درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
   بررسی تملق و تظاهر در ارتش

حالم از آن همه تظاهر به هم خورد ..!!

 بعد از انقلاب نوع تملق ها به طور کلی فرق کرد ! پرسنل نیروی هوایی در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر جو انقلابی که همه جا رو فرا گرفته بود ، اقدام به تشکیل شوراهای فرماندهی کردند . در اولین اقدام خود بعضی از خلبانان و فرماندهانی که احساس می کردند با رژیم سلطنتی یا واضح تر بگویم با ساواک همکاری می کردند رو دستگیر کرده و به دادگاه های انقلاب اسلامی معرفی کردند .. حالا که بحث به این جا کشید بهتره اضافه کنم .. اکثر این دستگیری ها و تهمت هایی که به افراد زده شد ، واقعیت نداشته و بلافاصله توسط دادگاه های انقلاب آزاد شده و به خاطر توهین و تحقیری که تحمل کردند دیگه باز نگشتند . نمی خواهم از بحث اصلی خارج شوم و به همین دلیل به موضوع تملق و تظاهر می پردازم ... با تثبیت رژیم جمهوری اسلامی و اهمیت یافتن ارکان دینی در رفتار و کردار مردم ، همان آدم های متظاهر قبل از انقلاب یک شبه رنگ عوض کرده و تبدیل به انسانی انقلابی شدند . البته از حق نباید گذشت افسران و درجه داران مومن و دیندار فراوانی در حکومت سلطنتی داشتیم . که بعد از انقلاب هم تغیری نیافته و همان خصایل انسانی در وجودشون باقی ماند ..

 2moam54hmol5qr99728s.gif

حالم از آن همه تظاهر به هم خورد ..!!

7mqlywgllkcym8vm7lsc.jpg

m753lwvjz85b44xxlkmi.jpg

ما در اطراف خود گاهی با  آدم هایی مواجه می شویم که حرکات و گفتار آن ها طبیعی نیست . و رنگ تملق و چاپلوسی در آن مشهود است ! در اصطلاح عامیانه این رفتار ها به " پاچه خواری " تعبیر شده است . و انواع و اقسام دارد !  یعضی ها فقط گاهی آن هم بر حسب ضرورت و صد البته برای رسیدن به  نیات خویش اقدام به این کار می کنند . عده دیگری با هدف اغفال مردم به جهت رسیدن به خواسته هایی که حق شون نیست کارهایی رو  انجام می دهند ! و به عبارت صحیح تر فیلم بازی می کنند .. ! و هستند کسانی که از روی سادگی و  به خاطراحترام زیاد قائل شدن به مردم رفتارشان غیر عادی جلوه می کنه ... و خیلی موارد دیگر که همه شما از بنده بهتر می دانید . حال به این رفتار ها چاشنی تهمت  و افترا .. خبرچینی مغرضانه رو هم اضافه کنید ... چه شود !! همان گونه که در ابتدای سخن ام اشاره کردم در اطراف هر کسی به وفور این موارد مشاهده می شود . و همه کم و بیش آگاه هستند . اما شاید کم تر کسی از تآثیرات این حرکات ناپسند در ارتش سخنی گفته باشد . به همین دلیل سعی می کنم با استناد به مشاهدات شخصی خویش به آن بپردازم .

 همین چند دقیقه پیش کامنی خواندم که عده ای از جوانان عزیز بنده را به دلیل آزاد گذاشتن خوانندگان در مباحثی که مطرح می کنند تهدید و بایکوت ام کرده اند ! باور کنید من دیگه طاقت تهمت و انگ های مختلف رو ندارم . یا به طور کلی بخش کامنت ها رو حذف می کنم . یا این که عطای سایت را به لقایش می بخشم .. اخه این درست است ؟ با این همه گرفتاری و مشغله ای که دارم برای دوستان و آشنایان چهار خط از گذشته می نویسم . اون وقت این جوری اذیت ام می کنید ..!!؟ من نه خودم رو برای کسی لوس می کنم و نه حوصله بحث دارم .. ولی به شرافتم سوگند اگه باز هم ادامه پیدا کنه .. کامنت ها رو حذف کرده و هر جور و هر وقت دلم خواست سه چهار خط برای دل خودم می نویسم . چون دیگه وقت پرداختن به این کشمکش ها رو ندارم . واقعآ چقدر احمق بودم که فکر می کردم درج نظرات علمی از افراد با تجربه و اندیشمندی چون جناب فرنودی ، آوالانج ، بابک و غیره  می تونه برای من و جوان ها مفید باشه .. نمی دونستم حالا به این جرم بایکوت می شوم !! صحبت از کامنت شد .. دوستی دیگر نشانی سایتی رو داده بود که در بخش اصطلاحات رایج در جبهه ها نام " الاغ هوایی " رو برای ما انتخاب کرده بود ! و من احساس می کنم حق با اون هاست .. صد رحمت به الاغ

خیلی از هموطنان ایرانی بار ها در کامنت هایی که برای من می نوشتند صحبت از غرور ملی و هویت ایرانی به زبان می اوردند . و اعتراف می کردند در دیار غربت و در جایی که غربی ها به هر چیز بی ارزشی  بهاء داده و تبلیغات گسترده ای می کنند واقعآ جای معرفی ایران عزیز خیلی خالی است و الخ ... امروز با انسان بزرگواری به نام آقای محمود طبیبیان آشنا شدم که با صرف هزینه و وقت زیاد ، تمام زیبایی های کشور عزیزمون به همراه  کلی اطلاعات مفید دیگری از جمله گردشگری و بازرگانی رو به دو زبان فارسی و لاتین در سایتی زیبا تهیه کرده است ( اینجا ) . باور کنید به ایرانی بودنم افتخار کردم . از این روی به تمام عزیزانی که در خارج از کشور هستند توصیه می کنم حتمآ با این سایت آشنا شده و نظرات و خواسته های خویش رو مطرح فرمایند . بخش عمده ای از قسمت های این رسانه زیبا هنوز تکمیل نشده است .

  ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .

شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی

آگهی استخدام فوری

به یک خانم منشی مسلط به تایپ و کامپیوتر با حقوق مکفی برای یک شرکت معتبر فوری نیازمندیم

۶- ۸۸۷۵۷۲۵۱

مرکز آپلود عکس ایرانی

 

مرکز آموزش های هوایی

روزی که با هزار آرزو و عشق وارد ارتش شدم ، هرگز فکر نمی کردم در محیط نظامی شاهد تملق و تظاهر باشم ! اگر چه از زمانی که چشم به این جهان گشودم در محیط ارتش و نیروی زمینی شاهنشاهی رشد و نمو کردم ، اما چون مرحوم پدرم در منزل چیزی از این رفتار ناپسند به زبان نمی آورد با این گونه مفاهیم آشنا نبودم . البته بعد ها متوجه شدم که چرا گاهی اوقات پدر از رفتار بعضی همکارانش آشفته و بر افروخته می شد !! نخستین بار وقتی در مرکز آموزش های نیروی هوایی رفتار بعضی از همکارانم رو در مقابل فرماندهان دیدم که به چه سان خوش خدمتی کرده تا از نگهبانی معاف شده و به مرخصی فرستاده شوند ، دوزاری ام افتاد که چنین هنری در ارتش وجود داره ..!! خب اون موقع من آشخور بودم و از سختی های خدمت چیزی نمی دونستم ..اما وقتی برای اولین بار مزه نگهبانی در آسایشگاه رو چشیدم ، تازه فهمیدم چرا بعضی ها با شستن ماشین فرمانده و حتی با واکس زدن کفش های او هیچ گاه نگهبانی نمی دهد !!  

تملق فرمانده برای بالا دستی ...!

در چند هفته نخست از حضورم در مرکز آموزش های هوایی اصلآ فرصتی دست نداده بود که تملق و چاپلوسی فرماندهان رو ببینم . تصورم این بود که تنها بعضی از دوستان به خاطر گریز از سختی کار و اموزش های طاقت فرسای ارتش دست به چنین اقداماتی می زنند ..! البته تا یادم نرفته بگم .. خود من هم برای فرار از رژه روزانه و نگهبانی متوسل به ترفندی شده بودم که معافم  کردند  ! اما هرگز پاچه خواری نکردم . و قبلآ در همین سایت نوشتم که چون خط ام خوب بود ، از همون روز نخست به عنوان منشی مشغول به کار شدم . و تنها یک بار تنبیهی نگهبان آسایشگاه شدم که اون هم نیمه های شب خوابم برد .. !! شانس آوردم کسی ندید . وقتی بیدار شدم دیدم سه ساعت هم اضافه پست داده و نفر بعدی رو بیدار نکرده ام ! به هر حال یک روز فرمانده گردان آموزشی برای بازدید آمده بود .. وای خدای من چه می دیدم ..!؟ همون فرمانده با ابهت و سخت گیرمون اگه بگم چه جوری دست و پای خود رو گم کرده بود و با تملق فراوان پشت مقام بالاتری دولا راست می شد !! آخه چون من منشی بودم همه این رفتار ها رو از نزدیک می دیدم . بعد از پایان بازدید هم دوان دوان رفته و در ماشین رو برای او باز کرد .. و با احترام نظامی محکم ، ارادت و وفاداری اش رو ثابت کرد !

اندر حکایت یک فرمانده ..

آن هایی که در ارتش خدمت کرده اند خوب می دانند که در دوران آموزشی حتی یک سرباز ارشد چه قدر و مقامی دارد ! چه برسه به سرگروهبان و فرمانده گروهان و گردان یا بالاتر .. به عبارتی استغفرالله خدایی می کردند  ! در همون دوران که عرض کردم یک فرمانده گروهانی داشتیم که بی نهایت سخت گیر بود .. همه از دیدن او قبض و روح می شدند .. کسی یارای حرف زدن با او رو نداشت . همه احتیاط می کردند برق این جناب سروان آن ها رو نگیرد ! ( اصطلاحی رایج در ارتش ) . در اواخر دوره بود یک روز من رو به دفترش احضار کرد .. دفتر من چسبیده به محل کار فرمانده بود .. و با یک پارتیشن فیبری از هم جدا شده بود . وقتی خدمت رسیدم ، متوجه شدم نگاه اش با روزهای دیگر فرق دارد ..! و در حالی که لبخند می زد پرسید .. پسر منزل شما کدوم منطقه تهران است ..؟ عرض کردم خیابان نواب چهارراه مرتضوی ! در حالی که هم چنان لبخند می زد گفت .. با کی زندگی می کنی ؟ عرض کردم با عمه پیرم زندگی می کنم .. بعد از کمی مکث گفت .. خونه ما در خیابان سپه یک چهارراه بالاتر از شماست . من با خانواده ام قصد مسافرت به شهرستان رو داریم . می خواهم شب ها با عمه ات  در خانه ما بخوابی !!! من ترتیبی می دهم که بعد از ظهر ها تو رو مرخص کنند ... !  

فرار از غضب فرمانده ..!

راستش رو بخواهید اون موقع در اون شرایط سخت خدمتی چنین پیشنهادی بسیار عالی و وسوسه برانگیز بود .. بلانسبت کدوم احمقی آن را قبول نمی کرد ..!؟ اون هم چنان فرمانده ای با ابهت که همه از او حساب می بردند ..!  به عبارتی نون ادم تو روغن بود . او از من خواسته بود به هیچ کسی در این باره حرف نزنم ! اما اگه بگم پاسخ من منفی بود به من نمی خندید !!؟ فکر نکنید که به خاطر عدم تملق و چاپلوسی بود .. چون در قد و قواره این حرف ها نبودم .. طرف بقدری مقتدر بود که بی اغراق هر کسی جای من بود با کله قبول می کرد ..از همه مهم تر مرخصی روزانه بود ! اما من با ترس و لرز پاسخ دادم من نمی توانم ..!! بقدری شوکه شده بود و برایش این پاسخ من غیر منتظره بود که حتی دلیل ان را هم نپرسید .. و داد زد .. گمشو بیرون عمه ج ... !! حالا چرا این موقعیت عالی رو رد کردم !!؟ راستش رو بخواهید من علاوه بر عمه ام با مادر بزرگ پیرم زندگی می کردم .. او کمرش دولا بود . و نزدیک صد سال عمر داشت ! اولآ در فرم نیروی هوایی ننوشته بودم که با او زندگی می کنم .. و نمی خواستم فرمانده مچ ام رو بگیره ( چقدر ساده بودم ! ) دوم این که باید ان ها صبح زود به خونه خودشون بر می گشتند ! و من هر جور حساب کردم دیدم عملی نیست .. و اون بیچاره در این رفت و امد تلف می شه !! البته بگم یکی از دوستانم ( که با نام او آشنا هستید ) به جای من انتخاب شد ! هر ان منتظر بودم از منشی گری عزلم کنه .. و یا حالم رو بگیره .. ولی شانس آوردم که اخرهای دوره شبانه روزی ام بود .. دوم این که او فردای ان روز رفت مسافرت ... !!

تملق و تبعات منفی آن ...  

 تملق و پاچه خواری صرف نظر از وجه عمومی آن در انظار ، که کار بسیار زننده ای بود . در اغلب اوقات به خبرچینی و بدگویی از همکاران ختم می شد ! خیلی ها به دلیل ضعف های درون و عقده های شخصی و بیشتر اوقات برای خود شیرینی نزد مقامات بالاتر اقدام به ارائه اخباری می کردند که منجر به تنبیه همه افراد گروهان آموزشی می شد . معمولآ در پادگان ها به این افراد " آنتن " می گفتند . کم کم که قدیمی تر شده و به عبارت صحیح تر فارغ التحصیل شدم . این پدیده زشت را در اغلب بخش ها و یگان های نیروی هوایی متوجه شدم . اگر عمل تملق و خبر چینی در آن دوره را واقع گرانه مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم .. به خوبی نقش اداراتی چون ضد اطلاعت و رکن دو را در آن خواهیم دید . در آن روزگار هفته ای یک بار سخنرانی امنیتی توسط مقامات ارشد نظامی و فرماندهان اداره ضد اطلاعات انجام می شد . و پرسنل تازه پیوسته به نیروی هوایی را ترغیب به خبر چینی و یا اطلاع رسانی در باره نکات مشکوک به جاسوسی می کردند .. خب طبیعی است در آن شرایط بعضی ها برای کسب امتیاز و فرار از سختی خدمت خبر چینی کنند ..! و همین افراد با پایان یافتن دوره اموزشی و جذب در یگان های تابعه از این رفتار نا پسند خویش دست بر نمی داشتند .. بد ترین نوع این عادت ناشایست ، تهمت و افترا دروغین با نیت انتقام شخصی یا رفع عقده های درونی بود ..

 تضاد رفتار در آمریکا ... !

 همان دوران کوتاه اموزشی و تجربه کم خدمت در واحد غیر آموزشی کافی بود تا آدم با شرایط خدمت در ارتش و خصوصآ نیروی هوایی آشنا بشه .. البته لازم به ذکر است وضعیت نیروی هوایی به اذعان همه از سایر نیرو ها به خصوص نیروی زمینی به مراتب بهتر بود . با اعزام به امریکا و مشاهده رفتار پرسنل نظامی با یک دیگر واقعآ برای ما تعجب اور بود ! نخستین بار وقتی در صف نهارخوری پایگاه سرباز مسئول رو دیدم که طبق عادت همه آمریکایی ها هر دو پایش را روی میز قرار داده و هیچ اعتنایی به حضور افسران ارشد و حتی فرمانده پایگاه که در صف بود ندارد ، خیلی چیز ها دستگیرم شد ! از یکی از ایرانی های قدیمی سوال کردم .. مگه فلانی فرمانده پایگاه نیست !؟ با خونسردی جواب داد درست حدس زدی خودش است !!  و جالبه نفرات جلویی او اصلآ واکنشی به حضور او نکردند ! همان ایرانی وقتی تعجب ام رو دید گفت .. این جا ملاک درست انجام دادن وظیفه است .. و کسی تا قبل از فرا رسیدن ساعت سرو غذا با او کاری ندارد .. و به همین دلیل در حضور عالی ترین مقامات به ان شکل استراحت می کند .. در یک لحظه تجسم کردم اگه ایران بود .. اولآ فرمانده برای صرف غذا به نهارخوری نمی آمد .. اگه هم می امد ، همه بدون استثناء واکنش نشان داده و با احترام و بفرما .. او را به جلو راهنمایی می کردند .. اصلآ خودش می رفت سر صف !! به هر حال باید این نکات ارزنده رو می اموختیم ...  

 im71yowsazbxi4euz4rn.jpg

تملق و تظاهر در بعد از انقلاب

 بعد از انقلاب نوع تملق ها به طور کلی فرق کرد ! پرسنل نیروی هوایی در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر جو انقلابی که همه جا رو فرا گرفته بود ، اقدام به تشکیل شوراهای فرماندهی کردند . در اولین اقدام خود بعضی از خلبانان و فرماندهانی که احساس می کردند با رژیم سلطنتی یا واضح تر بگویم با ساواک همکاری می کردند رو دستگیر کرده و به دادگاه های انقلاب اسلامی معرفی کردند .. حالا که بحث به این جا کشید بهتره اضافه کنم .. اکثر این دستگیری ها و تهمت هایی که به افراد زده شد ، واقعیت نداشته و بلافاصله توسط دادگاه های انقلاب آزاد شده و به خاطر توهین و تحقیری که تحمل کردند دیگه باز نگشتند . نمی خواهم از بحث اصلی خارج شوم و به همین دلیل به موضوع تملق و تظاهر می پردازم ... با تثبیت رژیم جمهوری اسلامی و اهمیت یافتن ارکان دینی در رفتار و کردار مردم ، همان آدم های متظاهر قبل از انقلاب یک شبه رنگ عوض کرده و تبدیل به انسانی انقلابی شدند . البته از حق نباید گذشت افسران و درجه داران مومن و دیندار فراوانی در حکومت سلطنتی داشتیم . که بعد از انقلاب هم تغیری نیافته و همان خصایل انسانی در وجودشون باقی ماند ..

 چند نمونه از رفتار هایی که من دیدم ..

همان گونه که می دانید در ایام شکل گیری اعتراضات مردمی بر علیه حکومت پهلوی من در عملیات پایگاه یکم ترابری مامور بودم . و اگه خاطرتون باشه با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب و بر قراری حکومت نظامی فرودگاه ها بسته شده بود . و اغلب در اعتصاب بسر می بردند .. در چنین شرایطی دربار شاهنشاهی وسایل مورد نیاز خود را با هواپیماهای جامبو جت نیروی هوایی از کشور خارج می کردند .. یادمه یک افسری در عملیات خدمت می کرد .. روزی که لوازم مادر شاه به همراه سگ خانگی ملکه مادر رو  جهت فرستادن به امریکا به پایگاه یکم اوردند ،  افسر مربوطه پای پله هواپیما سگ را در آغوش گرفته و اشگ می ریخت !! شاید باورتون نشه همین فرد در نخستین روز انقلاب با نصب پارچه ای به بازوی خود ، به کمیته انقلابیون پیوست !! و در همین خط پرواز خودمون اغلب بچه های خلافکار و قماربازی که به تلکه گیر معروف بودند یک شبه انقلابی شدند .. ! باز هم تکرار می کنم نقش پرسنل مومن و واقعی در نهاد های انقلابی بر کسی پوشیده نیست .. و روی بحث بنده با انسان های متظاهر است . طبیعی است این افراد هرگز رفتار و کردارشون اصولی نبوده است ..!

تظاهر به دین داری ....!

همان گونه که اشاره کردم .. از ان جا که  تقوا و رعایت اصول دینی پرسنل نظامی مهم ترین اصل در ارتش جمهوری اسلامی محسوب شده و مبنای گزینش ها بر همین اساس پایه ریزی شده بود . راه تملق یا همون پاچه خواری برای بعضی ها که فاقد آن اصول بودند باز گذاشت . و به همین دلیل شما افرادی رو که تا دیروز رفتار های ناشایست داشته و به فریبکاری نزد همکاران خود معروف بود و چه بسا دارای پرونده های متعدد در این زمینه بود ، خیلی راحت با تظاهر به مومن بودن امورات خود را می گذراند ! مهم ترین ضربه ای که این افراد بر ارتش زدند ، گزارش های خلاف واقع حتی بر علیه انسان های مومن و پرهیزکار بود ! و در  مقطعی که قرار بود بنا به ضرورت های تصویب شده بخشی از پیکره ارتش تعدیل شود ، متآسفانه به دلیل نظرات و گزارشات خلاف واقعه و غیر واقعی همین قشر متظاهر ، تعدادی از پرسنل سالم و کاری و حتی مومن مورد پاکسازی قرار گرفتند .. و در سال های ابتدای جنگ که ارتش در حال سازماندهی بر علیه دشمن خونخوار بود ، فقدان نیروهای متخصص می رفت تا تآثیرات مخرب خود رو ارتش نشان دهد که خوشبختانه با هوشیاری نیروهای مومن و فرماندهان دلسوز ، از آن عده از افرادی که به ناحق مورد تعدیل قرار گرفته بودند اعاده به عمل آمد ...

وای که حالم از ان همه تملق بهم خورد !

 نقش گردان نگهداری در جنگ

 این همه مقدمه چینی کردم تا به اصل مطلب که بیان همین خاطره است برسم ! از شما چه پنهان ابتدا قصد داشتم همین خاطره رو به عنوان نمونه ای از پاچه خواری در نیروی هوایی بیان کنم .. اما از ان جا که خاطره کوتاه بود ، ترجیح دادم با بررسی عمل تظاهر و تملق در گذشته به حال برسم .... خدمت شما دوستان عزیز و محترم عرض کنم که در زمان جنگ علاوه بر اهمیت گردان های پروازی ، گردان نگهداری هم نقش کاملآ حساسی در اجرای ماموریت های نیروی هوایی داشت . وظیفه گردان نگهداری همان گونه که از نامش بر می آید آماده و تعمیر کردن هواپیما ها است . البته جا داره در همین جا از یکایک پرسنل متخصص گردان نگهداری سی - ۱۳۰ تشکر و قدردانی کنم . چون ان ها واقعآ در هر شرایطی با زحمات طاقت فرسایی که می کشیدند همیشه هواپیما ها رو اماده پرواز می کردند .. پیش از انقلاب این گردان شاهد حضور مستشاران آمریکایی و نمایندگانی از کارخانه لاکهید بود . و سال ها فرماندهی آن به عهده سرهنگی به نام " پیروی " بود . و یک معاون مقتدر به نام سروان " حسینی " داشت . بهترین دوره ایمنی و امنیت رو در زمان فرماندهی این دو نفر داشتیم . یادمه هر وقت می خواستم پرواز بروم ، یکی از همین آقایون رو پای هواپیما می دیدم . و اگه به هر دلیلی هواپیما با مشکلی مواجه می شد ، شخصآ در تعمیر و بر طرفی ایراد نظارت می کردند ...

 پایگاه یکم ترابری ، زمان جنگ

یک فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ در حال مراجعت از ماموریت است .. هواپیما بعد از کم کردن ارتفاع کم کم به منطقه ورامین می رسد .. هوا صاف و آفتابی است . داخل کابین خلبانان با خواندن چک لیست قبل از فرود ، خود رو برای نشستن در باند فرودگاه مهرآباد اماده می کنند .. در همین لحظات مسافران صدای پائین امدن تدریجی فلاپ ها رو احساس می کنند ..  دقایقی بعد چرخ ها ها باز می شود ... هواپیما در وضعیت لانگ اپروچ است .. مسئول برج مراقبت ضمن بیان اطلاعات لازم از جمله درجه هوا از کاپیتان می خواهد در باند ۲۹ چپ فرود آید .. هواپیما با اقتدار از ارتفاع خود می کاهد .. مسافران از پنجره های هواپیما مشغول تماشای مناظر زیر پای خود هستند .. شهر و ماشین ها از بالا جور دیگری به نظر می رسند ... مهندس پرواز جوان هم مشغول انجام کار های قبل از فرود است .. هواپیما بعد از عبور از روی درختان سر به فلک کشیده پادگان جی به ابتدای باند می رسد .. خلبان با خونسردی هر چه تمام سعی می کند چرخ های عقب را به زمین نزدیک کند ... ثانیه هایی بعد هر دو چرخ به آرامی بر کف باند بوسه می زند .. و دقایقی بعد با برخورد چرخ جلو  به زمین ، دست راست خلبان  روی چهار دسته ملخ های هواپیما می رود و با کشیدن همزمان آن ها به عقب زاویه ملخ ها تغیر کرده و همانند ترمزی قوی از سرعت هواپیما می کاهد . در یک لحظه خلبان احساس می کند هواپیما به سمت راست باند کشیده می شود .. او سعی می کند با حفظ خونسردی مانع خروج پرنده زیبای آهنی شود .. اما در همین لحظه احساس می کند چرخ های عقب سمت راست به روی زمین کشیده می شوند ...!!

 خروج هواپیما از باند فرودگاه ...

دود غلیظی از زیر چرخ های هواپیمای سی - ۱۳۰ متصاعد می شود .. خلبان با تجربه تمام تلاش خود رو به کار می برد تا کنترل پرنده رو به دست اورد .. رنگ از رخسار کمک خلبان و مهندس پرواز پریده است . همه این اتفاقات در چند دقیقه رخ می دهد .. اما انگاری چرخ عقب سمت راست قفل کرده است .. و همین امر هواپیما میل به راست دارد .. کاپیتان می داند انحراف به راست چه تبعات مرگباری به همراه دارد .. کمی دور تر ساختمانی آجری بین دو باند فرود قرار گرفته است .. کافی است نوک بال یا ملخ شماره چهار با ان برخورد نماید ... هواپیما در یک چشم به هم زدن منفجر خواهد شد .. !! همه این مصایب در یک لحظه جلوی چشم کاپیتان می آیند .. ولی او با تمام قدرت سعی می کند با فشار بر پدال های رادر و تغیر زوایای ملخ های سمت راست ، هواپیما رو به سمت چپ هدایت کند .. با کم شدن سرعت و افت الیاف هوایی ، این بار قربیلک کوچک چرخ جلو در دست خلبان قرار گرفته و با تمام قدرت به سمت چپ فشار می دهد ... هواپیما هر لحظه به ساختمان آجری نزدیک و نزدیک تر می شود .. با فریاد یا حسین .. و سکوت بعد از ان  هواپیما به طور معجزه آسایی توقف می کند .. بال هواپیما از فاصله چند سانتی متری ساختمان عبور کرده بود .. مسافران چیزی متوجه نشده اند ..!!

 حضور تیم بازرسی ...

گروه پروازی بعد از پیاده شدن از هواپیما متوجه می شوند چه شانسی آورده اند .. ! کاپیتان با تماس به عملیات تقاضای امدن اتوبوس مخصوص مسافران رو بر روی باند می کند ! با توقف هواپیما در اواسط باند ، برج مراقبت این سمت را بسته اعلام کرده و اجازه پرواز و فرود به هیچ هواپیمایی رو نمی دهد .. با ترک مسافران که با تعجب به رد ترمز باقی مانده بر کف باند می نگریستند ... فرمانده پایگاه در محل سانحه حضور می یابد . دقایقی بعد فرمانده جدید گردان نگهداری هم سر می رسد .. او سروان جوانی است که تازه به این سمت منصوب شده است . سوابق کاری او نشان می داد هیچ گونه تجربه مدیریت نداشته و تنها به دلیل اعتقادات قوی مذهبی مورد توجه و انتصاب قرار گرفته است ..! با ورود تیم بازرسی قضیه جدی می شود .. ان ها با انجام مقدمات کار و بررسی کفشک های چرخ های عقب و سیستم های ترمز به دنبال علل حادثه بودند .. در چنین شرایطی حضور فرمانده گردان نگهداری به عنوان عالی ترین مقام فنی برای گروه بازرسی خیلی مهم است . اما ...

 وای که حالم از ان همه تظاهر ...

 صدای بانگ اذان ظهر از بلندگو های قوی پایگاه به گوش می رسد ... تیم بازرسی بدون توجه به خاک و گلی که همه جا وجود دارد ، با خلوص نیت روی زمین دراز کشیده و با دقت مشغول بازرسی هستند .. فرمانده پایگاه یکم در گوشه ای دستش رو به کمر زده و شاهد مراحل بررسی است .. فرمانده جوان گردان نگهداری در حالی که زیر چشمی فرمانده گردان رو می نگریست به سوالات بازرسان و متخصصان پاسخ می داد .. من هم آن جا حضور داشتم و توضیحات لازم رو به تیم می دادم .. در مواقعی احساس می کردم فرمانده گردان نگهداری سخنان اش بی ربط شده و یا از موضوع خارج می شد .. وقتی ب چهره اش نگاه می کردم ، می دیدم که تمام حواس اش به فرمانده پایگاه است !! و به همین دلیل نمی تواند پرسش های تیم رو بشنود .. خب زیاد اهمیت ندادم . چون ذات متملق گرایانه این گونه افراد رو خوب می شناختم .. اما همین که بانگ اذان بلند شد .. افسر جوان با صدای بلند به گونه ای که فرمانده بشنود گفت .. وقت نماز است !! و سپس در مقابل دیدگان متعجب همه حتی فرمانده که خود از زمان قبل از انقلاب فردی مومن و معتقد بود ، شروع به تیمم و نماز خواندن کرد .. !! در یک لحظه دیدم همه حتی فرمانده مومن پایگاه هم به این حرکت مصنوعی و تظاهر می خندد .. و در حالی که سرش را تکان می داد محوطه رو ترک کرد .. !! من بهتر از هر کسی به اهمیت نماز اول وقت اگاه هستم .. ولی نماز اول وقت آن افسر با رفتار های قبلی اش دقیقآ نشان داد که برای چه منظوری است ..!!

 مشکلات ضعف مدیریت ..  

 خب طبیعی است حضور افراد ناآگاه و متملق در راس مدیریت های حساس لطمات جبران ناپذیری به ارتش می زند .. الحمدالله با تشخیص فرماندهان دلسوز و به خاطر جلوگیری از تصمیمات غلط در بخش تعمیر و نگهداری سبب شد که فرد فوق رو بر کنار کنند . به خواست خدا فرد جایگزین انسانی متخصص و مومن بود .. به گفته متخصصان هیچ گاه مسایل فنی را با اجرای تکالیف الهی قاطی نکرد .. و در ان مقطع خوشبختانه شاهد رشد و شکوفایی گردان نگهداری شدیم .. و دیگر کم تر موقع پرواز به ایراد های بنی اسرائیلی بر می خوردیم ... به هر حال من با دیدن افراد متظاهر واقعآ حالم به هم می خورد . تنفر عجیبی از این افراد داشتم .. خب الحمدالله سکته کرده و از تحمل بعضی همکاران متظاهر راحت شدم !! البته باید اعتراف کنم الان دوستان مومن و مذهبی زیادی دارم . باور کنید رفتار انسانی آن ها باعث شده است که همیشه ان ها رو تحسین کنم .. شاید باور نکنید بار ها شده از ان ها درس معرفت و مردانگی آموختم .. و همیشه برایم عزیز بوده و هستند

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۲۱ ، در بیست و نهم آذر ماه پایان یافت .

 ايام به كام    

 ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg

 
به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد .

 6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد. 

 THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:

Date:December 8, 2008 , Time:12:00 ,Location:University City, California , Operator:Military - U.S. Marine Corps ,AC Type:F/A-18D Hornet , Aboard:1, Fatalities: 0, Ground:4 ,Route:Training, Details:The military jet, attempting to land at Miramar air base crashed into a residental neighborhood killing two adults and two children. The pilot ejected safely and was taken to a hospital

Date:December 03, 2008 , Time:12:13,Location:San Juan, Puerto Rico , Operator:Webstas Aviation Services Inc, AC Type:Rockwell International 690B, Aboard:3 Fatalities:3 , Ground:0 ,Route: Virgin Islands - San Juan, PR , Details: The plane struck the side of El Yunque mountain east of San Juan in heavy fog

..Date:November 27, 2008 , Time:17:00Location:Off Perpignan, France , Operator:XL Airways leased from Air New Zealand,AC Type: Airbus A320-232 , Aboard:7 Fatalities:7 , Ground:0 ,Route:Testing, Details: The Airbus A320 was leased by XL Airways of Germany since May 2006. The plane was scheduled to be returned to its owner, Air New Zealand. The plane was ferried to Perpignan, France where it underwent maintenance at EAS Industries. During a second test flight, on approach to Perpignan, at 3,500 feet, radio contact was lost. A controller reported seeing the plane descending quickly in a left bank. The aircraft soon after crashed into the sea and broke up.

SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi

ترجمه فارسی:

حوادث هوایی اخیر دنیا:

تاریخ:8 دسامبر 2008/زمان:12:00/مکان:یونیورسیتی سیتی کالیفرنیا/ خط هوایی:نیروی دریایی آمریکا/نوع هواپیما:اف-18 هورنت/تعداد سرنشین:1/تلفات:0/تلفات روی زمین:4/مسیر:آموزشی/جزئیات:.جت نظامی در حین تلاش برای فرود در پایگاه هوایی "میرامار" بیک منطقه مسکونی در همسایگی آن بر خورد کرد و باعث کشته شدن دو بزرگسال و دو کودک شد.خلبان بسلامت بیرون پرید و به بیمارستان منتقل شد.

تاریخ:3 دسامبر 2008/زمان:12:13/مکان:سان ژوآن-پورتوریکو/ خط هوایی:خدمات هوایی "وبستاس"/نوع هواپیما:راکول اینترنشنال 690 بی/تعداد سرنشین:3/تلفات:3/تلفات روی زمین:0/مسیر:جزایر ویرجین به سان ژوآن در پورتوریکو/جزئیات:هواپیما در مه غلیظ به کوههای یونکو در شرق سان ژوآن برخورد کرد..

 

تاریخ:27 نوامبر 2008/زمان:17:00/مکان:پرپیگنان در فرانسه/ خط هوایی:خط ایکس-ال اجاره شده از خط هوایی نیوزیلند/نوع هواپیما:ایرباس آ-320/تعداد سرنشین:7/تلفات:7/تلفات روی زمین:0/مسیر:/جزئیات:ایرباس آ-320 از مه 2006 توسط خط هوایی ایکس ال آلمان اجاره شده بود و قرار بود که به صاحب اصلی خود یعنی خط هوایی نیوزیلند باز گردانده شود.هواپیما به پرپیگنان فرانسه منتقل شده بود تا در صنایع هوایی "ای آ اس" تعمیر شود.در حین دومین تست پروازی خود در حال نزدیک شدن به "پرپیگنان" در ارتفاع 3500 فوتی ارتباط رادیویی اش قطع شد .یک مراقب پرواز گزارش داد که هواپیما با کاهش سریع ارتفاع به ساحل غربی برخورد کرد و پس از آن بدرون دریا سقوط و تکه تکه شد.

  

بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg 

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .  

 

سخنی با شما
 
قابل توجه هم وطنان خارج از کشور و ان هایی که به دنبال هویت ملی کشور هستند
 
شبکه اطلاعات عمومی گردشگری و بازرگانی ایران
 
y6qwezar9zm3b0vzshkk.jpg
 
 
 
planecrashinfo.comمنبع: گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی 
- تعداد بازديد
  • 7420
  • مرتبه

    نظرات
    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35