درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  خشتک ننه حسن !!

 خشتکی که عراقی ها را گمراه کرد ! 

دوستانی که از اینترنت سرعت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا 

2moam54hmol5qr99728s.gif

y3qpb8toex3mxnp7q24m.jpg

 ماجرای خشتک ننه حسن و عراقی ها عنوان مطلب طنزی است که تقدیم حضور شما یاران همدل و صمیمی می شود . در این ماجرا اسامی و مکان ها برای حفظ حرمت شخصیت های اصلی ماجرا تغیر یافته است . ضمنآ بنا به ملاحظاتی از نام سپاه پاسداران به جای ارتش استفاده شده است . که هیچ فرقی در ماهیت کار ندارد . زیرا همه تابع کشور پر افتخار ایران هستند .

ظاهرآ پرداختن به مسایل اجتماعی و پاسخ بنده به کامنت ها سوء تفاهم هایی برای دوستان عزیز و محترم سایت به وجود اورده است . لذا تصمیم گرفته ام از این به بعد صرفآ به درج خاطرات و مطالب مربوط به هوانوردی پرداخته و حتی المکان از ورود به حیطه هایی که در تخصص حقیر نیست خودداری نمایم . به همین دلیل از دوستان هم خواهش می کنم در صورت امکان در زمینه مربوط به مطلب درج شده پرسش فرمایند . و از طرح سئوالات متفرقه خودداری فرمایند

جا دارد از دوست عزیزم سام نازنین از سوئد به خاطر ارسال مستند های جدید نشنال جئوگرافی تشکر و قدردانی کنم . همچنین از دیگر دوست بزرگوارم علی از کانادا به خاطر محبتی که که به بنده و نوه هایم فرموده اند .. از صمیم قلب تشکر و قدردانی نمایم . حالا که صحبت تشکر شد .. جا داره از پسر عزیزم آقای علیرضا صادقی به خاطر ترجمه های خوب و با ارزشی که در بخش انگلیسی قرار می دهد  و دوستان اندیشمند دیگری چون اوالانچ نازنین و جعفر خان و آری محترم و سایر بزرگوارانی که از طریق کامنت در ارتقای سطح علمی و کیفی سایت زحمت می کشند تشکر کنم .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 

مرکز آپلود عکس ایرانی  

 

  

پایگاه یکم ترابری ۳۵ سال پیش ...

پیش از انقلاب صنعت هوانوردی مثل امروز پیشرفت نکرده بود . اگر چه اغلب هواپیما ها نو و جدید بوده و از کشش فوق العاده ای برخوردار بودند .. اما در عوض نه ناوبری مثل حالا با آمدن ماهواره ها دچار تحول شده بود و نه اداره هواشناسی قادر به پیش بینی دقیق بود .. و همین دو عامل مشکلات فراوانی رو برای خلبانان ایجاد می کرد . پرواز های برون مرزی به معنی واقعی مشکل و طاقت فرسا بود .. مخصوصآ سفر به قاره های امریکا و آفریقا که در پست های قبلی به برخی از ان ها اشاره کرده ام . خیلی نفس گیر و نیاز به توان و مهارت خاصی داشت  .یک افسر خلبان زمانی به به مقام " فرمانده هواپیما " نایل می امد که قادر باشد با یک هرکولس از ایران پرواز کرده و بعد از عبور از فراز اقیانوس در یکی از فرودگاه های بزرگ آمریکا مثل نیوریورک فرود آید .. !! یادم می یاد مسئول برج فرودگاه های شلوغ برای یک لحظه روی فرکانس هواپیمای شما امده .. سریع با لهجه غلیظ تمام اطلاعات اپروچ رو به شما می گفت .. و سپس به سوی هواپیمای دیگری می رفت .. شما باید قادر می بودی تمام داده های او را به صورت صحیح یاداشت کرده و اجرا نمایی ..!! فراموش نکنیم در هر دقیقه یک هواپیما فرود و تیک آف می کرد .. کوچک ترین اشتباه یعنی برخورد چند هواپیما به یکدیگر ... !! دیگه کشور خودمون نبود که بگیم .. قربان .. ببخشید .. می شه یک بار دیگه تکرار فرمایید ..!!؟  

سختی پرواز روی اقیانوس ...

باور کنید کسانی بودند که بیش از ده دوازده بار به پرواز آمریکا تشریف می بردند .. تا خیر سرشون برای مقام فرماندهی هواپیما  چک شوند .. اما یک اشتباه کوچک باعث می شد به قول معروف رفوزه شوند و دست از پا دراز تر به کشور برگردند .. در این حرفه دوستی و رفاقت هیچ مفهومی نداشت . اتفاقآ اساتید نسبت به دوستان صمیمی سخت گیری مضاعفی می کردند .. این گونه نبود که با یک سفارش با به قول معروف پارتی بازی .. طرف فرمانده هواپیما شود !! واقعآ دشوار بود . مخصوصآ کسی که یکی دو بار می رفت و قبول نمی شد ! دیگه براش آینه دق می شد . در عوض بودند افرادی که در همون نخستین آزمایش قبول می شد .. رسم بود هر کی قبول می شد به بقیه شب سور می داد .. چه ماجراهایی که در شب میهمانی یا بهتره بگم پارتی پیش نمی آمد !! انشالله اگه زنده بودم حتمآ خاطرات این سفر ها رو با جزئیات خواهم نوشت .. سختی کار پرواز کور روی اقیانوس و اپروچ صحیح در فرودگاه های پر ترافیک بود . اون زمان چون " جی پی اس " نبود .. یک خلبان باید می اموخت در صورت از کار افتادن سیتم ناوبری هواپیمایش روز چه جوری راه اش رو پیدا کنه ... و شب چه جوری .. !!؟ البته راه کار های متعددی وجود داشت ... در روز تماس با کشتی های اقیانوس پیما و یا قایق ها می شد جهت رو پیدا کرد .. و برای شب هم باید از روی حرکت ستارگان رصد می کردیم .. !!

 Pilot Report یا گزارش خلبان ...

خب از تکنولوژی گفتم .. بهتره در باره هوا هم بگم ..!! قدیمی ها یادشونه هر روز صبح یک بالون کوچک از مهرآباد به هوا می رفت  تا وضعیت هوا رو نشون بده ..! در باره کار این دستگاه هم اگه عمری بود حتمآ به تفصیل خواهم گفت .. اما اغلب پیش بینی ها اشتباه از آب در می امد . به همین دلیل گزارش خلبان قابل استناد ترین وضعیت آب و هوایی بود ! به چه صورت .. ؟ مثلآ خلبانانی که در مسیر های مختلف پرواز می کردند .. هر گونه تغیرات جوی و آب و هوایی رو به مرکز زمینی گزارش می دادند .. و این خیلی دقیق بود . معمولآ زمین تا آسمون توفیر داشت ! ولی خب باید می ساختیم .. چون بضاعت تکنولوژی ما همان قدر بود .. !!  برای یک خلبان کابوسی وحشتناک تر از ابرهای " سی . بی " وجود نداشته و ندارد . این ابر ها قادرند یک جامبو جت سنگین رو مثل پر کاه کیلومتر ها پرت کند .. ! یا در یک چشم به هم زدن منفجرش کند .. میلیون ها کیلو وات برق در این نوع ابر ها وجود داره ... جناب آقای صادقی در یک پست مطلب کاملی در باره این ابر ها ترجمه کرده است . امیدوارم یک بار دیگه ادرس ان را در بخش کامنت قرار دهد ... همان گونه که عرض کردم .. پرواز در آن زمان واقعآ سخت بود .. یادم می آید اغلب در مسیر های روزانه مون به انبوهی از ابرهای سی بی برخورد می کردیم .. ولی به خاطر حضور ناوبر های با دانش و با تجربه خیلی راحت بدون دغدغه از میان توده های ابر راهمون رو پیدا می کردیم !! گاهی مانند کوچه های تنگ هی مجبور می شدیم مرتب چپ و راست برویم .. بار ها شده بود که تقاضای افزایش ارتفاع رو می کردیم .. به طوری که دیگه به مرز حد مجاز می رسیدیم ..!! ولی باز هم ابر ها وجود داشنتد .. موتور های هرکولس تا چهل هزار پایی اون موقع می کشید !! ولی کارخانه لاکهید توصیه کرده بود از سی و پنج هزار پا به بالا بدنه گارانتی نداره .. !! قبل از انقلاب یکی دو بار مجبور شدیم تا سقف آخر بالا بکشیم .. آن هم زمانی بود که دولت یمن در مراجعت از ظفار اذیت مون می کرد !! حتی دو تا فانتوم ما رو سرنگون کرد .. بعد از انقلاب هم فکر می کنم یکی دو بار به خاطر وضعیت جنگی مجبور به این کار شدیم .. یادش بخیر .. طفلک قارقارک مث سابق نمی کشید !!!  

فرکانس ویژه خلبانان ...

در رژیم گذشته خلبانان هواپیماهای سی - ۱۳۰ علاوه بر همراه داشتن فرکانس های گوناگون جهت  تماس با عملیات ، مراکز کنترل زمینی و برج مراقبت و ... یک شماره ویژه چهار رقمی هم روی سیستم  "  یو . اچ . اف " داشتند که مخصوص تماس بین خودشون در آسمان بود ! فلسفه این فرکانس بیشتر به این دلیل بود که خلبانان در زمان پرواز بدون این که مزاحم ایستگاه های زمینی شوند ، از وضعیت هوا و ابر ها یک دیگر رو خبر کنند .. اما راستش رو بخواهید گاهی از این فرکانس برای سر به سر گذاشتن یک دیگر مورد بهره برداری قرار می گرفت ..!! وای به حال  خلبان بخت برگشته ای که اهل یکی از روستاهای مسیر ( روت ) هواپیما ها بود .. !! دیگه تا او رو بیچاره نمی کردند ... ول کن نبودند !! خب به لطف جذب فراوان پرسنل در نیروی هوایی ، آمار پرسنل روستایی خیلی زیاد بود ! و طبیعی است که بخش عمده ای از آن ها ساکن روستاهای مسیر های پروازی بودند .. این رو هم اضافه کنم شوخی ها بیشتر در اطراف مادر و همشیره کاربرد داشت ! ( البته خیلی محترمانه و فاقد کلمات رکیک ) با پوزش از خوانندگان ، مثلآ اگه پروازی بر فراز مناطقی چون ... انارک ، خاتون آباد ، ورامین و استان های مرزی بود .. و کاشف به عمل می آمد که یکی از همکاران ساکن این مناطق در حال پرواز است ، فوری فرکانس به کار افتاده و شوخی ها شروع می شد .. !! و همان گونه که عرض کردم حسابی طرف رو اذیت می کردند .. مثلآ فلانی الان روی ایکس آباد هستیم .. اوا مادرت ( ننه ات ) داره رخت می شوره ! شلوارش هم قرمزه ..!! از این نوع شوخی ها .. کار به جایی رسیده بود که بعضی از مناطق مسیر ، بر اثر تداوم شوخی ها به نام مادر یکی از همکاران در اذهان می ماند .. !!  

یک پارانتز بی موقع ..!!

از این که بی موقع پارانتز باز کردم ، پوزش می خواهم .. ذکر یک نکته ضروری است که .. البته همه خلبانان اهل شوخی و سر به سر یک دیگر گذاشتن نبودند بلکه برعکس خیلی هم جدی و با وقار بودند . و فقط تعداد انگشت شماری با هم از این نوع شوخی ها می کردند .. و همان گونه که گفتم ، کسی غیر از خودشون دیالوگ ها رو نمی شنید . مسئله بعدی بحث روستایی بودن پیش امد که باید اعتراف کنم ..   معمولآ بهترین و حرفه ای ترین خلبانان از میان قشر روستایی و مخصوصآ شهرستانی ها بودند . انسان های بی ادعا و سالمی که جز مطالعه و خدمت ، آزاری به هیچ کس نمی رسوندند .. و از شوخی و جلف بازی هم بیزار بودند . همین مسئله حرص بعضی از بچه تهرونی های زبل رو در اورده بود !! و اغلب برای  اذیت کردن آن ها به انگلیسی می گفتند .. نامه ای به روستا بنویس و بگو همولایتی ها هم به نیروی هوایی بپیوندند !! یا این که به راننده اتوبوسی که نخستین بار آن ها را به تهران آورده بود ، متلک می گفتند !! به طور کلی روزگار به خیر و خوشی سپری می شد ...     

مرکز ننه حسن ... !!

در میان همکاران ما در خط پرواز شخصی به نام حسن بود که به دلایلی که عرض خواهم کرد .. نام او با نقشه و مسیر پروازی عجین شده بود !! دلیل این کار هم روستای محل تولد او بود که دقیقآ در محل استراتژیک نقشه های هوایی و نقطه ای که خلبانان با رسیدن به آن جا ، بایستی  مسیر و سمت خود رو تغیر می دادند !! و بقدری دوستان صمیمی حسن در باره مشاهدات خود از بالا توصیف های گوناگونی کردند که ناخواسته  آن منطقه به شوخی " ایستگاه ننه حسن " نام گرفته بود ! و همگانی شده بود . دیگه کار به جایی رسیده بود که حتی وقتی حسن مادر مرده هم پرواز نداشت .. وقتی هواپیمایی به اون نقطه نزدیک می شد .. بچه ها به همدیگر می گفتند .. ببینید ننه حسن داره چه کار می کنه !!؟ و صد البته آن هایی که با جناب حسن خان شوخی داشتند .. دیگه ول کن نبوده و در باره مشاهدات خود از بالا داستان سرایی می کردند .. و چون این گفته ها حالت طنز و شوخی داشت .. گاهی تا پایان ماموریت همین جوری مباحث ادامه می یافت .. و بعضی ها رندی کرده و شاخ و برگ کار های روزمره ننه حسن رو با آب و تاب تعریف می کردند .. بیچاره حسن هم دیگه عادت کرده بود !! این اواخر خودش هم داستانسرا شده بود !! چون نتوانسته بود حریف همکاران اش بشه .. !! اوایل ناراحت می شد .. و رگ های گردن اش می زد بیرون !! ولی همان طور که گفتم .. یواش یواش همه چیز براش عادی شد تا جایی که خودش هم تعریف می کرد که از بالا چه می بیند ...!!

 سال ها بعد ، زمان جنگ

من از دوستان پوزش می خواهم که اجازه ندارم در باره اتفاقات زمان جنگ و ارتش چیزی بنویسم . به همین دلیل اشاره کوچکی به ماجرا می کنم .. خودتون تجسم کنید .. اتفاقآ این جوری خیلی برای تقویت ذهن خوبه .. ! در مقطعی از جنگ به دلیل کسب پیروزی های پشت سر هم نیروهای دلاور ایرانی  اربابان غربی صدام حسین به وحشت افتاده و با استفاده از تکنولوژی پیشرفته آواکس ، مزاحم پرواز های سپاه می شدند . به همین دلیل تصمیم گرفته شد خلبانان سکوت رادیویی کرده و در صورت لزوم با کد های خاصی که روزانه تغیر می یافت به ماموریت اعزام شوند .. با این ترفند و نقشه هایی که در ستاد سپاه پاسداران طراحی می شد .. هواپیماهای آن ها خیلی راحت و بدون دردسر به ماموریت های جنگی اعزام می شدند .. و پشتیبانی کاملی از جبهه های جنگ به وجود می آوردند .. روحیه همه خلبان های سپاه پاسداران عالی بود . تا این که یک روز اتفاقی برای یکی از هواپیما ها افتاد .. هیچ راه نجاتی نبود .. همه فکر می کردند عراقی های مزدور عاقبت هواپیما را سرنگون خواهند کرد .. یا مجبور به فرود در عراق خواهند نمود ..

حمله جنگنده های عراقی ...  

همان گونه که عرض کردم خلبانان مجبور بودند در سکوت رادیویی پرواز کرده و در صورت لزوم از کدهایی که در اختیار دارند برای ارتباط استفاده کنند .. در همین هنگام یک فروند هواپیما نیمه های شب با کلی مجروح جنگی به سمت تهران در حرکت بود .. آن ها قرار بود قبل از ساعت ۱۲ شب به مقصد برسند . اما متآسفانه به دلیل خرابی وضعیت هوا ، خلبان مجبور می شود مسیر خود رو مرتب تغیر داده تا به ابرهای آتش زای سی .بی برخورد نکند .. !! همین امر باعث تآخیر در ورود می شود .. و از ان جا که کد های روز بعد را در اختیار نداشتند .. پرواز براشون مخاطره امیز می شود  .. گروه پروازی به این امید که بچه های پدافند ساعت حرکت و مسیر آن ها را دارند ، زیاد دغدغه خطر رو احساس نمی کنند .. اما بد شانسی بزرگ دیگری که با ان مواجه می شوند .. تغیر مسیر باد و وزش از روبرو می شوند ! این مسئله هم باعث تآخیر هواپیما می شود .. هواپیما با بیست دقیقه تآخیر خرامان خرامان به سمت تهران در پرواز است .. از بد شانسی آن ها در همون لحظه چند شکاری بمب افکن عراقی به تهران حمله می کنند .. تمام مراکز پدافند در یک لحظه جهنمی از اتش به وجود می اورند .. بدترین لحظه برای یک گروه پروازی همین است .. چون اگه ارتفاع گرفته و از آتش پدافند دور شوند .. امکان رودرویی با هواپیماهای شکاری خیلی زیاد است .. و اگه ارتفاع کم کنند .. خودی ها ان ها رو شکار خواهند کرد ..

 مشکلی به نام کد شناسایی ... !!

 هیچ یک از بچه ها حتی فکرش رو نمی کردند که با چه مشکل بزرگی مواجه هستند !! نداشتن کد های پرواز یعنی خودکشی ! مضاف به این که به دلیل آتش به اختیار بودن سربازان پدافند و عدم آگاهی و شناخت آن ها از هواپیماهای دشمن و ایرانی .. متآسفانه چندین شلیک اشتباهی باعث شهید و کشته شدن عده زیادی از هموطنان ما شد .. برای جبران این نقیصه طرحی انقلابی به اجرا در امد .. و آن این بود که از خلبانان گراند که به دلایل پزشکی پرواز نمی رفتند .. داوطلبانه در مراکز حساس پدافند حاضر می شدند تا از تکرار اشتباهات جلوگیری کنند .. کاپیتان با تجربه هواپیمای سپاه بعد از لحظه ای تفکر خطاب به همکارانش گفت .. بچه ها ارتفاع کم می کنیم .. اگه هم قراره کشته شویم ، بهتره به دست برادران ایرانی شهید شویم .. هنوز دو  سه هزار پایی از کم کردن ارتفاع نگذشته بود که زیر پای ان ها آتش عظیمی بر افروخته شد .. مسیر شلیک اتشبار ها که تا لحظانی پیش به سوی هواپیماهای متجاوز عراقی بود .. حال به سمت سوژه جدید گرفته شد .. هنوز ارتفاع در حدی بود که از تیر رس گلوله های پدافند به دور باشند .. آتش ها به شکل پارچ قرمز به سوی هواپیما می امد ..

بابا بی خیال کد .. خشتک ننه حسن !!

 وضعیت دیگه به مرحله بحرانی رسیده بود .. هیچ راه نجاتی نبود .. نه سوخت به اندازه کافی داشتند که به فرودگاه کمکی " آلترناتیو " که معمولآ اصفهان است بروند .. نه کد های جدید رو داشتند که ایرانی بودن خود رو ثابت کنند .. نه ارتفاع می تونستند بگیرند .. آتش بازی شدیدی آغاز شده بود .. بچه های سپاه دیگه مطمئن شده بودند که با آتش پدافند سرنگون خواهند شد .. در لحظاتی که سکوت همه جا رو فرا گرفته بود .. و هواپیماهای شکاری هم در ارتفاع بالاتری می چرخیدند .. کمک خلبان هواپیما جو گیر شده و با به دریا زدن دل .. ناگهان در بی سیم فریاد زد ... ما در موقعیت خشتک ننه حسن هستیم .. تکرار می کنم .. خشتک قرمز ننه حسن دیده می شه .. تنورش را هم روشن کرده است .. او یک بند داشت اطلاعات می داد .. وی به خوبی می دونست که در ایستگاه ننه حسن .. یکی از خلبانان که اتفاقآ از دوستان فابریک حسن است .. در ان نقطه در حال شیفت دادن است .. کاپیتان که اتفاقآ فردی جدی و مقرارتی بود .. با مشاهده این الفاظ برای لحظاتی شوکه شده بود .. او بعد ها اعتراف کرد که .. ابتدا فکر کردم کمک خلبانم کد های روز رو به دست آورده است .. !! فقط تعجب کردم که چرا سپاه پاسداران از کد های این چنینی .. مثل خشتک استفاده کرده است .. ولی وقتی فریاد همکارم رو شنیدم که می گفت .. بابا بی خیال کد .. ما روی ننه حسن هستیم .. خشتک قرمز کاملآ معلومه .. تنورش رو هم روشن کرده است .. فهمیدم جوون می خواهد به همکار خلبانش حالی کند ما در چه نقطه ای هستیم ..!!؟ بیچاره عراقی ها که در کشف رمز خود دنبال خشتک قرمز ننه حسن می گشتند .. !! و شاید هم از پست فرماندهی خود سراغ مشخصات ایستگاه جدید رو استعلام می کردند .. به هر حال آن ها به سلامتی فرود امدند .. روز بعد حسن که بی خبر وارد خط پرواز شد .. بچه ها شدیدآ در آغوشش گرفته و باب شوخی را آغاز کردند ... !!

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۸ پایان یافت .

یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا

   ایام به کام   

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

Pilots in 16-death crash jailed for praying instead of flying:

The pilot and co-pilot of Tuninter Flight 1153, which crashed into the Mediterranean Sea in 2005, killing sixteen people, have each received ten-year jail sentences for the ditching of the flight. They were found to have prayed instead of trying to direct the plane to safety when the engines failed. Tuninter Flight 1153, from Bari,Italy, to Djerba, Tunisia, crashed into Italian waters on August 6, 2005.The flight ran into trouble because the ATR 72 twin-engined turboprop had mistakenly been fitted with the fuel gauge for an ATR 42, which has a lower fuel capacity. The incorrect reading on the gauge was relied upon, and led to the aircraft suffering fuel starvation and eventually running out of fuel. The right engine failed at 23,000 feet, and the left at 7,000 feet.Captain Shafik Al Gharbi and co-pilot Ali Kebaier Lassoued were described as having panicked and started praying aloud, rather than following emergency procedures to bring the plane safely to a runway. After gliding for sixteen minutes, the pilots decided to attempt a crash-landing in the Mediterranean, and the aircraft crashed into the sea about 23 nautical miles to the Northwest of Palremo.The court in Palermo also sentenced five other employees of Tuninter to sentences of between eight and nine years' imprisonment. None of the accused were in court to hear the verdict, and none will serve time in jail before the appeals process is completed.

Source:http://en.wikinews.org/wiki/Pilots_in_16-death_crash_jailed_for_praying_instead_of_flying BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

خلبانان سقوطی که 16 نفر تلفات داشت بخاطر دعا کردن بجای پرواز کردن بزندان رفتند:

خلبان و کمک خلبان پرواز شماره 1153 "تون اینتر" که در سال 2005 در دریای مدیترانه سقوط کرد بخاطر فرود آمدن در آب هریک به 10 سال زندان محکوم شدند.معلوم شد که این دو نفر در هنگام از کار افتادن موتورها بجای تلاش برای هدایت ایمن هواپیما به دعا کردن پرداخته بودند.پرواز 1153 که از "باری" در ایتالیا به "جربا" در تونس میرفت در 6 آگوست 2005 در آبهای ایتالیا سقوط کرد.از آنجاییکه در هواپیمای دو موتوره توربوپراپ "ای تی آر-72" اشتباها نشانگر سوخت هواپیمای "ای تی آر-42" که ظرفیت سوخت کمتری دارد نصب شده بود دچار مشکل شد وقرائت غلط نشانگر بنزین که به آن اعتماد شده بود باعث شد که هواپیما دچار کمبود سوخت گردد و نهایتا سوخت آن تمام شود.موتور سمت راست در ارتفاع 23000 پایی و موتور سمت چپ در ارتفاع 7000 پایی از کار افتاد.کاپیتان "شفیق الغربی" و کمک خلبان "علی کبایر لاسود" که وحشت زده شده بودند بجای دنبال کردن دستورالعمل وضعیت اضطراری و رساندن ایمن هواپیما به باند شروع به دعا کردن نمودند.پس از 16 دقیقه پرواز بصورت گلایدر خلبانان تصمیم گرفتند تا هواپیما را در دریای مدیترانه فرود بیاورند و هواپیما در 23 ناتیکال مایلی شمالغرب "پالرمو" بداخل دریا سقوط کرد.همچنین دادگاه 5 نفر دیگر از کارکنان "تون اینتر" را به زندانهایی بین 8 تا 9 سال محکوم کرد.هیچکدام از متهمین برای شنیدن رای در دادگاه حضور نداشتند و تا کامل شدن روند استیناف هیچیک بزندان نخواهند رفت.

منبع گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی:http://en.wikinews.org/wiki/Pilots_in_16-death_crash_jailed_for_praying_instead_of_flying

 

  پاسخ به خوانندگان    

d688oqmy92rrvlr9skol.jpg

خانم محترمی به نام " مینا " در پست قبلی طی کامنتی مرقوم فرموده بود " چرا با نظر همه خواننده ها موافقم !!؟ " ( نقل به مضمون ) ... اگر چه در همان کامنت پاسخ کوتاه و مناسبی ارائه دادم ، اما لازم است برای روشن شدن اذهان عمومی به چند نکته اشاره کنم :

بنده  زمان سپری کردن دوره های آموزشی در آمریکا همچنین طی سال ها حضورم در نیروی هوایی کشور افتخار گذروندن کلاس های مدرن مدیریتی و سرپرستی را داشته ام . در این کلاس ها به ما یاد دادند که .. یک فرمانده مقتدر و یا یک مدیر موفق باید همیشه طوری با اطرافیان ، مخاطبان ، زیر دستان ، دوستان و همکاران رفتار کند که خود همواره در مرکزیت قرار گیرد . و در مباحث و اظهار نظر ها این مرکزیت رو حفظ کرده و به هیچ عنوان به دلیل بیان احساسات و نظرات شخصی خویش ، از کانون منحرف نشود ! یعنی این که اگر مسئولیت سایتی رو به عهده دارید و در آن انواع سلیقه ها ، تفکرات و دیدگاه ها با شما در ارتباط هستند .. روش عاقلانه این است که با همه مدارا و به نظرات آن ها احترام گذاشته شود . و هیچ گاه نظر شخصی به اطرافیان و مخاطبان تحمیل نشود .. کاری که بنده در این دو سال انجام می دادم . زیرا پر واضح است هیچ یک از خوانندگان با یک دیگر هم عقیده نیستند .. ! انواع ادم های  مذهبی ، حزب اللهی ، بی دین ، نماز خوان ، سیاسی ، فرهنگی و .. و .. حضور دارند . اگه قرار باشه من دیدگاه و نظرات شخصی ام رو بیان کنم .. به طور حتم بقیه دلخور و تبدیل به مخالف بنده می شوند . کما این که در باره زیر ابرو برداشتن یک اظهار نظر کوچک کردم .. چند تا از دوستان قدیمی رسمآ اعلام کردند که از بنده نامید شده اند .. یا فکر نمی کردند این گونه باشم !! یا قلب شون رو شکستم !!

با این حساب قبول دارید ارتباط با طیف وسیعی از نگرش ها واقعآ " هنر " است !؟ مخصوصآ بنده که به یکایک دوستان پاسخ هم می دهم ! ضمن این که جدا از تعاریف کلاسیک و مدرن .. بنده به تمام نظرات خوانندگانم احترام می گذارم . امیدوارم آن خواننده محترم قانع شده باشد .

دعوت به همکاری

به نام خداوند بخشنده و مهربان

به اطلاع دوستان و خوانندگان محترم می رساند : سایت Old Pilot با استعانت از پروردگار منعال در نظر دارد بزودی حامی ( اسپانسر ) و نماینده انحصاری سایتی بین المللی شود . بر همین اساس مدیریت سایت در نظر دارد نمایندگانی های فعال در مراکز استان ها و شهرستان ها برقرار کند .

  •  کلیه فعالیت های تبلیغاتی نمایندگان بر اساس قوانین مصوب نظام جمهوری اسلامی و شرع مقدس اسلام خواهد بود .
  • نمایندگان مراکز استان ها مسئولیت هماهنگی ، نظارت و در صورت لزوم راه اندازی نمایندگی در شهر های استان متبوع خود را دارند .
  • با نمایندگان قرارداد رسمی منعقد خواهد شد . و کلیه حقوق و مزایا با دلار یا معادل آن ، محاسبه و پرداخت خواهد شد .
  • هزینه تبلیغات تعریف شده به انضمام هدایای تبلیغاتی از تهران ارسال خواهد شد .
  • نمایندگان باید دارای روابط عمومی قوی و فعال باشند . بدیهی است آمار بازدید کنندگان هر منطقه و استان با نرم افزار های مخصوص مرتب کنترل شده و در صورت افزایش از سقف تعریف شده پاداش ویژه ای  تعلق خواهد گرفت .
  • کلیه جوانانی که توان فعالیت تبلیغانی دارند بایستی تا اول اردیبهشت ماه درخواست همکاری به انضمام طرح های تبلیغاتی پیشنهادی خویش را به همراه مشخصات ، سوابق و تلفن تماس به ادرس جی میل مدیر سایت Old Pilot ارسال فرمایند .
  • خوانندگان قدیمی سایت Old Pilot و ارائه دهندگان طرح های جالب در اولویت هستند .
  •  مدیریت سایت  Old Pilot پرداخت دستمزد و هزینه های تبلیغاتی رو شخصآ تضمین می کند .
  • به یک نفر جوان فعال با روابط عمومی بسیار قوی همچنین به یک موتور سوار با گواهینامه و ضامن معتبر جهت همکاری با مدیریت سایت Old Pilot  فوری نیازمند است .

***************

لازم به ذکر است آقایان : رضا آبادانی ( آبادان ) ، بابک معترض ( اردبیل ) بامداد و سپند ( شیراز ) مهرداد ، رضا و هومن از کرج در اولویت انتخاب مدیریت سایت  Old Pilot قرار دارند . لطفآ طرح های تبلیغاتی و تلفن های تماس خویش را سریعآ ارسال فرمایید .

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد . 

yul2qu6sjgcpbprkkr6e.jpg

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 

- تعداد بازديد
  • 2927
  • مرتبه

    نظرات

    سلام عموجان. یه چند وقتی بود نمیتونستم اینجا سر بزنم، وقتی اومدم دیدم اینهمه آپدیت شده کلی ذوق کردم. واقعاً خسته نباشید، مطالبتون جالب بودن. سلامت و موفق باشین.
    پاسخ
    پیمان عزیز و گرامی
    خوشحالم که دوباره می بینمت
    و خوشحالم که خوشحالی شما رو می بینم
    موفق باشی عزیزم

    سلام کاپیتان خسته نباشید.مرسی خیلی جالب بود.فقط یه پیشنهاد اگه مطالبی که دوستان توی کامنتها میذارن مثل داستان نجات خلبان که توی کامنتهای لینک قبلی بود را به عنوان یه پست مستقل اپ کنین فکر کنم خیلی بهتر باشه.البته فقط پیشنهاد بود و گرنه صلاح مملکت خویش خسروان دانند.پاینده باشید.
    پاسخ
    حمید عزیز و گرامی
    با تشکر از شما و جناب آوالانچ عزیز ... باید عرض کنم من چنین قصدی را داشتم .. اما به مشکل بر خوردم . چون اگه دقت کنی مطالب فوق قبلآ در سایت یا رسانه ای دیگر درج شده است . و از نظر خوانندگان کپی کاری اصلآ جذابیت نداره .. و گر نه من کلی لذت بردم ... و خیلی دلم می خواست مطالب ان چنانی رو به صورت مستقل آپ کنم
    حمید جان فراموش نکن .. که درج در قسمت کامنت ها هم همان کاربرد را دارد . و ضمن این که کسی هم خرده نمی گیرد که مطالب این سایت
    . کپی شده است
    البته ترجمه فرق می کنه .. همون کاری که با مطلب جناب خواجه نظام انجام دادم و در دو پست به صورت مستقل آپ کردم
    به هر حال همین پیشنهاد اگه از سوی عده ای از خوانندگان قدیمی مطرح شود .. برای من خیلی بهتر است که به شکل مستقل آپ کرده و کمی هم به خودم استراحت دهم
    ممنون از شما

    عمو بهروز سلام
    عمو جون من با دیدن عنوان مطلب شما کلی خندیدم آخه یه بنده خدایی در همسایگی ما است که نوه اش همسن من است همبازی دوران کودکی من بود(یادش بخیر) واتفاقا اسم این دوست مانیز حسن است که به همین دلیل به مادر بزرگ او نیز همسایه ها میگویند ننه حسن (فقط خانم های همسایه من هم جند بار که ردمیشدم شنیدم ننه حسن و خوب کنجکاوی کرده فهمیدم چه کسی را میگن )
    عمو جان باور کنید چند وقتی بود اینجوری نخندیده بودم دستتون دردنکه باز هم از این مطالب طنز بنویسید
    با تشکر فراوان علیرضا
    پاسخ
    علیرضا جان عزیز
    خوشحالم که لبخندی هر چند کوتاه بر لبان زیبای شما هدیه کردم
    موفق باشی

    با سلام
    واقعا مطلب زیبا و خاطره بی نظیری بود و از اینکه خلبانان ایرانی چقدر در مواقع خطر از هوش و استعداد خدادادی خود به بهترین نحو ممکن استفاده می کردند لذت بردم و بر خود بالیدم.
    اما ارزش بخش دوم نوشته شما در پاسخ به آن خانم محترم بنظر بنده اگر از نظر آموزشی بیشتر از مطلب اصلی نبود، کمتر هم نبود. به نکته بسیار بسیار مهمی اشاره فرمودید که متاسفانه در ما ایرانی ها کمتر دیده می شود و فکر میکنم امثال بنده به درسهای اینچنینی خیلی نیاز داریم و در سیستم آموزشی ما جای خالی دروس مربوط به چگونگی برخورد با افکار و عقاید گوناگون و تضارب آرا بشدت احساس می شود. از شما استاد عزیز خواهش می کنم بعد از هر نوشته زیبا نکته ای نغز مانند این درج بفرمایید تا امثال بنده بهره مند شویم تا شاید انشاءالله در زندگی بکار ببندیم.
    با تشکر و سپاس فراوان
    پاسخ
    شهرام عزیز و نازنین
    با تشکر از شما ... راستش بنده رو خیلی شرمنده فرمودید .. اگه لایق باشم چشم
    آخه راستش رو بخواهی در این دو سال خیلی سعی می کردم دوستانی که زحمت می کشند و کامنت می گذارند رو همواره راضی نگهدارم .. فکر نمی کردم این گونه زیر سوال بروم !! به همین دلیل ابتدا پاسخ ایشان را در همان کامنت دادم .. ولی باز احساس کردم این کامنت ذهن دوستان دیگر را مغشوش خواهد ساخت .. این بود که سعی کردم خط مش و استراتژی خودم رو در قبال خوانندگان بیان کنم .. ان چه عرض کردم .. واقعیتی انکار ناپذیر است .. چون من با انواع عقاید و سلیقه ها هر روز مواجه ام .. هیچ گاه سعی نکردم نظر واقعی ام رو مطرح کنم .. !! و همیشه تلاشم این بوده که به نوشته های دوستان احترام گذاشته و تشکر کنم .. این که هر دفعه سخنی بگویم .. می ترسم اساتیدی که تشریف می آورند .. یه جور دیگه ای فکر کنند .. اما قول می دهم اگه بهانه ای پیش امد حتمآ از منظر علمی و اجتماعی تحلیل نمایم
    در باب استعداد خلبانان ایرانی .. بله .. خوشبختانه ایرانیان سرآمد همه مردم هستند ... و از هوش و ذکاوت بالایی بر خوردار هستند
    ممنون از شما .. قلبآ خوشحالم که این چنین عمیق درک ام می فرمایید

    عمو بهروز نازنین!
    امشب به قصد گله اومدم وبلاگ ! داشتم غر می زدم که ای بابا این چه وضعیه ... وبلاگ شده فوتبال و اینا ... کو خلبانیش .. کو خاطرش ...اصلا" بو پرواز نمی ده دیگه ... ولی با دیدن مطلب جدید زبان در حلق چپاندم!! ممنون از مطلب جدید و همت والا ... یا حق ....
    پاسخ
    روزبه جان عزیز
    ممنون از این همه لطف شما
    راستش پسرم دست من نیست .. اجازه نوشتن از ارتش را ندارم
    خلاصه این یکی را مجبور شدم با تغیر نام ارتش به سپاه آن را تقدیم کنم
    با تشکر از شما

    سلام جناب مدرس

    از آخرین کامنتی که براتون گذاشتم مدتی‌ می‌گذره ولی‌ این به معنی‌ نبودنم در سایت نیست، پستهای قبلی رو خواندم و بدلیل اینکه برای خط به خط نوشتهای شما ده ها صفحه حرف برای زدن داشتم و ممکن بود بدلیل همین حرفا از خطوط قرمز سایت شما با سرعت زیاد عبور کنم از نوشتن آنها خودداری کردم. شاید در روزی و روزگاری دگر به این قبیل مسائل بپردازیم.

    خوب حالا اصل مطلب، با توجه به استقبال کم از مقالهٔ قبلی‌ در رابطه با ا-۳۸۰ و مسائل جانبی ساخت آن و باتوجه به اینکه مقالهٔ دیگری را در دست نوشتار دارم، از خوانندگان محترم می‌خوام برای پر بار شدن نوشتهای من دلیل کمی‌ استقبال خودشون را از مقالهٔ قبلی بیان کنن تا در آینده شاهد نوشتاری موازی سلیقه خوانندگان باشیم. البته در متن مقالهٔ قبلی‌ نکاتی‌ بسیار برای به بحث نشستن هم در زمینهٔ فنی‌ و هم اجتماعی وجود داشت که گویا دوستان علاقه چندانی به چالش کشیدن آن نکات ندارن.

    سبز باشید
    پاسخ
    اری جان عزیز و گرامی
    ممنون عزیزم و تشکر از زحمات شما
    پسرم به طور حتم شما یک مسئله را نادیده گرفتی .. و آن تعطیلات نوروزی .. و خواهش از شما برای روشن کردن چراغ سایت در این ایام بوده است .. و گرنه حتی سفید هم آپ بشه بالای هزار نفر صد در صد می آیند . اصلآ گوگل خودش می آورد ... !! او که دیگه نمی گه کی نوشته و یا چه نوشته شده است
    باز هم باید خوانندگان در این باره نظرششون را بگویند ..
    ولی به عقیده من شما دلسرد نشوید .. و مطالب جالب خودتون را ارسال فرماییید .. چون من که از ارتش نمی توانم بنویسم .. این جوری هم که جا ها رو با سپاه عوض می کنم که .. خودم هم راضی نیستم .. احساس گناه می کنم
    ورزش و مسایل اجتماعی هم که نمی تونم بنویسم .. خوانندگان صداشون در آمده است .. پس بهتره به همون صنعت هوانوردی بپردازیم
    ممنون از شما

    با سلام خدمت جناب مدرسی.مطالب شما عالی است .مخصوصا تحلیل های شما از مسایل اجتمایی مانند همین فوتبال .از شما متشکرم .لطفا از اینگونه مطالب باز هم بنویسید .باتشکر
    پاسخ
    ممنون مرتضی جان
    چشم عزیزم .. سعی خودم رو خواهم کرد

    با سلام!
    ضمن تشکر از این خاطره که خوانندگان را به حال و هوای مطالب یک سال پیش سایت میبرد.در بخشی از مطلب عنوان نموده بودید که اینجانب مطلبی در مورد ابرهای "سی بی" داشتم و آدرس آنرا خواسته بودید.باید عرض کنم تا آنجا که بیاد دارم و در مطالب جستجو کردم چنین مطلبی نداشتیم والبته اگر پیدا کردم ترجمه خواهم نمود.در ضمن مطلب بعدی آماده است و چون کمی طولانیست اگر مایل باشید میتوانید بصورت مستقل ارائه نمایید.
    متشکرم
    پاسخ
    ممنون علیرضا جان
    دست شما درد نکنه .. راستی به این زودی یک سال گذشت ..!!؟ چشمک
    پسرم راستش رو بخواهی .. قصد داشتم همین بخش را مستقل کار کنم .. چون خودم هم خاطره داشتم .. ولی در مقابل عمل انجام شده ای قرار گرفتم
    در مورد مطلب جدید .. باید عرض کنم .. این خواست قلبی من است .. چون مطالب شما حال و هوای مطالب سال قبل رو دارند .. !! به قول خودت و من از خدا می خواهم ان ها رو گاهی مستقل کار کنم
    فقط شاید اول نشنال جئوگرافی را که مدت ها بد قولی کردم منتشر کنم .. بعد این یکی که شما زحمت کشیدید .. از طرفی هم چند مطلی آقایان ا/الانچ و نیما نجاتی عزیز فرستاده که در نوبت هستند .. با این حساب سه مطلب آماده دارم .. که بعد از مستند یکی از آن ها را و سپس یک پست از خودم و بعد به ترتیب یا یکی از آن ها یا از ترجمه شما استفاده خواهم کرد .. لطفآ ترجمه های مستقل را در پیشنوس با کلمه مستقل مشخص کن .. تا اشتباه نکنم
    ممنون پسرم .. باز هم منتظر مطالب مستقل هستم . اگه بتونی از سوانح ترجمه کنی .. برای بخش مستقل عرض می کنم ..م ن هم زیر آن تحلیل سانحه را اضافه خواهم کرد .. این جوری خیلی عالی می شود
    اگه ادرس سایت های سانحه را نداری .. بگو تا برات بفرستم
    ممنون از شما

    بهروز خان خسته نباشید ترا خدا حای اسم ارتش و سپاه را عوض نکنید از ما بهتران مگویند از ارتش چیزی ننویسید دیگر عوض کردن اسم ندارد بعد از 30 سال هنوز هم با ارتش مشگل دارند.شما نا خواسته توی تور این ها افتاده و بسادگی بجای ارتش لغت سپاه را جانشین میکنی بعد از یکسال در سایت اسمی از ارتش باقی نخواهد ماند.من که خیلی خاطرات شما را دوست دارم ترجیح میدهم شما از هر چیز دیگری بنویسید تا اینکه خاطرات دستکاری شه بخوانم راستش خیلی خننده دار هم میشه .شما منویسید یکی از فرماندهان سپاه(مجبورید بجای ارتش لغت سپاه را بکار بکیرید)که دوره های مقدماتی عالی و ستاد را در ایران ودر کشور های دیگر کذرانده بود و بچند زبان زنده دنیا تسلط داشت و از نظر پروازی امریکای ها را انگشت به دهان کرده بود واز تیپ و هیکل حرف نداشت و.........
    من خواننده متن بایددر تشکیلات سپاه دنبال چنین فردی بگردم اخرشم چند تا بد و بیراه بشما بگم که ما را ابله حساب کرده مکه چنین شخصصی اینجا پیدا میشه......بهر صورت احترام امامزاده با متولی است اجازه ندهید حرمت و اعتبار ارتش و نیروی هوائی بخواهند ملا خور کنند پاینده باشید
    پاسخ
    دوست عزیز و نکته سنج بزرگوار
    با تشکر از دقت نظر شما .. اگه کامنت های قبلی را بخونی .. خودم هم به این نتیجه رسیدم .. می دونی دلیل آن چه بود !؟
    به اعتقاد من .. ما حق ندرایم در اتفاقات گذشته تحریف کنیم .. چون نسل های بعدی آن را خواهند خواند و این گناه است .. جرم نابخشودنی است .. و ضمن این که خودم هم موقع نگارش احساس گناه و عذاب وجدان می کردم
    تصمیم دارم .. اگه چیزی خودم و دوستانم نداشتیم که منتشر کنیم .. صفحه سفید به موقع منتشر می کنم .. نه این که مجبور شوم این جوری جاهای آن ها را عوض کنم !! ممنون از راهنمایی های شما

    سلام كاپيتان (شتلق)
    دست خودم نيست اين دست اتوماتيك مي رود بالا
    خيلي عالي بود و نشان از روحيه شما دستتون درد نكنه
    با اجازه (شتلق)عقب گرد
    پاسخ
    امیر جان بعد از عرفان چشمم به شما روشن !! حالا شتلق شتلق بکنید .. تا دوباره من را بخواهند و بگویند حق نداری کامنت های شتلق را درج کنی ..!! چشمک
    ممنون عزیزم .. فدات بشم

    سلام کاپیتان
    وای هنوز دارم میخندم.خیلی جالب بود.
    منم زمانی که دوره میدیدم بعضی وقتا که مکالمات برج با هواپیماهای مختلف یا هواپیما ها با هم رو
    گوش میکردم بعضا کلمات و شوخی های جالبی یا سوتی های جالبی میشنیدم. اگه کسی اینها رو جمع آوری کنه احتمالا یک کتاب بشه چاپ کرد ازش:))
    خدا قوت کاپیتان
    پاسخ
    بله نیمای عزیزم .. دنیای مکالمات در آسمان بین خلبانان و خلباان با زمین خیلی جالب و متنوع است
    به قول شما اگه ادم خوش ذوقی پیدا بشه و همه اون دیالوگ ها رو جمع کنه .. در نوع خودش بی نظیر می شود
    ممنون از شما که پسند کردی
    با ارزوی موفقیت

    کاپيتان سلام خسته نباشي
    از اظهار لطف شما بسيار سپاسگزارم ماجراي ننه حسن را خواندم بسيار جالب بود و براي چند تن از دوستان نيز تعريف کردم يکي از دوستان من که در زمان جنگ در اطلاعات و عمليات لشگر 5 نصر بوده تعريف ميکرد در يکي از عملياتها با به شهادت رسيدن بيسم چي و گم شدن کد رمز او با يگان عمل کننده در همان منطقه به زبان زرگري صحبت مي کرده اند و عمليات را هدايت مي کرده اند که اين موضع به گفته فرمانده مخابرات موجب سردرگمي شنودهاي دشمن شده بود با خواندن ماجاري ننه حسن به ياد او افتادم با تشکرمحقق
    پاسخ
    علی جان نازنین
    خیلی خوشحالم که شما رو یاد گذشته و دفاع مقدس انداختم
    بله .. ایرانی ها خیلی با هوش هستند .. و می دونند چگونه شنود های دشمن رو خنثی کنه .. ما از این موارد زیاد داشتیم .. که یکی همین تعریف دوست رزمنده شما ست .. با تشکر از شما و دوست رزمنده ات
    موفق و پیروز باشید

    سلام و درود اقای مدرسی عزیز.راستش چندوقتیه زیاد پای اینترنت نمیشینم و یکجورای بدم اومده اما سایت شما استثناست پست خیلی بامزه و جالبی بود.خواهش دارم دیگه از فوتبال و...ننویسید اگر ارتش ممنوعه از خاطرات گذشته و زندگی خودتون بنویسید قبلا هم پستهای اینطوری داشتین و خیلی هم خوب بوده.یا هر چیز دیگه ای خودتون که واردید!فوتبال موضوع بی ارزشیه.باور کنید!
    راستی اقای خواجه نظام زمانی گفتند خاطرات پدربزرگشون رو منتشر میکنند پس چی شد؟؟
    پاسخ
    فریده جان عزیز و نازنین
    به جان نوه هایم قسم .. دلم برات تنگ شده بود . بهتره بگم نگرانت بودم . عزیزم یک مرتبه بی خبر می گذاری و می ری ..!!؟ نمی گی دوستان دلشون برات تنگ می شوند !! بگذریم
    فریده جان راستش این دو مورد یهو به ذهن ام رسید .. خودت می دونی من نه فوتبالیست هستم .. و نه فوتبالیت ها را دوست دارم . !!! تا حالا سه تا پست کلآ در این باب نوشتم .. که دوتای آن مربوط به نحوه سخن گفتن علی دایی و آخری هم در باب زیر ابرو برداشتن بود ! ولی چشم خانم خانم ها ... از قدیم گفته اند ادب در اطاعت است ..و من قول می دهم در باب سایر موارد بنویسم .ضمنآ از این که اسامی ارتش رو با سپاه و بسیج عوض کنم .. اصلآ کار درست و مناسبی نیست .. خودم یه جور هایی احساس گناه می کنم
    به قول شما بهترین کار خاطرات قدیمی خودم است .. هر وقت هم هیچی پیدا نکردم .. سفید آپ می کنم
    در مورد جناب خواجه نظام .. امیدوارم خودش پاسخ شما رو بدهند .. اما فکر می کنم بنده خدا به خاطر عدم استقبال از مطالبش کمی دلخور بود .. که براش توضیح دادم به خاطر تعطیلات نوروزی بوده است
    حتی پست های من هم استقبال نشد .. تا ببینم دوستان چه می گویند !!؟
    فریده جان .. خیلی دوستت دارم دخترم .. مواظب خودت باش عزیزم

    باسلام خدمت آقابهروز
    خاطره خيلي جالب وبامزه اي بود .همونطوركه شما ودوستان اشاره نموديدما ايروني ها استعداد شگرفي در فريب وگمراهي دشمن ويا حالا احيانا خلق الله داريم(شوخي بود)عين اين خاطره موارد زيادي رو از بچه هاي رزمنده طرف خودمون كه مثلا با استفاده از مترادف كلمات در اين لهجه با فارسي استفاده ميكردن وكار بابا بزرگ عراقي ها هم نبود كه رمز شكني بكنه!
    به هر حال اجر همشون حتماپيش خدا محفوظه همينطور شما
    اگر چه مي بينيم همه به نوعي فراموش كردن حالا حكومت هيچي ولي
    ولي رزمنده هاچه از ده هزارسال پيشم كه باشن قهرماناي تمام دوره تاريخ يه ملت هستند كه براي مردم ميمونن
    اما چه راحت همون دوره خودشون فراموششون كردن
    نقل شعار نيست چيزيه كه با گوشت وپوست درك كردم متاسفانه. به عينه ديدم كه مردممون توي همين تهران به يك عزيز كه حالا نسب نزديكي هم باهام داشت به خاطري كه حتما پاي راستشو توي مهران يادش رفته بود از رو مين همراه بياره( كه اين فقط جزئي از جراحتاي شيميايي و 4تاگلوله و موج انفجار تمام بدن ونارحتي اعصاب شديد) وبا عصا راه ميرفت
    دقت كنيد پياده ميرفت كه سوار اتوبوس شه نه اينكه سوارمرسدس يا پرادو باشه عقده اي كه ازديگران داشتند رو گشودند وسيل متلكاشون كه آره چه جور چلاق شدي ،آهاي پات كو از اين دست..بهتره ادامه ندم يعني نميتونم
    ببخشيد اگه زياده روي شد
    با تشكر دوستتون داريم
    پاسخ
    مهدی عزیزم ... بی تعارف بگم اشگم رو در آوردی پسر .. من بی نهایت در باره این نوع برخورد با انسان ها مخالف و متنفرم .. وقتی در جایی می خوانم و یا می شنوم ، بد جوری اعصابم خرد می شود
    وقتی در باره دوست رزمنده و قهرمان شما می خواندم .. باور کن تمام زندگی جنگی و مصائب او در یک لحظه جلوی چشمم آمد .. نمی دونم این چه حسی است که خدا به من داده .. همه چیز رو تجسمی و سه بعدی می بینم .. مخصوصآ مطالبی که خود به ان اعتقاد و ایمان دارم .. بد جوری اشگ هایم جاری شد .. فقط می تونم بگم ... اجر این رزمنده و تمام رزمندگانی که به خاطر دفاع از آبو خاک کشور عزیزمون راهی مناطق جنگی شدند .. با خداوند مهربان است
    این سختی ها و متلک ها .. حلاوت خاصی در ان دنیا برای او هب ارمغان خواهد آورد
    مهدی عزیز و نازنین ... ممنون از کامنت شما و شرح ذکاوت ایرانی ها
    شاد و موفق باشی
    خدا نگهدارت باد

    سلام عمو جان
    خوبید؟
    شرمنده که من تماس نگرفتم.متاسفانه تک دایی من به رحمت خدا رفتند و حسابی درگیر مسائل بودم.
    فعلا خدانگهدار
    پاسخ
    دختر عزیز و نازنینم
    به شما و خانواده محترمت به خاطر درگذشت ان عزیز تازه درگذشته تسلیت می گویم .. انشاالله غم آخر شما باشد . و هر چه او را خام ، بقای بازماندگان باشد
    دخترم نیلوفر جان .. ای کاش به بنده خبر می دادی تا در مراسم ایشان حضور می یافتم .. به هر حال بنده رسمآ در پست بعدی به شما و خانواده گرامیتان تسلیت عرض خواهم کرد ..
    خدا به بازماندگان صبر عنایت فرماید . روحش شاد

    سلام كاپيتان
    شنبه گذشته يكي از اقوام بنده از سفر حج با هواپيما بر مي گشتند كه بهشون اطلاع مي دن هواپيما بعلت نقص فني دوباره در فرودگاه جده به زمين خواهد نشست ايشون تعريف مي كردند كه اعلام كرده اند كه يكي از شيشه هاي هواپيما ترك داره و به همين خاطر برگشتند ايشون مي گفتند كه خيلي از مسافرهاي هواپيما حالت تهوع داشتند و خودم هم بدنم فوق العاده عرق كرده بود و چند نفر هم بيهوش شدند از جمله يكي از خدمه هاي هواپيما ولي متاسفانه ماسك اكسيژن باز نكردند به نظر شما خلبان چرا ماسكها را باز نكرد آيا ماسكها خراب بودند يا هزينه زيادي به شركت هواپيمايي تحميل مي شود ممنون مي شوم در اين باره توضيحي بدهيد.
    پاسخ
    رضا جان عزیز و گرامی
    ای کاش از اون حاج آقا سئوال می فرمودی بعد از چند دقیقه از پرواز برگشتند .. ؟
    آیا متوجه شد کدوم شیشه ترک برداشت ؟ منظورم شیشه کابین خلبان یا شیشه قسمت مسافران .. !؟
    اگر ین دو پرسش رو می دونستم .. خیلی راحت دلایل ان را عرض می کردم .
    اما حدس می زنم هواپیما بیش از ده دقیقه از پرواز برگشته بود . دلیل این حدس و گمانم هم حالت تهوع داشتن مسافران و عرق کردن عزیز راوی و ب هوش شدن بعضی ها ..!! قضیه کاملآ مشخص است که هواپیما بعد از پرواز دچار لیک و افت شدید پرشرایز شده است . . و دلیل آن هم ترک برداشتن یکی از شیشه ها می تواند باشد .
    البته شیشه های کابین خلبان معمولآ ترک بر نمی دارند .. بلکه دچار حباب می شوند . که به محض مشاهده حباب باید به نزدیک ترین فرودگاه مراجعت کنند . اما چرا ماسک اکسیژن را باز نکردند
    اولین دلیل قطعی ان می تواند خرابی کلید آزاد کردن ماسک ها باشد ! ولی چرا با دست سعی نکردند آن ها را آزاد کنند !؟
    اگه کلید آزاد کردن ماسک ها سالم بوده است .. به احتمال خیلی زیاد خلبان حواس اش به خرابی سیستم پرشرایز هواپیما نبوده .. و در حال پرواز حالش خراب شده و احساس سرگیجه می کند .. وضعیت کمک اش هم شاید چنین بوده و هر دو با هم حالشون خراب شده .. و فوری ارتفاع کم کرده و تقاضای فرود اضطراری در جده را نمودند .. به همین دلیل ممکنه یادشون رفته کلید ماسک ها رو آزاد و رها کنه .. !! البته برای من اصلآ قابل قبول نیست که فراموش کرده باشند .. چون دست کم چهار کپسول اکسیژن سیار در هواپیما موجود است .. و میهماندارن می توانستند از ان استفاده کنند ... !! شاید شیشه ناگهان شکسته و پرشرایز خالی شده و آن ها فرصت بررسی دستور العمل را نیافته بودند !! ولی خرابی ماسک ها نمی تواند صحت داشته باشه ... چون همان طور که گفتم میهمانداران می توانستند با دست آزاد کرده و از کپسول سیار استفاده می کردند
    شاید همان گونه که عرض کردم ... ان ها زمانی متوجه خرابی پرشرایز شده بودند که خودشون حالشون به هم خورده و مغز در این شرایط خوب کار نمی کند .. و کاپیتان هم تمام تلاش خود را برای فرود امن به کار می برده .. و فراموش کرده بود
    ***********
    به هر حال به شما توصیه می کنم حتمآ به اون فامیل خود بفرمایید رسمآ از شرکت هواپیمایی مربوطه شکایت کند .. و چون حجاح بودند .. بقیه زائران هم کاروانی شون را می توانند پیدا کنند .. باید همه شکایت نمایند .. تا اگر قصوری بوده با خلبان و خدمه برخورد شود
    کپسول های اکسیژن هزینه آن چنانی ندارد که شرکت ها مانع از سرویس آن باشند .. قصور و بی تجربگی بیشتر احساس می شود که شکایت تضمین کننده سلامت سایر پرواز هاست
    ممنون از شما

    دوستان عزیز و یاران همدل و صمیمی
    بنده همین الان ساعت 3:30 بامداد دوشنبه 24 فروردین ماه ، یک درخواست همکاری در سایت قرار دادم .. اون دسته از عزیزانی که مطلب را قبل از این تاریخ مطالعه کرده اند .. خواهش می کنم بار دیگر به سایت و آخرین پست مراجعه و آن را مطالعه فرمایند
    با تشکر و احترام

    دعوت به همکاری

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به اطلاع دوستان و خوانندگان محترم می رساند : سایت Old Pilot با استعانت از پروردگار منعال در نظر دارد بزودی حامی ( اسپانسر ) و نماینده انحصاری سایتی بین المللی شود . بر همین اساس مدیریت سایت در نظر دارد نمایندگانی های فعال در مراکز استان ها و شهرستان ها برقرار کند .

    کلیه فعالیت های تبلیغاتی نمایندگان بر اساس قوانین مصوب نظام جمهوری اسلامی و شرع مقدس اسلام خواهد بود .
    نمایندگان مراکز استان ها مسئولیت هماهنگی ، نظارت و در صورت لزوم راه اندازی نمایندگی در شهر های استان متبوع خود را دارند .
    با نمایندگان قرارداد رسمی منعقد خواهد شد . و کلیه حقوق و مزایا با دلار یا معادل آن ، محاسبه و پرداخت خواهد شد .
    هزینه تبلیغات تعریف شده به انضمام هدایای تبلیغاتی از تهران ارسال خواهد شد .
    نمایندگان باید دارای روابط عمومی قوی و فعال باشند . بدیهی است آمار بازدید کنندگان هر منطقه و استان با نرم افزار های مخصوص مرتب کنترل شده و در صورت افزایش از سقف تعریف شده پاداش ویژه ای تعلق خواهد گرفت .
    کلیه جوانانی که توان فعالیت تبلیغانی دارند بایستی تا اول اردیبهشت ماه درخواست همکاری به انضمام طرح های تبلیغاتی پیشنهادی خویش را به همراه مشخصات ، سوابق و تلفن تماس به ادرس جی میل مدیر سایت Old Pilot ارسال فرمایند .
    خوانندگان قدیمی سایت Old Pilot و ارائه دهندگان طرح های جالب در اولویت هستند .
    مدیریت سایت Old Pilot پرداخت دستمزد و هزینه های تبلیغاتی رو شخصآ تضمین می کند .
    به یک نفر جوان فعال با روابط عمومی بسیار قوی همچنین به یک موتور سوار با گواهینامه و ضامن معتبر جهت همکاری با مدیریت سایت Old Pilot فوری نیازمند است .
    ***************

    لازم به ذکر است آقایان : رضا آبادانی ( آبادان ) ، بابک معترض ( اردبیل ) بامداد و سپند ( شیراز ) مهرداد ، رضا و هومن از کرج در اولویت انتخاب مدیریت سایت Old Pilot قرار دارند . لطفآ طرح های تبلیغاتی و تلفن های تماس خویش را سریعآ ارسال فرمایید .

    با سلام!
    لطفا راجع به همکاری بیشتر توضیح دهید.آیا باید برای سایت شما تبلیغ شود یا آن سایتی که اسپانسر شده اید.موضوع آن سایت چیست و غیره؟
    ممنون
    پاسخ
    عزیزم من به کی باید توضیح بدهم ؟
    شما که حتی نام شریف ات را ننوشتی !!؟ من به ارواح توضیح دهم ؟
    ضمن این که وقتی می گویم سایت بین الملی طبق قوانین مصوب نظام جمهوری اسلامی و شرع مقدس اسلام .. یعنی این که هیچ مشکلی نداره
    به موقع بنر و تبلیغات آن سایت در همین بخش درج خواهد شد

    Amo jan salam , ishala ke khobo salamat bashin, amo jan chand vaghte miyam mibinam neveshtin ayandeh vali dafe bad ke miyam matlab 1 chize digast !! masalan hamin havapeimaye US Airway chand vaght hast ke axesho gozashtin hala dalil ro nemidoonam , be har hal khastam yad avari karde basham . ma ke be shoma dar har sorat eredat darim .
    پاسخ
    حامد عزیزم خوبی ؟ راستش رو اگه بخواهی .. این ها برنامه های آینده است .. به عبارتی می خوام بگم در این موضوعات هم مطلب خواهیم داشت !! اما از شوخی گذشته من به دلیل مشکلاتی که داشتم .. و فکرم آزاد نبود ، موفق نشدم برای سقوط در رودخانه هودسن تحلیل بنویسم .. بعد هم که هی مسایل اضطراری مثل باخت تیم و مسئله مایلی کهن و غیره پیش اومد .. ولی مستند نشنال جئوگرافیک دیشب آماده شد . یک زنگ تفریح بسیار جالب و جنجال برانگیز را هم دیشب تمام کردم . که احتمالآ به خاطر سیاسی بودن آن خارج از برنانه آپ کنم .. بعدش مستند .. بعد همایش هواپیماها در مینودشت .. بعد تحلیل رودخانه .. و بعد مقایسه سه مدل هواپیمای جالب .. که هم تصویری است و هم توضیحی .. اگه زنده بودم و اتفاقی نیفتاد و تغیری نکرد .. به این ترتیب برنامه ها را آپ خواهم کرد ...
    ممنون از شما

    Rasti amo jan az Chicago chi namayande nemikhayi ?

    lol
    پاسخ
    اتفاقآ می خواستم در کامنت قبلی برات بنویسم .. یادم رفت .. بله من برای خارج از کشور هم نماینده فعال می خواهم .. حق و حقوق ات را یا به اقوام ات حواله می کنی .. یا به حسابی که می گویی دلار واریز خواهد شد . فقط لطفآ نامه بنویس .. چون جزئیات کار و روش های اجرایی نباید علنی بشه .. چشمک

    بنام آنكه هستي از او نام يافت
    استادارجمندم سلام خدايش كلي خنديدم و حال كردم مخصوصاً از موقعيت خشتك ننه حسن كه در آخر خلبان دلاورمون با آب و تاب اعلام ميكرد خيلي با حال بود . دم شما هميشه گرم
    اما قبلاً از بنده حقير خواسته بوديد مطالبي ديني و آموزنده در سايت درج كنم ، لذا مطلب جذاب و جالبي را در دو قسمت تقديم حضور شما و دوستان باوفا مي نمايم اميد است مقبول درگه احديت قرار گيرد

    دوستدار شما
    علي كدخدايي


    وظايف منتظران در عصر غيبت

    از جمله مسائلى كه همواره شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام در دوران غيبت كبرى خواهان فهم آن هستند، شناخت وظايفى است كه در اين دوران به عهده آنان گذاشته شده است . در اين مقاله تلاش خواهيم كرد وظايف منتظران را هر چند به صورت مختصر بيان كنيم .
    1- معرفت نسبت ‏به حضرت ولى عصر عليه السلام :
    از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: روزى امام حسين عليه السلام بر اصحاب خود وارد شدند، بعد از حمد خدا و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
    اى مردم! خداوند بندگان را نيافريد مگر براى اينكه او را بشناسند، زمانى كه او را شناختند، او را پرستش كنند و هنگامى كه او را پرستش كردند، با عبادت و پرستش او از بندگى غير او بى ‏نياز گردند . مردى عرض كرد: اى پسر پيامبر! پدر و مادرم فداى شما باد، معرفت‏ خداوند چيست؟ فرمود: شناخت اهل هر زمانى نسبت‏ به امامشان، امامى كه طاعت او بر آنان واجب است.» (1)
    همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية (2)
    هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»
    توجه به مضامين دعاهايى كه خواندن آن‏ها در عصر غيبت توصيه شده است نيز ما را به اهميت مساله شناخت‏ حضرت ولى عصر عليه السلام راهنمايى مى‏ كند . در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب كمال الدين نقل كرده است، مى ‏خوانيم:
    «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفنى نبيك فانك ان لم تعرفنى نبيك لم اعرف حجتك، اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى (3)
    بارالها! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت . بارالها! پيغمبرت رابه من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجت‏ خود را به من بشناسان كه اگر حجت ‏خود را به من نشناسانى از دينم گمراه مى ‏گردم.»
    2- تمسك به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام :
    ولايت اهل بيت عليهم السلام دو گونه است: 1 . ولايت تكوينى 2 . ولايت تشريعى .
    ولايت تكوينى بدين معناست كه حضرات معصومين عليهم السلام به اذن و اراده الهى، مى ‏توانند در مقام تكوين و عينيات خارجى، دخل و تصرف كنند، مانند معجزات انبياء عليهم السلام و كرامات اولياء عليهم السلام، و ولايت تشريعى، به معناى ولايت و سرپرستى جامعه و مؤمنين است . امامان معصوم عليهم السلام، هر كدام در زمان خود، ولى و سرپرست جامعه بوده و مردم را هدايت تشريعى مى ‏كنند.
    از جمله وظايف مهم منتظران در زمان غيبت، چنگ زدن به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام است.
    امام صادق عليه السلام فرمودند:
    خوشا به حال شيعيان ما! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان [ولايت] ما تمسك مى‏ جويند .» (4)
    همچنين امام سجاد عليه السلام فرمودند:
    هر كس در غيبت قائم ما بر دوستى [و عقيده به امامت ما] ثابت قدم باشد، خداى متعال اجر هزارشهيد از شهداى بدر و احد به او عطا مى ‏كند.» (5)
    و نيز امام صادق عليه السلام فرمود: زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشوايشان از آنان غايب گردد.»
    زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ امام عليه السلام فرمود:
    به همان امر [ولايتى] كه برآنند چنگ زنند، تا برايشان آشكار شود.» (6)
    3- انتظار فرج :
    يكى از وظايف مهم مردم در عصر غيبت، انتظار فرج است.
    رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: « با فضيلت‏ترين اعمال امت من، انتظار فرج است.» (7)
    امام صادق عليه السلام فرمود:
    زمانى بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان راضى‏ تر است كه حجت ‏خداى متعال از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را [هم] ندانند . با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا باطل نشده است . در آن زمان، هر صبح و شام چشم انتظار فرج باشيد.» (8)
    آنچه در روايات مربوط به انتظار فرج حضرت ولى عصر عليه السلام بسيار به آن پرداخته شده، مساله صبر در اين انتظار و پاداش صابران در اين دوران است . در ذيل به چند نمونه از اين روايات اشاره مى ‏شود :
    الف: امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
    پس از شما كسانى بيايند كه يك نفر از ايشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد [ اصحاب] گفتند: اى رسول خدا ! ما در جنگ بدر و احد و حنين با تو بوديم و درباره ما آيه نازل شده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر آنچه [از حوادث ايام] به ايشان مى ‏رسد، به شما رسد، صبر آنان را نداريد.»
    ب: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «انتظار الفرج بالصبر عبادة » (10)
    انتظار فرج با صبر، عبادت است.
    ج: امام رضا عليه السلام فرمود: «ما احسن الصبر و انتظار فرج (11) ؛ چه نيكوست‏ شكيبائى و انتظار فرج.»
    د: امام حسين عليه السلام فرمود:
    براى او [مهدى] غيبتى است كه اقوامى در آن از دين خارج شوند و گروهى بر دين ثابت قدم بمانند و آزار و اذيت مى ‏كشند و به آن‏ها گفته مى ‏شود: اين وعده [ظهور] چه وقت عملى مى‏ شود، اگر راست مى ‏گوييد؟ بى‏ ترديد صبر كننده در زمان غيبت در برابر آزار و تكذيب [مخالفان]، به منزله جهاد كننده با شمشير در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله است .» (12)
    4- تهذيب نفس و اصلاح فردى :
    يكى از وظايف مهم منتظران دولت‏ حق، پارسائى و آراستگى به اخلاق خوب و پسنديده است.
    امام صادق عليه السلام فرمود:
    هر كس شادمان مى‏ گردد از اينكه از ياران حضرت مهدى عليه السلام باشد، بايد منتظر باشد و به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد و او منتظر [واقعى] است .» (13)
    همچنين امام صادق عليه السلام فرمود:
    به يقين براى صاحب اين امر غيبتى است، پس بنده خدا بايد تقواى الهى پيشه كند و به دينش چنگ زند.» (14)
    5- اصلاح اجتماعى :
    (سایت مناجات :به عنوان این بخش ایراد هایی وارد است که بعدا مورد تحلیل قرار می گیرد.)
    يكى از وظايف مهم مردم در دوران غيبت كبرى، داشتن روحيه اصلاح گرى در سطح جامعه است . هر فردى بايد در برابر آحاد جامعه اسلامى (!!!) احساس مسؤوليت كرده، در راه اصلاح و ساختن افراد تلاش نمايد، تا جامعه و افراد آن آماده پذيرش حكومت جهانى حضرت مهدى شوند.
    اصلاح جامعه از راه امر به معروف و نهى از منكر تحقق مى ‏يابد و قانون امر به معروف و نهى از منكر در متن دين اسلام بسيار مورد تاكيد قرار گرفته است.
    امام باقر عليه السلام در بيان وظايف شيعيان در دوران غيبت فرمودند:
    توانمندان شما بايد به ضعيفانتان كمك كنند و اغنياء شما بايد به فقرايتان مهربانى كنند، هر كس بايد برادر [دينى] اش را نصيحت كند، نصيحتى كه به نفع برادرش باشد.» (15)
    خداوند متعال مى ‏فرمايد:
    «شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسان‏ها آفريده شده ‏اند; [چه اينكه] امر به معروف و نهى از منكر مى ‏كنيد و . . .» (16)
    و امام صادق عليه السلام فرمود:
    بى ‏ترديد امر به معروف و نهى از منكر راه انبيا عليهم السلام و طريقه صالحان است [ امر به معروف و نهى از منكر ] وظيفه ‏اى سترگ [و خطير] است كه به وسيله آن ساير واجبات انجام مى‏ پذيرد و راه‏ها امنيت مى ‏يابد و در آمدها حلال [و مشروع] مى‏ گردد، مظالم باز گردانده مى ‏شود، زمين آباد مى ‏شود و از دشمنان انتقام گرفته مى ‏شود و امور سامان مى ‏يابد .» (17)
    آرى اگر همه مسلمانان خود را موظف به اجراى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه اسلامى (!) بدانند، قدم ‏هاى اوليه براى نيل به جامعه ايده آل و مطلوب مهدوى برداشته مى ‏شود .
    (پايان بخش اول)

    پاورقی :
    1) بحارالانوار، ج 5، ص 312 و كنز الفوائد، كراجكى، ص‏151
    2) بحار الانوار، ج‏8، ص‏368 و ج‏32، ص‏321 و ينابيع الموده، القندوزى، ج‏3، ص‏372
    3) كمال الدين، ج‏2، ص‏512
    4) همان، ج‏2، باب 34، ح‏5
    5) همان، ج‏1، ص‏439
    6) همان، ج‏2، باب 33، ح‏44
    7) مجمع البحرين، ص‏297
    8) كافى، ج‏2، باب نادر فى الغيبه، ص‏127
    9) كافى، ج‏8، ص‏37 و مكيال المكارم، ج‏2، ص‏290
    10) الدعوات، قطب الدين راوندى، مدرسة الامام المهدى، ص‏41
    11) بحار الانوار، ج‏52، ص‏129
    12) كمال الدين، ج‏1، ص‏437
    13) غيبت نعمانى، ص‏200، ح‏16
    14) كافى، ج‏2، باب فى الغيبه، ص‏132
    15) بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، عماد الدين طبرى الآملى الكنجى، چاپ نجف اشرف، ص‏113
    16) آل عمران/110
    17) الكافى، ج‏5، ص‏56; التهذيب طوسى، ج‏6، ص‏180 و تحف العقول، ص‏227

    پاسخ
    علی جان کم کم داشتم از دیر آمدن شما نگران می شدم .. !! و چیزی نمانده بود که غیبت شما رو رد کنم .. که وقتی از خواب بیدار شدم دیدم الحمدالله خبرب مفصل از شما آمده است
    جناب کدخدایی ... ممنون از شما خوشحال مطلب این پشت نظر شما رو جلب کرد
    در مورد مقاله ای که درج فرمودید .. ممنون و سپاسگزارم

    درود جناب مدرسي بزرگوار .

    در رابطه با مسئله تبليغات سايت بين المللي من و جناب سپند (دوست و همكار و رئيس بنده ) به طور كامل در خدمت شما هستيم . جناب سپند در حال حاضر تهران هستند (در رابطه با فعاليتهايمان در زمينه هوانوردي) . اين روزها به شدن درگير جذب اسپانسر براي نمايشگاه و اير شو هستيم كه واقعا اين كارها در ايران بسيار مشكل است . در رابطه با سايت منتظر اطلاعات بيشتر شما هستم . البته بگم كه حتي اگر من و جناب سپند نتونيم فعاليت كنيم من مي تونم كساني رو به شما معرفي كنم كه بسيار براي شما مفيد باشند . مثلا برادر بزرگ من و يكي از دوستان صميمي من در حال راه اندازي يك فروشگاه الكترونيكي هستند كه تا حالا در حدود 400 هزار تومان هزينه كردند و خيلي جالبه كه كار تبليغاتي اين فروشگاه به عهده برادر كوچكترم (سال اول دبيرستان)هست كه در زمينه تبليغات اينترنتي بسيار كار بلد هست و اين فروشگاه الكترونيكي به تبليغاتش بسيار وابسته است , البته به خاطر وقتي كه دراينترنت صرف كرده يكم درسهاش افت كرده است . اين دوستان من به شدت به دنبال كسب درآمد آبرومند هستند , اگر ديدم اين كار براشون توجيح اقتصادي داره حتما اونها رو وارد كار مي كنم . فقط نياز به اطلاعات دارم تا در اختيار دوستان قرار دهم . در حال حاضر متظر آمدن جناب سپند هستم تا يه كتك درست حسابي بخورم چون كه در غياب ايشان در زمينه جذب اسپانسر موفق نبوده ام (چشمك).

    به هر حل منتظر اطلاعات بيشتر از جانب شما هستم .

    به اميد ديدار
    پاسخ
    بامداد عزیز و نازنین
    ممنون از شما .. خوشحالم کردی
    در مورد قضیه فوق اگه می شه ای میل بفرست تا در ان توضیح دهم
    فرقی نمی کنه .. هدف من جوان های نیاز مند به کار است .. خب البته کمی هم وارد باشند
    در نامه همه چیز را توضیح خواهم داد

    سلام كاپيتان
    كاش در وبسايتتون امكانات سرچ مي گذاشتيد تا در پيداكردن مطالب به خواننده كمك كنه چون به نظر مي رسه با زياد شدن پست هاي وب سايت واقعا يك امكانات سرچ خيلي نياز باشه
    موفق باشيد
    پاسخ
    علی جان نازنین
    درسته که سایت این مسئله را رعایت نکرده است .. اما اگه شما به ذیل هر مطلب و پست بنگرید یک بخشی به نام فهرست مطالب گذشته وجود داره که خیلی راحت می توانید هر پستی که می خواهید پیدا کنید

    با سلام جناب مدرسی عزیز کمی هم در مورد کارتان توضیح می فرمائید:
    ایمیل بنده: jafar_m271@yahoo.com
    با آرزوی موفقیت برای شما.
    پاسخ
    چشم جعفر جان
    حتمآ به عرض خواهم رساند

    جناب مدرسی عزیز
    با سلام و احترام فراوان خدمت شما استاد گرانقدر خدمتتان عرض می نمائیم بدلیل اینکه عکس های فوق بدون ذکر منبع در سایت فوق الذکر قرارداشتند در هنگام قراردادن در وبلاگ منبع را سایت انجمن هوافضا قرار دادیم ولیکن مطمئن باشید اگر از منبع اصلی آن که سایت زیبا و پر محتوای شما دوست خوبمان بود آگاهی داشتیم حتما آن را ذکر می نمودیم.همین جا نیز از شما عذرخواهی نموده و منبع عکس ها را اصلاح نمودیم.
    ما را از نظرات خود دریغ مدارید.
    مجله هوایی
    پاسخ
    محمد عزیز و نازنینم
    این چه فرمایشی است عزیز ... من خودم بار ها عرض کردم اصلآ و ابدآ اهل این داستان ها نیستم ..!! هدف آگاهی است و این جوری خیلی عالی است .. من فقط تعجب کردم که آیا آن ها چنین کاری کردند یا نه ؟
    وگر نه که عزیزم .. شما خودت می دونی ما مخلص شما و همکارانت هستم
    محمد جان .. شرمنده که نتوانستم منظورم رو برسونم .. شما نور چشم بنده هستید
    این حرف ها قابل نداره .. مواظب خودت باش
    حق نگهدارت

    سلام آقای مدرسی عزیز
    خاطره خیلی بامزه ای بود مرسی.
    به خانواده محترم سلام برسونید.
    پاسخ
    خوشحالم شبنم عزیز که مورد پسند شما دختر خوبم قرار گرفت .. شما هم سلام برسونید
    مواظب خودت باش عزیزم

    کاپیتان
    بابت این پست جالب تشکر میکنم.یک خواهش داشتم کاپیتان که ازخاطرات سفر به پاریس مطلب زیادی تا به حال تعریف نکرده اید. من مثل خیلی از جوانهای دیگر عاشق شهر پاریس هستم.اگر ممکن است از خاطرات سفر به پاریس بنویسید.
    مرسی
    پاسخ
    چشم حامد عزیزم .. حتمآ این کار رو خواهم کرد .. اتفاقآ من در پاریس خیلی خاطرات جالب و شنیدنی دارم .. یادم باشه حتمآ یکی یکی به
    آن ها اشاره خواهم کرد .. ممنون از یاد آوری

    سلام عمو بهروز عزیز
    مطلب خیلی جالب و خنده داری تهیه کردید . از شما خیلی خیلی متشکرم .
    عمو جان لطفاً اگر امکان داره کلک دوستتون (زبل خان) را که در
    پست های قبلی نوشتید برایم ایمیل کنید. ارادتمند و دعا گوی شماهستم.
    پاسخ
    ممنون مهرداد عزیزم .. خوشحالم که خندیدی
    در مورد کلک زبل خان .. هر وقت دیدیمت .. حضوری بهت می گم .. به ای میل نمی شه اعتماد کرد .. چشمک
    موفق باشی

    باسلام خدمت آقابهروز
    والله اصلا قصد ناراحت كردن شما رو نداشتم در واقع بعد ارسال كامنت يكم كه فكر كردم از حرفايي كه زدم يه جورايي پشيمون شدم چون به اين نتيجه رسيدم كه حتما موجب ناراحتي شما به خاطر روحيه پاك وحساستون ميشه من اصلا همچين هدفي ندارم
    در هر حال شرمنده
    حالا جالبه بدونيد كه واكنش اون آقا (يابذاريد نسبتشودرآخر كامنت بگم)
    نسبت به اينهمه بلاهت ازطرف اين عده جاهل فقط خنده اي تمسخرآميز وكمي تلخ بود،بعدش كه خودم خواستم جوابي بدم يااعتراضي كنم مانعم شد و گفت اصلا براش مهم نيست اين رفتار اونا
    در هرحال سلامت وپيروز باشيد.

    (اون آقاداداش بزرگم هستند:بسيجي داوطلب 15 ساله از61 تا 67 ديروز وشخصي با تني رنجور از هفت سال حضور مداوم در خط اول امروز،از فتح خرمشهر و رمضان و كربلاي 5و...تا عقب نشيني از فاو وشلمچه598)

    سلام اقای مدرسی

    با تشکز اط مطالب خیلی خیلی جالبتون

    اگر امکانش هست یکمی بیشتر در کورد ایناعطای نمایندگی بمویسید ممنونتون میشم

    چون میخواستم بینم شرایطش و طرز کارش چیه که اگر بشه نمایندگیشو بگیرم
    پاسخ
    جمال عزیزم .. فعلآ مسئولان و کارفرمایانی که قرار بود .. بنده و دوستانم در خدمت اش باشیم .. پاسخ روشنی نداده اند .. مطمئن باش در صورت قطعی شدن حتمآ به تفصیل توضیح خواهم داد .
    جمال جان گرامی .. من به شما قول می دهم به محض قطعی شدن ، حتمآ از وجود و تجربیات شما استفاده خواهم کرد .. این رو قول می دهم عزیزم
    موفق باشی

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35