم .. باور کن من به هیچ عنوان قصد دفاع و تعریف و تمجید از کسی رو ندارم ... من در زندگی اموخته ام هر کسی به من محبت کنه ، تعریف اش رو بکنم .. خدا رو شکر کنم .. همین
    قضیه ای که من در باره اش حرف زدم مربوط به سال های قبل است .. الان سه ساله که دیگه اون جا نرفتم .. با وجودی که سهمیه دارم !!! پرهام جان من ادم ندید بدیدی نیستم که به خاطر یک پرس غذا وجدانم رو زیر پا بگذارم
    عزیزم .. مسئله شنود ، چند ماهه که روی زبان مردم افتاده است !! قضیه ای که من تعریف کردم مربوط به سه چهار سال پیش است
    چرا ما انسان ها عادت دارم .. همه چیز رو وارونه جلوه دهیم .. !!؟ اون موقع که بحث شنود نبود .. من صرفآ در مقابل تعریف های مغرضانه ، دو تا صفات خوب اش رو هم گفتم .. همین
    به هر حال از این که این همه به فکر مردم هستید ، ممنونم .. من هم در همین جامعه زندگی می کنم
    درسته مستاجرم .. دستم خالی است .. اما هرگز شرافتم رو نمی فروشم
    این رو از من لطفآ بپذیر .. که وجدان و شرف ام رو به خاطر مادیات هرگز نخواهم فروخت
    ممنون ازشما

    آقاي مدرسي عزيز مطئنم كه احساسي شديد و اين مطالب را درمورد ابريشم چي نوشتيد. آقاي مدرسي اگر كسي به شخص شما محبت كرده باشه دليل نميشود كه كار خطايي انجام ندهد.اگر شما از خياباني در حال حركت باشيد و بخوريد زمين و يكنفر شما رو كمك كند و وقتي سرحال شديد ديدي اين ادم بطور مثال صدام حسين است آيا بازهم از او تعريف مي كنيد؟؟؟ من كه بعيد مي دونم...اقاي مدرسي از سن شما بعيده كه اينقدر احساسي عمل مي كنيد.. اون افسر كلانتري اگر صدها نفر رو شكنجه كند و با باطوم بزنه و هزاران فحش نثار مردم و خانواده مردم بكنه چون به شما كه حالا يك افسر بازنشسته هستيد احترام گذاشته به نظرتون لايق تعريف كردنه؟؟؟ به هر حال موفق باشيد
    پاسخ
    نازی عزیز و نازنین
    ممنون که منطقی و به دور از توهین حرف دلت رو می زنی
    من در کامنت قبلی توضیح دادم ... من ادمی نیستم که به خاطر یک پرس غذا شرافتم رو زیر پایم بگذارم
    نازی جان .. اول آن که من به اون افرادی که به او ناسزا می گفتند .. و اعمال بدش رو تعریف می کردند .. نوشتم انصاف داشته باشید .. دو تا کار خوب هم کرده است .. بخدا همین بود
    بعد که قضیه کمی جدی تر شد .. نوشتم : از کی تا حالا در معاملات امنیتی دولت ها ، انسان های عادی و مالکان نمایندگی هم تصمیم گیرنده می شوند و هم مجری و هم خریدار ...!!؟
    کمی منطقی فکر کنید .. مگه می شه در خرید های کلان دولتی .. شخصی که مالک نمایندگی است خود سر وارد معامله ای با دولت دیگری باشد ؟
    تازه اگر هم بخواهد .. در کشورهای غربی ، آن ها این کار رو نمی کنند .. اون جا همه چیز روی حساب است
    برفرض محال شما و دوستان درست بگویید .. عزیزم مگه من دفاع کردم !!!؟
    من خواهش کردم .. اگه طرف صدام حسین هم است .. وقتی عملکردش رو می گویید ، اگه یک خوبی هم کرده بود ، آن ار هم بفرمایید .. این که دلیل حمایت از صدام حسین تلقی نمی شود !! به هر حال من بعید می دونم اون پیر مرد از این کار هایی که مردم تهمت بهش می زنند کرده باشه .. اگر هم انجام داده . خودش ، وجدانش باید پاسخ گو باشد
    ممنون از شما که با دقت مسایل مملکت رو پی گیری می کنید

    جناب آقای استاد دکتر خلبان سرباز سردار امیر و غیره و غیره و غیره!
    ممکن است کمی از اطاله کلام و زیاده گویی بپرهیزید . فقط اصل مطلب را بپردازید؟ گاهی میپندارم که ظاهرا برای وقت مردم ارزشی قائل نیستید و آنان را مجبور میدانید که مطالب مطول و پرتکرار شما را تا آخر بخوانند. این درست نیست. لطفا به مخاطب خود احترام بگذارید.
    پاسخ
    من نه استادم ، نه دکتر هستم .. نه خلبان هستم .. نه سرباز هستم
    یک فرد عادی هستم
    من هیچ کسی را مجبور به خواندن مطالب طولانی نمی کنم .. هر کاری انجام می دهم به خواست خوانندگانم است .. ان ها این طور می خواهند
    اگه شما ناراحت هستید .. خوشحال می شوم دیگه زحمت ورود به سایتی که مطالب طولانی و بی ارزش داره ، به خود ندهید

    بهروز جان سلام.طبق آخرین اطلاعات دریافتی امروز چهارشنبه ساعت 11 و اندی یک هواپیمای کاسپین با 150 مسافر که عازم ایروان در ارمنستان بودند 16 دقیقه پس از پرواز از فرودگاه امام در دشتهای اطراف قزوین(جنت آباد) سقوط کرده و همه سرنشینان آن برحمت خدا رفتند.
    پاسخ
    خدا رحمت شون کنه .. بله محمود جان به محضی که شنیدم ، حالم بد جوری بد شد .. و سعی کردم یک تحلیل آبکی بنویسم
    ممنون از شما

    سلام.

    متاسفانه ساعاتی پیش یک فروند هواپیمای توپولف به شماره پرواز 7908 که ساعت 11:30 دقیقه از تهران به مقصد ایروان نیک آف کرده بود؛ بعد از 16 دقیقه با 153 مسافر و 15 خدمه در نزدیکی قزوین سقوط کرد...
    پاسخ
    بله .. امیر جان شنیدم
    خدا همه شون رو بیامرزه .. روحشان شاد

    عمو سلام
    همين الان خبر رسيد كه يه توپولف پرواز كاسپين تهران -ايروان تو قزوين سقوط كرده و 168 نفر كشته شدن.....وحشتناكه
    پاسخ
    بله آرش جان .. خیلی شوکه شدم
    امیدوارم آخرین سانحه در کشور مون باشه
    ممنون از شما

    سلام اقاي مدرسي!!!!!

    ممنون از لطف شما!!!!ببخشيد كه من هم جسارت كردم!!!!!
    اقاي مدرسي متاسفانه لحظاتي پيش مطلع شدم كه يكي از اين تپلفهاي غراضه لعنتي دوباره سقوط كرده!!!!و تعدادي از هم وطنانمون كشته شدن !!!!!!!!خيلي ناراحت شدم!!! مي خواستم خواهش كنم اگه ممكنه يه تحليل راجع به اين سانحه و كلا هواپيماهاي تپلف مفصلا بكنيد!!!من راجع به اين هواپيماها زياد متلب خوندم ولي تحليل شما رو بيشتر قبول دارم!!!!!!!!


    با تشكر!!!!!!
    پاسخ
    شاهین جان .. بله عزیزم
    خبر حقیقت داره ..من هم خیلی حالم بد است
    ولی چشم حتمآ همین الان دست به کار می شوم

    سلام كاپيتان (شتلق)
    كاپيتان داشتم درباره بي سوادي و بي تجربه بودن خودم مطلب مي نوشتم و اينكه ... ولي حذف كردم
    اخه بابا اگه نمي خواين نخونين دليل نداره بيايي و نميدونم : جمع كن و ... بنويسي اين سايت براي دلخوشي منه من اين سايت را دوست دارم و به شرفتم سوگند تو هيچ سايت و وبلاگي نه كامنت مي زارم و نه اينكه عضوشون هستم ولي اينجا را دوست دارم و از خودم مي دونم زماني كه در اينجا هستم فكرم آزاد مي شه از غم و غصه آزاد مي شم من براي نوشتن 4 خط مشكل دارم (قبلاً گفتم كه بي سوادم حتي با داشتن مدرك فوق ليسانس) اونوقت كاپيتان با اينكه هنوز نديدمش و دلم براي ديدنش پر مي زنه مي شينه از تجربيات و...براي ما مي نويسه آقا جان براي من مي نويسه دوست عزيزمان آولانچ عزيز چه قدر زحمت مي كشه وهمينطور ساير دوستان (ببخشيد اسمتون را ننوشتم عصباني شدم حضور ذهن ندارم)
    يه نفس بكشم ...كاپيتان همين الان فهميدم هواپيماي توپولوف متعلق به خط هوايي كاسپين به مقصد ايروان بعد از بلند شدن از فرود گاه امام خميني سقوط كرده خداوند تمام مسافران و كروي پرواز را رحمت كند
    ببخشيد خيلي اذيتتان كردم
    با اجازه خبردار (شتلق) عقب گرد
    پاسخ
    امیر عزیز و نازنینم
    باور کن این علاقه دو سویه است
    من هم به عشق همین چند نفر دوست واقعی مطلب می نویسم
    من هم قلبم ، روحم پیش شماست
    عاشق یکایک یاران همدل و صمیمی هستم
    حرف های شما به من روحیه می دهد
    در باره توپولف .. من خیلی داغون شدم .. بد جوری قلبم درد گرفته است .. ولی مطلب تحلیلی ام رو با هزار بدبختی نوشتم
    ممنون از شما

    سلام عمو بهروز
    یه خبر بد !!
    یک فروند توپولوف با 160 سرنشین ساعت یازده صبح امروز حوالی قزوین سقوط کرد. همه سرنشینان توپولوف 154 کاسپین کشته شدند.
    http://jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100912094174
    پاسخ
    بله خبر بسیار ناراحت کننده ای است
    بی نهایت داغون شدم
    با تمام وجودم ، یک تحلیل در این باره نوشتم
    خدا همه شون را بیامرزه .. به خانواده هاشو ن صبر بده

    سلام بهروز خان
    من دو نکته به ذهنم رسید
    1- در بین پرسنل نیروی انتظامی بخصوص با درجه ستوانی و کمتر آدمهای بسیار باشرف و مودبی پیدا می شوند. خدا آنها را برای خانوده هاشون و ایران حفظ کند.
    2- من اگر جای این آقای ابریشم چی بودم. با پول اضافم می رفتم مدرسه می ساختم. اگر باز اضافه می آوردم می رفتم زمین ورزشی می ساختم. اگر باز اضافه می آوردم،کتابخانه می ساختم. اگر باز اضافه می یاوردم بیمارستان می ساختم. اگر باز اضافه می آوردم یک اردوگاه در شمال برای دانش آموزان مناطق محروم ایران می ساختم (کی واجب تر از اونها که برند شمال حال کنند).
    فکر نمی کنم من هیچ وقت اینقدر پول اضافه بیارم که یک تفرجگاه با ظرف لبه طلا بسازم.
    پاسخ
    بله پسرم حق کاملآ با شماست
    در مورد جناب ابریشم چی هم واقعآ ما نمی دونیم .. که او آیا این کار هایی که شما گفتید کرده یا نه ؟
    به هر حال هر کسی اختیار مال و اموال خودش رو داره
    بازهم از این که به مردم می رسه باید بهش خدا قوت گفت
    ممنون از شما

    سلام کاپیتان
    متاسفانه الان باخبر شدم بک فروند توپولوف154 هواپیمایی کاسپین تنها 16دقیقه بعد از اینکه تیک آف کرده و داشته مسیرشو به سمت ایروان تنظیم میکرده دچار سانحه شده و در اطراف قزوین سقوط کرده و ظاهرا همه مسافرین و خدمه هم جانشونو از دست دادن.واقعا دردناکه.این مهمه که تاکی مردم ما باید شاهد این سوانح باشن.کی میخواد ایمنی به پرواز های ما برگرده.چرا یم عده بیگناه باید به خاک و خون کشیده یشن و در نهایت هم علت مشخص نشه؟
    به همه ایرانیان و جامعه پروازی تسلیت میگم
    پاسخ
    بله نیما جان
    خبر متآسفانه واقیعت داره
    من هم به محض شنیدن غش کردم .. قلبم بد جوری درد می کنه .. امیدوارم روزی فرابرسه که دیگه شاهد این سوانح نباشیم
    بیچاره خانواده هایی که عزیزانشون رو از دست داده اند
    خدا به همه شون صبر بده

    مدتها بود از مطالبتون استفاده میکردم .
    اما از اونجائی که معمولا اهل نظر دادن نبودم و نیستم صرفا استفاده میکردم همین!
    امروز تصمیم داشتم بابت لخظاتی که در بلاگ شما گذروندم نظری بدم و تشکر کنم که ... با ناباروی (نه چندان) خبر صقوط یکی دیگر از پرنده های ایرانی رو که به مقصد ایروان در پرواز بود رو از بی بی سی شنیدم.
    بنابر این آغاز نظران این حقیر در بلااگ شما متاسفانه با تسلیت خواهد بود .

    پاینده باشید
    پاسخ
    بهرام عزیز و نازنینم
    خیلی از آشنایی با شما دوست فرهیخته ام خوشحالم
    در مورد سانحه یک فروند توپولف .. واقعآ خبر تکان دهنده ای بود
    خدا به همه خانواده ها صبر بده
    خیلی عذاب سنگینی است
    من در باره این سانحه یک تحلیل سریع انجام دادم .. امیدوارم آخرین سانحه در ایران باشه

    البته فراموش کردم بگم که باز هم توپولوف و باز هم توپواوف های فرسوده روس .

    وای بر ما که اینطور از قرب بریدم اما به جای استقلال به شرق چسبیدیم.

    پاینده باشید
    پاسخ
    بهرام عزیز .. متآسفانه همین جور است که می فرمایید
    غرب ما رو تحریم کرده است .. و شرق هم کیفیت و ایمنی ندارند .. در این وسط جان مردم ایرانی . بی خودی فنا می شود
    خدا کنه آخرین سانحه باشه

    سلام كاپيتان
    بالاخره اين تحريم ها بيشتر داره كار دستمون ميده .
    168 نفر از هموطنانمان كشته شدند.
    ما ايرانيان عادت داريم كوتاهي كنيم و بعد بگوييم قسمت اين بود.
    اخه يكي نيست بگه الان دوره توپولف 23 سالست..!!؟
    متاسفم .
    پاسخ
    بله وحید عزیزم .. واقعآ فاجعه ای از این دردناک تر نمی شه
    بیچاره خانواده این افراد .. چقدر می سوزند .. خدا به همه شون صبر بده .. امیدوارم اخرین سانحه از این دست باشه
    ممنون از شما

    وای اقای مدرسی فهمیدین باز یک توپولف افتاده؟170 نفر مردن.بازم توپولف!البته میگن شایدم بمبگذاری بوده.راستی کار پیام درست شد؟؟توروخدا تلاشتون را بکنید این طفلک خیلی ناراحته.کلی برایش دعا میکنم به عشقش برسه.
    پاسخ
    فریده جان نازنینم
    بله .. اگه بدونی چه حالی شدم !!؟ چیزی نمونده بود سکته کنم .. !! چند ساعت همین جوری مسخ بودم .. !! بعد هم دلم می خواست تحلیلی از ان بنویسم .. هیچ اطلاعاتی از نحوه سانحه نداشتم .. تا این که در جایی خوندم موتور سمت چپ اش آتش گرفته بود .. همین کافی بود که حدس و گمان خود رو به خاطر سقوط دردناک ، و عدم تماس خلبان با برج بنویسم
    حدس من می تونه نود درصد درست باشه .. که آتش سوزی به مخازن سوخت سرایت کرده و منفجر شده و در نتیجه دم هواپیما از جاش کنده شده و با سرعت زیاد به سمت زمین شیرجه امده است
    به دلیل انفجار .. احتمالآ همه مسافران به خاطر کاهش شدید ارتفاع بی هوش شده باشند .. حتی خود گروه پرواز .. به هر حال تا جعبه سیاه بازخوانی نشه ، چیزی معلوم نیست
    حدس دیگر هم انفجار بمبی قوی است .. که ان هم چنین ماجرایی دارد
    خدا همه ان ها رو بیامرزه .. روحشان شاد . طفلک خانواده ها چی می کشند .. من که واقعآ داغونم
    فریده جان در باره پیام .. متآسفانه لیست ها رد شده بود .. خود پیام هم قبل از هر سخنی گفت .. که بیستم لیست ها رد شده اند
    اما روحیه خوبی داره .. بهش گفتم به حساب مشیت الهی بگذاره
    ولی قرار شد از حالا برای سال دیگه یک ضرب بخونه .. اسم و مشخصات اش هم به دست همون برادر محترم رسید . و قول داد سال دیگه اصلآ مشکلی به نام گزینش عقیدتی نداشته باشه .
    فریده جان .. اما اگه بدونی من چه کشیدم ..!!؟ از دیشب ساعت هشت شب تا روز بعد ساعت دو بعد از ظهر پشت میز کامپیوترم بودم .. !! نمی دونم یک جور لجبازی با خودم بود .. از ناراحتی نمی دونستم چه کار باید بکنم .. !!؟ فقط تا نزدیکی های صیح پیدا کردن تصاویر توپولف ، طراحی ، انتخاب تیتر .. و ادیت کردن و اپلود کردن ان ها زمان برد .. بعد هم تا ساعت دو بعد از ظهر .. سرگرم نگارش مسئله بودم
    البته خوب هم جواب داد .. بیش از پنج هزار نفر در ظرف کم تر از چند ساعت ان را مطالعه کردند .. ولی بعد دوباره بی هوش شدم .. وقتی چشم باز کردم ساعت چهار نیمه شب بود !! توی عمرم این همه نخوابیده بودم ... و حالا هم کلی کامنت مونده که باید تا صبح به همه ان ها پاسخ دهم .. ای میل و پاسخ به کامنت های وبلاگ هم مونده .. باور می کنی .. کارم شده پاسخ .. پاسخ ..
    ولی از این که مورد استقبال وسیع قرار می گیره خوشحالم .. الان چند روزی است که امار بازدید از مطالب منتشر شده بالای سه هزار ، چهار هزار .. تا هشت هزار است !! امیدوارم لایق این همه توجه باشم
    مواظب خودت باش عزیزم

    سلام
    كامنت دومم را در پاسخ به دوستان معترض ميزنم
    در كامنت قبليم گفتم دوستان جناب مدرسي نه بچه هستند كه گول بخورند و نه ادم ساده اي هستند
    بلكه شايد خيلي بيشتر از من و شما توي جامعه و توي دنيا گشتن و بهسادگي هم فريب زرق و برق دنيا را نميخورند

    مورد دوم
    تمامي كشورهاي دنيا از وسايل استراق سمع و امنيتي جهت حفظ منافعشون استفاده ميكنند و استفاده از اون هم مطمئنا طبق مجاري قانوني هر كشوري ميباشد
    اقاي ابريشم چي يك تاجر موفق ميباشد كه طبق دانسته هاي كاپيتان در امور مردم داري و ارج نهادن به شرافت انسان و حمايت از بخشي از سطح محروم جامعه بدون بوق در كرنا كردن فعاليت ميكنند.
    اينكه نوكيا به ايران كالايي ميفروشد ابريشم چي اين وسط كاره اي نيست دوستان
    وسايلي به اين سبك از نظر عقلي هم منطقي نيست پاي يه تاجر موبايل به ميان بياد.
    چون فروشنده هم طبق اطلاعات من معذوريات زيادي جهت فروش به مشتري داره و فقط با دولتها معامله ميكنه.
    حالا پس به اديسون هم كه برق را به وجود اورد ناسزا بگيم كه چرا باتوم برقي ساخته شد
    دوستان يك مقدار خوش بين باشند و مسائل سياسي و نامردي هاي يك عده را با وجدان و شرافت قاطي نكنيم
    مطمئنا اگر اين مطلب مدتي بعد از قائله فعلي نوشته ميشد دوستان كمتر احساسي برخورد ميكردند.
    كدومتون وضعتونم خوب بشه مياييد چنين كاري بكنيد؟

    پاسخ
    حمید عزیز و نازنینم
    حسابی شرمنده ام کردی عزیزم
    نمی دونم با چه زبانی از شما تشکر کنم
    ولی حق با شماست .. اگه در این هیاهوی سیاسی منتشر نمی شد .. این همه واکنش منفی پیش نمی آمد
    در باره مسایل اقتصادی و خرید های کلان دولتی .. واقعآ عالی نوشتی
    دست شما درد نکنه .. ضمن این که من اصلآ وارد اون حریم و فضای داد و ستد و یا حمایت از ورود تکنولوژی ندشتم !! تنها سخن ام با افرادی بود که یک طرفه هموطنان رو نقد می کنند
    بار دیگر از شما دوست بسیار بزرگوارم به خاطر همه خوبی هایی که درای ، ازت تشکر و قدردانی می کنم
    خدا پشت و پناه ات باد

    استاد مثل اینکه اون شام خیلی زیر دندونتون مزه کرده
    ما ایرانیها از دیرباز به مفت خوری و پاچه خواری و تملق و مجیز این و اونو گفتن عادت داریم عیبی نداره زمستون میره و رو سیاهی به این آقا و حامیانش میمونه
    راستی مطالب علمی تون جالبه اما ازین پستا بوی خیانت به مشام میرسه
    پاسخ
    رجب جان این بار رو اشتباه کردی ..!! عزیزم .. اگه بگم اصلآ دندان ندارم ، خنده ات می گیرد !!؟
    ضمنآ از این که بنده رو به مفت خوری و پاچه خواری تشبیه کردی ، بسیار از شما سپاسگزارم
    واقعآ درست تشخیص دادی .. چه کنم که فقیر و گرسنه هستم .. و باید دنبال این جور جاهایی که غذای مفت برای تبلیغ می دهند بگردم .. !! برو خدا رو شکر کن که شما بسیار انسان شریفی هستی .. و بر عکس من مادر مرده عزت نفس والایی داری
    خدا بیشتر بهت بده

    عمو عصری که داشتیم صحبت میکردیم چون گفتین تازه از خواب بیدار شدین فهمیدم که خبر سقوط توپولف رو نشنیدین....خواستم بگم اما چون میدونستم خیلی ناراحت میشین دلم نیومد از زبون من بشنوین.....خیلی متاسفم.واسه خدمه ی پرواز..واسه مسافرا..واسه جوونای جودو کار...بازم یه هواپیما افتاد و بازم همون مسخره بازی ها:این به اون تسلیت میگه...اون به این...ککه هیچکسم نمی گزه...مردن که مردن....خوب شد نگفتن شهیدن....عمو شنیدین سرپرست کارگروه تحقیق چی گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرمودن:جعبه سیاه هواپیما اسیب دیده!!!!!!!!!!! من که داشتم شاخ در می اوردم شما رو نمیدونم که ماشااله یه عمر پرواز کردین.خدا به خونواده هاشون صبر بده.شاد باشید
    پاسخ
    ممنون پیمان جان عزیزم
    واقعآ هم همین طور شد .. به محضی که از خواب بیدار شدم و طبق معمول قبل از هر کاری یک راست رفتم سراغ کامپیوتر .. اولین چیزی که متوجه شدم همین خبر دردناک سانحه بود .. به چند تا از دوستان قدیم که با توپولف پرواز می کنند زنگ زدم .. یا گوشی را برنداشتند .. یا اظهار بی اطلاعی از نام خلبانان کردند .. می دونستند اوضاع قلبم خرابه .. ولی خیلی شوکه شدم .. هنوز هم بعد از ساعت ها استراحت .. که مرتب کابوس می دیدم .. حالم خوب نشده است
    ضربان قلبم .. خیلی ناجور می زند .. ولی خدا رو شکر صد ها کامنت و ای میل جلویم است .. که همین عشق به دوستان باعث می شود دردم رو کم تر احساس کنم
    موفق و پیروز باشی

    عمو.
    چند بار از صبح اومدم کامنت ها زیاد نشده. نگرانتون هستم.
    نکنه از خوندن کامنت ها ناراحت باشید. نکنه قلبتون درد می کنه. شاید هم مهمانی باشید. راستی خواهر خانومتون چکار کردند؟ مشکل برطرف شد؟ ببینم اون آقا اسمشون حسین آقا بود؛ همون آقا رو گرفتن؟

    راستی هر جای کامنتم رو که خواستید و موردی داشت حذف کنید.

    یا حق
    پاسخ
    ممنون پسرم حدس ات درست بود
    قلبم درد می کرد .. شوکه شده بودم
    خوشبختانه ان ها آزاد شدند
    قاضی تشخیص داد که ان ها سیاسی نیستند
    همون خانمی که با من و شما و آنا و آوا رفتیم جلوی خونه مادر خانم سام نازنین . یادنه .. !!؟ ایام عید رو می گم .. او به همراه همسرش .. خدا رو شکر .. وگرنه نمی دونستم با گریه زاری همسرم چه خاکی به سرم کنم
    الان بد نیستم .. ولی سرگیجه دارم
    حتمآ خوب خواهد شد
    ممنون ازشما

    سلام مجدد
    راستی یه چیز!! یادم رفت بگم
    ظاهرا پولدار شدن توی ایران جرمه و هرکسی که زیادی پولدار باشه زندگی سختش میشه!!! حالا نامشروع نشد هزار تا انگ دیگه بهش میزنن
    دیشب توی کمپ روزنامه میخوندم هم اتاقیم یه خبر نشونم داد که صاحب سایت ebay اقای پیر امیدیار در لیست ثروتمندان دنیاست و بعد با خنده گفت شانس اورده ایران نیست وگرنه تا حالا .....بودند!!
    بیل گیتس هم اگه متولد ایران بود تا حالا یا صد تا کفن پوسونده بود یا توی اوین بود
    حقیقتی است که توی تمام عرصه در ایران بزرگ شدن اندازه دارد و بزرگی بیش از حد قانونی دردسر ساز است
    چه مجری تلوزیون باشید چه ثروتمند باشید ورزشکار یا مربی باشید فرقی نمیکند تا حدی میتوانید بزرگ شوید بیش از حد حذف میشوید
    متاسففانه این القائات در جامعه بقدری زیاد شده که خود ما هم بدون دلیل اخبار وشایعات مربوط به بزرگان را دامن میزنیم و به به جهت سرپوش گذاشتن به جاهایی که انان رسیدند و ما نرسیدیم از زدن هر انگی ابا نداریم
    دل خوشی از محصولی وزیر کشور ندارم ولی یادتونه به دلیل فقط پولدار بودن چقدر کوبیدنش ؟؟
    الانم میگن کسی که پولداره نمیتونه وزیر بشه چون سطح زندگی خودشا ملاک وزارت قرار میده
    امیدوارم زمانی برسد این افکار و برخوردهای سخیف و طالبانی از قوم اریایی پاک شود
    پاسخ
    ممنونم حمید جان
    تحلیل بسیار جالبی رو ارایه فرمودی
    می گم حمید جان توی عسلویه برای امثال من کار وجود داره .. !!؟
    جدی می گم !! زبان انگلیسی ام کامله .. روزنامه نگاری و کامپیوتر هم خوب می دونم .. کل دنیا رو هم مشاهده کرده ام .. هر کاری که حلال باشه و از عهده ام بر بیاید رو می پذیرم .. ! یک جستجویی لطفآ بکن .. با آقای پیرامیدیار صحبت کن .. شاید قسمت شد اومدم همکار شدیم
    ممنون از شما و تشکر به خاطر همه خوبی هایی که دارید .. همه مهر و محبتی که به حقیر دارید
    پاینده باشید

    درخت غم به جانم کرده ریشه/به درگاه خدا نالم همیشه
    رفیقان قدر یکدیگر بدانید/اجل سنگ است و آدم مثل شیشه

    با چشمان خونین ، قبلی اندوهگین و آهی سوزان...
    سلام آقای مدرسی
    روزگار در گذره اما مثل این که حلقه قدرت دست خفتگانه... مزرعه در خود پیچید در شعله انسانها...هواپیمای افتاد...انسان ها رفتند...آقای مدرسی نمی دونم چی بنویسم...چور بنویسم...طنز؟ وقت مناسبیه؟...نقد؟تخصص این کارو دارم؟...نه هیچکدوم... دل نوشت باید نوشت... کاش دستانم به سرعت فکرم بود تا حداقل اون چیزی که بهش می اندیشم منتقل کنم دوباره به خط اول بر میگردم و شعر باباطاهر رو دوباره میخونم این احساس منه...من میگویم آنها خفتگان نیسند ، خود خفته هستند...چه باید کرد تا کی میگمییم تو را من چشم در راهم؟اما راه چاره در دست ماست و کسانی که چراغی در دست دارند...به یاد یکی از سطور تراژدی اورستس افتادم(اثر آشیلوس) /علاج در خاندان است نه خارج آن،نه،نه از دیگران بلکه از خودشان/ امروز زمان انتظار نیست باید بگیم او مرا چشم در راه است...هویت من فراموش شده...دیگر بنی آدم نیست که قلبش برای دیگران بتپه؟ شما میتونید بنویسید حتی اگر چنین نیست لااقل دلداریمون بدید...
    فرد نیکویی رو میشناسم که روزی شبیه به این زمزمه بر لبانش جاری شد...(محبت رو اب برد...وفاداری رو خواب برد...عشق را خاک خشک رودخانه برد.) چی کار کنم که خیلی پر حرفم و به خاطر این اتفاق تمرکزی هم بر گفته هام ندارم شرمنده شما...
    متشکرم
    پاسخ
    هیراد نازنینم .. وای چه با احساس سخن می گویی
    خیلی احساس لطیف و مهربانی داری
    معلومه اهل مطالعه ، شعر و فلسفه و تاریخ هستی
    به سان فیلسوفان .. سخن از غم می گویی .. چون بزرگان با کلام آتش هجران قلبت رو به روی مردم باز می کنی
    واقعا چون شما خیلی کم دیده ام ... به شما دوست فرزانه و فرهیخته ام افتخار می کنم .. صبر کنید .. خدا صابران رو دوست دارد
    شاد و خندان باشبد

    سلام

    حال شما کاپیتان عزیز؟ امید به اینکه همیشه سرزنده و شاد باشید. بزرگوار جناب مدرسی عزیز به دلیل کسالتی که گریبانگیر بنده شده بود رخصت این بر من تموم شده بود که مزاحم شما بشم مثل گذشته ولی صحبت با شما افتخاری هست که از دستش نمیدم پس حالا حالا ها پا بند محفل شما هستم. امیدوارم مقبول باشم. اما خبری که همه ما رو شوکه کرد سقوط توپولفی بود که شاید خیلی حرفها برای گفتن داشته باشه. کاپیتان عزیز این روزها بعد بیرون اومدن از گردان پروازی ارتش شروع به یادگیری پرواز کردم اما با این خبر دلم عجیب سرد یادگیری شده. منتظر اینم که بدونم شما چی میگین شما هم مثل استادان پرواز دیگه عیب رو تو چند مرحله میبینین که دست به دست هم داد؟ تسلیت به همه تسلیت نثار خانوادهاشون تسلیت به جامعه ی پروازو پرواز دوست. کاپیتان.
    پاسخ
    مهدی جان عزیزم
    من هم متقابلآ به دوستانی بزرگوار و پر تلاش مانند شما افتخار می کنم
    و با این دوستی ها دل خوش هستم
    اما .. سانحه .. خبر رو شنید م .. باور کردنی نیست .. چطور در یک چشم به هم زدن 168 نفر مفت و مجانی ذغال می وشند ..
    مهدی جان .. تحلیلی سریع بدون داشتن اطلاعات اولیه ازایه دادم
    ولی چه حاصل ... !!؟ اصل این است که این مصیبت ها ریشه کن شود
    مشکل ما تحریم نیست .. مشکل ما مدیریت این صنعت حساس است
    ممنون از شما

    استاد مدرسي عزيزاگر جناب ابريشم چي بجاي پذيرايي از بندگان خاص دولت ونه خدابه كساني بمانند مردي كه بخاطر فقر همسرش رادر مسافرخانه كشت(معلولي كه تراشكار بود)كمك ميكردند بهتر نبود؟!!شما را من انساني پاك نهاد و صادق ميدانم .استاد عزيز اگر بجايماهي ماهيگيري مياموختند بهتر نبود.سپاس از سعه صدر شما.sharmandeh ageh tekrariyeh chon shak kardam ke send shodeh?!!
    پاسخ
    آرش عزیزم .. ممنون از توجه و دقت نظر شما
    بله همه حرف های شما درست
    امیدوارم ماهی گیری یاد هموطنان ما بده .. شاید هم یاد داده است
    به قول قدیمی ها .. ما یک شبه میهمان بوده و صد شبه دعا گو عزیزم
    زیاد چیزی از او و کارهایش نمی دونم
    باز هم از شما سپاسگزاری می کنم

    با پوزش فراوان بخش اخر صحبت های شما رو حذف کردم
    این وبلاگ سیاسی نیست .. هیچ دلیلی هم نداره ان مادری که شما می گویید ، مربوط به سوژه هایی است که در اخبار غربی به آن اشاره می شود باشد !! من به هیچ یک از خبر هایی که منابع خارجی دارند اعتماد نمی کنم .. آن ها خوشبختی من و شما را نمی خواهند .. آن ها به فکر منافع خودشون هستند
    مردم هم این را فهمیده اند .. و دیگه اعتنایی به خبر سازی های دروغین منابع غربی ندارد jenab ostad aziz az in ke ensanhay farhikhteh az jonbesh mardom iran defa mekonand v shoma anha ra doshmnan irani medanied dar shegeft shodam?!!shoma chera?!!manzor man mardom nah hokam.
    پاسخ
    آقا .. غلط کردم .. اشتباه کردم .. بلانسبت همه شکر زیادی میل کردم
    یک غلطی کرده و از یک انسان خیر خواه چند کلمه نوشتم .. !!!! یادم نبود باید به همه تهمت و افترا زد
    آقا جان ... یک تصیحت از من به شما .. هرگز از هیچ نظامی درخواست قیام و مبارزه با حاکمان کشور نکیند .. ما فقط بلدیم از میهن خود در مقابل دشمن و بیگانه دفاع کنیم
    اگر هم یک نظامی این کار هایی که شما می گویید انجام داد .. بدونید که به خاطر منافع اش این کار ها رو می کند .. من نه برای جنبش ساخته شده ام .. نه برای مبارزه .. همه مردم رو دوست دارم .. به همه عشق می ورزم .. حتی دشمنانم .. ( البته تا حالا دشمنی به معنی واقعی نداشتم ) شما کاری می کنید که قید وبلاگ و سایت رو برای همیشه بزنم .. شما دوست دارید من در سایت ام فحش خواهر و مادر به همه مسئولان بدهم .. !! این را شجاعت می دانید .. !! گوش های ما عادت دارد که تهمت و ناسزا راست و دروغ سر هم کرده و در رسانه های غربی و همه جا منتشر ش کنیم .. اگه یک آدم پست و احمقی مثل من حماقت کرد و دو خط از یک پیر مرد نوشت .. هزاران انگ بهش می چسابانید .. !! بابا خفه شدم .. گور پدر من و رفتار و کردارم .. آقا رسمآ اعلام می کنم من ترسو بزدل و بد بخت هستم .. ولم کنید !!! آقا من اهل مبارزه نیستم .. سن ام اجازه نمی دهد .. نان ندارم بخورم .. با خاطرات ام دارم زندگی می کنم .. ان را هم از من می گیرید .. !!! یک مرتبه بفرمایید بروم خفه خون بگیریم .. بیش از پنجاه تا کامنت و ای میل توضیح دادم .. به پیر به پیغمبر .. من این بابا رو ندیدم .. به شرف به ناموسی که ندارم .. توی عمرم ندیدمش .. یاد گرفته ام که خوبی ها رو در این دنیایی که همه به هم فحش و ناسزا می گویند .. در یک خط بنویسم .. !! هزار بار توضیح دادم قصد حمایت از کشی رو نداشتم .. بعد عین باز جو ها تیکه تیکه از حرف های من را جور نوشته و جور دیگه تحلیل و تفسیر می کنید .. آقا .. با صدای بلند فریاد می زنم .. غلط کردم از آقای ابریشم چی تعریف کردم ... گه زیادی خوردم .. که گفتم در نقد کردن منصف باشید .. خیلی بی جا کردم که از شب تا صبح به خوانندگانم احترام گذاشته و خود رو موظف به پاسخ گویی می دانم ... واقعآ اشتباه کردم
    ادم ترسو و بسیار بزدلی هستم .. از پلیش تشکر می کنم .. جور دیگه تفسیر می کنید .. از قاضی تشکر می کنم ... مرا متهم به پشت کردن به جنبش می کنید .. این چه جنبشی است که اگه یک نفر در کوره دهانی دستگیر بشه هزاران نفر در خارج دم از آزاد باید گردد می زنید .. خب من مادر مرده هم رفتم دو نفر را آزاد کردم .. وظیفه انسانیت ام حکم می کنه از کار خوب تقدیر و تشکر کنم ... اصلآ یادم نبود باید با چند تا فحش خواهر و مادر ابه قاضی در سایت ام نثار می کردم .. ما را چه شده است ... !!؟ همه منتظریم خبر های بد بشنویم ..!!
    والله به خدا دیگه طاقت ام تمام شد ... دو روزه مرتب دارم توضیح می دهم .. دو روزه مرتب می نویسم .. قصد دفاع از کشی رو ندارم .. گور بابای شنود .. گور بابای من و نوکیا .. باز ول کن من نیستند .. !!! انگار شخص مهمی باشم .. بریده بریده از پاسخ های من را جدا کرده و جور دیگه نفسیر می کنند .. آی فلان جا چنین گفتی .. آی اگه آقای ابریشم چی به جای پذیرایی جو می کاشت بهتر نبود .. هی نوشتید نوشتید .. و من احمق نفهم بی شعور هی قسم خوردم .. هی توضیح دادم .. حالا هم به جنبش و پشت کردن محکوم می شوم ..
    نمی دونم .. با چه زیانی بگم .. بی نهایت مزدور .. پاچه خوار .. متملق ، ندید بدید .. ویلا ندیده ، احمق ، ترسو ، بی شرف و بی ناموس هستم ..!!؟
    چند بار بگم گه خوردم .. چند بار بگم غلط کردم با هفت پشت ام که تعریف از مردی که نمی شناختم کردم ...!!!؟
    راحت ام بگذارید .. لعنت به من لعنت به این سایت
    لعنت به من که بلد نیستم فحش و ناسزا بگم ... لعنت خدا برمن ..

    آقای مدرسی با عرض سلام مجدد.
    ديروز هواپيمای خطوط هواپيمايي کاسپين تهران به ايروان در مسير پرواز به دلايل نقص فنی بعد از 15 دقيقه پرواز در قزوين سقوط کرد.و 153 نفر از مسافرين و 15 نفر از کادر پرواز کشته شدند.در بين آنها تيم جودو نوجوانان ايران برای اردو تمريناتشان به ارمنستان می رفتند و 39 ارمنی ايرانی و 4 نفر ارمنی شهروند ارمنستان و هم وطنان ایراني ام که آرزوی سفری خوش به کشورم را داشتند راهی سفر ابديت شدند .من از صميم قلب برای همه ی خانواده های قربانيان آرزوی صبر و تحمل اين درد را می کنم . و ای کاش هواپيما های اين خط هوايي کمی بيشتر در رابطه با جان مردم فکر کنند .
    آقای مدرسی تيتر امروز روزنامه همشهری ( توپولوف باز هم قربانی گرفت)به راستی چرا ؟
    با تشکر از شما کاپیتان عزيز.
    پاسخ
    بله عزیزم .. خیلی دردناک بود
    من حسابی حالم گرفته شده است .. به زحمت چند خط در باره این سانحه تحلیل کردم .. امیدوارم اخرین سانحه در کشور باشه .. روح همشون شاد

    سلام آقاي مدرسي
    من خيلي وقته پست هاي شما رو با علاقه مي خونم شايد غريب يك سال هست كه به سايت شما سر ميزنم ولي معمولا چيزي نمي نوشتم و نظري نمي دادم
    جناب آقاي مدرسي!
    از شما انتظار داشتم حداقل براي سانحه كاسپين بلافاصله يك پيام تسليت درج كنين!

    خيلي ممنون
    دوستدار شما / امين
    پاسخ
    امین جان خیلی ممنون
    من رو ببخشید .. عقلم نکشید

    ba dorood bar ostad aziz ba pozesh az felnglish!man chand nazr gozashtam ama bram report myad ke nrsideh ?dastan chyeh aziz jan?!!dar zemn tik moshkhsat ro ham faal kardam ama baz ham bayd adress bnvisam?!!sepas v bedrood.
    پاسخ
    عزیزم .. کامنت ها می رسید .. من حال و روز درستی نداشتم
    پوزش من را بپذیر

    انالله و انا علیه راجعون
    دوستان عزیزم بخاک و خون غلطیدن جمعی دیگر از هموطنان و تیم نوجوانان جودوی ایران در سانحه تکراری و غیر قابل بخشش سقوط هواپیمای توپولوف 154 ام را حضور فرد فرد شما علاقمندان صنعت هوانوردی تسلیت میگویم و امیدوارم لااقل با این آخرین سقوط که به بدترین شکل رخ نمود مغز تهی مدیران هواپیمائی در کشور تکانی خورده و ضمن از خود گذشتگی صندلیهائی را که مثل کنه به آن چسبیده اند برای آدمهای وطندوست و متخصص خالی کنند.باشد تا بیش از این جانهای ارزشمند این ملت بزرگ
    قربانی ثروت اندوزی - جهالت - مقام پرستی و بی دینی جمعی دنیا طلب و بی اعتنا به ملک و ملت نگردد.
    جناب مدرسی !
    از جماعتی که داعیه کارشناسی در بخشهای مختلف هواپیمائی را دارند انتظار نمیرود تا روشن شدن کامل ماجرا نسبت به آن اظهار نظر کنند ولی بعضی اوقات موضوع آنقدر واضح است که اگر گفته نشود می پندارند که هر دروغی را میتوان بخورد مردم داد و همانطور که میدانید هرگز در اینجور مواقع حتی گوشه ای از واقعیت به مردم گفته نمیشود و تلاش میکنند تا با دفع وقت کم کم مردم را به وادی فراموشی بیندازند.ما همه وظیفه داریم تک تک آحاد جامعه را ولو برای حفظ جانشان هم که شده نسبت به این حقایق آگاه سازیم.
    دو حالت در این حادثه احتمال قریب به یقین دارد اول احتمال بمب گذاری زیرا که در اغلب گزارشات اشاره کرده اند که کمترین تماسی خلبان با زمین نداشته که وقوع نقص فنی را اعلام نماید! ضمن اینکه هواپیما در قسمت دم دچار انفجار و سپس آتش سوزی و بطرف زمین در حالت شیرجه سرنگون شدن و با دماغ به زمین برخورد نموده است.(مشاهدات کشاورزان آن حوالی که یکی هم مجروح شده است)
    جالب است که روزنامه های گیج ما اظهارات یکی از مسئولین امداد قزوین را چاپ کرده بودند که میگفت خلبان بعد از اینکه متوجه اشکال فنی شده بطرف تهران بر میگردد وضمن عبور از زنجان و غیره بزمین برخورد میکند!!! چگونه یک آدم معمولی بدون هیچ وسیله ارتباطی با خلبان حدس میزند که این پرواز داشته مجددا به تهران مراجعت میکرده که بزمین میخورد! و روزنامه این اظهارات بی پایه را موبمو درج می نماید؟!!
    احتمال دوم خستگی بدنه در قسمت دم که البته بدلیل وجود سه موتور سنگینتر است و وجود ترک و بازشدن ترک در اثر ارتعاشات وکنده شدن آن و طبعا خارج شدن پرواز از دستان خلبان و سرنگون شدن آن.
    احتمال سوم منفجر شدن یاآتش گرفتن یکی از موتور ها که بی واسطه به محیط دم متصل هستند و همین انفجار باعث آتش سوزی و سرایت آن به حوضچه بنزین و اشتعال زیر هواپیما و سرنگونی شده است.البته این وقایع یا با چنان سرعتی اتفاق افتاده که فرصت گزارش نیافته اند و یادر اثر اتفاقات پی در پی ارتباط رادیوئی و راداری نیز قطع شده است.

    در یکی از سفر هایم به کیش که با عجله به مهرآباد رفتم و اولین پروازی که یافتم کاسپین بود که داشت عازم می شد(8 سال قبل)آخرین صنلی را کنار موتور راست گرفتم(یاک)
    و بلند شد.فقط 4 دقیقه در حال بالا کشیدن بود که موتور کنار گوش من با صدای مهیبی منفجر شد و هواپیما بطرف عکس کج شده و شروع به لرزیدن شدید کرد.وقایع درون پرواز را مجسم کنید!فقط 70 معلم زن از یکی از نواحی فرهنگی درون هواپیما بودند که بادرایت یک سرمیهماندار اخراجی هما که به استخدام کاسپین درآمده بود قضیه ختم بخیر شد و هواپیما پس از حدود 45دقیقه دور زدن دماوند و تخلیه بنزین در هول و هراس زیاد موفق به نشستن گردید!!
    آری اینچنین است برادر!! سرگذشت انواع تابوتهای پرنده ای که همسایه شمالی با سخاوتمندی تمام و با دریافت پولهای این ملت شریف و نجیب در آستین ما میکند و ماهم به بهانه تحریم(که فقط بخش کوچکی از واقعیت است)خودرا مجاز می شماریم تا همچنان به قیمت خون هموطنانمان جیبهای خود را انباشته کنیم و این قراضه ها را در انبار آهن پاره های خویش مدفون سازیم.
    من بر علیه همه خیانت پیشه گان این صنعت اعلام جرم میکنم...همانهائی که الان حداقل 24 ساعت است در سوراخهای خویش خزیده و جرات بیرون آمدن و ابراز نظر ندارند !اینها همه باید محاکمه شوند برای خرید - کارشناسی - تهیه قطعه - آموزش خلبانان ارتشی و تبدیل آنها به سویل و.........
    ما در هیچ زمینه ای امنیت نداریم حتی در سنگین تر بستن هواپیما و جمع کردن تور های آخر باند(اصفهان) یعنی هندلینگ زمینی...همه را کشتید از وزیر راه گرفته تا نمایندگان مجلس از افراد عادی گرفته تا ورزشکاران نوجوان تیم ملی جودو...دیگر بس کنید
    و حیا کنید.شما اینکاره نیستید بخدا نیستید و اینرا بارها اثبات کرده اید.بر دولت واجب است اینک که دوره معرفی وزراست در بخش هواپیمائی تمهیدی جدی اندیشه کند که فردا خیلی دیر است.
    پاسخ
    احسنت بر شما .. می دونم دلت غرق به خونی است که مجبور به سکوت هستی
    امروز همه می دانیم که مشکل صنعت ما از کجا نشآت می گیره .. پارسال تحلیلی کلی از این صنعت و مدیریت اش نوشتم .. رسمآ از سوی هواپیمایی به من اخطار دادند راجع به سوانح چیزی در سایت ننویسم .. !! حتی نامه آن ها شماره دبیر خانه هم داشت .. مدعی بودند خوانندگان سایت شما چون زیاد است .. با این حرف ها و مطالب خود و خوانواده هاشون رو از سوار شدن به هواپیما منصرف می کنند !! ولی در عوض هر خبر دیگری بخواهی ما به تو می دهیم ... !!! بله محمود جان .. تحریم یک بخش از مشکل است .. مشکل اصلی ما نداشتن متخصص های واقعی در مدیریت این صنعت هستیم
    حیف این انسان هایی که این گونه در خون خود افتاده و تبدیل به ذغال می شوند .. محمود جان من هم نظرم مبنی بر سقوط .. سرایت اتش به باک و کنده شدن دم سنگین ان است .. سرعت دیسنت ثانیه ای 300 پا بود .. !! در حالی که بایستی در دقیه این مقدار ارتفاع کم کنه .. معلومه در چنین شرایطی همه بی هوش می شوند .. و نمی شود با زمین تماس گرفت
    امیدوارم اخرین سانحه باشد

    با درود بر استاد عزيزاميد كه خود وخانواده محترم خوب باشيد.واما بعد من سه كامنت براي شما گذاشتم كه گزارش دريافت را نيز داد اما لحظاتي بعد ايميلهاي برايم امد كه نشان ميداد برگشت خوردند!!چرا نميدانم؟!! و اما تا جاي بخاطرم مياد چند مورد را عرض كرده بودم كه باز اينجا عرض ميكنم وقطعا مختاريد كه نشر دهيد يا نه؟!
    1-جناب ابريشم چي انساني شريف اوكي.اما ايا ان ويلا بروي بندگان خلق الله باز است يا خلق الدوله؟!مثلا مرد معلولي كه مدتي پيش در مسافرخانه همسرش را بخاطر فقر كشت و شهامت نكرد خود را بكشد چه؟!!بر فرض محال هم ايشان 3روز از اين بينواها پذيرايي كرد چه حاصل؟!ايكاش بجاي ماهي ماهيگيري مياموختند(ميگويد تو به من ماهي براي يك روزم ميدهي .اما اگر ماهيگيري يادم دهيعمري غذا ميخورم)
    2-اگر شما و هزاران ميهمان ميوه هاي گرانبها نخوريد كونفيكون نميشودبجايش ده خانوار ديگر كار توليد شود.
    3- راستش با شناختي كه از شما داشتم انتظار داشتم كه در خلوت بعد ازتشكر از ميزبان اين واقعيات را نيز تذكر ميداديد!!
    4-نميتوانم بپذيرم(منطقي نيست)كه ايشان براي نوعدوستي وخدا اينگونه عمل كنند.
    5-ميخواهيد يك نمونه كوچك از ايثار را عرض كنم:شخصي اينجا امده و زبان بلد نيست و حقوق سوشيال ميگيره من كارهاشو انجام ميدم اين انسان شرف هر ماه مبلغي راكه با يك وعده غذا پس انداز ميكنه از طريق من به مستمندي كمك ميكند كه اصلا همديگرر ا نميشناسند..وچون شما من و ان شخص را نميشناسيد عرض كردم.
    6- ايا داستان معروف پرسش از حاتم را بخاطر داريد كه گفت از خودم سخي تر عرب چادر نشين را ديدم كه يك گوسفند وشتر را كه تمام داراييش بود براي ما ميهمانان ذبح كرد؟!!.
    7- با همه احترامي كه براي انسانهاي شريف قائلم اعتقادم بر اين است كه كمك اين پناهنده فلكزده يك چيز ديگرست كه قلم عاجز است!
    8-ايا مطمئنيد كه اگر خانم شما با جلسات قراني........باز هم انتخاب ميشديد.منظورم اين است كه:امام علي: فقر كه از در وارد شود ايمان خارج ميشود.
    9-سخن با شما زياد دارم كه در اين مقال نميگنجد.
    و اما چند حاشيه:مینا جان عزیزم .. یه پرسش دیگه دارم .. خوشحال می شوم صادقانه پاسخ ام رو بدهی ... من و شما به خاطر حرفه ای که داریم ، اخبار رو مرتب پی گیری می کنیم .. درسته .. !!؟ خب وجدانآ تا حالا چند مورد در باره دستگیری به خاطر شنود در کشور را شنیدی ...!!؟
    کسی که قصد مبارزه با نظامی رو داشته باشه .. مطمئن باش نکات ایمنی رو رعایت می کنه .. اصلآ قبل از اتفاقات سیاسی .. اغلب مردم حرف های خصوصی خود رو در تلفن بیان نمی کردند .. خب می بینی که ربطی به شنود نداره .. !! پرسش بعدی
    طبق چه مدرک و دلیل ما آقای ایکس رو به خاطر ورود دستگاه های کذایی محکو م می کنیم .. !!؟
    مینا جان نازنینم .. من می پذیرم اصل مطلب رو نتوانستم ادا کنم .. اما هرگز قصدم دفاع از شخص آقای ابریشم چی نبود .. هر کسی مسئول اعمال خودش است .. ولی من قصدم این بود که بگم .. این مرد دست به خیر و نان رسانی هم دارد .. همین
    در پایان بار دیگر از شما رسمآ عذر خواهی می کنم .. و می پذیرم پاسخ ام اصلآ مناسب نبود .. با این حساب فکر می کنم اختلاف نظر من و شما در باب اصل قضیه شنود است
    من معتقدم .. مادامی که من کار خلافی نمی کنم .. و سالم زندگی می کنم .. شنود که سهله .. اصلآ دوربین تو خونه و محل کارم نصب کنند ..!!! آخه مگه بی کارند که حرف های من شهروند رو گوش کنند ... چیزی عایدشون نمی شه !!! من هم تا زمانی که کار غیر قانونی انجام نمی دهم ، اصلآ به این مسایل نمی اندیشم .. !! با یک مثال سخن ام رو پایان می برم .. انگار اعلام کنند .. سخت ترین وسیله شکنجه برای مجرمین خریداری شده است .. آیا من و شما باید ناراحت بشیم ..
    باز هم تکرار می کنم .. به هیچ عنوان با قضیه اعتراضات اخیر کاری ندارم .. هر ان چه گفتم .. کلی و مربوط به قبل از این جریانات اخیر است .. لطفآ شما هم از منظر قبل از 22 خرداد با من سخن بفرمایید
    نوه های شیطونم دست بوس خاله نازنین خود هستند
    شما رو به خداوند متعال می سپارم و به دوستی با شما افتخار می کنم
    دوست گرامي چند جمله ايي در رابطه با پاسخ به مينا خانم عرض ميكنم:
    1-استاد مگر تاكنون ديده ايد كه بگويند ما شنود كرديم احمق كه نيستند اتو دست كسي بدهند!!
    2-در شگفتم از تحليل فرزانه ايي چون شما: مثلا ما كه اب خوب تهران را داريم مهم نيست كه اب فلان شهر شور است مينا جان من و شما كه اب خوب داريم؟!!يا منكه تظاهرات نميرم چه اشكال داره باطوم اسپري گاز اشك اور؟؟!!بچه ها و نوه هاي گل و خوشگل من كه چيزيشون نشده!!
    3-فرموديد به هيچ عنوان با قضيه اعتراضات اخير كاري ندارم؟!!شگفتا استاد مگر شما در ايران نيستيد؟!!وايراني!
    4-و اما عذر خواستيد وبخاطر مشكلات فلان و بهمان بد برخورد كردم!!استاد چرا يكبار وقتي در ارتش مسائلي را ميديديد جوش نمياورديد....و...و.بگذريم!
    5- استاد عزيزم چرا عاقل كند كاري.........؟!بهتر نيست وقتي ناراحتيد چيزي ننويسيد؟!!
    6-جا دارد كه شهامت بزرگ عذر خواهي شما را پاس بدارم و بگم درود بر شرفتان كه ميپذيريد نه مثل بعضيا مرغ يك پا داره.
    7-و اما چرا در وب شما ممبر مي رو تيك زدم اما عمل نميكنه و چرا كامنتها سند نشده است؟!!
    8-و سخن اخر اينكه سپاس از شما و همه انسانهاي شريف انان كه جز عشق به موجودات بويژه همنوع و خدمت به بشريت سودايي ندارند.نميدانم ايا منتشر ميشود يا خير؟!بهروز هستيد پيروز و شاد هم باشيد.بدرود.
    پاسخ
    جناب آرش خان
    دیگه حتی توان گه خوردن و علط کردن رو ندارم
    تورو جدت به من بیچاره رحم کن
    باور کن غلط کردم .. تا می آیم عصبانیت ام فروکش کنه .. باز شما .. باز دوباره مثل کابوسی وحشنتاک چماق ابریشم چی رو به سرم می زنید !!! آقا غلط کردم .. آقا گه خوردم .. آقا به خدا نمی دونستم این جوری می شه .. آقا به خدا دیگه توان غلط کردن هم ندارم .. شما به بزرگی خودت من بدبخت ، ذلیل ، بیچاره ، ندید بدید ، ویلا ندیده .. میوه نخورده رو ببخش
    آقا داره حالم بد جوری بد می شه .. از هر پنج ، شش کامنت یکی از شماست
    نمی دونم .. چه کار باید بکنم .. شما مجبورم می کنید در یک پست با تیتر بزرگ و درشت اعتراف کنم غلط کردم
    راضی می شوید !!؟
    لااقل شما بگویید من چه غلطی دیگه بکنم که شما و جنبش و مردم ، خانواده ها و همه و همه دست از سرم بردارند
    بخدا جرآت کوبیدن سرم به دیوار رو ندارم .. می تونم کامپیوترم رو به دیوار بکویم ....!! خدا قسمت نکنه .. لعنت ابدی به من که اخر عمری چه اشتباهی کردم که سایت راه انداختم ... وای خدای من .. اگر قاتل بودم ... اگه دزد بودم .. اگه کافر بودم .. بعد از این همه توضیح رهایم می کردند .. اما شما مثل این که ول کن بنده نیستید
    آقا جان .. شما به دوران حضرت علی رفته و مثال می زنید ... !!! با چه زبانی بگم .. من اصلآ ادم نیستم .. من حیوان هستم .. من یک موجود پست و نفهمی هستم که شعور ندارم .. مودجود پست و بی شرفی هستم که مردم رو نمی شناسد . جانور خرفتی هستم که یاد نگرفتم در این روز ها از عشق و محبت و خوبی ها نگم ... !! شما به بزرگی خودتون من رو ببخشید
    دیگه نمی خواهم هیچ کامنتی از شما ببینم

    سلام كاپيتان
    هوا فوق العاده اينجا آلوده هست
    الودگي اينجا در حالت عادي چندين برابر الودگي تهران در حالت بحران ميباشد.
    به هر حال من كه 8 ساله باهاش ساختم!!!!!
    در مورد سوال شما و زمينه كاريتون :
    يك دوستي دارم اينجا به نام سرهنگ ... كه رييس شعبه هواپيمايي ماهان
    و رييس فرودگاه خليج فارس در عسلويه هست انسان نمونه اي هست(بهتر از شما نباشه)
    چون از زمينه كارتون زياد اطلاع ندارم پيشنهاد ميكنم يك تماس تلفني با ايشون داشته باشيد بالاخره همكار زبون همكار را بهتر ميفهمه!!!
    تلفن دفتر ايشون هم اينه
    07727000000
    42
    43
    بهشون بگيد از طرف .... شركت .... پارس تماس ميگيريد
    اميدوارم بتونم كمكي كرده باشم
    پايدار باشيد

    پاسخ
    ممنون حمید جان عزیز که به این زودی محبت کرده و به عنوان یک انسان خواسته ام رو اجابت فرمودی ... برای من این عمل شما یک دنیا ارزش معنوی دارد .. من با اجازه ات نام و شماره های تلفن رو حذف کردم .. اصولا هیچ گاه شماره کسی رو من در سایت ام منتشر نمی کنم
    باز هم از شما بی نهایت سپاسگزارم

    نظرخواهي براي اين پست بسته شده!

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35