درباره من
سوم دي ماه 1331 در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبيرستان به خاطر علاقه اي که به پرواز داشتم به نيروي هوايي پيوستم. در ادامه به آمريکا اعزام شدم، در بازگشت به ايران اولين پروازم را در تاريخ 18/3/53 انجام دادم و با آغاز جنگ تحميلي، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشتم و افتخار كسب مدال طلاي بالاترين ساعات پرواز را به دست آوردم. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه ... ادامه
تبليغات
وبلاگستان
باقي قضايا
  حادثه در پرواز مسير تبريز

73b5hv7yc1m9eg6ridos.jpg

 

bx151pxl9etw9pgi3uc3.gif

6sbuwpr9wne74i41il7a.jpg9nfwrrsac3fic31igfdc.jpg

آيا برخورد شهاب سنگ به هركولس واقعيت داشت !؟

n6wzi2i93x0yeiv2v8bb.jpg

 05upt8sup9xiyg119966.jpg

 روزي كه با چشم گريان و نگران از آينده  محيط نيروي هوايي و رمپ پرواز و سي - ۱۳۰ هاي نازنينم را  براي هميشه ترك مي كردم ، هرگز نمي دونستم قلبم رو اون جا گرو گذاشته ام !  مي دونستم دلم براي تمام اون روزها و دوستانم تنگ خواهد شد . ولي هيچ گاه تصور نمي كردم تا اين حد به آن محيط وابسته  باشم كه با گذشت حدود شانزده سال هنوز هم قلبم به عشق آن ها تپيده و با شنيدن هر خبري قبض و روح شوم ! خنده داره هر چه پير تر مي شوم بيشتر معني و مفهوم عشق رو درك مي كنم . اگر چه هواپيما ابزاري بيش نيست ، ولي خاطرات ساليان سال پرواز با آن ها برام ارزشمنده .. همين مسئله سبب شده بيش تر از هر كسي اخبار و حوادث هركولس هاي با وقار رو دنبال كنم . به همين دليل وقتي چندي پيش شنيدم مشكلي براي يكي از هواپيماها در مسير تبريز پيش آمده است ، بد جوري حالم گرفته شد و دنبال اصل خبر بودم ...

بر خورد شهاب سنگ به هواپيماي مسير تبريز ، مشاهده جسم ناشناخته توسط خلبان و اعلام آن در بي سيم ، فرود اضطراري هواپيما بعد از حادثه ، مشاهده حمل مجروحين توسط آمبولانس ها ، امكان شيطنت آمريكا در منطقه ، اختفاي موضوع توسط نيروي هوايي ، سرپوش گذاشتن روي قضيه و و و تنها بخشي از شايعاتي بود كه هر روز مي شنيدم . با هر كسي هم تماس مي گرفتم تا خبري از حادثه فوق بگويد ، بر شك و ترديد ام مي افزود ... واقعآ نمي دونستم چه كار كنم .. ؟ از كي بپرسم ..؟ واقعيت اينه كه همه دوستان و همدوره اي هايم از نيروي هوايي بازنشسته شده اند . و عزيزان جواني كه الان تشريف آورده اند  من را نمي شناسند !!  تا چند سال قبل ارتباط ام با خط پرواز بر قرار بود . زيرا اغلب همكاران جديدي ام كه سال ها بعد از من به خط پرواز آمده بودند ، هنوز حضور داشتند . كه در ميان آن ها تني چند از شاگردانم هم بودند .. جالب اين كه همه آن دوستان برو بيايي يافته و حتي مقام و مسئوليت هاي خطيري رو هم به عهده داشتند . ولي متآسفانه گذشت سريع عمر و روزگار ، آن ها رو هم بازنشسته كرده است و دستم كوتاه ... !  

اگه يادتون باشه در پست قبلي اشاره به انبوه كامنت كرده و عرض كردم اغلب وقت ام صرف پاسخ به كامنت پست هاي قديمي سپري مي شود . و از دوستان بزرگوار خواهش كردم در صورت امكان هر سوال و پرسشي دارند در پست آخر برايم بنويسند . تا بلافاصله جواب دهم . بعضي ها هم پاسخ سوالي كه در گذشته برايم نوشته اند رو مي پرسند ، كه خيلي شرمنده آن ها شده  و  متذكر مي شوم كه به دليل حجم زياد پرسش ها و كم حواسي بنده ، به خاطر نمي آورم . خواهش ديگر بنده در مورد لينك هاي بخش پيوند هاست .. از ياران گرامي خواهش مي كنم اگه طي جستجو هاي خود متوجه شديد لينك هاي بخش پيوند رعايت شئونات اخلاقي رو نكرده يا به دلايلي واگذار شده و محتوا به چار چوب مطالب سايت ما نمي خوره ، بر بنده منت گذاشته و اطلاع دهيد .. چون مطلع شدم اخيرآ روي اين مباحث حساس شده اند .. همچنين اگه در اين جستجو وبلاگ يا سايتي رو مناسب تشخيص داديد ، لطف كنيد چهت آگاهي ياران معرفي فرماييد . چون من فرصت اين كار رو ندارم .

ds351uyk50hg13eoqi5p.jpg

محل درج آگهی های شما

محل درج اگهی های شما

محل درج اگهی های شما


 

uz0pjjp16um9brvf66ec.jpg

در جستجوی یک آشنا .... !

همان طور که در حرف های خودمونی عرض کردم ، خيلي اين در آن در زدم تا بلكه بتونم يكي رو پيدا كرده و از وضعيت پرواز مسير تهران - تبريز سر در آورم .. ناگهان ياد علي افتادم .. او از بچه هاي جديدي ما در خط پرواز محسوب مي شد كه خيلي زرنگ و با استعداد بود . و من اخرين بار او رو در ختم پسر دوستم آقاي مداح ديده و شماره اش رو گرفته بودم .. وقتي به او زنگ زدم ، متآسفانه شنيدم كه پنج ساله كه بازنشست شده است ! عجب حافظه اي من دارم !! حتمآ خيلي به من خوش مي گذره كه گذشت زمانه رو حس نمي كنم ! طفلك همون موقع در ختم گفته بود بازنشسته شده . ولي من فكر مي كردم علي كه به او لقب " پينوكيو " داده بودم ، هنوز تو خط پرواز است ! بگذريم .. بعد يادم اومد يكي ديگر از همدوره هاي قديمي ام به نام اكبر ( همون بابايي كه خاطره اي از او قبلآ بيان كرد ه ام اينجا ) بعد از پايان خدمت اش دوباره به نيروي هوايي و خط پرواز برگشته است . خيلي خوشحال شده و براي تماس با او دو باره سراغ پينوكيو ، واي ببخشيد علي رفتم ... !

خبري كه داغون ام كرد ....

وقتي آدم از دوستان قديمي اش يه مدت دور مي مونه ، فكر مي كنه اونا مثل سابق شاد و سر حال هستند .. از شما چه پنهون از اين كه شنيده بودم اكبر هنوز تو خطه خيلي خوشحال بودم .. اما وقتي از علي تلفن اش رو خواستم ، احساس كردم علي سعي داره چيزي رو از من پنهان كنه ..! با ناراحتي گفتم .. مشگلي براي اكبر پيش آمده ..؟ گفت نه . گفتم پس چرا اين دست اون دست مي كني ؟ با ناراحتي گفت ... اكبر اخيرآ آلزايمر گرفته است ! گفتم علي جان اين طبيعي است .. من هم همين طور هستم .. گفت بهروز جون ولي كار اكبر از اين حرف ها گذشته است .. وي سپس ماجرايي رو تعريف كرد ، كه واقعآ داغون شدم . علي گفت ... پنج سال پيش آخر هاي خدمت ام بود كه يك پرواز با هم به جزيره كيش انجام داديم .. حتي يادمه كلي جنس با هم شريكي خريده بوديم .. بعد از اين كه تهران نشستيم دقايقي بعد وارد خط پرواز شدم . اكبر به دليل قديمي بودن ، حكم سرپرست ما رو داشت .. با ديدن من ، با عصبانيت صدا زده و گفت : علي تو اين جا چه كار مي كني !؟ گفتم يعني چه اين جا چه مي كنم ؟ او سپس با تحكم گفت .. تو كه شيفت نيستي تو خط پرواز چه غلطي مي كني ..!!؟ گفتم اكبر جون ما الان با هم از پرواز آمديم .. با هم خريد كرديم .. با هم غذا خورديم .. تو چطور يادت نيست !؟‌ ديگه اجازه ندادم علي ادامه بده .. واقعآ متآثر شدم خدا كمكمون كنه ...

يه حاشيه كوچولو ....... !‌

قبل از اين كه به ماجراي اصلي بپردازم ، ياد موضوعي در همين رابطه افتادم .. يكي دو سال پيش كه مدير مسئول نيازمندي هاي يك بخش روزنامه جام جم بودم . دختر خانم هايي كه اون جا كار مي كردند از من خواهش كردند براي ان ها " كيف پرواز " پيدا كنم .. ( ظاهرآ مد شده بود !! ) من زنگ زدم خط پرواز و به يكي از همون بچه هاي جديدي مون به نام " رضا " گفتم اگه مي شه چند تا از همون كيف هايي كه خانم ها خواسته بودند تهيه كنه و آدرس دادم بياد دفتر روزنامه .. مدتي بعد منشي ام خبر داد يك آقايي كه خودش رو معرفي نمي كنه ، اصرار داره من رو ببينه ! گفتم اشكالي نداره راهنمايي كنيد تا بياد داخل . باور مي كنيد وقتي رضا رو ديدم بغض ام گرفت !؟‌ خيلي پير و شكسته شده بود .. اصلآ باورم نمي شد ... فكر مي كردم مثل اون زمان ها كه تو خط بودم ، جوان و تازه وارده .. ! يادمه خيلي سر به سر رضا مي گذاشتم .. اما حالا موهاي يك دست سفيد .. قدي تقريبآ خميده ... صورتي چروك .. واي خداي من يعني گذشت زمان اين بلا رو سر همه آورده ؟ رضا گفت : بهروز جان .. تو نسبت به همه خوب ماندي !! گفتم سه تا سكته كردم ، خوب ماندم ؟ گفت منظورم چهره ات است .. طفلك نمي خواست پول ساك ها رو بگيره .. خانم ها به زور تو جيب اش گذاشند .. از آن به بعد از ديدن همكاران سابق وحشت دارم .. اخه من هنوز چهره اون ايام شون رو به ياد دارم ..

پايگاه يكم ترابري - اواخر مرداد ماه ۱۳۸۷ ...

يك رسم قديمي هنوز هم در گردان هاي پرواز باقي مانده است .. و آن چيزي نيست جز خالي بندي بعضي از بچه ها در ساعات بي كاري يا آماده پرواز ..! فقط قهوه مي نوشند ، پيپ مي كشند ( برخي هم سيگار ) و صحبت از هر دري .. گاهي رشته كلام به دست آدم هاي وراج افتاده و موضوع بحث به نقد پرواز هاي همكاران مي انجامد ..... راستي مي دوني فلاني پنج هزار پاي اول باند رو هيچ گاه تحويل نمي گيره !!؟ نفر بعدي ... بچه ها خبر داريد حسن تو باند مشهد موقع نشستن به جاي ريورس ( دنده عقب ! ) دسته گاز رو داده جلو .. !! همهمه خنده ... ديگري ... بچه ها جريان پرواز ناصر رو مي دونيد !؟‌ آقا مي خواسته بره كرمان ، هدينگ كرمانشاه رو بسته بود ..!! عباس يكي ديگر از بچه ها در حالي كه براي خودش از سمار دفتر چاي براي خودش مي ريزد ، خطاب به همه .. مي گم بچه ها شنيديد هر چه ادم تنبل و بي خياله منجم مي شه ..!!؟‌ قاه قاه خنده بچه ها .. براي همين حميد مدام شب ها تو پرواز ميخ ستاره ها مي شه .. !! يكي ديگر از بچه ها ... رو به بقيه كرده و با صداي بلند گفت .. بابا جمع اش كنيد .. شما هم شديد مثل شكارچي ها كه هر وقت بي كار مي شوند ، خالي بندي مي كنند .. اين حرف ها قباحت داره .. آقايون به جاي اين حرف ها مطالعه كنيد ...

گردان پرواز ، همان شب ....

دو كروي كامل براي پرواز شب و ديگري به عنوان آماده شماره يك در گردان باقي مانده اند . سر شب همگي براي صرف شام به اتفاق به نهارخوري پايگاه كه فاصله چنداني با گردان ندارد راهي مي شوند .. موقع ترك دفتر به درجه دار راننده كه در حال خواندن نماز است سفارش مي كنند كه اگه از عمليات زنگ زدند ، آن ها رو خبر دهد .. دقايقي بعد همگي با چسباندن چند ميز به يك ديگر ، مشغول صرف شام مي شوند .. سر ميز همان شوخي ها .. همان سر و صدا ها .. كم كم توجه همه پرسنل پايگاه به سمتي كه بچه ها نشسته اند جلب مي شود .. بعد از شام بحث بشقاب هاي پرنده ... شهاب سنگ ها پيش مي آيد .. ديگه از سرو صدا خبري نيست .. هر يك از كرو شنيده هاي خود رو با آب و تاب شرح مي دهند .. قضيه ديگه جدي به نظر مي رسد . در اين ميان يك نفر بيش از ديگران به فكر فرو مي رود .. او كسي نيست جز افسر خلبان پرواز امشب ... او به دقت به حرف هاي همكارانش گوش مي دهد .. چنين به نظر مي رسه كه خلبان جوان داره تجسم گرايي مي كنه .. شايد هم خود رو به جاي كاپيتان هايي كه با شهاب سنگ برخورد كرده بودند ، قرار داده است .

 گيت دژباني پايگاه يكم ترابري ( در سي - ۱۳۰ ) ....

ساعت ۸:۴۵ دقيقه شب درجه دار كشيك دژبان يه همراه همكار خود داخل كيوسك دژباني مشغول صرف هندوانه اي هستند كه ظاهرآ دسر شام بوده است . و طبق معمول سهميه آقايون دژبان بهتر و بيشتر از ساير پرسنل است ! آن ها حين خوردن دسر ، گاهي هم نيم نگاهي به بيرون انداخته و عبور و مرور خود رو ها رو تماشا مي كنند . سرباز دژبان در حالي كه از ايستادن ساعت هاي متوالي خسته شده است ، با تكيه به لبه پنجره ، مراقب زنجير است . او وظيفه دارد با اشاره درجه دار كشيك زنجير رو پائين آورده تا خود رو ها عبور كنند . سرباز با احتياط از داخل كيف خود تصوير " معصومه " نامزد دلرباي خود رو بيرون اورده و زير نور مهتابي به او نگاه مي كند . وي مواظب است درجه دار ها عكس رو نبينند .. آخه نامحرم هستند .. بعد دو باره در كيف خود قرار داده و زير لب نواي عاشقانه تركي رو زمزمه مي كند .. سرباز غرق در تفكر خويش است كه نور چراغ ميني بوسي او را به خود مي آورد .. يكي از درجه داران داخل ماشين شده و با ديدن چهره آشناي تيم تخصصي خفاش بعد از احوالپرسي سرسري ، از ماشين پياده شده و به سرباز اشاره مي كنه تا زنجير رو بيندازد .

 رمپ پرواز پايگاه يكم ، ساعت ۹ شب ..... 

راننده ميني بوس با قرار دادن تابلوي شطرنجي كوچكي روبروي شيشه جلو ، به اصطلاح مجوز ورود به رمپ پرواز رو بدست مي اورد . ميني بوس با احتياط جلوي هواپيماي خفاش توقف مي كنه . هر يك از بچه ها در حالي كه كيف دستي بزرگي همراه خود دارند ، يكي يكي از ماشين پياده شده و ضمن احوالپرسي با كروچيف هواپيما ، كه با وصل كردن برق داخل هواپيما رو روشن كرده است ، وارد هركولس مي شوند .. تيم متخصص ابتدا كاور پلاستيكي آبي رنگ را كه روي سيستم ها كشيده شده است رو به دقت جمع آوري مي كنند . اما ابتدا با چك كردن پلمپ ها مطمئن مي شوند كه كسي دست به كاور نزده است . دقايقي بعد ميني بوس عمليات جلوي هواپيما توقف مي كند . كروي پروازي به ترتيب پياده مي شوند . افسر خلبان جوان در حالي كه به دقت دور و بر هواپيماي خود رو بازرسي مي كنه خطاب به كروچيف مي گويد .. لانچ باكس و آب يخ نياورده اند ؟‌ قبل از اين كه پاسخ خود را بشنود ، چشم اش به ماشين كترينگ مي افتد كه سربازي با عجله كيسه هاي غذا و يخ رو به داخل هواپيما منتقل مي كنه .. با نششتن كاپيتان پشت يوك ( فرمان ) همه چيز براي انجام يك پرواز شبانه آماده به نظر مي رسد . خودروي " مرا تعقيب كنيد " با فاصله جلوي هواپيما ايستاده است .

پرواز از باند ۲۹ چپ .........

راس ساعت ۹ شب طبق برنامه از قبل پيش بيني شده ، همه بچه ها آماده پرواز هستند .. خلبان جوان قبل از استارت هواپيما در حالي كه سعي مي كند ضمن بستن كمربند ايمني ، صندلي اش رو تنظيم كند ، خطاب به همكاران اش مي گويد .. بچه ها ساعت ها تون رو تنظيم كنيد .. و سپس همگي ثانيه شمار هاي ساعت مشگي پروازي خود رو با هم تنظيم مي كنند . كمك خلبان در حالي كه فركانس برج مراقبت رو در پنل يو اچ اف تنظيم مي كنه ، با فشردن دگمه مشگي كوچكي كه روي دسته سمت راست يوك تعبيه شده است ، شماره هواپيما ( كال ساين ) رو اعلام كرده و اجازه استارت مي گيرد .. لحظه اي بعد دست راست كاپيتان جوان به روي پانل بالاي سرش رفته و دگمه سفيد رنگ استارت شماره ۳ رو فشار مي دهد ... با غرش موتورهاي هواپيما در دل سكوت غريبانه شب ، هواپيما با احتياط خزش كرده و در ابتداي باند ۲۹ چپ توقف مي كند .. بعد از دقايقي با هماهنگي برج كنترل مراقبت پرواز ، هواپيما از روي باند با اقتدار تمام و به زيبايي پرواز مي كند ..

ارتفاع ۲۴ هزار پايي نزديك تبريز .......

هواپيما طبق ماموريت خود ، برفراز ابرهاي پراكنده اي كه منطقه رو فراگرفته است ، در حال پرواز است . بچه هاي خبره تيم اطلاعات و عمليات با دقت سرگرم انجام وظايف خود هستند . آن ها با دقت مانند عقاب تيز بين وجب به وجب خاك كشور عزيزمان را زير نظر گرفته اند ... داخل كابين خلبان در حالي كه هواپيما رو در حالت اتوماتيك قرار داده است ، با چشم خود مراقب صفحه آلات دقيق جلوي خود است . همه عقربه ها وضعيت عادي رو نشون مي دهند ... فشار روغن ..فشار هوا ..دور موتور .. هدينگ پرواز كاپيتان براي لحظه اي به ياد حرف هاي همكارانش در نهار خوري پايگاه افتاد ... بي اختيار از پنجره كابين به ستاره ها خيره شد .. و با خود گفت .. اگه يكي از اين ستاره ها از بالا رها شده و مانند يك گوي آتشين به سمت هواپيما حركت كنه ... چه ريكاوري بايد انجام بدم .. ؟ واقعآ خلبانان بخت برگشته اي كه با چنين حوادثي مواجه شدند ، چه حالي داشتند .. ؟ كه ناگهان ...

 صداي برخورد شديد جسمي به هواپيما ........

در همين هنگام ناگهان صداي برخورد جسم شديدي به سمت چپ هواپيما شنيده مي شود . شدت برخورد به حدي بود كه احساس شد هواپيما چند متري به سمت راست پرت شد ! كاپيتان براي لحظه اي با خود فكر كرد خواب مي بيند .. يعني چه ؟ مگر مي شه آدم به شهاب سنگ فكر كنه و بعد در همان لحظه شهاب سنگ به هواپيما برخورد كنه .. هنوز غرق در اين تفكرات است كه لودمستر از پائين با عجله و اضطراب در گوشي اعلام مي كنه .. جناب سروان.. قربان ... بدنه هواپيما بد جوري جر خورده است .. آثار يك جسم سياه مثل سنگ بر پيكر هواپيما مشهوده ... قربان بعضي از بچه ها هم زخمي شده اند ... مهندس پرواز با مشاهده افت شديد پرشرايز به كاپيتان مي گويد .. جناب سروان پرشرايز دراپ كرده است ... خلبان سريع تقاضاي فرود اضطراري كرده و در پاسخ برج مي گويد .. يك شهاب سنگ بزرگ به هواپيما برخورد كرده است ... تعدادي زخمي داريم .. پرشرايز از دست داده ام .. دارم مي ام پائين ... سعي مي كنم تبريز فرود بيايم ...

فرودگاه تبريز ، دقايقي بعد .....

خبر برخورد شهاب سنگ و زخمي شدن سرنشينان سريع همه جا مي پيچد .. افسران كشيك پست فرماندهي تهران ، خبر حادثه رو به طريق و روايت ديگري مي شنوند ! طبق گزارش هاي رسيده خلبان هواپيماي هركولس لحظاتي قبل از برخورد شيئي نوراني ، با مركز كنترل زميني تماس گرفته و با فرياد اعلام داشته است كه شاهد نزديك شدن جسمي نوراني به سوي هواپيما هستيم .. و بلافاصله هم اذعان داشته كه در همين لحظه جسم آتشين به هواپيما برخورد كرده است !! اضطراب شديدي مسئولان نيروي هوايي رو فرا گرفته و همه نگران وضعيت كرو و هواپيماي ويژه خود هستند .. ماشين هاي آمبولانس همراه با كاميون هاي اتش نشاني آژير كشان خود رو به اطراف باند رسانده و چشم به آسمان دوخته اند تا سي - ۱۳۰ سالم به زمين فرود آيد ... خلبان سعي مي كند با حفظ خونسردي هواپيما رو سالم به زمين فرود آورد .. به محض برخورد ارابه هاي فرود ، همه نفسي به راحتي كشيده و خدا رو شكر مي كنند .. هواپيما در محل مخصوص توقف مي كند ...

رمپ پرواز پايگاه دوم شكاري ( تبريز ) ........

به محض نشستن هواپيما آمبولانس ها با احتياط به سمت هواپيماها حركت مي كنند .. جمعي از خانواده هاي كنجكاو با شنيدن صداي آژير هاي ممتد و حركت سريع ماشين هاي امداد كه به سمت فرودگاه در حركت بودند ، خود رو به نزديكي هاي ترمينال و سيم هاي خار دار رسانيده و سعي مي كنند خبر جديدي كسب نمايند .. شايعه برخورد شهاب سنگ در ظرف كم تر از يك ساعت به بشقاب هاي پرنده تبديل شده و دهان به دهان همان شبانه در پايگاه تيريز و حتي ساير پايگاه ها پخش مي شود . روز بعد خبر از اين هم فراتر رفته و به حمله آمريكايي ها تغير مي يابد . واقعيت و شايعه براي ساعت هاي متوالي در همه جا پيچيده مي شود . تمام كساني كه عشق به اين پرندگان زيباي نيروي هوايي دارند از صميم قلب ناراحت مي شوند .. هيچ مركزي اطلاع دقيقي نمي دهد !

بررسي كارشناسان متخصص سي - ۱۳۰ .....

 بلافاصله يك گروه متخصص از شعبات مختلف گردان نگهداري همراه با بازرساني خبره از مركز به تبريز اعزام مي شوند .. متخصصان به محض فرود با عجله به سمت هواپيما روانه مي شوند .. اولين متخصص با نگاه به بدنه و لمس كردن محل شكاف .. متعجبانه به پشت موتور هاي هواپيما مي نگرد .. بقيه هم به تبعيت از او به همان نقطه نظر مي اندازند .. اما فقط يكي دو نفر از متخصصان موتور پي به واقعيت مي برند . آن ها سريع واقعيت رو به همكاران خود مي گويند ... تيم اعزامي به تبريز نمي تواند جلوي خنده خودش رو بگيره .. آن ها حق دارند اين چنين همه چيز حتي حوادث رو به تمسخر بگيرند ! چون از لحظه اي كه خبر برخورد شهاب سنگ رو به هواپيما شنيدند تا لحظه اي كه خود رو به هركولس رساندند ، واقعآ بد جوري حالشون گرفته شده بود .. عاقبت سرپرست اعزامي تيم به ساختمان عمليات رفته و از طريق تلفن به فرمانده خود واقعيت رو گزارش مي دهد ...

57ztq8lfszh86ls4lw95.jpg

واقعيت چي بود !؟‌

راستش رو بخواهيد واقعيت خيلي مضحك تر از تمام مسايل عنوان شده بود ! همان گونه كه گفتم ، متخصص مربوطه با يك نگاه به اگزوز موتور شماره يك هواپيما ، مي بيند " تيل پاپ " موتور مربوطه از جاي خود كنده شده است .. از ان جا كه قطعه ياد شده فوق بسيار داغ و سوزان است ، به محض جدا شدن توسط جريان شديد باد كمانه كرده و محكم به قسمتي از بدنه اصابت كرده و باعث پاره شدن آن قسمت از هواپيما شده است .. خوشبختانه محل برخورد بخش حساسي نبوده و هيچ سيستمي درون آن قرار نداشت ! و متخصصان بدنه در كم تر از يك روز آن رو تعمير كرده و بلافاصله هواپيما رو براي اعزام به ماموريت هاي ديگر راهي تهران مي كنند .. ! در تصوير با فلش محل جدا شدن و برخورد را نشان داده ام . راستش رو بخواهيد در تمام مدتي كه با هواپيماي سي - ۱۳۰ پرواز مي كردم ، هرگز نشنيده ام كه چنين اتفاقي براي ما يا هواپيماي ديگري پيش آمده باشد .. اين امر يكي از اتفاقات نادر در پرواز است .. قضيه بقدري ساده و پيش پا افتاده بود كه حتي در حد خبر معمولي هم ارزش پرداختن به آن را نداشت ! اما به دليل شايعاتي كه از همان لحظه اول منتشر كردند ، همه را ناراحت و متعجب كرده بودند .. از طرفي هيچ كس واقعيت رو نمي دانست .. همه فكر مي كردند خبري است !!

از واقعيت تا شايعه .... !!

 براستي فكر مي كنيد چه عواملي باعث اين توهم بزرگ شده بود ؟ قبل از اين كه كارشناسان محترم نيروي هوايي به نتيجه اصلي برسند .. من فكر مي كنم عدم آگاهي خلبان از اتفاقي كه در تاريخ پرواز هواپيماهاي هركولس واقعآ نادر بوده است ، يكي از دلايل مهمي است كه خلبان هرگز به فكرش خطور نكرده است كه ممكنه بخشي از انتهاي موتور و اگزوزش از جا كنده شده و توسط جريان باد به سمت هواپيما هدايت شده و با بدنه برخورد كرده باشد . البته براي خود ما پيش امده بود كه سيم كابل بزرگي كه از دم هواپيما تا دماغه اش كشيده شده است ، در آسمان پاره شده و مانند شلاق به بدنه هواپيما كوبيده شود ( يك پست هم در باره اين حادثه نوشته ام ) دليل دوم كه مي تونه خيلي مهم باشه ، درگير بودن فكر خلبان به موضوعاتي كه امكان وقوع آن يك در ميليون است .. به عبارتي اگه فكر كاپيتان جوان ما به جاي گوش دادن به حرف هاي طنز همكاران ، در زمان پرواز آزاد بود ، مسلمآ تنها چيزي كه به فكرش هرگز خطور نمي كرد ، شهاب سنگ بود ...!‌

 چرا خلبان گزارش خلاف واقعه داد ... ؟

 باور كنيد آن قدر خبر هاي غير حقيقي و شايعه در اين مدت شنيدم ، كه خود به شخصه بعيد مي دونم افسر خلباني آن هم در پروازي بسيار حساس .. بعد از حادثه برخورد جسم مشكوك  ( هر چند مشخص نباشد  ) به مركز كنترل زميني اعلام كند .. من جسمي را در حال نزديك شدن به هواپيما مي بينم ! و بعد از چند ثانيه بگويد .. تلق الان برخورد كرد !!! اصلآ به عقل جور نمي آيد .. ولي اگه واقعيت داشته باشد بايد واقعآ هم براي آن خلبان ، هم اساتيدي كه او را چك كرده اند و همه خلبانان هم نسل او  متآسف بود !! خدا كنه اين بخش خبر اشتباه يا شايعه بوده باشد . باز هم تآكيد مي كنم  اگر چه اين حادثه هيچ اهميت خبري نداشت كه انعكاس يابد .. و شايعات آن را بزرگ كرده بود .. ولي از قديم گفته اند عدو سبب خير شود اگه خدا خواهد .. به عبارتي اگر چه اصل خبر بي اهميت باشد اما اگر واكنش خلبان حقيقت داشته باشد ، بايد خيلي نگران اين نوع تفكر مخرب نزد جوانان خلبانمون باشيم . و در كنار آموزش خلباني ، بايد روي روحيه آن ها هم كار كنيم .. !!

 نظر دوستان در اين رابطه ........

 و اما وقتي براي پي گيري موضوع از دوستان قديمي ام در مورد واكنش مسئولان پايگاه رو در باره اقدام ناشيانه خلبان سوال كردم .. گفته شد .. كروي پروازي در حال سين جيم هستند .. آن چه از ظواهر امر پيداست دو نظريه متفاوت بين خلبانان پرواز فوق پيدا شده است .. ! به عبارت صحيح تر عده اي ماجرا رو يك جور تعريف مي كنند ، عده ديگري جور ديگر .. باز هم دعا مي كنم همه اين حرف و حديث ها دروغ و در حد همون شايعه باشد . خدا نكنه چنين تفكري بين خلبان هاي شجاع ما پيش  آمده باشد . به قول قديمي ها انشاالله گربه است .. دل من مي گويد همه اين شايعات و بحث ها دروغي بيش نيست .. اين ها توطئه دشمنان است كه قصد دارند قوي ترين بخش ارتش ما رو تضعيف كنند . به هر حال تمام اين قضايا روزي روشن خواهد شد ..  

 ***********

شما قضاوت كنيد .. !‌ 

 همه مي دونيد جي ميل من مشكل داره .. ديشب كه براي خواندن مشكل يكي از خوانندگان محترمي  كه مورد ظلم قرار گرفته بود ، مجبور شدم بعد از مدت ها به ميل ياهو مراجعه كنم .. در ان جا نامه اي خطاب به من نوشته شده بود كه وظيفه دارم صادقانه با شما در ميان بگذارم ... و از شما استدعا دارم از روي خرد و نه احساس به من بگوييد چه كار كنم ... ؟!

فرزند يكي از دوستان و همكاران قديمي ام (  سرهنگ حسين - ت ) كه از پيشكسوتان سي -۱۳۰ بود و با هم پرواز هاي زيادي به جبهه و غيره داشته و نان نمك هم را خورده بوديم . در نامه خود در باره چند پست قبلي من كه مربوط به خلباني بود كه در زمان جنگ به امريكا فرار كرده ولي شجاعانه برگشت و در سالن كنفرانس حيله هاي آمريكا رو براي اغفال خلبانان افشاء كرد رو دروغ خوانده و نوشت : اصلآ چنين چيزي نبوده ، من او را عمو خطاب مي كردم .. مدتي رفت آمريكا بعد برگشت در يكي از شركت هاي  داخلي پرواز كرد و الان در آمريكاست ... خب تا اين جاي كار مي تونه سوء تفاهم باشه .. يا من اشتباه كردم يا او از ماجرا خبر ندارد .. اما مي دونيد اين شازده در نامه اش من را چي خطاب كرد ؟

او نوشت .. تو  آدمي هستي كه شرافت ات را به پول فروختي .. و براي يك لقمه نان آويزان صدا و سيما و نهاد هاي رژيم شده اي ... من تصميم دارم از عمو سياوش در امريكا وكالت بگيرم و در سايت تو را تخته كنم .. و در پايان هم خود را سرباز با شرافت ارتش معرفي كرده و با امضاي ستوان يكم آريا - ت هر چه دلش خواست بارم كرد ... !! اولآ من چه اشتباه كرده باشم چه واقعيت رو گفته باشم ، هرگز نام خانوادگي  آن خلبان رو بيان نكردم . و آن قدر شعورم مي رسه كه طبق قانون هيچ جرمي مرتكب نشده ام . و براش نوشتم از خدا مي خواهم كار به مراجع قضايي كشيده شود .. چون بايستي تو به دادگاه ثابت كني من شرف نداشته و ان را فروخته ام .. بايد ثابت كني آويزان نهاد هاي رژيم مي باشم .. البته مي دونم او رقمي نيست و بزرگ تر از او هم نتوانستند سايت رو تخته كنند !!

اما باور كنيد اگه با پدرش دوست نبودم ، حتمآ به او ثابت مي كردم بي شرف كيست ؟ برادران ناتني لاتم اگه به گوششان برسه كسي چنين غلطي به شرف من كرده .. خدا شاهد است او را زنده نمي گذارند .  اگر چه خود قانون هم اگه شكايت كنم و پي گير آن باشم او را رها نخواهند كرد . او هم چنين بايد ثابت كند كه من آويزان نهاد هاي رژيم هستم ...  مطمئن هستم به او ياد نداه اند شرف يعني چه ؟  او فكر مي كند شرف يعني همون شكلاتي كه عمو سياوش اش از امريكا براش آورده .. انگ بي شرفي زدن به كسي كه جان اش رو براي اين ميهن گذاشته ، خيلي تاوان سنگيني داره .. از ديشب تا حالا بد جوري بغض گلويم رو گرفته .. چند بار زده به سرم با برادرانم و دامادم موضوع رو مطرح كنم كه چنين تهمتي به من زده اند و يا  از طريق همون نهاد هاي رژيم بخواهم حرف اش رو ثابت كنه ... ولي خدا شاهد است دلم براي جواني اش مي سوزد .. من شده جانم رو از دست بدهم بايد از شرافتم دفاع كنم .. من وكلاي درجه يك عالي رو مي شناسم كه مي دونند چگونه به او ثابت كنند .. اگر هم از طريق قانون نتوانم ، باور كنيد هنوز خودم آن قدر غيرت و تعصب دارم كه از شرافتم دفاع كنم ...  به جان نوه هايم سوگند از ديشب تا حالا بد جوري به خودم مي پيچم .. قرار بود ۵ شنبه به ديدن نوه هايم بروم .. ولي ترسيدم نتوانم جلوي دهانم رو بگيرم و كار دست او و خودم بدهم .. از شما دوستان عزيزم مي خواهم از روي خرد بگوييد چه كار كنم ؟ نگوييد ببخشم كه خود دارم دق مي كنم .. اي ميل او موجود است .

در پايان خطاب به ستوانيكم آريا - ت مي گويم .. فكر نكن رهايت مي كنم .. يك روز به عمرم هم مونده باشه ، تو بايد ثابت كني من شرف ندارم و آن را برعكس تو به پول فروخته ام ! من حرمت دوستي با پدرت رو تا اين لحظه نگاه داشتم .. ولي هيچ تضمين نمي دهم براي هميشه خويشتن دار باشم .. تو ان قدر درك نداري كه در ان مطلب هيچ نامي برده نشده است .. و چهار تا سياوش فقط من مي شناسم كه در سي - ۱۳۰ بودند ... ضمن اين كه خيلي شاهد براي اثبات نظراتم دارم .. برفرض هم اشتباه بوده باشد .. تو بايد شرافت من را اين گونه زير سوال ببري !!؟ به دو تا ستاره روي شانه ات مي نازي ؟ باشه .. من بي شرف و تو باشرف .. ببين كي برنده مي شه .. ؟  

***********

يك توضيح ضروري ........

دوستان گرامي امروز چند بار سرور سايت دچار مشكل شده و ارتباط با خوانندگان محترم قطع شد . و افت شديد آمار  بازديد كنندگان صرفآ به اين دليل است .. لذا از شما خواهش مي كنم در صورت بروز چنين اشكالي به وبلاگ مراجعه فرماييد

با تشكر و احترام :

بهروز مدرسي

اين مطلب ساعت ۴ بامداد پانزدهم مرداد ماه ۱۳۸۷ پايان يافت .

     ايام به كام   


7bhzmipwsazcfbalrd6n.jpg

ruscaea9jxa9fpb1wavf.jpg6m2ykompgydj1td7ywg0.jpgd6xggk5a1v35wbqxv1fp.jpg

li75mhwak5vblbf8lk6p.jpg

http://airtoair.blogfa.com/

پایگاه هشتم شکاری

http://www.taxiran.blogfa.com/

مهربان ترین راننده تاکسی تهران


6mfmukopgefyux613u8m.jpg 

این بخش به پیشنهاد و همت شما خوانندگان محترم شکل گرفته است . از این پس خلاصه ای از پست قبل به زبان انگلیسی به همراه تازه ترین خبرهایی از صنعت هوانوردی تقدیم شما عزیزان خواهد شد. 

Radar Warning Receiver:

Typically fitted to military aircraft, radar warning receivers (RWR) detect the radio emissions of radar systems, whether ground-based or on-board other aircraft. The system is often capable of classifying the source of the radar by type (Pulsed or continuous wave radar, for example) and strength. It may be further capable of using this data to identify the type of threat the detected radar poses, e.g. an incoming radar-guided surface to air missiles.The RWR usually has a visual display somewhere prominent in the cockpit and also generates audible tones which feed into the pilot's or co-pilot's headset. The visual display often takes the form of a circle, with symbols displaying the detected radars according to their direction relative to the current aircraft heading .The distance from the center of the circle, depending on the type of unit, can represent the estimated distance from the generating radar, or to categorize the severity of threats to the aircraft, with tracking radars placed closer to the center than search radars. Audible tones are usually assigned to each type of threat or type of radar and are fairly distinctive. The more serious the threat, the more shrill the tone in order to get the pilot's attention. For example, an active missile seeker might be a high pitched, almost continuous trill whereas the radar of an obsolete fighter type or SAM system might be a low pitched, intermittent buzz.RWR helps identify and classify threats .The RWR can be an important tool for evading threats if avoidance has failed. For example, if a SAM system or enemy fighter aircraft has fired a missile (for example, a SARH-guided missile) at the aircraft, the RWR may be able to detect the change in mode that the radar must use to guide the missile and notify the pilot with much more insistent warning tones and flashing, bracketed symbols on the RWR display.The pilot will then know to take evasive action, and what type of evasive action to take, in order to break the missile lock or dodge the missile.In below picture you can see a SAM-6 base and a F-15 fighter.

Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi

Picbaran

 

ترجمه فارسی:

گیرنده هشدار راداری:

گیرنده هشدار راداری که معمولا در هواپیماهای نظامی نصب میشود امواج ارسالی رادارها را آشکارسازی میکند چه در روی زمین باشد و یا روی هواپیمای دیگری نصب شده باشد.این سامانه اغلب قادر به طبقه بندی منبع رادار بر اساس نوع(بعنوان مثال:امواج پالسی یا امواج پیوسته) و قدرت آن میباشد.همچنین ممکن است توانایی تشخیص نوع تهدید را بر اساس امواج راداری که در معرض آن قرار گرفته است داشته باشد.مثلا:امواج حاصل از یک رادار هدایت کننده موشک زمین به هوا."آر دبلیو آر" معمولا نمایشگری در جای مشخصی از کاکپیت دارد و همچنین تون های صوتی تولید میکند که به گوشی خلبان یا کمک خلبان وارد میشوند.نمایشگر معمولا به شکل دایره است که سمبلهای رادارهای آشکارشده را بر اساس جهت آنان نسبت به سمت فعلی هواپیما را نشان میدهد.فاصله از مرکز دایره بر اساس نوع واحد "آر دبلیو آر" میتواند نشانگر فاصله تخمینی از رادار بوده ویا مشخص کننده شدت تهدید نسبت به هواپیما باشد که نشانه های نزدیکتر به مرکز خطر بیشتری از دیگر نشانه ها دارند.تونهای صوتی معمولا بسته به نوع تهدید نسبت به هواپیما دارند و یا نسبت به نوع رادار و نسبتا مشخص و معین میباشند.هر چه خطر جدی تر باشد تونهای صوتی شدیدتر هستند تا توجه خلبان را بیشتر جلب کنند.مثلا :یک موشک در حال حرکت و جستجوی هدف صدای بلند و پیوسته ای تولید می کند در حالیکه رادار جنگنده یا سیستم موشک زمین به هوا صدایی پایین و متناوب دارد.این سامانه همچنین کمک به تشخیص نوع و طبقه بندی تهدیدات را دارد."آر دبلیو آر" ابزار مهمی جهت دفع خطر میباشد در حالتیکه اجتناب از آن امکان ندارد.بعنوان مثال:اگر یک سیستم زمین به هوا ویا جنگنده دشمن موشکی را شلیک کند سامانه قادر به تشخیص تغییر حالت در امواج هدایت کننده موشک را دارد وبا تونهای مصرانه و انوار چشمک زن و نشانه های براکت مانند در روی نمایشگر خلبان را بیش از پیش متوجه خطر می کند.پس از آن خلبان میداند که باید عملی جهت فرار از دست موشک انجام دهد و نوع عمل را نیز جهت شکستن قفل راداری یا فرار از دست موشک تعیین میکند.در شکل میتوانید یک سکوی پرتاب موشک سام-6 و یک جنگنده اف-15 را ببینید.

منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 


jvza5nkorvbev1onybem.jpg

به اطلاع اون دسته از دوستاني كه تازه به جمع خوانندگان اين سايت پيوسته اند برسانم . شمه اي از مطالب گذشته رو در پستي مستقل قرار داده ام كه با مراجعه به آن با گلچيني از مطالب قديمي مواجه خواهيد شد . براي مطالعه مطالب فوق لطفآ ( اينجا ) را كليك فرماييد .          

بدون شک یکی از دردناک ترین سوانحی که اخیرآ مردم ایران شاهد و داغدار آن بوده اند ، سقوط هواپيماي سي -۱۳۰ حامل خبرنگاران بود . بنده افتخار دارم تحليلي كه در مقام يه كارشناس در سه پست تنظيم نمودم تقديم شما خوانندگان گرامي نمايم .

 دلايل گفته نشده از سقوط هواپيماي خبرنگاران - قسمت اول (اينجا )

چرا هواپيماي خبرنگاران سقوط كرد ؟ - قسمت دوم (اينجا )

بررسي و تحليل دلايل احتمالي سقوط هواپيماي سي - ۱۳۰ - بخش آخر ( اينجا )   


 به همت : دامون

لطفآ اشعار خودتان را به آدرس ذیل ارسال فرمایید :

damoon.psd@gmail.com

برای مشاهده اشعار قبلي لطفآ  اینجا  رو کلیک فرمایید

سروده و ارسال شده توسط آریا (پایگاه هشتم شکاری)
با اندکی تغییر
دوران

به دوران یاد دارم تو را در دلم
به پروازت می اندیشم
چقدر بالا رفته ای؟
این جا تنگ نبود؟
آسمان زنده به آن بود تو پرواز کنی
خاطرش شاد کنی
آسمان کوچک شد
و تو آزاد شدی
من تو را می بینم
خیره به این سو در کنار سرداران ایران زمین
سینه سپر کرده ای
ای اسطوره من
جاوید یادت یادگار خاطراتت


بخش بازرگاني    با مديريت : امير محمود بازيار 

تلفن تماس  : ۰۹۳۵۸۶۶۶۲۹۶

تعرفه تبليغات در سايت و وبلاگ oldpilot

سايز كليه تبليغ ها 464*68 است.

1ماهه :  سايت ۵۰۰۰۰  تومان  / وبلاگ ۱۵۰۰۰  تومان 
 براي هر پست  : سايت ۱۵۰۰۰ تومان  / وبلاگ ۵۰۰۰ تومان

طراحي تبايغات  : ثابت ۵۰۰۰ تومان / متحرك ۱۰۰۰۰ تومان


9dlup0xs69iofxdimfqr.jpg

براي مشاهده (اينجا ) را كليك كنيد .  


روزی که کمیته تبریز دستگیرم کرد !!

ابهام در دوره آموزشي جورج بوش 

خشم ژنرال ، تبعيد خلبان

و ......

 

- تعداد بازديد
  • 2479
  • مرتبه

    نظرات

    با سلام خدمت سرباز وطن
    تصور می کنم که این شخص بلوف زده باشد . من تصور می کنم که این چنین شخصیتی
    و درجه ای جعلی باشد. تجربه خدمتی من می گوید که اصولا اگر بعضی ارگانهای درون
    خدمتی نظییر سازمان عقیدتی سیاسی و... متوجه بشوند سرباز با هر درجه ای به ویژه
    با درجات بالاتر بفهمند او آشنایی و فامیلی در خارج از کشور دارد اصلا نکته خوبی برای
    آن سرباز وظیفه نیست حتی ممکن است که او را به قول معروف پافنگ کنند به جای بد
    آب و هوایی. ضمنا چون شما فقط اسم کوچک طرف را استفاده کردید هیچ جرمی متوجه
    شما نیست. ضمنا ما که در سویس زندگی نمی کنیم که به این راحتی بتوانیم از کسی
    شکایت کنیم( خدای نکرده منطورم شما نیستید کلی عرض می کنم) در ثانی اگر بخواهد
    با این اتهام از شما شکایت کند خود اتهام که می خواهد در دادگستری به شما بزند جرم است و کارش با داد گاه نطامی و سازمان قضایی نیروهای مسلح خواهد بود. تا آنجا که
    من از خدمت می دانم به شدت ما ها را از این کارها در درون خدمت نهی می کردند آنهم
    با درجه نظامی حتی می گفتند با لباس نظامی جرم است که اگر به رستوران بروید چه برسد که با درجه نظامی کسی را بخواهند تهدید کنند. من فکر می کنم یا دروغ می گوید
    یا بلوف می زند . ودر هر صورت باید منتظر حرکت بعدی او بود.بسته به حرکت بعدی او اقدام کنید.
    پاسخ
    پسر عزيزم نادر جان نازنين
    با تشكر از شما و محبتي كه به بنده داري .. او فرزند يكي ازهمكاران قديمي ما بود . من با پدرش سال ها يك جا خدمت مي كرديم او نوشت كه پدرم شما را مي شناسه .. او مي گفت من عمو سياوش را مي شناسم .. در صورتي كه من مطلب بدي در مورد او ننوشتم .. من عرض كردم سازمان سيا روي خلبان هاي ما در جنگ مي خواست كار كنه كه در مورد اين بابا موفق نشد و آمد تمام واقعيت ها رو گفت .. همه بچه هاي قديمي شاهد هستند كه آمد اظهار پشيماني كرد و گفت در غرب خبري نيست .. حالا اين گلابي با آن لحن به من توهين مي كنه ... گيرش مي آورم نادر جان .. بهش نشون مي دهم بي شرف من هستم .. يا ..

    آقای مدرسی! بخشش شما ایشان را شرمنده خواهد کرد. هیچ انتقامی تاثیرگذار تر از سکوت نیست.
    پاسخ
    كاوه جان ممنون از شما
    من قبول دارم .. ولي نه براي يك ادم بي شعور و بي ادب
    به خدا اصلآ دلم نمي خواهد با اين جور ادم ها حتي حرف بزنم ... ولي اين جوجه رو بايد بهش حالي كرد شرف كي نداره .. من كه حتي منزل شخصي ندارم .. شرفم را فروخته ام ... اما ... افسوس پدر ايشون انسان خوب و با شرفي است .. از قديم گفته اند سگ را به خاطر خودش نه صاحبش .. وگرنه درسي به او مي دادم و مسايلي را مي نوشتم تا همه خوانندگان قضاوت كنند ..
    به هر حال از شما سپاسگزارم ..

    ُسلام جناب مدرسی

    مطلب جالبی بود

    اول اینکه برای پرواز با RC-130 از خلبانان با تجربه استفاده میشه ؟ اگر اینطور پس چرا این افسر جوون کردند خلبان این هواپیما مهم.

    و دوم اینکه خطاب به ستوان یکم آریا-ت باید بگم فکر نکنم شما افسر ارتش باشی چون تو ارتش حتما بهت یاد میدن که با مافوق خودت درست حرف بزنی و اینکه اگر عمو بهروز شرافت خودش رو فروخته برای یک لقمه نون حلال ، کار در صدا و سیما و .... شما هم شعور نداشته ات را با این حرفا فروختی.

    باز خوبه جناب مدرسی شرافت را در راه خدمت به وطنش از دست داده ولی شما یا عمویت چی خدمت به کیا ؟

    به هر حال فکر کنم من که خیلی دوست دارم اینطوری بی شرافت بشم .

    عمو بهروز اختیار با خودتان هست که چیکار کنید ولی از قدیم گفتند جواب ابلهان خاموشی است.

    فعلا خدانگهدار
    پاسخ
    داود جان عزيزم ... همين امروز اي ميلي از يكي از دوستان قديمي ام كه از سرداران جانباز سپاه است نامه اي دريافت كردم .. او وكيل درجه يك است .. از من دعوت كرد هفته آينده به دفترش بروم .. و پرينت نامه رو بدهم .. او گفت كاري مي كنم كه به التماس بيفته ..
    مردك اون موقع كه عمو جونت در جمع همه همكاران در پايگاه اين حرف زد .. تو پوشاك در تن داشتي .. اين چيزي نيست كه از خودم در بياورم .. ضمن اين كه من حرف بدي ننوشتم .. ؟ اين افسر زمان جنگ رفت امريكا .. بعد از مدتي برگشت .. آقا اصلآ رفته بود اون جا قرآن درس مي داد .. من كه نام فاميل نگفتم .. من كه هيچ چيز از كار هاي او نگفتم .. من فقط گفتم او زير بار سازمان سيا نرفت .. و رگشت به كشور
    هر آدم ساده هم مي تونه تشخيص دهد حتي يك سرباز صفر در زمان جنگ بره امريكا و بعد از مدتي بيايد سر قسمت حتمآ يقه اش رو مي گيرند.. و او بايد توضيحاتي بده .. خب من هم اين توضيحات را كه واقعيتي است از سازمان هاي جاسوسي گفتم .. خيلي بهت بر خورد جوجه ؟‌
    من خيلي سعي مي كنم در نوشته هايم هيچ توهيني نكنم .. چون خيلي با او كار دارم

    درود!

    1-اولا تحقیق کنید که این شخص واقعا پسر همکارتان است یا نه، با پدرش صحبت کنید

    2-به فرض که بوده باشد:

    گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
    گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

    جناب مدرسی!

    من و شما که از پیغمبر بالاتر نیستیم،چقدر به حضرت رسول نیش و طعنه زدند؟

    چرا اجازه می دهید یک حشره موذی شما ناراحت کند و آرامش شما بر هم زند؟

    هدف آن شخص از ایمیل ناراحت کردن شما بوده است و شما اگر به خود همان کاری را کرده اید که او می خواسته....
    پاسخ
    ممنون از نظر كاملآ آموزنده شما
    بله من اطمينان دارم فرزند دوست و همكارم است
    او دو تا ستاره روي شانه اش گذاشته است ، فكر مي كنه مي تواند هر گاري كه مي خواهد بكنه ..
    من از فردا پي گير ادرسش خواهم شد .. از ستاد ارتش او را گير مي اورم

    درود!

    لطفا معنی سوره نور را بخوانید،

    می گویند حضرت مولانا در کوچه ای می رفت

    دید دو نفر دعوا می کنند،یکی به دیگری می گفت:
    اگر یکی به من بگویی هزار می شنوی

    مولانا رفت جلو و گفت:
    هر چه خواهی به من گوی که اگر هزار گویی یک نشنوی!
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي .. پوزش كمي تآخير پاسخ شما را مي دهم .. مشكل كوچكي در اديتور به وجود امده بود .. همچنين از ديروز تا حالا رفته بودم كرج ديدن نوه هاي كوچولو كه الان موقع شيريني آن هاست ..
    از شما به خاطر بيان كلمات قصار ممنونم

    سلام
    در مورد ستوان-ت از طریق قانون و وکیل اقدام کنید.
    علی_فرانسه
    پاسخ
    علي جان .. خيلي ممنون از راهنمايي شما
    راستش خودم هم همين تصميم را دارم
    هماهنگي هاي لازم تا الان شده است
    ممنون از شما

    عمو سلام.
    عمو جان، ديشب ديدم صداتون بنظر ناراحت مياد، پس دليلش اين بود؟
    بله در ادامه اون كامنت قبلي، من فكر مي كنم اين آدم بايد ادب بشه ولي ايميل قابل پيگيري نيست، اگر هم قراره كاري بشه از روشهاي ديگر.
    آدرس ايميل طرف رو كه داريد،
    براش بنويسيد يا زود تر اقدام به شكايت كنه يا معزرت خواهي كنه، در نامه تهديدش نكنيد، اگر بعد از مدتي حرفش رو پس نگرفت اونوقت اقدام كنيد.
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. خيلي ممنون پسرم .. امروز صبح دوستم رفت دنبال گير آوردن اين شازده ... جناب وكيل گفت شما شكايت بكن .. و بگو نظامي است ، خود سازمان قضايي ارتش گيرش مي آورند .. و اخطار را به او مي دهند ..
    همان گونه كه گفتم من همان شب با وكيل صحبت كردم .. و همه كار ها رو آن انجام مي دهد ..
    ممنون از شما

    سلام جناب مدرسی.
    میشه بفرمایید چطوری میشه به آرشیو سایت دسترسی داشت؟
    پاسخ
    سياوش جان عزيز
    در سايت مي تواني به شماره ها يي كه زير صفحات است مراجعه كني .. ولي اگه به وبلاگ بروي ، مطالب هر ماه مشخص است
    ممنون از شما

    اين يك تست است

    سلام بهروز خان
    چه طورید
    عجب شرحی دادید.
    لذت بردم
    راستش را بخواهید
    من تیل پاپ خوفاش را وقتی ازش آویزون بود دیدم اصلا دقت نکردم فکر کردم اشتباه دیدم.
    ولی حالا دیدم موضوع از چه قرار بوده.
    ممنون بهروز خان
    دست گلتون و دوست عزیزتون درد نکنه.
    در مورد یاران قدیمی باقیمانده در اسکادران ترابری 11 گفتید.
    واقعا جای این عزیزان که یادگار اون روزهای شیرین بودند در اسکادران خالیه.
    همچون شما.
    ای کاش میتوانستید با C-130J پرواز کنید نه تنها شما بلکه همهء دوستان و خلبانان جدید سی 130 .
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    بابك عزيزم .. اين همه سر و صدا فقط براي همين تيل پاپ بوده است .. البته من حق مي دهم كه موضوع خيلي بي اهميتي بوده است .. ولي تعجب من از اين است چرا خلبان اقدام به اين شايعات كرده است ؟ شنيدم دارند هر روز بابت اين ماجرا جواب پس مي دهند
    بابك عزيزم .. ياد شنوك ها بخير .. همسايه ما بودند ... من خلبان هاي قديمي آن را به قيافه مي شناسم .. گاهي صبحانه مي رفتيم پيش اون ها .. يكي از همدور هاي ما به اسم آقا پور با شنوك مي پريد .. به خاطر او مي ذفتيم گردان ان ها و به همه سلام عليك داشتيم .. دارم فكر مي كنم يك خاطره اي كه با پرواز با شنوك در جنگ داشتم رو به ياد بياوريم
    باز هم از شما تشكر مي كنم ...

    salam ostade arjmand
    man baray avalin bar hast ke dar in site amadam dalil amadan man ham tars az parvaz bood,,amadam dar inja ke shayad etelaati dar mored parvaz be dast avaram ke khater mara asoodeh sazad ke motasefaneh peyda nakardam ! darkhaste man az shoma in ast ke dar soorate emkan in moshgele bozorg ra ba etelaate khod az rooy dooshe man bardarid va mara rahnamaeei konid ...ba kamale tashakor
    پاسخ
    امير عزيزم .. اگر چه من كامنت هايي كه با فونت لاتين نوشته شده باشند رو پاسخ نمي دهم .. اما از ان جا كه به مورد خيلي حساسي اشاره فرمودي وظيفه خودم مي دونم به شما توضيح دهم
    پسرم .. اگه به كامنت هاي قبلي خوانندگان مراجعه كني ، خواهي ديد خيلي ها مثل شما از پرواز مي ترسيدند .. سفارش هايي كه من كردم موثر واقع شده و الان نه تنها نمي ترسند ... بلكه از پرواز لذت هم مي برند
    امير جان من به طور خلاصه عرض كنم كه .. اولآ عمر دست خداست .. شما چه بترسي چه نترسي ، هيچ مشكلي رو بر طرف نمي كني .. ضمن اين كه اگه خداي ناكرده اتفاقي رخ دهد ، تنها كساني كه نترسيده و خونسرد با قضيه يا هر حادثه اي برخورد كردند ، زنده ماندند ... نمونه آن همان پستي كه حاجي هاي ترك سوار هواپيما بوده و هواپيما آتش گرفت .. آن ها خونسرد نگاه كردند .. فكر كردن آتش سوزي جزيي از برنامه پرواز است .. !! پس مي بيني خونسردي و رعايت اصول ايمني يكي از كارهايي كه شما بايد انجام بدهيد
    اما امير جان .. من به عنوان كسي كه بالاي پنج هزار ساعت پرواز كرده ام به شما عرض مي كنم .. هميشه موقع سوار شدن به هواپيما ، به اين فكر كن كه چند نفري كه تو كابين كنترل هواپيما رو به عهده دارند ، جانشان را از من و شما بيشتر دوست دارند .. و بيشتر به فكر پروازي امن هستند .. پس با اين حساب شما در هر شرايطي حتي اگه هوا توفاني بود .. اگه هواپيما بالا پائين مي پره .. فقط شما كمر بند خودتان را ببنديد و با آرامش از پرواز و زيبايي هاي آن لذت ببريد .. در پايان يك نكته ديگر هم بگم .. آن هايي كه مي ترسند يا وحشت دارند ، با كوچكترين اتفاق يا توربالانسي ، از ترس سكته مي كنند .. و ما از اين موارد زياد داشتيم و يا شنيديم .. كه بعضي ها با كوچكترين اضطراري ، ارترس قالب تهي كرده است
    امير جان پس شما در پرواز به دو چيز مهم فكر كن .. اول مشيت الهي .. دوم بي تآثير بودن ترس شما در روند پرواز .. سوم خلبان ها كه جان شون را از همه بيشتر دوست دارند و تمام تلاش خود را به كار مي برند تا سالم برسند .. در پايان تجهيزات مدرن و مراقبت هاي ويژه از زمين و مدرن بودن هواپيما ها و سيستم ها نسبت به گذشته .. ديگه بهانه اي براي ناراحتي و ترس باقي نمي گذارد .. من خوشحال مي شوم يك بار با اين ديگاهي كه عرض كردم سوار هواپيما شو .. و نتيجه اش رو به من بگو ..
    موفق باشي پسرم

    سلام آقاي مدرسي
    خيلي ممنونم از شما كه جواب نظر من را داديد. من همان پسرك نوجوان هستم! نمي دانم من را شناختيد يا خير!

    به هر صورت شما افتخار مي كنم. شما مرد خيلي بزرگي هستيد و ميشه خيلي چيز ها رو ازتون ياد گرفت.
    مطالب وبلاگتان هم خيلي جالبه. مخصوصا خاطراتتان در آسمان!

    يك سوال كه اگر مايل بوديد جواب دهيد: شما در دبيرستان البرز درس خوانديد؟
    پاسخ
    نيما جان عزيزم .. بله عزيزم يك چيزهايي يادم مي آيد .. خيلي خوشحالم كه مطالب و نوشته هاي من مورد پسند شما واقع شده است
    نيما جان من البرز هرگز درس نخوانده ام
    با تشكر از شما

    سلام
    حوصله شما را در نوشتن می ستایم.
    مطلب مرتبط با شهاب سنگ را خواندم.
    اونجایی که نوشته بودی سی یکصد و سی یاد دوستانی افتادم که دقیقا یکهزار و چهار روز پیش در سی یکصد و سی کشته شدن..
    هنوز اون روزها رو فراموش نکردم.
    یکی از بهترین دوستام
    بگذریم. فاتحه می فرستیم تا روحشان شاد بشه...
    پاسخ
    عليرضا جان .. از اين كه شنيدم دوستان شما در سي - 130 كشته شدند ، خيلي حالم گرفته شد
    خدا روح همه آن ها رو شاد كنه ..
    پسرم خوشحالم كه دوستان بزرگواري چون شما درام

    عمو بهروز عزیزم سلام-با تشکر از مطلب خوبی که نوشتی*وامادرمورداین اقای .... وبا عرض معذرت از شما وخوانندگان گرامی بی شرف که این گونه بدون اطلاع از موضوع این گونه به شما عزیز گرامی تاخته وبه دور از ادب گنده گویی کرده.اگر این.... ستاره دار که خود رایک نظامی معرفی کردهع...ه داشت اول از شما جریان کارو می پرسید واگر قانع نمی شد انوقت مملکت قانون داشت و از طریق قانون پیگیر می شد نه اینگونه....عمل میکرد ومن از شما خواهشمندم که بگذارید هر ... که میخواهد بکندو البته میدانم هیچ ...نمی تواند بکندودراخرازشماعموی گرامی معذرت میخواهم که کمی ادب را رعایت نکردم ان هم به خاطر ان مردک
    پاسخ
    دوست عزيزم و نازنينم
    من از شما عذر خواهي مي كنم كه بعضي از كلمات شما رو حذف كردم .. چون مسئله برطرف شد .. و هر دو از سوء تفاهمي كه پيش آمده بود .. متوجه واقعيت ها شديم .. و مسئله به خير سپري شد .. حتي اگه ما با هم آشتي نمي كرديم .. من دوست نداشتم به فرزند دوست قديمي ام كوچك ترين توهيني بشه .. مقصر من هستم كه با نوشتن اين نوع مسايل خصوصي سبب ناراحتي شما دوستانم شدم ..
    به هر حال از شما ممنونم عزيزم .. به همه شما ها افتخار مي كنم .. مشكلم با جناب آريا - ت هم به خير و خوشي برطرف شد و روي هم رو از دور بوسيديم
    ممنون از شما كه به فكر من بودي

    سلام عمو جون.میدونم چه حالی دارید وقتی یکی به انسان انگی رو میچسبونه (هر انگی )باشه و طرف هم اینکاره نباشه خیلی سخته خیلی زور داره ولی باور کنید همینکه ما خوانندگان میدونم شما یه سرهنگ با افتخار ارتش هستید که هم در رژیم پهلوی و هم در رژیم جمهوری اسلامی حاضر شدید جانتون رو برای مملکت دین و نامستون بدید اگه ما حالا هستیم بعد از خدا به لطف ایثار و از جان گذشتگی شماست باور کنید قتی فهمیدم یه نفر شما رو به صفتی که ....خطاب کرده واقعا بد جوری ناراحت شدم و یک نوع دردی رو در اعماق قلبم حس کردم باور کنید عمو شما برای ما یک سرباز عاشق وطن هستی خدا رو به وحدانیتش شاهد میگیرم
    که به همصحبتی با شما افتخار میکنم و میدونم که شما حتی برای یک لحظه فکر خیانت هم به فکرتون خطور نکرده.
    پس اینبار هم به حرمت همون نون و نمکی که با پدر این جوان نا آگاه خوردید رسم مردونگی رو به جا بیارید و طرف رو ول کنید باور کنید بی محلی برای او از هزار عمل دیگر بدتر است
    از صمیم قلب و با تمام وجودم دست شما را که برای کشورم زحمت کشیده است میبوسم و به بودن با شما سرباز خدمت گزار وطن افتخار میکنم
    دوستدار شما اسی
    پاسخ
    پسر عزيزم .. اسي جان نازنين
    خيلي خوشحالم كه بار ديگر كامنت محبت اميزي از شما رو مي خوانم
    اسي جان الحمدالله مسئله به خير و خوشي به خير گذشته .. و اين دوست عزيزمون متوجه شد كه من دوست پدرش بودم .. خلاصه از دل يك ديگر در آورديم ... او هم از يكي ديگر از دوستان قديمي خودم داشت دفاع مي كرد .. ئ نمي دانست دوست و همكار پدرش بودم .. اما وقتي پدر بزرگوارش بنده رو تآئيد فرموده .. ديگه همه چيز حل شد .. و دشمني ها به دوستي ها انجاميد
    من از شما و تمام عزيزاني كه در اين قضيه از بنده حقير حمايت كردند .. قلبآ ممنونم .. دست همه دوستان عزيز رو مي بوسم
    به همه شما عزيزان مخصوصآ شما اسي عزيزم كه قلب خيلي مهرباني داري .. افتخار مي كنم

    خسته نباشيداقاي مدرسي.درمورد مطلب امروز فقط ميتونم براي ان خلبان ساده لوح ابراز تاسف كنم اما درباره مطبي كه اخر نوشته بوديد.من ان پست را خوندم راستش كمي مورد دار بود.يعني خب وقتي شما خلباني را عامل يا فريب خورده يك سازمان جاسوسي خارجي ميناميد خب توقع داريد چه واكنشي ببينيد؟!اين مسائل شوخي نيست ابروي مردم است. فكرنميكنيد فرزندان و خانواده اين افراد با خواندن مطلب شما چه حالي پيدا ميكنند؟هرچند به نظر من تا خود خلبان سياوش شاكي نباشد اين ستوان اريا كاري نميتواند بكند هرچند بهتر است اول از هويت اومطمئن شويد و بعد مشكل را با خودش حل كنيد يا اجازه دهيد كه او هم تعريف خود را از ماجرا بگويد شايد شما اشتباهي كرديد.به هرحال شلوغ كاري به ضررتان تمام ميشود چون سايت شما از اين دست مطالب مورد دار كم ندارد.خويشتن دار باشيد.
    پاسخ
    جناب رفيعي عزيزم
    خيلي ممنون از راهنمايي كه فرمودي
    محسن عزيزم .. اگه مطلب مورد نظر را بخواني ، من نوشتم كه او فريب ماموران سازمان سيا را نخورده و با افتخار به كشور برگشت .. كل منظور من از ان پست اين بود كه به عنوان يك واقعيت عرض كنم .. در زمان جنگ امريكايي ها مخصوصآ سازمان هاي جاسوسي خيلي سعي و تلاش كردند با خلبانان ما ارتباط بر قرار كنند .. حتي يكي دو مورد كه با خود بنده در جريان بازگرداندن شكاري از تركيه كه سفير آمريكا شخصآ تقاضاي همكاري داد رو مطرح كرده ام
    و همان طور كه در همان مطلب كه به زعم شما دوست عزيزم بو دار است ، توضيح دادم كه خلبان مورد بحث هرگز زير بار وسوسه هاي آمريكايي ها نرفته و به كشور خودمون برگشت .. در مورد خانواده يا پسر خلبان ياد شده عرض كنم كه .. من هيچ نام و نشاني بيان نكردم .. من هميشه سعي مي كنم در اين گونه مواقع خيلي احتياط كنم به دلايلي كه شما اشاره فرمودي
    به هر حال ضمن تشكر مجدد از شما دوست بزرگوار و انديشمند ، بايد عرض كنم تمام مسايل به خير و خوشي برطف شد .. ما هر دو روي هم را از طريق نت بوسيديم .. و كدورت ما به دوستي عميق تبديل شد
    خيلي تشكر مي كنم كه اين گونه بي پرده نظر خودتان را مي فرماييد ... محسن جان خوشحال مي شوم اگه موردي رو احساس كرديد ، حد و. حدود خود را رعايت نمي كنم ، يا به قول معروف از دستم در رفت .. شما با تذكر دوستانه تان من را راهنمايي فرماييد و مطمئن باشيد كه آن را اصلاح خواهم كرد .. به عنوان مثال .. دوست عزيزم جناب نادر رضوي هر زمان موردي به ذهن اش رسيده به بنده تذكر داده و من يا قانع اش كرده و يا با دل و جان پذيرفته و مورد را اصلاح كرده ام
    از شما هم چنين انتظاري دارم
    شاد و پايدار باشيد

    بهروز جان سلام.آرزوی سلامتی ات را همیشه داشته و دارم.باور کن از اینکه اینقدر دچار عصبانیت شده ای خیلی نگرانم.باور کن ارزش ندارد چنین خودت را برای آدمی که اصلا معلوم نیست اصالت داشته باشد ناراحت کنی.شاید هم یکی از همین معدود آدمهای ناراحت است که حسادت نسبت به رونق این سایت موجب چنین هتاکیها از جانب او میگردد.بهر شکل اصلا ارزش ندارد.خواهش میکنم از این لحظه ابدا به این ایمیل فکر نکن.بخاطر دهها جوانی که همواره چشم انتظار خاطرات و اظهارات تو هستند.بهرحال یک بز گر همیشه همه جا یافت میشود!!
    پاسخ
    سرور گرامي جناب محمود جان فرنودي
    آره محمود جان راست مي گي .. بد جوري داغون بودم .. اگه يك سر سوزن خيانت كرده يا شرافتم رو مي فروختم ناراحت نمي شدم .. شما مي داني كه من به نان شب خويش محتاج هستم .. و هنوز هم مستاجر مي باشم .. اما همان گونه كه در كامنت هاي قبلي عرض كردم ، خوشبختانه پدر ايشان بنده رو شناخته و مورد تآئيد قرار داده بود .. و خب بقيه اش رو خودت مي توني حدس بزني .... ما با هم آشتي كرديم .. و همه كينه ها و دشمني ها به دوستي تبديل شد
    من هم خيلي تند رفتم .. اصلآ نبايد در سايت مشكل پيش آمده رو مي نوشتم .. آخه مي دوني من جز شما دوستان خوبم .. كسي را ندارم .. و هر وقت مشكلي پيش مي آيد اول به شما دوستان صميمي بيان مي كنم
    من شرمنده همه خوانندگان هستم كه باعث ناراحتي آن ها شدم
    با فرزند دوست عزيزم .. آشتي كرديم .. از دل هم بيرون آورديم
    و من خوشحالم كه اقدامي نكردم كه نزد دوست عزيز و قديمي ام كه استاد بنده بودند ، شرمنده شوم
    محمود جان .. خيلي ببخشيد كه شما را هم رنجاندم
    ممنون كه سعي كردي به من آرامش بدهي
    من از ديروز رفتم كرج و امرو بعد از ظهر اومدم .. كلي كامنت جمع شده است كه بايد يكي يكي پاسخ دهم
    شاد و پايدار باشي

    سلام جناب مدرسی...
    اول تشکر میکنم به خاطر مطلبتون و دوم هم در مورد اون آقا,
    به نظر من ای میلش رو اسپم گزارش کنید و این بار اهمیتی ندین ولی اگه بار دوم از طریق دیگه ای این توهین هاشو ادامه داد بدون اینکه مستقیما اقدام کنین از طریق قضایی شکایتتون رو تنظیم و پی گیری کنید.
    البته من شخصا حتی تو موارد خیلی سطحی تر همون بار اول برخورد میکنم و اهل بخشش و این چیزا نیستم و اعتقاد دارم این جور بخشش ها به ضرر همه است و باعث تکرار خطا میشه اما با توجه به این که شما به جوون بودن این شخص و دل رحم بودن خودتون اشاره کردین من این پیشنهاد رو دادم.

    موفق و سلامت باشین.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي جناب حامدي نازنين
    از شما تشكر مي كنم به خاطر پيشنهادات خوب و شفافي كه فرموديد
    دوست گرامي همان گونه كه در پاسخ كامنت هاي قبلي اشاره كردم ، خوشبختانه ختم به خير شد .. و من شرمنده دوست جانبازم كه وكيل پايه يك است شدم .. به سختي توانستم پيدايش كرده و از او خواهش كنم مسئله رو مختومه تصور فرموده و پي گير نشود .. خدا رو شكر كه او هنوز هيچ گامي بر نداشته بود .. و منتظر مانده بود تا من ظاهرآ يك وكالت نامه اي رو امضا كنم ..
    خدا رو صد هزار بار شكر مي كنم دست به عملي نزدم كه شرمنده دوست قديمي ام شوم .. حالا كه بررسي مي كنم مي بينم فرزند دوستم ، سعي داشت از شرافت يكي ديگر از دوستان خودم دفاع نمايد ... خب به دليل جوان بودن و عصباني شدن از آن پست من ، كمي كنترلش به هم خورده ولي به محض اين كه پدر بزرگوارش كه واقعآ انساني باشرف و از افسران باسواد سي - 130 بود بنده حقير رو تآئيد فرموده بود ... ورق برگشت .. و ماجرا عين فيلم هاي هندي شد .. اين بار هر كدام در محبت به همديگر گوي سبقت را مي ربوديم .. خدا رو شكر .. اين كدورت ها سبب دوستي محكم تري گرديد
    از شما و همه خوانندگان محترم كه مسئله رو پي گيري مي كردند و با كامنت هاي هاي مفيد خود بنده رو راهنمايي فرمودند ، سپاسگزارم

    با سلام خدمت كاپيتان
    در سانحه تبريز اين امكان وجود داشته كه شهاب سنگ به هواپيما برخورد كند ما فرض بر اين مي گيريم كه تكه اي از عقب موتور هواپيما جدا شده باشد و با توجه به فشار باد موتورهاي توربو فن آيا اين امكان وجود داشته كه كمانه كرده و به بدنه برخورد كند من اينگونه فكر نمي كنم با توجه به اينكه خلبان قبلا اعلام كرده كه چيزي به ما نزديك مي شود اين احتمال وجود داردكه آن شيئي ناشناخته به انتهاي موتور برخورد كرده و آن تكه موتور را به سمت هواپيما شليك كرده است و در مورد فرزند يكي از دوستانتان كه نسبت به شما اساعه ادب كردند لطف كنيد آدرس ايميل شان را درج كنيد تا جواب ايشان را به بهترين نحو ممكن بدهيم.
    موفق باشيد.
    پاسخ
    رضا جان عزيزم .. به اعتقاد كارشناسان مسايل پرواز ، برخورد شهاب سنگ يا اجرام آسماني به هواپيما يك در ميليون است .. ضمن اين كه متخصصان به محض مشاهده هواپيماي مربوطه ... متوجه شدند كه تيل پاپ موتور شمار يك از جايش كنده شده است .. .. و همان گونه كه عرض كردم ، باعث جر خوردن بخشي از بدنه شده بود ..
    اما اين كه خلبان اعلام كرده به چشم خود جسمي رو ديدم ، در حال حاضر اين تناقض در ارائه گزارش به مقامات مسول به چشم مي خورد .. كه برخي ديگر آن را صرفآ توهم اعلام كرده اند ..
    به هر حال من خوشحالم كه هواپيما و كروي ان سالم هستند ... هواپيما هم به همت متتخصصين زحمت كش ما سريع تعمير شده و عملياتي شد
    رضا جان عزيزم .. در مورد فرزند دوستم .. اگه كامنت هاي قبلي رو بخواني ، متوجه خواهي شد كه همه چيز ختم به خير شد .. و من خيلي از اين موضوع خوشحالم
    موفق و پايدار باشي

    سلام کاپیتان!خوبین؟کاپیتان استاد خلبانهای من همیشه بهم گفتن خلبان جماعت صبرش زیاده!!آخه به اون آدم ماشا الله خوش تیپ تو عکس میاد روم به دیوار بی شرف باشه؟آقا بهروز با حرف گربه سیاه که بارون نمییاد!همین بس که اون زمانی که این یارو داشته شیر میخورده و نمیدونسته شرفو چطوری مینویسن امثال شما جونشونو گذاشتن کف دستشونو به خاطر "شرفشون" از مردم و مملکتشون دفاع کردن!حرف های این به ظاهر آدم اصلا ارزش اینو نداره که فکر شما رو به خودش مشغول کنه!البته این reaction طبیعیه ها!!آدم وقتی شریفه و بهش میگن بی... عصبی میشه.یه غلطی کرده شما خودتو اذیت نکن!راستی من هنوز تو کار خلبان این هرکولسه موندم!فکر کنم وقتی به کنترلر گفته شهاب سنگ خورد به هواپیمام اون بنده ی خدا هم فک پایینش رسیده به نوک کفشاش.والا به ما که گفتن موقع پرواز به هیچ چیز جز هواپیماتون و پروازتون نباید فکر کنید.کاپیتان هرچی به خودم میگم نگو یه وقت واسه خودتم پیش میاد بازم میبینم این دیگه از عجایب هفتگانه ست!بعد یه سوال دیگه هم که پیش میاد اینه که چرا اینقدر راحت فرض اولییشو به کنترلر گفته؟!!بازم برمیگردم به اول صحبتم.اصلا به حرفهای این یارو فکر نکنید.چون جز ناراحتی و زبونم لال سکته ی چهارم!!(شوخیه ها!!)چیزی نداره.واگذارش کنید به خدا و از اون بخواهید که جوابشو بده.بهتون قول میدم نمیفهمه از کجا خورده!اصلا در شان شما نیست که به برخورد فیزیکی فکر کنید.کاپیتان یه چیزم الان یادم اومد!پسر خاله ی منم عشقه پروازه ولی به خاطر ضعف چشمش نمیتونه خلبان بشه.ولی دنبال اینه که یه دست لباسو(باریت) کیف خلبانی رو داشته باشه!!از کجا میتونه گیر بیاره؟!!منتظر جوابتون هستم.در صحت و سلامت کامل باشید.علی کلانتری-2:10 بامداد-خلبان PPL
    پاسخ
    علي جان عزيز و نازنين
    ممنون از راهنمايي هاي عالي و كامل .. قبل از هر چيز بگم .. چشم هاي زيبايت من رو خوش تيپ مي بينه .. و گر نه ما كه حال و روزمون معلومه ... در مورد دفاع از مملكت و آب و خاك .. علي جان نازنينم .. بار ها عرض كردم ، بخدا من خجالت مي كشم اسم دفاع رو روي كارهاي روتين ما گذاشت
    ما حقوق مي گرفتيم تا انجام وظيفه كنيم .. و اين شغلي بود كه من و امثال من انتخاب كرده بوديم .. و هيچ منتي بر كسي نيست .. قهرمان واقعي اون جوون هايي بودند كه داوطلبانه راهي جبهه شده و در كمال گمنامي شهيد شدند .. وگرنه چهار تا پرواز به منطقه با قارقارك ها كه هنر نيست .. تازه من يكي كلي هم حال مي كردم .. و دعا مي كردم اگه قراره بميرم و يا كشته شوم ، بهتره تو هواپيماي خودم پودر بشم .. خب قسمت نبود و ما زنده مونديم تا شاهد ... بگذريم
    علي جان در مورد اين پرواز و حرف و حديث هاي فراواني كه همزمان با آن منتشر شد ، سخن بسيار است .. و يكي از دلايلي كه من اين خبر پيش پا افتاده رو منتشر كردم ، صرفآ پاسخ به شايعه هاي زيادي بود كه بعد از اعلام خلبان در كشور و حتي خارج از آن پيش امده بود .. از جمله كه شليك ماهواره ايراني ها به فضا باعث شده بود اجرام ان به هواپيما خورده است !! خب البته قضيه يك كلاغ و چهل كلاغ هم كه در اين ماجرا هم غوغا كرده بود ... به هر حال واقعيت همين است كه من عرض كردم .. و از منابعي اين خبر ها رو گرفتم كه خود دست اندر كار اين پرواز بوده است ..
    در مورد اون قضيه هم به خير گذشت ... و باعث شد آشتي كرديم ..
    ازشما بابت همه محبت هايي كه به بنده داريد ممنونم
    ايام شاد و خرمي رو براي شما آرزومندم
    تا بعد

    داش بهروز خاطرتو خیلی میخوام به مولا....چاکرتیم در بست شما رو هم بین راه سوار نمیکنیم....زمین خوردتیم پهلوون...ما بچه های مشهد همیشه مخلصتیم.....فدای یه تار سسبیلت....
    زت زیاد...
    ( امروز خواستم به روش دیگه واسه شما کامنت بزارم...امیدوارم ناراحت نشین کاپیتان )
    پاسخ
    دوست عزيز و نازنين
    داش مزداويچ به مولا زمين خوردت ايم ...
    سوسك اتيم ..
    ببخشيد . كه اين جوري نوشتم .. فقط به خاطر اين كه بگم خيلي مخلص شما ياران با وفا هستم
    مخلص تمام برو بچه هاي ناب مشهدي .. هم هستم
    يا علي

    دهانت را مي بويند.
    مبادا گفته باشي دوستت مي دارم.
    دلت را مي بويند...
    روزگار غريبي ست نازنين.
    و عشق را
    کنار تيرک راه بند
    تازيانه مي زنند.
    عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
    در اين بن بست کج و پيچ سرما
    آتش را
    به سوخت بار سرود و شعر فروزان مي دارند.
    به انديشيدن خطر مکن.
    روزگار غريبي ست نازنين.
    آن که بر در مي کوبد شباهنگام
    به کشتن چراغ آمده است.
    نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
    آنک قصابانند
    بر گذر گاه مستقر
    با کنده و ساطوري خون آلود.
    روزگار غريبي ست نازنين.
    و تبسم را بر لبها جراحي مي کنند
    و ترانه را بر دهان.
    شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
    کباب قناري
    بر آتش سوسن و ياس
    روزگار غريبي ست نازنين.
    ابليس پيروز مست
    سور عزاي ما را بر سفره نشسته ست.
    خداي را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
    پاسخ
    دوست نازنين .. قبل از هر چيز از شما به خاطر لينك كردن سايت ام ، واقعآ تشكر مي كنم .. من نمي دونستم و گرنه پيش از اين علاوه بر تشكر ، سايت شما رو هم لينك مي كردم .. در ضمن در فرصتي خيلي كمي كه داشتم .. مروزي داشتم به مطالب جالب شما .. واقعآ جاي تقدير و تشكر داره .. شعر فوق رو هم در سايت شما ديدم
    شاد و پايدار باشي

    با سلام به کاپیتان مدرسی
    به نظر شما اگر "tailpipe"بعداز جداشدن به بدنه برخورد نمیکردتاخلبان بلافاصله متوجه وضعیت غیرعادی بشه چه اتفاقی میفتاد؟
    با تشکر
    محمد
    پاسخ
    محمد عزيزم .. خدمت شما عرض كنم اگر تيل پاپ به بدنه نمي خورد .. تا زماني كه موتور اور هيت نمي گرفت يا عقربه هاي موتور مربوطه اشكالي رو نشان نمي دادند ... خلبان بدون اين كه اعلام اضطراري كنه ، به مسير خودش ادامه مي داد
    البته محمد جان چون شما واژه لاتين در ميان نوشته ات استفاده كردي ، در اديتور من كلمات واقعآ به هم ريخته شده است .. و من مانند يك پازل حدس زدم سوال شما اين باشد .. و بر عكس ان هم اين است كه شما نوشته باشي اگر برخورد نمي كرد و خلبان بلافاصله متوجه وضعيت غير عادي بشه چه اتفاقي مي افتد .. ؟ پاسخ اين پرسش شما هم اين است ، اگر خلبان به هر طريقي متوجه اين مشكل مي شد ، دقيقآ همين كاري را مي كرد كه قبلآ انجام داده بود .. خلبان توسط عقربه هاي درون كابين از طريق حس گر ها وضعيت موتور ها رو زير نظر دارد .. هر تغيري در وضعيت استاندارد چرخش موتور ، دستور العمل هايي داره .. كه در نهايت به خاموش كردن موتور مي انجامد ... ولي اگر نشان گر ها نشان ندهند .. عادي به پرواز خود ادامه داده بعد از نشستن در بازيدي بعد از پرواز شايد متوجه مي شدند ...
    ممنون .. و پوزش كه هنوز شك دارم كه سوال شما اين باشد

    بنام خداوند خالق زيبائيها
    استاد عزيز جناب آقاي مدرسي
    در خصوص مطلب آخري كه بيان فرموديد ، بسيار متأثر شدم از اينكه يكي از به اصطلاح همكاران شما چنين تهمت نارواي را به شما زده است ، به اين ستوان يكم .....:......
    مر... تو بودي كه تو بنگاه معاملات ملكي دنبال اجاره كردن يك خونه 80 متري براي آقاي مدرسي بودي كه ببيني چگونه يك سرهنگ اين مملكت با يك جونك تازه به دوران رسيده به خاطر پنجاه هزا تومان بحث مي كرد يا من؟ خدا را شكر كه خودم اونجا بودم و ديدم آقاي مدرسي و خانواده گراميشان چگونه و با چه ناراحتي دنبال تهيه مسكن اجاره‌اي بودن نه مثل ..........
    ........به اميد روزگاري خوش براي تمام قهرمانان اين آب و خاك و مخصوصاً شما
    دوستدار شما - علي كدخدايي
    پاسخ
    پسر عزيزم جناب آقاي كدخدايي عزيز ..
    واقعآ بي نهايت از روي شما دوست بزرگوار و مومن خودم متآثرم كه بخش اعظم مطالب شما رو حذف كردم .. واقعآ اميد عفو دارم . و از اين كه اين همه بعد از خداوند شما ياران پشتيبان بنده هستيد ، افتخار مي كنم
    علي جان عزيز .. اگه آشتي هم نمي كرديم .. باز هم با عذر خواهي فراوان اين بخش از دفاعيات شما پسر خوبم را حذف مي كردم .. چون مي دانم شما هم مانند بنده معتقد به احترام به همه هستيد .. و صد البته مي دونم مانند خود من كه با خواندن اي ميل عصبي شده و گلايه خود رو در سايت نوشتم .. كه مي دونم كار اشتباهي بوده و بنده نبايد آرامش شما دوستان جوانم رو به هم مي ريختم .. شما هم با خواندن شكايت و گله من عصبي شده ايد
    علي جان من دست شما پسر خوبم رو مي بوسم .. واقعآ از اين همه مهر و محبت شما ياران خيلي شرمنده شدم .. ولي پسرم اگه كامنت هاي قبلي رو بخواني متوجه مي شوي كه تمام مشكلات بين من و آريا جان عزيزم برطرف شده و كدورت و دلخوري ما از همديگر ، با درايت بزرگ تر ها و پدر شريف ايشون ، تبديل به دوستي عميق تر گرديد
    و ما الان گذشته و خطاهاي يك ديگر را فراموش كرده .. و به عنوان دو دوست به هم يا علي گفته و روي هم رو بوسيديم
    علي جان عزيزم .. باز هم از شما پسر خوبم به خاطر حذف آن بخش از نوشته هاي شما كه در دفاع از بنده بود و حذف كردم ... عذر خواهي مي كنم .. مطمئن هستم اگه متوجه مي شدي كه آشتي كرديم .. خودت هم ناراحت مي شدي
    من مهر و عطوفت شما پسر خوبم رو مي دانم و به شما قلبآ افتخار مي كنم
    به اميد درگاه خداوند متعال

    جناب مدرسی!

    در مورد مفهوم آرم نیروی هوایی شاهنشاهی ایران توضیح بدهید

    http://flickr.com/photos/shirineshat/2559437535/sizes/o/

    http://flickr.com/photos/46666299@N00/17434242/

    تفاوت بین این دو آرم چیست؟

    ادیتور خراب است حتما بعدا پاسخ میدهم

    سلام استاد ارجمندم...جناب مدرسي
    مطلبي با موضوعيت وضعيت نا مطلوب مهمانداران در ايران بر روي سايت قرار دادم.
    دوست دارم مطالعه نماييد...راهكار خودتونو بگيد.
    من قصد دارم حركتي در اين راستا شروع كنم.
    www.asemoon.org
    پاسخ
    داود عزيزم .. من اگر چه هنوز صفحه سايت شما به همت كانكشن هاي ضعيف بالا نيامده است .. !! ولي مطمئن هستم كار تحقيقي شما خالي از لطف نبوده و حاوي مطالب و نكات ارزشمندي از اين بخش بسيار مهم صنعت هوانوردي ما دارد ..
    داود جان .. كل مطلب را خواندم .. و صد در صد مي پذيرم كه فشار زيادي روي اين عزيزان وارد مي شود . مشكل اين عزيزان نداشتن كانوني منسجم و فعال است .. آن ها بايد انجمني را پايه گذاري كرده و به دنبال حق و حقوق آن ها باشد .. اولين اولويت به عقيده من پست سازماني يا همان چارت سازماني است .. كه بايد به وضعيت آن ها پرداخته شود .. من به شخصه قرار داد بستن با شركتي ثالث در مورد مهمانداران و طرف قرارداد شركت هاي هوايي قرار گرفتن اين شركت ها مخالفم .. چون در حال حاضر اين روش براي كارگران ساختماني به مورد اجرا دي مي آيد .. و شركت هاي بزرگ براي تآمين كادر آبدارچي و نظافتچي به اين شركت ها مراجعه مي كند .. در عوض تمام مسئوليت آن ها با شركت فوق است .. اين كه ميهمانداران هم اين گونه طرف قرارداد قرار گيرند .. واقعآ كار اصولي نيست .. اين عزيزان ويترين تمام خدماتي است كه يك اير لاين به مردم ارايه مي دهد .. نوع برخورد اين عزيزان در جلب مجدد مسافر اهميت بسزايي داره .. و همپاي خلبانان جانشان در خطر است .. و اين كاملآ بي انصافي است كه اين گونه با اين قشر محترم برخورد مي شود
    اميدوارم همه اين مسايل برطرف شود
    مرسي داود جان عزيزم
    پي نوشت .. داود جان اين دي دي دي كه تبليغ اش را مي كني در چه زمينه هايي است ؟‌
    از كجا مي شه گير آورد .. راستي اگه خواستي بگو لينك آن را برات در سايت بگذارم .. با جناب امير محمود خان بازيار مدير محترم تبليغات سايت ما يك تماسي بگير ضرر نداره .. من هيچي نمي خواهم .. فقط براي اين جوان كه زحمت تبليغات رو مي كشه يه چيز ته اش بماند كافي است .. يم توني درصدي با او كنار بيايي .. خلاصه من ذينفع نيستم .. خودتان مي دانيد .. شماره او در انتهاي مطالب است ...
    موفق باشي

    سلام جناب مدرسي
    استاد اول بايد بگم آدم ...كه به خودش اجازه ميده به اين راحتي شرافت ديگران رو زير سوال ببره ...بويي نبرده و از اين آدم ........ تر پيدا نميشه آخه آدمه...اگه تو هر لقمه حرومي رو تو دهن نجست مي بري دليل نمي شه كه ديگران هم مثل تو باشند و براي يك لقمه نون حلال خودشون را به آب و آتش نزنند.
    (از شما و كليه خوانندگان به خاطر به كار بردن اين الفاظ عذر خواهي ميكنم اگه نمي گفتم رو دلم ميموند).
    من از شما استاد عزيز خواهش ميكنم در حال حاضر صبور و خويشتن دار باشيد و در يك موقعيت مناسب جواب دندان شكني به اين ........بدهيد چون يه ضرب المثل هست كه مي گه گذر پوست به دباغي ميوفته.
    هر عملي عكس العملي داره و اين ابله هم بايد جواب اين كارشو ببينه.

    راستي امروز رفتم براي خلباني ثپت نام كردم استاد برام دعا كنيد كه مشكلي برام پيش نياد.
    ديگه زيادي پر حرفي كردم ببخشيد منو.
    در پناه حق
    حسين سهرابي اناركي
    پاسخ
    حسين جان عزيزم
    از شما پسر عزيزم هم خيلي عذر مي خواهم كه بخشي از كلمات رو حذف كردم .. و همان گونه كه قبلآ توضيح دادم .. به شما دوست جوانم حق مي دهم چنين برافروخته شود ... به هر حال سوء تفاهمي بود كه بر طرف شد .. اصلآ بگذريم
    حسين جان خيلي خوشحالم كه به رشته مورد علاقه ات داري نزديك مي شوي .. اولين گام را به سلامتي برداشتي .. مطمئن هستم شما قبول خواهي شد .. صد در صد پذيرفته خواهي شد .. اصل خواستن است كه شما آن را به خوبي صرف كرديد .. بقيه اش در حكمت الهي است
    برات آرزوي موفقيت مي كنم
    شاد و پايدار باشي

    درود بر جناب سرهنگ بهروز مدرسی

    امیدوارم حالتان خوب باشد.

    .....................

    کاپیتان مدرسی خدا شاهد که اصلاً دوست ندارم شما ناراحت بشید شما مرد بزرگی هستید، دارید از جون خودتون مایه میزارید من شما رو درک می کنم و از این همه بزرگواری سپاسگزارم.یکی از بچه های هستم که سایت شمارو دوست دارم امیدوارم همیشه پایدار باشه. آرزوی قلبیم اینکه یکی از سربازان و شاگردان کوچک شما باشم.

    از شما خواهش می کنم شمارو به خدا قسم میدم که انقدر خودتون رو ناراحت نکنید (این نیز بگذرد)
    به این فکر کنید که شما چقدر محبوب هستید و طرفتار دارید.(هیچ چیز از دیدگان خداوند پنهان نمی ماند)

    آرزوی سلامتی دارم نوه های گل شما هم دوست دارم مثل بچه های خواهر خودم. (خدا حفظتان کند)

    ببخشید که طولانی شد.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي ام
    واقعآ خيلي من را شرمنده محبت هاي خود فرمودي .. من اصلآ خود رو شايسته اين همه تعريف نمي بينم .. عزيزم ببخشيد كه فراموش كردم ابتداي سخنم از شما دوست نازنين و با محبت ام عذر خواهي كنم .. چون اون بخشي كه مربوط به دفاع از حقير بود رو حذف كردم .. و از قديم گفته اند از محبت خار ها گل مي شوند .. به هر حال خيلي سپاسگزارم كه ابن همه بي ريا به بنده حقير احترام مي گذاريد .. واقعآ شرمنده اين همه صفا و صميميت شما مي شوم .. دوست عزيز چشم قول مي دهم كم تر عصبي و ناراحت شوم ..
    شما رو به خداوند خوبي ها مي سپارم

    با سلام

    با تشکر از مطالب زیبایتان
    در مورد موضوع جاسوسی باید بگیویم مطلب شما نه تنها مشکلی نداشت بلکه باعث اگهی بخشی به جمع زیادی از جوانانی که عضو خانواده نیروهای مسلح هستند ویا خواهند پیوست خواهد شد
    نیروهای مسلح کشور ما دائما تحت نظر سرویس های امنیتی بیگانه هستند
    و مداوم به انها یادوری می شود ولی با تاسف هنوز عده ای به راحتی در دام انها می افتند
    و البته باید به ان اقا سیاوش افرین گفت که از نیمه راه برگشته و باعث جلوگیری از فریب سایر نیروها شده است
    متاسفانه عده ای مشکل دار از این اگاهی بخشی شما ناراحتند
    و اما بخشش از بزرگان است
    چون این بنده خدا با این افکار و اعمال اگه پاش به دادسرای نظام برسه با تخفیف حداقل اخراجه
    پاسخ
    صادق عزيزم .. ممنون به خاطر نوع نگاهي كه به واقعيت ها داري .. پسرم بي اغراق عرض مي كنم كه از روزي كه اين سايت را راه اندازي كردم ، تنها هدف ام آگاهي دوستان جوان مخصوصآ علاقه مندان به هنر پرواز و مسايل آن بوده است .. سعي كرده ام با ذكر خاطرات از رژيم گذشته و حتي زمان جنگ ، واقعيت ها رو بدون سانسور صادقانه بيان نمايم .. چون معتقدم خيلي مسايل در ان زمان به دليل شرايط ويژه جنگ هرگز اطلاع رساني نشد .. و اگه من هم اشاره اي نكنم ، براي هميشه دفن خواهند شد ... مثل اخبار اكثر سوانح ... مثل اشتباه نيرو هاي خودي در ساقط كردن هواپيماها .. مثل همين قضيه جاسوسي كه البته دوست عزيز من سياوش خان مردانه برگشته و گول دام آمريكايي ها رو نخورد .. به قول يكي از خوانندگان اگر چه مطالب سايت بو داره... ولي خب بايد كمي تحمل پذيري مان زياد باشه .. به هر حال از شما دوست عزيز ممنونم

    آقاي مدرسي
    الان پي نوشت مطلبتان را خواندم.

    به نظر من طرز سخن گفتن هر شخص نشان دهنده ي تربيت، شخصيت و شعور او و خانواده اش است.
    بنابراين من اگر جاي شما بودم فراموشش مي كردم!
    پاسخ
    نيما جان عزيزم ... ممنون از شما ... خوشبختانه قضيه به خوبي ختم به خير شد دست شما درد نكنه

    دلم میخواست این آریا جونو چند تا فش کش مشتی کنم ولی با شناختی که از کاپیتان دارم میدونم در اون صورت کامنتم رو حذف می کنند.من یه کلمه می پرسم.....تا آخرشو بگیر.میدونم کاپیتان می خواد از راه قانونی قدم برداره و گرنه به خدا قسم لب تر کنه ما بچه های شرق تهران بلایی سرت میاریم که تو کتابا بنویسن.
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي
    ممنون از محبت شما .. من رو ببخشيد كه بخشي از كلام شما رو حذف كردم ... ممنون از اين همه مردانگي و غيرت
    عزيزم من به يكايك شما جوون هاي با غيرت افتخار كرده و دست همه شما رو مي بوسم
    موفق باشي

    درود بر جناب سرهنگ بهروز مدرسی

    امیدوارم حالتان خوب باشد.

    کاپیتان مدرسی خدا شاهد که اصلاً دوست ندارم شما ناراحت بشید شما مرد بزرگی هستید، دارید از جون خودتون مایه میزارید من شما رو درک می کنم و از این همه بزرگواری سپاسگزارم.یکی از بچه های هستم که سایت شمارو دوست دارم امیدوارم همیشه پایدار باشه. آرزوی قلبیم اینکه یکی از سربازان و شاگردان کوچک شما باشم.

    از شما خواهش می کنم شمارو به خدا قسم میدم که انقدر خودتون رو ناراحت نکنید (این نیز بگذرد)
    به این فکر کنید که شما چقدر محبوب هستید و طرفتار دارید.(هیچ چیز از دیدگان خداوند پنهان نمی ماند)

    آرزوی سلامتی دارم نوه های گل شما هم دوست دارم مثل بچه های خواهر خودم. (خدا حفظتان کند)

    ببخشید که طولانی شد.
    پاسخ
    احسان جان عزيزم .. فكر كنم گامنت شما تكراري باشه
    ولي دلم نيامد جسارت كرده و ان را بي پاسخ بگذارم
    موفق باشي عزيزم

    خدمت جناب کابیتان مدرسی عزیز
    امیدوارم که حالتان خوب باشد.
    باور کنید که من هر روز منتظره به رزو شدن سایت هستم.
    کابیتان سوالی که داشتم این بود که با هوایمایی مانند فوکر 50 وای تی ار72 با سرعت زمینی 500 کیلومتر بر ساعت فاصله 550 کیلومتری تهران تا اهواز را در حالتی که هیچگونه بادی نباشد در چه مدتی طی میکند؟
    راستی کابیتان کار اموزش کم هزینه به کجا رسید؟
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. فقط محاسبه سرعت زميني كافي نيست .. ولي طبق فرمول رياضي بايد حدود يك ساعت و ده دقيقه به طول بيانجامد .. ولي گاهي به دليل ترافيك هوايي خلبان مجبور مي شه دور خودش بچرخه .. يا به خاطر ابر هاي ناجور مسير يا ارتفاع خودش رو تغير بدهد .. در مورد آكادمي پرواز .. راستش مجوز ها صادر شده است .. و دوستان سرگرم بقيه امور اجرايي هستند
    موفق باشي

    دوستان عزيز و گرامي ... فريده جان ، آقاي باريكاني ، يك دلسوز .. عليرضا .. و يك عده ديگر كه به خاطر نمي اورم ..
    باور كنيد من براي هريك از شما دوستان مخصوصآ خانم فريده عزيز .. بيش از يك صفحه پاسخ نوشته بودم .. حدود ده دوازده ها كامنت را پاسخ طولاني داده .. متآسفانه زماني كه خواستم منتشر كنم ، اشتباهي كلمه پاك كردن را زده و همه پاك شد .. من خيلي عصبي شدم .. به تمام عزيزاني كه كامنت آن ها حذف شد .. اعلام مي كنم .. واقعآ سهوي بوده و من خيلي شرمنده شما عزيزان شدم .. در پاسخ به كامنت فريده كه نوشته بود چرا پاسخ كامنت ما را نمي دهي .. خدا شاهد است كل اتفاقات و مشكلاتي كه اين دو روز سرم امده بود را توضيح دادم .. ولي همين كه امدم دگمه منتشر رو بزنم .. نمي دانم چرا اشتباهي دستم به دگمه حذف خورد ... نمي دونم چگونه ناراحتي خود را از اين اتفاق بيان كنم ؟ مخصوصآ عده اي براي نخستين بار كامنت مي گذاشتند .. يك دانشجوي خلباني بود ... يك آقايي بود كه نصيحت هاي خيلي خوبي كرده بود ... خلاصه هر چه كامنت از بعد از فوتبال تا الان كه ساعت 5 صبح است پاسخ داده بودم پريد .. اميدوارم به حساب بي احترامي نگذاريد .. من را حلال كنيد .. و دوستاني كه سوال پرسيده بودند و من مفصلآ شرح داده بودم .. مجدآ پرسش هاي خود را با عرض پوزش بيان فرمايند
    شرمنده روي ماه همه شما هستم

    سلام خدمت سرباز وطن
    من چون قبلا در قسمت امور پرسنلی خدمت کرده ام در ست است که آن خلبان به ایران برگشت و حتی مدتی هم کار کرد ولی سوال من این است چون احتمالا طول سفر او بیش از مدت غیبت بوده لذا فرار محسوب می شده و با توجه به این که در زمان جنگ بوده
    چطور اجازه دادند برای مدتی و لو کوتاه افسر آشپز خانه باشد؟ حکم او با توجه به زمان
    جنگ اشد مجازات است؟ البته من این سوال را باید در زمان مطرح آن در پست مربوطه
    می کردم. ولی چون همون طور که گفتم در قسمت پرسنلی خدمت کرده و هم حس کنجکاوی ام گل کرد خواهش می کنم به سوالم جواب بدهید.
    ممنون
    پاسخ
    نادر جان عزيزم .. شما دقيقآ درست مي فرمايي .. آن افسر كه ابتدا به مرخصي رفته بود ،‌مدتي غيبت كرده و طبق قانون فراري شد .. اما بعد از گذشت مدت طولاني سر و كله اش پيدا شد .. و خب اعلام كردند كه با سازمان هاي جاسوسي همكاري نكرده و از چنگ آن ها گريخته است .. همان موقع هم شايعه بود كه او ماموريت داشته به اون ور آب رفته و سر گوشي از روش آمريكايي ها كسب كنه .. وگرنه چطوري به او اجازه دادند دوباره به پايگاه تردد كنه .. خلاصه ان موضوع با ابهام زياد همراه بود .. و ديگه من چيزي نشنيدم و بازنشسته شدم .. همان گونه كه همين دوست عزيزم اعلام كردند .. ايشان مدتي در يكي از خطوط هوايي كشور پرواز كرده و دوباره به آمريكا مراجعه فرموده است .. ظاهرآ بنده خدا مثل من سه بار سكته هم كرده است
    خدا شفايش بدهد .. هر كس مسئول اعمال خودش است .. و ما شايد واقعيت ها رو ندونيم .. و قصد من هم اين بود كه بگم ايراني ها ي با شرفي هم پيدا مي شوند كه از دام آمريكايي ها فرار كرده و به كشور خودشون برگردند ... همين
    ممنون نادر جان عزيزم

    بنام خالق زيبائيها
    استاد عزيز سلام
    صاحب اختيار شما هستيد ، هرگونه حذف مواردي كه به نظر حضرتعالي صلاح است از نظر ما هيچ ايرادي ندارد ، ولي بنده هم از شا پوزش مي خواهم چون براي شايد اولين بار دلم ميخواست هرچي از دستم بر مي آيد و تا مي توانم به اين آقا بد و بيراه بگويم ، به هر حال من آدم بي ادبي نيستم و بعضي مواقع ديگه نمي تونم خودمو كنترل كنم .
    باز هم از شما پوزش مي خواهم
    به اميد ديدار
    علي كدخدايي
    پاسخ
    پسر عزيزم جناب كدخدايي عزيز .. من واقعآ به اين همه برگواري شما رشك مي ورزم .. من به حق شما جسارت كرده و با حذف سخنان ارزشمند شما كه نشان از تعصب و پشتيباني از بنده داشت .. حال با بزرگواري تمم پوزش هم مي خواهيد ؟ شما واقعآ نمونه يك انسان مومن خدا جوي و بزرگواري هستي كه بنده به دوستي و معاشرت با شما قبلآ افتخار مي كنم
    خدا يار و پناهت باد

    سلام استاد عزيز
    اين كامنت رو ندادم كه پاسخ بدين چون ميدونم هم گرفتاريد هم آزرده خاطر.فقط ميدم بلكه تسكيني باشه بر دل شكسته شما.
    استاد شخصي به شما بي احترامي كرد انشاالله خدا جوابشو ميده كامنت هاي دوستان (فكر كنم مال منم بود) به اشتباه پاك شد فداي يك تار موي شما.
    استاد خواهش ميكنم در اين آشفته بازار كه از زير سنگ گرفتاري پيدا ميشه براي اين مسائل خودتونو اذيت نكنين با وضعيتي كه شما از قلبتون گفتين اصلا نبايد ذهن و فكرتون را مشغول اين موارد بكنيد به فكره سلامتيتون باشين كوچكترين تشويشي براي توهين هاي اون ابله به خودتون راه ندين و با خونسردي كامل در موقعيت مناسب جوابشو بدين.
    خانواده شماوخانواده دوم شما كه ما باشيم به شمااحتياج داريم و دلمون مي خواد كه هميشه سايه شماروي سرمون باشه. در پناه حق
    حسين سهرابي اناركي
    پاسخ
    حسين جان عزيزم .. بله حالا يادم آمد .. اتفاقآ در كامنت قبلي حسابي با شما درد دل كرده و ضمن تشكر از محبتي كه به بنده داريد ، از راهنمايي هاي دلسوزانه شما تشكر كردم .. ولي خب به دليل خستگي و بي خوابي !! دگمه را اشتباهي كليك كرده و شرمنده تعداد زيادي از خوانندگان مهربان شدم .. من فقط نام بعضي از آن ها يادم بود .. مخصوصآ خانم فريده كه گله فرموده بود چرا پاسخ من را نمي دهي ... و واقعآ خيلي طولاني تمام مشكلات و سختي هايي كه طي دور روز گذشته متحمل شده بودم به اين خواهر عزيزم شرح دادم ... كه خب انگار قسمت نبود منتشر بشه
    حسين جان از شما واقعآ ممنونم

    سلام آقاي مدرسي
    خوشحالم كه اين قضيه حل شد.

    با اين حال چند وقت پيش ايميلي به دستم رسيد كه خيلي برايم چالب بود.
    حالا هم گفتم براي شما بنويسم:

    * اگر مهربان هستيد، آدم ها شما را به خودخواهي و غرض ورزي متهم مي كنند!
    با اين وجود مهربان باشيد.

    * اگر كاميابيد دوستاني بي وفا و دشمناني واقعي خواهيد يافت!
    با اين وجود موفق باشيد.

    * اگر درستكار و صادق هستيد، آدم ها شما را فريب خواهند داد!
    با اين وجود امين و صادق بمانيد.

    * آن چه شما سال هايتان را براي بنا كردنش صرف كرده ايد، آدم ها يك شبه نابودش مي كنند!
    با اين وجود بنا كنيد.

    * اگر به شادي و آرامي برسيد ديگران حسادت مي كنند!
    با اين وجود شاد باشيد.

    * نيكي هاي امروزتان را به فردا فراموش مي كنند!
    با اين حال نيكي كنيد.

    * حتي وقتي بهترين خود را ايثار مي كنيد باز مي گويند كافي نيست!
    با اين وجود بهترين خود را ايثار كنيد.

    *** با اين وجود در سنجش نهايي ايشان نيستند كه شما را قضاوت مي كنند! ***

    تنها خداست كه شما را داوري مي كند.

    درود بر شما
    پاسخ

    نيما جان عزيزم ... منمون از لطف شما
    واقعآ كلمات قصار و ارزشمندي بود كه ادم بايد سر لوحه زندگي اش قرار بده
    اون قديم ها مردم با اين سخنان درس ادب و مردانگي رو فرا گرفته و اغلب هم موفق بودند
    از شما بار ديگر به خاطر نوشتن اين كامنت تشكر و قدرداني مي كنم
    شاد و پايدار باشي

    سلام جناب مدرسي عزيز
    اين دي وي دي محصول شركت ايران اير هست.
    در اين دي وي دي چندين پرواز از ابتدا تا انتها به نمايش در مياد.نمايش چك ليست ها ، مكالمات با برج ،اپروچ ، تيك آف ، لندينگ ،نمايش كار مهندسين پرواز ،خدمات مهمانداران ، كلاس هاي پروازي ايران اير ، كيترينگ و توضيح كلي خلبانان در مورد هواپيما ها مثل 747 و ايرباس هايي كه ايران اير داره و...
    در مورد سي دي ترافيك هوايي هم محصول سازمان هواپيمايي كشوري در مورد فعاليت هاي برج مراقبت و مركز كنترل تهران و رادار و نمايش يك پرواز كامل تهران به كيش هواپيمايي كيش اير و نحوه مكالمه با آنهاست.
    اين دو محصول براي تمامي علاقمندان جذاب خواهد بود.دي وي دي 4 ساعت و سي دي حدود 35 دقيقه هست.
    قيمتي كه ما اين دو محصولو عرضه كرديم بسيار پايين تر از فروشگاه هاي ديگه هستش.يعني دو محصول با هزينه حمل در تهران 6000 تومان.براي شهرستان ها هزينه پستي اضافه مي شه.
    اگه خودتون نديديد شديدا به شما پيشنهاد مي كنم
    البته براي ما گرونتر تموم مي شه چون بايد منو ببينيد و اين براي من كلي ارزش داره كه خودم شخصا اين محصولات را به شما هديه بدهم.
    ممنون از لطف بيكران شما
    www.asemoon.org
    پاسخ
    خيلي ممنون داود جان از توضيحات كاملي كه بيان فرمودي .. واقعآ نمي دونستم اين همه آيتم هاي مفيد داره .. واقعآ بيشتر از اين ها ارزش داره مخصوصآ براي جوان ها كه خيلي كنجكاو هستند با اين تصاوير و گفت و گو ها و وظايف هر يك از بخش هايي كه نام بردي آشنا شوند ... كار ارزشمندي بايد باشه .. دست شما و اون عزيزاني كه اين كار فرهنگي و با ارزش رو درست كردند درد نكنه
    لازم شد حتمآ يكي تهيه كنم تا در آرشيوم داشته باشم .. تا فك و فاميل نديد بديدم هر وقت از روستا اومدند تهران براشون نشون بدم .. و بگم شغل قبلي ما تو اين راستا بوده !! داود جان انشاالله اگه سعادت نصيبم شد حتمآ براي گرفتن اين نوار هم شده خدمت خواهم رسيد
    ممنون از شما

    عمو سلام.
    خسته نباشيد،
    خدارو شكر اون مشكل رفع شده،
    يه خواهشي دارم، فكر كردم براي اينكه كساني كه تبليغ مي خواهند راحتتر باشند، ايميل بنده رو هم از دفعه بعد لطف كنيد و بنويسيد،
    يا علي،
    پاسخ
    امير جان .. خيلي ممنون .. راست مي گي .. من فكر مي كردم زير آن تبليغات اي ميل شما وجود داره .. حتمآ اضافه مي كنم
    موفق باشي

    سلام..عجب...من خودم تبریزم و از این ماجرا بی خبر بودم!!!جالب بود!!راستی ماشالله چقدر تند تند آپ می کنید!!باید حالا برم تمام مطلبای قدیمیتون رو بخونم...راستی...خواستید سری به وبلاگ بنده هم بزنید...البته در صورت وجود وقت...
    و دیگه اینکه نماز روزه هاتون قبول...برای ما هم دعا کنید...
    پاسخ
    كوثر عزيزم .. از اين كه نوشتي چه تند تند آپ مي كني ، واقعآ شرمنده شدم .. چون قبلآ يك روز در ميان آآپ مي كردم .. اما الان مدتي است به خاطر وقت زيادي كه كامنت ها و پاسخ به نامه ها مي گيرد ، همچنين زمان هايي كه صرف طراحي پوستر هاي بالاي صفحه مي كنم و سر زدن به نوه هايم كه در كرج زندگي مي كنند ، هفته اي دو تا به زور منتشر مي شود .. و خيلي دلم مي خواهد مثل اوايلي كه سايت را راه اندازي كرده بودم ، روزي يك مطلب انتشار دهم
    بگذريم .. كوثر جان چشم در اولين فرصت به وبلاگ شما دوست گرامي هم سر خواهم زد ... در پايان بنده هم به درگاه حق دعا مي كنم .. طاعات و عبادات شما سرور گرامي مورد قبول واقع شود .. انشاالله

    با درود فراوان به شما استاد گرامی
    از اینکه فهمیدم مشکلتون با اون فرد حل شد بسیار خوشحال شدم...شاید این دوستمون هم منظور بدی نداشته و تنها بد عنوان کرده(یاد اون خاطره شما افتادم که به سرپرستتون گفته بودید شما نمیفهمید!!!)
    در هر حال امیدوارم همواره پیروز و سربلند باشید
    بدرود
    پاسخ
    دوست عزيز و گرامي .. قبل از هر چيز يك معذرت خواهي بلند بالا به شما دوست بزرگوارم بدهكارم .. چون ديشب كامنت شما رو به همراه تعدادي ديگر از كامنت هاي ياران اشتباهي پاك كردم .. باور كن با ناراحتي سر به بستر گذاشتم ... در مورد اين دوستمون هم با شما موافقم .. قصدش اين بوده كه نبايد با آبروي شخص ديگري بازي كرد .. كه حق هم داره .. و من توضيح دادم كه نام فاميل نبردم .. و تنها شما به خاطر رفت و امد او را مي شناسي .. ديگر خوانندگان سايت كه نمي دونند حتي فاميلي او چيست .. ؟
    خب اين مسايل باعث مي شه .. هم ادم حواس اش رو جمع كرده و با دقت بنويسد هم دوستان خوبي مثل همين جناب آريا پيدا كنه
    ممنون از شما

    اقاي مدرسي اصلا مساله اي نيست.من فقط نگران شما بودم و دلم نميخواست درگير ماجراي ناراحت كننده بشويد كامنتهايي كه گذاشتم در همين راستا بود اما خداراشكر ظاهرا قضايا بخير و خوشي تمام شده.البته منكه شما را ميشناسم ميدونم هرچقدر هم اولش عصباني بشويد_هرچند ناراحتي تان هم به ناحق نبود_بازهم راضي به اسيب زدن به ديگران نيستيد و حتي دشمنتان را هم ميبخشيد_البته بجز صدام!كه خدارو شكر به درك واصل شد!_ان اقا هم دچار سوتفاهم شده بود.البته من خودم وضعم خرابه و در حد نصيحت كردن اصلا و ابدا نيستم اما به جناب ستوان اريا هم توصيه ميكنم از اين پس به بزرگتر و پيشكسوت خودشان_حالا هركسي كه بود_اينقدر راحت توهين نكنند شايد كه دل رزمنده اي كهنه كار بشكند!شرمندگي اش به خودشان مي ماند.
    پاسخ
    فريده جان باور مي كني از روي ماه شما واقعآ خجالت مي كشم كه كامنت شما به ان سرنوشت دچار شد ؟
    فريده جان چون شما نوشته بودي ما رو فراموش كردي ... من تمام ماجراي خرابي سرور و دادن اخطار كه دسترسي به اين سايت امكان پذير نيست .. و عصبي شدن بيش از حدم .. واقعآ مدام فكر مي كردم كه سايت ام فيلتر شده است .. نمي دونم چه جوري بگم .. واقعآ داشتم دق مي كردم .. براي همين راه افتاده و رفتم كرج تا با ديدن نوه هايم كمي آرامش گيرم ... ولي لحظه اي فكر سايت و قطع ارتباط با شما دوستان عزيز راحت ام نمي گذاشت .. واقعيت اينه كه من هيچ گاه شب منزل دخترم نمي ماندم .. چون اولآ از سايت دل نمي تونستم بكنم .. و هم اين كه خونه ما در طرح قرار داره .. و براي همين ترجيح مي دادم آخر شب راهي تهران شوم .. ولي اون شب خيلي حالم بد بود .. طوري كه ترسيدم رانندگي كنم .. هم اعصابم براي اي ميلي كه به من شده بود .. و هم فيلتر شدن سايت .. ! مدام به اين فكر مي كردم چه متن خداحافظي نوشته و از ياران صميمي براي هميشه وداع كنم ... !! به هر جهت شب را كرج ماندم .. و روز بعد به آقاي فولادوند زنگ زده و از او خواستم سايت من را چك كند ... او گفت سايت مرتب است .. گفتم بخش كامنت ها منتشر نمي شود .. او آن را هم چك كرده و حتي يك پاسخ به كامنت آقاي جهانباني نوشت .. و آزمايشي فرستاد .. وقتي گفت مشكلي نداره .. انگار خدا دنيا رو به من داده .. از طرفي وقتي خونه رسيدم .. ديدم جناب آريا اي ميلي فرستاده و .... خب اين هم خبر خوبي بود .. اصلآ دلم نمي خواست با فرزند دوستي كه سال ها با هم پرواز داشته و نان نمك هم را در ماموريت ها خورده بوديم روبرو شده و خداي ناكرده درگيري ايجاد شود .. خب وقتي حل شد .. با خوشحالي امدم كامنت ها رو پاسخ دهم .. واي اگر بدوني چقدر كامنت جمع شده بود ... من عادت دارم ده تا ده تا پاسخ داده و با هم منتشر مي كنم .. خب ده تاي اولي رو پاسخ داده .. سري دوم كامنت شما بودم .. خيلي دلم مي خواست با يكي حرف بزنم .. خب چه كسي نزديك تر از شما ... !؟
    و شروع كردم يك بحر طويل بلند بالا برات نوشتم .. ولي خب قسمت نبود و همراه با ديگر كامنت ها پاك شد .. اگه بگم با چه ناراحتي از خستگي دم دماي صبح سر به بالين گذاشتم ..
    الان هم مي خواهم پست جديد رو آغاز كنم .. ولي كامنت ها هنوز تمام نشده است ساعت نزديك به دو بامداد است .. از عصر يك سره سرگرم پاسخگويي هستم .. ولي خيلي از كامنت ها مربوط به پست هاي قديمي است كه علي رغمي كه گفته بودم پاسخ نخواهم دا ، دلم نيامد .. و هي مرتب مي نويسم ..
    اگه تمام شد ، پست جديد رو شروع مي كنم
    موفق باشي فريده جان عزيزم

    سلام جناب مدرسی
    من برای مسافرت اومدم شمال کشور شهرستان پدری پست شما را نخواندم اما این درددل- شکایت یا هر چیز دیگری که با این ستوان آریا داشتی را خواندم

    هر چند نیاز نیست من در باب دفاع از جناب مدرسی چیزی بنویسم چون ایشان قلم شیوایی دارند و بحدی در انسان جسور وشرافتمندی هستند که این نوشته من نوعی توهین به ایشان محسوب میشود اما من به حدی از این توهین عصبانی شدم که دیدم نمی توانم چیزی ننویسم بهمین علت با عذر خواهی از جناب مدرسی مطالب زیر را می نویسم.

    ....................
    ........................
    ............................
    ......................
    ............................
    پدرت یه قهرمان بود در نظر من
    سعی کن بخاطر او هم شده خودت را اصلاح کنی!!!
    پاسخ
    آريا با يك دنيا پوزش از شما .. كه مجبور شدم به دليل بر طرف شدن مشكلات و حل كدورت ها ، دفاعيه شما رو كه توهيم اميز هم نبود حذف كنم ..
    شايد در اين ماجرا من بيشتر مقصر بودم كه خوب نتوانستم ابعاد شخصيت خلبان مورد نظر را كه اتفاقآ از دوستان نزديك خودم هم بود ، بهتر تشريح نمايم .. من قصدم اين بود بگويم سياوش گول آمريكايي ها را نخورد و شرافتمندانه به كشور برگشت .. اما ظاهرآ به دلايل خستگي ، عدم اگاهي كافي از واقعيت ها .. كم تجربگي و همه و همه دست در دست هم داد تا فرزند دوست عزيزم .. از من برنجه .. و چون نمي دونست دوست پدرش هستم . جواني كرده و سخناني به لب آورد .. اشتباه بعدي من اين بود كه ان را در زير مطلب ام مطرح كردم ... و باعث ناراحتي شما جوان هاي عزيز شدم .. آخه راستش رو بخواهيد من جز شما دوستان با وفا كسي رو در اين دنيا ندارم ... خدا رو شكر ختم به خير شد .. ولي در اين سوء تفاهمي كه پيش امد متوجه شدم چه دوستان صميمي و يك دلي دارم .. و اين بهترين پشتوانه براي من است .. خانه ندارم .. به جهنم كه ندارم .. پول و پس انداز ندارم .. به درك كه ندارم ... ولي پشتوانه اي كه به سبب آشنايي با شما عزيزان پيدا كرده ام به دنيا مي ارزد .. و من حس مي كنم كه خيلي خوشوقت هستم
    دست همه شما ياران رو مي بوسم

    با سلام.
    يه سوال دارم خيلي خلاصه عرض مي كنم.
    آيا در هواپيما وسيله اي هست كه با آن بتوان در تاريكي مطلق كه حتي چراغ باند هم روشن نباشه باند رو پيدا كرد( هم از نظر ارتفاع با باند و هم فاصله و هم جهت باند)
    ممنون
    ياعلي
    پاسخ
    امير جان عزيزم .. هواپيماهاي امروزه رو نمي دونم .. چون خيلي وقت است كه اخبار جديد مربوط به تجهيزات جديد رو نخوانده ام .. اما در زمان ما هواپيما ها قادر بودند بدون اين كه چراغ باند روشن باشد در باند فرود آيند .. ما خودمان چند بار در زمان جنگ بدون اين كه چراغ هاي باند روشن باشه در پايگاه دزفول به زمين نشستيم .. منتها بايد اين توضيح رو بدهم كه ما با سيستم هاي ناوبري خودمون تا نزديكي هاي باند مي امديم .. ولي براي نشستن ، از پائين ما رو راهنمايي مي كردند .. كه اين عمل را اصطلآحآ " ويكتور " مي گويند .. يادم باشه در مورد يكي از همين فرود هاي بدون چراغ حتمآ يك پست بنويسم .. فكر مي كنم براي جوان هاي عزيز جالب باشه .. امير جان يادت نره حتمآ به من ياد آوري كن .. ممنون مي شوم

    سلام کاپیتان.سلامتین انشا الله؟روم نمیشه بگم ولی قسمت سوم کامنت قبلی منو یادتون رفته جواب بدین!!در مورد لباس خلبانی ازتون پرسیدم.پسر خالم خیلی میخواد یه ست کامل با کیفشو داشته باشه!!از کجا میتونه بخره؟آکادمی خودم به بیرونی ها نمیده!با اجازه.علی کلانتری.00:10 بامداد.خلبان PPL
    پاسخ
    علي جان شرمنده كه حواس ام نبود همه پرسش هاي شما رو پاسخ دهم
    اون زمان كه ما در نيروي هوايي بودم ، يكي از همكارانمان يادش به خير .. همه نوع تجهيزات پروازي رو خيلي ارزان و منصفانه مي فروخت ... به طور كلي هر كسي از هر پايكاهي لباس يا پوتين و دستكش و خلاصه هر تيكه وسايل مربوط به پرواز رو مي خواست .. اين دوست ما ان را تهيه كرده و به آن ها مي فروخت .. بعد از اين كه بازنشسته شد .. يكي ديگه از دوستان جديدي مان .. كه در باره اش نوشتم .. او اين كار رو انجام مي داد .. معمولآ از خود همكاران مي خريد يا خارج كه مي رفت .. فقط اين ملزومات رو تهيه كرده و مي فروخت كه شنيدم او هم بازنشسته شده است .. بچه هاي جديدي رو من نمي شناسم
    مگر آقاي جي اس اف عزيز .. كسي رو بشناسه و به ما معرفي فرمايد
    باز هم سعي مي كنم از دوستانم بپرسم .. ولي مطمئن هستم دوست عزيز ما جي اس اف مي تونه ترتيب اين كار رو براي شما بدهد
    موفق باشي عزيزم

    سلام جناب مدرسی . امیدوارم که در سلامتی کامل به سر ببرید . خوشحالم از اینکه مشکل شما در رابطه با جناب آریا حل شد. جناب مدرسی متاسفانه هنوز آقای فولادوند به بنده ایمیلی نزده اند . من تنها کاری که برای این بچه ها می توانم انجام دهم این است که لینک بین دوستان رو برقرار کنم . من منتظر تماس ایشان هستم . جناب مدرسی مثل اینکه قرار نیست جناب بیات با ما همکاری داشته باشند و یا گشایشی در کار پیش بیاید . من باز هم برای ایشان پیغام فرستادم و تماس هم گرفتم که یا خط ایشان مشغول هست و یا ایشان جواب نمی دهند لطفا بگویید که ما در این رابطه باید چه کار انجام دهیم و تا چه مدت باید صبر کنیم . از شما می خواهم که اگر ایشان را دیدید بگویید که بامداد بسیار بابت این قضیه دلگیر است . اما خواهش می کنم که بگویید در این رابطه تکلیف ما چیست ؟ آیا کاری به این بزرگی بعد از این که عده ای جوان عاشق دلخوش به شعارهای زیبا شده اند محکوم به ... است . از شما کسب تکلیف می کنم ...


    قابل توجه جناب فولادوند :

    Senior.3.6570@gmailcom
    پاسخ
    بامداد عزيزم ... خيلي ممنون از محبت شما .. پسرم شما حق داري
    در رابطه با جناب بيات .. راستش من هم مدتي بي اطلاع هستم .. و من هم ده روزي است كه موفق نشده با او تماس برقرار نمايم .. اما آقاي فولادوند .. مشكلي نيست .. راستش به دليل همين مسايلي كه پيش امد ، يادم رفت به او بگويم كامنت ها رو بخونه .. ولي چشم فردا بعد از ظهر حتمآ به او خواهم گفت با شما مكاتبه كنه ..
    من اگر به هر دليل تو اين هفته نتوانستم با آقاي بيات ارتباط برقرار كنم .. به دوستم مدير عامل آكادمي پرواز زنگ خواهم زد .. لطفآ شما حتمآ به من ياد آوري كنيد .. چون مي دوني بد جوري گرفتارم
    موفق باشي

    سلام کاپیتان.
    در مورد کامنت قبلیم، فقط قصدم این بود که شما بخونین که الحمدلله خوندین.
    مطالب این کامنت رو فقط محض اطلاع دوستان عرض میکنم. اگه ناقص میگم شما تکمیل کنید و اگر لازم دونستید اطلاعات ریز ترشو از پدر میگیرم و بیان میکنم.
    هر چند وقت، دستگاههای جدیدی تهیه شده و برای امنیت پروازها بر روی کلیه هواپیماها نصب میشه. معمولا ضرب الاجلی برای کلیه شرکتهای هواپیمایی تعیین میشه که در صورت عدم نصب دستگاههای مذکور اصطلاحا هواپیماها زمینگیر میشوند. اگه خاطرتون باشه چند وقت پیش پروازهای ماهان به اروپا تعلیق شد. دلیل این قضیه هم همین بود که دستگاههای جدیدی که امنیت پروازها رو تامین نیکنه بر روی هواپیماهای ماهان نصب نشده بود و پس از نصب پروازها از سر گرفته شد.
    به عنوان مثال اگر اشتباه نکنم در هر 1000 پا ارتفاع پروازی تنها 2 فروند هواپیما میتوانستند از روی هم عبور کنند که پس از افزایش ترافیک پروازی با نصب دستگاهی(که متاسفانه اسمش در خاطرم نیست) فاصله هواپیماها کمتر شده و تعداد بیشتری هواپیما در این فاصله 1000 پایی از روی هم عبور میکنند.
    یا مثلا دستگاههای دیگر که فاصله تا ابتدای باند و دیگر اطلاعات مورد نیاز را در اختیار خلبان قرار میدهند.
    امیدوارم تکمیل بفرمایید گفتار ناقص منو و اگر لازم دونستید میتونم نام دستگاهها و وظایفشون رو هم برای اطلاع دوستان ارسال کنم.
    ارادتمند - بابک
    پاسخ
    حيلي ممنون بابك جان .. نه شما ماشاالله تكميل و عالي اشاره كردي .. فقط يك نكته رو در اين زمينه اضافه كنم كه طبق قوانين بين المللي براي اين كه هواپيما ها در سراسر دنيا در يك ارتفاع قرار نگيرند ، تمام مسير هاي رفت با برگشت هزار پا اختلاف دارند .. اگر هواپيمايي رو به شمال برود ارتفاع زوج و بر عكس اگه به سمت جنوب بره ارتفاع فرد است و همين طور به شرق و غرب ... كه با رعايت اين نكات اگر دستگاه هاي كنترل هم اشتباهي بكنند ، هواپيما ها به هم شاخ به شاخ نمي شوند
    ممنون از شما بابك جان

    سلام استاد ارجمندم....جناب مدرسي
    جناب مدرسي عزيز تلفن بنده را كه داريد.لطف كنيد تماس بگيريد و آدرستونو بديد تا در اسرع وقت مزاحمتون بشم.
    خيلي خيلي مشتاق ديدار شما هستم.
    منتظر هستم
    پاسخ
    چشم داود جان
    حتمآ ... راستش چند روزي است بچه ها مسافرت رفته اند . و من تنها منتظر يك تماس تافني هستم ... ولي چشم حتمآ مزاحم شما خواهم شد
    موفق باشي داود عزيزم

    سلام جناب کاپیتان مدرسی
    من همون دانشجوی خلبانی هستم که 2 روز پیش براتون کامنت گذاشتم و پاک شد.
    ضمن تشکر مجدد بابت مطالب مفید و زیبا و جذاب سایتتون ازتون جند سوال دارم.
    یکی اینکه آیا شما آقای کاپیتان میراسان و آقای کاپیتان غیب الله رشیدی و کاپیتان ظهرابی و همجنین آقای بهرام نژاد که 30 سال است کنترلر مهراباد هستند رو میشناسید؟
    دوم اینکه در مورد اون سانحه ی سال 58 هواپیمای 727 که به کوه های لشگرک بخورد کرد من از زبان همین جناب بهرام نژاد که از اساتید بنده هستند شنیدم که بعد از این سانحه وقتی که بدن نیمه سوخته ی بنت رو کالبد شکافی کردند فهمیدند که 57% الکل مصرف کرده بوده و کاملا موضوع تعمدی بودن این سانحه از جانب برج مبنی بر دستمزد کم رو تکذیب میکردند.ممنون میشم اگه توضیحی در این باره بدید.
    با تشکر فراوان
    پاسخ
    محمد رضا جان .. من در كامنتي كه متآسفانه نا خواسته پاك شد توضيح دادم .. كه متآسفانه حضور ذهن ندارم .. خيلي از اين اساتيد محترمي كه نام بردي ، ممكنه از روي چهره بشناسم و نتونم چهره با نام ها رو تطبيق دهم ..
    اما در باره سانحه لشكرگ عرض كنم ... پسر عزيزم .. در روزگاري كه من در امريكا دانشجو بودم ، عملآ به چشم خودم مي ديدم كه حتي به بچه هاي شير خوار هم مشروبات الكلي مي دادند !! و اين براي من خيلي عجيب بود .. اگر با چشمان خودم نمي ديدم ، شايد هرگز باور نمي كردم .. بله با اين مقدمه مي خواهم بگويم اكثر مردم اروپا و آمريكا در شبانه روز مشروبات الكلي صرف مي كنند .. و اگه آزمايش شوند حتمآ بيش از 60 درصد الكل در بدن آن ها مشاهد مي شود .. منظورم اين است كه آن ها با الكل زندگي مي كنند .. و چيز عجيبي نيست .. و البته هيچ گاه مانند ايراني ها افراط نمي كنند .. هميشه در حد تعادل مي خورند ... حتي اگه دقت كني در ايرلاين ها به مسافران هم مشروب مي دهند .. پس وجود الكل نمي تونه عامل سانحه براي خلباني با تجربه چون بنت باشه ... ضمن احترام به نظر استاد شما .. عرض مي كنم همان شب ما هم از سمت مخالف به تهران رسيديم .. ما از تبريز مي امديم .. و آن ها از مشهد .. هوا خيلي خراب و سطح مه پيش از اندازه پائين بود .. و بايستي عوامل زميني ويكتور مي دادند .. اما آن ها تعمدآ اشتباهي راهنمايي كرده تا به خواست هاي سياسي خود كه اول انقلاب مد شده بود و در اعتصاب به سر مي بردند ، توجه شود .. من همان موقع در روزنامه اطلاعات طي گفتگويي اعلام كردم كه دستگاه ها خاموش بود و ويكتور هم اشتباهي داده مي شد .. به طوري كه ما يك بار روي پارك ارم در آمده و دفعه دوم روي كارخانه شير پاستوريزه !!‌دفعه سوم بدون توجه به اطلاعات زميني ، از نور مشعل پالايشگاه تهران خود را تنظيم كرده و با احتياط ارتفاع كم كرديم .. و دقيقآ روي باند در امديم ... و مجبور شديم ان جا رو نشان گذاشته و در دور بعد فرود امديم ... در آسمان كه بوديم با بنت كه از مشهد مي آمد و او هم در حال هولدينگ بود ..پرسيديم كه سيستم وي او آر و آي ال اس خود رو چك كند .. وي دفعه اول قبول نكرده و گفت ... من سرم شلوغه .. بعد از دقايقي گفت .. كار نمي كند .. و ما فهميديم كه كه ايراد از سيستم قارقارك ما نيست بلكه سيستم هاي زميني خاموش هستند ... به هر حال ان گونه كه شرح دادم ما نشستيم .. حتي يادمه شب در يك ميهماني كه منزل اقوامم بود وقتي رفتم همسرم را به خانه بياورم .. گفتم كه امكان داره امشب هواپيمايي زمين بخوره .. و همه به من خنديدند كه چطور شما با ابوطياره تان سالم نشستيد ولي ايران اير زمين بخوره .... كه صبح روز بعد يكي از همسايگان قديمي ما كه مي دونست اغلب پرواز هاي مشهد رو من مي روم .. آمد ببينه من سالم هستم يا نه .. ؟ كه تا گفت شما سالم هستي .. خواب آلود گفتم ايران اير خورده زمين ؟
    محمد رضا جان .. من با اطمينان همان موقع اعلام كردم صداي ما در جعبه سياه هواپيما ضبط است .. كه يادمه مدتي مي گفتند جعبه سياه گم شده است .. ولي بالاخره جعبه پيدا شد .. در خارج بررسي كردند و تمام پيش بيني بنده كه در روزنامه بيان كرده بودم صحيح از آب در امد و من را نيروي هوايي كه معلق كرده بود ، آزاد كرد .. اميدوارم قانع شده باشي .. مسلم است همه از صنف خود دفاع مي كنند .. و اين موضوع تازه اي نيست .. شركت هاي بيمه به اين راحتي خسارت نمي دادند ...

    با سلام خدمت کاپیتان مدرسی
    من مدت زیادی است که از مطالب وبسایت شما استفاده می کنم ولی اولین باری است که کامنت می گذارم به نظر من شما باید با فرد مورد نظر برخورد کنید. با تشکر از مطالب پربارتان
    پاسخ
    نويد جان عزيزم .. خيلي خوشحالم كه شما دوست نازنين از خوانندگان قديمي سايت هستي .. پسرم .. من از همون ابتدا هم دلم نمي امد با فرزند دوست و همكار قديمي ام برخورد قانوني كنم .. ولي تنها براي اثبات اين كه به او ثابت كنم من هيچ گاه شرافت خودم را نفروخته ام ، قصد داشتم از طريق قانوني و با استفاده از وكيل پايه يك با تجربه پي گيري نمايم ... اما زماني كه اي ميل اش آمد و نوشت كه پدرش من را مي شناسه و ........ متوجه شدم كه او از روي عصبانيت سخني گفته و منظور خاصي نداشته .. ضمن اين كه من بخشي از كناه رو هم به كار خودم ربط دادم كه نتوانسته ام در نوشته خود اصل مطلب را ادا كرده به طوري كه اين پسر عزيز و با تعصب ، ناراحت شده و واكنش نشان داده كه اين امر طبيعي است .. خب خدا رو شكر وقتي هر دو به اشتباه خود اعتراف كرديم .. ديگه دليلي براي كدورت وجود نداشت .. من از اين حادثه درس گرفتم تا در باره همكاران قديم با احتياط سخن بگويم ... و او هم حتمآ متوجه شده كه اين گونه تهمت ها رو به هيچ كس نزند .. به هر حال از شما ممنونم
    لذتي كه در دوستي و صلح است ، در چيز ديگري نيست
    موفق باشي فريد جان عزيزم

    سلام خدمت سرباز وطن
    می خواستم بپرسم که جی میل شما درست شد یا نه؟ یک چند نکته بود که می خواستم برایتان بفرستم. البته نه فوری است و نه اضظراری بلکه بیشتر اطلاع رسانی است.
    ممنون
    پاسخ
    پسر عزيزم جناب نادر جان رضوي
    با تشكر از شما كه هميشه لطف شما شامل بنده حقير و سايت ام است .. عرض كنم كه متآسفانه خير .. و من گمان مي كردم فقط من مشكل دارم .. تا اين كه جناب مهندس فولادوند فرمودند مدتي است گوگل در ايران دچار مشكل شده است .. و همانند ياهو كه ان هم اين اشكال رو داشت .. بزودي برطرف خواهد شد .. باز هم از شما تشكر مي كنم
    موفق و مويد باشي

    سلام در مورد صحبتهای این جوون ضمن تائید بر حق پی گیری شما ، به نظرم اول مطمئن بشید سو تفاهمی پیش نیومده باشه، چون موضوع کمی شور به نظر می آد
    پاسخ
    بله .. دوست عزيز .. من بايد خيلي حواس ام جمع باشد .. چون مي دوني اين روز ها دنبال بهانه هستند .. و روي سايت هاي پر مخاطب كمي حساس مي باشند .. براي همين هميشه تمام لينك ها رو چك مي كنم تا مشكلي پيش نيايد .. و در اين مورد با هيچ كسي رودربايستي ندارم
    ممنون از كامنت شما

    شما هم چيزي بنويسيد
    • هر چي دلتان مي خواهد بنويسيد. اينجا مربوط به شماست اگر نظر خصوصي‌اي داريد لطف کنيد و از طريق اي‌ميل (behrouz.journalist at gmail.com) مطرح کنيد، ممنون.






    مشخصات حفظ شود؟

    از تگ‌هاي HTML هم مي‌توانيد در نظرتان استفاده کنيد.

     
    Copyright 2007 by Behrouz Moddaresi | Design by WebStudio | Powered By Movable Type 3.35