

دوستانی که از اینترنت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی سایت را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا
گرد اورنده تصاویر : دکتر بابک معترض
از ان جایی که همیشه اعلام کرده ام به هیچ عنوان سیاسی نیستم .. پست ویژه امروز رو اختصاص به لوکس ترین تزئینات داخل هواپیما و تنوع ان در خطوط هوایی مختلف دنیا قرار داده ام که یکی از خوانندگان با ذوق جناب دکتر بابک معترض برایم ارسال فرموده است که جا دارد رسمآ از ایشون تشکر و قدردانی کنم . اما راستش رو بخواهید با مشاهده تصاویر بدل باراک حسین اوباما خیلی جا خوردم !! اول فکر کردم نوجوانی اش رو در سنگاپور گذرانده است !! بعد که دقت کردم متوجه شدم .. ای دل غافل این بابا تنها شباهت به رئیس جمهور آمریکا دارد ! اگه یادتون باشه سال ها پیش عکس مردی رو در رسانه ها منتشر کردند که شباهت عجیبی به گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوری داشت ! خب حالا هم که این یکی رو شده است ! در مورد تزئینات هم بهتره خودتون با دقت توجه فرمایید . خوشا به حال پولدار ها که هواپیماشون هم درجه یکه ! و پرواز با ان ها خیلی لذت بخش است .
جا داره از همه دوستان و خوانندگان محترم به خاطر حضور گرم و صمیمی شون به سایت تشکر و قدردانی کنم . اگه یادتون باشه ماه پیش همین ایام بود که از کم شدن بازدید کنندگان حرف می زدم . خب .. تشخیص من این بود که یکی از دلایل آن تاخیر در آپ کردن منظم است . و فاصله طولانی بین مطالب سبب اصلی می تواند باشد .. از این رو تصمیم گرفتم با توکل به خداوند متعال و حمایت شما یاران صمیمی پشت سر هم مطلب جدید منتشر کنم . که الحمدالله در این یک ماه رشد آمار تقریبآ دوبرابر شده است . که جا دارد از یکایک شما بزرگواران تشکر کنم .. حالا که صحبت شما دوستان نازنین شد .. جا داره از همه عزیزانی که با ارسال مطالب علمی و تاریخی در بخش کامنت ما را یاری می فرمایند از جمله اساتید نازنین و فرهیخته ام آوالانچ گرامی و جعفر خان عزیز و سایر دوستانی که هر از گاهی به بار علمی سایت می افزایند .. تشکر و قدردانی کنم .
در باره نخستین " ایر شو " ی فرودگاه پیام کرج که از ۲۱ تا ۲۳ اسفند ماه برگزار خواهد شد عرض کنم که .. حضور همه بازدید کنندگان آزاد و رایگان است . خوشحالم در کنار جمعی از دوستان قدیمی از جمله دوست خوبم آرمان بیات .. داود یوسفی و امیر محمود بازیار در این پروژه فعالیت می کنم . خب مسئولیتی کوچک هم به بنده واگذار شده است . که به امید خداوند متعال بتوانم در برگزاری هر چه با شکوه تر ان بکوشم . همان گونه که در پست قبل عرض کردم .. دوستان لطف کرده و غرفه ای هم به خوانندگان این سایت اختصاص داده اند تا محلی برای دیدار با یاران همدل و صمیمی باشد . در مورد ساعت بازدید فعلآ تصمیم قطعی نگرفتیم .. ولی ان چه که از حالا مشخصه از نزدیکی های ظهر تا غروب آفتاب است . حدود هشتاد نوع انواع هواپیما بزرگ و کوچک از سبک و فوق سبک گرفته تا دو موتوره مانند جت فالکون و هلی کوپتر و بالون هماهنگ شده که حضور یابند . برای اعتلای فرهنگی صنعت هوانوردی واقعآ حرکت جالبی است . که جا داره از مسئولان وزارت راه و ترابری و مدیر محترم هواپیمایی ایران که تسهیلات و مجوز این برنامه رو صادر کردند تشکر و قدردانی شود .

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی
![]()

خطوط زیبا و لوکس هوایی
خطوط هوایی ایر فرانس
خطوط هوایی ایر کانادا
خطوط هوایی امارات
خطوط هوایی ایر نیوزلند
خطوط هوایی اتحاد
خطوط هوایی ایروفلو
خطوط هوایی ژاپن
خطوط هوایی لوفت هانزا
خطوط هوایی سنگاپور
خطوط هوایی تایلند
خطوط هوایی ویرجین
این شرکت هواپیمایی در اصل متعلق به یک تبعه انگلیسی به نام " ریچارد برانسون " است که ۵۱ درصد آن متعلق به اوست و ۴۹ درصد آن به خطوط هوایی سنگاپور تعلق دارد . مقر اصلی این شرکت در فرودگاه " منچستر " انگلیس واقع شده است . جالب این که بدونید مجوز فعالیت این شرکت هوایی غیر نظامی از نوع ( A ) است که اجازه حمل بار و محمولات پستی توآم با مسافر را با هواپیماهایی که ظرفیت بالاتر از بیست صندلی دارند را از انگلستان به منطقه کارائیب ، آفریقا ، خاورمیانه ، استرالیا و شمال آمریکا را به عهده دارد .
***********
این آخرین تصویر حقیر با نوه هایم است که به مناسبت نخستین سالگرد تولد شون گرفتم . و تقدیم می کنم به تمام یاران همدل و صمیمی
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۱۷:۳۰ بیست و پنجم بهمن ماه ۱۳۸۷ پایان یافت .
یک خواهش دوستانه : گوگل امتیاز وبلاگ من رو به دلیل حضور کم رنگ شما یاران کم کرده است . با یک کلیک در روز از وب حمایت کنید (اینجا )
ایام به کام 
تلفن تماس با مدیر سایت
۰۹۱۹۴۴۷۱۸۲۸
لطفآ فقط بعد از ظهر ها قبل از صحبت اس ام اس بفرستید و در صورت تآئید تماس گرفته شود . خوانندگان فاقد تلفن همراه همه روزه از ساع ۲۰ تا ۲۱ می توانند تماس حاصل فرمایند .
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .

اتفاقی عجیب از برخورد دو هواپیما در آسمان ..!
خلبان جت چند روز بعد متوجه برخورد خونین شد !
*********
من همسر سبیل کلفت نمی خواهم
تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل
تحلیل سانحه فرود ایرباس در رودخانه هودسن
و
جاسوسی که به خواستگاری آمد !!
روایت واقعی




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه


























سلام سرور گراميم .
يكمين سال تولد نوه هاي عزيزتان تبريك ميگويم و محبت كنيد به جاي من هم اين عزيزان ببوسيد.
تبريك بنده را خدمت دختر خانم گرامي و همسر گراميشان نيز اعلام بفرمائيد.
اميدوارم همه شما اعضاء محترم خانواده به سلامت باشيد و در پناه خداوند متعال.
پاسخ
سرور گرامی جناب مهندس فضلی عزیز
با تشکر از شما دوست نازنین و فرهیخته
بنده هم به اتفاق خانواده از شما دوست بسیار گرامی و اندیشمندم تشکر و قدردانی می کنم
با آرزوی سلامتی و شادابی برای شما و خانواده محترم
شما رو به خداوند متعال می سپارم
یا حق
كاپيتان تبريك .
انشا اللله 100 سال زنده باشي و سلامت و عروسي نتيجه هاتو ببيني!!
سلامت باشيد
پاسخ
وای جناب اصغری ... عمر نوح برایمم آرزو کردی .. چه جالب ..!! راستش رو بخواهی دیشب که نوه ام آنا را که عادت داره روزهایی که من کرج می روم .. در آغوش من بخوابه .. در حالی که برایش لالایی می خواندم .. با خود فکر کردم .. آیا ممکنه من تا دانشگاه رفتن آن ها زنده باشم !!؟ یا عروسی ان ها رو ببینم ..!!؟ البته عمر دست خداست .. باور می کنی همسرم همیشه سر نماز یکی از دعا هایش این است که هیچ گاه علیل و سر بار کسی حتی اولاد نشود !؟
بله عمر طولاتی تا جایی خوب و لذت بخش است که ادم روی پای خودش
باشد .. و گر نه عزیز ترین ادم هم یک روزی خسته شده . آرزوی مرگ فرد را می کنند . به هر حال من به شخصه معتقدم که هر چه مشیت الهی حکم کند و مقدر دارد ... سر تعظیم فرود می اورم
اما از شوخی گذشته .. امیر جان چطور امکان داره ادم در طول صد سال عمر .. عروسی نتیجه هایش رو بینه ؟ مگه این که در 5 سالگی ازدواج کنند ..!!! ممنون از شما
باسلام خدمت آقای مدرسی و تبریک به مناسبت سالروز ولادت نوه های شما.
در باره بدل اوباما فکر کنم گاهی وقتهاهم بعضی چیز ها هم از زیر دست خدا درمیرود....
باز هم تولد آناکوچولو وآوا کوچولو را تبریک می گویم
پاسخ
علیرضا جان عزیز و گرامی
ممنون از کامنت شما .. ولی واقعیت اینه که در این دنیای بزرگ .. خیلی ها ممکنه شبهاهت به دیگری داشته باشند .. منتها چون طرف آدمی معروفی است .. زودتر مشابهش پیدا می شود
در ضمن آنا و آوا از دایی عزیز و مهربان خود تشکر می کنند
عمو یه تماس با بنده بگیرید.
مرسی
پاسخ
چشم همین الان
سلام عمو
تولدنوه هاتون مبارک انشاا... تولد 120سالگیشون
ممنون مثل همیشه عالی بود در ضمن من هر روز کمش 3 بار میام تو سایت تا کامنت های دوستان رو بخونم و پاسخ های شما به سوالات رو
و باید از جعفر و اوالانچ عزیز به خاطر اطلاعات جالب و کاملشون تشکر کنم
سلامت باشید
پاسخ
صابر جان نازنین
ممنون عزیزم .. آنا و آوا دست بوس دایی عزیز خود هستند امیدوارم شما هم همیشه سالم و تندرست باشید
صابر عزیز .. از این که همواره کامنت ها و پاسخ ها رو دنبال می کنی .. از شما واقعا سپاسگزارم
سلام عمو بهروز : سالگرد تولد نوه های خوشگلتونو خدمت شما ، دخترتان ، همسر محترم و آقای مهندس ابراهیمی تبریک عرض میکنم.انشاالله سایه پربرکت شما سالهای سال بالا سرشون باشه.کادو هم باشه برای وقتی که اومدم تهران
ارادتمند صدیق : بابک معترض
سلام سرهنگ
واقعا صنعت هوانوردی در دنیا خیلی پیشرفت کرده البته بلانسبت ایران
تولد این 2 تا خوشگل هم مبارک باشه انشالله عروسیشون را ببینی
این هفته هم مزاحم میشم اگه وقت داشتی کلی حرف دارم برات
پاسخ
پیمان جان گرامی
خیلی خوشحالم بعد از مدت ها بی خبری دو باره کامنت شما رو می خوانم
عزیز جان من خیلی وقت پیش منتظر بازگشت شما به کشور بودم .. و عدم اطلاع شما من را نگران کرده بود .. حتی ای میل ها هم برگشت خورد
نوه های شیطون دست بوس عموی با محبت خودشون هستند
من بی صبرانه منتظر بازگشت شما هستم
موفق باشی
قسمت سوم
یک محفظه بدون درز برای محموله در دماغه جاسازی شده بود و یک کپسول قابل بازیافت در زیر تجهیزات شناسایی و دیگر تجهیزات ویژه را در خود داشت.چهارومین مورد فناوری به کار رفته در ساخت پیکره این پرنده بسیار ساده بود که به تمهیدات پیچیده در خط تولید نیازی نداشت.با وجود این حقیقت که بخش اعظم پیکره پرنده ار تیتانیوم بود که کار با آن سخت است اجزای اصلی بدنه با جوش نقطه ای لب به لب متصل شده بود.پیکره پرنده از اجزای بزرگ ساخته شده و به صورت خودکار سرهم شده بود به طوری که مجموعه نهایی نیازمند تجهیزات پیشرفته در کل چرخه تولید بود.لذا ساختمان پرنده از کیفیت سطح پرنده مورد نظر کارشناسان ایرودینامیک بسیار دور بود.بر روی سطح کمانش ها و پله های پست و بلند به اندازه چند میلیمتر وجود داشت.وقتی این اجزا به هم جوش می شدند سطح لخت پیکره پرنده از نگاه متخصصان هواپیما بسیار نامعمول بود اما پیش از نصب تجهیرات کل پیکره پرنده با مواد غیر آلی متخلخل تا ضخامت 10 میلیمتر پوشیده می شد و با لایه کشسان و نازک و سیاه رنگی رنگ می شد.پنجمین مساله در این هواپیما این بود که دی-21 دارای مقدار زیادی مواد غیر فلزی بود.متخصصان ما از حفاظ حرارتی بدنه بسیار حیرت زده شدند که لایه ای از توده متخلخل الاستیک به ضخامت 8تا10 میلیمتر متشکل از ذارات کروی شیشه ای توخالی به قطر 60تا 120 میکرون بودند.این ماده عایق با لایه نازک مشکی رنگ الاستیک مقاوم به گرما پوشش داده شده بود.
همان طور که پیشتر هم گفته شد تجهیزات شناسایی دی-21 حین فرود از بین رفته بود.با این همه متخصصان ما سعی کردند تا از روی تجهیزات به کارکرد آنها پی ببرند.نکته ای که ما به طور قطع به آن رسیدیم این بود که دی-21 یک دوربین هوایی پانورامیک با آینه پاندولی برای عکس برداری چند نواری از سطح زمین (با فاصله کانونی 400 تا 600 میلیمتر و نواره فناوری به کارفته در ساختمان و سر هم کردن اجزا.متخصصان ما از نتایج تحقیقات خود برای تدوین مطالب مقدماتی در گزارش نهایی استفاده کردند.این کار با هماهنگی کامل سازمان ها و پژوهشکده های مربوط صورت گرفت.گزارش مزبور نتایج زیر را در مورد دی-21 پهپاد شناسایی فوق صوت دوربرد آمریکا به دست داد: سرعت پرواز 3500 تا 3800 کیلومتر بر ساعت.ارتفاع پرواز 23000 تا 27000. برد پروازی 4000 تا 4600 کیلومتر وزن پرتاب 6100 کیلوگرم.هواپیما برخوردار از تراز بالایی از طراحی و فناوری بوده و چند راه حل موثر اما ساده از نظر فناوری در زمینه مواد ساختمانی (تیتانیوم) و محفظهای گرمایی بیرونی در آن به کار رفته بود.محموله شناسایی از نظر ترکیب محدودیت داشته و فقط در ماموریت های شناسایی خاص قابل استفاده است.سطح فناوری شوروی تکوین پرنده ای با کارایی مشابه را امکان پذیر می سازد.
این پایان کار مطالعه هواپیمای شناسایی آمریکا بود.نتیجه کار اطلاعات سودمندی را نصیب ما کرد که بعدها در تکوین طرح های مختلف در دفتر طراحی استفاده شد.در ماه مارس سال 1971 با تصمیم دولت و دستور پیگیری در آوریل 1971 از سوی وزیر صنایع هواپیمایی دفتر طراحی توپولف و دیگر شرکت ها و سازمان های وزارت صنایع هواپیمایی وزارت صنایع رادیویی و وزارت دفاع مکلف به تکوین پهپاد شناسایی فوق صوت دوربرد با اسم رمز (وارون) شدند.در سال 1971 پروژه راهنمایی را تدوین کردیم که امکان تکوین بومی هواپیما مشابه دی-21 با کارایی بهتر و ترکیب متنوع تری از تجهیزات شناسایی قابل حمل را تایید می کرد.هواپیما به جز دوربین عکس برداری پانورامیک قادر به حمل گسترده وسیعی از تجهیزات جاسوسی الکترونیک برای ثبت همه توانمدی های راداری دشمن بود.دوربین آن هم از عرض نواره و قدرت تفکیک بهتری برخوردار بود.سطح توانمدی اتحاد شوروی در آن سال ها در زمینه تجهیزات شناسایی اپتیکی هوایی و فضایی از آمریکا بالاتر بود.مجله صنایع هوایی
ادامه دارد
پاسخ
استاد ارجمند جناب اوالانچ عزیز ..
با تشکر فراوان از زحماتی که برای این سایت متحمل می شوید .. و تشکر ویژه به پاس همکاری صمیمانه شما در پاسخ به پرسش های خوانندگان .. به اطلاع می رسانم .. همان گونه که مستحظرید .. جعفر خان گرامی .. همه این اطلاعات رو در وبلاگی جداگانه جمع اوری کرده تا به راحتی مورد استناد و استفاده قرار گیرد .. فقط خواهشی که دارم این است که .. اگه تعداد بخش های ان را اعلام کنی .. جعفر خان در یک فایل گرد اوری کرده و مثل پست قبلی که مربوط به مطلبی ار جناب صادقی بود .. یک جا تقدیم خوانندگان نمایم
به هر حال از شما دوست فرهیخته ام تشکر و قدردانی می کننم
با سلام خدمت جناب سرهنگ عزيزم.
تولد ميوه های زندگيتون رو تبريک می گم. اين عکس گويای خيلی چيزهاست.نتيجه يک عمر زندگی با شرافت.
اشكم ولى به پاى عزيزان چكيده ام
خارم ولى به سايه گل آرميده ام
با ياد رنگ و بوى تو اى نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گريبان كشيده ام
من جلوه شباب نديدم به عمر خويش
از ديگران حديث جواني شنيده ام
از جام عافيت مى نابى نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
موى سپيد را فلكم رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
اى سرو پاى بسته به آزادگى مناز
آزاده منم كه از همه عالم بريده ام
گرمى گريزم از نظر مردمان همى
عيبم مكن كه آهوي مردم نديده ام
پاسخ
پولاد عزیزم .. خیلی من رو شرمنده کردی .. عزیزم خودت بزرگ و با شخصیت هستی
از شعر بسیار زیبا و پر محتوای شما تشکر و قدردانی می کنم
شاد و سربلند باشی
با عرض سلام به استاد عزيزم
از اينكه اين افتخار را به من داديد و در پيوند هاي وبلاگتون ، وبلاگ منم(www.gentex.blogfa.com) قرار داديد سپاسگذار و ممنونم
استاد ، از آنجاييكه شما يكي از بزرگان ارتش هستيد مي خواستم سوالي را مطرح كنم :
اخيرا در بسياري از سايت ها و وبلاگ ها مثلwww.centralclubs.com) ) عكس هايي از يك اف - 16 نيروي هوايي در يكي از فرودگاه هاي كشور گذاشته شده است و گفته مي شود از معدود ( 1 يا 2 فروند ) اف – 16 هاي تحويلي به ايران است (البته درقبل از انقلاب) ، آيا اين گفته ها و عكس هاي مربوطه مورد تاييد شما است ؟ و آيا شما آنها را از نزديك ديده ايد؟
اگر اطلاعي در اين زمينه داريد ، كه قابل بيان كردن در سايت است ، لطفا جهت اطلاع بيشتر علاقه مندان بيان فرماييد.
با تشكر فراوان از استاد عزيزم جناب آقاي مدرسي
پاسخ
امیر عزیز و گرامی
خوشحالم که با پیوند سایت عالی و جامع شما در وبلاگ ، سهمی در معرفی ان به دوستان جوانم دارم
امیر عزیز .. در مورد اف - 16 ها و این که تحویل ایران شده اند یا نه .. شایعات بسیاری رو شنیده ام
اما من به شخصه فقط در مورد آواکس های خریداری شده از امریکا رو شاهد هستم .. حتی همکارانی که از گردان ما برای اوردن ان ها و دوره به امریکا اعزام شده بودند رو می شناختم
اما هرگز در مورد شکاری های اف - 16 چیزی نشنیده ام
معمولآ بعضی عزیزان توهمات رو با واقعیت ها تلفیق کرده و به مردم تحویل می دهند ..
البته منظورم اف - 16 ها نیست .. چون من در گردان شکاری نبودم .. شاید بی اطلاع باشم . اما بهتر است پاسخ این سوال رو اساتید محترمی چون اوالانچ عزیز و جعفر خان یا علی جان کدخدایی پاسخ دهند
ممنون از شما
درود کاپتان
ماشاالله داغشون رو نبینید خیلی نازن از طرف ما هم ببوسیدشان انشالله 150سال با سلامتی در کنار خانواده محترم روزگار بگذرانید و برای ما هم از خواطر ( خاطرات ) زیبایتان بنویسید .
I love you very much
پاسخ
سپاسگزارم آرش نازنین
انشااللله عمری باشه در کنار شما یاران و دوستان نازنین
از شما به خاطر مهر و محبتی که به حقیر و نوه ها ابراز کردید ممنونم
سلام آقای مدرسی. اگه میشه آدرس ای میلتونو دقیق اعلام کنین. من چند روز پشی یه میل به شما زدم و چند تا عکس از یک پارکینگ هواپیماها در امریکا فرستادم اما برگشت خورد . مرسی.
پاسخ
رضا جان عزیز
آدرس جی میل بنده
behrouz.journalist At gmail. com
است .. امیدوارم این بار برگشت نخورد
سلام آقاي مدرسي
موردي كه امر فرموده بوديد انجام شد من ٢٧ اسفند تهران هستم با شما تماس ميگيرم.
در ضمن وبلاگ را هم يه بيست باري امروز سر زدم.
قربان شما
علي از كانادا
پاسخ
وای علی جان چقدر شما مهربان و بزرگواری
در مورد مورد یاد شده خیلی خوشحالم .. خیلی وقت بود دنبال اصل آن می گشتم
از بابت وبلاگ هم تشکر ویژه می کنم .. آخه یک امتیاز از آن کم شده است
بی صبرانه منتظر تشریف فرمایی شما هستم
سلام من هم تولد نوههای گلتون رو تبریک میگم ایشالا همیشه خوب و خوش و سلامت باشید.
پاسخ
فدات بشم هومن عزیز ..
امیدوارم شما دوست عزیزم هم همیشه شاد و سلامت باشید
ممنون از اظهار محبت شما
سلام استاد نازنینم
تولد خانم کوچولوهای خوشکل رو تبریک میگم انشاءالله جشن فارغ التحصیلی شون در مقطع فوق دکترا
پاسخ
مهدی نازنین
ای کاش زنده باشم و اون ایام رو ببینم
هر چه خدا مقدر داشته باشه .. می پذیرم .. با این درد ها و غصه ها بعید می دونم مدرسه زفتن ان ها رو هم ببینم .. ولی من به الطاف خداوند نامید نیستم برای همین می گم .. هر چه خدا مصلحت بدونه
از شما دوست عزیزم تشکر می کنم
سلام استاد
این اولین باریه که تو زنگ تفریح پیغام میزارم زنگ تفریح خوبی بود
مرسی
راستی نوه های خوشگلی دارید خدا نگهشون داره
بازم مرسی
رضا جان گرامی
باور کن این زنگ تفریح ها بهانه ای برای رسیدن به کارها نیست
ولی خوشحالم که مورد قبول شما دوست عزیزم قرار گرفت .. نوه ها هم از شما تشکر می کنند
جناب سرهنگ .. شتلق! (من خدمتم تازه تموم شده ولی کلا چون با ارتش حال می کنم عادات رو حفظ کردم) ..بنده هم عین این کراوات شمارو دارم !!
پاسخ
روزبه جان نازنین
خوشحالم که خدمت شما به سلامتی پایان یافت
در مورد کراوات عرض کنم .. من اصلآ اهل کروات و مد و سر وضع مرتب نیستم ... به زور پسرم با توجه به رنگ پیراهن ام به گردنم آویخت ..!! و کلآ نیم ساعت بیشتر گردنم نبود .. به بهانه گرمی اتاق آن را باز کردم
نه این که بگم کراوات یا مد چیز بدی است .. نه عزیزم .. ولی من به شخصه زیاد به دک و پز اهمیت نمی دهم .. شاید باورت نشه .. حتی لباس و کفش هایم را فرزندان یا همسرم برایم خریداری می کنند .. البته ادم شلخته ای نیستم اما ساده پوشی رو ترجیح می دهم .. و احساس آرامش می کنم .. در لباس های رسمی احساس ناراحتی و خفگی می کنم
سلام آقاي مدرسي نازنين
تولد نوه هاي خوشگلتون رو تبريك ميگم
اميدوارم كه ساليان سال زير سايه شما و مادربزرگ و پدر و مادرشون با سلامتي و سعادت زندگي كنند
از طرف من روي ماهشون رو ببوسيد
پاسخ
ممنون دختر عزیز و نازنینم
آن ها هم دست بوس خاله مهربون و نازنین خود هستند
از شما قلبآ سپاسگزاری می کنم
سلام خدمت آقا بهروز خوش تيپ
اميدوارم حال شما و نوه هاي نازنينتون خوب باشه و سايه شما و پدر و مادر ساليان دراز بر سر اين دو عزيز مستدام باشد. خوش تيپ اون كرواتت منو كشته به علي. الان فقط يك ريبون كم داري كه ديگه كولاك كني.
هميشه شاد و سلامت باشيد.
پاسخ
سلام رضا جان خوبی ؟
همین الان برای روزبه جان نوشتم که من اصلآ اهل کراوات و این داستان ها نیستم ... بلکه پسرم به زور به گردنم اویخت ! عینک ریبن هم نمی تونم بزنم .. چون از نوع طبی ان استفاده می کنم
ممنون از شما عزیزم
سلام و درود بر آقاي مدرسي عزيز
روز جمعه به قبرستان ظهير الدوله رفته بودم ، در آنجا با مقبره تيمسار تدين برخورد كردم كه آرم نيروي هوايي شاهنشاهي هم روي مقبره ايشان بود . براي من تعداد بسيار زياد گلها روي مقبره جالب توجه بود كه نشان از تعداد زياد بازديد كننده داشت ... من شايد فقط روي مقبره مرحوم فروغ فرخزاد اين همه گل ديدم ... از اين لحاظ گفتم از شما كاپيتان عزيز درخواست كنم كه اگر اطلاعاتي راجع به ايشان داريد، خوشحال مي شم در پاسخ كامنت بفرماييد.
پاسخ
بهزاد عزیز .. من تا همین چند سال پیش هر هفته سری به آن مکان می زدم .. مقبره فروخ فرخزاد و ملک اشعرای بهار .. و خیلی از اذبا و شعرا آن جا است .
ولی هیچ گاه قبر تیمسار تدین رو ندیدم
در یک مقطعی او فرمانده نیروی هوایی بود . مردی منضبط و سخت گیری بود
در یکی از روز های زمستانی که قصد داشت با هلی کوپتر جهت بازدید به جایی برود ، بر اثر سانحه جان خود رو از دست داد .. همان روز از رادیو اعلام شد که فرمانده نیروی هوایی تیمسار تدین درگذشت . در مورد او چیز زیادی نمی دونم .. و برخوردی هم نداشتم .. البته اعتراف کنم که من همیشه از وی یک نوع وحشتی داشتم .. !! خودم هم دلیل اش رو نمی دونستم !! شاید به خاطر جدی و سر سخت بودنش بود .. نمی دونم . البته سن و سال اش هم بالا به نظر می رسید .. موهای سفیدی داشت .. و همان گونه که عرض کردم .. مدت زیادی فرمانده نبود تا منشآ خدمات اش قابل لمس باشد . ولی می گفتند انسان خوبی بود .. همه خوب هستند .. خدا رحمت اش کنه
راستي كاپيتان عزيز يادم رفت ....
تولد نوه هاي عزيزتان تبريك ميگويم و اميدوارم هميشه شاد و سلامت باشيد.
بي صبرانه هم منتظر اير شو و ديدار شما از نزديك هستم .
پاسخ
ممنون بهزاد عزیزم
آنا و آوا از شما تشکر و قدردانی می کنند .
امیدوارم شما هم همیشه سالم و تندرست باشید
سلام کاپیتان
عرض ادب و ارادت.
تولید یکسالگی نوه های عزیز و خوردنیتون مبارک.
پست جالبی بود
خدا قوت
یاحق
پاسخ
نیمای عزیز و گرامی
از این که مطلب این پست هم نظر شما دوست و همکار نازنین ام رو جلب کرد ، بسیار خرسندم .
نوه های شیطون من دست بوس عموی مهربان خود هستند
با آرزوی سلامتی
جناب مدرسی سلام . امیدوارم که حالتون خوب باشه تولد نوه های نازتونم مبارک باشه .داشتن کامنت هارو میخوندم دیدم بحث کراوات شده گفتم منم یه نظری بدم (: منم وقتی کراوات میزنم احساس خفگی میکنم ! انگار یکی گلومو گرفته داره فشار میده ! تو لباس رسمی هم مثل کت و شلوار که آدم اصلا راحت نیست !! کلا تو عمرم 1 دست کت شلوار داشتم و دارم !!!! اونم از رو اجبار خریدم که فقط تو عروسی میپوشم !!!! به نظر من آدم باید هر جور که احساس راحتی و ارامش میکنه لباس بپوشه . اگه به خود من بود که تو عروسی و مجالس رسمی هم با جین و تیشرت میرفتم (: در مورد ایرشو هم اگه اطلاعات بیشتری قرار بدید ممنون میشم . حتما مزاحمتون میشم تا تا شما رو از نزدیک ببینم .
قربان شما دارا
پاسخ
دارا جان قربون دهانت .. حرف دل من رو زدی
باور می کنی همیشه از این که مجبور می شدم لباس رسمی به تن کنم .. عذاب می کشیدم ..!!؟ و همیشه سر این قضیه با همسرم .. و بعد ها فرزندانم بحث داشته و دارم ..!! من اصلآ به لباس اهمیت نمی دهم .. و هر بار به اصرار بچه ها که خودشون می روند برایم کفش و لباس می خرند .. قدیمی ها رو رها می کنم ... این سری دامادم خارج از کشور رفته بود .. به سفارش دخترم . کلی لباس و پالتوی گران قیمت و یک کت بلند چرم برام خرید .. درسته وقتی می پوشم .. خب تیپ ظاهری ام عوض می شه .. ولی دوست دارم به قول شما همیشه با همون شلوار قدیمی ولی تمیز و لباس های ساده به سر برم .. گاهی که جلسه یا مراسم رسمی است .. لباس های رسمی رو با خود می برم تا در دقیقه نود آن ها را بپوشم .
فرزندانم می گویند .. بابا .. در شآن شما نیست این جوری با این سر و وضع در جلسات مهم یا حتی سر کار حاضر شوی .. و من به کرات به ان ها یاد اور شده ام .. شخصیت انسان ها به لباس نیست .. به رفتار و منش ان ها بستگی دارد .. هر کی من را به خاطر لباس شیک می خواهد بپذیرد ... ترجیح می دهم هرگز نپذیرد .. !! تمیزی و سادگی رو دوست دارم .. ولی مد و تجملات رو هرگز .. در باره همین کروات هم که به زور به گردنم اویختن .. بعد از گرفتن چند عکس .. فوری آن را در اوردم .. !!! بگذریم
در مورد ایر شو من منتظر مشخص شدن بودجه دقیق آن هستم .. تا اطلاع رسانی رو آغاز کنم ... فعلآ خوانندگان سایت اولین کسانی هستند که از این موضوع آگاهی یافتند .. مطمئن باش که دست اول ترین اطلاعات مربوط به ایر شو رو اول به دوستان و خوانندگان سایت خواهم گفت ..
ممنون از شما
خیلی وقت پیش مطالبون رو در مورد هواپیما ها خوندم و همچنین خاطراتتون رو و اعتراف می کنم برای من که عاشق این چیزا بودم جذاب بود امروزم مطالب جدیدتون رو وقت کردم بخونم امید که همیشه زنده باشی بنویس و ما هم افتخار خوندن پیدا کنیم .
تولد نوه ها هم مبارک خدا حفظشون کنه براتون
در باره ایر شو توضیحات میشتری می دین ممنون .
پاسخ
مهران جان نازنین
خوشحالم که دوستان فرهیخته و بزرگواری چون شما دارم
عزیزم .. در کامنت قبلی به دارا جان توضیح کامل رو دادم .. چشم مطمئن باش که دست اول ترین اطلاعات رو ابتدا در سایت خودم منتشر می کنم
شما دوستان بقدری با صفا و مهربان هستید و بقدری بنده رو خجالت می دهید .. که واقعآ نمی دونم چگونه پاسخ این همه مهر و وفا شما یاران همدل و صمیمی رو بدهم ... امیدوارم لایق تعاریف شما فرزندانم باشم
نوه های شیطون ام دست بوس دایی مهربان خود می باشند
موفق و پیروز باشید
جناب مدرسی دیروز تو اخبار خبر سانحه ی سقوط یه هواپیما در امریکا رو شنیدم.
امروز صبح هم شنیدم که گفتن ماموران "ان تی اس بی" جعبه ی سیاه رو برای بررسی فرستادن واشنگتن.
خیلی خوشحال می شم که راجع به این سقوط هم مطلب بذارین...
پاسخ
دوست گرامی جناب دلیری
بله من امروز در یک جلسه ای که مربوط به ایر شو بود این خبر رو شنیدم
یکی از مسافران خانمی بوده است که همسرش در سانحه یازده سپتامبر درون یکی از اون هواپیماها بود .. سرنوشت چنین بوده که زن و شوهری هر یک جداگانه در سانحه هوایی کشته شوند ..
چشم سعی می کنم اطلاعات دقیق این سانحه هواپیمای دو موتوره که در فرودگاه بوفالو نزدیکی های فرودگاه نیویورک به وقوع است را همراه با تحلیل فنی منتشر کنم
ممنون ار اعتماد شما
عمو سلام
پوزش منو بابت تاخير عرض تبريك تولد نوه هاي دوست داشتنيتون بپذيريد...انشالله كه اسپند و صدقع براي چشم نخوردن آنها فراموش نشه
پاسخ
ممنون آرش جان نازنین
از طرف نوه ها از شما تشکر می کنم
امیدوارم شما هم همیشه سالم و تندرست باشید
سلام كاپيتان عزيز
ممنون از پاسخ كامنت
در ارتباط با تيمسار تدين در گوگل سرچ كردم ، بله ظاهرا ايشان خيلي معروف نبودند و به اين لينك هم در ارتباط با گورستان ظهير الدوله برخورد كردم كه آمار همه متوفيان در آن هست ...
رديف 463
http://www.zahirdowleh.com/fehreste-7.htm
پاسخ
بهزاد عزیز و گرامی
نبود در گوگل دلیل عدم معروفیت نیست
من قبلآ هم عرض کرده ام که .. از ان جا که امروزه اینترنت ستون اصلی تحقیقات محسوب می شود .. بر متولیان فرهنگی کشور واجب است این امر را جدی گرفته و برای حضور در آرشیو گوگل یک سری اطلاعات از اشخاص مهم قرار دهند .. به عنوان مثال عرض می کنم ... من در ضمن نوشتن مطلب سانحه ایرباس که بر روی خلیج فارس مورد تهاجم حمله ناجوانمردانه امریکایی ها شد .. دنبال عکس کاپیتان رضائیان بودم .. متآسفانه اصلآ نبود .. شاید باورت نشه .. تصویر و مشخصات ایشون در مستند های نشنال جئوگرافی به دست آمد .. ! خب منظورم رو که متوجه شدی .. باید برای افراد مهم و حقیقی در گوگل یا به طور کلی اینترنت سابقه قرار داد .. تا محققان ما راحت دسترسی داشته باشند
از شما ممنونم
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و دوست داشتنی با عرض تبریک تولد دوقلوهای دوست داشتنیان در حالی که این کامنت را می نویسم در حال جمع کردن وسایل خود جهتا اعزام به یک ماموریت مهم کاری هستم ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید کاره دیگه یهو دیدی برنگشتیم تا برای شما و دوستان عزیز عرض ادبی بکنیم در مورد سوال دوست عزیزم امیر نازنین باید عرض کنم که یک فروند اف-16 قبل از انقلاب به ایران تحویل شد که با وقوع انقلاب قضیه فروش اف-16 ها به کل لغو شد و فقط همون یک فروند موجود است البته اخباری مبنی بر خرید دو یا سه فروند اف-16 از پاکستان جهت مقاصد تحقیقاتی وجود دارد که نمی توان به راحتی آن را تکذیب کرد البته ایران قراردادی جهت خرید یک اسکادران اف-16 های نیروی هوایی ونزوئلا منعقد کرده ولی نمی دانم به کجا رسیده بیشتر این خرید ها برای کار تحقیقاتی است اما خود بنده هم تعجب می کنم یک اسکادران ... بگذریم جناب مدرسی عزیز شاید یک یا دو هفته ای نتوانم به خدمت برسم ولی از الان دلم بقدری تنگ می شود که حد ندارد به قول یکی از همکاران بنده که می فرماید فکر کنم تو با جناب سرهنگ یه سر و رازی داری مواظب باش هر دوی شما رو به جرم افشای اطلاعات نظامی تو حفاظت اطلاعات نبینم (چشمک) بحرحال سعی می کنم در صورتی دسترسی به اینترنت حتما" عرض ارادتی خدمت شما و دوستان خواهم نمود .
یاحق
پاسخ
جعفر خان عزیز و دوست داشتنی
امیدوارم ماموریت خوش بگذرد .. اصلآ برای انسان ماموریت یا مسافرت خیلی لازمه .. تغیر آب و هوا سبب تغیر روحیه می شود .. بی جهت نبود که قدیمی ها می گفتند می خواهی کسی رو بشناسی با او مسافرت برو .. و چقدر درست گفته اند .. چون در سفر شما با شخصیت واقعی افراد آشنا می شوی
بگذریم .. من عادت ندارم قبل از سفر حرف های غیر خوشایند بزنم .. و بگم که .. چقدر فقدان شما و جای خالی شما برای بنده و دوسان سخت است
ولی انشاالله که خیر و برکت در ان است ..
جعفر خان .. ما هم بد جوری به شما عادت کرده ایم .. و شما و اوالانچ خان ستون های علمی سایت هستید .. تنها کاری که از دستمان بر می آید این است .. که دعا کنیم به سلامت رهسپار شده و سالم و خندان برگردی
مواظب خوت باش
جای سبز شما همیشه این جا خالی است
موفق باشی
کپتن مدرسی دوستداشتنی
امیدوارم که خوب باشید. شادباش فراوان برای یکسالگی نوه های شیرینتان.
همینجور روز نیروی هوایی (هر چند یک هفته دیر شد) بر شما خجسته باد.
باز هم پوزش فراوان که نتونستم در این هفته های گذشته ادای سنایش کنم٫ هنوزهم ۶-۷ پست آخر شما رو نخونده ام که پس از این خواهم کرد.میشه فشار پروژهّ کاری رو سرزنش کرد ولی تنبلی خودم هم بوده. ایکاش شبانه روز ۲۷-۲۸ ساعت بود و نه ۲۴تا!
ایکاش میشد نمایشگاهتون رو میدیدم ولی شوربختانه نمیشه٫ انشالا سالهای آینده.
بهروز٫ سربلند و پیروز باشید
مهرداد
پاسخ
مهرداد عزیز و نازنین
شما بقدری بزرگوار و با شخصیت هستی که همیشه شرمنده شما هستم
از شما به ما خیلی رسیده است .. همیشه ما رو شرمنده اخلاق و مرام با صفای خودت کردی
مهرداد جان ... از سوی نوه هایم از شما دوست فرهیخته ام تشکر می کنم .. و متقابلآ برای شما و خانواده محترمتان آرزوی موفقیت و شادکامی دارم
مهرداد جان اگه زنده بودیم .. از این همایش ها خیلی خواهیم داشت .. که در بعدی ها در خدمت شما خواهم بود
پایدار باشی
جناب سرهنگ عزیز چندتا عکس از اف 16 ایرانی براتون میل کردم.انشاا... مثمر ثمر باشه !!
پاسخ
ممنون روزبه عزیزم
دست گل اتت درد نکنه عزیزم
با سلام جناب سرهنگ
همون طوري كه پيش تر عرض كرده بودم شنيده ها درست از اب دراومد و ارتش نيروي چهارمش ( پدافند هوايي ) فعال شد . ان شا الله توان دفاعي كشورمون افزايش پيدا كنه و تغيير مثبتي باشه . نميدونم چرا همش نگران نيروي هوايي خودمون هستم احساس ميكنم با اين كار تضعيف ميشه . بگذريم .
چه كار خوبي كرديد عكس جديدي از خودتون و نوه هاتون گذاشتيد.
در خصوص ايرشو هم اي كاش ميشد پرنده هاي نظامي ( از هر نوعش ) ولو شده پرنده هاي از رده خارج و يا ... هم باشن .از اخرين باري كه به نمايشگاه نيروي هوايي رفتم سال ها ميگذره .
پايدار باشيد و برقرار
پاسخ
مسعود عزیز و گرامی ... اگه یادت باشه من بار ها به خوانندگان عرض می کردم که .. بنده رو با عناوین نظامی خطاب نفرمایند .. و یا پرسش هایی که به نوعی مربوط به اسرار ارتش است را از بنده نپرسید .. و خدا وکیلی خیلی هم دقت می کردم .. ولی متآسفانه به دلیل بعضی بی احتیاطی ها و درح مطالب .. موجب ناراحتی و سوء تفاهم بعضی مسئولان در ارتش شد ه ام . و کار به جای بالاتری کشید .. و علت تآخیر در پاسخ به کامنت ها و انتشار مطلب جدید هم صرفآ همین امر است .
بقدری از وضعیت پیش امده شوکه و ناراحت شدم . که تصمیم داشتم کلآ سایت و وبلاگ رو برای همیشه کنار بگذارم .. اما به خاطر اشتیاق جوانان و ارتباط گسترده دوسویه و محبت امیز .. بعد از بهبود روحیه ام ، در مسایل غیر ارتشی خواهم نوشت .. !! تا خدا چه خواهد .. سعی می کنم خودم رو با شرایط جدید وقف دهم .. فعلآ که هم قلبم بد جوری درد می کنه .. هم حال روحی ام مناسب نیست .. و از شما یاران هم خواهش می کنم .. به هیچ عنوان در مورد مسایل ارتش در این سایت چیزی نپرسید .. ممنون عزیزم که درک ام خواهی کرد
((خاطره ای از سرتیپ2 خلبان حسین نظری))
در اوایا جنگ من و یکی از خلبانان به نام ستوان رضا کرم که به تازگی از ستاد فرماندهی نیروی هوایی به پایگاه بوشهر فرستاده شده بود مامور شدیم با یک فروند فانتوم مقر نیروهای عراقی در منطقه شلمچه را بمباران کنیم.من و کمک خلبان رضا کرم به عوان شماره 2 بودیم.شماره1 که سروان شهید حاجی به همراه کمک خلبانش سروان شهید شوقی بود هوف خود را زد و رفت و من نگاه کردم دیدم نیروهای زرهی دشمن دقیقا زیر هواپیما قرار دارند.بمب ها را رها کردم کمک خلبانم اعلام کرد از سمت راست موشک می آید! من بلافاصله برابر آموزش ها و با توجه به اینکه ارتفاع ما 2000 پا بود دماغه هواپیما را پایین دادم و با شدت و جی فوس فوق العاده بالایی به سمت موشک دور زدم تا از دست موشک فرار کنم. با توجه به فشار جی زیاد که در آن لحظه به من وارد شد چشمانم سیاهی رفت ولی با این حال متوجه اصابت ترکش های موشک که ناشی از عمل کردن فیوز انفجاری سرجنگی و انفجار آن بود شدم.لحظه ای که دوباره به حالت عادی برگشتم و هواپیما را جمع و جور کردم دیدم در ارتفاعی حدود 10 تا 20 متر از سطح زمین پرواز می کنم به طوری که کابل های فشار قوی دکل های برق بین آبادان و خرمشهر روبه رو و بالای سرم بود.بلافاصله دماغه هواپیما را بالا کشیدم و از روی کابل ها گذشتم به نشانده ها که نگاه کردم دیدم چراغ کانوپی عقب روشن است که نشان از باز بودن آن داشت.کمک خلبان را صدا زدم و دیدم صدایی نیامد.باد عجیبی در داخل کابین جریان داشت متوجه شدم که شهید رضا کرم از هواپیما بیرون پریده.چون هوا در حال تاریک شدن بود و از طرفی سیستم آی.ان.اس هم در کابین عقب است و سامانه تکن هم به دلیل وضعیت جنگی در تمامی پایگاه ها خاموش بود هیچ راه حلی برای پیدا کردن پایگاه در آن تاریکی نبود.به فکرم رسید که به سمت دریا حرکت کنم و د امتداد خط ساحل پرواز نمایم.همه جا به خاطر حمله دشمن در خاموشی به سر می برد که فرودگاه نیز از این قاعده مستثنی نبود.من در رادیو چند بار صدا کردم دیدم هیچ جوابی نمی دهند از خداوند متعال مدد خواستم. در همین حال دیدم هیدرولیک سمت راست به سبب اصابت ترکش موشک از کار افتاده و سوخت هواپیما در حال اتمام است.کنترل هواپیما بسیار سخت شده بود.ناگهان در رادیوی گارد شنیدم که کسی گفت: می شنوی؟! می شنوی؟! از رادار برج مراقبت بوشهر بود.وضعیت بسیار وخیم هواپیما را به وی اطلاع دادم.مسئول برج مراقبت به دستور فرمانده پایگاه به من ابلاغ کرد که اگر می خواهی در محل مناسبی اجکت کن. با توجه به دردی که در کمر و گردنم حس می کردم از خروج اضطراری امتناع کردم.به این ترتیب و به خواست خداوند بزرگ من به سمت باند هدایت شدم.پس از فرود به دلیل نامساعد بودن حالم دیگر نتوانستم از کابین بیرون بیایم که فرمانده پایگاه سرهنگ دادپی و شهید یاسینی مرا از کابین بیرون آوردند.پس از خروج متوجه شدم جی سنج هواپیما از رقم 10 رد شده که نشان از وارد آمدن بیش از حد جی فورس به هواپیما و خلبانانش بود.بعدها فهمیدم فانتوم مزبور به خاطر شدت صدمات وارده از خدمت خارج شده.درباره شهید رضاکرم هم چون با سرعتی در حدود 600 نات از جنگنده خروج اضطراری کرده بود هیچ نشانه ای به دست نیامد.خدایش بیامورزد.
پاسخ
استاد و سرور عزیز و گرامی ام
مثل همیشه عالی و پر بار بود .. دست شما درد نکنه
سرور گرامی ... از این که با تاخیر به کامنت عالی شما و سایر دوستان پاسخ می دهم .. جدآ عذر خواهی می کنم .
راستش رو بخواهی .. بد جوری قلبم درد گرفته بود .. و در کرج زمین گیر شدم .به طوری که سر از بیمارستان در اوردم .. دلیل آن را در پست بعدی ( البته اگه زنده بودم ) خواهم نوشت . فقط در حد آگاهی به شما استاد خوبم توضیح دهم که .. در این 18 ماهی که با تلاش شبانه روزی چراغ وبلاگ و سایت رو روشن نگه داشته بودم .. قلبآ احساس افتخار می کردم . و خوشحال بودم بخش کوچکی از دین خود رو در باره ارتش ادا می کنم . و همواره سعی می کردم اقتدار و صلابت ارتش رو به جوانان عزیز مخصوصآ ان هایی که در خارج تشریف دارند .. روایت کنم .. خدا شاهد است که همیشه حواس ام بود هیچ گونه اطلاعات و اسرار محرمانه ای درج نشود . ضمن این که نزدیک به دو دهه است که بازنشسته شده ام .. و خدا رو شکر مسئله محرمانه ای رو نمی دونستم که افشاء کنم .. ! ولی با وجود آن خیلی سعی می کردم حتی اطلاعات جزئی و عام هم در این بخش مطرح نشود .. مسئله بعدی بار ها از دوستان خواهش کرده بودم من را با القاب و الفاظ نظامی خطاب نفرموده و به همون " عمو بهروز " خشک و خالی قانع بودم .. خب از ان چه می ترسیدم به سرم آمد ..!! و مطلع شدم مقامات نظامی از بعضی مطالب بنده ناراحت بوده و هدف حقیر رو تضعیف ارتش قلمداد کرده .. و در نهایت مقرر شد دیگه در مورد ارتش جمهوری اسلامی چیزی ننویسم .. بلکه از ایرلاین ها و سایر مسایل هوانوردی اگه دلم خواست بنویسم ... !!
اگر چه برخورد بسیار محترمانه بود .. ولی بقدری شوکه و ناراحت شده و احساس پوچی و حقارت کردم که قلبم به شدت بدرد امده و سر از بیمارستان در اوردم .. !! آخه شما نمی دونی چه موقعیت های شغلی رو به خاطر انتشار به موقع و اطلاع رسانی به جوانان نسل امروز از دست دادم .. !!؟ چقدر با دل و جان روی این سایت کار می کردم ... !!؟ و به خاطر روراستی و صداقت این همه مخاطب دایمی که همه باسواد و فرهیخته هستند جمع اوری کرده ام ..
می دونی آوالانچ جان .. واقعآ احساس خیلی بدی داشتم .. احساس کردم نزدیک به دوسال کار بیهوده و بی حاصلی رو انجام داده ام . !!
باورت می شه .. من احساس می کردم .. صلابت و اقتدار ارتش رو به نمایش می گذارم ... اما چند روز پیش فهمیدم در راستای تضعیف ارتش گام بر می دارم .. !! همان جا اعلام کردم .. خواهم بست .. ولی فرمودند .. خوب است . ولی بهتره در باره مسایلی دیگر جز ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن قلمفرسایی کنم .. !
اگه به خاطر دوستان و یاران قدیمی و جوانان عزیز نبود ... به شرفم دیگه وارد سایت نمی شدم .. کما این که از جمعه هفته پیش به این سو .. حتی یک لحظه هم پای کامپیوتر ننشسته ام
اما اراده ام قوی است .. سعی می کنم تا یکی دو روز دیگه با مطالب خواندی در خدمت یاران باشم
ضمنآ به کامنت هایی که با القاب نظامی بنده رو خطاب فرمایند .. هرگز جواب نخواهم داد .. همچنین کامنت هایی که در ان به نوعی آمار و ارقام جنگ افزار های نیرو های ایران اشاره شده باشد .. هرگز پاسخ نخواهم داد
عزیزم .. آوالانچ جان .. من رو ببخش خیلی حرف زدم .. همین الان از راه رسیدم .. و به اصرار فراوان به خونه خودم اوردند ... به امید دیدار و تشکر از مطالب جالب شما
سلام عمو
برای تبلیغ سایت 220.
من تبلیغشو تو پیشنویس گذاشتم.
یا حق
پاسخ
ممنون .. اما شما ؟
امیر جان شما هستی ؟ چرا اسم ننوشتی ؟
بهروز عزیز سلام.این مطلب را دیروز فرستادم ولی مثل اینکه به دست شما نرسیده.مطلب بعدی با عنوان گزارشی از درگیری نیروهوایی ایران با بشقاب پرنده ها آماده است که به یاری خدا در 5 نوبت قرار خواهم داد.
قسمت چهارم
پهپاد شناسایی فوق صوت دوربرد وارون به همراه هواپیمای مادرش یک مجموعه شناسایی هوایی میدانی-راهبردی را تشکیل می داد.این سامانه از دیگر امکانات شناسایی هوایی (شامل هواپیمای شناسایی راهبردی پیش بینی شد برای آینده ) در برد عملیاتی طولانی تر و نیز در قابلیت وارون در نفوذ به شبکه دفاع هوایی دشمن متفاوت بود.جاسوسی هوایی با قدرت تفکیک بالا و نیز قابلیت کاربردهای شناسایی وارون در دوران صلح در واقع آن را به وسیله ای برای ارزیابی سریع سامانه های جاسوسی فضایی تبدیل کرده بود.امکان نگه داشتن هواپیمای مادر در خارج تیررس شبکه دفاع هوایی دشمن و نیز برد زیاد آن تحرک پذیری بالا و به کارگیری در میدان های رزمی مختلف و نقش های رزمی راهبردی متنوع را فراهم می ساخت.هواپیمای شناسایی وارون با وجود آن که قادر به شناسایی موثر هوایی در هر منطقه ای از جهان بود چند محدودیت خاص هم داشت : استفاده از دوربین عکسبرداری هوایی پانورامیک به عنوان وسیله ای شناسایی اصلی تعویض پذیر کار جمع آوری اطلاعات را به روز و هوای خوب محدود کرده بود و جاسوسی الکترونیک هم اطلاعات اندکی را به همراه داشت.در آن روز ها نبود تجهیزات شناسایی خاص که جاسوسی هوایی موثر از ارتفاع بالا در هر گونه شرایط جوی را ممکن سازد کاربرد های وارون را محدود کرده بود.این یکی از دلایلی بود که سبب شد برنامه وارون هیچ گاه به اتمام نرسد.علاوه بر این پیشرفت پیوسته تجهیزات جاسوسی فضایی هوایی راهبردی را با چالش موجه ساخت.با این همه پذیرفته شد تکوین چنین پهپاد فراصوتی ادامه یابد و تحقیقات بومی در سرعت های فرا صوت و امکان گذر به سرعت های ابر صوت را تسهیل نماید.مجموعه شناسایی-راهبردی- میدانی پیشنهاد شده مشتمل بود بر:
1-پهپادشناسایی فوق صوت دوربرد وارون
2هواپیمایمادر (ایده استفاده از هواپیمای توپولف-95-کی با اصلاحات در نقاط نصب بود و طراح های آینده نگرانه استفاده از هواپیمای توپولف-160 را مد نظر داشت) تحلیل حالت پرتاب از زمین را نامناسب نشان می داد چرا که مجموعه نهایی را دست و پاگیر و از نظر مانور بسیار ضعیف می ساخت و از این رو کارایی آن نامناسب می شد و بسیار هم ضربه پذیر بود.
3-تجهیزات خدمات زمینی 4- تجهیزات اخذ پردازش اطلاعات
پهپاد وارون خود مشتمل بود بر 1-پیکره پرنده 2-موتور رمجت فوق صوت برای پرواز پیمایشی و موتور سوخت جامد برای پرتاب 3-سامانه های درونی 4-تجهیزات ناوبری و کنترل شامل سامانه ناوبری اینرسیایی.ستاره ای 5-محفظه قابل بازیافت به همراه تجهیزات شناسایی.یا دوربین عکاسی پانورامیک یا تجهیزات جاسوسی الکترونیک
پایان
پاسخ
آوالانچ جان عزیز
فکر کنم .. قبلی را هم منتشر کردم .. به هر حال یک بار دیگه چک کن
ممنون از شما
بهروز عزیز سلام.اولا از دیدن تصویر نوه های گلت خیلی خوشحال شدم.انشااله همیشه کیفشونو بکنی و در کنار هم سلامت و خوش باشید.سالگرد تولدشونو بسیار زیاد تبریک میگم و برای همه شما و والدین عزیزشون آرزوی سلامت و سعادتمندی دارم.
در مورد کراوات یکی از دوستان نظراتش را نوشته بود میخواستم عرض کنم که یکی از استدلالهای امروزی ها در مورد کراوات اینست که مظهر تمدن غرب است !! اولا اگر کراوات مظهر تمدن غرب است کت و شلوار فاستونی هم همین است پس چطور آن بد است و این خوب ؟!! و سردمداران فعلی کشور در پوشیدن کت و شلوار های فاستونی گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند ؟
دوستان گرامی مسئولین مملکت ما در مورد کراوات و زدن آن نه تنها استدلال درستی ندارند بلکه قانونی هم ندارند تا براساس آن ممنوعیتی را تکلیف نمایند فقط و فقط یکنوع اعمال سلیقه شخصی است کمااینکه در بعضی جا ها مثل بیمارستانها که محل تردد بسیاری از بلند پایگان مملکتی هم هستند حتی مامورات حراست بیمارستا کراوات و فراتر از آن پاپیون هم استفاده میکنند!! اینرا میگویند یک شهر و هزار نرخ !
دوستانم ! کراوات مزایای زیادی دارد و هرگز مظهر تمدن غرب نیست که اگر هم باشد هر مظهر تمدنی بد نیست و اساسا خود کلمه تمدن بیانگر پیشرفت و مدرنیته است و اصلا بد نیست.کراوات در اینکه شما ادب و نزاکت را در محافل عمومی رعایت کنید و آداب اجتماعی پسندیده ای داشته باشید بسیار موثر است . کراوات برای اینکه شما لباس تمیز و اطوکشیده استفاده کنید بسیار تاثیر دارد.کراوات برای اینکه شما یقه پیراهنتان تا روی ناف باز نبوده و محرم و نامحرم را با پشم های سینه تان مستفیض ننمائید بسیار خوب است !!
کراوات برای شما شخصیت اجتماعی می آفریند و فکر نمیکنم بی شخصیتی و لودگی افتخار داشته باشد.آن دوستی که میگوید وقتی کراوات میزند احساس خفگی میکند هم برای اینست که عادت نکرده است. یکی دو بار که بزند عادت میکند و خیلی هم خوب است. مردانی که با کراوات احساس خفت و سبکب میکنند لطفا از فردا با لباده و شلورا گشاد و شال کمر و گیوه راهی خیابان شوند!!! چرا فقط از کراوات بدشان می آید ؟
پاسخ
وای محمود جان ... غش کردم از خنده ... به خاطر نتیجه گیری زیبا و توآم با طنز شما ..
سرور گرامی قبل از هر چیز آوا و آنا شیطون دست بوس عموی فرهیخته و اندیشمند خود هستند .. و به شما سلام می رسانند .
در مورد کروات بحث جالبی رو بیان فرمودی .. که نکته اساسی آن همان عدم عادت است . و گرنه به قول شما مظهر تمدن که چیز بدی نیست .. !! اما این که چرا من هم ضمنی اعلام کردم که بدم می آید .. با اجازه تون توضیح می دهم ...
محمود جان .. ابتدا عرض کنم بنده رسمآ اعلام می کنم که با فرمایشات شما موافق هستم و شما درست می فرمایید . اما محمود عزیز خودت می دونی آدم های چاق خود به خود عرق می کنند .. و بدون این که کوچک ترین تجرکی کرده باشند .. همچنان خیس آب می شوند .. !! خب من هم یمی از این نوع افراد هستم !! شاید باورت نشه .. اخیرآ متوجه شدم آنا هم این گونه است .. و از حالا کف دست و پاهایش خیس عرق می شود !! در صورتی که اوا این چنین نیست
من در امریکا هم که بودم .. این مشکل ور داشتم . و اگه یادت باشه اونیفورم ما کراوات داشت .. و همه باید می پوشیدیم !! وای که چقدر در تابستان ها عذاب می کشیدم .. و به همین دلیل در لباس سویل سعی می کردم کم تر کراوات استفاده نمایم
البته برای مراسم رسمی .. ( نه صرفآ جشن تولد ) من کراوات هایی از امریکا با خود اورده ام که دیگر نیازی به گره زدن و باز و بسته کردن آن نیست .. !! و کارخانه طوری طراحی کرده ، که با یک دگمه از زیر بسته می شود .. و کار ادم هایی مثل من را راحت کرده است
آن شب چون وظیفه خرید و حمل کیک از قنادی " بی بی " با من بود .. دیگه خونه نرفتم که کراوات های خودم رو بردارم .. و آن را آرش به گردنم آویخت .. و بحث من هم بیشتر به خاطر کج و کوله بودن ان بود .. نه شلختگی خودم !! به هر حال از توضیحات کامل شما مممنونم
هر وقت حالم خوب شد .. حتمآ خدمت خواهم رسید
سلام جناب مدرسی
در ارتباط با سوال دوستی که در مورد نحوهٔ کنترل هواپیما در خانواده ایرباس ۳۲۰ و ۳۴۰ و ۳۸۰ بدون استفاده از یوک سوالی پرسیده بود مقاله ای نوشتم و به آدرس جی میلتون فرستادم. لطفا امیلتان را چک کنید. راستی تولد نوههای گلتان مبارک.
در ضمن دوست عزیز علی از کانادا اگه میشه از طریقه ایمیل با من تماس بگیرید، من به جناب مدرسی قول یک سری فیلم را داده بودم که متاسفانه مسافر من نتوانست انها را به ایران ببره. اگه برای شما مقدور باشه خوش حال میشم این زحمت را برای من بکشید.
سبز و شاد باشید
پاسخ
آری جان عزیز و گرامی
ممنون از زحمات شما دوست بزرگوارم
چشم حتمآ فردا ای میل رو چک خواهم کرد .. سه روز نبودم .. کلی ترافیک مطلب و کامنت جمع شده است .. من حالم خوش نیست
ولی حتمآ علی جان از کانادا ادرس خود رو به شما اعلام خواهد کرد .. اگه روی اسم او کلیک کنی .. فکر کنم ای میل اش رو نوشته باشه .. البته شک دارم
ولی مطمئن هستم که علی جان همه کامنت ها رو می خونه .. از شما ممنونم عزیزم که به فکر من پیر مرد هستی
آری جان نازنین .. انشاالله روزی فرا برسه که خودت هم به کشور تشریف بیاوری .. خوشحال می شوم که شما رو ببینم
برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی دارم
با عرض سلام وخسته نباشید عمو جان دسته شما ودوستان عزیز که این عکسها رو ارسال کردن واقعا درد نکنه خیلی جالب بود قبل هر چی تولد 2میوه باغ زندگی دخترتون رو تبریک میگم وانشااله زیر سایه پدر و مادر پر و بال بگیرند وا افراد مهم جامعه بشند. عمو جان همه چیز مال پولداران عزیز است چندی پیش در یک مهمانی دعوت بودم در شمال تهران وقتی وارد به اون منزل ابته کلمه منزل برای اون مکان درست نیست کاخ بگم چی بگم خودم موندم وارد شدم برق منو گرفته بود من به اینجور مهمانی ها علاقه زیادی ندارم ولی به اصرار دوستان پا به اونجا گذاشتم چون وقتی میبینم بابای طرف به دختر خانمش یک خودرو 54 میلیونی هدیه تولد میده بعد اون ور قضیه یه مردی واسه سیر کردن زن و بچه اش دست به هر کاری میزنه که وقتی شب وارد خونش میشه شرمنده زن وبچه نشه اخرش هم همون مرد دست به کارهایی میزنه که نباید بزنه چون کسی نبود دستش و بگیره وکمکش کنه تا به منجلاب فرو نره وشاید هم جانش رو از دست بده در این کار های خلاف وزنش میمونه و بچه های بیگناه اش اعصابم سریع قاطی پاطی میشه سر این موضوعات یکی انقدر داره که نمیدونه چکارش کنه یکی هم... عمو این حرفها رو زدم یاده خودم افتادم که بخاطر عشقم وعلاقه شدیدی که به حرفه خلبانی دارم باید فلان قدر باید هزینه کنم واقعا بعضی وقتها که با خودم فکر میکنم میگم این پدر من چه گناهی کرده با این وضع کارمندی 30.40 میلون برای من بپردازه البته خدایش هیچوقت اون چیزی نمیگه همیشه میگه خدا بزرگه یه کاریش میکنیم ولی خوب من واقعا دلم میسوزه براش اون هم یه کارمند نظامی که خرج خونه من و داداشم وهزار کوفته زهر مار دیگه که خودتون بیشتر از ما تو جریانید بیاید بده حالا ما شدیم قوز بالای قوز ای بابا این حرفها تمومی نداره عمو سر شما هم درد اوردم شرمنده دلم گرفته بود گفتم کی بهتر ازشما عمو راجه به دی وی دی ها گفتید از دوستان سایت هست که میفروشند؟راستی عمو عکسی که با نوهاتون انداختید خیلی قشنگه هنوزم خوشتیپید ها{چشمک}زیاد حرف زدم ببخشید.باتشکر یاعلی
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم
نوه های شیطون من به دایی خوش تیپ و خلبان آینده سلام رسونده و دست بوس شما هستند .
رضا جان نازنین .. اختلاف طبقاتی از قدیم تا حالا وجود داشته است . گاهی این اختلاف ها به خاطر رانت خواری بعضی ها شده است .. بعضی واقعآ از راه تلاش به سرمایه انبوه رسیده اند .. آن چه مهم است .. محکم بودن اعتقادات هر فرد است که نباید با کوچک ترین ناملایماتی و مقایسه در اجتماع دلسرد شده و کار و هدف اصلی خویش را فراموش کند ..
هر چه خدا بخواهد .. در مورد آموزش خلبانی .. مطمئن باش حرکت هایی در حال انجام است تا به صورت آکادمی پرواز ارزان تر برای دانشجویان تمام شود
از این که بار دیگر پیغام شما رو می بینم خوشحالم
سلام خدمت خوشتیپ خودم بهروز خان(با وجود این عکس دیگه زیرش نزن لطفا)چشمک
امیدوارم خوب و خوش باشین و حال همسر گرامیتون هم خوب باشه
جا داره من هم به نوبه خودم تولید این دو عسل نازنین و خدمت شما و دختر خانومتون و همه و همه تبریک عرض کنم و انشاالله همیشه در پناه حق باشند.
بهروز خان واقعا جاتون خیلی سبز بود ما اونجا یه الونکی داریم که حتما حتما انشاالله با هم خواهیم رفت.
حقیقتش یکی از دوستان هواپیمای شخصی داره و قرار شده پنجشنبه یا جمعه با هم بریم پرواز.دل تو دلم نیست اگه مایل بودید بفرمایید میام دنبالتون که به اتفاق بریم.روی ماهتو میبوسم و میدونم که دیدار خیلی نزدیکه اگه خدا بخواهد.بای خوشتیپ
پاسخ
هومن عزیز و گرامی
آنا و آوا دست بوس دایی نازنین و مهربان خود هستند
پسرم امیدوارم بهت خوش بگذره .. از قول من به اون دوستت سلام برسون و بگو .. فرصت زیاده .. حتمآ مزاحم خواهیم شد
این روزها کمی کسالت روحی داشتم .. به همین دلیل سایت با تآخیر آپ خواهد شد .. احتمالآ تا فردا پست جدید را آپ خواهم کرد
امیدوارم هر چه زودتر در خدمت شما و همسر عزیزت باشیم
ساعت 12:30 امروز يكشنبه مورخ 27/11/87 يك فروند هواپيماي ايران 140 در شاهين شهر اصفهان سقو ط كرد و 5 نفر كشته شدن
خلبان اين هواپيما استاد خلبان كاپيتان كردان بوده اند.
پرواز آموزشي بوده و بعلت از دستن رفتن موتور دچار سانحه شده اند.
علامت ثبت هواپيما هم 04-90 يا 06-90 هست.
مرحوم كردان چندي پيش در سفر استاني هيات دولت به استان سيستان و بلوچستان پروازهاي اختصاصي را انجام ميدادن
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
من به سهم خود این سانحه را به حضور مردم و خانواده های داغدار خصوصآ خانواده کردان تسلیت می گویم
امیدوارم آخرین حادثه در ایران باشد
سلام قهرمان عزیزم.عکس شماو نوه هاتون رو دیدم و بهتون تبریک میگم.هم برای سالگرد تولدشون هم برای اینکه بسیار ناز و دوست داشتنی شده اندماشاالله. براشون اسفند دود کنید.عکس زیبا و تاثیرگذاری بود.ارزوی خوشبختی انها و اسایش و طول عمر شما را دارم.
پاسخ
دختر عزیز و نازنین ام فریده جان
از شما قلبآ سپاسگزارم
آن ها هم دست بوس خاله مهربان و بزرگوار خود هستند
دخترم ببخشید که کمی با تآخیر پاسخ شما رو می دهم .. من کرج هستم .. و به توصیه دکتر معالج ام در حال استراحت هستم
امروز موفق شدم با لپ تاپ دامادم برخی از کامنت ها رو جواب دهم .. اگه خدا بخواهد تا فردا به تهران باز خواهم گشت
موفق باشی
یک فروند هواپیمای ایران ۱۴۰ عصر یکشنبه در اطراف فرودگاه اصفهان سقوط کرد.
این هواپیما که ساعت ۲:۴۴دقیقه بعداز ظهر از فرودگاه شرکت هواپیماسازی ایران(هسا) پرواز کرده بود، در ساعت ۴ بعد از ظهر سقوط کرد و تمامی ۵ سرنشین آن کشته شدند.
گفته می شود قرار بود این هواپیما به شرکت ایران ایرتور واگذارشود.
اولین سقوط هواپیمای ایران ۱۴۰ در سال ۲۰۰۲ در حوالی باقرآباد، ۴۴ کشته بر جای گذاشته بود. هواپیمای ایران۱۴۰ با مجوز شرکت اوکراینی آنتونوف در ایران تولید میشود.
پاسخ
حسین عزیز .. بله خبر این سانحه رو دوست بزرگوارم جناب آوالانچ عزیز مرقوم فرمودند
واقعآ خبر تآسف باری بود
امیدوارم با بررسی کارشناسانه .. علت سانحه مشخص شود
سلام كاپيتان
خسته نباشي
آقا تنبل شديد از پستهاي جديد خبري نيست؟
منتظريم!
سلامت باشيد
پاسخ
امیر جان حق با شماست . اما تنبل نشده ام
راستش رو بخواهی کمی مشکل قلبی داشتم .. که در حال استراحت پزشکی هستم
ولی سعی می کنم تا فردا پست جدید رو منتشر کنم
از شما و سایر دوستان عذر خواهی می کنم
سلام آقاي مدرسي
در مورد سانحه جديد در امريكا اين هواپيما از نوع بمبارديه و با موتور توربو پراپ بوده كارخانه بمبارديه كانادايي است و در شهر مونترال است و ميگويند سومين توليد كننده هواپيما در دنياست البته من چندين بار اين هواپيما ها را سوار شدم هم توربوپراپ دارند هم جت واقعا هواپيماهاي مطميني هستند و هميشه ميگفتم كاشكي بجاي توپولوف و آنتونوف ١٤٠ ما از اينها براي مصافتهاي كوتاه ميخريديم علت سانحه هم ورود هواپيما به منطقه باران يخ بوده كه تمام سطح بالها را يخ پوشانده و خاصيت آيروديناميكي بالها را از بين برده است.
اينجا در كانادا يك نوع باران داريم به اسم باران يخ كه با تگرگ فرق دارد در اين نوع باران قطرات آب وقتي به جايي برخورد ميكنند تازه يخ ميزنند مثلا وقتي داريم رانندگي ميكنيم تمام شيشه جلو ظرف چند ثانيه يخي به قطر يك سانت ميبندد.
معمولا راديو سريع اخطار ميدهد.
درضمن شهر بوفالو يك شهر مرزي است و يك قسمت از اين شهر در خاك كاناداست نزديك آبشار نياگارا.
اميدوارم به كامل شدن مطلب شما در اين مورد كمك كند.
قربان شما
علي از كانادا
پاسخ
علی جان عزیز و نازنین
ممنون از اطلاعاتی که ارائه فرمودی .. دیشب کامنتی را پاسخ می دادم .. دوست عزیزی به نام آری ای میل شما رو می خواست .. ظاهرآ چند تا تصویر و فیلم دارد که می خواهد از طریق شما به من برساند
اگه به کامنت های قبلی نظر بیندازی حتمآ آری جان را خواهی دید
من با اجازه شما .. آدرس ای میل شما رو هم در همین بخش می گذارم تا اگه ایشون هم دید با شما تماس بگیره
samadi_alireza@yahoo.com
در مورد باران یخ باید بگویم .. بله ما در خیلی از مناطق این پدیده رو داریم .. البته هواپیماها برای جلوگیری از این معضل ، با زدن کلیدی بخشی از حرارت موتور ها به لبه های بال رسیده و با داغ شدن ان ، سبب کنده شدن یخ و برفاب ها می شوند .. تعجب می کنم چرا این هواپیما از این وسیله استفاده نکرده است ..!!؟ از شما به خاطر توضیحاتی که نوشتید .. سپاسگزارم
سلام
تولد نوه هاتون مبارک.اصلا یادم نبود.شرمنده عمو جان.ان شاالله همیشه شاداب و تندرست باشند.
پاسخ
نیلوفر جان .. دشمن ات شرمنده دخترم
این چه فرمایشی است ؟ شما از کجا خبر داشتی ؟ خودم یادم نبود !! به هر حال ممنون از شما
از این همه مهر و محبت شما شرمسارم و قلبآ تشکر می کنم
بنام آنكه هستي از او نام يافت
خدمت استاد گراميم و دوستان عزيز سلام و عرض ادب
براي دوستاني كه عاشق بوينگ 747 هستند مطلبي از قبل داشتم كه مجددادرج مي كنم ضمناً خدايش منبع را يادم نيست .
در سال 1964 «نيروي هوايي ايالات متحده» مناقصه اي را براي ساخت يک هواپيماي ترابري نظامي غول پيکر مطرح کرد. هرچند شرکت لاکهيد (C-5) به دليل قيمت ارزان برنده ي مناقصه شد، شرکت بوئينگ هم طرح 747 پيشنهادي خود را تدريجاً ادامه داد. سرپرستان بوئينگ معتقد شده بودند که با 15% نرخ رشد سالانه ي مسافر، خطوط هوايي در نيمه ي دهه ي 1970 به هواپيمايي نياز دارند که بتواند تا 375 نفر مسافر را در يک مسافت طولاني منتقل کند. به اعتقاد آنان، هواپيماي مناسب براي اين بازار بايد حداقل 40 سال پيشتر از زمان خودش آماده شود.
براي 747 ابتدائاً موتوري از جنرال الکتريک مورد نظر بود، ولي نهايتاً موتور GT9D ساخت پرات اند ويتني مناسبتر تشخيص داده شد. پرات اند ويتني براي اين موتور توربوفن، که حاصل شش سال تلاش مداوم بود، کارخانه ي جديدي برپا کرد، چون بسياري از ابزارها و روش ها بايد به روز مي شد. براي آزمايش موتور عظيم GT9D با دهانه ي ورودي 2.5 متري، آن را بر روي يک فروند B-52 متعلق به نيروي هوايي نصب کردند. هرچند نتايج آزمايشات رضايت بخش بود، اصلاحاتي هم بر روي موتور انجام شد.
چون يکي از اهداف اوليه ي ساخت 747 حمل محموله هاي بزرگ (مثل کانتينر هاي عظيم دريايي) بود، بدنه ي هواپيما چنان طراحي شد که دو کانتينر با سطح مقطع 8x8 فوت بتواند در کنار هم درون آن قرار گيرد. به اين ترتيب، در طرح نهايي بيش از آنکه آسايش مسافر مورد نظر باشد، امکانات حمل بار، نقش تعيين کننده اي داشت. البته طرح مذکور مي توانست صرفاً براي حمل مسافر، و يا حتي ترکيبي از مسافر و بار، تدارک شود. طرح نهايي بدنه ي 747 شامل 3 عرشه بود: عرشه ي فوقاني (شامل کابين خلبان)، عرشه ي مياني (براي مسافران)، و عرشه ي تحتاني (براي حمل بار). در مدل هاي صرفاً باربري، امکان بارگيري از درب لولايي دماغه هم پيش بيني شد. در مدل هاي مسافر بري، سالن استراحت مرفهي در پشت کابين خلبان (عرشه ي فوقاني) طراحي شد که از پلکان مدوري به عرشه ي اصلي راه مي يافت. در مدل هاي مسافربري، در هر رديف ده صندلي جاي مي گرفت که کابين درجه يک، پيشاپيش آن قرار داشت.
در آوريل 1966 با انعقاد يک قرارداد نيم ميليارد دلاري بين پان امريکن و بوئينگ براي تحويل 25 فروند، بسياري از مشکلات مادي طرح رفع شد، و زمين هاي جديدي براي احداث کارگاه هاي مورد نياز خريداري شد، چنين هواپيماهاي عظيمي (با حجم قابل توجه 285 ميليون فوت مکعب) به کارگاه هاي عظيمي براي اجراي عمليات توليد نياز داشت.
پس از پايان مرحله طراحي، براي اطمينان از محاسبات انجام شده، حدود 14000 ساعت آزمايشات مختلف در تونل باد انجام شد، و ده ميليون نفر – ساعت براي اين آزمايشات صرف شد. پس از آغاز اولين عمليات ساخت در ژانويه ي 1967 ، امور مونتاژ در سپتامبر شروع شد. به دليل حجم زياد کار، بوئينگ از پيمانکاران ديگري هم براي اجراي عمليات توليد استفاده کرد، و همزمان با فعاليت هاي مونتاژ، ساخت يک ماک آپ را هم آغاز کرد. اين ماک آپ، که فاقد موتور و صندلي و يک بال بود، فقط طرح نهايي را مجسم، و ابزارهاي مورد نياز براي توليد را مشخض مي کرد.
سرانجام، در نهم فوريه ي 1969 اولين پيش نمونه 747 در معيت يک فروند F-86 به پرواز درآمد و اولين پرواز آزمايش را با موفقيت انجام داد. پس از سپري شدن آزمايش هاي پروازي همه ي پنج فروند پيش نمونه ي 747 ، «اداره ي هوانوردي فدرال» گواهينامه ي صلاحيت پروازي 747 را در 30 دسامبر همان سال صادر کرد. با اين حال، هنوز هم مشکلاتي وجود داشت. مهمترين مشکل، تغيير شکل موتورها از شکل دايره اي به بيضوي (پس از قرار گرفتن تحت بار) بود. هرچند پرات اند ويتني پوسته ي جديدي را براي موتور ها طرح کرد، و براي همين کار مدتي وقت صرف شد، بوئينگ باز هم توانست که سفارش هاي پان امريکن را مطابق برنامه تحويل دهد. مدير جديد پان امريکن، که خلبان متبحري هم بود، پروازي آزمايشي با يک فروند 747 انجام داد و مانورهاي شديد شيرجه رفتن و وامانده شدن را آزمود. هرچند تمام بدنه ي هواپيما مي لرزيد و نوک بال ها به اندازه ي 12 فوت به بالا و پايين خم مي شد، هيچ حادثه اي رخ نداد، و 747 را ايمن ترين هواپيماي تاريخ صنعت هواپيمايي معرفي کردند. حتي در حين آزمايش هاي استاتيکي 747 ، نوک بال ها تا قبل از شکسته شدن، به اندازه ي 26 فوت به بالا خم شد.
در ژوئن 1969 پيش نمونه ي 747 براي شرکت در نمايشگاه هوايي در پاريس، مسافت 5160 مايل را يکسره پيمود. ابعاد 747 چنان عظيم بود که آن را جمبوجت ناميدند. قابليت هاي 747 مشتريان زيادي را جذب کرد و بوئينگ قرارداد هاي متعددي را براي فروش آن منعقد کرد. خط توليد 747 فعالتي ديرپا را آغاز کرد که وقوع بحران نفتي سال 1973 ، فقط ضعفي موقتي در آن بوجود آورد. فعاليت توليدي 747 چنان بود که در 1994 يک هزارمين فروند آن از خط توليد خارج شد.
مدل هاي متعددي از 747 ساخته شد که به جز 747 SP با بدنه ي اندکي کوتاهتر ، همگي ابعاد ظاهري مشابهي دارند. خدمات ويژه ي 747 تاکنون شهرت زيادي برايش داشته است. مثلاً با يک فروند 747 ويژه ، به نام «پست فرماندهي پرنده» (E-4) رئيس جمهور مي تواند در شرايط بحراني حمله به ايالات متحده، کليه ي پايگاه هاي نظامي آمريکا را در حين پرواز، رهبري کند. همچنين ، استفاده ي ناسا از 747 براي حمل فظاپيماهاي شاتل، محبوبيت زيادي براي جمبوجت داشته است. اگرچه 747 اساساً هواپيماي ايمني است ولي سوانحي را هم تجربه کرده که به دليل ظرفيت زيادش، هر کدام به فاجعه اي بدل شده اند.
هواپيماي بوئينگ 747 بزرگترين هواپيماي مسافربري تا امروز مي باشد (اگر چه هواپيماي ايرباسA380 که در حال ساخت است، بزرگتر از 747 خواهد بود.) هواپيماي 747 چهار موتوره با ساختار 2 طبقه اي که دارد، تا 450 نفر مسافر را مي تواند جابجا کند. طبقه بالا که کوچکتر هم هست براي مسافران بيزينس کلاس استفاده مي شود.
مدل 400-747 پروازهاي بين قاره اي (13570 کيلومتر) طي مي کند به طور مثال توانايي انجام پرواز بين لندن و سيدني بدون توقف را داراست. (در حالي که هيچ هواپيمايي اينچنين مسيرهاي طولاني را در برنامه پروازي خود ندارد.) تا ماه جولاي 2003 تعداد 1372 هواپيما در مدلهاي مختلف 747 ساخته و يا سفارش داده شده است.
گوناگوني:
747-100
اولين نمونه اين هواپيما، 100-747 مي باشد که در تاريخ 2 سپتامبر 1969 از کارخانه بوئينگ در واشينگتن خارج شد. اين کارخانه بزرگترين کارخانه اي است که تا به حال ساخته شده است. هواپيماي 100-747 از سال 1970 کار خود را در خطوط هوايي آغاز کرد. بعدها اين هواپيما با هواپيماي مدل 100-747 دش بي (B) جايگزين شد که کاملاً شبيه مدل قبلي بود فقط طراحي دماغه و شکل زير اين مدل متفاوت بود. نوع ديگر از سري 100 مدل SR مي باشد که گنجايش 550 مسافر را داراست و در پروازهاي داخلي ژاپن مورد استفاده قرار مي گيرد.
هواپيماي 100-747 را ميتوان از طبقه بالاي آنها که فقط 3 پنجره دارد، شناسايي کرد، هر چند بعضي از شرکتهاي هواپيمايي اخيراً مدل "SUD" را خريداري کرده اند که طبقه دوم را در مدل 300-747 نيز داراست.
747-200
ظرفيت اين مدل مانند 100-747 مي باشد، ولي مي تواند 30 درصد بيشتر پرواز کند و از طبقه بالاي اين مدل که 8 پنجره دارد قابل شناسايي است. اين مدل اولين 747 اي بود که براي حمل بار هوايي طراحي شده بود و در 3 مدل باري مختلف توليد شده بود. مدل 747-200 دش اف (F) که فقط براي حمل بار است، مدل 747-200 دش سي (C) که مدل متغيري است که مي تواند براي حمل بار يا مسافر مورد استفاده قرار گيرد و مدل 747-200 دش ام (M) که مدل ترکيبي است و توانايي حمل بار و مسافر در يک زمان را داراست.
747-SP
مدل 747-SP اولين بار در سال 1976 تحويل شد و در اين مدل ظرفيت هواپيما قرباني سرعت و مسافت پروازي شده بود، يعني ظرفيت 220 مسافر را داشت در حالي که مسافت 10200 مايل را با سرعت 610 مايل در ساعت طي مي کرد، بعضي خطوط هوايي اين مدل را 747 دش SHORT مي نامند چرا که ظاهري کوچک دارد. هواپيماي 747-SP دور پروازترين مدل بود تا اينکه ايرباس A340 ساخته شد و به ايرلاين هاي آمريکايي Pan Am و Gantas راه يافت چرا که توانايي پرواز دور براي مسيرهاي اين ايرلاين ها مناسب بود. (ايرلاين هاي آمريکا بعدها 747-SP را براي پرواز به توکيو استفاده کردند)
747-300
اولين مدل بوئينگ 747 که طبقه فوقاني با گنجايش بيشتري را ارائه کرد 747-300 است. در ضمن اين مدل نسبت به 747-200 دور پرواز تر است. مدلهاي 747-300 دش ام (M) و 747-300 دش اس آر (SR) نيز ساخته شدند.
747-400
آخرين مدل 747، مدل 400-747 است که هنوز نيز توليد مي شود، در اين مدل باله هاي کوچک ، فضاي داخلي جديدتر و سرگرمي هاي حين پرواز نسبت به مدل هاي قبلي، اضافه تر بودند.
مدل 400 در شکل هاي ترکيبي 400-747 دش ام (M) و باري 400-747 دش اف (F) نيز ساخته شده است. مدل 400-747 دش دي (D) که در پروازهاي داخلي ژاپن مورد استفاده است، بالاترين ظرفيت را در بين هواپيماهاي ساخته شده تا امروز را داراست (حمل 568 مسافر) مدل ER نمونه دور پرواز 400 است و مدل باري آن ERF مي باشد.
اخيرا طرح هاي جديدي براي ساخت مدل جديد وجود دارد، مدل XGLR که به معني مدل دور پرواز بسيار بي صدا مي باشد.
مدلهاي نظامي و دولتي:
مدل جديد U.S.PRESEDINTIAL از مشهورترين مدلهاي 747 است و به نام Airforce One شناخته شده است. در حالي که رئيس جمهور را هيچگاه با هواپيماي نظامي جابجا نمي کنند ، مدل VC-25A مي باشد که به جهت استفاده در بخش نظامي و پست هاي کنترل نظامي تغيير شکل داده شده بود و يک فروند 747 که براي انتقال Space Shuttle و حمل تانکرهاي سوختگيري هوايي مورد استفاده قرار ميگيرند. مدل جديد ديگري که به بافت نظامي 747 اظافه شده است Airborne laser است که جزئي از طرح دفاع ملي ضد موشک مي باشد.
دولتهاي ديگر نيز از 747 براي پروازهاي VIP استفاده کرده اند که بحرين، ايران، ژاپن ، عمان، قطر، عربستان سعودي، تايوان و امارات متحده عربي را مي توان نام برد.
موتور ها
در مدل 100-747 چهار موتور توربو Pratt and Whitney JT9D-7A يا چهار موتور توربو فن Rolls-Royce RB 211-254B2 يا چهار موتور توربو فن General Electric CF6-45A2.
در مدل 300/200-747 چهار موتور توربوفن Pratt & Whitney JT9D-7R4G2 يا چهار موتور توربوفن RB211-524D4 يا چهار موتور توربوفن General Electric CF6-50E2
در مدل 400-747 چهار موتور توربوفن Pratt & Whitney PW4062 يا چهار موتور توربو فن RB211-524H يا چهار موتور توربوفن General Electric CF6-80C2B5F
جزئيات:
مدل 400-747 ، 6 ميليون قطعه دارد که در 33 کشور مختلف ساخته مي شوند.
فقط يک موتور مدل 747 نيرويي بيشتر از 4 موتور مدل 707 توليد مي کند.
در مدل 747 بيش از 700 پوند اورانيوم درون ساختار موتور وجود دارد، هدف از بکاربردن اين اورانيوم سنگين کردن بال براي جلوگيري از تکان و لرزش بال است.
سوانح:
در تعدادي از حوادث هوايي اين هواپيما دچار سانحه شده است. تعداد بسيار کمي از اين حوادث به خاطر اشکالات طراحي يا ساختاري هواپيما بوده است، بيشتر آنها به خاطر اشتباه خلبان و يا حملات تروريستي يا هواپيما ربايي بوده است.
- پرواز لوفت هانزا در نايروبي در سال 1974
- حادثه فرودگاه Tenerife در سال 1977
- پرواز Air India در درياي عرب در سال 1978
- پرواز هواپيمايي کره در درياي Okhostk در سال 1983
- پروازAvianca در مادريد در سال 1983
- پرواز Air India در اقيانوس آتلانتيک در سال 1985
- پرواز هواپيمايي ژاپن در توکيو در سال 1985
- پرواز هواپيماي آفريقاي جنوبي در اقيانوس هند در سال 1987
- پرواز Pan Am در لاکربي در سال 1988
- پرواز هواپيمايي چين در تايوان در سال 1991
- پرواز هواپيمايي فيليپين در Okinawa در سال 1994
- پرواز OWA در Long Island در سال 1996.
- پرواز سعودي در دهلي در سال 1996
- پرواز هواپيمايي کره در Guam در سال 1997
- پرواز هواپيمايي سنگاپور در تايپه در سال 2000
- پرواز هواپيمايي چين در Penghu Island در سال 2002
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
نمی دونم با چه زبانی از شما تشکر کنم .. خیلی دلم می خواست این اطلاعات را به صورت مستقل در سایت منعکس می کردم .. افسوس که منبع ان را نمی دونی و گرنه مطلب بسیار جالبی بود
از شما تشکر می کنم
درود جناب مدرسی . خوب هستین ؟
چند روزه اینجا سوت و کوره نگران هستم ؟
پاسخ
ممنون پسرم
کمی قلبم درد می کرد .. و در حال استراحت پزشکی بودم
به امید خدا با مطلب جدید بر خواهم گشت
کپتن جان
خیلی با بزرگواریتون آدم رو شرمنده میکنید...
خبر بد و دلخراش به زمین خوردن ایران-۱۴۰ رو به شما تسلیت میگم٫ به ویژه اینکه تا جایی که فهمیدم٫ ۲ نفر از اون ۵ بزرگوار خلبان سی۱۳۰ بوده اند: سرتیپ نجفی و سرهنگ مهدوی...به هرگونه آمرزش آن ۵ جانباخته و آرامش روان بازماندگانشان را از ایزد یکتا خواستاریم.
مهرداد
پاسخ
مهرداد عزیزم .. از شما تشکر می کنم
بله من هم با شنیدن خبر این سانحه بد جوری حالم گرفته شد
امیدوارم اخرین سانحه کشورمون باشه
سانحه سقوط هواپيماي ايران 140 و درگذشت خلبان باقر گردان و خلبان حسين مهدوي را تسليت مي گويم
پاسخ
ممنون پسرم
من هم به سهم خود شهادت این قهرمانان را به خانواده هایشان و مردم شریف ایران تسلیت می گویم .
جناب مدرسي
با سلام
سالگرد تولد نوه هاي عزيزت را تبريك ميگويم اميدوارم زير سايه شما و والدينش با سلامتي و شاد كامي ساليان سال زنده باشند.
محمود
پاسخ
محمود عزیز و گرامی
از مهر و محبت شما قلبآ سپاسگزارم
من از طرف آن ها از شما تشکر و قدردانی می کنم
جناب مدرسی باسلام
با کمال تاسف یک فروند ایران 140 که در حال پرواز آزمایشی برای تحویل بیکی از شرکتهای هواپیمایی ایرانی در اطراف فرودگاه شاهین شهر بود عصر یکشنبه سقوط کرد و بنا به قولهای متفاوت 4 یا 5 نفر سرنشین آن کشته شدند.جالب است حالا که موضوع سقوط این پرنده مطرح است در همه خبر ها آنرا آنتونف می نامند نه ایران 140 !! خدا پدر شرکتهای هوایی را بیامرزد که تاکنون زیاد این هواپیما را تحویل نکرفته بودند وگرنه از این فجایع زیاد داشتیم.من نمیدانم وقتی ما در حل مشکلات متعدد جاده ای خود مانده ایم چه اصراری است که هواپیما بسازیم.یکی به مسئولین عزیز ما که جو گیر تولیدات فوق تکنولوزیکی شده اند توضیح بدهد که والله امروزه تولید زیاد مهم نیست و افتخاری ندارد بلکه میتوان بدون وابستگی صرف از تمامی تولیدات خوب و با صرفه دیگر تولید کنندگان جهانی که اتفاقا متعلق به یک کشور هم نیستند با مهارت و نرخهای خوب استفاده کرد و از ازدیاد اینگونه ضایعات نیز جلوگیری نمود.
کارخانه ای که حدود 12 سال است در شاهین شهر اصفهان برقرار شده و بقول خودشان هواپیما تولید میکند و مرتب ما را در ردیف تولیدکنندگان صنعت هواپیما سازی فریاد میکنند کدام تولید خویشرا بسان دیگر کارخانجات فروخته غیر از فروش اجباری به یکی دو تا شرکت ایرانی که این طفلک ها هم بزور مقامات مافوق خریده اند؟ چرا بزور میخواهید خود را در ردیف هواپیما ساز ها جا بزنید و جان هموطنان مارا بخطر بیندازید؟ ساخت یکدست قاشق چنگال خوب و با کیفیت جهانی بمراتب بهتر و افتخار آمیز تر از کپی برداری ناشیانه از تولیدات بنجل کشوری نظیر اکراین است.بیدار شوید و پوا این مردم شریف را اینگونه بپای تبلیغات پوچ و بی ارزش نریزید.
پاسخ
سرور گرامی جناب آقای فرنودی عزیز
البته شما بهتر از هر فردی می دانید که حتی پیشرفته ترین جت های مسافرتی هم دچار سانحه می شوند .. مثلآ جامبو جت که بوئینگ 747 است تا حالا تعداد زیادی سانحه داده است . حادثه هیچ گاه خبر نمی کند .. خیلی از عوامل دست به دست هم داده و سبب سانحه می شود .
در باره این حادثه دلخراش هم تا نتایج بررسی ها مشخص نشود ، هر نوع اظهار نظری ممکن است ذهن مردم رو منحرف کرده و از واقعیت به دور بمانند . البته دانش من در حدی نیست که در باره صنعت هواپیما سازی اظهار نظر کرده و تولید کارخانه ای رو زیر سوال ببرم . فقط می دانم خلبانانی که شهید شده اند .. از با تجربه ترین نیروهای کشور محسوب می شدند .. و همان گونه که عرض کردم ، سانحه هرگز خبر نمی کنه
در مورد ضرورت داشتن خط تولید هواپیما .. من معتقدم در شرایطی که دشمنان ما همواره در حال تضعیف و زیر سوال بردن توانایی های هموطنان ما هستند .. حتی اگه هواپیمای مدل هم بتوانیم بسازیم ، باعث اقتدار یک کشور است . و توان علمی و فکری ما رو می رساند .
خود شما استاد بنده هستید .. و می دانید که اگه هواپیما دارای استاندارد های لازم نباشه هرگز هیچ خلبانی آن را به پرواز در نمی آورد .. به هر حال برای رسیدن به دنیای صنعتی باید تاوان داد . اگر چه خیلی دردناک است
جناب مدرسي گل
آپديت بفرماييد لطفا
چشممان به اينترنت خشك شده
هر روز - روزي 2-3 بار چك مي كنيم اما از آپ خبري نيست
خوش و خرم باشيد
موفق تر از هميشه
پاسخ
سپند عزیز
توضیح دادم که کمی مشکل قلبی داشتم .. ئ در حال استراحت پزشکی بودم .. حتمآ تا فردا آپ خواهم کرد
سلام بر کاپیتان عزیز و دوست داشتنی
تبریک این حقیر رو هم به مناسبت تولد نوه هایتان پذیرا باشید ، امیدوارم که همراه با خانواده گرامی و نوه های عزیزتان همیشه شاد و سلامت باشید .
باور کنید این عکس هم به اندازه مطالبتون برام جالب بود .
زنده باشید هزار سال
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
از مهر و محبت شما قلبآ تشکر و قدردانی می کنم .. امیدوارم شما دوست عزیز و نازنین هم سلامت و تندرست باشید
سلام
همیشه موفق و موید باشی
اول من از سوار شدن هواپیما میترسم اما
عاشق پروازم اما یک مسافرت معمولی هم با هواپیما دق مرگم میکنه چکار کنم ترسم بریزه
2- شما تا حالا تو پروازتون بشقاب پرنده دیدین . نخندین جدی پرسیدم
3-شما و خانواده در پناه حق همیشه شاد باشید
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
هر وقت سوار هواپیما می شوی .. اول به خدا فکر کن که عمر همه دست اوست
دوم به خلبانان و گروه پروازی فکر کن که اگه کوچک ترین مشکلی باشه پرواز نخواهند کرد .. پس نگران چی هستی ؟
از پرواز و زیبایی های ان لذت ببر
من به شخصه بشقاب پرنده ندیدم قراره دوستم جناب اوالانچ در این زمینه مطلب ارائه دهد
سلام جناب آري
حتما اينكار را انجام ميدهم ولي من ايميل شما راندارم لطفا ايميل خود را بدهيد با شما سريع تماس ميگيرم من كمتر از يكماه ديگه ميرم ايران.
علي از كانادا
پاسخ
ممنون علی جان
behrouz.journalist AT gmail @ Com
ست . منتظر شما هستم
سلام جناب مدرسی . امیدوارم که حالتون خوب باشه و درد قلبتون هم خوب شده باشه . من اصولا چند وقته به این نتیجه رسیدم که آدم نباید خیلی سخت بگیره . میدونم شما کلی زحمت کشیدید برای این سایت و وقتی با شما اینجوری رفتار میکنند ناراحت میشید و احساس میکنید که قدر زحماتتونو ندونستند . اما اشکالی نداره . اونایی که باید قدر بدونند میدونند و از مطالبتون استفاده میکنند .به قول خارجیا تیک ایت ایزی !!!! چون انگلیسی مینوشتم متن به هم میریخت اینجوری نوشتم (: در مورد پاسخ اقای فرنودی عزیز عرض کنم که منم با ایشون موافقم و خودم همونطور که گفتم در مراسم رسمی یا در جلسات یا نماشگاه هایی که در خارج کشور شرکت کردم همیشه از کت و شلوار و کراوات استفاده کردم . اما خوب دلیل نمیشه که اگه کسی از کراوات بدش میاد و استفاده نمیکنه مفهومش این باشه که ادم لوده و بیشخصیتی باشه یا به ظاهرش اهمیت نده . ضمنا من اصلا با این قسمت حرف اقای فرنودی که گفتند کراوات برای شما شخصیت اجتماعی می آفریند موافق نیستم . شخصیت اجتماعی آدمها به کراوات نیست بلکه به نوع رفتار و کردار اونها در اجتماع برمیگرده . دلیل نمیشه که هرکسی کراوات میزنه انسان با شخصیتی باشه و هرکی نمیزنه بیشخصیت . من هم کراوات رو دوست دارم هم دوست ندارم !!!! درسته که شیک هست اما احساس راحتی ندارم با کراوات . اما این دلیل نمیشه که یقه پیراهنم تا نافم باز باشه !!! یا لباس تمیز و اتو کشیده استفاده نکنم !!! یا وقتی کروات میزنم یهو ادم با شخصیت و با پرستیژی بشم اما تا کراواتو باز میکنم یهو از این رو به اونرو شده تبدیل به یه آدم بیشخصیت و بی فرهنگ بشم !!!! !یا چون با با کراوات احساس خفگی میکنم از فردا با لباده و شلورا گشاد و شال کمر و گیوه راهی خیابان شوم !!!!!!!!!! از جناب فرنودی انتظار این حرفا رو نداشتم . خوب یکی با کراوات حال میکنه یکی نمیکنه ! دلیل نمیشه که اینطوری در مورد کسی که سلیقش با آدم فرق میکنه صحبت و قضاوت کرد . نظر هر کسی برای خودش محترمه . ببخشیدا پر حرفی کردم . اما تو متن جناب فرنودی بی احترامی به کسانی که نظرشون با ایشون یکی نیست مشهود بود .باز هم میگم که شخصیت و جایگاه اجتماعی افراد به کراوات نیست . اگه بود میشد با دادن یک کراوات به تک تک افراد کشور در عرض یک روز تبدیل به با فرهنگ ترین و با شخصیت ترین و متمدن ترین کشور دنیا بشیم !!!!!!! ببخشید سرتونو درد آوردم . قربان شما دارا
پاسخ
قبل از هر چیز از شما به خاطر طرح دیدگاه های مثبت خودتون تشکر می کنم
در مورد استاد فرنودی .. فکر کنم سوء تفاهم شده است . من این مرد بزرگوار رو می شناسم . مطلقآ دوست نداره کسی رو زیر سوال ببره
منظور او کلی بود .. و نظر عمومی در مورد کروات رو بیان فرمودند .. نه این که هر کی کروات نزنه بی شخصیت است !!! البته گاهی نوشته ها بار اصلی هدف نویسنده رو نمی رسونه .. که مطمئن هستم استاد فرنودی خود پاسخ خواهند فرمود .. چون جناب کدخدایی هم به نوعی رنجیده است . امیدوارم تمام این سوء برداشت ها برطرف شود
در مورد سایت و مطالب آن .. دارا جان نگران نباشید .. از عهده این مسایل بر خواهم امد .. اولش کمی شوکه شده و احساس پوچی کردم .. اما حالا با اقتدار بر گشته و از نوع مطالب ام رو خواهم نوشت
دوست عزیز و بزرگوارم
آقا بهروز
بعد از بازگشت از اصفهان و سر زدن به سایت چیزی به من گفت اوضاع روبه راه نیست.نگران بودم و روزی دو تا سه بار سر می زدم تا از شما خبری شود که متاسفانه باردیگر حس ششمم درست گفته بود.
نمی دانم چه بگوییم ولی قضیه یه جورهایی مشکوکه!!احتمالا این قضیه احضار کردن به خودشیرینی شخصی که با شما مشکل داره مربوط می شود می دانید چرا؟چون اگر مشکل از سوی مسئولان نظارت بر اینترنت بود قطعا فیلتر می کردند.در سایت سنترال کلوب مسائل بسیار بسیار محرمانه نظامی مطرح می شود که مدتی فیلتر کردند و بعد باز شد.
حضور کسانی که فکر می کنند جناب مدرسی باعث تحقیر ارتش شده ارض کنم:ایشان تمام تلاش خود را برای بیان افتخارات جوانان این مملکت در سال های جنگ انجام دادند.اما شما چه کرده اید؟!ایشان شهامت داشتند و با حفظ به اصطلاح اسرار نظامی کمی از کوتاهی سایرین در بیان جانفشانی هایی که در جنگ صورت گرفت را جبران کردند.شما چه کردید؟!ایشان فعالیت در این زمینه را به سایه نشینی و ایراد بی مورد گرفتن از سایرین ترجیه دادند.شخصا از روزی که مطالب جنگی جناب مدرسی را خواندم به وطن پرستی ایشان و ارتش کشورم بیشتر از گذشته افتخار می کنم.در هیچ یک از مطالب ایشان اثری از اسرار نظامی ندیده ام و برای همین تنها یک نتیجگیری برایم حاصل می شود.آزار ایشان چه سودی برایتان دارد.اگر فکر می کنید جناب مدرسی ارتش را تحقیر کرده اند یا اسرار نظامی را بیان کرده اند کافی است به سایر سایت های نظامی سر بزنید و گزارش های مستند دقیق باورنگردنی از قسمت های مختلف ارتش را ببینید.شا با این کارتان بیشتر خودتان را زیر سوال بردید تا ایشان را.با کوتاهی های صورت گرفته و عدم درج کتاب های مناسب درباره دلاورمردی های جنگ آقای مدرسی کم هزینه ترین راه یعنی اینترنت را برای ادای دین به مملکت انتخاب کردند.حال یک سوال از شما که وجدانا صادقانه به خود پاسخ دهید!!به پاسداش خون شهدای نیرو هوایی و سایرین تا به حال چه کردید اصلا برایتان مهم هست.شما از کدام دسته هستید آیا دانسته این کار را انجام می دهید یا ندانسته؟!بارها مسئولین رده بالای کشور به خصوص در این سال ها که فشار دشمنان در تضعیف روحیه مردم بالا گرفته سعی در حمایت از نشر و بیان افتخارات ملی در جنبه های مختلف کرده اند.اگر خاطرات جنگ و کسانی که به معنای واقعی اسطوره بودند را بیان نکنیم می دانید چه می شود!!به علت خود کم بینی قشر جوان ساعت ها باید با آنها بحث کرد تا قانع شوند که ارتش اسراییل و آمریکا شکست ناپذیر نیستند و اگر کوچکترین حرکتی کنند به آتش کشیده خواهند شد. شما چه کردید!! مگر در این کشور زتدگی نمی کنید!!هدف شما چیست!!
پاسخ
سرور گرامی جناب آوالانچ عزیز
راستش رو بخواهی .. آن ها ابتدا فرمودند بعضی مطالب تضعیف است .. ولی قبول داشتند که موردی ندارد .. اما متآسفانه به بنده دستور دادند در مورد ارتش فعلآ چیزی ننویسم . من در پاسخ گفتم .. شما میلیارد ها تومان در عقیدتی سیاسی های ارتش خرج تبلیغات می کنید .. آیا رسانه ای را سراغ دارید که حتی دویست مخاطب دایمی داشته باشه ؟ من بدون هیچ هزینه یا حمایتی برای ترسیم صلابت ارتش و با هدف نشان دادن اقتدار آن سعی در درج خاطرات خود و دوستانم می کنم ..
البته من یک نتیجه گیری کردم .. اگه یادت باشه شما یک خاطره ای از یکی از خلبانانی که اکنون مسئولیت خطیری به عهده داره نوشتید ..من در پاسخ به ان شخص که از دوستانم است .. نوشتم که روز اول جنگ باند فرودگاه سالم بوده است .. شاید اشتباه فرمودی .. فکر می کنم این تذکر دوستانه من موجب خشم شده و دستور گوشمالی ام رو صادر فرمودند . البته خدا رو شکر ان ها برخورد خیلی خوبی با بنده داشتند .. فقط فرمودند .. فعلآ چیزی از ارتش ننویسم .
بهروز جان با توجه به قدرت روایتگری بی نظیر شمما و خاطرات مختلفی که دارید با کمی تلاش مطمئن هستم آمار بازدید روزانه از 3000 خواهد گذشت.گذشت زمان هم چهره واقعی بعضی افراد را هم مشخص می کند.تا زمانی که حالتان بهتر شود هر روز مطالب جالب قرار می دهم تا خوانندگان دست خالی بیرون نروند.بهروز جان لطفا در یک پست به صورت کامل تمام ماجرا را بیان کنید.هر چه زودتر بهتر. پس به کوری چشم....یا علی
پاسخ
سرور گرامی جناب اوالانچ عزیز
با تشکر از شما و محبتی که به حقیر دارید .. راستش یک خواهشی دارم و این که شما از دوستان بخواهید فعلآ تا خوب شدن شرایط روحی ام چیزی درج نشود . تا وضع بدتر نگردد . اخه خود آقایون هم معترف بودند که مطالب سایت جز تعدادی مطلب ، بقیه مشکلی ندارد . و البته خیلی رفتار محترمانه با بنده داشتند .. ولی در نهایت گفتند فعلآ بهتره در مورد ارتش جمهوری اسلامی چیزی ننویسم .. من به آقایون عرض کردم میلیارد ها تومان هزینه تبلیغات ارتش می شود .. حضرت عباسی در کدام یک از بخش های عقیدتی سیاسی ارتش رسانه ای سراغ دارید که روزی دویست نفر مخاطب دایمی داشته باشد !!؟ در حالی که این سایت بدون هیچ گونه حمایت مالی و کمک از کسی ، ماهیانه حدود هفتاد تا هشتاد هزار مخاطب دایم و ثابت دارد . این واقعیتی است کتمان ناپذیر .. خب بعضی مطالب ممکنه بار منفی در پی داشته بود .. مثل مطلب پاچه خواری در ارتش .. ولی درصد اشکالات بی نهایت پائین و قابل گذشت است
به هر حال من به خواسته آقایان احترام می گذارم . و خواهش می کنم دوستان فعلآ در این مورد حرف و سخنی ننوشته .. چون ممکنه دشمنان و مغرضان با درج مطالبی .. به حساسیت موضوع دامن زده و وضع رو بد تر از این نمایند . من آدم حساس و زود رنجی هستم که چنین شوکه شده و انگیزه هایم رو از دست دادم .. لااقل دوستان خویشتن داری کرده تا با بهبود مشکلات قلبی ام .. به فکر راه حل باشم .
بار دیگر از یکایک عزیزان خواهش می کنم .. به هیچ عنوان اظهار نظر چه مثبت و چه منفی نفرمایند
ممنون از همه عزیزان
نقل از مجله دانشمند شماره 533
سال ها پیش. پیش از آنکه انقلاب ایران رخ دهد واقعه ای در تهران روی داد که هم اکنون به عنوان (یکی از 10 پرونده برتر مربوط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس در جهان) مطرح است. در این حادثه هواپیماهای جنگده ارتش ایران و (یک شی پرنده ناشناس) تا مرز درگیری پیش رفتند. حوالی ساعت 12:30 دقیقه بامداد روز نوزدهم سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 شمسی) به وقت محلی تهران پست فرماندهی نیروی هوایی ارتش چهار گزارش تلفنی از طرف شهروندان غیر نظامی ساکن در منطقه شمیران دریافت کرد که همه همه آنها از وقوع وقایع نامعاوم در آسمان شبانگاهی شهر حکایت می کردند.برخی از تماسگیرندگان به شیئی شبیه به یک پرنده اشاره داشتند و برخی دیگر آن را همانند بالگردی با درخشش فوق العاده توصیف میکردند.برسی های پست فرماندهی نشان داد که در آن هنگام هیچ بالگردی که بتوان گزارش های مذکور را به آن نسبت داد در ماموریت پرواز نبوده است و به این ترتیب یوسفی معاون عملیات در جریان اتفاق قرار گرفت. او در ابتدا این کونه عنوان کرد که شئ مذکور تنها یک ستاره بوده است.ولی پس از رایزنی با برج مراقبت فرودگاه بین المللی مهر آباد و مشاهده شخصی خود که شئ بسیار درخشان و بزرگتر از یک ستاره را به وضوح در آسمان رویت کرد تصمیم گرفت تا یک جنگنده فانتوم را از پایگاه هوایی همدان واقع در 280 کیلومتری غرب تهران مامور پرواز و رهگیری پرنده ناشناس کند.هواپیمای F_4 در ساعت 1:30 دقیقه بامداد پایگاه را به سوی نقطه ای در 74 کیلومتری شمال تهران ترک کرد.خلبان و کمک خلبان اشاره کردند که شئ مورد نظر چنان درخشان بود که می شد آن را از فاصله 110 کیلومتری مشاهده کرد.زمانی که هواپیما به فاصله تقریبی 46 کیلومتری پرنده ناشناس رسید ناگهان تمامی دستگاه ها و وسایل ارتباطی آن از کار افتادند و به دنبال این واقعه عجیب خلبان که ادامه تعقیب را ناممکن می دید تصمیم به ناتمام گذاشتن ماموریت و بازگشت به پایگاه گرفت. شگفت انگیز آن که به محض قطع تعقیب و تغییر مسیر در جهت پایگاه مجددا دستگاه ها به وضعیت عادی بازگشتند.در ساعت 1:40 دقیقه دومین هواپیمای فانتوم با هدایت ستوان پرویز جعفری عازم ماموریت رهگیری شئ ناشناس شد.او که اکنون دوران بازنشستگی را می گذراند در 12 نوامبر سال 2007 (21 آبان ماه سال جاری) در کنفرانسی که برای برسی این رویارویی در باشگاه ملی
خبرگزاری های ایالات متحده آمریکا بر گذار شده بود شرکت کرد و خواستار انجام یک سلسله تحقیقات بین المللی برای کشف ماهیت اشیای پرنده ناشناس موسوم به یوفوها شد.هواپیمای جعفری که در فاصله 50 کیلومتری توانست شی ناشناس را روی راداره خود قفل کند.مشخصات راداری یوفو شبیه به یک هواپیمای بوئینگ 707 بود.زمانی که جت F_4 با سرعت 204 کیلومتر بر ساعت به فاصله 46 کیلومتری شی پرنده ناشناس رسید یوفو آغاز به حرکت کرد و فاصله خود را با هواپیمای رهگیر حفظ کرد. تخمین ابعاد شئ پرنده با چشم به دلیل درخشندگی خیره کننده آن امکان پذیر نبود.بنا به اظهارات خلبان نورهای ساطعه به رنگ های آبی سبز قرمز و نارنجی با الگویی به شکل مربع به ترتیب نسبت به هم چشمک می زدند ولی سرعت درخشش آنها به قدری سریع بود بود که می شد همه رنگ ها را با هم دید.در همان حال شئ مورد نظر و هواپیمایF_4 در مسیر جنوب به حرکت خود ادامه می دادند. یک شئ ثانویه کوچک تر از شئ اول جدا شد و با سرعت بسیار زیاد یه سوی جنگنده فانتوم حرکت کرد.ستوان جعفری فکر کرد که به او حمله شده است و اقدام به شلیک یک فروند یک فروند موشک حرارت یاب (سایدوندر AIM_9 ) کرد ولی بی درنگ تمامی تجهیزات هواپیما و از جمله دستگاه های کنترل جنگ افزار و همه سامانه های مخابراتی از کار افتادند. خلبان جعفری که خود را در برابر خطره قریب الوقوع بی دفاع می دید در آخرین اقدام با شتاب ثقل منفی به سوی زمین شیرجه زد. شئ ناشناس دوم به سرعت از روی هواپیما عبور کرد و در فاصله 4/7 کیلومتری پشت سره او توقف کرد و باره دیگر به سوی شئ ناشناس اول بازگشت و به آن ملحق شد.با استناد به نوار گفت و گوی خلبان و کمک خلبان شئ ناشناس پس از آن با سرعت چند برابر صوت دور شد.این بار هم به محض فاصله گرفتن هواپیما از از شئ پرنده ناشناس عملکرد تجهیزات و وسایل مخابراتی آن به وضع عادی بازگشت.اندکی بعد خدمه F_4 شاهد بودند که شئ نورانی دیگری از سمت مقابل شئ اول جدا شد و با سرعت زیاد مستقیم به سوی زمیت حرکت کرد. آنها فکر می کردند که این شئ بی درنگ به زمین اثابت خواهد کرد و انفجاری مهیب روی خواهد داد ولی پرنده ناشناس به آرامی فرود آمد. خدمه فانتوم در ارتفاع پایین تر بر روی محل فرود پرواز کردند و به موقعیت یابی نوری که زمین را روشن می کرد پرداختند.
جعفري بعدها گفت که شئ مورد نظر آنچنان تابناک مي نمود که در نور آن مي شد حتي سنگ ها و شن ها پيرامون محل آن را نيز مشاهده کرد.سپس هواپيما براي فرود رهسپاره فرودگاه مهرآباد شد.آنها متوجه شدند هر بار که از يک موقعيت مغناطيسي 150 درجه اي نسبت به مهرآباد مي گذرند دوچار اختلال مخابراتي و بروز اشکال در امر ارتباط مي شوند. يک هواپيماي ديگر خطوط هواپيمايي هم که در همان هنگام در حال نزديک شدن به فرودگاه مهرآباد بود دوچار مشکل مشابهي شد و سامانه مخابرات آن از کار افتاد.اندکي بعد وقتي که هواپيماي F_4 در حال آخرين اقدام براي تقرب بود خدمه آن باز هم شئ پرنده ديگري را مشاهده کردند.اين شئ چهارم استوانه اي شکل بود و در دو انتهاي خود نورهايي چشمکزن ساطع مي کرد.شئ مذکور از روي هواپيماي فانتوم پرواز کرد.برج مراقبت پرواز هيچ هواپيمايي را در منطقه گذارش نکرد.ولي زماني که خلبان فانتوم موقعيت و جهت يوفو را به آنها اطلاع داد پرسنل برج توانستند آن را مشاهد کنند.سال ها بعد مامور اصلي کنترل پرواز و يکي از فرماندهان نظامي مسئول پژوهش در اين پرونده افشا کردند که شئ مورد نظر از روي برج مراقبت فرودگاه مهرآباد هم گذشته و تمامي تجهيزات الکترونيکي آن را نيز از کار انداخته بود.پس از روشن شدن هوا خدمه فانتوم با يک فروند هليکپتر نظامي عازم محل فرود جسم پرنده سوم شدند.با اين حال هيچ ردي بر جاي نمانده بود.آنها منطقه را به سمت غرب دور زدند و در همين حال سيگنال مشخصي که بيب بيب مي کرد توجه آنها را به خود جلب کرد.اين علامت در نزديکي يک خانه شديدتر مي شد.آنها در نزديکي خانه فرود آمدند و از ساکنان آن در اين باره که آيا شب گذشته شاهد حادثه اي نامعمول بودو اند يا نه پرس و جو کردند.اهالي گزارش دادند که صدايي مهيب شنيده تد و نوري شديد شبيه به نور حاصل از صاعقه را مشاهده کرده اند.بعد ها پژوهش هاي بيشتري روي محل فرود انجام شد و منطقه از نظر برسي آثار تشعشعي به طور کامل تفتيش شد ولي نتايج اين برسي ها هيچ گاه در اختيار عموم قرار نگرفت.
ادامه دارد
پاسخ
ممنون اوالانچ عزیز .. منتظر بقیه هستیم
سلام عمو
...كه اينطور پس براي همين به كامنت من جواب ندادين...خيلي خوب احساستون رو درك ميكنم
بعضي ها همينطورين يه بار از سوراخ سوزن رد ميشن يه بار ديگه از در دروازه هم رد نميشن ...اينم عاقبت لطف و خوبي....دم اين فاميل ما كه اسمشو ميدوني گرم كه ميگه من به مصاحبه و حضور در مجامع عمومي حتي براي تقدي از زحماتمون علاقه ايي ندارم من وظيفهمو انجام دادم هيچ تقديري هم نميخوام
پاسخ
آرش جان عزیز .. من در حالی که اصلآ وضع روحی مناسبی نداشتم .. اما به خود اجازه ندادم هیچ کامنتی بی پاسخ بمونه ... اگر چه ممکنه کمی تاخیر در پاسخ ها بوجود آید .. اما هرگز کامنتی رو بی پاسخ نخواهم گذاشت
از این که دیر شد عذر خواهی می کنم
بهروز عزیزم مجدد سلام عرض میکنم.اولا خواستم عاجزانه عرض کنم که سلامت شما از همه چیز مهمتر است.بسیار ناراحت شدم که گفتید قلبتان درد میکند و بدلیل ناراحتی در کرج بودید.آقا کمی بیشتر مراقب خودت باش.در مورد نوشته هایتان در خصوص ارتش و محدودیتهایی که اعمال شده است منهم معتقدم که شما نباید سلامتی خودرا برای نظائر بنده بخطر بیندازید و بعد هم با اعتراض فعلا نرم و محترمانه و سپس.....! روبرو شوید. چرا چون افرادی مثل بنده نیاز به اطلاعات داریم....؟بهتر است بازهم به وقایع هواپیمایی سویل و بازرگانی و توریستی پرداخته و مشکلات آنها را به چالش بکشیم تا آنها هم وقتی از مشکلات روز مره فارغ شدند به سراغمان بیایند....تا آنوقت میشود حرف زد !!
آقا خلاصه کلام سلامت شما مهم است بیشتر از این خود را هزینه نکنید.من یکی که راضی نیستم. عزت زیاد
پاسخ
سرور گرامی جناب فرنودی عزیز
ممنون از مهر و محبت شما
بله .. حق با شماست . باید بیشتر مراقب بود . حیف ایامی که شبانه روز برای اعتلای نام ارتش مقتدر ایران وقت و انرژی می گذاشتم
اصلآ ناراحت نیستم . اگر چه اولش شوکه شدم . ولی به قول شما در سایر زمینه ها مطلب خواهم نوشت .. تا ببینم دیگه چه بهانه ای می اورند !!؟
با آرزوی موفقیت برای شما
سلام جناب مدرسی . یک کامنت نوشته بودم اما نیستش . نمیدونم به دستتون رسیده یا اینکه نرسیده . در مورد کراوات و صحبتهای اقای فرنودی بود !!!!
قربان شما دارا
پاسخ
دارا جان هیچ کامنتی بی پاسخ نمی ماند
من تمام نوشته های دوستان رو پاسخ می دهم
کامنت قبلی شما رو هم پاسخ دادم
جناب مدرسی عزیز
برای خودم متاسفم که تنها کسی که بهش اعتماد داشتم و می دونستم واقعیت رو میگه از نوشتن منع شده.
تا همین جا هم خیلی خیلی ممنون
پاسخ
ممنون پسرم
ناراحت نباش .. همه چیز موقتی است
.........
.............
..................
پاسخ
آرش جان اشتباه متوجه شدی
من به شخصه مخالف نامیده شدن با القاب نظامی بودم
مشکل مربوط به سایر مسایل است که حتمآ در پست بعدی توضیح می دهم
مشکل درجه و عنوان نیست .. این ها خواسته من بود .. چون نزدیک به دو دهه از بازنشستگی من می گذرد و قلبآ راضی به استفاده از القاب نظامی نیستم .. چون می خواهم این دوران رو تجربه کنم ... اما مشکل اصلی اسرار ارتش و تضعیف ان است .. که باید حواس ام رو بیشتر جمع کنم
شما منتظر حرف های خودمونی من در پست بعدی باشید
عمو از ما بدت اومده؟؟هرچي كامنت ميزاريم تاييد نميكني...
پاسخ
پسرم این چه فرمایشی است ؟
من قلبم درد می کرد و در بیمارستان تحت نظر بودم .. و متآسفم که یکی دو روز تآخیر پیش امد
بنام خداوند بخشاينده مهربان
خدمت استادان عزيزم جناب مدرسي ، آوالانچ و استاد گرانقدر فرنودي سلام
استاد عزيز جناب آقاي فرنودي گرامي در خصوص كراوات مطالبي فرموديد و خوانديم ما مينگاريم و شما مطالعه فرموده و نظر ارزشمندتان را به ما بفرمائيد
فلسفه كراوات و بوجود آمدن آن مربوط به اروپائيان و جنگهاي صليبي است بدين گونه كه جنگ هاي صليبي جنگ كليسا با اسلام بود علما يا همان اسخفهاي مسيحي با نماد كليسا كه همان نشان صليب بود و اين جنگها هم به همين منظور صليبي ناميده مي شود با اسلام به جنگ پرداختن همچنين چون در آن زمان اسلحه هاي دورزن وجود نداشت و نبردها تن به تن بود و در حين جنگ لازم بود خودي و غير خودي از نظر صليبيون يا مسلمان از غير مسلمان تشخيص داده شود لذا حضرات صليبيون علامت صليب و نشان كليسا را را بر ( مانند علامت بعلاوه خودمون +)را روي لباسهاي خود ثبت نمودن تا بدين گونه از مسلمانان تميز داده شوند و بعد از شكست در جنگهاي صليبي نيز اين علامت بصورت پارچهاي كه دقيقاً مانند صليب بوده ولي قسمت بالاي آن حذف شده بود تا بر گردن آويخته شود را بر گردن ميآويختن تا نشان مسيحيتشان باشد و باز از مسلمانان مجزا باشند (اين كار مشابه عمامه علماي اسلام و رهبران مسلمان است كه براي نشان دادن اينكه از علماي دين اسلام هستند پارچه سفيد يا سياه بر سر مي گذاشته و هنوز نيز اين عمل را انجام ميدهند است )اين پارچه به مرور زمان تغيير شكل پيدا كرده و مدرن شدهاش امروزه(100سال اخير) به نام كراوات معروف شد . پس نتيجه ميگيريم كه كروات نشاني براي مسيحيت و كليسا بوده و اكثر ما مسلمانان اين فلسفه را تا به حال نشنيده و نه جائي خوانده بوديم لذا بر هر مسلمان لازم و واجب است كه از مظاهر اديان ديگر كه باعث به شك افتادن ديگران در نوع دين ما است بپرهيزيم چون ظاهراً يا باطناً مسلمانيم و بايد شأن يك مسلمان را حفظ نمائيم چرا؟ براي اينكه مسيحيان شأن دين خودشون را كه همان نشان صليب است حفظ كرده اند و همه آنها اين نماد را بر گردن مياويزن و با آن به ما فخر فروشي مي كنند ولي ما مسلمانان فكر مي كنيم اين نشان براي زيبائي يا باكلاس شدن است متأسفانه.
چرا ما به مانند پيشينيان خودمون كه عبا بر تن مي كردن و بسيار نيز به آن مباهات مي نمودند عبا بر تن نمي كنيم و به آن فخر نمي كنيم؟
ميدانيد چرا زيرا ملتي هستيم كه در طول تاريخ فقط مقلد بوديم و تحت سلطه بيگانگان و همين امر باعث به تاراج رفتن ارزشهاي ايراني و ديني ما شده است .
استادعزيزم چرا فكر مي كنيم پوشيدن گيوه عيب است ، چرا پوشيدن عبا را كه از رسول اكرم حضرت خاتم به يادگار مانده را عيب مي دانيم ؟
چرا اگر كروات را بد بدانيم نشان عقب افتادگي يا بي تمدن بودن ما است؟
چرا؟ واقعاً جوابي براي آن داريم؟
البته قبول دارم امروزه شايد عرف نمي پسندد كه مثلاً گيوه بپوشيم و عبا برتن كرده در جامعه ظاهر شويم ولي اين عرف دست خودمان است نه ديگران.
اما در مورد مظهر تمدن بايد به عرض برسانم الان در آمريكا و اروپا مظهر تمدن فسق و فجور هم هست ، قتل و كشتار و نابودي انسانها هم هست آيا ما هم بايد آنرا انجام دهيم؟ تمدن و پيشرفت دنياي غرب برگرفته از علوم و پيشرفت اسلام است كه متأسفانه آنها آنرا از ما مسلمنان بهتر و دقيقتر شناختن و به آن عمل كردند و به اين پيشرفت عظيم نائل شدند ولي بعلت تحريف زيادي كه در دينشان ايجاد شده آن پيشرفت به كابوسي براي بشر امروز نيز تبديل شده.
اگر ببخشيد در غرب نشان تمدن و پيشرفت آويزان كردن لنگه كفش بر گردن هم بود خيلي از مردم ما آنرا انجام ميدادند و به آن هم افتخار مي كردند چون آمريكائيها مثلاً آنرا خوب ميدانند پس براي ما هم خوب است. مثلاً رضا شاه معدوم از تمدن فقط بي حجابي آنرا ديد و دستور به كشف حجاب داد و گرنه راه آهن و ... را هم آنها براي به يغما بردن منابع كشور ما به راه انداختند و قصدشان خدمت به ما نبود.
در مورد كت و شلوار آقايان هم همينطور است حضرات خيلي اشتباهات ديگر دارند كه اين در آن گم است ، اما براي ما بهتر است از ايشان نقدي بكنيم كه بدرد مملكت و مردم بخورد نه چيز ديگر .اگر رئيس جمهور يا وزراو نمايندگان مجلس كتان و كفن هم بر تن كنند ولي كاري براي كشور و مردم انجام ندهند بود و نبودشان بالباس فاستوني و غيره هيچ ارزشي براي ما ندارد پس لطفاً ايرادي بر آنها بگيريم كه بدرمان بخوردنه درد شود بيافتد در جانمان .
در آخر مرا به خاطر زياده گويي عفو نمائيدولي واقعاً اين را با تمام وجود اعلام ميكنم بنده حقير با تمام وجود در خصوص سخناني كه در آن مستقيم يا غير مستقيم به فرهنگ ايراني و اسلامي كشورو مردمم ذرهاي خدشه وارد كند و يك مسلمان و يك ايراني با تعصب را برنجاند به شدت برخورد كرده و هيچگونه كوتاهي در پاسخ به آن نخواهم كرد . اين را از اين بابت نميگويم كه خودستايي باشد يا بگويم من مسلمانم و ديگران كافر بلكه براي اين مي گويم كه وظيفه شرعي و اسلامي هر مسلمان اين است كه از دينش و به تبع آن از فرهنگ كشورش دفاع كند. بنده در سخنان استاد فرنودي نوعي توهين را مشاهده كردم كه بدون در نظر داشتن كوچكتري و بزرگتري خود را موظف به پاسخگويي ديدم و اميدوارم كه ايشان و دوستان ديگر از بنده رنجيده خاطر نشوند چون غرض و مرضي در سخنانم نسبت به هيچ كس ندارم و با آنكه به شدت از ناحيه سر وچشم آسيب ديدهام سلامتي خود را به خطر انداخته و شكوائيه خود را در اين خصوص به استاد عزيزم مدرسي و استاد فرنودي عزيز اعلام نمودم.
مرا دين فروشي هيهات هيهات
مرا نيرنگ و دوروئي هيهات هيهات
اگر گفتم كلامي از شكايت
نشانش حرف دين است اين هم دلالت
خدا حافظ و نگهدار شما و بدرود
پاسخ
جناب کدخدایی عزیز .. از اظهار نظر شما تشکر می کنم .. امیدوارم استاد فرنودی عزیز پاسخ خود رو بیان بفرمایند
ولی تا ان جا که من حقیر اطلاع دارم .. تمدن به پیشرفت بشریت و دست یابی به علم و فنون جدید تلقی می شود .. و سمبل ان می تونه هر چیزی باشه .. در مورد رضا شاه هم علی جان عزیز .. آن چه من در باره او شنیده و یا خوانده ام ، صرف نظر از کشف جحاب که به نوعی با مسئله دین و تقوا در ارتباط بود
اما خدماتی که او برای کشور انجام داد را نمی توانیم برای غارت نام ببریم . اگر چه او با نظارت قوای خارجی و استعمارگران به قدرت رسید ..ولی به عنوان یک انسان بی طرف نباید خدمت با خیانت رو به یک چشم نگریست
اما در باره کروات این تاریخچه ای که اشاره فرمودید رو نمی دانستم .. ولی همان گونه که قبلآ هم اشاره کرده بودم .. من هرگز با پوشیدن کروات احساس راحتی نمی کردم ... ولی بحث جناب فرنودی مسئله ای دیگر است . امیدوارم با شناختی که از تعصب و شخصیت شما دارند به دل نگرفته و نظر خود رو در این مورد بیان فرمایند
علی جان ممنون از شما و شعر زیبایی که بداهه سرودی
اقای مدرسی عزیز باید بگم وقتی تاخیر در بروزرسانی سایت را دیدم فهمیدم مشکل بدی پیش امده.ولی باز هم خیلی تعجب میکنم.این سایت بااینکه خیلی پربیننده است و برای برخی مرجع محسوب میشه اما همیشه فوق العاده دست به عصا و محتاط عمل کرده حتی در مطالب قدیمی اصلا چیزیکه به زیان ارتش یا تضعیف ان باشد ندیده ام.اصلا هیچوقت به ارتش پرداخته نشده فقط در حد بیان خاطره بوده اونم با کلی سانسور اطلاعاتی!در حالیکه سایتهای پربیننده ای رو میشناسم که اصلا عملکرد ارتش و نیرو هوایی رو نقد میکنند...ممکنه این حرف فقط برای ترسوندن و محتاط کردن شما زده شده باشه توسط کسی که از اینجا خوشش نمیاد...به صرف اینکه کسی چیزی گفته قضاوت نکنید.اصلا کدام مطلب این سایت ارتش رو تضعیف کرده بگند تا اصلاح کنید.اینها ایراد بنی اسراییلیه میخواهند اذیتتون کنند.
پاسخ
ممنون فریده جان
حق با شماست .. من همیشه تمام سعی ام این بود از خطوط قرمز ارتش و نظام عبور نکنم . و فکر می کنم هرگز هم عبور نکردم .
در مورد افشای اسرار ارتش هم باید بگم خیلی خنده دار به نظر می رسه ... چه طور ممکنه کسی که نزدیک به دو دهه از نیروی هوایی و ارتش به دور بوده و حتی با دوستان ارتشی در این مدت در ارتباط نبوده چگونه می تواند اسراری که نمی داند رو افشاء کنه ... !!؟
کدام اسرار .. البته ممکنه بعضی مطالب ام بار اصلی اهداف ام رو نرساند .. و سبب سو.ء تعبیر شود .. که هرگز عمدی نبوده است
ضمن این که همه شاهد هستند که چقدر من احتیاط می کردم
بگذریم .. حق با شماست .. می خواستند بگویند .. هی ما هستیم و شما رو زیر نظر داریم ... مواظب نوشته هایت باش ... !! اگر چه به شرفم سوگند من از روزی که امار مخاطبان ام بالای 700 نفر رسید .. می دونستم به نوعی زیر ذره بین هستم . و خوشحال هم بودم که دست از پا خطا نمی کنم
آن ها هم خوب می دانستند که من مفت و مجانی در حال تبلیغ غرور ملی و اقتدار ارتش هستم .. ولی حلا که این طور می خواهند .. چشم دیگه کلمه ای از ارتش نخواهم نوشت .. نه به بهشت اش کار دارم و نه به جهنمش
فقط اوضاع خودم کمی به هم ریخته شده بود . که الحمدالله کمی بهتر شده ام
و تا جمعه پست بعدی رو که خیلی هم جالبه تقدیم شما یاران همدل می کنم
فقط خواهش می کنم دیگه از این موضوع حرفی نزنید .. چون به هم می ریزم ..
فدای شما
بنام خدا
دوست عزيز و گرامي امير
بله بنده نيز اين عكسها را در مورد اف16 ايراني ديدهام ، اين عكسها متلق به زمان طاغوت است و شايد واقعيت داشته باشد اما به دلايلي خريد آنها از آمريكا در زمان انقلاب ممانعت به عمل آمد و اف 16 هاي خريداري شده توسط ايران در خود آمريكا استفاده شد يا به پاكستان فروخته شد .
حرف مهم
بدليلي كه خود استاد عزيز جناب مدرسي مي دانند از همه دوستان سايت عاجزانه خواهشمندم از زدن حرفهاي صد تا يك غاز در اين سايت خودداري كنيد و تا آنجا كه مي شود از پرسش اسرار نظامي مملكت از جناب مدرسي نيز خودداري فرمائيد اين مطلب دارد به نابودي و تعطيلي سايت ميانجامد . شما را به خدا خواهش ميكنم اين سوالات را از آقاي مدرسي نپرسيد.
با نهايت شرمندگي 0 علي كدخدايي
پاسخ
ممنون از لطف شما علی جان
من در پست بعدی به دوستان توضیح خواهم داد که چه مشکلاتی برام پبیش امده است . ممنون از همه
سلام جناب مدرسی . مثل اینکه کامنت های من به دستتون نمیرسه . این سومین کامنت امروزمه اما هیچکدومش تو بخش نظرات منتشر نشد.
قربان شما دارا
پاسخ
عزیزم .. این چه فرمایشی است ... من همه رو پاسخ می دهم
باور کن کلی کامنت جمع شده است و من با این حال خرابم دارم به یکایک ان ها پاسخ می دهم
به دو کامنت قبلی شما هم پاسخ داده ام
بنام خداوند جان آفرين
دوستان عزيزم سلام
مطلبي را در خصوص تائيد ادعاي خود براي كروات پيدا نمودم كه در ذيل برايتان مي آورم:
شباهت بسیار زیاد "کروات" با علامت صلیب مسیحیان، این سوال را به وجود می آورد که آیا ارتباطی هم بین کروات و صلیب وجود دارد؟ و اصلا فلسفه ی کروات زدن چیست؟
از آنچه که در کتب تاریخی و مذهبی نوشته شده است بر می آید که در حقیقت کروات همان صلیب است که اینک به عنوان یکی از ارکان پوشش رسمی برای مردان (بالاخص خارج از ایران) به حساب می آید. ریشه ی زدنِ کروات به جنگهای صلیبی باز می گردد، به این صورت که در این جنگها مسیحیان به هنگام جنگ با مسلمانان، صلیبی را به خود آویزان و نصب می کردند و پس از فتح سرزمینهای اسلامی، از این صلیب ها به عنوان نماد پیروزی خود یاد می کردند(1). بعد از این جنگها، بدلیل نقش زیبایی که این علامات بر روی پیراهن جنگجویان مسیحی داشت، کم کم بصورت یک پوشش رسمی برای کل مسیحیان درآمد. سپس سران کشورهای غربی که مسیحی بودند _ و با تشویقهای پاپ زمان خود _ همگی از این علامت با آویزان کردن از یقه ی خود استفاده کردند و آنرا به عنوان یک نماد رسمی در آوردند.
بعده ها این علامت بصورت "کروات" امروزی درآمد که بدلیل نفوذ گسترده ی غرب بر جهان، و نیز زیبایی ظاهری که داشت، دیگر به عنوان یک پوشش رسمی برای مردان سراسر دنیا و حتی کشورهای اسلامی مبدل گشت. در ایران نیز تا قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، علی رغم اینکه مردم همگی مسلمان بودند، از این پوشش استفاده می کردند و علت این کار نیز دستور رژیم دست نشانده ی غرب در ایران ـ یعنی رژِیم منفور پهلوی ـ در شناخت کروات به عنوان یک پوشش رسمی بود که در همه جا افراد را ملزم به استفاده از آن می کرد. پس از انقلاب، با تاثیری که اسلام بر شیوه ی زندگی مردم گذاشت، این نوع پوشش نیز از میان رفت و اکنون کمتر کسی را می توان یافت که با زدنِ کروات، در اجتماع حضور پیدا کند. اما هنوز هم تعداد معدودی هستند که در مراسم های عروسی و یا مهمانی های رسمی خود، از این علامت مسیحیان استفاده می کنند که به نظر می رسد، بدلیل اطلاع رسانی ضعیف در مورد این قضیه است و اگر مسلمانها از تاریخچه ی استفاده از آن آگاهی یابند، و به تاریخچه ی کهن سرزمین و مذهب اسلامی خود نگاه کنند، هرگز از آن استفاده نخواهند کرد.
پی نوشت:
1_ جنگهای صلیبی از بزرگترین رویدادهای تاریخ عمومی اسلام و نیز از بزرگترین رویدادهای تاریخ جهان به شمار می رود. زیرا غرب مسیحی بود که در اصل با راهنمایی پاپ و با هدف استیلا بر اماکن مقدس مسیحیان در فلسطین و به ویژه شهر قدس و مقبره حضرت مسیح در بیت لحم نزدیک قدس به اندیشه ی جنگهای صلیبی افتاد. این جریان در پایان قرن 5 ه.ق/ 11 م شروع شد و تا قرن 9 ه.ق/ 15 م به شدت ادامه یافت. یکی از این جنگها جنگ بر سر استرداد اندلس بود:
جگ بر سر استرداد اندلس:
در آن زمان بدنبال از هم پاشیدن حکومت امویان اندلس در سال 1031 م و تقسیم اندلس اسلامی به دولتهای کوچک مخاصمی که ملوک الطوایف خوانده می شدند، کشاکش میان اسلام و مسیحیت در شبه جزیره ایبری(اندلس) به نیرویی تبدیل شد که به «جنگ استرداد» شهرت یافت و مراد از آن، باز پس گرفتن بقیه سرزمینهای اندلس از مسلمانان بود. این جنگها که به دست فرنادوی اول، پادشاه لئون و قشتاله در سال 1057 م آغاز گردید، خود به صورت اساس سیاست کشورهای مجاور اندلس درآمد و سپس، هنگامیکه آلفونسوی هشتم، پادشاه لئون و قشتاله در 6 مه 1085 م بر پادشاهی طلیطله چیره شد و پایتخت کهن گت ها را دوباره فتح کرد و پایتخت خود قرار داد، آن سیاست در زمینه ی استراتژی و تاکتیک شکل واقعیتی روشن و آشکار به خود گرفت. سعی مسیحیان غرب آن بود که به رهبری کشورهای نصرانی اسپانیا، جنگی عمومی و در قالبی مذهبی علیه اندلس اسلامی به پا کنند.
جنگجویان در اثنای این پیکارها، علامت صلیب به سینه و پشت و یا بر زره های خود نصب کردند، سپس نیروهای نظامیِ کسانی که آن نشان را بر خود داشتند، «صلیبی» یا به اسپانیایی (cruzada) نام گرفت و نام جنگهای صلیبی در زبانهای مختلف اروپایی از همین جا سرچشمه گرفته است. در همان وقت نرمانها توانستند صقیله را از چنگ مسلمانان بدر آوردند(1061 _ 1091 م) و سپس هیجان دینی شدیدی غرب اروپا را فرا گرفت. آنچه موجب اوج گرفتن این عواطف می شد، آن بود که طی دو سده ی دهم و یازدهم میلادی، ساکنان غرب اروپا تقریبا دو برابر شدند و برای فراخی جا و کشاورزی به زمینهای تازه ای نیازمند گردیدند. این شرایط فرصت مناسبی بود که پاپ اوربن دوم غنیمت شمارد و اروپائیان را به جنگ دینی تمام عیاری علیه سرزمینهای اسلام، به ویژه شام و فلسطین دعوت کند تا همه ی مقدسات مسیحی، سرزمینی را که عیسی بن مریم(ع) در آن زیسته و مردم را به آیین خویش خوانده بود، به آنان بازگرداند.
منبع: کتاب "اطلس تاریخ جهان اسلام"، ص 329
پاسخ
علی جان از شما ممنونم
من به شخصه عاشق مطالب علمی در هر زمینه ای هستم
خب در مورد کروات واقعآ نمی دونستم
خیلی ممنون از زحمات شما
دوستان سلام
بهروز جان شرمنده زیاد مزاحم می شوم.برای استراحت سایت شما بهترین جا برای بنده هست پس در بین کار حتما به مطالب سر می زنم و مزاحم شما می شوم.
درباره چگونگی به وجود آمدن و تاریخچه کراوات بنده روایتی که از آقای اینانلو مجری تلویزیون شنیدم را عرض می کنم. قوم کوروآت که بسیار جنگاور بودند برای اینکه بتوانند در هنگام نبرد مجروحان خود را سریع پانسمان کنند تا براثر خون ریزی جان ندهند همیشه تکه پارچه ای را بر گردن داشتند و در موقع لزوم باز کرده و برای بستن زخم ها استفاده می کردند.با گذشت زمان این پارچه به علت سایر خصوصیاتش به طور گسترده استفاده و کراوات نامیده شد.جالب اینکه ایشان معتقد بود چون در آن زمان سرزمین هایی که قوم کروآت در آن ساکن بوده اند متعلق به ایران بوده است و این قوم جزو اقوام ایرانی که در اطراف دریای خزر زندگی می کرده اند بوده اند پس کراوات صد در صد ریشه ایرانی دارد.
از این روایت ها زیاد هست مثلا اینکه چگونه دکمه سر دست رواج یافت.
یاحق
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
چه جالب .. الان جناب کدخدایی هم استناد هایی در این باب نوشت
به هر حال همه چیز ریشه در تاریخ ما انسان ها دارد
آوالانچ عزیز و گرامی .. مطلب پست بعدی ام در مورد مستند نشنال جئوگرافی است که پنجاه درصد آن رو تمام کرده ام .. امروز کمی شروع کردم .. ولی کامنت ها خیلی زیاد هستند .. و تمام وقت من صرف پاسخ گویی بود
البته من از ارتباط با خوانندگان لذت می برم . بهترین بخش سایت از نظر خودم همین اظهار نظر هاست .. و با اشتیاق به ان ها رسیدگی می کنم
از شما به خاطر درج اطلاعات عمومی ممنونم
سلام عمو بهروز عزیز، راستش یه کم تعجب کردم از اینکه دیدم اینقدر فاصله افتاده، بیشتر از تعجب نگران شدم! الانم که کامنتارو داشتم میخوندم ناراحت شدم! خلاصه اینکه کل احساسات ما قاطی شدن!
هرجا که هستین سلامت باشین. اگه از دست من حقیر هم کمکی بر میاد که بتونم بار کاریتونو کم کنم بگین بهم. از تایپ و اینا تا حتی ترجمه و این حرفا.
به هر حال من که اصلاً دلم نمیخواد سایتتون بسته بشه.
پاسخ
پیمان عزیز و گرامی
خیلی ممنون از ابراز محبت شما
الحمدالله کمی بهتر شدم . مطمئن باش تا زنده ام از سایت دست نخواهم کشید
مگه همه مطالب به ارتش ختم می شه که دغدغه داشته باشم ؟
در باره موضوعات جوان پسند دیگری حرف خواهم زد
باز هم از شما سپاسگزارم
جناب مدرسی عزیز
سلامت شما از همه چیز برای ما واجب تره. مواظب خودتون باشید.
(با اجازتون بخاطر زیاد شدن آرش های سایت از این به بعد من با این شناسه جدید کامنت بزارم)
پاسخ
ممنون پسرم . شما جدآ بنده رو شرمنده می فرمایید . مخلص همه آرش ها مخصوصآ شما پسر نازنینم هستم
شناسه جدید رو تبریک می گویم
با سلام من نیز مثل دیگر خوانندگان از تاخیر در به روز رسانی سایت متعجب و باورکنید بیشتر نگران شده بودم و مثل اینکه نگرانی من درست بود در هر صورت من و خانواده ام با تمام وجود آرزومند سلامتی برای شما استاد گرامی از خداوند متعال هستیم با تشکر رضا-ح
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
از این همه عشق و محبت تشکر می کنم
راستش رو بخواهید .. کمی احساس بهبود می کنم .. تا همین امروز ظهر یک سوی بدنم تقریبآ نیمه لمس بود .. در این مدت فقط استراحت کرده ام
کلی کار و قرار مدار با دوستانی که در کار ایرشو همکاری می کردیم ، داشتم .. که متآسفانه با این مشکلی که برام پیش اومد .. حتی از نظر روحی هم بد جوری پس افتاده بودم .. !! من سه شنبه شب اومدم تهران .. ولی به توصیه دکتر معالجم مجددآ به منزل دخترم در کرج برگشتم .. دارو هایی که به بنده داده اند .. همه خواب آور بود .. به طوری که فیل رو می اندازد !! چند بار سعی کردم با لپ تاپ دامادم کامنت ها رو پاسخ دهم .. اما نتوانستم .. سرم گیج می رفت ... خلاصه شوک بزرگی رو تحمل کرده بودم ..!!
ممنون از شما
سلام عمو جان
خسته نباشید
خیلی وقت بود نیومده بودم شرمنده ولی میخوندم سایت رو هرازگاهی
تولد نوه هاتون رو هم تبریک میگم خدا براتون حفظ کنه
موفق باشید
پاسخ
ممنون دوست عزیز و گرامی
نوه ها شیطون ام دست بوس خاله محترم خود هستند
موفق و پایدار باشید
دست کنار پیشانی...
شتلق...!!!
سلام بر استاد بزرگ خودم...
همیشه بهتون احترام نظامی میدم تا چشم اهر کی نمی تونه ببینه دربیاد...
استاد جان چرا مملکت ما اینقدر عقب افتادس؟؟؟ چرا فکر ما تو 50 سال پیش گیر کرده و پوسیده؟؟؟آخه عقل هم خوب چیزیه...
تحجر و عقب موندگی تا کی؟؟؟ چرا این قدر شما رو اذیت می کنن؟؟
از اون موقع که یادم هر چند وقت یک بار یه سنگ گنده مینداختن جلوی پاتون...
به جرات اعلام می کنم اگه مسئولین ارتش این قدر کوتاه فکر باشن ، یه لحطه هم جلوی دشمنان گردن کلفتمون نمیتونیم دوام بیاریم...آخه شما که دارین مفتی براشون تبلیغ میکنین...شما که چیزی نگفتین...هر چی هم که میگین تاریخ گذشتس...
نمیدونم چی بگم...
امیدوارم سلامت باشین...
21 اسفند غرفه رو میترکونیم...
دست کنار پیشونی...خبر دار...ششششتلق...!
پاسخ
عرفان جان ممنون از شما
پسرم .. ان ها هرگز اذیت ام نکردند .. با کمال ادب و احترام با من برخورد داشتند . اشاره به مسایلی داشتند که باید براشون روشن می شد . مثلآ حامی من کیست ..!!؟ اهداف من از راه اندازی سایت ارتشی چیست .. ؟ و این گونه مسایل . خب چند پست هم مسئله داشت . که از دست ام در رفته بود . به هر حال ان ها هم به طور ضمنی فرمودند که سایت پر باری است و مشکلی نداره .. اما .. اما فعلآ اجازه نگارش ندارم
عرفان جان .. من از شما و همه دوستان خواهش کرده و باز هم می کنم .. که دیگه به این مسئله دامن نزنید
هدف شما مشخص است .. ولی ممکنه کامنتی مغرضانه درج شود و من هم که حال و روز خوبی ندارم .. و از دستم در امده و مسئله ساز بشه
فعلآ مشکل من روحی و جسمی است . دارم خوب می شوم . و بقدر کافی مطلب متنوع برای شروع دارم
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و نازنین دوست عزیزم سلامتی شما برای ما از همه چیز مهمتر است پس به خاطر خوتان هم که شده استراحت را فراموش نکنید می دانم جواب دادن به کامنت ها چقدر وقت گیر و طاقت فرساست ولی هر بار که شما با دقت و علاقه خاص خود به کامنت های دوستان پاسخ می دهید بنده نیز علاقه بیشتری به شما پیدا می کنم کسی که از وقت و زندگی خود میزند و حتی جان خود را بخطر می اندازد تا این چند دوست عزیزی که کنار هم هستند رو حفظ کند برای ما با خیلی ارزشتر از این دنیا و تعلقات آن است جناب مدرسی این چند روزی که ماموریتم و در دل کویر زیبای ایران و در یک شب زیبای کویری و آسمانی پر ستاره در حال نگارش این کامنت هستم دوستان و همکاران بنده نیز خدمت شما سلام می رسانند مخصوصا" جناب سروان شیدایی که از همکاران گل و نازنین ماست راستی دیروز با یکی از خلبانهای گردان ترابری شیراز اگر اشتباه نکنم سرگرد میرزایی هم صحبت بودم ایشان به طرز فجیعی خدمتان عرض سلام کردند البته تا به این لحظه ایشان را ندیده ام که بگویم سلام شما خدمت استاد عزیزمان رسید در مورد مطلبی که گفته بودید که به شما گفته اند اسرار ارتش را منتشر نکنید باید خدمت برادران عزیزی که این فرمایش را خدمت شما عرض نموده اند باید بگویم که در این سایت هیچ گونه اسرار نظامی منتشر نشده و نمی شود و آن مطالبی که در این سایت منتشر شده به راحتی می توان در تمام سایت های داخل و خارج مشاهده نمود حتی خود بنده نیز که گهگاهی سوتی می دم اطلاعاتی نیست که ارزش حفاظتی و نظامی داشته بلکه بیشتر مواردی بوده که گفته اند بهتر است هر کسی نداند و این را خدمت همان دوستان عزیزم عرض کنم که اگر زبانم لال جناب مدرسی اینکار را می کرد مطمئن باشند بنده اولین نفری خواهم بود که گزارش تخلف ایشان را خدمت انورتان ارسال می دارم... پایان عرایض بنده خطاب به آنها
خلاصه یکی نیست بگه بابا دست از سر این پیرمرد (جوان)(چشمک) بردارید مردی که تمام وجودش رو صرف آگاهی خیلی از جوانهایی که بر حسب اتفاق یا ... به این سایت مراجعه می کنند کرده و با زیرکی خاصی اونها رو از رشادتهای همرزمان و شهدای نیروی هوایی و سایر قوای مصلح آگاه می کنه چه هیزم تری به شما فروخته که اینقدر اذیتش می کنید خدا رو خوش نمی آد من که تو این مدت ندیدم که این مرد از خودش تعریف کنه فقط با صداقت مثال زدنی خودش همه رو مجذوب خودش می کنه همین و بس صداقتی که ما ایرانی ها خیلی از اون خوشمون می آد عده ای رو به خودش جذب میکنه و عده ای دیگه رو دفع می کنه جناب مدرسی عزیز شما هیچ منتی بر گردن من و هیچ یک از بازدید کنندگان ندارید باز هم می گویم سلامتی شما از همه چیز برای من نوعی و سایر دوستان مهم تر است سلام من را به خانواده محترم برسانید و روی نوه های گلتون رو دوباره از عوض من ببوسید.
سخنی با دوستان:
دوستان عزیز دعا کردن اوج خشوع بندگان خدا در برابر خالقشان است پس یادمان باشد هیچ گاه خودمان را از دعاهای خودمان محروم نکنیم و دعا برای سلامتی تک تک دوستان بخصوص سرور ارجمندم جناب مدرسی را فراموش نکنید که دعا کردن بهتر از هر دکتر متخصصی درمانگر است.
یا حق
پاسخ
سرور گرامی و بزرگوار جناب جعفر خان عزیز
نمی دونم با چه زبانی از مهر و محبت شما تشکر کنم .. قبل از هر چیز باید دعا کنم سفر خوش بگذرد . خوشا به حال همکارانی که با شما همسفر هستند ... از قدیم گفته اند مسافرت با انسان های اهل دل و اگاه ، خستگی سفر رو کم می کنه ... چه به این که شما انسانی اگاه و اندیشمند هستید . و سفر در کنار شما واقعآ لذت بخش است .
از این که با برو بچه های ترابری دمخور بودید .. مخصوصآ جناب میرزایی عزیز .. خیلی خوشحالم . سلام بنده رو به ایشون برسونید . و بفرمایید آرزوی پرواز های نشاط اور توآم با سلامتی برای ایشان و همکارانشون هستم .
استاد نازنین .. آن چه در باره من فرمودید .. جدآ شرمنده شدم . من افتخار می کنم که دین خود رو به ارتش که گوشت و پوست و استخوان من از ان است ، با ارائه شرح جانفشانی های پرسنل غیور و شهدای عالیقدر ، بخشی از اقتدار و صلابت ارتش رو به جوانان عزیز و نسل های شریف امروزی معرفی کنم . البته کار خاصی نکرده و افتخارم این بوده است که مبنا بر صداقت بوده است . من نزدیک به دو دهه از ارتش بازنشسته شده ام .. هیچ اسراری از آن موقع وجود نداره که بنده قصد افشا یا خدای ناکرده تضعیف آن را داشته باشم .
اشاره به پاسخ به تک تک کامنت ها فرمودید .. باید عرض کنم در مقابل محبت یاران همدل و صمیمی این کم ترین کاری است که انجام می دهم .
در مورد سوء تفاهمی که پیش امده است .. امیدوارم هر چه زودتر بر طرف شود . به هر حال برای من شنیدن موضوعاتی چون تضعیف ارتش و ..الخ .. خیلی درد آور بود . واقعآ جا خوردم . برای تجدید قوا راهی کرج به منظور دیدن نوه هایم شدم .. که دور از جان شما .. بد جوری زمین گیر شدم . و کارم به بیمارستان و دکتر کشید ... البته قلبم بعد از چند روز آرام گرفت .. ولی از نظر روحی به هم ریخته هستم .. انگیزه هیچ کاری رو ندارم ... با داروهای قوی و خواب آور .. اغلب در خواب هستم .. ولی فکر می کنم دارم خوب می شوم ... از شما به خاطر حضور گرم و محبت امیز شما تشکر و قدر دانی می کنم
آقای مدرسی ارجمندم سلام میکنم و اگر آقای علی آقای کدخدائی ملقلب به علی شوشکه ای اجازت فرمایند میخواهم چند کلمه ای در باب این سایت شما صحبت کنم.میدانم که فردا همین چند کلام بنده نیز مثل حرفهای آقای فرنودی توهین به اسلام و مسلمین تلقی و لزوما ریختن خونم حلال خواهد شد.ولی عیبی ندارد لااقل حرفم را نخورده و با خود به گور نمیبرم.
در مقدمه شوشکه یعنی نوعی کلت کمری در سنوات قدیم همزمان با دوره رضا خان که ایشانرا هم گاهی رضا شوشکه ای نوشته اند.
اگر علی آقای کدخدائی در اینموارد نیز اطلاعات کیلوئی و تخته ای دارند بیاورند که سایت مجانی و فضا برای شعارهای وی فراوان است و بدون اینکه مجبور باشند مراعات کسی را بکنند تا هر جا که دلشان می خواهد میتوانند به این و آن بتازند که ایهاالناس من مسلمانم و شما همگی گبر و نصارا...
علی جون کوتا بیا جوون.یا خیلی بیکاری و یا می نویسی تا دیکته ات خوب بشه.والله نمیدونم اگه این اینتر نت مجانی نبود شما و امثال شما کجا میتونستید اینهمه اطلاعات کسب کنید و خرج این و آن نمائید ؟!
یک کلمه تعریف از کراوات که داداش اینهمه تاریخ نگاری لازم نداشت.نمی خوای نزنی نزن دیگه چرا خودتو اینهمه آش و لاش میکنی؟
اگه بنا بر شاهد از تاریخ آوردن باشه شنیدی که میگن قومی از کرواتهای فعلی در اروپا که بهشون خروات میگفتن پامیشن میان شمال شرق ایران و اینجا ساکن میشن و کم کم نام این منطقه را خراسان نامیده اند !!! و یا چیزی شبیه به این و چونکه کراوات تعلق به این قوم داشته پس نتیجه اخلاقی میگیریم اصلا کراوات ایرانی است و این اروپایی ها بودند که از ما گرفته اند !
بابا ول کن زلفشو برادر.اینقدر در مورد چیز های بقول خودت صد من یه غاز اطلاعات جمع نکن و به خورد مردم نده.وقت مردم مثل وقت شما و امثال شما بی ارزش نیست که بشینن یا اینگونه افاضاتو بخونن و یا مطالب مثلا تخته ای و فنی شمارو که الحمدالله اینروزا به برکت اینتر نت هر کودک 7 ساله ای میتونه دریافت کنه و یحتمل اگه مفت نبود با شناختی که از امثال شما جماعت دارم هیچوقت براش وقت و هزینه نمیذاشتین مطالعه کنن و چیز یاد بگیرن !!
منکه نفهمیدم این اقای فرنودی که خیلی وقتها حرفهای خوبی هم میزنه چه شراکتی با شماها داره که با طرح این بحثها میدونو بشما میده تا چند صباحی عقده گشائی کنین.
نه آقا جون خیالت راحت باشه حتی اگه کراوات از روی صلیبم اقتباس شده باشه باز صلیب و مسیحیان هم در دنیای مسلمانان واقعی و نه کیلوئی احترام دارن و لازم نیست شما فریاد وااسلاما سر بدی...جیگر
پاسخ
جناب آقای برهانی عزیز
شاید باورش برای شما و سایر دوستان کمی مشکل باشه .. که اگه غیر از جناب کدخدایی مخاطب شما کسی دیگر بود ، به طور حتم بخشی از نوشته شما رو که بوی توهین احساس می شد رو حذف می کردم . اما از ان جا که جناب کدخدایی خود از نخستین کسانی هستند که باب گفت و گوی دموکراتیک در هر زمینه ای رو گشوده اند ، من عینآ کامنت شما رو بدون هیچ دخل و تصرفی منتشر می کنم .
جناب برهانی .. به طور یقین نقش من در این پروسه بی طرفی باید باشد . که هست . لذا خواهش می کنم این اظهار نظر حقیر رو به حساب طرفداری از کسی قلمداد نفرمایید .
تا آن جایی که حافظه ضعیف من یاری می کنه .. جناب کدخدایی جز مواردی که بعضی ها حرمت ها رو شکسته و با درج کامنت های توهین امیز قصد تخریب سایت و بنده رو داشتند ، هیچ گاه به کسی جسارت و توهین نکرده است . تازه در پاسخ های دندان شکن اش به افراد هتاک ، ابتدا کلی عذر خواهی از خوانندگان نموده و سپس پاسخ داده است . تازه اغلب هم روز بعدش هم پشیمان شده و به طریقی تندی سخن اش رو اصلاح کرده است . البته من می پذیرم لحن کامنت های معمولی جناب کدخدایی گاهی کمی نیش دار است . . مخصوصآ در مورد استاد خودم آقای فرنودی .. من کمی جا خوردم .. !! اما خدائیش قبل از درج هر کامنت چالش برانگیز تلفنی از بنده استعلام فرموده است
این بدان معنا نیست که بنده موافق یا مخالف سخنان جناب کدخدایی باشم .. اما لازم دونستم این گفته ها رو عرض کنم .
اما شما جناب برهانی .. حتمآ می پذیرید که لحن شما هم دوستانه نیست ..!!؟
و با شرمندگی اعلام می کنم .. حتی توهین امیز هم است ..!!؟
به هر حال همان طور که ابتدا عرض کردم .. از ان جا که هیچ گاه کامنت های آقای کدخدایی رو حذف نکرده ام .. این مورد رو هم بدون کم و کاست منتشر می کنم . فقط از جناب کدخدایی و سایر دوستان خواهش می کنم .. حرمت و جایگاه سایت رو حفظ فرمایند .. مخصوصآ این روز ها که بنده اصلآ حال و روز درست و حسابی ندارم .
جناب برهانی .. به جان نوه هایم سوگند .. همین الان که این کامنت رو پاسخ می دهم ... قلبم بد جوری درد می کنه .. درست وسط قفسه سینه ام به اندازه یک دو ریالی ... یک بار هم چنین شد و سکته دوم ام رو موجب شد . در اصطلاح پزشکی به " آنژین صدری " معروف است .. اما در چنین احوالی .. ملزم به پاسخ گویی کامنت ها می کنم ..
باز هم خواهش می کنم .. دیگه توهین و الفاظ خشن رو در سایت به کار نبرید
ممنون از شما
جناب مدرسی سلام. من در مقابل زحمات بی شائبه شما برای این سایت صلاح نمیدانم ظرفیت فراهم شده صرف ردوبدل شدن حرفهائی شود که ما میتوانیم در جاهای دیگر هم بزنیم و حالا بدلیل اینکه اینجا مجانی است اینجا بزنیم.من خجالت میکشم و از شما پوزش میخواهم.
پاسخ
استاد ارجمند جناب فرنودی
من از روی ماه شما شرمنده ام که یک اظهار نظر در باب کروات ، کار رو به جا هایی کشاند که من به شخصه خواهان ان نیستم
از طرفی شخصیت مثال زدنی و صبور شما به بنده این آرامش رو می دهد که دغدغه نگرانی از سوی شما رو نداشته باشم . چون به بنده بار ها ثابت شده است که چقدر عزت نفس در مقابل سوء تفاهم ها دارید
من با جمله پایانی شما موافقم که بهتره مسایل آن چنانی از طریق ای میل به صورت خصوصی رد و بدل شود
باز هم از شما دوست عزیزم پوزش می خواهم
salam ostad.javabe kament qhablimo nadade bodin.kheli taajob karadam.ye soal dashtam ostad enke qhade boland balay 170 baray khalabani lazeme`?rasti majale ke ferstadin daram mikhonamesh kheli alie mammon.bishtar az en vaqhtetono nemigiram bebakhshid age english neveshtam farsi nevis computeram nasb nashod.sorry.have good time .bye
پاسخ
خوبی دختر عزیزم ؟
من مدتی کسالت دارم .. قلبم بد جوری درد می کنه .. مدام در حال استراحت هستم آن هم به زور دارو های خواب اور .. کمی اضطراب دارم
در مورد قد بالای 170 سانتی متر ، راستش وضعیت حالا رو نمی دانم
ولی توصیه می کنم به دوستم آقای داود یوسفی به شماره
09123263072
تماس بگیری
ممنون از شما .. در مورد کامنت قبلی ، احتمال داره ندیده باشم .. چون با فونت انگلیسی می نویسی .. در میان کامنت های تبلیغاتی گم می شوند
مواظب خودت باش
عمو بهروز عزیز سلام
امیدوارم کسالتتون هرجه سریعتر رفع بشه هرجند که حدس می زنم کسالتی در کار نبوده و شمارو دلزده کردن.
این دوستانی که این تذکر رو به شما دادن میشه بگن شما کدوم اسرار طبقه بندی شده رو لو دادین ؟ اکثر نوشته های شما قدمت بیش از 25-20 رو داره و حتی اگر جزو اطلاعات سازمان سیا هم بود تا حالا آزاد شده بودند . از طرف دیگر شما فکر نمی کنین که این تذکر عمداً و برای بالا نبردن وجهه ارتش و رشادتهای ارتشیان در جنگ بوده باشه؟ ا.. اعلم
امید وارم همیشه دلتون خوش باشه و هرموقع دلتنگ شدین یه سری به کرج بزنین. فکر کنم بهترین مداوا باشه.
پاسخ
ایوان جان ممنون از شما
هر چه بود ، بد جوری من را زمین زد . خیلی حال و روزم به هم ریخته است
الان در کرج هستم ... هر وقت کمی حالم خوب می شود .. کامنت ها رو پاسخ می دهم . آن ها هر نیتی که داشتند .. فعلآ موفق شدند
ممنون از شما
--------
..........
..........
پاسخ
بابک عزیزم .. من چندین بار در کامنت ها و حتی حرف های خودمونی بابت قرار ان روز توضیح دادم . احتمالآ شما نخواندی
عزیزم همان روزی که با شما قرار داشتم .. چند تا دزد کیف قاپ به همسرم حمله کرده و او را به زمین کشانده بودند .. بد جوری دست و پایش زخمی شده بود و در حالت شوک زده به خونه امد .. من تلفن شما رو نتوانستم در میان انبوه تلفن هایی که به من شده بود ، پیدا کنم ..
من از بد قولی خیلی بدم می اید .. ولی هیچ راهی برای تماس و اطلاع به شما رو نداشتم . باز هم از شما پوزش می خواهم
اتفاقآ همان روز با جناب بیات قرار داشتم که به او هم زنگ زده و عذر خواهی کردم .. حال همسرم خیلی بد بود . و من نمی توانستم تنهایش بگذارم
به همین دلیل در کامنت ها و حرف های خودمونی عذر خواهی کردم
از این که نگران بنده هستی ممنونم .. چیزی نیست .. انشاالله امروز فردا به خونه بر می گردم
ممنون از شما
سلام جناب مدرسی
یه پیشنهاد که فکر کنم حسابی کارساز باشه...شما که این همه خواننده دارین ، بیایم برای روابط عمومی ارتش یه طوماری چیزی امضا کنیم...با کل حماقتشون اگه ببینن اینقدر طرفدار دارین ، شاید راضی شن...چطوره؟
دست کنار پیشونی - شتلق
استاد من واقعا نگرانم لطفا یه جوابی بدید
پاسخ
رضا جان نگران نباش
من در کرج منزل دخترم در حال استراحت هستم .. گاهی خوب می شود و گاهی درد ان آزارم می دهد .. بیمارستان سر کوچه دخترم قرار دارد .. و طفلک دکتر مرتب سرکشی می کند .. با لپ تاپ به زحمت می تونم کامنت ها رو پاسخ دهم .. یعنی منع شده ام
استاد من واقعا نگرانم لطفا یه جوابی بدید
سلام عموجون
شما از اتفاقات اول انقلاب به اون قشنگي در رفتي، حالا ديگه چرا مثل اون موقع ها نمي جنگي؟
پاسخ
مسعود عزیز .... وقتی بیماری سراغ ادم می آید .. وقتی همه چیز شما رو بی جهت ازت بگیرند .. هیچ انگیزه ای برای نفس کشیدن آدم پیدا نمی کنه
به عشق دوستان زنده ام
از شما هم ممنونم
salam aghaye modaresi be kahtere dosti ghadimi va hormate lebaseton yadi ham az hoosein mahdavi va abolfazl sabori bokonid ke chand roze ghabl ba iran 140 esfehan khordan zamin. vaghean shoma dige chera hame ba marefata yadesh bekhei
پاسخ
بابک جان
من تا همین چند روز پیش خبری از ماجرا نداشتم
جناب صبوری از دوستانم بودند
من حال و روز خوبی نداشتم عزیز .. در بیمارستان بستری بودم . ولی چشم به محض گرفتن اطلاعات لازم در ان مورد تحلیلی ارائه خواهم داد
سلام استاد نازنین
خیلی خیلی معذرت می خواهم ولی فکر می کنم با کامنتهایی که در مورد تاریخ کراوات و اینطور مسائل که دارد مطرح می شود کلا" اعتبار این سایت دارد زیر سوال می رود. من نمی دونم صنعت هوانوردی چه ربطی به کراوات زدن و زمان قبل و بعد از انقلاب داره؟!!!! نمی دانم طرح تاریخچه کراوات و اینطور مسائل در اینجا و اصرار کردن روی اثبات اینگونه مسائل چه دردی از ما را دوا می کند؟ فکر کنم عوض طرح اینگونه مسائل بهتره که به مسائل مهمتر و یا به حرفهای خودمانی برسیم.
موفق باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیز و نازنین
ممنون از تذکر به جا و به موقع شما
راستش رو بخواهی من در بخش کامنت ها هیچ اختیاری ندارم . و تنها در صورت توهین امیز بودن بعضی از ان ها رو منتشر نمی کنم .. اما در مورد مباحثی که می شود واقعآ بی تقصیر و خارج از کنترل و خواسته حقیر است
تز من این بوده است که این بخش به عنوان محفلی برای بیان نظرات و عقاید خوانندگان باشد . معمولآ هم انتخاب موضوعات به عهده خود عزیزان است . و بدور از دموکراسی است که من از خوانندگان بخواهم در باب چه موضوعی حرف زده و در چه موردی بحث نفرمایند . اما من هم مثل شما دوست ندارم به کسی توهین شود . اصلآ دلم نمی خواهد حرمت دوستان عزیزم خدشه دار شود
مسلمآ مباحث هوانوردی خیلی کمک به رشد اطلاعات عمومی خوانندگان می کند .. عین کاری که جناب آوالانچ زحمت ان ار می کشد .. امیدوارم روزی فرا برسه که همه با هر عقیده و مسلک دوستانه بتوانیم یک دیگر رو تحمل کنیم
از شما هم به خاطر تذکر به جای شما تشکر و قدردانی می کنم
باور کنید از بس که به تعداد کامنت ها "تعداد نظرات 70" نگاه کردم اعصابم خراب شد تا اینکه دیدم تعداد نظرات شد 77تا باور کنید واقعا ترسیده بودم جراتم نداشتم به موبایلتان تلفن کنم نکند خدایی نکرده.....
به گوشی جناب صادقی زنگ زدم گوشی ایشان خاموش بود دیگر تحمل نیاوردم شماره ی شمارو گرفتم آن هم خاموش بود
تو رو خدا به ما رحم کنید اگر به روز رسانی نمیکنید حداقل یه پیغام بگذارید و تاریخ به روز رسانی مجدد را اطلاع بدید (جسارتا) حالا به هر دلیلی در هر صورت بدون اغراق بسیار خوشحالم خدا به شما سلامتی دهد خواهشن اگر ناپرهیزی میکنید از این به بعد یه مقدار رعایت کنید که اینقدر باور کنید به ما هم سخت نگذرد باز هم آرزوی سلامتی برای شما را خاستارم
رضا حجت جلالی
پاسخ
رضا جان ممنونم از شما .. معذرت می خواهم .. خودم هم اصلآ دلم نمی خواست این همه فاصله بیفتد . امروز از صبح قرص های مسکن و خواب اور رو نخوردم تا شاید بتوانم پست جدید رو که نیمه کاره بود رو تمام کنم .. دعا کنید .. این پست آپ شود .. دیگه برای بقیه مشکلی نیست
با درود دوباره از اینکه مشکل قلبی بوجود آمده بسیار ناراحت شدم. امیدوارم تعطیلات آتی بهانه خوبی برای استراحت باشد.ممکنه شماره تماسی از شما داشته باشم تا چنانچه ایران آمدنم قطعی شد در رابطه با نمایشگاه هماهنگ کنم؟ البته من بیا حتما یک خط ایرانسل میگیرم تا شماره ای داشته باشم.سپاس/آرش
پاسخ
از لطف شما ممنونم . آرش جان من یک شماره تلفن مخصوص خوانندگان اعلام کرده ام که این روز ها به دلیل کسالتی که دارم ، هر دو موبایل هایم به توصیه پزشک معالج ام خاموش است
ولی بزودی روشن خواهم کرد تا از شرمندگی دوستان و خوانندگان نازنین بیرون آیم
جناب مدرسی سلام . حالتون چطوره ؟ امیدوارم که بهتر شده باشید و به زودی کاملا خوب و سرحال بشید . غرض از مزاحمت احوال پرسی بود و دیگه اینکه بگم که منم با شما و جناب فرنودی موافقم که بهتره به جای بحث در مورد کروات و ایجور موضوعات به بحث های علمی و فنی بپردازیم تا بار علمی سایت هم بیشتر بشه .اینجوری اعصاب شما هم که بسیار مهمتر از این بحث های پیش پا افتاده و سلیقه ای هست دیگه خورد نمیشه و باز میتونیم مثل قبل از مطالب شما و دیگر دوستان استفاده کنیم.
قربان شما دارا
پاسخ
سپاسگزارم دارا جان گرامی
از این که جویای حال حقیر شدی ممنونم
در مورد مباحث حق با شماست .. باید کمی مراعات کنیم
امیدوارم بزودی با مطلب جدید در خدمت باشم
بنام خداوند بخشاينده و مهربان
ضمن عرض سلام و پزش خدمت استاد عزيزم جناب مدرسي و ساير دوستان و ياران هميشگي سايت
آقاي حسینعلی برهانی
متأسفانه بنده فكر مي كنم كه حضرتعالي دچار توهم شدهايد يا تخم كفتر زياد خوردي و يا ....
آقاي عزيز ظاهراً تمام مطالب بنده را مطالعه نكردي ، توصيه مي كنم به چشم پزشك مراجعه كني زيرا ظاهرا امر نشان دهنده اين است كه نقطه كور چشم شما تمام چشم را دارد تسخير مي كند.
لفظ نوشتههاي شما عاري از هرگونه احترام است و نشان دهنده شخصيت پائين ، درك كم از مطالب و گفتار ديگران ، تربيت پائين خانوادگي و عدم شناخت از روح گفتار و گفتمان است لذا جهت حفظ حرمت بزرگترها و دوستان باوفاي سايت از پاسخ بيشتر به شما معذورم .
راستي اگر عيب نداره يكبار ديگر كل مطالب بنده را بخون كمي بيشتر حاليت ميشود كه منظور بنده چه بوده است.به هر حال بنده از شما هيچ گلايهاي ندارم و شما ، افكارتون و اعمالتون را به خداي متعال واگذار مي كنم . ببينيم با كروات بستن و پايون كردن و شلوار جين و فاستوني و نمي دونم هزاتا چيز ديگر شما به كجا مي رسيد و ما و امثال ما با ساده زيستن و بي آلايش بودن به كجا خواهيم رسيد . ضمناً به سمع شما برسونم كه كلاس داشتن و خوش تيپ بودن را هم مي توان با شلوار پارچهاي و پيراهن آستين بلند تن كردن حفظ نمود ، قضاوت را بر عهده آقاي مدرسي ميگذارم كهمرا از نزديك ديدهاند و برخورد داشتهاند و مي توانند در خصوص مانند من اظهار نظر فرمايند .تازه خود بنده در دوران نوجواني مدتي كروات مي زدم ولي فلسفهاش را وقتي فهميدم از استفاده از آن پرهيز نمودم.
اما استاد عزيزم جناب فرنودي گرامي
بنده را عفو فرمائيد، جايش اينجا نبود كه اينگونه و در مقابل افرادي كه درك درستي از گفتمان ندارند نقدي بر دست نوشتهي شما بنويسم ولي چه كنم كه كمي جوشي هستم اما از شما بزگوار مي خواهم مطالب مرا حمل بر جسارت نكرده و به صورت هميشگي و منتقي اگر در اشتباه هستم بنده را ارشاد فرمائيد مي دانم كه شما امثال بنده را بهتر و بيشتر از هر فرد ديگري شناخته و درك مي كنيد خيلي ها هنوز معني در كنار هم بودن و مسالمت آميز گفتگو كردن را نمي دانند و الفاظ ناشايستي كه لياقت خودشون و خانواده گراميشان را دارد نثار ديگران مي كنند.
استاد عزيز م جناب مدرسي و ساير دوستان گرامي و عزيزم
بنده حقير تا چندي ديگر راهي سفر كربلا مي باشم اگر سعادت نداشتم تا به سايت سري بزنم و با شما احوال پرسي كنم بنده را به خاطر تمامي حرفهاي خوب يا تندي كه نوشتم حلال نمائيد و مرا عفو كنيد . براي همه دوستان عزيزم آرزوي سعادت و سربلندي دارم.
يا علي و حق نگهدار
علي كدخدايي
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار
چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم
پاسخ
دوست عزیز و گرامی جناب کدخدایی
من در پاسخ به ان دوست بزرگوار توضیح دادم که شخصیت شما فرا تر از این مسایل است . و انسانی بسیار محترم و دوست داشتنی هستی .. خب هر کس یک نوع سلیقه و نگرش به زندگی اطراف خودش داره .. عقاید همه قابل احترامه
شما احساس تکلیف می کنی تا هر ان چه که لازمه بیان فرمایی .. تا این جا هیچ مشکلی نیست .. ولی وقتی مباحث آلوده به توهین و افترا می شه .. دیگه حرمت ها از بین می رود
من تا حالا از شما توهینی جز اون دسته افرادی که در سایت هتاکی می کردند ندیدم ... البته در مباحثی که به نوعی با اعتقادات مذهبی نزدیکی داره .. شما کمی جدی و خشن نظرت رو اعلام می کنی .. و بعد هم اگه احساس کردی تند رفته ای ، با نوشتن دو خط معذرت خواهی کردی .. که نشان دهنده ذات مهربان شماست . اما انتظار دوستان و بنده این است .. اگه می شه حتی به کسانی که فکر می کنی کامنت ان ها توهین امیزه .. شما به خاطر اموزه های دینی ات سکوت کن یا با لحن معمولی پاسخ بده .. تا جو متشنج نشه .. چون همون افراد مجبور می شوند پاسخ شما رو بدهند .. و شما هم همین طور .. پس بهتر نیست از همون ابتدا حرمت همه رو حفظ کنیم تا مشکلی پیش نیاید ؟
اگه پاسخ من را به ان دوست عزیز خوانده بودی .. متوجه می شدی که من دقیقآ شخصیت و حساسیت شما رو توضیح داده و به نوعی دفاع کرده بودم .. شایسته بود شما هم کمی رعایت کنی پسرم
علی جان حضور افرادی اگاه و معتقد مثل شما در این سایت واقعآ نعمت است . چون ماشاالله در اغلب زمینه ها اطلاعات کامل و تاریخی داری .. حیف نیست به خاطر مسایلی پیش پا افتاده هم اعصاب خودت رو خراب کنی .. و هم وقت خودت رو به مقابله با نظرات مخالف خودت کنی .. !!؟
شما انسانی مومن و معتقد و بسیار مهربان هستی .. که دوست داری به همه کمک کنی .. این موضوع رو بار ها به من ثابت کردی . ولی دوستان ممکنه شما رو از روی نوشته هایت قضاوت کنند .. پس بهتره کمی در بیان نظرات مخالف خونسرد باشی .. همین
شنیدم داری به کربلا مشرف می شوی .. التماس دعا .. امیدوارم مثل دفعه قبل نشه که کنسل شد .
استاد فرنودی هم برای شما و همه خوانندگان احترام قائل است . او هم در بیان عقاید اجتماعی و تخصصی رک و جدی است . مطمئن باش از شما نمی رنجد . فقط خواسته اش این است که بیشتر به مباحث فنی و هوانوردی بپردازیم ..
**********
از جناب برهانی هم خواهش می کنم .. از حرف های مسافر کربلای ما نرنجد .. این جوان عزیز ما هیچ منظوری ندارد .. من از شما به خاطر الفاظ تندی که درج شده عذر خواهی می کنم . و روی ماه شما رو می بوسم
مطمئن هستم در دل جناب کدخدایی چیزی نبوده و نیست .. صرفآ می خواسته یک فلسفه تاریخی - مذهبی رو توضیح دهد که متآسفانه بحث از کنترل خارج شد خواهش می کنم شما دیگه دنباله این حرف ها رو نگیرید
ممنون از همه یاران
بهروز عزیز
فقط می توانم بگویم بسیار نگران سلامتی شما هستیم.مراقب خودت باش.خدا لعنت کند.......
حتما بخوانید
http://www.centralclubs.com/forum-f60/haarp-t52693.html
پاسخ
دوست عزیز آوالانچ نازنین
ممنون که بفکر من هستی .. دارم خوب می شوم . نگران نباش
بزودی با پست جدید خواهم آمد
کپتن جان
امیدوارم آن چالشی که برایتان پیش آمده بود چاره شده باشد....شاید هم ناراحتی قلبی این چند روز گذشته تان نیز کمی از استرس همین داستان آب میخورده...به هرگونه آرزومندم که شادتر و سرحالتر از گذشته استاد دانا٫ مهربان و بزرگوارمان را از این پیشامد زشت پس بگیریم.
مهرداد
پاسخ
مهرداد جان دقیقآ درست حدس زدی
من به خاطر ان پیشامد شوکه شده و به قلبم سرایت کرد
ولی .. سعی می کنم با این قضیه کنار بیایم
پست های بعدی کاملآ متفاوت تر از گذشته خواهد بود
قسمت دوم
گزارش DIA و بازتاب حادثه(DEFENCE INTELIGENCE AGENCY
مدارک مربوط به اين حادثه به خوبي توسط ( سازمان اطلاعات دفاعي ايالات متحده آمريکا)موسوم به DIA جمع آوري و تاييد شد و نسخه هايي از گزارش آن براي کاخ سفيد . ورارت کشور. ستاد مشترک ارتش.سازمان امنيت ملي NSAسازمان جاسوسي مرکزي CIA ارسال شد. همراه گزارش DIAفرمي وجود داشت که به ارزيابي کيفيت گزارش مربوط مي شد.در اين برگه تاييد شده بود که :
الف) شئ مورد نظر را شاهدان متعددي که در نقاط مختلفي نظير شميران مهرآباد و بستر يک درياچه خشک قرار داشته اند از چشم انداز هاي متفاوت( زمين و آسمان) ديده اند.
ب) بسياري از اين شاهدان اشخاص معتبري بوده اند(از جمله يک تيمسار نيروي هوايي.خدمه آموزش ديده پرواز و يک متصدي برج مراقبت.
ج) مشاهدات بصري توسط رادارها نيز به تاييد رسيده اند.
د) سه فروند هواپيماي ديگر وقوع آثار الکترومغناطيسي مشابهي را گزارش داده اند.
ت) عده اي از خدمه پرواز دوچار برخي آثار فيزيولوژيک (نظير مختل شدن ديد شب به دليل شدت درخشش شئ مورد نظر)شده بودند.
و) قالبيت هاي رزمايشي مشاهده شده در شئ پرنده ناشناش حالتي خارق العاده داشته.
چنانچه که مشخص است اين حادثه در زمان خود آن گونه که در خور رويدادي با اين درجه از اهميت و اعتبار به نظر مي رسد بازتاب عمومي کسترده اي نيافت و تنها معدودي از نشريات نه چندان پرشمار گان به آن اشاره کردند.از جمله نشريه
IRAN TIMES
چاپ واشنگتن دي سي در شماره اول اکتبر سال 1976 شرح دست اولي از حادثه را از زبان ستوان جعفري خلبان دومين
جت رهگير بدان گونه که بر نوار مکالمات واقعي حين تعقيب ضبط شده بود به چاپ رساند :
((هواپيما با سرعت صوت به سمت تهران پرواز کرد.جعفري گفت که يوفو با مشاهده آمدن او بر سرعت خود افزود .به گفته وي اندازه شئ پرنده ناشناس نصف اندازه ماه کامل(بدن گونه که از زمين ديده مي شود) بود و از آن پرتو هايي به رنگ بنفش نارنجي و سفيد با شدتي در حدود سه براب ر شدت نور مهتاب ساطع مي شد((
به جعفري دستور داده شد که اگر نمي تواند نزديک شود به پايگاه برگردد.او دست از تعقيب کشيد ولي زماني که مي خواست بازگردد به مسئول کنترل اطلاع داد که شئ پرنده ناشناس تعقيب کنندگان خود را دور زده و اکنون در حال تعقيب آنها است.او گفت که در معرض خطر کاهش اجباري ارتفاع قرار دارد(چيزي داره از پشت سر من مي آد....فکر مي کنم مي خواد خودشئ به من بزنه ...همين الان از بغل گوشم رد شد).اين مقاله همچنين به شرح صحبت هاي خلبان درباره (يک شئ گرد نوراني با محيطي در حدود 4.5 متر که از يوفو جدا شده است مي پردازد.در گزارش ياد شده همچنين آمده است که واقعي بودن شئ مذکور قبلا توسط دو تن از خلبانان فانتوم. چندين نفر از مسئولان برج مراقبت و شاهداني که از روي زمين آن را ديده اند به تاييد رسيده است.شاهداني که از روي زمين شئ مذکور را ديده اند گزارش داده اند که جسمي درخشان به سرعت آسمان را مي پيمده است.عده اي هم گزارش داده اند که شيئ تابناک را ديده اند که از آسمان فرو افتاده است.همچنين در سال 1978 MIJI QUARTERLY که به صورت يک نشريه ادواري توسط فرماندهي امنيت الکترونيک در سن آنتونيوي تگزاس به چاپ مي رسد و به موضوع ويژه جنگ هاي الکترونيک اختصاص دارد شرحي از ماجرا را که در اصل بر گرفته از همان گزارش DIA است منتشر کرده بود.مقاله مذکور با اين عبارت آغاز مي شود : هر خلبان گاهي در دوران فعاليت خود ممکن است با وقايع عجيب و نا معمولي مواجه شود که هرگز نمي توان آنها را به طور کامل و مناسب با استفاده از منطق يا پژوهش هاي متعاقب حادثه توضيح داد .مقاله زير تنها به ذکر مجدد چنين رويدادي بدان گونه که توسط دو تن از خدمه يک فانتوم متعلق به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران در اواخر سال 1976 گزارش شده است مي پردازد.هيچ گونه اطلاعات يا توضيح بيشتر درباره اين حوادث شگفت انگيز در دسترس نيست.اين داستان بايگاني خواهد شد و احتمالا به فراموشي سپرده مي شود.ولي به موضوع جذاب و احيانا هراس انگيز براي مطالعه بدل خواهد شد.يکي از اسناد مهم ديگري که درباره اين حادثه وجود دارد مربوط به سفارت آمريکا در رباط است که در تاريخ 25 سپتامبر 1976 با اين عنوان براي وزارت کشور ايالات متحده ارسال شده است: موضوع : درخواست اطلاعات درباره اشياي پرنده ناشناس.اين گزارش آشکار ساخت که حدود 3 تا 4 ساعت بعد از وقايع تهران حوالي ساعت 1 تا 2 روز 19 سپتامبر به وقت محلي مراکش شئ پرنده ناشناس با مشابهت بسيار در اين کشور مشاهده شده است. در گزارش آمده است که پليس مغرب گزارش هاي متعددي درباره شيئي که عمدتا در ارتفاع کم و به موازات ساحل اقيانوس اطلس پرواز مي کرده دريافت کرده است.اين شئ پرنده ناشناس شکلي مدور يا لوله مانند با ظاهري درخشان و نقره اي رنگ داشته است و در حين پرواز رد منقطعي از قطعات و بارقه هاي درخشان از آن بر جاي مي ماند.شئ مذکور هيچ صدايي نداشت.
ادامه دارد
پاسخ
ممنون اوالانچ جان عزیز ... یک لحظه چون کامنت بدون نام و مشخصات بود فکر کردم اشتباهی رخ داده است .. بعد از مطالعه متوجه شدم شما طبق معمول زحمت کشیدید
دست شما درد نکنه
قسمت سوم
يکي از کارمندان سفارت که تامي از او در گزارش وجود ندارد اظهار مي دارد که خودش اين شئ را ديده استکه ظاهرا به آهستگي همانند هواپيمايي که آماده فرود مي شود در حرکت بوده است . به گفته وي شئ مورد نظردر ابتدا شبيه يک صفحه مدور به نظر مي رسيد ولي بدا که نزديکتر شدظاهري شبيه به يک لوله را از خود نشان داد.ده روز بعد وزير کشور وقت ايالات متحده هنري کيسينجر در پاسخي که به اين گزارش داد خط سياست رسمي دولت اين کشور را درباره اشياي پرنده ناشناس در پيش گرفت.کيسينجر ادعا کرد : همان گونه که گزارش کميته کاندون مشخص کرده است همه اشياي پرنده ناشناس را مي توان به عوامل طبيعي نسبت داد و هيچ توجيهي براي برسي هاي بيشتر وجود ندارد.به گفته وي احتمالا مردم شاهد يک شهاب ثاقب يا بخشي از يک ماهواره در حال متلاشي بوده اند که مدرکي براي ورود آن به جو زمين وجود ندارد.
((دوران سکوت ((
مشاهده اشياي پرنده ناشناش بر فراز آسمان ايران باز هم ادامه يافت . در سال 1978 ميلادي 1357 شمسي که کشور در آستانه انقلاب قرار داشت باز هم حادثه اي مشابه به وقوع پيوست .اين بار نيز موضوع مورد توجه DIA قرار گرفت.گزارش اين پرونده توسط دفتر وابسته نظامي ايالات متحده آمريکا به ستاد مشترک ارتش ارسال شد که بخشي از مسير عادي گزارش هاي اطلاعاتي خارجي محسوب مي شود و همانند مورد سال 1976 نسخه هايي از آن براي وزارت کشور CIA . NSA ارسال شد.در گزارش مذکور که در واقع از روزنامه انگليسي زبان TEHRAN JOURNAL مورخ 18 جولاي سال 1978 و 27 تير 1357 شمسي نقل شده آمده است که باز هم در شمال تهران در شب شانزدهم جولاي 25 تير عده اي از مردم شئ پرنده ناشناس را مشاهده کرده اند .يکي از شاهدان اظهار داشته است که ظاهر شدن ناگهاني اين شئ و شناور ماندن آن را در بالاي سر خود ديده است.مشاهده کنندگان گفته اند که اين شئ پرنده ناشناش يک شئ عجيب تابناک بوده است که به نظر مي رسيد به سوي جنوب غربي و سمت ساوه شناور است.آنان با شبکه راديويي ملي و برج مراقبت فرودگاه مهرآباد که حضور اين شئ را تاييد کرد تماس گرفته بودند.با اين حال جزئيات بيشتري توسط مسئولان برج ارائه نشد.در اين گزارش اضافه شده است که مقامات رسمي برج مراقبت فرودگاه مهرآباد و همچنين خدمه يکي از هواپيماهاي خطوط مسافربري لوفتانزا نيز حضور نامعمول شيئي را که توسط دستگاه هاي آنان رديابي شده بود گزارش داده اند.مقاله تهران جورنال همچنين به صورت خلاصه به يک حادثه ديگر که تقريبا در همان محدوده زماني در آوريل 1978 روي داده بود اشاره کرده است و بر اساس اين گزارش يک خلبان محلي ادعا کرده است که در حين پرواز از اهواز به تهران او و کمک خلبانش شئ درخشاني را مشاهده کرده و موفق به عکس برداري از آن شده اند.اين عکس تا زماني که مقامات بخش امنيت هواپيمايي غير نظامي اجازه نداد در اختيار کسي قرار نگرفت.حضور اين شئ پرنده ناشناس توسط رادارهاي زميني نيز به طور آشکار مورد تائيد قرار گرفته بود. يکي از مسئولان کنترل رادار مهرآباد در اين باره اظهار کرد که آنها به هنگام اين رويداد شيئي را که ابعاد آن حدود 20 برابر يک جمبوجت بوده است بر روي صفحات رادار شناسايي کرده اند.گفته شده است که مقامات هواپيمايي غيرنظامي در اين باره برسي و تحقيقاتي را انجام داده بودند که هيچ نتيجه اي از آن در اختيار عموم قرار نگرفت.
اندکي پس از آن به دليل تحولات سياسي و وقوع انقلاب در ايران اين قبيل رويدادها در محاق رويدادهايي به مراتب مهيجتر قرار گرفتند. اما حادثه عجيب سپتامبر 1976 که به نظر برخي از پژوهشگران يوفوها از جمله مهمترين موارد ثبت شده رويارويي با اشياي پرنده ناشناس در اتمام جهان محسوب مي شود نمي توانست براي هميشه مسکوت بماند . بينگونه بود که در سال 1994 تهيه کنندکان کنجکاو برنامه هفتگي SIGHTINGS که در FOX پخش مي شد پرونده اين حادثه را بار ديگر بيرون کشيدند.
((مصاحبه با شاهدان دسته اول))
سايتينگز يک مجموعه تلويزيوني مستند بود که امور فرا ادراکي دست مايه برنامه هاي هفتگي 60 دقيقه اي خود قرار مي داد.اين بار (تيم وات) مجري برنامه براي گشودن مجدد پرونده که 16 سال پيش مطرح شده بود به سراغ افراد مختلفي رفت که در زمان وقوع به نوعي با آن درگير شده بودند.تقريبا همه اين افراد اعتقاد داشتند که در جريان اين ماجرا با يک شئ پرنده فرازميني برخوردار از نوعي فناوري بسيار پيشرفته سر و کار داشته اند.بر اساس تخمين يکي از خلبانان نخستين جت رهگير به نام (يدي ناظري) شئ پرنده ناشناس با سرعتي در حدود 2 تا 3 هزار مايل ير ساعت (تقريبا 3 تا 5 هزار کيلومتر بر ساعت) حرکت مي کرد.او گفت : سرعت و قدرت آن بسيار فراتر از ما بود.نخستين فانتوم نتوانست به شئ ناشناس برسد. در اين هنگام بود که فکر کردم اين شئ يک يوفو است. ناظري اضافه کرده است : هيچ کشوري نيست که صاحب چنين پرنده اي باشد.اين بود که فکر کردم بي ترديد از سياره ديگري آمده است.خلبان فانتوم دوم پرويز جعفري گفت که پس از ناموفق ماندن اقدام براي شليک موشک خود و همراهش را در معرض خطر مرگ يافته و از بيم جان اقدام به برون افکني(اجکت) کرده بود ولي در اين هنگام دکمه پرتاب صندلي هم کار نمي کرد.
همچنين جعفري بعدها در کنفرانس باشگاه ملي خبرگزاري هاي آمريکا در واشينگتن دي سي به جزييات ديگري اشاره کرد.از جمله اين که شئ اصلي به چهار شئ مختلف تفکيک شده بود يکي از آنها همان شئ بود که او در اقدامي ناموفق کوشيده بود آن را هدف شليک موشک سايدوايندر خود قرار دهد.شئ ديگر هواپيماي وي را تعقيب کرده بود و شئ سوم جسمي نوراني بود که خلبان جعفري براي ارائه به کنفرانس مطبوعاتي آماده کرده بود از او سوال شد که آيا اعتقاد وي آنها با يک سفينه فضايي بيگانه مواجه بوده اند و او پاسخ داد که در اين باره مطمئن است.
ادامه دارد
پاسخ
باز هم ممنون
قسمت چهارم
نادر يوسفي معاون وقت نيروي هوايي ايران به تيم وايت گفت که او دستور رهگيري را به دو هواپيماي جت داده . يوسفي اظهار داشت بر اساس تجربه اي که از حادثه 19 سپتامبر سال 1976 به دست آورده ام معتقدم که آن بالا چيزي هست. ما نمي دانيم چيست و از کجا آمده است.يوسفي بسياري از جزئياتي را که قبلا درباره اين رويارويي در گزارش DIA ثبت شده بود تکرار کرد . ولي در ضمن نکات اندکي ديگري را نيز بدان افزود.او گفت که وقتي ارتباط دومين فانتوم هو قطع شد سامانه هاي تسليحاتي آن از کار افتادند و هواپيما مانور گريز را انجام داد بار ديگر سعي کرد تا به عنوان آخرين اقدام به تعقيب شئ پرنده ناشناس بپردازد . با اين که هواپيما با سرعت دو ماخ(هرماخ 340 متر بر ثانيه يا همان سرعت صوت) يه سوي آن حرکت کرد ولي يوفو به آساني از از فانتوم فاصله گرفت و دور شد .يوسفي گفت خلبانان تصميم گرفتند به فرودگاه مهرآباد برگردند.زماني که آنها برگردند.زماني که آنها داشتند به زمين نزديک مي شدند برج مراقبت فرودگاه با وي تماس گرفت و خبر داد شئ پرنده ناشناس دارد هواپيما را که در حال بازگشت به پايگاه است تعقيب مي کند.
)حسين پيروزي) سرپرست برج مراقبت فرودگاه مهرآباد به مجري برنامه سايتينگز کفت که وقتي يوفو روي دم هواپيما بود خلبان وحشت زده به نظر مي رسيد.بر اساس اظهارات پيروزي و ساير پرسنل کنترل پرواز شئ پرنده ناشناش داشت در ارتفاع پايين و با فاصله اي در حدود 760 متر روي فرودگاه پرواز مي کرد.ناظران اين شئ را شبيه به يک استوانه با ابعادي در حدود ابعاد يک اتوبوس بين شهري توصيف کردند که چراغ هايي با نور ثابت درخشان در دو انتها و يک چراغ چشمک زن در ميانه بدنه داشت .زماني که يوفو با ارتفاع کم روي برج مراقبت فرودگاه مهر آباد پرواز کرد تمامي تاسيسات آن از کار افتاد. ا اين حال ساير بخش هاي فرودگاه کار عادي خود را ادامه مي داد .
پس از اين پرواز نزديک به زمين يوفو به سمت غرب اوج گرفت.حدود 25 دقيقه به د يکي از خلبانان نيروي هوايي مصر مه مشغول پرواز بر فراز درياي مديترانه بود آن را مشاهده کرد و اندک زماني بعد سرنشينان يکي از هواپيماهاي خطوط مسافربري KLM اعم از خلبان خدمه و مسافر شئ مذگور را بر فراز ليسبون پايتخت کشور پرتغال ديدند که بر روي اقيانوس اطلس به سوي غرب در حال حرکت بود.روز بعد در تهران تحقيقاتي در اين باره انجام شد.معاون فرمانده وقت نيروي هوايي مصاحبه هايي را با تمامي عوامل انجام داد و گزارشي را تنظيم کرد.خلبان جعفري خلبان دومين هواپيماي فانتوم گفت او از جمله کساني بوده که با وي مصاحبه شده شده است.يکي از اين مصاحبه شوندگان حسين پيروزي متصدي برج مراقبت فرودگاه مهرآباد بود.او به ياد داشت که هيئت برسي در پايان جلسه به گفته گو با وي پرداخت.پيروزي گفت : زماني که آنها گزارش ما و گزارش خلبان ها را شنيدند به اين نتيجه رسيدند که هيچ کشوري نمي تواند از چنين فن آوري يرخوردار باشد و همه آنها اعتقاد داشتند که اين شئ پرنده ناشناش منشا برون زميني داشته.آذربرزين در مصاحبه مستقلي که با برنامه سايتينگز انجام داده بود اظهارات پيروزي را تاييد کرد.به گفته وي آنها نتيجه گرفتند که شئ پرنده ناشناس عمدتا سامانه هاي الکترونيک هواپيما و برج مراقبت را مختل کرده بود.آذربرزين درباره اجرامي که ظاهرا از يوفو شليک شده بود گفت :خلبان ها به آنها گوي آتشين مي گفتند .ولي همه ما معتقد بوديم که آنها امواج بسيار نيرومندي با ماهيت الکترومغناطيسي بودند که تمامي سامانه هاي الکترونيک اعم از UHF و VHF سامانه کنترل حريق رادار اسلحه و ارتباط جنگ افزاري را مختل کرده بود.همه چيز از کار افتاده بود.آذربرزين همچنين گفت که وقتي دومين هوپيماي فانتوم داشت از شيرجه اضطراري خود بيرون مي آمد و از زير پرنده ناشناش مي
کمک خالبان در وضعيت مناسبي براي مشاهده آن قرار گرفت . او به سايتينگز و پژوهشگري به نام بروس مکابي گفت که کمک خلبان توانسته بود در اين موقعيت شئ پرنده ناشناس را ببيند.کمک خلبان گفته بود که
يوفو شکلي شبيه به يک بشقاب يا نعلبکي داشته است با يک کابين گنبدي شکل يا شبيه به توپ که تا نيمه در يک هاله نوراني مات به رنگ نارنجي يا زرد فرورفته بود.با اين حال هيچ خدمه اي در آن وجود نداشت.
ادامه دارد
پاسخ
آوالانچ عزیز سپاسگزارم
خیلی عالی و بی نقص است
سلام عمو
اگه ممکنه رو وبسایتت یه تبلیغ کاریابی هم واسه من بذار بلکه از این علافی درایم.
سن: نره خر
تحصیلات: سیکلم ردی
تخصص: گز کردن خیابونای تهرون و تسبیح چرخوندن
تخصص ویزه: متخصص چاقو ضامن دار
پاسخ
عزیزم اگه بدونم جدی می گی .. حتمآ برات تبلیغ کاریابی هم می گذارم
آقای مدرسی عزیز سلام دارم و خیلی از شما پوزش میخوام که این بحثها پیش آمد کرد. خوب یکنفر اشاره ای به موضوعی کرد و نظرش را داده بود دیگه اینقدر کشدار و بی ربط و غیر اصولی جواب دادن نمیخواست که این فرد با زیر پرسش بردن نظر ایشان دوست داشتن کراوات را به بی دینی و بی وطنی و خارجی پرستی کشاند.بخدا آقای مدرسی اگر به این افراد اینجوری جواب ندیم فکر میکنن خودشون علامه دهرن و هر حرفی را میزنن و هر کاری را میکنن و سایرین را اصلا آدم بحساب نمی اورن.من در پست قبلی ایمیلمو دادم بهش بدین مستقیم مکاتبه کنه تا جوابشو مثل خودش بدم اینکه چیزی نبود. از شما و آقای فرنودی هم خیلی معذرد میخوام که مکدرتون کردم.من بازم میام ولی فقط روی موضوع هواپیمایی بحث میکنم.من اگه بگم کارم چیه این بابا میفهمه که از خودش وارد تر هم خیلی ها هستن و حرمت همه را نگه میداره.بخدا آقای مدرسی اینا همش مردمو همینجوری تحریک میکنن با گستاخی و خود بزرگ بینی.یه جوری حرف میزنن مثل اینکه در آسمون وا شده فقط این یکی مسلمون زاده شده.ول کنید بابا بسه دیگه
پاسخ
جناب برهانی نازنین
از شما بی نهایت سپاسگزارم که به درخواست من پاسخ مثبت دادید و ادامه بحث رو به بی راهه نکشیدید
جناب برهانی عزیز ... اگه بگم جناب کدخدایی فقط کمی روی اعتقادات مذهبی اش کمی تند و کم طاقت است ولی در سایر موارد انسانی بسیار دل رحم و با محبتی هستند باورتون نمیشه ... ولی خب علی جان فکر می کنه بیان به این صورت یک تکلیف است . در صورتی که همه ما با هم برادر و برابر هستیم .. هیچ کسی رو بر دیگری مزیتی نیست ، مگه از باب متقی بودن نزد پروردگار
به هر حال از این که شما لطف کرده و کوتاه امدید ، ممنونم
خیلی خوشحال خواهم شد که در مباحث هوانوردی چالش ها ادامه یابد ... باور کنید خیلی نگران واکنش ها بودم
جناب کدخدایی هم که عازم زیارت هستند .. برای ایشان هم دعا می کنیم تا به سلامت عازم شده و از سوی همه ما زیارت بفرماید .
برای شما دوست عزیزم و آقای کدخدایی آرزوی موفقیت دارم
بنده روی هر دوی شما رو می بوسم
سلام استاد
وقتي فهميدم قلبتون دوباره ناراحتي پيدا كرده خيلي ناراحت شدم و عصباني از كساني كه مسبب آن بودند.الان كه حالتان بهتر شده خدا رابه شكرانه ي اين نعمت سپاسگذارم. لطفا استاد بيشتر به مراقب خودتان باشيد تا سلامتييتان به خطر نيافتد.از دوستان نيز تقاضا دارم سفارشاتي كه استاد جديدا مطرح فرمودند را كاملا رعايت كنند و چيزهايي كه نبايد مطرح شود را از استاد سوال نكنند تا مجددا استاد را دچار مشكل نكنيم
ممنون
پاسخ
ممنون امیر نازنین
حالم کمی بهتر شده است . منتظرم کامنت ها رو پاسخ داده و سپس پست جدید رو که نیمه کاره مانده بود رو کامل کنم
از همه دوستان به خاطر اظهار لطف شون تشکر می کنم
با آرزوی موفقیت
کاپیتان عزیز
این رو مجبور شدم بنویسم.فکر میکنم برای راحتیاعصاب و کاهش تنش در سایت باید کاری بکنید و انهم حذف کامنت افراد جنجالی است.توروخدا ببینید سر یک کراوات چه بحثی شد و چند نفر به هم توهین کردند؟ادم وقتی صورت نازان دو تا کوچولو رو کنار شما میبینه بفکر تنها کاری که نمی افته جنجال برسر کراوات است اما بعضیها..!در صورتیکه با حذف یک کامنت جنجالی مساله حل میشه.وقتی متوجه میشید کسی قصد منفی داره دیگر بهش اجازه گفتن هر حرفی رو ندهید.بیچاره اقای کدخدایی بخاطر عقاید مذهبی اش چقدر توهین شنید درحالیکه هیچوقت ندیدم به کسی بی ادبی کرده باشند.
پاسخ
فریده جان نازنین
فکر می کنم در پاسخ به کامنت سام عزیز بود که عرض کردم ... اختیار کامنت های سایت با من نیست . من در حدی نیستم که خدای ناکرده قصد تعین تکلیف در مورد مباحث داشته باشم
بی تعارف می گویم .. من از کامنت دوستان واقعآ چیزهای زیادی می اموزم . تنها کامنت های توهین امیز رو حذف می کنم .. به هر حال من شما رو درک می کنم .. من هم در دفاع از آقای کدخدایی گفتنی ها رو گفتم ... واقعآ انسانی مومن و متقی و مهربانی هستند .. به هر حال امیدوارم دیگه زمینه این گونه مباحث هرگز در سایت پیش نیاید
از شما دختر گل و نازنینم ممنونم
اصلا در مورد اتفاقی که برای همسرتان افتاده خبر نداشتم
واقعا شوکه شدم.
حال همسرتون الان چطوره؟
دزدها چی شدن؟
در مورد اون روز من خبر داشتم آرمان قرار بود بیاد.
شاید علتش این باشه که من توی این مدت اصلا وقت نداشتم به انجمن شما سر بزنم.
ولی واقعا اون روز نگران شدم.
هزار جور فکر و خیال زد به سرم.
بهروز خان
انشاءالله سرحال بر میگردین خونه و میرین پیش نوه های عزیزتون.
آنا و آوا.
پاسخ
بابک عزیز و گرامی
ممنون از مهر و محبت شما .. راستش رو بخواهی من تازه گوشی تلفن رو برای سایت خریده بودم .. و هنوز لم ان دستم نیامده بود .. از ان جا که روز های نخستی بود که شماره اعلام شده بود .. هر چند دقیقه یک تماس داشتم .. و خیلی دلم می خواست شماره تلفن شما رو سیو کنم تا بتونم اتفاق پیش اومده رو بهت خبر بدهم
ماجرا از این قرار بود که دقیقآ چند روز بعد از این که کل کرایه خونه را در تاکسی سمند جا گذاشت .. برای خرید نان روز روشن از خانه بیرون می آید .. که یک نفر مرد مسن می گه عین گربه از پشت سرش به زمین نشسته و سپس با یک حرکت سریع کیف او را می قاپد !! همسرم جیغ می کشد .. و مرد دزد او را روی آسفالت خیابان می کشد .. با آمدن یک راننده پراید او سوار موتور سیکلت دوست جوانش که چند قدم جلوتر منتظر بود شده و فرار می کند .. که من دیدم خونین و زخمی به خونه امد .. بهش گفتم چرا کیف را ندادی ...؟ گفت هفته قبل کرایه خونه را از دست دادم .. این بار هم اگه خرجی خونه رو می دزدیدند .. از غصه دق می کردم ..!! بعد که داخل کیف را چک کردم .. کارت ملی ، دفترچه بیمه و مبلغ هفتاد هزار تومان پول در ان بود . وقتی به پلیس 110 زنگ زدم و جریان را گزارش دادم .. گفت برو خدا رو شکر کن همسرت زنده است !! و ما هیچ کاری نمی توانیم بکنیم .. اگه سرقت انجام گرفته بود می امدیم ..!! خلاصه یکی از خوانندگان به نام هومن 33 هم زحمت کشید در روزنامه اگهی داد تا شاید کیف اولی که در تاکسی جا مانده است پیدا شود .. اما خبری نشد
من ان روز خیلی اعصابم خرد بود .. چون هم با شما و هم با جناب بیات قرار داشتم .. اول باید پیش شما می امدم و بعد نزد اقای بیات .. که فقط به آرمان خبر دادم که چه اتفاقی افتاده است
بعد هم در کامنت ها بار ها نوشتم که بابک عزیز خدا کنه از من نرنجد ... بگذریم
اخرین مورد هم احظار بنده بود که رسمآ اعلام کردند در مورد ارتش چیزی ننویسم .. چون ارتش را تضعیف کرده ام !! و این قضیه باعث شد فشار زیادی به قلبم وارد بشه .. هنوز هم خوب نشده است ..
و تحت نظر پزشک هستم
باز هم بایت ان روز از شما عذر خواهی می کنم .. یک هفته ای است که مطلب جدید نمی توانم بنویسم .. حالم اصلآ خوب نیست
باسلام
درجواب دوست محترم جناب کدخدایی
در مورد مسائلی که ایشان در مورد کراوات و توضیحاتی که ایشان دادند علی رغم اینکه دوست ندارم در مورد این مسائل صحبت کنم خوب است چند مورد را متذکر شوم
ایشان در مورد منشا به وجود آمدن کراوات مطالبی از این قبیل فرموده بودند
".... قضیه ی کراوات مربوط به اروپاییان و جنگ های صلیبی است و ...."
بله بنده هم مطالبی از این قبیل خوانده ام ولی بر فرض که این مطالب درست هم باشد. هدف از آوردن این مطالب چیست ؟
نجات اسلام ولی من به شما میگویم که اسلام بزرگتر از این ها ست که با یک چیزظاهری مثل کراوات( که هر چند از نظر محدودیت های مذهبی مشکلی هم ندارد) پایمال شود اسلام ما از ظاهر بینی ها و سطحی نگری ها لطمه می بیند مگر چند نفر از آدم هایی که از کراوات استفاده میکنند با هدف "به قول ایشان : حفظ شان دینی خود این نماد را بر گردن می آویزند و با آن فخر فروشی میکنند" که البته با این گفته آنها باید خیلی معتقد وحافظ ارزش های دینی خود باشند پس چرا باز هم به گفته ی جناب کدخدایی" در آمريكا و اروپا مظهر تمدن فسق و فجور هست ، قتل و كشتار و نابودي انسانها هست " این تناقض یعنی چه ؟ انسن های معتقد و ناهنجار؟
نخیر اینگونه نیست مشکلات امروزی جوامع این ها نیست آن ها با تمام مشکلاتی که دنیای مدرنیته دارد به فکر بهتر کردن شرایط زندگی با کمک علم اند و البته بسیارند کسانی که در مورد مسائل مذهبی هم خدمت میکنند( باز هم تاکید میکنم که مشکلات زیاری هم دارند ) چرا همه را کردیم دشمن خود ما بعد ازسال ها می نشینیم و در مورد این که کراوات بزنیم یا نه بحث میکنیم مگر مانند سعدی ها و حافظ ها که ثمره ی اسلام در این مملکت بودند کم است چرا اینقدر دور برویم چرا دکترحسابی را به یاد نمی آوریم تازه کراوات هم میزد اگر میخواهیم به اسلام خدمت کنیم ببینیم که آن ها چه کردند و چگونه چهره ی اسلام را نشان دادند اگر بخواهیم اینطور به مسائل نگاه کنیم خیلی مسائل زیر سوال می رود مثلا ما همه در مورد مراسم عزا داری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و فلسفه علم ..... در عزا داری و منشا شکل گیری آن از مسیحیان چیز هایی شنیده ایم ولی آیا کسانی که به عزاداری می روند به این مسائل فکر میکنند ...خیر آنها عاشقند و کاری با این مسئله ی ظاهری که عرف شده ندارند حالا این درست است که بیاییم این مسائل را مطرح کنیم . به چه هدفی؟
آخر چرا اینقدر به ظاهر افعال می نگریم مگر نه این است ارزش کار ها به هدف آن ها ست مطلبی که قرآن نیز آن را مبنا قرار داده است
راستی کی گفته کراوات و شلوار جین .....با سادگی در تضاد است بله البته وقتی لباس رو شلوار انداختن .... سادگیه اینا سادگی نیست
شما می خواهیدد مردم را دودسته کنید هر کس شلوار پارچه ای پوشید لباس رو شلوار گذاشت می شه مسلمون غیر از اینا میشن نا مسلمون دیدید بازم ظاهر بینیم
حالا شما میخواهید با پوشیدن عبا و گیوه و... به اسلام خدمت کنید بروید و بکنید خدا کمکتان کند.
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
ممنون از توضیحاتی که ارائه فرمودید
راستش اگه من می دونستم 5 دقیقه به زور کراوات زدنم این همه چالش به دنبال داره .. اصلآ تولد نمی رفتم !! به هر حال دوستان تا جایی که توهین به یک دیگر نکنند .. مسئله ای نیست
ولی وقتی بر سر مسئله ای جزئی چالش برانگیزیم .. خب من واقعا تحمل ندارم .. مخصوصآ این روزها که به سختی تنفس می کنم ... قلبم بد جوری سیگنال مرگ می دهد ... از نظر روحی اگه حالم خوب بود .. مسالمآ با تلقین هایی که می کردم .. قلبم خوب می شد .. مشکل این است که قلب و روح ام هر دو دست خوش ناملایمات شده اند
به هر حال اگه در پاسخ کامنت هاتآخیری پیش امد عذر خواهی می کنم .. دوباره باید به پزشک مراجعه کنم ... حلال ام کنید
سلام، من یه خواهشی از دوستام دارم(هر چند از همشون کوچیکترم): اگه میشه فعلاً بحث کراوات و این حرفارو بزارین کنار! عمو الان حالش خوب نیست، این کارای شما هم یه استرس بیشتر بهش وارد می کنه. فعلاً این بحث رو نگه دارین تا یه مدت بگذره تا عمو هم حالش خوب شه. خواهش می کنم.
پاسخ
پیمان جان .. راستش رو بخواهی من صرفآ برای اتمام پست جدید که از هفته قبل نیمه کاره رها شده بود ... با اصرار خودم و علی رغم دستور پزشک معالج ام که روی استراحت مطلق من تآکید کرده بود .. به تهران امدم .. اما خدا شاهد است وقتی کامنت ها رو پاسخ می دادم .. چنان قلب دردی گرفتم که نهایت نداشت . من بعد از جراحی قلب ، بار ها قلبم درد گرفته بود که با استراحت خوب می شد .. اما این بار چون روح ام ملتهب و پریشان شده .. هیچ کمکی به خودم نمی توانم بکنم . همان طور که گفتم .. با استراحت و یا نگارش خاطرات به ارامش می رسیدم و درد قلب فراموش می شد .. اما حالا چون انگیزه نگارش ندارم .. و هر وقت می خواهم مطلب رو کامل کنم .. یک حس مخربی آزارم می دهد .. نمی توانم با تلقین خودم رو آروم کنم .. به جان نوه هایم به زور کامنت ها رو پاسخ دادم .. حق با شماست مسایل تفرقه انگیز بد جوری عذاب ام می دهد . شاید گفتن این کلمه صحیح نباشد و دلم نمی خواهد دوستان رو ناراحت کنم .. ولی همین نیم ساعت پیش به دخترم زنگ زده و حلال بودی طلبیدم . چون سابقه نداشته این قدر به خودم بپیچم .. دارو هایی که به من داده اند همه اش مسکن و خواب اور است ... اشتباه کردم به تهران برگشتم . فردا آژانس می گیرم و به خونه دخترم بر می گردم .. چون دکتر بیمارستان سر کوچه آن ها واقع شده است . و بنده خدا دکتر وقتی فهمید میهمان هستم ..سنگ تمام گذاشته و مرتب به من سر می زند .. فقط خواهش می کنم نگران بنده نباشید .. حالم خوب می شود .. تصاویر مستند رو در وب قرار دادم .. تا راحت از کرج شرح ان ها رو یواش یواش نوشته و بزودی پست کنم ..
مطمئن هستم مقاوم تر از این مسایل بوده و هستم .. و از این جنگ هم اگه خدا بخواهد سالم بیرون خواهم امد ... همه شما رو به خدا می سپارم
سلام جناب مدرسی
امروز که کامپیوتر رو روشن کردم تنها چیزی که دلم میخواست ببینم جواب دادن شما به کامنتها و رد شدن این عدد ۷۰، یا آپ شدن یه پست جدید بود که خدارو شکر اولین آرزو براورده شد. در مورد آپ کردن اگه دلتون میخواد من میتوانم براتون مقاله بنویسم برای پست کردن تا زمانی که حالتون بهتر بشه و ما از نوشتهای شما بهره ببریم.این را بدون تعارف میگم اگه دلتون خواست بگید من مطلب زیاد دارم. در ضمن با علی آقا در کانادا تماس گرفتم و کارها برای ارسال فیلمها ردیف هستش.مواظب خودتون باشید چون ما بشما خیلی نیاز داریم.
پاسخ
آری جان عزیز و نازنین
خیلی شرمنده ام می کنی .. اگه مطلب به جی میل ام بفرستی .. فعلآ هر دو تا سه روز یکی از ان ها رو آپ می کنم .. فقط می ترسم باعث زحمت شما شود
من در کرج با لپ تاپ سعی می کنم مطالب ارسالی رو جمع و جورش کنم ... فردا با خودم سی دی تصاویر رو هم می برم تا در طراحی تصاویر بالای صفحه به مشکل نخورم
فکر کنم اگه یکی دو مطلب بفرستی ، فرصت بسیار خوبی خواهد بود تا استرس من از بابت دیر اپ شدن کاهش یابد . زیرا یکی از دغدغه های من سایت و عدم ارتباط با دوستانم است . به همین دلیل هم به تهران امدم .. ولی متآسفانه موفق به تکمیل ترجمه مستند نشدم
باز هم از شما خواهش می کنم اگه لطمه ای به زندگی شما وارد نمی کنه .. زحمت ارسال رو کشیده و در کامنت اطلاع دهید که فرستادید ... چون من کامنت ها رو بیشتر از ای میل چک می کنم
با تشکر
با سلام و مزاحمت دوباره عرض کنم خدمتتون که باور کنید ادامه ی کامت هارو نخوندم حالا که خوندم دیدم نظر کلی به اینه که بحث جمع بشه و دیگه ادامه ندیم در هر صورت ببخشید که باعث رنجش استاد گرامی و دیگر خوانندگان شدم
پاسخ
اختیار داری رضا جان
شما بقدری بزرگوار و با شخصیت هستی که بنده همیشه شرمنده الطاف شما هستم باز هم از حضور گرم شما در سایت تشکر می کنم
من دلم دووم نیاورد بازم می گم ببخشید که باعث رنجش همگی شدم
پاسخ
رضا جان نازنین .. چرا چنین فکری می کنی عزیز
این بخش برای اظهار نظر است .. و همه آزاد هستند هر چه دوست دارند بیان فرمایند .. من از شما تشکر هم می کنم که زحمت نگارش کامنت را کشیده و وقت شریف تون رو صرف آن می کنید
دیگه از این حرف ها ننویسید .. شرمنده می شوم
سلام استاد عزیزم
من مطمئن هستم که کسالت شما به زودی رفع خواهد شد. مگر می شود قهرمان عزیز و دوست داشتنی ما از بستر بیماری بلند نشود؟!!! شما پوزه دشمنان این آب و خاک را که تا دندان مسلح بودند ، به خاک مالیدید و رویای تصاحب یک وجب از خاک وطن را به دل دشمنان گذاشتید. می دانم دل شکسته شدید ولی استاد عزیزم دنیا به آخر نرسیده. شما چه از ارتش بنویسید و چه ننویسید خواهید دید که خوانندگان دائمی سایت شما بازهم مشتاقانه مطالب را دنبال می کنند. آنقدر قلم گیرا و شیوایی دارید که هر چه تا بحال نوشته اید مورد استقبال قرار گرفته. این رو من نمی گویم بلکه آمار سایت می گوید. خودتان تا بحال دقت فرموده اید مطالبی که حتی مربوط به خاطراتتان نوشته اید (خاطرات خیر ارتشی) چقدر از آنها استقبال شده؟ حتی شما بالاتر بروید اصلا" فرض کنید که به شما می گفتند که سایت را باید تعطیل کنید آیا فکر می کردید که خوانندگان علاقه مند به شما ، شما را فراموش می کنند؟ فکر می کنید کسی می تواند شما را از ما و یا ما را از شما جدا کند؟ نه استاد ، من در مورد خودم می گویم که کسی بجز خدا نمی تواند من را از شما جدا کند چه سایت باشد و چه نباشد. دیگر از بستن سایت که بدتر نمی شه. شما خودتان قبلا" در مورد خیلی مسائل ملاحظه می کردید و در لابلای متن پستها و یا کامنتها می فرمودید که بنا به دلایلی نمی توانید وارد جزئیات شوید. حالا اینطور فکر کنید که خودتان تصمیم دارید دامنه این محدودیتها را افزایش دهید.
شما به من قول داده اید که در تابستان همدیگر را ملاقات کنیم ، خاطرتان که هست؟ باید سالم بمانید و قول دهید که حتی با بسته شدن سایت هم سالم خواهید ماند. شماره شما را همه دوستان دارند و در بدترین حالت هم که حتی اگر بخواهند سایت را ببندند این ارتباط دوسویه و عاطفی همیشه پابرجا خواهد ماند.
پس مثل سابق به تشنگان خاطراتتان جرعه آبی دهید و با قدرت مثل همیشه به کارتان ادامه دهید.
ســـــــــــــبز باشید
پاسخ
پسر عزیزم سام جان
بخدا قسم شرمنده شما و یکایک خوانندگان هستم
از این که این همه فاصله بین مطالب ام افتاده است .. داغونم .. خدا خیرش بده دوست عزیزمون " آری " قراره مطلب بفرسته .. تا من کمی دغدغه ام کم تر شده و قلبم آروم بگیره .. من هر وقت قلبم درد می کرد .. حتی یک سمت بدنم لمس می شد .. کمی می خوابیدم و بعدش با نگارش مطلب جدید خودم رو سرگرم می کردم .. الان هم می روم پای کامپیوتر .. اما نمی تونم .. حالم بد تر می شه .. ولی به عشق خوانندگان هم شده از نو شروع خواهم کرد .. با اقتدار
من از لطف همه دوستان سپاسگزارم
زنده خواهم ماند و باز هم خواهم نوشت
سام (سوئد)
سلام جناب مدرسی
مقاله که هفتهٔ پیش براتون فرستاده بودم رو دوباره امروز به جیمیل تان فرستادم .مقاله کوچکی هست ولی میشه مثل یه زنگ تفریح ازش استفاده کارد، تا فردا یه مقاله بزرگ براتون پست میکنم. به امید سلامتی هرچه زود تره شما.
پاسخ
ممنون آری جان عزیز
لطف داری ... من دو مطلب اگه آپ کنم .. دیگه حالم خوب خواهد شد . چون غصه همین سایت بیشتر داغونم کرده است
ممنون از شما
سلام خدمت سرباز وطن
با سلام به شدت نگران سلامتی شما هستم اگر امکان دارد اگر حالتان اجازه می دهد .
هر ساعت به ساعت خبر سلامتی اتان را اعلام کنیید .
حقیقتا من از شما و دوستان عزیز در این سایت خیلی چیزها یاد گرفتم که هرگز فراموشم نمی شود یاد گرفتم می توان علی رغم سلایق مختلف با هم دوست بود.
آموختم تعصب بیجا و بی مورد چه بلا هایی را که به بار نمی آورد .
و................
ومن از شما و همه دوستان این چیز ها را به من آموختیید بی نهایت ممنون هستم و برای سلامتی شما از صمیم قلب دعا می کنم و از دوستان هم چنین در خواستی دارم.
امید وارم که شما هم من را از دعای خیر فراموش نکنید . و امیدوارم که به زودی خبر های خوشی در ارتباط با مساله ازدواجم شد به شما بگویم.
راستی از دامون خبری نشد.
پاسخ
ممنون پسرم ... چیزی نیست حتمآ حل خواهد شد
من نگران سایت بودم .. حالا که این همه محبت از سوی خوانندگان دیدم .. دیگه مثل سابق غصه دیر شدن مطلب را نمی خورم .. و می دانم با اراده ای که دارم خیلی زود قلبم خوب خواهد شد
من هرگز محبت یاران رو فراموش نمی کنم
من دکترم کرج است .. اون جا هم فقط وقتی لپ تاپ دامادم باشه می تونم به زحمت چند تا کامنت رو پاسخ دهم
من الان عازم کرچ هستم .. از آن جا مطلب آری جان رو پست می کنم تا خیالم راحت بشه .. بعد که دکتر من را دید سعی می کنم بزودی به تهران برگشته و کارم رو شروع کنم
از صمیم قلب دعا می کنم شما هم به ارزو هاتون برسید
بهروز جان
سلام
امیدوارم حالتان بهتر شده باشد.یه نفس عمیق بکش بلند بگو بی خیال بعد فرشته کوچولوهاتون را ببوس می بینی دوباره خوب می شوید.بهروز جان می خواستم برای پست ویژه بعدی که جسارتا اسمش (چشمو هم چشمی به سبک ابر قدرت ها) است عکس بفرستم.عکس ها باید دارای ویژگی های خاصی باشند؟
امروز آخرین قسمت گزارش درگیری با بشقاب پرنده ها را قرار می دهم.به یاری خدا مصاحبه با خلبان درگیر در این قضیه که چند روزی است منتشر شده را قرار خواهم داد یک معزرت خواهی هم از شما و سایر دوستان از اشتباهات تایپی در مطالب که می فرستم . به دلایل مختلف از دستم در می رود و بعد که خودم در سایت می بینم احساس شرمندگی می کنم.خب حالا بهترین و قویترین دارو را تجویز می کنم.هر هر یا همان خنده!! یاد خاطره ای افتادم دوستی برای ماموریت به چابهار رفته بود.می گفت وقتی می دیدند غریبه هستیم بعضی می آمدند می گفتند :هر می خواهید یا تر.منظورشان را شما حدس بزن.هرویین یا تریاک!!!خواندن مطلب بالا برای بچه های زیر 40 سال ممنوع!!
از مجله ماشین
(( سفر خیال انگیز))
سال ها است که در ایران مینی بوسی تحت نام بنز ساخته می شود و پس از این همه سال با همان امکانات اولیه و همان طرح ظاهری و فضای داخلی عرضه می شود و فقط تغییرات بسیار کوچکی در این ماشین دیده می شود چون بنده دانشجو هستم و سر و کار زیادی با این ماشین دارم سعی کرده ام مقاله ای طنز در مورد این ماشین بنویسم.امیدوارم جسارت بنده را را ببخشید!طراحان این ماشین به اصالت آن توجه خاصی داشته اند و پس از گذشت بیش از دو دهه همچنان طرح ظاهری آن را کم تغییر ر گذاشته اند.برای سوار شدن به این ماشین باید در سه رشته ورزشی آماده باشید.بدنسازی برای باز کردن در و رساندن آن به زاویه مناسب صخره نوردی و پرش ارتفاع برای عبور از موانع بعدی.وقتی روی صندلی می نشینید دوچار عذاب وجدان خواهید شد 98/0 از نشیمنگاه بیرون از صندلی است و احساس می کنید که در ابرها نشسته اید.پشت صندلی طوری طراحی شده که در گیری شدیدی با کمر و گردن دارد و گاهی این درگیری ها به زد و خورد پراکنده می انجامد و می بینید تا این جای کار هیچ نقصی در طراحی وجود نداشت ولی یک اشتباه کار را خراب می کند و آن اینکه طراح فراموش کرده که انسان ها پا هم دارند و بین صندلی شما و جلویی جایی برای پاها دیده نمی شود البته برای افراد بسیار کوتاه قد مشکلی نیست.ظرفیت این ماشین 18 نفره یا 22 نفره است که با سفارش تعداد زیادی چهار پایه و قرا ر دادن آن در راهرو گنچایش حتی به 2+60 نفر هم می رسد .60 نفر افرادی که ایستاده و نشسته و در هم لولیده اند و دو نفر دیگر یکی در سمت چپ راننده (بین راننده و در سمت او) و دیگری روی روپوش مینی بوس.گنجایش نهایی به قدرت مانور راننده در برابر مسافرین بستگی دارد.برای پیاده شدن در این مواقع باید از بین جمعیت شنا کنید و قدرت بدنی در برابر فشارهای فیزیکی حرف اول را می زند.
گفته می شود اگر گربه ای را در خودروی مرسدس بنز سواری با در و پنجره بسته قرار دهیم بعد از گذشت مدت زمانی به دلیل نبو دن هوا و اکسیژن خواهد مرد.که دلیلش را خود می دانید.طراحان این ماشین این مشکل را حل کرده اند و همان 62 نفر می توانند حتی برای ماهها در آن محبوس شوند و هوا کم نیاورند و شما در حال حرکت موتوجه خواهید شد که سیستم ارکاندیشن طبیعی هوای بیرون را به داخل عبور می دهد و آنقدر باد از درز های بدنه می گذرد که احساس می کنید در یک اتومبیل اسپرت روباز هستید!!در زمینه تولید صدای موتور با اختلاف کمی نسبت به ماشین های فرمول یک در رده دوم قرار می گیرد و تمام تلاش تیم طراحی به این مسئله معطوف شده است که تمام صدای موتور را به داخل کابین هدایت کنند.به نظر می رسد که حتی 10/0 دسی بل هم به هدر نرفته و همه به داخل کابین هدایت می شود.این صدا همراه لرزش بدنه و شیشه ها یک سنفنی کامل را به وجود خواهند آورد بهتر است برای کاهش صدای شیشه ها تلاش نکنید چون آنها فقط برای لرزیدن طراحی شده اند.شاید بپرسید که چرا با وجود این همه امکانات هیچ صفحه نمایشگری برای مسافرین وجود ندارد؟! این کار برای ایمنی و سلا مت هر چه بیشتر مسافرین صورت گرفته است زیرا تحقیقات نشان می دهد تماشای بیش از حد تلویزیون موجب ضعیف شدن چشم ها و ناراحتی اعصاب می شود در عوض شما می توانید در تمام طول سفر به نوسان عمودی راننده روی صندلی فنر دارش نگاه کنید.سیستم فنر بندی این ماشین تمام ناهمواری های راه را تبدیل به تکان های شدید کرده و بدون کم و کاست و مستقیما به ستون فقرات شما منتقل می کند و با این کار یک فیزیوتراپی کامل بر روی بدنتان انجام می دهد.از جمله تجهیزات الکترونیکی این ماشین که تحولی را در این کلاس به وجود آورده و به صورت استاندارد نصب می شود سیستم ترمزی است که با مشاهده هر مسافری که در طول مسیر به طور خودکار فعال شده و ماشین را جلوی پای او متوقف می کند.این سیستم به ظرفیت ماشین کاری ندارد و همه را سوار می کند.ناگفته نماند که این سیستم بر روی تمام اتوبوس ها که در کشورمان تردد می کنند هم به طور استاندارد نصب شده است.اگر باور نمی کنید سوار یکی از آنها شوید.پس از پیاده شدن احساس تولد دوباره دارید وتا ساعت ها همان سنفونی در گوش شما نواخته می شود.تجهیزات قابل سفارش: کپسول گاز پیک نیک برای روز های بسیار سرد!!!
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
خیلی ممنون .. مطلب جالبی بود .
راستش اگه من نزد نوه هایم نبودم .. معلوم تبود الان دیوانه زنجیری شده بودم یا دور از جون شما مرده بودم ... باز خنده ان ها کمی آرامش به من می دهد
تنها دغدغه من فاصله ای است که بین آپ مطلب جدید بوجود امده است
آری جان عزیز برام نوشت که مطلب ارسال کرده است .. ولی متوجه شدم آدرس اشتباهی فرستاده است
به هر حال دارم سعی می کنم با خودم کنار بیایم
امیدم به خدا و بعد از ان هم به دوستان با محبت این سایت است
ممنون از شما
قسمت پنجم
آذربرزين با در نظر گرفتن تمامي عوامل از جمله ميزان شتاب فوق العاده اي که در شئ پرنده ناشناس مشاهده شده بود چنين نتيجه گرفت که عملکرد آن بسيار پيشرفته تر از هر نوع وسيله پرنده شناخته شده ساخت بشر است.آذربرزين همچنين به مکابي گفت که مدارک کامل مصاحبه در اختيار نيروي هوايي ايالات متحده قرار گرفته شد.با اين حال نيروي هوايي آمريکا همچنان بر اين موضع است که که تنها مدارک موجود درباره حادثه مذکور که از طريق DIA در اختيار آنها قرار گرفته است. در اصل توسط يکي از افسران نيروي هوايي ايالات متحده که با خلبان دومين فانتوم مصاحبه کرده بود تهيه شده است.آذربرزين درباره عقيده شخصي خود به سايتينگز گفت : من به اشياي پرنده ناشناش اعتقاد دارم و نمي توانم وجود آن را ناديده بگيرم. آنها مي خواهند راهي براي برقرار کردن ارتباط با زمينيان بيابند.آنان در اين زمينه تلاش مي کنند و به آن هم مي رسند.در اين جا بد نيست اشاره کنيم که يک ماهواره جاسوسي نظامي نيز موفق به ثبت مدارکي در ارتباط با اين حادثه شده بود. اين ماهواره موسوم به DSP-1 در زمان وقوع حادثه نوعي دگرگوني غير عادي فرو سرخ به مدت يک ساعت در منطقه روي داده بود را شناسايي کرد.
توضيحات و تحليل هاي بد بينانه :
)فيليپ جي. کلاس) يکي از پژوهشگراني که در خصوص پرده برداشتن از ادعاهاي دروغين درباره مسائل ماوراي ادراکي تلاش مي کند در کتابي با عنوان ( يوفوها : فريب عمومي) درباره حادثه سال 1976 تهران اين تحليل را مطرح مي کند که شاهدان در ابتدا يک جرم نجومي را که احتمالا سياره مشتري بوده است ديده اند.بقيه ماجرا هم علتي جز بي کفايتي خلبان و اختلال در عملکرد تجهيزات نداشته است.البته با توجه به انبوه شواهد موجود که منابع موثق و غير مرتبط با هم به دست رسيده اند چنين توجيه خامي کودکانه به نظر مي رسد.اين نکته درست است که در آن هنگام مشتري با تفاوت زياد نسبت به بقيه اجرام سماوي (بجز حلال ماه جديد) درخشان ترين جرم آسمان شبانگاهي بوده است.ولي محتمل نيست که دو هواپيماي فانتوم به تعقيب آن پرداخته يا در راستاي آن پيشرفته باشند.نخستين شاهداني در شميران متوجه اين شي تابناک شدند که يکي از آنها معاون فرمانده عمليات نيروي هوايي يوسفي بوده است که فرمان رهگيري آن را صادر کرد.دو هواپيماي جت از پايگاه هوايي همدان که در 282 کيلومتري (غرب-جنوب غرب تهران قرار دارد به هوا برخاستند و در جهت نقطه 64 کيلومتري شمال تهران مرکز حرکت کردند.در حالي که مشتري در شرق قرار داشت.بنابراين شئ پرنده ناشناس در آن هنگام تقريبا 90 درجه با مشتري فاصله داشته است.به علاوه دومين فانتوم شئ پرنده ناشناس را از شمال تهران تا جنوب آن تعقيب کرده است که در اين جا هم فاصله مشتري با مسير تعقيب به حدود 90 درجه مي رسد.فراتر آن که هر دو هواپيما حضور شيئ را روي رادار ثبت و رديابي کردند که چنين چيزي درباره يک جرم نجومي اعم از ستاره يا سياره ناممکن است.
بسياري از جزييات ديگر اين حادثه نيز با توضيحات پيشنهادي (کلاس) جور در نمي آيد.مثلا اين که تجهيزات الکترونيک هواپيماي فانتوم و برج مراقبت همگي با نزديک شدن يوفو از کار کار افتاده بودند.به علاوه ارتباط مخابراتي يک هواپيماي ديگر که سومين شئ پرنده در حال پرواز در آن محدوده و يک هواپيماي غير نظامي بوده است قطع شده است.به گفته (جرومي کلارک) نظريه کلاس عوامل ايراني دخيل در حادثه را کلا افرادي فاقد مهارت هاي فني و مشاهده اي و حتي محروم از ابتدايي ترين اطلاعات حرفه اي فرض شده اند.با توجه به اين امر از برخي از جهات آسان تر است تصور کنيم که همه شهود با هم تباني کرده اند تا چنين
داستاني را به صورت تعمدي سر هم کنند(که هيچ گونه مدرکي در تائيد اين مطلب وجود ندارد.
مشاهدات ادامه دارند
در سال هاي اخير نيز موارد متعددي از مشاهده اشياي پرنده ناشناس در ايران گزارش شده اندکه با توجه به شرايط سياسي موجود اين اجرام اغلب به عنوان موارد مشکوکي از وسايل پرنده جاسوسي و اطلاعاتي کشورهاي متخاصم تلقي شده اند.برخي از مهمترين اين مشاهدات به شرح زير است
2003 : در آگوست سال 2003 (مرداد 1382) دو شي پرنده ناشناس به رنگ هاي زرد و سفيد در محدوده ساحلايران درياي خزر در شمال کشور توسط دو گردشگر مشاهده شدند.
2004 : انبوهي از مشکلات مربوط به اشياي پرنده ناشناس که با عنوان (مشاهدات IRAN UFO 2004) معروفند گزارش شد.اين حوادث از 12 آوريل اين سال (23 فروردين تا يکم ارديبهشت 1383) به وقوع پيوست و طي آن هزاران نفر توانستند اشياي پرنده ناشناس را با چشم خود ببينند.حتي فيلم يکي از اين اجسام توسط سيماي جمهوري اسلامي ايران ثبت شد. بر اساس گزارش هاي ارسالي برخي از يوفو ها به صورت شناور در آسمان در حال پرواز بر فراز تاسيسات اتمي کشور مشاهده شدند . با توجه به هم زماني اين وقايع با انتقادات آمريکا و کشورهاي غربي تابع آن نسبت به برنامه هاي هسته اي ايران موجي از جنجال رسانه اي کشور را فرار گرفت.هنوز مشخص نيست که آيا اشياي مشاهده شده يوفو بوده اند يا وسايل پرنده جاسوسي يا سياره زهره.تصاوير بسياري از اين اشياي پرنده ناشناس در فاصله کوتاهي پس از روئيت آنها منتشر شدند.گروه هاي برسي يوفو ها بسياري از عکس ها را مربوط به اجرامي (واقعا ناشناخته9 ارزيابي کردند.در حالي که برخي نيز مربوط به وسايل پرنده عادي و سياره زهره و يا قلابي تشخيص داده شدند.
2005: يک گردشگر ادعا کرد که در نزديکي آرامگاه کوروش کبير شي پرنده ناشناس را مشاهده کرده.
2007 : شاهدان عيني به خبرگزاري فارس اطلاع دادند که يک شي پرنده ناشناس در کوه هاي بارز کرمان سقوط کرده است.اين واقعه صبح روز چهار شنبه 10 ژانويه (20 دي 1386 ) روي داد. به گفته معاون استاندار کرمان ( ابوالقاسم نصراللهي) حادثه مذکور به دنبال يک انفجار و بر جاي ماندن رد ضخيمي از دود روي داد خسارت و آسيبي به دنبال نداشت.او يادآوري کرد که تمامي وسايل پرنده اي که از منطقه عبور کرده اند صحيح و سالمند و اين حادثه ناشي از سقوط هواپيما يا بالگرد نبوده است.بنا به اظهارات نصراللهي هيچ دليل قطعي دال بر سقوط يک شهاب سنگ وجود ندارد.ولي با اين حال او اين احتمال را رد نکرد.همچنين منبع ديگري به خبرگزاري فارس گفت: اين شي مذکور آتش گرفته بود و دنباله ستبري از دود به همراه داشت.وي ادعا کرد که بنابراين شي مذکور نمي توانسته است يک شهاب سنگ بوده باشد.نصراللهي اشاره کرد که چند روز قبل از آن هم وقوع حادثه مشابهي در رفسنجان توسط شاهدان عيني گزارش شده بود.
6روز پس از حادثه کرمان همين خبر گزاري گزارش داد که شي پرنده ناشناس در منطقه بوير احمد در غرب ايران مشاهده شده است که به سوي جنوب حرکت مي کرده . اين شي تا يک ساعت قابل روئيت بود( حادثه کرمان در مطلبي در شماره اسفند 85 دانشمند مورد برسي قرار گرفته بود با عنوان مسافري از اعماق فضا(
درباره عکس هاي اين مقاله :
زير نويس ها
1_ حادثه تهران در فيلم مستندي به نام بهترين مدرک در سال 2007 توسط فيلم سازي به نام پل کيمبال در کانادا ساخته شد است.به عنوان يکي از 10 پرونده برتر مربوط به مشاهده اشياي پرنده ناشناش در جهان مطرح شده است.انتخاب مذکور بر اساس راي برجسته ترين پژوهشگران يوفو انجام شده است.
2_ تصاويري از صفحات گزارش مشاهده يوفوها بر فراز آسمان تهران
3_تصويري که در ساعت 5 بعد از ظهر شنبه 18 مارس 2006 (27 اسفند 1384 ) از پرواز اشياي پرنده ناشناس بر فراز تهران گرفته شده است.محل مشاهده در نزديکي فرودگاه مهرآباد قرار داشته است.
4_تصاوير شماتيک بشقاب پرنده ها که توسط خلبانان هواپيماهاي تعقيب کننده ترسيم شده است.
پايان
پاسخ
بی نهایت از شما سپاسگزارم
آوالانچ جان ببخشید من به دلیل کسالت و تآلمات روحی نمی توانم ان طور که شایسته شخصیت شماست ، ازت تشکر و قدر دانی کنم .. کانکشن کرج هم ضعیف است .. و چند بار قطع و وصل می شود .. با لپ تاپ هم مشکل دارم .. چون ماوس نداره !! و من خیلی برام سخته
به امید شروع کار با انرژی
با سلام خدمت آقای مدرسی
جناب مدرسی امیدوارم که بهتر شده باشید اگر میشود موبایلتان را روشن کنید میخاهم درباره نمایشگاه و دانشگاهمان باشما صحبت کنم
(عمو جان اگر دکتر اجازه نمی دهد هم مشکلی ندارد چون سلامتی شما برای من از همه چیز مهمتر است ولی دانشگاه که گیر بده....)
با آرزوی سلامتی برای شما
پاسخ
علیرضا جان .. من خیلی دلم می خواهد موبایل هایم رو روشن کنم .. ولی به توصیه دکتر که گفته هر گونه ارتباط با کار و دوستان تا بهبودی و آرام شدن ریتم قلب ممنوع است .. من به او نگفته ام گاهی با لپ تاپ با دوستانم در ارتباط هستم .. ولی گاهی با آقای امیر محمود بازیار که نماینده تام الختیار بنده در ستاد اجرایی ایر شو است تماس می گیرم و از کار ها جویا می شوم
مطمئن باش برای دانشگاه و دوستان تسهیلات خاصی رو ارائه خواهیم داد .. من از هفته آینده اگه خدا بخواهد به ستاد باز خواهم گشت .. و شما یاران را در جریان خواهم گذاشت
ممنون
بنام خدا
استاد عزيزم جناب مدرسي گرامي
با سلام و عرض ادب
عزيز دل چرا اينقدر خودتونو ناراحت مي كنيد و به خودتون فشار مي آوريد ، اصلاً نيازي به پاسخ به كامنتهايي كه دوستان خطاب به هم مي دهند نيست و فقط شما بخوانيد ولي جواب ندهيد.
اگر به خاطر داشته باشيد يه بابائي چند ماه پيش به شما بي ادبي كرد و بنده جوابي سخت به وي دادم و همه دوستان و خوانندگان عزيز كلي از بنده تشكر كردند ، بنده جو گير شدم كه حالا حضراتي مانند آقاي برهاني بنده را با الفاظي كه شايسته خود و خاندان گراميشان است خطاب نموده يا تهديد به افشا كردن شغل و پستشان مي كند ناراحت شده و بترسم؟
شما اصلاً به اين مسائل توجه نداشته باشيد همان دوستاني كه بنده را همايت كردند اگر ببينند دارد مسئله به توهين و فحاشي مي رسد جواب امثال ايشان را مي دهند ، به خدا به جز اين آقا دوستان ديگر هم با من مكاتبه كردهاند ولي بسيار مودبانه و محترمانه و من دست يكايك ايشان را مي بوسم ، همچنين اگر اين آقا نمي دانند بدانند كه بنده تلفني هم با استاد فرنودي و هم استاد مدرسي در تماس هستم و با ايشان صحبت مي كنم پس بيشتر از اين خودشونو و شما را رنجيده خاطر نكنند. اگر مثل بنده جوابي علمي داشتند مي دادند ، حالا كه جوابي علمي ندادند حداقل براي حفظ سلامتي شما ديگر پاسخ ندهند من كه مي دانم قضيه چه خبر است.
ضمناً جناب برهاني بنده خودم را و شأن و مقام خود را و استاد عزيز مدرسي و مابقي دوستان را بالاتر از بحث با امثال شما مي دانم پس لطفاً تشتي پر از آب خنك تهيه فرموده و با سر درون آن شيرجه رفته تا كمي خنك شويد.
دوستان عزيز و هميشگي سايت شما هم لطفاً ديگه بسه بابا من كه به كراوات توهين نكردم كه ، كراوات بزنيد عزيزان كسي نه به شما بيادب مي كنه نه كاري با اين مسائل دارد ولي به حكم يك مسلمان بايد در مسائل ديني حتي سادهترين آنها و بي اهميت ترين آنها بايد مطلع و آگاه باشيم .
دشمنان از نا آگاهي ما استفاده مي كنندو به ما ضربه ميزنند حال ما بايد در خيلي از مسائل چه ديني و چه علمي مطلع و آگاه باشيم زيرا جنگ امروز جنگ فرهنگها و مذاهب است و آنكس پيروز است كه آگاهي كامل در مورد مسائل فرهنگي ، مذهبي و در كنارش علمي داشته باشد. خدايش ملت ما مردم خوبي هستند و به ائمه اطهار و پيامبرشان بسيار عشق ورزي مي كنند همين محرم و صفر اگر در هيأتهاي عذاداري برويد خيلي از همين مردم كه خيلي ها آنها را دسته بندي مي كنند به عشق آقامون حسين(ع) گريه ميكنند خيلي از اين عزيزان را من ديدم كه با كراوات و شلوار جين و غيره بر سر و صورت مي زنند و براي امامشون گريه و شيونمي كنند حالا چه كسي جرأت دارد به اينمردم توهين كند و وصله بي ديني و لا مذهبي بزند؟ هركسي اينگونه تفكر مي كند خودش بي دين و لامذهب است . پس لطفاً اگر عقده داريد تا بر سر افراد مذهبي و به قول خودتون حزب الهي داد و بيداد كنيد و فحش بدهيد برويد تو خيابونها و كوچه ها داد و بيداد نمائيد نه در اين مكان ۀ بحثي شروع شد بدون توهين و فحاشي و افترا ديگر بس است چرا توهين مي كنيد و قلدري و يا پستو مقام نداشته را به رخ مي كشيد پشت كامپيوتر همه رییس جمهورند و فرمانده و شاه و وزير ولي وقتي رودرو شديم مي شوند موش و هيچكاره .
از نظر بنده بحث تمام شده است و كسي نتوانست دليل قانع كننده بياورد كه چرا كراوات خوبه و ما بايد بزنيم اگر هم كسي نظري دارد به ايمل بنده ارسال كند ali_kadkhodaei2004@yahoo.com ولي اگر كوچكترين مطلبي جهت توهين و فحش بزنيد جوابي برايتان ارسال نخواهد شد ، بنده مي خواهم بر دانشم افزوده شود نه به كلكسيون فحشها و الفاظ ركيك پس لطفاً رعايت يك بحث دموكراتيك و آزاد را بنمائيد .
با احترام نسبت به همه دوستان عزيزم
علي كدخدايي
پاسخ
خیلی ممنون علی جان که این بحث کراوات پایان یافت
آقای برهانی هم منظوری نداشت .. فقط می خواست بگوید که ما نباید به خاطر مسایل پیش پا افتاده این همه چالش به وجود اوریم
علی جان ایشان انسان بسیار با شخصیتی هستند .. چون من از جناب برهانی خواهش کردم توهین نفرمایند .. حالا هم این خواهش رو از شما می کنم .. و اینک خوشحالم که اتش بس اعلام شده و دیگه این مباحث مطرح نمی شود
من مخلص همه دوستان عزیز هستم .. شآن و مقامی هم ندارم .. یک فرد عادی مثل بقیه هستم ... زمانی خوشحال می شوم و یا به آرامش می رسم که خیر و برکت ام به یک هموطن یا انسانی برسد .. البته شما خیلی به بنده حقیر لطف داری .. من هم به شما و همه دوستان افتخار می کنم
سلام علیکم.از صمیم قلب آرزوی سلامتی برای شما و خانواده محترمتان را دارم.چند سوال کوچولو دارم که با اجازه شما آنها را مطرح میکنم.
1- جمله هایی را که یک خلبان از موقعی که استارت میزند تا موقعی که از زمین بلند میشود چه جملاتی است؟لطف کنید جملات را به همان زبان انگلیسی بنویسید.
2- کارهایی را که یک خلبان برای فرود انجام میدهد چیست؟لطفاً کامل جواب دهید.
3- یک دانشجوی صفر کیلومتر خلبانی از زمانی که درسش را شروع میکند،چند سال طول میکشد تا یک خلبان ماهر شود؟
دیگه سرتون رو درد نمیارم و از اینکه وقت شما رو گرفتم پوزش میطلبم.اگر در جملاتم بسیار رک و خودمونی حرف زدم مرا عفو کنید.
انشاالله سلامت باشید
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
یا علی
پاسخ
علی جان عزیز و نازنین
واقعآ شرمنده روی ماهت هستم پسرم
من تعهد داده ام هیچ سخنی از ارتش در این سایت به زبان نیاورم
اما برای این که پاسخی به پرسش های خود داشته باشید
لطفآ با دوست عزیزم آقای داود یوسفی به شماره
09123263072
تماس بگیرید .. او راهنمایی خواهد فرمود
سلام بهروز خان
واقعا از اتفاقات پیش آمده ناراحت هستم.
خوشبختانه بخیر گذشته.
اما در مورد احضار سخت ناراحت شدم.
هیچ کس به اندازهء شما از رشادت های ارتش و نیروی هوایی در جنگ نگفت اما افسوس که نمکدان را میشکنند.
حالا نمیدانم کار کدام حروم زاده ای بوده که این کار را کرده.
اما بهروز خان من نمیدونم تضعیف ارتش کجا بود.
اینها حقایق هست.
من نمیدونم باید در برابر این موضوع چه کرد.
و نمیدونم چه طور باید به کارتان ادامه دهید.
اما مایوس نشوید.
پاسخ
بابک عزیز و گرامی
ممنون از مهر و محبت شما
بله عزیزم .. واقعآ هنوز هم از احضارم شوکه ام .. البته می دانم نهادی که بنده رو احضار کرده بود ، هیچ مشکلی با بنده ناشت . ! چون سوالاتی که می پرسیدند معلوم بود هول هولکی چند مطلب بنده را خوانده و انگشت روی ان گذاشته بودند .. که با کم ترین توضیحی قانع شده و می پذیرفتند .. که یکی از ان ها مطلب " پاچه خواری در ارتش " بود که عرض کردم استناد من مربوط به حادثه ای بود که مربوط به 25 سال قبل است .. و چه راحت و صمیمی پذیرفتند . و در تمام مدت اذهان داشتند که سایت مشکلی نداره .. فقط کمی دقت کنم تا حساسیت کسی را برنینگیزد .. اما قبل از ترک محل از من اجازه خواستند تا از مقامات کسب تکلیف کنند .. و دقایقی بعد برگشته و دستور دادند فعلآ در باره ارتش ننویسم ..!!!
بابک جان من دقیقآ می دانم از کجا آب می خورد . چون همه می دانند من جز ترسیم اقتدار و صلابت ارتش کاری نکردم .. و خیلی احتیاط در حفظ اسرار داشتم و هر چیزی را پاسخ نمی دادم . اما دلیل ان این است فردی که می شناسم کیست به ان ها زنگ زده و گفته .. حال این مردک رو بگیرید تا بی خودی حرف مفت نزند !! و به او بفهمانید که جایگاه اش کجاست
واقعآ متآسفم .. آن ها باید از خدا بخواهد شخصی بدون هیچ گونه هزینه ای ماهیانه 80 هزار خواننده جوان را از اقصی نقاط جهان برای خواندن دلاور مردی های ارتش به سایت جمع می کند ... کاری که با میلیارد ها تومان بودجه تبلیغاتی که ارتش دارد ، بعید می دانم رسانه ای داشته باشند که حتی دویست خواننده دایم و ثابت در روز داشته باشد .. و این را به ان ها متذکر شدم .
اما افسوس که آن ها چنین می خواهند .. هیچ اشکال نداره .. از این به بعد از هواپیماهای شخصی و اتفاقات و حوادث خوب جهان خواهم نوشت . و اگر ماهی یک میلیارد تومان هم بدهند .. دیگه در باره ارتش نخواهم نوشت
از شما به خاطر همه حرف های خوبی که زدی ممنونم .. من هم با شما همعقیده هستم .. امیدوارم در ایر شو ببینمت .. فعلآ که در حال استراحت می باشم
سلام کاپیتان
وقت به خیر
تو کامنت ها خوندم یه مقدار کسالت دارین.راستش خیلی نگران شدم. الان حالتون چطوره؟
در مورد سانحه ایران140 واقعا متاثر شدم به خصوص که باقرگردان رو میشناختم و دیده بودم و فکر کنم از استاد خلبانهای شکاری هم بوده.
خدا رحمتشون کنه و امیدوارم این آخرین باشه(بعد از هر سانحه اینو میگیم)
یا حق
پاسخ
بله نیما جان .. اتفاقاتی رخ داد که باعث شد از نظر روحی مشکل پیدا کنم .. بعد هم به قلبم سرایت کرده
زیر نظر دکتر فعلآ استراحت می کنم .. تا چند روز دیگه بپا خواسته و در خدمت خواهم یود .. فقط دوستان باید چراغ سایت رو روشن نگاه داشته تا سبب کوری چشم دشمنان شود
در مورد سانحه بله .. خیلی ناراحت شدم .. روحشان شاد
سلام جناب مدرسی
لطفا فقط به من اطلاع دهید که فایل ورد که براتون فرستادم قابل باز شدن در ورد شما هست و اینکه همهچی از نظر فرمت درست به نظر میاد؟ من دارم مقاله دوم را تمام میکنم و تا ساعتی دیگر براتون میفرستم و فقط میخوام از وظعیت ورد مطمئن بشم.
سبز و شاد باشید
پاسخ
آری جان عزیز و نازنین
من تا همین لحظه ..ساعت 23:30 روز سه شنبه .. کامپیوترم رو روشن نکردم .. قرص هایی که دکتر قلب به من داده است ، خیلی خواب اور است .. اشتباه بزرگ من این است چند روز پیش برای پی گیری کارهای اجرایی و هماهنگی های ایر شو از کرج به تهران آمدم .. از ان بدتر رانندگی تا تهران بود که متآسفانه حالم رو بد تر کرد .. یادمه بعد از پاسخ چند کامنت .. دیگه سرم حسابی گیج رفته و افتادم .. همسرم با دکترم تماس گرفت .. گفت فوری به بیمارستان بروم .. و با آژانس راهی بیمارستان کرج شده و سرم وصل کردم .. آی سی یو جا نداشت .. و با اصرار زیاد خودم ، به منزل دخترم برگشته و قول دادم که به هیچ عنوان تا دکتر اجازه نداد .. نه لپ تاپ روشن کنم .. نه موبایل .. و به همین دلیل تا ساعت 9 شب امشب خواب و گیج بودم .. دکتر آمد منزل و معاینه کرد .. و با اصرار من قرار شد نیم ساعت بیشتر پای کامپیوتر نروم .. و الان بعد از سه روز دارم .. اولین کامنت رو پاسخ می دهم ...
آری جان می دونی چیه .. ؟ من این همه برای ایر شو تا تهران در ان ترافیک سخت رانندگی کردم .. اگر چه حالم بد شد و نرسیدم که به ان ها سری بزنم .. ولی بی معرفت ها یک زنگ به خونه دخترم نزدند که حالم رو جویا شوند .. !!! می بینی چقدر دوستی ها بی ارزش شده .. من به خاطر رانندگی تپش قلب گرفتم .. و رو به قبله شدم .. اما دریغ از یک احوالپرسی
اشکال نداره .. قربون مرام خوانندگان عزیزم بشم که خیلی بزرگوار هستند . دست همه رو می بوسم
الان جی میل را چک می کنم
سلام جناب مدرسي عزيز
اولين سالگرد تولد نوه هاي نازنينتون رو تبريك ميگم و روي ماه هر دوي آنها رو مي بوسم و براي شما و خانواده گراميتون آرزوي سلامتي دارم.
موفق و پيروز باشيد
پاسخ
مهدی جان نازنین و گرامی
خیلی ممنون و سپاسگزارم . امیدوارم شما هم در خیر و شادی باشید
نوه های شیطون هم دست بوس شما هستند مهدی جان
حق نگهدارت باشد