درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  تلخ نوشته یک دلسوز .. !

 تهاجم فرهنگی رو جدی تر بگیرید  

nltgjom7t1frqmq82mx5.jpg

دشمنی با جوانان این مرز و بوم از سایت و وبلاگ گذشته است . خیلی با برنامه نفوذ کرده اند . چندی پیش به دلیل علاقه وافری که به فیلم سینمایی دارم از طریق اینترنت که تبلیغ فروش مجموعه ای از فیلم های ایرانی رو کرده بود ، فرم سفارش پر کردم . بعد از مدتی بسته در منزل تحویل گرفتم .. آقایون می دانید چه فیلم مبتذل که با هدف زیر سوال بردن ارزش های دینی و مقدس ما در لوس آنجلس توسط عناصر شناخته شده تهیه شده و به دست جوانان ما آزادنه می رسانند !؟ به خداوندی خدا بدنم لرزید . من که آدم چندان مذهبی نیستم ، از این توهین آشکار به ائمه اطهار ( ع ) و حضرت بقیه الله اعظم و دفاع مقدسی که فرزندان شجاع این مرز و بوم مظلومانه به شهادت رسیده اند اشک هایم سرازیر شد . مشتی بی وطن و خود فروخته ارزش های کشورم رو دستمایه تهیه و تولید فیلم سینمایی کرده بودند ! اما پرسش این است .. چگونه وارد ایران شده ، و آزادانه از مراکز فرهنگی کشور در سراسر ایران از طریق سیستم اینترنتی توزیع می شود ..!!؟ فیلم در میان فیلم های مجاز قرار داشت .. یعنی هرگز اشتباهی صورت نپذیرفته بود بلکه تعمدآ خیلی راحت و بدون دغدغه در میان سایر فیلم های ایرانی قرار گرفته بود . همان موقع در میان حرف های خودمونی این خیانت فرهنگی رو بیان کردم .. اما دریغ ...

تهاجم فرهنگی رو جدی تر بگیرید   

 

دوستانی که از اینترنت سرعت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا 

 bx151pxl9etw9pgi3uc3.gifm3brk7ul2bdd5e1t5gky.jpgemkv89rkqeqb6a8djcmn.jpg05upt8sup9xiyg119966.jpg

 پنجم فروردین ماه ۱۳۸۸ مصادف با دومین سالگرد راه اندازی وبلاگ و بعدش سایت " یادداشت های یک خبرنگار " است . در طی این دوسال حرف های خودمونی زیادی زدم ! به پرسش خیلی ها صادقانه پاسخ دادم . اگر چه روز نخست تنها هدف ام سرگرمی در ایام نوروز بود .. اما خیلی زود به یاری خداوند در مسیری قرار گرفت که  تشریح صلابت و اقتدار ارتش و نقش دلاور مردی آنان در جنگ هشت ساله با دشمن بعثی عراق که از سوی قدرت های بزرگ حمایت می شدند و ترسیم راه شهدای بزرگوار پرسنل قهرمان ارتش به ویژه نیروی هوایی و گروه های پروازی تبدیل به هدف گشت . و چقدر خوشحال بودم با درج مطالب و خاطرات حماسه سازان نبرد های هوایی جوون های نسل امروز رو آگاه می کنم . و سبب ارتقای غرور ملی کشورم می شوم . به اعتراف خود خوانندگان و با استناد به آمار بازدید کنندگان تصورم  این بود که در کار خود موفق شده بودم . بیان صادقانه خاطرات ، عدم خود بزرگ بینی و بهره برداری های رایج به همراه  زحمات شبانه روزی و حرمت به یکایک مخاطبان توآم با عشق و محبت و بدون هیچ گونه حمایت مادی و معنوی همچنین غیر سیاسی بودن آن دلیل موفقیت ام می دانستم ..

تا این که متآسفانه به سبب سوء تفاهم و برداشت غلط از بعضی پست ها حساسیت مقامان محترم ارتش رو برانگیخته و رسمآ دعوت ام کردند تا به ابهامات پیش امده پاسخ دهم . با حضور در مکان دعوت شده خیلی محترمانه با بنده برخورد فرموده و همراه با پذیرایی دلنشین  چند ساعت در باره تک تک موضوعاتی که به نظر مشکل می رسید ..  بحث و به آن ها پاسخ دادم . خوشبختانه خود برادران هم به مفید بودن سایت اذعان داشته و معتقد بودند منهای چند پست مطروحه ، بقیه مشکلی ندارند . راستش رو بخواهید به عنوان فردی که سال ها در ارتش خدمت کرده ام .. خیلی زود متوجه شدم که مشکلات مطروحه و خطاهای انتصابی به بنده خیلی سطحی و  دلیل حضورم به ان جا صرفآ بهانه است .. ! و احتمال قریب به یقین فرد و یا اشخاص صاحب منصب و با نفوذی از بنده دلخور و به آن ها امر فرموده تا به حقیر هشدار و تذکر داده شود ! شاید هم در راستای سیاست های امنیتی و این که مدیریت سایت پر خواننده ای به عهده ام است ، محترمانه خواسته اند حواس ام رو جمع کنم . خب تا این جای کار هیچ مشکلی نبود .. و طبیعی به نظر می رسید . اما وقتی قبل از ترک آن جا به من دستور دادند فعلآ در باره ارتش هیچ مطلبی ننویسم ، خیلی شوکه شدم !!

 شوک حاصل از این موضوع خیلی برام گرون تمام شد . به طوری که بعد از دو سال زحمت شبانه روزی احساس پوچی و تنفر از خود و کاری که انجام می دادم کردم . بقدری ناراحت و سرخورده بودم که قبل از ترک محل از برادر محترم پرسیدم .. قبول دارید در سال میلیارد ها تومان خرج تبلیغات نهاد های ارتشی در کل ایران می شود .. !؟ ممکنه به بنده بفرمایید در کجای ارتش رسانه یا سایتی را سراغ دارید که در ماه  حداقل ۵۰ تا  ۶۰ هزار مخاطب  دایم داشته باشد !؟ آیا مخالفت با آن کاری عاقلانه ای است !!؟ به هر حال به قدری به من فشار وارد شد که فلبم دچار مشکل شد .. از ان جایی که در زندگی ام ادمی غیر سیاسی و منطقی هستم . و در این سن و سال نیاز به آرامش دارم .. دیگه بهش فکر نکرده و سعی کردم با این مشکل کنار امده و در سایر مقولات مطلب بنویسم ... و ملتمسانه از دوستان جوانم خواهش کردم هرگز وارد این مقوله نشوند .. چون احساس ام این بود که با همگانی شدن قضیه نه تنها دشمنان قسم خورده این مرز و بوم خوراک تبلیغی به دست می اورند ، بلکه امکان سیاسی شدن مسئله هم پیش خواهد امد ! و دیگه داشتم موضوع رو فراموش می کردم تا این که ...

هر از گاهی عادت داشتم در سایت آماری " وبگذر " مسیر موتور های جستجوگر  سایت ام را بررسی کرده و روی واژه های کلیدی تآمل نمایم . بعضی وقت ها کلمات شرم آوری رو می دیدم که خوانندگان کنجکاو ایرانی دنبالش بودند !! اما هرگز فکر نمی کردم که با کلیک بر روی آن ها گوگل من را به دنیایی از سایت های فارسی زبان مستهجن ببرد ! از همه مهم تر این که با نگاهی سطحی به آن ها متوجه می شویم که چگونه دشمنان ما روی افکار جوانان این مرز و بوم نشانه رفته و این بار ارزش های ما رو به لجن کشیده است ! کافی است شما در گوگل واژه رابطه با خواهر ، مادر ، عمه ، پسر با مادر ، برادر با خواهر ، پدر با دختر رو درج کنید .. ده ها سایت حاوی مطلب ، مقاله ، خاطره ، فیلم و عکس خواهید یافت که گستاخانه اهداف کثیف خود رو تبلیغ می کنند ..!! و معلوم است مافیاهای قدرتمندی روی غیرت و شرف ما ایرانی ها سرمایه گذاری کرده اند ! باور کنید وقتی این وضعیت رو دیدم ، با خود عهد کردم تا زنده ام با آن ها مبارزه کنم . این کار عزم ملی می طلبد . ما خودمون باید فرزندانمون رو آگاه کنیم .. من خیلی راحت بیماری و درد قلبم رو تحمل می کنم .. اما هرگز نمی توانم درد نابودی ارزش های کشورم رو حتی لحظه ای تحمل کنم . به همین دلیل تصمیم گرفتم به عنوان یک روزنامه نگار دلسوز این معضل رو کالبد شکافی کرده و ناگفته های  خویش را این بار به زبان اورم .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

 

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .

شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی

مرکز آپلود عکس ایرانی 

 

bbo5fp8pkf6vc0gto7j9.jpg

 بیان واژه تهاجم فرهنگی ...!

یادمه نخستین بار  در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای ، این واژه از زبان ایشان بیان شد . فکر می کنم سال ۱۳۶۸ بود . فراموش نکنیم که اون ایام نه اینترنتی در کار بود .. نه کامپیوتر های خانگی چنین رواج یافته بود .. ایشان با مخاطب قرار دادن مسئولان فرهنگی وقت کشور ، خطر تهاجم فرهنگی رو با زبان ساده گوشزد فرمودند . و با تآکید بر این نکته که با تهاجم نظامی می شه راحت رو در رو شد و با ان مبارزه کرد ... اما دشمنان قسم خورده این نظام ارزش های فرهنگی ما رو نشانه رفته اند .. این واژه از همون ایام بر ذهن من نقش بست .. و همیشه با خود فکر می کردم چگونه ممکنه این قضیه در کشور ما صورت پذیرد !!؟ آخه اون سال ها من این اصطلاح رو فقط به مد و انواع مدل های آرایشی و پوششی  ربط اش داده بودم .. و فکر می کردم دشمن ممکنه بیاید روی تغیر وضع ظاهری و نوع پوشش دختر خانم ها و پسر های جوان کشور ما سرمایه گذاری کنه .. ! و بعد به خودم دلداری می دادم که با بودن نیروی انتظامی مقتدر و برادران بسیج و سپاهی که پوزه منافقین رو که دشمن اصلی ما محسوب می شدند ، آن چنان به خاک مالیدند که شرشون کم شد.. مسلمآ از عهده ترویچ چند مدل مو  و لباس غربی بر خواهند آمد ..! هرگز فکر نمی کردم قضیه این قدر جدی باشه ..  

سال ها بعد ...

همون طور که می دونید .. بعد از سکته قلبی و عمل جراحی در کشور سوئیس سال ۱۳۷۱ بازنشسته شدم . و سرنوشت  مرا به مجله سروش کشانید . همزمان با تلویزیون هم همکاری می کردم . همان گونه که در بالا اشاره کردم ، کامپیوتر هنوز فرا گیر نشده بود . نرم افزار ویندوز هنوز به ایران نیامده بود ! کامپیوتر ها با برنامه " داس " کار می کردند و بسیار هم گرانقیمت بودند . به عنوان یک وسیله اشرافی شناخته می شد . یادمه به خاطر این که در چندین نشریه و روزنامه کار می کردم ، بغل انگشت اشاره دست راستم بد جوری ورم کرده بود . و به سختی مطالب ام رو می نوشتم . تا این که یکی از دوستان رادیویی ام پیشنهاد کرد کامپیوتر بخرم !! گفتم من که بلد نیستم .. ! گفت : تو تایپ با ان را یاد بگیر تا مطالب ات رو دیگه با دست ننویسی .. ! به همین دلیل با خود عهد بستم اولین پول قلمبه ای که دستم رسید این کار رو بکنم ! طولی نکشید به خاطر همکاری با تهیه کننده برنامه آقای مهران مدیری در خارج از وقت اداری ، پول زیادی گیرم اومد .. و سریع رفتم یک کامپیوتر خریدم .. بگذریم . حتمآ می دونید که اینترنت در بدو ورود خیلی گران بود ..

آشنایی با اینترنت ..

از این که قبل از رسیدن به حرف های اصلی ام این همه حاشیه می روم ، عذر می خواهم . قصدم این است که همه چیز رو از همون ابتدای کار بیان کنم .. در تهران یکی دو تا شرکت بودند که اینترنت می فروختند که مهم ترین و پیشتاز ترین آن ها " البرز " در خیابان الوند بود ! خیلی دلم می خواست بدانم اینترنت چه صیغه ای است !!؟ ولی خیلی گران بود .. به همین دلیل اغلب شریکی یک اکانت می خریدند . من هم با یکی از تهیه کنندگان مسابقات تلویزیونی شبکه پنج اشتراکآ از البرز اکانت خریداری کرده بودیم !! بعد ها صدا و سیما یک اکانت مدیریتی به من داد !! وای که چقدر خوشحال بودم !! خب به دلیل این که زبان انگلیسی ام بدک نبود ، خیلی زود وارد دنیای اینترنت شدم . دیگه کارم شده بود وب گردی .. !! اگه حمل بر تعریف نمی گذارید ، جزء نخستین گروهی بودم که همزمان با ورود این تکنولوژی من هم آلوده آن شده بودم . یکی از کار هایم شده بود چت با ایرانیان مقیم خارج از کشور !! خلاصه اوستا شده بودم !! حتی اگه فرصت هم می کردم ، ان رو به جوان ها اموزش هم می دادم ..

اولین احساس خطر اینترنتی ...!!

قبول کنید آدم وقتی خودش فرزند جوان داشته باشد ، به هر تکنولوژی تازه واردی نمی تونه اطمینان کنه .. و دنبال راه کار های مبارزه با بخش های مخرب آن است . یادمه هرمز شجاعی مجله خانواده سبز رو تازه راه انداخته بود . و بخش مطالب و خبرهای تلویزیونی اش رو از روز اول به من سپرده بود . حضور من در آن مجله باعث شد با یکی از مردان نیک و مومن روزگار به نام حاج آقا " اسماعیل تبار " که در مقام مدیر مسئول و بزرگ مجموعه حضور داشت ، آشنا شوم . برادر کوچک او هم " مهدی " سردبیر خانواده سبز بود . این آشنایی کم کم به دوستی خیلی عمیقی تبدیل شد . به طوری که مسئولیت خرید و اموزش کامپیوتر به فرزندان حاج آقا به بنده محول شد . در همین رفت و امد ها متوجه دو مسئله شدم .. اولآ حاج آقا از اساتید قضایی و حوزه هستند . به طوری که اکثر مسئولان ، قضات دادگستری و وکلا از شاگردان او هستند .. دومین نکته که برای من خیلی اهمیت داشت ، خاکی بودن حاج آقا و زندگی ساده او بود .. این دو خصیصه من رو به این دانشمند خیلی نزدیک و نزدیک تر کرد . به همین دلیل در همان روزهایی که غرق در دنیای اینترنت بودم ، سایتی رو مشاهده کردم ، که کارش دوست یابی بود ! و با چند دلار خانم ها رو به آقایون .. و پسر ها رو به دختر ها معرفی می کرد ! وای که چقدر شوکه شده بودم !! و چون خودم دختر و پسر جوون تو خونه داشتم ، به شدت احساس خطر کردم ..

اخطار جدی خطر اینترنت .. !

حالا که فکر می کنم .. و با جامعه امروزی مقایسه می کنم .. می بینم وجود آن سایت ها مسئله زیاد حادی نبوده است !! ولی بقدری جامعه ما پاک و دست نخورده بود .. که وجود چنان سایت معمولی خطر تهدید آمیزی برای جوان ها تلقی می شد !! هیچ گاه فراموش نمی کنم .. اولین کاری که کردم به حاج آقا اسماعیل تبار زنگ زده و گفتم می خواهم ببینمت .. با گشاده رویی مرا در دفترش به حضور پذیرفت . قضیه رو توضیح داده و گفتم حاج آقا .. اینترنت داره در کشور رسوخ می کنه ... اگه امروز نتوانیم با این پدیده رو در رو بشیم .. طولی نمی کشه که سایت های ایرانی هم با مضمامین دوست یابی به وجود خواهد امد ..!! طفلک حاج آقا رنگ از رخساره اش پرید .. چون تازه چند روزی بود برای پسرش کامپیوتر خریده بود و اینترنت اش رو من وصل کرده بودم .. و با نگرانی از من پرسید .. چگونه می شود این گونه سایت ها رو از دسترس فرزندانم دور کنم !!؟ و به شوخی به من گفت .. تقصیر تو است مدرسی جان !! و من بهش اطمینان دادم که ورود این گونه سایت ها به منزل او راهی ندارند ..واقعآ ببینید و مقایسه کنید .. !! خیلی حرف است .. چه جامعه ای پاک و عاری از لغزش های امروز رو داشتیم !

پی گیری پدرانه حاج آقا ...  

انگار همین دیروز بود که به حاج آقا اسماعیل تبار عرض می کردم .. حاج آقا یه کاری بکنید .. و اون بنده خدا از چهره اش معلوم بود که غم جامعه و تکنولوژی تازه وارد رو می خوره .. در همون حال متذکر می شدم که بسیار وسیله خوبی است . نمی دونم چند روز از احساس خطرم مبنی بر سایت دوست یابی می گذشت .. که یک روز حاج آقا به من زنگ زده و به دفترشون دعوت کرد . بعد از احوالپرسی بدون مقدمه پرسید .. مدرسی جان تو چه پیشنهادی برای جلوگیری از این اثر مخرب می کنی ؟ متوجه شدم حاجی جدی قضیه رو قانونی پی گیری کرده و هشدار سایت ها مبتذل رو به مقامات کشور گزارش داده است . حدس ام درست بود . من چون با آقای اسماعیل تبار راحت بودم ، خیلی عادی گفتم مثل قضیه ویدئو نکنید !! و سپس اتفاقات و برخورد های زننده گروه ضربت رو با پرسنل مقیم پایگاه نیروی هوایی تشریح کردم . و به نتیجه عکس آن اشاره کردم . حاجی گفت .. خب پیشنهاد تو چیست ؟ زیرا ما خیلی راحت می توانیم به کمک نیروهای قهری از جمله برادران نیروی انتظامی یا بسیج به مراکز خدمات اینترنتی که اون زمان خیلی کم بودند برخورد کنیم !!

پیشنهاد ناب من .. !

یادمه اون موقع تازه با مرحوم خسرو شکیبایی دوست و رفت و آمد پیدا کرده بودم . به همین دلیل یه راه حل فرهنگی به ذهن ام اومد .. گفتم حاج اقا اگه شما ضابطین دادگستری رو برای برخورد با مراکز آاس پ ها بفرستید ، هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت . مردم دیش خریداری کرده و مستقیمآ به اینترنت دسترسی خواهند داشت . بهترین شیوه این است یگ گروه از معتمدان فرهنگی .. مثل خسرو شکیبایی ، جناب انتظامی و چند چهره معروف دیگر رو ماموریت بدهید ، دوستانه به مراکز ارائه خدمات اینترنتی مراجعه کرده و با مدیران آن ها دوستانه صحبت کنند . و خیلی راحت بگه اگه خودت فرزند نوجوان داشته باشی ، چه تمهیدی به کار می بری که از محیط علمی و به درد به خور اینترنت استفاده کنه و وارد سایت های مخرب نشه ؟ مسلمآ خود ان ها با این گروه راحت و دوستانه برخورد خواهند کرد .. ضمن این که گروه فرهنگی یاد اور شود اگه ضابطین وارد این قضیه شوند .. درآمد شما مسلمآ کاهش خواهد یافت .. خب  حاج آقا خیلی از این طرح خوشش امد .. و چندی بعد به من گفت .. تو حاضری رسمآ مسئولیت این پروژه رو به عهده بگیری ؟ حکم رسمی از رئیس قوه قضائیه خواهی گرفت .. و هر امکاناتی بخواهی در اختیارت گذاشته می شود .. اگه حاضری طرح ات رو بنویس بده به من .. راستی یادم اومد من قبلآ تمام معضلات اینترنتی رو کتبآ با طرح تیم فرهنگی به حاجی داده بودم .. اما حالا که قضیه جدی می شد .. به جناب اسماعیل تبار گفتم .. من اصلآ دوست ندارم مسئولیت سیاسی داشته باشم . هر ان چه گفتم .. از زاویه دید یک پدر بود .. و با شرمندگی از این پیشنهاد شانه خالی کردم !!

یک فلاش بک ساده ...

اون موقع نه قضیه فیلترینگ بود .. نه محدودیتی وجود داشت .. و صد البته بودجه برای تجهیز شرکت مخابرات تصویب نشده بود .. وقتی به اون دوران می نگرم .. و یادم می آید که قبیح ترین سایت فقط با موضوع دوست یابی بود ... واقعآ افسوس می خورم که چگونه نتوانستیم حریم جامعه خود رو حفظ کنیم .. وقتی با اوضاع حالا مقایسه می کنم .. می بینم دشمن در تمام ابعاد فرهنگی برای ضربه زدن به ما برنامه ریزی کرده است .. سایت های این زمونه رو با گذشته مقایسه می کنم .. اه از نهادم بر می خیزد .. چرا اجازه دادیم این بلا به سر کشور ما مخصوصآ جوون هایمون بیاید ..!!؟ نمی شود همه تقصیر ها رو به گردن مسئولان فرهنگی کشور انداخت .. مشکل ما جدی نگرفتن تهدید ها است . با قاطعیت اعلام می کنم .. بیشترین ضربه رو از بی فکری ، کوته نظری برخی از نیروهای خودی خوردیم . من ویدئو رو مثال زدم .. چیزی که خودم شاهد ان بودم .. فکر می کنید اگه دوستان ما .. برادران تصمیم گیرنده ما منطقی در ان مقطع فکر می کردند ..  آیا ما ان همه تاوان این بی فکری هارو می دادیم ..!!؟ فکر می کنید چند نفر به خاطر تحقیر و جستجوی بدون اجازه از منازل سازمانی  ،کشور رو ترک گفتند ؟ فکر می کنید چند هواپیما ربوده شد ؟ من هیچ اماری ندارم .. امیدوارم آمار صفر باشد .. اما تحقیر بدون نتیجه رو عاقبت اش رو دیدیم .. منظور من این است باید از غفلت های خود درس بگیریم .. قطعآ اگر اندیشمندانه با قضیه ویدئو برخورد می شد .. حالا شاهد رشد قارچ گونه ماهواره ها نبودیم ..

چرا سایت های مستهجن فارسی وجود دارد !؟

من به عنوان پدری که خود دو جوان  تحویل جامعه داده است .. و به خاطر حرفه اش با جوانان زیادی سال ها در ارتباط بودم .. با قاطعیت اعلام می کنم . جوان های ایرانی خیلی با شخصیت هستند .. نسبت به نسل های قدیم مثل ما خیلی با ذکاوت و با هوش تر هستند .. همه مسائل رو درک می کنند . مشکل این است که گاهی جدی گرفته نمی شوند .. ضمن این که با صداقت با آن ها برخورد نمی شود .. واقعیت ها رو با خروار ها لفافه به خورد ان ها می دهیم .. !! از سوی دیگر خوراک فرهنگی مناسب در اختیارش قرار نمی گیرد .. خب مسلم است این جوان به روش خودش خیلی راحت به خطوط قرمز ما دست یافته و به ریش همه می خندد !! حال اگر به همین جوان از ابتدا راست و حسینی مسائل مربوط به خودش رو توجیه کنیم .. و گول اش نزنیم .. و اسباب سرگرمی اش رو فراهم کنیم .. امکان ندارد لغزشی داشته باشد .. اصلآ وارد ان مقولات نمی شود .. حالا دشمنان ما هزار توطئه این چنینی بچینند .. اگه مبارزه رو به خود ان ها واگذار کنیم .. مطمئن باشید حنای دشمنان دیگه رنگی نخواهد داشت .. به عبارت ساده تر امروز دشمن خیلی راحت دندان های ما رو شمرده است .. و می داند ما ضعف فرهنگی داریم .. به همین دلیل خیلی راحت نه تنها سایت مستهجن به خورد جوون های ما می دهد .. بلکه روش های چندش آور زنا با محارم رو هم درس می دهد !!

یک مثال ملموس ...

چرا راه دور برویم .. همین سایت خودم رو مثال می زنم .. حضرت عباسی چند صد جوان بار ها اعتراف کرده بودند که به مطالب سایت اعتیاد پیدا کرده و با خواندن آن احساس غرور می کنند .. فکر می کنید چرا با ان برخورد شد ... ؟ معلومه هرگز به توصیه ادمی  یه لا قبا مثل من هیچ گاه اهمیتی نمی دادند  .. چه به این که اقدام قانونی به عمل آورند . پس معلومه یکی از بزرگواران ارتشی از بعضی نوشته های من رنجیده شده و گزارش داده است .. یا بر فرض خود نهاد های امنیتی ارتش احساس مسئولیت فرموده و دستور تذکر کتبی به حقیر رو داده است .. تا این جای قضیه هیچ مشکلی نیست . و من هرگز اعتراض ندارم . اما درد من دلسوز این است .. آن آقا یا آن نهادی که چنین احساس قانونی کرده است .. آیا اعلام منع نگارش در مورد ارتش تصمیم صحیحی است !؟ باز هم تآکید می کنم .. من اصلآ هیچ اعتراضی در مورد تصمیم آن عزیزان ندارم . حضرت عباسی خیلی هم با احترام با حقیر برخورد کردند که انتظارش رو نداشتم .. ولی بحث من کلی است . و این پرسش رو دارم : وجدانآ آیا سایت من موجب تضعیف ارتش شده بود !؟ شرافتآ آیا اصراری رو فاش کرده بودم ..!!؟ آیا قطع ارتباط با صد ها هزار جوان علاقه مند تصمیم درستی است !؟ باز هم یاد آور می شوم .. من انسان مطیعی هستم . و اگه به اندازه سر سوزن هم احساس کنم که بد اموزی داره ، به شرفم سوگند کلآ تعطیل می کنم ...

کالبد شکافی سوء تفاهم ...

راستش رو بخواهید می دونم که نباید در باره این گونه مسایل کنکاش کرد . ولی به دلیل پرسش های مستمر خوانندگان و دوستان جوان سایت ، سوء تفاهم های مطروحه رو بیان می کنم . تا عزیزان متوجه شوند مسئله خاصی نبوده است .. شاید هم بهانه ای برای دفاع از خودم باشد . یا شاید توضیحات کتبی ام رو کامل تر کرده و سوء تفاهم ها برطرف شود . قبل تشریح کامل بار دیگر از نحوه برخورد و دقت نظر مسئولان امنیتی ارتش که هدفی جز حفظ صلابت و اقتدار ارتش ندارند ، تشکر و قدردانی می کنم . بله .. اولین مسئله این بود : عده ای از افسران خلبان از بنده شکایت فرموده اند که با نگارش خاطرات در سایت ، خودم رو مطرح کرده در صورتی که حق این کار رو نداشتم !! اگه تمام مطالب سایت رو خط به خط بخوانید در هیج سطر یا پاراگراف من ادعا نکرده ام که به تنهایی پرواز کرده ام !! همیشه از فعل جمع استفاده می کنم . هر کودک چهار ساله هم امروز می داند پرواز با هرکولس به تنهایی امکان پذیر نیست . من چه آن ایامی که تازه کار بودم و با استاد پرواز می کردم و چه زمانی که تنها اجازه پرواز با گروه های پرواز رو یافتم .. همیشه در نوشته هایم قید می کردم " پرواز می کردیم " حتی اگه بنده یک فرد غیر پروازی یا شاگرد مکانیک هم بودم .. قانونآ حق داشتم تا در باره پرواز و رشادت های پرسنل نیروی هوایی بنویسم . مگه کسی که در باره هنرپیشه ها می نویسد باید هنرپیشه باشد !؟ کسی که در باره سرداران سپاه کتاب چاپ می کنه مگه خود فرمانده بوده است !؟ نکنه آقایون منکر پرواز بنده بوده اند ..!؟ خوبه که هر جا لازم بوده واحد سازمانی ام " خط پرواز " و پایگاه یکم رو نوشتم ..!! هیچ جا مدعی پرواز به تنهایی نبودم ! هیچ گاه سعی نکردم خودم رو مطرح کنم ..! 

 تهمت حمایت های مالی ... !!

 پرسش بعدی که ذهن برادران ما رو به خود جلب کرده بود ، مسئله حمایت های مالی از سایت بود . وقتی این پرسش مطرح شد .. من تا انتها ، قضیه رو خوندم ! خدا رو صد هزار بار شکر می کنم که هرگز دیناری در این رابطه دریافت نکرده بودم . و گرنه این اتهام ساده ای نیست ! حتی با صداقت و صدای بلند اعلام می کنم در این دو سالی که از عمر وبلاگ و سایت می گذرد .. علی رغم درج اگهی های متعدد به شرافتم سوگند فقط سی هزار تومان ( آن هم بعد از جریان فوق یعنی هفته پیش آقای بازیار به زور تو جیب ام گذاشت ! ) دیناری پول دریافت نکرده ام . در صورتی که اگه هم می گرفتم حق قانونی ام بوده که خوشبختانه هیچ پولی نگرفته ام ! خوشحالم که سیستم  نظارتی کشورمون خیلی عالی است . و همه قبول دارند که با سیلی صورتم رو سرخ نگاه داشته ام !! حتی از شما چه پنهون موفق به پرداخت به موقع بدهی هایم نشده و اخطار های رنگارنگی رو دریافت می کنم .. تا این که دست به دامن استاد خوبم جناب فرنودی شدم تا بره با برادران وام دهنده مذاکره کرده و شفاعت ام رو بکنه .. که به من فرصت بدهند !! خب اگه شخص یا نهادی از من و سایت حمایت می کرد ، اقساط ام عقب می افتاد !!؟ خوبه یک آدم منزوی و بیماری هستم که اغلب تو خراب شده ام خودم به سر می برم و کم تر بیرون می روم  .. و تنها سرگرمی و ارتباط ام با بیرون از منزل همین سایت و گاهی دیدن روی نوه هایم است .. انصاف چیز خوبی است ! خدای ناکرده اگه وضع مالی ام خوب بود ، چه خاکی باید توی سرم می ریختم !!؟

افشای اسرار ارتش .. !!

 این اتهام خیلی بی مورد بود .. همه اذعان دارند بنده خیلی در این مورد رعایت می کردم . و هیچ پاسخی به پرسش هایی که احساس می شد جزء خطوط قرمز ارتش یا نظام است رو نمی دادم . تازه حدود دو دهه از زمان بازنشستگی ام از ارتش می گذره .. حتی اگه مسئول حفظ اسرار ارتش بودم ، باز با گذشت این همه سال چیزی برای افشاء کردن نداشتم !! یکی از استناد ها اشاره به امار هواپیماهایی مانند سوخو و ... بود ! موضوعی که اون موقع فراموش کردم توضیح دهم و بعد یادم اومد ... این بود که یکی از مستند سازان تلویزیونی کامنتی گذاشت که در حال ساخت مستندی در باره جنگ با عراق است . و نیاز به نوع هواپیماهای عراقی داره .. من نوشتم باید سایر خوانندگان او را یاری دهند .. و به همین جهت یکی از دوستان لیست هواپیماهای عراقی رو نوشت .. که برادران فکر کردند آمار اسکادران های خودمون است !! ضمن این که اصلآ در زمانی که من در نیروی هوایی بودم سوخو به خدمت گرفته نشده بود ! اصلآ من جزء همین سی - ۱۳۰ های خودمون در باره هیچ پرنده ای نمی دونم ! برای همین از خوانندگان خواهش می کنم .. به هیچ عنوان در کامنت ها اشاره به توان و استعداد نیروی هوایی و ارتش ایران نفرمایند .. اگر چه در اغلب سایت ها حتی جزئیات پرنده های ما رو می نویسند و گاهی آمار هم ارائه می کنند .. اما نمی دونم چرا من بیچاره رفتم زیر سوال !!

اشتباهی که خودم هم پذیرفتم ..!!

صادقانه عرض می کنم .. یکی از مطالبی که به آن اشاره شد ، بحث " پاچه خواری در ارتش " و درج آن کاریکاتور کذایی بود ..! البته برادران بقدری با وجدان و منطقی بودند که خود قضیه پاچه خواری رو در یگان های ارتش قبول داشتند .. ولی پرداختن به ان صراحت را کاری عاقلانه ندانستند . ان ها معتقد بودند مقامان محترم ارتش از این مطلب دلخور شده اند  و ای کاش مصادیق رو عرض می کردم . اولآ خودم این اشتباه رو پذیرفتم و بابت آن عذر خواهی هم کردم .. اما استناد من به اتفاقی بود که ۲۵ سال پیش در باند ۲۹ چپ رخ داده بود . و من حرکت ریا کارانه یکی از افسران در حضور فرمانده پایگاه رو مصداق پاچه خواری دونسته و آن را تقبیح کردم .. هرگز به وضعیت فعلی ارتش ربط اش نداده بودم .. همون موقع هم عرض کردم .. در میان صد ها مطلب ، بالاخره یکی مشکل پیدا می کنه .. و به قول معروف : دیکته نوشته نشده غلط ندارد ! . ولی خوشحالم که دوستان بزرگوار اشتباه و عذر خواهی بنده رو پذیرفته و قبول فرمودند که گاهی ناخواسته ادم ممکنه اشتباهی رو مرتکب بشه که باید حواس ام رو بیشتر جمع کنم . و من هم با گشاده رویی قبول کردم ...

باقی قضایا .... !

پرسش های بعدی خیلی پیش پا افتاده و سطحی به نظر می رسیدند .. از جمله نحوه دسترسی به تصاویر .. که پاسخ مشخص بود .. و همه می دانند معتبر ترین آن ها گوگل است . یا درج تصویر خلبانان در سایت بود !! که به هیچ عنوان زیر بار نرفتم .. جز یک مورد که خلبانی اسیر در عراق بود و خانواده محترم اش توسط فرزند یکی از همکارانم برام ارسال کرده بود ، هرگز تصویر دوستان و همکاران رو درج نکردم . در مورد دوستان عزیزم .. فیروز مومنی ، ماشاالله مداح و ابراهیم فولادوند هم باید بگم که از خودشون گرفتم . و در باره رشادت های ان ها در جنگ نوشته بودم . تیتر مطلب شکنجه در امریکا و تصویر آن مورد پرسش قرار گرفت .. که پاسخ ام روشن بود .. عرض کردم هنر یک روزنامه نگار اینه که تیتری اغوا کننده بنویسه .. ! خب آمریکا هم که دشمن ما تلقی می شود .. پس خطایی محسوب نمی شه . عکس هم که خدای ناکرده لخت و نامناسب نبود که .. !! بله دوستان .. این کل سوء تفاهم ها بود ! و قبول می فرمایید که خوشبختانه نه سیاسی بود ... نه پیچیده بود ، فقط یک پرسش و پاسخ طبیعی و عادی . ولی پایان قضیه عادلانه نبود . بعد از این پرسش و پاسخ ها و بعد از کسب تکلیف از بالا دستی ها ، امر شد که در مورد ارتش ننویسم !! خب اگه واقعآ مشکلی در مطالب است .. بفرمایند تا خودم کلآ تعطیل اش کنم .. و گرنه این سوال و جواب ها معلومه که مورد جدی و مشکوکی در کار نبوده است . چرا با تصمیم ناعادلانه نظر جوون ها رو به ارتش منفی می کنید ..!!؟

 یک اعتراف صادقانه ... !

 شاید بیان این سخن کار درستی نباشد .. ولی راستش رو بخواهید وقتی از حضور برادران مرخص شدم .. مدت ها به این اتهام های واهی و بی اساس فکر می کردم . از طرفی خوشحال بودم که دلایل احضارم مورد خاصی نبود . اما این که پرسش ها خیلی سطحی و بی پایه بودند خیلی فکرم رو به خود مشغول کرده بود . باور کنید صادقانه اعتراف می کنم .. اگه از من می خواستند بعد از چیزی حدود دوسال وبلاگ داری خودم رو محاکمه می کردم .. و این کار رو به خودم واگذار می کردند ، خیلی سخت تر می گرفتم ...!! واقعیت اش رو بخواهید .. برداشت من این است که شخص یا مسئولی به آقایون زنگ زده و فرموده .. این کره خر رو بگیرید و بهش بفهمونید که خیلی روش رو زیاد کرده است .. کاری کنید .. تعهدی بگیرید که بفهمد علی آباد شهر نیست !! خب این کره خر با همون زنگی که بهش زدید ، دوزاری اش افتاد که پاش رو از گلیم اش نباید دراز کنه .. فهمید اگه بعضی ها نوشتند ماست سیاه است .. زود در سایت اش توضیح نده .. بابا جان کی می گه ماست سیاهه !! فهمید حکم همون شاگرد میکانیکی رو داره که از صدقه سری  بعضی ها سوار هواپیما می شده است ..!! فرمانده هواپیما البته افراد دیگری هم بوده اند !! همه چیز رو مالخود نکنه !! ولی این کره خر هنوز هم نفهمیده چرا  بعضی هابه خاطر  شپش لحاف خود رو آتیش می زنند ..!!؟ اگه افتخارات بعضی ها رو مالخود کرده ام .. چرا جلوی تبلیغات مفت و مجانی ارتش رو مسدود می کنید .. !!؟

نقطه سر خط ..... !

 خب به قول معروف دو باره به عقب برگشته و این سوال رو صادقانه از تمام کسانی که من رو محکوم به تضعیف ارتش فرموده بودند می پرسم .. آقایون محترم .. برادران بزرگوار .. وجدانآ مطالب من تضعیف ارتش و مملکته ؟ یا سایت هایی که آزادنه روش های زنا با محارب رو با آب و تاب توضیح می دهند ..!!؟ من باید خفه خون بشم و چیزی در باره محل کارم که عمر و جوانی ام رو در ان گذروندم ننویسم .. یا آن از خدا بی خبرانی که آزادانه خاطرات قبیح و مستهجن خود رو در سایت های ایرانی منتشر می کنه ؟ وجدانآ مطلب یا پاراگرافی رو در کل مطالب حقیر نشان بدهید که در آن اسرار نگفته ارتش رو فاش کرده و یا آن رو تضعیف کرده ام ..! ولی اگه خواستید بیایید من ده ها بلکه صد ها سایت فارسی قبیح رو به شما نشون بدم . عزیزان اگه من بد هستم .. با من مشکل دارید ، چرا به سایتی که در ماه بالای پنجاه هزار مخاطب جوان داره گیر می دهید و جلوی فعالیت آن رو می گیرید ..!!؟ من جوانی ام در ارتش گذشته و سهم من از حضور در مناطق جنگی تنها همین خاطرات است .. چرا ممانعت می کنید ..!؟

دشمنی با جوانان این مرز و بوم از سایت و وبلاگ گذشته است . خیلی با برنامه نفوذ کرده اند . چندی پیش به دلیل علاقه وافری که به فیلم سینمایی دارم از طریق اینترنت که تبلیغ فروش مجموعه ای از فیلم های ایرانی رو کرده بود ، فرم سفارش پر کردم . بعد از مدتی بسته در منزل تحویل گرفتم .. آقایون می دانید چه فیلم مبتذل که با هدف زیر سوال بردن ارزش های دینی و مقدس ما در لوس آنجلس توسط عناصر شناخته شده تهیه شده و به دست جوانان ما آزادنه می رسانند !؟ به خداوندی خدا بدنم لرزید . من که آدم چندان مذهبی نیستم ، از این توهین آشکار به ائمه اطهار ( ع ) و حضرت بقیه الله اعظم و دفاع مقدسی که فرزندان شجاع این مرز و بوم مظلومانه به شهادت رسیده اند اشک هایم سرازیر شد . مشتی بی وطن و خود فروخته ارزش های کشورم رو دستمایه تهیه و تولید فیلم سینمایی کرده بودند ! اما پرسش این است .. چگونه وارد ایران شده ، و آزادانه از مراکز فرهنگی کشور در سراسر ایران از طریق سیستم اینترنتی توزیع می شود ..!!؟ فیلم در میان فیلم های مجاز قرار داشت .. یعنی هرگز اشتباهی صورت نپذیرفته بود بلکه تعمدآ خیلی راحت و بدون دغدغه در میان سایر فیلم های ایرانی قرار گرفته بود . همان موقع در میان حرف های خودمونی این خیانت فرهنگی رو بیان کردم .. اما دریغ ...

سخن آخر ....

 دوستان .. عزیزان والله به خداوندی خدا سوگند من دشمن این مرز و بوم نیستم . هنوز هم امادگی این رو دارم که در صورت کوچک ترین تهدیدی لباس سربازی ام رو ( نمی گم لباس پرواز تا دوستان ناراحت نشوند !! ) به تن کرده و در صف اول مبارزه با دشمن قرار خواهم گرفت ... من وطن ام رو دوست دارم . مردم کشورم رو عاشقانه دوست دارم ... به گذشته ام و روزهایی که با رزمندگان شجاع ایرانی کار می کردم می اندیشم .. به خاطراتی که با شهدای عالیقدر داشتم ... و با هدف اطلاع رسانی و آگاهی دادن به جوون های نازنین و مشتاق ، آن ها رو به تحریر در آورده و در سایت قرار می دهم .. این تنها سرمایه و سرگرمی فردی بیمار در روزهای بازنشستگی و تنهایی است . آن گاه به خاطر کج سلیقه گی فرد یا افرادی بدون هیچ بهانه ای  من رو از نوشتن در باره ارتش منع می کنید ..!!؟ ای کاش انگشت اتهام شما جدی بود .. اصلآ دلم نمی سوخت .. ای کاش خطایی از من سر زده بود .. اصلآ دلم نمی سوخت و حتمآ به خود می گفتم .. خود کرده رو تدبیر نیست . اما وقتی مواردی که نام بردم رو می بینم .. به ناموس ام سوگند از ته دل می سوزم . به جان نوه هایم سوگند .. بی تعارف عرض می کنم ... اگه آقایون احساس می کنند کار من تضعیف بوده .. اگه آقایون اشکالی در نگارش ام می بینند ، شرافتمندانه برای همیشه در این سایت رو می بندم .. و می روم دنبال زندگی خودم . من مخصوصآ پرسش ها و اتهامات رو نوشتم که کسی فکر ناجوری نکنه ... ولی انصاف تون رو شکر .. معنی دلسوزی به نظام و ارتش رو فهمیدم !! و متوجه شدم ارزش کار من با بیش از یک میلیون مخاطبی که داشتم ، خیلی کم تر از سایت های مبتذل و مستهجن است !! اشکالی نداره .. ولی هرگز فرد یا افرادی که این گونه مغرضانه با حیثیت من و اشتیاق جوانان هموطن ام بازی کرده نمی بخشم . آن دنیا یقه اش رو خواهم گرفت . چون می دونم کار چه کسی است ... دیدار به قیامت ....

یک خواهش دوستانه ...

از همه دوستان و جوانان عزیز و گرامی خواهش می کنم .. دیگه به هیچ عنوان در باره این اتفاق در کامنت های خود جمله ای به زبان نیاورید .. باور کنید من قلبآ مخالف نگارش این گونه پست ها هستم . آدمی منطقی و بیماری هستم که به آرامش بیشتر نیاز دارم ..از هیاهو و غوغا نگری بیزارم .  از ان جایی که سوالات زیادی در این باب مطرح می شد ..  در قالب یک معضل فراگیر به شکل کلی به تصمیم های نسنجیده بعضی از دلسوزان کشور و نظام اشاره کرده و در ضمن از فرصت استفاده کرده به موردی که برای بنده و سایت یادداشت های یک خبرنگار پیش آمده بود اشاره کردم . دوستانه عرض می کنم .. اگه هر کسی سهوآ یا تعمدی پرسشی در این باب یا مسایلی شبیه آن مطرح بفرماید .. به جان نوه هایم برای همیشه از دنیای وب و کامپیوتر خودم رو آزاد خواهم کرد .. این رو جدی عرض کردم . چون بی نهایت اعصابم با مشاهده مواردی که مثال زدم خرد است . و مدتی است به دلیل مشکلاتی که برای من و فرزندم پیش امده ، قلبم درد می کنه و از نظر روحی آشفته ام .. داروی خواب اور مصرف می کنم .. و گاهی حضور در سایت تنها سرگرمی و اسباب آرامش ام است . آن رو با پرسش های خود به هم نریزید .. ممنون از همه شما خوبان .

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

این مطلب ساعت ۵:۱۵ دقیقه بامداد بیستم اسفندماه ۱۳۸۷ پایان یافت .

یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از این وب حمایت کنید (اینجا

   ایام به کام   

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد. 

A Report of recent Turkish air crash:(february 25,2009-Amsterdam, Netherlands):

The plane, carrying 127 passengers and seven crew, crashed short of the runway near the A9 highway. It broke into three pieces, but did not catch fire. Three of those killed are crew members. Dutch officials say most of the passengers on board were Turkish.It remains unclear why the plane, en route from Istanbul, crashed.The Boeing 737-800 aircraft came down at 1031 local time (0931 GMT), several hundred yards (metres) short of the runway. It had left Istanbul's Ataturk Airport at 0622 GMT. Investigators have found the flight data recorders from the plane. They will be sent for expert analysis. Emergency services spokeswoman Ineke van der Zande told an earlier news conference that six people were in a critical condition and 25 were severely wounded. Another 24 passengers had suffered light injuries, she said, with the injuries of another 31 still to be determined. She said 84 people altogether had been taken using 60 ambulances to 11 hospitals in the surrounding area. Michel Bezuijen, mayor of the Haarlemmermeer municipality under which Schiphol airport falls, said the passenger list was being studied to establish the nationalities and identities of those on board.As far as I know there are no more passengers in the plane," he said. "We cannot say anything about the cause at the moment. The priority... is providing help and care." Earlier, Candan Karlitekin, head of Turkish Airlines' board of directors, told reporters in Turkey the plane had been properly maintained. We have checked the plane's documents and there is no problem concerning maintenance," .Turkish Transport Minister Binali Yildirim said it had been "a miracle" that there were not more casualties, "The fact that the plane landed on a soft surface and that there was no fire helped keep the number of fatalities low," he said. One passenger aboard the plane, Kerem Uzel, told Turkish news channel NTV that the plane's landing had been announced when they were at an altitude of 600m (2,000ft). We suddenly descended a great distance as if the plane fell into turbulence. The plane's tail hit the ground... It slid from the side of the motorway into the field.

" Television footage from the scene showed rescue workers laying out white sheets on what appeared to be bodies. Relatives of passengers who were waiting at the airport have been taken to a sports hall at a nearby village. Tomas Friedhoff, a student who was cycling past the scene, told BBC News he had seen the plane appearing to glide through the air, having lost all propulsion, before hitting the ground. The plane was nose up and the tail section was at a 45-degree angle. The tail section broke down first, which broke off," he said."And seconds after the crash people started exiting through the tail section... "I saw dozens of people making it out very quickly, and as I was about to dial 911 the first sirens were noticeable, and within five minutes there were 10 or 15 ambulances." Telecom worker Nikolai van der Smagt, who was driving past the airport moments after the crash, told BBC News he saw the plane lying in three pieces in a field just 60m from the A9 motorway. He said: "The first people were just getting off the plane and they looked confused. There was a lot of dust, but no fire." All flights were suspended, but the airport has since re-opened. The A9 motorway remains closed. The last crash involving a Turkish Airlines plane was in 2003, when at least 65 people died in an accident in eastern Turkey. Schiphol airport has six runways and one major passenger terminal. In 2007, it handled 47 million passengers, ranking fifth in Europe.

Source:www.bbc.com BY:Alireza Sadeghi

Map: schiphol airport

ترجمه فارسی:

گزارشی از سقوط اخیر ترکیش ایر:(25 فوریه 2009-آمستردام -هلند):

هواپیمای مزبور که حامل 127 مسافر و 7 خدمه بود به فاصله کوتاهی از باند پرواز در نزدیکی بزرگراه "آ-9" سقوط کرد و بدون آتش گرفتن سه تکه شد.3 نفر از کشته شدگان از خدمه هواپیما بودند.مقامات رسمی هلند گفتند که بیشتر مسافران ملیت ترک داشتند.هنوز معلوم نیست که دلیل سقوط هواپیما که از استانبول پرواز کرده بود چه بوده است.بویینگ 800-737 در ساعت 1031 بوقت محلی (0931 بوقت جهانی) و در فاصله چند صد متری باند سقوط کرد در حالیکه فرودگاه "آتاتورک" استانبول را در ساعت 0622 بوقت جهانی ترک کرده بود.بازرسان پروازی جعبه های ضبط اطلاعات پروازی هواپیما را بدست آورده اند که جهت تحلیل کارشناسی ارسال شده اند."آنکه فون در ساند" -سخنگوی خدمات اضطراری-در یک کنفرانس خبری اظهار داشت که حال 6 نفر وخیم بوده و 25 نفر دیگر نیز بشدت مجروح شده اند.24 نفر دیگر نیز دچار جراحات سبک هستند ومیزان جراحات 31 نفر دیگر هنوز باید مشخص شود.وی گفت:84 نفر با 60 آمبولانس به 11 بیمارستان که در حوالی منطقه سقوط قرار داشتند فرستاده شده اند."میچل بتسوئن"شهردار منطقه شهری "هارله مرمیر" که فرودگاه اسکیوفل در آن قرار دارد گفت که لیست مسافران در حال مطالعه است تا مشخصات و ملیت آنان مشخص گردد.وی گفت:" تا این لحظه نمی توانیم چیزی در مورد دلیل حادثه بگوییم.اولویت کمک و مراقبت میباشد".پیشتر "کاندان کارلیتکین" رئیس هیئت مدیره "ترکیش ایر" به خبر نگاران در ترکیه گفته بود که از هواپیما بطرز صحیحی مراقبت و نگهداری میشده و بررسی اسناد آن نشان میدهد که مشکلی در امر نگهداری آن وجود نداشته است"."بینالی ایلدریم"-وزیر حمل و نقل ترکیه-گفت که نبودن تلفات بیشتر یک معجزه بوده است.در واقع نشستن هواپیما روی یک منطقه مسطح و آتش نگرفتن آن به پایین بودن شمار کشته شدگان کمک کرده است."کریم اوزل"-یک از مسافران-به کانال خبری ان تی وی ترکیه اظهار داشت که در ارتفاع 600 متری (2000 پا) اعلام گردید که هواپیما در حال فرود است .ناگهان مسافت زیادی کاهش ارتفاع دادیم و بنظر می آمد که هواپیما در جریان توربولانس هوایی افتاده است.دم هواپیما بزمین برخورد کرد و از سمت یک راه عبور و مرور بداخل یک زمین کشیده شد.

تصاویر کوتاه تلویزیونی از صحنه نشان میدهد که تیم نجات کیسه های سفیدی روی زمین قرار داده اند که بنظر می آید حاوی اجساد باشند.وابستگان مسافران که در فرودگاه منتظر آنان بودند بیک سالن ورزشی در روستای مجاور منتقل شدند."توماس فریدهوف" دانشجویی که در حال دوچرخه سواری در نزدیکی صحنه حادثه بود به "بی بی سی" گفت" که قبل از برخورد با زمین بنظر می آمد هواپیما در حال گلاید کردن است و قدرت موتورها بکلی از بین رفته است.دماغه هواپیما رو به بالا بود و بخش دم زاویه 45 درجه داشت.ابتدا دم بزمین برخورد کرد که شکسته شد و چند ثانیه پس از سقوط مسافران از بخش دم هواپیما شروع به خارج شدن کردند.من افراد زیادی دیدم که متوجه شده بودند خروج از دم سریعتر است و در حالیکه قصد گرفتن شماره 911 را داشتم نخستین صدای آژیر توجه مرا بخود جلب کرد و در عرض 5 دقیقه 10 یا 15 آمبولانس به محل رسیدند.""نیکولا فان در اسمات" کارمند شرکت "تله کام" که لحظاتی پس از سقوط در حال رانندگی در نزدیکی فرودگاه بود نیز به "بی بی سی" گفت که وی هواپیمایی را دیده که در زمینی در 60 متری بزرگراه "آ-9" سه قسمت شده بود.نخستین مسافرانی که از هواپیما بیرون آمدند بنظر گیج و مات بودند.گرد و غبار زیادی وجود داشت اما چیزی آتش نگرفته بود."همه پروازها مدتی معلق شدند اما تا بحال (لحظه گزارش) فرودگاه مجددا باز شده است.بزرگراه "آ-9" همچنان بسته است.آخرین سقوط خطوط هوایی ترکیش ایر مربوط به سال 2003 است که حداقل 65 مسافر در حادثه ای در شرق ترکیه کشته شدند.فرودگاه اسکیوفل دارای 6 باند پرواز و یک ترمینال اصلی مسافر میباشد.در سال 2007 47 میلیون مسافر از طریق آن جابجا شدند که رتبه پنجم را در اروپا بدست آورد.

منبع:بی بی سی گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

 بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 
معرفی یک سایت خوب و جامع  
 
قابل توجه هم وطنان خارج از کشور و ان هایی که به دنبال هویت ملی خویش هستند
 
شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران
 
my0r50s4cnrc3q0ejwfd.jpg 
 
 
توجه  ...................... توجه
 
بخش بازرگانی شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران فعال شده و از کلیه صاحبان مشاغل جهت درج آگهی رایگان یکماه خود دعوت بعمل می آورد.
لازم به ذکر است هر یک از صاحبان مشاغل می توانند یکبار بمدت یکماه بصورت رایگان آگهی خود را در این شبکه درج نمایند.

mtycu9sokgufjm5w3w0d.jpg

رسانه متفاوت ایرانیان اینجا

http://www.tehranairshow.ir/

   

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد . 

yul2qu6sjgcpbprkkr6e.jpg

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 

  
- تعداد بازديد
  • 7043
  • مرتبه

    نظرات

    با سلام نميدانم شما همان كاپيتان مدرسي هستيد كه با جت فالكن مي پريديد يا نه منهم ار ها از اين گونه فيلمها ديده ام كه مروج آنها صهيونيست ها هستند كه بسيار مظلوم نمايي مي كنند
    شما شما را حفظ كنه
    پاسخ
    دوست بی نام عزیز
    جت فالکون ها متعلق به پایگاه ما بودند
    ممنون از شما و دقت نظری که به مسایل دارید
    حق نگهدارتون باد

    | o
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35