درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  صاعقه باز هم حادثه آفرید !

سانحه بر فراز اقیانوس اطلس

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

این روز ها عادت کردیم خیلی راحت از مرگ و سانحه حرف بزنیم ! دیگه مرگ ۲۲۸ مسافر بی گناه هم برامون اهمیتی نداره ... چرا ؟ فوق فوقش کمی متآثر می شویم .. و کاری از دست کسی بر نمی آید . ولی دور از جان همه .. فقط یک لحظه خودتون رو جای عزیزان و خانواده های ان ها قرار دهید .. وای خدای من .. شاید مثال ام منطقی نباشه ولی همین امروز صبح یکی از خوانندگان تصاویری رو برام ارسال کرد .. که ساعت ها اشگ می ریختم . دلیل اش ترحم حیوانات درنده است !! بله تعجب نکنید .. در ان عکس ها یک شیر گرسته آهویی رو شکار می کنه بعد متوجه می شه باردار و نزدیک زایمان اش است .. از شکم پاره شده مادر نوزاد را بیرون می آورد ... بچه نجات می یابد ! دقایقی بعد شیر از این عمل غیر انسانی خویش دق کرده و کنار لاشه مادر می میرد .. !! خدایا عظمت ات را شکر .. من نظیر این صحنه را در سیمای بامدادی دیدم که چگونه ببری بعد از صید بچه اهو .. او را رها می کند !! بله رحم و مروت در حیوانات درنده هم پیدا می شود ..!

یادمه مدت ها پیش یکی از خوانندگان نکته سنج برام پیغام داده بود که .. به جای نشان دادن سوسمار خواری اعراب در پست های ویژه یا همون " زنگ تفریح " خودمون به حوادث روز در صنعت هوانورد بپردازم البته پیشنهادش  بسیار منطقی بود . و به همین دلیل تصمیم گرفتم دقت بیشتری در " پست ویژه " بکنم . به همین دلیل وقتی دیروز سانحه دردناک برای هواپیمای ایرباس فرانسوی افتاد و طی آن ۲۲۸ نفر از مسافران بی گناه ان کشته شدند .. با توجه به تجربه سال ها پرواز بر روی اقیانوس پر تلاطم اطلس تصمیم گرفتم تحلیل ام رو از این سانحه بیان کرده و یاد آوری کنم که .. این تنها نظر شخصی ام است و ممکنه با واقعیت خیلی فاصله داشته باشد .. ضمن این که سعی می کنم به سبک و سیاق مطالب قبلی ام به این ماجرا نگریسته و برای تجسم بهتر با زبان روایت به آن بپردازم ..! البته سعی کردم نقشه مسیر رو برای شما یاران همدل و صمیمی طراحی کنم .. می دونم خیلی ابتدایی است ولی شما دوستان به خوبی خودتون ببخشید ..

سخن اخر این که .. مدت ها بود ویندوز ام خیلی سنگین شده بود ! به همین دلیل دیروز سعی کردم ورژن جدید یعنی پک سه رو بریزم .. اما بعد از اتمام کار وقتی وارد وبلاگ ام شدم ... کلی تعجب کردم !! اخه هم قالب اش تغیر یافته بود و هم هرچه بنر و عکس و پنجره امار و غیره هم حذف شده بود ! خیلی ناراحت شده و فوری دست به کار شدم و بعضی از اطلاعات رو همراه با تصاویر جدید در آن قرار دادم . اما مشکل من حذف لینکدونی عشق پرواز است .. که در انتهای وبلاگ قرار داشت . از مدیران محترم لینک دونی خواهش می کنم حتمآ کد ها رو برام بفرستند . و اما .. چندی پیش قبل از این که استراحت کنم ، امار بازدید از آخرین پست ام چیزی حدود دویست و خرده ای بود .. اما وقتی بیدار شدم دیدم رفته بالای هزار !! یاد شیخ اصلاحات افتادم تا چرت زد کلی آمار تغیر کرد !! بعد از کلی تحقیق دوزاری ام افتاد که دوستان محبت کرده و از طریق ای میل به دوستان لیست شون خبر دادند .. ضمن تشکر از همه اون عزیزان .. می خوام خواهش کنم حالا که وضع اینترنت کساد و بی رمق است .. لااقل عزیزانی که لیست دوستان ای میلی شون بالاست این محبت رو در حق بنده انجام دهند .. وای یادم نبود دیگه از خوانندگان خواهش نکنم .. چون مدت هاست که کسی مثل سابق اهمیتی نمی دهد ..!!  

  

 مرکز آپلود عکس ایرانی  

 

هتل شرایتون ریودژانیرو ...

خدمه پرواز هواپیمای ایرباس بعد از یازده ساعت پرواز از پاریس تقریبآ سر شب بود که در فرودگاه بین المللی " ریو دژانیرو " فرود آمده و بعد از انجام امور گمرکی سوار خودروی مخصوص فرودگاه شده و به سوی هتل بین المللی " شرایتون " حرکت کردند .. کاپیتان فرانسوی که یازده هزار ساعت پرواز در کارنامه خدمتی اش به چشم می خورد .. بقدری خسته بود که احساس می کرد قادر به باز نگه داشتن پلک هایش نیست ..!! با نیم نگاهی به پشت سر خود متوجه شد بقیه خدمه هم دست کمی از او ندارند .. !! دیگه هیچ کس به وراجی های راننده سیه چرده برزیلی که بیست و چهار گوش مفت گیر آورده بود توجه ای نمی کرد .. !! اتوموبیل بعد از مدتی جلوی هتل شرایتون توقف کرد . ابتدا کاپیتان به همراه دو افسر خلبان کمک اش جلو تر از بقیه به سمت مسئول اطلاعات هتل رفت .. همه چیز از قبل هماهنگ و پیش بینی شده بود .. قبل از این که گروه پروازی وارد اتاق های خود شوند .. کاپیتان خطاب به سر میهماندار گفت .. سعی کنید فردا بعد از صرف نهار کمی زودتر در فرودگاه حاضر باشید . چون پرواز ساعت هفت بعد از ظهر است . بچه ها با گفتن شب به خیر از کاپیتان جدا شده و هر دو نفر در یکی از اتاق های طبقه دوازدهم هتل وارد شدند ...

 ریودژانیرو دوشنبه اول ژوئن ۲۰۰۹

روز بعد کاپیتان به همراه سایر خدمه یکی یکی برای صرف صبحانه وارد لابی هتل شدند .. از چهره همه مشخص بود که بعد از خوابی طولانی ، دوش گرفته و آماده خوردن صبحانه هستند .. در سر میز شوخی بچه ها طبق معمول گل کرده بود .. و به جز کاپیتان که متفکرانه مشغول خوردن صبحانه لذیذ اش بود ، بقیه خیلی مودبانه و اهسته از هر دری سخن می گفتند .. سرمیهماندار هواپیما در حالی که اخرین جرعه آب پرتقال اش رو می نوشید خطاب به یکی از خانم ها میهماندار گفت .. دوست داری به اتفاق بچه ها سری به شهر بزنیم ..!!؟ به جز دو نفر که قصد استراحت و مطالعه داشتند .. بقیه با اتمام صبحانه راهی شهر شدند .. ترافیک شدید اولین روز هفته حال بچه ها رو گرفته بود .. کمک اول هواپیما خطاب به بقیه گفت .. می دونید این شهر جزء شهر های شلوغ و پر ترافیک دنیا شناخته شده است !؟ کاپیتان با خونسردی جواب داد .. این که چیزی نیست !! ای کاش تهران بودی و می فهمیدی ترافیک و بد رانندگی کردن یعنی چه ..!! من نمی دونم خود ایرانی ها چطور در این شهر رانندگی می کنند !!؟؟ گروه پروازی چند ساعتی در شهر در حال پرسه زدن و تماشا بودند .. حضور بچه های خیابانی و التماس های ممتد ان ها اعصاب همه رو خرد کرده بود .. یکی از خانم های میهماندار گفت .. من در جایی خوندم که این ها اکثرآ بچه های طلاق هستند .. طفلکی ها .. !!

فرودگاه ریودژانیرو همان روز

گروه پرواز بعد از صرف نهار در رستوران هتل ، با مسئول اطلاعات هماهنگ کردند که اتوموبیل برای ساعت سه و نیم جلوی هتل آماده باشد تا تعدادی از بچه ها را به فرودگاه ببرد .. و آن گاه برای چرت بعد از نهار وارد اتاق های خود شدند .. سر ساعت متصدی هتل زنگ اتاق بچه هایی که قرار بود زودتر در فرودگاه باشند رو به صدا در اورد .. سرمیهماندار به اتفاق میهمانداران در حالی که لبخند بر لب داشتند یکی یکی جلوی گیشه اطلاعات حضور یافته و بعد از امضای صورت حساب ، کلید های خود رو تحویل دادند .. آن ها به گرمی از کارکنان هتل خداحافظی کرده و سوار ماشین شدند .. گرمای نیم روز اول ژوئن بقدری شدید و شرجی بود که کولر ماشین لوکس به زحمت فضای داخل رو خنک می کرد .. بعد از مدتی آن ها وارد فرودگاه شدند .. ابتدا سر میهماندار به سوی مسئول پرواز AF - 447 رفت تا لیست مسافران رو بررسی کند .. وی در حالی که چشم اش به " مانیفست " مسافران پرواز پاریس بود ، خطاب به دو تا از میهماندارنی که نزدیک اش بودند گفت .. عجیبه !! ما امشب پرواز بین الملل داریم ! یکی از خانم ها گفت یعنی چی ..!؟ وی با خنده جواب داد : در این پرواز فقط ۶۱ نفر فرانسوی و ۵۸ نفر برزیلی داریم بقیه از کشور های دیگه هستند .. چه جالب براتون می خونم : ۲۶ نفر آلمانی ، ۹ نفر چینی ، ۹ نفر ایتالیایی ، ۶ نفر سوئیسی ، ۵ نفر انگلیسی ، ۵ نفر لبنانی ، ۵ نفر مجاری ، ۳ نفر ایرلندی ، ۳ نفر نروژی و ۳ نفر هم اهل اسلواکی .. دیدی گفتم پرواز بین المللی به مفهوم واقعی است ..!!؟

ایرباس ۳۳۰ - آ  فرانسویی در حال خزش به سمت ابتدای باند

رمپ پرواز ؛ هواپیمای ایرباس آ - ۳۳۰ فرانسه

در اطراف هواپیمای ایرباس مدل 200- 330 - A خطوط هوایی فرانسه ( ایر فرانس ) جنب و جوش فراوانی به چشم می خورد .. طبق برنامه تنظیم شده ، علاوه بر خدمات فنی از قبیل سوختگیری و بازدید های قبل از پرواز ، کارگران بخش فلیت سرویس ( نظافت چی ) ، کترینگ ( غذای مسافران ) و عوامل بخش بار و مسافر هر یک به تناوب مسئولیتی که داشتند مرتب به زیر هواپیما می آمدند .. بخش خدمات زمینی با وصل کردن کانال های هوای خنک ، از حرارتی که از تابش مستقیم خورشید بر بدنه فلزی هواپیما ایجاد شده بود می کاستند .. سر میهماندار به اتفاق سایر همکاران اش لانچ باکس ها و ظروف یخ و آب و سایر ملزومات پذیرایی از جمله قهوه ، مشروبات الکلی ، نوشابه های غیر الکلی  رو طبق لیست تحویل گرفته و در مکان های مخصوص قرار می دهند .. تابلوی بزرگ دیجیتالی فرودگاه ؛ شماره پرواز ۴۴۷ به مقصد فرودگاه بین المللی " شارل دوگل " فرانسه را ثبت کرده است .. پرسنل خدمات زمینی هواپیمای بزرگ و  غول پیکر ایرباس رو با وسیله نقلیه مخصوص ( پوش کار ) به سمت سکوی خرطومی ساختمان فرودگاه منتقل ( توی ) می کنند . همه چیز از روی برنامه صورت می گیرد .. عده ای از مسافران قبل از پرواز با مراجعه به فروشگاه ( فری شاپ ) اجناس زیبا و سوغاتی های شکیل رو به قیمت ارزان خریداری می کنند .. بعضی از مسافران هم در حال تماشای کارت پستال های رنگارنگ فروشگاه یا منظره رمپ پرواز هستند ..  تا این که صدایی از بلندگو  آن ها رو برای سوار شدن به هواپیما دعوت می کند .. گوینده علاوه بر زبان محلی به زبان انگلیسی هم پیغام می دهد ...

 فرودگاه ریودژانیرو ؛ ساختمان دیسپچ

کاپیتان کهنه کار فرانسوی به اتفاق دو کمک خود ساعتی بعد از خروج گروه پروازی از هتل ، راهی فرودگاه می شوند .. آن ها بعد از عبور از گیت های مخصوص گمرک و بررسی گذرنامه و مدارک معتبر بین المللی به ساختمان دیسپچ فرودگاه وارد می شوند . مسئولان برزیلی دیسپچ با اونیفورم های سرمه ای متحد الشکلی که به تن دارند به گروه سه نفره فرانسوی خوش امد می گویند .. شب قبل کاپیتان در باره کارمندان برج مراقبت کشور برزیل که همگی زیر نظر ارتش کار می کنند به همکاران اش در هتل توضیح داده بود .. برای همین ان ها با دیدن لباس های یک شکل و یکرنگ  کارمندان دیسپچ در فرودگاه  اصلآ تعجب نکردند ! کاپیتان قبل از پر کردن فرم مخصوص پرواز ، از سرشیفت دیسپچ تقاضای هوای بین راه و پیش بینی آن را می کند .. مرد برزیلی با اجابت خواسته خلبان ، وضعیت هوای مبدآ و مسیر طولانی را که از فراز اقیانوس اطلس می گذرد را به دست خلبان می دهد . کاپیتان با دیدن هوای متلاطم مسیر که از توده ابر های خطرناک " سی .بی " شکل گرفته است ، بی اختیار زیر لب سوتی زده و با چشم مسیر باد همچنین پیش بینی هوا که مربوط به سه ساعت آینده است را می نگرد .. او رو به کمک خلبان خود کرده می افزاید : باید سقف ارتفاع درخواستی رو چند هزار پا بیش تر بگیریم ! خدا به خیر کنه .. هوا بد جوری کشمیشی است !! ( اصلآ اون ها از این اصطلاحات ندارند !! )  

داخل هواپیما ؛ دقایقی قبل از پرواز

 گروه پرواز همگی سخت در تلاش اند تا به موقع به سوی کشورشون پرواز کنند . مسافران با در دست داشتن بلیط های خود با نظم و انضباط خاصی وارد هواپیما می شوند . اکثر آن ها لبخند بر چهره دارند . میهمانداران هم با استقرار در سر جاهای خود خیلی مودبانه به کمک مسافران شون آمده و آن ها رو برای نشستن در جاهای خود راهنمایی می کنند .. داخل کابین ، کاپیتان بر روی صندلی سمت چپ نشسته و کمک اش در صندلی  راست مشغول تنظیم کمربند های نجات است . هوا هنوز روشن است .. کاپیتان از همراهانشان می خواهد تا ساعت ها رو با هم تنظیم نمایند . چیزی به ساعت هفت بعداز ظهر نمانده است .. با ساعت بین المللی ( گرین ویچ ) تنها سه ساعت اختلاف دارند .. به عبارتی الان در کشور خودشون ساعت نزدیک ده شب است ... کاپیتان با تماس با برج مراقبت فرودگاه تقاضای استارت می کند .. و لحظاتی بعد با تائید کارمند برج ، ابتدا موتور سمت راست روشن می شود و متعاقب آن موتور سمت راست .. هواپیما توسط تراکتور ویژه به عقب کشیده و سپس در رمپ پرواز قرار می گیرد .. در حال خزش کمک خلبان با خواندن چک لیست ، وظایف قبل از پرواز رو بررسی می کنند . هنوز دقایقی تا ساعت هفت شب باقی است .. هواپیما به ابتدای باند نزدیک می شود .. و بار دیگر با کنترل اخرین بررسی ها منتظر اعلام برج می شود .. با اوکی دادن برج دست راست کاپیتان بر روی دو دسته گاز هواپیما رفته و با تمام قوا به سمت جلو فشار داده می شود .. کاپیتان حس می کند هواپیما کمی سنگین تر از گذشته است .. به همین دلیل اجازه می دهد تا بر روی باند کمی بیشتر بدود .. با نزدیک شدن به سرعت مجاز ؛ به اهستگی فرامین رو به سمت خود کشیده و هواپیما به نرمی از زمین کنده و در آسمان قرار می گیرد ...

پرواز بر فراز اقیانوس اطلس ...

کمک خلبان بار دیگر آخرین بررسی های بعد از پرواز رو از روی چک لیست قرائت می کند .. داخل هواپیما مسافران در حالی که کمربند های همه ان ها بسته است ، با حالتی مضطرب در حال تماشای مناظر زیر پای خود هستند .. هواپیما با تکان های مختصری هم چنان در حال اوج گیری است .. طبق نقشه آن ها می بایستی در امتداد ساحل طولانی برزیل به سمت شمال شرقی پرواز کرده و بعد از طی مسافتی به سمت شرق تغیر مسیر دهند .. با اوج گرفتن مرکب آهنین و بالانس شدن آن میهماندارن پذیرایی از مسافران رو آغاز می کنند .. هوا تاریک شده است ... به هیچ عنوان زیر پای ان ها دیده نمی شود . شب با همه تاریکی اش فرا رسیده است .. کاپیتان هواپیما رو در ارتفاع ده هزار و ششصد و هفتاد متری زمین بالانس و لول می کند .. با گذشت دو ساعت از پرواز اغلب مسافران شام خود رو صرف کرده اند .. هواپیما در حالت خلبان اتوماتیک قرار گرفته است .. کاپیتان پشتی صندلی رو کمی عقب برده و در حال استراحت است .. کمک اش هم در حال نوشیدن قهوه فرانسوی است .. با سپری شدن سه ساعت از پرواز ، خلبان از روی نقشه جی پی اس کابین هواپیما متوجه می شود که تقریبآ حدود یک ساعت دیگه به منطقه " جزایر سبز " نزدیک خواهند شد ..  

ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه  ؛ اقیانوس اطلس

هواپیما همچنان غرش کنان در حال پرواز است .. هیچ یک از مسافران و حتی گروه پروازی فکرش رو نمی کنند تا دقایقی دیگر در هوا منفجر شده و پودر خواهند شد ..!! ساعت به وقت محلی ده و نیم شب است ( ۱:۳۰ دقیقه گرین ویچ ) چیزی به زمان تعویض کمک خلبان ها نمانده است .. توده ای از ابر های خطرناک و اتش زای " سی . بی " با میلیون ها کیلو وات ولتاژ قوی در چند کیلومتری آن ها واقع شده است . حتی نزدیک شدن به محدوده این ابر ها برای هر هواپیمایی خطرناک و مرگ آفرین است .. چه برسه به این که مستقیم به سویش پرواز کنی .. شاید کاپیتان تصمیم داشته از کنار ان ها بگذرد .. شاید هم اصلآ متوجه ابرهای فوق نشده و تصور کرده ابرهای " آلتاکومولوس " که فقط تکان دارند ، است .. طوفان شدیدی اقیانوس اطلس رو فراگرفته است .. کاپیتان های با تجربه و بین المللی به خوبی می دانند که گاهی ارتفاع طوفان های  استوایی دریا مخصوصآ در منطقه ای که ایرباس در حال عبور است به ۱۵ هزار متری ( تقریبآ ۴۵ هزار پایی ) هم می رسد ! و به هیچ جسم پرنده ای رحم نمی کند ! هواپیما به سوی جزایر غربی آفریقا در پرواز است ..  نخستین تشعشعات سی .بی تعدادی از سیستم ها رو از کار می اندازد .. از ان جا که اغلب سیستم های هواپیمای ایرباس کامپیوتری است ، نقص فنی به مرکز به طور خود کار گزارش داده می شود ...

با اخلال در سیستم ، خلبان متوجه علایم الکترونیکی در کابین می شود .. او خیلی زود در می یابد همه سیستم های ارتباطی از کار افتاده است ... تشعشعات بعدی سبب اخلال در سایر سیستم های ناوبری می شود .. حالا دیگه هواپیما به خاطر نزدیک شدن به حریم ابر های سی . بی همانند پر کاهی به این سو و ان سو پرت می شود .. هیچ یک از مسافران حتی خلبان و خدمه پرواز گمان نمی کنند که مشکل مرگ آفرین باشد .. آن ها از طوفان های شدید تر هم عبور کرده اند .. سیستم خود کار هواپیما تقریبآ ده اخطار رو به مرکز اعلام می کند .. هواپیما برای لحظاتی متعادل می شود .. اما برای یک لحظه کاپیتان متوجه می شود فرامین سفت شده و حرکت نمی کنند .. او حالا به وضوح ابرهای خطرناک رو در صفحه رادار خود تشخیص می دهد .. اما فرامین جواب نمی دهند .. او سعی دارد با فشار دادن به رادر و کم و زیاد کردن سرعت از مهلکه نجات یابد ... اما در یک لحظه برخورد صاعقه به بدنه هواپیما ، آن را در هوا شکافته و منفجر می کند .. همه چیز خیلی سریع تر از ان چه بشه تصور کرد ، اتفاق می افتد .. و به خاطر پرشرایز بودن هواپیما ، مثل سوزنی که به بادکنک فرو کنیم ، با صدای مهیب منفجر می شود .. مسافران بدون این که بدونند چه اتفاقی افتاده است .. ابتدا لباس های آن ها به خاطر خروج هوا پاره و از بدن آن ها جدا می شود .. و سپس به شدت در هوا پرت شده و قبل از برخورد بر سطح دریا بر اثر شوک شدید وارده که عین موج انفجار فشار بسیار قوی دارد ، در بین زمین و دریا جان می بازند .. در همین حال مسئولان کنترل زمینی با تعجب می بینند هواپیما از صفحه رادار محو شد ..!!

 

برای تجسم بهتر ؛  در این نقشه محل تقریبی شهر ریودژانیرو همچنین مسیر پرواز به اروپا رو مشخص کرده ام .

************ 

چرا ایرباس مدرن منفجر شد ... !!؟

 ممکنه برای خیلی از شما این پرسش پیش بیاید که چطور ممکنه یک هواپیمای امروزی مدرن به مانند ایرباس ۳۳۰ با تماس رعد و برقی سقوط کرده و جان صد ها مسافر بی گناه رو بگیرد !!؟ در این پست سعی می کنم با تکیه به تجربه های پروازی خویش این سانحه دردناک رو به زبانی ساده توضیح دهم . خوانندگان قدیمی حتمآ به خاطر دارند که در یکی از پست های قدیمی ام در باره سانحه اسفناک برخورد ابر " سی . بی " با هواپیمای مدرن جامبو جت ۷۴۷ نیروی هوایی بر فراز مادرید ، و اخرین مکالمات خلبان  توضیح دادم  ( اینجا ) و خوب یادمه اطلاعات مبسوطی در باره این ابرها  در همان پست نوشتم . توصیه می کنم ابتدا آن مطلب رو مطالعه فرمایید . اما در پاسخ شما عرض کنم ... تمهیدات فراوانی برای دفع جریان صاعقه و هر گونه رعد و برق بر روی بدنه هواپیما ها اندیشیده شده است . اگر شما جزء اون دسته از مسافرانی هستید که مدام با هواپیما پرواز می کنید ، خواهش می کنم این بار با دقت به انتهای نوک بال ها توجه کنید .. حتمآ خواهید دید سیم هایی شبیه کابل برق از بال های هواپیما اویزان است . همین سیم ها رو در بالچه های دم هواپیما هم می بینید .. حتی وقتی هم که روی زمین قرار دارند ، سیمی نازک از بدنه به زمین وصل شده است .. که برای دفع صاعقه است . اما  بررسی های تیم های خبره سوانح هوایی نشان داده است که صاعقه گاهی بر سیستم های درونی هواپیما از جمله داخل باک برخورد کرده و سبب انفجار می شود !! ( دقیقآ عین مورد جامبو جت نیروی هوایی ) که با هماهنگی با کارخانه سازنده آن ها اصلاح می شود ...

امروزه اغلب هواپیما های مدرن مسافربری به ویژه خانواده ایرباس ها دارای سیستم های مجهز کامپیوتری هستند که تمام اشکالات فنی رو به صورت خودکار به مرکز مخابره می کنند . کما این که این هواپیما هم بیش از ده مورد از نواقص از جمله اشکال در سیستم برق رو مخابره کرده بود . در زمینه شناسایی ابر های خطرناک ، علاوه بر رادار های قوی داخل هواپیما سازمان هواشناسی هم با بهره گیری از پیشرفته ترین سیستم های ماهواره ای وضعیت هوا و حرکت ابرهای خطرناک رو از قبل اعلام می کنند . و خلبانان از قبل از پرواز دقیقآ می دانند چه مسیری رو برای پرهیز از نزدیک شدن انتخاب نمایند . این هواپیما هم بر تکیه بر همان اطلاعات مسیر و ارتفاع خود رو تنظیم کرد . اما ان چه که سبب این حادثه شده و سیستم های ماهواره ای قادر به پیش بینی اش نبودند ... طوفان های ناگهانی و غیر منتظره استوایی در بخش هایی از اقیانوس بود که موجب از کار انداختن سیستم های ناوبری ، ارتباطات و در نهایت فرامین هواپیما بود که باعث انفجار گردید ...

البته طبق اخرین اعلام کارشناسان ، اخلال در سیستم برق در دقایقی قبل از سانحه گزارش شده بود . ولی از دست رفتن فرامین رو من با توجه به سانحه جامبو جت خودمون حدس می زنم . مورد دیگری که به ذهن ام می رسد این است که .. این احتمال وجود دارد که بعد از چهار ساعت پرواز مستمر بر روی اقیانوس و صرف شام خلبانان ، در حال استراحت بوده و هواپیما در حالت اتوپایلوت به مسیر خود ادامه می داده است .. معمولآ در این ساعت کرو جای خود رو با هم عوض می کنند .. با توجه به اولین اخطار اتوماتیک مبنی بر اختلال در جریان برق هواپیما سه دقیقه قبل از سانحه ، خلبانان متوجه تشخیص ابرهای سی .بی نشده اند .. چه بسا رادار ان ها هم به خاطر مشکل برق آن لحظه قطع شده بود . البته فراموش نکنیم سه دقیقه فرصت کافی برای هواپیمایی مثل ایرباس است که از مهلکه خطر دور شود . البته من برد تشخیص ابر های سی .بی را در این نوع هواپیما نمی دونم . اما طبیعی است وقتی رادار از کار بیفتد ، دیگه وسیله ای برای تشخیص باقی نمی ماند ...

کارشناسان خبره هواشناسی معتقدند طوفان های استوایی معمولآ ناگهانی است و در مواقعی همان طور که اشاره کردم تا پانزده هزار متر هم می رسد .. پس این امکان وجود دارد که هواپیما بی خبر از همه جا مسیر خود رو ادامه می داد .. محل ابر های خطرناک سی . ب رو هم تشخیص داده بود .. و به عبارتی راه خود رو درست انتخاب کرده بود .. ولی ناگهان با طغیان طوفان استوایی هواپیما به سمت ابرهای سی .بی پرت شده و منفجر گردیده است . فراموش نکنیم که حتی گذر از حریم این گونه ابر ها خطرات جدی برای هواپیما و سرنشینان ان به وجود می اید .. به همین دلیل اغلب خلبانان سعی می کنند هرگز به اطراف ان هم پرواز نکنند . از طرفی خلبان هواپیمای فوق با تجربه بالای پروازی اش دقیقآ این مسایل رو می دانسته است .. و اگر تشخیص می داده که ادامه در همان مسیر خطرناکه ، حتمآ با هماهنگی با مرکز کنترل زمینی نسبت به تغیر ارتفاع اقدام می کرده است .. حتی در صورت قطع ارتباط رادیویی به خاطر نجات جان مسافران این ریسک رو می کرده که ارتفاع هواپیما یش رو افزایش دهد .. تازه راه کار هایی هم در این جور مواقع وجود داره و ان ساختن مثلث به ضلع یک مایل است که با مشاهده ان مسئولان کنترل متوجه قطع ارتباط شده و سعی می کنند اطراف هواپیما فوق را خلوت نگاه دارند .. یا از طریق هواپیماهای دیگر پیغام خود رو ارسال کنند . اما وقتی چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و هیچ تماس و حرکتی دال بر تغیر مسیر و ارتفاع از خلبان مشاهده نشده است .. سانحه پیش امده می تواند ناگهانی و در یک لحظه اتفاق افتاده باشد ...

بنابراین در جمع بندی سخنانم بار دیگر تآکید می کنم .. این سانحه ناگهانی بوده است . و قطع سیستم برق چه به خاطر تشعشات ابر های سی .بی یا ایراد خود هواپیما ، باعث قطع رادار و عدم تشخیص ابرها شده است . یا این که در اثر بی توجهی به حریم ابر نزدیک و باعث انفجار ناگهانی گردیده .. یا طوفان استوایی ان را به دامان ابرهای خطرناک سوق داده است ..

چگونه هواپیما شناسایی می شود .. ؟

حال به هر دلیلی هواپیما ساقط شود ، برای پیدا کردن آن سیستم هایی طراحی شده است . یکی از ان ها خود جعبه سیاه ( که به رنگ بنفش است ) پالس هایی رو فکر کنم تا یک ماه از خود به اطراف می فرستد . که به راحتی از طریق هواپیما یا کشتی های بزرگ یا دستگاه های جستجوگر زیر دریایی که قیمت ان ها خیلی هم گران است رد یابی می شود .. اما گاهی امکان دارد به خاطر ماسه های نرم و یا املاح کف اقیانوس به زیر آن ها فرو رود .. که در این حالت تنها به وسیله سیستم های زیر آبی با بازوهای الکترونیکی و کامپیوتری شناسایی و خارج می گردند .. مورد دیگری که به کاوش کمک می کند ، این که  در این نوع هواپیما  سیستم رادیویی خاصی  به نام " آرگوس " وجود داره که تا چند روز از خودش فرکانس هایی رو به اطراف ارسال می کنه .. که فکر می کنم به کمک ان تا فردا هواپیما کشف بشه . البته من شنیدم که تجسس های دریایی بین برزیل و جزایر آفریقایی انجام گرفته است . به اعتقاد کارشناسان این دردناک ترین سانحه هوایی در ۷۵ سال گذشته در خطوط هوایی ایرفرانس نامیده شده است !! البته روز بعد سانحه یک فروند هواپیمای تجسسی فرانسه از داکار سنگال به محل تقریبی سانحه پرواز کرده است . همچنین یک کشتی بزرگ هم از سواحل گینه به سمت محل سانحه حرکت کرده است . البته امکان نجات سرنشینان غیر ممکن است .. همه تلاش های جستجو برای یافتن لاشه هواپیما و دسترسی به جعبه سیاه و جعبه اطلاعات پروازی هستند .. تا دلیل این حادثه عجیب رو پیدا کنند .. از طرفی دولت برزیل هم هفت هواپیما و سه کشتی به محل اعزام کرد ..

بازتاب های سقوط ..  

 به محض قطع شدن علایم هواپیمای پرواز ۴۴۷ پاریس ، تلکس خبرگزاری های عالم این واقعه رو سریع اعلام کردند ... خانواده قربانیان با شنیدن اخبار به فرودگاه شارل دوگ رفته و منتظر شنیدن اخبار دقیق از وضعیت جگر گوشه هاشون بودند .. من شنیدم رئیس جمهور فرانسه شخصآ در میان خانواده ها حاضر شده و به ان ها دلداری داده است ... البته او در کلام نخست به اصطلاح آب پاکی رو روی دست هموطنان اش ریخته و گفت .. هیچ امیدی به زنده ماندن آن ها نیست .. از طرفی به دلیل عمق بسیار زیاد اقیانوس در اون منطقه ، باعث کندی جریان جستجو شده است . علاوه بر دولت های اسپانیا و سنگال که هواپیما برای جستجو اعرام کرده اند ، نیکولای سارکوزی رئیس دولت فرانسه از واشنگتن در خواست کمک کرده است .. ان ها همچنین از پنتاگون خواسته اند با سیستم های ماهواره ای که در اختیار دارند کمکی برای یافتن لاشه هواپیما به عمل اورند .. تا این لحظه که مطلب رو می نویسم .. هیچ خبری مبنی بر پیدا کردن قطعات هواپیما به گوشم نرسیده است .. اما مطمئن هستم با تکنولوژی روز و سیگنال هایی که از هواپیما به بیرون ارسال می شود ، تا فردا ( سه شنبه ) به هواپیما یا قطعات ان دسترسی یابند . من از طرف خود این ضایعه رو به همه خانواده های داغدار و مردم کشورم تسلیت می گویم .

ucck57t7h0w8mfm0lbzf.jpg

در پایان بار دیگر خواهش می کنم حتمآ برای شناخت و مطالعه ابرهای "  سی .بی  " به مطلبی که در فروردین سال ۱۳۸۷ نوشتم ( اینجا ) مراجعه کنید ... با آرزوی سلامتی برای همه مردم جهان مخصوصآ هموطنان نازنینم ، از خداوند متعال آرزو می کنم هرگز شاهد سوانح ناگوار در جهان نباشیم . ضمنآ عذر خواهی بنده رو مبنی در محدود بودن اطلاعات اولیه ام ببخشید .. با این مقدار اطلاعات تحلیل حقیر این بود .. بی تردید اگه خبرهای کامل تری به دستم برسه .. در بخش کامنت ها تحلیل های بعدی رو ارایه خواهم داد ... موفق و تندرست باشید .

با آرزوی شادی و تندرستی

بهروز مدرسی

این مطلب ساعت ۲:۴۵ دقیقه بامدائ سیزدهم خرداد ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .

 یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )  

 پاینده و برقرار باد ایران آریایی   

 حتی با ماهی ۱۰۰۰ تومن هم می شه کمک کرد !

برای اطلاع بیشتر به سایت ذیل مراجعه کنید :

http://www.mahak-charity.org/main.php

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 
  
زير نظر : عليرضا صادقي  
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد
 

THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:June 1, 2009 Time:00:15 Location:Near IIha Fernando de Noronha,Atlantic Ocean Operator:Air France AC Type:Airbus A-330-203 Aboard:228 Fatalities:228 , Ground:0 ,Route:Rio de Janeiro - Paris , Details: The Airbus went missing over the Atlantic Ocean on a flight from Rio de Janeiro to Paris, France. The plane departed from Rio de Janeiro-Galeao International Airport at 19:03 LT bound for Charles de Gaulle Airport in Paris. The last radio contact with the flight was at 01:33 UTC. The aircraft disappeared about 186 miles northeast of Natal, Brazil. The aircraft reportedly went through a thunderstorm with strong turbulence at 02:00 UTC. At 02:14 UTC an automated message was received indicating a failure of the electrical system. The plane carried 12 crew members and 216 passengers. This ties as the 21st worst accident in aviation history.

Date:May 26, 2009Time: Location:Near Isiro, Democratic Republic Congo Operator:Service Air AC Type: Antonov An-26 Aboard: 4Fatalities:3 , Ground:0 ,Route:Goma - Isiro , Details: The cargo plane crashed while on approach to Isiro-Matari Airport.

Date: May 22, 2009 Time:21:13 Location:Trancoso, Brazil Operator:Private AC Type: Beach King Air 350 Aboard: 14Fatalities:14 , Ground:0 ,Route:São Paulo- Trancoso Details: The twin engine plane crashed short of the runway at Terravista Airport while attempting to land in a middle of a heavy storm. Fourteen people were killed, including 4 children.

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:یک جون 2009/زمان:00:15/مکان:اقیانوس اطلس خط هوایی:ایر فرانس نوع هواپیما:ایرباس آ-330تعداد سرنشین:228/تلفات:228/تلفات روی زمین:0/مسیر:ریودوژانیرو به پاریس/جزئیات:هواپیمای ایرباس در پروازی از ریودوژانیرو به پاریس ناپدید شد.هواپیما در ساعت 19:03 بوقت محلی از فرودگاه بین المللی "گالیو" ریودوژانیرو بسمت فرودگاه "شارل دوگل" پاریس پرواز کرد.آخرین تماس رادیویی با هواپیما در ساعت 1:33 بوقت جهانی انجام شد.هواپیما در حدود 186 مایلی شمال شرق "ناتال" در برزیل ناپدید شد.بر اساس گزارشات در ساعت 2:00 بوقت جهانی هواپیما از میان یک منطقه طوفانی بهمراه توربولانس شدید عبور میکرد.در ساعت 2:14 بوقت جهانی پیامی اتوماتیک مبنی بر نقص در سیستمهای برقی مخابره گردید.هواپیما شامل 12 خدمه و 216 مسافر بود.این سقوط بدترین سانحه هوایی قرن 21 میباشد.

تاریخ:26 مه 2009/زمان:/مکان:نزدیک "ایزیرو" در کنگو/خط هوایی:سرویس ایر/نوع هواپیما:آنتونوف-26/تعداد سرنشین:4/تلفات:3/تلفات روی زمین:0/مسیر:"گومو" به "ایزیرو"/جزئیات:هواپیمای باری در حین تقرب به فرودگاه "ماتاری" "ایزیرو" سقوط کرد.

تاریخ:22 مه 2009/زمان:21:13/مکان:"ترانکوزو" برزیل خط هوایی:خصوصی نوع هواپیما:بیچ کینگ ایر 350/تعداد سرنشین:14/تلفات:14/تلفات روی زمین:0/مسیر:"سائوپولو" به "ترانکوزو"/جزئیات:هواپیمای دو موتوره بفاصله کوتاهی از باند فرودگاه "تراویستا" در حین تلاش برای نشستن در هوای طوفانی سنگین سقوط کرد.14 نفر از جمله 4 کودک کشته شدند.

planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 تسلیت به دوستان 

o1o9wadarsycb24sozgq.jpg

مطلع شدم هنرمند بزرگ و بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون بانو پروین سلیمانی در سن ۸۷ سالگی از میان ما رفت ... من درگذشت هنرمند گرامی رو به خانواده محترم اش و همه مردم ایران تسلیت می گویم . روحش شاد .

 
 فرستنده : بابک معترض ( اردبیل )  
 
 
 
 
 
 

 من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 

- تعداد بازديد
  • 7505
  • مرتبه

    نظرات

    سلام دوستان.ظاهرا متاسفانه تمامی امیدها برای پیدا کردن مسافران هواپیمای ارفرانس (در حالت زنده) به نا امیدی تبدیل شد.تیکه ای از لاشه هوا پیما ارباس 330 مدل 200 پیدا شد.متاسفم
    این اشیا در 650 کیلومتری شمال شرقی Fernando de Noronha مشاهده شده است
    این هم لینکی از عکس هواپیمای سانحه دیده قبل از سانحه
    http://www.jetphotos.net/viewphoto.php?id=6521385
    یک خبرگزاری پرتغالی اعلام کرده بعضی از خانواده های مسافران sms هایی از بستگان خودشون دریافت کردن حاوی جملاتی مثل "دوستت دارم" و یا "من می ترسم"
    کاپیتان این پرواز از 11700 ساعت سابقه پروازی ، فقط 1700 ساعت سابقه پرواز با ارباس 330 و 340 داشته است.

    کمک خلبان دوم هواپیمای ناپدید شده از مجموع 6600 ساعت سابقه پروازی ، 2600 ساعت سابقه پرواز با ارباس 330 و340 داشته ا ست.

    هواپیمای ارباس 330 ارفرانس که در سال 2005 وارد ناوگان شده ، تا امروز مجموعا" 18870 ساعت رکورد پروازی داشته است
    منبع
    www.aerospacetalk.ir
    پاسخ
    ممنون شهاب جان
    ای کاش زود تر برام می فرستادی
    به هر حال در کامنت بعدی نظریه ام رو مبنی با این کامنت تکمیل کرده و در همین بخش قرار می دهم
    ممنون از شما

    همین الان که کامنت های پست قبلی رو پاسخ می دادم .. دوست عزیزی به نام شهاب برام نوشت .. بعضی از مسافران برای عزیزان خود پیامک هایی مبنی بر دوست داشتن و ترس ارسال کرده اند

    با این حساب .. نظریه اول ام مبنی بر قطع سیستم ارتباطی .. و از کار افتادن فرامین در نتیجه بالا پائین رفتن هواپیما در حریم ابرهای سی .بی درست می تواند باشد .. و در نهایت با رفتن به درون توده اصلی ابرهای اتش زا به صورت ناخواسته و بدون کنترل ، هواپیما منفجر شده است
    ممنون از شهاب عزیز

    آقا بهروز
    سلام

    فکر نکنم درباره فراخوان خبر تکمیلی در کار باشه. و اینکه هیچ چیز ماندگاری و ارزش کتاب را نداره. فکر کنم از مطالبی که صلاح می دانید پرینت گرفته برایشان ارسال کنید.من که از ادبیات جدید سر در نمی آورم؟! محصولات چند رسانه ای؟! آیا شامل وبلاگ و سایت هم می شود؟!

    (( از وبلاگ نیروی هوایی ایران ))
    نبرد هوایی با چهار میگ
    خاطره از : سرتیپ خلبان سیروس باهری


    در طول هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، یکی از کانون های اصلی درگیری، که نوک پیکان تمامی حملات هوایی دشمن به شمار می رفت، پایگاه سوم شکاری همدان بود. این پایگاه از آن جا که از نظر موقعیت جغرافیایی و امکانات دفاعی در سطح بسیار بالا و ممتازی قرار داشت، مدام مورد حمله همه جانبه هواپیماهای دشمن متجاوز قرار می گرفت. خلبانان ایثارگر این پایگاه، شبانه روز با انجام چندین ماموریت جنگی، خواب را از چشم مزدوران صدامی می ربودند و در خلال 24 ساعت شبانه روز، درگردان پروازی و آشیانه برای انجام ماموریت همیشه هوشیارو بیدار می ماندند تا از فشار بی امان دشمن که در تمامی جبهه ها اعمال می شد، بکاهند.
    علیرغم همه تلاش ها و جان فشانی هایی که انجام می شد، به دلیل همکاری تمامی جهان استکبار در تجهیز و تدارک امکانات نظامی و غیر نظامی عراق، حملات دشمن مکرر و بی وقفه بود و خلبانان عراقی از آن جا که توان رویارویی با مدافعان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را نداشتند، ناجوانمردانه نقاط مسکونی و مواضع غیر نظامی را مورد هدف قرار می دادند. دزفول، کرمانشاه، ایلام، همدان و...گویی سهمیه ای روزانه از این بمباران ها داشتند.

    ملاقات مجروحین حمله هوایی

    در یکی از از حملات هوایی دشمن به شهر همدان، عده زیادی شهید و مجروح شدند.
    مجروحان در بیمارستان پایگاه و بیمارستان های شهر در کنار بیماران عادی و مصدومان سایر شهرها بستری شده بودند و من که مسئولیت فرماندهی پایگاه سوم شکاری همدان را برعهده داشتم، روز بعد از حمله دشمن سعی کردم از تک تک مجروحان، عیادت کنم.
    در یکی از بیمارستان های شهر، در حین عیادت ازمجروحین، چشمم به دختر بچه چهار ساله زیبایی افتاد که چند جای صورت نگران و معصومش، جراحت برداشته بود. به شدت می لرزید و به آغوش یکی از پرستاران پناه برده بود.
    در پرس و جوی که کردم، متوجه شدم وی تمامی افراد خانواده از جمله پدر و مادرش را در کرمانشاه در بمباران وحشیانه دشمن از دست داده است. در آن موقعیت، انزجار شدیدی از این اقدام غیر انسانی دشمن، همراه با ترحمی عمیق نسبت به آن کودک پژمرده وبی گناه سراسر وجودم را پر کرده بود. صمیمانه تصمیم گرفتم در صورت امکان و از آن جا که خود دختری ندارم، او را به خانه ببرم و چون فرزند حقیقی خویش از وی نگهداری کنم.

    تحت تاثیر قرار گرفتم ...

    در پی این تصمیم، بررسی نموده و دریافتم که کودک مجروح، مادر بزرگی دارد که باید موافقت وی را کسب کنم. برای این منظور و به اتفاق چند تن از همکاران دل سوز به ملاقات ایشان رفتیم و من درخواست خود را مطرح کردم. مادر بزرگ کودک از من به خاطر دل سوزی و خیر خواهی تشکر کرد اما از قبول این درخواست، امتناع ورزید.
    همراهان من، که به سرنوشت کودک، علاقه مند شده بودند، سعی کردند به شیوه های مختلف، نظر موافق مادر بزرگ را جلب کنند؛ ولی با همه تشویق ها و توضیحات آنها، پاسخ او هیچ تغییری نکرد. نهایتا اضافه کردند که این دوست و همکار ما که متقاضی سرپرستی نوه شماست، فرمانده پایگاه هوایی منطقه و خلبان است و در مقابل مردم عمیقا احساس مسئولیت می کند و چنین درخواستی از ناحیه او بسیار طبیعی و از سر تعهد اخلاقی و دینی و میهنی است.
    مادر بزرگ کودک، پس از شنیدن این مطلب و آگاهی از مسئولیت و شغل من با تامل و تعمقی کوتاه، به سادگی اظهار داشت :
    - چنانچه ایشان خلبانی ماهر و مسلمانی مسئول هستند، به جای نگهداری از این طفل بی سرپرست، بهتر است مانع حملات شبانه روزی دشمن شوند و به جای نگهداری از یک کودک، از بی سرپرست شدن صدها طفل دیگر پیشگیری نمایند و حامی و سرپرست واقعی صدها نفر باشند.
    سخنان مادربزرگ چنان ساده و موثر بود که دوستان مرا از هرگونه اصرارمنصرف نموده و اثر شگرفی بر همه ما گذاشت.


    در آشیانه آلرت بودم که ...

    چند روز بعد از این ماجرا، بعدازظهر یک روز شلوغ که من به علت تداوم و حجم زیاد کار، قدری احساس خستگی می کردم، به آشیانه آلرت (اتاق خلبانان آماده) رفتم تا به خلبانانی که هموراه برای مقابله با هواپیماهای دشمن، در آن جا آماده بودند، سرکشی کنم.
    درکنار آنان نشسته بودم که زنگ آماده باش و پرواز سریع به صدا در آمد. این نشانه یورش هوایی دشمن به منطقه ما بود. فرماندهی عملیات از مرکز فرماندهی پایگاه شکاری درخواست نمود که با توجه به نزدیک بودن غروب آفتاب و ابعاد وسیع حمله، در پاسخ به این حملات تنها از خلبانان با تجربه استفاده شود.
    این اختیار را داشتم که در صورت تمایل، پرواز نمایم. مقدمات کار با سرعت انجام شد و من آماده پروازشدم. پس از بلند شدن با رادار منطقه تماس برقرار کردم و به طرف هواپیماهای دشمن، سمت گرفتم. پرسنل رادار که صدای مرا شناخته بود، مرتبا درباره حضور گسترده دشمن در فضای منطقه هشدار می دادند و بر مراقبت بیشتر تاکید می ورزیدند.

    رادار هشدار می داد تعداد جنگنده های دشمن زیاد است

    از رادار خواستم مرا به طرف دشمن هدایت کند. همچنان که به سوی آنها پیش می رفتم، زیاد بودن تعداد هواپیماهای دشمن و لحن صحبت اضطراب آمیز پرسنل رادار، موجب بروز هیجانی ناخودآگاه در من شده بود. به یاد چهره معصوم آن دختر بچه بی سرپرست و حرف های صادقانه و صمیمی آن مادر بزرگ کرمانشاهی افتادم. از تصور جنایاتی که ممکن بود هواپیماهای دشمن تا دقایقی بعد مرتکب شوند بر خود لرزیدم. وضعیت خطرناک خودم را به فراموشی سپردم و به خود نهیب زدم که وقت کار است.
    بی درنگ هواپیماهای دشمن را در صفحه رادار هواپیمای خودم ردیابی کردم. با نزدیک شدن بیشتر متوجه شدم که قادر نیستم روی آنها قفل نموده و آنها را از دور، هدف قرار دهم آنها به وسیله دستگاه های الکترونیکی مخصوصی مانع کار من می شدند.


    اولین و دومین هواپیمای دشمن را پی درپی هدف قرار دادم و ...

    ناچار آن قدر نزدیک تر رفتم که به راحتی در دید چشمی من قرار گرفتند. یکی از آنها را به عنوان هدف در رنج راداری (برد راداری) خود قرار دادم و اولین موشک را به طرفش رها کردم. چند ثانیه بعد، اصابت موشک را به آن هواپیما، به چشم خود دیدم.
    لحظاتی چند گذشت، احساس کردم که یک هواپیمای دیگر عراقی درحالت پرواز جمع دور، با من پرواز می کند. خلبان کابین عقب هم که متوجه جریان شده بود، تعجب زده پرسید :
    - این دیگه چیه ؟ چیکار می خواهد بکنه؟
    نتوانستم پاسخ او را بدهم چون ناگهان دیدم هواپیمای عراقی دارد با افزایش سرعت، فاصله خود را از ما کم می کند. من هم با یک تصمیم ناگهانی بلافاصله و به شدت به سمت او گردش کردم و پس از عبور از بالای سرش به طرف او برگشتم و با مسلسل به سمتش شلیک کردم. اصابت گلوله ها و جرقه های ناشی از آن را بر بدنه هواپیما به چشم می دیدم.


    هواپیماهای عراقی درحال فرار بودند که ...

    در همین حال، خلبان کابین عقب با هیجان گفت:
    - بالا را نگاه کن.
    دیدم دو هواپیمای دیگر دشمن در ارتفاع دو، سه هزار پایی بالای سر ما پرواز می کنند. تمامی موشک های مان را قبلا رها کرده بودیم و بجز چند تیر فشنگ باقی مانده مسلسل، چیز دیگری برای دفاع از خود نداشتیم. از لحاظ بنزین نیز برای مراجعت به پایگاه در مضیقه بودیم. اما آن دو هواپیما هم بیشتر حالت فرار داشتند تا حالت حمله و این خطر از سر ما گذشت.
    هواپیمارا به طرف پایگاه هدایت نمودم. در مسیر بازگشت به پایگاه، درحالی که خیال مان نسبتا از ناحیه دشمن آسوده شده بود، ناگهان خلبان کابین عقب از وجود هواپیمای دشمن در پشت سرمان خبر داد و وحشت زده فریاد زد:
    - ما را هدف گرفته اند.


    هواپیما مورد هدف قرار گرفت

    ثانیه ای نگذشت که هواپیمای ما به شدت تکان خورد و شروع به از دست دادن ارتفاع کرد و من خود، ترکش انفجار موشک های دشمن را در اطراف هواپیما دیدم.
    درحالی که فشار منفی را تحمل می کردیم، خلبان کابین عقب پیشنهاد کرد هواپیما را ترک کنیم. در آن لحظات، از غرب به سوی کرمانشاه، در پرواز بودیم و پدافند زمینی منطقه آتش سنگینی را به اجرا در آورده بود و ما در صورت ترک هواپیما از آتش پدافند خودی، مصون نبودیم. به ناچار از پریدن و ترک هواپیما منصرف شدیم.
    در عین ناامیدی و رسیدن به این احساس که همه درها به روی مان بسته شده، با همه وجود با خلوص تمام، یازهرا گفتم و فرمان های هواپیما را گرفته شروع به اوج گیری نمودم. متوجه شدم که هواپیما قابل پرواز است. حرکت خود را به طرف پایگاه ادامه دادم. آخرین هواپیمای عراقی که ما را تعقیب می کرد نیز دست از تعقیب ما برداشت و ترجیح داد که منطقه را ترک کند. رادار زمینی خودی مکررا در مورد حضور هواپیماهای دشمن در فضای منطقه، هشدار می داد و از ما می خواست که به سرعت به پایگاه برگردیم. من که از دفع دشمن و سقوط دو فروند هواپیمای عراقی و پاک شدن آسمان منطقه راضی و شوق زده بودم، به همکارم در کابین عقب گفتم:
    - دست مان درد نکند نبرد جانانه ای بود.


    هواپیما را به سختی به زمین نشاندم

    با آن که هواپیمای ما مورد اصابت موشک واقع شده بود و هوا هم رو به تاریکی می رفت، از شدت خوشحالی به خاطر سلامت و موفقیت مان، چند بار هواپیما را حول محور طولی به چرخش در آورده و ابراز شادمانی کردیم. دقایقی بعد به مقصد رسیدیم و عمل فرود به راحتی انجام شد. هوا کاملا تاریک شده بود. هواپیما را به طرف پناهگاه، در نزدیکی اتاق آلرت هدایت کردم و در محل مربوط، پارک و خاموش نمودم. هنگام خارج شدن از پناهگاه، با استقبال صمیمانه دوستان و همکاران خلبان و مکانیسین روبه رو شدم که بی اختیار فریاد الله اکبر سرداده بودند و مرتبا صلوات می فرستادند.
    از دوستان استقبال کننده تشکر کردم و سپس به اتفاق آنها به منظور بررسی خسارات، از هواپیما بازدید کردیم. با کمال تعجب و شگفتی مشاهده کردیم که میزان خسارت های وارد شده به هواپیما خیلی بیشتر از تصور است؛ به طوری که تمامی سکان های افقی عقب هواپیما از بین رفته بود و جای سالمی در بدنه هواپیما وجود نداشت. از اینها شگفت انگیزتر این که ترکش یکی از موشک های دشمن، داخل خرج پرتاب تنها موشک رها نشده ما که نتوانسته بودیم از آن استفاده کنیم فرو رفته بود ولی آن را منفجر نکرده بود.


    به راستی معجزه ای رخ داده بود

    این همه باعث تعجب من و سایر حاضران گردید که چگونه ممکن است هواپیما با از بین رفتن دم، باز هم بتواند به صورت عادی پرواز کرده و سالم در باند فرود آید؟ چگونه ترکش فرو رفته در موتور موشک آن را منفجر نکرده است؟ و...
    کارشناس قسمت مواد منفجره در پایگاه می گفت:
    - نه من و نه هیچ یک از پرسنل فنی پاسخی عملی برای آن چه می بینیم، نداریم.
    اکنون که مدت ها از آن ماجرا گذشته استف هنوز هم جوابی نداریم جز این که صمیمانه اعتراف کنیم هرچه بود از توسل و توجه بود.
    توجه به عالم بالا و توسل به معصومین (ع)، آن چه روی داد برای من و همکارانم درسی تازه و برای دشمن مایه هراس و وحشت بود، بدین ترتیب که در تمام ماه بعد هیچ هواپیمای دشمنی در آسمان کرمانشاه دیده نشد.


    برداشتی آزاد از پاکبازان عرصه عشق
    پاسخ
    آوالانچ عزیز و نازنین
    ممنون از شما
    راستش از قدیم ضرب المثلی است که می گوید : نه شیر شتر می خواهم و نه دیدار عرب !! حکایت ماست
    نه دوست دارم ببینمشون ، نه دوست دارم چیزی ازشون به من برسه
    فوق اش می خواهند دو تا کتاب از آثار مطهری به من هدیه بدهند .. بعدش هم هزار جور امر و نهی .. نخواستیم آقا پیشکش خودشون
    سی ساله کاری ندارم .. حالا هم ترجیح می دهم آرامش ام در کنج خونه حفظ بشه آوالانچ عزیز .. خیلی ممنون از مطلب ارسالی .. دستت درد نکنه


    عمو بهروز سلام
    واقعا تحلیل زیبایی بود
    مخصوصا جایی که از ترافیک تهران صحبت میکنن(چشمک)
    عمو بهروز در باره اهدا عضو باید بگم هیچ محدودیت سنی ندارد البته هر جوری که خودتان دوست دارین
    در مورد آن ماجرا هم دانشگاه جور نشد با اجازتون من میرم دنبال پیشنهاد خودتان
    پاسخ
    علیرضا جان خوشحالم مورد پسند شما قرار گرفته است
    در مورد اشاره به تهران ، برای خنده بود .. !! در مورد اعضای بدن بگم .. مسئله پیری نیست .. پسرم اعضای بدنم چندین بار رفته زیر تیغ .. به درد کسی نمی خورد !! و گرنه می خواهد در خاک بپوسد .. بهتره به یک انسان نیازمند بدهند .. ممنون از شما
    در مورد دانشگاه بی خیال شود .
    می گم در هر پست آدرس این لینک را مرتب بزن .. شاید به درد بخوره

    سلام بهروز خان
    چرا با وجود رادارهای قوی و پیشرفته ای که می توانند حتی یک گلوله توپ را در هوا رد گیری کنند. محل سقوط هواپیما مشخص نمی شود. به عبارت دیگر رادارها باید دقیقاً مکان منفجر شدن هواپیما را نشان بدهند!
    پاسخ
    فرخ جان اشتباه می کنی عزیزم
    رادار ها صفحات مدور بزرگی هستند که امواج به هواپیما برخورد می کنه و در برگشت به ایستگاه بر گشته و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیره
    اما وقتی هواپیمایی سقوط کرد .. رادار هیچ کارایی ندارد ... چون به زمین افتاده یا کف دریا نشسته است
    اما همان طور که گفتم بعضی هواپیما ها مثل همین ایرباس علاوه بر فرکانس هایی که از جعبه سیاه ارسال می کنه .. خود هواپیما هم سیستم مستقلی داره .. ولی فرخ جان رادار فقط تا زمانی که در هواست می شه آن را تشخیص داد .. ممنون از شما

    ميل24 ارابه شيطان

    میل ۲۴ اولین هلیکوپتری است که در نیروی هوایی روسیه جهت عملیات تهاجمی، عملیات ضدکشتی و امور ترابری به خدمت گرفته شده است. ماموریتهایی دیگری نیز توسط این هلیکوپتر انجام می شود، از جمله: عملیات پشتیبانی هوایی نزدیک، عملیات شکار تانک، عملیات اسکورت و نبرد هوایی با هواپیماهای دشمن. ارابه شیطان (Satan's Chariot) نامی بود که مجاهدان افغان در هنگام اشغال کشورشان توسط شوروی سابق در دهه ۸۰ با دیدن هلیکوپتر MI-24 Hind به آن دادند. این هلیکوپتر به طور گسترده ای در جنگ افغانستان (1980 – 1988) مورد استفاده قرار گرفت و در این جنگ بود که به میل ۲۴نام «سلاح نبرد» (Weapon of the Conflict) اطلاق شد.

    اگر آپاچی را بهترین بالگرد ضد تانک جهان بنامیم ، باید میل 24 را بهترین بالگرد تهاجمی جهان نامید. میل ۲۴ از نظر عملیاتی، همتای هلیکوپتر آمریکایی AH-64 آپاچی شناخته می شود، اما بر عکس نمونه ی آمریکایی اش، توان خوبی در ترابری نیروها دارد و بر خلاف تمامی بالگرد های ضد تانک جهان که تنها می توانند دو خدمه را حمل کند ، قادر است در کابین پایینی خود ۸ نفر سرباز کاملا مسلح را حمل کند.

    میل ۲۴ هایند اولین بار در سال ۱۹۷۴ وارد خدمت شد و آن را باید اولین بالگرد ضد تانک پشتیبانی هوایی نزدیک ساخت روسیه دانست. میل ۲۴ دارای یک طرح انقلابی و اعجاب آور در صنایع بالگرد سازی است. به جرات باید این بالگرد را یکی از بی نظیرترین بالگردهای هجومی جهان نامید.

    این بالگرد با سرعت کروز ۳۳۸ کیلومتر بر ساعت با پرواز در کمترین ارتفاع ممکن به یک باره بر سر نیروهای دشمن ظاهر شده و آتش مهیبی را بر سر آنان فرو می ریزد.

    میل ۲۴ که نمونه صادراتی آن را میل ۲۵ و یا میل ۳۵ نیز می نامند را باید از نظر ابعاد و وزن بزرگترین بالگرد ضد تانک جهان نامید. این بالگرد با طول ۲۱ متر ( در مقابل ۱۷ متر برای آپاچی ) و وزن خالی ۸۲۰۰ کیلو گرم ( در مقابل ۵۱۶۰ برای آپاچی ) بزرگترین و سنگین ترین بالگرد ضد تانک جهان است که ۳ برابر کبرا و ۵/۱ برابر آپاچی وزن دارد.

    بر خلاف اکثر بالگردهای ضد تانک جهان که از ترکیب دو سرنشینه با الگوی خدمه پشت سر هم استفاده میکردند َ نمونه های اولیه این بالگرد دارای دو خدمه در کنار هم بود که البته این مسئله در مدل های بعدی بر طرف شد.
    جالب است بدانید که این بالگرد نمی تواند به صورت عمودی از روی زمین بلند شود ، بلکه باید مسافتی را با چرخ بر روی باند خزش کرده تا بتواند بلند شود . البته مسافت بسیار کمی. دلیل این امر به بالهای بزرگ و رو به پایین این بالگرد مخوف بر می گردد.

    این بالگرد دارای ۵ ملخ اصلی و ۳ پروانه دم می باشد. ملخ پنج تیغه ی بالگرد در بالای بخش میانی بدنه نصب شده است که کوتاه و افقی می باشد. بالچه های حمل مهمات در قسمت میانی دو طرف بدنه نصب شده اند. کابین خلبان و تیغه های ملخ هلیکوپتر از آلیاژ تیتانیوم ساخته شده اند و در برابر اصابت گلوله های 20 میلی متری کاملا مقاوم هستند.
    دو موتور بسیار پرقدرت توربوشفت نیز در قسمت میانی بالای بدنه، به همراه دو محل ورود هوا (درست در بالای کابین خلبان) نصب شده اند. اگزوز موتورها در کنار موتورها تعبیه شده است.

    بر عکس سایز و مخوف بودنش ، از هلیکوپتر کبرا بسیار آرامتر ( نه از لحاظ سرعت ) ، کم صداتر و نرم تر پرواز می کند. گفته می شود این بالگرد به دلیل داشتن بالهای بزرگش که نیروی زیادی در حرکت رو به جلو ایجاد می کند توسط خلبانانش مانند یک هواپیمای بال ثابت به پرواز در می آید.

    بالچه های نصب شده، 22 تا 28 درصد به توان پروازی افقی هلیکوپتر کمک می کنند.
    بالچه های کوچک نصب شده در انتهای بدنه، در هنگام گردش در زوایای تند و با سرعت کم یا به هنگام گردشهای ناگهانی، به کاهش نیروی برا کمک می کنند. به همین دلیل، حداکثر سرعت افقی هلیکوپتر فدای وجود این دو بالچه ی کوچک شده است تا نیروی برا کاهش یابد.
    به دلیل مشخصات خاصی که ذکر برخی از آنها آمد، این هلیکوپتر بسیار سنگین وزن و دارای ابعادی بزرگ است، قدرت مانور بسیار کمی دارد. به همین جهت در عملیتهای رزمی از دو فروند یا ترکیبی از چندین هلیکوپتر دو فروندی و در جهات مختلف، استفاده می شود.
    میل ۲۴ دارای ۲ دستگاه موتور کلیموف TV3-117 با توان 2190 اسب بخار دارای قوی ترین موتور در میان بالگردهای ضد تانک موجود است.موتور میل ۲۴ از نوع به کار رفته در هلیکوپتر Mi-8 می باشد. روسها این موتور را بر روی سایر هلیکوپتر های خود نصب کرده اند و اکنون میل 24 و میل 28 و کاموف 27 و 29 و 30 و 60 و میل 17 از این موتور استفاده می کنند.

    تسلیحات این بالگرد در مدل پر تولید MI-24V شامل 1 مسلسل 7/12 میلیمتری 4 لول متحرک است با 1470 فشنگ انفجار قوی و ضد زره که معمولا یک فشنگ در میان از این دو نوع لود می شود تا بیشترین اثر مخرب را داشته باشد و می تواند اهداف را در طرفین بالگرد هدف قرار دهد. این مسلسل به وسیله سایت نصب شده بر روی کلاه افسر مهمات هدف گیری می شود به گونه ای که به کمک ارسال و دریافت امواج الکترو مغناطیسی ، مسلسل هدف را شناسایی کرده و خود به خود هدف یا هر جایی را که افسر مهمات نگاه می کند نشانه می رود.

    نمونه های اولیه هایند فاقد مسلسل ثابت در درون بدنه بود و برای حمل آن از بالهای بزرگ و بدون افتادگی و زاویه اش استفاده می کرد. در هایند C شکل بالها به شکل امروزی در آمد و هر بالچه دارای 3 جایگاه حمل تسلیحات (Hard Point ) بود ( در مدلهای قبلی 2 جایگاه در هر بال بود ).
    مهمات این هلیکوپتر در زیر بالچه ها نصب می شوند. هر بالچه شامل سه جایگاه حمل مهمات است که در مجموع شامل 6 جایگاه می شود. مهمات نیز ترکیبی از انواع مختلف است که بر اساس ماموریت و نوع ادوات زمینی دشمن انتخاب می شوند. برای مثال تا 8 فروند موشک ضد تانک AT-6، مسلسل پرقدرت 30 میلی متری با 750 تیر فشنگ و دو محل پرتاب راکتهای 57 میلی متری. همچنین در مواقعی که ماموریت ترابری برعهده ندارد، می تواند یک جایگاه اضافی حمل مهمات نیز تعبیه کند.
    روسیه، انواع مختلفی از میل ۲۴ را با توسعه ی نمونه ی اولیه تولید کرده و آن را به بسیار از کشورهای جهان صادر کرده است.
    گونه های مختلف هلیکوپتر Mi-24

    1- مدل Mi-24D/HIND D: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک
    2- مدل Mi-24V/HIND E: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک (با سیستم های بهبود یافته نسبت به مدل D)
    3- مدل Mi-24P/HIND F: ایجاد پشتیبانی هوایی نزدیک. دارای دو مسلسل نصب شده در داخل برجک و وزن خالص 8200 کیلوگرم که می تواند تا میزان 12000 کیلوگرم افزایش یابد.
    4- مدل Mi-24R/HIND G-1: دارای مکانیزمی جهت بدست آوردن نمونه های هوا و خاک، فیلتر هوای مخصوص و جایگاه مخصوص پرتاب افشانه های درخشان منحرف کننده ی موشک (Flare).
    5- مدل Mi-24K/HIND G-2: دارای سیستم عکاسی- اکتشافی و هدفگیری دقیق مسلسل. یک دوربین عکاسی پرقدرت و با زوم بالا در داخل کابین خلبان نصب شده است. دارای مسلسل، راکت انداز ولی بدون سیستم هدفیاب.
    6- مدل Mi-25: نوع صادراتی مدل D.
    7- مدل Mi-35: مدل صادراتی نوع E.
    8- مدل Mi-35M: در این مدل به جای مسلسل پرقدرت 30 میلی متری، از دو مسلسل 23 میلی متری استفاده شده است و آخرین و پیشرفته ترین مدل برای صادرات محسوب می شود.
    9- مدل Mi-35P: نوع صادراتی مدل F با تجهیزات الکترونیک ضعیف شده.

    مشخصات فنی:

    از سال ۱۹۷۴ تا کنون مدل های مختلفی از این بالگرد ساخته شده است که شامل MI-24 A/B/C است که مدل های پایه محسوب می شوند و در در این مدلها خدمه در کنار هم قرار می گیرند. امروزه دیگر هیچ کدام از انواع A، B و C در نیروی هوایی روسیه وجود ندارد و همگی آنها به سطح مدل D یا E ارتقاء یافته اند.

    کشور سازنده: روسیه
    شرکت سازند: MIL
    تاریخ ساخت: 1976 برای مدل D.
    وظائف: تهاجمی، عملیات ضدتانک، هدفگیری نیروهای پیاده ی دشمن.


    پرنده های مشابه: هلیکوپتر AH-1 کبرا (تمامی مدلها)، هلیکوپتر UH-60 موسوم به Black Hawk، هلیکوپتر AH-64 موسوم به آپاچی و هلیکوپتر Mangusta A129.


    ملخها: ملخ اصلی 5 تیغه و موتور انتهایی با 3 تیغه.
    ابعاد مخلها: تیغه ی اصلی= 3/17 متر و تیغه ی انتهایی= 9/3 متر.
    عرض: 5/6 متر
    طول: 5/17 متر و در حالت کار ملخها= 6/21 متر.
    ارتفاع: 4 متر و در حالتی که چرخها باز باشند= 5/6 متر

    ابعاد محل در مدل ترابری: طول= 5/2 متر، عرض= 5/1 متر و ارتفاع= 2/1 متر.
    وزن: حداکثر= 11500 کیلوگرم، وزن عادی= 11100 کیلوگرم، وزن خالص=8500 کیلوگرم.
    سوخت: مخازن داخلی= 1840 لیتر، مخازن اضافی داخلی= 1227 لیتر و مخازن خارجی= 500 لیتر.

    موتور: دو موتور توربوشفت ساخت Isotov هریک به قدرت 2200 اسب بخار.
    حداکثر سرعت: 335 کیلومتر بر ساعت.
    سرعت کروز (گشت زنی): 295 کیلومتر بر ساعت.


    برد پروازی: در حالت بارگذاری عادی=450 کیلومتر، با مخازن سوخت داخلی= 950 کیلومتر.
    ارتفاع پروازی: 4500 متر.
    پرواز ایستا: بدون تاثیر جاذبه ی زمین =حداکثر در ارتفاع 1500 متری و با تاثیر جاذبه ی زمین= 2200 متر.
    میزان اوج گیری: 15 متر بر ثانیه.
    حداکثر شتاب کششی قابل تحمل: 1/75g
    بارگذاری استاندارد: 8 سرباز یا 4 برانکارد. تسلیحات خارجی= 1500 کیلوگرم و بارگذاری در مقرهای خارجی غیر از مهمات= 2500 کیلوگرم.

    تسلیحات:
    4 مسلسل 7/12 میلی متری با برد موثر 1500 متر.
    زوایای نواخت مسلسل: 20 تا 60 درجه به سمت بالا و 120 درجه به سمن پائین.
    نوع گلوله ی مسلسلها: HEFI, APT, Duplex, DuplexT
    میزان شلیک: حداکثر تا 4500 تیر در دقیقه و به انتخاب خلبان می تواند کمتر نیز شود.

    دو مسلسل بسیار پرقدرت 30 میلی متری از نوع GSh-30K، با برد موثر 4000 متر.
    زوایای نواخت: نامعلوم.
    نوع گلوله ی مسلسلها: HEFI, HEI, APT, APE, CC
    میزان شلیک: بین 300 تا حداکثر 2000 یا 2600 گلوله.

    ترکیبی از 2 تا 8 فروند موشک ضد تانک از نوع AT-2C یا AT-6C.

    2 تا 4 مقر پرتاب راکتهای 80 میلی متری S-8 با نواخت شلیک 20 فروند در هر ثانیه.
    2 تا 4 مقر پرتاب راکتهای 57 میلی متری S-5 با نواخت شلیک 32 فروند در هر ثانیه.
    940 تیر فشنگ برای مدلی که دارای مسلسل 23 میلی متری نوع GSh-23L باشد.

    4 بمب 250 کیلوگرمی از نوع FAB-250
    2 بمب 500 کیلوگرمی
    500 لیتر بنزین در مخازن سوخت خارجی

    تسلحیات قابل حمل در انواع مختلف:
    مدل D:
    4 مسلسل 7/12 میلی متری (قابل نصب بر روی بالچه ها)
    راکت اندازهای 57 میلی متری و موشکهای ضدتانک AT-2C/ SWATTER.

    مدل E:
    4 مسلسل 7/12 میلی متری (قابل نصب بر روی بالچه ها)
    دو مسلسل ثابت 30 میلی متری در سمت راست بدنه
    راکت اندازهای 57 میلی متری، موشکهای ضدتانک AT-6C.
    همچنین نیروهای سوار شده در قسمت بار، می توانند از طرق پنجره های کابین به بیرون شلیک کنند.

    سنسورهای نصب شده (در مدلهای برای روسیه فقط): سیستم هدایت لیزری و FLIR و RWR.

    سیستم های الکترونیک هوایی (آویونیک):
    سیستم هدف یاب با نمایشگر تلویزیونی ATGM، هدایتگر لیزری، سیستم FLIR، سنسور اطلاعات آب و هوا، و سیستم انتقال دهنده ی فرامین به موشک هدایت شونده.

    در مدل D از انواع بسیار ابتدایی سیستم های آویونیک استفاده شده است.
    در برخی از مدلهای صادراتی مانند E و Mi-35، سیستم های پرواز در شب و انطباق با شرائط آب و هوایی (مه آلود یا بارانی یا برفی)، سیستم های بهتر آویونیک، رادار هواشناسی، خلبان خودکار، نمایشگر سربالا (HUD) و مکان یاب جهانی (GPS)، قابلیت حمل مهمات بیشتر، نصب شده است.
    قابلیت حمل مهمات بیشتر و سیستم های آویونیک جدید نظیر HUD، با کمک فنی شرکت فرانسوی Sextant Avionique فراهم آمده است.

    تمهیدات برای افزایش بقاپذیری بالگرد:

    ملخ اصلی و ملخ انتهایی مجهز به سیستم الکتریکی مخصوص جهت جلوگیری از یخ زدگی.
    مخفی کننده ی حرارت ناشی از اگزوز موتورها جهت جلوگیری از رهگیری توسط موشکهای شانه پرتاب.
    کابین، بدنه و ملخ ها از تیتانیوم ساخته شده اند و به گلولهایی تا کالیبر 20 میلی متر، کاملن مقاوم هستند.
    گیرنده ی اخطار راداری بسیار پیشرفته به جهت مصون ماندن از رهگیری توسط رادارهای دشمن.
    سیستم پیشرفته ی تشخیص دوست از دشمن IFF به جهت عدم اصابت اشتباهی توسط نیروهای خودی.

    خدمه: یک خلبان و یک افسر مهمات که پشت سرهم می نشینند.

    قیمت: نامعلوم

    کشورهای دارنده:


    حداقل 43 کشور (عمدتا مدل D) که عبارتند از:
    ارمنستان، افغانستان، الجزائر، آنگولا، بلاروس، کامبوج، چین، کوبا، جهوری چک، اتیوپی، گرجستان، آلمان شرقی، مجارستان، ایران (100 فروند مدل E)، عراق (50 فروند مدل D)، لیبی، مغولستان، نیکاراگوا، کره شمالی، پرو، لهستان، اسلواکی، یمن جنوبی، اوکراین و ویتنام.

    میل ٢۴ در ایران

    در ارتباط با به خدمت گیری این نوع هلیکوپتر در ارتش ایران، هنوز خبر موثقی، منتشر نشده است.
    در سال 1361 (مرحله ی سوم عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر)، یک هلیکوپتر Mi-24D عراقی به دلیل پیشروی سریع نیروهای ایرانی، غافلگیر شد و به اشتباه در پشت خطوط نیروهای ایرانی فرود آمد. خدمه اسیر شدند و هلیکوپتر توسط نیروهای ایرانی به موزه ای در تهران انتقال یافت.

    نبرد کبراهای ایرانی و هایندهای عراقی

    آنچه در پی می آید خاطره ای است از زبان ستوان ‏یکم خلبان علی چراغلو در مورد برتری خلبانان کبرای ایران بر هایندهای عراقی در جریان جنگ تحمیلی.

    من استاد خلبان هلیکوپتر 206 هستم. این هلیکوپتر به علت کوچک بودن، دارای قدرت مانور خوبی است و به همین دلیل برای ماموریتهای شناسایی و پرواز در مناطق سخت و کوهستانی بیشتر از این نوع هلیکوپتر استفاده می‏شود. به من ماموریت داده شده به همراه یکی از فرماندهان نیروی زمینی، باتلاق هورالهویزه را شناسایی کنیم.

    از آنجا که خط اول نیروهای عراقی در مقابل باتلاق بود و آنها دارای پدافند قوی بودند، لذا شناسایی آن منطقه از رو به رو بعید به نظر می‏رسید و ما برای رعایت اصل ایمنی، مجبور بودیم که باتلاق را دور بزنیم. زمانی که به پشت خطوط عراقی‏ها رسیدیم، ناگهان متوجه شدیم که سه فروند هلیکوپتر سنگین Mi-24 Hind عراقی هایند به طرف ما در حال پروازند. بلافاصله توسط رادیو به قرارگاه مرکز هوانیروز در منطقه اطلاع دادم و خود نیز با سرعت هرچه تمام از همان راهی که آمده بودم برگشتم.

    وقتی از مقابل نیروهای خودی می‏گذشتم متوجه سه فروند هلیکوپتر کبرا شدم. بلافاصله با آنها تماس گرفتم و موقعیت هلیکوپترهای عراقی را گزارش دادم. لحظاتی بعد، خلبانان کبرا در مقابل هلیکوپترهای عراقی صف ‏آرایی کردند و آماده‏ی درگیری شدند. من به دستور فرمانده منطقه و به منظور پشتیبانی هوایی در همان جا مستقر شده و به تماشای جنگ هوایی بین هلیکوپترهای کبرا و هایندهای عراقی پرداختم.

    هلیکوپترهای عراقی و کبراهای ایران رو به ‏روی هم قرارگرفته بودند. خلبان یک کبرا که به من نزدیکتر بود، «ستوان باقر کریمی» بود. او به آرامی به هایند عراقی نزدیک می‏شد و خلبان هلیکوپتر عراقی هم با دستپاچگی به او تیراندازی می‏کرد ولی ستوان کریمی اعتنایی نمی‏ کرد و همانطور به سمت هلیکوپتر عراقی می‏ رفت و لحظه به لحظه به هایند نزدیکتر می‏شد.

    وضعیت طوری بود که نیروهای دو طرف نمی ‏توانستند از زمین وارد عمل شوند چون تیراندازی آنها این خطر را داشت که اشتباهاً هلیکوپترهای خودی را هدف قرار دهند. لذا نیروهای دو طرف دست از کار کشیده و به تماشای جنگ هوایی بین این شش هلیکوپتر پرداختند. من نیز از فرصت استفاده کرده و خود را به میدان درگیری کبرای خلبان کریمی نزدیکتر کردم طوری که صورت باقری را می‏دیدم که چسبیده به دوربین نشانه‏روی موشک بود.

    کمی دورتر نیز نبرد نزدیک دو هایند عراقی و دو کبرای ایرانی در جریان بود. هر دو صحنه بسیار نفس‏گیر و تماشایی بود و ما نمی‏‎دانستیم نظاره‏ گر کدام‏یک باشیم. از آنجا که فرکانس رادیویی ما با یگانهای زرهی نیروی زمینی یکی بود در رادیو می‏‎ شنیدم که همگی نیروهای زرهی ایران درگیر تماشای این نبرد هوایی هستند و مرتب در رادیو می‏گفتند: بزن، بزن.

    هلیکوپترها به هم نزدیک شده بودند. ستوان کریمی هنوز به پیش می‏ رفت و فاصله‏اش با هایند عراقی خیلی کمتر شده بود. نفس‏ها در سینه حبس شده بود و کسی کاری انجام نمی ‏داد و همه منتظر نتیجه بودند.

    ناگهان هیند عراقی که به کبرای ستوان کریمی نزدیک بود خواست گردش کند و از خط آتش کبرا دور شود که در یک لحظه موشک تاو هلیکوپتر کبرای خلبان کریمی رها شد و درست به وسط هلیکوپتر عراقی اصابت کرد و هلیکوپتر عراقی در آسمان آتش گرفت و قبل از رسیدن به زمین کاملن متلاشی شد به طوری که چند لحظه ‏ی بعد تقریباً آثاری از هلیکوپتر عراقی دیده نمی‏ شد.

    کمی دورتر، دو هلیکوپتر دیگر کبرا نیز موفق شده بودند دو هایند عراقی را با موشکهای تاو در هوا منهدم کنند. من به اتفاق هلیکوپترهای کبرا که دیگر مهمات نداشتند به طرف پایگاه خود حرکت کردیم و در راه توسط رادیو گزارش جنگ هوایی را به قرارگاه ارسال کردم.

    وقتی در پایگاه نشستیم مورد استقبال پرسنل هوانیروز و مقامات مستقر در قرارگاه قرار گرفتیم. فردای آن روز، این خبر در رسانه‏ های کشور، بازتاب حمعی وسیعی پیدا کرد و هر کدام به نحوی، شجاعت خلبانان کبرا را ستوده بودند.

    __________________________________________________________________


    منابع:

    http://iranmilitary.blogfa.com

    http://www.daneshju.ir/forum/f319/t9880.html

    http://www.centralclubs.com/forum-f52/mi-24-t2520.html

    http://chazabeh.blogfa.com/post-83.aspx

    http://en.wikipedia.org/wiki/Mil_Mi-24

    ماهنامه جنگ افزار
    پاسخ
    علی جان با من قهر کردی ؟
    آقا به جان نوه هایم شماره ات در گوشی ای قرار دارد که در دفتر دوستان آقای رضایی جا گذاشته ام .. و می دونی دیگه اون جا نرفتم !! و تلفن خونه خودت بیا نیگاه کن .. وقتی زنگ بخوره و جواب بدهیم هیچ شماره ای نمی افته .. حال چه جوری با شما تماس می گرفتم !!؟
    البته حق داری ناراحت و دلخور بشی .. چون چهار بار تماس گرفته بودی و بد شانسی من خواب بودم .. اما علی جان با خدا چرا استغفرالله قهر کردی !!؟ چشمک آخه کامنت های شما از دو فرسنگی قابل تشخیص بود .. !! اما حالا بدون نام خدا و بدون کلامی حرف تشریف می آوری
    اشکالی نداره ... حق داری پسرم
    من لیاقت سلام و علیک با شما رو ندارم

    سلام آقای مدرسی. مدتی بود که سرم شلوغ بود نتونسته بودم کامنت بذارم.
    به نظر من بهترین خبر ها رو، سی ان ان میده.
    دیروز و پری روز که داشتم نگاه میکردم، مسئول هواشناسی میگفت در اون روز ارتفاع اون ابر های سی بی 51000 فیت بوده که یعنی هواپیما های معمولی نمیتونن به اون ارتفاع برن، پس خلبان مجبور بوده اون رو دور بزنه. امکان دور زدن هم تقریباً غیر ممکن بود چرا که طبق اون نقشه هایی که سی ان ان نشون میداد، ابر ها بسیار پهن بودن و از امریکای جنوبی تا آفریقا در موازات استوا امتداد داشتن.که به اون محل "آی تی سی زی" میگن که مکانیست که بادهای نیمکره ی جنوبی با نیمکره ی شمالی در امتداد استوا تداخل می کنند و گرما ی خورشید وضعیت را بدتر میکند.
    پس خلبان دور هم نمی تونسته بزنه.
    اما یک مورد دیگر تا اونجایی که من از طریق اینترنت فهمیدم، این هواپیمای آ200-330 دارای یک سیستمی است که از طریق یک فرستنده اطلاعات رو به اِلویتور ، رادر و ایلرون می ده تا تغییر جهت بدن و این کار رو با هیدرولیک انجام نمیده.(البته درباره ی این مطلب تخصصی اطلاعات جامعی ندارم و ممنون میشم که یا شما یا هر کدام از دوستان که اطلاع دارن در کامنت ها بذارن تا ما هم استفاده کنیم.)
    به این لینک ها هم نگاهی بندازین بد نیست:
    http://www.cnn.org/2009/WORLD/.plane.
    http://edition.cnn.com/2009/WORLD/
    http://en.wikipedia.org/wiki/Airbus_A330
    http://www.cnn.org/2009/WORLD/
    پاسخ
    عطا جان عزیز و نازنین
    خوشحالم دوباره می بینمت
    در باره ارتباط الکترونیکی چیزی نمی دونم .. ولی در باره ارسال پیامک های الکترونیکی رو متوجه شده ام
    در باره توفان و صاعقه .. بله روی اقیانوس ها معمولآ گاهی از این طوفان ها پیش می آید و هیچ راه فراری هم نیست ..
    معمولآ بالای یک میلیون ولتاژ برق دارند
    خدا همه شون رو رحمت کنه
    ممون از لینک ها .. حتمآ خواهم دید

    جناب مدرسی سلام بر شما و کلیه دوستان سایت و کامنت نویسان محترم.اولا از ابراز محبت همیشگی شما و برخی دوستان مثل فریده عزیز بسیار سپاسگزارم و از داشتن چنین دوستانی بخود میبالم. واقعا باعث خوشحالی است.ثانیا از همه شما پوزش میخواهم زیرا که بقول خودت در کار جدید بسیار گرفتار شدم و باور کن شبها ساعت 10 شب خسته و کوفته بر میگردم که برای امثال بنده دیگر خیلی زیاد است ولی چاره ای نیست.بنظرم برای یکی دو ماه نخست است و بعدا بهتر خواهد شد.
    در مورد عکس نوه های گلت خیلی خوشحال شدم انشااله خدا حفظشان کند و زیر سایه خدا و خودت سالهای سال بزرگ شوند.
    در مورد ایرباس شاید من یکی از نخستین کسانی بودم که در مورد گمشدن این پرواز در جریان قرار گرفتم زیرا در همان لحظات در حال مکالمه تلفنی با دوستی در پاریس بودم که از همکاران است و طبعا حساس به این مسائل که ایشان گفت همن الساعه چنین خیری دریافت کردم....بسیار متاسف شدم.منهم در این ساعات از همان مسیر عبور کرده ام و مظلومیت جان باختگانرا درک میکنم ولی بهر تقدیر تصور میکنم باز هم خطاهای انسانی باعث اصلی این موضوع گردید تا بعدا چه مدارکی عرضه شود.منهم بدون اینکه تجربه عملیاتی شما را داشته باشم فکر میکنم همین مطالبی که گفتید بسیار نزدیک به واقعیت است و ناشی از تجارب سرشار شماست.
    در مورد انتخابات بدون اینکه شخص خاصی را نام ببرم ولی با ریاست جمهوری محموداحمدی نژاد برای بار دوم بشدت مخالفم و آنرا برای کشورم مضر میدانم و دلائل خاصی دارم که از حوصله این مقال خارج است.انشااله به همت مردم هرچه خیر است اتفاق بیفتد.نفس انتخابات بر خلاف نظر بسیاری از مخالفین حکومت که عمدتا خارج نشینند بسیار خوب و در جهت تعالی ملک و ملت است هر چند که اشکالات بسیاری به آن وارد است.امیدوارم مرور زمان و پایداری ملت آن اشکالات را نیز برطرف سازد.این مملکت مال ماست و خودمان باید برای سربلندی آن بکوشیم.حتما که چنین باد. بازم از تاخیر پوزش میخواهم.
    پاسخ
    به به سرور عزیزم آقا محمود گل
    محمود جان کم کم داشتم .. ازت نامید می شدم ! اگر چه ذات مهربان و دوست داشتنی شما رو عمیقآ درک می کنم .. اما این دوری و فاصله باعث بی انگیزه گی حقیر شده بود
    محمود جان .. حدس می زدم خیلی گرفتاری ... در همان شرکت که شما تشریف دارید .. مدتی کم حضور داشته و دقیقآ می دونم مدیری با تجربه مثل شما چه جانفشانی هایی می کنه تا شرایط بهبود یابد
    دوست بزرگوارم .. بله من هم در حال نصب ویندوز بودم که به محض وصل شدن به اینترنت رفت روی یک سایت خبری ، که تیتر اول اش گم شدن ایرباس بود ... و من بنا به درخواست عزیزان بدون این که سرنخی داشته باشم ، صرفآ از روی حدس و گمان جسارت کرده و در حضور اساتیدم زبون درازی کردم .. امید عفو دارم
    محمود جان .. نمی تونم بهت بگم کم کار کن .. چون خودم هم مثل شما هستم .. فقط می گم مواظب خودت باش مرد .. آنا و آوا هم دست بوس عموی خود هستند متعلیقین رو سلام برسون ( چی گفتم .. رفتم تو فاز عربی !!! ) ببخشید

    با سلام و تشکر اما چند نکته کوچک:
    1- ماه ژوئن در نیمکره جنوبی هوا گرم نیست.
    2-بعلت عبور از خط افق نزدیکتری پایگاه راداری عملا پروازهای اقیانوسی در رادار دیده نمیشوند اما هر نیم ساعت (معمولاٌ) خلبان موقعیت خودشو گزارش میکنه.
    3- بعلت غرق شدن جعله های FDR و CVR امواج رادیویی ارسال نمیشوند اما امواج سونار تا حدود یکهفته پخش میشوند که برد کمی دارند.
    4-با توجه به عدم ارسال هر کونه پیام ناشی از وضعیت اضطراری توسط خلبانان (mayday) به نظر میرسه همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاده.
    ارادتمند- جمشید
    پاسخ
    ممنون جمشید جان از اطلاعات دقیقی که ارائه فرمودی
    من تمام توضیحات شما رو می پذیرم .. اما هواپیما به خط افق نرسیده بود .. حدوآ نیم ساعت بعد از سانحه به آن نزدیک می شد . ضمن این که این مدل هواپیما ها به طور خودکار با مرکز ارتباط دارند .. البته در صورت بروز هر مشکلی .. جمشید عزیز اگر شما مستند های نشنال جئوگرافیک را در همین سایت مطالعه فرموده باشی .. خواهی دید که کارشناسان معتقدند امواج از اف دی آز و سی وی آر معمولآ تا یک ماه فعال هستند .. من از خودم ننوشتم . با توجه به ترجمه هایی که با تصویر ارائه دادم ، این گونه توضیح داده بودند
    جمشید نازنین .. من بار ها عرض کرده ام هیچ آشنایی با فن آوری های جدید نداشته و ندارم .. اگه گاهی هم جسارت کرده و تحلیل هایم رو بر مبنی تجربه قدیم مطرح می نمایم ، صرفآ از روی اطلاعات فنی که شما دوستان فرهیخته و یا سایت های مرتبط درج می کنند است .. و گرنه بنده همانند آن گلی که در حمام بدون بو و بدون خاصیت بود می باشم ... به هر جهت همان گونه که عرض کردم ، تمام مسایلی که دوستان اگاهی چون شما مطرح می فرمایند پذیرفته و به کار می برم .. مگه این که شخص دیگری نفی کند
    موفق باشید

    بنام خداوند خالق عشق
    استاد بزگوارم جناب مدرسي
    سلام ودورود بي پايان بر شما
    آقا داشتيم؟
    اين حرفها چيست بزگوار ، بنده قابل اين حرفها نيستم كه خدايي ناكرده بخواهم با شما قهر كنم ، خدا مي داند همانطور كه بارها گفته‌ام خودمو مثل پسرتون مي دونم و كجا سراغ داريد پسر از پدرش قهر كنه؟
    نه به خدا قهر نيستم و شما را به خدا ديگه اين حرفها رو نزنيد ، سرم خيلي شلوغه و كارهايم زياد شده علاوه بر آنكه نزديك به 7ميلون پولم از بين رفته يا ظاهراً از بين رفته كه بدجوري روحيه‌ام را به هم ريخته .
    خوب فداي سر همه كاريش نميشه كرد ، اما در خصوص كامنتها بايد عرض كنم از خوندن حرفهاي صد من يه غاز بعضي حضرات ديگه خسته شده‌ام و حال سر و كله زدن با بعضي از اين زبان نابلدها رو ندارم لذا تصميم گرفتم بدون نام كامنت بگذارم كه شما بزگورا باز هم اسم بنده رو درج مي كنيد ، به هر حال هرچي شما دستور فرمائيد همان كنم.

    با بنده هم تماس گرفتيد منت بر سرم خواهيد گذاشت چون شما رو نمي تونم پيدا كنم.

    قربان شما - علي كدخدايي
    پاسخ
    سلام علی جان عزیز .. آخه مگه می شه پسری مومن مثل شما ابتدای سخن اش رو با نام و یاد خالق زیبایی ها بیان نکنه ..!!؟
    مگه می شه علی بدون سلام و علیک وارد یک فضای عمومی بشه !!؟
    خب وقتی چنین اتفاقاتی رخ می دهد .. حتمآ مشکلی پیش آمده است
    در باب اعتراض دوساتان ، همان به که شما پاسخ نمی دهید . بنده وقتی ببینم طرف مقابل که حقی از او ضایع شده است به حکم وظیفه سخن ام رو می گویم .. دوستان هم منظوری نداشتند .. صرفآ قصد شوخی با شما رو داشتند .اما حساب بنده جداست .. عرض کردم که شماره ات رو ندارم .. اما حالا بهت زنگ خواهم زد

    سلام جناب مدرسی
    من خلبان و عاشق aviation هستم(البته شغل من خلبانی نیست و به دلایل زیادی به دنبال این شغل نرفتم و مشغوا تدریس زبان هستم). مدت زیادی است که postهای زیبای شما رو دنبال می کنم. خواستم در اینجا به خاطر زحماتی که کشیده اید تشکر کنم. من مطالعات بسیاری در زمینه پرواز دارم ولی باید اعتراف کنم که چیزهای بسیاری از تجربیات ارزشمند شما آموخته ام.
    Fair winds Captain
    پاسخ
    سعید عزیز و نازنین
    قبل از هر چیز عرض کنم که بنده بی نهایت از آشنایی با شما دوست اندیشمند و بزرگوارم خوشحال هستم
    سعید جان از این که مطالب حقیر مورد پسند شما دوست عزیزم واقع شده است ، بی نهایت خوشحالم
    مواظب خودت باش

    جناب مدرسی میشه بیشتر راجع به اون سیم هایی که گفتین باعث خنثی کردن صاعقه میشه توضیح بدین. و یا حداقل نام لاتینش رو بنویسین که بتونم توی اینترنت راجع بهش بگردم.
    در ضمن تنها وسیله ای که به هواپیما کمک میکنه تا از صاعقه جان سالم به در ببره همین سیم هست؟ یا دستگاه های دیگری هم هست؟
    پاسخ
    پویا جان عزیز و نازنین
    هواپیماهای جدید رو نمی دونم .. اما در مورد هواپیماهای زمان ما ، تنها همین سیم ها بودند که قادر بودند هر نوع صاعقه رو دفع کنه .. روی زمین هم یک سیم به هواپیما و یک سیم به زمین وصل می کردیم گاهی هم دو تا سیم گراند به زمین وصل می شد .. اما در هوا علاوه بر این سیم ها که به آن ها استتیک پورت می گویند .. و در اینترنت هم آن گونه که من می خواستم واضح نشون داده بشه پیدا نکردم .. ولی این ها نمی تونه جلوی ابر سی . بی را بگیره .. فقط برای صاعقه های معمولی است .. ولی تنها راه پیشگیری همان رادار هواپیماست که به خاطر تشخیص ابر ها تعبیه گردیده است .. شما به هر هواپیما نگاه کنید این سیم ها را در انتهای بال و بالچه های عقب ملاحظه خواهید کرد .. امیدوارم متوجه شده باشی

    ممنون از پاسخی که به سوالم دادید.
    جسارت نباشه، گفته بودید که در مورد دو سفر حجی که داشتید خواهید نوشت (البته قولی نداده بودید). به هر حال ما همیشه از خواندن مطالب شما لذت می بریم.
    پاسخ
    فرخ جان ممنون از شما و دقت نظری که به نوشته ها داری
    پسرم راستش رو بخواهی چند بار خواستم آن مطلب رو بنویسم .. اما مشکل اینه که چون در زمان رژیم گذشته بود ، ما شیطنت هایی کردیم .. که نمی شه واقعیت ها رو نوشت .. خب سانسور هم اگه بکنم ، خودم اعصابم خرد می شود
    اگه کامل بنویسم می ره تو فاز مسایل دینی ، سیاسی و مذهبی .. پس بهتره سکوت کنم .. مگه در جلسه همایش که حضوری تعریف کنم .. چشمک

    ثبت نام برای اهدا عضو
    http://www.iran-ehda.com/signin/signup.asp

    استاد ارجمندم
    جناب مدرسي عزيز
    سلام
    اين مطلبي و عكسي كه در مورد اون شير و آهو گذاشته بوديد بسيار قابل تامل بود.
    من مي مونم كه چطور بعضي ها از يه حيوون هم بيرحم تر مي شن!يعني 100 رحمت به رحم حيوونا!
    نمونش همونايي كه اماكن عمومي بمب گذاري مي كنند!
    پيروز باشيد
    پاسخ
    بله داود جان .. حق با شماست
    بیچاره شیره از ناراحتی کاری که به اشتباه انجام داده ، بلافاصله دق کرده و می میرد .. ! واقعآ عجب شرافتی .. به قول شما لعنت بر انسان هایی که با بمب گذاری جان افراد بی گناه رو می گیرند ..
    من یک روز صبح مشابه این صحنه رو دیدم که جگواری به آهویی که در حال زایمان بود حمله کرد .. مادر سعی کرد فرزند را نجات دهد .. اما جگوار به سمت بچه آهوی تازه به دنیا امده دوید .. همین که گیرش اورد ، بعد از تآملی رهایش کرده و به راه خود ادامه داد .. ابتدا که فیم رو سر صیح شبکه اول پخش کرد .. تعجب کردم که این چه صحنه ای است که اول صبحی سیما پخش می کنه ... اما بعد دیدم چه صحنه انسانی است
    ظاهرآ همین صحنه هم از تلویزیون پخش می شده و میلیون ها نفر با دیدن دل رحمی آقا شیره گریه کرده اند .. آفرین به شرفت آقا شیره

    سلام آقای مدرسی عزیز
    حسین این پست جدید شما رو در سایت بالاترین قرار داده اگر بین دوستان این سایت اعضای بالاترین هم هستند لینک آن هست:
    http://balatarin.com/permlink/2009/6/3/1606738
    با آرزوی موفقیت
    پاسخ
    شبنم عزیز و نازنین
    از قول بنده بی نهایت از حسین جان تشکر کنید
    اتفاقآ من بارها از دوستان نزدیک به طور خصوصی خواهش کردم حالا که من را از بالاترین بیرون انداخته اند .. و اجازه نمی دهند وارد سایت شوم !! مطالب ام رو در سایت قرار دهند .. اما هیچ کس این کار رو نکرد .. من از شما و حسین قلبآ ممنونم
    خوشحال می شوم سایر مطالب پیشین من را ( بعد از پست دست از سرم بردارید ) که آخرین مطلب ام در بالاترین است را هر دو روز در میان یا یک روز در میان قرار دهید .. با این کارتون به بنده بی نهایت لطف می فرمایید . چون این روزها حضور در وب تق و لق است .. و موحب بی انگیزه گی ام شده بود .. اما اگه دوستان مخصوصآ شما و حسین جان این بزرگواری رو در حق بنده بفرمایند . واقعآ مدیون محبت های شما خواهم شد
    شبنم جان .. اگه بتونی به پبالاترینی ها نامه نوشته و بگی منظور من از ان پست به مدیران نبود ، بلکه کاربری که در باره من حرف هایی زده بود کهقضیه ابعاد سیاسی پیدا کرده بود .. از طرفی کامنت سایت بالاترین در آن پستی که مربوط به من بود بسته بود .. و من ناچار شدم برای دفاع از خودم و خارج شدن از مخمصه ای که گرفتارش شده بودم آن پست را بنویسم .
    من بارها رسمآ در سایت خود از مدیران بالاترین عذر خواهی کرده و خواستار رفع محدودیت شدم .. چون دو سال فعالیت ام با یک سوء تفاهم بر باد رفت .. و تاریخچه فعالیت ام در سایت از بین رفت
    دختر عزیزم .. من تنها سایت داخل ایران بودم که بیش از ده ها مطلب در باره بالاترین نوشتم .. و همیشه و همه وقت اعتراف کردم هر چه دارم مدیون سایت بالاترین و کاربران قدیمی ان است که مرا تشویق به ادامه راه کردند .. حتی یکی از مطالب بنده بیش از یک سال در صفحه نخست سایت بالاترین قرار داشت .. حالا به خاطر یک اشتباه که ده بار عذر خواهی کردم .. این درست نیست که از وردودم جلوگیری کرده اند
    ممنون می شوم اگه این مطالب رو برای آقا مهدی مدیر سایت ارسال کنی .. و پی گیر ماجرا بشی
    دست شما درد نکنه .. راستش جز شما و حسین آقا کسی را در بالاترین ندارم
    ممنون از شما

    سلام عمو بهروز عزیز
    ازاینکه نتونستم در این مدت با شما حال و احوال کنم از شما معذرت می خواهم .حقیقتش فقط بخاطر مشغله کاری بود.
    ولی باور کنید تقریباً همه روزه به ســـایتمـــون سر می زدم. ولی
    می دونم واقعاً بی انصافی بود که فقط مطالب را می خواندم ولی فرصت احوال پرسی و تشکر را پیدا نمی کردم. امروز تصمیم گرفتم قبل از خواندن مطلب جدید ، ابتدا بخاطر تمامی مطالب جالب وزیبائی که در این مدت تهیه کردید از شما تشکر کنم .همچنین درگذشت هنرمند عزیز وتوانمند کشور ، بانو پروین سلیمانی را به شما و تمام خوانندگان عزیز سایت تسلیت عرض می کنم.
    عمو جان امروز به امید صحبت کردن با شما به تلفنتون پیامک ارسال کردم .امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.
    پاسخ
    مهرداد عزیز و نازنین
    خیلی خوشحالم که بعد از مدتی غیبت بالاخره می بینمت
    مهرداد جان همین قدر شما سالم و تندرست باشید .. کامنت هم نگذاشتید اشکالی نداره .. پسر عزیزم من هم درگذشت بانو سلیمانی رو تسلیت می گویم
    مهرداد عزیز .. من مدتی است تلفن ام رو به دلایلی کلآ خاموش کرده ام .. انشاالله بزودی آن را روشن خواهم کرد
    ممنون از شما

    سلام
    خواهش می کنم کار مهمی نبود.حتما همین الان براشون میل میزنم. مثل اینکه یکی از مدیران سایت به نام رضا از بالاترین خداحافظی کرده و آقای مهدی خیلی سرشون شلوغ شده شاید به خاطر این به نامه شما جواب نداده اند. در هر صورت من هم پیگیری می کنم. امیدوارم که متوجه بشوند که سوتفاهم بوده و حساب کاربری شما به زودی باز بشه.
    پاسخ
    دختر عزیزم شبنم جان نازنین
    الهی من فدات بشم دختر گلم .. باز وفای شما زن ها .. آفرین به غیرت ات
    دخترم .. مسئله اینه که بیش از دوسال در بالاترین حضور داشتم ..جزء کاربران بی آزار بودم .. اصلآ اهل منفی دادن هم نبودم ! معتقد بودم هر مطلبی مثل کتاب به یک بار خواندش می ارزد ! بیش از ده - دوازده پست اختصاصی در باره سایت " بالاترین " نوشتم . و همان طور که گفتم .. تا قبل از این که قالب سایت شون تغیر کنه ، یکی از پست های من را با عنوان " آیا تا به حال به بالاترین سری زدید !؟ " بیش از یک سال در صفحه اول سایت قرار داده بودند .. خواهش می کنم توضیح بده که یکی از کاربران در شرایطی که من در محاق حفاظت اطلاعاات ارتش بودم ، یک سری مطلب در باره ممنوعیت من و گرفته شدن آزادی هایم نوشته بود .. خب من اولین کار این بود که در زیر انبوه کامنت ها که اتفاقآ 179 رآی مثبت هم آورده بود ، از خودم دفاع کرده و بگویم این حرف ها واقعیت نداره .. چرا با سرنوشت من بازی می کنید !!؟ اما متآسفانه دیدم بخش کامنت های مربوط به بنده مسدود شده است !! در همان حال یک سایت انگلیسی هم با توجه به ان مطلب ، تیتر زده بود .. بد جوری ترسیده بودم .. اصلآ دلم نمی خواست قضیه سیاسی بشه .. باید یک جوری به همه اعلام می کردم که آقا ننویسید این حرف ها رو .. خلاصه برای فرار و دفاع از خودم .. تنها اشتباه من این بود که بالاترینی ها رو مخاطب قرار داده و نوشتم .. لطفآ دست از سرم بردارید ..!! و آن ها هم حسابی دست از سرم برداشتند !! این اصلآ درست نیست .. من از آقای ایوان از سیبری هم خواهش کردم به آن ها توضیح دهد .. حتی خودم هم نامه نوشتم .. اما هنوز هیچ پاسخی نگرفتم .. شبنم جان .. واقعیت اینه که من سایت ام رو مدیون آن ها هستم . آدمی نیستم که نمک خورده و نمک دان رو بشکنم .. برای همین با شهامت در همین چند پست قبلی در بخش حرف های خودمونی ، ضمن توضیح کامل مجرا رسمآ عذر خواهی کردم .. می تونند مطالعه فرمایند .. به هر حال خیلی حرف زدم . ببخش از این که مزاحم ات شدم .. اشبنم جان نازنین
    چه درست بشه چه نشه ، من مدیون شما و حسین جان عزیزم تا آخر عمر هستم
    موفق باشی

    سلام استاد.چقدر عالی بود اقای مدرسی!!اینقدر جالب نوشته بودید که ادم واقعا فکر میکنه تمام ان صحنه ها را به چشم دیده اید.احتمالا اول خوب در ذهنتان تصویرسازی میکنید بعد مینویسید وگرنه اینطور درنمی امد.فکرمیکنم شما از نخستین افرادی باشید که این سانحه را تحلیل کرده اند.هنوز خودشان هم نظر قطعی نداده اندو تازه تیم تحقیق تشکیل شده.فکر میکنید مرگشان سریع و راحت بود؟؟
    درضمن برای گذاشتن ان تصاویر ممنونم.راستش گریه ام گرفت!شایدم احساس مادرانه خانم شیره در ان لحظه گل کرده!البته بین گربه سانان شیر از همه جوانمرد!تر و پلنگ از همه نامردتر است.
    کامنت اقای فرنودی را هم خوندم و خوشحال شدم که برگشته اند.فکر میکردم مشکلی براشون پیش امده.
    پاسخ
    سلام دخترم فریده جان عزیز
    خوشحالم که مورد پسند شما واقع شده است . فریده جان قبلآ هم عرض کردم من قوه تجسم و تخیل ام کمی بالاست .. و همه چیز رو به شکل فیلم می بینم . صدا و سیما هم به این دلیل به من حقوق می داد چون طرح های خشک و خالی رو به صورت سریال یا فیلم می دیدم .. و اشکالات اش رو بیان می کردم !! بگذریم در مورد تحلیل این ماجرا .. تا قبل از آپ کردن مطلب اعتقاد داشتم سریع و ناگهانی همگی مرده اند .. اما کامنت دوست عزیزی به نام شهاب که برام نوشته بود .. بعضی از مسافران پیامک برای عزیزان خود فرستاده و از ترس و دوست داشتن سخن به میان اورده بودند .. به نظریه نخست ام نزدیک تر شد . و آن این که بر اثر قطع برق و اخلال در صفحه رادار آن ها وارد توده ابر های سی .بی شده . و قبل از همه فرامین از کار افتاده و تلاش خلبان برای گریز از آن مهلکه به جایی نرسیده است .. و در ان لحظات هواپیما همانند پر کاهی بالا پائین پرت می شد .. دقیقآ در همین لحظات شاید هم پیش از آن یعنی از لحظه ای که وارد هوای طوفانی شدند .. لرزش ها و بالا پائین ها آغاز شده .. و مسافران احساس مرگ کرده و پیامک فرستادند .. بعدش به ابر سی بی برخورد کرده و ناگهانی منفجر شدند .. واقعآ خیلی وحشتناک است
    دخترم .. فرستنده این تصاویر مروت آقا شیره نوشته بود .. میلیون ها نفر پای گیرنده های خود این صحنه رو دیده و اشگ می ریختند .. واقعآ آفرین به شرف و مرام حیوانات .. فریده جان .. بله جناب فرنودی سخت گرفتار هستند .. من قبلآ هم عرض کردم که ایشان در جای جدید مسئولیت های مهمی به ایشون واگذار شده است
    خوشحالم که یاران همه سالم و سر حال هستند ..
    مواظب خودت باش
    یا حق

    عمو جان این هم لینک عکسهایی از ایر باس ایر فرانس از 2005 تا 2009
    http://www.airliners.net/search/photo.search?
    www.airliners.net%3BFORID%3A1%3B&hl=en&search_پاسخ
    ممنون علیرضا جان
    خدا کنه به خاطر طولانی بودن آدرس ها ، فرم صفحه به هم نخوره .. و گرنه مجبورم حذف کنم .. آخه می دونی وقتی آدرس لینک ها خیلی طولانی باشند .. فرم و کادر بندی صفحه رو به هم می زنه ..
    ممنون از شما
    پی نوشت
    پسرم .. حدس ام درست بود .. تمام صفحه را به هم ریخت .. و من مجبور شدم حذف کنم .. برای ارسال فقط آدرس سایت رو همیشه بنویس .. از درج لینک های طولانی جدآ خودرای باید بشه .. من اوایل نمی دونستم .. برای همین کلی از پست های قدیمی کج و یا بالا نمی آیند .. تازه فهمیدم به خاطر لینک های طولانی کامنت است
    به هر حال ممنون از شما

    سلام عمو جان.
    حالتون چطوره؟
    عمو عکس که خودتون طراحی کردید بسیار جالب بود. یه پا فوتوشاپیست شدید ها...
    عمو جون در ضمن عکس نوه هاتون رو که دیدم خیلی به دلم نشتستند خدا حفظشئن کنه.
    منم انقدر دوست دارم عمو یا دایی بشم فعلا که قسمت نشده .البته من دوست دارم خواهر زاده یا برادر زاده ام پسر باشند(برادر زاده درسته؟)
    خیلی مطالب خوبی رو منتشر میکنید
    خدا قوت .
    دورادور میبوسمتون.
    ارادتمند شما نوید-چ
    پاسخ
    نوید عزیزم .. خوشحالم که از طراحی خوشت اومد .. بله خودم طراحی کردم .. یواش یواش دارم یاد می گیرم .. اخه من عاشق طراحی هستم
    خب مطلب بدون عکس جذابیت نداره.. و من گاهی یک روز فقط روی پیدا کردن تصاویر ، سیو ان ها و بعد با حوصله طراحی کردن شون کار می کنم .. این مطلب را هم همین طور ، دوشنبه شب طراحی کردم .. روز بعد تحلیل ام رو نوشتم .. نوید جان بچه خیلی شیرین می شوند .. من از نوجوانی عاشق بچه های کوچک مخصوصآ دختر بچه ها بودم .. انشاالله خدا هم به شما و هم به برادر و خواهرت هدیه خواهد کرد . تا چشم به هم بگذاری .. هم دایی شدی و هم عمو .. و هم پدر و بعدش پدر بزرگ
    فعلآ که این دو تا شده اند تمام امید ام به زندگی
    و با دیدن ان ها انرژی می گیرم .. ممنون از شما

    با سلام،

    مثل همیشه تمامی‌ قضایا بسیار جالب بیان شده بود، اما یک نکتهٔ کوچک می‌خواستم اضافه کنم و امیدوارم حمل بر غلط گیری نشود، فقط می‌خواستم متن بدون ایرادتر شود.

    در قسمتی‌ از متن آمده است:
    "چیزی به ساعت هفت بعداز ظهر نمانده است .. با ساعت بین المللی ( گرین ویچ ) تنها سه ساعت اختلاف دارند .. به عبارتی الان در کشور خودشون ساعت نزدیک ده شب است "


    لازم به یاداوری است که کشور فرانسه جزو (GMT +1:00) می‌باشد، یعنی‌ اختلافی ۴ ساعت با برزیل دارد.


    بازهم ممنون از مطالب زیبایتان


    محمد
    پاسخ
    ممنون محمد جان .. حق با شماست .. من مبنای محاسبه ام را به وقت محلی برزیل که سه ساعت اختلاف دارد ، قرار داده بودم .. چون همان گونه که می دونی .. ساعت هفت شب برزیل ده شب گرین ویچ می شود .. اشتباه من هم این وبد که .. چون فرانسه چسبیده به لندن است ، ساعت محلی آن ها نباید با گرین ویچ اختلافی داشته باشد .. ولی حال که شما می گویید یک ساعت با انگلیس اختلاف دارد .. برایم کمی عجیب است .. اما سخن شما را می پذیرم .. می دونم از روی مطالعه حرف می زنی
    ممنون ازشما

    سلام عمو بهروز
    دوستی گفته بودند: ""اما یک مورد دیگر تا اونجایی که من از طریق اینترنت فهمیدم، این هواپیمای آ200-330 دارای یک سیستمی است که از طریق یک فرستنده اطلاعات رو به اِلویتور ، رادر و ایلرون می ده تا تغییر جهت بدن و این کار رو با هیدرولیک انجام نمیده.(""

    به این سیستم drive by wire گفته می شود
    http://en.wikipedia.org/wiki/Drive_by_wire
    با احترام
    پاسخ
    مسعود عزیز و نازنین
    ممنون از شما و اطلاعات دقیقی که در پاسخ به پرسش دوستان بیان فرمودی
    دست شما درد نکنه

    سلام جناب مدرسی

    در جواب سوال دوست عزیز عطا خسروشاهی در مورد سیستم فلایت بای وایر به مقاله قمار بزرگ نوشته اینجانب در سایت شما به آدرس زیر مراجعه کنند:

    http://www.oldpilot.ir/۲۰۰۹/۰۳/_۳۸۰.php#more

    سبز باشید

    پاسخ
    ممنون آری جان
    واقعآ سپاسگزارم از این همه دوستی و ارتباط عاشقانه با یکدیگر
    ممنون از شما

    جناب آقای خاجه نظام ، ممنون از اینکه لینک فرستادید. ولی انگار لینک مشکل داره. من که نتونستم باز کنم.
    لطفا اگر امکان داره دوباره درج کنین.
    ممنون...

    سلام
    ایمیل بالاترین رو برای شما فوروارد کردم می گویند حساب کاربری شما باز است لطفا میل باکستون رو چک کنید
    پاسخ
    ممنون دخترم
    پاسخ شما را سریع نوشتم
    دست گل شما درد نکنه خانمی

    سلام می خواستم دور موتور سی یکصدو سی رو بدونم

    پاسخ
    مهدی جان باورت می شه بعد از بیست سال دوری از پایگاه همه چیز یادم رفته است !!؟
    تازه اگه هم یادم بود .. مجاز به ارائه اطلاعات فنی هواپیماهای ارتش نبودم
    ولی می دونم پاسخ ات رو می تونی راحت از اینترنت پیدا کنی ... یا دوستان به شما بگویند
    ببخشید ها

    سلام جناب سرهنگ
    بازم عالي بود.
    آدم به كار كردن زندست.سعي كنيد هميشه فعال بمونيد.
    ايشالله تا ابد مثل الان موفق باشيد
    پاسخ
    علی جان عزیز و نازنین
    بله پسرم حق با شماست .. کار جوهر انسان هاست
    من هم متقابلآ برای شما دوست عزیزم آرزوی سلامتی و شادکامی دارم
    پاینده باشی

    سلام جناب مدرسی

    پست جدید خیلی عالی بود. فقط یک مسئله کوچک هست که خواستم عرض کنم.
    راستی دوستی که فرمودند پاریس با لندن یک ساعت فرق دارد درست فرمودند کلا تمام کشورهای اروپا با جزیره انگلیس یک ساعت اختلاف دارند.
    من وقتی از ایران برمیگشتم از لندن تا کانادا را با ایر کانادا رفتم و از مهماندار پرسیدم که چطور شما ده ساعت با این هواپیما (بوئینگ ۷۷۷)
    تا لندن اومدید حالا هم دارید برمیگردید خسته نمیشید.
    گفت نه طبق قانون ایکائو کروی پروازهای بالای هشت ساعت باید چهل و هشت ساعت استراحت داشته باشند و ما الان با هواپیمای دو روز پیش داریم بر میگردیم. یعنی کروها با هم عوض میشن.
    بنابراین دراین پست کروی ایرفرانس
    نمی تونسته روز قبلش به ریودوژانیرو امده باشند. حتما دو روز استراحت داشتند.

    راستی آقای معترض را دیدید. ایا فیلم را به شما داد؟

    با تشکر
    علی از کانادا
    پاسخ
    ممنون علی جان عزیز
    بله حق با شماست .. در مورد ساعت من نمی دونستم .. اما در مورد " کرو دیوتی " زمان ما یا بهتر بگم هواپیماهای نظامی 14 ساعت است .. یعنی از لحظه ای که شما وارد پایگاه می شوید .. تا انتهای پرواز نباید از 14 ساعت تجاوز کنه .. و گرنه باید کرو عوض شود .. اما در مورد این که ان ها 48 ساعت استراحت می کنند .. یا کم تر یا بیشتر .. هر شرکت مقررات خودش رو داره .. بستگی به پرواز های آن خطوط در هفته به هر مکانی است .. به هر حال .. همان گونه که متوجه شدی .. قصد من فقط فتح الباب برای تشریح کرو ئ وضعیت آن ها در کشور های خارجی است .. اما آدم اطلاعات درست داشته باشد ، خیلی عالی است
    آقای معترض چهارشنبه شب سر ساعت تماس گرفت .. آدرس منزل ام رو گرفت تا فیلم شما رو بفرستد .. از ایشون و شما تشکر می کنم

    ببخشید اقای مدرسی من یک اشتباه داشتم هواپیما دو روز در اونجا نمیمونه بلکه فقط خدمه دو روز استراحت میکنند.

    علی از کانادا
    پاسخ
    ممنون علی جان .. بله فرمودید
    دست شما درد نکنه
    من این مسئله رو نمی دونستم

    سلام کاپیتان
    عرض ارادت و خسته نباشید.
    تحلیل جالب و مصوری بود/واقعا هم ابر سی بی همیشه غیر قابل پیش بینی عمل میکنه و عامل سوانح زیادی بوده تا حالا/
    ازتون سپاسگذارم که با این سرعت و دقت این سانحه رو تحلیل کردید/
    موفق و موید باشید کاپیتان
    یاحق
    پاسخ
    ممنون نیما جان عزیز و نازنینم
    به هر حال از این که با عجله بدون داشتن اطلاعات اولیه نوشتم ، پوزش می خواهم .. فقط نظر شخصی ام رو عنوان کردم .. و بیشتر بر روی حدس و گمان است .. شاید کلآ غلط باشد .. به هر حال با پیدا شدن جعبه سیاه همه چیز روشن خواهد شد
    ممنون از شما

    سلام عمو جون.
    عمو میدونم شما ادم سیاسی نیستید ولی میخواستم نظرتون رو درباره مناظره دیشب احمدی نژاد و میر حسین موسوی را بگید . حیف شد من نتونستم ببیینم .
    پاسخ
    ممنون پسرم
    ای کاش می دید ... حیف شد
    اما مهم نیست با مشاهده رسانه ها خواهی دید که چیز مهمی از دست ندادی
    مواظب خودت باش

    سلام کاپيتان!
    دريغ از يک فهرست درست و حسابي براي اينهمه مطلب!!!
    من مطالب رو با Rfresh کردن متوالي و در بين مطالب اتفاقي پيدا کردم(دنباله دارها).
    حداقل يک فهرست موضوعي کامل بذاريد که همه لينکها داخلش باشه.
    اما بدون تصوير که دسترسي بهشون رحت باشه.
    پاسخ
    عزیزم سید بزرگوار
    در زیر هر پست ، فهرستی از آرشیو مطالب قبلی وجود داره که باید روی لینک آن کلیک کنی
    ممنون از شما

    سلام جناب مدرسی عزیز
    چند نکته فقط جهت اطلاع جنابعالی که امروز از رسانه ها در فرانسه شنیدم. شاید به دقت تحلیلتون و بیشتر آگاهی دادن از لحاظ فنی به ما کمک کنه.
    1- طبق گزارش France24 پنج پیام آخر هواپیما بدین ترتیب می باشند:
    #اولین پیام توسط خود خلبان ارسال شده که اعلام میکنه هواپیما در حال عبور از ابرهای سیاه رنگ متراکم میباشد
    # ساعت 11 و 10 دقیقه پیام خودکار قطع اتوپایلوت
    #ساعت 23 و 12 دقیقه پیام خودکار دو ابزار کنترل
    # ساعت 23 و 13 دقیقه پیام خودکار از کار افتادن کامپیوتر اصلی و سیستم کمکی
    # ساعت 23 و 14 دقیقه پیام خودکار ورود هوای بیرون به درون کابین و وضعیت عمودی کابین
    2- من که اخبار فرانسه رو پیگیری می کنم هیچ خبری از اس ام اس مسافران به وابستگانشون اعلام نکرده
    3- احتمال انفجار در هوا توسط مقامات رسمی برزیل رد شده به خاطر اینکه گفتند اگر انفجار در هوا رخ داده بود نباید روی اقیانوس پوشش نفتی و کروزن به طول 5 کیلومتر دیده میشد و باید در انفجار می سوخت - اما تکه تکه شدن در هوا رد نشده است.
    4- بر خلاف اظهار نظر مقامات برزیل، مطبوعات اسپانیا احتمال بمب گذاری رو رد نمی کنند زیرا ظاهرا خلبان پرواز لیما به مادرید Air Comet که از همون حوالی می گذشته گزارش داده که نور ناگهانی شدیدی رو از دور ملاحظه کرده اند که مسیری عمودی به سمت پایین طی می کرده و بعد به شش قسمت نورانی مجزا از هم تقسیم شده بود. ایم مطلب رو کانال ال س ای به نقل از ال موندو آورده بود.
    5- روزنامه لوموند به نقل از منابع نزدیک به تحقیقات اعلام کرده که ظاهرا دفتر تحقیقات هوایی فرانسه از ایربوس خواسته که به تمام خلبانان این نوع هواپیما اعلام کنه که در شرایط بد آب و هوایی سرعت هواپیما رو زیاد کم نکنند. این موضوع باعث شده که برخی از خلبانان این سوال رو مطرح کنند که وقتی BEA اینجور حرفی میزنه یعنی میدونه چه اتفاقی افتاده و این بدین معنی هست که خلبان پرواز ریو به پاریس یرعتش رو کم کرده بوده.
    6- سوالی هم که الان مطرح میشه اینه که اگه هواپیما در هوا چند تکه شده چرا حتی یک جسد روی آب پیدا نشده.

    امیدوارم این اطلاعات به شما کمک کنه به امثال من که از پرواز وحشت دارند توضیحاتی بدید که کمتر بترسیم -البته بعید می دونم-

    تو آخرین پروازی که داشتم - به کپنهاگ- هواپیما طوری شروع به کم کردن ارتفاع کرد که احساس می کردم که داریم با زاویه 45 درجه و با سرعت زیاد و غیرعادی شیرجه میزنیم. اول به روی خودم نیاوردم ولی وقتی دیدم همسرم هم که اصلا از پرواز نمی ترسه به شدت ترسید.... دیگه به خودم اجازه دادم که اساسی بترسم :-)
    اما خوب کوپنهاگ همیشه بادی هست و هوای کاملا غیر قابل پیش بینی و متغیری داره. چه میشه کرد دیگه!
    امیدوارم سلامت و پیروز و پرامید باشید
    پاسخ
    حمید عزیز و نازنین
    واقعآ از شما تشکر می کنم
    دست شما درد نکنه ... فراموش نکن که من درست فردای روزی که سانحه رخ داد این تحلیل رو کردم .. و هیچ اطلاعاتی از وضعیت قبل از سانحه نداشتم
    اما وقتی جریان پیامک ها رو شنیدم .. بخش اول حدس ام که دقایقی طول کشیده تا منفجر شوند را پر رنگ تر می کرد
    اما با این اطلاعات مفیدی که شما درج فرمودید .. و مسئله پیامک را رد می کید .. باید عرض کنم .. بمب گذاری نمی تونه باشه .. من مقصر صد در صد خلبان را می دانم .. چون وجود ابر های خطرناک را دست کم گرفته بود .. چون اگه گزارش نمی کرد .. می شد نتیجه گرفت که به دلیل خرابی بعضی سیستم ها از جمله رادار ، موفق به تشخیص ابر نشده است . ولی حال با این مندرجات شما .. با قاطعیت اعلام می کنم .. به نظر حقیر .. نه بمبی در کار بوده است .. و نه مسئله ای دیگر در کار بوده است .. هواپیما در مسیر پرواز می کرده .. هو ا طوفانی بوده .. خلبان به گمان این که ابر های آلتاکمولوس یا سایر ابر های بی خطر هستند وارد منطقه ابر های سی بی شده است
    و بلافاصله منفجر .. و به قطعات جداگانه تبدیل شده و به دریا افتاده است .. همین .. اما این که می گویند سرعت را کم نکنید .. هم اشتباه است .. طبق اصول پروازی .. خلبان ها در موقع ورود به توده ابر ها ، باید حتمآ سرعت خود را کاهش دهند تا هواپیما به این سو ان سو پرت نشود
    حمید جان من کرج هستم .. شنبه شب بر می گردم تهران .. با لپ تاپ نمی تونم به کامنت ها پاسخ دهم .. !! فقط در مورد ترس هواپیما حتمآ یاد آوری کن تا در باره کپنهاک و نحوه فرود با شیب را برات توضیح دهم تا دیگه نترسی .. موفق باشی

    آيا شما واقعا ظنز مي نويسيد ؟ يا مردم رو ابله و نادان فرض كرديد ؟

    چرنديات رو من در سال هاي گذشته ديدم كه به خورد مردم داديد ! الانم كه اطلاعات غلط و از خود ساخته ! دارين مي زارين ! من چند خط از مطلبتونو كه خوندم به الكي بودنش پي بردم ! فقط به اين جا اشاره مي كنم


    ه وراجی های راننده سیه چرده برزیلی که بیست و چهار جفت گوش مفت گیر آورده بود توجه ای نمی کرد


    تعداد تيم پروازي آيا 24 نفر بوده ؟ خير !
    تصاويري هم گذاشتين كه هيچ جا موجود نيست ! بي بي سي و ايفرانس ندارنشون ، بعد شما عكس مي زارين از توي هواپيما سقوط كرده !
    " جعبه سیاه ( که به رنگ بنفش است )"
    كجاي جعبه سياه ، بنفش است ؟!! قرمز است دوست من ...

    من نمي دونم شما از فريب مردم چه سودي مي بريد .
    پاسخ
    شما اگر عاقل باشی و حسودی کل وجودت رو پر نکرده باشه
    بیست و جهار گوش مساوی است با دوازده نفر
    تعداد گروه پروازی دوازده نفر بودند
    شما بقدری بی سواد و حسود هستی که هنوز نتوانستی بفهمی هر انسان دو تا گوش دارند .. و 24 گوش یعنی دوازده نفر
    دوم این که رنگ جعبه سیاه .. دقیقآ سرخابی مایل به قرمز است است
    شما بهتره بروی مستند های نشنال جئوگرافیک را که چندین مطلب اش را ترجمه کردم بخوانی .. خواهی دید که رنگ جعبه سیاه سرخابی مایل به قرمز است
    باید برفرض هم من نام رنگ را اشتباه کرده باشم .. و به جای قرمز بگم آبی یا سبز باید نام آن را چرندیات بگذاری !!؟
    من خیلی اشتباه تا حالا داشتم .. ولی همه انسان ها .. توجه کن انسان ها خیلی دوستانه تذکر داده و من پذیرفتم .. انسان جایزالخطاست
    اما این که شما پارسال امدی و دیدی چرند می نویسم .. بلانسبت دوستان .. خیلی بی جا می کنی دوباره آمده و مطالب رو می خوانی
    من اگه احساس کنم جایی چرند تحویل ادم می دهند هرگز نمی روم .. من هیچ کسی رو بله فرض نکرده و نمی کنم .. این تو هستی که هم ابله ای و هم نفهم !!
    در ضمن عکس هواپیمای موجود در بی بی سی کور بود شما را ندید .. مرد حسابی اولین عکس که زیرش نوشتم در حال خزش به سوی ابتدای باند ، دقیقآ با تصویر بی بی سی مشابهت دارد
    آدم عاقل ... نیاز نیست که شما عکس خود هواپیمای سانحه دیده را داشته باشی .. تمام ایرباس های 200 - 330 - آ ایرفرانس همه یک شکلی هستند .. تو هنوز به اون حد شعور نرسیدی ، مردم چه گناه دارند ..!!!؟
    در ضمن از عمر سایت من فقط دو سال می گذرد .. هنوز به سال هایی که شما منظورت است نرسیده
    متآسفم برات

    دوست عزیز ... در مطالب بالا جایی ذکر کردید که ولتاژ این ابرها چندین میلیون کیلو وات است ! هر کیلو وات هزار وات است و میلیون کیلو وات می شود .... ! ایکاش اندکی بیشتر دقت کنید
    پاسخ
    آقای فضول شما به بزرگی خودتون ببخشید
    باور کن من یک ادم بی سواد ابله ای هستم که همین جوری برای دل خودم یک چیزهایی می نویسم
    شما اگه احساس می کنی اشتباه است .. صحیح آن ار بگو .. من دست و حتی پای شما رو هم بوس خواهم کرد
    من در این حد می دونم میلیون ها .. وات .. ولتاژ ... آمپر .. نور .. روشنایی .. یا هر چه که شما می دونی قدرت مخرب داره
    هیچ انسانی کامل نیست .. اشتباه می کنه .. شایسته ان است بزرگواران اندیشمندی چون شما که مطمئن است خطایی صورت گرفته است ، صحیح آن را برای آگاهی و تنویر افکار عمومی درج کند .. من هم مثل همیشه ضمن عذر خواهی .. با شهامت اعلام می کردم که بله حق با شماست من اشتباه کردم ..
    باز هم از شما سپاسگزارم

    سلام استاد عزیز

    اول از همه یه گلایه بکنم از شما. ببیخشید استاد مگه قرار نبود جواب افراد مغرض و بخیل را ندهید؟! خیلی ببخشید که با این لحن می گویم ولی وقتی مگسی شروع به وز وز اضافی می کنه چاره اش یا استفاده از مگس کشه یا اسپری حشره کش. مگس کش شما در اینجا منتشر نکردن و حذف کردن اینگونه پیغامهای بی محتوای اینگونه مگسها هست که وز وزشون گوش آدم را اذیت می کنه. بی جهت هم اعصاب خودتان را خرد می کنید و هم اعصاب ما را. اصلا" مهم نیست اینگونه افراد اگر پیغامشان منتشر نشه چی فکر خواهند کرد، مهمه؟ مشکل اینجاست اگه یک اپسیلون عقل در کله اینگونه افراد بود به این شکل کامنت نمی گذاشتند بنابراین مغزی در کله نیست که بخواهد فکری ازش تراوش بشه. حالا طرف دوست داره با خودش بگه بهروز مدرسی ترسید کامنت من رو پابلیش کنه. به درک اصلا" مهم نیست اگه اینطوری بخواهد بگوید. بدبختی اینجاست که به علت نبود مغز در کاسه سر اینگونه افراد هیچگونه راه معالجه ای وجود نداره وگرنه به شما می گفتم که در پست بعدی آدرس و تلفن یک روانپزشک متبحر را قرار دهید تا هم کار خیر کرده باشید و هم یک آدم مریض را نجات داده باشید. استاد دامپزشک خوب سراغ دارید؟ اگر سراغ دارید در پست بعد بگذارید شاید افاقه کرد برای این فرد بی نوا. اصلا" به این جناب علی آقا یکی نیست بگه اینجا یکی هست که به قول شما داره چرند می نویسه (بلانسبت شما استاد عزیزم) و یه مشت بی کار و علاف (بلانسبت تمام خوانندگان عزیز) دوست دارند چرند بخوانند. شما وکیل وصی دیگران هستی؟ آخه مردک بیمار اگه استاد داره چرند می نویسه چرا یکساله داری به قول خودت چرند می خونی؟!!!! ببخشید ببخشید ببخشید ولی خریت هم اندازه داره. یکساله خودت رو علاف چرند کردی؟!!!! این یارو مطمئن هستم فرق بین دسته گاز موتور گازی با دسته گاز هواپیما (تراتل) رو نمی دونه حالا داره از رنگ جعبه سیاه می گه!!!! اینقدر این یارو از مرحله پرت هستش که فرق عکس نمونه و عکس واقعی رو نمی دونه حالا صحبت از خدمه و جعبه سیاه می کنه.
    در هر حال استاد خلف وعده کردید لطفا" دیگر اینگونه "چرندیات" را منتشر نفرمایید. آدم کامنتهای آوالانچ و سایر دوستان رو می خونه لذت می بره، حیف نیست با منتشر کردن اینگونه "خزعبلات" ارزش و اعتبار سایت را پایین بیاورید؟
    خب یه مقدار خودم را خالی کردم و حالا بروم سراغ "گود نیوز (خبرهای خوش)" استاد من فردا (شنبه شانزدهم خرداد) دارم به ایران می آیم. لطفا" اگر امکان دارد آخرین قسمت مستندها را فقط بفرمایید قسمت چندم هست تا الباقی را خودم شخصا" تقدیم نمایم. امیدوارم موبایلتان در دسترس باشد ولی انگار در ستاد جا گذاشته اید. می خواستم ببینم چطور می توانم با شما در تماس باشم؟ آیا شماره 8.........0912 (قسمت میانی را خودم قبل از شما حذف کردم .... چشمک)هنوز در دست شماست و یا همانی هست که جا مانده؟ لطفا" در اولین فرصت به کامنت بنده پاسخ دهید.
    قولتان یادتان نره که یک ملاقات جانانه به بنده بدهکارید (چشمک)
    سبز باشید
    سام (سوئد)
    پاسخ
    سام عزیز و بزرگوارم
    شرمنده شما هم شدم به خدا ... ببخشید من رو
    باور کن .. هر ادمی ممکنه اشتباه بکنه .. این یک امر طبیعی است . مثلآ به جای قرمز بگه آبی .. از ان جا که هدف بیان این نکته است که رنگ آن سیاه نیست .. من روی رنگ تآکید دارم .. خب ادم یک جا قاطی هم می کنه .. دیر وقت .. تا صبح یک سره وقتی ادم با این سن و سال و مشکلات پشت دستگاه می نشیند .. بله امکان اشتباه است
    همه دوستان قدیمی شاهد هستند هر نوجوان و هر بزرگواری ایراد بنده رو فرموده .. مودبانه ازش تشکر کرده و اشتباه خودم رو پذیرفتم .. تا حالا بیش از هزار اشتباه عمدی و سهوی داشتم !! اما این که یکی بیاد و بگه این ها چرنده .. عکس از کجا اوردی .. بنفش نیست .. سرخ است .. تعداد خدمه این قدر نیست .. اون هم با اون لحن .. !!؟ خب آدم قاطی می کنه
    سام جان حق با شماست .. نباید به این ادم های حسود حتی پاسخ داد .. ولی قصد من این بود به او حالی کنم .. اگر چرند است خب کی تو را وادار به سال ها آمدن و خواندن چرندیات من کرده است !!؟
    به هر حال عذر می خواهم .. به خدا الان ساعت 6:55 دقیقه بامداد است .. از کرج به کوب اومدم خونه سی دی دخترم رو که لازم داشت بردارم .. ولی تا همین حالا دارم یک سره کار می کنم .. تازه کلی از کامنت ها و نامه ها باقی مانده است .. شرمنده شما و سایر دوستان شدم .. شنبه آخر شب بر خواهم گشت .. چون فردا شب خیلی شلوغ و پر ترافیک است .. مطالب زیادی ارو در موردش فکر کردم که برای تنوع در ژانر های دیگر خواهم نوشت
    خانواده محترم خیلی سلام برسونید
    با تشکر
    یا حق

    سلام خدمت آقای مدرسی عزیز
    مدت ها بود واستون در مورد مطالب زیبایی که در سایت قرار می دهید نظر ندادم که این کم لطفی من رو که حتی یک خسته نباشید ساده هم بابت مطالب بی نظیر نگذاشتم رو ببخشید.امروز داشتم رو اینترنت دنبال مطلب و اخبار از ایرباس سانحه دیده می گشتم که چشمم به تحلیل زیبای شما افتاد که بسیار زیبا بود و بد ندیدم که این مطلب را با اجازتون تنها لینکشو در وبلاگ تاره تاسیس و داغون خودم بزارم که همین اندک مراجعه کننده وبلاگم هم با سایت شما آشنا و هم اینکه از این مطلب زیبا استفاده کنند. لینک شما را هم در پیوند های وبلاگم قرار دادم که حداقل یک تشکر خشک و خالی کرده باشم. عمو بهروز می خواستم یک خواهش از شما بکنم و اگر واسنون مقدور هست از وبلاگ من دیدن کنید و نظر بدین که چه کار کنم که خوب بشه و اینکه آبا مطالب بار علمی واسه مراجعه کننده دارد یا نه؟؟؟
    www.airimage.tk
    or www.airimage.blogfa.com
    با تشکر و سپاس فراوان
    پاسخ
    احسان عزیز و نازنینم
    خیلی ممنون از شما ، راستش من برای تقدیر و تشکر هرگز مطلب نمی نویسم .. همین که دوستان خوششون بیاد یا استفاده کنند برای من کافی است
    پسرم من به سایت شما سر زدم .. خیلی عالی است و مطالب جالبی را جمع اوری کرده ای .. منتها باید صبر کنی تا شناخته بشی .. من توصیه می کنم در هر پست جدید من در بخش کامنت ها یک لینک از سایت ات قرار بده .. این جوری هم به رنکینگ کمک کردی هم خوانندگان حتمآ مراجعه می کنند
    ضمنآ من شما را در لیست سایت ام لینک کردم
    برات آرزوی موفقیت می کنم

    با عرض معذرت از دوستان

    اقای علی

    ما یکسری آدم بیکاریم که تا حالا طیاره ندیدیم و با درشکه اینور اونور میریم حالا که چی؟
    خوش به حال تو که میدونی رنگ جعبه سیاه قرمزه.
    تو اگه خیلی ادعات میشه یه سایت بزن هر روز صد بار توش بنویس :

    ادمها دو تا گوش دارند.
    جعبه سیاه قرمز است.
    من حسودم.
    حسادت کار بدی است.
    بابا نان داد.
    و
    و
    و


    عزت زیاد

    علی از کانادا
    پاسخ
    علی جان شرمنده می کنی
    آقا بی خیال ... یک حرفی زد و دیگه گم شد ... به هر حال به قول جناب کدخدایی گاهی از این آدمای بی کار اینجا نیاز داریم
    ممنون از دفاع شما

    سلام مجدد استاد

    شما در متن بدین شکل مرقوم فرموده اید:
    توده ای از ابر های خطرناک و اتش زای " سی . بی " با میلیون ها کیلو وات ولتاژ قوی در چند کیلومتری آن ها واقع شده است.
    بعنوان شاگرد شما برای درس پس دادن خدمت استاد عزیزم جمله شما را بدین شکل تغییر می دهم:
    توده ای از ابر های خطرناک و اتش زای " سی . بی " با چندین مگا ولت ولتاژ قوی در چند کیلومتری آن ها واقع شده است.
    اینطوری دیگر نیازی به استفاده از کیلو (هر کیلو ولت معادل هزار ولت است) و میلیون در کنار هم نیست. هر مگا ولت معادل یک میلیون ولت هست و چندین مگا ولت مفهوم را می رساند. اگر اشتباه نکنم واحد سنجش ولتاژ ، ولت هست.
    خدای نکرده قصد غلط گیری و ایراد گرفتن نداشتم و این کاملا" طبیعی هست که هر فردی در یک یا چند مورد علمی تبحر دارد و کاملا" طبیعی هست که تخصص شما مسائل مربوط به هوانوردی هست نه الکترونیک و فیزیک پس کاملا" طبیعی هست که اینگونه مسائل ریز به وجود بیاید که مطمئنا" بار علمی و کل تحلیل زیبای شما را در مورد این سقوط هیچگاه زیر سوال نخواهد برد.

    سبز باشد
    سام (سوئد)
    پاسخ
    ممنون سام عزیز و نازنین
    بله چه قدر این جوری زیبا و دلنشین است
    خودت می دونی من تند تند می نویسم .. و گاهی برای یک کلمه ساده مدت ها گیر می کنم !! هر چه به مغزم فشار می آورم ، یادم نمی آید !! و به خاطر پرهیز از فراموشی تجسم و حسی که برای مطلب فوق گرفته بودم ، همین جوری به قول برره ای ها یک چیزی در می کنم !! .. خب آشفتگی ذهنی هم می تونه یکی از دلایل اش باشه .. یا فشار و خستگی کار بر روی یک موضوع طولانی .. به هر حال واقعآ لطف کرده و به بنده منت گذاشتی
    سام عزیز ... حتمآ می دونی من سال ها خیر سرم ویراستار نشریات و روزنامه های مهم بودم .. حتی طعم سر ویراستاری را هم چشیده ام .. اما خب . گاهی ادم می مونه !! با تشکر مجدد از شما

    ((( از وبلاگ نیروی هوایی ایران )))


    حمله به تاسیسات اتمی عراق "اوسیراک"

    با شروع جنگ تحمیلی از سوی عراق، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز مانند سایر نیروهای نظامی پا به عرصه نبرد گذاشت و در ردیف اولین نیروهایی بود که به دفاع از کشور و مردم پرداخت. نیروی هوایی با حملات پیاپی به پایگاه های هوایی، کارخانجات مهمات سازی و تانک سازی، پلایشگاه ها و... نقش مهمی در طول دفاع مقدس ایفا نمود.
    در همان ابتدای جنگ نیروی هوایی هدف های متعددی را برای بمباران انتخاب می نمود و عمده آنها جزء شریان های اصلی کشور بعثی عراق بود و به شدت از آنها محافظت می کرد.
    یکی از مهم ترین این اهداف که عراق به شدت از آن جا محافظت می کرد و ادعا می کرد که سدی نفوذ ناپذیر می باشد، "تاسیسات اتمی اوسیراک" بود. که در یکی از مناطق دوردست کشور عراق بود بعثی ها حتی عنوان می کردند که این تاسیسات در آینده جنگ نقش عمده ای می تواند ایفا کند.


    فرانسویان مثل همیشه حامی عراق، این بار ساخت بمب اتم

    این تاسیسات برای کشورعراق و شخص صدام اهمیت ویژه ای داشت. در این زمان کشور فرانسه که به عنوان یکی از مهم ترین همپیمانان عراق شناخته می شد، کارشناسان خود را جهت راه اندازی سریع تر این نیروگاه به عراق فرستاده بود. صدام تاسیسات اتمی اوسیراک را با کمک کارشناسان فرانسوی بنا نهاده بود و قصد داشت در آنجا آزمایشات هسته ای را آغاز کند. او از احداث این تاسیسات فقط یک هدف را دنبال می کرد و آن هم ساختن بمب اتم بود. این مطلب بارها توسط صدام اعلام شده بود. او درسخنرانی های خود علنا اعلام می کرد که عراق اولین کشور عربی خواهد بود که بمب اتم را ساخته و به تکنولوژی آن دست می یابد.
    تمامی کشورهای همسایه به خوبی می دانستند که وجود یک کشور اتمی مانند عراق که دیکتاتوری خونخواری مثل صدام سردمدار آن است، خطر بزرگی برای تمامی کشورهای منطقه محسوب می شد. بر همه کشورها بخصوص ایران واضح بود که صدام با دستیابی به بمب اتم از هیچ گونه جنایتی فرو گذار نخواهد بود. اکثر کارشناسان خارجی هم بر این عقیده بودند که در صورت دستیابی صدام به بمب اتم، به طور قطع باید منتظر فاجعه جهانی دیگری بود.
    حمله نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بدین شکل طراحی و آغاز شد که:


    بررسی عملیات و مشکلات و موانع

    با توجه به اهمیت ویژه این تاسیسات برای عراق، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت این تاسیسات را درهم بکوبد.
    کارهای مقدماتی طراحی عملیات انجام شد و نقشه های ابتدایی نیز پی ریزی شد. به دلیل اهمیت بالایی که این تاسیسات برای عراق داشت از آن جا به شدت محافظت می شد. در اطراف تاسیسات اوسیراک انواع و اقسام پدافندهای زمین به هوا وجود داشت که از آن جمله می توان به سایت موشکی سام 6 در 2 کیلومتری جنوب شرق تاسیسات، موشک های فرانسوی رولند 2 در فاصله های 500 متری و بین 30 تا 40 قبضه توپ ضدهوایی 23 و 57 میلی متری که همگی توسط رادار هدایت می شدند، نام برد.
    موشک های رولند 2 که در اختیار عراق قرار گرفته بود دقیقا همان موشک هایی بود که خود فرانسویان از آن استفاده می کردند و نمونه صادراتی در اختیار عراق قرار نگرفته بود و این به آن دلیل بود که این موشک ها برای حفاظت از اوسیراک دراختیار عراق نبود، بلکه هدف اصلی حفاظت از ساختمان و کارکنان فرانسوی شاغل در این تاسیسات بود.
    مشکل اصلی خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم همین موشک های رولند2 بود. دستگاه های اخلالگر الکترونیکی (ECM ) نصب شده بر روی فانتوم های ایرانی فقط توانایی اخلال در سیستم موشک های سام 2 و 3 و 6 را داشت و نیروی هوایی هیچ دستگاهی برای اخلال در کار موشک های خطرناک رولند 2 در اختیار نداشت.
    به همین منظور باید دو اصل در انجام این عملیات رعایت می شد:
    اول سبک بودن جنگنده ها
    دوم سریع بودن حملات

    عملیات ضربتی طراحی شد

    تمامی مراحل طراحی عملیات با سرعت انجام پذیرفت. به دلیل حساسیت عملیات و همچنین پیچیدگی آن، تعدادی از بهترین خلبان ها انتخاب شدند.
    با توجه به مسائلی که گفته شد، خلبانان باید در ارتفاع بسیار پایین با حداکثر سرعت ممکن و با استفاده از مهارت شخصی سعی می کردند از تیررس پدافند قوی این منطقه خود را حفظ کرده و با توکل به خداوند متعال این عملیات را انجام دهند. قرار بر این شد به دلیل مسافت زیاد هواپیماها سوخت گیری هوایی کنند. برای همین منظور مقرر شد یک فروند هواپیمای سوخت رسان بویینگ 707 با اسکورت دوفروند تامکت در نزدیکی مرز مستقر شوند تا فانتوم ها بتوانند از آن سوخت گیری کنند و تامکت ها نیز از تانکر به شدت محافظت کنند که مبادا جنگنده های دشمن به آن حمله کنند.
    سپس فانتوم ها به دو گروه تقسیم شوند گروه اول ارتفاع خود را افزایش داده از مرز عبور کنند تا رادارهای عراقی آنها را دیده و حواس شان از گروه دوم منحرف شود. در این هنگام گروه دوم باید ارتفاع خود را کم کرده با حداکثر سرعت به سمت اوسیراک حمله کند. افزایش ارتفاع برای گروه اول بسیار خطرناک بود به این دلیل که با افزایش ارتفاع احتمال هدف قرار گرفتن گروه اول توسط موشک های زمین به هوا تا 80% افزایش می یافت ولی خلبانان شجاع خطرات آن را پذیرفتند. گروه اول می بایست نیروگاه برق بغداد را بمباران می کرد.
    احتمال برگشت جنگنده ها از این عملیات بسیار پایین بود، لذا به کلیه خلبانان انتخاب شده موضوع اطلاع داد شد و ذکر شد که اگر نمی خواهند اعلام کنند تا کسی دیگر جایگزین آنها شود. ولی شجاع دلان تیزپرواز نیروی هوایی حاضر به تعویض جای خود نبودند.


    پرسنل فنی تا صبح بیدار بودند

    پایگاه شکاری همدان که یکی از مهم ترین پایگاه های هوایی ایران بود، مامور انجام این عملیات شده بود. شب قبل از عملیات، بنا به دستور صادره مسئولین فنی تا صبح بیدار بودند. آنها وظیفه داشتند در تاریکی شب و با رعایت اصول حفاظتی چهار فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن اف 4 را آماده عملیات کنند.
    هر هواپیما به شش فروند بمب 500 پوندی MK82 و دو تیر موشک هوا به هوای راداری اسپارو مجهز شدند. همچنین محل های قرارگیری فشنگ های مسلسل قدرتمند 20 میلی متری M61 فانتوم با حداکثر فشنگ لود کردند. آخرین چک های لازم نیز صورت پذیرفت و عوامل تمام ایرادهای جنگنده ها را نیز برطرف کردند.


    شرح عملیات

    روز عملیات فرا رسید. در اولین ساعات صبح روز هشتم مهر ماه سال 1359 چهار فروند فانتوم مسلح متعلق به گردان 33 تاکتیکی پایگاه سوم شکاری همدان با قرار گرفتن در ابتدای باند پرواز آماده پرواز شدند. با اجازه برج مراقبت، در کم تر از چند ثانیه هر چهار فروند در دل آسمان جای گرفتند و به سمت مرز به حرکت در آمدند. در همین زمان یک فروند هواپیمای سوخت رسان 707 با اسکورت دو فروند تامکت مسلح به موشک های دوربرد فونیکس به پرواز در آمده بود و به سوی منطقه ملاقات با فانتوم ها پیش می رفتند. در نقطه ایستایی فانتوم ها با تانکر سوخت رسان برخورد کرده و کار سوخت گیری انجام می شود. بعد از اتمام عملیات سوخت گیری فانتوم ها به سمت مرز حرکت می کنند قبل از عبور از مرز طبق طرح قبلی به دو گروه دو فروندی تقسیم شدند گروه اول شروع به افزایش ارتفاع کرد، این افزایش ارتفاع به قدری زیاد بود که رادارهای عراق به راحتی می توانستند آنها را ردگیری کنند و به همین دلیل متوجه گروه دیگر که در ارتفاع بسیار پایینی پرواز می کردند نشدند.
    بعد از عبور گروه دوم از مرز، گروه اول بلافاصله ارتفاع خود را بسیار کم می کند و با سرعت به سمت نیروگاه برق بغداد در عراق روانه می شود در این هنگام گروه دوم در راه تاسیسات اوسیراک بود. گروه دوم راهی طولانی و سخت پیش رو داشت. با توجه به سرعت بالای فانتوم ها و همچنین پرواز در ارتفاع پایین، هرلحظه امکان داشت هواپیماها با کابل های برق و عوارض طبیعی برخورد کنند.


    لحظه حمله تیزپروازان ایران به اوسیراک

    گروه دوم نفس اوسیراک و گروه اول برق بغداد را قطع کرد
    سرانجام این مسیرطولانی طی شد و فانتوم ها به نزدیکی تاسیسات اوسیراک رسیدند.
    در حدود4 کیلومتری تاسیسات، فانتوم خود را برای زدن ضربه نهایی آماده کردند، لذا به سرعت ارتفاع خود را افزایش دادند و در یک موقعیت مناسب با شیرجه ای دقیق همه 12 بمب خود را بر روی هدف رها کردند.
    کل زمانی که فانتوم ها بر روی تاسیسات بودند به 6 ثانیه هم نمی رسید به همین جهت هیچ کدام از پدافند های مستقر در تاسیسات حتی فرصت این که به هواپیماها شلیک کنند را هم پیدا نکردند. در همین زمان و در نقطه ای دیگر گروه اول به هدف خود رسیده و با یک حمله برق آسا نیروگاه برق در نزدیکی بغداد را با موفقیت کامل منهدم می کند.
    عملیات این گروه به قدری با دقت انجام شده بود که شهر بغداد تا چند روز بعد از آن حمله برق نداشتند.

    ادعاهای خنده دار بعثی ها

    عراقی ها بعد از عملیات مدعی شدند که حمله فانتوم های ایرانی به آن جا موفق نبوده و خسارت وارد بسیار کم بوده است. ولی به عمق فاجعه ای که برایش رخ داده بود پی برد. در ادعای خنده دار دیگری ادعا می کند که این حمله کار اسرائیل بوده و آنها با تغییر رنگ فانتوم های خود به شکل فانتوم های ایرانی این کار را انجام داده بودند.
    یکی از خلبانان قدیمی فانتوم درباره این عملیات چنین می گوید:
    - اگر خسارت یک حمله هوایی بوسیله 12 بمب 500 پوندی بر روی هدفی کوچک مانند اوسیراک کم بوده است، حتما هواپیماهای ما در طول جنگ مانند مرغان ابابیل فقط سنگ بر سر عراقی ها می ریخته اند.
    ولی همه این سخنان فقط نشان دهنده یک چیز بود و آن هم خسارات سنگین وارد به اوسیراک.


    نیروی هوایی از منطقه عکس هوایی گرفت

    پس از چند روز از پایان این عملیات، نیروی هوایی تصمیم گرفت برای مطلع شدن از خسارات وارد از منطقه پایگاه عکس برداری هوایی کند.
    قرار شد یک فروند فانتوم شناسایی "آراف4" بر روی منطقه پرواز کرده و عکس های لازم را تهیه کند. تا میزان خسارت وارد به اوسیراک را بررسی نماید. لذا یک فروند فانتوم شناسایی "آراف4" با اسکورت دو فروند فانتوم مسلح به موشک های هوا به هوا، به سمت هدف به پرواز درآمد.
    بعد از ورود به خاک عراق، فانتوم های اسکورت برای جلب توجه رادارهای عراق سمت خود را تغییر می دهند تا هواپیمای فانتوم شناسایی بدون هیچ مزاحمتی به راه خود ادامه دهد. فانتوم شناسایی درحالی که هیچ گونه مهماتی را حمل نمی کرد، در ارتفاع پایین و با سرعت مافوق صوت به سمت اوسیراک در حرکت بود و در نهایت در ارتفاع خیلی پایین از جنوب تاسیسات اوسیراک وارد این منطقه شد و با سرعت از روی تاسیسات اوسیراک عبور کرد. در لحظه عبور دوربین های فانتوم شناسایی مشغول ثبت عکس های بعد از این عملیات بود. فانتوم شناسایی بلافاصله گردش کرده و با تمام سرعت به سمت ایران حرکت می کند. در نزدیکی مرز دو فروند فانتوم مسلح منتظر او بودند و فانتوم شناسایی با اسکورت آنها به سلامت در پایگاه هوایی همدان به زمین می نشیند.


    عکس ها ظاهر می شود

    بعد از ظهور عکس ها، واقعیت دوباره هویدا شد خسارت وارده بسیار سنگین بود.
    کارشناسان فرانسوی در عرض چند روز شاهد حضور دوباره هواپیماهای ایرانی در منطقه ای شده بودند که با توجه به گفته مقامات عراقی دژی نفوذ ناپذیر بود.
    بعد از این عملیاتف تعداد زیادی از این کارشناسان از ترس جان خود کار را نیمه کاره رها نموده و به کشورشان بر می گردند و بدین ترتیب برگ زرین
    دیگری در کارنامه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ثبت می شود.

    پاسخ
    خیلی ممنون اوالانچ عزیز
    دست شما درد نکنه .. خیلی عالی است
    نمی دونم با چه زبانی از شما و زحماتی که می کشی تشکر کنم
    منتظر کارهای بعدی هستم

    سلام عمو. (یه جمله به سبک تلویزیونی ها):

    در آستانه سی و پنجمین سالگشت اولین پرواز عمو بهروز عزیز؛ به استحضار می رساند وبلاگ بی مدرسی تا آخرین پست، بروز شده است.

    این هم هدیه من برای این سالگرد خاطره انگیز.
    http://www.bmodarresi.blogfa.com
    پاسخ
    الهی فدات بشم امیر جان
    خیلی ممنون که همیشه من را سورپرایز می کنی
    از زحمات شما سپاسگزارم
    روی ماهت رو می بوسم
    با تشکر مجدد

    (( طرح جالبی برای کاهش صدای حاصل از شکستن دیوار صوتی ))

    هم اکنون کارشناسان ناسا به همراه مهندسان شرکت گلف استریم در این زمینه فعالیت می کنند. بر پایه این فناوری یک نیزه 7 متری روی دماغه هواپیما مونتاژ می شود. پژوهش و اندازهگیری های این گروه نشان داده این نیزه که از مواد کامپوزیت ساخته شده امواجی از هوا که در جلوی هواپیما گرد می آید را به امواج کوچکتری تکه تکه می کند و بدین روی آوای شکستن دیوار صوتی را کاهش می دهد. این تکنیک هم اکنون روی یک هواپیمای اف-15 آزمایش شده و گروه آزمایش کننده نیز از کار راضی بوده اند. وزن این نیزه 200 کیلوگرم است و هنگامی که هواپیما با سرعت کم پرواز می کند می تواند چون یک آنتن اتومبیل به درون خود فرو رود تا بدین روی از بالا رفتن مقاومت در برابر هوا و پدید آمدن امواج توربولنس یا دورانی در جلوی هواپیما پیشگیری کرد. پیش بینی شده که به کارگیری این فناوری آغازی بر بازگشت دوباره هواپیماهای مسافربری فراصوت باشد.


    (( بار دیگر با کنکورد پرواز کنید!! ))

    به تازگی در موزه بروکلندز در (وی بریج) شبیه ساز کامل هواپیمای فراصوت کنکورد که به وسیله آن خلبانان خطوط هوایی بریتیش ایرویز تحت آموزش قرار می گرفتند راه اندازی مجدد شده و عموم می توانند از آن استفاده کنند. این شبیه ساز که بخشی از قسمت ( تجربه کنکورد ) در موزه مزبور را به خود اختصاص داده دقیقا در کنار هواپیمای کاملا عملیاتی و قابل پرواز کنکورد با سریال ثبت..(1) قرار داده شده است.مدیر موزه درباره شبیه ساز تازه وارد به بخش ( تجربه کنکورد) در این باره گفت : بازدید کنندگان می توانند یک پرواز گوتاه را به طور رایگان با شبیه ساز صورت دهند.کسانی که می خواهند یک پرواز کامل چند ساعته را با کنکورد انجام دهند با پرداخت هزینه مربوطه یک خلبان سابق کنکورد را به عنوان استاد خلبان در اختیار خواهند داشت. شبیه ساز مزبور در روز 9 آوریل همزمان با چهلمین سالگرد نخستین پرواز نخستین کنکورد ساخته شده در انگلیس با سریال ثبت(2) در موزه افتتاح شد. تقبل هزینه راه اندازی مجدد این شبیه ساز به وسیله (مجمع تحقیقات علمی مهندسی) انگلستان و کار اجرایی آن توسط یک گروه از دانشجویان دانشگاه ( شوری ) تعدادی از متخصصان سامانه های شیبه ساز و داوطلبان موزه صورت گرفت. گرچه دیگر خبری از حرکات به طرفین هنگام پرواز با این شبیه ساز مشاهده نمی شود اما نمایشگرهای کامل و آلات دقیق و نشانگرها بدون نقض یک پرواز واقعی را برای شما فراهم خوهند کرد. آخرین سرخلبان کنکورد بریتیش ایرویز درباره شبیه ساز موزه گفت : این شبیه ساز که در واقع یک شاهکار فناوری زمان خود محسوب می شود بسیار پیچیده بوده و کامپیوتر مرکزی آن حجمی به اندازه یک اتاق داشت اما به لطف فناوری جدید رایانه آن تا حجم یک چمدان کاهش اندازه پیدا کرده است.

    1-G_BBDG
    2-G_BSST

    منابع : مجله نوآور و ماهنامه صنایع هوایی

    پاسخ
    ممنون آوالانچ عزیز و نازنین
    دست شما درد نکنه .. مثل همیشه عالی بود

    سلام
    آخرین اطلاعات:
    1- قطعات پیدا شده متعلق به ایرباس نبوده به عبارت دیگه هیچ قطعه ای از هواپیما پیدا نشده
    2- لکه مواد نفتی که بر روی آب ملاحظه شده بود مربوط به هواپیما نبوده و ناشی از روغن یک کشتی بوده است.
    3- دفتر تحقیقات هوایی فرانسه رسما اعلام کرد که هواپیما مشکل سرعت داشته هنگام حادثه و داده های گزارش شده این عدم تجانس سرعت رو با شرایط هواپیما نشون میدن
    4- ایرباس یک Accident Information Telexes (AIT) به همه شرکتهای هواپیمایی زده راجع به چگونگی اندازه گیری سرعت های نامتجانس
    5- امید برای پیدا کردن جعبه سیاه تقریبا صفر است
    پاسخ
    ممنون حمید جان عزیز
    ولی من امروز در خبر های خواندم دو تا جسد و یک صندلی مربوط به هواپیمای فوق پیدا شده است
    امیدوارم با پیدان شدن جعبه سیاه .. راز سقوط مشخص بشه

    سلام جناب مدرسی
    بابت تحلیل جالب و علمی از این سانخع دلخراش دادید سپاسگزارم

    با آرزوی موفقیت و سربلندی
    پاسخ
    دوست عزیز و نازنین
    خوشحالم که از مطلب فوق خوشت اومده است
    در مورد اون مسئله به روی چشم .. روی من حتمآ حساب کن
    یا حق

    سلام عمو بهروز،
    خسته نباشی. مطلبت عالی بود. فقط اگه میشه اجازه میخواستم از این به بعد لینک پست ها رو تو فیسبوک برای دوستام شیر کنم.
    پاسخ
    خیلی ممنون پیمان جان
    این نهایت لطف شماست
    من که این گونه شیر کردن ها رو بلد نیستم .. بهتره شما زحمت آن ها را بکشی
    ممنون از شما و لطفی که به حق بنده داری

    با سپاس از شما
    امیدوارم دوستان محترم رعایت ادب و نزاکت را مراعات بفرمایند.
    اگر یک خارجی به زبان ما آشنایی کامل داشته و چنین توهینهایی را که رد و بدل میشود در این کامنتها بخواند چه نظری در باب ما ایرانیان با سابقه تمدن عظیم خواهد داشت؟
    تشکر
    موریس
    پاسخ
    کاملآ حق با شماست دوست نازنینم
    موریس جان .. خیلی از خارجی ها اتفاقآ زبان ما را می دانند و سال هاست که به خاطر دیالوگ بعضی از ما ها متآسف هستند
    ممنون از شما و توضیح مناسبی که نوشتی

    با سلام و خسته نباشی
    من همیشه از انواع حوادث هوایی به شدت متاثر می شم به این خواطر که قربانی ها در عین مظلومیت می میرند و هیچ تلاشی برای زنده بودن نمی تونن بکنن و به قولی دستشون به هیچ جا بند نیست
    با تشکر.
    پاسخ
    بله رضا جان .. حق با شماست
    خدا به بازماندگانشون صبر بده
    ممنون از شما

    salam...

    اعوذوبالله من لشيطان رجيم
    آقاي با اسم مستعار ALI اميدوارم كه از تو دهني‌اي كه آقاي مدرسي نثار دهان نامباركت كرد درس عبرت گرفته باشي و ديگه اينطرفها پيدايت نشه و گر نه مجبورم به شهرداري تماس گرفته و گروه سگ كش‌ها را براي شكار تو امثال تو روانه كنم .
    چخه برو و ديگه اينطرفها پيدايت هم نشه ، وقتي چندتا آدم با هم اختلات مي كنند يك سگ نمي‌آيد و واق واق سر دهد. بي شعور نفهم كودن.

    ع.ك
    پاسخ
    وای علی جان مردم از خنده .. !! عجب حرف هایی .. پسر این ها رو از کجا می اوری !!؟ دستت درد نکنه
    مردک می گه چرت و پرت است .. خب چرا می خوانی !؟
    من خیلی سعی کردم که جلوی عصبانیت ام رو بگیرم .. اما نتونستم
    ممنون از حمایت شما .. شرمنده ام کردی

    به نام خدا
    با سلام ودرود خدمت جناب آقاي كاپيتان بهروز مدرسي
    - اولا به شما به خاطر وبلاگ بسيار مفيدتان تبريك مي گويم.تبريك بنده بيشتر ازآنجا ناشي مي شود كه بنده به دليل فعاليت تخصصي در حرفه خبرنگاري در زمينه حمل ونقل واز جمله حمل ونقل هوايي به خوبي مي دانم كه در كشور ما كه سازمانهاي متولي ترابري هوايي اساسا هيچ خبري را درز نمي دهند،شما چه كار بزرگي مي كنيد كه به مردم در اين زمينه اطلاعات مي دهيد.
    - در صورت امكان مطالب سايتتان را در نشريات انگشت شمار تخصصي حمل ونقل يا تخصصي تر ترابري هوايي هم منتشر نماييد چون همه به اينترنت دسترسي ندارند.
    - چند نكته درباره سانحه ايرفرانس به عرض مي رسانم وبه عيارتي چند سوال دارم:اولا مگر وضعيت طوفانهاي اين منطقه از كره زمين و ايجاد يك باره آن شناخته شده نيست پس چرا خلبانها توجيه نمي شوند تا دقت بيشتري كنند يا به دليل احتمال برخورد با وضعيت خطرناك حتي موقتا پرواز نكنند؟ ثانيا در مطلبتان اشاره كرده ايد كه چون سه ساعت از پرواز گذشته بوده و كادر پروازي به نوعي دقت كمتري داشته اند يادر حال تعويض شيفت كاري بوده اند كمي نسبت به وضع هوا وهواپيما غفلت نكرده اند؟آيا تجربه بدي هوا در اين مناطق ايجاب نمي كند كه كادر پروازي بيشتر دقت كنند چون فرصت براي استراحت وگفتگو هميشه هست و سلامت پرواز مهمتر از استراحت است؟
    -ثالثا چرا در زمينه هواشناسي آنقدر پيشرفت نشده كه مواردي از اين قبيل بهتر پيش بيني شود؟
    - ضمنا شبه فرانس 24 تقريبا در همه بخشهاي خبري خود به اين حادثه اشاره مي كند وچند روز پيش ساعات 4 مرحله عمليات انجام گرفته از سوي كادر پروازي را آخرينشان قراردادن هواپيما براتوپايلوت بودرا منتشركرد.
    رابعا چند وقت پيش كانال 4 خودمان فيلمي را پخش ميكرد در باره علل سقط يك ايرباس ايرفلوت روسيه كه از مسكو به هنگ كنگ مي رفته ودر اثر يك كمبود در سيستم اطلاع رساني(آژيرنكشيدن درموردي خاص) و اهمال خلبان در قراردادن فرزند خود برروي صندلي خود ودستكاري فرزندش باعث سقوط هواپيما شده بود.

    درپايان از وبلاگتان مجددا تشكر مي كنم واز تصديع وقات شما عذر مي خواهم.
    پاسخ
    جناب قائم مقامی نازنین
    با درود و تشکر از حضور سبزتان و تشکر از باب مورد لطفقرار دادن حقیر و تعریف از مطالب ..عزیزم در مورد درج در مطبوعات حمل نقل ، بسیار فکر جالب و مفیدی است .. ولی راستش رو بخواهی بنده حوصله این که جلوی در مجله ای گردن کج کنم که تورو خدا یه نگاه به نوشته های من بیندازید را ندارم .. خیلی وقت ها با چشم خودم دیده ام که نشریات زرد گاهآ مطالب بنده رو به مناسبت هایی که فکر می کنم بیشتر به خاطر کم اوردن مطلب است استفاده می کنند .. خب من هم اعتراضی ندارم .. نوشتم که دوستان بخوانند ... هر چه بیشتر بهتر .. اصلآ حساس نیستم
    اما در باره ایرباس و مطالبی که پرسش فرموده بودید
    اولآ ببخشید که کمی دیر پاسخ شما رو می دهم .. مناظره ها پاک اعصابم را خرد کرده است
    امروزه سیستم های هواشناسی با به کارگیری آخرین تکنولوژی ماهواره ای و بهره گیری از سیستم جی پی اس خیلی راحت می توانند هوای هر منطقه را از قبل پیش بینی کنند ... اما در وسط اقیانوس ها .. گاهی خارج از پیش بینی های رایج ، ممکنه بر اثر فعل و انفعالات درون زمین و جریان آب های گلف استریم طوفان های ناگهانی پدید آید .. که البته سازمان هوانوردی سریع متوجه می شود .. اما برای هواپیمایی که چند ساعت قبل پرواز کرده است .. کار عاقلانه ای نیست .. چون خود هواپیما ها مخصوصآ ایر باس ها مجهز هستند .. اما خطای بشری سبب می شود که سانحه به بار آید
    اتفاقآ همه خلبان ها اقیانوس پیما از همه جریان های گلف استریم آگاه اند .. و مرتب توجیه می شوند یا اگر مشکلی اساسی باشد به یک دیگر اطلاع می دهند
    در مورد تغیر شیفت گروه پروازی .. عزیزم این تنها یک حدس خالی بود .. آن ها همگی با هم عوض نمی شوند .. ابتدا کاپیتان ها جای خود را تغیر می دهند ... بعد کمک ها و این مشکلی نیست
    در مورد فیلمی که شبکه چهار پخش کرد .. من مدت ها پیش همین ماجرا را با تصویر به صورت مستند که کار نشنال جئوگرافیک بود ترجمه کرده و در سایت قرار دادم . با تمام جزئیات .. حدود 64 تصویر ماجرا را نشان می داد
    با آرزوی موفقیت برای شما

    سلام عمو جون.حالتون چطوره.خوبید سلانمتید.به خدا دلم براتون یه ذره شده بود.خداشاهده از یه هفته قبل عید تا همین چند روز پیش کامپیوتر نداشتهم.آخه قبلی رو فروختم و یه نو خریدم.عمو جون من هنگ کردم اصلا نمی دونم چه خبره.چرا ارتش گیر داده یا چرا شما دلسرد شدید.به خدا اینقدر شرمنده ام که این مدت سر نزدم که حد نداره.دور از جونتون این مدت ما همش مشغول مراسم ختم فامیل هامون بودیم.عمو جون تو رو خدا واضح بگید بیبینم جریان چی بوده.از دور میبوسمتون.پسر بی معرفتتون اسی
    پاسخ
    پسر عزیز و نازنینم اسی جان گرامی
    ممنون از شما و کامنت پر مهرت .. پسرم من اصلآ از این که سر نمی زدی ناراحت نبودم .. می دونستم که گرفتاری .. چون خودت به من گفته بودی .. من نگران عزیزانی می شوم که بی خبر می روند .. به هر حال از این که دوباره بعد از مدت ها می بینمت خوشحالم
    پسرم .. من کمی داغ کردم !! همین ولی حالا به روال عادی برگشتم .. نگران نشو .. اسی جان خدا همه اموات و درگذشتگان و اقوام شما رو بیامرزه .. مرگ حق است . مواظب خودت باش
    یا حق

    عمو بهروز سلام
    امروز در سایتtakeoff.ir خواندم که 2 تا جسد مرد در 70کیلومتری نقطه ای که آخرین سیگنال از هواپیما دریافت شده کشف کرده اند به همراه این 2 جسد کیفی بوده که در آن بلیط پرواز 447 بود و این را ایرفرانس هم تایید کرد
    (عمو جان یک ایمیل هم برایتان فرستاده ام اگر میشه مطالعه کنید)
    پاسخ
    علیرضا جان عزیز
    ممنون از شما ... پسرم من اصلآ متوجه کامنت شما نشدم .. چون واژه لاتین هم استفاده کردی
    فقط فهمیدم دو جنازه پیدا شده است .. بله اخبار هم تآئید کرد .. اما من هیچ ای میلی از شما دریافت نکرده ام
    موفق باشی

    سلام کاپیتان از لطفتون ممنون.

    پاسخ
    خواهش می کنم پسرم

    عمو بهروز سلام
    من ایمیل را 17 خرداد ارسال کردم وشما هم لطف کردین و پاسخ دادین کامنت راهم همان روز فرستادم
    پاسخ
    خب خدا رو شکر که شرمنده محبت شما دوست عزیزم نشدم

    درود بر شما من از پرواز میترسم و اصولا ترس از ارتفاع دارم ولی چون عاشق سفرم این عشق بر ترس غلبه میکنه بیشترین ترس من در لحظه پروازه وتی در لحظه فرود هیچ ترسی ندارم همه میگن ترس تو برعکسه فرود خطر بیشتری داره سوال من اینه خطر بیشتر لحظه فروده یا پرواز؟ با تشکر این رو هم بدونید ما به وجود خلبانانی مثل شما افتخار میکنیم
    پاسخ
    پیمان عزیزم
    با تشکر از شما که به بنده اطمینان فرموده و در مورد مشکل خود پرسش می فرماید . عزیزم .. اولآ پرواز هیچ ترسی نداره .. چون خلبان و همراه هانش بیشتر از هر کسی عاشق خانواده و جان خود هستند .. از همه مهم تر جان ما دست خالق مون است .. نباید از پرواز ترسید
    آمار های متخصصان هم نشان می دهد آمار سوانح هوایی نشان می دهد که درصد مرگ و میر با اتوموبیل خیلی بیشتر از پرواز است
    یازده میلیون به یک است !! بگذریم
    اما در مورد خطرات پرواز .. بله بیشترین سوانح در موقع پرواز و فرود رخ می دهد .. که فرود بیشتر از تیک آف خطر دارد
    ولی توصیه می کنم از زیبایی های پرواز لذت ببرید و خود رو به خداوند متعال بسپارید

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35