درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  دزدی در آسمان ..!!

  ماجرای ربودن میگ ۲۱ عراقی   

 h5sbys9xrrltrku9xp5d.jpg

آگوست 1966.در این روزها میگ-21 تیپ اف-13 مهم ترین رقیب جنگند ه های اسرائیلی در آسمان بود.بنابراین واضح بود که اسرائیلی ها می بایست یکی از آن ها را بدست آورند تا با مطالعه و بررسی دقیق آن خلبانان اسرائیلی و هواپیماهایشان را علیه این جنگنده آماده کنند."موساد"-آژانس سری اسرائیل مامور شد تا خلبانی را پیدا کند که توانایی های مناسبی برای انجام این کار داشته باشد."مایر آمیت" (رئیس وقت موساد) در یک جلسه مشورتی با عده زیادی از نظامیان اهداف "موساد" را تشریح کرد و از آن ها خواست که بنظر آنان چه چیزی بیش ترین نقش ارزشمند را برای امنیت اسرائیل در بر دارد.ژنرال "موردخای هود" فرمانده نیروی هوایی اسرائیل در 1963 (وچند سال بعد) از وی خواست که یک فروند میگ-21 ساخت شوروی را به اسرائیل بیاورد.تشخیص این که آیا "موردخای" واقعا باور داشت که قدرت انجام موفق چنین کاری وجود دارد مشکل بود."ایزر وایزمن" نیز که فرماندهی نیروی هوایی را از "هود" تحویل گرفت نیز اندکی قبل از شروع جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل همین درخواست را از "آمیت" کرده بود.اگر این عملیات انجام می شد اسرائیلی ها به اسرار پیشرفته ترین جنگنده ای که اعراب در آن زمان در اختیار داشتند(به اعتقاد روس ها پیشرفته ترین جنگنده ضربتی جهان) دسترسی پیدا می کردند

  ماجرای ربودن میگ ۲۱ عراقی   

  

2moam54hmol5qr99728s.gifuwqvyqcjf8vm7d3g5itw.jpgpvzc1n031cxkmgu0ydi5.jpgihss9tr9zi9efmcstko6.jpg

ماجرای ربودن میگ - ۲۱ عنوان مطلب این پست است .. که اغلب شما دوستان بخش هایی از آن را در بخش انگلیسی که جناب آقای علیرضا صادقی زحمت ترجمه ان را کشیده است خوانده اید .. و حتم دارم  بی صبرانه منتظر بخش پایانی آن بودید . راستش رو بخواهید خود من همیشه دوست دارم کل مطلب رو یک روز بخوانم .. این جوری هر هفته یک ذره ادم جون به سر می شه ..!! به همین دلیل ابتکار به خرج داده و همراه اخرین قسمت .. بخش های قبلی رو هم آوردم . امیدوارم از این مطلب زیبا و تاریخی لذت برده باشید ..

دوست بسیار خوبم جناب نادر رضوی عزیز از اون دسته انسان هایی است که همیشه غم مردم رو می خوره .. و سعی می کنه به همه خوبی کنه . مخصوصآ برای بنده خیلی مفید بوده است . باورتون نمی شه اگه بگم چقدر جلوی گاف ها یا همون سوتی های من رو گرفته و با بیان مهربانانه اش تذکر داده .. فلانی این مطلبی که نوشتی مشکلی نداره ..!!؟ که جا داره از این دوست مهربون رسمآ تشکر کنم . خب همین آقا نادر اخیرآ موضوع مهمی  رو در رابطه با کامنت های  خوانندگان محترم مطرح کرد که به عرض می رسونم ... عزیزانی که خدمت مقدس سربازی رو پایان رسونده اند .. یا قبلآ در ارتش حضور داشتند در موقع درج خاطرات توجه فرمایند به هیچ عنوان مشخصات محل های خدمتی یا مراکز نظامی رو بیان نفرمایند .. چون دشمن خیلی راحت سوء استفاده می کنند . ممنون

صحبت خوانندگان شد .. مدتی است از دختر عزیزم " دامون " نازنین خبری نیست . خیلی دل نگران اش هستم . تلفن اش هم خاموش است . امیدوارم هر کجا هست .. سالم و سلامت باشد . این نگرانی رو در مورد " جی اس اف " گرامی هم داشتم . که ارتباط تلفنی انجام شد .. و قرار شد یک روز به دیدارش بروم . از شانس بدی که دارم .. همسرم مورد حمله چند دزد نامرد قرار گرفت .. و حال و روز طبیعی نداشت . از طرفی چون تماس های زیادی خوانندگان گرفته بودند .. نمی دونستم کدوم مربوط به دوست اندیشمندم جی اس اف است . می دونم از من رنجیده و حق هم داره .. بدینوسیله رسمآ از وی عذر خواهی کرده و مشتاقانه منتظر تماس یا کامنت او هستم . در ضمن مژده به دوستان که " ایر شو " مجوز های لازم رو گرفت و از ۲۱ اسفند تا ۲۳ در فرودگاه پیام کرج راه اندازی خواهد شد . این سایت هم غرفه ای برای ارتباط با علاقه مندان خواهد داشت .

 ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .

شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی

مرکز آپلود عکس ایرانی 

 

b6096s1meq0x63ph5jk7.jpg 

۱

دزدیدن میگ - 21

آگوست 1966.در این روزها میگ-21 تیپ اف-13 مهم ترین رقیب جنگند ه های اسرائیلی در آسمان بود.بنابراین واضح بود که اسرائیلی ها می بایست یکی از آن ها را بدست آورند تا با مطالعه و بررسی دقیق آن خلبانان اسرائیلی و هواپیماهایشان را علیه این جنگنده آماده کنند."موساد"-آژانس سری اسرائیل مامور شد تا خلبانی را پیدا کند که توانایی های مناسبی برای انجام این کار داشته باشد."مایر آمیت" (رئیس وقت موساد) در یک جلسه مشورتی با عده زیادی از نظامیان اهداف "موساد" را تشریح کرد و از آن ها خواست که بنظر آنان چه چیزی بیش ترین نقش ارزشمند را برای امنیت اسرائیل در بر دارد.ژنرال "موردخای هود" فرمانده نیروی هوایی اسرائیل در 1963 (وچند سال بعد) از وی خواست که یک فروند میگ-21 ساخت شوروی را به اسرائیل بیاورد.تشخیص این که آیا "موردخای" واقعا باور داشت که قدرت انجام موفق چنین کاری وجود دارد مشکل بود."ایزر وایزمن" نیز که فرماندهی نیروی هوایی را از "هود" تحویل گرفت نیز اندکی قبل از شروع جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل همین درخواست را از "آمیت" کرده بود.اگر این عملیات انجام می شد اسرائیلی ها به اسرار پیشرفته ترین جنگنده ای که اعراب در آن زمان در اختیار داشتند(به اعتقاد روس ها پیشرفته ترین جنگنده ضربتی جهان) دسترسی پیدا می کردند . روس ها معرفی میگ-21 را از سال 1961 به کشورهای خاورمیانه شروع کرده بودند وتا 1963 که "آمیت" موساد را تحویل گرفت این جنگنده بخش اصلی و ضروری زرادخانه نیروی هوایی مصر-سوریه و عراق بود.روس ها معرفی این هواپیما را تحت حداکثردرجه رازداری و امنیت انجام می دادند.آنان شرط تحویل این جنگنده را مسولیت خودشان در مورد امنیت و آموزش پرسنل ونگهداری قرار داده بودند.در غرب چیزهای کمی از میگ-21 می دانستند اما از توانایی هایش واهمه داشتند.روس ها نیز از خطر در اختیار گذاشتن میگ-21 به خارج از مرزهای خود وارتش کشورهای دیگر آگاه بودند.امنیت در بالاترین درجه خود بود و روس ها اغلب مسوول آن بودند.این مساله بخودی خود باعث رنجش بسیاری از اعراب موظف در نیروی هوایی می شد که از قدرت زیاد روس ها در داخل پایگاه های هوایی متعلق به اعراب خشمگین می شدند.با وجود این قرار گرفتن در یک اسکادران میگ-21 بالاترین افتخاری بود که می توانست نصیب یک خلبان شود.این افراد مردانی بودندکه نمی شد آنان را با رشوه بچنگ آورد یا آزادانه در جمع با آنان صحبت کرد.نتیجتا نه "موساد" و نه "سرویس های اطلاعاتی نظامی" نتوانسته بودند که پیشرفتی در این کار داشته باشند.چندین دفعه تلاش هایی انجام شد. در اوایل دهه 60 و با کمک یک ارمنی به نام "جان توماس" که در مصر بدنیا آمده بود اسرائیلی ها تلاش کردند که با پرداخت یک میلیون دلار به یک خلبان مصری از او بخواهند که با میگ-21 خود به اسرائیل پناهنده شود.خلبان از این کار امتناع کرد و "جان توماس" و تعدادی از همکارانش دستگیر و "توماس" و دو تن از آنان در دسامبر 1962 بدار آویخته شدند.تلاش دیگری در متقاعد کردن دو خلبان عراقی برای پناهنده شدن به اسرائیل نیز شکست خورد.فرماندهان نظامی اسرائیلی ارزش زیادی برای هر سلاحی که دشمن می توانست در نبرد علیه آنان بکار گیر قائل بودند .یکی از اولین کسانی که بر این مطلب پافشاری می نمود ژنرال "دان تولکوفسکی" فرماندهی بود که در دهه 50 نیروی هوایی را پایه گذاری کرده بود.او بارها و بارها گفته بود که این اصلی بنیادین است که با شناخت تسلیحات دشمن بتوانیم به وی ضربه بزنیم."تولکوفسکی" این گونه دیدگاه ها را قاطعانه ابراز می داشت و همان طور که دیدیم جانشینانش "موردخای هود" و "ایزر وایزمن" فرماندهان نیروی هوایی اسرائیل نیز همین کار را دنباله روی می کردند..........

۲

کوشش اسرائیل در جمع آوری اطلاعات در مورد قابلیت های هواپیماهای دشمن برای دفاع ملی حیاتی بود. اما ادامه این عمل هم چنین برای داد وستد اطلاعات با ایالات متحده نیز سودمند بود.در اسرائیل ایالات متحده را بعنوان هم پیمانی می شناسند که اغلب اطلاعاتی حتی دقیق تر و عمیق تر از آن چه خودشان بدست می آورند در اختیارش قرار می دهند بخصوص در مورد نفوذ شوروی در خاورمیانه در دهه های 60 و 70 میلادی.در مقابل-آمریکا نیز علاقه مند است تا اسرائیل را با آخرین تجهیزات نظامی مجهز کند که تحت شرایط دیگری بهیچ وجه مایل به دادن آن ها نمی بود.این قضیه واقعیت داشت که در اوایل جنگ "سوئز" در 1956 اسرائیلی ها یک فروند هواپیمای روسی را پیدا کردند که خلبان مصری آن رهایش کرده بود و مصری ها قبل از رسیدن واحدهای جلودار ارتش اسرائیل فرار کرده بودند.این یک پیروزی بزرگ بود.اما با معرفی میگ-21 توسط روس ها به نیروی هوایی مصر -سوریه و عراق که پیشرفته تر و ناشناخته تر بود این تلاشها از بین رفت.سازمان اطلاعات اسرائیل انتخابهایش را بررسی کرد:"رشوه دادن-رهگیری هواپیما در نقطه ای در خاک کشورهای عرب-قرار دادن یک عامل در یک پایگاه هوایی و ..."اما موساد نهایتا به این نتیجه رسید که بهتر است در جهت تشویق یک خلبان عرب برای پناهندگی به اسرائیل تلاش کند.در این بین بخت به یاری اسرائیلی ها آمد.یک عراقی یهودی به نام "جوزف" عنوان نمود که اگر اسرائیلی ها میگ-21 میخواهند وی احتمالا قادر به ترتیب دادن کار خواهد بود.این پیشرفتی شگفت انگیز بود.اکثر یهودیهای عراق در اوایل دهه 50 میلادی در یک انتقال هوایی دسته جمعی به اسرائیل رفته بودند .شاید 1000 نفر و یا حتی کمتر از یک جمعیت 100000 نفری در اوایل دهه 50 در عراق باقی ماندند."جوزف" یهودی بود که فقیرانه بزرگ شده بود و در سن ده سالگی در نزد یک خانواده مسیحی مارونی عراقی به خانه شاگردی گماشته شد.اگر چه وی هیچگاه به مدرسه نرفت وخواندن و نوشتن نیاموخت اما از خصایص برجسته آن خانواده غیر یهودی بهره برد.هیچ تصمیمی بدون حضور او گرفته نمی شد.وی در همه تجمعات خانوادگی حاضر بود و معمولا حرف آخر را در تصمیمات خانواده میزد.وی بعنوان شخصیتی مرکزی در امور مهم خانواده حضور داشت و همگی ضمن ستایش و احترام به وی اورا دوست می داشتند.زمانی که "جوزف" 60 سال داشت در طی یک مشاجره با بزرگ خانواده بوی گفته شد که بدون این جمع خانوادگی هیچ است.اگرچه مسیحی مارونی خیلی زود عذر خواهی کرد اما "جوزف" این حرف را فراموش نکرد.او تصمیم گرفت که تفاوت هایش را آشکار سازد یعنی هویت یهودیش را.این چیزی بود که در گذشته کمتر به آن فکر کرده بود.وی شروع به یادگیری در مورد یهودیت و اسرائیل کرد.اگرچه او وفاداریش را نسبت به خانواده حفظ کرد اما احساس وفاداری به اسرائیل را نیز در خود احساس می کرد.در اواخر 1964 با مقامات اسرائیلی در "تهران" و اروپا ارتباط برقرار کرد(تا سال 1979 اسرائیل با رژیم غیر عربی ایران روابط خوبی داشت).او مسائل مهمی برای گفتن داشت.اسرائیل بعنوان یک دولت یهودی در خاورمیانه همیشه با ملت های غیر عرب اطراف خاورمیانه نظیر :ترک ها و تا سال 1979 ایرانی ها ارتباطات خوبی ایجاد کرده بود.اسرائیل همچنین فعالانه به ایجاد ارتباط و پرورش اقلیت های غیر عرب در میان عرب های مسلمان اقدام می کرد.از طریق "جوزف" در اوایل سال 1964 اسرائیل اقدام به ایجاد ارتباط با یک خلبان مسیحی مارونی در نیروی هوایی عراق کرد .

۳

خانواده خلبان تا حد زیادی از دولت ناراضی بود.پدر خانواده احساس میکرد که بخاطر فشار دولت عراق بر روی او و سایر مسیحی های مارونی زندگی آنها بجایی نمیرسد.برخی از دوستان وی حتی بزندان انداخته شده بودند و اداره امور کسب و کار وی نیز با مشکل مواجه بود.او به "جوزف" گفت که مایل به ترک کشور است.پس از تماس "جوزف" با اسرائیلی ها افراد زیادی در اسرائیل بودند که ترجیح می دادند این موضوع بعنوان یک مورد غیر واقعی بفراموشی سپرده شود.اما نه "مایر آمیت".(رئیس موساد).حتی بعد از آن که "جوزف" مقدار زیادی پول مطالبه کرد و تعداد زیادی در اسرائیل وی را "شیاد" نامیدند "آمیت" او را تشویق کرد."آمیت" متحد "اسحاق رابین" رییس ستاد نیروهای مسلح اسرائیل قبل و در حین جنگ شش روزه بود.وی با یک مامور زبده در "بغداد" ارتباط برقرار کرد.یک زن آمریکایی که با پیش قدمی خودش در خدمت اسرائیل بود.این زن تصمیم گرفت که "منیر رئوفه" -خلبان مسیحی عراقی که جزو خانواده ای بود که "جوزف" در آن بزرگ شده بود-را از عراق بیرون بکشد.زن آمریکایی عامل موساد بود(مشخص نیست که یهودی هم بود یا نه) که نه تنها فعال و باهوش بود بلکه زیبا هم بود.وی بآسانی در حلقه های اجتماعی مخلوط می شد.بر اساس یک منبع-وی در یک میهمانی با "منیر رئوفه" آشنا شد که به ارتباط دوستانه عمیقی بین آن دو منجر گردید."رئوفه" به زن آمریکایی گفت که یک عراقی وطن خواه است اما با اقدامات دولت عراق بر ضد قبایل اقلیت کردها در شمال عراق بشدت مخالف است.بعنوان یک اقلیت مسیحی "منیر رئوفه" عمیقا دچار این مشکل بود که بعنوان معاون فرمانده یک اسکادران میگ-21 از وی خواسته شده بود که ماموریت های بمباران علیه کردهای بی دفاع را هدایت کند.بر اساس گفته های "دنیس آیزنبرگ"-"یوری دان" و "الی لانداهو"- "رئوفه" حتی اعتراف کرد که اسرائیلی ها را که دشمن مسلمانان بودند تحسین می کند.موارد دیگری نیز بود که وی را آزار می داد.از فرماندهی اسکادران کنار گذاشته شده بود و در "بغداد" و بدور از خانه اش خدمت میکرد وبعلت مسیحی بودن فقط اجازه پرواز با تانک های کوچک سوخت را داشت.زن آمریکایی گوش می کرد .وی دیدار با "رئوفه" را ادامه داد و علیرغم این که "رئوفه" متاهل و دارای چند فرزند بود صمیمیت بین این دو افزایش یافت.زن آمریکایی با بهره برداری از این ارتباطات از "رئوفه" خواست تا تعطیلاتی را در جولای 1966 در اروپا با یکدیگر بگذرانند."رئوفه" موافقت کرد.پس از گذراندن چند روز در اروپا زن آمریکایی از وی خواست که با هم به اسرائیل پرواز کنند .وی دوستانی داشت که می توانستند در آن جا به آن ها کمک کنند.سپس پاسپورت و بلیط ها را نشان داد."رئوفه" متوجه شد که این نقشه ای برای شروع کاریست و زن آمریکایی وی را بخاطر خودش بسمت خود جذب نکرده بود.اما هم چنین میدانست که تلاش های او برای خودش نیز سودمند است.نه تنها از بمباران هایی که مخالف آن بود بیرون می رفت بلکه اسرائیلی ها وعده پرداخت یک میلیون دلار را نیز داده بودند.قضیه همان طور که جذاب بود خطرناک هم بود.........

۴

"منیر"می خواست بداند که نه تنها همسر و فرزاندانش بسلامت از عراق خارج شوند بلکه والدین و بقیه خانواده بزرگش نیز خارج گردند."جوزف" نیز همین را می خواست."جوزف" نگران بود که هر یک از اعضای خانواده که بداند که آن ها در حال ترک عراق هستند این قضیه غیر قابل اجتناب بود که ممکن است بعلت طبیعت هر آدمی فرد دیگری غیر از خانواده در جریان قرار گیرد و کل ماجرا شکست بخورد.بنابراین به عده زیادی از افراد خانواده نگفتند که در حال ترک عراق می باشند.در مورد شخص "منیر رئوفه" نیز نه تنها اسرائیلی ها موافقت کردند که پول خوبی بوی بپردازند و حفاظت کاملی نیز از وی بنمایند بلکه به او گفتند که تابعیت اسرائیلی -یک خانه و شغلی برای زندگی نیز دریافت خواهد کرد.ذهنیت "منیر رئوفه" آماده شد.در ملاقاتی با "موردخای هود" -فرمانده نیروی هوایی اسرائیل- نقشه فرار مورد بررسی قرار گرفت.وی می بایست مسیر زیگزاگی را بخاطر اجتناب از رادارهای عراقی و اردنی طی کند."هود" گفت:"می دانید که چقدر خطرناک است.900 کیلومتر پرواز است.اگر هم قطارانت حدس بزنند که چه چیز در شرف وقوع است ممکن است هواپیماهایی برای سرنگونی شما بر فراز آسمان اعزام گردند اگر آن ها موفق نشوند اردنی ها این کار را می کنند.تنها امید شما این ست که خونسرد باشید و مسیر را دنبال کنید.آن ها این مسیر را نمی شناسند."هود" ادامه داد :اگر بر اعصابت مسلط نباشی یک انسان مرده ای.یک دفعه که مسیر پروازی معمول خود را ترک کنی دیگر راه برگشتی وجود ندارد.بنظر می رسید که "رئوفه" از این موارد آگاه است و به سادگی پاسخ داد:"هواپیما را برای شما می آورم."در باقیمانده زمان اقامتش در اسرائیل وی و فرماندهان اسرائیلی چندین و چند دفعه نقشه فرار را مرور کردند."رئوفه" تعجب زده بود از اینکه می دید که آنها بیش از خود او از آن چه در پایگاه هواییش می گذرد آگاهند.نام کلیه پرسنل چه عراقی و چه روسی را می دانستند و هم چنین نقشه داخلی پایگاه را.روال دقیق پروازهای آموزشی چه پروازهای طولانی در روزهای خاص و چه کوتاه در دیگر روزها.او می بایست روزی را انتخاب می کرد که اجازه پرواز طولانی را داشت."رئوفه" وزن آمریکایی به اروپا و از آن جا به عراق برگشتند.بزودی اعضا خانواده "رئوفه" شروع به ترک کشور نمودند.یکی بعنوان توریست -دیگری بخاطر معالجات پزشکی و غیره."منیر رئوفه" روز فرار را 16 آگوست 1966 تعیین کرد.نیروی هوایی اسرائیل در یکی از روزهای مقرر منتظر وی بودند.او از خدمه زمینی خواست که تانک هایش را با حداکثر ظرفیت پر کنند.چیزی که مستشاران روسی عموما باید آن را تایید می کردند.اما عراقی ها از مستشاران روس خوششان نمی آمد و بنظرشان می آمد که به آن ها اهانت میکنند.این قضیه بنفع "رئوفه" بود.بعنوان یک خلبان تکخال -خدمه خوشحال می شدند که دستورات وی را اطاعت کنند تا روس ها را."رئوفه" مصمم بود اما هنگامی که داخل میگ-21 شماره 534 قرار گرفت کمی ناراحت بنظر می رسید.می دانست که این آخرین پروازش با میگ است.490 لیتر بنزین که در داخل تانک های اضافی در زیر بدنه هواپیما تعبیه شده بود وی را مطمئن می ساخت که سوخت کافی را برای 900 کیلومتر پرواز تا ساحل مدیترانه در اختیار دارد.خلبان موتور را روشن کرد و پس از برخاستن به ارتفاع 30000 پایی اوج گرفت که ارتفاع ایده آل مصرف سوخت برای هواپیمای وی بود.پس از دور شدن از "بغداد" جهت را بسمت اسرائیل تغییر داد.خدمه رادار زمینی انعکاسی را روی صفحه راداربسمت غرب دیدند و با عصبانیت از وی خواستند که برگردد."آنها بوی هشدار دادند که سرنگونش می کنند."رئوفه" رادیو را خاموش کرد.وی فضای هوایی عراق را بدون هیچ مزاحمتی ترک گفت اما بر فراز "اردن" یک جفت جنگنده "هاوک هانتر" نیروی هوایی سلطنتی "اردن" میگ مزبور را که قراری برای پرواز آن گذاشته نشده بود رهگیری کردند.جنگنده ها تلاش کردند که با خلبان عراقی ارتباط برقرار کنند اما جوابی دریافت نکردند و با توجه به این که آرم کشور دوست را بر روی هواپیما تشخیص دادند به "رئوفه" اجازه دادند که براه خود ادامه دهد و احتمالا فکر کرده بودند که خلبان در حال انجام ماموریتی سری علیه اسرائیل است.......

۵

صدها مایل دورتر رادارهای اسرائیلی انعکاسی را دریافت کردند.یک اسکادران "میراژ" نیروی هوایی اسرائیل برای اسکورت فرستاده شد."رئوفه" با تعقیب علامات مسیر از پیش تعیین شده را دنبال کرد و آن ها نیز بهمراه وی تا پایگاهی در عمق "صحرای نقب" پرواز کردند.در آنروزهم چنین مامورین موساد دو ماشین استیشن بزرگ را کرایه کردند و باقی افراد خانواده خلبان را که ظاهرا درحال ترک بغداد برای رفتن به "پیک نیک" بودند جمع آوری نمودند.سپس بسمت مرز "ایران" رفتند و با کمک چریک های کرد مخالف دولت عراق بسلامتی از مرز گذشتند.در" ایران" هلیکوپتری آن ها را جمع کرد و بیک پایگاه هوایی برد و از آن جا توسط یک هواپیما به اسرائیل برده شدند.روزنامه های سراسر جهان داستان جالب توجه پناهندگی خلبان عراقی و میگ-21 به اسرائیل را منتشر نمودند.نظیر سایر داستان های جدید چند روزی در روزنامه ها قرار داشت وسپس توسط مردم به فراموشی سپرده شد.در میان آنان که داستان را فراموش نکردند رهبران نظامی ایالات متحده-فرانسه-بریتانیا و سایر قدرت ها قرار داشتند.آنان اسرائیل را تحت فشار گذاشتند تا اجازه دهد نگاهی کوتاه نیز به این هواپیما بیندازند که برای نخستین بار در دستان یک ملت با علایق مشابه قرار گرفته بود.روس ها بسیار عصبانی شدند.اسرار قدرت هواییشان بشدت به خطر افتاده بود.آن ها اسرائیل را بشدت تهدید کردند و تقاضای عودت هواپیما را نمودند.اسرائیلی ها ضمن عدم انجام این کار هواپیما را برای مدتی به آمریکایی ها دادند تا خشم روس ها را بیشتر کنند.بعلاوه این مساله باعث کاهش وجهه "کا گ ب" و عراقی ها شد."رئوفه" افسری استثنائی آن جور که دیگران ترجیح می  دادند که باور کنند نبود .اما یکی از بهترین خلبانان کشور بود و قبل از ارتقا به موقعیتش بعنوان یک خلبان نخبه نیروی هوایی توسط سرویس های امنیتی روس ها و عراقی ها کاملا تحت نظر بود.اسرائیلی ها تا مدت زیادی نقش خود را در پناهنده شدن "منیر رئوفه" انکار می کردند.سال ها طول کشید تا روس ها با کنار گذاشتن وقایع بفهمند که چگونه دزدی میگ ترتیب داده شده بود.آن ها فرض کردند که از ابتدا "موساد" پشت قضیه بوده والبته این فرضی درست بود.چند ماه بعد نیروی هوایی اسرائیل میگ مزبور را جهت انجام آزمایشاتی به ایالات متحده قرض داد.این بخشی ضروری و مهم در قابلیت های استراتژیک آمریکا بود.نیروی هوایی آمریکا میگ را در داگفایت های شبیه سازی شده مورد استفاده قرار داد .همچنین تا می توانست برای تشخیص قابلیت های هواپیماهای شوروی درون آن را نیز بررسی کرد.برای اسرائیل منافع حاصل از در اختیار داشتن این هواپیما حتی بیش از آنی بود.در 7 آپریل 1967 در داگفایت با سوری ها -نیروی هوایی اسرائیل شش میگ سوری را در مقابل هیچ تلفاتی ساقط کرد.در جنگ ژوئن 1967 نیروی هوایی اسرائیل کنترل و برتری هوایی را بر علیه میگ های سوری ومصری کاملا بدست آورد."منیر رئوفه" به همراه خانواده اش به اسرائیل آمد و بوی شغلی جدید و زندگی جدیدی داده شد.زن آمریکایی احتمالا بیش از یکبار از زمان ورود به اسرائیل وی را ملاقات نمود اما وی به کارش در "موساد" ماموریت یافت که نهایت وفاداری را نسبت به آن داشت.یهودی عراقی "جوزف" به اسرائیل نیامد و ترجیح داد که از دور ودر وطن خود یک صهیونیست باشد.از قرار معلوم وی با رضایت از کاری که هم برای خانواده ای بود که دوست می داشت و هم برای کشوری که نگاه جدید و محبتش را به آن بخشیده بود بزندگی ادامه داد.میگ-21 نیز کد ثبت 007 را بهمراه نشان و خطوط قرمز اسرائیل دریافت کرد تا از دشمن واقعی قابل تشخیص باشد.با دیدن فرار موفقیت آمیز "رئوفه" 3 خلبان عراقی دیگر نیز با میگ های-21 به اردن فرار کردند.خلبانان عراقی پناهندگی سیاسی گرفتند و هواپیماها به عراق مسترد شدند.در سال 1999 فیلمی به نام "دزدی آسمان" در مورد این عملیات بنمایش در آمد...پایان.

 با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

این مطلب ساعت ده بامداد بیست و دوم بهمن ماه ۱۳۸۷ پایان یافت .

 ایام به کام   

4z5emr3dvam9vqv83k19.jpg

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد
 
 
مطالب خوانندگان
 
به همت : آوالانچ عزیز
 

شب هنگام برای بازدید فانتوم هایی که فردار مسافر بودند به آشیانه رفتم. 8 تیر بمب سنگین 2 تیر موشک یک غلاف پادکار الکترونیکی و 3 مخزن سوخت خارجی واقعا هیبت مخوفی به فانتوم داده بودند.برای کم کردن وزن برخاست مخزن سوخت خارجی مرکزی خالی بود تا پس از پرواز در سوختگیری هوایی توسط تانکر سوخت رسان پر شود.بعد ار انجام عملیات و بمباران موفقیت آمیز هدف همگی به سلامت فضای پر خطر بغداد را ترک کردیم.با گردش به سمت ایران خورشید که تازه طلوع کرده بود دقیقا روبه روی ما قرار گرفت و دید ما را بسیار کاهش داد این کوری نسبی سبب شد ما تنها دو فروند از فانتوم های دسته را دید داشته باشیم.جنگنده های دیگر را در بال آنها قرار داده و به حرکت خود ادامه دادیم.پس از مدت کوتاه به عقب نگاه انداخته و چهار فروند فانتوم دیگر را در پشت خود مشاهده کردم.برای اجتناب از رهگیری عراقی ها ارتفاع را کاهش دادیم و به سلامت وارد خاک وطن شدیم برای کاهش مصرف سوخت همگی فانتوم ها ارتفاع را افزایش دادند سوخت موجودی جنگنده ها بسیار کم بود با صعود به ارتفاع 1400 پایی تنها 900 پاوند سوخت داشتیم. اگر میزان سوخت هواپیما به زیر 1500 پاوند برسد احتمال خاموش شدن موتور های پر مصرف جی.79 جنگنده فانتوم بسیار بالا می رود.


حال ما درنیمه راه رسیدن به پایگاه مبدا تنها 900 پاوند سوخت داشتیم و به همین دلیل چندین بار در رادیوی هواپیما اتمام سوخت خود را اعلام کردم.هیچ جوابی در رادیو نشنیدم در همین حال نگاهی به دور و بر انداختم و در فکر خود چاره ای برای به سلامت نشاندن هواپیما جستجو می کردم.در هالی که بر فراز آسمان کرمانشاه بودیم ناگهان چشمم به یک باند فرود نا آشنا افتاد هر دوی ما می دانستیم در کرمانشاه هیچ فرودگاهای وجود نداشته و البته باند فرود مورد نظر هم برای نشاندن اف_4 بسیار کوتاه بود.با 400 پاوند سوخت هیچ راه دیگری نداشتیم هر لحظه منتظر خاموش شدن موتورها بودیم با نزدیکی به باند چرخ ها را پایین دادیم که ناگهان جنگنده چرخش به سمت چپ را آغاز کرد.در همین لحظه که سعی در متعادل نگه داشتن هواپیما داشتیم خلبان کابین جلو فریاد زد : بالچه ها نقض فنی دارند!! پایین نمی آیند!! و این یعنی اینکه ما باید با حدود 20 نات (36 کیلومتر بر ساعت) بیش از حد مجاز اقدام به فرود می کردیم که در نتیجه با توجه به کوتاهی باند نیروی ترمز قابل ملاحظه ای را طلب می کرد.با وجود از دست رفتن تعادل هواپیما به سختی به باند نزدیک شدیم و در کمال ناباوری دیدیم که یک هواپیما در وسط باند ایستاده!!!!!


هواپیمای مزبور به علت به دام افتادن در چاله ای که در اثر بمبارن باند ایجاد شده بود لاستیکش ترکیده و در هان جا متوقف شده بود تصمیم گیری در لحظه ای کوتاه صورت گرفت خلبان تصمیم گرفت تا از روی هواپیمای مزبور عبور کرده و در مسافت باقیمانده باند هواپیما را بر زمین بنشاند هیچ سوختی باقی نمانده بود تا گردشی کرد و عملیات فرود را دوباره انجام دهیم در آن لحظه هیچ کدام از ما به سرعت 360 کیلومتر بر ساعت هواپیما و باند کوتاه باقیمانده فکر نمی کردیم. تنها فکر ما به سلامت نشاندن هر چه سریعتر جنگنده بود. در همین لحظات با دیدن صحنه دیگری واقعا خشکمان زد.یک فروند اف_4 دیگر که به طور حتم او هم با کمبود سوخت مواجه شده بود در حال فرود از روبه رو بود!!! خلبان فانتوم مزبور که زود تر اقدام به نشستن کرده بود با مشاهده ما بلافاصله باند را برای فرود جنگنده ما خالی کرد.در آن لحظه 200 پاوند سوخت داشتیم خلبان کابین جلوی من به صورت غیر منتظره تصمیم گرفت دور کوتاهی زده و عملیات فرود را دوباره امتحان کند وی دور شدیدی زد و سعی در هم راستا قرار دادن جنگنده با باند داشت اما سرعت ما خیلی بالا بود او با مهارت خاصی هواپیما را در امتداد باند قرار داد و در همین لحظه سوخت تمام شده موتورها خاموش گردیدند.

با تلاش فوق العاده ای چرخ ها را مجبور کردیم به باند بوسه بزنند اما سرعت بالای فرود ما سبب شد هواپیما دوباره از باند کنده شود هر دو با تمام قدرت اهرم هدایت را به جلو فشار می دادیم تا دماغه پایین بیاید بلافاصله ترمز ها را تا آخر قدرت درگیر کردیم اما این غول آهنی گویی سر ایستادن نداشت سپس هر دو چشمانمان را به بیرون از کابین دوختیم فانتوم دومی که در اواسط باند متوقف شده و خود را کنار کشیده بود هنوز دوبمب در زیر بالهایش داشت اگر ما دورتر و در همان بار اول اقدام به نشستن می کردیم مطمئنا به آن جنگنده برخورد می کردیم سرعت ما حدود 198 کیلومتر برساعت بود که ناگهان چاله ای بزرگ جلوی مال سبز شد و ردرد شدیدی در ناحیه کمر خود احساس کردم هر دوی ما ناخواسته خروج اضطراری کرده بودیم پای ما در نهایت به زمین رسید بلافاصله به انتهای باند چشم دوختم تا از وضعیت جنگنده خودمان آگاه شویم اف-4 ما پس از شکسته شدن ارابه فرود به آرامی بر روی مخازن سوخت خارجی خود لیز خورده بود و بدنه آن به طور معجزه آسایی و به صورت سالم در بیرون باند متوقف گردید مخان سوخت ضربه حرکت را دفع کرده بود و چون هیچ سوختی در هواپیما موجود نبود آتش سوزی هم صورت نگرفته بود پس از مدت کوتاهی بالگرد امداد و نجات رسید و ما را به بیمارستان منتقل نمود

مطلبی از آوالانج عزیز

 
مطلب زیر خلاصه ای از مقاله مجله صنایع هوایی است که تقدیم تمامی شما دوستان گرانقدر می شود

 بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 
معرفی یک سایت خوب و جامع  
 
قابل توجه هم وطنان خارج از کشور و ان هایی که به دنبال هویت ملی خویش هستند
 
شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران
 
my0r50s4cnrc3q0ejwfd.jpg 
 
 
توجه  ...................... توجه
 
بخش بازرگانی شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران فعال شده و از کلیه صاحبان مشاغل جهت درج آگهی رایگان یکماه خود دعوت بعمل می آورد.
لازم به ذکر است هر یک از صاحبان مشاغل می توانند یکبار بمدت یکماه بصورت رایگان آگهی خود را در این شبکه درج نمایند.

mtycu9sokgufjm5w3w0d.jpg

رسانه متفاوت ایرانیان اینجا

5nbix53b3fzmhx7cycy7.jpg 

http://www.flight.mihanblog.com/

وبلاگ پرواز

 

    تلفن تماس با مدیر سایت

۰۹۱۹۴۴۷۱۸۲۸

لطفآ  فقط بعد از ظهر ها قبل از صحبت اس ام اس بفرستید و در صورت تآئید تماس گرفته شود  . خوانندگان فاقد تلفن همراه همه روزه از ساع ۲۰ تا ۲۱ می توانند تماس حاصل فرمایند .

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد . 

yxm30e7yog8af73oh20j.jpg

اتفاقی عجیب از برخورد دو هواپیما در آسمان ..!

خلبان جت چند روز بعد متوجه برخورد خونین شد !

 ****

تعجب نکنید .. واقعیت دارد !

6u3k0pw5hr4zqypnwbkz.jpg

من هم وقتی نخستین بار تصاویر رو دیدم ، فکر کردم اوباما در جوانی اش به اندونزی  امده است .. بعد که دقت کردم .. دیدم نه قضیه جدیده و مربوط به حالاست ..!! منتظر بمانید .

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

تحلیل سانحه فرود ایرباس در رودخانه هودسن

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی

 

- تعداد بازديد
  • 8580
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35