درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  آشنایی با پاراگلایدر

چهارمین همایش پاراگلایدر مینودشت

 

خلبانان یکی پس از دیگری آماده تیک آف شده و پرواز می کنند بسیاری با استفاده از جریان های بالابرنده هوا(ترمال ها) ارتفاع گرفته و سپس به سمت محل لند می روند و در محل لند یک هدف بر روی زمین پیشبینی شده که با توجه به زدن هدف مذکور به خلبانان امتیاز داده می شود. همچنین در همین روز که اکثر به اتفاق نتوانستند بیش از 15 دقیقه پرواز کننده آقای مجید تهرانی که از پرنده های بسیار خوب و با اخلاق تهران است بیش از 45 دقیقه روی سایت پرواز کرد. بیشتر خلبانان در روز نخست توانستند بین 2 تا 3 پرواز انجام دهند که البته فقط فقط پرواز اول امتاز مسابقه داشته و مابقی پرش ها بصورت ازاد انجام شد. خلبانان نهار را نیز در محل لند میل کرده و حدود ساعت 6 بعد از ظهر به سوی اردوگاه و مهمانپذیر حرکت کردند. در مسیر برگشت در محلی که به 90درجه معروف است چند خلبان پاراموتور در حال پرواز بوده که خیل جمعیت قابل توجهی نیز در اطراف آن ها جمع شده بود. بعد از بازگشت به اردوگاه هریک به کار های شخصی خود مشغول شدند.

چهارمین همایش پاراگلایدر مینودشت

 

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

05upt8sup9xiyg119966.jpg

 چهارمین همایش گلایدر مینو دشت عنوان مطلب این پست است که به همت و تلاش دوست بسیار عزیزم جناب نیما نجاتی که خود از خلبانان با تجربه این رشته محسوب می شود آن را برای انتشار در سایت برایم فرستاد . راستش رو بخواهید قرار بود من به سبک و سیاق مطالب خودم آن را تقدیم شما کنم .. اما واقعیت این است که .. خود گزارش ارسالی  بقدری کامل و گویا بود که حیف ام آمد در آن دستی ببرم . البته به دلیل تآخیر در انتشار یک عذر خواهی بلند بالا به جناب نجاتی و همکاران محترمشون بدهکارم . امیدورام در گزارش های بعدی جبران نمایم . به قول قدیمی ها شب دراز و قلندر بیدار .. و ما حالا حالا ها در خدمت این عزیزان خواهم بود .

اگه یادتون باشه بعد از جنجالی که سایت ها و روزنامه های خارج از کشور و یا بهتره بگم اپوزیسیون از محدودیت نگارشی که برایم پیش آمده بود .. حسابی بهره برداری سیاسی کرده و چیزی نمانده بود که ماجرای ساده من تبدیل به سیاسی شود ! خب وظیفه ام بود به صاحبان سایت ها تذکر بدهم که دست از سرم بردارند .. اما در این میان مدیران سایت بالاترین این لینک بنده رو توهین تلقی کرده و با یک حرکت غیر دموکراتیک کل سابقه فعالیت دوساله ام رو حذف کرده و مانع از ورودم به سایت شد !! در حالی که منظور من کاربرانی بود که آن پست های جنجالی رو درج کرده بودند .. و چون جلوی پاسخ در کامنت ها بسته شده بود .. مجبور شدم برای تبرئه و عدم وابستگی خودم آن مطلب رو بنویسم . اما تعجب من از واکنش مدیران محترم بالاترین است .. آن ها به خوبی واقف هستند که بنده همواره رشد و ارتقای سایت ام رو مدیون آن ها دانسته و بیش از ده ها پست در وصف این سایت منتشر کردم . حال این درست است اعتراض به کاربر را به حساب خود گذاشته و این برخورد غیرمنطقی را انجام دهند !!؟ به هر حال اگه مدیران محترم دفاع حقیر رو به حساب توهین قلمداد کرده اند .. رسمآ پوزش می خواهم و امیدوارم سابقه و هویت بنده رو حذف نفرمایند .

چندی پیش بنر زیبایی نظرم رو به خود جلب کرد ! در ان بنر از مخاطبان پرسش شده بود که با هزار تومن چی می شه خرید .. ‍!؟ و در پایان نتیجه گرفته بود که با اهدای ماهیانه هزار تومن به موسسه حمایت از کودکان سرطانی .. می شه ان ها رو نجات داد . باور کنید با درک این واقعیت و حضور ذهنی که از موسسات خیریه داشتم .. تصمیم گرفتم همیشه بنر تبلیغاتی " محک " رو در سایت ام قرار داده و از این به بعد هزینه های تبلیغات سایت رو تقدیم محک کنم . لذا از تمام دوستان و خوانندگان عزیز و محترم تقاضا می کنم اگه تصمیم به درج بنر تبلیغاتی خود در وبلاگ یا سایت فوق دارند .. بعد از استعلام قیمت آن را به موسسه خیریه محک پرداخت کرده و کپی فیش را به ای میل بنده ارسال فرمایند تا تبلیغات ان ها انجام گیرد .. ضمنآ بنده برای تشکر و تشویق صاحبان آگهی .. مدت یک ماه  اضافه بنرهای آن ها رو منتشر خواهم کرد . باشد که با این حرکت قدمی هر چند کوچک برای التیام درد های ان عزیزان معصوم برداشته شود . ممنون از همه دوستان .

 مرکز آپلود عکس ایرانی  

 

  

خلاصه اي از تاريخ پاراگلايدر

توسعه و گسترش ورزش پاراگلايدر مانند بيشتر هواپيماها در ابتدا كند و آهسته بود، ولي در رابطه با پاراگلايدر اينطور نيست چون بعد از مدتي نمادي از تلفيق ذوق وروياها، باعث شد نظرات وتجارب گوناگون پروازي كنار هم جمع ودست به دست هم داده تا بتوانند اين ورزش با شكل كنوني اشت را به مرحله ظهور برسانند البته آغاز كار اين عمل چندان خوب و آسان نبود و آن مانند ساير صنايع هوائي در ابتدا كاربرد نظامي پيدا كرد .در جنگ جهاني ،من مسئول توسعه وتحقيقات علوم نظامي وفن آوري دررابطه با تسليحات از جمله زير دريايي بودم در آن زمان تنها مشكل ما عدم دسترسي به نوآوري و حيات فني خوب امروزه علوم الكترونيك درهدايتهاي آبي وكارائي كم ابزارها در صنعت بود كه پيشرفت امور را كاهش مي داد دراين زمينه بدانيد اگر ضمن كار نتوانيد مسير را بيابيد عدم توانائي در جهتت يابي چندان عمل ساده اي نيست دراين مواقع براي نجات و رهائي از مخمصه بايستي به خود اعتماد به نفس داده و شجاعت را حفظ كنيد بدين جهت براي ايجاد عزم راسخ در رويارويي با مشكلات مهارت يدك كشي بال وچتر نجات بر پشت خلبان در ارتفاع گسترش يافت.متاسفانه مانسبت به ديده بان تنهاي مستقر در سكوي چوبي بزرگ بالاي دكل كشتي فقط مي توانيم تصور كنيم كه در آنجا لذت مي برد ولي  درآن دوران ميان دريا وقتي كه  چشمان وي او را از نزديك شدن دشمنان آگاه ساخته و به اعلام خطر وامي داشت مواقعي بود كه باعث هيجان و شيرجه زدن وتقلاي وي در آب مي شد بنابراين متوجه مي گرديم كه عامل ترس در پرواز شجاعت واعتماد به نفس خلبان را از بين مي برد.
بعد از اولين جنگ جهاني تمرين يدك كشي برروي زمين بوسيله چترهاي نجات رايج و درآلمان وهلند رشد محسوسي در كارها را حاصل ساخت جنگ جهاني دوم اينگونه تمرينات خاتمه يافت ولي بعد از پايان آتش اين جنگ خانمان برانداز بيشتر از يك هزار پايگاه هوائي دراروپا وامريكا تعطيل شد اين امر باعث گرديد مكانهاي رها شده پرواز هواپيماها فضاهاي مناسبي براي عمليات روز افزون يدك كشي چترهاي نجات گردد.تامقصد هنوز راه بسياري در پيش بود اما به هر حال موضوع بكارگيري چترهاي نجات ضرورت استفاده از قوه نيروي كشش جهت توليد نيروي برآ را به وجود آورد ولي گذشته از اين در عمليات تمامي آنها قابليت هدايت خوبي نداشتند بطوري كه عمل رها سازي طناب چندان مثمر ثمر نبود. پس از مدتي  چترهاي پيشرفته تري ظهور كردند اين نوع چتر جديد با سبكي جديد با ساختماني دوكي شكل وتحت فرمان طراحي شده بود كه بخشهاي مياني بزرگتر آن جهت پيشروي به سمت جلو وتوليد نيروي برآ و به دست آوردن سرعت به شكل خاصي بريده و درآورده شده بود آنها تااواخر سالهاي 1950توسط شركت هاي سازنده چترهاي نظامي رواج داشتند و اين امر باعث شد ورزش چتر بازي تغيير اساسي يافته وعمليات يدك كشي با آن به كار گرفته شود.چترهاي پيشرفته بر خلاف نوع مرسوم كه حركت  نزولي تقريبا عمودي را داشتند به ازاي هر 30سانتيمتر افت با 2/5پا پيشروي به سمت مقابل مي سريدند كه به علت سرعت كم و وجود نيروي كششي شرائط مطمئن و بي خطري را در عمليات حاصل مي ساخت و اين عامل باعث گرديد سواري با چتر توسط قايق بر فراز آسمان سواحل زيباي جهان فرصت خوبي براي تفريح گردشگران در استفاده از تعطيلاتشان گردد. گام بعدي تكامل توسط سازمان هوائي ناسا برداشته شد آزمايشات آنان در غالب ساخت موشك راه گشايي شد تا امكان طراحي هاي گوناگون در زمينه چترهاي قابل هدايت ازجمله بالهاي روگالو فراهم گردد اين تحقيقات خيلي زود به شكل جديد بالهاي مثلثي و چترهاي داراي هواي كوبشي ادامه يافتند و عامل محركي در پيدايش ورزش جديد پاراگلايدر گشتند.سرانجام يدك كشي با چترهاي از نوع كوبشي عامل تحريك گروهي شد كه اتحاديه هوانوردي انگلستان را اوايل سالهاي 1970در كوتاهترين مدت تشكيل دهند و چون طبيعتا با همان حالت يدك كشي و طي مسير ثابتي د رارتفاع كارمي كردند ورزش خود را هوانوردي تحت فرمان ناميدند به هر حال رقابت درزمينه شجاعت و توانائي هاي فردي خيلي زود باعث تصويب آئين نامه و قوانين پروازي و لزوم اجراي آن را باعث گشت و شناوري در آسمان و سرازيري به سمت زمين براي بالا بردن مهارتهايشان ترغيب ساخت. مشكل كار با اينگونه وسائل كه به بال يا چترهاي چهار ضلعي معروف بودند اين بود كه سرعت آنها در حين عمليات نسبتا بالا و عمل فرود را دچار نقض مي ساخت طوري كه احتمال آسيب ديدن هر دو قوزك پا حتمي مي شد كه اين عامل باعث كنجكاوي و تحقيق بيشتري در دستيابي به ويژگي هاي خوب عملياتي گرديد.د رانگلستان جان هاربو و آندره كرولي پس از اينكه با چند آزمايش و اجرا بوسيله دويدن توانستند از روي شيب به پروازدر آيند و مبادرت به ساخت چتر نجات چهار ضلعي نمودند اما تا صورت واقعي پيدا كردن پاراگلايدر امروزي هنوز راه بسياري در پيش بود ولي اين آزمايشات اوليه جان هاربو را به يكي از اولين خلبانهاي آزمايشي و سپس سازنده و مربي پاراگلايدر مبدل ساخت شايد نام اولين شخصي كه با موفقيت توسط اندام پا عمليات پاراگلايدر را اجرا كرد در گذران تاريخ فراموش شده باشد به هر حال طولي نكشيد كه جسارت و ماجراجوئي آنها را در يافتن شيبي كه بتواند خواسته هايشان را ارضاع كند به انجام آزمايشات متعدد پروازي واداشت به همين دليل بود كه دراواسط سال1980 آئين نامه و قوانين پروازي وضع شد و تولد ورزش جديد را خبر داد كه آن آغاز پرواز پاراگلايدر بود.

پاراگلايدر در عصر حاضر:


امروزه ما در آموزش و روش عمليات با پاراگلايدر تجربه و آشنايي زيادي پيدا كرده ايم پيشگامان نخستين در اجراي پرواز جهت دوري از درختان و ساير عوارض ناخوشايند مي بايستي براي پايداري مشكلات بسياري را پشت سر گذارند كه در حال حاضر براي كمك به پيشروي شما در پرواز و ايجاد تحسين تماشاگراني كه براي خلبان ورزيده ابراز مي كنند مدارس و باشگاه هايي دائر شده است تنها راه معقول براي لذت بردن از پرواز شركت در كلاسهاي معتبر است تا در مهارتهاي اوليه تسلط يافته و گواهي نامه سطح مقدماتي از اتحاديه پاراگلايدري امريكا را كسب نماييد اين مركز هماهنگ كننده امنيت و امور پروازهاي ورزشي در قاره امريكاي شمالي است و مركزي براي ارائه اطلاعات قابل دسترس و مفيد درباره مربي ميزان آموزش مجوز تاسيس باشگاه امكانات مرسوم ارتباطي و قوانين اين رشته ورزشي جهت افراد علاقه مند مي باشد.در اروپا نقش مردمي ساختن ورزش هاي هوائي را پاراگلايدر به عهده گرفته است كه بي شك به طور يكسان در سراسر جهان گسترش خواهد يافت در حال حاضر اكثر دوستداران پرواز از ارتفاعات بلند پس از طي مسيرهاي طاقت فرسا و رسيدن به بالاي كوه براي پايين آمدن از قلل مرتفع مانند فوجي در ژاپن و اورست در هيماليا پاراگلايدر را به كار برده اند. گستردگي امكانات براي يك خلبان مبتدي پاراگلايدر فراوان است كه شامل آموزش و فروش وسائلي  در رابطه با صعود ،فرود ،اوجگيري،پروازهاي آموزشي دو نفره،عكس برداري هوائي، يدك كشي و برگزاري مسابقه براي رقابت ها مي باشد و فراموش نشود كه تمام موارد ياد شده در فصلهاي بعدي شرح داده خواهد شد  اما در حال حاضر براي تسريع در فهم بهتر پرواز با پاراگلايدر با نگاه خلاصه و كوتاهي به آينده كارمان اولين عنوان درسمان را شروع مي كنيم.

پاراگلايدر در آينده:


ممكن است به ورزش پاراگلايدر هنوز تا اندازه اي ظن و گمان بد داشته باشيد كه آيا اين تفريح خطرناك است يا خير؟ آ يا د روضعيت مناسب جسماني قرار داريد؟ آيا داراي وسيله مناسب پروزاي هستيد؟ كه طبيعتا اينگونه سئوالات براي اطمينان، معقول و عادي هستند.عامل خطرناك در بيشتر رشته هاي ورزشي، اضطراب و تصورات بيش از حد فشارهاي رواني قبل از شروع رقابتها هستند.واقعيت اين است اگر شما در مسير عزيمت براي پرواز باشيد ممكن است بخاطر فشارهاي رواني قبل از كار مشكل پيدا كنيد پس مي توان گفت الان شما در حال پرواز هستيد كه دچار آشفتگي شده ايد به هر حال مااين حقيقت را كه فن هوانوردي به طور كلي حركات ناشيانه يا بي پروا و احمقانه را پذيرا نيست از نظر پنهان نمي داريم و براي خلباناني كه سخت به فكر انجام عمليات مخاطره آميز در آسمان هستند تكرار بسيار عبارت خوب و مفيد ورزش پاراگلايدر، آن اندازه اينكه شما بخواهيد سالم است را توصيه مي كنيم چون اگربخواهيد مي توانيد كمترين خطر را در پروزا داشته باشيد.لوازم فيزيكي ورزش پاراگلايدر چندان زياد نيست و وزن اقلام آن كمتر از يك كيف گلف است و نيروي لازم حمل آن نيز كمتر از توپهاي فوتبال است يقينا در دوره آموزشي براي عمليات لازم است به بالاي تپه برويد و پرواز را با عزمي راسخ انجام داداه و به محوطه پائين درمحل فرود برسيد فراموش نكنيد زمان اجراي عمليات را يادداشت نمائيد چون اگر سختي انجام اين مراحل را بتوانيد تحمل كنيد تمامي آنها نشانگر اين است كه قادر به عمليات هستيد. هميشه اين سوال مطرح است كه آيا همه مي توانند پرواز كنند يا نه ؟ جواب خير است چون ورزش پاراگلايدر ويژگي خاص خود را دارد كه اگر عوامل سه گانه در آن تغيير كنند جهت يابي فضائي مقدور نخواهد بود زيرا اكثر مردم در جرات و جسارت و اعتماد به نفس چه كم و چه زياد توانايي كافي را ندارن د و دچار ضعف هستند آدم بسيار خجالتي هيچگاه اراده گام نهادن بر پهنه آسمان را نمي تواند پيدا كند براي اينكه ويژگي جسارت هيچگاه با نيروي احساس هماهنگي ندارد و عدم اراده مانع تربيت يك خلبان قدرتمند و توانا است و شخص داراي چنين وضعيتي نبايد در عرصه ورزش پاراگلايدر وارد شود. به هر حال در اكثر فضاهاي باز و مناسب عمليات پاراگلايدري مي تواند بي خطر و جالب باشد ما به شما پيشنهاد مي كنيم شك و دودلي را كنار بگذاريد و به اجتماع خلبانان شناور در آسمان كه به ورزش رنگارنگ ما رونق بخشيده اند بپيونديد و لذت ببريد.

 

 

چهارمین همایش پاراگلایدر مینودشت به همت دوست ارجمندم آقای محمد قره جانلو و استاد عزیزم آقای مهدی معطری در مورخ 3فروردین 1388 آغاز گردیده و بیش از 100 خلبان پاراگلایدر از سراسر کشور برای پرواز و شرکت در مسابقه هدف زنی در این گردهمایی دوستانه شرکت کردند.

ابتدا لازم است به زحمات بی شائبه و بی دریغ آقایان معطری و قره جانلو اشاره کرد که با تمام وجود و مواجهه با موانع بسیار توانستند این مراسم را به نحو احسن اجرا کنند. برای آن دسته از عزیزانی که در خصوص پاراگلایدر اطلاعات کاملی ندارند باید عرض کنم که پاراگلایدر از دو قسمت پارا به معنی پاراشوت و گلایدر تشکیل شده. پس واضح است که شکل ظاهری آن شباهت زیادی به چتر نجات سقوط آزاد دارد. البته تفاوت های بسیار فاحشی نیز در میان است که دوستداران می توانند از طریق وبسایت هایی که در انتهای پست آمده است به جزئیات این وسیله پرنده پی ببرند.

روز نخست همایش(1387/1/3):محل حرکت اردوگاه شهید فهمیده مینودشت.زمان حرکت 10 صبح,محل پرواز :سایت پروازی زنگلاب واقع در جنوب شرقی مینودشت با ارتفاع حدود700 متر از سطح زمین

خلبانان یکی پس از دیگری آماده تیک آف شده و پرواز می کنند بسیاری با استفاده از جریان های بالابرنده هوا(ترمال ها) ارتفاع گرفته و سپس به سمت محل لند می روند و در محل لند یک هدف بر روی زمین پیشبینی شده که با توجه به زدن هدف مذکور به خلبانان امتیاز داده می شود. همچنین در همین روز که اکثر به اتفاق نتوانستند بیش از 15 دقیقه پرواز کننده آقای مجید تهرانی که از پرنده های بسیار خوب و با اخلاق تهران است بیش از 45 دقیقه روی سایت پرواز کرد. بیشتر خلبانان در روز نخست توانستند بین 2 تا 3 پرواز انجام دهند که البته فقط فقط پرواز اول امتاز مسابقه داشته و مابقی پرش ها بصورت ازاد انجام شد. خلبانان نهار را نیز در محل لند میل کرده و حدود ساعت 6 بعد از ظهر به سوی اردوگاه و مهمانپذیر حرکت کردند. در مسیر برگشت در محلی که به 90درجه معروف است چند خلبان پاراموتور در حال پرواز بوده که خیل جمعیت قابل توجهی نیز در اطراف آن ها جمع شده بود. بعد از بازگشت به اردوگاه هریک به کار های شخصی خود مشغول شدند.

روز دوم همایش(1387/1/4)محل حرکت اردوگاه شهید فهمیده مینودشت.زمان10 صبح . محل پرواز سایت تنگه راه در نزدیکی جنگل گلستان. به دلیل باد شدید که بیش از 40 کیلومتر در ساعت بوده به هیچ وجه امکان پروازکردن وجود نداشته و خلبانان جهت تفریح و صرف نهار به سمت ابشار لوه حرکت کردند و چون هوا به هیچ وجه بهتر نشده به اردوگاه بازگشتند از سویی مسئولین برگزاری به دلیل این که خستکی پرواز نکردن از بدن دوستان پرنده بیرون بره برنامه استخر و سونا برای آن ها هماهنگ کردند.

روز سوم همایش(1387/1/5)محل حرکت اردوگاه شهید فهمیده زمان 10 صبح محل پرواز سایت پراغ تپه واقع در جتوب مینودشت. اکثر نفرات تا حدود ساعت 12 که هوا نسبتا مناسب بود پرواز کردند ولی بعد از آن ناگهان شرایط جوی تغییر کرده و خلبانان وسایل خود را جمع کردند ضمن این که یک نفر از خلبانان کرج در آسمان و در شرایط جوی خطرناک گیر کرده بود و نمی توانست فرود بیاید و بعضی مواقع نیز عقبی پرواز می کرد. پس از کش و قوس های فراوان به سختی بر روی سایت فرود آمده و از مهلکه گریخت .پس از آن پرواز به دلیل شرایط بسیار خطرناک و نامساعد جوی لغو شد.

مراسم اختتامیه:1387/1/5 ساعت 19 سالن اجتماعات اردوگاه شهید فهمیده:

بعد اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران و اعطاء لوح یادبود به تمامی خلبانان شرکت کننده و dvdهمایش های سالهای پیش, نماینده محترم مردم مینودشت در مجلس شورای اسلامی و مدیر آموزش و پرورش مینودشت به ایراد سخنرانی پرداختند .در پایان مراسم به تجلیل و اهدای جوایز به نفرات اول تا سوم در بخش هدف زنی پرداخته شد و آقای مجید لطفی از کرج نیز به عنوان خلبان فنی مسابقات برگزیده شد.

روز چهارم1387/1/6 پرواز آزاد از سایت تنگه راه: از ساعت حدود 11:30 خلبانان در محل تیکآف سایت حاضر بوده و یکی یکی شروع به پرواز کردند.شاید بتوان گفت زیبا ترین و طولانی ترین پروازهای همایش را خلبانان در این سایت و در روز چهارم تجربه کردند.

ارتفاع بسیار عالی سایت, مناظر بسیار زیبا و بکر جنگلی و ترمالها و پرواز دیواره بسیار امن و طولانی همگی دست به دست داده بودند تا روزی فراموش نشدنی برای اکثر پرنده های کشور رقم بزنند. شرایط به گونه ای بود که بعضی از پرنده ها تا 1100 متر از روی سایت(محل تیک آف) ارتفاع گرفته بودند

در پایان مراسم خلبانان با یکدیگر خداحافظی کرده و هر یک به سوی شهر خود رهسپار شدند

بایستی در انتها از زحمات بی دریغ آقای قره جانلو که واقعا با قبول مسئولیتی سنگین و خطیر این همایش را نیز مانند سه سال گذشته و بسیار بهتر به سر انجام رساندند و همچنین استاد ارجمند مهدی معطری که به جرات میتوان لقب پدر پاراگلایدر ایران را بر وی نهاد تشکر و قدردانی نمود

 

 

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

منبع : کتاب اموزش پرواز با گلادیاتور از سایت (  blue-sky.ir/index2.htm‎ )

این پست ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه در مورخه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ پایان یافت .

یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )

               ایام به کام   

 حتی با ماهی ۱۰۰۰ تومن هم می شه کمک کرد !

برای اطلاع بیشتر به سایت ذیل مراجعه کنید :

http://www.mahak-charity.org/main.php

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 
  
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

 Night Witches:

In 1942 the Soviet Union formed three regiments of women combat pilots who flew night combat missions of harassment bombing. They flew obsolete Polikarpov Po-2 biplanes, that were otherwise used as trainers, and which could only carry 2 bombs that weighted less than a ton altogether. They were so successful and deadly the Germans feared them, calling them "Nachthexen"—night witches. (Some sources state that they were nicknamed "Night Witches" because it was made up entirely of female pilots and they flew their missions in the wooden Po-2's at night.) The Night Witches were the women of the 588th Night Bomber Regiment. All of the mechanics and bomb loaders of this regiment were also women. The Soviet women bomber pilots earned in total 23 Hero of the Soviet Union medals and dozens of Orders of the Red Banner. Two women bomber pilots—Katya Ryabova and Nadya Popova—in one night raided the Germans 18 times. The Po-2 pilots flew more than 24,000 sorties and dropped 23,000 tons of bombs. Most of the women bomber pilots who survived the war in 1945 had racked up nearly 1,000 missions each. They had served so exemplarily throughout the whole war that they participated in the final onslauqht on Berlin. The 588th, like all night bomber regiments, usually practiced harassment bombing. This consisted of going to the encampments, rear area bases, supply depots, etc., where the enemy was trying to rest from a day of heavy fighting to another, and bombing them. The strategic importance of the targets was seldom high, but the psychological effect of terror and insecurity and constant restlessness in the Germans (and Rumanians, Italians, Finns...) was very effective.Harassment night bombing was very difficult to do, considering the low performance of the Po-2 biplanes (their top speed was 94 mph/150 kph, less even than most World War I fighters!) and how vulnerable that made them to enemy night fighters. But the Night Witches learned their trade well. The Po-2 was very slow, but it was also very maneuverable. When a German Me-109 tried to intencept it, the Russian plane could turn violently and nimbly at much less than the 109's minimum speed (stall speed), requiring that the German make a wide circle to come in for another pass. Then he was again met with the same evasive tactic, time after time. Many pilots got to nearly earth-level, flying low enough to be hidden behind hedgerows! The German fighter could only try again and again until he got frustrated and just left the Po-2 alone. No wonder, German pilots were promised an Iron Cross for shooting down a Po-2. Actually, the stall speed of the E, F, and G models of the Me-109 (the ones used in the Soviet Union) was nearing 120 mph/192 kph, so the Messerschmitt could never equal the speed of the Po-2, because even the Russian biplane's top speed was lesser than the German fighter's stall speed. The other fighter (more commonly) used in the Eastern Front, the Focke-Wulf FW-190A, had also a high stall speed, so its predicament was the same.The Witches would fly to a certain distance of the enemy encapments that were to be the target, and cut their engine. They would then glide silently, silently... When the Fascists started to hear the whistle of the wind against the Po-2's wing bracing wires, they realized in panic that it was too late. The Night Witches would sneak up on them and release their bombs, then restart their engines and fly away home.The Po-2 would pass often undetected by the night fighters' radar, because of the mildly radar absorbing nature of the canvas surfaces, and the fact that mostly they flew near the ground. German planes equipped with infrared seekers would not see the little heat generated by the small, 110 horsepower engine.Searchlights, however, were another story. The Germans at Stalingrad developed what the Russians called a "flak circus". They would bring out the flak guns that had been hidden during the day, and lay them in concentric circles around probable targets, and the same with the searchlights. Po-2s crossing the perimeter in pairs in the straight line flight path typical of untrained but determined Russian flyers were usually ripped to pieces by the Flak 37 guns. The 588th, however, developed another tactic. They flew in formations of three. Two would go in first, attract the attention of the searchlights, and when all of them pointed to them in the sky, separate suddenly in opposite directions and maneuver wildly to try to shake them off. The German searchlight operators would follow them, while the third bomber who was farther back snuck in through the darkened path made by her 2 comrades and hit the target unopposed. She would then get out, rejoin with the other two, and they would switch places until all three had delivered their payloads. It took nerves of steel to be a decoy and willingly attract enemy fire, but as Nadya Popova said: "It worked."

Source:http://mysite.pratt.edu/~rsilva/witches.htm BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

ترجمه فارسی:

ساحره های شب:

در 1942 "اتحاد شوروی" سه واحد از خلبانان رزمی زن تشکیل داد که عهده دار ماموریتهای جنگی بمباران ایذایی در شب بودند.این خلبانان زن با هواپیماهای مستعمل "پالیکارپوف-2" که در سایر شرایط از آنها بعنوان هواپیمای آموزشی استفاده میگردید پرواز میکردند و قادر به حمل دو بمب که مجموعا وزنی کمتر از یک تن داشتند بودند.این افراد بقدری موفق و مرگبار بودند که آلمانها را به ترس انداخته بودند و آنان را "ساحره های شب" می نامیدند.(برخی از منابع اظهار میدارند که این افراد را به این دلیل "ساحره های شب" مینامیدند که همگی زن بودند و در ماموریتهای شبانه توسط هواپیماهای چوبی "پالیکارپوف-2" پرواز میکردند.)"ساحره های شب" زنان واحد 588 بمب افکنهای شب پرواز بودند.کلیه مکانیکها و خدمه بمب گذار این واحد نیز از زنان تشکیل میشد.خلبانان زن بمب افکنهای شوروی جمعا 23 مدال "قهرمان اتحاد شوروی" بعلاوه چندین "روبان قرمز" را از آن خود کردند.دو تن از خلبانان زن بنامهای "کاتیا ریابوفا" و "نادیا پوپوفا" در یک شب 18 دفعه به دشمن حمله کردند.خلبانان "پالیکارپوف-2" بیش از 24000 سورتی پرواز انجام دادند و 23000 تن بمب را فرو ریختند.اغلب این خلبانان زن که تا سال 1945 زنده ماندند تقریبا هر یک 1000 ماموریت انجام داده بودند.آنان در جنگ چنان عملکرد خوبی داشتند که در نبردهای سنگین در برلین نیز شرکت داده شدند.واحد 588 نظیر سایر واحدهای بمب افکن شب پرواز معمولا در عملیات ایذایی شرکت میکردند که شامل پرواز بسمت نقاط تجمع دشمن -نزدیک پایگاههای هوایی -انبارها و غیره میشد.این نقاط که بمباران میشدند محلهایی بودند که دشمن پس از یک نبرد سنگین در طول روز در حال استراحت بود .ندرتا اهمیت استراتژیک اهداف مهم بود اما تاثیر روانی وحشت و احساس عدم امنیت و بیخوابی در بین آلمانها(و رومانیاییها-ایتالیاییها-فنلاندیها و ...) بسیار موثر بود.انجام بمبارانهای ایذایی شبانه با در نظر گرفتن کارایی پایین هواپیماهای دو باله "پالیکارپوف-2" و آسیب پذیر بودن آنها در برابر جنگنده های شب دشمن بسیار مشکل بود.(حداکثر سرعت این هواپیما 150 کیلومتر در ساعت و حتی کمتر از بسیاری از جنگنده های جنگ جهانی اول بود).اما "ساحره های شب" درسشان را خوب بلد بودند."پالیکارپوف-2" خیلی کند اما بسیار مانورپذیر بود.زمانیکه یک "مسر اشمیت-109" سعی در رهگیری یکی از آنها میکرد هواپیمای روسی قادر بود که بحالتی دیوانه وار و سریع با سرعتی کمتر از سرعت واماندگی "مسر اشمیت" چرخش کند در نتیجه هواپیمای آلمانی مجبور بود که دایره وسیعی را برای رهگیری مجدد بپیماید که البته مجددا چندین بار با این تاکتیک طفره آمیز مواجه میشد.اغلب خلبانان سعی در پرواز در نزدیکی سطح زمین میکردند که با ارتفاع پایین کافی قادر به پنهان شدن پشت پرچینها بودند.جنگنده های آلمانی فقط میتوانستند چندین دفعه سعی کنند و سپس خسته و آشفته "پالیکارپوف" را بحال خود گذارند.عجیب نیست که به خلبانان آلمانی قول دریافت نشان "صلیب آهنی" در ازا ساقط نمودن یک فروند "پالیکارپوف-2" داده شده بود.در حقیقت سرعت واماندگی مدلهای "ای"-"اف" و "جی" "مسر اشمیت" نزدیک 192 کیلومتر در ساعت بود بنابراین "مسر اشمیت" نمیتوانست بسرعت "پالیکارپوف" پرواز کند چونکه حتی سرعت بالای این هواپیمای روسی کمتر از سرعت واماندگی جنگنده آلمانی بود.جنگنده دیگری که عموما در جبهه شرقی استفاده میشد "فوکه ولف-190آ" بود که آنهم سرعت واماندگی بالایی داشت و بنابراین وضعیت بهتری نیز نداشت."ساحره ها" در فاصله معینی از اردوگاههای دشمن موتورهای خود را خاموش میکردند و در سکوت بصورت گلایدر پرواز میکردند.زمانیکه فاشیستها صدای سوت مانند باد را که در اثر برخورد با سیمهای بین دو بال هواپیما بوجود می آمد میشنیدند دیگر دیر شده بود."ساحره های شب" بسمت آنان هجوم برده و بمبهای خود را رها میکردند سپس موتورهایشان را روشن و بسوی خانه پرواز میکردند."پالیکارپوف-2" اغلب برای رادار غیر قابل شناسایی بود چونکه طبیعت کرباسی که سطح آنها را میپوشاند امواج رادار را جذب میکرد والبته پرواز سطح پایین آنها به این امر کمک میکرد.هواپیماهای آلمانی مجهز به حسگرهای "مادون قرمز" گرمای اندک حاصل از موتورهای کوچک 110 اسب بخار آنها را نیز نمی توانستند تشخیص دهند.چراغهای جستجوگر نیز داستان دیگری داشتند.آلمانها در استالینگراد پدافندی بنام "سیرک رگبار" ساخته بودند.آنان توپهای رگباری را که در روز مخفی کرده بودند بیرون آورده و آنها را در دایره ای بهمراه چراغهای جستجوگر حول اهداف احتمالی قرار میدادند."پایکارپوف-2" ها بصورت جفتی و در یک خط مستقیم محیط این دایره را رد کرده و خلبانان کم آموزش اما مصمم آنها معمولا توسط رگبار توپهای 37 تکه تکه میشدند.واحد 588 تاکتیک دیگری را بوجود آورد.آنها در فرمیشنهای 3 تایی پرواز میکردند.ابتدا دو هواپیما وارد شده و توجه چراغهای جستجوگر را بخود جلب مینمودند و هنگامیکه همه چراغها بسمت آنان نشانه میرفت بمب افکن سوم از طریق مسیر تاریکی که توسط دو همقطار دیگرش ایجاد شده بود به هدف بی حفاظ حمله میبردند.این هواپیما سپس بیرون آمده و جایش را با نفر دیگر عوض میکرد و این کار تا پرتاب محموله بمب هر سه ادامه میافت.تله بودن و جلب آتش دشمن اعصابی از فولاد میخواست اما آنچنان که "نادیا پوپوفا" میگفت:"این تاکتیک کار میکرد."

منبع:http://mysite.pratt.edu/~rsilva/witches.htmگرد آوری و ترجمه:علیرضا صادقی

7bhzmipwsazcfbalrd6n.jpg

بزودی تصویر مستندی از مبالغ واریز شده شما عزیزان و رقم کل موجودی  در صفحه حک خواهد شد . ضمنآ  شماره حساب جدید ، و نحوه نظارت قانونی به تفصیل اعلام خواهد شد .   

 

 من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 

 

 


- تعداد بازديد
  • 14048
  • مرتبه

    نظرات

    سلام جناب سرهنگ

    بنده مدير فني يكي از كارخانه هاي اين مملكت مي باشم و تازه با سايت شما آشنا شده ام
    مطالب و خاطرات شما بسيار آموزنده مي باشد و واقعا ارزش خواندن را دارد بنده خودم شخصا به خاطر نوع شغلم وقت كمي براي استفاده از مطالب سايت شما دارم بخاطر همين معمولا اين مطالب را پرينت مي گيرم و دروقتهاي اضافي كه پيش مي آيد از آنها استفاده مي كنم.
    پيشنهاد مي كنم خاطرات و تجربيات ارزشمندتان را بصورت يك كتاب در آورده تا براي افرادي مثل اينجانب در دسترس تر باشد.
    بسيار از قلم شيوا و آموزنده شما مشكرم
    پاسخ
    سعید جان عزیز و گرامی
    باور کن از این که دوست فرهیخته و نازنینی مثل شما به جمع یاران همدل سایت پیوسته است ، خیلی خوشحالم
    سعید جان .. راستش رو بخواهی مدت هاست که به این فکر افتاده ام .. ولی چون خودم دست و بالم خالی است .. میسر نشده است . اما بار ها اعلام کرده ام هر کسی بخواهد این کار رو انجام دهد .. من به طور رایگان همه حق و حقوق خاطرات ام رو به او تقدیم خواهم کرد
    شاید اگه پول دستم آمد ، حتمآ این کار رو خواهم کرد
    ممنون از حضور سبزت

    سلام
    عمو چرا كم كار شديد؟فكر كنم تا بخوام پست تبليغات در مطبوعات رو بخونم موهام رنگ دندونام بشه):
    پاسخ
    الهی فدای شما بشم
    محمد جان گرامی .. واقعآ پوزش می خواهم .. ولی کامپیوترم خراب بود .. همین امروز بعد از ظهر گرفتم .. فکر کنم تا آخر شب طول می کشه تا نرم افزارهای لازم رو بریزم .. بعدش هم یک سری گرفتاری های شخصی داشتم که پی گیر آن ها بودم .. به امید خدا .. دومین پست در این باب خواهد بود
    فدای شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35