همه سوانح مرگبار نیست

فرود های اضطراری
بعضی از خوانندگان محترم گاهی اوقات اظهار می دارند که : از پرواز وحشت و استرس دارند ! یا این که از پرواز با خطوط هوایی ایران احساس دلشوره و اضطراب دارند و ... و من همیشه در پاسخ این بزرگواران گفته ام .. اگه هواپیما مشکلی داشته باشد .. اولین نفر خلبان و گروه پروازی است که با آن هواپیما پرواز نمی کنند . یا این که آمار سوانح هوایی خیلی خیلی پائین تر از تصادفات اتوموبیل و قطار است . و اغلب از این عزیزان خواسته بودم به خدا توکل کرده و از پروازشون لذت ببرند . و اما در این فصل امتحانات جوانان و بی رونق بودن محیط سایت که همه انگیزه های نگارش رو ازم گرفته است .. فکر کردم برای تنوع و هم چنین بیان این نکته که " همه سوانح هوایی مرگبار نیست " تعدادی عکس از فرود های اضطراری انواع هواپیماها رو منتشر کردم که واقعآ بعضی از ان ها به معجزه بیشتر شباهت دارد !!
تشکر و قدردانی
امروز وقتی با قطع سیستم اینترنت پر سرعت ام مواجه شدم با مرکز فروش شرکت شاتل تماس گرفتم . متصدی فروش بعد از بررسی اعلام کرد که به دلیل مصرف زیاد حجم اختصاص یافته شما پایان یافته است ! و برای وصل ان پول باید واریز شود ! و به هیچ عنوان هم موقتی تمدید نمی شود ! اما وقتی از شرایط جسمانی و بیماری ام آگاه شدند .. من را به کارشناس پشتیبانی سرکار خانم " مینا ایزدی " وصل کردند . این خانم بزرگوار با وجود مشغله فراوان و خارج از حیطه مسئولیت اش بیش از یک ساعت با مهربانی پی گیر برداشت از حساب الکترونیک ام شد . اما متآسفانه به دلیل ضعف ارتباطات الکترونیکی در شبکه شتاپ همچنین غیر خوانا بودن شماره های مندرج بر روی کارت ( برای پیر مرد ها ) این امر انجام نگرفت .. اما باعث شد با یکی از انسان های مهربان .. وظیفه شناس و با شرافت شرکت خدمات اینترنتی شاتل آشنا شده و باور کنم که هنوز هم انسان های نازنین وجود دارد . لذا بدینوسیله از مدیریت شاتل به خاطر حضور کارمندانی شرافتمند و خوش برخورد تشکر و قدردانی می کنم .
چشم براه یاران همدل
سخن اخر این که .. دلم برای کامنت های سرور گرامی ام آقای محمود فرنودی بی نهایت تنگ شده است . می دانم مدیریت آژانس هوایی معتبری رو به عهده گرفته و حسابی در گیر سازماندهی محل کارش است .. اما برای من عدم حضور سبز ایشون خیلی سخت است . امیدوارم بزودی دیدار ها تازه شود . همچنین مدتی است از شنیدن صدای گرم پسر خوبم جناب کدخدایی هم محروم شده ام ! البته او چندین بار تماس گرفته بود که من سعادت گفت و گو با او رو نداشتم . بابک عزیز یا جی اف اس گرامی هم ماه هاست که دیگه سر نمی زنه .. واقعآ نگرانش هستم ..آرمان بیات و همشیره محترم اش هم که از امریکا با بنده تماس داشت مدتی قطع شده است .. امیدوارم حالش خوب باشد .. سایر عزیزانی هم که کم تر تشریف می آورند نگرانشون هستم .. امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشند .


![]()
گر نگهدار من آن است که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

فیلم این سانحه رو پارسال دیدم . جالب این که در موقع فرود این هواپیمای دو موتوره تعدادی عکاس و فیلمبردار در حریم فرودگاه حضور داشتند . هواپیما بدون هیچ مشکلی با چرخ های باز در حال کم کردن ارتفاع بود .. اما به محض تماس با زمین ستون در بر گیرنده چرخ راست شکست و هواپیما به همان سمت متمایل شده و با اصابت ملخ به زمین خسارت فراوانی دید .. اما همه مسافران سالم از هواپیما خارج شدند .. خدا رو صد هزار بار شکر

از سرو شکل هواپیمای مسافربری پیداست که حادثه به خیر گذشته است . احتمالآ سیستم ترمز به خوبی عمل نکرده و هواپیما از انتهای باند خارج شده و با رسیدن به ماسه های نرم ساحل فرو رفته و توقف کرده است ! در این جور حوادث معمولآ مسافران به عمق خطری که آن ها رو تهدید می کنه پی نمی برند ! چون بعد از فرود اغلب نفسی به راحتی کشیده و منتظر جمع و جور کردن سوغاتی ها هستند .. !! و کم تر به بیرون دقت می کنند

در باره این حادثه بقدری کافی در همه جا صحبت شده است .. ! خلاصه این که هواپیما بعد از بلند شدن با دسته ای از پرندگان مواجه می شود که با ورود به درون موتور ها ، هر دو از کار افتاده و خلبان قادر به برگشتن و فرود در فرودگاه نمی شود .. لذا تصمیم می گیرد در رودخانه فرود آید .. البته می دونید که فرود در آب ( دیچینگ ) چقدر خطرناکه !؟ ولی با مهارت کاپیتان همه سالم خارج می شوند .



قدیم ها وقتی اتوبوس های بین شهری تصادف می کرد ، اولین کار گل مالیدن روی آرم اتوبوس و محو نام شرکت مسافربری بود ! اما از بد شانسی این شرکت هوایی ، از زوایای مختلف تصویر هواپیمای سانحه دیده شده گرفته شده است ! ظاهرآ مانند تصویر اولی ارابه فرود جلو شکسته است ! شانس آوردند ملخ ها با زمین اصابت نکرد .. البته همه مسافران سالم پیاده شدند ..

خب این هم هواپیمای دیگری است که خلبان مجبور شده کار سخت فرود در آب را انجام دهد ! کاپیتان این هواپیما هم خیلی با تجربه و ماهر بوده است .. و گرنه هواپیما به محض برخورد در آب چند تکه می شود .. مسافران این پرواز هم نجات یافتند ...

مثل این که خلبان این هواپیما فراموش کرده چرخ ها رو باز کند !! شوخی کردم ! به نظر می رسه از باند خارج شده و به خاطر شل بودن اطراف باند ، ارابه های فرود ان تا خرخره به زمین فرو رفته است ! مسافران این مرکب آهنین هم سالم پیاده شدند ..

باور کنید هر چه به عکس خیره شدم متوجه نشدم که در برخورد به زمین و باز نشدن چرخ ها جرقه و اتش ایجاد شده است !؟ یا نه بعد از تیک آف آتیش گرفته !!؟

این هواپیما هم به دلیل فنی ناچار به فرود اضطراری می شود .. و شانسی از خطری که در کمین اش است رها یافته و به سلامت فرود می آید .. خدا رو شکر

این بنده خدا هواپیمای کوچک هم دچار بد شانسی شده و چرخ جلو از جا کنده شده است ! و چون موتور بر روی دماغه نصب است ، با نوک کله کرده است .. ! به هیچ یک از خدمه صدمه ای وارد نشد .

اما شکستن ارابه فرود جلوی هواپیمای شرکت جت بلو ، حکایت مفصلی دارد که تحلیل جالبی در باره ان بزودی ارائه خواهم داد .. شاید هم زحمت ترجمه ان را به گردن پسر عزیزم جناب علیرضا صادقی انداخته و خود تحلیل فنی اش را انجام دهم ..

به قول قدیمی ها .. دزد حاضر و بز هم حاضر !! منظورم اینه که مسافران الحمدالله همگی سالم و قبراق هستند .. اما این که چه اتفاقی این وقت شب رخ داده است ، که همه مجبور به تخلیه شده اند رو نمی دونم . هر چه است هواپیما به دلیل نقص فنی از باند خارج شده است ! شاید باز هم مربوط به نقص سیستم های بازدارنده باشد .. ( دیگه روم نشد بگم ترمز ) چشمک !!

این هم از اون دسته حوادثی است که خدا خیلی به حال مسافرانش رحم کرده است . در این تصویر چیزی معلوم نیست .. هر چه است بال سمت راست بد جوری صدمه دیده است .. ولی مسافران تخلیه شده اند .. خدا رو شکر

این یکی هم باز از ناحیه چرخ جلو دچار مشکل شده است .. معلوم نیست یخ زیر پایش شکسته است !! یا این که ارابه فرود جلو از جا در امده است !! خودمونیم امشب چقدر مشکل ارابه فرود داریم !!؟

این یکی هم مشکل قفل کردن چرخ جلو رو دارد .. چه دود و دمی راه انداخته است !!؟ البته اگه مشکل دیگری داشت ، بعدآ در کامنت ها دوستان توضیح خواهند داد ..

این هواپیمای مسافربری روسی هم .. یا از باند خارج شده و به کاروان پالت های گوشه باند برخورد کرده است .. ! یا این سرگرم موتور گردانی بودند که هواپیما رم کرده .. به هر حال در آخر ماجرا ، باز ارابه چرخ جلو یا به زمین فرو رفته یا این که از بیخ کنده شده است !!

تو رو خدا نیگا کنین چگونه یه الف بچه .. !! ببخشید یک هواپیمای کوچولو این همه ماشین بزرگ و کوچک رو سر کار گذاشته است !!؟ اما خوب که دقت کنید ، احتمالآ فرود اضطراری در اتوبان داشته و آن چه که از قراین بر می آید .. پلیس هم جاده رو مسدود کرده است .. تا این بچه کارش رو تموم کنه !! ضمن این که غربی ها عادت ندارند در صورت راه بندون از شانه خاکی عبور کنند ! ولی این جا دو ماشین سنت شکنی کرده .. شاید هم ایرانی باشند !!

در مستند های نشنال جئوگرافیک با چشم خودم دیدم که یک هواپیما مملو از مسافر ، در آسمون بخشی از سقف و دم اش کنده شده .. اما هواپیما سالم به زمین می نشیند .. می گم نکنه این باشه !!؟


نوشته بودند خلبان فراموش کرده بوده که چرخ ها رو پائین بیاورد !! چه شانسی اوردند که منفجر نشدند !! همین اتفاق در زمان جنگ برای یک فروند هواپیمای اوریون ( پی تری اف ) در شیراز رخ داد و طی آن همه خدمه هواپیما شهید شدند .. اما این یکی شانس اورده است !

این تصویر بقدری گویاست که نیاز به تعریف نداره .. احتمالآ چرخ های سمت راست داغ کرده و دچار اتش سوزی شده است که این چنین قبل از توقف از یک ماشین اتش نشانی برای خاموش کردن ان کمک می گیرند .. حالا که بحث آتش نشانی فرودگاه شد ، بهتره از همه آتش نشانان شریف و گمنام فرودگاه ها همچنین رانندگان امبولانس و جرثقیل مخصوص هم تشکر کرد .. که با زحمات آن ها درجه ایمنی فرودگاه ها بالا می رود .. خدا قوت

فکر می کنم دود حاصل از برخورد چرخ های اصلی شاتل فضا پیما با زمین است . اما این که چرا اعلام فرود اضطراری کرده است !؟ رو من نمی دونم .. فقط خدا رو شکر سالم می نشیند ..

این حالت در هواپیما ها دور از انتظار نیست .. و دلیل ان هم کشیدن سریع فرامین به عقب به منظور تیک آف کوتاه ( شورت تیک آف ) است . البته کارخانه های سازنده آن قسمتی که ممکنه با زمین برخورد کنه رو ضخیم تر می سازند .. تا بدنه صدمه نبینه ! اما صدای برخورد خیلی وحشتناکه !! و خلبان باید دستپاچه نشه .. در این حادثه همه سالم به زمین می نشینند ..

باز هم داستان چرخ جلو ... و کله کردن هواپیما !! یکی به من بگه چرا امشب همه ایراد ها به ارابه های فرود ختم می شود !!؟ حتم دارم که می خواهند منو ضایع کنند !!!

این یکی فقط یک فرود اضطراری در مزرعه داشته است . اما این که این همه پلیس و آدم جمع شده ، صرفآ به خاطر شکایت صاحب کشتزار است !! می خواهد تا تنور داغه خسارت اش رو از خلبان بگیره !! ولی از شوخی گذشته هیچ فکر کردید چه جوری باید پرواز کنه .. !!؟


من حدس می زنم هر دو تصویر متعلق به یک هواپیما باشه .. ! ولی بشر جایز الخطاست .. اگه اشتباه کردم ، حتمآ توضیح دهید . اما خودمونیم به قیافه سرباز ها خوب نگاه کنید که چه جوری با سر گروهبان خود برای بیگاری به جنگل آمدند !! خب این هم به معجزه بیشتر شباهت داره که یک هواپیمای بزرگ مسافری در دل جنگل سالم فرود اضطراری انجام داده و هواپیما و مسافران آسیب نبینند !!

در باره این تصویر و این که چرا کله معلق شده فعلآ بحثی نمی کنم .. ! و نمی گم که چرخ جلو یا شکسته یا فرو رفته است !! بلکه پرسش ام این است .. اگه تابستونه ، برف چه کار می کنه !!؟ اگه هم زمستونه ، پس چرا خلق الله لخت تشریف دارند !!؟

از این که از باند خارج شده است ، هیچ شکی نیست . به چراغ های ابتدا و انتهای باند دقت کنید !! فقط شانسی که اورده اند .. همه سالم و بی خطر از هواپیما پیاده شده اند .. راستی من موتور سمت راست را نمی بینم !!؟

این یکی هم شاهکار فرود در منطقه مملو از برف و یخ رو انجام داده .. واقعآ ایوالله داره

ببینید چطور موتور سمت راست اش داغون شده است !!؟ با این حال خلبان با مهارت هواپیما رو متوقف کرده و مسافران صحیح و سالم تخلیه می شوند .. آفرین



این هم یک مورد دیگه از فرود اضطراری و خروج شادمانه خلبانان ان .. اما نمی دونم چرا یک عده دست به سینه جلوی پله هواپیما ایستاده اند !!؟

این باید یک تصویر تبلیغاتی باشه .. وگرنه فکر نمی کنم وسایل بازی گلف این همه گران باشد که طرف اول آن ها رو بیرون می فرسته و بعد خودش !!

به این می گن کاپیتان بی خیال !! هواپیما رو تو دریا ، شاید هم توی رودخونه نشونده .. اما بی خیال از این اتفاق داره قصه کلثوم ننه رو برای دوستش تعریف می کنه !! یاد یکی از دوستانم به نام ( داود - ف ) افتادم که سر بال بوئینگ را کوبید به تیر چراغ برق ... وقتی رفت ستاد نیرو تا توضیح بده ، مدام با لبخند جواب می داد !! تا این که ژنرال های شاهنشاهی از خونسردی آقا داود ما خونشون به جوش امده و سرش فریاد می زنند .. مرد حسابی اگه هزار تومن به مال بابات آسیب می رسوندی ، باز هم نیش ات این چنین باز بود ..!!؟؟؟ الان آقا داود از بهترین کاپیتان های ایرانه ...

این یکی هم خیلی غریبانه از باند خارج شده و در انتهای باند در گل فرو می رود .. !! ولی از همه مهم تر مسئله ایمنی این ماجراست .. به کپسول سیار اتش نشانی دقت کنید !! آفرین به آن ها

این یکی از نادر ترین اتفاقات تاریخ هوانوردی است .. که عرض کردم فیلم مستند آن را نشنال جئوگرافیک ساخته است . هواپیما در هوا بخشی از سقف اش از جا کنده می شود !! اما خلبان سعی می کنه با حفظ آرامش و خونسردی هواپیما رو با همه مسافرانش سالم به زمین بنشاند .. این بهترین عبرت برای کسانی که بی جهت از پرواز می ترسند .. من برای این که دوستان باور کنند .. این مستند را بزودی منتشر خواهم کرد ...

این یکی اصلآ احتیاج به تفسیر نداره . خیلی راحت موقع فرود اضطراری از باند خارج شده .. اما در نهایت همه سالم از هواپیما خارج می شوند ...

در باب برخورد پرندگان و خطرات ان به کرات مطلب و خاطره تعریف کرده ام .. در این تصویر خلبان شانس می یاره که پرنده به شیشه جلو تصادف می کنه .. اگه داخل موتور می رفت که بیچاره بود !!

در میان حوادثی که بیشتر به معجزه شبیه بوده است ( نظیر جدا شدن یخشی از سقف هواپیما در پرواز !! ) این یک مورد هم واقعآ از موارد نادر است . این هواپیما با کلی مسافر در ارتفاع ۲۹۰۰۰ پایی ناگهان بخشی از بدنه کنده می شود !! خلبان با تجربه سریع هواپیما رو به ارتفاع ده هزار پایی رسونده و سپس به سوی اولین فرودگاه راهی می شود . همه مسافران سالم پیاده می شوند .. ! واقعآ خدا خیلی به مسافران رحم کرده است .

این هواپیمای کوچک تک موتوره هم معلومه که است .. ولی با فرود اضطراری مناسبی که خلبان اش انجام داده بود ، به سلامتی از هواپیما اش خارج می شود .

این شکاری هم بعد از پرواز دچار نقص فنی شده و توسط خلبان اش درخواست فرود اضطراری می کند .. در نهایت به شکلی که ملاحظه می فرمایید ، هواپیما متوقف و خلبان از کابین اش بیرون می آید
*************


صحبت از پرواز و فرود های اضطراری شد .. راستش رو بخواهید من هم هفته ای یکی دو بار عاشقانه بال گشوده و برای دیدن نوه های شیطون ام راهی کرج می شوم .. باور کنید هرگز از دیدن ان ها سیر نمی شوم ... شیرین ترین لحظه عمرم زمانی است که این دو را در آغوش گرفته و شکر گزار خداوند متعال می شوم .. آنا و آوا دست بوس همه یاران همدل و صمیمی این سایت هستند ..
با آرزوی شادی و تندرستی :
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه دهم خرداد ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .
یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )
پاینده و برقرار باد ایران آریایی 

حتی با ماهی ۱۰۰۰ تومن هم می شه کمک کرد !
برای اطلاع بیشتر به سایت ذیل مراجعه کنید :
http://www.mahak-charity.org/main.php
The T-50 Golden Eagle is an early 21st century Korean-American supersonic trainer. It is developed by Korean Aerospace Industries in conjunction with Lockheed Martin . .The T/A-50 program is the replacement for a variety of trainer and light attack aircraft. This includes the T-38 and F-5B in training and the CAS Cessna A-37B; in service with the South Korean Air Force. The program was origially intended to develop an indigenous trainer aircraft capable of supersonic flight in order to train and prepare pilots for the KF-16s. The T-50 makes South Korea the 12th nation to produce a complete jet fighter aircraft.The T-50 is equipped with a Honeywell H-764G embedded global positioning/inertial navigation systems and HG9550 radar altimeter. The A-50 variant uses APG-67 radar from Lockheed Martin. The aircraft is the first trainer to feature the digital fly by wire control interface (triple redundant). The aircraft can carry up to two pilots, and the high-mounted canopy and the tandem seating allow the pilots superior visibility, vital to successful lock-on of enemy targets. The cockpit holds the On Board Oxygen Generating System.The altitude limit is 14630 m, and the airframe is designed to last 8,000 hours of service. There are seven internal fuel tanks with capacity of 2,655 litres, five in the fuselage and two in the wings. An additional 1,710 litres of fuel can be carried in the three external fuel tanks.The T-50 Golden Eagle uses a single General Electric F404 turbofan engine with Full Authority Digital Engine Control(FADEC). The engine consists of three-staged fans, seven axial stage arrangement, and an afterburner. The aircraft can supercruise at the speed of Mach 1.05, and with maximum 78.7 KN of thrust with the afterburner, and has a maximum speed of Mach 1.4 and range is 1851 km.
Armament:Vulkan gun,Rockets,Sidewinder and maverick missiles,Bombs .
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
عقاب طلایی کره:
تی-50(عقاب طلایی ) جنگنده آموزشی کره ای-آمریکایی اوایل قرن 21 میباشد که توسط صنایع هوایی کره با همکاری شرکت "لاکهید مارتین" ساخته شده است.تی/آ-50 جایگزینی برای چند نمونه هواپیماهای آموزشی و تهاجمی سبک میباشد که شامل تی-38 و اف-5 بی و سسنا آ-37بی بعنوان نمونه های آموزشی و در حال خدمت در نیروی هوایی کره جنوبی میباشند.در اصل این برنامه قصد تولید هواپیمای آموزشی بومی قادر به پرواز در فراتر از سرعت صوت برای آموزش و آماده سازی خلبانان اف-16 بود.با ساخت تی-50 کره جنوبی دوازدهمین کشوری میشود که یک جت جنگنده کامل را ساخته است.تی-50 با یک رادار "هانی ول" و سیستم ناوبری جی پی اس و اینرسیایی و یک رادار ارتفاع سنج مجهز شده است.نمونه آ-50 از رادار "آپی جی -67" لاکهید مارتین استفاده میکند و نخستین هواپیمای آموزشی است که از سیستم رابط دیجیتالی پرواز با سیم جهت کنترل استفاده میکند.هواپیما قادر به حمل دو خلبان است و کابین آن که در ارتفاع بالایی قرار گرفته و صندلیهای پشت سر هم آن به خلبان توانایی برتری در دید را میدهد که موضوعی حیاتی برای پیدا کردن اهداف دشمن میباشد.کابین همچنین سیستم تولید اکسیژن را نیز در بر دارد.حد ارتفاع 14630 متر بوده و بدنه برای 8000 ساعت پرواز طراحی شده است.تعداد هفت تانک سوخت با گنجایش 2655 لیتر که پنج عدد از آنها داخل بدنه و دو تا در بالها قرار دارند در این هواپیما موجود است و مقدار 1710 لیتر سوخت اضافی نیز در سه تانک خارجی دیگر قابل حمل میباشد.تی-50 از یک موتور جنرال الکتریک اف-404 توربوفن با کنترل تمام دیجیتالی استفا ده میکند.موتور دارای فنهای سه قسمتی و یک پس سوز میباشد.هواپیما قادر به پرواز در سرعتهای 1.05 ماخ بوده و حداکثر کشش موتور با پس سوز 78.7 کیلونیوتن و حداکثر سرعت 1.4 ماخ میباشد و برد آن 1851 کیلومتر میباشد.
تسلیحات:توپ ولکان/راکت/موشکهای سایدوایندر و ماوریک و انواع بمب.
منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
تسلیت به مردم شریف زاهدان
مطلع شدم بار دیگر فاجعه ای هولناک در زاهدان به وقوع پیوست و طی آن تعدادی از هموطنان نازنین ما بر اثر این اقدام تروریستی جان خود را از دست داده و عده بی شماری هم زخمی و مجروح شده اند . من این ضایعه دردناک رو به خانواده شهدا .. مردم شریف و بزرگوار زاهدان و هموطنان عزیزم تسلیت گفته و با تمام وجودم از درگاه خداوند متعال آرزو می کنم این اخرین فاجعه خونین در این بخش از سرزمین مقدس ما باشد . در ضمن مهدی عزیزم یکی از یاران همدل سایت نامه ای به همین مناسبت برایم ارسال فرموده است که تقدیم شما دوستان گرامی می کنم .
با سلام
زاهدان امروز غرق در ماتم شهداي فاجعه انفجار در مراسم عزاداري شيعيان مظلوم در شب شهادت فاطمه زهراء در مسجد علي ابن ابي طالب بود
درست چند دقيقه از اذان مغرب پنجشنبه شب گذشته بود درخيابان دانشگاه زاهدان منتظر تاكسي بودم كه صداي انفجاري مهيب از چند كيلومتري به گوشم رسيد.بعد دقايقي سرگشتگي خبردارشدم دوباره!!!!مسجد علي اينبار توسط انفجاري انتحاري !!!مورد هدف قرار گرفته(دفعه قبل 3سال پيش بود كه منجر به تخريب بخش اعظم مسجد شد)بادلي هراسان به هروسيله اي بود خود را به مسجدرساندم خاطرات گذشته در راه رسيدن مانند فيلم از جلوي چشمم گذشت:از روزي كه به ياد دارم نمازجماعت ، عزاداري اباعبدالله وائمه معصومين و.... را تماما در اين مسجد به همراه ديگر دوستان همسن وسال خود شروع كردم و سالها اين مكان و هيئتش وپايگاهش مرجع و محل اين موارد بود براي من.
به مسجد رسيدم محشر و واويلايي برپابود،مردم درحال انتقال مجروحين به هروسيله ممكن بودند هنوزاثري از پليس نبودبه داخل مسجد پاي گذاشتم ،خدايا اينجاديگركجاست بوي دود انفجار وگوشت وخون تازه همه جارو پركرده بود هرگوشه جنازه اي متلاشي شده غريبانه افتاده بود يكي بي دست ديگري بدون پا جنازه دو برادر كه در لحضه جان دادن دست هم را گرفته بودند وجنازه معصوم كودكي در صف دوم نماز اشك هر انساني را در مي آورد ،در و ديوار مسجد پر از تكه هاي گوشت و خون پاشيده شده شهدا بود ،آمارشهدا درنگاه اول به بيشتر از بيست وپنج نفر ميرسيد جنازه چند تن از دوستان هيئت مسجد در بين شهدا مشهود بود. بالاخره بعد حضور اورژانس مجروحين وشهدا كاملا تخليه شده و بعد آن نيروي انتظامي در محل حاظر شد و وبه تخليه اطراف مسجد از مردم وايجاد ديواري انساني جهت جلوگيري از ورود مردم به نزديكي مسجد پرداخت .
بروز انفجار بعدي شديدا مححتمل بود ومردم ناراحت وپريشان وبه شدت عصباني حاضر به ترك محل نبودند و كم كم زمزمه اي از شعار هابر عليه مسببان حادثه شروع شد!
عامل حادثه شخصي از قوميت بلوچ و سني مذهب به نام حافظ عبدالخالق ملازهی وابسته به گروهك تكفيري جندالله به سركردگي مولوي عبدالمالك ريگي ملعون است كه با انفجار كمربند انفجاري خود در صف دوم نماز در ابتداي نماز مغرب خودرابه درك واصل كرد واين فاجعه را آفريد.
اين اولين اقدام تروريستي اين گروهك منحرف كه به نام دين دست به سلاح برده وكشتار ميكند نيست!
1.در زمان دولت خاتمي با حمله به سه الگانس نيروي ويژه انتظامي در خيابان اصلي شهر به نام بزرگمهر درست وسط شهر و انهدام دوخودرو توسط سلاح نيمه سنگين!!!او سپس گريختن از محل، اولين حركت جدي خود را اعلام كردند.
2.بستن شاهراه اصلي كشور بين زاهدان وزابل در تقريبا سه سال پيش در محلي از جاده به نام تاسوكي كه از هر طرف با پاسگاه نيروي انتظامي فقط، تكرار ميكنم فقط 8 كيلومتر فاصله داشت! به مدت دوساعت به گونه اي كه خود را ملبس به لباس گشت نظامي كرده و مردم را از خودروها به بهانه بازرسي پائين نموده ودر پشت تپه اي دست بسته به حالت درازكش به رو جمع ميكنند؛همه افراد نظامي با مفهوم گلوله دو زمانه آشنايي دارند؛اين نوع از گلوله بعد از برخورد به هدف درون آن منفجر ميشود؛شخص عبدالمالك ملعون بعد جمع كردن دها نفر از مردم كه همه شيعه و اهل سيستان بودند با شليك تيرهاي دوزمانه به حالت تيرخلاص 23 نفر از مردم را به شهادت ميرساند،8نفر را زخمي و هفت نفر را به گروگان گرفته در تاريكي شب بدون مزاحمت از بين دو پاسگاه به سمت مرز افغانستان متواري ميشود.
3.چندين فقره انفجارهاي مهيب در سطح زاهدان در اين سه سال كه به شهادت دها نفر انجاميده از جمله انفجار اتوبوس سپاه كه به شهادت 11 تن از پرسنل انجاميد.
4.ده ها مورد گروگانگيري از شيعيان و فارسها جهت اخاذي كه در مواردي منجر به قتل شهروندگروگان شده.
در همين هفته گذشته سه تن از متمول هاي شيعه و فارس به گروگان اين خبيثان گرفته شده اند.
در ليست فوق از نام بردن بسياري از رذالتهاي اين فرقه منحرف به جهت طولاني شدن بحث خودداري نموده ام.
بر ميگرديم به لحظه قليان احساسي مردم در جلو مسجد كه متاثر از ديدن صحنه هولناك درون مسجد نيز بود،مردم خشمگين با شعار بر عليه تمام علل و عوامل اين نا امنيها به سمت اقصي نقاط شهر حركت نمودند و در چند محل خسارتهاي سنگيني به جاهايي مثل استانداري مسجد اصلي اهل تسنن به نام مسجد مكي و خودروهاي بلوچ هاي سني و... زدند به گونه اي كه پليس زد شورش با پرتاب گاز اشكاور مجبور به مداخله شد.
امروز جمعه شهر به آرامش بازگشته و محزون وعزادار منتظر تشييع جنازه عزيزان خود در روزشنبه ميباشد .
رسانه ملي طبق معمول باكمترين اشاره ممكن كما في السابق از كنار اين فاجعه نيز گذشت به گونه اي كه هيچ آگاهي نسبت به اين ماجرا در كشور رخ نداد ، مردم مظلوم شهر زاهدان باز هم احساس نمودندكه گويي ديارشان نسبتي باكشورايران ندارد!!! وبه ظاهر اسمي بر نقشه درج شده چون كمترين همدرديي از سوي هموطنان صورت نگرفت مثل فاجعه تاسوكي !!!
گويي حتي مرگ دهشتناك 25 انسان در زاهدان مساوي با مرگ چند غير انسان در كشوري بيگانه نيست كه بارها در شبكه خبر زيرنويس ميشود،ازغزه و لبنان ديگر بگذريم كه به قول دوستي اگر مرغي پايش درآنجابشكند نيم ساعت بعد تمام شبكه هاي ما بارها آن را اعلام ميكنند.
گويا دگر اصلا قرمزيي بر خونمان نمانده
درپايان از استادعزيزم وتمام خوانندگان عزيز عذر ميخام بابت مكدر نمودن اوقات شريفتان،بارها تصميم به انصراف از ارسال اين نوشته داشتم ، اما اينجا تنها مامن وجايگاهاهي بود كه بغض فروخورده خود را ميتوانستم فرياد كنم .در آخر با چشمي اشكباراز تمام دوستان فقط قرائت فاتحه اي بر روح شهداي اين حادثه را خواستارم.
لينك بعضي از خبرگذاري ها درمورد اين فاجعه در ذيل مي آيد؛در خبري اعلام از دستگيري بلافاصله مسبب حادثه شده!! كه مشخص است جهت آرام سازي مردم داغدار ودادن نوعي تسليت به آنها بوده.
اسامي تعدادي از شهدا در ذيل ميآيد:
1_ قربانعلي حميد
2_ كوروش فيروزي
3_ ابراهيم عسگري
4_ عليرضا عسگري
5_ ميرعباس مير
6_ علي يوسفي
7_ جواد لكزايي
8_ علياكبر كده
9_ مهدي صادقي
10_ خسرو بازيار
11_ نصير مرعشي
12_ عليرضا آبيز
13_ محمود آبيز
14_ محمد سعيدي
15_ باقر اصغري

















با سلام بر خان عموی عزیز
راستش هنوز وقت نکردم پست قبلی رو بخونم...حتما مثل همیشه عالیه (مگه شما پست بد هم داشتید؟)
مورد بعدی اینکه همگی مثل بنده خوب هستند و دماغشون هم چاقه چاقه...
توی عکس هاتون (یک جنگنده اف 16)پرسیده بودید چرا بقیه هل میدن؟...من فقط میدونم که هل نمیدن! چون طبق قانون فیزیک اول دبستان! کارگرها دارن از جهات مختلف به هواپیما فشار میارن پس هل نیست...بلند کردن هم که نیست...فکر کنم یه جور شوک دادنه...من که نمیدونم شما میدونید؟
راستی گفتید یه هواپیمای اوریون بر اثر باز نکردن چرخ ها دچار حادثه شده و تعدادی شهید هم داشته...مگه همچین چیزی میشه کاپیتان؟
و در آخر اینکه مراقب خودتون باشید...
پاسخ
عرفان جان عزیز ... داشتیم پسرم ؟
پس چه جوری مطالب سایت رو آرشیو کرده ای ..!!؟ من در باره سانحه اوریون و این که چرا با چرخ بسته فرود امدند .. یک پست کامل منتشر کردم .. حتی یادمه بعد از مدتی یکی از خوانندگان که اون موقع سرباز وظیفه در شیراز بوده .. نام خلبان و مشاهداتش رو به عنوان اولین فردی که اون جا حضور یافته در کامنت برام نوشت .. حالا بعد از یک سال و اندی می پرسی .. ماشالله مداح مرد بود یا دوشیزه ..!!؟
در مورد فشار از طرفین ، قبلآ هم اشاراتی داشتم که .. سوئیچی در هواپیما وجود داره که کارش تشخیص وضعیت هواپیما در زمین و آسمان است . به عبارتی ان کلید با عملکرد خود در روی زمین یک سری از سیستم ها رو که در هوا کارایی ندارند ، به کار می اندازد .. و نام آن تاچ دان اسویچ است
خب .. گاهی بعضی از دوستان و بزرگواران بقدری نرم فرود می آیند که ان کلید عمل نمی کنه .. و در نتیجه هواپیما از انجام بعضی کار ها در روی زمین از جمله سوخت گیری دچار مشکل می شود !! به همین دلیل تعدادی نیروی انسانی با فشار دادن و ضربه زدن آن کلید را فعال می کنند .. در هرکولس تعداد ده بیست نفر سرباز را بالای بال می فرستادیم .. اما این شکاری ظرفیت سوار شدن ادم ها رو نداره و به هل دادند قناعت می کنند
ممنون از شما
پیام گذاشتن توی این سایت بعد اینهمه مدت چه لذتی داره
عموی نازنین و عزیزم
هرچقدر از شما و چند نفر از دوستان عزیزم توی همین سایت تشکر کنم بابت اینکه توی این دوران سخت من رو تنها نگذاشتید کمه.
بلاخره این بار اومدم و تونستم همه پست رو تا آخر بخونم. علت اصلیش هم این بود که میدونستم عکس دو تا فرشته کوچک آخر پست هست!!!.
خیلی دوستتون دارم
مواظب خودتون باشید
پاسخ
به به دختر عزیزم دامون جان نازنین
بابا راه گم کردی .. ؟ بخدا خیلی نگرانت بودم . نمی دونستم چه جوری جویای سلامتی ات بشم ؟ تلفن ات هم که همیشه مثل من خاموشه .. !! الان که کامنت شما رو دیدم ، از خوشحالی بال در اوردم
دخترم .. من را از سلامتی و کار های جدیدت مطلع کن .
راستی با درس ها چطوری ؟ تموم کردی یا نه ؟
خانواده حالشون خوبه ؟ سلام بنده و خانواده ام رو به ان ها برسون
اتفاقآ همین امروز همسرم جویای شما بود .. من چیز خاصی صحبت نکردم .. بهش گفتم تلفن خونه رو براش فرستادم ، حتمآ فرصت کنه به ما زنگ خواهد زد
پس اگه فرصت داشتی یادی هم از دوستان قدیمی ات بکن .. ما شما رو خیلی دوست داریم .. دلمون می خواهد صدای گرم ات رو بعد از ماه ها بشنویم
مواظب خودت باش
سلام عمو بهروز
از اون قضیه خبری نشد. امتحان نکردید ؟ شاید راه افتاده
پاسخ
ایوان عزیز و نازنین
متآسفانه هیچ خبری نشد .. حتی من توانستم از کامپیوتری دیگر ، برای مدیران آن سایت نامه مفصلی نوشته و همه چیز رو توضیح دادم و ازشون معذرت خواهی کردم .. اما تا این لحظه هیچ خبری نشده است
روم نمی شه از شما خواهش کنم یک بار دیگه هم مکاتبه کرده و بگویی بابا تکلیف رو روشن کنند .. دستت درد نکنه
راستی ایوان جان اگه میشه برای امتحان یک بار یکی از پست های اخیرم رو ، مثلآ همین اخری را از ادرس وبلاگ ام در سایت قرار بده .. ببینم چه اتفاقی می افتد .. در بخش کامنت می تونی از بنده دفاع کنی .. البته می دونم زحمت داره .. ولی اگه شدنی شد ، شما می تونی چند پست اخر بعد از ان مطلبی که نوشته بودم دست از سرم بردارید رو به ترتیب قرار دهید .. ممنون می شوم پاسخ این حرکت و عمل را به من بگویی
با تشکر فراوان
وای اقای مدرسی اون هواپیما که سقفش کنده شده بود خیلی عجیب بود! حتما درباره اش بنویسید.در مورد بعضی دوستان قدیمی حق با شماست.بعضیها چندوقتیه نیستند هرچند احتمالا گرفتاری های زندگی است.بعضیها مثل اقای فرنودی و اقا بابک یا اقای کدخدایی جایشان خالی است واقعا.مطمئنم دوباره میایند.منم حتما رای میدم هرچند خیلی امیدوار نیستم اما از بی حرکتی بهتره.خدا نوه های نازنینتون را براتون حفظ کند و شما را برای انهاانشاالله.
پاسخ
دختر عزیزم فریده جان
ممنون از کامنت شما .. بله عزیزم واقعآ جدا شدن سقف ان هم در سرعت بالا و سالم نشستن هواپیما به معجزه بیشتر شباهت دارد .. حتمآ آن فیلم مستند را ترجمه خواهم کرد
جناب کدخدایی ظاهرآ یک کامنت بسیار جالب از پیدایش هواپیما در اخرین دقایق پست قبل ارسال کرده بود که فراموش کرده بود نام شریف اش رو بنویسه .. ولی من از دست خط اش فهمیدم خود علی است !! چشمک
شوخی کردم .. در پایان امضا کرده وبد . به همین دلیل ان را از پست اخر به این صفحه منتقل کردم .. چون با این تصاویر همخوانی بیشتری داره .. هنوز به ان نرسیده ام
در مورد انتخابات .. باور کن برای نخستین با می خواهم حتمآ رفته و رآی بدهم .. چون عدم حضور ما سبب خیلی مشکلات می شه ..
در پایان آنا و آوا دست بوس خاله مهربون و نازنین خودشون هستند
نمی دونی چقدر شیطون و وروجک شده اند .. با وجود پرستار دایمی .. باز هم محار ان ها کار حضرت فیله .. مخصوصآ آنا که با شکلک هایی که از خودش در می کنه .. بد جوری من رو دیوونه اش کرده است .. و من به شوخی می گم .. آنا شیر بشو .. آنا شیر شو .. و او مثل شیر چهره اش رو در هم کرده و خرناس می کشه !! تازه گی ها آوا هم این حرکت رو از آنا یاد گرفته .. چون می بینه همه با شیر شدن آنا بهش توجه می کنند .. از حالا تقلید و چشم و هم چشمی رو یاد گرفته است
خدا عزیزان شما رو هم ببخشه .. فریده جان ببخشید که خیلی حرف زدم
سلام عمو
امر شما اطاعت شد و برای مشاهده یک کپی از ایمیل را هم برای خودتان فرستادم .
پست جدید مثل همیشه عالی و خواندنی بود .
ارادتمند : بابک معترض
پاسخ
بابک جان عزیز و گرامی
ممنون از شما .. بله دیدم و از عکس العمل سریع شما تعجب کردم
دست گل شما درد نکنه .. راستش رو بخواهی بابک جان حضور خیلی کم دوستان همه انگیزه های قبلی رو از من گرفته است .. به همین دلیل به فکرم رسید از این طریق لااقل اطلاع رسانی کنیم .. من که بلد نیستم .. اما اغلب دیده ام در نامه هایی که دریافت می کنم .. یک لیست یک کیلومتری از آدرس اشخاص در ان وجود داره .. نمی دونم چه جوری می شه من هم از ان لیست های دریافتی استفاده کنم ؟
با تشکر مجدد
سلام جناب مدرسی
مطلب جالبی بود.
در مورد عکس مربوط به ساحل فکر کنم برف نیست کف یا پودری است که آتشنشانها استفاده میکنند.
راستی یادمه در یکی از پستهای قدیمی نوشته بودید در آمریکا بعضی از خلبانهای عراقی هم بودند که هم زمان با شما درس میخواندند.
مگه عراق هم هواپیمای ساخت آمریکا داشته.
اگه داشته چه هواپیمایی بوده؟
راستی از دوستانی که کامنت میگذارند کسی میدونه من از کجا میتونم فیلم حمله به اچ سه را گیر بیارم؟ ممنون هستم.
قربان شما
علی از کانادا
پاسخ
ممنون علی جان .. راستش به این موضوع اصلآ فکر نکرده بودم
در مورد عراقی ها در کامنت قبلی پاسخ ات رو دادم .. اما در باره حمله به اچ سه باید ویدئو کلاپ های قدیمی داشته باشند .. به هر حال دوستان حتمآ پاسخ این مورد درخواست شما را خواهند داد .. مطمئن باش حتمآ برات گیر خواهم اورد .. موفق باشی
سلام عمو جان.
امشب یه جورایی دلم گرفته ولی وقتی چشمم به پست جدید شما افتاد خوشحال شدم.
عمو جون یه روز هم از شما دور باشیم دلمون واستون تنگ میشه مواظب خودتون باشید .
خیلی دوستتون دارم
ارادتمند شما نوید
زین پس مینویسم نوید به جای نوید-چ
پاسخ
پسر عزیزم خدا نکنه از حالا دل جوون و مهربون شما بگیره !! نوید جان شما هم مواظب خودت باش
راستی نوید جان .. بهتره مثل گذشته نوید - چ درج کنی .. چون تا دلت بخواهید نوید داریم
این جوری من دیگه گیج نمی شوم
باز هر جور راحتی پسرم
سلام
از لحن گفتارتون معلومه که قصد رأی دادن به کدوم کاندیدا رو دارید و خوشحالم که برای آینده کشورتون نگران هستید همونطور که در طول جنگ تحمیلی اینو ثابت کردید. ولی من به رقیب ایشون رأی میدم. همینطوری گفتم و قصد گفتگوی سیاسی ندارم چون می دونم از این امر دوری می کنید. اگر در مورد رأی شما هم اشتباه کردم منو به خاطر خامی ام ببخشید ولی این روزها بیشتر طرفداران یک کاندیدای خاص همین حرف رو تکرار می کنند.
ارادت مند شما
پاسخ
آرش جان عزیز و نازنین
با تشکر از شما .. راستش رو بخواهی قصد داشتم به آقای میر حسین موسوی رآی بدهم .. اما حالا که قراره بعد از سی سال وارد یک مشارکت سیاسی شوم ، حسابی تحقیق کرده و به قول معروف کاندیدا ها رو به روش خودم بردم زیر ذره بین .. به همین دلیل کمی دچار تردید شده ام .. تا این لحظه فکر می کنم شیخ اصلاحات هم شهامت داره .. هم برنامه های خوب و قابل اجرایی رو با شفافیت اعلام کرده .. و .. خلاصه تا روز رآی گیری مرتب نظراتم عوض می شود .. !! و این حسن انتخابات است . فعلآ بین این دو کاندید دارم مطالعه می کنم .. و اعمال گذشته و برنامه های هر یک را در کفه ترازویی که خودم ساختم و دیجیتاله ..!! چشمک قرار می دهم
خوبی این ترازو در این است که جزئی ترین برنامه و سوابق رو آنالایز کرده و هر جا ریا و خالی بندی باشه .. ترازو بوق می زنه ..!! شاید باورت نشه برای بعضی کاندیداها گاهی ترازوی من آژیر وحشتنکی از خودش سر می دهد !! البته همه همسایه های محل هم می دونند این آژیر از بهر چیست و کیست .. !!؟ لذا در ارائه اطلاعات لازم یا بهتره بگم خوراک ترازو .. هی به من داده های واقعیت رو می دهند .. من به خرد خودم مراجعه می کنم .. و از میان این سبک و سنگین کردن ها منتخب ام رو بر می گزینم
موفق و سلامت باشی
در ضمن عمو فراموش کردم بگم اول عکسهایی که خودتون طراحی کردید خیلی زیبا بود و هم عکسهای هواپیماها.
شب خوش
پاسخ
ممنونم نوید جان
بالاخره یکی پیدا شد که سخنی از طراحی های من بگوید
باور کن نوید جان .. دیگه داشتم بی خیال تصاویر پوستری می شدم .. چون فقط تعداد انگشت شماری به هارمونی تصاویر و زحماتی که گاهی برای طراحی ان می کشم واقف بودند
از شما واقعآ سپاسگزارم
از این که از باند خارج شده است ، هیچ شکی نیست . به چراغ های ابتدا و انتهای باند دقت کنید !! فقط شانسی که اورده اند .. همه سالم و بی خطر از هواپیما پیاده شده اند .. راستی من موتور سمت راست را نمی بینم !!؟
استاد بزرگوار خدمت شما عرض کنم که این هواپیما ام دی 83 به نظر میاد و موتورهاش روی دمش هست.با تشکر
پاسخ
شهاب عزیز و نازنین
ممنون از دقت نظر شما
پسرم همان طور که فرمودی .. موتور های ان روی دمش قرار دارند .. ولی من به مزاح عرض کردم من موتور سمت راست را نمی بینم .. نه این که به خاطر دانش هواپیما شناسی ام باشد !! برعکش من فقط سی - 130 رو می شناسم و لاغیر ..!! اما از ان جا که از هر یک از تصاویر درج شده ، من تعداد زیادی از زوایای مختلف داشتم .. قبلآ متوجه این نکته شده بودم .. اما همان طور که عرض کردم ، به اصطلاح خواستم قدرت تفکر مخاطبانم رو افزایش دهم ..
شهاب جان باز هم از شما به خاطر توجه ات تشکر می کنم .. صادقانه اعتراف می کنم اگه تصاویر این هواپیما از زوایای دیگر نداشتم ، مسلمآ نمی تونستم حدس بزنم که ممکنه موتور هایش روی دمش باشد .. از این روی از شما واقعآ تشکر و قدردانی می کنم
سلام کاپیتان
عالی و جالب بود.
اینجور پست ها فکر کنم آمار سایت رو هم بالا ببره/چون تقریبا همه میپسندند یا من اینجوری فکر میکنم که باید همه خوششون بیاد
یا حق
پاسخ
ممنون نیما جان عزیز
منتها همان گونه که می دونی .. فصل امتحانات و مسافرت های خانوادگی است .. و کم تر کسی حوصله نشستن پای کامپیوتر را پیدا می کنند .. بهترین روش اطلاع رسانی از طریق ای میل با لیست های بلند است
که شما زحمت آن را کشیدی
با تشکر مجدد از شما
از وبلاگ ( IIAF )
به یاد علی اکبر شیرودی
تازه به منطقة عملياتي سومار رسيده بودم و فقط يك پرواز عملياتي داشتم؛ آن هم با «يحيي شمشاديان» (1) آن عمليات هم بيشتر حكم شناسايي منطقه را داشت نه انجام عمليات. هرچند شناسايي هم بيفايده نبود، چرا كه درست روي سنگرهاي دشمن پرواز ميكرديم و محل استقرار توپخانه، قرارگاهها و نيروهاي پياده را روي نقشه علامتگذاري كرده و در اختيار تيپ قرار ميداديم. قرار بود روز بعد براي نابودي آنها، پرواز جنگي انجام دهيم.
ساعت 4 صبح، همگي بيدار شديم و پس از نماز به سوي اهداف از پيش تعيين شده به پرواز درآمديم. عراقيها هنوز خواب بودند و اصلن انتظار حمله از سوي ما را نداشتند. خلبانان با استفاده از اين فرصت، تجهيزات جنگي آنها را منهدم و بسياري از عراقيها را هدف قرار دادند. نيروهاي بازماندة عراقي، زماني كه شروع به پدافند كردند، يحيي شمشاديان دستور پايان عمليات و بازگشت به پايگاه را صادر كرد. حدود ساعت 6:20 به پايگاه برگشتيم. هنوز هوا تاريك بود. براي خوردن صبحانه به ناهارخوري رفتيم. در آنجا مورد استقبال همكاراني كه در عمليات شركت نداشتند، قرار گرفتيم. ما نيز خبر نابودي نيروهاي دشمن را به آنها داديم. اميدوار بودم كه فرمانده عمليات، مرا براي ماموريت جديدي فرا بخواند. با چنين انديشهاي چشم به در خوابگاه دوخته بودم. ساعت 12 بود كه با ورود سرباز عمليات، به دستور فرمانده گروه، مرا به عمليات فرا خواند. من به خيال اينكه به عمليات جديدي اعزام خواهم شد، با سرعت خود را به اتاق عمليات رساندم. ايشان از من خواستند تا به سرپل ذهاب بروم. آن روزها در منطقة سرپل ذهاب، درگيري كمتر بود و در سومار بيشتر. بنابراين به فرمانده گروه گفتم:
- جناب سرهنگ، من هنوز 48 ساعت نشده كه اينجا آمدهام و فقط در دو عمليات شركت كردهام.
- ميدانم، ولي شما به منطقة سرپل ذهاب آشنايي بيشتري داريد و اگر تو را به سرپل ميفرستم، به پيشنهاد اكبر شيرودي (2) است، كه او هم از آشنايي شما با آن منطقه آگاهي دارد.
با شنيدن نام شيرودي كه از خلبانان بسيار ماهر هوانيروز بود، چيزي براي گفتن نداشتم و مطمئن شدم كه حتمن عملياتي در پيش است كه مرا براي آنجا خواسته است. بلافاصله با فرمانده و ساير دوستان خداحافظي كرده و به همراه «امير دليري پور» به طرف سرپل ذهاب پرواز كردم. با رسيدن به منطقه، مورد استقبال جناب شيرودي و ساير دوستان قرار گرفتيم. پس از آن، شيرودي از من خواست تا به اتفاق هم، يك پرواز شناسايي انجام دهيم. پس از سوختگيري هليكوپتر، به همراه ايشان به منطقة «چم امام حسين» در پشت ارتفاعات بازي دراز پرواز كرديم. ديدهبانان عراقي كه از آمدن ما آگاهي پيدا كرده بودند به سوي ما شليك كردند و ما نتوانستيم شناسايي كاملي انجام دهيم و وادار به بازگشت شديم. پس از بررسي شيوة پدافند عراقيها، به اين نتيجه رسيديم كه نميتوانيم از راه هوا شناسايي خوبي انجام دهيم، بنابراين به پيشنهاد جناب شيرودي، قرار شد شناسايي از راه زمين انجام شود. شيرودي براي هماهنگي به قرارگاه تيپ رفت و من نيز براي استراحت به خوابگاه رفتم. همكاران از ديدنم خوشحال شدند و يكي از آنها با صداي بلند گفت: «با آمدن فرهاد جمعمان جمع شد؛ ديگر كار عراقيها تمام است.»
شيرودي ساعت 8 شب در غذاخوري، خبر عمليات بلنديهاي بازي دراز را اعلام كرد. پس از شام، ساعتها در مورد شيوة عمليات فردا باهم مشورت كرديم. براي انجام عمليات، همه ميخواستند در نخستين پرواز شركت كنند و سر اين موضوع با شيرودي گفتگو ميكردند. شيرودي با ديدن اين وضع، به همه قول داد تا دستكم هركدام در يك سورتي پرواز شركت داشته باشند. آن شب ساعت 10، شيرودي همراه سرهنگ احمد پيشگاه هاديان (3) به اتاق ما آمدند و نقشهاي را كه همراه داشتند، روي زمين پهن كرده و به بررسي شيوة پيادهسازي عمليات نموديم. در حين بررسي شيوة حمله به دشمن، شيرودي به من گفت: «عمليات بسيار سنگين و دشواري در پيش داريم و بايد خيلي هوشيار باشيم؛ به ويژه تو كه در هر سورتي پرواز بايد با بيش از 5 فروند هليكوپتر كبرا همراه باشي. از آنجا كه منطقهء عمليات كوهستاني است و اگر هليكوپتر آسيب ببيند، جايي براي نشستن ندارد. تو بايد در كمترين زمان خودت را به آنجا برساني.»
پس از بررسي نقشة عمليات، شيرودي و احمد به اتاق خودشان رفتند. با آگاهي از عملياتي كه در پيش بود، تيمهاي فني با شتاب كار ميكردند و هليكوپترها را براي عمليات سرويس و آماده ميساختند. از سويي ديگر هركدام از خلبانان كه شيرودي را ميديدند، از او ميخواستند كه آنها را در ليست پرواز اول قرار دهد و شيرودي هم به گونهاي به آنها پاسخ ميداد و اميدوارشان ميكرد. من در اين عمليات خيالم راحت بود زيرا خلبان تنها هليكوپتر 206 بودم و بر اساس برنامه، رسكيوي (4) آن عمليات، هليكوپتر من بود.
هنگام خوردن صبحانه احمد صدايم كرد. به دنبال او از غذاخوري خارج شدم و به طرف اتومبيلي كه شيرودي پشت فرمان آن بود رفتيم و بلافاصله پس از سوار شدن، از پايگاه خارج شديم. وقتي وارد جادهء «دانه خوش» شديم، فهميدم كه براي شناسايي زميني ميرويم. نزديكيهاي «بازي دراز» اتومبيل را مقابل ژاندارمري پارك كرديم و پياده به طرف محل شناسايي راه افتاديم. براي آنكه شناسايي خوبي انجام بدهيم، به طرف ديدهباني رفتيم و پس از هماهنگي با او، به بررسي شيارهايي كه براي پرواز مناسب بود، پرداختيم. در اين هنگام عراقيها با آتش توپخانه و خمپارة 120 مم محل ما را مورد هدف قرار دادند. به هر صورتي كه بود، شناسايي را انجام داديم و به طرف پاسگاه به راه افتاديم. از پاسگاه نيز بلافاصله به طرف پايگاه اصلي حركت كرديم. ساعت 11 شب به قرارگاه اصلي رسيده و براي استراحت به اتاقهايمان رفتيم.
صبح روز بعد، اكبر وارد اتاق بريفينگ (توجيه = Briefing) خلبانان شد گفت: «بچهها، آخرين توجيه، امشب ساعت 9 يادتان نرود.» از ساعت 5 / 8 شب همگي منتظر بوديم. اكبر ساعت 8:45 به اتاق بريفينگ آمد و نقشة خود را ارائه داد. ايشان يك برنامهريز بيمانند عمليات جنگ بود و نقشههاي عملياتي او براي هوانيروز، ردخور نداشت و كمتر كسي ميتوانست به نقشة او ايرادي بگيرد. آن شب نيز طرح حملة او مورد بررسي و قبول همة خلبانان قرار گرفت.
ساعت 4 صبح، زنگ بيدارباش زدند. همگي برخاستيم و به اتاق بريفينگ رفتيم. همه دچار دلشوره و اضطراب بوديم. همگي خلبانان دوست داشتند كه در اولين پرواز قرار گيرند. سرانجام اكبر پوشهاي را باز كرد و گفت: «با عرض معذرت از آنهايي كه در اولين سورتي منظور نشدهاند، اسامي خلبانان سورتي اول را ميخوانم. بقيهء خلبانان نيز آمادهء پرواز در سورتي دوم باشند.» آنگاه اسامي را خواند و لحظاتي بعد هليكوپترها به طرف اهداف تعيين شده به پرواز درآمدند.
وقتي به منطقهء درگيري رسيديم، توپخانهء ارتش ايران به شدت كار ميكرد و ادوات زرهي و نيروهاي پيادهء عراق را زير آتش پرحجم خود قرار داده بود. هماهنگي ميان نيروهاي پياده – مكانيزه و هوانيروز ارتش بسيار عالي بود. ما به راحتي اهداف خود را پياده كرده و چندين موضع استراتژيك، سنگرهاي اجتماعي، مقرهاي توپخانه و تانكهاي عراقي را منهدم كرديم. از آنجا هليكوپتر نجات جزو آخرين هليكوپترهاست، به راحتي و با چشم غيرمسلح، انهدام آنها را ميديدم. هليكوپترها پس از اتمام عمليات به دستور شيرودي براي تجهيز مهمات به پايگاه خود بازگشتند. وقتي به پايگاه رسيديم، تيم دوم، بيدرنگ به پرواز درآمد. اين بار به جاي من، يك فروند هليكوپتر بل214 به عنوان هليكوپتر نجات (Rescue) رفت و شيرودي به من گفت كه آمادهء پرواز در سورتي سوم باشم. شيرودي نيز از هليكوپتر خود پياده شد و به طرف هليكوپتر ديگري كه آمادهء عمليات بود رفت و مرحلهء دوم عمليات با پرواز آنها آغاز شد.
سرانجام انتظار به پايان رسيد و صداي هليكوپترها، منطقهء سرپل ذهاب را به لرزه درآورد. هليكوپترهاي كبراي شركت كننده در مرحلهء دوم همگي بر زمين نشستند و به دنبال آن، هليكوپترهاي 214 نيز به منطقهء فرود رسيدند. آنها را شمردم. ناگهان دلهرهاي وجودم را گرفت. بله 214 ها پنج فروند بودند و يك فروند از آنها بازنگشته بود. به طرف هليكوپترها دويدم و ديدم در سمت مسافر يكي از آنها باز شد و خلبانان هليكوپتر غايب از آن پياده شدند. از يكي از آنان جوياي ماجرا شدم. گفت: «هليكوپتر هنگام تخليهء مهمات، هدف قرار گرفت و منهدم شد ولي صدمهاي به خدمهء آن نرسيد.» با اشارهء شيرودي به طرف هليكوپتر خودم كه آمادهء پرواز شده بود رفتم. اين بار نيز شيرودي از هليكوپترش پياده شد و بلافاصلهء سوار هليكوپتر آمادهء ديگري شد و مرحلهء سوم عمليات آغاز گرديد.
وقتي به منطقهء درگيري رسيديم، سربازان ايراني را ديدم كه اسراي عراقي را كه تعدادشان زياد بود به صورت دشتبان به پشت جبهه تخليه ميكردند. جلوتر رفتيم؛ از توپخانه و پدافند دشمن، خبري نبود، آنها منطقه را ترك كرده و در حال فرار بودند. به دستور شيرودي، هليكوپترها به طرف نيروهاي در حال فرار حمله كردند. من كمي دورتر از آنها، منطقه را زير نظر داشتم و ميديدم كه خلبانان كبرا چگونه راكت و گلولههاي مسلسل خود را به سمت نيروهاي عراقي شليك ميكنند. پس از اتمام مهمات، به پايگاه خود بازگشتيم. در بين راه، شيرودي پس از تشكر از بچهها، به شوخي با آنها پرداخت. من نيز از راديوي هليكوپتر به حرفهاي آنها گوش ميدادم و ميخنديدم. وقتي به پايگاه رسيديم، از طرف تيپ اعلام كردند كه ديگر نيازي به هليكوپتر ندارند و نيروهاي پياده، مشغول جمعآوري ادوات و افراد باقيماندهء عراقي هستند. در حالي كه از هليكوپتر فاصله ميگرفتيم، نگاهي به ساعت انداختم؛ ساعت دقيقن 6 بعد از ظهر بود كه يادم آمد هنوز هيچكدام ناهار نخوردهايم. پس از صرف ناهار، به اتاق بريفينگ رفتيم و منتظر پاتك احتمالي دشمن شديم.
طبق آخرين اطلاعاتي كه به ما داده بودند، بيش از 5 هزار نفر از نيروهاي دشمن كشته، تعداد زيادي اسير و بيش از 200 دستگاه تانك و نفربر دشمن، منهدم شده بود. حدود ساعت ۶.۵ بعد از ظهر، پاتك سنگين دشمن شروع شد و به ما دستور حمله دادند. اين بار نيز 5 فروند هليكوپتر كبرا به همراه هليكوپتر من، به طرف منطقهء «كلانتر» كه مشرف به بازيدراز بود، اعزام شديم. در اولين مرحله، 10 تانك دشمن منهدم شد. عراقيها با ديدن ما شروع به عقبنشيني كردند و ما هم با خيال راحت به پايگاه خود بازگشتيم. شيرودي بلافاصله به قرارگاه تيپ رفت و 5 / 9 شب برگشت و گفت كه از همهء ما تشكر كردهاند و همگي تشويق شدهايم.
به دستور قرارگاه تيپ، به كرمانشاه رفتيم. شيرودي براي شركت در كميسيون به لشگر رفت، ما هم پس از 22 روز سري به منزل زديم. قرار شد شيرودي پس از پايان كميسيون، به منزل ما بيابيد و به اتفاق هم به سرپل برگرديم. ساعت 3 صبح، اتومبيل عمليات آمد و ما در تاريكي مطلق به پرواز درآمديم. شيرودي مستقيمن به طرف قرارگاه تيپ رفت. من هم براي استراحت به اتاق خود رفتم. ساعت 7 صبح در اتاق توجيه خلبانان جمع شديم و شيرودي در مورد پاتك شديد دشمن در ارتفاعات بازيدراز صحبت كرد. قرار شد هوانيروز دوباره وارد عمل شود و جلوي پيشروي نيروهاي زرهي عراق را بگيرد. اولين تيم پروازي آماده شد و به سوي دشمن به پرواز درآمديم. دشمن با تمام قوا پاتك زده و همه جا را زير آتش بسيار شديد گرفته بود. عراقيها با ديدن ما شروع به پدافند كردند و با آتش شديدي از ما استقبال كردند.
هشتم اردیبهشت 1360
خلبانان كبرا بيمحابا خود را به نيروهاي عراقي نزديك كردند و در اولين يورش، بسياري از ادوات زرهيشان را به آتش كشيدند. دشمن نيز متقابلن حجم آتش خود را زيادتر كرد و چون خيلي به آنها نزديك شده بوديم، به سوي ما توپ زماني 57 مم شليك ميكردند. يكي از گلولهها بالاي سر هليكوپتر من منفجر شد و براي لحظاتي كنترل هليكوپتر از دستم خارج شد. هليكوپتر به طرف زمين ميرفت، در نزديكيهاي زمين به خود آمدم و فرامين هليكوپتر را كنترل كردم. خوشبختانه فرامين جواب دًاد و هليكوپتر از سقوط نجات پيدا كرد. موضوع را به شيرودي كه شرپرست تيم بود، اطلاع دادم و او كه مهماتش تمام شده بود گفت: «آيا ميتواني پرواز بكني؟» من هم در جواب گفتم: «سعي خود را ميكنم.» هليكوپتر را به طرف پايگاه برگرداندم.
هليكوپترهاي ديگر نيز كه مهماتشان تمام شده بود براي بارگذاري مجدد مهمات به طرف پايگاه پرواز كردند. در راه يكي از چراغهاي اضطراري موتور اصلي هليكوپتر روشن شد. به ناچار مجبور به فرود اضطراري شدم. البته از منطقهء دشمن دور شده بوديم و نشست ما اشكالي نداشت. سريعن وضعيتم را به شيرودي اطلاع دادم. او گفت كه در مراجعت، يك تيم فني خواهد آورد و از من خواست كه هليكوپتر را ترك نكنم. محل فرود ما نزديك روستايي در اطراف سرپل ذهاب بود. اهالي آن روستا با ديدن ما به سويمان آمدند و وقتي فهميدند هليكوپتر ما آسيب ديده و بايد مدتي آنجا بمانيم برايمان غذا و چاي آوردند و پذيرايي بسيار خوبي از ما به عمل آوردند. دقايقي بعد صداي هليكوپترها در فضا پيچيد و هليكوپتر نجات در كنار ما بر زمين نشست. خلبان آن كه سروان «بادكو» بود. در اين هنگام هليكوپتر كبراي شيرودي بالاي سر ما آمد و دوري زد و چراغ روشن كرد. من به تماشاي او ايستادم. پس از مدتي با چند بار خاموش و روشن كردن چراغ هليكوپترش و تكان دادن دست، به پرواز ادامه داد. سروان بادكو هم كه هليكوپتر نجات آن تيم بود، بلند شد و به دنبال شيرودي رفت. من، هرچند با چشمانم آنها را بدرقه ميكردم، ولي دلم نيز همراه آنها بود. آنها رفتند و رفتند تا كاملن از ديدگانم محو شدند. با تمام وجود از خدا، سلامتي آنها را ميخواستم. نميدانم چرا نحوهء خداحافظي شيرودي، دلم را به غم آورد. هرچند كه به خودم دلداري ميدادم و ميگفتم كه او براي تشكر از من، چراغ زده و دست تكان داده، ولي ته دلم احساس غم ميكردم و دلشورهء عجيبي تمام اعماق وجودم را فراگرفته بود.
به داخل هليكوپتر رفتم و سعي كردم كه با راديو تماس بگيرم، ولي از آنجا كه اطراف محل فرود ما را كوه احاطه كرده بود، تماس راديويي برقرار نميشد. تيم فني هنوز خودش را به ما نرسانده بود و مجبور بودم كه كنار هليكوپتر بمانم. لحظات به كندي ميگذشت. هرچند از نظر زماني بيش از يك ساعت نگذشته بود، ولي به قدري احساس درد و غريبي ميكردم كه گويي قرنها در انتظار نشسته بودم. سرانجام صداي هليكوپترها در فضا پيچيد. ناخودآگاه، شروع به شمارش هليكوپترهايي كه برميگشتند كردم. از هليكوپتر كبراي چهارم، خبري نشد كه نشد. دلشورهام بسيار بيشتر شد. با خود نگفتم نكند بلايي به سر شيرودي آمده باشد. اين توهم در ذهنم هر لحظه قوت ميگرفت. در اين حال اتومبيل تيم فني به محل رسيد و شروع به انجام تعميرات كردند. وقتي از آنها سوال كردم، اظهار بياطلاعي كردند، چون اعضاي تيم فني نيز همراه با گروه پروازي شيرودي از پايگاه خارج شده بودند. لحظات به كندي عجيبي ميگذشت و دستم از همه جا كوتاه بود. ناگهان صداي هليكوپتري در فضا پيچيد. وقتي نگاه كردم ديدم هليكوپتر 214 رسكيو كه به منطقه ميرود. از ديدن شتاب او، بر نگرانيام بسيار افزوده شد. تصميم گرفتم موقع مراجعت، وقتي به بالاي سرم رسيد با او تماس برقرار كنم. تيم فني هنوز مشغول كار بودند و هليكوپتر آماده نشده بود.
دو فروند كبرا و يك فروند هليكوپتر 214 رسكيو
وقتي صداي هليكوپتر به گوشم خورد، به داخل هليكوپترم رفته و با راديو تماس گرفتم. خلبان هليكوپتر نجات، صداي مرا دريافت كرد و با گريه گفت: «اكبر شهيد شد» و بلافاصله از ما دور شد و به سمت پايگاه رفت. من هاج و واج از هليكوپتر پائين آمدم. بچههاي فني با ديدن رنگ پريدهام دست از كار كشيدند و دور مرا گرفتند. قبل از آنكه آنها از من سوالي بكنند، گفتم: «اكبر شهيد شد» و شروع به گرية شديد كردم. بچههاي تيم فني با شنيدن اين خبر از سوز دل گريه سردادند. با خود گفتم اكبر همواره در آرزوي خدمت به كشورش بود و هميشه در آرزوي شهادت براي سرزميناش بود و سرانجام با رشادتهاي بسياري كه از خود بروز داد به آرزوي ديرينهاش رسيد.
دقايقي بعد با تلاش تيم فني، هليكوپترم آمادهء پرواز شد. بلافاصله به طرف پايگاه پرواز كردم. در آنجا خود را به اتاق عمليات رساندم و با ديدن فرمانده گفتم:
- اكبر كجاست؟
فرمانده كه چشمانش از گريه سرخ شده بود با ديدن من خود را كنترل كرده و گفت:
- چيزي نيست، اكبر مجروح شده و با هليكوپتر به كرمانشاه اعزام شده است.
نگاهي به ساير دوستانم انداختم. آنها نيز گريه ميكردند و معلوم بود كه اكبر به آرزويش رسيده است.
اكبر بارها از آرزويش به من گفته بود. او كسي نبود كه از ياد ملت ايران برود. آن قدر رشادت نشان داده بود كه حد نداشت. هركسي ديگر نيز اگر حتا يك اقدام او را در طول جنگ با انبوه تانكهاي رژيم عراق انجام ميداد، جاودانه ميشد؛ در حالي كه صدها ماموريت جنگي انجام داده بود و عظمت و استواري كوه را در كارهاي خود معني كرده بود. او از عظيمترين كوهها با عظمتتر و از همهء قهرمانان پيشتر بود. نام شيرودي تا ابد در تاريخ ايران جاودان شده و هر جا نام ايران آورده شود، نام شيرودي نيز همچون ستارهاي بر آن پرتو ميافكند. صاحب نظران جنگهای هوایی او را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند.
(1) سرهنگ خلبان «يحيي شمشاديان» در مورخ 15 / 7 / 1361 در منطقة سومار و در عمليات مسلمبنعقيل به شهادت رسيد.
(2) «علياكبر شيرودي» در سال 1334 ديده به جهان گشود و پس از تحصيلات دورة متوسطه به استخدام هواپيمايي نيروي زميني ارتش شاهنشاهي (هوانيروز) درآمد. در سال 58 و به دنبال تحركات گروهكهاي حزب كومله و دموكرات در منطقة كردستان، با آنان وارد نبرد شد و پس از حملهء عراق و آغاز جنگ، به مقابله با نيروهاي بعثي عراق پرداخت. از نمونه رشادتهاي ايشان همين بس كه با سه فروند هليكوپتر كبرا در مقابل لشگر زرهي عراق ايستاد و مانع از سقوط حتمي پادگان «سرپل ذهاب» شد و ضمن وارد آوردن خسارات فراوان بر متجاوزان، آنها را به عقب راند. سرانجام در تاريخ 8 / 2 / 1360 در منطقة «دشت ذهاب» در نبردي نابرابر با صدها تانك عراقي كه در حال پيشروي بودند، به شهادت رسيد.
(3) سرهنگ خلبان «احمد پيشگاه هاديان» در مورخ 15 / 11 / 1366 در منطقة غرب كشور در محور «سقز – ديواندره» به شهادت رسيد.
(4) رسكيو (Rescue): هليكوپتر نجات است. هليكوپتري است كه همراه دستهء پروازي براي انجام عمليات اعزام ميشود تا در صورت نياز و بروز حادثه يا سانحه، آنها را ياري رسانده و از معركه نجات دهد.
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
قبل از هر چیز از شما دوست فرهیخته ام عذر خواهی می کنم که کامنت پست قبلی را در این پست منتشر کردم . دلیل ان این است که دوستان حتمآ آن ار مطالعه کنند . چون وقتی پست جدیدی آپ می شود ، معمولآ خوانندگان دیگه برای مطالعه کامنت به مطلب قبلی مراجعه نمی کنند .. و حیف ام اومد این مطلب عالی که مثل بقیه کامنت های شما مملو از هیجان و غرور و افتخار است در میان کامنت های قبلی دور از چشم باشد
آوالانچ عزیز .. یک پرسشی از شما دارم . و آن این است که در کامنت پست قبلی .. من دو دل بودم که آیا همه کامنت خصوصی و مربوط به خودم بود ؟ یا فقط همان چند خط بالا ..!!؟
به هر حال من همان حالت حفظ اش کردم تا اگه بفرمایی منتشر کنم .. یا به این پست منتقل نمایم
بار دیگر از شما به خاطر درج کامنت های بی نظیر تشکر و قدردانی می کنم
تاریخچه مختصري از هواپيما و انواع آن
در هفدهم دسامبر ۱۹۰۳، دو برادر از ایالت اهایو (آمریکا) ماشین ابداعی خود را به پرواز در آوردند. «برادران رایت» پس از تدارک و پیش بینی تمامی تمهیدات لازم برای انجام پروازی سهل و ایمن ، روز ۱۴ دسامبر ۱۹۰۳ را برای اولین پرواز آزمایشی هواپیمای ابداعی خود انتخاب کردند که متأسفانه اولین اقدام آنها هرگز موفقیت آمیز نبود. اما سرانجام آنها موفق شدند که در روز ۱۷ دسامبر ، یعنی تنها سه روز بعد ، هواپیمای یک موتوره خود را برای چهار مرتبه در آسمان به پرواز در آورند و نام خود را برای همیشه در صدر فهرست پرندگان انسان نما به ثبت رسانند.
آنها در سال ۱۹۰۱ با اضافه کردن یک سکان افقی ، یا به عبارت بهتر «بالابر» ، در جلوی هواپیما موفق شدند تعادل طولی (یا جلو به عقب) هواپیما را حفظ کنند. یک سال بعد ، آنها یک سکان عمودی نیز برای تعبیه در پشت هواپیما ابداع کردند تا به کمک آن بتوانند هواپیما را به سمت جناحین متمایل سازند و به عبارتی آنرا در ارتفاع لازم به پرواز درآورند. بدین ترتیب ، آنها موفق شدند تعادل هواپیما را در هر سه بعد اصلی (شامل طول ، عرض و ارتفاع) حفظ کنند و اسباب کنترلی لازم را در طرح اصلی هواپیما بگنجانند.
برای تأمین نیروی پیشران هواپیما نیز آنها از یک موتور گازوئیلی ۴ سیلندر معمولی با قدرت ۱۲ اسب بخار استفاده کردند که البته برای کاهش وزن آن از عنصر آلومینیوم در ساخت کارتل آن سود بردند. برادران رایت برای انجام پروازهای آزمایشی خور ناحیه Outer Banks در ایالت کارولینای شمالی ، کمی آن سوتر از خطوط آهن حمل و نقل زمینی و همچنین کمی دورتر از کشتیهای پهلو گرفته در ساحل را که نقطه باد خیز بسیار مناسبی بود، انتخاب کردند. هواپیمای دوباله آنها از روی یک ریل پرتاب چوبی به مسافت حدود ۶۰ فوت (بیش از ۱۸ متر) و در جهت مخالف بادی به سرعت بیش از ۲۰ مایل در ساعت (بیش از ۳۲ کیلومتر در ساعت) به هوا بر میخاست.
در اولین آزمایش ، ویلبر مسافتی در حدود ۱۲۰ فوت را در مدت زمانی در حدود ۱۲ ثانیه طی کرد. در آخرین و طولانیترین پرواز نیز که بوسیله ویلبر انجام شد مسافتی در حدود ۸۵۲ فوت در ۵۹ ثانیه طی شد. حوالی ظهر آن روز ، یکی از معدود شاهدان این پروازها که جوانی به نام «جانی مور» بود پس از دیدن موفقیت برادران رایت ، در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید، شروع به دویدن در کنار ساحل کرد و فریاد زد: «آنها بالاخره موفق شدند، آنها بالاخره موفق شدند، چقدر خوب شد که آنها بالاخره پرواز کردند.»
«ویلبر رایت» که عمر کوتاه تری داشت در ۳۰ مه ۱۹۱۲ در اثر ابتلا به بیماری تیفوئید در سن چهل و پنج سالگی درگذشت و برادرش «ارویل» در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ در سن هفتاد و شش سالگی بدرود حیات گفت.
تقسیم بندی انواع وسائل پرنده
در اولین قدم کلیه وسائل پرنده ساخته دست بشر را به دو دسته کلی تقسیم بندی مینمایند:
هواپیماها (Aircraft): وسائل پرنده جوی (اتمسفر)
فضاپیماها (Spacecraft): وسائل پرنده غیر جوی
برای تقسیم بندی هواپیما (Aircraft) ، جنبههای مختلف هواپیما را میتوان در نظر گرفت. از نظر سرعت ، هواپیماها را میتوان به چهار نوع زیر تقسیم بندی کرد:
هواپیماهای مادون صوت ( Subsonic Aircraft (0 هواپیماهای صوتی (Transonic Aircraft (0.7 هواپیماهای مافوق صوت (Supersonic Aircraft (1 هواپیماهای ماورای صوت ( Hypersonic Aircraft (5 تفاوت این هواپیماها در اختلاف سرعتشان با سرعت صوت است. M عدد ماخ هواپیماست که میتواند با آن سرعت پرواز کند. عدد ماخ یک هواپیما عبارت است از نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت در ارتفاعی که هواپیما در آن ارتفاع پرواز میکند. بسته به نوع هواپیما از نظر سرعت ، قوانین حاکم بر آن متفاوت خواهد بود.
انواع هواپیما از نظر نوع بال
از نظر نوع بال ، بطور کلی دو نوع هواپیما وجود دارد:
هواپیماهای با بال ثابت (Fixed wing Aircraft)
هواپیماهای با بال چرخنده (Rotary wing Aircraft)
نوع اول هواپیما و به نوع دوم هلیکوپتر یا چرخبال نام دارد. هواپیماها عموما دارای بال ثابت هستند و در طول پرواز بال نمیچرخد. ولی هلیکوپتر ، هواپیمائی است که بالش در حال پرواز به دور یک محور میچرخد.
انواع هواپیما از نظر دارا بودن سرنشین
از نظر دارا بودن سرنشین ، هواپیماها به دو گونه کلی تقسیم میگردند:
هواپیماهای با سرنشین (Manned Aircraft)
هواپیماهای بدون سرنشین (Unmanned Aircraft)
هواپیماهای بدون سرنشین شامل موشک هدایت شونده ( Missile ) ، موشک هدایت نشونده ( Rocket ) ، هواپیماهای کنترل از راه دور ( RPV یا Remote Piloted Vehicle ) و غیره میباشند.
انواع هواپیما از نظر چگالی
از نظر جرم حجمی هواپیماها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
هواپیماهای سنگینتر از آزمایشهای مربوط به هوا (Heavier than Air Aircraft)
هواپیماهای سبکتر از آزمایشهای مربوط به هوا (Lighter than Air Aircraft)
نوع دوم شامل بالن (Balloon) ، کشتی هوائی (Air ship) و مانند اینهاست.
انواع هواپیمای از نظر مانورپذیری
از نظر قدرت مانوری ، هواپیماها به چهار نوع مختلف تقسیم میکردند:
هواپیماهای غیر مانوری (Normal (Non - Aerobatic) Aircraft)
هواپیماهای نیمه مانوری (Utility (Semi - Aerobatic) Aircraft)
هواپیماهای مانوری (Aerobatic Aircraft)
هواپیماهای بسیار مانوری (High Maneuverability Aircraft)
از جنبههای دیگر از قبیل وزن ، نوع برخاستن ، قدرت مخفی شدن از دید رادار (Stealth) ، موتور و ... نیز هواپیماها به انواع مختلف تقسیم بندی میشوند.
انواع هواپیمای نظامی (Military Aircraft)
هواپیمای بمب افکن
هواپیمای رهگیر
هواپیمای جنگنده
هواپیمای شکاری
هواپیمای حمل و نقل نظامی
هواپیمای شناسایی و جاسوسی
هواپیمای مخفی از دید رادار (استیلت)
هواپیمای سوخت رسان
هواپیمای پشتیبانی نزدیک
هواپیمای گشت
هواپیمای آموزشی نظامی
هواپیمای ضد زیر دریایی
هواپیمای هشدار سریع
هواپیمای فرماندهی هوایی
هواپیمای مخابراتی
هواپیمای سیبل (هدف)
هواپیمای ضد شورش
هواپیمای دیده بانی
هواپیمای مراقبت دریایی
هواپیمای آزمایشی
هواپیمای ضد کشتی
هواپیمای ضد تانک
هواپیمای دفاع هوایی
انواع هواپیما از نظر مکانیزم پرواز
هواپیمای با باند صفر یا هواپیماهای عمود پرواز
هواپیمای با باند کوتاه - کمتر از 150متر
هواپیمای با باند معمولی
هواپیمای معمولی یا خشکی نشین
هواپیمای آب نشین توانایی فرود روی آب را دارند.
هواپیمای دو زیست
هواپیمای ناو نشین
انواع هواپیماها از نظر نوع موتور (Power Plant)
موتور پیستون پراپ:
پراپ مخفف کلمه پروپلر (Propeller) و به معنی پروانه (ملخ) هواپیما میباشد. در اینگونه موتورها نیروی پیشران (Propulsion) توسط پروانه تولید میشود که پروانه نیز بوسیله موتور پیستونی میچرخد. محدودیت استفاده از این موتورها وزن آنهاست، زیرا درصورتی که نیروی زیادی از این موتورها بخواهیم باید موتورهایی با وزن بسیار زیاد طراحی گردند.
موتور توربو پراپ (پراپ جت یا توربو ملخی):
در این موتورها نیز نیروی اصلی توسط پروانه تولید میشود ولی چرخش پروانه توسط موتور جت صورت میگیرد. هواپیمای ایران 140 ( An - 140) نیز از این گونه موتورها بهره میگیرد.
موتور توربو جت:
به زبان ساده این موتورها آزمایشهای مربوط به هوا را از ورودی (Intake) به داخل کشیده و پس آنکه انرژی زیادی به آزمایشهای مربوط به هوا داده شد آنرا با سرعت زیاده از انتهای موتور خارج میکند و تغییر سرعت قابل توجه در ورودی و خروجی موجب حرکت هواپیما میگردد.
موتور توربو فن:
ساختمان اینگونه موتورها همان ساختمان موتورهای توربوجت است، با این تفاوت که این موتورها دارای قطر بزرگتری هستند و همه هوای ورودی از داخل موتور عبور نمیکند. بلکه مقداری آزمایشهای مربوط به هوا از اطراف بدنه موتور و در داخل یک پوسته حرکت میکند.
موتور توربو شفت:
این موتورها در هلیکوپترها کاربرد دارند و شباهت زیادی به موتورهای توربو پراپ دارند.
موتورهای رم جت:
این موتورها در سرعتهای بسیار زیاد کاربرد دارند و دارای هیچ عضو چرخندهای نمیباشند (برخلاف کلیه موتورهای دیگر).
اتفاقات مهم در تاریخ پرواز:
*1500 طراحی یک وسیله پرنده توسط لئوناردو داوینچی
*1783 اولین پرواز انسان توسط یک وسیله سبکتر از آزمایشهای مربوط به هوا ﴿بالن هوای گرم برادران فرانسوی mongolfier﴾
*1903 7 دسامبر - پرواز برادران رایت با اولین هواپیمای موتور دار جهان
*1939 پرواز اولین هواپیما با موتور جت ﴿heinkel he-178)
*1947 چوک ییگر (chuck yeager) سرعت صوت را بوسیله اولین هواپیمای مافوق صوت جهان شکست.
*1961 یوری گاگارین ، اولین انسان در فضا
*1969 نیل آرمسترانگ ، اولین انسان بر روی ماه
*1970 ورود بوئینگ 747 به آسمان ﴿اولین جامبو جت جهان ﴾
*1976 ورود کنکورد ﴿ اولین هواپیمای مسافربری مافوق صوت جهان ﴾
*1981 قرار دادن اولین شاتل فضایی جهان توسط امریکا در فضا
منبع: دانشنامه رشد
.............................
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم جناب کدخدایی عزیز
قبل از هر چیز از شما به خاطر تهیه و درج این اطلاعات مفید تشکر و قدر دانی کرده و با اعلام پوزش از این که این کامنت رو به پست جدید منتقل کردم ، عرض می کنم که تنها دلیل اش استفاده بیشتر خوانندگان .. و همخوانی با مطالب این پست است
واقعآ زحمت کشیدی .. علی جان همان گونه که در حرف های خودمونی عرض کردم ، از این که سعادت شنیدن صدای شما را نداشتم ، شرمنده هستم
از طرفی شماره شما در حافظه گوشی قبلی ام بوده است که بیش از یک ماه است که در محل کاری که قرار بود بروم در حال استفاده دوستان است !! و من روم نمی شه که گوشی و سیم کارت ام رو از آقایون بگیرم .. شما حق داری از بنده دلخور شوی .. ولی می دونم بقدری مهربان هستی که عفو می فرمایی
از طرف من صورت دختر عزیزم فاطمه جان رو ببوس
مواظب خودت باش یا حق
نقل از نویسنده وبلاگ ( نیروی هوایی ایران )
در تابستان سال 1363 یک فروند اف 14 مسلح از پایگاه هشتم شکاری به خلبانی فضل الله جاویدنیا و کمک یدالله حسینی به پرواز در می آید منطقه گشت در جنوب همدان و نزدیک به سوباشی بوده سات در حین پرواز جاوید نیا متوجه می شود که سیستم های سلاح بدرستی کار نمی کند و ثانیه هایی بعد متوجه می شود که هیچ کدام از سلاحها حتی گان کار نمی کند با کد با ردار اطلاع می دهد که هیچج چیز ندارد رادار نیز با کد با او اعلام می کند که در موقعیت بماند در هواپیمای جایگزین به منطقه اعزام شود . شاید یکی دو دقیقه از تماس رادار می گذشت که حسینی فریاد می زند که 16 هدف از سمت غرب وارد کشور شدند با بررسی بیشتر 12 فروند بمب افکن با اسکورت 4 فروند تشخیص داده می شوند . با بررسی بیشتر سمت کرمانشاه مشخص می شود خلبانان درست متوجه شده بودند هدف بمباران شهر کرمانشاه بود تصور اینکه این همه بمب افکن چه بلایی می تواند بر سر مردم بیاورد هم دردناک بود .
فرصت برای تصمیم گیری کم بود که جاوید نیا فکری به ذهنش می رسد و با کمک تماس می گیرد . یدی به نظر تو 2 نفر بمیرند بهتره یا اینکه 2000 نفر جناب حسینی که به خوبی معانی حرف جاوید نیا را متوجه شده بود به او می گوید با تو موافقم و تا آخرش هم باهاتم . جاوید نیا بلافاصله سکوت رادیوی را می شکند و خیلی واضح اعلام می کند 16 هدف درارد به سمنت آنها حرکت می کند تا آنجایی که موشک دارد آنها را مزند و بعد خود در دل آنها می رود . رادار متعجب از اینکه هواپیما اشکال دارد چطور می خواهد موشک بزند غافل از اینکه این یک حربه از سوی جاوید نیاست چون عراقی ها صدای آنها را می شنیدند . رادارهم پیش خود می گوید هیچ آدم دیوانه ای همچنین کاری نمی کند و سکوت می کند کمی بالاتر جاوید نیا مشغول صحبت با حسینی است بعد از طرح نقشه و موافقت حسینی رادیو را باز می کند و شروع به صحبت می کند از اولین تماس رادیوی جاوید نیا به دلیل اینکه باید بعد از فرود همه چیز مشخص می شد متصدی رادار دستگاه ضبط صدا را فعال نموده بود و تا بحال تمامی مکالمات ضبط شده بود . جاوید نیا روی رادار شروع به صحبت می کند از سمت چپ به آنها نزدیک می شویم و با ارتفاع گرفتن به سمت آنها می چرخیم و همزمان با اجرای مانور اسپلیت اس به داخل شکم عراقی ها می رویم . متصدی رادار مات و مبهوت مانده بود چکار کند او اینک موقعیت عراقی ها و جاوید نیا را می دید با تغییر سمت جاوید نیا و سرعت گرفتن او بلافاصله با فرماندهی تماس می گیرد و ماجرا را توضیح می دهد و از آنها می خواهد که کاری کنند که جواب می آید هیچ کاری از دست ما بر نمی آید او در آسمان است . جاوید نیا مجددا به روی رادیو می آید و می گوید یدی اول تو می گی یا من ؟ که جناب حسنی می گوید جاوید خودت شروع کن :
به نام خدا این وصیت نامه بنده حقیر فضل الله جاوید نیا فرزند علی می باشد ( بدلیل طولانی شدن متن از آنها صرف نظر می کنم )
جنگنده حالت جنگی می گیرد جاوید نیا با چشمانی اشک بار از خداوند می خواهد که حافظ خانواده اش باشد 16 مایل تا کرمانشاه مانده که حسینی فریاد می زند جاوید هواپیماهای دشمن دور زندند یدی ادامه می دیم اگر یک درصد شک کنند دوباره برمی گردند 12 مایل از کرمانشاه خارج شدیم که پشت کوههای بیستون تمامی هواپیماهای عراقی مهمات خود را رها کرده بودند تا بتواند سبکتر از دست خلبان شجاع ما فرار کنند .
جهت اطلاع تمامی دوستان تمامی این وقایع روی کاست مخصوص رادار ضبط شده بوده و در حال حاضر هم موجود می باشد .
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
واقعآ مطلب بسیار جالبی بود .. دست شما درد نکنه
من و دوستان می دانند تهیه و درج این همه مطالب زیبا و انتخاب ان ها چقدر وقت گیر و زمان بر است
و چقدر به محتوای سایت می افزاید .. به امید آگاهی نسل جوان امروز از قهرمانان ارتش
آقا بهروز
سلام
درباره مطلب خرابکاری در سیستم اخلالگر....تصمیم با خودتان است.فکر کردم برای جلوگیری از ایجاد بهانه تضعیف ارتش به صورت خصوصی باشد بهتر است.جریان مار گزیده است دیگه و البته سوراخ مار و 2 بار گزیده شدن.
بار اول حتما یادتان هست که کدام مطلب کار را خراب کرد!! (چشمک)
اما درباره آقا بابک خوشمرام
بی معرفت در سایت هوافضا نسبتا فعال هستند و چند بار خواستم بپرسم که چرا دیگر سری نمی زنند و بعد پشیمان شدم.امیدوارم همیشه شاد و خرم باشد
یاحق
جانشين سپاه حفاظت هواپيمايي در پاسخ به فارس:
ركورد 25 ساله سپاه در تامين امنيت هواپيماها حفظ شد
خبرگزاري فارس: سرهنگ كاظمي تاكيد كرد: با تلاش و شجاعت گارد امنيت پرواز سپاه در حادثه شب گذشته، ركورد 25 ساله سپاه پاسداران در تامين امنيت هواپيماها و فرودگاهها حفظ شد.
سرهنگ محمد حسن كاظمي جانشين سپاه حفاظت هواپيمايي كشور در گفت و گو با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس و ايرنا اظهار داشت: يك فروند هواپيماي MD از خطوط هواپيمايي كيش اير در مسير پرواز اهواز به تهران كه داراي يكصد و چهل نفر مسافر بود، مورد تهديد قرار گرفت كه پس از بلند شدن از باند و گذشت 15دقيقه، يكي از مسافرين با مشاهده شيء ناشناسي، موضوع را به سر مهماندار و گارد پرواز اطلاع ميدهد.
وي اضافه كرد: هواپيما در فاصله 70 مايلي شهر اهواز به فرودگاه اهواز باز ميگردد و به هنگام نشستن هواپيما با رشادت سرتيم حفاظت اين پرواز، شيء ياد شده توسط وي از هواپيما خارج و هواپيما با سلامت تمامي مسافران و بدون هيچ مشكلي به روال خود ادامه ميدهد.
اين مقام مسئول گفت: هم اكنون در حال بررسي بسته شيء مشكوك در پرواز شب گذشته هستيم و پس از به دست آوردن جزئيات دقيقتر، به اطلاع عموم خواهد رسيد.
وي عنوان كرد: براساس اصول حفاظت پروازي اگر بحراني در هر يك از پروازها به وقوع پيوندد در صورت بحران فني، خلبان و در صورت بحران امنيتي سرتيم حفاظت مسئول خواهد بود كه در اين مورد نيز سرتيم گارد امنيت پرواز با اقدام به تصميم بازگشت هواپيما به نزديكترين فرودگاه مي گيرد و با توجه به فاصله 70 مايلي تا فرودگاه اهواز، اين هواپيما به فرودگاه اهواز باز ميگردد.
كاظمي سرعت عمل بالاي يگانهاي حفاظت پرواز، دقت در عمل و تدبير به موقع را از جمله ويژگيهاي برجسته آنها در مواجه با هرگونه مشكل عنوان كرد و گفت: هوشياري سيستمهاي عملياتي ما در دنيا زبانزد است و در حال حاضر موضوع از طريق عوامل امنيتي در حال بررسي است.
جانشين فرمانده سپاه حفاظت هواپيمايي كشور خاطرنشان كرد: اطراف كشور ما در ناامني قرار دارد و عليرغم همه فشارهاي جهاني فرزندان ملت در سپاه با تكيه بر ايمان و اراده فرزندان خود در برابر هر گونه اقدام از سوي دشمنان اين ملت ايستادهاند.
بخش دوم اين مصاحبه متعاقبا ارسال خواهد شد.
پاسخ
آوالانچ عزیز و نازنین
با تشکر مجدد از شما ، راستش قصد دارم یک پست اختصاصی در باره بمب گذاری بنویسم . فقط من نمی دونم نوع هواپیمای بمب گذاری شده چیست .. اگه دوستان می دونند به من بگویند تا تصاویر ان را طراحی کرده و یک تحلیل در باره ان بنویسم
ضمنآ با اجازه شما ان مطلب خیانت در زمان جنگ را هم در ان پست منتشر خواهم کرد ..
جناب مدرسی عزیز سلام . امیدوارم که حالتون خوب باشه . نوه هاتون چقدر بزرگ شدن . زمان خیلی زود میگذره. انگار همین دیروز بود که نوه هاتون به دنیا اومدن و عکسشونو توی سایت فرستادید. ایشالا که همیشه سایه شما بالای سرشون باشه . این پست خیلی جالب و خوب بود . دستتون درد نکنه.از مطالب دوستان هم که زحمت میکشند تشکر میکنم . فقط یه نکته کوچیک بگم در مورد اولین پرواز . همه ما فکر میکنیم که اولین پرواز رو برادران رایت انجام دادند. در صورتی که اولین پرواز رو شخصی به نام ریچارد پیرس چند ماه قبل از برادران رایت انجام داد که متاسفانه همه فکر میکنند برادران رایت اولین بودند. البته اینجور مسائل عادیه . مثل خیلی از اختراعات دیگه که به نام اشخاص دیگه ای ثبت شده ! و بهترین نمونش هم همین آقای ادیسون خودمونه که خیلی وقتها با کلی دوز و کلک خیلی از اختراعات دیگران به نام خودش ثبت میکرد.لینک زیر هم در مورد اقای ریچارد پیرس و اولین پروازش هستش . باز هم ببخشید که من کم پیدا شدم . این مدت واقعا خیلی کارهام قاطی شده ! یکم که سرم خلوت شد یه ایمیل میزنم بهتون .
قربان شما دارا
http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Pearse
پاسخ
دارا جان عزیز و نازنین
ممنون از اظهار محبت شما
بله زمان زود می گذرد .. تا چشم بر هم بزنیم وقت دانشگاه رفتن آن ها هم فرا می رسد .. در مورد اختراعات .. بله من هم دیشب با خواندن کامنت علی جانم .. می خواستم این توضیح رو بدهم اما هر چه فکر کردم اسم اولی یادم نیامد .. ممون از شما که این همه توجه داری
سلام.از یه چیز شما که خیلی خوشم میاد اینه که راحت حرف هاتون رو می زنید. خوشحالم که به خاطر "ایران"رای میدهید.
پاسخ
فدات بشم مرتضی جان
باید برای عزت کشور هرکاری انجام داد
ممنون از شما
با سلام
اخرین عکسها(نوه های گلتون)از همه قشنگتر بود.
پاسخ
ممنون حسن جان
لطف داری
دست بوس شما هستند
سلام
بعد از چندين ماه كه به دليل عدم ايجاد مزاحمت از گذاشتن پست خودداري ميكردم و صرفا خواننده ي پست هاي زيباتون بودم امروز مزاحتون شدم در خصوص يكي از عكس ها توضيحي بدم هموني كه عده اي دارن يه دونه شكاري رو هل ميدن البته نميدونم چقدر ارتباط داره ...اما يكي از دوستان كه از پرسنل نيرو هوايي هستن و مدتي در چين براي احتمالا طي يك سري دوره هاي نظامي اونجا بودن تعريف ميكردن كه به جاي استفاده از ماشين و ... براي تاكسي كردن و جا به جا كردن هواپيما اونجا اغلب از نيروي انساني اموزش داده شده براي اين كار استفاده ميكردن كه ايجاد شغل بيشتري كنن . بار ها اين مساله ايشون رو براي هواپيماهاي شكاري خودشون ديدن حالا نميدونم عكسي كه شما در موردش سئوال كرديد هم چنين مساله اي هست يا نه ؟ به هر حال بهانه اي وبد براي عرض ارادت مجدد ... باور كنيد هميشه تو فكرتون هستم فقط براي اينكه نميخوام مزاحمت وقت شريفتون بشم پستي نميذارم ...
پايدار باشيد بر قرار ..
مسعود
پاسخ
به به مسعود جان عزیز
بابا جان .. این نیست رسم دوستی !! من نگرانت بودم
به هر حال خوشحالم که دوباره می بینمت
در مورد عکس فوق ، بعید می دونم مسئله جا به جایی باشه .. چون بعضی ها هم در جلو ایستاده اند .. همون تحلیل من شاید درست باشه .. و آن فشار برای عمل کردن بعضی کلید ها که بر اثر فرود نرم کار نمی کنند
به هر حال حسن این گونه تصاویر ، به فکر وا داشتن یاران قدیمی است چشمک
جناب مدرسی درود برشما
بالاخره بعد سی سال مخواهید رای بدهید مبارکه حالا از لج اقا محسن است که به میرحسین یا شیخ اصلاحات رای میدهید یا از ترس برگشت مجدد اقا محمود با هاله نورش .
من هم سی ساله رای ندادم و اینبار هم نمیدم میپرسید چرا
برای اینکه بقول امام حسین که کفته اکر مسلمان نیستید لاقل ازاده باشید یکی از شرط های ازادگی انتخاب فرد با خرد و ایمان خودش است نه اینکه یکی دیکر چهار نفر انتخاب کنند و بعد بهشما بگویند شما حالیتون نیست ما براتون چهار تا گزینه گذاشتیم
انگار شما تشریف ببرید رستوران بجای انکه غذا را از روی منو انتخاب کننید کارسون بگوید بیخیال منو من این چهار غذا ا انتخاب کردم باید یکی را بخوری حالا اگر کسی گوشت دوست ندارد و چربی نباید بخورد وبه فلان غذا حساسیت دارد مهم نیست باید یکی ازچهار غذای بیمزه ای را اشپزی بدسلیقه و بدوراز مسایل بهداشتی تهیه کرده کرده میل کند و چهار سال هم حالش بد باشه و جرائت اعتراض هم نداشته باشه
دوروغ چرا بقول مش قاسم تا قبر ا ا ا ا ته مانده مسلمانی مان از مسلمانی قبل از اسلامی شدن مملکمتان است و شانس اوردم انحا نیستم وگرنه انرا هم ازما میکرفتند ویک حق رای هم داریم که مدیون شهامت قهرمانان میهنمان همانان که جناب اوالنچ در نوشتار شان و یا در نوشتار شما از ایشان نام می ببرید و و تمامی شهدا و جنبازان میباشیم که حاضر نیستم این ودیعه ان بزرگمردان را هزینه انسان های کوچک نمایم
میبخشید درددلی بود بس پایدار باشید
پاسخ
دوست عزیز و نکته بین نازنینم
با تشکر از شما ، راستش من هرگز به خاطر لج کسی کار دیگری نمی کنم ضمن این که آن ها به من پیشنهاد کاری بزرگ و نون و آب دار دادند .. و حتی حکم ام هم صادر شد با حقوق و مزایای بسیار فریبنده .. اما دلیلی که من نرفتم ، صرفآ غیر سیاسی بودنم بود . نمی خواستم خود رو آلوده به سیاستی کنم که از ان بدم می آید .. حتی اگه از گرسنگی بمیرم ، مطمئن باش تن به کاری که دوست ندارم نخواهم داد
در مورد رآی دادن هم اضافه کنم .. انسان هایی که خرد گرا هستند .. هر دقیقه به یک نتیجه منطقی می رسند .. شاید هم تا دو هفته دیگه نظرم برگشت و اصلآ رآی ندادم !! شاید کاندید مورد نظرم عوض شد .. همان گونه که قبلآ اشاره کردم ، در حال بررسی وضعیت و سخنان آن ها هستم
اما این که چهار کاندید برگزیده اند .. یا جریان رستوران .. باید بگم هفتاد میلیو نفر پذیرفته و زندگی می کنند .. من غیر سیاسی چه حرفی برای بیان دارم ؟ نهایت اش رآی نمی دهم . و هر بلایی سر وطن ام آمد فقط نظاره می کنم
به هر حال اصلآ دوست ندارم وارد این گونه مباحث شوم .. فعلآ در فکر تغیر ویندوزم هستم .. شاید مشکل پیدا کنه و نتونم با سایت ام ارتباط برقرار کنم
ظاهرا بخش پيامها توسط بعضي از خوانندگان تبديل به متن كامل شاهنامه شده!!
...
در مورد انتخابات سخن گفتيد،با اجازه چند سطر پايين در همين مورد است:
...پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد به او گفت آيا سردت نيست نگهبان پير گفت چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم پادشاه گفت اشکالي ندارد من الان به داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباسهاي گرم مرا بياورند نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد اما پادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد پيرمرد را که در اثر سرما مرده بود در قصر پيدا کردند که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاي در آورد.
...
وقتی پادشاهی در خواب کابوس می بیند که دیگر پادشاه نیست با تمام قوا در خواب سعی می کند به منسب خود برگردد اما غافل از این است که اگر در خواب پیروز شود باز هم در سراب پیروز شده و همه تلاشش بیهوده بوده کافیست تا جشم باز کند تا ببیند که هنوز هم همان پادشاهست این نمونه روشنی است از زندگی بیشتر آدما که جایگاه خودمان را فراموش کردیم و در سراب به دنبال جایگاه مان میگردیم
با سپاس از شما.
پاسخ
دوست عزیز و نکته بین نازنین
بی تعارف بگم .. فقط شما هستید که به کامنت دوستان عزیز که با چه زحمتی مطالب جالب و مفید در سایت قرار می دهند اعتراض می فرمایید !! به آقای کدخدایی ایراد گرفتی که چرا مطالب مذهبی می نویسد .. بنده خدا این بار رفت و تاریخچه هواپیما ها رو با تفکیک از منبعی علمی و معتبر تهیه کرد و حتی بدون نام درج کرد .. که من مجبور شدم خودم نام او را بنویسم .. حالا هم به مطلب علمی و در رابطه با چارچوب سایت هم اعتراض دارید !! نفر بعدی جناب آوالانچ است که بنده با تمام وجود منت ایشون را می کشم و خواهش می کنم که این کامنت ها را قطع نکند .. غیر از این دو نفر هم کسی نیست
ضمن این که آگاهانه بخش کامنت ها رو به سمت و سوی سیاسی سوق می دهید
عزیزم ... به خدا سوگند ..به شرافتم سوگند .. به هر چه قبول داری قسم .. من هیچ علاقه و احساسی به سیاست نداشته و ندارم .. حتی دانش ان را هم ندارم .. اگه سوادش رو داشتم ، مطمئنآ سایت سیاسی زده و در باب همین مسایلی که شما اشاره می فرمایید بحث می کردم .
دوست عزیز این عادلانه نیست .. شما حتی کراهت داری نام مستعاری برای خودت برگزینی .. !! و با یک حرف لاتین به خودت هویت می بخشی .. و من صادقانه پاسخ شما رو می دهم .. اما با روند مباحث سیاسی شما و اعتراض به بدیهی ترین کار کاربران شناخته شد ه .. سعی در زیر سئوال بردن و تفرقه دارید لذا با تمام احترامی که برای شما قائل هستم ، دیگر به کامنت های شما که بدون نام و با انگیزه های سیاسی باشد پاسخ نخواهم داد
شما فکر می کنی .. بنده ادم ببو و ساده ای هستم .. که خیلی راحت بازی می خورم !! این درست ، حق دارید ولی عزیزم هر چیزی حدی داره
سلام كاپيتان (شتلق)
خيلي عالي بود طبق معمول
چه قدر مشتاق ديدنتون هستم
چه قدر از ديدن عكس هاي زيباي نوه هاي گل شما لذت بردم
قربان شما با اجازه خداحافظ
خبردار عقب گرد (شتلق)
پاسخ
امیر عزیز و نازنین
ممنون از شما .. من هم مشتاق دیدار با یاران همدل هستم
حرکت هایی رو در حال انجام دادن هستیم .. که اگه مثبت شد ، خواهم گفت
نوه ها هم دست بوس دایی عزیز خود هستند
جناب مدرسی امروز توی سی ان ان یه خبر راجع به هواپیمای ایرباس320 ایرفرانس شنیدم که از برزیل راهی فرانسه بوده ولی بعد از سه ساعت آخرین ارتباط رادیو خلبان برقرار میشه و خلبان اعلام میکنه کنه دچار مشکل در وسایل برقی شده و بعد از اون از صفحه ی رادار محو میشه. و تا این لحظه خبری ازش نیست. میگن عامل وضعیت بد هوایی بوده و شاید هم بهش صاعقه خورده.
میخواستم شما هم پیگیر باشین تا اگر خبر یا علت تازه ای گیرتون اومد در پست های بعدی ما رو مطلع کنین.
پاسخ
ممنون پویا جان عزیز .. اتفاقآ خودم در نظر داشتم یا بمب گذاری رو تحلیل کنم یا سقوط این ایرباس رو ... تا چه پیش بیاید .. البته من می تونم حدس بزنم چه بلایی سر هواپیما امده است
کافی است یک اشاره کوچکی به قبل از سانجه بشه .. بقیه اش رو می شه حدس زد .. ممنون از شما
درود جناب مدرسي . اميدوارم كه خوب و سلامت باشين . واقعا پست جالب و مفيدي بود و اين قوت قلب رو به خواننده ها مي ده در يك چنين وضعيتهايي شانس نجات كم نيست . مسلما هواپيمايي كه ميلياردها تومان براي ساختشون هزينه شده به اين راحتي ها كله پا نمي شه . واقعا ديدن عكس اين دوتا خانم خوشكل خوشحالم كرد . با اين عكسها ديگه مي فهمم وقتي از دوري اين عزيزان مي گين چه حالي دارين . در رابطه با انتخابات هم بايد بگم كه تا به امروز من انتخابات رو تحريم كرده بودم اما در اين دوره قصد دارم كه به اتفاق خانواده شركت كنم . بايد شرايط فعلي تغيير پيدا كنه در غير اين صورت روزهاي بدتر خواهند اومد . راي من كه جناب ميرحسين موسويه چرا كه جناب خاتمي پشت ايشون هستند و از اونجايي كه هر روز دسته كم 2 ساعت از وقتم رو برا پي گيري اخبار انتخابات صرف مي كنم بايد بگم كه بين دو كانديداي اصلاح طلب داراي آراي بيشتري هستند . در شيراز مردم به شدت از ايشون حمايت مي كنند . جناب آقاي كروبي هم اين روزها حسابي با سخنراني هاي شجاعانه خودشون در دانشگاهها دانشجوها رو تحته تاثير قرار دادن اما بايد بگم كه مهمتر از هر چيز توفق شرايط كنوني هست كه همين مسئله باعث مي شه راي خودم به جناب ميرحسين موسوي بدم . در اين چند سال اخير متوجه شدم دوران اصلاحات با تمام ناكامي هايش كه در راهه اصلاحات كلان در كشور داشت باز هم هزاران بار از وضعيت موجود بهتر بود .بعد از دوران رياست جمهوري جناب خاتمي خيلي از جوانان از اصلاحاحت ناميد شدند و با تحريم كردن انتخابات وضعيت به اينجا رسيد . همونطور كه مي دونيد خيلي از آقايون اصلاح طلب كه امروز خصوصا در اطراف جناب كروبي هستند از اهالي شيراز هستند . به همين خاطره كه هميشه جناب خاتمي سفرهاي انتخاباتي خودشون رو از شيراز شروع مي كنند و اين شهر رو شهره اصلاحات مي دونن . اگر تمايل داشته باشين حتما براتون سايتهاي مفيدي رو ايميل مي كنم .
به اميد ديدار .
پاسخ
بامداد عزیز و نازنین
خیلی خوشحالم کردی که بعد از مدت ها کامنت شما رو می بینم
بامداد جان .. چه کار خوبی می کنی که قصد شرکت در انتخابات داری .. من هم دقیقآ مثل شما فکر می کردم .. و با تحریم انتخابات سعی در اعتراض داشتم .. اما حالا به قول شما متوجه شدم که باید شرکت کرد
موسوی مرد با اراده و جسوری است . مخصوصا که به قول شما آقای خاتمی پشت او است
من هم هر روز برنامه های کاندید ها رو گوش داده و تجزیه و تحلیل می کنم
نوه ها دست بوس دایی عزیزشون هستند
آقای مدرسی نوع هواپیما بمب گذاری شده md-83 هست.اگر بخواین یک سری عکس قبل از واقعا از این هواپیما دارم و براتون ارسال میکنم.عکس مال یکی 2 ماه پیش هست
پاسخ
ممنون می شم شهاب جان
چون به سرم زده یک تحلیلی از خیانت از زمان جنگ تا حالا کرده و به وقایع اخیر بپردازم
تا عکس نباشه ، نمی تونم حس گرفته و خودم رو در فضا حس کنم !! ممنون می شوم که هر چه زودتر برام ارسال کنی
با تشکر مجدد از شما
جناب مدرسی امروز توی سی ان ان یه خبر راجع به هواپیمای ایرباس320 ایرفرانس شنیدم که از برزیل راهی فرانسه بوده ولی بعد از سه ساعت آخرین ارتباط رادیو خلبان برقرار میشه و خلبان اعلام میکنه کنه دچار مشکل در وسایل برقی شده و بعد از اون از صفحه ی رادار محو میشه. و تا این لحظه خبری ازش نیست. میگن عامل وضعیت بد هوایی بوده و شاید هم بهش صاعقه خورده.
میخواستم شما هم پیگیر باشین تا اگر خبر یا علت تازه ای گیرتون اومد در پست های بعدی ما رو مطلع کنین.
سلام.
خسته نباشین.
من حامد هستم از بجنورد.
از مطالب زیبا و پر مفهوم شما نهایت استفاده و لذت را بردم.
قدر دانی و تشکر میکنم.
در پناه دوست باشید :)
پاسخ
ممنون حامد جان عزیزم
خیلی خوشحالم که از خواندن مطالب لذت می بری
مواظب خودت باش
عمو بهروز سلام
واقعا پست جالبی بود و من خیلی حال کردم
عمو جان واقعا خوبه که اون خلبان آ10 یادش نرفته موقع فورود تراتل را عقب بکشه(چشمک)
با تشکر علیرضا
پاسخ
علیرضا جان عزیز و گرامی
خوشحالم که مورد پسند شما پسر عزیزم قرار گرفته است
مواظب خودت باش
سلام ، یه موضوع مهم که حتما خیلی هم میتونه قابل بررسی باشه گم شدن 228 مسافر پرواز برزیل به فرانسه است که حتما شما هم تا حالا شنیدینش ، منتظر تحلیلتون هستم.... ! خوشتون اومد؟ مطلب بعدی هم بفرما !!
پاسخ
فرزاد عزیز و نازنین
همان گونه که در کامنت های قبلی عرض کردم ، چنین قصدی را دارم
حتمآ در پست بعدی تحلیل خواهم کرد ..
خدا کنه پیدا بشه و در یکی از جزایر فرود داشته باشه
ممنون از شما
سلام عمو
فیلم حمله به اچ 3 رو بنده دارم ولی راستش نمیدونم چجوری میشه به دست دوست عزیزمون رسوند؟
ضمنا" جمعه شب هفته قبل دایی بنده به عنوان یکی از مسئولین بلندپایه وزارت کشاورزی که با اغلب دولتهای قبل و بعد از انقلای کار کرده است بیش از یک ساعت از صداقت ، وطندوستی و .... مهندس موسوی تعریف کردند.
ضمنا" برای یک مورد خاص نیاز به مشاوره شما دارم اگر لطف کرده و شماره موبایلتان را برایم ایمیل کنید ممنون میشم.
ارادتمند : بابک معترض
پاسخ
بابک عزیز و گرامی
خیلی ممنون عزیزم .. من این خبر را به علی از کاناا می دهم .. تا ببینم چه راهی رو پیشنهاد می کنه ؟
در مورد تلفن هم چشم
سلام آقای مدرسی
در مورد مسئله ای که تلفنی با هم صحبت کردیم من متاسفانه نتوانستم پیدا کنم چطوری برای ایشان پیغام خصوصی بذارم.
لطفا شما زحمت بکشید شماره من را به ایشان بدهید.
شماره من:
000000007
با تشکر
علی از کانادا
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
قبل از این که پاسخ شما رو بدهم .. اول عین کامنت شما رو برای ایشون کپی کردم .. دست شما درد نکنه
مواظب خودت باش
سلام آقای مدرسی
با تشکر از دوستی که فرموده بودند فیلم حمله به اچ سه را دارند اگر لطف کنند هر طوری که صلاح میدونند دست شما برسانند من کسی را میفرستم از شما بگیره.
اسم این دوست عزیز را نمیدانم ولی خیلی ازش متشکرم.
با تشکر
علی از کانادا
پاسخ
ممنون علی جان .. این دوست ما آقاتی بابک معترض هستند
که در اردبیل زندگی می کنند .. از خوانندگان قدیمی و بزرگوار سایت هستند
ضمنآ علی جان ان دختر خانم از شما تشکر و قدردانی کردند .. فردا با وکیل اش قرار داره .. ضمنآ ای میل خود را به من دادند تا تقدیم شما کنم .. لطف کن یک نانه برایم بنویس تا من آدرس را برات بنویسم
آقای معترض چهارشنبه با من قرار تلفنی داره .. آخه می دونی موبایل ام خاموشه و مجبورم سر ساعت های قرار روشن کنم !! چشم قیلم را می گم برام پست کنه .. دست شما درد نکنه
سلام جناب مدرسی
در ارتباط با عکس شماره ۹ که فرمودید نتوانستید حدس بزنید بعد از تیک آف یا در زمان لندینگ آتش گرفته، این عکس مربوط به لحظهٔ لندینگ به روی سینه یک فروند هواپیمای اف-۱۱۱ نیروی هوائی استرالیا به خلبانی پیتر کومار و کمک خلبانی لوک وارنر هستش. روش کار به صورت لندینگ برروی ناو هواپیما بر و بوسیلهٔ کابل انجام میشه با این تفاوت که هواپیما با چرخهای بسته فرود میاد به دلیل نقص فنی در ارابهٔ فرود. در لحظهٔ برخورد با زمین از زیر هواپیما بدلیل اصطحکاک زیاد آتش زبان میکشد که معمولا با ریختن کف از این عمل جلو گیری میکنن.
در باره حادثه پرواز ایرفرانس شمارهٔ ۴۴۷ که از دیشب گم شده دیدم بعضی از دوستان به نقل قول از سی-ان-ان گفتن که خلبان هواپیما لحظاتی قبل از سقوط با برج مراقبت تماس گرفته و درباره خرابی سیستمهای الکتریکی هوا پیما اعلام وضعیت کرده که کلا اشتباه هستش، هواپیمای ایرباس ۳۳۰ مجهز به سیستم فلای بای وایر هست که تمام قطعات با کامپیوتر کنترل میشن و این کامپیوتر هواپیما بوده که ۴ دقیقه قبل از محو شدن از صحنه رادر با کامپیوتر مرکزی بخش تعمیرات شرکت ایرفرانس ارتباط برقرار کرده و اطلاعات خود را منتقل کرده بوده. در ضمن یکی از نظریات در باره سقوط هوا پیما ورود آن به یک تودهٔ بزرگ ابر سی بی است.
سبز باشید
پاسخ
آری جان عزیز و نازنین
ممنون از این همه اطلاعات دقیق و اساسی که نشان از مطالعه و دانش شما از صنعت هوانوردی و پی گیری مطالب فنی دارد است
آری جان من دیشب تا صبح روی تصاویر ایرباس فرانسه کار کردم .. و قصد دارم تحلیل ام رو به عنوان یک پست منتشر کنم
بله من هم به محض این که شنیدم ، یاد جامبو جت خودمون افتادم که روی اسپانیا با سی بی برخورد کرد .. آن ها با ابر سی بی برخورد کرده و منفجر شده اند .. و همان طور که شما فرمودید سیستم ها بر اثر تشعشعات الکترونیکی از کار افتاده و کامپیوتر به مرکز خبر داده است .. شاید چراغ وارنینگ را خلبان ندیده .. یا تا متوجه شده رعد و برق مجالش نداده است .
به هر حال خوشحالم جوانی اندیشمند و اگاه مخاطب و یار ثابت این سایت است
مواظب خودت باش
از توجه شما نسبت به پيام خوانندگان ممنونم!قصد محدود كردن نظرات ديگران را هم ندارم .موردي را هم كه فرموديد مطمئنا اشتباه ميكنيد اين اولين باريست كه بنده آنهم به شوخي نسبت به طولاني بودن نظرات ديگران نظري دادم.شايد زياده روي كردم،شايد!.به هر حال گردن ما از مو باريكتره!
با احترام
صابر!
پاسخ
فدات بشم صابر جان نازنین
من هم قصد توهین و جسارت نداشتم
همه ما این جا دور هم جمع می شویم .. تا دقایقی سوای فشار های زندگی با دوستان بگذرونیم
صابر جان خودت می دونی چقدر با شما احساس خودمونی می کنم .. و قطعآ درک کرده ای که واقعآ برای یکایک دوستان احترام قائل هستم .. و هرگز در مناقشات شرکت نمی کنم
حق داری این چنین ناراحت بشی .. من معذرت می خواهم .. واقعآ به دوستانی اگاه در مسایل روز چقدر نیاز دارم
صادقانه اعتراف می کنم .. درسته وارد مباحث سیاسی نمی شوم .. ولی خب الفبای آن ار با تمام وجودم درک می کنم ... مخصوصآ مثال های شما و تحلیل هایت همه و همه حاکی از درک عمیق از مسایل سیاسی است
ومن قطعآ به دوستانی چون شما احتیاج دارم .. ندانسته هایم رو کامل می کنم
به هر حال امیدوارم همیشه شما رو در این محفل بینم .. و حتی گاهی در حد استانداردش هم نظرات سیاسی !!! چشمک
سلام آقای مدرسی نازنین
امیدوارم که خوب باشید من چند وقتی مسافرت بودم و نتونستم به سایتتون بیام حسابی دلم براتون تنگ شده بود.
مطلب بسیار خوبی بود و از بیت شعری که در ابتدای مطلب نوشته بودین هم بسیار لذت بردم.
نوه های زیباتون رو از طرف من ببوسید.
به امید دیدار
پاسخ
به به شبنم نازنین
من خیلی نگران غیبت شما و حسین جان بودم
حتی در یکی از حرف های خودمونی سراغ ات رو گرفته بودم .. خب خدا رو شکر که به مسافرت رفته بودی
دخترم خوشحالم که از مطلب خوشت اومد .. نوه ها هم دست بوس خاله نازنین و مهربان خودشون هستند
به حسین جون خیلی سلام برسون
سلام.
آقا این پسره امیر بازیار هم چند وقتیه کامنت نمی زاره. ازش خبری ندارید؟(چشمک به عمو)
پاسخ
راستش این آقا پسره که یه زمانی خیلی کامنت می گذاشت و از عموی پیر خود سرکشی می کرد و در کار های سایت کمک می کرد .. مدتی است که خیلی بی وفا شده است ..!! چشمک
حق هم داره .. ما جز زحمت و اذیت چیزی براش ندداشتیم
اما باور کن دلم خیلی براش تنگ شده است
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آري به اتفاق جهان ميتوان گرفت
...
...
بر برگ گل به خون شقايق نوشته اند
كانكس كه پخته شد،مي چون ارغوان گرفت.
سرور گراميم جناب آقاي مدرسي سلام عرض ميدارم.دو بيت شعر فوق از حافظ شيرازي نيز تقديمتان ميدارم.از اينكه برخي دوستان در اين سايت زيبا نسبت به احوالات يكديگر بي خيال نيستند،جاي تشكر و خوشبختي دارد و اين به خاطر لينكهاي سرشار از عاطفه و محبت هاي دلسوزانه و پدرانه جنابعالي به عنوان يك ايراني شرافتمند ميباشد.ملاحظه و احساس ميفرمائيد كه همه ما شما را دوست داريم و به نوعي ارتباطات احساساتي انساني با جنابعالي تا نوه هاي عزيزتان برقرار كرده ايم.اتفاقا ديروز كه مطالبتان ميخواندم متوجه شدم يك هواپيماي اير فرانس /ايرباس 330 از برزيل به پاريس ناپديد شده و تا الان خبري از آن نيست و بسيار ناراحت شدم.اتفاقا قصد دارم تا حدود دو ماه ديگه از طريق اير فرانس به سمت آمريكا برم و اين صانحه مرا دلسرد نمود تا مسير ديگري انتخاب كنم شايد با KLMهلند.
مطالب جنابعالي مفيد و دلگرم كننده است اما جناب مدرسي واقعا وقتي در توربولنسها و ابرهاي ضخيم قرار ميگيريم،چقدر وحشتناك است.چه كسي جز خداي متعال،خلبان و گروه پرواز ميتونه به فريادمون برسه.هر وقت پروازهاي خطر ناك خود را بياد مي آورم و حادثه پيش آمده براي جنابعالي در مسير چابهار،ترس از پرواز وجودم را ميگيره.
تمام توكل و دلخوشي ما در پرواز به خداوند بزرگي است كه دستگير و مواظب بنده هاي خود ميباشد.
ضمن تشكر از شما و آرزوي سلامتي براي كليه خلبانان،گروه فني و كروي پروازي كليه خطوط مسافربري جهان بخصوص كشور عزيز خودمان.
خدانگهدارتان باد.
پاسخ
سرور گرامی جناب مهندس فضلی نازنین
با تشکر فراوان از انتخاب شعر برگزیده تان که حاکی از روح لطیف و سرشار از مهر و محبت است ، وسلام به روی ماه شما در باره سانحه فوق عرض می کنم که .. به درخواست دوستان عزیز و خوانندگان مهربان ، تحلیلی فوری و با عجله از آن چه فکر می کردم بر سر ایرباس امده است را نوشتم .. می دونم نوشته ام فاقد جذابیت های علمی است .. چون هیچ اطلاعی از اتفاقات قبل از سانحه نداشتم .. اما با اتکاء به تجارب پروازهیی که بر فراز اقیانوس داشتم ، پست رو تهیه و تقدیم کردم
جناب اقای مهندس .. بدون شک می دانید که بقای و عمر هر کسی تنها به دست خداوند متعال است .. و هیچ برگی بدون اذن او به زمین نمی افتد .. به هر حال تقدیر ان عده این بوده که از طریق اقیانوس به سوی خالق خود پر بکشند .. ضمنآ من بار ها نوشته ام مرگ در هواپیما ، ان هم در این گونه از سوانح واقعا نعمت است !! چون هیچ یک از مسافران متوجه عمق حادثه نمی شوند .. و در یک چشم به هم زدن نابود می شوند ..
اما از این که قصد سفر به امریکا رو دارید .. بی نهایت خوشحال شدم .. شما بیش تر از حقیر اعتقاد به خداوند متعال و تقدیری که برای بندگان خود رقم زده است دارید .. پس با خاطری آسوده بر بال مرکب اهنین تکیه زده و از پرواز و زیبایی های ان لذت برده و ما را از حال و روز خود بی خبر نگذارید .. منتظر خبر های خوب و شیرین مسافرت هستم
سلام به خانواده محترم برسونید
یا حق
عمو بهروز اگر وقت کردین به این لینک یه گاه کنید
http://www.iran-ehda.com/signin/signup.asp
پاسخ
علیرضا جان عزیز
عجب سایت عالی و مفیدی رو کشف کردی
راستش اعضا و جوارح بنده خیلی قدیمی و پیوندی است وگرنه با دل و جون در ان عضو می شدم
با تشکر از تلاش شما
سلام عمو
یک ایمیل براتون فرستادم.
یاعلی
پاسخ
سلام دخترم
یه جواب برات فرستادم
با سلام خدمت عمو.
امیر بازیار خجالت کشید باور کنید.
چاکر عمو بهروز گل.
عمو الان دارم وبلاگو آپ می کنم.
http://bmodarresi.blogfa.com
یا حق!!
پاسخ
بهروز مدرسی خیلی بی جا کرد باعث ناراحتی شما شد
شما خیلی من را شرمنده کرد ..
من با شما شوخی در کرد همین
ولی اگه دانست با یک شوخی کار ها پیش می رود .. زودتر از این ها گله گذاری کرد
تا بعد
بهروز جان
به گووووووش باش
(( فراخوان ارسال طرح ))
در طلیعه فجر چهارمین دهه انقلاب اسلامی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد از آثاری که به ارتش جمهوری ایران مربوط می شود حمایت نماید.
این آثار شامل : کتاب جزوه عکس فیلم پایان نامه تحصیلی و محصولات چند رسانه ای خواهد بود.
علاقه مندان می توانند اصل طرح ( یا طرح های) خود را به همراه دلایل توجیهی حداکثر تا تاریخ 1/4/88 به نشانی : تهران- خیابان شهید قدوسی-جنب بیمارستان 504 ارتش- سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران – معاونت فرهنگی و روابط عمومی – دبیرخانه نکوداشت سالگرد 30 امین پیروزی انقلای اسلامی و یا از طریق شماره نمابر 88400986 ارسال نمایند.
منبع : مجله صنایع هوایی که دیروز خریدم!!!
به یاری خدا در صورت موفقیت شیرینی دوستان فراموش نشود (چشمک)
(سنترال کلابز)
زیردریایی اتمی روسی "نرپا" به اجاره هند درخواهد آمد
زیردریایی اتمی "نـِرپا" (طرح 971) که در ماه نوامبر 2008 طی آزمایش حرکتی آن در اثر گاز گرفتگی 20 نفر کشته شده بودند، پاییز امسال در ترکیب نیروی دریایی روسیه قرار می گیرد پس از آن به نیروی دریایی هند تحویل داده می شود.
نماینده بلندپایه ستاد کل نیروی دریایی فدراسیون روسیه روز سه شنبه در این رابطه به «ریا نووستی» اطلاع داد: "همه برنامه های فنی و سازمانی زیردریایی پایان یافته اند. تنها آزمایش های کارخانه ای و دولتی مانده اند که برای تابستان تعیین شده اند، پس از آن، پاییز امسال نیروی دریایی فدراسیون روسیه به این زیردریایی مجهز می شود".
وی تاکید کرد که پس از قرار گرفتن زیردریایی در ترکیب ناوگان، نرپا به نیروی دریایی هند اجاره داده خواهد شد.
در زمان آزمایش کارخانه ای حرکتی در زیردریایی "نرپا" که در کارخانه کشتی سازی آمور واقع در کامسامولسک بر آمور ساخته شده و هنوز در ترکیب نیروی دریایی فدراسیون روسیه قرار نگرفته است، روز 8 نوامبر در دریای ژاپن حادثه گازگرفتگی رخ داد. پس از آنکه یکی از سرنشینان بطور غیرمجاز سیستم دفع حریق را راه انداخت، گاز فریون در زیردریایی پخش شد. در نتیجه 20 نفر کشته و 21 نفر با مسمومیت گازی بستری شدند. در کل 208 نفر این زیردریایی حضور داشتند.
پاسخ
آوالانچ عزیز و نازنین
خیلی ممنون از شما .. فقط نمی دونم وبلاگ قبول می کنند یا نه ؟
اگه قبول می کنند چه جوری باید فرستاد ؟
پرینت مطالب ؟ یا ادرس وبلاگ
به هر حال خوشحال می شوم که خبر تکمیلی رو بدهی
ضمن این که فراموش نکن ان ها سایه بنده رو با تیر می زنند .. چشمک .. حالا جلوی چشمشون هم قرار بگیرم !!؟
در ضمن در جریان قبلی شما هیچ تقصیری نداری .. من خودم دلم خواست پاسخ به مصاحبه اون عزیز بدهم .. و گرنه ششما که روال همیشگی رو طی کردید
پاینده و سر زنده باشی
پاسخ
شهاب جان با اجازه ات کامنت شما رو در پست جدید قرار دادم
ممنون از شما .. ای کاش زودتر فرستاده بودی
برای سفارش فیلم های مستند شبکه نشنال جئوگرافیک با شماره زیر تماس بگیرید :
0910-2005609
با درود ،
آقای مدرسی 2 روزی هست که مشغول خوندن بلاگتون شدم و دوست دارم بهتون بگم که مطالب رو خیلی جذاب دیدم. در ضمن من 1 سال هستش که از ایران(اهواز) به ویرجینیا مهاجرت کردم و با شما در مورد زیباییهای این استان آمریکا کاملا هم عقیده هستم. ولی چه کنم که باز هوای وطنم ، وطنم آرزوست. پاینده باشید.
پاسخ
نادر جان عزیزم خوشحالم که به جمع یاران صمیمی سایت پیوستی
عزیزم .. حق با شماست وطن چیز دیگری است
انشاالله شرایط جور بشه بعد از مدتی برگردی .. البته با دست پر .. اون جا دانشگاه های معروف و قدیمی داره .. اگه جوونی تحصیل رو ادامه بده .. اگه سن و سالی ازت گذشته است .. کار و کاسبی راه بینداز . وقتی خودت رو بستی بیا که وطن منتظر شماست
موفق باشی عزیزم
با سلام واحترام
لطفا در صورت امكان ازچگونگي مرگ در هواپيما و شرايط قبل از سقوط مطالبي ارسال فرمائيد
با تشكر
پاسخ
آقا مصطفی نازنین
در گذشته و در مطالب قدیمی اشارات زیادی به این خواسته شما کرده ام
اما چشم .. حتمآ به طور تخصصی یک بار دیگه به ان خواهم پرداخت
ممنون از شما