حاج آقا ؛ شما هم بعله ...!!؟

دوستانی که از اینترنت سرعت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا

دیشب غرق خواب بودم و به قول قدیمی ها تازه داشتم هفت پادشاه رو تو خواب ملاقات می کردم که ناگهان دیدم یکی به شدت تکان ام می دهد !! اولش فکر کردم قراول های جناب پادشاه اند و می خواهند حد و حدود نزدیکی ام رو به حضرت اجل گوشزد نمایند ..! اما لحظاتی بعد متوجه شدم " آرش " پسرمه که سعی داره منو از خواب ناز بیدار کنه ..!! راستش رو بخواهید حسابی جا خورده و با خود گفتم نکنه مشکلی برای دوقلو ها رخ داده است ..!!؟ آخه وروجک ها خیلی شیطونی می کنند .. و باید مدام مواظب شون بود . با وحشت پرسیدم چی شده بابا ..!!؟ گفت .. بابا بدو مایلی کهن خیلی شلوغ می کنه ..! از فرط خواب آلودگی یه لحظه فکر کردم حاجی اومده خونه مون تا بگه .. خدا وکیلی شما روزنامه نگار ها یه مدت به من گیر ندید ..!! با شنیدن صدای عادل فرودسی پور تازه دوزاری ام افتاد که امشب نود پخش می شه .. افسوس خوردم چرا به پسرم نگفتم که دیگه مسایل تیم ملی رو دنبال نمی کنم .. آخه از شما چه پنهان بعد از باخت تحقیر آمیز مقابل عرب ها .. با خودم عهد بستم که دیگه نه فوتبال نیگا کنم .. نه به داستان های تکراری انتخاب سرمربی گوش بدم .. ولی نه مثل این که ما محکوم به شنیدن و دنبال کردن مسایل تیم ملی هستیم ...
بازم مجبورم جمله کلیشه ای همیشگی ام رو تکرار کرده و یاد آوری کنم .. نه ورزشکارم و نه با مسئولین ورزشی کشور خصومت و دشمنی دارم .. و اگه گاهی مجبور می شم چند خطی از نحوه برخورد و یا عملکرد بزرگان ورزش بنویسم .. صرفآ از باب تعهدی است که به مسایل اجتماعی و حرفه روزنامه نگاری ام دارم . راستی تا یادم نرفته دوست دارم مرد و مردونه یک مسئله ای رو اعتراف کنم .. و اون هم اینه که : وقتی در باره رفتار تند علی دایی در مقابل خبرنگاران انتقاد کردم .. اصلآ یادم نبود که بعضی از همکاران ورزشی نویس ما متآسفانه خرده شیشه دارند .. و به قول معروف تنها چیزی که براشون مهمه مسایل مادی و دلال بازی و واسطه گری است ! و مسلمآ جناب دایی آن ها رو می شناخت که آن چنان پاسخ دندان شکن به بعضی ها می داد ! ای کاش خودش یه جور هایی این مسایل پشت پرده رو بیان می کرد تا مردم این همه کینه او را به دل نگیرند .. در یکی از کامنت ها وقتی خواننده محترمی این مسئله رو یادآوری کرد .. خاطره برخورد با این قشر را در جلسات مطبوعاتی شبکه سه یادم اومد . باور کنید خیلی عذاب وجدان گرفتم .. احساس گناه نسبت به علی دایی می کنم . البته همه ورزشی نویس ها آن گونه نیستند .. انسان های شرافتمند فراوانی در جمع اهالی ورزشی نویس هم است .. ولی خب فراموشی این مهم باعث شد قاضی خوبی نباشم .
سخن اخر این که .. در این پست هم اصلآ کاری به تیم ملی و کارنامه جناب مایلی کهن ندارم ! این که او آدم موفقی بوده یا نه .. ؟ من هیچ اطلاعی ندارم .. دیشب هم در برنامه نود بالاخره نفهمیدم حق با عادل عزیز بود یا حاجی مایلی ! اما ته دلم گواهی می داد حق باید با عادل باشه .. چون حافظه مردم مخصوصآ کسانی که مسایل تیم ملی رو دنبال می کنند معمولآ کم اشتباه کرده و همه چیز رو خوب به خاطر دارند .. تکذیب واقعیت ها رو ممکنه نوه هایم که اون ایام نبودند باور کنند !! که اون ها هم مسلمآ یه روز آگاه خواهند شد که حق با کی بوده است ! اما آن چه که مرا واداشت این پست خارج از برنامه رو بنویسم .. به خاطر حرف های جناب مایلی کهن در باب بازیکنانی که زیر ابرو بر می دارند است ! چون من حاجی را مردی مومن و متقی می شناختم که همیشه بدون پرده پوشی سخنان اش رو می زند . و در راه اعتقاداتش از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کند .. اما وقتی تناقض رو در حرف های او شنیدم .. علامت سوال بزرگی جلوی چشمانم ظاهر شد . که خیلی دلم می خواد بدونم دلیل اغماض چیست ..!؟ و گرنه تیم ملی چه به جام جهانی برود یا نه اصلآ برام مهم نیست !!
![]()
الگو های جامعه ...
در این که چهره های ورزشی و هنری همیشه الگوی جوانان هستند .. اصلآ شکی نیست . و در این سال ها خیلی تلاش و هزینه شده است تا جامعه کشور ما سالم و پر نشاط باشد .. اما گاهی الگو های جامعه ما خود دچار لغزش و خطا می شوند . که بر مسئولین امر واجب است که بدون هیچ گذشت و ملاحظه ای با افراد متخلف برخورد کنند . اما متآسفانه بنا به دلایلی ، گاهی چشم ها روی افراد خطا کار بسته می شود . چرا ..!!؟ البته این رو هم اضافه کنم که من به هیچ وجه مخالف مد و پیشرفت نیستم . اما گاهی آدم با صحنه هایی مواجه می شه که واقعآ شرم اش می شه نگاه کنه ... !! یادمه پارسال با دو نفر از خانم های همکار تلویزیونی ام در میدان ونک قرار داشتم .. اولی به موقع اومد و گفت دوست مشترک مون کارش به اتمام نرسیده و تا یک ساعت دیگه پیداش می شه ... و چون نمی شد تو خیابون منتظر شد .. همکارم گفت بریم به یه کافی شاپ تا دوستمون بیاید .. و سپس به سمت کافی شاپی که می شناخت راه افتاد ..! وقتی داخل رفتم ، یه لحظه شوکه شدم !! یعنی در قلب تهران چنین جاهایی هم هست !!؟ بی اغراق من به خیلی کشور های آمریکایی و اروپایی سفر کرده ام .. به عبارتی ندید بدید نیستم .. ولی به شرفم سوگند دختر خانم و آقا پسر هایی رو دیدم ..که شک کردم این ها ایرانی باشند !! اگه بگم چند تا سور به جوون های اروپایی و آمریکایی زده بودند .. آیا باورتون می شه !!؟ واقعآ شور اش رو در اورده بودند .. دختر خانم ها با آرایش های جلف و غلیظ و سیگار بر لب در حالی که لباس های تنگ و کوتاهی بر تن داشتند با آقا پسر هایی که نمی شد تشخیص داد که چه جنسیتی دارند !! به همکارم گفتم این هم جا بود که منو آوردی ...!!!؟
مد برداشتن زیر ابرو ..!!
نمی دونم از کی تا حالا مد شده است که آقا پسر ها هم مو های زیر ابروی خود را بر می دارند ..!!؟ یادش بخیر .. اون قدیم مدیما حتی دختر ها هم تا زمانی که به اصطلاح قدم به خونه بخت نمی گذاشتند ، هرگز دست به ترکیب ابروهای پر پشت و حتی گاهی زشت خود نمی زدند ..!! وای کجایی خانم های بند انداز .. که در هر محل و برزنی یکی از اون ها حضور داشت .. و چه قدر خوش یمن بود روزی که ننه بندانداز به خونه عروس خانم می آمد .. چه شور و شعفی داشت .. صدای تنبک و بشگن و ایضآ آواز بعضی خانم ها می آمد که ترانه های محلی در وصف عروس خانم می خوندند .. و ننه بند انداز هم با نخ های سفید مرتب روی صورت دختر خانم با حرکات موزونی کار می کرد .. و بعد از اتمام چهره دختر خانم عوض می شد .. همه می دونستند که او حالا دیگه شوهر داره .. چون یادمه فقط بعد از عقد این کار ها رو می کردند .. یواش یواش این سنت مثل خیلی چیزهای خوب قدیمی ور افتاد .. ابتدا دختر خانم های امروزی ابرو های خود رو بر می داشتند .. تا این که دیگه عادی شد .. یادمه یک روز تو مجله سروش یکی از دختر خانم ها با زیر ابروی برداشته شده اومد .. وقتی بهش تبریک گفتم .. خشک اش زد و گفت .. وا آقا مدرسی .. تبریک برای چه ..!!؟ وقتی گفتم به مناسبت عقد کنان .. با تمسخر گفت .. خواب دیدی خیر باشه ..!! این گذشت تا این که یه روز تو خیابون آقا پسری رو دیدم که زیر ابرو برداشته است !! همه مسخره اش می کردند .. !! بعضی ها هم می گفتند : طرف اوا تشریف داره .. وای خاک عالم .. چه قباحتی ..!! دیری نگذشت که آن هم تقریبآ عادی شد .. ! ولی دیگه اصلآ فکرش رو نمی کردم سر و کله این جور شازده ها تو ورزش هم پیدا بشه ..!!
جنجال موی سر رو یادتونه ..!!؟
حتمآ یادتونه که در اوج زمزمه های صعود تیم ملی به جام جهانی ، ناگهان جنجالی بر سر نوع مدل موی سر بعضی از بازیکنان تیم ملی پیش امد !!؟ می دونید کی شلوغ اش کرد ..!!؟ بله این ماهواره های ورزشی و دلسوز ما بودند !! که فریاد واویلا رو براه انداخته بودند که .. ای داد فدراسیون به موی سر ورزشکاران هم کار داره ..!! حالا قضیه چی بود .. ؟ یکی دو تا از آن بنده خدا ها " تل " به پیشانی خود بسته بودند .. بعضی ها هم موهای خود رو بلند کرده و به اصطلاح ما قدیمی ها کاکول گذاشته بودند .. و در این وانفسا یک بنده خدا مسلمونی که واقعآ نمی دونم کی بود ( شاید آقای دادکان ) گفته بود .. با بازیکنانی که موهای سر خود رو بلند کرده یا تل ببندند ، برخورد خواهد شد ( نقل به مضمون ) .. وای چی شد .. البته خوب یادمه ورزشکاران ما به خاطر تثبیت جایگاه خود خیلی سریع موهاشون رو اصلاح و پیرایش کردند .. که نشون می داد طفلکی ها بی غرض حرکتی رو انجام داده بودند .. و قضیه ختم به خیر شد .. اگه افراد قدیمی یادشون باشه .. اون ایام موهای کوتاه رو مدل ورزشکاری می نامیدند .. و شما وقتی به سلمونی ( ببخشید جناب آرایشگر ) می گفتی مدل ورزشکاری . می دونست که باید موهای شما رو کوتاه ، کوتاه نماید .. واقعآ یادش بخیر .. متآسفانه بعضی جوون ها فکر می کنند چون فلان بازیکن اروپایی مدل موهایش رو " اون جوری " بافته .. باعث محبوبیت و مطرح شدن اش شده است .. در صورتی که فرهنگ و اجتماع آن ها با ما فرق می کنه .. !
فوتبالیستی با زیر ابروهای برداشته شده !!
دقیقآ یادم نیست در کدوم بازی بود که چشمم به فوتبالیستی افتاد که زیر ابرو برداشته بود !! اولش فکر کردم شاید من اشتباه می بینم .. !! مگه می شه !!؟ برای همین وقتی پسرم آرش خونه اومد ، ازش در باره فلان بازیکن سوال کرده و گفتم بابا .. این حقیقت داره فلانی زیر ابرو برداشته ..!!؟ گفت بله بابا درست دیدی او خیلی وقته که این کار رو کرده است !! زیاد دنبالش رو نگرفتم . ولی حضرت عباسی بد جوری حالم گرفته شد .. نه به خاطر اون جوون !! چون دلیل این اعمال واضح است .. یک شبه به پول هنگفت رسیدن ، کم ظرفیت بودن ، عقده ای بودن و و و اما ناراحتی ام از عادی شدن این حرکات در آینده است . چون هر حرکت غیر اخلاقی ، اولش با قبیح خوندن و طرد کردن همراه است .. ولی با کمی شل گرفتن تبدیل به اپیدمی می شه .. !! خدا عاقبت مون رو به خیر کنه .. البته من مجبورم یک بار دیگه تآکید کنم .. من اصلآ به مد و وضعیت آرایش و پوشاک جوون ها کاری ندارم .. هر کی اختیار خودش رو داره .. سخن من این است باید تقدس محیط ورزشی رو حفظ کرد .. و از مسئولان هم انتظار می ره در حفظ شآن و جایگاه ورزشکاران دقت بیشتری بفرمایند .. اما متآسفانه مشکل ریشه در جاهای دیگری داره .. آلوده شدن محیط ورزش به سیاست و باند بازی و پارتی بازی نتیجه اش چنین می شود که بازیکنی فاقد ارزش های اجتماعی حتی به تیم ملی هم راه می یابد .. وکسی نیست بگه بالای چشمت ات ابروست .. !! چون اصلآ ابرو نداره ..!!
حاج آقا شما هم بعله ...
باور کنید همان گونه که در بالا عرض کردم ، من تنها شناختی که از جناب مایلی کهن داشتم .. او را آدمی متعهد ، مومن و رک می شناختم . و چون اطلاعات و حافظه ورزشی ندارم ، اصلآ وارد مقوله گذشته ورزشی اش نمی شوم . و اگر چه دیشب تا پاسی از نیمه های شب پای جدل عادل عزیز و جناب مایلی کهن شدم .. اما مسئله ای که خیلی رنج ام می داد .. نحوه گفتمان آقای سر مربی تازه منصوب شده در تلویزیون بود . صادقانه بگم .. غرور و یک دندگی در ان موج می زد .. وقتی مجری برنامه نود در مورد ثابت قدمی آقای مایلی کهن در مسایل عقیدتی همانند قدیم جویا شد .. و پرسید که گذشت زمان تغیری در شما ایجاد نکرده .. !؟ با قاطعیت پاسخ اش منفی بود .. در ادامه وقتی نظر حاجی رو در مورد بازیکن های زیر ابرو برداشته پرسید .. چه جالب با قاطعیت گفت .. " بهتره این افراد بروند فوتسال بانوان بازی کنند " باور کنید به جان نوه هایم سوگند خیلی لذت بردم .. ولی این خوشحالی دیری نپایید که فردوسی پور گفت .. شما هم که تیم خودتون دارید ..!!
انتظاری که از سرمربی معتقد و مومن کشورم داشتم این بود که .. بگه .. بله با قاطعیت برخورد کردم . و او به اشتباه اش پی برده .. و قول داده دیگه دنبال این قر و اطوار نره و .. الخ . اما متآسفانه وقتی دیدم خیلی خونسرد گفت .. من از اول سر این تیم نبودم .. از اواخرش اومدم و ... تا آخر قضیه رو خوندم !! واقعآ از آدمی چون مایلی کهن انتظار چنین بی تفاوتی رو نداشتم ... من هیچ تقصیری ندارم ... تمام انسان های مومن و متعهدی که من می شناختم .. و متآسفانه خیلی از آن ها در جنگ مظلومانه شهید شدند .. هرگز به خاطر مصلحت و موقعیت شغلی از تکلیف مذهبی خود نمی گذشتند .. حتی در رژیم شاهنشاهی شاهد ایستادگی مردان مومن و با خدا بودم .. که تحت هیچ شرایطی زیر بار زور نمی رفتند ... حقیقتآ من جناب مایلی کهن رو ان گونه می شناختم .. همواره تحسین اش می کردم . اما دیشب متوجه شدم .. او هم برای حفظ موقعیت شغلی چشمان اش رو به روی بعضی مسایل بسته است !! پر واضح است در فوتبال امروز بازیکنانی که دارای پارتی و نفوذ هستند ترقی می کنند .. و باز پر واضح است بازیکن زیر ابرو برداشته حتمآ سفارش شده بالا دستی ها هستند .. که حاجی بی خیال پاکسازی شده است !!
جناب مایلی کهن .. مگه حتمآ باید از اول ترکیب بندی تیم حضور داشته باشید تا احساس تکلیف کنید .. !!؟ چطور وقتی از آخر لیگ هم به تیمی می پیوندید اختیار برگزیدن دستیارانتان رو دارید .. اختیار تعویض بازیکن و کادر فنی رو دارید .. اما در مورد فوق چرا سکوت کردید ..!!؟ من مطمئن هستم شما همان گونه که دیشب در برنامه نود تکلیف ان نوع بازیکنان رو مشخص کردید .. حرف دلتون بود . شعار ندادید ... ولی قبول کنید که به خاطر بعضی مصالح و مسایل که بی تردید بی ربط در انتصاب شما نبود چشمان زیبای خود رو بر روی اعتقادات و عرف و سنتی که از آن قاطعانه دفاع می کردید بستید .. حاجی جان .. مردم همه آگاه اند .. دیگه نمی شه حتی بچه ای رو گول زد .. جناب آقای مایلی کهن گرامی .. باور کنید نه دشمن شما هستم .. نه مخالف انتصاب شما . بلکه خیلی هم دوستتان دارم . اما مرد و مردانه .. من سخن شما را می پذیرم که از ابتدا در تیم فوق نبودید .. اما آیا فردا در تیم ملی هم چشم خود رو به روی بعضی مسایل می بندید ..!!؟ امروز هر نوجوانی وضعیت ورزش ما رو می دونه .. نیاز به پنهان کاری نیست .. اگه آن بازیکن زیر ابرو برداشته حامی گردن کلفتی نداشت ، نه در تیم شما جایی داشت و نه در تیم ملی ..
سخن آخر ...
جناب مایلی کهن .. می دونم ممکنه ناراحت بشی .. می دونم تازه گی ها انتقاد پذیر نیستی .. اما خیلی دلم می خواد روی حرف خودت در باره رفتن بعضی بازیکنان به فوتسال بانوان باشی ... به عقیده من سرمربی بودن اصلآ ارزش نداره که آدم ایمان و اعتقاداتش رو به خاطر بازیکنی که سفارش شده است ببندد .. اجازه دهید شما رو به خاطر انتقال بازیکن فوق به تیم فوتسال بانوان .. حتی عزل تون کنند . چیزی رو از دست نمی دهید . قبول کنید از شما واقعآ بعید بود که چنین بی خیال باشید .. یا لااقل به من بگوئید .. زیر ابرو برداشتن نورچشمی ها هیچ اشکالی نداره ..
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۲۲ هیجدهم فروردین ۱۳۸۸ پایان یافت .
یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )
ایام به کام 
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
Surface to air missile "S-400":
The S-400 Triumf is a new generation air defense system developed by the Almaz Central Design Bureau as an upgrade of the S-300 family.Its NATO reporting name is SA-21 Growler. The S-400 was previously known as S-300PMU-3 . It overshadows the capabilities of the other systems from the S-300 series, and its range is claimed to be at least 2 times greater than that of the MIM-104 Patriot system.Russian sources have claimed the S-400 is capable of detecting and engaging targets out to a range of 400 km (250 miles), including aircraft, cruise missiles, and ballistic missiles, including those with a range of 3,500 km and a speed of 4.5 km/s. It has also been claimed that the S-400 is capable of detecting and engaging stealth aircraft.The development of the S-400 system began in the late 1990s. The system was formally announced by the Russian Air Force in January 1999. On 12 February 1999, the first tests were performed at Kapustin Yar in Astrakhan which was reportedly successful. As a result of this, the S-400 was scheduled for deployment in the Russian army in 2001.In that same year, the project started encountering delays due to unclear reasons. In 2003 it first became apparent that the system was ready for deployment, but in August two high ranking military officials expressed concerns that the S-400 was being tested using 'obsolete' interceptors from the S-300P and concluded that it was not ready for production.Finally the completion of the project was announced in February 2004. In April, a ballistic missile was successfully intercepted in a test of the upgraded 48N6DM interceptor missile.As of January 2006, the first Russian regiment was being trained in the use of the S-400 system, with the deployment of the regiment scheduled later in 2006. Eventually all 35 air defense regiments will be equipped with the S-400 and the older S-300 and S-200 systems will be upgraded to the standards of the S-400.The S-500 is described as an upgraded version of the S-400, which is estimated to be capable of engaging target missiles with ranges of up to 3,500 kilometers.On 21 May 2007, the Russian Air Force announced that S-400 will be put on combat duty around Moscow and Central Russia by July 1. Further sources claim that S-400 will be deployed near the town of Elektrostal.On 6 August 2007, the first regiment equipped with S-400 entered active service in Moscow Oblast' near town of Electrostal, according to Channel One Russia. On 8 February 2008, Lt. Gen. Vladimir Sviridov announced that Russia will be replacing the S-300 systems in the Northwest of Russia with the more technologically advanced S-400. The S-400 is also targeting the export market, with china reportedly already having spent $500 million on it. It has also been reported China may have been part of the development process. Russia has also offered the system to the United Arab Emirates and Greece.Perhaps the biggest impact for in particular the United states is nations like Iran expressing interest in the system. Vice Chairman of Russia's State Duma Vladimir Zhirinovsky has urged the fast delivery of the S-400 anti-aircraft missile systems to Iran. Such a move is likely seen as bolstering ties between Moscow and Tehran, something Washington has found difficult to deal with.23 divisions (8 - 12 launchers each) of S-400 are planned for purchase to 2015.South Korea is developing a simplified version of the S-400 called Cheolmae-2 with the help of Almaz Central Design Bureau.
The S-400 is intended to intercept and destroy airborne targets at a distance of up to 400 km (250 miles).The ABM capabilities are near the maximum allowed under the (now void) Anti Ballistic Missiles Treaty. The radar system is claimed to possess advanced capabilities against low flying and (possibly) low RCS targets.Detection ranges of 500-600 km have been theorized for future radars.
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
موشک زمین به هوای اس-400:
موشک "اس-400"(تریامف به معنای "پیروزی") نسل جدیدی از سیستمهای دفاع هواییست که توسط دفتر طراحی مرکزی "آلماز" بعنوان نوع اصلاح شده خانواده" اس-300" ساخته شده است.نامی که توسط ناتو بر آن گذاشته شده "سام-21" (گراولر) میباشد.پیش از این "اس-400" به نام "اس-300پی ام یو-3" شناخته میشد.این سیستم قابلیتهای سایر اعضا خانواده "اس-300" را تحت الشعاع خود قرار میدهد و ادعا میشود که برد آن حداقل 2 برابر بیشتر از سیستم "پاتریوت" است.
اس-۴۰۰ در محل طراحی(آلماز)
منابع روسی ادعا میکنند که "اس-400" قادر به تشخیص و درگیری با اهدافی تا برد 400 کیلومتر(250 مایل) است که شامل هواپیما-موشکهای کروز و موشکهای بالستیکی با برد 3500 کیلومتر و سرعت 4.5 کیلومتر بر ثانیه میباشد.همچنین ادعا شده است که "اس-400" قادر به تشخیص و درگیری با هواپیماهای پنهانکار نیز میباشد.
استیلت هم در امان نیست
.ساخت "اس-400" در اواخر 1990 شروع شد و اعلام رسمی آن توسط "نیروی هوایی روسیه" در ژانویه 1999 بود.در 12 فوریه 1999 نخستین آزمایشات آن در "کاپوستین یار" در "آستاراخان" انجام گرفت که موفقیت آمیز گزارش شد و و.نتیجتا قرار شد که در سال 2001 "اس-400" بخدمت ارتش روسیه در آید.در همان سال شروع پروژه بدلایل نامعلومی دچار تاخیر شد.در سال 2003 ابتدا مشخص گردید که سیستم برای بخدمت گرفته شدن آماده است اما در آگوست دو مقام نظامی عالیرتبه بیان نمودند که در آزمایش "اس-400" از رهگیرهای بجا مانده از "اس-300 پی" استفاده شده ونتیجتا هنوز آماده تولید نیست.نهایتا تکمیل پروژه در فوریه 2004 اعلام گردید.در ماه آپریل سال 2006 یک موشک بالستیک بصورت موفقیت آمیز توسط رهگیر بروز شده "48 ان 6 دی ام" رهگیری شد.
پرتاب اس-۴۰۰
در ژانویه 2006 اولین واحد روسی جهت استفاده از "اس-400" آموزش داده شد و به خدمت گیری این واحد برای اواخر 2006 برنامه ریزی گشت.در نهایت کلیه 35 واحد دفاع هوایی توسط "اس-400" تجهیز و سیستمهای قدیمی "اس-200" و "اس-300" به سیستم استاندارد "اس-400" بروز شدند.سیستم "اس-500" بعنوان نسخه بروز شده "اس-400" توصیف شده است که قابلیت درگیری با اهداف موشکی با برد 3500 کیلومتر را دارا میباشد.در 21 مه 2007 نیروی هوایی روسیه اعلام کرد که تا اول جولای "اس-400" در وضعیت رزمی خود در اطراف مسکو و مناطق مرکزی روسیه قرار داده میشود.بعدا بنقل از کانال یک روسیه منابعی ادعا کردند که "اس-400" در نزدیکی شهر "الکترواستال" بخدمت گرفته میشود.در 8 فوریه 2008 ژنرال "ولادیمیر اسفیردوف" اعلام کرد که در حال جایگزینی سیستمهای "اس-300" در شمال غربی روسیه با سیستمهای پیشرفته "اس-400" میباشد."
واحد اس-۳۰۰
."اس-400" همچنین بازارهای صادراتی را نیز هدف گرفته است.بنا به گزارشات "چین" از قبل 500 میلیون دلار برای آن پرداخت کرده است.همچنین گزارش شده است که "چین" احتمالا بخشی از پروژه ساخت را بر عهده دارد.روسیه همچنین این سیستم را به "امارات متحده عربی" و "یونان" پیشنهاد کرده است.
ارتش چین خواستار اس-۴۰۰ است.
شاید بزرگترین برخورد ایالات متحده در این مورد با ابراز علاقه ملتهایی نظیر "ایران" جهت این سیستم باشد.معاون رییس مجلس "دوما"-ولادیمیر ژیرینوفسکی- پیشنهاد تحویل سریع سیستم ضد هوایی "اس-400" به "ایران" را داده است.چنین حرکاتی احتمالا پیوندهای بین "تهران" و "مسکو" را محکم نگاه میدارد و این چیزیست که "واشنگتن" نمیتواند با آن کنار آید.
"ولادیمیر ژیرینوفسکی" به ایران اس-400 بدهید.
۲۳واحد (هر یک 8 تا 12 پرتاب کننده) از "اس-400" قرار است تا سال 2015 خریداری گردد.
کره جنوبی نیز با همکاری دفتر طراحی مرکزی "آلماز" در حال ساخت و تکمیل نمونه ساده شده ای از "اس-400" بنام "کولما-2" میباشد."اس-400" قادر به رهگیری و تخریب هواپیماهای مراقبت هوایی تا برد بیش از 400 کیلومتر میباشد وقابلیتهای ضد موشک بالستیکی آن نزدیک به حداکثر قابلیتهای مجاز در پیمان ضد موشکهای بالستیک است.همچنین ادعا میشود که سیستم رادار آن دارای تواناییهای پیشرفته ای بر ضد اهداف کم ارتفاع و اهداف با سطح مقطع راداری کم میباشد.برد تشخیص هدف این رادار برای رادارهای آینده بطور تئوری 500 تا 600 کیلومتر خواهد بود.
اس-۴۰۰ موشکهای بالستیک و سایر پرنده ها را بزیر میکشد
منبع: ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yahoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم
تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل
و
جاسوسی که به خواستگاری آمد !!
روایت واقعی




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه























سلام کاپیتان مدرسی
فکر می کنم نفر اول باشم.از شما به خاطر پست جدید تشکر می کنم.خوشحالم که علی دایی برکنار شد و مربی دیگری جای او را گرفت.امیدوارم با آمدن مایلی کهن وضعیت تیم بهتر از قبل شود.حداقل بتوانیم در بازی های باقیمانده از آبروی فوتبال ایران دفاع کنیم.
با آرزوی کامیابی
نوید مستوفی
پاسخ
ممنون نوید عزیزم
من هم چنین ارزویی دارم نوید جان
ولی بعید می دونم با این شرایط موفق به صعود شویم
من که بی خیال مسایل تیم ملی شدم
مواظب خودت باش
با سلام خدمت استاد مدرسی عزیز
دلمان برای شما خیلی تنگ شده بود.
من فکر میکنم این تصمیم کاملآ سیاسی و غیرمنتظره بود آقای مایلی کهن هم با دکتر احمدی نژاد دوست هستند هم با اقای علی آبادی و آقای عزیز محمدی... متاسفانه آقای دایی با غرورش هم خود را له کرد هم تیم ملی کشور عزیزمون رو.
در مورد ابرو باید بگم که در یک تیم لیگ برتری 13 بازیکن ابروی خود را برداشته و در خیلی از تمیها چه در خارج و چه در داخل متاسفانه این عمل ناشایست انجام میشود.
با سپاس
پاسخ
امین جان عزیز و نازنین
من وارد آن مقولات دوستی نمی شوم .. یعنی به من ربط نداره این آقا با کی دوست است
اما این که می گی اکثر بازیکنان زیرابرو برمی دارند .. خیلی ناراحت شدم
امیدوارم شوخی کرده باشی .. و گرنه چطور چنین چیزی امکان داره !!؟
یکی رو نتونستیم تحمل کنیم . حالا می گی بیش از ده نفر این کار رو کرده اند ..!!؟
خدا به داد ما برسه .. من از این ناراحتم فردا اگه خدای ناکرده جنگی در بگیره .. آیا این زیر ابرو برداشته ها می خواهند از خاک کشورمون دفاع کنند !!!؟
عمو بهروز سلام
عمو جان دیدین که قدیمی هاهم بد نمیگن از هر دستی بدی از همان دست هم میگیری ماجرای رفتن آقای مایلی کهن یادتونه که دفعه قبل به چه شکل ازتیم ملی رفت فعلا هم آقای دایی دیدین آقای دایی که گفته بود من خودم از تیم ملی میرم وکسی من را برای نتیجه هایم اخراج نمی کند که چگونه یک شبه از تیم خداحافظی کردن ورفتن
عمو جان در باره بحث بالا هم چیزی ندارم بگم جز این که حق باشماست
با آرزوی موفقیت برای شما وتمامی دوستان
پاسخ
ممنون علیرضا جان عزیزم
بله پسرم .. همه چیز رو یادمه .. خدا جای حقی نشسته عزیزم
ممنون از شما
با سلام و تشکر به خواطر نقد استاد خودم جناب مدرسی ولی باید صراحتا بگم که زیاد این آقا رو جدی نگیرید وقتی یکی میآد تو تلویزیون برای اینکه خودشو نشون بده میگه ماتو خونمون ماهواره نداریم,بزارید به حال خودش هی طض بده, شرمنده اینقدر رک حرف میزنم ولی من تا جایی که از این حاج آقا سراغ دارم همش شعار داده و همیشه مستقیم همه رو فقط نقد میکرده و البته به اصلاح نقد,بلکه در حقیقت فقط اینو اونو میکوبیده (کنار گود میشسته و میگفته لنگش کن) اینو میگم چون یه جورایی هم محلیمونه در هر صورت این نظر ما بود
مخلص شما رضا
پاسخ
ممنون رضا جان عزیز
پسرم با اصلآ هیچ وقت این آقایون رو جدی نگرفته ایم .. !! اگه می بینی بحثی هم مطرح شد ، صرفآ به خاطر حرف خودش بود که می گفت بازیکن زیر ابرو برداشته بره تیم فوتسال بانوان ... عرض کردیم خودت هم که داری ..!! همین
آقای مدرسی از فردا یه فروند فلک و 10 -15 متر طناب بردارین به اتفاق حاجی با هم از هر کسی خوشتون نیومد فلکش کنین اگر هم بیشتر خوشتون نیومد اعدام. زیر ابرو برداشته ها و ریش بزی ها و بدون ریش ها و اونایی که آستین کوتاه میپوشن و.....
پاسخ
علی جان نازنین
الهی قربون دل مهربون شما بشم
چرا این کار رو بکنم .. !!؟ نه به پسر خودم و همه بچه های محل می گم .. بروید زیر ابرو بردارید .. چون مد شده است !! و به جای شلوار معمولی .. جین پاره که دگمه های بزرگ فلزی رویش نصب شده بپوشید ... و موهاتون رو هم سیخ سیخی کنید ... چطوره !! ؟
علی جان .. اگه می شه کمی از مزایای زیر ابرو برداشتن آقایون و آقا پسر ها هم بگو ... می دونم خیلی واردی ناقلا ....
salam
na omidam kardi aghaye modaresi
ma alan dar sale 2009 zendegi mikonim vaghte in harfa gozashte ke ki lebas chi miposhe ya ke cetor arayesh mikone
na omidam kardi
پاسخ
شرمنده محمد جان که نامید ات کردم
حق با شماست .. دوران این سخنان گذشته است
من اشتباه می کنم که می گویم چرا آقا پسر ها زیر ابرو بر می دارند .. آن هم کسانی که الگو هستند
اصلآ یادم نبود سال 2009 هستیم
واقعآ ببخشید .. من فکر کردم سال 1800 هستیم
پس بهتره آقا پسر ها زیر ابرو بردارند .. دختر خانم ها هم با آرایش غلیظ دامن تنگ و شلواری چسبان با سیگاری گوشه لب .. خیلی با کلاس می شوند .. حق با شماست
خیلی خیلی عذر خواهی می کنم
سلام عمو جون
یه سوال دارم ، ناراحت نشید لطفا ، از سر کنجکاوی میپرسم که شده در طول خدمتتون یه پیشنهادی بهتون بشه که شما باید چشمتون رو به بعضی از چیز ها ببندید و در عوض ترفیع درجه یا چیز دیگری بگیرید؟اینو ازتون پرسیدم تا ببینم عموم (که خیلی دوسش دارم) این حرف رو میزنه خودش تو این موقعیت بوده؟
البته این توجیه کار حاجی نیست ولی من میدونم شما هم میدونید که تو این دوره زمونه خیلی سخت شده بعضی کارها...نه؟عمو جون چرا سیستم کار...این قدر مشکل داره؟ در گذشته هم پارتی بازی اینقدر بود؟رشوه گرفتن و رشوه دادن بود؟ نور چشمی ها هر جایی بودن؟!این قدر تبعیض بود؟...
البته در مجموع با شما موافقم چون ما هستیم که جامعه رو میسازیم...
در پناه حق
پاسخ
عرفان عزیز و نازنین
با تشکر از شما .. فکر کنم خودت پاسخ خودت رو دادی .. و اشاره به اجتماع فعلی کردی .. پسرم ای کاش می تونستم چندین مورد از این موقعیت ها رو برات مثال می زدم تا باور کنی که هرگز قبول نکردم .. حیف که اجازه ندارم در مورد ارتش مثالی بزنم .. ولی بعد از بازنشستگی یکی دو مورد رو برای
روشن شدن ذهن ات می گویم .. وقتی در تلویزیون با همین جناب پورمحمدی کار می کردم .. پست خیلی حساسی داشتم .. اون موقع موبایل تازه به ایران آمده بود .. یادمه بالای سه میلیون تومان بود .. به جان نوه هایم قسم .. اغلب که از صدا و سیما بیرون می امدم .. افرادی به من مراجعه می کردند که در ازای گرفتن سه تا پنج خط موبایل !! طرح آن ها رو تصویب کنم !! و من هرگز شرافتم رو نمی فروختم جالبه بدونی به اون افراد می گفتم .. من کار شما رو مجانی راه می اندازم .. و ایراد های طرح شما را می نویسم .. بروید اصلاح کنید .. چرا می خواهید به من موبایل های گران قیمت بدهید ..1!؟
از این مسایل زیاد داشتم .. یا زمانی که در یکی از نهاد های خیریه کار می کردم ... بعد از اتمام مراسم کنسرت و غیره .. همه پول ها و حواله ها و چک ها دست من بود ... بودند کسانی از همون نهاد مراجعه و پیشنهاد می دادند جایی ثبت نشده ... بیا نفری فلان مبلغ برداشت کنیم ..!! که هرگز زیر بار نمی رفتم .. آخرین مورد هم در تلویزیون اتفاق افتاد ... بنده مسئول تجزیه و تحلیل آماری بودم که بر مبنای ان بعضی برنامه ها تجدید تولید می گرفت .. و نقش تحلیل و ارزیابی بنده و تیم ام خیلی مهم بود .. اوایل می دیدم آمار تغیر می یابند .. به حساب اشتباه خانم منشی می گذاشتم .. باز که چک می کردم دوباره اشتباه فاحش در اعداد و ارقام !! که سبب می شد فلان برنامه تلویزیونی دوباره تولید شود .. و میلیارد ها تومان جا به جا شود .. و من اصلاح می کردم . تا این که به بنده گفتند شما تحلیل ات رو بکن کاری به چاپ و درج در بولتنی که برای مدیران رده بالا ارسال می شود نداشته باش !! ولی من هرگز زیر بار نمی رفتم .. و می گفتم تیم من این ارقام را استخراج می کنه .. مسئولیت با من است ... دردسرت ندهم .. به شرفم سوگند .. گفتند سفره ای گسترده است .. تو هم بخور .. وقتی قبول نکردم .. این بار پیشنهاد پست بالاتر مدیریتی دادند .. که دیگه از وقاحت آن ها حالم به هم خورد .. همه شاهد هستند که با صدای بلند در جمع همه کارمندان با صدای بلند اعلام کردم ... این که شش میلیون تومان است .. حتی اگه ششصد میلیارد هم بدهید من شرافت ام رو زیر پا نخواهم گذاشت .. و همان جا استعفای خود رو نوشته و برای همیشه از صدا و سیما بیرون امدم .. هیچ کس باورش نمی شد که اون موقعیت ام رو رها کنم .. بگذریم
عرفان جان اگه من خودم هم این گونه بودم .. مطمئن باش هرگز راضی نمی شدم چنین مطالبی رو خارج از برنامه بنویسم ..
حدیثی از حضرت محمد ص نقل است که گویند .. روزی مردی خدمت رسول اکرم رسیده و از ایشان خواست تا به پسرش نصیحت کنه که خرما نخورد .. حضرت فرمود فردا بیایید .. فردا حضرت نصیحت فرمود .. مرد گفت .. ای بزرگوار .. چرا دیروز نصیحت نکردی ..؟ فرمود . دیروز خودم خرما خورده بودم و نمی توانستم نصیحت کنم در حالی که خودم رعایت نکرده بودم
به همین دلیل گویند .. رطب خورده را چگونه منع رطب کند ..!!؟
بله عرفان جان .. البته من آدم بسیار مقدس و اصلحی نیستم .. خطا های بسیاری داشته و دارم .. ولی هرگز در زندگی ام حاضر نشده ام حق را ناحق کرده و از آن راه نانی خورده باشم !! مورد زیاد است .. ای کاش از همسرم و دوستان و همکارانم در این مورد استعلام می کردی .. به هر حال پرسشی بود که باید پاسخ می دادم
موفق باشی
سلام کاپیتان خسته نباشید.این سومین کامنت بنده است طی چند روز گذشته که دو تای اولی برای لینک قبلی بود و انعکاس پیدا نکرد باضافه دو ایمیل که هنوز پاسخی بهش داده نشده و گذاشتم بحساب مشغله های زیادی که دارید البته بیشتر از این جهت عرض کردم که سو تفاهمی نشده باشه وگرنه همین که از قلم زیبایتان بهره مند میشوم از سرم هم زیاد است.در رابطه با موضوع جدید که بهش پرداختید بنظر من امری کاملا طبیعی است که افراد نسبت به منافعشون مواضع خود را تغییر دهند منتها کسی مثل حاجی مایلی کهن قضیه اش کاملا فرق میکرد البته فقط تا قبل از صحبتهایش در برنامه نود چون شناختی که همه نسبت بهش داشتیم این انتظار میرفت هر دلیل دیگری بیاره بجز این.مگر وقتی تیم را تحویل گرفت براش شرط گذاشته بودن که بازیکنها بتوانند زیر ابرو بردارند میتونست بهش تذکر بده اگر هم قبول نمیکرد بنشاندش روی نیمکت. در مورد اون بازیکن در تیم ملی هم همان سال همین کار را کرد.و اتفاقا کار بسیار درستی هم بود چون حتی توی فوتبال اروپا هم سرمربی تیم و مدیریت هر باشگاه ریز ترین رفتارهای بازیکنانش را بیرون از زمین کنترل می کند و گاها جریمه هم میشوند البته برای زیر ابرو برداشتن نیست چون فرهنگ متفاوتی دارند بیشتر برای مسایلی چون رفتن به کلابهای شبانه ، سیگار کشیدن،شب زنده داری و غیره که البته تعدادی از انها وضعیت ظاهری بازیکن را هم زیر نظر میگیرند.قابل ذکر است که برنامه نود دیشب را میشود یکی از استثنایی ترین قسمتهای این برنامه دانست چون بیشتر از اینکه به موضوع اصلی بپردازند درصدد بودند که طرف مقابل را به چالش بکشند و کلی هم گاف دادند از تاج گرفته که گفت مردم تحلیل نمی کنند تکذیب می کنند یا تجلیل تا حاجی مایلی که اون جمله تاریخی مورد اشاره شما را گفت تا بی اطلاعی فردوسی پور نسبت به بازی انگلیس و اسپانیا (اگر اسم تیمها را اشتباه نکنم) و حمله های چشم بسته و نقد های بی دلیل.اگر در کادر فنی قبلی تیم ملی علی دایی دچار این غرور و خودبزرگ بینی بود حالا سرتا پای این فوتبال لعنتی را در بر گرفته و همه بنوعی می خواهند بقیه را تخریب کنند و محدوده قدرت بیشتری همراه با مصونیت از عواقب احتمالی عدم صعود داشته باشند و اینگونه سناریو کامل میشود که اگر صعود نکردیم فدراسیون نشینها مدعی خواهند شد که ما با جمع بندی ارای صاحبان نظر سرمربی را انتخاب کردیم و همه کاسه کوزه ها گردن مربی گردن شکسته خواهد بود مایلی کهن هم که عذر نیمه موجه در مورد زمان کم خواهد اورد همراه با ترور شخصیتی که برنامه نود انجام داد و عدم حمایت صاحبان رسانه و قطعا اگر صعود نکنیم عادل خان و رسانه های دیگر خواهند گفت ما که گفتیم مایلی کهن بدرد نمی خوره و کارنامه موفقی نداره این کل سناریویی است که همه جناحهای مذکور از حالا بعنوان رکن اصلی برای ترکتازی بعد از عدم صعود به جام جهانی بکار بسته اند. چون همه حرکات و سکنات این افراد و گروه ها یعنی فدراسیون،کادر فنی تیم و صاحبان رسانه ها نشان از تسلیم و ناامیدی نسبت به صعود دارند و بنوعی می خواهند خود را در مقابل قضاوت مردم در اینده بیمه کنند البته فقط قضاوت مردم وگرنه نسبت به ضمانت کاری هر سه گروه در حاشیه امنیت قرار دارند فدراسیون نشینان که پشتشان به سازمان عریض و طویل ورزش گرم است مایلی کهن که مطمئن است حتی در صورت عدم صعود ماندگار خواهد بود چون برای 3 بازی هیچ کجای دنیا مربی عوض نمی کنند و رسانه های ورزشی هم نونشان توی روغن همین چالشها چرب میشه فقط مردم فوتبال دوست سرشون بی کلاه میماند که باید بسوزند و بسازند.والسلام
پاسخ
حمید عزیز و نازنین
باور کن وقتی یکی از خوانندگان مدعی می شود که کامنت او را پاسخ نداده ام ، بی نهایت حالم گرفته می شود .. چون امکان ندارد من کامنتی رو بی پاسخ بگذارم ... مگه این که خدای ناکرده از دستم در بره ... ولی حتی ان هایی که به بنده هم توهین می فرمایند رو پاسخ مودبانه داده و درج می کنم .. این که تاخیر داشته ، واقعا عذر خواهی می کنم ... راستش نوه ها رو برده بودیم به صاحبشان تحویل بدهیم .. ولی من آخر شب ساعت یک بامداد بود برگشتم و تا همین الان به جان همون نوه هایم که ساعت 5:35 دقیقه است دارم یکسره به کامنت ها پاسخ می دهم !! باور کن قلبم هم درد گرفته است .. ولی به دلیل تعهدی که به دوستان عزیزم دارم .. با دل و جان این کار رو می کنم .. اما در شگفت ام چرا دو کامنت از یک نفر بی پاسخ مانده است !! امیدوارم با مراجعه به پست های قبلی متوجه پاسخ حقیر باشی
اما در مورد مسایل پشت پرده و سناریویی که تدوین شده است .. بله کاملآ طبیعی است .. به همین جهت من هم از جناب مایلی کهن که انسان مومن و متعهدی بود انتظار پذیرش آن شرایط رو نداشتم
در مورد ای میل ها .. حق با شماست .. هنوز فرصت نکرده ام .. چون کلی هم کامنت در وبلاگ وجود دارد .. که مربوط به پست های قدیمی است .. و دوستان بار سنگین و حجم بالای کامنت ها رو متوجه نمی شوند .. به هر حال از شما به خاطر قصوری سهوی که در پاسخ پیش امده است ، عذر خواهی می کنم .. موفق و موید باشید
سلام، اینشالا که حالتون خوبه؟
دو تا نکته در مورد آقای مایلی کهن جالب بود برام، یکی اینکه تو سایپا هم بعد از اینکه علی دایی رفت مربی شد تو تیم ملی هم همینطور، با سابقه کارد و پنیری که با هم دارن یکم عجیبه.
دیگه اینکه بعد از نتایج درخشانش با تیم امید تو همین برنامه نود ازش پرسیدن چرا اون دوتا بازیکن رو اخراج کردی ایشون هم بعد از یکمی ناز کردن گفت که چون دیدم دارن تو اردو ورق بازی میکنن!!! بنظر من اگه ایشون واقعا اعتقاد داشتن که نباید برای کمتر شدن گناه خودش عیب دو تا جوان ۱۸-۱۹ ساله رو روی آنتن زنده تلوزیون برای همه برملا می کرد. البته فقط خدا از دل بنده هاش خبر داره!
راستی اگه صلاح دونستین یکمی بیشتر در مورد مسائل پشت پرده مطبوعات و صدا و سیما هم بنویسید.
ممنون از توجهتون
پاسخ
امین عزیزم .. باور می کنی برای من هم این ارتباطات کمی مشکوک بود ؟
به عبارتی .. روزی که مایلی کهن به سایپا دعوت شد .. با خود گفتم عجب سیاستی .. می خواهند روی دایی رو کم کنند .. که رقیب و دشمن خونی اش رو جایگزین او کرده اند ..!! اما در جریانات اخیر هم دیدم همان بازی به شکل گسترده تری ادامه یافته .. این بار طرف رو عزل و رقیب اش رو جایگزین می کنند .. شاید آن ها براشون همین مسایل تفریح و قابل سرگرمی باشه !! نه افتخار در میادین بین المللی .. بگذریم
در مورد مسایل پشت پرده .. چشم .. هر گاه مناصبتبی دست داد حتمآ به آن ها خواهم پرداخت
موفق باشی
مايلي كهن هم مثل دايي انتخاب سازمان تربيت بدني بود و نه فدراسيون فوتبال
فدراسيون فوتبال بارها علاقه ي خودشو به قطبي ابراز كرده بود كه با توجه به نياز ما به 6 امتياز با دو كره بهترين انتخاب بود
سازمان تربيت بدني نشون داد كه از عملكرد فاجعه بارش در المپيك كه منجر به ثبت بدترين عملكرد تاريخ ورزش ايران در آن بازي ها شد و البته نتايج درخشان تيم ملي تا حالا
عبرت نگرفته
اين عبارت تاليران در مورد بوربونها پس از بازگشت به فرانسه پس از شكست ناپلئون در مورد سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال مصداق داره:
«آنها نه چيزي رو ياد گرفتن و نه چيزي رو از ياد بردن»
پاسخ
احسان عزیزم
ممنون از تحلیل بسیار زیبایت عزیزم
ولی پسرم باور کن که من دیگه بی خیال این بازی ها شده ام
درد من زیر ابرو برداشتن جوان هاست .. الگو های جامعه است . ولی حق با شماست دستپخت ان ها این مشکلات رو به وجود اورد
سلام آقا بهروز خوش تيپ.
اميدوارم حال شما و كليه اطرافيان عزيز و محترمتون خوب باشد.خسته نباشي.
ارادتمند همه خوش تيپ ها
پاسخ
به به خوش تیپ خوش تیپ ها رضا جان گلم
رضا جان خوبی عزیزم .. ؟
تا یادم نرفته .. هر وقت فرصت کردی یک ای میل برایم بنویس .. کارت دارم
ممنون از شما
بنام خداوند جان آفرين
خدمت جناب مدرسي عزيزم و دوستان گرامي سلام عرض ميكنم
استاد ارجمند به نظر حقير صحبتهاي اقاي مايلي كهن درست است (البته اگر مسايل پشت پرده تيم سايپا و شخص آقاي به ظاهر دايي را در نظر بگيريم) ايشان تيمي را تحويل گرفتن كه سر مربي قبليش چاك پيراهنشو تا نافش باز مي گذاشت ،موي سرش را قير مالي ميكرد و شلوار مكشمرگما پايش مي كردو ماشينشو كه ديگه نفرمائيد كه تايتانيك پيشش لنگ مي انداخت ، خوب در چنين حالتي بازيكنان اون تيم هم(البته بعضي از آنها) زير ابرو برمي دارند، دوست پسر پيدا مي كنند و ... كه در اين معجون مخصوص كركري آقاي مايلي كهن و آقاي به ظاهر دايي را هم اضافه نمائيد (سايپا خونه و علي به ظاهر دايي هم صاحب خونه!!) خوب نتيجهاش اين مي شود كه شخص مايلي كهن گرامي مجبور مي شود حداقل تا آخر فصل دختر خانمهاي خوشگل تيمشو نگهداره و آخر فصل با يك فروند اردنگي حضرات را راهي خونه بخت كنه ، به نظر شما آيا كار ديگري مي تونسته بكند يا نه؟پس زياد به او خرده نگيريد مجبور بوده است .
سخني هم با مايلي كهن عزيز
آقاي مايلي عزيز شما هم خيلي تند مزاج تشريف داريد و بايد اين شعر كوتاه را در نظر بگيريد كه مي گويد:
آنان كه آهنين مشتند دشمنان را با دوستي كشتند
ضمناً اينكه آقاي مايلي كهن گرامي اسلام دين رأفت ، منزلت و تكريم انسان است و شما مي توانيد همين جوانان خام زير ابرو برداشته را آنچنان با مهرباني و استدلالهاي درست ومنطقي دين مبين اسلام به راه بيآوريد كه هيچ كس باورش هم نشود لذا دست از رفتارهاي خشك مذهبي و تحجر آميز برداشته و با رأفت و منطق جوانان تيم ملي را راهنمايي فرمائيد ضمناً اگر بتوانيد از يك مشاور ديني هم در اين زمينه كمك بگيريد كه بهتر وگر نه خودتون دست به اسلحه نشويد و تيم ملي ما را بيشتر از اين كه هست خاك بر سر و بيچاره و مردم ما را دلشكسته تر و ناميدتر نكنيد .
آقاي مايلي كهن لطفاً بعد از رئيس جمهوري محترممون شما ديگر اينقدر با اعصاب مردم بازي نكنيد و با حرفهاي صد تا يك غاز مردم فريبي و خود نمايي نفرمائيد مردم ما دراز گوش و يا خر نيستند يا اينكه بي دين و گبر و يهودي كه شما بخواهيد چنان خودتونو نشان دهيد كه انگار مردم را مي توانيد آدم كرده و از آنها علامه دهر بسازيد ، تيم ملي كشورمون را بايد با تفكرات صحيح اداره كرد با علم ورزش روز دنيا و البته در كشورمون با تقويت اعتقادات نه با لجبازيهاي افرادي كه فقط قصد خودنمايي دارند، ما م يدانيك كه بازيكنان ما شيفته پول و قدرت شده اند ، مي دانيم كه خيلي از آنها اصلاً مردم را قبول ندارند و فقط قصد دارند با خود نمايي و ظاهرسازي راه به تيمهاي پولدار عربي يا اروپاي پيدا كنند ولي در حال حاضر ما نياز داريم به جام جهاني صعود كرده و البته در آنجا خوش بدرخشيم ، فقط و فقط ما همين را ز شما مي خواهيم نه چيز ديگر.
استاد عزيزم انشالله تلفني با هم گفتگو خواهيم نمود
تا بعد خدا نگهدار
علي كدخدايي
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
در این که جناب مایلی کهن تیم را از دایی تحویل گرفته هیچ بحثی نیست .. علی جان همان گونه که در مطلب هم اشاره کردم .. همان گونه که مربی جدید اختیار داره دستیار و کادر فنی اش را انتخاب نماید ... خب از آقای مایلی کهن هم انتظار می رفت آن بازیکن زیر ابرو برداشته رو یا اصلاح کرده و یا اخراج می کرد .. جالبه بدونید همین بازیکن یاد شذه در تیم ملی هم بازی می کنه .. ولی پسرم شما که ماشاالله حالیته ... بازیکنانی که پشتشان به جایی وصله ، بلانسبت هر غلطی خواستند می کنند .. خب در تیم یاد شده هم معلومه که مقام بالا دست و حامی علی دایی و یا مایلی کهن کی است !! ؟ به همین جهت من از آقای مایلی کهن که واقعآ به عنوان یک انسان متعهد و مومن قبول اش دارم .. تعجب می کنم چرا برخورد نکرد .. یا چرا لااقل در پرسش عادل عزیز نگفت .. که تذکر داده ام !!؟ درد همین جاست پسرم .. حاجی هم متآسفانه بعله ... !! و به خاطر ماندن در تیم فوق و کرکری با شخص دایی مجبور شد سکوت کند .. و به نورچشمی ها چیزی نگوید .. حالا من مرده شما زنده .. تیم ملی هم اون آقا حضور داره .. ببینیم حالا که تیم رو در اختیار گرفته .. آیا اختیار اخراج یا حتی تذکر هم داره ..!!؟ علی جان اگه غیر از آقای مایلی کهن هر فرد دیگری بود .. من اصلآ اهمیت نمی دادم ... ولی جناب مایلی کهن را طوری دیگه می شناختم .. ولی حالا می فهمم که اعتقاد هم درجه داره .. و در مواقعی می شه اعتقادات رو تعطیل کرد .. وای خدای من .. قربون ادمای قدیمی که خیلی صادق بودند
علی جان فدات بشم پسرم .. ممنون از کامنت شما
روی ماه دختر گل ات رو ببوس
جناب مدرسی سلام و خسته نباشید امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید و در کنار نوه هاتون حسابی بهتون خوش گذشته باشه . این مطلب امروزتون واقعا بسیار به جا بود و داغ دل ادمو تازه میکنه . من مخالف مد نیستم . خودمم جوونم و دوست دارم که شیک باشم . اما واقعا دیگه تو مملکت ما بعضیا شورشو در آوردن . ریخت و قیافه هایی درست میکنن که آدم شاخ در میاره . به خدا شما تو اروپا و آمریکا هیچ دختری رو نمیبینید که اینجوری که دخترای ایرانی آرایش میکنند آرایش کرده باشه . همشون بسیار ساده هستند. متاسفانه ما فقط از غرب اینجور چیزاشو الگو میکنیم واسه خودمون که اینم همش به خاطر فقر فرهنگیه ما هستش . مردم فکر میکنن همه تو اروپا و آمریکا ریخت و قیافشون مثل اینایی هستش که تو ماهواره نشون میدن ! به خدا مردم عادی اونجا اصلا اینجوری نیستن و خیلی از ماها ساده تر هستن . من نمیدونم آخه یعنی چی یه پسر یا مرد زیر ابرو ورمیداره !!یا موهاش 3 متر به طرف آسمون سیخ سیخی واستاده انگار که برق سه فاز بهش وصل کردن ! بابا جون مردی گفتن زنی گفتن ! یه فرقی بالاخره باید باشه !!! یه مسئله دیگه ای هم که برای من سوال هستش اینه که مثلا اون آقا پسری که ابرو ورداشته والدینش هیچی بهش نمیگن ؟! خداییش من اگه اینکارو بکنم بابام تو خونه رام نمیده !! چند وقت پیش رفته بودم شلوار بخرم ! هر مغازه ای میرفتم هزارتا مدل عجیب و غریب میاورد !! یکیش رو جیب پشتش کله گاو کشیده بود !! یکی دیگش رو قسمت رون شلوار دو تا سوراخ بود یه پیچ از توش رد شده بود اونور با مهره بسته شده بود !!! به فروشنده میگفتم اقا اینا چیه ؟ یه مدل ساده بیار !! میگفت آقا الان اینا مده ! همه از اینا میخرن کسی دیگه ساده نمیخره !!! شاید باورتون نشه اما فکر کنم سی تا مغازه رفتم تا یه جا بالاخره یه شلوار ساده پیدا کردم !!! هر کدوم یه زلم زیمبویی بهش بود !!! من مخالف جوونی کردن و به مد بودن نیستم . اما هر چیزی حدی داره که متاسفانه الان اوضاع ما از این نظر واقعا خرابه . من همیشه میگم که هر لباس ساده همیشه شیک و مد هستش . اصولا سادگی همیشه خوبه . ظاهر ساده همیشه زیباست . موی کوتاه همیشه برازنده یک مرده .خلاصه منم از این نظرا حسابی دلم پره . فرهنگ ما داره نابود میشه .متاسفانه مردم ما بسیار ساده و ظاهر بین هستند و هرچی تو ماهواره میبینن فکر میکنن غربیا هم همینطوری هستند که این کاملا اشتباهه . امیدوارم که یه روزی از غرب خوبیهاشونو برای خودمون الگو کنیم و با تلفیق اون با فرهنگ غنی خودمون روز به روز پیشرفت کنیم . چقدر حرف زدم !!! ببخشید سرتونو درد آوردم چون دلم از این قضیه خیلی پره .به امید دیدار شما .
قربان شما دارا
پاسخ
دارا جان عزیزم .. قربون زبونت .. حرف دلم رو زدی
بله .. واقعآ اروپا و امریکا بلانسبت غلط کرده این گونه هر روز یک مدل از خودشون در بیاورند .. به قول شما این افرادی که تو ماهواره هزار تا قر و اطوار می آیند و موهای خود رو به هزار شکل و شمایل در می اورند ... همه از روی عقده است .. اون جا همه اشباع شده اند .. و به دنبال کار های عجیب و غریب هستند ... قبل از عید یک روز آزانس گرفتم تا به ستاد ارتش رفته و بن هایم رو که تلنبار شده بود و ظاهرآ در قالب کارت فروشگاه های اتکاء عرضه می شود رو بگیرم .. بماند که چقدر از این خیابان به ان خیابان پاس دادند .. اما در شهر چهرهایی رو دیدم که داشتم از تعجب شاخ در می اوردم .. همان طور که فرمودی آقا پسر هایی با موهای سیخ سیخی .. ابروهای برداشته .. خیلی مضحک .. !! حالا ای کاش به چهره شون بیاید .. یک موجود هچل هفتی شده بودند که همه مردم تمسخرشون می کردند .. به راننده گفتم .. آقا این ها محصول کجاست .. ؟ گفت تا حالا ندیده بودی ..!!؟ گفتم نه به این صورت پر در هر خیابان .. !! آخه این ها چه فکر می کنند ؟ یعنی احساس می کنند خوش تیپ شده اند !!؟ خاک عالم بر سر جوانی که با آرایش و زیر ابرو بخواهد از مد تبعیت کند دارا جان .. خلاصه بعد از آرایش تند بعضی دختر خانم ها و لباس های بسیار جلف و زننده چشمم به جمال جوان های مضحک روشن شد !! خیلی مسخره است . من نمی دونم چرا پلیس با این ادم های شلخته برخورد نمی کند !؟
من از این ناراحت ام که بعد از مدتی عادی می شود .. بابا قدیم ها کی از این حرف و حدیث ها بود ..
بله پسرم بد جوری فرهنگ ما رو نشونه رفته اند .. من مخالف مد نیستم .. ولی هر چیزی حدی داره ..
پسرم خیلی حرف زدم .. امیدوارم همه این مسایل به زودی برطرف شود
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز ممنون از مطلبی که ارسال کردید منتظر پست های جدید هستیم راستی در پست قبل یک مطلب در مورد میگ-21 ارسال کرده بودم که فراموش کردم اسم خود را درج کنم مطالب جدیدی هم دارم که در اولین فرصت ارسال خواهم کرد.
پاسخ
جعفرخان نازنین
با درود و تشکر از شما که این همه زحمت می کشید .. بله در کامنت قبلی توضیح دادم که بنده فکر کردم کار آوالانچ عزیز است
به هر حال از لطف و زحمات شما بی نهایت سپاسگزارم .. و بی صبرانه منتظر مطالب بعدی هستم
موفق باشید
بهروز خان با درود و خسته نباشد مگه نمیدانید که زیر ابرو برداشتن اقازاده ها و نورچشمی ها عیب نیست بلکه هنر هم به حساب میاد .شما میخواهید کار دست حاجی مایلی کهن بدی اون شعار های فوتسال بانوان ماله بقیه ملت است اگه به نورچشمی ها واقازاده ها گیر بده زیر ابروی خود حاجی را برمیدارند و دروازبان فوتسال قزوین میگنندش
شما انگار بعد از سی سال دوزاریت نیفتاده ک 99 در صد ملت ما را خدا افریده که هر روز صد دفعه دعا برای سلامتی اقازاده و نورچشمی ها کنند
پاسخ
ای وای .. راست می گی ها ..!!؟ آخه من اصلآ فکر نمی کردم حاجی مایلی کهن که واقعآ انسانی متدین و با تقوایی است اجازه این قرتی بازی ها رو در تیم اش بدهد !! ولی حواس ام نبود که بعضی نورچشمی ها ، داستان نشون کلی با بقیه فرق داره
ممنون که یاد اوری کردی
با عرض سلام وهزاران درود خدمت عموی بزرگوار خودم.عمو اگه بدونید چقدر دلم لک زده بود برای مطالب شیرین شما عمو جاتون خالی این چند هفته زدم تو قلب طبیعت خیلی حا داد دور از همه دور از تمام شلوغی ها دور از سر وصدا خیلی عالی بود انشاله قسمت بشه با هم بریم.عمو حرف از فوتبال شد دلم خونه انگار تا3 نشه بازی نمیشه اون از تیم ملی دیروزم تو جام ملتهای اسیا هر دو نماینده ایران با شکست مواجه شدند امیدوارم دیگه این اخرین شکستهای بچه های فوتبال باشه اول سال جدید که اینطوری باشه خدا به داد برسه ببین اخرش چی میشه من که دیشب خیلی حالم گرفته شد بعنوان یه استقلالی.عمو جان تو جامعه امروزه دیگه اینجور کارها یه چیز عادی شده جالبیش میدونید در چی اگه یارو این کارو نکنه میگن طرف دهاتی هیچی حالیش نیست ولی همین دهاتی بودن به قول اون افراد شرف داره به این جلف بازی ها ابرو برداشتن که دیگه یه چیز عادی عمو جان چند روز پیش در یکی از محله های بالای شهر رفته بودم تا به یکی از دوستان سر بزنم دیدیم یه خوشگل پسر با مو های افشون رنگ شده دست دوست دخترشون گرفتن خیلی رومانتیک دارن قدم میزنن واقعا خدا حفظشون کنه به پای هم پیر بشن.مشکل اصلی خانواده ها هستن عمو به نظر بنده اگه خانواده جلو بچه رو بگیره همچین مشکلاتی پیش نمیاد و جامعه با این افرا دیگه روبهرو نمیشه همینطور که خودتون فرمودید بازیگران سینما یا ورزشکاران عزیز مانند الگو برای جوانان می مانند وقتی من جوان ببینم فلان بازیگر یا فلان بازیکن فوتبال با ابروهای برداشته شده یا موهای بلند ظاهر میشه تو میدان برای من جوان جذاب بعدش پیش خودم فکر میکنم که فلانی همچین موهای داره منم بذارم همه حال میکنند پیش همه جذاب میشم همین افکار غلط وارد جامعه میشود و باقی قضایا.. عمو زیاد حرف زدم ببخشید سرتون رو درد اوردم.باتشکر یاعلی
پاسخ
به به جناب آقا رضا جان خوش تیپ خودم
خوبی پسرم ؟ همیشه به گردش و تفریح
رضا جان من هم دلم برات تنگ شده پسرم .. انشاالله فرصتی پیش بیاد تا دیدار ها تازه بشه
پسرم .. من که تصمیم دارم به هیچ عنوان مسایل فوتبال خارج از کشور رو دنبال نکنم .. چه جام جهانی چه بازی های آسیایی اش
این جوری خیالم خیلی راحت است و حرص و جوش نمی خورم
در مورد زیر ابرو برداشتن هم .. حق با شماست .. خانواده ها باید دقت کنند .. من یادمه یک بار پسرم موهای سرش رو به تقلید از یکی از ورزشکاران طوری زده بود که احساس کردم جلب توجه می کنه .. همون شبانه وادارش کردم برم درست کنه .. و گفتم اگر نه خودم با قیچی کل موهایت رو از ته خواهم زد .. هر چه گفت بابا .. مدل موی فلان فوتبالیست است .. بلانسبت همه گفتم .. گور بابای فلانی ... پسر به تو چه که او چه غلطی می کنه .. !!؟ اون ها یه مشت ادم های بی جنبه و بی فرهنگ هستند که کورکورانه تقلید می کنند .. تو چرا ؟
خلاصه وادارش کردم رفت شبانه اصلاح کرده و دیگه تکرار نکرد ... ولی اگه من بی خیالش اش می شدم ، حتمآ امروز زیر ابروهایش را هم بر می داشت
نقش خانواده ها خیلی مهم است
ممنون رضا جان .. مواظب خودت باش
با سلام خدمت استاد ارجمند
راستش من هم از دیدن بازیکنانی که زیر ابرو بر می دارند و مانند دختران تل می زنند، بدم می آید و واقعا چندشم می شود. ولی متاسفانه بعضی از مجریان مرد صدا و سیما هم به این کار مبادرت می ورزند مانند آقای ف_ ح _ که خیلی هم جنجالی شد و با پرویی تمام در رادیو جوان تفسیر قران هم می کرد و در شبکه سه هم کلی برو بیا دارد.
به هر حال خانه از پای بست ویران است.
پاسخ
جناب سلیمانی عزیز
در باب این مسئله و این که متآسفانه بعضی از مجریان رادیو و تلویزیون هم زیر ابرو بر می دارند .. همین امروز توسط کامنت یکی از خوانندگان متوجه شدم .. واقعآ متآثر و متآسف شدم
من نمی دونم جناب ضرغامی چه پاسخی به این گونه حرکات زننده دارد ؟
امیدوارم برخورد جدی شود ..
ممنون از شما
سلام كاپيتان
هرچند با تاخير ولي سال نو مبارك.
انشاءالله كه سال خوب و پر بركتي داشته باشين.
پاسخ
محمد عزیزو گرامی
من هم متقابلآ سالی توآم با موفقیت و شادکامی برای شما و خانواده محترمتان آرزومندم
شاد و سبز یاشید
سلام استاد عزيزم
مثل هميشه عالي و پربار بود.
ممنون و سپاسگذارم.
امير - مشهد
پاسخ
ممنون امیر عزیزم .. واقعآ خوشحالم که از مطلب فوق خوشت آمده است
برایت آرزوی موفقیت و شادکامی دارم
خدا نگهدارت عزیزم
سلام ، از خواندن مطالبي كه در موضوعات وعناوين مختلفي نوشته ايد در تعجبم. به نظر مي رسد شما با آدم هاي بوقلمون صفت بيشتر نشست و برخاست داريد چون هركس هر پيامي كه مي دهد با او موافقيد. در ضمن هر كس در مصاحبه اي نظري بدهد باز هم براي انتقاد غيرمنصافانه از وي مثلا دليل و برهان داريد. شايد اگر خود شما را سرمربي تيم ملي معرفي كنند بهتر و مقبول تر است. خيلي بي وجداني.
پاسخ
خیلی ممنون مینا خانم عزیز و گرامی
متآسفانه باید عرض کنم سال هاست با کسی نشست و برخاست ندارم عزیزم
اما در مورد پیام دوستان ... بله من کلام مخاطبان را از زوایای مختلفی بررسی می کنم .. و چون کلآ انسانی هستم که به همه احترام قائل هستم .. نظرات متفاوت دوستان ، همیشه برایم ابعاد سازنده داره .. به همین دلیل همیشه با نظرات دوستان موافقم . دلیل دیگرش این است .. من به نفس عمل که همانا زحمت نگارش کامنت است .. خیلی احترام می گذارم . و همیشه سعی می کنم خود رو با نظرات سازنده ان ها وقف دهم .. اگه در مورد علی دایی آن گونه احساس گناه کردم .. صرفآ حقیقتی است که در موقع نگارش به ذهن ام همان موقع خطور کرد .. و شهامت اعتراف به خطا رو داشتم
سر کار خانم مینای نازنین ... حق با شماست من خیلی بی وجدان هستم
امیدوارم با راهنمایی های دوستان بزرگواری چون شما به عقل آمده و رشد وجدانی داشته باشم
از شما به خاطر بیان نظرات سازنده و جالب تون تشکر و قدردانی می کنم
سالی مملو از شادمانی و موفقیت داشته باشی
حق نگهدارت عزیزم
سلام کاپیتان
به نکات ریز جالبی توی پستتون اشاره کردید و مهم تر از همه تناقض رفتاری که همیشه تو همه سالها از شخص سفارش شده و نور چشمی ای مثل آقای مایلی کهن دیدیم ولی حیف که ماها خیلی فراموشکاریم و ریا کاریها رو خیلی زود از ذهنمون پاک میکنیم
در خصوص همایش مینو دشت هم خود شما هروقتی صلاح دونستید پستشو بزارید.
موفق باشد کاپیتان
یاحق
پاسخ
نیما جان عزیز و گرامی
ممنون که زحمت کشیده و مطالعه فرمودید
نیما جان حق باشماست .. ما خیلی زود همه چیز رو در باره افراد فراموش می کنیم .. !! از جمله همین جاج اقا که نیامده .. حسابی گرد و خاک به پا کرده بود .. باور کن من از کسانی که .. من من می کنند خیلی متنفرم .. بگذریم
نیما جان در مورد مطلب شما ... راستش یک اشتباه کردم .. یادم نیست به شما بود یا آقای اوالانچ .. که قول دادم بعد از سه پست دیگه .. مطلب را چاپ می کنم !! حالا که فکر می کنم می بینم به هر دو نفر شما عزیزان یک زمان را وعده داد ه ام !! به هر حال اولویت اول با مطلب نشنال جئوگرافیک است .. بعد از ان یا مطلب شما یا آقای اوالانچ .. یادم نیست کدوم یک از شما بزرگواران زودتر فرستادید ..1!؟ ولی گمان می کنم جناب اوالانچ از یک ماه قبل ارسال کرده اند .. فقط اگه دیر و زود شد .. من رو ببخشید .. تا ببینم چی پیش می آید !!؟
ممنون از شما
سلام خدمت استاد مدرسي عزيز
واقعا نميدونم با چه زبوني از شما تشكر كنم سه هفته است با اين سايت آشنا شدم اين سايت واقعامنو با خيلي چيزا آشنا كرد خيلي خوشحالم كه با اين سايت آشنا شدم... مخصوصا تجارب زندگي...
اطمينان داشته باشيد اين كار ارزشمند شما در نظر خدا بي پاداش نخواهد بود. موفق باشد آقاي مدرسي..
با سلام
از مطالعه مطالب وبلاگ شما لذت بردم
به وبلاگ من هم سری بزنید
منتظر شما هستم
پاسخ
احسان عزیز و گرامی
از آشنایی با شما خیلی خوشحالم .. چشم حتمآ در خدمت خواهم بود
موفق باشید
سلام عمو بهروز عزیز
آقای مایلی کهن اگر عملکردش خوب بود پس چرا در دوره های قبلی عزلش کردند؟ اگر عملکردش بد بود پس چرا دوباره انتخابش کردند ؟ ظاهراً باید از یک سوراخ چندین بار گزیده بشیم تا بفهمیم چه کاری درسته و چه کاری غلطه . در حال طبق قول و قرار قبلی که با هم داشتیم بی خــــــــــیال فــــــــــــــــوتبال .
راستی عمو جون تا کی باید در سکوت مطلق رادیوئی با شما پرواز کنیم؟ خداروشکر خطر دشمن (بیماری) از بین رفته و ما مشتاقانه منتظر برقراری ارتباط رادیوئی (تلفنی) با شماهستیم.
طبق روال همیشه ، ارادتمند و دعاگوی شما می باشم.
پاسخ
مهرداد جان عزیز و گرامی
اگه یادت باشه .. قرار شد بی خیال فوتبال و تیم ملی باشیم !! من که واقعآ کاری به تیم ملی و مسابقات جام جهانی ندارم
اگه دیدی این مطلب رو تند تند نوشتم ... راستش رو بخواهی صرفآ نگاهم به معقوله زیر ابرو برداشتن بازیکنان بود .. و یک بام و دو هوا بودن آقای مایلی کهن بود . وگرنه اصلآ همگی برند تتو کنند ..!! به من چه ربط داره .. من که با این تیم ملی حسابی تحقیر شدم .. دیگه اصلآ برایم مهم نیستند
اما در حالی که همین پست رو می نوشتم .. دخترم زنگ زد که ما از سفر برگشتیم .. بچه ها رو بیاورید کرج !! نمی دونستم چه جوری تند تند مطلب رو تمام کنم ..!!؟
از طرفی اگه می گذاشتم برای فرصتی دیگه .. ارزش زمانی خود را از دست می داد .. به همین دلیل خودم هم نفهمیدم چه جوری پست رو با عجله تمامش کردم !!؟ اما در مورد دیدار .. چشم حتمآ اگه زنده بودم .. در اولین فرصت در خدمت شما یاران خواهم بود
ممنون از شما
آیا به این جمله بر نخوردید که
چه بخواهید و چه نخواهید دنیا راه خودش را میرود,گرچه عواملی سرعت اون رو کم کنن,دینها,حکومت ها,تحجر و ...
سو تفاهم نشه منظور من فقط زیر ابرو یا مد و یا ...
نیست .
گرچه همین هم قابل دفاع هست
خدا نیامرز رضا شاه اگه نبود این آقای مدرسی(که من از اون انتظار نداشتم)الان در رسوایی پوشیدن کت و شلوار , عوام داد سخن می کرد.
این هم اسمش غرب زدگی نیست.
تو امریکا 100 سال پیش بیشتر مرد ها ریش داشتند ,الان رو برید ببینید.
یا آقای مدرسی 15 سال پیش یه سیبیل
.......... خودتون یه لغت بزارید.
با تشکر از عمو
خواهشمندیم همیشه پیش ما بمونه.
پاسخ
یاشار عزیز و گرامی
یا من نتوانستم جان کلام رو برسونم .. یا شما متوجه سخن حقیر نشدی
یاشار جان .. شما منظورت اینه اگه رضا شاه کت و شلوار رو تحمیل به ملت نمی کرد .. الان همه شال به کمر می بستیم و عبا به دوش داشتیم .. اگه یک نفر هم کت و شلوار می پوشید .. بنده داد و فریاد به راه می انداختم ..!! که این چه وضع اش است !!؟ طرف چرا کت و شلوار پوشیده است .!! حالا شرافتآ بگو .. کت و شلوار با زیر ابرو برداشتن آقایان و آقا پسر ها .. که تا دیروز مخصوص خانم ها و بانوان بود ( اون هم با شرایطی ) حالا نباید اعتراض کنیم ..!!؟
از یک نگاه ... حق باشماست . و آن این است که نمی شود جلوی پیشرفت مد رو گرفت .. ولی یاشار جان .. هر چه در فرنگ مد شد ما که نباید بپذیریم !! نباید ببینیم به فرهنگ ما می آید یا نه ؟
عزیزم من سال های از عمرم رو در امریکا و اروپا به سر برده ام .. آن جا مد به صورت موج می آید .. و زود هم فراموش می شود .. دلیل آن هم اشباع شدن از همه تفریحات و همه نوع کاری است .. که به خاطر دلزدگی و روزمره گی سعی در امتحان روش های گوناگونی را دارند .. با پوزش از خواهران .. حتی در مسایل همبستر شدن هم به روش های غیر معقول روی می آورند .. حتی بعضی ها با حیوانات نزدیکی می کنند .. نظر شما اینه که چون زمانه به آن سوی پیش می رود .. ما هم کورکورانه تقلید کنیم !!؟
عزیزم من تابع چیزی هستم که به آدم احساس آرامش بده . حالا غربی ها به دلایل افراط در تغیر چهره اگه به این نتیجه رسیدند که مرد ها زیر ابرو بردارند .. !! باید من شرقی بدون مطالعه آن راه را ادامه دهم ..!؟ و بگم دنیا داره به این سمت می رود !؟ این است منطق شما ؟ من از آن ها چیزهایی رو پیروی و تقلید می کنم که با فرهنگ ام مغایرت نداشته باشد .. مثلآ چشمانم در مقابل آفتاب مشکل پیدا می کند .. خب طبیعی است که عینک می زنم .. یادمه تازه عینک در شهرستان کوچک ایام نوجوانی ام مد شده بود .. هر کی می زد .. مسخره اش می کردند .. من چون چشمم در مقابل نور حساس بود .. آن را استفاده می کردم ... کاری به هیچ کسی هم نداشتم .. همچنین یادمه مردان برای حالت دادن به موهای خود پارافین می زدند .. مرحوم پدرم هم مرتب استفاده می کرد .. خب حالا به جای پارافین ژل اختراع شده است . و زمانی که پسرم به سرش می مالد .. هرگز نمی گویم این کار رو نکن .. برو پارافین بزن .. بلکه خدا به بنده عقل داده است .. و می دونم علم پزشکی پیشرفت کرده و به جای پارافین محلولی رو ارائه داده است که همون کار رو تمیز تر انجام می دهد .. پس با مد و ورود ابزار آن هیچ مخالفتی ندارم .. ولی زیر ابرو برداشتن آقایان رو حتی خارجی ها هم توصیه نمی کنند .. !! شما مزایای ان را بفرمایید .. قول می دهم من هم زیر ابرویم رو بردارم !! پس یاشار جان هر چیزی رو به هر چی ربط اش نده عزیزم .. در باره سبیل " خرکی " بنده که 15 سال پیش می گذاشتم .. یک فلسفه ای داشت .. هر چند اشتباه بود و هر چند که اصلآ به من نمی آمد .. ولی من به اتفاق تنی چند از دوستانم ، مخصوصآ آن نوع سبیل را گذاشته بودیم . که با شرمندگی نمی تونم در این جا دلیل آن را بنویسم .. فقط اشاره کنم که نوعی لج بازی بود !! درست و غلط اش رو کاری ندارم
یاشار عزیزم .. آدم اگه مثالی می زنه یا قصد مقایسه ای رو داره .. بهتره چیزی رو بگه که با هم سنخیت داشته باشند .. حالا ممکنه شما مردونگی کرده و به من بگی چه مزیتی در برداشتن زیر ابرو برای آقا پسر ها هست .. که من و امثال من از ان غافلیم !!؟ تازه در همون آمریکا یا اروپا هم که مدینه فاضله عده ای شده است .. پسران سالم و فهمیده هرگز این کار رو انجام نمی دهند ..
یادمه یک روز با جناب داریوش ارجمند و تنی چند از هنرمندان در محفلی حضور داشتیم .. داریوش به خاطر ایفای نقشی در سریال موهای خود رو بلند کرده بود .. در آن محفل تنی چند از از ما بهترون چپ چپ به داریوش و اون یکی دو هنرمندی که موهای بلندی داشتند نگاه می کردند ... از ان جا که ان ها ول کن نبودند .. جناب ارجمند تحمل نکرده و رفت نزد آن ها و گفت .. من در حال ایفای نقشی در یکی از سریال های شبکه سه هستم .. لطفآ چپ چپ اینقدر نگاه نکنید .. !!! یا اوایل انقلاب جوون هایی که موی سرشون بلند بود را با قیچی چمن زنی موهایشان را کوتاه می کردند .. !! اما بعد عادی شد .. استدلال آن ها این بود خود حضرت محمد ص هم موهایی بلند داشته است ... !! بگذریم
یاشار جان .. در پایان باز هم تآکید می کنم .. مخالف مد و پیشرفت ان نیستم .. و اگه می بینی در باره برداشتن زیر ابرو برداشتن ورزشکاران نقدی نوشتم .. صرفآ الگو بودن آن ها در جامعه است .. همین
امیدوارم شما دوست بسیار بزرگوارم از مزیت برداشتن زیر ابرو مردان برایم بگویی .. خیلی دوستت دارم .. همیشه با شما هستم
شرمنده که پاسخ مخالف دادم
پ ن
عمو این کلمه چی بود اوردی من القاب زیاد برای سبیل محترم به ذهنم رسید که بیشتر جنبه کمیک داشت که از آوردن همون هم عاجز بودم.
پاسخ
لطف کنین جواب ندین,که من فکر نکنم که مصدع اوقات شریف شدم,وقت شما برای من یکی که بیشتر ارزش داره, چون همیشه منتظر پست جدیدتون هستم.
در تبیین حرفم این رو باید اضافه کنم که مردها زیر ابرو بر نمیدارند بلکه ابر رو تمییز میکنند.
فوایدش رو در صورتی میگم که شما فواید اصلاح صورت روبگید.(اصلاح صورت رو هم ایرانیان چندین سال پیش از اشکال شمایل نسوان میدونستند.
ولی گذشته از این بحث ابرویی ,عمو خودمونیم دفعه آخری که بردنت ,عوضت نکرده باشن,جات از سرباز های گمنام امام زم** گذاشته باشن به آوا جان بگو بیسیمش رو باز بزاره دندون مصنوعی ها رو یه چک بکنیم,والا آدم میترسه.
در آخر این رو اضافه کنم که علیرغم اینکه مطالب دلخواه من هم علوم هوایی هست اما بیشتر علاقه مند قلم شما به خاطر تحلیلهای بی غرض و بی منظوراز نظام قدیم و نطام پربار جدید (جشن هسته ای رو هم تبریک میگم)هستم.
در آخر امیدوارم به جای پاسخ به حقیر , نوشتن پست جدید رو شروع کنید تا بنده با ابرو های آویزون هر روز از پای این صور قبیحه(رایانه اتلاق کلمه جماعت تازه به دوران رسیده) پا نشم.
منتظر شما
یاشار
پاسخ
فدات بشم یاشار عزیز
شما خیلی بزرگوارید .. از این منظر می پذیرم .. گرچه خانم محترمی به بنده ایراد گرفت که چرا با همه نظر ها موافقی ..!!؟ در صورتی که به جان نوه هایم قسم .. من هر کامنت حتی مخالف نظر خودم رو هم احترام می گذارم .. حالا به این کار من هم ایراد می گیرند .. می بینی یاشار جان چه زمونه ای شده است !؟
راستی یادم رفت به مینا خانم پاسخ بدهم که من حرف های خودم رو در بخش " حرف های خودمونی " بیان می کنم یا در پست هایی خارج از نوبت .. مثل همین مطالب علی دایی و مایلی کهن .. ولی بعد از ان هر فردی هر چی حتی مخالف عقیده ام بگه ، از روی اعتقادی که به حرمت افراد دارم .. می پذیرم . پذیرفتن یک چیزی است .. اجرا یک چیز دیگر !! راستی شخصی به نام علی آقا همین الان کامنتی نوشته و فرموده بود که کارهای من در جوانی و حتی پیری غیر قابل دفاع است !! متآسفانه اشتباهی به همراه کامنت های تبلیغاتی پاک شد .. که بدینوسیله از آن دوست عزیزم عذر خواهی می کنم .. و برای اثبات حسن نیت ام اصل مطلب وی را درج کردم .
یاشار جان می بینی ...!!؟ بخش پاسخ به شما تبدیل به صحنه پاسخ گویی برای دیگران شده است !! اما راستش رو بخواهی خودم هم از این که چنین قضاوتی روی من بکنند چندش ام می شود .. پس باید کمی مواظب باشم !! و برم تو فاز مسایل هوانوردی .. آخه منو چه به مباحث اجتماعی ..!؟ خیلی راحت ادم هایی مثل علی آقای محترم .. تمام سوابق جوانی و حتی پیری رو می کشه وسط !! خدار رو شکر سال هاست کم تر از خونه بیرون می روم .. وگرنه به جرم منکرات و اعمال غیر قابل دفاع فلک ام می کردند !! یاشار جان باور کن قضیه انزواگری ام واقعیت داره .. حتی اون سال هایی هم که کار می کردم .. اغلب در منزل بودم . از بعد از بدنیا آمدن نوه هایم ، مرتب کرج می روم .. شاید هفته ای سه مرتبه !! خب مثل این که همون هم اشکال داره !! بگذریم
یاشار عزیز .. فرمودی برداشتن زیر ابرو ی آقایان ، به مفهوم برداشتن کامل نیست !!؟ درست متوجه شدم ؟ و تمیز کردن است !!؟
صحبت از زمان باستان فرمودی .. من فکر کنم فرق اصلاح و پیرایش همین باشد .. یاشار جان .. از شوخی گذشته اصطلاح تمیز کردن هم بهانه خوبی است ..!! آدم بره کل زیر ابرو را برداره و بعد بگه فقط تمیزش کردم !! شوخی کردم .. من وارد این مباحث نمی شوم .. چون اگه سخن شما و یا خوانندگان را بپذیرم .. می گویند چرا سخن همه را قبول می کنی .. اگه قبول نداشته باشم . بحث ادامه پیدا می کنه .. خب گند بی سوادی ام در می آید .. بهتره همین جا کات دهم !! از شما ممنونم یاشار عزیز .. در بطن نوشته های شما دوستی و صداقت موج می زند .. این رو بی تعارف می گویم .. خیلی ها حتی اگه یک جمله هم بنویسند .. من پی به شخصیت و صداقت گفتارش می شوم .. مثل شما .. اما بعضی ها با وجودی که از من تعریف می کنند .. اما احساس تصنعی رو کاملآ درک می کنم .. و خواندن کامنت هاشون .. آزارم می دهد .
نمی دونم این حس غرق شدن و عشق زیاد به کار است .. ؟ یا حس و قدرتی خارق العاده ؟ به هر حال هر چی هست .. من احساس واقعی نویسنده و حتی شخصیت افراد رو از طریق کامنت هایش متوجه می شوم ... خیلی حرف زدم ... تا یادم نرفته بگم شما به بنده خیلی لطف داری .. پست بعدی در مورد یک قطعه نوار چسب است که باعث سقوط هواپیمایی مملو از مسافر می شود
منتظر بخش انگلیسی جنب صادقی هستم .. ممنون از شما
آقای مدرسی عزیز!
بخش انگلیسی که مدتها آماده است و در پیشنویس قرار دارد.(بعد از مطلب اس-400) ودر مورد هواپیمای تونس.
موفق باشید
پاسخ
ممنون علیرضا جان عزیزم
باید یک اعترافی بکنم .. قبل از بردن نوه ها به کرج .. که با عجله سرگرم اتمام پست اخیر بودم .. در پیشنویس یک متن انگلیسی وجود داشت .. و راستش رو بخواهی اصلآ حواس ام نبود .. دو روز از چک کردنم می گذرد .. !! بعد از پاسخ به کامنت تازه دوزاری ام افتاد
شما ببخشید .. و تشکر می کنم از زحماتی که می کشید
سلام کاپیتان.خسته نباشید.بابت کامنتها ممنون که جواب دادین.ظاهرا داستان مایلی کهن و جریان زیر ابرو برداشتن داره خیلی کش پیدا میکنه و جالب میشه. اول در مورد کامنت خانم محترمی بنام مینا که نوشته بودند شما هر کس هر نظری میده تایید می کنید نکته جالب اینه که اول ایشون نوشته اند .(شما هر کس هر پیامی می دهد با او موافقید)و دقیقا جمله بعدی ایشان (هر کس در مصاحبه ای نظری بدهد بازهم برای انتقاد غیر منصفانه از وی مثلا دلیل و برهان دارید) یعنی اینکه دو جمله که همدیگر را نقض می کنند.من متوجه منظورشان نشدم که ایشان می خواستند بگن شما از حزب باد هستید که هر کس هر نظری میده شما هم با او هم عقیده میشین (جمله اول) یا اینکه شما انقدر ادم خودرای و مغروری هستید که هر کس هر حرفی بزنه یا مصاحبه ای کند شما با دلیل و برهان های خاص خودتان طرف را نفی می کنید(جمله دوم) !!!! قضاوت را بر عهده خود خانم مینا واگذار میکنم.البته احترام به نظر دیگران و یا شجاعت اعتراف به اشتباه که از خصایص پسندیده کاپیتان است این شائبه را در ذهن ایشان به جا گذاشته است.در مورد انتقاد از افراد معروف علی الخصوص در زمینه اخلاقیات مثل بر خوردهای بد و تکبر و یا ظاهر ناپسند مانند زیر ابرو برداشتن و حرکات جلف فقط از این منظر که این اقایان الگوی خیلی از جوانان هستند و تبدیل به یک فرهنگ غلط میشه بایستی با تیغ انتقاد مواجه باشند تا اصلاح شوند.البته قصد جسارت و یا بی احترامی به خانم مینا را نداشته و فقط نظر خودم را بیان کردم.با تشکر.
پاسخ
حمید عزیز و گرامی
تشکر می کنم از شما دوست فرهیخته ام که نگاه عمیقی به کامنت ها دارید
حمید جان عزیز .. بعضی ها می خواهند حرفی زده باشند .. و ایضآ شخصی را بکوبند .. دنبال بهانه گشته و هر چه به ذهن شون برسه به زعم خودشون در سرکوب طرف مقابل به کار می برند .. و فراموش می کنند به قول شما .. سخنان او با هم تناقض دارند
در قضیه علی دایی .. من وقتی یادم آمد که ممکنه یکی از دلایل بد اخلاقی او با خبرنگاران ورزشی ، شناخت دایی از پیشینه بعضی از ان ها باشد .. که چیزی جز مادیات و دلال بازی براشون اهمیت ندارد .. آن گونه برخورد می کرده .. و خب به عنوان یک انسان فکر کردم اگه چنین باشد .. من کار درستی نکردم و از آن جا که من تفکراتم رو راست و حسینی بداهه می نویسم .. خب به مذاق بعضی ها مثل مینا خانم خوش نیامده و بنده رو محکوم به صفاتی می کند که یک دیگر را نفی می کنند !! بگذریم
ممنون حمید جان .. امیدوارم لیاقت دوستی با شما یاران همدل داشته باشم
یا علی
سلام آقا بهروز خوش تیپ
امیدوارم حالتون ردیف باشه. امرتون اجرا شد. در خدمتم
پاسخ
ممنون رضا جان خوش تیپ و خوش قول
ممنون از شما ، حتمآ با شما تماس خواهم گرفت
درود جناب مدرسي بزرگوار . خوب هستيد كه ؟ در رابطه با بخش فوتبالي اين پست كه نظري ندارم , اما در رابطه با بخشي كه نقدي كوتاه از ظاهر جوان امروز ايران است بايد بگويم كه با 90 درصد حرفهاي شما موافق نيستم . البته اين را هم اضافه كنم كه خود من ظواهر عجيب را چندان نمي پسنمدم . اين مسئله جاي بحث بسيار دارد كه ترجيح مي دهم اگر قسمت شد روزي حضورا فرصت مطرح كردن اين بحث پيش بيايد و صحبت كنيم . فرهنگ اين سرزمين عزيز هزاران سال است كه هر روز به يغما برده مي شود و اين مسئله تقليد ظواهر از كشورهاي توسعه يافته ناچيز ترين آن است . ظاهر تحريك برانگيز دختران عزيز ايران زمين يك چيز را به ما نشان مي دهد و آن اين است پرنده اي كه در دوران زندگاني خود تنها ديوارهاي قفس خود را نظاره گر بوده, پس از رهايي البته اگر پرواز كردن را فراموش نكره باشد از شوق و شهوت پرواز آن فدر در آسمان اوج خواهد گرفت كه ديگر بالهايش توانايي صعود و ماندن در آسمان را نخواهد داشت و در واقع اين پرواز , همان پرواز آخر است . البته اين رو هم اضافه كنم كه زماني كه در جواب به داراي عزيز در رابطه با پليس گفتيد كمي دلشكسته شدم . به هر حال ايران ما هزاران سال است كه ديگر آن چه كه بايد باشد نيست . از اين بحث بگذريم جا داره كه در اينجا جناب عليرضا صادقي عزيز به خاطر كمكشون در رابطه با ترجمه مطلبي تشكر كنم . واقعا ايشون شخص نازنيني هستند . جناب مدرسي چند روز پيش به ديدار دوست هوانوردمون (پايگاه شيراز) رفتم , واقعا چقدر اين دوست عزيز افتاده و فروتن هستند و من در جوار شما بزرگان اين رو ياد مي گيرم كه چقدر تواضع و فروتني براي انسان لازم است .
به هر حال بابت مزاحمتم عذر مي خوام و اميدوارم كه قسمت بشه ازش نزديك شما رو زيارت كنم .
پاسخ
بامداد عزیز و نازنین
بی مقدمه اجازه بده کلام ام رو در رابطه با پلیس اصلاح کنم .. دل شما از این بابت شکست که چرا من در پاسخ به کامنتی گفتم .. : چرا پلیس کاری به این قشر آدم ها ندارد .. !! بامداد جان گرامی .. من به شخصه از آدم فروشی و سرکوب به هر بهانه ای متنفرم . به قول قدیمی ها شما مو می بینی من پیچش مو !! پسر آن دل نازنین شما وقتی دختران را با ظاهری بسیار جلف می بینه که یک تن آرایش غلیظ کرده که اصلآ به چهره اش هم نمی آید .. شلوار جین چسبان کوتاه به پا کرده و روی آن با ماژیک تصاویر دل و قلوه و خوانندگان پاپ اروپایی رو چسبونده و آقا پسری که زیر ابرو برداشته و با موهای سیخ سیخی در حالی که به اتفاق حشیش یا هر کوفت و زهر ماری را در حضور مردم می کشند .. و هزاران تصویر بدتر از این به درد نمی آید ..!!؟ اما از این جمله من که پرسیدم پلیس چرا سراغ این ها نمی آید شکسته می شود !!؟ و با این جمله شما اعمال قبیح آن ها را فراموش کردی .. و تنها به این خاطر که اشاره به برخورد پلیس کردم شکست ..!!؟
نه عزیزم من هم بیشتر از هر ایرانی وطن پرست عاشق مردمان کشورم و آزادی های فردی تعریف شده است . و مخالف برخورد های عقیدتی هستم .. چون خود این حرکات قهر آمیز فساد را ترویج می دهد ..
نزدیک به دوسال با نوشته های من آشنا هستی .. دوستانم را از نزدیک دیدی .. آیا کسی که دوستانی چون حسین دارد .. آیا می تواند آدم فروش یا جز آن دسته افرادی باشه ک حضور پلیس و برخورد با جوانان را توصیه می کنه ..!!؟
عزیزم منطق ات کجا رفته است . من از این مد جدید که زیر ابرو برداشتن پسران جوان است خوشم نمی اید . البته آن چه که من در این پست نوشتم .. فقط و فقط در باب الگو های جامعه بود .. کاری به زیر ابرو برداشتن جوان های معمولی نداشتم .. روی سخن ام با الگو های جامعه بود .. ولی مثل این که من حرف نزنم بهتره .... چون هر چی می گم جور دیگری تعبیر می شه !! آن هم از سوی دوستان قدیمی ..!! واقعآ برای خودم متآسفم
دیگه قول می دهم .. سکوت اختیار کرده و وارد این مباحثی که به من هیچ ربط نداره نشوم
من دو سال با خون دل خوردن چهار تا دوست به دست آوردم .. حالا به خاطر اظهار نظر شخصی .. یکی یکی آن ها رو از دست می دهم !! پس بهتره دیگه وارد این مباحث نشده و سخن بیهوده بر زبان نیاورم
از شما ممنونم .. که چشم بنده را به روی واقعیت باز کردی .. اصلآ من را چه با انتقاد .. !! خیلی زرنگ باشم کلاه خودم و خانواده ام رو محکم می چسبم تا باد نبره ...!! به من چه که فلان الگو زیر ابرو برداشته .. !!؟
قول می دهم از این به بعد .. خیلی رعایت کنم .. حرف های خودمونی رو هم کوتاه کرده و تنها در باب مسایل هوانوردی چند خط می نویسم .. از پاسخ به مسایل اجتماعی هم طفره رفته .. و کاری به هیچ چیزی ندارم .. دلم خوش بود دوستان اگاه دارم .. درد دل هایم رو به آن ها می گویم .. !! ولی واقعیت رو امشب درک کردم که همین چهار تا دوست رو اگه می خواهم حفظ کنم .. حرف هایم رو به دلم بریزم .. مطمئن باش چنین خواهم کرد
این رو قول می دهم
(( از سنترال کلابز ))
انهدام یگان توپخانه دشمن درمنطقه حاج عمران
برای این که بتوانم چشمانم را باز کنم کوشش زیادی کردم . به صورتی تار و مبهم اطراف خودم را دیدم. به تدریج اطرافم را تشخیص دادم . یک نفر در بالای سرم بود که به محض این که چشمم را باز کردم گفت :
- مثل این که الحمدللّه به هوش آمد.
بعد از آن صدای آشنایی گفت:
- آره شکر خدا دارد به چشمانش فشار می آورد تا باز شوند. ماشاا... جوان است و قدرت تحملش خوب است . می بینید که توانسته در برابر این همه حادثه خوب مقاومت کند .
نمی دانستم از کدام حادثه حرف می زنند. چند دقیقه بعد توانستم چشمانم را باز کنم. تازه یادم آمد چه بر من گذشته است.
بدون چتر با زمین برخورد کرده بودم
هر چه تلاش کردم چتر باز نمی شد و بعد محکم به زمین کوبیده شده بودم . درد عمیقی در ناحیه کمر و پای راستم احساس کردم. با چرخشی که به بدنم دادم متوجه شدم در اتاق بیمارستان هستم . آقایی با روپوش سفید در یک طرف تخت و در طرف دیگر یکی از خلبانان ایستاده بودند . دوست خلبانم گفت:
- ای بابا تو که ما را کشتی ، می گویند بادمجان بم هستی حتی صدام هم آفتت نشد . دکتر ببینید هنوز سه ساعت نشده چطور غلط می زند.
دکتر با تبسمی گفت:
- جناب سروان سلام ، حالتان چطوراست؟ شکر خدا به خیر گذشت، کوفتگی بسیار شدیدی دارید اما شکستگی ندارید . خونمردگی در ناحیه پشتتان هم جای نگرانی ندارد . استراحت به شما کمک می کند تا زودتر خوب شوید.
سپس به پرستار گفت:
- ایشان به مدت 2 روز باید بدون هیچ حرکتی استراحت کنند.
دوستم گفت:
- هواپیمای همراهت بلافاصله پس از این که تو بیرون پریدی جریان را به یگان گزارش داد تقاضای هلی کوپتر کرد که فوری از طریق پست فرماندهی پایگاه اقدام شد و تو را به بیمارستان رساندند .
خانم پرستار اتاق را ترک کرد و به فاصله چند دقیقه بعد دوستم نیز با اصرار من از بیمارستان خارج شد . حالا من مانده بودم و درد طاقت فرسا...
در ذهنم شروع به مرور ماجرا کردم
آن چه از صبح برایم رخ داده بود را در ذهنم مرور کردم . درست 50 روز از یورش ویرانگر دشمن علیه ملت ما می گذشت. من هم مثل سایر افراد نیروی هوایی از ابتدای دفاع مقدس همراه با دیگر دوستان خلبانم روزانه پروازهای زیادی را جهت مقابله با دشمن انجام می دادیم . ماموریت برون مرزی ما برای انهدام یک هدف کاملاً مهم در نظر گرفته شده بود .
دشمن در منطقه حاج عمران تعدادی توپ دوربرد در مکانی کوهستانی ودر سراشیبی تپه ای مستقر کرده بود . آتش سنگین این توپ ها بر یگان های ما می بارید و این امر علاوه بر خسارت های زیاد از مانورهای پدافندی و آفندی نیروهای ما نیز جلوگیری به عمل می آورد .
این توپ ها هم از لحاظ تاکتیکی خطر زیادی داشتند و هم در عملیات استراتژیکی مانع اجرای کامل اهداف ارتش و نیروهای نظامی می شدند . محل استقرار آنها از هر نظر بسیار خوب انتخاب شده بود . این توپ ها در شیب یک تپه در درّه ای در میان ارتفاعات سر به فلک کشیده شمال عراق قرار داشتند .
کوهستانی بودن آن منطقه دید ما را بسیار محدود کرده بود. چون اوایل جنگ بود و لشکریان اسلام هنوز صددر صد آمادگی مقابله با این هجوم وحشیانه را نداشتند اطلاعات لازم در مورد تجهیزات و محل استقرار یکان ها ی دشمن را از طریق اشخاص محلی به دست می آوردیم و اجرای عملیات متکی بر این گونه اطلاعات حساس تر بود. زیرا در این مواقع علاوه بر هدف اولیه هدف دومی نیز تعیین می شد . تعیین هدف دوم اطمینانی برای جلوگیری از ضایع شدن ماموریت و خطرهای پرواز بود . اگر خلبان به دلایلی نمی توانست هدف اولیه را بزند بلافاصله هدف دوم را مورد اصابت قرار می داد.
دوفروند به فرماندهی من به سمت هدف حرکت کردیم
لیدر پرواز من بودم و یکی از دوستان خلبان هدایت هواپیمای شماره 2 را بر عهده داشت . با توجه به حساس بودن ماموریت ، کوهستانی بودن منطقه و تجربه کم جنگی خلبان شماره 2 ، قبل از پرواز بطور کامل او را توجیه نمودم و به او یادآور شدم که در تمامی موارد با من هماهنگ باشد .
راس ساعت 9 صبح با یاد خدا به پرواز در آمدیم . ماموریت تا منطقه بدون مشکلی انجام شد. هوای خوب باعث شد که خیلی زود و راحت منطقه و درّه مورد نظر را پیدا کنم اما به علت استتار و شیب تند تپه محل توپ ها را که هدف اصلی ما بود پیدا نکردم . دره فقط یک راه عبور داشت که مسیر پرواز ما از داخل آن بود و امتداد آن راه خروجی محسوب می شد . صلاح ندیدم که با مانور بیشتر در آن جا معطل شوم بنابراین به هواپیمای شماره 2 گفتم به سمت هدف دوم می رویم .
برای حمله به هدف دوم آماده شدیم و از هم فاصله گرفتیم . در حال شیرجه زدن به سمت هدف بودم که ناگهان چشمم روی سراشیبی تپه به نقطه کدری خورد . خدای من آن هدف اولیه بود.
هدف اصلی را پیدا کرده ، آن را بمباران کردم که ...
شماره دو در پشت سرم و در فاصله سه تا چهار هزارپایی بود . هدف دوم به وضوح مشخص بود و لحظه رهایی مهمات بود . تصمیم گرفتم خودم را در موقعیت هدف اول قرار دهم . نباید شماره دو را درگیر این خطر می کردم . به او گفتم:
- من هدف اصلی را پیدا کردم . تو به بمباران هدف دوم ادامه بده من در مسیر برگشت به تو ملحق می شوم.
سعی کردم که هواپیما را در موقعیت هدف اصلی قرار دهم که اصابت موشک زمین به هوای دشمن این فرصت را از من گرفت و هواپیما چندین متر به جلوتر پرت شد. داشتم به حالت شیرجه بسیار کم و در خط افق از روی هدف اصلی می گذشتم. درنگ نکردم. در بهترین موقعیت برای زدن هدف بودم که بمب ها را روی هدف رها کردم. حالا هواپیما سبک شده بود. با شماره 2 تماس گرتم و گفتم:
- من مورد اصابت موشک قرار گرفتم. هر چه سریع تر از منطقه دور شو .
او در پاسخ گفت :
- شما را می بینم. قسمت عقب هواپیما آتش گرفته و بهتر است هواپیما را ترک کنی.
به او جواب دادم :
- صبر کن ببینم چه می شود
در همین حال دود وارد کابین شد و چراغ های هشدار دهنده آتش هر دو موتور روشن شد . سرعتم 300 مایل و مرتب در حال کاهش بود . همه چیز حاکی بر لزوم ترک هواپیما بود اما به هیچ وجه نمی خواستم این کار را بکنم .
هواپیمای شماره دو اصرار داشت که هواپیما را ترک کنم . گفتم:
- سعی می کنم خودم را به آن سوی مرز برسانم تا ببینم بعد چه می شود . تو فقط زیر هواپیما را نگاه کن منطقه مسکونی نباشد می خواهم باک بنزین را خالی کنم .
با اعلام او باک را رها کردم و سپس با عمل مکش مقدار دود داخل کابین را کم کردم. با کم کردن ارتفاع بر سرعتم افزودم و اوج گیری کردم . موتور راست کاملاً از بین رفته بود و در آتش می سوخت. موتور چپ نیز فقط هفتاد در صد کارایی داشت و اگر کم تر از این می شد چراغ هشدار دهنده آتش روشن می شد و صدای ناهنجاری از موتور شنیده می شد .
از مرز عبور کردم و تصمیم گرفتم در فرودگاه کمکی بشینم
با حفظ این موقعیت و گذر از دو دره از مرز گذشتم . در آن شرایط نمی توانستم به پایگاه خودمان برسم و فرودگاه کمکی هم فاصله زیادی داشت.
می دانستم که در آن حوالی باند اضطراری وجود دارد . به شماره دو گفتم:
- حالت اضطراری را به پایگاه اعلام کن و بگو که من در باند اضطراری می نشینم به کمکم بیایند.
هواپیمای شماره دو در حدود 500 پایی سمت چپ من پرواز می کرد . تصمیم گرفتم از طرف جنوب به شمال بنشینم ولی به دلیل اشکال موجود در سیستم فرامین موقعیت از دست رفت . این بار خواستم از شمال به جنوب بنشینم اما در حال گردش چرخ ها پایین نیامدند و هواپیما از گردش خارج شد . می خواستم به بیرون بپرم ناگهان هواپیما در خط افق قرار گرفت ولی دیگر موقعیت نشستن را از دست داده بودم. برای سومین بار خواستم که از جنوب به شمال بنشینم که این بار چرخ ها با استفاده از سیستم اضطراری باز شد و با هر زحمتی که بود هواپیما نشست .
از هواپیما بیرون پریدم ولی چترم بازنشد
ولی وضعیت باند بسیار بدتر از آنی بود که من از بالا دیده بودم. تکان های بسیار شدید و تغییر در مسیر هواپیما به قدری بود که احتمال می دادم هر آن هواپیما واژگون شود. از طرف دیگر شماره دو مرتباً فریاد می زد که از چرخ های عقب آتش بلند می شود. هواپیما به سمت راست باند منحرف شد . تصمیم به استفاده از صندلی و چتر نجات گرفتم . پس از ترک ناگهانی هواپیما و تحمل فشار شدید ناشی از پرش منتظر باز شدن چتر بودم که محکم به زمین خوردم و از هوش رفتم. زمانی به هوش آمدم که روی تخت بیمارستان بودم.
هواپیمای آسیب دیده ام را با هلی کوپتر به پایگاه منتقل کردند . دوستان عزیز در گردان نگهداری با حدود سه هزار ساعت کار، آن را آماده کردند و در مراسمی رسمی در حضور مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان مقام ریاست جمهوری ایران را بر عهده داشتند، هواپیمای بازسازی شده با موفقیت پرواز آزمایشی را به انجام رسانیده و دوباره به خدمت نیروی هوایی در آمد.
منبع : بربلندی سپهر
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
دست شما درد نکنه .. چه خاطره جالبی تعریف کردی
شما و جعفر خان باعث شدید علاوه بر ارتقای سطح علمی سایت ، بخش کامنت ها هم خواندنی شود
دست شما درد نکند .. ممنون از شما
درود جناب مدرسي .
براي من بسيار غير قابل باور هست كه شما از صحبت من آن كلمه را برداشت كرده ايد كه حتي در خواب هم از نسبت دادنش به هر شكلي به شما نابود مي شوم . چطور مي تونم به پدر خودم , شخصي كه در آن زمان كه كشورم مورد تجاوز قرار گرفته بود خالصانه در برابر دشمن ايستاد , چنين فكر شرم آوري كنم . اين يك اشتباه از طرف من بود كه با توجه به شناختي كه از شما در اين 2 سال پيدا كرده ام , متوجه اين مسئله نبودم كه با چند سطر نوشتار نمي شود منظور را آن گونه كه هست بيان كرد . البته اين حق رو هم به من بديد كه هميشه صحبتهاي كوتاه در حد يكي دو جمله هر شخصي رو دچار سوءتفاهم مي كنه . من تحت هيچ شرايطي بسياري از مدلهاي مد اجتماع رو تاييد نمي كنم . براي من هم زير ابروي بعضي از آقايان بسيار عجيب است چرا كه مردان ايراني با داشتن ابروهاي پر و مشكي چندان براي زير ابرو برداشتن ساخته نشده ايم و اين كار بسيار آدم رو تابلو مي كنه , خصوصا زماني كه بعضي از آقايان كل صورت خود رو مثل خانمها بند ميندازند . جناب مدرسي شما تمام دنيا را گشته ايد اما من جوان ات به حال پا را از شهر خود فراتر نگذاشته ام . خوب مي دانيد كه حتي بازيگران هاليوود و مدلهاي لباس هم مثل بعضي از دختران ايراني آرايش نمي كنند . اما دختران ما در رابطه با آرايش بسيار افراط مي كنند و به اصطلاح خودشون آرايش عربي مي كنن كه خود من از اين مسئله بسيار ناراحتم . اما حرف من اين بود كه جوان ايراني مي خواهد ديده شود و اين فرصت را بايد به او داد .البته نه با سيگار و مواد مخدر . اي كاش آزادي وجود داشت . به هر حال من خودم را در حدي نمي بينم كه از شما انتقادي كنم چه رسد كه توهين كنم . خود من كاملا متوجه هستم , كه شما بزرگوار تا چه اندازه شخصيت مهربان و انسان دوستي داريد . واقعا آن قدر كه نست به من و دوستانم لطف و محبت داشته ايد به ديگر دوستاني كه هر روز به اين مكان سر مي زنند محبت كرده ايد . جناب مدرسي من طعم محبت شما را چشيده ام و بهتر از هر شخص ديگري متوجه بزرگمردي شما هستم . از آنجايي كه شما اعتقادات خود را در قالب اين سايت بيان مي كنيد من به خوبي متوجه اختلافات نظراتم با شما هستم و در عين حال به تمامي آن ها احترام مي گذارم .
اگر باعث رنجش شما شدم باز هم عاجزانه تقاضاي بخشش دارم .
به اميد ديدار .
پاسخ
بامداد عزیز و دوست داشتنی
پسرم الهی فدای قلب مهربون شما بشم .. عزیزم من با توجه به شناختی که از عقاید آزادیخواهانه شما دارم .. خیلی سریع متوجه شدم که کدوم سخن بنده ، سبب دلشکستن شما و به عبارتی نامید کردن شما شده است . و چون کاملآ به شما حق می دادم که باید این گونه فکر می کردی .. گله کردم که چرا فکر می کنی من طرفدار حضور پلیس برای سرکوب هستم !!؟
البته باز هم تکرار می کنم .. با شناختی که از شما به عنوان یک انسان آزادیخواه از شما پسر بسیار عزیزم دارم .. برای من دلشکستن و نامید شدنت واقعآ طبیعی وبد .. فقط گله من این بود که چرا شما فکر می کنی ون دارای ان خصایص هستم .. !!؟ زیرا دوستان هر فرد مشخص کننده شخصیت او هستند .. و چون شما با یکی از دوستان من بیش از یک بار برخورد داشتی .. دیگه مطمئن شدم که شما با مشاهده حسین جان .. متوجه خواهی شد من چه نوع عقاید و اعتقاداتی دارم
عزیزم .. نیاز به عذر خواهی نیست .. چون سخن من چنین استنباطی را در افکار به وجود می آورد .. و توضیح بنده صرفآ به خاطر دفاع از خودم بود .. چون این را حق شما می دانم
بامداد عزیز و نازنین ... خواهش می کنم هرگز بنده رو شرمنده نفرما .. من مخلص شما پسر عزیزم هستم .. اتفاقآ با شما و سپند یک کار واجب دارم .. به عبارتی روی همکاری شما حساب کرده ام .. عزیزم .. نه از سخنان من ناراحت شو .. و نه معذرت خواهی کن .. چون بنده شما رو کاملآ می شناسم و با تفکرات ات آشنا هستم .. به همین دلیل هم توضیح دادم .. اصلآ لازم نیست که معذرت خواهی نمایی
منتظر کامنتی از بنده باش که بزودی برای شما و سپند خواهم گذاشت .. بعد از دیدن آن کامنت فوری به بنده میل بزنید .. زیرا تصمیم دارم شما را در پروژه ای فرهنگی دعوت به همکاری کنم .. در شهر و استان خودتون
مواظب خودت باش
سلام آقای مدرسی نازنین
من همیشه به سایت سر میزنم فقط برای اینکه وقت شما رو زیاد نگیرم کامنت نگذاشتم.
راستش این هفته مدیر ما رفته بود ترکیه و نبود به خاطر همین جواب ایمیل شما طول کشید ولی تا 1-2 روز دیگه حتما جواب میده ببخشید اگه دیر شد.
خوب و خوش و سلامت باشید همیشه
پاسخ
فدات بشم دختر عزیز و نازنینم
شما همیشه به بنده حقیر لطف داری ... راستی شبنم جان یادم رفته بود به شما نکته ای رو یادآوری کنم ... هیچ می دونی حسین جان شباهت عجیبی به یکی از برادران من دارد !!؟ برادری که از مادر یکی هستیم .. با دیدن عکس حسین یه لحطه فکر کردم علی ما هستش .. اگه در کنار شما نبود ، امکان نداشت باور کنم خودش نیست
شبنم جان نازنین ... من دقیقآ حدس زدم که دوستان شما در سفر هستند .. و نیاز به توضیح نبود .. من که مثل چشمانم به شما و حسین جون اعتماد و علاقه دارم .. البته در این مدت بی کار ننشسته و در راستای سازماندهی استان ها و شهر های مهم در حال هماهنگی هستم .. تا به محض این که پاسخ آمد .. زیاد منتظر نمانیم .. حتی اگه با طرح بنده موافقت نشد .. به حسین جان بگویید .. من با تمام توانم به او و برنامه هایش کمک خواهم کرد .. این رو به جان نوه هایم جدی عرض می کنم .. دوست دارم حسین هم قبول کنه
دخترم نازنینم .. خیلی صحبت کردم .. مزاحم ات نمی شوم
تا بعد
با سلام
جناب آقای مدرسی! لطفا مرسومات یک فرهنگ را با دین اسلام در نیامیزید! کجای اسلام گفته که زیر ابرو برداشتن و یا ژل زدن و مدل مو درست کردن مردان گناه و اشتباه است؟ این در رسومات و فرهنگ ما است که این جور چیزها را بد می دانیم و ربطی به اسلام و دین ندارد!
در ضمن اگر در فرهنگ اصیل ایرانی عمیق شوید در دوران های بسیار قدیم (2500 سال پیش و قدیم تر) ابرو برداشتن و سرمه (خط چشم) کشیدن و رنگ کردن مو برای مردان یک رسم جا اوفتاده بود مانند مصریان! پس اگر حرفی از فرهنگ می زنید یه این واقعیت توجه کنید! و اگر از اسلام می گویید که در بالا ذکر شد!!! من فکر نمی کنم مشکل ایران ما زیر ابرو برداشتم و ژل زدن پسران و آرایش غلیظ دختران باشد! همه ما اصل را ول کرده ایم و به فرع مشغولیم! همان چیزی که بعضی ها خواهانش هستند! مشکل ایران مشکل پایه ای است! مشکل مدیریت ناکام! اقتصاد افتضاح! دانشگاه های بی کیفیت! سیاست خارجی منفی! روابط اجتماعی بسیار پایین و هزاران مثال دیگر! هروقت ما این چیزها را تا حدودی (نه کاملا) حل کردیم آنوقت حق داریم به جوانان گیر بدهیم و برایشان الگوسازی کنیم!
متاسفانه عقل ما ایرانی ها در چشمانمان است! بجای اینکه ببینیم در مغز شخص چه چیزی نهفته است به ابروهایش کار داریم!!!
با تشکر
(دکتر زیر ابرو برداشته!!!)
پاسخ
عزیزم من اصلآ به خاطر ندارم این مسئله را به اسلام و دین ربط داده باشم !! اگه هم به اشتباه ربط دادم .. سهوی بوده .. خودم می دونم این مسئله فرهنگی است .. شاید به خاطر این که تعهد و مومن بودن آقای مایلی کهن را مطرح کردم شما به اسلام ربط دادید ؟
در این صورت حق با شماست .. من به این دلیل اعتقادات حاجی را مثال زدم .. چون دین او اجازه یک بام و دو هوا را به او نداده است
امیدوارم مطلب را یک بار دیگه بخونی .. و ببینی من غیر از مخاطب قرار دادن مایلی کهن کجا زیر ابرو برداشتن را به دین و مذهب ربط داده ام ؟
بهروز جان
سلام
درباره موضوع پیش آمده با اجازه شما نظرم را می گویم.
در برنامه خانواده یکی از شبکه ها خانم دکتر روانشناس درباره به اصطلاح دخترهای با آرایش زننده صحبتی کردند که در ذهن بنده مدت ها است که حک شده.ایشان معتقد بود که این افراد با چننین کاری با زبان بی زبانی می گویند : من در سن کم آنچنان زشت هستم که نیاز به آرایش در حد یک زن مسن دارم تا کاستی و عیوب صورتم را بپوشانم.
آقا بهروز در این دنیا هر شخص نیاز به معرفی و تایید و مورد توجه قرار گرفتن از سوی اطرافیان دارد.یکی با دانش خود این کار را می کند یکی با خوب صحبت کردن یکی با اخلاق خود و....و شخصی که چیزی برای ارائه دادن ندارد خود را ارائه می دهد چوب حراج به خود زده و چنان وضع و حال آشفته و تهوه آوری را برای خود درست می کند.البته همیشه معتقد بوده و هستم اینگونه رفتارها نوعی مشکل روانی محسوب می شود.
درباره مطلب جدید ممنون
صفای این سایت فقط و فقط به خاطر شما و خاطراتتان است برای همین منحصر به فرد هست.پس منتظره خاطات بیشتر از شما بزرگوار هستیم.راستی از راه حل جدید(سپاه) خیلی خوشم آمد.
پاسخ
آوالانچ عزیز .. بله خیلی خوب در مورد آرایش و ریشه در خود افراد صحبت کردید .. ممنون از شما
در باره سپاه ..راتش خودم به دلم نیست .. ممکنه یک روز نسل دیگه بخواهد از این نوشته ها استفاده کنه .. و من حق ندارم این گونه تاریخ را تخریف کنم
ترجیح می دهم سفید منتشر کنم .. اما نام ها را مثل پست بعدی جابه جا نکنم
یاحق
فکر کنم شما فقط قسمت آخر برنامه رو دیدید. اگر کاملش رو میدیدید نظرتون عوض میشد:
http://iransima.ir/WinMediaPlayer.jsp?code=196794
یا
mms://media.iransima.ir/tv3/tv3_13880117_025.wmv
این برنامه طولانی شد و 3:46:00 طول کشید. باید از 2:24:50 ببینید که مایلیکهن در برنامه حضور پیدا کرده.
پاسخ
ممنون عزیزم
حتمآ مشاهده خواهم کرد