
یک اشتباه کوچک سانحه آفرید
یک اشتباه کوچک سانحه آفرید .. عنوان این پست است که از روی یکی از نوار های مستند جئوگرافیک که دوست عزیزم سام گرامی از سوئد زحمت تهیه و ارسال آن را کشیده است . حسن این گونه مطالب در این است که نشان می دهد چگونه یک هواپیمای مجهز مسافربری بر اثر کوچک ترین اشتباه گروه پروازی در کابین با ناباوری سقوط می کند ! در یک پست دیگری دیدم یک زنبور سیاه باعث سقوط بزرگترین هواپیمای مسافربری می شود ! آیا کسی باور می کند حشره ای کوچک باعث این اتفاقات دردناک باشه ؟ همان گونه که عرض کردم ، صرف نظر از جنبه سرگرم بودن آن ، می تواند بار علمی و اموزشی هم داشته باشد . شرکت هواپیمایی هلیوس در یک روز زیبای تابستانی با کلی مسافر که برای گذراندن تعطیلات اخر هفته می رفتند چگونه با یک اشتباهی کوچک کشته می شوند
اگه دقت کرده باشید در این چند پست ، تلافی تآخیر های گذشته را کرده ام . و با نگارش و تهیه مطالب پشت سر هم سعی در جبران مافات کرده ام . اما اگه به امار بازدید از مطالب این چند پست نظر بیافکنید متوجه می شوید همه زیر هزار است ! مشکل این جاست که اگه تازه واردی به آمار بازدیدکنندگان مطالب در سمت چپ نظری بیندازد .. فکر می کنه سطح کیفی مطالب آخر پائین است که حتی به هزار بازدید کننده هم نرسیده است ! بار ها عرض کردم مهم حضور خوانندگان قدیمی و دوستان عزیز است و کمیت آمار زیاد اهمیتی ندارد . ولی تنها مشکلی که افت بازدیدکنندگان ایجاد کرده است .. کم شدن امتیاز رنکینگ گوگل است که از چهار امتیازی که به وبلاگ اختصاص داده بود ، یک نمره کم کرده و الان امتیاز وبلاگ عدد سه است . یادمه یک زمانی همین امتیاز ۴ گوگل به وبلاگ باعث افتخار شده بود که در ظرف کم تر از هشت ماه به چنین رقمی رسیده بود . خب می بینیم که نگرانی های من بی جهت نبوده و اولین آثار آن در رنکینگ گوگل خودش رو نشون داد . به همین دلیل تصمیم دارم از این به بعد زمان انتشار پست جدید را منوط به رسیدن حداقل هزار بازدید کننده از آخرین پست شده باشد .
سخن آخر این که ... تشریح مستند به روش تصویری ایده ای بود که در این پست به ذهن ام رسید . دقیقآ نمی دونم کدام یک از دو شیوه ارائه شده بهتر قابل درک تر و جذاب است ؟ لذا هر یک از دوستان عزیزی که فکر می کنند نظری در این رابطه دارند .. باعث افتخار بنده است تا از راهنمایی آنان بهرمند شوم . من دوست ندارم به سبک بعضی مدیران وب از خوانندگانم بخواهم حتمآ کامنت بگذارند . به همین دلیل اصراری بر درج کامنت ندارم . ولی اگه عزیزی زحمت کشید خوشحال می شوم بدونم کدام یک از این دو روش موثر تر است .. چرا ؟ و آیا روش دیگری به ذهن ان ها می رسد ؟

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی
هواپیمای ارواح ، پرواز ۵۲۲
۱۴ آگوست ۲۰۰۵ فرودگاه لارنکا ( Larnaka Air Port ) خطوط هوایی هیلیوس ( Helios ) پذیرای عده زیادی مسافر است که برای تعطیلات آخر هفته خود قصد سفر به یونان رو دارند . قبل از همه میهمانداران وارد هواپیما شده اند .
هانس مارتین کاپیتان هواپیما اهل آلمان شرقی است که به خاطر شلوغی پرواز ها در تعطیلات اخر هفته به صورت قرار دادی با خطوط هوایی هلیوس همکاری می کند . " کامبوس خلا لامبوس " هم کمک خلبان این پرواز است که حدود پنج سال سابقه پرواز با این خطوط را دارد .
" آندرس پرودرمو " ۲۵ ساله ( Andreas Prodromou) قهرمان داستان ما سر میهماندار پرواز است . و دوست دخترش هم به عنوان میهماندار در این پرواز حضور دارد .
آن دو قبل از همه مسافرها وارد هواپیما شده اند . آندرس اخیرآ دوره آموزش خلبانی با هواپیماهای کوچک رو به پایان رسانیده است . و تنها آرزویش پرواز با هلیوس است . میهماندار جوان از این که آندرس او را در این سفر همراهی می کند خوشحال است . با گام نهادن نخستین مسافر به درون هواپیما آندرس پیشانی نامزدش را می بوسد ..
خلبانان بعد از مرور چک لیست قبل از پرواز عاقبت دقایقی قبل از ساعت ۹ صیح در یک روز آفتابی و زیبا از زمین بلند می شود . خلبان به محض تیک آف و جمع کردن چرخ ها ، از برج نیکوزیا تقاضای ارتفاع ۳۴۰۰ پا را می کند .. برج به ان ها این اجازه را می دهد
کمک خلبان بعد از شنیدن اجازه کسب ارتفاع ، به دستور خلبان دگمه دیجتالی ارتفاع را روی رقم ۳۴۰۰ پا تنظیم می کند .. مسافران از پنجره هواپیما مشغول تماشای مناظر زیبای زیر پای خود هستند .. اغلب آن ها برای گذراندن تعطبلات اخر هفته به یونان می روند .
هواپیما هنوز به ارتفاع دلخواه خود نرسیده است که ناگهان گروه پروازی داخل کابین صدای بوق اخطاری را می شنوند ! آن ها یک لحظه گیج شده و انتظار مشکل رو در ابتدای پرواز ندارند ! کمک خلبان وقتی به بالای سر خو نگاه می کند ، چراغ هشدار دهنده رو می بیند . این علامت به معنی این است که بخشی از سیستم های هواپیما در حال گرم شدن و فشار است !
در حالی که خلبانان نمی دانند اخطار برای چی است ، با فرودگاه مبدآ تماس حاصل می کنند . آن ها به مسئول برج کنترل ماجرا را توضیح می دهند .. ارتفاع سنج هواپیما در زمان تماس با برج عدد ۱۲ هزار پایی رو نشان می دهد که در حال افزایش و صعود است . صدای بوق خلبانان رو عصبی کرده است . مسئول برج با شنیدن مشکلی که خلبان اعلام کرده ، یکی از متخصصان رو برای کمک دعوت می کند . تا به خلبان هواپیما راهنمایی کند .
در همین لحظه مسافران داخل هواپیما احساس سردرد و سر گیجه شدید می کنند ! متخصص مربوطه از طریق رادیو از خلبان می پرسه چه مشکلی دارید !؟
هیچ یک از مسافران دلیل این سردرد ناگهانی رو نمی دانند .. تا این که
ناگهان ماسک های اکسیژن همگی از بالای سر مسافران آزاد و آویزان می شود .. مسافران با صدای آزاد شدن ماسک ها وحشت زده شده و بعضی از ان ها جیغ و فریاد می کشند .
آندرس سریع ماسک اکسیژن خود را جلوی بینی اش گذاشته و با علامت دست به میهماندار اشاره می کند که مسافران را وادار به این کار نماید ..
میهماندار بلافاصله ماسک خود رو گذاشته و با برداشتن گوشی از مسافران می خواهد که از ماسک های مقابل خود استفاده کنند .
داخل کابین هر دو خلبان احساس سر درد می کنند . کاپیتان هر از گاهی با مالیدن چشم های خود ، از وضع پیش امده متعجب است ! متخصص روی زمین به خلبان می گوید من متوجه مشکل شما نشدم ! خلبان تکرار می کند که چراغ اخطار روشن است . متخصص با تجربه شک اش به سیستم پرشرایز هواپیما رفته و از کاپیتان می پرسد .. ممکنه تآئید کنید که دگمه سیستم پرشرایز شما روی حالت اتوماتیک است ؟ کاپیتان بدون این که پاسخ متخصص رو بدهد ، می پرسد .. فیوز نشاندهنده حرارت کجاست ؟ متخصص می گوید پشت صندلی خلبان قرار دارد ..
متخصص چند بار پرسش خود را تکرار می کند ... ولی هیچ جوابی از هواپیمای پرواز ۵۲۲ نمی آید ! در همین حال هواپیما به مسیر خود ادامه می دهد ... بار دیگر متخصص خلبان هواپیما رو صدا کرده و می پرسد .. آیا فیوز رو پیدا کردی ؟ ولی هیچ پاسخی دریافت نمی کند ..
در همین لحظه متخصص روی زمین ارتباط خود رو با هواپیما از دست می دهد .. ۳۰ دقیقه از پرواز گذشته است . ولی هواپیمای پرواز ۵۲۲ هم چنان در مسیر خود پرواز می کند ! هواپیما در بالای اقیانوس مدیترانه همچنان در ارتفاع بالا پرواز می کند .. کنترل ترافیک هوایی هر چه تلاش می کند نمی تواند با خلبان یا کمک خلبان هواپیما ارتباط بر قرار نماید . پرواز به یونان معمولآ یک ساعت و نیم بیشتر طول نمی کشد .. در حالی که مسافران بیش از دوساعت در هواپیما هستند ..
مسئولان کنترل هوایی فکر می کنند که هواپیمای پرواز شماره ۵۲۲ دچار حادثه تروریستی و هواپیما ربایی شده است . به همین دلیل آن ها به فکر چاره جویی می افتند ... نیروی هوایی یونان با این پیش فرض به دو فروند شکاری خود اسکرمبل ( آماده باش ) می دهد ..
خلبانان هواپیماهای شکاری به هواپیمای مسافربری نزدیک شده و کاپیتان آن را مرتب صدا می زنند .. هیچ پاسخی شنیده نمی شود ..
خلبان یکی از جنگنده ها سعی می کند خودش رو خیلی نزدیک به کابین جت مسافربری کرده تا ببیند کسی متوجه حضور او می شود یا نه ؟
خلبان جنگنده متوجه می شود یکی روی صندلی کمک خلبان نشسته است و سرس رو به پائین است !و هیچ حرکتی نمی کند .. او سریع موضوع رو به برج کنترل گزارش می دهد
خلبان جت جنگنده به برج می گوید که مسافران را بی حرکت بر روی صندلی های خود می بینم !!
او چندین مرتبه با نزدیک شدن به پنجره مسافران مشاهدات قبلی خود را تآئید می کند .
خلبان متوجه می شود که مسافران در حالت طبیعی نیستند و گرنه با دیدن جت جنگنده در کتار پنجره حتمآ عکس العملی از خود نشون می دادند ...
در همین حال خلبان جنگنده متوجه حرکتی داخل هواپیما می شود..! و با تعجب مشاهده می کنه که یک نفر داره سعی می کنه وارد کابین خلبان شود ..! سریع موضوع رو گزارش می کند .. او تکرار می کند یک نفر در کابین خلبان حرکت می کند .. !!
در کابین کسی جز سر میهماندار نیست که با زحمت فراوان خود رو به کابین خلبان رسانیده است .
خلبان اف - ۱۶ یونان تلاش می کنه با اشاره دست با فردی که تازه وارد کابین شده است ارتباط برقرار نماید .. در همین حال اندرسن به خلبان جت شکاری با دست اشاراتی می کند .. خبر خوشحال کننده است .. برج سعی می کند با پرواز ۵۲۲ بار دیگر ارتباط برقرار کند .. اما پاسخی شنیده نمی شود .
خلبان جنگنده در همین لحظه مشاهده می کنه هواپیمای مسافربری به سمت چپ پیچیده و از ارتفاع ده هزار متری به سرعت به سمت زمین شیرجه می رود .. او سعی می کند به فرد داخل کابین بفهماند که رو به بالا برو .. لحظاتی بعد جت مسافربری مقابل چشمان متحیر خلبان اف - ۱۶ پس از یک بار برخورد با زمین ، به هوا برخاسته و بار دیگر محکم به زمین کوبیده می شود و متعاقب آن دود و اتش فراوان به چشم می خورد .. این حادثه ساعت دوازده بعد از سه ساعت پرواز اتفاق افتاد . و نه مسئولان برج مراقبت و نه خلبان شکاری موفق به تماس با کابین هلیوس نشدند .
بلافاصله نیروهای کمکی خود را به محل حادثه می رسانند . یک فروند هواپیمای اتش نشانی از بالا مواد خاموش کننده روی هواپیمای سانحه داده می ریزد .. ولی متآسفانه یک نفر زنده نمانده است !
خطوط هوایی هلیوس شرکت کوچکی است که با سه هواپیما در این شهر کوچک فعالیت می کند . همه گروه های پروازی با هم فامیل و دوست هستند . و چندین سال است که در کنار هم پرواز می کنند . خانواده ها با شنیدن سانحه داغدار می شوند ...
چرا هلیوس سقوط کرد !؟
بعد از سقوط هواپیمای هلیوس تیم بررسی مشغول جست و جوی شدند . آن ها به دنبال دو جعبه سیاه هواپیما برای دست یافتن به اخرین اطلاعات مکالمات کابین که تا ۳۰ دقیقه اخر ضبط و باقی می ماند . جعبه دیگر حاوی اطلاعات پرواز است . که دور موتور ، ارتفاع ، فرامین رو از لحظه تیک آف تا زمان سقوط نشان می دهد . ماموران تجسس هر دو جعبه را که معمولآ خیلی مقاوم است ، پیدا می کنند . آن ها خیلی خوش شانس بودند که قطعه ای از کابین را پیدا می کنند که خیلی راحت آن ها را به علت سقوط راهنمایی می کند . اینک تصویری توضیح می دهم :
مسافران بعد از تنفس اکسیژن ، و تمام شدن آن جملگی بی هوش می شوند . و دقایقی بعد هیچ یک از ان ها درون هواپیما هیچ حرکتی نمی کنند .
آندرس وقتی متوجه می شود ساعت ها از پرواز گذشته و هیچ خبری از کابین نیست ، سعی می کند با کاپیتان تماس بگیرد . اما هیچ پاسخی نمی شنود ! دلیل این که سرمیهماندار مثل بقیه بی هوش نمی شود ، استفاده از بطری های اکسیژن که مخصوص خدمه بوده استفاده می کرده است .
آندرس نیمه بیهوش سعی می کند با استفاده از ماسک های استفاده نشده صندلی های خالی خود را به جلوی هواپیما برساند .. او به زحمت در کابین را باز می کند .. وقتی وارد کابین می شود ، کاپیتان را جلوی در روی زمین افتاده می بیند .. اگه یادمون باشه از جاش بلند شد تا بره فیوز اخطار رو چک کنه .. ولی همان جا بی هوش شده و بر کف کابین می افتد ..
کارشناسان بررسی با دقت به مکالمات متخصص فنی مستقر در برج با خلبان گوش فرا دادند .. اگه آن ها آخرین پیغام او را می شنیدند ، هرگز چنین اشتباهی نمی افتاد .. متخصص به او می گوید : ببینید کلید پرشرایز روی اتوماتیک است ؟ ولی آن ها با آن همه تجربه به آن کلید نظری نینداخته و اجازه دادند تا با گرفتن تدریجی ارتفاع و کم شدن اکسیژن کابین ، بی هوش و گیج شده و بر زمین بیفتند ... اما چرا چنین اتفاقی افتاد ؟ چرا کلید روی اتوماتیک قرار داشت ؟
متخصصان با بررسی پرونده هواپیمای سانحه دیده ، متوجه شدند که روز قبل وقتی پرواز بوده ، در هواپیما پرشرایز خالی می کرده است . متخصصان ( همین آقایی که در تصویر می بینید ) مجبور می شود هواپیما رو روی زمین پرشرایز کرده تا بفهمد از کجا فشار خالی می شود ؟
به همین دلیل دگمه تنظیم پرشرایز را روی حالت دستی " منوال " قرار می دهد . تا که روی زمین امتحان نماید . همکار دیگر او با دستگاهی که در دست دارد ، مقدار پرشرایز را در نقاط گوناگون هواپیما اندازه می گیرد . همان گونه که در تصویر ملاحظه می کنید .. فشار ۸.۲۵ صدم پی اس آی ( پر اسکوار اینچ ) است . متخصص مربوطه بعد از آزمایش فراموش می کند دگمه را به حالت اتوماتیک قرار دهد . ( البته تا آن جایی که من به خاطر دارم در چک لیست قبل از پرواز ، یکی از موارد چک کردن حالت دگمه است . که احتمالآ آن ها توجه نکردند ) ...
یکی از خوش شانسی های متخصصان پیدا کردن تیکه ای از پنل داخل کابین بود که دقیقآ حالت قرار گرفتن روی منوال مشخص بود .. ان ها واقعآ کم تجربگی کردند که وقتی احساس سرگیجه داشتند ، به سیستم افت اکسیژن دقت نکردند
متخصصان برای این که فرضیه خود را ثابت کنند ، با یک فروند هواپیمای مشابه در آسمان همین کار را تکرار کردند .. و وقتی که همه در شرایط بی اکسیژنی قرار گرفتند ، دگمه پرشرایز را روی حالت اتوماتیک قرار داده ( همون پیشنهاد اولیه متخصص زمینی ) که در کم تر از چند ثانیه وضع داخل هواپیما متعادل شده و همه در شرایط طبیعی قرار گرفتند ..
اما در باره گنجایش کپسول اکسیژن بالای سر مسافران ( همان گونه که در تصویر می بینید ) باید عرض کنم که هر یک از کپسول ها برای مدت ۱۲ دقیقه اکسیژن دارند .. ( چون در این مدت خلبان هواپیما را به ارتفاع مطلوب می رساند ) . و مسافران بعد از دوازده دقیقه بی هوش شده و دیگه چیزی نمی فهمند . اما بقیه ماجرا رو توجه کنید ...
سر میهماندار وقتی متوجه وضعیت داخل کابین می شود ، به زحمت یکی از چهار کپسول اکسیژن که مخصوص خدمه هواپیما است را به داخل کابین می اورد .. و به ماسک کمک خلبان وصل می کند .. و خیلی تلاش می کند با ماساژ دادن او را به هوش اورد .. البته یکی را هم به دوست دختر میهماندارش وصل می کند .. و خود با توجه به تجارب اولیه ای که از پرواز داشت پشت یوک می نشیند ..
این دقیقآ لحظه ای است که خلبان اف - ۱۶ خود رو به هواپیمای هلیوس نزدیک کرده و با علامت دست به آندرس اشاره می کند .. کارشناسان در بازرسی دقیق نوار متوجه شدند که سرمیهماندار به آهستگی تقاضای کمک می کند .. که در نوار در وحله اول به گوش نمی رسد ... با دقت فراوان زمزمه اهسته او شنیده می شود .. ولی دیگر خیلی دیر بود .. هواپیما احتمالآ با اتمام سوخت یکی از موتور ها ، گردش به چپ می کند ... خلبان شکاری با دست علامت می دهد که دماغه هواپیما رو بالا بکشه ... و اندرس به اهستگی در حالت نیمه بی هوشی با دست پاسخ خلبان شکاری را می دهد .. دقایقی بعد .. هواپیما به زمین نزدیک و نزدیک تر می شود .. و عاقبت با سینه به زمین برخورد می کند .. و بعد از کمانه کردن ، محکم به زمین کوبیده می شود . کارشناسان اعلام کردند در زمان سانحه اغلب مسافران زنده ولی بی هوش بودند ...
******
دوستان اگه خاطرشون باشه من چندین بار در باره اهمیت پرشرایز در هواپیما صحبت کردم . و حتی یادمه در باره اهمیت اتاق ارتفاع یادآوری کرده و نوشتم .. برای همه خلبانان واجب است دوره اتاق ارتفاع رو حتمآ ببینند تا با مقاومت بدن خود در شرایط کمی اکسیژن آگاه شوند .. مسلمآ اگه ان خلبانان دوره اتاق ارتفاع رو دیده بودند ، با اولین نشانه سردرد ، از اکسیژن استفاده کرده و ماسک می زدند و سپس به سراغ والو پرشرایز می رفتند .. ان ها دقیقآ از دوازده هزار پایی ، و کم شدن تدریجی اکسیژن چشمانشان تیره و تار شده و سیستم اعصاب ان ها مختل شده بود .. به همین دلیل صدای کارشناس را که دقیقآ بهش گفت .. دگمه پرشرایز را روی حالت اتوماتیک است یا نه ؟ هیچ واکنشی نشان ندادند . بله دوستان گاهی عظیم ترین و مجهزترین جت های مسافر بری با کوچک ترین اشتباه انسانی سقوط می کنند . در یکی از پست های آینده حتمآ برای شما شرح خواهم داد که چگونه یک زنبور سیاه کوچک یک فروند هواپیمای مسافربری خطوط هوایی ترکیه رو با کلی مسافر به زمین زد !! باورتان می شود یک جامبو جت بوسیله یک حشره سرنگون بشه .. ؟ منتظر بمانید
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این مطلب ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه هفدهم دیماه پایان یافته است .
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
The crash was investigated by the Lahoti Commission, headed by then-Delhi High Court judge Ramesh Chandra Lahoti . Depositions were taken from the Air Traffic Controllers Guild and the two airlines. The flight data recorders were decoded by the respective airlines under supervision of air crash investigators in Moscow and London.The commission determined that the accident had been the fault of the Kazakh Il-76 commander, who (according to FDR evidence) had descended from the assigned altitude of 15,000 feet to 14,500 feet and subsequently 14,000 feet and even below that. The report ascribed the cause of this serious breach in operating procedure to the lack of English language skills on the part of the Kazakh aircraft pilots; they were relying entirely on their radio operator for communications with the ATC. Kazakh officials stated that the aircraft had descended while their pilots were fighting turbulence inside a bank of cumulus clouds. Also, a few seconds from impact, the Kazakh plane climbed slightly to 15,000 feet and the 2 planes collided. If they did not climb slightly, it is likely that they would have passed under the Saudi plane. The counsel for the ATC Guild denied the presence of turbulence, quoting meteorological reports, but did state that the collision occurred inside a cloud. This was substantiated by the affidavit of Capt. Place, who was the commander of a US military aircraft flying into New Delhi at the time of the crash. The members of his crew would file similar affidavits. The ultimate cause was held to be the failure of the Kazakh pilot to follow ATC instructions, whether due to cloud turbulence or due to communication problems.Indira Gandhi International Airport did not have secondary surveillance radar, which produces exact readings of aircraft altitudes; instead the airport had outdated primary radar, which produced approximate readings. In addition, the civilian airspace around New Delhi had one corridor for departures and arrivals. Most areas separate departures and arrivals into separate corridors. The airspace had one civilian corridor because much of the airspace was taken by the Indian Air Force. Due to the crash, the air-crash investigation report recommended changes to air-traffic procedures and infrastructure in New Delhi's air-space: Separation of in-bound and out-bound aircraft through the creation of 'air corridors', installation of a secondary air-traffic control radar for aircraft altitude data, mandatory collision avoidance equipment on commercial aircraft operating in Indian airspace and reduction of the airspace over New Delhi which was formerly under exclusive control of the Indian Air Force.The Civil Aviation Authorities in India made it mandatory for all aircraft flying in and out of India to be equipped with an ACAS(Airborne Collision Avoidance System). This was the first time in the world that ACAS was mandatory.
Source:http://en.wikipedia.org/wiki/1996_Charkhi_Dadri_mid-air_collision BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
برخورد 1996(قسمت دوم و پایانی):
تحقیق در مورد این سقوط توسط کمیسیون "لاهوتی" به رهبری قاضی دادگاه عالی دهلی "رامش چاندرا لاهوتی" انجام گرفت و شاهدانی از صنف کنترلرهای پروازی و دو خط هوایی در نظر گرفته شدند.اطلاعات پروازی ضبط شده توسط هر کدام از خطوط هوایی و تحت نظارت بازرسین سقوط هواپیماها در مسکو و لندن باز گردید.کمیسیون تشخیص داد که علت سقوط اشتباه فرمانده پروازی ایلیوشین 76 بوده است که بر طبق مدارک حاصل از جعبه سیاه از ارتفاع 15000 پایی در نظر گرفته شده به 14500 پا کاهش ارتفاع داده و سپس به 14000 پایی و حتی کمتر نزول کرده است.گزارش دلیل این اشتباه فاحش در روال عملیاتی رابه کم بودن مهارت زبان انگلیسی در بخشی از خلبانان قزاق نسبت داد که کاملا وابسته به متصدی رادیویی خود در ارتباط با برج مراقبت بودند.مقامات رسمی قزاقستانی عنوان کردند که خلبانانشان در حین کاهش ارتفاع در حال دست و پنجه نرم کردن با هوای متلاطم در داخل توده ای از ابرهای کومولوس بودند.همچنین ثانیه هایی چند قبل از برخورد هواپیمای قزاقستانی به آرامی به ارتفاع 15000 پایی صعود کرد و 2 هواپیما بیکدیگر برخورد کردند که اگر این صعود انجام نمیشد احتمال داشت که بتوانند از زیر هواپیمای سعودی رد شوند.وکیل صنف کنترلرهای پرواز بر اساس اطلاعات هواشناسی وجود تلاطم هوا را انکار کرد اما بیان نمود که برخورد داخل توده ای از ابر صورت گرفته است که این موضوع با اقرار کاپیتان "پلیس" که فرمانده یک جت نظامی آمریکایی را که در زمان حادثه در حال پرواز به سمت فرودگاه دهلی بود بر عهده داشت ثابت گردید.سایر خدمه این هواپیما نیز همین اظهارات را بیان نمودند.در نهایت دلیل نهایی اشتباه خلبان قزاق در دنبال کردن دستورات برج مراقبت اعلام شد چه در اثر تلاطم هوا در ابر و یا اشکالات ارتباطی.فرودگاه بین المللی "ایندیرا گاندی" فاقد رادار مراقبت ثانویه بود که ارتفاع دقیق پرواز را نشان میدهد و بجای آن فرودگاه از رادار اولیه ای بهره میبرد که ارتفاع تقریبی پرواز را نشان میداد.بعلاوه-برای فضای پرواز غیر نظامی اطراف فرودگاه دهلی نو نیز فقط یک کریدور پروازی جهت ورود و خروج در نظر گرفته شده بود.اغلب مناطق کریدورهای ورودی و خروجی جداگانه ای را دارا میباشند.فضای منطقه بدلیل اینکه اغلب بخشهای آن جهت نیروی هوایی هند در نظر گرفته شده است فقط واجد یک کریدور غیر نظامی بود.بر اساس اطلاعات این سقوط گزارش تحقیق سوانح هوایی پیشنهاد تغییراتی زیر بنایی در روالهای ترافیک هوایی در فضای هوایی دهلی نو ارایه داد:جداسازی مسیر ورود و خروج هواپیما با ایجاد کریدورهای هوایی.-نصب رادار ثانویه کنترل ترافیک هوایی جهت اطلاعات ارتفاع هواپیما -اجبار در نصب تجهیزات جلوگیری از برخورد در کلیه هواپیماهای تجاری عملیاتی در فضای هوایی هند و کاهش فضای هوایی دهلی نو که قبل از این به مقدار زیادی تحت کنترل نیروی هوایی هند قرار داشت.مقامات رسمی هواپیمایی هند برای کلیه هواپیماهایی که در داخل و خارج هند پرواز میکنند نصب سیستم جلوگیری از برخورد را اجباری کردند.این اولین مرتبه در جهان بود که نصب این تجهیزات اجباری میشد....پایان.
منبع گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی:http://en.wikipedia.org/wiki/1996_Charkhi_Dadri_mid-air_collision
مطالب شما
به همت : سعیده دختر یکی از همکاران
حماسه ی اف-14
شهرام رستمی رو بیشتر بشناسم
اواخر سال 1982 من پرواز
cap
دارم بر روی خلیج فارس وجزیره خارک .کمکم جوان است وتازه کار اما روحیه اش بالا ست حدود دوساعت پرواز کردیم بعد از اون درخواست بنزین از تانکر کردیم امدوانجام بعد که جدا شدیم با خودم گفتم چه خوب الان که بنزین داریم با جتهای عراقی رو به روشویم من همیشه در فکر میگهای -25 عراق بودم ه حسابشون رو برسیم انها از ارتفاع بالا شهرها رو می زدنند وپدافند هیچ کری نمی توانست انجام دهد بارها با خودم این صحنه ها روا مرور کرده بودمدر این رو زدر ساعت 11:35 دقیقه رادار به ما اعلام کرد یک جت با سرعت بالا به سمت ما در حرک است رادار تایئد کرد یک میگ -25 است ن در ارتفاع 40000پا بودم
فاصله حدود 160 کیلومتر....چند لحه بعد فاصله به 115 کیلومتر رسید ولی من هنوز نمی توانستم اون را رهگیری کن مولی... اهان پیداش کردم با سرعت باورنکردنی بهم نزدیک شدیم من فونیکس داشتم واون ار-40 هردو خطرناک ولی فونیکس چیز دیگه ای.فاصله ی80 کیلومتری بودکه اتش کردم در این لحظه در 45000 پایی بودیم سرعتم رو خیلی کم کردم که از انفجار فاصله داشته باشم سریعا رفتم سمت چپ و اومدم 10000هزار پا روی رادار دیدم که هدف ساقط شد لحظه ی بعد رادار به ما پیام دادکه هدف ساقط شده وبه ما تبریک گفتمن هم خیلی خوشحال شدم که گربه ی ما(اف-14)این میگ -25 را زده بوداین گربه به شماره ی 3-6032اون روی با خلبانی سرهنگ شهرام رستمی از پایگاه هشتم افتخار دیدگری برای گربه های ایرانی بدست اوردولی این اخر کار نبود بعدها اسرای خلبان عراقیگفتن که این در روحیه ی خلبانهای میگ-25 اثر خیلی بدی گذاشت
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .
رسانه متفاوت ایرانیان اینجا
مین و زندگی ( بهنام ابادان )
سیشبسیلا




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه





















































با سلام مجدد خدمت جناب سرهنگ
ظاهرا سايتي كه توش عكس هاي تيمسار ستاري در حين گذروندن دوره اموزشي خلباني رو اپلود كرده بودم و در پست قبلي براتون ارسال كردم مشكل داره و گاهي باز نميشه لذا مجددا در يه سايت ديگه اپلود كردم كه چنانچه صلاح بدونيد در سايت منتشر بشه .
1) تيمسار ستاري بعد از اولين پرواز :
http://www.picbaran.com/viewer.php?file=4z6lbqlx5ozpatjsc2lq.jpg
2) تيمسار ستاري با لباس مخصوص خلباني در كابين عقب هواپيماي اف سون ( اف - 7):
http://www.picbaran.com/viewer.php?file=kwqoxjyna2b13u29ngt8.jpg
با پوزش فراوان براي ايجاد مزاحمت مجدد ...
مسعود ( زيباي پنهان )
پاسخ
مسعود جان عزیز و نازنین
ممنون از شما .. باعث خوشحالی من است که این تصاویر به دستم برسه تا برای آگاهی دوستان عزیزم منتشر کنم
از شما هم به خاطر زحماتی که کشیدید سپاسگزارم
سلام آقای مدرسی،
عرضم به خدمتتون که اگه سر قولتون باشین و با رسیدن بازدید به 1000 تا آپدیت کنین، من همین امشب هزار بار میام پست آخر میخونم تا شما مجبور بشین پست بعدی رو هم بزارین!!!!
سبک جدید مطلب همراه با عکستون خیلی عالی بود، ولی فکر می کنم کار خیلی سختی باشه و باعث بشه دیر به دیر آپدیت بکنین.
دستتون درد نکنه.
پاسخ
پیمان جان عزیز و نازنین
من قول می دهم سر قول خود باشم .. البته از فردا شب مطلب جدید رو آغاز می کنم .. و اماده آپ شدن نگه می دارم ... شاید هم تا جمعه یک بار دیگه آپ کنم .. !! تا واقعا جبران این مدت بشه .. ولی فکر می کنم همان سطح نصاب هزار تا کاری درستی باشد . واقعآ الان شما به تعداد بازدید گنندگان دو پست قبلی رو نگاه کن .. خیلی پائین هستند ..
ولی تعطیلات بهترین فرصت برای من است
از شما به خاطر محبتی که داری ممنونم
امیدوارم لینک در بالاترین داغ شود.
http://www.parvazidigar.persianblog.ir/
پاسخ
انشاالله حتمآ خواهد شد
درود جناب مدرسی . خوب هستید ؟ من بخش حرفهای خودمونی رو خواندم فهمیدم که شما از خوانندگان خواستید که نظرشون رو در رابطه نوشتار به همراه درج تصاویر مطرح کنند . خوب من که توضیحات به همراه عکس رو ترجیح می دم چون مثل این هست که دارم خودم فیلم رو می بینیم . البته این کار برای شما زحمت زیادی داره که واقعا به شما خسته نباشید می گم .
پاسخ
بامداد عزیز و نازنین
ممنون از شما .. خوشحالم که مورد توجه شما واقع شده است
پسرم واقعآ کار دشواری است .. ولی به هر حال عشق خدمت به دوستان لذتی گوارا دارد .. اگه بدونم همه موافق این سبک هستم ... از این به بعد مستند ها رو با این سبک منتشر می کنم
البته تصمیم دارم یک در میان هم خاطرات خودم رو بنویسم تا جذابیت مطالب حفظ شود
با سلام خدمت استاد دلسوز
در توضیح دومین کانتم در مطلب گذشته باید بگویم من نتنها هنوز دوره ی لذت بخش خلبانی را تمام نکرده ام بلکه هنوز به آن وارد هم نشده ام و مشخصا به علت مشکلات مالی به این موقعیت نرسیده ام و آن سوالی را هم که از شما پرسیدم فقط به دلیل روشن کردن هدفم بود و آن اینکه آیا فرصت این را دارم که مدتی کار کنم و با جمع کردن بخشی از هزینه بتوانم به این لذت که همانا آموزش خلبانی ونهایتا کار در یکی از شرکت های هوایی است برسم و اینکه با بالا رفتن سن این امکان برای من ضعیف نمی شود یعنی استخدام شدن در این شرکت ها.در مورد خودم باید بگویم که من دانشجوی رشته مکانیک هستم و 22 سال هم سن دارم شاید هیچ وقت نتوانم داخل کابین هواپیما بنشینم ولی به شما قول می دهم که با توجه به رشته ام دربخش فنی هواپیما استخدام شوم که البته این محیط را هم خیلی دوست دارم و دیگر اینکه استاد گرامی همان طور که در بالا گفتم هدفم روشن کردن شرایط سنی و محدودیت استخام شدن بود وگرنه باور کنید من هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم کسی را واسطه برای کاری کنم و البته مزاحمت و یا به تعریفی سوء استفاده چه برسد به اینکه از شما به خواطر انجام نشدن سفارشتان برنجم باور کنید با دیدن پاسختان و لذتی که در نوشته هایتان و تبریک به خواطر مدرک نگرفته ام بغضم ترکید
راستی حالا به سئالم پاسخ میدهید ؟ محدودیت سنی
با تمام وجود دوستتان دارم
پاسخ
رضا جان عزیزم
شرمنده که باعث ناراحتی شما شدم
ولی برای این که پاسخ دقیق بگیرید ، لطفآ با دوست اگاه و مطلع ام جناب صادقی تماس بگیرید
09362732147
ایشان در مورد سن و سال استخدام و تمام جزئیات آگاه است
و به گفته اغلب دوستانی که به ایشان معرفی کردم ، همه راضی و تشکر کردند
ببخشید من تصور کردم به پایان رساندی ... هیچ اشکالی نداره .. اول از جناب یوسفی سوال کن .. بعد که وارد این رشته شدی .. خدا بزرگ است . توکل کن به خدا .. ما بندگان خدا هم اگه کاری از دستمان بربیاید ، مطمئن باش هرگز دریغ نخواهیم کرد
و واقعآ فکر کردم به اتمام رساندی .. و سعی داشتم توصیه شما رو به همکارانم بکنم .. به هر حال شما راهی که دوست داری ادامه بده
تا خدا چه خواهد
سلام استاد عزیز
این پست به نظر منهم خیلی جذاب شده. بنده هم این روش را نسبت به روش قبل ترجیح می دهم و حرفه ای تر می بینم.
فکر می کنم در همین قسمت این مجموعه بود که مفسر فیلم توضیح می داد که هر انسانی در حالت کمبود اکسیژن واکنش مخصوص به خودش را نشون می ده و بهتره که در این شرایط (البته روی زمین) قرار بگیره که به محض قرار گرفتن در این شرایط و بروز علائم کمبود اکسیژن در بدنش بتواند سریع مشکل کمبود اکسیژن را تشخیص دهد که شما هم قبلا" به آن اشاره فرموده بودید.
یک پیشنهاد کوچک دارم خدمتتان. از آنجایی که این مجموعه هم روی اتفاقات پیش پا افتاده ای که منجر به سقوط هواپیما می شود مانور می دهد و هم روی شرایطی که هیچ امیدی به نجات مسافران و هواپیما نیست مانور می دهد پیشنهاد می دهم قسمتهایی را هم که روی نجات هواپیما می پردازند پوشش دهید که خدای نکرده کسانی که ترس از هواپیما دارند با خواندن مطالب مربوط به این مجموعه ترسشان دو چندان نشود و ببینند که در بدترین شرایط حفظ خونسردی ، مهارت کادر پرواز و انجام دادن دستورات خدمه پرواز می تواند خیلی مفید برایشان شود. به عبارت دیگه منظورم این هست که یکی دوتا حادثه بد و بعدش یکی دو تا موفقیت را منتشر نمایید. یاد سریالی بنام آینه می افتم که زمان کودکیم پخش می شد که هر قسمتش دو اپیزود داشت و اپیزود اولش "زندگی تلخ می شود" و اپیزود نهایی "زندگی شیرین می شود" بود.
زندگی شما هم همیشه به کام و شیرین باشد
سام (سوئد)
پاسخ
پسر عزیز و گرامی ام سام جان نازنین
خیلی ممنون که راهنمایی ام فرمودی ... راستش همین تصمیم را داشتم .. و می خواستم به قول شما به خوانندگان بگم که در کنار اشتباهات به ظاهر کوچک بار ها و بار ها هواپیما ها در سخت ترین شرایط اضطراری نجات یافته و به سلامت به زمین نشسته اند
من در حال حاضر مستند ایر کانادا رو که با همت خلبانش راحت نشست را در پست بعد از مطلب خودم خواهم گذاشت ... چون بنا ندارم پشت سر هم به این مستند ها بپردازم .. یک خط در میان به مستند ها با همین روش که فرمودید خواهم پرداخت
البته این روش خیلی سخت و وقت گیر است .. ولی چون مورد استقبال دوستان اگه قرار بگیره ، حتمآ این کار رو خواهم کرد
ممنون از شما
سلام اقای مدرسی مطلبتون خیلی جالب بود .حتما خلبانان این پرواز اتاق ارتفاع رفته بودند چون جز چکهای قبل از پرواز هر خلبان اتاق ارتفاع می باشد. اما فکر کردند این سردرد در اثر فشار کار و هواپیما ارتفاع گرفته و دیگه برای چک کردن دکمه دیر بوده و این فکر اصلا به ذهنشون نیامده چون کمبود اکسیزن بر عملکرد مغز اثر گذاشته.
راستی اگه یه خاطره از امتحانات ورودی ارتش در قبل از انقلاب بنویسید به نظرم جالب باشه
پایدار باشی
پاسخ
رضا جان عزیزم
ممنون از اظهار نظرت .. ولی خدمت شما عرض کنم اصلآ معلوم نیست ان ها دوره چند روزه اتاق ارتفاع رو گذرونده باشند .. چون من یادمه زمان ما .. من بعد از چندین سال آن دوره را گذرونده و متوجه شدم ضعف های بدنم در مقابل کمبود اکسیژن چیست
در پاسخ به سوال شما ... باید عرض کنم دقیقآ یک پرواز دیگر با متخصصان به آسمان رفته و همان شرایط را تکرار کردند و به محض قرار دادن دگمه بر حالت اتوماتیک مشکل بر طرف شد
سلام عمو بهروز
من یه سالی هست وبلاگت رو میخونم و اینجا رو به خیلی ها معرفی کردم
راستش چیزی که باعث سد بعد این همه مدت کامنت بذارم یه خورده دلگیری از رویه جدیدتونه
درسته اینجا سایت و بلاگ شماست و من حق تعیین تکلیف و از این جسارت ها رو ندارم
یه توصیه از دید کسی خدمتتون میگم که از بیرون داره اینجا رو به مدت یک سال و .... میخونه
این بررسی حوادث و ... رو که نشنال جیوگرافی داده رو همه میتونن گیر بیارن و اصلا فارسی سرچ کنیم کلی از این داکیومنتری ها رو وب و سایتهای فارسی میفروشن
من خودم کلی حیات وحش و علمی صنعتی و... از بی بی سی و .... هم دارم
غرض اینه که اینها رو ول کنین
ارزشمند واسه جوونهایی امثال من خاطرات صادقانه شماست
من بارها فرار سرهنگ معزی و حمله به اچ تری و اونی که رفتین تو خاک عراق نشستین و با بستن موشک بلند شدین و... رو خوندم
ارزشمند واسه امثال من خاطرات ناگفته شماست
راستی فقط این یه توصیه از یه دوست بود و احتیاجی به جواب دادن از طرف شما نیست و وقت شما رو نمیگیرم فقط تو عمومی سایت بذارین تا بازخوردش رو از طرف سایر بازدید کنندگان رو هم ببینین
همیشه سالم و شاد باشین
پاسخ
دوست عزیز و نازنینم
اولآ قبل از هر چیزی از شما به خاطر بین صادقانه تون تشکر می کنم . و صادقانه به شرافتم سوگند این موضوعی که شما اشاره کردید نمی دونستم ... چون با چه مکافاتی از سوئد برایم ارسال شد و من با دیدن ان واقعآ ذوق زده شدم ، احساس کردم برای خوانندگان سایت ام هم جالب خواهد بود .. و گرنه همه لااقل می دانند درج خاطرات خیلی راحت تر و بدون مشکلات ترجمه و تهیه فریم به فریم عکس است . تازه برای به دست آوردن همین تصاویر اگه بگم چقدر نرم افزار های گران قیمت خریدم ولی هیچ کدام پاسخ نداد تا این که خود سام از سوئد پلاگین خاصی را فرستاد ؟
تازه با وجود این برای این که ارزش مستند ها حفظ بشه ، تصمیم داشتم یک خط در میان ترجمه کنم
حالا هم من به فرمایش شما احترام می گذارم
و وجدانآ اگه دوستان این را از من بخواهند ... خب معلوم است بی خیال می شوم ممنون از شما دوست بزرگوارم که صادقانه نظرت رو گفتی
با عرض سلام!
ضمن خسته نباشید خدمت شما و تشکر بخاطر به تحریر در آوردن مستندات پروازی خواستم اشاره کنم که این روش یعنی ارائه متن بهمراه تصاویر بسیار خوب است و به تجسم حادثه کمک میکند.فقط بدلیل کم بودن سرعت اینترنت تصاویر زیاد باعث افزایش زمان بارگذاری سایت میشود.بنظر اینجانب اگر تعداد تصاویر را کمتر کنید وبجای آن چند تصویر از لحظات حساس واقعه بگذارید بهتر است.بعنوان مثال در همین پست اخیر حدود 4-5 عکس فقط مسافران یا خدمه را در حالت سرگیجه نشان میدهد که فکر کنم یک عکس کافی بود.هم زحمت شما کمتر میشود و هم حجم سایت پایینتر می آید.در مورد آمار بازدید کنندگان سایت باید عرض کنم که در یکسالی که با سایت همکاری میکنم متوجه شده ام که برخی از خوانندگان که همیشه کامنت هم میگذاشتند به یکباره ارتباط خود را قطع کرده و برخی دیگر ارتباط را کمتر نموده اند.هر چند علت واقعی این پدیده جای بحث دارد اما به تجربه دریافته ام که هر گاه مطلب پست راجع به خاطرات شخصی جنابعالی از پرواز با سی-130 و پروازهای جنگی میباشد مخاطب بیشتری به سایت سر میزند.شاید لازم باشد دوباره گریزی به خاطرات گذشته خود بزنید و مخاطبین بیشتری جذب نمایید.در ضمن باید اعلام کنم که برخی از سایتهای هوانوردی داخلی و نظامی که به آنها سر میزنم هر از چند گاهی پستهایی از مطالب شما و در مواردی از ترجمه های اینجانب را در سایت خود درج میکنند که البته باعث افتخار است و نشان دهنده توجه مخاطبین.در نهایت می خواستم بدانم آیا امکان دارد که با اجازه از صاحب سی دی های مستندات پروازی اقدام به کپی نمایید تا دیگر خوانندگان و منجمله اینجانب بتوانند از آنها استفاده کنند.
باآرزوی موفقیت
پاسخ
دوست بزرگوار و گرامی
با تشکر از بیان نظرات کارشناسی
و تحلیل کاملآ زیبای شما از روند بررسی سایت ... به اطلاع می رسانم همان گونه که در کامنت قبلی اشاره کردم ، برای من نگارش خاطرات قدیمی ام خیلی راحت تر و بی دردسر تر از ترجمه فریم به فریم و تهیه عکس است
در تمام مدتی که وبلاگ و سایت را راه اندازی کرده ام ، همیشه تابع نظرات خواننده هایم بوده ام
همیشه به هر نظر یاران همدل و صمیمی احترام گذاشته و ضمن پاسخ به یکایک عزیزان از نظرات همه بهره مند شده ام
در مورد نگارش خاطرات قدیمی باور کنید شما دومین نفری هستید که از امروز صبح در پاسخ به کامنت ها می خوانم
در باره کپی دی وی دی راستش من اصلآ حرفی ندارم . نظر صاحب اصلی ان این است که چون او در سوئد است و من بارها نام او ار برده ام ، ممکنه به دلیل نقص کپی رایت به درد سر بیفته .. ولی اگه برای مصرف خانگی بخواهید ف موردی نداره حتمآ تقدیم می کنم
باسلام خدمت خوشتیپ خودم.بابا جیگرتو بخورم خام خام (چشمک).از دوشنبه خونه نبودم الان صبح عاشورا اومدم خونه فقط برای دیدن پست جدید دیم با کمال تعجب 2 تا پست گذاشتی.از خوشحالی چشمهام برق زد.بابا میخواهمت بخدا.نمدونم چطوری ازتون تشکر کنم و فقط در یک کلمه میگم دوست دارم.میخواهی باور کن میخواهی .....میبوسمت بای.
پاسخ
به به هومن جان عزیز و دوست داشتنی
آره پسرم .. دیدم تعطیلات است .. دوستان تعطیل هستند .. گفتم جبران کم کاری ها رو کرده باشم
هومن جان من هم خیلی دوستت دارم به خدا
می بوسمت عزیزم
باز هم تشکر استاد به خواطر راهنمایی ها و دلسوزی هایتان
پاسخ
خواهش می کنم عزیزم .. کار خاصی نکردم
بهروزخان باسلام مجدد.
راستی یادم رفت نظر حقیرم رو درباره پست جدید به روش تازه بدم .باور کنید خیلی عالی هست چون مطالب با عکس مورد نظر جلوه خاص خودش رو داره که دقیقا مثل عروس با جهاز میمونه(چشمک).ممنون بهروز جان
پاسخ
هومن جان نازنین و دوست داشتنی
ممنون عزیزم .. از این که زحمت کشیده و نظرت رو اعلام کردی
هومن جان امروز یکی دوتا کامنت دریافت کردم که بعضی از دوستان خواننده اظهار داشته اند که ترجمه مستند و درج درسایت برای اغلب خوانندگان جالب نیست .. چون آن ها فیلم را دیده و یا در باره حادثه شنیده اند !! و چون برای من این موضوع تازه گی داره .. باید از خوانندگان بخواهم به طور جدی در این باره نظرشون رو به من بگویند
در حال حاضر برنامه من این بود یک خط در میان مستند ها رو درج کنم .. به عبارتی پست بعدی من از خاطرات خودم است .. ولی اگه دوستان راضی نیستند ، باید تغیر رویه بدهم
سلام،
در مورد این شیوه نگارشتون که خیلی جالب بود در ضمن همه که به این سی دی ها اگر هم باشه دسترسی ندارند! البته باز هم تصمیم با شماست
این مطلب شما خیلی جالب بود ولی ماجرا خیلی غم انگیزه!چند تا سوال برام پیش اومداگه فرصت شد جواب بدین:
اول اینکه چرا فیوز مربوط به گرم شدن دستگاه ها روشن شده که خلبان دنبال رفع اون رفته؟
بعد اینکه چرا سیستم پرشرایز باید حالت دستی هم داشته باشه؟ تو این عکسی که شما گذاشتید سوییچش سه وضعیتیه، حالت وسط برای چیه؟!
ممنون، دیگه پر حرفی نمی کن :)
پاسخ
امین جان عزیز و گرامی
ممنون از شما به خاطر پی گیری مطالب سایت
عزیزم این که در آن پرواز با به صدا در امدن بوق اخطار ، همان گونه که در تصویر هم می بینی ، آن اخطار عمومی بود . که به خلبان هشدار می دهد هواپیما دارای مشکلی است . ولی خلبان اشتباه فکر کرده و تصورش از گرمای موتور ها بوده !! و یا فکر کرده همین جوری اخطار می دهد .. چون هیچ اشکالی به ظاهر دیده نمی شد . به همین دلیل از متخصص سراغ جای فیوز آن را می پرسد تا آن را قطع کند
اما پرسش دوم شما ... باید عرض کنم .. سیستم دستی پرشرایز یا منوال ، به خاطر کار و امتحان در روی زمین است . که اگه بخواهند لیک و خروج پرشرایز را مشخص کنند ، روی آن حالت قرار می دهند و دیگر نیازی نیست هواپیما اوج گرفته و پرشرایز بشه .. به همین دلیل باید بعد از اتمام بررسی به حالت اولیه برگردانیده می شد ... یا اگه او هم فراموش کرده در چک لیست قبل از پرواز گروه بایستی حتمآ آن ها را چک کنند . چون در چک لیست است . احتمالا با رسیدن به این بند از چک لیست کمک خلبان یک نظر الکی انداخته و پاسخ داده ... چک
اما در باره حالت سوم .. راستش رو بخواهی من هم خیلی فکر کردم .. اما متوجه نشدم . چون با سیستم پرشرایز هواپیماهای ما فرق داشت
ولی تصور می کنم .. برای تخلیه سریع پرشرایز باشه ... دقیقآ نمی دونم
ولی می پرسم و به عرض خواهم رساند .. اگه دوستان هم می دانند ممنون می شوم راهنمایی فرمایند
یک نکته رو یادم رفت! اگه درست یادم باشه یک بار فرموده بودید که اگه هواپیما مشکلی داشته باشه در یک دفترچه مخصوص می نویسن و اگه مشکل چند بار تکرار شد هواپیما رو می خوابونن (درسته؟ چون من همه اطلاعات که از فنی هواپیمادارم از سایت شماست پس اگه اشتباه میکنم اصلاح کنید)اگر اینجوری باشه و همچین دفنری رو این هواپیما هم داشته نباید قبل از پرواز خلبان مشکل پرشرایز رو چک میکرد؟
پاسخ
امین جان من نوشتم اگه یک ایرادی هواپیما اورد .. مثلآ همین پرشرایز .. وقتی که تعمیر می کنند اگه دوباره همان ایراد قبلی مشاهده بشه .. این بار با زدن مهر " ریپیت " تکرار .. دقت بسیاری روی علل آن می شود .. و تنها به برطرف کردن مشکل فنی اکتفا نمی شود
در این هواپیما یک بار ایراد پرشرایز اورد .. دفعه بعد ایرادی نبوده .. خلبان حواس اش به کلید نبود
بهروز جان سلام.پست بسیار جالبیست بشما تبریک میگم.مطالب زیادی یاد گرفتم. بار علمی مطالب خیلی خوب شده مشتاقان خودرا جذب خواهد کرد و از گذشته هم بیشتر. من خودم به دوستان بسیاری حتی در خارج کشور پیشنهاد سایت شما را داده ام که بتدریج خواهند آمد.همت و شانه های پر توان شما مستدام باد.
پاسخ
سرور گرامی جناب آقای فرنودی عزیز
واقعآ خوشحالم کردی محمود جان
شنیدن تعریف از زبان اساتید فرهیخته و آگاهی چون جنابعالی برای من باعث افتخار است
با شناختی که از شما دارم ، می دانم همیشه در اظهار نظر هایت واقعیت ها رو عنوان می کنی .. و هرگز بر اساس احساس یا رابطه دوستی سخنی برای خوشایند کسی نمی گویی
محمود جان راستش رو بخواهی .. امروز متوجه شدم یکی دو نفر در بخش اظهار نظر های وبلاگ ، فرموده بودند : پرداختن به حوادثی که به صورت مستند بارها پخش شده است ، فاقد جذابیت های لازم است . ان ها توصیه فرموده بودند که خاطرات حقیر بیشتر سبب جذب مخاطب می شود
فکر کنم تا حالا سه یا چهار نفر در مجموع چنین اظهار نظری فرموده اند
از ان جا که بنده به اظهار نظر خوانندگانم خیلی اهمیت می دهم .. واقعآ بین دو راهی گیر کرده ام !!! ابتدا هم قرار بود یک خط در میان مستند ها رو منتشر کنم . و یکی از دلایل این کارم ... در دسترس نبودن ان در داخل کشور است . کما این که من واقعآ ذوق زده شده و هر فیلم را چند بار با دقت نگاه می کنم
حال انشاالله در حرف های خودمونی پست بعدی ، این مقوله را به نظر سنجی یاران خواهم گذاشت
ولی خوشحال می شوم تا نظر کارشناسی شما استاد اندیشمندم رو بدونم
موفق و پایدار باشی
سلام جناب مدرسی!
کامنت نهم که بصورت بی نام درج شده است متعلق به اینجانب میباشد که متاسفانه فراموش کردم که نام خود را بگذارم.خواستم ضمن عرض ارادت عرض کنم که همانطور که در یکی دیگر از کامنتها درج شده است مخاطبین از خاطرات شخصی شما استقبال بیشتری میکنند و بهتر است که مدتی به همان خاطرات بپردازید تا آمار انشاالله بالاتر رود.
ارادتمند
پاسخ
خیلی ممنون علیرضا جان
از شما تشکر می کنم .. واقعآ فرصت نمی شود تا درست حسابی از زحمات شما به دلیل درج مطالب بسیار غنی تشکر و قدردانی نمایم
علیرضا جان .. چشم حتمآ همین کار رو خواهم کرد . ضمن این که آن را به نظر سنجی دوستان هم خواهم گذاشت
اخه واقعیت اینه افت خوانندگان قبل از درج مستند ها بود .. نگاهی به آرشیو وبگذر ، بیانگر دقیق این دیدگاه است و از زمانی که این سه پست را آپ کردم ، امار نسبت به قبل کمی تکان خورد
علیرضا جان همان گونه که مستحضری .. مطلب آخر در وبلاگ خیلی عالی مورد استقبال قرار گرفت .. و یکی از دلایل بالا رفتن امار ، استقبال از وبلاگ بود . در صورتی که بازدید کنندگان سایت مثل گذشته بار طبیعی خودش رو طی می کنه
راستی علیرضا جان .. قصد دارم از این تعطیلات نهایت استفاده رو بکنم .. به همین دلیل شاید پست بعدی را فردا شب آپ کردم .. ممنون می شوم که مطلب ترجمه بعدی تا فردا اماده شود
با تشکر از شما
بهروز جان سلام
خسته نباشید
بابت مطلب جدید ممنون عالی بود به شخصه بسیار لذت می برم و از شما تشکر می کنم.از آقای صادقی هم بابت مطالبشان تشکر می کنم به خصوص مطلب آخری که جالب بود.به خانم سعیده هم خسته نباشید می گویم و امیدوارم مطالب آتی را از نظر نگارش کمی با وسواس بیشتر بنویسند.
درباره سطح تکنولوژی غرب و شرق مطالبی بیان کردید خواستم نظرم را در این باره قرار دهم.
به طور کلی میزان استقبال مشتریان در بازار آزاد جهانی خود به روشنی بیانگر این حقیقت است که کدام تکنولوژی برتر است.
اما بیشتر نظر ما در مقام مقایسه تکنولوژی هوافضای روسیه و آمریکا است.پس به سراغ مقایسه عملی آنها یعنی شرایط جنگی می رویم.آخرین جنگی که روسیه در آن شرکت داشت جنگ با گرجستان بود.درباره پیشرفت های تکنولوژی نظامی روسیه در سال های اخیر با معرفی تجهیزات جدید صحبت های بسیاری شده که حقیر از آگاهی درباره نسل جدید موشک های هوابه هوایی روسی واقعا حیرت زده شدم چیزی به مراتب بالاتر از حریف آمریکایی خود بودند.البته در روی کاغذ.اما جنگ گرجستان حقیقتی را آشکار کرد.اینکه با فرض اینکه تمام ویژگی های بیان شده درباره فن آوری های جدید روسیه درست باشد ولی با توجه به ضعف شدید مالی بخش اعظم آنها توسط ارتش روسیه به کار گرفته نشده اند.
شکست گرجستان با ارتش کوچکش در برابر ارتش بسیار قدرتمند روس بدیهی بود ولی روس ها این امر را با تسلیحات قدیمی زمان شوروی محقق کردند.جایی که از بمب افکن های جدید سوخوی.34 و هلیکپر میل.28 که آپاچی روسی محسوب می شود خبری نبود و بار کاری بر دوش پرنده های قدیمی سوخو.24 میل.24 و سوخو.25 بود حتی ارتش روسیه برای شناسایی مواضع طرف مقابل به جای استفاده از پرنده های بی سرنشین به سراغ هواپیمای توپولف.22 که بسیار بزرگ سنگین و کند محسوب می شود رفت که در نهایت مورد هدف قرار گرفت.
مشکل روس ها بیشتر زمانی آشکار شد که نتوانستند سیستم راداری و پدافندی گرجستان را از کار بیندازند. این سیستم بیشتر روسی بوده ولی توسط منابع غربی و اسراییلی در جهت سیاست های غرب گرایانه دولت گرجستان در پیوستن به ناتو روزآمد شده بود.البته کمک های صنایع نظامی اسرائیل به گرجستان را نمی توان نادیده گرفت برای مثال پرنده های بی سرنشین اسکای لارک را می توان نام برد.
از دیگر جنگ ها می توان به جنگ ایران وعراق یعنی دو کاربر تکنولوژی آمریکایی و روسی را نام برد.بیشتر نظرم 3 سال اول جنگ است که پیروزی مطلق نیروی هوایی دریایی و زمینی ایران را به دنبال داشت.با ادامه جنگ عراق برای غلبه به ارتش ایران به سراغ سایر کشورها رفت مثلا بعداز ناامیدی از هواپیماهای روسی به سراغ پرنده های فرانسوی رفت ولی باز به راحتی مغلوب اف.14 های ایرانی شدند.
سری جنگ هایی بین اعراب به عنوان کاربر تکنولوژی روسی و اسرائیل که کاربر تسلیحات آمریکایی محسوب می شوند اتفاق افتاده که خود بهتر نتیجه آن را می دانید و آخرین آنها بین اسرائیل و سوریه رخ داد.نیروی هوایی سوریه به عنوان کاربر آخرین و به روزترین تسلیحات روسی چندین شکست سنگین در کارنامه خود دارد.در نبرد سال 1967 این نیرو در هوا و زمین شکست سختی از اسرائیل خورد.این شکست در نبرد 1973 نیز با وجود پیشروی ابتدایی اعراب تکرار شد اما سخت ترین شکست سوریه به زمانی باز می گردد که در سال 1982 اسرائیل تصمیم به یکسره کردن تکلیف مبارزان فلسطینی مستقر در لبنان گرفت.تنها کشور عرب که حاضر به ورود مستقیم به نبرد با این رژیم شد سوریه بود.هواپیماهای اسراییلی با هجوم به دره بقاع در لبنان جایی که پیچیده ترین تاسیسات موشکی سام.6 سوریه قرار داشت در یک حمله غافلگیرانه دهها سایت موشکی سوریه را از کار انداختند.آنها سپس در درگیری با 90 فروند هواپیمای سوری که از دمشق به پرواز در آمده بودند تمامی آنها را از بین بردند.اسراییلی ها در این نبرد بسیار کوتاه که در نوع خود نخستین نبرد مدرن محسوب می شد از هواپیمای اف.16 که در آن زمان بسیار جدید محسوب می شد در کنار فانتوم بهره می بردند.
علاوه بر مواد جنگی ذکر شده می توان به سطح پایین تکنولوژی الکتورنیک روسی در هواپیماهایش همچنین کیفیت بسیار پایین ساخت آنها اشاره کرد طوری که تی.بی.ا یا تایم.بیتوین.اورهال هواپیماهای روسی بسیار پایین تر از حریف آمریکایی است.البته تکنولوژی روسی در زمینه موشکی مثلا موشکهای پدافندی و ضد کشتی و قاره پیما بسیار پیشرفته محسوب می شود که علتش بیشتر به سیاست دولت شوروی مبنی بر عدم تونایی پرداخت هزینه برای ساخت هواپیماهای پیشرفته باز می گردد.همچنین قدرت پرنده های ترابری روسی را نباید نادیده گرفت مانند میل.26 یا آنتونوف.224 که بیشتر اوکراینی است.
در زمینه فضایی در زمان شوروی سابق توان قابل توجهی نسبت به حریف آمریکایی وجود داشت مثلا توانایی شاتل روسی بوران نسبت به شاتل های فضایی آمریکایی بی اغراق دو برابر بود یا ساخت ایستگاه های فضایی مستقل مانند ایستگاه سالیوت و میر ولی با فروپاشی شوروی و ضعف مالی در سال های اخیر دولت روسیه برای تامین هزینه ها به توریسم فضایی روی آورده در حالی که حریف آمریکایی پروژهای بزرگی مانند ارسال مریخ نورد های روح و فرصت و طرح هایی مانند آسانسور فضایی یا بازگشت به ماه را دنبال کرده.
ببخشید زیاد نوشتم.
یاحق
پاسخ
دوست و سرور گرامی جناب آوالانچ نازنین
آفرین .. آفرین به این همه دانش و اگاهی و دسترسی سریع به مطالب و تحلیل های علمی که همیشه دارای جذابیت های عالی است
من قلبآ به شما تبریک گفته و تحسین ات می کنم
دوست عزیزم .. شما در اوایل فرمایشتان به نکته ای ظریف اشاره کرده و در مورد نگاه جهانیان به این دو قطب فرمودید
این بهترین پاسخ به دوست دیگرم شهرام است . که تکنولوژی روس ها رو برتر می داند و بس
اشاره به انتونف روسی کردی ... بله کمپانی این هواپیما در اکران است . یادمه در سفری که نخستین بار به شوروی سابق داشتم .. و در حال حاضر هم در حال نگارش خاطرات ان سفر برای پست بعدی هستم ، هواپیمای اختصاصی برژنف رهبر حزب کمونیست انتونف دو موتوره بود که تقریبآ شبیه فرند شیب های اف - 27 بود . و یادمه همون موقع می گفتند اکراین ساخته شده است .
در باره تحلیل هایی دقیقی که کردید ... با شما موافقم
من زیاد در این باره حرفی نمی زنم .. چون از زیبایی و ارزش مطالب شما می کاهد .. پس بار دیگر از شما به خاطر این گونه کامنت های علمی و اموزنده تشکر می کنم
سلام کاپیتان
عرض ارادت و خسته نباشید.
مطلب خیلی خوب گرد آوری شده بود البته این سبک جدید نگارش هم تو افزایش کیفیت مطلب خیلی موثره فقط حس میکنم خیلی کار روبرای شما وقت گیر تر بکنه.
خداقوت کاپیتان
یا حق
پاسخ
خیلی ممنون جناب نجاتی عزیز و گرامی
خوشحالم که دوست فرهیخته ای چون جنابعالی از ان تعریف می کند
بله نیما جان بی نهایت وقت گیر و پر درد سر است
ولی به عشق و شوق خوانندگان و دوستان به راحتی انجام می دهم
ضمنآ پست بعدی رو از دست نده .. اختصاصی است
درود براستاد مدرسي
در صورت امكان در مورد سامانه كنترل فشار "منبع تامين فشاروتفاوت ان در هواپيماهاي مختلف(به لحاظ اندازه و نوع موتور)قدري توضيح دهيد.
با سپاس
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
فکر می کنم منظور شما از فشار پرشرایز است .. مگه نه ؟
اگه منظورتون پرشرایز است ، لطفآ بفرمایید تا ان چه با دانش کم خود می دونم به عرض برسونم
سلام.
نسبت به مطلب قبلی به مراتب بهتر و جذابتر شده. خواننده رو شیرفهم میکنه! خیلی ممنون از بابت زحمتی که کشیدید و وقتی که گذاشتین.
با کامنت کاربر عزیزی که گفته «اینها رو ول کنین» مخالفم، اما با توجه به اینکه محور اصلی فعالیت شما بیان خاطرات خودتون هست، نظر حقیر اینه که شما مثلا هر دو سه پست یه دفعه به بررسی سوانح هوایی بپردازید؛ به این ترتیب نه از بیان خاطرات دور میافتین و نه مزهی این قبیل مطالب کم میشه. شاید این کار کمکی هم بشه در جهت افزایش تعداد بازدیدکننده.
اگه درست یادم مونده باشه هواپیماهای شکاری فاقد سیستم پرشرایز هستند، چون خلبان دائما ماسک به صورت داره... درسته؟
یه سؤال دیگه هم دارم: اهرم هدایت هواپیماهای شکاری هم «یوک» نامیده میشه؟
بخش « مطالب شما» پر از غلطهای دستوری و املائی هست و همین امر باعث شده که گیرایی و جذابیت کافی نداشته باشه، چون خوندن مطلب و فهمش با این وضع مشکله!
خاطره اگه درست بیان نشه حروم میشه.
پاسخ
علی جان عزیز و نازنین
ممنون از اظهار نظر شما
البته خودم قصد داشتم یکی در میان این مستند ها رو منتشر کنم .. ولی با نظر خوانندگان اگه مخالف بودند دیگه ادامه نمی دهم
هواپیماهای شکاری فکر می کنم پرشرایز می شود .. ماسک هم برای تنفس اکسیژن خالص است . ولی باید آگاهان نظر بدهند .. من دقیقآ نمی دانم
اهرم هواپیماهای شکاری استیک نامیده می شود
علی جان در مورد غلط های املایی باید عرض کنم که می پذیرم .. ولی می دونی چرا این قضیه پیش می اید ؟
از قدیم می گفتند کوزه گر در کوزه شکسته آب می خوره .. حقیقت داره
بنده که خود ویراستار مهم ترین نشریات و کتب بودم و هستم .. به قول شما مطالب خودم پر از غلط املایی است
یکی از دلایل ان .. چون من تند تند می نویسم و هر چه جلوی چشمم می آید که همان تجسم است .. سریع پیاده می کنم .. و هیچ مکثی برای اصلاح ندارم چون می ترسم از یادم برود .
دلیل دیگر وقت گیر بودن هر پست است که برای هر بخش ان خیلی وقت صرف می کنم .. و دیگه موقع چاکنویس رمقی نمی مونه که یک بار به دقت بخوانم ... چون چند بار این کار رو کردم .. وسواس بی اندازه ای که دارم سبب شده ندین بار یک پاراگراف را نوشته و پاک نمایم .. که فاصله بین پست ها زیاد می شد .. به همین دلیل تصمیم گرفتم دیگه بعد از نوشتن ، دوباره نخوانم .. چون اخلاق خودم رو می دونم و باعث حذف همه ان ها می شود
گاهی هم بعد از نگارش احساس می کنم سیاسی شده و مجبور به حذف بخش های زیادی می شوم .. همین عمل باعث بی ربط شدن در بخش هایی از مطلب می شود
و اما از ان جا که هدف من اطلاع رسانی است . برایم رساندن مطلب اولویت دارد . البته صحیح نویسی هنر است
اما باور کن وقتی یک مطلبی رو اغاز می کنم تا پایان ان کلی انرژی و وقت از من صرف می شود و هیچ رمقی نمی ماند ...
دلیل دیگر پیری و کند ذهنی و خنگ بودن فرد است که قدرت تشخیص را در مواقعی از دست می دهد
که در مورد بنده هممین مورد اخری صدق می کند
و اگر بدونم برای خوانندگانم نداشتن غلط املایی خیلی مهم است ... تمام تلاش ام رو خواهم کرد .. حتی اگه به بهای هر هفته یا ده روز یک مطلب باشد
سلام آقای مدرسی.
این طرحتون خیلی جالبه.ولی داستان ها با قلم شما یه مزه ی دیگه ای داره.
پاسخ
ممنون عطا جان گرامی
واقعا شرمنده ام فرمودید
موفق و پایدار باشید
سلام عمو جون. خوب هستید ؟ خانواده محترم خوبند؟ عمو جان براستی که پست بسیار زیبا و جالبی بود. به خصوص درج عکس ها در سایت و در میان مطالب خواننده را دقیقا در همان صحنه قرار می دهد. من از همین جا بر دستان گرمتون بوسه میزنم و مشتاقانه مطالب زیبای شما رو دنبال میکنم.
اگر هم میبینید من کامنت نمی گزارم نمی خواهم وقت گرانبهاتون رو بگیرم .
اما نکته ای را خدمتتون عرض کنم:
همانطور که در کامنت های قبلی ذکر شده به عنوان مثال بعد از هر 2 یا 3 پست مستند به خاطرات زیبا و آموزنده تان هم بپردازید . در مورد نگارشتون باید بگم که این روش جدید بسیار جالب هست لیکن اگر نوشته ها (توضیحات) آن رو بیشتر کنید عالی می شود. در نهایت سخن را کوتاه میکنم و شما را به خدا می سپارم (خدایی که در همین نزذیکیست_خیلی نزدیک تر از آنچه فکرش را میکنید_ خیر پیش.
ارادتمند همیشگی شما نوید-چ
پاسخ
نوید عزیز و گرامی
خوبی پسرم .. دلم برات تنگ شده بود
پسرم خوشحالم که از این شیوه خوشت آمده است
چشم سعی می کنم در راستای خواست خوانندگانم عمل کنم
با سلام:امشب داشتم جریان "وقتی چتربازها روی سیم خاردار افتادند" رو میخوندم به اسم کاپیتان نجفی اشاره فرمودید فکر میکنم ایشون الان استاد خلبان و رئیس ناوگان ایرباس300 ماهان هستند من شخصا چندین پرواز با ایشون داشتم اگه تشابه اسمی نباشه
پاسخ
نه عزیزم ایشان همون تیمسار نجفی فعلی هستند
که شما فرمودید رئیس ناوگان ایرباس ماهان هستند
ایشان از دوستان صمیمی بنده هستند که با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم
آقای مدرسی ببخشین ایمیلتون رو می تونم داشته باشم؟
پاسخ
عطا جان در سایت وجود دارد
behrouz.journa;ist@gmail.com
سلام کاپیتان
خسته نباشید...
باید برای چندمین بار بگم واقعا قلمتون زیباست...از این گذشته از ابتدای آشناییم با شما کلی مطلب جدید یاد گرفتم...در حین خواندم مطلب یه اتفاق خیلی خنده دار برام اتفاق افتاد که تا مدتی بهش میخندیدم...همون طور که گفتم من کلی چیز جدید ازتون یاد گرفتم...وقتی داشتم مطلب رو مطالعه میکردم،و وقتی به اونجاش رسید که همگی نیمه بیهوش شدن،ذهنم ناخودآگاه رفت به سمت سیستم پرشرایزر!!!و با خودم گفتم حتما نقصی در سیستم پرشرایز هست!!!!!!در صورتی که من قبلا اصلا نمیدونستم که این سیستم چیه!!!!ولی به لطف شما و با توجه به اینکه من مطالبتون رو موبه مو میخونم خیلی سریع به عقل ناقصم خطور کرد!!!!حالا چرا به فکر خلبان با تجربه نرسیده،خدا میدونه!!!همین الان هم در حال خندیدن هستم و باید ازتون به خاطر مطالب پربار و واقعا آموزندتون تشکر کنم...دستتون درد نکنه...خسته نباشین...
ببخشید که سرتون رو به درد آوردم...راستی نتیجه آزمایشات و معالجتون خوب بود؟
در پناه حق
پاسخ
عرفان عزیز و گرامی
با تشکر از شما و دقت نظری که به مطالب حقیر داری
بله عزیزم او اگه کمی فقط حواس اش را جمع می کرد ، سر دردی که داشت از علایم کم بودن اکسیژن است
حتی میهمانداران هم وقتی دیدند مسافران سرگیجه دارند .. خودشان می دونستند که از بی اکسیژنی است
چون آن ها هم دوره اتاق ارتفاع رو باید گذرانده باشند
ولی به دلیل این که ماسک ها آویزان شده بود .. طفلک ها فکر کردند خلبان در جریان است
و به این ترتیب همگی دچار سانحه ای دردناک می شوند
پسر عزیزم از این که به مطالب توجه و دقت می کنی از شما سپاسگزارم
در مورد آزمایشات .. راستش فعلآ کج دار و مریزاد می گذرانم
ممنون از شما
سلام آقای مدررسی عزیز
امیدوارم که خوب و خوش باشید.مطلب بسیار جالبی بود و این شیوه جدید که متن و تصویر رو تلفیق کردید جذابیت آن رو چندین برابر کرد. خیلی ممنون از وقتی که صرف خوانندگان می کنید.من خودم به شخصه هم از خاطرات خودتون خیلی لذت می برم هم از تحلیلتون از سایر مسایل هوایی.
بهتون خسته نباشید میگم :)
ضمنا باز هم ممنون بابت کلام!
پاسخ
شبنم عزیز و نازنینم
ممنون از مهر و صفای شما دختر خوبم
خوشحالم که مورد پسند شما دوست مشکل پسندم واقع شده است
در مورد خاطرات بنده، خیلی لطف دارید ... باور کنید خود من هم در موقع نگارش خاطرات گذشته بیشتر لذت می برم .. چون یاد اور بخشی از زندگی ام است . جالب این که خیلی از وقایع و اتفاقات گذشته و قدیمی با سخنان و کامنت های خوانندگان محترم برایم تداعی می شود . و گرنه من به شخصه خیلی کم چیزی به خاطرم می آید .. گاهی شب در خواب یاد ماجرایی می افتم .. و به همین دلیل کاغذ قلمی همیشه زیر بالشم دارم ... یا در صحبت های روزمره ذهنیت یکی دیگر از اتفاقات و ماموریت های قدیمی یادم می آید .. به عنوان مثال .. در پست قبلی وقتی استاد بزرگوارم جناب فرنودی عزیز از شوروی سابق بحثی را مطرح کرد ، و از سختی های آن گفت .. با خوشحالی یاد یکی از ماموریت های مهم دوران خدمت خود در پیش از انقلاب افتادم .. که با اجازتون در حال نگارش آن هستم .. اگه خدا بخواهد یا فردا شب یا جمعه تقدیم دوستان خواهم کرد .. بله همان طور که گفتم .. بار ها موقع نگارش خاطرات گریه ام می گیرد .. گاهی یاد یاران صمیمی ام می افتم . و ساعت ها بی جهت می خندم .. خلاصه دنیای عجیبی برای خودم ساختم .. به همین دلیل است اتاق کارم همیشه مستقل بوده است . وای که باز پر حرفی کردم دخترم
مثل اینکه اشتباه متوجه شدید؛ منظور من بخش «مطالب شما» بود، نه پستهای خودتون. در واقع فرستندهی مطلب (خانم سعیده) رو مخاطب قرار دادم، چون میدونم شما دخل تصرفی در مطلبی که براتون ارسال میشه انجام نمیدین.
پاسخ
علی جان عزیزم
اولآ پوزش می خواهم که اشتباه متوجه کامنت شما شدم
دوم ... از ان جا که همیشه استباط ام این است که آن گونه که باید درست نوشته نشده است . و از ان جایی که تنها دیکته نانوشته غلط ندارد .. فکر کردم با مطالب بنده هستید
یاد یکی از فیلم های صمد افتادم .. که می گفت .. " ساکت " و دیگری می گفت ساکت را ننویسید .. ساکت باشید !! حالا هم شما منظورتان مطالب شما بود .. من فکر کردم مطالب خود من را می فرمایی و همان گونه که عرض کردم چون هیچ گاه نوشته هایم به دلم نیست و احساس می کنم مملو از اشتباه است به خودم گرفتم . عذر می خواهم
در مورد مطالب خوانندگان .. راستش این دختر عزیزم اصلآ تقصیری ندارد . شاید مقصر اصلی خود من باشم . زیرا همیشه به کار همکارانم احترام می گذارم و هرگز وارد حریم ان ها نشده و به خود اجازه دخالت نمی دهم . علی جان من حتی در تمام سازمان هایی که پست مدیریت داشتم ، هرگز به کار مدیران زیر دستم دخالت نمی کردم تا آن ها استقلال داشته باشند . و همین امر سبب رشد می شود . همان گونه که هرگز کار استاد خودم آقای علیرضا صادقی رو نگاه نمی کنم .. و بعد ها سر فرصت می خوانم . سعیده جان هم چون کار های نخست ایشان است ، خوشحال می شود اشکالات رو به او بگوییم . همه که نویسنده نیستند .. همه که ویراستار نیستند . شاید طفلک به امید من ارسال می کند .. و این وسط یک اشتباه عدم هماهنگی پیش امده است
به هر حال من از شما و همه خوانندگان محترم عذر خواهی کرده و خواهش می کنم یکی همت کرده و غلط های فاحش و عمدی را تذکر دهد .. مسلمآ در مطالب بعدی شاهد آن نخواهیم بود .
علی جان شما که غریبه نیستی عزیزم .. برای من ویراستاری و اصلاح متن 5 دقیقه هم کم تر زمان می برد .. ولی فکر می کنی هدف من از مشارکت جوانان در بیان خاطره چیست ؟
در کنار اطلاع رسانی و ثبت تاریخ گذشته ، سعی می کنم این سایت بر اثر مرور زمان اعتماد به نفس دختر خانمی را تقویت کرده و با همکاری شما خوانندگان فهیم و یاد اوری اشکالات ، که ممکنه اغلب سهوی هم باشد .. شخص رشد و نمو پیدا می کند .. و در کم ترین مدتی فرا می گیرد به راحتی هر مطلب و متنی را شیوا بنویسد . مسلمآ هیچ یک از نویسندگان بزرگ ، از ابتدا هنر نویسندگی را نمی دانستند .. سعید ه جان هم اگه ناراحت نشده و به هر یک از تذکرات دوستان گوش فرا دهد ، خیلی زود تر از ان چه فکرش را می کنیم ، متبحر خواهد شد . که قطعآ همین طوره
جناب مدرسی گل سلام دوباره، می تنم سیخ شد - حیرت آور بود - شب گذشته چند فیلم مستند از سقوط هواپیما دیدم که منفجر می شدند - تکه تکه می شدند - ناراحت شدم.
امشب چیزهای دیگری را به صورت مستند و واقعی دیدم که شدیدا امیدوار شدم.
یک هواپیمای فوق سبک احتمالا اسپورا مشغول مانور دادن بود که ناگهان بال سمت راستش را از دست داد
به نظر یک مرگ حتمی و یا اگر خدا و 124 هزار پیغمبر کمک می کردند یک فرود فوق العاده سخت همراه با شکستگی هواپیما و انواع اسخوان خرد شدنهای خلبان باشه
اما با کمال تعجب این خلبان به نظر من فوق العاده حرفه ای هواپیما را با یک بال کاملا صحیح و سالم و فوق لعاده حرفه ای به زمین نشاند.
من که چیزی از خلبانی حالیم نیست اما فیلم را در سایت خودم آپلود کردم.
آقای بامداد هم اگر ببیند احتمالا خودکشی می کند.
http://safe-invs.com/downloads/thebestpilot.avi
پاسخ
بابک جان عزیز و گرامی
ممنون از لینکی که قرار دادی
راستش در میان مستند هایی که به دست من رسیده است ، اغلب ان ها با وجود کنده شدن بخشی از بال یا ایجاد حفره در بدنه و حتی کنده شدن سقف هواپیما ، خیلی راحت به زمین نشسته بودند
به پیشنهاد سام عزیز .. برای عدم ترس مسافران از هواپیما ، تصمیم دارم پست های اتی را به چند نمونه از ان ها اختصاص دهم
ممنون از شما
با سلام خدمت آقای مدرسی عزیز
یک سئوال در مورد این پست داشتم،
آیا به دلیل اینکه در 737 چک پرشرایز در اورهد پنل به عهده ی فرست آفیسراست، مشکل پدید امده failure شخص فرست آفیسر به حساب نمی آید؟شاید اطمینان خلبان به فرست آفیسر باعث شد که به سیستم پرشرایز در اون لحظات شک نکند؟ حتی در عکسی که پنل پیدا شده می شود دو نمایشگر ّFLT ALT va LND ALT را مشاهده کرد، اگر فرست آفیسر ارتفاع مورد نظر پرواز را set می کرد مطمئناً سوییچ سیستم را نیز از منوال به اتوماتیک تغییر میداد، جای تعجب داره که فیرست آفیسر چطور چکلیست کابین پریپریشن رااینقدر بی دقت انجام داده است.
Best Regards
Dena
پاسخ
سرور گرامی دنای نازنین
متآسفانه به دلیل نگارش فونت لاتین ، کامنت شما برای من مخدوش به نظر می رسد . اما می توانم حدس بزنم که پرسش شما در باره مسئولیت فرست آفیسر یا همون کمک خلبان در توجه به پانل پرشرایز در اور هد اش بوده است . بله در چک لیست ها یکی از آیتم های قبل از پرواز چک کردن وضعیت کلید پرشرایز است ... که متخصص ها برای پیدا کردن لینک آن را دستی و روی زمین پرشرایز کرده بودند .. و در پایان فراموش کرده بودند چک لیست خاموش کردن را رعایت کنند . چون در چک لیست خاموش کردن موتور یا همون بازرسی بعد از پرواز حتمآ به آن اشاره شده است
اما دوست عزیزم .. موضوعی که من را به فکر فرو برده است .. اگه یکی از گروه پروازی دوره اتاق ارتفاع یا چمبر را گذرونده بودند .. حتمآ قبل از این اتفاقات و با مشاهده حالات غیر طبیعی خود می توانستند حدس بزنند که مشکل در پرشراسز هواپیماست . از طرفی خدمه حتمآ می دنستند ظرفیت کپسول بالای سر مسافران تنها دوازده دقیقه است . و این فرصت برای کم کردن ارتفاع کافی است ... مورد بعدی که فراموش کردم در پست به آن اشاره کنم .. در این ماجرا سه کپسول از پهار کپسول بزرگ اکسیژن خالی شده بود .. که یکی آندرس سرمیهماندارار ازش استفاده کرده بود .. دومی رو برای نامزدش وصل کرد .. و سومی را برای کمک خلبان .. و در لحظه سقوط یک کپسول پر مخصوص گروه پروازی پیدا کردند .. منظور من این است حتی اگه یک نفر دوره چمبر را طی می کردند ، با یک عدد از همان کپسول های بزرگ و پروتابل اکسیژن می توانستند خلبان و کمک اش را ریکاوری کرده و یا خود هواپیما رو نجات می داد .. از قدیم گفته اند برای وقوع عر سانحه ای ، چند عامل دست به دست هم می دهند .. که این یک مورد واقعآ بچگانه و دور از تصور بود
ممنون از شما
آقا مدرسی شما کارت بیسته، ما کی باشیم که بخوایم از شما ایراد بگیریم! ;-)
پاسخ
نه عزیزم هرگز این فرمایش را نفرما
عزیزم اولآ شما عزیز و سرور بنده هستید
دوم این که پسرم هیچ کس کامل و بدون اشکال نیست .. کسی عاقل است که ابه حرف و توصیه دوستان و علاقه مندان گوش دهد
با تشکر مجدد ازشما
کلیپی که آقای «بابک راستی» لینک داده کاملا واضحه که ساختگی هست.
پاسخ
خوشبختانه یا بدبختانه من فقط صدای موتور هواپیمای کوچکی را در حال پرواز شنیدم .. و تصویر نداشتم
با سلام!
جسارته ولی من متوجه نشدم خواپیمای داستان شما از چه نوعی بود! شاید هم ندیدم؟ ممنون میشم اگر بگید
بنام خداوند بخشنده و مهربان
استاد عزيزم جناب مدرسي سلام
دوست عزيزم آوالانچ گرامي نظر و جوابيه خوب شما را در خصوص تكنولوژي روسي خواندم كه نقد مختصري درباره آن دارم
شما در قسمتي از صحبتها فرمودي به خاطر سياست دولت شوروي ، خواستم بگويم تمامي تجهيزات روسي كه به كشورهاي ديگر فروخته ميشد بسيار ضعيفتر از نمونههاي بكار گرفتهشده در خود شوروي بوده اين ضعيف نمودن سيستمها كه شامل رادار ، آويونيك ، موشكها و ... مي شده به دليل اين سياست روسها بوده كه اگر روزي آن كشور دارنده تسليحات روسي با شوروي درگير نبرد شد نتواند در مقابل آنها به پيروزي برسد ولي در جنگ گرجستان و روسيه چون تمامي تجهيزات در دو كشور قبلاً براي شوروي بوده هيچ تفاوتي با هم نداشتند و فقط به خاطر وسيعتر بودن و تجربه و امكانات ارتش روسيه و اينكه اين كشور داراي ارتشي كلاسيك بوده موفق به پيروزي در جنگ شده است ، مورد بعد اينكه در اين نبرد كه طراح اصلي آن آمريكائيها و اسرائيلي ها بودند يكي از حدفها امتحان كردن تجهيزات هوابرد جديد روسيه بود كه اين امر با درايت و هوش روسها و استفاده از همون تسليحات قديمي كه قبلاً مشتشان براي غربي ها باز شده بود به نبرد پرداخته و باعث خنثي شدن اين توطئه گرديده ضمن آنكه آمريكائيها نتوانستند ارزيابي دقيقي از اين تجهيزات به عمل آورند .
اما عمل تضعيف سيستمهاي جنگي هوابرد در آمريكا انجام نمي شده مگر در موارد بسيار حساس ، بطور مثال براي فروختن اف 14 به ايران فقط و فقط كمي از سيستمهاي رادار آن در جنگنده صاراتي به ايران تضعيف شده كه عمل راداري اين جنگنده را نسبت به همتاي آمريكائي در حد يك صدم ثانيه ضعيفتر نموده و اين كار هم فقط براي بستن دهن اعضاي كنگره انجام شده است يا فروش يك نمونه پيشرفته از جنگنده اف 16 به اسرائيل است كه از تمامي جنگندههاي بكار گرفته شده در تمام دنيا حتي خود آمريكائيها هم پيشرفته تر است.
در جنگ اول خليج فارس شاهد بوديم كه يك جنگنده سالخورده و پير ميگ 25 عراقي كه از چنگ گربه نر ايراني در هشت سال جنگ جان سالم به دربرده بود بسيار ساده و راحت بدون اينكه هدف قرار گيرد مثل آب خوردن پيشرفته ترين جنگنده آن روز جهان يعني اف 18 آمريكايهارا چنان هدف قرار داد كه خود آنها هم نفهميدن كه اين ميگ عراقي چگونه بدون استفاده از كمك گرفتن از رادار زميني موفق به انجام چنين كاري شده است ، بله پيشرفت تكنولوژي در آمريكائيها باعث شده بزرگترين ضعف به آنها روكند و آن هم غرور كاذب نسبت به تجهيزات مدرن!! است.
ضمناً در حال حاضر تجهيزات جديد روسها بسيار قوي تر ، مجهزتر و عالي تر و ارزانتر از آمريكائيها است ، بطور مثال در نبردهاي آينده اگر ماهوارههاي راهبردي آمريكا نتوانند با اف 22ها ارتباط برقرار كنند اين جنگنده چندصد ميليون دلاري مانند يك گاري در اثر حاضر در آسمان سرگردان شود نتواند هيچ دفاعي از خود كند زيرا صددرصد به ماهوارهها نيازمند است يعني حتي يك موشك نيمه فعال راداري را هم نمي تواند شليك كند ولي جنگنده روسي ميگ35 با تكيه بر فقط رادار خود اين غول آمريكائي را از فاصله خيلي دور مي توان به راحتي شكار كرده وبه زير بكشد ، البته بايد اضافه كنم جنگنده روس قابليت استفاده از ماهواره را نيز دارد.
پس نبايد حريف را با تكيه بر ضعفهاي قديم دست كم گرفت
قربان شما
علي كدخدايي
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
جقدر من لذت می برم دوستان بحث های علمی و تحلیل های درست از وضعیت صنعت هوانوردی و تسلیحاتی جهان می کنند .. .
من به دانش هر دو شما عزیز افتخار می کنم .. و لذت می برم که این سایت را مورد طرح موارد فوق کردید
من از جناب اوالانچ گرامی و شما خواهش می کنم برای پر بار شدن بحث ها این گونه تحلیل ها رو ادامه دهید
بهروز جان سلام مجدد.البته که ذکر خاطرات بخصوص افرادی مثل شما که هم موقعیت نظامی و پروازی داشته و هم در بحبوحه جنگ حضور داشته اند بسیار جذاب و شنیدنی است و حقا طرفداران زیادی هم داشته و خواهندداشت بویژه اینکه شما آنها را با اطلاعات فنی هم تلفیق نموده و دانش خوانندگانرا بالا می برید.منهم صددرصد موافقم و از خواندن آنها لذت میبرم.
پاسخ
سرور گرامی جناب آقای فرنودی عزیز
ممنون از محبت شما هستم استاد
البته شما قبول بفرمایید این نظر لطف و محبت خوانندگان محترم است که به این سایت سر می زنند و این جا را محلی برای بیان نظرات علمی می دانند
جناب فرنودی .. پست بعدی را از سخنان شیرین شما در مورد شوروی به خاطرم امده که در حال اتمام ان هستم
و ان را مدیون شما می باشم
Hi Dear Modaresi
Here is the explanation for third button on the Cabin Pressure Control System “CPCS” for the Boeing 737.
Digital pressurization controllers, Cabin Pressure Control System “CPCS”, panels have two automatic systems (AUTO & ALTN) for 737-600/-700/-800/-900 instead of a standby system for older 737-200 and 737-300, these alternate every flight. If the auto system fails, the standby / alternate system will automatically take over. The AUTO FAIL light will remain illuminated until the mode selector is moved to STBY / ALTN.
Please forgive me because of writing in English.
پاسخ
ممنون دوست عزی و بزرگوارم
چون راستش من هیچ اطلاعی از سیستم پرشرایز 737 ها نداشتم
ممنون از شما با این اطلاعات دقیقی که فرمودی
بنام خدا
استاد عزيزم مرا زيادي مورد لطف قرار مي دهيد ، جناب آولانچ بسيار بيشتر از بنده داراي دانش و اطلاعات هستند و حقير با تكيه بر اطلاعات قديم خود جسارت كرده و تحليل شخصي خود را نوشتهام وگرنه خيلي اطلاعات ندارم و لايق تعريف و تمجيد شما نيستم .
از دوست عزيزم آولانچ بسيار ممنون كه اطلاعات پربار و خوبي را در زمينه هوايي در سايت درج مي كنند .
حق نگهدارتان
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیزم جناب کدخدایی گرامی
هم شما و هم جناب آوالانچ دارای اطلاعات کامل و ارزنده ای هستید
تقابل این اطلاعات می تونه سطح کیفی سایت را بالا ببره .. کما این که برده است . من از دوستان بزرگواری چون شما و آوالانچ استاد فرنودی و بابک عزیز تشکر می کنم با عث ارتقای سایت شده اید
منتظر تحلیل های بعدی شما هستم
hi Mr.modaresi. your text was very exellent like every time.you writte very good.i wish best thing for you.sorry of writting english because my writting in persain is very slow.have good time.
پاسخ
به به حسنای عزیزم
آفرین دختر گلم .. عجب محاوره ای .. خیلی خوشم اومد
دختر عزیزم ممنون از تعاریف زیبای شما
باور کن نظرم در باره شما عوض شد ... حالا متوجه شدم ماشاالله دختری عاقل ، فهمیده شیطون کنجکاو اهل مطالعه و معاشرتی هستی
بهت تبریک می گویم
دوباره سلام.ببخشیدمن یادم رفت تو کامنت قبلی نظرمو درموردتصاویر بدم.به نظر من خیلی عالی باعث جذب خواننده میشه ولی زحمتش برای شما زیاد میشه.منتظر مطالب جدیدتون هستم.
پاسخ
خوبی دخترم
برای من خیلی مهمه تا نظر قشر نوجوان رو بدونم
وقتی شما بگی خوبه .. معلومه در کارم موفق بودم
اگه خدا بخواهد امشب یک مطلب جدید آپ می کنم .. مربوط ب خاطرات پروازی ام به شوروی سابق است
خیلی دوستت دارم دختر عزیزم
سلام آقای مدرسی عزیز
خسته نباشید.
پاسخ
ممنون محمود عزیزم ... شما هم خسته نباشید
درود براستاد مدرسي
بله منظور من سامانه پرشرايز است.
با سپاس
پاسخ
دوست عزیز .. ممنون از این که بار دیگه کامنت نوشتی .. راستی می دانید که من دچار کم حواسی شدید هستم .. به همین منظور در بین نظرات این پست گشتم تا دقیقآ ببینم علاوه بر پرشرایز چه موردی دیگر هم پرسش فرموده بودید .. که متآسفانه دیدم در پست های قبلی بوده است
به همین دلیل تنها به پرشرایز اکتفا می کنم
دوست گرامی .. همان گونه که مطلع هستی اکسیژن که حیاتی ترین عنصر تنفسی است ، در ارتفاع بالا نیست .. حدودآ از ده هزار به بالا کم کم درجه غلظت اکسیژن کم شده و دیگر از دوازه به بالا ما هوایی برای تنفس نداریم .. برای همین کوه نورد ها در ارتفاعات دچار مشکل و حتی خون ریزی مغزی می شوند
خب هواپیما ها چون برای فرار از تکان های شدید و هوای خراب و پروازی نرم باید خیلی ارتفاع بالاتر بگیرند ، به همین دلیل نیاز به سیستمی دارند که در آن ارتفاع تنفس مثل روی زمین عادی باشد . و این کاری است که دقیقآ پرشرایز انجام می دهد .. و با باد کردن هواپیما شرایط تنفسی ایده آل فراهم می کند . البته در پارانتز بگم .. معمولآ ما در هواپیماهای خود میزان غلظت اکسیژن هوا را هم سطح تهران یهنی چیزی حدود هفت هزار پایی زمین تنظیم می کردیم .. تا مردم دچار تغیر ارتفاع نشوند .. اما اگه در هواپیما بیمار ضربه مغزی و امثالهم داشتیم ، غلظت اکسیژن در هواپیما را هم سطح دریا تنظیم می کردیم . می دانی که سطح دریا به خاطر فشار اتمسفر برای بیماران خیلی خوب است . از بحث خارج نشویم .. خوب این سیستم پرشرایز از ان جا که به هر حال دستگاهی بیش نیست ، گاهی اوقات ممکنه از کار بیفتد .. خب طبیعی است که مسافران در هوا خفه خواهند شد .. به همین دلیل ماسک های اکسیژن پیش بینی کرده اند تا اگر این اتفاق افتاد ، تا خلبان ارتفاع هواپیما رو کم می کنه ، ان ها دچار مشکلی نشوند . البته همه گروه های پروازی باید دوره ای را به نام اتاق ارتفاع یا چمبر طی کنند تا متوجه واکنش بدن خود در مقابل کمبود اکسیژن بشوند . چون هر بدن نحوه استقامت و پایداری اش با دیگری فرق می کند . در اتاق ارتفاع شرایط را طوری تنظیم می کنند که انگار گروه پروازی در ارتفاع مثلآ 25 هزار پایی هستند .. سپس دکتر مربوطه از همه می خواهد ماسک های خود را برای لحظاتی بردارند ... و هر کی حالش بد شد .. سریع ماسک بگذارد .. در اتاق آزمایش که معمولآ هفت هشت نفر برای آزمایش می روند .. هر کس یک جور در مقابل کمیود اکسیژن واکنش نشان می دهد . مثلآ من خیس عرق شده و لرزم می گرفت .. یکی ناخن هایش سیاه می شد . یکی از گوشش خون می امد .. خطرناک ترین حالت اینه که کسی هیچ طورش نشه .. چون ناگهان غش می کند .. این کلاس حسن خوبش در این است که گروه پروازی اگه حالش بد شد زود تشخیص بدهد که این ناراحتی از سیستم پرشرایز است و زود دست به کار شود .. تا مثل پرواز هلیوس نگردند
امیدوارم پاسخ خود رو دریافت کرده باشید
سلام کاپیتان گرامی.
دیروز نیم من مثنوی براتون نوشتم وقتی ارسال کردم ارور داد و کلی خورد تو ذوقم!
خواستم هم عرض ادب و ارادتی کرده باشم هم بگم کاپیتان جان همه مطالب شما خواندنیه.هم خاطرات جذاب شما هم بررسی سوانح هوایی که انصافا من خیلی دوست دارم بخصوص الان که تصویر بیشتری در مطلب قرار میدهید.
در ضمن از الان منتظر "چگونه یک زنبور سیاه کوچک یک فروند هواپیمای مسافربری خطوط هوایی ترکیه رو با کلی مسافر به زمین زد" هستم که بدجوری حس کنجکاوی من را تحریک کرده.
یک سوال هم میپرسم اگر حوصله اش بود جواب بدهید.
چارلی ایر اسپیس یا مثلا "دی"یا "ایی" کلاس ایر اسپیس چه معنی میده؟
فکر کنم بعدا باید یک کتاب چاپ کنم اسمش هم بذارم سوالات حسام از
کاپیتان مدرسی!
ببخشید از اینکه سر شما را درد آوردم.
پیروز،شادو پاینده باشید.
پاسخ
حسام عزیزم ..باور کن بی نهایت خوشحالم از این که می شنوم روش جدیدی که در ارائه ترجمه یک مستند هواپیمایی انجام دادم ، مورد پسند و قبول نسل مشکل پسند امروزی است . و این تعهد و عشق ام رو به کار افزایش می دهد
حسام جان من تعجب می کنم چرا باید ارور بدهد !؟ اما در مورد زنبور کوچک سیاه عرض کنم که این واقعیتی باور نکردنی است که دنیای علم و تکنولوژی را مات و متحیر کرد .. ولی حسام جان اگه کامنت ها رو ببینی ، خیلی از دوستان خواهان ترجمه این مستند ها نسیتند .. چه با تصویر چه بی عکس ... .... از قبل هم خودم قصد داشتم یک خط در میان با خاطرات خودم ارائه بدهم .. و خودت می دونی من تابع نظرات دوستان هستم
اما شاید دو تا یا سه تا خاره از خودم بعد یک مستند .. بستگی به نظر دوستان خواهد داشت . تازه حسام جان به پیشنهاد سام عزیزم .. من نباید مردم رو از حوادث بترسانم .. و چندین و چند سانحه در هوا اتفاق افتاده که خلبان با مهارت به سلامت به زمین نشانده است . مطمئن باش یکی دو تا هم در ان ژانر باید ارائه دهم تا نوبت به زنبور کوچولوی شما برسه .. ولی مطمئن باش حتمآ آن را هم ارائه خواهم داد
موفق باشی عزیزم
با سلام
جناب کدخدایی عزیز
در مورد اینکه روس ها نخواستند تسلیحات جدیدشون مورد برسی طرف آمریکایی قرار بگیره.اینکه همیشه در جنگ های پیش روی ابر قدرت ها. فرصتی فراهم می شود تا تسلیحات جدید در شرایط واقعی مورد ارزیابی قرار گیرد.از نظر بسیاری منابع بیشتر تجهیزات جدید معرفی شده از سوی روس ها هنوز یا در ارتش عملیاتی نشده اند یا به طور بسیار محدود به خدمت گرفته شده اند مثل میل.28 یا سوخو.34 که بیشتر به مشکلات مالی باز می گردد.حتی در این جنگ روس ها موفق نشدند سیستم راداری و اطلاعاتی گرجها را کامل از کا بیندازند که خود یک ضعف بزرگ در جنگ های جدید محسوب می شود.
در مورد ضعیف شدن تسلیحات صادراتی روسی یا سایر قوانین عجیب هنگام صادرات از طرف آنها در نهایت شرایط و مشکلاتی را در سال های اخیر برایشان به وجود آورده که به یاری خدا در پست بعدی آقا بهروز که با موضوع سفر به شوروی است مطالب جالبی را پیرامون این موضوع قرار می دهم.
در مورد اف.22 خود بهتر می دانید این پرنده رادار گریز بوده و سیستم های مربوط و خاص خود را حمل می کند.سیستم راداری در اف.22 از نوع غیر فعال است که با اطلاعات ارسالی از سوی ماهواره ها و سایر پرندهای جاسوسی مانند بی سرنشین هایی چون پریدتور یا هواپیمایی چون آواکس حمایت می شود.در رادار غیر فعال به جای ارسال امواج تنها به برسی اواج پیرامون هواپیما در فواصل مختلف می پردازد یعنی یک گیرنده بسیار قوی است و می تواند سایر هواپیماهای اطرافش را از طریق امواج ارسالی آنها به راحتی شناسایی کند.حال اگر یک میگ.31 رادار پر قدرتی دارد و می تواند امواج آن را تا فاصله های دور ارسال کند پس امکان شناسایی اش از سوی اف.22 از همان فاصله وجود دارد.
البته در جنگ نوع تسلیحات مهم است ولی از آن مهمتر شیوه و استراتژی استفاده از آنها است طوری که یک استراتژی قوی می تواند یک اسلحه متوسط را بر اسلحه پیشرفته برتری دهد.
در نبردهای هوایی استراتژی دقیق بسیار مهم است.طوری که در یک نبرد هوایی با ایجاد موقعیت برتر هوایی توسط هر یک از طرفین یک میگ.21 اف.14 ایرانی را منهدم کند یا اینکه اف.5 ایرانی یک میگ.25 را به زیر بکشد.
ممنون از شما
پاسخ
دوست اندیشمندم جناب آوالانچ عزیز
واقعآ ممنونم که با پاسخ به تحلیل جناب کدخدایی ، این چالش علمی را بوجود اوردید .. و همان گونه که عرض کردم هم باعث ارتقای اطلاعات عمومی یاران می شود و هم بر کیفیت سطح سایت می افزاید
از شما و جناب کدخدایی و هر دوست بزرگواری که ای نبحث ها رو ادامه دهد ممنون و سپاسگزارم
خود من بسیار استفاده کرده و بر معلومات نداشته ام اضافه می شود
فقط خواهش می کنم در استفاده از واژه های لاتین خوداری فرمایید . البته برای پاسخ دهی مشکل ایجاد می کند .. ولی بعد از انتشار طبیعی دیده می شود
ممنون از شما
سلام بر کاپتان مدرسی عزیز.
حالتون چطوره؟
در مورد مطالب مربوط به سوانح هوایی فکر میکنم اگر با فاصله بیشتری باشه بهتره یعنی هر دو سه پست یک بار. اینجوری هم ما از خاطرات شما لذت میبریم و هم هر از چندگاهی از پستهای مربوط به سوانح هوایی. یعنی منظورم اینه که به نظر من هدف اصلی این سایت که همون بیان خاطرات شماست نباید به نوعی کم رنگ بشه. البته منظورم این نیست که کلاً سوانح هوایی مطرح نشه چون من خودم خیلی لذت میبرم ولی همونطور که گفتم اگه پراکنده تر باشه بهتره.
در مورد تعداد بازدید کننده هم یکی از دلایل عمده که تا حالا بهش اشاره نشده اینه که متاسفانه چندوقتیه اوشاع اینترنت ایران بهم ریخته و هر ازچندگاهی بسیاری از سایتها باز نمیشوند. مثلاً همین الا من نتونستم وبلاگ شما رو باز کنم! این سایت هم با یک آی اس پی دیگر باز نمیشد و با عوض کردن آی اس پی تونستم وارد بشم. خیلی از اوقات هم مجبورم با آنتی فیل تر وارد بشم البته نه بخاطر فیل تر شدن سایت بلکه بخاطر مشکلات اینترنتی ایران که اخیراً بوجود آمده و با آی پی ایرانی نمیتوان وارد سایتهای ایرانی شد! از طرفی هم یکی از آنتی فیل تر های معروف چینی که در ایران بسیار پر استفاده بود اخیراً برای غیر چینی ها پولی شده است. نمیدانم دیلیل این مشکلات فنی است یا خدای نکرده غیر فنی!
این مسئله کاهش بازدیدکننده سایتهای ایرانی تقریباً همه گیر شده بخصوص برای دومینهای دات آی آر. هرچه هست امیدوارم زودتر برطرف شود.
با عرض پوزش بخاطر پرحرفی یک مسئله دیگر هم میخواستم بگم. شما چرا از این سایت برای کسب درآمد استفاده نیمکنید؟ اینجوری هم میتوتنید همیشه به کار نوشتن و سایت داری که به آن علاقه دارید بپردازید و هم درآمد داشته باشید. این سایت برای گسترش یافتن ظرفیت زیادی دارد.
پیروز باشید.
پاسخ
دوست عزیز سیاوش جان نازنین
ممنون از این که با هر زحمتی است وارد سایت شده و به قول معروف چراغ ان را روشن نگاه می دارید
سیاوش جان در مورد درج خاطرات خودم ، چشم راستش رو بخواهی خودم هم به این نتیجه رسیده بودم که هر دو سه پست این کار رو بکنم .. و تازه حوادث دلسرد کننده را پشت سر هم بیان نکنم ..
در مورد افت بازدید کننده حق با شماست .. تا ببینیم چه پیش خواهد امد
سیاوش جان در باره کسب درآمد اگه منظور شما همین تبلیغات بنری است که در اطراف سایت قرار می دهند .. خب من حرفی ندارم ... یک جوان عزیز به نام جناب بازیار مسئولیت تبلیغات رو به عهده گرفته است
ولی اگه منظور شما تبلیغات کلیکی است .. راستش رو بخواهید دست خودم رو داغ کردم ! چون من یک بار این کار رو انجام دادم .. می دانی علاوه بر سایت وبلاگ هم بازدید کننده بالایی دارد و علاوه بر ان ها یک وب گلچین مطالب پروازی هم دارم .. من در هر سه تبلیغات متنی و تصویری را گذاشته بودم .. واقعآ استثمار کرده بود .. بیش از دویست هزار کلیک ، تازه دو هزار و چهارصد تومان برام در نظر گرفته بود !! در صورتی که در هر سایت من شش بنر تبلیغ می شد .. یعنی سه تا تصویری سه تا متنی .. اول وعده داده بود کلیکی پانزده تا 35 تومان .. اما اغلب را محاسبه نمی کرد .. وقتی هم من به مدیر ان نامه فرستادم چرا خیلی از کلیک ها را حساب نکردی ؟ آقا ناراحت شده و همه رو حذف کرد .. یک طرفه !! خب معلومه این افراد کلاه بردارند
و من در سایت به افشای آن ها پرداختم
به هر حال من خوشحال می شوم طرح و نظر شما رو بشنوم
جناب مدرسی عزیز همان تبلیغات بنری بسیار خوب است. یا مثلاً میتوانید برای سایت یک فروشگاه هم درست کنید و موارد مربوط به هوانوردی را به فروش برسانید.
برای گسترش سایت هم کارهای بسیاری میتوانید انجام دهید. مثلاً همین ترجمه های جناب صادقی که اگر در قسمتی مستقل در سایت شما جمع شود و بصورت لیست شده در اختیار بینندگان قرار گیرد یک مجموعه ارزشمند فارسی میشود که نظیر آن در اینترنت وجود ندارد و خود همین مجموعه میتواند آمار بازدیدکننده را بسیار بالا ببرد. ولی الان این مجموعه پربار به نوعی در سایه خاطرات و نوشته های جذاب شما قرار میگیرد و از پتانسیل آن بخوبی استفاده نمیشود. همین امر برای مطالب خوانندگان (مثل مطالب خانوم سعیده) هم صادق است. اگر جایی مستقل به این موارد اختصاص یابد انگیزه این عزیزان هم برای نوشتن مطالب بیشتر میشود.
خیلی طرحهای دیگر هم میتوان داد که خود شما که استاد ما هستید و خوانندگان عزیز سایت میتوانید فکر کنید و طرحهای بسیار خوبی برای این سایت ارائه کنید. با بالارفتن آمار بازدید کننده میتوانید تبلیغات بیشتر و معتبرتری هم کسب کنید. میتوانید از خوانندگان سایت شخصی را بعنوان بازاریاب برگزینید که با ارگانها و شرکتها مزاکره کند و تبلیغات جذب کند و شما هم بعنوان پاداش درصدی توافقی به او بدهید و...
خلاصه کارهای بسیاری میتوان انجام داد. من هم هر وقت فکری به ذهنم رسید اینجا مطرح میکنم. دوستان دیگر هم میتوانند این کار را بکنند. خد شما هم مطمئناً با تفکر میتوانید طرحهای خوبی برای سایت اراده کنید.
در پایان هم دوتا لینک که مربوط به نقشه محل سقوط است به نقل از ویکیپدیا میگذارم.
موفق باشید.
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Helios_airways_flight_522_en_remi.png
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/8/83/Helios-cras-area.jpg/180px-Helios-cras-area.jpg
پاسخ
سیاوش جان عزیز و گرامی
ممنون از راهنمایی های عالی و پر بارتان
واقعیت رو بخواهی .. من در زندگی ام هرگز در تفکر مسایل مالی موفق نبوده ام . همیشه در هر کاری که بوی تجارت می امد ، متضرر می شدم . یک مثالی عرض کنم .. من به پاس سال ها کار فرهنگی در صدا و سیما و مجله سروش ، مدیر مسئولی یکی از شعب آگهی های روزنامه جام جم را به بنده دادند . خب همان طور که گفتم تجربه کار تجاری نداشتم .. ولی چون ایجاد شغل می کرد ، پذیرفتم . به یک بابایی که ملک تجاری داشت گفتم جا از شما ، مجوز نیازمندی ها از من . به شراکت کار کنیم .
خب حدود ده - بیست نفر جوان استخدام کردیم و به عنوان بازاریاب کار می کردند . به دلیل ارتباطاتی که با موسسات و شرکت ها داشتم ، ما خیلی زود ترقی کرده و به عبارتی رو آمدیم .. یک آقا پسر مومن و با تقوا به من معرفی شده بود که مسئولیت کار ها رو به او محول کردم .. هم مسئول صندوق بود و هم مدیر آن جا .. چشم بسته اعتماد کردم .. و علنآ هم می دیدم خیلی خوب تیم کار می کنند .. مدام به اون جوان می گفتم به کارمندان اضافه تر از حق طبیعی شون پاداش بده .. و قلبآ راضی بودم که عده ای نان حلال می خورند . می دونی چی شد .. ؟ همان جوان مومن و سر به زیر که خیلی ادعای مسلمانی می کرد ، تمام پول های شرکت را بالا کشید و باعث اختلاف با شریک ام شد . خنده دار این که شریک ام دشمن خونی شده و چک بیانه ملک را اجرا گذاشته و حکم جلب من را گرفت .. و حتی ما را از دفتر بیرون انداخت و قفل ها رو عوض کرد .. !! وکیل من گفت اگه بتونی ثابت کنی که او قفل های در را عوض کرده به جرم تصرف عدوانی زندانی می شود .. هر دوی ما به دادگاه شهید قدوسی رفتیم .. من برای اولین بار بود که قدم به کلانتری می گذاشتم .. ! قاضی پرونده چک ، من را به جرم کشیدن چک بی محل تنها پنجاه هزار تومان جریمه کرد .. ولی او را داشتند به زندان می بردند .. قاضی گفت دستم نمی آید حکم را بنویسم اگه رضایت شما را جلب نکرد ، حتی رضایت شاکی هم تآثیر ندارد .. و دست کم سه سال زندانی می شود .. دلم نیامد .. گفتم وسایل دفترم رو بده کاری ندارم ... خیلی حرف زدم .. در نهایت به خاطر کارمندان که بی کار شده بودند همین شرایط را با یک خانم محترمی اجرا کردم .. خلاصه بگم .. اون جا هم کارمون گرفته بود .. که از بد شانسی خوریم به پست چند تا فروشگاه موبایل .. من به خانم ها گفته بودم حرمت به مشتری بگذارید .. بر عکس همشهری که اول پول می گیره بعد چاپ می کنه ، شما اول چاپ کنید بعد بفرستید پول را بگیرند .. تا چشم باز کردم دیدم میلیون ها تومان اگهی چاپ شده و صاحبان ان پیدا نشدند !! و تا همین ماه پیش یک سوم حقوق ارتش ام بایت خسارت کسر می شد .. خب عزیزم دیدی اینکاره نیستم !! ارتباطات بسسیار قوی در همه جا دارم .. اما چه فایده که به قول قدیمی ها این کاره نیستم
ولی بدون تعارف اگه شما توانایی اجرای پروژه ها را داری ... بسم الله بفرما . به صورت رسمی قرارداد می بندیم و شریکی کار می کنیم یا اگر دوستانی داری که کار را آغاز کنند من حرفی ندارم . به قول بازاری ها حضرت عباسی روراست با هم کار می کنیم
تا خدا چه بخواهدد
ضمنآ در هر پروژه ای باید ابتدا حق و حقوق همکاران مثل جناب آقای صادقی ، یا سعیده خانم یا هر فرد دیگری که در این پروسه نقشی داره و بواسطه ان ها
به پول می رسید ، اولویت با آن هاست یعنی باید اول رضایت ان ها رو جلب کنیم .. اولویت اول آن ها هستند .. خود من زیاد مهم نیستم . دلم می خواهد اگه چند نفر مثلآ قراره بازاریابی کنند یا درآمدی داشته باشند ، بیشترین سهم را ببرند .. این جوری مزه کار بیشتر احساس می شه
البته یادم رفت بگم .. تا حالا خیلی ها پیشنهاد مشابه شما رو داده بودند .. ولی من زیاد راغب نبودم .. ولی الان به دلایلی که گفتم .. یعنی امکان کسب درآمد برای تعدادی فراهم بشه .. من حرفی ندارم . یک درصد خیلی کمی هم به من برسه قانع هستم
باسلام خدمت بهروزخان:
امیدوارم خوب باشین.بهروز خان خواستم بگم اصلا به کامنت بعضیها اعتنا نکن و همونو که دوست داری اجرا کن.چون دوستان پرواز این سایت دوست دارند تمام وقایع هوایی را بدونند و این دلیل نمیشه چون یکنفر این فیلم و دیده دلیل نمیشه ما از ان بی بهره شیم.امیدوارم که همین راه و ادامه بدهید.ممنون
پاسخ
هومن جان عزیز و گرامی
ضمن تشکر از کامنت شما .. پسرم خیالت راحت باشه .. اگه قرار باشه کاری در سایت صورت بگیره و تصمیمی لغو یا ادامه یابد ، حتمآ با نظر دوستان مخصوصآ صاحب نظران قدیمی انجام خواهد گرفت
آن طور نیست که من به خاطر یک کامنت پروژه ای که این همه دوستم زحمت کشیده متوقف کنم . من تابع نظرات خوانندگانم هستم .. ولی گاهی همین اقلیت هم راهنمایی های خوبی می فرمایند ، دلیل نمی شود که رعایت نکنم .. ! مثلآ گفته شده اگه قراره مستند ها ترجمه بشه و به این صورت ارائه بشه .. بهتره همه اش سوانح رو نشان ندهد . خیلی از فیلم های فوق در باره حوادثی است که خلبان با مهارت توانسته هواپیما رو در شرایطی که هیچ کسی انتظار فرود رو نداشته سالم به زمین بنشاند ... خب این نظر مثبتی است که نیاز به عقاید سایر خوانندگان نداره .. و من حتمآ رعایت می کنم .. یا مثلآ در باب این که کدام روش بهتره .. همه روش دوم که تصویری است رو تآئید کرده اند .. و این هم تصویب شد .. و من از این به بعد با این روش و به آن ترتیب در سایت قرار خواهم داد .. فقط می مانه که هر چند پست فاصله با خاطرات من انتشار یابد .. ؟ که اگه اون هم مشخص بشه .. قضیه حل است . آن طور نیست که که حذف بشه مسلمآ خود همان پیشنهاد دهندگان هم چنین چیزی را نمی خواهند
ممنون از شما
سلام بهروز خان
امیدوارم حالتون خوب باشه
مطلب رو خوندم عالی بود.عرض شود خدمت شما تشریح مستند کار خوبیه ولی پر زحمت برای شما.در مورد امار سایت فکر کنم نظر911 درست باشه.البته این کار من فضولیه ببخشید ولی وقتی یکی از خاطرات خودتونو میزارین خیلی خوشحال میشم وسریع میخونم.برای ما جونا خاطرات شما خیلی ارزشمنده ما که قدیما نبودیم بدونیم چه خبره این شما هستین که با بیان گذشته ها به ما اگاهی میدین من با خودن خاطرات شما روحیه میگیرم میخندم گریم میگیره
نصیحت میشم و به ایرانی بودنم افتخار میکنم
الان چند وقتیه اگه نظر ندم فکر میکنم اصلا مطلب نخوندم.
به هر حال ما همیشه برای خوندن مطالب صادقانه ای که برای ما مینویسید مشتاقانه لحظه شماری میکنیم.
امیدوارم منرو بخاطر فضولیام ببخشید.
دوستار همیشگی شما
پاسخ
صابر عزیز و نازنین
خیلی ممنونم که با بیان صادقانه خود ، بنده رو شرمنده فرمودید
صابر عزیزم .. همان طور که در کامنت های دیگر هم اشاره کردم .. من به خواست دوستان و یاران همدل کاری رو انجام می دهم ... در این مدت این گونه برداشت کردم که مطالب تآلیفی خودم رو دوستان ترجیح می دهند .. ولی خب مستند ها هم جنبه آموزشی خیلی بالایی دارد و باید لااقل هفته ای یک مستند تقدیم خوانندگان شود .
از این که با اظهار نظر خودتون بنده را راهنمایی فرمودید ، قلبآ سپاسگزارم
سلام جناب کاپیتان
واقعا باید به شما دست مریزاد گفت که هم مطالب به این زیبایی مینویسید و هم با این حوصله مثال زدنی به کامنتها جواب میدید.
دو تا سولا داشتم :
اول اینکه یک خلبان در تمام مدت پروازی خودش حتما باید با یک همواپیما که شماره سریال خودش رو داره پرواز کنه یا اینکه مثلا میتونه با چندین هواپیما از یک مدل که شماره سریالهای مختلف دارند بپره ؟
دوم اینکه سن بازنشستگی خلبان های ترابری و شکاری چند سالگی هست ؟
ممنونم از محبتتون
پاسخ
دوست عزیز و گرامی ام جناب حمید رضا جان
ممنون از مهر و محبت شما .. راستش در اون حدی که تعریف می فرمایید نیستم .. و پاسخ به کامنت ها وظیفه وجدانی ام است
در مورد پرسش اولیه شما ... نه عزیزم .. هر خلبان ممکنه با تمام هواپیماهای پایگاه ، منظورم از یک مدل است پرواز کند . چون وقتی ماموریتی به گروه پروازی ابلاغ می شود .. آن ها با هر هواپیمایی که گردان نگهداری در اختیار آن ها قرار می دهد پرواز می کنند . در غیر این صورت اگه قرار بود هر خلبان با شماره سریال خاصی پرواز کند .. شاید اون هواپیما ایرادی می اورد که تا ماه ها می خوابید .. آیا باید خلبان هم بی کار می ماند .؟
مثلآ خلبانان سی - 130 با هر هواپیمایی که ان روز اماده ی پرواز است به ماموریت می روند . در پایگاه های شکاری هم همین طور است . اما اگر چند فروند با هم به ماموریتی رفتند ... در آن صورت هر گروه با هواپیمای خودش پرواز می کند ...
در مورد پرسش بعدی .. عزیزم یک خلبان شکاری یا ترابری فرقی نمی کند .. در وحله اول یک فرد نظامی است .. بعد رسته اش خلبانی است
منظورم این است که همه افسر نیروی هوایی محسوب شده و طبق قوانین ارتش که برای همه یک سان است بازنشسته می شوند . هیچ فرقی بین یک افسر معمولی با افسر خلبان نیست .. فقط تخصص های هر یک فرق می کند که بر همان اساس مزایای شغلی و سختی خدمت فرق می کند ..
با یک مثال جالب ذهنیت شما را روشن تر کنم
ببینید .. همان طور که گفتم یک افسر خلبان .. حق و حقوق درجه اش را می گیرد + سختی کار که در مورد گروه پروازی و خلبانان اصطلاحآ حق پرواز نامیده می شود .. جالبه بدونی آقایون افسر و درجه داری که در اتاق ارتفاع خدمت می کنند هم مانند گروه پروازی حق و حقوق یکسانی دریافت می کنند !! یعنی یک سروان خلبان اگه دو ایکس حقوق اش باشد و یک ایکس حق پرواز ، دقیقآ همان را به افسری با همون درجه که در اتاق ارتفاع کار می کنه می دهند .. خب در همان ایام یکی از همکاران پی گیری کرد که این چه عدالتی است .. گروه پرواز که منطقه جنگی پرواز می کنند یا با جانشون بازی کرده در بد ترین شرایط ماموریت انجام می دهند چرا باید با فردی که در یک اتاق ثابت و بی تحرک کار می کند و پشت میز می نشیند .. هم حق پرواز دریافت کند .. پاسخ شنیدند که اگه پولی بابت حق پرواز به گروه های پروازی می دهند ، به خاطر سختی کار در ارتفاع بالا است .. خب این آقایون هم در همان اتاق ثابت .. شرایط ارتفاع بالا رو فراهم می اورند که باید حق سختی کار یا حق پرواز بگیرند .. بله ارتش چرا نداره .. یکی نمی تونه ادعا کنه چون من خلبان اف - 14 هستم باید از افسری که هم درجه ام است مزایای بیشتری دریافت کنم .. ولی در خطوط هواپیمایی غیر نظامی این گونه نیست
امیدوارم جواب پاسخ خود رو گرفته باشید
استاد مدرسی سلام
باز هم هز زحمات شما سرور گرامی سپاسگزارم و امیدوارم همیشه برقرار باشید
جسارت کردم و طرحی جدید برای معرفی شبکه گردشگری برایتان ایمیل کردم و منت بر من دارید اگر در صورت امکان با طرح قبلی تعویض نمایید.
قبلا از شما سپاسگزارم
طبیبیان
پاسخ
سرور گرامی جناب طبیبیان ارجمند
بله همین الان طرح جدید را دیده و در صفحه مطالب پست بعدی قرار دادم .
ضمنآ از ان جا که در وبلاگ مشکب به جهت ادیتور ندارم ، آن را در همین پست اخر هم مبادله کردم . ولی متآسفانه برای سایت امکان پذیر نیست و تنها از پست بعد این جایگزینی انجام خواهد شذ.
اتفاقآ خیلی عالی و زیبا هارمونی ابعاد و رنگ ها رعایت شده است . دست شما درد نکنه
استاد مدرسی سلام
باز هم هز زحمات شما سرور گرامی سپاسگزارم و امیدوارم همیشه برقرار باشید
جسارت کردم و طرحی جدید برای معرفی شبکه گردشگری برایتان ایمیل کردم و منت بر من دارید اگر در صورت امکان با طرح قبلی تعویض نمایید.
قبلا از شما سپاسگزارم
طبیبیان
سلام.
من که از خلبانی هیچی نمی دونم، وقتی داشتم مطلب را می خواندم، اولین چیزی که به ذهنم رسید، "پرشرایز" بود، خیلی عجیبه که این خلبان و کمکش هر دو این اشتباه را مرتکب می شوند.
این اشتباه ناشیانه نشان میدهد که اون مسافران و خدمه بیچاره، اجلشون رسیده بوده. البته این اظهار نظر شخصی من هست.
موفق و سلامت باشید.
پاسخ
احسان جان عزیز و گرامی
شما دقیقآ درست حدس زدی .. شاید ان ها دچار روزمرگی شده بودند
البته اگه کامنت های قبلی و پاسخ من را بخوانی ، اشاره کرده ام که اگه هر یک از گروه حتی میهمانداران دوره اتاق ارتفاع رو طی کرده بودند ، خیلی زود می فهمیدند مسئله پرشرایز است .
و به خلبان هشدار می دادند ..
اما ظاهرآ هیچ یک اون دوره را ندیده بودند
و به قول شما اجل همه فرا رسیده بود
با سلام
محبت شما همیشه شامل حال بنده بوده و امیدوارم روزی از طرف شما دستوری مبنی بر زدن طرحی برای شما دریافت کنم .
بی صبرانه منتظر آن روز هستم
طبیبیان
پاسخ
استاد ارجمندم جناب طبیبیان گرامی
من تنها به وظیفه ام عمل کرده ام . و این کار را با افتخار و بدون هیچ چشم داشتی انجام می دهم
چون زحمتی که شما برای اعتلای فرهنگ وطن ام می کشید ، باید معرفی شود
سلام مجدد خدمت جناب مدرسی دوست داشتنی.
واقعاً بسیار ممنونم که حاضرید ندیده و نشناخته با من قرارداد ببندید و کار کنید. انسنهایی مثل شما در این روزگار یک در میلیون هم پیدا نمیشود. حقیقتش با عرض شرمندگی من ساکن تهران نیستم و ساکن کرمانشاه هستم(همونی هستم که با درخواست من خاطره بیمارستان طالقانی کرمانشاه رو نوشتید) و از طرفی هم فرصت این کار رو بخاطر مشغله فراوان درسی و کاری و خانوادگی و... ندارم. علی رغم علاقه بسیار زیادی که به شما و سایتتان دارم و خیلی دوست داشتم که با شما همکاری کنم ولی بنا به دلایل فوق برام مقدور نیست. من هم این پیشنهاد رو فقط برای رونق بیشتر سایت و نوعی همفکری با شما دادم و قصدم پیشنهاد همکاری و... نبود. به هر حال از لطف شما بسیار ممنونم و مطمئناً این سایت با مدیریت شما بسیار پیشرفت خواهد کرد. ولی باز هم بر پیشنهادهای خودم تاکیید میکنم بخصوص جدا کردن ترجمه های جناب صادقی بصورت زیر مجموعه ای از سایت. بسیار پربار خواهد بود.
کاشکی امثال شما در ایران زیاد بود.
موفق باشید.
راستی یک سری ایمیلهایی از طرف آدرس
info@oldpilot.ir
برایم میاد که نوشته های اون نا مشخصه و پیغامی مبنی بر نرسیدن ایمیل میده! نمیدونم قضیه چیه!؟
موفق باشید.
پاسخ
سیاوش جان عزیز و گرامی
ببخشید که شما دوست قدیمی ام رو به خاطر نیاوردم
عزیزم از نگاه من تمام انسان ها خوب و با شخصیت هستند .. من همیشه همه را به چشم انسان هایی با محبت و درستکار می بینم .. و تا آخر عمر هم این گونه خواهم ماند .. و شاید باورت نشه .. خیلی خیلی ضرر کردم .. خیلی زمین خوردم .. و به خاطر همین نوع نگاهم بار ها به حد صفر رسیدم .. اما به توصیه همسرو و دوستانم که همیشه می گویند به کسی اطمینان نکن .. می گویم .. این بهترین حس ذاتی من است . از من نخواهید این نوع نگاه را در خود بکشم . هر بلایی سرم می آید به حساب همان شخص می گذارم .. و هرگز نظرم روی خوب بودن همه مردم تغیر نمی کند .. چشم بسته به همه اطمینان می کنم .. در قضیه اجاره مسکن .. با اولین صاحبخانه ای که بعد پشیمان شد ، من بدون این که اون آقا را بشناسم کل ودیعه منزل قبلی را بدون رسید به او دادم .. !! خودش بعد ها تعجب کرده و گفت .. شما چگونه به بنده اطمینان کردی ؟ و همه ودیعه خانه را به من دادی ؟ خلاصه سیاوش جان من به این اعتمادی که به همه دارم افتخار می کنم .. و از خداوند می خواهم تا دم مرگ این حس زیبا را از من نگیرد
بگذریم .. شما بقدری خوب و صمییی هستی که من با شما درد دل می کنم
بله عزیزم .. من به فکر درآمد نیستم .. یعنی بلد نیستم .. ولی اگه احساس کنم چند نفر با این کار چیزی گیرشون می آید ، حاضرم خودم هیچی نگرفته ولی در عوض پولی گیر بعضی جوان ها بیاید ... فکر نکنی که وضع مالی ام خوب است نه والله ... به هر حال پینهاد شما خیلی عالی است .. من در خدمت دوستانی هستم که قصد همکاری داشته باشند
ممنون از راهنمایی های خوبی که کردی
سلام استاد.ممنون از تعاریف زیبای شما.من هر روز میام مطالب جدیدو میخونم.واقعا عالی مینویسین. یه سوال درمورد اینکه چرا اجازه فعالیت در زمینه خلبانی روبه خانم ها نمیدن؟واقعا چرا؟ با تشکر
پاسخ
دختر عزیزم حسنا جان نازنین
ممنون که مطالب سایت رو می خوانی
عزیزم .. راستش رو بخواهی من تحقیق کاملی در مورد این موضوع انجام دادم و با خیلی از دست اندرکاران صحبت کردم می دانی نتیجه چه بود ؟
ما هیچ منع قانونی در این راستا نداریم . یعنی همه خانم ها مثل آقایون می توانند در خطوط هوایی از خلبان زن استفاده کنند . اما جالب این جاست آن چه سبب عدم تحقق این مهم می شود ، سنگ اندازی بعضی از خانم های مسئول در هواپیمایی است
به عبارت ساده تر به من گفتند .. مثلآ فلان خانم ایکس هرگز نمی گذارد خانمی دیگر وارد این عرصه شده و خودی نشان دهد .. در ان صورت کسی مثل گذشته ممکنه او را تحویل نگیرند و از امتیاز انحصاری که در اختیار دارد شکسته شود
حتی من شنیدم چند زن ایرانی معلم خلبان از امریکا برای اموزش خانم ها به کشور امدند .. کاری کردند که ان چهار بانوی معلم خلبان فراری شوند
البته این ها شنیده های من است .. ممکن است مغرضانه هم بوده باشد
چون من با یکی از همین خانم ها مصاحبه کرده و در همشهری هم درج کردیم .. در شخصیت او چنین بد جنسی ندیدم . حال قضیه چیست باید خود خانم های خلبان تحقیق و اطلاع رسانی کنند
سلام عمو جون از ايرانسل دارم براتون بيام ميذارم.به خدا شرمنده هستم.سر فرصت توضيح ميدم.خيلي دوستون دارم
پاسخ
به به اسی جان نازنینم
الهی فدات بشم پسرم .. خیلی نگرانت بودم عزیز
نمی دونستم چی شده که دیگه سر نمی زنی
خدا رو شکر که حالت خوبه .. اگه کامنت هم نمی گذاری مهم نیست ... مهم این است که حالت خوب بوده باشد
و من از این که بار دیگر خبری از شما دوست نازنینم شنیدم ، واقعآ خوشحال هستم
بنام خداوند خالق زيبائيها
دوست عزيم آولانچ گرامي
ممنون از پاسخ شما اما در خصوص اطلاعاتي كه فرموديد چند مطلب را با هم مرور ميكنيم:
اف 22 تا آنجائيكه بنده مطالعه داشتم يك شكاري دوربرد با تكيه بر اطلاعات و ديتاهاي ماهوارهاي است و تقريبا به صورت 100% وابسته به تجهيزات ديگر، خوب اگر روسيه كه از لحاظ تكتولوژي ماهوارهاي بسيار قدرتمندتر و پيشرفته تر از همتاي غربي خود است با اخلال در سيستم دريافت امواج اين جنگنده و دادن اطلاعات غلط ماهوارهاي ،اين جنگنده را دچار سردرگمي كند به نظر شما اين غول تكتولوژي آمريكا چگونه مي تواند از خود دفاع كندو يا حتي چگونه مي تواند راه خود را پيدا كند البته بايد اذعان داشت حريف دستو پا بستهاي نيست ولي واقعاً چكار خواهد كرد؟
همانگونه كه مي دانيدو مي دانيم و در فيزيك هم مطالعه كرديم در طبيعت هيچ چيزي نارسانا نيست يعني تحت ولتاژهاي مشخصي حتي چوب و پلاستيك هم رسانا مي شوند پس ميتوان نتيجه گرفت هيچ چيز هم ( حتي رنگ يا مواد مركب ضد رادار )نمي تواند براي هميشه نا پيدا يا استيلت بماند مضاف بر اينكه جنگنده رهگير روسي ميگ 31 مدرنيزه شده توانائي شناخت اهداف استيلت را هم دارد و ميتواند از فاصله 120كيلومتر دورتر اهداف استيلت در سطوح بسيار كوچكتر از يك اف 22 را هم مورد هدف قرار دهد.
اما دوست عزيز پيشرفت تكنولوژي هميشه هم خوب و مفيد نبوده است بطور مثال بنده در يك آريشگاه سلماني راديويي لامپي 60سال قبل را ديدم كه بدون كوچكترين پارزيتي و با بالاترين كيفيتي كه تا آنروز ديدم( البته در محلي بود كه تقريباً نقطه كور هم محسوب ميشد ) امواج راديو را دريافت كند،اما راديو ضبط بسيار خوب و پيشرفته پسر همان آريشگر در همون مغازه نمي توانست با دو متر آنتن هم راديو رابگيرد ،البته شايد قياس خيلي خوبي را انجام نداده باشم اما پيشرفت تكنولوژي دردسرهاي زيادي را با خود به همراه خواهد آورد.
اما اگر آمريكا با تجهيزات بسيار مدرن هدايت ماهوارهاي كه در اختيار دارد ،درگير نبردي 100روزه گردد و اگر در خلا همين صد روز زمين دچار طوفانهاي الكترومغناطيسي خورشيدي گردد تكليف جنگنده هايي نظير اف 22 عزيزمون رو با يك موشك دوش پرتاب استينگر هم مي توان سرنگون كرد .
به هر حال روسيه از لحاظ علم فيزيك قويترين و غنيترين كشور دنيا بوده و هست و از استعمار پير انگليس هم مكارتر و سالوستر است و نبايد اين حريف رو دست كم گرفت آنها هرگز در طول تاريخ برگهاي برنده خود را مستقيماً رو نمي كنند و همانطور كه عرض كردم با تجهيزات ضعيف شده و توسط كشورهاي ثانويه با پيشرفته ترين تجهيزات غربيها نبرد كرده و با دريافت نمودن ضعفهاي آن تجهيزات خود را به روز و قويتر مي كنند.ضمن آنكه آنها بر اين اصل تكيه دارند كه در هر نبردي اگر شمشير را زودتر از حريف غلاف خود بكشي بيرون جان خودت را به خطر مي اندازد پس آنها مي توانند با تجهيزات سالخورده خود كه ارزانتر از تجهيزات چند صد ميليون دلاري هستند به جنگ با گرجستانيهايي روند كه نه ارتش كلاسيك و مدرن و نه تجهيزات خيلي پيشرفته داشتند (البته تجهيزات اندكي نيز داشت كه بسيار هم گران قيمت و به ظاهر مدرن بودند ولي در كسري از ثانيه همه آنها نابود شدند مثل پرنده بي سرنشين اهدايي از اسرائيل يا رادر قدرتمندي كه آمريكا به آنها داده بود)روسها باهوشتر از آمريكائيها هستندو در اين مسئله شك نبايد كرد.
دوستدار شما
علي كدخدايي
ضمن آنكه سگ زرد برادر شغاله.
پاسخ
پسر عزیز و نازنین علی جان
راستش رو بخواهی هر چه از این بجث ها را مطرح می کنید دامنه علم و دانش و قدرت تفکر خوانندگان رو افزایش می دهید .. در باره هواپیمای اف - 22 بگم .. مسلمآ امریکایی ها فکری برای آن ها کرده اند .. حتمآ آلترناتیوی قوی چون آواکس را هم براش پیش بینی کرده اند
به هر حال من با شما موافقم که روس ها موزی و آب زیر کاه هستند .. و همه چیز رو برای نبرد حیثیتی پنهان نگاه می دارند
از اوالانچ عزیز می خواهم دامنه همین بحث را ادامه فرماید
بنام خدا
استاد عزيزم سلام و پوزش بخاطر مزاحمت دوباره
دوست عزيزم آولانچ مطلب زير از قلم جا افتاده بود كه براي شما مي نگارم:
فرض مي کنيم که اف 22 از انجام يك عملياتي كه در آن توانسته بود چند هواپيما سوخو 27و ميگ 29 را هدف قرار دهد در راه بازگشت به جاي برخورد با هواپيماي سوخوي-27 به هواپيماي ميگ-31 مدل ام بربخورد اين هواپيما (ميگ-31كه در قسمت قبل توضيح دادم) داراي رادار زاسلون مدل ام است که بردي معادل 400 کيلومتر را دارا است اين هواپيما (به گفته کارشناسان) قادر به رهگيري پنهانکارترين هواپيما مانند بي -2 است . با توجه به اين مورد مي توان در نظر داشت قبل از اينکه اف-22 بتوانند اين هواپيما را در رادار خود تشخيص بدهد مورد هدف قرار مي گيرد و حتي در صورت رهگيري ميگ-31 بوسيله اف-22 نمي توان ان را مورد هدف قرار داد . اين امر به اين دليل است که ميگ-31 در ارتفاعي پرواز ميکند که هيچ جنگنده ديگري به جز ميگ-25(مدل قديمي تر ميگ-31) و اس ار -71 (جاسوسي) نمي تواند در ان ارتفاع باشد که اين خود عامل منبي بر برتري ميگ-31 و ناتواني اف-22 است. در صورت رهگيري اف-22 توسط ميگ-31 ، ميگ -31 مي تواند اين هواپيما را با يک موشک مدل ار-77 که بردي معادل حدودا 400 کيلومتر دارد هدف قرار مي گيرد و با توجه به اين که اين موشک روسي يکي از بهترين هاي جهان است نابودي اف-22 حتمي است و اين در حالي است که اف-22 با موشک هاي امرام(AIM-120) فقط مي تواند حدود شعاع 40 کيلومتري خود را مورد هدف قرار دهد.
اين ضعف يكي از بزرگترين ضعفهاي اف 22 به غير از متكي بودن آن به ماهوارهها است .
با عرض پوزش مجدد
علي كدخدايي
پاسخ
ممنون علی جان عزیزم
مطمئن باش آولانچ عزیزم پاسخ علمی شما را منطقی توضیح خواده داد
باز هم از شما تشکر می کنم
درود بر جناب مدرسي
استاد مدرسي منظور من از چگونگي كار سيستم پرشرايزر اين است كه ايا هواي تحت فشار از خروجي هواي كمپرسور (در موتور هاي جت)تامين ميشود واينكه از چند نقطه با توجه به اندازه هواپيما اين هوا وارد كابين ميشود ودر ضمن در موتورهاي پيستوني(ستاره اي و...)از كجا تامين ميشود.
با سپاس
پاسخ
دوست عزیز و گرامی
با شرمندگی فراوان اعلام می کنم ..بنده هیچ اطلاعات فنی در باره سیستم های هواپیما و نحوه کار کرد ان ندارم .. حتمآ دوستان اگاه در این باب پاسخ شما را خواهند نوشت .. پس در ارتباط با بخش نظرات باشید
با عرض سلام ودرود خدمت استاد بزرگوار عمو مدرسی گل خودمون.عمو جان خسته نباشید.بعد از یه مدت به سایت وزین شما سر زدن روحیه من رو دو چندان کرد و شاهد اضافه شدن یاران جدید به این خانواده بزرگ زیر سایه شما شدم بیشتر خوشحال شدم ولی در حرفهای خودمونی متوجه ناراحتی شما از امار بازدید کنندگان است به نظر من که مطالب شما حرف ندارد ومثل همیشه عالی است حالا یه مدت با وقفه اپ کردید این دلیل نمیشه که امار بیاد پایین اون امتیاز شما در گوگل چرا کم شده؟انشالاه بزودی این مشکل حل شود.عمو اندازه یک دنیا حرف دارم ولی حیف که این دنیای مجازی جوابگوی من نیست ولی یک حسنی که داره میتونه ارتباط ادم هارو یه ذره نزدیک کنه.عمو جان خودت چطوری اوضاع جسمیت خوبه تو رو قران به خودت انقدر فشار نیار یه ذره به فکر خودت و زن عمو باش راستی از این کاره جدید راضی هستی اوضاع خوب پیش میره.عمو به مولا دلمون لک زده برای یه دیدار مشتی وباحال میدونم سرتون خیلی شلوغه اگه یه موقع وقت کردید به من یه زنگ بزنید خدمتتون میرسم عمو فکر نکنی دیر به دیر کامنت می گذاریم به فکرت نیستیم و بی معرفتیم عمو خودت میدونی که درگیر درس وکارهای خاله ام هستم خیلی حرف زدم ببخشید سرتون رو درد اوردم مواظب خودتون باشید. باتشکر.یاعلی
پاسخ
به به .. رضا جان خوشتیپ گرامی
پسرم ممنون از لطف ات
در مورد امار دیگه دغدغه ندارم .. پشت یر هم آپ می کنم ببینم بهانه دیگه چیست ؟ .. خودم خوبم .. بد نیستم .. سر کار نمی روم .. حقوق اش خیلی کم بود .. و من استعفاء دادم .. من مواظب خودم هستم .. ممونم که این همه به فکر بنده حقیر هستی
من هم خیلی دوستت دارم .. حتمآ هوا یه خورده خوب شد میام دیدنت
مواظب خودت باش
سلام كاپيتان متاسفانه بعد از اون كامنت كه براي حروف انگليسي و تلفظ آنها پرسيدم موفق به تماس با شما نشدم خيلي خوشحالم كه مجددا دارم مطالب زيبا و تخصصي شما را ميخوانم نمي خواهم زياد وقت شما را بگيرم فقط چند تا مطلب
1- درباره نوشته قبلي منظورم سقوط ايرباس خطوط ايرفلوت است . از كجا مي توانم فيلمش را به دست آورم
2- سلامت جسم براي خلبانب شرط اول است (تا حالا اينجوري فكر مي كردم) چرا سازمان هواپيمايي ايران(هما) در آگهي استخدامش در سايت اختصاصي خود حاضر است اين موضوع را ناديده بگيرد يعني در ايران كمبود خلبان داريم ؟
در پايان تازه دارم با سيميلاتور پرواز مي كنم هم لذت بخش است و هم هيجان زيادي دارد گاهي وقتها با آنكه مي دانم اين يك شبيه ساز است ولي باز هم احساس واقعي دارم . واقعاً حس شما و ساير خلبانان را درك مي كنم و دست مريزاد به خلبانان شكاري مي گويم
قربان شما امير
پاسخ
امیر جان عزیز و نازین
من وبلاگ را به همین منظور با سایت هم زمان آپ می کنم .. تا اگه مشکلی در دسترسی به سایت بود از وبلاگ استفاده کنید
در مورد آگهی استخدام هما چیزی نمی دونم .. ولی مسلمآ آزمون پزشکی دارند .. ولی در اگهی ممکنه قید نشده باشه .. چون این را همه می دانند
در مورد نسخه فیلم .. شما اجازه بدهید سام بیاد ایران .. من خودم تقدیم می کنم
در باره پرواز هم باید عرض کنم .. تازه اولش است .. بعد دیوانه اش خواهی شد
سلام آقا بهروز خوش تيپ. اميدوارم خوب وسلامت باشيد.اين تيپ كه نوشته بوديد خيلي جالب و جواب داد. دست خودتون و عينك ريبنتون درد نكنه.
ارادتمند خوش تيپ ها
پاسخ
به به آقا رضای خوش تیپ
فکر کنم پست قبلی بود که یکی نوشت خوش تیپ .. نوشتم من فقط سه خوش تیپ می شناسم .. یکی آقار رضا آبادانی است .. دومی رضا خلبان جوان است .. سومی رو هم یادم رفت
رضا باور می کنی هر وقت به چشم هر کی عینک ریبن می بینم یاد شما می افتم !!؟ فدات بشم .. با ور کن هر جور شده یک عینک پیش من داری .. بچه آبادان با حال
سلام
http://www.youtube.com/results?search_query=air+crash+helios+522&search_type=&aq=f
موفق و سلامت باشید
پاسخ
احسان جان عزیز
ممنون از شما . .. ولی الان باز نشد .. شاید بعدآ باز شود
salam dost khob !
mamnonam az matlab por mohtava ke baramon gozashti.
va yechizi yadam omad shoma onghadr maro tarsundi ke dige omran ba havapeyma safar nakonam.
پاسخ
دختر عزیزم کیمیا جان
شما اشتباه می کنی عزیزم
اتفاقآ من این چیز ها رو می نویسم که اگه نسبت به مسافرت با ماشین مقایسه کنی .. می بینی خیلی خیلی کم است
تازه خلبانان بیشتر از من و شما جان خود رو دوست دارند .. نسبت به سوانح زمینی خیلی ناچیز است
سلام عمو بهروز عزیز من احسان هستم پنج یا شش ماه پیش یک کامنت براتون گزاشته بودم نمیدونم خاطرتون هست یا نه من پسر خاله ی احمد ارش کاوه علیمحمدی هستم که در سانحه ی سقوط هواپیما به همراه پدرشون علی اکبر علیمحمدی به دیار باقی شتافتند.غم خوانواده ی من خیلی بزرگه.ی سوال داشتم 20 تن بنزین برای مقصد تهران تا ایروان زیاد نیست که همچین فاجعه ی رو پدید بیاره .ممنونم
پاسخ
احسان جان خدا رحمت کنه همه کشته شدگان سوانح هوایی رو
پسرم .. نرخ سوخت هواپیما در خارج از ایران خیلی گران است .. برای همین اکثر هواپیما هایی که پرواز خارج از کشور مخصوصآ کشورهای همسایه رو دارند .. سعی می کنند با پر کردن باک خود ، مجبور به سوخت گیری در خارج از کشور نباشند
ضمن این که احسان جان ... فرقی برای کشته شدگان ندارد که بیست تن بنزین باشه یا ده تن .. در هر صورت انفجار حاصل از برخورد با زمین همه چیز رو نابود می کند .. یک گالن بنزین هم می تونه لاشه باقیمانده رو به اتش بکشاند
توصیه می کنم به این مسایل منفی فکر نکرده و به مسایل سازنده ای فکر کنیم