درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  چگونه چند زنبور سبب سقوط هواپیما شد !؟

مستندی از نشنال جئوگرافی

  چگونه حشرات هواپیما رو سرنگون کردند !؟    

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif 

bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

 همان گونه که قرار گذاشته بودیم .. یعنی شما عزیزان فرموده بودید " که بعد از درج دو سه پست از خاطرات..  نوبت به مستند برسد " . این بار به یکی از عجیب ترین وقایع در صنعت هوانوردی اشاره می کنم دوستان گرامی راستش رو بخواهید چون بحث حرف های خودمونی است .. اجازه می خواهم یک مسئله رو عنوان کنم . از زمانی که خودم رو شتاختم هرگز ادم مغرور و خود خواه نبودم . حتی در ارتش از این که برام احترام نظامی می گذاشتند ناراحت می شدم .. هیچ گاه درجه روی شونه ام نمی چسبوندم !  خصلت خاکی بودن واقعآ در ذات ام است .. این رو عرض کرده تا بگم من آدم مغروری نبوده و نیستم . اما دلیل نمی شه هر توهین و تحقیری رو تحمل کنم .. خودم اهل شوخی بوده و تحمل شوخی رو دارم .. اما باید در عین صمیمیت حرمت و احترام حفظ بشه .. یک دوست که خیلی بهش ارادت دارم  کامنتی برام گذاشته و با ارسال لینک به یکی از تصاویر قدیمی ام  آن را وحشتناک توصیف فرموده  .. که خیلی رنجیدم . قلبم  واقعآ شکست  .. حذف اش نکردم . هنوز هم هست  و می دونم منظوری نداشته .. ولی استدعا می کنم حد و حرمت رو حفظ کنید . فردا ممکنه نوه هایم ان را بخوانند .. فکر می کنید با مشاهده آن در باره من چه فکر می کنند ..!!؟ زنده هم نیستم که از خود دفاع کنم .. حتمآ با خود خواهند گفت .. پدر بزرگ مون چقدر آدم جلف و سبکی بوده که جوون ها در سایت خودش تمسخرش می کردند ..!! شاید هم من اشتباه می کنم .. واقعآ نمی دونم !

موضوع بعدی این که ..  وقتی در یکی از پست ها یه واژه " شوخی مردانه " اشاره کردم . اصلآ فکر نمی کردم بعضی از بانوان و دختر خانم های محترم که از خوانندگان قدیمی سایت هستند .. برداشتی اشتباه از این کلام بنده کرده و در پیام های خصوصی واکنش های متفاوتی بروز دهند . قبل از این که حرف قبلی ام رو اصطلاح کنم به استحضار یاران همدل می رسونم .. آیا در طول این مدت کسی از بنده شوخی جلف یا زننده ای مشاهده فرموده که حال برای بیان راحت تر بعضی خاطرات .. خانم ها رو مزاحم بدونم ..!!؟ اگه  عرض کردم مردانه .. یعنی صرفآ به حرمت خانم های گرامی  از بیان بعضی واژه های لمپنیسم که گاهی  در شوخی های  مردان مطرح می شدند .. معذورم ! نه این که ما در پرواز شوخی های زننده و رکیک مرتکب شده که حال به خاطر خانم ها نمی تونم عنوان کنم !! واقعآ برای خود متآسفم که بعد از دو سال ارتباط مستمر .. شخصیت خود و همکارانم رو تا این حد تنزل داده ام  که یکی از دختر خانم ها که حتی با هم ارتباط تلفنی هم داشتیم این پیغام رو برام بنویسه ( شما هم برید به دنیای مردونه اتون برسید تو دنیای مجازی دیوار بکشید بگید ورود خانمها ممنوع. خصوصی باشه .حلالم کنید ) ..!! من احمق منظورم این بود که.. بعضی واژه گان  فقط در جمع مردان کاربرد داره که به خاطر حرمت به خانم ها نمی تونم بنویسم .. و گرنه بلانسبت فحش خواهر مادر نمی دادیم که حالا نتونم بنویسم !! جالبه بدونید تمام همین کلمات رو در " فرهنگ جبهه " که دوست عزیزم آقای مهدی فهمیمی زحمت تهیه ان را کشیده درج کردم . بار ها هم تجدید چاپ شده است . و مشکلی نداره  

من همیشه جوون ها رو دوست داشته و به همه ان ها احترام می گذارم . گاهی وقت ها نشانه هایی از ان ها می بینم که هوش و ذکاوت آن ها رو  می رسونه و قلبآ تحسین شون می کنم . یکی از همین جوون های نکته سنج که خیلی دوستش دارم .. ایوان از سیبری است . او در یک کامنتی به نکته ای اشاره کرد که واقعآ به درایت و نکته سنجی اش تبریک می گویم . در پست قبلی اشاره به سکوت رادیویی کرده بودم .. که قبل از جنگ متداول نبود . اما من دچار اشتباه تاریخی شده بودم . وقتی برام نوشت به مطلب مراجعه کرده و دیدم حق با اوست .. خب شهامت اقرار به اشتباه همیشه در من وجود داشته .. و ازش تشکر کردم . دوست دیگری به نام آرش هوشمندانه به من تذکر داد که کلمه " انتحار " رو اشتباه نوشته ام ! حق با او بود .. و من چندین بار این کلمه غلط نوشته بودم . که از ایشون واقعآ متشکرم . حال که صحبت از تشکر و قدردانی شد .. جا داره از سایت وزین " یک پزشک " که بسیار وب غنی و با ارزشی است .. به خاطر قرار  دادن لینک یکی از مطالب سایت تشکر و قدر دانی کنم .  

 

پورتو پلاتا ( Puerto Plata )  فرودگاه کوچکی واقع در جمهوری دومینکن ( Dominican Republic ) است . که معمولآ توریست های فراوانی از ان بازدید می کنند ..

ششم فوریه ۱۹۹۶ به دلیل خرابی یکی از هواپیماها گروهی از توریست های آلمانی که قصد مراجعت به فرانکفورت رو داشتند با تاخیر زیادی مواجه شدند . مسئولان خطوط هوایی تصمیم گرفتند هواپیمای دیگری رو جایگزین پرواز کنند . هواپیمای جایگزین شده متعلق به یکی از هواپیماهای چارتر خطوط هوایی ترکیه بود . هواپیمای ۷۵۷ این شرکت به دلیل مشکلات فنی ، نزدیک به سه هفته در این فرودگاه خوابیده بود . اما اماده کردن هواپیما و گروه پروازی اش ساعت ها به طول انجامید !

حدود ساعت ده و پنجاه دقیقه شب تقریبآ همه گروه پروازی آماده انجام ماموریت شده بودند . اولین گروه مسافران بعد از چهار ساعت تآخیر قدم به هواپیما گذاشتند . آن ها چیزی حدود ۹ ساعت پرواز تا مقصد خود در پیش داشتند ..  

ساعت تقریبآ یازده و نیم شب بود که پرواز شماره ۳۰۱ آمادگی خود رو برای خروج از گیت مسافربری به برج کنترل اعلام کرد .. بعد از دقایقی خزش ( تاکسی کردن ) هواپیما در ابتدای باند قرار گرفت . کمک خلبان هواپیما " گاگن " بیش از سه ما از حضورش در این ایرلاین نمی گذشت .. و تنها ۷۵ ساعت تجربه پرواز داشت . بر روی صندلی چپ کاپیتان " آحمد آدام " با هزاران ساعت پرواز با این نوع هواپیما قراز گرفته بود . در کابین به غیر از این دو نفر  کمک خلبان دیگری به نام " موریس اونسلو " هم حضور داشت . تجربه او هم کم بود و در مدت سه ماه از ورودش ۷۵ ساعت پرواز داشت .

با هماهنگی برج مراقبت ،  پرواز شماره ۳۰۱ با ۱۸۹ مسافر از زمین بلند شد . در همین لحظه  بارانی نرم شروع به بارش کرد .. به طوری که قطرات باران شیشه جلوی هواپیما رو نوازش می داد ..

دقایقی بعد از پرواز درست در زمانی که کمک خلبان قصد داشت طبق چک لیست آلات دقیق خود رو کنترل کنه .. سرعت نمای سمت او رقم ۸۰ نات رو نشان می داد . در سمت دیگر هم چنین رقمی در عقربه کاپیتان مشخص شد ..

اما لحظاتی بعد .. کاپیتان با کمال تعجب مشاهده کرد که عقربه سرعت سنج سمت او بر عکس چرخیده و با رقمی که در مقابل کمک خلبان اش قرار دارد ، مغایرت دارد !! در صورتی که باید هر دو نشاندهنده ها سرعت واحدی رو نشان دهند !! به همین دلیل از کمک خود پرسید سرعت تیک آف چقدر است .. وقتی پاسخ عدد ۱۵۰ نات رو شنید ، متوجه شد برای قرار گرفتن در ادامه باند .. زمان رو از دست داده است . او مجبور شد ادامه دهد .. لذا دستور داد چرخ ها جمع شوند ...

ساعت یازده و چهل و دو دقیقه هواپیما پرواز خود رو به سوی فرانکفورت آغاز می کند ..

با بلند شدن هواپیما ، کاپیتان برای متعادل کردن سرعت هواپیما .. دسته گاز رو کمی به عقب می کشد .

آن ها بعد از دقایقی با برج کنترل پرواز تماس گرفته و موقعیت خود رو اعلام می کنند . مسئول برج هدینگ مسیر تازه و ارتفاع آن رو به خلبان اعلام می کند .. یک دقیقه و سی ثانیه از پرواز سپری شده بود که  کاپیتان خطاب به کمک خود می گوید .. دگمه مرکزی خلبان اتوماتیک رو روشن کن . و او بلافاصله این عمل رو انجام می دهد .. تمام ابزار های مدرن کامپیوتری با عملکرد دقیق خود ، پروازی ایمن رو به وجود می اورند ..  مسافران در آرامش کامل بسر می برند ..

هنوز مدت زیادی از پرواز نگذشته است که صفحه دیجیتالی مقابل خلبان با صدای بوقی خلبانان رو متوجه پیغامی که ظاهر شده است می کند ..! این پیغام به خلبان می گوید که از سرعت مجاز تخطی کرده است !! آن ها با نگاه کردن به عقربه سرعت سنج کمک خلبان ، متوجه می شوند سرعت هواپیما طبیعی است ! اما در سمت دیگر عقربه چیز دیگری رو نشان می دهد .. !!

برای یک لحظه خلبانان گیج می شوند .. سرعت سنج کمک خلبان سرعت هواپیما رو خیلی کم نشان می دهد .. و از سوی دیگر عقربه سمت کاپیتان حاکی از سرعتی بالا و غیر مجاز است ..!! کاپیتان متعجبانه می گوید .. هر دو غلط هستند ..!!

کاپیتان از روی ناچاری خطاب به کمک خلبان سوم خود می گوید .. لطفآ دگمه فیوز ها رو یک چک بکن .. و با بیرون کشیدن فیوز اخطار برای لحظه ای قطع می شود .. اما با قرار گرفتن در مدار ، همان اخطار نمایان می شود .. !!

با فشار دادن مجدد فیوز ، این بار آن ها وارد مرحله ای تازه از مشکلات می شوند .. چراغ بالا سر خلبان با روشن شدن به ان ها اخطار می دهد که از سرعت مجاز پیشی گرفته اند ..!! لازم به ذکر است که سرعت تعین شده برای این گونه جت های مسافرتی ۳۵۰ نات است .. در حالی که عقربه سرعت سنج کاپیتان ۲۶۰ نات رو نشان می داد ..!!

با خاموش و روشن کردن فیوز های مربوطه چیزی تغیر نمی کند .. و همان گونه که در تصویر مشاهده می کنید ، سرعت سنج مقابل خلبان از حد مجاز هم گذشته و در حال افزایش است ! این دو گانگی اطلاعات هر سه خلبان رو گیچ کرده است !

معمولآ بهترین روش در این گونه مواقع ، کم کردن سرعت هواپیماست .. و این دقیقآ همان کاری است که کاپیتان آدام با تجربه انجام می دهد .. و با کشیدن دسته گاز موتور رو به عقب ، قصد متعادل کردن سرعت زیاد هواپیما رو دارد ..  اما

اما ... چشم تون روز بد نبینه .. در یک لحظه هواپیما شروع به لرزش های شدیدی کرده به طوری که کنترل آن تقریبآ غیر ممکن است .. !! خدای من چه اتفاقی افتاده است ..!؟؟ صدای تلق و تلوق لرزش هواپیما مخصوصآ فرامین کنترل ، همه رو عصبی کرده است ..

در این میان حال و روز مسافران مادر مرده از همه بد تر بود .. !! بیچاره ها هر چه خوشی کرده بودند با نخستین تکان شدید هواپیما ، از دماغ شون در امد .. همه ناراحت و مضطرب محکم به هر چیزی که دم دستشون بود چنگ انداختند .. هر نوع دعایی که بلد بودند زیر لب قرائت کردند .. ولی نه .. انگاری خطر جدی است ...

در همین لحظه هواپیما هم از کنترل خلبانانش خارج شده و با کم شدن سرعت ، دماغ ان بالا رفته و به سمت بال راست متمایل می شود ...

کاپیتان با تجربه تمام سعی و تلاش خود رو می کند تا هواپیما به حالت تعادل در امده و بتواند جان مسافران رو نجات دهد .. در چنین شرایط وحشتناکی .. مسئول برج مراقبت بی خبر از همه چیز سعی در ارتباط با آن ها دارد .. خلبانان بقدری تحت فشار هستند که قادر نیستند نفس بکشند .. چه به این که بخواهند حرف زده و اعلام وضعیت نمایند ..

آقای " جان کاک " یکی از مسئولان محترم ایمنی در مورد صدا های ناجور داخل کابین و لرزش های متعدد هواپیما می گوید ... این امر به خاطر استال ( واماندگی ) هواپیما صورت گرفته بود .. و از ان جا که هواپیما در سرعت پائینی پرواز می کرد .. با کم کردن سرعت ، عملآ هواپیما دچار استال شده و از کنترل خلبانان بیرون آمده بود ..

آقای جان معتقد است .. در این گونه موارد ، صفحه نشان دهنده وضعیت هواپیما کاملآ آبی شده و  خط تعادل هم با نوسان همراه است .. که حاکی از بالا بودن دماغ هواپیما رو به آسمان و بالا و کج شدن به طرفین است .. تصویر فوق کاملآ گویاست ..  که دماغه به شکل خطرناکی بالاست

آقای " رابرت مکینتاش " کارشناس تحقیقات و سوانح هم ضمن تآئید سخنان کارشناسانی چون جان .. می افزاید .. در ارتفاع هفت هزار پایی که این اتفاق رخ داد ، هوشیاری خلبان برای بیرون رفتن از مشکل خیلی مهم است .. در لحظه سانحه پیشنهاد کمک خلبان سوم که فریاد می زد .. " ا دی آی " کاملآ درست بود .. اما افسوس کاپیتان گوش نکرد !

کمک خلبان با جلو کشیدن دسته گاز هواپیما ، سعی کرد در ارتفاع پنج هزار پایی از سطح دریا هواپیما رو از حالت استال خارج سازد .. اما همین عمل او ، بر چرخش بی حاصل هواپیما در آسمان کمک کرده و هواپیمای به اون بزرگی مثل فرفره دور خودش چرخیده و به سمت دریا شیرجه می رفت ..

بیش از پنج دقیقه از پرواز نگذشته بود که مسئول برج مراقبت پرواز متوجه مشکل هواپیمای پرواز شماره ALW 30۱ شده و مرتب آن ها رو صدا می کرد .. پرواز ۳۰۱ این جا برج سانتا دومینگو است .. تکرار می کنم این جا برج کنترل ... ولی انگار فایده ای نداشت

لحظاتی بعد با کمال ناباوری در صفحه مانتیور بزرگ مقابل خود مشاهد کرد که  علامت اختصاری پرواز شماره ۳۰۱ از صفحه رادار محو شده است .. بله سانحه دردناکی اتفاق افتاده است ..

با محو شدن از روی صفحه رادار .. همه چیز به هم ریخته شد .. مسئولان فرودگاه برای امداد به نجات یافتگان احتمالی گروه هایی رو برای شناسایی به منطقه فرستادند ..

به دلیل تاریکی شب .. جستجوی نیروی دریایی دومینکن برای پیدا کردن مسافران احتمالی به نتیجه نرسید . و همه دست خالی برگشتند ..

سرهنگ نیروی دریایی " آنتونی جیمی نیان " در باره شب حادثه می گوید .. اون شب با افرادم تمام منطقه رو گشتیم .. هر لحظه انتظار داشتم صدای جیغ یا ناله یکی از ۱۸۹ مسافر رو بشنوم .. اما دریغ از هیچ صدایی .. خیلی غم انگیز بود .. اما بعد از ساعت ها جستجو .. مقداری بنزین جت بر سطح دریا مشاهده کردیم .. اما هیچ اثری از مسافران یا جنازه آن ها نیافتیم ..

به گفته سرهنگ .. ساعت پنج و بیست دقیقه بامداد جنازه ها یکی یکی از آب بیرون امدند .. روز بعد کشتی های جمهوری کوچک دومنیکن به همراه کشتی های آمریکایی مسافتی معادل ۳۰۰ کیلومتر مربع را به جستجو پرداختند ..

در حالی که اجساد مسافران بخت برگشته یکی یکی پیدا می شد .. گروه تحقیق سوانح هم کار خود رو آغاز کرد .. آن ها برای کشف واقعیت نیاز به هر دو جعبه سیاه هواپیما داشتند ..

دو روز بعد از حادثه  چند تا جوون کم و سن و سال که برای برای گردش و تفریح از هتل محل اقامت اش بیرون امده بودند تا جلوی ساحل بازی کنند .. با کمال تعجب مشاهده کردند چندین کیف و وسایل کنار ساحل افتاده است .. معلوم شد مربوط  به مسافران مادر مرده است ... از نظر کارشناسان هر تکه ای از اشیاء پیدا شده می تواند به رمز معمای سقوط کمک کنه ...

مرکز مطالعات و تحقیقات امریکا نماینده ای برای کمک به گروه تحقیق به  پورتو پلاتا ( Puerto Plata ) فرستاد . آن ها با جدیت کار خود رو آغاز کردند ... برای کشف معما همکاری بین المللی وسیعی می طلبد .. حادثه سقوط هواپیمای  ۷۵۷ در آب نخستین مورد این نوع هواپیما ها محسوب می شد .

تعداد زیادی هواپیمای ۷۵۷ در جهان و در خطوط هوایی کشور های مختلف پرواز می کنند . و به همین دلیل اهمیت کشف واقعیت برای امنیت این هواپیماها از ارزش خاصی برخوردار بود .

تنها راه کشف واقعیت ، پیدا کردن جعبه سیاه است . همان گونه که در تصویر شرح داده ام .. هواپیماهای ۷۵۷ یک جعبه برای ضبط مکالمات داخل کابین خلبان دارد ( که ۳۰ دقیقه مکالمات قبل از سقوط رو به همراه دارد ) همچنین جعبه دیگری تعبیه شده است که تمام حرکات فرامین از لحظه پرواز تا سقوط رو به صورت داده های گرافیکی سیو می کند ..

معمولآ جعبه سیاه هواپیما مدت ۳۰ روز از خودش سیگنال می فرستد .. اما مشگل بزرگی که سر راه گروه تحقیق وجود داشت ، عمق ۷۲۰۰ پایی کف اقیانوس در محل سانحه بود ! که پیدا کردن آن را غیر ممکن می ساخت .. !  به دلیل شوری آب .. با گذشت هر روز امید پیدا کردن جعبه سیاه سخت تر می شد .. ولی گروه تحقیق هرگز نامید نمی شدند ..

 تنها دستگاه مدرنی که قادر باشد کف عمیق دریا ها رو جستجو کنه .. همان گونه که در شکل بالا می بینید زیر دریایی کوچک و مدرنی به نام " CURV " است  که کاربرد ان به صورت اتوماتیکی از طریق کنترل از راه دور است  .. و کابل ان خیلی دراز است ..

این زیر دریایی مجهز دارای بازوهای مقاومی است که از طریق دوربین توسط اپراتور آن که از مانیتور کف دریا رو مشاهده می کند ، اداره می شود . در طول زمانی که این زیر دریایی مجهز از آمریکا سفر خود رو آغاز کنه .. گروه تحقیق سعی می کنه تا روی ان چه  که کشف شده است .. بپردازند ..

اولین کار گروه تحقیق بر روی نوار به جا مانده از مکالمه خلبان با مسئول برج کنترل است .. تمام دیالوگ ها طبیعی و به دور از هر نوع اشکالی بود  .

تمام اشیاء و قطعاتی که پیدا می شد .. توسط افراد نظامی گرد آوری شده و در یک پایگاه نظامی لیست می شد تا گروه تحقیق با دقت بر روی ان ها مطالعه انجام دهند ..

گروه تحقیق به اتفاق کارشناسان تمام قطعات و تکه های بجا مانده از هواپیما رو به دقت بررسی کردند . این قطعات شامل هر چیزی می توانست باشد .. از بخشی از سیستم چرخ جلوی هواپیما گرفته تا تکه ای از جلیقه نجات ، یا حتی قوطی کمپوت یا کنسرو .. !! زیرا آن ها به دنبال انفجاز و مسایل تروریستی بودند . ! حتی نحوه له شدن قوطی کنسرو .. طریقه و شدت برخورد هواپیما با دریا رو مشخص می کرد .. به همین دلیل مسئولان مربوطه در بین اشیاء پیدا شده دایم می چرخیدند .. آن ها حتی در لباس های به جا مانده از مسافران دنبال نوشته یا اطلاعاتی می گشتند که ممکن بود مسافران قبل از سانحه نوشته باشند .. !!

از روی یک قوطی له شده لوبیا ، کارشناسان متوجه شدند که شدت برخورد خیلی شدید و ناگهانی بوده است  . و به این ترتیب دنبال پیدا کردن بقیه قسمت های این پازل بودند .. آن ها به این نکته پی بردند که هیچ انفجاری در لحظه سقوط اتفاق نیفتاده است .

از روی یک قوطی له شده لوبیا ، کارشناسان متوجه شدند که شدت برخورد خیلی شدید و ناگهانی بوده است  . و به این ترتیب دنبال پیدا کردن بقیه قسمت های این پازل بودند .. آن ها به این نکته پی بردند که هیچ انفجاری در لحظه سقوط اتفاق نیفتاده است .

در همان ابتدای امر با مطالعه و تحقیق متوجه شدند ، دلیل توقف طولانی هواپیما شنیده شدن صدا های غیر طبیعی از یکی از موتور ها بوده است .. و از ان جا که  در پرواز اخر خود مسافر زیادی همراه  نداشته بود ، نزدیک به  سه هفته هواپیما بر روی زمین می خوابد ..

عاقبت در ۲۸ فوریه بعد از سه هفته زیر دریایی کوچک و مجهز ما به منطقه می رسد تا با کاوش های عمق دریا جعبه سیاه رو پیدا کنند .. با گذشت هر روز ان ها نگران تر می شدند .. می ترسیدند که دیگه سیگنالی از جعبه ها دریافت نکنند .. !

 

دو ساعت زمان  برای ارسال زیر دریایی به عمق هفت هزار و دویست پایی دریا وقت می برد . و متخصصان با دقت وجب به وجب کف اقیانوس رو جستجو می کنند .. آن ها به کمک بازوهای رباتیک خود به لاشه هواپیما و اطراف ان سرکشی می کنند .. عاقبت بعد از نوزده دقیقه اولین جعبه سیاه پیدا می شود . گروه جستجو واقعآ خوشحال می شوند ..

بعد از گذشت دوساعت  از لحظه پیدا شدن جعبه اول .. جستجو ها هم چنان ادامه داره .. و دوربین های زیر دریایی قادر به پیدا کردن ان نیست .. ان ها مطمئن بودند که گمشده خویش در همین اطراف است .. لذا با قدم زدن در کف دریا و حرکت دادن فلزات و قطعات بر جای مانده هواپیما ، شن ها رو کنار می زدند .. که بالاخره دومین جعبه هم پیدا شد ..

گروه تحقیق بلافاصله با ارسال هر دو جعبه به واشنگتن تحقیقات رسمی و کارشناسی خویش رو آغاز می کنند .. آن ها به دنبال این موضوع بودند که چه اتفاقی برای پرواز شماره ۳۰۱ خطوط هوایی ترکیه رخ داده بود که بعد از پنج دقیقه پرواز ، ناگهان سقوط نماید ..!!؟

کارشناسان به وسیله ابزاری به نام " پلات " سعی می کردند تمام جزئیات پرواز رو بازسازی کرده تا پی به علت سانحه ببرند .. آن ها توانستند حتی سرعت نهایی که عقربه ها نشان می داد رو پیدا کنند . و همان طور که با فلش نشون دادم .. ۳۵۰ نات سرعت هوایی هم مشخص می شود ..!! آن ها متوجه مسئله ای غیر طبیعی در پرواز می شوند .. و کشف می کنند به محض روشن کردن اتوپایلوت دماغه بالا رفته است .. کارشناسان سرعت ۳۵۰ نات رو هرگز نمی پذیرند .. ولی چطور چنین چیزی اتفاق افتاده است ..؟ کاملآ غیر طبیعی است !!

کارشناسان بار دیگر به شاخه دیگر تحقیقات که گوش فرا دادن به صحبت های خلبان است توجه می کنند .. ان ها با بررسی گفته ها .. به این نکته پی می برند که عقربه سرعت سنج کمک خلبان در لحظه تیک آف درست نشون می داده است .. ولی بعد با یک دیگر مغایرت پیدا می کنند .. !! آن ها به این نکته می رسند که طبق قانون خلبان آدام باید با مشاهده این نقض فنی پرواز رو کنسل می کرد .. اما تنها دلیلی که این عمل رو انجام نداده ، دور بودن سه هفته ای از خانواده هاشون بوده است ..!

با مرور اشکالات سرعت سنج ، فکر کارشناسان به سوی لوله های " پی تو تیوپ " که در طرفین هواپیما تعبیه شده اند جلب می شود .. آن ها تقریبآ مطمئن می شوند که ایراد می تونه از اشکال در عملکرد این لوله های فلزی باشد .. که وظیفه آن ها عبور هوا به منظور سنجش سرعت هواپیماست .

همان گونه که در تصویر مشاهده می کنید .. وظیفه آن ها عبور هوا به منظور سنجش سرعت است

حال اگه به دلایلی این لوله مسدود شود .. جلوی عبور کامل هوا به پشت عقربه های نشون دهنده سرعت گرفته می شود و سوزن آن به درستی نمی چرخد ...  همان اتفاقی که در پرواز ۳۰۱ رخ داد .. متخصصان با کشف این واقعیت به دنبال این هستند که چه عاملی سبب مسدود شدن لوله ها شده است ..!؟

معمولآ هواپیماها برای جلوگیری از مسدود شدن لوله فلزی سرعت سنج ، کاور ( غلاف ) برزنتی بر روی لوله می کشند .. این کاور به وسیله پارچه ای بلند و قرمز رنگ ، به گروه پروازی اخطار می کند که حتمآ قبل از پرواز ان را از روی لوله سرعت سنج بیرون اورند

به همین دلیل بار دیگر متخصصان به سراغ میکانیک ها و متخصصان هواپیما رفته و از آن ها می پرسند که آیا در تمام مدتی که هواپیما این جا خوابیده بود ، آیا کاور شده بود .. ؟ که پاسخ ان ها منفی بود و اعلام می کنند هواپیما فاقد این روکش بی ارزش بوده است !!

با مشخص شدن این واقعیت که این هواپیما در طول سه هفته اقامت خود در این فرودگاه ، هیچ روکشی بر روی " لوله های پی تو " قرار نداده است .. تنها دلیل گرفتگی سرعت سنج رو در پیدا کردن لوله های یاد شده از لاشه هواپیما دانستند .. اما سوال اساسی این بود .. برفرض لوله های سرعت سنج گرفته شده باشد .. دلیل سقوط جت ۷۵۷ چی می تواند باشد !!؟

کارشناسان معتقدند که علاوه بر نشان دهنده های فوق .. کامپیوتری در هواپیما موجود است که تمام سرعت هواپیما و سرعت زمینی ان را به درستی محاسبه کرده و در اختیار خلبان می گذارد .. پس چه دلیلی سبب این اتفاق شده است ..؟

آن ها می دانستند که در هواپیماهای بوئینگ ۷۵۷ سیستم هشدار دهنده سرعت بالا وجود دارد .. و به محض این که سرعت هواپیمایی بیش از حد استاندارد باشد .. در کابین به وسیله چراغی قرمز چشمک می زند ..

برای یافتن پرسش خود ، محققان با باز سازی تمام حرکات و گفت و گو های داخلی خلبانان با یک دیگر دنبال علت حادثه رفتند .. آن ها مشخص کردند که پنج منبع مختلف برای اگاهی خلبان از وضعیت هواپیما دارد .. اما چرا خلبان با تجربه متوجه نشده است .. !!؟ با بررسی فراوان مشخص شد تمام مشکلات از لحظه فشار دادن دگمه اتوپایلوت آغاز شده است .. آن ها متوجه شدند بسته شدن لوله سرعت سنج سبب دریافت اطلاعات غلط به سیستم اتوپایلوت شده بود !! و کامپیوتر مرکزی هم نشون می داد هواپیما خیلی سریع پرواز می کند .. و به همین دلیل دماغ هواپیما رو بالا می بره تا سرعت کم بشه .. و به این ترتیب .. دو اطلاعات متناقص هم دریافت می کنه .. !! آن ها عاقبت متوجه می شوند خلبان هواپیما در محاسبه هر دو سرعت سنج دچار اشتباه شده بود .. در حقیقت نشان دهنده کمک خلبان صحیح بوده ، و در واقع هواپیما خیلی هم اهسته پرواز می کرده است !! با خاموش کردن فیوز .. عقربه بدون هدف به سمت عقربه های ساعت چرخیده و همین امر سبب اخطار سرعت بالا شده بود .

خب در همین اثنا اتوپایلوت اخطار غلط دیگری رو ثبت می کند .. و ان سرعت زیاد هواپیما بوده است ! ولی در حقیقت هواپیما خیلی آهسته جلو می رفته است .. و با عقب کشیدن دسته گاز .. هواپیما دچار استال شده بود . در حقیقت دو فرمان غیر واقع که از نظر تئوری امکان وقوع ان نیست به هواپیما ارسال می شده است !! طبق اطلاعات به دست امده از کابین خلبان .. به محض خاموش کردن اتو پایلوت .. خلبان در وضعیت استال سریع قرار می گیرد .. کمک خلبان سوم متوجه اشکال شده بود .. برای همین فریاد می زده ( ا دی آی ) .. که منظورش از این اصطلاح این بود ... جلوی خودت رو نگاه کن .. دماغ هواپیما رو پائین بیار . او می دانست که نشان دهنده وضعیت هواپیما کاملآ آبی شده است و در وضعیت خطرناکی قرار گرفته است .. اما کاپیتان باتجربه متوجه اخطار صحیح شاگرد خود نشد .. !! گروه تحقیق همچنین متوجه شدند که کمک خلبان هم چندیدن بار از آدام خواسته بود دماغ هواپیما رو پائین اورد .. ولی او بقدری دستپاچه شده بود که متوجه استال نشده بود .. !!

متخصصان متوجه شدند که در اون شرایط .. تنها چیزی که جت ۷۵۷ نیاز داشت .. افزودن سرعت موتور ها و آوردن دماغه هواپیما برای خروج از استال بود .. که متآسفانه اجرا نشد . آن چه که کارشناسان رو متحیر کرده بود این است که .. چرا دو کمک خلبان که متوجه اشکال اساسی کار شده بودند ، چرا با کمک هم یوک رو جلو فشار نداده .. و گذاشتند کاپیتان هر کاری دلش خواست اشتباهی انجام دهد . چون ان دو کاپیتان نشده بودند ..!! نوار باقی مانده تآکید می کرد کاپیتان اطلاعات درستی از کمک های خود دریافت کرده بود که می توانست باعث نجات هواپیما شود

بعد از مشخص شدن حقایق .. گروه تحقیق با متر کردن نقطه ای که هواپیمای پرواز ۳۰۱ از زمین کنده شده بود .. دنبال این پرسش بودند که آیا کاپیتان ادامز می توانسته با مشاهد ایراد ، هواپیما رو متوقف کنه .. ؟ آن ها بعد از جمع و تفریق زدن های فراوان .. متوجه شدند او می توانست هواپیما رو متوقف کند .. !! اما نتایج تحقیقات به این جا کشیده شد که اگه گروه پروازی رو آن روز به ماموریت نمی فرستادند و یا از قبل اطلاع می دادند .. آن ها امادگی بیشتری داشتند .. زیرا استراحت کافی نداشتند .. و همین مسئله می تونست یکی از دلایل تصمیمات اشتباه خلبان باشه ..  عجله در انجام پرواز همیشه خطر آفرین است .. !! دلیل دیگه اشتیاق گروه پرواز برای رفتن به خونه بوده است .. چون بنده خدا ها خیلی وقت بود در هتل منتظر بازگشت بودند .. که به اصطلاح عامیانه می گویند دلتنگی خونه ( هوم سیک ) .. گروه تحقیق هرگز متوجه نشدند اون شب چه در مغز کاپیتان گذشت که به پرواز ادامه داد .. !!؟

معمولآ رسم است بعد از انجام تحقیقات کامل اشکالات رو برطرف کنند .. اولین اقدامی که صورت گرفت .. اموزش خلبانان به منظور جدی گرفتن سناریوی " پی تو " ها بود . دومین موردی که سبب تغیرات اساسی شد ، افزودن اخطاری به کامپیوتر مرکزی بود که در زمانی که هر یک از عقربه ها با همدیگر نخوانند ( عین مشکل پرواز ۳۰۱ ) اخطار جدیدی درج شود ( با فلش مشخص کرده ام ) .. پس می بینید که چقدر دقیق از خطاها استفاده می کنند ..

 اما اخرین پرسشی که گروه تحقیق با ان مواجه بودند .. دلایل مسدود شدن لوله های پی تو بود . و مدام می پرسیدند چه عواملی سبب انسداد ان ها شده بود ؟ اما متآسفانه ان ها هرگز لوله های هواپیما رو پیدا نکردند .. !! شاید جانواران دریایی بلعیده بودند ! اما چرا با وجود عدم گرد و غبار و آشغال و یخ  ان ها مسدود شده بود ؟ برای پیدا کردن پاسخ زیاد راه دوری نرفتند .. زیرا محیط اطراف ان ها مملو از حشرات ، جانواران کوچک و موذی بود .. که شناخته ترین نوع ان زنبور های کوچکی بودند که برای تهیه لانه به هر سوراخی سرک می کشند .. این حشرات در همه جا پیدا می شوند .. و چون هواپیما سه هفته اون جا پارک بود و در پوشی هم نداشت .. تعدادی زنبور سیاه با انتخاب ان به عنوان آشیانه ، سبب گرفتن جان ۱۸۹ مسافر بی گناه بر روی دریا شدند .. روحشان شاد .

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

منبع : مستند های نشنال جئوگرافی و با تشکر ویژه از سام عزیز از سوئد که ان ها رو در اختیار من گذاشت .

این مطلب ساعت ۱بامداد سیزدهم بهمن ماه پایان یافت .

 ایام به کام   

 

 
 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

Stealing Mig-21:(PART II):

The Israeli efforts to accumulate information on potential enemy plans and equipment is of course vital for her national defense. But it has, and undoubtedly continues to be, vital for barter with the United States as well. In Israel, the United States has an ally who has often provided Intelligence far more in-depth than their own, especially about soviet penetration of the Middle East in the 1960's and 1970's. In return, the Americans have often been willing to provide Israel with the latest military equipment which under other circumstances they might not have been willing to provide. It is true that as early as the 1956 Suez War, the Israelis found an abandoned Russian plane abandoned by its Egyptian pilot, as the Egyptians hastily fled before the rapidly advancing Israeli Army. This was a major coup. But its effects soon wore off as the Russians introduced the more advanced, and unknown, MiG-21 into the Syrian, Egyptian and Iraqi Air Forces. Israeli Intelligence went through its options; "bribery, intercepting a plane at its unloading point in an Arab country, planting an agent at an airbase…" But the Mossad came to the conclusion that it would be best to try and persuade an Arab pilot to defect to Israel. In the event, the Israelis got a free tip-off . an Iraqi Jew by the name of Joseph indicated that if Israel wanted an MiG-21, he could probably arrange it. This was a strange development. Most Iraqi jews had been flown to Israel in a massive airlift in the early 1950's. Perhaps 1000 or even less remained of a community which prior to the early 1950's numbered well over 100,000 Jews. Joseph had grown up as a poor Jew and had been indentured to an Iraqi Maronite Christian family at the age of ten. Although he never attended school or learned to read and write, he rose to prominence in this non-Jewish family's household. No decision was taken without him being consulted. He was present at all family meetings, and his was often the last word on any family decision. He had risen to be a central figure in the family's affairs whom they all looked up to, admired, respected, and loved. When he was almost 60, however, during a quarrel with the real head of the household, Joseph was told that without the family he would have had nothing. Although the Christian Maronite soon apologized, Joseph didn't forget it. He decided then and there to explore his "otherness" - his Jewish identity. This was something he had hardly given thought to before. He began to learn about Judaism and Israel. Although he maintained his loyalty to his adopted family, he also felt equally loyal to his newfound concern for Israel. Late in 1964 he contacted Israeli officials in Tehran (until 1979 Israel had a good relationship with Persian, non-Arab Iran) and Europe. He had something important to tell them. Israel, as a Jewish state in the Middle East, has always cultivated non-Arab nations on the periphery of the Middle Eastern world - such as the Turks and until 1979, Iran. Israel also actively cultivated minorities within Arab-Moslem nations.In early 1964 Israel soon had contact - through Joseph - with a Maronite Christian pilot in the Iraqi Air Force.....END OF PART II......

Source:http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html BY:Alireza Sadeghi

چشم "آمیت" به عراق است

ترجمه فارسی:

دزدیدن میگ-21(قسمت دوم):

کوشش اسرائیل در جمع آوری اطلاعات در مورد قابلیتهای هواپیماهای دشمن برای دفاع ملی حیاتی بود.اما ادامه این عمل همچنین برای داد وستد اطلاعات با ایالات متحده نیز سودمند بود.در اسرائیل ایالات متحده را بعنوان هم پیمانی میشناسند که اغلب اطلاعاتی حتی دقیقتر و عمیقتر از آنچه خودشان بدست می آورند در اختیارش قرار میدهند بخصوص در مورد نفوذ شوروی در خاورمیانه در دهه های 60 و 70 میلادی.در مقابل-آمریکا نیز علاقه مند است تا اسرائیل را با آخرین تجهیزات نظامی مجهز کند که تحت شرایط دیگری بهیچوجه مایل به دادن آنها نمی بود.این قضیه واقعیت داشت که در اوایل جنگ "سوئز" در 1956 اسرائیلیها یک فروند هواپیمای روسی را پیدا کردند که خلبان مصری آن رهایش کرده بود و مصریها قبل از رسیدن واحدهای جلودار ارتش اسرائیل فرار کرده بودند.این یک پیروزی بزرگ بود.اما با معرفی میگ-21 توسط روسها به نیروی هوایی مصر -سوریه و عراق که پیشرفته تر و ناشناخته تر بود این تلاشها از بین رفت.سازمان اطلاعات اسرائیل انتخابهایش را بررسی کرد:"رشوه دادن-رهگیری هواپیما در نقطه ای در خاک کشورهای عرب-قرار دادن یک عامل در یک پایگاه هوایی و ..."اما موساد نهایتا به این نتیجه رسید که بهتر است در جهت تشویق یک خلبان عرب برای پناهندگی به اسرائیل تلاش کند.در این بین بخت به یاری اسرائیلیها آمد.یک عراقی یهودی به نام "جوزف" عنوان نمود که اگر اسرائیلیها میگ-21 میخواهند وی احتمالا قادر به ترتیب دادن کار خواهد بود.این پیشرفتی شگفت انگیز بود.اکثر یهودیهای عراق در اوایل دهه 50 میلادی در یک انتقال هوایی دسته جمعی به اسرائیل رفته بودند .شاید 1000 نفر و یا حتی کمتر از یک جمعیت 100000 نفری در اوایل دهه 50 در عراق باقی ماندند."جوزف" یهودی بود که فقیرانه بزرگ شده بود و در سن ده سالگی در نزد یک خانواده مسیحی مارونی عراقی به خانه شاگردی گماشته شد.اگر چه وی هیچگاه به مدرسه نرفت وخواندن و نوشتن نیاموخت اما از خصایص برجسته آن خانواده غیر یهودی بهره برد.هیچ تصمیمی بدون حضور او گرفته نمی شد.وی در همه تجمعات خانوادگی حاضر بود و معمولا حرف آخر را در تصمیمات خانواده میزد.وی بعنوان شخصیتی مرکزی در امور مهم خانواده حضور داشت و همگی ضمن ستایش و احترام به وی اورا دوست میداشتند.زمانیکه "جوزف" 60 سال داشت در طی یک مشاجره با بزرگ خانواده بوی گفته شد که بدون این جمع خانوادگی هیچ است.اگرچه مسیحی مارونی خیلی زود عذر خواهی کرد اما "جوزف" این حرف را فراموش نکرد.او تصمیم گرفت که تفاوتهایش را آشکار سازد یعنی هویت یهودیش را.این چیزی بود که در گذشته کمتر به آن فکر کرده بود.وی شروع به یادگیری در مورد یهودیت و اسرائیل کرد.اگرچه او وفاداریش را نسبت به خانواده حفظ کرد اما احساس وفاداری به اسرائیل را نیز در خود احساس میکرد.در اواخر 1964 با مقامات اسرائیلی در "تهران" و اروپا ارتباط برقرار کرد(تا سال 1979 اسرائیل با رژیم غیر عربی ایران روابط خوبی داشت).او مسائل مهمی برای گفتن داشت.اسرائیل بعنوان یک دولت یهودی در خاورمیانه همیشه با ملتهای غیر عرب اطراف خاورمیانه نظیر :ترکها و تا سال 1979 ایرانیها ارتباطات خوبی ایجاد کرده بود.اسرائیل همچنین فعالانه به ایجاد ارتباط و پرورش اقلیتهای غیر عرب در میان عربهای مسلمان اقدام میکرد.از طریق "جوزف" در اوایل سال 1964 اسرائیل اقدام به ایجاد ارتباط با یک خلبان مسیحی مارونی در نیروی هوایی عراق نمود.....پایان بخش دوم.......

گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html:منبع:

 

مطالب بعدی

 ماموریتی خطرناک و بدون بازگشت

 ماموریت انتحاری ارتش قهرمان علیه دشمن

 ****

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

ماجرای جبهه رفتن خانم دکتر

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

تحلیل سانحه فرود ایرباس در رودخانه هودسن

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی  

 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.

Stealing Mig-21:(PART II):

The Israeli efforts to accumulate information on potential enemy plans and equipment is of course vital for her national defense. But it has, and undoubtedly continues to be, vital for barter with the United States as well. In Israel, the United States has an ally who has often provided Intelligence far more in-depth than their own, especially about soviet penetration of the Middle East in the 1960's and 1970's. In return, the Americans have often been willing to provide Israel with the latest military equipment which under other circumstances they might not have been willing to provide. It is true that as early as the 1956 Suez War, the Israelis found an abandoned Russian plane abandoned by its Egyptian pilot, as the Egyptians hastily fled before the rapidly advancing Israeli Army. This was a major coup. But its effects soon wore off as the Russians introduced the more advanced, and unknown, MiG-21 into the Syrian, Egyptian and Iraqi Air Forces. Israeli Intelligence went through its options; "bribery, intercepting a plane at its unloading point in an Arab country, planting an agent at an airbase…" But the Mossad came to the conclusion that it would be best to try and persuade an Arab pilot to defect to Israel. In the event, the Israelis got a free tip-off . an Iraqi Jew by the name of Joseph indicated that if Israel wanted an MiG-21, he could probably arrange it. This was a strange development. Most Iraqi jews had been flown to Israel in a massive airlift in the early 1950's. Perhaps 1000 or even less remained of a community which prior to the early 1950's numbered well over 100,000 Jews. Joseph had grown up as a poor Jew and had been indentured to an Iraqi Maronite Christian family at the age of ten. Although he never attended school or learned to read and write, he rose to prominence in this non-Jewish family's household. No decision was taken without him being consulted. He was present at all family meetings, and his was often the last word on any family decision. He had risen to be a central figure in the family's affairs whom they all looked up to, admired, respected, and loved. When he was almost 60, however, during a quarrel with the real head of the household, Joseph was told that without the family he would have had nothing. Although the Christian Maronite soon apologized, Joseph didn't forget it. He decided then and there to explore his "otherness" - his Jewish identity. This was something he had hardly given thought to before. He began to learn about Judaism and Israel. Although he maintained his loyalty to his adopted family, he also felt equally loyal to his newfound concern for Israel. Late in 1964 he contacted Israeli officials in Tehran (until 1979 Israel had a good relationship with Persian, non-Arab Iran) and Europe. He had something important to tell them. Israel, as a Jewish state in the Middle East, has always cultivated non-Arab nations on the periphery of the Middle Eastern world - such as the Turks and until 1979, Iran. Israel also actively cultivated minorities within Arab-Moslem nations.In early 1964 Israel soon had contact - through Joseph - with a Maronite Christian pilot in the Iraqi Air Force.....END OF PART II......

Source:http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

چشم "آمیت" به عراق است

ترجمه فارسی:

دزدیدن میگ-21(قسمت دوم):

کوشش اسرائیل در جمع آوری اطلاعات در مورد قابلیتهای هواپیماهای دشمن برای دفاع ملی حیاتی بود.اما ادامه این عمل همچنین برای داد وستد اطلاعات با ایالات متحده نیز سودمند بود.در اسرائیل ایالات متحده را بعنوان هم پیمانی میشناسند که اغلب اطلاعاتی حتی دقیقتر و عمیقتر از آنچه خودشان بدست می آورند در اختیارش قرار میدهند بخصوص در مورد نفوذ شوروی در خاورمیانه در دهه های 60 و 70 میلادی.در مقابل-آمریکا نیز علاقه مند است تا اسرائیل را با آخرین تجهیزات نظامی مجهز کند که تحت شرایط دیگری بهیچوجه مایل به دادن آنها نمی بود.این قضیه واقعیت داشت که در اوایل جنگ "سوئز" در 1956 اسرائیلیها یک فروند هواپیمای روسی را پیدا کردند که خلبان مصری آن رهایش کرده بود و مصریها قبل از رسیدن واحدهای جلودار ارتش اسرائیل فرار کرده بودند.این یک پیروزی بزرگ بود.اما با معرفی میگ-21 توسط روسها به نیروی هوایی مصر -سوریه و عراق که پیشرفته تر و ناشناخته تر بود این تلاشها از بین رفت.سازمان اطلاعات اسرائیل انتخابهایش را بررسی کرد:"رشوه دادن-رهگیری هواپیما در نقطه ای در خاک کشورهای عرب-قرار دادن یک عامل در یک پایگاه هوایی و ..."اما موساد نهایتا به این نتیجه رسید که بهتر است در جهت تشویق یک خلبان عرب برای پناهندگی به اسرائیل تلاش کند.در این بین بخت به یاری اسرائیلیها آمد.یک عراقی یهودی به نام "جوزف" عنوان نمود که اگر اسرائیلیها میگ-21 میخواهند وی احتمالا قادر به ترتیب دادن کار خواهد بود.این پیشرفتی شگفت انگیز بود.اکثر یهودیهای عراق در اوایل دهه 50 میلادی در یک انتقال هوایی دسته جمعی به اسرائیل رفته بودند .شاید 1000 نفر و یا حتی کمتر از یک جمعیت 100000 نفری در اوایل دهه 50 در عراق باقی ماندند."جوزف" یهودی بود که فقیرانه بزرگ شده بود و در سن ده سالگی در نزد یک خانواده مسیحی مارونی عراقی به خانه شاگردی گماشته شد.اگر چه وی هیچگاه به مدرسه نرفت وخواندن و نوشتن نیاموخت اما از خصایص برجسته آن خانواده غیر یهودی بهره برد.هیچ تصمیمی بدون حضور او گرفته نمی شد.وی در همه تجمعات خانوادگی حاضر بود و معمولا حرف آخر را در تصمیمات خانواده میزد.وی بعنوان شخصیتی مرکزی در امور مهم خانواده حضور داشت و همگی ضمن ستایش و احترام به وی اورا دوست میداشتند.زمانیکه "جوزف" 60 سال داشت در طی یک مشاجره با بزرگ خانواده بوی گفته شد که بدون این جمع خانوادگی هیچ است.اگرچه مسیحی مارونی خیلی زود عذر خواهی کرد اما "جوزف" این حرف را فراموش نکرد.او تصمیم گرفت که تفاوتهایش را آشکار سازد یعنی هویت یهودیش را.این چیزی بود که در گذشته کمتر به آن فکر کرده بود.وی شروع به یادگیری در مورد یهودیت و اسرائیل کرد.اگرچه او وفاداریش را نسبت به خانواده حفظ کرد اما احساس وفاداری به اسرائیل را نیز در خود احساس میکرد.در اواخر 1964 با مقامات اسرائیلی در "تهران" و اروپا ارتباط برقرار کرد(تا سال 1979 اسرائیل با رژیم غیر عربی ایران روابط خوبی داشت).او مسائل مهمی برای گفتن داشت.اسرائیل بعنوان یک دولت یهودی در خاورمیانه همیشه با ملتهای غیر عرب اطراف خاورمیانه نظیر :ترکها و تا سال 1979 ایرانیها ارتباطات خوبی ایجاد کرده بود.اسرائیل همچنین فعالانه به ایجاد ارتباط و پرورش اقلیتهای غیر عرب در میان عربهای مسلمان اقدام میکرد.از طریق "جوزف" در اوایل سال 1964 اسرائیل اقدام به ایجاد ارتباط با یک خلبان مسیحی مارونی در نیروی هوایی عراق نمود.....پایان بخش دوم.......

گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/migtheft.html:منبع:

 

 بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

 
معرفی یک سایت خوب و جامع  
 
قابل توجه هم وطنان خارج از کشور و ان هایی که به دنبال هویت ملی خویش هستند
 
شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران
 
my0r50s4cnrc3q0ejwfd.jpg 
 
 
توجه  ...................... توجه
 
بخش بازرگانی شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران فعال شده و از کلیه صاحبان مشاغل جهت درج آگهی رایگان یکماه خود دعوت بعمل می آورد.
لازم به ذکر است هر یک از صاحبان مشاغل می توانند یکبار بمدت یکماه بصورت رایگان آگهی خود را در این شبکه درج نمایند.

mtycu9sokgufjm5w3w0d.jpg

رسانه متفاوت ایرانیان اینجا

5nbix53b3fzmhx7cycy7.jpg 

www.sciencemovie.co.cc  

عزیزانی که مایل به دانلود یا خرید سری کامل مستند های نشنال جئوگرافی هستند ، با مراجعه به لینک بالا آن را تهیه فرمایند . به خوانندگان محترم سایت  " یادداشت های یک خبرنگار " تخفیف ویژه تعلق خواهد گرفت .

 

    تلفن تماس با مدیر سایت

۰۹۱۹۴۴۷۱۸۲۸

لطفآ  فقط بعد از ظهر ها قبل از صحبت اس ام اس بفرستید و در صورت تآئید تماس گرفته شود  . خوانندگان فاقد تلفن همراه همه روزه از ساع ۲۰ تا ۲۱ می توانند تماس حاصل فرمایند .

 9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .  

 ماموریتی خطرناک و بدون بازگشت

s7yve1crrxrimt32icbp.jpg

 ماموریت انتحاری ارتش قهرمان علیه دشمن

 ****

من همسر سبیل کلفت نمی خواهم

ماجرای جبهه رفتن خانم دکتر

تحلیل سانحه فوکر پرواز اردبیل

تحلیل سانحه فرود ایرباس در رودخانه هودسن

و

جاسوسی که به خواستگاری آمد !!

روایت واقعی

 

 

     آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا  

- تعداد بازديد
  • 10510
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35