
پرواز مرگبار مسکو - هنگ کنگ
سارمان نشنال جئوگرافیک مستند های نفس گیری از سوانح هوایی مهم جهان تولید کرده است که در نوع خودش بی نظیر و دیدنی است . این موسسه معتبر با بازسازی اصل پرواز به شکلی ملموس حتی در مواردی شبیه خلبان سانحه دیده و گروه پروازی اش سعی در انعکاس جزئیات پرواز قبل از ساقط شدن هواپیما کرده و در نهایت با تشریح علمی و دقیق علل سانحه و نظرات کارشناسانه گروه تحقیق به معرفی و کالبد شکافی دلایل سقوط هواپیما می پردازد . در بعضی موارد به دلیل مفقود شدن سر نخ های سانحه ماه ها حتی سال ها به جستجو واقعیت ها می گردند . جعبه سیاه هواپیما و سی دقیقه آخر مکالمات کابین سوژه مستند سازان حرفه ای این سازمان معتبر است . فیلم های بررسی سوانح هوایی مخاطبان فراوانی در جهان دارد . مستند های یاد شده فوق در اغلب آموزشگاه های خلبانی و حتی خطوط هوایی معتبر جهان به عنوان فیلم های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد . علاوه بر آن با پخش از شبکه های ماهواره ای و تلویزیونی ممالک دنیا میلیون ها بیننده پای ثابت مستند های این سازمان هستند .
خب با این همه تعریف و تمجیدی که کردم باید عرض کنم مجموعه کاملی از این مستند های هوایی توسط سام نازنین که از دوستان بسیار شریف ام است به دستم رسیده است . و همان گونه که وعده داده بودم برای ارتقای سطح کیفی و محتوای سایت با اجازه شما یاران همدل و صمیمی قصد دارم هفته ای حداقل یک پست تقدیم شما کنم . اما از ان جا که تجربه گذشته ثابت کرده است که هر گونه تغیر در محتوای مطالب موجب تضاد سلیقه ای برای بعضی خوانندگان شده است .. از این رو سعی می کنم با مشاهده فیلم به همون سبک سیاق همیشگی خاطرات ام آن را برای شما عزیزان روایت کنم . اما مشکلی که تا همین امروز با آن دست به گریبان بودم .. تهیه عکس از فیلم است . ظاهرآ مسئولان ماکرو سافت برای جلوگیری از تکثیر عکس از روش ها یاد شده تمهیداتی اندیشیده اند که این امر صورت نگیرد . اما من دست از تلاش بر نداشته و تمام سعی و کوشش خود را برای تهیه تصاویر مطلوب برای تجسم بهتر از مطلب به کار خواهم برد .
و اما .. نخستین بخش از این مجموعه اختصاص به پرواز مسکو - هنگ کنگ دارد . هواپیمای نو و جدید ایرباس ۳۱۰ - آ متعلق به شرکت هواپیمایی ایر فلوت که در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۹۴ مسکو را به مقصد هنگ کنگ ترک می کند . اولین گام های سانحه از جایی آغاز می شود که خلبان هواپیما تصمیم می گیرد دو فرزند خویش را به سفر ببرد .. ! لحظه ای که پسر نوجوان ۱۵ ساله در کابین هواپیما بر روی صندلی پدر می نشیند ، هیچ کس به فکرش خطور نمی کند که ممکن است دقایقی دیگر این نوجوان باعث سقوط هواپیمایی مجهز شود ..! اما حادثه هیچ گاه خبر نمی کند . این که چه عواملی سبب حادثه شده یا نقش نوجوان چی بوده است .. ؟ بهتره مطلب را از ابتدا بخوانید ....

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی
خانواده کاپیتان کودرفسکی
یبست و دوم مارس ۱۹۹۴ یه روز به یاد ماندنی برای " الدا " پسر پانزده ساله کاپیتان کودرفسکی است . زیرا قراره برای نخستین بار سوار هواپیما شده و به اتفاق خانواده به خارج از کشور سفر کنند . پسر جوان خیلی خوشحال و ذوق زده به نظر می رسد .. الدا در حالی که سعی می کنه تمام لوازم شخصی از جمله نوارهای موسیقی مورد علاقه اش را همراه خود بیاورد ، صدای پدر را می شنود که او را صدا می کند ... در همین حال کاپیتان کودرفسکی وارد اتاق شده و به فرزندش می گوید ... عجله کن پسرم عمو " کاوالودا " منتظره .. پدر الدا ، " یالاسوا کودرفسکی " خلبان بین المللی خطوط هواپیمایی روسیه است که به خاطر ویژه گی حرفه اش به تمام کشور های جهان پرواز می کند .. خطوط هوایی " ایرفلوت " سالی یک بار اجازه مسافرت رایگان به خانواده های خلبانان می دهد . از این رو کاپیتان کودرفسکی قصد دارد همراه با فرزندانش برای گذراندن تعطیلات چهار روزه به هنگ کنگ مسافرت کند .
فرودگاه بین المللی مسکو
الدا به همراه " دیانا " خواهر کوچکتر خود خوشحال و سر حال همانند سایر مسافران سوار هواپیمای شیک ایرباس 310 - A پرواز شماره ۵۹۳ می شوند . اغلب ۶۳ مسافر هواپیما تجار و بازرگانان موفقی از هنگ کنگ و تایوان هستند که از فرصتی که به دست آمده برای بازدید از کشور شوروی متحول شده و مدرن به مسکو آمده اند . در هواپیما مسافرانی دیگر چون " ادرین دیول " هم به چشم می خورد که از شمال لندن به خاطر ارزان بودن بلیط های شرکت هواپیمایی ایرفلوت آن را برای سفر به آسیا انتخاب کرده است . او مدیر یک فروشگاه دوربین های عکاسی است که برای اقامت دوهفته ای و عکسبرداری از هواپیماها و همچنین فرودگاه تازه تآسیس شده هنک گنگ به این سفر امده است . یا " ماک نیوپورت " که شهروند انگلیسی است ولی در هنگ کنگ اقامت دارد .... میهمانداران با لبخند مهربان شرقی خود مسافران را به طرف شماره صندلی های خود راهنمایی می کنند ...
ایمنی در خطوط هوایی ایر فلوت
شرکت هواپیمایی ایر فلوت با خرید پنج فروند هواپیمای ۳۱۰ - A از فرانسه به ارزش هفتاد میلیون دلار استعداد اسکادران مسافربری خود را افزایش داده است . این هواپیما ها سه برابر ظرفیت بزرگترین هواپیماهای روسی قادر به جا به جایی بار و مسافر است . همه آن ها اتوماتیک و دارای ضریب ایمنی خیلی بالایی هستند . ایرفلوت سعی می کنه با آموزش خلبانان و گروه های پروازی استاندارد های ایمنی را رعایت کند . و از ان جا که این خطوط هوایی زیر نظر دولت اداره می شود ، همیشه بهترین توجه در رفع مشکلات آن به عمل می آید . در خطوط بین المللی روسیه هواپیماهای ایرباس با سرویس دهی منظم و پرواز به اقصی نقاط دنیا از اعتبار خاصی برخوردار است . خلبانان با پوشیدن اونیفورم های یک دست و مخصوص جلوه ای خاص به آن بخشیده اند .. این شرکت بهترین خلبانان باتجربه که در پرونده پروازی آن ها رعایت ایمنی بالا به چشم می خورد و تسلط کافی به زبان انگلیسی داشته را برای هواپیماهای فرست کلاس خود انتخاب کرده که همگی بعد از طی آموزش های تخصصی در کارخانه ایرباس مشغول به کار می شوند .. گفتنی است از میان ۳۰۰۰ خلبان موجود در روسیه ، تنها شانزده نفر برای کاپیتانی پرواز های فرست کلاس انتخاب شده اند ..
پرواز به سوی هنگ کنگ ...
همه چیز برای یک پرواز دلنشین آماده است .. داخل کابین کاپیتان " دانیلوف " در مقام فرمانده هواپیما بر روی صندلی سمت چپ نشسته است . کاپیتان کودرفسکی هم با ۹۰۰۰ ساعت پرواز موقتآ به عنوان کمک خلبان در صندلی راست قرار دارد . هر سه نفر از خلبانان فرست کلاس هستند . پرواز شماره ۹۳۵ رآس ساعت ۴:۳۹ دقیقه بعد از ظهر به وقت محلی از فرودگاه مسکو تیک آف می کند . کاپیتان دانیلو تلاش می کند از میان کالیدور های شلوغ مسکو راه خود رو به سمت هنگ کنگ ادامه دهد ...کابین هواپیماهای جدید ایرباس ۳۱۰ - آ دارای سیستم کامپیوتری بوده و مثل اغلب هواپیماهای دیگر دارای " اتو پایلوت " است که قادره ساعت های متوالی بدون کنترل دست پرواز نماید .. الدا و خواهرش با اوج گرفتن هواپیما بالاخره به آرزوی دیرینه خود رسیدند .. آن ها تعریف های زیادی را از پدر شنیده بودند .. هواپیما بعد از برخاستن به سمت شمال در امتداد سیبری تا " مونگولیا " ادامه داده و سپس به سمت شرق یعنی چین و هنگ کنگ می پیچد ...
چهار ساعت بعد از پرواز ....
حدود چهار ساعت از پرواز شماره ۵۹۳ گذشته است . تقریبآ به نیمه راه رسیده اند . پرواز بسیار آرام و دلنشینی است . اغلب مسافران بعد از صرف شامی دلپذیر با بستن چشم بند های خود ، به خواب نازی فرو رفته اند .. اما فرزندان نوجوان کاپیتان به خاطر هیجانی که دارند به خواب نرفته و بیدارند .. ! در کابین هواپیما ، کاپیتان دانیلوف به خاطر سرو کله زدن های اولیه قبل از پرواز از جای خود بلند شده و برای استراحت به خارج از کابین می رود .. و بلافاصله جای او را کودرفسکی می گیرد . نفر سوم هم به عنوان کمک خلبان کنار دست او می نشیند .. از این به بعد کروی جدید ادامه مسیر می دهند . کاوالودا با مشاهده کاپیتان اولی که مشغول صرف شام است ، آهسته در گوش الدای جوان می گوید .. می خواهی پرواز پدرت رو ببینی ..!!؟ پسر با هیجان خاصی می پرسد .. منظورت داخل کابین است ؟ و دقایقی بعد هر دو فرزند کاپیتان کودرفسکی به اتفاق عموی خود راهی کابین می شوند ...
ورود بچه ها به کابین هواپیما ..!
هواپیمای ایرباس بر فراز منطقه سیبری در ارتفاع ۳۳ هزار پایی در حال پرواز است . کاپیتان کودرفسکی هواپیما رو به حالت اتو پایلوت ( خلبان اتوماتیک ) قرار داده است . در همین لحظه با صدای ضربه ای به در کابین ، هر دو خلبان به پشت سر خود نگاه می کنند .. کاوالودا سر خود رو به داخل کابین کرده و خطاب به کاپیتان می گوید .. اجازه می دهید بچه ها وارد کابین شوند ..!؟ کودرفسکی با خنده و شادمانی می گوید .. بفرمایید .. به این ترتیب به همراه او دو فرزند کاپیتان وارد کابین می شوند . بچه ها مثل همه هم سن و سال های خود با دیدن کابین جالب ایرباس و عقربه های متعددی که در شب به رنگ زیبای فیروزه ای خود نمایی می کند ذوق زده شده و با خنده و شادمانی هیجان خود رو بروز می دهند .. پدر ابتدا فرزندان خود رو به کمک اش معرفی می کند .. کمک خلبان از بچه ها می پرسد .. چطوره .. ؟ آیا دوست دارید !!؟ هردو با هیجان می گویند خیلی عالی است .. در همین هنگام دیانا با نشان دادن صفحه بزرگی که در میان سایر آلات دقیق روبروی پدر قرار گرفته و تصویر هواپیمایی کوچکی در مرکز آن است ، می پرسد .. پدر اون چیه ..؟ خلبان پاسخ می دهد .. این کامپیوتر پرواز است ..
وقتی سناریوی مرگ نوشته می شود !؟
کاپیتان کودرفسکی وقتی اشتیاق دختر رو در پاسخ به سوالش می بینه ، بهش می گه .. دوست داری کنترل هواپیما رو به دست بگیری ..!!؟ هواپیما به نرمی در حال پرواز است .. اغلب مسافران به خواب عمیقی فرو رفته اند .. و هرگز پیش بینی نمی کنند چه اتفاقی در حال وقوع است .. دقایقی دیگر دختر جوان به جای پدر می نشیند . پدر می پرسه .. دوست داری خودت پرواز کنی ؟ دختر ناباورانه می گه نه بابا ..!! در همین حال کودرفسکی خطاب به دیانا می گوید .. یوک ( فرمان هواپیما ) را در دست بگیر .. مواظب باش به هیچ کلیدی دست نزنی .. و در همین حال با دست دگمه دیجیتال هدینگ ( مسیر پرواز ) را از ۱۰۵ درجه به ۰۹۰ درجه تغیر می دهد .. وی بدون این که هواپیما رو از حالت اتوپایلوت خارج کنه ، اجازه می دهد دخترش به نرمی یوک را به سمت چپ بچرخاند ... او با این کار خود اجازه داد دخترش احساس کنه که داره خودش پرواز می کنه .. در همین حال عقربه رنگی داخل کابین نشون می دهد که هواپیما در حالت " بنک " ( چرخش به طرفین ) قرار دارد ... دختر با هوشیاری رو به عقب برگشته و به پدرش می گوید ... قبول نیست این تو بودی ( منظور چرخش هواپیما ) !! در همین حال کاپیتان درجه هدینگ را به مسیر اصلی یعنی ۱۰۵ درجه تنظیم می کند ..
مرکز منطقه سرد سیبری ..
کمک خلبان هواپیما از طریق سیستم یو اچ اف با مرکز کنترل زمینی ارتباط برقرار کرده و آخرین وضعیت پرواز SU 593 را گزارش می دهد .. در این لحظه هواپیما در ارتفاع ۳۳ هزار پایی قرار داشته و در مسیر ۱۰۵ درجه پرواز می کند . آن ها ۳۲۰۰ کیلومتر از شرق مسکو فاصله گرفته اند . و تقریبآ در مرکز منطقه سیبری هستند .. حال نوبت به پسر نوجوان و پانزده ساله می رسد تا به آن چه همیشه آرزو داشت برسد .. با بلند شدن خواهرش او به روی صندلی خلبان می نشیند .. برق خوشحالی و شادمانی در چهره اش موج می زند .. در همین لحظه کاپیتان کودرفسکی خطاب به کاوالودا که دوربین فیلمبرداری اش را روشن کرده اشاره می کند که از پرواز الدا و نشستن اش در کابین ایرباس فیلم بگیرد .. الدا در حالی که با دستان کوچک خود کنترل هواپیما را به دست گرفته خطاب به پدرش می گوید .. به سمت چپ بپیچم ..!؟ کاپیتان با اشاره عقربه وضعیت هواپیما می گوید .. بله به سمت چپ گردش کن .. پسر جوان وقتی یوک را می چرخاند ، احساس می کنه فرامین خیلی محکم است !! در حالی که وقتی خواهر کوچک تر از خودش همین حرکت رو انجام می داد ، راحت و نرم به نظر می آمد ...
پرواز پسر پانزده ساله ... !
در ابتدا پسر جوان هر چه سعی می کنه با فشار دادن بر یوک هواپیما رو بچرخاند ، این کار عملی نمی شه . الدا فشار زیادی را وارد می کنه اما هواپیما به سمت چپ نمی چرخد .. ( چون اتو پایلوت وضعیت مسیر پروازی و کورس رو حفظ کرده است ) ولی ناگهان فرامین به نرمی حرکت می کنند !! کاپیتان در حالی که لبخند می زد مسیر پرواز را تصحیح کرده و هدینگ ۱۰۵ درجه رو به حافظه مس سپارد تا هواپیما از حالت چرخش به چپ به حالت طبیعی در امده و در مسیر اصلی قرار گیرد . و فرزندش احساس پرواز واقعی کند . دقایقی بعد .. کاپیتان کودرفسکی بار دیگر دولا شده و این بار دگمه مود ناوبری را تنظیم می کند. در حقیقت با این کارش به اتوپایلوت دستور می دهد تا کورس پرواز ( مسیر هواپیما ) را به سمت هنگ کنگ تغیر دهد . اما الدا هنوز فرمان رو به سمت جپ فشار می دهد... پسر نوجوان وقتی سعی می کنه یوک را به سمت راست بچرخاند ، احساس می کنه دوباره فرامین سفت شده اند !! در همین حال دختر خطاب به پدرش می گوید .. می تونم بروم سر جایم بخوابم ... ؟
آغاز مشکلات پیش بینی نشده در کابین ....
کاپیتان در حالی که سرگرم گفت و گو با دختر نو جوان اش است ، الدا که سه دقیقه ای بیش از پروازش نمی گذرد . در یک لحظه چشمش به عقربه نشان دهنده وضعیت هواپیما می افتد که به جای حالت تعادل و بالانس ، گردش به چپ رو نشون می دهد ..!! ضمن این که کنترل فرمان هم هر لحظه سخت تر از قبل می شود . پسر رو به پدر کرده و می پرسد .. چرا هواپیما داره می چرخه ..!!؟ کاپیتان با تعجب می پرسد .. آیا خود به خود می چرخه ؟ الدا پاسخ مثبت می دهد .. کودرفسکی با عجله به سمت آلات دقیق می رود . کنترل هواپیما هر لحظه سخت تر می شود و به نظر می رسه ایرباس در حال چرخیدن به دور خودش است ! کسی دلیل این مشکل رو نمی دوند .. در همین حال عقربه موقعیت سنج ، حالت هولدینگ رو نشون می دهد .. انگار که در وضعیت بالای فرودگاه قرار گرفته است !! در همین حال هواپیما در حالت بنک ۴۵ درجه قرار می گیرد ..!! هر دو خلبان مات و متحیر از وضعیتی که به وجود امده در حال بررسی وضعیت هستند .. در همین لحظه سیستم نشان دهنده هدینگ هم از کار می افتد . آن ها در این شرایط هیچ اطلاعی از وضعیت هواپیما ندارند ..
غیر قابل کنترل شدن ایرباس ..
هواپیما با سرعتی معادل ۶۵۰ کیلومتر در ساعت در حال پرواز است .. و به سختی از بنک خارج می شود .. پسر بچه نوجوان مات و متحیر و البته با کمی دلهره به حرکات پدر و کمک اش می نگرد .. درست در لحظه ای که خلبانان فشار به یوک وارد می کنند ، تا هواپیما تعادلش رو به دست اورد ناگهان با تغیر وضعیت همه به سمت عقب کشیده شده و فشار شدیدی به ان ها وارد می شود .. مسافران با حرکت ناگهانی هواپیما به صندلی چسبیده می شوند .. اغلب آن ها فریاد می زنند .. فرمانده هواپیما که در ردیف جلو در حال استراحت بود ، به سختی کمر بند ایمنی خود را بسته و محکم می کند .. ظروف غدا و پذیرایی از روی میز میهماندار به هوا بلند شده و واژگون می شوند .. کاپیتان کودرفسکی در همین حال تمام تلاش خود را به عمل می اورد تا تعادل خود رو حفظ کرده و هواپیما رو به وضعیت عادی برگردانند .. اما بی فایده است ..!! در همین موقع دماغه ایرباس ۳۱۰ - آ شروع به بالا رفتن می کند .. فشار جی وارد شده باعث شده تا خلبان نتواند کنترل رو به دست گیرد .. او بهترین تلاش اش رو انجام داد .. اما نتیجه بخش نبوده .. و هواپیما از کنترل خلبانان خارج شده است ...
جدال با مرگ در کابین ...
کمک خلبان در حالی که قطرات عرق سردی بر چهره اش نشسته است بار دیگر سعی می کند هواپیما رو به سمت چپ بچرخاند ... اما هیچ واکنشی از فرامین مشاهده نمی شود . الدا تنها کسی است که هر دو دستش بر روی یوک است .. کودرفسکی در حالی که فشار فراوان جی نمی گذارد از جای خود بلند شود ، در همون حال با صدای بلند به پسرش می گوید فرامین رو عقب بکش .. بکش عقب .. فشار بده .. اما فشار هواپیما نوجوان نحیف را به صندلی فشار داده و مانع از هر حرکت او شده است .. کاپیتان هم در یک لحظه قاطی کرده و حرف های متضادی می زند ... او یک بار بلند فریاد می زند بکش عقب .. و لحظه ای دیگر می گوید به پیچ به چپ .. یا به پیچ به راست .. چهار دقیقه از حضور الدا در کابین می گذرد .. پدر از او می خواهد از روی صندلی بلند شود .. اما او هر چه تلاش می کند ، موفق به تکان دادن خود نمی شود ... کودرفسکی عملآ فلج شده و هیچ کاری نمی تواند انجام دهد .. نیروی جاذبه حرکت او را گرفته است .. هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی روسیه پرواز۵۹۳ در این لحظه واقعآ به درد سر افتاده است .. ! هواپیما به سرعت در حال کاهش ارتفاع است .. فشار جی وارده به هواپیما سبب افزایش وزن و سختی هر نوع حرکتی شده است ...
لحظات مرگبار در کابین ...
کم کم مسافران وحشت زده هم متوجه شده اند که لحظه مرگ ان ها فرا رسیده است . بعضی زوج ها یک دیگر را محکم در اغوش گرفته در در ثانیه های باقی مانده عمرشون با هم باشند .. کاپیتان دانیلوف با درک شرایط اضطراری تمام تلاش خود را به کار می برد تا خود رو به کابین هواپیما برساند .. اما زحمات او بی فایده است .. و فشار شدید جی مانع از ان است که حتی چند گام بردارد .. هواپیما هم چنان در حالت بنک شدید قرار دارد .. و عملآ از کنترل خارج شده است .. در میان سر و صدا های فراوان اتوپایلوت هم خاموش می شود . در حال حاضر کنترل ایرباس در دست های الدای پانزده ساله و " اسکارلف " کمک خلبان با تجربه هواپیماست ... هواپیما در وضعیت استال ( وا ماندگی ) قرار گرفته است .. صدا های افراد کابین ضعیف تر شده است .. سیستم اتوماتیک ایمنی هواپیما ، ایرباس را در آن شرایط نگاه داشته است .. هواپیما در آسمان سرگردان است .. و دور خود با سرعت می چرخد .. ناگهان دماغ هواپیما پائین می افتد ... سرعت هواپیما به طور جنون امیزی افزایش یافته و با سرعتی معادل ۴۰۰۰ متر در دقیقه به سوی زمین شیرجه می رود ...
آخرین امید های واهی ...
هواپیما در ارتفاع ده هزار متری است که با شیرجه ای سریع به سوی زمین ، همه رو وحشت زده کرده است . کاپیتان اسکارلف جوان با نامیدی سعی می کند با کشیدن فرامین رو به عقب ، دماغ هواپیما را به حالت افقی نگاه دارد .. لحظات به سختی می گذرد .. آن ها دقیقآ می دانند که تا دقایقی دیگر به زمین برخورد خواهند کرد .. پس آخرین سعی و تلاش خود رو می کنند .. بالاخره با تلاش کمک خلبان دماعه برای لحظاتی بالا امده و هواپیما متعادل شده و در حالت افقی قرار می گیرد .. اما ناگهان شروع به کلایم ( صعود ) می کند ..!! در این شرایط اسکارلف خیلی سعی می کند که کنترل رو به دست گیرد . اما از شانس بد او هواپیما هم چنان به سرعت رو به آسمان بالا می رود . موتور های هواپیمای ایرباس آن قدر قدرت ندارند که هواپیما رو در شرایط صعود عمودی پشتیبانی کنند .. به همین دلیل سرعت به طور اتوماتیک افت پیدا می کنه .. در همین حالت کودرفسکی سعی می کند خیلی چابک خود رو به روی صندلی اش قرار دهد .. الدا هم سریع بلند شده و پدر جای او می نشیند .. آیا امیدی است !؟ در همین لحظه دماغه هواپیما رو به پائین افتاده و بار دیگر به سوی زمین شیرجه می رود ...
پایان اشتباه کودکانه .... !!
هواپیما بار دیگر در حالی که به دور خودش می چرخد به سمت زمین شیرجه می رود .. شرایط خیلی وحشتناک و غیر قابل باور است .. هواپیما در ارتفاع شش هزار پایی قرار دارد و با سرعت باور نکردنی هفتاد متر در ثانیه ارتفاع کم می کند .. !! از لحظه ای که کودرفسکی روی صندلی نشسته ، هر دو سعی می کنند هواپیما تعادل اش رو به دست آورد . کودرفسکی با شدت به پدال های رادر فشار وارد می کنه تا سرعت کم بشه .. در همین حال از کمک خود می پرسد .. سرعت ما چنده .. با ناباوری می شنود که .. من نمی بینم !! در لحظه ای که کاپیتان تراتل ها ( دسته گازها ) رو عقب می کشه ، به نظر می آید هواپیما کنترل شده است .. فشار به رادر کمی از شیرجه می کاهد . آن ها سعی می کنند هواپیما رو متعادل کنند . کاپیتان در همین حال خطاب به فرزندان وحشت زده اش دلداری داده و می گوید همه چیز خوب پیش می رود نگران نباشید .. در تمام دقایقی که این وضعیت پیش امده خلبانان دقیقآ نمی دانند چقدر ارتفاع کم کرده اند .. اما دیگه همه چیز تمام شد .. هواپیما با سرعت زیاد به زمین برخورد کرد .. و تنها صدای مسئول برج مراقبت می آید که پرواز ۵۹۳ را صدا می کند ...
ادامه دارد
با پوزش فراوان به دلیل اهمیت بخش بررسی و کالبد شکافی سانحه فوق و بر خورداری از بار علمی و اموزشی این قبیل سوانح ، در پست بعدی به دقت به ان خواهم پرداخت .
منبع : سلسله مستند های نشنال جئوگرافی
با تشکر ویژه از پسر عزیز و فرهیخته ام سام از سوئد .
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این پست در ساعت یک بامداد هفتم دی ماه ۱۳۸۷ پایان یافت .
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
Sir Douglas Bader:(First Part):
Douglas Robert Steuart Bader was born on February 10, 1910, in London, England, son of Frederick Roberts Bader and Jessie Bader. From the start, his life followed no placid pattern. After graduating from Cranwell in 1930, Bader was commissioned a pilot officer and posted to No. 23 Squadron at Kenley Airfield, flying tubby Gloster Gamecock biplane fighters. Soon afterward, 23 Squadron was reequipped with Bristol Bulldog fighters. The Bulldogs were faster than the Gamecocks but heavier and liable to loose height rapidly in low-altitude maneuvers. On Monday, December 14, 1931, Douglas Bader flew from Kenley to Woodley airfield along with two other pilots from his squadron. In the Woodley clubhouse a young pilot was discussing acrobatics with Bader, and suggested that he give a demonstration of low flying. Bader refused, citing his inexperience flying acrobatics in a Bulldog. The matter was dropped until Bader and the other pilots were leaving. Someone dared him to do it. In some agitation Bader took off, then turned back toward the field. Flying low and fast across the field, Bader began a slow roll, but in his inexperience with the Bulldog he flew too low. The Bulldog's left wing struck the ground, and the plane cartwheeled quickly into a tangle of wreckage. Both of Bader's legs were crushed, his left leg under the seat, his right torn by the rudder pedal. Bader was pulled from the Bulldog's wreckage by shocked onlookers and taken immediately to the Royal Berkshire Hospital, where he was placed in the care of Dr. Leonard Joyce, one of England's best surgeons. Joyce immediately amputated Bader's right leg above the smashed knee and, several days later, the left leg six inches below the knee. After his second amputation, Bader's condition worsened. None of the doctors expected the 21-year-old pilot to survive. But Bader had great will to live.Bader left the RAF on a total disability pension. ......END OF PART I......
Source:http://www.rogerofengland.moonfruit.com/englishheroes BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
"داگلاس بادر":(قسمت اول):
"داگلاس رابرت استوارت بادر" پسر "فردریک رابرت بادر" و "جسیکا بادر" در 10 فوریه سال 1910 درکشور انگلستان و در شهر لندن بدنیا آمد.از اوایل تمایلی به زندگی آرام نداشت.پس از فارغ التحصیلی از "کرانویل" در 1930 "بادر" بعنوان خلبان در اسکادران 23 واقع در پایگاه هوایی "کنلی" مامور گشت و به پرواز با جنگنده دو باله "تابی گلوسترگیم کوک" پرداخت.کمی بعد اسکادران 23 با جنگنده های "بریستول بولداگ" تجهیز شد .بولداگها سریعتر از گیم کوکها بودند اما در عوض سنگینتر و در معرض خطر از دست دادن سریع ارتفاع در مانورهای ارتفاع پایین نیز بودند.در روز دوشنبه 14 دسامبر 1931"داگلاس بادر" بهمراه دو خلبان دیگر ازاسکادرانش از پایگاه "کنلی" بسمت " وودلی" پرواز میکرد.در باشگاه پایگاه "وودلی" خلبان جوانی با "بادر" به بحث در مورد پروازهای آکروباتیک پرداخت و بوی پیشنهاد کرد که نمایش پروازی با ارتفاع کم اجرا کند."بادر" بدلیل عدم تجربه پروازی با یک "بولداگ" در ارتفاع پایین از این کار سرباز زد و قضیه تا زمان ترک باشگاه توسط "بادر" و دیگر خلبانان متوقف شد اما شخص دیگری وی را ترغیب به انجام این عمل کرد."بادر" در حالیکه هیجان زده بود از زمین بلند شد .سپس بسمت پایگاه دور زد.در حال پرواز در ارتفاع پست و با سرعت زیاد از پایگاه عبور کرد و شروع به چرخش با سرعت پایین نمود اما بخاطر تجربه کم پرواز با "بولداگ" وی با سرعت خیلی کمی پرواز میکرد.بال چپ "بولداگ" بزمین اصابت کرد و هواپیما با چرخش سریع به دور خود به لاشه درهم پیچیده ای تبدیل شد.هر دوی پای "بادر" له شدند.پای چپش بزیر صندلی رفت و پای راستش توسط پدال سکان عمودی بسختی آسیب دید."بادر" در میان شوک دیگران از لاشه هواپیما بیرون کشیده شد و بسرعت به بیمارستان سلطنتی "برکشایر" منتقل و در آنجا تحت مداوای دکتر "لئونارد جویس" از بهترین جراحان انگلیس قرار گرفت."جویس" بلافاصله پای راست "بادر" را از بالای زانوی شکسته اش قطع کرد و چند روز بعد نیز پای چپ را نیزاز حدود 6 اینچ زیر زانو قطع نمود.پس از قطع پای دوم حال "بادر" بدتر شد و هیچیک از پزشکان انتظار نداشتند که این خلبان 21 ساله نجات پیدا کند.اما "بادر" اراده بالایی برای زنده ماندن داشت."بادر" نیروی هوایی را با مستمری کامل از کار افتادگی ترک کرد........پایان بخش اول.......
Source:http://www.rogerofengland.moonfruit.com/englishheroes گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی
بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .
دوستان اگه دقت کرده باشند ، طی یکی دور روز گذشته با افت شدید مخاطبان مواجه بودیم . اغلب دوستان با ارسال ای میل نگرانی خود رو بیان فرموده و به دنبال دلایل این امر بودند .. راستش رو بخواهید این مسئله برای بنده هم جای سوال داشت . و دقیقآ نمی دونستم چه مسئله ای سبب این کاهش شدید شده است . البته در طول روز گاهی مشاهده می کردم که دسترسی به سایت امکان پذیر نیست و این امر را ناشی از کامپیوتر خودم می دانستم .. تا این که با کامنت دوستی نازنین در وبلاگ متوجه مشگل عدم دسترسی به سایت شدم . توصیه من به دوستان این است .. در چنین مواقعی به وبلاگ مراجعه فرمایید . و مطمئن باشید سریع به دنبال حل مشگل خواهم بود .


















سلام استاد
من مدتهاست سایت و وبلاگ شما رو می خوانم خوشحال می شوم اگر در مورد میزبانی سایت شما و... بتوانم کمکی کنم
پاسخ
امیر عزیز و نازنین
ممنون از مهرو بزرگواری جنابعالی
دوست عزیز .. من بار ها عرض کرده ام از همون روز نخستی که تصمیم گرفتم وبلاگ رو به سایت تبدیل نمایم
آقای محترمی به نام پرویز جاهد .. ابتدا قیمت خیلی بالایی برای طراحی و میزبانی و پشتیبانی بیان کرد .. در مرحله چانه زنی بودم تا هب من بازنشسته تخفیفی قائل شود که ناگهان دیدم نظر ایشون برگشت .. و فرمود به دلیل پر مخاطب بودن امار وبلاگ شما .. من رایگان همه این کار ها رو انجام خواهم داد .. و تا زنده هستم دیناری بابت اجاره سرور و پشتیبانی از شما نخواهم گرفت و الحق و انصاف تا حالا خیلی به من لطف کرده اند و من همیشه مدیون شخصیت ایشان و طراح محترم هستم
اما این سخنان اصلآ دلیل بر آن نمی شود مزاحم شما نشوم
امیر جان یکی از دوستان من قصد داره وب سایتی رو طراحی کنه .. با من در ارتباط باشید تا شما رو به او وصل نمایم
سلام
1- اسامی ،اسامی روسی نیست . از کجا اقتباس شده اند را نمی دانم
2- منگولیا ، نام روسی مغولستان است ، چطور اول به مغولستان رسیدند بعد به سیبری؟ در حالی که با توجه به مسیر باید برعکس باشد.
ببخشید ، فضولی بود
پاسخ
ببخشید اگه اسامی روسی نیست شما به بزرگی خودتان ببخشید
من کجا گفتم اول منگولیا ؟ عرض کردم از سیبری عبور کرده در مونگولیا راهش را به طرف چین و هنگ کنگ کج باید می کرد .. بعد از چهر ساعت پرواز در مرکز سیبری بود ..
در مورد اقتباس هم در پایان همین مطلب منبع را درشت نوشته ام
سلام بهروز خان گل! خسته نباشید دستتون درد نکنه خیلی عالی بود. فقط 2 تا نکته کوچولو هست که فکر کنم از زیر دستتون در رفته
1- "از فرصتی که به دست آمده برای بازدید از کشور شوروی متحول شده و مدرن به مسکو آمده اند ."
در سال 1994 اتحاد جماهیر شوروی از بین رفته بود و به جاش فدوراسیون روسیه وجود داشت.
2- هواپیما بعد از برخاستن به سمت شمال در امتداد سیبری تا " مونگولیا " ادامه داده و سپس به سمت شرق یعنی چین و هنگ کنگ می پیچد ...
تا آنجایی که من می دانم در فارسی کلمه مغولستان برای این ناحیه استفاده می شود.
شاد و سلامت باشید
پاسخ
سرور گرامی جناب فرخ نازنین
با تشکر از حسن توجه شما ، حق با جنابعالی است . منظور من همان کشور شوروی سابق بود که متحول شده بود . که درست این بود یک سابق قبل از آن می افزودم . یا به قول شما از کلمه روسیه نام می بردم
در مورد مسیر فکر کنم سوأ تفاهم پیش آمده است .. هواپیما بعد از بلند شدن از سمت شرق وارد منطقه سیبری شده با رسیدن به ایستگاه هوایی مونگولیا که تقریبآ در مغولستان قرار دارد ، تغیر مسیر داده به چین و هنگ گنگ می پیچد . فکر می کنم در بیان این مسیر به دلیل وسواس بیش از حد در نگارش چند باره پاراگراف ها دچار اشتباه شده ام که از همه خوانندگان و شخص شما عذر خواهی می کنم . در شماره بعد و در بخش کالبد شکافی ، حتمآ توضیجات و اصلاحات را شح خواهم داد
موفق و پایدار باشید
استاد مدرسی عزیز
من از خوانندگان قدیمی سایت شما هستم . دکترای زبان دارم و عاشق خلبانی و اخبار مربوط به آن هستم . تا حالا برای شما کامنت نمی
ذاشتم چون احساس می کردم سرتان شلوغ است . امروز خدمت رسیدم که هم عرض خسته نباشیدی گفته باشم و هم بابت ترجمه شیرین و دلچسب شما تشکر کنم . من تمام این مستند ها را ضبط کردم ولی اعتراف می کنم چنین در بطن ماجرا نبودم . من فکر می کردم در بیان خاطرات شیرین خود توانا و خوش قلم هستید . با این پست ثابت کردید در ترجمه هم نه تنها مسلط هستید قلم شیوا و روانی دارید . من بعد از خواندن این پست یک بار دیگر فیلم فوق را دیدم .آقا غوغا و شاهکاره . بی صبرانه منتظر بخش دوم و بررسی سانحه هستم . یکی از دلایلی که من و امثال من با دیدن فیلم متوجه نمی شدیم وجود اصطلاحات پروازی بود . که شما به بهترین نحوی پرداخته اید . فقط می گویم خدا قوت
ژیلا عصار آلمان
پاسخ
سر کار خانم عصار گرامی
با تشکر از تعاریفی که کردید ، به استحضار می رسانم به عنوان نخستین کار از این ژانر ، احساس می کنم اشکالات فراوانی داشتم
وسواس بیش از حد در نگارش و تطبیق با فیلم واقعآ کلافه ام کرده بود . از شما چه پنهان ابتدا قصد داشتم فیلم را دیده و در مغزم به عنوان یک خاطره ثت کرده و سپس بیان کنم .. اما همان طور که گفتم وقتی جهت چک کردن اسامی و بعضی اصطلاحات به فیم مراجعه می کردم ، به دلیل داشتن لهجه غلیظ غیر آمریکایی ، اصلآ متوجه نمی شدم .. به عنوان مثال واژه مود ناوبری را بیش از هشت بار گوش دادم !! خب این مشکل در خیلی جا ها گریبانگیرم بود .. مثلآ اسم دختر کاپیتان را " یانا " نوشته بودم که بعد از ده بار تکرار دقیقه نود تازه فهمیدم که دیانا است .. این مشکل را با نام آقا پسر هم داشتم .. جایی هلدا به گوش می رسید گاهی الدا ..!! خب من هم با نام های روسی هیچ آشنای ندارم خب بعد از پشت سر گذاتن اسامی ، همین مشکل را با روایت یا نرشین فیلم داشتم .. خلاصه این کار آزمایشی بود ... اگه خوانندگان بر این نوع مطالب صحه بگذارند ، حتمآ ادامه می دهم .. اما اگه استقبال نشد ، به همون خاطرات خاک خورده خودم مراجعه می کنم
از شما به خاطر تعاریف زیبایتان تشکر می کنم .. باور کنید خود را لایق این همه تمجید نمی دانم
برای شما آرزوی موفقیت دارم
مطلب جالبی بود، با قلم زیبای شما زیباتر هم شد. فقط یه چیزی می خواستم بگم: جسارتاً خیلی دیر به دیر آپدیت می کنین! شرمنده که پررویی می کنم، ولی برای کسایی که علاقه مند سایت و مطالب شما هستن خیلی سخته این موضوع.
بازم عذر خواهی می کنم به خاطر پررویی.
پاسخ
سرور ارجمند جناب پیمان گرامی
با تشکر از شما خواننده بزرگوار و پوزش فراوان به دلیل تآخیر در بروز رسانی , به اطلاع می رسانم .. در روز های نخستی که وبلاگ ام رو راه اندازی کرده بودم ، به دلیل فراوانی مطالب گاهی تا روزی سه پست آپ می کردم ... خب با افزایش مخاطبان و ارتباط دوسویه با آن ها سبب شد که به روزی یک پست تقلیل یابد . از ان جایی که شخصآ معتقدم مطلب بدون تصویر مثل عروس بدون جهیزیه است ..!! بعد از فراگیری فنون اولیه فتوشاپ ، تنها یک روز وقت صرف می شد تا عکس های سوژه پیدا شده و یک روز هم وقت صرف می شد تا تبدیل به پوستر های بالای مطلب شود ..!! و با گرد و خاک گرفته شدن افکارم و ناتوانایی های حاصل از پیری ، نگارش یک خاطره معمولی هم دور روز وقت می گرفت .. ناشکری کرده و از روزگار گله کردیم .. حال با گرفتاری خانوادگی و بحران اقتصادی و قس علیهذا .. خیلی همت کنم در هفته به دو پست قناعت می کنم ... !!! از ترس ناشکری نمی کنم تا بلکه همین هفته ای دوپست با تآخیر مواجه نشود !! بله عزیزم .. این بود داستان پر غم راقم سطور سایت
ولی از شوخی بگذریم .. واقعآ خیلی دلم می خواهد سریع آپ شده و با شما یاران فرهیحته در ارتباط باشم
البته برای ارتقای محتوا و کیفیت ، تمهیداتی چند اندیشیده ام گه نمونه نخست آن همین پست مقابل روی شماست
امیدوارم با تحمل پذیری شما یاران فرصت تغیرات اساسی را بیابم
از شما و همه خوانندگان به خاطر لطف و محبتی که به حقیر دارند ، تشکر و قدردانی می کنم
بهروز جان سلام.از این مطلب سقوط هواپیما خیلی لذت بردم.در مورد قبول نکردن بیگاری برای کارفرمای مربوطه خیلی کار خوبی کردی که زیر بار اجحاف نرفتی.از شما غیر از این انتظاری نیست.همینها هستند که طبقه نورسیده و نوکیسه را در مملکت ما تشکیل داده اند.با ضایع کردن حقوق دیگران و پایمال نمودن زحمات انسانهای فرهیخته و بلند نظر.
انشااله کار بهتری پیدا خواهد شد و شما به جایگاهی که سزاوار آن هستی دست پیدا خواهی کرد.
خدمت سرکار خانم سلام مخصوص دارم و برایتان آرزوی سلامتی. ارادتمند فرنودی
پاسخ
سرور گرامی دوست بزرگوار محمود نازنین
خیلی ممنون از کامنت شما ... بله عزیزم .. تنها دلیل آن ها در توجیح این رفتار ها این است که اگه آگهی به روزنامه بدهم دویست نفر بی کار می ریزند این جا .. و با نصف حقوق شما همین کار را انجام می دهند
از طرفی ساعت کار هم خیلی بالابود .. به همین دلیل استعفاء نوشته و به خانه آمدم .دیشب با بنده تماس گرفت . و وعده افزایش حقوق و کسر ساعات کار داد
از من خواست به شرکت برگردم و در این رابطه صحبت کنیم
یک روز هم فرصت تفکر داد .. همسرم می گوید .. برو .. از اون جا پی گیر کار دیگری باش
خواهر همسرم می گوید نرو .. برایاین افراد کار کردت حرام است
خلاصه دارم فکر می کنم که چه راهی را انتخاب نمایم ؟
ا- بروم تا کار مناسبی پیدا کنم ؟
2- نروم ولی در جستجو باشم
تا خدا چه خواهد
جناب مدرسی همون "یانا" درست بود!
http://en.wikipedia.org/wiki/Aeroflot_Flight_593
پاسخ
فرخ عزیز و نازنینم
با تشکر مجدد از شما به خاطر ارائه مدرک معتبر دال بر صحت ماجرا ... البته همان گونه که اشاره کردم ، لهجه غیر آمریکایی فیلم و گاهی تلفظ سریع واژه گان من را با مشکل مواجه کرده و گاهی با نگارش چندین پاراگراف ، به دلیل شکی که وجودم را می گرفت .. مجبور به تغیر در نام ها و حتی آن بخش از رویداد می شدم
فرخ جان اگه بپذیریم کار اول همیشه مشکل است ، با وسواسی که من دارم این مشکلات مضاعف می شد .. حالا که حرف به این جا کشید .. مجبورم یک اعترافی هم بکنم .. از شما چه پنهان من چهارشنبه بخش زیادی از ماجرا را تمام کرده بودم .. و تصمیم داشتم پنج شنبه آپ کنم
اما به دلیل همین وسواس ها و دقت بیش از اندازه در تلفظ نام ها و روایت ها ، مجبور شدم کل نوشته های روزهای قبل را پاک کرده و از نو اغاز کنم .. جمعه هم از ساعت ده صبح آغاز کردم .. نزدیکی های ده شب بود که دیدم هنوز بخش سقوط به پایان نرسیده است !! و به همین دلیل این فکر به ذهن ام رسید که کالبد شکافی اش را برای پست دیگری بگذارم ... چون واقعآ خسته شده بودم و این بر کیفیت کار تآثیر منفی می گذاشت .. لذا بهترین تصمیم همین بود که تا همان جا قطع کرده و در فرصتی مناسب به بخش پایانی ان به پردازم
ببخشید خیلی طولانی شد
سلام آقاي مدرسي.
مي خواستم بگم كه من تمام season هاي فصل Air crash Investigation رو با تورنت دانلود كرده و همه شون رو ديده ام(همچنين اين داستان رو)
مي خواستم بگم اگه مايل باشين بنده هم داستان هايي رو از فيلم براتون نوشته و بفرستم.
اگه جوابي دارين ممنون ميشم كه به ايميلم بفرستين.
با تشكر
پاسخ
دوست ارجمند عطا جان گرامی
اولآ با پوزش فراوان به دلیل این که از فونت های لاتین در کامنت استفاده فرموده ای ، ادیتور سایت به هم ریخته و همه نوشته ها پس و پیش دیده می شود .. خیلی تلاش کردم چیزی متوجه شوم .. !! فقط ارسال فیلم یا شاید هم ارسال داستان فیلم را متوجه شدم ..
هر کدام باشد ، فرقی نمی کند .. هر دو بنده رو خوشحال می کند . البته اگه داستان باشه که خیلی عالی می شود .. چون فیلم که دارم ..!! داستان بیشتر به من کمک کرده و در آپ شدن سریع و به موقع سایت خیلی موثر است
فقط باید عرض کنم با ای میل اگه فیلم منظورتون باشه .. عملآ غیر ممکنه
ولی اگه داستان باشه بی نهایت خوشحالم می کند ..
اصلآ عطا جان همه این حدس و گمان بنده رو کنار بگذار .. و یک بار دیگه بدون استفاد از فونت فارسی برایم بنویس
واقعآ شرمنده هستم که این مشکل اغلب برایم پیش می آید
البته دوستان قدیمی می دانند که فونت لاتین چه به سر ادیتور می اورد .. !
بگذریم عطا جان عزیز .. مسلمآ به محض این که این پیغام را منتشر کنم .. در صفحه درست منعکس خواهد شد . .. و اگه به هم نریخته باشه .. شاید در کامنت بعدی پاسخ شما را بنویسم
بهروز عزیز سلام
درباره مطلب جدید تنها چیری که به ذهنم می رسد لغت عالی است.خسته نباشی.از آقای سام هم متشکرم.
بابت موضوع کار قلبا ناراحت شدم.استعمار به معنای واقعی بوده.حداقل شما مختصر حقوقی دریافت می کنید ولی آن جوانان تحصیل کرده که باید فردای خود را بسازند چی!؟
بگذریم.درباره یکی از خوانندگان که درباره یوفوها از شما پرسیده بود مطلبی یادم آمد که تقدیم می کنم.شاید برایتان جالب باشد که یکی از نادرترین و مستند ترین پرونده های مربوط به یوفو مربوط به ایران می شود.
در بامداد 28 شهریور 1355 با توجه به گذارش هایی که فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران مبنی بر دیده شدن اشیاء پرنده ناشناس دریافت میکند اولین فروند جنگنده فانتوم از پایگاه همدان بلند می شود و هواپیما به سمت تهران رهسپار می شود.خلبان و کمک خلبان با توجه به درخشان بودن پرنده ناشناس آن را از فاصله 110 کیلومتری!! مشاهده می کنند.در فاصله حدود 46 کیلومتری و با نزدیک شدن به شئ ناشناس به ناگاه تمام دستگاه های الکترونیک اف.4 از کار افتاده و خلبان تصمیم به بازگشت می گیرد که با فاصله گرفتن از نقطه ذکر شده بار دیگر دستگاه ها با کار می افتند.
با اعزام دومین اف.4 به منطقه عملیات پی گیری می شود.خلبان پرویز جعفری که اکنون دوران بازنشستگی خود را می گذراند در 12 نوامبر سال 2007 در کنفرانسی که به برسی مجدد این رویارویی در باشگاه ملی خبرنگاران آمریکا برگزار شد بار دیگر ماجرا را شرح داد.
وقتی جعفری به پرنده ناشناس که ویژگی های راداری مشابه با بویینگ 707 داشته نزدیک می شود یوفو به سرعت بر فاصله خود می افزاید. ایشان می گوید جسم مذکور نورهای درخشان آبی سبز قرمز و نارنجی با الگویی مربع شکل از خود ساطع می کرده.ایشان موفق شده بود در فاصله 50 کیلومتری بر یوفو قفل راداری انجام دهد ولی با توجه به جدا شدن یک شئ ثانویه کوچکتر از شئ اول خلبان جعفری با احتمال اینکه به وی حمله شده یک فروند موشک ای.آی.ام.9 سایدویندر به سمت یوفو شلیک می کند.
در این هنگام تمامی تجهیرات الکترونیک هواپیما از کار افتاده و خلبان تنها کاری که می کند شیرجه به سمت زمین است.شئ ثانویه بعد از گذر نزدیک از بالای هواپیما بار دیگر به شئ اول می پیوندد.بار دیگر یوفو فاصله خود را با فانتوم زیاد کرده و هواپیمای جعفری سیستم های خود را بازمیابد.در این هنگام خلبان شئ دیگری که از یوفو جدا شده را دیده که به سمت زمین حرکت می کند طوری که نور آن سطح زمین را به خوبی روشن کرده بوده.بعد از این هواپیما عازم مهرآباد میشود.
هنگام تقرب به مهرآباد جعفری موفق به شناسایی شئ دیگری می شود که شکلی استوانه ای داشته و از روی فانتوم عبور می کند.
مطلب درباره این حادثه زیاد است.مثلا گزارش خلبانان دگری که آن
حوالی پرواز می کرده و سیستم های الکترونیکی خود را از دست داده و یا عبور یکی از یوفوها از روی برج مراقبت مهرآباد و مختل کردن آن.
این حادثه تویط سازمان های مختلف آمریکایی به دقت برسی شد ولی هیچگاه به رسانه ها گزارش داده
نشد.دوستان علاقمند می توانند مطلب کامل را در مجله دانشمند شماره 533 بیابند و مطمعن هستم جستجو در منابع وبلاگی هم ثمر بخش خواهد بود.
یاحق
پاسخ
دوست نازنین آوالانچ گرامی
باور کن بعد از هر پست جدید بی اختیار چشمم به در می ماند تا خبری از دوستان تحلیل گر و قدیمی ام پیدا شود .. و وقتی کامنت شما یا بابک یا سایر دوستان قدیمی را می بینم ، خیلی خوشحال و سر حال می شوم
از همه مهم تر اجابت خواسته های دوستان جوان است که واقعآ به بنده منت گذاشته و به پرسش های انان پاسخ می دهی
اوالانچ عزیز .. در مورد کار متآسفانه خیلی حرف زدم .. این وضعیت واقعآ غیر قابل توصیف است .. بگذریم
از این که در مورد مطلب اخر انتقادی نکرده و بر عکس عالی هم وصف کردی .. واقعآ سپاسگزارم
در باره یوفو .. چقدر کامل و جالب هستند .. من مدتی پیش چنین قصدی داشتم که در باره آن ها مطلب بنویسم .. شاید با همکاری شما یک پست در این زمینه منتشر کردم
شاد و خرم باشی
بنام خالق يكتا و بي همتا
سلام بر استاد عزيزم جناب مدرسي
از بابت مطالب بالا و زحمتي كه بابت ترجمه آن كشيدهايد بسيار سپاسگذار و ممنونم و مثل هميشه عالي بود .
راستي همين امروز متوجه شدم ( از مطالب پست قبلي) كه از كار جديدتون استعفا دادهايد و علت آنهم خوندم ، و بسيار متأسف شدم از اينكه اينچنين با شما رفتار كردهاند ، راستش رو بخواهيد شما با آن قلب رئوفي كه داريد (البته از شما كه يك مرد آسماني هستيد بيشتر از اين هم ني توان انتظار داشت) اعتقاد داريد كه همه خوبند مگر عكسش ثابت شود كه همين امر هم تا كنون به شما بسيار ضربه زده است ( مثل قضيه خونه بهار و اون صاحب خونه كم عقلش)، اما در اين دوره زمونه متأسفانه در كارها بايد اين گونه فكر كنيم كه همه بد هستند مگر عكسش ثابت بشود ، البته خود بنده هم به اين مسئله عقيده ندارم ولي خوب چاره نيست نبايد امثال بزگوارني مثل شما به راحتي به همه اعتماد كنند . بارها عرض كردم مردم ما از اينگونه افراد به ظاهر مسلمون و مؤمن نما دارند ضربه مي خورند حتي خود مسلمونها و مؤمنان واقعي هم از اين بابت دارند ضربه مي خورند .
اگر حقير سراپا تقصير هم گهگداري بحثي را در اين زمينه مطرح مي كنم فقط قصد دارم بگويم دوستان و عزيزاني مانند شما و ياران باوفاي سايت در عمل با اينگونه مسائل و اينگونه افراد دين زده نشوند و همه رفتارهاي غلط اين نامسلمونها را به پاي دين و پيامبر و قرآن نگذارند ، بايد در اين زمونه ما اول كار خودمونو سفت بگيريم وگرنه حضراتي مثل همين به ظاهر حاج آقاها سر ما را گول خواهند ماليد و روزب هروز پولدارتر و گردن كلفت تر ميشوند.
ب ههر حال بسيار ناراحت و عصباني هستم از اين عمل زشت و دور از انصاف اين به ظاهر انسانهاي گرگ صفت .
ناراحت نباشيد از قديم مي گويند خير امور در آن چيزي است كه اتفاق مي افتد ، انشا الله كه سلامت باشيد و تندرست ، پول خودش دنبال شما خواهد آمد .
حق يار و ياورتون
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم علی جان گرامی
با تشکر از شما و اظهار همدردی که فرمودی
علی جان خوشحالم که از مطلب ناقص بنده خوشت امده است . انشاالله بقدری حرفه ای شویم که راحت از پس همه مطالب طولانی بر بیاییم ..
پسر عزیزم .. در باره کار واقعآ متآسفم که این چنین بازیچه بعضی ها قرار می گیرم .. انشاالله همه چیز درست شود و همه راه اعتدال و عدل را در پیش گیرند
خدا بزرگ و روزی رسان است ... من تلاش ام رو می کنم
تا چه پیش بیاید
با سلام و خسته نباشيد
جناب مدرسي در زمان شاه نيروي هوايي يك سرود رسمي داشت كه با شعر آون با اين جمله شروع ميشد
بلند آسمان جايگاه من است
نگه قلب يزدان جان پناه من است
من خيلي دنبال اين سرود هستم اگه ميتونيد اونو پيدا كنيد و برام ارسال كنيد يا روي سايتتون قرار بديد
خيلي ممنون از زحماتتون و نوشته هاتون
انشاءالله همين طور ادامه داشته باشه
پاسخ
امیر عزیز و محترم
بله یه چیز هایی کم رنگ از سرود ها و آواز های ان موقع یادم است
ولی متآسفانه باید عرض کنم اگر هم پیدا کنم .. خط مش سایت به من اجازه نمی دهد سرود شاهنشاهی رو در سایت ام قرار دهم
اما توصیه می کنم شما یه سری به سایت های نیروی هوایی و یا ارتشی که در خارج ایران تهیه و اداره می شود یک سری زده و درخواست خودت را آن جا مطرح کن .. امیدوارم خیلی زود به خواسته خودت برسی
پسرم اگه من هم پیدا کردم ف مطمئن باش به ای میل شما خواهم فرستاد
موفق باشی
سلام بهروزخان:
خوبین.خیلی عالی بود حال کردم.به امید روزی که از نزدیک ببینمتون.بوس
پاسخ
به به .. هومن جان خوش تیپ ... هر وقت شما رو می بینم می دونی یاد کی می افتم !؟ یاد رضا آبادانی خوش تیپ خودمون .. آخه فقط شما دو نفر همیشه مرا با این صفت صدایم می کنید
وای که چقدر خوش تیپ ندیده ای هستید ... چشمک
هومن عزیز .. من هم آرزو دارم یه روزی حتمآ شما رو از نزدیک ملاقات کرده و کلی باهات حرف بزنم
عمو بهروز بازهم سلام
اگر جمله بندی مورد منگولیا همین بود که من بد متوجه شدم و برای جلوگیری از این اشتباه بهتر بود بجای جمله مضارع التزامی از جمله مستقبل استفاده می شد. مثل همیشه سربلند باشی .دوست شما و خواننده همیشگی مطالبتان از سیبری
پاسخ
وای ایوان جان .. شرمنده که شما رو با فرزند یکی از دوستانم اشتباه گرفتم .. و اون جوری غیر مودبانه پاسخ شما دوست بزرگوارم رو دادم
ایوان جان ... امیدوارم منو ببخشی .. واقعا خوشحالم عزیز گرامی از سیبری با این سایت در ارتباط است
خیلی خوشحالم کردی .. پسرم من در توضیحات قبلی اشاره کرده ام که به دلیل این که نخستین کاری از این نوع بود که انجام می دادم .. خیلی اشکال داشت
حق باشماست .. من نتوانستم منظورم رو خوب برسونم
می خواستم بگم بعد از سیبری قرار بود از منگولیا راه خود را کج کرده و به سمت چین و هنگ کنگ ادامه دهند .. بقدری هی پاک کرده و دوباره نوشتم .. که در بعضی جاها اشتباهات جبران ناپذیری رخ داده است
اما جریان ایوان دوست ما رو بگم .. من با او خیلی شوخی دارم .. همیشه سر به سرش می گذارم .. صبح هم فکر کردم او داره شوخی می کنه .. و من ان گونه پاسخ دادم
البته در هیچ شرایطی من نباید ان گونه پاسخ می نوشتم .. باز هم هزاران بار عذر خواهی می کنم
روی ماهت رو می بوسم .. خوشحال می شوم اگه امری فرمایشی از ایران داشتی ، بدون تعارف
بگو تا برات بفرستم
باز هم عذر خواهی می کنم
سلام.
ابتکار خوبیه، ادامه بدین.
کاش ما هم به این مجموعه دسترسی داشتیم؛ اون موقع با توضیحات و تفاسیر شما نور علی نور بود!
برای عکس گرفتن از فیلم (اسکرینشات) اگه از مدیاپلیر خود ویندوز استفاده میکنید، کافیه در زمان مورد نظر کلیدهای Ctrl + I رو فشار بدین...
پاسخ
علی جان عزیزم
خوشحالم که نظر شما دوست عزیزم رو به خود جلب کرده است
باز فونت لاتین ... و همان داستان تکراری ... به هم ریخته شدن ادیتور سایت
ولی فکر کنم متوجه شدم .. ممنون از شما .. سعی خودم رو می کنم
فعلا که با مووی میکر ویندوز این کار رو کردم
سلامی دیگر از مزاحم همیشگی
بعد از نوشتن کامنت بالا بقیه کامنت ها رو خوندم باید چند نکته رو عرض کنم
1- من یک متن روسی در این باره پیدا کردم با آدرس http://www.geocities.com/CapeCanaveral/Campus/7109/CIVIL/220394.html
2- شماره پرواز 5933 بود نه 593
3- نام بچه ها همونطور که حدس زدم درست نبود و یانا و الدار صحیح است
4- هواپیما در منطقه ای بنام مژدورچنکایا (ترجمه تحت اللفظی آن بین النهرین می شود) سقوط کرد
مطالب جالب در این متن زیاد است (اگر امر بفرمائید همه را ترجمه می کنم) فقط آخرین گفتگو های درون کابین رو(از روی جعبه سیاه) ترجمه می کنم:
زمان 17.26.52 زمان بین المللی حوادث
خلبان بچه ها خود را الدار و یانا را به درون کابین می آورد (صدای صندلی ها)
- میخوای؟ پشت یوک بشینی؟
- میخوام
- خوب یانا ، میخوای خلبانی کنی؟
- نه {!!!!!!}
به دکمه ها فشار نده.این قرمزه رو دست نزن
- اینومیشه چرخوند
-بله
- خوب یانا تو چی میخوای؟
- فرست کلاس
-چرا؟ توی فرست کلاس فقط می خوابید. من که گفته بودم
17.55.36
الدار(پسر کاپیتان پشت فرمان). پرا این می چرخه؟
- خودش می چرخه؟
- بله
-مسیر(کورس) رو عوض نکردی(گم نکردی)
- بچه هاچی شده؟(احتمالاً خطاب به همکاران-مترجم)
- بگیر، یوک را بگیر، بگبر (صدایی در کابین)
-سرعت
- برعکس
- به چپ بچرخون (صدای سیگنال خروج از ارتفاع مشخص شده برای هواپیما)
- راست
- به راست بچرخون
- بچه ها (احتمالاً خطاب به همکاران-مترجم)
- چپ ، اونهاش زمین
- الدار برو بیرون
- برو بیرون
- برو بیرون بهت می گم
-گاز کامل ، گاز
- گاز دادم ، دادم
-دادم
- آهان
- گاز کامل
- سرعت خیلی زیاده
- بیرون ، بیرون، بیرون ، راست ، پای راست
- سرعت زیاده ، گاز رو کم کن
- کم کردم
- به آرامی
- دوباره
-الان خارج میشیم
- همه چیز خوبه
- آروم
- آروم می گم
صدای شکستگی کوتاهی می آید
پایان ضبط 17.58.01
زیر این مطلب نوشته :
فک و فامیل پشت یوک خیلی به ندرت اتفاق نمی افته
در 11 آوریل 1994 در آمریکا هواپیمایی سقوط می کنه ، پشت یوک ، دختر بچه هشت ساله و صندلی کناری معلم خلبان یعنی پدرش
پاسخ
ایوان عزیز و گرامی
واقعآ سپاسگزارم
شما کامل کردی .. این طبیعی به نظر می رسه .. اما در فیلم باز سازی شده پدر در حال پرواز است که بچه ها وارد می شوند
ولی این چیزی که شما الان نوشتی .. کامل و با منطق جور در می آید
ایوان جان عزیزم .. من ممنون می شوم اگه مطالبی این چنینی دسترسی داری .. همین طور با جزئیات برام بفرست .. تا با نام خودت درج کنم .. شما اون جا منابع آرشیوی کاملی داری .. حتی سازمان هایی مثل نشنال جئوگرافیک ممکنه ناقص دستری داشته باشه
فقط اگه مطلبی برام ترجمه کردی .. یک عکس هواپیما برام بفرست تا من بقیه اش را از منابعی که دارم تهیه کنم
از سایر دوستان عزیز هم اگه هر مطلبی در باره هواپیما دارند ، خوشحال می شوم که به ادرس جی میل بنده ارسال کرده تا به نام خودشون منتشر کنم این بخش از ترجمه شما خیلی مستند تر از ان چیزی است که من در فیلم دیدم ... واقعا کامل و مستند تر است
تشکر می کنم
-
سلام کاپیتان
هنوز مطلب امروزو نخوندم ولی آدرس ایمیلمو گذاشتم اگه کسی از بجنورد در مورد پرواز ,آموزش خلبانی,پاراگلایدر و هواپیماهای مدل کنترل از راه دور سوالی داشت خوشحال میشم بتونم کمک کنم
nejati.nima@gmail.com
پاسخ
خیلی ممنون نیمای عزیزم
خیلی کار خوبی کردی .. مطمئن باش خیلی کمک حال دوستان جوان و بدون امکانات خواهی بود
امیدوارم همیشه به هر چه دوست داری برسی
سلام خدمت شما استاد عزیز من به تازگی به خوانندگان سایت باحال شما پیوستم و از شما استاد گرانقدر سوالاتی داشته ام اول کلمه سورتی به چه معناست در مورد نرم افزار شبیه ساز پرواز مایکروسافت توصیه می کنید از چه نسخه ای تهیه کنم و از چه فروشگاهی تهیه کنم با سپاس فراوان
پاسخ
امیر رضا جان عزیزم
از این که به جمع یاران همدل و صمیمی سایت پیوستی ، خوشحالم و خیر مقدم عرض می کنم
کلمه سورتی به معنی یک راه پرواز است . به عبارتی ممکنه شما یک هواپیما داشته باشی ، سه بار بره مشهد و برگرده .. به هر یک از پرواز های آن سورتی می گویند .. مثالی دیگر می اورم .. روز دوم جنگ 140 سورتی جنگنده شکاری به عراق حمله کرد .. معنی ان نه این که 140 فروند هواپیما بوده باشد .. ابدآ .. بلکه ممکنه با با تعدا کم تری باشه .. که هر مسیر پروازی رو یک سورتی می نامند
اما در مورد نرم افزار سیملاتور .. من متآسفانه اطلاعات کاملی ندارم .. ولی نگران نباش .. مرتب همین بخش کامنت ها رو بخوان .. مطمئن هستم به جای یک نفر ، چندین نفر متخصص شما رو راهنمایی خواهد کرد
امیدوارم هر چه زودتر به پرسش پاسخ خودت برسی
جناب مدرسی گل
با مطالعه مطالب ارسالی شما من متوجه شده بودم که شما مطالب را آنگونه می نویسید که به ذهنتان می رسد - یعنی دخل و تصرفاتی که معمول هست را انجام نمی دهید - کاملا از دل می نویسید و برای همین است که به دل می نشیند
این هم استراتژی خاص شماست که من آنرا دوست دارم.
متن من جوابی سر بسته به دوستانی است که انتقاد های سازنده کرده اند.
از شما و همه خوانندگانتان سپاسگزاری می کنم.
پاسخ
بابک جان نازنین
دقیقآ انگشت به روی واقعیتی ملموس گذاشتی که به فکر خود من هم نمی رسید این گونه تشریح کنم
بله دوست عزیز .. من از همون ابتدا هم عرض کرده بودم که فیلم رو نگاه کرده و بعد به سان یک خاطره به روایت می کشانم .. تا سبک و سیاق همیشگی سایت حفظ بشه .. خب تا این جای کار هیچ اشکالی نبود .. اما مشکل از ان جایی شروع شد که من برای چک کردن اسامی به دقت به دیالوگ ها گوش فرا می دادم .. و متوجه می شدم با ان چیزی که من نوشته ام مغایرت داره .. !! و مجبور می شدم پاک کرده و از اون زاویه به قضیه نگاه کنم
دومین مشکلی که گریبانگیر من شد .. کم حافظه گی بنده بود .. در فاصله یک گوش کردن به بخشی از فیلم .. متآسفانه موقع تطبیق با نگارش های قبلی ، دچار فراموشی می شدم .. استرس تضاد در مفاهیم و یا خط روایی ماجرا ... بزرگترین ویروسی بود که به جانم افتاده بود
اگه همون روز چهارشنبه آن را با سبک خاطره ای که دیده بودم منتشر می کردم .. خیلی بهتر از این از آب در می امد ..
ولی خب .. تجربه ای شد برای مطالب بعدی ..
که تنها از یک روش استفاده کنم .. یا به سبکی که اشاره کردم .. یا ترجمه فریم به فریم فیلم ... !! که فکر نکنم خوب از کار در آید
خب همین آزمون خطا هاست که انسان رو پخته می کنه
ممنون از نکته سنجی دقیق شما
سلام بهروز خان!
اگر دوست داشته باشید، من می توانم کمکتون بکنم. برای مثال ماجرای هفته بعد را بگید تا عکسهای ماجرا را تهیه کنم و یا زمانی که مثل این مورد درباره اسامی دچار شک شدید، بفرمایید تا من هم آن چیزی را که شنیدم بگویم به هر حال 2 جفت گوش بهتر از یک جفت کار می کند. قبل از منتشر کردن ماجرا هم اگر اجازه بدهید من یکبار نوشته های شما را بخوانم تا مشکلات جزئی نداشته باشد.
منتظر ایمیل شما هستم.).
فرخ عزیز و گرامی
فرخ جان ممنون از محبت شما ... بله من واقعآ نیاز به یکی دو نفر همکار دارم که کمک ام کنه
اما افسوس که شما فیلم ها رو ندارید
اگه ترتیبی می دادیم که شما هم یک نسخه رو در دست داشتید .. با همفکری یکدیگر .. یک موضوع رو انتخاب می کردیم .. و هر یک روی یک بخش ان کار می کردیم .. مثلآ تصاویر رو من انجام می دادم .. و شما هم ترجمه فیلم را انجام داده و برام می فرستادید .. و تا به راحتی به سبک نوشته های قبلی روایت می کردم .. یا برعکس شما عکس کار می کردید .. من ترجمه
البته این مستلزم داشتن تلفن هم دیگر است .. تا در ارتباط باشیم و از طریق چت ای میل گفتگو کنیم
در مورد عکس ها اگه دقت کرده باشی .. من فونت رنگ های تصاویر رو هر پست تغیر می دهم .. تا در صفحه نخست سایت .. مطالب هارمونی خودش رو به خوبی حفظ کنه
ولی فرخ جان من فکر می کنم بهترین روش این است که شما متنی را ترجمه کرده و با یک عکس بفرستی ... این جوری از دنگ و فنگ می کاهد ... و کسی به امید شخص دیگری نمی ماند
باز هم فکر کنید
سلام اقای مدرسی اونقدر خسته ام که خدا می دونه روز اول کاری خسته ام کرد اللخصوص که کاری که انجام دادم با اونچیزی که روز اول بهم گفتن خیلی فرق داره من حس می کنم با روحیه ام سازگار نیست. باور می کنید روز اول حس کردم فقط می خواد از اطلاعاتم استفاده کنه و من هم واقعا حس کردم کار در ارتباط با تحصیلاتم .ولی تحصیلاتم هیچ ربطی با کارم نداره.راستی براتون فرستادم . رسید. اگر نرسید فردا بهم بگید. موفق باشید
پاسخ
سعیده جان عزیز و نازنین
کار جدید ات رو تبریک می گویم
دخترم همه جا این گونه است .. و هرگز مرتبط با تحصیلات کار انجام نمی شود
سعیده جان عزیز .. من هنوز امروز ای میل خودم را چک نکردم .... ولی حتمآ خبرت می کنم
پست بعدی باید حتمآ تحلیل و بررسی سانحه باشه
تا ببینیم خدا چه می خواهد
درود جناب مدرسی بزرگوار . من رو ببخشید که به خاطر مشکلات خانوادگی خیلی دیر نظرم رو در رابطه با این کار ارزشمند می گم . نمی دونم چطور از سام عزیز به خاطر محرکی که برای انجام این کار شدند تشکر کنم . جناب مدرسی دیگه از این آموزنده تر نمی شه . این مجموعه که با زحمت شما تهیه مس شه یک نسخه فارسی گرانبها از این اثر خواهد بود . من که حسابی ذوق زده شدم .
زنده باد .
پاسخ
ممنون بامداد عزیز و نازنین
امیدوارم با راهنمایی دوستان بزرگوار و اندیشمندی چون شما کار های بعدی ارزشمند تر ارائه شود . و همان گونه که اشاره فرمودی ، بعد از مدتی صاحب یک ترجمه گران بهایی می شویم
تهیه کردنش چند روز طول کشید!:
http://www.mvlputters.com/photogallery/Page%20Graphics/birthday%20Cake.jpg
صد سال سایهتون بالا سر ما و خانوادهی عزیزتون باشه.
پاسخ
ممنون از شما علی جان گرامی
هدیه بسیار شیرین دلپذیر و ارزشمندی بود
ممنون که به یاد بنده هستید
خدمت استاد وسرورم سلام میکنم
من الان در موسسه ارتا کیش مشغول تحصیل هستم ولی همیشه این دغدقه خاطر را دارم که ایا واقعا بعد از اینکه من اموزشم تکمیل بشه با توجه به این وضعیت کاری برای من پیدا خواهد شد یا نه ممنون میشم اگه منو از این دل نگرانی در بیارید
پاسخ
محمد جان عزیزم ..
آینده نگری عملی بسیار پسندیده است
ولی نه به این معنی که سبب دل نگرانی شما شود
اولآ خدا بزرگ است .. مگه می شه جوانی این همه زحمت بکشه مدرک بگیره و بی کار بمونه ؟
در یک صورت این امر ممکنه اتفاق بیفته که خدای ناکرده شما در کارت ضعیف باشی .. یا دل به کار و حرفه ات ندهی
اگه زرنگ باشی و علاقه به پرواز را با فراگیری فراوان تلفیق کنی .. اصلآ خود آرتا شما را به عنوان معلم حفظ می کنه
شما مدرک بگیر .. تا اون موقع خدا بزرگه عزیزم .. من هم از ارتباطاتم استفاده می کنم و شما را به دوستان مسئولم در هواپیمایی معرفی می کنم
ولی به شرطی که واقعآ کم نیاوری و ثابت کی همه چیز فرا گرفته ای
محمد جان علاوه بر درس شما باید علوم معلومات عمومی هم یاد بگیری و دانش خود را ارتفاء دهی
سلام عمو
اون سرود معروف بلند آسمان جايگاه من است شاهنشاهي نيست موقع جنگ خيلي پخش مي شد
تو آسوده باش و نترس از عدو
عدو در هراس از نگاه من است
من هم خيلي دنبالش هستم اگه پيدا كردين براي من هم بفرستين
يادش بخير سرود تركي فارسي خلبانان و...عجب روزگاري بود
پاسخ
مازیار جان نازنین
خیلی ممنون عزیزم ... من اصلآ فکر نمی کردم منظور این شعری است که شما اشاره فرمودید ... من یک لحظه فکرم رفت به سرود های نیروی هوایی زمان شاهنشاهی .. و به همین دلیل نوشتم نمی تونم ...
در سایت قرار دهم .
امیدوارم یکی پیدا بشه تا این کار روبرای این دوستمان انجام بدهد
سلام جناب مدرسي عزيز و ارجمند
من از سفر برگشتم.متاسفانه به علت سردي هوا و سرماخوردگي موفق نشدم سفر را تكميل كنم و نهايتا برگشتم.زمان ورودم به تهران هم 3 بامدادبود و مزاحم جنابعالي هم نشدم.اميدوارم فرصت زيارت فراهم شود.
مطلب جالب و آموزنده ايست و حساسيت كابين خلبان و سيستم اتو پايلوت را بيان ميكند.واقعا خلبان بسيار خوش بيني بوده كه دست به اين تفريح كودكانه زده است.متاسفانه فاجعه دردناكي ميباشد كه پدري اينگونه با فرزندان خود به كام مرگ بروند.من ياد دارم وقتي پسرم كوچك بود درزمان رانندگي يكباره سويچ را چرخاند و ماشين خاموش شد.واقعا شانس آورديم كه توانستم خودرو را كنترل كنم.برخي حوادث خيلي راحت انجام ميشوند.ضمنا هواپيماي كنكورد در فرودگاه پاريس در موزه قرار گرفته بود.
پاسخ
سرور گرامی جناب فضلی گرامی
انشاالله بلا دور باشد .. و هر چه زود تر حالتون خوب باشه .. رسیدن به خیر
بله آقای مهندس .. یک اشتباه بچگانه سبب شد که 75 مسافر بی گناه و به همراه سه نفر خلبان درجه یک بی جهت کشته شوند
حالا در بررسی خواهید دید که چقدر مسئله ساده بوده که به دلیل بی توجهی به حادثه تبدیل شده است
در مورد کلید ماشین .. شانس آوردید .. چون هم فرمان قفل می کنه و هم ترمز ها از کار می افتد
در مورد کنکورد .. بله .. این پرنده زیبا به موزه سپرده شد
سلام آقای مدررسی عزیز
واقعا لذت بردم انقدر شیوا و جذاب می نویسیدکه واقعا حس کردم داخل ایرباس هستم!
در ضمن خیلی ممنونم که دروبسایت "کلام"عضو شدید لطفا ما رو از نظرات ارزشمنتون محروم نکنید.
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
پاسخ
شبنم عزیز و گرامی
آفرین بر این هوش و ذکاوت ... که تمام اعضای کلام را حفظ هستید
واقعآ احسنت بر شما
شبنم عزیزم .. من را ببخش اگه نتوانستم بلافاصله پاسخ ای میل شما رو بدهم ... چون در خونه نبودم .. و از جای دیگری نامه هایم را چک می کردم ... بقدری کار شما عالی و بکر است که من تا ساعت ها با دوستان و متخصصان تلویزیونی در این باره بحث کرده و به خلاقیت مدیر این مجموعه آفرین می گفتم .. می دانی چرا ؟
اولآ بدون این که خودش را در گیر تولیدات و مشکلات دست و پا گیر نماید ... با دعوت از مردم بهترین آثار ارسال می شود ... هم تنوع حفظ شده است . هم مردمی است .. هم مقرون به صرفه است .. هم جذاب است . هم فرهنگ مشارکت رو تقویت می کند .. و این یک ایده بکر در امر برنامه سازی است
شبنم جان .. من بقدری شیفته این برنامه جذاب شما شدم ، که می توانم ساعت ها در یک سالن کنفرانس برای مردم در توصیف کار خوب " کلام " حرف بزنم . آخه من مشاور برنامه سازی تلویزوینی هم هستم .. و گاهی برای مشاوره با هنرمندان و تهیه کنندگان معروف جلسه می گذارم
از قول من به مدیر فرهیخته تون تبریک بگویید . براشون آرزوی موفقیت می کنم .. و مطمئن هستم به زودی به عنوان یکی از مطرح ترین رسانه ها مطرح خواهد شد
من به پاس شخصیت مهربان و دوست داشتنی یکی دو پست تبلیغ سایت شما را رایگان در وب سایت و وبلاگ قرار خواهم داد
مستدعی است در اسرع وقت لوگو یا تصویر رسانه وزین خود را به آدرس بنده ارسال فرمایید
اقای مدرسی عزیز سلام.خوبید انشاالله؟نوه ها خوبند؟راستش در مورد کارتون اول که خوندم خیلی ترسیدم چون فکر کردم نکنه بخاطر سایت و وقتیکه صرفش میکنید اخراجتون کردن!بعد فهمیدم نه...شرایط خیلی بد بوده و خودتون استعفا دادین.البته به نظر من شما برید انجا باهاشون صحبت کنید ببینید باهاتون راه میان یا نه. ولی واقعا جای تاسفه که نیرو هوایی هیچ استفاده ای از شما نمیکنه.مطلب امروز هم خیلی جذاب بود حتما تحلیلش جذابتره.نشون میده یک خلبان حرفه ای چقدر میتونه کم عقل باشه!
پاسخ
فریده جان عزیز و نازنین
قبل از هر چیز نوه های گوچوو دست بوس خاله مهربان و نازنین خود هستند
در مورد کار .. راستش من آدم مادی نبوده و نیستم ... و هیچ گاه معیار زندگی ام بر اساس مادیات نبوده است .. اما در آن شرکت من احساس کردم برای کسانی کولی می دهم که تحقیر آدم ها افتخار ان هاست ... . اما به قول شما باب مذاکره باز است .. و دعوت مجدد شده ام .. تا با مزایای بیتر همکاری کنم
در مورد نیروی هوایی عرض کنم ... چون من سکته کرده ام از نظر قانون مجاز به پرواز نیستم .. به عبارتی بال های من قیچی شده است
در مورد خلبان باید بگم .. او اصلآ کم عقل نبوده .. این یک امر مرسومی است .. چون وقتی روی خلبان اتوماتیک است .. نیاز به کنترل خلبان نداره .. خب او هم به عنوان یک پدر می خواست به فرزندانش یک حالی بدهد .. همان طور که در ماشین هم این کار را می کنیم .. و خطرش خیلی بیشتر از هواپیماست اما در کالبد شکافی که من خواهم کرد .. متوجه می شوی مشکل بچه ها نبوده است
بهروز جان باسلام.خوشبختانه اگرچه ممکنست تعداد مراجعین به سایت بقول شما کمی کاهش داشته باشد ولی تردید ندارم که کیفیت علمی و تحقیقی سایت بسیار بالاتر و اطلاعاتی که دوستان ارائه میکنند بروز تر است و این بسیار جای خوشحالی و تبریک دارد. به چه درد میخورد عده زیادی ویزیتور داشته باشید ولی با مختصر بحث و تبادل اطلاعات شروع به هتک حرمت یکدیگر نمایند و بحثهای بی ارزش و فاقد کیفیت از خود بروز دهند.ضمن اینکه شخصا برای فردفرد مشتریان قبلی این سایت احساس دلتنگی میکنم ولی از برای ارتقای کیفیت سایت بشما تبریک میگویم.
پاسخ
سرور ارجمند جناب آقای فرنودی گرامی
با تشکر از مهر و محبت شما و تقدیر از تحلیلی که انجام دادید ، عرض کنم ... محمود جان اگه شما به بخش کامنت های پست آخر وبلاگ مراجعه فرمایید ، متوجه نظر یکی از دوستان بسیار عزیزمون خواهید شد که اعلام فرموده است .. در طی ساعات مختلف روز هر چه سعی کرده موفق ورود به سایت نشده است .. قبلآ هم چنین مشکلی مطرح شده بود . البته من هم به شخصه چندین مرتبه با این نقیصه مواجه شده بودم .. که بعد از پی گیری های متعدد ، متوجه شدم مشکل تنها از سرور است .. و قضیه تهدید جمعی از دانشجویان به دلیل بیان دیدگاه های مذهبی خوانندگان نمی تواند باشد .
اما محمود نازنین .. صحبت از ارتقای کیفیت شد . جای بسی خرسندی است که استاد بنده چنین تعریفی ازسایت بفرمایند ... اما راستش رو بخواهی گام هایی برای نیل به سطح مورد نظر کارشناسان بزرگواری چون شما برداشته شده است . علاوه بر آغاز ترجمه و تجزیه و تحلیل حوادث مهم جهان ، دیروز با مدیر کل روابط عمومی هواپیمایی ملی ایران ( هما ) جناب نوش آبادی تلفنی صحبت کردم .. قرار شد همین هفته حضوری جلسه ای به اتفاق داشته باشیم .. تا در مورد همکاری زیر مجموعه آن ها با سایت به منظور هماهنگی و درج آخرین اخبار و رویداد های مهم و موضوعاتی که در کم تر جایی درج می شود را برقرار کنیم . این خیلی حرکت خوبی خواهد بود .. دیروز رک و صریح عرض کردم به هیچ عنوان انتظار تعریف و تمجید نداشته باشند .. بلکه فقط واقعیت های پنهان انعکاس یابد .. البته خیلی دلم می خواهد یک نفراز خوانندگان علاقه مند را مثل همین آقای امیر محمود بازیار ، مسئول این ارتباط کنم .. تا هیچ وقفه ای در هماهنگی ها پیش نیاید ..
مسئله دوم ... اگه به کامنت های همین پست دقت فرمایید .. بعضی از یاران همدل حتی از سیبری اعلام همکاری در امر ترجمه و نگارش مطالب هیجان انگیز نموده اند .. که اگه این اتفاق بیفتد .. هم زود به زود آپ می شویم .. هم محتوا رشد می یابد
البته من نیازمند نقد علمی و همکاری دوستان آگاه و علاقه مند هستم .. حتی کل مطلب را به نام آن ها ارائه خواهم کرد
مورد بعدی .. در باره باز خوانی و بازنویسی مطالب قدیمی است .. اگه دقت کرده باشی .. اوایلی که وبلاگ یا سایت راه اندازی شد .. خیلی مطالب و حوادث مهم را سرسری و غیر حرفه ای بدون تصویر و تحقیق کامل را منتشر کردم ... فکر می کنم باز نگاری آن ها با ارتباطاتی که در حال حاضر دارم .. و به منابع خبری تکمیل تری که دسترسی دارم ،
بهتر و جالب تر اصلاح شده و قبلی را حذف کنم ..
خب مسلمآ در همین پروسه ممکنه ایده های بهتر و مفید تری از سوی دوستان ارائه شده و عملی نمایم
محمود گرامی ... ببخشید خیلی حرف زدم .. باز هم منتظر نظرات و راهنمایی های مفیدتان هستم
بسم رب الشهدا و الصديقين
((حسين (ع) نور هدايت و كشتي نجات است))
سلام ما بر حسين(ع)
سلا ما بر حسين(ع) و علي ابن احسين(ع)
سلام ما بر حسين (ع) و علمدار با وفايش ابالفضل العباس(ع)
و سلام ما بر حسين (ع) و ياران دليرش
استاد عزيزم جناب مدرسي و دوستان گرامي و هميشگي سايت سلام و عرض ادب به پيشگاه شما عزيزان
فرارسيدن ايام شهادت سرور و سالار شهيدان و آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و خاندان و ياران پاكش را به همه شما سروران گرامي تسليت عرض مي نمايم .
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیز و گرامی ام
بنده هم فرا رسیدن ایام شهادت سالار شهیدان و آزادگان جهان حضرت ابا عبدالله الحسین را به مردم خوب ایران ، خوانندگان سایت وشما دوست مومن و متقی ام تسلیت عرض می کنم
یا حق .. علی یارت
بهروز عزیز سلام
به یاری خدا در اولین فرصت مطالب جالب عجیب باورنکردنی و مستندی درباره یوفوها برایتان ارسال می کنم.
مطلب جدیدی درباره تاریخچه اف.14 های ایران یافته ام که به تمام علاقمندان تقدیم می کنم.شاید این موضوع چندان جالب به نظر نیاید ولی برای کسانی که تاریخچه این هواپیما را دنبال می کنند بسیار با اهمیت و نادر است.
در مجله دانشمند شماره 542 مصاحبه ای با دکتر ابوالقاسم غفاری نخستین ایرانی راه یافته به ناسا و تنها خارجی حاضر در پروژه آپولو و دانشمندی که اینشتین در پاسخ به مقاله او جمله (بسیار جذاب است) را بیان کرد در خاطرات ایشان به نقش (ورنر فون بروان) مغز متفکر فناوری موشکی آلمان و پایه گذار ناسا در پروژه اف_14 های ایران اشاره شده.
(( ناسا هشت شعبه داشت که شعبه مربوط به موشک های فضایی در ایالت آلاباما قرار داشت و ریاست آن را دکتر ورنر فون بروان عهدهدار بود.در این بخش قریب به 40 آلمانی با تابعیت آمریکایی فعالیت می کردند.من در یکی از سخنرانی های فون بروان در واشنگتون با او آشنا شدم.او پس از کار در آلاباما معاونت ناسا را به عهده گرفت و پس از آن نیز به نیویورک نقل مکان کرد و مدیر یک شرکت ساخت هواپیماهای اف_14 شد.در این مدت همچنین سفری به تهران داشت که در آن با مقامات ایران ملاقات کرد و رایزنی هایی را درباره فروش این نوع هواپیما به ایران انجام داد.البته این کار به آسانی صورت نگرفت زیرا آمریکا بیم آن را داشت که این هواپیما از طریق ایران به شوروی منتقل شود)).
بهروز جان اف_14 حقیقتی است که به این زودی تکرار نخواهد شد.ابر رهگیری دوربرد که در جنگ های نزدیک هوایی نیز قدرتمند ظاهر می شد.وقتی مانورهای سریع و دقیق آن را می بینم به سازندگان آن و کسی که باعث خریداری آن برای ایران شدآفرین و درود می فرستم.
در حال حاضر لغب ابر رهگیر به میگ_31 داده شده که عملیاتی است ولی من به آن اعتقادی ندارم.با دیدن مانور بسیار کند این هواپیما به سرعت یاد مشکل حاد مانورپذیریه میگ_25 که پایه ساخت میگ_31 است افتادم.روس ها درباره ویژگی های این هواپیما زیاد سخن گفته اند ولی در حالت جنگی هنوز توانایی های آن به اثبات نرسیده و با توجه به عملکرد بسیار ضعیف نیروی هوایی روسیه در جنگ با گرجستان و عدم استفاده از تجهیزات پیشرفته ادعایی از سوی روسیه سعی می کنم به این موضوع با دقت بیشتری نگاه کنم.
خوش و خرم باشید
موفق باشید
پاسخ
آوالانچ جان عزیز و گرامی
از شما به خاطر نگارش این همه اطلاعات مفید تشکر می کنم
واقعآ خیلی کامل و به درد دوستان و جوانانی می خورد که دنبال این گونه تحقیقات هستند
من همیشه بی صبرانه چشم به راه اطلاعات مفید شما هستم
دستت درد نکنه عزیز
سلام بر كاپيتان گرامي!
اين هم شعري كه دوست مان به دنبالش بود:
بلند اسمان جایگاه من است
دل پاک حق جان پناه من است
سحر تا غروب در خروشم مگر
اذان غروب صبح گاه من است
هراسی ندارم ز طوفان دگر
علی مرد حق چون که شاه من است
نگردد کسوفی در این اسمان
که سوی خدا روی ماه من است
تو اسوده باش و نترس از عدو
عدو در هراس از نگاه من است
در این اسمان مرغ شوم فریب
اگر دیده شد از گناه من است
نبینی تو هرگز گناهی ز من
که تاریخ ایران گواه من است
تو ازرده از مکر دشمن مشو
که دشمن کشی رسم و راه من است
در این ره شهادت مرا ارزوست
شفای دل رو سیاه من است
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
ممنون از لطف بزرگی که فرمودی
من این شعر و آهنگ زیبا را با یکی دیگر اشتباه گرفته بودم
که خوشبختانه دوستان من را از اشتباه بیرون آوردند . و شما تکمیل اش کردید
سلام آقای مدررسی عزیزم
من که واقعا زبانم از تشکر قاصر است.و این همه لطف شما رو نمی دونم که چطور پاسخگو باشم. براتون یک ایمیل ارسال کردم اگه میشه لطف کنیدملاحظه کنید.
برایتان آرزوی سلامت وموفقیت دارم
پاسخ
شبنم عزیز و نازنین
دخترم .. پوزش می خواهم که با تآخیر پاسخ شما را می دهم .. راستش رو بخواهی مفصل و کلی پاسخ ای میل شما رو دادم .. دست سرایدار شرکت به کامپیوتر خورد و برق آن فطع شد .. الحمد الله ذخیره شده بود و تنها بخش پایانی ان پاک شده بود
به هر حال از شما قلبآ سپاسگزاری می کنم
سلام عمو بهروز عزیزم!
یادتون باشه من از پرواز و اصطلاحتش هیچی نمی دونم و خنگ خنگ هستم. پس لطفا در قسمت بعدی یه جوری توضیح بدهید که من هم بفهمم. (من تحصیلاتم در رشته فیزیک هست و از این منظر نگاه می کنم.)
ببخشیدا.
موفق و سلامت باشید
پاسخ
پسر عزیز و دوست داشتنی من
اولآ هر کسی در یک رشته تخصص داره .. و دلیل نمی شه همه به همه علوم اگاه و مسلط باشند
اما با گذشت از این مسایل ، عرض کنم که اگه دقت کرده باشی ، من تمام معنی ایرانی آن را توضیح می دهم
اما به روی چشم .. در بررسی سانحه سعی می کنم خیلی ساده و قابل درک برای همه بنویسم
ضمنآ احسان جان شما خیلی خیلی هم با هوش و فهمیده هستی .. دیگه از آن فرمایش ها نفرمایید
یا حق
سلام کاپیتان.
ممنونم از این پست زیبا.
یه پیشنهاد دارم. خواهش میکنم دوستان انقدر دنبال نکته پیدا کردن و این جور چیزا نباشن. واقعا عجیبه که مثلا بخواد کسی بابت اسم این دوتا بچه تو این ماجرا گیر بده و بگه شما اشتباه میکنید. والا من اگه بودم بیخیال نوشتن میشدم. کاپیتان ازتون ممنونم
پاسخ
بابک جان نازین
خدا پدر شما را رحمت کنه ... می بینی تو رو خدا به چه چیز هایی گیر می دهند ؟ به قول شما اسم چه فرقی می کند .. ؟ تازه من این همه تذکردادم که چندین ار نوار را گوش کرده ام و هر بار یک تلفظی می شنیدم .. بابک جان به خدا من خیلی با صداقت همه چیز را به دوستان خواننده توضیج می دهم
و انتظار دارم لااقل کمی درک فرمایند
اما متآسفانه گاهی وقت ها به چیز هایی گیر می دهند که من هیچ تقصیری ندارم
بابک جان ممنون از شما
عرض ادب وسلام
خسته نباشید آرزوی من موفقیت و سربلندی شماست
مفتخرم که سایت این حقیر مزین به لینک سایت شما شده است تحفه ای است پیش کش درویش
ضمنا دوستان اگر میل به اشعار حافظ داشته باشند هر هفته روزهای 5شنبه بطور زنده در شیراز فال هفته گرفته و به دو زبان فارسی و انگلیسی در سایت قرار داده می شود و برای رسیدن به تمدن ایرانی قسمت فیلم های سایت را هم چک کنند بد نیست .
باتشکر طبیبیان
پاسخ
سرور گرامی جناب استاد طبیبیان عزیز
من به عنوان یک ایرانی که عاشق مفاخر و هر وجب خاک کشور است ، از زحماتی که حضرتعالی برای هویت بخشیدن به سرزمین پر افتخار ما می کشید ، قلبآ تشکر و قدردانی می کنم
در پست بعدی حتمآ مسدله فال حافظ رو اگراندیسمان خواهم کرد
با سلام
جناب مدرسی
برای دوستان لینک سرود خلبانان را قرار میدهم. اگر صلاح دانستید منتشر کنید.
من متولد 1357 هستم. این آهنگها و سرودها به دلیل پخش از رادیو و تلویزیون زمانیکه من یک کودک 2 - 3 ساله بودم با وجودم آمیخته و هر وقت به اینها گوش میدم بی اختیار به اون زمانها بر می گردم. حس بسیار خوبیه. حس می کنم دوباره 3 سالمه.
http://novaproxy.info/index.php?q
پاسخ
ممنون از شما دوست عزیز
امیدوارم دوستان استفاده فرمایند
جناب مدرسی سلام.
ضمن تشکر مجدد از نثر ساده و قابل درک موضوع سقوط هواپیمای روسی و مثل همیشه شیوا و دلنشین خواستم مطلبی را برای توجه برخی دوستان و فریده عزیز اشاره کنم.والله منکه از اوان کودکی از دیدن صحنه هایی مانند لوس بازی بعضی پدر ها با کودکان خود در پشت فرمان نشاندن آنها در اتومبیل رنج میبردم و همیشه نگران بودم که مبادا حادثه ای رخ دهد که میدانید احتمال آن بسیار زیاد است.بعد ها که بزرگتر شدم و دانستم که رانندگی سرشار از لحظات خطر و عکس العملهای ناگهانی است مطمئن شدم که اینکار ها چقدر موهن و غیر قابل دفاع است.شما میدانید که چه حوادث دردناکی روی همین زمین و در ماشین اتفاق افتاده است چه برسد به هوا و هواپیما که واقعا از یک خلبان کارکشته بسیار بعید می نماید که البته اتفاق بدی هم افتاد و تا ابد خانواده هایی را داغدار ساخت تا آن پدر و عملش سرمشق بسیاری دیگر شود.یادم هست چند سال قبل یک خلبان چینی هم حدود 200 نفر را بهمین دلیل به کشتن داد که البته ماجرا کمی متفاوت با این بود ولی چارچوب یکی بود.بهر حال نشاندن کودک در میان راننده و فرمان ماشین و مثلا لذت بردن کودک(حتی خردسال!)در میان جاده یا خیابان یکی از مضحک ترین و احمقانه ترین کارهایی است که یک پدر بچه دوست میتواند انجام دهد.حالا هر کس بدش هم آمد بیاید !!
پاسخ
سرور گرامی جناب آقای فرنودی عزیز
با تشکر فراوان از شما دوست اندیشمندم ، به اطلاع می رسانم کسی از حرف بد بدش نمی آید .. به عنوان مثال عرض می کنم .. بحث رانندگی با کودک را دوست فرهیخته ام جناب مهندس فضلی به میان آوردند .. و آن گونه هم که مشاهده می شود ، این امر تاخودآگاه و با کشیدن سوئیچ ماشین توسط فرزند کوچلوشون اتفاق افتاده بود .. و این بزرگوار ان قدر شهامت داشت تا برای عبرت جوان ها و آگاه ساختن خوانندگان از این نوع خطرات خیلی صادقانه آن را عنوان فرمود .. و من مطمئن هستم به هیچ عنوان ایشان از این که شما رفتار های خطرناک پدران را در اتوموبیل و هواپیما مطرح کردید ناراحت نخواهند شد و گرنه اصلآ بیان نمی فرمودند .. البته تآکید می کنم که می دانم روی سخن شما هم هرگز با این دوست عزیز ما نبوده .. و اصطلاح هر کی ناراحت می شود را در کلیت اش مثال زدید چون در جامعه هنوز هم هستند پدرانی که کودک خردسال خود را روی زانو نشانده و در جاده های شلوغ یا اتوبان رانندگی می کنند ... اما محمود جان نازنین .. راستش رو بخواهی در تمام بیست و یک سالی که در نیروی هوایی افتخار پرواز رو داشتم ... هرگز به یاد نمی اورم هیچ یک از همکاران چنین عملی را انجام داده باشند .. . البته همه ما اغلب خانواده و زن و بچه های خود رو به کابین می اوردیم .. اما همان طور که عرض کردم هرگز هیچ خلبانی فرزندش رو روی صندلی اش ننشانده و خود به تماشا نایستاد !! البته دلیل عدم اجرای این کار ، به خاطر رعایت مقررات نبوده .. بلکه به خاطر حضور آنتن های قوی در هواپیما و گزارش همکاران محترم هیچ گاه کسی هوس این محبت پدرانه به سرش نمی زد ... محمود جان حالا که بحث به این جا کشید .. بهتر این بحث رو تکمیل کنم ..
راستش رو بخواهی همان گونه که عرض کردم قبلآ حضور خانواده ها با فرزندان در کابین آزاد بود .. اما بعد از اتفاقاتی که در نیروی هوایی رخ داد .. و با فرار بنی صدر و رجوی خائن از طریق پایگاه ما .. از ان به بعد نه تنها گارد مخصوص سازماندهی شد که یکی از وظایف ان ها حفاظت از سلامت کابین بود . بلکه حتی از تردد خودرو های شخصی پرسنل که قبلآ به داحل پایگاه ورودشان آزاد بود ، جلوگیری شده و بازدید صندوق عقب ماشین ها حتی در خانه های سازمانی باب شد !! و
جالبه من گاهی برای این که از سربازان نگهبانی که قصد بازدید صندوق عقب را داشتند ، می پرسیدم دنبال چی می گردید !؟ و ان طفلکی ها پاسخ مناسبی نداشتند .. فقط دستور داشتند بگردند . همین
امیدوارم هیچ گاه شاهد حوادث دهشتناک در هیچ جای دنیا نباشیم
انشاالله
اقای مدرسی عزیز ایملتون رو چک کنید براتون عکس رو فرستادم اگر نرسید باز بهم اطلاع بدهید حتی شده تو همین قسمت نظرات بنویسد که رسیده یا نه که من دوباره اقدام کنم.
پاسخ
دختر عزیزم .. بله هم ای میل شما رو دیدم .. هم عکس رو دیدم .. هم پاسخ شما رو نوشتم
حالا من امیدوارم که حتمآ به دست شما رسیده باشد
موفق باشی
سلام عمو بهروز عزيزم!
شما خيلي خوب توضيح مي دهيد ولي ممكنه برخي از خوانندگان مانند من يك سري پيش فرض هايي داشته باشند كه اجازه نده درست فكر كنند و توضيحات را همه اش مي خواهند با فرضيات خودشان تطبيق دهند!!! مثلا در زير چند تا از ذهنياتم را آورده ام.
من تا اينجا اينجوري فهميدم كه سيستم كامپيوتري هواپيما مختل شده بود و باعث سقوط شد. وگرنه وقتي كه هواپيما روي اتوپايلوت هست كه ديگه فرقي نمي كنه يوك را بچرخونيم يا نه!
وقتي اون پسره ميبينه كه فرامين سفت شده اند، يعني چون روي اتو پايلوت بوده، فرامين قفل شده بوده؟؟ يا مشكل هيدروليكي داشته كه سفت شده.
به نظر من نشستن بچه ها پشت يوك و خرابي سيستم ها همزمان شده بود!!!
البته مي دونم كه جواب اين كامنت را در پست بعدي مي دهيد ان شاء الله.
ببخشيد پرحرفي كردم
موفق و سلامت باشيد.
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم احسان جان
بله حالا متوجه پرسش شما شدم .. حق با شماست
من باید فکر تمام این ریزه کاری ها رو حتمآ بکنم
احسان جان نوشته بودی .. من پاسخ این را پست بعدی می دهم .. نه عزیزم .. خودت می دونی بنده چقدر مخلص خوانندگان سایت بوده و هستم .. و برای یکایک ان ها احترام خاصی قائل هستم
شما که دیگه جای خود دارید ..
پسرم اصلآ مشکل بچه های خلبان نبوده است .. البته ان ها سبب پرت شدن حواس هر دو خلبان در کابین شده بودند .. کاپیتان کودرفسکی با دخترش حرف می زند و اصلآ توجه ای به آلات دقیق و سیتم ها ی کابین نداشت .. و کمک خلبانش هم با کاوالود که بچه ها رو به کابن اورده بود در حال حرف زدن بود .. و اصلآ متوجه روشن شدن لحظه ای چراغ اتوپایلوت که اخطار خاموش شدن می داد را ندیده بودند .. و خب طبیعی است فشار در جهت عکس به فرامین که قبلآ دستوری دیگر در حافظه خود سیو کرده ، سبب قفل شدن فرامین شده و ....... که در پست بعدی با جزئیات شرح خواهم داد و بدین ترتی÷ هواپیمای جدید و مجهز ایرباس 310 - آ .. مفت و مجانی به زمین برخورد می کنه .. امیدوارم تا فردا شب تقدیم حضور دوستان عزیزم کنم
بهروز جان سلام
نخست از آقا رضا پرواز دوست تشکر می کنم که این شعر بسیار زیبا را قرار دادند و خاطرات گذشته نیرو هوایی را زنده کردند.
دوم اینکه به سهم خودم ایام عزاداری امام حسین را تسلیت می گویم.
راستش قصد دارم کمی درد دل با شما یاران داشته باشم.هدف امام حسین از قیام عاشورا چه بود!؟ همه دوستان به این موضوع آگاهی کامل دارند.پس آنچه که خاص این روزها به اسم عزاداری انجام می شود چه ارتباطی با پیام مردان خدا دارد نمی دانم.
قدم به قدم حریمی به اسم تکیه درست کرده تا جایی که توان داشته اند بلندگوهای بزرگ قرار داده و از عصر تا ساعت 11 شب چند تا به اصطلاح نوحه رابا صدای گوش خراش سر وته می کنند.آیا مردم آسایش نمی خواهند!؟ آیا خدا را خوش می آید؟ آیا این کار دور از انسانیت نیست؟
دیشب بعد از بازگشت به خانه بسیار خسته بودم تصمیم گرفتم کمی بخوابم تا حالم بهتر شود.خدا می داند چند بار به خاطر سر و صدای و اربده مشتی آدم که اسم مقدس مردان خدا را به بازی گرفته اند از خواب پریدم.تمام بدنم از سر تا پا درد می کرد.ساعت 10 و نیم وقتی دیدم برای این ماجرا پایانی نیست با پلیس 110 تماس گرفتم.موضوع را برایشان شرح دادم.گفتم چهار پنچ تا آدم الاف و معروف در منکر آسایش مردم را به اسم امام حسین سلب کرده اند.قوانین جدیدی که نیروی انتظامی برای این ایام وضع کرده و حتما دوستان به آن آگاهی دارند نیز یادآوری کردم.ایشان گفت چنین دستوری به ما ابلاغ نشده!! گفتم بابا چند روزه تلویزیون داره مدام اعلام می کنه....خلاصه گفت ما به جایی که شما می گویید مامور می فرستیم ولی شما به عنوان شاکی باید حضور داشته باشید گفتم قربان این جماعت مشتی انسان شرور هستند و حتما برای خانه و زندگیم مشکل پیش می آورند.خلاصه تا ساعت 11 شب مشتی اراجیف که با ملودی ترانه های مهستی و حمیرا اربده زده میشد را به اسم امام حسین پخش کردند.
خدا لعنتشان کند.همین الان هم دارند همان اراجیف را با صدای گوش خراش و بلند پخش می کنند.خودتان قضاوت کنید اگر این جماعت آدم های درست و حسابی بوده و بی کار نبودند صد در صد وقتی از سر کار باز می گشتند دیگر حالی برای مزاحمت برای مردم نداشتند.به نوعی پاتوق درست کرده اند و شرمندم مشغول چشم چرانی هستند.
با رئیس یکی از دسته های عزاداری صحبت می کردم.گفتم آقای فلانی وجدانی این سینه زنان شما چند درصد شون نماز می خوانند جواب معلوم بود!! یکی دیگه گفت تازه نوحه خوان دسته معتاد و مشروب خوره!!! (خدایا به تو پناه می برم)
متاسفانه آن چیزی که به عنوان عزاداری می بینیم دراکثر موارد چیزی جز یک کارناوال و سرگرمی بیش نیست.هر چیزی هست مگر آنچه که باید باشد.پیام دین و پیامبران و امامان تنها و تنها یک چیز است.انسانیت.
به یک چیز ایمان دارم اگر این جماعت در زمان امام حیسن زندگی می کردند حتما در صف یزیدیان قرار داشتند می دانید چرا!؟ چون برایشان منفعت داشت.
خب برای اینکه کمی بار علمی هم در کامنت باشد بد نیست بدانید که :
قبل از طراحی و ساخت موتورهای توربوپراپ متخصصین تمام سعی خود را برای ساخت موتورهای پیستونی قویتر انجام دادند تا اینکه قویترین موتور پیستونی هواپیما توسط شرکت آمریکایی (لایکومینگ) با تعداد 36 سیلندر!! و5000 هزار اسب بخار قدرت متولد شد اما با ورود موتورهای توربوپراپ این توان به راحتی تامین می شد و ساخت چنین موتورهایی به تاریخ پیوست برای مقایسه بد نیست بدانید موتور آلیسون تی.56 سی.130 معادل 4500 اسب نیرو تولید می کند. منبع مجله صنایع هوایی
یاحق
پاسخ
آوالانچ عزیز و گرامی
دقیقآ می دانم شما چه کشیدی ! نیاز به تعریف و توصیف نیست
همه تقریبآ این مسایل را می دانند .
و دیده اند این عزاداری چگونه از مسیر اصلی خویش در این سال ها خارج شده است .. مسئولان نظام چند بار واکنش نشان داده و از پخش نوحه های ریتمیک جلوگیری کرد .. ولی هر سال بیشتر شده است
یادمه زمان قدیم .. من تازه از آمریکا برگشته بودم .. در کنار من پشت چراغ قرمز یک سواری ایستاد که از درون آن صدای موسیقی می آمد .. تا ساعت ها با خود فکر می کردم چگونه اون مرد در ایام محرم موسیقی گوش می دهد !!؟؟؟
حالا وقتی دسته های عزاداری را می بینم .. با کمال تآسف دختر و پسر ها رو می بینم به بهانه عزاداری از خانه بیرون زده اند ... و پلیس هم متآسفانه شعار می دهد .. در صورتی که می تواند قاطعانه برخورد کند
شاید مسئولان فکر می کنند همنی به ظاهر عزاداری بهتر از ولگردی است !! بگذریم
در مورد موتور هواپیما اطلاعات جالبی ارائه فرمودی ... ممنونم
با سلام و عرض ادب
ضمن عرض خسته نباشید به اطلاع میرسانم در شبکه گردشگری بخش فیلم وکلیپ های مهمی در حال فعال شدن است ضمنا اگر امکان تعویض آدرس سایت گردشگری به آدرس زیر باشد ممنون شما خواهم بود
www.gtidi.com
با تشکر و توفیق روزافزون شما طبیبیان
پاسخ
استاد ارجمند جناب طبیبیان گرامی
خیلی ممنون از اطلاع رسانی شما
حتمآ در پست بعدی به اطلاع دوستان خواهم رساند
با سلام خدمت گاپیتان مدرسی عزیر.امیدوارم که حالتون خوب باشه.کاپیتان براتون e-mail فرستادم و از خدمت شما درخواست داشتم که در مورد دوستتون کاپیتان احمد رمقی اطلاعاتی در اختیارم بگزارید.بیوگرافی ایشون را می خواستم.با تشکر از شما
پاسخ
امیر عزیزم
من نمی دونم چه اطلاعاتی می خواهی
ضمن این که دوست بنده ابراهیم رمقی بود نه احمد
همچنین اطلاعات من در باره خدمت در نیروی هوایی و پرواز است .. همین و آن اطلاعات اضافی که مد نظر شماست را نمی دانم
بنام خدا
جناب مدرسي عزيز سلام
دورود خدا بر شما و بر تمام دليران وشيران ايران زمين
سايت بسيار بسيار زيبا و با حالي داريد كه شايد ده دوازده ساعت وقت گذاشتم تا مطالب شما و نظريات بعضي دوستان را بخونم كه در اين ميان نظرات آقاياني به نامهاي رضوي و كدخدايي و بعضاً آقاي فرنودي بيشتر نظرم را جلب كرده و خيلي دوست دارم كه بحث هاي عقيدتي اين آقايان را بيشتر جويا بخونم ، ضمناً متوجه شدم كه به آقاي كدخدايي عزيز بيشتر از ديگران حمله شده است خواستم بپرسم چرامگر اين آق چه گفته است؟
ممنون از سايت قشنگتون
خداحافظ
پاسخ
ممنون از شما عزیزم
بله خواندن نظرات دوستان می تواند خیلی مفید و حتی سرگرم کننده باشد
اما بعضی دوستان از آن جا که این سایت پاتوق دوستان جوان و اندیشمند است گاهی به چالش هایی کشیده می شوند .. و تا جایی که توهین و ناسزا نباشه بنده منتشر می کنم
در مورد استاد فرنودی هم عرض کنم ایشان از مفاخر محترم این مرز و بوم هستند که به ما افتخار می دهند
از شما دوست گرامی ممنونم .. و در ضمن جناب کدخدایی خودشون حتمآ پاسخ شما را خواهند داد که جریان دقیقآ چه بوده است
بهروز جانسلام مجدد. توضیح اینکه ابدا منظورم آن دوست عزیزمان نبود و همانطور که فرمودی کلیت کار را عرض کردم که بسیار خطرناک و از یک انسان معقول بعید است.اگر ایجاد سوء تفاهم بنماید پیشاپیش عذر خواهی میکنم. پایدار باشید.
پاسخ
بله محمود جان عزیز من متوجه فرمایش شما شدم .. و مخصوصآ آن بحث را پیش کشیدم تا از سوء تفاهم جلوگیری شده و بگویم که منظور شما شخص آقای مهندس عزیز ما نبوده است
از شما به خاطر حضور سبزتان تشکر می کنم
سلام عمو بروز
منون از مطلب جالبتون .
خيلي دلم مي خواد اين فيلم و فيلمهاي مشابه كه فرموديد ببينم . ايا امكان تهيه اون هست ؟
ضمنا اگر ميشه راجع به حادثه سي 130 كه سال 1378در مهر آباد به ايرباس هما خورد هم بنويسيد .
پاسخ
علی جان عزیزم
در مورد فیلم ها راستش را بخواهید من حرفی ندارم
و می توانم در اختیار دوستان قرار دهم
تنها مشکل ان مشکل کپی رایت است چون سام عزیز در سوئد است و ممکنه برایش مشکلی پیش بیاید
اما در مورد ایرباس
علی جان من به احترام درخواست شما با مدیر کل هواپیمایی ایران جناب نوش آبادی به چه مکافات تماس گرفتم و خواسته خودم را عرض کرده و خواهان جزئیات حادثه شدم . البته به ایشان متذکر شدم من از کانال های غیر رسمی می توانم به این اطلاعات دست بیابم
ایشان مخالف درج این گونه حوادث در سایت بود .. ولی در عوض می گفت هماهنگ خواهند کرد که تمام اطلاعات مفید و اخبار آن شرکت را به ططور اختصاصی در اختیار سایت ما قرار دهند . حال قراره بزودی همدیگر را ملاقات کنیم
اگه موفق نشدم از خود ان ها اطلاعا بگیرم .. حتمآ از کانال های خودم منتشر خواهم کرد
باسلام
خواندم !
با عرض معذرت، چقدر تصميم گيري كساني كه منكر خدايند با آنها كه زوري خدا را به مردم ميچپانند شبيه به هم است!!!..تصميمات هر دو ناشي از خود بزرگ بيني و توهم مطلق بودن خويش!!!است.براحتي با سرنوشت همه بازي ميكنند و به عاقبت چيزي نمي انديشند.همين!
پاسخ
عزیزم من هرگز وارد مباحث سیاسی نمی شوم
شما هم لطفآ این گونه کامنت ها رو ترویج نکنید
من برای شما و عقیده ای که دارید احترام می گذارم .. اما اجازه دهید ما در چارچوب خط مش تعریف شده خود ادامه مسیر دهیم
با عرض سلام مجدد خدمت کاپیتان مدرسی عزیز.بله شما درست فرمودید منطور من ابراهیم رمقی بودن.من هم اطلاعاتی در حد خدمت در ارتش و نیروی هوایی و هواپیماهایی که پرواز داشتند واینکه معلم خلبان چه هواپیماهایی بودن را می خواهم اگر ممکن هست.
پیشاپیش متشکرم.
تندرست سالم سبز و ورزشکار باشید.
قربان شما امیر از اهواز
پاسخ
امیر جان عزیزم .. من فقط این را می توانم بگم که جناب ابراهیم رمقی از بهترین خلبانان نیروی هوایی و پایگاه یکم ترابری بودند .. او ابتدا با هواپیمای سی - 130 پرواز کرده و خیلی زود به عنوان خلبان تاکتیکال شناخته شد . جناب رمقی به دلیل اخلاق شایسته و پسندیده ای که داشت ، مورد احترام همه پرسنل گردان و پایگاه بود .. در مدت خیلی کمی او به عنوان معلم خلبان در گردان به انجام وظیفه پرداخت
او از دوستان صمیمی بنده بود که خیلی برای وی و شخصیت والایش احترام می گذاشتم .. جناب رمقی سپس به گردان 747 جامبو جت منتقل شد و پرواز های خود را با این هواپیمای بزرگ انجام می داد .. در زمان جنگ ماموریت های موثری انجام داده و مورد ستایش و تقدیر مسئولان بود .. من دیگه از این افسر شجاع بی خبر بودم .. تا این که پارسال شنیدم ایشان هم به افتخار بازنشستگی نایل امده و در حال حاضر با یکی از خطوط هواپیمایی داخلی با هواپیمای جامبو جت به عنوان کاپیتان ارشد پرواز می کنه
هر جا هست خدا پشت و پناه اش باشه
انسانی فهمیده ، خنده رو ، خوش تیپ ، باسواد و با شخصیتی بود
سلام استاد.امیدوارم که حالتون خوب باشه.من به اقای یوسفی زنگ زدم ازشون یه چیزایی پرسیدم .گوشی خودتون خاموش بود.ایشون اطلاعات خوبی داشتن.از راهنماییهای شما و ایشون واقعا ممنونم.راستی خیلی خوب می نویسین.ممنون از سایت قشنگتون. خداحافظ
پاسخ
خدا رو شکر که شما موفق به دریافت پاسخی به پرسش های خودتان بودید
جناب داود یوسفی از جوانان آگاه و مطلع است که با این سایت همکاری صمیمانه ای دارند
سلام خدمته جناب مدرسی من تازه با سایت شما اشنا شدم و سایته بسیار خوب و جذابیی دارید واطلاعاته بسیار مفید وخوبی من از مطالبه شما کسب کردم ومیخوام اگر امکان داره به جمع گرم شما و یارانتان بپیوندم. موفق وپایدار باشید.
پاسخ
دوست عزیز و نازنین
ضمن عرض خیر مقدم ، حضور شما رو به جمع یاران همدل و صمیمی تبریک می گویم .. و خوشحالم دوستی دیگر به این جمع افزوده شد
باسلام خدمت اقای مدرسی
این اولین نظر من در مورد نوشتهای شما است.واقعا هربار که یکی از مطالب شمارو میخونم یه حس خوبی بهم دست میده مخصوصا حاشیهایی که در بین مطالب مینویسید خیلی عالی هستند
لطف کنید در مورد پروازهای خارج از کشورتون بیشتر بنویسید
امیدوارم که همیشه بهروز و سلامت و پاینده باشید
مخلص شما
صابر
پاسخ
صابر جان عزیزم
شنیدن تعاریف دلنشین از دوستان فرهیخته و جوان ، سبب دلگرمی و تشویق ام می شود .. در مورد پرواز های خارج از کشور چشم حتمآ باز هم خواهم نوشت
با عرض سلام وخسته نباشید.
با توجه به مطالب ذکر شده در خصوص باز نشدن سایت حضرتعالی احساس می کنم شما اگر به صورت مستقل اقدام به راه اندازی سایت کنید و ÷هنای باند سایت خود را افزایش دهید مشکل باز نشدن سایت شما رفع گردد.
با تشکر طبیبیان
پاسخ
سرور گرامی جناب استاد طبیبیان نازنین
با تشکر از راهنمایبی که فرمودید .. راستش یکی از دوستان دامین اولد پایلوت دات کام را از انگلیس می خواست برایم به ثبت برسونه .. اما چون قبلآ دات کام گرفته شده بود ، با افزودن عدد " یک " در قبل از اسم آن را به نام ما کرد . قرار بود گروهی حرفه ای در لندن روی آن کار کرده و با شراکت دوست بنده و رفقایش در لندن و من ان را به صورت خیلی حرفه ای اداره کنیم .. البته تقریبآ شبیه به این چیزی که شما ارائه می دهید .. در دو زبان شامل خبر ، فیلم ، عکس ، کالبد شکافی سوانح ، خاطرات بنده ( یا همین پست های معمولی ) و چند بخش دیگر ادامه یابد .. وظیفه من هفته ای سه مطلب بود . وظیفه دوستم در ایران مدیریت سایت و آپ کردن بود .. و دوستان انگلیسی اش هم قرار بود آگهی بگیرند .. خب ماه ها روی طراحی اختصاصی سایت در لندن وقت صرف شد .. اما متآسفانه قادر به شناختن فونت فارسی نشد !! حتی من خوش خبری هم داده بودم ... به ناچار دوستی که در ایران دارم دوباره در قالب موقتی فعلآ داره آزمایش های لازم را می کنه .. خب خیلی حرف زدم استاد .. ولی در پاسخ به فرمایش جنابعالی پهنای باند خیلی تسبت به این افزایش یافته است
جناب طبیبیان عزیز .. از روزی که بازدید کنندگان سایت به مرز 6160 نفر در روز رسید ، سرور مشکل پیدا کرد .. حتی دوست بزرگواری که این سایت را به من هدیه داده است ( جناب پرویز جاهد ) هم یک بار زحمت کشیده و به دلیل افت سایت ، سرور را تعویض فرمودند .. خب تا مدتی خوب بود .. اما همین که یک مدت آمار رفت روی 2700 نفر ، مجددآ اذیت کرده و سایت در ساعاتی اصلآ باز نمی شد .. به همین دلیل به نزدیک 1500 نفر رسیده است
این در حالی است اغلب دوستان پیغام می دهند که سایت باز نمی شود
استاد عزیزم .. مطلب جدید بخشی از ان تکمیل است .. اگر خدا بخواهد تا شب آپ خواهم کرد
من را به خاطر حرف های طولانی ببخشید
خدمت جناب AVALANCHE عزیز عرض شود که همین زنجیر زدن هم یه چیز مندرآوردی و از ابتکارات حکومت صفویه هست! دیگه چه برسه به... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
بگذریم آقا.
پاسخ
علی جان .. از قدیم گفته اند... باید نیمه پر لیوان را دید
به همین دلیل چون نیت بعضی ها واقعآ خیر است و با هدف توسل به ائمه سوگواری می کنند از نظر خداوند متعال پذیرفتنی است
ولی حساب ان هایی که اهداف دیگری دارند جداست
واقعآ شورش را در اورده اند
منزل قبلی ما در آریاشهر بود .. وای که چه از دست همین افراد بی کار می کشیدیم
اما حالا در محله اقلیت مذهبی هستیم .. به طوری که این بار دلمون لک زده برای صدای یک نوحه ..!!
امیدوارم دوستان جوان ما هم به نیت عزاداری شب ها بیرون روند ..
سلام عمو
ببخشید که ول کن نیستم. راستش از اون وقتی که گفتید به ناسا رفتید خیلی دلم می خواست بدونم که چقدر با تصورات من متفاوته. یه پیشنهاد اگر امکانش هست پست جدیدتون رو همون چیزی که می خواستید برای من بفرستید بزارید اینجوری سایتتون به جای سایت هوایی تبدیل به هوافضایی میشه!
باز هم معذرت!(پسرخاله کلاه قرمزی!)
از طرف من نوه ها رو ببوسید.
یا علی
پاسخ
مریم جان عزیز و نازنین
به خدا قسم شرمنده روی ماه شما دختر گلم هستم
اگه بگم چقدر سرم شلوغه و همه چیز به هم ریخته است
تازه حواس پرتی هم دارم
دخترم .. من پست بعدی ام که همین امشب آپ می شه مربوط به ادامه سوانح ایرباس در روسیه است .. یک پست هم کی از خوانندگان در حال ترجمه هستند .. بعد از اتمام ان یک پست از سی - 130 یادم اومده می نویسم .. ولی از پست سوم به بعد حتمآ در باره آمریکا و سازمان فضایی ناسا خواهم نوشت
به شرطی که یاد اوری نمایی .. و در کامنت پست دوم برام بنویس که به فکر باشم .. من واقعآ از شما عذر خواهی می کنم .. من ادم بد قولی نیستم .. ولی از شما می خواهم حتمآ تند تند یاد اوری فرمایی
راستی نوه هایم دست بوس خاله مهربون و نازنین خود مریم جان هستند
سلام بهروز عزیز و نازنین
حال شما چطوره بعد از مدتها که سرم شلوغ بود دارم کامنت میگذارم.
البته خبر خوش هم برایتان دارم.
بهروز خان
باید عرض کنم که بعد از ماهها تلاش اورهال یکی از C-130H های شیرازی با سریال 534 پایان یافت و اولین تست پروازیش را اواسط همین هفته انجام داد.
من در همین ماههای آخر این هواپیما را در رمپ صها میدیدم و شاهد کار بر روی آن بودم.
امیدوارم از این خبر خوشحال شده باشید.
منتظر خاطرات جدیدتان هستم.
خداحافظ
پاسخ
به به .. جناب بابک خان
عمو کجا هستی .. معلوم است ؟
دلم برات تنگ شده بود .. از خبر خوبی که دادی واقعا ممنونم
با اماده شده هر هواپیمای هرکولس ، قلب من بیشتر شاد و شاد تر می شو د
سلام عمو بهروز
چند تا لينك ويدئو مي فرستم
در زمينه ورود كارشناسان امريكايي گرومن و خانواده هاشون باايران براي پشتيباني هواپيماي اف -14
سپاس
http://www.youtube.com/watch?v=hFabJE5yKJY&NR=1
http://www.youtube.com/watch?v=-ja-EGO1kXk&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=Q40rAOUfwF8&feature=related
پاسخ
ممنون مسعود جان
زحمت کشیدی .. من معمولآ هر لینکی که در بخش کامنت ها فرستاده می شود را اول چک می کنم اگه مشکلی نداشت آن را منتشر می کنم .. اما به دلیل اعتمادی که به شما دارم ، نخوانده منتشر کردم
ممنون از مشا
ممنون از اعتمادت عموجون
پاسخ
فدات بشم پسرم
سلام جناب مدرسی
آیاهواپیماهائی که دچار نقص فنی هست میتوانند در دریا یا پشت سد فرود آید تا آسیب به مسافران نرسد
همانطور که خلبان آمریکائی این کار را انجام داد؟چه نیروهائی به کف هواپیما وارد میشود در هنگام این فرود؟اگر موتور آن آتش گرفته شودبا این فرودخاموش میشود؟اگر موتور آن آتش گرفته باشد وبخواهد در دریا فرود بیاید چون مسیرهوارانمی تواند در موتورهاعوض کند چه مسافتی را طی می کند؟اگر این هواپیما با این شرایط با زاویه 45درجه سقوط کند ابتدا زیر آب رفته آیا دوباره به سطح آب می آید ؟اگر درهای آن باز نشود تا چه مدت روی آب خواهد ماند؟
با سپاس از شما استاد گرانقدر که راهنمائی میفرمائید.
(ارادت مند شما*مهندس ساسان )
پاسخ
دوست عزیز و نازنین جناب مهندس ساسان گرامی
به طور کلی فرود در آب در هر شرایطی که باشد ، کار بسیار خطرناک و دشواری است . و تنها خلبانان بسیار با تجربه قادرند اگه همه شرایط جور شده و اصول فرود در آب ( دیچینگ ) را رعیایت نماید ، می شه در آب نشست ! و گرنه شما از هر زاویه ای به آب هواپیمای شما برخورد کند ، بدنه آن چند تکه شده و به زیر آب می رود .. این که عرض کردم کلی است . به عبارتی آب بر خلاف تصور همه .. حتی از صخره هم سفت تر و خطرناک تر است
حال اگر موتور آتش بگیرد یا هر دلیل دیگر .. اگه خلبان هواپیما نتواند شرایط دیچینگ رو رعایت کند .. و مهارت به خرج ندهد با اولین برخورد هواپیما چند تکه خواهد شد .. ما خیلی از این موارد داشتیم .. نمونه آن هواپیماربایی در آسمان که به دلیل اتمام سوخت در آب فرود آمده و همه مسافران کشته شدند .. از زاوایای دیگری هم که مثال زدید ، اصلآ امکان پذیر نیست .. بنده بزودی چند پست در این رابطه به صورت تصویری و مستند منتشر خواهم کرد .. تا دقیقآ در جریان قرار گیرید ..
در ضمن .. هواپیماها قایق هایی به ظرفیت مسافران خود دارد که اتوماتیکی باد می شوند .. و اگر در ها باز نشد .. دستگیره هایی برای باز کردن در و حتی طناب برای مهار قایق در هوای طوفانی وجود دارد