


حالم از آن همه تظاهر به هم خورد ..!!
ما در اطراف خود گاهی با آدم هایی مواجه می شویم که حرکات و گفتار آن ها طبیعی نیست . و رنگ تملق و چاپلوسی در آن مشهود است ! در اصطلاح عامیانه این رفتار ها به " پاچه خواری " تعبیر شده است . و انواع و اقسام دارد ! یعضی ها فقط گاهی آن هم بر حسب ضرورت و صد البته برای رسیدن به نیات خویش اقدام به این کار می کنند . عده دیگری با هدف اغفال مردم به جهت رسیدن به خواسته هایی که حق شون نیست کارهایی رو انجام می دهند ! و به عبارت صحیح تر فیلم بازی می کنند .. ! و هستند کسانی که از روی سادگی و به خاطراحترام زیاد قائل شدن به مردم رفتارشان غیر عادی جلوه می کنه ... و خیلی موارد دیگر که همه شما از بنده بهتر می دانید . حال به این رفتار ها چاشنی تهمت و افترا .. خبرچینی مغرضانه رو هم اضافه کنید ... چه شود !! همان گونه که در ابتدای سخن ام اشاره کردم در اطراف هر کسی به وفور این موارد مشاهده می شود . و همه کم و بیش آگاه هستند . اما شاید کم تر کسی از تآثیرات این حرکات ناپسند در ارتش سخنی گفته باشد . به همین دلیل سعی می کنم با استناد به مشاهدات شخصی خویش به آن بپردازم .
همین چند دقیقه پیش کامنی خواندم که عده ای از جوانان عزیز بنده را به دلیل آزاد گذاشتن خوانندگان در مباحثی که مطرح می کنند تهدید و بایکوت ام کرده اند ! باور کنید من دیگه طاقت تهمت و انگ های مختلف رو ندارم . یا به طور کلی بخش کامنت ها رو حذف می کنم . یا این که عطای سایت را به لقایش می بخشم .. اخه این درست است ؟ با این همه گرفتاری و مشغله ای که دارم برای دوستان و آشنایان چهار خط از گذشته می نویسم . اون وقت این جوری اذیت ام می کنید ..!!؟ من نه خودم رو برای کسی لوس می کنم و نه حوصله بحث دارم .. ولی به شرافتم سوگند اگه باز هم ادامه پیدا کنه .. کامنت ها رو حذف کرده و هر جور و هر وقت دلم خواست سه چهار خط برای دل خودم می نویسم . چون دیگه وقت پرداختن به این کشمکش ها رو ندارم . واقعآ چقدر احمق بودم که فکر می کردم درج نظرات علمی از افراد با تجربه و اندیشمندی چون جناب فرنودی ، آوالانج ، بابک و غیره می تونه برای من و جوان ها مفید باشه .. نمی دونستم حالا به این جرم بایکوت می شوم !! صحبت از کامنت شد .. دوستی دیگر نشانی سایتی رو داده بود که در بخش اصطلاحات رایج در جبهه ها نام " الاغ هوایی " رو برای ما انتخاب کرده بود ! و من احساس می کنم حق با اون هاست .. صد رحمت به الاغ
خیلی از هموطنان ایرانی بار ها در کامنت هایی که برای من می نوشتند صحبت از غرور ملی و هویت ایرانی به زبان می اوردند . و اعتراف می کردند در دیار غربت و در جایی که غربی ها به هر چیز بی ارزشی بهاء داده و تبلیغات گسترده ای می کنند واقعآ جای معرفی ایران عزیز خیلی خالی است و الخ ... امروز با انسان بزرگواری به نام آقای محمود طبیبیان آشنا شدم که با صرف هزینه و وقت زیاد ، تمام زیبایی های کشور عزیزمون به همراه کلی اطلاعات مفید دیگری از جمله گردشگری و بازرگانی رو به دو زبان فارسی و لاتین در سایتی زیبا تهیه کرده است ( اینجا ) . باور کنید به ایرانی بودنم افتخار کردم . از این روی به تمام عزیزانی که در خارج از کشور هستند توصیه می کنم حتمآ با این سایت آشنا شده و نظرات و خواسته های خویش رو مطرح فرمایند . بخش عمده ای از قسمت های این رسانه زیبا هنوز تکمیل نشده است .

آژانس هواپیمایی برای خوانندگان سایت تخفیف ویژه می دهد .
شرافت کاری این فروشگاه را تضمین می کنم . مدرسی
آگهی استخدام فوری
به یک خانم منشی مسلط به تایپ و کامپیوتر با حقوق مکفی برای یک شرکت معتبر فوری نیازمندیم
۶- ۸۸۷۵۷۲۵۱

مرکز آموزش های هوایی
روزی که با هزار آرزو و عشق وارد ارتش شدم ، هرگز فکر نمی کردم در محیط نظامی شاهد تملق و تظاهر باشم ! اگر چه از زمانی که چشم به این جهان گشودم در محیط ارتش و نیروی زمینی شاهنشاهی رشد و نمو کردم ، اما چون مرحوم پدرم در منزل چیزی از این رفتار ناپسند به زبان نمی آورد با این گونه مفاهیم آشنا نبودم . البته بعد ها متوجه شدم که چرا گاهی اوقات پدر از رفتار بعضی همکارانش آشفته و بر افروخته می شد !! نخستین بار وقتی در مرکز آموزش های نیروی هوایی رفتار بعضی از همکارانم رو در مقابل فرماندهان دیدم که به چه سان خوش خدمتی کرده تا از نگهبانی معاف شده و به مرخصی فرستاده شوند ، دوزاری ام افتاد که چنین هنری در ارتش وجود داره ..!! خب اون موقع من آشخور بودم و از سختی های خدمت چیزی نمی دونستم ..اما وقتی برای اولین بار مزه نگهبانی در آسایشگاه رو چشیدم ، تازه فهمیدم چرا بعضی ها با شستن ماشین فرمانده و حتی با واکس زدن کفش های او هیچ گاه نگهبانی نمی دهد !!
تملق فرمانده برای بالا دستی ...!
در چند هفته نخست از حضورم در مرکز آموزش های هوایی اصلآ فرصتی دست نداده بود که تملق و چاپلوسی فرماندهان رو ببینم . تصورم این بود که تنها بعضی از دوستان به خاطر گریز از سختی کار و اموزش های طاقت فرسای ارتش دست به چنین اقداماتی می زنند ..! البته تا یادم نرفته بگم .. خود من هم برای فرار از رژه روزانه و نگهبانی متوسل به ترفندی شده بودم که معافم کردند ! اما هرگز پاچه خواری نکردم . و قبلآ در همین سایت نوشتم که چون خط ام خوب بود ، از همون روز نخست به عنوان منشی مشغول به کار شدم . و تنها یک بار تنبیهی نگهبان آسایشگاه شدم که اون هم نیمه های شب خوابم برد .. !! شانس آوردم کسی ندید . وقتی بیدار شدم دیدم سه ساعت هم اضافه پست داده و نفر بعدی رو بیدار نکرده ام ! به هر حال یک روز فرمانده گردان آموزشی برای بازدید آمده بود .. وای خدای من چه می دیدم ..!؟ همون فرمانده با ابهت و سخت گیرمون اگه بگم چه جوری دست و پای خود رو گم کرده بود و با تملق فراوان پشت مقام بالاتری دولا راست می شد !! آخه چون من منشی بودم همه این رفتار ها رو از نزدیک می دیدم . بعد از پایان بازدید هم دوان دوان رفته و در ماشین رو برای او باز کرد .. و با احترام نظامی محکم ، ارادت و وفاداری اش رو ثابت کرد !
اندر حکایت یک فرمانده ..
آن هایی که در ارتش خدمت کرده اند خوب می دانند که در دوران آموزشی حتی یک سرباز ارشد چه قدر و مقامی دارد ! چه برسه به سرگروهبان و فرمانده گروهان و گردان یا بالاتر .. به عبارتی استغفرالله خدایی می کردند ! در همون دوران که عرض کردم یک فرمانده گروهانی داشتیم که بی نهایت سخت گیر بود .. همه از دیدن او قبض و روح می شدند .. کسی یارای حرف زدن با او رو نداشت . همه احتیاط می کردند برق این جناب سروان آن ها رو نگیرد ! ( اصطلاحی رایج در ارتش ) . در اواخر دوره بود یک روز من رو به دفترش احضار کرد .. دفتر من چسبیده به محل کار فرمانده بود .. و با یک پارتیشن فیبری از هم جدا شده بود . وقتی خدمت رسیدم ، متوجه شدم نگاه اش با روزهای دیگر فرق دارد ..! و در حالی که لبخند می زد پرسید .. پسر منزل شما کدوم منطقه تهران است ..؟ عرض کردم خیابان نواب چهارراه مرتضوی ! در حالی که هم چنان لبخند می زد گفت .. با کی زندگی می کنی ؟ عرض کردم با عمه پیرم زندگی می کنم .. بعد از کمی مکث گفت .. خونه ما در خیابان سپه یک چهارراه بالاتر از شماست . من با خانواده ام قصد مسافرت به شهرستان رو داریم . می خواهم شب ها با عمه ات در خانه ما بخوابی !!! من ترتیبی می دهم که بعد از ظهر ها تو رو مرخص کنند ... !
فرار از غضب فرمانده ..!
راستش رو بخواهید اون موقع در اون شرایط سخت خدمتی چنین پیشنهادی بسیار عالی و وسوسه برانگیز بود .. بلانسبت کدوم احمقی آن را قبول نمی کرد ..!؟ اون هم چنان فرمانده ای با ابهت که همه از او حساب می بردند ..! به عبارتی نون ادم تو روغن بود . او از من خواسته بود به هیچ کسی در این باره حرف نزنم ! اما اگه بگم پاسخ من منفی بود به من نمی خندید !!؟ فکر نکنید که به خاطر عدم تملق و چاپلوسی بود .. چون در قد و قواره این حرف ها نبودم .. طرف بقدری مقتدر بود که بی اغراق هر کسی جای من بود با کله قبول می کرد ..از همه مهم تر مرخصی روزانه بود ! اما من با ترس و لرز پاسخ دادم من نمی توانم ..!! بقدری شوکه شده بود و برایش این پاسخ من غیر منتظره بود که حتی دلیل ان را هم نپرسید .. و داد زد .. گمشو بیرون عمه ج ... !! حالا چرا این موقعیت عالی رو رد کردم !!؟ راستش رو بخواهید من علاوه بر عمه ام با مادر بزرگ پیرم زندگی می کردم .. او کمرش دولا بود . و نزدیک صد سال عمر داشت ! اولآ در فرم نیروی هوایی ننوشته بودم که با او زندگی می کنم .. و نمی خواستم فرمانده مچ ام رو بگیره ( چقدر ساده بودم ! ) دوم این که باید ان ها صبح زود به خونه خودشون بر می گشتند ! و من هر جور حساب کردم دیدم عملی نیست .. و اون بیچاره در این رفت و امد تلف می شه !! البته بگم یکی از دوستانم ( که با نام او آشنا هستید ) به جای من انتخاب شد ! هر ان منتظر بودم از منشی گری عزلم کنه .. و یا حالم رو بگیره .. ولی شانس آوردم که اخرهای دوره شبانه روزی ام بود .. دوم این که او فردای ان روز رفت مسافرت ... !!
تملق و تبعات منفی آن ...
تملق و پاچه خواری صرف نظر از وجه عمومی آن در انظار ، که کار بسیار زننده ای بود . در اغلب اوقات به خبرچینی و بدگویی از همکاران ختم می شد ! خیلی ها به دلیل ضعف های درون و عقده های شخصی و بیشتر اوقات برای خود شیرینی نزد مقامات بالاتر اقدام به ارائه اخباری می کردند که منجر به تنبیه همه افراد گروهان آموزشی می شد . معمولآ در پادگان ها به این افراد " آنتن " می گفتند . کم کم که قدیمی تر شده و به عبارت صحیح تر فارغ التحصیل شدم . این پدیده زشت را در اغلب بخش ها و یگان های نیروی هوایی متوجه شدم . اگر عمل تملق و خبر چینی در آن دوره را واقع گرانه مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم .. به خوبی نقش اداراتی چون ضد اطلاعت و رکن دو را در آن خواهیم دید . در آن روزگار هفته ای یک بار سخنرانی امنیتی توسط مقامات ارشد نظامی و فرماندهان اداره ضد اطلاعات انجام می شد . و پرسنل تازه پیوسته به نیروی هوایی را ترغیب به خبر چینی و یا اطلاع رسانی در باره نکات مشکوک به جاسوسی می کردند .. خب طبیعی است در آن شرایط بعضی ها برای کسب امتیاز و فرار از سختی خدمت خبر چینی کنند ..! و همین افراد با پایان یافتن دوره اموزشی و جذب در یگان های تابعه از این رفتار نا پسند خویش دست بر نمی داشتند .. بد ترین نوع این عادت ناشایست ، تهمت و افترا دروغین با نیت انتقام شخصی یا رفع عقده های درونی بود ..
تضاد رفتار در آمریکا ... !
همان دوران کوتاه اموزشی و تجربه کم خدمت در واحد غیر آموزشی کافی بود تا آدم با شرایط خدمت در ارتش و خصوصآ نیروی هوایی آشنا بشه .. البته لازم به ذکر است وضعیت نیروی هوایی به اذعان همه از سایر نیرو ها به خصوص نیروی زمینی به مراتب بهتر بود . با اعزام به امریکا و مشاهده رفتار پرسنل نظامی با یک دیگر واقعآ برای ما تعجب اور بود ! نخستین بار وقتی در صف نهارخوری پایگاه سرباز مسئول رو دیدم که طبق عادت همه آمریکایی ها هر دو پایش را روی میز قرار داده و هیچ اعتنایی به حضور افسران ارشد و حتی فرمانده پایگاه که در صف بود ندارد ، خیلی چیز ها دستگیرم شد ! از یکی از ایرانی های قدیمی سوال کردم .. مگه فلانی فرمانده پایگاه نیست !؟ با خونسردی جواب داد درست حدس زدی خودش است !! و جالبه نفرات جلویی او اصلآ واکنشی به حضور او نکردند ! همان ایرانی وقتی تعجب ام رو دید گفت .. این جا ملاک درست انجام دادن وظیفه است .. و کسی تا قبل از فرا رسیدن ساعت سرو غذا با او کاری ندارد .. و به همین دلیل در حضور عالی ترین مقامات به ان شکل استراحت می کند .. در یک لحظه تجسم کردم اگه ایران بود .. اولآ فرمانده برای صرف غذا به نهارخوری نمی آمد .. اگه هم می امد ، همه بدون استثناء واکنش نشان داده و با احترام و بفرما .. او را به جلو راهنمایی می کردند .. اصلآ خودش می رفت سر صف !! به هر حال باید این نکات ارزنده رو می اموختیم ...
تملق و تظاهر در بعد از انقلاب
بعد از انقلاب نوع تملق ها به طور کلی فرق کرد ! پرسنل نیروی هوایی در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر جو انقلابی که همه جا رو فرا گرفته بود ، اقدام به تشکیل شوراهای فرماندهی کردند . در اولین اقدام خود بعضی از خلبانان و فرماندهانی که احساس می کردند با رژیم سلطنتی یا واضح تر بگویم با ساواک همکاری می کردند رو دستگیر کرده و به دادگاه های انقلاب اسلامی معرفی کردند .. حالا که بحث به این جا کشید بهتره اضافه کنم .. اکثر این دستگیری ها و تهمت هایی که به افراد زده شد ، واقعیت نداشته و بلافاصله توسط دادگاه های انقلاب آزاد شده و به خاطر توهین و تحقیری که تحمل کردند دیگه باز نگشتند . نمی خواهم از بحث اصلی خارج شوم و به همین دلیل به موضوع تملق و تظاهر می پردازم ... با تثبیت رژیم جمهوری اسلامی و اهمیت یافتن ارکان دینی در رفتار و کردار مردم ، همان آدم های متظاهر قبل از انقلاب یک شبه رنگ عوض کرده و تبدیل به انسانی انقلابی شدند . البته از حق نباید گذشت افسران و درجه داران مومن و دیندار فراوانی در حکومت سلطنتی داشتیم . که بعد از انقلاب هم تغیری نیافته و همان خصایل انسانی در وجودشون باقی ماند ..
چند نمونه از رفتار هایی که من دیدم ..
همان گونه که می دانید در ایام شکل گیری اعتراضات مردمی بر علیه حکومت پهلوی من در عملیات پایگاه یکم ترابری مامور بودم . و اگه خاطرتون باشه با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب و بر قراری حکومت نظامی فرودگاه ها بسته شده بود . و اغلب در اعتصاب بسر می بردند .. در چنین شرایطی دربار شاهنشاهی وسایل مورد نیاز خود را با هواپیماهای جامبو جت نیروی هوایی از کشور خارج می کردند .. یادمه یک افسری در عملیات خدمت می کرد .. روزی که لوازم مادر شاه به همراه سگ خانگی ملکه مادر رو جهت فرستادن به امریکا به پایگاه یکم اوردند ، افسر مربوطه پای پله هواپیما سگ را در آغوش گرفته و اشگ می ریخت !! شاید باورتون نشه همین فرد در نخستین روز انقلاب با نصب پارچه ای به بازوی خود ، به کمیته انقلابیون پیوست !! و در همین خط پرواز خودمون اغلب بچه های خلافکار و قماربازی که به تلکه گیر معروف بودند یک شبه انقلابی شدند .. ! باز هم تکرار می کنم نقش پرسنل مومن و واقعی در نهاد های انقلابی بر کسی پوشیده نیست .. و روی بحث بنده با انسان های متظاهر است . طبیعی است این افراد هرگز رفتار و کردارشون اصولی نبوده است ..!
تظاهر به دین داری ....!
همان گونه که اشاره کردم .. از ان جا که تقوا و رعایت اصول دینی پرسنل نظامی مهم ترین اصل در ارتش جمهوری اسلامی محسوب شده و مبنای گزینش ها بر همین اساس پایه ریزی شده بود . راه تملق یا همون پاچه خواری برای بعضی ها که فاقد آن اصول بودند باز گذاشت . و به همین دلیل شما افرادی رو که تا دیروز رفتار های ناشایست داشته و به فریبکاری نزد همکاران خود معروف بود و چه بسا دارای پرونده های متعدد در این زمینه بود ، خیلی راحت با تظاهر به مومن بودن امورات خود را می گذراند ! مهم ترین ضربه ای که این افراد بر ارتش زدند ، گزارش های خلاف واقع حتی بر علیه انسان های مومن و پرهیزکار بود ! و در مقطعی که قرار بود بنا به ضرورت های تصویب شده بخشی از پیکره ارتش تعدیل شود ، متآسفانه به دلیل نظرات و گزارشات خلاف واقعه و غیر واقعی همین قشر متظاهر ، تعدادی از پرسنل سالم و کاری و حتی مومن مورد پاکسازی قرار گرفتند .. و در سال های ابتدای جنگ که ارتش در حال سازماندهی بر علیه دشمن خونخوار بود ، فقدان نیروهای متخصص می رفت تا تآثیرات مخرب خود رو ارتش نشان دهد که خوشبختانه با هوشیاری نیروهای مومن و فرماندهان دلسوز ، از آن عده از افرادی که به ناحق مورد تعدیل قرار گرفته بودند اعاده به عمل آمد ...
وای که حالم از ان همه تملق بهم خورد !
نقش گردان نگهداری در جنگ
این همه مقدمه چینی کردم تا به اصل مطلب که بیان همین خاطره است برسم ! از شما چه پنهان ابتدا قصد داشتم همین خاطره رو به عنوان نمونه ای از پاچه خواری در نیروی هوایی بیان کنم .. اما از ان جا که خاطره کوتاه بود ، ترجیح دادم با بررسی عمل تظاهر و تملق در گذشته به حال برسم .... خدمت شما دوستان عزیز و محترم عرض کنم که در زمان جنگ علاوه بر اهمیت گردان های پروازی ، گردان نگهداری هم نقش کاملآ حساسی در اجرای ماموریت های نیروی هوایی داشت . وظیفه گردان نگهداری همان گونه که از نامش بر می آید آماده و تعمیر کردن هواپیما ها است . البته جا داره در همین جا از یکایک پرسنل متخصص گردان نگهداری سی - ۱۳۰ تشکر و قدردانی کنم . چون ان ها واقعآ در هر شرایطی با زحمات طاقت فرسایی که می کشیدند همیشه هواپیما ها رو اماده پرواز می کردند .. پیش از انقلاب این گردان شاهد حضور مستشاران آمریکایی و نمایندگانی از کارخانه لاکهید بود . و سال ها فرماندهی آن به عهده سرهنگی به نام " پیروی " بود . و یک معاون مقتدر به نام سروان " حسینی " داشت . بهترین دوره ایمنی و امنیت رو در زمان فرماندهی این دو نفر داشتیم . یادمه هر وقت می خواستم پرواز بروم ، یکی از همین آقایون رو پای هواپیما می دیدم . و اگه به هر دلیلی هواپیما با مشکلی مواجه می شد ، شخصآ در تعمیر و بر طرفی ایراد نظارت می کردند ...
پایگاه یکم ترابری ، زمان جنگ
یک فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ در حال مراجعت از ماموریت است .. هواپیما بعد از کم کردن ارتفاع کم کم به منطقه ورامین می رسد .. هوا صاف و آفتابی است . داخل کابین خلبانان با خواندن چک لیست قبل از فرود ، خود رو برای نشستن در باند فرودگاه مهرآباد اماده می کنند .. در همین لحظات مسافران صدای پائین امدن تدریجی فلاپ ها رو احساس می کنند .. دقایقی بعد چرخ ها ها باز می شود ... هواپیما در وضعیت لانگ اپروچ است .. مسئول برج مراقبت ضمن بیان اطلاعات لازم از جمله درجه هوا از کاپیتان می خواهد در باند ۲۹ چپ فرود آید .. هواپیما با اقتدار از ارتفاع خود می کاهد .. مسافران از پنجره های هواپیما مشغول تماشای مناظر زیر پای خود هستند .. شهر و ماشین ها از بالا جور دیگری به نظر می رسند ... مهندس پرواز جوان هم مشغول انجام کار های قبل از فرود است .. هواپیما بعد از عبور از روی درختان سر به فلک کشیده پادگان جی به ابتدای باند می رسد .. خلبان با خونسردی هر چه تمام سعی می کند چرخ های عقب را به زمین نزدیک کند ... ثانیه هایی بعد هر دو چرخ به آرامی بر کف باند بوسه می زند .. و دقایقی بعد با برخورد چرخ جلو به زمین ، دست راست خلبان روی چهار دسته ملخ های هواپیما می رود و با کشیدن همزمان آن ها به عقب زاویه ملخ ها تغیر کرده و همانند ترمزی قوی از سرعت هواپیما می کاهد . در یک لحظه خلبان احساس می کند هواپیما به سمت راست باند کشیده می شود .. او سعی می کند با حفظ خونسردی مانع خروج پرنده زیبای آهنی شود .. اما در همین لحظه احساس می کند چرخ های عقب سمت راست به روی زمین کشیده می شوند ...!!
خروج هواپیما از باند فرودگاه ...
دود غلیظی از زیر چرخ های هواپیمای سی - ۱۳۰ متصاعد می شود .. خلبان با تجربه تمام تلاش خود رو به کار می برد تا کنترل پرنده رو به دست اورد .. رنگ از رخسار کمک خلبان و مهندس پرواز پریده است . همه این اتفاقات در چند دقیقه رخ می دهد .. اما انگاری چرخ عقب سمت راست قفل کرده است .. و همین امر هواپیما میل به راست دارد .. کاپیتان می داند انحراف به راست چه تبعات مرگباری به همراه دارد .. کمی دور تر ساختمانی آجری بین دو باند فرود قرار گرفته است .. کافی است نوک بال یا ملخ شماره چهار با ان برخورد نماید ... هواپیما در یک چشم به هم زدن منفجر خواهد شد .. !! همه این مصایب در یک لحظه جلوی چشم کاپیتان می آیند .. ولی او با تمام قدرت سعی می کند با فشار بر پدال های رادر و تغیر زوایای ملخ های سمت راست ، هواپیما رو به سمت چپ هدایت کند .. با کم شدن سرعت و افت الیاف هوایی ، این بار قربیلک کوچک چرخ جلو در دست خلبان قرار گرفته و با تمام قدرت به سمت چپ فشار می دهد ... هواپیما هر لحظه به ساختمان آجری نزدیک و نزدیک تر می شود .. با فریاد یا حسین .. و سکوت بعد از ان هواپیما به طور معجزه آسایی توقف می کند .. بال هواپیما از فاصله چند سانتی متری ساختمان عبور کرده بود .. مسافران چیزی متوجه نشده اند ..!!
حضور تیم بازرسی ...
گروه پروازی بعد از پیاده شدن از هواپیما متوجه می شوند چه شانسی آورده اند .. ! کاپیتان با تماس به عملیات تقاضای امدن اتوبوس مخصوص مسافران رو بر روی باند می کند ! با توقف هواپیما در اواسط باند ، برج مراقبت این سمت را بسته اعلام کرده و اجازه پرواز و فرود به هیچ هواپیمایی رو نمی دهد .. با ترک مسافران که با تعجب به رد ترمز باقی مانده بر کف باند می نگریستند ... فرمانده پایگاه در محل سانحه حضور می یابد . دقایقی بعد فرمانده جدید گردان نگهداری هم سر می رسد .. او سروان جوانی است که تازه به این سمت منصوب شده است . سوابق کاری او نشان می داد هیچ گونه تجربه مدیریت نداشته و تنها به دلیل اعتقادات قوی مذهبی مورد توجه و انتصاب قرار گرفته است ..! با ورود تیم بازرسی قضیه جدی می شود .. ان ها با انجام مقدمات کار و بررسی کفشک های چرخ های عقب و سیستم های ترمز به دنبال علل حادثه بودند .. در چنین شرایطی حضور فرمانده گردان نگهداری به عنوان عالی ترین مقام فنی برای گروه بازرسی خیلی مهم است . اما ...
وای که حالم از ان همه تظاهر ...
صدای بانگ اذان ظهر از بلندگو های قوی پایگاه به گوش می رسد ... تیم بازرسی بدون توجه به خاک و گلی که همه جا وجود دارد ، با خلوص نیت روی زمین دراز کشیده و با دقت مشغول بازرسی هستند .. فرمانده پایگاه یکم در گوشه ای دستش رو به کمر زده و شاهد مراحل بررسی است .. فرمانده جوان گردان نگهداری در حالی که زیر چشمی فرمانده گردان رو می نگریست به سوالات بازرسان و متخصصان پاسخ می داد .. من هم آن جا حضور داشتم و توضیحات لازم رو به تیم می دادم .. در مواقعی احساس می کردم فرمانده گردان نگهداری سخنان اش بی ربط شده و یا از موضوع خارج می شد .. وقتی ب چهره اش نگاه می کردم ، می دیدم که تمام حواس اش به فرمانده پایگاه است !! و به همین دلیل نمی تواند پرسش های تیم رو بشنود .. خب زیاد اهمیت ندادم . چون ذات متملق گرایانه این گونه افراد رو خوب می شناختم .. اما همین که بانگ اذان بلند شد .. افسر جوان با صدای بلند به گونه ای که فرمانده بشنود گفت .. وقت نماز است !! و سپس در مقابل دیدگان متعجب همه حتی فرمانده که خود از زمان قبل از انقلاب فردی مومن و معتقد بود ، شروع به تیمم و نماز خواندن کرد .. !! در یک لحظه دیدم همه حتی فرمانده مومن پایگاه هم به این حرکت مصنوعی و تظاهر می خندد .. و در حالی که سرش را تکان می داد محوطه رو ترک کرد .. !! من بهتر از هر کسی به اهمیت نماز اول وقت اگاه هستم .. ولی نماز اول وقت آن افسر با رفتار های قبلی اش دقیقآ نشان داد که برای چه منظوری است ..!!
مشکلات ضعف مدیریت ..
خب طبیعی است حضور افراد ناآگاه و متملق در راس مدیریت های حساس لطمات جبران ناپذیری به ارتش می زند .. الحمدالله با تشخیص فرماندهان دلسوز و به خاطر جلوگیری از تصمیمات غلط در بخش تعمیر و نگهداری سبب شد که فرد فوق رو بر کنار کنند . به خواست خدا فرد جایگزین انسانی متخصص و مومن بود .. به گفته متخصصان هیچ گاه مسایل فنی را با اجرای تکالیف الهی قاطی نکرد .. و در ان مقطع خوشبختانه شاهد رشد و شکوفایی گردان نگهداری شدیم .. و دیگر کم تر موقع پرواز به ایراد های بنی اسرائیلی بر می خوردیم ... به هر حال من با دیدن افراد متظاهر واقعآ حالم به هم می خورد . تنفر عجیبی از این افراد داشتم .. خب الحمدالله سکته کرده و از تحمل بعضی همکاران متظاهر راحت شدم !! البته باید اعتراف کنم الان دوستان مومن و مذهبی زیادی دارم . باور کنید رفتار انسانی آن ها باعث شده است که همیشه ان ها رو تحسین کنم .. شاید باور نکنید بار ها شده از ان ها درس معرفت و مردانگی آموختم .. و همیشه برایم عزیز بوده و هستند
با تشکر و احترام :
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۲۱ ، در بیست و نهم آذر ماه پایان یافت .
این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد.
THE WORLD RECENT PLANE CRASHES:
Date:December 8, 2008 , Time:12:00 ,Location:University City, California , Operator:Military - U.S. Marine Corps ,AC Type:F/A-18D Hornet , Aboard:1, Fatalities: 0, Ground:4 ,Route:Training, Details:The military jet, attempting to land at Miramar air base crashed into a residental neighborhood killing two adults and two children. The pilot ejected safely and was taken to a hospital
Date:December 03, 2008 , Time:12:13,Location:San Juan, Puerto Rico , Operator:Webstas Aviation Services Inc, AC Type:Rockwell International 690B, Aboard:3 Fatalities:3 , Ground:0 ,Route: Virgin Islands - San Juan, PR , Details: The plane struck the side of El Yunque mountain east of San Juan in heavy fog
..Date:November 27, 2008 , Time:17:00Location:Off Perpignan, France , Operator:XL Airways leased from Air New Zealand,AC Type: Airbus A320-232 , Aboard:7 Fatalities:7 , Ground:0 ,Route:Testing, Details: The Airbus A320 was leased by XL Airways of Germany since May 2006. The plane was scheduled to be returned to its owner, Air New Zealand. The plane was ferried to Perpignan, France where it underwent maintenance at EAS Industries. During a second test flight, on approach to Perpignan, at 3,500 feet, radio contact was lost. A controller reported seeing the plane descending quickly in a left bank. The aircraft soon after crashed into the sea and broke up.
SOURCE:www.planecrashinfo.com BY:Alireza Sadeghi
ترجمه فارسی:
حوادث هوایی اخیر دنیا:
تاریخ:8 دسامبر 2008/زمان:12:00/مکان:یونیورسیتی سیتی کالیفرنیا/ خط هوایی:نیروی دریایی آمریکا/نوع هواپیما:اف-18 هورنت/تعداد سرنشین:1/تلفات:0/تلفات روی زمین:4/مسیر:آموزشی/جزئیات:.جت نظامی در حین تلاش برای فرود در پایگاه هوایی "میرامار" بیک منطقه مسکونی در همسایگی آن بر خورد کرد و باعث کشته شدن دو بزرگسال و دو کودک شد.خلبان بسلامت بیرون پرید و به بیمارستان منتقل شد.

تاریخ:3 دسامبر 2008/زمان:12:13/مکان:سان ژوآن-پورتوریکو/ خط هوایی:خدمات هوایی "وبستاس"/نوع هواپیما:راکول اینترنشنال 690 بی/تعداد سرنشین:3/تلفات:3/تلفات روی زمین:0/مسیر:جزایر ویرجین به سان ژوآن در پورتوریکو/جزئیات:هواپیما در مه غلیظ به کوههای یونکو در شرق سان ژوآن برخورد کرد..

تاریخ:27 نوامبر 2008/زمان:17:00/مکان:پرپیگنان در فرانسه/ خط هوایی:خط ایکس-ال اجاره شده از خط هوایی نیوزیلند/نوع هواپیما:ایرباس آ-320/تعداد سرنشین:7/تلفات:7/تلفات روی زمین:0/مسیر:/جزئیات:ایرباس آ-320 از مه 2006 توسط خط هوایی ایکس ال آلمان اجاره شده بود و قرار بود که به صاحب اصلی خود یعنی خط هوایی نیوزیلند باز گردانده شود.هواپیما به پرپیگنان فرانسه منتقل شده بود تا در صنایع هوایی "ای آ اس" تعمیر شود.در حین دومین تست پروازی خود در حال نزدیک شدن به "پرپیگنان" در ارتفاع 3500 فوتی ارتباط رادیویی اش قطع شد .یک مراقب پرواز گزارش داد که هواپیما با کاهش سریع ارتفاع به ساحل غربی برخورد کرد و پس از آن بدرون دریا سقوط و تکه تکه شد.

بخش بازرگاني با مديريت : امير محمود بازيار
تلفن تماس : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶
ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk
تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot
سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.
براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .




سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه











عمو بهروز عزیز
چند وقته حس میکنم خیلی خسته شدی
قبول دارم که خیلی دل مشغولی داری
اما یک چیز مهم رو دوست دارم از یاد نبری
تو نیت خیری بابت این وبلاگ داری و خدا بهت کمک میکنه
بابت این وبلاگ نگران نباش
اجازه بده بچهات اینجا بازی کنند و توهم بهشون چیزای قشنگ یاد بده
دوست دارم و همیشه برات دعا میکنم
در پناه خدا باشی
پاسخ
مهدی عزیز و نازنین
پسر عزیزم .. درسته که خسته و کوفته می شوم .. درسته که زیر مسایل و گرفتاری های روزمره له می شوم .. اما کار برای شما عزیزان به من ارامش می دهد .. به همین دلیل به فکر ارتقای کیفیت محتوایی آن هستم
از این رو قصد دارم از این به بعد هر هفته یک ماجرای واقعی از سوانح هوایی که دوست بزرگوارم سام از سوئد فرستاده را با سبک و سیاق خودم به اطلاع عزیزان برسانم .. به هر حال ممنون از شما عزیزم
کارهای بزرگ را به افراد بزرگ(نه به افرادی که موافق شما هستند!) و کارهای کوچک را به افراد کوچک(نه به افرادی که مخالف شما هستند!) بسپارید.
پاسخ
پیمان عزیز .. خیلی جمله پر بار و با محتوایی است
ممنون از شما
salam aghaye moderesi bazam mesle hamishe mamnoon az matalebe ghashangetoom
movafagh bashid
پاسخ
امیر حسین جان نازنین
خیلی خوشحالم دوست نازنینی مثل شما از مطلب تعریف می کنه
می دونی پسرم .. چقدر این کامنت شما بر تعهد و اشتیاق ام افزود
برات آرزوی موفقیت دارم
سلام جناب مدرسی . امیدوارم که خوب و سلامت باشید . ارسال مجدد :
متاسفانه امروز خبری رو در رابطه با تخریب آرامگاه کوروش خوندم . که عده ای از خدا بی خبر به نام مرمت اصولی این بنای ارزشمند رو به کلی داغون کرده اند . من لینک گزارش تصویری رو از خبر گزاری مهر قرار می دم اگر امکان داره در بخشی که مربوط به کاربران هست این رو انتشار بدین .
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=800382
در رابطه با جمع آوری امضا باید بگم که درک می کنم .
با تشکر بامداد .
پاسخ
بامداد عزیزم
شما بقدری بزرگوار و عزیزی که من شرمنده شما می شوم
پسرم من با لینک های خبرگزاری های خودمون هیچ مشکلی ندارم
و اگر هم زودتر خبر داده بودی در بخش سخنی با شما در انتهای سایت قرار می دادم .. حتمآ یادم بینداز من فردا پست جدید را آپ می کنم ..
خلبان
خسته نباشی.
ناراحت نشواز بعضی ها. بالاخره هر کسی یه نظری داره. دلیل نمیشه که درست باشه. به کارت ادامه بده. مگه این کارو به خاطر دلت نمی کنی؟ پس کاری به حرف دیگران نداشته باش.
ولی خودمونیم چقدر زودرنجی! بیچاره خانومت چی کشیده(چشمک).
شوخی کردم. لطفا ناراحت نشو.
موفق باشی کاپیتان
بای
پاسخ
علیرضا جان در مورد زود رنج بودن و حساس شدن حق با شماست
و نه تنها همسرم همه نزدیکان از جمله دختر و دامادم این قضیه را می دانند و همیشه رعایت ام را می کنند
در مورد نظرات حق با شماست
ولی پسرم برای کسی مثل من که به همه نظر ها توجه کرده و پاسخ می دهم کمی مشکل است
ولی چشم سعی خودم را می کنم
چه جوری باید به شما روحیه بدیم و بگیم که کارتون خییییییییییییییلی درسته؟؟؟؟
سلامت باشین کاپیتان
پاسخ
علی جان عزیز و گرامی
همین لفظ شیرین شما کلی به من روحیه داد پسر گلم
شما هم خسته نباشی نازنین
سلام جناب مدرسی،
این دومین کامنت من است. با اینکه هر روز سایت شما رو مرور میکنم سعی می کنم بی جهت کامنت نذارم تا شما مجبور به پاسخ ندادن نشید و وقت گهربارتون رو صرف چیزای بهتری کنید ولی با خوندن گله شما احساس کردم باید براتون بنویسم.
جناب مدرسی به نظر من شما چهار راه دارید:
1. به کارتون بدون هیچ تغییری ادامه بدید و اجازه بدید همه (چه با ادب چه بی ادب، چه فهمیده چه نفهم و ...) نظرات خودشون رو ابراز کنند و شما نظر همه رو منتشر کنید و جواب همه رو هم بدید.
2. فقط نظراتی را که دوست دارید منتشر کنید و جواب اونهایی رو که دوست دارید بدید
3. بخش کامنت رو حذف کنید
4. کلا بی خیال بلاگ و سایت بشید
من به عنوان یکی از طرفداران شما و سایتتون پیشنهاد میکنم راه چهارم رو انتخاب نکنید چون خیلی ها هستند که هر روز به امید دیدن پستی جدید به سایت شما سر میزنن بنابراین اجازه بدید آنها امیدشون رو حفظ کنند و یاد بگیرند چطور باید جواب موافقان و مخالفان یا بی ادبان را بدهند. اینم خودش کم خدمتی نیست برای جوانان ما!
با تشکر
پاسخ
علی جان عزیز و نازنین
ممنون از این همه محبتی که به حقیر داری
علی جان باعث افتخار من است که با شما یاران همدل و صمیمی در تماس بوده و ارتباط دوسویه بر قرار کنم .. باور کن اولبن اولویت زندگی ام همین سایت و رسیدن به آن است
پسرم .. یه خبر خیلی خوبی براتون دارم
راستش رو بخواهی مجموعه کامل حوادث و اتفاقات جالب هوایی را دوست عزیزم جناب سام نازنین پارسال از سوئد برام آورد ، منتها بقدری درگیر بودم که فرصت دیدار با او را پیدا نکردم .. و او امانت ها را با خود به سوئد برگرداند ... مجددآ امسال آن را توسط خانواده محترم همسرش برام ارسال نمود ... اگر چه با مدتی تآخیر ولی موفق شدم آن ها را که مستندی کامل است بدست آورم . نکته جالب توحه این که همه حوادث توسط سازمان های بررسی مورد تجزیه و تحلیل و کالبد شکافی قرار گرفته اند .. من تصمیم دارم هر هفته یکی از این حوادث را با مشاهده فیلم ، به سبک سیااق روایتی خودم ، آن ها را منتشر کنم .. خیلی آموزنده است . علاوه بر نکات علمی جالبی که داره ، یلی هیجان انگیز هم است . هاین مجموعه واقعآ کامل و بی نقص است
اما خیلی دلم می خواهد فیلم هر قسمتی که به شرح آن می پردازم را در سایت قرار دهم .. ولی طریقه آپلود آن را نمی دانم .. اگه با فیلم بگذارم خیلی دلنشین تر خواهد شد ..
با انتشار این مجموعه حوادث مطمئن هستم خوانندگان به ویژه جوانان عزیز ، خوشحال خواهند شد
بهروز گرانقدر
سلام
بابت مطلب جدید ممنون.
موضوعی که بیان کردید دیروز روشی بود برای رسیدن به پست های بالاتر بود امروز بهانه ای برای فرار از کار.خدا نکند در یک اداره دولتی کار داشته باشید و وقت نماز فرا برسد.هر که به سویی می رود و بازگشتشان هم را فقط خدا می داند.دوستی می گفت در انجام فلان پروژه بزرگ دولتی بعد از مدتی متوجه شدم افراد از بهانه نماز و ماه رمضان حسن سوء استفاده را به جا آورده و دیگر از نمازخانه به راحتی بیرون نمی آمدند.می گفت دیدم دیگر فایده ای ندارد.برچسب کافر و بی دین بودن را به جان خریده و با این عمل به شدت برخورد می کردم.
بهروز جان خود بهتر می دانید این مسائل به دیروز و امروز باز نمی گردد و ریشه تاریخی دارد.شخصی به نام کنت دوگوبینو که یک نظریه پرداز است در کتاب سه سال در ایران خاطرات خود را از دوران سفیر بودنش نوشته(قاجاریه) و بعضی از رفتارهای مردم ایران مثل عدم وقت شناسی دورویی و تملق را خیلی جالب از نظر ریشه تاریخی تحلیل کرده.شاید دیدن خود در آینه دیگران روشی برای اصلاح رفتارهای غلط باشد.
با توجه به موارد ذکر شده در مورد سوانحه هوایی در بالا بد نیست چند مورد که جالب و درناک هست را برایتان تعریف کنم.این مطلب را خیلی وقت پیش خوانده ام و متاسفانه منبع را پیدا نکردم تا کامل و مستند برایتان بازگو کنم.
خود کشی خلبان مسافر بری!!آموزش پسر خلبان توسط پدرش در پرواز مسافربری!!صحبت خلبان و کمک خلبان درباره مسائل روزمره بدونه توجه به کم شدن ارتفاع و برخورد به کوه. در این حادثه مسئول کنترل به جای اینکه بگوید هواپیما در حال کم کردن ارتفاع است می پرسد همه چیز مرتب است.خلبان بی خبر از همه جا هم می گوید بله و...پرواز هواپیما مسافربری با باک های نیمه خالی!! و دیگر مشکلات نگهداری مانند اشتباه تنظیم شدن باد لاستیک ها.سکته خلبان و آخرین موردی که یادم می آید مشکل عدم تسلط به زبان انگلیسی است.در یک مورد مسئولین یک پرواز چین مدام می پرسیدند این چه پیغامی است که هواپیما می دهد.(پول آپ) یعنی چه!! که بر خورد هواپیما به مانع سر راه عملا سوالشان را پاسخ می دهد.در موردی دیگر عدم داده شدن دستور صحیح از برج باعث تصادف هواپیما در باند پرواز می شود.اگر اشتباه نکنم به جایی که بگوید (تارن اون لفت) می گوید (تارن لفت) و هواپیما به جای چرخش 360 درجه به چپ فقط به چپ پیچیده و تصادف اتفاق می افتد.ناگفته نماند امروزه مراکز کنترلی پروازی برخی از کشورها که مشکل زبان مانند تلفظ بد دارند را با کنترل و دقت بیشتر در طول پرواز زیر نظر داشته تا مشکلی پیش نیاورند!!
خدا نگهدارتان
یا حق
پاسخ
دوست عزیز و اندیشمندم آوالانچ گرامی
با تشکر از شما ... عرض کنم که اگه به پاسخی که به کامنت قبلی دادم توجه فرمایید ، در مورد فیلم های مستند از سوانح هوایی به دستم رسیده است
و اتفاقآ همین دیشب علی رغمی که خوابم می آمد ، همین فیلم پسر 15 ساله خلبان را که در کابین ایرباس 320 فرست کلاس می شینه را تماشا کردم .. واقعآ حیرت آور بود .. یا در مورد مشکل زبان به موردی که یک هوا÷یما آلمانی با روسی در هوا برخورد می کنه رو دیدم .. خیلی حالب و واقعی بازسازی کرده و سپس به بررسی علل واقعه می پردازد .. شاید باور نکنی در تما مدتی که این فیلم های جالب رو می دیدم ، مدام به این فکر بودم که چگونه آن را روایت کنم ..!!؟
من فکر می کنم انتشار این مجموعه ها علاوه بر قشر جوان ، برای همکاران حرفه ای هم جالب و آموزنده است
البته باید سعی کنم در هر پست اصل فیلم مربوطه را هم آپلود کنم ...
آوالانچ نازنین .. حتمآ متوجه شدی در کتابی که تحت عنوان اصطلاحات رزمندگان چاپ شده است لفظ : الاغ هوایی : رو برای هواپیمای ما به کار برده اند ...!! بر فرض که ما و هفت حد مان الاغ باشد ... وزارت ارشاد چرا اجازه چنین توهین و یس حرمتی را به رزمندگان و شهدای عالیقدری که با این هواپیما حمل می شد نادیده گرفته است ؟
من به آن هایی که آن را الاغ خطاب کرده اند اصلآ کاری ندارم ... آن ها ممکنه همه وسیله ها رو با چارپایان بسنجند !! اما متولیان فرهنگی چرا دقت نمی کنند ؟ آن ها با این توهین اصلآ به ما توهین نکرده اند .. بلکه به افرادی که در طول هشت سال دفاع مقدس با این هواپیما مسافرت کرده اند توهین نموده اند ... واقعآ متآسفم .. امیدوارم در اینده کم تر شاهد این توهین ها در ادبیات مکتوب خود باشیم
اسمم رو نمينويسم كه هر چي دلم ميخواد بگم بي خجالت.كاپيتان عزيزم!الهي قربون دل صاف و پاكتون برم!الهي قربون راستي و درستي شما بشم!الهي درد و بلاتون بخوره تو سر من!شما خيلي عزيز هستين براي ما.اگر يكوقت خسته بشي و اينجا رو ول كني ميام دنبالت!پيدات ميكنم منو دست كم نگير!عزيز من يك احمقي گفته الاغ هوايي شما داري غصه ميخوري؟!اينا شوخي بچه هاي جبهه است.عقايد مذهبي يك عده ديگه به شما چه مربوط كه شما رو بايكوت ميكنند؟اصلا بگذاريد بكنند.اگر واقعا همراهان سايت باشند دلشون طاقت نمياره و دوباره ميان.اگرم دلشون طاقت اورد و ديگه نيامدن پس همراه واقعي نيستن.اصلا بهتر!
پاسخ
فدای شما دوست عزیز و بزرگوارم بشم
بله حق باشماست .. من نباید زیاد به دل بگیرم .. نباید این همه حساس باشم
قبول می کنم .. و به کارم با جدیت ادامه می دهم
به تهدید های بعضی ها هم اصلآ اهمیت نمی دهم
ممنون از شما
سلام
آن فرمانده پایگاه چاپلوس و متملق سیروس باهری بود؟ما آن موقع مهرآباد زندگی می کردیم و خیلی مردم را اذیت می کرد و فقط به فکر ریا بود.
رویا ح.
دختر عزیز و نازنینم
با تشکر از شما ... رویا جان باقری فرمانده نیروی هوایی در زمان قبل از جنگ و اوایل آن بود .. البته منظور من ایشان نبود
اما با نظر شما تا اندازه ای موافقم که با مدیریت غیر اصولی و تصمیم های نادرست باعث شد عراقی ها خیلی پر رو شده و خیال تصرف رو به سر بپرورانند .. ! البته شایعه در باره این فرمانده خیلی زیاد است . یادمه می گفتند به دستور او تمام توپ های پذافند مستقر در ابتدای باند مهرآباد ، یک روز قبل از حمله عراق برچیده و به جای دیگری منتقل شد ..!! یا در حمله طبس به دستور اشتباه او که فرمان بمباران هلی کوپتر های به جا مانده از حمله امریکایی ها به طبس را صادر کرد تا همه اسناد و مدارک مهم عوامل جاسوس و ستون پنجم منهدم بشه .. و طی آن یکی از فرماندهان سپاه هم شهید شد .... خلاصه حرف و خدیث در باره او زیاد است .. خود من هم به خاطر سانحه هواپیمای ایران ایر که از مشهد می آمد و به کوه های بی بی شهربانو برخورد کرد ، با او مشکل پیدا کرده بودم .. او من را تهدید به اعدام کرده بود .. ولی خب اجل مهلت نداد و بر کنارش کردند
رویا جان مطلبی که من نوشتم در مورد یکی از فرماندهان گردان نگهداری پایگاه یکم ترابری بود .. که چگونه با تظاهر به نماز خواندن ، کار تیم را نیمه کاره گذاشت
ممنون از شما
از محبت و بزرگواری شما سپاسگزارم هر چند خود را لایق این همه محبت شما نمی دانم امیدوارم راهی پیدا کنم تا بتوانم جبران زحمات کنم
با احترام طبیبیان
پاسخ
استاد ارجمند جناب آقای طبیبیان گرامی
بنده را شرمنده می فرمایید . بی اغراق عرض می کنم .. واقعآ با حضور دوستان اندیشمند و عاشق وطن ، به ایرانی بودنم افتخار می کنم
همیشه موفق و سر بلند باشید
مدرسی
کپتن جان
داشتم کمی نگران میشدم...
هنوز نوشتارتان را نخوانده ام٫ ولی این کارتن دست و پاو ... بوسی در آغاز پستتان آنقدر خنده دار بود که گفتم همین دم بنویسم....
مهرداد
پاسخ
مهرداد عزیزم .. خوبی ؟
آخه دنبال تصویری می گشتم که گویای تملق و پاچه خواری باشه .. اما هیچ مورد خاصی نیافتم .. و به این کاریکاتور بر خوردم .. با خود گفتم شاید این نوع کار رو بروسونه
ممنون از شما
کپتن جان
با درودی دوباره.... خواندن پستتان را هم اکنون بپایان بردم.
۱- از بکار بردن نام الاغ هوایی برای سی ۱۳۰ هایمان هر آدم آزاده ای رنجور میشود. شوربختانه سردمداران وزارت ارشاد هم آن را ناسزا و بی ادبانه نیافتند....چرا؟؟؟من نمیدانم. هیچ توجیهی هم ناسزاگفتن (به هر کس٫... دلاورمردان نیروی هوایی برای خودتان) ندارد. پس من امیدم را روی این میگزارم که انگیزه توهین نبوده و نیست!
همانگونه که میدانید در انگلیسی واژه بند«اسب کاری(ورک هورس)» هست. مانند :« گردانهای سی ۱۷ گلوبمستر ۳ هم اکنون اسبهای کاری آر.ای.اف هستند» که این هیچگونه ناسزایی که نیست٫ هیچ٫ یک کامپلیمنت هم هست. من دوست دارم اینگونه بیاندیشم که فردید(منظور) آنهایی که از واژگانی چون الاغ نام بردند هم از همین دید بوده و نه ناسزاگفتن.
اگرهم برای ناسزاگویی باشه که خودشان را کوجک کرده اند.
۲- یک پرسش: آیا با اینکه الاغ٫ ببخشید٫ هواپیما (نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم٫ باز ببخشید) از ماموریت بر میگشته و باکها اگر نزدیک به خالی نبوده دستکم پر هم نبوده٫ گمانه پکیدن (انفجار) بوده در بر خورد تنها نوک بال ستاربورد با راهبند؟؟
۳- یک پیشنهاد: ازجایی که بسیاری از کامنتها برای سپاسگزاری از شما گزارده میشه٫ آیا نمیتونید یا یک دکمه سپاس برای تارنما قرار دهید یا یک فرم جداگانه برای گذاردن سپاس و نظراتی که نیاز به پاسخ از شما ندارد٫ در پایین تارنما جایگزاری کنید؟ من خودم اینکار را نکرده ام٫ وگرنه درخواستگر انجامش میشدم.
با آرزوی بهروزی شما (راستی امیدوارم که آنا و آوا هم بهتر شده باشند)
مهرداد
پاسخ
مهرداد عزیز و گرامی
بار دیگر از شما دوست بزرگوار و اندیشمندم تشکر و قدردانی می کنم ... شما با توضیحات کاملآ منطقی حقیر رو قانع فرمودید
مهرداد جان بخش پذسش شما که مربوط به نوک بال بود رو متوجه نشدم .. چون از دفتر کارم پاسخ می دهم و این جا متآسفانه فونت ها کمی ریز است ..!! در مورد کامنت های تشکر واقعآ پیشنهاد جالبی است .. به هر حال وشحالم که مورد رضایت عزیزانم رو فراهم می کنم
مهرداد جان از شما به خاطر مهر و محبتی که به من داری تشکر می کنم
بهروز خان سلام!
دو نکته می خواستم خدمتتون عرض کنم!
1- خوب شما عمه و مادربزرگتون را به همراه خودتون نمی بردید به خانه فرمانده و خودتان تنهایی آنجا می ماندید. فکر نمی کنم فرمانده یک دژبان می گذاشت دم در که هر صبح از اهالی خانه حاضر غیاب کنند.
2- شما می توانید از طریق قرار دادن تبلیغات سایت گوگل در سایت خودتان درآمدزایی کنید. تبلیغاتش کم حجمه و خود گوگل تبلیغاتی را در سایت شما قرار می دهد که متناسب با محتوای سایتتون باشه. این کار درآمدزایی ارزی برای کشور ایجاد می کنه (لبخند). درآمدش هم می توانید یا خرج نگهداری سایت کنید و یا به نیت همه خوانندگان سایتتون در امور خیریه خرج کنید. البته فکر نکنم پول زیادی بدهند، ولی حتما می دهند، در ضمن کاچی به از هیچی!
این هم لینکش:
http://www.google.com/ads/
پاسخ
دوست عزیز و نازنین
با تشکر از شما که به مطالب توجه می فرمایید
راستش رو بخواهید ایشون می خواست شب ها در منزل ایشان بماند تا دزد وارد منزلش نشود .. به قول معروف می خواست چراغ منزل اش روشن بماند .. خب من تنهایی هم نمی توانستم بروم .. از شما چه پنهان خیلی ننر بودم .. و خدمت شبانه روزی هم من را آدم نکرده بود .. !! حتی بند کفش هایم را عمه ام می بست !!! جوانی و عزیز دردونه بدن این مکافات رو داره ... ضمن این که می خواست با خانواده در خونه اش باشیم
بگذریم
فرخ جان اگه می شه در مورد این تبلیغات بیشتر راهنمایی کن .. و به من بگو ..... آیا می تونم به جای سایت دروبلاگ ام قرار دهم ؟
می دونی چرا ؟ کد های سایت دست طراح محترم سایت است و من دوست ندارم هر دفعه مزاحم او شوم .. اما اگه در وبلاگ باشه ، راحت می توانم تبلیغات را در حاشیه ها درج کنم
ممنون می شوم اگه بیشتر در مورد این قضیه راهنمایی ام کنید
ممنون از شما
پی نوشت
دوست عزیز .. من سعی کردم دستور العمل ها رو طبق شرایطی که اعلام کرده بود ، آغاز کنم .. اولین قدم .. جی میل قانونی من ار نپذیرفت .
به همین دلیل سعی کردم جی میل جدیدی را راه اندازی کنم .. در بخش زبان ها .. همه زبان ها به چشم می خورد ، الا فارسی .. یعنی من باید می نوشتم زبان سایت بنده چیست .. همه کشور های فقیر و دور افتاده بودند الا ایران ..
قدم بعدی در مورد کشور محل سکونت ام بود .. خب متآسفانه همه کشور ها بود ، جز نام پر افتخار ایران .. !! به همین دلیل با چنان شدتی به صفحه مشت کوبیدم و لعنت کردم که گوشه های کامپیوترم ترک برداشت .. آخه تا چه حد ما رو تحقیر می کنند .. ؟
مگه می شه همه کشور های کوچک باشه ، الا ایران ما .. که ان ها هر چه دارند از برکت تمدن باستانی ماست
آخه تا کی باید این خفت رو تحمل کنیم ؟
بلانسبت همه .. گور بابای گوگل و صاحبان ان
حالا آدم شده اند ...
بگذریم
واقعآ اعصابم خرد شد
بنام خدايي كه در همين نزديكيهااست
خدمت سرور و استاد گرامي جناب مدرسي عزيز سلام
در خصوص آن كامنتي كه فرموديد برايتان ارسال كردند و شما را تهديد كردن ، خواستم عرض كنم گهگداري بعضي ها فيلمهاي جيمزباندي زياد نگاه مي كنند و جو گير شده و يه چيزهايي از خودشون در مي كنند ، اينجور آدمها افرادي هستند كه باعث تضعيف نظام و تخريب دين مي شوند ، زبان اسلام زبان تهديد و ارعاب و تهمت و فحش نيست و افراد اينچنيني حتي اگر ظاهري مسلمون وار داشته باشند اما در باطن گرگ سفتاني هستند كه اگر چاره داشته باشند در وقت و زمان مقتضي پوسته خود را پاره و دين و مذهب رو هم پاراه پاره مي كنند .
به هر حال نمي دونم كامنتشون محتواي چه چيز بوده است به هرحال يا منتقد افكاري مذهبي بودند يا موافق اما در هر صورت به اينگونه حرفها اصلاً توجهاي نكنيد و بهايي هم براي آن پرداخت نكنيد. اسلام دين گفتمان و تبادل افكار است نه چيز ديگر.
حق نگهدار-يلداي خوبي داشته باشيد
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیزم علی جان نازنین
پسرم خودت خوب می دونی که من اصلآ به این گونه تهدید ها اهمیت نمی دهم .. ناراحتی من بیشتر به این دلیل بود که ... وقتی به کسی توهین نمی شود ، وقتی برای همه احترام قائل هستم ، وقتی بحث سیاسی مطرح نشده است .. این گئنه تحدید ها اصلآ دلیلی نداره .. و به همین دلیل اعصابم خرد می شود .. اگه من تبعیض برای فرد یا گروهی با اندیشه ای خاص قائل می شدم ، حق با آن ها بود .. به هر حال همان گونه که در دیدار حضوری عرض کردم این فرصت برای همه بر قرار است .. به شرطی که مقررات و خط مش سایت رو محترم بشناسند .. به هر حال از شما تشکر می کنم
جناب کاپیتان مدرسی گل سلام
در مورد چاپلوسی؛ آنقدر بدی چاپلوسی گفته شده که بعد از آن نیکی گفتن و قدردانی هم زشت و ناپسند شده و نه تنها از چاپلوسی نتوانستیم و نخواهیم توانست فرار کنیم بلکه به خاطر تقبیح آن فرهنگ سپاسگذاری و قدردانی نیز کلا نابود شده و بجای آن مصلحت اندیشی تشکر جایگزین شده. به نظر من چاپلوسی را یک بار تقبیح و صد بار فراموش کنیم - بگذاریم چاپلوسان مفت و مجانی برای ما زحمت بکشند و در نهایت باد و آب دهان نیز کف دستشان نگذاریم تا حد اقل فرهنگ قدردانی از بین نرود.
سپاس از شما
پاسخ
بابک جان عزیز .. حق با شماست ... فرهنگ قدر دانی و تشکر بهترین روش در ارتباطات مردمی است .. و حاصل آن مهر و محبت و افزایش احترام است
خدا کنه .. به قول شما فرهنگ تماق و چاپلوسی جایش را به قدردانی و تشکر بدهد .. از شما قلبآ تشکر و قدردانی می کنم
سلام استاد
خوشحالم که این مجموعه اینقدر مورد توجه شما قرار گرفته. البته مطمئن بودم که این مجموعه برای هر علاقه مند به صنعت هوای با استقبال زیاد روبرو خواهد شد.
درس بزرگی که من از این مجموعه حدود پنجاه قسمتی گرفتم این هست که در بدترین شرایط ممکن که امیدی به نجات هواپیما و زنده ماندن مسافران نیست ، با درایت کادر پرواز می توان جان مسافران را نجات داد(مانند قسمتی که قسمت بزرگی از فیوسلاژ در ارتفاع بالا کنده می شود و یا قسمتی که هواپیمای بویینگ هفتصدوچهل و هفت در دایو می افتد و بر اثر اور اسپید شدن و استرس روی بدنه هواپیما ، قسمتی از الویتور هواپیما کنده می شود) و همچنین در شرایطی که همه چیز بر وفق مراد هست و شرایط بظاهر خوب هست، یک اشتباه و اهمال کاری کوچک هواپیما با تمامی مسافرانش را به کام مرگ خواهد کشید.
مهمترین درس از این مجموعه برای یک بیننده عادی این هست که در تمامی مدت سفر با هواپیما حتما" حتما" کمربند را بسته نگه داریم.
خیلی جالبه وقتیکه تابستان به ایران می آمدم با کلاس فرست آمدم و از قضا کاپیتان هواپیما که هواپیما را از تهران به استکهلم آورده بود و در وقت برگشت پی ان اف (پایلوت نات فلایینگ) محسوب می شد در ردیف یک سمت راست نشسته بود و از اونجایی که من وقتی یک خلبان ببینم از خودم بی خود می شوم رفتم و بعد از معرفی خودم و علاقه ام به پرواز و کلی صحبت عرض کردم خدمت ایشان که این مجموعه را دارم و حاضر هستم هر طوری که ایشان صلاح می داند اگه این مجموعه به درد دانشجویان خلبانی یا کلا" علاقه مندان به این صنعت می خورد با کمال میل تقدیم ایشان کنم. این کاپیتان نازنین گفت که یک سری از اینها را دیده ام و زیاد چنگی به دل نمی زند. بنده هم عرض کردم که من لپ تاپ دارم و یاطری لپ تاپم هم خلاصه کاملا" شارژه اگه خواستید بنده در ردیف چهار نشسته ام و اگه خواستید قسمتهایی هست که شاید شما ندیده باشید و جالب باشد و ایشان فرمودند که بالاخره از بی کاره بهتره و لپ تاپت را بیار نگاه کنیم. سرتان را درد نیاورم آوردم و اتفاقا" مهندس پروازی که جزو کادر تهران استکهلم بود و موقع برگشت مانند ایشان وقت استراحتشان بود از صندلی عقب که ردیف دو بود با کنجکاوی داشت نگاه می کرد. قسمتی را گذاشتم که مربوط به بسته شدن پیتوت بود و این کاپیتان نازنین اتفاقا" پیش دستی می کرد و با دیدن علایم می گفت که مثلا" باید فلان کار را کرد ولی همین کاپیتان با تجربه و جدا" با سواد ایران ایر یک اشتباه فاحش در حین توضیح دادن کرد. وقتی پیتوت بسته هست بالطبع خلبان قادر به تشخیص سرعت هواپیما نیست. هواپیما بخاطر نزدیک شدن به سرعت استال شروع به دادن آلارم کرد و رفت در استال و علایم استال مانند آلارم استال و استیک شیکر (لرزش یوک هواپیما) وقوع استال را گزارش می کرد. کاپیتان نازنینی که کنار دست من نشسته بود و داشت به من توضیح می داد خیلی با اطمینان گفت که باید موتور بدهد تا سرعت زیاد بشه و هواپیما از استال خارج بشه. اتفاقا" در فیلم خلبان نگون بخت هم همین کار را کرد برای اینکه هواپیما را از استال خارج کنه ولی این کار بدترین کار ممکن در زمان وقوع استال هست. هواپیمای فوق از یک استال نرمال به اسپین استال (استال پیچشی) افتاد و خود شما بهتر می دانید که خارج شدن از اسپین استال تقریبا" غیر ممکنه. دقیقا" در همین قسمت صدایی که روی فیلم صحبت می کند می گوید که همین کار در استال غلط ترین پروسه در استال ریکاوری هست و وقتی هواپیما در استال می افتد خلبان هیچ وقت نباید از تراتل استفاده کند بلکه باید نوز داون (دماغ هواپیما را پایین بیاورد) کند تا هواپیما سرعت بگیرد و از استال خارج شود. اتفاقا" این پروسه استال ریکاوری در قسمت پی پی ال کاملا" توضیح داده شده. حالا قصدم چی بود از اینهمه نوشتن. قصدم خدای نکرده زیر سوال بردن معلومات و دانش این کاپیتان و یا خدای نکرده خلبانان ایرانی نیست بلکه ایمان دارم خلبانان ایرانی اگه بهترین خلبانان جهان نباشند ، جزء بهترینها هستند. قصدم این هست که بگویم حتی دیدن این مجموعه که برای مخاطبان عادی با هر تحصیلاتی تهیه شده می تونه یک دوره و یا مشاهده یک تجربه برای حتی افراد حرفه ای باشه که اگه خدای نکرده در شرایط بدی گرفتار شدن ، اگه این مجموعه را دیده باشند شاید بهتر بتونن تصمیم بگیرند که چه کاری را نباید بکنند و چه کاری به صلاحشان هست که بکنند. البته می دانم که در شرایط اضظراری ممکنه مغز آدم قفل کنه ولی جالبی این مجموعه اینه که همه این اتفاقات در شرایطی می افتد که شاید خلبانان با آنها در مدت پرواز با آنها برخورد نکرده باشند و دیدن آنها برای این خوب هست که تجربیات گرانبهایی را برای صرفا" دوره به آنها یادآوری می کند.
در هر حال قسمتهای جدیدش هم دارد می آید که تابستان برایتان خواهم آورد.
ســـــــبز باشید و یلدای خوبی داشته باشید.
ســــــــــام (سوئد)
اقاي مدرسي عزيز با ارزوي سلامتي براي شما و خانواده عزيز و مخصوصا نوه هاي نازنينتون اميدوارم يلداي خوبي داشته باشيد و بي توجه به مغرضين به نوشتن در سايت كم نظير خود ادامه دهيد.
پاسخ
فریده جان نازنین
من هم متقابلآ برای شما دختر عزیز و نازنینم شبی خاطره انگیز در یلدا یا همون چله خودمون آرزومندم
آنا و آوا که اخیرآ از بستر بیماری برخواسته اند ، دست بوس خاله مهربان خود هستند ... دخترم حق با شماست بدون توجه به مغرضان کارم رو ادامه می دهم
من مرغ دریایم .. از طوفان چه باک ..!!؟
سلام بهروز خان خوشتیپ
خوبی.امیدوارم از دستم دلخور نشید که من چرا کامنت نمیگذارم بخاطر اینکه تو این روزها انقدر سرم شلوغه که فقط سریع میام مطالب و سیو میکنم و بعد میرم.شرمنده از این به بعد.راستی عید و خدمت خوشتیپ خودم و همسر گرامیتون تبریک عرض میکنم(البته ببخشید یکم دیر گفتم).بهروز خان اون دوستمون که تو پست قبلی مشکل سیمیلاتور داشت بفرمایید اگه مشکلی داشت با من تماس بگیره.سرت و درد نمیارم به امید دیدار.بوس
پاسخ
پسر عزیزم هومن جان نازنین
فدات بشم عزیزم چرا دلخور بشم ؟ شما عزیز من هستی
راستی هفته پیش فیروز زنگ زد ... حالم را پرسید
بهش گفتم نامرد چرا با خواهرزاده ات قطع ارتباط کردی ؟
خندید گفت آره ... !! خلاصه کلی حرف زدیم .. الهام هم که در وبلاگ برام چدند تا کامنت گذاشته بود
هومن جان من هم عید را به شما تبریک عرض می کنم
مواظب خودت باش پسرم
ba salam /man dovomin bare ke baray shoma pm mizaram man ye dokhtare 16 salam ke eshqhe khasi be khalabani daram rastesh vaqhti site shomaro didam kheli khoshha shodam .man dost dashtam bishtar darmored khalabani bedonam .mishe az tariqhe daneshgah varede en reshte shod ?
age mishe lotf konid shomare yeki az kasaeo ke mitonam azashon komak begiram ro lotf konin.ba tashakor bisabrane montazere javabe shoma hastam
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم
راستش دیروز حدس زدم ممکنه دختر باشی .. اببخشید که پسر خطاب ات کردم
عزیزم .. من شماره دوستم را حفظ نیستم .. البته شک دارم
شما با آقای داود یوسفی تماس بگیر و بگو از طرف بنده هستی و آن وقت هر سوالی داری بپرس .. او راهنمایی ات می کنه .. اگه باز هم سوال داشتی دوباره برام کامنت بگذار تا به یکی دی
ر از دوستانم معرفی نمایم
دخترم من شماره را می نویسم .. اما اگر دیدی اشتباه است ، شب یک کامنت بگذار تا شماره صحیح را بهت بدهم
09362572147
فقط دخترم خیلی روی این قضیه فکر کن .. بعد هم به هیچ کسی اطمینان نکن ..
اجتماع خراب است ... کافی است بدانند شما به یک چیزی علاقه داری .. از همون راه سعی می کنند اغفالت کنند
هر سوالی داشتی ا خودم بپرس ... و اگه قرار شد برای رسیدن به هدفت کاری از شما خواستند ، حتمآ قبل از آن یک خط برای من کامنت بنویس
مواظب خودت باش عزیزم
salam bebakhshid man bazam mozahemeton shodam mikhastam bedonam shoma manbae ya ketab ya harchi darmored khalabani nadarin be man moarefi konin.kheli azaton mamnonam age shoma nabodin man hala halaha to kafe khalabani mimondam.
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم
راستش من مقداری کتاب و مجله های تخصصی مجلد شده دارم .. و خیلی هم دوستشون دارم
اما چون شمکا دختر عزیزم مشتاق هستی ، به شما هدیه می کنم
فقط اگه کسی از اقوامت اومد تهران بگو من آدرس بدهم تا امانت های شما رو دریافت کنه
البته کمی سنگین هستند ...
دخترم اگه برای من ای میل بزنی ، شماره تلفن و آدرس خونه ام رو می دهم که به اقوام خودت بدهی ..
البته اگه بخواهم با پست بفرستم ، هزینه آن زیاد می شود .. چون همان گونه که گفتم سنگین هستند و به صورت مجلد صحافی شده اند
دخترم منت نمی گذارم .. همه آن ها نایاب بوده و دیگه گیر نمی آید .. من به خاطر علاقه ای که در شما می بینم ، احساس می کنم نزد شما باشد خیلی بهتر از این است که من داشته باشم
مواظب خودت باش
راستی .... دخترم این چه ای میلی است که برای خودت انتخاب کردی ؟
آخه شارلاتان فراری هم اسم شد ؟
واقعآ نا امیدم کردی .. من ساده رو باش که فکر می کردم با دختر خانم ساده شهرستانی طرف هستم که عاشق رشته خلبانی است
اما متاسفانه می بینم از حالا د در سن 16 سالگی این اسم غیر منطقی را برای خودت انتخاب کرده ای ..!! واقعآ نا امیدم کردی
عزیزم .. به جان نوه هایم سوگند .. من می ترسم با نوجوانان شالاتان و فرای حتی مکاتبه داشته باشم .... چون می دونم بدون شک به درد سر خواهم افتاد
من فقط یک بار دیگه کامنت شما را پاسخ می دهم .. و آن زمانی است که برایم بنویسی چرا این نام را برای خودت انتخاب کردی .. دیگه با شما هیچ کاری ندارم ... و حتی به کامنت های شما هم پاس نمی دهم
دخترم از من ناراحت نباش ... تجربه به من ثابت کرده که آخر عاقبت این گونه شیطنت ها چه می شود
سلام
منظور رویا سیروس باهری فرمانده وقت مهرآباد بوده نه باقری.
من هم باهری را میشناختم چون منزلمان در مهرآباد بود ایشان واقعا سرآمد همه متملقان و ریا کاران بودند.
نیما ق.
پاسخ
نیما جان ممنون از توضیحات شما
اتفاقآ من بعد از انتشار کامنت یه لحظه فکر کردم نکنه منظوررویا جان عزیزم همان باقری پایگاه شکاری باشه
به هر حال او هم زیاد قابل تعریف نبود
سلام
جناب مدرسي
مثل هميشه عالي مي نويسيد
نوشتار خوب هميشه منتقد حسود هم داره
پاسخ
فرید جان ممنون از شما
فکر نمی کنم کار های من ان قدر عالی باشه که قابل برانگیختن حس حسادت بد خواهان باشه
به هر حال باید تحمل کرد
از لطف شما سپاسگزارم
سلام.
شب یلداتون مبارک.
جناب مدرسی، من چند قسمت از این مجموعه سوانح هوایی رو که در شبکه چهار پخش شده رو دیدم و خیلی دوست داشتم که همشو ببینم. خواستم بدونم که آیا امکانش هست که مثلاً کپی اون مجموعه رو به یکی از بینندگان جوان سایت که در تهران ساکن هست و وقت بیشتری نسبت به شما دارد بدهید و ایشان هم برای کسانی که میخواهند کپی بزنند و با دریافت هزینه دی وی دی ها و هزینه پست و دستمزد خود برای علاقه مندان بفرستند؟ مطمئناً خواهان زیادی خواهد داشت و میتواند یک درآمدی هم داشته باشه برای سایت یا اون شخص.
با تشکر از مطلب زیباتون. در مورد گوگل هم خواستم بگم اونا تقصیری ندارند. گوگل مال آمریکاست و ما هر روز میگوییم مرگ بر آمریکا. من هم باشم با کسی که آرزوی مرگم را میکند همینطور برخورد می کنم.
شاد باشید.
پاسخ
سیاوش جان عزیز و گرامی
به تآئید همه دوستانی که بنده را می شناسد .. من تمام زندگی ام متعلق به مردم است .. اهل تعارف نیستم
در مورد این دی وی دی ها عرض کنم .. چون آن ها متعلق به سام عزیز است و لطف کرده به بنده هدیه داده است .. من اصلآ منطقی نمی دانم که کپی کرده و به فروش برسانم
راستش رو بخواهی پارسال تابستان که قول این ها را به من داده بود .. یکی از خلبانان محترم مسافربری برایم ای میل د که به شدت دنبال این مجموعه گرانبهاست .. تا به عنوان اموزش برای سایر خلبانان استفاده کنه .. از ان جا که جنبه آموزشی داشت .. با وجودی که من هنوز گنجینه را از سام دریافت نکرده بودم ، براش نوشتم که من از همه آن ها کپی گرفته و تقدیم ایرلاین شما می کنم
دومین نامه ضمن تشکر برام نوشت .. مبلغ ان چقدر است ؟ چون می خواهم تکثیر کرده و به خلبان ها بفروشم !! راستش را بخواهی .. خیلی به من بر خورد .. بهش نوشتم عزیزم درسته من بی کارم .. درسته با حقوق بازنشستگی زندگی می کنم .. اما شآن و منزلت ام را حفظ می کنم .. وقتی شما فرمودی نیاز دارم .. من از صمیم قلب قصد داشتم هدیه ای که هنوز خودم دریافت نکردم رو به شما اهدآ کنم .. ولی شما با بیان این که چقدر پول بدهم .. به من بی احترامی کردی .. و متآسفانه بنده با شما هیچ کاری ندارم
و دیگه هم پاسخ نامه های او را ندادم
اما از آن جا که گنجینه خوب را باید همه از ان استفاده کرد .. بعد از کسب اجازه از سام عزیزم .. اگه موافقت کرد .. راستش همین پیشنهاد شما رئ یکی از دوستانم مطرح کرده و گفت .. آن ها را در پکیج های زیبا بسته بندی کرده و در سایت اعلام کنیم که به خوانندگان می فروشیم .. همان ایام به او همین پاسخ شما را داده و عرض کردم هنوز دریافت نکرده ام .. هر وقت گرفتم آن گاه ار سام اجازه می گیرم .. اگراوکی کرد .. قابل شما دوست عزیزم را نداره .. یک کپی ا همه ان ها به شما هدیه می دهم
دوصد درود!
برای انبساط خاطر شما: یه کلیپ با حال از مرحوم رضا ارحامصدر:
http://www.youtube.com/watch?v=UIlnibo8jig
پاسخ
علی جان ممنون از شما
افسوس در اداره اسپیکر ندارم .. شاید در خانه آن ها رو تماشا کردم
لطف کردی عزیزم
تولد، تولد، تولدت مبارك.
عمو تولدتون مبارك،
2 روز جلوتر گفتم كه نفر اول باشم.
من اين يكي دو روز هرچه سعي كردم، نتونستم با شما تماس بگيرم و تولدتون رو تبريك بگم.
من وبلاگ :
http://bmodarresi.blogfa.com
رو آپ كردم.
ديدن اين لينك رو به شما و تمام دوستان توصيه مي كنم:
http://links.p30download.com/archives/12497.php
يا علي.
پاسخ
پسر عزیزم امیر نازنین
ممنون و تشکر به خاطر تبریک تولدم ... سلامت باشی نازنینم
در مورد تماس تلفنی ، حق با شماست .. من دوباره گوشی ام خراب شد ! آخرین لحظه دیروز وقتی اول صبح ساعت 7 صبح اس ام اس شما رو خواندم که نوشته بودی وبلاگ را دیدی ..!!؟ فلبم فرو ریخت .. فکر کردم فیلتر یا حک شده است .. با عجله خودم را به کامپیوترم رسونده و وقتی آن را باز کردم ، دیدم آنتی ویروس مرتب آژیر می کشه و وجود ویروس های خطرناک را گوشزد می کنه ... !! قبلآ هم چند نفر از خوانندگان محترم به من یاد آوری فرموده بودند که وبلاگ ویروسی شده است .. حتی یکی از دوستان بزرگوار .. نوع تروجان با مشخصات کامل آن را طی کامنت خصوصی در وبلاگ اعلام نمود .. که از ایشون هم سپاسگزارم .. خلاصه همه جور اسکن می کردم .. اما باز هم ویروس گزارش می شد ... جالب این است که در کامپیوتر خونه ام هیچ گزارشی از وجود ویروس نمی داد .. آخرین بار یک پست از نوشته های وبلاگ را در بالاترین منتشر کردم .. بر خلاف همیشه که مورد استقبال قرار می گرفت .. مشاهده کردم همه با رآی قرمز های فراوان اعلام کرده بودند که وبلاگ ویروس داره ..!! خلاصه امیر جان نمی دونستم چه کار باید می کردم .. ابتدا تصاویر آنا و آوا را از وب برداشتم .. البته اون آخری ها رو .. فکر کردم ممکنه دوربین ام ویروسی شده باشد .. اما وقتی شما برام نوشتی و در اداره به سراغ وبلاگ رفتم .. دیدم ای بابا ، با حذف تصاویر نوه ها هم آنتی ویروس آژیر می کشه .. در نهایت به فکرم رسید که نکنه از لینک باکس عشق پرواز باشه ... و به محض این که آن را حذف کردم .. دیگه آنتی ویروس آلرت نداد ..
امروز برای مدیر لینک باکس عشق پرواز نوشتم که من آن را حذف کرده ام .. .. در جریان باش .. تا مدیون تبلیغات یک طرفه او نشوم
************
راستی امیر جان یک سوالی دارم .. اگه می شه شما یا دیگر دوستان راهنمایی ام کنید .. همان گونه که عرض کردم تصمیم داشتم یکی از موضوعات فیلم های مستندی که سام عزیز فرستاده را در سایت منتشر کنم .. از این رو دیشب به جای نشستن پای سفره چله ..!! پای کامپیوترم نشسته و ساعت ها وقت صرف کرده و تصاویر مربوطه را از میدیا پلیر که پخش می شد .. استاپ کرده و با زدن دگمه " پرینت اسکرین سیستم " سعی کردم آن ها را سیو نمایم .. بعد از پنج شش ساعت کار طاقت فرسا وقتی خواستم با فتوشاپ تصاویر رو ادیت کنم .. متآسفانه دیدم همه عکس ها سیاه افتاده است !!! آه از نهادم بر خواست ... قصد داشتم دیشب روی عکس ها کار کنم و امشب هم مطلب رو بنویسم . اما بقدری حالم گرفته شد که نهایت نداشت
خب این هم طولانی حرف زدم تا به من بگویی چگونه و با چه ابزاری می توانم از روی فیلم عکس بگیرم ؟
اگه بگم تا حالا بیش از ده ها بار از همان روش کیبرد این کار رو کرده بودم .. شاید باورش سخت باشه که چرا این بار همه سیاه افتاد
ممنون می شوم یکی من را راهنمایی کنه .. البته عرض کنم بی کار هم ننشسته و از راه های دیگری اقدام به پیدا کردن تصاویر مورد نظر کرده و موفق شدم .. ولی خب عکس از روی فیلم خیلی جالب تر می شود
ممنون پسرم
راستی امیر جان دستت درد نکنه .. وبلاگ عشق به پرواز من را تا مطلب " وحشت و مرگ تا اقیانوس " به روز کرده بودی .. ضمنآ به عرض برسانم من مجبور شدم قالب را عوض کنم .. چون حاشیه ها که شامل عکس مدیر وبلاگ ، ساعت و بنر سایت بود .. دیده نمی شد . به همین دلیل این قالب را انتخاب کردم تا دیده شوند
امیذ جان این لینکی که برام فرستادی باز نشد
با سلام جناب مدرسي
اگر همين افراد متملق رو كه قبل از انقلاب معلوم الحال بودند و بعد از انقلاب يك شبه دستمال بربازوي خود بسته و بعنوان ياور انقلاب خود را معرفي مينمودند را مردم ميشناختند و به انها اجازه حضور بيش از حد و رسيدن به قدرت و پستهاي مهم مملكتي را به انان نميدادند الان حال و روز كشور ما اينطور نبود!
حق يارت باشد.
پاسخ
محمود جان عزیزم
قربون دهنت .. اگه بگم همون بابا در کم ترین مدتی که از عمر انقاب گذشته بود ، به عنوان یکی از مسئولان عالی رتبه ارتش در اون بالا بالا ها جا پایش رو محکم کرده بود ..باورت می شود ؟
به هر حال متملق ها در جهان نون شون تو روغنه
ممنون از شما
عمو بهروز گلم دوباره سلام.
بله اگر از فيلم درحال پخش بخواهيد عكس بگيريد سياه مي افتد،
كه دو راه مناسب دارد:
اول اينكه فيلم را در برنامه پاور دي وي دي بازكنيد، به لحظه مورد نظر كه رسيديد دگمه سي انگليسي(سومين حرف) را بزنيد يا دكمه كپچر رو از خود برنامه بفشاريد، بعد در فتوشاپ همان مراحل براي هر عكس تكرار مي شود،
دوم اينكه فيلم مورد نظر را در برنامه "مووي ميكر" كه روي خود ويندوز هست وارد كرده، بعد از اينكه فيلم وارد شد، يك بار روي آن كليك كرده و از مديا پلير سمت راست روي علامت دوربين كليك كنيد بعد خود برنامه از شما مسير سيو رو مي خواهد.
ولي راه راحت تر همان اولي هست،
كه بعد از زدن دكمه سي انگليسي، وارد فتوشاپ شده، نيو رو بزنيد ولي اندازه رو تغيير ندهيد، بعد هم پيست بكنيد.
عمو اگر مشكلي بود با من تماس بگيريد،
شماره رو ميگزارم چون گوشيتون فرموديد خراب شده:
ياعلي.
پاسخ
امیر محمود عزیزم
با تشکر از شما ، چون تلفنی صحبت کردیم .. من دیگه ضرورت نمی بینم با نوشتن پاسخ وقت شما و خوانندگان را بگیرم
فقط .. با اجازه شماره تلفن ات را پاک می کنم
ممنون ازراهنمایی که فرمودی
سلام استاد
برایتان امروز یک ایمیل به جی میل می فرستم لطفا" آن را بخوانید (هنوز نفرستاده ام).
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیز و گرامی
ممنون از شما ... همین الان چک می کنم
دست شما درد نکنه
سلام
حاشیه های مراسم تشییع پیکر ارحام صدر
یک سری عکس خودم گرفتم تشریف بیاورید
نظر یادتون نره
پاسخ
همکار عزیز و نازنین
خیلی ممنون که زحمت این کار رو کشیدی
حتمآ خدمت می رسم
سلام مجدد
استاد برای عکس گرفتن از روی فیلم شما بایستی بعد از زدن دکمه پرینت اسکرین ، برنامه پینت خود ویندوز را باز کنید و در پینت روی منوی ادیت رفته و بعد پیست را انتخاب کنید و بعد سیو کنید. شما احیانا" فقط پرینت اسکرین را می زدید و در پینت نمی رفتید. در هر حال من در گوگل تاک آنلاین هستم و سوالی داشتید در خدمتم.
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیزم ... اتفاقآ بنده همیشه از این سیستم و روش کار های طیادی انجام دادم .. و بعد از زدن دگمه پینت ، روی ادیت رفته .. و سیو می کنم .. به همین دلیل بیش از پنج ساعت کلی عکس از صحنه ها گرفتم و زمانی که خواستم در فتوشاپ ادیت کرده و زواید آن را زده و رنگ های آن را روشن کنم ، با کمال تعجب دیدم همه سی چهل عکسی که با چه سختی تنظیم کرده و گرفته بودم .. همه سیاه شده است
تمام راه هایی که فرمودی هم این دفعه و دفعات قبل انجام داده بودم .. اما این بار داستان فرق کرده بود
سام جان من تا هشت احتمالآ در محل کارم هستم .. حدود ساعت 9 شب در منزل اگه آن لاین بوی با شما ارتباط بر قرار خواهم کرد
ممنون از شما
سلام من به تازگی به جمع خواننده های اين بلاگ پيوستم و با اجازتون مطالب اين بلاگ رو در بخش Feed پيج 360 آوردم
نميخوام تعريف کنم ولی واقعا هم ياد ميگرو و هم لذت ميبرم...اما هنوز اين هواپیمای خفاش ذهن منو قلقلک ميده...بالاخره هرچی که باشه یه مدل خاصی از سی -130 هست ديگه...من فقط دنبال اينم که بدونم چه مدلی بود و شکل ظاهريش البته!!!
پاسخ
مجید عزیز و گرامی
از این که به جمع یاران همدل و صمیمی این سایت پیوستی ، قلبآ خوشحالم کردی مجید جان من متوجه پیج و فید و این حرف های فنی و علمی که زدی نشدم ..!! چون ادیتور سایت من در مقابل فونت های لاتین به هم می ریزد .. و من به سختی قادر به درک مفهوم می شوم .
اما در باره پرسش شما در مورد خفاش .. عرض کنم به دلیل این که جزإ اسرار ارتش است نمی توانم جزئیات آن را شرح دهم .. اما برای این که به حس کنجکاوی شما پاسخ داده باشم .. باید بگم .. یک هواپیمای معمولی هرکولس است .. که داخل آن تجیزاتی داره که تقریبآ مثل آواکس آمریکایی ها قادره هر جنبنده ای را از کیلومتر ها راه دور تشخیص بده و به اطلاع ستاد نیروی هوایی یا پدافند برسونه .. همچنین در نوک بال های آن سیستم هایی نصب شده است که باعث انحراف و رد گم کردن می شود ... خلاصه تا جایی که دلت بخواهد مجهز است .. و در زمان جنگ خدمات ارزنده ای موثری انجام داد
فکر کنم آن چه که شما مورد نظرتون بود پاسخ داده ام
موفق باشید
سلام استاد
یک لینک جالب پیدا کردم برای وقتی که آدم اعصابش از دست کامپیوتر داغون می شه و قصد داره بزنه کامپیوتر را درب و داغون کنه.
یک سری به اینجا بزنید (آدرس را در قسمت آدرس سایت کپی کردم تا ادیتور شما هم نریزد). برای اجرای این سایت نیاز به نصب فلش پلیر دارید که از سایت ادوبی (همان ادوب دات کام خودمان) قابل دریافت هست. یک مقدار صبر کنید تا برنامه فوق در سایت مذکور لود شود و بعد دکمه پلی را بزنید. حالا هر چقدر که دوست دارید دق دلی خودتان را روی کامپیوتر نگون بخت موجود در سایت خالی کنید. بعضی وقتها این جور خالی کردنها لازمه بخصوص برای کسانی که سر و کارشان با برنامه نویسی هست و بعد از چند روز هنوز برنامه شان باگ داره و حسابی کلافه می شوند. اگه خوشتان اومد می توانید با کلک این انیمیشن کوچک را روی کامپیوتر خودتان سیو کنید و هر وقت خواسیتد کامپیوتر بیچاره رو یه نوازشی بدهید (چشمک).
ســـــبز باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیزم ... ممنون از این همه محبتی که به بنده داری
و تشکر مضاعف به خاطر ارسال فیلم ها
فکر می کنم متوجه شوق و اشتیاق بنده شده ای .. از همه مهم تر این که من تا طرف دستش رو به سمت کلیدی می بره .. می تونم ری اکشن هواپیما رو حدس بزنم از همه مهم تر یاد آوری و زنده شدن کلی خاطرات مشابه که این لحظات من را با خودش به آن سوی می کشاند ..
سام عزیزم .. با دیدن بنر این برنامه متوجه شدم که چه هدیه جالبی برام ارسال کردی ..قیافه مستر بین گویای همه چیز است .. باور می کنی چشم هایم از خستگی داره از بین می رود ؟
چقدر دلم می خواست بخشی از دستور العمل پیشنهادی شما را در جی میل با شما کار کنم ..
به هر حال از سما ممنونم
من با حذف كردن بخش نظرات كاملا موافقم
پاسخ
احسان جان اتفاقآ من نظرم این است شما باشی و مثل شیر از من و دوستانم دفاع کنی ... حتمآ تعجب می کنی که این مرده چی می گه .. !!؟ هر لحظه روی یک شاخی است !! نه بر عکس بهترین روش فکر می کنم اهمیت ندادن است
تا خدا چه بخواهد
از شما به خاطر محبتی که نسبت به بنده و سایت داری ممنونم
سلام عمو جون
> تولدتون مبارک
امیدوارم صدوبیست سال دیگه با عزت و سلامتی زندگی کنید.
عموی نازنینم
خیلی خیلی دوستتون دارم .
راستی عمو آنا و آوا چطورن بهتر شدن.
یاعلی
پاسخ
مریم عزیز و نازنین
ممنون دخترم .. سلامت باشی
مریم جان من هم شما رو دوست دارم دخترم .. امیدوارم شما هم همیشه سالم و تندرست باشید
مریم جان آنا و آوا ضمن دست بوسی خاله مهربان و زیبای خود ، باید عرض کنم تازه دوران نقاحت شون رو پشت سر گذاشته اند
ممنون از شما .. پاینده و شاداب باشی
سلام.واقعا مطالب جالبي داريد....اگر ميشه در مورد شخصيتها و بزرگان هوانوردي ايران چه قبل انقلاب چه بعد انقلاب هم مطلب بنويسيد....راستي ديگر از سوال آخر هر مططلب كه از سوي فروشگاه خلباني دبي طرح ميشد خبري نيست .؟؟؟؟
پاسخ
دانیال عزیز و گرامی
خوبی عزیزم .. ؟ از این که مطالب نظر شما دوست عزیز رو جلب کرده خوشحال هستم
دانال جان اتفاقآ در مورد افراد و شخصیت ها خاطره و گفتنی بسیار دارم .. اما راستش رو بخواهی تبعات زیاد داره .. چون اغلب آن ها حتی اگر مرده هم باشند ... فرزند ، نوه ، داماد و خانواده هایی دارند که مطالب سایت رو پی گیری نمایند .. از آن جا که من همیشه سعی کرده ام واقعیت ها رو بنویسم .. گاهی نوشته های من مغایر از آن چیزی است که در خانواده و فامیل مطرح شده است .. و سبب ضایع و بی اعتبار شدن آن فرد می انجامد .. که من اصلآ دوست ندارم چنین اتفاقاتی در سایت من و از جانب خودم انجام بگیره ...
یک مثال می زنم تا بیشتر آگاه بشی ... فرزند یکی از همکاران پارسال برام کامنت گذاشت .. اون موقع در مجله مکث بودم .. و ارتباط ما خیلی نزدیک شد .. قرار بود با پدرش به دیدن من بیایند .. ادرس و تلفن هم گرفتند .. خب من در همان روزهایی که اآن ها قرار بود تشریف بیاورند ، یاد خاطره ای در مورد همکارم افتادم .. و آن را به همان شکلی که در جنگ اتفاق افتاده بود تشریح کردم .. ظاهرآ دوستم عکس آن را در منزل عنوان نموده بود ... لاصه دیگه خبری از آن ها تا همین الان که پاسخ شما را می دهم نشد که نشد
بعد ها دوزاری ام افتاد که چرا او نیامد ...
خب می بینی این رشته سر دراز داره .. و اگه اسم نبرم که مثل همین هایی می شه که الان می نیسم .. اسم ببرم .. مشکلات از راه می رسند .. و من حوصله عذاب وجدان ندارم
سلام آقا بهروز خوش تيپ
اميدوارم خوب و سلامت باشيد و حال عينكت هم خوب باشه.ميبينم كه خسته شدي و يكم شاكي هستيد.شما كه از پس اون غول آهني بر مي آمدي حالا از پس حرفهاي جهار تا جقله بر نمي آيي؟نبينمت ناراحت باشي.خدا كريمه.موفق و شاد باشي
پاسخ
به به آقا رضا جان خوش تیپ بچه آبادان ... ! خوبی کا ؟
رضا جان نه .. دیگه اهمیت نمی دهم . حق با شماست
ارزش نداره .. من کارم رو برای دل خودم و اون عده از دوستان قدیمی مثل شما انجام می دهم .. و کاری به هیچ چیز ندارم
شاد و خرم باشی
سلام جناب مدرسی میخواستم بدانم چگونه میتوانم ایمیل افراد مشهور جهان را بدست بیاورم؟
پاسخ
کوروش جان من همین پرسش شما رو عینآ منتشر می کنم تا دوستانی که اطلاعی دارند ، پاسخ شما رو بدهند
از تمام دوستان آگاه و مطلع هم خواهش می کنم اگه اطلاعی در باره در خواست کوروش عزیز دارند ، بیان فرمایند
کروش جان مطمئن هستم خوانندگان ارجمند پاسخ شما را خواهند داد .. منتهی باید مرتب کامنت ها رو بخوانی
سلام
1- شما به گفته خودتون در تمام مدت خدمتتون روی تمامی همکارانتون یک اسمی گذاشته بودید. حالا که یکی پیدا شده که روی هواپیمایی که باهاش پرواز می کردید اسم گذاشته ناراحت می شوید!؟ اگر یکی هم بخواهد ناراحت بشود، اون کارکنان شرکت لاکهید مارتین هستند که این هواپیما را می سازند.
2- خر در فارسی به معنی بزرگ به کار می رود، برای مثال، خرگوش = حیوانی که گوشهای بزرگ دارد، خرمهره = مهره بزرگ، خرخون = دانش آموزی که زياد درس می خواند. با این حساب خر پرنده می شود، پرنده بزرگ!
3- حالا اين خر بدبخت چه مشکلی دارد که ما هر وقت بخواهیم به کسی توهین کنیم، به او می گوییم، خر! آیا به جز این است که خر از اولین ماههای عمرش تا آخرین روز زندگیش کار می کند و عرق می ریزد، در بدترین شرایط نگهداری می شود و دادش هم به جایی نمی رسد. حالا چون خر صداش قشنگ نیست و یا هیکلش به خوشگلی اسب نیست و یا به تندی اسب نمی دود باید این همه مورد تبعیض قرار بگیرد. از طرف دیگر حیوان بی خاصیتی مثل طاووس مورد تقدیر ما انسانها قرار می گیرد. فکر کنم حتی اگر ضریت هوش خر و طاووس را با هم مقایسه کنند. ضریب هوش خر بیشتر باشد. این نشان دهنده یک واقعیت تلخ دیگر در مورد ضعفهای فرهنگی ما ایرانیها است. ما آدمهای ساده ای که با زور بازوشون روزیشون را در می آورند مورد توهین قرار می دهیم: مثلاً حمال، عمله، دهاتی و باربر (که این یکی را به شما گفتند و نارحت شدید). مگه این بنده خداها آدم نیستند؟ مگه از دیوار مردم بالا می روند؟ مگه مفت خورند؟ مگه دزدند؟ شاید اگر آدمی که امروز حمال شده اگر امکانات تحصیل برایش فراهم بود، امروز یک دکتر و یا مهندس خوب بود! ما ایرانيها از اون طرف به یک آدم خوش تیپ خوش لباس، دزد خدانشناس بيشتر احترام می گذاریم. اگر ژاپن و کره جنوبی و آلمان پيشرفت کردند به این دلیل بوده که مردمش سرشون انداختند پایین و مثل خر کار کردند و به فکر فخر فروشی و خود آرایی بی دلیل نبودند. من افتخار می کنم اگر بتوانم مثل یک خر برای آبادی کشورم کار کنم و یا برای ساختن کشورم باربری کنم....هر چی هم افتخار دیگه هم اگر دارم می بخشمش به شما!
پاسخ
جمشید جان ممنون عزیز
بله خر یعنی بزرگی می پذیرم
اما آن ها فرمودند الاغ
اگه می شه در مورد الاغ و حرمتی که از بنده بیشتر داره توضیحاتی هم بفرمایید
سلام جناب مدرسی .
در مورد عکس گرفتن از فیلم شما میتونید از برنامه پاور دی وی دی استفاده کنید که امکان عکس گرفتن رو بدون اینکه شما فیلم رو استاپ کنید فراهم میکنه .
راستی 2تا ایمیل زدم به شما نمیدونم دریافت کردید یا نه . در مورد همون فیلم ها بود که خدمتتون عرض کرده بودم . البته با اینکه من خودم از بدقولی بدم میاد و همیشه سعی میکنم که اینکارو نکنم اما منم بدقولی کرده بودم اما تو ایمیل دلیلشو توضیح دادم . در هر صورت من منتظر ایمیل شما هستم . با تشکر دارا
پاسخ
دارا جان عزیز و گرامی
ممنون از شما و راهنمایی که فرمودی
در مورد ای میل عرض کنم .. من معمولآ هر روز چک می کنم و پاسخ دوستان را می دهم .. و تنها نامههایی که اتچ داره و نمی شناسم را باز نمی کنم .. چون همین تازه گی کامپیوترم داغوون شد
به هر حال همین الان چک می کنم
پی نوشت
دارا جان من همین الان تمام ای میل های جدید و قدیم را چک کردم .. نامه ای با نام دارا دریافت نکرده ام
چاكريم عمو
راستي شما مجله هاي نيروي هوايي قبل از انقلاب رو نداري؟من دوره جلد شده سال 53 رو از فاميلمون گرفتم هنوز بهشش ندادم...يعني كش رفتم شما اگه داري حاضرم مبلغش رو هم پرداخت كنم...يه مقاله توش هست از يك ستوان با سواد بنام ستوان م-ستاري فكر كنم بدوني چه كسي رو ميگم
پاسخ
مازیار جان عزیزم ..
راستش رو بخواهی یه زمانی من تمام نشریات را آرشیو کرده و نگهداری می کردم .. از وقتی در مجله سروش ارتقاء مسئلیت یافتم ، هر ماه هر چه کتاب از نفیس گرفته تا معمولی که چاپ می شد .. طبق قانون یک نسخه هم به مدیران تعلق می گرفت .. ... و در اندک مدتی خونه محقر سربازی ما تبدیل شد به کتابخانه ای مملو از انواع کتاب ..!! خب حدس بزن وقتی همسر آدم وسواس هم باشه چه اتفاقی می افتد ... در گام اول محلات قدیمی خیلی محترمانه جلوی در خانه قرار گرفت .. .. بعد از مدتی .. کتاب های ارزان قیمت .. به همین سرنوشت دچار شدند .. که این بار دختر های همسایه زرنگی کرده و همه را جمع آوری کردند .. و این اواخر فقظ کتاب های نفیس باقی مانده است
..... ضمن این که اگه داشتم که از شما وجه ای دریافت نمی کردم عزیز
اون ستوان رو بله می شناسم .. خدا رحمت اش کنه
اعوذبالله من الشيطان رجيم
استادعزيزم سلام متأسفانه بازهم شاهد هستيم كه افرادي به ظاهر فرهنگي بدون كمي تفكر و تأمل در خصوص حرفهاي زشت ديگران اظهار فضل مي فرمايند مثل اقاي جمشيد كه دربالا از خود اظهار فضل فرمودند و بنده مجبورم به حرفهاي توهين آميز ايشان جوابي شايسته و درخور بدهم :
خواستم عرض كنم كه آقاي جمشيد ايرانيان داراي قوي ترين و قديمي ترين تمدنهاي و فرهنگهاي بشري هستند و حالا حضرتعالي اظهار فضل فرموده و مي گويد اگر به كسي بگويند خر ايرادي ندارد؟ چون خر يعني بزرگ ، و اين ضعف فرهنگي ما ايرانيان است كه اگر به ما بگويند خر ناراحت مي شويم؟ پس ببخشيد اگر بنده يا دوستان ديگر به شما بگوئيم خرجمشيد آيا به شما توهين نمي شود؟ اگر اينطور است و شما ناراحت نمي شويد از جرگه انسانها خارج شدهايد و بايد به منزل بزرگاني چون خودت (طويله)بروي و در مورد فرهنگ ما انسانها و ايرانيان حرف نزنيد. اما اگر ناراحت مي شويد نه از آن آقايي كه گفته الاغ دفاع كن و نه به فرهنگ ملت ما انگ ضعف بزن.
در ضمن كمي با انصاف و با درايت بيشتري مطلب بنويس ، هشت سال جنگ و جابجايي ادوات و تجهيزات مجروهين با همين به اصلاح اون نفهم (الاغ هوايي) به جلو رفت ، و اگر همين هواپيما ها نبودند آن آقا بايد جاي الاغ مي شد و مي رفت باركشي ، حالا امثال شما به خودتون جرأت مي دهيد و به زحمتكشان قديمي و جديد نيروي هوايي كه با اين پرندهاي آهني جون خودشونو كف دست مي گيرند و عليرغم تمام خطرات به ما خدمت مي كنند جسارت مي كنيد و بعدش هم مي گويي اگر ناراحت مي شويد ضعف فرهنگي ماست؟ . واي بر ما ، اگر ضعفي در فرهنگ ما وجود دارد همين است نه چيز ديگر.
بيچاره، اگر آلمان ها يا ژاپنيها و .. پيشرفت كردند نه به خاطر به اصطلاح شما مثل خركار كردن بوده بلكه به خاطر درايت و مديريت مناسب به اين افتخار دست يافتهاند كه خوب ما كمي در اين قضيه كوتاهي كرديم ضمن آنكه با ما دشمنيهاي بسياري كردن تا به علم روز دنيا مجهز نشويم ولي شديم.
آقاي جمشيد سعي كن ديگر پيام يا كامنت نفرستي و به فكر بزرگ شدن مغز و روحت ببخشيد خريت مغز و روح خودت باش و به فكر حمايت از حيوانات نباش ، چون بدجوري جواب خواهي گ رفت ، بنده و خيلي از دوستان قديمي يا جديد سايت كه شاگردان استاد مدرسي محسوب ميشويم از جواگويي سختر از اين به امثال شماها هم باكي نداريم
.الهم غير سوء حالنا به حسن حالك
علي كدخدايي
پاسخ
پسر عزیزم علی جان نازنین
راستش من اصلآ دلم نمی خواهد وارد مباحث توهین آمیز در سایت شویم .. از طرفی می بینم عصبی شدن شما به خاطر دفاع از ابزار و انسان هایی است که درطول هشت سال دفاع مقدس شهدای عالیقدر بسیاری را حمل کردند ... رزمندگان مجروح فراوانی را از مرگ نجات داد .. مقامات و فرماندهان بسیاری را جا به جا کرد .. لوازم و آذوقه بسیاری که مردم خوب ما برای زرمندگان می فرستادند را حمل می کردند... آن گاه .. نه تنها هیچ گاه در مراسم بزرگداشت دفاع مقدس یادی به آن صورت از آن نمی شود .. بلکه عملآ در کتب رسمی و مدارک جبهه و جنگ به عنوان الاغ از آن ها نام برده می شود .. و اگه در سایتی مثل همین هم گله ای دوستانه از این عمل بشود .. این گونه توجیح می شود .. خب مجبورم علی رغم میل باطنی ام آن را منتشر کنم ..
پسرم .. من شما را خوب می شناسم .. و می دانم خیلی سعی می کنی حرمت همه را حفظ کنی ... و من کم تر چهره بر افروخته شما را شاهد بودم .. الا در دفاع از ارزش هایی که به ان معتقدی .. به همین دلیل به خود اجازه ندادم پاسخ های تند شما رو سانسور نمایم
اما با وجود این از شما خواهش می کنم .. کمی خونسرد باشی .. خب او هم نظرش این گونه است .. باید با منطق قانع اش کنیم .. اگه قانع نشد .. آقا از شما به خیر از ما به سلامت
امیدوارم دوستان دنباله این بحث را ادامه نداده ... تا تشنج ایجاد نشود
مطمئن هستم جناب کدخدایی هم سعی کرده بود در سطح دیالوگ طرف مقابل کامنت بگذاره .. و همان گونه که عرض کردم از ارزش هایی که به ان معتقد است دفاع کنه ... و گر نه ایشان از همه مهربان تر هستند و حاضرند همین قلب مهربان را فدای مردم کشور و اعتقاداتش بکنه
ممنون از شما
بهروز جان سلام.امیدوارم سرت آنقدر شلوغ باشد که فرصت خاراندنش را نداشته باشی و این یعنی سلامت بودن شما که آرزوی من و همه دوستداران شماست. فقط مزاحم شدم تا صمیمانه تشکر کنم از ابراز مرحمتی که در مورد جناب طبیبیان کردی و خیلی بیشتر از چیزی که انتظار میرفت مایه گذاشتید.این از بلند نظری و همت والای شماست که گرانفروشی جزو ذاتت نیست.انشااله به هر چیزی که علاقه داری در زندگی دست پیدا کنی که لایق بهترینها هستید.سلامتی ارجحترین آنهاست.ارادت دارم.
پاسخ
سرور ارجمند جناب آقای فرنودی عزیز
باور کن داشتم از عدم حضورتون در سایت نگران می شدم .. اخه شما همیشه با درج چند خط در بخش نظرات ، هم به بنده منت می نهادید و هم باعث دفع و رفع خستگی می شد
که الحمدالله با تشریف فرمایی خود ، قلبآ خوشحالم فرمودی
آما در مورد جناب طبیبیان .. همان گونه که به خودشون هم عرض کردم ، جایگاه والا و ارزشمند سایت بقدری در معرفی هویت ملی موثر است که صادقانه اعتراف می کنم که .. به ایرانی بودنم افتخار کرده و این کار کم ترین قدمی در معرفی آن است
از شما هم به خاطر معرفی دوستان بزرگواری چون آقای طبیبیان نازنین تشکر می کنم
سلام عمو میخواستم اولین نفر باشم واسه تبریک گفتن پنجاه و ششمین بهار زندگیتون ولی انگاری زرنگتر از من هم بود.
مهم اینه که شما سلامت باشید
البته میخواستم سوم دی بگم که دیدم همه دارن تبریک میگن من هم به ناچار زودتر گفتم وگرنه برنامه های دیگری داشتم.
در مورد اون جوانان دانشجو باید عرض کنم جوان دانشجویی در کار نیست.
یک نفر را توهم گرفته و خود رو نماینده دانشجوها معرفی کرده.
راستی عمو جون شما خیلی زود رنج هستید ها.
برای تو که اولین حکایت بی انتهای عشقم هستی مینویسم که دوستت دارم و 56 شاخه گل رز سرخ را در سبدی آکنده از صفا به همراه قلب مملو از عشقم تقدیم تو میکنم و 56 کبوتر سفید را در آسمان عاشقان رها میکنم تا همگی سوم دی زادروز سبزت را به تو تبریک گویند.
تـــــــولــــدت مــــبـــارک
***********
اميدوارم 137 سال بعد در چنين روزي كنارت كلي نوه نتيجه باشه و شمعاي كيك 193 سالگيت رو فوت كني و هيچي از كيكم به خودت نرسه(چشمک-محض شوخی)
ارادتمند شما نوید-چ
پاسخ
نوید عزیز و گرامی
ممنون پسرم .. واقعآ شرمنده ام کردی
راستش رو بخواهی اگه امضای شما رو ندیده بودم ، با یکی دیگر از عزیزانم اشتباه می گرفتمت .. خب خدا رو شکر که خودت رو معرفی کردی
نوید عزیزم شما بقدری خوب و نازنینی که نمی دونم در مقابل آن همه زیبایی های کلام .. چه واکنشی نشان بدهم .. ؟ فقط می گویم .. فدات بشم پسرم خیلی ممنون از مهر و محبت شما
سلام عمو ببخشید کامنت قبلی یادم رفت اسمم رو بنویسم.
پاسخ
خواهش می کنم عزیزم .. خوبه آخرش اسمت بود
بنام خداوند خالق مهربان
استاد عزيزم سلام و پوزش مجدد بنده را بپذيرد
تولدتان مبارك و انشاالله 156سال زنده و پايدنده باشيد
از حضور شما وتمامي دوستان فرهيخته و عزيزم به خاطر جوابگويي به اقاي جمشيد صميمانه پوزش مي خواهم و به اين اصل كه هركسي نظري دارد و بايد پذيرفت معتقد و پايبند هستم اما جايي هست كه اگر جواب ندهي از بابت خاموشي خود وديگران به شدت ضرر و آسيب خواهي خورد و اين يكي از آن موارد است . اگر جواب آن را ندهي امروز به گردان هركولس نيروي هوايي مي گويند الاغ فردا به نيروي دريايي مي گويند و بهدش نيروي زميني دست آخر هم به همه ملت و ما علناً فحش خواهند داد كه چرا اصلاً هشت سال براي دفاع از ناموس و خاك و وطن خود جنگيديد .
دوستان عزيزم اگر مي خواهيد بنده را به خاطر نوع ادبياتم كه در جوابيه ايشان دادهام مؤاخذه نمائيد ازاد هستيد ولي از اين آقا دفاع نكنيد ، چون به او و امثال او جرأت دوباره بي حرمتي كردن خواهيد داد .
نظر بايد مبتني بر حفظ اصول و ارزشهاي والاي انساني باشد نه اينكه آدمها را به اندازه خر پائين بياورند ، آيا اين نظر است و فردي كه آنرا نوشته آدم است .
به هرحال وظيفه حكم مي كند تا از همديگر در مقابل اينگونه توهينها دفاع نمائيم و بنده را به خاطر صحبتهاي تندم مورد عفو قرار دهيد .
راستس استاد عزيزم جناب فرنودي گرامي در خصوص قضيه كاروان زيارتي كربلا و همچنين نشست صميمانه با جنابعالي و بعضي از دوستان دائمي سايت قرار بود خبر دهيد . بي صبرانه منتظر اين امر مهم هستم
حق نگهدارتان
علي كدخدايي
پاسخ
علی جان عزیزم .. ممنون نازنین ... سلامت باشید انشاالله
عمر ها همین جوری طی می شوند
علی جان می دانستم که قلبی مهربان داری .. و خیلی زود آرام می شوی
بله من از آن واژه ای که برای سی - 130 نام بردند خیلی رنجیدم .. ولی عصبانی نشدم
چون هیچ انتظاری از کسی ندارم .. چون کاری مه من و دوستانم کردیم ، تنها خدمت بود و انجام وظیفه ... ولی دفاع از این نوع حرکت ها رو به عهده دوستان و خوانندگان ارزشی سایت گذاشتم
در مورد نظریه خواننده ای به نام جمشید .. راستش من هیچ دفاعی ندارم ... ولی خنده دار این جاست ایشون از واژه خر به عنوان بزرگی یاد کرده بود .. در صورتی که در توهین نامه از لفظ محترم الاغ استفاده شده بود
خیلی دلم می خواهد ببینم آقا جمشید در باره الاغ چه مزیت هایی رو عنوان خواهند کرد
نه خیر قبول نیست!بقیه تقلب کردند!هنوز سوم دی نشده شروع به تبریک گفتن کردند که اولین نفر باشند.اما ان قبول نیست چون شب تولد شما نبود.اما الان هست.پس تولدتون مبارک شیر شرزه اسمانهای ایران!قهرمان قهرمانان!الگوی نسل جوان!پاکترین و بی ریاترین دلاور ایران!امیدوارم سالها عمر با عزت کرده و اوا و انای عزیز رو در لباس عروس ببینید.خیلی دوست داشتم اگر ممکن باشد شخصا خدمت برسم.این گردهمایی چی شد پس؟؟
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم
بله قبوله .. بله قوبله .. ممنون از شما .. دخترم شما هم همیشه شادمان و سلامت باشی ... فریده جان باور کن من اصلآ لایق این همه صفات خوبی که شما نام بردی نیستم ... اولآ ما که کار خاصی انجام نادیم .. دوم این که اگه هر از گاهی یک پرواز به منطقه جنگی هم رفتیم .. انجام وظیفه بوده ومربوط به تعهدات خدمتی ما می شد .. . آخه هر نظامی روز اول که لباس مقدس ارتش رو به تن می کنه .. در مقابل دفاع از وطن اش متعهد می شود
فریده جان .. اصلآ چطوره منطقی به قضیه بنگریم .. در طول هشت سال دفاع مقدس شاهد بودیم جوانانی که با عشق دفاع از کشور داوطلبانه راهی جبهه های حق علیه باطل می شدند .. و جان خود را فدای آزادی ایران نمودند .. خب قهرمان و الگوی واقعی آن ها هستند
بگذریم
دخترم من هم خیلی مشتاق هستم یاران همدل و صمیمی رو زیارت کنم
راستش رو بخواهی تا حالا با هر کدام از این بزرگواران آشنا شده ام ، انگاری سال ها می شناسمشون .. اصلآ یادم می ره که تازه آشنا شده ایم ... مثل آقای آرمان بیات .. سام از سوئد ، امیر محمود بازیار ، رضا خلبان جوان ، علی کدخدایی ، حمید ثبوتی... و دیگر دوستان .. که خیلی با آن ها صمیمی هستم . یا عزیزانی که ارتباط تلفنی دارم .. مانند نیلوفر عزیزم .. سعیده جان ، آقای بامداد ، جناب راستی .. دامون عزیز و آقای صادقی و جناب فضلی، دریا ، لیلا .. و غیره که مسلمآ اگه دیدار ها
انجام گیرد ، بر تعداد این دوستان صمیمی افزوده خواهد شد
منتها هوا سرده و من با سرما زیاد میانه ای ندارم
و اما آنا و آوا هم دست بوس خاله مهربان و زیبای خود هستند ..
درود بر شما جناب مدرسی . امیدوارم که خوب و سلامت باشید و از انجام کار جدبدی که شروع کردید خشنود باشید . من هم تولد شما رو بهتون تبریک می گم و امیدوارم که سایه شما حالا حالا ها از سر ما کم نشه .
دل به اوج بسپار و فرصت پرواز را از پرندهي جان دريغ مدار که ذات انسان در فرا رفتن است که ظهور مييابد نه در فرو ماندن.
پایدار باشید .
پاسخ
پسر عزیز و ارجمندم
از اظهار لطف و محبتی که به حقیر بیان داشتی ، ممنون و سپاسگزارم
امیدوارم لیاقت دوستی شما یاران همدل و صمیمی را داشته باشم
شاد و خندان باشی
تولد تولد تولدت مبارک ... مبارک مبارک ... تولدت مبارک ...
پاسخ
ممنون احسان عزیزم
شرمنده نفرمایید
مخلص همه شما یاران همدل و صمیمی هستم
بهروز خان خوشتیپ سلام
فقط اومدم کانکت شدم که بیام تو سایت شما و بهتون بگم تولددددددددددددددددددددددددت مبارک عزیز من.امیدوارم سالیان سال بالا سر خانواده و جمع عاشقین پرواز باشید.میبوسمت به اندازه یه هرکولس.راستی کادوی شما محفوظه تا ببینمتون.بابا یکبار امتحان کن مارو.بوس و بای
پاسخ
هومن جان عزیزم
خیلی ممنون پسرم .. واقعآ شرمنده ام فرمودی
من هم متقابلآ دوستت دارم
می بوسمت .. به اندازه یه جامبو جت بوست می کنم
خیلی خجالت زده ام می کنی .. ممنون از این همه عشق و صفا
و مهربانی هایی که داری
حتمآ در نخستین فرصت می بینمت
bah bah tavalode shoma bod nemidonestam omid varam ke hamishe shad va salamat dar kenar khanevadeh mohtaram
bashid va rozegar be kaam bashad
پاسخ
ممنون امیر عزیزم
خیلی محبت درای .. قلبآ سپاسگزارم
من هم برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم
پایدار باشی
.....
.....
...
فرهنگ
پاسخ
سرور گرامی و ارجمند فرهنگ عزیز
واقعآ از شما دوست فرهیخته و اگاهم که خیلی عالی چالش های موجود را تحلیل و راهنمایی فرمودید ، سپاسگزارم
باور کنید این کمال بی ادبی بود که پاسخ شما دوست ارجمندم را نمی دادم
من واژه به واژه کامنت شما را با دل و جان پذیرفته و آویزه گوشم می کنم
دقیقآ شناخت و تحلیل شما کامل و درست بود . و من به شما دوست بزرگوارم افتخار می کنم
خوشحالم سایت حقیر محل حضور سبز اندیشمندانی چون جنابعالی است
از این که بنده را راهنمایی فرمودید تشکر و قدردانی می کنم و صادقانه عرض می کنم در هر سن و سالی انسان نیازمند راهنمایی است . و سن و سال اصلآ ملاک نیست . بنده همواره از کوچک تر ها و جوان ها درس های فراوانی گرفته و اگر پیشرفتی هم در زندگی داشتم ، مدیون عزیزانی هستم که راهنمایم بوده اند
به همین دلیل از شما سرور گرامی تقاضا می کنم ، بر بنده منت نهاده و همیشه نگاه دلسوزانه خویش را از من دریغ نفرما
با تشکر و احترام
بهروز مدرسی
تولد تولد تولدت مبارك...آها بيا وسط ديم داري دام داري رام
راستي عمو هرچي كادورگرفتي بايد بگي...ببينيم چقدر دوستت دارند
پاسخ
مازیار جان عزیزم
ممنون از شما
خیلی محبت فرمودی ... عزیزم برای من همین که یادی از من فرمودید ، خیلی با ارزش است . و بهترین هدیه همین ارتباط صادقانه است
من از شما و سایر عزیزان تشکر می کنم
بهروز جان سلام مجدد.سالروز تولدت را صمیمانه تبریک میگویم اگرچه عده ای بقول فریده عزیز پیشدستی کردند و زودتر ! نمیدانم این اعداد و ارقام 159 و 142 و غیره را از کجا اینقدر با دقت محاسبه کرده اند و آرزوی تحقق برای شما ولی منهم آرزو میکنم سالیان عمر با عزت و سلامت داشته باشی و لذت نوه های گلت را ببری.طول عمر انسانها تا زمانیست که هدف داشته باشند و در خدمت مردم باشند و اینهم عرض عمر است و نه طول آن که بسی مردمان با سنین بالای 90 سال که بقدر 9 ماه غم مردم نخورده اند و چه بسیار انسانهای 20 ساله که بقدر 2000 سال بخدمت ملک و ملت کمر بسته و جان شیرین در میان گذاشته اند.بهرحال امید قبل از اینکه با هزار سالگان همسفر شویم مفید بحال هم باشیم که تو عزیز بوده - هستی و خواهی بود.عمرت دراز باد و عزتت افزونتر.
فریده جان گل چه زیبا و با خلوص ذاتی در موردت صحبت کرد بسیار بدلم نشست.خداوند انشاله حفظش کنه که بسیار باعث انرژی مثبت در میان ماست. منهم همیشه از پیشنهادات خوبی مثل گردهمایی اقبال میکنم همانطور که مورد نظر علی جان کدخدایی دوست عزیزمان هم بود و در تماس تلفنی با منهم متذکر شد.
در مورد غیبت صغری من !! والله یک گرفتاری کوچک برای همسرم در زانوی راستش حادث شد که چند روزی مدیر خانواده را دچار پادرد بسیار شدید و نیمه فلج ساخت و نهایت معلوم شد مینیسک زانو کاملا پاره شده و نیازمند عمل ! تصور کن در منزل و حرکات کاملا نرمال بدون کمترین تحرک ورزشی شدید مثلا تکواندو و کاراته !!
آنوقت پارگی مینیسک زانو بشکل غیر قابل معالجه فقط عمل ! دوشنبه آتی در حال عمل خواهیم بود تا خدا چه خواهد.چشم انتظار دیدارتان هستم.شغل جدید خیلی سرگرمت کرده؟مواظب سرعت حرکت باش لطفا.استراحت برای شما و بموقع اصلح است.ارادتمند
پاسخ
دوست نازنینم محمود جان عزیز
با تشکر از شما بزرگوار و تشکر از ابراز محبتی که به بنده دارید
در مورد اعداد من چیزی به خاطر نمی اورم .. ولی با شما موافقم که سخنان دلنشین بعضی از دوستان مانند فریده جان عزیزم سبب افزایش انرژی می شود
من این مسدله را با جان و دل لمس و احساس نموده ام
در مورد گردهمایی هم باید عرض کنم ، مشتاقانه مایل به برگزاری این دیدار هستم .. اگه خدا توفیق بدهد ، و در همین شرکت ماندگار شدم .. یکی از طبقات آن بسیار بزرگ و جا دار است . و می توانم یک روز را از قبل اعلام کرده تا دور هم جمع شویم
اما محمود جان خودت بهتر از هر کسی در مورد نیاز بنده به کار آگاه هستی .. خب من به دعوت یکی از مدیران متمول که قبل از اعزام به دبی با او همکاری می کردم ، بعد از مراجعت دوباره دعوت به کارم کرده و من پذیرفتم
قرار ما از ساعت هفت صبح تا آخرین نفر در شرکت بود .. !! که معمولآ تا هشت شب گاهی طول می کشد . فشار کاری بقدری زیاد است که حتی بار ها که سر راه روزنامه خریداری کرده ام ، فرصت مطالعه حتی تیتر های آن را هم نیافته و به کارم رسیدم .. ! چهار پروژه بین المللی بزرگ را در حال اجرایی کردن هستم .. از نگارش چارت اجرایی گرفته تا تدوین وظایف پرسنل و کارمندان و روش های اجرا و غیره ... حتی گاهی به تدوین اساسنامه هم می پردازم !!! خب با این فشار کاری تنها دلخوشی ام دریافت حق و حقوق ام می باشد که متآسفانه متوجه شدم استثنآ برای بنده اضافه کاری محاسبه نمی کنند !! در حالی که بقیه کارمندان شامل اضافه کاری شده و دریافت می کنند .. مسدله دوم بحث حقوق ام است که هنوز مشخص نشده است ... ولی آن چه که برای سایر پرسنل قدیمی و با تجربه اعمال می شود ، خیلی پائین تر از جاهای دیگر است .. برای مثال مدیر داخلی و منشی مدیر عامل که به تنهایی جای سه نفر کار می کند و هشت سال سابقه کار دارد ، بهش ماهیانه صد و پنجاه هزار تومان می دهد !! و تازه به ازای هر دقیقه و ساعت تآخیر کلی از سر و ته حقوق وی کسر می شود !! من نمی دانم چقدر قراره به من بدهد .. سر ماه که فرا رسید به همه حقوق دادند ، الا من .. مدیر مالی گفت شما را ماه دیگر می دهند ...!! عرض کردم شانزده روز کار کرده ام .. اول این را تصفیه کنید .. تا من بدانم حق و حقوق ام چقدر است .. به هر حال مشخص نشده فردا قراره اعلام شود .. ولی از حالا مطمئن هستم خیلی خیلی پائین است .. به همسرم گفتم اگه پائین باشه نمی مانم .. او معتقد بود به خاطر مشکلات هر چه داد قبول کنم .. گفتم من هرگز کولی به ادم های مولتی میلیاردر نمی دهم ... اضافه هم نمی خواهم .. انسان قانعی هستم .. اما اگر قرار باشه خفت و تحقیر حقوق پائین به من تحمیل بشه .. ترجیح می دهم بی کار بوده ولی تن به خفت ندهم ..
تا ببینم چی پیش می آید .. ضمن این که فشار کار خیلی خیلی بالاست .. و از نظر روحی هم خیلی برام طاقت فرسا است . و وقتی منزل می رسم با چشمانی بسته شام خورده و ساعت ده شب به بستر می روم .. تا برای روز بعد ساعت 5 صبح بیدار شده و به موقع به سر کارم برسم
البته مسایل دیگه ای هم وجود داره که حضوری عرض خواهم کرد
همه چیز فردا مشخص می شود .. بگذریم
در مورد همسر گرامی شما خیلی متآثر شدم .. انشاالله هر چه زود تر خوب شده و من خبر سلامتی او را از زبان شما بشنوم
محمود جان ببخشید زیاد حرف زدم
موفق باشی
salam webe jalebi darid mikhastam azatun ye darkhast konam onam inke shoma boxe mano bezarid tu webetun va man ham dar avaz shoma ro ye jaee az box mizaram ke shayesteye sitetun bashe . yani nafare avval . khoshhal misham in karo vasatun konam . montazeram ....
www.black-box.blogfa.com
پاسخ
حسین عزیزم
با تشکر از شما
به اطلاع می رسانم اولآ ادیتور سایت من از بلاگرولینگ پشتیبانی می کند که مدتی است این نرم افزار در سطح جهان از کار افتاده و من قادر نیستم حتی لینکی را به سایت افزوده یا کم نمایم
مشکل دوم که خیلی برای من اهمیت داره .. محتوای سایت و شخصیت خوانندگان دایمی آن است که بیشتر به مسایل هوانوردی علاقه مند هستند .. و درج هر نوع لینک باکسی غیر از خط مش تعریف شده سایت ، توهین به این عزیزان تلقی شده که من اصلآ راضی به این امر نیستم
دوست عزیزم .. شاید باورش برای شما مشکل باشه .. من حتی اگهی های گران قیمت و وسوسه کننده را هم که خارج از بحث سایت بود را نپذیرفتم ..
البته توهین یا جسارت به سایت پر محتوا و جوان پسند شما نمی کنم .. اما آن چه دست و پای من را بسته است تنها اختلاف خط مش محتوایی هر دو سایت است .. امیدوارم در عرصه های دیگر در خدمت شما دوست عزیزم باشم
با سلام حضور جناب مدرسی
مطلب خیلی جالب و حقیقتا" ناشی از ملموسات زندگی همه ما ایرانیان است.بنده هم با شما موافقم متاسفانه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب این حقیقت که وجود تملق و چاپلوسی لازمه پیشرفت یک شخص در زمینه های مختلف را فراهم می کند یک حقیقت مسلم انکار ناپذیر است مخصوصا" در یک مجموعه نظامی که تملق و چاپلوسی ضربه مهلکی بر پیکره آن واحد نظامی وارد می کند چه واحدهای نظامی که دور از تملق و این گونه کارها کارایی بسیار فوق العاده ای دارند. البته این را هم باید در نظر گرفت که فرماندهان و سلسله مراتب قوی از رشد قارچ گونه این افراد جلوگیری می کند همین چند وقت پیش بیل گیتس فردی را به عنوان مدیر شرکت میکروسافت انتخاب کرد که تندترین انتقادها را از عملکرد او انجام میداد و یا در ارتش پویایی مثل ارتش ایالات متحده افراد متملق و چاپلوس از هر نوعی منفورترین چهره ها و کم رشدترین افراد در سلسله مراتب نظامی هستند چرا ؟ برای این که آنها این حرف بزرگ مرد ما را بهگوش خود آویزان کرده اند که کسی که از تو تعریف و تمجدید نابجا می کند مایه گمراهی و ضلالت تو را فرهم می کند و کسی که عیب های تو را بازگو می کند مایه سروری تو را
یا حق
پاسخ
جعفر عزیز و گرامی
ممنون از از توجه شما به معضلی که تعریف شد .
خوشحالم که انسان های فهیمی چون شما با تحلیل های درست از معضلات این چنینی ، باعث آگاهی جوانان می شود
بله جعفر جان .. همان گونه که مثال زدی .. تعریف و تمجید بی خودی ، سبب گمراهی می شود
البته من فکر می کنم یکی از ریشه های این معضل ضعف فرد متملق است .. که با این کار تلاش می کند رشد و ترقی کند .. متآسفانه در همه دستگاه ها و شرکت ها از این نوع ادم های متملق فراوان است . و باید مدیران جلوی این حرکت ناشایست را بگیرند
از شما به خاطر درج کامنت تشکر می کنم
سلام...
تولدتون مبارک.ایشااله سالهای سال سایتون بالای سر ما و خانوادتون باشه.فقط نمیدونم بعضی دوستان چرا زودتر از موعود تبریک گفتند؟!اصلش امروزه....
بازم تولدتون مبارک.
پاسخ
نیلوفر عزیزم
ممنون از مهر و محبتی که به بنده داری
عزیزم .. من خیلی سعی کردم پاسخ اس ام اس های شما رو بدهم .. اما همه برگشت می خورد
فکر نکنی این همه بی معرفت هستم که جواب شما دختر عزیزم را ندهم
همیشه مدیون محبت های صادقانه شما هستم
من مخلص همه دوستان هستم .. ممنون از تبریک هایی که فرستادید
همیشه شاد و پاینده باشید
tavalodetoon mobarak captain
ba arezooye behtarin haa baraye shoma va khanevadeye mohtarametan
پاسخ
محمود عزیز و گرامی
ممنون از شما
من هم برای شما دوست عزیزم آرزوی موفقیت و شادکامی دارم
موفق باشی عزیزم
استاد ارجمند جناب آقای مدرسی
بدینوسیله سالروز تولدتان را تبریک میگویم و برای شما سربلندی ، سلامتی و موفقیت در همه مراحل زندگی آرزومندم.
پاسخ
مجتبی عزیز و نازنین
ممنون از لطف شما
من هم متقابلآ برای شما دوست عزیز آرزوی شادکامی و سربلندی دارم
پایدار باشی
کپتن جان...
امروز ۳ دی است....تولدتان مبارک و آرزومندم سالهای دراز پیش رویتان آکنده از شادی و شیرینی باشد.
خوش و خرم باشید
مهرداد
پاسخ
مهرداد عزیزم
ممنون از شما دوست بزرگوارم
خوشحالم دوستان اندیشمند و بزرگواری چون شما دارم
من هم متقابلآ برای شما دوست نازنینم آرزوی سلامتی و شادکامی دارم
همیشه سر زنده و شاداب باشی
سلام علي احمدي نيا خبرنگار هستم و از اشنايي با شما خوشحالم من دوستان خلبان زياد دارم. مثل اقاي خلبان اصلاني و خلبان طاهري كه مثل شما رفتند امريكا دوره ديدند و تو نيروي هوائي مشغول سدند. با تبادل لينك موافقين. منتظر حضور سبزت هستم.
پاسخ
جناب آقای احمدی گرامی
از این که همکاری بزرگوار و عضو انجمن های بین المللی به جمع یاران همدل و صمیمی سایت پیوسته است ، واقعآ خوشحالم . و این افتخار بزرگی برای حقیر است .. و این آشنایی را به فال نیک می گیرم
علی جان متآسفانه مدتی است سایت بالگرولینگ که ادیتور سایت من از ان تغذیه می کند ف دچار مشکلاتی شده است که کاربران قادر به انجام هیچ اعمالی بر روی سایت خویش نیستند
لیست پیوند های من خیلی وقت است دست نخورده مانده و هر چه تلاش می کنم بعضی از لینک ها را به دلایلی حذف کرده یا لینک جدید بگذارم ، امکان پذیر نیست
ولی قول می دهم به محض رفع مشکل در خدمت شما دوست عزیزم باشم
سلام عمو
اون چيزي كه گقته بوديد من پيدا كردم.
فردا صبح هم بيكارم.
اگر بخواهيد قرار بگزاريم
ياعلي
پاسخ
امیر جان عزیز و نازنین
ممنون از شما .. واقعا شرمنده فرمودی
نمی دونم این کامنت را کی نوشتی .. ؟ ولی فردا چهارشنبه حتمآ با شما تماس خواهم گرفت .. اگه یادم رفت شما به اداره زنگ بزن
شماره ها را گفتم که کجا نوشته ام .. ؟ پس منتظر تماس شما هستم
موفق باشی
ba salam va khaste nabashid khedmate aghay modaresy.behtare aval begam chera en smo roy emailam gozashtam rastesh en id ro yeki az dostam 4 sale pish baram sakht azam porsid che esmi bezaram manam baram ziad mohem nabod goftam harchi khodet gozashti onam bekhater shitanatay man albate na az noe badaesh (rastesh man varzeshkaram be khater hamin kheli por jonbo josham be khater hamin yekami sholoqhio shietanat daram .albate tarif nabashe vali man dane 2 karate daram .)fararisham hamin jori entekhab karde bod vagar na man aslan dokhtare badi nistam tarif nabashe vali hame azam razian .khob saretono dard nayaram aval enke mamnonam ke javabe camentamo dadinn darmorede ketaba age lotf konin esmo moshakhasate kameleshono bedin man hatman sefaresh midam baram biaran .az lotfeton vaqhean mamnonam vali ketabaro momkene lazem dashte bashin man qhasdam en bod ke faqhat esme ketab moarefi konin man harjor shode tahie mikonam.vaqhtetono nagiram montazere javabeton hastam baraton email mizaram .
پاسخ
دختر نازنینم
حتما می دانی معنی آن ای میل برای یک دختر شهرستانی اصلآ مفهوم خوبی نداره ... مخصوصآ شما که الحمداللله دختری سالم ، ورزشکار و با خانواده ای هستی .. عزیزم این اصلآ قابل قبول نیست که چون دوست ادم یک اسم زننده ای برای شما انتخاب کرد ، شما مقصر نیستی ... شاید واژه بدتر از این را برایت انتخاب می کرد .. آیا باز هم اهمیت نمی دادی ..
واقعآ توهین امیزه .. شارلاتان فراری !!! خیلی ناجوره
چهار سال این اسم را داشتی ، کسی به شما نگفت معنی آن در شآن یک دختر ورزشکار نیست ؟
خودت چی ؟ معنی نامی که به روی ای میل ات انتخاب شده بود را درک نکردی ؟ واقعآ متآسفم .. من احساس می کنم شما در خانواده ای متمول زندگی می کنی .. هر چه خواستی والدین ات در اختیارت گذاشتند .. و به همین دلیل دوستان زیادی دور برت را احاطه کرده اند .. که متآسفانه شما بد جوری با آن ها دمخور شده ای
ورزش برای پرورش روح و سلامت فکر خیلی عالی است
اما حیف نیست با دوستانی معاشرت می کنی که بد شما را می خواهند ..!!؟
عزیزم به من هیچ ربطی نداره که شما چگونه زندگی می کنی .. و با چه افرادی دوستی می کنی .. اما به عنوان کسی که تجربه زیادی از این نوع دوستی ها دارم ، وظیفه خودم دانسته تا به شما عرض کنم شایسته یک دختر ورزشکار نیست نامی غیر اخلاقی برای خودش انتخاب کنه ...
به هر حال آن چه که من قول آن را به شما داده بودم ... مجموعه ای از مجلات پرواز و کتاب های مختلف بود که حاوی مطالب و مقالات فراوان از پرواز و فنون هوانوردی بود
دخترم برای شما آرزوی موفقیت دارم
جناب مدرسی بزرگ
H A P P Y B I R T H D A Y T O Y O U
انشا الله که صد سال زنده باشید.
تلفنتون طبق معمول خاموشه. امروز با خانم صحبت کردم. از دیروز دنبالتون هستم.
شاد باشید.
پاسخ
ممنون پسرم
آرمان جان گوشی ام طبق معمول دوباره خراب شده است
راستی امروز اتفاقی افتاد خیلی ناراحت شدم .. یادته یک مدالیوم هواپیمای چهار موتوره به من هدیه داده بودی ؟
من آن را روی لبه پالتوی خود می زدم .. چقدر هم دوستش داشتم
اما امروز که قصد داشتم ان را به روی کاپشن چرمی ام که اخیرآ دخترم به من هدیه داده بود بزنم .. با کمال تآسف شنیدم همسرم پالتوی من را خشک شویی داده .. و فراموش کرده ان را از یقه ام جدا کنه .. شاید هم جدا کرده .. ولی یادش نیست کجا گذاشته است !! خیلی حالم گرفته شد
یک بار هم مدال های طلای من را که آرم هرکولس بود .. شامل مدال یک هزار ساعت پرواز + دو هزار ساعت پرواز و پنج هزار ساعت پرواز که همه را همسرم گم کرده وبد
حالا هم مدال طلایی هواپیمای چهار موتوره را گم کرده .. نمی دونم از کجا تهیه نمایم
اگر جایی سراغ داشتی بگو تا حتمآ بخرم
آرمان جان ممنون از مهر و محبت شما
تولد.تولد.تولدت مبارک.مبارک.مبارک.تولدت مبارک.دلت شاد و خودت شاد چون گل پر خنده باشی.بیا شمع ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی.
بهروز عزیز سلام.
قربان تولدتان را تبریک می گویم و آرزوی سلامتی و دلی شادتر از گذشته برایتان دارم.
بهروز جان فکر کنم اکثر ایرانی ها آهنگ تولدت مبارک که شعرش را در بالا نوشتم شنیده اند.شاید برایتان چگونگی ساخته شدن آن جالب باشد.پس تعریف می کنم.
این شعر ریشه در تاریخ صنعت خودروی کشور دارد!!
احمد و محمود خیامی دو برادر پر تلاش که از رانندگی و تعمیر کاری شروع کردند و سپس به قطعه سازی و مونتاژ اتوبوس روی آوردند که در نهایت با ایجاد خط تولید پیکان آرزوی خود را برای تبدیل شدن به یک خودرو ساز بزرگ جامعه عمل پوشاندند.از صفات درخشان اخلاقی این دو برادر روایت های زیادی وجود دارد.مثلا توجه زیاد به وضعیت کارگران کارخانه و کمک مالی به سایرین و توجه خاص به مسائل فرهنگی....
احمد خیامی در سال 1350 تصمیم گرفت سالگرد مونتاژ پیکان را جشن بگیرد پس به انوشیروان روحانی یکی از بزرگان عرصه موسقی کشور شعری مخصوص را سفارش داد و به این ترتیب بود که آهنگ تولدت مبارک شکل گرفت و در مراسمی که پیکان محور اصلی آن بود اجرا و جایگزین آهنگ انگلیسی هپی برس دی در جشن تولد ایرانی ها شد شد.
پاسخ
آوالانچ جان عزیزم
ممنون از شما
خیلی شرمنده ام کردی .. انشاالله شما هم همیشه شاداب و سرزنده باشی
دوست عزیزم .. از ماجرای پیدایش تولدت مبارک اصلآ نمی دانستم که مربوط به خیامی هاست
راستش رو بخواهی این دو برادر از اقوام پدری من هستند .. یادمه سال 1349 یک پیکان قهوه ای رنگ به پسر عمویم که تازه از بیماری برخاسته بود ، هدیه داد .. همان گونه که فرمودی .. انسان های خیلی پر تلاشی بودند
چندی پیش یکی از همکاران در مشهد سایتی را راه اندازی کرده بود که از خاطرات این دو می نوشت
براش پیغام گذاشتم که من دنبال نشانی آن ها می گردم .. چون از اقوام پدری بنده هستند .. و خیلی دلم می خواهد خبری از آن ها بشنوم .. ولی دیگه هیچ خبری از آن دوست و همکارم از مشهد نشد
آوالانچ عزیز .. در این دنیا فقط خوبی و نام نیک باقی می ماند .. و گر نه انسان ها می روند و می آیند
درستکاری و اخلاق خوب پایدار است
ممنون از شما ... شاد و خرم باشی
بهروز جان حتما بارها روایت های مربوط به چگونگی ایجاد و تشکیل کارخانه های اتومبیل سازی خارجی را شنیده اید.متاسفانه با شرایط فعلی و به بازی گرفتن مشتریان توسط به اصطلاح خودروسازان داخلی دیگر جایی برای بیان تاریخ صنعت خودروی کشور باقی نمانده.
درباره یکی از دوستان که چگونگی دسترسی با آدرس افرد معروف را مطرح کرده بودند باید بگویم
علاوه برخی از سایتهای خاص که این آدرس ها که می تواند شامل ایمیل شماره تلفن و فکس و آدرس دفتر کار و کد پستی و حتی لیو چت هست می توان با یک شرچ(حتما سرچ پیشرفته) کوچک که در این رابطه گوگل را توصیه می کنم به راحتی می توان حداقل ایمیل آدرس فرد مورد نظر از معروف تا غیر معروف را به راحتی پیدا کرد.با دیدن ایمیل خودم در سرچ گوگل تصمیم گرفتم از این روش برای پیدا کردن دوستان قدیمی ام استفاده کنم.
خوش و خرم باشید
سلام استاد
تولدتان مبارک. امیدوارم همیشه شاد و سر حال باشید. تماس گرفتم تا تولدتان را مستقیم تبریک بگویم که متاسفانه موبایلتان خاموش بود.
مراقب خودتان باشید
سام (سوئد)
پاسخ
سام عزیز و نازنینم
ممنون از مهر و محبت شما
متآسفانه گوشی موبایلم طبق معمول مجددآ خراب شده و من را از نعمت شنیدن صدای گرم شما و سایر دوستان محروم کرد
امیدوارم شما همیشه سالم و تندرست باشی .. و سایه پر مهر ات همیشه بر سر فرزندان و خانواده محترمت باشد
منتظر بازگشت افتخار آمیز شما به کشور هستم
داشتن یه دوست خوب توی دنیای بد مثل خوردن یه قهوه گرم توی هوای سرده . درسته هوا رو گرم نمی کنه . اما آدم رو دلگرم می کنه.
پاسخ
ممنون از جمله قصاری که بیان فرمودی
از شما تشکر می کنم
ممنون از لطف و محبت شما
سلام بر آقای مدرسی گل!
چند تا سوال داشتم. شما آیا به اسرائیل هم پرواز داشتید؟ آیا بعد از انقلاب هم به آمریکا پروازی انجام شده؟ آیا شاه برنامه خرید ف 16 را در سر داشته؟
در مورد حقوقتان هم که نوشتید باید گفت هر چقدر که آدمها پولدار تر می شوند ناخن خشکتر هم می شوند! شاید به خاطر ناخن خشکیشان باشد که پولدار شده اند، ولی این بی انصافی است که به زیر دستت به اندازه حقش پرداخت نکنی!
پاسخ
رضا جان عزیز و گرامی
ممنون از کامنتی که نوشتی
بله من دو بار به تل اویو در قبل از انقلاب پرواز داشتم
سوال دوم شما را دقیقآ متوجه نشدم که آیا منظور شما پرواز های نیروی هوایی بود یا هواپیمایی ملی ایران ؟ به هر حال من اطلاع دقیقی از این موضوع ندارم
در جریان خرید های تسلیحاتی شاه نبودم .. ولی شایعاتی همان زمان در نیروی هوایی دهان به دهان می شد که قراره هواپیماهای فوق را خریداری کنند .. ولی خرید اواکس ها قطعی شده بود .. و خیلی از همکاران ما هم برای دوره و اموزش به امریکا اعزام شده بودند .. من حتی شنیدم در راه ایران بودند که انقلاب شد .. اگه اشتباه نکنم تا قبرس هم آمده بودند ..
در مورد حق حقوق بنده که اشاره فرمودی .. کاملآ با شما موافق هستم
ولی هیچ اجباری ندارم در چنین موسساتی کار کنم .. اگر چه به ان کار نیاز داشته باشم .. به هر حال در این چند روزه مشخص می شود .. و من خوشحالم که هیچ کم فروشی نکردم
درود بر همگی عزیزان . فکر کنم که دوستان علاقه مند باشند که بدونن کتبی که در دوره های مختلف خلبانی تجاری تدریس می شه چه عناوینی دارند .البته خود من این کتابها رو ندارم . من عنوان کتابها و همین طور لینک دانلود برخی از انکسها و اطلاعات بسیار ناب هوانوردی رو از ایکائو در اینجا قرار می دم تا دوستان علاقه مند دانلود کنند . این رویداد فرخنده به مناسبت روز تولد جناب مدرسی اتفاق می افتد (چشمک).
به این می گن وفور نعمت نظر شما چیه ؟ البته من این لینک رو به لطف فرومهای فرنگی پیدا کردم :
http://dcaa.slv.dk:8000/icaodocs/
مقررات هوايي
(AIR LAW)
اطلاعات عمومي در مورد هواپيما
(AIRCRAFT GENERAL KNOWLEDGE)
كارائي و برنامه ريزي پرواز در شرایط
(FLIGHT PERFORMANCE AND PLANINg)
كارائي و محدوديتهاي انسانی
(HUMAN PERFORMANCE AND LIMITATION)
هواشناسي
(METEOROLOGY)
ناوبري
(NAVIGATION)
دستورالعمل عملياتي
(OPERATIONAL PROCEDURES)
اصول پرواز
(PRINCIPLES OF FLIGHT)
راديو تلفني
(RADIOTELEPHONY)
پاسخ
بامداد عزیز و نازنین
ممنون از این همه مهر و محبتی که به بنده و خوانندگان مشتاق به علوم هوانوردی کردی
واقعآ دستت درد نکنه .. به عقیده من این بهترین گنجینه برای علاقه مندان است که به سبب مطالعه و تحقیقی که بامداد عزیز انجام داده صورت پذیرفته است
این بهترین هدیه ای بود که دریافت کردم
امیدوارم دوستان همه کتاب ها را دانلود کرده و در اختیار جوانان علاقه مند قرار دهد .. من حاضرم تبلیغ وبلاگی که این کتاب ها را ارائه می دهد ، به طور رایگان در سایت ام انجام دهم
باز هم از جناب آقای بامداد عزیز تشکر و قدردانی می کنم
دوست خوب جناب اقای مدرسی:
من یکی از میلیونها ایرانی هستم که به خارج از کشور مهاجرت کرده ام. در این غربت یکی از راههایی که بزای راحتر شدن تحمل غربت انتخاب کرده ام خواندن مطالب در سایتهای ایرانی و از جمله سایت شماست. از اینکه با تمام مشکلات به نوشتن ادامه میدهید از شما ممنونم. توهین کردن خصلت ادمهای ضعیف و بی منطق است/ این طرز برخورد و استفاده از فحاشی سالهاست که از مد افتاده است خصوصا در جامعه ایرانی. این روزها وقتی در سایتی توهین و تحقیری را نسبت به کسی میخوانیم ما را بیشتر به محق بودن طرفی که به او توهین شده سوق میدهد! یاد گرفتن به احترام گذاشتن به دیگران مثل هر چیز دیگری در زندگی احتیاج به تمرین دارد. فکر میکنم همه ما در حال تمرین هستیم پس خسته نباشید و از خداوند میخواهم به شما برای فراهم کردن این محیط برای تمرین ما قدرت و صبر عطا فرماید. کسانی که با توهین و تحقیز با مخالفان با عقیده خود برخورد میکنند این را نمیفهمند که با توهین به دیگران اجازه میدهند که دیگران نیز به انها توهین کنند. و در حقیقت به این طرز برخورد صحه میگذارند!؟ کسی که ذره ای برای خود احترام قایل است هیچگاه به دیگران توهین نمیکند پس فقط باید تاسف خورد و از خداوند خواست که این افراد هر چه زودتر به حقوق فردی خود اگاه گردند چرا که فقط در اینصورت است که میتوانند به حقوق فردی دیگران اگاه شده و به ان احترام بگذارند. لطفا به خاطر ما دوستداران سایتان به نوشتن ادامه دهید و از صمیم قلب خدمتتان عرض کنم که توهین به شما را توهین به خودم تلقی میکنم و در نتیجه امیدوارم با تقسیم توهینها با شما تحمل انرا برایتان اسان تر کنم. موفق و پاینده باشید.
پاسخ
دوست بسیار ارجمندم جناب 123
با تشکر و سپاس از کامنت زیبا ، پر احساس و منطقی شما
بنده افتخار می کنم دوستان وطن پرست و اندیشمندی از خارج از کشور آن لاین شده و با حضور سبز خود در این سایت به بنده منت گذاشته و سر افرازم می نمایند .
دوست ارجمندم .. بنده با تمام وجودم به عقاید شما احترام می گذارم چون خود نیز به آن معتقد و عمل می کنم . و اگه شاهد باشید در طول مدتی که از عمر این وب می گذرد ، در هیچ شرایطی حتی به آن هایی که توهین کرده اند ، پاسخ مناسب داده ام .
اصولآ توهین به افراد همان گونه شما اشاره فرمودید ، تبعات خوبی نداشته و در ادامه سبب تشنج و ایجاد مشکل برای همه کاربران می کند
لذا از شما دوست بزگوار و اندیشمندم تشکر کرده و قول می دهم تا زنده هستم به امید پروردگار و به یاری شما دوستان فرهیحته چراغ این سایت را روشن نگه دارم . در خاتمه یاد آوری می کنم .. به منظور ارتقای سطح کیفی نوشته ها بنا دارم سلسله سوانحی که که در جهان رخ داده و تیم بررسی دلایل آن را با بازسازی تشریح کرده اند را هر هفته در سایت به سبک سیاق سایر مطالب خودم تقدیم خوانندگان کنم . مطمئن هستم علاوه بر قشر جوان ، حتی دوستان حرفه ای هم بهرمند خواهند شد
از شما به خاطر وقتی که صرف نگارش عقیده تان فرمودید ، سپاسگزارم
جناب اقای مدرسی:
این دومین کامنتی است که در این پست براینان مینویسم.متاسفانه بدلیل مطالب متفرقه از موضوع بحث که عادت زشت و غیر انسانی پاچه خواریست دور افتادیم.خاطره ای از دوران خدمتم را که جالب است برایتان می نویسم. در منطقه جنگی اسهال خونی شایع شده بود. در همان زمان جانشین فرمانده لشگر به بازدید بهداری امد. من مدت سه ماه بود که مرخصی نرفته بودم به ایشان گفتم و ایشان پاسخ دادند که فردا بیا تا برگه مر خصی ات را امضا کنم. سپس از من سوال کرد اوضاع چطور است؟ گفتم خوب نیست و اسهال بیداد میکند. سوال کرد چه کنیم/ گفتم چند راه را بر رسی کرده ام. چون داروی کافی نداریم میتوانیم بعضی از داروهایی که اینجا داریم مثل داروهایی که بدرد فقط زنان میخورد و بیهوده در اورانس خط است را با بهداری شهر نزدیکمان عوض کنیم و داروی اسهال بگیریم. فرمودند اینکار امکان ندارد و باید از طریق بهداری نیرو و وزارت بهداشت انجام شود. گفتم راه دیگر اینست که توالت هایی را که سربازان استفاده میکنند را جایش را عوص کنیم و دور تر از سنگرها بسازیم تا مدفوع الوده در تماس نزدیک با پرسنل نباشد. فرمودند این امکان ندارد زیرا اداره مهندسی فعلا نمیتواند استحکامات جدید بسازد! گفتم پس سهمیه صابون و تاید افراد را بیشتر کنید تا بهداشت فردی را بالا ببریم. فرمودند ما که نمیتوانیم سر خود و بدون اطلاع نیرو جیره ها را افزایش دهیم پس راه دیگری ارایه دهید. گفتم تیمسار فقط یک راه دیگر مانده و ان اینست که دعا کنیم خداوند نسل امیب را از دنیا بکنه تا کسی اسهال خونی نگیره!! نگاهی به من کرد و حرفی نزد. وقتی بازدید تمام شد پرسیدم تیمسار پس فردا صبح میام که برگه مرخصی ام رو بگیرم. گفت نخیر تشریف نیارید چون مرخصی ها همه لغو هستند!! خلاصه دو ماه دیگه تو منطقه موندم. وقتی تیمسار رفت افسر خدمات بهداری بهم گفت چقدر بهت گفتم که وقتی می پرسند اوضاع چطوره باید یگی عالیه. نباید اشکالات رو بگی و یادت باشه تو ارتش باید بگی که تیمسار تحت فرمانده ای داعیانه شما همه چیز عالیست. اونوقت هم تو مرخصی میرفتی و هم من تشویق میشدم و اخرش هم گفت حقا که وظیفه ای و تو این ارتش هم هیچی نمیشی!! حالا که این خاطرات را مرور میکنم میبینم متاسفانه ما تو خیلی از جاها همینطوریم. از حقیقت فرار میکنیم چونکه راحتتره و وقتی همه چیز عالیه پس دلیلی نداره که کار و تلاش کنیم!؟؟ پاچه خواری دو نتیجه دارد که هیچکدام به نفع هیچکس نیست. اول اینکه طرفی پاجه خواریش را میکنند دچار این توهم میگردد که همه کارهایش درست است و بنابر این هیچگاه در صدد اصلاح کارهایش نخواهد بود و در توهم و جهل تا ابد خواهاهد ماند و این غرور و توهم مالا او را به زمین خواهد زد. شخص پاچه خوار هم با اینکار خود را خوار و خفیف و کوچک کرده و در درون خود و خلوت خود از خویش بیزار میگردد و همانطور که میدانیم انسان خفیف و خوار نه بدرد خود و نه بدرد جامعه نمیخورد و نهایتا به انگلی در جامعه تبدیل خواهد شد. لازم به ذکر نیز هست که هیچکس حتی صاحبان قدرت از فرد پاچه خوار خوششان نمی اید و برای انها احترامی قایل نیستند. همانطور که داریوش کبیر از خداوند خواسته ما هم باید از خداوند بخواهیم تا ایرانمان را از شر دروغ در امان نگهدارد. آمین
پاسخ
هموطن عزیز و گرامی
به نکته بسیار خوبی اشاره فرمودید
متآسفانه این روند ریا کاری به شکل اپیدمی در کشور رایج شده است
اشاره به زمان جنگ کردید .. یادمه همان اوایل جنگ که میرحسین موسوی نخست وزیر بود ، یک روز برای بازدید به مناطق جنگی امده بود .. در همان بهداری فرودگاه اهواز که همیشه پتو های خونی همه جا پراکنده بود ، در ظرف چند ساعت تبدیل به ملحفه های سفید و تمیز گردید .. تمام بخش های بهداری پاکیزه و تمیز شد . منطقه آب پاشی جارو شده و بهیاران و پزشکان روپوش تمیزی بر تن کردند .. خلاصه همه چیز برای بازدید آماده شده بود ! یادمه در قبل از انقلاب هم همین گونه بود .. فقط اگر قرار بود بازدیدی ضورت گیرد ، کار ها به روال عادی بر می گشت
به هر حال همان گونه که شما فرمودید ، مقامات هم آدم های چاپلوس و پاچه خوار را قبول ندارند .. بیائید دعا کنیم این فرهنگ مخرب از ریشه کنده شود
بهروز عزیز
راستش من هم خیلی علاقمندم بدانم سرنوست این دو برادر چه شد.احتمال می دهم با توجه به حوادث 57 و سرمایه دار بودنشان و رفتارهای آن روزها کشور را ترک کرده اند.
واقعا حیف.انسان های پرتلاشی که می توانستند چرخ های صنعتی کشور را با تدابیر خود بچرخانند و صنعت خودروی ایران را در جهان مطرح کنند از دور خارج شدند و امروز چیزی که از ایران خودرو باقی مانده تداعی گننده یک غده سرطانی بزرگ بیش است.
تا آنجا که خوانده ام بر خلاف رفتار سرمایه دارها خیامی ها سرمایه ایران ناسیونال را که رقم هنگفتی بود از کشور خارج نکردند طوری که در آشوب و هرج و مرج آن روزها کارگران کارخانه به راحتی حقوق خود را دریافت می کردند.
از دیگر کارهای این دو برادر می توان موارد زیر را ذکر کرد
برنامه احداث کارخانه جدید اتومبیل سازی در زنجان.احداث فروشگاهای کوروش(قدس امروزی!!) بیمه آسیا و مبل ایران باشگاه ورزشی پیکان کارخانه لاستیک سازی برجستون(دنای امروز) کارخانجات قطعه سازی رضا در مشهد کارخانه (ایدم)تبریز و فنرسازی کرج و چندین بیمارستان و مدرسه ساخته و اهدا شده می توان اشاره کرد.
آدرس منازل مسکونی برادران خیامی را در تهران بریتان می نویسم تا اگر خواستید به آنجا سری بزنید.هر دوی این بناها جزو شاهکارهای طراحی ایران در آن روزگار محسوب می شده.
خانه محمود در خیابان پیراسته(اردبیلی فعلی) و خانه احمد در انتهای زعفرانیه در خیابان ولیعصر.
بهروز جان درباره گم شدن اتیکت لباستان. در خشک شویی ها صاحبان مغزه عادت دارند قبل از شستشو تمام جیب ها را بگردند تا محتویاتی مانند کاغذ اثر منفی بر لباس ها نگذارد.حتما ایشان اتیکت را اجدا کرده اند و باید سراغشان بروید.
یاحق
پاسخ
دوست عزیز و بزرگاوار
با تشکر از شما به خاطر اطلاعات مفیدی که ارائه فرمودید
تا آن جا که من می دانم خیامی ها با آغاز انقلاب به خاج از کشور رفته اند .. ولی دقیقآ نمی دونم کدام کشور
اما خدماتی که ان ها در ایران انجام دادند هرگز فراموش نمی شود .. و نزد خدا هم گم نمی گردد
اما در باره اتیکت .. خدا کنه که در خشکشویی باشد .. باید همسرم یه سری به آن ها بزند
آقا خسته نباشی ، ممنون از شما
salam ostad az rahnamaeaton kamale tashakor ro daram .omidravaram betonam to entekhabe dostam deqhate bishtari konam. shado khorsand bashid.bye
پاسخ
دختر عزیزم
حالا که شما این همه دختر نازنین و حرف گوش کنی هستی
می تونم خواهش کنم که از این به بعد با فونت فارسی برای من کامنت بنویس
چون واقعا پدرم در می آید تا یک سطر را بخوانم
آقای مدرسی عزیز
یک سوال از حضرتون داشتم :
در تمام سالهایی که به عنوان خلبان پرواز میکردید ، آیا هیچ موردی از برخورد با اشیا ناشناس پرنده UFO برای شما اتفاق افتاد ؟
از لطفتون پیشاپیش تشکر میکنم
پاسخ
عزیزم .. نه تنها بنده ، بلکه خیلی از همکارانم در زمان جنگ بار ها در شب اجسام نورانی می دیدیم
بعضی ها می گفتند ماهواره های جاسوسی روس هاست
عده ای هم به امریکایی ها نسبت می دادند
یکی دو بار هم شکاری های ما اسکرمبل زده و به تعقیب آن اجسام پرداختند .. اما دوستان خلبان در شکاری به هیچ عنوان چیزی بیان نمی کردند
نکته قابل توجه در دیدن اشیای ناشناخته این است که ما اغلب بر اطراف اصفهان و یا جنوب تهران مشاهده می کردیم
اما این که در حال پرواز یکی از جلوی شیشه ما عبور کنه .. پاسخ ام منفی است
با سلام خدمت آقای مدرسی
از بعد از آشنایی با شما شبی نیست که سری به سایت شما نزنم و داستانی از داستانهای زیبای شما رو نخونم خیلی جالبه بعضی وقتها از چیزهایی سخن می گید که انسان حسرت ایام رو میخوره اما باز یاد هم زیباست.امیدوارم سلامت وشاد باشید در کنار خانواده
سپاسمند اشکان
پاسخ
پسر عزیز و نازنینم اشکان جان
باور کن وقتی با چنین کامنت هایی مواجه می شوم ، قلبآ خوشحال شده و خدا رو شکر می کنم که چنین شرایطی رو برام فراهم کرده است
اشکان جان بی تعارف عرض می کنم ... محبت های بی دریغ شما یاران همدل و صمیمی باعث تشویق و افزایش تعهدم به کاری که انجام می دهم می شود .
در پست بعدی و در بخش حرف های خودمونی ، از کاری جدیدی که برای ارتقای سطح کیفی سایت انجام خواهم داد سخن گفته ام
می دانم دوستان با خواندن ان خبر خوشحال خواهند شد
همه به خاطر نوع نگرش عزیزانی فرهیخته و علاقه مند چون شماست
سلام آقای مدررسی
امیدوارم که خوب باشید.لطفا به این کامنت ها و ایمیل های افراد مغرض اهمیت ندید چون همیشه آدمهای نا موفق و حسود از موفقیت سایرین در عذاب هستند وبااینگونه تهدید ها و تهمت ها قصد بی انگیزه کردن اونها رو دارند. نوشته تون طبق معمول عالی بود.
ضمنا من یک ایمیل برای gmail شما فرستادم لطف کنید اگروقت کردید ببینید.
پاسخ
دختر عزیز و نازنینم شبنم گرامی
چشم دخترم .. و ممنون از شما که این همه به فکر بنده حقیر هستید
شبنم جان واقعیت همین است که می فرمایید
خوشحالم که به چنین درک صحیحی رسیده اید
شبنم نازنین .. من همین الان به صندوق پستی ام سر زده و پاسخ شما دختر عزیز و دوست داشتنی ام رو می دهم
فقط خواستم بگم که اسرائیلیها اسم گردان ترابری 130 خودشان را گردان فیلهای پرنده گذاشتن!
پاسخ
رضا جان بله .. ما هم یک زمانی یعنی دقیقآ اوایلی که سی - 130 وارد شده بود ، چنین تشبیه ای داشتیم
ما به آن اسب پرنده نام نهاده بودیم
سلام بهروز جان.در ارتباط با برادران خیامی که بحق جزو نوادر صنعت در ایران بودند و نبوغ ذاتی خود را در خارج از کشور هم نشان دادند و پس از انقلاب هم در کشور های دیگر موفق عمل کردند فقط میتوانم اطلاعات ناقصی که دارم اعلام کنم که یکی از آنها(گویا محمود)حدود سه سال قبل فوت شد و دیگری هنوز در قید حیات است و به کار تولید کامیون در کانادا مشغول میباشد. ایندو برادر اهل و زاده مشهد بودند.جالب است بدانید پرسنل همدوره برادران خیامی در ایران ناسیونال سابق بهنگام مرگ یکی از آنها که در خارج اتفاق افتاد ختم با شکوهی در تهران برایش برگزار نمودند!!این ختم و حضور همدلانه عزاداران در مراسم کاملا خود جوش و غیر اجباری بود و نماد قشنگی از قدر شناسی و ارادت نسبت به کار فرمای سابقشان بود.ایکاش همه ما چنین سعادتی داشته باشیم.همه آنها که بفکر زیردستان خود هستند و تنها خود و خانواده خود را نمی بینند.خدا رحمتش کند.
پاسخ
محمود جان به نکته خیلی خوبی اشاره کردی .. قدر شناسی خود جوش ، به خاطر انسان بزرگی که رنج آن ها را درک می کرده است
و این بهترین نشانه انسانیت است ای کاش همه مردم بویی از این گونه خصلت ها برده باشند .. حتمآ نباید که وضع مالی آدم خوب باشد تا کمک کند و یا با کسی همدردی نماید .. در هر شرایطی می شود به همنوعان کمک کرد
سلام چطور هستید؟ امیدوارم خوب باشید. چرا دیر آپ می کنید از بس که هرروز در این یک هفته آمدم شاید پست تازه ای نوشته باشید خسته شدم. امیدوارم خداوند گره از کارهایتان بگشاید. شما به عنوان یک نظامی شاید بتوانید برای جوانان در مورد تحصیل در خلبانی یا مهندسی سیستم و یا فرماندهی ناوبری و دیگر رشته های نظامی توضیح دهید از شما ممنونم.
پاسخ
آلتین عزیز و گرامی
با پوزش از شما دوست بزرگوارم به خاطر تآخیر در انتشار مطلب جدید ، به عرض می رسانم .. راستش از ان جایی که اکثر وقت من در محل کار صرف شده و تمام انرژی ام گرفته می شد ، تنها در تعطیلات می توانستم مطالب جدید را ارائه کنم .. چون به محض رسیدن به خونه از خستگی چشم هایم می رفت .. البته قبل از خواب نیم ساعتی را برای پاسخ به کامنت ها و یا نگارش تدریجی مطلب آینده صرف می شد .. ولی زضایت بخش نبود
به همین دلیل همچنین ارائه دستمزد خیلی پائین از سوی کارفرما و عدم تحمل دوری از خوانندگان نازنین ، امروز تصمیم گرفتم که استعفای خود را تقدیم مدیریت نمایم .. و به امید خدا از فردا با جدید ترین مطالب در خدمت خواهم بود .. همین الان هم در حال نگارش پست بعدی هستم .
اما در باره مباحثی که اشاره کردی .. چشم اگه زنده بودم حتمآ با برنامه های متنوعی که در این راستا دارم ، حتمآ در خدمت خواهم بود
سلام قهرمان
رعایت حقوق مخالف از اصول اصلی دموکراسی است .بگذار بگویند شما قاضیان زیادی در کنار خود دارید
لطفا در مورد برخوردهرکولس با ایرباس ایران ایر در مهر اباد مطلب بنویسید
با تشکر
پاسخ
دوست عزیز و گرامی جناب بروجردی
خیلی جمله زیبایی بیان فرمودید .. احسنت بر شما
در مورد برخورد هرکولس با ایرباس روی چشمم .. حتمآ مطلب خواهم نوشت
بهروز خان سلام!
خسته نباشید! کار خوبی کردید که استعفا کردید. متاسفانه در جامعه ما یکسری لاشخور وجود دارند که از درد و رنج مردم سوء استفاده می کنند. وقتی می بینند بیکاری وجود دارد حقوق را حداقل نگه می دارند. این جور حرکات کثیف ترین نوع رفتاری هست که یک موجود دو پا می تواند انجام دهد. فکر می کنم اگر در چین کار می کردید که حقوقها خیلی پایین است چیزی بیشتر از در آمد فعلی به شما می دادند. آفرین بر شما که همواره آزاده بودید و هستید!
پاسخ
فرخ عزیز و گرامی
ممنون از شما .. راستش رو بخواهید اگه بگم هر روز شاهد اشگ انسان هایی بودم که به دلایلی برای ده ها زیر مجموعه ارباب !! کار کرده و موقع دریافت با هزاران بهانه از حق و حقوق قانونی وی که به توافق رسیده بودند ، می زدند !!! از راننده کمپرسی که خاک به یکی از ده ها املاک او برده .. تا زن و شوهر هایی که به بهانه آزمایش مستخدم 48 ساعت با جان و دل کار کرده و عمارت را از طبقه چهارم تا زیر زمین و حیاط بزرگ ، جارو و تمیز کرده و در نهایت با واژه گانی چون .. خانم خوب کار نکرد ، به درد ما نمی خورید ... بدون پرداخت دیناری آن ها را بیرون می کند ... و من به عنوان یک آدم حساس خیلی حرص می خوردم . به جان نوه هایم سرم را پشت کامپیوتر پنهان کرده و اشگ می ریختم .. لعنت بر انسان های ظالم .. همین ادم برای تظاهر ماه مبارک افطار می دهد .. در حالی که هفته قبل دو تا عید سعید داشتیم .. نیم کیلو شیرینی برای کارمندانی که هر یک به جای چهار نفر کار می کنند نخرید ..!! خود من اگه تعریف نباشه از هفت صبح تا هشت شب گاهی می ماندم و جنازه ام به خانه می رسید .. پروژه های بین المللی متعددی را طراحی و سازماندهی می کردم .. علاوه بر کار ترجمه روزانه ده ها نامه انگلیسی و پاسخ به آن ها ...دیروز مطلع شدم برای من دویست هزار تومان در نظر گرفته .. حتی کارمندان آن جا که عادت کرده بودند در فضای شک و تردید و خبرچینی کار کنند .. دیروز وقتی گفتم دیگه نخواهم آمد .. همه اشگ در چشمانشان جمع شده بود ... چون به آن ها طعم دوستی و محبت را چشانده بودم .. جالب این که من از چهارشنبه سه هفته پیش کارم را آغاز کرده بودم ... اما مدیر مالی گفت .. دستور داده اند از شنبه آغاز کار شما محاسبه شود !! وقتی پرسیدم چرا ؟ گفت حتمآ نمی خواسته جمعه را حساب کنه .. و دو روز کار من را نادیده گرفته بود !! واقعآ آیا خدا رو خوش می آید من آدم بیمار روزی دوازده ساعت کار کنم .. نه اضافه کاری ام حساب بشه نه حق و حقوقم درست پرداخت بشه .. تازه از سر و ته روزهای کاری ام زده بشه ؟
در نامه استعفایم نوشتم .... با توجه به این که طبق قانون کار یک کارگر بی سواد و بدون تجربه نباید زیر دویست و هفتاد و پنج هزار تومان حقوق بگیره .. اختصاص دویست هزار تومان برای بنده توهین تلقی شده و قادر به همکاری نیستم
در ÷ایان متذکر شدم ... اگه جوانی بودید که تازه کار و کاسبی راه انداخته بودید ، به شرافتم سوگند از شما دیناری طلب حقوق نمی کردم
و افتخاری بیشتر از این هم براتون کار می کردم ... اما آیا خدا رو خوش می آید که من انسانی بیمار که فرزندی بیمار هم در منزل دارم حق ام را به شمایی که به اعتراف خودتون 30 تا شرکت داشته و کلی مستغلات و ویلا در امارات و تهران و شمال دارید پرداخت شود ؟
بقدری از خودم متنفر شدم که بابت این بیست روزی هم که کار کرده بودم .. چیزی نگرفته و آن جا را ترک کردم
به همسرم گفتم نه به خاطر کمی حقوق .. بلکه به دلیل توهین به افرادی که مثل من زبان بلد هستند و تجربه مدیریت بین المللی دارند است اگه من قبول کنم ... جالبه نظافتچی های فراوانی که آمده و فرم پر کردند .. هیچ یک زیر چهارصد هزار تومان تقاضا نکرده بودند .. ! با این گرانی و تورم واقعآ چهارصد هزار تومان هم پولی نیست
به هر حال فرخ عزیز .. از همدردی شما متشکرم .. خدا شاهد است که من هرگز برای آن آقا کم فروشی نکردم
حتماً شعر عقاب و کلاغ دکتر پرویز ناتل خانلری را خوانده اید. فکر می کنم بی مناسبت نباشه و همچنین ایشاء الله 120 سال سایتون روی سر خانواده و خواننده هاتون باشه:
گشت غمناك دل و جان عقاب
چو ازو دور شد ايام شباب
ديد كش دور به انجام رسيد
آفتابش به لب بام رسيد
بايد از هستي دل بر گيرد
ره سوي كشور ديگر گيرد
خواست تا چاره ي نا چار كند
دارويي جويد و در كار كند
صبحگاهي ز پي چاره ي كار
گشت برباد سبك سير سوار
گله كاهنگ چرا داشت به دشت
ناگه ا ز وحشت پر و لوله گشت
وان شبان ، بيم زده ، دل نگران
شد پي بره ي نوزاد دوان
كبك ، در دامن خار ي آويخت
مار پيچيد و به سوراخ گريخت
آهو استاد و نگه كرد و رميد
دشت را خط غباري بكشيد
ليك صياد سر ديگر داشت
صيد را فارغ و آزاد گذاشت
چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير
زنده را فارغ و آزاد گذاشت
صيد هر روزه به چنگ آمد زود
مگر آن روز كه صياد نبود
آشيان داشت بر آن دامن دشت
زاغكي زشت و بد اندام و پلشت
سنگ ها از كف طفلان خورده
جان ز صد گونه بلا در برده
سا ل ها زيسته افزون ز شمار
شكم آكنده ز گند و مردار
بر سر شاخ ورا ديد عقاب
ز آسمان سوي زمين شد به شتاب
گفت كه : ‹‹ اي ديده ز ما بس بيداد
با تو امروز مرا كار افتاد
مشكلي دارم اگر بگشايي
بكنم آن چه تو مي فرمايي ››
گفت : ‹‹ ما بنده ي در گاه توييم
تا كه هستيم هوا خواه تو ييم
بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟
جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟
دل ، چو در خدمت تو شاد كنم
ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››
اين همه گفت ولي با دل خويش
گفت و گويي دگر آورد به پيش
كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون
از نياز است چنين زار و زبون
ليك ناگه چو غضبناك شود
زو حساب من و جان پاك شود
دوستي را چو نباشد بنياد
حزم را بايد از دست نداد
در دل خويش چو اين راي گزيد
پر زد و دور ترك جاي گزيد
زار و افسرده چنين گفت عقاب
كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب
راست است اين كه مرا تيز پر است
ليك پرواز زمان تيز تر است
من گذشتم به شتاب از در و دشت
به شتاب ايام از من بگذشت
گر چه از عمر ،دل سيري نيست
مرگ مي آيد و تدبيري نيست
من و اين شه پر و اين شوكت و جاه
عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟
تو بدين قامت و بال ناساز
به چه فن يافته اي عمر دراز ؟
پدرم نيز به تو دست نيافت
تا به منزلگه جاويد شتافت
ليك هنگام دم باز پسين
چون تو بر شاخ شدي جايگزين
از سر حسرت بامن فرمود
كاين همان زاغ پليد است كه بود
عمر من نيز به يغما رفته است
يك گل از صد گل تو نشكفته است
چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟
رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››
زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري
عهد كن تا سخنم بپذيري
عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست
دگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست
ز آسمان هيچ نياييد فرود
آخر از اين همه پرواز چه سود ؟
پدر من كه پس از سيصد و اند
كان اندرز بد و دانش و پند
بارها گفت كه برچرخ اثير
بادها راست فراوان تاثير
بادها كز زبر خاك و زند
تن و جان را نرسانند گزند
هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر
باد را بيش گزندست و ضرر
تا بدانجا كه بر اوج افلاك
آيت مرگ بود ، پيك هلاك
ما از آن ، سال بسي يافته ايم
كز بلندي ،رخ برتافته ايم
زاغ را ميل كند دل به نشيب
عمر بسيارش ار گشته نصيب
ديگر اين خاصيت مردار است
عمر مردار خوران بسيار است
گند و مردار بهين درمان ست
چاره ي رنج تو زان آسان ست
خيز و زين بيش ،ره چرخ مپوي
طعمه ي خويش بر افلاك مجوي
ناودان ، جايگهي سخت نكوست
به از آن كنج حياط و لب جوست
من كه صد نكته ي نيكو دانم
راه هر برزن و هر كو دانم
خانه ، اندر پس باغي دارم
وندر آن گوشه سراغي دارم
خوان گسترده الواني هست
خوردني هاي فراواني هست ››
****
آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ
گندزاري بود اندر پس باغ
بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور
معدن پشه ، مقام زنبور
نفرتش گشته بلاي دل و جان
سوزش و كوري دو ديده از آن
آن دو همراه رسيدند از راه
زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه
گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست
لايق محضر اين مهمان ست
مي كنم شكر كه درويش نيم
خجل از ما حضر خويش نيم ››
گفت و بشنود و بخورد از آن گند
تا بياموزد از او مهمان پند
****
عمر در اوج فلك بر ده به سر
دم زده در نفس باد سحر
ابر را ديده به زير پر خويش
حيوان را همه فرمانبر خويش
بارها آمده شادان ز سفر
به رهش بسته فلك طاق ظفر
سينه ي كبك و تذرو و تيهو
تازه و گرم شده طعمه ي او
اينك افتاده بر اين لاشه و گند
بايد از زاغ بياموزد پند
بوي گندش دل و جان تافته بود
حال بيماري دق يافته بود
دلش از نفرت و بيزاري ، ريش
گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش
يادش آمد كه بر آن اوج سپهر
هست پيروزي و زيبايي و مهر
فر و آزادي و فتح و ظفرست
نفس خرم باد سحرست
ديده بگشود به هر سو نگريست
ديد گردش اثري زين ها نيست
آن چه بود از همه سو خواري بود
وحشت و نفرب و بيزاري بود
بال بر هم زد و بر جست ا زجا
گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا
سال ها باش و بدين عيش بناز
تو و مردار تو و عمر دراز
من نيم در خور اين مهماني
گند و مردار تو را ارزاني
گر در اوج فلكم بايد مرد
عمر در گند به سر نتوان برد ››
****
شهپر شاه هوا ، اوج گرفت
زاغ را ديده بر او مانده شگفت
سوي بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلك ، همسر شد
لحظه ای چند بر این لوح کبود
نقطه ای بود و سپس هیچ نب
پاسخ
ممنون از شما به خاطر حسن انتخاب خوبی که انجام دادید دوست عزیز و فرهیخته ام
بازم که از روزگار دلخورید! بازم چندتا کامنت شما رو بهم ریخته! لطفاَ به این چند نکته توجه کنید :
1- معمولاَ آدمهای مهربون ‘ زودرنج هم هستند که این موضوع شامل حال شما هم میشه.همیشه بین این همه بازدید کننده و خواننده ی مطالب شما چند نفری هم هستند که اخلاقیلات رو ندیده میگیرند و به پرو پای همه می پیچند. نق میزنند و کینه پخش میکنند.اگه بخاطر اینها بخواهید کامنتها رو ببندید ظلم در حق کسانی کردید که شما رو محرم خودشون میدونند. دیگه آرشین نمیتونه برای عفت السادات برادری کنه و همدردی. دیگه من و بقیه نمیبینیم که دختر جوونی مثل عفت السادات عزیز برای شما درد دل می کنه و شما رو برادر و یا پدر خودش میدونه. باور کنید این جور کامنتها صمیمیت بین ما رو افزایش میده. از این مهر و محبت ما رو محروم نکنید.
2- بخاطر علاقه ای که به صنعت هوانوردی و نیز الکترونیک دارم در باره بخشهای الکترونیک هواپیماهای مختلف از جمله هرکولس خیلی کنکاش کردم و به خوبی میدونم که این هواپیما یک شاهکار در صنعت هوایی محسوب میشه. حیف نیست که اجازه بدیم کسانی که فرق ملخ هواپیما رو با ملخ بیابون نمیدونن اسم خودشون رو بزارن روی این هواپیما؟ وقتی که شما بعنوان یک خلبان حرفه ای و با سابقه به این معجزه بشری میگید قارقارک تکلیف بقیه کاملاً روشنه. اصطلاح قارقارک شاید بین خلبانهای هرکولس معمول بوده و هست اما انتشار این جور اصطلاحات و شوخی ها بین عموم مردم موجب میشه که ارزش ها از بین برند. میگن حرمت امامزاده رو باید متولی نگهداره! من که هیچوقت نتونستم با این شوخی شما کنار بیام!
3- بهروز خان عزیز, این وبلاگ همونقدر که متعلق به شماست, متعلق به خوانندگانش هم هست. من به سهم خودم برای این وبلاگ خیلی وقت گذاشتم, تمام پست ها رو خوندم و برای بعضی هاشون هم کامنت گذاشم. پس حداقل به اندازه وقتی که خرج این وبلاگ کردم حق دارم که ازتون بخوام (درستش اینه که خواهش کنم) نق نق بعضی از دوستان رو تحمل کنید (و یا ندیده بگیرید) و به همین روالی که تا به حال داشتید ادامه بدید. شاید اون دوستان هم حق داشته باشند که بقول خودشون شمارو (و همه خوانندگان وبلاگ رو) تحریم کنند.
4- همیشه نظراتم رو به صورت خصوصی تقدیمتون کردم. ولی در این مورد خاص اگه صلاح دونستید منتشر کنید تا بقیه دوستان هم نظر بدند که آیا حرف من درسته یا اینکه پا را از گلیم خودم فراتر گذاشته ام.
سلامت و برقرار باشید
ارادتمند و دوستدار شما
جلال عرفانی
پاسخ
دوست عزیز و نازنینم
با درود و تشکر از درک و استدلال صحیح شما ، با اطلاع می رسانم : از قدیم گفته اند ... ادب در اطاعت است . و بنده بدون کوچک ترین تردیدی سخنان گهربار شما رو می پذیرم و به ان احترام می گذارم
دوست عزیز .. شاید صحیح نباشد .. ولی روزانه ده ها مورد از این نوع درد دل ها در موارد عشقی یا خیانت هایی که به ان ها شده یا پرسش های فنی و پروازی می شود . و من با افتخار هر ان چه می دانم راهنمایی کرده و هر آن چه نمی دانم ، با مشورت از دوستان با تجربه و آگاه به عرض دوستان جوانم می رسانم
حتی برای پرسش های استخدامی شماره تلفن یکی از همکاران وبلاگ نویس به نام آقای داود یوسفی را می دهم چون او آپ دیت است
تمام این ارتباطات به من احساس آرامش می دهد . و حاضر نیستم با دنیایی ثروت عوض نمایم و تعهدم نسبت به سایت بیشتر می شود
من دیروز از محل کارم استعفآ دادم تا بهتر بتوانم در خدمت این سایت و یارانم باشم
درسته بهانه جدایی ام کمی دستمزد بود .. ولی خدا گواه است مشکل اصلی ام خستگی مفرط و عدم فرصت برای نگارش و روز رسانی سایت بود
در مورد نام بردن صفاتی چون قارقارک .. عرض کنم .. اول این که حق را به شما می دهم
دوم این که من بی نهایت وسواس دارم که جملات تکراری نبوده و حدالمقدور رعایت نگارش رو می کنم .. اما گاهی صفات کم می اورم و نمی توانم پشت سر هم واژه سی - 130 یا هواپیما رو بیش از یک یا دو مرتبه تکرار کنم ... لذا متوسل به صفات رایج می شوم .
لفظ قارقارک .. دقیقآ به معنی صدای جالب و شدید آن است که با وجودی که بلند است ولی قابل تحمل است .. مثل قارقار کلاغ .. به همین دلیل بچه ها آن را قارقارک می نامند
در امریکا که وضع خیلی بدتر است !! البته نه به هرکولس ، ولی به هلی گوپتر و خیلی از هواپیماها صفات خیلی زننده ای داده اند .. بهترین آن ها .. تام کت ، هورنت ، است .. ولی در لفظ خلبانان اصطلاحات عجیبی مشاهده می شود
به هر حال سعی می کنم کمتر استفاده نمایم .. اما در عوض شاهد هستید که چقدر نسبت به این هواپیما حساس بوده و در مقاطعی به شدت از آن دفاع کرده ام .. مثل پاسخ به کتاب بهروز وثوقی .. یا وزارت ارشاد در چاب اصطلاحات جبهه و جنگ
در مورد انسان های بخیل با شما هم عقیده هستم و سعی می کنم واکنش نشان ندهم
در پایان متذکر می شوم .. به دلیل همین استقبال پر شور جوانان ، برنامه هایی برای ارتقای سطح علمی آن دارم .. که از جمله
هماهنگی با روابط عمومی هواپیمایی کشوری به جهت دسترسی به آرشیو حوادث به منظور انتشار آن در سایت
باز نویسی خاطرات مفید قدیمی با افزودن منابع خبری اضافه
ترجمه سوانح مهم جهانی .. که پست بعدی اولین نمونه آن است
...و
با تشکر از شما ، و با اجازتون ان را برای مطالعه عموم منتشر می کنم
با احترام
بهروز مدرسی
سلام کاپیتان
امیدوارم دیر به دیر کامنت گذاشتن من رو به حساب بی معرفتی نگذارین.
واقعا از این بابت معذرت میخوام ولی واقعا مشغله کاریم زیاده
توی کامنت ها دیدم که بعضا بعضی ها که علاقه مند پرواز هستند از بجنورد هم هستند از اونجایی که خودم بجنوردم اگه کسی از بجنورد در این مورد سوالی داشت یا در این زمینه خواست فعالیتی بکنه خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم با تشکر(خلبانی دور از پرواز)
پاسخ
نیما جان عزیز و گرامی
عزیزم مهربانی و بزرگواری شما به بنده ثابت شده است
من دقیقآ می دونم شما چقدر گرفتار هستی .. و
نیما جان درست حدس زدی . دوستان زیادی از بجنورد و منطقه شما با این سایت در تماس هستند .. مخصوصآ شخصی به نام حسن که از روستاهای آشخانه ماهی یک بار به بجنورد می آید و با چه مکافات مطالب را از کافی نت بر روی سی دی می کشه و به روستا می بره .. من خیلی دلم می خواست به این جوان روستایی کمک کنم .. اما نمی دونم چه جوری
ای کاش شما ای میل خودت رو در ذیل کامنت ات می نوشتی تا دوستان و همشهری ها و هم ولایتی های من و شما ، اگه نیاز به کمک داشتند خیلی راحت ارتباط بر قرار کنند
باز هم از شما به خاطر حضور سبزت تشکر می کنم
سلام جناب سرهنگ امیدوارم از خستگی ها خسته نباشی اگه یادتون باشه شما میخواستی از جرج بوش مطلب بنویسی نمی دونم چرا منصرف شدید امیدوارم همیشه سرحال و قبراق باشی در پناه حق
پاسخ
رضا جان عزیزم .. ممنون از حس توجه شما
بله پسرم .. حق با شماست . مطلب فوق را همون موقع نوشتم .. اما راستش رو بخواهی احساس کردم وارد حیطه سیاسی شده ام
و از ترسم ان ار که الحق خیلی هم رویش زحمت کشیده بودم ، منتشر نکردم
آخه من خیلی پایبند به مقررات و حیطه چارچوبی که برای سایت ام در نظر گرفته ام هستم . و هرگز به خود اجازه نمی دهم از خط مش های تعریف شده تخطی کنم
از قدیم رضا جان گفته اند ... سری که درد نمی کنه چرا باید دستمال بست .. ؟ یا این که
چرا باید تو قبرستان خوابید تا خواب پریشان ببینم !!؟
ده ها ضرب المثل شیرین از این دست وجود داره
تا خدا چه بخواهد
بحث پاچه خواری شد یاد مطلبی از آقای رحیم پور ازغدی افتادم که دقیق نمیدونم مثل اینکه از یک رزمنده زمان جنگ نقل کرده بود. که گفته بود سعی کنید انقلاب بدست سفیدپوستان نیفتد از ایشان پرسیده بودند که سفیدپوستها کی اند گفته بود کسانی هستد که خط مقدم آنها در جبهه شهر اهواز بود و الان یقه ها را بسته اند و انگشتر به دست و تسبیح در دستند.(نقل به مضمون) نقل پاچه خواران نیز چنین است .کسانی هستند خود را برای رسیدن به هر مقام یا پستی به هر پستی و دورویی و نفاقی میزنند.
پاسخ
بله جواد عزیزم ... حق با شماست
در هر پست و مقامی بعضی ها برای رسیدن به موقعیت بالاتر از ابزار خواص خودش استفاده می کنند
ما در نیروی هوایی هم افرادی را داشتیم که با این ادا اطوار ها قصد رسیدن به مقام و ثروت را داشتند .. و متآسفانه هم می رسیدند
استادعزيز سلام
دلگير نشويد.احتمالا قصد شوخي داشته.
رفتار تملق آميز از قبل بوده و ادامه خواهد داشت.اما تملق كويي ديني از همه بدتر است.
سلامت باشيد
پاسخ
بله بهنام عزیزم شما درست می فرمایید
خدا همه را به راه راست هدایت کند
از شما دوست بزرگوارم سپاسگزارم