درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  دست از سرم بردارید ..!!

چرا قضیه را سیاسی می کنید !؟

t4ilgj9zl0a1p3m0coos.jpg 

شخص محترم دیگری که ظاهرآ ارزش گذاری گوگل برای سایت ام او را رنجانیده است .. نوشته : (  آقای مدرسی در مطلبی در بلاگشون صراحتا قتل یک خلبان رو به دستور فرح پهلوی توضیح دادند.من بارها برای ایشان کامنت گذاشتم و هیچ جوابی نگرفتم .پادشاه فقید ایران خود خلبان چیره دستی بود که به دلیل علاقه وافر به این فن امکانات گسترده ای برای آموزش زبده ترین خلبانان در ایران ایجاد کرد.مطلب سراپا کذب و توهین آمیز آقای مدرسی باعث رنجش افراد زیادی شده است و ایشان تنها نگران ارزشی گذاری وب سایتشان در گوگل هستند.تو این سن!با دو تا نوه. ) در صورتی که بنده بار ها در باره این پست توضیح دادم ... یک خبرنگار منطقی و منصف وقتی مطلب و رویدادی رو نقل می کنه .. اجازه نداره علاقه و نظر سیاسی خودش رو در مطلب اعمال کرده و آن گونه که خودش دوست داره انعکاس بدهد . در این پست من ضمن شرح دادن قتل ، نوشتم شایعاتی مبنی بر دست داشتن فرح پهلوی در این جنایت در شهر پیچیده بود ( که واقعیت داشت ) ولی بعید می دونم او چنین دستوری داده باشد ... اما این آقا نه به توضیحات من توجه کرده و نه به اصول روزنامه نگاری .. و جالب تر این که همه رو به هم ربط داده است !! 

چرا قضیه را سیاسی می کنید ؟

2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

3lba6scoz8u6811jasdy.jpguokfnvikxcqglessymch.jpg

 wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

 " دست از سرم بردارید ! " عنوان مطلب پست امشب ام است .. که قصد دارم خیلی دوستانه و همراه با احترامات فائقه از کلیه دلسوزان و علاقه مندان به این جانب و سایت کذایی ام خصوصآ سروران خارج نشین و یاران بالاترینی خواهش کنم ... تورو به خدا .. تور رو به شرفتون ماجرای شخصی بین منو ارتش را  سیاسی نکنید ... !! والله به پیر به پیغمبر قسم هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است .. قضیه خیلی ساده است .. تعدادی از مطالب درج شده در سایت ام توهماتی رو برای برخی از دست اندر کاران محترم ارتش به وجود آورده بود . و آن عزیزان هم در نهایت ادب و احترام در باب نوشته های مذکور سئوالاتی فرمودند .. و بنده هم صادقانه پاسخ دادم . ضمن این که آقایان اذعان داشتند که سایت فوق در راستای معرفی اقتدار ارتش گام های مفیدی برداشته است .. و با ارائه راهنمایی های مفید ، خواهش کردند تا کسب تکلیف از مقامات مسئول فعلآ تا اطلاع ثانوی در باب ارتش چیزی ننوشته تا توهمات پیش آمده را برطرف نمایند .. همین . اما واقعیت این است : از آن جایی که طی دوسالی که از عمر سایت می گذرد تمام خاطرات مربوط به ارتش بعد از انقلاب رو بازگو کرده و خاطره جدیدی برای بیان کردن نداشتم ، فرصت رو مغتنم دانسته و دیگه به آن ها تماس نگرفتم .

اما متآسفانه بعضی از دوستان این قضیه رو خیلی بزرگ جلوه داده  و با تحلیل های نادرست ذهن مردم رو نسبت به ارتش و مسئولان حفاظتی مخدوش می کنند !! بعضی تارنماهای معروف خارج از کشور  مثل سایت " ایرانیان انگلستان " بدون تحقیق و مطالعه ، صرفآ با استناد به چند خط از حرف های خودمونی بنده ،قضیه رو واقعآ سیاسی قلمداد کرده و با تیتر بزرگ  به اصطلاح اطلاع رسونی کرده است !از طرفی سایت پر مخاطب " بالاترین " هم با تیتر کردن این واقعه ، به کاربران خود اجازه داد تا نسنجیده هر کی به زعم خود به گونه ای آن را تحلیل و نتیجه گیری کند ..! متآسفانه آن ها فکر نکردند با این اعمال و بزرگنمایی قضیه و ایضآ سیاسی کردن آن ، باعث حساسیت موضوع و سلب آسایش و آرامش از حقیر خواهند شد ..!! از آن جایی که بنده بار ها اعلام و تآکید کرده ام که سیاسی نیستم و فاقد دانش آن می باشم ، لذا قضاوت عملکرد این گونه سایت ها و نویسندگان آن را به خوانندگان واگذار می کنم .. و فقط جهت آگاهی دوستان ضمن درج گفت و گوی دوستانه ای که با مسئولان ارتش داشتم ، به کامنت های بعضی از کاربران که در سایت های فوق به بنده تهمت و افتراء زده بودندهم پاسخ می دهم . 

  ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

 مرکز آپلود عکس ایرانی  

 

 46d3caa0ozbgk22n7hvr.jpg

به بهانه مقدمه ....  

اگر چه دعوت بنده به سازمان حفاظت اطلاعات ارتش یک موضوع خصوصی و کاملآ دوستانه بود . ولی برای عقیم کردن توطئه های دشمنان که با هدف تضعیف ارتش و پرسنل آن سعی دارند به خواسته های  شوم خود برسند ، من وظیفه خود می دونم تا بار دیگه صادقانه قضیه رو بازگو کرده .. تا لااقل دوستان جوان ما گول نخورده و ناخواسته آب به آسیاب دشمن نریزند . البته من قصد توهین و تهمت به سایت های یاد شده رو ندارم ... بلکه منظورم این است بعضی ها از فرصت بدست اومده بهره جسته و در پوشش کاربر و خواننده مسیر مباحث سالم رو  تغیر می دهند !!  

 اصل قضیه چی بود ..!!؟

حدود دو سال از عمر سایت " یاداشت های یک خبرنگار " می گذشت . راستش رو بخواهید در این مدت سعی کردم با درج خاطرات ایام جنگ و پرواز هایی که به منطقه داشتم ،یاد و خاطر قهرمانان و دلاورمردان  ارتش و شهدای عالیقدر به ویژه نیروی هوایی رو ترسیم کرده و اقتدار و صلابت ارتش رو به جوانان نسل امروز معرفی کنم .اما از همون روزهای نخست می دونستم که ممکنه سوء تعبیری در باره پرواز هایی که داشتم به وجود آید ! زیرا همه واقف هستند بر خلاف هواپیماهای شکاری ، برای به پرواز در اوردن غولی آهنین به نام " سی - ۱۳۰ " مستلزم یک کار گروهی با انسان های حرفه ای است . و هیچ فردی به تنهایی قادر به پرواز نیست . به همین دلیل در سطر به سطر ازنوشته ها و خاطرات درج شده ام ، هرگز از فعل " مفرد " استفاده نکرده و همیشه با تآکید نوشتم ... پرواز کردیم ..! اما متآسفانه یکی از سوء برداشت ها همین اصل بود ! و عنوان شد عده ای از خلبانان نیروی هوایی از این که بنده تمام ماموریت ها و پرواز های انجام شده رو به نام خود ثبت کرده ام ، گله مند هستند و ..الخ . که بنده با قاطعیت عرض کردم .. اگه در سطری از صفحات سایت چنین واژه یا فعلی مفرد از پرواز پیدا شد .. بنده تمام جرایم رو می پذیرم ! و توضیح دادم که همه خوانندگان به خوبی می دانند که همواره خودم رو جزء کوچکی از گروه پروازی با عنوانی چون .. من دون پایه و ... معرفی کرده و در بیشتر مواقع حتی اشاره به حضور خویش هم نمی کردم !!  از طرفی مطمئن بودم که همکاران و خلبانان گردان های سی - ۱۳۰ هرگز چنین ادعایی نکرده اند .. و قضیه از جایی دیگر آب می خورد .. !!

 گاف و سوتی های بزرگ ..!!

 به قول آن برادر عزیز و محترمی که افتخار گفت و گو جهت رفع سوء تفاهم ها رو داشتم ... ( تنها دیکته نا نوشته فاقد غلط است ... !  ) ،در همون ابتدای امر تلویحی به بنده فهماند که سایتی با صد ها موضوع و  مطالب متنوع ، اشتباهات سهوی اش کاملآ قابل پیش بینی است . و سپس با حوصله یکایک مطالب مورد نظر رو که پرینت گرفته شده بود  به بنده نشون داد . خب برای همه ان ها پاسخ داشتم .. و موقع توضیح دادن ، با نگاه به چشمان مخاطب ام احساس می کردم که بنده خدا پذیرفته است .. اما در کل مواردی چند مطرح شد .. که به عنوان یک انسان منطقی آن ها رو پذیرفته و اعتراف کردم که در موقع نگارش حواس ام نبود ! و چه بزرگوارانه اشتباهات ام رو پذیرفت .. ! با اجازه تون من هیچ ضرورتی برای معرفی آن ها نمی بینم .. چون همین جوری اش کلی حرف و حدیث به وجود امده است !! اما برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم .. و آن پست مربوط به پاچه خواری در ارتش بود .. . !! خلاصه در محیطی کاملآ دوستانه و بی نهایت صمیمی مسایل مطرح می شد . شاید باورتون نشه .. بار ها در باب مفید بودن مطالب سایت تآکید می کرد . به ویژه در باره سه پستی که در موردسانحه شهرک توحید تحلیل کرده بودم ، تشکر و قدردانی کرد . و دوستانه از بنده خواست .. برای پرهیز از اشتباهات و سوء تعبیر ها ، بهتره با ادارت عقیدتی سیاسی ارتش همکاری  داشته باشم ... و در نهایت بعد از پذیرایی مفصل و تشکر از حضورم .. از بنده خواهش کرد فعلآ تا اطلاع ثانوی در مورد ارتش چیزی ننویسم تا وی ماحصل مثبت جلسه دیدارمون رو به مافوق خویش نشان دهد .. و با ارائه شماره تلفنی از بنده خواست هفته آینده حتمآ با وی تماس گرفته تا از رفع محدودیت نگارش آگاه شوم ...

چرا تماس نگرفتم .... !؟

 خب حتمآ می پرسید چرا تماس نگرفتم ..!!؟ راستش رو بخواهید به دو دلیل شاید هم سه دلیل هرگز به ان ها زنگ نزدم !! اولین و مهم ترین دلیل این بود که ... ظرف دو سالی که از عمر وبلاگ و سایت ام گذشته است .. هر چه خاطره در مورد ارتش و مناطق جنگی بود رو نوشته بودم .. و به قول قدیمی ها .. کفگیر به ته دیگ خورده بود .. !! و دیگه ارزشی نداشت که تماس گرفته و برای خودم قید و بند بتراشم !! چه بهانه ای از این بهتر ..!!؟ دومین مورد .. ادعای بعضی از خلبانان بد جوری حالم رو گرفته بود .. و مدام با خود می گفتم ... اصلآ چرا می بایستی در مورد پرواز مطلب نوشته و بعضی از دوستان بی جنبه آن روزگار رو مطرح می کردم !!؟ دلیل آخر این که .. از این رویداد و اتفاقی که افتاد .. خیلی شوکه شده به طوری که به قلبم سرایت کرده و به قول همون قدیمی ها .. چهار چرخمون هوا رفته بود .. ! و اصلآ دلم نمی خواست با تماس به آن جا .. به خاطر نوشتن مسایل ارتش خودم رو در قفس احساس نمایم ! این بود که بی خیال شدم ! و با خود گفتم .. در باره سایر مسایل می نویسم .. فوقش هم اگه دلم برای خاطرات ارتش تنگ شد ، از نیروی هوایی قبل از انقلاب و خاطرات آن زمان خواهم نوشت .. ! اما اصلآ فکرش رو نمی کردم که این گونه قضیه دعوت ام تیتر سایت های خارج از کشور شده و هزاران نوع تهمت و افترا بهم بزنند .. واقعآ دست مریزاد ..!!  

توجه به بخشی از تهمت ها ... !!

در سایت بالاترین ( اینجا ) اظهار نظر های جور واجوری شده بود .. و چون نمی شد جوابشون رو بدهم ، تصمیم گرفتم در خونه خودم ( ببخشید سایت خودم ) پاسخ ان ها رو داده و یاد اور شوم که واقعآ چقدر بعضی ها سطحی نگر هستند ...

شخصی ظاهرآ به جمله ای از مطلب دوست و همکار عزیزم آقای علیرضا صادقی  اشاره کرده : (تا سال 1979 اسرائیل با رژیم غیر عربی ایران روابط خوبی داشت) و یاد اور شده بود  .. همین جمله برای گیر دادن ارتش به او کافی بود !! در حالی که این خواننده جوان دقت نکرده بود این نوشته مربوط به ترجمه بخش انگلیسی است که همکار دیگه نوشته بود . و من هیچ نقشی نداشتم .. ! ضمن این که یادمه همون ایام در مورد این جمله توضیحات کامل داده شد . از طرفی همه دلخوری من رو از اعراب می دونند ..!! واقعآ برای این جور کاربران متآسفم . 

شخص محترم دیگری که ظاهرآ ارزش گذاری گوگل برای سایت ام او را رنجانیده است .. نوشته : (  آقای مدرسی در مطلبی در بلاگشون صراحتا قتل یک خلبان رو به دستور فرح پهلوی توضیح دادند.من بارها برای ایشان کامنت گذاشتم و هیچ جوابی نگرفتم .پادشاه فقید ایران خود خلبان چیره دستی بود که به دلیل علاقه وافر به این فن امکانات گسترده ای برای آموزش زبده ترین خلبانان در ایران ایجاد کرد.مطلب سراپا کذب و توهین آمیز آقای مدرسی باعث رنجش افراد زیادی شده است و ایشان تنها نگران ارزشی گذاری وب سایتشان در گوگل هستند.تو این سن!با دو تا نوه. ) در صورتی که بنده بار ها در باره این پست توضیح دادم ... یک خبرنگار منطقی و منصف وقتی مطلب و رویدادی رو نقل می کنه .. اجازه نداره علاقه و نظر سیاسی خودش رو در مطلب اعمال کرده و آن گونه که خودش دوست داره انعکاس بدهد . در این پست من ضمن شرح دادن قتل ، نوشتم شایعاتی مبنی بر دست داشتن فرح پهلوی در این جنایت در شهر پیچیده بود ( که واقعیت داشت ) ولی بعید می دونم او چنین دستوری داده باشد ... اما این آقا نه به توضیحات من توجه کرده و نه به اصول روزنامه نگاری .. و جالب تر این که همه رو به هم ربط داده است !!

اما یکی دو نفر هم با صراحت اعلام کرده بودند .. که ( مشکل اینجاست که ایشون با اینکه خلبان نبودند اما خودشون هم از این عنوان استفاده میکنن . به طور حتم مطالب مفید و خوندنی در لینک هاشون پیدا میشه اما این سواستفاده از عنوان خلبان که انجام میدن ارزش اون مطالب رو هم پایین میاره . خوب به خاطر می اورم که عده ای مرا شاگرد مکانیکی خطاب کردند که در مورد خلبانی مطلب می نویسم .. جهت اطلاع این آقایون عرض می کنم .. حتی اگه شاگرد مکانیک هم بودم ، نوشتن در باره خاطرات خلبانان این مرز و بوم جرم نیست .. حتی اگه چوپان هم بودم که پرواز هواپیماهای بالای سرم رو درج می کردم ، کسی نمی توانست خرده بگیرد .. در صورتی که بنده همیشه به واژه پایگاه یکم ترابری ،  " خط پرواز " سی - ۱۳۰ و گاهی نام همکارانم اشاره مستقیم داشته ام.. و در هیچ سطری ننوشتم که به تنهایی پرواز می کردم .. ! حال اگه شما اصرار داری که من پرواز نمی رفتم  باید بپذیری که .. شاگرد مکانیکی که جوانی اش رو در تعمیر گاهی گذاشته هم حق داره از پرواز دلاور مردان کشورش بگوید .. من که ادرس و نشونی و عکس درج می کنم ...

البته عده زیادی هم وارد مباحث سیاسی  نظام جمهوری اسلامی شده و سعی کرده اند کار و نوشته های من رو به آن ها ربط دهد ..!! یادمه یه بنده خدایی هم از این که به سوسمار خوری اعراب اشاره کرده بودم .. نوشته بود ..( با وجودی که اداره حفاظت اطلاعات ارتش دندان هایت رو در دهانت خرد کرد ، باز آدم نشدی .. { نقل به مضمون } ) واقعآ نمی دونم چرا بعضی ها از تحقیر و شکنجه و آزار انسان ها لذت می برند .. !!؟ به هر حال من حق رو به همه داده و با صدای بلند اعتراف می کنم .. اصلآ حق با این آقایون است .. ولی در عوض استدعا می کنم .. هرگز مسایل رو سیاسی نکنید . باور کنید حالا متوجه شدم تمام وقایع و اخبار سیاسی ممکنه صحت نداشته باشه .. اما جالب این که حضرات داعیه نجات مردم رو داشته و به اصطلاح خود رو مبارز می نامند ..!! یکی نیست از این افراد بپرسه .. حالا حرف های من این قدر برای شما مهم جلوه کرده است .. که از ان تیتر سیاسی می سازید ..!!؟ چرا وقتی در مورد سایت های مستهجن و لزوم برخورد با عوامل سازمان یافته آن نوشتم ، کسی این سخن بنده حقیر و دون پایه رو تیتر نزد ..!!؟ شما با سوژه قرار دادن افراد و پرداختن جهت دار ، سعی می کنید اذهان مردم رو بر روی واقعیات کشور ببندید .. افسوس و هزاران بار افسوس به کسانی که گول حرف های شما رو می خورند ..

سخن اخر ...

راستش رو بخواهید لینک های متعددی در فضای وب در مورد عدم نگارش بنده در موضوع ارتش به چشم می خورند ..!! که صرفآ برای تبلیغ نشدن از درج اسامی انان معذورم . همان گونه که در بالا مشاهده فرمودید هر کی به زعم خود یک تهمت و افترا به من زده بود . باور کنید هر گاه امار بازدید کنندگان سایت  افزایش می یابد ( مثل دیروز که رکورد دو ساله رو شکست ) قلبآ ناراحت می شوم .. چون می دونم که بعد از آن .. چهره بعضی مغرضان و آدم های عقده ای رو خواهد شد .. به همین دلیل مجبورم خیلی ملاحظه کاری کرده تا بهانه به دست دشمن ندهم ... بگذریم در پایان از شما دوستان جوان و یاران همدل و صمیمی ام خواهش می کنم .. هرگز گول این تیتر ها و هوچی گری های بعضی ها رو نخورید . و از آقایونی که با حضور در سایت های پر مخاطب از عدم نگارش بنده ابراز همدردی کرده و به اصطلاح اشگ تمساح می ریزند .. خواهش می کنم .. دست از سر من بردارید . آقا جان رهایم کنید .. و بدانید و آگاه باشید که بنده هیچ مشکلی با ارتش نداشته و ندارم .. لطفآ قضیه رو سیاسی نکنید . از مدیران محترم سایت هایی که ناخواسته نام بردم ، پوزش می طلبم . روی سخن من با بعضی کاربران بود .

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

 این مطلب ساعت  ۲:۱۵ دقیقه بامداد سی و یکم فروردین ماه  ۱۳۸۸ پایان یافت . 

 یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )

               ایام به کام   

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

 

Everyone knows about Germany's V-1 and V-2 missiles and the Luftwaffe jet and rocket aircraft, but they were no real secret, even during the war, as London's civilians and allied pilots knew about them and saw them in action, and allied intelligence knew about them even earlier.This essay is about the most secret Luftwaffe unit, which operated its most secret aircraft and flew its most special missions. A ghost unit which became known to allied intelligence only after World War 2 ended. This is the story of Luftwaffe wing 200. Every large Air Force has squadrons and aircraft for strategic intelligence missions and for missions requiring the use of special aircraft and special weapons. Sometimes "innocent" civilian aircraft are being used for espionage missions, or even a few captured enemy aircraft. These special and secret aircraft are usually flown by the most experienced and skilled pilots, and covered by the deepest secrecy, often for decades. For example, in the post-war United States these were the SR-71 Blackbird spy plane, the stealth aircraft, the CIA-operated aircraft, and the captured Russian aircraft and experimental aircraft flown from Area 51 in Nevada, nicknamed Dreamland. In Nazi Germany, the top secret Luftwaffe unit code-named Bomber Wing 200 ( KG 200 ) was all that.

Civilian aircraft photo recon flights:

When the German military began to prepare for World War 2, it needed air photos of the countries it intended to invade. Since flights by the standard Luftwaffe photo recon aircraft were not just violation of those countries airspace but also a clear warning sign of German intentions, the German military intelligence used aerial cameras carefully hidden in German passenger and commercial aircraft which flew over those countries. The rise in landing delays by the formerly precise German pilots made the Polish intelligence suspect that the innocent civilian German aircraft are used for photo reconnaissance, but they could not find the hidden cameras, when they checked those aircraft when they landed in Polish airports. The Luftwaffe operated civilian aircraft for photo recon missions all over Europe and North Africa beforeor extracted by German submarines, some travelled via neutral countries, and some, like many allied secret agents, parachuted from Luftwaffe aircraft.  and during World War 2. Initially the aircraft belonged to the German military intelligence, but during the war they were assigned to the Luftwaffe. When World War 2 started, German spies and saboteurs had to be inserted to or extracted from allied countries. Some were inserted

 Flying all Luftwaffe special missions

In February 1944, Luftwaffe headquarters ordered that all strategic and covert aerial reconnaissance, secret agent deliveries, special delivery flights to Japan, and experimental aircraft testing, in fact all special missions, will be concentrated in one new unit, code-named bomber wing 200. The commander of the new unit was Werner Baumbach, a very experienced and highly decorated bomber pilot and leader who survived over four years of bombing missions over enemy territory, over France, Britain, Russia, and elsewhere. KG 200 was made of several large squadrons. It was also geographically spread in multiple bases all over Europe. The total secrecy in KG 200, as common in such top secret units, was such that its people knew very little of each other's activity, to minimize security breach in case of captivity. It had over 100 air crews and operated over 30 different German and allied aircraft types. The 1st squadron of KG 200 was in charge of flying German secret agents to and from allied territory. It had a long-range group, and a short-range group which was spread all over Europe. It got its operational orders directly from the SD, the Nazi party's intelligence service. The 2nd squadron of KG 200 was in charge of all other operations, including electronic warfare and special bombing missions, long range patrols as far as the US East coast, and special cargo missions which flew all the way to Japanese held North China. It operated from hidden airstrips all over Europe, usually near forests, used to hide their special aircraft from allied pilots. Additional squadrons which were established but did not become operational before the war ended, were the German suicide attack unit, equipped with a human-piloted version of the V-1 cruise missile, and a very long range squadron intended to reach the US East coast and other remote targets. All secret agent delivery missions were night missions, to further minimize exposure to the enemy, and they relied on the navigation skills of the navigators, which were the best and most experienced navigators in the Luftwaffe. To further minimize the risk to both pilots and agents in secret agent insertion missions, especially when a team of agents was involved, the Luftwaffe developed a special human air drop device. It was a bomb-like cylinder carried by a bomber, in which three secret agents and their equipment could be safely dropped from the bomber to the enemy ground. The cylinder was equipped with a parachute, a telephone which enabled the secret agents to speak with the bomber pilot during the flight, and a shock absorber to further ease the landing. It allowed the German intelligence to safely land single, or teams, of secret agents in enemy territory, with heavier equipment and without the common risk of parachuting leg injuries.

Source:http://www.2worldwar2.com/kg200.htm BY:Alireza Sadeghi

 

"وارنر بومباخ"                               

ترجمه فارسی:

واحد سری "کا جی 200":(قسمت اول):

همه اطلاعاتی راجع به موشکهای "وی-1"-"وی-2" و هواپیماهای جت نیروی هوایی آلمان نازی در اختیار دارند اما اینها تنها اسرار واقعی نبودند.حتی در زمان جنگ مردم عادی لندن و خلبانان متفقین این موارد را در عمل دیده بودند واطلاع داشتند و سرویسهای جاسوسی نیز حتی زودتر از وجود آنها مطلع شده بودند.این مطلب در مورد سری ترین واحد "لوفت وافه" میباشد که سری ترین هواپیماها را بخدمت میگرفت و جهت انجام پنهان ترین عملیات آنها را به پرواز در می آورد.واحد سری که فقط پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط سرویسهای جاسوسی متفقین شناسایی گردید.این داستان واحد 200 "لوفت وافه" است.هر نیروی هوایی بزرگی اسکادرانها و هواپیماهایی را جهت انجام عملیات استراتژیک سری و ماموریتهایی که نیاز به استفاده از هواپیماها و سلاحهای ویژه دارند در اختیار دارد.برخی مواقع هواپیماهای عادی از همه جا بی خبر و حتی هواپیماهای غنیمت گرفته شده از دشمن نیز برای ماموریتهای جاسوسی استفاده میشوند.این هواپیماهای مخصوص وسری اغلب توسط مجرب ترین خلبانان تحت محرمانه ترین وضعیت که اغلب چندین دهه بطول می انجامد به پرواز در می آیند.نمونه این هواپیماها پس از جنگ در ایالت متحده هواپیمای جاسوسی"اس آر-71(بلک برد)"-هواپیمای "استیلث(پنهانکار)"-هواپیماهای بکار گیری شده توسط سازمان "سیا"-هواپیماهای روسی غنیمت گرفته شده و هواپیماهای آزمایشی میباشند که از منطقه 51 صحرای نوادا بنام "سرزمین رویا"(دریم لند) پرواز میکنند.در آلمان نازی واحد فوق سری لوفت وافه بنام رمز واحد بمب افکنهای "کا جی 200" نامگذاری شده بود.

پروازهای عکسبرداری و شناسایی هواپیماهای عادی:

هنگامیکه نظامیان آلمان شروع به جمع آوری اطلاعات برای آماده شدن جهت جنگ جهانی دوم نمودند نیاز به تهیه عکسهای هوایی از کشورهایی که قصد تهاجم به آنها را در سر میپروراندند داشتند.از آنجاییکه پرواز با هواپیماهای شناسایی و عکسبرداری استاندارد لوفت وافه نه تنها تجاوز به حریم هوایی این کشورها حساب میشد بلکه آشکارا قصد آلمانها را برملا میکرد سرویسهای جاسوسی نظامی آلمان از دوربینهایی بدقت مخفی شده در هواپیماهای مسافربری و تجاری آلمان که بر فراز آن کشورها پرواز میکردند استفاده مینمودند.افزایش زمان تاخیر در نشستن هواپیماهایی که با خلبانان دقیق آلمانی پرواز میکردند سرویسهای اطلاعاتی لهستان را به این مساله مشکوک کرد که شاید این هواپیماهای عادی بظاهر از همه جا بی خبر برای عکسبرداری و شناسایی بکار برده میشوند اما پس از نشستن این هواپیماها در فرودگاههای لهستان و بازبینی آنها قادر به پیدا کردن دوربینهای مخفی نبودند.قبل ودر حین جنگ جهانی دوم لوفت وافه جهت ماموریتهای عکسبرداری شناسایی در سرتاسر اروپا و شمال آفریقا هواپیماهای غیر نظامی را بکار میگرفت.در ابتدا این هواپیماها به سرویسهای اطلاعاتی نظامی آلمان تعلق داشتند اما در حین جنگ به لوفت وافه منتقل گردیدند.وقتیکه جنگ جهانی دوم آغاز شد نیاز به اعزام یا بیرون کشیدن جاسوسها و خرابکاران از کشورهای متفقین بود.برخی از این عوامل توسط زیردریاییها وارد یا خارج میشدند یا از طریق کشورهای بیطرف رفت و آمد میکردند.برخی نیز نظیر بیشتر عوامل جاسوسی متفقین توسط چتر نجات و از هواپیماهای لوفت وافه بیرون می پریدند.

پرواز کلیه ماموریتهای ویژه لوفت وافه:

در فوریه 1944 سرفرماندهی لوفت وافه کلیه پروازهای شناسایی محرمانه و استراتژیک-پروازهای انتقال عوامل جاسوسی-پروازهای انتقال مخصوص به ژاپن و پروازهای آزمایشی هواپیماها ودر واقع کلیه ماموریتهای مخصوص را طی حکمی در یک واحد بنام رمز "واحد بمب افکن 200" ادغام کرد.فرمانده واحد جدید یک خلبان و سردسته بسیار با تجربه و مزین به مدالهای فراوان به نام "ورنر بومباخ" بود که طی 4 سال از کلیه ماموریتهای بمباران بر فراز خاک کشورهای دشمن از جمله:فرانسه-بریتانیا-روسیه و جاهای دیگر جان سالم بدر برده بود."کا جی 200" از چند اسکادران بزرگ تشکیل شده بود.همچنین از لحاظ جغرافیایی در پایگاههایی در سرتاسر اروپا پخش شده بود.اصل رازداری کامل در "کا جی 200" همانطور که در سایر واحدهای فوق محرمانه وجود دارد اینست که افراد آن اطلاعات خیلی کمی از فعالیتهای یکدیگر دارند و این به این خاطر است که از لو رفتن اطلاعات در صورت اسیر شدن آنها جلوگیری شود.این واحد دارای 100 هوانورد بود و از 30 نوع مختلف هواپیمای آلمانی و هواپیماهای متفقین استفاده میکرد.اسکادران اول "کا جی 200" مسئول انتقال و یا بیرون آوردن عوامل از سرزمینهای متفقین بود و شامل یک گروه دور پرواز و یک گروه کوتاه پرواز در سرتاسر اروپا بود که دستورات عملیاتی خود را مستقیما از سرویس اطلاعاتی حزب نازی دریافت میکردند.اسکادران دوم "کا جی 200" نیز مسئول سایر عملیات از جمله "جنگ الکترونیک" -" ماموریتهای ویژه بمباران"-"پروازهای طولانی مراقبت حتی تا ساحل شرقی آمریکا" و پروازهای مخصوص "تحویل بار" که به بخشهای تحت اشغال چین توسط ژاپنیها انجام میشدند.این ماموریتها از باندهای پروازی پنهان در سراسر اروپا که برای مخفی کردن هواپیماها از دید خلبانان متفقین معمولا نزدیک جنگلها قرار داشتند انجام میگردید.اسکادرانهای دیگری نیز تاسیس شد اما تا پایان جنگ عملیاتی نشدند که شامل "واحد خلبانان انتحاری آلمان" مجهز به موشکهای "وی-1" سرنشین دار و یک اسکادران دور پرواز برای دسترسی به سواحل شرقی آمریکا و دیگر اهداف دور بود.برای اینکه تا آنجا که امکان دارد در معرض دید دشمن نباشند کلیه پروازهای انتقال عوامل در شب صورت میگرفت که متکی بر مهارتهای ناوبری ناوبران بود که از بهترین و با تجربه ترین ناوبران لوفت وافه بودند.برای کم کردن هر چه بیشتر خطردر مورد خلبانان و عوامل جاسوسی در انتقال به خاک دشمن خصوصا وقتیکه یک تیم از عوامل در گیر کار بودند لوفت وافه وسیله مخصوصی را برای پرتاب انسان از هوا ساخته بود که استوانه ای به شکل بمب بود و توسط بمب افکن حمل میگردید و در آن 3 نفر بهمراه تجهیزات میتوانستند بسلامت در خاک دشمن فرود آیند.استوانه مزیور بیک چترنجات مجهز بودو تلفنی که در حین پرواز عوامل جاسوسی میتوانستند با خلبان بمب افکن صحبت کنند و یک جذب کننده ضربه برای فرودی راحت تر.این وسیله به سرویس اطلاعاتی آلمان این امکان را میداد که یک تیم یا یک نفر از عوامل جاسوسی خود را با تجهیزات سنگینتر بسلامتی در سرزمین دشمن فرود آورند بدون اینکه خطر مجروح شدن پا در حین پریدن با چتر وجود داشته باشد.....پایان بخش اول...

گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقیhttp://www.2worldwar2.com/kg200.htmمنبع:

سخنی با خوانندگان

بدینوسیله تشکر و قدردانی خویش را از دوست عزیز و فرهیخته ام آقای بهنام برادران حسینی به خاطر حضور سبز و پر مهرشون به وب رو تبریک می گویم . با آرزوی شادکامی و موفقیت روز افزون

برادر عزیز و گرامی جناب آقای علی چگینی
متآسفانه به دلیل مشغله فراوان در زمان تماس های جنابعالی ، بنده در خانه حضور نداشتم . لذا بعد از 
اخرین تلفن شما به منزل .. چندین مرتبه به شماره موبایلی که از شما در اختیار داشتم تماس و پیغام فرستادم اما متآسفانه گوشی شما خاموش بود . ضمن تشکر از الطاف جنابعالی ، از شما خواهش می کنم در اولین فرصت با بنده تماس بگیرید .  
 
پسر عزیز و نازنین جناب آقای علیرضا صادقی
با تشکر فراوان از زحماتی که جنابعالی در امر تهیه و ترجمه مطالب انگلیسی می کشید ، جسارتآ قصد دارم در مورد تصاویر مطالب بخش شما ، توضیحاتی عرض کنم . علی جان همان گونه که می بینی معمولآ تصاویر این بخش خیلی زود حذف شده و هیچ آثاری از ان ها باقی نمی ماند . برای جلوگیری از این اتفاق .. لطفآ عکس های مورد نظرت رو ابتدا در کامپیوتر خودت سیو کرده و سپس از طریق فتوشاپ برای وب ، به هر ابعادی که می خواهی تنظیم کن .. تا در صورت حذف ان تصاویر از سایت قبلی ، در صفحه باقی بمانند . در ضمن اگه می شه از فونت " تاهوما " همیشه استفاده کن تا با بقیه مطالب همخوانی داشته باشد .. ممنونم پسرم

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد . 

  
 
 
 
 Sangesaboor سنگ صبور

http://sangesaboor.blogfars.com/

سایت فوق مربوط به یکی از خوانندگان محترم و جوان ماست . با حضور در ان از جوانان این مرز و بوم حمایت کنیم .

 

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 

 

 

KG200 WING:(Part I):
- تعداد بازديد
  • 6309
  • مرتبه

    نظرات

    سلام كاپيتان انهايي كه ميگن شما شاگرد مكانيك بوديد وخلبان نبوديد خودشان ملخبان هم نيستن چه برسه به شاگرد مكانيكي!!!!!!!!!
    به قول خدتون:
    ترن رايت اند رديال تو نانين زيرو!!
    وان وان ايت حخهدف وان گود دي!!
    قربانت!!!
    پاسخ
    فرزاد جان نازنین
    الهی من فدات بشم
    فرزاد جان این مختصاتی را که دادی .. ما رو می بره به موقعیت خشتک ننه حسن !!! چشمک
    بله عزیزم .. بعضی ها لذت می برند آدم ها رو تکذیب و بی هویت کنند
    اصلآ مگه یک شاگرد مکانیک حق نداره سایت بزنه ؟
    و از پرواز بگه ؟ .. خوبه من در هیج کجا نگفتم من پرواز کردم .. من رفتم فلان جا !!! ولی با وجود این بعضی ها تحمل این همه لطف و محبت از سوی خوانندگان رو نمی توانند تحمل کنند
    پایدار باشی

    با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای مدرسی
    بنده مجددا از جناب عالی درخواست میکنم که با بنده تماس بگیرید تا موضوعی را با شما در میان بگذارم
    093692.....
    با تشکر
    کامران احمدیه
    پاسخ
    عذر می خواهم که شماره شما رو منتشر نکردم
    با شما تماس گرفتم .. و در خدمت خواهم بود

    سلام عمو بهروز عزیز
    از شما خواهش می کنم که به مطالب بعضی از کاربران معلوم الحال که در سایتهای مختلف اظهار نظر می کنند ، حساسیت نشون ندید. واقعاً قدیمیها چقدر قشنگ گفتند که " جواب ابلهان خــاموشیست " . عمو جان در حضور همه خوانندگان محترم سایت به شما قول
    می دم که گذر زمان قطعاً همه چیز را مشخص می کند و با توجه به صداقتی که در وجود شما سراغ دارم قطعاً به نفع شما خواهد بود.
    دعا گو و ارادتمند شما هستم.
    پاسخ
    مهرداد عزیزو نازنین
    ممنون از شما و حسن نیتی که هب حقیر داری
    چشم سعی خواهم کرد .. کمی خونسرد تر باشم و به آن ها اهمیت ندهم .. با تشکر فراوان

    آقای مدرسی, شما برای ما هوافضایی ها بهترین استاد هستین. ای کاش استادانمون به خوبی شما به ما درس میدادند.
    من دانشجوی فوق لیسانس هوافضا در آمریکا هستم, دوستی دارم که اونم داره فوقش رو از انگلیس میگیره. هر دفعه که با هم صحبت میکنیم, یادی هم از شما میکنیم. خدا قوت!
    پاسخ
    علی جان نازنین
    اولآ برای شما و همه دوستان خوبت آرزوی موفقیت می کنم
    این لطف خداوند است که در ان شوی دنیا عده ای جوان فرهیخته از بنده حقیر تعریف می کنند
    علی جان .. اساتید همه خوب و با شخصیت هستند .. منتها روش ها فرق می کند
    حتمآ یک روز به یاد این ایام می افتید و دلتون تنگ خواهد شد
    قدر جوانی و شادابی و موقعیت ها خودتون رو بدونید
    با آرزوی موفقیت و تشکر ویژه از شما دوستان فرهیخته ام
    موفق و شادمان باشید

    سلام عمو جان همه چی درست درست شده . خدا رو شکر میکنم.
    وای چقدر هیجان زده ام که یادم رفت حالتون رو بپرسم
    حالتون چطوره؟
    ببخشید که کم کامنت میزارم فعلا گیرم بازم به تون سر میزنم
    ارادتمند شما نوید-چ
    پاسخ
    ممنونم نید جان عزیز
    من هم از این که شما پسر خوبم خوشحال هستی .. خوشحالم .. من که گفتم موفق خواهی شد .. یادته ؟
    خدا رو صد هزار بار شکر عزیزم
    استحقاق ای موفقیت ها رو داشتی
    با آرزوی شادکامی و موفقیت بیشتر

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35