امشب خیلی تحقیر شدم !

دوستانی که از اینترنت سرعت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا
دلم می خواهد با صدای بلند گریه کنم ... دلم می خواهد از خشم فریاد بزنم .. دلم می خواد آن چه که امروز در تلویزیون دیدم خواب بود !! اما افسوس نه خوابی در کار بود و نه رویا ... هر چه بود صدای خرد شدن خودم رو شنیدم .. آدم وقتی تحقیر می شه نمی دونه چی بگه ؟ چه کار بکنه !!؟ فقط باید امیدوار باشه .. به کی ؟ به کسی که رفتار خوبی با خبرنگاران نداره .. به کسی که در پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی یعنی ۹۰ با عصبانیت و توهین آمیز حرف می زنه .. کسی که قراره ما رو به جام جهانی ببره .. و باعث عزت و افتخار نام کشور ایران بشه .. به چه بهاء ای ؟ به قیمت خرد شدن من و همه دوستداران فوتبال .. به قیمت تحقیر یک صد هزار نفر علاقه مند در استادیوم آزادی ..!
والله به پیر به پیغمبر قسم .. هیچ خصومت و دشمنی با شخص آقای علی دایی ندارم . اصلآ اهل ورزش و فوتبال هم نیستم .. ولی کشورم رو دوست دارم . غرور ملی رو درک می کنم . اصلآ دلم نمی خواهد در مقابل کشوری ببازیم .. که خلیج همیشه فارس ام رو انکار می کنه ! قبول دارم فوتبال برد و باخت داره .. و همه برنده نیستند .. اما اصلآ دوست ندارم سرنوشت تیم ملی کشورم به دست کسی سپرده بشه که آداب معاشرت و حرمت به مردم را نادیده می گیره .. و با عصبانیت و خشم در مقابل رسانه ها سخن می گوید .. الگوی فرزندان من باید متین و با وقار باشد .. به جای توهین به خبرنگاران ، دانش و اندوخته مربی گری اش رو ارتقاء بده . آن گاه حتی اگه باختیم ناراحت نشده به حساب تجربه می گذاریم .. نه این که برای کسب تجربه سرنوشت تیم ملی رو به عهده بگیره .. !!

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
![]()
پیش از بازی
وقتی بیست ساعت مانده به آغاز بازی حساس با عربستان رفتار زننده سرمربی تیم ملی کشورم رو با خبرنگاران و اصحاب رسانه خواندم ( اینجا ) و فهمیدم که چگونه به شکلی تحقیر آمیز آن ها رو بر خلاف مقررات از زمین تمرین بیرون کرده و کلماتی زشت نثار بر و بچه های تلویزیون کرده .. زیاد ناراحت نشدم ! و به قول معروف سعی کردم نیمه پر لیوان رو ببینم ... با خود گفتم این مرد قراره در زمین استادیوم آزادی جوانمردانه تیم عربستان رو شکست بده و از حیثیت فوتبال ما دفاع کنه .. آخه از شما چه پنهون حرف مجری تلویزیون عربستان بد جوری من و همه ایرانی های ورزش دوست رو آزار داده بود ! او در پایان بازی رفت با لحن خیلی توهین امیزی واژه " خلاص " رو بیان کرده بود ! واژه ای که خیلی معانی مختلفی داره . از طرفی با تبلیغاتی که شده بود و هیاهویی که برای جلب مردم به استادیوم شده بود ، دیگه باورم شده بود که جتمآ طرح و برنامه ای برای مقابله با آن ها داریم .. حالا کرکری مجری شبکه عربی رو بی خیال می شیم .. موضوع سر میلیارد ها تومن هزینه ای است که برای صعود تیم ما به جام جهانی شده است .. حتمآ طرحی ، برنامه ای .. تاکتیکی خواهیم داشت ..
فوتبال در خونه ی ما
خدا رو صد هزار بار شکر می کنم که از اهالی فوتبال نیستم !! و گرنه با این قلب ضعیفی که دارم هفت کفن پوسانیده بودم ! توی خونه ی ما پسرم " آرش " فوتبالییه .. یا بهتر بگم استقلالی است . به خاطر او من و همسرم هم به دغدغه های زندگی مون ، برد و باخت استقلال هم اضافه شده است ! چون هر وقت استقلال گل می خوره ، پسر ما پس می افته !! همین نگرش ما رو هم به اصطلاح فوتبالی کرد .. و برای آگاهی از روحیه فرزندمون بازی های استقلال و حریف های قدر اش رو تماشا می کنیم ! اما برای من بازی های تیم ملی کشورم جنبه حیثیتی داره .. هر جا باشم سعی می کنم پای تلویزیون نشسته و برای موفقیت قهرمانان ملی کشورم هورا کشیده و دعا کنم تا برنده شوند .. اهل استادیوم و این حرف ها نیستم .. فوتبال دیدن من هم حکایتی داره .. به قول معروف مث حاج آقا های قدیمی نکیه به پشتی داده و مرد سالارانه به اهالی خونه امر می کنم .. سکوت رو رعایت کنند !! هیچ وقت هم حین بازی غرو لند های همسرم رو نمی شنوم که می گه .. مثل آدم تخمه و پسته بخور .. داد نزن .. همسایه ها خواب اند .. والله قباحت داره ..و الخ !!!!
هنگام بازی فوتبال ...
باور کنید عین بچه ها ذوق بازی سرنوشت ساز امروز رو داشتم .. ! حتی وقتی شنیدم باجناق ام قراره برای عید دیدنی خونه مون بیایند ، عیال مربوطه رو وادار کردیم یه عذر و بهانه ای آورده و به فردا موکول کنه .. حضور نوه های شیطون که آرزوی حضورشون رو داشتم برایم مشکل ایجاد کرده بود ! به هر حال طوری برنامه ریزی کردم تا وروجک ها از نیم ساعت قبل از بازی به خواب رفته تا پدر بزرگ تعصبی شون با خیالی آسوده شاهد پیروزی تیم ملی فوتبال کشورشون باشه ... البته خیلی سعی کردم تا دلخوری قبلی که از علی دایی داشتم رو از دلم بیرون بیاورم ( اینجا ) .. تقریبآ موفق هم شده بودم . پسته و آجیل هم به میمنت نوروز فراوان در جلویم قرار داشت .. با سوت داور .. یاد پرواز هایی که به مناطق جنگی می رفتم افتادم .. که سعی می کردیم از طریق فرکانس " یو اچ اف " هواپیما خبرهای جنگ رو از رادیو دنبال کنیم .. برای من و شاید خیلی های دیگه این بازی حیاتی بود . منتظر پیروزی بودم . اصلآ نمی تونستم فکر شکست رو بکنم .. وقتی مزدک میرزایی اعلام کرد که استادیوم تا خرخره پر شده است ، دیگه مطمئن بودم با تشویق این فوج آدم حتمآ تلافی خواهیم کرد .. !! چقدر مثل بچه ها آرزو می کردم که ای کاش بعد از پیروزی بر لشگریان عربستان ، مجریان ما هم واژه خلاص رو برای آن ها به کار ببرند .. نیمه اول با اضطراب تمام شد ..!!
شبی که خیلی تحقیر شدم .. !
خیلی دلم می خواست از علوم بازی فوتبال چیزی سرم می شد ..! اما از حرف های مجری می تونستم حدس بزنم که ما عملآ هیچ طرح و تکنیکی برای این بازی حساس نداریم ! بی اختیار یاد ماجراهای کشدار انتخاب سرمربی تیم ملی افتادم .. که چگونه افشین قطبی انتخاب شده بود .. و حتی خداحافظی هم کرده بود .. اما در دقایق آخر کسی که گفته بود .. " هر کی لابی قوی تری داشنه باشد سرمربی خواهد شد " ناگهان در میان بهت اهالی ورزش فوتبال ، خود انتخاب شد !! و برای این که حرف قبلی اش در آرشیو اذهان عمومی حک شده بود .. چنین عنوان کرد که با خدا لابی کرده ام .. و من ساده چه زود باور کردم !! آخه تا اون موقع هرگز نشنیده بودم کسی با خدا لابی کنه ..!! همان روز ها پرسشی خیلی آزارم می داد و آن این بود که این بابا ، کجا مدرک و تجربه مربی گیری داشته است !؟ دوستان خبره در پاسخ گفتند .. او اسطوره است .. باور کردم که اسطوره ها همیشه پیروزند ! و دیگه هیچ حرفی در این باب نزدم !!
با زدن اولین گل به تیم حریف یادم نیست چند متر به هوا پریدم !!؟ خیلی خوشحال شدم . در حالی که چشمم به صفحه تلویزیون بود .. با خود فکر می کردم به چند نفر باید پیامک تبریک بفرستم ..!!؟ در مخیله ام دنبال واژه گانی زیبا و امید بخش می گشتم تا به امیر و بابک .. مازیار و تقی .. شهین و عماد اس ام اس بفرستم .. ! اگه بگم این حس رو مجری تلویزیون در من بوجود اورده بود ، سخن به گزاف نگفته ام ..!! تقریبآ دنیا به کامم بود .. که ناگهان دنیا به سرم خراب شد ! وای ما گل خوردیم .. وای عرب ها رو شاد کردیم .. وای دوباره شاهد الخلاص الخلاص آن ها خواهم بود .. ! خدایا .. آخه چرا ؟ در این هنگام سخنان مزدک میرزایی که سعی در آرام کردن آدم هایی مثل من رو داشت .. کمی بهم آرامش می داد .. و چقدر ساده بودم که فکر می کردم .. برنده نهایی ما هستیم ! دیگه دهان ام قفل شده بود . با چشمانی مسخ شده خیره به صفحه تلویزیون می نگریستم .. وای گل بعدی رو هم خوردیم !! مجری گفت .. هیچ مشکلی نیست .. پنج دقیقه مانده است .. اگه بچه ها همت کنند مساوی خواهیم شد !! شاید هم برنده میدان ..!! فریاد کریمی کریمی انعکاس یافته بود .. آن چه که خیلی آزارم می داد ، نحوه نشسن اسطوره فوتبال روی نیمکت بود !! نه جنبشی .. نه حرکتی .. نه توصیه ای .. در همین هنگام بود که شنیدم مجری می گوید .. تعجب می کنم چرا مهدوی کیا رو تنها گذاشته اند ..!!؟ پنج دقیقه هم تمام شد ..! و ما دو بر یک باختیم . به عبارتی بازی برده رو واگذار کردیم .. !!
تا دقایقی همچنان شوکه بودم .. آخه ما که هیچ گاه در آزادی به عربستان نباخته بودیم ..! پس چی شد حالت ادم های شکست خورده رو داشتم ... بقدری از این اتفاق عصبی بودم که نمی دونستم چی بگم .. ؟ چرا اجازه می دهندسرنوشت تیم ملی به دست آدمی باشه که هرگز تجربه مربی گری ( جز ایام کوتاهی در سایپا ) نداشته باشد ؟ چرا آبرو ، غرور ملی ملتی بزرگ را به دست فردی عصبی ، کم تجربه و هتاک سپرده ایم !؟ به هر حال با این شکست نه تنها من ، بلکه اون صد هزار نفری که با اشتیاق برای تشویق تیم ملی کشورشون به استادیوم رفته بود هم تحقیر شدند ... فدای سر آقای سرمربی .. سر او سلامت باشد .... خیلی ناراحت هستم .. حال و روزم رو نمی فهمم .. مثل دیونه ها شده ام . مدام با خودم زمزمه می کنم .. ای کاش ما هرگز فوتبال نداشتیم ..
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این مطلب ساعت ۴ بامداد نهم فروردین ۱۳۸۸ پایان یافت .
پی نوشت ..
دایی جان آسوده بخواب ، ما بیداریم !
دایی عزیز و گرامی .. آسوده بخواب چون ما اصلآ خوابمون نمی یاد ! به خاطر شوکی که به غرور ما وارد کردی ، از غصه خوابمون نمی بره .. اما مطمئن هستم تو الان هفت پادشاه رو هم در خواب می بینی ! فدای سرت .. فوتباله دیگه ، برد و باخت داره ! اصلآ به خبرنگاران چه مربوطه که از شما بعد از بازی در باره ارنج تیم می پرسند !؟ اصلآ به کسی چه ربط داره لژیونری که مدت ها در تیم اش نیمکت نشین است حالا در ترکیب قرار بگیره ؟ انگار این جماعت فراموش کرده اند شما اختیار تام گرفته ای ..!!
دایی جان آسوده بخواب .. ما بیداریم . اصلآ اگه شما نخوابی کی باید بخوابه !!؟ می گم دیدی بازیکن های عربستان چه قر و قمیشی بعد از برد ایران در وسط زمین راه انداخته بودند !؟ می گن اکثر اون ها عربی می رقصیدند .. !! سر شما سلامت باشه .. غرور ملی کیلویی چنده !؟ دایی جان حاضرم قسم بخورم اون هایی که دقیقه نود شما رو انتخاب کردند هم الان آسوده خوابیده اند ..!! آخه تقصیری ندارند .. طفلکی ها بهشون دستور داده بودند که کی انتخاب بشه .. دایی جان عزیز .. زیاد به پر و پات نمی چسبم .. چون زورت به ورزشی نویس هایی که با دلالی یک شبه میلیاردر شدند نمی رسه .. حتمآ دستور می دهی پدر من رو در بیاورند .. برای همین ماست ام رو کیسه کرده و می روم تو رختخواب ، ادای آدم های خواب رو در می آورم .. سرت سلامت
یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا )
ایام به کام 
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
The first female combat pilot in the world:
Sabiha Gökçen (March 22,1913,Bursa-March 22,2001,Ankara) was the first female combat pilot in the world and the first Turkish aviatrix, aged 23. She was one of the eight adopted children of Mustafa Kemal Ataturk.During Atatürk's visit to Bursa in 1925, Sabiha, who was only 12 years old, asked for permission to talk with Atatürk and expressed her wish to study in a boarding school. After learning her story and about her miserable living conditions, Atatürk decided to adopt her and asked Sabiha's brother for permission to take her to the Çankaya Presidential Residence in Ankara, where Sabiha would live among Atatürk's other adoptive daughters, Zehra, Afet and Rukiye. Sabiha attended the Çankaya Primary School in Ankara and Uskudar Girls' College the in Istanbul.Just after the introduction of the surname act, Atatürk gave her the family name Gökçen on December 19,1934. Gök means sky in Turkish and Gökçen means 'belonging or relating to the sky'. However, she was not an aviator at the date, and it was only six months later that Sabiha developed a passion for flying.Atatürk attached great importance to aviation and for that purpose, oversaw the foundation of the Turkish Aeronautical Association in 1925. He took Sabiha along with him to the opening ceremony of Türkkuşu (Turkishbird) Flight School on May 5,1935. During the airshow of gliders and parachutists invited from foreign countries, she got very excited. As Atatürk asked her whether she would also want to become a skydiver, she nodded "yes indeed, I am ready right now". Atatürk instructed Fuat Bulca, the head of the school, to enroll her as the first female trainee. She should have become a skydiver, however she was much more interested in flying, so she received her pilot's licence. Gökçen was sent to Russia, together with seven male students, for an advanced course in glider and powered aircraft piloting. However, when she was in Moscow, she learned the news that Zehra had died, and with a collapsed morale, she immediately returned back to Turkey, isolating herself from social activities for some time.In the beginning of 1936, Atatürk urged her to attend the Air Force Academy to become the first female military pilot of Turkey. She improved her skills by flying bomber and fighter planes at the 1st Aircraft Regiment in Eskisehir Airbase . In that same year, she took part in the military operation against the Dercim Rebellion and became the world's first female air force combat pilot.In 1938, she carried out a five-day flight around the Balkan countries to great acclaim. Later, she was appointed chief trainer of the Türkkuşu Flight School of Turkish Aeronautical Association , where she served until 1955 and became a member of the association's executive board. She trained four female aviators,Edibe Subasi,Yildiz Ucman ,Sahavat Karapas and Nezihe Viranyali . Sabiha Gökçen flew around the world for a period of 28 years until 1964. Her book entitled "A Life Along the Path of Atatürk" was published in 1981 by the Turkish Aeronautical Association to commemorate Atatürk's 100th birthday.Throughout her career in the Turkish Air Force, Gökçen flew 22 different types of aircraft for more than 8000 hours, 32 hours of which were active combat and bombardment missions.The second international airport of Istanbul on the Asian side, Sabiha GOcken international airport, is named after her.She was selected as the only female pilot for the poster of "The 20 Greatest Aviators in History" published by the United States Air Force in 1996
Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
نخستین خلبان جنگنده زن جهان:
"سابیها گوچن"(تولد:22 مارس بورسا(ترکیه)1913-فوت:22 مارس 2001 آنکارا) در سن 23 سالگی نخستین خلبان زن هواپیمای جنگی جهان و اولین هوانورد زن ترکیه بود.وی یکی از هشت کودکی بود که توسط "مصطفی کمال آتاتورک" تربیت و پرورش یافته بود.در حین بازدید "آتاتورک" از "بورسا" در 1925 "سابیها" که 12 ساله بود تقاضای اجازه صحبت با "آتاتورک" را نمود و تمایل خود را برای تحصیل در مدرسه شبانه روزی عنوان کرد.پس از شنیدن داستان وی و دانستن اینکه شرایط خانوادگی خوبی ندارد "آتاتورک" تصمیم گرفت که مسوولیت بزرگ کردن و تربیت وی را بعهده بگیرد و از برادر "سابیها" خواست که اجازه بردن وی به "کانکایا"(محلی در آنکارا مخصوص رییس جمهور) را بدهد جایی که "سابیها" بتواند در میان سایر دختران تحت تکفل "آتاتورک"-"زهرا"-"آفت" و "رقیه"- زندگی کند."سابیها" وارد مدرسه ابتدایی "کانکایا" شد و سپس به کالج دختران "اوسکودار" در استانبول رفت.پس از اینکه در ترکیه قرار براین شد که همگی از نام فامیل استفاده کنند "آتاتورک" در 19 دسامبر 1934 نام فامیل "گوچن" را برای وی برگزید."گوچ" در ترکی بمعنای "آسمان" است و "گوچن" یعنی کسی که به آسمان تعلق دارد.تا این زمان "سابیها" خلبان نبود اما شش ماه بعد شور و اشتیاق پرواز در وی بوجود آمد ورشد کرد."آتاتورک" اهمیت زیادی برای هوانوردی قائل بود و به این منظوردر سال 1925 تصمیم گرفت که زیربنای "موسسه هوایی ترکیه" را احداث کند.در 5 مه 1935وی در مراسم افتتاح مدرسه پرواز "پرنده ترکیه" "سابیها" را با خود به مراسم برد."سابیها" در بازدید از نمایشگاه پروازی که مشتمل بر "گلایدر"ها و چتربازانی بود که از کشورهای خارجی دعوت شده بودند بسیار هیجان زده شد.وقتیکه "آتاتورک" از او سوال کرد که آیا دلش میخواهد که چترباز شود پاسخ داد "بله.در واقع همین الان حاضر هستم"."آتاتورک" به رییس مدرسه- "فواد بولکا"- دستور داد که "سابیها" را بعنوان نخستین دانشجوی زن اسم نویسی کند."سابیها" باید چترباز میشد اما بدلیل علاقه بیش از حد به پرواز گواهینامه خلبانی را نیز بدست آورد."سابیها گوچن" بهمراه 7 دانشجوی مرد دیگر برای آموزش خلبانی پیشرفته گلایدر و هواپیماهای موتوردار به روسیه اعزام شد.وقتی در مسکو بود اخباری مبنی بر مرگ "زهرا" بوی رسید و دچار ضربه روحی شد.وی فورا به ترکیه برگشت و مدتی از فعالیتهای اجتماعی دور بود.در اوایل سال 1936 "آتاتورک" بوی اصرار کرد که با ورود به "آکادمی نیروی هوایی" نخستین خلبان نظامی زن ترکیه شود.وی در پرواز با بمب افکنها و جنگنده ها در پایگاه هوایی "اسکیزیز" مهارتهای خود را ارتقا داد.در همان سال در عملیات نظامی علیه شورشیان "درسیم" شرکت جست و نخستین خلبان نظامی زن نیروی هوایی شد.در 1938 در میان تحسین شدید مردم یک پرواز 5 روزه در منطقه "بالکان" انجام داد.پس از آن رییس مربیان پرواز مدرسه پرواز "تورکوزو" وابسته به" موسسه هوانوردی ترکیه" شد و تا سال 1955 در آنجا خدمت کرد و یکی از "اعضای هیئت مدیره" آنجا گشت."سابیها" 4 هوانورد زن را به نامهای "ادیبه سوباشی"-"ایلدیز اوچمان"-"ساهاوت کاراپاس" و "نزیه ویرانیالی" آموزش داد.وی در یک دوره 28 ساله تا سال 1964 بدور دنیا پرواز میکرد.کتاب وی به نام "زندگی در مسیر آتاتورک" در سال 1981 و در صدمین سالگرد تولد "آتاتورک" توسط "موسسه هوانوردی ترکیه" برای یادبود "آتاتورک" منتشر شد.در زمان اشتغال وی در "نیروی هوایی ترکیه" "گوچن" با 22 نوع هواپیمای مختلف وتا سقف 8000 ساعت پرواز کرد که 32 ساعت آن عملیات رزمی و بمباران بود.دومین فرودگاه بین المللی استانبول در بخش آسیایی آن پس از مرگ وی بنام "فرودگاه بین المللی سابیها گوچن" نامگذاری گردید.وی برای پوستری بنام "20 هوانورد برتر جهان" که در 1966 توسط "نیروی هوایی ایالات متحده" منتشر شد بعنوان تنها خلبان زن انتخاب گردید.
منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
![]()
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yahoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم
تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل
و
جاسوسی که به خواستگاری آمد !!
روایت واقعی




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه


















با سلام خدمت جناب آقای مدرسی
همه ایرانیان دیشب تحقیر شدند. ولی باید دانست که خود کرده را تدبیر نیست و آنکه باد میکارد طوفان درو میکند. حال که رسیدن تیم ما به جام جهانی به معجزه نیازمند است یاد نوشته ای افتادم که چندین سال پیش خواندم. در کتاب پرواز عقاب نویسنده در جایی می نویسد > (به نقل مضمون). کاش ما هم بعد از این همه سال ناکامی های رنگارنگ در عرصه فوتبال می فهمیدیم که از کجا شکست می خوریم. کاش.
پاسخ
مهدی جان .. واقعآ عجب سخن جالب و قابل تاملی زدی
بله اگه مدیران ما کالبد شکافی شکست ها رو بدونند .. هر گز ار یک سوراخ دو بار گزیده نمی شویم
ای کاش هیچ گاه شب هایی مثل دیشب به وجود نیاید
بنام خداي بخشنده و مهربان
جناب مدرسي عزيز
سلام و خسته نباشيد
متأسفانه ماا وقتي خرد شديم و تحقير شديم كه يك شبه و با پ
پاسخ
بله عزیزم .. توصیه های غیر کارشناسی همین نتیجه اش می شود
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز حالتان چگونه است نوه های گلتون چطورند از عوض بنده روی هر دو را ببوسید ببخشید اگر مطلبی که خود نیز حتی تمایلی به عنوان کردن آن ندارم حاوی مطالبی زننده است ولی باور کنید عین حقیقت بوده و این اتفاق دید من را در مورد فوتبال بکل عوض کرد :
در حدود دو یا سه سالی که فوتبال را ترک کرده و کلا" دیگر نه آن را تماشا و نه پیگیر قضایای آن هستم بقدری خیالم آسوده است که نپرسید به قول مادر بزرگ مرحومم که می گفت " برید به کار و کاسبی تون برسید اونها دارند پولشو می گیرند حرسشو شما می خورید" واقعا" حرف درستی بود ولی خوب من به شخصه بعدا" به این نتیجه رسیدم در فوتبالی که باندهای مافیایی معین می کنند که کدام بازیکن بازی کند و کدام تیم ببرد یا ببازد ارزشی برای تماشا کردن و وقت گذاشتن و حرص خوردن ندارد این قضیه ای که برایتان تعریف می کنم زمینه ای شد تا کلا" قید فوتبال را بزنم و از هر چی فوتبالیسته " دور از جون عده ای دلسوز و مودب" بدم بیاد در سفرم به شمال کشور در شهر رامسر ساکن بودیم من و تنی چند از همکاران عزیزمان در یک ویلای زیبا در کنار دریا که متعلق به برادر یکی از همکاران بود ساکن بودیم در دومین روز سفر برای گشت و گذار در شهر زیبای رامسر با دوستان راهی بازار رامسر شدیم در نهایت پس از کلی گشت و گذار در یک کافی شاپ برای استراحت و صرف آب میوه توقف کردیم روبروی میز محل استقرار ما چند دختر خانم زیبا و در عین حال فهمیده و با آبرو نیز مشغول صرف قهوه بودند در همین اثنی دو یا سه بازیکن معروف فوتبال تیم ملی و دوستانشان با ظاهری زننده وارد کافی شاپ شده و صدای خنده آنها تمام سکوت زیبای کافی شاپ را شکست و به جای آهنگ زیبای شکوفه گیلاس باخ صدای کریه این به اصطلاح قهرمانان ملی نشست و روانم را آزار می داد به دوستان خود گفتم که سریعتر آب میوه خود را صرف و به ویلا مراجعه کنیم در این حین یکی از همراهان آن قهرمانان به دختر خانم ها نزدیک شد و در گوش آنها چیزی گفت که سبب شد آنها برافروخته شوند و با ادب و متانت خود از آن فرد خواستند که مزاحم آنها نشود این قضیه چندین بار تکرار شد تا بالاخره من و جمال سه سوت قاتی نموده و با لحنی تند به آن فرد تذکر دادیم که اگر ناموس دارند مواظب رفتارشان باشند باور کنید این فرد بقدری بی ادب بود که حد ندارد دوست و همکار ما که واقعا" از این قضیه کلافه بود به من گفت تو رو خدا ببین اینهایی که الگوی جوانان ما هستند حتی نحوه کوچکترین برخورد اجتماعی خود را نمی دانند وای بحال ما خلاصه این درگیری لفظی ما با وساطت عده ای به پایان رسید و برای لحظه ای به خیر گذشت در حال خروج از کافی شاپ بودیم که باورتان نمی شود که یکی از همین قهرمانان فحشی به بنده داد که از نوک ناخن شصت تا آخرین موی سرم را سردی غریبی فرا گرفت و آن اتفاقی که نباید بیافتد افتاد و آن چه نباید اتفاق افتاد و مشت بنده بر صورت آن قهرمان عزیز نشست و سبب نقش زمین شدن ایشان شد فرصت را مقتنم شمرده و به دوست ایشان هم که مزاحم آن خانم ها می شدند نیز ضربه نثار کردیم تا ایشان هم قاطی میز بر روی زمین مثل توپ بغلتند و وارد دروازه شوند این دعوای ما هم اینبار با دخالت برداران پلیس و دستگیری بنده به پایان رسید در خودروی پلیس به قدری از کار خود خوشحال بودم که کلا" عواقب آن را فراموش کردم در کلانتری افسر نگهبان ضمن توجیه بنده به جرم ارتکابی و شکایت مضروبان از بنده اعلام کرد اگر از نامبردگان جلب رضایت نکنم باید بی زحمت آب خنک نوش جان کنم که بنده گفتم جناب سروان به هر قیمتی حتی زندان حاضر نیستم از یک آدم پست و بی ادب عذر خواهی کنم و به وی گوش زد کردم که بنده نیز نظامی هستم و برای کار خود دلیل موجهی دارم خلاصه از اینجای داستان..................... تا لحظه ای که یکی از خانم هایی که در کافی شاپ آشنا شدم در حالی که بنده در بازداشت بوده به ملاقات بنده آمدند و ضمن تشکر از بنده عنوان فرمودند که خبرنگار یکی از جراید معروف ورزشی کشور بوده و از کل داستان با دی وی کم خود فیلم برداری کرده بوند و به وسیله آن رضایت شاکیان را جلب و آنها را وادار به عذر خواهی از بنده نموده بود و برای من یک حقیقت را روشن کرد کدام فوتبالیست کدام فوتبال .......خاک بر سر هر چی ............ " دور از جون عده ای دلسوز و مودب"
پاسخ
جعفر خان .. عجب ماجرایی بود .. واقعآ دستت درد نکنه
بله متآسفانه الگو های کشور ما اکثرآ بی جنبه و بی شخصیت هستند .. البته سوای عده ای انسان بزرگوار و با شرف که من کاری به ان ها ندارم
جعفر خان .. من به دلیل حرفه ام که روزنامه نگاری و تلویزیونی بود .. متآسفانه با این افراد زیاد در ارتباط بودم .. و از کثافت کاری شون با خبرم .. یک بار سالگرد شبکه سه بود .. من مسئولیت تدارک مراسم رو در یکی از سالن های ورزشگاه آزادی به عهده داشتم .. و به همین دلیل فوتبالیست های تیم ملی رو دعوت کردیم .. وای که چقدر حرص خوردم .. یکی از ان ها بعد ها فیلمش را با یکی از هنرپیشه ها که پلیس در شمال گرفته بودند دیدم .. خیلی وقیح و پر رو هستند .. حتی در میان هنرمندان جوان هم این مسایل بدتر است .. هنرمندی رو می شناسم که هیچ کس بلانسبت پهن بارش نمی کرد .. به دلیل آشنایی عمه همسرش با مدیر شبکه یکی از طرح های مبتذل اش تصویب شد و خلاصه آقا یک شبه میلیادر شد .. اولین کاری که کرد .. زن بیچاره اش رو بیرون نمود . مدتی با یکی از شاگردان من هم اتاقی بود .. اگه بدونی چه افشاگری هایی می کرد .. واقعآ شرم دارم بیان کنم .. ولی شما خوب کاری کردی
من هم اصلآ در مقابل متلک و مزاحمت برای خانم ها آرام نمی شینم .. و در هر شرایطی باشم درگیر می شوم .. تنها موردی که من را از کوره به در می کنه .. مشاهده توهین و مزاحمت برای خانم هاست .. دلم می خواهد خون ان ها رو بریزم تقصیر خودمون است که این ها رو بزرگ می کنیم .. نباید اصلآ توجه کرد .. خوب خوبش .. مشکل داره
سلام عمو بهروز
عيد شما مبارك من از28اسفند ماه سال قبل دسترسي به اينترنت پرسرعت نداشتم تازه به اينترنت پرسرعت دسترسي پيدا كردم و براي همين دير تبريك گفتم منو ببخش
به قرآن از ديشب تا حالا از هرچي فوتباله ديگه بدم مياد من برخلاف پسرتون پرسپوليسي هستم ولي اسم پرسپوليس رو هم بيارين حالم بد ميشه از يك مشت عرب وهابي دشمن ولايت تو آزادي شكست خورديم...شما كه يادته اين آواكس هاشون چقدر آمار نيروهاي مارو به عراقي ها مي دادن
حالم خيلي بده عمو بهروز
پاسخ
آرش عزیزم .. می دونم پسرم چه حالی داری
یکی نیست به این مردک حالی کنه .. اگه تو در بازی کردن اسطوره بودی .. دلیل نمی شه که در مربی گری هم موفق باشی !! انگار شما در المپیاد فیزیک مدال طلا گرفته باشی .. و بعد ادعا کنی که در المپیاد شیمی هم اول خواهی شد !! خب مسلم است که ارتباط نداره
منتها این مردک عادت کرده مثل بختک روی هر چیزی که برایش منفعت داره چنگ بیندازه و به هیچ عنوان جدا نشه .. تازه طلبکار هم است !! مصاحبه بعد از باخت اش رو با خبرنگاران بخوان .. والله خیلی قباحت داره که آدم این همه پر رو و نفهم باشه
اعتبار کشوری رو به باد داده .. تازه هارت و پوت هم می کنه
تقصیر مدیران بی سواد فدراسیون است که به این جانور ها میدون می دهند .. باید با اردنگی از فوتبال و تیم ملی بیرون اش کرد .. او همین را می خواهد .. و گرنه زبان خوش سرش نمی شود
حالا هم غصه نخور .. بهترین کار بی خیال شدن فوتبال و جام جهانی است
با سلام خدمت استاد عزيزم
منم دقيقا احساس شمارو دارم
واقعا اين فدراسيون فوتبال بايد از اينكه اين همه با احساسات ملت ايران بازي ميكنه خجالت بكشه !!البته از عده اي آدم غير حرفه اي و افرادي كه با رابطه سركار اومدن انتظاري بيش از اين نيست !!تا كي ميخوان با حيثيت ايران بازي كنن بسه ديگه.
ما تو وطن خودمون با 120 هزار ايراني تو استاديوم آزادي از اين عرب هاي .... شكست خوريم
واقعا مايه تاسفه
ببخشيد استاد پر حرفي كردم دلم گرفته بود
امير
سلام کاپیتان عزیز و دوست داشتنی
اول از همه سال نو را به شما تبریک می گم و براتون سلامتی ، آرامش ، موفقیت و خوشی را آرزو می کنم .
البته که این ناراحتی شما به خاطر حس وطن پرستی و عشق به میهن هستش که خیلی خیلی هم با ارزشه ولی یک حس دیگری در بین تماشاگران فوتبال جدیداً داره شایع میشه و خود من خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیدم (از زمان برانکو) و اون اینه که ترجیح میدم حق به حقدار برسه و واقعیتها روشن بشه و اگه کسی کارش ایراد داره و واقعیتها رو وارونه جلوه میده بهتره که دستش رو بشه و مورد بازخواست قرار بگیره و برای من جالب بود که دیروز خیلی از آدمهای اطرافم هم به همین نتیجه رسیده بودن و از باخت تیم ایران ریاد ناراحت نشده بودن و ترجیح میدادن که این مسئله عاملی بشه برای تصمیم گیری های بهتر در آینده و درست شدن یک سری از رویه ها حداقل در ورزش این مملکت و اتفاقاً به نظر من این مسئله جدای از عشق و علاقه به میهن و مردم نیست .
البته به نظر من آقای دائی قابلیتهای خوبی هم در زمینه بازی و هم مربیگری داره ولی متاسفانه با اخلاق بدش و جاه طلبی زیاد و حمایت مفرط مسئولین ورزشی از او باعث ایجاد حس تنفر در بین مردم و علاقه مندان به فوتبال میشه .
در آخر اینکه همیشه اتفاقات به ظاهر بد ، ممکنه که نه تنها بد نباشند بلکه در طول زمان نتایج خوبی هم
بدست بدهند .
به امید سربلندی ایران و ایرانی
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
باور کن قبل از بازی من هم همین احساس رو داشتم
به پسرم گفتم .. اگه هر کدومشون ببرند خوشحال خواهم شد !! پسرم با تعجب نگاه ام کرده و گفت یعنی چه ؟
بهش گفتم اگه ایران ببره .. خیلی خوشحال می شوم که پوزه این عرب ها رو به زمین مالیدیم . چون بد جوری از کری خوندن ان ها حالم گرفته شده بود
و اما اگر عرب ها ببرند .. باز هم خوشحال خواهم شد که .. چشمان مسئولین ما باز شده و واقعیت ها رو درک کنند .. که دایی در حد و اندازه تیم ملی نیست .. مخصوصا که اخلاق نداره و از آداب و معاشرت بویی نبرده است
ضمن این که .. امروزه برد یک تیم منوط به عواملی است که هرکی رعایت کنه برنده است .. و پارتی بازی و توصیه هیچ گاه هیچ تیمی رو در جهان قهرمان نکرده است
اما ناراحتی من از این بود که چرا غرور ملی ما را به دست آدمی خودخواه و بی ادب می دهند .. که به فکر جیب خود و کارخانهه ای تولید لباس ورزشی خودش است .. می دونی که معمولآ کارخانجات تولید کننده لباس ورزشی از این که تیم ملی یک کشوری محصولات آن ها رو به تن کنند .. یک چیزی هم دستی می دهند .. اما از وقتی این شازده تشریف آورده .. تازه پول هم بایت قالب کردن محصولات اش می گیره !! خیلی قباحت داره
رضا جان .. قدیم تر ها یادمه تعریف می کردند که ... بلانسبت شما و خوانندگان .. یک خری بوده که می رود داخل پوست شیر .. و به روستایی نردیک می شود .. مردم با دیدن شیر وحشت زده شده و فرار می کنند .. خره با خودش می گه .. این ها که قیافه ام را دیدند این همه ترسیدند .. اگه صدایم را در بیاورم حتمآ می میرند .. و بدین سان عرعر می کند .. و مردم می فهمنند خر است .. و حسابی حالش رو می گیرند
حالا حکایت این باباست .... وقتی چند موفقیت جهانی بدست آورد ... از تیم ملی بیرون نمی رفت .. بعد هم هوس کرد بره مربی بشه .. . از این که می دید همه به حرف هایش گوش می کنند .. مغرور شده بود .. و هیچ توصیه ای را نمی پذیرفت .. تا این که با گندی که زد .. به همه ثابت کرد بابا جان این کاره نیست .. ادای مربی ها رو در می اورد
بهروز جان
سلام
طرفدار فوتبال نیستم ولی به مسابقات تیم ملی اهمیت می دهم.مدت ها است که برای زجر کشیدن کمتر از نحوه بازی به اصطلاح تیم ملی مسابقات را نگاه نمی کنم منجمله بازی دیروز.به اخبار هم نرسیدم و نتیجه را الان از شما شنیدم!!! به قول دوستی همه چیزمان به همه چیزمان می آید. ورزش یا هر چیز دیگر.اون از کارخانجات اتومبیل سازیمان که عالم و آدم قیمتهایشان را کاهش دادند ولی طبق معمول در کشور ما همه چیز برعکس هست اون از بازار سیب زمینی پیازمان که نوسانش از بازار نفت و فلزات گرانبها بیشتر است و الی آخر.....
افشین قطبی را فراری دادیم.حداقل هیچ چیز که نداشت ادب و نزاکتی در حد یک جنتلمن داشت.فریدون زندی کجاست!! نتیجه اش هم می شود این.همه اش جنگ و جدل
بهروز جان چند میل با عنوان آوالانچ برایتان ارسال کردم.مطلبی آماده کردم که به علت سرعت پایین آن را به همراه عکس هایش در (4) نوبت ارسال شد.لطفا دریافت آنها را تایید برفرمایید.منتظر نظر شما هستم.
متشکرم
پاسخ
آوالانچ عزیزم .. ممنون
بله حق با شماست ... کار خوبی می کنی که نگاه نمی کنی .. و گرنه جز اعصاب خرد شدن چیزی عایدت نمی شد
در مورد قطبی حق با شماست .. بله واقعآ با شخصیت و جنتلمن واقعی بود
ما لیاقت آدم های مودب و با تجربه رو نداریم
دوست عزیز .. از ارسال مطالب شما تشکر می کنم .. الان می روم و چک می کنم .. موفق باشی
این احمدی نژاد عجب قدم خیریه
اون از کشتی این از فوتبال
پاسخ
مهدی عزیز .. من وارد این مقولات نمی شوم
سلام خدمت عمو بهروز عزیز
حال یکی از نوه های شما چطور است؟ امیدوارم بهتر شده باشند . زیاد خوداتان را ناراحت فو تبال و مسایل و حاشیه های آن نکنیید . که خود مثنوی ۷۰ من است . آن چیزی که الان مهم است . سلامتی و شادابی آن ۲ فرشته روی زمین و خود شما و خانواده عزیز اتان است. خوداتان را ناراحت نکنیید. و به فکر سلامتی خوداتان باشید.
نوروز اتان پیروز
خیلی ممنون نادر عزیزم
حق با شماست .. واقعآ نباید به این مسایل اصلآ توجهی کرد ..
در مورد آوا باید عرض کنم .. او اصلآ مخلف غذا خوردن است . و به زور ترفند یکی دو قاشق غذا به حلق اش می کنیم .. حالا که مریض شده .. دیگه بدتر .. فقط شیر می خوره .. به زور و با گرفتن دست و پایش دارو ها رو تو حلق اش می ریزیم
تا دیروز که مرتب خواب بود .. اما به امید خدا امروز بیدار شد و چند ساعتی شوخی و خنده کرد . فکر کنم مشکل برطرف شده .. فقط باید کاری کنیم که چیزی بخورد .. خیلی ضعیف است
اما در عوض آنا .. ماشاالله همه چیز می خورد .. حتی دارو !! و برای همین تپل شده است
من به همسرم گفتم اگه امروز هم گیج و منگ بود .. دوباره ببریم دکتر تا سرم وصل کنند .. که خوشبختانه بلند شد .. بیرون رو خیلی دوست داره .. پسرم دقایقی او را برد تو کوچه .. خیلی ذوق می کنه .. و اجتماعی است
به هر حال امانت داری خیلی سخت است .. ما که هر دو نفری دنبال این دو وروجک هستیم .. تازه خواهر همسرم هم مرتب به خاطر بچه ها به ما سر می زنه .. ولی خب باز هم مشکله
از شما به خاطر توجهی که دارید ممنونم .. انشاالله شما هم دارای دو فروند دختر زیبا و خوشگل بشوید
یا حق
به نظر من این آقای دایی لیاقت مربی شدن برای تیم ملی را نداره!
چون نه تنها مربی گری بلد نیست بلکه تربیت هم نداره حالا شاید اون مدل حرف زدنش تو برنامه نود رو که همه جملاتش با نه شروع میشه را تحمل کرد ولی خیلی حرکاتش واقعا آبروریزی
همین آقا توی یک فیلم که ظاهرا با موبایل از داخل ماشینش برداشته شده بود هر چی فحش بلد بود نثار ما تبریزی ها کرد!
(البته من به جز خوبی چیزه دیگه ای از هموطنهای اردبیلیمون ندیدم یک بار که از خط ویژه تو اردبیل می گذشتم پلیس بهم ایست داد و گفت که شما مهمان هستید و می تونید رد بشید. . . توی دانشگاه هم چند نفر دوست اردبیلی داشتیم که هیچ وقت نمی تونم تقلب رسوندنهاشون را سر کلاس ریاضی پیش فراموش کنم واقعا خیلی با مرام بودند ... )
حالا واقعا چه انتظاری میشه از این اشخاص داشت اینها حتی معنی غرور ملی رو هم نمی دونند .
با تشکر از پست خوبتون
پاسخ
شاهین جان حق با شماست عزیز
او واقعآ آدمی مغرور ، قلدر و بی نزاکتی بود که تنها به فکر جیب اش بود .. و تیم ملی را ارث پدری اش می دانست
در شرافت مردم اردبیل با شما موافق هستم .. بله من هم چشمه های فراوانی از مردانگی آن ها دیده ام
امشب شنیدم برکنار شده است .. خیلی خوشحال شدم ... تاج و علی آبادی و کفاشیان هم باید کنار گذاشته شوند
ممنون از شما
سلام عمو جون
حالتون خوبه؟ سلامتین؟
به خاطر این که ما محدود شدیم نمی تونیم وارد بعضی از مقولات خیلی مهم شویم که وسط بازی اتفاق افتاد(!!!)بگذریم،شما رو کاملا درک می کنم وقتی اینطوری از تیم عربستان حرف میزنید...میدونم و میدونید که خیلی از ناراحتی ها برای اینه که از این تیم باختیم،حالا امثال شما با توجه به گذشتتون در جنگ که دیگه بماند...
2 تا سوال دارم،اگه سوالام ممنوعه هست به بزرگی خودتون ببخشید و جواب ندین...
-یه جا فرمودید با سیستم فون پچ با مغازه ای ارتباط گرفتید (خاطرتون از دردسر دوستی با خانم دکتر) این فون پج چیه که با رادیوی هواپیما وصل میشه به خط تلفن؟!مدت ها بود که این سوال رو میخواستم بپرسم!
-من از خوانندگان خیلی قدیمیتونم،اولین خاطره ای که از شما خوندم مربوط بود به همون اف 5 که میگی رو که روی شما لاک میکنه فراری میده...حالا یه سوال کوچولو و بدون مشکل امنیتی...جنگنده ها هم راداری دارن تا با اون ابرهای خطرناک رو تشخیص داده و از اونها دوری کنن؟(فکر کنم ابر سی بی بود)من هرچی گشتم ندیدم،یعنی مهم نیست براشون؟!
خوشحالات شدیم زیاد...در پناه حق
پاسخ
عرفان جان عزیز و گرامی .. در جنگ همین عرب ها با در اختیار داشتن آواکس امریکایی ها خیلی کار ما رو سخت کرده بودند .. ولی تونستیم با خفاش های خودمون از جلوی آن ها در بیاییم .
در مورد فون پچ بگم .. سیستمی بود که شما از طریق سیستم بی سیم هواپیما با مرکز که دفتر آن در ساختمان عملیات مستقر بود .. تماس می گرفتی .از اپراتور
می خواستی تا شماره مورد نظر شما رو بگیرد .. و او بعد از گرفتن شماره به دستگاه وصل می کرد و شما از هر کجای دنیا به راحتی با خانواده ات از داخل هواپیما صحبت می کردی .. !! البته این تکنولوژی مربوط به زمان های دور است احتمالآ حالا سیستم های پیشرفته تری را در اختیار دارند .. زیرا با همگانی شدن جی پی اس دیگه مشکلات قبلی برداشته شده است
در مورد رادار شکاری ها .. راستش من هیچ تخصصی در باره شکاری ها ندارم
سلام استاد
من هم از طریق شبکه جهانی جام جم شاهد این تحقیر شدن بودم. فقط می توانم بگویم که متاسفم. دل من هم مانند تمام ایرانیان شکست.
خبرگزاریها رسما" اعلام کردند که علی دایی برکنار شد ولی نوش دارو بعد از مرگ چاره کار نیست. امیدوارم فکر اساسی برای این ورزش پرطرفدار بشود. همچنین تاسف می خورم که شکست یک اسطوره که می توانست خیلی محبوب باشد را می بینم. بازیهای بیاد ماندنی علی دایی متاسفانه با عملکرد ضعیف و همچنین رفتار نادرستش با منتقدان و خبرنگاران برای من حداقل به فراموشی سپرده شد. اخراج ایشان هم در این مقطع دردی را دوا نخواهد کرد. گزینه جانشین ایشان هم طبق شایعات جناب مایلی کهن هستند.
سبز و بهاری باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیز و گرامی
خوشحالم که شما زودتر از ما در جریان خبرها قرار می گیری
در مورد علی دایی عرض کنم .. اگه یادت باشه ما این مشکل رو در زمان بازیگری اش هم داشتیم .. بابا اسطور هستی .. جای خود . هر چیزی ظرفیتی دارد .. او به همه ثابت کرد که آدمی است که از موقعیت های بدست آمده بلده استفاده کنه .. و گر نه اگه یک ذره منطق داشت وقتی دید بدن اش نمی کشد باید از تیم ملی کناره گیری می کرد .. ولی او نه تنها ماند .. و به مردم دهن کجی کرد .. بلکه با باند بازی های خودش از جضور بازیکنان مستعد در پست خود جلوگیری می کرد .. ! و آن قدر نرفت بیرون تا با اردنگی بیرون اش کردند .. یادته به خاطر جام جهانی چقدر منفور مردم شده بود .. خب این همان علی دایی است .. تا این که دری به تخته خورده و از صدقه سر سیاست و حمایت بعضی سیاسیون یک شبه مربی شد !! و دیدیم وقتی که دید نمی تونه امتیاز بگیره .. بنای بد رفتاری با خبرنگاران و اساتید فن را گذاشت
حتی بعد از باخت هم به جای این که ملایم صحبت کند .. با قلدری گفت .. مگه شما من را انتخاب کرده اید که می خواهید استعفاء دهم !!؟ جالبه حتی افرادی که او را انتخاب کرده بودند هم وقتی به وی پیشنهاد استعفاء را دادند .. با قلدی جلوی ان ها هم ایستاد !!! و گفت استعفا نمی دهم .. !! عجب رویی داره این بشر
سام عزیز .. احترام هر شخص دست خودش است .. وقتی به کسی احترام نگذاری .. یک روز هم با خفت و بی احترامی تو گوش ات می زنند و از تیم ملی اخراج ات می کنند .. اسوطوره بودن که نون دونی نیست .. که با پول به ان نگاه کنی و طلب پدرت رو از همه بخواهی ..!! همین رو می خواست
پسر عزیزم ... بله حق با شماست مشکلات فوتبال ما فراتر از این داستان هاست باید فکری اساسی کنند ..
يه خبر خوب بعد از اخبار بد...ساعت 4 عصر امروز فدراسيون فوتبال خبر بركناري دايي رو مخابره كرد.
پاسخ
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
حق اش بود این چنین با خفت عذرش رو بخواهند
سلام استاد گرامی
من هم مانند هر ایرانی شکست در مقابل این عربکان را نمی توانم هضم کنم اما...
در مورد بی دقتی ام عذر خواهی می کنم و از لطف شما سپاسگزاری.
امیدوارم که شاد باشید و کامگار
پاسخ
امیر عزیزم .. بله حق با شماست .. به هر تیم و کشوری می باختیم این همه ناراحت نمی شدیم .. عرب ها دیدی با چه وقاحتی در زمین ما می رقصیدند ..!!؟
حالا هم که خبر رسید عذرش رو خواسته اند و از کار برکنار شده است
واقعا خدایا شکرت
امیر عزیز از شما خیلی ممنونم
سلام خدمت استاد عزیزم جناب مدرسی.راستش من مقیم یکی از کشورهای عربی هستم و دیروز یکی از بدترین روزهای زندگی من بود.شاید حسی که شما پس از بازی دیروز داشتید را به توان هزار هم محاسبه کنید گویای میزان ناراحتی من نخواهد بود بطوریکه تا امروز هم جواب تلفن کسی را ندادم چون کشش و ظرفیت باخت به عربستان آنهم در ورزشگاه ازادی را نداشتم.یک نکته را بگویم تا ته خط بروید دیروز علیرغم باخت کشور امارات اما خبر پیروزی عربستان در برابر ایران ولوله ای عجیب در رسانه های این کشور داشت که انگاری تیم کشور خودشان قهرمان جام جهانی شده است اما ذکر چند نکته را لازم میدانم بگویم قصد اساعه ادب ندارم ما ایرانیها انسانهای فوق العاده احساسی هستیم و دقیقا لحظاتی که ایجاب میکنه تصمیمی منطقی بگیریم احساسات مانع میشه.از دیروز تا حالا 99% مطالب اینترنتی ایرانیها در مورد فوتبال منحصرا در دو چیز خلاصه میشه(اگر غیر از این است بگید من هم باخبر شم )اول کوبیدن چشم بسته علی دایی هر چند در مقصر بودنش شکی ندارم دوم بد قدمی محمود احمدی نژاد که این یکی واقعا غیر منطقی ترین دلیلی است که تا حالا در مورد باخت ایران شنیده ام.من ادم سیاسی نیستم و اگر قرار بود سیاسی باشم شاید یه منتقد سیاسی میشدم تا یه موافق سیاسی اما واقعا دور از انصاف و منطق است که همه چیز را به هم ربط بدهیم .در مورد دایی هم همه نقد هایتان درست ادمی است عصبی مزاج و یکدنده اما ایا فکر می کنید اینها دقیقا همان دلایل باخت دیروز ماست که الان چماقش می کنیم میزنیم توی سرش ایا واقعا فکر نمی کنید تیم ملی هزار و یک مشگل دیگر داره که ما فقط گیر دادیم به دم دست ترین بهانه های پوچ و بی ارزش.ایا میتونیم تصور کنیم اگه یه ورزشکار یا هنرمند بودیم همین مطالبی که اینجا نوشته شده قابل هضم خواهد بود یا نه؟ایا اگه یکی از اقوام یا دوستان نزدیک ما هم هنرپیشه یا ورزشکار بود دقیقا همین مطالب را در موردشان می نوشتیم چون در نقدتان در مورد مشگلات اخلاقی همه را مورد خطاب قرار دادین .ایا فکر می کنید انسانها فقط یا خوب هستند یا بد؟چرا هر وقت اتفاقی میافته اعم از بد یا خوبش فقط دنبال بالا بردن یا پایین اوردنش هستیم.چطور وقتی قطبی با پرسپولیس میبرد امپراطورش کردیم در حالیکه همان زمان خبرنگاران را حیوان خطاب میکرد و همه از ان قضایا با خبریم اما کسی حرفی نزد و انتقاد نکرد و چرا وقتی باز با ان شرایط بد انداختیمش بیرون کسی ازش دفاع نکرد.چرا نمیتونیم تصور کنیم که شاید یه زمانی همین دایی دوباره باعث غرور ملی بشه و اینگونه روا نباشد لهش کنیم.وجدانا کدامیک از ما تا حالا با نام علی دایی احساس غرور نکرده ایم گلهایش به کره جنوبی در ان بازی معروف 6_2 یا گلهایش به اث میلان و چلسی یا حضور در فینال اروپا به عنوان اولین اسیایی یا بیشترین گل ملی در جهان یا معتبرترین اسیایی در فیفا کدامیک غرور انگیز نبوده که حالا دم از حیثیت ملی میزنیم که چرا به لجن کشیده شد مگر این افتخارات را همین انسانهایی که هر کدام بنا به شرایط زمانی یه جا و در یه لحظه لهشان کرده ایم که رفته اند و پشت سرشان را نگاه نکرده اند بوجود نیاورده اند هر چند که الان همه تان توی دلتان میگید خوب بره به درک اما اینها سرمایه های ملی ما هستند هزینه کرده ایم برایشان چرا باید لهشان کنیم.حشمت مهاجرانی پدر فوتبال امارات محسوب میشه اما چرا نمیتونیم بصورت ثابت توی ایران نگهش داریم چون ازمون میترسه چون مثل بچه هایی هستیم که تا اتفاقی میافته حکم اعدام طرف را باید صادر کنیم تا دلمون خنک بشه دایی مقصر بی چون و چرای بازی دیروز (هر چند اعتقاد شخصی من اینه که خیلی هم بد بازی نکرد و خیلی بهتر از بازی قبلی بودند که بردیم) اما اگه اعتقاد داریم بازی دیروز حیثیتی بود یادمون نره که این غرور و حیثیتی که حرفش را میزنیم زاییده تلاش همین ادمهاست پس مطمین باشید علی دایی دیشب خوابش نبرده است هر چند که حقش بوده خوابش نبره اما ما ها که کاسه های داغتر از اش میشیم یا دایه های دلسوزتر از مادر ایا فکر نمی کنیم شیوه رفتاری مان غلطه.فکر میکنید پله بعنوان یکی از دو بازیکن برتر تاریخ جهان بدون عیبه یا واقعا خبر ندارین پسرش بعنوان یکی از قاچاقچیان مواد مخدر توی زندان سیر میکنه و یا خبر از دهها زنی که ادعا کردند که از پله بچه نامشروع دارند و یکی از انها دختری بود که علیرغم اثبات اینکه پله پدرش است توی بدبختی و فلاکت مرد و جناب پله حتی برای تشییع جنازه اش یه تاج گل هم نفرستاد و یا مارادونا که قضیه اعتیاد و دایم الخمر بودنش اظهر من الشمس بود و یا کور کردن چشم یک خبرنگار با تفنگ ساچمه ای و یا خطای عمد زیدان در فینال جام جهانی و اخراجش از بازی و متعاقبا واگذاری فینال به ایتالیا که بزعم کارشناسان دلیل ان فقط زیدان بود و یا از دست دادن پنالتی در فینال جام جهانی توسط روبرتو باجو برای ایتالیا و از دست رفتن جام قهرمانی ،خدایی شانس اوردیم تا حالا به مرحله دوم جام جهانی هم نرسیدیم و اینهمه ادعا یمان میشه فکر کنم اگه جای ایتالیا بودیم که وقتی باجو پنالتی را گل نکرد مثل پابلو اسکوبار کلمبیایی بجای 11 تیر که بهش شلیک کردند(البته توسط قماربازانی که توی شرط بندی روی کلمبیا باخته بودند ترور شد)با ارپی جی طرف را نفله میکردیم اما دیدیم که از زیدان و یا روبرتو باجو مثل یه قهرمان استقبال شد و یا مارادونا سرمربی ارژانتین است که دیشب هم چهار صفر ونزویلا را درهم کوبید.قابل ذکر است که کارهای غیر اخلاقی و دور از شان انها مورد تایید که نبوده هیچ فوق العاده هم برای شخصیتهای ملی ناپسند است اما شیوه رفتاری ما هم اگر اینگونه باشد دست کمی از انها نخواهیم داشت.قصد اساعه ادب به هیچ کدام از اساتید را نداشتم و اگر سو تعبیری هم شده رسما از همه عذر خواهی میکنم و در اخر من نه طرفدار دایی هستم و نه قطبی نه هیچ شخص دیگری تنها سربلندی ایران و ایرانیان یگانه ارزویم است
پاسخ
حمید عزیز و دوست داشتنی
حرف های شما دقیقآ بیان حقایقی است که حاصل تجربه و منطقی بودن شماست
عزیزم من به تمام سخنان شما احترام می گذارم ... و هرگز قصد نفی آن ها رو ندارم .. چون حرف دل و واقعی رو زدید
اما پرسش من این است .. این قبول که دایی اسطور بود ... آیا ضامن حفظ و شآن این مقام من خبرنگار بی سواد هستم یا خودش ...!!؟ مگه در جریان بازیگری اش در تیم ملی نبود که همه کارشناسان جان به سر شدند که خودش کنار برود .. ولی آن قدر نرفت که منفور عام و خاص شد .. خوش شانسی دایی این است که مردم ما حافظه تاریخی ندارند .. و زود یادشون می ره که او همون دایی بود که در جریان جام جهانی خون به دل همه کرد .. ایم همون دایی است که هیچ بازیکن مطرح در پست سازمانی خودش رو اجازه دعوت نمی داد .. دودش به چشم کی رفت .. ؟ خودش حرمت امامزاده با متولی ان است حمید جان .. شما اگر اسطوره باشی باید سع کنی ادم منطقی بوده و با مردم داری در دل ملت ایران حای بگیری .. نه با الفاظ بد و بی حرمتی در مقابل دوربین تلویزویون حرمت شکنی کنه ... کسب درامد خوب است به چه بهایی !!؟ او که کم نداشت .. چرا وقتی کسی می داند دانش مربی گری را ندارد .. قید اسطوره را زده و وارد بازی سیاسی می شود ... !!؟ خب شدی . لااقل مردم دار باش نه این که علنآ با همه دشمنی کنی .. !! شما حق داری .. حرف هایت شرافتآ منطقی است .. اما کدوم آدم منطقی و با شخصیت بعد از باخت به ان شکل با خبرنگاران صحبت می کند !!؟ و می گوید مگه شما من را انتخاب کرده اید !!؟ خب چرا وقتی کفاشیان هم از او خواست استعفا دهد مخالفت کرد .. این دقیقآ همان غرور کاذب و خود بزرگ بینی است که همیشه فکر می کند از همه برتر است ! و حرف حرف اوست
بله مقصر باخت تنها او نیست .. ولی می تونست با اخلاق پسندیده مرهم دل مردم تحقیر شده باشد
ولی رنگ اسکناس چشم های او را بد جوری به روی حقایق بسته بود
من به شما و سحنان شما احترام می گذارم و در مورد ظرفیت هنرمندان و بعضی ورزشکاران از همه بیشتر می دانم .. چون حرفه ام ایجاب می کرد با آن ها در تماس و معاشرت باشم .. دایی در همان زمانی هم که اسطوره نشده بود .. مردم رو آدم به حساب نمی آورد ..
ولی خوشحالم که با این فضاحت از کار برکنار شد
سلام آقای مدرسی .
حرف دل ما را زدی، راستش مشکل علی دایی در این است که باید یه مقدار تسبیحش را بلندتر انتخاب کند. وقتی ریا و ....جای تخصص و هوش و ذکاوت را می گیرد و ...
راستی یادتان هست چند ماه پیش که پستی در مورد علی دایی نوشتید مطلبی را با نام کاملیا انتخابی فرد خانم خبرنگاری که الان در لوس آنجلس است و خاطراتش را نوشته و روزنامع الوطن کویت هم چاپش کرد و نوشته بود که چگون ه 6 ماه با علی دایی در آلمان زندگی کرده ب.د و نقطه ضعفهای این بابا را نوشته بود و ...
بگذریم جایش اینجا نیست .
موفق باشید.
پاسخ
قربون دهنت برم جناب دولتیاری .. واقعآ همین است که می فرمایی
از یک سوی گردنبند طلا به گردن اویزان می کرد به کنسرت خانم گوگوش در لوس انجلس می رفت .. و به وقت اش هم تسبیه اش را بلند کرده و به رخ مردم می کشید .. مردمی که معیار مدیریتی را در ریا می بینند .. ریا در هر مقام و پستی ... چنین عاقبت تحقیر امیزی داره
جعفر جان .. نام خانم انتخابی فرد خیلی برام آشناست .. نمی دونم کجا این نام را دیده ام .. خیلی کم حواس شده ام .. ای کاش شما اشاره واضح تری به آن ها بکنی .. خدا جای حق نشسته است
تا چه پیش بیاید
از شما به خاطر حضور سبزت تشکر می کنم
Aqa Behrooz be gholl yeki as doostan vosat shok in hades ba zelzel Bam barabari mikone, Ma to khune khodemum badjuri tahghir shodim in shallah ke masulin be khodeshun bian va ma ba doa mardom berim JameJahani
پاسخ
نریمان عزیزم .. بله عزیز جان واقعآ تعبیر خوبی فرمودی .. از زلزله بم هم ابعاد شوک آن بیشتر بود
خدا کنه مسئولان به خود آمده و با حیثیت مردم کشور پر افتخاری بازی نکنند
سلام
تبریک میگم
آقای دایی برکنار شد !!!
پاسخ
خوش خبر باشی امیر عزیزم
امیدوارم با انتخاب سرمربی لایق به جام جهانی صعود کنیم
سلام جناب مدرسی.ان شااله که حالتون همیشه خوب باشه.سال نوتون هم مبارک.جناب مدرسی بنده رو یادتون میاد؟حدود 7و8 ماه پیش بود که گفتم میخام باهاتون صحبت کنم.شما هم فرمودین شمارتو بده که اومدم کرج باهات تماس بگیرم و قرار بذاریم.من هم شماره رو دادم و شما هم چندین دفعه کرج تشریف اوردین ولی خبری نشد که نشد.وقتی هم ازتون پرسیدم گفتین دفعه اینده و این دفعه اینده هیچوقت نرسید.بقدری دلمو شکوندین که خدا میدونه. گفتم اگه نمی خواست قرار بذاره پس چرا شماره رو گرفت؟خلاصه این شد که از اون موقع تا امشب نیومدم به سایتتون.شاید باور نکنین ولی اصلن دیگه پای کامپیوتر ننشستم.امشب نمیدونم چیشد یهو دلم هواتونو کرد و پاشدم سیستمو راه انداختم و دلو زدم به دریا.راستی اون موقع نگفتم که دیوانه ی خلبانیم.نمیدونم خبر دارید یا نه ولی حدودا 2 ماه پیش اگهی استخدام ارتش اومدو من هم رفتم ثبت نام کردم تا اگه خدا کمکم کنه بتونم به ارزوی دیرینم برسمو جسارتن پا جای پای شما بذارم.الانم سخت درس میخونمو شدیدا ورزش میکنم.البته میگن تست علمیش زیاد سخت نیستو تست پزشکیشو سخت میگیرن.البته من که خدا رو شکر مشکلی ندارم.جناب مدرسی 4 اردیبهشت تست علمیش برگزار میشه.واسم دعا کنید.خلبان شدن و پرواز ارزوی منه. شاد و جاوید باشید.... دوستدار همیشگیه شما پیام
پاسخ
پیام عزیز و دوست داشتنی
اولآ در حضور همه رسمآ از شما عذر خواهی می کنم .. کار من اصلآ صحیح نبود و قصد دفاع از کارم رو ندارم ... ولی دوست دارم واقعیت رو بشنوی
پیام جان من خیلی خیلی خوشحال بودم که می خواهم با شما ملاقات کنم ... در همون موقع مشکلی برایم به وجود امد که خونه نشین شدم .. یعنی یک بیماری ناشناخته عین جذام !! به طوری که هیچ پزشک متخصصی نتوانست تشخیص دهد !! و در اخر قرار شد پرتو نگاری و شیمی درمانی کنم ... در این گیرو دار هم شماره تلفن شما رو گم کردم .. چون در کاغذی یادداشت کرده و به همراه تلفن های دیگری آن ها را کنار کامپیوترم گذاشته بودم .. که نمی دونم چی شد .. ارتباط ام با شما قطع شده بود بگذریم .. یک معجزه باعث شد حالم خوب بشه .. اگه همدیگر رو دیدیم حتمآ یادم بینداز تا جاهای آن را نشونت بدم
من علاوه بر شما در کرج قرار بود یکی از همکاران بسیار عزیزم رو هم ببینم .. و مثل شما با او قرار هم گذاشته بودم که با گم شدن تلفن ها و افتادن بنده در منزل همه چیز رو به هم زد
ولی همان گونه که عرض کردم مشکل از من بود .. امیدوارم حلال ام کنی .. پوزش ام را پذیرا باش
اما در مورد پیوستن به ارتش .. خیلی خوشحالم .. دعات می کنم قبول شوی
شما که اراده قوی داری ، حتمآ موفق خواهی شد .. اصلآ خودت رو دست کم نگیر .. در همه آزمون ها سرت رو بالا بگیر و با اعتماد به نفس شرکت کن .. مبادا جو محیط شما رو گرفته و ضعف از خودت نشون بدی .. فرض کن یک مقام ارتشی هستی که برای بازدید به آن مکان ها دعوت شده ای .. از بالا به همه چیز نگاه کن .. حتمآ قبول خواهی شد .. اما اگر ترس و دو دلی به خودت راه دهی .. اشتباه کرده و آن جه که باید بگویی اشتباهی خواهی گفت .. سعی کن خونسردی ات رو همیشه حفظ کنی
اگه قبول شدی حتمآ خبرم کن
سلام و سال نو مبارک
ببخشیدا! ما کجای مملکتمون درسته که فوتبالمون درست باشه؟!
موفق و سلامت باشید
پاسخ
اخ قربون دهنت .. ولی باید از یک جایی درستش کرد پسرم مگه نه ..!!؟
انشاالله درست خواهد شد
درود جناب مدرسي . دررابطه با فوتبال نمي گم كه مدتهاست نگاه نمي كنم . چون كه چيزي جز ناراحتي براي من در اين روزها ندارد . تحقير ديروز اون هم در اين شرايط كه سياستمدارانه عربستان با تمام قوا در جلوي كشور ما ايستاده اند و با موزي گري ديگر كشورها رو تحريك به قد علم كردن در برابر ما مي كنند خيلي وحشتناك بود . به هر حال بهتره از بحث فوتبال بيايم بيرون و من دليل مزاحمتم رو بگم . چند روز پيش كه يكي از دوستان كه دقيق نمي دونم جناب آوالانچ بودن يا جعفر آقا مطلبي رو در رابطه با شرايطي كه يك خلبان آزمايشي بايد داشته باشه گذاشته بودن . از اونجايي كه در زمينه پرواز اولين علاقه من اينه كه روزي خلبان آزمايشگر بشم خيلي دوست داشتم كه در اين زمينه مطلبي جالب رو پيدا كنم كه خوشبختانه پيدا كردم . اين مطلب در رابطه با زندگينامه يك خلبان آزمايشگر هست كه فكر مي كنم براي دوستان جالب باشه . من درحال حاضر دارم اين مطلب رو ترجمه مي كنم كه هم به تقويت زبانم كمك كنه و هم كاري كرده باشم براي دوستان . مطلب زياد نيست اما به دليل كمبود وقت فكر كنم كه يه كم طول بكشه . مي خواستم اگر ممكنه آي دي ياهوي جناب صادقي و يا هر راه ديگري رو كه مي شه از طريق اون با جناب صادقي ارتباط برقرار كرد رو به من معرفي كنين . در بعضي از بخشها نمي تونم مطلب رو به خوبي متوجه بشم و به فارسي مناسب ترجمه كنم به همين دليل نياز به يكم راهنمايي دارم . البته من مي تونم از دوستانم كه زبان خوبي دارند كمك بگيرم مثل جناب راستي اما خود مي دانيد كه ترجمه راه و روش خود را دارد و نياز به متخصص اين كار است خصوصا براي شخص بي تجربه اي مثل من كه اين اولين تجربه ام است . به هر حال اميدوارم كه بتونم كار مثبتي انجام بدم .
به اميد ديدار
پاسخ
ممنون بامداد عزیز
بسیار کار پسندیده ای رو رد مورد فوتبال انجام می دهی
اما در مورد جناب صادقی .. ایشون یکی از مشتری های پر و پا قرص کامنت ها هستند
مطمئن باشید حتمآ به نحو مقتضی پاسخ شما رو و نحوه ارتباط با همدیگر رو خواهند نوشت
منتظر ترجمه ات هستم
موفق باشی
سلام خدمت عمو بهروز عزیز
دوست امان جناب دولتیاری عزیز در ارتباط با علی دایی اشاره ای به شخصی به نام خانم کاملیا انتخابی فرد نمودند . نامبرده سابقا خبر نگار روزنامه زن می بودند. ضمنا مطالب منتشر شده تحت عنوان خاطرات ایشان از پایه و اعتبار در ستی برخوردار نیست. درست است که من نیز از اول مخالف سر مربی بودن دایی بوده ام و هستم. ولی ا نتقاد از دایی
با استناد با این گونه مطالب خدشه دار و جهت دار اصلا درست و اخلاقی نیست.
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم نادر جان
با تشکر از شما و احترام به نظر شما ... من فکر می کنم منظور جناب دولتیاری تنها بیان این اتفاقات در ان ایام بود .. که اگه دقت کنی هیچ اشاره ای به آن ها نکرد .. فقط فرمود :مسایلی از طرف فلانی هم عنوان شده بود
نادر جان عزیز .. جناب دولتیاری هم از برادران مومن و معتقد مثل خودت است . حواس اش هست .. ولی به قول شما نباید کسی را از راه های غیر اخلاقی محکوم کرد .. به اندازه کافی سوژه برای انتقاد بر جای گذاشته است !! ممنون از شما
پسر عزیزم جناب صادقی عزیز .. در راستای مطلب ترجمه شده شما " خطوط هوایی ترکیه " وقتی دیشب قصد آماده کردن تصویر برای بالای مطلب را داشتم .. چشمم به مطلبی خورد که خیلی عجیب و جالب بود ..
لطفآ به وب پیشنویس برو و در مطلبی که ثبت موقت شده است .. در زیر عکس برایت پیغام گذاشته ام
منتظر ترجمه شما هستم .. تا اگه خدا بخواهد ، فردا شب منتشرش کنم
ممنون از شما
آقای مدرسی!
به پیشنویس مراجعه کردم.اما نه مطلب موقتی دیدم و نه پیغامی.لطفا مجددا پیغام خود را در پیشنویس قرار دهید.
متشکرم
پاسخ
علیرضا جان عزیزم
من همین الان رفتم و دوباره چک کردم ... بود
ولی دیر باز می شد ..باید اول مطلب دعای خلبان را باز کنی بعد صفحه را رو به عقب از بالا کلیک کنی
نام مطلب ..که ثبت موقت شده است
این شکلی سانحه را به اسلام ربط می دهند !! است !! باید چند بار باز و بسته کنی .. همین الان چک کردم بود .. ولی سخت باز می شود
با ترفند باید باز کرد .. دلیل اش را نمی دونم
ممنون از شما
پی نوشت
علی رضا جان .. همین الان از طریق میل کل اش را ارسال کردم
جیپ قهرمان جنگ:
هنگامی که طلیعه جنگ جهانی دوم در قاره کهن در حال ظهور بود در آن سوی اقیانوس اطلس، وزارت جنگ آمریکا به دنبال یک خودروی سبک شناسایی با توانایی عبور از زمینهای سخت می گشت. پس از انتشار خودروی مورد نیاز ارتش، کارخانه های خودروسازی آمریکا نمونه های گوناگونی از خودروهای سبک خود را به ارتش ارائه دادند. در روز 23 سپتامبر 1940 شرکت خودروسازی آمریکن بانتام نمونه ای را ارائه داد که می توان آن را اولین پیش نمونه آنچه که بعدها جیپ نامیده شد دانست. رقبای اصلی بانتام، شرکت ویلیس و غول اتومبیل سازی آمریکا، شرکت فورد، بودند. در نهایت و پس از اتمام آزمایشهای نیروهای زمینی، ضرورتهای جنگی سبب شد که هر 3 خودرو به عنوان برنده طرح شناخته شوند و هر کدام موظف شدند که 1500 دستگاه خودرو به ارتش تحویل دهند.
نیروی زمینی در مرحله دوم سفارش تصمیم گرفت که از یک خودروی استاندارد به جای سه نمونه قبلی استفاده کند. سفارش بعدی 16000 دستگاه بود و شرکت ویلیس به دلیل موتور قویتر برنده شناخته شد. در اکتبر سال 1941 معلوم شد که توان شرکت ویلیس برای ساخت این تعداد خودرو کافی نیست و نقشه های خودروی جدید به کارخانه فورد فرستاده شدند تا قسمتی از بار تولید بر دوش فورد بیفتد. این خودرو همانی است که امروزه به نام جیپ شناخته می شود و فورد و ویلیس به صورت مشترک در حدود 64800 دستگاه از آن را در طی سالهای جنگ جهانی دوم تولید کردند.
جیپ، خودروی کوچک چندکاره و پرقدرتی از کار درآمد. نام جیپ از حروف اول کلمه General Purpose گرفته شده است و نشان می دهد که این خودرو تواناییهایی بیش از خودروهای معمولی دارد. توانایی عبور از زمینهای سخت همانند یک تراکتور و سرعت و قدرت مانور یک اتومبیل معمولی در جیپ جمع شده اند.
جیپهای اولیه جنگ جهانی دوم توسط سربازان آمریکایی، پیپ نام گرفته بودند. این جیپها 3 متر طول و 5/1 متر عرض داشتند و می توانستند 6 سرباز را در خود جای دهند. سرعت جیپهای این دوران به 105 کیلومتر بر ساعت می رسید.
نکته ممتاز جیپها موتور قدرتمند و توانایی نیرو دادن به هر دو محور خودروست. این ویژگیها به همراه چرخ پهن به جیپ اجازه می دهد که عملکرد خارج از جاده بالایی از خود به نمایش بگذارد.
در طی جنگ جهانی دوم و به دلیل نیازهای جنگی، تولید جیپ با سرعت هر چه تمامتر دنبال شد. ارتش آمریکا با سخاوتمندی، جیپهایش را به ارتشهای همپیمان خود نیز واگذار کرد. حتی 15000 دستگاه از جیپها به ارتش سرخ تحویل داده شد تا در جبهه روسیه در برابر آلمانها به کار گرفته شوند. ژنرال آیزنهاور، فرمانده متفقین در اروپای غربی، جیپ را یکی از سلاحهای اساسی می دانست که تاثیری بسزا در به پیروزی رساندن متفقین داشت.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، شرکتهای اتومبیل سازی زیادی به ساخت خودروهای مشابه جیپ روی آوردند. خودروهایی مانند لندرور انگلیسی یا لندکروز ژاپنی نمونه های معروف کپی برداری شده از شمایل جیپ می باشند. در میان کشورهایی که به ساخت یا مونتاژ جیپ روی آورده اند می توان از کشورهای آرژانتین، استرالیا، ایتالیا، اسپانیا، ایران، بلژیک، برزیل، پرتغل، ترکیه، چین، ژاپن، فرانسه، فیلیپین، کانادا، کلمبیا، کره جنوبی، مصر، مکزیک، هلند و هندوستان نام برد.
در سال 1965 برای نیروی زمینی آمریکا، که درگیر جنگ ویتنام شده بود، جیپ جدیدی با نام ام 715 طراحی و ساخته شد. این جیپ کارکرد بسیار موفیت آمیزی داشت و تحت لیسانس در کشورهای زیادی از جمله ایران تولید شد. امروزه این جیپ در ایران به نام آهو یا سیمرغ شناخته می شود.
جیپهای مدرن می توانند با سرعتهای بالا و بار سنگین، به راحتی در جاده و خارج از جاده حرکت کنند. امروزه انواع گوناگونی از این خودرو برای مصارف شخصی و نظامی ساخته شده و در تمامی جهان پخش شده اند. جیپ به اندازه ای در فرهنگ آمریکاییها تاثیر گذاشته که حتی از کلمه جیپ واژه هایی گرفته شده و در مکالمات روزمره به کار می رود؛ مثلا فعل جیپی یعنی رانندگی در زمینهای سخت و ناهموار یا جیپر یعنی صاحب جیپ.
دنیای نظامی و غیرنظامی هیچگاه جیپها را فراموش نخواهد کرد. طراحی خودرویی با الگوی متفاوت و کارآیی بهتر از جیپ و ساختمان ساده تر از آن، حداقل در آینده نزدیک، بسیار دور از ذهن می نماید.
منبع: ماهنامه جنگ افزار- شماره 51- اسفند 1387
پاسخ
جعفر خان عزیز
اولا خیلی ممنون از مطلب بسیار زیبایی که درج کردی .. من خودم عاشق جیپ هستم . خیلی دلم می خواهد یک جیپ جنگی ویلیس داشته باشم .. در رژیم قبلی این خودرو های جالب رو سرهم می کردند .. البته فقط جنگی ها رو .. بعد ها به قول شما جیپ هایی با شکل و شمایل دیگری قدم به خیابان های شلوغ گذاشت که الان هم هستند .. ولی جیپ ویلیز یک چیز دیگری است .. بار دیگر از شما به خاطر مطلب جالب تون تشکر می کنم
با سلام مجدد!
در پاسخ به خواننده محترم "بامداد" :
آی دی ایمیل من newalsa@gmail.comاست.
موفق باشید
با درود بهروز خان ایکاش یکی از این شازده اقازاده پسند دایی بپرسه ببینه ایشان اصلا میدونه غرور ملی چیه تا جایی که بخاطر دارم ایشان بیشتر دنبال جادو وجمبل برای پیروزی تیم در کوچه پس کوچه های قم زمان میگذاشت تا در سر زمین و در اخر هم یکبار دیگه دیدیم که چکونه در یک عرصه دیگر ادم های کوچک را بکار های بزگ گماشتن چه سودی داد هانگونه که در سی سال گذشته دیدم
پاسخ
باور می کنی این بابا به جز پول و کسب درآمد به چیز دیگری نمی اندیشه !!؟
آدم نباید پشت افتخارات اش قایم شده و حق دیگران را تصاحب کنه .. هنوز زمانی که مثل بختک به تیم ملی افتاده بود و به هیچ عنوان حاضر به کناره گیری نبود رو یادمون نمی ره .. یادته یک بار در بازی باشگاهی داور بهش کارت زرد داد ، چه الم شنگه ای راه انداخت .. که من کاپیتان تیم ملی ام !!! زرشک کاپیتان تیم ملی با دیگران چه فرقی داره ..!!؟ ولی برای این بابا خیلی فرق داره .. هر موقعیت و امتیازی برای او یک سپر بلا محسوب می شد .. این را باید مسئولان ورزشی ما درک می کردند .. که او کنگر می خوره و لنگر می اندازد ... ای بابا در جلسه بررسی شکست بهش می گن استعفاء بده .. !! بقدری پررو بود که می گفت من استعفا نمی دهم !! ای بابا ... مگه ارث پدرت است !!!؟
باور کن چند سال دیگه هجوم می بره به ریاست فدارسیون فوتبال ... !! آخه او اسطوره است !!! عجبا
سلام خدمت استاد بزرگوارم جناب مدرسی.ببخشید شاید زیادی داره این موضوع کشدار میشه اما راستش لطفش به همین بحث هاست.اول یه عذر خواهی بابت اسم اندره اسکوبار بازیکن فقید کلمبیایی که باشتباه پابلو اسکوبار نوشته بودم چون این قضیه مال تقریبا 15 سال پیش بود و اسمش را اشتباه نوشته بودم.در مورد دایی نیز معتقدم 2 گروه اشتباه فاحشی انجام دادند اول فدراسیون و سازمان ورزش در مورد انتخاب دایی و دوم خود دایی که سرمربیگری را قبول کرد اشتباهی که تاوانش خرد شدن احساسات ما ایرانیها بود به همراه اعتبار چندین و چند ساله خودش.همینطور که معتقدم قطبی بدترین گزینه انتخاب در شرایط فعلی خواهد بود مگر اینکه قضا و قدر و یا غیرت بچه ها شرایط را عوض کند چون قطبی هنوز به تجربه لازم در مورد جو و فضای فوتبال ایران نرسیده و بدتر از ان در بغرنجترین شرایط میخواهیم که بیاد میدان.قطبی علیرغم تجربه اش در میادین بین المللی به دو دلیل 1. عدم تجربه بعنوان نفر اول فنی بجز مدتی که در پرسپولیس بود2. عدم توانایی در کنترل بازیکنانی که از لحاظ اسمی از اون مشهورتر و بزرگتراند.چون در شرایطی که دایی با اون کبکبه و دبدبه و ید بیضاش رفته بیرون از گود فقط یه مربی با تجربه از لحاظ روانی و جمع کردن تیم میتونه به ما کمک کنه یه کسانی مثل پروین، حجازی، پورحیدری یا حتی فیروز کریمی یا مایلی کهن.اوردن افشین ریسک فوق العاده بزرگیست که ممکنه برای ابدالدهر نابودش کنه هر چند که بدلیل خاص بودن ما ایرانی ها هیچ وقت قابل پیش بینی نبوده ایم مثل زمانی که تومیسلاو ایویچ را در بدترین شرایط اخراج کردیم و یه مربی تقریبا گمنام اوردیم بنام ویه را و پس از عبور از استرالیا به جام جهانی رفتیم اما همان ویه را هم حداقل کاری که کرد جمع کردن تیم از لحاظ روانی بود و ما الان یه مربی میخوایم که فقط تیم را سر و سامان بده چون وقت زیادی برای مسایل فنی نداریم تا بعد از انتخابی جام جهانی که سر فرصت بشه یک مربی طراز اول بیاریم بهش فرصت بدیم حداقل دو سال تا براحتی کارش را انجام بده و بعد در موردش قضاوت کنیم.این شیوه عجولانه انتصاب و اخراج مربی فقط در کشورهای عربی رسم بود که الان هم به ایران سرایت کرده در حالیکه اگه به کشورهای صاحبنام فوتبال نگاه کنیم می بینم که مربیانشان میانگین 4 سال به بالا مربی تیم هستند و حتی خیلی بیشتر مثل منچستر و فرگوسن و یا تیم ملی المان که فکر کنم در طول یک قرن زیر بیست تا مربی عوض کرده اند اما ما تازه پا جای پای اعراب داریم میذاریم.موفق و موید باشید.
پاسخ
حمید عزیزم .. من با شما کاملآ موافق هستم .. شیرازه این تیم از لحاظ روحی و روانی بد جوری داغون شده است . به قول شما باید یکی بیاد که خیلی حرف اش رو داشته باشد .. افشین قطبی فقط اخلاق و منش خوبی دارد .. که اگه یادت باشه اون اواخر عوض شده و حتی به خبرنگاران هتاکی می کرد ... !! من در باره مایلی کهن هم شنیدم که اگه او بیاید بدتر از دایی است ...
حمید جان می دونی دیشب به چه فکر می کردم ..!!؟
با خود گفتم همه می دونند بین مایلی کهن و دایی اختلاف عمیقی وجود داشته و دارد ... و با هم کارد و پنیر هستند ..
خب به احتمال زیاد دو گروه قدر در تصمیم گیری ها ی فدراسیون دخیل هستند .. همان گروهی که دایی را آورد ، بر گروه حامی مایلی کهن پیروز شد .. حالا که آن ها با تحفه انتخابی اش شکست خورده اند .. مخصوصآ انگشت روی کسی می گذارند که با دایی کری داشت .. به نگاه از زاویه روانشناسانه و رندی .. گروه رقیب می خواهد دایی رو از نظر روحی تحقیر و خرد کنه ... چون آن ها می دانند کسی که به حرف رئیس فدراسیون گوش نکرده است .. و حاضر به استعفاء نشد .. اخراج از تیم نمی تواند ضربه نهایی رو به او وارد کنه .بلکه تنها با آمدن مایلی کهن است که دایی هم خرد شده و هم تحقیر می شود .. !! ولی خدا کنه کسی بیاد که بتونه ما را از این بحران نجات بده ... ممنون از شما
جناب کاپیتان مدرسی گل سلام
برای قلب شما خوب نیست ! من کلا از بیخ اهل فوتبال نیستم، اطلاعات من از فوتبال از آشنایی یه سوسک از سیاره نپتون کمتره بنابراین بیخیال هستم و اصلا اعصاب خودم را خرد نمی کنم، پیشنهاد می کنم شما هم بیخیال شوید. آخه فوتبال به چه درد من می خوره؟
درد دل زیاد دارم، اما باید نگه دارم برای خودم - دلم می خواهد وقتی خبرهای خوب خوب دارم به دیگران و مخصوصا شما اطلاع بدم.
مثل اینکه این روزها اوضاع همه داره به هم می ریزه، هر کسی که می شناسم به یه نحوی ناراحته ! اما با همه این تفاصیل، پیشبینی می کنم تا حدودهای تابستان امسال اوضاع روشن شود.
دلم برای شما تنگ شده بای بای
پاسخ
سپند عزیز و گرامی
عجب کار پسندیده و عالی کرده ای .. واقعآ دل بستن به این مسایل جز خرد شدن اعصاب و جنون گرفتن نیست
البته همان طور که قبلآ هم عرض کردم ، من زیاد اهل فوتبال نیستم .. فقط به خاطر پسرم ما هم سمپات شدیم .. !!! اما بازی های حساس ملی رو ناخواسته به عنوان یک روزنامه نگار دنبال می کنم ... مخصوصآ بازی هایی که طرف مقابل ما کشوری چون عربستان است .. که باخت در مقابل او خیلی ناجور است .. و اصلآ دلم نمی خواهد آن ها به ریش من بخندند
و دیدیم که چگونه در زمین ما به رقص و پایکوبی پرداختند ..
به هر حال سعی می کنم به توصیه شما عمل کرده و بی خیال این مسایل باشم
موفق باشی
قبل از هر چیزی سلام,عید همه اهالی این سایت مبارک ببخشید که خیلی دیر شد
دوم اینکه می دونید موقعی که دایی شد سرمربی خیلی ها پشت سرش حرف میزدن و من همیشه میگفتم که این جماعت عادت دارن هر کی که خیلی پیشرفت میکنه و چه میدونم پول دار میشه و مشهور می شه .ووو رو بهش تهمت میزنن و به قولی چشم ندارن ببینن که یکی اینقدر کارش درس بشه ولی میدونید با این برخوردایی که ازش دیدیم یواش یواش دیدم که این بابا اصلا خدا رو بنده نیست خیلی هیجان زده شده,نیست تا حالا به اون صورت همچین زمین نخررده نعوذ بلله فکر کرده شده خدا,خودشو از هر پاسخگویی مبرا میدونه آره حداقلش برای این آدم خوب شد که بخوره زمین بگو بابا تو سرمربی هستی, مسئولی,باید جواب بدی
البته اگر از علی دایی معذرت خواهی دید بدونید این اتفاق شاید توش همچین اثر کرده و یه ذره مثل بچه های این سایت,متواضع و با ادب شده (چشمک)....
در هر صورت ایندفعم ما نتونستیم به این عربای از خود راضی که فکر میکنن همه چیو میشه با پول و به راحتی خرید درس خوبی بدیم میترسم آخرش بمیریمو این اتفاق خوبو هیچ وقت نبینیم
راستی سالگرد سایتم مبارک.
مرسی رضا
پاسخ
رضا جان حق با شماست .. من هم خیلی ها رو می شناختم که از او خیلی طرفداری می کردند ... و می گفتند اسطوره کشورمون است
اما به تدریج که لج بازی های او را دیدند .. از او دلسرد شده و تا جایی که به مخالفان او تبدیل شدند
بگذریم ... رضا جان صمیمانه ترین شاد باش هایم رو به مناسبت عید نوروز پذیرا باش .. در دومین سالگرد سایت ، از حضور سبز شما دوست بزرگوارم تشکر و قدردانی می کنم
بنام خدا
سلام کاپیتان
واقعا متاثر شدم.من فقط به بازی های تیم ملی نگاه می کنم مخصوصا بازی با عربستان که به قول شما به عنوان یک ایرانی خیلی تحقیر شدم.اگر ایران بازی را در عربستان می باخت جای دلیل تراشی بود ولی حالا...
به هر حال به جای ناراحت شدن مسئولان باید به جدّ وارد عمل شوند هرچند که اعمال نفوذ ها از آغاز بوده و هست و خواهد بود.
جانا سخن از زبان ما می گویی ...
خدا نگه دار شما
پاسخ
سید عزیزم .. خدا بزرگ است .. حالا که مسئولان از خواب خرگوشی بیدار شده اند . اگه دقت کنند .. ما ایرانی ها لیاقت خیلی افتخارات از این بالاتر را هم داریم موفق باشی عزیزم
آقای مدرسی!
مطلب مورد نظر شما ترجمه و در پیشنویس قرار داده شد.اعتراف میکنم که مطلب چندان آسانی نبود و لغات زیادی داشت.در ضمن جسارتا پیشنهاد میکنم تا بدلیل تعطیلات چند روز آینده تا 15 فروردین آپ نکنید تا خوانندگان بیشتر شوند.البته فقط پیشنهاد است.
موفق باشید
پاسخ
خیلی ممنون علیرضا جان
خسته نباشی .. بله قبول می کنم .. چون انباشه از لغات سیاسی - مذهبی بود
در مورد آپ کردن باید عرض کنم ... قصد من این بود مطلب ترجمه شما را تا قبل از سیزده بدر آپ کنم .. اما با مشاهده تحلیل های جور واجور و تشخیص خودم ... می بینم که جای کار بسیار دارد ... و به همین دلیل این مطلب و مستند نشنال جئوگرافی را برای بعد از تعطیلات آپ خواهم کرد
جناب صادقی ما با هم این حرف ها رو نداریم .. شما یه پای قضیه هستید .. هر وقت هر چیزی به نظرتون می آید ، حتمآ به بنده بفرمایید تا انجام دهم
باز هم از شما به خاطر زحمتی که در ترجمه کشیدید ، سپاسگزارم
سلام خدمت استاد بزرگوار.دقیقا همان فرمایشات شماست یعنی اینکه اقایان دایی را وجه المصالحه خودشان کردند تا ترکشهای این باخت و افتضاح ملی گریبانگیرشان نشود.و هنوز هم همان سیستم ضعیف مدیریت تصمیم گرفته بنحوی غایله را ختم بخیر کند همین و همین.هیچ چیز دیگری پشت این اخراج و انتصاب نیست و نخواهد بود.در صورتیکه اگر فدراسیون حرفه ای و مستقل داشتیم با بودجه مناسبی که در اختیار دارند و مهمتر از همه بازیکنان مستعدی که بدون هیچگونه تعصب و اغراقی یه سر و گردن از لحاظ تکنیکی (نه تاکتیکی) از همه بازیکنان اسیایی بالاتراند قدرت اول و بلامنازع اسیا میشدیم.کاش کسی اشکهای این مردم سرخورده از این فوتبال را میدید کاش ....
پاسخ
حمید عزیزم .. تحلیل درستی فرمودید
دقیقآ مشکل ما از همین جا سرچشمه می گیرد که مسئولان فدراسیون با سیاسی کاری خویش سطح ورزش را بد جوری پائین آورده اند .. و همیشه برای موجه حلوه دادن خود .. کسانی رو قربانی می کنند
امیدوارم این مشکلات همه برطرف شده و تیمی لایق مدیریت ورزش ما را به عهده گیرند
ممنون از شما
عمو بهروز سلام
راستش را بخواهید من هیچ حرفی درباره فوتبال ندارم جز این که بگویم یک ورزش بیهوده وبیگانه است که من نمیدانم چگونه این همه طرفدار دارد...
عمو جان من را واقعا ببخشید که این را میگویم اما بهتر نیست ما که اینقدر میگوییم خلیج همیشه فارس کمی هم به ورزش های خودمان مانند چوگان اهمیت دهیم واقعا در سال از تلوزیون رسانه ملی چند بار مسابقه چوگان یا اسب سواری پخش میشود؟
اما تا دلتان بخواهد فوتبال حتی فوتبال آنگولا با قمر را پخش میکنند
عمو جان من را واقعا ببخشید که اینقدر بی ادب شدم ولی نکته ای بود که به ذهن من رسید
با تشکر از زحمات شما عمو جان
پاسخ
علیرضا جان عزیز و نازنین
البته نمی شه در باره علاقه مردم تصمیم گرفت و یا به زور ورزشی را حتی اگه ریشه ایرانی داشته باشد ، به خورد مردم بدهیم
اما از سوی حق با شماست .. رسانه های ما مخصوصآ تلویزیون وظیفه داره برای آگاهی نسل جوان ، ورزش های سنتی رو را ترویج کنه .. تا اقلآ نام آن ها از بین نرود
اما این که همه فوتبال دوست دارند اصلآ بحثی نیست ... ولی وقتی ما کلی هزینه می کنیم .. لااقل کسانی رو برای مدیریت و سرمربی دعوت کنیم که دانش این کار را داشته باشند .. یا حتی اگه دانش ندارند .. ادب داشته باشند .. ما چقدر باید چوب قلدری و لجبازی یک نفر را که خود را پشت سوابق اش پنهان می کند بخوریم .. حالا خوب شد !!!؟
سلام استاد مدرسی
در رابطه با خانم کاملیا انتخابی فرد که فرموده بودید اسمش برایتان آشناست درست گفتید ، ایشان در دور بر خانواده آقای هاشمی رفسنجانی می پلکیدند و خبرنگار روزنامه زن فائزه هاشمی هم بودند . احتمالا زمانی که شما با خانم فاطمه هاشمی در موسسه خیریه بیماریهای خاص کار می کردید کاملیا انتخابی فرد را دیده اید. در مورد این خانم موضوع جالب اینست که پدرش سناتور قبل از انقلاب بوده است و بسیار هم علیه انقلاب کار کرده بود و دخترش چه قشنگ رنگ عوض می کند و وارد ......
از اینجا به بعد خطر ناک می شود صحبت کنیم . راستی آقای مدرسی با خودم فکر می کردم فردایی شما را احضار نکنند به سازمان تربیت بدنی و بگویند چرا در مورد شاخ شمشادشان (علی دایی) مطلب نوشته اید!!!!!!!!!بقول معروف همه را برق می گیرد و شانس من و شما ما را ......
شوخی کردم . موفق و موید باشید.
پاسخ
جعفر عزیز و گرامی
حق با شماست .. برای همین برای من نام ایشان خیلی آشناست
ولی خب .. حافظه ندارم
ولی تا آن جا که یادمه .. یک سر و صدایی هم به پا کرد .. کجا ؟ چه جوری اش رو نمی دونم !!
در مورد شاخ شمشاد هم .. از این ها بعید نیست
آخه زورشون به او که نمی رسه بگن چرا ملتی را تحقیر کردی .. یقه ما رو می گیرند که چرا گفتی تحقیر شدم !!! البته اون موقع من هم خواهم گفت . نه اتفاقآ خیلی خوشحال هم شدم
موفق باشی جعفر جان گرامی
در عجبم از مردمي كه اينطور به تيم كشوري به خاطر عرب بودن ميتازند و از خوشحالي آنان در ورزشگاه آزادي بعد از موفقيت شاكيند .اما همين مردم سخاوتمندانه با اينكه هزاران نفر از هموطنان خويش را زير خط فقر ميبينند پولشان را صرف رفتن به عربستان ميكنند!!!.بياييم از خود گله كنيم و از غرور دست برداريم دايي و دايها را كنار بگذاريم و خود را پشت دايي ها قايم نكنيم!.
اي سرزمين ايران چقدر تو تنهايي!
عزتي كه با فوتبال تعيين شود عزت نيست... خفت است.
راستگويي ، پاكي ،يكرنگي عزت است.
يادمان باشد.
همين!
سالي به از اين سالها را براي همه آرزومندم.
پاسخ
دوست عزیز و نازنینی که حتی از درج نام خودت هم طفره رفته ای ..
شما اگه حرف حق می زنی .. که دیگه نیازی به مخفی کردن اسم ات نیست
بگذریم ... عزیزم آن هایی که به استادیوم برای دیدن بازی فوتبال رفته بودند ... کسانی نیستند که در دبی و عربستان پول های خود رو خرج می کنند !! آن ها قشری جوان علاقه مند به فوتبال و تفریحات سالم هستند که به خاطر تشویق تیم ملی کشورشون به استادیوم رفته بودند .. و مثل هر ایرانی دیگر از این که در مقابل صد هزار تماشاگر و رئیس جمهور و مسئولان عالی ورزش تیم کشورشون به عرب ها می بازه .. ناراحت هستند .. و تازیدن آن ها به عرب ها ، واکنش طبیعی است
اما مشکل ما می دونی چیه .. !؟ مشکل این است که مخاطب مون رو نمی شناسیم !! بله درست شنیدید ! یعنی شما اگه بدونید اون افرادی که در استادیوم بودند ، آن هایی نیستند که در کشور های عربی پول خرج می کنند !! سخن سنجیده و ارزشمند شما کاربرد داشت .. همین مشکل را در خیلی جا ها می شه مثال زد .. سینماگری که ندونه برای چه قشری فیلم می سازه ... محکوم به شکست است .. سردبیری که ندونه مطلبالبش برای چه قشری از جامعه است .. رسانه او بی راهه می رود .. همین اصل را با خیلی از مدیریت ها و برنامه ها می تونی بسنجی ..
بله عزیزم .. امیدوارم متوجه منظورم شده باشی ... و گرنه شما حرف خیلی عالی و حقیقت را زدی .. اما مخاطب ات رو اشتباه گرفتی
موفق باشی
bebakhshid! chera nazare haghir ro darj nakardid, dar morede didane shoma sale 80 neveshte boodam, dar sinama, jashnvare fajr. ba kolli zahmat be farsi tayp kardam. dar zemn famile bande Doostdar hast. movafagh bashid
پاسخ
جناب دوستدار گرامی
فدات بشم عزیزم .. آخه مگه می شه من کامنت دوستان خوبی چون شما رو پاسخ ندهم ..!!؟
عزیزم .. امکان نداره کامنتی را بی پاسخ بگذارم ... حتی آن هایی که به من توهین می کنند را درج می کنم .. شما که دوست بنده هستید ...
فرمودید در جشنواره فجر من را دیدی دیدید ..1!؟ بله من یکی از مشتریان پر و پا قرص جشنواره های فجر بودم .. حتی در همون سال ها بولتن جشنواره فیلم فجر را هم تیم من در می آورد .. ولی ای کاش یادم می آمد .. !!؟
دوستدار عزیز ... گاهی اوقات بعضی از خوانندگان همین گلایه را از من می کنند .. از شانس بدم .. اغلب هم دوستان بسیار خوبم مانند شما این اعتراض رو دارند که چرا کامنت آن ها را بی پاسخ گذاشتم .. دفعه قبل هم مریم دختر عزیزم این گله رو کرد .. رفتم گشتم .. پیدا کردم .. حال اگه شما هم بفرمایی کی برام ارسال فرمودی .. می تونم پیدا کنم .. آخه گاهی در حالی که به کامنتی پاسخ می دهم .. با افزوده شدن کامنت جدید ، یک کامنت به صفحه های قبلی برده می شود و از چشم من پنهان می ماند .. احتمال زیاد کامنت شما هم چنین شده است .. فقط اگه زمان آن را بدونم ، حتمآ می گردم .. به هر حال خوشحال شدم که با یکی از دوستان زمان جشنواره آشنا می شوم .. یادش بخیر .. الان یکی دو سال است که حتی نمی روم بلیط هایم رو بگیرم !! می دونی که ما اعضای انجمن همیشه سهمیه داریم .. به امید دیدار
جناب آقای دولتیاری
استفاده از واژه ٬٬پلکیدن دور بر خانواده جناب هاشمی٬٬ را دور از ادب و نزاکت می دانم . جناب هاشمی از افراد طراز اول مملکتی هستند که سال ها برای انقلاب و ایران زحمت
کشیده اند. تضعیف هاشمی تضعیف انقلاب و ایران است . و آب به آ سیاب ریختن دشمنان می دانم .
من اصلا هیچ وقت دوست ندارم وارد مباحث سیاسی بشوم . ولی در این مورد سکوت را جایز ندانستم .
خدا وند آخر عاقبت همه ما را به خیر کند
پاسخ
قابل توجه جناب جعفر دولتیاری عزیز
خيلي مسخره بود. تو آينه خودتون رو ديدين؟
پاسخ
فرشید عزیز و دوست داشتنی
حق با شماست ... خیلی مسخره و جلف است . مخصوصآ وقتی تو آینه نگاه کردم .. حالم بهم خورد . کاش زود تر می گفتی .. از شما به خاطر بزرگواری و محبتی که به حقیر دارید ، سپاسگزارم
حضور سبز شما گرما بخش محفل ما بود دوست گرامی و فرهیخته
مواظب خودت باش .. حق نگهدارت
ghorbane shoma. valla 2 rooze pish, asr, yani hamoon moghe ke poste jadid ro gharar dade boodid. peyda konid lotfan.be name (doostdar), albate be farsi neveshtam. khatere jalebi az shoma neveshtam
پاسخ
دوست گرامی .. دوستدار عزیز
چشم حتمآ پیدا خواهم کرد .. نمی دونم چرا گاهی اوقات بعضی کامنت ها پر در آورده و به پرواز می روند
عزیزم .. با وجودی که خواندن کامنت با فونت لاتین برای من خیلی دشوار و سخت است .. ولی از شما خواهش می کنم چون به زحمت می افتی .. هیچ اشکالی نداره .. شما همین جوری با فونت لاتین بنویس
دوستدار جان .. من الان بعد از پاسخ به کامنت ها می روم بگردم شاید پیدا کنم .. به هر حال اگه پیدا هم نشد .. انگار به من رسیده است .. از شما خیلی تشکر می کنم .. اگر چه برای من خواندن خاطرات ان ایام خیلی شیرین است .. تا چه پیش بیاید
ممنون از شما
جناب مدرسی عزيز!
با اجازه تون خاطره خود را مجدد مى نويسم، چون بعد از سالها هنوز مثل روز برام روشنهِ و هميشه به يادم هست..............................
يادم مياد كه در سال ۸۰، زمانِ جشنواره فيلم فجر، به دعوت دوستى كه در سينما مشغول بود، هر شب به ديدن فيلم ها مي رفتيم به سينما آفريقا كه مخصوص اهالى سينما بود.
در يكى ازان شبهاى رويايى كه قرار بود فيلم به ياد ماندنى شام آخر ( فريدون جيرانی) پخش بشه، ازدحام زيادى مثل هميشه در جلوی سينما آفريقا بود، من و دوستم به زحمت با نشان دادن كارت وارد سينما شديم. بعد از ورود به سالن سينما من ۲ جا پيدا كردم و منتظر شدم تا دوستم هم به سالن بياد، چون او مشغولِ صحبت با يكى در بيرون سالن بود.
در همين حين، شخصى كه سمتِ راسته من نشسته بود با هیبتی گیرا شروع به صحبت با من كرد، انگار كه ما سالهاست همديگر رو مى شناسيم...
-....." مى دونيد آقا مشكلِ ما چيه؟، مشكل اينه كه در يكى از کشورهای عربى، شب بازی فوتبال كه بين ايران و اون كشور در روز بعدش قرار بوده انجام بشه، آقاى (ع.د) رو ساعته ۳ نيم شب در يكى از کافه های اون شهر ميبينند در حالى كه داشته قلیون میکشیده!... بهش ميگن، آقا شما فردا بازی دارى، اينجا و در اين ساعت چه ميكنى؟. و آقاى (ع.د) ميگه، دارم روى فرهنگ مردمِ اينجا مطالعه ميكنم!!!!!.
بله آقا مشكلِ ما اينه، در ضمن من خودم به عنوانِ خبرنگار در اون شهر با تیم فوتبال ما بودم و اين خبر شایعه نيست......".
بله جناب مدرسی، پارسال كه با سايتِ شما آشنا شدم، با ديدن عكسِ شما فهميدم كه اون آقاى خوش مشرب و خوش تيپ كه با من سر حرف رو باز كرد، كسى نبود جز شما.
هميشه مطالبتون رو مى خونم و اگر دير به دير مى نويسم، دليل بر بى معرفتى نيست.
اما واقعا شبهایی بود شبهای جشنواره فيلم فجر سال ۸۰ در سينما آفريقا..................
سلامت و موفق باشيد
پاسخ
وای خدای من .. چه حافظه ای !! ماشالله . یادمه مدتی بود در مجله بحث های ورزشی و مخصوصآ مسایل تیم ملی را درج می کردیم .. من اطلاعات ورزشی نداشتم عین حالا ...!! تمام زحمات به گردن دوستم آقای چراتی بود .. که بعد ها دبیر ورزشی روزنامه جام جم شد .
بگذریم .. شبکه سه قرار بود گزارشی از تمرینات تیم ملی کشورمون داشته باشه .. و در ان جا این اتفاقاتی که اشاره می کنید رخ می دهد !! اگه یادت باشه من در یک پستی مستقل در باره تصمیم تلویزوین در باره برخورد بد بازیکن فوق نوشته و توضیح دادم در جلسه ای با حضور آقای جعفر صافی ( مدیر وقت شبکه سه ) آقای شفیع ، آقای خیابانی ، بنده و عده ای دیگر که اسامس آن ها رو یادم نیست .. در جلسه حضور داشتم .. و این مسایل رو عنوان کردیم .. در آن جلسه تصمیم گرفتند دیگه اسم بازیکن فوق را در تلویزیون به زبان نیاورند .. در بازی ها هم گزارشگران شماره پیراهن اش را عنوان کنند !! خب همان طور که گفتم .. یک پای ثابت جشنواره ها بودم .. همون سال بولتن های جشنواره رو با آقای ترقی جواه باجناق حداد عادل که اون موقع در فارابی بود .. انجام می دادیم . او مسئولیت اجرایی رو از فارابی گرفته و به تیم خبری من واگذار کرده بود ... و من همیشه با اعضای تیم خود در سینما بودیم .. تا از جلسات نقد فیلم و بازتاب ان نزد بینندگان گزارش تهیه کنیم .. به همین دلیل بی مقدمه مزاحم شما شدم .. شما با این بیان تون .. خاطرات گذشته رو در من زنده فرمودید .. یاد مرحوم خسرو شکیبایی افتادم .. که با اشاره من از طبقه بالای سینما پائین آمده تا به فرزند یکی از خانم های همکارم که بی تابی می کرد معرفی کنم .. وقتی خانم و فرزند دخترش الهام رو که ده - دوازده سال داشت به زنده یاد خسرو معرفی کردم .. بعد از پایان آن دیدار خسرو به شوخی گفت .. نگو دختر بچه می خواست من رو ببینه .. مادرش بیشتر حریص بود .. !! دیدی چه نگاه هایی به من می کرد !!؟
جناب دوستدار .. چند شب پیش خواب خسرو رو دیدم .. که با دو تا دفترچه بیمه تو اتاق من نشسته .. و با همسرم بحث می کنه .. صبح که بیدار شدم .. مدام خاطرات اش جلوی چشمم بود . حرف هایش .. شوخی های جالب و با مزه اش !! جدآ دنیا خیلی کوتاه است .. ارزش هیچ چیزی را نداره .. همه چیز زود می گذره .. ما بی خبریم ..
خیلی حرف زدم .. مواظب خودت باش
بهروز جان آیا مطلبی که به جی میلتان فرستادم را برسی کردید؟ به درد قرار دادن می خورد؟ لطفا نظرتان را بفرمایید.
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
ممنون از شما .. من سه بسته زیپ شده رو گرفتم .. و در بخش " مطالب آینده " سیو کرده ام .. عکس ها معلوم بود .. اما نمی دونستم آیا مطلب نگارش شده هم دارد یا نه !!؟ همین الان رفتم چک کرده و دیدم .. ماشاالله مثل همیشه سنگ تمام گذاشتید ... داستان سه قلو ها رو دیدم و سر سری خواندم .. خیلی عالی و مناسب است .. بعد از تعطیلات در سومین پست منتشر خواهم کرد .. اولی سانحه هواپیمای ترکیه .. که نقدی بر ان نوشتم .. دومی ترجمه نشنال جئوگرافی و بعد از آن حتمآ سه قلو ها رو آپ خواهم کرد .. فقط شما اگه می شه بعد از مطلب نشنال جئوگرافی ، حتما یادم بینداز .. ممنون از زحماتی که کشیدی
کامنت قبلی هم در باره سودان خیلی جالب بود .. خبرش را شنیده بودم .. اما اطلاعات ام تکمیل نبود .. افسوس اشتباهی پاک شد .. !! اگر چه کم بود و نمی شد منتشر کرد .. از شما به خاطر این گونه خبرهای خوب و جالب سپاسگزارم
جناب مدرسی سلام . قبل از هر چیزی فرا رسیدن عید نوروز و سال نو رو به شما و همه دوستان تبریک میگم و امیدوترم که برای همه سال خوبی باشه . من قبل عید رفتم مسافرت و تازه برگشتم . چون به اینترنت دسترسی نداشتم با تاخیر سال نو رو تبریک میگم . در مورد فوتبال هم به نظر من اگه صحبت نکنیم سنگین تره !!! آبرومون رو بردن . این اقای دایی هم که فکر کرده تیم ملی تیم بچه های کوچشونه !!! تا وقتی باند بازی و این بچه بازی ها و مسخره بازی ها هستش فوتبال ما پیشرفت که نمیکنه هیچی ، روز به روز پسرفت هم میکنه . من که خیلی نارااحت شدم از اینکه به این عربها باختیم از طرفی هم خوشحال شدم چون این مردک رو بالاخره انداختند بیرون ! حالا باز صحبت از اقای قطبی میکنند !!!! من نمیدونم وقتی این بنده خدا رو اون داستانهارو سرش درآوردن حالا با چه رویی میخوان به قطبی بگن بیا مربی شو !!! خلاصه باید فاتحه فوتبال و خیلی چیزهای دیگه رو با این بساطی که به راه انداختن خوند !! سرتونو درد نمیارم . فعلا کلی پست هستش که این مدت نبودم نخوندم و کلی از مطالب سایت و کامنت ها عقبم ;) باز هم امیدوارم که برای همه سال خوبی باشه .
قربان شما دارا
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم دارا جان
قبل از تبریک عید باید اعتراف کنم .. که خیلی نگران شما و بعضی از خوانندگان قدیمی بودم .. اسامی همه یادم نیست .. اما اسی ، هومن 33 از کرج ، دامون و ... خیلی وقت است خبری ندارم
طفلک هومن در قضیه گم شدن ساک پرواز خیلی زحمت کشید .. اخرین بار نوشت با همسرش شمال می روند .. بعد قرار بود به منزل ما تشریف بیاورند .. دیگه هیچ خبری ندارم
اسی جان هم که درس و امتخان داشت .. دامون هم که خبراز مشکلات اش دارم بگذریم .. امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند
دارا جان .. شاید باور نکنی .. بقدری از تحقیری که مقابل عرب ها شدیم ناراحت هستم که به قلبم زده .. دیروز بد جوری حالم بد شد .. طوری که نتوانستم از اتاق ام بیرون آمده و از میهمانان که اقوام همسرم بودند ، سلام و علیک کنم . من هر وقت از ته دل عصبی و ناراحت می شوم . عواقب اش بعد ها اثر می کند .. تنها خبر اخراج دایی کمی آرامم کرد .. و گرنه بد جوری می سوختم .. مخصوصآ رقص کذایی اعراب در سرزمین مقدس و آریایی من .. خدا لعنت کنه هر کی به فکر ضربه زدن به این مردم و ملت است
اما در باره قطبی بگم .. به قول شما کم گربه براش نرقصاندند .. او هم قادر نیست آبروی ریخته شده رو جمع کند .. بدتر خراب می شود .. اگه همون موقع که تصمیم شون عوض شد ، امده بود .. مطمئن باش کار ما به این جاهای باریک نمی کشید .. اما مطمئن هستم نه قطبی ، بلکه هر کسی دیگه هم بیاید ، وضع همین است .. مگه مربی های بزرگ خارجی . مثل کلمنته ... که این ها هم بار ها گفته اند مربی خارجی نمی خواهند ... ! پس قید جام جهانی رو بزن
دارا جان .. صمیمانه ترین شادباش های من را به مناسبت عید نوروز پذیرا باش شاد و سلامت باشی
با سلام!
بامداد عزیز عباراتی را که خواستار ترجمه آنها بودید ترجمه و به جی میل شما ارسال کردم.اما چون جی میل پیام خطایی میدهد لطفا از رسیدن آنها مرا باخبر کنید وگرنه دوباره ارسال کنم.
متشکرم
پاسخ
علیرضا جان من از طرف بامداد از شما تشکر می کنم
با عرض سلام وخسته نباشيد خدمت استاد بزرگوار ببخشيد كه انقدر دير كامنت گذاشتم مسافرت بودم هرچي هم به0912 زنگ زدم خاموش بود الان هم كافي نت هستم حمل بر بي ادبي نگذاريد امدم تهران حتما همديگر رو ملاقات ميكنيم.باتشكر ياعلي
پاسخ
رضا جان خوش تیپ عزیز .. خوبی پسرم ؟
ممنون از شما راستش رو بخواهی 912 را خاموش کرده ام .. آخه نوه هایم این ایام رو میهمان ویژه ما هستند .. و طبیعی است که با هم نمی خوابند .. یکی خوابه دیگری بیدار .. روی زنگ موبایل هم خیلی حساس هستند .. و اصلآ گوشی موبایل شده اسباب بازی ان ها !! حتی رفتم برای ان ها دو عدد گوشی اسباب بازی گرفتم .. اما هر دو این اصلی ها را دوست دارند .. و با آن ادای آدم بزرگ ها رو در اورده و به خیال خودشون حرف می زنند .. برای همین خاموش کردم که از خواب نپرند .. دوم این که اگه زنگ بخوره .. به هیچ عنوان قادر به گرفتن گوشی از دست آن ها نیستم
سوم این که .. خودم هم نیاز به استراحت دارم .. و هر دو گوشی را خاموش کرده ام .. تا وقتی دخترم از مسافرت خارج از کشور برگرده .. شاید باورت نشه .. از حالا ماتم گرفتیم که چگونه بعد از رفتن آن ها ما زندگی کنیم ؟ بد جوری وابسته شده ایم .. و عادت کرده ایم !! بار ها از خدا به خاطر نیروی عشقی که به ما انسان ها هدیه داده است تشکر می کنم .. و به خاطر نوه هایی که عطا فرموده سجده شکر به جای می آورم
رضا جان من رو ببخش ... حتمآ زیارت ات خواهم کرد
موفق باشی
mamnoon va moteshakker. ghorbane shoma
پاسخ
فدات دوست عزیزم
درود جناب مدرسي .
جا داره كه از جناب صادقي به خاطر كمكشون بسيار تشكر كنم و بابت مزاحمتم از ايشون عذر خواهي كنم .
متاسفانه تا الان از شما ايميلي دريافت نكرده ام . ممنون مي شم كه دوباره زحمت ارسال رو بكشيد .
با تشكر
پاسخ
بامداد عزیزم .. بله جناب علیرضا صادقی خیلی به همه خوانندگان محبت داره
اما مشکل این است که ای میل شما مشکل داره ... ایشون سعی خود را کردند .. توصیه می کنم به فکر جایگزین باش
سلام خدمت عمو بهروز عزیز
من یکی ۲ روز قبل در وبلاگ خانم دامون کامنت گداشتم و و سال نو را به ایشان تبریک گفتم . و بسیار خوشحال بود از این که به وبلاگ ایشان سر زدم و گفت که : سلام مرا ( دامون) به همه دوستان در سایت و وبلاگ عمو بهروز برسانم.
دوستان اگر مایل هستند می توانند به وبلاگ ایشان که در زیر درج کرده ام مراجعه و سال نو را به ایشان تبریک بگویند.
http://www.damun.blogsky.com/
نوروز اتان پبروز
پاسخ
خیلی ممنون نادر جان عزیزم
بله من هم از طریق وبلاگ با دختر عزیزم دامون ارتباط داشتم .. البته به شکل خصوصی .. چون بنده خدا یک سری مشکلاتی برای ایشون پیش امده است .. و در شرایط طبیعی مدتی نبودند .. البته من از خداوند می خواهم همیشه دامون عزیز موفق و سلامت باشد .. البته دختر عزیمز دامون جان برایم اس ام اس فرستادند که عمو می تونم با شما صحبت کنم ..!!؟ وقتی من به تاریخ ارسال نگاه کردم .. مربوط به 32 ساعت قبل بود !!! و علی رغم این که ساعت دو بامداد به دست من رسید .. ، پاسخ دادم .. شما مراحم هستی .. حتمآ دخترم .. اما هر چه صبر کردم تماسی برقرار نشد ... !! چون مطمئن بودم کامنت بنده هم چند ساعاتی در راه خواهد بود !! و از آن جایی که پیغام مربوط به ساعاتی قبل بود .. من هم جسارت نکردم آن موقع شب مزاحم دختر نازنین ام بشم .. !! خوب شد تاریخ و زمان ارسال را چک کردم .. اگه نه .. خیلی آبرو ریزی می شد !! امیدوارم سالی خوب و توآم با موفقیت داشته باشد
دوستان به بنده منت می گذارند اگر برای دامون عزیز کامنت بگذارند ..
ممنون از همه
ضمن سلام!
بامداد عزیز مجددا برای شما ایمیل کردم.لطفا مرا از رسیدن آن با خبر کنید و اگر نرسیده بود یک ایمیل جدید معرفی کنید.چون با این ای دی مرتبا پیغام خطا میدهد
ممنون
سلام کاپیتان
وقت به خیر
واقعا شکست مقابل عربستان برای ایرانی ها فاجعه بود
عکس های مینو دشت رو براتون میل کردم مطلب رو هم تا یکی دور روز دیگه میفرستم
یا حق
پاسخ
نیما جان عزیز و گرامی
با تشکر از شما ... راستش دارم سعی می کنم که فوتبال و حواشی آن را فراموش کنم .. دیگه به فوتبال ملی نگاه نخواهم کرد ..
در مورد تصاویر .. خیلی ممنون الان چک می کنم .. و منتظر مطالب می مونم
ممنون از زحمات شما
دوستان اشاره کردن که افشین قطبی فلان کلمه رو استفاده کرده و فحش داده و ... خواستم بگم توجه کنید که آقای قطبی مثل ما نمیتونن فارسی صحبت کنن؛ وقتی من و شما - که زبان اولمون فارسی هست - قصد ادای یک عبارت مثلا انگلیسی رو داریم، ابتدا با زبان فارسی فکر میکنیم و سپس در ذهنمون از فارسی به انگلیسی ترجمه میکنیم... دلیل اینکه ایشون بعضا در بیان اصطلاحات و کلمات سوتی دادن، همینه.
البته قصد من صرفا توجه به همین نکته بود و کاری به جنبهی ورزشی ماجرا ندارم.
پاسخ
بله علی جان حق باشماست
مثلآ یک بار واژه " کریزی " را به کار برده بود که معنی ان را دیوانه معنی کرده بودند .. در حالی که در خود انگلیسی به عنوان اصطلاح بکار برده می شود .. از این گاف ها زیاد دادند .. که اون اواخر می خواستند روی این مسایل برایش پرونده سازی کنند .. که با ترک به موقع ایران .. همه چیز فیصله یافت
ممنون از شما
از توجه و درج نظرم سپاسگزارم.
از علاقه شما به ايران هم آگاهم و نيز از احساسات پاك شما.
فقط يك نكته كوچك يادآوريش شايد لازم باشه!
اينكه حتما بايستي ميلياردر باشي تا بتواني ثروت اين سرزمين را در كشورهاي عربي صرف كني دليل جالبي نيست! حتي خرج كردن يك ريال در كشورهاي عربي،بدون در نظر گرفتن عزت و آبروي كشور خيانت محسوب ميشه!
راستي هيچ كدام از حاضرين در ورزشگاه به عنواني مثلا زيارت هم به كشورهاي عربي نرفته اند؟پدر و مادرشان چطور؟دوستان و بستگانشان چطور؟!
(كشورهايي كه حتي از انداختن آب دهانشان به سمت ايران اجتناب ميكنند با دليل اينكه آب دهانمان نجس ميشود!!!)
يادش بخير!! وقتي به داخل سنگر (تيربار) خاموش شده اي كه يك عراقي از آن با زير پيراهن سفيد بيرون ميامد ميرفتيم با قطارهاي كاملا خالي شده روبرو ميشديم! يعني آن عرب محترم! تا زماني كه حتي يك گلوله هم داشت تسليم نميشد!
ما چطور ؟؟
ما همينجوري تسليميم!
... اينكه فرموده ايد مخاطب را اشتباه گرفته ام، شايد! اما وقتي به نظرات خوانندگان و حتي خود شما نگاهي مياندازم چيز ديگري ميبينيم و خلاف حرف خودتان ديده ميشود!
مثلا: فرموده ايد، .. ((در جنگ همین عرب ها با در اختیار داشتن آواکس امریکایی ها خیلی کار ما رو سخت کرده بودند))
((آرزو می کردم که ای کاش بعد از پیروزی بر لشگریان عربستان!! ، مجریان ما هم واژه خلاص!! رو برای آن ها به کار ببرند))
يا دوستان پيام گذاشته اند كه : (( تحقير ديروز اون هم در اين شرايط كه سياستمدارانه عربستان با تمام قوا در جلوي كشور ما ايستاده اند و با موزي گري ديگر كشورها رو تحريك به قد علم كردن در برابر ما مي كنند))
و يا از كلمه و واژه تحقير بيشتر استفاده شده
براستي اين بازي فوتبال اينهمه حاشيه دارد! اگه به يك تيم اروپايي هم فوتبال را واگذار كرده بوديم اينهمه حاشيه داشت، ما با اين فوتبال درگير با آواكس ، سياست خارجي عربستان و.. تحقير ... شده ايم! ميفرماييد واكنش طبيعي يك عده جوان. اينكه همه اش شده تسويه حساب با تصميم عربستان در رابطه با جنگ يا تصميمات آن كشور در رابطه با سياست خارجي جمهوري اسلامي همه چيز هست الا خود فوتبال! يعني ما توقع داريم عربستان بيايد ده تا گل بخورد تا ما بتوانيم جبران خسارتهاي جنگ و سياستهايمان را بنماييم!
چرا ما اينقدر از شادي عربها يا عربستان در ورزشگاه شاكي هستيم ؟يعني اگه ما در عربستان بازي را ببريم نبيايستي شادي كنيم؟
خب شادي آنها هم واكنش طبيعي يك عده فوتباليست عربستاني بوده ، مگه نه؟!
اتفاقا واكنش فوتبال دوست ها خلاف نظر شما را نشان ميدهد ظاهرا همه اش دنبال اين هستند تا با نتيجه اي خوب گوش عربها را بپچانند! و حال آنها را بگيرند. چرا، مگر اينكه عربها يك وقتي يك جايي و زماني ايرانيها را داخل آدم حساب نكرده باشند!!!
دقيقا تعجب من همين جاست .
بياييم تصميم درست در هر زمينه خاص بگيريم تا مجبور نباشيم جبران اشتباهات فكري ،تاريخي و زماني خود را در مثلا فوتبال از اعراب بگيريم!
ايران آباد و پاك را از خدا خواهانم.
پيروز باشيد و سر افراز.
با سلام خدمت استاد
مطلب ذيل را عينا"و بدون شرح درج مي نمايم:
مديريت ايراني ... !
اين ياداشت را تقديم مي كنم به همه مديران ايراني ... !
مسابقه :
يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
بعد از تحقيقات گسترده ، تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، 1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !
......
...........
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !!
پاينده باشيد . سيروس ابراهيمي
پاسخ
جناب ابراهیمی عزیز و گرامی
با تبریک عید نوروز به شما دوست قدیمی .. که مدتی از شما بی خبر بودم .. واقعآ تحلیل زیبا و جالبی ارائه فرمودید
این همان چیزی است که مشکل اصلی در مدیریت ما و مخصوصآ ورزش است
بله ... اگر چه به طنز بود ... اما می شه به کل جامعه مدیریتی ربط اش داد
ممنون از شما
سلام عمو بهروز عزیز
باخت ایران در مقابل عربهاواقعاًفاجعه بود.آرزو می کنم روزی در فوتبال ایران خصوصاً تیم ملی ،ضابطه و شایسته سالاری جایگزین رابطه و باند بازی شود.بخاطر مطلب جالبی که تهیه کردید از شما سپاسگزارم .امیدوارم در کنار خانواده همیشه سلامت و شاد باشید.
پاسخ
مهرداد عزیزم .. خدا از زبونت بشنوه
تا بوده همین مسایل در تیم وجود داشته است
تا این مسایل از بین نرود .. همیشه چنین خواهد بود
من که تصمیم گرفته ام دیگه فوتبال تماشا نکنم .. اعصابم بد جوری خرد شده است ... ممنون از شما
سلام خدمت عمو بهروز عزیز
یک نرم افزار فوق العاده پیدا کردم از سایت ایرانیان مالزی که در آن به فینگلیشی عزیزان می نویسند ولی این مبدل آن را تبدیل به فارسی اصیل می کند . امیدوارم که مورد استقبال دوستان قرار بگیرد.
http://www.iranian.my/fa/index.php?/ابزارهای-آنلاین/
ممنون نادر جان
شما همیشه دغدغه نگارش با فونت لاتین را داری .. اگه یادم باشه در ذیل مطالب امسال قرار دهم
دست شما درد نکنه
سلام كاپيتان (شتلق)
اميدوارم سال جديد پر از موفقيت و خوبي و خوشي و سلامتي براي شما و خانواده محترمتان باشد
با اجازه[عقب گرد](شتلق)
پاسخ
امیر عزیز و گرامی
باز سال جدید آغاز نشده ، احترامات سرباز خونه ای آغاز شد ..!! چشمک
من هم متقابلآ سالی پر برکت توآم با موفقیت شادکامی برای شما دوست خوبم آرزومندم
سلام عمو جون
انشاالله که تا اینجای سال جدید براتون خوب بوده باشه...عمو جون تو سایت خلبان که میریم می نویسه : به زودی...شما خبری از تحولاتش دارید؟
مورد بعدی اینکه به سلامتی مونتاژ توپولوف ها هم قطعی شده و نوع 204 رو انتخاب کردن...بنده عکس درون کاکپیت رو که دیدم همش دیجیتالی بود و چیزی به نام دستگاه آنالوگ وجود نداشت!!به سلامتی انشاالله...
عمو جون شما مشغول کاری هستید که یه مقدار دیر آپ می کنید؟
مورد آخر اینکه وضعیت سلامتیتون چطوره؟
شتلق...!
پاسخ
عرفان جان عزیز و نازنین
از سایت خلبان و تحولاتش چیزی نمی دونم ..
در مورد توپولف هم باور کن چیزی نمی دونم .. مگه اوالانچ و جعفر خان یه چیزهایی بنویسند ...
در مورد تآخیر .. باید عرض کنم به خاطر تعطیلات بود .. و آمار خیلی پائین بود ... هنوز پست ها به هزار نرسیده است .. !! حتما بزودی مطالب جدید رو منتشر خواهم کرد
موفق باشی
با سلام
خواندن مطلب شما باعث شد که این مطلب رو بنویسم. بنظر من برخورد علی دایی با خبرنگاران عکس العملی بود در برابر برخوردهای زشت خبرنگاران با ایشان در گذشته. متاسفانه با نهایت احترام باید بگویم که خبرنگاران ورزشی ایرانی هرگز برخوردی را که با مربیان خارجی دارند با مربیان داخلی ندارند و نداشته اند. برخوردها و سوالاتی که بیشتر از اینکه بار فنی داشته باشد برخاسته از حس حسادت، عقده گشایی و نمایی از فرهنگ جاهلی و چاله میدانی خبرنگاران ورزشی است. البته نباید همه را به یک چوب راند و بالاخره یکی دو درصدی از این خبرنگاران انسانهای شایسته و فرهیخته ای هستند ولی در برابر خیل عظیم این قشر بی فرهنگ و بی تربیت و بی سواد جایی برای خودنمایی پیدا نمی کنند. در گذشته بهنگام نوجوانی خواننده پر طرفدار روزنامه های ورزشی بودم ولی بتدریج با افزایش معلومات و تحصیل بیشتر آنقدر از کسانی که در این وادی قلم می زنند و یا گزارش تلویزیونی تهیه می کنند بدم آمد که دور اینگونه روزنامه ها را خط کشیدم. بی اخلاقی و عدم حفظ حرمت اشخاص بارزترین خصوصیت این افراد است.
اما در رابطه با دیدار ایران و عربستان، از اینکه شخصی فرهیخته مانند شما مطالب اینچنینی درباره شکست تیم ما (که بنظر من ضعیف ترین تیم ملی سالهای اخیر است) می نگارد متعجب شدم. مائو می گوید: قدرت از دهانه توپ خارج می شود. وقتی تیم های باشگاهی ما در برابر ضعیفترین تیمهای عربی حرفی برای گفتن ندارند و پرمدعا ترین مربیان لیگ ما حتی از تحویل دادن یک مهاجم حتی در حد غرب آسیا نا توان هستند چطور شما توقع دارید تیم ملی ما بصورت یک تیم بی رقیب ظاهر شود آن هم در برابر عربستان؟ آیا تیم ملی محل تربیت بازیکن و گلزن یا مدافع و ... است ویا محل استفاده از حاصل لیگ برتر؟. آیا مربی تیم ملی باید وقتی بازیکنانش از اجرای ساده ترین تاکتیکهای او عاجز هستند خود لباس پوشیده و بجای آنها گل بزند؟!. آیا شما هیچ توجه ندارید که فوتبال یک کار گروهی است و نه حاصل کار یک فرد تنها؟ آیا مشاورین مربی تیم ملی ما جزو بهترینها در دنیا نبودند و دلیل آمدنشان به ایران تنها اعتبار جهانی وی نبود؟
با پوزش مجدد اما این رفتار همیشگی اجداد ما بوده است که همواره بعد از یک شکست تمام تقصیرها را به گردن یک نفر انداخته و دیگران را مبرا بدانند و ننه من غریبم بازی در بیاورند. دوست گرامی دوران جنگ تمام شد و بیست سال از آن گذشته است و اکنون حداقل افرادی مانند شما نباید بگونه ای صحبت کنند که کینه های کهنه بین ما و اعراب دوباره بعد از یک بازی ساده فوتبال سر باز کنند. آن هم زمانی که ما حتی از نظر فرهنگی هم بجز افغانستان در مقابل دیگر کشورهای منطقه در پایین ترین حد ممکنه هستیم و حتی در این زمینه هم حرفی برای گفتن نداریم.
موفق باشید
پاسخ
شهرام عزیز و گرامی
با تشکر از شما دوست فرهیخته و بزرگوارم که به خوبی تحلیلی از نوشته حقیر فرمودی .. به عنوان یک انسان منطقی با اکثر سخنان شما موافقم
شهرام جان .. در رابطه با خبرنگاران ورزشی من کاملآ حق را به شما می دهم .. با ذکر مثالی آن چه به چشم دیدم را عرض می کنم .. چند سال پیش که علاوه بر مجله سروش با تلویزیون هم همکاری تنگاتنگی داشتم ...یک روز مدیر وقت شبکه سه سیما جناب جعفر صافی بنده رو برای انعکاس یک نشست مطبوعاتی به دفتر خویش دعوت فرمود .. یادمه قبل از مسابقات جام جهانی بود .. و شبکه سه می خواست در مورد پخش مسابقات و چگونگی اخذ مجوز اطلاع رسانی نماید . خب من پیش از آن در نشست مطبوعاتی فراوانی شرکت کرده بودم که معمولآ در باره کلید خوردن سریال ها و یا مسایل فرهنگی و هنری بود .. اما در ان جلسه فقط خبرنگاران ورزشی حضور داشتند .. باور کنید وقتی جناب صافی سخنان خود رو آغاز کرد .. از این که خبرنگاران در حین صحبت مدیر شبکه مثل مغولان به میوه و شیرینی های روی میز هجوم آورده بودم شرمم شد !! بعد از اتمام حرف های جناب صافی .. نوبت به پرسش و پاسخ شد .. اگه بگم با چه لحن بی ادبانه با مدیر شبکه و حتی با یکدیگر صحبت می کردند .. شاید باورت نشه !! اصلآ داشتم شاخ در می آوردم .. جناب صافی دید که من مات ام برده و چیزی یادداشت نمی کنم .. آهسته در گوشم گفت .. پس چرا چیزی نمی نویسی !!؟ گفتم استاد چی رو بنویسم !!؟ و در ان جلسه بود که فهمیدم اغلب آن ها یک مشت لمپن و دلال هستند که بویی از نزاکت نبرده اند .. قبل از پایان جلسه تنی چند از ان ها با وقاحت خطاب به مدیر شبکه که ... جناب کادو های ما رو کی کی دهید !!!؟ یادمه رسم بود در جلسات مطبوعاتی هدایایی به خبرنگاران می دادند .. که در همون ایام خبرنگاران فرهنگی هنری تصمیم گرفته بودند برای حفظ شآن و مقام خود .. دیگه هیچ هدیه و کادویی رو در جلسات مطبوعاتی دریافت نکنند .. بگذریم
شهرام جان راستش رو بخواهی یادم رفته بود که مخاطب علی دایی ممکنه از اون قشر آدم ها باشه
خب حالا که من شجاعت پذیرش خطای خود رو دارم . شما هم بپذیر که وقتی انسانی در مقابل رسانه ملی قرار می گیرد .. آن هم شخصی مثل علی دایی که به اصطلاح اسطوره است .. هر چند طرف مقابل اش انسان های قابل قبولی نباشه .. ولی به حرمت رسانه و مخاطبان میلیونی او به خاطر رعایت اصول اخلاقی و الگوی خیل عظیمی از جوانان ، بایستی خیلی رعایت کند . به قول معروف شده خود خوری کرده و با متانت پاسخ آن ها را بدهد .. یک ضرب المثل قدیمی می گوید .. بلانسبت .. سگ رو به خاطر خودش نه .. به خاطر صاحبش !!! آقای دایی همیشه پرخاشگرانه حتی در برنامه های پرمخاطبی چون نود صحبت کرده .. من اصلآ این مورد و هتاکی او را نمی پذیرم
در مورد سایر مسایل .. باز هم حق با شماست . و دلیل آن را صرفآ سیاسی شدن ورزش و مدیریت کلان آن می دانم . سال ها قبل مشکل بودجه داشته و مربیان می نالیدند ... من شنیدم امسال در دوره علی آبادی بودجه نجومی داشتیم .. که متآسفانه ضعیف ترین نتایج رو بدست آوردیم
در مورد اعراب و سایر مسایلی که عنوان فرمودید .. می پذیرم و از شما به خاطر بیان حقایق تشکر و قدردانی می کنم
باز هم منتظر تحلیل های جالب شما در سایر موارد هم هستم
حق نگهدارت باد
جناب مدرسي عزيز!
حلول سال نو را به شما و خوانندگان سايت تبريك عرض نموده و توفيق روز افزون جنابعالي را در كليه شئون زندگي خواهان و خواستارم.
به اميد برخورداري شمااز سلامت و شادكامي رضا پروازدوست
پاسخ
به جناب پرواز دوست نازنین
دلمون برات تنگ شده بود
صمیمانه ترین تبریکات را به مناسبت عید سعید نوروز پذیرا باش
حق نگهدارت باد
با سلام ، همه واقعيت هاي تلخ و پشت پرده فوتبال و يا بطور کلي ورزش ايران را مهران مديري در سريال مرد دوهزار چهره با زبان کمدي و البته بسيار تلخ بيان کردند .
يک مرور به تاريخ 10 ساله تيم ملي فوتبال از زمان آقاي مايلي کهن تا به امروز گوياي يک خيمه شب بازي يا وجود يک باند مافيائي در فوتبال کشور است پس عاقلانه نگاه کنيم در اين ورزش پول براي گردانندگان يا بازي کنان مهمتر از وطن ، مذهب ، غيرت ، ناموس ، پرچم و يا خون چندين هزار شهيد است ، در پس هر قرار دادي بطور محرمانه ميليارد ميليارد پول جابجا مي شود و در جواب نيز مي گويند تکذيب مي کنيم ،هنوز قراردادي نبستيم ، هنوز پرداخت نکرديم ، هنوز دريافت نکردم .... و صد البته انتظار معجزه از اين ورزش نداشته باشيم ، راستي چرا آقاي علي آبادي پاسخگوي معضل ملي ورزش نيست ؟ راستي چرا علي آبادي برکنار نمي شود؟ راستي تخصص و تحصيلات علي آبادي چيست ؟ راستي ووو....
دعا گوي همه شما...
رضا از کرج...
پاسخ
قربون دهانت رضا جان عزیز
واقعآ آدم در مقابل حرف حساب سخنی برای بیان ندارد
شما اگه خاطرات بازیکنان قدیم تیم ملی را بخوانید ... اصلآ هیچ کدام به خاطر پول بازی نمی کردند .. امروزه اقا زیر ابرو بر می داره .. اون یکی میلیون ها تومان می گیره که راست راست راه بره .. یکی دیگه به اسم مدیریت ورزش نه به کسی حساب پس می دهد .. نه کسی ازش می پرسه ای بابا .. تو با این هزینه میلیاردی و نجومی ات چه افتخاراتی کسب کردی ..!!؟ خب طبیعی است وقتی حساب به کسی پس ندهد .. وضع با این بازیکنان و دلاالان از این هم بدتر خواهد شد ... همون بهتر فوتبال ملی نداشته باشیم
سلام مجدد
دوست عزیز و گرامی
علت اینکه شما رو دوست خواندم آن است که مقام دوست بگفته آن حکیم حتی از برادر نیز بالاتر است. امیدوارم مرا بخاطر این مطلبی که نوشته بودم ببخشید. قصدم خدای نکرده جسارت و یا حتی انتقاد به جنابعالی که تجربه تان در زندگی حداقل 10 برابر بیش از بنده است، نبود. باز هم از شما عذر می خواهم و فقط می خواستم از جنبه دیگری به قضیه نگاه کرده باشم. از شما چه پنهان من هم (با توجه به علاقه ای که به مطالعه تاریخ داشته و دارم) زیاد دل خوشی از برخی همسایگان ندارم اما فکر می کنم وقتی می توانم علنا از آنها انتقاد کنم که حداقل از آنها برتر باشم ولی چیزی که در خود و جامعه می بینم متاسفانه خلاف این است و تا زمانی که مقوله فرهنگی حداقل همپای فیزیک و شیمی و ریاضی در مدارس ما جدی گرفته نشود وضعیت به همین منوال ادامه خواهد داشت.
درباره برخورد مربی سابق بهنگام گفتگو با رسانه ها کاملا حق با شماست زیرا بسیاری از مردم افرادی مانند ایشان را بعنوان الگوی رفتاری خود انتخاب کرده اند و قطعا شخصی در این مقام باید بسیار متفاوت تر از عوام و یا انسانهای عادی عمل کند و حداقل در ظاهر در مقابل انظار عمومی خوددار باشد، حتی اگر سخن درشت و ناجوانمردانه ای در حق او گفته شده باشد. از اینکه اجازه می دهید که اندیشه و احساساتمان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم صمیمانه از شما متشکرم.
با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما و همه عزیزان
پاسخ
شهرام عزیز و گرامی
من اصلآ ناراحت نشدم .. بلکه از سخنان سنجیده و منطقی شما که بر پایه مطالعه و تجربه به دست آمده بود ، کلی هم استفاده کردم .. و مرد و مردونه عرض کردم حق با شماست
من در زندگی پسرم چیزی ندارم .. صداقت در منطق و گفتار تنها چیزی است که در حال حاضر دارم
وقتی کامنت شما رو مطالعه کردم .. خیلی راحت متوجه اشتباه خودم از ان قوم شدم .. و صادقانه عرض کردم بله .. من اشتباه کردم .. و حتی مثالی در تآئید فرمایشات شما زدم
پس چرا ناراحت شوم !؟ من به دوستانی بزرگوار و فرهیخته چون شما افتخار می کنم عزیز جان .. دست شما رو می بوسم و خوشحالم جوانانی چنین منطقی و اگاه داریم .. ضمن این که من هیچ تجربه ای در ورزش و امور مربوط به ان ندارم .. فدات بشم دوست گرامی
با ارزوی موفقیت برای شما
دوست عزیزم در مورد آقای دایی خدمت شما بگویم آقای دایی رفتار تندی دارد قبول اما :
زمانی که ایشون بازی می کردن همین خبرنگارا بودن که اصرار می کردند که دایی از فوتبال خداحافظی کنه و بعد همینا بودن پشیمون شدن که حالا یه مهاجم خوب نداریم و از همین بابت داریم ضربه می خوریم.
زمانی که دایی مربی شد همینا دنبال یه سوژه بودن تا از دایی انتقاد کنن .
انصاف کنین در این مملکت از منفورترین اشخاص هم این همه انتقاد نشده اما دایی که اسطوره است این حقش بوده ؟!
آیا اسطوره های دیگه هم همین طور باهاشون برخورد میشه :
مارادونای معتاد که همیشه هم با همه درگیر هست .
پل گاسکویین و ...چی
ما علی کریمی که یک لات به تمام معنی است یا نیکبخت واحدی که ... کسی ازشون انتقاد نمی کنه اما انتقادات اونا رو از دایی می کنن واقعا اظ شما انتظار نمی رفت ....
پاسخ
مهران عزیز و نازنین
عزیزم ما هم در باره اخلاق تندش حرف زدیم که الگوی فرزندان ما است .
ما اعتراض به اسطوره بودنش نکردیم عزیز .. ما گفتیم آقای باشخصیت در برنامه تلویزیونی نود کسی مقابل این همه مخاطب میلیونی دری وری نمی گه ... !! ما هرگز در مورد پولی که بابت اسپانسر تولیدی خودش سخن به میان نیاوردیم . شما اشاره به چند بازیکن کردید .. در همین شهر خودمون پر از انسان های لات و بی شخصیت و سوجو است .. چه ربطی به انتقاد از دایی دارد؟ بله من می پذیرم بعضی از خبرنگاران برای سوژه قرار دادن او .. پا را فراتر از گلیم گذاشتند ... اما سخن ما تحقیر در مقابل عربستان بود عزیز ..
از قدیم گفته اند هر کی مسئول اعمال خودش است ... در مورد علی کریمی و نیکبخت هم اگه سرنوشت آبروی کشور ما رو در دست بگیرند .. مطمئن باش پرونده اعمالش رو خواهد شد
سلام جناب مدرسی.سال نو مبارک.با اینکه طرفدار پر و پا قرص مطالبتون هستم،اما با خوندن این پستتون خیلی ناراحت شدمفاز شما بعیده آقای مدرسی،ما ایرانی ها عادت داریم وقتی اتفاقی میفته همه چیز رو بندازیم سر یه نفر و خودمون رو راحت کنیم.شکست اون شب ما تقصیر خیلی ها بود،دایی،بازیکنان و فدراسیون.هر آدم باشعوری مثل شما میدونه که فدراسیون بی برنامه بیشتر از همه مقصره.همونطور که همیشه بوده.بعدش هم دائی و بازیکنان به یک اندازه مقصرند.اون شب بازی بد و بی انگیزه و سستی بازیکنان از چشم هیچ کس دور نماند.بله دایی هم مقصره اما به سهم خودش به عنوان یک مربی نه بیشتر
پاسخ
دوست بسیار عزیزی که نام شریف ات رو فراموش کردی
عید شما هم مبارک عزیزم
بله .. حق کاملآ با شماست
از شخص علیآبادی تا همه فدارسیون نشین ها و بازیکن ها و جناب دایی به یک اندازه مقصرند
ضمن این که دایی وقتی سابقه مربی گری را نداره نباید قبول می کرد .. به من و شما هم پیشنهاد سرمربی گری را می دادند قبول می کردیم .. ولی این مسایلی که شما نام بردید .. دایی بهتر از همه می دانست ... از کره مریخ نیامده بود که .. ممنون از شما
با سلام
درزبان عربی "خلاص"به معنی تمام هست.اصطلاحی رایج در زبان روزمره مردم.در پایان بازی "خلاص" یعنی بازی تمام و بارها این رو شنیدم از زبان گزارشگر در بازیهای مختلف. اما نمیدونم تعبیر بد شمااز این کلمه چی هست!!؟
پاسخ
محمد عزیزم .. ممنون از کامنت شما
بله عزیزم من دقیقآ می دانم که خلاص یعنی تمام .. اما من مقالات متعددی از کارشناسان حرفه فوتبال دیدم که در تفسیر خود بیان می داشتند که با لحن و حرکت تحقیر کننده دستش ان کلمه رو ادا کردند .. و در این باب خیلی تفسیر کردند که منظور من هم دقیقآ همان نوع خلاص گفتن بود
اگه معنی ان خوب است ... خب من هم گفتم به عرب ها بگیم خلاص
این که ناراحتی نداره
آقاي خلبان سلام . چند روز پيش اتفاقي مجموعه اي از نوشته هاي شما را خواندم و لذت بردم ولي درباره مطالبي كه درباره علي دايي نوشته ايد برايتان متاسفم كه يك تنه به قاضي رفته و همه كاسه ، كوزه ها را سر او شكسته ايد. باور كنيد از وقتي اين مطالب را خواندم حس مي كنم شما كينه ديرينه يا حسادت خاصي نسبت به علي دايي داشته ايد كه اين گونه بركناري به اصطلاح خودتان رذيلانه وي موجب خشنودي تان شده است. واقعا از طرز فكرتان متاسفم.به قول خودتان خدا در جاي بزرگي نشسته و فقط صبر مي خواهد كه رسوايي ها و حقيقت ها خود را نشان دهند. تعجب مي كنيم شما كه مي گوييد روزنامه نگاز خيلي مجرب هستيد چطور كامليا انتخابي فرد را نمي شنايد كه با نيش و كنايه از او ياد كرده ايد.لطفا كمي فسفر ميل كنيد تا در همه حال خدا يادتان باشد.
پاسخ
گیتی جان عزیزم
نشناختن یک نام هیچ جرم و گناهی نیست .. !! من سن و سالی ازم گذشته و طبیعی است که خیلی از نام ها و شخصیت ها رو از یاد ببرم . مخصوصآ که طرف سوژه ورزشی بوده که در ژانر کار های بنده نبود ..
دوم این که من هیچ خصومتی با جناب دایی نداشته و ندارم . هر آن چه نوشته ام ، صرفآ به خاطر رفتار زننده او در تلویزیون و رسانه های جمعی بود
به هیچ عنوان از منظر بی کفایتی او و عدم تجربه مربی گری چیزی ننوشتم .. و یا در باره دروغ گویی او که با خدا لابی کرده بود .. هرگز سخنی به زبان نیاوردم !! چون در باره ارتباط سیاسی او با بعضی مهره های سیاسی منتصب به دولت چیزی ننوشتم .. چون همه در این مورد می دانند ... حکایت کبکه شده .. که فکر می کنه مردم بلانسبت آن قدر منگول هستند که ارتباطات او را متوجه نباشند ... !! بگذریم
گیتی خانم عزیز .. همان گونه که عرض کردم ، بنده در باب رفتار بسیار زننده و خودخواهانه ایشان انتقاد کردم . و این چیزی نیست که من تنها من بگویم .. اغلب مردمی که از اخراج او خوشحال شدند .. صرفآ به خاطر اخلاق تند او بود .. و گرنه این شازده شما تا دلت بخواد سوژه در مورد انتقاد و زیر سوال رفتن دارد .. که من در شآن خود و خوانندگانم نمی دونم به ان ها پرداخته و یا انتقاد کنم
اما در باره طرز تفکر بنده عرض کنم که.. خانم محترم .. من معتقدم انسان عاقبت در دو متر جا می خوابد . اگه پست آخر بنده که در مورد زیر ابرو برداشتن بازیکنی است ، مطالعه فرمایید . متوجه خواهید شد که در بخش حرف های خودمونی اشاره به شخصیت بعضی خبرنگاران ورزشی و باند بازی های حاکم کرده ام .. و در ان تآکید کرده ام که ای کاش در موقع نقد علی دایی .. یادم از شخصیت بعضی همکاران ورزشی نویس ام می آمد .. تا برخورد جناب دایی رو با آن افراد واجب و به جا تلقی می کردم .. و در ادامه نوشتم که ای کاش جناب دایی خود در باب این گونه افراد لمپن و بی شخصیت که صرفآ دنبال باند بازی و پول و دلال بازی هستند را توضیح می داد .. تا مخاطبانش متوجه می شدند .. او با چه قشری این گونه صحبت می کند !!؟ و طرز حرف زدن او با همه این گونه نیست !! بله خانم عزیز
ای کاش شما هم مثل بنده که فسفر سوزونده و متوجه اشتباهم شدم .. و شهامت عذر خواهی رو داشتم .. مطلب آخر حقیر را می خواندی و سپس تهمت غرض ورزی با دایی رو پیش می کشیدی .. یا از این که کاملیا رو نمی شناختم ، نمسخرم نمی کردی
به هر حال از شما خواننده محترم ممنون و سپاسگزارم که زحمت کشیده و با درج نظرات سازنده ات قصد آگاه کردن بنده رو داشتید .. فقط اضافه می کنم که دخترم ... واقعآ قضیه کاملیا انتخابی فر را نمی دونستم .. و واقعآ با جناب دایی هیچ خصومتی نداشته و ندارم ... حرفه ام ایجاب می کنه در باب مسایل اجتماعی خصوصآ افرادی که الگو هستند .. لغزش ها رو گوشزد نمایم .. و هنوز کمی وجدان دارم تا اگه متوجه شوم ا
شتباه کرده ام .. عذر خواهی نمایم
از شما به خاطر حضور سبزتان تشکر و قدردانی می کنم
موفق باشی گیتی جان عزیز
بشدت باهاتون موافقم. متاسفانه.
پاسخ
خوشبختانه ... از شما تشکر می کنم