درباره من

سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  شبي در جمع خلبانان تام كت ...

8jur6pspublmwx7nswef.jpg

6e1zgapv5t6lre32kmpx.jpg

دلسوزي خلبان تام كت در نبرد هوايي !

hjjx8iktpwx1pygpptcc.jpg

05upt8sup9xiyg119966.jpg

 دوست عزيزي نوشته بود اگه خاطراتي از هواپيماهاي تامكت دارم براي علاقه مندان و خوانندگان محترم ارائه كنم . راستش من به شخصه خاطرات فراواني از اين هواپيماهاي دوست داشتني و خلبان هاي دلاور آن دارم . تقريبآ در هفته يكي دوبار سركارمون به آن ها مي افتاد . ضمن اين كه دلاور مردان گردان هاي اف - ۱۴ هميشه در همه پرواز ها از دور مراقب ما بودند .. اگه در طول جنگ با آن همه پرواز هاي عملياتي كه هواپيماهاي سي - ۱۳۰ در مناطق جنگي داشته و الحمدالله هيچ يك مورد گزند و تعرض شكاري هاي دشمن قرار نگرفتند ، صرفآ مشيت الهي و فداكاري اين عزيزان بوده است . اكثر بچه هاي خط پرواز مديون زحمات شبانه روزي خلبانان تيز پرواز تامكت هستند كه گاهي با روزي ۱۰ ساعت گشت زني هوايي مراقب اوضاع و دفاع از حريم كشور بودند .. بايد اعتراف كنم تمام خلبانان نيروي هوايي عراق وحشت عجيبي از خلبانان شكاري ما داشتند .. بار ها پيش آمده بود كه خلبان دلاور يك فانتوم به قلب تعدادي ميگ مسلح عراقي هجوم برده و ان ها به جاي مقابله با آن ، فرار رو بر قرار ترجيح داده بودند ! تام كت ها هم كه جاي خودش رو داشت . صدام و فرماندهانش خيلي سعي كردند به كمك كشور هاي قدرتمندي چون روسيه ، فرانسه و حتي امريكا به مقابله با اين هواپيماها بپردازد كه آرزويش رو به گور بردند  . كارشناسان نظامي جهان هميشه نيروي هوايي ما رو تحسين كرده اند ..

شبي در جمع خلبانان تامكت و يا دلسوزي خلبان اف - ۱۴ در نبرد هوايي .. عنوان مطلب اين پست است كه تقديم مي كنم به علاقه مندان جوان اين نوع هواپيماها . راستش رو بخواهيد سايت هاي زيادي در باره توانايي هاي اين هواپيماها مطالب فراواني نوشته اند . ولي مي دونم خوانندگان اين سايت بيشتر دنبال خاطرات مستند هستند . از اين رو سعي مي كنم تمام فكر غبار گرفته ام رو متمركز كرده و ياد زمان جنگ بيفتم .. راستش رو بخواهيد وقتي با تصويب كنكره امريكا قرار شد نيروي هوايي شاهنشاهي داراي اين نوع هواپيما شود و قرارداد ان منعقد شد ، همزمان تعداد زيادي دانشجوي خلباني و ريو ( RIO اپراتور رادار در كابين عقب  ) در امريكا دوره آموزشي خود رو طي كردند .. ولي با وجود اين ، تعداد زيادي هم خلبان حرفه اي از ساير گردان ها از جمله سي - ۱۳۰ براي پرواز با اين پرنده ارزشمند انتخاب شدند . كه سه نفر از خلبان هاي اوليه از همدوره اي هاي خودم بودند . و تا پايان جنگ با ان ها در ارتباط و حتي رفت و امد خانوادگي هم داشتم . يادمه با آغاز جنگ دوستانم معلم خلبان تامكت بودند ولي متآسفانه بعد از سكته قلبي و عمل جراحي و بازنشستگي ديگه ارتباط ام با همه ان ها قطع شد . اميدوارم هر جا هستند زنده و سالم باشند .

 در پست قبلی پرسشی رو مطرح کردم که به نظر خودم مفید بود . من از خوانندگان گرامی خواسته بودم نظرشون رو در باب بخش " ادبیات پرواز " که دختر نازنینم دامون گرامی با تمام مشغله ای که داشت آن رو اداره می کرد ، بي تعارف بيان كنند كه آيا ضرورتي داره ادامه بده يا خير ؟‌ و سپس در مورد افزودن بخش جديدي به نام " مطالب خوانندگان " پرسيده بودم و انتظار داشتم عزيزان رك و پوست كنده به ان پاسخ دهند .. ديشب بعد از چند روز دوري از سايت به خونه رسيدم .. تا نزديكي هاي طلوع صبح به انبوه كامنت ها پاسخ دادم .. اما جز تعدادي انگشت شمار كسي در اين مورد اظهار نظر نفرموده بود !! البته مي دونم دوستان فرصت اين كار رو ندارند .. و مي پذيرم گرفتارند . اما آيا انتظار از خيل كثير كامنت گذران اين چند روزه ،  توقع بي جايي است ؟‌ هيچ اشكالي ندارد . به حرمت همين دوستاني كه زحمت كشيده و نظر به پرسش حقير دادند بخش جديد رو اضافه مي كنم . و هر گاه هم مطلبي نرسيد ، بدون دغدغه حذف مي كنم ... دامون عزيز هم خود بايد تصميم بگيرد . اما نظر من اين است .. هر وقت شعري به دستش رسيد در سايت منتشر كنه و هرگاه نرسيد اشكالي نداره . و تنها بخش ثابت سايت ، مطالب انگليسي است كه جناب صادقي زحمت آن را مي كشد .

کلام آخر ... امروز هفتم آذر ماه روز دلاور مردان نیروی دریایی است . باور کنید از صمیم قلب حسرت خوردم که چرا دارای ذهنی این چنین غبار گرفته هستم که خاطرات مهیج و سرنوشت سازی که در مانور های مشترک با غیور مردان نیروی دریایی داشتم رو به یاد نمی اورم ... ! لعنت بر من .. که این همه خنگ و فراموشکار شده ام . راستش رو بخواهید برای نشان دادن قدرت دفاعی ایران چند تا عملیات مشترک و حیاتی با تکاوران نیروی دریایی در زمان جنگ انجام دادیم .. که من به عنوان یک نظامی واقعآ به آن ها افتخار کردم .. افسوس که به دلیل محرمانه بودن بعضی آن ها و تعدد مانور های مشترک ُ همه چیز رو قاطی کردم .. و دقیقآ نمی دونم کدوم اطلاعات مربوط به کدوم عملیات است ..!؟ و از ان جا که خوانندگان محترم مطالب و خاطرات جنگی این سایت رو به عنوان یک منبع دقیق می نگرند ، هرگز دلم نمي خواهد حس اعتماد ياران متزلزل بشه .. و تنها با تبريك اين روز به تمام كهنه سربازان غيور نيروي دريايي مخصوصآ تكاوران نيروي دريايي خرمشهر كه مقاومت خرمشهر در مقابل عراقي ها بيشتر از هر چيزي مديون شجاعت آن هاست ، براي همه دلير مردان آرزوي موفقيت و سلامتي كنم . افرادي كه جواني خود رو صرف دفاع از كشور كرده و امروزه گمنام با خاطرات گذشته خويش زندگي مي كنند .. اي كاش اين دلير مردان با ارسال خاطرات خود به هر چه غني تر شدن اين سايت كمك كنند .

 ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

مرکز آپلود عکس ایرانی

http://www.picbaran.com/

اینجا را کلیک کنید


 uwokvstfjodn3f6kmdbe.jpg

داستان خريد اف - ۱۴ براي ايران ...

 در باره چگونگي خريد هواپيماهاي فوق پيشرفته تامكت در سايت هاي مختلف ايراني و خارجي مطالب گوناگوني درج شده است . اما مي دونم بيشتر شما ياران خواهان ماجراي ورود اين هواپيماها به سبك و سياق مطالب قديمي سايت و از زاويه خاطرات شخصي ام هستيد .. به همين دليل قصد دارم هر ان چه در اين راستا مي دانم منهاي تعداد دقيق انها رو تقديم شما دوستان كنم . البته همان گونه كه در بالا اشاره كردم ، خيلي از تارنماها تعداد دقيق هواپيماها رو منعكس كرده اند . من كاري به آن ها ندارم . آن چه تقديم مي شود صرفآ ديده ها و شنيده هاي شخصي ام است .

ايالات متحده امريكا ۱۹۷۲

 روزي كه به اتفاق جمعي از دوستانم به كشور امريكا اعزام شديم ، به دست هر نفر ما برگه اي دادند كه به آن اصطلاحآ " Order " مي گفتند . در اين برگه تاريخ دقيق دوره هاي ما ، محل هاي اموزش و پايان هر دوره رو به تفكيك مشخص كرده بودند . و طبق همان فرمان يا امريه ، از پايگاهي به پايگاه ديگه رفته و در موعد مقرر شهر و ايالت هاي مربوطه رو ترك مي كرديم .. براي افراد نديد بديدي چون من و ماشاالله مداح كه هر دو از روستا به تهران مهاجرت كرده بوديم و اتفاقي بر حسب شانس و اقبال سر از نيروي هوايي شاهنشاهي در اورده بوديم ، اين نظم و دقت و پيش بيني برنامه ماه ها و حتي سال هاي بعدي خيلي عجيب و غير قابل باور بود !! به طوري كه هر دوي ما تا مدت ها دهان هايمان همين جوري باز مانده بود !! و از اين همه دقت نظر متعجب بوديم . در ستون چهارم امريه ما به طور دقيق تاريخ پرواز از تگزاس به ايالت ويرجينيا قيد شده بود .. يعني سال دوم اقامت مون قرار بود به جاي تگزاس در ويرجينيا باشه .. خب طبيعي است همه بچه ها براي رفتن به اين ايالت زيبا لحظه شماري مي كردند .. نيروي هوايي آمريكا هم براي اطلاع دانشجويان غريبي چون ما كتاب هاي كاملي از وضعيت هر پايگاه به چاپ رسونده بود كه با مراجعه به ان ، از وضعيت همه بقالي ها ( ببخشيد سوپر ماركت ) ، تفريح گاه ها ، مراكز اداري ، نقشه راه ها و خيلي از اطلاعات مفيد ديگر مطلع مي شديم .. و ما پيشا پيش كتاب راهنماي پايگاه " لنگلي " رو حسابي خونده بوديم .. و اخبار اون رو دنبال مي كرديم ..

سفر شاه و فرح به ويرجينيا ...

تاريخ دقيق بازديد شاه و فرح رو در ايالت ويرجينيا نمي دونم .. فقط يادمه مدت ها قبل از اعزام ما ، به آن منطقه زيبا و تاريخي سفر كرده بودند . اون موقع رسانه ها و مخصوصآ روزنامه ها خيلي كامل اين گونه اتفاقات رو آزادانه پوشش مي دادند .. به همين دليل هيچ وقت اون تصويري كه شاه در كابين هواپيماي تامكت يا همون اف - ۱۴ خودمون نشسته بود رو فراموش نمي كنم .. بالاي تصوير با فونت درشت نوشته بود .. Lets buy it خب اون زمان مفهوم اين تيتر بزرگ رو نفهميدم . به قول معروف جووني و شيطوني سبب شده بود زياد به اين مسايل توجه نكنيم ! ضمن اين كه سياست كلان اين گونه بود كه نظامي ها فقط با فرهنگ غربي عجين شده و آن را در كشور خود به كار برند .. شايد دليلش بهره گيري ارتش از سلاح و هواپيماهاي غربي بود .. شايد باورتون نشه ولي اون زمان هركي در نيروي هوايي هنگام صحبت  واژه هاي انگليسي بيشتري رو به كار برده يا بهتر صحبت مي كرد ، بهتر جلوي چشم آمده و رشد مي كرد ! بگذريم ... به هر حال بعدآ كه وارد گود شده و از نزديك با اين ابزار كامل و حساس دفاعي آشنا شديم ، فهميديم كه ايران تنها كشوري بود كه جز آمريكا داراي تامكت شده بود .. تازه همون موقع هم به چه بدبختي اعضاي كنگره اجازه فروش به ايران رو داده بودند ...

 قرار داد خريد تامكت ...

 قبل از هر چيز لازمه يادآوري كنم شركت هاي متعددي در امريكا به تهيه و توليد هواپيما مي پردازند . و معمولآ هم پاي ثابت خريداران ان ها نيرو هاي سه گانه ارتش آمريكاست . كه بعضي از محصولات حساس و استراتژيك اش رو در انحصار خود نگه داشته و به هيچ عنوان به كشور ثالثي نمي فروشند . كه همه اين سياست ها مربوط به حفظ برتري خود در جهان است . و هواپيماهاي تامكت هم جزء محصولات ويژه آمريكا بود كه كمپاني " گرومن " حق فروش به غير رو نداشت . و تنها با اصرار رئيس جمهور وقت آمريكا و توافق كنگره اين امر صورت پذيرفت . و قرار شد در دو مرحله شركت گرومن سفارشات ايران رو تحويل بدهد . نخستين سري اف - ۱۴ هاي مدل A در اوايل سال ۱۹۷۴ و سري دوم آن از ژانويه ۱۹۷۶ يعني بهمن ماه ۱۳۵۴ به تدريج وارد نيروي هوايي شاهنشاهي شد . و طبق روش هاي مرسوم ، همزمان هم عده اي از هموطنان ما در حال آموزش خلباني و اپراتوري رادار در كابين عقب " RIO " شدند  كه اگه اشتباه نكنم سري اول ۱۲۰ خلبان و هشتاد نفر جهت كابين عقب در آمريكا دوره ديدند .. و عملآ از تابستان ۱۹۷۷ يعني تيرماه ۱۳۵۶ تمام اين پرسنل به امادگي مطلوب رسيده بودند .. البته اين رو هم بگم كه با ورود تدريجي اين هواپيماها ، مستشاران آمريكايي هم وارد ايران شدند ...

يك پارانتز بي جا و بي موقع ... !!‌

 صحبت مستشاران آمريكايي شد ، حيف ام امد در باره آن ها و حدود اختيارات شون حرفي نرنم ! تا اون جا كه حافظه ام ياري مي كند آمريكايي ها براي خود تشكيلات عريض و طويلي داشتند . و از جايگاه بالايي به پرسنل مخصوصآ فرماندهان مي نگريستند ! ما ها كه تقريبآ صفر كيلومتر يا آشخور بوديم ، جايگاه خاصي نزد امريكايي ها نداشتيم .. و اغلب هم صادقانه و با مهرباني اطلاعات خويش رو به ما منتقل مي كردند . البته در صد خيلي كمي از ان ها مغرور و متكبر بودند .. و جز فرماندهان كسي رو تحويل نمي گرفتند ! بعضي از فرماندهان هم متآسفانه بد جوري پاچه خواري آن ها رو مي كردند .. ! چون معتقد بودند بقا و ارتقاء آن ها بستگي به حمايت آمريكايي ها دارد ..! شايد اين تفكر از اين جا نشآت مي گرفت كه شخص اعليحضرت ارادت خاصي به آن ها داره .. و همه جور خفت و خواري رو در اين راه متحمل مي شدند .. البته همان طور كه گفتم درصد بسيار بالايي از مستشاران انسان هاي فهميده و با شخصيتي بودند . با دل و جان به ايراني ها كمك مي كردند . ولي همون يك عده كم و متكبر و اعمال بعضي فرمانده ها كار رو خراب كرده بود ! مستشاران براي خود ترمينالي ويژه داشتند كه مرتب هواپيماهاي غول پيكر سي - ۵ يا سي - ۱۴۱ از آمريكا به ايران پرواز مي كرد . يادمه يه روز هواپيماي گالاكسي يا همون سي - ۵ وقتي در پايگاه بندرعباس فرود امد ، خلبانش دوست و همدوره خودم بود .. من در همان ايام به او صد و پنجاه دلار قرض داده بودم .. روز اخر كه به ايران بر مي گشتم دلم نيامد از او خداحافظي كنم ! هرچه ماشالله مداح گفت .. خره برو طلب ات رو بگير ، نرفتم ! با خود گفتم شايد نداشته باشه و خجالت بكشه .. سال ها بعد در بندر عباس ديدمش ! وقتي علت عدم دريافت طلب ام رو پرسيد و بهش واقعيت رو گفتم ، اشگ در چشمانش حلقه زد .. به زور هزار دلار در جيب ام كرد .. نمي گرفتم .. ولي به زور همراه با هدايايي از جمله كاپشن پروازي اش رو يادگاري به من داد .. و بعد هم انقلاب شد .. و ديگه خبري ازش بدست نياوردم ....

 كسب افتخارات جهاني تامكت ها ...

 شاه ايران عادت هاي خاصي داشت . كه گاهي براي اطرافيان عجيب جلوه مي كرد . يكي از ان ها علاقه وافر به حفظ و نگهداري اتوموبيل هاي قديمي و كلاسيك بود . اين علاقه و شيفتگي در مورد هواپيماها هم صدق مي كرد . با ورود اف - ۱۴ ها و عملياتي شدن آن ها ، در همون ايام يعني تابستان سال ۱۹۷۷ به دستور محمد رضا شاه هواپيماها در يك مانور تمريني شركت كردند .. در آن ماموريت هواپيماها به انواع موشك ها لانچ ( بارگذاري ) شده و در آسمان آزمايش مي شدند .. اغلب كارشناسان غربي و فرماندهان عالي رتبه حضور داشتند .. تا اين كه با شليك موفقيت آميز چند موشك AIM-54 موفق به كسب ركورد جهاني در زمينه بالاترين ارتفاع و سرعت و فاصله در هدف هاي هوا به هوا با موشك شد . خود امريكايي ها اصلآ انتظار چنين دست آورد هايي رو نداشتند .. تقريبآ يك سال از اين آزمون افتخار  آفرين نگذشته بود كه حادثه اي سبب تثبيت قدرت اين عقاب هاي تيز پرواز شد . قضيه از اين قراره كه اون زمان اتحاد جماهير شوروي به ميگ هاي ۲۵ خود خيلي مي نازيدند .. و آسمان منطقه جولانگاه آن ها بود .. كسي جرآت مقابله با آن ها رو نداشت .. در اكتبر ۱۹۸۸ طبق معمول دوفروند از همين ميگ ها در ارتفاع بسيار بالا و با سرعت وارد حريم هوايي كشور ما شده و بر روي درياي خزر براي خودشون مانور مي دادند كه يك فروند هواپيماي اف - ۱۴ مدل آ آن ها رو شناسايي و رهگيري كرد ! و با قفل كردن رادار و سيستم موشك هاي پيشرفته فونيكس بر روي هواپيماهاي متجاوز ، سبب فراري دادن آن ها شد ! و از ان تاريخ به بعد جنگنده هاي شوروي گشت شناسايي خود رو بر روي ايران تعطيل كردند .. البته آمريكايي ها هم بعد از اين اتفاق با دم شون گردو مي شكستند . چون جهان اون موقع دو قطبي بود . و طرفين خيلي تلاش مي كردند از تكنولوژي يك ديگر اگاه شوند ... ساخت پايگاه هاي شنود در مرز هاي شمالي و كبكان به همراه پرواز هواپيماهاي خفاش تنها به دليل آگاهي از تحركات احتمالي روس ها بود . و ايران به عنوان متحد قوي آمريكايي ها نقش حساسي رو ايفا مي كرد ..

ealvfipn6lhcu2g8g2o6.jpg

 شايعه درگيري ژنرال حاتم با فرماندهان نيرو !

  اون موقع كركري جانانه اي بين پرسنل سه نيرو برقرار بود .. ! نيروي هوايي سعي مي كرد به عنوان پيشتاز نيرو ها خودش رو معرفي كنه ... يادمه در همون زمان ها شايع شده بود درجلسه فرمانده هان ارتش  ،‌ فرمانده نيروي زميني خطاب به خاتم در تعريف و تمجيد نيروي هوايي مي گه .. اگر چه عمر نيروي هوايي نسبت به نيروي زميني خيلي كم است ، ولي حضرت عباسي شما پنجاه سال از ما جلو تر هستيد ..!! در همين هنگام تيمسار خاتم مشت خود رو محكم به روي ميز كوبيده و خطاب به همكارش مي گويد .. نگو پنجاه سال .. بگو دويست سال !! البته فكر مي كنم اين ها شايعاتي بود كه بچه ها براي كركري در آورده بودند .. موضوع ديگري كه باز سبب فخر فروشي نيروي هوايي چي ها بود ، پوشيدن اونيوفورم آبي رنگ شخص محمد رضا شاه در بازديد هاي روزمره بود ! و بچه ها هميشه مي گفتند شاه به نيروي هوايي توجه ويژه اي داره .. البته من اين موضوع رو تآئيد مي كنم . دليل ان هم حساسيت اعليحضرت روي پرسنل نيروي هوايي بود . به همين دليل وقتي ما به عينه مي ديديم كه چقدر پرسنل گردان هاي اف - ۱۴ مورد توجه شخص اول مملكت است ، ناخودآگاه توجه ما به اين هواپيما و اخبار مربوط به ان بيشتر مي شد .. ! راستي يادم رفت كه بگم .. يكي ديگه از هواپيماهايي كه مورد توجه پادشاه ايران بود ، هواپيماهاي اوريون يا همون " پي تري - اف " بود .

 دعوت از خلبانان براي پيوستن به گروه تامكت

 فراموش نكنيم كه من همين جوري يواش يواش از پيش از انقلاب مشاهدات خودم رو در باره تامكت ها بيان مي كنم . و ربطي به تاريخچه پرافتخار اين هواپيماها نداره .. و همان گونه كه در بالا اشاره كردم ، الحمدالله وبلاگ ها و سايت هاي متعددي در باره تاريخ پرافتخار اين هواپيماها مطلب نگاشته اند . به هر حال درست در همون زماني كه ما داشتيم دست چپ و راست خودمون رو در خط پرواز فرا مي گرفتيم ، بخشنامه هاي متعددي براي پيوستن به گردان اف - ۱۴ به تابلوي اعلانات دفتر ما نصب مي شد . البته يادمه شرايط خاص خودش رو داشت . ولي ان قدر دشوار نبود .. و هركي اراده مي كرد ، خيلي راحت مي تونست از گرداني به گردان ديگه منتقل بشه .. البته ابتدا دوره هاي اموزشي فشرده اي براي داوطلبين تشكيل مي دادند و سپس آن ها رو به پرواز اموزشي مي بردند .. تا اين كه به عنوان خلبان تاكتيكال جا بيفته .. از بر و بچه هاي ما خيلي ها وسوسه شده و سي - ۱۳۰ رو ترك كردند .. اون هايي كه مثل من كودن و خنگ بودند ، مردود شدند . بعضي ها هم از همون ابتدا براي كابين عقب انتخاب شدند . و عده اي هم خلبان ورزيده اف - ۱۴ شدند . همان طور كه اشاره كردم خيلي از قديمي هاي خط پرواز به اين گردان شكاري پيوستند ولي از همدوره هاي خودم تنها سه نفر سي - ۱۳۰ رو ترك كردند و خوشبختانه هر سه نفر آن ها به عنوان خلبان تا پايان جنگ پرواز مي كردند ...

 آغاز انقلاب و باقي قضايا .... !

 تازه انقلاب شده بود . و من يكي به شخصه خيلي شوكه شده بودم ! و از اين وضعيت ناراحت بودم . مدام دلم رو خوش كرده بودم كه شاه بر مي گرده !! ديگه كار و زندگي ام شده بود بحث و جدل با همسر و خانواده انقلابي او !! البته تاريخ اختلاف عقيدتي با همسرم به ايام راه پيمايي هاي ضد حكومتي او بر عليه شاه بر مي گرده .. تا جايي كه كار به طلاق كشي داشت كشيده مي شد كه با ريش سفيدي بزرگ تر ها خاتمه يافت . و قرار شد در منزل كسي بحث سياسي نكنه ..!  تا اين كه يك روز كه ماموريت رفته بودم قارقارك مون خراب شد و مجبور شدم شب همون جا بمونيم  .. در ميهمانسرا وقتي تلويزيون اخبار تظاهرات رو پخش مي كرد با تعجب ديدم همسرم در حالي كه دخترم بهاره رو در اغوش داره در صف آذري زبان ها در حال شعار دادن است !! ان ها هر از چند قدمي كه بر مي داشتند ، به اشاره ليدرشون پاهاي خود رو محكم به زمين مي كوبيدند و عليه شاه شعار مي دادند .. بقدري عصبي شده بودم كه دلم مي خواست شبانه پياده به سمت تهران بدوم و حق او رو كف دستش بگذارم !! خلاصه جنگ سختي در گرفت ولي به خاطر آينده دخترم كه زير دست نامادري بزرگ نشه ، به حرف بزرگ تر ها گوش داده و از خر شيطون پياده شدم .

 قضيه تامكت و آهن پاره ... !! 

خيلي من رو ببخشيد كه هي ناخود اگاه جاده خاكي مي روم .. !! خلاصه درست در روزگاري كه تازه انقلاب پيروز شده بود .. و هنوز دقيقآ جا نيفتاده بود . يه بحثي در محافل سياسي در گرفت كه خيلي من و همكارانم رو آتيش زد !! . قضيه از اين قراره كه بعضي از مسئولان تازه به قدرت رسيده در ملامت و دشمني با رژيم پهلوي ، خريد انبوهي هواپيماي اف - ۱۴ رو كاري عبث و بي فايده تشخيص داده و عملآ با ناميدن آهن پاره قصد انهدام آن ها رو داشتند .. تو همين فكر و خيال بودم و داشتم از غصه دق مي كردم كه خبر رسيد .. چه نشسته ايد .!!؟ مي گن بايد ارتش رو منحل كنند !! خب ما هم بقدري تو گوش مون خوانده بودند كه اگه از ارتش بيرون بياييد ، بيچاره و بدبخت شده و بايد گدايي كنيد ، كه فكر مي كرديم اگه ارتش رو منحل كنند ، واقعآ بيچاره خواهيم شد . شب ها از ناراحتي خواب و خوراك نداشتم . تا اين كه شنيدم حضرت امام ره با پيشنهاد انهدام تامكت ها و ارتش مخالفت فرموده و جلوي آن عده به ظاهر انقلابي در امده است .. البته بعد ها همون افرادي كه اف - ۱۴ رو آهن پاره مي ناميدند ، و خواهان انحلال ارتش بودند ، خود دست شون رو شده و از حيطه قدرت كنار گذاشته شدند ..  وارد مباحث سياسي نمي شوم  و كاري به اسامي آن گروهك ها ندارم ...

وضعيت تام كت ها بعد از انقلاب ...

همان گونه كه اشاره كردم آمريكايي هاي زيادي با عنوان مستشار نظامي در گردان هاي اف - ۱۴ ما حضور داشتند . و هنوز مدت زيادي از عملياتي شدن اين هواپيماها دز ارتش نگذشته بود . ضمن اين كه خود امريكايي ها هم براي تست توانمندي هاي اين هواپيما در شرايط آب و هوايي متفاوت برنامه هايي داشتند .. از طرفي موشك هاي فونيكسي كه روي  تامكت ها سوار مي شد ، خيلي گران قيمت و داراي كاربرد هاي متفاوتي بودند . و خيل عظيمي از مستشاران تنها در بخش موشك هاي فونيكس در حال تحقيق و مطالعه بودند .. روش كار ان ها به اين شكل بود .. وقتي تكنولوژي خاصي به ايران فروخته مي شد ، همزمان آموزش پرسنل ايراني در امريكا آغاز مي شد . و اين افراد در حقيقت اپراتور آن ابزار ، خواه هواپيما باشد يا موشك و تانك .. بودند .. انتقال دانش فني كه مهم ترين بخش قرارداد بين طرفين محسوب مي شد ، به ارامي و توآم با دريافت امتيازات ويژه صورت مي گرفت . مثلآ در بحث تامكت ها ، آزمايش توان نظامي موشك هاي فونيكس در همسايگي شوروي براشون خيلي اهميت داشت . به همين دليل آن ها كلي از كد ها و كليد هاي عملياتي رو نزد خود نگه داشته بودند .. كه با متشنج شدن اوضاع سياسي و متزلزل شدن ستون هاي قدرت كاخ شاهنشاهي ، به ويژه قتل يك آمريكايي در ماه هاي قبل از پيروزي انقلاب و سر سختي انقلابيون و عدم سازش آن ها با ابر قدرتي چون امريكا ، مستشاران رو به وحشت انداخته و با از كار انداختن موشك هاي فونيكس ، خيالشون از روس ها راحت شده و در اين شرايط ايران رو ترك كردند .. ! شايد هم در ان شرايط تعبير آهن پاره براي آن تكنولوژي ناقص حرف زياد بي ربطي نبوده باشد ... !!!

تلاش متخصصان با غيرت ايراني ...

 بدون اغراق يكي از كارهاي ارزشمند ايراني ها بعد از خروج امريكايي ها ، راه اندازي و عملياتي كردن موشك هاي فونيكس بود . فقط كافي است تجسم كنيد در شرايطي كه همه چيز به هم ريخته بود . اوج پاكسازي ها و اخراج پرسنل ارتشي آغاز شده بود .. عده اي از متخصصان با غيرت نيروي هوايي متشكل از همافران و افسران و درجه داران در آن شرايط سخت با تلاش شبانه روزي خود ، پيش از آغاز جنگ موشك ها رو به كار انداختند . اين افراد بدون اين كه شاهكار علمي ان ها در جايي عنوان شده يا تقدير درست و حسابي ازشون بشه در شرايط متشنج اون ايام واقعآ كاري كردند ، كارستان !! و تعجب جهان غرب و كارشناسان نظامي رو بر انگيختند . بله بار ديگر ايراني ها ثابت كردند كه در سايه اتحاد و غيرت ملي براي دفاع از ارزش هاي خود قادر به انجام سخت ترين كارهاي علمي هستند . بله دوستان باور اين مهم براي همه غير قابل باور بود .. ولي متخصصان ما با به دست آوردن كد ها و كليد هاي رمز موشك هاي فونيكس و حتي آزمايش موشك ها و تجهيزات جايگزين موشك هاي گران قيمت فوق ، سرنوشت جنگ رو به نفع ما تغير دادند .. شايد باورتون نشه حضور تامكت هاي نيروي هوايي جمهوري اسلامي چنان رعب و وحشتي در دل خلبانان عراقي ايجاد مي كرد كه آن ها جرآت دست درازي به منطقه اي كه اين عقابان در حال گشت و پاسداري بودند رو نداشتند ....

0g0t03p2qfmod27aoqd6.jpg

  آغاز جنگ و حماسه تامكت ها ...

با آغاز جنگ بين كشور ايران و عراق ، واقعآ نقش حساس و تاريخي اف - ۱۴ ها معلوم شد . آوازه مهارت خلبانان ايراني و توانمندي تامكت ها در دوختن شش هواپيما با يك موشك ، بقدري رعب و وحشت در ميان گردان هاي پروازي عراق ايجاد كرده بود كه هيچ خلبان عراقي قادر به رو در رويي با اين عقابان تيز پرواز نبود .. اين هواپيماها با پرواز در مناطق حساس و استراتژيك مثل جزيره خارك ، امنيت شريان نفتي رو تآمين مي كردند .. و عراقي ها با كمك اطلاعاتي كه آواكس هاي امريكايي در اختيارشون مي گذاشتند ، تنها در اوقاتي كه اين پرندگان در منطقه نبودند ، جرآت حضور مي يافتند .. !! البته نبايد نقش خطير و حساس گردان ۷۰۷ سوخت رسان رو در زمان جنگ ناديده گرفت .. اين هواپيماها با پرواز شبانه روزي خود در آسمان ايران ، گاهي در روز تا چهار مرتبه شكاري تامكت رو سوخت رساني مي كرد ! و آن ها حتي تا ده ساعت در روز به گشت و پاسداري از حريم ايران مي پرداختند .. ! البته از قديم گفته اند دست ، دست رو مي شويد و دست صورت رو !! اين ضرب المثل در باره بوئينگ هاي سوخت رسان و تامكت ها مصداق پيدا كرده بود .. به اين ترتيپ كه تانكر ها به اف - ۱۴ ها سوخت مي دادند .. و در همان حال هم تامكت ها امنيت پروازي بوئينگ ها رو تآمين مي كردند .. كافي است شما به عمليات هاي مهم نيروي هوايي توجه كنيد .. خواهيد ديد يك پاي عمليات ، تامكت و تانكر سوخت رسان بوده است . واقعآ اين هواپيما افتخاراتي رو آفريدند كه همه دنيا متعجب شدند ...

يك خاطره از شهيد بابايي

 همان طور كه مي دانيد با آغاز جنگ ، هواپيماهاي سي - ۱۳۰ كه نقش پشتيباني از جبهه هاي جنگ رو به عهده داشتند ، براي تآمين امنيت آن ها از آسيب و گزند حملات دشمن ، در پايگاه هاي گوناگوني پراكنده شده و از ان جا به ماموريت اعزام مي شدند .. در يك مقطعي از جنگ چند فروند هركولس به پايگاه اصفهان اعزام شده و از ان جا به ماموريت هاي مختلف اعزام مي شد . يادش بخير شهيد بابايي فرمانده پايگاه بود . اولين بار براي دريافت سهميه سيگار كوپني ، بچه ها من رو براي اين منظور جلو انداختند .. بماند كه در همان ديدار با شخصيت والاي او آشنا شدم . همون موقع پرسنل پايگاه از مهرباني فرمانده جديدشون تعريف مي كردند كه روزي يك درجه دار به نزد تيمسار رفته و از كوچكي خانه سازماني اش گله كرده بود .. تيمسار منزل سازماني اش رو تخليه كرده و در اختيار آن فرد گذاشته بود . در همين ماموريت بود كه با يكي از دوستان قديمي ام كه خلبان اف - ۱۴ بود رو در رو شدم .. شرايط طوري بود كه نمي توانستيم زماني رو براي صحبت كامل انتخاب كنيم .. زمان پرواز و استراحت هاي هر دوي ما متفاوت بود ..! فقط يادمه بعد از كلي پرسش و پاسخ در باره هواپيمايش ، از من خواست تا به داخل كابين تامكت نشسته و از نزديك ببينم ...! بعد از اين كه براي دقايقي داخل كابين نشستم ، در موقع پياده شدند نظرم رو جويا شد .. يادمه با خونسردي تمام بهش گفتم .. آخيش .. هواپيمايت بوي آمريكا رو مي ده ..!! دوستم كه ادم مكتبي بود ، بد جوري حالش گرفته شد ..!!

 ماموريتي به پايگاه تامكت ها ...

 اواخر جنگ بود كه براي ماموريت يك هفته اي به اصفهان رفتم . از شانس من چند روزي هواپيمايم مشكل پيدا كرده و من اغلب بي كار بودم .. و كاري جز مطالعه نداشتم . شب ها اغلب وضعيت قرمز بود و در نور شمع ايام رو مي گذراندم . تا اين كه يه روز تصميم گرفتم به گردان اف - ۱۴ رفته و سراغ همدوره هايم رو بگيرم .. مطمئن بودم بالاخره با يكي دو تاي آن ها برخورد خواهم كرد ... خوشبختانه دو نفر از همدوره هاي خودم ، و سه نفر از بچه هاي قديمي تر از خودم رو اون جا يافتم .. آن ها وقتي متوجه شدند كه من غريب و تنها در ميهمانسرا به سر مي برم ، با عمليات هماهنگ كرده و من رو با خودشون به مقر خودشون بردند .. همگي ان ها زن و بچه هاي خود رو به شهرستان ها فرستاده بودند و خود به صورت مجردي در كنار همديگر زندگي مي كردند ... خيلي جمع با صفايي بود . معمولآ در شبانه روز يكي دو نفر از ان ها به پرواز مي رفت .. و من با بقيه در خانه اي مجلل تر اوقات رو مي گذروندم . آن ها با انداختن فرش و قرار دادن يخچال و تلويزيون و پشتي مخصوصآ چراغ زنبوري ، تحمل شب رو آسان كرده بودند . البته با اويختن پرده اي كلفت مانع از خروج نور شده بودند .. باور كنيد خيلي به من خوش مي گذشت . خيلي زود با همه ان ها قاطي و خودموني شدم ..!  كارمون شده بود تعريف خاطرات از جنگ .. دقيقآ مثل شكارچي ها كه به هم مي رسند ، از شكار هاي خود مي گويند ..!! بقدري بچه ها خوش برخورد بودند و بقدري داراي روحيه بالايي بودند كه انگار نه انگار ساعاتي ديگه به نبرد هوايي با ميگ و ميراژ هاي عراقي خواهند رفت ....

در جمع خلبانان تامكت ....  

 راستش رو بخواهيد يكي دو شب اول بيشتر در مورد توانايي هاي فني هواپيماي اف - ۱۴ صحبت مي كرديم .. و بيشتر من پرسش گر بودم .. در ادامه بحث بر توانايي شكاري هاي كشور هاي ديگه و نحوه زندگي ان ها مي گذشت . قصد داشتم در همين پست يكي دو پاراگراف رو به مشخصات فني تامكت اختصاص دهم .. ولي فكر كردم كه در اغلب سايت هاي ايراني اين اطلاعات موجود است . و جذابيتي براي شما دوستان نخواهد داشت .. لذا تصميم دارم به عنوان حسن ختام اين پست ، به يكي از خاطراتي كه عقابان تيز پرواز با آن مواجه بوده و برايم تعريف كردند رو تقديم شما دوستان كنم . البته همان گونه كه مستحضر هستيد در حال حاضر اين هواپيماها در كشور آْمريكا از رده خارج شده اند و حتي من شنيده ام براي اين كه از طريق دلالان بين المللي به دست متخصصان ايراني نيفته ، بخش اعظم آن رو منهدم كرده اند ..!! ولي باور كنيد ايراني ها با هوشياري خود حتي با اسكلت خالي اين هواپيما هم قادرند به مقابله با دشمنان اين مرز و بوم برخيزند .. ما توانايي و قدرت خودمون رو نبايد دست كم بگيريم و دشمن هم از همين انسجام ما مي ترسد ..

ترحم به خلبان ميگ عراقي ... !!

در همون ايامي كه اصفهان بودم ، دو تا از دوستانم صبح زود براي ماموريت گشت هوايي جمع ما رو ترك كردند .. بماند كه شب قبل از ماموريت چقدر سر به سر آن ها گذاشتم .. غروب بود كه هر دو به سلامت برگشتند .. طبق معمول همه دور ان دو جمع شده و خواستيم جريان نبرد رو تعريف كنند . اولش اكراه داشتند .. خلاصه به حرف امده و ماجرا رو چنين تعريف كردند .. چند ساعت در آسمان گشت زديم .. و بعد از سوختگيري از ۷۰۷ همچنان بر روي مناطق از پيش تعريف شده مي چرخيديم .. هيچ خبري از حضور هواپيماهاي عراقي نبود .. طبق برنامه و هماهنگي با عمليات در حال برگشتن بوديم كه ناگهان دو فروند ميك عراقي رو ديديم كه پشت سر هم در حال پرواز به سوي ايران هستند .. !! سريع دور موتور رو افزايش داده و به بالاي سر آن ها قرار گرفتيم .. خلبانان ميگ غرق افكار خود بودند و اصلآ توجهي به اطراف نداشتند .. !! البته ما هم در ارتفاع بالاتر آن ها رو در رادار خود داشتيم .. با احتياط بر روي هواپيماي عقبي قفل كرده و با اولين شليك ، در يك چشم به هم زدن پودر شد ... بلافاصله خود رو براي شليك به دومي آماده كرديم .. با كمال تعجب ديديم كه طرف هنوز متوجه نشده است كه چه بلايي سر پشت سري آمده است !! در حالي كه قصد شليك به او رو داشتيم .. در يك لحظه انگار متوجه شده بود كه چه اتفاقي افتاده است !! كه ناگهان مثل يك گلوله سنگ به سمت زمين شيرجه رفت .. !! بقدري با مهارت و سريع با شيب تند اين عمل رو انجام داد ، كه هر دوي ما براي لحظاتي غرق تماشاي مهارت خلبان ميگ عراقي شديم ... از نظر علم پرواز ، او كار بسيار سخت و توآم با تحمل فشار منفي فراواني رو انجام داده بود .. اگر چه سيستم موشكي ما روي او قفل بود و در هر شرايطي كه بود منهدم مي شد .. اما نمي دونم چرا مبهوت مهارت او شده و خطاب به همكارم گفتم .. علي جان موافقي بي خيال اين بابا بشيم !!؟‌ و علي هم كه انگار منتظر اين پيشنهاد بود ، سريع موافقت خودش رو اعلام كرد ..

 هواپيما با مهارت خلبان اش در نزديكي زمين ، با مانوري حيرت انگيز و از روي ترس و وحشت با چنان سرعتي به سوي عراق مي گريخت كه ما خنده مون گرفته بود ... در حالي كه از بالا براي او دست تكان مي داديم ... گفتيم برو ... آفرين به اين چالاكي .. آفرين به اين مهارت ... در ادامه علي گفت .. بچه ها مهدي در همان حال با دستش احترام نظامي گذاشته  و با غرور گفت .. برو عزيزم .. تو  در امان هستي ..! در موقع برگشت كلي از ژست هايي كه گرفته بوديم مي خنديديم ... اون شب تا دير وقت بحث تاكتيكي ميگ عراقي بود .. جالب اين كه همه دوستان اين عمل خلبان ايراني رو ستودند .. به عبارتي خلبان عراقي جان اش رو مديون مهارت پروازي اش شده بود ... خلاصه در مدتي كه ميهمان آن جمع صميمي بودم ، به ايراني بودن خودم افتخار كردم .. البته آن ها هم سوالاتي براي دلخوشي من از وضعيت قارقارك ها مي پرسيدند ... ولي اين كجا و ان كجا .. الان مدت ها از جنگ گذشته است .. نمي دانم دوستان ام كجا هستند .. دوستان عزيزي كه حماسه مي آفريدند .. هر جا هستند خدا پشت و پناه آنان باشد ...

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت يك بامداد هفتم آذر ماه ۱۳۸۷ پايان يافت .

    ایام به كام   

4z5emr3dvam9vqv83k19.jpg
ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpg
 
به درخواست خوانندگان محترمي كه گله فرموده بودند اين سايت فهرست مطالب گذشته ندارد ، اين مهم به همت يكي از خوانندگان خوب و پسر عزيزم امير محمود بازيار انجام گرفت .. همچنين بخش قديمي " مطالب گذشته " به انضمام كالبد شكافي سانحه هواپيماي سي - ۱۳۰ كه در شهرك توحيد به وقوع پيوست به اين صفحه انتقال يافت . براي مشاهده اينجا رو كليك كنيد .
 
6mfmukopgefyux613u8m.jpg 
زير نظر : عليرضا صادقي  

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس مطالبي متنوع و جذاب به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد. 

Britain Battle:(PART I):

BACKGROUND:
After the unexpected and unthinkably rapid falls, first of Poland, then France, Britain stood alone against the apparently unstoppable German war machine. Invasion seemed imminent.
In fact, plans for a German invasion, named Operation Sea Lion, were in the works. The key to this plan was the establishment of German air superiority over southern England and the English Channel. That task fell to Goering and his Luftwaffe. What ensued would be the world's first strategic bombing campaign and the world's first battle entirely decided in the air, the Battle of Britain. While the Luftwaffe had in excess of 2,000 combat ready aircraft (as opposed to the 675 in British inventory) from France to Norway that could strike England, this would be the first time they would be used in a non support manner. In other words, up to this point the German Air Forces had played a support role to the German Ground forces. German planes were designed for short distance tactical strikes and local air superiority. They lacked strategic heavy bombers. More importantly, they lacked quality fighters with the fuel endurance to act as escorts to the bombers they did have (NOTE: the yellow area in the maps is the area that could be reached by German fighters). In regards to the British, they were out numbered and were facing a much more experienced, better equipped fighting force. They did, however, have a few important factors on their side. First, and most importantly, Britain had a very well developed Radar system and coordination method that allowed for early warning and attack of incoming German forces. Secondly, they were fighting over friendly territory. If a German was shot down, if he survived, he was captured and lost to his side. In the case of the British, a downed pilot could be up the next day and in some cases later even that same day. Third, the British were joined by a group of over 140 excellently trained Polish Air Force veterans of the September 1939 campaign. Initially, on account of their scanty English and because they represented an unknown quantity, the British command was reluctant to use their skills. In time, however, that changed and the Polish pilots contributed significantly to the British victory, downing over 200 of the 1100 planes the Luftwaffe lost during the battle...........(End Of Part I)....

Source:http://info-poland.buffalo.edu/britain/airbattle.html   BY:Alireza Sadeghi

PicbaranPicbaran

نبرد بریتانیا:(قسمت اول):

تاریخچه:

پس از سقوط سریع و غیر قابل پیش بینی و باورنکردنی لهستان و فرانسه- بریتانیا به تنهایی در مقابل ماشین جنگی بظاهر غیر قابل توقف آلمان قرار گرفت.بنظر میرسید که تهاجم قریب الوقوع می باشد.در واقع آلمان در حال طرحریزی تهاجمی به نام عملیات "شیر دریا" بود.مهمترین هدف این عملیات برقراری برتری هوایی بر فراز جنوب بریتانیا و کانال انگلیس بود.این وظیفه به "گورینگ"(فرمانده نیروی هوایی آلمان نازی) و نیروی هوایی واگذار شد.آنچه پس از این اتفاق افتاد اولین نبرد بمباران استراتزیک هوایی در جهان و اولین نبردی بود که نتیجه آن کاملا در هوا تعیین میگردید.- "نبرد بریتانیا".در حالیکه لوفت وافه بیش از 2000 جنگنده آماده (در برابر 675 جنگنده بریتانیا) از فرانسه تا نروژ جهت حمله به بریتانیا در اختیار داشت این نخستین بار بود که در یک نقش غیر پشتیبانی ظاهر میشد.بعبارت دیگر تا این لحظه نیروی هوایی آلمان در نقش پشتیبان نیروی زمینی عمل میکرد.هواپیماهای آلمانی برای حملات تاکتیکی در مسافتهای کوتاه و برتری هوایی محلی طراحی شده بودند .آلمان فاقد بمب افکنهای سنگین استراتژیک بود.مهمتر از آن فاقد جنگنده هایی بودند که از لحاظ میزان سوخت قادر به اسکورت بمب افکنها باشند.(ناحیه زرد روی نقشه محلی است که هواپیماهای آلمان قادر برسیدن به این ناحیه بودند)در مقابل- بریتانیاییها تجربیات زیادی در مواجه شدن با چنین مواردی در اختیار داشتند و نیروی رزمی آنها مجهز به تجهیزات بهتری بود.همچنین آنها عوامل مهمتری را نیز در طرف خود در اختیار داشتند.اول و مهمتر از هر چیز اینکه بریتانیا دارای یک سیستم راداری پیشرفته بهمراه روشهای هماهنگ کننده ای بود که به آن توانایی هشدار زودهنگام و حمله به جنگنده های متجاوز آلمانی میداد.دوم اینکه بریتانیاییها بر فراز سرزمین خودی می جنگیدند.اگر یک آلمانی سرنگون میشد در صورت نجات پیدا کردن اسیر میشد و از طرف خود جدا میشد.در مقابل در صورت وقوع چنین اتفاقی برای طرف بریتانیایی خلبان سقوط کرده میتوانست روز بعد و یا حتی همان روز بکار خود برگردد.سوم اینکه یک گروه 140 نفره از بهترین خلبانان کهنه کار آموزش دیده نیروی هوایی لهستان از نبرد سپتامبر 1939 به بریتانیاییها پیوسته بودند.بطور ذاتی نیز بریتانیاییها اطلاعات کمی از تعداد و سایر مسایل خود را ارایه میدادند و فرماندهی بریتانیایی مایل به استفاده ازهمه تواناییهای خود نبود.پس از مدتی قضیه تغییر کرد و خلبانان لهستانی بطور چشمگیری در پیروزی بریتانیاییها دخیل شدند بطوریکه 200 فروند از 1100 هواپیمای لوفت وافه که در این نبرد سرنگون شدند کار آنها بود....پایان بخش اول.....


Source:http://info-poland.buffalo.edu/britain/airbattle.htmlگردآوری وترجمه:علیرضا صادقی 


مطالب شما

معجزه رسانه 

از خلبان شكاري محسن كريمي

 مقدمه :‌

چندي پيش يكي از خوانندگان گرامي بنام " جعفر مصطفوي " در بخش نظرات نوشت ..  در زمان جنگ من افسر پدافند بودم . در ايامي كه در خط مقدم جبهه مشغول خدمت بودم ، افسر خلبان جواني به نام " محسن كريمي " براي ماموريت  وارد منطقه ما شد . خب طبيعي است ما خيلي سر به سر ميهمان تازه وارد مي گذاشتيم .. و در نهايت دوستي عميقي بين ما به وجود امد .. روز آخر انگشتر گرانقيمت او رو به زور و به رسم يادگاري از دستش خارج كردم .. اكنون بعد از سال ها  در بيمارستان بستري هستم .. خيلي دلم مي خواهد اين خلبان رو پيدا كرده و حلال بودي بطلبم ... آيا شما نشاني از اين خلبان بزرگوار داري .. ؟ يادم نيست چي براي ان افسر شجاع نوشتم .. ولي خوب يادمه از ته دل دعا كردم تا اين رزمنده نازنين به ارزوي خويش برسد ... چند ماه بعد اين كامنت رو از همان خلبان دريافت كردم .. كه بدون كوچك نرين تغيري منتشر مي كنم ....

سلام حضور جناب مدرسی مطالبی ارزشمند و جالبی را در سایت قرار داده اید راستشو بخواهید اینترنت خیلی فاصله ها رو کوتاه کرده و نگرش پیرامونی ما رو نسبت به اطراف خودمان را بکل تغییر داده است راستشو بخواهید بنده افتخار خدمت به مردم عزیز کشور عزیزمان ایران را در کسوت خلبان شکاری در پایگاه ای مختلفی را داشته ام درست است که الان در ایران نیستم و از ایران دورم ولی اینها دلیل نمی شود که به کشور خودم عشق نداشته باشم. راستش رو بخواهید این قضیه را که برای شما تعریف می کنم شاید بنظر خیلی از دوستان غیر قابل باور بنظر بیاید ولی خود من هم نیز باورم نمی شد. داستان از این قرار است یک روز از مرکز فرماندهی پایگاه به من خبر دادند برای شناسایی مواضع دشمن سری به خط مقدم بزنم فردای آن روز بنده به اتفاق یکی از همکاران عازم مناطق جنگی شدیم در خط مقدم بنده با جناب سروان جعفر مصطفوی که از رزمندگان لشکر 16 زرهی بودند آشنا شدم انسان والا و بسیار نترسی بودند که گاهی نترس بودن ایشان بقدری بود که ما را کلافه می کرد هر کاری که اراده می کرد انجام می داد یادم است در یکی از عملیات ها به تنهایی 8 تانک دشمن را نابود کرد طوری که بعثیون به او لقب گرگ وحشی را داده بودند و هر جا که بعثیون می فهمیدند که ایشان و واحد زرهی ایشان در منطقه حضور دارد لرزه بر اندام آنها می افتاد. چند روز پیش که همراه همسرم که برای تعطیلات عازم هاوایی بودم در هواپیما خواب ایشان را دیدم که با لباس رزم و همان چهره مهربان و مصمم خود از من حلالیت می طلبید تعجب کردم و در خواب از ایشان پرسیدم برای چه حلالیت می طلبی .... و در همین حال بود که از خواب پریدم این فکر چنان آزارم می داد که شب و روز نداشتم با خیلی جاها در ایران تماس گرفتم ولی خبری از ایشان نتوانستم کسب کنم ولی مصمم بودم تا هر جور که شده خبری از ایشان کسب کنم در اینترنت به دنبال اسم ایشان شاید باور نکنید حدود 10 هزار سایت را مرور کردم تا به سایت شما و یک کامنت بر خوردم اول خواستم صفحه را ببندم که ناگهان چشمم به واژه چیفتن در کامنت افتاد و مطلب را خواندم که ناگهان اشک در چشمهایم حلقه زد و حدود دو سه ساعت گریه کردم آری این همانی بود که من دنبال او می گشتم ولی از آنچه می خواندم ناراحت بودم که چگونه یک دلاور به خاطر یک انگشتری ناقابل اینقدر نگران است از زخمی شدن ایشان خیلی ناراحت شدم و برای یک لحظه بچه های با صفای جبهه را به یاد آوردم که چگونه تا آخرین قطره خون مقاومت می کردند و در برابر دشمن تسلیم نمی شدند. یادم می آید هنگامی که در خط و برای گزارش مواضع دشمن حضور داشتم عدهای خبرنگار خارجی برای تهیه گزارش به خط آمده بودند و در حال بازدید از مواضع خودی بودند که نگاهشان به جعفر افتاد مردی بلند قد و چهار شانه که برای مصاحبه بهترین گزینه بنظر می رسید وقتی خبرنگاران از او در مورد جنگ پرسیدند با صلابت پاسخ داد من یک ارتشی ام وظیفه من مقاومت است در برابر کسانی که چشم بد به خاک و ناموس این خاک و بوم دارند و کشته شدن در راه وطن وظیفه من است و تاجایی که بتوانم می کشم تا سیلی عرب نادان بر گوش دختر و پسر ایرانی سنگینی نکند تا آخرین قطرات خون من متعلق به پیرمردان و پیرزنان ایرانی است . این سخن ایشان را هرگز فراموش نکرده و نمی کنم راستی بنده خدا خیلی انسان شوخ و با حالی بودند از کسالت ایشان واقعا" ناراحت شدم خدا شفایشان دهد جعفر جان بنده کی باشم که حلال کنم یا نکنم فدای یه تار موت آنهایی باید نگران باشند که مال یتیم می خورند و کرور کرور مال مردم را به جیب می زنند. جناب مدرسی غرض از نوشتن این کامنت این بود که حیفم اومد از شما تشکر نکم که با سایت زیبای خودتون خاطره ای شیرین را زنده کردید و باعث رفع دل نگرانی یک دلاور شدید خود شما هم در موقعیت های جنگی مطمئنا با یاد این نکته آرام می شدید که جان هزاران هزار از امثال ما فدای ایران زنده باد ایران و زند باد یا قهرمانان این مرز و بوم که با خون خود ضامن خوشبختی میلیون ها ایرانی شدند . جناب مدرسی از قلم شیوای شما مرا تحت تاثیر قرار داد همکار عزیز در پناه ایزد منان موفق و کامروا باشید.

محسن کریمی


بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

 ای میل مدیر تبلیغات am_bazyar@yhoo.co.uk 

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

1ماهه :  سايت ۵۰۰۰۰  تومان  / وبلاگ ۱۵۰۰۰  تومان 
 براي هر پست  : سايت ۱۵۰۰۰ تومان  / وبلاگ ۵۰۰۰ تومان

طراحي تبايغات  : ثابت ۵۰۰۰ تومان / متحرك ۱۰۰۰۰ تومان

9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .  


توجه

شما هم می توانید به جمع همکاران این سایت بپیوندید . از دوستان عزیز خواهش می کنم مطالب جالب و خواندنی خود رو به طور خلاصه به آدرس ای میل بنده ارسال فرموده تا به نام ان ها در بخشی مستقل به صورت زیر نویس در وبلاگ و سایت منتشر شود . مطالب ترجیحآ در موضوعات پرواز و مسایل مربوط به ان باشد . ضمن این که به دلیل محدویت فضا در بلاگفا ، خواهش مي كنم به طور خلاصه ارسال شود . اولويت با مطالب جالب و خواندني است .

behrouz .journalist @gmail.com


 شايعه نقش فرح پهلوي

در مرگ بازماندگان سانحه دوشان تپه

كالبد شكافي سانحه هواپيماي تيمسار آروندي  


 

- تعداد بازديد
  • 6724
  • مرتبه

    نظرات

    عمو جونم
    سلام
    فکر کنم این بار بلاخره بعد یک سال من نفر اول باشم!!!
    در مورد بخش ادبیات پرواز طبق صلاحدید عموی عزیزم عمل میکنم و ازشون ممنونم بابت راهنماییشون
    در ضمن خیلی شرمنده ام که پیام بامداد عزیز رو ندیدم. خیلی تعبیر جالبی بود این تعبیر روح!! ازشون خیلی خیلی ممنونم
    راستی عمو جونم این روحی که فرمودید طفلک اصلا وقت این کارهارو (حذف کامنت و اینا!!!)نداره!!! نصف زندگیش توی پروازه نصفش هم توی خوابه بعد پرواز!!!!
    پاسخ
    دخترم خوشحالم كه بالاخره افتخار همكاري دادي
    در مورد روح بايد عرض كنم ... تو هنوز روح هاي عاشق رو نشناختي ... و نمي دوني چه قدرتي در راه اثبات عشق دارند ..
    روح عاشق قادره همه چيز رو تغير بده ... بعضي از اين روح ها در عالم خيال اين گونه قهرمان هستند ... بعضي ها هم واقعآ توانايي اثبات سخت ترين كار ها رو دارند ... تو رو خدا قدرت عشق رو دست كم نگير .. من واقعآ به قدرت و معجزه عشق واقفم
    البته روح تو چه در پرواز و چه در بعد از پرواز در فكر تو سير مي كنه ... اين رو من مطمئن هستم
    مواظب خودت باش

    سلام عمو جون .
    توی پست قبلی یادتون رفت سوال بنده حقیر رو جواب بدید. میشه اینجا جواب بدید.
    1-من میخواهی یه وبلاگ رو واسه خودم دست و پا کنم. میشه بگید اسمش رو چه جوری انتخاب کنم؟
    ارادتمند شما نوید-چ
    پاسخ
    واي شرمنده .. نويد جان
    راست مي گي يادم رفت .. آخه من شما رو از خود مي دونم ... و اينه كه يادم مي ره ..!! اما بايد عرض كنم .. اسم معمولآ بايد گوياي نوع كاري كه مي كني باشه .. مثلآ اگه در مورد شعر و موسيقي است .. نامي كه انتخاب مي كني بايد آن را برساند .. اگر خاطره است .. يك نام ديگه اي بايد انتخاب كني .. اي كاش به من مي گفتي در مورد چي است ؟ اگه در باره اطلاعات عمومي است .. باز نام فرق مي كنه
    اگه موضوع وبلاگ و مطالبي كه قراره بنويسي رو بگي ... شايد بهتر بتونم كمك ات كنم

    با سلام ...
    با تشکر از مطلب جذاب شما ...
    بخش هاي جانبي و فرعي اين سايت هرکدام جذابيت ويژه خود و همچنين طرفداران ويژه خود را دارند ...
    حيف است نيمه کاره تعطيل شوند ...
    بخش مطالب خوانندگان نيز بسيار جالب است ...مگر دنياي آسمان و آسمانيان مطلب بد و بي اهميت هم مي تواند داشته باشد ؟
    راستي قرار بود آموزش خلباني هم در اين سايت داشته باشيم و ماهها پيش چند قسمت هم انجام شد شايد حالا لازم باشه دوستان و استادان پرواز يه همتي کنند و در هر مطلب جديد يک درس کوچک رو براي دوستان ارائه کنند و همه مي دونند اجر معنوي و اخروي آموزش در اسلام چقدر عظيم است ...
    دعاگوي شما استاد عزيز و همه دوستان ...
    رضا از کرج ...
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. خوبي پسرم ؟
    واقعآ خوشحالم كه نظر شما مثبت است .. حق با شماست .. من سعي كردم هر سليقه اي را راضي كنم .. مطلب آقاي كريمي را كه مي خواندم ، نمي توانستم جلوي اشگ هايم رو بگيرم .. در مورد اموزش هم بايد دوستان همت كنند .. من در خدمت هستم ...
    براي شما دوست بزرگوارم آرزوي موفقيت دارم
    خدا يار و نگهدارت باشد

    بسیار از شما ممنونم
    پاسخ
    خواهش مي كنم

    بنام خداوند خالق زيبائيها

    استاد عزيزم سلام
    چه عجب بالاخره بعد از چند روز چشمون به مطلب جديد روشن شد، آخه استاد عزيز معلومه كجائيد ؟ حداقل شماره منزل رو به من بدهيد تا با منزل تماس بگيرم گوشي شما كه هميشه ميگه خاموشم زنگ نزن.آخه اين درسته من رو تو حسرت شنيدن صداي خود اينجوري ناراحت كنيد؟
    خوب بگذريم مطلب بسيار جذابي رو نوشتين ، آخه من عاشق تام كت هستم و قرار بود يكروزي با آن پروازكنم ولي به خاطر مادرم از دانشكده افسري نيروي هوايي انصراف دادم ،خوب تقدير ما هم اينجوري شد كه خلبان نشويم . اما در مورد هواپيماي تام كت يا همون اف 14 خودمون اطلاعاتي رو براي خوانندگان عزيز درج مي كنم :
    بايد به آگاهي دوستان برسونم كه اين شكاري-رهگير دراري دوموتور توروجت تي -اف-30 -پي-دبليو 414 با رانش 93کیلونیوتون بوده كه سرعتي در حدود 2400 كيوتر در ساعت را به آن مي دهد همچنين اين شكاري داراي قويترين رادار هوابرد دنيا است كه تا كنون هيچ قدرت ديگري در دنيا نتوانسته است مانند آن بسازد حتي روسها نيز با ساخت ميگ 31 كه قدرتي همانند تام كت دارد نيز به مانند اف 14 را بوجود بي‌آورد ، رادار تام كت با كد اي-دبليو-جي 9 مي تواند 24 هدف راكه در ارتفاع‌هاي مختلف از لحاظ سقف پروازي در حال پروازند را از فاصله 240 كيلومتر رهگيري كند و از فاصله9 تا 160 با موشكهاي فونيكس،اسپارو و سايدويندر خود نابود كند ،همچنين اين جنگنده قادر است در حالت فول لود تعداد چهار عدد فونيكس در دالان بين دو موتور در زير بدنده، دو موشك اسپارو در ريل هاي رو بال و دو عدد سايدويندر را نيز در كنا آنها حمل كند
    موشكهاي گربه نر ايراني :
    موشك فونيكس : با كد آ-آي-ام 54 آ موشكي دوربرد با مورتور رمجت و سرعت بيشنه 5000 كيلوتر در ساعت است كه در دوحالت شليك كن فراموش كن يا فعال راداري و حالت شليك نيمه فعال راداري در تام كت مورداستفاده قرار مي گيرد اين موشك تنها براي اين جنگنده ساخته شده و كشور عزيز ما ايران در حدود 240 تير به علاوه ده تير موشك مشقي يا آزمايشي از ايلات متحده دريافت نمود كه هم اكنون نيز بر پايه همين موشك متخصصان داخلي و غيورمردان نيروي هوايي با كمك مهندسي معكوس نوع آ-آي -ام 54 سي اين موشك را در تيراژ كم در دست ساخت دارند.
    موشک اسپارو : با كد آ-اي-ام 7 یک موشک هوا به هوا ، هدایت شونده به وسیله رادار و دارای کلاهکی با
    قدرت انفجاری بالاست. این موشک چند منظوره قابلیت عمل در همه شرایط و همه ارتفاعات را دارد و میتواند از هر جهتی به هواپیما و موشک های با عملکرد بالا حمله کند. سری موشک های اسپارو هوا به هوا ، نیمه فعال و بدون موتور همراه است که به صورت ریلی و پرشی پرتاب می شود.هواپیمایی که این موشک از آن شلیک می شود بایستی همواره هدف را به وسیله رادار در تصویر داشته باشد
    و این نیازمند آن است که هواپیما پروازی مستقیم و بدون لغزش داشته باشد. این نکته از محدودیت های موشکهای اسپارو محسوب می شود.
    موشک اسپارو هنگام پرواز به وسیله چهار بال متحرک دلتا شکل کنترل می شود. نیروی رانش موشک نیز از یک موتور سوخت جامد فراهم می شود. یک فیوز فعال فرکانس رادیویی ، زمانی که موشک در محدوده برد کشنده هدف قرار دارد ، کلاهک را منفجر می کند.

    موشک هوا به هوای سايدويندر : با كد آ-آي-ام 9 .اين موشک با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است .این موشک دارای بدنه ای استوانه ای شکل است دارای بال های تثبیت کننده غلتان و همچنین دارای 2 بالچه جداشدنی است که مسئولیت کنترل سطح را بر عهده داشته و همچنین باعث افزایش مانورپذیری موشک می شود.این بالچه ها به حالتی عمود بر بال های عقب و پشت دماغه آن قرار می گیرند. اجزای اصلی موشک عبارتند از : هدایت گر مادون قرمز ، هدف یاب نوری فعال ، کلاهک انفجاری و موتور موشک.سیستم هدایت مادون قرمز موشک را قادر می سازد تا اگزوز موتور هواپیما را مورد هدف قرار دهد. این سیستم از سایر سیستم های هدایتی ارزان تر است و می توان آن را در روز یا شب و یا در حالت های جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد. این سیستم همچنین شرایطی برای خلبان ایجاد می کند تا موشک را شلیک کند و از منطقه خارج شود ویا حات تدافعی – فرار به خود بگیرد در حالی که موشک خود را به سمت هدف هدایت می کند. این موشک دارای 11 گونه است در طی فرایند تکمیل آن ساخته شده اند و سعی شده در هر گونه نواقص موارد قبلی رفع شود.در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند ميگ 25 آر-اف يا شناساوي (به وسیله اف-5 اي و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی آر-73 و موشک چینی پي-ال 7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.

    و آخرين سلاح تام كت مسلسل مرگبار شش لول(چرخان) ام-61 ولكان مي باشد كه برترين و با افتخار ترين مسلسل هوابرد دنيا مي باشد كه بر روي اين جنگنده نصب شده اين مسلسل بر روي جنگنده اف 4 نيز نصب مي باشد كه در جنگ ايران و عراق افتخارات ثبن شده زيادي بدست آورده است .


    ارادتمند - علي كدخدايي
    پاسخ
    پسر عزيزم جناب كدخدايي نازنين
    خيلي خوشحالم كه نفس گرم شما با دست خط زيبايت رو مي بينم
    علي جان موبايل من قطع شده بود .. اما حالا از لحظه اي كه بيدار مي شوم تا لحظه خواب روشن است ... زنگ زدي شماره منزل رو هم تقديم مي كنم .. من فكر كردم داري ... معذرت مي خواهم
    اما اين كه مدتي نبودم .. در لحظه انتشار مطلب قبلي در كامنتي توضيح دادم تا دوشنبه تهران نيستم .. اخه دامادم مسافرت خارج از كشور رفته بود .. دخترم تنها بود .. و من و همسرم براي نگهداري وروجك ها رفته بوديم ... باور كن وقتي من با نوه هستم ، گذشت زمان را احساس نمي كنم ... وگر نه من دو روز از زمان پست جديد بگذره ، ديوانه مي شوم .. ولي سعي مي كنم ديگه اگه خدا بخواهد مرنب آپ كنم ..
    مخصوصآ با آمدن دختر همكارم خانم سعيده جان به كمك من ، كار ها بهتر خواهد شد ..
    علي جان شاد كردن دل مادر از خلباني بهتر است ..
    قسمت و مشيت الهي اين بود كه انصراف بدهي
    پسرم .. در مورد اطلاعاتي كه دادي .. دستت درد نكنه .. اگه مطلب را خوانده باشي .. من هم قصد داشتم چنين اطلاعاتي رو در اختيار دوستان بگذارم .. اما راستش ديدم خيلي جا ها نوشته شده است .. و قصدم اين بود در همين بخش بنويسم كه شما كار من را راحت كردي
    از شما ممنونم
    خدا پشت و پناهت باد

    سلام
    كه هروقت به صحبت خلبلان اصفهاني تامكت باشمادرمورد به درك رفتن ميگها در پست مربوط به پرواز خطرناك فكر مي كنم احساس غرور دارم واشك توي چشمم جمع ميشه در اين مواقع به ياد پدر خودم مي افتم . ممنون از پست تامكت كه نوشتيد . من ماههاست وبلاگتون رو مي خونم ولي فرصت كامنت گذاشتن نداشتم . ببخشيد
    پاسخ
    وحيد عزيزم ... باور مي كني من به همين خاطرات زنده هستم ؟
    اگه اين ها رو از من بگيرند ، دق خواهم كرد ؟
    بار ها شده خودم رو در اون لحظات حس مي كنم .. شايد باورت نشه .. تمام جزئيات پرواز جلوي نظرم است .. گاهي در خواب احساس مي كنم دارم پرواز مي كنم .. و در اين حالت با افتادن در توده ابر سي بي ، ناگهان از خواب مي پرم .. براي لحظاتي دعا مي كنم اي كاش خواب باشه ... نكنه واقعيت باشه و هواپيما داغون بشه .. خيلي برام از اين اتفاقات مي افتد
    اميدوارم پدر شما زنده و سالم باشد
    از آشنايي با شما خيلي خوشحال شدم

    مطلبتون مثل همیشه عالی بود.در مورد مستشاران امریکایی در ایران. پدرم تعریف می کرد در زما ن اموزشی وقتی می خواستند با وسیله ی نقلیه ی که در اختیارشون قرار داده بودند که به خوابگاهشون مراجعه کنند چند نفر از امریکایی ها هم بودند وقتی خواستن سوار بشن فرمانده ایرانی .پدر م رو کنار می زنه جلوی امریکاییها و از اونها می خواد که اول انها سوار بشن . این خاطره هیچ وقت از ذهنش پاک نمی شه.در مورد انهدام تامکت ها بله حدوداا 3 یا 4 سال پیش این کار رو انجام دادن.البته من از یکی از خلبانهای ایرانی که در امریکا زندگی می کنند شنیده بودم ه از اف-4 اف-5 اف-14 برای تمرین هدف گیری هواپیماهای پیشرفته شون استفاده می کنند البته نمی دونم این موضوع برای چه تاریخی. ودیگه اینکه مطلب سوم روهم براتون بفرستم یانه.
    پاسخ
    سعيده جان عزيزم .. خوبي دخترم ؟
    ممنون از خاطره اي كه تعريف كردي ..
    راستي سعيده جان ... من همين الان با چه ترفندي مطلب دوم شما رو پيدا كردم .. مي دوني اشكال در كجاست ؟ شما همه رو در يك ميل مي فرستي و مي رود اون زير ها گم مي شود !! من همه ميل هاي شما رو باز كردم و با تعجب ديدم مطلب دوم اون جاست !! خيلي عالي بود .. فقط دخترم عكس هم اگه بتوني پيدا كني ، بهتر مي تونم كار كنم
    مي خواستم الان برات اس ام اس بفرستم و اين موضوع رو بگم .. كه ديدم كامنت گذاشتي
    در باره تاخير در ارسال اصلآ فكر نكن .. حتي اگه دو خط مثل همين خاطره پدرت از امريكايي ها به من بگي ، من آن را به يك مطلب تبديل خواهم كرد
    آخه هنر من هم اين است كه يك خط نوشته رو به پانزد خط تبديل كنم و كسي هم رنجيده نشه و تازه خوششون هم بياد .. !! شوخي كردم
    ولي من دوست ندارم نگران باشي .. خدا خودش كمك مون مي كنه ..
    ممنون از تو عزيزم

    با سلام خدمت کاپیتان مدرسی عزیز
    و با تشکر از شما.مطلب جدید خیلی جالب بود.در پست قبلی خانم دامون در کامنت خود نوشته بودند که من(نوید) بخش ادبیات پرواز را نپسندیده ام و نظرم نسبت به ادامه آن منفی است ولی من در کامنت دوم پست قبلی نظر مثبت خود را با ادامه فعالیت بخش ادبیات پرواز اعلام کرده و از زحمات ایشان که با آماده کردن این بخش به زیبایی و جذابیت مطالب این وبسایت افزوده می شود تشکر کرده بودم.و اکنون دوباره از زحمات ایشان و شما و جناب صادقی و دیگر همکارانتان در این وبسایت تشکر می کنم.
    با سپاس فراوان
    پاسخ
    قربون پسر عزيز و نازنينم بشم
    نويد جان خوبي ... منظور دامون عزيز قطعآ نويد هاي ديگري بوده است .. شما به خودت نگير
    باور كن من وقتي كامنت شما پسر جوانم رو مي بينم ، خيلي خوشحال مي شوم .. به خاطر جسارت و تلاشي كه مي كني
    هميشه به شما جوان هاي عزيز افتخار كرده ام
    و خوشحالم كه دوستان با وفايي چون شما دارم
    عزيزم هميشه تندرست و با نشاط باشي
    يا حق

    کپتن مدرسی دوستداشتنی

    خواندن این پست شما هم خیلی چسبید. چند نکته:

    ۱- گمانم این است که رویداد رویایی تامکت های ما با میگ ۲۵ های روس و ترساندن آنها از دست درازی دوباره به آسمان ما در ۱۹۷۷ یا ۷۸ بوده و نه اكتبر ۱۹۸۸. تا پیش از آن که فانتوم ها خویشکاری (وظیفه) رهگیری میگهای روسی را داشتند٫ ما دشواری داشتیم. چراکه نه شتاب ونه سقف پروازی فانتوم به میگ۲۵ میرسید و همین یکی از انگیزه های خرید تامکتها بود.

    ۲- فرمودید:«اون هايي كه مثل من كودن و خنگ بودند ، مردود شدند». استاد چقدر فروتنی مکنید. هرکسی که توان خلبان شدن را داشته باشد (تازه خلبانی هواپیمای ۴ موتوره ای مانند سی۱۳۰ با آن چالشهای پیچیده٫ آنهم زمان جنگ٫ پیشکشتان) هرچیزی که باشد کودن و خنگ نیست و بی گمان از آی کیو یی بالاتر از میانگین برخوردار است.

    ۳- برخی شاید از دلسوزی کردن خلبان دلیر اف۱۴ ما به خلبان آن میگ عراقی رنجیده باشند که چرا خلبانی را که یا به بمباران مردم ما میرفته یا اینکه برمیگشته نزده اند. ولی جدا از چراییهای دیگری که میتواند باشد٫ این نکته در چشم میآید که همیشه در بین خلبانان کشورهای گوناگون٫ حتی آنهایی که با هم میجنگند یک ستایش دوسویه جای دارد.

    از آقایان جعفر مصطفوي و محسن كريمي که این رویداد دلنشین در زندگیشان را با ما هم شریک شدند٫ سپاسگزارم. امیدوارم که آقای جعفر مصطفوي هم دیگر بهبود یافته باشند.

    شاد و بهروز باشید
    مهرداد
    پاسخ
    مهرداد عزيز و گرامي
    ممنون از مهر و صفاي بي كران شما
    در مورد تاريخ .. بله من اشتباهي تايپ كردم .. حق با شماست
    من پوزش مي خواهم ..
    در باره دلسوزي و ارتباط دوستانه من خاطرات بي شماري دارم ... از جبهه هاي زميني بگيريد تا در اوج نبرد هاي هوايي .. خيلي مواقع با هم داد و ستد كردند .. ولي راستش رو بخواهي نمي خواهم موجب دلخوري بعضي ها شده و يا با اين مطالب من اعمال قهرمانه خلبانان شكاري زير سوال برود ...
    در باره جناب محسن كريمي و آقاي مصطفوي ، واقعآ حال خاصي داشتم .. بد جوري بغض گلويم رو گرفته بود
    من هم آرزو مي كنم حال اين رزمنده عزيز هر چه زودتر خوب شده و براي ما كامنت بگذارد
    موفق و پيروز باشيد

    سلام عمو بهروز
    خواستم ازت بابت نوشتهای قشنگت تشکر کنم
    بسیار زیباست
    راستی من در زمینه مسکن کار میکنم
    آریاشهر هم زندگی میکنم
    اگه کاری داشتی خبر بده
    به خدا میسپارمت
    پاسخ
    مهدي جان عزيز و نازنين
    خيلي خوشحالم كه از مطالب حقير خوشت اومده است
    و خوشحال تر اين كه يه دوست در امور مسكن پيدا كردم
    فعلآ كه تا سال آينده فرصت دارم .. بعد حتمآ مزاحمت خواهم شد
    شايد باز اومديم آريا شهر !! خدا رو چه ديدي !!؟

    بهروز عزیز
    سلام

    از اینکه با نوه های ملوست بودید و تجدید روحیه کردید خوشحالم.

    بابت مطلب جدید ممنون خاطره قسمت آخر خیلی جالب بود.یاد خاطره ای از خلبان های متفقین در جنگ دوم جهانی افتادم.آلمان نسل جدیدی از هواپیمای جت را در نقش شناسایی به کار گرفته بود که اگر اشتباه نکنم آرادو نام داشت و مجهز به 4 موتور جت بود.خلبان متفقین نوشته بود: وقتی این هواپیمای شناسایی را در آسمان دیدیم قصد درگیری نداشتیم.در کنار هم بال به بال پرواز کردیم و بعد از مدتی خیلی آرام از هم خدافظی کرده جدا شدیم.


    درباره قسمت آخر و جناب کریمی واقعا جا خوردم.مفهوم کامل ده کده جهانی را می توان اینجا دید.

    درباره نظر خواهی

    به ادبیات پرواز رای ممتنه می دهم
    و با دو نظر آخر کاملا موافقم.

    با آرزوی کامیابی روز افزون برای شما
    پاسخ
    به به .. دوست عزيز .. ديگه داشتم نگرانت مي شدم
    خدا رو شكر كه بار ديگه از نظرات ارزشمند شما بهره مند شدم
    در باره ارتباط با دشمن ... من خاطرات بسيار زيادي دارم .. ولي افسوس مي ترسم مورد رنجش و يا خداي ناكرده درد سر دوستانم شوم .. و شآن آن ها رو با تفكرات عقب افتاده بعضي ها زير سوال ببرم
    ولي عرض مي كنم از اين بده و بستان ها خيلي زياد بوده است ..
    در مورد مطلب آقاي كريمي ، بله .. واقعآ شوكه شده بودم .. با بغض و اشگ كامنت او رو خواندم
    در باره دامون عزيزم هم از شما و رك گويي كه داري ممنونم
    شاد و خرم باشي

    چقدر جالب بود.ماجراي اقاي كريمي و اقاي مصطفوي رو ميگم!اگر در جايي به غير از اينجا اين موضوع رو خونده بودم شايد باور نميكردم.اما حالا..واقعا چه دنياييه!كاشكي اقاي مصطفوي هم اين پيام دوست قديميشون را ببينند.در مورد خلبان تامكت اولش ناراحت شدم چون زدن دو هواپيما در روز افتخار بزرگي بود كه از دست رفت.اما بعد ياد تعريف هرودوت يوناني از جنگاوران ايران باستان افتادم.او در كتاب تاريخش نوشته:ايرانيان جنگاوران غيوري هستند كه شجاعت و مهارت جنگي را ارج مينهند حتي در دشمنانشان.چنانچه بارها پيش امده يك جنگجوي يوناني كه در ميدان نبرد از خود لياقت نشان داده پس از اينكه به دست ايرانيان اسير شده انها برخلاف ساير ملل او را احترام كرده زخمهايش را بسته اند و سپس ازادش كرده اند.يا در جايي ديگر مينويسد كه كمبوجيه پسر كوروش بزرگ از خون اسير دشمن كه او را زخمي كرده بود گذشت بخاطر لياقتي كه ان اسير در جنگ نشان داده بود.جنگجويان ايراني هنوز هم اخلاق پيشينيان خود را حفظ كرده اند.اين همچنين گواه روح پاك و به دور از خشم و كينه خلبان ايراني است.سلامت باشيد.
    پاسخ
    فريده جان عزيزم ... خوشحالم كه بار ديگر مي بينمت
    در مورد ماجراي آقاي مصطفوي و كريمي بله حق باشماست ... نخستين بار آقاي مصطفوي برام كامنت گذاشت ... و من مطمئن هستم او خواننده سايت است .. چون برايم نوشت اگه خبري از جناب كريمي داشتي ، خبرم كن ... خب جناب كريمي هم بهش الهام شد و در خواب كل اين ماجرا رو ديد و باقي قضايا
    من خيلي تحت تآثير اين اتفاق قرار گرفتم .. حال عجيبي داشتم .. براي همين تيتر ان را معجزه رسانه انتخاب كردم
    فريده جان معلومه ماشاالله اهل مطالعه مخصوصا در مسايل تاريخي هستي
    و من چقدر خوشحال مي شوم كه بانوان بزرگوار ما داراي اين همه دانش تاريخي هستند .. ديروز هم دختر عزيزم سعيده كه اخيرآ همكاري اش رو با من شروع كرده است ، كامنتي گذاشت كه نشان از آگاهي تاريخي او بود .. و اين خيلي عالي است
    من قلبآ از اين اطلاعات تاريخي كه بيان كردي ، لذت بردم
    اميدوارم حال شما و خانواده محترم ، هميشه خوب و شاد و خرم باشيد

    سلام بر کاپیتان عزیز و تودل بروی خودمان!

    اول از همه باید معذرت خواهی کنم بابت ننوشتن اسمم...علتش هم اینه که هرچی می خوام بگم و خجالت نکشم!

    عموی جان انشاالله خداوند سایه امثال شما رو از سر این مملکت بی صاحب کم نکنه...انشالله که هر روز خوب و خوبتر باشید...از ابتدای راه اندازی سایت با شما بودم و خواهم بود...به وضوح مشخص است که این اواخر بسیار پرکاری میکنید و بیشتر از جنگ مینویسید...این درست خواسته اغلب خواننده ها بود...مثل همیشه زیبا نوشتید...قلمتان مثل شخصیت خودتان زیباست...از ته دل دوستتان داریم...با تمام وجود به امثال شما و شما افتخار میکنیم...چون میدونم نسبت به نوشتن اسم حساس هستید باز هم معذرت میخوام و میگم دوستتون دارم خیلی زیاد...در پناه حق
    پاسخ

    الهي فداي مهر و محبت شما دوست عزيز و نازنين بشم
    عزيزم خيلي من رو شرمنده مي كني ... من لايق اين همه محبت نيستم
    اگه كاري انجام دادم ، صرفآ انجام وظيفه بوده .. و الان هم اگه بازنويسي خاطرات ام رو آغاز كردم ، صرفآ به خاطر ارتباط با انسان هاي بزرگوار و دوست داشتني مثل شماست كه به انسان انگيزه مي بخشيد
    اين گونه كامنت ها عشق و تعهدم رو نسبت به كاري كه انجام مي دهم بيشتر مي كنه .. من هم قلبآ دوستت دارم ... و به اين عشق و دوستي افتخار مي كنم
    هميشه سرافراز و شاد و خندان باشي

    عمو بهروز سلام.
    اول اينكه خيلي چاكريم.
    دوم اينكه مطلب مثل هميشه عالي بود و لذت بردم.
    سوم هم كه در مورد تصاوير هست، مثل هميشه عالي: بعد از اصابت موشك يكي از ميگ ها به سرعت در حال شيرجه رفتن هست.
    چار هم كه من آرم ياتا رو اضافه كردم.

    مرسي.
    يا علي.
    پاسخ
    پسر عزيزم امير جان عزيزم .. خيلي ممنون از تمام زحماتي كه مي كشي تشكر و قدرداني مي كنم
    در تمام مدت زحمات بنده و سايت ام به گردن شما افتاده است
    در مورد آرم هم كه اضافه كردي ممنونم .. راستش من با جناب فرنودي تماس نگرفتم .. حتمآ خودشون خواهند ديد
    پسرم خيلي ها هستند كه درك و ادراك شون خيلي ضعيفه ... اين افراد يا نمي فهمند يا خودشون رو به نفهمي زده اند .. و مشكل كشور ما هم به خاطر تملق و چاپلوسي اين افراد است .. اين ها يك چيزي شنيده اند كه مثلآ گلابي بد است و ضرر داره ... !!‌ديگه هر كي گلابي بخوره مي گويند داره كار بد انجام مي دهد ... و اين ها نمي فهمند اگه مثلآ شربت گلابي نبود ، مريض مي شدند .. البته مثال من هيچ ربطي به پرسش شما نداره .. ولي مخصوصآ مثال خارج از موضوع زدم كه مشكلي پيش نيايد ..
    به هر حال آدم بايد خودش رو اصلاح كنه .. خودش از كار هاي خلاف دوري كنه .. و به ديگران هم كاري نداشته باشه
    اصل خوب بودن و سالم بودن است .. اگه يك قرن هم از آن بگذرد عمل خوب هرگز فراموش نمي شود
    موفق باشي عزيزم

    راستي:

    *****روز نيروي دريايي بر دريا دلان ارتش مبارك باد*****

    امروز روزيه كه ناوچه پيكان با حدود 70 نفر پرسنل غرق شد، همين ها ايستادن كه ما الان مجبور نباشيم زير چكمه اشغال گران زندگي كنيم.

    يا علي
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. ممنون پسرم
    بله حق باشماست .. اگه بداني تكاوران نيروي دريايي ما و ساير پرسنل در زمان جنگ چه خدماتي رو انجام دادند ؟
    كم تر كسي در مورد عمليات هاي ان ها مي داند .. و خيلي از قهرمانان اين نيرو گمنام باقي ماندند .. كساني كه عمر و زندگي خود رو در راه دفاع از كشور و در دريا سپري كردند ... دلاور مردانه جنگيدند و قهرمانانه به شهادت رسيدند
    ياد و نام آن ها گرامي باد
    از شما هم به خاطر ارج نهادن به اين عزيزان تشكر مي كنم

    سلام استاد مدرسي عزيز
    يكدفعه اومدم و پست تامكتهاي ايراني رو ديدم ...باور كنيد خيلي ذوق زده شدم. نميدونيد چقد از شما سپاسگذارم . حال كردم ...چون من عاشق تامكت هستم ولي بيشتر از اون عاشق ايران و اسلام عزيزمون و مردم با غيرتمون و دلاوران شجاعي مثل شما هستم...
    استاد عزيزم ببخشيد كه اين چند وقت نرسيدم براتون كامنت بذارم براي اينكه مقداري مشكل داشتم و در ضمن در حال نوشتن يك فيلمنامه بودم ...
    ولي هر وقت ميشد ميديمتون و حظ ميبردم.
    استاد مدرسي عزيز ميدونم كه شايد انتظار بيخودي باشه و جسارت زيادي من رو برسونه ولي شما مدتهاست بنده رو در اشتياق ديدنتون يا حداقل شنيدن صداتون بيقرار گذاشتين.
    اگه امكان براتون داشت شماره تون رو به آدرس ميلم بفرستيد تا بهتون زنگ بزنم . اگر هم امكان نداره بگين كه من ديگه جسارت بيهوده نكنم...ولي به هر حال دوستتون دارم.
    يا حق تعالي
    پاسخ
    پسر عزيز و نازنينم عليرضا جان
    خيلي خوشحالم كه از خواندن مطلب تام كت لذت بردي
    اگر چه من چيز خاصي در مورد اين پرندگان تيز پرواز ننوشته بودم و صرفآ مشاهدات شخصي ام رو در قالب يك مطلب اينترنتي منتشر كردم .. به هر حال از اظهار لطف شما ممنونم
    پسرم شما با اين حرف هاي خود بنده رو شرمنده مي فرماييد .
    من مخلص شما ياران همدل و صميمي هستم .. به خدا قسم وقتي از اين نوع حرف ها مي شنوم ، واقعآ حالم گرفته مي شود ..
    در مورد تماس راستش رو بخواهي تصميم دارم يك خط تلفن همراه خريداري كرده و رسمآ ساعاتي رو در روز اعلام كنم تا هر يك از دوستان مايل بودند با بنده تماس بگيرند .. يا پيغام بدهند بنده به آن ها زنگ بزنم ..
    اگر خيلي زودتر دوست داري اين اتفاق بيفته .و. شماره تماس خودم رو تقديم شما كنم .. شما تلفن ات رو بنويس من منتشر نمي كنم .. و به شما حتمآ زنگ خواهم زد
    شما بزرگ بنده هستيد
    موفق و پيروز باشيد

    سلام آقاي مدرسي

    به خدا در پست قبلي ميخواستم در مورد بخش ادبيات پرواز و كار خانم دامون نظر بدهم ولي انقدر حرف تو حرف آمد كه يادم رفت.
    اين بخش عالي است و من هم آنرا دوست دارم لطفا ادمه بدهيد همينطور بخش مطالب خوانندگان به شرط اينكه توسط خودشان يا شما ويراستاري گردد عالي است.
    فضولي منرا ببخشيد ولي ميتوانم از خانم دامون بپرسم كه اسمشان به چه معني است ?
    در ضمن ميخواستم اگر امكان دارد شماره تلفن يا ايميل آقاي فرنودي را برايم ايميل كنيد در ضمن من شب عيد ايران هستم و بايد حتما شما را ببينم امر خيره (چشمك). لطفا شماره تماس خودتان را هم برايم ايميل كنيد .
    قربان شما
    علي از كانادا
    پاسخ
    علي جان عزيز و گرامي
    خيلي ممنون كه به كار ارزشمند دختر عزيزم نظر مثبت دادي
    منتها از آن جا كه پيدا كردن اشعاري در اين باب خيلي مشكل است ، بايد وادارش نكنيم كه در هر پست حتمآ اشعاري رو برامون دست و پا كنه ... هر وقت گيرش آمد در پست قرار مي دهيم .. هر وقت پيدا نشد خب اون بخش رو نمي گذاريم ..
    در مورد اي ميل جناب فرنودي
    mfarnoodi@yahoo.com
    تقديم شما كردم .. اما با عرض پوزش اجازه تلفن اش رو ندارم .. مطمئن هستم اگه اي ميل بزني خودش به شما خواهد داد ..
    شماره خودم رو يادم باشه برات بفرستم .. هم منزل و هم همراه رو
    در مورد بخش خوانندگان .. بله حتمآ سعي خواهم كرد يك ويرايشي انجام بدهم ... اگر چه نظر شخصي ام اين است كه حالت مستند گونه اش رو حفظ كرده و در صورت ضرورت ويرايش كرد .. حال ببينيم چه پيش خواهد آمد
    دوستان بايد همت كنند و خاطرات شيرين خودشون رو ارسال كنند ... اگر چه دختر يكي از همكارانم به نام سركار خانم سعيده به جمع همكاران سايت پيوسته است ... اما دلم نمي خواهد فشار زيادي روي اين دختر عزيزم باشه
    ممنون علي جان .. منتظر ورودت به ايران هستم
    شاد و خرم باشي

    درود.

    واقعا یه تامکت تونسته بوده با یه موشک 6 تا هواپیما رو بزنه؟! چطوری آخه؟

    راستی آقای مدرسی، من شنیدم زمان جنگ اگه خلبانی اسیر می‌شد، اولین کاری که عراقی‌ها می‌کردن این بوده که یه گلوله به دستش شلیک می‌کردن تا دیگه هیچ موقع نتونه خلبانی کنه... این حرف صحت داره؟

    آیا از شهید بابایی باز هم خاطره دارید؟

    از جناب صادقی هم ممنونیم.
    من خودم به مطالب مربوط به جنگ جهانی خیلی علاقه دارم.
    پاسخ
    علي جان عزيزم ... هواپيماهاي تامكت قادر هستند 6 هدف رو در آن واحد بزند .. چطوري اش رو نمي دونم .. تكنولوژي يعني همين ديگه .. نكته جالب در مورد اين هواپيما اين است كه بعضي از كاربرد هايش انحصاري بوده و فقط بر روي اف - 14 كارايي داشته است
    دوستان آگاه در سايت هاي متعدد در اين باره مطالب جالبي رو درج كرده اند ..
    در باره اسراي خلبان ايراني ... راستش من نخستين باري است كه اين سخن رو مي شنوم .. بعيد مي دونم واقعيت داشته باشه
    در هيچ كجا نه خوانده و نه شنيده ام ... به هر حال اگه چنين چيزي صحت داشته باشد ، حتمآ دوستان اگاه توضيح خواهند داد
    در مورد شهيد بابايي بله .. خاطره خيلي زياد دارم .. در تمام مدتي كه ما در اصفهان مامور بوديم .. با ايشان كار مي كرديم .. بي جهت نبود همه او رو قبول داشتند ...
    موفق و پيروز باشي

    سلام علی جان عزیز از کانادا
    من الان مشغول نوشتن تکالیف دانشگاهی هستم (اسایمنت) به محض آن که سرم خلوت شد حتما به شما میل خواهم زد می دانم بحث پر چالشی خواهد بود. در هر صورت ببخشید.
    پاسخ
    نادر جان عزيزم ... اميدوارم كه در درس و مشق و زندگي موفق و پيروز باشي
    يا حق

    سلامی دوباره خدمت عموی عزیزم.
    از اینکه منو از خودتون میدونید بسیار سپاسگزارم.
    والا عمو هم میخواهم درباره پینگ پنگ بنویسیم هم به جزییات ارتش هم بپردازم(با اجازتون)
    راستی ایندفعه دوم شدم . سعی میکنم اول بشم
    پاسخ
    نويد عزيزم اين چه فرمايشي است .. شما هميشه براي من عزيز و محترم هستي
    نويد جان در باره پينك پونك نوشتن كه معلومه بايد به سراغ اسامي ورزشي رفت مثل : دنياي پينك پونك + توپ و راكت + دانستنيهاي تنيس روي ميز + دنياي راكت به دستان +
    اما در مورد ارتش و جزئيات ان چيزي متوجه نشدم ..
    آيا منظورت اخبار ارتش هاي ايران و جهان است ؟ آيا تشريح مشاغل نظامي است ؟ آيا هر دو موضوع رو در يك وبلاگ مي خواهي بگنجاني ؟
    هر چه وارد حيطه نام گذاري مي شوي ، بايد اهداف ات كاملآ مشخص باشه تا بدوني چه نامي در برگيرنده اهداف نگارشي ات است ؟
    نويد جان اسم و تيتر خيلي براي جلب خواننده مهم است
    اي كاش دقيقآ مي دونستم چه چيزي از ارتش مي خواهي بنويسي ..؟ تازه اين دو با هم سنخيت ندارند ... مگر مسابقات ورزشي ارتش باشه .. كه مي شه گفت ... پينك پونك در ارتش .. كه بعيد مي دونم مد نظرت باشه
    فراموش نكن كه خود پينك پونك جزء ورزش هايي است كه مشتقات نام ان خيلي نامآنوس و طولاني از آب در مي آيد .. اگه تنيس بود باز جاي كار داشت
    باز اجازه بده فكر كنم
    البته اگه يادم بمونه

    کلاا بلاگ خوندنی و پر مخاطب و جذابی دارین....اما من هنوز منتظر جوابه e-mail هام هستم!!!
    پاسخ
    مجيد عزيزم .. ممنون كه از وب حقير خوشت اومده است
    اما با كمال شرمندگي من حافظه ام ياري نمي كنه چه جوابي از من مي خواهيد !!؟
    اگه پرسش هاي خود رو در مي ل نوشته ايد ، بايد به اطلاع برسونم ... به دليل چند روز مسافرتي كه داشتم .. حجم اي ميل هاي بنده خيلي بالا رفته است و به دليل اين كه بايد كامنت هاي وبلاگ و سايت رو هم پاسخ داده و همچنين طراحي تصاوير پست بعدي رو انجام داده و در نهايت مطلب هم به موقع بنويسم ... و در كنارش به كارهاي شخصي ام هم رسيدگي نمايم .. متآسفانه بايد اعلام كنم .. واقعآ نمي رسم . و بايد يكي دو تا از موضوعاتي كه نام بردم رو كنار بگذارم .. كه عملآ شدني نيست
    به همين دليل براي هر يك از مواردي كه نام بردم ، وقت محدودي دارم
    مگر مورد اضطراري باشد كه داستانس فرق مي كنه ...
    باز هم از محضر شما عذر خواهي مي كنم
    پيشنهد مي كنم براي تسريع در همين بخش كامنت ها مطرح فرماييد
    سپاسگزارم

    سلام عمو بهروز عزیزم.

    می خواستم بگم که اگر من جای فرمانده اون خلبان اف14 که به دشمن اجازه فرار داد بودم، حتما باهاش برخورد می کردم و می گفتم که این جور رفتارها را بگذارند برای فیلم ها و داستان ها. مسلما اگر خلبان ایرانی فکر می کرد که ممکنه اون خلبان عراقی با هواپیماش فردا بیاد و بر سر زن و بچه خودش بمب بریزه، از این آرتیست بازی ها در نمی آورد، هر چند که دشمن ماهرترین خلبان و شایسته ستایش باشد.
    ببخشید که پر حرفی کردم.
    امیدوارم کسی از حرف هام نرنجه.

    سلامت و موفق باشید.
    پاسخ
    احسان عزيز و گرامي
    من و شما چون در موقعيت آن خلبان نبوديم ، طبيعتآ نمي توانيم قضاوت كنيم
    شما از كجا مي داني كه همين عمل رو خلبانان عراقي براي هواپيماهاي ما انجام ندادند !!؟‌
    جهت اطلاع ات عرض مي كنم .. يكي دو مورد براي هواپيماي ما اين وضعيت به وجود امد و آن ها به ما اجازه دادند برويم .. شايد هرگز باورت نشه درون هواپيماي ما چه مقام عالي رتبه اي بود كه اجازه ندارم نام او را فاش كنم
    پسرم .. من توصيه مي كنم مطالب كامنت فريده عزيز رو بخواني .. تا ببيني در تاريخ پر افتخار كشور ما از قديم اين رحم و مروت وجود داشته ... و قضاوت تاريخ هرگز در هيچ دوره اي عمل آن ها رو محكوم نكرده اند ....
    اي كاش مجاز بودم واضح تر مثال هايي از همين جنگ خودمون با عراق رو برات تعريف مي كردم .. تا متوجه بشي در مواقعي هم رزمندگان ما در جبهه ها از اين گذشت و مردانگي ها مي كردند ... جنگ جاي خود .. دفاع از خاك جاي خود .. ولي انسانيت حكم مي كنه گاهي يك آبانسي به دشمن بدهيم .. چيزي از شخصيت و ارزش ما كم نمي شود ...
    بر فرض هم آن فرمانده ، خلبان فوق رو تنبيه مي كرد .. !‌چه چيزي تغير مي كرد ؟ جز اين كه او روحيه جوانمردي اش رو از دست داده و بي انگيزه به نبرد ادامه مي داد .. آن وقت مي دوني چه ضرر هايي متوجه ما مي شد ؟
    اصلآ چرا راه دوري برويم ... ؟ مي دوني چند نفر از همين خلبان هاي ما كه به زعم شما تنبيه نشدند ، براي رعايت انسانيت در خاك دشمن مجبور شده اند به خاطر عبور افراد غير نظامي ، يك دور اضافه زده تا ان ها عبور كنند و در همين فاصله به شهادت رسيدند !!؟
    اصلآ مي دوني فرق ما با عرب هاي بعثي و جنايتكار در چي بود ؟
    من از جنايتي كه بر سر نواميس ما در آوردند چيزي نمي گويم .. چون مطمئن هستم مي داني ... اما حتمآ شنيدي كه عقابان تيز پرواز ما به توصيه حضرت امام ره هرگز نامردي نكرده و مواضع غير نظامي ها رو نزدند ؟
    پسرم .. دنيا دنياي اطلاع رساني است .. شما در كدام تبليغات دشمن شنيدي كه رزمندگان ما يا خلبانان ما عمل شنيع و غير انساني در جنگ انجام داده باشند ؟
    بله احسان جان فرق ما با آن ها در همين اصول است
    حتمآ مي داني آن ها اسيران ما رو به شديدترين وجهي شكنجه داده و يا مي كشتند ... ولي هيچ مي داني برخورد ما با اسراي عراقي چگونه بود ؟ خود من دليل سكته قلبي ام ناراحتي از رنجي كه يك اسير مجروح كشيده بود ، سبب نخستين سكته ام شد .. و خوشحالم كه درد سكته رو تحمل كردم ولي راضي به ناراحتي آن اسير زخمي عراقي كه مسئولبت حمل آن ها رو داشتم نشدم .. و هرگز اجازه ندام به زنجير بكشند آن ها رو ...
    احسان جان خيلي دلم مي خواهد با شما ساعت ها در فلسفه بخشش و انسانيت حتي به دشمن خونخوار مثل عراقي ها بحث داشته باشم .. يا شما من رو متقاعد كني كه ديدگاهم در تمام طول زندگي غلط بوده .. يا من به شما ثابت كنم عمل آن خلبان هرگز جاي تنبيه و موآخذه رو نداشته
    باز هم تكرار مي كنم .. اي كاش مي توانستم جريان پروازي كه با مسئولان عالي مقام كشور داشتم را منتشر مي كردم كه چگونه با رافعت خلبان عراقي جان سالم بدر برديم .. البته خلبان ميگ عراقي نمي دانست ما حامل چه شخصيت مهم و بالايي هستيم .. در ان صورت داستان فرق مي كرد
    پسر عزيزم .. من خيلي سعي مي كردم آن دسته از خاطراتي كه با بالاترين شخصيت هاي نظام داشتم رو منتشر نكنم ... دليل اش تنها اين است كه دلم نمي خواهد بعضي ها تصور كنند با درج آن خاطرات قصد مطرح كردن خود و يا و زبانم لال خرج كردن شخصيت هاي عالي رتبه كشور رو دارم ... اعتراف مي كنم .. گاهي خيلي وسوسه مي شدم آن ها رو كه در هيج جا عنوان نشده مطرح نمايم .. البته اين رو بگم در سايت هاي برادران بسيجي مشابه اين خاطرات در مورد شخصيت هاي عالي مقام به كرات منتشر شده است .. كه بي اغراق خاطرات من نشان از دليري و شهامت مقامات فوق دارد .. و باعث افتخار مردم مخصوصآ نيروهاي رزمنده مي شود ... اما هر بار به دلايلي كه گفتم ، صرف نظر كردم . اگه تعريف كنم خواهي ديد كه خيلي راحت از چنگال ميگ عراقي رهايي يافتيم
    سخن زياد گفتم .. مي دونم باز هم بر روي عقيده خودت سر سخت ايستاده اي .. ولي عزيزم خواهش مي كنم وقتي دقيقآ در جريان اين گونه موضوعات نيستي ، و حتي سابقه اين گذشت ها رو نمي دوني ، عمل شرافتمندانه خلباني رو زير سوال نبر
    موفق و پيروز باشي

    سلام
    راستشو بخواهید الان وقت نمیکنم کل پستتونو بخونم اما این طور که از نظرات معلومه یکی از خاطرات تونو تعریف کردید
    از این به بعد بیشتر بهتون سر میزنم
    خیلی دوست دارم خاطرات (واقعی) جنگ را بشنوم
    پاسخ
    محمد عزيزم .. هيمن قدر كه سر زدي ، به بنده حقير منت بزرگي نهادي
    اميدوارم افتخار مطالعه مطالب رو به ما بدهي
    شاد وخرم باشي

    سلام دوباره

    آقاي مدرسي يك ايميل به آقاي فرنودي و شما فرستادم لطفا بخوانيد.

    علي از كانادا
    پاسخ
    ممنون علي جان ... همين الان ان را خوانده و پاسخ شما رو همراه با تلفن هاي همراه و منزل ارسال كردم
    موفق باشي

    بهروز عزیز سلام

    در مورد شکار 6 فروند هواپیمای عراقی توسط یک تیر موشک تامکت باید بگویم با اینکه خاطرت اف14 را از چند منبع مختلف خواندم تا به حال این مطلب را ندیده ام.

    مطالب ثبت شده را ذکر می کنم.

    شکار 4 فروند میگ23 توسط یک فروند موشک فونیکس.اینکه چطور عرض می کنم.به علت سیستم های فوق پیشرفته اف14 اکثر اوقات هواپیماهای عراقی متوجه مورد حمله قرار گرفتن نمی شدند.در آن روز همین اتفاق افتاد و میگهای مسلح عراقی با فورمیشن خود و نزدیک به هم در حال پرواز بودند که با اصابت فونیکس به هدف انفجار حاصل به علت پرواز نزدیک به هم میگ ها سه هواپیمای دیگر را هم سرنگون می کند.

    چنین حادثه ای در مورد 2 فروند میگ23 دیگر هم دوباره اتفاق می افتد.

    حتی در یک سورتی پرواز انهدام دو تا 4 فروند هواپیمای عراقی توسط یک اف14 بارها اتفاق افتاده اما 6 فروند گزارش نشده.

    در یک مورد سر جنگی موشک فونیکس بعد از برخورد به سوخوی عراقی عمل نمی کند ولی به علت سرعت بسیار بالای موشک. سوخو در آسمان متلاشی می شود

    از دیگر افتخارات اف14 می توان به دوربردترین شکار هوایی جهان اشاره کرد که شکار یک میراژ عراقی از فاصله150 کیلومتری است.البته در زمان خدابیامورز یک پرنده هدف از فاصله 212 کیلوتری مورد هدف قرار می گیرد( به علت ارتفاع شلیک شده فونیکس به چنین رکوردی دست یافته)

    آمار متفاوتی از تعداد شکارهای اف14 مطرح است که به طور تخمینی بین 149 تا 197 فروند تخمین زده می شود.

    تعداد اف14 های منهدم شده در جنگ بسیار محدود بود که بیشتر به خاطر مشکل موتور تی.اف.30 یا اشتباه پدافند بوده اما به طور تقریبی عراقی ها حدود 5 فروند اف14 را منهدم کرده اند که قطعا یک فروند از این آمار به هواپیمای در حال تسلیم مربوط می شود یعنی درگیری هوایی در کار نبوده.

    بگذریم

    بهروز جان این چند روز سرم خیلی شلوغ بود و نتوانستم جویای حالتان باشم.شرمنده.

    مطلب بالا به این خاطر نوشتم چون دیدم یکی از دوستان(بی.666) به چگونگی انهدام 6 هدف فروند هواپیما اشاره کرده بود.

    موشک فونیکس به علت استفاده از سیستم راداری فعال بعد از شلیک می تواند به طور مستقل و بدونه نیاز به هواپیمای مادر به سمت هدف هدایت شود.پس با استفاده از این موشک هواپیمای مادر اگر به 6 فروند فینیکس مجهز باشد در یک لحظه می تواند این تعداد موشک را به 6 هدف مختلف شلیک کند.

    خوش باشید
    پاسخ
    خيلي ممنون از اين همه اطلاعات جالب و جامعي كه ارائه فرمودي
    راستش رو بخواهي در مورد اين هواپيما ها بعضي ها دانسته و يا ندانسته ، آمار هاي مختلفي ارائه مي دهند و يا مي گويند چيزي از آن ها باقي نمانده است .. تا روي دشمن هاي ما رو زياد نمايند ... اما شما اشاره درستي كردي كه فقط تعداد كمي از آن ها در جنگ عراق به خاطر اشتباه پدافند و غيره از دست رفت .. و هنوز هم مقتدرانه در حال پرواز هستند
    حتي من شنيدم بعد از اين كه امريكايي ها آن را ار رده خارج كردند ، خيلي ها به طرق مختلف قطعات كمياب را از آن ها خريداري كرده و اكنون ما مشكل چنداني از اين مورد نداريم
    خبر خوشحال كننده ديگر اين كه .. ايراني هاي پرتلاش موفق شده اند موشك هاي فونيكس را طراحي و آزمايش كنند .. الحمدالله خوب جواب داده ... و ما مقتدرانه قادريم از مرز هاي كشورمون دفاع كرده و اجازه ندهيم هيچ شكاري دشمن حريم مقدس فضاي ما رو مورد تعرض قرار بده
    از شما هم به خاطر اين اطلاعات ارزنده سپاسگزارم ..
    به اميد خواندن مطالب پر بار تر از اين دست
    يا حق

    سلام عمو بهروز عزیزم

    وقتی داشتم خاطره تان را می خواندم، با خودم گفتم شاید بهترین کار این بود که هواپیمای عراقی را طوری میزدند که خلبانش در خاک عراق اجکت کنه. واقعا من هم براش احترام قائل بودم، اینو جدی میگم. ولی وقتی موشک شلیک می شود که نمیشه بهش گفت که برو یه جوری به هواپیما بخور که خلبانش سالم بمونه! اینه که اگر من جای خلبان ایرانی بودم، با احترام فراوان به سمت او شلیک می کردم. آخه جنگ چنگه دیگه. اگر من او را نزنم، اون میاد زن و بچه ایرانی ها را میزنه.
    در ضمن من نگفتم که خلبان ایرانی را تنبیه می کردم. گفتم که باهاش برخورد می کردم، منظورم این بود که یه توضیحاتی بهش می دادم که بهتر تصمیم بگیره. می گفتم من هم موافق بخشش و رحم و ... هستم ولی چند تا مورد هست که این کار را برام سخت می کنه.
    1) خداوند می فرمایند که أَشِدّاءُ عَلَي الْکُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ (فتح/29)
    2) اونا در مورد ما رحم کمتری داشتند.
    3) همانطور که گفتم با این رحم و مروت احتمال داشت که چند نفر از هموطنانمان کشته شوند. (لطفا به این مورد توجه کنید)

    عمو بهروز عزیزم! من آدم خشک و بی روحی نیستم. من خیلی کارهای مثبت برای آدم هایی که به من بد کردند و یا چشم دیدنم را نداشتند کردم. در آخر به این نتیجه رسیدم که، برخی از آن گذشت ها طرف را پر رو تر کرد و برخی هم به جا و درست بوده است.
    خلاصه اینکه من معتقدم باید به جای خودش رحم و مروت داشت. شاید واقعا کار آن خلبان ایرانی درست بوده.
    در ضمن کامنت خانم فریده را خواندم و جالب بود.

    موفق و سلامت باشید
    پاسخ
    خيلي ممنون احسان جان ... من از شما پوزش مي خواهم كه شما رو مخاطب قرار داده و در باره مزيت مهر و بخشش صحبت كردم .. چون شما رو از خودم مي دونم .. ولي براي اين كه بعضي هاي ديگر آن عمل رو زير سوال نبرند ، مجبور شدم خيلي كلي شما پسر عزيز و نازنينم رو مورد خطاب قرار دهم
    پسر عزيزم ... من قبول دارم كه آن ها خيلي جاني بودند .. من قبول دارم ان ها بدترين شكنجه ها رو به اسراي نازنين ما مي كردند ... و همچنين مي پذيرم در مناطق اشغال شده به نواميس ما تجاوز كردند ... اما .. اما من از زاويه ديگري نگاه مي كنم
    و تمام حرف من هم اين است ... ما انسان هستيم .. و فرق ما با آن ها در همين است .. كه كار هايي كه آن ها مي كنند ما انحام نمي دهيم ..
    بلانسبت .. حيوان ها كه با هم جنگ مي كنند .. معمولآ كوتاه نمي آيند و اگه قرار نبردي صورت گيره تا شكست و فراري دادن آن ديگري ادامه مي يابد ... ولي ما براي اين كه ثابت كنيم انسان هستيم ... حتي به دشمن جلاد هم كه به قول شما مي دونيم اگه بره دوباره مي آيد رحم مي كنيم ... تا مزه انسانيت رو درك كنه ... من به شخصه معتقدم همان خلباني كه فرار كرد ... امكان نداره مواضع غير نظامي رو بزنه .. حتي اگه صدام بهش دستور مستقيم بده ...
    باور كن پسرم من موارد زيادي رو ديدم كه عراقي ها بمب هاي خود رو به بيابان مي ريختند .. ما هم همين كار رو گاهي مي كرديم ... و تآثير آن رو بيشتر خودمون چشيديم تا آن ها
    بله من هم وقتي صحبت جنگ و دفاع از كشورم باشه ... به احدي رحم نمي كنم .. اما اگر همان جنگ فرسايشي بشه .. و همين جوري بي هدف ادامه پيدا كنه .. مطمئن باش در ديدگاه جنگي ام تغيري حاصل مي شود
    به هر حال از شما پسر خوبم تشكر مي كنم ...
    در خاتمه عرض كنم .. وقتي شما مي فرمايي برخورد شود ... عزيزم در ارتش كم ترين برخورد ، تنبيه و ذكر در پرونده است ... خانه خاله نيست كه بگن اين بار رو مي بخشيم .. دفعه ديگه از اين كار ها نكني .. هر تذكر و اخطار در پرونده خدمتي درج مي شه .. و براي ترفيع و يا امتياز هاي بعدي واقعآ تآثير گذاره
    موفق باشي

    عمو جون
    ممنونم از اطلاعاتی که در مورد این پرنده های زیبا بهمون دادید.
    چیزی که در مورد گذشت این خلبان گفتید من رو یاد خاطرات خلبان ساکائی، آس ژاپن تو جنگ جهانی دوم انداخت. ایشون هم در چند جا از خاطراتشون اشاره میکنند که کارهایی تقریبا مشابه همین کار رو انجام دادند. جنگ درسته غیر انسانی ترین اتفاق روی زمینه اما دلیلی نداره که خوی انسانیمون رو در خلال اون کاملا از یاد ببریم و فراموش کنیم. امیدوارم شما هم اون خاطره مربوط به میگ عراقی که همین کار رو در حق شما کرده رو بنویسید. فکر کنم بسیار جالب و خوندنی میشه.
    راستی یه سوال داشتم. چرا شاه به هواپیمای اوریون علاقه خاصی داشت؟میشه در یه پست هم در مورد اوریون بنویسید. اکثر مردم نمیدونند اصلا چنین هواپیمایی در ایران وجود داره!!
    در پاسخ علی از کانادا هم بگم که با تشکر از لطفشون در مورد بخش ادبیات پرواز معنی دامون رو پرسیده بودند. دامون یعنی عمیق ترین انبوه ترین و سیاهترین نقطه جنگل. این اسم رو برای بار اول خسرو گلسرخی (شاعر انقلابی) بر روی فرزندشون گذاشتند.
    پاسخ
    دختر عزيز و نازنينم
    خيلي ممنون از اظهار نظر شما و توضيح در مورد نام زيبايي كه براي خودت انتخاب كردي
    عزيزم در مورد اون خاطره نجات از دست ميگ ها ، چون مربوط به عالي ترين مقام مي شه .. راستش دلم نمي خواهد بعضي ها به حساب پاچه خواري بگذارند .. يا بگن فلاني هم حالا با نام بردن از مقامات بلند بالاي كشور قصد خودنمايي و يا ... داره . و گرنه تا حالا چند بار تصميم گرفتم آن خاطره رو كه نشان از شجاعت و نترسي همان مقام عالي بود را عنوان كنم ... شايد يه روز راضي به اين كار شدم
    در مورد علاقه شاه به اوريون ها ... يا علاقه دامون جان به آن ... چشمك .. چشم حتمآ در يك پست مي نويسم .. به شرطي كه به روح ات بگي يك سري از توانايي هاي آن رو برام من يا شما بفرسته .. آخه يادم رفته است .. كه اگه قرار بنويسم ، خيلي كامل بنويسم
    برات آرزوي موفقيت دارم

    با سلام خدمت كاپيتان عزيز و دوست داشتني !
    اول از همه خواستم از دو تا عكسي كه در بالاي اين پست قرار داديد تشكر كنم.
    مثل هميشه عالي منتها اين بار عالي تر ! معلومه خيلي وقت و خلاقيت صرف كرديد . مخصوصا عكس دومي .واقعا دست مريزاد.
    در مورد محتواي خاطره متاسفانه اينبار با شما اختلاف نظر دارم عمو بهروز عزيزم.
    به نظر من در جنگ احساساتي شدن اشتباه است. مخصوصا براي يك سرباز.
    ببينيد , شما تعريف كرديد كه يكبار ميگها به شما اجازه دادند برويد و جان يك شخصيت مهم كشوري حفظ شد.
    حالا بياييم آن روي سكه را نگاه كنيم. آن خلبان با احساساتي شدن كشور خود را از يك برگ برنده و يك ضربه مهلك به دشمن محروم كرد . ( از ديدگاه بي طرف )
    همينطور خلبان تامكت با احساساتي شدن از نابود كردن يك جنگ افزار پيشرفته دشمن كه چه بسا بعدا با همان به خود ما ضربه هايي وارد كردند صرف نظر كرد.
    من فكر ميكنم مرام و معرفت و بخشش از بالاترين ارزش ها براي يك انسان ميباشند.
    ما ميتوانيم از حق خودمان صرف نظر كنيم و ببخشيم ولي در اين موردمرام گذاشتن براي يك هواپيماي دشمن ( دشمني كه مناطق مسكوني و مردم بي گناه را بمباران ميكرد ) از نظر من اشتباه است.
    ببخشيد پر حرفي كردم . چون با شما احساس صميميت دارم به خودم اجازه دادم نظرم را بگويم.
    دوستتان دارم و موفق باشيد.
    پاسخ
    سعيد جان عزيز و گرامي
    اولآ بسيار از شما ممنونم كه در باره تصاوير اظهار نظر كردي .. باور كن عزيزم براي هر پست يك شب تا صبح وقت من صرف پيدا كردن و اديت ان ها مي شود .. ممكنه از نظر آدم هاي حرفه اي خيلي عادي و حتي داراي نقص باشه كه هست .. ولي براي من كه بي تجربه هستم ، خيلي زمان مي بره .. و وسواس عجيبي دارم كه فرمت ظاهري مطلب با عكس همخواني داشته باشد .. حتي در انتخاب رنگ ها هم همين دقت رو مي كنم .. و ممنونم كه لااقل شما با تعريف خود خستگي رو از تن ام بيرون اورديد
    سعيد جان من در كامنت قبلي به اين موضوع اشاره كردم ... با شما و ساير دوستان موافقم .. اگه جنگ بشه خود من هم كه دلم نمي آيد يك پشه رو بكشم .. با تمام وجود با متجاوزان به خاك كشورم دفاع مي كنم .. و هيچ رحم و مروتي نمي كنم ... اما اگه احساس كنم اين جنگ فرسايشي شده و ما ها عاملي براي اجراي آن هستيم .. مطمئن باش من يكي به روش خودم مي جنگم ..
    من نمي خواهم وارد مباحث سياسي بشم .. اما اگه يادت باشه همين چند وقت پيش سر صدايي بلند شد كه آقاي رفسنجاني مدركي رو در جرايد رو كردند .. و بعد گفتند بعضي ها به عمد جنگ رو ادامه مي دادند ... كه به صحت و سقم آن من كاري ندارم .. از نگاه يك نظامي مي گويم .. اگه جنگ از حالت نبرد بيرون آمده و مصلحت هاي سياسي پشت آن باشد .. هيچ لزومي نداره همه افراد وارد آن بازي سياسي شوند .. اين جاست كه خصايص شخصي بيرون مي زنه ..
    چرا راه دوري برويم .. ؟ بارها شده بود كه پرسنل نيروي هوايي از محضر امام ره اجازه خواستند كشور عراق رو با خاك يك سان كنند .. و مي توانستند ... ولي امام اجازه ندادند ... و فرمودند ما اجازه آسيب رساندن به غير نظامي ها رو نداريم .. به عبارتي منظور ايشون اين بود اگه آن ها غير نظامي هاي ما رو هدف قرار مي دهند و شهر هاي بي دفاع رو مي زنند شما حق نداريد .. خب نشون مي دهد كه امام هم به انسانيت بيشتر توجه داشته تا مفهوم جنگ ... بله تمام بحث من هم سر انسانيت است .. انسانيت نوع رهبري مملكت در حد كل جنگ بوده .. و انسانيت يك خلبان هم در حد گذشت يك دشمن .... و نمي شه آن ها رو زير سوال ببريم
    اصلآ سعيد جان به من چه كه او اين كار رو كرد !!؟‌من كه اين كار رو نكردم .. چشمك .. چرا بي خودي دوستانم رو برنجونم ؟
    از اين به بعد هر كي بنويسه اون بابا كار درستي انجام نداد .. من هم مي نويسم بله .. اصلآ خيلي بي جا كرد .. چرا خون خودم رو كثيف كنم ؟

    عکسی بسیار زیبا از یک تامکت امریکایی (مدل A):
    http://cdn-www.airliners.net/aviation-photos/photos/4/2/4/1281424.jpg
    پاسخ
    علي جان ممنون ار ارسال چنين عكس گويا و زيبا
    دست گل ات درد نكنه

    سلام خدمت سرباز وطن
    یک خاطره ای یادم افتاد که شاید برای همگان جالب باشد. من در کلاس ۲ راهنمایی که بودم یا سوم دقیقا یادم نیست. معلمی دینی داشتیم که خاطره ای از جنگ تعریف کرد.
    ( آن سال که من دانش آموز بودم یکی دو سال از پایان جنگ گذشته بود) او تعریف می کرد
    که در زمانی که جبهه بوده است . دوستی داشته که به معلم ما گفته فلانی من می خواهم امشب چند زن عراقی را عزادار کنم. او گفت هنوز چندی نگذشت که نزدیک بود
    بانوی خودش عزادار شود. و معلم ما نتیجه گرفت هدف از رفتن به جبهه ها کشتن آدم ها
    نبود بلکه هدف اصلی دفاع از ناموس مردم و مام میهن بود. در حقیقت این نیت است که مهم است. و حدیث معروف که می گویند الاعمال بلنیات دقیقا از همین جا نشات گرفته
    است(از دوست عزیزم علی جان کدخدایی می خواهم اگر حدیث را اشتباه گفتم آن را اصلاح کند) این خاطره را به دوستان جوانم احسان و سعید تقدیم می کنم.
    راستی من بسیار حال عجیبی پیدا کردم در مورد داستان آن افسر جوان و انگشتر و بی اختیار یاد آن کسی که از جان و دل دوستش دارم افتادم . امیدوارم که به او برسم.
    یا حق
    پاسخ
    نادر جان عزز و گرامي
    ممنون از خاطره جالب و اموزنده اي كه تعريف كردي ... بله دقيقآ همين جور است كه مي فرماييد
    ما وظيفه داريم از خاك وطن كه حكم ناموس ما رو داره دفاع كنيم .. و اجازه ندهيم دشمنان ما به ان تعرض كنند ...
    در مورد صحت حديث .. من معتقدم بايد مفهوم فارسي آن گويا باشد .. نادر جان من هم حال و روز شما رو در جريان انگشتري دارم .. خيلي به قدرت تله پارتي ... و معجزه عشق ايمان دارم .. نمي دوني چه حال و روزي داشتم وقتي مطلب جناب كريمي رو خواندم ...
    پسر عزيزم .. دعا مي كنم به عشق خودت برسي
    و مطمئن هستم خواهي رسيد
    يا حق

    با سلام خدمت جناب سرهنگ مدرسی خلبان شجاع نیروی هوایی ایران.

    از شما دعوت می کنیم گهگاهی به سایت پربیننده centralclubs که متخصصین هوایی زیادی در آن حضور دارند سری بزنید و ما را خوشحال کنید.

    در بخش جنگ افزار و ادوات دریایی نیز خود من حضور فعالی دارم و مقالات مرا در انجا که بالغ بر 100 مقاله است می توانبد بخوانید.
    پاسخ
    ميلاد عزيز و نازنين
    بله .. واقعآ رسانه اي پر بار و جامع است . و من ان را دربخش سايت هاي مفيد و مورد علاقه خودم سيو كرده ام .. خيلي سطح مطالب ان بالا و جالب است
    به شما به خاطر درج مقالات علمي افتخار مي كنم
    مواظب خودت باش

    عمو سلام.
    ممنون كه پاسخ سوالم رو فرموديد.
    مثال رو كه خوندم كلاً منظور شما رو گرفتم.
    باز هم ممنون
    ياعلي
    پاسخ
    خوشحالم پسرم كه پاسخ پرسش هاي خودت رو گرفتي
    شاد باشي

    اميدوارم از كامنت قبلي من دلخور نباشيد چون قصدم روشنگري بوده نه توهين.ماجراهاييكه گفتم به نقل از نماينده ملاير در مجلس بود و بي تفاتي سايرين واقعا عصباني ام كرد.به هر حال ازتون عذر ميخوام ولي شماهم بپذيريد كه مردممون يكريزه بي غيرت شده اند.ماجري خلبان تامكت هم جالب بود و هم من رو بياد يكي از اشنايان كه از بسيجيان جبهه و جنگ بوده انداخت.ايشون يكبار ماجرايي از يك عمليات شناسايي برايم تعريف كرد كه طي ان اتفاقي شبيه ماجراي خلبان تامكت افتاد با ين تفاوت كه اينبار سربازان عراقي به اين بيچاره ها رحم كرده بودند.ماجراي جالبي بود اگر علاقه داريد و فكر ميكنيد خوانندگان ظرفيتش رو دارند ميتونم شرح كاملش رو براتون بنويسم كه در سايت بگذاريد.بله ادمهاي جنگ ادمهاي خاصي هستند و قبل از اينكه ابزار كشتن باشند ادم هستند.حالا اه به استانداردهاي اسلاميتون نميخوره ديگه ببخشيد.
    پاسخ
    رضا جان عزيز و گرامي
    اولآ چرا فكر مي كني من دلخور شده ام ؟
    عزيزم اين سايت محل ابراز عقيده است .. و جايي هم قيد نشده همه مثل ما فكر كنند .. بلكه به شخصه معتقدم بايد انواع ديدگاه ها و نظرات باشد تا انسان مخصوصآ جوانان نازنين به كمال برسند ... اگه هم ديدي بعضي ها موضع گرفتند ، با شما نبودند .. مواضع تند معمولآ به اصل خبر و يا درك مفهوم خبر است كه بعضي از دوستان سعي مي كنند با نفي آن واقعيت ها رو آشكار كنند .
    ضمن اين كه من خودم عادت دارم اگه بر روي نظريه اي خيلي اصرار داشته باشم ... تلاش مي كنم با گفتار هاي متفاوت و بيان مثال هاي جور واجور طرف مقابل رو آگاه نمايم ... و اين به منزله ناراحتي و يا زبانم لال توهين و دلخوري نيست ... عين ديالوگي كه با احسان عزيزم داشتم
    اما اشاره به ذكر خاطره فرمودي ... عزيز برادر ... من كه رسمآ از همه خواهش كردم خاطرات خود رو ارسال فرمايند
    منتظر مي مانم
    موفق باشي

    سلام بهروز خان عزیز و گرامی
    این خاطره در باب تامکت را مطالعه کردم.
    بهروز خان خاطره ای کامل بود.
    این مسائلی که میگویم مشکل حفاظت ندارند:
    اگر به خاطر داشته باشید ایران 80 فروند اف 14 آ به آمریکا سفارش داد که 79 فروند آنها تحویل داده شد و آخرین فروند برای آزمایشهای پروازی در آمریکا ماند که با وقوع انقلاب به ایران بازنگشت و چند سالی در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد.
    در همون سالهای آخر ایران سفارش 75 فروند تامکت دیگر اینبار با توانایی تهاجم زمینی علاوه بر رهگیری هوایی سفارش داد که با وقوع انقلاب لغو شد.
    اگر به خاطر داشته باشید دو تامکت پیش از انقلاب از دست رفتند و مجموعا نیروی هوایی ما 77 تامکت داشت.
    در چهار اسکادران 72 و 73 و 81 و 82 که پس از انقلاب اسکادران 72 و 73 منحل و اسکادران 83 تشکیل شد که تامکتهایش در بوشهر و تهران مستقر بوده و وظیفه دفاع از خارک و تهران را بر عهده داشتند.
    این اسکادران هم در زمان جنتگ با کمبود تامکت مواجه شد و تامکتهایش به اسکادرانهای 81 و 82 پیوشته و پس از جنگ اسکادران 82 به بوشهر منتقل شد و تا اواسط سال 1386 که تامکتهای این اسکادران تماما برای اورهال به تهران ارسال شدند این اسکادران از بین رفت و پس از پایان اورهال تامکتهایی که سالهای 1384 و 1385 از این اسکادران خارج شده بودند این اسکادران دوباره با حداقل تامکت تشکیل و به اصفهان بازگشت.

    بهروز خان
    وضعیت تامکتهای ما هم همچون سایر پرنده های نیروی هوایی تقریبا خراب و رو به زوال هستند برخی تا 33 هم عمر دارند و همواره از بدو تولد مشکل واماندگی کمپرسور موتور را با خود یدک میکشیدند.

    لازم به ذکر است در زمان جنگ دوپروژه مهم بر روی این جنگنده اجرا شد.
    1-تحویل سامانهء کنترل آتش جدید در قرارداد ایران گیت که دکدر هایی برای اضافه کردن و بازکردن کدهای سامانهء کنترل آتش قبلی داشت و با کمک این دکدر ها 4 فروند تامکت نیروی هوایی توانایی حمل موشک های ضد هوایی هاک را پیدا کردند.

    2-همچنین دو فروند از تامکتهای نهاجا توانایی حمل بمب های سقوط آزاد را پیدا کردند.
    که متاسفانه از این میان یکی از آنها در قید حیات نیست.

    خدانگهدار
    پاسخ
    دوست عزيز و انديشمندم بابك جان
    واقعآ از شما به خاطر اطلاعات نابي كه مي دهي ممنونم .. در مورد هشتاد فروند سفارش اوليه رو خوب بياد مي آورم .. و يادمه كه اخري رو ندادند .. من شنيدم براي آزمايشاتي نگه داشتند
    بابك جان باور مي كني من هنوز هم از بيان تعداد و يا اطلاعاتي از اين دست احتياط مي كنم ؟
    بقدري از پيش از انقلاب اداره ضد اطلاعات و بعدش هم حفاظت اطلاعات فشار آوردند كه اسرار ارتش رو خواسته يا ناخواسته فاش نكنيم .. كه من هنوز هم علي رغم اين كه به شخصه در خيلي از سايت هاي ايراني امار و اطلاعات ديگري كه به نظر محرمانه مي رسيد ، باز هم خودم از بيان اين گونه آمار و ارقام طفره مي روم ... دست خودم هم نيست
    و اما در باره اسكادران بوشهر .. من خاطرات بسيار زيادي با آن ها در اوايل جنگ دارم .. واقعآ در تمام مدتي كه ميهمان بچه هاي شكاري بوديم .. علاوه بر ميهمان نوازي فوق العاده صميمي ، ما را مجذوب شجاعت خويش در آسمان هم مي كردند ... يادمه نخستين بار كه در بوشهر شاهد بودم كه جنگنده عراقي بوشهر رو بمب باران كرد و بعد از اتمام بمباران " اكسترنال تانك " اش رو رها كرد .. داشتم از ترس قالب تهي مي كردم ... مي دوني چقدر شبيه بمب است !!؟ و من با تمام قدرت پشت دفتر گردان شكاري خودم رو به روي زمين انداخته و به ديوار چسبيدم ... !! كه ناگهان ديدم خلبانان شكاري قاه قاه مي خندند ... تازه دوزاري ام افتا كه اين ها باك هاي اضافي سوخت است كه زير بال وصل مي شه و بعد از پايان سوخت ، رها مي كنند .. خب ما كه تا حالا از اين چيز ها نديده بوديم .. معلومه كه وحشت كرده بوديم ...
    در تآئيد فرمايش شما ... من به خاطر دارم كه ايراني ها خيلي زحمت كشيدند تا با افزودن انواع سلاح ها و حتي توليد ان ، جاي موشك هاي فونيكس رو پر كنند .. م من مطمئن هستم همين الان كه با شما حرف مي زنم ... انبار هاي ما براي لانچ تامكت مملو از انواع بمب هاي آزمايش شده است
    خبر جالبي هم كه تازه گي ها از دوستان اگاه شنيدم .. اين كه بعضي ها از طرق گوناگون قطعات مورد نياز رو به ايران مي فروشند .. يعني خود امريكايي ها اين كار رو مي كنند .. منظورم مردم عادي است نه دولتمردان .. آفرين به درايت ايراني .. كه با هر ترفندي است لنگ نمي مونه
    ممنون از شما و اطلاعات مفيدي كه ارائه مي فرمايي
    همين ديروز با يكي از خوانندگان تلفني صحبت مي كردم .. ذكر خير شما و جناب فرنودي بود .. كه هر دو معتقد بوديم اطلاعات تخصي شما دو نفر واقعآ عالي است و براي ما باعث افتخار است كه دوستان اگاه و فرهيخته اي چون شما به سايت ما رونق مي بخشيد
    سبز و خرم باشي

    سلام آقا بهروز خوش تيپ
    اميدوارم حال شما و عينك ريبونت خوب باشه و هرجا كه هستيد سالم و شاداب باشيد.من در مورد تامكت ها به خاطر علاقه اي كه به آنها دارم مطالعات زيادي داشته ام.واقعاَ بي نظير هستند.به خصوص كه خلباناشون هم ايروني هاي دلير باشند.
    ارادتمند همه خوش تيپ ها
    پاسخ
    به به آقا رضا جان آباداني عزيز و خوش تيپ .. چه عجب
    بابا كم پيدا شده اي
    واي يادم رفت به آقاي
    JSF
    سفارش كنم از نيروي هوايي يك عينك ري بن عالي براي تقديم به شما برام پيدا كنه .. باور كن اين يك دين به گردن من است .. يك روز هم از عمرم باقي مانده باشه بايد اين عينك رو به شما هديه بدهم
    بله آقا رضا واقعآ تامكت ها هواپيماهاي عالي و جلوتر از زمان خود بودند و هستند
    موفق باشي

    سلام کاپیتان
    بعد از مدتی دوری امروز به سایتتون سر زدم
    علت دوری هم مشغله خیلی زیاد کاریه که این روزا دارم.مطالبتونو همیشه دوست دارم و ازشون لذت میبرم.امیدوارم همیشه سالم باشید و آرامش در زندگیتون داشته باشید.
    ارادتمند شما:خلبان جوان فوق سبک!!
    پاسخ
    به جناب نيما جان گرامي
    خوبي سالار ؟ چه خبر ؟
    واقعآ خوشحالم كه دوستاني به بزرگواري شما دارم
    اميدوارم ملخ هواپيمايت هميشه سالم بچرخه ...
    شاد و پايدار باشي
    يا حق

    یه سؤال دیگه:
    آیا هواپیماهایی که تو آشیانه پارک هستند (شکاری و غیر شکاری) الزاما باید هر از گاهی پرواز کنند یا اینکه باقی موندنشون به حالت سکون باعث ایجاد مشکل می‌شه؟
    پاسخ
    علي جان عزيزم .. معمولآ هواپيماها براي تعميرات به آشيانه حمل مي شوند
    البته بعضي آشيانه ها مثل شيلتر ها وضع فرق مي كنه .. و براي توقف شكاري ها ساخته شده است
    ولي در پاسخ به پرسش شما عرض كنم .. هواپيما اگه مدت زيادي گراند باشه و پرواز نرود .. خب دچار مشكل شده و هزينه مي تراشد .. و به قول شما ممكنه هزار مشكل براش پيش بيايد .. اما اگه بي حركت در يك نقطه بيش از دو هفته توقف كنه ، باعث پوسيدگي چرخ ها مي شود .. البته در مورد هركولس ها اين مدت بود .. ساير هواپيما ها رو نمي دونم .. اميدوارم دوست عزيزم جي اس اف نازنين پاسخ فني كامل تري رو بيان كنه .. يا استاد عزيزم آقاي آوالانچ .. كه دانش فراواني از اطلاعات فني دارد ..
    يا حق

    سلام...
    سخته نباشيد.
    در مورد وب

    http://mhmlink.blogfa.com
    كه يكي از وبلاگهاي زير مجموعهmhm5000 است سوالي پرسيده بوديد...

    بهروز مدرسی
    ببخشید .. من اصلآ متوجه خدمات شما نشدم .. می شه راهنمایی ام فرمایید ؟



    خب بايد عرض كنم كه اين وبلاگيك لينكباكس تلقي مي شود كه شما مي توانيد با قرار دادن كد مربوطه در وب خود چندين لينك ثبت نموده و در واقع وب خودرا در عرضه هاي بيشتري معرفي نماييد...
    ابته براي معرفي كردن وب خود مي توانيد از خدمات بخش تبليغات ما نيز استفاده نماييد:
    http://mhm5000.blogfa.com/page/adver.aspx
    محمد حسين
    پاسخ
    همكار گرامي جناب محمد حين نازنين
    ممنون از فرصتي كه به من اختصاص دادي ..
    عزيزم من در مورد لينك باكس ها دقيقآ مي دونم .. اما پرسش بنده اين است .. چگونه سايت هاي ديگر رو به ان اضافه كنم ؟
    فرضآ من مي خواهم چند تا سايت مرتبط رو به شكل لينك باكس درست كرده و كد ان را در اختيار صاحبان وبلاگ قرار بدهم .. چه كار بايد بكنم
    واقعآ ممنون مي شوم بنده رو در امر تهيه و ساخت يك لينك باكس اختصاصي در زمينه پرواز و مسايل جنگ ياري فرماييد
    سپاسگزارم

    باز هم سلام!
    عمو بهروز عزيز ممنون از توضيحات ارزشمندتان .
    فرسايشي شدن جنگ و حواشي آن مقوله اي بود كه اصلا حواسم به آن نبود. توضيحاتتان كاملا روشن و قانع كننده بود.
    حق نگهدارتان !
    پاسخ
    ممنون سعيد جان كه متواضعانه قانع شدي
    همان گونه كه عرض كردم .. وقتي تعرضي صورت مي گيره .. همه با دل و جان بنا به وظيفه وجداني خود آماده دفاع مي شوند .. يادمه روزهاي نخست جنگ ، يك سري از پيرمرد هاي قديمي خط پرواز داوطلبانه برگشتند .. خب اين ستودني است
    در اين مقطع نه كسي رحم مي كند .. نه كسي تعرف مي كند .. همه سراپا دفاع و حمله به دشمن خونخوار مي شوند
    اما .... بله اما
    اگه اين جنگ وارد مسايل و فاز هاي ديگري شد تا اهداف سياستمداران رو تآمين كنه .. ديگه داستان فرق مي كنه .. و اين امري طبيعي است و تا آن جا كه من شنيده ام همه جا مرسوم بوده و ما ايراني ها هم سمبل عشق و محبت و گذشت در مورد زندانيان و اسرا بوديم
    ممنون از شما

    سلام آقای مدزسی
    من این چند وقت نیستم میشه خودتون وبلاگم رو معرفی کنید خیلی عجله دارم واسه همین این جوری نوشتم ببخشید اگه جسارت کردم
    پاسخ
    آريا جان من اين گونه متوجه شدم كه چون به سلامتي مدتي نيستي ، دوست داري براي روشن ماندن چراغ وبلاگ ات ، آن را در سايت ام تبليغ كنم
    اگه منظورت اين است .. چشم
    در پست بعدي لينك شما رو در صفحه اول قرار مي دهم ... ولي اگه منظورت چيز ديگري است ... بگو تا در خدمت باشم
    يا حق

    سلام آقاي مدرسي

    از ايميل شما متشكرم و شماره ها را يادداشت كردم وقتي رسيدم به شما زنگ ميزنم.
    سوالي از شما و آرياي عزيز (پايگاه هشتم شكاري) دارم:
    ايشان در وبلاگشان شهيد تيمسار ستاري را خلبان معرفي كردند و شما هم در يكي از پستها فرموديد ايشان خلبان نبودند البته اصلا مهم نيست كه خلبان بودند يا نه همه كساني كه در جنگ براي وطن جنگيدند براي من عزيز و محترم هستند و خود را مديون آنها ميدانم فقط از جهت اطلاعات عمومي خودم پرسيدم.
    ضمنا عجب سايت توپي داره اين آقا آريا خيلي كيف كردم ولي چرا آپديت نميكند الان خيلي وقته سايتش را چك ميكنم ولي مطلب جديدي اضافه نكرده .
    قربان شما
    علي از كانادا
    پاسخ
    خيلي ممنون علي جان
    بي صبرانه منتظر تشريف فرمايي شما هستم
    قبل از هر چيز خوشا به حالت كه فرصت مطالعه سايت هاي ديگر رو داري
    من بيچاره فلك زده يا مشغول پاسخ به كامنت ها هستم .. يا اي ميل ها رو جواب مي دهم .. يا نظرات وبلاگ رو پاسخ مي دهم .. يا دنبال سرچ تصاوير مربوط به مطلب بعدي هستم ... يا تا صبح فقط عكس هاي مطلب رو قيچي و مي چسبانم تا يك پوستر براي بالاي صفحه ام آماده بشه .. و اگه فرصت بياورم .. مشغول نگارش مطلب پست بعدي ... شايد به من بخندي ... گاهي اوقات بقدري سرگرم كارم كه همسرم وقت نهار و شام را به من اعلام كرده و گاهي حوصله بيرون رفتن از اتاقم رو ندارم .. و خواهش مي كنم غذايم رو بياره تو اتاق خودم .. و پاي ميز كامپيوتر مي خورم ... اگه در اين فواصل وقتي ماند و كار خاصي نداشتم ، گازش رو مي گيرم مي روم كرج و با اغوش گرفتن نوه ها ، واقعآ تمام خستگي هفتگي ام بيرون مي آيد .. وقتي بر مي گردم .. فقط يك قلم تا صبح به كامنت ها پاسخ مي دهم ... اغلب مربوط به پست هاي قديمي و گذشته است .. به هر نفر يك سلام و يك خداحافظي بكنم .. كلي زمان مي بره... باور كن اين شده زندگي من ..!! البت خيلي هم خوشحالم و خدا رو قلبآ شكر مي كنم .. چون لذت مي برم ..
    اما الان كه دارم اين كامنت رو مي نويسم .. خرده كار هاي پست بعدي آماده شده است و فقط مانده خود خاطره كه اگه نمردم و زنده موندم فردا خواهم نوشت
    راستي در بخش حرفهاي خودموني پست بعدي نوشتم كه قراره از فردا يعني امروز بروم سر كار .. معلوم نيست چي است .. فقط يكي از دوستان معتبر زنگ زد و گفت با حاج آقا تماس بگير ... دنبال يك مدير خوبه و من تو رو پيشنهاد دادم ..!! و زنگ زدم حاجي فرمود شنبه زنگ بزن تا بگم ساعت چند بيايي .. ولي شايد باورت نشه تصميم داشتم امشب لااقل زود بخوابم تا فردا سر حال باشم .. ولي الان دقيقآ چهار و نيم بامداد است ..!!‌خب مي بيني كه حق دارم كه فرصت مطالعه نداشته باشم
    بله عرض مي كردم در پست بعدي عذر خواهي كردم كه شايد مدتي انتشار مطالب موقتآ به تاخير بخوره ... تا البته جا به جا بشم .. اگه هم با حاج آقا به توافق نرسيدم .. كه چه بهتر .. دوباره روز از نو و روزي از نو ...
    خيلي حرف زدم .. اما در مورد شهيد عاليقدر تيمسار ستاري
    ايشان خلبان نبودند ... تا ان جا كه ياد دارم نخستين فرمانده نيروي هوايي بودند كه از قشر غير خلبان انتخاب شدند .. رسته ايشان پدافند بود ... و الحق و انصاف خدمات بسيار با ارزش و ماندگاري رو در زمان حيات خويش انجام دادند .. همه دوستش داشتند .. همه قلبآ به او احترام مي گذاشتند
    اما راستش آريا از من خواست چراغ سايت اش رو روشن نگاه دارم .. و من در زير پست بعدي لينك اش رو گذاشتم تا فردا يادم نره
    ممنون علي جان
    در پناه حق

    سلام عمو جان.
    بیشترش درباره پینگ پنگ هست ولی میدونید یه جورایی قاطیه یا بهتر بگم اصلش حرفهای دل خودمه ولی پینگ پنگ بخش اعظم اونو در بر میگیره.
    اصلا در کل حرفهای دل خودمه.
    به مسایل نظامی هم میپردازم.اخبار
    ارتش ایران و ...
    حالا دو نکته مد نظر هست.
    1 : اسم سایت به صورت شرح اون مثل سایت شما که هست: یادداشتهای یک خبرنگار
    و اسم یا آدرس که سایت شما هست
    www.oldpilot.ir
    ممنون میشم درباره هر دو راهنماییم کنید
    پاسخ
    نويد جان .. راستش چون شما قراره در موضوعات متنوع مطلب بنويسي ، من توصيه مي كنم روي نام خاصي مربوط به نوشته زوم نكن
    و يك اسم كلي مثل ... حرف هاي دل نويد ..+ واريته نويد + دل نوشته هاي من + يادداشت هاي يك جوان
    حرف هاي يك جوان و غيره ...
    در مورد سايت ، من اصلآ به شما توصيه ان را از حالا نمي كنم .. بهتره اول با وبلاگ آغاز كني .. يه مدت كه خواننده هايت رو پيدا كردي و شما روي غلتك افتادي ، ان وقت برو تبديل به سايت كن
    چون سايت هزينه دامين داره ، هزينه طراحي و ثبت داره علاوه بر ان بايد هزينه پشتيباني هم هر سال پرداخت كني .. كه اصلآ مقرون به صرفه نيست
    اول برو در بلاگفا .. و نوشته چه جوري يك وبلاگ باز كني .. بعد از مدتي كه مطلب نوشتي و ما هم تبليغ وب شما رو كردم .. اون وقت اگه دلت خواست برو براي سايت هزينه كن ... هيچ فرقي نداره
    الان مخاطبان وبلاگ ام از سايت بيشتره
    موفق باشي

    فرارسیدن سالروز شهادت دریادلان شجاع ناوچه پیکان علی الخصوص دوست و همکلاسی دوره دبیرستان شهید عباس سعیدی فر(باجاقی) را به همه پاسداران دریاهای ایران زمین تبریک و تسلیت میگویم.یادشان پاینده
    پاسخ
    محمود جان عزيز و گرامي
    من هم به سهم خود شهادت دوست خوبمان رو تسليت مي گويم و فداكاري قهرمانان نيروي دريايي رو تبريك عرض مي كنم
    محمود جان عباس فرزند آقاي باجاقي خودمون بود ..!!؟‌ دبرستان علامه ؟
    يادمه فرزندش با شما قاطي بود .. واي حيف شد ..
    هر چه اون رو خاكه ، بقاي عمر شما باشه
    موفق باشي

    سلام كاپيتان
    من يك سئوال دارم در خيلي از مطالب مي خوانم كه در صنعت هوانوردي به جاي حروف انگليسي از يك نوع استعاره اي استفاده مي شود كه مفهوم آن حرف را مي رساند مثل a=آلفا و b = بتا
    خواهشمندم كه اين حروف را از a تا z را برايم بنويسيد از نوشته هاي شما هميشه چشمانم پر از اشك مي شه و قلبم به تپش مي افته مر30
    پاسخ
    امير جان عزيزم ... متآسفانه به دليل به كار بردن فونت لاتين در كامنت ، اديتور من بد جوري به هم ريخته .. هر چه وقت صرف كردم ، متوجه نشدم منظور شما چيست .. لطفآ فقط فونت فارسي استفاده كنيد
    ببخشيد ها

    بنام خداوند خالق عشق

    استاد عزيزم سلام
    در خصوص بيانات ارزشمند دوست گراميم نادر رضوي عزيز بايد مطالب زير را در تائيد سخنان ايشان به عرض برسانم:
    از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که «الاعمال بالنیات» و در روایت دیگری از همان حضرت نقل شده: انّما الاعمال بالنیات و انما لکل امریء مانوی همانا اعمال به نیت است و برای هر شخص آن چه قصد کرده میباشد.
    مفاد این روایات این است که ارزش عمل انسان به نیّت و انگیزه‏ی انجام آن است و اگر خدای نخواسته عمل برای خداوند نباشد دارای اجر و ثواب نخواهد بود و به عکس هر چه اخلاص در آن بیشتر باشد ارزش و ثواب آن عمل بالاتر خواهد بود(وسائل‏الشیعه، ج 1، صص 34 ـ 35).
    در مواردی که «شکل عمل» بر اساس شریعت الهی نیست، انجام دهنده آن نمیتواند با استناد به این گونه احادیث، کار ناسزاوار خود را توجیه کند.
    همچنين ما در تاريخ داريم در جنگ خندق و پس نبرد حضرت علي(ع) با عمربن عبدود هنگاميكه آن ملعون بر روي مبارك مولي علي(ع) آب دهان پرت كرد ايشان از روي سينه او بلند شدند و چند قدمي راه رفته و سپس براي جدا كردن سرش بر روي سينه‌اش نشستند آن ملعون گفت چرا ايشان(حضرت علي) اين كار را كردند ، حضرت علي در پاسخ فرمودند : من براي رضاي خدا با تو نبرد كرده و واهان كشتن تو بودم و بعد از عمل تو پيش خود گفتم اگر همكنون تو را بكشم براي رضا خدا نبوده و از روي ناراحتي و خشم از كار توست لذا چند قدمي راه رفتم تا خشمم فروكش كرده سپس براي رضاي خدا سر تو را از بدنت جدا نمايم .
    حال كه در چنين مكتبي كه حتي در نبرد با كافران كه جان ، مال و... بر مسلمانان حلال است ما را چنين تربيت مي كنند و به ما درس مي آموزند روا نيست كشتن برادر مسلمان در نبرد (حتي اگرهم متجاوز بوده‌اند) از روي هواي نفساني و براي بيوه كردن زنانشان ، كاري است خلاف رضاي خداوند عزوجل و خداهم به چنين شخصي جوابي درخور او خواهد داد ، حتي بايد بگويم دوستان عزيز هر عملي را انجام ميدهد ( معصيت و گناه منظورم نيست) حتي نوشيدن ، خوردن ، خوابيدن ، راه رفتن ، با همسر بودن ، عاشق شدن(قابل توجه اكيد به دوست عزيزم نادرجان) كار كردن و ... اگر براي رضا و قرب الهي باشد به شما اجر و پاداش حسنه خواهند داد و عاقبت آن كار شما هم خير و بركت برايتان دارد(حتي باز تاكيد مي كنم خوردن و خوابيدن و...)
    پس بياموزيم در همه كارهايمان نيت و هدفمان اول رضاي خداوند متعال باشد.

    ومن الله توفيق
    علي كدخدايي
    پاسخ
    ماشاالله ... واقعآ حظ كردم
    آفرين بر شما پسر عزيز و دانايم
    باور كن من عاشق انسان هاي دانا و انديشمند هستم .. فرقي نمي كنه .. علوم مذهبي و الهي باشه .. تاريخي باشه .. فني باشه .. وقتي مي بينم كسي با اعتماد به نفس از دانش و دانسته هاي خود با رجعت به تاريخ حرف مي زنه واقعآ لذت مي برم .. من همين احساس را نسبت به خانم هاي عزيز سعيده و فريده هم بيان كردم .. چون در روايات تاريخي خيلي عالي مثال زده بودند
    به هر حال اميدوارم جناب نادر جان عزيز پاسخ خود رو دريافت كرده باشد
    از شما جناب كدخدايي عزيز و گرامي ممنونم

    سلام عمو
    گفتي تامكت خواستم يادي بكنم از دونفر:
    1- مرحوم سرتيپ خلبان جليل زندي معاونت طرح و برنامه نهاجا كه متاسفانه در سانحه تصادف همراه با همسرش وفات كردند از خلبانهاي برجسته اف14 و شكارچي چند هواپيماي عراقي به قول تيمسار صالح اردستاني بدون شك اگر زنده بودند الان فرمانده نيروي هوايي بودند
    2-مرحوم سرهنگ خلبان ابوعطا انساني بسيار شريف و صادق و ميهمان نواز كه از دوستان ايشان پرسيده ام اينقدر از شهيد ابوعطا تعريف مي كنند كه انسان ناراحت مي شود چرا يكبار موفق نشده از نزديك ايشان را ببيند
    پاسخ
    مازيار عزيز و نازنين
    ممنون از شما كه اين همه به ياد شهداي عاليقدر هستيد
    بله من هم ذكر خير اين عزيزان رو شنيدم
    روحشان شاد
    واقعآ ما انسان هاي بزرگوار و فداكار فراواني رو در جنگ از دست داديم .. كه هر يك منشآ خدمات ارزنده اي بودند .. مثل خود تيمسار ستاري ، بابايي ، اردستاني .. و صد ها شهيد عاليقدر ديگر
    ممنون از شما

    سلام عمو بهروز
    تو کامنتها دیدم عده ای از دوستان از اینکه اون خلبان عراقی جون سالم به در برده انتقاد کردن
    می خواستم عرض کنم تا اونجایی که من میدونم قصد این قهرمانان کشور ما هیچوقت انتقام گیری نبوده که از قدیم در فرهنگ ما بوده **** در عفو لذتیست که در انتقام نیست****
    دوم اینکه جوانمردی در میدان رزم از فرهنگهاییه که با خون و رگ رزم آوران این سرزمین از قدیم الیام پیوند داشته که ما میتونیم این خصلت پسندیده رو در تاریخ گذشته کشورمون به کرات ببینیم
    به هر حال من خیلی خوشحال شدم که دیدم این اخلاق جوانمردی در بین رستم های دلاور حقیقی کشورمون اینقدر مشهوده و من به هموطنی با این عقابان تیز پرواز افتخار میکنم امید وارم همیشه و در هر کجای دنیا سر بلند و سلامت باشند
    پاسخ
    پيمان عزيز و گرامي
    از حسن نظر شما تشكر و قدرداني مي كنم
    تا آن جا كه من مي دونم كسي مخالف گذشت و مروت نيست .. منتها بعضي از دوستان جوان ما اين شائبه براشون پيش آمده است كه چه تضميني وجود داشت كه ان نامردي كه نجات پيدا كرد ، فردا زن و بچه همان خلبان رو به موشك نبنده ..!!؟‌ به نظر من آن ها حق دارند چنين سوالاتي رو بپرسند .. و ما بايد آن ها رو قانع كنيم
    به تجربه ثابت شده است كه كساني كه چنين مورد مهر و عطوفت واقع مي شدند ، ديگه مثل گذشته مواضع غير نظامي رو نمي زدند ..
    بار ها پيش امده بود كه ان ها بمب هاي خود رو در بيابان مي ريختند تا اطاعت از صدام جاني نكرده باشند .. و ما خيلي از اين خلبانان عراقي داشتيم ..
    به هر حال ممنون از شما پيمان عزيزم
    يا حق

    کاپیتان مدرسی درود بر شما
    بسیار جالب بودند امیدوارم که ادامه داشته باشند متاسفانه رسانه های کشور خیلی کم به بیان دلاوریهای این قهرمانان پرداخته اند
    این کار خلبانان تامکت من را یاد خاطره یکی دیگر از خلبانان انداخت
    در دوران دانشگاه یکی از استادان امریکایی که خود از خلبانان زمان جنگ جهانی دوم بوده
    تعریف میکند که در یک نبرد هوایی با یکی از تکخال های نیروی هوایی آلمان
    به قدری تحت تاثیر مهارت همدیگر قرار میگیرند که از هدف قرار دادن همدیگر منصرف میشوند و پس از نزدیک شدن به یکدیگر با دادن یک سلام نظامی از همدیگر جدا میشوند خلبان ایرانی که جزییات این نبرد را از استاد آمریکایی خود میشنود به یاد میاورد که دقیقا مشابه آن را در کتاب خاطرات یک خلبان آلمانی خوانده است
    و موضوع را پس از خاتمه کلاس به استاد خود میگوید
    استاد آمریکایی از دانشجوی ایرانی خود میخواهد که آن کتاب را برای او بیاورد و پس از مدتی او را به دفترش دعوت میکند که دانشجوی ایرانی میبیند یک پیر مرد در کنار استادش ایستاده است و او را به خلبان آلمانی معرفی میکند که باعث شده پس از سالها همدیگر را پیدا کنند
    استادآمریکایی پس از گرفتن کتاب از دانشجوی ایرانی خود از طریق ناشر کتاب با دشمن قدیمی خود تماس میگیرد
    و او را دعوت میکند
    فکر نمیکردم چنین مواردی در جریان جنگ ایران و عراق هم اتفاق افتاده باشد چون موارد زیادی از جنایت های خلبانان عراقی شنیده بودم
    از بمباران مناطق مسکونی گرفته تا زدن خلبانان اجکت کرده در آسمان
    احتمالا اگر مواردی هم بوده از طرف خلبانبن ایرانی بوده است
    به قول فردوسی بزرگ که در مورد اعراب میفرماید
    بدین مار خواران اهریمن چهرگان
    زدانش و ز شرم بی بهرگان
    از اعراب نباید انتظار جوانمردی داشت
    در مورد قراردادهای خرید تامکت در کتاب پاسخ به تاریخ ن شاه که البته در ایران هم منتشر شده است در بخش وضعیت دفاعی ما درسال 1361آمده است
    که علاوه بر هفتاد و هشت فروند موچود
    یکصد فروند اف 14ویا اف 15 بسته به تصمیم سازندگان آمریکایی
    علاوه بر آن 160 فروند اف 16 که قرارداد خرید آن قطعی شده بودو مذاکرات برای خرید 140فروند دیگر آغاز شده بود.
    البته موارد بسیاری از هواپیماهای آواکس گرفته تا رزمناوهای کلاس اسپرانز و خیلی موارد دیگر نیز در این بخش کتاب آمده است
    البته در مورد اف 18 در کتاب پاسخ به تاریخ چیزی نوشته نشده بود اما در کتاب ارتشبد طوفانیان خواندم که هزینه تحقیقات برای ساخت مدل زمین پایه اف 18 به شرکت نورث روپ پرداخت شده بود که در اواسط دهه
    هشتاد میلادی جایگزین فانتومها شوند
    با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما
    بدرود
    پاسخ
    كيوان عزيز و نازنين
    با تشكر از اطلاعات جالبي كه بيان فرمودي ... بله موارد فراواني رو تنها من شاهد بوده و يا شنيده بودم .. و بر عكس نظر شما من شنيدم كه حتي دوطرفه هم بوده است
    آن ها در بيابان موشك هاي خود رو رها مي كردند .. و به مناطق مسكوني نمي زدند .. البته تعداد ان ها نسبت به خلبان هاي جنايتكاري كه به قول شما به خلبان اجيكت كرده در آسمان هم رحم نمي كردند ، زياد بوده است
    امروز عصر ارتباطات است .. و چه خوب بود اگه هر دو كشور روز شمار جنگ رو داشتند .. و در سميناري دوستانه و فرهنگي ، خلبان هايي كه در يك روز خاص به نبرد رفته و طرف مقابل هم زنده باشد .. ان ها رو در زير يك سقف گرد اورد و در يك برنامه تلويزيوني آن ها حرف ها و خاطرات خود رو بزنند .. در مورد هواپيماهاي جايگزين .. بله .. خيلي تصميم ها گرفته شده بود .. ولي به محض انقلاب ، ان ها زير قول و قرار هاي خود زدند
    به هر حال ما با چنگ و دندان هم از پس اعراب جنايتكار و هر دشمن ديگر بر خواهيم امد
    يا حق

    جناب آقاي مدرسي، سلام
    مطلبتون خيلي جالب بود و به شيوايي تمام نقل شده بود.
    در خصوص بخشهاي انگليسي و ادبيات پرواز، شخصاً بخش انگليسي را ميخوانم و به آن علاقه مندم، اي كاش كمي مفصلتر و داراي اطلاعات فني بيشتري بود كه البته ميدانم به دليل مقتضيات رسانه اي، خيلي آسان نيست.
    در خصوص ادبيات پرواز.... خود نويسنده محترم خانم دامون بهتر است تصميم بگيرند.
    جناب مدرسي، اگر برايتان امكان دارد، در يك يا چند پست در خصوص سيستمهاي مختلف هواپيماي هركولس، معادلشان در هواپيماهاي مسافربري و هواپيماهاي جنگي، مطالبي تدوين فرماييد.
    باتشكر
    بهرنگ
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    از اظهار نظر شما بابت بخش هاي مختلف سايت ممنونم
    اي كاش ساير دوستان هم جهت دلخوشي و رفع خستگي هر از گاهي يادي از همكاران زحمت كش سايت بفرمايند .. من جدي عرض مي كنم .. زحماتي كه پسر خوبم آقاي صادقي و يا خانم دامون نازنين مي كشد ، واقعآ ستودني و جاي تقدير و تشكر داره .. ولي خب دوستان عادت دارند از بنده تشكر فرمايند كه من هم جدا از اين انسان هاي شريف نيستم .. و اين يك كار گروهي است
    بهرنگ جان عزيز .... در مورد سيستم هاي مختلف هواپيما اشاره فرمودي ... چشم حتمآ در اولين فرصت اگه زنده بودم ، خواهم نوشت
    شاد و خرم باشي

    هرچقدر از خیانتهای شاه بگیم باز هم کمه! نیروی هوایی و دریایی قویی برای ایران درست کرد. دانشگاه ساخت که جوانهای مردم را به بیراهه بکشه! ذوب آهن و پتروشیمی درست کرد! واقعاً اون دنیا می خواد جواب این همه جنایت را چطوری بده؟؟؟
    پاسخ
    دوست نازنين
    خواهش مي كنم فضاي فرهنگي سايت ام رو سياسي نكن
    شاه اگه خوب بود يا بد ، رفت و تمام شد
    ما اگه ايراني هستيم .. بايد به فكر آباداني مملكت خودمون باشيم
    ممنون از شما

    با سلام. نوشته های بسیار جذابی دارید استاد. در جستجوی مطلبی جدید راجع به خارگ بودم که اتفاقی اینجا را یافتم. از آنجا که در حال آماده کردن چند خاطره از دوران جنگ در جزیره هستم برای انتشار در وبلاگ، درخواست می کنم اگر مطلبی هست که دوست دارید گفته بشه، لطفا اجازه بدید ما اولین کسی باشیم که آن را می خوانیم و منتشر می کنیم. منتظر حضورتان هستم.
    پاسخ
    جناب آقاي مصطفي دهقان گرامي
    خيلي خوشحالم با دوستي انديشمند و اگاه آشنا شده ام
    دوست عزيز .. من در باره جزيره خارك چنديدن خاطره در سايت نقل كرده ام ... و شما مجازيد چه با درج نام چه بدون درج نام مواف ان را براي استفاده در رسانه خود ، برداريد
    در مورد اين كه شما اولين كسي باشيد .. من حرفي ندارم .. ولي راستش رو بخواهيد من حواس درست و حسابي نداشته و مي ترسم فراموش كنم
    با من در ارتباط باشيد

    بهروز عزیز
    سلام

    در مورد سوال دوست گرانقدر بی666

    این طور که متوجه شدم منظورشان چگونگی نگهداری هواپیماهایی است که کمتر پرواز می کنند یا برای مدتی انبار می شوند.
    پاسخ این سوال به گستردگی قوانین نگهداری هواپیما است ولی تا حد ممکن سعی می کنم مختصر و مفید صحبت کنم.


    پرواز نکردن هواپیما به نوبه خود یک مشکل نیست.مشکل از زمانی شروع می شود که اصول نگهداری صحیح در این مورد رعایت نشود.

    اف14 هایی که در طول جنگ برای روز مبادا انبار شدند یا هواپیمای ریسس جمهور که کمتر پرواز می رود مثال هایی از به اصلاح هواپیماهای انباری است.

    اصولا تمام ماشین های دست ساخت بشر برای کارایی بهتر و طولانی تر نیاز به یک سری اصول نگهداری دارند از یک اتومبیل گرفته تا هواپیما فرقی نمی کند.حال وقتی که یک هواپیما قرار است به دلایلی پرواز نکند و به قولی انبار شود یعنی ما در آینده نزدیک به این وسیله نیاز داریم که باید در هنگام لزوم بتواند به خوبی کار کند.پس با انجام اصول نگهداری این موضوع را عملی می کنیم.

    انجام تمام موارد نگهداری پر هزینه و زمان بر است ولی چاره ای نیست پس تا جای ممکن با پرواز یک هواپیما در طول عمر خدمتی در کنار هزینه نگهداری از آن استفاده عملی کرده و صرفه اقتصادی بیشتری را فراهم می کنند.مگر در موارد خاص مانند جریان اف14 بالا.

    مهمترین عامل در تخریب پرنده ها عوامل محیطی مانند دما و تغییرات جوی. رطوبت و نور خورشید است.برای امتحان یک هواپیما یا اتومبیل ماکت را تمیز کرده در جایی در منزل قرار دهید یک ماه بعد به راحتی خواهید دید گرد و خاگ به تمام پیکره آن نفوذ و نور کمی بر رنگ آن تاثیر منفی گذاشته. پس برای انبار کردن یک پرنده آنها را باید در مکان هایی قرار داد که بتوان تمام عوامل ذکر شده را به خوبی کنترل کرد تا کمترین تاثیر بر هواپیما وارد شود.

    تمام موارد بالا یعنی صرف هزینه و زمان.بارزترین تاثیر عدم پرواز هواپیما را بهروز خان گفتند که همان پوسیدگی لاستیک ها است.همان گرد و خاک به ظاهر ساده با وارد شدن به قسمت های مختلف مانند قطعات الکترونیک.قسمت های متحرک و روغنی و....مشکلات بیشماری را ایجاد می کند.

    یا رطوبت با ایجاد شرایط لازم برای تغییرات شمیایی و فعالیت قارچ ها باعث پوسیدگی پیکره پرنده می شوند.

    هیچ فرقی نمی کند هواپیما پرواز برود یا نه برخی از قطعات عمر مفیدی دارند که با طی شدن زمان آن ممکن است تغییر خاصیت داده و در هنگام نیاز امنیت پرواز را با خطر جدی روبه رو سازند.مانند باطری ها و برخی قطعات لاستیکی و .....
    برخی از مایعات هم حتما باید نخلیه شوند

    امیدوارم عطش دانستن شما را در این مورد کمی پاسخ داده باشم.
    اگر توضیحات بیشتر لازم بود در خدمتم.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    واقعآ ممنون از شما .. بقدري جالب و كامل و جامع بود كه به قول معروف فقط لذت برده و به اين همه آگاهي و دانش فني آفرين مي گويم
    اميدوارم دوست عزيز ديگرم پاسخ خود رو به دست اورده باشد
    در مورد كار بله .. به اميد خدا از چند روز ديگه كار بسيار حساس و مديريتي ام رو آغاز مي كنم .. و از 6 صبح تا ده شب درگير خواهم بود ... ممكنه اولش وقفه اي در انتشار مطالب ام رخ دهد .. ولي از ان جا كه در محل كارم كامپيوتر و اينترنت پر سرعت در اختيار دارم ... بعد از اين كه جا افتادم ، حتمآ به سايت هم خواهم رسيد
    فقط بايد دوستان در ان هنگام رعايت بنده رو كرده و انتظار پاسخ نداشته باشند .. تا از فرصتي كه دارم تنها براي نگارش خاطرات استفاده نمايم .. و تنها در موارد اضطراري پاسخ ياران رو بدهم
    از شما به خاطر همكاري و ارائه اطلاعات پروازي به ياران و دوستان سايت ، قلبآ تشكر و قدرداني مي كنم

    تشکر فراوان از AVALANCHE عزیز.

    جوابتون خیلی متین بود! چشم!

    سلام كاپيتان عزيز
    به مطلبه جالبي در سايت فردا در ارتباط با حمله خلبانان شجاع ايران به پایگاه های التقدم و تموز ديدم ، گفتم برايتان ارسال كنم .. البته شايد خود شما نويسنده بوده ايد :)

    http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=67381
    پاسخ
    بهزاد عزیز و نازنین
    خیلی ممنون ، مطلب عالی بود .. تقریبآ هم سبک می نویسیم .. همین مسئله خوانندگان قدیمی رو به اشتباه می انداخت .. ولی من نبودم .. او از من خیلی بهتر و هیجان آفرین تر نوشته بود
    ممنون از شما .. و پوزش به خاطر تآخیر در پاسخگویی .. چون کامپیوترم ویروس گرفته بود

    كاپيتان عزيز از اينكه از فونت انگليسي استفاده كردم عذر خواهي مي كنم اما منظور من اين بود كه در صنعت هوانوردي به جاي تلفظ حروف انگليسي مثل اي بي و سي و دي و ... از عناوين ديگري استفاده مي كنند مثل آلفا و بتا و ... خواهش مي كنم اين حروف را از اي تا زد را در صورت امكان اعلام فرمائيد خيلي متشكرم
    پاسخ
    امیر جان عزیزم .. بله حالا متوجه شدم
    حتمآ در اولین فرصت این کار رو می کنم .. چون 5 روز کام÷یوتر نداشتم کامنت ها جمع شده اند و باید به همه جواب دهم
    حتمآ در ÷ست بعدی یاد اوری کن روی چشم

    جناب مدرسی عزیز
    تازه با نوشته های شما اشنا شدم.تقریبا" یک ماهی طول کشید تا همه آرشیو رو بخونم.یه مقاله کوچک دارم ترجمه می کنم.انشا.. آماده شد به کدام آدرس میل کنم؟؟
    پاسخ
    روزبه جان خوشحالم كه با دوست عزيزي چون شما آشنا شدم
    خدمت شما عرض كنم .. به ادرس جي ميل
    كه در سايت نوشته شده است
    بهروز دات جورناليسم ات جي ميل دات كام
    خوشحال مي شوم كه مطلبي از شما در يافت نمايم
    موفق باشيد

    سلام
    استاد عزیز
    متاسفانه یکی دیگه از یارانمون رو از دست دادیم
    ستوان خلبان امید یزدان پناه دوهفته پیش بعلت تصادف رانندگی در مسیر سنندج از بین ما رفت
    وبلاگ بلند آسمان جایگاه من است www.aipower.blogfa.com
    مال اون خدا بیامرز بود
    بارها هم با اسم مستعار گردان 11 شکاری براتون کامنت گذاشت
    روحش شاد
    پاسخ
    وای .. خدا رحمت اش کنه .. بله ما خیلی با هم در ارتباط بودیم .. وبلاگ اش رو ندیده بودم .. اما با نام مستعار گردان 11 شکاری خیلی با من ارتباط دوستانه داشت
    ای کاش به من نمی گفتی .. اخیرآ بد جوری از شنیدن مرگ یاران و دوستان به هم می ریزم و حالم بد می شود
    واقعآ خدا بیامرزدش

    با عرض هزاران درود وسلام خدمت عموی بزرگوار خودم.نمیدونم از کجا شروع کنم به نوشتن از دوریم بگم از این جمع صمیمی دوستان وراهنمایی های پدرانه شما که بی نسیب موندم از گرفتاری این روزگار لعنتی بگم...بی خیال این حرفها عمو خودت چطوری زن عمو خوبه سلامه منو خدمتشون برسونید عمو کسالت برطرف شد انشالاه خیلی خیلی عمو نگرانتم بابا انقدر به خودت فشار نیار این زندگی انقدر کوتاه که نمیدونی چجوری میگذره یه مدت سایت تعطیل کن دست زن عمو بگیرو برو یه مسافرت اگه شمال میخواهی بری من نوکرتم هستم به من بگو همه چی رو ردیف کنم برو یه هوای عوض کن ابته این حرفهای من فایده ندارم میدونم چون شما انقدر وابسته دوستان شدید که دوری سخته براتون ولی باید یه کوچولوم به فکر خودتون باشید.راستی از اقای بیات خبری ندارید اون موسسه که میخواست احداث کنه به کجا کشید واقعا انسانه زحمت کشی هستند از اینجا به ایشون خسته نباشید میگم.کامنت ها رو که خوندم متوجه یه نظر خواهی شدم راجع به خواهر بزرگمون دامون و برادر عزیزمون اقای صادقی بنده از این دو عزیز خیلی خیلی تشکر میکنم واقعا خسته نباشید ممنون از شما دو بزرگوار که به سایت خودتون تنوع وجذابیت بیشتری میدهید بازهم ممنون وخسته نباشید.یه نکته قشنگ وجالب تو کامنت ها بود عمو نمی دونم متوجه شدید یا نه اسم یکی از این یاران صمیمی منظورم نوید مستوفی{خلبان نوجوان}{لبخند+چشمک} خیلی جالب بود به این دوست عزیزمون خوش امد میگم به جمع یاران این خانواده صمیمی پیوستهاند.عمو زیاد روده درازی کردم اخه زیاد حرف داشتم ولی باز نگفتم ولی قول یک قرار رو از شما میگیرم که از نزدیک همدیگر رو ببینیم به قول قدیمی ها یه چاق سلامتی بکنیم قربان شما.باتشکر یاعلی
    پاسخ
    به به ÷سر عزیز و نازنینم رضا جان خوش تیپ
    همین که دیدم برام کامنت گذاشتی خیلی ذوق زده شدم .. چند بار به همراه ات زنگ زدم .. خیلی نگرانت بودم
    من هم بد نیستم .. چند روزی بود کام÷یوترم بد جوری ویروس گرفته و خراب شده بود .. همه فایل ها و ÷ارتیشن های ان هم پاک شده بود .. خدا خیرش بده جناب پیمان فولادوند عزیز ... زحمت کشید همه رو احیآء کرد ..
    پسرم .. من در این چند روز بد جوری اعصابم به خاطر دوری از شما یاران همدل خرد شده بود
    البته من از هفته آینده مشغول به کار خواهم شد .. و شاید تا جا بیفتم .. مدتی وقفه بیفته .. البته سعی می کنم در زمان های استراحت خودم ، حتمآ به موقع آ÷ کنم .. ولی ممکنه هفته اول کمی مشکل داشته باشم
    جناب بیات بد نیست .. کار ها خوب پیش می رود
    حتمآ می بینمت .. و مزاحمت ات خواهم شد
    موفق و پیروز باشی

    اقاي مدرسي خسته نباشيد با اينهمه كامنت!يك سوال داشتم:مانور bailout چطوريه؟!
    پاسخ
    فریده جان من رو ببخشید با تاخیر پاسخ شما رو می دهم
    کامپیوترم خراب شده بود .. و الان هم کلی کامنت تلنبار شده است
    اما شرمنده چون لاتین نوشتی .. همه نوشته ها به هم ریخته .. منظور شما رو متوجه نشدم
    با تشکر

    بی نهایت خوشحال شدم که کاری مناسب و شایسته پیدا کرده ا ید . تر خدا و به جون آن ۲
    فرشته کوچولو قدر خوداتان را بدانیید نمی گویم مغرور باشد ولی به قول فرماندامان از موضع قدرت برخورد نمایید. من یکی که تحمل آن برخورد های نا شایست سابق با شما شده است بخصوص آن مجله را ندارم.
    زنده وپاینده باشید
    پاسخ
    پسر عزیزم نادر جان نازنین
    با تشکر از شما .. واقعا حق باشماست
    البته سطح کار خیلی بالا و بین المللی است
    و خیلی طاقت فرساست .. از هفت صبح تا آخرین نفری که شرکت رو ترک می کنه ... هنوز در مورد حق و حقوق صحبت نشده .. یعنی حاج اقا چند بار فرمودند ، من نمی دونستم چی بگم .. ایشان بیشتر از من نگران حق و حقوق بودند .. اما جایگاه کاری .. بد نیست .. امیدوارم خدا کمک ام کنه و از عهده آن بر بیایم
    پسرم اگه تآخیر شد ببخشید . چند روز کامپیوتر نداشتم
    ویروس گرفته بود و همه اطلاعات و پارتیشن های ان پاک شده بود
    همین الان درست شد .. با عجله چند کامنت رو پاسخ می دهم . بقیه رو فردا .. چون باید طرح کاری ام رو به همراه چارت ان تا فردا اماده بشه .. ممنون از شما

    سلام .خسته نباشید . باتوجه به اینکه حضرتعالی خلبان می باشید و سایت جنابعالی در این زمینه می باشد وخوانندگان گرامی نیز افرادی آگاه و علاقه مند می باشند یک پیشنهاد برای سایتتون داشتم وآن اینکه بخشی را بعنوان پرسش وپاسخ در مورد هوانوردی وخلبانی قرار دهید تا ب مرور زمان بصورت یک آرشیو جامع از اطلاعات خوانندگان آگاه بوجود آید که به پرسشها پاسخ می دهند(مانند بخش کامنتها) وهرعزیزی که خواست در این زمینه ونحوه ورود به این رشته اطلاعاتی کسب کند به این بخش مراجعه کند این را از این بابت عرض می کنم که بسیاری از دوستان مانند خود بنده در این زمینه بسیار گمراه هستند ووقتی به سایتهای مرتبط مراجعه میکنند میبینند که مطالبی را از روی هم کپی کرده اند ومسئله بدتر می شود . از جنابعالی بابت مطالب ارزنده تان تشکر می کنم وامید وارم که پیشنهادم فضولی ودخالت در کارتان نباشد یاحق
    پاسخ
    وحید جان عزیز و گرامی
    خیلی از شما سپاسگزارم که این همه به فکر محتوا و غنی شدن سایت خودت هستی
    پسرم اگه دقت کرده باشی ، من از همون روزهای نخست این باب پرسش و پاسخ رو راه انداختم و در شیوه پاسخ به کامنت ها ، دقیقآ در همین راستا است .. البته عرض کنم گاهی پرسش ها مربوط به اطلاغت جدید مانند قوانین استخدام و غیره است یا در مورد هواپیماهای غیر نظامی است .. و در این موارد هم من از دوست عزیزم جناب داود یوسفی خواهش کرده ام پاسخ آن ها رو بگوید .. ولی به شکلی که شما مد نظرتون است رو نه انجام نداده ایم .
    راستش رو بخواهی من مخالف تقلید از سایت های دیگر هستم .. و سعی می کنم همه کارهایی که می کنم ، به شیوه خودم باشه .. و یا نوشته خودم باشه .. و شما شاهد بودید و هستید
    ممنون از شما عزیزم
    یا حق

    سلام جناب مدرسی . امیدورام که خوب و سلامت باشید . متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی چند روز از اینترنت به دور بود و نتونستم به شما سر بزنم . هنوز این مطلب را نخوانده ام . لازم می دونم که یک سری مطالب رو عنوان کنم . اول از هر چیز از خانم سعیده ممنونم که در رابطه با قوام السلطنه نوشتند من هم به دوستان به شدت توصیه می کنم که حتما کتاب در تیرس حادثه که در رابطه با زندگانی قوام السلطنه هست رو بخونن تامتوجه شوند که چه انسانهای بزرگی را ما به دست فراموشی سپرده ایم . بی شک برای به دست آوردن فهم لازم برای درک شرایط کنونی کشور مطالعه تاربخ معاصر از اهمیت فراوانی برخوردار است . جناب مدرسی خانم دامون هم خواسته بودند که در رابطه با پی 3 اف مطلبی قرار دهید همانطور که این بانوی بزرگوار اشاره کردند متاسفانه دوستان کمتر در رابطه با این پرنده های زیبا شنیده اند . یادم می آید که جناب هوانورد (روح همراه خانم دامون) در اولین و اخرین ملاقاتمان گفتند که خود ایشان در رابطه با این پرنده ها مطالب بسیار کاملی را جمع آوری کرده اند . مطلب دیگر اینکه دوست عزیزی از شما خواهش کرده بود که اسامی کامل حروف تخصصی هوانوردی را قرار دهید که متاسفانه به دلیل استفاده از حروف انگلیسی شا متوجه منظور ایشان نشده بودید. من در انتهای این کامنت حروف مربوطه را قرار خواهم داد . در آخر هم با قرار دادن سخنی از داریوش برزگ شما را به خدای بزرگ می سپارم .

    داریوش بزرگ:

    به خواست اهورامزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم . دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد . همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد . آنچه را که درست است من آن را دوست دارم . من دوست برده ی دروغ نیستم . من بد خشم نیستم . حتی وقتی خشم مرا بر می انگیزد آن را فرو می نشانم .من سخت بر هوس خود فرمان روا هستم .

    A = ALPHA
    B = BRAVO
    C = CHARLIE
    D = DELTA
    E = ECHO
    F = FOXTROT
    G = GOLF
    H = HOTEL
    I = INDIA
    J = JULIETT
    K = KILO
    L = LIMA
    M = MIKE
    N = NOVEMBER
    O = OSCAR
    P = PAPA
    Q = QUEBEC
    R = ROMEO
    S = SIERRA
    T = TANGO
    U = UNIFORM
    V = VICTOR
    W = WHISKEY
    X = X-RAY
    Y = YANKEE
    Z = ZULU
    پاسخ
    بامداد عزیز و نازنین
    خیلی ممنون که این همه زحمت کشیدی
    پسرم قبل از هر چیز از شما و دیگر دوستان پوزش می خواهم که به دلیل ویروسی شدن کامپیوترم ، وقفه ای طولانی در جواب به کامنت ها و نگارش پست جدید وجود امد
    من هم به سهم خود از دختر عزیزم سعیده خانم گرامی بابت طرح مسایل تاریخی تشکر می کنم .. و از شما هم سپاسگزارم که این همه حافظه تاریخی ات قوی است . در مورد هواپیماهای اوریون که خانم دامون نازنین فرمودند ... خیلی عالی می شه که لااقل شما به روح بزرگوار ایشون تماس گرفته و مطالب مورد نظر رو برام بفرستید .
    چون حسین یا پروازه و یا در باره پرواز مطالعه می کنه .. من شرایط او رو درک می کنم .. ولی اگه بگید بده به شما تا در سایت به درخواست روح دیگرش منتشر شود ، حتمآ می پذیرد
    در مورد حروف لاتین .. ضمن تشکر از جناب شمسایی نازنین که کار من را راحت کردند ، شما واقعآ سنگ تام گذاشتی
    و با درج واژه های لاتین ، به درک موضوع کمک کردی
    از نوشته ای که به یاد کوروش بودم .. ممنونم
    مواظب خودت باش

    استاد و سرور گرامي جناب مدرسي/سلام/اميدوارم دير آمدن حقير را دال بر بي معرفتي و كم لطفي نگذاريد.باور بفرمائيد بيش از حد گرفتارم اما سعادت هم كمتر نصيبم ميشود كه ارتباط بيشتري داشته باشم.
    انشاء الله تماس تلفني خواهم گرفت.سلام به خانواده گرامي برسانند.
    راستي من يك سوال در مورد پرواز BAIL OUT دارم .چگونه پروازيست؟
    ممنونم راهنمائي فرمايند.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب مهندس فضلی گرامی
    قبل از هر چیز پوزش من را به خاطر تآخیری که در پاسخ به کامنت های دوستان و مخصوصآ جنابعالی به وجود آمد بپذیرید . راستش رو بخواهید کامپیوترم ویروسی شد و دلیل این که نتوانستم سریع ویندوز جدید نصب کنم ، پاک شدن تمام پارتیشن ها و اطلاعاتی که سال ها در آن نگهداری می کردم .. مخصوصآ آرشیو فیلم و عکس نوه ها از بدو تولد تا حالا که همه رو من در کامپیوترم نگهداری می کردم .. لذا دست به دامان دوستان شده و فرزند همکار عزیزم جناب فولادوند ، یعنی آقای مهندس پیمان فولادوند زحمت کشیده و با ارسال دستگاه به دفتر ایشون ، تمام اطلاعات پاک شده رو خیلی عالی و بدون کم و کاست احیاء کرده و من را خوشحال فرمودند
    استاد عزیز .. من خیلی دلم برای شما دوست نازنین و بزرگوارم تنگ شده است . امیدوارم افتخار شنیدن صدای گرم شما رو بار دیگر بدست آورم
    اما در مورد پرسشی که فرمودید ، راستش رو بخواهید من حافظه ام یاری نمی کنه .. اما یادم در امریکا که بودم ، این واژه رو زیر کاریکاتور های ایمنی برای خلبانان شکاری می نوشتند ... که تقریبآ مفهوم آن پرش با چتر نجات بود . امیدوارم دوستان دیگر که اطلاعات بیشتری دارند .. جواب پرسش شما رو بدهند راستی فکر کنم فریده جان هم همین سوال رو پرسیده بودند که من به دلیل به هم ریختگی ادیتور متوجه نشدم .. حالا با خواندن این کامنت آقایان جی اس اف عزیز یا آوالانچ گرامی حتمآ نظر تکمیلی رو بیان خواهند فرمود ..
    و ای کاش می نوشتید که در کجا این واژه رو مشاهده فرمودید .. تا شاید بهتر یادم می آمد ..
    من تصویر اون کاریکاتور رو اگه پیدا کردم که در باره این واژه بود رو حتمآ در یکی از پست های آتی منتشر خواهم کرد .. ممنون از شما دوست گرامی .. به خانواده محترم سلام بنده رو برسونید
    لطفآ از حال عمومی برادرتان هم برایم بنویسید

    salam
    khobeeen?
    behtar shoden?
    azam khaste booden raje be vaze dubai begam
    vaze bazare saham kheileee kharabe
    kheileha zararhaye zead kardan
    raje be khone ham ke badtar
    khone kharedo forosh nemeshe
    ghemata kheilee omade paeen
    kheileee az sakhtemanhaye pesh forosh shode felan sakhte nemeshe
    bankha ham etebar nemedan
    age soale degeye dashten man dar khedmatam
    kamtar az khak dar astane khoban
    پاسخ
    بردیا جان عزیز و گرامی
    ممنون از اطلاعاتی که در این مورد دادی
    آره عزیزم .. من هم شنیده بودم که آن هایی که در امارات سرمایه گذاری کرده اند .. الان اقامت ان ها به سختی تمدید می شود .. مسکن هم همان گونه که شما فرمودید .. خیلی خراب است .. می گویند این شبکه های ماهواره ای فارسی زبان نقش زیادی در کشاندن سرمایه های ایران به امارات رو در بخش مسکن داشته اند .. و الان اغلب ان ها بیچاره شده اند .. و امارات هم دیگه به سختی حتی از سرمایه گذار های قبلی حمایت می کنه .. و تمدید اقامت سالیانه ان ها به شرطی می شود که سرمایه بیشتری رو تزریق نمایند .. وحشتناکه
    ممنون عزیزم .. مواظب خودت باش

    سلام درپاسخ به امیر عزیز بنده در کار شما فضولی کردم واینها را نوشتم تا کار شما کمتر شود ... آلفا براوو چارلی دلتا اکو فاکستروت گلف هتل ایندیا ژولیت کیلو لیما مایک نوومبر اسکار پاپا کیوبک رومئو سییرا تانگو یونیفرم ویکتور ویسکی ایکسری یانکی زولو . یاعلی
    پاسخ
    ممنون از شما .. واقعآ کار من رو آسان کردی .. هم طف فراوان فرمودی
    هدف پاسخ دادن و اگاهی است .. خب شما اول از همه به بنده و سپس امیر عزیز محبت کردی
    راستش رو بخواهی ، من باید کلی فکر می کردم .. امکان داشت بعضی ها رو یادم بره .. ولی شما همه این ها رو با لطفی که کردی ، به خیر و خوشی تمام کردی
    موفق و پیروز باشی

    كاپيتان عزيز اگه مي دونستم سئوال من باعث زحمت شما مي شه نمي پرسيدم چون هميشه با اين حروف مشكل داشتم ولي از دوست گرامي جناب شمسايي كمال تشكر و قدرداني را دارم و اميدوارم كاپيتان شما و تمام دلاوران تيز پرواز و تمام دوستان شاد و خوش و سالم و پاينده باشيد
    پاسخ
    امیر عزیزم .. این چه فرمایشی است ؟
    من خوشحال می شوم در خدمت شما عزیزان خوبم بشم
    حالا جناب شمسایی این زحمت رو کشیدند ، از او هم متشکرم
    خوشحالم که ÷پاسخ پرسش خودت را ÷پیدا کردی

    بهروز جان از خبر شغل جدید بسیار خوشحال و سرفراز شدم.شما بسیار بیشتر از اینها لایق هستید.امیدوارم نگرانیها برطرف گردد و بخوشی و سلامت بالای سر همه ما باشید.مشتاق دیدارم.من دو روزی منزل بعلت آنفلوآنزای مرغی بستری بودم!! نوعش را حدث میزنم(با چشمک)
    پاسخ

    محمود جان عزیزم بلا دوره انشاالله
    در مورد کار هم ممنون فعلآ در حد مذاکره اولیه هستیم
    از امروز مشغول شدم .. همین الان امدم و یک سره رفتم سر کامپیوترم
    امیدوارم که هیچ گاه خانه نشین نشی !!! آخه بد دردیاست چشمک

    سلام جناب مدرسي عزيز....
    اميدوارم مثل هميشه سالم و شادو سلامت باشيد.
    از اينكه مطالب زيباي سايت شما رو مطالعه مي كنم ...لذت مي برم .
    من فكر كنم شما سه سال از پدرم بزرگتر هستيد و من 28 سال از پدرم كوچكترم ....
    اگه اجازه بديد من هم به شما عمو بهروزبگم ...به هر حال به شدت به شما ارادت دارم ..از قلمتون ونحوه نوشتن مطالبتون خيلي خوشم مياد.
    شادو سلامت باشيد....تا هميشه ..خدانگهدار.
    پاسخ
    جناب آقای آهنی بزرگوار
    خدا سایه پدر عزیزتون رو همیشه بالای سر شما و خانواده محترمتان حفظ کنه ..
    عزیزم .. باعث افتخار حقیر است انسان های فهمیده و بزرگوار همچون جنابعالی از مطالب حقیر تعریف کنند ..
    همچنین با نامیدن عمو بهروز ، من هم احساس نزدیکی بیشتری به شما خواهم کرد... این همه مهر و محبت یاران سبب افزایش تعهدم به کارم می شود
    شاد و موفق باشید

    بهروز جان سلام

    اول پاسخ به سوال یکی از دوستان( فریده ) اصطلاحی که گفتند اگر اشتباه نکنم : مربوط به خروج اضطراری از هواپیما با پاراشوت است.

    قربان جدا درباره کار جدیدتان خوشحال شدم.مطمئن هستم در این کار هم مثل پرواز و کار رسانه ای عالی خواهید بود.ولی بی تعارف از حالا دلمان برایتان تنگ شده ولی چه می توان کرد جای هواپیما در آسمان است.

    مراقب خودت باش
    پاسخ
    دوست عزیز و گرامی
    ببخشید با تاخیر جواب شما یاران صمیمی رو می دهم
    در مورد کار .. راستش رو بخواهی از امروز تقریبآ کارم رو آغاز کردم .. با توجه به امکاناتی که در اختیارم قرار دادند ، از جمله اینترنت پرسرعت بر روی میز کارم .. فکر می کنم بعد از مدتی که جا افتادم ، خیلی راحت بتوانم ارتباط ام رو با دوستان مثل گذشته برقرار کنم
    ولی فعلآ چون فشار کاری رویم خیلی زیاد است .. و سازمان دهی و مدیریت پروژ بزرگی رو در دست دارم .. کمی طول بکشه .. ولی قول می دهم در کم تر از ده روز همه چیز به شکل قدیم اش بر خواهد گشت
    در مورد اصطلاحی که فریده جانم پرسش فرمودند ، هم چنین همین الان یکی دیگر از دوستان نازنینم جناب مهندس فضلی گرامی در این باب پرسیدند ... راستش هر چه فکر کردم به ان صورت یادم نیام .. فقط یاد کاریکاتور بزرگی افتادم که در پایگاه آموزشی آمریکا در حالی که خلبانی رو نشون می داد در حال پرش با چتر نجاته .... شعاری رو تلقین می کرد .. به همین دلیل من هم دقیقآ برداشت شما رو کردم ..
    جالبه بدونی که برای جناب مهندس فضلی گرامی نوشتم .. امیدوارم جی اس اف و شما به این پرسش پاسخ دهید .. !! دل به دل راه داره .. ای کاش از خدا چیز دیگری آرزو می کردم .. !! چشمک
    به هر حال خیلی خوشحالم دوستان اندیشمند و اگاهی چون شما دارم
    بنده به این دوستی افتخار می کنم
    موفق و پیروز باشی

    سلام آقای مدرسی
    بله منظورم همین بود.
    با همکاری صمیمانه و همیشگی که با من حقیر دارید پیوسته یاد این سخن زردتشت می افتم که واقعا شما همیشه آن را در مورد خودتان اجرا کرده اید

    خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد

    تا یک ماه دیگر(اگر خدا بخواهد)

    آریا
    پاسخ
    آریا جان عزیز و گرامی .. اتفاقآ من لینک وبلاگ خوب شما رو در ذیل مطب آینده ام درج کردم تا یادم باشه از دوستان بخواهم چراغ ان رو تا برگشتن شما روشن کنند .. اما متآسفانه قسمت نشد به موقع اون پست رو آپ کنم .. و کامپیوترم دچار ویروس شد .. اگه خدا بخواهد فردا شب تمامش خواهم کرد
    خوش بگذره .. به امید دیدن مجدد شما
    حق نگهدارت باشد

    سالروز سقوط هواپیمای سی 130 حامل اصحاب رسانه و خبرنگاران در شهرک توحید را با یاد و خاطره آن عزیزان گرامی داشته و برایشان فاتحه بخوانیم. از صمیم قلب آرزو کنیم اینگونه حوادث تکرار نگردد و صنعت هوایی ما با پشت سر گذاشتن روز های سخت شکوفایی و امید را تجربه کند.انشااله. روحشان شاد.
    پاسخ
    سرور گرامی جناب فرنودی عزیز
    به راستی ایام چه زود می گذرد ... !؟
    به قول زنده یاد قیصر امین پور .. چه زود دیر شد
    ای کاش من کم حواس زودتر سالروز رو می دونستم .. چون قصد داشتم مطلبی در این باب بنویسم
    به هر حال تذکر به جا و به موقع شما حاکی از عشق به وطن ، عشق به ÷رواز هایی مطمئن و قدر شناس درگذشتگان است
    روحشان شاد

    سلام عمو
    خوبيد؟خوش مي گذره؟اوضاع بر وفق مراد هست؟
    عمو غرض از مزاحمت درباره قولي كه داده بوديد مي خواستم اگر زحمتي نيست برام بفرستيد.
    (الان پيش خودتون مي گيد اين دختر باز پيداش شد!)
    سلامت باشيد
    يا علي
    پاسخ
    چشم دخترم .. می دونی مدتی گرفتار رودم .. کامپیوترم ویروسی شده بود .. ولی حتمآ سعی خودم رو می کنم
    من رو ببخش که بد قول از آب در اومدم
    موفق باشی

    فردا 16 آذر ، نمی دونم چی بنویسم

    عکس فرزند کاپیتان گوهری روی مزار پدر.....
    http://xs322.xs.to/xs322/07493/DSC000589.jpg
    پاسخ
    سام عزیز و نازنین
    ممنون از اطلاعاتی که برایم در رابطه به خواسته های من ارسال فرمودی
    در مورد مادر همسر شما .. راستش چون تا صبح بیدار هستم و مطلب می نویسم .. معمولآ تا ظهر می خوابم .. ظهر به بعد موبایل روشن است .. خوشحال می شوم فردا آدرس رو داشته باشم .. چون هم جمعه است .. هم از شنبه من باید صبح زود تا بوق سگ سر کار باشم ..
    می گم .. اگه دیدم همیشه ساعت کاری اش این همه طولانی است .. برای رسیدن به امور سایت و به بهانه قلب .. خیلی راحت اگه ساعت رو کم نکرد ، قیدش رو می زنم .. ولی ادم درستی است .. درک می کنه .. حتمآ قبول می کنه که از من زیاد کار نکشه
    البته تحمل پذیری من خیلی بالاست .. ولی خوانندگان و توقعات ان ها چی !!؟
    موفق و شادکام باشی

    آقای مدرسی خاطره جالبی از حضور شکاری های f-14 در جنگ مطرح کردید
    همان طور که شما بسیار بهتر از من می دانید نیروی هوایی نیرویی است که بسیار به تکنولوژی وابسته است و تکنولوژی مربوط به هواپیماهای جنگی تنها در دست تعداد کمی از کشورها است که آمریکا با یک فاصله عظیم نسبت به دیگر رقبا در صدر قرار دارد.
    فکر کنم که ما باید تا حدی نسبت به توانایی های حال حاضر نیروی هوایی مان واقع بین باشیم
    واقعیت این است که نیروی هوایی ما در منطقه به غیر از دو کشور جنگ زده عراق و افغانستان نسبت به دیگر کشورها مخصوصا کشورهای عربی ،ترکیه و حتی پاکستان در موضع ضعف قرار دارد.متوسط عمر هواپیماهای ارتش که بیش از 35 سال است و هواپیماهای روسی سپاه پاسداران هم ابدا توانایی مقابله با انواع آمریکایی آن را ندارند
    حالا من قصد مقایسه نیروی هوایی خودمان را بانیروی هوایی کشوری مانند آمریکا ندارم ولی جالب است بدانید که آمریکا بیشترین هزینه ها را برای گسترش نیروی هوایی خود انجام می دهد ایالات متحده برای پروژه طراحی و ساخت جنگنده فوق پیشرفته F-35 تا به حال یک تریلیون (هزار میلیارد)دلار هزینه کرده است(درست خواندید یک دانه یک با 12 صفر! دلار)
    و احتمالا جالب تر خواهد بود که بدانید که این مبلغ به تنهایی از مجموع هزینه جنگ های کره و ویتنام بیشتر است!
    می خواستم بگویم اگر خدای ناخواسته جنگ جدیدی در منطقه در بگیرد تقریبا نیروی هوایی ما از جریان جنگ خارج خواهد بود(مشابه آن چه برای نیروی هوایی عراق در سال 2003 پیش آمد)واقعیت آن است که پیشرفته ترین هواپیمایی که ما در اختیار داریم همین تام کت است که تازه آن هم از رده خارج شده و پس از گذشت 30 سال ما حتی قادر به تولید سلاح مورد نیاز برای آن با حجم و عملکرد مناسب نبوده ایم
    واقعا کاپیتان ما در حال حاضر داریم چه کسی را گول می زنیم؟
    پاسخ
    بهراد عزیز و گرامی
    بی مقدمه بگم ما قصد گول زدن هیچ کسی را نداریم .. همین آمریکا که شما به تجهیزات بالا و پیشرفته آن می نازید .. ( البته ببخشید با این لحن پاسخ می دهم ) همین آمریکا با ویتنامی ها که نان نداشتند بخورند و هیچ ابزاری برای دفاع در مقابل تجهیزات پیشرفته آن ها نداشتند ، آمریکایی ها رو با خفت و خواری از کشور بیرون کرده و به دریا ریختند ... بله عزیزم این واقعیتی است که باید پذیرفت
    البته بگم خود من عاشق آمریکا و مردمانش هستم .. از بحث خارج نشویم
    من حرف های شما رو دربست قبول دارم و می دانم روی کاغذ و با مقایسه ابزاری آن ها خیلی خیلی جلو هستند .. اما پسرم اراده و دل و جرآت و اعتقاد و وطن پرستی چیزی نیست که با ابزار قوی تقویت شود
    من یک مجموعه تلویزیونی به نام " جسارت در اوج " نوشته و تحقیق کردم .. که در آن دقیقآ پاسخ دوستانی دلسرد و نگران رو با حساب دو دو تا چهار تا داده بودم .
    تمام حرف من این بود .. همین اهن پاره ها که از رده خارج شده اند رو ممکنه هر کشوری داشته باشه .. اما اون تفکری که پشت آن می نشیند .. آن فردی که هدایت ان را به عهده دارد با بقیه حتی آمریکایی ها فرق دارد .. و همین رمز موفقیت و پیروزی ما است
    فراموش نکن من قبول دارم ابزار های ما قدیمی است ... ولی این دلیل نمی شود ما اجازه دهیم به این بهانه دشمن وارد خاک کشور عزیز ما شود
    ما نباید به خاطر هواپیماهای قراضه روحیه مون رو از دست بدهیم .. شما در جریان اشغال عراق دیدی که چگونه یک تیر هم شلیک نشد .. و چگونه دشمن به راحتی وارد عراق شد .. اما فکر می کنی ما هم آن چنان هستیم ؟
    اگه پاسخ این سوال رو بدونی متوجه خواهی شد که ما قدرتی داریم .. ما نیرویی داریم که اگه با اتحاد از ان استفاده کنیم از پس هواپیماهای مدرن هم بر خواهیم امد .. من بار ها شاهد بودم شکاری های ما حتی موشک و سلاح هم نداشتند .. و برای تمرین پرواز می کردند .. اما حضورشون میگ های مجهز رو فراری می داد
    به هر حال همه تلاش می کنیم بهترین نوع هواپیما رو خریداری کنیم .. اما اگه نفروختند ... دنیا به آخر که نرسیده .. ما شرافت و غیرت مون بالاتر از تجهیزات قوی است
    موفق باشی

    جناب مدرسی عزیز
    من قصد جسارت نداشتم(منظورم از گول زدن شخص شما نبودید و منظور من فضای تبلیغاتی کشور بود با این حال از شما عذر خواهی می کنم)
    همان وطن پرستی که شما از آن صحبت می کنید 30 سال است که از آموزش و پرورش ما حذف شده و انترناسونالیسم اسلامی جای آن را گرفته است.گذشت آن زمانی که به قول شما با خون خود خدا شاه میهن بر روی خاک می نوشتند!
    سطح آموزش در نیروی هوایی هم نسبت به زمانی که شما در آن عضویت داشتید پایین آمده است و خلبانانی ماهری که داشتیم یا شهید یا بازنشسته شده اند
    مقایسه شرایط فعلی هم با جنگ ویتنام به نظر من نمی تواند چندان درست باشد چون مقصود من نبرد هوایی بود و مسلما نیروهای زمینی کشور متجاوز در برابر نبردهای نامتقارن ما بسیار آسیب پذیر خواهند بود و همین بوده که تا به حال نتوانستند نیات شوم خود را در برابر کشورمان عملی کنند.شما بهتر از من می دانید که نبرد هوایی پارتیزانی نداریم! و این که نیروی هوایی ما در منطقه در موضع ضعف قرار دارد چیزی نیست که قابل انکار باشد حداقل شما دیگر نباید گول تبلیغات 24 ساعته رسانه ای را از این بابت بخورید
    آقای مدرسی عزیز
    من به آمریکا و تجهیزاتش نمی نازم و اگر مثالی در این زمینه آوردم مقصودم نشان دادن فاصله ای بود که ما با سطح اول تکنولوژی هوایی داریم
    پیروز باشید
    جواب
    دوست عزیز و نازنین
    من شرمنده که باعث رنجش شما شدم ... من مطمئن هستم که منظورت گول زدن من نبود .. ولی جواب بنده هم در برار عزم ملی بود
    وگرنه من خیلی خوب می پذیرم که در مقایسه با ابر قدرت هایی چون آمریکا خیلی عقب هستیم
    ولی عزیزم دلیل نمی شود بترسیم
    در مورد وطن پرستی و این مسایل .. من چیزی نمی گویم .. از قدیم گفته اند سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند
    ممنون از شما

    با سلام حضور جناب مدرسی وخوانندگان محترم سایت در پاسخ این دوست عزیزم که آمریکا را ابر قدرتی بزرگ و قدرتمند توصیف کرده است باید بگویم دوست عزیز در کشور ما هم کارهای زیادی در مورد ارتقای توان رزمی نیروی هوایی متناسب با تهدیدات صورت گرفته است آیا می دانید اگر آمریکا فقط یک روز نه بیشتر حمایت های فنی لجستیکی خود را از کشوری مثل امارات و یا عربستان و غیره قطع کند کلیه پرنده های این کشور زمین گیرند و آیا می دانید همین نیروهای به ظاهر قوی وقتی در روی خلیج فارس صدای فقط اسکن رادرهای تامکت های ما را می شنوندچنان فرار را بر قرار ترجیح می دهند که صحنه های خنده داری را بوجود می آورد دوست عزیز نه این تامکت هایی که می بینید برای 30 سال قبل است و نه امکانات آن اگر رادار قبلی تامکت 200km را اسکن می کرد الان مطمئن باش این مقدار دو برابر است و اگر برد موشکهای aim-54 phonix 150 km است یک مقدار هم به این رقم اضافه کن دوست عزیز زیاد فکر تجهیزات مدرن اونها را نکون آیا میدونی هواپیماهای مدرن آمریکایی برای ادامه نبرد فقط به یک چیز متکی اند و آن هم آواکس های فوق مدرن شان است یعنی یک نقطه ضعف بزرگ و اگر بر حسب اتفاق یکی از همین آواکس ها مدرن با خط دیتاش سرنگون بشه البته با ابزار خاصی که خوشبختانه ایران به آن دسترسی دارد در عرض 5 دقیقه با همین f-5 های خودمون می تونیم کلک چند تا f-22 رو بکنیم تعجب نکنید این امکان پذیره وقتی خط دیتای راپتور با آواکس قطع می شود چون خلبان های این هواپیما ها شدیدا" به آواکس به ترتیبی که حتی پرواز یک کلاغ و شلیک یک استینگر از چشمان تیز بین آن دور نیست نیازمندند و صفحه رادار این هواپیما ترکیبی از اطلاعات آواکس و رادار خود هواپیماست یک نتیجه حاصل اینکار خواهد بود و آن هم مرگ راپتور و آن هم با موشک های حرارتی مدرنی که توانایی رهگیری این گونه اهداف را 50 کیلیومتری دارند و این را هم بدانید.اسکنر های موشکهای حرارتی شلیک شده در راپتور فقط توانایی شناسایی موشک های شلیک شده از 40 km را دارند یک امتیاز مرگبار به نفع حریف رپتوراین احمقانه است که ما کشور خودمان را با حریفی نه چندان قدرتمند مثل امارات مقایسه کنیم چرا؟ کشوری که حتی برای شلیک موشک های اسپارو خود از چندین متخصص آمریکایی کمک می گیرد و خلبان های آنها از ترس جانشان جرات پرواز در ارتفاع زیر 200 پا را ندارند به نظر شما حریف خطرناکی هستند همه شما با موشکهای فوق مدرن تام هاک آشنایی دارید در اینجا یک را حل برای اختلال در عملکرد آنها را به شما می آموزم مواد لازم یکدستگاه ماکروفر یک پریز برق در جایی سر باز و خارج از شهر در زمان حمله نیروهای متخاصم یک مایکروفر را به برق وصل کنید منتظر بمانید یک موشک تام هاک از نوع لند فورس فاقد هدف مایکرو فر 200 هزار تومانی شما را با یک تانک چندین میلیون دلاری اشتباه بگیرد و به آن اثابت کند و شما هم کلی بخندید فقط فاصله مطمئنه را حفظ کنید حداقل به شعاع 100 متر دوستان نخندید آیا می دانید در جنگ خلیج فارس صدام با همین روش 85 درصد این موشک های شلیک شده را منحرف کرد دوستان در این دنیای مدرن با راهای خیلی خنده دار می توان خیلی از همین تکنولوژی ها را از کار انداخت در ضمن یک نکته خفه کن ها GPS و DATA des را فراموش نکنیم که به راحتی هر چه تمامتر کلی از موشکهای کروز و بالستیک را با یک ترفند ساده با یک خطای 20 کیلیومتری مواجه می سازند دوستان من و شما آینده این مرز و بوم را می سازیم نه با ناامیدی بلکه با اعتماد به نفس.یاحق
    پاسخ
    دوست عزیز و اندیشمندم جعفر گرامی
    باور کن بقدری به دلم تحلیل شما نشست که حد و مرز ندارد . خیلی دلم می خواست چنین سخنانی حاکی از واقعیت های ملموس که در کم تر جایی ذکر شده است رو بگویم .. یا از زبان یاران بشنوم ..
    بله آوازه تامکت های ما حتی اون زمان که عراق کلی هزینه کرده بود و سوپر اتاندارد های مدرن را برای مقابله با این پرندگان جادویی که در دستان ایرانی ها و شجاعت دلیر مردان این مرز و بوم ، جان گرفته و لرزه بر دل همه خلبان ها می اتداخت .. همه جای افتخار دارد
    بی جهت نبود واژه ببر کاغذی نامیده بودند ..
    دوست عزیزم .. در باره ماکرو فر و ترفند هایی که اشاره کردی ، خیلی حال کردم .. عین یک بچه .. ذوق زده شدم
    می دونم سر شما خیلی شلوغ است .. ولی خواهش می کنم هر از گاهی قدم رنجه فرموده و با حضور سبز خود ، و درج تحلیل هایی از این دست ، سبب تقویت روحیه جوان های امروز و حتی ما پیر مرد های دیروز شوید
    به شما افتخار می کنم
    سبز و خرم باشید

    اقای مدرسی
    از خواندن ماجرای ان میگ عراقی در مواجهه با خلبانان ایرانی کیش و مات شدم!
    بخدا که ان دو خلبان نشان دادند که شیعه مرتضی علی هستند.
    هرکجا هستند دعای امام زمان بدرقه راهشان باشد ان شا الله...
    پاسخ
    ممنون از شما دوست بزرگوار
    کاملآ حق با شماست

    بنام خدا

    دورود بي پايان بر آقا جعفر عزيز كه با تحليلي منطقي و علمي توي دهان بدگويان كشور عزيزمون ايران و دلاوران ارتشي زد. احسنت و مرحبا بر جوانان غيرتمند ايراني

    علي كدخدايي

    سلام کاپیتان ادای احترام زنده باد ایران و ایرانی.خیلی از مطالب شما لذت بردم.عشق من نیروی هوایی است و معتقدم سرنوشت جنگ گذشته به این نیرو بستگی 100 در100 داشت.من مهندس مکانیک هستم و خیلی هواپیمای جنگنده دوست دارم پس طبیعی است که ازمطالب شماخوشم بیاید.به عبارت دیگر تصور کنید یکنفرتشنه چیزی باشد وآن جیزراازدست محبوب خود بگیرد.احساس من بعدازخواندن مطالب شماهمین است.بینهایت ازشماممنونم بابت همه چیز.کاری ازدستم بر نمی آید مگر اینکه برای شماو خانواده محترمتان آرزوی سلامتی وبهروزی نمایم.همه ما مدیون شماهستیم.پاینده باشید.درضمن من آذری هستم ودرجنوب کار میکنم .اینروزها هوا اینجا آلی است.خوشحال میشوم به منزل حقیرانه من بیایید تا در خدمتتان باشم.البته من تنها نیستم.همسرم اهل جنوب است و یک دختر 5ساله نیز دارم.
    پاسخ
    کمال عزیز و نازنین
    قبل از هر چیز عرض کنم .. من نمک پرورده هموطنان آذری زبان هستم .. و ارادت خاصی به همه این عزیزان دارم
    خودم هم خیلی عالی با این زبان می توانم تکلم کرده به طوری که امکان نداره کسی متوجه بشه من آذری نیستم .
    دوم این که خدای سایه شما رو از سر خانواده و دختر عزیزت کم نکنه ... دختر خیلی شیرین می شه .. خدا ببخشه
    و اما ... از شما خیلی ممنونم که این گونه و به این شکل بنده رو شرمنده می فرمایید .. باور کن همین کامنت ها و دوستانی چون شما به من نیروی مضاعف می دهد تا با دل و جان در خدمت سایت و خوانندگان عزیزش باشم
    امیدوارم همیشه در کار خودت موفق باشی .. از آشنایی با شما خیلی خوشحالم
    یاشاسون بیزم آقا کمال

    با سلام
    من به خاطرات عملیاتی به خصوص عملیات هوایی اصولا علاقه ی زیادی دارم
    قسمت من نبوده خلبان جنگنده بشم ولی با این آرزو بزرگ شدم. شکرگزار باشین جناب مدرسی و سایر آقایون
    روی سایتی که معرفی کردم (بخش انگلیسی) داستانی گذاستیم که با یه حمله ی هوایی و داگفایت شروع می شه البته خیلی ساده شده و ابتدایی هست، امیدوارم به ما هم سری بزنین و چندتا غلط ازمون بگیرین www.mythicliberty.com
    البته بخش فارسی ش داستان دیگه ای هست
    موید باشین
    پاسخ
    مریم عزیز و گرامی
    اگه بگم دیروز چندین ساعت سرگرم خواندن داستان های زیبای شما در سایت پر محتوایت بودم باورت می شه ؟
    واقعآ بهت تبریک می گویم .. خیلی عالی است
    شما می تونی حتی به این سایت هدف تعریف کنی .. و کمی به مستند ها و اتفاقات واقعی نظر بیندازی
    به هر حال خیلی خوشحالم عزیزم که با شما آشنا شدم
    به شما دختر نازنینم افتخار می کنم

    والا من در حضور خلبانان و افسرهای کارکشته و جنگ دیده یاین مرز و بوم هیچ حرفی برای گفتن ندارم
    عملیاتی که بنده طرحشو نوشتم بسیار ساده است چون می خواستم مقصود اصلی داستان تحت الشعاع قرار نگیره
    ولی تشویقم کردین عملیات را کامل کنم
    دلم می خواد کامل تر این عملیات را براتون بنویسم و بفرستم تا غلط گیری بفرمائین
    به مستندات زیادی اشاره کردیم ضمن داستان و لینک دادیم، ولی متاسفانه دستمون تنهاست و فرصت کافی نداریم
    با تشکر بسیار زیاد
    پاسخ
    مریم عزیز و گرامی
    واقعآ دست شما درد نکنه .. باور می کنی این نخستین باری است در عمرم که می بینم دختر خانمی این گونه به این شیوایی مشایل جنگ رو می نویسه .. من نمی دونم چرا به زبان فارسی نمی نویسی ؟ مسلمآ خیلی ها استقبال خواهند کرد
    مریم جان .. افسوس سیستم بلاگرولینگ خراب است و من نمی توانم لیست دوستان و لینک سایت ها رو در سایت ام قرار دهم .. ولی به محض این که درست شد .. حتمآ در سایت ام قرار خواهم داد
    موفق باشی عزیزم

    براتون ایمیلی فرستادم که حاوی اصل عملیات داستان هست
    مدت زیادی در فکر بودم که توی نشریات نامه ی سرگشاده ای بنویسم به مسئولین محترم و استدلالشون برای اینکه فقط آقایون را به محیط ارتش راه می دن جویا بشم ولی متاسفانه حتی بین نشریات هم یکی پیدا نمی شه که حرف بنده را جدی بگیره مگر اونایی که می خوان ازش استفاده ی سیاسی خودشون را ببرن
    به هر حال با تشکر فراوان، خدا نگهدار
    پاسخ
    مریم جان عزیز و نازنین
    من فکر می کنم .. شما اشتباه می کنی .. عزیزم اگه منظورت خدمت در ارتش است .. که باید بگم . هم خانم و هم آقا در ان حضور دارند .. اما اگه منظور شما برای بازید است .. اگه مشکل طبقه بندی شده نداشته باشد .. ، فکر نکنم موردی وجود داشته باشه ..
    موفق باشی عزیزم

    سلام
    بسیار زیبا و جذاب نگارش شده.

    سلام
    فقط می خواستم بگم دوستان آدرس سایت ما عوض شده که پیوستش می کنم
    بخش فارسی اش هم گرچه نظامی نیست ولی خودنش بدکی نیست
    متشکر از توجهتون

    با سلام خدمت شماجناب مدرسی

    جناب مدرسی!باید خدمتتان عرض کنم که بنده یکی از طرفداران سرسخت مطالب و خاطرات زیبای شما هستم بخصوص خاطرات دوران جنگ.باید خدمتتان عرض کنم که افتخار دارم که پدرم یکی از افسران نیروی هوایی بوده ودلیل علاقه شدید بنده به مسائل جنگ بخاطر اینکه در زمان جنگ ما در پایگاه چهارم شکاری دزفول زندگی می کردیم و من در دوران ابتدائی بودم.باید خدمتتان عرض کنم که بنده بطور اتفاقی متوجه شدم که یکی از همکارانم فرزندتیمسار براتپور لیدر عملیات اچ3 می باشد که از اون روز به بعد رفاقت عمیقی بین ما ایجاد شده و بیشتر اوقات هنگام صرف ناهار ایشان از خاطرات جنگی پدرشان و دیگر خلبانان شجاع پایگاه همدان تعریف میکند و جالبتر اینکه بدانید همکارانمان هم بسیار علاقمند به شنیدن این خاطرات شده اند.البته حقیر افتخار دوستی با پسر جناب قلیچ خانی و چند تا دیگه از فرزندان همکاران سابق شما را درمهرآباد داشته ام.شاید باور نکنید که شبها در خانه ما صحبت از شجاعت این خلبانان دلاور می باشدو مطالبی را که در روز می خوانم پرینت گرفته و برای پدرم نیز میبرم تا ایشان هم بخواند.جالب اینکه ایشان اظهار می کندبا اینکه در نیروی هوائی خدمت می کرده ولی از این رشادتها بی خبر بوده است.باید خدمتتان عرض کنم که نام پدرم سرهنگ انوشه می باشد که از پرسنل گردان ارتباط مهرآباد بوده است.ببخشید که اینقدر طولانی حرف زدم.باز هم ایمیل خاهم داد.منتظر جواب شما هستم.
    با تشکر فراوان.
    امیدوارم که همچنان پاینده باشیدو سایه شما وامثال شما قهرمانان همچنان برسر جوانان این مرزوبوم باقی باشد.

    به امید دیدار خدانگهدار
    پاسخ
    رضا جان عزیز و گرامی .. نمی دونی چقدر خوشحالم که بار دیگر با فرزند یکی از همکاران و خانواده بزرگ نیروی هوایی آشنا می شوم
    پسر عزیزم .. باور کن من همیشه ارزو می کنم ای کاش برنامه ای ریخته می شد تا از بر و بچه های نیروی هوایی از خلبان گرفته تا سایر پرسنل که هر یک نقش بسزایی در جبهه ها و دفاع از کشور داشتند ، با عکس و تفصیلات تهیه شود .. اما افسوس متولی برای این کار ها نداریم .. دوستان به دلیل این که تعریف از خود تلقی نشه .. وارد مقوله اطلاع رسانی نمی شوند .. خیلی ها به مرگ طبیعی مرده اند .. برخی ها با بیماری های لاعلاجی چون سرطان دیگه در بین ما نیستند .. و هر سال که می گذره تعداد این عزیزان کم تر می شود .. ضمن این که خیلی ها بقدری غرق در مشکلات زندگی هستند که فرصت پرداختن به خاطرات را ندارند طبیعی است که حتی خود همکاران هم از شجاعت و قهرمانی های سایر پایگاه ها بی خبر باشند
    البته من فکر می کنم در عقیدتی و سیاسی های ادارت ارتش بعضی رویداد ها درج شده باشد .. اما هر ان چه که تا حالا منتشر شده است ، به صورت مقطعی و بریده بریده است
    یادمه تازه بازنشسته شده بودم ، با جوانی محقق به نام " مهدی فهیمی " آشنا شدم که اصطلاحات جبهه ها رو با چه بدبختی گرد اوری کرده بود و کتاب چاپ کرده بود .. و اعتراف می کنم یکی از کتاب های مرجع جنگ به حساب می آید .. البته بنده هم افتخار ارایه خاطراتی از بچه های خط پرواز رو در آن تحقیقات داشتم
    چه اشکالی داره که مشابه این کار در ارتش یا لااقل هر نیرو برای خودش بصورت مستقل تهیه کند ؟
    ببخشید خیلی حرف زدم

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35