از فرط گرسنگی با سگ ها شام خوردم !

دوستانی که از اینترنت ضعیف استفاده می کنند و یا حوصله مشاهده بخش های تبلیغی را ندارند ، لطفآ برای خواندن مطلب به وبلاگ مراجعه فرمایند ..اینجا
شبی که با سگ ها شام خوردم !
خاطره شورش در خوزستان .. عنوان مطلب این پست است که امیدوارم مورد پسند شما دوستان عزیز قرار گیرد . ذکر دو نکته رو ضروری می دانم . اول آن که از خواننده محترم رضا جان خوش تیپ از آبادان تشکر می کنم که موقع پاسخ به کامنت او این خاطره در ذهن ام زنده شد . و این پست رو تقدیم به همه هموطنان خوزستانی ام مخصوصآ رضا جان گرامی می کنم . نکته دوم .. ماجرایی که قصد تعریف آن رو دارم مربوط به ناآرامی های قبل از جنگ است .. زمانی که دریادار مدنی استاندار خوزستان بود . اما از ان جا که فاقد مطالعات و گرایش های سیاسی هستم از مواضع فکری مسئولان قدیمی از جمله فرد مورد نظر بی اطلاع هستم ... واقعآ نمی دانم چه عواملی سبب فرار او از کشور شد . شایعاتی همان ایام بر سر زبان بود که با اشغال لانه جاسوسی در ایران اسنادی دال بر همکاری او با سازمان سیا بدست می آید و همین مسئله سبب عدم رآی اعتماد در نخستین مجلس شورای اسلامی شده و او مجبور به ترک کشور می شود .. اما این که تفکرات و اندیشه های دریادار مدنی چه بوده و یا چه نقش مثبت یا منفی در جریانات آن ایام داشته اصلآ کاری ندارم . و تنها به ذکر خاطرات و مشاهدات شخصی خویش در پرواز به خوزستان در آن ایام می پردازم .
" تشکر ویژه از یه دوست "
شنبه گذشته غروب همسرم از سر اتوبان همت به مقصد میدان هفت تیر سوار تاکسی زرد رنگ سمند شده و به دلیل سنگین بودن وسایل همراه اش از راننده خواهش می کند در ازای کرایه بیشتر او را تا سر کوچه برساند . زمانی که به منزل می آید متوجه می شود ساک پرواز بنده را درون تاکسی جا گذاشته است ! از ان جا که کرایه خانه این ماه به مبلغ ۴۵۰ هزار تومان هم داخل ساک بود خیلی متآثر می شود . در همین اثنا یکی از خوانندگان محترم به نام هومن اربابی ( خواهر زاده فیروز مومنی ) به منزل زنگ می زند .. بعد از آگاهی از این واقعه ضمن تماس و اطلاع به بخش های متعدد تاکسیرانی با هزینه خودش چند نوبت هم در روزنامه همشهری آگهی می دهد . اگر چه ساک پرواز و محتویات درون آن پیدا نشد .. اما مهر عطوفت و انسانیت یک دوست خودش رو نشون داد . و با این کارش بنده و خانواده ام رو تا آخر عمر شرمنده خویش کرد . لذا بدینوسیله از پسر عزیزم " هومن اربابی " تشکر و قدردانی می کنم . ضمنآ از این که به دلیل خرابی حافظه گوشی شماره او را ندارم تا تلفنی تشکر و قدردانی کنم از پسر نازنینم پوزش می خواهم . به امید جبران محبت ها ...
" یک گله کوچک ... ! "
کلام آخر این که ... راستش رو بخواهید بار ها شده از دوستان و عزیزان خواهش کردم مثلآ به فلان لینک سری بزنید .. یا از وب آن دوست نوجوان حمایت کنید .. یا لااقل پاسخ پرسش بنده و همکارانم رو بدهید .. اما متآسفانه جز تعدادی اندک .. کم تر کسی به خواهش و در خواست حقیر توجه می کنه .! البته به همه حق می دهم ممکنه بی حوصله باشند .. فرصت نداشته باشند .. اما چیزی که برایم تعجب انگیز است .. درخواست همکار بسیار نازنینم آقای علی رضا صادقی است که بنده خدا بدون کوچک ترین توقعی یا حاشیه به درخواست خود خوانندگان بخش انگلیسی رو اداره می کنه .. اصلآ تشکر و قدر دانی پیش کش !! اما وقتی طفلکی به همه احترام گذاشته و می پرسه .. آیا فلان مطلب خوبه تا براتون ترجمه کنم ..؟ عده کمی پاسخ این جوان رو می دهند !! در مورد لینک های معرفی شده هم همینه ! باور کنید هدف من تنها اطلاع رسانی است .. مثلآ وقتی از سایت gtidi می گم .. قصدم این است با دیدنی های کشورمون آشنا شوید .. یا اگه می گم از وب خلبان جوان حمایت کنید .. چون نوجوان است و عمل شما سبب تشویقش می شود .. حالا هم به پیشنهاد خود شما تالار گفت و گو با نام خلبان دات کام آماده شده است . هر کی دوست داره با مدیر سایت " پیک باران " فرید عزیز هماهنگ فرماید . ببخشید که هی امر و نهی می کنم !! منظوری ندارم .

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی
![]()
جوانی و خاطرات در چند خط !
حالا که سال ها از انقلاب و جنگ و پرواز هایم گذشته .. وقتی کمی به گذشته می اندیشم و رویداد ها و اتفاقات مهم رو کنار هم قرار می دهم .. قلبآ افسوس می خورم چرا عناوین یا بعضی از سر تیتر های مشاهداتم رو در جایی درج نکرده تا یه روزی بدردم بخورد ! جالب این که .. اگر چه سیاسی نبوده و نیستم ولی در بطن همه رویداد های و ماجراهای سیاسی به دلیل حرفه ام به نوعی حضور داشتم ! از ارتباط با سران حکومت نظامی .. تا پرواز یا بزرگان ساواک در روز نخست پیروزی انقلاب اسلامی ! و حتی حوادث بعد از انقلاب مثل ماجرای خوزستان ، آزاد شدن گروگان ها ، حضور در مناطق جنگی ، ماموریت های برون مرزی ، پرواز با مقامات و شخصیت ها مملکتی همه و همه بخشی از خاطرات جوانی ام است که در کنار محبوب ام یعنی هواپیمای سی - ۱۳۰ گذشت ... که کم و بیش به ان ها اشاره کرده ام . فقط خوشحالم که هیچ گاه پای از گلیم ام فراتر نگذاشته و از مسیر وظایف محوله و شخصیت انسانی ام دور نشدم . و گر نه هرگز آرامش امروز رو نداشتم .
جو پایگاه یکم در اوایل انقلاب ...
از همون روز اول اتقلاب چهره پایگاه و پرسنل آن به کلی عوض شد ! نمی دونم چه اصراری بود که همه سعی می کردند به نوعی خودشون رو طرفدار انقلاب و ضد شاه نشون دهند !! خیلی ها با یک سری اعمال و رفتار و حتی گفتار مصنوعی از همون ابتدا سعی داشتند به همه بفهمانند که هم خود و هم هفت پشت آن ها مذهبی بوده اند ! و البته چه تلاش مذبوحانه ای ! آن چه که هنوز هم با گذشت سه دهه متوجه نشده ام این است آن ها برای کی فیلم بازی می کردند !!؟ آخه وقتی همه همدیگر رو سال ها می شناختیم و از سوابق و پرونده یک دیگر اطلاع داشتیم .. دیگه چه اصرار به نقش بازی کردن بود !؟ من یکی همش با خود فکر می کردم .. حالا که انقلاب شده حتمآ قراره افرادی از جاهای دیگه به آمار پایگاه اضافه بشه که دوستان این جوری چهره عوض کرده و به ایفای نقش می پردازند !! خنده دار ترین قسمت ماجرا مربوط به اشخاصی می شد که به اصطلاح مشکل داشتند .. ! مثلآ شب ها قمار کرده و حق و حساب می گرفتند .. سابقه بد مستی و شرارت داشتند .. ولی یک نکته رو نباید فراموش کرد .. بودند دوستانی که از سال ها قبل مومن و با تقوا بودند ..
ماموریت های اوایل انقلاب ...
ماموریت و پرواز های آن ایام حال و هوای مخصوص خودش رو داشت . به عبارتی پرواز هایی رو انجام می دادیم که در رژیم قبلی صورت نگرفته بود ! یکی از ان ها حمل پول به مراکز استان ها بود ! آخه قبل از این که پول ها و سکه های شاهنشاهی ور بیفته ، کار ما حمل جعبه های پول و کیسه سکه های پول خرد بود! حمل وسایل کاخ شاه از کیش به تهران یکی دیگر از این نوع ماموریت ها بود . حمل چتر بازان و نیروهای آماده یگان های تکاور یا به اصطلاح خودمون واکنش سریع از دیگر ماموریت های ما بود که در مراکز حساسی که شورش و بلوا می شد ، این افراد برای آرام کردن اوضاع همراه با برادران سپاه اعزام می شدند . خب بعد از انقلاب در بعضی از استان های مرزی چون کردستان ، خوزستان ، سیستان و بلوچستان با تحریک دشمنان مسئله برخورد قومیت ها شورش و آشوب هایی رو وجود اورده بود . و موجب رو در رویی هموطنان عزیز مون شده بود . که در هر یک از ان ماموریت ها خاطرات فراوانی دارم . اگه زنده موندیم و عمری باقی موند حتمآ خواهم گفت ..
یه پارانتز کوچک ... !!
یادم می آید تازه انقلاب شده بود . هر جا پا می گذاشتم چندین نفر از همکاران با شدت و حرارت بحث سیاسی می کردند ..!! شاید باورتون نشه تا دلتون بخواد مدام واژه هایی چون شیلی ، آلنده ، استعمار ، چه گورا ، فیدل ، دیالکتیک رو می شنیدم ..! حتی شب ها هم در خواب این کلمات دست از سر من مادر مرده بر نمی داشت ! اعتراف می کنم قبلآ هرگز این کلمات و مباحث رو نشنیده بودم .. اون موقع برای تصویب لوایح جدید مجلس هر روز جلسه داشت . و از رادیو هم پخش می شد . و موافق و مخالف هر یک به نوبت حرف می زدند ... یک روز با دوستم ناخواسته به این مباحث گوش می کردیم .. نفر اول که حرف می زد .. هر دوی ما با تکان دادن سر خود حرف های او را تآئید کردم .. نفر بعدی که مخالف نفر قبلی و سخنان او بود وقتی شروع به صحبت کرد .. دیدیم ای بابا این هم درست می گوید .. و او را هم تآئید کردیم .. و به هم دیگه می گفتیم .. آره این بابا هم راست می گه .. آفرین احسنت !! خلاصه دقیقآ یادم نیست که چند نفر در مجموع بر خلاف هم حرف زدند .. اما جالب این که ما همه سخنان آن ها رو صحیح دانسته و قانع می شدیم .. آخر سر دوستم گفت .. زهر مار درست می گه .. مگه می شه دو نفر که بر خلاف هم حرف می زنند ما قبول کرده و بپذیریم !!؟ بهش گفتم .. تقی جان دلیل آن سادگی و بی سوادی ماست که هر چیزی رو قبول می کنیم ..!!
چرا در خوزستان شورش شد ..!؟
همان گونه که می دانید من اصلآ عادت ندارم برای جذابیت خاطرات ام به رسانه یا سایتی مراجعه کنم .. اما از ان جا که شورشیان خواهان خودمختاری خوزستان و جدا شدن پاره تن کشور عزیزمون بوده و گستاخی را به جایی رساندند که اغلب مراکز دولتی و شهربانی رو به تصرف خویش در آوره بودند ، برای روشن شدن ذهن خوانندگان جوان به گزیده ای از مطلبی در این باب که در سایت " شریف نیوز " درج شده است ، استناد می کنم (اینجا ) :
- چند ماه پس از پیروزی انقلاب یعنی در ماههای آغازین سال ۱۳۵۸ گروهی به نام المنظمه السیاسیه الشعب العرب در استان خوزستان و به ویژه خرمشهر و اهواز فعالیت گسترده ای را آغاز كرد.
- اعضای این سازمان كه در پی پیروزی انقلاب در برخی ساختمانهای مستحكم باقی مانده از رژیم شاه در خرمشهر مستقر شده بودند به قاچاق اسلحه از مرز عراق اقدام كردند. به دلیل اوضاع نابسامان ارتش، مرزداری این نقاط به شیوخ عشایر سپرده شده بود كه اكثراً از حامیان سازمان خلق عرب بودند.
- سازمان سیاسی خلق عرب- یا آن گونه كه خرمشهریها میگفتند خلق عرب- خواهان خروج نیروهای نظامی از خرمشهر(محمره )و خودمختاری خوزستان (عربستان ) به مركزیت الأحواز بودند.
- در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ كه دو طرف رو در روی یكدیگر صف بندی كرده بودند، نیروهای خلق عرب پس از سخنان تحریك آمیز شیخ شبیر در مسجد امام صادق(ع) با حمله به ساختمان كانون، آن را به آتش كشیدند و تمامی اعضای غیرعرب آن- از جمله محمد جهان آرا- را به گروگان گرفتند
- استاندار خوزستان دریادار دكتر احمد مدنی كه همزمان فرمانده نیروی دریایی ارتش نیز بود به خرمشهر رفت و مشغول مذاكره با شیخ شبیر شد. مذاكره آن دو هنوز ادامه داشت كه با تصرف شهربانی خرمشهر توسط خلق عرب، اوضاع شهر وارد فضای دیگری شد.
- در روزهای ابتدای خرداد ۵۸ مسأله خلع سلاح عمومی و تخلیه ساختمانهای دولتی اشغال شده پس از پیروزی انقلاب مطرح شد كه با مقاومت خلق عرب وارد مرحله خطرناكی شد
- عاقبت در پی زد و خوردهای پراكنده كه به شهادت دو پاسدار انجامید، در روز چهارشنبه ۹ خرداد ۵۸ مهلت مقرر به پایان رسید و وضع فوق العاده اعلام شد ۶ روز بعد با پایان وضعیت فوق العاده راهپیماییها و تیراندازیهای شبانه و درگیریهای پراكنده از سرگرفته شد. انفجار در خط آهن خرمشهر- اهواز خشونتها را دامن زد. به دنبال این انفجار چندین انبار و اماكن دولتی مورد حمله قرار گرفت و مهاجمین چندین كشتی را در اسكله خرمشهر به آتش كشیدند دوبار به فرودگاه اهواز حمله شد و لولههای نفت منفجر گردید.
- و سرانجام در روز ۲۴ تیرماه ۱۳۵۸ در پی چند روز نبرد خیابانی نفس گیر، غائله خلق عرب در خرمشهر پایان یافت
خوزستان در بحران پس از انقلاب اسلامي
سایت " تابناک " هم در باره آن روز ها چنین آورده است ( اینجا )
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گستردهاي در داخل به ويژه خوزستان در پشتيباني از گروههاي ضد انقلاب داخلي به عمل ميآورد.

اين اقدامات چندان افزايش يافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاريخ 23 تير ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروههاي خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگيري عدهاي از عناصر فعال ضد انقلاب بقيه را متواري كردند. حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئههاي خود در خوزستان ادامه ميداد.
ماموریت به خوزستان ...
از این که گریز به سایت های دیگه زدم پوزش می خواهم . چون واقعآ نه دلیل آشوب ها رو می دونستم و نه تاریخ دقیق آن را !! اما حالا دقیق تر می توانم ماجرا ها رو به یاد آورده و نقل کنم .. هم زمان با شدت یافتن درگیری های خیابانی در شهر های مهم خوزستان ، و دعوت از ارتش برای بازگرداندن آرامش به شهر ها چند فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ از تهران ماموریت یافت تا چند گردان از زبده ترین نیروهای تکاور خود را که با عنوان " کلاه سبز ها " نامیده می شدند به منطقه اعزام کنند . دقیقآ یادم نیست چند شبانه روز سرگرم جا به جایی و انتقال نیروهای ارتش بودیم .. ولی این موضوع رو خوب به خاطر می اورم که همان موقع از نقش موثر مردم بومی خوزستان در دفع اشرار و تجزیه طلبان یاغی تعاریف زیادی می شد . یادمه تازه سپاه پاسداران خوزستان تشکیل شده بود . و جوانان غیور بومی ان چون شهید محمد جهان آرا کمک شایانی در باز پس گیری اماکن و استحکامات شهری از دست متجاوزان از خود نشان داده بودند . که این مسئله باعث تعجب و تحسین نیروهای نظامی شده بود
واکنش تحسین برانگیز فرمانده تکاوران ..
اگه اشتباه نکنم ، قبلآ این بخش از خاطره ام رو تعریف کرده ام . قرار بود یک گردان از تکاوران مسلح را در آبادان پیاده کنیم . همان گونه که اطلاع دارید اکثر اوقات هوای منطقه خوزستان غبار آلود و توآم با گرد و خاک است . و برای ما همیشه فرود با مشکل همراه بود . مخصوصآ زمان جنگ که اجازه مکالمه با زمین رو جز مواقع اضطراری نداشتیم ..!! و تمام سیستم های ناوبری برای عدم شناسایی شکاری های دشمن خاموش بود ! یادمه برای نشستن در فرودگاه اهواز ، اون سیلو های دوقلو رو نشون گذاشته بودیم .. و با مشاهده ان ها گردش به راست کرده تا سیلو ها در سمت چپ هواپیما قرار گیرند .. ! برای فرود در باند آبادان هم مجبور بودیم وارد خاک عراق شده و گردش به راست کرده تا در آبادان فرود بیاییم ! در آن روز های بحرانی خوزستان فرود واقعآ غیر ممکن بود .. یادمه به خاطر حساسیت وضع کشور تصمیم گرفتیم هر جور شده فرود آییم ! اما به دلیل خرابی سیستم های ناوبری ما اشتباهی در حال فرود در بصره بودیم !! حالا تجسم کنید عراقی ها از طریق عوامل خود شورش براه انداخته اند ، و در همان ایام یک هواپیما حامل افراد مسلح نظامی تو خاک اش فرود بیاید !! به محض این که باند فرود معلوم شد ، متوجه شدیم ای دل غافل .. این جا عراقه ..!! در یک چشم به هم زدن فرمانده تکاوران که در کابین بود سریع از جای خود برخاسته و در گوش من گفت .. بلند گو دارید !! سریع دو زاری ام افتاد چه لازم داره لذا میکروفن ویژه گفت و گوی داخلی رو به دستش دادم .. دیدم نعره زد .. به محض فرود سعی کنید آتش گشوده و گروگان بگیرید ..!! گفتم جناب سرهنگ .. تو رو جدت بی خیال شو .. آتش چیه !!؟ ما الان بلانسبت ( عذر می خواهم ) سر خر رو می چرخونیم سمت آبادان !! و از ان جا که فاصله خیلی کم بود .. و صدای قار قار موتور های سی - ۱۳۰ ( که الهی قربونش برم ) از روی آبادان هم شنیده می شد ، تا عراقی ها متوجه شوند ، در آبادان زمین نشستیم ..!!
خبر های خوشی که به گوش می رسید ..
درسته که ما همیشه در آسمون بوده و سرگرم پشتیبانی از همکاران ارتشی بودیم .. اما به محض فرود در فرودگاه های اهواز و آبادان همه خبرها رو می شنیدیم .. من تا ان موقع نام دریادار مدنی رو نشنیده بودم .. اما مرتب از فرماندهان و افسران تکاور می شنیدم که نقل قول از سوی شخصی به نام دکتر می کنند .. ! اوایل زیاد اهمیت نمی دادم .. و تنها خبر پیروزی همکارانم برام مهم بود .. اما وقتی بیش از اندازه تکرار شد ، از روی کنجکاوی پرسیدم .. این دکتر کیه که در مرکز همه خبرها قرار داره ..!!؟ که شنیدم منظورشون دریادار مدنی بوده است ! گفتم چرا از عنوان نظامی اش استفاده نمی کند ؟ آن هم در چنین شرایط استراتژیک ..! که پاسخی که شنیدم واقعآ قابل تآمل بود .! گفتند ایشان چون قراره وارد فضای رقابتی با سیاستمداران بشه ، ترجیح می ده که از لفظ دکتر به جای دریادار استفاده بشه !! به هر حال نبرد و درگیری به جاهای حساسی رسیده بود .
در خواست از دریادار مدنی ...
اطاعت از مافوق اولین اصل در ارتش بوده و هست . و یک نظامی باید همیشه تابع شرایط باشد . و برای یک فرد ارتشی همیشه اولویت وطن اش است .. خب همه بچه های سی - ۱۳۰ این اصول رو بهتر از هر کسی می دونستد .. کما این که در شرایط عادی هیچ افسر خلبانی ریسک فرود در هوای غبار آلود با دید کم را نمی کرد .. اما وقتی پای منافع و آزادی کشور در میان بود مخصوصا در شرایطی که مشتی وطن فروش و خائن قصد تجزیه خاک عزیز رو داشتند ، دیگه مقررات در درجه دوم اهمیت قرار داشت . اما گاهی شرایطی پیش می آید که اجرای دستورات مافوق ، سبب عدم نیل به اهداف نظامی می شود ! کاری که عملآ برای ما پیش امد ! راستش رو بخواهید در ایامی که در خوزستان بودیم غذای ما رو از کترینگ هواپیمایی می آوردند .. اما " لانچ باکس " یا همون غذای گروه پروازی برای یک وعده بود . در حالی که پرواز های ما گاهی تا نیمه های شب هم به طول می انجامید . از ان جا که شرایط اضطراری بود ما با خریدن کنسرو و تنقلات یه جور هایی شکممون رو سیر می کردیم .. ولی خب عدم تغذیه مناسب برای گروه پروازی ممکن بود مشکل ساز بشه .. مخصوصا من که زخم معده داشته و طاقت گرسنگی رو نداشنم ! به همین دلیل مجبور شدیم با استاندار صحبت کنیم تا ترتیب غذای گروه پروازی رو بدهد ! اما از ان جا که ایشون نظامی بودند ، این درخواست رو به حساب سو سول بازی گذاشته و فرمود .. سرباز های من هر دو روز یک وعده غذای گرم هم نمی خورند !! شما که خارج از گود هستید چرا چنین تقاضایی رو می کنید ..!! ؟
شبی که با سگ ها غذا خوردم ...!!
اگه شرایط اضطراری نبود ، امکان نداشت هیچ یک از گروه با این شرایط پرواز برود .. ! مگه می شه آدم با شکم خالی و گرسنه پرواز کنه !!؟ قدیمی ها بی جهت نبود که می گفتند .. طرف گرسنگی نکشیده تا عاشقی یادش بره !! بله حق داشتند . اون هم در پرواز که باید تمام فکر و حواس ات س جای خودش باشد ..! به هر حال بدون هیچ بحثی به دنبال ماموریت خود رفتیم .. دیر وقت بود که به آبادان برگشتیم . روز آخر ماموریت مون بود . قرار بود بعدش به تهران برگردیم .. بعضی ها گفتند حالا که چیزی این جا گیر نمی اید .. بهتره سریع بلند شده و در تهران شام بخوریم .. ! من گفتم بد جوری معده ام می سوزه . تا تهران می میرم !! همین جوری که با دوستانم بحث می کردم ، دیدم در گوشه باند تعدادی سگ با اشتها دارند غذا می خورند !! از ان جایی که آدم شوخ طبعی بودم ، برای روحیه دادن به دوستان گرسنه ام گفتم .. بادا باد .. من می روم با سگ ها غذا بخورم !! همان گونه که عرض کردم ، قصدم صرفآ شوخی بود ! اما همین که به نزدیک سگ ها رفتم .. با کمال تعجب دیدم مقدار زیادی کتلت که معلوم بود تازه آن جا قرار داده بودند ازش هنوز بخار بلند می شود ! دیدم شوخی شوخی غذا اماده است .. با دست سطح رویی آن را کنار زده و از لایه های زیرین تعدادی از ان ها رو سوا کرده و با نان هایی که در اطراف افتاده بود و سگ های خوش اشتها حتی لب هم به ان ها نزده بودند ، راحت کنار سگ ها نشسته و مشغول خوردن شدم !! بعضی از بچه ها از دور فکر کردند من فیلم بازی می کنم ...
واکنش دوستان .. !
دقایقی بعد وقتی همکاران دیدند که من با خیال راحت نشسته و واقعآ مشغول صرف غذا هستم ، اشتهای ان ها هم تحریک شده و برای سر در آوردن از کارم .. با احتیاط نزدیک ام شدند . خدا بیامرزه شهید محمود ظهوریان ( که هواپیمای سی - ۱۳۰ اش رو نزدیک کرمانشاه خودی ها زدند ) اولین نفری بود که با شک و تردید به کنارم امد .. چون بچه مشهد بود با من شوخی داشت .. و با لهجه غلیظ مشهدی ها با من حرف می زد .. خدا بیامرز گفت .. " یره سگا رو چخ کن .. مو مترسوم ... !! " بعد وقتی دید واقعآ در حال خوردن هستم .. گفت .. یره می میری ها !! خدا بگوم مدنی رو چه کار کنه ..!! اما وقتی توضیح دادم از زیر برداشته ام و تمیز است .. با احتیاط او هم شروع به خوردن کرد ! البته بگم .. من قصد داشتم با این کارم فردا در پایگاه اعتراض کرده و بگم وقتی ما رو ماموریت می فرستید ، اول تشهیلات رو هماهنگ کنید ..! خب راستش رو بخواهید شکست تجزیه طلب های عرب بقدری خوشحالم کرد که دیگه یادم رفت برای چی اعتراض کنم !!
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این مطلب ساعت ۱۹:۴۵ دقیقه چهارم بهمن ماه ۱۳۸۷ پایان یافت .

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:
Date:January 15, 2009Time:20:08 LocationNew York,Operator:Us Air Ways, AC Type:Airbus A320,Aboard:155 Fatalities:0 , Ground: 0 Details: The plane was taking off from La Guardia Airport when both engines were disabled after striking a flock of geese. The crew was able to make a soft landing in the Hudson River. All 150 passengers and crew of 5 made it out safely before the plane began to sink. No one was reported to be seriously injured .

Date:January 11, 2009,Time:6:57 Location:Caticlan, Philippines , Operator:Zest Airways AC Type:MA-60 Aboard:29 Fatalities:0 , Ground:0 ,Route:Manila - Catician,Details: The aircraft made a hard landing at Caticlan Airport and smashed into a concrete wall. Two passengers were seriously injured
Date:December 20, 2008 Time:18:20 Location:Denver, Colorado ,Operator:Continental Airlines ,AC Type:Boeing B737-534 Aboard:115, Fatalities:0 , Ground:0 ,Route:Denver - Houston , Details:The jetliner skidded off Runway 34R and caught fire while attempting to take off. The plane was carrying 107 passenger and a crew of 7. Thirty-eight people were taken to the hospital. Only one was reported in serious condition
SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
حوادث هوایی اخیر دنیا:
تاریخ:15 ژانویه 2009/زمان:20:08/مکان:نیویورک /خط هوایی:یو-اس ایرویز/نوع هواپیما:ایرباس آ-320/تعداد سرنشین:155/تلفات:0/تلفات روی زمین:0جزئیات:هواپیما در حال اوج گیری از فرودگاه "لاگاردیا" بود که هر دو موتور در اثر برخورد با دسته ای از غازها از دست رفتند.خدمه پرواز توانستند فرودی آرام بر سطح رودخانه "هودسون" انجام دهند.کلیه 155 مسافر و 5 خدمه قبل از فرو رفتن هواپیما در آب بسلامت خارج شدند.هیچکس بصورت جدی آسیبی ندید.
تاریخ:11 ژانویه 2009/زمان:6:57/مکان:"کاتیکلان-فیلیپین"/خط هوایی:خط هوایی "زست"/نوع هواپیما:"ام-آ-60"/تعداد سرنشین:29/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر:"مانیل" به "کاتیکلان"/جزئیات:با انجام یک فرود سخت در فرودگاه "کاتیکلان" بیک دیوار بتونی برخورد کرد.دو مسافر بصورت جدی آسیب دیدند.
تاریخ:20 دسامبر 2008/زمان:18:20/مکان:دنور -کلرادو/خط هوایی:خط هوایی کنتینانتال /نوع هواپیما:بویینگ 737/تعداد سرنشین:115/تلفات:0/تلفات روی زمین:0/مسیر: دنور به هوستون/جزئیات:هواپیما در حین برخاستن از باند 34 راست سر خورد و آتش گرفت.هواپیما 107 مسافر و 7 خدمه را در بر داشت.38 نفر به بیمارستان برده شدند وحال یک نفر وخیم است.
planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
![]()
مطالب شما
به همت سعیده : دختر یکی از همکاران محترم
شهید ذوالفقاری وشهید نوروزیاین داستان واقعی است واسامی تغییر کرده است
در 10 جوئن 1986 یک میگ - 25 از پایگاه 1 یک اف-4 ایرانی را گیر اورد که خلبانان این جت ذوالفقاری وکمکش نوروزی بود ان میگ 25 لعنتی با یک موشک ار-60 ان ها را زد وهردو خلبان به شهادت رسیدند
روح تمام شهدای وطن شاد
منتظر جواب کنکور بود گرمای هوا با گرمای اضطراب انتظار کنکور کلافه اش کرده بود. همیشه یه خلا را تو وجودش احساس می کرد وهر چی هم به دنبال پر کردن این خلا بود بیشتر ناتوان می شد.همان سال خبر دار شد که چندین تن از شهدا را به خاک وطن باز می گردانند وقتی اسم یکی از شهدای خلبان وطن را شنید احساس کرد انگار سالیان سال که او را می شناسدش . یه حس تازه درونش رشد می کرد واحساس می کرد ان خلا چند ساله که همیشه به دنبال پر کردنش بود داشت پر می شد.اولش فکر می کرد یه توهم یه خیال ولی وقتی روزها پی هم می گذشت احساس علاقه و احترام زیادی را برای این شهید خلبان قائل می شد .ناخود اگاه یاد یکی از دوستان دبیرستانی اش افتاد که با دیدن فیلمی درباره ی شهید شیرودی وکشوری علاقه ی شدیدی به شهید کشوری پیدا کرده بود واو چقدر این موضوع را دست می انداخت حالا خودش گرفتار این عشق شده بود. شبی نبود که از خدا نخواهد خواب این شهید را ببیند .هرشب شروع می کرد به نیت ان شهید صلوات فرستادن.جواب های کنکور آمد اسمش در لیست قبول شده ها بود واین قبول شدن را لطف خدا ودعاهای این شهید گرامی می دانست.
قبول شدن در دانشگاه واغاز ماجرا
دانشگاه رفتنش همراه با این عشق روزهای خوبی را برایش رقم زده بود. عکسی از این شهید نداشت ولی بطور خیلی اتفاقی عکسش را در یکی از روزنامه ها پیدا کردبا مهارت ووسواس عجیبی شروع کرد این عکس را جدا کردن واول دفترچه اش که فقط فقط برای نوشتن درباره ی این شهید اختصاص داده بود چسباند دیگه حسابی با این دفترچه سرگرم بود از دانشگاه که می امد اولین کاری که انجام می داد نوشتن در این دفترچه بود. سلام اقای... امروز روز خوبی داشتم.... وهمه چیز را برای تعریف می کرد. سال دوم دانشگاه نگاه های سنگین یکی از بچه های فوق لیسانس را حس می کرد ولی اهمیتی به ان نمی داد تا اینکه برای انجام تحقیقی به کتابخانه ی دانشگاه سر زد کتاب مورد نظر را پیدا نکرد وبرای همین از یکی از دانشجویان کمک خواست ان دانشجو او را به همان دانشجو که مسعودی نام داشت معرفی کرد خیلی عادی موضوع تحقیق را برای او گفت او هم قول داد کتاب مرد نظر را برایش بیاورد ولی قبل از ان مسعودی گفت اول باید وزارت .... بروم وبعد به خانه با اینکارش می خواست به او بفهماند که کارمند کجاست. کتاب را اورد اول کتاب اسمش را نوشته بود از قضا هم اسم ان خلبان شهید بود. همان روزها مرکز ..... یه سمینار را برگزار می کرد با دوستانش قرار گذاشتن که به ان سمینار بروند مسعودی هم اعلام امادگی کرد وبه دلیل اشنایی که داشت زودتر از مابقی برایش کارت ورود به سمینار را اماد ه کرد موقع ناهار مثل یه میزبان از او پذیرایی کرد ناهار نخور تا ناهار نخورده بود کم کم دوستشون جدتی تر شد تا ان اندازه که پیشنهاد ازدواج به اوداد. پسر معقولی به نظرش می رسید برای همین مخالفتی با پیشنهادش نکرد. در جمع دوستا ن این ماجرا برای دو تن از دوشتان صمیمی اش تعریف کرد وهمین باب اشنایی مسعودی وپریسا را فراهم کرد .کم کم رفتارهای مسعودی تغییر پیدا کرد مسعودی حال پریسا را از او می پرسید وپریسا حال مسعود ی را. یه چیزی را حس می کرد ولی از انکه به ان فکر کند می ترسید بعد از مدتی لازم نبود به کسی یا چیزی شک کند چون همه چیز برایش روشن شده بود مسعودی زیر قول قرارش با او زده بود چون پریسا را بهتر از او میدانست وقرار ازدواج را با او گذاشت خیلی سعی کرد که به پریسا بفهماند که مسعودی مرد زندگی نیست ولی گوش پریسا شنوا نبود .تاثر وغمی که در وجودش رخنه کرده بود اذیتش می کرد تنها چیزی که او را ارم نگه می داشت توکل به خدا وعشق به ان شهید بود. ولی تجربه ی خوبی بود برایش که هیچ وقت عشق به خلبان شهید را در زمین وادمهای خاکی جستجو نکند
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .
تلفن تماس با مدیر سایت
۰۹۱۹۴۴۷۱۸۲۸
لطفآ فقط بعد از ظهر ها قبل از صحبت اس ام اس بفرستید و در صورت تآئید تماس گرفته شود . خوانندگان فاقد تلفن همراه همه روزه از ساع ۲۰ تا ۲۱ می توانند تماس حاصل فرمایند .
برای نگارش فارسی
http://www.dodoost.com/aryanevis/

*****
جیغ و فریاد در آسمان شیراز !
( خاطره ای از یک فرود اضطراری )
****
ماموریتی که هرگز انجام نشد
( روایت خلبانان انتهاری ایران )
****
جاسوسی که به خواستگاری آمد !!
روایت واقعی




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه















خوب چرا میزنین؟! دست آقای صادقی هم درد نکنه. ولی آخه کار شما یه چیزه دیگست و بقیه چیزا میرن تو حاشیه. باور کنین وقتی میام سایت میبینم پست آپ کردین اینقدر خوشحال میشم که نهایت نداره، بر عکسش وقتی به آخر پست می رسم پکر می شم! ولی این معنیش این نیست که بقیه بخشا رو نمی خونم. حالا که اینطوریه: دست همه کسایی که برای این سایت کار می کنن درد نکنه.
پاسخ
ممنون پیمان عزیزم
راستش این پست حاصل زحمات همکاران خوب من است و من مدیون محبت های آن ها هستم
از این که شما به بعضی مطالب علاقه بیشتری دارید .. امری طبیعی است .. اما گله من چیز دیگری بود
از شما سپاسگزارم
سلام عمو
من نشسته بودم سر تیر چراغ برق منتظر بودم تا اپ کردی پریدم سر کامپیوتر(چشمک)
از بس دوستتون دارم
مرسی مثل همیشه عالی بود
سلامت باشید
پاسخ
خیلی ممنون صابر جان گرامی
حسابی شرمنده ام می کنی ..
امیدوارم لیاقت این محبت ها رو داشته باشم
سلام استاد
قبل از هر چيزي براي آكاهي دوباره دوستان عرض ميكنم
سايت خلبان زير مجموعه همين سايت هست و من افتخار اين رو دارم كه اونجا رو براي استاد مدرسي كنترل كنم
پس اشتباها فكر نكنيد كه اين سايت متعلق به منه و جناب مدرسي فقط قصد تبليغ رو دارن
اونجا واقعا سايت خود استاده
پاسخ
فرید جان عزیز و گرامی
من رسمآ اعلام کردم که خلبان دات کام زیر مجموعه همین سایت است
منتهی دوستان دوست دارند وقتی حاضر و امده شد تشریف بیاورند !! البته فقط بعضی ها شون
سلام جناب مدرسی عزیز:
مسافرتی فوری پیش آمد، و الان جای شما بسیار خالی یزد هستم، ( الانم تو کافی نت هستم) به دلیل عجله که داشتم نرسیدم این پست رو بخونم، اما چون خیلی دل تنگتون شده بودم، دلم نیومد پیغامی نزارم.
راستی در مورد سایت خلبان دات کام هنوز تماس نگرفتین، باز می گم که افتحار برای من که اگر بتونم برای شما کاری بکنم. شماره تماس ام رو دوباره در قست آدرس سایت یا وبلاگ گذاشتم.
دوستار شما
سید هادی. م
پاسخ
هادی جان واقعآ من را شرمنده می کنی عزیزم
امیدوارم بتوانم جبران محبت های شما رو بکنم
هادی جان شما به ای میل فرید جان مکاتبه کنید
یا حالا که ای میل خودت رو نوشتی .. فرید جان با شما مکاتبه خواهد کرد
موفق باشی
آقای مدرسی یه سوال داشتم:
اِی پی یو چیه و چه استفاده ای ازش میکنن؟
پاسخ
پویا جان سیستم ا پی یو .. همان سیستم های بزرگ برق کمکی است که دارای جنراتور قوی هستند
و توسط کابلی کلفت به هواپیما ها وصل می شود .. در بعضی کشور ها آن را درون ماشین استیشنی جای سازی کرده اند
کاربرد ان این است که اگه هواپیما در شب یا روز نیاز به برق داشته باشد .. این دستگاه با وصل شدن به هواپیما برق مورد نیاز رو تآمین می کنه
همچنین با این وسیله سیستم توربین های برقی را که مخصوص استارت هواپیماست روشن می کنند
به طور کلی یک جنراتور برق است .. که دیگر نیازی نیست هواپیما موتور هایش را برای نیاز به برق روشن کنه ..
موفق باشی
سلام .راستش چند تاسوال داشتم که هیچکس اطلاعات دقیقی نداشت تا جوابمو درست بده گفتم کی از شما بهتر .
شرایط ثبت نام برای خلبانی در ارتش چطوره؟باید چیکار کنیم و میشه یه توضیح کامل در مورد شرایط وضعیت سلامتی فرد متقاضی بدید(در مرود عیوب چشم و دندانها و ...)
واقعا ممنونم.
پاسخ
میلاد جانم از ان جا که اطلاعات من خیلی قدیمی است
یکی از دوستان آگاه به این مسایل تمام ابهامات و پرسش های شما پاسخ خواهد داد .. شما لطفآ با جناب داود یوسفی به شماره
09123263072
تماس حاصل کرده و از ایشون بپرسید
عمو سلام
من از مطالب آقاي صادقي تشكر مي كنم ودرخواست ميكنم مطلب فوق را ترجمه كنند
پاسخ
آرش عزیز و گرامی
ممنونم پسرم
حتمآ جناب صادقی توجه خواهد فرمود
آقا بهروز خوش تیپ و باحال
سلام، امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید و حال عینک ریبونتون هم ردیف باشه.واقعاً از اینکه به یاد من بودید و این خاطره رو نوشتید ممنون و سپاسگذارم.دستت درد نکنه و از طرف تمام آبادانی ها و خوزستانی ها از شما تشکر می کنم.امیدوارم روزی توشهرمون آبادان میزبان شما پیش کسوت خوش تیپ ها باشیم.
کا دمت گرم
ارادتمند همه خوش تیپ ها
پاسخ
رضا جان عزیز و نازنینم
من همیشه آبادان رو دوست داشتم .. در پرواز های مسیر دریایی که هفته ای یک روز بود و شب را در آبادان و خرمشهر میهمان نیروی دریایی بودیم ، سعی می کردم مرتب به این پرواز های طولانی بیایم
اصلآ خستگی نمی فهمیدم .. برخورد آبادانی ها با ما خیلی مهربانانه بود .. و یکی از خاطرات شیرین من چه در قبل از انقلاب و بعد هم در زمان جنگ که به اهواز مرتب می آمدم .. بود دوستان زیادی در اهواز زمان جنگ داشتم .. و گاهی چهارشنبه از تهران به اهواز می امدم .. جمعه شب با هر هواپیمایی که بزای حمل مجروحین می امد برمی گشتم
و این کار همیشگی من بود .. باید در یک پست این خاطرات رو که جنبه خصوصی داره ، حتمآ بنویسم
از شما رضا جان هم ممنونم .. حتمآ عمری بود می بینمت
پاینده باشی خوش تیپ آبادانی
با سلام خدمت جناب مدرسی گرامی
بدینوسیله به اطلاع میرسانم مفتخرم که به اطلاع برسانم بخش بازرگانی شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران فعال شده و از کلیه صاحبان مشاغل جهت درج آگهی رایگان یکماه خود دعوت بعمل می آورد.
لازم به ذکر است هر یک از صاحبان مشاغل می توانند یکبار بمدت یکماه بصورت رایگان آگهی خود را در این شبکه درج نمایند.
روشن است این بخش نیز نشان دهنده کلیه پیشرفتهای علمی و هنری و ...
کشورمان ایران است .
باتشکر طبیبیان
پاسخ
استاد گرامی جناب طبیبیان عزیز
خیلی خوشحالم که بخش جدید رو راه اندازی فرمودید
واقعآ وب پر محتوایی دارید .. من واقعآ از خواندن بخش های متعد ان احساس افتخار می کنم .. می دونم هر ایرانی باید به این کار و تلاشی که شما می کنید افتخار کند
پایدار باشید
سلام عمو جون
دورادور احترام نظامی ما رو قبول کنید.
خیلی خاطره باحالی بود مخصوصا آخرش...
شما هم که بزنن به تخته یه جوری تعریف میکنید که صحنه ها عین فیلم میاد جلوی چشم آدم!انگار یه جا وایسادیم و داریم این اتفاقات رو از نزدیک میبینیم!!!
نمی دونم از کجا یادگرفتین که اینقدر قشنگ بنویسید...ولی خوب میدونم که دست به قلمتون حرف نداره.
در ضمن بنده عضو سایت خلبان شدم...اگر هم بفرمایید که بمیر، برا شما (فقط شما!) میمیریم!
از جناب صادقی هم متشکریم...امیدوارم که حال جناب کدخدایی هم خوب باشه...
هنوز هم منتظر همایش هستیم(البته فقط دیدن شما مهمه)
فقط یه سوال: الان که یه هواپیما میخواد تو آبادان بشینه چی؟ هنوز هم باید وارد خاک عراق بشه؟
سلامت باشین
پاسخ
پسر عزیزم عرفان عزیز
ممنون از تعاریف زیبای شما
پسرم این که فکر می کنی قشنگ می نویسم .. به خاطر خوبی و درک خودت است که با اشتیاق می خوانی
از این که عضو سایت شده ای و با فرید عزیز همکاری می کنی ممنونم
در مورد فرودگاه آبادان .. طراحی اش طوری است که اگه وزش باد تغیر نکنه .. خلبان مجبوره از داخل خاک عراق به این باند اپروچ کنه .. چون ابتدای باند لب مرز قرار داره !! و هیچ راهی برای فرود نیست .. اخیرآ رو نمی دونم .. احتمالآ همان گونه است
آخ آخ ییخشید یه سوال مهم یادم رفت...کدوم آدم شیرین عقلی کتلت داغ به اون خوبی رو ریخته بود برای سگ ها؟؟؟ واقعا برای من سوال شده بود!!! البته ببخشیدها!!!
پاسخ
به خوب نکته ای اشاره کردی
افراد گارد فرودگاه ارتشی و سرباز بودند
این غذا هم متعلق به آن ها بوده است که احتمالآ اضافه امده بود و دور ریخته بودند .. ولی من اول قصد شوخی داشتم .. تا روز بعد در تهران غوغا راه بیندازم .. اما بعد دیدم .... می شه خورد
جناب مدرسي
معذرت ميخام كه مدام اينجا مزاحم اوقات شما ميشم
درخواست كمك من از دوستان بيشتر جنبه فكري داشت و حتي من براي چند تا از دوستاني كه ثبت نام كرده بودند ايميل هم فرستادم
در حال حاضر فكر ميكنم چيدمان سايت در حد نرمالي هست بنابر اين فعلا با عرض تشكر كمكي لازم نيست
مگر اينكه كسي پيشنهاد بهتري راجع به چيدمان سايت داشته باشه كه توي خود سايت در خدمت دوستان هستيم
استاد
خودمونيم ها
به امر شما اونجا رو راه انداختيم كه اينقدر اينجا شلوغ نكنيم
اما انگار بازم اينجا مزاحمتونيم
خلاصه حلال كنين
پاسخ
فرید عزیز و نازنین
هر دو قسمت متعلق به خودت است
از این که کامل شده است خوشحالم
بعد از پاسخ دادن به کامنت ها و ای میل ها حتمآ خدمت می رسم
سلام عمو بهروز
ابتدا واجب میدونم که تسلیتی عرض کنم خدمت آقای فرنودی.بعد هم از تمامی دوستان بابت زحماتشون برای سایت کمال تشکر را داریم.
راستی حال همسرتون خوبه؟خیلی نگران شدم از اتفاق پیش آمده.سلام مخصوص من رو بهشون برسونید.
راجع به مسئله ی دانشگاه هم هر وقت زمان رو مناسب دیدم بهتون اطلاع میدم کمکم کنید .ممنونم.
پاسخ
خیلی ممنون نیلوفر جان
طفلک خیلی درد می کشید .. هر چه گفتم بریم دکتر قبول نکرد
اما صبح که برای نماز بیدار شد ، نتوانست .. پاهایش بدجوری درد می کرد
خیلی خنده داره .. روز روشن در خیابان دو تا مرد به ادم حمله کنند !! به همسرم گفتم چرا کیف ات رو ندادی .. گفت کل حقوق ات رو در تاکسی جا گذاشتم
اگه همین چند هزار تومان هم گم می شد دق می کردم .. خرجی خونه بود .. بعد که داخل کیف را نگاه کردیم .. دفترچه بیمه ارتش ، کارت ملی .. دفترچه تلفن اش و کلی خرت و پرت داشت
پلیش 110 هم که اصلآ فکر نمی کردم این گونه با ادم برخورد کنه ..!!؟ سه بار سلام کردم فکر کردم نمی شنوه .. زورش می آمد جواب بده .. هی می گفت بفرمایید ..من که به جواب او نیاز نداشتم .. شک کردم ضبط صوت است یا ادم .. بعد دیدم با لحن خیلی بی ادبانه ای گفت .. من گوشی را بر می دارم اول سلام می کنم .. و وقتی پرسید سرقت انجام نشده گفتم نه .. دیگه گفت به ما مربوط نیست !! من به شخصه همیشه به پلیس ها احترام می گذاشتم ... واقعآ برای این مامور متآسفم
جناب مدرسی عزیز سلام , واقع برای حوادثی که برای شما افتاده است ناراحت شدم .سکیوریتی قوی ندرایم . آنجا که باید باشد نیست و آنجا که نباید باشد هست . نمی دونم چی بگم .امشب حادثه کیف قاپی از همسرتون دومین حادثه ناگواری که می شنوم اما بسیار خشنودم که هر دو به خیر گذشت . واقعا دلگیر شدم . امیوارم که آقای کدخدایی هم هر چه سریعتر بهبود یابند .
پاسخ
ممنونم بامداد عزیزم
دقیقآ همین گونه است
از همه بد تر برخورد بی مسئولانه پلیس است
من این برخورد مامور وظیفه نشناس را حتمآ پی گیری می کنم
به جایی که به مردم آرامش بدهند .. دلداری دهند .. پاسخ سلام را هم نمی دهند
من هم امیدوارم حال جناب کدخدایی خوب شود
ضمن عرض سلام!
تشکر میکنم از جناب مدرسی که عنایت ویژه ای به اینجانب دارند.قصد من از درج آن کامنت فقط این بود که چون مطلب کمی طولانیست اول بپرسم که آیا خوانندگان مایل به خواندن چنین موضوعی هستند یا خیر .از همه دوستانی که پاسخ دادند متشکرم و مطلب مورد نظر نیز ترجمه شده و آماده است و انشاالله از پست بعدی در اختیار خوانندگان عزیز قرار خواهد گرفت.
متشکرم
پاسخ
جناب آقای صادقی عزیز
اولآ این من هستم که باید از ترجمه بی عیب و نقص شما تشکر کنم که خیلی شیرین و عالی می نویسید
گله من هم این بود که چرا به کامنت شما جز جند نفر کسی دیگری پاسخ نداد .. خب ممنونم باز هم از شما تشکر می کنم
عمو بهروز سلام.
اول از شما و بعد از آقای صادقی عزیز تشکر می کنم.
عمو من هر وقت به پیشنویس می روم اونجا مطلب ایشان رو می خوانم. کار علیرضا واقعاً بی نقص هست. (علیرضا یدونه ای)
عمو در مورد کیف دزدی که در کامنت آخری نوشته بودید. واقعاً حالم گرفته شد.
........
یا حق
پاسخ
پسر عزیزم من هم با شما موافقم که کار علیرضا جان واقعآ بی نقضه
از شما هم ممنونم
امیر جان راستش رو بخواهی همسرم کیف را نداد ..
و همین مسئله سبب کشیده شدن روی زمین و زخمی شدنش گریدده است
ولی خدا رو شکر به خیر گذشت
بهروز عزیز و گرانقدر
سلام
خیلی ممنون.مطمئن هستم با رسیدگی های مکرر شما آمار سایت به راحتی تا 3000 هم خواهد رسید.
بهروز جان از اینکه پیگیر حال آقا بابک بودید خوشحال شدم.انصافا جایشان خالی است.حتما سلام گرم تمام بچه های سایت رو بهش برسونید و بگویید منتظرش هستیم.
درباره مطلب.حرکت فرمانده تکاوران خیلی جالی بوده شاید هم دور از عقل....آتش گشوده گروگان بگیرید!!!
یک خاطره هم از فرود اشتباهی فرند شیپ حامل خلبانان کبرا در خاک عراق شنیده بودم که خلبان در لحظات آخر متوجه اشتباهش شده و...آن هم خاطره ای پر هیجان از زبان یکی از خلبانان کبرا بود که در پرواز مذکور حضور داشت.
بار دیگر از آقای صادقی تشکر می کنم و یک پیشنهاد داشتم حال که آقا بهروز هر چند پست یک بار درباره سوانح هوایی می نویسند به سایر مطالب روی بیاورید مثلا معرفی موشک ها هواپیماها خلبانان برجسته اتفاقات جالب.....ممنون
بهروز جان فعلا درباره سایت خلبان دات کام نظری ندارم تا سایر دوستان مثل علی آقا هم حضور داشته باشند.از جناب کد خدایی چه خبر!؟ این روزها با زرهپوش هم بیرون بیای لیز خواهی خود....
زیاد حرف زدم
خدا نگهدار
پاسخ
آوانچ عزیز و نازنین
حیلی ممنون .. اتفاقآ همین الان یکی از فرماندهان کلاه سبز ها کامنت گذاشت .. و بعد از پیاده شدن از هواپیمای ما .. جریان پرواز تا منطقه مورد نظر رو تعریف کرد .. چقدر احساس غرور کردم که هنوز هم این عزیزان گمنام زنده اند و در کنجی با خاطرات گذشته خویش زندگی می کنند .
از ایشون خواهش کردم خاطرات خویش را برایم بفرستد
در مورد نظرتون در مورد جناب صادقی هم .. خیلی عالی است
تا خود علیرضا جان تصمیم بگیرد
من دیروز برایم اتفاقاتی افتاد که نتوانستم سر قرارم با بابک بروم .. ولی بزودی قرار گذاشته و آن جا خواهم رفت
از شما ممنونم
سلام كاپيتان
بسيار عالي بود.
ولي منتظر باشيد كه چون مطلب يه ذره بوي سياسي داشته دوباره به تريج قباي بعضي ها بر بخوره و بيان توي كامنتاافاضه فيض بكنن!!! پس از همين الان آمادگي داشته باشين و اصلا بهشون محل نذارين. وقتي پاي وطن و خاك وطن در ميون باشه همه ما خائنين رو هو مي كنيم.
خدا نگهدار
پاسخ
بله محمد جان عزیز .. حق با شماست
هر وقت من از دفاع از وطن نوشتم .. به قول شما بعضی ها سر و کله شون پیدا می شه .. مردم الحمدالله خائن رو از خادم خوب تشخیص می دهند
از شما ممنونم
(با سلام حضور جناب مدرسی و تشکر از درج این مطلب جالب راستشو بخواهید با درج این خاطره خود نیز یاد خاطره ای جالب افتادم در زمان انجام وظیفه ام در یکی از تیپ های واکنش سریع جهت انجام مانوری ما را با یک هرکولس به باند خاکی پادگان حمید منتقل کردند و سپس عازم پادگان دژ خرمشهر شدیم در شب عملیات (مانور) بنده فرمانده ای یک دسته از کلاه سبزها را بعهده داشتم و با هماهنگی فرمانده مستقیم خود با سوار شدن به یک شینوک عازم محل ماموریت خود شدیم خلبان شینوک و کمکش آدم های شوخی بودند و دائم با هم شوخی می کردند من هم که از قضیه کلافه شده بودم با حضور در کابین آنها کمی به این موضوع اعتراض کردم که با پاسخ دندان شکن خلبان مواجه شدم که به شوخی گفت (برادر زمینی دلت خیلی گرفته است از دست چیفتن و توپ گلوی تو گرفته است تو هم با ما باشی درجه یادت میره مطمئنا" بدون شوخی عمرت از دست میره)این گفته اون خلبان نازنین هرگز از ذهنم خارج نمیشه و هر از چند گاهی مایه خنده بنده را فراهم می کند خلاصه بنده که ضایع شده بودم بدون هیچ حرفی به خلبان گفتم که در چند مایلی نقطه ایستایی من رو خبر کنه (دلیل این همه تفاوت رزمندگان نیروی زمینی و هوایی چیست جناب مدرسی توضیح بفرمائید؟)چشمتون روز بد نبینه در کش و قوس اشغال عراق و حضور نیروی های بیگاله در عراق بود که خلبان به من گفت فلانی سیستم ناوبری مشکل داره ولی نگران نباش این منطقه رو عین کف دستم می شناسم ما هم گفتیم بابا حرفه ای بیخیال شدیم در این کش و قوس یکی از بچه های دسته که به بیرون دید داشت گفت ماشاء الله بچه های جهاد خود کفایی چه نفربر و تانکایی ساختند بود که بنده خشکم زد در یک چشم به هم زدن با دیدن بیرون گفتم وای که بدبخت شدیم دیوانه این خودروی هامر و این تانکام اگه غلط نکنم ام-1 پرواز در شب اونم تو ارتفاع پایین اونم تو خاک عراق اونم روی مواضع دشمن وای چه مسیبتی رفتم در گوش خلبان هلیکوپتر گفتم برادر هوایی هنوز به نقطه ایستایی نرسیدیم که جواب داد نه هنوز یه چند مایلی باقی مونده گفتم مرد حسابی چند مایل دیگه ما اتوبان بصره بغدادیم دور بزن، که بیچاره خلبان دستپاچه یه دوری زد که همه ماها رو یه دور دورمون چرخوند خلاصه من بدبخت که از ترس دارم زهره ترک می شم نه بخاطر مرگ یا اسارت به خاطر یک عده جوون مردم که بگزریم ... خلاصه ما همون راهی رو که رفته بودیم برگشتیم وقتی از مرز گذشتیم مامورین پاسگاه مرزی انگار که شاخ در آورده باشند داشتند ما رو نگاه می کردند انگار جن پرنده دیده بودند حق داشتند یک شینوک ایرانی اونم از خاک عراق خلاصه این داستان به خیر و خوشی گذشت یادم نمیره اون دست تکون دادن سربازای بیچاره آمریکایی رو که به خیال خودشون تو تاریکی شب غنیمتی پیداه کرده بودند اینم بگم علائم جغرافیایی منطقه ایستایی ما با همون منطقه عراق هیچ تفاوتی نمی کرد و چون قرار بر سکوت مطلق رادیویی بود باعث شد این اتفاق بیافتده وگرنه ما در تخصص و تبحر خلبانان خودمون که الحق خدمات بزرگ و شایسته ای به کشور انجام داده اند شکی نداریم این گونه سوتی ها رو حتا بهترین و زبده ترین نیرو ها هم می دهند که نمونه دیگر آن را هم برای شما ارسال می کنم.
پاسخ
جناب سرهنگ گرامی ، فرمانده محترم
نمی دانی چقدر خوشحالم که با یکی از دلاور مردان تاریخ کشورم صحبت می کنم ... قهرمانان واقعی شما ها بودید و بس .. ما که تو هوا بودیم .. و بلد بودیم چه کار کنیم که گیر نیفتیم !! چشمک
جناب سرهنگ اشاره به شوخ طبعی خلبانان کردید
از ان جا که من هم بسیار شوخ طبع بوده جسارتا توضیح می دهم که .. راستش چون دشمن تا دندان مسلح بود و کشور های متعددی او را یاری می دادند .. تنها راه مسلط شدن بر ان ها نترسیدن بود .. که ما هم به این شوخی ها لفظی ، روحیه خودمون رو حفظ می کردیم .. و گرنه کسی که به فکر ما نبود .. ما خودمون به خودمون روحیه می دادیم
بله فرود در پادگان حمید و نقشه مشترک رو من مخصوصآ قید نکردم که شاید روزی از ان بخواهند استفاده کنند .. من معمولآ در خاطراتم هرگز وارد اون بخش که اسرار ارتش تلقی می شود ، وارد نمی شوم
چون برگ برنده ما همین تاکتیک ها و نقشه ها ی مبتکرانه فرماندهانی مثل شما بود .. جناب سرهنگ واقعآ خاطره جالبی بود .. جوانان باید بدانند که چه افرادی جان خود و افراد زیر دستشون رو به خطر انداخته تا از استقلال کشور دفاع کنند .. من همین جا در حضور همه اعتراف می کنم .. افتخار می کنم دست شما قهرمان کشور رو ببوسم
من همیشه به شما ها که مظهر وطن پرستی بودید افتخار می کردم
از شما خواهش می کنم .. خاطرات خود رو هر چند کوتاه برایم بفرستید تا به نام خودتون درج کنم .. از شما خواهش می کنم .. یا ادرس بدهید به دیدارتون امده و اول حسابی در آغوش تون گرفته .. و بعد چند خاطره رو تیتر وار نوشته خودم در منزل شاخ و برگ اش بدهم
تمام هدف ام آشنایی جوانان با آن ایام است تا قدر مملکت خود رو بدانند
موفق باشید
از شنیدن خبر کسالت آقای کدخدایی دوست عزیز و یار همیشگی سایت غمگین شدم انشاء الله خداوند بزودی شفایشان دهد آقای مدرسی دست شما هم درد نکنه مطلب بسیار زیبایی بود.
پاسخ
خیلی ممنون جعفر جان گرامی
از شما به خاطر حضور سبزتون تشکر می کنم
سلام خدمت استاد عزیز وهمچنین علیرضا غزیز مدتی در مسافرت بوده ام در جریان پیشنهاد علیرضا درباره مطلب جدید نبودم تا اینکه در حرفهای خودمانی این پست برخورد کردم و تشکر بسیار می کنم از علیرضا عزیز برای مطالب جالبش و خیلی خوب می شود اگر مطلبی که اشاره داشت را ترجمه بکند با سپاس فراوان
پاسخ
امیر رضا جان .. امیدوارم مسافرت خوش گذشته باشد
از شما به خاطر حمایت از جناب صادقی عزیز . گرامی سپاسگزارم
با سلام مجدد!
آقای مدرسی بخاطر این کار کوچک اینقدر من را شرمنده نکنید.از بقیه خوانندگان خصوصا آقای بازیار متشکرم.در جواب به آقای بهمن (همان آوالانچ به فارسی) باید بگویم که اگر به آرشیو مطالب انگلیسی یکسال قبل مراجعه کنید متوجه خواهید شد که اتفاقا بیشتر به انواع هواپیماها-موشکها و شخصیتها پرداخته شده است.اما از آنجاییکه بنا به تجربه متوجه شده ام که کامنت گذاران و نه الزاما همه خوانندگان به مطالب هوانوردی و ماجراها بیشتر واکنش نشان میدهند مقداری به این سمت کشیده شده ام.در چند پست اخیر هم راجع به "داگلاس بادر" شخصیت هوانوردی انگلیسی پرداخته شد و البته به معرفی تجهیزات موشکی و هوایی انشالله پرداخته خواهد شد.
بهترین آرزوها
پاسخ
علیرضا جان .. من نمی دونستم اوالانچ یعنی بهمن .. !! چند بار می خواستم معنی این نام را از ایشون بپرسم .. راستش به خود اجازه فضولی و دخالت در کار دوست عزیز و دانشمندم رو ندادم . در مورد بررسی سلیقه خوانندگان .. فکر می کنم بهترین روش است
اعتراف می کنم .. من هم همیشه به سمت و سوی خواسته های ان ها قدم بر می دارم .. مثلآ وقتی آمار افت پیدا کرد و دوستان همگی گفتند ... تند تند آپ کن و بیشتر از خاطرات خودت بنویس .. یا جنگی و پروازی را درخواست کردند .. امار بالای دوهزار نفر رسید و پائین تر نیامد .. دلیلش همگام بودن با نظرات خوانندگان است
که از 26 دی ماه تقریبآ این ثبات آماری تغیر نکرده است .. بالا رفته تا بیش از سه هزار نفر هم رسیده اما آن ها مقطعی اند .. اصل معدل است ..
البته بگم امار برای من مهم نیست .. بلکه ابزاری است برای سنجش خواسته خوانندگان .. و همان طور که عرض کردم همسو بودن با خوانندگان رو می رساند .. البته در این میان نباید از نقش مفید موتور های جستجو گر هم غافل شد جناب صادقی همان گونه که همیشه عرض کردم .. واقعآ کارت عالی و بی نقصه .. خدا قوت
سلام عمو جون.
حالتون خوبه؟ عمو خیلی ناراحت شدم بابط این قضایای سرقت و گم شدن پولها و ... . این روزها بد جوری حالم گرفته شده.
1-عمو سوار یه تاکسی شدم . راننده تاکسی بنده خدا داشت درد دل میکرد میگفت میخواهد برامون مهمون بیاد از شهرستان من توی این شهر غریب پول ندارم. میگفت خدایا تو کمکم کن 20 هزار تمان پول میخواهم مرغ و برنج و ... بگیرم برای مهمان ندارم . یه دفع بنده خدا زد زیر گریه . اصلا حالم گرفته شد بد رقم. گفت جلوی بچه هام سرم بلند باشه . آبروریزی نشه. حالا این یه طرف همون تاکسی 2 نفر رو سوار کرد که یه پیرزن با یه پسر جوان شهرستانی بودند .این بنده خدا ها توی این شرایط بد مالی راننده تاکسی وقتی پیاده شدند به جای 400 تومات 200 تومان میدهند و میگن دیگه پول نداریم.آخه چرا اینطوریه من که خیلی ناراحت شدم خدایا خودت کمک کن. خیلی وضع بدی پیش اومده .
2-در رابطه با اون مامور عمو از طریق 197 بازرسی ناجا شکایتش کنید . اونا خودشون پیگیری میکنند. بله پلیس 110 دیگه شورش رو در آورده این یک موردشه.
3-در رابطه با اون موضوع خصوصی که باتون مطرح کرم به امید خدا داره درست میشه(خدایا متشکرم) دست شما هم درد نکنه که راهنماییم کردید.
بله رفتم و اول از خدام خواستم و بعدش از اونا خواستم تا این دوستمون که گفتم داره کمکم میکنه که درست بشه به امید خدا از سال جدید میرم همونجا و شروع میکنم.
عمو ببخشید تعریف از خود نباشه جدیدا خودم هم دارم از پیشرفت خودم لذت می برم و به قول معروف دارم کولاک میکنم. البته ببخشید ها.
4-عمو جونم هی میخواهم یه خاطره خیلی خوشکل(نه به خوبی خاطرات شما) براتون بفرستم دستم به نوشتن نمیره چه کار کنم شما راه حلی پیشنهاد کنید ؟
5-امیدوارم این سرهنگ ناشناس هم باز مثل شما بر سر ما منت گذاشته و خاطرات خود را درج کنند.
ارادتمند همیشگی شما نوید-چ
پاسخ
نوید عزیز و نازنین
ممنونم که به فکر ما هستی
عزیزم .. من ادم مذهبی نیستم .. ولی معتقدم خداوند در همه حال بندگان خود رو آزمایش می کنه .. شاید قسمت چنین بوده است
اما در باره ان مامور 110 بگم .. بلافاصله به 197 شکایت کردم .. دو بار هم تلفن منزلم رو گفتم
اما تا این لحظه با من تماس نگرفته اند .. بگذریم
خوشحالم که موفق می شوی .. فقط باید تمرین پشت تمرین کنی
هیچ گاه مغرور هم نشو .. همیشه فکر کن تازه شروع کردی
اگه مغرور بشی کارت تموم است
شما فعلآ نیازی نیست به اون صورت وقت ات رو صرف نگارش کنی .. بهتره در یک جبهه خودت رو اماده نگهداری .. بعد برای نوشتن فرصت است .. مطمئن باش اگه قهرمان سرشناس بشی همه با اشتیاق وب شما رو خواهند خواند .. اما فعلآ تا می تون تمرین کن .. مثل فیلم راکی .. با سختی مبارزه کرد تا این که موفق شد
مواظب خودت باش
بنام خداوند بخشاينده مهربان
استاد عزيزم جناب آقاي مدرسي و دوستان و ياران هميشگي سايت سلام گرم بنده را همراه با يك دنيا تشكر به پيشگاهتان پذيراباشيد.
خوشبختانه از ضربه شديدي كه به نزديك گيجگاه و بالاي ابرويم خورده بود جان سالم به در بردم و آن به دعاي خير مادر و پدر عزيزمو با دعاي خير شما عزيزان كه در حقم روا داشتين محقق گرديد از لطف و عنايت همه شما بزرگواران سپاسگذارم و اميدوارم در پناه خداي متعال سلامت و پاينده باشيد.
فعلاً بعلت آسيب به سيستم بينائي و كمي هوش حواسم وارد آمده تا مدتي مجاز به زياد كاركردن با كامپيوتر نخواهم بود ولي دلم با شماست و اميدوارم مرا از يادنبريد .
حق نگهدار همه شما عزيزان
الحقير - علي كدخدايي
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
خوشحالم که خطر ازت دور شد
واقعآ خدا رحم کرد .. خیلی مواظب خودت باش
خدا همیشه نگهدارت باشد
یا حق
باسلام خدمت استاد و عزیز خودم جناب بهروزخان خوش...(جرات ندارم بنویسم)
بهروز خان حقیقتش اصلا انتظار چنین تقدیری از سوی شما را نداشتم و منو شرمنده خودتون کردید به این دلیل که این وظیفه من بود که یه کار کوچک را برای استاد عزیزم که کلی از معلوماتشون بهره بردم را انجام دهم.
حقیقتش اینکارتون باعث شد اشک در چشمانم جاری بشه و نتونم بدرستی صفحات رو بخونم.
بهروز خان شما شب تا صبح بیدار میمونید و به چشمهای قشنگتون فشار میارید تا برای بنده و امثال من مطلب بنویسید تا دوستان از اطلاعات پرواز و خاطرات زیبایتون بهره ببرند .حال ما چگونه باید از شما تشکر و قدردانی کنیم تا ذره ای حداقل از زحمات شما جبران شود.
حقیقتش همسر مهربانم بحدی جدیدا از اخلاق و منش شما خوشش اومده که صبحا برام اس ام اس میفرسته که عمو جون پست جدید گذاشته و خیلی چیزهای دیگر
خلاصه بهروزخان من از صمیم قلب دوستدار شما و خانواده محترمتون هستم. منتظرم که امتحانات خانومم تموم بشه که یک شب در خدمت شما و همسر گرامیتون باشیم.به امید دیدار و تشکر مجدد(بوس)
پاسخ
هومن عزیز و نازنین
اولآ من چند روزی بود از این که نمی تونستم با شما تماس بگیرم .. خیلی رنج می کشیدم .. دستگاه تلفن منزل را عوض کرده بودیم .. و شماره های افتاده رو نمی توانستیم پیدا کنیم ... و همش با خود می گفتم الان هومن روی ما چه فکر می کنه .. ؟ نمی گه من این همه آگهی در روزنامه زده ام یک تماس برای تشکر نگرفته اند !!؟ خلاصه سعی کردم تند تند پست رو نوشته تا لااقل از شما رسمآ تشکر نمایم ..
هومن جان .. همسر عزیز و بزرگوارت هم مثل خودت خیلی به بنده حقیر لطف دارید .. انشاالله حتما در خدمت تون باشیم
به امید دیدار
با درود
مردی که به دریا پشت کرده است
منتظر رهنمود شماست
پاسخ
دوست عزیز .. وبلاگ جالبی داری
بهت تبریک می گویم
با سلام و احترام صميمانه خدمت سرور گراميم
خاطره زيبايي بود.اتفاقا كانالهاي يك و سه سيما برنامه هاي خوبي در شبها پخش ميكند و بنظرم جالب است.باور كنيد جناب آقاي مدرسي من به نوعي معتاد مطالب و خاطرات زيباي جنابعالي شده ام.هر روز صبح اول وارد سايت شما ميشوم.در برخي مواقع به خاطرات قبلي مراجعه ميكنم.بسيار شيوا و حقيقي مينويسيد.از خداي بزرگ سلامتي و توفيقات شما را خواستارم.
اما: تسليت عرض ميكنم خدمت جناب آقاي فرنودي بزرگوار
از اتفاق پيش آمده براي جناب كدخدائي بسيار متاسفم و الحمدلله كه در سلامت بسر ميبرند
از مشكل پيش آمده براي همسر ارجمد و مومن جنابعالي بسيار متاسفم.براي همسر بنده هم در دوسال قبل حادثه باورنكردني اتفاق افتاد ولي به لطف خداوند مشكلي براي خودشان بوجود نيامد و خودروي اوهم سالم ماند.
منتظر خاطرات ديگر جنابعالي و داستانهاي پروازي ديگر نظير سقوط هواپيما با زنبور و...هستيم.
پاسخ
سرور گرامی جناب مهندس فضلی نازنین
استاد هر وقت کامنت شما رو می بینم ، از صمیم دل انرژی می گیرم که نشان از روح بلند و مهربان شما دارد ..
مهندس جان باور کن .. دیروز که همسرم منزل امد .. از درد به خود می پیچید .. تمام دست و پایش غرق خون بود .. گفت به زور کیف اش را کشیدند .. که مقاومت کرده و ظاهرآ از دستش پس گرفته است !! بهش گفتم خب رها می کردی .. گفت حقوق شما را که گم کردم .. الان هم این هفتاد هزار تومان تتمه پولم رو که خرجی خونه بود گم می کردم دیگه از غصه دق می کردم .. وقتی کیف اش رو نگاه کردم .. دفتر چه بیمه و کارت ملی اش هم داخل اش بود .. !! خلاصه اون از هفته پیش که از جلسه قرآن برمی گشت و در تاکسی ساک پرواز من رو جا گذاشت .. و هیچ خبری نشد .. و این هم از امنیت خیابان !! پلیس صد و ده هم که زنگ زدم .. هر چه سلام گفتم .. جواب نمی داد !! مدام با لحن خیلی مصنوعی می گفت .. بفرمایید .. من هی سلام خود رو تکرار کردم .. قصدم این بود که بفهمم نواره ضبط است .. یا انسانی بی تفاوت .. !! وقتی اعتراض کردم که مرد حسابی تو حافظ این مملکت هستی .. حقوق می گیری که به مردم آرامش بدهی .. !! گفت من وقتی گوشی رو بر می دارم سلام می کنم .. چه ربطی به جواب سلام داره ؟ دین ما می گه پاسخ سلام واجب است .. تازه وقتی مسئله رو بهش می گم .. با خونسردی می گه .. اگه سرقت نشده به ما مربوط نیست !! می گم .جناب آقای محترم .. همسر من آش و لاش شده شاید ضربه مغزی شده باشد .. این ها برای شما اهمیت نداره ؟ اصلآ برای سازمان شما مهم نیست که بدونه کدوم منطقه جرم خیز است ..!!؟ وی با خونسردی هر چه تمام بدون این که کمکی به ما بکنه .. گفت با 197 تماس بگیرید .. خب اون جا هم تماس گرفته و اعتراض کردم .. توقع داشتم امروز به ما زنگ بزنند .. اما دریغ !! قصد دارم در یک پست بلند بالا از نیروی انتظامی و کار آن مامور انتقاد کنم .. بادا باد .. هر چه می خواد بشه ..
حمله به همسرتون رو یادتونه ؟ چقدر ناراحت بودی .. ؟ چقدر آرامش شما رو به هم زده بود ..!!؟ به خدا قسم صبح زود همسرم که برای نماز بلند شد ناله اش به آسمان رفت .. نمی تونست حتی نمازش رو بخونه .. این درسته ..؟
امنیت و حرمت کم ترین توقعی است که از مسئولین داریم .. این هم گرفته شود .. چی می ماند ..!!؟
مهندس جان ببخشید که خیلی حرف زدم .. بد جوری اعصابم خرد شده است . سر کار می روی یک جور حرص می خوری .. بعضی ها که اسم خود را مومن گذاشته اند از وضعیت اقتصادی مردم سوء استفاده کرده و با کم ترین حق و حقوقی با روزی 12 ساعت کار مردم رو به کار می کشند .. اعتراض هم کنی .. می گه اگه آگهی بزنم .. دویست نفر می ریزند این جا با نصف حقوق تو حاضر به کار می شوند !!! آیا این درست است
اگه اعتراض کنم .. ضد انقلاب می شوم .. چیزی نگم .. خب جواب صاحبخانه ام رو چی بدهم .. یک روز که به تعطیلات می خوره .. سریع از اصفهان زنگ می زنه که چرا پول رو نفرستادی .. !!؟ می گم تعطیلات بود .. بانک ها بسته بودند .. می گه زودتر باید می فرستادی ..!! می گم من حقوق بگیر هستم .. باید واریز شود تا دو دستی تقدیم شما کنم .. با هزار غر و لند .. قبول می کنه یک روز تآخیر بشه ... باور کن نمی دونم چی جواب صاحبخانه ام رو بدهم .. ؟ خدا بزرگه .. می دونم داره ما رو امتحان می کنه .. ولی قربون خدا بشم .. یک عمره دارم امتحان پس می دهم !!! ببخشید زیاد حرف زدم .. دلم گرفته بود
سلام خدمت سرباز وطن
این شعر را جایی دیدم و به یاد شما افتادم و ایمان دارم شما مصداق این شعر هستید که
هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند
باور بفرمایید این حوادث و اتفاقات ناگوار که برای شما روی می دهد همه آزمون الهی است. و چون شما دربرابرحضرت باریتعالی خیلی مقرب هستید . امتحان های خیلی سختی از شما می گیرند.
خوشحال شدم که علی نازنین بهتر شده است
کاپیتان عزیز
خواهش می کنم مرا در مورد آن عشقم که همه زندگی من است دعا کنیید تا انشالله در وقت و زمان مقرر با او ازدواج کنم . جفتمان خوشبخت و کامیاب بشویم و اگر صلاح ما باشد یک دوقلوی دختر بدهد
من بزرگترین اشتباه این بود که به همه هم کلاسی هایم گفتم که عاشق او هستم و خیلی ها این را می دانند و این کار را نباید انجام میدادم . و همین جا توبه می کنم که دیگر تا کارم به مراحل عقد نرسید جز به خانواده ام به کسی نگویم.
امیدوارم که خدا به حق دل پر لطف و مهربان و با صفای شما من هم به آرزوی ام برسم.
التماس دعا
پاسخ
پسر عزیزم نادر جان نازنین
این نظر لطف شماست .. ما رضاییم به رضای خدا
نادر جان من از صمیم قلب دعات می کنم .. امشب هم به همسرم می گویم در نماز صبح حتمآ دعایت کند
دلم خیلی روشن است که حتمآ به عشق ات خواهی رسید .. مزه زندگی همینه
اگه به راحتی بهش برسی زیاد قدرش رو نمی دونی
ولی به امید حق حتمآ خوشبخت خواهید شد و خداوند دو فروند دختر شیطون و آتیش پاره نصیب ات می کنه .. که دیگه نتونی کامنت بگذاری ..
عین اون چند روزی که نوه هایم این جا بودند .. تا بغلم می کردم و همزمان پاسخ کامنت ها رو می دادم .. یهو کیبورد رو می کشید و از ریشه در می اورد .. !!! تا می امدم از دست آنا بگیرم .. آوا ماوس را می کشید .. !! خلاصه نفهمیدم دو هفته چه زود گذشت .. و جاشون خیلی خالیه
دعا می کنم شما هم فرزند اولت دختر باشه .. دختر بی نهایت شیرین و با برکت است .. البته جنسیت فرقی نداره .. اولاد شیرین است
ولی دختر یک چیز دیگر است .. !! به امید روزی که خبر ازدواج ات رو در همین بخش بخوانیم
سلام مطلب خیلی جالبی بود می دونستم که قبل از جنگ بین ایران -عراق یه درگیری های بوده ولی نه به اینقدر. شما خیلی خوب توضیح دادید. می دونم ادم سیاسی نیستید ولی بد نیست بدانید. جنگ ایران عراق قابل پیشبینی بود شاید خطر جنگ را کامل از بین نمی بردیم ولی می تونستیم تا چند ماه جنگ را به عقب بیاندازیم تا ما هم بتوانیم زیر بناهای خودمون را تقویت کنیم. البته الان در ایران سازمانی شروع به کار کرده به نام پدافند غیر عامل که کارش همین تامین وحفظ زیر بناهای داخلی است. که اگر خدای نکرده جنگی در بر گرفت زیر بناهای داخلی از بین نرود.
پاسخ
بله دخترم .. اشاره به موضوع خوبی کردی ... دفاع غیر عامل رو قبلآ هم داشتیم .. و به همه اموزش می دادیم .. اما اون موقع ما بیشتر از جبهه خودی و ضد انقلابی که نقش ستون پنجم رو بازی می کردند ضربه خوردیم .. عراق تو مشت ما بود .. ولی امثال منافقین که با آن ها همکاری کرده و اطلاعات نظامی ما رو به دشمن می دادند .. باعث آزار ما شد ..
خیلی از خلبانان جان و بدن خود رو در مقابل گلوله های دشمن قرار دادند تا مردم ایران آرامش خود رو حفظ کنند .. خدا رو شکر با عزت و پیروزی ما همراه شد
ممنون از شما
سلام بر استاد عزیز :
واقعا مثله همیشه خوب و عالی بود من که خیلی خوشم اومد راستی استاد چند روز پیش (توی پست قبلی) براتون کامنت گذاشتم و چنتا سوال پرسیدم ولی هرچی دنبالش گشتم پیداش نکردم ! البته حتما مشکلی داشته و به شما نرسیده ! چون من مطمئنم که اگر میومد شما حتما پاسخ میدادین.
استاد میخواستم بدونم اگر ممکنه پست مربوط به بررسی سوانح هوایی رو یکم زودتر تو سایت قرار بدین آخه 3 پست در میون خیلی زیاده !!! البته همه پستهای شما خوب و عالین ولی سوانح یه چیزه دیگست ! که من خیلی دوسش دارم ( البته خیلی کمتر از شما ! )
راستی استاد توی کامنت قبلی ( که ناپدید شد ) ازتون اجازه خواستم که اگر تمایل دارید یک دی وی دی کامل عکس انواع هواپیما با کیفیت بالا براتون بفرستم که شاید برای سایت و سایر دوستان هم بد نباشه پس اگر اجازه میدین برای هماهنگی بیشتر به موبایلتون اس ام اس بدم تا تائید کنید !
کوچیکه شما : (( رامین ))
پاسخ
رامین جان عزیز و نازنین
باور کن من مرتب به بخش کامنت ها سر می زنم .. و امکان نداره کامنت خواننده ای رو بی پاسخ بگذارم ... همان گونه که فرموی ، امکان داره به من نرسیده باشد
رامین عزیز .. خوشحالم که مستند ها رو دوست داری .. من هم خیلی علاقه مندم .. راستش رو بخواهی اگر چه ترجمه و انتخاب فریم به فریم کار بس دشواری است ، اما من بی منت و به شوق خوانندگان خوب و مهربانم این کار رو انجام می دهم
رامین جان من به خواسته و نظر خوانندگانم بی نهایت احترام می گذارم .. وقتی از دوستان نظر سنجی کردم که مستند ها رو هر چند وقت یک بار بگذارم ، فرمودند هر سه پست در میان .. یعنی بین دو تا سه پست در میان از من خواسته بودند که این کار رو انجام بدهم .. . که فعلآ این روند رو دارم ادامه می دهم .. البته رامین جان زیاد فرقی نداره .. چون اگه دقت کرده باشی .. زمان بین مطالب خیلی کم شده است ..
حالا ببینم چی می شه .. مستند زنبوری که سبب سقوط جت مسافربری شد .. خیلی ها مشتاق شنیدن و دیدن تصاویرش هستند .. و باز طبق خواسته دوستان و پیشنهاد سام عزیزم .. یک پست از مستند ها رو اختصاص به خبر های خوب مثل پست قبلی می دهم .. و پست بعدی اش رو در مورد سانحه می نویسم
که پست بعدی در مورد زنبور کوچکی است که جامبو جت رو به زمین می کوبه !!؟ اصلآ کسی باور می کنه .. !!؟
به هر حال در مورد دی وی دی تصاویر گفتی .. من خیلی خوشحال می شوم که این دی وی دی رو دریافت کنم
اصولآ در مقابل فیلم و عکس های هواپیما خیلی بی تابی نشون می دهم
من منتظر تماس شما هستم
موفق باشی
http://www.youtube.com/watch?v=3EEjplUzwXQ&feature=related جناب مدرسی دقیقه 2:32 این فیلم یک سی 130 هستش که حین تخلیه تانک از ارتفاع پایین دچار حادثه میشه شاید براتون جالب باشه
یه مطلبی اینجا دیدم ناراحت شدم واقعا:
http://www.aebadi.blogfa.com/post-40.aspx
پاسخ
علی جان عزیز .. من طاقت دیدن آزار هیچ موضوعی را ندارم
یعنی با دیدن ان اعصابم خرد می شود
تا عنوان فیلم را در بالا دیدم .. اعصابم خرد شد و با پوزش نتوانستم ببنم
سلام خدمت سرباز وطن
با عرض معذرت من هم چند روز قبل کامنتی ارسال کردم ولی شما دریافت نکردید بعد دوباره نوشتم و فرستادم و البته شما این بار در یافت کرده و محبت نموده و پاسخ دادیدید
این را نوشتم چون متوجه شدم ۲ نفر دیگر که فکر کنم آقای نوید و آقای رامین همین مشکل را داشتند.
ممنون
پاسخ
بله .. نادر جان
من تعجب کردم .. چون هومن هم این حرف را زده بود .. و شما هم می فرمایید .. نمی دونم اشکال از کجاست
راستی نوید بود که نوشت کامنت فرستاده است .. خودت می دونی من همه کامنت ها رو پاسخ می دهم
حتمآ اشکال نرم افزاری است
راستی امروز صبح همسرم برای شما سر نماز دعا کرد .. اسم شما رو نوشتم در جانمازی او قرار دادم .. تا همیشه سر نماز این کار رو بکنه
من هم از صمیم قبل دعا می کنم به خوسته و ارزو های حلال ات برسی
جناب مدرسی سلام و خسته نباشید.
با اجازه میخواستم یک مطلب خلاصه در مورد APU برای دوستی که سوال کرده بودند در اینجا قرار بدم . البته ببخشید که انگلیسی هست و وقت نکردم ترجمه کنم .
قربان شما . دارا
The primary purpose of an aircraft APU is to provide power to start the main engines.
First, the APU is started by an electric motor, with power supplied by a battery or external power source (ground power unit). After the APU accelerates to full speed, it can provide a much larger amount of power to start the aircraft's main engines, either by turning an electrical generator or by providing compressed air to the air turbine of the starter motor.
APUs also have several auxiliary functions. Electrical and pneumatic power are used to run the heating, cooling, and ventilation systems prior to starting the main engines. This allows the cabin to be comfortable while the passengers are boarding without the expense, noise, and danger of running one of the aircraft's main engines. Electrical power is also used to power up systems for preflight checks. Some APUs are also connected to a hydraulic pump, allowing maintenance and flight crews to operate the flight controls and power equipment without running the main engines. This same function is also used as a backup in flight in case of an engine failure or hydraulic pump failure.
A typical gas turbine APU for commercial transport aircraft comprises three main sections:
• Power section
• Load compressor section and
• Gearbox section
Picture of An APU :
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/37/APIC-Honeywell-APU-Airbus.jpg
پاسخ
دارا جان عزیز .. چقدر کار عالی انجام دادی
از شما ممنونم
من توضیح دادم که برای استفاده از جنراتور برق آن به جای روشن کردن موتور از آن استفاده می کنند .. و به طور کلی برق هواپیما رو برای استفاده مهیا می کند
استاد گرامی جناب اقای مدرسی سلام روز شما بخیر
اینجانب در حال تحقیق درباره انواع هلیکوپترها و هواپیماهای عراقی شرکت کننده در 8 سال دفاع مقدس میباشم خواهشمندم در این زمینه مرا یاری نمایید ضمنا اگر دوستانی را میشناسید که در این زمینه اطلاعاتی دارند جهت مشاوره در یک طرح تلویزیونی به اینجانب معرفی نمایید
مخلص شما
نعمت الله قبایی ارانی
پاسخ
همکار عزیز جناب قبایی با تشکر از شما ، من اکنون از دوستان مطلع درخواست خواهم کرد
*****
دوستان عزیز و آگاهی که در مسایل و ادوات جنگی آگاهی دارند ، این دوست عزیزمون فیلمی را برای تلویزیون در باره جنگ ایران و عراق در حال ساخت هستند .. نیاز به اسامس تمام هواپیما های بکار رفته در ارتش بعث رو دارد .. از دوستان اگاه مثل جناب آوالانچ و جعفر عزیز یا علی و سایر عزیزان خواهش می کنم اگه اطلاعاتی حتی نام ان ها را برای این دوست عزیز ما درج کنند ممنون می شوم
سلام استاد
امیدوارم حالتون خوب باشه
من هر وقت فرصت میکنم به سایت خلبان سر میزنم ولی مثل اینکه استقبال کم میشه ازش
از دوستان خواش میکنم تا با امدن به سایت خلبان بتونیم با هم بحث و گفتگو داشته باشیم
به هر حال اقا فرید زحمت زیادی کشیدن
از شما هم تشکر میکنم
پاسخ
صابر عزیز و گرامی
ممنون که سر می زنی
عزیزم هر سایت و رسانه تازه تآسیس ابتدا همین جوره .. تا با زحمات دوستان اوج بگیره
دوست و سرور گرامی آقا بهروز
سلام
قربان بابت موضوع گم شدن پول و درگیری همسر شجاعتان با سارقان شوکه شدم عجب مملکتی شده.یکی از همسایه ها خانه اش رو فروخته و در حال حاضر پسر جوانی در آن به سر می برد.شعل شریفش را شما حدس بزنید.مواد فروش!! بارها با 110 تماس گرفتم و.....هر وقت که برای قدم زدن بیرون می روم و با دقت اطراف را برسی می کنم می بینم در جاهایی که حداقل پلیس راهنمایی وجود دارد و از عهده نظم محیط بر می آید ماشین های نیروی انتظامی در تعداد قابل توجه پارک و نفرات مربوطه مشغول گپ زدن هستند.در آن لحظه خیلی دلم می خواهد سمتی داشتم و به ردیف کشیده و کتک مهمانشان می کردم.نمی دانم بهروز خان.
دوستان درباره هواپیماهای عمود پرواز و کیفیت برند هوایی ای.تی.آر سوال پرسیده بودند.
اینکه شرکت ای.تی.آر شرکتی فرانسوی ایتالیایی بوده و تمام استانداردهای آن بر اساس قوانین اروپایی است و کیفیت آن حتمی خواهد بود اما از چگونگی خدمت آن در سیستم هوایی ایران اطلاعی ندارم ولی مطمئن هستم تکنسین های ما به راحتی از عهده سرویس چنین هواپیماهایی بر می آیند و در نهایت پرواز ایمن را فراهم خواهند کرد.جالب است بدانید شرکت ای.تی.آر به علت کپی برداری یکی از محصولاتش توسط چینی ها قصد شکایت از شرکت مذکور را دارد.امان از دست این چینی ها آقا بهروز.بعد از کپی کردن انواع ماشین هایی چون رولزرویس بی.ام.دبلیو و بنز به حوضه کپی کاری در هوافضا روی آورده اند.خود بهتر می دانید چین مدارگردی سرنشین دار به فضا فرستاد.روس ها که از شباهت لباس فضا نورد چینی به محصولات خودشان شگفت زده شده بودند احتمال دادند که ای دل غافل لباس های فضانوردی که به بهانه برگزاری نمایشگاه به چین رفته اند مورد حسن سوءاستفاده!! قرار گرفته اند.
اما درباره تکنولوژی هواپیماهای عمود پرواز.
نمونه ای از آنها که جدیدا عملیاتی شده اند (تیلت روتور) نام دارد و بر اساس موتورهای توربو پراپ کار می کنند.برای مثال هواپیمای فرند شیپ یا ایران.140 را در نظر بگیرید که موتورهایشان در نوک بار قرار گرفته اند و این موتورها می توانند 90 درجه از حالت عادی خود به سمت بالا حرکت کنند که در این حالت هواپیما حالت هلیکپر پیدا کرده عمودی بلند می شود و بعد به آرامی بار دیگر موتورها با چرخش خود حالت عادی پیدا کرده و مانند یک هواپیمای معمولی توربوپراپ پرواز می کند.مزیت این طرح برطرف شدن مشکل سرعت کم در هلی پکترها است.در حال حاضر دو مدل معروف یکی وی.22 آسپری به تازگی در ارتش آمریکا خدمت می کند که تحت مشارکت شرکت بویینگ و بل تولید می شود و دیگری نومنه تجاری آن ملقب به بی.ای.609 بوده که تحت مشارکت شرکت آمریکایی بل و آگوستا ایتالیا تولید می شود.
اما درباره جنگنده های عمود پرواز اینکه سه مدل معروف از آنها تولید شده که یاک در روسیه و هارییر معروف و این آخری هم که به زودی در کشورهای زیادی به کار گرفته خواهد شد اف.35 آمریکایی است.اگر اجازه بدهید چگونگی کارکرد این سیستم را در اف.35 توضیح دهم.توصیه می کنم برای درک بهتر عکس این هواپیما را در گوگل جستجو کنید.موتور این هواپیما مانند سایر هواپیمای جدید جنگنده است با این تفاوت که نیروی موتور در مواقعی که هواپیما قصد حرکات عودی را دارد توسط یک میله ارتباطی به قسمت بزرگی که لیفت فن نام دارد انتقال می یابد.در این هنگام دو دریچه که یکی در بالا و دیگری در پایین لیفت فن قرار دارد باز می شود.این دو دریچه در پرواز عادی بسته است.حال با حرکت لیفت فن که مانند پنکه ای بزرگ است هوا از بالای هواپیما به پایین فرستاده می شود و پرواز شناور برای هواپیما تامین می گردد.لازم به ذکر است در این هنگام برای بهبود کارایی هواپیما در حالت شناور بودن خروجی موتور هواپیما که برخلاف هواپیماهای معمولی قدرت حرکت دارد روبه پایین خم شده و با خارج کردن گازهای داغ موتور شرایط بهتری را فراهم می کند.حتما عکس این پرنده را سرچ کنید تا به طور کامل به کارکرد آن پی ببرید.
بهروز جان از خاطره دوست عزیز نیرو ویژه خیلی لذت بردم.جالب بود.
خب طبق معمول زیاد حرف زدم
یاحق
پاسخ
دوست عزیز و اندیشمندم اوالانچ گرامی
بله نازنین .. متآسفانه ادم نمی دونه در این باره چه بگه .. ؟
این همه تبلیغ این همه هزینه برای نیروهای پلیس انجام می شه .. اون وقت ماموران این گونه برخورد می کنند ... یک بار هم در آریاشهر روز روشن این اتفاق افتاد .. و دو موتور سوار ساک پرواز همسرم را می کشند .. و با خود می برند .. کلانتری رفتیم شکایت کنیم .. پلیس ها گفتند اگه بگید گم شده .. چون داخلش اشیای با ارزشی نیست بر می گردانند .. ولی اگه بگی سرقت شده .. با شما دشمن شده و دفعه دیگه چون منزل شما را هم یاد گرفته اند .. آسیب می رسانند ... !!! به هر حال همسرم نوشت مفقود شده است .. چند روز بعد .. زنگ زدند که پیدا شده است .. و همسرم رفت مدارک اش رو از خانواده ای که ادعا می کرد پشت خانه اش افتاده بود بدست می اورد
مگه می شه پلیس از آدم بخواهد دروغ بگوید ؟
حالا هم که بعد از این همه جر و بحث و شکایت .. هنوز به ما زنگی نزدند
بهتره ادم از خانه بیرون نره
آوالانچ عزیز .. در مورد اطلاعاتی که از عمود پرواز ها دادی ممنونم
یک دوستی هم زنگ زد و هواپیماهای عراقی در جنگ ایران را می خواست .. که فیلم تلویزیونی بسازد .. اگه می شه به ایشون هم لطفآ کمک کن
ممنون از شما
جناب مدرسی با سلام پیرو درخواست دوست عزیزمان نعمت الله قبایی ارانی و شما استاد عزیز حتما" در اسرع وقت این کار انجام می دهم.
پاسخ
ممنون استا د گرامی
agar man masyliyati dar vezarate ershad dashtam, be shoma jayeze (Ghalame Talai) midadam. Ostad vaghean dast marizad ba sabke neveshtaritoon. 10000000 sal zende bashin
این دو لینک شاید به درد آقای «نعمت الله قبایی ارانی» بخوره:
http://en.wikipedia.org/wiki/IRIAF
http://en.wikipedia.org/wiki/Iraqi_Air_Force
پاسخ
ممنون از شما علی جان عزیز
بهروز عزیز
درباره جناب نعمت الله قبایی ارانی
همه جوره هر آنچه از دست حقیر برآید دریغ نخواهم داشت فقط از ایشان خواهش دارم کمی بیشتر توضیح دهند.فقط نام آنها را می خواهند یا درباره اطلاعات فنی نوع موشک ها......کمی توضیح قطعا نتیجه کار را بهتر خواهد کرد.
جناب قبایی ارانی در تماس باشید لطفا
یاحق
پاسخ
دوست نازنین .. ایشان دیروز به من زنگ زد و گفت می خواهند فیلمی بسازند .. نیاز به تمام ادوات جنگی عراق .. از قبیل موشک هلی کوپتر و هواپیما های گوناگون دارند .. یک سری هم خودش نام برد .. که من گفتم کامنت بگذاره .. و او اشتباهی در وبلاگ قزار داد .. که من در سایت کپی کردم
ممنون می شوم کمک اش کنید
با سلام!
در جواب به آقای "قبایل ارانی" راجع به هواپیماهای عراقی در جنگ با ایران این لیست موجود میباشد:
میگ-19/میگ-21/میگ-23/میگ-25/میگ-27 و میگ-29
سوخو-7/سوخو-17/سوخو-20/سوخو-22/سوخو-24/سوخو-25
میراژ اف-1/سوپر اتاندارد فرانسوی
بمب افکن توپولف-16/توپولف-22 روسی وزیان اچ-6 چینی.
ایلیوشین 76
هلیکوپترهای میل-8/میل-17/میل-24 و گازل
جهت اطلاع بیشتر مجله جنگ افزار شماره 39 و 40 را مطالعه فرمایند
موفق باشید
پاسخ
خیلی خیلی ممنون عزیزم
با سلام!
در جواب به آقای "قبایل ارانی" راجع به هواپیماهای عراقی در جنگ با ایران این لیست موجود میباشد:
میگ-19/میگ-21/میگ-23/میگ-25/میگ-27 و میگ-29
سوخو-7/سوخو-17/سوخو-20/سوخو-22/سوخو-24/سوخو-25
میراژ اف-1/سوپر اتاندارد فرانسوی
بمب افکن توپولف-16/توپولف-22 روسی وزیان اچ-6 چینی.
ایلیوشین 76
هلیکوپترهای میل-8/میل-17/میل-24 و گازل
همچنین جهت اطلاع بیشتر میتوانیدمجله جنگ افزار شماره 39 و 40 را مطالعه فرمایید.
موفق باشید
پاسخ
علی جان پس قبلی هم شما بودی
خیلی ممنون بسیار عالی دست گل ات درد نکنه
علیرضا جان اگه می شه در وبلاگ هم بگذار و بنویس به سایت هم مراجعه کنه .. و ادرس سایت رو براش بنویس
تا بقیه کامنت ها رو هم بدونه
با درود
بسيار خاطره جالبي بود اما در مورد شادروان دكتر مدني بايد عرض كنم
مروري بر سوابق كاري وزندگي ايشان
چه در قبل از انقلاب وچه بعد از انقلاب ترديدي در ميهن دوستي اين مرد
باقي نميگذارد متاسفانه در كشور ما
اغلب اوقات رقابت سياسي با تخريب و تهمت همراه است شايعات اوايل انقلاب هم قطعا به دليل اغراض مسموم است
پاسخ
کیوان جان حق با شماست
به همین دلیل من هیچ مطلبی که در رسانه ها مغرضانه چاپ شده بود منعکس نکردم .. وقضاوت را به خوانندگان واگذار نمودم
با سلام حضور جناب مدرسثی عزیز آماری که خواسته بودید بدین شرح است:
جنگنده اعم از شکاری یا ضربتی:
میراژ اف-1 در مدل های مختلف
سوپر استاندارد
میگ-17 -19 - 21 این نمونه فقط میگ 21 مستقیما" وارد ایران شدند که تلفات زیادی هم داشتند
میگ-23 بی ان فلاگر و میگ 27
میگ -25 از نوع شکاری بمب افکن و شناسایی
سوخوی-7 و 17 و 20 و 22
سوخوی -25 پشتیبانی نزدیک
میگ-29 در اواخر جنگ وارد نبرد شد که فرصت رویارویی با تیز پروازان نیروی هوایی را پیدا نکرد.
البته از این بین هواپیماهای میگ -21 و میگ -23 ستون فقرات نیروی هوایی عراق را تشکیل می دادند
بمب افکن سنگین:
توپولف-22 در مدلهای بی و یو
توپولوف-16 بیشتر در اوایل جنگ بکار برده شدند.
در مورد بالگردهای نظامی ارتش بعثی اطلاع چندانی ندارم چون نه موقعیتی پیش امده و نه تجربه ای دارم. اگر اطلاعات ارسالی کافی نبود باز هم در خدمت گذاری حاضرم
پاسخ
خیلی خیلی ممنونم از شما
عجب!خلبان مملکت گرسنه مونده اونوقت به سگ کتلت عالی میدهند؟چه مهمان نواز!در ضمن اقای مدرسی سایت یکی دو روزه درست باز نمیشه.راستی با وجود این درگیریها قبل از جنگ رسمی چرا باز هم میگویند غافلگیر شدیم؟!
درباره خانمتون هم خیلی ناراحت شدم.اما پلیس اینطور مواقع واقعا کاری نمیکنه مگر نشانیهای سارق یا شماره اش رو داشته باشید.
پاسخ
فریده جان عزیز و نازنین
راستش ر بخواهی ما دیر وارد فرودگاه آبادان شدیم .. چون پروازمان برنامه ریزی شده از قبل نبود ، به همین دلیل تهیه غذا و این مسایل یک خرده به طول می انجامید .. و ما ترجیح دادیم که ماموریت مون رو ادامه بدهیم .. بله .. اگه صبر می کردیم و اصرار می کردیم که بدون غذا پرواز نمی کنیم .. خب حتمآ می اوردند .. شرایط هم طبیعی نبود .. میهمانی که نرفته بودیم
اصلآ برای ارتشی این چیزها خیلی عادی است .. من از جنبه شوخی و سرگرمی می خواستم سر به سر همکارانم بگذارم .
در مورد سایت .. دخترم .. هر وقت یک مدتی امار می رود بالا .. سرور های سایت دچار مشکل می شوند
از ان جا که یک هفته است امار رفته بالای دوهزار بازید کننده ، خب بنده خدا نمی کشه !! در این مواقع پیشنهاد می کنم وارد وبلاگ شوید .. فقط مطالب آن بدون تبلیغات و این مسایل اضافه است !! در مورد اصل غافل کیری هم عرض کنم که ... در عرف بین المللی درگیری های قومی و داخلی اگر چه ریشه در مرزهای خارج از کشور داشته باشد .. باز هم دلیل بر حمله نظامی نیست
هیچ کارشناسی در اون موقع نمی توانست دقیقآ بگوید بعد از شکست عوامل سرسپرده عرب در ایران ، عراق قصد دست دارازی به خاک ما رو داره .. اما بعد ها که آرایش نظامی ان ها شکل گرفت .. کارشناسان متوجه شده بودند .. اما بعضی فرماندهان خائن زیر بار نمی رفتند .. مثل فرمانده نیروی هوایی که دو روز قبل از حمله دستور داد ضد هوایی ها رو از اطراف باند مهرآباد جمع اوری کنند .. ما از این آدم های خائن زیاد داشتیم که به دلیل طولانی شدن جنگ .. هرگز این افراد فرصت محاکمه نیافتند
فریده جان اگه من آدرس و شماره تلفن سارق رو داشتم که خودم حساب شون رو می رسیدم به پلیس نیاز نداشتم .. هنوز هم ان قدر زور بازو دارم که از پس ان ها بر آیم .. فریده جان .. همین اساعه .. چند دقیقه پیش در حالی که سرگرم پاسخ به کامنت شما بودم .. صدای فریاد هایی از کوچه ارام منزلمون شنیدم .. همسرم فریاد زد بدو .. همسایه ها دزد موتور سوار رو گرفتند .. با عجله رفتم جلوی در خونه .. دیدم همسایه ها همه سراپا برهنه بیرون ریخته اند .. .. گفتند دو نفر با یک موتور قصد کیف ربایی یکی از همسایه ها رو داشته که با فریاد او همه بیرون می ریزند .. آن ها چاقو داشتند .. و موفق به فرار می شوند .. اگه پلیس محترم 110 دو روز پیش که من زنگ زدم .. توجه به حرف هایم می کرد .. یا اداره بازرسی آن 197 به اعتراضم پاسخ می داد .. و می پرسید کدام منطقه ناامنه .. مطمئن باش سارقین این چنین پررو و جری نمی شدند که با قلدری از مردم اخاذی کنند .. آن ها خیالشون راحته که گشت پلیس این طرف ها پیدایش نمی شود
نزدیک به 5 ماهه که در این محل هستم .. اما هنوز یک بار هم گشت پلیس را ندیدم .. عجب خدایا رحم کن
سلام خدمت سرباز وطن
این لینک مربوط به عکس های بیرون کشیدن هواپیما از دریا می باشد . همان اتفاقی که چند روز قبل افتاد.
ضمنا یک میلی به جی میل شما زدم . محبت کنیید و بخوانیدش
http://www.21stcentury-usa.com/aveo/usairways/
پاسخ
نادر جان عزیزم خیلی ممنون از شما
ببخشید چک کردن ای میل به تآخیر افتاد .. آخه راستش رو بخواهی مشغول ضبط و ادیت تصاویر مستند پست بعدی ام .. از صبح حدود 11:30 تا حالا که سه و ده دقیقه بامداد است .. بغیر از نیم ساعت نهار و نیم ساعت شام .. از اتاق ام بیرون نیامده ام .. و مدام مشغول ضبط تصاویر و سپس انتخاب و بعد هم آپلود .. هنوز هم پایان نیافته است .. اگر در این بین کار دیگری انجام دهم ، رشته کار از دستم در می رود .. و باید خیلی حواس ام رو جمع کرده تا خط داستان رو گم نکنم .. از ان جا که تصاویر خیلی زیاد است و ممکن است با کمبود فضا مواجه شوم .. باید خیلی دقت کنم که مطلب رو خوب به خوانندگان منتقل نمایم .. مشکل بعدی این مستند در شب اتفاق افتاده است .. و من کارم دوبرابر شده است .. چون تصاویر خیلی تار و تاریک هستند و من دانه به دانه در فتوشاپ رنگ و کنتراست ان ها را تنظیم می کنم .. همچنین با فتوشاپ ابعاد رو تنظیم می کنم تا در وب جا بگیره .. علاوه بر تمام این ها باید بر روی بعضی از عکس ها نکاتی رو یاد اوری کرده و با فلش ترسیم نمایم .. خب همه این کار ها .. خیلی وقت گیر است .. در این میان خوانندگان هم تماس می گیرند .. و باعث فراموشی خط داستانی ام می شود .. !!! به این مشکلات پاسخ به موقع به کامنت ها رو هم اضافه کن ... وای خیلی حرف زدم .. فقط خواستم به دوستان عرض کنم ..ب بدون منت البته .. واقعآ کار طاقت فرسایی است
و تنها عشق و محبت به دوستان سبب این همه تلاش می شود
راستی نادر جان شاید فردا یک سری به کرج هم بزنم .. خب این رفت و امد فقط تآثیر در تاخیر پاسخ به کامنت ها می شود .. که از حالا عذر خواهی می کنم
با تشکر
سلام عمو جان
ایمیلی زده ام .لطفا در اسرع وقت بخوانید.
پاسخ
نیلوفر جان .. همین اساعه می خونم
ببخشید کمی دیر شد
به نادر جان توضیح دادم دلیل اش چی بوده است
ازلطف همه دوستان خصوصا آقای مدرس ممنونم
من اطلاعاتی دارم و میخوام تایید و یا تکمیل گردد
میگ21
میگ23
میگ25
میگ 27
سوخو7
سوخو20
سوخو22
سوخو24
توپولف16
توپولف22
سوپر اتاندارد
جیان6
جیان7
میراژf1
الیوشن28
الیوشن 76(عدنان و قادسیه)
آنتونف2
آنتونف12
آنتونف24
آنتونف26
بالگردها
mi-8
mi-24
mi-25
mi-24
bell214
sa.316
sa.321
sa.342
sa.341
bo-105
سوپر فریلون
الویت3
شماره همراه اینجانب 09131633959
پاسخ
دوست و همکار نازنین
دیروز دوستان خیلی همکاری کردند .. ولی می دونستم شما ادرس سایت را نمی دانید .. از ان جا که ممکن است دوستان مطلع برای پست بعدی تشریف بیاورند ، من از شما خواهش می کنم .. در صورت افزوده شدن پست جدید
حتمآ همین کامنت را بار دیگر درج کنید .. البته اگه پاسخ کامل نگرفتید
*******
از دوستان گرامی که محبت فرموده به این دوست عزیزم اطلاعات تجهیزات جنگی را ارائه فرمودند .. خواهش می کنم این کامنت را تکمیل فرمایند
قابل توجه آقایان .. آوالانچ عزیز .. علیرضا صادقی گرامی ، جعفر نازنین و سایر بزرگوارانی که پیش از این همکاری فرمودند
سپاسگزارم
سلام استاد
تبليغات برداشته شد
بچه هاي فني هم توبيخ شدن كه ديگه از اين اشتباهات نكنن
لطفا يه بار چك كنين
در ضمن
استاد
اون قسمت مديريت رو در حال حاظر فقط من و شما ميبينيم
با خيال راحت هر امري دارين اونجا بفرمايين
-*
ببخشيد كه اينجا پيغام دادم
پاسخ
بله فرید جان .. من در پست جدید توضیح دادم .. به محض این که درست شد .. سریع نشستم و پست جدید رو نوشتم .. همین الان تمام شد آره دیشب خیلی سختی کشیدم .. اصلآ اکسپلورر را هنگ می کرد .. بعد از چندین بار امتحان کردن ، آخر امر به سختی اپلود می کرد
دوستان دیگر هم تلفنی از من جریان رو پرسیدند .. گفتم .. من برای فرید جان پیغام گذاشته ام
به محض این که درست شد .. من تصاویر را آپلود کرده و کارم رو آغاز کردم
دست شما درد نکنه
جناب آقاي مدرسي
با سلام و احترام، خوشحالم كه سايتتون دوباره رونق گرفته و به نظرم اكنون از هميشه جذابتر و جالبتر شده است.
در خصوص كم شدن نسبي آمار بازديد كنندگان سايت ، با مراجعه به تجربه شخصي خودم كه از ابتدا تاكنون حتي يكي از مطالب سايت را ناخوانده نگذاشته ام، ميتوانم بگويم كه شايد به دليل اين بود كه در چند هفته گذشته فاصله ارائه مطالب جديد به نسبت زياد شده بود و به همين دليل با اين استدلال كه ميتوانم دير به دير مراجعه نمايم و دو يا حداكثر سه مطلب جديد را با هم بخوانم، كلاً دفعات مراجعاتم به سايت كمتر شده بود كه البته به هيچوجه نشاندهنده كاهش علاقه نبوده است.
به همين دليل پيشبيني ميكنم كه با توجه به اينكه اخيراً فواصل ارائه مطالب جديد كمتر شده است، دوباره تعداد بازديد كنندگان سايت افزايش يافته و حتي نسبت به قبل هم بيشتر شود و اميدوارم كه پيشبينيم درست باشد.
با تشكر
بهرنگ
پاسخ
بهرنگ عزیز و نازنین
خیلی خوشحالم که با شما دوست و یار همدل و صمیمی آشنا شده ام .. من به خوانندگانی چون شما قلبآ افتخار کرده و دست شما رو می بوسم
عزیزم در مورد افزایش امار .. حق با شماست
قبلآ خیلی فاصله می افتاد .. ولی الان نهایتا به دو روز نمی رسه .. و پست بعدی رو اماده می کنم
به همین دلیل امار رفته بالای دو هزار نفر در روز
از شما به خاطر حسن توجهی که داری تشکر می کنم
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و آقای نعمت اله قبایی آرانی اطلاعات شما در مورد هواگردهای عراقی کاملا" صحیح است اگر نیاز به پلت فرم هواپیماهای عراقی دارید بنده می توانم اطلاعات سه بعدی از بدنه کابین و تسلیحات مورد استفاده را در اختیارتان قرار دهم که البته محدود است»
میگ-21
میراژ اف 1
بالگرد میل-8 و 24
میگ-29
میگ-23 فلاگر بی ان و میگ-27
سوخوی-22 و 17 فایتر سی
میگ-25 پی دی
توپولوف-16
اگر کار شما انیمیشن باشد این پلت ها کار شما را خیلی آسان می کند و از بخش طراحی این هواگردها آسوده می شوید که در اختیار شما قرار می دهم فقط باید فردی قوی برای انطباق این فایل ها با برنامه های تدوین و انیمیشن داشته باشید تا در اجرای آن مشکلی پیش نیاید.
با آرزوی سلامتی برای جناب مدرسی و دوستان عزیز
پاسخ
استاد گرامی جناب جعفر جان عزیز
با تشکر از شما
این همکار عزیزمون قصد داره مجموعه اتلویزیونی تهیه کنه .. و برای تکمیل اطلاعات اولیه نیاز به دانستن ادوات داره .. تا وقتی به حضور مسئولان ارتشی می رسد ، دست پر و اگاه رفته و سوالات خویش را مطرح کنند
به این می گویند یک تهیه کننده حرفه ای
ولی هیچ چیزی از ارزش های شما و لطفی که به این دوست هنرمند می فرمایید کم نمی کنه
واقعآ بر بنده منت گذاشتید
عمو بهروز سلام
اگه بشه الکی یه ایرادی میگیرم تا از این طریق عرض ارادت کنم.
اونطوری که متوجه شدم موضوع این پست مربوط به جریانات اغتشاش خوزستان بود و تاریخ وقوع آن حدود بهار 1358 بود ، من درست متوجه شدم؟
عمو جان در اون موقع جنگ شروع نشده بود تا نیاز به رعایت سکوت رادیویی باشد . کجای مطلب رو من نگرفتم؟
حتماً باز هم می گی این ملا لغتی باز هم کامنت گذاشت :-)))
هر چی می خوای بگو ، به هر حال مخلصیم
پاسخ
ایوان جان حق باشماست
اون موقع جنگ شروع نشده بود ..
و تنها در زمان جنگ ما سکوت رادیویی رو باید رعایت می کردیم
من دچار اشتباه تاریخی شدم
چون تمام مشکلات پرواز در چنین مناطقی با سکوت رادیویی همراه بود .. من به عادت همیشه این اشتباه رو تکرار کردم
آفرین به ذهن پویای شما جوانان
معلومه ماشاالله حافظه قوی ای داری .. تبریک می گویم .. واقعآ دست چنین جوان های باهوشی رو می بوسم
ایوان جان من به شما افتخار می کنم
شما هم قبول کن .. بعد از گذشت حدود سه دهه با این همه مشکلات جور وا جور خب ادم قاطی می کنه
ولی من شهامت پذیرش اشتباه رو دارم
باز هم به شما تبریک می گویم
Salam amo behroz aziz.
Hamontroi ke age khatereton bashe chand ruz pish beheton e-mail zadam ta
dobare betunam bahaton dar ertebat basham ke javabeton ham daryaft kardam
albate bazam e-mail zadam ke felan javabi naiomdde.emshab mosafere Budapest
hastam az Holland alanam to frodgah neshastam chanta az khaterate shenidani
va lezzat bakhshetono ke forsate khundan nadashtam khundam yekisham hamin
majeraye agha firoz bud.Ke belkol zehnamo mashghol kard vaghean jalebe
mikham ta jaiee ke betunam behesh fek konam.ama vaghean chetor mishe ke
fardi dar amare hich kodom az paiegah ha nabahse?vaghean moama hastesh.
eradatmande hamishegy
payam az holland
پاسخ
پیام عزیزم
وای چقدر به زحمت خواندم .. !! من که ابزار فونت فارسی گذاشته ام
به هر حال عزیزم به محض این که نامه شما امد پاسخ ان را نوشتم .. ولی دیگه خبری از شما نشد
در مورد جناب فیروز هم باید بگم خیلی ها هنوز تو این فکر بکر هستند ... باید خیلی فکر کنی .. تا حالا هیچ کسی موفق به حل این معما ساده نشد ه است
سلام شما دروغگو هستي
پاسخ
چرا عزیزم ؟
کجایش رو فکر می کنی دروغ گفتم ؟
خوشحال می شوم اگه به من توضیح بدهی
عزیزم من منکر اشتباه در نگارش نمی شوم .. اما دروغ اصلآ .. هرگز
دوست عزیز سلام
گفتن تاریخ کار ساده ای نیست
من به ماجرا های بعد کار ندارم ام در مقطع مهار شورش های خلق عرب دریا دار مدنی کارهای ارزنده ای کرد که نمیدانم شما چرا از گفتن ان صرف نظر کردید شاید هم بخاطر غذا بوده (شوخی)
اما همه ما انسانیم و پر از خطا اگر کار نیکی برای وطنمان انجام داد ه ایم
نباید نادیده گرفته شود
کلا انسان جامعه ودولتها فازی اند- نه شیطانند نه معصوم
بین سیاه وسفید رنگهای دیگری هم هست که میشه طیف خاکستری یعنی انسان
اگر تاریخ رو درست ننویسیم میشه همین مشکلی که جوانهای ما دارن
یعنی بوجود اومدن حس پوچی و قهرمان دونستن خارجی ها وضعیف دونستن خود
ما خلعتبری و دوران ها رو داشتیم
اما با یک پرس وجوی ساده توی خیابان میفهمیم که چقدر برای هموطنهاشون ناشناسن
ام میدونیم که مثلا رونالدو یا سیلوستر ستالونه امروز معدشون خوب کار کرده یا نه
یا مثلا فلان خواننده از چه غذائی خوشش میاد
یه خاطره:
با یکی از دوستان درباره ریاضی حرف میزدیم که اسم پروفسور هشترودی رو بردم که دوستم گفت این همونیه عیدها از تلویزیون شعر میخونه
میخوام بگم هنوز خودمونرو باور نداریم
برای شناختن امثال بابائی یا شیرودی یا همت یا خلعتبری نیاز نیست گرایش خاصی داشته باشیم فقط لازمه کمی با تاریخ ایران اشنا باشیم ویک کمی حس وطن پرستی
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
از توضیحات شما قلبآ سپاسگزارم
در مورد دریادار مدنی باید عرض کنم .. از اون جایی که من سایت ام غیر سیاسی است ، معمولآ وارد این گونه مباحث نمی شوم . و سعی کرده ام به ان وفادار بمانم . اما گمنام بودن انسان هایی که برای ما افتخار کسب کردند با شما موافقم .. در بخش فرهنگی باید بیش از این ها کار کنیم
مجددا سلام اولا مطالب شما بسیار زیباست
من توی همین دو سه روزه که با سایت شما اشنا شدم حسابی بهش معتاد شدم
اما من نخواستم که از سیاست بگین اما بنظرم رسید یه جورائی مدنی رو بی تفاوت به نیرو های مسلح ارز یابی کردین
البته منظورم این نیست از کسی بت بسازیم
یه سوال اگه بر میگشتین عقب ایا دوباره خلبان میشدین
متشکر از شما
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
این لطف و محبت شما رو می رساند .. شرمنده می فرمایید
در مورد پاسخ شما عرض کنم .. که ده بار دیگه به دنیا بیایم هرگز به سمت ارتش نخواهم رفت .
با سلام اعلام ميدارم كه به طور اتفاقي با سايت شما آشنا شدم و از اينكه ميبينم چه افراد ارزشمندي در كشورمان وجود دارند خوشحالم همين طور كه ميبينم شما با چه اخلاص و تواضعي پاسخ مخاطبان را ميدهيد به هر صورت مايلم بيشتر با شما آشنا شوم در ضمن با توجه به اينكه علاقه زيادي به مسائل پرواز دارم آيا ميتوانم در رابطه با اين سئوالات با شما مشورت نمايم.
پاسخ
خسرو جان عزیز و نازنین
برای بنده حقیر جای بسی خوشحالی است که دوست جدیدی به جمع یاران همدل و صمیمی پیوسته است
در مورد پاسخ به پرسش های شما .. اعلام می دارم . تا همین یک ماه پیش تقریبآ یکی از کار هایم پاسخ به علاقه مندان در این زمینه بود
اما .. در حال حاضر بنده و سایت ام در محاق بسر می بریم . و اجازه ورود به حریم مسایل ارتش رو ندارم
با عرض شرمندگی فراوان .. اما در مورد سایر مسایل هوانوردی غیر نظامی در خدمت هستم
سلام
خسته نباشید و تشکر از همه
پاسخ
ممنون سعید جان
سلام
اقا من چنتا سوال دارم
سوخو 41 بهتره یا اف 22 رپتور ؟
این درستکه 1.44 میگ از هردوتای اینها بهتره؟
راستی این که گفته میشه اف 14 تامکت از لحاظه ساختار بهترین جنگنده دنیاتا به حالاست واگه سیتمهای اونو ارتقاع داده و قابلیت استیلت رو هم پیدا کنه/ تنها اف 22 رپتور میتونه با اون رقابت کنه؟ با تشکر/یا علی
پاسخ
سید عزیز و نازنین
صادقانه عرض می کنم که در زمان خدمت بنده در نیروی هوایی هواپیمای سوخو وجود نداشت .. اگر هم بود من ندیده بودم
دوم .. بر فرض محال اگر هم می دانستم ، مسلمآ اجازه بازگو کردن مزیت و معایب هواپیماهای شکاری را نداشتم .. چون اسرار ارتش به حساب می آید ..
به هر حال از شما به خاطر درج کامنت سپاسگزارم
سلام
از شجاعت و صداقت شما ممنونم عموجان/حضرت علي(ع) در نامه به مالك اشتر به او ميفرمايد/ كه به اهل شجاعت و صداقت بپيوندد.
پاسخ
سید جان عزیز و گرامی
پسر عزیز و گرامی با تشکر از شما ، راستش من خودم را لایق صفات خوبی که شما اشاره فرمودی نمی دونم .. و هر کاری که انجام دادم ، صرفآ انجام وظیفه بوده است
سید جان مطمئن باش این لطف و محبت شما بار مسئولیت و تعهد بنده را افزایش می دهد
یا حق
سلام
اگر میشد مطلب را چاپ نکنید تا تبلیغ نباشد/ سایت http://www.centralclubs.com
انجمنی به نام دفاع مقدس/ هواپیماها/ دارد که بعضی همکاران شما و جوانان مطلع در ان هستند خوب است در ان عضو شوید و هر چند یکبار تجربیات و خاطرات خود را با خوانندگان در میان بگزارید البته من نه صاحب سایت هستم و نه مستر تنهاکاربری هستم که دیدم حیف است شما دراین انجمن با این تجربه نباشید نباشید چون بعضی دوستان مانند شما خا طرات خود را میگوییندو ...... با تشکر
پاسخ
دوست عزیز و فرهیخته ام
با تشکر از شما سرور گرامی .. و سپاس از محبتی که به به بنده و سایت و دوستان در راستای اطلاع رسانی دارید .. قلبآ قدردانی می کنم
اما عزیزم .. من هر وقت فرصت می کن به ان سری می زنم .. و به کرات دیدم مطالب من با ذکر منبع در ان جا قید شده است
ضمنآ در باره حذف لینک که فرمودی .. به عقیده من هیچ اشکالی نداره .. آقا بگذار تبلیغ بشه
خدا کنه چهار تا خواننده هم از این سایت به ان سایت وزین بره
من تمام تلاشم در کنار درج مطالب .. آگاهی دادن بیشتر به نسل جوان امروزی هستم ... بار ها دیده ام از مطالب ام حتی بدون ذکر منبع درج شده است .. اصلآ اهمیتی نمی دهم .. الا در مواقع خاصی که احساس کنم طرف داره زرنگی می کنه .. مثلآ همین چند روز پیش در گوگل دنبال عکسی می گشتم .. دیدم یکی از لینک های من که در باره جامبو جت و نحوه اوراق کردن ان بود را شخصی به اسم مرتضی در وبلاگ خودش قرار داده است .. اول طبق معمول اهمیت ندادم .. اما وقتی وارد سایت شدم .. دیدم طرف نه تنها تصاویر را بدون اجازه برداشته است ، مطالب ترجمه ام را ذیل آن بدون هیچ منبعی قرار داده است !! همان طور که گفتم .. بی خیال شدم . اما در لحظه اخر چشمم افتاد به رزومه همین آقا مرتضی .. دیدم در چهار خط رزومه اش پنج بار نام اسم صاحب زمان عج و صلوات را آورده است !! خیلی لجم در امد .. این آقا پسر از حالا داره یاد می گیره به نام دین و مذهب روز روشن حق مردم را بردارد .. که یک نوع دزدی در همان دینی که او تبلیغش را به نام خودش می کند ف نامیده می شود !!
من برای او کامنت نوشتم یا نام ائمه اطهار را بردار .. یا دزدی نکن .. نمیشه هر دو تا را با هم انجام داد .. تبعات منفی جبران ناپذیری در نسل های بعدی داره .. و براش نوشتم در سایت ام به عنوان کلاهبردا دین فروش معرفی خواهم کرد .. اما هنوز خبری نشده است .. اخه عکس ها هم مال من نبودی .. آری عزیز ار امریکا فرستاده بود .. این درسته ؟
من همنی وضعیت را بار ها در خیابان ها دیده ام .. مثلآ جوانانی را دیدم پشت شیشه ماشین کلی دعا و نام مقدس ائمه را درج کرده .. اما قدم به قدم ترمز زده و مزاحم نوامیس مردم می شود .. یا تخلف شدید رانندگی می کند .. همیشه روی این گونه افراد تعصب داشته و با ان ها برخورد کرده ام .. معمولآ به ان ها می گویم .. داداش اون اسامی را پاک کن بعد دنبال ناموس مردم بیفت .. !! ببخشید سخن به درازا کشید